تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی
نامه انجمن دفاع از حقوق زندانيان به رييس قوه قضاييه و كميسيون اصل نود-

ايران ما - انجمن دفاع از حقوق زندانيان در نامه‌‏های جداگانه‌‏ای به رييس قوه قضاييه و رييس كميسيون اصل نود مجلس از مقامات قضايی خواست كه اجازه بررسی و تحقيق درباره واقعه مربوط به الهام افروتن، روزنامه‌‏نگار بازداشت شده را به نهادهای غيردولتی بدهند.
درخواست تحقيق درباره وضعيت الهام افروتن
به گزارش ايلنا انجمن دفاع از حقوق زندانيان در نامه‌‏های جداگانه‌‏ای به رييس قوه قضاييه و رييس كميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی از مقامات قضايی خواست كه اجازه بررسی و تحقيق درباره واقعه مربوط به الهام افروتن، روزنامه‌‏نگار بازداشت شده را به نهادهای غيردولتی بدهند.
در اين نامه‌‏ها خطاب به هاشمی شاهرودی و محمدرضا فاكر آمده است: همانطور كه استحضار داريد خانم الهام افروتن، روزنامه‌‏نگار ٢٠ ساله در تاريخ ٣/١١/٨٤ به اتهام دخالت در چاپ يك مقاله موهن در نشريه تمدن هرمزگان بازداشت گرديد. وی پس از بازداشت هيچ‌‏گونه ارتباطی با بيرون از زندان نداشت و عليرغم شايعات گسترده در رسانه‌‏های غير رسمی مبنی بر وجود بدرفتاری نسبت به او و يكی ديگر از روزنامه‌‏نگاران شاغل در اين نشريه توقيف‌‏شده، راهی برای ارزيابی صحت و سقم شايعات وجود نداشت. اكنون پس از سپری شدن تنها يك ماه از بازداشت نامبرده اعلام گرديده كه وی در زندان خودكشی كرده است و استاندار هرمزگان اين خبر را تاييد كرده است.
اين نامه می‌‏افزايد: انجمن دفاع از حقوق زندانيان وظيفه خود می‌‏داند كه از مقامات قضايی درخواست كند اجازه بررسی و تحقيق درباره اين واقعه به نهادهای غيردولتی داده شود تا در صورت صحت خبر، جلوی شايعات گرفته شود و در صورت عدم صحت آن متخلفين تحت پيگرد قرار گرفته و جلوی تكرار اين قبيل جرايم گرفته شود. بدون شك در صورتی كه فردی مرتكب جرمی شده باشد، بايد در دادگاه صالحه‌‏ای با رعايت تمام شرايط دادرسی عادلانه محاكمه شود اما خودكشی يك دختر جوان در مقطع بازپرسی، رخدادی علی‌‏الحده است كه بايد رسيدگی شود. هنگامی كه طبق اصل ٣٩ قانون اساسی به مجرم (حتی به مرتكبان جرايم سنگين) نمی‌‏توان اهانت كرد و حيثيت آنها محترم است، به طريق اولی جان آنها محترم‌‏تر است و اصل ٣٨ قانون اساسی نيز هرگونه شكنجه را مطلقا نفی كرده و مرتكب را مستحق مجازات می‌‏داند. واقعه مرگ زهرا كاظمی در زندان كه (به قول خود جنابعالی) هزينه‌‏های سنگينی را به كشور و به نظام جمهوری اسلامی تحميل كرد و با خطای يك نفر ملتی متضرر شدند, هنوز منتفی نشده است و اكنون اخبار مربوطه به الهام افروتن, نتيجه حتمی و مسلم عدم حضور وكيل در مرحله بازپرسی است. بدون شك در صورت امكان ملاقات خانواده با زندانی و مهمتر از آن در صورت امكان حضور وكيل در مرحله بازپرسی، جلوی اين وقايع و حوادث تلخ گرفته می‌‏شود.
در ادامه اين نامه آمده است: كشمكش بر سر اينكه آيا الهام فروتن شكنجه شده يا خودكشی كرده است، مسأله اصلی نيست حتی بر فرض اثبات خودكشی، محتمل است گفته شود چه شرايط برای متهم به وجود آمده كه ظرف يك ماه مرگ را به زندگی ترجيح داده است بنابراين مسأله اصلی ساز و كار پيشگيری از تكرار اين وقايع تلخ و غيرقابل جبران است كه با حضور وكيل در كليه مراحل دادرسی امكان‌‏پذير خواهد بود. اميد است علاوه بر موافقت با تحقيق در اين مورد اقدامات عملی برای جلوگيری از تكرار اين حوادث را اتخاذ فرماييد.
نگرانی انجمن صنفی روزنامه‌‏نگاران ايران از بازداشت‌ها
انجمن صنفی روزنامه‌‏نگاران ايران با صدور بيانيه‌‏ای در مورد بازداشت‌‏های اخير روزنامه‌‏نگاران، مراتب اعتراض خود را نسبت به صدور احكام سنگين عليه روزنامه‌‏نگاران، اعلام و از وضعيت مبهم الهام افروتن و ديگر روزنامه‌‏نگاران بازداشتی استان هرمزگان ابراز نگرانی كرد.
متن بيانيه انجمن صنفی روزنامه‌‏نگاران ايران به اين شرح است:
در هفته‌‏های اخير چند تن از روزنامه‌‏نگاران و نويسندگان مطبوعات در تهران در شهرستان‌‏ها بازداشت شدند. در تهران آقای علی افصحی به دنبال احضار به دادگاه انقلاب بازداشت و به نقطه نامعلوم برده شده است. آقای آرش سيگارچی، روزنامه‌‏نگار گيلانی در پی صدور حكم تجديدنظر مبنی بر سه سال زندان، به دادگاه احضار و بازداشت شده است. در بندر عباس هفت تن از روزنامه‌‏نگاران نشريه تمدن هرمزگان به اتهام انتشار مطلب توهين‌‏آميز دستگير و بازداشت شدند. خانم الهام افروتن يكی از دستگيرشدگان اين نشريه با وضعيت مبهم مواجه است. پاره‌‏ای گزارش‌‏های تاييدنشده كه به انجمن صنفی روزنامه‌‏نگاران ايران رسيده، حكايت از اقدام نامبرده برای خودكشی دارد. مقامات قضايی استان هرمزگان در برابر رواج اين شايعه سكوت اختيار كرده‌‏اند.
انجمن صنفی روزنامه‌‏نگاران ايران بدين‌‏وسيله مراتب اعتراض خود را نسبت به صدور احكام سنگين عليه روزنامه‌‏نگاران اعلام می‌‏كند و از وضعيت مبهم خانم الهام افروتن و ديگر روزنامه‌‏نگاران بازداشتی استان هرمزگان ابراز نگرانی می‌‏كند.
برای رفع اين نگرانی انجمن صنفی روزنامه‌‏نگاران ايران خواهان موافقت مسوولان قضايی با اعزام يك هيات از انجمن برای بازديد از محل نگهداری روزنامه‌‏نگاران استان‌‏ هرمزگان به ويژه تهيه گزارش دقيق از وضعيت خانم الهام افروتن است.
انجمن صنفی روزنامه‌‏نگارن ايران يك بار ديگر از مسوولان قضايی كشور می‌‏خواهد نحوه تعامل خود را با روزنامه‌‏نگاران با اصول مطرح قانون اساسی به ويژه اصل ١٦٨ قانون مطبوعات تطبيق داده و از هر گونه اقدام خارج از چارچوب‌‏های شناخته شده حقوقی و قانونی خودداری ورزند.
انجمن صنفی روزنامه‌‏نگاران ايران در انتظار پاسخ مساعد مسوولان قضايی برای اعزام هيات ويژه به استان هرمزگان به منظور تهيه گزارش از وضعيت روزنامه‌‏نگاران بازداشتی به ويژه خانم الهام افروتن است.
اطلاعيه روابط عمومی دفتر تحكيم وحدت پيرامون وضعيت مبهم روزنامه‌نگار جوان «الهام افروتن»
حدودا يكماه از حوادثی كه حول نشريه استانی «تمدن هرمزگان» شهر بندر عباس رخ می‌دهد می‌گذرد ، واقعه‌ای كه در نگاه اول اتفاق جدی به شمار نمی‌آمد و چنين به نظر می‌رسد كه مانند ساير حوادث بومی از اين دست اسباب فشاری بر مدير مسئول و فرصتی برای تسويه حساب‌های گروهی فراهم شده است ولی قضيه به اين سادگی‌ها فيصله نيافت و اخبار ضد و نقيض حول اين مسئله هرروزه در سايت‌های گوناگون خبری بازتاب ميافت و. ما جرا از آنجا آغاز شد كه در آخرين ساعات صفحه بندی نشريه مذكوربه مدير مسئولی «علی دير باز» يكی از نمايندگان اكثريت مجلس هفتم شورای اسلامی ، مطلبی تحت عنوان «مبارزه با ايدز را علنی كنيم » به قلم نويسندهای ناشناس با اسم مستعار «ف.م.سخن» از يكی از سايت‌های اينترنتی به صفحه بهداشت نشريه اضافه می‌شود مطلبی با لحنی طنز آلود كه كليت نظام جمهوری اسلامی ايران را به نقد كشيده بود ، پس از انتشار واكنش پيرامون آن مشخص گرديد كه خانم الهام افروتن مسئول ستون مطلب فوق الذكر با توجه به تيتر غير سياسی آن سهوا اين مطلب را روانه چاپ می‌كند و اين همه در حالی بوده است كه مدير مسئول نشريه با انتشار بيانيه خود را از مسئوليت مطلب مبرا و خواهان اشد مجازات برای عاملان اين قضيه شد. ظاهرا در ٣ بهمن «الهام افروتن» به همراه ٦ تن از كار كنان نشريه «تمدن هرمز گان» باز داشت و روانه زندان می‌شوند . «ف.م.سخن» پس از آگاهی از اين قضيه مسوليت نوشته را بر عهده می‌گيرد و بابت مطلب به نگارش در آمده عذر خواهی می‌كند ، از سوی ديگر خبر‌ها حاكی از آن است كه «الهام افروتن» مسوول ٢٠ ساله صفحه در زندان اقدام به خودكشی می‌نمايد و هم اكنون در اغماست و اين حادثه تلخ توسط استاندار هرمزگان تاييد می‌شود ، بدون اين كه پس از آن خبری مبنی بر زنده بودن يا نبودن خانم افروتن منتشر شود و تا كنون وضعيت او در‌هاله‌ای از ابهام باقی است.
هم اكنون سوالاتی چند پيرامون اين حادثه مطرح می‌شود:
١- به لحاظ حقوقی و از نظر قانون مسئوليت چاپ مطلب فوق الذكر بر عهده كيست؟ و آيا بازداشت «الهام افروتن» به عنوان مسوول صفحه امری قانونی بوده است يا خير؟
٢- آيا مدير مسوول نشريه می‌تواند با انتشار بيانيه و ابراز برائت نسبت به مطلب چاپ شده در نشريه خود از مسووليت مدنی و قاونی خود مبرا شود؟
٣- خود كشی «الهام افروتن» (بدون توجه به علل آن) به چه شكل بوده است؟ آيا مسوولين قضايی مسووليتی در قبال فراهم بودن اسباب خودكشی برای شخص زندانی بر عهده ندارند؟
٤- سكوت خبری و عدم ارائه اطلاعات دقيق پيرامون خودكشی «الهام افروتن» چه توجيهی در بر دارد ؟ به راستی فشارهای وارده بر شخص مزبور تا چه حدی بوده ، كه او را وادار به خودكشی نموده است ؟ و آيا اساسا «الهام افروتن» خود اقدام به خود كشی نموده است يا موضوع ديگری در ميان است؟
٥- در شرايط فعلی حال عمومی «الهام افروتن» در چه وضعی است؟ و آيا حق داشتن وكيل در دوران بازداشت برای او لحاظ شده است يا خير؟
دفتر تحكيم وحدت ، به عنوان ديده بان جامعه مدنی ضمن هشدار اكيد به مسوولين قضايی و امنيتی و اصحاب رسانه ، ابراز نگرانی شديد خود را از تكرار فاجعه‌ای ديگر چون مرگ «زهرا كاظمی» اعلام می‌كند و از تمامی گروهها و فعالين سياسی و حقوق بشر دعوت می‌نمايد ، نسبت به روشن شدن وضعيت «الهام افروتن» و ديگر كاركنان بازداشت شده‌ی نشريه «تمدن هرمزگان» اقدام عاجل به عمل آورند تا جامعه مطبوعاتی كشور بار ديگر شاهد حوادثی از اين دست نباشد.
روابط عمومی دفتر تحكيم وحدت
جمعه ٢٨/١١/٨٤
مدير كل زندان‌های استان تهران: شايعه خودكشی نويسنده نشريه تمدن، كذب است
سهراب سليمانی، مدير كل زندان‌های استان تهران در گفت‌و‌گو با خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره مطالبی كه درخصوص وضعيت نويسنده نشريه تمدن هرمزگان عنوان شده، اظهارداشت: خانم الهام افروتن، نويسنده نشريه محلی تمدن هرمزگان نه خودكشی كرده و نه اقدام به خودكشی و اخبار منتشره در اين زمينه كذب است.
وی افزود: اين فرد در حال حاضر در بند نسوان زندان اوين به سر می‌برد و حالش خوب است.
نامه مسيح علی‌نژاد به احمدی‌نژاد و درخواست آزادی الهام افروتن
دبير سرويس پارلمانی خبرگزاری كار ايران" ايلنا" در نامه‌‏ای سرگشاده خطاب به رييس‌‏جمهوری، خواستار اقدام ايشان برای آزادی الهام افروتن خبرنگار نشريه"تمدن هرمزگان" شد. متن كامل نامه مسيح علی‌‏نژاد به محمود احمدی‌‏نژاد:
جناب آقای محمود احمدی‌‏نژاد
رييس‌‏جمهوری اسلامی ايران!
با سلام و احترام
اعتراف می‌‏كنم نخستين بار است كه دوست دارم نام شما را به عنوان رييس‌‏جمهور خطاب كنم، چون اكنون واقفم كه فقط بار سنگين اجرای قانون اساسی و سوگندی كه برای اجرای كامل آن خورده‌‏ايد، كافی است تا كوه هم از زير بار چنين مسؤوليتی شانه خالی كند، توش و توان و تحمل برايتان آرزومندم.
جناب آقای رييس‌‏جمهور!
چه اهميتی دارد كه مانند بسياری از دوستان روزنامه‌‏نگارم در ايام انتخابات در مقابل عكس‌‏های شما بی‌‏تفاوت شانه بالا ‌‏‌‏انداختم و پس از انتخاب شما نيز سخت گريستم و گريستيم؟ مهم اين است كه شما اعتقاد به كريم خطابخش و پوزش‌‏پذيری داريد كه ستارالعيوب است و چون همسايه كه نمی‌‏بيند و می‌‏خروشد، می‌‏بيند و می‌‏پوشد. مهم اين است كه مسلمانيد و بايد در دولت به نام شما با دوستان مروت و با دشمنان مدارا شود.
سخن دراز نكنم كه می‌‏ترسم درازای سخنم موجب ابطال رسالتم گردد و مرگ دختر جوانی را به نظاره بنشينم كه شرح حالش بر آنم داشت تا قلم گيرم و با توكل بر خدا به شما نامه‌‏ای بنويسم كه "حركت كردن بهتر از ماندن است".
جناب رييس‌‏جمهور!
مجبورم تا از شخصی ياد كنم كه شايد باری از دوش روزنامه‌‏نگاران برنداشت اما در تاريخ خواهد ماند كه" سنگ صبور اين جماعت بود"، خاتمی را می‌‏گويم كه شما اكنون برجايش تكيه زده‌‏ايد با قدرت بيشتر و امكانات افزونتر.
انتخاب من در سوم تير شما نبوديد اما ترديد ندارم كه دوست داريد برای دختر بی‌‏گناهی كه از بدحادثه روزنامه‌‏نگار شده- و من مطمئن هستم كه اگر دينار و درمی داشت، هيچگاه دست به اين خطر خطير نمی‌‏زد تا كوس رسوايی‌‏اش عالم و آدم را بردارد- كاری بكنيد.
جناب احمدی‌‏نژاد!
الهام افروتن را نمی‌‏شناسم اما ترديد ندارم كه نه از سياست سر درمی‌‏آورد، نه قانون مطبوعات می‌‏داند و نه درك درستی از پذيرش مسؤوليت در رسانه داشت كه اگر چنين بود، به راحتی پشتش خالی نمی‌‏شد تا به عنوان مديرمسؤول پاسخگو باشد و مسؤول روزنامه....،.
می‌‏دانم 21 ساله است ، از سوم بهمن در زندان به سر می‌‏برد. به اتهام انتشار طنزی كه تاريخ ورود بيماری ايدز در ايران را سال 1357 اعلام كرده بود. اين مقاله پيش از اين بر روی سايت های اينترنتی انتشار يافته بود و دست اندركاران نشريه "تمدن هرمزگان" به اشتباه مطلب را در صفحه بهداشت شماره58 نشريه صفحه بندی كرده بودند.
كار روزنامه‌‏نگاری و رسانه‌‏ای طاقت‌‏فرساست و شايد طاقت افروتن در مسيری كه ما هرروز لمسش می‌‏كنيم، طاق شده و فرسوده گشته كه مرتكب چنين اشتباهی شده است، اشتباهی كه می‌‏دانم قابل توجيه نيست، نه برای او و نه برای مديرمسؤولی كه اين گونه مواقع بايد با جسارت مسؤوليت اشتباه رخ داده را برعهده بگيرد و پوزش بطلبد.
الهام افروتن، از جنس مرفهين بی‌‏درد نيست، از دار و دسته كوخ‌‏نشينانی است كه تار مويشان بر كاخ‌‏نشينان برتری دارد و اينك متهم به توهين به شخصيتی است كه اگر بود دست عطوفت برسر الهام‌‏ها می‌‏كشيد، او جوان است ، با هزاران آرزو، آرزوهايی كه جنس‌‏شان را حتما در سفرتان به اين استان‌‏ ديده و لمس كرده‌‏ايد.
آقای احمدی‌‏نژاد!
وقتی خبرنگار CNN مصاحبه شما را آنگونه تحريف كرد و شما خطايش را بخشيديد، جسارت يافتم تا از شما به عنوان مسؤول اجرای قانون اساسی بخواهم، تلاش كنيد بر خطای الهام افروتن هم به ديده اغماض نگريسته شود تا مبادا تنها نظاره‌‏گر غريب‌‏نوازی شما باشيم و خود سال‌‏ها بر اين خانه غريب افتاده باشيم.
آقای رييس‌‏جمهور!
من فقط به مادر پيرش می‌‏انديشم كه چه ‌‏كشيده و می‌‏كشد، وقتی سايه پدر هم بالای سر آن خانواده نباشد. صدای من، فرياد دادخواهی اوست و اكنون چشم انتظار اقدام از سوی شما كه مهرورزی را آيين گفت‌‏وگو قرار داده‌‏ايد.
اينك كه خيلی‌‏ها كمر همت بسته‌‏اند تا چهره‌‏ای خشن از مسلمانان نشان دهند، نگذاريم كه "ابليس پيروز مست سور عزای ما را به سفره نشيند."
اين روزها خبرهای خوبی از الهام افروتن نمی‌‏رسد، و حتی خبر خودكشی او را نيز كسی تكذيب نمی‌‏كند، الهام افروتن فرزند همين نظام است و چشم انتظار مهرورزی، حتی اگر مستحق اين مهرورزی نباشد.
مسيح علی‌‏نژاد

ناگفته هاي ماجراي تخريب حسينه‌ شريعت در قم ......به نقل از "میزان"

یکشنبه ۳۰ بهمن

پيرمرد گريه مي‌كند: «بيش‌تر از چهل سال است كه براي اهل بيت روضه مي‌خوانم. چهل سال است كه ذكر مصيبت اهل بيت مي‌گويم. از شهيدان مي‌گويم و از اسيران كربلا... اما ديشب فهميدم كه اين همه سال دروغ مي‌گفته‌ام؛ فهميدم كه تا به‌حال به مصيبت‌شان بي‌معرفت بوده‌ام. ديشب بود كه تازه فهميدم درد اسيري چه بوده است. تازه ديشب بود كه فهميدم در كربلا چه گذشته است.» حسينيه حالا ديگر ويران شده است. اما حكايت حسينيه ويران شريعت يكي از برگ‌هاي سياه تاريخ معاصر ايران است. حكايتي كه روايت‌هاي رسمي آن بويي از حقيقت نداشته‌اند.

