تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی
نگاه هفته 
پنجشنبه 11 مهر 1387 [2008.10.02]

مهرداد شيباني
m.shaibani@roozonline.com

برگرفته از "روز آنلاین"

http://www.roozonline.com

هواکمي سرداست و سردتر مي شود. تازه، هفته دوم پائيز است به سال 1387. يکي که نام رئيس جمهوري ايران را ‏دارد، از برابر ديوار شرم مي گذرد و پشت تريبون سازمان ملل مي رود.نمايندگان کشورهاي مختلف دنيا ـ حتي ‏فلسطيني ها- سالن را ترک مي کنند. حوصله شنيدن انشاي ديگري را ندارند.‏

دولت هاي ديگر کم بودند، حالا دارند کشورهاي عربي همسايه راکه به لحاظ تاريخي به خون ايرانيان تشنه اند، ‏تحريک مي کنند. يک مقام عالي رتبه پليس امارات متحده عربي درباره حضور نيروهاي مخفي ايران در کشورهاي ‏عربي حاشيه خليج فارس هشدار مي دهد. ژنرال ضاحي خلفان مي گويد: "ايران ممکن است بتواند به راحتي هسته هايي ‏از نيروهاي مخفي را در کشورهاي منطقه خليج فارس مستقر کند، در آن صورت کشورهاي عربي نيز قادرند اقدامي ‏مشابه در ايران انجام دهند. "‏

بي بي سي مي نويسد: "پيشتر از قول دو نماينده مجلس کويت نقل شده بود که نيروي قدس سپاه پاسداران در اين کشور ‏‏۲۵هزار عضو دارد."‏

در ميدان بهارستان که همفکران شيخ فضل اله نوري شيرهاي مشروطه اش رابرداشته اند، به مناسبت سالگرد آغاز ‏جنگ هشت ساله با عراق، موشک دوربرد موسوم به شهاب-۳ به نمايش عمومي گذاشته اند. و کم کم،گمان جهاني را ‏تائيد مي کنند که: "ايران به توانايي ساخت سلاح اتمي نزديک مي شود" و "ايران عليرغم پافشاري بر صلح آميز بودن ‏برنامه اتمي اش، به توانايي ساخت کلاهک اتمي نزديک مي شود."‏

البرادعي، که هاشمي رفسنجاني گزارش جديدش را "حركتي ظالمانه و فتنه‌اي جديد" خوانده بود با اشاره به توانمندي ‏بالقوه ايران براي توليد سلاح هسته‌اي مي گويد: "ايران کتاب‎ ‎آشپزي را دارد، اما مواد لازم براي آشپزي را نه‏‎!‎‏"‏
رويداد هاي بعدي نشان مي دهد که صاحبان "موادلازم" که قدرتهاي جهاني باشند، با استفاده از سياست "ماجراجويانه" ‏طالبان ايراني در راس قدرت، دارند براي ايران آشي مي پزند که رويش چند متر روغن ايستاده است.‏

روسيه درآغاز هفته مي گويد: "احتمالا در مذاکرات درباره ايران شرکت نمي کند" اما،بعد از مذاکره با خانم رايس ـ ‏وزير خارجه آمريکا - "ناگهان" در جلسه سران قدرت هاي جهاني براي صدور قطعنامه حضور مي يابد.‏

‏"چيني ها " ي نازنين دومين "متحد" جمهوري اسلامي که به نوشته "سايت امروز" ‏با همان روش روسيه عمل مي ‏کنند، تا جوهر امضاي دريافت 200درصد افزايش قيمت براي بزرگ راه تهران- شمال خشک مي شود، نرم نرمک به ‏جلسه مي روند. و قطعنامه چهارم تصويب مي شود. ‏

