تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی

 

ديپلمات‌هاي غربي جمعه شب پيش نويس طرح پيشنهادي را كه قرار است دولت‌هاي اروپايي به عنوان مشوق‌هاي تجاري، امنيتي و فناوري در برابر برنامه‌هاي هسته‌اي به ايران ارائه شود، منتشر كردند.

خبرگزاري فرانسه طي گزارشي از وين اعلام كرد، براساس يك نسخه از كپي پيشنهادهاي چهار صفحه‌اي اتحاديه اروپا به ايران كه اين خبرگزاري دريافت كرده، اتحاديه اروپا آماده است در صورت توقف فعاليت‌هاي غني‌سازي اورانيوم توسط ايران، براي ساخت چند راكتور هسته‌اي آب سبك به اين كشور كمك كرده و همچنين بانك سوخت هسته‌اي نيز ايجاد كند.

به گزارش فارس، در بخش‌هايي از اين متن چهار صفحه‌اي كه با عنوان «عناصر احتمالي پيشنهاد تصحيح‌شده به ايران» منتشر شده و قرار است چهارشنبه آينده در ميان سه كشور اروپايي و روسيه، چين و آمريكا در لندن بحث شود، آمده است:

جامعه جهاني،

0 بر حق غيرقابل انكار ايران براي دستيابي به انرژي هسته‌اي براي مقاصد صلح‌آميز بر اساس ماده چهار پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌اي تاكيد مي‌كند؛

0 از طرح انرژي صلح‌آميز هسته‌اي ايران از جمله ساخت رآكتورهاي آب سبك جديد در ايران از طريق پروژه‌هاي مشترك حمايت فعالانه مي‌كند؛

0 با تعليق بحث درباره پرونده هسته‌اي ايران در شوراي امنيت با ازسرگيري مذاكرات موافقت مي‌كند؛

ايران نيز،

0 به حل مسائل باقيمانده و ديگر نگراني‌هاي بين‌المللي از طريق همكاري كامل با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي پايبند باشد

0 همه فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي و بازفرآوري را به حال تعليق درآورده و به اين اقدام تا زماني كه مذاكرات ادامه دارد، مبادرت كند

0 اجراي پروتكل الحاقي را براي بازرسي‌هاي گسترده‌تر آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از سر بگيرد؛

موارد همكاري‌هاي مشترك كه در مذاكرات مطرح مي‌شود،

0 در توافقي درازمدت به ايران تضمين‌هاي الزام‌آور و چندلايه جهت ارائه سوخت بر اساس مشاركت به عنوان شريك در مركز سوخت هسته‌اي بين‌المللي روسيه كه بتواند همه UF6 (گاز اورانيوم توليد شده در ايران) را غني كند؛

0 تاسيس يك بانك سوخت براي نگهداري ذخيره سوخت هسته‌اي اختصاص يافته به ايران براي مدت پنج سال با مشاركت و تحت نظارت آژانس بين‌المللي انرژي اتمي؛

0 تاييد حل تمام مسائل مهم و ديگر نگراني‌هاي بين‌المللي از سوي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و اينكه آژانس در موقعيتي است كه مي‌تواند نتيجه‌گيري كند هيچگونه مواد يا فعاليت هسته‌اي اعلام نشده يا انحراف از مواد هسته‌اي در ايران وجود ندارد؛

0حمايت از يك نشست منطقه‌اي بين دولتي از جمله كشورهاي منطقه و ديگر كشورهاي ذينفع... با هدف اجراي ترتيبات امنيت منطقه‌اي و همكاري در مسائل امنيت منطقه‌اي مهم از جمله تضمين‌هايي براي تماميت ارضي و حق حاكميت سياسي؛

حمايت از هدف ايجاد يك منطقه عاري از تسليحات كشتار جمعي و وسايل پرتاب آنها در خاورميانه؛

0 حمايت از پيوستن كامل به سازمان‌هاي بين‌المللي از جمله سازمان تجارت جهاني و ايجاد چارچوبي براي سرمايه‌گذاري مستقيم بيشتر در ايران و تجارت با ايران از جمله موافقتنامه همكاري اقتصادي و تجاري با اتحاديه اروپا

0 همكاري در زمينه هواپيمايي غيرنظامي... و لغو محدوديتهاي اعمال شده بر سازندگان هواپيماهاي مسافربري در خصوص صادرات چنين هواپيماهايي به ايران كه زمينه را براي خريد يك ناوگان جديد از هواپيماهاي مسافربري پيشرفته فراهم مي‌كند؛

0همكاري راهبردي طولاني‌مدت بين ايران و اتحاديه اروپا از جمله توسعه

و نوسازي بخش‌هاي نفت و گاز، همكاري علمي و فناوري و همچنين توسعه زيرساخت‌هاي انرژي ايران از جمله ساخت خط لوله و درباره بازده انرژي و انرژي‌هاي قابل بازيافت؛

اقدامات احتمالي درصورت خودداري ايران از همكاري،

0 اقدامات مناسب انتخاب شده از فهرست زير به منظور تاثيربخشي به تصميمات جامعه جهاني. زماني كه لازم باشد اين اقدامات براساس ماده 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد انجام مي‌شود.

اقدامات عليه برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي ايران شامل:

1. تحريم عليه صادرات كالا و فناوري‌هاي مربوط به اين برنامه‌ها

2. مسدود شدن دارايي‌ها و ممنوعيت داد و ستد مالي سازمانها يا افراد مربوط به اين برنامه‌ها

3. ممنوعيت سفر و ويزا براي افرادي در ارتباط با اين برنامه‌ها

4. تعليق همكاري فني با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي

5. ممنوعيت سرمايه‌گذاري عليه شركت‌هايي كه با اين صنايع در ارتباط هستند

6. ممنوعيت تحصيل ايراني‌ها در رشته‌هاي مربوط به توسعه موشكي و هسته‌اي در خارج از كشور اقدامات سياسي و اقتصادي

7. كاهش و توقف تماس‌هاي دوجانبه

8. ممنوعيت ويزا و مسافرت برخي مقامات و شخصيت‌هاي بلندپايه ايران

9. مسدود شدن دارايي‌هاي افراد يا سازمان‌هاي مرتبط يا نزديك به حكومت ايران

10. تحريم تسليحاتي عليه ايران

11. تحريم عليه صادرات محصولات خاص به عنوان مثال محصولات نفت و گاز پالايش شده به ايران

12. پايان يافتن حمايت از پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني

13. ممنوعيت همكاري و سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي خاصي در ايران

14. مسدود شدن كلي دارايي‌هاي موسسات مالي ايران

15. كاهش حمايت دولتي از تضمين اعتبار تجارت و صادرات با ايران

آيا پيشنهاد هسته ای اروپا به ايران جديد است؟

به نقل از "بی بی سی "

با آشکار شدن جزئيات بيشتری از طرح پيشنهادی اروپا برای حل بحران هسته ای ايران به نظر نمی رسد که جمهوری اسلامی با اين گونه امتيازاتی که در نظر گرفته شده از مواضع خود عقب نشينی کند و فعاليت غنی سازی اورانيوم را متوقف سازد. در يکی دو روز گذشته خبرگزاری های معروف جهان به نسخه هايی از طرح اروپا دست يافتند و نکات اصلی آن را منتشرکردند.قرار است نمايندگان پنج کشور دارای حق وتو در شورای امنيت (آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا، فرانس! ه) و آلمان که در مذاکرات هسته ای اتحاديه اروپا با ايران در سال های اخير نقش عمده ای داشته در باره جزئيات اين طرح در روز چهارشنبه در لندن به توافق برسند وبعد آن را رسما به ايران ارائه دهند.طرح مشابه ديگری در تابستان سال گذشته به ايران ارائه شد و مقامات جمهوری اسلامی آن را اهانت به ملت ايران دانستند و با عصبانيت آن را رد کردند.

نخستین واکنش ایران به پیشنهاد اروپا

به نقل از "خبرگزاری آفتاب"

منوچهر متکی، وزیر امورخارجه کشورمان در نخستین واکنش ایران پس از ارائه طرح کامل پیشنهادهای اروپا، اظهار داشت: تعلیق غنی سازی اورانیوم برخلاف حقوق قانونی ایران است. متکی پس از دیدار با شیخ محمد الصباح همتای کویتی خود، در پاسخ به پرسش خبرنگاری در مورد احتمال پذیرش تعلیق غنی سازی اورانیوم توسط ایران، گفت: این شرط از جمله بندهای پیمان ان. پی. تی نیست و تعلیق غنی سازی اورانیوم بر خلاف حقوق مشروع و قانونی ایران است.

متکی بار دیگر تاکید کرد که پرونده هسته ای ایران نباید به شورای امنیت سپرده شود زیرا باعث برخورد سیاسی با آن می شود.

وی افزود ایران همواره به وظایف خود بر اساس پیمان ان پی تی عمل کرده و چیزی به جز حقوق قانونی خود نمی خواهد.

متکی در این سفر با امیر کویت نیز دیدار و گفتگو کرده و برنامه های هسته ای و استانداردهای ایمنی نیروگاه بوشهر را تشریح کرد. 

متکی که پس از دیدار با شاه اردن و رئیس جمهوری سوریه برای دیداری کوتاه به کویت رفته بود، در دیدار با امیر این کشور گفت: نیروگاه بوشهر از سیستم امنیتی و استانداردهای جهانی برخوردار است ،ضمن آنکه آژانس بین المللی انرژی اتمی نظارت کافی بر ساخت این نیروگاه داشته و دارد. 

متکی افزود: 99 درصد کار نیروگاه بوشهر به پایان رسیده است.
شیخ احمد الصباح امیر کویت نیز در این دیدار گفت: ما از برنامه های هسته ای صلح آمیز ایران استقبال می کنیم و آن را حق مشروع این کشور می دانیم. 

احمد الصباح، ایمنی نیروگاه بوشهر و انتقال زباله های هسته ای به روسیه را امری مثبت ارزیابی کرده و ابراز امیدواری کردکه مابقی مسائل هسته ای ایران از راهکار دیپلماتیک حل شود.
مسائل فلسطین و عراق از دیگر محورهای نشست وزیر خارجه کشورمان با امیر کویت بود.

نامه نمایندگان حزب دموکرات به بوش 

اشتباهات آمریکا در جنگ عراق در ایران تکرار نشود!

به نقل از "خبرگزاری آریا"

 پنج تن از نمایندگان حزب دموکرات در سنای آمریکا از جرج بوش خواستند گزارش تازه ای درباره ایران تهیه شود.

به گزارش سرویس سیاسی آریا به نقل از رادیو فردا، پنج تن از نمایندگان حزب دموکرات در سنای آمریکا در نامه ای از جرج بوش رئیس جمهوری این کشور خواستند برای اجتناب از اشتباهی که درمورد عراق انجام شد ارزیابی و گزارش تازه ای درباره ایران تهیه شود.

در این نامه که روز جمعه به کاخ سفید ارسال شد گفته می شود آمریکا برای حل اختلافهای جامعه بین المللی با ایران اطلاعاتی را که بیطرفانه و بدون در نظرگرفتن ملاحظات سیاسی تهیه شده است، در اختیار داشته باشد.

در این نامه همچنین تاکید شده است که کنگره آمریکا با استفاده از این اطلاعات می تواند برای یافتن بهترین راه حل های کوتاه مدت و درازمدت در برخورد با مساله ایران به مذاکرات جدی و همه جانبه بپردازد.

سناتورهای دموکرات کنگره به جرج بوش گفته اند که آنها نیز نگران برنامه هسته ای ایران اند اما نمی خواهند اشتباهات دولت آمریکا در جنگ عراق تکرار شود.

 تحريم اقتصادى ايران يكى از راه‌هاى نهايى است

به نقل از "خبرگزاری آریا"

 فرانك‌والتر اشتاين‌ماير، وزير امور خارجه‌ى آلمان در گفتگویی رادیویی گفت: ما نبايد بطور كامل امكان تحريم اقتصادى ايران را كه ممكن است در پايان مطرح شود منتفى بدانيم

به گزارش سرویس رسانه آریا به نقل از «دویچه وله» رادیو صدای آلمان، فرانك‌والتر اشتاين‌ماير،‌ وزير امور خارجه‌ى آلمان عصر روز گذشته در گفتگويى راديويى اظهار داشت: ما نبايد بطور كامل امكان تحريم اقتصادى ايران را كه ممكن است در پايان مطرح شود منتفى بدانيم. همكارى‌هاى جمهورى اسلامى همچون گذشته كافى نيست و به همين دليل حكومت‌مردان ايران نتوانسته‌اند، شك جهانيان در مورد نظامى بودن نهايى برنامه هسته‌اى كشور را از بين ببرند.

وزير امور خارجه‌ى آلمان كشورهاى عربى را به ضديت آشكارتر و قاطع‌ترى با سياست هسته‌اى ايران فراخواند. به عقيده‌ى او، بسيارى از كشورهاى عربى تاكنون با سياست هسته‌اى ايران همسويى نكرده و يا اينكه به ضديت با آن درآمده‌اند، ولى اين كافى نيست و چنين تقابلى بايد آشكارتر از پيش نشان داده شود. اشتاين‌ماير متذكر شد كه همسايگان ايران علاقه‌ای به وارد شدن در مسابقه‌‌اى تسليحاتى را ندارند.

اشتاين‌ماير همچنين به امكان اقدام نظامى عليه ايران اشاره كرد و ضمن غيرمحتمل خواندن آن گفت: به اعتقاد من، در بين سياستمدارانى كه در اين خصوص مذاكره‌ مى‌كنند، كسى نيست كه امكان هجوم نظامى را مورد بررسى قرار دهد.

گفتگوی صدراعظم آلمان در چین در باره بحران هسته ای رژیم تهران

به نقل از "ایران پرس نیوز"

به گزارش خبرگزاری فرانسه، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان روز دوشنبه آینده برای انجام یک سفر دو روزه عازم چین خواهد شد. بحران هسته ای رژیم تهران یکی از موضوعات اصلی گفتگوهای خانم مرکل با مقامات چینی در پکن اعلام شده است.

یک مقام دولت آلمان که صدراعظم این کشور را در سفر به چین همراهی می کند، در باره اهداف خانم مرکل از گفتگو با مقامات پکن پیرامون مسایل بین المللی از جمله بحران هسته ای رژیم تهران، اظهار داشت برلین انتظار دارد که چین به تناسب وزن اقتصادی که در جهان بدست آورده است، به مسئولیت های سیاسی خود نیز در سطح بین المللی آگاه بوده و به آن عمل کند.

لازم به ذکر است که چین تا کنون بهمراه روسیه با تصویب قطعنامه ای الزام آور علیه رژیم تهران در شورای امنیت سازمان ملل متحد بمنظور توقف برنامه های مشکوک هسته ای جمهوری اسلامی مخالفت کرده است.

نامه ۴۲۰ شخصيت برجسته علمى و فرهنگى جهانى براى آزادى رامين جهانبگلو

به نقل از "ایران ما"

 

 درحاليكه تقريبا سه هفته از بازداشت رامين جهانبگلو، محقق و استاد دانشگاه مي گذرد هنوز اتهامات وی رسما اعلام نشده،از اين رو اعتراض های جهانی به بازداشت وی ادامه دارد.

گروهی شامل بيش از 400 نويسنده، استاد دانشگاه، محقق، هنرمند و فعال حقوق بشر از سراسر جهان از جمله چهره های برجسته ای مانند نوام چامسکی زبان شناس آمريکايی، جان ماکسول کوئتزه برنده جايزه نوبل ادبيات 2003 و شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل 2003 با ارسال نامه ای خطاب به احمدي نژاد و رئيس قوه قضاييه خواستار آزادی دکتر جهانبگلو شده اند.

رامين جهانبگلو تقريبا سه هفته پيش در حالی که قصد سفر به خارج از کشور را داشت در فرودگاه مهرآباد تهران دستگير شد.

اما خبر بازداشت او تنها روز سوم ماه مه از سوی مقام های كشوري تاييد شد. غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات در اين فاصله گفته است که اتهامات جهانبگلو به "ارتباط با عوامل بيگانه" مربوط می شود.

وزير اطلاعات گفت "پس از انجام تحقيقات" اطلاعات لازم در خصوص اتهام رامين جهانبگلو در اختيار خبرنگاران قرار خواهد گرفت اما هنوز اين اطلاعات ارائه نشده است.

متن اين نامه به شرح ذيل است:

رونوشت: آية الله محمود هاشمى شاهرودى، رئيس قوه قضائيه جمهورى اسلامى ايران

آقاىرئيس جمهور،

ما امضاكنندگان زير خواستار آزادى فورى و بي‌قيد و شرط پژوهشگر برجسته و روشنفكر مشهور آقاي دكتر رامين جهانبگلو مى باشيم كه در اوائل ارديبشهت ۱۳۸۵ در فرودگاه بين‌المللى تهران بازداشت شده‌اند. در روز شنبه، ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۵ حجة الاسلام غلامحسين محسنى اژه‌اى بازداشت دكتر جهانبگلو را تأييد نموده اظهار داشتند كه ايشان به اتهام "تماس با بيگانگان" دستگير شده‌اند.

نزديك به سه هفته است كه ايشان بدون حكم بازداشت قانونى، تفهيم اتهام، دسترسى به وكيل و يا حتى حق ديدار خانواده خود درباداشت به سر مى‌برند. بهره‌وري از اين حقوق ابتدايى از مقدمات فرايند قانونى است. بازداشت و حبس آقاي دكتر جهانبگلو در حكم نقض آشكار قوانين جمهوري اسلامى ايران و بويژه تعهدات آن كشور در مقام يكي از امضاكنندگان منشور بين‌المللى حقوق بشر است.