سابقه حسينيه شريعت
حسينيه شريعت را آقاي سيد احمد شريعتي به وصيت پدر بنيان گذاشت. پدر آقاي شريعت، سيد محمود شريعت ، از اهل طريقت و علماي قم بوده است و مورد احترام بسياري از اهالي اين شهر مذهبي (چنان كه آمد نام خانوادگي آقاي احمد شريعتي از شريعت به شريعتي تغيير يافته است ولي هنوز بسياري از مردم سيد احمد شريعتي را با همان نام «شريعت» مي‌شناسند). وصيت آقاي شريعت به پسر اين بود كه خانه پدري و خانه عموي خود سيد عباس شريعت را كه به هم پيوسته بودند از ورثه بخرد و تبديل به حسينيه كند. سيد محمود شريعت در سال 1367 درگذشت و سيد احمد شريعت نهايتاً سهم وراث را پرداخت، منزل پدر و عمو را تجميع پلاك كرد و بناي حسينيه را در سال 1380 به پايان برد. از همان آغاز مقامات شهر در روند گشايش حسينيه مانع ايجاد كردند. شهرداري قم گفت كه تجميع صورت گرفته پذيرفته نيست و تنها تراكم يك بنا را قبول دارد. در همين روند كميسيون ماده 100 يك سال پس از ساخته شدن حسينيه (1381) به نفع شهرداري رأي داد و ساختمان پلمب شد.
مالك براي نقض اين حكم به ديوان عدالت اداري مراجعه كرد. اما ديوان هم به نفع طرف مقابل رأي داد. طرف مالك اما بنا بر شواهدي كه از همان آغاز پديد آمدن مشكل داشت مانند بار گذشته رأي تحت تاثير نهادهاي امنيتي بوده است. با اين همه چاره‌اي از گردن نهادن به حكم و پذيرش ادامه پلمب حسينيه در آن شرايط وجود نداشت. سيد احمد شريعت براي اين كه مشكل حل شود و حسينيه مطابق وصيت قابل استفاده شود به صورت رسمي آن را وقف كرد و به اين ترتيب ملك را از مالكيت خود خارج كرد و به مالكيت وقف درآورد و در وقفنامه خود را به عنوان متولي در زمان حياتش و قطب سلسله نعمت‌اللهي گنابادي در هر زماني به عنوان متولي آينده تعيين كرد (در حال حاضر دكتر نورعلي تابنده قطب اين سلسله است).
از نظر قانوني وقف مشكل را حل مي‌كرد. از آن گذشته طبق همين قوانين و بنا به قواعد شرعي متولي منصوص است و دادگاه حق عزل او را ندارد (ماده 79 قانون مدني نيز بر اين مسئله تاكيد دارد). تنها تغييري كه دادگاه مي‌تواند در توليت اعمال كند اين است كه نهايتاً در صورت اثبات عدم صلاحيت متولي كسي را براي توليت وقف به متولي منصوص ضميمه كند. علاوه بر اين تنها راه اثبات عدم صلاحيت متولي اين است كه او در جريان پرونده‌اي كيفري يا جنايي به حكم قطعي محكوم شده باشد. اين امر البته در مورد سيد احمد شريعت كه هيچ‌گاه چنين محكوميت نداشت صادق نبود. هيچ دادگاهي هم به اداره اوقاف مجوز تصرف ملك را نداده بود. به هر حال حسينيه باز هم در پلمب ماند تا شب عيد غدير امسال.
تصرف
شب عيد غدير براي صوفيان گنابادي هم مانند بسياري ديگر از گروه‌هاي صوفي و غير صوفي شيعه شبي مقدس است و معمولاً در اين شب مراسم دارند. آن‌ها هم اين شب و هم روز عيد غدير را در تكاياي مختلف‌شان در سراسر ايران مراسم داشتند. حسينيه شريعت اما هنوز پلمب بود و برخلاف گفته مقامات رسمي كسي از ايشان در آن‌جا مراسمي نداشت؛ قفل سه‌ساله ناگشوده مانده بود. با اين‌همه در اين شب، يعني شب بيست و هشتم دي‌ماه، گروهي كه در قم شناخته شده و مشهور هستند با همراهي گروهي از نيروهاي امنيتي به حسينيه آمدند و پلمب آن را شكستند. تصرف حسينه را در چنين شبي اقدامي تحريك آميز بود.
اندك شناختي از جايي كه مورد تصرف قرار مي‌گرفت و گروهي كه موقوفه‌شان غصب مي‌شد به سرعت اين را به ذهن متبادر مي‌كند كه متصرفان به قصد چنين شبي را انتخاب كرده بودند تا در حداقل زمان و به واسطه نزديك‌ترين مراسم گناباديه (در روز عيد غدير) خبر تصرف را به گوش فقراي اين سلسله در سراسر ايران برسانند. خصوصاً اين‌كه بسياري از مريدان سلسله گنابادي به مناسبت عيد غدير براي زيارت حضرت معصومه به قم آمده بودند كه طبعاً در جريان ماجرا قرار مي‌گرفتند و قطعاً اين خبر را به شهرهاشان مي‌بردند. گروه متصرف مورد اشاره هيئت «فاطميون» بودند.
هيئت فاطميون كه در قم گروهي است كه از طريق برخي اعضاي خود که از مريدان فکري مصباح يزدي هستند با موسسه «امام خميني» در قم كه متعلق به وي است، نسبت دارد. هيئت فاطميون داخل حسينيه شدند و مراسم خود را برگزار كردند. اقدام آن‌ها البته مورد اعتراض مالك و گروهي از نزديكان او قرار گرفت. فاطميون به وضوح دو اقدام غير قانوني انجام داده بودند؛ يكي اين كه وارد ملك ديگري شده بودند و ديگر اين كه براي ورود پلمبي را كه از سوي مقامات دولتي زده شده بود بدون اين كه تحول جديدي در پرونده رخ داده باشد شكسته بودند. سواي اين كه اصولاً اگر هم تحولي صورت گرفته بود هر گونه فك پلمبي بايد با نظارت مقامات قانوني و نمايندگان واقف صورت مي‌گرفت.
با اين همه چنين استدلال‌هايي هيئت فاطميون را حاضر به ترك محل نكرد. به‌نظر مي‌آيد كه آن‌چه نهايتاً در آن شب باعث ترك اعضاي هيئت شد تاكيد آقاي احمد شريعتي بر غصبي بودن محل بوده است و اين که آقايان نمازشان در اين محل صحيح نخواهد بود. به اين ترتيب اعضاي هيئت فاطميون براي خواندن نماز صبح به محل ديگري مي‌روند. برخي از اعضاي گروه فاطميون بعدها گفته بودند كه براي آن شب از آقاي «آقا تهراني» دعوت كرده بودند كه در حسينيه «فتح» شده برايشان سخنراني كند كه البته ميسر نشده بود و كس ديگري مي‌آيد. آقا تهراني كسي است كه صبح‌هاي جمعه در موسسه امام خميني (همان موسسه مصباح يزدي) دعاي ندبه مي‌خواند.
با وجود اين‌كه هيئت فاطميون محل را ترك مي‌كنند تا دست‌كم آشكارا در مكان غصبي نماز نخوانند، حسينيه در تصرف مي‌ماند و در روزهاي بعد هم كنترل حسينيه را حفظ مي‌كنند و اقدام به آوردن وسايلي به داخل آن مي‌كنند و حتي در بخشي از آن ديوار كشي مي‌كنند. تلاش‌هاي واقف براي تعيين تكليف بنا و رفع تصرف از آن به جايي نمي‌رسد. نه شهرداري و نه اوقاف مسئوليتي در قبال اين تصرف نمي‌پذيرند و عملاً هم اقدامي براي رفع تصرف از آن نمي‌كنند، و نه تنها اقدامي نمي‌كنند بلكه اوقاف ظاهراً تحت فشار يا نفوذ متصرفان مسئله جديدي در مورد پرونده طرح مي‌كند كه از نظر محتوا بسيار عجيب است: اوقاف مدعي مي‌شود كه «وقف» اين حسينيه اشكال دارد چرا كه واقف آن را به امور «عرفان و تصوف» اختصاص داده است! (در حالي که در تاريخ موقوفات اسلامي در ايران و ساير نقاط جهان اسلام، خانقاه‌ها و تكاياي صوفيه بخش عظيمي از از موقوفات را تشكيل مي‌داده‌اند و مي‌دهند). شكايت‌هاي نمايندگان واقف به جايي نمي‌رسد.
اوج گرفتن بحران
حسينيه تحت تصرف سرايداري داشت كه با همسر و فرزند نوزاد خود در آن‌جا زندگي مي‌كرد. متصرفان تلاش مي‌كنند فضا را چنان بر سرايدار و خانواده‌اش تنگ بگيرند كه به خواست خود محل سكونت‌شان را ترك كنند. پس از تصرف راه ارتباط اين خانواده عملاً با بيرون قطع مي‌شود چرا كه راه ارتباطي‌شان در اختيار متصرفان بود. آن‌ها اگر مي خواستند براي تهيه مايحتاج خود هم به بيرون از ملك بروند بايد از همين راه مي‌رفتند و البته اين احتمال كاملاً جدي بود كه اگر هر كدام براي هر كاري بيرون بروند ديگر امكان ورود نيابند. به‌اين ترتيب حتي رساندن غذا و مايحتاج روزمره به آن‌ها هم از بيرون صورت مي‌گرفت و هر چه مي‌آمد ابتدا به دست متصرفان مي‌رفت تا به آن‌ها برسد.
در اين مدت ديگر خبر تصرف به فقراي سلسله در همه نقاط ايران رسيده بود و آن‌ها به‌طور پراكنده به قم مي آمدند تا از وضع حسينيه خود مطلع شوند. مانند بسياري از موقوفه‌ها اين حسينيه هم با كمك‌هاي خرد و كلان متعلقان ساخته شده بود كه در اين مورد فقراي سلسله گناباديه از مناطق مختلف بودند بنابراين نگراني و تعلق خاطر ايشان به حسينيه هم كاملاً طبيعي بود. اين حرف از زبان دراويش سلسله به‌طور مكرر شنيده مي‌شد كه: «اصلاً مگر حسينيه مال آقاي شريعت است كه مي‌خواهيد از ايشان بگيريد؛ تك تك ما در خشت و گل اين حسينيه سهم داريم» .
در چنين فضايي متصرفان روز به روز به تحريك خود نسبت به فقراي سلسله ‌افزودند و از جمله عرصه را بر خانواده سرايدار تنگ‌تر ‌كردند. ابتدا آب را بر آن‌ها بستند و سپس در نهايت يك‌روز شير خشكي را كه از بيرون براي كودكشان فرستاده بودند به آن‌ها ندادند. اين اقدام كه براي وادار كردن خانواده سرايدار به خروج بود به نتيجه ديگري مي‌انجامد؛ فقراي سلسله كه در آن زمان در محل حاضر بودند و از محروم كردن نوزاد سرايدار آگاه شده بودند به داخل حسينيه هجوم مي‌آورند و آن را باز پس مي‌گيرند.
ميان‌پرده حيرت‌آور
تنها در اين روز يعني پنجم بهمن ماه بود كه فقراي سلسله گنابادي به حسينيه‌اي وارد شدند كه سه سال پلمب بود و نهايتاً هم به‌وسيله هيئت فاطميون پلمبش شكست و تصرف شد. چيزي كه گناباديان در آن‌جا مشاهده كردند برايشان حيرت‌آور بود و تناسبي هم با اسباب معمول هيئت‌هاي عزاداري نداشت؛ گناباديان با دستگاه‌هاي مونيتورينگ و شنود بسيار مجهزي مواجه مي‌شوند. شاهداني كه در آن روز وارد حسينيه شده بودند مي‌گويند كه «از روي مونيتورهاي نصب شده كه در آن زمان در حال كار بود مي‌شد رفت و آمد بخش وسيعي از شهر قم را زير نظر داشت و دستگاه‌هاي شنود هم ظاهراً قادر بودند كه تا فواصل زيادي را استراق سمع كنند.» اين مسئله آن‌جا اهميت فوق‌العاده مي‌يابد كه موقعيت مكاني حسينيه شريعت واقع در خيابان ارم، كوچه شريعت را در نظر آوريم: خيابان ارم مهم‌ترين خيابان قم است و حسينيه شريعت در نزديكي بيوت بسياري از مراجع قرار دارد. منزل آيت‌الله بهجت ديوار به ديوار حسينيه است؛ خانه مرحوم آيت‌الله شريعتمداري با آن فاصله بسيار كمي دارد؛ منزل آيت‌الله روحاني و منزل آيت‌الله شيرازي هم در نزديكي آن قرار دارد؛ و فاصله حسينيه با بيت آيت‌الله منتظري هم زياد نيست. به علاوه كتابخانه‌ها و مدارس علميه مهمي هم در آن نزديكي هستند از جمله كتابخانه مرحوم مرعشي نجفي و نيز كتابخانه و مدرسه متعلق به آيت‌الله مكارم شيرازي. به اين ترتيب حسينيه تبديل به مركزي براي شنود و تجسس در قلب قم شده بود.
گناباديان اما با ساده دلي تمام وسايل موجود را با حضور وكلايشان صورت‌جلسه مي‌كنند و به هيئت فاطميون تحويل مي‌دهند. از اين‌جا به بعد صورت بازي و سير وقايع كلاً تغيير مي‌كند. بازي ناخوشايندي آغاز مي‌شود.
خارج شويد، تحويل دهيد!
پس از اين‌كه اعضاي سلسله گنابادي وارد حسينيه مي‌شوند فشار و تهديد براي خروج از آن‌جا به آن‌ها آغاز مي‌شود. از اين‌جا اين اعضاي سلسله گنابادي هستند كه از سوي مقامات رسمي «متصرف» قلمداد مي‌شوند! اطلاعات قم از آن‌ها مي‌خواهد كه از محل خارج شوند. اين در حالي ا‌ست كه اعضاي اين سلسله آشكارا از سوي متصرفان تهديد و تحريك مي‌شوند. نوع تهديدها جاي شبهه‌اي باقي نمي‌گذارد كه قرار بر طي همان سير قانوني و تعيين تكليف رسمي موقوفه در كار نيست؛ از گناباديان مي‌خواهند از محل خارج شوند تا اين‌بار هيئت فاطميون رسماً در آن‌جا مستقر شود. خارج شدن به اين وضع از آن محل به معني از دست دادن حسينيه بود بي‌آن‌كه هيچ حقي براي آن‌ها كه آن را ساخته‌اند و صاحب اصلي‌اش هستند قائل شده باشند. اعضاي نگران سلسله هر روز بيشتر و بيشتر به قم مي‌آيند. اطلاعات قم نيز در ادامه فشارهاي خود وكلاي واقف (امير اسلامي، اميد بهروزي، غلامرضا هرسيني، و فرشيد يداللهي) را احضار و براي چهار روز، از هفدهم تا بيستم بهمن ماه، بازداشت مي‌كند.
وقتي آن‌ها را آزاد مي‌كنند تهديدي مشخص به ايشان ابلاغ مي‌شود: حسينيه بايد تا بيست و سوم بهمن ماه تحويل داده شود. در اين مدت گناباديان به هر دري مي‌زنند تا تظلم آن‌ها شنيده شود. از جمله گروهي از آنان نامه‌اي به مسئول دفتر رهبري در قم (آقاي ملكات) و دفاتر چند تن از مراجع ديگر مي‌دهند: «احتراماً اينجانبان امضاءكنندگان ذيل، عده‌اي از فقراي سلسله جليله نعمت‌اللهي سلطانعليشاهي گنابادي از آن‌جا كه به امر بزرگان سلسله، مكلف به تقليد از مراجع عظام مي‌باشند و از جهت اين‌كه رجوع به مراجع در تنگناها تمسك به عروة‌الوثقي است، بنابراين مراتب ذيل را جهت استمداد و رسيدگي به استحضار آن مرجع عالي‌قدر مي‌رساند... آن‌چه مسلم است فقراي اين سلسله هيچگونه تضادي نه با حكومت و نه با شرع انور اسلام – كه شما از مراجع عظيم‌الشأن آن مي‌باشيد- نداشته، بلكه هميشه از خداوند متعال توفيق روزافزون براي حضرتعالي و ساير مراجع و رهبر عظيم‌‌الشأن را خواستارند... اكنون كه تمام كفر و الحاد سعي در تضعيف نظام پربركت جمهوري‌اسلامي ايران دارند، ما به‌عنوان مقلدين مخلص شما؛ اولاً حمايت بي‌چون و چرا از نظام و قوانين جمهوري‌اسلامي و كشور پربركت ايران را اعلام؛ ثانياً از آن مرجع عظيم‌الشأن استدعاي استمداد و كوتاه نمودن دست افرادي كه قصد آزار و اذيت و و ايجاد نفاق بين مسلمين و شيعيان را دارند، داريم. بنابراين استدعاي بررسي و پيگيري مشكل را خواهشمند است...»
اما تظلم‌هاي ايشان به‌جاي نرسيد و كار به‌گونه اي ديگر رقم خورد.
روز واقعه
روز دوشنبه بيست و سوم بهمن خيلي زود فرا رسيد. چند صد تن از مريدان سلسله گناباديه در حسينيه و مقابل آن جمع شده بودند. يكي از آن‌ها مي‌گويد: «نوار مشكي زده بوديم به پيراهن‌مان يعني كه عزادار حسينيم. گل به دست گرفته بوديم يعني اين كه اگر ما را بزنيد ما جز گل چيزي نداريم كه به شما بدهيم. شيريني هم آورده بوديم با خودمان كه اگر از در آشتي درآمدند كام‌شان را شيرين كنيم.» آشتي البته در كار نبود. در مقابل مريدان سلسله كه از زن و مرد و پير و جوان جمع شده بودند نيروي انتظامي هم آمده بود. مريدان سلسله از شهرهاي مختلف خود را به قم رسانده بودند و در مقابل تعدادي چهار رقمي مأمور نيروي انتظامي هم از شهرهاي مختلف آمده بودند. در ميان آن‌ها كه با اتوبوس‌هايي مشخص، از شهرهاشان آمده بودند نيروهايي از تهران، كرمان، لرستان، و خوزستان قابل تشخيص بودند. براي كساني كه بوي حادثه را حس مي‌كردند اين تكثر نشان از امري ناخوشايند داشت؛ خصوصاً برخي مريدان سلسله كه خود اهل قم بودند اين مسئله را به گونه‌اي خاص تفسير مي‌كردند: «معلوم بود كه براي درگيري آمده بودند. آخر در قم همه آقاي شريعت [شريعتي] را مي‌شناسند. مامورهاي قمي هم بالاخره براي ايشان احترام قائل بودند و شايد دلشان مي‌لرزيد اگر قرار به درگيري با اطرافيان ايشان مي‌شد.»
يكي از فقيران سلسله كه پيش از حادثه از قم عزيمت كرده است مي‌گويد: «در راه آمدن بودم كه ديدم جلوي كلانتري‌هاي يازده و پانزده قم شلوغ است و ماشين‌هاي پليس ايستاده‌اند. ناگهان افسري را ديدم كه از قبل مي‌شناختمش. از ماشين پياده شدم و احوال‌پرسي كردم و سوال كردم كه چه خبر است؟ او كه تعلق من را به سلسله نمي‌دانست گفت كه ما آماده باشيم چون صوفيه در حسينيه‌شان جمع شده‌اند و قرار است "قلع و قمع" شان كنند. پرسيدم كي مي‌خواهد قلع و قمع كند، شما؟ گفت نه ما كه كاره‌اي نيستيم. حزب‌الله قرار است بكند ما هم بايد باشيم.»
رفته رفته گروهي از لباس شخصي‌هاي مجهز به بيسيم و باتوم هم جمع شدند. در ميان آن‌ها كه از معمم و مكلّا گرد آمده بودند دو نفر بلندگو به دست داشتند و با توهين و تهديد خطاب به جمعيت حرف مي‌زدند. يكي‌شان مداحي به نام سلحشور بود كه قمي‌ها مي‌شناختندش و ديگري معممي به نام شهشهاني كه براي كرماني‌ها خاطره تلخ قتل‌هاي زنجيره‌اي اين شهر را زنده مي‌كرد.
فضا بسيار تند بود و جمعيت مريدانِ گل به‌دست حالا ديگر آشكارا مي‌فهميدند كه مي‌خواهد آن‌ها را به واكنش تحريك كنند: «مي‌آمدند ما را هل مي‌دادند و مي‌زدند و فحش مي‌دادند. نه اين‌كه خودمان را فحش بدهند يا پدر و مادرمان را؛ به اقاي شريعت ناسزا مي‌گفتند. انگار برنامه داشتند كه جلوي ما كه به جناب ايشان ارادت داريم بهشان ناسزا بگويند تا ما را از جا به در برند. اما ما نمي‌خواستيم به هيچ قيمتي با آن‌ها درگير شويم. اصلاً قرارمان اين بود كه اگر هم ما را زدند ما به آن‌ها گل بدهيم...» محاصره ادامه داشت و توهين وتحريك و ضرب و شتم. مردم بي‌پناه همچنان با همان گل و شيريني و بعضاً با عكس‌هايي از رهبر پيشين و فعلي جمهوري‌اسلامي و عكس‌هايي از شهداي سلسله در جنگ با عراق در دست ايستاده بودند اما پراكنده نمي‌شدند. با تاريكي هوا حمله آغاز شد. «با باتوم برقي مي‌زدند، زن و مرد هم نمي‌شناختند. بر سرهامان مي‌زدند. بي‌هيچ ملاحظه‌اي مي‌زدند تا زير اين ضربه‌ها بميريم.»
بعد دورتادور حسينيه و بام آن را هم به آتش كشيدند. ديگر مردم واقعاً از اين ترسيده بودند كه گويي مهاجمان هيچ پروايي از كشتن يا سوزاندن آن‌ها ندارند. عده‌اي از مريدان براي اين‌كه راهي باز كنند و حلقه محاصره را بكنند كه در آتش نسوزند پس از ساعت‌ها كتك خوردن و پاسخي ندادن به سوي مهاجمان سنگ پرتاب كردند. با اين‌كار كه از سوي برخي مسئولان گزارش دهنده به دروغ به عنوان آغاز درگيري ياد شده است، عده‌اي راهي يافتند تا بگريزند. اما همان ها هم در فرار به حد مرگ كتك مي‌خوردند. خشونت مهاجمان بي حد و باورنكردني بوده است. به‌عنوان نمونه يكي از حاضران چنين مي‌‌گويد: «در كنار من خانمي بود كه كودك نوزادش را هم بغل كرده بود. يكي از آن‌ها به او حمله كرد و او را طوري هل داد كه بچه از دستش افتاد. من دويدم و بچه را برداشتم. ديدم بيچاره به خاطر اين كه گاز اشك‌آور به گلويش رفته خس خس مي‌كند. اما يك‌دفعه به من هم حمله كردند و يكي از آن‌ها بچه را از دستم گرفت و مثل انگار يك تكه دستمال را گرفته باشد آن را به جوي آب كنار خيابان انداخت.» مهاجمان قصد دستگيري همه تجمع‌كنندگان را داشتند و براي اين‌كار ده‌ها اتوبوس آماده كرده بودند كه جمعيت را كتك‌زنان داخل آن‌ها مي‌راندند.
مردم به هرسو مي‌دويدند تا فرار كنند. برخي مغازه‌ها مردم را به داخل خود پناه دادند؛ اما خود نيز مورد هجوم قرار گرفتند و خرد شدند تا پناهندگان بيرون كشيده شوند. عده‌اي توانستند به حرم پناه ببرند، اما نيروهاي امنيتي آن‌ها را در همان قسمتي كه جمع شده بودند محبوس كردند تا براي بردن‌شان اتوبوس بياورند. آن ها حسينيه را تصرف کردند. و منزل سيد احمد شريعتي را هم اشغال مي‌كنند. فردا روز كه حسينيه را به همراه خانه با بولدوزر ويران مي‌كنند، اسباب و اثاثيه خانه را هم بيرون مي‌ريزند و به آتش مي‌كشند. برخي از حاضران مي‌گويند كه خود سيد احمد شريعتي به دليل اين‌كه تهديد به مرگ شده بود از پيش منزلش را، در جنب حسينيه، ترك كرده بود.
صبح تيره
نهايتاً حدود 2000 نفر را دستگير كردند (استاندار قم اين رقم را 1000 نفر ذكر كرده است). تعداد دستگير شدگان براي جادادنشان بسيار زياد بود. از اين ميان حدود 300 نفر را به زندان «ساحلي» قم بردند. 500 الي 600 نفر را بدواً در هلال احمر قم محبوس كردند. عده‌اي را هم به پادگان‌هاي اطراف شهر از جمله پادگاني كه بالاي جاده تهران است بردند.
در اين ميان حكم بازداشت بيست نفر از جمله سيد احمد شريعتي و چهار وكيلش صادر شده است. به علاوه يكي از وكلاي اهل اين طريقت هم به نام اقاي بهمن نظري كه براي رسيدگي به كار دستگيرشدگان خود را از اهواز به قم رسانده بود به محض معرفي و ارائه پروانه وكالت دستگير مي‌شود!
در ضرب و شتم‌هاي حمله وحشيانه شبانه بسياري به شدت مصدوم شدند كه شمارشان دست‌كم به 400 نفر مي‌رسد، و خبرهاي نگران کننده اي از امکان فوت يکي از مصدومان که يك دبير آموزش و پرورش است به گوش مي رسد. فرداي واقعه يكي از اعضاي درمانگاه خيريه «صالح» در تهران، متعلق به سلسله گنابادي، بوده به «شوراي تأمين» استان قم مراجعه مي كند و از اين شورا نامه مي‌گيرد كه به ملاقات محبوسان برود و دستگيرشدگاني را كه حالشان وخيم است به تهران منتقل كند. اما واقعه‌اي كه براي او رخ مي‌دهد بسيار تلخ وتأسف‌بار؛ به محض اين كه در يكي از بازداشت‌گاه‌ها خود را به همراه نامه معرفي مي‌كند نه تنها اجازه انتقال كسي را نمي‌يابد بلكه خود او را چنان كتك مي‌زنند كه به حال نزع مي‌افتد.
كساني كه تا به حال آزاد شده‌اند مي‌گويند كه پيش از آزادي با تهديد و شكنجه از آن‌ها سه تعهد گرفته‌اند: به شهرهايشان كه بر‌مي‌گردند خود را به اداره اطلاعات معرفي كنند؛ تعهد بدهند كه ديگر در هيچ مجلس صوفيانه‌اي شركت نمي‌كنند؛ و اين كه تنفرنامه‌اي را نسبت به تصوف امضا كنند. كار اما به همين‌جا ختم نشده؛ در برخي شهرها مانند همدان كساني كه با اين وضع آزاد شده‌اند را به اداره اطلاعات مي‌برند و در آن‌جا باز هم كتك مي‌زنند. پيرمرد روضه‌خوان حق داشت كه بعد از چهل سال گرياندن خلق به «ذكر» مصيبتِ اسيري، حالا خود به «رويت» آن اشك بريزد.