سعيد جليلي، دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران که انگار دارد تيتراول کيهان "برادر حسين" را مي خواند قطعنامه ‏جديد شوراي امنيت سازمان را "بيانيه‌اي چند خطي" و بدون نکته‌اي تازه توصيف مي کند.علي لاريجاني، رييس ‏مجلس شوراي اسلامي که سه قطعنامه چند صفحه اي براي ملت ايران به ارمغان آورده است، قطعنامه جديد را ‏‏"چرخش موذيانه" و "تفنن سياسي" گروه ۱+۵ مي نامد و نسبت به عواقب آن هشدار مي دهد.حتما سپاهي فيلسوف ‏مي داند که قطعنامه ها آنقدر کوتاه مي شود، تا به يک کلمه سه حرفي برسد:‏

‏- آتش...‏

و اوضاع نشان مي دهد او در اين فکر است تا با استفاده از تئوري جهانشمول "شکلات" جاي احمدي نژاد رابگيرد و ‏باکمک تجار موتلفه بجاي شکلات، اجناسي را مثل برنج وارد کند که ايران قرنها پيش صادرکننده اش به منطقه بود، ‏و يا درآن بخود کفائي رسيده بود مانند چاي و برنج و شکر. پارچه چادري سياه را هم بگذار همان کره وژاپن وارد ‏کنند که زنانشان از برکت "حجاب اجباري" محرومند.‏

‏ وقتي دبيرکل موتلفه درخواست "اعلام دخل و خرج دولت" را مي کند،علي لاريجاني مي گويد: "تقسيم پول نفت ميان ‏مردم، اقتصاد صدقه پروري است، کارهايي که جنبه‏‎ ‎شکلات براي اقتصاد دارد فقط سرگرمي است." و بعد به جلسه ‏مجلس مي رود که حرفهاي وزير نفت دارد را بشنود که: "براي واردات سوخت در شش ماه آينده به حدود هفت ميليارد ‏دلار بودجه نياز دارد."‏

و در همين حال، نامه طهماسب مظاهري که فقط چند روز است از رياست بانک مرکزي ايران، "رانده شده" منتشر ‏مي شود. به نوشته بي بي سي در اين نامه " وضعيت اقتصاد ايران دشوار و چشم انداز آينده نااميد کننده تصوير شده ‏است. در آن نسبت به رشد نرخ تورم، کاهش سرمايه گذاري، افزايش مصرف ارزي، کسري بودجه ابراز نگراني و ‏تاکيد شده که نرخ تورم در ايران به رکوردهاي جديدي رسيده و اين کشور «يکي از بزرگترين نرخ هاي تورم را در ‏بين کشورهاي دنيا» دارد."‏

‏ جمهوري اسلامي از اين دوش هاي آب سرد هم بخود نمي آيد. "ايران اسلامي" نخستين کشوري است دردنيا که به ‏استقبال جنگ مي رود؛ و تنهاکشور اسلامي که ماه رمضان را بجاي شادي و خنده ورقص، با اشک و اندوه برگزار مي ‏کند. در همه کشورهاي مسلمان با تکيه بر دانش و تقويم عيد فطر ازپيش معلوم است. درجمهوري اسلامي که رئيس ‏جمهورش با يک انشاي بچگانه تومار"ليبرال دمکراسي" را در هم مي پيچد، مردان عيا بدوشي که فقط دو سال از خود ‏خدا کوچکترند بر بام ها مي روند و با چشماني که خورشيد را نمي بيند، به جست و جوي ماه نو بر مي آيند. و تازه اين ‏روزهائي است که همه سخت سرگرمند. بعد از حراج و غارت ثروت بيکران کشور دارند بسرعت مقامات قدسي را ‏تقسيم مي کنند. مهدي خزعلي – که به نام پدرش شناخته است که قباي امام زمان را اول بار براي احمدي نژاد دوخت – ‏در نامه سرگشاده اي به رهبري مي نويسد: "شما که وارث آدم، نوح، ابراهيم، موسي، عيسي، محمد خاتم الانبياء ص ‏وعلي سيد الاوصياء ع مي باشيد"، "شما که از سلاله پاک پيامبران، اصلاب شامخه،ارحام مطهره و همنام مولاي ‏متقيان ابوالحسنين امام الکونين و الثقلين مي باشيد." ديگر اجازه ندهيد که تا مقام خدائي بالايتان ببرند که دارند مي ‏برند." و برادر حسين شريعتمداري که نمايندگي فروش دستمال يزدي را هم گرفته "در سر مقاله کيهان در باره ‏حضرتعالي" بنويسد: "بر دامن کبرياش ننشيند گرد!"‏

