تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی
 


به نقل از "ادوارنیوز"

 

کاندورلیزا رایس وزیر خارجه امریکا بر از امکان حل دیپلماتیک بحران اتمی ایران ابراز اطمینان کرد اما هشدار داد در صورت شکست دیپلماسی امریکا و متحدانش برای برخورد نظامی با ابران نیازی به اجازه از شورای امنیت ندارند.

 

رایس با ابراز اطمینان از نتیجه دادن فشارهای جامعه جهانی بر ایران گفت: شورای امنیت ابزارهای دیپلماتیک فراوانی برای اعمال فشار بر ایران دارد. وی در عین حال گفت: حق دفاع شخصی و مشروع لزوما نیازی به مجوز شورای امنیت ندارد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه رایس که در شورای روابط خارجی شیکاگو سخن می گفت موضوع ایران را متفاوت از عراق دانست. او همچنین ایران را بسیار متفاوت تر از کره شمالی دانست رایس گفت: اوضاع ایران با کره شمالی بسیبار متفاوت است زیرا  مردم ایران با جامعه بین المللی رابطه گسترده ای دارند.

 

 

 هیئت ایرانی بدون دعوت خود را به مذاکرات مسکو رساند

 

 


 سفر مخفیانه و بدون دعوت هیئت ایرانی پس از اعلام پرسرو صدای ورود ایران به باشگاه هسته ای جهان صورت می گیرد
یک هیئت بلندپایه ایرانی متشکل از معاونان علی لاریجانی و همچنین علی اصغر سلطانیه نماینده ایران در آژانس  به مسکو سفر کرده است تا با مقامات 3 کشور اروپایی گفتگو کند.

  پس از انتشار خبراین ملاقاتها که به گفته ایرنا قرا بود تا از چشم خبرنگاران داخلی مخفی بماند منوچهر متکی وزیر خارجه و حسین انتظامی سخنگوی  شورای امنیت ملی ضمن تایید سفر هیئت ایرانی به مسکو بر تلاش ایران برای رایزنی و گفتگو با اروپا تاکید کردند این در حالی است که یک سخنگوی وزارت خارجه انگلستان در اظهاراتی تحقیر امیز این دیدارها را صرفا به درخواست ایران و روسیه و برای گوش دادن به موضع ایران توصیف کرد

به گزارش بی بی سی  گزارش ها از مسکو حاکيست هياتی از کارشناسان هسته ای ايران که پيشتر در روز چهارشنبه وارد مسکو شده بود با نمايندگان بريتانيا، فرانسه و آلمان ديدار و گفتگو کرده است اما ظاهرا هيات ايرانی نتوانسته است نظر موافق نمايندگان اين سه کشور در مورد برنامه های هسته ای ايران را جلب کند.

يک مقام بريتانيايی پس از اين ديدار گفت که بريتانيا هيچ تغييری در موضع ايران درباره برنامه اتمی اش مشاهده نکرده است.

سخنگوی وزارت خارجه بريتانيا گفت: "ما در موضع ايران هيچ چيز تازه ای نديديم."

 

اين سخنگو گفت مقام های بريتانيا، فرانسه و آلمان در واکنش به پيشنهاد ايران و روسيه، داير بر گوش سپردن به ديدگاه های ايران، با اعضای هيات نمايندگی ايران ملاقات کردند.

 

 نگرانی عبادی از تهدید های آمریکا

به نقل از "روز آنلاین"

شيرين عبادي، برنده جايزه نوبل در سال 2003، روز چهارشنبه طي يک کنفرانس مطبوعاتي در برلين، درخصوص تهاجم احتمالي امريکا به ايران اظهار نگراني کرد.

  • اين مدافع حقوق بشر که به واقع از اين امر خشمگين است، دراين خصوص گفت: "عليرغم انتقاداتي که به دولت ايران وارد است، ولي به هيچ وجه نمي خواهيم که حتي پاي يک سرباز امريکايي به خاک ايران برسد." وي هفته گذشته در بازگشت از ايالات متحده اظهار داشت که عقيده عموم امريکايي ها "آماده شدن براي تهاجمي عليه ايران" است، به طوري که يک سال قبل از جنگ عراق نيز امريکايي ها اينگونه فکر مي کردند. وي افزود:"اين بار نمي دانم آيا يک جنگ رواني درجريان است يا يک جنگ واقعي."

    وي خاطرنشان ساخت که در ايالات متحده با خانم جودي ويليامز، برنده جايزه صلح نوبل در سال 1997، تبليغاتي را عليه استفاده از "مين هاي ضدنفر" تنظيم کرده است. اقدامي که طي آن بتوان دو کشور را، چه ازنظر دولتي و چه ازنظر سازمانهاي غيردولتي، نزديک نمود تا ازطريق مذاکره و مباحثه به اختلافات خود پايان دهند.

    وي با اشاره به تهاجم خودکامانه امريکا به عراق گفت: "زماني که يک دولت اشتباهي را مرتکب مي شود، يک کشور ديگر نبايد اين اشتباه را با حمله نظامي پاسخ دهد. به طور حتم صدام حسين يک ديکتاتور بود، ولي اکنون مردم عراق بايد قيمت چه چيزي را بپردازند؟"

    خانم عبادي دررابطه با پرونده اتمي اظهار داشت که نمي داند پشت صحنه دولت ايران چه تصميماتي نهفته است و تا زماني که کانديداهاي سياسي مورد انتقاد حکومت حق شرکت در انتخابات را نداشته باشند، اين سيستم يک دموکراسي کامل نيست و نخواهد بود. وي گفت: "دولت ايران اصرار دارد که هدفش استفاده صلح آميز از انرژي اتمي است. آيا اين امر واقعيت دارد؟ بايد بدانيم که تنها با دنبال کردن يک دموکراسي واقعي و پيشرفته مي توان به جهان و جهانيان امنيت بخشيد."

    خانم شيرين عبادي که اولين خانم قاضي در ايران است [سال 1975] مجبور شد تا در سال 1979 به دليل وقوع انقلاب اسلامي از سمت خود کناره گيري کند. وي براي دفاع از حقوق کودکان، زنان و زندانيان سياسي تلاش مي کند و در دانشگاه تهران به تدريس حقوق مشغول است.

    به عقيده او، از زمان نايل شدن به جايزه صلح نوبل در عملکرد سازمان غيردولتي اش که از 80 درصد زندانيان سياسي در ايران دفاع مي کند، هيچ چيز تغيير نکرده است: "وضعيت همان گونه است که قبلاً بود."

    خانم عبادي مي گويد: "حکومت فعلي تهران تحت رياست جمهوري محمود احمدي نژاد هنوز سازمان او را به رسميت نشناخته است، همان طور که محمد خاتمي، رييس جمهور اصلاح طلب نيز، آن را به رسميت نشناخته بود."

    منبع: فرانس پرس، 19 آوريل 2006
    مترجم: علي جواهرفروش

     

    در صورت اقدام نظامی آمریکا علیه رژیم تهران، روسیه بی طرف خواهد ماند

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    به گزارش خبرگزاری فرانسه از مسکو، رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه امروز گفت "در صورت اقدام نظامی علیه رژیم تهران، روسیه بی طرف خواهد ماند و در این جنگ شرکت نخواهد کرد."

    ژنرال یوری بلوایوسکی که در جمع خبرنگاران سخن می گفت، افزود "تا هنگامیکه او ریاست ستاد مشترک ارتش روسیه را بر عهده دارد، این کشور از هیچ کدام از طرفین درگیر در جنگ (اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه جمهوری اسلامی) حمایت نخواهد کرد، دقیقا همانطور که در افغانستان انجام داد."

    خبرگزاری فرانسه نوشت اشاره رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه به حمله نظامی آمریکا به رژیم طالبان در افغانستان است که منجر به سقوط این حکومت شد.

    این مقام ارشد نظامی روسیه که در پایان دیدار با ژنرال آمریکايی جیمز جونر، فرمانده نیروهای ناتو در اروپا با خبرنگاران سخن می گفت، در مورد تحویل موشکهای پیشرفته زمین به هوای تور ام 1 روسی به رژیم تهران نیز اظهار داشت "تحویل این موشکها به دلایل تکنیکی به این زودیها انجام نخواهد شد، اما روسیه به تعهد خود در این زمینه پایبند است."

    خبرگزاری فرانسه نوشت روزنامه روسی ودوموستی روز گذشته خبر داد در پی فشارهای آمریکا، روسیه تحویل موشکهای تور ام 1 را تا پائیز سال جاری به تعویق انداخته و حتی احتمال لغو این قرارداد چند صد میلیون دلاری نیز وجود دارد.

     

  • واشنگتن روسیه را به قطع هرگونه همکاری هسته ای با رژیم تهران فراخواند

    به گزارش خبرگزاری فرانسه از مسکو، ایالات متحده آمریکا روز چهارشنبه روسیه و سایر کشورها را به قطع هرگونه همکاری هسته ای با رژیم تهران از جمله ساخت نیروگاه بوشهر در جنوب ایران فراخواند.

    نیکلاس برنز، معاون وزارت خارجه آمریکا که هم اکنون در مسکو بسر می برد با اعلام این درخواست گفت هنوز بسیاری از کشورها در جهان برخی تجهیزات با کاربرد دوگانه (نظامی و غیرنظامی) را به ایران صادر می کنند که در بعضی موارد رژیم تهران از این تجهیزات برای توسعه فعالیتهای هسته ای خود استفاده می کند.

    آقای برنز همچنین از روسیه خواست از فروش تسلیحات بویژه موشکهای پیشرفته زمین به هوا به رژیم تهران خودداری کند.

    معاون وزارت امور خارجه آمریکا سپس با اشاره به مذاکرات فشرده بین اعضای دائم شورای امنیت در باره بحران هسته ای رژیم تهران گفت این مسئله یکی از موضوعات اصلی گفتگوهای اجلاس آینده گروه 8 (کشورهای صنعتی جهان بعلاوه روسیه) خواهد بود که قرار است در اواخر ماه ژوئن در روسیه برگزار شود.

    نهمین روز تحصن دانشجویان دانشگاه رجایی 
    با اعلام خبر فوت یک دانشجو جو دانشگاه ملتهب شد
    به نقل از "ادوار نیوز"

     یک دانشجوی دختر در دانشگاه رجایی صبح امروز فوت شد .

     

    از دانشگاه شهید رجایی تهران خبر می رسد که  تحصن و تجمعات اعتراض آمیز در این دانشگاه در حالی وارد نهمین روز خود شده است که با انتشار خبر فوت یکی از دانشجویان دختر در سر کلاس تربیت بدنی جو حاکم بر تجمعات اعتراضی دانشجویان به شدت ملتهب گزارش می شود .

     

    امید کمانی دبیر صنفی انجمن اسلامی این دانشگاه در گفتگو با خبرنگار ادوار نیوز با اعلام این خبر گفت : صبح امروز (چهارشنبه) در نهمین روز از تجمعات دانشجویی یکی از دختران دانشجو در سر کلاس تربیت بدنی دچار ضربه مغزی شد و متاسفانه با خبر شده ایم که وی فوت شده است . 

     

    وی یادآور شد  : این دانشجو  پیش از این درخواست حذف این واحد درسی را به علت مشکلات جسمی نموده بود که موافقت با درخواست وی به دلیل مشکلات اداری و عدم پاسخگویی نهادهای مربوطه به تعویق افتاده بود. وی افزود : این مساله که همزمان با اعتراضات دانشجویی روی داده است فضای تجمع اعتراضی دانشجویان را به شدت ملتهب کرده است .

     

    دبیر صنفی انجمن اسلامی دانشگاه رجایی خاطر نشان کرد : همزمانی این اتفاق با طرح مشکلات دانشجویان نشانگر بی کفایتی مسئولان دانشگاه است.

     

    کمانی گفت :  روز گذشته سه تن از مدیران بلند پایه وزارت آموزش پرورش در تجمع دانشجویان حضو یافتند  و اعلام کردند که فقط وظیف دارند خواسته های دانشجویان را به مسئولان منتقل کنند اما در مقابل دانشجویان خواستار حضور شخص وزیر و جمع خود ، پاسخگویی وی و اخراج رییس دانشگاه شدند .

     

    **** تعطیلی کلاس ها ار روز شنبه

     

    همچنین در تحول دیگری در این دانشگاه اساتید اعلام کردند که از روز شنبه رسما کلاسهای خود را تعطیل خواهند کرد و به جمع دانشجویان خواهند پیوست .

     

    گفته می شود اساتید همچنین با انتشار بیانیه ای به شدت نسبت به عملکرد رییس دانشگاه و موضع گیری های وی در قبال دانشجویان معترض انتقاد کرده اند .

     

    کارمندان این دانشگاه نیز روز گذشته با انتشار بیانیه ای حمایت خود را از اعتراض دانشجویان و خواسته های صنفی آنان اعلام کردند . 

     

    آخرین اخبار دانشگاه شهيد رجايي

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    بيانيه متحصنين دانشگاه شهيد رجايي در حمايت از کارگران و کارمندان اين دانشگاه

    سيستم معيوب مديريت دانشگاه در ادامه اقدامات ضعيف خويش با يک حرکت بيشرمانه اقدام به اخراج کارگر ساده ی سلف سرويس خوابگاه دانشجويان نموده است.

    همه مي دانيم که اين وضعيت نابسامان نتيجه کار راس مديريت دانشگاه است نه يک کارگر زحمت کش و براي رفع مشکلات در هر جايي و در هر سطحي بايد اصلاحات ريشه اي صورت بگيرد.

    همچنين مي دانيم پيمانکاران دانشگاه، دو ماه است که حقوق کارگران را نپرداخته اند.

    اجحاف در حق کارگر و زحمتکشان در همه جا، حتي در دانشگاه ها صورت مي گيرد.

    واضح است که انتخاب پيمانکاران از سوي شخص رياست و به صورت کاملا رانتي و شخصي صورت مي گيرد و توسط وي هم کاملا حمايت مي شوند.

    بدينوسيله ما دانشجويان دانشگاه رجايي از تمامي کارگران و کارمندان زحمتکش اين دانشگاه حمايت کامل نموده و اخراج اين کارگر را نادرست دانسته و مسبب تمامي اين مشکلات را شخص رياست دانشگاه مي دانيم.

    دانشجويان متحصن دانشگاه رجايي
    ۳۰ /۱/ ۱۳۸۵

    گفتنی است تعدادی از اساتید دانشگاه رجائی اعلام کردند که در صورت ادامه تحصن تا روز شنبه، در جهت حمایت از خواسته های بر حق دانشجویان دانشگاه را تعطیل اعلام خواهند کرد.

    در ادامه این تحصن امروز نیز کلاس های دانشگاه رجائی تعطیل بود .

     

    فرصت دادن یا ندادن ، مسئله این است

     احمد باطبی

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    بزرگترین تنش ایران پس از انقلاب بی اعتمادی جامعه جهانی نسبت به حکومت بود . تحریم های نسبی و گاهاً گسترده جهان در قبال ایران نیز حاصل همین تقابل متلاطم به شمار می آید ، اما این محدودیت ها به خودی خود تجربه ای بود در تداوم حیات حکومت که با گذشت این سالهاتقریبا به تکامل نهایی خود رسیده است .در سالهای بحرانی پس از انقلاب ، در دوران جنگ ایران و عراق ، زمان (سازندگی و اصلاحات ) و اکنون که مجموعه ای با نماد (دکتر احمدی نژاد) سکان سرنوشت ملت ایران را در دست دارد ، در تمام این سالها پدیده تحریم مشکل جدی را برای حکومت در پی نداشته است. هر چه نیاز بود به شکلی فراهم میشد . از ابزار و مهمات جنگی گرفته تا ماشینهای صنعتی و تولیدی ، کالاهای پزشکی و ... ، همه اینها به واسطه تجربیاتی بود که در طول سالهای انقلاب شیوه عملکرد کنونی نهاد قدرت را ناشی شده است . شیوه ای که با به حاصل رسیدن پدیده اخیر یعنی دست یابی به فرایند چرخه سوخت به اوج خود رسیده است . دست یابی حکومت به آنچه که نیازمند آن بود اساساَ از سه راه قابل تأمین بود .

    1- استفاده ازتمام ظرفیت های مناسبات آزاد اقتصادی و تبادل کالا و فن آوری با دنیای خارج

    2- نزدیکی و تعامل با جوامع و دولت هایی که عموماَ به تحریم توجه کافی نداشته ویا با تأمین خواسته های حکومت ایران منفعتی عظیم تری را جستجو میکردند .

    3- توسل به شیوه های مافیایی و معامله های مخفی و خارج از چهارچوب عرفی

    دوران سازندگی و خصوصاَ اصلاحات مناسب ترین زمان برای استفاده بهینه حکومت از روشهای فوق به شمار می آید اماصرف نظراز کم توجهی دنیای متمدن به عملکرد غیر عرفی نهاد قدرت در ایران ، مورد قابل توجه اینجاست که اکنون با به قدرت رسیدن جریان بنیادگرای افرطی و در دست داشتن حد اقل استاندارد های فکری و ایدئولوژک و همچنین ابزارهای فیزیکی برای ایجاد نا امنی در جهان و یا حد اقل درمنطقه ، تکلیف جهانیان و همچنین ملت ایران چیست؟ بدیهی است که در هر شرایطی بدون تردید این ملت است که اولین و بیشترین هزینه را خواهد پرداخت .از آن زمان که حاکمیت ایران ماهیت واقعی باترور وسرکوب خود رادر داخل و خصوصاَ در خارج به نمایش گذاشت ، زمان زیادی نمیگذرد .

    ترور های وحشتناکی نظیرقتل دکتر بختیار ، رستوران میکنوس ، فریدن فرخزاد وهزاران مورد دیگر موفق نشد تامیزان تهدید تفکر حاکم بر حکومت ایران رابه جهانیان تفهیم کند اما نیروی اتم این توان را داشت تا دستکم دنیای متمدن رابا تلنگور خود متوجه خطر بیخ گوشش بنماید ، ولی هنوز تارسیدن به عمق فاجعه راه درازی در پیش است . زمانی که بالاترین مقام اجرایی یک کشور بدون کوچکترین پروایی از نابودی جوامع دیگر حرف میزند درواقع از جانب جریان فکری سخن میگوید که شعار ( مرگ بر همه غیر از ما )جزو اصول و مرام آنهاست .

    اصول و مرامی که کوچکترین بازگشتی را به عقب نمیشناسد . واگر قرار باشدنابود شود همه چیز را به نابودی میکشاند . تفکری که ثبت نام همفکران خود را برای عملیات انتحاری در رسانه ها با افتخار به نمایش گذاشته و آن را ازارزشهای وجودی خود میداند به طور حتم تعقل ومنافع کشور وملت از آخرین اولویت هاست .یا اصلا فاقد ارزش میباشد .

    از زمان جنگ های صلیبی و رنسانس سالها میگذرد وجهانیان حق دارند که درک درستی از حکومت دینی ، نظام ولایی ، سرزمین امام زمان و... نداشته باشند اما پرواضح است که عاقبت سهل انگاری و منفعت اندیشی قدرت های جهانی باتوجیه استفاده از ظرفیت های دیپبماتیک وتساهل وتسامح به جهت کسب امتیاز چه نتایجی دربر خواهدداشت؟ حکومتی که خریدن زمان از اساسی ترین اهداف آن است درفاصله زمانی بین شورای حکام تا شورای امنیت ادعای دست یابی به چرخه سوخت را دارد ، ودر دوران جنینی این پدیده صراحتاَ اعلام میدارد که از این پس با دنیا با ادبیاتی دیگرسخن خواهیم گفت ،حال درصورت دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی آیا به قول عوام ازین پس خدارا بنده خواهند بود؟

    زمانی تکلیف فعالین سیاسی اچتماعی این بود که جهانیان را از ماهیت فاشیتی و تروریستی حکومت ایران آگاه سازند اماحالا که خود حکومت با افتخار ماهیت واقعی خود را به نمایش میگذارد تکلیف چیز دیگریست .حفاظت از منافع ملی و میهنی بزرگترین وظیفه ای است که بر دوش ماست .آکاهی بخشیدن وهدایت جامعه جهانی به سمتی که امکان تحرک و خیزش را از حاکمیت سلب نماید .

    به قول فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران انبار باروتی است که منفجرخواهد شد واین به راستی اعتقاد و چشم انداز حکومت است برای آینده نا معلومش .

    و ما امروز این امکان را داریم که به عنوان اپوزیسیون و با تعقل و برگزیدن شیوه های دمکراتیک درتعامل باهم ، جهانیان را به سمتی سوق دهیم که پیش از هرچیز با در نظر داشتن منافع ملت ایران ، شیوه عدم اعطای امتیاز زمان وسلب امکان تجهیز بیش از پیش حکومت را درپیش بگیرند .بی شک این وظیفه ملی و میهنی ما بر تمام وظایف دیگر اولویت دارد .

     

  • + نوشته شده در  پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 5:54 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد بعلاوه آلمان که سه شنبه شب در مسکو تشکیل جلسه داده بودند، به توافقی در مورد اعمال تحریم علیه رژیم تهران دست نیافتند.

    تام کیسی، یکی از سخنگویان وزارت امور خارجه آمریکا در این باره گفت در نشست مسکو نماینده ایالات متحده (نیکلاس برنز، معاون وزارت خارجه) خواستار اعمال تحریمهايی علیه رژیم تهران شد، اما تصمیمی در این مورد اتخاذ نگردید.

    به گفته وی، قرار است گفتگو در این زمینه بین اعضای دائم شورای امنیت ادامه یابد.

    بازرسان بلندپايه آژانس انرژی اتمی به تهران می روند

    يك تيم بلندپايه از بازرسان فني به سرپرستي اولي هاينونن، معاون امور پادمان‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي روز جمعه به ايران می آیند. به گزارش خبرنگار آفتاب حدود پنج موضوع در مساله هسته‌يي جمهوری اسلامی باقي ماند‌ه است كه نياز به تهيه مدارك و دسترسي‌هايي دارد.

    موضوعات باقي مانده در مساله‌ي هسته‌يي جمهوری اسلامی پيشنهاد 1987 و 1984، برنامه سانتريفوژهاي P2 ، برخي سوالات درباره سايت لويزان و پروژه «نمك سبز» عنوان شده است.

    به گفته رییس آژانس بین المللی انرزی اتمی، بازرسان نمونه هایی را از تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی از جمله نطنز تهیه خواهند کرد تا کارشناسان آژانس بر اساس آن بتوانند در این مورد که جمهوری اسلامی به فناوری غنی سازی اورانیوم تا 5/3درصد دست یافته است یا نه قضاوت کنند.

    محمد ‌البرادعي، رییس آزانس بین المللی انرژی هسته ای در سفر اخیر خود به تهران بار دیگر خواستار تعلیق غنی سازی اورانیوم شد، اما جمهوری اسلامی این درخواست را رد نمود و اعلام کرد فعالیتهای هسته ای خود را ادامه خواهد داد.


    اظهار ناامیدی روسيه از اقدامات اخیر جمهوری اسلامی

    وزير امور خارجه روسيه، ايران را به متوقف كردن تلاش‌‏هاي ديپلماتيك مسكو براي حل و فصل منازعه هسته‌‏اي تهران با غرب متهم كرد.

    به گزارش ايلنا، سرگئي لاوروف گفت: ما بي‌‏نهايت از روشي كه ايران در مذاكرات رفتار مي‌‏كند، نااميد شده‌‏ايم.

    به گزارش خبرگزاري ريانووستي، لاوروف ادامه داد: ايران به هيچ وجه به كساني كه قصد دارند براي حل مساله هسته‌‏اي تهران راههاي صلح‌‏آميز بيابند، كمك نمي‌‏كند.

    بوش امکان حمله نظامی به ايران را رد نکرد

    به نقل از "ایران ما"

     در حالي كه اعضای دائم شوراى امنيت و آلمان درمسكو درباره ايران مشغول مذاكره هستند جورج بوش رئيس جمهور آمريکا در مصاحبه ديروز خود در كاخ سفيد می گويد که تمام گزينه ها، از جمله حمله نظامی، برای جلوگيری ايران از دستيابی به سلاح اتمی امکان پذير است ، واين در حالي است كه هم زمان با انتشار اين گفته از سوي رئيس جمهور آمريكا هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام دركويت طي مصاحبه اي اعلام كرد ايران مطمئن است كه نه تنها هدف حمله آمريكا قرار نمي‌گيرد، زيرا اين اقدام عواقب خطرناكي را براي واشينگتن در بردارد بلكه حتي رژيم صهيونيستي نيز هرگز جرات نخواهد كرد به ايران حمله كند..
    روز گذشته بوش در گفتگوی مطبوعاتی در کاخ سفيد در پاسخ به اين سؤال د که آيا آمريکا آماده است عليه ايران به يک حمله هسته ای نيز دست بزند؟ پاسخ داد برای ما همه گزينه ها امکان پذير است. بوش بر ضرورت "تلاش مشترک تمام کشورهايی که از دستيابی ايران به سلاح هسته ای نگران هستند" تأکيد کرد. او افزود که ايالات متحده با کشورهای بريتانيا، فرانسه و آلمان برای حل اين مشکل همکاری نزديک دارد. و اين در حالي است كه قبلا محمود احمدی نژاد تهديد کرده بود که جمهوری اسلامی در صورت حمله نظامی به خاک ايران "دست متجاوزان را قطع خواهد کرد."
    روز گذشته آسوشيتدپرس در گزارش مفصل خود پيرامون ايران آورده‌است: به نظر مي‌رسد ايران تنها كانون توجه رسانه‌ها و حتي كشورهاي جهان در منطقه محسوب مي‌شود. هر حركت، تصميم يا صحبتي از سوي رهبران اين كشور واكنش‌هاي مختلفي را در جهان پديد مي‌آورد.
    در اين حال واكنش‌ها نيز حالتي ضد و نقيض به خود گرفته و دائماً تائيد و تكذيب مي‌شوند.
    اكبر هاشمي رفسنجاني، رئيس جمهوري پيشين ايران، در سفرش به كويت نسبت به اطمينان تهران به همكاري و همبستگي كشورهاي همسايه ابراز اطمينان كرد. وي تصريح كرد: ما اطمينان داريم كه كشورهاي حاشيه خليج فارس، آمريكا را در صورت حمله به ايران حمايت نخواهند كرد. اين درحالي است كه شايعات بازسازي پايگاه‌هاي نظامي آمريكا درتركيه قوت مي‌يابند.
    آسوشتيدپرس ادامه مي‌دهد: "رفسنجاني" در جمع نمايندگان پارلماني كويت گفت: ايران مطمئن است كه هدف حمله آمريكا قرار نمي‌گيرد، زيرا اين اقدام عواقب خطرناكي را براي واشينگتن در بردارد.
    رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: تمام اخبار و گزارش‌ها مبني بر وجود برنامه حمله آمريكا عليه ايران تكذيب شده‌اند. بنابراين تمام شايعات تنها بزرگنمايي و نمايشي است.
    "رفسنجاني" ضمن ابراز اطمينان از عدم حمايت آمريكا از سوي كشورهاي منطقه در صورت حمله به ايران، ‌افزود: به ما ثابت شده كه كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس از آمريكا حمايت نمي‌كنند.
    "محمدالساغر"، نماينده مجلس و رئيس كميسيون امورخارجه پارلمان كويت، درمقابل با سخناني محتاطانه درمقابل اظهارات "رفنسجاني" گفت: برخي سياست‌هاي ايران هر روز وضعيت منطقه را وخيم‌تر مي‌كند وي در عين حال ايران را كشور برادر كويت خواند.
    از سوي ديگر خبرگزاري آلمان نيز گزارش داد: از موضوعات اصلي سفر "هو جينتائو"، رئيس جمهوري چين، به آمريكا، بررسي موضوع ايران خواهد بود.
    اين درحالي است كه چين و آمريكا به عنوان اعضاي دائمي شوراي امنيت سازمان ملل كه داراي حق وتوهستند، در مورد ايران موضعي متفاوت دارند. چين مخالف وضع هرگونه تحريم عليه ايران در بحث اتمي اين كشور است و گزينه حمله نظامي به اين كشور را نيز به شدت رد مي كند.
    روز گذشته 5عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل و نمايندگان آلمان در نشستي موسوم به 1+5 در خصوص برنامه‌هاي اتمي ايران و آغاز غني سازي اورانيوم در اين كشور آغاز به مذاكره كردند .روسيه در تلاش است در اين خصوص به راه حلي ديپلماتيك دست يابد. در مقابل واشينگتن، انگليس، فرانسه و آلمان را براي مقابله با ايران با خود همسو كرده‌است.
    در مذاكرات 8 كشور صنعتي جهان و روسيه موسوم به جي 8، نيز موضوع ايران در دستور كار قرار گرفته است.
    در گزارش خبرگزاري فرانسه نيز آمده‌است: اجلاس روز 28 آوريل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي پيرامون مباحثات اتمي ايران خواهد بود. در اين جلسه تصميم نهايي ايران در خصوص عدم توقف غني سازي اورانيوم مورد بررسي قرار خواهد گرفت. در صورت عدم انعطاف پذيري ايران احتمال وضع تحريم عليه اين كشور زياد خواهد بود.
    در اين حال، با وجود تكذيب گزارش‌هاي حمله آمريكا به ايران از سوي واشينگتن، روزنامه جمهوريت، چاپ تركيه، درگزارش روز گذشته خود از تلاش آمريكا براي تاسيس و بازسازي 3 پايگاه نظامي جديد در جنوب و غرب تركيه خبر داد.
    در اين گزارش آمده‌است: براي اينكه ناوهاي جنگي آمريكا بتوانند جنگنده‌هاي ارتش اين كشور را حمل كنند، بايد اين پايگاه‌ها در اعماق آب‌هاي بنادر تركيه تاسيس شوند. شهر اسكندرون از جمله نقاط مورد نظر آمريكا براي ايجاد اين پايگاه‌هاست. اين شهر در نزديكي پايگاه نيروي هوايي آمريكايي در اينچيرليك تركيه واقع است دو نقطه ديگر نيز اورلا و موردوغان خواهند بود.
    گفتني است؛ از مدت‌ها پيش آنكارا درحال بررسي پيشنهاد آمريكا براي استفاده از خاك تركيه جهت حمله به ايران است. اين در حالي است كه دولت تركيه رسماً اين پيشنهاد را رد كرده‌است.
    قرار است طي هفته‌هاي آتي "كاندوليزا رايس"، وزير امور خارجه آمريكا، جهت مذاكره و گفت و گوي پشت پرده با سران تركيه به اين كشور سفر كند.

                                   موج جديد محاکمه فعالان سياسي

                           حبس تعليقي؛ ضامن خاموشي منتقدان (بهرام رفيعي)
                                               به نقل از "روز آنلاین"

     در واپسين روزهاي فروردين ماه سال 1385 پرونده قضايي بسياري از فعالان سياسي، دانشجويي، حقوق بشري و روزنامه نگاران با تغييردر روند رسيدگي و صدور احکام تعليقي در کنار حبس هاي تعزيري، شکل تازه تري به خود مي گيرد. افزايش صدور احکام تعليقي در ماه هاي اخير در حالي صورت مي گيرد که پيش از اين در جريان بازداشت و محاکمه فعالان مدني، دستگاه قضايي کشور با صدور قرارهاي سنگين وثيقه و همچنين احکام تعزيري بلند مدت و محروميت هاي مختلف اجتماعي، سعي در کنترل فضا و افکار و جنبش هاي مدني داشت.

  • تاکنون اگر چه مسولان دستگاه قضايي در باره موج جديد محاکمات و صدور احکام چند وجهي [حبس تعزيري، محروميت هاي اجتماعي و حبس تعليقي] اظهار نظري نکرده اند، اما عباسعلي عليزاده رئيس سابق دادگستري، و مشاور و معاون کنوني رييس قوه قضاييه در تازه ترين اظهاراتش چنين گفته است: "تجديد نظر برخي از آرايي كه در دادگاه‌هاي بدوي صادر مي‌شود، در دادگستري صورت گرفته و تجديدنظر برخي ديگر از آرا در ديوان عالي كشور. تاكيد رييس قوه اين است كه سعي شود آنهايي كه در تجديدنظر يا ديوان رسيدگي مي‌شود مجددا مورد اعتراض قرار نگيرد، يعني رسيدگي‌ها آنقدر محكم باشد كه ديگر مورد اعتراض قرار نگيرد."

    تعليق در کنار تعزير

    سياست هاي اخير قوه قضاييه و موج جديد صدور احکام چند وجهي درروزهاي اخير، ابتدا شامل حال بسياري از فعالان سياسي و مدني شد. در همين راستا برخي از فعالان دانشجويي، از جمله اکبرعطري عضو سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در شعبه اول دادگاه انقلاب زنجان غيابا به 4 ماه حبس تعليقي، امير اسحاقي و عليرضا سلطاني از اعضاي انجمن دانشجويان جمهوريخواه دانشگاه يزد به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام در شعبه سوم دادگاه انقلاب يزد به سه ماه و يک روز حبس تعليقي، محمدرضا رحيمي راد از فعالان دانشجويي دانشگاه يزد به شش ماه حبس تعليقي و مهدي شيرزاد دانشجوي دانشگاه تهران، به اتهام اجتماع و تباني جهت ارتکاب جرم در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به 2 سال حبس تعليقي محکوم شده بودند.

    همچنين پيش ترحکم 3 سال حبس تعليقي سعيد کلانکي، عضو کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر در شعبه 36 دادگاه تجديد نظر استان تهران تائيد شده بود.

    در واقع در عين حال که صدور احکام تعزيري و قرار هاي سنگين وثيقه نيز همچنان ادامه دارد، حبس ها و مجازات هاي تعليقي به حکمي طبيعي در کنار احکام صادره از سوي دستگاه قضايي تبديل مي شود. در تازه ترين اين احکام فريد مدرسي يکي ازوبلاگ نويسان قمي ، به اتهام توهين به آيت الله خامنه اي و تبليغ عليه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب قم به 6 ماه حبس تعزيري و 6 ماه حبس تعليقي و حسين عبدالله پور ديگر متهم اين پرونده به 6 ماه حبس تعليقي محکوم شد. سيد احمد شريعت، واقف و متولي حسينيه شريعت قم هم در هفته گذشته توسط شعبه ۳ دادياري قم بازداشت و پس از چند روز با قراري معادل 500 ميليون تومان بطور موقت آزاد شد. همچنين حکم 10 ماه حبس تعزيري مجتبي سميعي نژاد دانشجو و وبلاگ نويس زنداني که هم‌‏اكنون در حال تحمل دو سال حبس خود به اتهام توهين به رهبري است، از سوي دادگاه تجديد نظر تاييد شد .

    ارديبهشت، ماه محاکمه

    احضار و رسيدگي مجدد به پرونده برخي از چهره هاي اصلاح طلب نيز در ماه هاي اخير در دستور کار دستگاه قضايي قرار گرفت. محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در واپسين روزهاي سال گذشته با اشاره به رسيدگي مجدد پرونده هاي قديمي، موج جديد صدور احکام قضايي براي فعالان سياسي را تهديدي آشکاراز طرف اصولگرايان نسبت به اصلاح طلبان دانسته بود.

    اين در حالي بود که سعيد حجاريان مدير مسول روزنامه صبح امروزبه اتهام تشويش اذهان عمومي و انتشار مطالب خلاف واقع در واپسين روزهاي سال گذشته به دادگاه احضارشده بود. پس از آن محمد رضا خاتمي به جرم سخنراني در جريان تحصن نمايندگان مجلس ششم چند روز پيش به دادگاه احضار شد و عليرضا علوي تبار نيز به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، در وقت احتياطي تعيين شده روز 2 خردادماه امسال بايد محاکمه شود.

    روزنامه نگاران و مديران مسئول نشريات اصلاح طلب نيز با چنين موقعيتي روبرو هستند. در اين ميان پس از صدور حکم 18 ماه حبس تعليقي و پرداخت يك ميليون ريال جزاي نقدي براي الياس حضرتي مدير مسول روزنامه اعتماد، جلسه رسيدگي به اتهامات كامبيز نوروزي، دبير كميته‌ حقوقي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران نيز 26 ارديبهشت در شعبه‌ 1083 دادگاه عمومي برگزار مي‌شود.همچنين محسن درستکار و الهام افروتن دو عضو تحريريه نشريه تمدن هرمزگان نيز روز 19 ارديبهشت ماه محاکمه خواهند شد. اين درحالي است که در ارديبهشت ماه محاکمه مديران مسئول نشريات آسيا، ايران و ياس‌نو نيز برگزارخواهد شد. به گفته قاضي صارمي قاضي دادگاه مطبوعات 20 پرونده ديگر مطبوعاتي هم در انتظار خواهند ماند.

    اين همه در حالي است که پس از انحلال كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد و جايگزينى "شوراى حقوق بشر" به جاى آن، جمهوري اسلامي ايران نيزخواهان پيوستن به اين شورا و عضويت در آن شده است.

    آيا با آغازموج محاکمات پي در پي و صدور احکام جديد قضايي و تحت فشار قراردادن هرچه بيشترفعالان سياسي و مدني، کشورهاي عضو شوراي حقوق بشر سازمان ملل ايران به حضور ايران در اين شورا راي خواهند داد؟

  •  

    بیانیه فعالان حقوق بشر در ایران در مورد وضعیت جاوید تهرانی

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    بر اساس آخرین گزارشات دریافتی، صبح امروز بهروز جاوید تهرانی زندانی سیاسی محکوم به چهارسال زندان که دوران محکومیت خویش را در زندان مخوف گوهردشت کرج سپری میکند جهت دادرسی به یکی دیگرازدو پرونده مفتوح خویش به شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران فراخوانده شد . از دستگیری این مبارز خستگی ناپذیر حدود یکسال میگذرد و عدم دادرسی به پرونده وی برخلاف موازین قانونی میباشد .

    ایشان در طول مدت بازداشت خویش در بازداشتگاه 209 اوین مورد ضرب وشتم وشکنجه قرار گرفتند که بعلت صدمات وارده دچار ضعف بینایی و سردردهای مزمن گردیده اند و در شرایط بد محیطی و جسمی و جدا از سایر زندانیان سیاسی نگهداری میشوند .

    عدم دادرسی به پرونده زندانیان عقیدتی و استفاده از مفتوح بودن آن بعنوان ابزار فشار در جهت محدود نمودن فرد و فشار بر وی بعنوان حربه ای برای سرکوب آزادیخواهان و نقض شدید حقوق بشر را محکوم میکنیم و خواستار آزادی وی و تمام زندانیان سیاسی میباشیم .

    فعالان حقوق بشر در ايران
    Human Rights Activists in Iran
    Hra.iran@gmail.com

     

    بیانیه کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر در مورد وضعیت آرش سیگارچی

    Student committee of
    human right reporters
    تاریخ 2۹/1/1385

    آرش سيگارچي وبلاگ نويس زنداني و سردبير روزنامه ”گيلان امروز“، امروز به مدت 5 روز به مرخصي آمد. آرش سيگارچي از جمله وبلاگ نويسان بازداشت شده در جريان دستگيري هاي گسترده وبلاگ نويسان در سال گذشته بود كه ابتدا از سوي دادگاه به 15 سال حبس محكوم گرديد. وي كه به اتهاماتي از قبيل توهين به مقامات، تشويش اذهان عمومي و نشر اكاذيب محاكمه گشته بود، ضمن اعتراض به رأي دادگاه با وثيقه ي 100 ميليوني از زندان آزاد شده بود.

    گفتني است دادگاه تجديد نظر استان گیلان چندي پيش حكم وي را به 3 سال زندان تقليل داد.

    وي زماني كه براي دريافت حكم خود به دادگاه مراجعه كرد، از سوي مقامات دادگاه بازداشت و به زندان رشت منتقل شد.

    لازم به ذكر است آرش سيگارچي به همراه مجتبي سميعي نژاد تنها كساني هستند كه از جريان پرونده موسوم به وبلاگ نويسان هم چنان در زندان به سر مي برند.

    آرش سيگارچي چندي پيش نيز به دليل فوت برادرش (كه هنگام بازگشت از ملاقات وي در جاده دچار سانحه گرديد و جان سپرد) به مرخصي 5 روزه آمده بود.

    هم اكنون پرونده سيگارچي براي رسيدگي مجدد به ديوان عالي كشور ارسال گرديده است.

    کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
    komite_gozareshgar@yahgoo.com
    www.komitegozareshgar.blogfa.com

     

    بهترین دانشگاه ایران در لیست سیصد دانشگاه برتر جهان قرار ندارد!

    به نقل از "خبرگزاری آریا"

     طبق آخرين آمار در آخرين رتبه بندى برترين دانشگاه‌هاى جهان، دانشگاه صنعتى شريف به عنوان بهترين دانشگاه ايران در فهرست سيصد دانشگاه برتر دنيا قرار ندارد.

    طبق گزارش منتشره در سايت Sciencedaily ، در آخرين رده بندى برترين دانشگاه‌هاى جهان، دانشگاه صنعتى شريف رتبه سيصد و چهل و سوم را كسب نمود.