خبر بازداشت دكتر جهانبگلو در مجامع دانشگاهى جهان پيچيده است. دكتر رامين جهانبگلو فيلسوفى پايبند به اصل دورى از خشونت است كه با پشتكارى خستگى‌ناپذير براي تفاهم و تفهم متقابل بين ايران و جهان كوشيده است. او در مقام سرپرست گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهشهاى فرهنگى، هزاران خواننده، اعم از دانشجود و استاد را با عمق تمدن ايران و رهاوردهاي پرارزش آن براي بشريت آشنا كرده است. كوششهاي اين پژوهشگر ارجمند در توضيح و معرفى فرهنگ و تاريخ ايران به جهانيان موجب احترام ژرفى است كه عالم و عامي براي او در جوامع گوناگون و در اقصى نقاط عالم قائل اند. پس جاي تعجب نيست كه رفتار فراقانونى اخير با دكتر رامين جهانبگلو در وطنش خوانندگان آثار او در ايران و ساير نقاط جهان را اينچنين دچار حيرت و تأسف كند.

ما بر آنيم كه بازداشت دكتر رامين جهانبگلو بايد موجب اقدام سريع جنابعالى و آزادي فورى ايشان گردد.

بیش از هفتصد فعال سیاسی و فرهنگی از فراخوان کانون نویسندگان برای مبارزه با   سانسور و سرکوب حمایت کردند

                                            به نقل از "رادیو فردا"
هفتصد و شصت و سه 763 تن از فعالان و شخصیت ها در ایران از فراخوان كانون نويسندگان ايران براي مقابله با سانسور و سركوب حمايت کردند. در فراخوان كانون نويسندگان ايران آمده است : طرح‌هاي تازه‌اي براي محدود كردن هر چه بيش‌تر عرصه فعاليت‌هاي ادبي، فرهنگي و هنري و آزادي‌هاي فردي و اجتماعي، از سوي نهادهايي كه خود را متولي اين عرصه‌ها مي‌دانند ،در دست اجراست ،.کانون نويسندگان ايران با تشريح برخي نمونه‌هاي تازه‌ براي محدود كردن هر چه بيش‌تر آزادي انديشه و بيان و اعمال شديدتر سانسور از جمله نوشته است: طرحي از سوي كميسيون فرهنگي مجلس براي جمع‌آوري كتاب‌هاي به زعم آنان ”مسئله‌دار“ در دست تهيه است؛ و در دیگر عرصه های فرهنگی مانند تاتر و سینما و موسیقی نیز طرح های مشابهی وجود دارد. در اين فراخوان ، كانون نويسندگان ايران ، از مردم ايران خواسته است با سانسور و سركوب به هر شكل ممكن مقابله كنند. علاوه بر بیش از 760 امضای یاد شده،این فراخوان از سوي كانون وبلاگ ‌نويسان ايران، هيئت مؤسسان سنديكاهاي كارگري، انجمن فرهنگي حمايتي كارگران مورد حمايت قرار گرفته است.

  جايزه ويژه انجمن بين‌‏المللي آزادي به ايرج جمشيدي تعلق گرفت

                                                   به نقل از "ایلنا"

انجمن بين‌‏المللي آزادي, جايزه ويژه خود را در رابطه با فعال‌‏ترين فرد در عرصه دموكراسي و آزادي از ميان هزار كانديداي دريافت اين جايزه، به ايرج جمشيدي, سردبير روزنامه اقتصادي آسيا اختصاص داد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، اين جايزه طي مراسم ويژه‌‏اي كه به طور مستقيم از كانال RAI2 ايتاليا پخش مي‌‏شود, روز پنج‌‏شنبه، هجدهم خرداد ماه سال جاري مطابق با هشتم ژوئن سال 2006 ميلادي به ايرج جمشيدي اهدا مي‌‏شود.

پيام اكبر گنجی به مراسم بزرگداشت سيمين بهبهانی  

 بهبهانی سمبل يك مبارزه نابرابر با انواع كژی‌ها است

به نام حق

خدمت مادران بزرگوار ايرانی غربت نشين

با سلام و آرزوی شادكامی و بهروزی

به گفته عيسی مسيح، «حقيقت شما را آزاد خواهد كرد» (انجيل يوحنا، باب هشتم، آيه ٣٢). اما كدام حقيقت ما را آزاد خواهد كرد؟ رهايی از چنگال ايدئولوژی (يعنی شعور كاذب) با كدام حقيقت ممكن خواهد شد؟ حضرت خداوندگار مولانا جلال الدين، معتقد بود كه انبيا برای آزاد كردن آدميان آمده‌اند.

چون به آزادی نبوت هادی است / مومنان را ز انبيا آزادی است
ای گروه مومنان شادی كنيد / همچو سرو و سوسن آزادی كنيد

اگر كسی گمان برد جامعه و نظام سياسی با نشستن و بازی با مفاهيمی نظير آزادی، جامعه مدنی، تساهل، رواداری، حقوق بشر، سكولاريسم و تفكيك عرصه عمومی از عرصه خصوصی دموكرات خواهد شد، آب در هاون می‌كوبد. حقوق بشر برای حفاظت ازكرامت انسانی و اصل خودگردانی (autonomy) انسان‌هاست. اما به صرف گفتن و نوشتن درباره مفاهيم كرامت و خودگردانی، انسان‌ها صاحب كرامت و خود گردان نمی‌شوند. آزادی بيان بر مبنای حق سخنگو در ابراز ديدگاه‌هايش، حق شنونده در شنيدن آن ديدگاه‌ها و خير جمعی يك جامعه‌ آزاد توجيه می‌شود. اما به صرف نوشتن درباره حق آزادی بيان و مبانی توجيه‌كننده آن، جامعه از حق آزادی بيان برخوردار نمی‌شود. باور بدون عمل، باور نيست. نمی‌توان مدعی باور به ارزش‌ها و آرمان‌های انسانی شد، اما برای تحقق آن‌ها قدمی به پيش برنداشت. بايد در نظام اخلاقی- ارزشی‌مان جايگاه ويژه‌ای برای شجاعت، عشق و محبت باز كنيم. شجاعت اخلاقاً درخور احترام است، چون پذيرش خطر، بدون انگيزه خودخواهی است. نوعی از خودگذشتگی ناشی از بی‌اعتنايی، بی‌طمعی، و از منِ خود فاصله گرفتن است. تمام فضائل اخلاقی، بی‌دورانديشی، نابينا يا ديوانه وار خواهند بود، ولی بی‌شجاعت، پوچ و ترسو. آدمی، بی‌دورانديشی، نمی‌داند چگونه با بی‌عدالتی پيكار كند، ولی بی‌شجاعت نمی تواند به آن بپردازد. فيلسوفان برای انديشيدن نياز به شجاعت دارند. اما خود انديشه لزوماً در كسی ايجاد شجاعت نمی‌كند. بی‌دليل نبود كه كانت پيام روشنگری را بيرون آمدن از طفوليت و صغارت می‌دانست و فرمان می‌داد: شجاعت دانستن داشته باش. برای انديشيدن به شجاعت نياز است. وقتی متفكری با پيامدها و لوازم منطقی مدعای مدللی روبرو شد، ممكن است پيامدها به لحاظ نظری و عملی برای او ناپذيرفتنی و هراس‌آور باشند، اما انديشمند بايد شجاعانه با مساله روبرو شود و مدعای مدلل را تا نهايت منطقی‌اش دنبال كند. ممكن است پيامدهای منطقی يك مدعای مستدل، زير پای ما را خالی كند، ارتباط ما را با سنت و گذشته‌مان قطع نمايد، تمام جهانی را كه در آن زندگی می‌كرديم، فرو بپاشاند و ويران كند، بدون آنكه تكيه‌گاه جديدی برايمان مهيا سازد. روشنفكر و متفكر حقيقت‌طلب، شجاعانه به لوازم عملی نظرش تن می‌دهد تا حقيقت او را آزاد كند و ،در عين حال، هيچ گاه عقيده خود را دگرگون ناپذير و حق مطلق نمی داند و مانند كسانی نيست كه خود شيفتگی و خود پرستی خود را در لباس تقدس، عقيده جلوه می دهند و نمی دانند كه اگر بايد موجودی را پرستيد، آن موجود فقط خداست، لاغير. و عقيده خدا نيست. هيچ كس نمی‌تواند بجای ما بينديشد، بجای ما رنج ببرد، بجای ما پيكار كند. شجاعت عقلانی، كه امتناع از تسليم ترس شدن در انديشه و امتناع از گردن نهادن به چيز ديگری جز حقيقت است، اينك به شدت مورد نياز ما است. دموكراسی و حقوق بشر به عاملان جسور و شجاع نياز دارد. به افرادی كه به ارزشهای دموكراتيك باور دارند و باور خود را از طريق پيكار و مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی نمايان می‌سازند. روشن است كه شجاعت عملی، بدون بصيرت نظری، راهگشا نخواهد بود. مساله و مشكل روشنفكرِ آوانگاردِ پيش از انقلاب، فقر فلسفه و نپرداختن به تأملات نظری بود. مطالعه و نظرورزی به نام «فلسفه بورژوايی» و «انتزاعيات سرمايه‌داری» به طور مطلق نفی و طرد می‌شد. همه چيز به «عمل» (Pratic) و «مبارزه» فروكاسته می‌شد. مقاومت و شجاعت اگر متكی بر نظريه‌ای انسانی- دمكراتيك نباشد، استبدادی را جايگزين استبدادی ديگر می‌كند. انقلاب ٥٧، محصول گفتمان غرب‌ستيز (ضدامپرياليستی)، آزادی‌ستيز، دمكراسی‌ستيز، بازگشت به خويشتن (خويشتن اسلامی، خويشتن آسيايی، خويشتن پرولتاريا در جامعه بی‌طبقه كمونيستی)، ايدئولوژيك، يوتوپيايی و انقلابی دهه پنجاه بود. آن انقلاب را به هيچ وجه نبايد خروج از مسير تلقی كرد. تروتسكی با نوشتن كتاب انقلابی كه به آن خيانت شد گمان می‌كرد استالين به آرمانهای انقلاب بلشويكی خيانت كرده است. اما هيچ كس به انقلاب روسيه خيانت نكرد آنچه پيش آمد تحقق دقيق ايدئولوژی انقلابی ماركسيسم – لنينيسم بود. انقلاب كل گرايانه ايدئولوژيك كلاسيك، خطای بزرگ برگشت ناپذير است. انقلاب، دموكراسی ساز و آزادی آفرين نيست. از اين رو، به هيچ وجه به انقلاب ٥٧ خيانت نشد. انقلاب تجسم عينی گفتمان دهه پنجاه بود. تجربه انقلاب ٥٧ همگان را بدين جا راهبری كرد كه بدون انديشه و خردمندی نمی‌توانيم از صغارت عبور كنيم و بزرگسال و دمكرات شويم.

طی دو دهه اول انقلاب، رفته رفته از گفتمان دهه پنجاه عبور كرديم و گفتمان جديدی را شكل داديم. گفتمان جديد، در تعارض كامل با گفتمان پيشين، مدرن، آزادی خواه،دموكراتيك، غير ايدنولوژيك، غير يوتوپيايی، حقوق بشری و اصلاح طلبانه است. اما چرا روشنفكران با اين گفتمان جديد هم نتوانستند گام بزرگی در راه دموكراتيزه كردن نظام سياسی بردارند و شور و اميد، به ياس، سرخوردگی و انزوا تبديل شد؟ مشكل و مساله روشنفكر برج عاج نشين دهه هشتاد، فرار از عمل، نفی مبارزه و مقاومت و سرگرم‌شدن به فلسفه و مفهوم‌انديشی است. گمان می‌رود كه تمام مسائل و مشكلات با فلسفه حل و رفع خواهند شد. سنت متافيزيك صدرائی و عرفان محی‌الدين عربی، به حد كافی ما را از دنيا و حيات اجتماعی دور كرده‌اند. ديگر چه نيازی به هايدگر و نيچه و كارل اشميت است كه فلسفه‌‌شان برای ما جنبه عملی-رهايی بخش ندارد. (همه فلسفه‌ها بايد آزادانه در عرصه عمومی مطرح شوند، اما همه فلسفه‌ها رهايی بخش و حقيقت طلب نيستند و آدمی را از ظلمت و تاريك انديشی نجات نمی‌دهند). انديشه ورزی ،نه تنها حق ماست ، بلكه قاطعا و موكدا وظيفه ماست. اما در اين ميان، تاكيد من بر دو نكته است : ١) انديشه ورزی شرط لازم بهروزی ماست، نه شرط كافی . برای تامين شرط كافی ، عمل به مقتضای انديشه، اجتناب ناپذير است. ٢) از ميان اقيانوس بی كران امكان های انديشه ورزی، اخلاق و انسان دوستی حكم می كند كه به انديشه ورزی هايی بپردازيم كه فقط جنبه نظری ندارند، بلكه دير يا زود به مرحله عمل راه می يابند و می توانند در بهبود وضع و حال آدميان موثر افتند. فلسفه تحليلی كانت هم به تنهايی نمی‌تواند مارا به دموكراسی و آزادی و حقوق بشر برساند. برای بنا كردن يك نظام دموكراتيك نه تنها به علوم اجتماعی تجربی نياز داريم، بلكه به عمل، به ايستادگی، به حركت، به كار و كوشش، به آرمان، به شجاعت و نافرمانی مدنی هم به شدت نيازمنديم. روشنفكر برج عاج نشين برای فرار از مسووليت اجتماعی، از ترفند مغالطه استفاده می كند. می گويد: دموكراسی و آزادی و حقوق بشر، مساله و مشكل مردم ايران زمين نيست، مساله مردم، نان و آب و لباس و مسكن است. می گويد: پيش شرط های معرفتی و اجتماعی دموكراسی در ايران وجود ندارد. می گويد: تا يكصد سال ديگر هم ايران دموكرات نخواهد شد. می گويد: مردم حاضر نيستند برای دموكراسی مبارزه كنند و هزينه پرداخت كنند، پس چرا روشنفكر بايد بار مردم را بر دوش كشد و به جای آن ها متحمل هزينه شود. می گويد: دوران مدرن، دوران تفكيك نقش ها و تقسيم كار اجتماعی است. روشنفكر، فعال سياسی ـ حزبی نيست، كار او توليد فكر و ابداع نظريه است.

با اينكه تمام اين مدعيات قابل مناقشه اند و جای چون و چرای فراوان دارند، فرض كنيم كه تمام آن مدعيات صادق باشند؛ پرسش اين است : چگونه می توان از اين مقدمات، سكوت در مقابل كژی ها، بی عدالتی، نقض حقوق بشر و ظلم و بيداد را استنتاج كرد؟ اگر تمام مردم يك كشور، مستبد و نظام سياسی شان خود كامه باشد، آيا روشنفكران هم بايد با تبعيت از مردم، مستبد و طرفدار نظام خود كامه شوند؟ در هر وضع و حالی، مثلا شرايط فاشيستی، روشنفكر اگر تنهای تنها هم باشد، باز هم بايد در مقابل كژی ها بايستد و به نقض حقوق بشر، شجاعانه بتازد. اگر روشنفكر فقط در مقام دفاع از حقوق خود باشد، باز هم بايد در مقابل نظام سلطانی بايستد؛ چرا كه وقتی روشنفكران به دليل دگر انديشی و دگر باشی، سلاخی می شوند، فردا نوبت روشنفكر برج عاج نشين است كه در واقع به دليل دگرانديشی، اما در ظاهر به بهانه های واهی، بازداشت و زندانی شود. اگر روزی كه اولين فرد بازداشت و زندانی شد ما اعتراض ميكرديم، اگر روزی كه اولين نفر ترور شد ما می ايستاديم، اگر روزی كه اولين مخالف سيا سی اعدام شد ما مقاومت می كرديم؛ اينك نوبت من روشنفكر برج عاج نشين نمی شد كه بازداشت، زندانی يا ترور شوم.

شجاعت، اين كيميای عالم روشنفكری و اصلاح گری ، به شجاعت كانتی، يعنی شجاعت در دانستن، نيز محدود نمی شود. شجاعت اسپينوزايی نيز لازم است و آن شجاعت غلبه بر هر عيب و نقص اخلاقی و روانی در خودمان است، چه رسد به شجاعت تيليشی كه از ما ميخواهد كه دل به دريا بزنيم و خود را چنان كه هستيم ببينيم و بپذيريم و انكار نكنيم. آيا روشنفكر امروزين به اين شجاعت تيليشی نيز سخت نيازمند نيست ؟ آيا روشنفكر وظيفه ندارد كه به تعبير يونگ،نيمه تاريك وجود خود را نيز بپذيرد و آيا بخش عظيمی از اين نيمه تاريك، گذشته خود روشنفكر نيست؟ كدام روشنفكر است كه در گذشته خود نقاط كمابيش تاريك نادانی، خطا ، بدكاری و كم كاری نبيند؟ و كدام روشنفكر است كه نداند بخش چشمگيری از نكبت و ادباری كه جامعه او را در بر گرفته است فراورده همان نادانی، خطا و بدكاری و كم كاری خود او است؟ چرا روشنفكر اين همه به مردم بدبين و بد گمان باشد و به خود خوش بين و خوش گمان؟

خانم سيمين بهبهانی يكی از شيرزنان ايران زمين است كه طی سالهای گذشته در صف اول جنبش آزادی خواهی ايران زمين قرارداشته است. در اين راه دشنام‌ها شنيد و مضروب شد. نامردمی‌ها ديد و بلندنظرانه مدارا كرد. بهبهانی با شعر خود می‌تواند نسلی را به حركت درآورد اما كار او فقط به شعر و ادبيات محدود نمی‌شود. او، هرگاه حقوق شهروندی پايمال می‌شود، فعالانه و شجاعانه به دفاع از مظلوم می‌پردازد. يك روز در مقابل بيمارستان حاضر می‌شود تا از پايمال شدن حقوق يك دگرانديش زندانی دفاع كند. روز ديگر در پاركی حاضر می‌شود تا به نابرابری شديد، باورنكردنی، دردآور و رنج آفرين زنان نسبت به مردان اعتراض كند و بگويد ما هم انسانيم و انسان از آن نظر كه انسان است صاحب حق و كرامت است و هيچ رژيمی، ايدئولوژی‌ای، مسلكی و فرهنگی نمی‌تواند و نبايد انسان‌ها را با تقسيم بندی‌های واهی و كهن، نابرابر كند و نياز به كرامت آن‌ها را ناديده بگيرد. روزی ديگر، در عرصه‌ای ديگر، به قتل دگرانديشان اعتراض می‌كند و با شعرهای خود خاطره‌ی آن‌ها را زنده نگه می‌دارد. او، جرات انديشيدن دارد.