‏ "آيت اله خامنه اي" که سهل است، حتي آبدار چي کيهان هم به اين نامه جواب نمي دهد. خدا که معلوم شد، حتما احمدي ‏نژاد هم پيامبر است، چون منصوب خداست. بعد نوبت مي رسد به بقيه فرزندان امام زمان و اول ازهمه "عوض علي" ‏که بالاخره اعتراف مي کند مدرک دکترايش جعلي است. خبر جعلي بودن ليسانسش هم مي رسد. مي گويند حتي ديپلم هم ‏ندارد. "کميته چي" اسبق،اما زير سايه "بي بي" است که خود معادل فوق دکتراي جعل سند است و ضامن "سلامت" ‏انتخابات بعدي رياست جمهوري که محمد خاتمي اينهمه جوشش رامي زند.‏

بانک پاسارگاد هم درکشوري که "آزادي مطلق" در آن حاکم است، به افتخار شکل گيري "خلافت" اسلامي سکه مي ‏زند. آنهم سکه يک ميليون توماني تا روشن شود که نه تورمي در کار است و نه گراني. پشت سکه هم عکس تخت ‏جمشيد است. بد خواهان مي گويند که اين نقش ونگار به زبان بي زباني روحانيون جمهوري اسلامي را به مغ هاي ‏ساساني وصل مي کند که همين کارها را کردند و ايران را بر باد دادند. نبايد حرفشان را گوش کرد. واقعيت اين است ‏که بانک پاسارگاد هم چهار چنگولي مواظب ميراث ملي و تاريخي ايران است.، درست مثل شوراي شهر اصفهان ‏که"كانون مدافعان حقوق بشر" به آخرين شاهکارش اعتراض دارد: "تصميم و اعلام اخير شوراي شهر اصفهان مبني ‏بر عبور‎ ‎مترو از خيابان کهنسال چهارباغ برخلاف قانون و موازين کارشناسي حکايت مجـددي است از‏‎ ‎فاجعه قانون ‏گريزي و تـجاوز به منافع عمومي. اين تصميم، ميراث ملي و فرهنگي و‏‎ ‎تاريخي ايران را که اعتباري جهاني دارد، ‏مورد حمله قرار داده است‎.‎‏"‏

‏ اين حمله از داخل که سي سال است ادامه دارد، اخبار اين هفته بازهم از حمله خارجي مي گويد که فعلا تبليغاتي و ‏تدارکاتي است. ‏

آلمان و فرانسه اعلام مي کنند: "ايران به ماجراجويي اتمي خود پايان دهد." اين دو کشور بخشي ازمحور نظامي- ‏اقتصادي جديدي هستند که سرهنگ "مک کين" درمناظره خود با اوباما پيشنهاد کرد براي مبارزه با جمهوري اسلامي ‏شکل بگيرد و در گام اول شامل امريکا، فرانسه، آلمان، انگلستان مي شود. او اين محور را "جبهه کشورهاي داراي ‏سيستم دمکراسي" ناميد و تاکيد کرد که اين کشورها ارتش هاي مشترک، اقتصاد مشترک و آرمان هاي مشترک دارند. ‏
دو نامزد اصلي انتخابات آمريکا در اين مناظره که از تلويزيون هاي سراسري آمريکا پخش شد به شدت نسبت به ‏‏"خطر" برنامه اتمي ايران، بخصوص تهديد آن براي اسرائيل هشدار مي دهند.‏

مجلس نمايندگان آمريکا هم دراوج بحران مالي اين کشور، طرح جديدي با هدف گسترش و تشديد تحريم هاي اين کشور ‏عليه ايران تصويب مي کند که هدفش سرمايه گذاري خارجي در ايران است وتحريم هاي فعلي آمريکا را از صنعت ‏نفت و گاز فراتر مي برد و فهرست اقلام ممنوعه براي صادرات يا واردات را گسترش بيشتري مي دهد. ‏