مانی نقشبتد


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

اعلاميه گزارشگران بدون مرز ازوضعيت سلامت الهام افروتن روزنامه نگار هفته نامه "تمدن هرمزگان" -

ايران ما - سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بيانيه ای نسبت به سرنوشت الهام افروتن، روزنامه نگار زندانی ايرانی ابراز نگرانی کرده و از گزارشهايی حکايت کرده است که بنابر آنها خانم افروتن در زندان دست به خودکشی ناموفقی زده و پس از آن در حال اغما فرورفته است.
روزنامه همبستگی نيز در شماره روز پنجشنبه شانزده فوريه (27 بهمن) خود از عبدالرضا شيخ الاسلامی استاندار هرمزگان نقل کرده که الهام افروتن دو بار در زندان خودکشی کرده است.

الهام افروتن که ساکن بندرعباس در جنوب ايران است در پی انتشار مقاله ای طنزگونه در هفته نامه محلی تمدن هرمزگان بازداشت شد که مقامهای جمهوری اسلامی آن را توهين به آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی قلمداد کردند.

در پی انتشار اين مقاله، تظاهراتی در شهرهای مختلف استان هرمزگان عليه آن برپا شد و امامان جمعه اين استان عليه آن سخن گفتند و سرانجام، دادگستری استان حکم به جمع آوری همه نسخه های اين نشريه و بازداشت گردانندگان آن داد اما علی ديرباز مديرمسئول هفته نامه که نماينده بندرعباس در مجلس شورای اسلامی است پس از احضار به دادگاه با سپردن وثيقه سی ميليون تومانی آزاد شد.

هيئت نظارت بر مطبوعات کشور نيز با تشکيل جلسه فوق العاده ای امتياز اين هفته نامه را لغو کرد.

بنابر گزارشها، از ميان گردانندگان هفته نامه، الهام افروتن متهم اصلی شناخته شده و از 23 ژانويه (سوم بهمن) در بازداشت به سر می برد.

گزارشگران بدون مرز از مقامات ايرانی خواسته که وضعيت خانم افروتن را در زندان مشخص سازند و اعلام کرده که به وی اجازه ملاقات با وکيل يا خانواده و همکارانش داده نشده و وضعيتش يادآور سرنوشت دردناک زهرا کاظمی، خبرنگار عکاسی است که دو سال و نيم پيش در تهران در هنگام بازداشت کشته شد اما مرگ او بيست روز پس از وقوع اعلام گرديد.

بنابر اطلاعيه گزارشگران بدون مرز، الهام افروتن و شش تن ديگر از گردانندگان هفته نامه تحت فشار قرار دارند که اعتراف کنند برای توهين به آيت الله خمينی از خارج از ايران دستور گرفته بوده اند.

مقاله ای که خانم افروتن به دليل درج آن در هفته نامه تمدن هرمزگان بازداشت شده، ابتدا در سايت اينترنتی خبرنامه گويا منتشر شده بوده و آن گونه که از گردانندگان هفته نامه تمدن هرمزگان نقل شده، خانم افروتن به اشتباه و بدون توجه کافی به محتوای آن اقدام به قرار دادن آن در ميان صفحات هفته نامه کرده بوده است.

ف. م. سخن، نويسنده مقاله با درج اطلاعيه ای در خبرنامه گويا از اينکه مقاله اش باعث گرفتاری خانم افروتن و ديگر گردانندگان هفته نامه شده ابراز تأسف کرده و خواهان آزادی خانم افروتن شده است.

او نوشته است: "وقتی فکر می کنم بازجو در بازداشتگاهی مخفی خانم الهام را زير مشت و لگد گرفته تا اعتراف کند که اين طنز را به دستور اجنبی نوشته و در نشريه منتشر کرده و اين خانم جوان و بی تجربه به تمام مقدسات عالم قسم می خورد که اين طنز کذايی را از اينترنت برداشته و اشتباهاً در صفحات نشريه جا داده و بازجو حرف او را باور نمی کند و به ضرب و شتمش ادامه می دهد تنم می لرزد، فکر می کنم چند درصد امکان دارد در زندان بندرعباس کامپيوتر متصل به اينترنتی باشد و بازجو حوصله و همت کند و صحت و سقم حرفهای اين خانم را بررسی نمايد، من اميدوارم اين موضوع به گوش بازجوها و مسئولان بازداشتگاه رسيده باشد و دست از سر اين دختر بيچاره بردارند و مسئولان قضائی حکم به آزادی اش دهند".

متن اطلاعيه گزارشگران بدون مرز در اين مورد به شرح زير است :

گزارشگران بدون مرز عميقا نگران وضعيت سلامت الهام افروتن روزنامه نگار هفته نامه "تمدن هرمزگان" است، که از ٣ بهمن ماه درزندان بسر مي برد. بنا بر اطلاعاتي که به دست ما رسيده است، اين روزنامه نگار جوان در پي اقدام به "خودکشي" در حالت اغما بسر مي برد.

ما از مقامات جمهوری اسلامي ايران خواهان توضيح در باره سرنوشت خانم الهام افروتن هستيم که از تاريخ دستگيری ايشان تا به امروز هيج گونه خبری از وی منتشر نشده است. وی از حق دسترسي به وکيل محروم و خانواده و همکاران اش از وی بي اطلاع هستند. ما جمهوری اسلامي را مسئول هر گونه پي آمد جاني برای اين روزنامه نگار مي دانيم.

مورد خانم افروتن به شکل تاسف باری يادآور خبرنگار ديگر زهرا کاظمي است که در زندان و در زير شکنجه کشته شد و خبر درگذشت وی پس از٢٠ روز انتشار يافت. الهام افروتن از بدو دستگيری شديدا تحت فشار قرار گرفته است تا اعتراف کند که " عامدانه به انتشار آن مطلب اقدام و برای توهين به آيت الله خميني دستور از خارج گرفته است!"