در اينجا مايلم از زاويه‌ی ديگر همين مساله را بررسی و به يك ويژگی ارجمند بانوی غزل ايران اشاره كنم كه شايد در كنار زيبايی و عمق اشعار ايشان كمتر محل توجه بوده است. آنچه بهترين شاعره امروز ايران را برجستگی می‌بخشد، شهامت مدنی اوست. شهامت مدنی عنصری كمياب در جامعه ايرانی است. موجب مباهات و سرافرازی است كه بانويی در قلمرو ادبيات با قلم و قدم خود شهامت و مدنيت را به هموطنانش تذكار می‌دهد.

با همه تابوهای نفس‌گير در اطراف زنان، خانم بهبهانی با بيان خلاق‌ترين عناصر عرصه خصوصی در شعر خود، نه فقط تابوشكنی می‌كند بلكه عرصه آزادی سلبی را برای ديگر ايرانيان به ارمغان می‌آورد. خلوتِ سركوب شده ی وجدانهای طالب آزادی و ترسان از طلبِ حقِ خود، در عرصه خصوصی و عمومی، در سپهر شعر بهبهانی جسارتی رهايی‌بخش می‌يابد. تكثری از خواسته‌ها و حاجت‌ها در فضای شعری بهبهانی، خواننده را در برابر تحميل و اجبار ايدئولوژيك، در ناديده‌گرفتن عرصه خصوصی و بی‌رمق و يكسان‌سازی عرصه عمومی، بر می‌انگيزاند.

اما بانوی شعر و غزل تنها درس شهامت مدنی را با اشعارش نمی‌آموزاند. او شهروندی است كه بدون تكلف و تعارف می‌توان از او شهروندی آموخت. رنج دفاع از حقوق دگرانديشان، زنان و روشنفكران با همه رنجوری و آزردگی كه بر بدن خسته و شكننده‌اش وارد می‌آيد، تاب می‌آورد و حرمت آدميان، و اخلاق حرمت آنان را به حكومتگران فراموشكار، با متانت و صبر تذكار می‌دهد و از رفتار مدنی برای بيداری آنان كوتاه نمی‌آيد و حد نمی‌شناسد.شهامت شاعره بزرگ ايران توأم با مسئوليتی مدنی است. درك مسئوليت مدنی در ايران استبدادزده شهامت می‌خواهد و به حق آن را در تمايز با ديگر شهامت‌های كژ و كوژ بايد شهامت مدنی ناميد.
شعر و فكر او، دانش و منش او چه در حيطه ادبيات و چه در حيطه اجتماع از همين يك وصف برخوردار است؛ مسئوليت حفظ حقوق و آبروی شهروندان به مثابه آدميانی فی نفسه در خور احترام و غايت شمردن آن‌ها. شعر خانم بهبهانی از ديدگاه نظريه ادبی اهميت فراوانی دارد. نوآوری های ايشان در قلمرو غزل فارسی (كه يكی از اديبان مشهور كار ايشان را به كار نيما همانند كرده و گفته: بهبهانی نيمای غزل است) نشان ميدهد كه آن شهامت و نوع آوری كه در عرصه تعهد اجتماعی از ايشان ديده ايم، در كار هنری و شاعرانه او هم آشكار و تأثيرگذار است. در گفتمان های متعهد اجتماعی همواره نگرانی« جدی بودن » ، « سختگير بودن » و « اعتقاد راسخ داشتن » وجود دارد. اينها عناصر ضروری برای فعاليت سياسی و اجتماعی اند اما ادبيات (و به ويژه شعر)، به اين همه، جنبه انسانی، عاطفی و به يك معنا جنبه اخلاقی تازه ای می بخشد. زبان شعر است كه نمايانگر هم دردهای انسانی و هم راه حل ها هستند. آنها نشان می دهند چه چيزها در كار فروپاشی و زوال اند وچه چيزها از دل اين زوال بر می آيد. شعر با آزادی انسان نسبت درونی و ژرف دارد.

آری همين ويژگی ارجمند و كمياب است كه بانوی گرامی شعر ايران را ممتاز می‌كند و به كلامش نفوذ و به رفتارش صداقت می‌بخشد و با همين نفوذ و صداقت همه‌ ما را، و بيش از همه حكومتگران را، به آن دعوت می‌كند.

چه می توانيم گفت در وصف بانوی شعر و غزل فارسی كه، اگر چه به عنوان هنرمند، در خدمت زيبايی است،اما اولا: زيبايی(جمال) را در خدمت دو عنصر ديگر روانی والا، يعنی عنصر راستی (حقيقت) و نيكی (خير)، در آورده است، و ثانيا: هنرش فقط به كار زيبا نمودن، يعنی زيبا نشان دادن، هستی و زندگی نيست، بلكه در كار زيبا ساختن آن نيز هست.بسيارند هنرمندانی كه جهان، هستی و زندگی را زيبا جلوه می دهندـو اين، به نوبه خود، كار بسيار ارجمندی است ـ اما كم اند آنان كه، افزون بر آن، می كوشند تا آنجا كه می توانندجهان، هستی و زندگی را زيبا بكنند و علاوه بر نمايش زيبايی، به آفرينش زيبايی نيز دست يازند. و بهبهانی يكی از اين تبار هنرمندان است.

بهبهانی سمبل يك مبارزه نابرابر با انواع كژی‌ها است كه فقط با كرامت انسانی توانسته است پايدار بماند. او در اين دوران پرتلاطم، عليرغم ابتلا به بيماری، همچنان سرو گونه، راست ايستاده و ارزش‌های والای انسانی را پاسداری می‌كند. تجليل از او، بزرگداشت كرامت‌های انسانی، خصوصاً دگرانديشی و دگرباشی، است.
وجودش پاينده و مهرش افزون باد.

اكبر گنجی
٣٠/٢/١٣٨٥

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 6:26 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

در میان عکس های روزهای انقلاب عکسی تاریخی هست که در آن یک مبارزه جوی انقلابی بر لوله ی تفنگ سرباز تا بن دندان مسلح ارتش شاهنشاهی گلی به یادگار می گذارد. در آن روزگار این پیام انقلاب مردمی بود که گلوله ی دشمن را با گل پاسخ می گفتند و ارتشیان نظام حاکم را "برادر ارتشی" خطاب می کردند. بسیاری همین روحیه ی مسالمت جوی مردم انقلابی در برابر سربازان حکومت نظامی را عاملی مهم در فروپاشی زودهنگام نظام شاهنشاهی می دانند که زبان نرم و ملایم انقلاب بیش از هر عامل دیگری مخالفان و منتقدانش را خلع سلاح کرده و مهر و مدارای مردم انقلابی دل از خودی و بیگانه ربوده بود. اما همین انقلابیون مسالمت جو چون خر مراد از پل پیروزی گذراندند تیغ کین خواهی برکشیدند و تندی و پرخاش گری آغاز کردند و عقده های فرو خفته ی سالیان دور و دراز مبارزه را واگشودند و خشک و تر را به آتش قهر و غضب انقلابی سوختند و خاکستر هر کسی را که مخالف می پنداشتند به باد فنا دادند.

آن انقلاب که چهره ی حق طلبی و مظلوم نمایی به جهان نشان می داد همه را با خود همراه داشت که از شرق و غرب هیچ کس از نظامی مبتنی بر خواست مردمی که آزادی و استقلال می خواستند نگران نبود و هیچ دولت و ملتی منافع خود را از جانب انقلابی برآمده از خواست مردمی متمدن و فرهنگ دوست با آن سابقه ی تاریخی طولانی در خطر نمی دید. به خصوص که رهبران انقلاب نیز سخن گفتن به زبان دیپلماتیک و رسمی را به مدد حضور در جهان آزاد خوب یاد گرفته بودند .

اما آن گاه که انقلاب به مرحله ی استقرار و نظام رسید و پس از شعارهای "استقلال و آزادی" بخش سوم شعارها شروع به تحقق کرد کژی ها یک به یک رخ نمود و نگرانی ها اندک اندک بالا گرفت. آری آن زمان که "جمهوری اسلامی" از درون آن انقلاب تولد یافت همه دانستند که "هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند" و از درون و بیرون نگاه ها به نظامی متوجه شد که چندان به آرمان ها و شعارهای اولیه وفادار نیست.

آن مردم انقلابی که به مهر و مدارا شهره بودند آن گاه که به نظام مستقر دست بیعت دادند با تمام جهان به جز دو سه قطعه ی ناچیز در حد بورکینا فاسو سر ناسازگاری گذاشتند و همه را دشمن خواندند و به جای تعامل با جهان خارج آهنگ "نه شرقی و نه غربی" ساز کردند و به شمال و جنوب مرگ فرستادند. شاید به خاطر داشته باشید که در روزگاری نه چندان دور بعد از هر تکبیر یک نقشه ی جغرافیا نام را با فریاد مرگ بدرقه می کردند.

اکنون نظام به جامانده از آن انقلاب که از کم هزینه ترین راه ها به پیروزی رسید سنگین ترین هزینه ها را برای بقا می پذیرد چرا که خطری برای امنیت جهان تلقی می شود و اهداف بلند پروازانه ی مسئولانش که اعتمادسازی با دیگران را به هیچ می گیرند و از زبان خشونت با زمین و زمان سخن می گویند با نظم موجود در جهان ناسازگار است. اکنون از آن انقلاب تاریخی که رهبر و بنیان گذارش به مدد کلام سحر انگیز راه پیروزی را کوتاه تر از حد انتظار همه ی کارشناسان و تحلیل گران پیش روی انقلاب گشوده بود رهبرانی به جا مانده که جز زبان حذف و خشونت نمی شناسند و در برابر رهبر اول انقلاب که درست یا نادرست با گاندی مقایسه اش می کردند اکنون رهبران نظام پهلو به پهلوی هیتلر می سایند.

اکنون نظام برآمده از آن انقلاب تاریخی نه با دشمنان دور که با دوستان و فرزندان خود نیز جز با چماق و زور سخن گفتن نمی تواند و نه تنها مخالفان ومعاندان که مصلحان و منتقدان را نیز برنمی تابد. در این نظام نه فقط تروریست های مجاهدین خلق که دانشجویان خفته در کوی دانشگاه نیز خطری بالقوه تلقی می شوند که برای حفظ نظام در سرکوب آن ها تردیدی روا نیست.

در نظام به جا مانده از آن انقلاب بزرگ با آن وحدت بی نظیر میان گروه ها ی سیاسی مخالف حکومت پیشین که به روند پیروزی انقالاب شتابی غیرقابل باور بخشیده بود حلقه ی دوستان چنان تنگ شده که گاهی بنیان گذاران و یاران انقلاب نیز خارج از حلقه می مانند. اکنون این نظام نه فقط بیگانگان که آشنایان نزدیک را نیز نامحرم می داند و نه فقط مجرمان و گنه کاران و مبارزه جویان که بانیان و ارکان خود را نیز آن گاه که ساز مخالف می نوازند به زجر و زندان پاسخ می گوید. نام های زندانیان این چند سال را به خاطر بیاورید: اکبر گنجی و عبدالله نوری و محسن کدیور و عباس عبدی و عمادالدین باقی و حمیدرضا جلایی پور و لطیف صفری و ماشاءالله شمس الواعظین و غلامحسین کرباسچی و پسران آیت الله منتظری و ....هیچ یک نسبت به حلقه ی مدیران کنونی از نظام دورتر نبودند اما آن گاه که پای منافع نظام در میان افتاد همه در پای آن چه نظام خوانده می شود قربانی شدند.

باز فهرست قربانیان نظم موجود را مرور کنید تا بدانید از کجا به کجا رسیده ایم. ماشین حذف و خشونت که از پشت بام مدرسه ی علوی شروع به کار کرد از همان ابتدا اولین انحراف را از مسیر انقلاب پدید آورد. موج اعدام ها که از دست اندرکاران رژیم گذشته شروع شده بود از هویدای نخست وزیر تا یک پاسبان ساده که گمان می رفت به سوی مردم تیر اندازی کرده را در برگرفت و پس از آن ابتدا مجاهدین خلق که بازرگان آن ها را فرزندان خود و ملت می نامید با خشونت از حلقه ی اطرافیان نظام رانده شدند و آن گاه ماه عسل حزب توده که ابتدا در رده ی حامیان نظام در دوران پر تلاطم استقرار بود نیز به پایان آمد و این حزب نیز به تیغ قهر و غضب ماشین حذف گرفتار آمد. عجیب آن که اولین نخست وزیر ایران انقلابی و اولین رییس جمهور قانونی ایران یعنی زنده یاد بازرگان و بنی صدر به دلیل گرفتار آمدن در تنگنای دست های پنهان قدرت از ادامه ی راه بازماندند و بازرگان انزوا در پیش گرفت و بنی صدر حفظ جان را به جای مقام برگزید و فرار را بر قرار ترجیح داد. سپس نوبت به قطب زاده رسید که یکی از سه یار دبستانی همراه رهبر انقلاب در پاریس بود و به بهانه ای به دام ماشین حذف گرفتار شد که هنوز در باور نمی گنجد. به این فهرست بیفزایید مراجع بزرگی چون آیت الله شریعتمداری و شیرازی و قمی و منتظری و آذری قمی که برخی در رده ی مراجع بزرگ اما دور از حکومت بودند و به حبس و حصر گرفتار شدند و خفت دیدند و خواری کشیدند تا نظام برقرار بماند و گردی بر خاطر اصحاب قدرت ننشیند.

اما قربانیان نظام فراتر از این هاست که در این مختصر بگنجد. به جز اعدام های روزهای اول انقلاب و اعدام های سیاه سال 67 به قتل های زنجیره ای نیز باید نظری انداخت که هر گاه از قربانیان نظام یادی می شود چهره ی مردانه ی داریوش فروهر و نگاه مظلوم و بی گناه پروانه اسکندری و محمدجعفر پوینده و محمد مختاری آتش به جان هر آزاده ای می زند. آنان گناهشان این بود که احتمال می رفت خطری برای نظام باشند نه این که در واقع خطری متوجه نظام کرده باشند.

همه ی این ماجراها که گذشت مربوط به تبدیل انقلاب به نظام است. اما مهم تر این که از دل آن انقلاب تاریخی که به مردمی بودنش می بالیدند نظامی برآمده که "مصالح مردم" در آن واژه ای غریب است و آن چه بیش از هر چیز و پیش از همه اهمیت دارد "مصالح نظام" است. چنان که رهبر اول و بنیان گذار نظام "حفظ نظام را اوجب واجبات می داند" و چنین است که ما درباره ی "تشخیص مصلحت نظام" زیاد می شنویم اما سخن گفتن از "مصلحت میهن و مردم" چندان باب طبع اصحاب قدرت نیست.

در شرایطی که جامعه ی امروز ایران بحران های اقتصادی و اجتماعی فزاینده ای را تجربه می کند قدرت مداران نظام سیاسی دغدغه ای دیگر در سر می پرورانند و رویای دست یافتن به انرژی هسته ای که در واقع پوششی برای مقاصد نظامی و برآوردن عطش سیری ناپذیر قدرت طلبی است چنان هوش از سر آنان ربوده که آینده ی خود و نظام و مردم را چنان به هم بسته اند که گره ها هر دم کورتر و حلقه ی محاصره هر دم تنگ تر و برون رفت از بحران دشوار تر می شود.

و این می تواند آخرین فاجعه ی عصر انقلابی باشد که با شعار گل به جای گلوله آغاز شد و اینک برای پایداری و بقای خود به سلاح هسته ای احساس نیاز می کند.

+ نوشته شده در  جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

 به گزارش خبرگزارى فرانسه نشست سه كشور اروپائى، ايالات متحده آمريكا، چين و روسيه در مورد مناقشه اتمى ايران كه قرار بود فردا د ر لندن برگزار شود به روز چهارشنبه هفته آينده موكول شد. سخنگوى وزارت امور خارجه انگلستان امروز د رلندن اعلام كرد: در اين نشست در مورد مرحله بعدى در مناقشه اتمى با ايران تبادل نظر مى شود. وى همچنين اضافه كرد مذاكرات اين نشست محرمانه خواهد بود.