مقامات اسرائيلي هم در روزهاي پاياني هفته مي گويند: "ايالات متحده اخيرا به اين کشور يک سيستم رادار پيشرفته ‏داده که در صورتي که ايران دست به حمله بزند، پيشاپيش به آنها هشدار خواهد داد. اين رادار قادر است حمله با ‏موشک هاي باليستيک را کمي بعد از پرتاب آن رديابي کند."‏

شايد هم براي مقابله بااين خطرات است که فرهاد رهبر با استفاده از تجارب امنيتي خود مشغول اعمال "محدوديت هاي ‏بي سابقه امنيتي در دانشگاه تهران واستقرار گيت هاي الكترونيكي براي کنترل عبور و مرور دانشجويان، اعضاي ‏هيات علمي و کارکنان دانشگاه" است، تا جائي که داد مصطفي تاج زاده را درمي آورد: "آقاي فرهاد رهبر! دانشگاه ‏پادگان نيست، گيت ها را جمع آوري کنيد. دانشگاه تهران را با وزارت اطلاعات مشابه گرفته ايد."‏

وبراي تکميل اين آش پر روغن، تنها خبرنگار فاکس نيوز کم است که او هم راه افتاده و بزودي به تهران مي رسد.‏
سر آشپزهاي امنيتي ماهر جمهوري اسلامي که اخيرا دفتر شبکه العربيه در تهران را به دليل "مواضع ضد ايراني" اش ‏تعطيل کرده اند و عليرغم تامين خواست هايشان توسط تلويزيون فارسي بي بي سي و ازجمله تعيين کادر تحريري، ‏هنوز به آن اجازه تاسيس دفتر در تهران را نداده اند،نه تنها به‎ ‎خبرنگار فاکس نيوز- متعلق به نئو کان ها - مجوز ‏فعاليت در ايران را داده اند، بلکه با نامه نگاري به برخي مراکز‏‎ ‎حساس کشور خواستار همکاري دستگاه هاي مختلف با ‏خبرنگار اين شبکه شده اند‎.‎

آش پر روغني است که در نيمه پائيز درحال جا افتادن است و زبانم لال اگرنوبت آوردنش بر سر سفره هاي مردم ‏شود،چنان دهاني از ايرانيان خواهد سوخت که حمله اعراب ومغولان پيشش به خربزه خراسان مي ماند.‏

رئيس جمهور اسرائيل در آغاز هفته ازپشت تريبون مجمع عمومي سازمان ملل مي گويد: "محمود احمدي‌نژاد خطري ‏براي مردم‎ ‎خود، براي منطقه، براي جهان است. او براي مردم و سنن ايران مايه شرم است‎."‎

ودر پايان هفته بايد پرسيد: "ما ايرانيان که حتي به اعراب و مغولان هم بي دفاع تسليم نشديم، چرانشسته ايم؟ چرا؟"‏

 

کردان؛ عين ديانت و سياست

نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com

noshabehamiri.jpg

آقاي علي کردان ـ يا شايد عوض علي کردان که از اين يکي پرونده فساد جنسي هم افشا شده و اتفاقا توسط برادر اقاي ‏احمدي نژاد ـ عاقبت در کمال‏‎ ‎‏"معصوميت" و البته "مصونيت" خبر از آن داد که "فريب" خورده و "رابط"ي براي او ‏مدرک قلابي گرفته است. اما اهميت اين ماجرا در "فريب"خوردگي آقاي کردان نيست، همه تاسف از آن است که امروز ‏‏"مصالح کشور" به سرنوشت اين "علي"ها و اين "رابط"ها گره خورده است. همان ها که سياست شان عين ديانت شان ‏و ديانت شان عين سياست شان است.‏