    سيزده دانشگاه برتر جهان به شرح زير است:

    1. دانشگاه هاروارد (آمريكا)

    2. دانشگاه استنفورد (آمريكا)

    3. دانشگاه كمبريج (انگلستان)

    4. دانشگاه بركلى (آمريكا)

    5. انستيتو تحقيقاتى ماساچوست (آمريكا)

    6. دانشگاه CIT (آمريكا)

    7. دانشگاه پرينستون (آمريكا)

    8. دانشگاه آكسفورد (انگلستان)

    9. دانشگاه كلمبيا (آمريكا)

    10. دانشگاه شيكاگو (آمريكا)

    11. دانشگاه يالا (آمريكا)

    12. دانشگاه كرنل (آمريكا)

    13. دانشگاه توكيو (ژاپن)

    + نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 6:17 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    جنگي كه در كمين است

    (علي افشاري)

    به نقل از "ادوار نیوز"

     مباحث ارائه شده در کنفرانس شوراي سياستگذاري روابط خارجي آمريکا و مقاله سيمون هرش در روزنامه نيويورکر به گمانه زني هاي زيادي در مورد افزايش احتمال برخورد نظامي آمريکا با ايران انجاميده است. اگرچه مقامات کاخ سفيد ادعاي فوق را رد کردند، اما همچنان نگراني از شکل گيري جنگ بر فضاي جهاني سايه افکنده است. مقامات آمريکا، بر عکس اروپا از ابتدا گزينه نظامي را به صورت مطلق رد نکرده و آن را به عنوان کارتي از مجموعه امکان هاي بازي خود به حساب آورده اند. هرچند تا اين لحظه، ظاهراً اظهارات رسمي دولت بوش بر تفوق راهکار ديپلماتيک در حل مساله هسته اي ايران تاکيد دارد.

    علي رغم آنکه محافل مخالف و رقباي دولت بوش در حوزه سياسي آمريکا در تلاش دولت وي براي جنگ بزرگ نمايي مي کنند و حتي در مواردي مواضع غير واقعي و اغراق آميزي را نيز مطرح مي نمايند، بررسي تحولات و موضعگيري ها نشان مي دهد که خطر حمله نظامي، به طور جدي مطرح است.

    جريانات افراطي راست آمريکا و بخش هايي از لابي صهيونيست براي حاکم شدن رويکرد نظامي بي تابي نشان مي دهند. ولي در کنار اين ديدگاه، دو رويکرد ديگر نيز در حوزه تصميم سازي سياسي در آمريکا فعال است.

    رويکرد نخست که از سوي وزارت خارجه آمريکا پشتيباني مي شود، با تمايز وضعيت ايران از عراق و افغانستان، قائل به سياست خويشتن داري در مورد ايران مي باشد تا ضمن مهار و کنترل برنامه هاي هسته اي حکومت ايران در چهارچوب شوراي امنيت سازمان ملل، به حمايت از نوعي جريان داخلي دموکراسي خواه بپردازد. در اين ديدگاه منافع آمريکا و رفع نگراني هاي امنيتي آن با جايگزين شدن حاکميت فعلي ايران با نظامي دموکراتيک قابل تامين است.

    رويکرد ديگر که متعلق به اردوگاه چپ و ليبرال دموکرات هاي آمريکا است بر تلاش براي تغيير رفتار حکومت ايران از طريق برقراري رابطه و حمايت از اصلاحات در درون حکومت تاکيد دارد. اين نگرش معتقد است سرمايه گذاري بر روي مخالفين دولت احمدي نژاد در بلوک قدرت اعم از هاشمي رفسنجاني، راست سنتي و اصلاح طلبان دوم خردادي و در کل آناني که در انتخابات رياست جمهوري پيشين در دور دوم مقابل احمدي نژاد صف آرايي کردند مي تواند راه حل مناسبي براي ايران باشد. از نگاه آنان عادي سازي مناسبات و برقراري روابط گسترده تجاري و رفع تحريم ها، حکومت ايران را وارد شبکه اقتصاد جهاني کرده و در دراز مدت منجر به ليبراليزه شدن آن مي شود.

    اما اينکه کداميک از رويکردهاي فوق ، سياست نهايي آمريکا در مورد ايران را شکل خواهد داد، به ميزان عمده اي وابسته به نوع بازي کنش گران داخل ايران اعم از حکومت و اپوزسيون دارد.

    اگر کماکان جريان افراطي اقتدار گرا با صحنه گرداني دولت احمدي نژاد نقش مسلط را در حوزه ساختار قدرت ايفا کند و به تحريکات و ماجراجوييهاي خود ادامه دهد و نيروهاي مخالف نيز سکوت کنند، امکان بروز جنگ محدود بالا مي گيرد. چون در تحليل آخر، جامعه جهاني به طور عام و دولت آمريکا به طور خاص به منافع و نگراني هاي امنيتي شان مي انديشند. هژموني دنيا، حکومت مجهز به تسليحات اتمي در ايران را نمي پذيرد و ناتواني حکومت ايران در اقناع جهان و نهادهاي مسئول در صلح آميز بودن ماهيت برنامه هاي هسته اي خود از ديد آنان، تلاش براي دستيابي به جنگ افزارهاي اتمي تفسير مي شود. به هر ميزان که ابهام زدايي نشود و حکومت ايران به خواسته هاي شوراي امنيت توجه نشان ندهد، گزينه جنگ محدود با هدف نابودي تاسيسات اتمي ايران شکل جدي تري به خود خواهد گرفت. ميدان داري اين تهاجم نظامي محدود به آمريکا نخواهد بود بلکه بخش هاي ديگري از جهان و ناتو را نيز در بر مي گيرد. در اين ميان بدگماني افکار عمومي جهان نسبت به برنامه هاي هسته اي و رفتار دولت احمدي نژاد، موضوع را تسهيل و تسريع مي کند.

    نتيجه چنين جنگ محدودي، ويراني کشور ايران است. ميلياردها سرمايه هاي ملي در آتش خواهند سوخت. هزاران انسان بيگناه جان خود را از دست خواهند داد. آلودگي هاي هسته اي حيات حال و آينده برخي از مناطق کشور را تهديد خواهد کرد، تتمّه دستاوردهاي جامعه مدني ايران نيز به باد فنا خواهد رفت و بحران سازان داخلي انتقام ناتواني در صحنه جنگ را از مردم و فعالين دموکراسي خواه خواهند ستاند.

    آنچه مي تواند مانع اين رويداد تباه کننده شود، فعاليت و تحرک جدي مردم و فعالين جامعه مدني است. اگر مخالفين بحران سازان اتمي چه در درون ساختار قدرت و چه در بين نيروهاي اپوزيسيون ملي و دموکرات بتوانند انسجام لازم را ميان خود ايجاد کنند و در صحنه عمل نشان دهند که صداي مردم ايران متفاوت از حاکميت مي باشد، آنگاه اين امکان وجود خواهد داشت تا با مهار اقتدارگرايان و نو محافظه کاران قبضه کننده قدرت، جامعه جهاني و بالاخص دولت آمريکا از گزينه جنگ و برخورد نظامي محدود و يا نامحدود دور شوند و بدين ترتيب اراده هاي جنگ طلب در خارج و داخل کشور ناکام بمانند.

    شرايط خطير امروز ايران، توجه و تلاشي ويژه را مي طلبد. گزينه جنگ تنها با محکوميت لفظي و دلخوش ساختن به تظاهرات ها در برخي نقاط جهان منتفي نمي شود. همانگونه که تصريح و تاکيد لفظي اصلاح طلبان و شخص سيد محمد خاتمي در محکوميت تمام عيار خشونت مانع از آن نشد که خشونت ورزان پيش آيند و صحنه گردان حاکميت يک دست شوند.

     

    درخواست مذاکره با ایران

     

     رييس كميسيون روابط خارجي سناي امريكا
    رييس كميته روابط خارجي مجلس سناي آمريكا از واشنگتن خواست براي حل بحران برنامه هسته‌‏اي ايران با اين كشور به طور مستقيم مذاكره كند.
    سناتور ريچارد لوگار در برنامه ديس ويك شبكه تلويزيوني اي بي سي گفت: براي شكست بن‌‏بست هسته‌‏اي تهران، مذاكره با ايران مفيد و سازنده خواهد بود.
    سناتور لوگار ادامه داد: اكنون ايراني‌‏ها بخشي از برنامه انرژي هسته‌‏اي هستند و واضح است پيوندهاي اين كشور با چين و هند واقعا حايز اهميت است.
    وي با بيان اين كه مذاكره درباره برنامه هسته‌‏اي ايران لازم است، گفت: بحث درباره برنامه هسته‌‏اي ايران مي‌‏تواند در طول مذاكرات آتي در مورد عراق انجام شود.


    "ايوان بايه" سناتور دموكرات برجسته آمريكا نيز گفت: مذاكره مستقيم با ايران مي‌‏تواند به پيشرفت منجر شود، اما فكر نمي‌‏كنم با آغاز گفت‌‏و گو با ايراني‌‏ها چيزي را از دست بدهيم.
    بايه با بيان اين مطلب كه" ايراني‌‏ها مردم سرسختي هستند" مدعي شد: آنها تصميم گرفته‌‏اند به تسليحات هسته‌‏اي دست يابند و فكر نمي‌‏كنم به گفتار تنها پاسخ دهند.
    وي افزود: معتقدم لازم است به آنها نشان دهيم اگر به حركت در مسير هسته‌‏اي ادامه دهند، بايد هزينه آن را بپردازند.
    سناتور "كريستوفر داد" گفت: من نيز با مذاكره مستقيم موافق هستم، اين امر به معناي موافقت با آنها نيست بلكه يك گزينه محسوب مي‌‏شود.

     

    تلاش برای مذاکره

    ادامه لابي هاي نهاونديان درواشينگتن

    از قرار معلوم مذاکرات پشت صحنه ایران و امریکا، سهل تر شده و تیم مذاکره کنندگان ایرانی که در امریکا به سر می برند، توانسته اند با چند لابی پر قدرت و دارای نفوذ امریکایی، ارتباط هایی را برقرار کنند. بنابر همین اخبار، محمدرضا نهاوندیان معاون دبیر شورای عالی امنیت که به همراه تنی چند به امریکا سفر کرده است، توانسته به نتایج مثبتی برسد. گرچه لابی امریکایی خیلی سرسختی نشان داده، اما گروه ایرانی توانسته، نظر مساعد آنان را برای مذاکرات جلب کند.

    در آخرین اخبار رسیده در این خصوص، روزنامه الحیات نیز خبر داده که مذاکرات ایران و امریکا به زودی با دستور کار عراق برگزار خواهد شد. مذاکرات چندین محور دارد که محور اول آن، بحث عراق است.

    بنابر شنیده ها، قرار بر این است که اگر نتایج محور اول مذاکرات مثبت بود، محورهای دیگر نیز دنبال شود. ایران از طرف امریکایی خود، خواسته است عبدالعزیز حکیم، که یکی از چهره های مطرح عراق است و بسیار به ایران نزدیک است، در این مذاکرات حضور داشته باشد .

     

    فراخوان عبادی و ويليامز براي صلح

    برندگان صلح نوبل، نگران تنش ایران و آمریکا (امید معماریان)

    به نقل از "روز آنلاین"

    شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل ایرانی در سال 2003 وجودی ویلیامز برنده جایزه نوبل در سال 1997 در یک کنفرانس خبری در لس آنجلس، خواستار یافتن راه حلی مسالمت آمیز درخصوص منازعه وکشمکش بین ایران وآمریکا شدند. جودی ویلیامز هم اکنون هماهنگ کننده وموسس پیکاربین اللملی برای متوقف کردن مین گذاری زمینی وشیرین عبادی یکی از فعالان برجسته حقوق بشر در جهان به شمار می رود.

    این دوبرنده جایزه صلح نوبل، در یک بیانیه مشترک از آمریکا وایران خواستند برای پیدا کردن راه حلی غیرخشونت آمیزبرای مشکلات دوجانبه، تلاش کنند. در بخشی از این بیانیه به امضای ویلیامز وعبادی آمده است: "ما خواستار دنیای بدون خشونت هستیم جایی که امنیت انسان ها پایه اصلی امنیت جهانی به شمار می رود. مردم درجهانی که نیازهای اولیه همه مردم مورد مشخص است، حق زندگی دارند. نه هیچ جنگ بیشتر. نه هیچ حمله نظامی دیگری." شیرین عبادی در برخی از دانشگاه های معتبر آمریکا از جمله دانشگاه برکلی نیز طی ماه آینده سخنرانی خواهد داشت. حضور عبادی درآمریکا مصادف با انتشار کتاب او به زبان انگلیسی در سراسر آمریکا واروپا خواهد بود.

    همچنین ویلیامز وشیرین عبادی در لس انجلس به سر می برند تا جایزه جهانی حقوق زنان را از Feminist Majority Foundation دریافت کنند. شیرین عبادی و جودی ویلیامز از جمله 12 زنی هستند که ابتدای اعطای جایزه صلح نوبل در سال 1901 موفق به دریافت این جایزه شده اند.

    شیرین عبادی زمانی را در سالهای دور به یاد می آورد که او درزمره صد زن قاضی در ایران به شمار می رفت. او زمانی را به یاد می آورد که از شغل خود بعد از انقلاب معزول شد. انقلابی که همه چیز را دگرگون کرد.
    عبادی در مصاحبه ای با آسوشیتد پرس می گوید: "بعد از انقلاب، به ما اطلاع دادند که زنان دیگر نمی توانند قاضی باشند. از همین رو زنان قاضی به سطوح اداری تنزل رتبه داده شدند. بنابراین پس ازآن من منشی دادگاهی شدم که پیش ازآن قاضی آن بودم."

    اما با وجود همه ناملایماتی که بر سر راه این قاضی نهاده می شود، او طریق بازنشستگی را توسط بسیاری دیگر از همکاران انتخاب شد، پبشه نکرد. بلافاصله پس ازآن او از قامت یک قاضی به هیات یک فعال حقوق بشر درآمد و طی سالهای پس ازآن بیش از 14 کتاب ودهها مقاله را در نشریات مختلف به چاپ رساند و وکالت برخی ازمهمترین پرونده های سیاسی سالهای گذشته در ایران – از جمله پرونده قتل هاي زنجيره اي - را به عهده گرفت. در ماجرای پرونده مشهور به نوارسازان، او طعم تلخ زندان رانیز تجربه کرد. او همچنین سه سازمان غیردولتی را درایران راه اندازی کرد تا فعالیت های خود را در این زمینه سامان دهد. "کانون مدافعان حقوق بشر" که اجتماعی از وکلای برجسته ایرانی است که معمولا پرونده های سیاسی وحساس را به عهده می گیرند، توسط او راه اندازی شد تا حل برخی از جنجال برانگیزترین پرونده های سیاسی سالهای اخیر را به عهده بگیرند. او به دلیل فعالیت های خود چندین بار به مرگ تهدید شد وبارها در محل خانواده خود مورد تهدید قرار گرفت. در سال 2003 او به پاس سالها فعالیت مستمر درزمینه حقوق بشر، جایزه صلح نوبل را برای ایرانیان به همراه آورد. جایزه ای که جنب وجوشی در میان زنان ایرانی ودیگر زنان مسلمان ایجاد کرد. درحال حاضر نیز وی با مشارکت دیگر برندگان زن جایزه صلح نوبل در پی یافتن راه حلی صلح آمیز برای تنش های میان ایران وآمریکا هستند.

    جودی ویلیامز می گوید: "من وشیرین احساس مسئولیت خاصی می کنیم که به دنیا اجازه دهیم بداند که مردم ایران وآمریکا از هیچ راه حل خشونت آمیزی برای حل این بحران حمایت نمی کنند". "بتی ویلیامز" از ایرلند، "وانگری ماتهایی"از کنیا و" ریگوبرتا منچوتام "از گواتمالا، دیگر زنان برنده جایزه صلح نوبل هستند که قرار است در این پیکار اجتماعی به یاری عبادی وویلیامز بپردازند.

    کتاب شیرین عبادی به نام "بیداری ایران: خاطرات انقلاب وامید"، ماه آینده توسط انتشارات رندوم هاوس به بازار خواهد آمد. بخشی بسیار کوتاهی از این کتاب هفته گذشته به صورت یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد. این بخش قسمتی از کتاب را مورد توجه قرار می دهد که شیرین عبادی از خوانده پرونده قتل های زنجیره ای سخن می گوید. انتظار می رود این کتاب ازجمله بخش هایی که به پرونده های وکالت او مربوط می شود، با استقبال زیادی مواجه شود. بخشی که برای خوانندگان ایرانی وخارجی از جذاب ترین بخش های این کتاب به شمار می رود.

     

    رئیس جمهوری چین برای معامله بر سر رژیم تهران به آمریکا سفر می کند

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    امروز"هو تسزینتائو"، رئیس جمهورچین، راهی طولانی ترین و مهم ترین سفرهای خارج از کشور خود می شود و در طی آن از کشورهای آمریکا، عربستان سعودی، مراکش، نیجریه و کنیا دیدار خواهد کرد. در شرایطی که به زمان تصمیم گیری برای تصویب مجازات علیه ایران نزدیک می شویم، چین که برای اعلام مخالفت آشکار خود با مجازات ایران ریسک نمی کند، بر آن است تا در صورت حمایت از آمریکا به امتیازاتی استراتژیک درمنطقه تایوان و کره شمالی دست یافته و همچنین منابع جايگزينی برای تامین نفت و گاز خود در منطقه پیدا کند. روسیه نیز طی دیدارهای روز آینده خود با نمایندگان آمریکا، سه کشور اروپايی و چین در مسکو به حل این مسئله خواهد پرداخت.

    معامله ژئوپلتیک مناسب و شایسته

    دیدار " هو تسزینتائو" از آمریکا بخش اصلی سفر 9 روزه وی، که برنامه و مسیر آن از لحاظ ژئوپلتیکی اتفاقی نیست، محسوب می شود. علیرغم این که طرف چینی با بالا بردن مرتبه این دیدار در سطح دیدار دولتی به آن جنبه عالی می دهد، مجلس آمریکا این دیدار را به عنوان یک دیدار رسمی تعیین کرده ست. توجیه موضع گیری آمریکا بسیار ساده است چراکه بر اساس پروتکل سیاسی دیدار دولتی می تواند با حضور یکی از رهبران دو کشور در کشور مقابل و تنها یک بار انجام شود. در ضمن آمریکایی ها می ترسند که دیدار کنونی " هو تسزینتائو" و مذاکرات آینده به این سادگی ها نباشد. مشکلات حل نشده بسیاری در روابط چین و آمریکا انباشته شده است.

    از ساده ترین مشکلات نسبت به دیگران می توان به تقویت "یوان " چینی و تولید محصولات تقلبی در چین با مارک های غربی و البته با مارک کمپانی های آمریکایی اشاره کرد.

    به هر حال بعید است که انجام چنین حرکت (ژست) پرمعنایی از طرف آمریکا بتواند از شدت مشکلات دیگری که در دستور کار نشست آینده قرار دارند بکاهد. طبق اظهارات "یان تسزچی"، معاون وزیر امور خارجه چین، در جمعه گذشته، مسائل اصلی ژئوپلتیکی مورد بحث در این دیدار پیرامون ایران، مشکلات هسته ای کره، و تایوان خواهد بود. وی طی سخنان خود در مورد ایران متذکر شد " که چین نگرانی و دقت خود را در رابطه با اقدام غنی سازی اورانیوم توسط ایران در هفته گذشته اعلام کرده است، ولی به هر حال عقیده دارد که کلیه کشور های ذینفع باید خونسردی خود را حفظ کرده و تمام قوای خود را برای حل مسالمت آمیزاین مشکل از طریق مذاکره بکار گیرند. معاون وزیر امور خارجه در رابطه با مسئله کره شمالی اظهار داشت که همه کشورها برای رفع مشکلات حاضر و تجدید روند مذاکرات باید مواضع قابل انعطافی اختیار کنند. این سیاستمدار چینی همچنین اظهار داشت که مسئله تایوان حساس ترین بحث بین دو کشورخواهد بود و اظهار امیدواری کرد که آمریکا عملا با ایده استقلال تایوان مخالفت نشان داده وازطریق نیروهای جدایی طلب به این مسئله در اين جزیره دامن نزند.

    به عنوان شاهد عینی این مسئله که روابط بخش های قاره ای و جزیره ای چین یکی از اصلی ترین موضوعات مورد بحث در واشنگتن خواهد بود، می توان به دیدار" لیان چژان" نماینده افتخاری حزب "گومیندان" در آخر هفته گذشته از پکن اشاره کرد. از آنجایی که روابط چین و تایوان در زمینه تجاری - اقتصادی به سمت گسترش صلح آمیز و همکاری پیش می رود، برای "هو تسزینتائو"، رئیس جمهورچین کاملا حائز اهمیت است که طرف آمریکایی در این میان اختلال و نوسان ایجاد نکرده و در روابط چين تایپه و پکن گرایشات صلح دوستانه اختیار کند.

    نفت در صدر همه مسائل

    حکومت ایران با قرار دادن روسیه و چین در موضع یکی از مراکزجهانی متعهد برای تحت فشار گذاشتن آمریکا، آشکارا ماموریت نه چندان ساده " هو تسزینتائو" را در شرف دیدار از آمریکا بغرنج تر نموده است. اولا دیدار" محمد البرادعی" رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی، در آخر هفته گذشته از ایران کاملا ناموفق بود چرا که طرف ایرانی آشکارا اعلام داشت که به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی حاضر به توقف فرآیند غنی سازی اورانیوم نمی باشد. ثانیا "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران طی سخنان جمعه گذشته خود حملات شدیدی به اسرائیل کرده و اظهار داشت " که کشور های اروپایی تهدید بی حد و حصری برای جهان اسلام محسوب می شوند". آقای احمدی نژاد همچنین تردید جدی خود را در مورد هولوکاست بیان داشت و اظهار اطمینان کرد که کار اسرائیل تمام است. همه این ها بهانه جدیدی برای واشنگتن جهت اقدام علیه ایران شد و برعکس دست مدافعان را از حمایت آن کوتاه کرد. بدین ترتیب چشم انداز تصویب مجازات های بین المللی علیه ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل به حقیقت نزدیک تر شده و سریعترانجام خواهد شد.

    در این میان تمایل پکن به محفوظ نگه داشتن ایران از مجازات های بین المللی به سادگی قابل توضیح است. اقتصاد در حال رشد چین به شدت به منابع انرژی و بویژه نفت و گاز احتیاج دارد. توسعه شدید صنایع تنها عامل افزایش مصرف منابع انرژی هیدروکربنی در چین نمی باشد بلکه بالا رفتن مداوم سطح زندگی نیز در این رابطه تاثیر به سزایی دارد. به گزارش کارشناسان تا سال 2010 تعداد اتومبیل ها در جاده های چین به 90 برابر میزان خود در سال 1990 افزایش خواهد یافت و در سال 2030 میزان آن به بیش از تعداد اتومبیل های موجود در آمریکا خواهد رسید. ولی در عین حال چین با حساب کردن بر واردات نفت برنامه ای برای افزایش سریع استخراج نفت خود ندارد.

    در سال 2004 چین 110 میلیون تن نفت وارد کرده (در مقایسه با سال 2003 واردات نفت 35% افزایش داشته است) ومقام دومین وارد کننده نفت جهان را به خود اختصاص داد. ولی در سال 2010 حجم نفت وارداتی چین دو برابر خواهد شد. اگر اکنون سهم کشورهای خاور میانه و خلیج فارس در تامین نفت چین 35% می باشد، تا سال 2015 این میزان به 75% افزایش خواهد یافت.

    طبق بیانات کارشناسان گروه تحقیق و بررسی امنیت آمریکا- چین که در کنگره آمریکا تشکیل شده است، چنین وابستگی نمی تواند در ایجاد روابط ویژه چین با کشورهای خاور میانه و خلیج فارس از جمله دولت های دشمن آمریکا و حمایت کنندگان تروریسم، بی تاثیر باشد.

    یکی از این کشور ها ایران است که البته چین خریدار اصلی نفت آن محسوب می شود. و ایران نیز به نوبه خود پس از عربستان سعودی (14%) و عمان (13,3%)، با تامین 10,8% نفت وارداتی چین، سومین صادر کننده عمده نفت به این کشور می باشد. در سال 2004 کمپانی نفتی دولتی Sinopek چین یک قرار داد 70 میلیارد دلاری با ایران منعقد ساخت که طبق آن طرف چینی در بهره برداری میدان عظیم نفتی "یادآوران" در ایران شرکت خواهد کرد و طرف ایرانی نیز در طول 25 سال میزان 250 میلیون تن گاز مایع به چین ارائه خواهد نمود. ارائه نفت در این دوره 150 هزار بشکه در روز خواهد بود. طبق همین قرار داد چین نیز جهت اکتشاف منابع انرژی در ایران، پتروشیمی و زیربنای گازی آن سرمایه گذاری قابل توجهی خواهد کرد.

    منافع اقتصادی حاصل از همکاری با ایران اخیرا چین را بر آن داشته که به درخواست های آمریکا در زمینه محدود کردن روابط با تهران اعتنا نکند. درماه دسامبر سال 2005 زمانی که روابط جهان با رژیم ایران کاملا تیره بود، شرکت چینی Bian Bia Gong اعلام داشت که تصمیم دارد در منطقه آزاد تجاری اروند در استان خوزستان ایران به میزان 25 میلیون دلار جهت ساخت تاسیسات تولید قطعات الکترونیکی، لوازم خانگی، منسوجات و کفش سرمایه گذاری کند. ولی پس از بحران هسته ای ایران کاملا روشن شد که همکاری چین و ایران بدون مشکل نخواهد بود. در پایان در حالی که امروزه این بحران به نقطه اوج خود رسیده است، رهبر چین با حضور خود در واشنگتن در موقعیتی قرار می گیرد که هر تصمیم برای پکن در بردارنده ضرری بزرگ یا کوچک خواهد بود. اگر چین در زمانی آشکارا از ایران دفاع کند، این مسئله روابط بین چین و آمریکا را شدیدا بغرنج خواهد کرد. به نظر کارشناسان، پکن این کار را نخواهد کرد. در موقعیت حاضر طرف چینی چاره ای ندارد جز اینکه مجازات علیه ایران را که عملا غیر قابل اجتناب می باشد به حداقل رسانده و در ازای آن در مورد مسائل دیگری که قبلا ذکر شد (تایوان و شبه جزیره کره) امتیازاتی برای خود از آمریکا بگیرد. علاوه بر این یکی از راه های جبران کامل یا جبران قسمتی از خسارت ناشی از محرومیت از منابع نفتی ایران برای پکن می تواند تامین نفت و گاز از منابع گوناگون دیگر باشد. در این رابطه برنامه سفر رهبر چین به کشورهای پیشروی صادرات نفت همچون عربستان سعودی و نیجریه توجه برانگیز است، رهبر چین به این کشورها میرود تا رضایت ایشان را در جهت امکان افزایش ارائه نفت و گاز به چین بدست آورد. سهم صادرات نفت نیجریه به چین با میزان ناچیز 30 هزار بشکه در روز در مقابل سهم 400 هزار بشکه ای عربستان سعودی بسیار کم می باشد. بنابراین برای چینی ها در نیجریه امکانات بالقوه قابل توجهی وجود دارد.

    جالب توجه است که دیدار" هو تسزینتائو" از واشنگتن همزمان با ملاقات روزآینده نمایندگان " سه کشور اروپايی" ، آمریکا، روسیه و چین در مسکو پیرامون مشکل ایران می باشد. روسیه نیز مانند چین در حالی که با تصویب مجازات علیه ایران مخالف است ولی آماده برخورد با آمریکا نیز نمی باشد پس در این مورد طوری عمل خواهد کرد که هم وجهه خود را حفظ کند و هم اینکه حد اکثر منافع را در صورت دادن رای موافق با تصمیم شورای امنیت سازمان ملل بدست آورد. ولی کار روسیه سخت تر خواهد بود: "جرج بوش" و " هو تسزینتائو" احتمالا به راه حل قابل قبولی برای هر دو کشوردست خواهند یافت که به چین اجازه می دهد بدون ضرر ایران را بفروشد. مسکو نیز تمام تلاش خود را خواهد کرد تا در نقش تنها مدافع تهران قرار نگیرد.

     

     

    + نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 5:48 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    فیگارو: هفتاد مرکز هسته ای در ایران وجود دارد

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    روزنامه فرانسوی فیگارو در شماره روز گذشته خود فاش کرد که شمار مراکز هسته ای رژیم تهران، هفتاد مرکز است. این روزنامه که این آمار را بر اساس نظر برخی کارشناسان ارایه داده، نوشته است که این مراکز بسیار پراکنده هستند.

    فیگارو به نقل از یک منبع آمریکايی نوشت یک بخش از برنامه هسته ای رژیم تهران با هدف نظامی و زیر نظر شخص خامنه ای به انجام رسیده است. این برنامه با صرف هزینه ای برابر با صدها میلیونها دلار و با کمک کره شمالی انجام شده است.

    به نوشته فیگارو، این برنامه شمال تونلها و سنگرهای زیرزمینی است، سنگرهايی که از چندین طبقه تشکیل شده است.

    از سوی دیگر دیوید البرایت، یک کارشناس هسته ای در واشنگتن اعلام کرد تصاویر جدید ماهواره ای نشان می دهد که رژیم تهران، تاسیسات هسته ای در اصفهان را گسترش داده است.

    همچنین یک دانشمند هسته ای ایرانی که اخیرا به یکی از کشورهای اروپايی پناهنده شده است در مصاحبه با هفته نامه ایتالیايی پانوراما گفت رژیم تهران از امکانات کافی برای ایجاد زرادخانه هسته ای برخوردار است.

    وی در سخنان خود به فریبکاریهای جمهوری اسلامی اشاره کرده و گفته است رژیم تهران دو طرح هسته ای را به موازات هم پیش می برد، یکی در نیروگاه بوشهر و دومی در مراکز مخفی که از مدتها پیش وارد مرحله اجرايی شده است.

    هفته نامه پانوراما نوشت اظهارات این دانشمند هسته ای ایرانی با گزارش محرمانه ای که پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در اختیار کشورهای عضو خود قرار داده است، همخوانی دارد.

    برپایه این گزارش، رژیم تهران در کنار مراکز شناخته شده ای چون نطنز، اراک و اصفهان، مراکز دیگری را نیز برپا کرده است که تا کنون بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل نتوانسته اند از آنها بازدید بعمل آورند.

    واکنش شیمون پرز به سخنان احمدی نژاد

    به گزارش رادیو اسرائیل، شیمون پرز، نخست وزیر پیشین این کشور در واکنش به اظهارات ضدیهودی احمدی نژاد گفت سازمان ملل متحد نمی تواند از کنار اظهارات گستاخانه و ضدانسانی رئیس جمهور رژیم اسلامی به آسانی عبور کند و سکوت نماید.

    آقای پرز گفت طبق منشور سازمان ملل متحد، یک عضو این نهاد نمی تواند یک عضو دیگر را به نابودی تهدید کند.

    نخست وزیر پیشین اسرائیل افزود سخنان احمدی نژاد، اظهارات صدام حسین و دیگر دیکتاتورهای بی خرد را تداعی می کند که سرنوشت همه آنها پس از درگیرکردن کشور خود در جنگی خانمان سوز، تباهی و ویرانی برای مملکتشان و افتادن خویش در زباله دان تاریخ بوده و احمدی نژاد نیز مستثنی از این قاعده نیست.

    آقای پرز در ادامه گفت جهان آزاد باید علیه این فرد نیمه دیوانه متحد شود و افزود سرنوشت احمدی نژاد بدون تردید همان فرجام صدام حسین است.

    پاسدار احمدی نژاد روز جمعه در کنفرانس تروریستی 'حمایت از قدس' در تهران گفته بود "جهان خوشش بیاید یا نیاید، اسرائیل بزودی نابود می شود و هولوکاست (قتل عام یهودیان در جریان جنگ دوم جهانی) نیز واقعیت ندارد."

    از سوی دیگر دونالد رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا طی مصاحبه ای با تلویزیون العربیه در واکنش به اظهارات غیرمسئولانه رئیس جمهور رژیم آخوندی گفت احمدی نژاد به روشنی عقیده بنیادگرایانه خود را بیان کرده است، ولی برای من مشکل است که قبول کنم که این رای اکثریت مردم ایران است.

    آقای رامسفلد گفت مردم ایران تاریخ افتخارآمیزی دارند، فکر نمی کنم که آنها بخواهند در جهان منزوی شوند، اما اظهارات رهبران رژیم تهران منجر به انزوای هرچه بیشتر این حکومت در جهان خواهد شد.

     

    بیانیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در مورد بحران هسته ای

    به نقل از "ادوار نیوز" 

    اعلام خبر خوش هسته ای و تبلیغ پر طمطراق دستیابی به توانایی تکمیل چرخه سوخت هسته ای تازه ترین پرده نمایش هسته ای حکومت می باشد که گویی فتح الفتوح کرده و همه مشکلات کشور و مردم حل شده است .در این میان از همه مضحک تر تلاش جناحهای مختلف در واریز کردن این افتخار به حساب خود می باشد. در حالی که رسانه های حکومتی  خبر از جاری شدن این پیروزی به اصطلاح تاریخی از دهان احمدی نژاد می دادند ، هاشمی رفسنجانی سراسیمه به افتتاح سانتریفوژ ها در نطنز پرداخت تا بتواند قدری از بازی باخته همچون انتخابات ریاست جمهوری را جبران کند و سید محمد خاتمی نیز که به تا حال در برابر جهانیان وانمود می کرد که همچنان نظرش بر تداوم تعلیق غنی سازی است ، می خواهد این افتخار را به نام دولت خود ثبت کند و می گوید " دستيابي به چرخه سوخت هسته‌اي از سال 79 آغاز شد و بر اساس وعده محققان در پائيز 81 قرار بود به مرز 5/3 درصد غني سازي برسيم،ولي آزمايش‌ها تا مرز 7/1 درصد موفقيت آميز بود كه با آغاز روند تعليق دستيابي به اين غني سازي تا مرز 5/3 درصد به تاخير افتاد. " حال از ایشان باید پرسید روندی که در عرض دو سال به موفقیت نرسیده است چگونه در عرض چندین ماه حاصل شده است ؟  ادعای دستیابی به قابلیت غنی سازی اورانیوم ، اگر منطبق بر واقعیت و بدور از بازیهای تبلیغاتی باشد در برابر مشکلاتی که امروز جامعه ایران گریبانگیر آنست دستاوردی به حساب نمی آید .فراموش نکرده ایم که شاه مخلوع نیز چنان گزافه گویانه داد سخن سر می داد که ارتشش پنجمین ارتش دنیا است و در همان حال وضعیت اقتصاد و سیاست ایران آن چنان طوفان زده بود و آینده نشان داد که آن ادعا تا چه میزان پوچ و غیر مفید بود . حال باید منتظر ماند تا دید این خبر آیا فرجامی خوش نیز خواهد یافت ؟

     

    .این اقدام می تواند به تحریک و تشدید حساسیتهای جامعه جهانی بینجامد و  اجماع کم سابقه  نهاد های بین المللی و کشورهای طراز اول و صاحب قدرت دنیا در مقابله با برنامه های بحران ساز هسته ای حاکمیت را به مرحله نگران کننده تر ومخاطره آمیز تری برای منافع ملی هدایت کند . حاکمیت در حالی بر افتخار دستیابی به تکمیل چرخه سوخت هسته ای و تداوم فعالیتهای هسته ای حول محور غنی سازی اورانیوم تاکید می ورزد که کشور در یکی از بحرانی ترین دوره های تاریخی خود به سر می برد .رفتار غیر عقلانی و ستیزه جویانه قبضه کنندگان قدرت در مراجع بین المللی ، میهن و ملت را را در آستانه تحمیل جنگ و تحریم ویرانگر قرار داده است .بگونه ای که با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت به واسطه افراشته تر شدن دیوار بی اعتمادی در زمینه انرژی اتمی ، بزرگترین و فاحش ترین شکست در طول تاریخ سیاست خارجی جمهوری اسلامی به وقوع پیوست .

     

    این  مخاطرات در شرایطی  کشور را تهدید می کند که مردم ایران هیچ نقش و حضوری در این ماجرا نداشته اند و به مانند همیشه حکومت آنها را غریبه و نا محرم به حساب آورده است . مسئله انرژی هسته ای در غیاب آگاهی فعالین جامعه مدنی ، مطبوعات ، احزاب و گروههای سیاسی و در شرایط  سنگین خفقان و سانسور تنها مربوط به حکومت می باشد و بازیی نیست که مردم ایران در آن حضور یابند .

    دفتر تحکیم وحدت بنا به سنت روشنگری دانشگاه و ایفای رسالت اجتماعی در این شرایط خطیر مواردی را بدین شرح به اطلاع مردم شریف و آگاه ایران می رساند :

     

    1- در این میان اگرچه , بهره گیری صلح آمیز  از فناوری هسته ای در فرایند پیشرفت و توسعه ملی , حق مسلم و چشم ناپوشیدنی ملت ایران می باشد , اما بدیهی است واجد حق بودن لزوما مرادف با استفاده از حق نمی باشد .بهره برداری از فناوری هسته ای مستلزم وجود حاکمیتی ملی و دموکراتیک و برخوردار از سطح بالایی از عقلانیت می باشد و همچنین , نیازمند مساعد بودن شرایط داخلی و خارجی , تناسب با منافع ملی ، ارزیابی اقتصادی فنی و آنالیز دقیق هزینه فایده است .

    از سال 1996 به بعد روند استفاده از انرژی هسته ای در تولید برق در جهان به میزان چشمگیری کاهش پیدا کرده است .امروز تنها 17 درصد حجم مصرف برق جهان از طریق  سوخت هسته ای تولید می شود .بسیاری از کشورهای صاحب تکنولوژی دنیا با توجه به هزینه بری بالای تولید و انتقال ، هزینه های سنگین تعمیرات و نگهداری ، درجه بالای آلایندگی محیط زیست ، هزینه های امنیتی و حفاظتی گزاف و مشکل دفن زباله های هسته ای تعداد نیروگاههای هسته ای را کاهش و بعضا در یک روند برنامه ریزی شده و تدریجی تعطیل کرده اند . ایران سومین کشور صاحب دخایر نفتی قابل استخراج و دومین کشور صاحب ذخایر گازی دنیا بوده و به ترتیب از 11 در صد و 6/15 درصد  ذخایر جهانی نفت و گاز برخوردار می باشد . واقعبینانه ترین پیش بینی ها حاکی از آنند که ذخایر یافته شده و احتمالی اورانیوم ایران  4/1 درصد ذخایر جهانی است که با توجه به میزان  مصرف نیروگاه  اتمی بوشهر حداکثر تا 7 سال پاسخگو می باشد . از دیگر سو هزینه تولید اورانیوم غنی شده از هر کیلوسنگ اورانیوم  بین 80 تا 130 دلار است که تقریبا افزون بر دو برابر قیمت جهانی است . بدینترتیب با توجه به ذخایر غنی کشور در سوخت فسیلی و ارزان تر بودن سوخت فسیلی نسبت به  سوخت هسته ای ، ضرورت تولید پاک و حفظ محیط زیست ، هزینه بری بالای نیروگاه هسته ای از جنبه های مختلف ، هزینه  انتقال برق بالا و مشکل نگهداری و دفن زباله های سوخت هسته ای و وابستگی به خارج از کشور ، اساسا تولید برق از طریق سوخت  هسته ای در ایران  کارامد و اقتصادی به نظر نمی رسد .

     

    2- سرمایه گذاری در پروژهای بزرگ ملی مستلزم شفافیت و تطبیق با منافع ملی و نظام اولویت سنجی نیازهای عمومی است . زمانی می توان پروژه ای را ملی دانست که منطبق بر منافع ملی بوده و از رتبه بالایی در هرم خواسته ها و نیاز های جامعه برخوردار باشد . در حالی که کشور با مشکلات بزرگی دست و پنجه نرم می کند ، فقدان دموکراسی ، نقض حقوق بشر و برنتافتن آزادیهای اساسی ،حاکمیت ملی را بلا موضوع کرده است ، اقتصاد کشور در بحرانی رو به گسترش دست و پا می زند و فقر و محرومیت و اختلاف طبقاتی جامعه را رنج می دهد ، صرف میلیاردها دلار از اموال عمومی در مسائل هسته ای اقدامی مغایر با منافع ملی است . انرژی هسته ای  حتی اگر صرفه اقتصادی هم داشته باشد ، اولویت امروز کشور نیست . نیاز مبرم امروز کشور دموکراسی و حقوق بشر است و تا زمانی که نظم مردم سالار حاکم نشود هیچگونه رفاه و بهبود پایدار و حقیقی  حتی در زمینه معیشت مردم  متصور نیست .در شرایطی که مردم و افکار عمومی در جریان اقدامات هسته ای قرار نگرفته اند و کارشناسان ، اصحاب رسانه ها و احزاب سیاسی به بحث و تبادل نظر آزاد پیرامون آنها نپرداخته اند ، نمی توان به اقدامات مبهم و شائبه برانگیز حاکمیت صفت ملی اطلاق کرد .