 طرح تردیدهای تازه درباره فعالیت هسته ای ایران

به نقل از "بی بی سی"

اطلاعاتی که بی بی سی از منابع ديپلماتيک غربی به دست آورده، حاکی است که مواد اوليه ای که ايران در آزمايش غنی سازی اورانيوم به کار برده، حدود 15 سال پيش توسط چين در اختيار اين کشور قرار داده شده بود.اطلاعاتی که اگر رسما تاييد شود، ميزان پيشرفت فناوری غنی سازی اورانيوم در ايران را مطرح خواهد کرد. اين موضوع نشان می دهد که ايران برای پيشبرد اين فناوری دلايل و انگيزه های سياسی محکمی داشته است. يک ماه و اندی پيش محمود اح١ …دی نژاد، رييس جمهوری ايران با افتخار اعلام کرد که ايران "به جمع کشورهای دارای تکنولوژی هسته ای پيوسته است."او اين موضوع را در پايان انجام يک سری آزمايشات موفقيت آميز توسط دانشوران اتمی در داخل ايران اعلام کرد که طی آن با وارد کردن مقداری گاز هگزافلورايد اورانيوم به داخل تعدادی سانتريفوژ مقدار اندکی اورانيوم غنی شده به ميزان کم به دست آمد.

پوتین و احمدی نژاد در اوج بحران با یکدیگر ملاقات خواهند کرد

به نقل از "ایران پرس نیوز"

روزنامه روسی نیزاویسیمایا گازیتا: "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران و "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور فدراسیون روسیه در نشست سازمان همکاری های شانگهای که 15 ژوئن در شانگهای، یعنی یکماه پیش از اجلاس گروه هشت در سن پطرزبورگ، برگزار می شود ملاقات خواهند نمود. کارشناسان این گزینه را منتفی نمی دانند که تهران قصد دارد بر اختلافات میان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد برنامه هسته ای ایران با استفاده از " خط شکاف شرق و غرب" دامن بزند.

این دومین ملاقات پوتین و احمدی نژاد از زمان انتخاب آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایران است. چنین ملاقاتی در بحبوحه بحران ایران برای ایالات متحده که بر اعمال تحریم علیه تهرانی که از توقف برنامه هسته ای خود سرباز می زند، تاکید می کند به عنوان یک چالش جلوه می کند.

دیروز سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه اعلام داشت که "دعوتنامه برای احمدی نژاد ارسال شده است." وی فعلا تنها رئیس جمهور کشورهای ناظر این سازمان است که تمایل خود را برای حضور در شانگهای ابراز کرده است. جالب توجه اینکه رئیس جمهور ایران در شرایطی تصمیم به حضور در نشست را گرفته است که کشورهای عضو سازمان همکاری های شانگهای از گنجاندن مسئله گسترش سازمان در دستور کار خود خودداری کردند.

چنین عملکردی مطابق سیاست های خارجی اتحاد جماهیر شوروی است وقتی که مسکو بصورت نمایشی تماس خود را با رهبران تند رو که مورد علاقه غرب نبودند، حفظ می نمود.

به علاوه آن طور که "سرگی کاراگانوف"، رئیس شورای سیاست خارجی و دفاعی اعتقاد دارد طرف مقابل هم می تواند بر ایران اثر بگذارد. به عقیده وی "شرکت ایران در کار سازمان همکاری های شانگهای به عنوان ناظر و در آینده عضویت کامل در این سازمان، می تواند یکی از امتیازاتی باشد که بخشی از معامله بزرگ جامعه جهانی با ایران را تشکیل دهد."

در حال حاضر در سازمان همکاری شانگهای كه ابتدا به عنوان گروه 5 شانگهای معروف بود، 6 كشور شركت می كنند. چهار كشور در سالهای مختلف عضو ناظر شدند و حالا نمایندگان آنها در مراسم سازمان حضور دارند.

قلم طلایی برای گنجی

به نقل از "خبرگزاری آفتاب"

قلم طلایی جهان، ‌به اکبر گنجی تعلق گرفت و او بهترین روزنامه نگار جهان شناخته شد. به همین منظور، قرار است این قلم طلایی در مسکو به وی اهدا شود. در این جلسه،‌ حدود 1500 نفر از بهترین روزنامه نگاران دنیا که در جهت ایجاد دموکراسی در کشورهای خود قلم زده و فعالیت کرده اند، شرکت می کنند.

این مراسم خردادماه برگزار می شود اما گنجی امکان خروج از کشور را به دلیل نداشتن پاسپورت ندارد.

ضرورت آشتی با آمریکا برای حل مشکلات اقتصادی و پایان انزوای جهانی ایران

به نقل از "رادیو فردا"

جبهه ملی در بیانیه ای به مقامات حکومت ایران توصیه کرد برای حفظ منافع ایران، حل مشکلات اقتصادی و پایان بخشیدن به انزوای بین المللی، اختلاف بر سر برنامه اتمی خود را از طریق مذاکره با آمریکا حل و فصل کنند. دکتر داوود هرمیداس باوند، امضاءکننده بیانیه هیات رهبری جبهه ملی ایران، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید علاوه بر تحریم اقتصادی، آمریکا نقش بازدارنده دارد و موفق شده است جلوی تحقق منافع حیاتی ایران را در آسیای مرکزی، قفقاز و نقاط دیگر بگیرد. وی می افزاید منافع ملی ایران اقتضا می‌کند که که مشکلات خود را با آمریکا حل و فصل کنیم و روابط سازنده‌ای برقرار بشود. وی افزود رابطه با آمریکا در داخل ایران نیز آثار تعدیل کننده خواهد داشت و اثرات نسبی آن در زمینه هائی مثل نقض حقوق بشر و رعایت اصول دمکراسی نیز «به طور نسبی» ظاهر خواهد شد. 

هیات رهبری جبهه ملی جمهوری اسلامی با استناد به گفته‌های اخیر رئیس جمهوری اسلامی در سفر خود به اندونزی، و همچنین نامه آقای احمدی‌نژاد به رئیس جمهوری آمریکا، در بیانیه‌ای می‌پرسد محدودیت تماس با آمریکا از چه زمانی شکسته شد؟ جبهه ملی خواستار مذاکره مستقیم میان ایران و آمریکا شده است. در این بیانیه از سوئی جناح اصول‌گرا مسئول عدم تنش‌زدائی با تهران و واشنگتن در دوران هشت‌ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی قلمداد شده است و از سوی دیگر آمده است که جناح محافظه‌کار در مذاکرات پنهانی، رضایت خاطر آمریکا را در زمان حمله نظامی به افغانستان و عراق جلب کرده است. داوود هرمیداس باوند، یکی از امضاء کنندگان این بیانیه، در مصاحبه با رادیو فردا به این پرسش پاسخ می‌دهد که از نظر جبهه ملی، تازه‌ترین اقدامات آقای احمدی‌نژاد رو به سوئی تنش‌زادئی دارد یا نه؟

داوود هرمیداس باوند (امضاءکننده بیانیه هیات رهبری جبهه ملی ایران، تهران): مسئله تنش‌‌زدائی یک روند کلی است که کشوری در سیاست خارجی خود در پیش بگیرد. ولی ما با آمریکا با مشکلات خاصی روبرو هستیم. آمریکا نقش بازدارنده دارد و موفق شده است جلوی تحقق منافع حیاتی ایران را در آسیای مرکزی، قفقاز و نقاط دیگر بگیرد. به اضافه مسائل و مشکلاتی که به عنوان تحریم‌های اقتصادی، مضاعف و غیره ایران با آن روبرو است. و به سبب همین وضعیت ایران برای شکستن این نوع تحمیلات مجبور می‌شود آوانس‌هائی به دیگران بدهد صرفا از لحاظ سیاسی بدون اینکه مبانی اقتصادی آن مد نظر باشد. بنابراین ما بر این باور هستیم که منافع ملی ایران اقتضا می‌کند که بر یک مبانی منطقی، بر آن شویم که مشکلات خود را با آمریکا حل و فصل کنیم و یک روابط سازنده‌ای برقرار بشود. فرآیند آن یک جو تنش‌زدائی است در کل روابط ما با دیگر کشورها برقرار خواهد شد. چون همانطور که می‌دانید در هر حال آمریکا همراهانی دارد یا ملاحظاتی را در مقابل آمریکا رعایت می‌کنند که تاثیرگذار است در روابط کشورها با ایران.

امیرمصدق کاتوزیان (رادیو فردا): شما ضمن تشویق حاکمیت به مذاکره مستقیم با آمریکا در بیانیه خود به مسئولان نظام هشدار داده‌اید که تا وقتی جمهوری اسلامی حکومتی سرکوبگر و ناقض حقوق بشر و اصول دمکراسی محسوب بشود، جامعه جهانی هیچ تفاهمی با حاکمیت ایران نخواهد داشت، اما مثال‌های تنظیم رابطه قبل با لیبی و قبل از آن، با حکومت‌های چین، عربستان سعودی و ده‌ها کشور دیگر، آیا عکس ایران را نشان نمی‌دهد؟

داوود هرمیداس باوند: بله، ببینید آنچه در رابطه با دیگران مطرح شده، مثلا با لیبی، بر روی موضوع خاصی بوده است. مسائلی که با ایران مطرح شده که در قطعنامه‌های اتحادیه اروپا، گروه هشت، یا به صورت جداگانه از سوی بعضی از کشورها مطرح شده نکاتی است که پی در پی روی آنها تکیه شده. مسئله تکنولوژی هسته‌ای است و حقوق بشر است و عدم حمایت از تروریسم بین‌المللی است و مسائل خاورمیانه است بنابراین، خود نظام هم بارها اشعار داشته که اگر این مسائل هم حل بشود، به ظن غالب، مسائل دیگری به دنبال آن مطرح خواهد شد.

ا.م.ک.: خوب، اگر اینطور که می‌گوئید جمهوری اسلامی هم می‌داند که با به تفاهم رسیدن با آمریکا بر سر برنامه‌ هسته‌ای و چند مسئله دیگر، باز هم مسئله نقض حقوق بشر و دمکراسی روی میز باقی می‌ماند، که با استناد به آن، آمریکا و غرب به جمهوری اسلامی انتقاد کنند، پس در آن صورت، جمهوری اسلامی چه مشوقی دارد که بیاید پای میز مذاکره با آمریکا؟

داوود هرمیداس باوند: اگر ما این باور را داشته باشیم که به نحوی از انحاء امور با یکدیگر مرتبط هستند، حل موفقیت‌آمیز در یک مسئله می‌تواند اثراتی در زمینه‌های دیگر در پی داشته باشد. حتی شما می‌دانید در آمریکا تحت عنوان شورای ایران و آمریکا، تغییر از درون جامعه ایران را در گروی چگونگی رابطه با آمریکا می‌دانند. یعنی صرف رابطه با آمریکا آثار تعدیل‌کننده داخلی دارد. یعنی جو و فضا را تا حدودی تغییر می‌دهد. بنابراین، اگر در یک زمینه قرین موفقیت بشود، در عرصه‌های دیگر هم اثرات نسبی در پی خواهد داشت.

کشمکش‌‌های چند جانبه بر سر برنامه اتمی ایران و فراخوان کوفی عنان برای پرهیز از جنگ لفظی 

به نقل از "رادیو فردا" 
کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل، روز پنجشنبه در توکیو از طرفین بحران اتمی جمهوی اسلامی خواست خونسردی خود را حفظ کنند و از جنگ لفظی بپرهیزند. محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی در سخنرانی در اراک روزچهارشنبه مجموعه مشوق‌هائی است که قرار است اتحادیه اروپا در قبال توقف غنی‌سازی، به حکومت ایران پیشنهاد شود رد کرد. سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه از جمهوری اسلامی خواست به پیشنهادهای اروپا پاسخی سازنده بدهد. شان مککورمک، سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا چهارشنبه گفت آمریکا قصد ندارد در قبال توقف غنی‌سازی اورانیوم به ایران تضمین‌های امنیتی بدهد.

      نامه روشنفكران اروپايى و آمريكايى براى آزادی جهانبگلو

                                   به نقل از "شرق آنلاین"

 برخى از فيلسوفان و روشنفكران اروپايى و آمريكايى با صدور اطلاعيه اى خواستار آزادى رامين جهانبگلو شدند. اين اطلاعيه به امضاى تعداد زيادى از روشنفكران همچون ريچارد رورتى، ادگار مورن، آنتونيو نگرى، جورج استاينر، آدام ميشنك، دانيل كوهن بنديت، كاستور ياريس، كلود لفورت، تيموتى كارتون اش و ايتن باليبار رسيده است.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

Student committee of

human right reporters

 

براساس گزارشهای رسیده اززندان اوین صبح دیروزحیدرقلی سلطانی جهت رسیدگی به اتهامات خود به شعبه 26 دادگاه انقلاب منتقل شد.

وی پیش ازبرگزاری جلسه دادگاه به دفترمشیری رئیس دادگاه انقلاب اسلامی برده شد و ازسوی رئیس دادگاه انقلاب درمورد نامه های منتشرشده از طرف اونسبت به وزارت اطلاعات و جوادی آملی مورد استنطاق قرار گرفت .

حیدرقلی سلطانی پس ازیکساعت برای رسیدگی به اتهاماتش و برگزاری جلسه دادگاه به شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد منتقل شد اما ناتوانی وضعف جسمانی وسرگیجه همراه با تنگی نفس باعث شد که جلسه دادگاه به 30 شهریورماه موکول شود.

گفتنی است پس ازبازگشت به زندان اوین، مسئولین قصد انتقال وی به بند 209 اطلاعات را داشتند که با مقاومت سایرزندانیان سیاسی در بند 350 از این کارخودداری کردند.

سلطانی درتماسی تلفنی با رئیس زندان انتقالش را به بند 209 مساوی با مرگ خود دانست و اعلام کرد که رئیس زندان باید عواقب این اقدام را بپذیرند.

گفته میشود تلاش مسئولین زندان برای انتقال وی به بند 209 وزارت اطلاعات برای جلوگیری از انتشارجزئیات مربوط به پرونده ی او صورت میگیرد.

حیدرقلی سلطانی 74 ساله که به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ازسال 58 بارها بازداشت وبه زندان افتاده، مدعی است که پرونده سازی علیه اوتوطئه ای ازطرف حجت الاسلام جوادی آملی ووزارت اطلاعات میباشد به همین دلیل درطی هفته های گذشته در نامه هایی سرگشاده نسبت به وزارت اطلاعات و جوادی آملی اعلام جرم نمود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

komite_gozareshgar@yahoo.com

www.komitegozareshgar.blogfa.com

بیانیه زندانیان سیاسی گوهردشت کرج در جلوگیری از فاجعه انسانی دیگر.

 

به نام آفریدگار آزادی

با درود بیکران به روان پاک تمامی جان باختگان راه آزادی .

در ادامه ظلم و بیداد رفته از سوی حاکمان مذهبی در حق خانواده شقاقی امروز که در این لحضات پدر خانواده بدلیل بیماری مزمن در حال احتضار بسر میبرد . و تنها نان آور خانواده اسد شقاقی به اتهامات واهی در چنگال دیو استبداد اسیر است ، بنیادهای ماندگاری و ادامه حیات خانواده شقاقی متشکل از سه دختر بچه و مادر ستمدیده شدیداٌ به خطر افتاده و میرود تا مهرورزی ملایان با مردم ستمدیده ایران بندهای انسجام و حیات خانواده ای دیگررا همچون هزاران خانواده از هم گسسته در گذشته را باز از هم بگسلد.

لذا ما تمامی زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج از تمامی فعالین و مدافعان حقوق بشر ایران و جهان استمداد میطلبیم و تقاضا داریم تا در جهت جلوگیری از وقوع فاجعه انسانی دیگر در حق خانواده زندانیان سیاسی و مردم ایران اقدامات لازم و عاجل را مبذول فرمایند .

 

 

اتحاد ، مبارزه ، پیروزی

زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج

27/02/85

 

 

 

فعالان حقوق بشر در ایران

Human Rights Activists in Iran

hra.iran@gmail.com

http://hra-iran.blogfa.com/

Tel : +989329224904

نامه سرگشاده محمد ملکي به محمود احمدي نژاد

به نقل از "خبرنامه گویا"

بسم‌الحق
با نامِ آزادي، آگاهي و عدالت

نامة سرگشادة يك معلم كهنسال به يك معلم جوان


جناب آقاي محمود احمدي‌نژاد؛
1. شما مانند يك مصلح جهاني و يك مبشر و منذِر آسماني مطالبي را با رئيس‌جمهور آمريكا مطرح كرده‌ايد، با اين تفاوت كه تا آنجا كه در كتب مقدس آمده است پيامبراني مانند ابراهيم، موسي، عيسي و محمد (ص) و همة مصلحان در برخورد با حاكمانِ ظالم و جائر اول با زبان لَيِّن و مهرورزانه سخن مي‌گفتند و بعد براي نجات مردم از سلطه و ستم به خشونت روي مي‌آوردند اما شما اول با خشونت كار را آغاز كرديد و كلماتي كه برازندة يك «هادي» نبود به‌كار برديد و حال با زبان ملايم و ديپلماسي با بوش سخن مي‌گوييد.
2. مي‌كوشم با ذكر كلمات و جملاتي كه شما به‌كار برده‌ايد پاسختان را بشنوم اگرچه شما درصدد اصلاح جامعة بشري هستيد و دانشجويان از جامعة ايران سخن مي‌گويند.