لازم نيست داستان آقاي کردان را تا روزهاي پيش از انقلاب پي بگيريم که تحقيقات نشان مي دهد، فوق ليسانس و ‏ليسانس و ديپلمي هم در کار نيست!او هم يکيست از همان ها که در روزهاي انقلاب، وقتي ديگران داشتند براي استقلال ‏و آزادي و رهايي زنداني سياسي و... جان مي دادند، به ضرب بازو، در کميته اي را هل دادند و وارد شدند و بر صندلي ‏کميته چي نشستند و ديگر برنخاستند.از اينان در همه جا بسيارند؛ آنچه پيگيري لازم دارد اين است که چگونه کار به ‏اينجا رسيد؟ ‏

چگونه سورنا هاشمي به جرم نشان دادن سند فساد مسئولي در دانشگاه زنجان، به زندان و محروميت از تحصيل ـ ‏تحصيلي که واقعيست ـ روبه رو مي شود، اما رسيدگي به جعل و دروغ يکي ازاين "علي" آقاها، که سال ها بر مسند ‏مهم ترين مشاغل در جمهوري اسلامي تکيه زده، گره مي خورد با "مصالح کشور"؟ ‏

چرا روستازاده اي محروم و بينوا، به جرمي جنسي از کوه پرت مي شود، اما سردار دستگير شده اي حين پيشنمازي ‏زنان عريان، حتي به سلولي کوچک "هدايت" نمي شود؟ چرا صدها و هزاران نفر به علت جرم هاي ريز مالي، نام شان ‏مي شود "مفسد في الارض" و بر دار مي شوند اما آِيت الله جنتي که سي سال است سرنوشت ميليون ها نفر را دگرگون ‏کرده، با يک "حلاليت طلبي متفرعنانه" مورد تمجيد و تحسين هم قرار مي گيرد؟ چرا...‏

بله؛ ما هم مانند آقاي کردان "به يكباره و با ناباورى كامل" اين روزها را مي نگريم و مي گوييم: "اين امر نه از جهت ‏اهميت مدرک مذكور" بلكه از بابت سياست و ديانتي که به اين روز افتاد، اهميت بسيار دارد؛ اهميتي در حد "مصالح ‏کشور". کشور ما. کشوري که در راس آن دولتي ست مکتبي که بي شک سر و ته داستان آقاي کردان را هم همان گونه ‏سر هم خواهد آورد که ديگرموارد را.‏

به ياد مي آورم پس از حادثه انفجار در دفتر نخست وزيري در دوران محمد علي رجايي و حجت السلام باهنر، آقاياني ‏از همين دست زير تابوت ها سينه مي زدند و گلو مي دريدند که: "دشمن در چه فکريه، ايران پر از کشميريه."‏

و کشميري همان کسي بود که بعدها خبر دادند در انفجار نقش داشته و پس از آن نيز از کشور گريخته است. آقايان اما ‏فکر مي کردند او نيز جزو "شهداي" انفجار دفتر نخست وزيريست و زير تابوت خاليش سينه مي زدند! اينک امروز ‏بايد گفت: حکومت "يکدست" پر از کردان هاست؛ همه هم از يکديگر سند و مدرک و فيلمي دارند براي باج خواهي و ‏‏"مذاکره". همه اسناد هم در صندوقخانه اين مجموعه مافيايي وجود دارد؛ از اسناد مربوط به فساد جنسي قاضي شهر، ‏سعيد مرتضوي تا اسناد فساد مالي مسئول توپخانه شهر، حسين شريعتمداري. از فهرست فسادهاي جنتي ها تا فيلم هاي ‏زارعي ها. ‏

حال در همين امروز که به گفته آقاي لاريجاني، اين "مطلب[پرونده جعل کردان ] ازنظرنمايندگان روشن شده" سئوال ‏اين است که آيا "مطلب" بر آنان نيز که گلو مي درند که سياست ما عين ديانت ماست، روشن شده؟ آنان نيز دريافته اند ‏که رسوايي اين طشت افتاده وهمه گيري صداي منحوسش، به جايي رسيده که بايد کاري کرد؟ فراتر از آن، با اين ‏نوبرها که هر روز از راه مي رسد و هنوز نوک کوه يخ ست، وقتي براي کاري کردن باقي مانده؟ ‏