     

    3- اینک بحران انرژی هسته ای تبدیل به منازعه و جنگ قدرت در بین گروههای داخل ساختار قدرت شده است و هر یک می کوشند مشکلات را به گردن دیگری بیندازند . به باور ما بر خلاف ادعای پاره ای از افراد و گروهها تمامی جناحهای نظام از حاکمین دهه شصت ، دولت سازندگی ، دولت جامعه مدنی و دولت مهرورزی در بحران پیش آمده مقصرند که بدور از چشم مردم و نظارت نهادهای

    بین المللی مسئول ، اقدامات مبهم و غیر شفافی را از کیسه بیت المال  سازمان داده اند که اینک دودش به چشم مردم می رود .در این میان ایرادی ویژه متوجه سید محمد خاتمی است که سرمایه  اجتماعی خویش را به جای آنکه در مسیر منافع ملی صرف کند در راستای مصلحت نظام سیاسی به کار برده است و به طور جدی این سئوال مطرح است در حالی که هیچ گونه اختیار و کنترلی بر مدیریت مسائل هسته ای کشور نداشته ،چرا به تایید عملکرد گماشتگان نهادهای انتصابی در اداره امور هسته ای پرداخته است ؟

     

    4- به باور ما دکترین " تجهیز به فناوری هسته ای برای صلح " با توجیه دارا بودن دیگر کشورهای منطقه و با هدف موازنه منفی و بازدارندگی ,علاوه بر آنکه ذاتا مخل صلح و ارزشهای انسانی بوده ,ناکارامد و غیر اخلاقی  می باشد. چون در این صورت مسابقه تسلیحاتی اتمی در منطقه راه می افتد و در نهایت امنیت جهان بیشتر به مخاطره می افتد و میزان بیشتری از منابع جهان به جای آنکه صرف رفاه و توسعه عمومی شود در بیراهه های تجهیزات نظامی اتمی به هدر می رود .

    صواب آنست که طرح " پاکسازی تدریجی جهان از سلاحهای اتمی و کشتار جمعی " در چهارچوب آژانس انرژی اتمی و کنوانسیونهای جهانی با جدیت و سرعت بیشتری اجرا گردد .در این راستا شایسته است تا با اجتناب از هر گونه تبعیض و یکجانبه گرایی نخست کشورهایی که از سطح کمی و کیفی بالاتری در تسلیحات اتمی برخوردار هستند ، خلع سلاح شوند .بویژه  خلع سلاح اتمی اسرائیل با توجه به حساسیت کشورهای اسلامی و منطقه خاور میانه ، اهمیت بالایی دارد .

     

    5 – بی تردید قیاس مع الفارق دولت احمدی نژاد و انرژی هسته ای با دولت ملی دکتر محمد مصدق و ملی شدن صنعت نفت از بزرگترین مغالطه ها و جفاهای تاریخی است .دولت شبه پادگانی احمدی نژاد که در سایه مبهم وعوام فریب سر کار آمده است ، هیچ نشان  وتشابهی با دولت ملی و مردمی دکتر مصدق ندارد . دکتر محمد مصدق بر اساس تجزیه و تحلیل های درست اقتصادی به صورت آشکار و شفاف اولویت وضرورت ملی شدن صنعت نفت را اعلام کرد نه آنکه در خفا ، میلیاردها دلار از سرمایه کشور صرف ناکجا آبادی  شود که نسبت آن با منافع ملی  ونیازهای مبرم معلوم نیست و فقط ابراز وجود ها و ماجراجوئیهای  برخاسته از زیست در بحران  عده ای را برآورده می کند .جالب اینجاست کسانی امروز سنگ تشبیه فوق را به سینه می زنند که تا دیروز بدترین توهین ها و ناسزاها را نثار روانشاد مصدق می کردند و انواع تضییقات و محرومیت ها اعم از حبس و ... را بر یاران  ومدافعان او تحمیل می کردند . به گونه ای که صحبت از مصدق جرم بود . کسانی امروز از ملیت و ملی داد سخن سر می دهند که در زمانه ای نه چندان دور،  ملیت را خلاف اسلام  و اساس انحطاط مسلمین می دانستند !!!

     

    6- امروز اراده های جنگ طلبانه در خارج و داخل کشور ، حیات و منافع میهن و ملت را تهدید می کنند .وظیفه و رسالت تمامی دلسوزان وطن می بایست بر تلاش برای پیشگیری از شعله ور شدن آتش جنگ به گونه ای باشد که تامین کننده منافع مردم باشد نه خواسته های حکومت .جنگ در ذات خود ویرانگر است .شانه های خسته کشور تاب عواقب ویرانگر جنگی دیگر را ندارد. از این رو از یک طرف جامعه جهانی از برنامه های بحرانساز اتمی حکومت ایران نگران می باشد و از سوی دیگر عده ای به دنبال بهانه برای چکاندن ماشه جنگ و تداوم مناسبات قلدرانه بر جهان بوده و عده ای نیز به واسطه ماهیت زیست در بحران خود در داخل از جنگ استقبال می کنند . از این رو حتی اگر بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای به مصلحت باشد ، نمی ارزد که برای آن جنگی ویرانگر برکشور تحمیل شود .غنی سازی اورانیوم  نیاز مبرم کشور نیست و تا آماده شدن راکتور اتمی نیروگاه بوشهر نیز زمان زیادی باقیست .از این رو می توان آنرا تا کسب اعتماد جامعه جهانی به تعلیق در آورد .

     

    7- نادرستی روش  ، دیپلماسی و شیوه برخورد از پر رنگ ترین وجوه کارنامه مردود هسته ای حاکمیت می باشد .حاکمیت به جای آنکه از ابتدا موضوع را در داخل آژانس به عنوان نهاد مسئول پیگیری کند ، در اقدامی غیر متعارف که یادآور مناسبات دوران قاجار و پهلوی با کشورهای مسلط زمانه بود ، به مذاکره با سه کشور مهم اروپایی پرداخت تا با اعطاء امتیازات ، نظر آنان را جلب کند و از طرف دیگر به آستان روسیه و چین دخیل بست تا در سایه رقابت با آمریکا بتواند از بحران برهد .حضرات غافل از آن بودند که بازیگر اصلی آمریکا است و کشورهای اتحادیه اروپا ، روسیه ، چین و حتی هند حاضر نیستند به خاطر حاتم بخشی حکومت ایران از کیسه ملت ، مناسباتشان با قدرتمند ترین بازیگر جهان تک قطبی را به خطر اندازند .در این میان مذاکره بر سر پیشنهاد روسیه از همه اسف بار تر بود .در حالی که میلیاردها دلار برای غنی سازی اورانیوم هزینه شده است ، مجددا باید بهای غنی سازی اورانیوم در روسیه را پرداخت  ، هزینه انتقال رفت و برگشت مواد و مخاطرات ایمنی آن  را متحمل شد تا بدینترتیب سوخت هسته ای با هزینه ای گزاف به نیروگاه تزریق شود و تولید برقی گران و غیر رقابتی بر کشور تحمیل شود  و مآلا سرمایه گذاریهای انجام شده بلا مصرف بماند !!! آخر کدام عقلانیت و مسئولیت  ،چنین  طرح ضد ملی ، غیر اقتصادی و وابستگی آور را توجیه می کند آنهم با کشوری که همواره  تاریخ نشان داده ،   قابل اعتماد نیست .

     

    دفتر تحکیم وحدت با عنایت به شرایط خطیر و حساس فعلی کشور ،  معتقد است به جای  شادیهای بی پایه و اساس و مانورهای  تبلیغاتی بی حاصل با توجه به آثار مخرب و جبران ناپذیر جنگ بر پیکره منافع ملی و تمامیت ارضی کشور, ضرورت شفاف سازی فعالیتهای هسته ای در سطح ملی و بین المللی و اهمیت حفظ امکانات و سرمایه گذاریهای انجام شده در زمینه فناوری هسته ای به مثابه بخشی از ثروت ملی برای استفاده صلح آمیز در آینده , به فوریت  کلیه فعالیتهای هسته ای به صورت موقت به تعلیق در آورده شود و از هرگونه رجز خوانی ، هماورد طلبی و تحریک خودداری شود تا پس از اعتماد سازی در جامعه جهانی و جلب نظر نهادهای بین المللی مسئول , امکان فعالیت  مجدد و موثر برنامه های هسته ای درچهارچوب منافع ملی , کنوانسیونها ومعاهده های بین المللی فراهم شود .

     

     در این میان اگر کسانی و جریاناتی فکر می کنند که در سایه شکل گیری جنگی محدود و دمیدن بر تنور پوپولیسم و ملی گرایی کور, خودنمایی هسته ای در دنیا ، بده بستانهای نفتی و بهره گیری از حملات تروریستی می توانند  فضا را برای تصفیه و حذف مخالفین سیاسی و دگراندیشان فراهم کنند و پروژه "حاکمیت امنیتی نظامی و دولت پادگانی با اتکا به قرائتی متحجرانه از حکومت اسلامی " را به گام نهایی خود نزدیک کنند , باید بدانند که سخت در اشتباهند و تجربه حزب بعث عراق و طالبان برای آنان بسی آموزنده است .از این رو شایسته است تا دیر نشده از این توهم خارج شده و با تمکین در برابر خواست ملت,  راه را برای آشتی ملی از طریق رجوع به افکار عمومی  هموار سازند تا بدینترتیب هم میهن از گرفتار شدن در باتلاق جنگی  ویرانگر رهایی یابد و هم مردم بتوانند به حقوق حقه  خود دست پیدا کنند .بدیهی است این مهم در وهله اول نیازمند آزادی فعالیت احزاب و تشکلهای جامعه مدنی , آزادی زندانیان سیاسی , آزادی مطبوعات و برقراری امنیت برای طرح آزادانه , عادلانه و موثر دیدگاهها و عقاید گوناگون در افکار عمومی و جامعه است . در شرایطی که حاکمیت به راحتی  می پذیرد رویکرد ایدئولوژیکش در سیاست خارجی و عرصه فرهنگی را در ازاء بقای خود و تداوم حاکمیتش کنار بگذارد و با چوب حراج زدن به استقلال و منافع ملی کشور پیشنهاد سازش به قدرت های مسلط جهانی بدهد .چرا حاضرنیست این سازش را در راستای منافع ملی با مردم انجام دهد تا بدینترتیب به شیوه ای شرافتمندانه , ملی و موثر با انتقال حاکمیت به مردم ,بقای خود را حفظ کند .

     

    همچنین دولتمردان آمریکایی و اروپایی شایسته است بدانند , قربانی اصلی شکل گیری جنگ و یا نابود کردن تاسیسات هسته ای ایران , مردم ایران خواهند بود .مشکل اصلی  ایران  حاکمیت مجهز به  قابلیت غنی سازی اورانیوم نیست , بلکه نبود دموکراسی , آزادی و عدالت  , عدم رعایت حقوق بشر و حاکمیت اقتدارگرا و مطلقه است . تنها حکومتهای ملی ، دموکراتیک , مردمی و توسعه گرا می توانند به صورتی پایدار و موثر به نگرانیهای جامعه جهانی در مورد ماجراجوئیهای هسته ای پایان دهند .مردم ایران مردمی صلح جو و متنفر از جنگ و خشونت می باشند و طعم تلخ و گزنده جنگ را با گوشت و پوست خود تجربه کرده اند . ایده دستیابی به جنگ افزارهای اتمی با هر توجیهی در بین مردم شریف ایران جایگاهی ندارد . از این رو ملتها و دولتهای فوق بهتر است امکاناتشان را با تاکید بر حق انحصاری ملت ایران در تعیین سرنوشت خود و حفظ استقلال کشور , با تصحیح سیاست های غلط گذشته ، صرف تقویت و کمک به شکل گیری ساختار قدرت دموکراتیک و ملی در ایران نمایند .

    در پایان دفتر تحکیم وحدت از تمامی نیروهای دموکرات ، آزاد اندیش و دلسوز به حال وطن اعم از فعالین جامعه مدنی ، گروههای سیاسی ، روشنفکران و فقها و مراجع مردمی می خواهد که با برخوردی فعالانه در چهارچوب جنبش " صلح در جهان و دموکراسی در ایران " نشان دهند که جامعه ایران صدایی متفاوت از حاکمیت در زمینه انرژی هسته ای دارد . سکوت ، عافیت اندیشی و محافظه کاری تبعات ناگواری را به بار خواهد  آورد .وحدت ، هوشیاری و عمل بهنگام  نیروهای منتقد و دموکرات و باورمند به منافع ملی و سرزمینی ضمن آنکه می تواند از تحمیل جنگ بر کشور خودداری کند  و اراده های جنگ طلبانه در داخل و خارح را ناکام سازد ، قابلیت خلق  فرصت های نیکو برای پیشبرد دموکراسی و پیشرفت  را نیز دارا می باشد .

     

    به امید سعادت روز افزون میهن و ملت

    دفتر تحکیم وحدت

    فرودین 85

     

    بيانيه‌ي 120 نفر از شاعران و نويسندگان

    در اعتراض به تخريب سنگ قبر احمد شاملو

    به نقل از "ایران ما 

     بيانيه‌اي ازسوي 120 نفر از شاعران و نويسندگان در اعتراض به تخريب سنگ قبر احمد شاملو شاعر معاصر منتشر شد.

    در اين بيانيه كه رونوشتي از آن براي گروه فرهنگ و ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) فرستاده شده، آمده است كه آنچه جهان شاعر را با روح و روان مردم پيوند مي‌زند، آگاهي و مبارزه پيوسته عليه خودخواهي‌ها و تجاوز به روح و روان انسان‌هاست و البته بي‌دريغ دوست داشتن ايشان. جايگاه شعر، شخصيت و انديشه احمد شاملو در ادبيات فارسي و بين فرهنگ‌دوستان و عامه مردم بي‌شک جز اين نمي‌تواند باشد.

    در ادامه‌ي بياينه با بيان اين‌كه اگر امروز شاملو توان نوشتن و گفتن داشت، شايد از اين‌که بارها و بارها سنگ مزارش را شکسته‌اند، آزرده‌خاطر نمي‌شد، تصريح شده است كه شاعران و نويسندگان امضا‌کننده‌ي متن نيز هم‌صدا با آنچه بر فراز بودن انديشه و جهان هنرمند در برابر اين‌گونه حقارت‌هاست، داد اعتراض به‌خاطر شکستن سنگي که بر سينه ماست، سر نمي‌دهند، بلکه اعتقاد دارند برهنه ماندن خاک خفته بر پيکر اين شاعر خود اقدام عليه نگاه ارتجاعي است که هرگز تاب تحمل هنر را ندارد

    کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

    Student committee of

    human right reporters

     

    بر اساس آخرین اخبار رسیده ، منصور اسانلو عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد پس از 4 ماه از سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شد.منصور اسانلو 3 شب پیش از بند 209 به بند عمومی زندان اوین انتقال یافت اما از محل دقیق نگهداری اطلاعی در دست نیست.

    همسر منصور اسانلو ضمن بیان این خبر وضعیت شوهرش را از لحاظ روحی مطلوب توصیف کرد.

    منصور اسانلو تنها باقی مانده از افراد بازداشت شده در جریان اعتراضات رانندگان شرکت واحد، 4 ماه پیش توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و تاکنون در بلاتکلیفی به سر میبرد. این در حالی است که طبق قوانین مدت بازداشت موقت متهم 2 ماه میباشد .

    لازم به یادآوری در طی ماههای گذشته رانندگان شرکت واحد ، به دلیل اعتراض به وضعیت نابسامان معیشتی خود بارها دست به اعتصاب زدند که در جریان این اعتراضات تعداد کثیری از رانندگان و اعضای هیئت مدیره ی سندیکا بازداشت و مدتها در بند 209 زندان اوین( بند وزارت اطلاعات) به سر بردند.

    موج سرکوب و فشار به حدی بود که حتی خانواده های این رانندگان نیز از سوی نیروهای امنیتی مورد بازداست و بازجویی قرار گرفتند.

    گفتنی است اکثر رانندگان بازداشت شده پس از آزادی از کار اخراج شدند.

    در حال حاضر، پس از آزادی سایر بازداشت شدگان و با از گذشت بیش از 4 ماه منصور اسانلو همچنان در بازداشت به سر میبرد. مسئولین زندان اعلام کرده اند که دادگاه رسیدگی به اتهامات او در هفته ی جاری برگزار خواهد شد.

    کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن ابراز نگرانی از وضعیت منصور اسانلو در زندان ، خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و توجه تمامی سازمانها و محافل حقوق بشری به نقض گسترده ی حقوق بشر در ایران است.

     

    کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

    komite_gozareshgar@yahgoo.com

    www.komitegozareshgar.blogfa.com

     

    کمک ۵۰ میلیون دلاری ایران به فلسطین
    به نقل از "بی بی سی

    منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران گفته است جمهوری اسلامی‪ ۵۰‬ ميليون دلار برای كمک به مردم فلسطين اختصاص داده است. به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، وی در مراسم اختتاميه "سومين کنفرانس بين المللی قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين"، گفت:"جمهوری اسلامی با الهام از خط و سيره بنيانگذار انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر انقلاب، حمايت از آرمان فلسطين را در سر لوحه سياست های خارجی خود قرار داده است."آقای متکی افزود رييس جمهور! ی و دولت جديد نيز ادامه اين مسير را وظيفه قانونی و انسانی خود می دانند.وزير امور خارجه ايران ضمن دعوت از کشوری اسلامی و عربی برای کمک به مردم فلسطين، گفت رويكرد برخی دولت‌ ها در تحريم كمک ‌ها به مردم فلسطين، تاثيری بر اراده به گفته وی استوار فلسطينيان نخواهد گذاشت.

     

    + نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 6:13 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    شان مک کورمک، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا از طرحی برای اعمال تحريمهای بين المللی عليه ايران خبر داد که به گفته وی قرار است طی نشستی با حضور مقامهای بلندپايه پنج عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد و آلمان در مورد آن تصميم گيری شود.اين نشست قرار است سه شنبه هيجدهم آوريل (29 فروردين) در مسکو پايتخت روسيه برای بررسی با نحوه برخورد با سرپيچی ايران از خواسته های شورای امنيت سازمان ملل متحد برگزار شود.به گفته سخنگوی وزارت خارجه آمريکا، اعضای شورای امنيت در نشست مسکو می توانند با استناد به فصل هفتم منشور ملل متحد تصميمهايی همچون مسدود کردن دارايی ايران در خارج از اين کشور و اعمال محدوديت بر سفر مقامات ايرانی به خارج بگيرند.تصميمهای شورای امنيت برای کليه دولتهای عضو سازمان ملل متحد لازم الاجراست.
     
     

     درخواست برای اقدام سازمان ملل علیه ایران

     
    شيمون پرز، نخست وزير پيشين اسرائيل می گوید با توجه به تهدید های تلويحی اسرائيل توسط محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ایران، سازمان ملل متحد باید علیه ایران اقدامات لازم را به عمل بیاورد.روز جمعه 14 آوریل، رئیس جمهوری ایران گفته بود:" رژيم صهيونيستی رو به اضمحلال است. اين رژيم درخت خشکيده و پوسيده ای است که با يک توفان در هم خواهد شکست." آقای احمدی نژاد در کنفرانس حمايت از فلسطينی ها که در تهران برگزار شد، گفته بود:"رژيم… صهيونيستی، يک ظلم آشكار و ذات اين رژيم، يک تهديد بالفعل دائمی است و تاسيس آن نيز با هدف استقرار يک تهديد دائم در منطقه بوده است."آقای پرز که یکی از اعضای بلند پایه حزب حاکم کدیما است، در اولین واکنش اسرائیل به این اظهارات، گفت که سازمان ملل متحد نمی تواند خطری را که از جانب یک کشور عضو متوجه عضو دیگر است نادیده بگیرد.
     
     
    تجمع دانشجويان دانشگاه تربيت دبيرشهيد رجايي
    به نقل از "ادوار نیوز"

     
     دانشجويان دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي براي سومين روز متوالي در اعتراض به عدم رسيدگي مسئولان دانشگاه به خواسته هاي صنفي شان دست به تجمع زدند.
    به گزارش خبرنگار ادوارنيوز دانشجويان كليه كلاسهاي دانشگاه را تعطيل كرده و ضمن تجمع در برابر ساختمان رياست دانشگاه، خواستار بركناري رييس دانشگاه و همچنين حضور وزير آموزش و پرورش در جمع خود هستند
    دانشجويان متحصن كه شب گذشته نيز در خوابگاه دانشگاه در همين زمينه دست به اعتراض زده بودند دو خواسته مشخص دارند:
    اول بركناري رييس دانشگاه شهيد رجايي و دوم حذف گزينش از طريق وزارت آموزش پرورش براي استخدام دانشجويان

    مجيد اشرف نژاد دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شهيد رجايي نيز در گفتگو با خبرنگار ادوارنيوز تو ضيحاتي را در زمينه خواسته هاي دانشجويان ارائه كرد
    اشرف نژاد گفت : ساعت 9:30 دقيقه ديشب رئيس دانشگاه در محل خوابگاه حضور پيدا ميكند كه دانشجويان ضمن اعتراض به حضور رئيس دانشگاه خواستار رسيدگي به خواسته هاي صنفي خود مي شوند و نا آرامي در خوابگاه تا ساعت 12 ادامه كي يابد صبح امروز بنا بر قرار قبلي دانشجويان در برابر ساختمان اداري تجمع كرده و بيانيه هاي انجمن اسلامي دانشجويان و كميته پي گيري خواسته هاي صنفي دانشجويان خوانده مي شود. اشرف نژاد با اشاره به اينكه مسئولان خواستار معرفي 5 نماينده براي مذاكره با دانشجويلن شده اند گفت جمع بندي دانشجويان اين بوده است كه نمايندگان براي مذاكره به پشت در هاي بسته نروند و از نمايندگان وزارت خانه بخواهند كه وزير آموزش و پرورش با حضور در دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي شنواي مشكلات دانشجويان باشد.
    وي هم چنين اعلام كرد كه بعد از برگزاري تجمع آرام صنفي امروز كه به تعطيلي تمام كلاس هاي صبح و بعد از ظهر اين دانشگاه انجاميد هم اينك تجمع دانشجويان پايان يافته و معترضين مصمم هستند از صبح روز دوشنبه اعتراضات خود را پي گيري كنند.
    دبير انجمن اسلامي دانشگاه شهيد رجايي در ادامه به ذكر خواسته هاي صنفي دانشجويان پرداخت و گفت : استعفاي رئيس دانشگاه ، جلب نظر دانشجويان و هيئت علمي در انتخاب رئيس دانشگاه ، حذف گزينش اموزش و پرورش در مورد دانشجويان دبيري ، روشن شدن نوع مدرك دانشجويان مهندسي پذيرفته شده در اين دانشگاه وهمچنين بهبود كيفيت خدمات رفاهي خواسته هاي دانشجويان است .

    وي در پايان با اشاره به پخش بيانيه اي در دانشگاه كه در آن اعتراضات اخير دانشجويان حركتي سياسي ، از قبل برنامه ريزي شده ودر راستاي بودجه 75 ميليون دلاري آمريكا دانسته شده است گفت : همانطور كه گفته شد ؛ تمامي خواسته هاي دانشجويان و شعار هاي آنان كاملا صنفي بوده و تجمعات نيز با آرامش برگذار شده است و اين گونه فرافكني ها تنها در جهت سوء استفاده هاي بعدي و برخورد با دانشجويان معترض
    است. 

     

    از آزادی دخترم خبری نیست، نگرانم - پدر الهام افروتن

    http://ahmadbatebi20.blogspot.com

    كانون زنان ايراني- نازنین خسروانی: در حالي كه در آخرين اخبار اعلام شده بود كه شادي صدر وكالت الهام افروتن را پذيرفته است، چندي پيش خبرگزاري ها به نقل از عبدالصمد خرمشاهي به عنوان وكيل الهام افروتن، اعلام كردند كه جلسه دادگاه او 19 ارديبهشت ماه برگزار خواهد شد. در خصوص اين تغيير با خانواده و وكيل او تماس گرفتم. اين بار با پدر الهام گفتگو كردم. به نظر مي رسيد كه خانواده افروتن با حسن نيت بيشتري نسبت به دفعه قبل با خبرنگاران برخورد مي كنند.

    محمد افروتن ، پدر الهام وقتي از او درباره وضعيت پرونده دخترش پرسيدم با سادگي پاسخ داد كه "من نمي دانم پرونده الهام در چه وضعيتي است . فقط مي دانم كه وكيل او عوض شده".
    آقاي افروتن از دليل تغيير وكيل الهام نيز بي اطلاع بود :
    _ " من دليل اين تغيير را نمي دانم. فقط با خبر شدم كه وكيل الهام عوض شده است. چيز ديگري به من نگفتند."
    _ آقاي افروتن شما هم مانند همسرتان مطمئن هستيد كه الهام آزاد مي شود ؟
    _ نمي دانم بخدا. الهام خيلي صاف و ساده است . قاضي پرونده هم اوايل ما را خيلي اميدوار كرد . اما بعد از مدتي ديديم كه نه، خبري از آزادي الهام نيست . نگرانم و اميدوارم به لطف خدا و كمك شما [‍خبرنگاران] الهام آزاد شود".
    _ نظرتان راجع به سخنان آقاي ديرباز در دادگاه مبني بر اينكه نسبت به اقدام الهام مشكوك هستند ، چيست؟
    _ راستش من در آن دادگاه حضور داشتم. فقط شنيدم كه آقاي ديرباز گفت الهام در دندانپزشكي كار مي كرده و بقيه اين چيزها را متوجه نشدم. اما بعدا شنيدم كه گويا حرفهاي ديگري هم گفته است. نمي دانم. واقعا نمي دانم چرا اين طور برخورد كردند.
    _ آقاي افروتن ، از الهام خبر داريد؟
    _ " بله . حالش خوب است و مرتب با ما تماس مي گيرد. من هم دو هفته تهران بودم. هر سه شنبه هم امكان ملاقات دارد. "

    الهام ترسيده است
    عبدالصمد خرمشاهي كه پيش ازشادي صدر نيز وكالت افروتن را عهده دار بود ، در پاسخ به اين سئوال كه آيا در حال حاضر شما و خانم صدر با هم وكالت الهام را بر عهده داريد ، مي گويد: "خير "و توضيح مي دهد: " الهام تمايل داشت كه من وكالتش را بر عهده بگيرم" .

    خرمشاهي درخصوص آخرين وضعيت پرونده الهام توضيحي نمي دهد و مي گويد: " مسائل حقوقي را در دادگاه بيان خواهم كرد." خرمشاهي با بيان اينكه تا كنون دو بار الهام را ملاقات كرده ،‌مي گويد كه او را دختر جواني مي بيند كه به نويسندگي و مسائل اجتماعي علاقمند است: " الهام تقريبا دو سال است كه كار خبرنگاري را آغاز كرده و تا جايي كه پرونده را مطالعه كردم و صحبتهاي او را شنيدم، دختر جواني است كه به نويسندگي علاقمند است و حوزه كار او اجتماعي و طنز بوده است. خارج از محتواي پرونده ، استنباط من اين است كه اين مقاله حاصل بي دقتي الهام و سهل انگاري او بوده و ظاهرا سو نيتي در كار نبوده است."

    وكيل مدافع الهام افروتن مي گويد: " الهام مدعي است كه تا بحال وارد حوزه سياست نشده است."

    در حالي كه صدر در گفتگوهاي خود با خبرنگاران با قطعيت از بي گناهي موكلش و اطمينان از آزادي او سخن مي گفت، خرمشاهي در توضيحاتش در خصوص موكل خود از عباراتي همچون " ظاهرا" و " مدعي است" استفاده مي كند ، وقتي اين نكته را با او در ميان مي گذارم ، پاسخ مي دهد: " من كه از باطن قضايا خبر ندارم. مقاله چاپ شده هم مقاله ي ساده ايي نيست اما ظاهر قضيه نشان مي دهد كه تعمدي در كار نبوده. الهام مقاله را كامل و با دقت نخوانده ، بيمار بوده و عجله داشته كه صفحه را زود تر پر كند. "

    دليل تغيير وكيل مدافع الهام افروتن نكته ايي است كه به نظر قدري عجيب مي آيد. چرا كه بر اساس اطلاعات من، الهام هنگامي كه پيشنهاد شادي صدر را مبني بر اينكه حاضر است وكالت او را بذيرد دريافت كرده ‌، با خوشحالي از اين پيشتنهاد استقبال و آن را پذيرفته است.

    يك منبع آگاه از دلايل اين تغيير مي گويد: "گويا پس از آنكه الهام افروتن پيشنهاد خانم صدر را پذيرفته ، الهام و خانواده اش را ترسانده اند كه اين فرد روند پرونده ات را در مسير خوبي قرار نخواهد داد و الهام هم ترجيح داده كه تنها عبدالصمد خرمشاهي وكالت او را عهده دار شود.


     

    تایید ها وتکذیب ها......حشمت الله طبرزدی

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    شنيده ام كه اخيرا در سايت هاي اينترنتي ، تكذيب يا تاييد نامه هائي از طرف من انتشار يافته و چنين عنوان نموده اند كه بنده افرادي را تاييد يا تكذيب كرده ام .

    لازم ميدانم تا اين توضيح را بعنوان توضيح واضحات باطلاع عموم برسانم ، كه من از هر كسي كه در مسير تحقق آزادي و استقرار دمكراسي در كشور فعاليت مينمايد قويا حمايت مينمايم و در اين راستا هيچ كس را تكذيب نمي نمايم .

    با در نظرگرفتن اين مهم ، تمامي افرادي كه ازآنها در سايت ها اسم برده شده ، منجمله احمد باطبي ، كوروش صحتي ، صادق نقاش كار ، اميرعباس فخر آور ، يا شيوا نظر آهاري ، نسرين محمدي ، زارع زاده و ديگر مبارزيني كه از ذكر نام آنها معذورم اين وظيفه ملي و مبارزاتي و درعين حال اين نمايندگي را دارند تا از حقوق زندانيان سياسي درچهار چوب مبارزات دمكراتيك و مباني حقوق بشر دفاع بنمايند و اين مبارزات حق طلبانه را ادامه بدهند.

    بديهيست كه تاييد مبارزات به مفهوم تاييد تمامي اقدامات آنها نبوده و نخواهد بود . بدين معنا كه هيچك از مبارزان درون و برون مرز مجاز نيستند تا از طرف من يا ساير زندانيان سياسي مرتبط با ما اعلام نمايندگي بنمايند و درگيري هاي موجود در ميان آنها به هيچ وجه مورد تاييد ما نبوده و نخواهد بود .

    قويا ومطلقا اعلام مينمائيم كه هيچگونه درگيري در ميان مبارزين را تاييد نمي نمائيم ، بلكه آنها راشديدا محكوم و نكوهش مينمائيم .

    معتقد نيستيم كه هر يك از ما معصوم و مصون از خطا هستيم . چرا كه معتقديم اشتباه و كج روي هاي ناخواسته و خدائي ناخواسته بعضي انحرافات ازويژگيهاي طبيعي انسانهاست . بهمين دليل معتقديم آنهائي كه غير از اين تبليغ ميكنند ، دروغ گويان و شيادان سياسي بيش نبوده ونيستند . اعتراف ميكنم كه بيش از بعضي دوستان مبارز كه امروز در حال پرخاشگري و بدنام كردم يكديگر بوده اند كه اميدوارم از ادامه آن قويا بپرهيزند ، خود من دچار خطا وگرفتار اشتباه بودم كه در زمان مناسب بدان خواهم پرداخت . اما در شرايط كنوني بمصلحت نميدانم كه فلاني را دزد بنامم و ديگري را عامل حكومت اسلامي تلقي بنمايم.

    حتي در اختلافات پديد آمده طي دو، سه سال اخير بين دوستان باز هم آنها را مقصر نميدانم ، و تقصير و گناه اصلي را از ناحيه خود ميدانم كه بدليل يك غفلت و شايد هم تسامح غير اصولي از نفوذ بعضي افراد اختلاف افكن و چالش آفرين و عصبي به درون جبهه دمكراتيك ايران غفلت ورزيدم و ايشان توانستند اينگونه اختلافات را دامن بزنند .

    بلا ترديد درجنبش جريان سوم كه دوستان ما نيز بخشي از آن راتشكيل ميدهند ، موضوع اختلاف عقيده وسليقه ، و هم چنين خطوط فكري و روشهاي سياسي امري عادي و طبيعي مينمايد، اما وقتي اختلاف افكنان و مشخصا فرد مورد نظر كه هنوز هم دست از اين شيوه هاي ناپسند برنداشته ، توانست در ميان مبارزين نفوذ نمايد و به هدف تفرقه افكنانه خود دست يابد ، با صداي بلند اعلام نمود مفتخراست كه از پيروان ((تقي شهرام )) است !

    توصيه من در اين شرايط خطير وسرنوشت ساز به تمامي دوستان و دشمنان عقيدتي واز همه مهمتر به شخصيتهاي ((ارتدكسي)) اين است كه بي مورد و بدون سند و مدرك همديگر را به اتهامات واهي و تفرقه افكن متهم ننمايند و بشدت مواظب ومراقب طرفندهاي ((تقي شهرام هاي دوران )) و ارتدكس ها نفاق افكن باشند .

    ايران- تهران- زندان اوين بند 350 كارگري 20 فروردين 85
    www.faryade-azadi.blogsky.com

    ------------------------------------------------------------

    جمهوري اسلامي و چند تناقض
    زنداني مهندس حشمت الله طبرزدي
    مدير مسئول هفته نامه توقيف شده پيام دانشجو

    رژيم جمهوري اسلامي ، علي رغم شعارهاي دهان پر كن و جنجال برانگيز ، عملا رفتار متناقضي دارد . براي نمونه ميتوان از نحوه برخورد رژيم با پرونده هاي قضائي نام برد . همانگونه كه در دهه هاي اخيرتجربه شده است ، اين رژيم ابتدا درباره مسئله اي سرو صداي گيج كننده اي به راه مي اندازد . همه امكانات تبليغي خود را بسيج ميكند . از خدا ، پيغمبر ، ملت و همه مقدسات بهره ميگيرد تا مثلا اثبات كند كه طرفدار حق و عدالت است و گويا تا كنون هيچ حكومتي در روي زمين نبوده كه تا اين اندازه قانون گرا و عدالت گستر باشد . اما پس از مدتي بر خلاف همه شعارهاي خود وارونه عمل ميكند . مثلا ميتوان از غوغائي كه در پرونده رسيدگي به اختلاس 123 ميليارد توماني در بانك صادرات و در سال 74-1373 به پا كرد ياد كنيم . نتيجه آن رسيدگي كه خود من درهفته نامه پيام دانشجو ، افشا كننده آن اختلاس بودم چه شد؟ براي اينكه دامنه فساد در بنياد مستضعفان و مسئولين ذيربط برملا نگردد، فورافردي بنام فاصل خداداد را اعدام كردند ، مرتضي رفيق دوست را نيز به حبس ابد محكوم كردند و پس از آنكه سرو صداها خوابيد ، مرتضي رفيق دوست را بي سر و صدا آزاد كردند !به محسن رفيق دوست نيز ازگل كمتر نگفتند . در يك دهان كجي آشكاربه مردم ايران محسن رفيق دوست را براي 5 سال ديگر به رياست بنياد جانبازان ابقا نمودند ،اما افشا كننده اختلاس 7 سال است كه در زندان شكنجه شده و داردآب خنك ميل ميكند !

    در پرونده مربوط به قتلهاي زنجيره اي نيز همين ميسر طي ميشود . داريوش و پروانه فروهر ، همراه با چند تن ديگر از دگر انديشان به قتل ميرسند ، سعيد امامي به نحو مشكوكي خودكشي ميكند . وزير اطلاعات وقت ((دري نجف ابادي ))به پست بالاتري ميرسد . چند نفر از رده هاي پايين تر زنداني وسپس آزاد ميشوند . اما افشا كننده پرونده ((اكبر گنجي ))6 سال در زندان آب خنك ميل ميكند و ديگري هم توسط سعيد عسگر ، ترور ميشود و البته سعيد عسگر نيز چون از عمال خودي بود ، پس از مدت كوتاهي آزاد ميشود ! براستي كه اجراي حق وعدالت ، به ويژه از سوي حكومتي كه مدعي پيروي از علي ميباشد ، بهتر ازاين نمي تواند باشد!

    پرونده هاي مفاسد اقتصادي به ويژه پرونده هشتاد ميليارد توماني شهرام جزايري شرايط بهتري از آنچه كه قبلا بدانها اشاره شد، نداشتند . براستي حاصل آن همه ادعا و سر و صدا چه بود ؟ شهرام جزايري به 27 سال زندان محكوم شد ، 3-2 سال به شيوه اشرافي زنداني كشيد و پس از آن ، تبرئه شد يا حكمش را شكستند !؟ ايا به راستي اراده اي براي مبارزه با مفاسد اقتصادي و ترور وجود دارد ؟ آيا اين اراده ميخواهد عدالت و قانون را هم اجرا كند ؟؟؟

    در پرونده مربوط به قتل هاي محفلي كرمان ، مسئله از همه اين ها مفتضح تر بود، چند نفر ترور ميشوند و بعد تروريست ها به مجازات نميرسند . گويا براي دو نفر از آنها حكم اعدام صادر ميشود، اما فورا با وثيقه آزاد ميشوند تا مسئله به نحو شايسته اي به نفع تروريست هاي خودي حل وفصل شود.براستي كه اين آپارتايد قضائي و سياست خودي و غير خودي ، عجب سياستي است ذر عين حال عجب داستان پر رمز و رازي است؟؟ فاسدان ، تروريست ها و آدم كشان به راحتي آزاد ميشوند و حقوق شهروندان و همه ملت زير پا گذاشته ميشود و آب هم از آب تكان نميخورد . عجبا به اين عدالت ؟!

    يكي ديگر از نمونه هاي بارز آپارتايد قضائي در حكومت اسلامي و زير پا گذاشتن قانون و عدالت ، مربوط است به يكي از مسئولين انتظامي در كرج . اين فرد روحاني در جلوي چشم همگان يك جوان غير مسلح و يك شهروند عادي را با اسلحه ميكشد، پس از مدتي كه سرو صداها خوابيد ، قاتل را براي تعطيلات عيد نوروزاز زندان مرخصي ميكنند و پس از آن اعلام ميشود كه قتل عمدي نبوده و اين روحاني محترم اما قاتل آزاد ميشود !؟

    نتيجه اي كه از اين پرونده ها به دست مي آيد اين كه در حكومت اسلامي، اگر خودي باشي، مجاز خواهي بود تا قتل ، ترورواختلاص و...راانجام دهي ومطمئن باشي كه به تو آسيبي نميرسد، زيراعدالت و قانون يعني همين ، يعني آنچه كه مي بيني !

    اما خدا نكند كه در زمره غير خودي ها و از مخالفين سياسي حكومت باشي . آنوقت است كه دادگاه انقلاب ،سلول انفرادي ، شكنجه، اعدام ، حبس سنگين، تبعيد ، توقيف اموال و خلاصه هر نوع بلائي برتو واجب و ثواب ميشود . علتش هم بسيار روشن است : تو با قانون ، عدالت و حكومت خدا بر روي زمين ومهمتر از همه ، نماينده خدا مخالفت كرده اي !؟ در حاليكه شهرام چزايري و آن روحاني قاتل و عوامل قتلهاي محفلي در كرمان و برادران رفيق دوست بدليل خودي بودن از حق مرخصي وبخشش بهره مند خواهي شد و از مرخصي سود خواهي برد، رئيس عدليه اعلاميه صادر ميكند و حق مرخصي زندانيان سياسي را كه حق قانوني آنها محسوب ميوشد را سلب مينمايد ؟! تا وقتي اين آپارتايد و سياست يك بام و دو هوا وجود داشته باشد، نبايد اميدي به اجراي قانون و عدالت داشته باشيم .

    ايران- تهران- زندان اوين – بند 350 كارگري
    18 فروردين 85

     

    + نوشته شده در  یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

    البرادعی با دست خالی تهران را ترک کرد

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    خبرگزاریهای جهان طی ساعات اخیر در گزارشهای متعددی که از تهران منتشر کردند از شکست مذاکرات محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی با مقامات رژیم جمهوری اسلامی خبر داده و نوشتند البرادعی تهران را با دست خالی ترک کرد.

    خبرگزاری آسوشيتدپرس در گزارش خود از جمله نوشت رژیم تهران درخواست البرادعي را رد كرد. لاریجانی ضمن رد درخواست البرادعی گفت " این درخواست چیز زیاد مهمی نیست" و احمدی نژاد نیز اعلام کرد "هیچ کس حق عقب نشینی ندارد."

    خبرگزاری رویتر نیز طی گزارشی نوشت گفتگوهای البرادعي با مقامات رژیم تهران در باره توقف برنامه غنی سازی اورانیوم به نتیجه نرسید و مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی بدون دست یافتن به هدفش، ایران را ترک کرد.

    خبرگزاری فرانسه نیز در یک گزارش مشروح نوشت رژیم تهران با درخواست البرادعی مبنی بر توقف برنامه غنی سازی اورانیوم مخالفت کرد.

    این خبرگزاری نوشت با رد درخواست مدیرکل آزانس بین المللی انرژی اتمی، انتظار می رود شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشست بعدی خود، واکنش سخت تری علیه رژیم تهران نشان دهد.

    در پی شکست گفتگوهای البرادعی در تهران، وزارت امور خارجه چين که رياست دوره ای شورای امنيت را برعهده دارد، نسبت به تحولات آتی پرونده هسته ای رژیم تهران ابراز نگرانی كرد.


    رایس خواستار قطعنامه ای بر اساس فصل 7 منشور سازمان ملل شد

    به گزارش خبرگزاری فرانسه، کوندالیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا روز پنج شنبه شورای امنیت را به تصویب قطعنامه ای در باره پرونده هسته ای رژیم تهران با استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد فراخواند. فصل هفتم منشور سازمان ملل، مجوز اعمال مجازاتهای مختلف از جمله استفاده از زور را به شورای امنیت می دهد.