جناب آقاي احمدي‌نژاد؛
شما نامة خود را با اين جملات آغاز مي‌‌كنيد كه قسمتهايي از آن را عيناً مي‌آورم:
آقاي جورج بوش؛ رييس‌جمهور ايالات متحده آمريكا
مدتي در اين انديشه بودم چگونه مي‌توان تناقضات غيرقابل انكار موجود در صحنة بين‌المللي را كه مدام مورد بحث محافل مردمي به‌خصوص مجامع سياسي و دانشجويي است توجيه كرد. سئوالات زيادي در اين مورد بي‌جواب مانده است لذا تصميم گرفتم شمه‌اي از اين تناقضات و سئوالات را مطرح كنم شايد فرصتي براي تصحيح آنها فراهم آيد. آيا مي‌شود پيرو حضرت مسيح (ع) پيامبر بزرگ الهي بود، خود را متعهد به حقوقِ بشر دانست، ليبراليسم را الگوي تمدن معرفي كرد، با گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي و كشتار جمعي اعلام مخالفت نمود، مبارزه با تروريسم را شعار خود قرار داد و در نهايت براي تشكيل جامعة واحد جهاني تلاش كرد جامعه‌اي كه قرار است حضرت مسيح (ع) و صالحان زمين در آن حكومت كنند.
اما در عين حال كشورها مورد تعرض قرار گيرند. جان و حيثيت و هستي افراد از ارزش ساقط شود و مثلاً فقط با احتمال حضور چند نفر مجرم در يك روستا يا شهر يا كاروان تمام آن روستا يا شهر يا كاروان به آتش كشيده شود.

آقاي احمدي‌نژاد؛
همانطور كه قبلاً گفتم من چون يك معلم هستم غالباً در معرض سئوالات گوناگون قرار مي‌گيرم. روزي دانشجويي كه ته‌لهجة آذري داشت از من سئوال كرد و گفت: جناب استاد، من پرسشي دارم و از شما مي‌خواهم مشكل مرا كه سالهاست فكرم را به‌خود مشغول كرده حل كنيد چون من در اين جريانات تعدادي از نزديكان خود را از دست دادم و زندگي‌ام دگرگون شد. شما حتماً مي‌دانيد در اوايل انقلاب سپاه پاسداران و نظاميها به چند روستا از جمله «قارنا» و «ايندرقاش» حمله كردند و تعداد كثيري زن و بچة مردم را كشتند و حتي به حيوانات هم رحم نكردند با بهانة اينكه تعدادي از ضدانقلاب در اين روستاها نفوذ كرده‌اند. به من بگوييد حكومتي كه خود را مسلمان و پيرو پيامبر محبت و دوستي و ائمه مي‌داند با كدام منطق ديني، اخلاقي و قانوني به اين عمل زشت و ننگين دست زد؟ جالب اينكه بعدها با توضيحات آقاي حسني (امام‌جمعه اروميه) و آقاي جلايي‌پور كه آن روز فرماندار مهاباد بود و امروز از سردمداران «اصلاحات» است و با همفكرانش مي‌خواهند «جبهة دموكراسي‌خواهي و حقوق بشر» تشكيل دهند در جواب يكي از دانشجويان خواجه نصير كه در اين مورد سئوال كرده بود با عصبانيت گفته بود «باز چرا موضوع كردستان را پيش كشيديد اين موضوع ديگر تمام شده است هر كه در قدرت باشد همين كار را انجام مي‌دهد» در اينجا دانشجوي ديگري سئوال كرده بود «پس چرا شما به قتلهاي زنجيره‌اي اعتراض مي‌كنيد؟».

جناب آقاي احمدي‌نژاد؛
آن روزها شما جزء سپاه و بسيج و كساني بوديد كه اقدام به اين كارها مي‌كرد يا حداقل از آنها اطلاع كامل داشتيد به من پاسخ دهيد اين اقدامات با كداميك از ارزشهاي اسلامِ شما كه مدعي آن هستيد تطابق دارد؟ با منش و روش محمد (ص) پيامبر، يا آنچه در قرآن كريم آمده يا روش ائمة اطهار؟

جناب آقاي احمدي‌نژاد؛
در دنبالة مقاله به مسائلي اشاره كرده‌ايد كه واقعاً قابل تعمق بسيار است. نوشته‌ايد:
شايد بدانيد من يك معلم هستم. دانشجويان مي‌پرسند اين اقدامات را چگونه مي‌توان با ارزشهاي *** اين كلام از جمله تعهد به آيين حضرت مسيح (ع) پيامبر صلح و رحمت تطبيق داد.
متهماني در گوانتانامو در بند هستند كه محاكمه نمي‌شوند، به وكيل دسترسي ندارند، خانوادة آنان نمي‌توانند آنان را ببينند و در خارج كشور خود نگهداري مي‌شوند و هيچ نظارت بين‌المللي بر آنان نيست. معلوم نيست اينها زنداني هستند، اسير جنگي‌ هستند، متهم‌اند يا محكوم. بازرسان اتحادية اروپايي تأييد كرده‌اند كه زندانهاي مخفي در اروپا وجود دارد. من نتوانستم ربودن افراد و نگه‌داشتن آنان را در زندانهاي مخفي با هيچيك از نظامهاي قضايي دنيا تطبيق دهم و نفهميدم اين اقدامات با كداميك از ارزشهاي صدر اين مقال تطابق دارد با تعليمات حضرت مسيح (ع) يا حقوقِ بشر يا ارزشهاي ليبراليسم.

آقاي احمدي‌نژاد؛
يك روز دانشجويي سر كلاس برخاست و گفت: استاد، من شنيده‌ام شما، هم در نظام شاهي و هم در نظام اسلامي زنداني بوده‌ايد. من نتوانستم اين مشكل را براي خود حل كنم كه چگونه مي‌شود يك استاد دانشگاه را به زندان برد و اصولاً دلم مي‌خواهد بدانم زندان در نظام اسلامي چگونه جايي است و با شما در زندان چه مي‌كردند؟ گفتم پسرم من در سالِ 1339 وقتي مانند شما دانشجو بودم به‌دليل پخش اعلاميه عليه ديكتاتوري شاه به زندان انفرادي قزل‌قلعه افتادم. من از زندانهاي شاه و جناياتي كه در آن صورت مي‌گرفت و شكنجه‌هاي وحشتناكش در اينجا سخني نمي‌گويم چون نظام شاهي هر چه مي‌كرد و هر جنايتي مرتكب مي‌شد نام دين و خدا و پيامبر و اسلام روي آن نمي‌گذاشت اما در جمهوري اسلامي شاهد صحنه‌هايي بودم و بلاهايي سرِ خودم آوردند كه گفتن آنها جز زنده كردن درد و رنج و بي‌رحمي‌ها اثر ديگري ندارد. من شاهد بودم روزانه ده‌ها و صدها جوان از 15 سال به بالا را به جوخة اعدام سپردند و تعداد كثيري كه زير شكنجه‌ها تحمل نياوردند شهيد شدند و در قزلحصار چيزي به‌نام «قيامت» ديدم كه شايد در تمام دنيا بي‌سابقه باشد و در همانجا شاهد بودم صدها دختر جوان رواني شده بودند و به آنها تجاوز جنسي شده بود و اينها كه مي‌گويم افسانه نيست مي‌تواني گوشه‌هاي كوچكي از اين همه جنايت را در كتاب خاطرات آيت‌الله منتظري كه آن موقع قائم‌مقام رهبري بود بخواني. خانواده‌ام پس از دستگيري من در سال 60 ماه‌ها از وضعم بي‌اطلاع بودند و در زندان سال 80 ماه‌ها در يك زندان مخفي كه خانواده‌ام نمي‌توانستند مرا ملاقات كنند به‌سر بردم. حال اگر بخواهم از وضع و چگونگي اين زندانها برايت بگويم مثنوي هفتاد من كاغذ مي‌شود. انشاءالله روزي حقايق روشن خواهد شد و همگان خواهند فهميد چه جنايات وحشتناكي در زندانهاي جمهوري اسلامي به‌نام خدا و دين اتفاق افتاده است.

آقاي احمدي‌نژاد؛
شما از زندانهاي «گوانتانامو» سخن مي‌گوييد. طبيعي است بوش و ديگر عوامل امپرياليسم و سرمايه‌داري براي حفظ منافع خود از هيچ جنايتي خودداري نمي‌كنند و فردا هم به قول شما بايد جواب دهند كه اعمالشان با كداميك از صدرِ مقال تطابق دارد با تعليمات حضرت مسيح (ع) يا حقوق بشر يا ارزشهاي ليبراليسم. اما شما به‌طور قطع شاهد صحنه‌هايي در زندانهاي ايران بوديد و شايد هم خودتان يكي از عوامل اجرايي آن بوده‌ايد. راستي اگر وجداني در كار هست فردا جواب خدا و محمد (ص) و ائمة دين كه به‌نام آنها حكومت مي‌كنيد را چگونه خواهيد داد؟

آقاي احمدي‌نژاد؛
در نامه به آقاي بوش در جايي نوشته‌ايد:
آيا واگذار نمودن حق سرنوشت تمام سرزمين فلسطين به صاحبان اصلي آن كه در داخل و خارج فلسطين هستند اعم از مسلمانان و يهوديان و مسيحيان با اصولِ دموكراسي و حقوق بشر و تعليمات انبيا منافات دارد؟ اگر منافات ندارد چرا با همه‌پرسي مخالفت مي‌شود؟

اين قبيل سخنان را تاكنون چند بار آقاي خامنه‌اي هم در مورد فلسطين گفته‌اند. به‌نظر شما اگر دانشجويي سركلاس درس از من بپرسد «استاد پس از گذشت 27 سال چرا اجازه نمي‌دهند اين نسل كه هيچ دخالتي در تعيين نظام جمهوري اسلامي نداشته و حالا مي‌خواهد نظرش را در يك رفراندوم بگويد چرا با اين كار مخالفت مي‌كنند؟» من در جواب او چه بگويم؟ بگويم چون «آقا» تشخيص داده‌اند «مصلحت» نيست و در جمهوري اسلامي مصلحت از همة امور مهمتر است؟ در آن صورت دانشجويان نخواهند گفت مرگ خوب است اما براي همسايه!

جناب آقاي احمدي‌نژاد؛
در نامه‌تان به آقاي بوش نوشته‌ايد:
از وظايف همة دولتها ايجاد امنيت و آرامش شهروندان است. مردم كشور شما و كشورهاي همجوار نقاط بحراني جهان چندين سال است احساس امنيت رواني ندارد.

يادتان هست در دهة شصت آقاي خميني مي‌گفت كه هركس بايد مواظب اعمال و رفتار و آمد و رفت همسايه‌ها باشد كه اين يك وظيفة شرعي است و آن روزها كه شما در كسوت پاسدار يا بسيجي مأمور اجراي اين امر بوديد چه به سر خانواده‌ها آورديد و شبانه‌روز چه خانواده‌هايي با شنيدن كمترين صدايي نزديك خانه‌شان چنان وحشت مي‌كردند كه نزديك بود قالب تهي كنند و مأمورين كميته‌ها به هر خانه‌اي كه دلشان مي‌خواست مي‌ريختند و وقتي از ايشان كارت شناسايي مي‌خواستند اسلحه را به‌جاي كارت نشان مي‌دادند. بگذاريد به شما كه اين مطالب را خوب مي‌دانيد بگويم شبِ 12 تير ماه 1360 براي دستگيري من كه آدمي شناخته‌شده بودم و با آن سن و سال اهل فرار نبودم 2 ساعت از نيمه‌شب گذشته درحالي‌كه زن و بچه‌هايم در خواب بودند به خانه‌ام ريختند و با رفتاري وحشيانه دستگيرم كردند. اين كارها كه نمونه‌اي از آنها را گفتم نه از سوي سربازان آمريكايي در عراق كه در تهران و از طرف سربازان گمنام امام زمان صورت مي‌گرفت. شما كه ارتباط نزديك با اين امام همام داريد بگوييد آيا ايشان راضي به چنين اعمالي در نظامي كه خود را مسلمان و پيرو محمد (ص) مي‌داند هستند يا نه؟

آقاي احمدي‌نژاد؛
در نامه به آقاي بوش مطالبي فرموده‌ايد كه اگر يكي از دانشجويانم در مورد آن سئوالي كند پاسخي ندارم. لطفاً شما پاسخ دهيد:
در همة كشورها مردم هستند كه هزينة دولتها را مي پردازند تا دولتها به آنان خدمت كنند. سئوال اين است كه صدها ميليارد دلار هزينه‌هاي ساليانة لشگركشي به عراق چه دستاوردي براي مردم داشته است؟ جنابعالي اطلاع داريد در بعضي از ايالات كشور شما مردم در فقر و تنگدستي هستند هزاران نفر بي‌خانمان زندگي مي‌كنند، بيكاري معضل بزرگي است و اين مشكلات كم و بيش در ساير كشورها هم هست آيا در چنين شرايطي آن حجم عظيم لشگركشي و آن هزينه‌هاي هنگفت از خزانة مردم توجيه‌پذير است و با اصولِ پيش‌گفته تطابق دارد؟

آقاي احمدي‌نژاد؛
شما در جنگ ايران و عراق شركت داشتيد و پس از فتح خرمشهر به‌احتمال زياد از طرفداران ادامة جنگ و ورود به خاك عراق و از شعاردهندگان «راه قدس از كربلا می گذرد» يا «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم» يا «تا رسيدن به كربلا يك الله‌اكبر باقي است» و از اين نوع شعارها بوديد. به‌نظر شما كه از سرداران جنگ بوديد و حتماً مي‌دانيد ادامة جنگ، گذشته از تلفات بسيار انساني چند صد ميليارد دلار روي دست اين مردم گذاشت و چه اثري روي فقر اكثريت مردم ايران طبق آمارهاي رسمي خودتان گذاشته است، به دانشجويان پاسخ دهيد آيا نتيجة ادامة جنگ جز فقر و فساد و بيكاري و نوشيدن جامِ زهر از سوي آقاي خميني چه ثمري داشت و اگر آقاي بوش بايد جواب عيسي مسيح صلح‌دوست را بدهد شما چگونه از نظر اسلامي اين كار را توجيه مي‌كنيد؟

جناب آقاي احمدي‌نژاد؛
مرقوم فرموده‌ايد:
آيا مي‌خواستيم عدالت برپا كنيم يا فقط از گروه‌هاي خاصي حمايت مي‌كرديم و به قيمت فقر و تنگدستي عدة زيادي از مردم عدة اندكي را به ثروت و مقام رسانديم و رضايت آنان را بر رضايت خدا و مردم ترجيح داديم؟ آيا از حقوقِ‌ مردم و محرومين دفاع كرديم يا آنان را ناديده گرفتيم؟ آيا از حقوقِ انسانها در سراسرِ جهان دفاع كرديم يا اينكه با تحميل جنگ و دخالتهاي غيرقانوني در امور كشورها و با ايجاد زندانهاي مخوف عده‌اي را به بند كشيديم. آيا امنيت و صلح را براي جهان رقم زديم يا ساية تهديد و زور را در جهان گسترديم؟ آيا به ملت خود و ساير مردم جهان راست گفتيم يا اينكه حقايق را وارونه جلوه داديم؟ آيا طرفدار مردم بوديم يا طرفدار اشغالگران و ستمگران؟ آيا در حكومتِ ما منطق عقل، اخلاق، صلح، عمل به تعهدات، گسترش عدالت، خدمت به مردم، رفاه و پيشرفت و حفظ كرامت انساني مورد توجه بوده يا زور اسلحه، تهديد، ناامني، بي‌توجهي به مردم، عقب انداختن پيشرفت و تعالي ملتها و پايمال كردن حقوقِ انسانها؟ و بالاخره خواهند گفت آيا به آنچه سوگند ياد كرديم در خدمت به مردم كه وظيفه و تعهد اصلي ماست و به آيين پيامبران پايبند بوديم يا خير؟

آقاي احمدي‌نژاد؛
جمعي از دانشجويان مي‌گويند ما هم عيناً همين سئوالات را از آقاي احمدي‌نژاد داريم. ايشان كه از روز اول جزئي از حكومت بودند و همكار قدرت در سمت فرمانداري و استانداري و شهرداري تهران و استادي دانشگاه و فرماندهي سپاه و غيره و غيره و اگر از زندانهاي مخوف صحبت مي‌كنند مقصودشان كدام زندان است؟ مگر از زندانهاي اوين و رجايي‌شهر و قزل‌حصار و زندانهاي جاي‌جاي وطن مخوفتر هم وجود دارد؟ به وجدان خود مراجعه كنند. آيا آنچه ايشان هنگام انتخابات به مردم وعده دادند راست بود؟ آيا در اين مدت با مهرورزي و عدالت با مردم رفتار كردند يا برخوردشان با كارگران شركت واحد و زنان و غيره به وحشيانه‌ترين وضع بود؟ راستي چه‌كسي به مردم راست مي‌گويد و چه‌كسي دروغ؟ آقاي احمدي‌نژاد شما خودتان در يك جلسة عمومي جواب دانشجويان را بدهيد. راستي شما به آيين پيامبران به‌ويژه اسلام پايبند بوديد يا خير؟
آن عدالتي كه نظام جمهوري اسلامي برپا كرد را كجا مي‌توان ديد؟ كاخهاي ميلياردي، برجهاي سربه‌فلك‌كشيده، ثروتهاي بادآوردة جمعي از وابستگان به حكومت و در كنار آن حلبي‌آبادها و پلاستيك‌آبادها و صدها و هزاران كارتن‌خواب اينها نشانة عدالت در نظام شماست. شما چشمانتان را تنها به خارج از كشور دوخته‌ايد كمي هم به وضع مردم خودمان بيانديشيد تا از اينكه خود را پيرو اسلام عدالت‌خواه و حكومت عدل علي و از منتظرين امام زمان (ع) ـ كه بايد عدل و داد برپا كند ـ مي‌دانيد اظهار شرم نموده و جوابگو باشيد.

جناب آقاي احمدي‌نژاد؛
نوشته‌ايد:
براساس كلام الهي همة ما به پرستش خداي يگانه و تبعيت از رسولان الهي دعوت شده‌ايم.