الهام افروتن روزنامه نگار هفته نامه ی تمدن هرمزگان به همراه شش تن ديگر از همکارانش در تاريخ ٣ بهمن دستگير شد. اتهام آنها بازانتشار طنزی است سياسي که " تاريخ ورود بيماری ايدز در ايران را سال ٥٧ " سال انقلاب و ورود آيت الله خميني به ايران اعلام کرده است. اين مقاله پيش از اين بر روی سايت های اينترنتي انتشار يافته بود و دست اندرکاران نشريه "تمدن هزمزگان" به اشتباه مطلب را در صفحه بهداشت شماره ٥٨ نشريه صفحه بندی کرده بودند. روزنامه های نزديک به حاکميت، نهادهاي حکومتي و حوزه های علميه با سواستفاده از فرصت بدست آمده و برای تسويه حساب های سياسي، با سازمان دادن "تظاهرات مردمي" خواهان مجازات روزنامه نگاران شدند و دفتر اين نشريه را تخريب و به آتش کشيدند. الهام افروتن و همکارانش از سوی مقامات قضايي به " توهين به آيت اله خميني و مقدسات" متهم شده است.

روزنامه همبستگي درشماره پنجشنبه ٢٧ بهمن ماه خود از سوی استاندار هرمزگان عبدالرضا شيخ السلام خبر "خودکشي" الهام افروتن را تائيد اما از توضيحات بيشتر در اين باره خود داری کرده است.


از سوی ديگر علي افصحي روزنامه نگار و منتقد سينما، سردبير سابق هفته نامه توقيف شده ی "سينما و ورزش" از روز يکشنبه ٢٣ بهمن ماه پس از احضار به شعبه ١٤ دادگاه انقلاب تهران، بدون هيچ توضيحي بازداشت شده است. وی چند روز پيش از دستگيری نيز مجددا احضار و در مورد فعاليت های مطبوعاتي و حقوق بشری اش مورد بازجويي قرار گرفته بود.

علي افصحي در دی ماه ١٣٧٩ نيز دستگير و توسط دادگاه ويژه روحانيت به ٤ ماه زندان محکوم شده بود. علي افصحي دبير سرويس روزنامه ی توقيف شده جمهوريت نيز بود و از همکاران عمادالدين باقي در "انجمن دفاع از حقوق زندانيان" است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

توضیح: این نوشته ای است که با نظر خانم الهام افروتن در نشریه ی محلی تمدن هرمزگان چاپ شد. پس از چاپ این نوشته آنانی که رگ غیرت شان به مویی بند است و حتی تصور توهین به مقامات را نیز تاب نمی آورند فریاد وا اسلاما و وا اماما  برآوردند و گروهی حتی کفن پوشیدند و معرکه گیران نیز دست به کار شدند و آشی برای آن بخت برگشته گان پختند که "مسلمان نشنود کافر نبیند" اکنون صاحب امتیاز نشریه که نماینده ی مجلس است و مدیر مسئول که او هم خودی است به زندگی شان می رسند می ماند خانم افروتن که باید تاوان جسارتش را بپردازد. او معلوم نیست اکنون در کدام سیاه چالی با مرگ دست و پنجه نرم می کند. چند روز پیش مسئولان قوه قضائیه اعلام کردند که این خانم روانی است و تا به حال چند بار خود کشی کرده است و به صورت ویژه مورد مراقبت قرار دارد. و این یعنی این که شاید او نیز به مانند خانم زهرا کاظمی سرش را به جسم های سخت بکوبد و به کمک برادران دل سوز مامور زندان از این زندگی نکبت بار خود را برهاند. امید که چنین مباد    

"...آشکارا با مردم در مورد ايدز سخن بگوييم و مبتلايان را از رنج مضاعف نجات بخشيم..." «محمدعلي ابطحي؛ وب نوشت»

در راستاي فرمايشات سرور ارجمند جناب آقاي ابطحي، اينجانب تصميم گرفتم به طور کاملا علني، و بي تعارف و پرده پوشي راجع به ايدز با خوانندگان عزيز سخن بگويم و در جهت تنوير افکار عمومي به وُسع خود کوشش نمايم.

 البته واضح و مبرهن است که ايدز يک بيماري خطرناک است که ويروس آن توسط ميموني که شبيه به انسان است توليد و به بشر عادي منتقل شده. مردم تا پيش از شيوع اين ويروس ِ خطرناک زندگي عادي شان را مي کردند. مي زدند و مي رقصيدند و کافه کاباره مي رفتند و مثل آدم در رستوران غذا مي خوردند و از هم خون مي گرفتند و به هم خون مي دادند و بدون نگراني و کت و شلوار و لباس زرهي به عملي که منجر به توليد مثل مي شود مبادرت مي کردند. خلاصه بساط کباب و شراب و رباب فراهم بود و هر کس به فراخور وضع خود به حال کردن مشغول بود و و شعار جنگ نکن، عشق بورز ِ هيپي ها عملا اجرا مي شد.

 اين ها بود تا زماني که رفاه براي مردم، عادي شد و آسايش و يکنواختي دل شان را زد و شير پاک خورده اي، رفت سراغ آن ميمون آلوده ي نفرين شده، و نمي دانم با او چکار کرد که مرض گرفت و چون به بستر ِ همسرش رفت او را هم آلوده کرد و بعد يک بدبخت ديگر (احتمالا همسايه شون اينا) مبتلا شد و همين طور شوخي شوخي هزاران و بعد ميليون ها نفر آلوده شدند. باز هم واضح و مبرهن است که ويروس ايدز خيلي حرامزاده است و تند و سريع قيافه عوض مي کند و هر چه سيستم ايمني ست را گول مي زند و به حيات ننگين اش ادامه مي دهد.

اما ايدز، خود بر دو گونه است: بيولوژيک و پوليتيک. امروز مي خواهيم نوع پوليتيک را زير ميکروسکوپ قرار دهيم و به توصيه ي آقاي ابطحي، مبارزه با آن را  علني کنیم. اين نوع ايدز در سال 57 از فرانسه به ايران وارد شد و چون بدن ِ بيمار استعداد ِ پذيرش آن را داشت در عرض مدت کوتاهي تمام دستگاه هاي اجرايي و قضايي و قانون گذاري را آلوده کرد. ملت قهرمان ايران در اثر هيجان بيش از حد و شور جواني، از اعمال ساديستي که بر روي او صورت مي گرفت لذت مازوخيستي مي برد و وقتي کار از کار گذشت همه ديدند ايواي! رعايت نکات ايمني را نکرده، خود را به دست خلخالي ها و هادي غفاري ها و لاجوردي ها و ماشاءالله قصاب ها و اسمال تيغ زن ها بدبخت و مبتلا کرده اند. از آن تاريخ به بعد که هيجان و شور ِ جواني و مسائل جنبي آن -که قابل گفتن نيست- فروکش کرد و ملت راه ميان سالي و کهولت در پيش گرفت و فهميد که چه خاکي به سرش شده، سعي کرد که از دست منبع ايدز ِ حکومتي بگريزد ولي حالا ديگر آن منبع ول کن نبود و ملت را دنبال مي کرد و عمل شنيعي را که نبايد بکند انجام مي داد و بر تعداد مبتلايان مي افزود. اکثر ِ آگاهان و خبرگان و نخبگان و انديشمندان و متفکران و سرمايه داران و متخصصان براي اين که مبتلا به اين بيماري هولناک نشوند راه خارج در پيش گرفتند ولي اي آقا! کجاي دنيا افراد مشکوک به داشتن ِ ايدز را دوست دارند که آمريکايي ها و اروپايي ها دوست داشته باشند؟ تازه مال خودشان هم زيادي است چه برسد نوع وارداتي اش. 

نتيجه اين شد که به محض ورود به کشور خارجي، از همان گيت ورود مثل يک ايدزي واقعي با آن ها برخورد شد. پليس پاسپورت آن ها را جور ديگري در دست مي گرفت، و تعارف نکنيم يک جورهايي چندشش مي شد. به چهره ي فراري بيچاره هم انگار که حتما و قطعا مبتلا به بيماري است نگاه تحقير آميزي افکنده مي شد. بعد از عکسبرداري از صورت و انگشت نگاري از انگشتان دو دست، مامور مربوطه با دستکش به دنبال عوامل مرض تا آن جاهايي که گفتني نيست را معاينه مي کرد (تازگي ها شنيده شده که براي کشف مرض، در سر گذرگاه هاي مرزي، وب لاگ آدم را هم به وسيله ي گوگل کشف مي کنند و مي خوانند و به استناد نوشته هاي خود آدم به مريض بودن يا نبودن شخص پي مي برند. والله اعلم). بعد همين فراريان مظلوم هر جا که پا مي گذاشتند، مثل اين که قطعا دچار ايدز هستند با ايشان رفتار مي شد. موقع اجاره ي خانه، اگر به طور معمول يک تضمين لازم بود، از آن ها دو تضمين گرفته مي شد؛ موقع حملات تروريستي، اگر مردم ِ خودشان نقش قرباني داشتند، به آنها به چشم سلاخ نگريسته مي شد. از نشانه هاي بروز بيماري که بگذريم، عملکرد دروني ايدز ِ حکومتي هم بسيار جالب است. هسته ي مرکزي اين ويروس، در جاهايي مخفي، مثل سازمان هاي موازي و تاريکخانه ها تکثير مي شود و در محيط هاي کاملا بسته و دور از چشم رشد مي کند و بعد به ناگهان از چند کانال و از جهت هاي مختلف به مردم ِ اهل ِ انديشه هجوم مي آورد. بخش تئوريک آن از طريق مطبوعاتي که با يک رگ ِ مستقيم به اين تاريکخانه ها وصل است به داخل جامعه حمله مي برد و بخش پراتيک آن توسط اشخاصي که قيافه ي ترسناکي دارند و حال و حوصله ي درستي ندارند و گوشه ي چشم شان مي پرد و لبان شان از شدت خشم و عصبانيت مي لرزد، از طريق ماشين هاي پرده دار و بخصوص فولکس ون، به وسيله ي ابزاري مانند لنگه کفش و شيشه عرق و کارد و خنجر و طناب و سيم پيانو و دسته ي جک و آب حوض و شياف پتاسيم و داروي نظافت و کابل و شلاق و وسايل مشابه، به بدن هاي سالم هجوم مي آورد و شخص را آلوده و او را در فاصله هاي زماني مختلف – از چند ساعت گرفته تا چند ماه - به آن دنيا روانه مي نمايد. گاه ويروس به صورت پنهان در بدن شخص باقي مي ماند و تا آخر ِ عمر موجب هراس و وحشت او حتي از سايه ي خودش مي شود. ناگفته نماند که در داخل دستگاه حکومتي، گلوبول هايي هستند که سعي مي کنند عمل اين ويروس را کند کنند و از ميزان آسيب آن بکاهند اما خود آن گلوبول هاي بدبخت هم يکهويي توسط ويروس ِ بدجنس خورده مي شوند و آه و حسرت بر دل گلوبول هاي زنده مانده مي گذارند، و آن ها هم مي روند از لج شان بر ضد ويروس، برنامه ي تلويزيوني تهيه مي کنند و راه هاي پيشگيري را به مردم مي آموزند. اين گلوبول ها، به اصلاح شدن ويروس معتقدند و اصرار دارند که مي توانند ويروس را در دراز مدت – شايد تا هفتصد سال آينده- بي خطر کنند. البته سابقه ي آزمايش ها تا اين لحظه نشان مي دهد که نه تنها ويروس بي خطر نشده بلکه با روش هاي پيچيده تري ترتيب گلوبول ها را داده است. گاه مخ گلوبول را نشانه رفته و او را تا آخر عمر عليل کرده؛ گاه در سلول هاي تنگ، ماده ي وحشت و تنهايي به گلوبول نگون بخت خورانده و تا آخر عمر او را ساکت کرده؛ گاه گلوبول را با تقلب در انتخابات به بيرون از عروق حياتي و پيشابراه پرت کرده و قس علي هذا.

اما سروران ارجمند! ما بايد ضمن توجه به عمل ِ گلوبول ها و کمک به مبارزه ي آنها، به فکر خودمان باشيم و جان مان را از دست اين ويروس بدنهاد نجات دهيم. براي سالم ماندن خود و خانواده تان هر چه مي توانيد دم پر عوامل اشاعه دهنده ي ويروس نگرديد. سعي کنيد هيچ رابطه اي با منشاء ويروس نداشته باشيد و به کار و زندگي و نماز روزه تان مشغول باشيد. اگر کنجکاوي بشري و شر و شور جواني شما را آرام نمي گذارد و جلوي رابطه داشتن تان را نمي توانيد بگيريد، - با عرض معذرت، با عرض معذرت، زبانم لال، زبانم لال – از کاندوم استفاده کنيد. اين کاندوم، در داروخانه ي خبرگزاري هاي دولتي فروخته مي شود و "خط قرمز نظام" نام دارد و هرچند هي تنگ و گشاد مي شود و– باز هم زبانم لال – از سر جايش در مي رود، اما بودنش بهتر از نبودنش است (علامت مشخصه ي اين کاندوم علامت "ورود ممنوع" و "لطفا خفه شويد" در نوک آن است). اين کاندوم ِ خط قرمز باعث مي شود تا ويروس به شما نزند و شما عمري را سر افراز زندگي کنيد. به خاطر اين کاندوم، شما اوج لذت را درک نمي کنيد؟ به دَرَک که درک نمي کنيد! مگر از جان تان سير شده ايد؟ همان يک ذره لذت کافي است والا يک عمر بدبخت مي شويد. شما يک جور ارتباط برقرار کنيد که نه سيخ بسوزد، نه کباب. حرف هاي تان را دو پهلو و سه پهلو بزنيد. به جاي برخي اسامي از "سه نقطه" در وسط کروشه استفاده کنيد. مطالب تان را در لفاف بپيچيد و با استعاره و کنايه و صنايع بديع سخن بگوييد. مطلقا با عامل ِ اصلي ايدز و پلاسما و مواد ناقل مانند سپاه و قوه ي قضائيه و وزارت اطلاعات و جديدا شخص رئيس جمهور محترم کار نداشته باشيد. از ما گفتن بود. تو خواه پند گير خواه ملال.

اميدوارم درس امروز ما باعث نجات شما خردمندان عزيز شود.                                                    شنبه 12 آذر 1384

برگرفته از وبلاگ "جنبش آزادی ایرانیان-جنبش مستقل دانشجویی"

 http://www.hmohammad.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه 29 بهمن1384ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