    خانم رایس که پس از دیدار با همتای کانادايی خود در واشنگتن سخن می گفت، افزود شورای امنیت باید در نشست بعدی خود تمام گزینه هايی را که در اختیار دارد، مورد بررسی قرار دهد.

    وزیر امور خارجه آمریکا گفت آنچه را که شورای امینت در اختیار دارد و آژانس بین المللی انرژی اتمی فاقد آن است، امکان مجبور ساختن دولتها به تبعیت از درخواستهای بین المللی با استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد است.

    درخواست وزیر امور خارجه آمریکا پس از آن مطرح می شود که رژیم تهران بیانیه اخیر شورای امنیت را رد کرد و به پیشنهاد مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر توقف برنامه های حساس غنی سازی اورانیوم نیز پاسخ منفی داد.

    آقای البرادعی که برای گفتکو با مسئولان پرونده هسته ای جمهوری اسلامی از جمله علی لاریجانی به تهران رفته بود، نتوانست رژیم اسلامی را به دست کشیدن از فعالیتهای هسته ای متقاعد سازد.

    شورای امنیت سازمان ملل به رژیم تهران تا پایان ماه جاری میلادی مهلت داده است تا کلیه فعالیتهای هسته ای خود را متوقف کند.

    مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار است تا دو هفته دیگر گزارشی از آخرین تحولات مربوط به پرونده هسته ای رژیم تهران را به شورای امنیت سازمان ملل ارایه دهد.

    استفن ردمیکر، یکی از معاونین وزارت امور خارجه آمريکا که به مسکو سفر کرده است، طی سخنانی پس از اعلام خبر شکست گفتگوهای البرادعی در تهران، اظهار داشت اقدامات رژیم تهران نشان می دهد که در پی تولید بمب اتمی است.

    وی در ادامه با لحنی هشدارآمیز گفت ایالات متحده پس از ارایه گزارش مديرکل آژانس بين المللى انرژى اتمى به شورای امنیت در پایان ماه آوریل، به هر اقدامى برای جلوگیری از ادامه فعالیتهای هسته ای رژیم تهران دست خواهد زد.

    در این میان احمدی نژاد طی سخنانی در استان خراسان، جامعه بین المللی را مورد تهدید قرار داد و گفت "اگر تغيير رفتار ندهيد، اگر به مكتب پيامبران برنگرديد، اگر به توحيد و خداپرستي برنگرديد، اگر تن به عدالت ندهيد، آتش خشم ملتها ريشه شما را خواهد سوزاند. از اين كه به ملت ايران توهين كرديد، عذرخواهي كنيد، از اينكه چندسال باعث شديد حركت رو به پيشرفت ملت ايران به تاخير بيفتد، از ملت عزيز ايران عذرخواهي كنيد. بدانيد اگر به مسير توهين و جسارت به ساحت ملت ايران ادامه بدهيد، جز ننگ و نفرت در دل ملت ايران چيز ديگري نسبت به شما بوجود نخواهد آمد. اگر بخواهيد به اين روش هاي قلدرمابانه و زورگويانه ادامه بدهيد بدانيد اين شعار مقدس (شعار مرگ بر آمريكا) به زودي توسط همه ملت هاي عالم سرداده خواهد شد."

    احمدی نژاد كه در جمع ايادی رژيم سخنراني مي كرد گفت "دشمنان ما كه نتوانسته اند از دسترسي ملت ما به فناوري هسته اي جلوگيري بكنند، امروز عصبانيند، يقه ميدرانند، هنجره پاره مي كنند، اما كاري نمي توانند بكنند. آنها تصور مي كردند و تصور مي كنند كه با جنگ رواني، با تبليغات، با شعار، با اخم كردن، با تهديد سياسي ، با دروغ، مي توانند و مي توانستند ملت ما را از راه پرافتخار خودش باز بدارند، اما در اين مسير پر افتخار ما دیگر گردنه اصلي را عبور كرده ايم."


     

    دادستان تهران مانع از تشکيل مجمع عمومی کانون نويسندگان ايران شد

    به نقل از "ایران آینده" 

     

     کانون نويسندگان ايران شامگاه بيست و چهارم فروردين با انتشار اطلاعيه ای خبر داد، مقامات قضائی جمهوری اسلامی مانع تشکيل مجمع عمومی آن شده اند. در اطلاعيه کانون نويسندگان ايران آمده است:

    مردم آزاده ی ايران
    به دنبال دعوت جلسه ی مجمع عمومی فوق العاده کانون نويسندگان ايران به منظور انتخاب هيات دبيران کانون که پس از چهار سال وقفه به ناگزير در يک محل مسکونی شخصی برگزار می شد، به رغم حضور اکثريت قاطع اعضاء، از ساعتی پيش از زمان مقرر، ضابطين قضائی همراه با ماموران انتظامی امنيتی در محل حضور يافته با ارايه ی حکمی که از ناحيه ی دادستان تهران صادر شده بود، از برگزاری جلسه جلوگيری کردند.
    کانون نويسندگان ايران به رغم همه ی اين فشارها و دشواری ها با اعتراض شديد به اين گونه برخوردها، هم چنان بر مواضع خود در دفاع از آزادی انديشه و بيان و آزادی های دموکراتيک پا می فشارد.
    کانون نويسندگان ايران
    24/1/1385

    همچنين يک گزارش از تهران در اين باره می گويد:
    مجمع عمومی کانون نويسندگان ايران که برای سومين بار متوالی در دو سال گذشته به منظور انتخاب هيئت دبيران کانون – باخبر رسانی به همه اعضای کانون قرار بود در ساعت 14 روز پنج شنبه 24/1/ 85 برگزار شود، بر پايه حکم قضايی دادستان تهران- قاضی سعيد مرتضوی - ييش از برگزاری و در خارج از مکان تعيين شده به تعطيل انجاميد. ماموران امنيتی با در دست داشتن حکم نامبرده و ابلاغ آن به اعضای گروه تدارک کننده مانع حضور اعضای کانون در محل قرار شدند و در پاسخ پرسش تدارک کنندگان درباره اينکه چرا نبايد مجمع عمومی کانون را برگزار کنند گفتند: چون کانون مجوز رسمی ندارد، تشکيل چنين همايشی غيرقانونی است.
    پس از اينکه دو نفر از اعضای کانون که برای گرفتن مجوز به وزارت ارشاد مراجعه کرده بودند توضيح دادند که مدتها پيش درخواست کانون را برای گرفتن مجوز به وزارت ارشاد تسليم کرده و خواست خود را پی گرفته اند، ماموران در پاسخ آنان گفتند که چنين درخواستی تسليم نشده است و اثری از آن در مکاتبات مربوط به کانون نيافته اند.
    نزديک به هشتاد نفر نويسنده- شاعر- مترجم و محقق درفاصله زمانی ساعت 13/5 تا 15 روز پنجشنبه در گوشه خيابان محل برگزاری مجمع عمومی کانون حضور داشتند که پس از اطمينان از اينکه ماموران اجازه تشکيل مجمع را به آنان نخواهند داد، پراکنده شدند.

     

     

    محاکمه دو تن از فعالان حقوق بشر در کردستان

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    زینب بایزیدی از اعضای سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و چیمن بایزیدی روز دوشنبه دادگاهی می شوند.

    خانم "زینب بایزیدی" به همراه" چیمن بایزیدی" روز چهارشنبه 24 فروردین ماه به دادگاه انقلاب شهر مهاباد احضار شدند تا در خصوص پرونده مربوط به حوداث تابستان گذشته دادگاهی شوند، اما این جلسه دادگاه برگزار نشد و موکول به دوشنبه 28 فروردین گردید.

    در احضاریه مربوط به تابستان علاوه بر خانم زینب بایزیدی خواهر ایشان به نام "چیمن بایزیدی" نیز احضار شده است.

    یادآور می گردد خانم زینب بایزیدی در تابستان گذشته حدود یک هفته بازداشت بود و سپس با قرار وثیقه آزاد شد.

    همچنین نامبرده در اوایل سال جدید به مدت 10 روز بازداشت شد و سپس با تودیع وثیقه موقتا" آزاد شد. اتهام پرونده سال جدید در رابطه با تجمع زنان و اعضای سازمان در زمستان گذشته و دعوت به تجمع توسط ایشان ذکر شده است.

    حکم زندان و تبعید برای دو شهروند مهابادی

    به گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، دو تن از دستگیرشدگان زمستان گذشته، هریک به 2 سال حبس و تبعید به نقده و میاندوآب محکوم شدند.

    براساس احکام صادره توسط شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد" رسول رزم" به 2 سال حبس و تبعید به نقده محکوم شد.

    همچنین طی حکم دیگری " کاوه رسولی" به 2 سال حبس و تبعید به میاندوآب محکوم گردید. نامبردگان که متهم به ارتباط مستقیم با احزاب کرد مخالف شده اند، بدون حضور وکیل دادگاهی گردیده اند. یادآور می گردد رسول رزم و کاوه رسولی در زمستان گذشته مدتی را در بازداشت بوده و سپس با تودیع وثیقه آزاد شده بودند.

     

    آخرین اخبار زندانیان سیاسی

    شنیده ها حاکی از آن است زندانی سیاسی بهنام وفاسرشت که در هفته گذشته به جای آزادی اززندان به مکان نامعلومی در کردستان منتقل شده بود ، روز دوشنبه ازیک زندانی امنیتی در این استان آزاد شد . او که در حال حاظر در تهران و در کنار خانواده اش به سر میبرد اعلام داشت که بعد از منتقل شدن از زندان اوین به این زندان امنیتی از وی به شکل بازجویی سوالاتی به عمل آمد تا نهاد امنیتی مربوطه اطمینان حاصل کند که در صورت آزاد نمودن او ، دیگر فعالیت مشابه ای از ناحیه وی صادر نخواهد شد .

    شنیده ها حاکی از آن است که اتهامات محسن درستکار متهم پرونده نشریه تمدن هرمزگان از ناحبه شعبه 26 دادگاه انقلاب به قاضی گری زارع دهنوی ،ملقب به قاضی حداد به این شرح اعلام گردید :

    توهین به بنیان گذار انقلاب ( امام ) خمینی
    توهین به مقام (معظم) رهبری
    توهین به مسئولین نظام (مقدس ) جمهوری اسلامی
    ترویج مطالبی که به اساس اسلام لطمه وارد میکند
    تبلیغ علیه نظام

    درستکار که از تاریخ 2/11/84در بازداشت به سر میبرد همچنان سکوت مرموز خود را ادامه می دهد .سکوتی که به اعتقاد همبندیان او که تا حدی از واقعیت های این پرونده آگاهی پیدا کرده اند، اگر شکسته شود عواقب سنگینی برای هر دو طرف پرونده خواهد داشت . درستکار به تازگی پدر شده است . باوجود تاکید پزشک متخصص همسرش مبنی بر لزوم حضور او در حین زایمان در کنار همسر، بنا به مشکلات روحی ایشان، از این امکان محروم ماند است . او حتی تا امروز که 45 روز از عمر فرزندش گذشته ، موفق به دیدارهمسرون وزاد خود نشده است .فشارهای حکومت اسلامی علاوه بر او بر خانواده ایشان نیز اعمال میشود. برادر محسن درستکار که از مدیران نمونه استان بوده و ریاست سازمان تعاونی روستایی برعهده داشت . چندروز پیش بدون کوچکترین توضیحی از کار اخراج شده است.

    شنیده ها حاکی از آن است حمید رضامحمدی که به سبب ارتباط با انجمن پادشاهی از تاریخ 17/12/83 در بازداشت به سر میبرد، با قرار پانزده میلیون تومانی در زندان به همچنان زندانی است. این زندانی سیاسی درطول این مدت شش ماه در بند 209 چهار ماه در سالن 3 زندان و 4 ماه را در بند 350 زندان اوین زندانی بوده است. او این از پرداخت این وثیقه عاجز است .

    شنیده ها حاکی از آن است زندانی سیاسی عبدالرضا رجبی نیز از ملاقات با خانواده همچنان محروم است . در آخرین نوبت ملاقات هم خانواده رجبی با وجود طی مسیر طولانی کرمانشاه تا تهران از دیدار با زندانی شان ممانعت به عمل آمده است .دراین سفر عمه شصت ودو ساله ایشان نیز حضور داشتند .

     

     

     

    + نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1385ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

    بخش پیشین این نوشتار پنج شنبه گذشته در این جا به ثبت رسید و اینک ادامه ی ماجرا:

    پس گزافه نیست اگر تضاد و تظاهر را ویژگی های اساسی انسان ایرانی برشماریم. به گمانم وجود نمونه های بی شمار ما را از آوردن دلیل و استدلال بی نیاز می کند که وقتی تضاد و تناقض و تظاهر و فرصت طلبی در کنار هم قرار می گیرند زمینه برای رشد انواع پدیده های غریب فراهم می آید و شگفت آن که سرنوشت ایران به همین پدیده های غریب پیوند خورده است.
    با چنین زمینه ای است که "مجاهدین خلق" با شعاری برگرفته از یک آیه ی قرآن شکل می گیرد "فضل الله المجاهدین علی القاعدین"

    و "مهندس مهدی بازرگان" به در آوردن مفاهیم علمی نوین از درون متون مقدس دینی می پردازد و "ترمودینامیک در قرآن" را می نویسد و در پایان قرن بیستم از درون نظام سلطنتی و سکولار جمهوری اسلامی برپا می شود و از درون جنبش اصلاح طلبی مردم ایران واژه های "حکومت دموکراتیک دینی" و "مدینه النبی" و "دموکراسی اسلامی" و "روشنفکری دینی" سر بر می کند.
    و چنین است که "آیت الله خمینی" که در دوران تبعید در نجف "حکومت اسلامی" و "ولایت فقیه" تدریس می کند در پاریس به رهبر بلامنازع انقلاب تبدیل شده و دم از حکومت جمهوری می زند که در آن حتی کمونیست ها در بیان افکار خود آزادند و البته پس از انقلاب به "امام خمینی" تغییر ماهیت داده و اولین "ولی فقیه" در تاریخ شیعه لقب می گیرد
    و "آیت الله منتظری" که در دهه ی اول انقلاب "قائم مقام رهبری" و "امید امت و امام" بوده پس از آن که مورد غضب حاکمیت قرار گرفت به مرکز ثقل همه ی مخالفان نظام تبدیل می شود و هر گروه مخالفی برای افزودن بر اعتبار خویش از نام و یاد او مایه می گذارد.

    و "سید محمد خاتمی" که از سوی "امام خمینی" فرزند فاضل و با تقوی و متعهد خوانده شده بود امید اصلاح طلبان و استحاله گران نظام می شود و نقش گورباچف را برای تغیییر ماهیت نظام بر عهدی می گیرد.

    عجیب آن که همه ی آنان که نام اصلاح طلب را برگزیدند هم آنانی بودند که در دهه ی اول انقلاب نیروهای تندروی نظام سیاسی را رهبری می کردند و نام حزب اللهی را بر خود نهاده بودند. هم آنانی که در این دوران دم از تحزب و تشکل و توسعه ي سياسي می زدند کسانی بودند که در دهه ی اول انقلاب حزب را فقط حزب الله می دانستند و شگفتا که هم آنان که در دهه ی اول انقلاب با تندروی های خود آفت جان مردم شده و هر دم زخمی بر پیکر نهال نوپای آزادی می زدند در دوران پس از دوم خرداد 76 و در اوج سر در گمی اقتدار گرایان شکست خورده با کندروی ها و مصلحت اندیشی های نابه جای خود مایه ی فرصت سوزی ها و در نهایت ناکامی جنبش اصلاحات گردیدند.

    نگاهی به منتقدان امروز حاکمیت بیندازید دموکراسی خواهان و آنان که بر طبل رفراندوم می کوبند بخش اعظم شان سلطنت طلبان دیروزند و غریب آن که فرزند آخرین پادشاه نظام سلطنتی امروز لیدر دموکراسی خواهان و منادیان حقوق بشر و رفراندوم طلبان شده است بدون آن که ستم های دوران پدر تاجدارش را به خاطر بیاورد و از کودتای 28 مرداد بر علیه دولت ملی دکتر مصدق یاد کند.

    و باز شگفت این که دست اندر کاران نظام سلطنتی سابق که گمان نمی کنم کسی در عدم صلاحیت و صداقت آنان تردید داشته باشد بی آن که نگاهی به کارنامه ی سیاه خود داشته باشند و بابت آن خود را پاسخ گو بدانند امروزه خود را میدان دار مبارزه می دانند و بر علیه سرکوب و اختناق موجود داد سخن می دهند و فریاد داد خواهی برای آزادی و حقوق بشر بر می دارند.

    + نوشته شده در  جمعه 25 فروردین1385ساعت 7:25 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

     

    به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، وزارت امور خارجه آمریکا از تشکیل یک نشست ویژه با حضور مقامات ارشد هشت کشور صنعتی جهان موسوم به گروه 8 برای گفتگو پیرامون بحران هسته ای رژیم تهران خبر داد. این گفتگوها قرار است هفته آینده در مسکو انجام شود.

    شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا طی یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن گفت نیکلاس برنز، معاون امور سیاسی وزارت خارجه آمریکا برای گفتکو با همتایان خود در گروه هشت، هفته آینده رهسپار مسکو خواهد شد.

    به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، رسیدگی به بحران هسته ای رژیم تهران در دستور کار این نشست ویژه قرار دارد.

    شان مک کورمک همچنین اظهار داشت که محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی پیش از سفر به تهران، دو بار با کوندالیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا گفتگو کرده است.

    هشت کشور صنعتی جهان موسوم به گروه 8 شامل آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، کانادا و روسیه می شود.

    اجلاس سالانه بعدی گروه 8 قرار است ماه ژوئن آینده در شهر سنت پترزبورگ روسیه تشکیل شود.

    نشست اضطراری 5 عضو دائم شورای امنیت بهمراه آلمان در مسکو

    خبرگزاری فرانسه در گزارش دیگری از نیویورک (مقر سازمان ملل) نوشت نمایندگان 5 کشور عضو دائم شورای امنیت (آمریکا، روسیه، چین، انگلستان و فرانسه) بهمراه آلمان روز سه شنبه آینده ( 18 آوریل) در مسکو نشستی اضطراری برای گفتگو در باره پرونده هسته ای رژیم تهران برگزار خواهند کرد.

    سفیر چین در سازمان ملل متحد با اعلام این خبر در جمع خبرنگاران گفت این جلسه با حضور مدیران کل وزارتخانه های امور خارجه کشورهای نامبرده تشکیل خواهد شد.

    اعلام خبر تشکیل نشست اضطراری کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل، یک روز پس از آن صورت می گیرد که رژیم تهران اعلام کرد به موفقیتی در زمینه غنی سازی اورانیوم دست پیدا کرده است.

    اعلام این خبر از سوی رژیم تهران با واکنش بسیار تند کشورهای بزرگ جهان روبرو شده و باعث افزایش نگرانی های بین المللی از برنامه های مشکوک هسته ای جمهوری اسلامی گردیده است.

    کوندالیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا در اظهاراتی شدیداللحن، خواستار اقداماتی جدی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه رژیم تهران شده است.

     

    رايس خواستار اقدام جدی تر شورای امنيت عليه ايران شد

     به نقل از "بی بی سی"

    کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، يک روز پس از خبر دستيابی ايران به چرخه سوخت اتمی، خواستار اقدام شديد تر شورای امنيت سازمان ملل متحد عليه اين کشور شده است.

    خانم رايس روز چهارشنبه 12 آوريل در واشنگتن به خبرنگاران گفته است که جهان از تحولات اتمی ايران نگران است و آن کشور نبايد به فناوری توليد تسليحات هسته ای دسترسی داشته باشد.

    روز سه شنبه محمود احمدی نژاد، رييس جمهور ايران، در مراسمی در شهر مشهد، واقع در شمال شرقی ايران، خبر 'موفقيت ايران در توليد مقداری اورانيوم غنی شده' را اعلام کرد، که اين خبر در فاصله کوتاهی با واکنش منفی کشورهای غربی و حتی روسيه روبرو شد.

    وزير امور خارجه آمريکا گفته است سخنان مقام های ايرانی مبنی بر دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم بار ديگر ثابت می کند که اين کشور خود را به الزاماتی که جامعه بين المللی برايش تعيين کرده است، ملزم نمی داند.

    وی افزوده است که ايران فرصت های زيادی برای مذاکره داشته، اما تصميم گرفته که خود را بيش از پيش در جهان منزوی کند.

    کاندوليزا رايس همچنين خواستار برخورد جدی تر با پرونده هسته ای ايران شده و گفته است شورای امنيت بايد اين اقدام ايران را بررسی کند و در جلسه بعدی خود تصميم به اقدامات شديد تری بگيرد تا اعتبارجامعه بين المللی حفظ شود.

    شورای امنيت سازمان ملل در پايان ماه گذشته ميلادی بيانيه ای در رابطه با پرونده اتمی ايران صادر کرد و مهلتی 30 روزه برای اين کشور تعيين کرد تا تمام فعاليت های مربوط به غنی سازی را به حالت تعليق در بياورد.

    خانم رايس از تاريخ جلسه آتی شورای امنيت درباره ايران خبر نداده، اما اعلام کرده که آمريکا در حال مشورت با ديگر اعضای دائمی اين شورا و متحدانش است.

    وزير امور خارجه آمريکا همچنين بر اهميت ديپلماسی برای حل مناقشه هسته ای ايران تاکيد کرده اما گفته است اگر ايران به راهی که در پيش گرفته ادامه دهد، بايد منتظر اقدام های شديدتری باشد.

     

    آزادی دانشگاه حق مسلم ماست

    گزارش تجمع دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی

    امروز چهارشنبه۲۳ فروردین بر اساس خبر قبلی قرار بود آیت الله شریعتی ریاست انتصابی جدید دانشگاه علامه به مناسبت هفته ی وحدت در دانشکده علوم اجتماعی سخنرانی کنند.

    در خلال سخنرانی ایشان یکی از دختران دانشجو برای پرسیدن سوالاتی در باب دلایل اخراج دکتر نمکدوست و عدم پیگیری آقای شریعتی علیرغم قول قبلی بلند شد.که آقای شریعتی در سخنانی که چندان هم مودبانه نبود ایشان را دعوت به سکوت کردند. در همین حین یکی دیگر از دانشجویان در مورد دلیل دخالت نهاد های امنیتی و شبه نظامی در دانشگاه  و احضار های مکرر به کمیته های انظباطی سوال کرد که با برخورد بد شریعتی مواجه شد.

    در همین زمان دانشجویان  دیگر هم شروع به اعتراض کردن و پرسیدن سوال کردند. در همین حین دانشجویان با اعلام این که ریاست دانشگاه حاضر به پاسخگویی نشده و به شرافت و کرامت دانشجویی توهین کرده اند خواستار ترک سالن مراسم شدند که این امر با استقبال اکثر غریب به اتفاق دانشجویان و حتی برخی از اساتید قرار گرفت و دانشجویان همزمان با آن که سرود یار دبستانی را می خواندند. سالن را ترک کردند.

    و سالن تقریبا خالی شد. دانشجویان با تشکیل یک زنجیر انسانی در جلوی درب اصلی دانشکده و تجمع و سردادن شعار اعلام کردند که تا حضور خود ریاست دانشگاه و اعلام عذرخواهی و حاضر شدن به پاسخگویی به دانشجویان به تجمع خود ادامه می دهند. رایزنی های حراست دانشگاه و ریاست دانشکده هم نتوانست انان را راضی کند.

     
     
    برای سنگ شکسته مزار شاملو
    نوشته ی زیبای "مسعود بهنود"

    جان من است اين، هی مزنيدش – مولانا

    شنيده ام که سنگ گورش را شکسته ايد. دير آمديد. اين فقط نشانه ای از اوست. داريد خشمتان را بر سر سنگی خالی می کنید. صاحبش اينک تکثير شده است به هزاران هزاران.

    ادامه ی این نوشته ی زیبا را در سایت "بهنودی دیگر" بخوانید

     http://behnoudonline.com 

     

    نامه ای در اعتراض به اقدام غیر انسانی و غیر اخلاقی تخریب سنگ مزار شاعر بزرگ ایران زمین

    اعتراض به تخریبِ سنگِ قبر احمد شاملو

    http://ahmadshamlu.poetrymag.info

     

     

     

    سنگ ِ قبر احمد شاملو را تخریب کرده‌اند. تکه‌ای از امضایش به یغما رفته است.  سنگ قبر سمبل است، نشانه‌ است، نشانی‌ست از احمد شاملو برای امروز - آن‌هم چه روزی ! -  برای فردا. تا وقتی که  اندیشه هنوز معنایی داشته باشد.

     

    سنگ ِ قبر احمد شاملو را شکستن، هر شکستنی نیست. بی‌حرمتی به سنگ قبر شاملو، هر بی‌حرمتی‌ای نیست. و این ربطی به نام ِ شاملو ندارد، بی حرمتی به میراثی‌ست که با نام ِ شاملو معنا می‌دهد: اندیشه‌ی مستقل، اندیشه‌ی متعهد، اندیشه‌ی جست‌وجوگر.

     

    این روزها که سکوت راه را برای تجاوز هموار کرده، صدایمان را رسا می‌کنیم. این تکه سنگی در بیابان نیست که می‌شکند، امروز و فردای اندیشه‌های ماست که خش برمی‌دارد. نگذاریم بشکند، نگذاریم.

     

     

    هم‌صدا می‌شویم، حافظ می‌شویم، حافظه می‌شویم و تجاوز به میراث فرهنگی‌مان را محکوم می‌کنیم.

     

     

    برای هم‌صدا شدن، برای افزودن نام‌تان، ایمیلی به contact@parham.ir ارسال کنید

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

     

     

    ايران در ميانه مهلت تعيين شده از جانب شوراى امنيت براى قطع فعاليت‌هاى هسته‌اى خود، اعلام كرد كه به فن‌آورى كامل توليد سوخت هسته‌اى دست يافته است. آيا ايران تصميم به ايستادگی در برابر خواست جامعه گرفته يا بر عكس، دركار فضاسازی درداخل كشور برای كنار آمدن با خواست شورای امنيت است؟

    عباس عبدی، تحليلگر سياسى در گفتگو با دويچه وله می‌گويد اگر قرار است حكومت در مسائلى كوتاه بيايد و سازش كند، بايد قبلا اقداماتى صورت گيرند كه بار روانى اين سازش را كم كند. عبدى می‌افزايد كه شخصا شك دارد كه قضيه به چنين چيزى منجر شود.

    آقاى عبدى اولين سئوالى كه به ذهن می‌رسد اين‌ست كه خبرخوش غنى‌سازى اورانيوم در ايران و جشن هسته‌ای كه با تشريفات ويژه‌ای به سمع و نظر مردم رسيد، تا چه اندازه واقعا موضوع مردم است؟

    عباس عبدى: از يك جهت موضوع مردم هست! از اين جهت كه مسئله هسته‌ای موضوع مهمى در روابط خارجى ايران و تاثيرش در سياست داخلى است. بنابراين طبيعى است از اين حيث هر موضوع و اتفاقى كه آن را وارد مرحله جديدى بكند، مردم علاقمند باشند از آن مطلع شوند. اما اينكه از آن خوشحال می‌شوند يا نه، بحث ديگرى است. براى حكومت هم با توجه به فشاری كه در سطح جهانى به آن وارد می‌شود و با توجه به قول‌ها و نكاتى كه در سطح داخلى در اين باره عنوان كرده و سياست‌هايى كه بعدا می‌خواهد اتخاذ كند، طبيعى است موضوع را به صورت يك خبر مهم و احيانا شادى‌بخش و يك دستاورد قابل توجه عنوان كند. اما اينكه چقدر بتواند در مردم هيجان ايجاد كند و آنها را راغب به سياست‌هاى آتى كند، موضوعى است كه مورد مناقشه است.

    چرا خبرى كه از چند روز قبل برايش اين همه زمينه سازى مى‌شد و قرار بود آقاى احمدى نژاد اعلام‌اش كند، نخست در مصاحبه آقاى ‌هاشمى آنهم با يك خبرگزارى خارجى مطرح شد؟ تا چه اندازه می‌توان موضوع را در سطح مصاف رقبا در داخل يا حتى تبليغات ارزيابى كرد؟

    عباس عبدى: تحليل رفتار آقاى‌ هاشمى يك مقدار پيچيده است و ممكن است اظهار نظر در باره‌اش زياد آسان نباشد. بطور كلى آقاى ‌هاشمى آن گونه كه از اخبار برمی‌آيد، خيلى با اين سياست‌ها موافق نيست و جاى تعجب دارد كه چرا اين خبر را عنوان می‌كند. شايد فكر می‌كند يك نكته مثبتى بوده كه ايشان اول اعلام كند، به جايگاه جدى ايشان از بيان اين خبر تعبير شود... يك تحليل هست كه نوعى رقابت داخلى در ميان هست اما معقول‌تر اين بود كه آقاى احمدى‌نژاد اين را می‌گفت. بخصوص كه آقاى احمدى‌نژاد با اين سياست هسته‌ای بيشتر موافق است تا آقاى ‌هاشمى و ضمنا آقاى احمدى‌نژاد مقام رسمى مملكت براى بيان اين خبر است و فكر می‌كنم كار درستى نبود كه آقاى ‌هاشمى آن را اول عنوان كند. خبرگزارى‌هاى داخلى هم، اعلام ايشان را مطلقا قبل آز اقاى احمدى‌نژاد انتقال ندادند.

    آقاى عبدى تحليلى وجود دارد كه تهييج افكار عمومى و تبليغات وسيعى كه براى ايجاد غرور و افتخار ميان مردم در مسئله هسته‌ای صورت می‌گيرد، در اصل براى سرپوش گذاشتن روى نفس مذاكراتى است كه در آينده احيانا با آمريكا خواهد شد. بعبارت ديگر، مسئولين ايرانى به اين ترتيب می‌خواهند عنوان كنند كه از موضع بالا يا دستكم موضع برابر سر ميزمذاكره با آمريكا می نشينند...

    عباس عبدى: اين يك نگرش خوشبينانه و منطقى به قضيه است اما بهردليل كه ايران تا بحال مذاكره نكرده، و بهر دليلى كه در قضيه هسته‌ای كوتاه نيامده، هميشه اين انتظار وجود داشته كه اگر غنى‌سازى را متوقف كند، اگر با آمريكايی‌ها صحبت كند و اگر در مسائلى كوتاه بيايد و سازش كند، بايد قبلا اقداماتى صورت گيرند كه بار روانى اين كارها را كم كند. خوب اين اتفاق كه سه‌شنبه اعلام شد می‌تواند مقدمه چنين كارى باشد و در چنين صورتى، كاملا معقولانه است. اما من شك دارم كه قضيه به چنين چيزى منجر شود. چرا؟ چون سياست تبليغاتى ايران بر خلاف سياست‌هاى تبليغاتى برخى كشورهاى ديگر است. سياست تبليغاتى ايران وقتى كه قدرت و حكومت آن را راه می‌اندازد، حتى اگر قصد اوليه‌اش اين باشد كه خود را از فشار تبليغاتى مذاكره و كنار آمدن با بيانيه شوراى امنيت، خلاص كند، موجى راه مى‌افتد كه خودش هم با اين موج جلو می‌رود و بنابراين امكان اين هست كه چنين كارى مواضع ايران را تشديد كند ، برخلاف آن تحليلى كه در ابتدا وجود داشته و دارد كه اين براى سازش و حل مسئله است. اما ممكن است موجى كه ايران راه مى اندازد، خودش را هم جلو ببرد و به تشديد بحران منجر شود.

    سى روز مهلتى كه شوراى امنيت به ايران داد، به زودى به سر می‌رسد. آيا اين را می‌توان به مثابه پاسخ قدرت نمايانه و پيش از موعد ايران به جامعه جهانى تلقى كرد كه آن را در مقابل عمل انجام شده قرار می‌دهد؟

    عباس عبدى: بله! اين احتمال وجود دارد اما احتمال عقلانى‌اش، احتمال اول است. اجازه بدهيد مثالى از زمان جنگ بزنم. در زمان جنگ هميشه اين بحث وجود داشت كه ما يك حمله جدى انجام دهيم و يك جايى را بگيريم و بعد مذاكره كنيم. اما هنگاميكه اين حمله انجام می‌شد و با پيروزى همراه بود، می‌گفتند خوب! يك حمله ديگر هم بكنيم بد نيست. اينكار آنقدر انجام می‌شد تا جايى، با موفقيت همراه نمى‌شد. آن موقع می‌گفتند حالا ديگر وقت مذاكره نيست. بايد دوباره گامى جلو برويم تا در فرصت بهتر بتوانيم مذاكره كنيم. به همين دليل هم هيچگاه به مذاكره نكشيد تا قطعنامه ۵۹۸ صادر شد. بنابراين كارى كه صورت گرفته، شايد در اصل همين بوده: يك گام به پيش برداشتن و يك نقطه خوبى را انتخاب كردن و بعد اقدام به مذاكره كردن. اما وقتى گام به پيش برداشته می‌شود، شرايطي پيش می‌آيد كه انگار می‌شود گام‌هاى بعدى را هم برداشت و رفت جلو. برداشتن همان گام‌هاى بعدى است كه موجب بحران‌هاى بيشتر خواهد شد.

    حال فكر می‌كنيد با توجه به اينكه آقاى البرادعى عازم ايران هستند، پيام اين اعلام در آستانه ورود ايشان به تهران چيست؟ اصولا اين اعلام چه اندازه در سرنوشت آينده ايران تعيين كننده خواهد بود؟

    عباس عبدى: ببينيد كارى كه ايران كرده هنوز از طرف كارشناسان آژانس اعلام نشده و به لحاظ فنى هم ما نمی‌دانيم ارزش كار چيست؟ تا وقتى از منابع مستقل ارزش فنى كار روشن نشود، نمی‌شود گفت موضوع دقيقا چيست و آنها چه واكنشى نشان خواهند داد. اما مسئله اساسى اين‌ست كه تاثير آن در سياست‌هاى ايران چيست؟ ظاهرا قرار است آقاى البرادعى پنجشنبه به ايران بيايد، اگر اين اعلام تاثيرى در اصل سفر نگذارد، فكر می‌كنم طرفين را با بحران بيشترى مواجه می‌كند و احيانا آقاىالبرادعى ممكن است با دست خالى‌تر برگردد. مگر آنكه سياست عقلانى كه گفته شد، بگويند ما موقتا تعليق می‌كنيم. به نظر من ايران اگر اينكار را هم بكند، حتما بطور موقت می‌كند تا شكافى بيندازد در اجماع جهانى كه عليه اش شكل گرفته است.

    طبق اكثر تحليل‌ها، تلاش عمده ايران اين‌ است كه زمان بخرد و موضوع را پادرهوا نگهدارد. آيا می‌توان اين اعلام را در اين چارچوب تحليل كرد كه با بغرنج‌تر كردن مسئله و با كورتر كردن گره‌ها، موضوع پيچيده‌تر شود يا بحران به قول شما دامن زده شود و در نتيچه بحث جريان داشته باشد، اما به نتيجه نرسد...

    عباس عبدى: بله! در واقع اين است اما برداشت كلی اين هست كه غرب در اين رابطه ديگر حاضر نيست زمان را از دست بدهد. هر شكلى هست طرفين بايد به صورت معقول قضيه‌شان را حل كنند.

    شما چشم انداز را چه مى بينيد؟

    عباس عبدى: اصلا خوب نمى‌بينم. بدون اين كه ايران و آمريكا كل مسائل‌شان را حل كنند، اين قضيه حل نخواهد شد. اين موضوع در بهترين حالت استخوان لاى زخمى است كه هميشه وضعيت را بحرانى نگاه می‌دارد و در بدترين حالت هم نقطه پايان‌اش به درگيرى خواهد انجاميد و هرگونه درگيرى كوچكى هم، به طور طبيعى ماجرا را بحرانى تر خواهد كرد. اين هم كاملا مربوط به اين هست كه هيچ ساز و كار معقول و پذيرفته شده‌ای براى مصالحه در حال حاضر قابل تصور نيست

    + نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 6:47 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    به گزارش خبرگزاری رویترز خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که سندی محرمانه در مورد گزینه هایی که در مقابل ایران اتخاذ خواهد شد برای وزرای 25 کشور عضو اتحادیه اروپا ارسال کرده است و جک استراو وزیر امور خارجه بریتانیا گفته اند این جلسه تنها برای بررسی طرح های احتمالی است و اعمال تحریم ها فوری نخواهد بود. 

    وزرای خارجه اتحادیه اروپا در بیانیه ای از ایران خواسته اند ضمن پذیرفتن کامل درخواست های سازمان ملل فعالیت های مربوط به غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. آنها بر حمایت خود از راه حل دیپلماتیک تاکید کرده اند. در بیانیه آنها اشاره ای به تحریم های احتمالی بر علیه ایران نشده است. 

    اما مقام های اتحادیه اروپا گفته اند در سندی که از سوی خاویر سولانا به پایتخت کشورهای عضو ارسال شده است به مواردی از جمله کنترل شدید صادرات تکنولوژی به ایران، ممانعت از تحصیل دانشجویان ایرانی در علوم حساس در دانشگاه های اروپا و مسدود کردن اختصاص اعتبار برای کمپانی هایی که به تجارت با ایران می پردازند اشاره شده است. 

    خاویر سولانا با رد هرگونه امکان حمله نظامی به ایران به خبرنگاران گفت طرح وی در بردارنده تحریم های فوری و آنی نیست. برای اولین بار روزنامه فاینشنال تایمز از ارسال سندی از سوی دفتر خاویر سولانا به پایتخت کشورهای اروپایی مبنی بر این که در صورت عدم همکاری ایران با سازمان ملل درباره برنامه هسته ای اش از تجارت شرکت هایی که با ایران رابطه دارند جلوگیری خواهد شد، خبر داده بود. 

    وی گفت: آنچه که قصد بررسی آن را داریم در مورد چیزی است که در صورت عدم موفقیت شورای امنیت مورد توجه قرار خواهد گرفت.

    تازه ترين واکنش ها به" دستیابی ایران به فن آوری غنی سازی"

    به نقل از "بی بی سی"

    در حالی که انتشار خبر 'موفقيت ايران در توليد مقداری اورانيوم غنی شده'، بازتابی گسترده در رسانه های خبری جهان يافته و واکنش های مختلفی را در سطح جهان به همراه داشته، محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی گفته است:" آنان كه به ملت ايران توهين كردند و موجب شدند حركت رو به پيشرفت ايران برای چند سال به تعويق بيفتد، بايد عذرخواهی كنند."

    وی روز چهارشنبه گفت:" دشمنان ما تصور می کنند که با جنگ روانی و تحريک برخی از دست نشانده های خود در گوشه و کنار، در صفوف به هم پيوسته ملت ما می توانند رسوخ کند و خللی ايجاد کنند."

    آقای احمدی نژاد، خطاب به کسانی که آنان را بدخواهان ملت ناميد، اظهار داشت:" شما بايد در مقابل عظمت ملت ايران تعظيم كرده و بدانيد كه اگر به توهين و جسارت به ساحت ملت ايران ادامه دهيد، جز ننگ و نفرت در دل ملت ايران چيز ديگری به وجود نخواهد آمد."

    با وجود اين، آقای احمدی نژاد به صراحت نگفت که تنها کشورهای غربی منتقد برنامه های هسته ای را در نظر دارد، يا اينکه انتقادهای وی متوجه تيم مذاکره کننده پيشين ايران و نيز کسانی هم می شود که در داخل ايران خواستار رسيدن به توافق با ديگر کشورها بر سر برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی هستند.

    تبريک به ايران

    در همين حال و در شرايطی که اسراييل، کشورهای غربی و روسيه از ايران انتقاد کرده اند، بشار اسد رييس جمهوری سوريه، پيوستن ايران به باشگاه کشورهای هسته ای را تبريک گفته است.

    به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، بشار اسد در ديدار با اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام که به سوريه سفر کرده، گفته است:"اين خبر همان اندازه كه برای مردم ايران مسرت بخش بود، برای مردم سوريه نيز مسرت بخش است."

    رييس جمهوری سوريه، نخستين مقام خارجی است که تاکنون از انتشار خبر موفقيت ايران در توليد مقداری اورانيوم غنی شده استقبال کرده است.

    ضرورت اقدامات جدی تر

    در همين حال، کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا تاکيد کرده که اقدامات جدی تر شورای امنيت سازمان ملل متحد ضروری است.

    وی گفت سازمان ملل بايد ايران را وادار به پاسخگويی کند و از شورای امنيت بخواهد که در نشست آينده خود، اقداماتی برای حفظ اعتبار جامعه جهانی انجام دهد.شورای امنيت ماه گذشته تا 28 آوريل به ايران فرصت داد که خواسته های آژانس بين المللی انرژی اتمی را برآورده سازد.

    همزمان، بريتانيا و روسيه نيز ضمن ابراز نگرانی از برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی، از اين کشور خواسته اند که غنی سازی اورانيوم را متوقف سازد.

    دعوت به بازگشت به مذاکرات

    جک استرا، وزير امور خارجه بريتانيا يک روز پس از اعلام خبر دستيابی ايران به مقداری اورانيوم غنی شده گفت که به طور جدی از اظهارات محمود احمدی نژاد نگران شده است.

    وی گفت اين سخنان درست برعکس آن چيزی است که شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی و شورای امنيت در مورد تعليق کامل کليه فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم از ايران خواسته است.