آقايان! شما نيز مانند محسن کشميري، نه دفتر نخست وزيري، که ايران را به هوا فرستاده ايد؛پس بياييد و مانند او ‏مفتخر از کاري که کرده ايد، ايران ويران را به صاحبانش واگذاريد و بگذاريد زير تابوت هاي خالي تان کساني فرياد ‏بزنند: ايران پر از ديانت بود. پر از سياست بود. پر از مهرورزي، پر از اخلاق. پر از نوآوري، پر از شکوفايي، پر ‏از.....‏

باور کنيد بالاتر از اين سياهي، که خط به خطش را مديون شماييم، رنگي نيست. اگرآخرين شاه پهلوي مي گفت:حکومت ‏بر مشتي پابرهنه، افتخار نيست، حکومت به ياري مشتي کردان و زارعي و شريعتمداري و مرتضوي نيز افتخار نيست؛ ‏مگر آنکه همه کردان باشيد، همه زارعي، همه مرتضوي، همه شريعتمداري، همه جنتي، همه....‏

+ نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 2:9 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

نيما راشدان

نيما راشدان

برگرفته از "خبرنامه ی گویا"

http://news.gooya.com


روز سه شنبه آقای محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری اسلامی ايران و روز چهارشنبه آقای ون جيابو نخست وزير چين در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کردند.
کاش می شد که متن کامل اين دو سخنرانی در اختيار نمايندگان مجلس، فعالان سياسی، همه دولتمردان و تاثيرگذاران بر سياستهای جمهوری اسلامی قرار گيرد، تا آنها که به هر شکل مشغول نقش آفرينی در اين بازی خطرناک اند، بدانند که با خود، دوستان خود، همسايگان، شهروندان و هم ميهنان خود چه کرده و چه می کنند. آدمهايی که هر روز به سراغشان می آيند، دهها و صدها هزار ايرانی آبرومندی که از سر استيصال برای محمود احمدی نژاد و نمايندگان مجلس نامه سی دلاری گدايی می نويسند.
ون جيابو نخست وزير چين، دهها رهبر و نماينده حاضر در مجمع عمومی را مخاطب قرار داده چنين می گويد: ” رقم توليد ناخالص ملی چين در زمره بالاترين اقتصادهای جهان است، با اين حال، رتبه توليد ناخالص سرانه ما کمتر از يکصد کشور ديگر است، دهها ميليون چينی فاقد غذا و لباس کافی اند، چين هنوز يک کشور در حال توسعه است، سطح پايين توليد، کمبود منابع، انرژی و پيامدهای زيست محيطی تداوم روند توسعه را محدود می کند. “(۲)
کمی انصاف داشته باشيد! شما مشغول مطالعه نطق رهبران دو کشور از قاره آسيا هستيد. کشور نخست جمهوری خلق چين نام دارد، کشوری که فقط سال گذشته ۸۰۰ بيليون دلار سرمايه گذاری مستقيم خارجی جذب کرده است، سهم اقتصاد چين از سرمايه گذاری مستقيم خارجی ۱۲۶ برابر جمهوری اسلامی ايران است. چين که جای خود دارد، سهم جمهوری ترکيه ۱۷ برابر ايران است.(۱)
عنوان نطق نخست وزير « يک چين متعهد به اصلاحات، گشايش و توسعه صلح آميز » است. اصلاحات و توسعه اقتصادی دو کليد واژه نطق نخست وزير چين است. در نطق بسيار کوتاه آقای جيابو، واژه توسعه ۱۷ بار و واژه اصلاحات هشت بار تکرار شده است. نخست وزير چين زيربنای رشد اقتصادی چين را دو واژه و تنها دو واژه می داند : « اصلاحات و گشايش»