 به نام خدا هم‌ميهنان گرامي
امضا كنندگان زير، جمعي از اعضاي اصلی شوراي انقلاب اسلامي هستند، كه نه طمعي به ورود در قدرت و حكومت دارند و نه در ربع قرن گذشته پس از انقلاب و استعفاي دولت موقت شادروان مهندس بازرگان منصبي و مسئوليتي در حكومت داشته‌اند ولی همچنان خود را در برابر ملت مسئول مي‌دانند و با همان انگيزه‌اي كه در دوران پرتلاطم انقلاب در خطرناک ترین شرایط سیاسی داوطلبانه دعوت به عضويت در شوراي انقلاب اسلامي را به منظور خدمت به ملت براي رضاي حق پذيرفتند، امروز هم با احساس تكليف در اداي ديني كه به ملت خود دارند به مناسبت سالگرد انقلاب نگراني عميق خود را از آنچه در ميهنمان مي‌گذرد با شما مردمان صادق و صبور ايران، صاحبان اصلي اين سرزمين در ميان مي‌گذاريم. انقلاب اسلامي ايران در ادامه مبارزات ضد استبدادي و ضد استعماری، در طي يكصد سال گذشته، به دنبال تحقق آرمان آزادي و استقلال كشور در چارچوب يك نظام سياسي برخاسته از آراي ملت، به نام جمهوري اسلامي، صورت گرفت.
اكنون كه بيش از ربع قرن از پیروزی انقلاب مي‌گذرد و متأسفانه شاهد آن هستيم كه از آرمان بزرگ آزادي و حاكميت ملت جز پوسته‌اي سطحي و نمايشي چيزي باقي نمانده است. اگر چه انقلاب اسلامي به استيلاي بيگانگان بر امور كشورمان پايان داد و اگر چه هنوز هم كشورمان از استقلال سياسي برخوردار است اما اين نگراني وجود دارد كه با تعطيل شدن حقوق و آزادي‌هاي اساسي مردم و نفي حاكميت ملت و نفي سرشت جمهوريت نظام و جايگزيني آن با نوعي جديد از حكومت فردي به نام اسلام از يك طرف و پيگيري سياست‌هاي خارجي تنش‌زا از طرف ديگر، استقلال سياسي، اقتصادي و همچنين تماميت ارضي كشورمان دچار آسيب‌هاي جدي گردد.
ناخشنودی به حق اکثریت مردم از وضع موجود متاسفانه باعث شده است که با بی¬تفاوتی به انتخاب مسئولینی و زمامداران و بالمال عدم مشارکت در روی کار آوردن شخصیت¬های شایسته و توانمند، افرادی دست¬اند رکار قوای سه گانه کشور شده¬اند که در شرایط کنونی اعم از داخل و فضای بین¬المللی قادر به انجام چنین مسئولیت خطیری نیستند.
به جای تلاش در راه حسن رابطه با سایر ملل جهان، در مسیر دشمن تراشی و خصومت حتی با کشورهایی که آمادگی برقراری مناسبات احترام¬آمیز با ما دارند گام برمیدارد.
در چنين شرايطي كساني كه نه به انقلاب اسلامي اعتقاد داشتند و نه گامی در راه آزادي ملت از بند اسارت طاغوت برداشته¬اند، امروز با صراحت از تعارض جمهوريت با اسلام سخن مي‌گويند جمهوريت را نامشروع مي‌خوانند و به نام خدا و دين پاك او استبداد مطلق ديني را تبليغ مي‌كنند. و متاسفانه مورد تاييد و تجلیل مقام رهبري نيز قرار گرفته و از بيت‌المال مسلمين ميلياردها تومان در اختيار صاحبان اين فكر و انديشه قرار داده شده و مي‌شود.
در چنين شرايطي، در حالي كه انقلاب اسلامي با وحدت، يكپارچگي و يكدلي تمامي نيروهاي متعهد به استقلال ايران و حاكميت مردم، در سايه شعار همه با هم، به پيروزي رسيد، اعمال سياست هر كس با من نيست پس بر من است، موجب از هم پاشيدگي و تفرق بي‌سابقه‌اي در جامعه شده است. در حالي كه انقلاب اسلامي عليه سركوب استبداد سلطنتي و به منظور تامين حقوق و آزادي‌هاي اساسي، از جمله حق حاكميت ملت بود، امروز بعد از 27 سال بسیاری از افراد صاحب نظر جرات ابراز عقیده خلاف رأي و نظر مسئولان وانتقاد از آنها را ندارند.
سياست‌هاي فرهنگي اعمال شده حاكمان در طي 27 سال گذشته و هزينه كردن دين براي مقاصد قدرت سياسي، تبلیغات پر حجم سرشار از خرافات و انحراف از اصول آنچنان مي‌باشد كه نسل جديد و جوان را غالبا دين ستيز يا دين گريز یا بی تفاوت نسبت به کلیه معارف دینی نموده است و ضربات بسيار سهمگيني به باورهاي ديني و اخلاق مردم وارد شده است و به تصديق و تائيد هر انسان دلسوز و صاحب مسئوليت ملي يا ديني يا اخلاقي‏،‌ سطح اخلاق در جامعه ايراني امروز به بدترين درجه در تاريخ كشور ما رسيده است كه جبران اينگونه آسيب هاي اجتماعي به سهولت ميسر و ممكن نمي‌باشد.
سياست‌هاي اقتصادي نه تنها مناسبات ناسالم اقتصادي دوران استبداد سلطنتي را از بين نبرده است بلكه با تضعيف سرمايه‌داري صنعتي نوپاي ايران بدترين نوع سرمايه‌ داري تجاري را حاكم ساخته است. روابط ناسالم اقتصادي، رانت‌خواري، سوء استفاده از امكانات ملي و دولتي، طبقه جديدي از سرمايه‌داران بي‌ريشه و بي‌هويت را بر اقتصاد كشور مسلط ساخته است. روزي نيست كه به رغم تمام محدودیت ها و سانسورهایی که در درج اخبار اعمال می شود، خبري جسته و گريخته درباره اختلاس‌ها و سوء استفاده‌هاي چند صد ميلياردي وابستگان به مراكز و نهادهاي قدرت بدون ذکر یا اشاره ای به نام عامل فساد منتشر نشود.
نتيجه آن كه به رغم درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز حدود 600 ميليارد دلار در اين مدت، امروز ما از عقب‌مانده ترين كشورهاي منطقه هستيم. هند با جمعيتي حدود 16 برابر ايران و سرزميني فقط دو برابر ايران راه ترقي اقتصاد را سريع طي مي‌كند به طوري كه طبق آمار كارشناسي جهان تا سال 2026 چهارمين اقتصاد بزرگ جهان خواهد شد و اين درحالي است كه هند با وجود تنوع عظيم قومی و مذهبي بزرگترين دموكراسی جهان خوانده مي‌شود. در صحنه بين‌المللي از آنچنان حيثيت و اعتباري برخوردار است به طوري كه همه كشورهاي جهان مي‌خواهند روابط دوستانه با هند باشند . فاصله غني و فقر در آنجا به سرعت رو به كاهش است (شرق 24/11/1384، صفحه 14 ويژه‌نامه اقتصادي) قيمت فزاينده نفت و گاز، كه در تاريخ نفت بي‌سابقه است، موجب رشد اقتصادي سریع كشورهاي عرب‌نشين و حاشيه جنوبي خليج فارس شده است. قدرت بازار سهام روز به روز در حال افزايش است ولي در كشور ما چطور؟!! بازار بورس عربستان سعودي در حال تبديل شدن به بزرگترين بازار بورس جهان است و تخمين زده مي‌شود كه ارزش كل سهام اين بازار (عربستان) به 500 ميليارد دلار برسد و اين در حالي است كه عربستان سعودي رژيمي مذهبي و متمركز شبيه به ايران دارد. در ساير كشورهاي حاشيه خليج فارس هم ارزش كل سهام بازار بورس در سال جاري 2001 به دو برابر افزايش مي‌يابد. اما در كشور ما چگونه خواهد بود؟!! و از شكاف طبقاتي هم اگر صحبت نشود بهتر است و اينها همه در حالي است كه به گزارش سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشوردر سال 1382 بعد از 25 سال حاكميت موجود در ايران‏ 9/0 درصد رشد اقتصادي بوده است.
تنگي معيشت، فشار زندگي بر طبقات كم درآمد آنچنان است كه زندگي را بر آنها سخت و تاريك نموده است . به موجب آمار رسمي 20 درصد جمعيت مالك 75 درصد ثروت‌هاي جامعه و 40 درصد مردم مالك تنها 3 درصد دارايي‌ها و 40 درصد ديگر مالك تنها 22 درصد ثروت‌هاي جامعه مي‌باشند. نهادها و گروه‌هاي قدرتمند آنچنان نظام اقتصادي را در مهار خود دارند كه مانع از هر گونه تغيير و تحول به نفع مردم عادي مي‌باشند.
در چنين شرايطي، فقر و محروميت ، فشارهاي سياسي ، تعارض ميان گفتار و كردار مسئولان كشور، باعث شده است كه آسيب‌هاي اجتماعي، قتل و جنايت و فحشا و اعتياد به سطح نگران كننده‌اي برسد.
ما امضا كنندگان زير، به حكم نقش و مسئوليتي كه با عضويت در شوراي انقلاب اسلامي داشته‌ايم ادامه وضعيت كنوني را به نفع ملت، كشور و نظام و حتي حاكمان كنوني نمي‌دانيم. و از سر دلسوزي، مشفقانه به مسئولان كشور هشدار وانذار مي‌دهيم و از آنها مي‌خواهيم به خود بيايند، اين راه آزموده را ادامه ندهند، به واقعيت‌ها تسليم شوند و در شرایطی که کشورمان در معرض تهدیدهای جدی است راه را براي حضور همه اقشار ملت و همه آرا و اندیشه و ایجاد وفاق ملی در جهت اصلاح ساختارها باز نمايند.
به ملت عزيز نيز توصيه مي‌كنيم نسبت به سرنوشت خود مأيوس و بي‌تفاوت نباشند. سپردن سرنوشت به دست تقدير، نه تنها موجب بهبود اوضاع نمي‌شود بلكه بر وخامت آن مي‌افزايد. با توكل بر خدا و با اعتقاد به نيروي ايمان و همبستگي ملي مي‌توان هم در برابر تهديدهاي خارجي ايستاد و هم تامين و تحقق حقوق آزادي‌هاي اساسي خود را مطالبه نمود. به همه گروه‌ها، احزاب توصيه مشفقانه ما، صرف نظر كردن از اختلافات و همكاري و همدلي در راستاي حفظ استقلال ، تماميت ارضي كشور و تامين و تحقق حاكميت ملت مي‌باشد.
ان اريد الا الاصلاح ما استطعت
عزت الله سحابی 
سید احمد صدر حاج سید جوادی
مصطفی کتیرایی
علی اکبر معین فر
ابراهیم یزدی

 

 
+ نوشته شده در  جمعه 28 بهمن1384ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

به نام يزدان پاك

و به نام عشق، ايران و آزادي؛

ايران سرزمين من است. نام آن هميشه در تاريخ بوده است. تنها 27 سال فراموشمان كرده بودند و در اين سال‌ها هرچه فرياد زديم، كسي صدايمان را نشنيد. امروز دوباره بر سر زبان‌ها هستيم با تهديدي بزرگ كه مي‌خواهيم به فرصتي بزرگ تبديلش كنيم. تهديدي كه از حماقت حاكمانمان نشأت گرفته و با درايت مردمانمان به فرصت بيداري بدل خواهيم كرد.

همين حالا كه برايتان مي‌نويسم، همبازي‌هاي دوران كودكي‌ام، عربده‌كشان از ديوار سفارت دانمارك بالا مي‌روند و آنجا را به آتش كشيده‌اند. كودكان معصومي كه با هم «عموزنجيرباف» بازي مي‌كرديم، حالا به دستور حاكمان نادان سرزمينمان زنجيره‌هاي انساني را دور تاسيسات هسته‌اي تشكيل مي‌دهند، تا تكنولوژي هسته‌اي را كه قاچاقچيان پاكستاني سوار الاغ‌هايشان وارد مرزهاي كشورمان كرده‌اند، بومي و ملي جلوه دهند و به بهانه حمايت از مقدسات در برابر توهين كاريكاتوريست‌ها، شايد بتوانند با فحاشي و آتش‌بازي پرونده هسته‌اي ايران را از شوراي امنيت بازگردانند.

چه شهرآشوبي در ايران ما به پا است كه آرامش جهان را هم به مخاطره انداخته است!

ما نسل بي‌گناه ايراني كه نقشی در اين انقلاب نداشته‌ايم و امروز بيش از 70 درصد جامعه ايران را تشكيل مي‌دهيم، در عين احترامي كه براي تمام مردم روي كره زمين قائل هستيم، از آنها گله داريم.

 ربع قرن ما را كه مردمي باهوش، زيبا، نجيب و قدرتمند بوديم، به فراموشي سپردند و به حال خودمان رها كردند

جانوران ترسناكي كه سوار هواپيماها مي‌شوند و به برج‌های دنياي مدرن مي‌كوبند، خواهران و برادران معصوم و كوچك ما هستند كه در مدارس به جاي عشق و دانش، مي‌آموزند كه رياكار، چاپلوس، كينه‌توز، خونريز، بي‌رحم، بدبين و مأيوس باشند. از پيشرفت، تمدن و زيبايي و از هر چيز يا كسي كه همانند مدير مدرسه و رهبر حكومت نمي‌انديشد، بايد نفرت داشته باشند و همه آدم‌هاي بيرون مرزها را كافر، نادان و مستحق بدترين نوع مرگ بدانند.

تاريخ را برايشان تحريف مي‌كنند و نمي‌گويند اگر چشم تيز‌بين دنيا، هيولاي پنهان در 28 مرداد را نديده بود، حالا چگونه در هزارتوي بي‌خدايي، با ايدئولوژي‌هاي احمقانه‌تر از وضع امروزمان، دست و پنجه نرم مي‌كرديم.

در مدارس از «استقلال» مي‌گويند، اما آن را با غارنشيني اشتباه گرفته‌اند. همه ملت‌هاي دنيا به يكديگر نياز دارند و اين نياز زمينه ساز ارتباط سالم بشري و احترام و امنيت است.

در تمام اين سال‌ها صفحه سپيد ذهن شاگرد مدرسه‌اي‌ها را با خرافات مذهبي پركردند و از خوبي‌هاي نداشته حاكمان گفتند و از رهبري، كه رهبر تمام دنيا است و جايي براي مليت باقي نماند.

 قصه‌ها در كتاب‌هاي درسي نوشتند كه جوانان ايران نه براي دفاع از ميهن كه براي دفاع از رهبر كشته مي‌شوند. سخن گفتن از ميهن، جرمي بزرگ در مدارس ماست.

اي كاش آنها كه امروز از «فدراليسم» مي‌گويند، براي چند ساعت سرزده به مدارس ايران بيايند و حرف‌هاي عجيب را بشنوند، تا باور كنند كه فدراليسم در ايران امروز، يعني تجزيه!

شايد چندين سال پس از آزادي، كه دوباره كودكانمان عشق به ميهن را آموختند، اين واژه ايده‌اي مترقي و مقبول باشد. حاكمان ما سعي كردند به تاريخ دروغ بگويند ولي فراموش كردند كه تاريخ دروغ نمي‌گويد.

روي سخن من با تمام مردم دنياست.

جنايت واقعي كه در سرزمين ما رخ مي‌دهد، شست‌وشوي مغزي كودكان و تزريق ايدئولوژي‌هاي ددمنشانه حاكمان مذهبي در ذهن پاك آنهاست. خطر هر كدام از ميليون‌ها كودكي كه هر روز در سانتريفوژهاي مدارس و دانشگاه‌هاي ايران، غني‌سازي مي‌شوند، هزاران بار از بمب اتم بيشتر است.

كره شمالي، سوريه، لبنان و سودان نيز وضعي بهتر از ما ندارند. باور كنيد قبل از اينكه شما قربانيان تروريسم باشيد، تروريست‌هاي بيچاره، خودشان، قربانيان معصوم تفكر حاكمان ديوصفت سرزمين‌هايشان هستند.

 حاكماني كه براي بقا، از كودكان معصوم، بمب‌هاي متحرك براي كشتن و ايجاد وحشت مي‌سازند. مبادا حالا كه از پروژه انرژي هسته‌اي در تكاپوي نگراني افتاده‌ايد، پس از رفع نگراني‌ها از اين پرونده، دوباره ما را در دست زندانبان‌هاي سه‌دهه گذشته، به حال خود رها كنيد.

ما به دستان توانمند مردم نجيب و فهيم دنيا، همه خواهران و برادرانمان- فرزندان آدم و حوا- چشم دوخته‌ايم، تا براي پيوستن دوباره به آغوش جامعه متمدن بشري، به ياري‌مان بيايند. مردم ما در آستانه نابودي‌اند و از تحريم اقتصادي و سياسي و هر چيزي كه از شر ملايان خلاصشان كند، استقبال مي‌كنند!

مردم بزرگ و محترم ايالات متحده آمريكا 444 روز گروگانگيري تعدادي از فرزندانشان را در دستان اين حكومت تجربه كرده‌اند. نگراني و اضطراب آن روزها هنوز باآنهاعجين است.

به ملت ما فكر كنيد كه نزديك به ده هزار روز گروگان كساني هستيم كه چند روزي است، نقاب انداخته‌اند و جهانيان چهره ترسناك بي‌نقابشان را ديده‌اند.

و حالا روی سخن با ایرانیان است

گردهم‌ آييم و فارغ از اينكه چه حكومتي بايد در ايران آينده بر سر كار بيايد، اصول مشترك عقايدمان را تدوين كنيم و پيش‌نويس ميثاق ملي ميهن را براساس پيمان‌هاي نيك جهاني بنويسيم و منتظر معجزه كنيم. تكليف نوع حكومت با ما نيست. آراي مردم در فرداي آزادي، ما را تسليم خواست همگاني خواهد كرد.

ما دانشجويان آزاديخواه ايراني، از تمام مبارزان راه دشوار آزادي دعوت مي‌كنيم، در «كنگره آزادي ايرانيان»، حضور يابند و يك‌بار براي هميشه اختلافات را كنار گذاشته و به كودكان ايران بيانديشند.

شما كه اجازه نمي‌دهيد فرزندانتان در فيلم‌هاي سينمايي، صحنه‌هاي خشن ببينند، مبادا كه روحشان آزرده شود، به خواهر و برادر يتيم و كوچك من فكر كنيد كه معلم ديني و ادبيات در مدرسه به او مي گويند چگونه خون بريزد و چگونه چاشني بمب را فعال كند، در حالي كه(ياحسين) و(يازهرا) مي‌گويد و به بهشت مي‌رود!!!

بيش از اين ترديد نكنيد.به خود بیایید و نگذاريد باور كنيم كه « تعيين نوع حكومت » از جان و روح يك ملت اسير برايتان مهم‌تر است. آغوشتان را بگشائيد تا ما جوانان خسته وطن بتوانيم آرامش و امنيت را تجربه كنيم.

باور كنيد خسته‌ايم. در اين چهار سال زندان، پايم را ناقص كرده‌اند و با دستي كه زير شكنجه شكسته‌اند مي‌نويسم.

 از بين اين كلمات صداي ارژنگ داوودي را كه 15 سال بايد در بند جنايتكاران زندان بندرعباس بماند، بشنويد كه بينايي و شنوايي‌اش را زيرشكنجه از دست داده است.

 صداي چكه‌هاي خون عزت ابراهيم‌نژاد شهيد كوي دانشگاه، صداي نفس‌هاي به شماره افتاده سيامك پورزند و عباس اميرانتظام، صداي گريه همسر و دختركان اكبر گنجي، ناله مادر محمدي‌ها، صداي دختر شيرين‌زبان مهرداد حيدرپور، صداي شهداي نوجوان دهه شصت ، صدای طبرزدي، زرافشان، جوكار، باطبي، بختياري، صداي آخرين ناله‌هاي دختران و زنان را كه سنگسار مي‌شوند، صداي نوجوان‌هايي كه پيش از اعدام اشك مي‌ريزند، صداي چكمه‌هاي بيچاره‌مرداني كه پليس حكومت شده‌اند و حالا تاول تمام سال‌هاي سركوب پاهايشان را آزار مي‌دهد، صداي مردم به گروگان‌ گرفته شده‌اي را كه خسته اما اميدوار در اين اردوگاه اسيران - به وسعت ايران بزرگ - به بيگاري گرفته شده‌اند، بشنويد.

و صداي پدرم را و پدرانمان را كه خاك ايران از گوشت آنها ساخته شده است و به آن عشق مي‌ورزيم، بشنويد و اختلافات را در هر سطحي كنار بگذاريم و براي ايران و ايراني دوباره يكديگر را دوست داشته باشيم.

هزينه‌هاي بسياري پرداخت كرده‌ايم، خاطره تلخ سال‌هاي زندان و شكنجه، سال‌هاي خون و وحشت و سركوب، شايد هيچ‌گاه در تمام زندگي از ذهن ما و خانواده‌هايمان پاك نشود، اما آموخته‌ايم كه مردم دنيا را دوست داشته باشيم. امنيت و احترام را نه با ساختن بمب اتم، كه با عشق ورزيدن به انسان‌ها ايجاد كنيم.

من و ياران دبستاني من نه جمهوري‌خواه، نه مشروطه‌خواه، نه سوسياليست و نه اهل هيچ گروه و دسته‌اي نمي‌توانيم باشيم، تا وقتي كه مردممان در اسارت هستند و كودكانمان هر روز غارنشيني و وحشي شدن را مي‌آموزند. ما ايراني، آزاديخواه و عاشقيم.