    آقای استرا با اشاره به سفر محمد البرادعی، مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی به ايران و گزارش وی به شورای امنيت سازمان ملل متحد گفت اگر ايران با آنچه از آن خواسته شده موافقت نکند، شورای امنيت درباره فشارهای ديپلماتيک بيشتر بحث خواهد کرد.

    وی در عين حال، ايران را به تعليق فعاليت های هسته ای، تلاش برای اعتماد سازی و بازگشت به مذاکرات فراخواند.

    آقای استرا تاکيد کرد که کشورش همچنان در تماس نزديک با ديگر کشورهايی خواهد بود که واکنش شديد آنها نشانگر نگرانی عميق بين المللی از فعاليت های هسته ای ايران است.

    'زور، راه حل نيست'

    از سوی ديگر، سرگئی لاوروف وزير امور خارجه روسيه روز چهارشنبه تاکيد کرد که استفاده از زور راه خروج از بن بست پديد آمده در مورد پرونده هسته ای ايران نيست.

    وی با اشاره به برخی گزارش ها در مورد بالا گرفتن احتمال حمله نظامی به ايران گفت:" اگر چنين طرحی وجود داشته باشد، آنها قادر به حل مشکل نخواهند بود؛ برعکس، آنها می توانند با چنين اقدامی، آتشی خطرناک را در منطقه خاورميانه شعله ور سازند، منطقه ای که هم اکنون به اندازه کافی شعله ور است."

    'بيرون از مسير درخواست شده'

    در همين حال، وانگ گوان جيا، نماينده چين در سازمان ملل گفت خبر منتشر شده از سوی ايران مبنی بر تکميل فرآيند غنی سازی در مسيری نيست که شورای امنيت و آژانس بين المللی انرژی اتمی خواستار آن شده بودند.

    وی با وجود ابراز نگرانی از آنچه از سوی ايران اعلام شده، روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگاران تصريح کرد که سخن گفتن از حمله نظامی يا تحريم نمی تواند مفيد باشد.

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

    وكيل مدافع احمد باطبي، دانشجويي كه در جريان حوادث كوي دانشگاه در سال 78 دستگير شده بود، از تاييد اصل حكم اعدام موكلش از سوي شعبه 13 هيات تشيخص ديوان عالي كشور خبر داد.

    خليل بهراميان در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين خبر و با بيان اينكه متاسفانه هيات تشخيص ديوان عالي كشور بدون توجه به موازين قانوني اصل حكم اعدام موكلم را تاييد كرده است، گفت: شعبه 13 هيات تشخيص ديوان عالي كشور تكليف قانوني داشت كه نسبت به راي اعدام موكلم نفياً يا اثباتاً اظهار نظر كند كه متأسفانه بدون هيچ‌‏گونه استدلال قانوني رأي بدوي را تأييد كرد.

    وي افزود انتظارم به عنوان يك وكيل دادگستري اين بود كه شعبه مزبور از برخورد سياسي با برخي پرونده‌‏ها خودداري كند و در جهت حفظ استقلال خود تنها و تنها موازين قانوني را رعايت كند.

     

    اطلاعیه جمعی از دعوت کنندگان متن اولیه فراخوان رفراندوم
    به نقل از "ادوار نیوز"

    اینک جنبش رفراندوم مراحل نهایی گفتمانی و جنینی  خود را می گذراند و آماده ورود به مرحله سازمانیابی می شود. این مرحله حساس محتاج دوراندیشی و هشیاری زیادی می باشد. عبور جنبش رفراندوم از بعد گفتمانی به شکل سازمانی و تمهید مقدمات برای بروز پتانسیل جنبشی آن مستلزم مشارکت گسترده و فراگیر علائق مختلف سیاسی وطن دوست ، تحول خواه و دموکرات می باشد .

     

    از طرف دیگر این جنبش زمانی پایگاه اجتماعی گسترده  مورد نیاز را خواهد یافت که رهبری سازمانی آن از دل جامعه و بطن مردمی برخاسته باشد که می خواهد آنها را به حرکت درآورد و بنابراین طیف متنوعی از گرایشهای دموکرات و باورمند به منافع ملی را در داخل ساز و کاری دموکراتیک شامل شود . گرایشهایی که به صورت واقعی از متن مردم جوشیده باشند و ما به ازاء اجتماعی داشته باشند .

     

     در مقابل، محروم ساختن این جنبش از پایگاه وسیع اجتماعی لازم در حکم تزریق سمی مهلک بر کالبد آن خواهد بود . به عبارت روشن تر ، حرکات نمایشی توخالی و بی پشتوانه در کشور و هرگونه حرکت سکتاریستی و فرقه گرایانه که بخواهد عنوان رفراندوم را مصادره کند با سرشت ذاتی این جنبش و نیاز حیاتی آن مغایر و در جهت تضعیف و تخریب آن قرار دارد . متاسفانه اخیراً برخی از شوخ چشمانی که پس از انتشار فراخوان رفراندوم  به طنز و تمسخر با آن برخورد می کردند و حتی از امضای  آن پس از انتشار نیز ابا داشتند ، خویشتن را به عضویت " شورای عالی جنبش رفراندوم ایران " منصوب کرده اند .

     

    برخی از اعضاء این  شورا که برای نیروهای سیاسی داخلی و فعالان جنبش رفراندوم کاملا شناخته شده اند طی یکی و دوسال گذشته اقدامات بی پایه و اساس دیگری از قبیل تشکیل " کنفدراسیون دو نفره دانشجویان  ایران " و انجمن های بدلی دانشجویی و حتی جبهه های دو و سه نفره دست زده اند .

     

     واقعیت اما اینست که جنبش رفراندوم به طور جدی در کار تمهید مقدمات مرحله دوم خویش است . از این رو ما بعنوان  دعوت کنندگان متن اولیه فراخوان رفراندوم اعلام می کنیم که ادعای عجیب برخی از افراد و گروهها در اعلام  " شورای عالی جنبش رفراندوم ایران " و ادعاهایی از این دست ، هیچ ارتباطی با اینجانبان ندارد و تاکید می کنیم که بهتر است گروههای سیاسی با پرهیز از هرگونه شتابزدگی ، سیر شکل گیری منطقی بعد سازمانی جنبش رفراندوم با مشارکت همه گروههای سیاسی میهن دوست ، دموکرات و متکی به پایگاه اجتماعی را دنبال کنند .

     

     علی افشاری ، رضا دلبری ، ناصر زرافشان ، محسن سازگارا ، اکبر عطری 

    محمد ملکی ، عبدالله مومنی

     

    فرزندان مختاری و زرافشان در سازمان ملل

    به نقل از "ایران ما"

    گروهی پنج نفره از جوانان ايرانی خارج از کشور اين هفته به نيويورک سفر کرده اند تا در مقر سازمان ملل متحد با نماينده اين سازمان در امر حقوق بشر ديدار کنند.
    در ميان اسامی اين پنج نفر، نام سهراب مختاری، پسر ابراهيم مختاری که در جريان قتل های زنجيره ای جان باخت، و زويا زرافشان، دختر ناصر زرافشان وکيل دادگستری که حدود 4 سال است در زندان به سر می برد، ديده می شود.

    اين سفر از سوی گروهی از سازمان های فعال طرفدار حقوق بشر در سوئد ترتيب داده شده و قرار است پنج جوان ايرانی - که در سوئد و آلمان دانشجو هستند - علاوه بر نماينده حقوق بشر با يان الياسون، رييس کنونی مجمع عمومی سازمان ملل گفتگو کنند

    زويا زرافشان در گفتگويی با بخش فارسی بی بی سی اشاره کرده است که هدف از اين سفر تنها صحبت کردن در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران نيست و با اشاره به مسائل جاری در مناقشه هسته ای اين کشور گفته است: "علی رغم نقض شديد حقوق بشر در ايران مخالف هر گونه حمله نظامی کشورهای ديگر به ايران هستيم و پيام ما در واقع پيام صلح است."

    وی افزوده است: "معتقديم که جنگ برای هيچ کشوری دموکراسی به ارمغان نمی آورد."

    از سوی ديگر سهراب مختاری که پدرش يکی از قربانيان واقعه ای بود که بعدها به 'قتلهای زنجيره ای' معروف شد، گفته است در اين سفر راجع به قتل های زنجيره ای و پدرش صحبت خواهد کرد.

    ماجرای 'قتلهای زنجيره ای' در سال 1377 خورشيدی با فاش شدن نقش افرادی از وزارت اطلاعات ايران در کشتن برخی روشنفکران و فعالان سياسی به مسئله ای جدی برای نظام جمهوری اسلامی تبديل شد اما پس از مدتی با معرفی 'عناصر خودسر' و سپس مرگ سعيد امامی، از مقام های وزارت اطلاعات در آن زمان و متهم به رهبری اين قتل ها، در زندان به فراموشی سپرده شد.

    وی همچنين به بخش فارسی بی بی سی گفته است: "از موانعی صحبت خواهيم کرد که جمهوری اسلامی و قوه قضائيه ايران در برابر ما قرار دادند تا نتوانيم هويت آمرين و عاملين اين قتلها را به مردم معرفی کنيم."

    اين پنج جوان ايرانی هدف ديگر سفر خود را مطرح کردن درخواستی از سازمان ملل برای تعيين يک نماينده دائمی ويژه ايران در امور حقوق بشر اعلام کرده اند.

    زويا زرافشان دليل اين خواسته را پنهان ماندن واقعيات از چشم گزارشگرانی که برای بررسی موضوعی خاص و در زمانی کوتاه به ايران سفر می کنند، ذکر کرده است.

    بر اساس آخرين گزارش های کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد، سه سال است که اين نهاد بين المللی مخبر ويژه در امر حقوق بشر در ايران ندارد.

    اين در حالی است که با تغييرات اعمال شده در ساختار سازمان ملل متحد، کميسيون حقوق بشر که مسئول تعيين گزارشگرهای حقوق بشر است، جای خود را به شورای حقوق بشر داده است و دستکم چند ماه طول می کشد تا اعضای اين شورا تعيين شده و مشغول به کار شوند.

    + نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

     

    احمد زيدآبادي ، عضو شوراي سياستگذاري سازمان ادوار تحكيم 

     محمود احمدی‌نژاد رئيس جمهور ايران در شهر مشهد اعلام کرده است که در طول ديدارش از اين شهر «خبر خوشی در خصوص انرژی هسته‌ای به ملت ايران» خواهد داد.

    همزمان، محافل خبری نيمه رسمی جمهوری اسلامی بر اهميت فوق‌العاده خبری که اعلام خواهد شد، تاکيد کرده‌اند.

    خبرگزاری فارس وابسته به جناح محافظه‌کار ايران در همين مورد به نقل از منابعی که آنها را «موثق» ناميده، گزارش داده است که: «اهميت اين خبر به اندازه‌ای است که جلسه آتی شورای امنيت سازمان ملل را بی‌فايده و بلاموضوع کرده و به نوعی حامل اين پيام به شورای امنيت است که ايران در مورد فناوری غنی‌سازی به بالاترين سطح و نقطه غير قابل بازگشت رسيده است.»

    گزارش ساير رسانه‌های غير رسمی اما نزديک به محافل محافظه‌کار ايران حکايت از آن دارد که احتمالا «خبر خوش» احمدی‌نژاد در باره پيشرفت اتمی ايران، اعلام دستيابی ايران به غنی‌سازی اورانيوم به ميزان ۵/۳ درصد خواهد بود.

    اگر اين گزارش ها صحت داشته باشد، اعلام دستيابی ايران به غنی‌سازی اورانيوم به ميزان ۵/۳ درصد به اين معناست که «ايران چرخه سوخت هسته‌ای خود را تکميل کرده و به طور خودکار وارد باشگاه اتمی شده است.»

    اعلام اين خبر که ظاهرا قرار است با درخواست برپايی جشن عمومی در کشور همراه باشد، در ابتدای امر نوعی «مبارزه‌جويی» جمهوری اسلامی در مقابل شورای امنيت سازمان ملل که خواستار توقف فعاليت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانيوم در ايران طی يک ماه شده است، به نظر می‌رسد، اما با توجه به نحوه رفتار جمهوری اسلامی در گذشته، کاملا محتمل است که اعلام خبر فوق، مقدمه‌ای برای نشان دادن يک انعطاف و سازش جدی از سوی ايران در پرونده اتمی باشد.

    آنچه اين تصور را تشديد می‌کند اظهارات پرويز سروری نماينده تهران در مجلس شورای اسلامی است که گويا در جريان خبری که قرار است اعلام شود، قرار دارد.

    آقای سروری به خبرگزاری ايرانيوز گفته است: «با اعلام تکميل چرخه سوخت هسته‌ای، روند عادی می‌شود و رفتار با ايران يک روند معمولی را طی خواهد کرد.»

    از سخنان پرويز سروری می‌توان استنباط کرد که دولت ايران پس از اعلام دستيابی به چرخه سوخت هسته‌ای ممکن است با ادعای اينکه به هدف نهايی خود در برنامه اتمی دست يافته و ديگر برای مدتی نيازی به ادامه اين فعاليت نيست، عملا در جهت تعليق فعاليت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانيوم حرکت کند.

    اعلام تعليق غنی‌سازی پس از يک حرکت پرهياهوی تبليغاتی در باره دستيابی به چرخه سوخت هسته‌ای قاعدتا می‌تواند در حفظ نسبی «حيثيت» جمهوری اسلامی برای تسليم شدن در برابر فشارهای شورای امنيت سازمان ملل موثر واقع شود.

    البته در شرايط کنونی، اين فقط يک حدس و گمان در برابر حدس و گمان‌های ديگر است، اما اگر حدس مطرح شده در اين مطلب به واقعيت بپيوندد، بدون شک از شدت بحران اتمی ايران در صحنه بين‌المللی خواهد کاست اما بعيد است که به حل کامل بحران اتمی ايران منجر شود چرا که سيستم موشکی جمهوری اسلامی يکی ديگر از موضوعات مورد نگرانی غرب است که در قطعنامه شورای حکام آژانس بين‌المللی انرژی اتمی در ماه مارس به آن اشاره شده بود.

    طبق آن قطعنامه، لازم است منطقه خاورميانه از سلاح‌های کشتار جمعی از جمله «وسايل پرتاب آنها» عاری شود.

     
     
    بيانيه کانون نويسندگان ايران
     به مناسبت تخريب سنگ گور شاعر بلندآوازه‌ی ايران و جهان احمد شاملو

    به نقل از"ادوار نيوز"

    هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی ست
    که مزد گورکن
    از بهای آزادی آدمی
    افزون باشد.

    مردم شريف و آزاده ی ايران

    احتمالا از عمل بدکردارانه ی شب پرستان کوردل در تخريب سنگ گور احمد شاملو، شاعر بلندآوازه و عضو زنده و جاويد کانون نويسندگان ايران، مطلع شده ايد. اما يقين داريم که می دانيد اعتبار و ارزش جاودانی و بلندجايگاه شاملو، چونان همه ی شاعران بزرگ ايران و جهان، از سنگ نبشته ی گورش بر نمی خيزد و با تيشه زنی شب پره های حقير بر اين سنگ نيز به هيچ روی خدشه ای نمی يابد. تاکنون نيز آزار و حبس و ضرب و شتم نويسندگان و شاعران آزاده يا چکش و چنگ و نيش زدن های ديگر، از سوی سيه دلان جز بر حقانيت و اعتبار خرد و هنرمندی اين بزرگان نيفزوده است.

    مردم شريف ايران

    کانون نويسندگان ايران کار اين بی خردان هنرستيز و ضدايرانی را حتی در خور محکوم کردن هم نمی داند. رسم طوفان قله گذر و سرفراز، وزيدن بر خس و خاشاک های پيش پا افتاده نيست. با اين وصف ما بار ديگر شما مردم فرهنگ دوست و آزاده را بيدارباش می دهيم که دشمنان خرد و ادب و هنر، دور تازه ای از تهاجم فرهنگی را آغاز کرده اند. گرچه هنوز بر اين باور باطل اند که با سنگ شکنی و بی حرمتی در گورستان ها می توانند فاتحان قله های سربلند ادبيات غنی، ظلم ستيز و آزادی خواه را از ذهن تاريخ پاک کنند. راستی را که اگر دشمنان فرهنگ، رياکاران، جباران و ظلمت پرستان توانستند با فردوسی، حافظ، لورکا و مختاری چنين کنند با شاملو نيز توانند کرد.

    توصيه ی کانون نويسندگان ايران به مردم ادب پرور ايران و خانواده و ياران احمد شاملو اين است که ديگر هيچ اقدامی برای بازسازی سنگ گور نکنند و بگذارند در اين جا نيز شعر انسان گرای احمد شاملو نقش خود را در افشای آلودگی ها ايفا کند. ما همين گونه زيسته ايم، وفادار مانده ايم و صبوری کرده ايم و بر صفحات پرافتخار تاريخمان ثبت می شويم. بگذاريد يادگار وحشت و جنون و بخل که بر ما می رود برای نسل های ارزش آفرين فردا درس آموز باشد.

    کانون نويسندگان ايران
    18/1/1385

     

     

     

    کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

    Student committee of

    human right reporters

    تاریخ 22/1/1385

    شماره 1۹-2006

     

    جلسه ی محاکمه دکتر فرزاد حمیدی که قرار بود صبح امروز در شعبه ی 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار شود به دلیل عدم حضور قاضی به زمان دیگری موکول شد.

    دکتر فرزاد حمیدی با اعلام این خبر افزود، اتهام وی اقدام علیه امنیت از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی عنوان شده است.

    دکتر فرزاد حمیدی سخنگوی پیشین جبهه دموکراتیک ایران، در جریان تحصن خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل دفتر سازمان ملل در 27 مرداد ماه سال 83 بازداشت و به مدت 10 ماه در زندان رجایی شهر کرج به سر برد.

    وی که پیش از آن نیز به دلیل فعالیتهای خود بازداشت و در زندان قصر دوران محکومیت خود را سپری کرده بود تنها 1 ماه پس از آزادی مجداد بازداشت و محاکمه شد.

    لازم به یادآوری است در 27 مرداد ماه 83 خانواده های زندانیان سیاسی و تعدادی از فعالان حقوق بشر با برگزاری  تحصنی در برابر دفتر سازمان ملل خواهان آزادی کلیه زندانیان سیاسی شدند، که در جریان این اعتراض تمامی متحصنین بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شدند.

    از بازداشت شدگان این تحصن بینا داراب زند همچنان پس از گذشت 18 ماه در زندان به سر میبرد.

     کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

     

    komite_gozareshgar@yahgoo.com

    www.komitegozareshgar.blogfa.com

     

    آخرین اخبار زندانیان سیاسی

    http://ahmadbatebi20.blogspot.com

    شنیده ها حاکی از آن است زندانیان سیاسی محسن درستکار و الهام افروتن، از متهمین نشریه تمدن هرمزگان در تاریخ 19/1/1385 به شعبه 26 دادگاه انقلاب احضار شدند . این شعبه دادگاه انقلاب به قاضی گری شخصی به نام زارع دهنوی ملقب به قاضی حداد باعلام این موضوع که این افراد میبایست در تاریخ 19/2 به این شعبه احضار میشدند، از رسیدگی به پرونده آنها امتناع نمود و قرار رسیدگی را روزی دیگر اعلام نمود.

    در پایان به طور غیررسمی و توسط مامورین به آنها اعلام شده که قرار مجرمیت آنها از ناحیه این شعبه صادر شده و محکومیت آنها نیز دو سال زندان و یکصد و پنجاه میلیون تو مان جریمه نقدی میباشد. اما این حکم به شکل رسمی به آنها اعلام نشده است . انتقال پرونده این دو زندانی به عنوان زندانیان سیاسی مطبوعاتی ، از دادگاه مطبوعات به دادگاه انقلاب و خصوصا این شعبه که در تاریخچه قضایی خود تقریبا 95% زندانیان سیاسی را با دست کم یک پرونده به خود مر بوط نموده ، نما یانگر این است که این پرونده نیز سناریویی مشا به پرونده علی افشاری ، ایرج جمشیدی ، محمدی گرگانی ؛ حشمت ال.. طبرزدی . امیر عباس فخراور ، و...را داراست . پرونده های این شعبه عموما پرونده هایی است که به جهت اخذ صد در صد محکومیت از جانب نهاد های امنیتی به دادگاه ار سال میشود .

    شنیده ها حاکی از آن است در پی انتقال زندانی سیاسی بهنام وفاسرشت به مکان نامعلومی در کردستان . کماکان هیچ خبری از وی در دست نیست .او که چند روز بعد از پایان دوران محکومیتش بجای اینکه از زندان آزاد بشود ، به زندان دیگری منتقل شده است ، چند روز قبل از انتقال به همبندیان خود اعلام نموده بود که ظاهرا پرونده ای در مورد او تشکیل داده اند که به فعالیت های او در دوران زندان و مسافرت های خارجی قبل از زندان و خصوصا سفر به عراق راشامل میشود .

    شنیده ها حاکی از آن است مهندس حشمت ال.. طبرزدی نیزکشمکس تازه ای را با دستگاه قضایی به پیش میبرد . او که در حال حاضر بدون در یافت امتیازات عادی یک زندانی در زندان ، دو ران محکومیت خود را میگذزاند ، در تلاش است که اموال مصادره شده خود راکه از سال 1378تاکنون در باز داشت دادگاه انقلاب است را باز پس بگیرد . همچنین منزل این زندانی سیاسی نیز از همان سال تا کنون به عنوان وثیغه در باز داشت شعبه شش دادگاه انقلاب باقی ماند که این دادگاه بهد از گذشت نزدیک به هشت سال از آن زمان و بسته شده آن پرونده از باز پس دادن سند منزل امتناع میکند .طبرزدی اعلام نموده در صورت اعمال فشارهای اینچنینی به خود و خانواده اش دست به اقدامات مجادلانه خواهد زد.

    شنیده ها حاکی از آن است که روزگذشته ، تمامی زندانیانی عادی که به عنوان شاغل در بند 350کارگری زندان اوین ساکن بودند ، موظف شدند تا با سکونت در محل کار خود از تردد به بند خود دار کنند تا ترتیبات لازم برای انتقال دائم آنها به محل کارشان داده شود. بدین ترتیب پیشبینی میشود که در آینده بند 350 کارگری به بند صرفا سیاسی تبدیل بشود . چرا که مهندسی ساختمان این بند ، به شکلی است که این بند را به محدود ترین بند زندان تبدیل کرده و تاریخ ساخت این قسمت از زندان به قبل از انقلاب باز میگدد . از سویی نزدیکی آن به بند 209 زندان اوین ( زندان وزارت اطلاعات ) و بند 325 ( بند 2 الف ، زندان سپاه و حفاظت قوه قضایه )ازامتیازات این بند برای این کار به حساب میآید . در صورت صحت این تحلیل در آیند باموج جدیدی از دستگیری ها مواجه خواهیم بود . چرا که در سالهای گذشته نیز با نزدیک شدن به روزهایی نظیر هجده تیر ، شانزده آذر، روز زن ، و... زندانبان با تخلیه بعضی از بندها خودش را برای استقبال از دستگیر شده گان جدید آماده میساخت .

     

    کانون وبلاگ نویسان ایران حکم اعدام ولی الله فیض مهدوی را محکوم می کند 

    کانون وبلاگ نویسان ایران(پن‌لاگ) حکم وحشیانه اعدام زندانی سیاسی ولی الله فیض مهدوی را محکوم می‌کند و خواهان فشار بین‌المللی بر دولت ایران برای لغو احکام اعدام در ایران و آزادی همه زندانیان سیاسی می‌باشد.

    طبق گزارش منابع مستقل خبری حکم اعدام ولی الله فیض مهدوی زندانی سیاسی 28 ساله به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران به خود وی ابلاغ گشته واجرای حکم اعدام او برای شانزدهم اردیبهشت ماه 1385 برنامه ریزی شده است. در هجدهم بهمن ماه سال گذشته نیز زندانی سیاسی دیگری بنام حجت زمانی 31 ساله در زندان گوهردشت کرج (رجایی شهر) به همین اتهام اعدام شد و هنوز جسد او به خانواده‌اش تحویل داده نشده است.

    بنا به گزارشات موثقی که بستگان زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج (رجایی شهر) در اختیار خبرگزاریها قرار داده‌اند این زندانیان ازماه‌ها قبل تهدید شده بودند که درصورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت یک بیک اعدام خواهند شد.برخی زندانیان سیاسی دیگر در معرض خطر اعدام عبارتند از: سعید ماسوری- - غلامحسین کلبی، خالد هردانی، فرهنگ پورمنصور، شهرام پورمنصور و علیرضا کرمی خیرآبادی.

    کانون وبلاگ نویسان ایران طبق منشور و اساسنامه خود حق آزادی بیان را برای همه انسان‌ها به رسمیت می‌شناسد و
    لذا هرگونه مجازات، بویژه مجازات غیرانسانی اعدام برعلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی را محکوم می‌کند.

    کانون وبلاگ نویسان ایران(پن لاگ) از همه مقامات بین‌المللی می‌خواهد که مصرانه خواستار لغو حکم اعدام ولی الله فیض مهدوی و آزادی همه زندانیان سیاسی در ایران شوند و در این راستا هر گونه رابطه با دولت جمهوری اسلامی ایران را مشروط به رعایت حقوق اولیه انسانی در ایران و بالاخص لغو مجازات اعدام و آزادی همه زندانیان سیاسی و وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران زندانی نمایند.

    از دولت ایران که طی بیست و هفت سال گذشته بدیهی ترین حقوق انسانی را نقض کرده است اعدام وحشیانه زندانیان سیاسی عملی بعید نیست. آنچه عجیب به نظر می‌رسد بی عملی و بی تفاوتی کشورهایی است که ظاهرا" خود را مدافع حقوق بشر می‌نامند اما در عمل در برابر معاملات کلان اقتصادی چشم بر نقض وحشیانه و مستمر حقوق بشر در ایران می‌بندند.

    کانون وبلاگ نویسان ایران(پن‌لاگ) از همه وبلاگ نویسان نیز درخواست می‌کند که با انعکاس اخبار مربوط به زندانیان سیاسی در وبلاگ‌های خود و با تماس با سازمانهای حقوق بشر و قانونگذاران کشورهای محل اقامت خود برای آزادی زندانیان سیاسی ایران، لغو حکم اعدام و نجات جان زندانیان سیاسی محکوم به اعدام و به طور مشخص ولی الله فیض مهدوی تلاش کنند .

    کانون وبلاگ نویسان ایران( پن‌لاگ)

     

     

     

    + نوشته شده در  سه شنبه 22 فروردین1385ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

  • مهرداد لهراسبي، زنداني سياسي مرتبط با پرونده كوي دانشگاه تهران كه تاكنون بيش از شش سال است كه در زندان هاي مختلف ايام حبس ِ15 ساله اش را پشت سر گذاشته، از بيماري هاي سختي در رنج است. بهداري زندان به دليل عدم وجود امكانات كافي براي درمان، حكم به انتقال وي به بيمارستان ِ خارج از زندان را داده و مقامات مسئول در قوه قضاييه و قاضي ناظر بر زندان براي مرخصي استعلاجي مهرداد 200 ميليون تومان وثيقه صادر كرده اند. اما خانواده ي اين جوان زنداني تاكنون نتوانسته چنين مبلغي را تهيه كند و اينچنين، مهرداد لهراسبي پس از گذشت چند ماه از صدور قرار وثيقه همچنان در بند عادي زندان رجايي شهر كرج در كنار چند زنداني سياسي ديگر و البته تنگاتنگ با جمع كثيري از مجرمين آلوده به مواد مخدر و حتي زندانيان خطرناك جا مانده است.

    وضعيت بهداشت و امنيت در زندان رجايي شهر به حدي وخيم است كه زندانيان سياسي خود مي گويند در "تاتار خانه" ايام حبس شان را سر مي كنند!

    مهرداد لهراسبي، اين يكي از سه بازمانده ي پرونده ي كوي دانشگاه تهران در زندان، تاكنون چند بار به پزشكي قانوني منتقل شده و پزشكان اين مركز پزشكي متفق القول راي به عدم توانمندي مهرداد در تحمل زندان و شرايط سخت آن داده اند، اما متاسفانه مقامات زندان و دستگاه قضايي نه تنها تاكنون كوچكترين توجهي به اين مسئله نداشته اند بلكه مهرداد را از زندان اوين به "تبعيدگاه" رجايي شهر منتقل كرده اند تا به زعم خود، اين جوان مظلوم تحت فشارهاي روحي رواني بيشتري قرار بگيرد.

    به طور كل زندانيان سياسي در زندان رجايي شهر كرج به وضعيت نابسامان زندان و عدم وجود امكانات بهداشتي و عدم وجود امنيت جاني و عدم توجه مسئولان زندان به قانون تفكيك جرايم [كه قانون داخلي سازمان زندان هاست] و وجود زندانيان خطرناك مبتلا به ويروس HIV و هپاتيت معترض هستند. مهرداد و دوستانش در اين زندان در اعتراض به اين جوِ آلوده به وحشت بارها دست به اعتضاب غذا زده اند اما مسئولان زندان هيچگونه توجهي به اين اعتراضات و اعتصابات نكرده اند، و اينچنين است كه زندگي مهرداد در وحشت و دود ادامه پيدا كرده است.

    مهرداد مي گويد چندي پيش نمايندگاني از چند كشور خارجي براي بازديد به زندان رجايي شهر كرج آمده بودند اما مقامات زندان از تماس زندانيان سياسي و امنيتي با آنها جلوگيري كردند تا بي عدالتي هاي دستگاه قضايي و حقايق مربوط به وضعيت زندانيان به گوش بازديدكنندگان اروپايي نرسد.

    حال، مهرداد، اين جوان مظلوم و معترض كه در جريان حوادث كوي دانشگاه تهران بازداشت و در ابتدا توسط دادگاه انقلاب با حكم ناعادلانه ي "اعدام" روبرو شد و در طول اين سال ها وضعيت اش كمتر مورد توجه رسانه ها قرار گرفته، با قطع اميد از مساعدت مقامات و مجامع داخلي، از سازمان هاي مدافع حقوق بشر بين المللي طلب ياري و توجه كرده است. او خواسته است كه صداي مظلوميت اش را به گوش مدافعان حقوق بشر برسانيم. او سخت بيمار است. او نياز به معالجه دارد. من نمي دانم چه بايد كرد، اما مي دانم كه گوش مسوولان تاکنون بدهكار اين تظلم خواهي ها نبوده است...

  • حکم جلب بین المللی علی فلاحیان

  • وزارت خارجه سوئیس صدور حکم جلب بین المللی علیه فلاحیان را تائید کرد / قاضی سوئیسی با یک مامور سابق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دیدار کرده است.

  • به نقل از "ایران پرس نیوز" 

  • همانطور که در خبرهای روز شنبه سایت به اطلاع خوانندگان رسید، یک قاضی سوئیسی، حکم جلب بین المللی علی فلاحیان، وزیر سابق اطلاعات جمهوری اسلامی را به دلیل دست داشتن در ترور یک مخالف ایرانی (کاظم رجوی) در سوئیس صادر کرده است. به گزارش خبرگزاری سوئیس، وزارت امور خارجه این کشور امروز صدور حکم جلب بین المللی علیه فلاحیان از سوی دستگاه قضايی سوئیس را تائید نمود.

    روزنامه های چاپ سوئیس با درج اخبار مربوط به صدور حکم جلب بین المللی علیه آخوند فلاحیان، این اقدام دستگاه قضايی سوئیس را بسیار مهم ارزیابی کردند. در این حكم، فلاحيان متهم به صدور دستور ترور مخالف ایرانی شده است.

    خبرگزاری سوئیس نوشت رژیم تهران هنوز در این باره واکنشی از خود نشان نداده است.

    ملاقات قاضی سوئیسی با یکی از ماموران سابق وزارت اطلاعات

    روزنامه سوئیسی 'له لیبرته' در شماره 7 آوریل (18 فروردین ماه) خود با اشاره به صدور حکم جلب بین المللی علیه فلاحیان نوشت قاضی سوئیسی که در مورد پرونده ترور کاظم رجوی تحقیق می کند، با یک شاهد اصلی که مامور سابق وزارت اطلاعات رژیم تهران بشمار میرود، گفتگو کرده است. به نوشته این روزنامه سوئیسی، قاضی پرونده بالاخره موفق شد شاهد ایرانی را برای تحقیقات به سوئیس بیاورد.

    این روزنامه نوشت فرد مزبور که 'مصباحی' نام دارد، از جمله در مورد مشخصات یک حساب بانکی در شهر ژنو که برای تامین مالی عملیات تروریستی رژیم تهران مورد استفاده قرار می گرفت، اطلاعاتی در اختیار قاضی سوئیسی قرار داده است.

    به نوشته این روزنامه چاپ سوئیس، از این حساب بانکی با حجم 200 میلیون دلار در ژنو، هزینه نزدیک به 400 عملیات مرگبار تروریستی که توسط رژیم تهران در سراسر جهان صورت گرفته، تامین شده است. در این حساب بانکی تنها سه نفر حق امضا داشتند: احمد خمینی، رفسنجانی و فلاحیان.

    این روزنامه همچنین نوشت احتمال دارد 10 میلیون دلار پرداخت شده به کارلوس منم، رئیس جمهور سابق آرژانتین نیز از این حساب برداشت شده باشد. اين مبلغ برای سرپوش نهادن بر تحقيقات قضايی در آرژانتین پیرامون سوقصد تروریستی عليه مركز يهوديان بویئنس آیرس در سال 1994 پرداخت شده است. در این عملیات مرگبار نیز که به کشته شدن 86 نفر و مجروح شدن بیش از 200 تن دیگر منجر گردید، رد پای رژیم تهران و عوامل لبنانیش دیده می شود.

    به نوشته این روزنامه چاپ سوئیس، قضات آرژانتینی و سوئیسی كه بخوبی بر اين نكته واقفند كه تحقيقاتشان بر روی شاهد اصلی (مصباحی) همسو است، يک همكاری تنگاتنگ قضايی را آغاز كرده اند. قضات آرژانتينی قبلا چندين تقاضای تبادل اطلاعات به دستگاه قضايی سوئیس ارایه داده بودند. آنها همچنین خواهان فراخواندن شاهد ايرانی (مصباحی) به ژنو بودند، اما بدلایل اسرار آميز، دادگستری ژنو به تقاضای قضات آرژانتینی پاسخ مثبت نداد و قاضی پرونده کارلوس منم در سال 2004، پیش از اينكه شغلش را تغيير دهد، پرونده را به بايگانی سپرد. 

  • بیانیه جدید کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

    حسين شهرياري عضو شوراي عالي رهبري حزب پان ايرانيست به 18 ماه حبس تعزيري محكوم شد.

    گفتني است حسين شهرياري در بهمن ماه گذشته از سوي مأمورين وزارت اطلاعات در منزلش در كرج بازداشت شد و در حدود 2 هفته در زندان رجايي شهر كرج به سر برد.

    همچنين حسين شهرياري پس از وقايع كوي دانشگاه نيز 2 ماه در زندان به سر برده و به 3 سال حبس تعليقي نيز محكوم شده بود كه با احتساب اين 18 ماه، 4 سال و 6 ماه حکم دارد.

    کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

    http://komitegozareshgar.blogfa.com

    komite_gozareshgar@yahoo.com

     

    بیانیه فعالان حقوق بشر در مورد صدور حکم اعدام یک زندانی سیاسی

  • + نوشته شده در  دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

     

    ايران ما -كانون مدافعان حقوق بشر گزارش فصلی خود را در مورد وضعيت حقوق بشر در زمستان سال ١٣٨٤ منتشر كرد.
    به گزارش" ايلنا" در اين گزارش آمده است: كانون نويسندگان ايران ديرپاترين نهاد غيردولتی در ايران است كه عليرغم گذر از فراز و نشيب‌‏های متعدد كماكان پابرجا مانده است.
    در حال حاضر چندين سال است كه مدت عضويت اعضا هيات دبيران آن خاتمه يافته ولی به لحاظ مخالفت‌‏ها و تهديدهای برخی نهادها نتوانسته‌‏اند جهت انتخاب اعضا جديد هيات دبيران مبادرت به تشكيل مجمع عمومی نمايند.
    اين گزارش می‌‏افزايد: انجمن‌های اسلامی مستقر در دانشگاهها كه با دفتر تحكيم ارتباط دارند، با احكام توقيف تعليق و تعطيل رو به رو شده‌‏اند. در عين حال تلاش دانشجويان عضو اتحاديه انجمن اسلامی جهت مذاكره با اوليای مربوطه به منظور رفع موانع با توفيق همراه نبوده است.
    در ادامه اين گزارش آمده است: كاركنان شركت واحد درپی ايجاد تشكلی كه بتواند از حقوق صنفی شان دفاع كنند با اين مانع حقوقی مواجه بوده و هستند كه تشكل‌‏های كارگری در قانون كار محدود به شورا و انجمن‌‏های اسلامی گرديده است. لذا درپی احيا سنديكايی بر آمدند كه از سال ١٣٤٧ حيات حقوقی يافته و دليلی جهت فقدان حيات حقوقی آن وجود نداشت. اين كار با واكنش خشونت بار تشكل‌‏های موجود مواجه شده و در جريان تهاجم به آنان منصور اسانلو، دبيركل سنديكا مجروح و بستری شد، در حال حاضر نيز تعدادی از رهبران سنديكا منجمله دبير آنان در بازداشت به سر می‌‏برد.
    در ادامه اين گزارش آمده است: در اواخر بهمن ماه حسينيه دراويش گنابادی قم تخريب و بيش از هزاران نفر از آنان نيز بازداشت شدند. تخريب حسينيه بر پايه حكم كميسيون موضوع ماده ١٠٠ قانون شهرداری مستقر در شهرداری قم صورت پذيرفت. دراويش گنابادی خود را يك جريان اعتقادی مهم از شيعه بر می‌‏شمردند كه ١٢ امام شيعه اثنی عشری را قبول دارند و معتقد به ظهور امام زمان نيز می باشند، تخريب حسينيه آنان كه با ضرب و شتم و برخورد فيزيكی همراه بود و در جريان اين پرتاب مواد آتش زا، شليك گلوله و گاز اشك آور صورت پذيرفت دليلی بر عدم تحمل و ناسازگاری ايدئولوژی شمرده شد و آزادی عقيده را به شدت تهديد نموده است.
    اين گزارش می افزايد: اصل ١٦٨ قانون اساسی ناظر بر ضرورت محاكمه متهمين سياسی و مطبوعاتی و الزام بر حضور هيات منصفه واقعی در محاكمه اين گروه از متهمين است. به لحاظ عدم توجه مجالس يكم تا پنجم به تكليف راجع به تصويب قانون راجع به اجرايی نمودن اين اصل و هم چنين مخالفت شورای نگهبان با مصوبه مجلس ششم راجع به تعريف جرم سياسی اصل مزبور كماكان معطل مانده است. سخنگوی قوه قضاييه اخيرا اظهار داشته كه معاونت حقوقی قوه قضاييه در حال تدوين لايحه جريم سياسی است، با آنكه بموجب تبصره ذيل ماده ٤ و تبصره يك قانون تشكيل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ٧٣ اصلاحی ٨١ تنها مرجع صالح رسيدگی به جرايم سياسی و مطبوعاتی دادگاه كيفری استان به صورت علنی و با حضور هيات منصفه گرديده با اين وجود در زمستانی كه گذشت روند محاكمه فعالين سياسی در مرجع اختصاصی يعنی دادگاه انقلاب و دادسرای و دادگاههای روحانيت غالبا به صورت غيرعلنی و تمامی بدون حضور هيات منصفه استمرار يافت. بديگر سخن با فقدان تعريف جرم سياسی و مصاديق آن نظر باطل برائت و اصل قانونی بودن جرم و مجازات علی الاطلاق هيچ فعال سياسی را نمی‌‏توان به استناد قانون مجازات اسلامی تحت تعقيب و مجازات قرار داد.
    كانون مدافعان حقوق بشر در ادامه گزارش خود به بررسی وضعيت متهمين با اتهامات سياسی پرداخت و از محاكمه غير علنی آنها انتقاد كرد.
    در اين گزارش با اشاره به وضعيت كارگران آمده است: هر چند فاصله عظيم بين فقر و غنا قربانيان خود را تنها از بين كارگران بر نمی‌‏گزيند، ليكن كارگران علاوه بر اين كه بايد شاهد مصايب ناشی از فقر باشند، ناچارند وضعيت ناسالم محيط كار را نيز تحمل كنند. دراين بين كارگران معادن قربانيان كشنده بودن محيط كار را تشكيل می دهد و مرگ و مير كارگران معادن در اثر ريزش معدن و يا انفجار ناشی از تمركز گاز متان از علل اصلی اين مرگ و مير عنوان شده است. در عين حال بيماری های ناشی از تنفس گاز سمی و عدم رعايت حفاظت كار از سوی كارفرما در بين كارگران معدن بيداد می‌‏كند. اخبار مندرج در خبرگزاری كار ايران-ايلنا- حاكی از آن است كه هر ماه به طور متوسط ٢ كارگر در معادن استان كرمان می‌‏ميرند و حدود ٥ هزار نفر از كارگران معادن اين استان به بيماری‌‏های تنفسی ناشی از نامناسب بودن حفاظت كار مبتلا شده اند.
    در ادامه اين گزارش آمده است: مردم تهران هر سال با فرا رسيدن سرما ناچار به تحمل فاجعه آلودگی هوا می شوند. طبق بررسی های انجام شده تهران در سال ٨٤ سيصد برابر بيشتر از استانداردهای بهداشت جهانی در برابرآلاينده منوكسيد كربن در وضعيت ناسالم آلودگی هوا قرار داشته و به اين ترتيب تهران در فهرست آلوده‌‏ترين شهرهای جهان قرار دارد .
    اين گزارش می‌‏افزايد: فضای حاكم بر مطبوعات به هيچ وجه مطابقتی با قانون و استانداردهای بين المللی نداشته، توقيف و لغو امتياز مطبوعات از طرف مراجع غيرصالح و هيات نظارت بر مطبوعات و عدم صدور مجوز برای متقاضيان واجد شرايط قانونی و بعضا برخوردهای امنيتی در هيچ شرايطی سزاوار ملت فهيم ايران نبوده و در شرايط حساس كنونی به مصلحت حكومت نيز نمی‌‏باشد.
    كانون مدافعان حقوق بشر در ادامه گزارش خود آورده است: آمار تصادفات منجر به قتل و جرح در پايان سال ٨٤ رتبه اول جهان را جايز گرديد. در كنار رخدادهای تاسف بار فوق آمار اعتياد, فقر, فحشا رو به فزونی گذاشته و حكومت هيچ برنامه سازنده و درمانی برای نجات مبتلايان به اعتياد و فقر و فحشا به مرحله اجرا نگذاشته است.
    اين گزارش با اشاره به انتخابات مجلس خبرگان از تعيين برخی مصاديق برای نامزدهای عضويت در اين مجلس انتقاد كرد.
    اين گزارش می‌‏افزايد: در تاريخ ١٨/١٢/٨٤ انتخابات هيات مديره كانون وكلای دادگستری مركز برگزار و به شرح مندرج در مطبوعات ١٨ نفر به سمت اعضا هيات مديره اصلی و علی البدل تعيين گرديدند. هيات مديره وقت كانون وكلای دادگستری در راستای تحقق و احراز شرايط قانونی انتخابات اسامی حايزين شرايط را به دادگاه انتظامی قضات اعلام و در مهلت مقرر قانونی مرجع فوق مبادرت به پاسخ ننمود، لذا بنابر تصميم هيات نظارت بر انتخابات در موعد مقرر انتخابات برگزار و اسامی انتخاب شوندگان اعلام می‌‏گردد. بنابر روايت منقول در شامگاه ١٦/١٢/٨٤ وزير دادگستری نامه ای بدون امضا برای رياست كانون از طريق فاكس ارسال و اسامی تعدادی را در خارج از مهلت قانونی و به وسيله مرجع غيرمرتبط اعلام می‌‏كند كه به درستی هيات مديره و هيات نظارت به آن توجهی نمی‌‏نمايد. فشارها برای كنار گذاشتن عبدالفتاح سلطانی رو به فزونی گذاشته تا بالاخره هيات نظارت برخلاف اصول قانونی و رويه غيرمتعارف باستناد صدوركيفرخواست عليه ايشان، صلاحيت سلطانی را تاييد ننمود. اين نحوه برخورد با قديمی‌‏ترين نهاد مدنی از طرف قوای قضاييه و مجريه، خدشه جدی به لايحه استقلال كانون وكلای دادگستری مصوب ١٣١٥ احراز نموده و رويه خطرناكی است كه حرمت قانون را شكسته و هيات مديره كانون را مطيع قوای فوق خواهد ساخت.
    در ادامه اين گزارش آمده است: كانون مدافعان حقوق بشر انتخابات اسفند ٨٤ كانون وكلای دادگستری مركز را قانونی و هرگونه برخورد با اعضای منتخب را مغاير با موازين قانونی دانسته و از هيات مديره می‌‏خواهد در شرايط كنونی با وحدت كلمه از انتخابات صحيح و قانونی كانون حمايت و از تجاوز به حريم كانون جلوگيری نمايند.
    اين گزارش در پايان آورده است: كانون مدفعان حقوق بشر از يونسكو تقاضا دارد عيد نوروز را به استناد كنوانسيون ١٩٧٢ در زمره آثار غيرملموس بشری ثبت نمايد.