اجازه دهيد سخنرانی رئيس جمهوری اسلامی ايران را مرور کنيم؛ اولا: محمود احمدی نژاد تقريبا دو برابر و نيم نخست وزير چين سخن گفته است. (۳) ثانيا: آقای احمدی نژاد ۳۵ بار کلمه “خدا” را ذکر کرده و ۴۰ بار به واژه “خدا” ارجاع داده است. توجه کنيد هفته گذشته آقای خامنه ای نماز جمعه تهران را اقامه کرد ايشان مجموعا در دو خطبه طولانی نماز جمعه هيجدهم رمضان برای هزاران مومن روزه دار شيعه، ۲۴ بار واژه “خدا” را به کار برد، ايشان در آخرين ديدار خود با سفرای کشورهای اسلامی، تنها پنج بار از واژه “خدا” استفاده کرد، پنج بار ” خدا” در ديدار رهبر با نمايندگان کشورهای اسلامی و چهل بار خدا در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل در جمع ۱۹۲ کشور جهان. آقايان! می توانيد اين را توضيح دهيد؟ (۴)
نخست وزير چين، بزرگترين دارنده ذخاير ارزی در جهان، سرزمين خود را کشوری در حال توسعه -« a developing country» - می خواند که دهها ميليون نفر از مردمش با فقر و گرسنگی دست به گريبان اند و محمود احمدی نژاد کشوری که حتی توان تامين برق پايتخت خود را ندارد، کشور ايران را «country extremely and very developed and powerful»(۵) می خواند. من گمان نمی برم اين سخنان سخيف و مضحک برای خنداندن ديگران باشد، باور کنيد اعتياد به خودفريبی مهلکترين نوع اعتياد است.
خودفريبی چه دردی از شما دوا می کند؟ مشکل قطع برق و گاز را پايان می بخشد؟ پاسخ خشکسالی و نابودی جامعه کشاورزی است؟ راه حل مشکل واردات کالای ارزان و ورشکستگی صنايع داخلی است؟ آخر کدام حکومت فقط و فقط با اتکا بر دروغ و خودفريبی قادر به تداوم حيات خود شد که شما دومين اش باشيد؟
نخست وزير چين، يک کلمه و حتی کلمه، از تخاصم و تهديد نام نبرد؛ در نطق او واژه های صلح، اقتصاد جهانی، توسعه، همکاری و مشارکت بارها و بارها تکرار شد، کلمه به کلمه نطق وی درباره اقتصاد گلوبال و تاثير آن بر رشد چين و ديگر کشورهای درحال توسعه است. در مقابل رئيس جمهور ايران نطق خود را با آرزوی سلامتی برای امام مهدی شروع می کند و بلافاصله فوران واژه هايی نظير قتل، آدمکشی و نفرت آغاز می شود.
نخست وزير چين در نطق ۱۴۰۰ کلمه ای خود ۳۵ بار واژه چين را به کار برد.
رئيس جمهور ايران در سخنرانی ۳۲۰۰ کلمه ای خود فقط ۵ بار از کلمه “ايران” استفاده کرد که “۴″ بار آن تنها در يک پاراگراف برای توصيف فشار آژانس بين المللی انرژی هسته ای و حمايت مردم از انرژی هسته ای احمدی نژاد است، يعنی تنها جايی که او نيازمند نمايش کاذب حمايت ملی است. آيا نبايد نتيجه گرفت که رئيس جمهور ايران از بردن نام کشورش بيزار است؟ درست به همين دليل تنها “۶″ بار از ايرانيان ياد می کند و بازهم برای توصيف حمايت ايشان از برنامه هسته ای و ديگر هيچ. ۳۲۰۰ کلمه و تنها يک بار ذکر نام ايران، و آن هم به دليل موضوع انرژی هسته ای.
من نه از مخاطبان دائمی خود که از تحليلگران نزديک به نظام سوال می کنم؛ چرا يک رئيس جمهور بايد تا به اين حد از مردمی که به قول شما انتخابش کرده اند، متنفر و بيزار باشد؟ آيا ايشان و فردی که نطق ايشان را نوشته است و آن مقام عاليرتبه ای که ايشان را قبل از پرواز به حضور پذيرفته، و قطعا نطقشان را خوانده اند، همگی از سلامت عقلی و روانی برخوردارند؟