سال 1385 خورشيدي (2006 ميلادي) را سال «آزادي» مي‌ناميم و دعوت مي‌كنيم در نخستين روز فروردين اين سال كه مصادف با نه هزار و نهصدمين روز به گروگان گرفته شدن ايرانيان توسط گروه كوچكي از ملايان است، همه آزاديخواهان جهان و ايرانيان آزاده، با حمايت سازمان‌هاي جهاني «كنگره آزادي ايرانيان» را تشكيل داده و تلاش كنيم با فرصت اندك پيش آمده، ده هزارمين روز اسارت ايرانيان، نويدبخش «اتحاد براي آزادي» ميهن باشد.

ایران هرگز نمی میرد

 

اسامي امضا کنندگان:

1- اميرعباس فخرآور (دانشجوي حقوق، نويسنده و روزنامه‌نگار، عضو موسس و عضو شوراي مركزي جنبش آزادي ايرانيان و دبير جنبش مستقل دانشجويي .دبیر کل انجمن های علمی دانشگاه پیام نور و محكوم به هشت سال زندان سياسي)

2- منوچهر محمدی (دانشجوی حقوق و اقتصاد نظری و دبیر کل اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان .محکوم به 15 سال زندان سیاسی )

3- ارژنگ داوودي (نويسنده و فعال سياسي، از موسسين و عضو شوراي مركزي جنبش آزادي ايرانيان محكوم به 15 سال زندان سياسي در تبعيد به زندان بندرعباس)

4-اکبر محمدی (دانشجوی علوم اجتماعی و عضو اتحادیه ملی دانشجویان وفارغ التحصیلان. محکوم به 15 سال زندان سیاسی )

5- مهرداد لهراسبی (فعال سیاسی . محکوم به 15 سال زندان سیاسی )

6- ايمان سميع‌زاده (عضو جنبش مستقل دانشجويي و سخنگوي برون‌مرزي جنبش آزادي ايرانيان و جنبش مستقل دانشجويي)

7- سام آريامنش (دانشجو و فعال سياسي، سخنگوي درون‌مرزي جنبش آزادي ايرانيان و جنبش مستقل دانشجويي)

8- پيمان عارف (فعال سياسي دانشجوي علوم سياسي دانشگاه تهران)

 

9- مهرداد حيدرپور (دبير جنبش نوين كارگري، عضو جنبش آزادي ايرانيان و محكوم به سه سال زندان سياسي)

10- علي عالم‌زاده (عضو جنبش مستقل دانشجويي، دبير تشكيلات شرق اروپا (محكوم به يك سال زندان سياسي)

11- امیر حشمت ساران(دبیر کل جبهه اتحاد ملّی محکوم به هشت سال زندان)

12- مه‌لقا فخرآور (عضو جنبش آزادي ايرانيان و محكوم به دو سال حبس تعليقي سياسي)

13- فرانك ضابطيان (فعال سياسي،دبیر سازمان اتحاد ملی برای رهایی میهن و جنبش آزادي ايرانيان)

14- پگاه فرزانه (دانشجو و فعال سياسي، عضو جنبش آزادي ايرانيان)

15- آريا آجرلو (دانشجو، عضو جنبش آزادي ايرانيان، محكوم به يك‌سال زندان سياسي)

16- مجتبي وطني (فعال سياسي، عضو جنبش آزادي ايرانيان، محكوم به يك سال زندان سياسي)

17- سعيد ياريگر (فعال سياسي، عضو جنبش آزادي ايرانيان، محكوم به يك‌سال زندان سياسي)

18- شهلا محمودي (فعال سياسي،عضو سازمان اتحاد ملی برای رهایی میهن و جنبش آزادي ايرانيان)

19- ستاره نامدار (دانشجو، عضو جنبش آزادي ايرانيان و جنبش مستقل دانشجويي)

20- سايه نامدار (دانشجو، عضو جنبش آزادي ايرانيان و جنبش مستقل دانشجويي)

21- ناهيد نريمان (عضو جنبش آزادي ايرانيان و جنبش مستقل دانشجويي)

22- مجيد نريمان (عضو جنبش آزادي ايرانيان و جنبش مستقل دانشجويي)

23- رزيتا راد (عضو جنبش آزادي ايرانيان و جنبش مستقل دانشجويي)

24- فرخ‌لقا فخرآور (دانشجو، عضو جنبش آزادي ايرانيان، محكوم به يك سال حبس تعليقي سياسي)

25- آرش ايرانپور (عضو جنبش آزادي ايرانيان)

26- ايراندخت باقري (دانشجو، عضو جنبش آزادي ايرانيان و جنبش مستقل دانشجويي)

27- آروين کاوه( دانشجو و فعال سیاسی عضو جنبش آزادي ايرانيان و جنبش مستقل دانشجو یی)

28- الهه بهنيا (عضو جنبش آزادي ايرانيان)

29- مجتبي تقي‌پور (عضو جنبش آزادي ايرانيان)

30- اميرحسين فخرآور (عضو جنبش آزادي ايرانيان)

31- شروين صديقي (عضو جنبش آزادي ايرانيان)

32- نغمه اماني (عضو جنبش آزادي ايرانيان)

33- عبدالله طيب‌زاده (عضو جنبش آزادي ايرانيان)

34- سيمين بهاري (عضو جنبش آزادي ايرانيان)

35- اسماعيل بهبودي (عضو جنبش آزادي ايرانيان)

36- هلیا کنگر لویی(عضو جنبش مستقل دانشجويي و جنبش آزادي ايرانيان )

37- عبدلصمد کریمی (فعال سیاسی عضو جنبش آزادی ایرانیان محکوم به 4 سال زندان سیاسی امنیتی) 

38-اسد شقاقی (عضو جبهه اتحاد ملی . محکوم به 4 سال زندان سیاسی )

39-اسماعیل احمدی (عضو جنبش آزادی ایرانیان )

-40 فری ناز آرین فر ( فعال حقوق بشر و نماینده عفو بین الملل در حقوق بشر نپال )

و 560 دانشجوی مبارز دیگر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 بهمن1384ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

با گذشت 20 روز از بازداشت اعضاي تحريريه هفته نامه "تمدن هرمزگان"، عدم برگزاري دادگاه و اطلاع رساني شفاف درباره سير قانوني و قضايي پرونده اين نشريه، خبرها حاکي از خودکشي الهام افروتن، متهم اصلي اين پرونده، است.

شهريار مشيري، يکي از نمايندگان بندرعباس در مجلس شوراي اسلامي درباره آخرين اخبار از وضعيت پرونده هفته نامه تمدن هرمزگان به صاحب امتيازي علي ديرباز، ديگر نماينده شهر بندرعباس گفت: "نويسنده و عامل چاپ مقاله توهين آميز مبارزه با ايدز را علني کنيم، خانمي 22 ساله است که بر اساس اظهارات مسؤولين، دچار اختلالات رواني است و به قول استاندار هرمزگان دوبار نيز اقدام به خودكشي كرده است. در حال حاضر نيز مراقبت‌هاي ويژه‌اي در مورد وي انجام مي‌شود."

اظهارات مشيري درباره اقدام به خودکشي الهام افروتن و عدم تعادل رواني وي روز گذشته در حالي منتشر شد که پيش تر برخي از سايت هاي اينترنتي از عدم سلامت اين دختر جوان و حتي مرگ او خبر داده بودند. در يکي از خبرهاي منتشر شده آمده بود: "منابع نزديک به جناح راست در رايزني هاي خود خواستار يک دادگاه نمايشي براي خانم افروتن و ساير دستگير شدگان هستند، اما برخي از منابع از امکان مرگ يا احتمال به اغما رفتن خانم افروتن پيش از موعد برگزاري دادگاه، بر اثر فشارهاي افراطي پاره اي مسئولان زندان بر ايشان خبر داده اند."

از سوي ديگر تاکنون مسئولان انتظامي و قضايي استان هرمزگان در مقابل اخبار منتشر شده، سکوت کرده و اين اخبار را تکذيب نکرده اند. به همين علت اظهارات مشيري و استاندار هرمزگان درباره اختلالات رواني و چند بار اقدام به خودکشي افروتن، نگراني هاي فراواني را نسبت به سلامت او و ساير متهمان اين پرونده بوجود آورده است.

يکي براي همه

انجمن دفاع از آزادي مطبوعات چندي پيش و پس از توقيف هفته نامه تمدن هرمزگان و بازداشت الهام افروتن و برخي ديگر از همکارانش در اين نشريه، با انتشار بيانيه اي نگراني شديد خود را نسبت به رواج سانسور و تحميل فضاي خود سانسوري به مديران مطبوعات ابراز کرد، و نسبت به پيامدهاي محدود سازي آزادي بيان و قلم و اعمال سانسور در مورد مسائل گوناگون و به بهانه هاي مختلف هشدار داد. اين انجمن ضمن ابراز نگراني در مورد نحوه برخورد با کارکنان و دستگيري چند روزنامه نگار نشريه "تمدن هرمزگان"، خواهان پايبندي قوه قضائيه به اصول قانون اساسي به ويژه اصل ۱۶۸ و مفاد قانون مطبوعات، فارغ از محتواي مورد شکايت شده بود. از سويي سازمان گزارشگران بدون مرز نيز با صدور بيانيه اي از روند بازداشت و محاکمه الهام افروتن و ساير کارکنان اين نشريه ابراز نگراني کرده است. در اطلاعيه اين سازمان مي خوانيم: "اين روزنامه نگار و همكارانش در خطر مجازات هايي سنگين و حتي اعدام قرار دارند."

شباهت دوپرونده

خبرها و اظهاراتي که اخيرا از طرف برخي ازمقامات محلي در استان هرمزگان و نمايندگان مجلس منتشر مي شود، گوياي توافقي است که براي برائت ديرباز، صاحب امتياز هفته نامه تمدن هرمزگان و محکوميت الهام افروتن و ديگر بازداشت شدگان صورت گرفته است. در حالي که در شروع جنجال بر سر مقاله منتشر شده در اين هفته نامه بسياري صاحب امتياز و مدير مسئول اين نشريه را مقصر اصلي اين اتفاق مي دانستند. اظهارات مشيري ديگر نماينده بندرعباس در مجلس هفتم، درباره اينکه دست‌هايي در كار بوده تا چهره دير باز را مخدوش كند، اين شايعه را تقويت کرده است. او که آخرين خبرها در مورد وضعيت اين پرونده را اعلام مي کرد، گفت: "آقاي ديرباز صاحب امتيازي هفته نامه را بر عهده دارند اما كليه برنامه‌هاي آن را به افراد ديگري واگذار كرده‌اند. بر اساس اظهارات سر دبير نشريه در اداره اطلاعات اصلاً اين مقاله تا آخرين مرحله صفحه بندي نشريه نبوده است. قرار دادن مقاله در ميان مطالب نشريه توسط يك دختر خانم، زماني صورت مي گيرد كه مطالب براي چاپ به تهران فرستاده شده است. اين خانم اقرار كرده است كه در فاصله اتمام كار صفحه بندي و تا چاپ روزنامه بدون اطلاع عوامل، مطلب رابين مطالب روزنامه قرار داده است." اين "اعترافات" در شرايطي مطرح مي شود که نويسنده مقاله "مبارزه با ايدز را علني کنيم" که در خارج از کشور زندگي مي کند، پيش از اين با انتشار نامه سرگشاده اي، سرنوشت نگارش اين مقاله و بي ارتباطي آن با خانم الهام افروتن را به رشته تحرير درآورده بود.

انتشار خبر دوبار اقدام به خودکشي، اختلال رواني و همچنين به اغما رفتن الهام افروتن، بار ديگر داستان زهرا کاظمي، روزنامه نگار ايراني ـ کانادايي را در اذهان زنده کرده است. پيش از انتشار خبر رسمي مرگ زهرا کاظمي در بازداشت، خبرهايي مبني بر بيماري قلبي، زمين خوردن ومجروح شدن وي منتشر شد.

آيا شاهد قرباني شدن انسان ديگري هستيم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

"گروه تینک – تنک" اکسفورد انگلستان که در زمینه روش و استراژی هسته ای و جلوگیری تحقیقات می کند، در آخرین گزارش خود که روز 4 شنبه منتشر شد هشدار داد:
حمله بزرگ به تاسیسات اتمی ایران، در مرحله اول تا 10 هزار کشته بر جای خواهد گذاشت. این حمله سرآغاز جنگ جدید در خاورمیانه خواهد شد. صدها دانشمند و تکنسین تاسیسات اتمی ایران در این حمله قربانی خواهند شد، زیرا هدف اولیه و قطعی امریکا نابودی پتانسیل و ظرفیت فن آوری هسته ای ایران است.جزئیات این پیش بینی ها در طرح قطعی گروه تحقیق پشتیبانی حمله به ایران تسلیم رامسفلد وزیر دفاع امریکا شده است.
اگر انگلستان اجازه استفاده از پایگاه نظامی خود را برای بمب افکن های بی -2 جهت حمله به ایران به امریکا بدهد، عملا انگلستان نیز به کام این جنگ کشیده خواهد شد.
گروه "تینگ- تنگ" اضافه می کند:
بمباران ایران می تواند 5 تا 10 سال ایران را از برنامه تهیه سلاح اتمی عقب بیاندازد، اما عوارض این عمل یک ماه درگیری بسیارخطرناک در منطقه خواهد بود.
نویسنده ارشد این گروه تحقیقاتی بنام پروفسور "پل راجرز" تاکید می کند:
این جنگ می تواند یک درگیری نظامی طولانی را به همراه داشته باشد که اسرائیل و لبنان و بعضی از کشورهای خیلج فارس را نیز در برخواهد گرفت. حدود 100 بمب افکن امریکایی در حال حاضر در خلیج فارس مسقرهستند که دریک حمله برق آسا تمامی 20 نقطه حساس نظامی و هسته ای ایران را نابود خواهند کرد. اگر اهداف نظامی آنها شامل تاسیسات بوشهر هم شود ازآنجا که این سایت اتمی در سال جاری با دخیره مواد سوخت هسته ای همراه شده می تواند موجب انتشار تشعشات رادیو اکتیو در منطقه خلیج فارس شود. نیروی دریای ایران کوچک است و تنها شامل سه زیردریایی می شود که ممکن است بتواند به خطوط کشتیرانی تنگه هرمز اسیب برساند، اما ایران هنوز می تواند بعنوان پاسخ به حمله امریکا به ایران با کشتی ها کوچک خود به کشتی های حامل سوخت حمله کرده و منطقه را از لحاظ تجاری نا امن سازد و موجب تشدید افزایش قیمت نفت شود.
پروفسور راجرزهمچنین پیش بینی میکند که حمله امریکا باعث اتحاد دراطراف رییس جمهور احمدی نژاد خواهد است و دشمنی و احساس ضدامریکایی درمیان ملت های مسلمان تشدید خواهد شد.
در این گزارش پیش بینی شده است که حمله زمینی به ایران آسان نخواهد بود، زیرا امریکا حداقل 100 هزار نفرات نظامی برای چنین حمله ای لازم دارد، و این درحالی است که 130 هزار نفر سرباز امریکایی درعراق و 18 هزار نفر در افغانستان دارد.
گروه "تینگ – تنگ" اکسفورد قبل حمله امریکا به عراق نیز پیش بینی کرده بود که دراین حمله رژیم صدام حسین براحتی برچیده خواهد شد، اما این کشور دستخوش عملیات تروریستی داخلی خواهد شد.
در بخش دیگری از این گزارش، جزئیات بیشتری در باره اهداف اولیه حمله هوائی به ایران و تلفات احتمالی آن درج شده است. از جمله اینکه:
تهران و شمال- اهداف اولیه حمله عبارتند از تاسیسات تحقیقات اتمی ایران و مراکز تولید رادیو ایزوتوپ، آزمایشگاههای تحقیقاتی و تاسیسات الکترونیکی "کلایه" در شمال ایران.
در اصفهان – مرکز هسته ای و تکنولوژی اصفهان، راکتورهای تحقیقاتی برای عنی سازی اورانیوم و سوخت تولیدی آزمایشگاههای تحقیقاتی
اراک و نطنز – کلیه تاسیسات اتمی
بوشهر- نیروگاه هزار مگاباتی اتمی این شهر
همزمان با این تاسیسات، پرسنل و محققین نیز هدف این حمله خواهند بود. بنابراین آزمایشگاههای تحقیقاتی دانشگاه و مراکز تکنولوژی که به طور غیرمستقیم با فن آوری هسته ای ایران همکاری داشته اند هدف بمباران هوایی قرارخواهند گرفت. درمیان این متخصصین ، برخی اتباع خارجی نیز وجود دارند و کشته شدن آنها نیز پیش بینی شده است.
قدرت دفاع هوایی ایران هم با حمله هوایی برق آسا قرار است فلج شود و رادارهای شناسایی هواپیماهای امریکایی در نیروی هوایی تهران ، تبریز، همدان ، دزفول ، اورمیه ، شیراز و اصفهان و درجنوب کشور، در بوشهر، بندرعباس و چاربهار دراین طرح قرار است نابود شوند. حمله و بمباران موشکهای بالستیک اولین هدف حمله امریکا خواهد بود.
پایگاه های موشکی ضدکشتی در بوشهر و همنطور در بندر عباس و پایگاه جدید و مجهز ایران در چابهار برای سه کشتی کوچک که در آنجا مستقرند و نیروی دریایی ایران در جزیره خارک و ابوموسی و درتنگه هرمز نیز از جمله اهداف اولیه بمباران اند.
موج اولیه حملات هوائی امریکا برای 4 تا 5 روز پیش بینی شده است. این بستگی به درهم کوبیده شدن مقاومت نظامی ایران و یا فلج شدن آن دارد.
ازآنجایی که حمله غافل گیرانه خواهد بود، مردم غیرنظامی فرصت ترک مناطق مورد حمله را نخواهند داشت و این برخلاف آن شرایطی است که در عراق پیش آمد و مردم این کشور فرصت یافتند خود را نجات دهند.
دراین حملات هزاران تن کشته خواهند شد. اگر حمله ادامه پیداکند تعداد کشته شدگان بسیار بالا ترخواهد رفت. نتایج حاصل ازجنگ و شمارقربانیان به طور وسیع توسط کانال های خبری مثل الجزیره به دنیا مخابره خواهد شد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

روايت وبلاگ نويسان بسيجي از حمله به سفارتخانه‌ها:

گفتند هر کسي هر غلطي مي‌خواهد بکند


شروين اميدوار - بيش از چهار ماه پس از چاپ کاريکاتور هايي از پيامبر اسلام در روزنامه دانمارکي يولندس پستن، و همزمان با تصويب گزارش پرونده هسته اي جمهوري اسلامي به شوراي امنيت سازمان ملل، تهران در هفته گذشته شاهد تجمع و حمله به سفارتخانه هاي اتريش، دانمارک، نروژ، آلمان، انگليس و فرانسه بود.