    به دنبال شکستن سنگ قبر فريدون فروغي صورت گرفت؛ / تخريب مزار احمد شاملو (بهرام رفيعي)
  • به نقل از"روز آنلاین" 

    عصر روز جمعه 18 فروردين خبري در برخي از سايت ها منتشر شد که حکايت از تخريب مزار احمد شاملو در گورستان امامزاده طاهر کرج داشت. پس از انتشار اين خبر از اولين ساعات بامداد روز گذشته بسياري از سايت هاي خبري و وبلاگ ها ي فارسي زبان خبر تخريب مزار"احمد شاملو"، شاعر بزرگ ايراني را منتشر کردند . اين درحالي است که پيش تر و در تعطيلات نوروز نيز خبري مبني بر تخريب مزار فريدون فروغي خواننده پرطرفدار ايراني منتشر شده بود. مزار احمد شاملو در گورستان امامزاده طاهر کرج در کنار مقبره شاعران و نويسندگان ديگري چون هوشنگ گلشيري، محمد مختاري، محمد جعفر پوينده وغزاله عليزاده قرار دارد.

    سياوش، پسر احمد شاملو درباره تخريب مزار پدرش در امامزاده طاهر کرج گفت: "طي پنج سال اخير، تا امروز چهار سنگ قبر تعويض کرده ام که هر کدام در فروردين ماه [ آغاز هر سال] توسط افراد ناشناسي تخريب شده اند . دو شب پيش که تخريب مختصري صورت گرفت، نگهبان صحن امام زاده طاهر نسبت به اين اتفاق اظهار بي اطلاعي کرد و قول داد در حد امکان از ادامه اين مسئله جلوگيري کند، اما متاسفانه تخريب ديشب عميق تر بود و تکه هايي از سنگ قبر نيز که امضاي احمد شاملو بر آن منقوش بود، مفقود شده است".

    سياوش شاملو درباره مرمت مقبره شاملو گفت: "طي يک نامه به مسولان امامزاده طاهر درخواست کرده ام که فعلا براي احمد شاملو اصلا سنگي نگذارند؛ چون هر سال اول فروردين اين اتفاق مي افتد و هر بار کسي هست که از زير بار مسئوليت شانه خالي کند".

    احمد شاملو، شاعر بزرگ ايراني که بسيار مورد علاقه مردم و بخصوص جوانان ايراني است، در 21 آذر ماه 1304 شمسي در تهران متولد شد. او در طول زندگي اش توانست با خلق آثار ارزشمندي در زمينه شعر و ادبيات، تاليف و ترجمه و همچنين روزنامه نگاري دريچه تازه اي را درحوزه ادبيات و انديشه ايران ايجاد کند.

    پس از انقلاب اسلامي رسانه هاي وابسته به حکومت او را مورد بي مهري قرار دادند و تهمت هاي بسياري را متوجه او کردند.

    تخريب مزار اين دو چهره فرهنگ و هنر ايراني در حالي صورت گرفته است که در طول سالهاي گذشته نيز همواره شاهد اخباري مبني بر بي احترامي و عدم توجه به داشته هاي فرهنگي و هنري کشور در رسانه هاي مختلف بوده ايم. در اين ميان حتي طي سال هاي گذشته اخباري در باره وارد شدن آسيب هايي به مقبره بزرگاني چون خيام، حافظ و حتي فردوسي نيز منتشر شد، که همچنان مورد بي توجهي مسولان فرهنگي کشور قرار گرفت.
    در حالي که بسياري از چهره هاي فرهنگي و هنري کشور اين مساله را توهين به فرهنگ ايران مي دانند، تاکنون در خبرهاي منتشر شده در باره تخريب مزار احمد شاملو و همچنين فريدون فروغي هيچ يک از مسئولان فرهنگي اظهار نظري در اين باره نکرده اند.

    آيا سکوت مسولان در مقابل مسايلي از اين دست ، نشانه بي تفاوتي نسبت به چنين اعمالي نيست؟ 
                                  اختلاف جامعه مدرسين و احمدي نژاد

  • جلسه بي نتيجه فرستاده احمدي نژاد در قم /  (مرتضي صادقي)

  • به نقل از "روز آنلاین"

    اختصاصي روز – در پي فرستاده شدن پورمحمدي به عنوان نماينده اختصاصي احمدي نژاد براي هماهنگي با جامعه مدرسين حوزه علميه قم، اعضاي اين تشكل در جلسه اي با حضور وزير كشور دولت احمدي نژاد به نحو بي سابقه اي از عملكرد دولت و مواضع رييس جمهور انتقاد كرده اند.

    تعيين فرستاده ويژه براي شركت در جلسه جامعه مدرسين به دنبال طرح بحثي در دولت صورت گرفته بود مبني بر اينكه تعدادي از تشكل هاي اصلي اصولگرايان به نحوي راه خود را از دولت جديد جدا كرده و يا با در پیش گرفتن سكوت، از حمايت دولت دست برداشته اند. در نتيجه احمدي نژاد تصميم گرفته بود يكي از اعضاي دولت را براي هماهنگي ونزديكي بيشتر با تشكل هاي اصلي اصولگرا تعيين كند.

    اما تلاش دولت براي بازسازي رابطه خود با مهمترين تشكل مذهبي اصولگرايان با ناكامي مواجه شد، به طوري كه بر اساس اخبار رسيده جلسه نماينده دولت با جامعه مدرسين با تنش به پايان رسيد و پس از آن نيز دو تن از اعضاي اين تشكل يعني احمد خاتمي امام جمعه موقت تهران و ابوالقاسم خزعلي رييس بنياد غدير با اعتراض به انتقادات بعضي از اعضاي اين تشكل مهم روحاني عليه دولت جديد، از حضور در جلسات اخير شوراي مركزي جامعه مدرسين خودداري كرده اند.

    محور اصلي انتقاد دولت به جامعه مدرسين، عدم حمايت اين تشكل از دولت جديد و شخص رييس جمهور و بی توجهی به سخنراني ها و فعاليت هاي بعضي از اعضاي اين گروه از اساتيد حوزه در نقد دولت جديد بود.

    از آن سو اعضاي جامعه مدرسين نيز در محورهايي همچون عملكرد بي حاصل دولت در زمينه سياست خارجي، مفاسد اقتصادي و مافياي نفتي، وعده هاي نسنجيده وي در سفرهاي استاني، بي پروايي اعضاي دولت از استفاده از صفت اسلامي و دولت كريمه براي خود و بهره برداري سياسي از تقدس امام زمان به انتقاد از دولت پرداخته اند.

     

     

  • + نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 9:43 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

     

    شب گذشته مزار "احمد شاملو " در امامزاده طاهر کرج توسط افراد ناشناس تخریب شد .

    سیاوش شاملو - فرزند احمد شاملو ، با اعلام این خبر افزود : طی پنج سال اخیر ، تا امروز چهار سنگ قبر تعویض کرده ام که هر کدام در فروردین ماه ( آغاز هر سال ) تخریب شده اند .

     

    وی در ادامه افزود : دو شب پیش که تخریب مختصری صورت گرفت ، نگهبان صحن امام زاده طاهر نسبت به این اتفاق اظهار بی اطلاعی کرده و قول داد در حد امکان از ادامه این مسئله جلوگیری کند ، اما متاسفانه تخریب دیشب عمیق تر بوده و تکه هایی از سنگ قبر نیز که امضای احمد شاملو بر آن منقوش بوده، مفقود شده است .

     

     

    دانشگاه، لگدمال دولت مهرورزي
    بررسي عملکرد دولت نهم در برخورد با دانشجويان از آبانماه تا 23 اسفند 84
    به نقل از "ادوار نیوز   

     گزارش نشريه دانشجويي واژه از برخوردهاي صورت گرفته با دانشگاه

     
    هنوز چندماهي از استقرار دولت احمدي نژاد نگذشته بود و هنوز انتصاباتدولت جديد به طور کامل انجام نگرفته بود که اندک اندک، طبق پيش بيني هايي که از قبل نيز مي شد، فشارها وارده از سوي حاکميت بر جنبش دانشجويي وارد فاز جديدي شد. هر چند در ابتداي روي کار آمدن دولت، قولي مبني بر آزادي دانشجويان زنداني داده شد، قولي که از ابتدا نيز تحقق ناپذير بودن آن مشخص بود و يك بار قرار بود در روز دانشجو تحقق پذيرد و بار ديگر عيد قربان. خلف وعده آزادي دانشجويان زنداني در 22 بهمن نيز تكرار شد تا خوش باوران نيز متقاعد شوند در انبان دولت جديد چيزي جز حبس و زجر و شكنجه يافت نمي شود‏، چه رسد به آزادي و مدارا!


    اما در آبان و آذرماه بود که احکام نسبتا سنگين زيادي چه از سوي قوه قضاييه و چه از سوي کميته هاي انضباطي دانشگاه ها بر عليه دانشجويان صادر شد. چندين نشريه دانشجويي نيز در اين ميان توقيف شدند و در راه ادامه کار انجمن اسلامي چند دانشگاه نيز از سوي مديريت انتصابي آن مشکلات زيادي ايجاد شد. در جزم شدن عزم حاكمان براي بستن فضاي دانشگاه ها همين بس كه آيت ا... مصباح يزدي كه بسياري وي را پدر معنوي دولت جديد مي دانند در ديدار دولتيان به صراحت خواستار اسلامي شدن دانشگاه ها شده و از وضع كنوني دانشگاه ها به شدت انتقاد كرده بود. وي در ديدارهاي خود تاكيد كرده است: «براي تغيير كتاب‌هاي دانشگاهي پروژه‌‌اي را تعريف كردند كه در پرتو آن علما كتاب ها را مورد بررسي قرار دهند و اشكالات آن را شناسايي كنند. بيش از ده سال وقت صرف شد ولي هنوز نتيجه‌اش مشخص نشده است. اساتيد هم بايستي مورد بازآموزي قرار گيرند.» جالب آن كه در كنار اين گونه اظهارات فردي كه اصلاح طلبان حكومتي وي را تئوريسين خشونت لقب داده بودند، موسوي خوئيني ها از نزديكان خاتمي و مديرمسئول روزنامه توقيف شده سلام در اظهارات مشابهي خواستار تصفيه انجمنهاي اسلامي و دفتر تحکيم وحدت از نيروهاي مخالف انديشه ديني مي شود. جالب آن كه حوادث 18 تير كوي دانشگاه تهران از اعتراضات دانشجويان به توقيف روزنامه سلام آغاز شده بود كه در همان دوران و پس از آن هيچ گونه حمايتي از دانشجويان از سوي خاتمي و خوئيني ها نشد. به گفته انجمن پلي تكنيك: « استبداد متصلب و خشن، نداي مخالف را بر نمي تابد و منفعت طلبان سياسي، جنبش دانشجويي مستقل و غير وابسته را. اقتدارگراياني که هيچ گاه جنبش دانشجويي مستقل، آرمانگرا و آزاديخواه را تحمل نکرده اند همراه با اصلاح طلبان درون حکومتي اي که نتوانسته اند در انتخابات اخير از جنبش دانشجويي باج گيري کنند به دو تيغه قيچي استبداد تبديل شده اند که مي خواهد حلقوم آزاديخواهان و عدالت خواهي را از هم بدرد.»


    تمامي اين شواهد حاكي از آن است كه جنبش دانشجويي دوران سخت، طاقت فرسايي و پرتلاطمي را در پيش رو دارد. در اين گزارش تلاش خواهيم كرد گوشه اي از هجمه عظيم و فشارهاي زيادي كه در فاصله فقط چند ماه، يعني از آبان ماه به اين سو بر دانشگاهيان وارد آمده است را مختصري شرح مي دهيم. اشاره به «گوشه اي» از مشكلات و بسنده كردن به «شرح مختصر» آن ها از آن روست كه اتفاقات پيش آمده و فشارهاي وارده از سوي حاكميت اقتدارگرا در همين مدت كوتاه چند ماهه از چنان حجم عظيمي برخوردار بوده است كه فرياد زدن همه آن چه بر دانشگاه و دانشجو رفته است دهاني به پهناي فلك مي خواهد و شرح مفصل تمامي ماوقع مثنويي مي شود به اندازه هفتاد من كاغذ...


    پلي تكنيك

    دانشجويان قديمي و فعلي دانشگاه اميركبير به لحاظ راديكال تر بودن نسبت به ساير دانشگاه ها حجم وسيع تري از برخوردها را به خود اختصاص دادند. علي افشاري كه پيش از اين به خاطر فعاليت هاي دانشجويي اش سال ها زندان، شكنجه و سلول انفرادي را تجربه كرده بود، به 6 سال زندان و 5 سال محروميت از حقوق اجتماعي محكوم شد و امير بلالي نيز 1 سال. مهدي حبيبي دبير سابق انجمن پلي تكنيك نيز پس از فارغ التحصيلي همچنان به دادگاه انقلاب تهران و اهواز احضار و مورد بازجويي قرار مي گيرد. لازم به ذكر است چندي پيش به جهت سابقه يك سال زندان مهدي حبيبي كه به اتهام اقدام عليه امنيت ملي اجرا شده بود از ادامه كار و فعاليت اقتصادي وي جلوگيري شد.
    دانشجويان پلي تكنيك در تريبون آزادي كه در اعتراض به جو شديد امنيتي دانشگاه و شكنجه اكبر گنجي ترتيب داده بودند به دخالت انتظامات در مورد نوع پوشش و آرايش دختران دانشجو سخن گفتند. صديقه بيگدلي از فعالين دانشجويي پلي تكنيك در اين تريبون گفت: « انتظامات و حراست دانشگاه چه حقي دارد تا به دختران اين دانشگاه اهانت كند؟!» مسئولين پيشين دانشگاه شب قبل از برنامه از متوليان برگزاري تريبون درخواست كرده بودند حرفي عليه رهايي، رئيس انتصابي پلي تكنيك، از سوي دانشجويان بيان نشود. عباس حكيم زاده ديگر سخنران اين تريبون در سخنان كوتاهي ضمن انتقاد شديد از انتصاب رهايي به رياست دانشگاه و يادآوري سابقه انتصاب سال ها پيش وي به اين سمت گفت: «مسئله امروز كشور استبدادي است كه دامان تمام اركان جامعه از جمله دانشگاه ها را گرفته است و حل مشكلات جز به رفع استبداد نيست.» پس از تريبون بود كه كميته انضباطي اين دانشجو را به يك ترم تعليق محكوم كرد. وي كه براي اطلاع از علت صدور حكم تعليق به كميته انضباطي مراجعه كرده بود، در مصاحبه اي با راديو فردا گفت: «آنجا برخورد بسيار بدي از سوي دو کارمند جزء با من و دوستانم شد برخوردها بسيار تحقير آميز بود و انگار ايشان بازجو هستند و ما در جايگاه مجرم نشستيم. ايشان به ما گفت حکمي آمده و شما حق اعتراض داريد. اگر مي خواهيد اعتراض کنيد، اعتراض کنيد و اگر نمي خواهيد، بفرماييد بيرون. ما گفتيم که بالاخره ما بايد مطلع شويم که عنوان شکايت چه بوده که بخواهيم دفاع کنيم، وي پس از کلي طفره رفتن عنوان اتهامي بنده را ماندن يك شب تا صبح در دانشگاه عنوان كرد.» حكيم زاده در ادامه افزود: «يک شب بنده به همراه دوستان در دفتر انجمن اسلامي داشتيم روي نشريه مان کار مي کرديم و آن شب کارمان طول کشيد، و چون کليد در را نداشتيم ناچار شديم تا صبح در انجمن بمانيم. چون نمي توانستيم انجمن را رها بکنيم و برويم. ». اين دانشجو در مصاحبه اي با راديو آلمان در همين رابطه گفت: « اين حكم نشان مي‌دهد كه به خاطر يك تخلف ناچيز به من تعليق داده‌اند. اين مسئله حكومت نظامى وحشتناكى را در دانشگاه به ذهن متبادر مي‌كند.» پس از مراجعات مكرر به مسئولين دانشگاه و يادآوري عدم تناسب عنوان شكايت و حكم صادره براي عباس حكيم زاده مسئولين عنوان ديگري را به اين پرونده افزودند كه آن توهين به رئيس سابق دانشكده رياضي، دكتر دهقان، بود. لازم به ذكر است اين مسئله نيز مربوط به 2 سال پيش مي شود و همان موقع با اعلام كتبي دكتر دهقان مبني بر عدم شكايت از اين دانشجو مهندس صراف، معاونت دانشجويي وقت، اين پرونده را مختومه كرده بود. در همين رابطه دفتر تحكيم وحدت در بيانيه خود تصريح كرد: « پرونده عباس حکيم زاده به دليل صرفنظر کردن، رييس دانشکده اش از شکايت خود دو سال پيش مختومه اعلام شده بود و مسولان جديد دانشگاه و کميته انضباطي براي برخورد با فعاليتهاي سياسي و اجتماعي عباس حکيم زاده پرونده هاي بدون شاکي را بهانه حکم انضباطي قرار داده اند.» خبرنامه گويا نيز در همين رابطه نوشت: «نشريه واژه چندي پيش اقدام به انتشار خبر ضرب و شتم دانشجويان توسط نادري، كارمند كميته انضباطي، كرده بود و به نظر مي رسد برخورد نامتعارف اين كميته با اين دانشجو بي ارتباط با اين قضيه و اعمال نفوذ نادري در اين پرونده نباشد.» لازم به ذكر است پس از اعتراض حكيم زاده، اين حكم به «توبيخ و درج در پرونده» تبديل شد ولي بلافاصله پس از آن احضاريه ديگري براي اين دانشجو از طرف كميته انضباطي ارسال شد و از وي خواسته شد در مورد برگزاري تريبون آزاد توضيح دهد كه پس از گذشت بيش از يك ماه هنوز حكمي در اين خصوص صادر نشده است. همچنين مدير مسئول نشريه واژه، نصرا... كشاورز، نيز چندي پيش در خصوص تريبون آزاد انجمن به كميته انضباطي احضار شد كه براي وي هم هنوز حكمي صادر نشده است. جالب آن كه طاهري، كارمند كميته انضباطي، در موقع احضار اين دانشجو از وي پرسيده بود شكايت عليه نادري، ديگر كارمند اين كميته، را چه كسي نوشته است و مدعي شده بود همچين شكايتي اصلا وجود ندارد كه نصرا... كشاورز در پاسخ گفته بود اين شكايت در حضور بنده تنظيم شده و خود من هم به عنوان شاهد پاي اين شكايت را امضا كرده ام. سپس كشاورز با بي ارتباط دانستن سخنان طاهري با مورد شكايت از وي خواسته بود صرفا به موارد شكايت اشاره كند و از سخنان حاشيه اي بپرهيزد. طاهري در پاسخ ادعا كرده بود كه مي خواهد كمي گپ دوستانه با نصرا... كشاورز داشته باشد كه اين دانشجو تصريح كرده بود فرصت گپ دوستانه زدن با وي را ندارد. در پايان طاهري ضمن يادآوري يك ترم مشروطي نصرا... كشاورز او را از فعاليت هاي دانشجويي بر حذر داشته بود كه كشاورز در پاسخ گفته اين مسئله به خود وي مربوط است. در همين راستا در ترم جاري در موقع ثبت نام، عليرغم اين كه هنوز هم هيچ حكمي براي نصرا... كشاورز نيامده است، اداره كل آموزش فايل وي را به دستور كميته انضباطي بسته بود و از ثبت نام وي جلوگيري به عمل آورد كه با پيگيري هاي فراوان در روزهاي پاياني ثبت نام فايل نامبرده باز و وي موفق به ثبت نام شد.


    لازم به ذكر است محسن سهرابي فعال ديگر دانشجويي پلي تكنيك به علت انتقاد از دكتر شاكري، معاونت دانشجويي سابق، در تريبون آزادي كه در خصوص انتخابات رياست جمهوري گذشته برگزار شد، نيز به يك ترم تعليق از تحصيل محكوم شده بود. محسن سهرابي ضمن اعتراض به حكم صادره خواستار تجديد نظر در حكم خود شده بود كه اين حكم در مرحله تجديد نظر نيز تاييد شده است. بدين ترتيب ترم جاري از ثبت نام و اخذ واحد اين دانشجو جلوگيري به عمل آمد. عابد توانچه نيز از سوي كميته انضباطي به يك ترم تعليق از تحصيل محكوم شد. آرمين سلماسي به علت انتقاد از آمبولانس سپاه در انتقال دانشجويي كه با گاز خودكشي كرده بود، تاكنون بارها به دادگاه انقلاب فراخوانده شده است. لازم به ذكر است ترم گذشته بسياري از دانشجويان، مخصوصا دانشجويان دختر، به علت نوع پوشش و آرايش به صورت فله اي به كميته انضباطي احضار شده و در آن جا مورد ارشاد قرار مي گرفتند و بعضا از ايشان تعهد كتبي نيز اخذ مي شد.


    دانشگاه تهران:
    پس از تلاش هاي طيف سنتي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران در جهت حذف طيف دموكراسي خواه اين انجمن از طريق اقدامات يك جانبه چون لغو عضويت و تعليق انجمن هايي كه در اختيار اين فراكسيون بودند (مديريت،علوم اجتماعي،هنرهاي زيبا ،زبانهاي خارجه،روانشناسي)، آن چه مايه بهت و حيرت دانشجويان اين دانشگاه شد و تا مدتي فضاي دانشگاه بزرگ تهران را تحت تاثير خود قرار داد انتصاب يك آخوند فاقد تحصيلات آكادميك‏، عميد زنجاني، به رياست اين دانشگاه بود. جمعي از دانشجويان دانشگاه تهران همزمان با برگزاري مراسم توديع و معارفه رئيس دانشگاه، در اعتراض به عزل رئيس دانشگاه و انتصاب رئيس جديد، در برابر محل برگزاري مراسم تجمع كرده و به سر دادن شعار پرداختند. در پايان اين مراسم يكي از دانشجويان به نشانه اعتراض عمامه عميد زنجاني را از سرش برداشت. عميد در پاسخ به اعتراضات گسترده دانشجويان و اساتيد دانشگاه تهران گفته بود:« هيچ دانشجويي به اين حركت راضي نبود و اين عمليات در واقع عملياتي شبه ن ظامي بود. اگر هوش و ذكاوت بسيج دانشجويي با ايجاد يك متري فاصله بين من و دانشجويان نبود؛ تعداد زيادي از دانشجويان معترض زير پاي ديگر دانشجويان خفه مي‌‏شدند. اگر بنا بود موافقان من اعلام نظر كنند، صداي مخالفان به گوش نمي‌‏رسد. مگر بايد هر كس به دانشگاه مي‌‏آيد، تحصيلات آكادميك داشته باشد؛ اينكه گفته شده مدرك دكتراي من معادل است، اين گونه شايعات براساس حسادت و رقابت بي‌‏خود بعضي از خودي‌‏ها انجام گرفته است.» پس از اين مراسم بود كه داوود دشتباني، دبير سياسي انجمن اين دانشگاه به اتهام اهانت به روحانيت به دادگاه احضار شد. در ادامه برخوردها با دانشجويان دانشگاه تهران مهدي شيرزاد، پيمان عارف، امير رعيت نظري و فريد هاشمي به اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني هر يك جداگانه به دادگاه احضار شدند. همچنين فريد هاشمي به علت عضويت در هيئت موسس «جامعه دمکراتيک دانشجويان» به کميته انضباطي نيز احضار شده بود. مهدي شيرزاد به تحمل دو سال حبس كه به مدت سه سال به حالت تعليق در خواهد آمد، محكوم شد. گزارش ها همچنين حاكي از دخالت مديريت دانشكده زبان هاي خارجي دانشگاه تهران در انتخابات انجمن اين دانشكده است. دانشجويان در حركتي اعتراضي جلوي كلاس درس رئيس دانشگاه تحصن كردند. چند روز پيش نيز دانشجويان دانشكده مديريت تجمعي در اعتراض به انتصابي بودن رئيس دانشگاه و نحوه برخورد با دانشجويان برگزار كردند.


    دانشگاه لرستان:
    داستان برخورد با دانشجويان دانشگاه خرم آباد شايد از همه غم انگيزتر باشد. در بيانيه اين انجمن آمده است: «در پي بهانه‌جويي‌ها و نزديك شدن به زمان انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه لرستان، ابتدا مسوولان به مخالفت با برگزاري انتخابات پرداختند آن هم با طرح اين ادعا كه اساسا چنين تشكلي وجود ندارد. پس از آن طي مذاكراتي كه با معاونت دانشجويي و مدير امور فرهنگي صورت گرفت مسوولان حاضر شدند كه با برگزاري انتخابات انجمن براي تشكيل شورايي موقت كه وظيفه‌ي آن هماهنگي امور دفتر با مسوولان بود موافقت كنند و طي اين مذاكرات معاونت دانشجويي هر گونه دخالت حراست و پرسنل انتظامات در انتخابات را نيز منتفي دانستند كه متاسفانه در پي انجام تبليغات انتخاباتي از سوي دفتر، تمامي سطح دانشگاه از وجود تراكت‌ها و پوسترهاي تبليغاتي به وسيله نيروهاي حراست پاك شد. با مشاهده‌ي اين حوادث مذاكراتي را با معاونت دانشجويي كه اين بار منكر موافقت با برگزاري انتخابات است آغاز كرديم كه نتيجه‌ي آن موافقت با انتخابات داخلي براي تعيين شوراي موقت شد و در پايان سيامك نادعلي، محمدجواد محمدي، سجادطرهاني، محمدجواد دردكشان و آرش خاندل به عنوان اعضاي اين شوراي موقت انتخاب شدند.» ولي در ادامه اين ماجرا كميته انضباطي اين دانشگاه سه تن از اين افراد به نام هاي آرش خاندل، محمد جواد درودکشان و سيامک نادعلي را به اتهام برگزاري انتخابات غيرقانوني به دو ترم تعليق از تحصيل محكوم كرده است. خاندل در مصاحبه با ايلنا در اين رابطه گفته: « پس از صدور حكم من و دو تن ديگر از اعضاي انجمن، ما از ورود به دانشگاه منع شديم و پس از اينكه در ترم گذشته از ورود ما به دانشگاه جلوگيري شد، چندي پيش در نامه‌‏اي به ما اعلام كردند كه حكم محروميت از تحصيل از ترم آينده آغاز خواهد شد و اين به معني آن است كه حكم دو ترم محروميت از تحصيل به سه ترم تبديل شده است. روز گذشته نيز از ورود ما به خوابگاه جلوگيري شد و مسوولان خوابگاه به ما اعلام كردند كه تنها چند ساعت فرصت داريم تا وسايلمان را جمع كنيم، آنها قصد دارند تا ما با عدم حضورمان در دانشگاه اين مساله را پيگيري نكنيم. ما اين مساله را از طريق وزارت علوم، تحقيقات و فناوري پيگيري كرده‌‏ايم ولي هنوز به طور مشخص هيچ پاسخي از سوي مسوولان وزارتخانه دريافت نكرده‌‏ايم.» لازم به ذكر است پس از صدور اين حكم قفل درب انجمن اين دانشگاه توسط مسئولين تعويض مي شود و تابلوي انجمن اسلامي پايين كشيده مي شود و اخيرا هم اعلام شد اموال انجمن به مكان نامعلومي انتقال داده شده است.


    دانشگاه شيراز:
    انجمن دانشگاه شيراز نيز تذكري را از رياست جديد تحويل گرفته است كه طبق آن يك ماه مهلت دارد تا اساسنامه اش را منطبق بر اساسنامه تشكل هاي اسلامي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي نمايد، در غير اين صورت از ادامه كار آن انجمن نيز جلوگيري مي شود.لازم به ذكر است سه تن از دانشجويان اين دانشگاه به نامهاي محمد مهدي احمدي ، نادر ديناري و روح الله زالي مقدم از اعضاي انجمن به کميته انضباطي دانشگاه احضار شدند.


    تربيت معلم:
    قريب سجادي عضو انجمن اين دانشگاه به اتهام اخلال در نظم، به حکم کميته انضباطي به يک ترم محروميت موقت از تحصيل محکوم گرديد.خبر ديگري از اين دانشگاه حاكي است حراست دانشگاه، در راستاي اعمال محدوديت هاي بيش تر و تحت نظر گرفتن رفتار و روابط دانشجويان، اقدام به نصب دوربين هاي مدار بسته ي متعددي در محيط دانشگاه نموده است. انجمن اسلامي در بيانيه اي در اين خصوص آورده است: «به مسئولين دلسوز و مومن دانشگاه که شايد دغدغه انحراف دانشجويان را دارند، اطمينان مي دهيم با توجه به اين که دولت محترم اسلامي در نظر دارد انقلاب فرهنگي دوم را (اين بار، عميق تر و عملي تر از پيش) در نظام آموزشي کشور و دانشگاه ها پياده کرده و علوم انساني را اسلامي و دانشگاه ها را به حوزه علميه تبديل کند و با اميد به اين که با همت کابينه محترم آقاي احمدي نژاد، در آينده اي نزديک، همه دانشجويان و اساتيد، مسلمان تر، مومن تر، مودب تر و ضد غرب و سرشار از اخلاق و معنويت خواهند شد، لذا جاي هيچ گونه نگراني نيست.»عباس شكوهمند محمد علي عبادي نيز از دانشجوياني بودند كه به جرم شركت در حوادث بهار 82 تهران به 6 ماه حبس تعزيري محكوم شدند كه چندي پيش اين حكم اجرا شد.


    دانشگاه اروميه:
    در دانشگاه اروميه تجمعي خودجوش در اعتراض به مشكلات صنفي و جداسازي جنسيتي اتوبوس‌‏هاي دانشگاه و وضع قانون جديد تردد به خوابگاه ها قبل از ساعت 20 و ديگر مشكلات صنفي اين دانشگاه صورت گرفته بود. همچنين در پي برگزاري كنسرت موسيقي از سوي انجمن اسلامي اين دانشگاه عده اي از بسيجيان با همكاري حراست دانشگاه، و عليرغم اين كه اين كنسرت داراي مجوز برگزاري بود، به اين مراسم حمله كرده، به ضرب و شتم اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان اقدام كردند و آلات موسيقي را شكستند و پس از آن نيز از سجاد نيكنام دبير انجمن به كميته انضباطي شكايت كردند. سجاد نيكنام به فاصله چند روز 4 مرتبه به كميته انضباطي احضار شده بود. لازم به ذكر است بر اساس خبرهاي رسيده بيش از 50 دانشجوي عضو انجمن اسلامي دانشجويان، شوراي صنفي و ساير دانشجويان در اين مدت به کميته انضباطي احضار شده اند.


    دانشگاه زنجان:
    نشريه دانشجويي قيزيل اوزن به مدير مسئولي ريحانه پورغني توقيف شد. همچنين چندي پيش نيروها امنيتي خانواده ريحانه پورغني را در خصوص دستگيري وي، تهديد كرده بودند كه در پي اين تهديدها وي به دادگاه انقلاب احضار و سپس دستگير شد. وي همچنان در بازداشت به سر مي برد. همچنين معرفت الله فضلي مدير مسئول نشريه دانشجويي زنگان و ياشار حکاک پور توسط نهادهاي امنيتي احضار و تهديد شده اند كه در پي آن ياشار حکاک پور پس از 29 روز بازداشت با قرار وثيقه 80 ميليون توماني از زندان آزاد شد. وي در طي اين مدت توسط تيم هاي مختلف مورد بازجويي قرار گرفته است. همچنين مجوز برگزاري مراسم 16 آذر نيز به انجمن اسلامي اين دانشگاه داده نشد.


    صنعتي اصفهان:
    در پي تغيير هيئت رئيسه دانشگاه و يک دست شدن آن، در اقدامي بي سابقه به دنبال شکايتي از واحد قرآن نهاد رهبري و بسيج از ماهنامه فرهنگي سياسي نسيم شمال در دانشگاه صنعتي اصفهان به خاطر چاپ مطالب و طنز نوشته ها و کاريکاتورهاي آقاي احمدي نژاد و انتشار مطالب مربوط به مسائل صنفي دانشجويان، اين نشريه محکوم به توقف فعاليت و 6 ماه محروميت براي محمد رضا قلمکاري، مدير مسئول ماهنامه شد.


    دانشگاه اصفهان و علوم پزشكي:
    محمد امين مهدوش عضو انجمن اسلامي و از نويسندگان نشريه دانشجويي معرفت به حکم کميته انضباطي به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. امين قلعه اي و احمد ميرزايي از ديگر اعضاي انجمن نيز به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شده اند. همچنين بدستور هيئت نظارت بر تشکلهاي دانشجويي ، انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه ممنوع الفعاليت شد. قابل ذكر است نشريات دانشجويي معرفت و باختر در اين دانشگاه لغو امتياز شدند.


    دانشگاه شهركرد:
    بهار امسال اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه شهركرد در پي مشكلاتي كه براي اين انجمن پيش آمده بود دست به تحصن در مقابل اتاق رياست اصلاح طلب اين دانشگاه زدند و پس از عدم توجه مسئولين به اين مسئله دست به اعتصاب غذا زدند. پس از چند روز اين دانشجويان در اثر اعتصاب غذا راهي بيمارستان شدند ولي پس از بازگشت از بيمارستان به اعتصاب غذا و تحصن خود ادامه دادند تا اين كه از سوي عده اي از كارمندان دانشگاه به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. لازم به ذكر است كليه اين اتفاقات در دوران دولت اصلاح طلب خاتمي به وقوع پيوسته است. باري، دانشجويان با شكايت از اين افراد خواستار رسيدگي قوه قضاييه به اين امر شده بودند. ولي اكنون پس از گذشت بيش از 6 ماه از اين قضيه و عدم رسيدگي به شكايت دانشجويان 5 عضو انجمن اسلامي به دادگستري احضار شده اند. اين احضار در پي شكايت مسئول دانشگاه از اين دانشجويان عنوان شده است. ولي رئيس دانشگاه شهركرد مي گويد: «من شخصا از اعضاي انجمن اسلامي شكايتي نكرده‌ام و اين درگيري بين تعدادي از پرسنل دانشگاه و اعضاي انجمن اسلامي بوده كه آغازكننده‌ي اين درگيري هم انجمن بوده است.» مهدي مكارمي از دانشجويان احضار شده به دادگاه به خبرنگار ايسنا گفته: «ما شكايتي از ضاربان تسليم دادگستري كرديم، اما انگار براي تحت فشار قرار دادن و جلب رضايت، از ما شكايت كرده‌اند.» همچنين از نمايش بسياري از فيلم هاي داراي مجوز وزارت ارشاد توسط انجمن از سوي رياست اين دانشگاه جلوگيري مي شود. توجيه رياست اين دانشگاه اين است كه برخي از فيلم ها يي كه از سوي وزارت ارشاد مجوز پخش را دريافت كرده اند از لحاظ محتوايي داراي اشكلاتي مي باشد كه اين اشكالات سبب بروز اشاعه فساد و رواج بي بند و باري و ..... در سطح دانشگاه مي گردد.


    دانشگاه گرگان:
    نشريه دانشجويي کاوش که از سوي دانشجويان دانشگاه کشاورزي گرگان منشر مي شد، به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويي، مجوزش باطل اعلام گرديد. همچنين نشريه دانشجويي اعتراض که از سوي دانشجويان همين دانشگاه منشر مي شد، به علت اعتراض به سيستم مديريت امور دانشجويي اين دانشگاه براي مدت يکسال توقيف گرديد.


    دانشگاه شهيد چمران اهواز:
    مديريت دانشگاه چمران اهواز اقدام به برگزاري انتخابات گزينشي و غيردموكراتيك شوراي مركزي انجمن كرده است. فراكسيون مدرن اين دانشگاه در بيانيه خود آورده است: «ردصلاحيت هاي گسترده ،‌ فاشيستي و جانبدارانه ي شوراي تحقيق سه نفره با يك عضو غير قانوني و يك عضو كنار گذاشته شده با سكوت سوال برانگيز هيات نظارت گره مي خورد و استقلال انجمن اسلامي با قدرت مي پيوندد.»


    تربيت معلم سبزوار:
    مصطفي صداقت جو و مهران کوشا، به علت اعتراض به بازداشت فعالين سنديکاي شرکت واحد اتوبوسراني تهران و انتشار و توزيع بيانيه دانشگاه تربيت معلم سبزوار توسط اداره اطلاعات اين شهر چندين بار احضار و دست آخر بازداشت و پس از چند ساعت بازجويي بطور موقت آزاد شدند.


    دانشگاه تبريز:
    حيدر زاهدي دانشجوي دانشگاه تبريز به اتهام شرکت در اجتماع غير قانوني و اقدام عليه امنيت کشور محاکمه شد. وي در دادگاه بدوي به دو سال حبس و اخراج از دانشگاه محکوم شده بود. همچنين حسين ميركريمي دانشجوي دانشگاه سهند تبريز به علت نوشتن مقاله انتقادي و نصب اين مقاله در بورد آزاد انجمن اين دانشگاه به يك ترم تعليق از تحصيل محكوم شده است.


    رازي كرمانشاه:
    فعاليتهاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه رازي کرمانشاه، به اتهام توهين و اهانت به برخي نهادهاي قانوني کشور با شکايت بسيج دانشجويي به حکم هيئت نظارت بر تشکلهاي دانشجويي اين دانشگاه، براي مدت 4 ماه ممنوع شد. اين حکم به مدت يکسال به حالت تعليق در آمد.