دومين واژه سخنرانی نخست وزير چين “چين” است، می دانيد اولين استفاده از واژه “ايران” چندمين لغت سخنرانی آقای احمدی نژاد است – واژه شماره ۱۸۱۰ او. و می دانيد واژه “فلسطين” چندمين واژه است؟ ۱۵۷ امين واژه . و می دانيد دردآور ترين بخش داستان کجاست؟ آنجا که همه رهبران سخنران مجمع عمومی، در نخستين دقيقه نطق با افتخار نام سرزمين خود را بردند، مانند رهبر چين. اما اين محمود احمدی نژاد بود که به عنوان تنها موجود حاضر در جلسه ۳۲۰۰ واژه غريب و غيرمعمول را بر زبان راند تا از تلفظ نام کشور خويش فرار کند.
نخست وزير چين حتی از يک کشور ديگر جهان به جز چين نام نبرد، رئيس جمهور ايران، فردی که تنها ۵ بار از کشور خودش نام برده است، ۶ بار واژه فلسطين، ۴ بار عراق، ۲ بار افغانستان و لبنان و شش بار صهيونيسم را به کار برد.
او حتی به اين بسنده نکرد و سراغ گرجستان و آبخازيای جنوبی رفت و سری هم به آفريقا زد و درباره استعمار آفريقا، آمريکای لاتين و کشورهای آسيايی سخن گفت، اما تنها از يک واژه مثل طاعون گريخت: ايران. و شرمگينانه بايد گفت که تنها يک موضوع در سخنان احمدی نژاد نيامد، ايران ، مردم ايران ، وضعيت مردم ايران و سرنوشت مردم ايران.
من می توانم برای دهها و صدها سطر، نتيجه گيری تکاندهنده خود از نطق رئيس جمهور ايران را ادامه دهم. می توانم فهم، شعور و درک او را با افرادی چون عبدالله گل و آصف علی زرداری و حتی روسای جمهور فقيرترين کشورهای آفريقايی مقايسه کنم. آنان که همه و همه آمده اند به نيويورک، تا با دست پر برگردند به کشورهای خويش و ثبات، توسعه اقتصادی و اشتغال برای مردمی که آنان را برگزيده اند، به ارمغان آورند. اما در اين ميان يک نفر و تنها يک نفر، با سودای ابلهانه رهبری جهان، جان و مال و زندگی هفتاد و پنج ميليون ايرانی را به بازی گرفته است.
دوستان من! دوستدار انقلاب اسلامی ايران باشيد يا معارض آن، چاره ای نداريد جز اذعان به اين حقيقت که از برکت افرادی نظير آقای ون جيابو، کشور چين ديروز نخستين فضانوردان خود را رهسپار کيهان کرد و حاصل شعور و کنش آدمهايی مثل احمدی نژاد، فروش نفت و صرف درآمد آن برای واردات کاندوم و سيب زمينی است. حاصل گفتمان احمدی نژاد قطع برق است، واردات سيب از مصر است و خودکشی کارگرانی که ماههاست حقوق دريافت نکرده اند.
قبول نداريد نطق نخست وزير چين آقای ون جيابو را با محمود احمدی نژاد مقايسه کنيد.(۶)

منابع :
۱- http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_received_FDI
۲- http://www.un.org/ga/63/generaldebate/china.shtml
۳- نخست وزير چين حدودا ۱۴۰۰ کلمه و محمود احمدی نژاد ۳۲۰۰ کلمه نطق کردند.
۴- http://www.leader.ir خطبه های نماز جمعه گذشته و ديدار خامنه ای با سفرای کشورهای اسلامی
۵- http://edition.cnn.com/TRANSCRIPTS/0809/23/lkl.01.html
۶- طبيعی است که نخست وزير يک حکومت سرکوبگر و مستبد نظير چين را انتخاب کردم تا نشان دهم حکومت ايران حتی عرضه و جربزه ديکتاتوری و تماميت خواهی را هم ندارند چه رسد به دمکراسی.

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط آریا  |