براستي خدا و رسولان الهي در كجاي قرآن و سنت به شما گفته‌اند كه به حكم يك نفر طي چند روز هزاران زنداني را كه دوران محكوميت خود را مي‌گذراندند از دم تيغ بگذرانيد؟ آيا شما از اين جريانات اطلاع نداشتيد؟ از قتلهاي زنجيره‌اي چطور؟ از شكنجة دانشجويان و شهادت زهرا كاظمي چطور؟ آقاي احمدي‌نژاد شما را به خدا اينقدر مردم را بي‌هوش و بي‌اطلاع نپنداريد. مردم شما و امثال شما را خيلي خوب مي‌شناسند و فريب حرفها و اعمالتان را نمي‌خورند. بگذاريد سخن را با نوشتة خودتان به‌پايان برسانم.
ما چه بخواهيم چه نخواهيم جهان به سمت خداپرستي و عدالت به پيش مي‌رود و ارادة خدا بر همه‌چيز غلبه خواهد كرد.

بله جهان به سمت خداپرستي پيش مي‌رود اما خداي رحمان و رحيم كه انسانها را دوست دارد و به آنها محبت مي‌كند نه خداي شما كه زنان را به‌خاطر بيرون آمدن دو نخ مويشان با همان موها در جهنم آويزان مي‌كند و مردان را به‌خاطر يك خطاي كوچك به صلابه مي‌كشد و تا ابد در آتش مي‌سوزاند و مار غاشيه به جانشان مي‌اندازد اما با ستمكاران و جنايت‌پيشگان به‌خاطر دو ركعت نماز دروغينشان مهرورزي مي‌كند.

دکتر محمد ملکي

+ نوشته شده در  جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 7:15 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور سياسي گفت: احتمالاً نشست اين هفته قدرت‌‏هاي جهان درباره بحران هسته‌‏اي ايران به تعويق انداخته مي‌‏شود زيرا دولت‌‏هاي غربي هنوز ليست مشوق‌‏ها براي متقاعد كردن ايران به توقف غني‌‏سازي اورانيوم را تكميل نكرده‌‏اند.

به گزارش سرويس ديپلماتيك خبرگزاري كار ايران (ايلنا)، "نيكلاس برنز" گفت: پيشنهاد اروپا هنوز تصويب نشده است و در حال بررسي است.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، برنز ادامه داد: احتمالاً به جاي جمعه اين هفته, هفته آينده در لندن ديدار مي‌‏كنيم.

وي افزود: مذاكره درباره ارائه پيشنهاد مشوق‌‏هاي جديد به ايران براي رها كردن برنامه هسته‌‏‌‏اي‌‏اش در حال پيشرفت است. ما تازه در ابتداي راه هستيم و نمي‌‏توانم درباره اين طرح چيزي بگويم، زيرا اين طرح هنوز در حال بررسي است.

بازار هفتاد ميليونى ايران، مشوقى براى اتحاديه‌ى اروپا؟

به نقل از "دویچه وله"

محمود احمدى‌نژاد رييس جمهورى ايران، بار ديگر پيشنهادات اروپا براى حل بحران اتمى ايران را قاطعانه رد كرد. احمدى‌نژاد كه در مقابل جمعى از مردم اراك سخنرانى مى‌كرد، گفت كه ملت ايران هيچ پيشنهادى را براى توقف غنى‌سازى اورانيوم نخواهد پذيرفت. وى افزود كه هر قدرتى كه خود را در مقابل اراده‌ى ملت ايران قرار دهد، بايد روى شكست و تحقير و نابودى خود حساب كند.

احمدى‌نژاد گفت آنان فكر مى‌كنند با كودك چهار ساله‌اى طرف هستند و مى‌توانند او را با گردو و شكلات بفريبند و طلايش را از او بگيرند. ايران توقف غنى‌سازى را نخواهد پذيرفت و بهتر است اروپايى‌ها مشوق‌هايشان را براى خودشان نگه دارند. اروپايى‌ها نبايد منافع خود را براى اهداف نامشروع ديگر كشورها به مخاطره بيندازند.

به گفته‌ى احمدى نژاد، معيار بايد مصوبات قرارداد منع گسترش سلاح‌های اتمی باشد و ايران فقط مى‌خواهد از حق خود بر طبق اين قرارداد استفاده كند. قطعنامه‌هاى شوراى امنيت سازمان ملل نيز نخواهند توانست مانعى در راه پيشرفت علمى ايران ايجاد كنند.

به موازات اظهار نظرهاى احمدى‌نژاد، امروز از طرف ايران اعلام شد كه حاضر است مشوق‌هايى به كشورهاى اتحاديه‌ى اروپا عرضه كند. حميدرضا آصفى سخنگوى وزارت امور خارجه‌ى جمهورى اسلامى ايران اعلام كرد كه در صورتى كه اتحاديه‌ى اروپا حاضر باشد غنى‌سازى اورانيوم توسط ايران را به رسميت بشناسد، در مقابل از تهران مشوق‌هايى دريافت خواهد كرد. آصفى خاطر نشان ساخت كه بازار ايران با ۷۰ ميليون جمعيت، مشوق خوبى براى اروپاست. بايد يادآور شد كه آصفى ديروز در سخنان خود مشوق‌هاى تازه‌ى اتحاديه‌ى اروپا به ايران را كه شامل كمك براى خريد يك نيروگاه آب سبك هم مى‌شد رد كرده بود.

امروز همچنين خبر رسيد كه نشست اتحاديه‌ى اروپا، ايالات متحده، چين و روسيه در مورد مناقشه‌ى اتمى با ايران كه قرار بود روز جمعه در لندن برگذار شود، به تعويق افتاده است. در توضيح علت اين تعويق گفته شد كه كشورهاى سه‌گانه‌ى اتحاديه‌ى اروپا يعنى انگلستان، فرانسه و آلمان كه با ايران طرف مذاكره هستند، بايد پيشنهاد خود را دقيقا آماده كنند. تاريخ دقيقى براى نشست بعدى اعلام نشده است، اما پيش‌بينى مى‌شود كه اين نشست طى ده روز آينده برگذار شود.

ديپلمات‌هاى اتحاديه‌ى اروپا در حال حاضر مشغول تهيه‌ى فهرستى از پيشنهادات مشخص به ايران براى حل مناقشه‌ى اتمى هستند. قرار است اين پيشنهادات در اختيار اعضاى دايمى شوراى امنيت سازمان ملل متحد گذاشته شود. 

       به سود ايران است كه هر پيشنهادى را عجولانه رد نكند!

دولت ايران می‌داند كه در مناقشه كنونى كارت‌هاى برنده خوبى در دست دارد. روسيه و چين هرگونه برخورد نظامى و حتى تحريم را بدليل منافع خود رد می‌كنند. كشورهای اروپايى به ماجراجويى‌هاى نظامى بشدت بدبين‌اند. و حتى در خود آمريكا نيز سياست جنگ عليه ايران با مقاومت شديد روبرو خواهد شد. اما اوضاع سياسى و علايق مربوط به آن متغيرند. به همين خاطر نيز به سود ايران است كه هر پيشنهادى را براى رسيدن به توافق با عجله رد نكند.

قبل از آنكه جزئيات طرح پيشنهادى سه كشور اتحاديه اروپا مورد بررسى قرار گيرند و حتى بطور كامل منتشر شوند، دولت ايران اين طرح را رد كرده و بر مواضع شناخته شده تاكنونى تاكيد كرده است: غنى‌سازى اورانيوم حق ماست و هيچ چيز نمی‌تواند مانع از آن شود! محمود احمدى‌نژاد از پيشنهادكنندگان می‌پرسد آيا آنها فكر می‌كنند با بچه طرف‌اند؟ و دست رد به طرحى می‌زند كه به عقيده اتحاديه اروپا، ايران را در ازاء توجه به خواست جامعه جهانى مبنى بر دست كشيدن از غنى‌سازى اورانيوم، به مدرن‌ترين فناورى براى استفاده صلح‌آميز از انرژى اتمى مجهز می‌كند. چين واكنش مثبتى نسبت به اين طرح نشان داد و تنها به تغييراتى براى بهبود آن اشاره كرد. فهرست پيشنهادات اروپا به ايران كه شامل موارد كاملا مشخصى می‌شود، قرار است تا روز جمعه در اختيار شوراى امنيت سازمان ملل قرار گيرد.

واشنگتن تضمین های امنیتی نخواهد داد

به نقل از "ایران پرس نیوز"

یک مقام بلندپایه وزارت امور خارجه آمریکا به روزنامه نیویورک تایمز گفت پیشنهاد جدید کشورهای اروپايی، شامل تضمین های امنیتی نخواهد بود.

این مقام ارشد آمریکايی که نخواست نامش فاش شود در مورد مشوقهای کشورهای اروپايی به رژیم تهران در ازای دست کشیدن از برنامه غنی سازی اورانیوم تاکید کرد پیشنهاد جدید اروپايیان تفاوت کیفی با پیشنهادی که در ماه آگوست گذشته ارایه شده بود، ندارد.

همزمان خبرگزاری فرانسه از واشنگتن گزارش داد ایالات متحده از هیچ طرح و پیشنهادی که تبدیل و غنی سازی اورانیوم را برای رژیم تهران مجاز بشمارد، حمایت نخواهد کرد.

شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا طی یک مصاحبه مطبوعاتی با اشاره به اصرار رژیم تهران بر ادامه فعالیتهای مربوط به غنی سازی اورانیوم گفت ما به خوبی روشن ساخته ایم که از هیچگونه پیشنهادی که اجازه تبدیل و غنی سازی اورانیوم را به رژیم تهران بدهد، حمایت نخواهیم کرد.

درخواست عنان از ایران برای بررسی پیشنهادهای اروپا

به نقل از "خبرگزاری مهر"

دبیرکل سازمان ملل از ایران خواست تا جزئیات پیشنهادهای اتحادیه اروپا را برای حل موضوع هسته ای خود بررسی کند .

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه از توکیو، عنان که برای دیدار با مقامات ژاپنی به این کشور سفر کرده است در گفتگو با تلویزیون NHK گفت: سه کشور اروپایی (انگلیس، آلمان و فرانسه) در تلاش هستند تا بسته ای را ارائه و با ایرانی ها درباره آن گفتگو کنند. من فکر می کنم که  باید منتظر باشیم و ببینیم که بسته پیشنهادی شامل چه چیزهایی است.

دبیر کل سازمان ملل همچنین گفت که این بسته تعهداتی را برای ایران در پی خواهد داشت، اما ایران البته در گذشته همیشه گفته است که بر حق خود(برای داشتن برنامه های هسته ای صلح آمیز) پافشاری خواهد کرد و تمام تعهدات خود را عمل خواهد کرد و فکر می کنم این آن چیزی است که جامعه بین المللی در پی آن خواهد بود".

به گزارش مهر اروپا در آخرین تلاش خود برای دست کشیدن ایران از برنامه های صلح آمیز هسته ای پیشنهاد دادن یک راکتور آب سبک را داده است و این درحالی است که ایران داشتن چرخه سوخت هسته ای را خط قرمز خود در گفتگو با غرب اعلام کرده است.

همچنین آسوشیتدپرس نیز در این باره گزارش داد: عنان امروز پس از دیدار با "جونیچیرو کویزومی" نخست وزیر ژاپن در توکیو در جمع خبرنگاران خواستارروشن بینی در مذاکرات درباره موضوع هسته ای ایران شد.

دبیر کل سازمان ملل متحد گفت شورای امنیت سرگرم کار بر روی راهبردی مشترک است، بسته ای در حال آماده شدن است که با از سرگیری مذاکرات روی میز گفتگوها ارائه خواهد شد که امیدوارم این مذاکرات از سرگرفته شود و همه طرفها با روشن بینی سرمیز این گفتگوها حاضر شوند.

وی همچنین در مصاحبه خود با این شبکه تلویزیونی گفت : گرچه در صورت شکست مذاکرات ،  شورای امنیت علیه ایران اقدام خواهد کرد اما هنوز خیلی زود است که درباره اعمال تحریم یا توسل به زور علیه این کشور حرفی  زده شود.
عنان افزود: هنوز زمان هست و معتقدم یافتن راه حلی از طریق گفتگو بهترین اقدام است.

روسیه حامی مشوق هاي اروپاييان شد

به نقل از "خبرگزاری آفتاب"

به گزارش روزنامه روسی پراودا، لاوروف، روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت: تا زمانی که ایران نگران تداوم موقعیت های تنش زا باشد، فکر نمی کنم هیچ تلاشی برای خروج از بن بست هسته ای موفقیت آمیز باشد. 

به جای اینکه به فکر چگونگی مجازات ایران در صورت عدم پذیرش تعلیق غنی سازی اورانیوم باشیم باید به فکر راه حلهایی باشیم که ایران را دوباره به مذاکره بازگردانیم. 

این اظهارات لاوروف پس از آن بیان شده که رئیس جمهوری ایران روز چهارشنبه پیشنهادهای اروپا برای ارائه مشوق های اقتصادی و هسته ای به ایران در قبال تعلیق غنی سازی اورانیوم را رد کرد. 

ادامه موضع منفی  فرانسه 
همزمان با اظهارات لاوروف، فیلیپ دوست بلازی، وزیرخارجه فرانسه نیز در مورد مساله هسته ای ایران گفت: ما باید بر اساس دو کلمه کلیدی وحدت و قاطعیت در مورد ایران تصمیم بگیریم. هیچ چیز بدتر از این نیست که جامعه جهانی در مورد مساله هسته ای ایران متحد عمل نکند. 

دوست بلازی که برای دیدار با مقامات اسراییل به تل آویو سفر کرده بود در گفتگو با خبرنگاران افزود: اگر ایران فعالیت های حساس هسته ای خود را متوقف کند، ما نیز می توانیم پیشنهادهای مثبتی را در زمینه همکاری صلح آمیز هسته ای به این کشور ارائه کنیم. 

ولی اگر ایران بر موضع خود پافشاری کند و نخواهد این مساله را از طریق مذاکره حل کند، مسئولیت عواقب آن بر عهده شورای امنیت است.

ارزیابی كسينجر از نامه احمدی نژاد به بوش

به نقل از "انتخاب" 

هنري كسينجر وزير امور خارجه اسبق آمريكا با اشاره به اين كه ارسال نامه محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهوري ايران به بوش پس از بيش از 25 سال، قطعي روابط صورت گرفت، تاكيد كرد اين نامه هدفي غير از مقاصد تاكتيكي و تبليغاتي داشته است.
 
هنري كسينجر كه از وي به عنوان يكي از متفكران اصلي در بحث سياست خارجي آمريكا ياد مي‌شود در مقاله‌اي در شماره امروز روزنامه واشنگتن پست نوشت: « نخستين رويكرد مستقيم يكي از سران ايراني به رئيس جمهوري آمريكا پس از گذشت بيش از 25 سال ممكن است همچنين نشانه مقاصدي غير از تبليغات و تاكتيك باشد.»

وي كه از كهنه سياستمداران آمريكا است در ارزيابي خود از نامه محمود احمدي‌نژاد آن را حيله‌اي براي مانع تراشي در بررسي پرونده هسته‌اي ايران در شوراي امنيت سازمان ملل توصيف و ادعا كرد: «عوام‌فريبي موجود در اين نامه ممكن است راهكاري براي گشايش درهاي گفت‌وگو ميان بخش‌ اصول‌گراي جامعه ايران و آمريكا باشد.»

وزير امور خارجه اسبق آمريكا خاطر نشان كرد: «مذاكرات درباره مسئله گسترش در ايران و كره‌شمالي يك نقطه عطف بشمار مي‌رود. ديپلماسي ناكارآمد مي‌تواند ما را در دو راهي استفاده از زور و يا شرايطي قرار دهد كه خويشتنداري لازم بخاطر بي‌تمايلي كشورها و ناتواني آنها از ميان رفته باشد.»

وي در اين مقاله با عنوان "آزمون هسته‌اي براي ديپلماسي" افزود: «بايد تصور كرد چه اتفاقي مي‌افتادكه اگر در هر يك از حوادث تروريستي كه در نيويورك، واشنگتن، لندن، مادريد،‌استانبول و بالي پيش آمد، از بمب هسته‌اي استفاده مي‌شد.»

كسينجر با مقايسه مباحث هسته‌اي درباره برنامه هسته‌اي ايران و كره‌‌شمالي پيشرفت ‌ها در مذاكرات شش جانبه ميان چين، روسيه، آمريكا، كره‌جنوبي، ژاپن و كره‌شمالي را به نسبت مذاكرات هسته‌اي ميان ايران و سه كشور اروپايي آلمان،‌ فرانسه و انگليس بهتر توصيف كرد و افزود: «سپتامبر گذشته توافق اصولي در پكن حاصل شد و كره‌شمالي در صورتي كه همه طرف‌هاي مقابل تضمين‌هاي مناسب امنيتي را به اين كشور ارايه كنند و كمك‌هاي اقتصادي لازم را به آن بدهند، با كنار گذاشتن برنامه هسته‌اي خود موافقت كرد.»

كسينجر درباره ايران نوشت: «در مورد ايران حتي توافق رسمي درباره اهداف وجود ندارد. ايران حتي از توافق درباره كنترل بين‌المللي بر برنامه غني‌سازي خود خودداري كرده است.»

كسينجر نوشت :«گفت‌وگوي دوجانبه با ايران در اين مقطع به انزواي واشنگتن مي‌انجامد. تاكنون كه مذاكره با ايران بخاطر مسئله سفارت اين كشور در تهران و حمايت ايراني‌هاي از گروه‌هاي تروريستي و لفاظي‌هاي رئيس جمهوري ايران متوقف مانده است. حتي نامه رئيس جمهوري ايران نيز اين موانع را از بين نبرده است.»