    دانشگاه يزد:
    در پرونده اي که براي انجمن جمهوري خواه دانشگاه يزد گشوده شده مرتضي برشجان، بهروز خالقي، نويد غلامي، عليرضا سلطاني‏، مصدق کشاورز و امير اسحاقي با اتهام شرکت در فعاليت تبليغيعليه نظام به دادگاه احضار شدند كه امير اسحاقي به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و تبليغ عليه نظام به 6 ماه حبس تعليقي محکوم گرديد. عليرضا سلطاني هم به سه ماه و يك روز حبس تعليقي از سوي شعبه سوم دادگاه انقلاب يزد محکوم شده است. اسحاقي در گفتگو با ادوارنيوز گفته است: « اين پرونده مربوط به دو سال پيش است که با تحريم انتخابات مجلس هفتم از سوي انجمن جمهوري خواه گشوده شد. که پيرو آن در خردادماه سال 83 بنده به همراه آقايان خالقي و غلامي دستگير و يک هفته را در بازداشت به سر برديم.»


    علامه طباطبايي:
    اكبر عطري دانشجوي سابق اين دانشگاه و از فعالان دانشجويي و سياسي از سوي دادگاه انقلاب زنجان غيابا به تحمل 4 ماه حبس تعزيري محکوم شده است. همچنين وي از سوي دادگاه انقلاب تهران به تحمل 5 سال حبس تعزيري نيز محکوم شده است.
    همچنين عبدالله مؤمني دبير سابق تشكيلات دفتر تحكيم وحدت از سوي دادگاه انقلاب به پنج سال حبس تعزيري، به مدت پنج سال تعليق و پنج سال محروميت از حقوق اجتماعي محكوم شد. در حكمي كه به مومني ابلاغ شده آمده است: «به اتهام اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني و تبليغ عليه نظام و انجام مصاحبه‌ها و سخنراني‌هايي عليه نظام به پنج سال حبس تعزيري محكوم مي شود. حبس مذكور براي مدت پنج سال معلق مي‌گردد.» فريد مدرسي نيز به 8 ماه حبس محكوم شده است. محمد رضا رحيمي راد به اتهام اهانت به رهبري به 6 ماه حبس تعليقي محکوم گرديده و اين در حالي است که وي در خصوص دو پرونده ديگر نيز در انتظار صدور راي دادگاه انقلاب به سر مي برد. محمد خاني دانشجوي رشته‌ي تعاون و رفاه اين دانشگاه، به اتهام شركت در تجمعي در مقابل دانشگاه تهران، ترغيب دانشجويان به تحصن در خوابگاه درباره انتخابات رياست جمهوري به تعليق از تحصيل محكوم شده است. عليرضا اردلان ديگر دانشجوي اين دانشگاه به اتهام اخلال در نظم عمومي به اخراج از خوابگاه محكوم شده است. شايان ذکر است که اين چندمين حکم صادره از طرف کميته انظباطي دانشگاه علامه بعد از روي کار آمد آيت اله شريعتي مدير روحاني دانشگاه علامه است كه در موارد قبلي با اعتراض شديد دانشجويان دانشگاه بعضا مجبور به عقب نشيني شد. قابل توجه اين كه برخوردهاي سركوبگرانه تنها دامان دانشجويان اين دانشگاه را نگرفته و به اساتيد هم سرايت كرده است. دكتر نمك دوست از اعضاي هيئت علمي اين دانشگاه چندي پيش به بهانه هاي واهي اخراج شد. دانشجويان دانشگاه علامه در اعتراض به اين حركت تجمع اعتراض آميزي در اين دانشگاه برگزار كردند و خواستار بازگشت دكتر نمك دوست شدند.


    شهيد رجايي:
    نشريه دانشجويي گزينه 11 به حکم هيئت نظارت بر نشريات دانشجويي دانشگاه رجايي تهران براي مدت سه ماه توقيف گرديد. مهدي امين زاده از دانشجويان قديمي اين دانشگاه و عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم كه در گذشته تحت بازداشت و شكنجه بوده است سال جاري پس از پذيرفته شدن در مقطع فوق ليسانس به خاطر سابقه فعاليت دانشجويي از ثبت نام وي جلوگيري شد.همچنين به دستور هيئت نظارت بر تشکلهاي دانشجويي ، انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه ممنوع الفعاليت شد.


    دانشگاه كاشان:
    انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشكي كاشان نيز از جمله تشكل هايي است كه به دستور هيئت نظارت از ادامه كار آن جلوگيري شده است. دفتر تحكيم در بيانيه خود ضمن اعتراض به اين گونه حركات آورده است: «حاکميت اقتدار گرا سرکوب دانشجويان را آنچنان در دستور کار خود قرار داده است که برخورد در کميته هاي انضباطي را کافي ندانسته و براي خاموش کردن صداي دانشجويان حتي رسانه ها را از رساندن صداي مظلومانه شان و انتشار اخبار برخوردهاي قضايي و امنيتي منع کرده است».


    شهيد باهنر كرمان:
    سعيد اردشيري، رضا دلايي ميلان و حسين خداياري دانشجويان دانشگاه باهنر کرمان به اتهام اقدام بر ضد امنيت کشور از طريق تحريک ديگران عليه نظام و اغتشاش، به ترتيب به يکسال حبس و متهمين رديف دوم و سوم هرکدام به پنج ماه حبس تعليقي محکوم شدند.


    صنعتي شريف:
    پرونده محمد مباشري دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف به اتهام اقدام عليه امنيت کشور از دادگاه عمومي استهبان به دادگاه انقلاب اين شهرستان ارجاع شد.


    دانشگاه گيلان:
    هيئت نظارت بر تشکلهاي دانشگاه علوم پزشکي گيلان به شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تذکر کتبي داده که مصالح نظام جمهوري اسلامي را مد نظر قرار دهد. در اين نامه همچنين روند در پيش گرفته شده توسط انجمن مورد انتقاد قرار گرفته است. همچنين آخرين شماره نشريه دانشجويي نويد نو كه وابسته به انجمن گيلان مي باشد موجب بروز فشارهاي فزاينده بر اين تشكل دانشجويي شده است. امام جمعه رشت طي سخناني به تهديد اعضاي انجمن اسلامي پرداخته و گفته است: «اگر آزادي اين است برادران بسيجي هم بايد آزاد باشند تا شما را از دانشگاه بيرون بيندازند». همزمان با اين سخنان، يکي از نشريات راست افراطي طي يادداشتي مطالب اين نشريه را «توهين و اهانت به اسلام، انقلاب و رهبري» دانست و خواستار برخورد قاطع مسئولان دانشگاه شد. گفتني است پرونده اي در خصوص اين نشريه در دادگستري گيلان تشكيل شده است كه شاكيان آن عموما نهادهاي امنيتي و حكومتي مي باشند. از سوي ديگر فشارهاي بيروني بر دانشگاه چنان است که گفته مي شود حتي حکم اخراج اين دانشجويان هم صادر شده است. نشريه انجمن اسلامي نيز توقيف شده است و پنج تن از دانشجويان به نام هاي علي رضا ميرزا بيگي، محسن سيدکاشي، احسان گسکري، مرتضي پرتويان، محمد فرضي زاده مشمول حکم هاي صادره از سوي کميته انضباطي خواهند شد، بدون آنکه هيچ جلسه اي از سوي کميته انضباطي براي شنيدن دفاعيات و سخنان دانشجويان تشکيل شده باشد. اما نکته جالب تر فشار نهادهاي بيروني و درون دانشگاهي بر دانشجويان، براي مسکوت نگاه داشتن اين قضيه است. به تمامي دانشجويان تذکر اکيد داده شده که اين خبرها در جايي درز پيدا نکند، زيرا «براي خود آن ها بد مي شود» و جلوي حل قضيه را مي گيرد.


    علوم پزشكي ايران:
    هيات نظارت از صدور مجوز برگزاري برنامه انجمن دانشگاه علوم پزشكي ايران به مناسبت 16 آذر، روز دانشجو، خودداري كرد. دانشجويان اين دانشگاه در اعتراض به عدم صدور مجوز براي برگزاري مراسم بزرگداشت روز دانشجو و مخالفت با دعوت چند فعال دانشجويي به اين دانشگاه، تجمعي اعتراض آميز برگزار كرد.


    دانشگاه مازندران:
    انجمن دانشگاه مازندران نيز از جمله انجمن هايي است كه در راه ادامه كار و برگزاري انتخابات آن از سوي مديريت جديد دانشگاه وقفه ايجاد شده است. البته ناگفته نماند اين انجمن بنا بوده كه انتخابات خود و انجمن دانشكده هايش را در بهار سال گذشته كه هنوز دولت اصلاحات بر سر كار بوده برگزار كند. ولي به گفته اين انجمن «هيات نظارت قبلي آنقدر انجمن اسلامي دانشگاه را معطل کرد که عملاً فرصت برگزاري انتخابات از موعد مقرر گذشت و انتخابات انجام نشد. برهمين اساس انجمن دانشگاه مجوز تعويق انتخابات و مشروعيت قانوني فعاليت هاي کليه ي انجمن هاي اسلامي دانشگاه مازندران تا تاريخ 30/8/84 را از هيات نظارت و رياست وقت دانشگاه گرفت، اما آقاي بابائيان رياست فعلي دانشگاه و اعضاي هيات نظارت جديد و کليه ي مشاوران و مطلعان با تفسيري ناموجه و ناصواب حق فعاليت را از انجمن سلب و آن را به اصلاح اساسنامه مشروط کردند.» وضعيت فعلي انجمن دانشگاه مازندران را مي توان از جمله آخرين فرصت سوزي هاي دولت خاتمي و ضربات اصلاح طلبان حكومتي به جنبش دانشجويي دانست. آن طور كه انجمن دانشگاه مازندرانمي گويد در جهت حل مشكل خود تمام راه ها را طي كرده است. از مذاكرده و گفت و گو و اصلاح اساسنامه و... گرفته تا تجمع و تحصن و اعتراض. اما هنوز از سوي مديريت جديد دانشگاه به اين نهاد و آن نهاد داخل دانشگاه پاس داده مي شود و گويي مسئولين جديد اين دانشگاه خيال ندارند سدي كه در مقابل فعاليت هاي اين نهاد دانشجويي ايجاد كرده اند را از سر راه بردارند.


    علم و صنعت:
    احمد فرجي از دانشجويان سابق اين دانشگاه به 3 سال حبس محكوم شد. در دانشگاه علم و صنعت مطالب نشريات قبل از چاپ بايستي به رويت مسئولين برسد و در صورت تاييد، به چاپ برسد. همچنين مسئولين اين دانشگاه نيز از صدور مجوز براي برگزاري مراسم در روز دانشجو خودداري كردند. به همين خاطر دانشجويان تجمعي اعتراضي در اين خصوص برگزار كردند.


    دانشگاه فردوسي مشهد:
    محمد مهدي بخارايي، دانشجوي اين دانشگاه که در زمينه حقوق بشر فعاليت مي کند، پس از احضار به وزارت اطلاعات به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و داخلي کشور به دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.


    دانشگاه آزاد:
    دانشگاه آزاد نيز از سيل تهاجمات و برخوردها در امان نبوده است. در مجموعه اين دانشگاه چنان جو خفقاني حاكم است كه بسياري از دانشجويان شهامت كوچكتري عمل اعتراضي را به خود نمي دهند. در صورت تضييع حقوق دانشجويان نيز تشكل و نهادي مستقل و دانشجويي در اين دانشگاه وجود ندارد كه از حق دانشجويان دفاع كند. نشريه دانشجويي تخته سياه و سخن تازه توقيف گرديد. همچنين دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب اعضاي هيئت موسس انجمن اسلامي اين واحد را براي تشکيل انجمن فاقد صلاحيت دانسته است. امير رضا اردلان دانشجوي دانشگاه آزاد شهرضا، به اتهام فعاليتهاي سياسي و همکاري با گروهاي غير قانوني و مخالف حکومت به دستور مسئول دانشجويي اداره اطلاعات شهرضا، نيروهاي امنيتي از ورود وي به دانشگاه و جلسه امتحان جلوگيري بعمل آوردند. نامبرده توسط نيروهاي ضد شورش نيروي انتظامي بازداشت و به اطلاعات ناجا منتقل و پس از ساعاتي آزاد گرديد.انتخابات تشكل هاي دانشجويي دانشگاه آزاد هم با دخالت و دست اندازي مديريت اين دانشگاه به صورت گزينشي انجام شد. سه نفر از دانشجويان معترض بازداشت شدند كه به دنبال پيگيرى ها، روز بعد آزاد شدند. اخيرا نيز 10 نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد شيراز به علت پيگيري مطالبات صنفي از دانشگاه حکم اخراج دريافت کرده اند.


    ...و در پايان:
    در مجموع از آبان ماه امسال به اين سو و به فاصله كمتر از 5 ماه از استقرار كامل دولت جديد، 15 مورد حكم زندان براي دانشجويان صادر شده است، در 55 مورد دانشجويان به نهادهاي امنيتي و قضايي احضار شده اند، 19 حكم تعليق از تحصيل براي ايشان از سوي كميته هاي انضباطي صادر شده، 11 حکم اخراج صادر شده است، در راه فعاليت هاي آزاد 20 انجمن هاي دانشجويي مانع ايجاد شده است، در 5 مورد به صورت جدي فعاليت هاي انجمن ها از سوي مديران دانشگاه ها متوقف شده است، 10 نشريه دانشجويي توقيف شده اند و صدها نفر از دانشجويان به دلايل گوناگون به كميته هاي انضباطي احضار شده اند. و اين نتيجه فقط 5 ماه مهروزي دولت جديد است با دانشجويان!

    تهيه و تنظيم: نشريه دانشجويي واژه، پلي تكنيك تهران 

     

     

    + نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

    بخش ابتدای این نوشتار پنج شنبه ی گذشته در این جا به ثبت رسید و اینک ادامه ی ماجرا:

    هر چند این دوگانگی ها یکی از عجیب ترین ویژگی های انسان ایرانی است اما از آن عجیب تر رفتار انسان ایرانی در برابر این تضاد است انسان ایرانی چنان رفتار می کند که گویی اصلا تناقض و تضادی در کار نیست و پاره ها ی مختلف افکار متضاد و ناچسب خود را که به مدد هیچ چسب و وصله ای به هم بند نمی شوند چنان با هم جفت و جور می کند که گویی همه ی آن ها اجزای یک کل و از ابتدا به هم پیوسته بوده اند و بلکه اصلا جدایی آن ها قابل تصور نیست. باری اگر به تناقض و تضاد دو ویژگی تظاهر و فرصت طلبی را نیز بیفزاییم خمیره ی آن معجون عجیب و موجود غریب که همان انسان ایرانی باشد کامل می شود.

    انسان ایرانی این توانایی را دارد که با هر چهره ا ی در صحنه بماند چون هدف او ماندن در صحنه است و مانند هنرپیشه ای که برای حضور در صحنه حاضر است هر نقشی را قبول کند او نیز حاضر است حتی در یک لحظه در نقش های متفاوت و متضادی ظاهر شود تا بتواند بماند. او حاضر نیست صحنه را خالی کند مبادا جانشینی برایش پیدا شود و لایق تر از او به نظر برسد. او باید به هر شکل ممکن در صحنه حاضر باشد چرا که اصل ماندن است و نوع نقش فرع برآن است و نتیجه و قضاوت دیگران چیزی است که اصلا مهم نیست.
    انسان ایرانی میتواند تظاهر به موافقت کند در حالی که مخالف است و می تواند از در دوستی در آید در حالی که به دشمنی می اندیشد. او می تواند با هر طرح و برنامه ای مخالفت کند و در عین حال همان طرح و برنامه را اجرا کند. او می تواند تظاهر به دانایی کند در حالی که نمی داند و می تواند تظاهر به پیروزی کند در حالی که شکست خورده است. او می تواند در برابر هر دستوری تظاهر به پیروی و اطاعت کند ولی در عمل از در سرپیچی و مخالفت بر آید. او از هر فرصتی برای مخالفت استفاده می کند بدون آن که معلوم باشد با چه چیزی سر موافقت دارد و به تعبیری "همواره می داند چه نمی خواهد اما هرگز معلوم نیست چه می خواهد" همواره از چیزی می گریزد اما ناخواسته و نادانسته به دام همان گرفتار می شود. همواره چهره ای از خود به نمایش می گذارد که نه خود آن را باور دارد و نه دیگران او را در آن چهره می پذیرند. همواره راهی را انتخاب می کند که دورترین راه و دشوارترین راه برای رسیدن به هدفی است که در ذهن دارد. همواره هدفی را برمی گزیند که رفتار و گفتارش نه تنها هرگز او را بدان هدف رهنمون نمی شوند که همواره از هدف دور می سازند.

    + نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

    به نقل از "ایران ما" 
     

    به نام انسان ، عدالت و حقيقت


    مردم ايران:

    انسان در جامعه خويش حق اظهار آزادانه عقيده و بيان ، حق نقد جامعه خويش و حق دخالت مستقيم در هر روندي را دارد كه به سرنوشت او مربوط باشد . اين حق ، حقي است ناشي از حركت تاريخي انسان و مناسبات ناشي از ورود او به ساختاري به نام جامعه .

    حاكمان همواره كوشيده اند حقوق تاريخي و اجتماعي حكومت شوندگان را، در آنجا كه مربوط به دخالت مستقيم در منافع و آينده شان مي شود كمرنگ و در نهايت حذف كنند، غافل از اينكه نيروي بازدارنده ي آنها در مقابل نيروي عظيم مادي تاريخ و جامعه ناپايدار و نابود شدني است .

    مردم ايران ؛

    خطري جدي و مهلك آرام آرام بر فضاي كشور هميشه در استبداد ما سايه مي افكند . خطر جنگ ، خطر تحريم ، خطر كشته شدن تعداد زيادي از مردم كشورمان ، خطر گرسنگي ، بي دارويي و مرگ نوزادان و كودكان ، خطر قرباني شدن هزاران هزار نفر از مردمي كه در زير تبليغات سنگين دروغين دو طرف متخاصم به درستي نمي دانند به چه دليل قرباني يك جنگ جديد هستند. سرزمين ايران ميرود كه در زير چكمه هاي سربازان حافظ منافع جنگ طلبان داخلي و جنگ افروزان خارجي لگدمال شود و خاكش با هزاران هزار بمب و موشك زير و رو گردد . رسانه هاي داخلي در موقعيت جديد بين المللي، كه كار به ضرب الاجل و شمارش معكوس رسيده است ، يا همچون گذشته (به دلخواه ويا به اجبار) مدح و ثناي حكومت را مي گويند و يا با سكوت خويش به منتظران بي قرار حمله خارجي تبديل شده اند . احزاب درون و برون حكومتي داخل كشور خاموشي گزيده اند و همگي از ترس قدرتي حيا دريده زبان در كام كشيده اند . امروز شرايط سياسي ايران به گونه اي است كه ما ناچاريم در جايگاهي فراتر از خود حرفهايي را مطرح كنيم كه مدت هاست عده اي خواهان طرح آن هستند .

    33 سال پيش از اين با اولين پرداخت مالي ، فرايند ساخت نيروگاه هسته اي بوشهر آغاز شد . اكنون 21 سال از شروع فعاليت هاي مخفي ، غير شفاف و غير علني حاكميت جمهوري اسلامي ايران در راه رسيدن به تكنولوژي هسته اي ، كه خود آنرا صلح آميز مي خواند و جامعه جهاني نگران توليد بمب هسته اي از آن است مي گذرد . در تمام طول هشت سال جنگ ويرانگر ايران و عراق يعني در زماني كه معاش روزانه دغدغه جدي مردم ايران بوده است و به دليل سرازير شدن بودجه كشور براي تامين ادوات جنگي و ساير هزينه هاي نظامي انواع و اقسام كمبودها و محدوديت ها بر مردم تحميل ميشد و نيز در زماني كه فشار خرد كننده ناشي از اجراي برنامه هاي صندوق بين المللي پول در دولت به اصطلاح سازندگي تمام آسايش ، رفاه و امنيت اقتصادي و مادي مردم ايران را بر باد داده بود آن هنگامي كه رانت خواران و سرمايه داران پرورده ي حكومت ، چاقتر و فربه تر مي شدند و فقراي جامعه بيشتر و بي چيزتر ميگرديدند، ده ها ميليارد دلار سرمايه مردم اين مملكت بدون هيچ گونه رديف بودجه و نظارتي از طرف مردم صرف رسيدن به نيت هاي هسته اي اقليت تصميم گيرنده در كشور شده است . اين سرمايه عظيم كه بي شك قيمت زندگي انساني صدها هزار نفر انسان در كشور ما بوده است، صرف باجهاي كلان سياسي و بين المللي، خريد تجهيزات صنعتي، تهيه مواد و وسايل نامشخص از شبكه هاي قاچاق تجهيزات هسته اي و مخارج زندگي و دستمزد ماهيانه هزاران متخصص و كارگر خارجي در ايران و هزينه هاي سرسام آور حفاظت از تاسيسات اتمي و مسائل نظامي ناشي از آن شده است. مسئله اي كه مردم ايران هرگز در جريان «تصميم گيري» و حتي «وجود» آن نبوده اند و با پنهان كاري حاكميت و به قيمت حذف ده ها ميليارد دلار از بودجه عمراني، رفاهي و آموزشي كشور به وجود آمده است، در يك نيرنگ سياسي و تبليغاتي مي رود كه به يك «مسئله ي ملي» و«حق مسلم» تبديل شود!

    رسانه هاي انحصاري حكومت با تمام قوا مي كوشند انرژي هسته اي را چنان فناوري بي نظيري جلوه دهد كه آينده كشور بدون آن تيره و تار است و در عين حال تمام دنيا براي جلوگيري از دسترسي ايران به آن با يكديگر متحد شده اند. وقاحت تا حدي است كه مي خواهند فراموش كنيم مردم ايران يعني كساني كه تمامي اين تاسيسات با پول آنها ساخته شده است ، آخرين كساني بودند كه از ماجرا با خبر شدند ، حكام جمهوري اسلامي خود را نماينده و خدمتگزار مردم معرفي مي كنند . اما در عمل ، آنقدر مردم را نامحرم مي دانند كه هميشه ماجراهايي از اين دست بايد ابتدا در خارج از ايران برملا شود و كوس رسوايي آن زده شود و آنگاه مردم خود ايران از زبان سرويس هاي جاسوسي بيگانه و رسانه هاي جمعي دنيا و سازمانها و نهادهاي بين امللي باخبر شوند كه در سرزمين آنها و با پول آنها چه فعل و انفعالاتي صورت گرفته است . در اين مورد مهم وقتي در خارج از ايران و غير ايرانيها همه از فعاليتهاي مخفي اتمي ايران آگاه شدند تازه آن زمان بود كه حاكميت ايران تصميم گرفت با اكراه ، گوشه اي از اين فعاليت ها را آن هم فقط و فقط به دليل نياز به «ملي سازي» اين مسئله را با مردم ايران در ميان گذارد.

    در حال حاضر همچون گذشته، مردم ايران در نبود رسانه هاي آزاد، مستقل و غير حكومتي در زير بمباران تبليغاتي تلويزيون ، راديو ، روزنامه ها ، منابر و مساجد حكومت قرار دارند، بدون آنكه واقعا بدانند «براي چه» و«براي كه» به عنوان قرباني به مخمصه اي بزرگ كشيده مي شوند. فعالان سياسي در فضاي ارعابي كه فرماندهان سپاه و نيروهاي امنيتي به وجود آورده اند و پيشاپيش اعلام كرده اند «زبان هايي را كه در صدد نقد برنامه ي هسته اي حاكميت باشند خواهند بريد»، از زير بار مسئوليت اجتماعي و تعهد جمعي خود شانه خالي كرده اند و مردم را در بي خبري و سردرگمي رها كرده اند. دولت ايران با تنظيم بودجه خود بر پايه نفت 38 دلاري و براي دسترسي بيشتر به منابع مالي سريع الوصول ، تورم بيش از 34% را به جان خريده است و اين در حالي است كه اين تصميمات مي تواند اقتصاد كشور را به يك بحران شديد وطولاني سوق دهد. دولت با تبديل ذخاير ارزي خود به ارزهاي معدود كشورهاي به اصطلاح دوست با تنظيم بودجه كاملا نظامي به استقبال تحريم و جنگ رفته است . مقامات تصميم گيرنده مسائل امنيتي و هسته اي درحكومت به وضوح از الگوبرداري از رژيم و تاكتيكهاي هسته اي كره شمالي سخن مي گويند.

    كار به جايي كشيده است كه فرستادگان آن دشمني كه حاكميت جمهوري اسلامي ايران 28 سال تمام از آغاز شكل گيري خود تمام مشكلات را به آن نسبت مي داد و سالها از تريبون هاي رسمي شعار مرگ بر آمريكا، سر داده مي شد و هر دگرانديش و ناراضي سياسي داخلي به جيره خواري آن دشمن متهم مي گرديد، اكنون در مقابل مقامات جمهوري اسلامي در پشت ميز مذاكره نشسته است و دو طرف به يكديگر لبخندهاي ديپلماتيك تحويل مي دهند. گويي كه تابوهاي خودساخته و حريم هاي ممنوعه به دست كاهنان آن در هم شكسته مي شود.

    صاحبان قدرت و طرفين مذاكره بر سر منافع ، زندگي و آينده ي هفتاد ميليون ايراني به مذاكراتي غير علني و غير شفاف پرداخته اند. مذاكراتي كه به دليل نبود نمايندگان واقعي مردم و نبود طرف مذاكره اي با صلاحيت و داراي پرونده موجه بين المللي در زمينه ي مسائل انساني و جهاني از نظر ما كاملا غير قانوني است .

    « انرژي هسته اي حق مسلم ماست»

    اين شعاري است كه حكومت به شدت براي جا انداختن آن در جامعه مي كوشد. حاكميت يا فراموش كرده است و يا خود را به فراموشي زده است، كه پيش از آنكه انرژي هسته اي حق مسلم ما باشد، اين مردم حقوق مسلم ابتدايي تر و مهم تري هم دارند كه همه آنها از آنان سلب شده است. حق آزادي عقيده و بيان، حق دخالت مستقيم و اساسي در تعيين سرنوشت خود، برابري بي چون و چراي حقوقي و انساني زن و مرد در جامعه و خانواده، حق تامين آموزش، درمان و بهداشت رايگان و عمومي توسط حكومت كنندگان، حق برابري اجتماعي تمام انسان ها از هر نژاد، جنس و با هرعقيده، حق تشكيل تشكل هاي غير دولتي و سنديكا هاي صنفي و بسياري حقوق ديگر و نيز حق اطلاع داشتن و نظارت كردن به طرح هايي مانند انرژي هسته اي كه با پول او اجرا مي شوند. اولويت تحقق اين حقوق را چه كسي معين مي كند؟ مردم يا حاكميت؟ اساسا آيا حاكميتي كه به خود اجازه مي دهد به صورت قهري به تعيين اولويت هاي حقوق مردم بپردازد به حقوقي كه در بالا ذكر شد معتقد و ملزم است؟

    سوال ديگر ما اينجاست كه خودكفايي در زمينه توليد بنزين‌ ، تكنولوژي بهسازي و نوسازي صنايع فرسوده ايران همچون صنعت نفت و صنعت نساجي، متدهاي جديد شهرسازي و مقاوم سازي، در كشور زلزله خيز ما، فناوري مربوط به توليد ماشين آلات و متدهاي حفاري در كشور كوهستاني و صاحب منابع فراوان زيرزميني و معدني ايران، فناوري ساخت و تعمير هواپيما در كشوري كه صنعت هواپيمايي آن هر از گاهي فاجعه اي متاثر كننده را در كارنامه خود ثبت مي كند و ده ها و صدها مورد ديگر از نيازهاي اساسي تكنولوژيكي كشور ضروري ترند يا انرژي هسته اي؟ آيا كشوري كه هنوز سوزن و پارچه ‌ي مصرفي خود را از خارج وارد مي كند، هيچ نوع فعاليت ديگري كه انجام آن بر صنايع هسته اي مقدم باشد ندارد؟ منطق انتخاب كنندگان تكنولوژي هسته اي با اين هزينه گزاف و غير متعارف چه بوده است ؟

    كشورهاي پيشرفته صنعتي با وجود نبود هيچگونه مانع فني، اقتصادي و سياسي بر سر راه بسط و گسترش نيروگاه هاي هسته اي از اين امر اجتناب مي ورزند و در حالي كه شديدا به دنبال انرژي هاي نوين و پاك هستند همچنان قسمت عمده اي از سوخت نيروگاه هاي خود را از سوخت هاي فسيلي تامين مي كنند. مشكلات لاينحل زيست محيطي و اقتصادي كه دفع و نگهداري زباله هاي هسته اي، با دوام چند هزار ساله ي اثرات كشنده اش و خطرات جدي اي كه از نشت و پخش اين مواد متوجه طبيعت و انسان هاست و نيز مخالفت گسترده مردم، احزاب سبز و فعالان محيط زيست، با گسترش اين تكنولوژي زيان‌آور، سبب گرديده است در كشورهاي صاحب اين تكنولوژي كه بر خلاف آمريكا،كره شمالي و اسرائيل، اهداف جنگي بر آنها غالب نيست، انرژي هسته اي از برنامه هاي دراز مدت توسعه ي آنها خارج شود.اين همه تلاش و اين همه هزينه و اصرار بر گسترش نامحدود اين صنعت در ايران واقعا چه توجيهي مي تواند داشته باشد ؟ اگر مسئله واقعا مسائل تحقيقاتي و پزشكي است ، كه كارشناسان علمي اذعان مي كنند يك راكتور تحقيقاتي كوچك با سرمايه گذاري محدودد هم كفايت اين مسئله را مي كند. حاكميت جمهوري اسلامي بايد در اين مورد صريح و روشن با مردم ايران و مردم جهان سخن بگويد تا بسياري از مسائل روشن شود .

    مناقشه ي هسته اي موجود، اما از دلايل اساسي، مهم و پنهاني ديگري نيز سرچشمه مي گيرد. سرمايه داري جهاني كه از دهه ي هفتاد ميلادي با كشيدن كمربند سبز قصد مقابله با بلوك شوروي را داشت، با پروبال دادن به «اسلام سياسي» در منطقه مستعد خاورميانه قصد تحريف و تغيير مسير جنبش هاي مردمي منطقه همچون قيام 1357 ايران را داشت. اما تقويت وسيع و گسترده ي اين اسلام سياسي با فروپاشي بلوك شوروي همزمان شد و ناگهان اسلام سياسي كه ضرورت قبلي آن از ميان رفته بود، خود به صورت عاملي مخل نظام سلطه ي جهاني در آمد. از نظر منافع سرمايه داري جهاني اكنون ديگر اسلام سياسي موضوعيت خود را در منطقه از دست داده است و با گذشت دوراني كوتاه از موفقيت هاي نظام سرمايه داري، با آغاز ركود اقتصادي عظيم كشورهاي متروپل و در سايه ي ميليتاريزه شدن مجدد امپرياليسم جهاني در قالب روي كار آمدن جورج بوش در ايالات متحده ي آمريكا و ضرورت انكشاف بازارهاي جديد مصرف، به دست آوردن نيروي كار ارزان قيمت و منابع انرژي وسيع، اكنون دولت آمريكا به نمايندگي از بزرگترين تجمع سرمايه داري مالي قصد تغيير نقشه سياسي خاورميانه را دارد. در مورد ايران جدالي سنگين در گرفته است. در يك طرف جمهوري اسلامي با هدف ابقاي خود در صحنه داخلي و تحميل خود به نظام جهاني حضور دارد و در طرف ديگر آمريكاست كه با قصد تحميل يك دولت سرمايه داري متعارف و مطلوب «سرمايه» بر ايران، قرار گرفته است سهم مردم فقط پرداخت هزينه هاي اين جنگ منافع است و ادعاهاي متفاوتي كه طرفين اين كشمكش در خصوص مسئله ي هسته اي ايران دارند تنها ابزاري براي آغاز اين كشمكش فيزيكي و نهايي مي باشد. دعوا بر سر منافع مادي دو گروه صاحب سرمايه است، يكي براي حفظ منافع خود مي جنگد و ديگري براي گسترش منافعش.

    اين لشگر كشي سرمايه داري اما وجهه ي عوام پسندي هم لازم دارد بنابر اين آمريكا كه خود صاحب سياه ترين پرونده ي حقوق بشر در بين دولت هاي جهان است، مدتي است با پرچم «دموكراسي» و«حقوق بشر» به چهارگوشه دنيا لشگر مي كشد و در هر كشور بعد از مرگ ده ها هزار انسان بي گناه در جنگي كه به راه مي اندازد، با استقرار يك دولت دست نشانده و چپاول ثروت‌هاي ملي اين كشور اعلام مي كند براي حفظ و حراست از اين نهال آزادي ، حقوق بشر و دموكراسي اي كه كاشته است، ارتش خود را تا سالهاي متمادي، از اين كشورها خارج نخواهد كرد.

    دو ناقض حقوق بشر براي حيات خود و منافع اقتصاديشان و انحراف افكار عمومي از اوضاع داخلي خود، به جنگ يكديگر مي روند. اولي به كار خود رنگ و بوي ملي و الهي مي دهد و دومي پرچم آزادي و حقوق بشر و دفاع از جهان را علم مي كند .

    دولتي كه با دخالت و حمايت از مرگ و كشتار هزاران هزار انسان آزاديخواه در آمريكاي لاتين ، آسيا و آفريقا به دست عوامل دست نشانده اي چون نگودين ديم، باتيستا، آدولا، پينوشه، سوموزا، فرديناند ماركوس‌، سوهارتو، محمد رضا پهلوي، صدام ‌ و دهها مزدور و سرسپرده ريز و درشت امپرياليزم، به كشتار آزادي و ذبح حقوق بشر در زمين پرداخت و حسابدار بزرگترين تل هاي نعش مردم بي گناه در تاريخ است، آمريكايي كه اولين و تنها استفاده كننده ي از سلاح هسته اي بر عليه مردم بي دفاع در جهان است و جنايتي كه در هيروشيما و ناكازاكي توسط نيروهاي آمريكايي با بمب اتمي به وقوع پيوست تا ابد علامت سوال جدي اي در مقابل ادعاي آزادي خواهي و حمايت از گسترش حقوق بشر توسط آمريكا خواهد بود، آمريكايي كه داغ ننگ سلاخي زنان، كودكان و مردم به وحشيانه ترين و گسترده ترين حالت ممكن، توسط ارتشش، در ويتنام هنوز در صورتش تازگي دارد، براي گسترش دموكراسي و ترويج حقوق بشر به يوگوسلاوي،عراق و افغانستان حمله ي نظامي مي كند.

    قتل و غارت، تجاوز، كمبود مواد غذايي و دارويي، گرسنگي مردم، جان باختن كودكان و پايمال شدن حقوق اوليه بشري در اين كشور هاي اشغال شده، به بهانه ي، وجود شرايط اضطراري جنگي كه خود آمريكايي ها مسبب آن بوده اند معيار سنجش درستي ادعاي آمريكايي هاست.

    آدم ربايي و ترور مخالفان سياسي در كشورهاي مختلف جهان، ساخت و گسترش زندان هاي مخفي و شكنجه زندانيان در اين زندانها، دخالت و سرنگوني نظام هاي مستقل مردمي و مخالف برنامه هاي آمريكا همچون دولت هاي قانوني، دموكراتيك و مردمي لومومبا در كونگو ، آلنده در شيلي و ... ، حمايت از نسل كشي ارتش اسرائيل در فلسطين، حمايت از رژيم هاي نقض كننده حقوق بشر اما داراي روابط تجاري و سياسي نزديك با آمريكا همچون عربستان سعودي، پاكستان، تركيه، اردن، اسرائيل و در ايران به اعتراف مادلين آلبرايت وزير امور خارجه دولت كلينتون، برنامه ريزي و حمايت كامل از كودتاي سياه 28 مرداد 1332 و ايجاد جو خفقان و سركوب حاصل از كودتا، تنها گوشه هايي از فعاليت هاي آمريكا در زمينه استقرار حقوق بشر و بسط دموكراسي در جهان بوده است .


    ما به، مردم ايران، فعالان سياسي – اجتماعي ، فعالان دانشجويي،كارگري و زنان و ... هشدار مي دهيم كه اكنون كشور در سراشيب ورود به گرداب جنگ و خشونت قرار گرفته است و احتمالات آينده، بر حسب نوع برخورد و موضع نيروهاي اجتماعي، بيرون از حالات زير نخواهد بود:

    1 – حمله خارجي :

    تجربه يوگوسلاوي، عراق و افغانستان نشان داده است، نتيجه حمله نظامي خارجي به يك كشور، در مرحله اول تلفات سنگين جاني و كشتار مردم بي دفاع و در مراحل بعدي نابودي كليه زيرساخت هاي عمراني، اقتصادي و نيز تسلط جو ناامني و خشونت، ترور، آدم ربايي، قتل ، غارت ، تجاوز و در مرحله اي عميق تر، فروپاشي ريشه اي سازوكارهاي اجتماعي خواهد بود. تا مدت ها به جاي قوانين دموكراتيك، قوانين خشك نظامي و به جاي قوه منطق ، قوه قهريه بر جامعه حاكم خواهد بود و اقتصاد و سياست و اجتماع تا مدتهاي مديد تحت وابستگي بي چون و چراي حاكميت آمريكا در خواهد آمد .

    2 – تحريم اقتصادي‌ ؛

    تجربه ي تاريخي موجود نشان داده است كه قربانيان تحريم هاي اقتصادي و سياسي، نه حاكميت ها، كه مردم هستند. در فضاي تحريم، عزم به سركوب كامل و خشكاندن هرگونه اعتراض به منتهي اليه خود خواهد رسيد. به جاي آزادي به مردم گرسنگي ، بيماري و رنج هديه داده مي شود. هرچه فشار خارجي بر حاكميت افزايش يابد فشار حاكميت بر مردم نيز افزايش خواهد يافت. تمام پرده هاي حيا دريده خواهد شد و به جاي زبان سرنيزه ها با مردم سخن خواهند گفت و مناسبات انساني از هم خواهد پاشيد .

    3 – توافق اجباري:

    براي ما مسلم و روشن است كه منافع و آينده اين دو سيستم مادي هيچگونه امكاني را براي توافق كامل باقي نخواهد گذاشت. مسئله بر سر بازار مصرف، منابع زيرزميني، نيروي انساني ارزان قيمت و حيات اقتصادي دو تفكر متضاد است. مذاكراتي غير علني و غير شفاف صورت خواهد گرفت كه به دليل آنكه نمايندگان واقعي مردم در آن حضور ندارند وعاقبت آن چيزي جز بر باد رفتن كل هستي مردم ايران به قيمت بقاي بيشتر يك تفكر نخواهد بود، از پايه و اساس نامشروع ، غير قانوني و غير قابل پذيرش است .


    فضاي سياسي جامعه ايران اكنون در سكون و خاموشي قرار دارد . اين فضا ناشي از بي اطلاعي، پنهان كاري، فضاي بسته رسانه اي و از همه مهم تر بي عملي و بي مسئوليتي به اصطلاح روشنفكران و فعالان و احزاب سياسي است.

    روشنفكران ايراني به دليل آنكه اكثرا افكارشان از طبقات پايين جامعه نجوشيده به جاي شناسايي دغدغه ها در جامعه خود، افكار روشنفكران جوامع ديگر را، از بالا به پائين جامعه تزريق مي كنند و قادر به صحبت كردن به زبان مردم نيستند، بنابراين نمي توانند با افكار غير ملموس توده هاي مردم را به حركت در آورند و تحول مثبتي را در جامعه شكل دهند. اينان به سهم خود، در غفلت ، ناآگاهي و بي كنشي جامعه مقصرند.

    احزاب و گروه هاي سياسي داخلي هم، در نبود آزادي هاي سياسي و اجتماعي و احزاب مردمي واقعي در ايران، به دليل ارعاب حاكميت و يا بر اساس منافع مادي حقيري كه مبتني بر فرصت طلبي است با استفاده از تريبون ها و امكانات مادي وسيعشان بي عملي را بر خود و بر جامعه تحميل كرده اند. اينان بايد بدانند كه نتيجه سكون و سكوت، پذيرش و انتخاب ضمني يكي از سه وضعيت بالاست.

    در پايان لازم مي دانيم نكات زير، را متذكر شويم :

    1: اين دعوا، دعواي مردم ايران نيست بلكه جدالي است بر سر تعيين حاكميت در ايران. بنابراين مردم در اين ميان نبايد سرباز جان بر كف و پادوي هيچ كدام از طرفين باشند . مردم بايد زماني به ميدان بيايند كه جنگ بر سر منافع و آرمانهايشان باشد .

    2: انرژي هسته اي تنها يك بهانه و ابزار براي جنگ منافع است ، بنابراين علاوه بر اينكه ما فقط خواهان توقف فعاليت هاي هسنه اي در ايران نيستيم، بلكه خواهان غير اتمي شدن جهان و محو كليه سلاح هاي كشتارجمعي در همه ي كشورها از جمله كشورهاي آمريكا ، روسيه ، چين ، اسرائيل و ... مي باشيم و از تحقيقات براي دست يابي به انواع سالم انرژي و استفاده از انرژي هاي پاك، با كمترين آلودگي زيست محيطي به عنوان جايگزين فناوري هسته اي دفاع مي كنيم.

    3: هر گونه حمله يا تحريم اقتصادي در تضاد آشكار با منافع كوتاه و بلند مدت مردم ايران است و مورد مخالفت صريح مردم ما با كساني است كه به چنين تعرض هايي اقدام ورزند. در اين ميان ما مشخصا نسبت به دخالت و نقش خودسرانه و خود محورانه ي آمريكا، نفرت و انزجار خود را اعلام مي داريم .