بازخوانی ماجرای تصاویر دانمارکی

کاريکاتورهاي اتمي


فرهاد رهبر - داستان کاريکاتورهاي موسوم به "موهن"، حسابي بالا گرفته است. آتش زدن سفارت ها، غيرت ديني، خشم مقدس و ...اما آتش اصلي در کجا و چگونه افروخته شد؟ داستان آن را پي گرفته ايم.

فیلترينگ "روز" همچنان ادامه دارد

سایت بی بی سی باز شد


آخرين دقايق ديشب خبرگزاری ايلنا به نقل از معاون رسانهای روابط عمومی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات, از رفع فيلتر شدن سايت BBC فارسی خبر داد.

ابراهیم نبوی

ملادادالله و جويندگان طلا

بازي اول مبارزه با مافياي نفتي بود، بازي به دليل اينکه مافياي نفتي اصولا از اينکه کسي با او بازي کند خوشش نمي آيد، منوقف شد. بازي دوم، بازي مبارزه با مفسدين اقتصادي بود، اين بازي هم به دليل اينکه مفسدين اقتصادي دوست داشتند با اسم مستعار بازي کنند، متوقف شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 بهمن1384ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

سانسور و جمع آوري کتاب ها آغاز شده است

اعتراض کانون نويسندگان به محدوديت هاي جديد


کوروش سليمي - کانون نويسندگان ايران در يک بيانيه از نهادها و سازمان هاي مستقل و آزادي خواه خواست همبستگي خود را با اين کانون در اعتراض به دور تازه اي از سانسور و محدوديت هاي هنري و آزادي هاي فردي و اجتماعي اعلام دارند.

بر اثر تصادف و پس از ملاقات در زندان،

برادر آرش سيگارچي درگذشت


برادر آرش سيگارچي، وبلاگ نويس زنداني، روز گذشته و پس از ملاقات با برادرش، هنگام بازگشت به تهران بر اثر سانحه اي در جاده رشت به تهران جان باخت.

بررسي تطبيقي پروژه توليد سوخت اتمي

آيا برنامه هسته اي ايران اقتصادي است؟


حمید محمدیان - با ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت، بحران موجود وارد مرحله اي شده است که پي آمد هاي احتمالي آن مي تواند براي ايران سنگين باشد. بعض منابع ادعا مي کنند، بخش عمده اي از مردم ايران فشارهاي وارده را نوعي زورگويي و زياده خواهي کشورهاي غربي ارزيابي مي کنند که خواهان جلوگيري از پيشرفت علمي و اقتصادي ايران هستند [نظرسنجي بخش فارسي خبرگزاري بي بي سي].

ابراهیم نبوی

خاک در چهره خورشيد در ساعت دوازده ظهر

اين بروبکس روزآنلاين هم اند تنبلي هستند. تا يک بهانه جور مي شود، کرکره ها پائين، چراغ ها خاموش، لحاف ها روي سر، جيش، بوس، لالا! آخر اين هم شد کار؟ ما که مرديم از بي کاري!

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

 

۱۸ بهمن ۱۳۸۴

ظالم آن قومي که چشمان دوختند
وز سخن ها عالمي را سوختند

حق آزادي بيان گويا امروزه تکليفي شده است تا با نام محمد گستاخي و دليري کنند.

از اين خصمانه تر چنگ در خون آزادي نمي توان برد. مسلمانان از اين کار رائحه توطئه و تخريب مي شنوند و در آن رسم تطاول مي بينند و تباني و تلاقي سکولاريسم و بنيادگرايي را مي خوانند. بايد به خدا و خرد پناه برد از اينکه فوندامنتاليسم سکولار هيزم بر آتش فوندامنتاليسم ديني [که گاه به هوس نام غيرت ديني بر خود مي نهد] بريزد و آشوب و اشتلم برانگيزد.[*]

نيکخواهاني که در پي تحکيم ستون هاي ديالوگ هستند، از اينکه گردش گزاف قلمي همه جهد و جهاد آنان را غرقه سيلاب خشونت و خصومت کند، چرا اندوهگين نباشند؟

ناشران نافرهيخته آن نقوش نازيبا [در رسانه هاي دانمارک و نروژ و سوئد و اسپانيا...] بايد اينک شرمنده و پوزش خواه دل هاي بريان و چشم هاي گريان و جان هاي بي تاب و روح هاي مجروحي باشند که از نهيب آسيب آن بي حرمتي بر خود پيچيده اند و لرزيده اند.

آزادي بيان محترم است، چون آزادي آدمي محترم است و آزادي آدمي محترم است چون آدمي خود محترم است و اگر تيغ آزادي جامه حرمت آدمي را چاک کند چه جاي تيز کردن آن تيغ برهنه است؟ آزادي بيان نه يگانه حق آدمي است و نه برترين حقوق او. و اگر با ديگر حقوق آدميان موزون و مقيد نشود، قامت حقوق را ناساز و بي اندام خواهد کرد. آزادي نه يک مرکب شخصي بل يک مسابقه جمعي است و آنکه با نقض قواعد اين بازي چراغ رقابت خردورزانه را خاموش مي کند، از خرد و آزادي چه بر جاي خواهد گذاشت؟

ادب بيان ادب خاموشي هم هست و آنکه از حق آزادي بيان بهره مي جويد اما حق خاموشي را نمي گذارد، فقط به نيمي از حقيقت دست يافته است. حکيمان مگر نگفته اند:

دو چيز طيره عقل است، دم فرو بستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي

و که گفت که آزادي بيان جواز آزادي عمل هم هست؟ و مگر جاي انکار است که تخفيف و تحريک دو عمل اند نه دو سخن؟

امروزه به تقريب، ربع ساکنان ربع مسکون مسلمانانند که نام ناميراي محمد را هر روز در ماذنه ها به بلندي بانگ مي کنند و در نمازها با درود و ستايش بر زبان مي آورند. اين نام، ناموس مسلماني است. سرمايه و ثروت قدسي امت احمدي است. پرچم خجسته غرور و شعور و آرمان و انديشه و آبروي عالم اسلامي است. نماينده و نماد همه ارواح مکرم و پاکان دو عالم است. "نام احمد نام جمله انبياست".

خوار داشت اين نام، خوارداشت تمدن کلاني است که بر صورت صاحب آن نام ساخته شده است، خوار داشت هزاران هزار جان شيفته اي است که از او هويت مي گيرند و معنويت مي آموزند، خوار داشت صدها عالم و عارفي است که از سفره او قوت و قوت گرفته اند و مي گيرند. خوارداشت غرور و شعور و عشق و ايمان پاره بزرگي از بشريت است.

باکي نيست. سوزاندن اين عود چه به آتش "آزادي" و چه به آتش "غيرت"، عالم را عطرآگين خواهد کرد. اما آتش افروزي آيا ادب آزادي و دينداري است؟

قصد کرده ستند اين گلپاره ها
که بپوشانند خورشيد تو را
در دل که لعل ها دلال توست
باغ ها از خنده مالامال توست

  • اين قطعه را مي نوشتم که اخبار دل آزار آتش زدن سفارت خانه ها در دمشق و بيروت و تهران رسيد. دانستم که اين تندروها در برانگيختن آن تندروها نيک کامياب شده اند. اين کاميابي را، که عين ناکامي اعتدال و مداراست، بايد به جهان اسلام تسليت گفت. محمد [ص] که خود آموزگار آزادي و غيرت بود اينک قرباني جفاي آزادي درايان و غيرت فروشاني مي شود که خاک در ديده حريت مي زنند و چاک در دامن ديانت.
+ نوشته شده در  شنبه 22 بهمن1384ساعت 8:41 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

ايران ما -700 نفر ازروشنفكران و فعالان سياسي داخل و خارج كشور از كشور در اعتراض به بازداشت اعضاي سنديكاي شركت واحد بيانيه اي به شرح ذيل منتشر كردند .

متن بيانيه :

به دنبال اعلام اعتصاب سنديکاي شرکت واحد اتوبوسراني تهران براي آزادي منصور اسالو رئيس هيئت مديره اين سنديکا که بيش از يک ماه است در زندان به سر مي برد، برمبناي گزارشات روز پنجشنبه 6 بهمن ماه 84 هفت نفر از اعضا سنديکاي شرکت واحد به دادگاه احضار شدند که درانتها بازداشت و به اوين منتقل شدند. فرداي آن روز چهار نفر ديگر از اعضا سنديکا نيز بازداشت شدند و بالاخره در ساعت 9شب، به هنگام پايان ساعات کار، شماري از رانندگان در يکي از پايانه ها مورد حمله ي نيروهاي انتظامي و امنيتي قرار گرفتند. و اين تهاجم تا ساعت چهار بامداد و با مراجعه به منازل اعضا سنديکا ادامه داشت. شماري از همسران و فرزندان بازداشت شدگان نيز مورد ضرب و شتم قرار گرفته و صدها نفر دستگير شدند. لازم به يادآوري است که اين کارگران و کارکنان شريف قبلا نيز در مورخه 19 ارديبهشت 84 مورد تهاجم، ضرب و شتم با چماق و چاقو قرار گرفته بودند.
همگان آگاهند که اين زحمتکشان شريف در بدترين شرايط شغلي در سرما و گرما و آلودگي هوا با خطر بيماري تنفسي و ريوي و فشارهاي عصبي و رواني درنهايت صبوري به جابجايي مسافران شهري و ارائه خدمات به مردم مشغول هستند. بر اساس گزارشات و محاسبات دقيق کارشناسان اقتصادي ميانگين دريافتي آنان بيش از 30 درصد زير خط فقر است و درخواست آنان براي ترميم حقوق بارها مورد بي توجهي قرار گرفته است. تشکيل سنديکا از سوي اين کارگران حقي است مبتني بر کليه ي مقاوله نامه هاي بين المللي مورد قبول ايران.
ما امضا کنندگان زير بدين وسيله تهاجم به سنديکا و دستگيري و ضرب و شتم و ادامه ي بازداشت آنان را تضيع حقوق انساني و پايمال شدن حق طبيعي در دفاع از منافع صنفي و ادامه ي ستم اقتصادي و اجتماعي بر اين کارگران مي دانيم و خواهان آزادي فوري، بي قيد و شرط و استيفاي حقوق فردي و اجتماعي آنان هستيم و تاکيد مي کنيم اين نوع برخورد با خواسته هاي به حق کارگران بي ترديد واکنش هاي غير قابل پيش بيني در پي خواهد داشت و سرکوب زحمتکشان بارزترين مصداق اقدام عليه امنيت است.

+ نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1384ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

مسعود بهنود

باغ وحش انسانی

به تجربه دزموند موريس که در شاهکار وی کتاب " باغ وحش انسانی" نقل شده، نوعی از جانداران آفريقائی وقتی از جنگل به قفس منتقل می شوند، بعد مدت کوتاهی حسی در آن ها بيدار می شود که قدرت طلبی است و يکی از ميانشان تلاش می کند تا بر بقيه چيرگی گيرد.

گزارش های درباره سلطانی و گنجی

پرونده سلطاني گم شد


همسر عبدالفتاح سلطاني، ديروز بعد از ملاقات با همسرش، در گفت و گو با روز اعلام کرد پرونده سلطاني هنوز به دادگاه نرفته است.


فشارهاي پيدا و پنهان بر وبلاگ نويسان ادامه دارد

اتهامات تازه به وبلاگ نويسان قم


شهرام رفيع زاده - در جريان برگزاري دادگاه دو تن از وبلاگ نويسان قم، ديروز معاون دادستان اين شهر فريد مدرسي و حسين عبدالله پور را به انجام فعاليت هاي تبليغي برعليه نظام ازطريق ارتباط با احمد شاملو و آيت الله منتظري متهم کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 بهمن1384ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

از سر گيري رسمي غني سازي، حمله به سفارت خانه ها

فضا در اختيارتند روها


آرش معتمد - تند روها بر طبل جنگ مي کوبند. شبکه هاي تلويزيوني و راديوئي آمريکا افکارعمومي را براي حمله به جمهوري اسلامي آماده مي کنند. تمامي شبکه هاي رايو و تلويزيون ايران که در اختيار سپاه پاسداران است مارش هاي نظامي پخش مي کنند که ياد آور دوران جنگ است.

تکرار حادثه دمشق و بيروت در تهران

آتش بر سفارت دانمارک


سه روز بعد حمله مردم خشمگين به سفارت دانمارک در دمشق که در اعتراض به کارتونی صورت گرفت که گفته شده توهين به پيامبر اسلام است و يک روز بعد از تکرار همين عمل در بيروت، گروهی که خبرگزاری ها آنان را دانشجو معرفی کردند به سفارت دانمارک در تهران حمله برده و آن جا را به آتش کشيدند

ابراهیم نبوی

این پنج روزنامه نگار

انجمن صنفی روزنامه نگاران کشور نام پنج روزنامه نگار بزرگ ایرانی را به عنوان برگزیدگان روزنامه نگاری کشور اعلام کرد. مسعود بهنود، عمید نائینی، لیلا رستگار، محمد بلوری و اکبر گنجی این پنج روزنامه نگار بزرگ هستند. من خوشحالم. تبریک می گویم.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

دستور العمل جديدی برای مطبوعات:

ممنوعيت "القاي شكست" مذاکرات هسته ای


سارا اصفهانی - دبیرخانه شورای امنیت ملی کشور، از مديران مطبوعات خواسته است از درج اخبار و مقالاتی درخصوص ارسال پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت که چنين القا می کند که همه کار به پايان رسيده و جمهوری اسلامی شکست خورده، خودداری کنند.

بررسي نيوزويک درباره :

حمله اسراييل به تاسيسات اتمي ايران


کوين پراينو و جان بري - فاکتور اکس: طراحان نظامي اسراييل اعلام کرده اند، مي دانند چگونه بايد برنامه هاي هسته اي ايران را متوقف کنند. ممکن است اين طرح هولناک به نظر برسد، اما اسراييلي ها بلوف نمي زنند. کارشناسان دفاعي اسراييل شک ندارند که اگر ضرورت ايجاب کند، نيروي هوايي اسراييل مي تواند برنامه هسته اي ايران را فلج کند.

ابراهیم نبوی

رفراندوم هسته ای

فعلا در سفر هستم. آمده ام به هاروگیت، شهری نزدیکی لیدز، دسترسی خوبی هم به اینترنت ندارم. طبیعتا خبرها را هم با کلی دردسر می خوانم و می بینم، تا دو روز دیگر به بروکسل برمی گردم. دیروز به همین خاطر مطلب طنز نداشتم و امروز هم نوشته کوتاهی دارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 بهمن1384ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

پرونده هسته اي به شوراي امنيت رفت

رويارويي مستقيم ايران و آمريکا


آرش معتمد - در 4 روز فاصله اجلاس لندن تا اعلام راي شوراي حکام، جهان نگاهش به وين بود و نبردي لحظه به لحظه ادامه داشت. آمريکا در رأس ائتلاف جهاني پرونده هسته اي را به شوراي امنيت نزديک مي کرد و جمهوري اسلامي مي کوشيد آن را به هر روش دور کند.

نظرسنجی های متعدد درباره حمله به ایران

امریکائی ها به گزینه نظامی می اندیشند


وحید ثابتیان - شبکه تلویزیونی فاکس اعلام کرد 60 درصد از جمهوری خواهان، 41 درصد از نمایندگان مستقل و36 درصد از دموکرات ها از حمله هوایی وزمینی به ایران به منظور جلوگیری از دسترسی این کشور به توسعه اتمی حمایت می کنند. برخی از محافل آمریکایی ابراز نگرانی کرده اند که پرزیدنت بوش به گزینه حمله به ایران می اندیشد.

مسعود بهنود

درسی و تجربه ای

بحران هسته ای ايران به نقطه باريکی رسيد. جمهوری اسلامی به نقطه ای نزديک شد که در طول حيات خود و در سخت ترين سال هایش بدان نرسيده بود، تصويری از جهان صف کشيده در برابر نظام ايران از مجموعه تحولات اخير بيرون آمد که پاک کردن آن مدت ها کار و وقت لازم دارد.

رانندگان شرکت واحد؛

گرسنگاني که به جاسوسي اعتراف مي کنند


مريم کاشاني - "از پرونده هسته اي که بي خبريم. از گنجي و احضارها که مدتهاست چيزي نمي گويند، سقوط هواپيماي خبرنگاران که در ميان سکوت گم شد، هيچ خبري از قاتلين قاضي ها که نمي دهند، ... درباره رانندگان شرکت واحد هم که چيزي نمي گويند و نمي نويسند. پس وظيفه اين مطبوعات چيست؟" اين را يک ايراني مي گويد. يکي مثل هزاران. يکي از ميليون ها.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 10:14 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

آخرين اخبار از مجلس "ساده زيست"

افزایش 85 درصدی حقوق نمایندگان


ميثم تواب - به گزارش خبرنگار روز، براساس تحقيقي که اخيرا برخي نمايندگان مجلس انجام داده اند، حقوق نمايندگان مجلس هفتم در بدترين شرايط 85 درصد بيشتر از آخرين دريافتي هاي نمايندگان مجلس ششم بوده است.