وي ادامه بن‌بست كنوني را باعث ورود كشورهاي تازه‌اي به جمع باشگاه هسته‌‌اي عنوان كرد و افزود در آسيا كره‌جنوبي و ژاپن به سمت اين تسليحات حركت خواهند كرد. در خاورميانه تركيه، مصر و عربستان سعودي به جمع اين باشگاه خواهند پيوست و همه كشورهاي صنعتي نيز از آن به عنوان ابزار غيرقابل انكار سود خواهند جست.

در مقاله كسينجر تاكيد شده است:‌ «مديريت جهان هسته‌اي به مراتب دشوارتر و پيچيده‌تر از توازن بازدارندگي در زمان جنگ سرد ميان دو ابرقدرت است چرا كه كشورهاي داراي توان هسته‌اي به فكر توسعه بازدارندگي در مقابل دشمنان خود خواهند بود و اين روند لزوماً از مباني و اصولي پيروي نخواهد كرد كه از چند دهه گذشته تاكنون رايج بوده است.»

كسينجر نوشت: «بطور حتم ايران و ديگر كشورهاي نظير آن از توانايي هسته‌‌اي خود براي حمايت از فعاليت‌هاي انقلابي خود در سراسر دنيا استفاده خواهند كرد.»

  •  
  • به نقل از "روز آنلاین"

    قرباني شدن در رقابت ها و منازعات دروني بلوک قدرت، محتمل ترين گزينه اي است که وجه خاص چرايي بازداشت رامين جهانبگلو را روشن مي سازد. جدا از جنبه عام اين بازداشت که با هدف اعمال سلطه بر حوزه آزادي بيان و برخورد با روشنفکران صورت مي گيرد، اين بازداشت را مي توان شروع رويکرد امنيتي دولت احمدي نژاد در عرصه فرهنگ و انديشه و برخورد با فعالين جامعه مدني دانست.

    رسانه هاي تند رو و نزديک به اقتدارگرايان با درج خبر حضور وي در صندوق دموکراسي، موسسه تحقيقاتي NED و شرکت در نشست بنياد "وودرو ويلسون" کوشيده اند تا انتساب اتهام ارتباط با بيگانگان به وي را توجيه کنند. نگاهي به بنياد "وودرو ويلسون"و مناسباتش با ايران پرده از برخي ابهامات موجود در اين پرونده بر مي دارد. اين بنياد در حوزه جناح ليبرال دموکرات آمريکا قرار دارد که بر سياست عادي سازي روابط ايران و حل بحران هسته اي از طريق گفتگو و تفاهم تاکيد دارد.

    برخي از ايرانياني که در اين موسسه مسئوليت دارند کساني هستند که به داخل ايران رفت و آمد مي کنند و بنابر برخي اطلاعات غير رسمي با برخي از جناح هاي معتدل قدرت و به طور مشخص جريان هاشمي رفسنجاني رابطه دارند. با توجه به اين نکات مي توان اين گمانه زني را مطرح کرد که بخشي از دلايل بازداشت رامين جهانبگلو ناشي از کشمکش راست افراطي با جريان هاشمي رفسنجاني و پشت پرده ساختار قدرت در بحران هسته اي باشد. اخبار غير رسمي حاکي از اختلاف بين محسني اژه اي و احمدي نژاد و عدم حضور يافتن وي در جلسات کابينه نيز بخش ديگري از اختلافات را بازتاب مي دهد و اظهارات صفار هرندي مبني بر تلاش براي آزادي رامين جهانبگلو را نيز مي توان در چهارچوب اختلافاتش با حسين شريعتمداري و عواملش در سيستم امنيتي ارزيابي کرد.

    يکي از وجوه دردناک و تراژديک وضعيت مخالفان سياسي و فعالين جامعه مدني در کشور هاي جهان سوم و نظام هاي توتاليتر خرد شدن در چرخ دنده رقابت جناح هاي حکومت است. نيروهاي امنيتي که خود را متولي اصلي حکومت مي دانند و بايد پايه هاي آن را از گزند ها و تهديد هاي گوناگون مصون بدارند، همواره مخالفان را طعمه اي مي دانند که مي توان از آنها براي اجراي برنامه ها و سناريو هاي خود در بلوک قدرت استفاده کنند.

    وقتي جناحي غير دلخواه در قدرت در آستانه دستيابي به امتيازات در عرصه داخلي و خارجي است، به سمت بحران سازي مي روند و دگرانديشان را قرباني مقاصد شومشان مي سازند. بحران سازان سينه کاردآجين شده داريوش و پروانه فروهر و جنازه مختاري، شريف، پوينده و دواني را اسباب چوب لاي چرخ گذاشتن دولت خاتمي و جنبش اصلاحي دوم خرداد کردند. دانشجويان بي رحمانه آماج يورش ناجوانمردانه گروه هاي فشار و لباس شخصي ها قرار گرفتند تا پروژه کودتاي ستاد ضد اصلاحات کليد بخورد.

    همچنين فعالين نهضت آزادي و ملي مذهبي زير ساطور اطلاعات موازي رفتند تا پروژه توسعه سياسي و گسترش نظام حزبي ناکام شود و ادعاي مخالفين اصلاحات و بويژه روزنامه کيهان در وجود توطئه براندازي خاموش نظام اثبات شود. تجمعات گروه هاي سياسي مخالف نيز از ابتداي انقلاب تا کنون مورد حمله قرار گرفته است تا اقتدار دولت هاي غير دلخواه زير سئوال برود. و حال آخرين قرباني اين سياست شيطاني رامين جهانبگلو است. انديشه ورزي که جز متاع انديشه و تلاش براي آشنا کردن نسل جوان با يافته هاي جديد فلسفي و ارتفاع بخشيدن به دانش فلسفي ايران سلاح و تکاپويي نداشت.

    در آخرين اقدام، روزنامه جمهوري اسلامي او را عامل براندازي نرم آمريکا و عضو شبکه وابسته به موساد و سيا معرفي کرده است. اين ادعاي خنده دار فقط روکشي براي جنگ قدرت و احساس خطر اقتدارگرايان از برقراري ارتباط بين نخبگان ايراني و آمريکايي است. تاريخ نشان داده است که جاسوسان سيا و موساد و اصولا کشور هاي صاحب قدرت در دالانهاي عمارت حکومت هاي انحصار طلب يافته مي شوند نه در حلقه هاي نخبگان و مراکز دانشگاهي و تحقيقاتي.

    همانگونه که سعيد امامي جاسوس آمريکا و اسرائيل خوانده شد، دور از انتظار نيست که روزي در درون رسانه هايي چون کيهان و جمهوري اسلامي نيز جاسوساني عالي رتبه پيدا شوند و يا تحت اين عنوان حدف شوند تا مبادا اسرار مگو فاش شده و پاي بزرگان به مهلکه کشانده شود.

     

  • + نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    چين و روسيه می گويند که از توسل به زور برای حل مناقشه بوجود آمده بر سر فعاليتهای هسته ای ايران حمايت نخواهند کرد.سرگی لاورف، وزير خارجه روسيه که پس از ملاقاتی دوروزه با همتای چينی خود در پکن صحبت می کرد، گفت مذاکره تنها راه برای حل اين مسئله است.آقای لاورف به خبرنگاران گفت: "روسيه و چين به توسل به زور برای حل مسئله ايران رای نخواهند داد."سرگی لاورف همچنين گفت که محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران ماه آينده در اجلاس رهبران روسيه ، چين، و چهار کشور آسيای ميانه شرکت خواهد کرد.

    از حقوق هسته ای خود چشم پوشی نمی کنيم

    به نقل از " بی بی سی"

    در حاليکه اتحاديه اروپا از ارايه پيشنهادی سخاوتمندانه برای حل بحران هسته ای ايران خبر داده، وزير خارجه اين کشور بر حقوق هسته ای جمهوری اسلامی تاکيد کرده است. به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - منوچهر متکی، وزير خارجه، در ملاقات با سفيران روسيه و چين در تهران با اشاره به برنامه های اتمی اين کشور گفته است که "تصميم گرفته ايم از حقوق هسته ای خود چشم پوشی نکنيم."آقای متکی افزوده است که "هر پيشنهاد جامع الاطرافی که حق ايران را در بهره برداری صلح آميز از انرژی هسته ای به رسميت بشناسد و تقويت ان پی تی را در بر داشته باشد از سوی ايران قابل بررسی است."جمهوری اسلامی تاکيد دارد که دستيابی به چرخه کامل توليد سوخت هسته ای، شامل غنی سازی اورانيوم برای مصارف نيروگاهی، از حقوق مسلم کشورهايی است که پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای - ان پی تی - را امضا کرده اند.

    خبرگزاری فرانسه در ادامه به نقل از وی آورده است از آنجایی که کشورهای جهان خواستار تغییر رفتار دولت های ایران و کره شمالی هستند لیبی می تواند الگویی مهم تلقی شود.

     وی در ادامه صحبت های خود گفته است ما از مقامات ایران و کره شمالی می خواهیم که تصمیماتی بگیرند که به نفع ملت هایشان باشد. 

    پیشنهاد اخیر کاندولیزا رایس به ایران برای الگو قرار دادن لیبی از آنجائی حائز اهمیت است که چندی پیش دیک چنی معاون رئیس جمهوری آمریکا نیز در سفر به قزاقستان گفته بود ایران در خصوص برنامه های هسته ای خود باید الگوی کشورهای آسیای میانه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را دنبال کند. 

    پیشنهاد دیک چنی به ایران (کلیک کنید)

    وی بعد از یک ملاقات طولانی مدت با "نور سلطان نظربایف" رئیس جمهور قزاقستان گفته بود تصور من این است که کاری که چند سال پیش قزاقستان بعد از بدست آوردن استقلال خود انجام داد، مثال مهمی است که ایران ممکن است خواستار بررسی آن باشد. کشورهای تازه استقلال یافته بعد از فروپاشی شوروی سلاح های هسته ای خود را که در زمان شوروی سابق بدست آورده بودند، نابود کردند. به طور مثال قزاقستان بعد از استقلال در سال 1991، کلاهک های هسته ای خود را نابود کرد. 

    رایس: قزافی دیگر تروریست نیست(کلیک کنید)

    به نظر می رسد سیاستمداران آمریکایی در ماههای اخیر از سیاست جدیدی برای تحت فشار قرار دادن ایران استفاده می کنند و بر همین اساس اقدام به عادی سازی روابط خود با کشورهایی می پردازند که آمریکا نام آنها را در لیست کشورهای حامی تروریسم قرار داده است.

     مقامات وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرده اند که این کشور تصمیم گرفته است روابط کامل دیپلماتیک خود را با لیبی پس از 25 سال از سر بگیرد. این کشور قصد دارد طی چهل و پنج روز آینده نام لیبی را از لیست کشورهای حامی تروریسم خارج کند. واشنگتن اين اقدام را امتياز بزرگ به ليبي مي‌داند كه از برنامه هسته‌اي خود دست كشيد! اقدام آمریکا بعد از آن صورت گرفته که "معمر قذافي"، رهبر ليبي به‌تازگي گفته بود كه آمريكا تمام توان هسته‌اي ما را گرفت اما حتي نام ليبي را نيز از فهرست كشورهاي حامي تروريست خارج نكرد.

     اگر ایران آمریکا را به انزوا بکشاند، چه خواهد شد؟

    به نقل از "خبرگزاری آریا"

    "پطر گونچاروف" مفسر سیاسی خبرگزاری «نووستی»، تفسیر خود را از آینده پرونده هسته ای ایران، با این سئوال شروع کرده است که اگر ایران آمریکا را به انزوا بکشاند، چه خواهد شد؟

    به گزارش سرویس رسانه آریا به نقل از نووستی، این مفسر روسی می نویسد:

    واشنگتن دعوت به مبارزه تهران را که آمادگی دفاع از برنامه توسعه صلح آمیز اتمی خود، حتی از طریق نظامی را اعلام کرده بود، پذیرفت. در عین حال کاخ سفید بقدری این را به موقع انجام داد که بسختی می توان بلف را از مقاصد حقیقی و بالعکس تمییز داد.

    روز پنجشنبه گذشته، نمایندگان کنگره آمریکا "دونالد رامسفلد" وزیر دفاع آمریکا را موظف نمودند که گزارشی محرمانه از امکان تحقق سناریوی نظامی علیه ایران ارائه دهد.

    در حقیقت تمامی این سناریوهای ممکن برای استفاده از نیروهای نظامی علیه ایران، مدت بسیاری است که در پنتاگون وجود دارند. چنین طرحی در سال 1979، هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد و در نتیجه آن آمریکا و اسرائیل تهران را بعنوان متفق استراتژیک در خاور نزدیک از دست دادند، بوجود آمد.

    هفته نامه روسی "نیزاویسیمایه واینایه آبازرنیه" (nezavisimoie voiennoie obozrenie) "طرح آماده" عملیات نظامی آمریکا علیه ایران را منتشر نمود. طبق اطلاعات این نشریه، 6 گروه ناو هوایی به تاسیسات هسته ای و سایر تاسیسات مشکوک ایران ضریه وارد می کنند که در جمع شامل 70 جنگنده بمب افکن، هواپیماهای دریایی و بمب افکن های مدل B-2A هستند که مسلح به 216 موشک بالدار و حداقل 200 تن بمب می باشد. در بین آنها، بمب های GBU 43/B نیز وجود دارند که ویژه تخریب ساختمان ها در اعماق زمین می باشند.

    البته به احتمال زیاد، این "طرح آماده"، توسط همین نشریه آماده شده است. اما اعداد و ارقام و واقعیت های مندرج در آن، در رابطه با ترکیب گروه های نظامی ایجاد شده بدور ایران، اینطور که در عمل نشان می دهد، نباید شک برانگیز باشد. تقریباً همین اطلاعات نیز در صفحات روزنامه ها و مجلات آمریکایی و غربی نیز دیده می شوند.

    واشنگتن که وارد مانور نظامی دوجانبه شده است، قصد دارد همانند تهران آمادگی خود را برای رفتن تا آخر خط، برای حل مشکل هسته ای ایران، نشان دهد. اکنون مسئله در این است که چه کسی بر چه کسی غلبه خواهد کرد و چه کسی به دیگری "بلف می زند" و در نهایت امر چه کسی به چه کسی شرایط تسلیم صلح آمیز را تحمیل می کند. این شرایط مشخص هستند. ایران خواهان به رسمیت شناختن حق خود برای توسعه برنامه هسته ای صلح آمیز بطور کامل است. آمریکا هم مسلم است که دقیقاً برعکس این را مطالبه می کند. اما مسئله اصلی چیز دیگری است. چه خواهد شد اگر هیچیک از طرفین تسلیم صلح آمیز را نپذیرد؟

    معمولاً سوال اینگونه مطرح می شود: اگر آمریکا ایران را به انزوا بکشاند، چه خواهد شد؟ در این صورت مسلم است که ایران از طرح خود برای توسعه برنامه هسته ای امتناع نمی کند، آمریکا بعنوان مخالف اصلی این طرح، علیه ایران تحریم اعمال خواهد کرد و پس از آن عملیات نظامی را آغاز می کند.

    پاسخی که برای آن طراحی می شود، سناریوی "آخر جهان" برای آمریکا و اسرائیل خواهد بود. ایران 400 مرکز استراتژیک روی زمین، تمامی ساختارهای نفت و گاز در منطقه خلیج فارس را نابود می کند، تنگه هرمز را با غرق کردن چند نفت کش در آن محاصره می کند، جنگ را در عراق آغاز می کند، جایی که آمریکا نهایتاً گیر خواهد افتاد و نهایتاً کار می رسد به 40 هزار فدایی که آماده نابود کردن تاسیسات آمریکا و اسرائیل در همه جا هستند. نتیجه: برای آمریکا عملیات نظامی علیه ایران همانند خودکشی است و آنها این اقدام را نخواهند کرد.

    بنظر می رسد که در تهران به چنین تحلیلی اعتقاد دارند. مسلم است که بی دلیل نبود که "علی لاریجانی" دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در پاسخ به سوال خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا امکان حمله از سوی آمریکا وجود دارد، پاسخ منفی داده و به چنین تحلیل هایی از سوی کارشناسان اشاره داشت. ممکن است که دقیقاً بر اساس همین نتیجه گیری ها باشد که تهران کم مانده آمریکا را تحریک به اجرای تدابیر رادیکالی تا حد عملیات نظامی علیه خود کند.

    در این صورت می بایست سوال را اینطور مطرح می نمود: اگر ایران آمریکا را به انزوا بکشاند، چه خواهد شد؟ بالاخص که تهران با بیانیه های اخیر خود (از نقطه نظر کاخ سفید) هیچ شانسی برای آمریکا نمی گذارد که از جنگ با ایران احتراز کند. اما آیا ایرانیان دقت تحلیل آنانی که معتقدند عملیات نظامی علیه ایران برای آمریکا غیر قابل پذیرش است را بررسی کرده اند؟

    به عقیده "الکسی ارباتوف" کارشناس روس، در صورتی که ایران وارد مرحله غنی سازی صنعتی اورانیوم شود، واشنگتن در برابر این سوال خواهد ایستاد که با بمب اتمی تهران موافقت کند یا اینکه عملیات نظامی را آغاز کند. در این صورت ارباتوف معتقد است که همان طور که آمریکا همیشه نیز عمل کرده است، انتخاب خود را بین "بد و بدتر" انجام خواهد داد و بدون شک برای آمریکا "بدتر"، امکان ایجاد بمب اتمی در ایران است. و اگر واشنگتن حاضر به مذاکره مستقیم با ایران نشود، پس "بد" را انتخاب خواهد کرد که به عقیده کارشناسان حتمی می باشد.