    4: حل بحران هاي پيش روي جامعه ايران فقط در پوشش يك حاكميت مردمي و دموكراتيك ممكن است ، حكومتي كه در آن حكومت شوندگان به طور جدي و واقعي توانايي و امنيت تحميل اراده ي جمعي خود را بر حكومت كنندگان داشته باشند. منشا چنين تحولي هرگز نمي تواند خارجي باشد. تحول اصيل اجتماعي چيزي نيست كه از خارج و از بالا به جامعه تزريق شود، تحول سالم و اصيل بر مبناي حركت خود جامعه و بنابراين از درون و از پايين به بالاي جامعه تحقق مي يابد. اگر قرار است در اين ميان الگويي گرفته شود اين الگو نه از دولت ها و روشنفكران خارجي، بلكه بايد از مبارزات خودجوش و آگاهانه مردم ساير كشورها باشد ، حركاتي مانند قيام دانشجويان ، جوانان و كارگران فرانسه .

    مردم همه كشورها لايق دنيايي بهتر و زيباتر از دنياي بحراني حاضر هستند. بايد براي اين دنياي بهتر تلاش كرد و در حركت بود چرا كه مردمي كه خود به حال خويش فكري نكنند، ديگران براي آنها تصميم خواهند گرفت.

    نويسندگان:

    سعيد حبيبي،ياشار قاجار،مجيد اشرف نژاد،مرتضي اصلاحچي،بهروز کريمي زاده،عابد توانچه

     

    گفتگوی صدای آلمان با عبدالصمد خرمشاهى وكيل پرونده فاطمه حقيقت‌پژوه

     

    خطر اعدام فاطمه حقيقت‌پژوه، زنى كه از بيش از چهار سال پيش به اتهام قتل همسرش در زندان بسر مى‌برد، موجب نگرانى بسيارى از فعالان حقوق زنان در ايران و ساير كشورهاى جهان گرديده است. اين متهم مى‌گويد كه در دفاع از دختر خود، كه همسرش قصد تجاوز به وى را داشته، دست به اين اقدام زده است. در دو سال پيش، زمانى كه رأى دادگاه مبنى بر حكم اعدام وى اعلام شد، سازمان عفو بين‌الملل نيز با انتشار بيانيه خواستار تجديد نظر در اين حكم گرديد. حال گفته مى‌شود كه با تأييد مجدد حكم، خطر اعدام فاطمه حقيقت پژوه نزديك شده است. گفتگويی با آقاى عبدالصمد خرمشاهى وكيل مدافع حقيقيت‌پژوه:

    دویچه‌وله: آقاى خرمشاهى، حکم اعدام خانم فاطمه حقیقت پژوه از طرف دیوان عالی کشور مورد تایید مجدد قرار گرفته است. این خبر را شما نیز تایید می‌کنید؟

    خرمشاهی: باید بگویم، رسما به من اعلام نشده و منهم شنیده‌ام که در مراحل نهایی ظاهرا شعبه تشخیص دیوان حکم اولیه را تایید کرده است.

    دویچه‌وله: آیا به نظر شما هنوز امکان بررسی مجدد برای این پرونده وجود دارد یا نه؟

    خرمشاهی: براساس قوانین موجود بهرحال این امکان هست و این امکان را قانونگذار داده است که متهم بتواند اعتراض بکند و حتا اگر اعتراض متهم در شعبه تشخیص رد شده باشد، مواردی هست که ریاست محترم قوه قضاییه می‌توانند از اختیاراتی که دارند استفاده بکنند و دستور توقف اجرای حکم را بدهند و مجددا به پرونده رسیدگی بشود و اگر مواردی بوده که مجهول مانده یا دقت کافی نشده بوده است و یا به مواردی که فرضا به ادعاهای متهم یا وکیل وی توجه نشده است، مجددا بررسی بشود و دقت بکنند. بنابراین، ملاحظه می‌فرمایید که هنوز همه راهها به بن‌بست نرسیده و هنوز امکان تجدید نظر در حکم وجود دارد.

    دویچه‌وله: آیا در اینمدت این امکان وجود داشته است که در رابطه با گرفتن رضایت خانواده ی مقتول اقداماتی انجام بگیرد؟

    خرمشاهی: خانم حقیقت پژوه از سال ۱۳۸۰، یعنی از تاریخ مردادماه ۱۳۸۰ بازداشت شده‌اند. بنابراین حدود ۴ سال و اندکی‌ست که در زندان هستند. در طی اینمدتی که ایشان در زندان بوده‌اند تلاشهایی صورت گرفته از طریق افراد مختلف که از ولی دم که مادر مقتول هست اخذ رضایت بشود. خوب، بهرحال صحبت‌هایی بوده است، اما متاسفانه تا این تاریخ خانواده‌ی موکل من نتوانسته‌اند رضایت اولیا دم را جلب بکنند. و باید بگویم که هنوز ما مایوس نیستیم و در کنار اقدامات قانونی که برای نجات خانم حقیقت پژوه انجام می‌دهیم، به موازات آنهم به شیوه‌ها و اشکال مختلف درصدد هستیم که بتوانیم رضایت ولی دم را جلب بکنیم.

    دویچه‌وله: اتهام اصلی ایشان قتل است، ولی چه دلایلی ایشان و یا شما، بعنوان وکیل اين خانم، ارائه کرده‌اید که ایشان بیگناه هستند و این قتل، در حالت دفاع صورت گرفته است؟

    خرمشاهی: ببینید، پرونده خانم حقیقت پژوه از پرونده‌هایی‌ست که بهرحال جای بحث زیاد دارد. ایشان ادعای دفاع مشروع دارند و دفاع مشروع در قانون مجازات اسلامی دارای شرایط و ضوابط خاص خودش است. بنابراین، ملاحظه می‌فرمایید که کمااینکه در این پرونده بعضا در پاره‌ای از مراحل رسیدگی اختلاف‌نظر وجود داشت، مخصوصا یکی از آقایان قضات حوزه‌ نظارت ریاست قوه قضاییه عقیده داشتند که حکم صادره برخلاف قانون صادر شده است و ایشان مستحق برخورداری از امتیازاتی هستند که در بحث دفاع مشروع مطرح هست که در قانون تصریح گردیده و پاره‌ای از قضات نیز، بر این عقیده بودند که عمل ایشان خارج از ضوابط و شرایط دفاع مشروع بوده و دفاع مشروع را قانونگذار تصریح کرده است که در چه مواردی شخص می‌تواند استفاده بکند که آن را از علل موجه‌ی جرم تلقی کرده‌اند. یعنی شخصی مرتکب جرمی می‌شود و به لحاظ مسایل مختلفی از مجازات معاف می‌شود.

    بهرحال، استدلال ما هم این بوده که ایشان دفاع مشروع صورت داده‌اند و از مصادیق دفاع مشروع هست. بهرحال،‌ همانطوری که گفتم، نظرات مختلف بود، اما تکلیف قانونی ما این بوده که راهها و کارهای قانونی را طی بکنیم و آنچه را قانونگذار برای متهم، برای هر متهمی در نظر گرفته است در جهت استیفای حقوق متهم انجام بدهیم که اینکار را کردیم. و بهرحال منتظر هستیم ببینیم که آخرین وضعیت پرونده که به ما ابلاغ خواهد شد چیست و اگر راهکار قانونی دیگری باقی بود، قطعا متوسل به این راهکار قانونی خواهیم شد تا حقوق موکل به نحو احسن استیفا بشود.

    دویچه‌وله: آقای خرمشاهی، تا چه شهادت دختر ایشان، که از قرار گفته مورد تجاوز قرار گرفته، توانسته به خانم حقیقت پژوه كمكى كند؟

    خرمشاهی: البته دختر ایشان و خود ایشان مدعی این نبودند که مقتول تجاوز کرده، بلکه وی قصد تعرض داشته است و موکل من معتقد است که او قصد تعرض به ناموس دخترم را داشت و در جهت دفاع از ناموس دخترم مرتکب این عمل شدم و این همان چیزی‌ست که در قانون تصریح گردیده است. اما، باید دید که بهرحال این مواردی که عنوان شده است تا چه حد متکی و مستند به دلایل و تا چه حد مقرون به صحت بوده است. پرونده در مراحل مختلف، در محاکم مختلف بررسی شده و مورد رسیدگی قرار گرفته است. بنابراین، اظهارات دختر خانم حقیقت پژوه دقیقا مورد لحاظ قرار گرفته بود.

    دویچه‌وله: آقای خرمشاهی، شما خودتان با ایشان در تمام این مدت ملاقات داشته‌اید؟

    خرمشاهی: بله، من با خانم حقیقت پژوه ملاقات داشته‌ام و با ایشان صحبت کرده‌ام. بهرحال ایشان در حقیقت آرزو می‌کند که بتواند بنوعی از این مجازات رهایی پیدا بکند و یا بتواند از طریق قانونی و یا از طریق اخذ رضایت اولیا دم از کابوس اعدام نجات پیدا بکند و بازگردد به آغوش خانواده‌ی خودش و بتواند از دو دختری که دارد سرپرستی و نگهداری کند.

    دویچه‌وله: آقای خرمشاهی، با سپاس از اینکه وقت در اختیار ما قرار دادید.

     

     

     گنجي : بناي سكوت ندارم
    ديدار اعضاي سازمان دانش آموختگان (ادوار تحكيم) با اكبر گنجي
    به نقل از "ادوار نیوز"
     

    ادوار نيوز : شامگاه چهارشنبه تعدادي از اعضاي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي ( ادوار تحكيم ) در منزل اكبر گنجي با وي ديدار كردند .

    در اين ديدار كه به مناسبت آزادي آقاي گنجي و تبريك سال نو انجام پذيرفت ،‌ حاضرين ضمن ابراز خوشحالي از آزادي سرفرازانه آقاي گنجي ، مقاومت و پايمردي وي را در طول شش سال حبس ستودند .

    در ابتداي اين ديدار مهندس علي اكبر موسوي خوئيني دبيركل سازمان با تبريك سال نو به اكبر گنجي ابراز اميدواري كرد كه سال جديد سالي پر از موفقيت و شادي براي وي و مردم ايران باشد .

    وي همچنين در سخنان كوتاهي به تشريح وضعيت ماههاي پاياني حبس آقاي گنجي و تلاش هاي صورت گرفته براي دفاع از حقوق انساني وي پرداخت .

    همچنين در اين ديدار تعداي از حاضران به ابراز عقيده در مورد مواضع آقاي گنجي پرداختند .

    اكبر گنجي در اين نشست صميمانه با رد اين موضوع كه او پس از آزادي قصد دارد تا سكوت اختيار كند گفت : ‌بنده بناي آن ندارم كه سكوت كنم .

    گنجي در ابتداي سخنان خود گفت كه از تمامي كساني كه در مدت اعتصاب غذاي او به هر نحو از او حمايت كرده اند و در اين راه دچار مشقاتي نيز شده اند تشكر و قدرداني مي كند .

    گنجي در اين ديدار با اشاره به اينكه هم اكنون دو مدل مشروطه خواهي و جمهوري خواهي در ميان اصلاح طلبان مطرح است ،‌ ابراز اميدواري كرد كه به مرور مانيفست جمهوري خواهي خود را در شكل مبسوط تري ارائه نمايد.

     

     



    گنجي در اين ديدار بارها بر اين نكته تاكيد كرد كه هيچ خواسته اي بدون پرداخت هزينه به دست نخواهد آمد ، وي گفت كه اين مساله را از اوايل دوره اصلاحات بارها به دوستان گفتم اما آنها طور ديگري مي انديشيدند ، كه البته تلقي آنها با شكست مواجه شد .

    گنجي با تاكيد بر اين نكته كه پرداخت هزينه براي نيل به مقصود امري عقلي و اجتناب ناپذير است گفت : روشنفكران امروز جامعه ما بايد بدانند كه با بازي با مفاهيم نتيجه اي به دست نخواهد آمد . وي گفت : تمامي كشورهايي كه به آرمان هايي نظير دموكراسي ، آزادي و ... رسيده اند هزينه هاي آن را نيز پرداخته اند و اين اصل هيچ استثنايي ندارد .


    + نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

     

    نامه شهلا لاهيجی مدير انتشارات روشنگران به وزارت ارشاد -

    ايران ما - شهلا لاهيجی مدير انتشارات روشنگران در اعتراض به مميزي كتاب در نامه اي به وزير ارشاد نوشته است انتشارات روشنگران از مرداد سال ١٣٨٤ تا امروز ١٥ عنوان كتاب برای بررسی به وزارت ارشاد ارائه داده كه همه آن ها در مراجع ذيربط متوقف شده‌اند.
    به گزارش خبرگزاری ميرات فرهنگی شهلا لاهيجی نسبت به ادامه سياست های وزارت ارشاد در مميزی كتاب ها اعتراض كرد. او معتقد است ادامه اين سياست‌ها، زيان های بزرگ اقتصادی و فرهنگی برای بخش كتاب كشور به دنبال خواهد داشت.
    انتشارات روشنگران از مرداد سال ١٣٨٤ تا امروز ١٥ عنوان كتاب برای بررسی به وزارت ارشاد ارائه داده كه همه آن ها در مراجع ذيربط متوقف شده است. مدير اين انتشارات در اعتراض به اين اقدام نامه ای به مسئولان وزارت ارشاد ارسال كرده است.
    شهلا لاهيجی با اشاره به اينكه هنوز پاسخی از سوی وزارت ارشاد به نامه انتشارات روشنگران داده نشده است، گفت: «نامه ما خطاب به آقای حميد زاده، مدير مركز روابط فرهنگی وزارت ارشاد نوشته شده است.ما با روی كار آمدن ايشان گمان می كرديم با توجه به تعلق وی به حوزه نشر و آگاهی از مشكلات، شاهد همكاری های بيشتر و بهتر با ناشران باشيم اما متاسفانه اين اتفاق تا به امروز نيفتاده و به نامه ما نيز پاسخی داده نشده است.»
    لاهيجی افزود: «ما دچار بحران اقتصادی شده ايم. دوستان شايد نمی دانند كه با اين گونه اقدامات چه لطمه ای به يك موسسه فرهنگی وارد می شود. هركدام از اين كتاب ها كه اكنون در وزارت ارشاد بلوكه شده حدود دو تا سه ماه وقت و بسياری هزينه برده است و من تا تكليف اين كتاب ها مشخص نشود امكان تهيه و آماده سازی كتاب جديدی را به عنوان ناشرندارم.»
    در بخشی از نامه مدير انتشارات روشنگران به وزارت ارشاد آمده است: « چرخه‌ توليد با فرآيند خود كه‌ از آماده‌سازی‌ برای‌ ارايه به‌ اداره‌ كتاب‌ آغاز می‌شود، در تمام‌ مراحل‌ هزينه‌ سنگينی‌ شامل‌ ويرايش‌، حروفچينی‌، پيش‌پرداخت‌ به‌ مولف‌ يا مترجم‌، نمونه‌خوانی‌ و ... را به‌ موسسه‌ تحميل‌ می‌كند و متضمن‌ چندين‌ ماه‌ صرف‌ وقت‌ است‌ و در صورت‌ توقف‌ فرآيند توليد در اين‌ مرحله‌، ساير مراحل‌، زنجيره‌وار دچار توقف‌ و ركود خواهد شد. زيرا برنامه‌های‌ توليدی‌ يك‌ موسسه‌ انتشاراتی‌ از چند ماه‌ قبل‌ و گاهی‌ اوقات‌ از يك‌ سال‌ قبل‌ تنظيم‌ می‌شود و امكان‌ جايگزينی با آثار ديگر به‌ سادگی‌ ميسر نيست‌. با توجه‌ به‌ هزينه‌های‌ وابسته‌ يك‌ موسسه‌ به‌ ويژه‌ در نيمه‌ دوم‌ سال‌ كه‌ نهايتا در پايان‌ سال‌ هزينه‌ سنگينی‌ را نيز بر دوش‌ موسسه‌ انتشاراتی‌ تحميل‌ می‌كند، توقف‌ چرخه‌ به‌ معنای‌ توقف‌ عرضه‌ محصول‌ به‌ بازار و توقف‌ دريافت‌ها و لاجرم‌ عدم‌ توانايی‌ انتشارات‌ در انجام‌ تعهدات‌ مالی‌ است‌، كه‌ معنای‌ ديگر آن‌ ورشكستگی‌ است‌.»

     

    کارگران، سندیکای خود را فراموش نکرده اند
    گفتگوی اخبار روز با یکی از فعالین سندیکای شرکت واحد

    به نقل از "اخبار روز"

    یکی از فعالین سندیکایی در گفتگو با اخبار روز تاکید کرد منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد و منصور حیات غیبی عضو دیگر هیات مدیره ی سندیکا که هم اکنون در زندان به سر می برند، همچنان از مواضع سندیکایی خود دفاع می کنند ...

    اخبار روز: www.iran-chabar.de
    سه‌شنبه  ۱۵ فروردين ۱٣٨۵ -  ۴ آوريل ۲۰۰۶

    يکی از فعالين سنديکايی در گفتگويی با اخبار روز تاکيد کرد منصور اسانلو رئيس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد و منصور حيات غيبی عضو ديگر هيات مديره ی سنديکا که هم اکنون در زندان به سر می برند، همچنان از مواضع سنديکايی خود دفاع می کنند و نوشتن توبه نامه و انزجار از فعاليت های خود در جهت دفاع از منافع کارگران را رد کرده اند. اين فعال کارگری که در روز يکشنبه ۱٣ فروردين ماه، با يکی از همکاران اخبار روز گفتگو می کرد، تاکيد کرد همبستگی و روحيه ی ادامه ی فعاليت در ميان رانندگان و کارکنان شرکت واحد بسيار بالاست و آن ها همچنان مصمم به دفاع از سنديکای خود می باشند.
     
    مشروح اين گفتگو را در زير می خوانيد:
     
    با سلام و تبريک سال نو و تشکر فراوان از شما به خاطر اين گفتگو و وقتی که به ما داديد، بنا به اخبار منتشره، تمام کارگران و رهبران سنديکا به جز آقای اسانلو و آقای حيات غيبی که ايشان هم ابتدا آزاد شده بودند، ولی دوباره دستگير شدند، از زندان آزاد شده اند. می خواستم بدانم که آيا شما تماس با رهبران و فعالين آزاد شده سنديکا داشته ايد؟ وضعيت الان چگونه است.
     
    با سلام و تبريک متقابل سال نو به شما، بله، همه آزاد شدند به جز آقای اسانلو و آقای حيات غيبی. اما در مورد ملاقات و ديدار با آن ها، منهم مثل بسياری از فعالين و کارکنان شرکت واحد با تعدادی از اين دوستان به مناسبت عيد ديدار و عيدديدنی داشتم.
     
    وضعيت آن ها چطور بود؟
     
    عالی بود. واقعا عالی بود. باور کردنی نبود، اما روحيه آن ها بسيار عالی است. در زندان به جای آن که تسليم فشار و ناچار به پذيرش مصاحبه و ندامت نويسی شوند، خيلی منطقی و با هوشياری و آگاهی به تمام اتهامات واهی که به آن ها زده شده بودند، پاسخ دادند و با روحيه بسيار خوب از زندان بيرون آمده اند، من با بسياری از کارگران زندانی بعد از آزاد شدن ديدار کردم. آن ها خيلی سرافراز بودند که به خاطر شرکت در تشکيل سنديکا، اعتصاب و دفاع از حقوق صنفی خود و همکارانشان تلاش و کوشش کرده اند.
     
    در زندان آن ها را به چه اتهامی، مورد بازجويی قرار داده بودند.
     
    بله، جرم و اتهام کارگران   زندانی، همان بود که اشاره کردم. يعنی تشکيل سنديکا، اعتصاب و دفاع از حقوق صنفی کارگران. مثلا از يکی از کارگران زندانی پرسيده اند چرا در اقدامات غيرقانونی شرکت کرده ای و وی پاسخ داده است که اقدامات غيرقانونی؟ بازجو گفته است، تشکيل سنديکا و شرکت در اعتصاب غيرقانونی است و   اين فعال جوان که يک راننده ساده بود و نتوانسته بودند اتهام سياسی و امنيتی متوجه او کنند، پاسخ داده بود تشکيل سنديکا و شرکت در اعتصاب غيرقانونی نيست. بازپرس به او گفته است اين حرف ها را که به تو گفته است و وی پاسخ داده است آقای مددی معاون رئيس سنديکا و من حرف ايشان را باور دارم چون قانون را خوب می داند و هيچ وقت حرف بی ربط نمی زند.
     
    روحيه کارکنان شرکت واحد بعد از اعتصاب و دستگيری های گسترده ای که پيش آمد، چگونه است؟
     
    فوق العاده عالی است. درخانه هر کدام از فعالين آزاد شده که رفتم، می ديدم انبوهی از کارکنان و رانندگان شرکت واحد با گل و شيرينی و حتی پول به ديدار مبارزان آزاد شده از بند آمده اند. همه با خانواده آمده بودند. طوری رفتار می کردند که انگار همه عضو يک خانواده هستند. رهبران آزاد شده هم به آن ها می گفتند از اين که به خاطر حق طلبی زندانی شده و خود و خانواده هايشان دچار مشکل شده اند، پشيمان نيستند و می گفتند ما چاره ديگری جز تشکيل سنديکا، دفاع از آن و مطالبه حقوق مان نداشتيم و نداريم. بنابر اين اين راه را بايد ادامه دهيم تا به سرانجام برسد.
     
    برخورد مسئولين شرکت واحد امسال چطور بود؟
     
    برخورد آن ها با سال های قبل فرق کرده بود. زودتر از همه بخشی از حقوق کارکنان را بر خلاف سال های پيشين دادند که اين نتيجه کار سنديکا بود. وضع آن ها مشکل شده است. چون اگر به خواسته ها رسيدگی کنند، باعث تقويت سنديکا و تشويق کارگران به فعاليت سنديکا و تشويق کارگران به فعاليت سنديکايی خواهند شد. زيرا همه می دانند قبل از سنديکا از اين خبرها نبود، اگر رسيدگی هم نکنند، باز هم به سود تقويت سنديکا عمل کرده اند، نتيجه اين که در هر صورت سنديکا اثرات زيادی در شرکت واحد گذاشته است.
     
    کارگران در مورد انحلال سنديکا چه می گويند؟
     
    هيچ کدام آن را جدی نمی گيرند. الان هم دوباره تلاش می شود که سنديکا را فعال کنند.
     
    با توجه به اين که کارگران زندانی چند ماه است حقوق نگرفته اند، وضعيت مالی آن ها چگونه است؟
     
    وضعيت مالی آن ها البته تعريفی ندارد. اما انصافا خيلی ها کمک کرده اند و اميدوارم اين کمک ها ادامه پيدا کند. آن چنان همبستگی بين افراد بيکار شده و آزاد شده وجود دارد که وقتی می رويم به يکی از آن ها کمک مالی کنيم، می گويد اول برويد به آن هايی کمک کنيد که وضع مالی اشان خراب تر است.
     
    امسال برای اول ماه تدارکی ديده شده است؟
    ما همه در تلاشيم که امسال نيز اول ماه مه را خوب جشن بگيريم و فرصتی باشد برای طرح مطالباتمان از جمله طرح سنديکا و حق تشکل. ما پارسال در مکان های مختلفی جشن گرفتيم، در تالار باختر که من آن جا بودم ۹۰۰ نفر آمده بودند. اما متاسفانه بعضی از افراد تندرو گزارشات وارونه ای از شعارها و مطالبات طرح شده دادند. شعارها و مطالبات مطرح شده را مطابق با سليقه سياسی شان در خارج از کشور مطرح کردند. اميدوارم امسال چنين نشود. اين دوستان شايد خودشان ندانند که با اين برخوردها گزک دست ماموران می دهند و آن ها را خواسته و ناخواسته تحريک می کنند. الان هم بعضی از اين ها راه افتاده اند و سراغ اين و آن می روند که بياييد مطابق برنامه ما فعاليت کنيد. من به يکی از آن ها که مراجعه کرده بود گفتم ما فقط فعاليت سنديکايی می کنيم. لطفا بگذاريد که ما اول اين را به مقصد برسانيم. بعضی از روشنفکران هم هستند که تحت تاثير حرکت اخير سنديکايی به تحرک افتاده اند. اميدوارم که اين دوستان طوری حرکت نکنند که به فعاليت های سنديکايی اسيب برساند و هزينه کار را بالا ببرد.

    شهروندان اروپايي در اوين

    ماجراي بازداشت گردشگران در جنوب پيچيده تر شد / (شروين اميدوار)

    به نقل از"روز آنلاین" 

    با دستگيري دو شهروند سوئدي در جنوب ايران در نخستين روز هاي فروردين ماه، تعداد گردشگران اروپايي که اکنون در زندان هاي ايران به سر مي برند به چهار نفر رسيد.هر چهار گردشگر هنگام سفر به جزاير جنوبي کشور بازداشت شده اند.

    استفان لربير فرانسوي به همراه دونالد کلاين آلماني روز نهم آذرماه به اتهام ورود غير قانوني به آبهاي ايران در جزيره ابوموسي بازداشت شدند. شهروندان سوئدي در نخستين روزهاي فروردين در جزير قشم در حالي بازداشت شدند که به عکسبرداري از يک کشتي نظامي متهم شده اند. اين در حالي است که آبان ماه گذشته نيز دو انگليسي و يک استراليايي پس از ورود به جزيره ابوموسي، توسط نيروي دريايي بازداشت، و پس از قريب به دو هفته آزاد شدند. چهار نفر اخير اما به نظر نمي رسد که از اقبال سه گردشگر انگليسي و استراليايي برخوردار باشند. استفان لربير و دونالد کلاين اندکي بعد از بازداشت در ابوموسي در دادگاه بندر عباس به تحمل 18 ماه زندان محکوم شدند. در آخرين روز هاي اسفند ماه گذشته دادگاه تجديد نظر نيز اين حکم را تاييد کرد و آن دو را براي تحمل زندان به اوين فرستاد. ناظران موقعيت دو شهروند سوئدي بازداشت شده را وخيم تر ارزيابي مي کنند و مي گويند در صورت تشکيل دادگاه اتهام وارده به اين دو مي تواند مجازاتي به مراتب شديد تر براي آنها در پي داشته باشد.

    انگليسي هاي خوش شانس

    در اواخر آبان ماه گذشته،اخبار مربوط به بازداشت يک زوج انگليسي و يک استراليايي در جزيره ابوموسي زماني منتشر شد که آنها با رايزني هاي پشت پرده آزاد و به دوبي رسيده بودند. روزنامه لوموند در گزارش خود از اين ماجرا به ناهماهنگي دستگاه قضايي با ديپلماسي در ايران اشاره کرد روبرت و ليندا وايز به همراه پل شالتون اوايل آبان ماه گذشته در حوالي جزيره ابوموسي توسط ماموران نيروي دريايي بازداشت شدند.روبرت وايز در باره نحوه بازداشت شان گفته است که: " ۱۰ نفر مسلح روي قايق حضور داشتند و مرتباً با فرياد به ما مي گفتند که کار خلافي انجام داده‌ايم. ما دستگير شديم و دست و پاي ما را روي اسکله بستند و تحت کنترل بوديم". او پس از آزادي اعلام کرد که با آنها بدرفتاري نشده، اما پنج يا شش بار مورد بازجويي قرار گرفته اند. به گفته اين شهروند انگليسي بازجويي ها توسط نيروي دريايي، وزارت اطلاعات، دادگستري، وزارت امور خارجه و ديگر ارگان هاي دولتي جمهوري اسلامي صورت گرفته و به در طول بازداشت پانزده روزه به آنها اجازه داده شد که با فرزندان شان تماس بگيرند،اما اجازه برقراري تماس با سفارت به انها داده نشد با رايزني هاي انجام شده، اين سه تن چند روز بعد آزاد شدند و از سوي وزارت امورخارجه به آنها اعلام شد که اجازه خروج از کشور را دارند.اين سه تن اما پس از گرفتن بليت هواپيما در فرودگاه بار ديگر بازداشت شدند و توسط کساني که خود را ماموران دادگستري معرفي مي کردند، به تهران منتقل و مورد بازجويي مجدد قرار گرفتند. چند روز بعد دوباره به آنها اجازه خروج از ايران داده شد. اخبار مربوط به اين ماجرا اما تنها زماني رسانه اي شد، که اين سه تن خاک ايران را ترک کرده بودند.

    آلماني و فرانسوي در اوين

    اندکي بعد از آزادي پل شالتون و روبرت و ليندا وايز اما، دو تبعه ديگر آلماني و فرانسوي در حالي که با در دست داشتن نقشه اي چاپ امارات براي ماهيگيري روانه آبهاي خليج فارس شده بودند، توسط ماموران دريايي ايران در حوالي جزيره ابوموسي بازداشت شدند. استفان لربير فرانسوي و دونالد کلاين آلماني بعد ازگذشت قريب به پنج ماه، به زندان اوين در تهران منتقل شده اند.چندي بعد دادگاهي در بندرعباس اين دو را به اتهام "ورود غير قانوني به آبهاي ايران" به 18 ماه زندان محکوم کرد. خبر بازداشت اين دو نيز تا مدت ها به رسانه ها کشيده نشد. به رغم درخواست دولت هاي آلمان و فرانسه از ايران براي آزادي آنها، دادگاه تجديد نظر در آخرين روزهاي اسفندماه، بار ديگر اين دو را به تحمل 18 ماه حبس محکوم کرد.

    همزماني بازداشت و محاکمه اين دو با تشديد بحران هسته اي بسياري از ناظران سياسي را به اين نتيجه رسانده که مقامات جمهوري اسلامي مي خواهند از آنها به عنوان ابزارهايي براي فشار بر دولت هاي آلمان و فرانسه استفاده کنند. با اين همه مقامات رسمي دو کشور نه تنها از تاييد چنين نظري خود داري کرده ، بلکه کوشيده اند از کشيدن اخبار مربوط به اين ماجرا به رسانه ها نيز خودداري کنند. برخي ناظران علت چنين کاري را استفاده از رايزني هاي ديپلماتيک دانسته و مي گويند سفيران آلمان و فرانسه در تهران در تماس با وزارت خارجه ايران در صدد آزادي اين دو تن هستند. وکيل دونالد کلاين آلماني نيز اعلام کرده که همه تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا حتا با پرداخت جريمه نقدي اين شهروند آلماني را آزاد کند و به آلمان بر گرداند. همسر کلاين نيز گفته که براي تعطيلات ژانويه به اتفاق همسرش راهي دوبي شده و روز هشتم آذر ماه گذشته همسرش و دوست فرانسوي او با کرايه قايقي تفريحي براي ماهيگيري به دريا رفته بودند که "به صورت ندانسته وارد آبهاي ايران در جنوب جزيره ابوموسي و در نتيجه هردوي آنها توسط نظاميان ايراني بازداشت شدند".

    بازداشت هاي تازه

    وقتي چند روز پيش اعلام شد که دو تبعه سوئد نيز در قشم بازداشت شده اند، ماجراي بازداشت شهروندان اروپايي در آبهاي جنوبي بيش از پيش مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. اين دو سوئدي که به نوشته رسانه ها سي و چهل ساله اند در جزيره قشم بازداشت شده اند. ابتدا اعلام شد که دليل بازداشت اين دو نفرعکس گرفتن از يک کشتي نظامي بوده، اما بعد اتهام دو تبعه سوئد عکس برداري از اماکن نظامي اعلام شد.

    ماجراي چهار شهروند اروپايي روز به روز پيچيده تر و نگراني ها در اين باره عميق تر مي شود.وقتي راجر کوپر بازرگان انگليسي، و هلموت هوفر آلماني در سال هاي 1990 و 1997 بازداشت شدند، کمتر کسي فکر مي کرد که آنها با اتهاماتي همچون رابطه نا مشروع و جاسوسي رو به رو و مجبور شوند چند سالي را در زندان به سر برند. صدور حکم اعدام براي کوپر و هوفر به اتهام جاسوسي و رابطه نامشروع، البته پس از فراموشي ماجراهاي ميکونوس، و لاکربي توسط دادگاه هاي تجديد نظر به حبس هاي کوتاه مدتي بدل شد و آن دو اين بخت را داشتند که آزاد شوند.
    استفان لربير فرانسوي و دونالد کلاين آلماني، به همراه دو سوئدي بازداشت شده در روزهاي اخير اما اکنون با اتهاماتي مواجه شده اند که بارها به فعالان سياسي،اجتماعي ايراني نيز وارد شده است. سابقه سياسي چنين بازداشت هايي، و همزماني آن با مناقشه پرونده هسته اي، آينده بازداشت شدگان اخير را به مراتب پيچيده تر مي کند.

    + نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

    تدوین نهایی منشورجبهه دموکراسی خواهی 

    اصلاح طلبان، پس از چند ماه بررسی ومشورت باگروه های مختلف، هم اکنون در مراحل پایانی تدوین منشور نهایی جبهه دموكراسي و حقوق بشرهستند. این منشور قرار است اواخر اردیبهشت ماه منشتر شود. منشوری که چارچوب راهبردهای نیروهای علاقه مند به اصلاحات را در بر می گیرد وبسیاری از اصلاح طلبان امید دارند چنین منشوری بتواند محور سیاست ها وفعالیت های آنان مشخص کند وبه مثابه چتری، نیروهای سیاسی هوادار اصلاحات را به دور هم جمع کند.

    هادي قابل، عضو كميسيون تدوين منشور جبهه دموكراسي و حقوق بشر گفته است پيش‌‏نويس منشور جبهه دموكراسي و حقوق بشر براي تمامي اعضای این جبهه ارسال شده و پس از ارايه نظرات اعضا و تصويب در جلسه عمومي جبهه، نهايي شده و منتشر مي‌‏شود.پیش از این کمیته ای هفت نفره به منظور تهیه پیش نویس منشور جبهه دموکراسی خواهی وحقوق بشر تشکیل شده بود.

    قابل افزوده است که اكنون منتظر ارايه نظرات اعضا هستند و پس از اين دريافت نظرات اعضاء، پيش‌‏نويس طي يكي دو روز در جلسات كميسيون ويژه نهايي و درجلسه عمومي جبهه دموكراسي و حقوق بشر مطرح و پس از تصويب در جلسه عمومي جبهه، به عنوان منشور نهايي جبهه دموكراسي و حقوق بشر براي گروه‌‏هاي سياسي ارسال مي‌‏شود.

    پس از انتخابات ریاست جمهوری در اوائل تیرماه گذشته، احزاب وگروه های اصلاح طلب، فعالیت های تشکیلاتی خود را به شدت کاهش دادند. چنین اقدامی از سوی کارشناسان سیاسی به مثابه تجدید قوا وحضوری دوباره درعرصه سیاسی قلمداد شده است.
    پس از انتخابات نهم رياست‌جمهوري جلسات منظمي با حضور افراد مختلف از بيش از 12 حزب و گروه و نيز تعدادي از شخصيت‌هاي سياسي و فرهنگي برای دستیابی به این منشور صورت گرفته است. پس از طرح نظرات مختلف در جلسات اول و دوم، بین اعضای این گروه ها سه محور اصلي استخراج شد. انتظارات از جبهه‌ي دموكراسي‌خواهي و حقوق بشر ، اصول تشكيل دهنده‌ي جبهه و عضويت شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي، به عنوان مهمترین سوالاتی که اجماع حول آنها می توانست دستیابی به چارچوب های نظری وعملی منشور را تسهیل کند پس از آن مورد توجه قرار گرفته وبا اعضا درمیان گذاشته شده است.
    آن چه تاكنون در میان اعضای این جبهه مورد اجماع قرار گرفته، اين است كه اولا اين جبهه موازي هيچ جبهه‌ي ديگري نخواهد بود، بلكه از تشكيل و تقويت ساير جبهه‌ها استقبال خواهد كرد. ثانيا جبهه تلاش خواهد كرد تا در عرصه‌ي سياسي فعال و موثر باشد، ولي در انتخابات‌ها نامزد معرفي نکند. بلکه به طور خاص از آزادي انتخابات دفاع کند
    دفاع عام از حقوق بشر، مسلمان بودن موسسان جبهه، التزام به قانون اساسي با قرائت دموكراتيك از اصول آن و تلاش در جهت اصلاح تفاسير غير دموكراتيك از آن، فعاليت در چارچوب قانون اساسي و جمهوري اسلامي، نسبت جبهه با گروه‌ها و طبقات خاص، تاكيد ويژه بر برخي حقوق مثل زنان، جوانان، اقوام، اقليت‌ها و ... ازجمله محوری هایی است که تا کنون توسط اعضا مورد اجماع قرار گرفته است. درمسیر دستیابی به این اجماع، پس از انتخابات نهم رياست‌جمهوري جلسات منظمي تاكنون با حضور افراد مختلف از بيش از 12 حزب و گروه و نيز تعدادي از شخصيت‌هاي سياسي و فرهنگي تشكيل شده است.

    تدوین منشور نهایی جبهه دموکراسی خواهی وحقوق بشر، به به شفاف کردن مرزهای نیروهای سیاسی فعال در عرصه طی ماه ها آینده کمک خواهد کرد.

     

    مصاحبه رئيس بخش بين الملل تلويزيون دولتي اتريش با آيت الله منتظري

    به نقل از "ایران آینده"

     

    من مخالفم كه ما با آمريكا روابط نداشته باشيم، اينكه يك روز سفارت آمريكا را اشغال كرديم نيز كار اشتباهی‏ ‏بود، و بايستی روابط فيمابين بهبود يابد. فقط رابطه با اسرائيل را ما اشكال داريم، برای اينكه اسرائيل زمين های فلسطينی ها را غصب كرده است؛ ولی با آمريكا‏ ‏بايد روابط حسنه برقرار گردد و در موضوعات مورد اختلاف هم بايد دوستانه مسائل حل شود

    ‏بسمه تعالي ‏

    ‏پرسش : شما يك آيت الله العظمي هستيد و آدم اهل مطالعه ; تجربه و دانش شما خيلي فراتر است از آنچه كه من مي‎دانم . اگر سؤالها خيلي ساده و پيش پا‏ ‏افتاده اي است بايد به بزرگواري خودتان مرا ببخشيد.
    ‏ ‏آيت الله منتظري : من يك طلبه اي از طلاب قم هستم ; من هيچ وقت در زندگي مقيد به اين آداب و القاب نيستم ، و روابط همه چون انسانند بايستي روابط‏ ‏دوستانه باشد. ديگر ملاحظات اعتباري را بايد دور بريزيم و دو نفر انسان بايد به راحتي بتوانند با هم صحبت و سؤال كنند و پاسخ دهند.
    ‏ ‏
    ‏ ‏پرسش : ما در زبان آلماني ضرب المثلي داريم شبيه آن ضرب المثل فارسي است كه مي‎گويد: هر درختي كه ثمره اش بيشتر مي‎شود شاخه هايش افتاده تر‏ ‏مي‎شود، هرچه كه انسان از نظر علمي پربارتر بشود افتاده تر مي‎شود، و اين افتادگي شما به خاطر پربار بودن شماست . تشكر مي‎كنم از اينكه وقتتان را به من‏ ‏داديد و من مي‎توانم در خدمتتان باشم . برنامه اي كه من تهيه مي‎كنم يك برنامه مذهبي است كه در تلويزيون اتريش پخش خواهد شد و سؤالهايم بيشتر در‏ ‏رابطه با مسأله امام زمان ، ظهور و موقعيت امام دوازدهم نزد مسلمانان است .
    ‏ ‏مي‎خواهم بدانم چرا موضوع امام زمان در ايران تبديل به يك موضوع سياسي شده ، و نظر شما در اين مورد چيست؟
    ‏ ‏آيت الله منتظري : اصل وجود امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف امري مذهبي است و از عقايد ماست . و اينكه در بعضي نوشته ها گاهي مي‎گويند نواب اربعه‏ ‏فقط معرف امام زمان هستند اشتباه است ، چون از زمان پيغمبر ما ايشان وعده داده بودند كه مهدي مي‎آيد و زمين را پر از عدل و داد مي‎كند. پس از‏ ‏پيامبراكرم (ص ) هم ائمه (ع ) همه وعده ظهور ايشان را داده اند. اخباري كه راجع به حضرت مهدي هست هم شيعه و هم سني به نحو تواتر نقل كرده اند. حتي‏ ‏كتابي داريم به نام "عقد الدرر في الامام الثاني عشر" كه متعلق به شافعيه است ، و موضوع آن امام زمان است . اينكه در آخرالزمان يك مصلح جهاني مي‎آيد،‏ ‏منحصر به اسلام نيست ; اديان ديگر چون يهود، مسيحي و زرتشتي ها هم اجمالا ظهور ايشان را وعده داده اند. در روايات ما معين كرده اند كه ايشان فرزند امام‏ ‏حسن عسگري (ع ) است ، و نسل نهم امام حسين (ع ) است . اما اينكه امر ديني را ما ابزار سياسي قرار دهيم و به وسيله آن بخواهيم به اهداف سياسي خود‏ ‏برسيم غلط است . نبايد امور ديني و مذهبي را ابزار و دستاويز امور سياسي قرار داد به گونه اي كه مردم در اصل امور ديني هم تشكيك كرده و بگويند: از امام‏ ‏زمان سوء استفاده مي‎كنند بنابراين نسبت به اصل وجود حضرت حجت هم تشكيك مي‎كنيم . حكومت و حاكميت بايستي بر طبق م