اعتراضات کارگري در استان گيلان فراگير شده است:

مي رويم تهران تا بميريم


شيلا پارسي - کارگران معدن سنگرود گيلان در اعتراض به عدم دريافت حقوق يک ساله شان اعتصاب و جاده لوشان- مسير رشت به تهران- را مسدود کردند.

+ نوشته شده در  شنبه 15 بهمن1384ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

بخشهائی از اعلاميه فعالين و اعضای سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

بنام آن که عدالت را دوست دارد
در پی اعتصاب 8 بهمن 1384 و تصميم اکثريت رانندگان برای شرکت در اعتصاب جهت به دست آوردن حقوق و خواستهای صنفی خود با حضور غير قانونی و گسترده مامورين امنيتی و پليس در مناطق شرکت واحد و برخورد قهرآميز فيزيکی ، ضرب و شتم و ايجاد رعب و حشت کارگران را وادار کردند که عليرغم ميل باطنی شان اعتصاب را بشکنند و بيش از 500 نفر از همکاران را بازداشت و به زندان اوين منتقل کننند و تاکنون خانوادههای محترمشان از سرنوشت بازداشت شدگان اطلاعی ندارند. متاسفانه در اين روز شاهد بوديم که عده ای خواسته يا نخواسته پای در حريم مقدس خانه های کارگران نهاده و عده ای از همسران همکاران ما را بهمراه کودکان خردسالشان دستگير و حتی بعضی از آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
ما کارگران زحمت کش شرکت واحد تاکنون با نجابت ، صبوری و نداری طی ساليان گذشته و ماههای پيش و خصوصا در روزهای اخير انواع تهمتها و برچسب های سياسی که بهيچوجه در شان ما کارگران نيست تحمل کرديم ولی اجازه جسارت و تعرض به حريم خانوادههايمان را به هيچ احدی نميدهيم....
اعلام ميداريم چون دستهای پنهانی در کار است که حرکت حق طلبانه ما را سياسی جلوه داده و بدين ترتيب حرکت حق خواهانه کارگران را سرکوب کنند و چون احساس ميکنيم با اين دستهای پليسی در محل کار خودمان امنيت نداريم از حق قانونی خود استفاده کرده و در روز جمعه 14 بهمن 1384 کليه رانندگان، کارگران و کارکنان از حضور در محل کارمان خودداری ميکنيم و در خانه هايمان ميمانيم. ما بارديگر خواسته های خود را اعلام مينمائيم :
1 - آزادی کليه بازداشت شدگان
2 - آزادی فعاليعت سنديکائی
3 - آزادی قرارداد دسته جمعی

خانوادهها زندانيان و اعضا و فعالين سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
 
+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1384ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

 سخنان بوش و احمدي نژاد، و گام بلند اروپا

فضا يک روزه تند شد


حميد احدي - بيانيه رسمي سه دولت اروپائي که از آژانس بين الملي انرژي اتمي خواستند تا گزارشي از فعاليت هاي غيرمجاز هسته اي ايران به شوراي امنيت بفرستند، سخنان تند جورج بوش عليه جمهوري اسلامي و پاسخ وي که توسط محمود احمدي نژاد داده شد، در بيست و چهار ساعت گذشته همچنان ايران را در صدر اخبار جهاني نگاه داشت.

پرونده اتمي در گفت و گو با توسلي و ورجاوند:

از اين بحران بايد عبور کرد


بابک مهدیزاده - در ادامه گفت و گو با فعالين سياسي ايران، در ارتباط با پرونده هسته اي و وضعيت کنوني آن، به سراغ پرويز ورجاوند و محمد توسلي رفته ايم. آنها در گفت و گو با روز، به راه حل تازه اي اشاره مي کنند: تعليق داوطلبانه.

احمد زيدآبادي

پيروزي هميشه هم شيرين نيست

روزگاري مسعود بهنود از موضع ناصحي دلسوز به هاشمي رفسنجاني توصيه كرده بود كه برخاستن به موقع از كرسي قدرت را درك كند و بي‌جهت خود را در معرض بي‌اعتباري قرار ندهد

ابراهیم نبوی

بوي چمن و کاهگل

باز هم احمدي نژاد خاک و خل ديد روحش تازه شد، لامروت به محض اينکه وارد شهر مي شود و زير سقف قرار مي گيرد و مجبور مي شود توي دفترش بماند، دچار افسردگي مي شود، اما وقتي به صحرا مي رود و بوي کاهگل را احساس مي کند شروع مي کند به ورجه و ورجه کردن و صداهاي عجيبي از ته دل او برمي آيد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

ابراهيم يزدي در گفت و گو با روز:

بايد با آمريکا مذاکره کنيم


مريم کاشاني - جلسه 1+5 تصميم نهايي خود را گرفت: ارسال پرونده ايران به شوراي امنيت از طريق آژانس بين المللي انرژي اتمي، و در پايان ماه مارس. در اين مورد با دکتر ابراهيم يزدي گفت و گو کرده ايم.

چهار مورد از شش مساله جهاني به نوعي به ايران مربوط مي شود

ايران در راس معضلات جهاني قرار گرفت


حميد احدي - ديشب در آستانه سخنراني سالانه جورج بوش، کارشناساني که به گمانه زني درباره مسائل مهم روز مشغولند، در فهرست هاي خود پرونده هسته اي ايران را از جمله مسائل مهم جهاني دانستند و در ضمن به مسائل مربوط به افزايش بهاي نفت و طلا، انتخابات عراق، انتخابات فلسطين و شرايط اسرائيل پس از شارون هم اشاره کرده اند که همه به نوعي به ايران مربوط مي شود.


ابراهیم نبوی

دیوانه خانه

پرونده ايران به شوراي امنيت ارسال شد. چين و روسيه هم با ارجاع پرونده به شوراي امنيت مخالفت نکردند. فعلا تا زماني که پرونده ايران به شوراي امنيت برود، چيني ها و روس ها وقت دارند تا مي توانند پول ملت ايران را بچاپند و براي بچه و نوه و نتيجه شان قراردادهاي بيست ساله و سي ساله ببندند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 بهمن1384ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

به دنبال سرکوب اعتصاب و دستگيري:

اعتصاب غذاي گسترده کارگران در اوين


بهرام رفيعي - در حالي که خبر از انتقال ده ها کارگر سنديکاي شرکت واحد که در جريان اعتصاب شنبه گذشته بازداشت شده اند، به بند 209 اوين مي رسد، رسانه هاي داخلي از انتشار هر گونه خبري در اين باره منع شدند. در همين حال اعلام شد که تعداد زيادي از کارگران زنداني، به اعتصاب غذا پرداخته اند.

رويا طلوعي

دوستان، متشکرم !

امروز که‌ آزادم و باز هم ميخواهم که‌ بنويسم، امروز که‌ تجربه‌ دهشتناک زندان و بويژه‌ سلول انفرادي با تمام شکنجه‌ها و خاطرات تلخش را پشت سر گذاشته‌ام ، امروز که‌ در آستانه‌ محاکمه‌ به‌ جرم آزاديخواهي براي ملتي ستم ديده‌ ، خارج از سرزمينم بسر ميبرم،


ابراهیم نبوی

همه با هم ترمز کردند

همه با هم تخته گاز رفتند، همه با هم ترمز کردند. در طول سه چهار روز گذشته تقريبا همه تندروهاي دنياي اسلام و حومه در حال ترمز کردن هستند. احمدي نژاد که سه چهار روز است قرص هايش را به موقع مي خورد و روزي هفت ساعت مي خوابد و به بابا قول داده است که هروقت هاله نور ديد، جيغ نزند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

عبدالکريم سروش در گفت و گو با روز:

جريان مصباح يعني فاشيسم


مريم کاشاني - اين روزها، جدا از خبرها و يارگيري هاي سياسي، سخن از انديشه حاکم بر ايران نيز زياد مي رود. از تحجر گفته مي شود و از واپسگرايي. و اينکه بايد ريشه را شناخت. با دکتر عبدالکريم سروش درباب اين ريشه ها و اين انديشه ها سخن گفته ايم.

ابراهیم نبوی

هواپيماي يخ زده

اگر فردا يک ميگ 29 سپاه، در حال پرواز از تهران به مشهد رفت توي غار عليصدر همدان و دليل آن هم چنين اعلام شد که چون کفش خلبان تنگ بود، اين هواپيما سقوط کرد تعجب نکنيد

دخالت در امور داخلی دانشگاه ها توسط نزدیکان رییس جمهوری:

مديران مياني دانشگاه ها نيز تصفيه مي شوند


سارا اصفهاني - به گزارش خبرنگار روز، رئيس دانشگاه علم و صنعت ايران تنها كمتر از پنج ماه از انتصاب خود به این سمت، برای دومین بار استعفا کرده است. به گزارش خبرنگار روز دليل اصلي استعفاي دكتر بيدآبادي دخالت هاي پايان ناپذير جريان وابسته به محمود احمدي نژاد در اين دانشگاه است.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 بهمن1384ساعت 8:52 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

مهر ورزي دولت با کارگران اعتصابي

سرکوب گسترده کارگران شرکت واحد


دومين اعتصاب کارگران شرکت واحد با برخورد شديد امنيتي سرکوب شد. صد ها تن از کارگران و خانواده هاي آنها مورد ضرب وشتم قرار گرفتند و چند اتوبوس، کارگران دستگير شده را به بند ويژه امنيتي زندان اوين برد.
ابراهیم نبوی

رفراندوم اتميابراهیم نبوی

من نمي فهمم وقتي ما در کشور خودمان اين همه آدم براي خرابکاري داريم، چرا بايد آن را به خارجي ها منتسب کنيم؟ مگر هواپيماهاي ما زرت و زرت به در و ديوار و کوه و ساختمان برخورد نمي کنند؟ چرا فکر مي کنيم عوامل دشمن بايد وجود داشته باشند تا هواپيماهاي ما سقوط کند؟

نگاه هفته

در آستانه روياروئي


مهرداد شيباني - هفته گذشته با جلسه مهم سران نظام جمهوري اسلامي آغاز شد و با سرکوب اعتصاب رانند گان شرکت واحد پايان گرفت تا هفته ديگري بيايد که در پنجشنبه آن- 13 بهمن مصادف با 2 فوريه- اجلاس فوق العاده شوراي حکام تشکيل خواهد شد. اجلاسي که همه صف بندي براي پيروزي در آن است.

مسعود بهنود

اتاق بازرگانی و چالش هايش

آن چه هفته گذشته در اتاق بازرگانی و صنعت و معدن رخ داد، از نظر گروهی از اهل تخصص همان اتفاقی است که در فضای سياسی کشور هم تابستان امسال رخ داد، يعنی نماينده اصلاحات حذف شد و جناح رقيب پيروز.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

دستاورد سفر مهم لاريجاني به روسيه

ايران سرانجام راه مسکو را برگزيد


حميد احدي - علي لاريجاني که بعد از آشکار شدن تصميم رهبران جمهوري اسلامي، براي گفتگو با رهبران روسيه راهي مسکو شد، به دنبال مذاکرات اوليه فاش ساخت که ايران سرانجام راه روسيه را براي مهار بحران به اوج رسيده هسته اي برگزيد و با شرط هائي پذيرفت که چرخه سوخت هسته اي را با مسکو به شراکت انجام دهد.


آيت الله صانعي در گفت و گو با روز:

مشروعيت حکومت، منوط به راي مردم است


بابک مهديزاده - آيت الله صانعي در گفت و گويي اختصاصي با روز، از بي اعتنايي به آراي مردم، و نيز خرافات و جريانات خلاف عقل و دين سخن گفته است. وي همچنين از گنجي حرف زده است و اينکه: گنجي بايد آزاد شود.


درجمع مسوولان بسيجي صورت گرفت:

تاکيد بر دخالت هدفمند بسيج درانتخابات


حامد ايراني - "بسيج حرکت بسيار خوبي را در انتخابات با برنامه ريزي از پيش تعيين شده انجام داد وموفقيت آميز بود". به گزارش خبرنگار روز، حجت الاسلام پناهيان، از شاگردان آيت الله مصباح يزدي، با اعلام اين مطلب در گردهمايي مسئولان گردان هاي عاشورا و الزهراي نيروي مقاومت بسيج و بسيج وزارتخانه ها و ادارات، تحت عنوان همايش "بصيرت"، دخالت سازمان دهي شده بسيج در انتخابات را مورد تاکيد قرار داد.


انزواي رسانه اي به نفع کيست؟

نوبت به پرونده سازي براي خبرنگاران خارجي رسيد


شهرام رفيع زاده - اگر دو هفته پيش و به دنبال توقيف فعاليت سي ان ان، اين شبکه توانست به دستور محمود احمدي نژاد بارديگر فعاليت خود را در ايران ادامه دهد، اما در روزهاي اخير برخي از سايت ها و روزنامه هاي نزديک به دولت با بهايي خواندن کريستين امان پور،گزارشگر ايراني الاصل سي ان ان، دور جديدي از پرونده سازي براي خبرنگاران خارجي در ايران را آغاز کرده اند.


صندوق مهر رضا در گفت و گو با ايرج نديمي

دولت با مجلس موازي كاري مي كند


محمد رضا خسروي - ايرج نديمي مخبر كميسيون اقتصادي مجلس و نماينده مردم لاهيجان که عضو فراکسيون اقليت است، در گفت و گو با روز، تاکيد مي کند که "دولت نهم به فكر حل ريشه اي مشكلات مردم نيست." وي اعطاي تسهيلات گوناگون به مردم را در واقع "صدقه دادن به مردم" مي داند و معتقد است اين چيزها نه تنها مشكلي از مشكلات آنها حل نمي كند، بلكه به مشكلات نيز دامن خواهد زد.


درفضاي مه آلود ديپلماتيك

آخرين فرصت براي همکاري تهران با آژانس


هنگامه شهيدي - "هاشمي رفسنجاني" که براي چند روز به مشهد سفر کرده بود، صبح روز دوشنبه با نيمه کار گذاشتن سفر خود به تهران بازگشت. او كه قرار بود تا عصر روز دوشنبه در مشهد بماند، به گفته آگاهان براي شرکت در يک جلسه مهم با حضور سران کشور به تهران فراخوانده شد.


صادق زيبا کلام در گفت و گو با روز:

مردم سالاري ديني معني ندارد


آرش بهمني - بسياري دکتر شريعتي را به عنوان معلم فکري خويش قبول دارند. پس دور از ذهن نيست که نوشتن کتابي در مورد شريعتي و طرح بي اعتقادي وي به مفاهيمي چون دموکراسي و مردم سالاري، جنجال برانگيز شود.


تصفيه حساب محافظه کاران شدت مي گيرد

تاکيد انصار بر نقش موتلفه در"مافياي چاي"


سارا اصفهاني - هفته نامه يالثارات ارگان انصارحزب الله، از تشکل هاي مبلغ محمود احمدي نژاد رييس جمهوري، در يكي از شماره هاي اخيرخود، جمعيت موتلفه اسلامي را به دست داشتن درمافياي چاي کشور متهم کرد و آن را از عوامل فساد اقتصادي دانست.


روايت لاليبر از کشف سانتريفوژهاي پرقدرت

ادعاي دستيابي به مدارک جديد عليه ايران


طبق گفته چند ديپلمات به فرانس پرس، ايران بي شک به طور مخفي سانتريفوژهاي پيچيده و پرقدرتي را براي غني سازي اورانيوم وارد خاک خود کرده که اين مسأله به طور خودکار ادعاهاي ايران را مبني بر دنبال کردن اهداف صلح آميز اتمي، زير سؤال مي برد.



00 ياد ياران 0 ديدار دوباره


بابک مستوفي - هنر روز در اين شماره ياد ياران ديداري دوباره دارد با غلامحسين ساعدي به بهانه بزرگداشت او در لندن.



00 نمايش جهان 0 نقد وبررسي


محمد عبدي - مايک لي، فيلمساز پر آوازه انگليسي، در عرصه تئاتر هم يد طولايي دارد. "روز" در بخش نمايش اين شماره نگاهي دارد به تئاتر تازه لي با عنوان "دو هزار سال" که هم اکنون در لندن در حال اجراست.



00 جشنواره فيلم 0 روز پنجم


مهدي گليچ - در پنجمين روز جشنواره فيلم فجر، آفسايد آخرين ساخته جعفر پناهي به نمايش درآمد. اين اولين بار است که اين جشنواره فيلمي از کارگردان دايره را مي پذيرد. نگاهي داريم به اين فيلم.



00 جشنواره تئاتر 0 روز پنجم


بهرام تشکر - هنر روز در شماره امروز نگاهي دارد به يک اجرا از تئاتر ايران و نمايشي از هلند که در رور پنجم جشنواره تئاتر بر صحنه رفتند.



00 کتاب 0 چاپ ويژه


پروانه مهربان - هنر روز در بخش" چاپ ويژه" به انتشار آثار ادبي مي پردازد که انتشار آنها در ايران ممنوع ا ست.



00 سينماي جهان 0 گفت وگو


امير عزتي - هنر روز در بخش سينماي جهان آخرين گفت وگوي پيتر جکسون کارگردان فيلم کينگ کنگ را منتشر مي کند. اميد است در نبود بخش فيلم هاي روز که ناشي از مشکلات فني است، تصاوير ومتن مصاحبه سبب رضايت علاقمندان سينماي جهان شود.



+ نوشته شده در  جمعه 7 بهمن1384ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

در این وانفسای جار و جنجال مسایل هسته ای و در این روزهای سرنوشت ساز که آینده ای نه چندان روشن به استقبال ما می آید سکوت نمی توان کرد که در پیش گاه آیندگان توجیهی ندارد.

بر این اساس از این پس د راین جایگاه به گفت و گو در باب مسایل روز میپردازم. باشد که به گفته ی فرزند شجاع این سرزمین پاک "اکبر گنجی" نوری بر تاریک خانه ها بیفشانیم و راهی به رهایی بجوییم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 بهمن1384ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط آریا  |