    البته، همانطور که مجله آمریکایی Newsweek اعلام کرد، رئیس جمهور آمریکا پیشبینی "بدبینانه ای" در رابطه با مؤثر بودن ضربه هوایی به تاسیسات هسته ای ایران دریافت کرده است. به همین علت این مجله با اشاره غیر مستقیم به "نیکلاس برنز" معاون وزیر امور خارجه آمریکا، برقراری ارتباط مستقیم با تهران را غیر ممکن نمی داند. برای واشنگتن مهم این است که با اعطای امتیازات به ایران، بی آبرو نشود.

     

    اعتراض و تحصن در دانشگاه ها ي كشور

    به نقل از "ایران ما"

    درگیری در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران-

    به گزارش ادوار نيوز به نقل از خبرنگار نشريه دانشجويي واژه از دانشگاه پلي تكنيك تهران دانشجويان دانشکده مهندسي کامپيوتر دانشگاه صنعتی امیر کبیر در اعتراض به مشکلات صنفي و همچنين عدم صدور مجوز براي اردوي تفريحي خود روز گذشته تحصني را در جلوي دانشکده خود سامان دادند.

    اعتراض دانشجويان از آن جا شروع شد که دکتر اکبري رئيس دانشکده کامپيوتر در نامه اي موهن خطاب به معاون دانشجويي دانشگاه خواستار لغو اردوي مختلط دانشجويان اين دانشکده شده بود.

    گفتني است محتشمي پور، مدير فرهنگي، در حاشيه اين نامه خواسته از اردوي مختلط اين دانشجويان جلوگيري گردد. حرکت اين دانشجويان با حمايت شوراهاي صنفي دانشکده هاي ديگر رو به رو شده بود و شوراهاي صنفي دانشکده هاي پليمر، برق، نساجي و صنايع در بيانيه هاي جداگانه حمايت خود را از اين حرکت ابراز کرده اند.

    همچنين شنيده شده در اعتراض به ايجاد محدوديت هاي اخير براي دانشجويان، شوراي صنفي دانشگاه در نظر دارد تريبون آزادي را هفته آينده در همين زمينه بر پا کند. انتقاد از عملکرد معاونت دانشجويي و فرهنگي، اعتراض به برخورد با نشريات دانشجويي، نقد عملکرد کميته انضباطي و ... از جمله محورهاي اين تريبون خواهد بود.

    درگیری در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

    دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران امروز شاهد درگیری و زدوخورد میان دانشجویان و تعدادی از دانشجویان بسیجی بود .

    به گزارش ادوار نیوز ديروز قرار بود در این دانشکده انتخابات شورای صنفی برگزار شود و درگیری میان دانشجویان و بسیجیان این دانشکده نیز به علت دخالت نیروهای بسیجی در این انتخابات بود.

    تجمع دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی در اعتراض به ناامنی‌ها

    تعدادی از دانشجويان دانشكده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايی در اعتراض به ناامنی‌های حادثه اخير جاده‌ بم – كرمان در اين دانشكده تجمع كردند.
    يكی از دانشجويان در اين تجمع با انتقاد از عملكرد دولت، مجلس و نيروی انتظامی در اين باره، گفت: ما دانشجو و انسان هستيم و نبايد به آسانی از اين قضايا بگذريم. اگر روزی برای دكتر نمك‌دوست يا مسائل صنفی خود تجمع كرديم، اكنون بايد به كشتار مردم بی‌گناه كه هر روز در منطقه‌ای از كشور رخ می‌دهد اعتراض كنيم و نگذاريم اين حوادث ساده و بی‌ارزش تلقی شود.
    وی با تاكيد بر غير سياسی بودن تجمع، از عدم حضور تشكل‌هايی مثل بسيج و انجمن اسلامی انتقاد كرد و افزود: احمدی‌نژاد بجای فرستادن پيام الهی به ديگر كشورها بهتر است امنيت مردم عادی را در داخل تامين كند.
    يكی ديگر از دانشجويان هم گفت: ما نسبت به اين مسائل بی‌تفاوت نيستيم اما تحصن در دانشكده تاثير چندانی ندارد و بايد در سطح وسيع‌تری صورت بگيرد.

    تحصن دانشجويان دانشگاه كردستان نسبت به تعليق فعاليت تشکل‌‏هاي دانشجويي

    اعضاي انجمن اسلامي و كانون‌‏هاي فرهنگي دانشگاه كردستان در اعتراض به عملكرد مسوولين دانشگاه كردستان در برخورد با تشكل‌‏هاي دانشجويي از روز دوشنبه تحصن كرده‌‏اند.

    آسو صالح, دبير كانون هژان دانشگاه كردستان با اشاره به اينكه سه كانون فرهنگي و انجمن اسلامي دانشگاه كردستان از شش ماه پيش به دستور مسوولين دانشگاه در حالت تعليق به سر مي‌‏برند،‌‏گفت: مدت‌‏ها پيش در يك جلسه خصوصي با مسوولين دانشگاه خواستار لغو تعليق فعاليت اين كانون‌‏ها و انجمن اسلامي شديم كه در ابتدا قول مساعدي در اين راستا دادند اما بعدها زير قول خود زدند.

    وي افزود: هفته گذشته نيز در بيانيه‌‏اي اعلام كرديم كه خواستار برگزاري يك جلسه پرسش و پاسخ بين دانشجويان و مسوولين دانشگاه كردستان هستيم اما متاسفانه به اين خواسته‌‏ها توجهي نشان داده نشد و به همين دليل از روز گذشته در اعتراض به عملكرد امور فرهنگي و مسوولين دانشگاه اقدام به تحصن كرديم.

    اين دانشجوي دانشگاه كردستان تصريح كرد: صبح امروز زماني كه قصد ورود به دانشگاه را داشتيم، حراست اعلام كرد كه به دستور رييس دانشگاه ورود دانشجوياني كه در تحصن روز دوشنبه شركت كرده بودند, ممنوع است. به همين دليل اگر اين وضعيت به همين منوال ادامه پيدا كند, دست به اعتصاب غذاي نامحدود خواهيم زد.

    صالح ، رفع تعليق فعاليت از كانون‌‏هاي فرهنگي و انجمن اسلامي, عزل مديريت امور فرهنگي و رفع فضاي تبعيض و بي‌‏اعتمادي از سوي مسوولين دانشگاه كردستان را از مهمترين خواسته‌‏هاي كانون‌‏هاي فرهنگي و انجمن اسلامي اين دانشگاه برشمرد.

    برای آزادی رامین جهانبگلو مبارزه کنیم! بيانيه چهار سازمان سياسی

    به نقل از "خبرنامه گویا"

    يورش حکومت جمهوری اسلامی برای " پاک سازی" مخالفان و سرکوب آزاديخواهان ايران در هفته های اخير فراز تازه ای گرفته است. دستگيری غيرمنتظره رامين جهانبگلو استاد دانشگاه تورنتو کانادا ، پژوهشگر واز چهره های شناخته شده روشنفکران سکولار ايران یکی از تازه ترين نمونه های تهاجم سازمان يافته حکومت عليه دگرانديشان ومخالفان سياسی است.
    رامين حهانبگلو سه هفته پيش در حال بازگشت به ايران در فرودگاه مهرآباد تهران دستگير شد و به زندان اوين منتقل گردید. مقامات جمهوری اسلامی که در نخستين روزهای دستگيری نمی خواستند خبربازداشت وی را تائید کنند
    سرانجام بر اثرفشار اعتراضات در داخل و خارج از کشور اعلام کردند که جهانبگلو به اتهام "ارتباط با بیگانگان"
    دستگير شده است. اتهام بی پايه ای که به دلیل تکرار بیش از حد، چنان فرسوده شده است که اکنون دیگر مایه استهزاء و تمسخر همگان شده است. سردمداران حکومت اسلامی طی این 27 سال، هربار که يک مخالف و دگرانديشی را دستگير کرده اند همين اتهام را به وی نسبت داده اند ومزورانه تلاش کرده اند مخالفت مردم را با این ترفندها خنثی سازند و رابطه اسيران در بند رابا جامعه قطع کنند. اما در فاصله دو هفته آزاديخواهان در داخل و خارج از کشور از نحله های فکری متفاوت با انتشار اطلاعيه و اعلاميه اقدام سرکوبگرانه جمهوری اسلامی را محکوم کرده اند و به رژيم نشان داده اند که دوران گروگان گيری و رعب آفرينی سپری شده وکسی در برابر تجاوز به حقوق شهروندان و سرکوب آزادی سکوت نمی کند.
    ما ضمن محکوم کردن این اقدام سرکوبگرانه اعلام می کنیم که اين اعتراضات، تنها اعتراض به دستگيری جهانبگلو نيست. اعتراض عليه ادامه بازداشت منصور اسانلو و فعالان جنبش کارگری است. اعتراض به سرکوب دانشجويان و احکام صادره عليه چهره های مبارز جنبش دانشجويی است . اعتراض به اعمال قهر و خشونت در مناطق ملی و سرکوب خواسته های به حق و دمکراتيک آنان است . اعتراض عليه سرکوب زنان و حقوق اهل قلم است.

    دفاع ما از آزادی جهانبگلو ، منصور اسانلو، ناصر زرافشان و همه زندانيان سياسی ، دفاع از حق شهروندی ، دفاع از حق آزادی بيان وانديشه و پاسخ به وظيفه ای است که به عنوان يک شهروند ، انسان آزاده ، حزب وسازمانی که در راه استقرار دمکراسی در کشور مبارزه می کند بر عهده داريم. و در اين راه همه آزاديخواهان را به همراهی و همگامی دعوت می کنيم .


    حزب دموکرات کردستان ایران
    سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
    سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
    کو مه له- سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران
    اردیبهشت 1385 برابر 16 ماه مه 2006

     

    نوع اتهام رامين جهانبگلو، بهانه‌اى براى افزايش فشار بر دگرانديشان

    به نقل از "دویچه وله"

    حدود سه هفته از بازداشت دكتر رامين جهانبگلو فيلسوف و پژوهشگر سرشناس مى‌گذرد

     

    حدود سه هفته از دستگيرى دكتر رامين جهانبگلو فيلسوف و پژوهشگر سرشناس و انتقال او به زندان اوين مى‌گذرد. پس از بيانيه‌اى كه چند روز پيش از سوى ۶۲۱ نفر از فعالان سياسى، روشنفكرى و دانشجويى در محكوم كردن بازداشت دكتر رامين جهانبگلو منتشر شد، حال ۱۳۲ تن ديگر از فعالان سياسى ايران نيز با صدور بيانيه‌‌اى، خواستار آزادى فورى دكتر جهانبگلو شده‌اند.

    در رابطه با اين بيانيه و نيز نگرانى‌هاى جامعه روشنفكرى ايران از موج جديدى از اعمال فشار بر دگرانديشان، مرتضى كاظميان روزنامه‌نگار، عضو شوراى فعالان ملى­‌مذهبى و يكى از امضاكنندگان بيانيه اخير، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

    مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

    دویچه‌وله: آقای کاظمیان، در بیانیه ۱۳۲ نفر از فعالان سیاسی که خواستار آزادی دکتر رامین جهانبگلو شده‌اند، اعلام شده که هیچ‌گونه اتهام رسمی علیه ایشان مطرح نشده است. مگر اظهارات وزیر اطلاعات که اتهام دکتر جهانبگلو را «ارتباط با بیگانه» عنوان کرده‌اند، اتهامی رسمی علیه ایشان محسوب نمی‌شود؟

    مرتضی کاظمیان: طبیعتا اظهارنظر آقای محسن اژه‌ای بعنوان وزیر اطلاعات رسمی‌ترین اظهارنظر ابراز شده از طرف یک مقام ارشد جمهوری‌ اسلامی هست، ولی آنچه از طرف نیروهای منتقد به آن اشاره شده و به این مسئله ایراد گرفته‌ شده، این است که صورتی که اتهامی مطرح بشود، این اتهام در حضور وکیل متهم و در یک دادگاه صالحه و در یک محکمه‌ صالحه و در مسیری که ناظران سیاسی و جریانهای معتقد به مبانی حقوق بشری بر آن اشراف و نظارت داشته باشند، پیگیری و مطرح بشود. متاسفانه روند رسیدگی به اتهامات سیاسی و مطبوعاتی در سالهای اخیر به گونه‌ای بوده که همواره خارج از عرفی بوده که نه تنها در اعلامیه جهانی حقوق بشر به آن اشاره شده، بلکه حتا مخالف تصریحات قانون اساسی‌‌ست که بر رسیدگی به اتهامات سیاسی و مطبوعاتی را در محاکم صالحه و با حضور هیات منصفه و بويژه ضرورت حضور وکیل،  تاکید دارد. معمولا هم، چنانچه ما شاهد بودیم، پس از آزادی متهمین یا در یک شرایط آزادتری که متهمین امکان دفاع از خودشان را داشتند، خلاف ادعاهای اذعان‌شده اثبات شده است.

    دویچه‌وله: آقای کاظمیان، آیا اصولا هیچ خبری از وضعیت آقای دکتر جهانبگلو دارید، حتا خبرهایی غیررسمی که معمولا در ایران خیلی سریع از زندان به بیرون راه پیدا می‌کند؟

    مرتضی کاظمیان: متاسفانه آنچه ما شنیدیم یکی دو تا اظهارنظر غیررسمی بوده از طرف برخی از سایتها و رسانه‌های وابسته به نیروهای اقتدارگرا که برخی حتا بر اعترافات چند صفحه‌ای از آقای جهانبگلو تاکید داشته‌اند. و این خود کاملا محل نگرانی است از اینکه باز مجددا یک جریانی آغاز شده باشد که در آن روشنفکران وادار به بیان برخی اعترافات می‌شوند یا بخاطر برخی مقاصد دیگر و برخی انگیزه‌های دیگر روشنفکران و نیروهای منتقد یا مخالفین سیاسی ‌ـ مطبوعاتی و حتا روشنفکران مستقل محل پرسش و مواخذه قرار می‌گیرند، بی‌آنکه جرمی را آنچنانکه قانون اساسی و قوانین رسمی برآنها تاکید کرده‌اند، انجام داده باشند.

    دویچه‌وله: در بعضی از روزنامه‌های تندروى محافظه‌کار، که شما شاید بنوعی به آنها اشاره کردید، مثل «جمهوری اسلامی» از دکتر جهانبگلو بعنوان یکی از «مهره‌های ردیف اول براندازی نرم که مورد نظر آمریکاست» یاد می‌شود، یا مثلا نشریه «صبح صادق» ارگان نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه پاسداران، اوضاع فرهنگی کشور را مایوس‌کننده خوانده و خواستار اقدام همه‌جانبه علیه تهاجم فرهنگی شده و فعالان فرهنگی و دگراندیشان را به «جنازه‌های متحرک» تشبیه کرده است. فکر می‌کنید ممکن است بحثی که آمریکایی‌ها برای تخصیص بودجه برای مخالفان حکومت ایران مطرح کرده بودند، این واکنش‌ها را برانگیخته باشد؟

    مرتضی کاظمیان: بی‌ارتباط نیست، اما من، متاسفانه، باید بگویم که یکی از آن «جنازه‌های متحرک» من شخصا هستم و همفکران و همراهان من در مجموعه نیروهای ملی‌ـ مذهبی. از این مجموعه نیروهای ملی‌ـ مذهبی در سال ۷۹ و ۸۰ چند ده نفر مورد تهاجم اطلاعاتی‌ـ امنیتی‌- قضایی قرار گرفتند و بازداشت شدند و اتهام آنها هم همین براندازی نرم یا براندازی قانونی و براندازی آرام بود. متاسفانه، به‌رغم هزینه و فشارهای زیادی که چه متوجه این نیروها شد و چه حتا به عقیده بنده و به عقیده‌ همین نیروهای ملی‌ـ مذهبی، مجموعه‌ای از آسيبها متوجه منافع ملی شد، در نهایت هیچ خروجی مشخصی نداشت و این واژه گنگ و بدون تعریف مشخص، «براندازی نرم»، در هیچ محکمه‌ای به اثبات نرسید و به عقیده بنده این اتهامی هم که مجددا متوجه آقای جهانبگلو و یا بطور غیرمستقیم متوجه ایشان و برخی از روشنفکران می‌شود، فقط یک محمل و بهانه‌ای‌ست برای افزایش محدودیت‌ها و تضیقات و فشارها بر نیروهای منتقد و روشنفکران مستقل و یا دگراندیشان در مجموعه‌ی جمهوری اسلامی.

    دویچه‌وله: آقای کاظمیان، چند روز پیش ۶۲۱ تن دیگر که اسامی فقط تعدادی از آنها در این بیانیه هم آمده، بیانیه‌ای منتشر کرده‌اند و خواستار آزادی دکتر جهانبگلو شده‌اند. پرسشی که شاید برای هرکسی در مورد بیانیه اخیری که شما هم آن را امضا کرده‌اید پیش می‌آید، شاید این باشد که چرا حرکت‌های این چنینی عموما پراکنده است و نه واحد! آیا اختلافی میان امضاکنندگان آن بیانیه و بیانیه اخیر وجود داشته؟

    مرتضی کاظمیان: البته من به سهم خودم از این اقدامات پراکنده ابراز تاسف می‌کنم، ولی واقعیت این است که جوهره‌ی انتقاد و مخالفت مجموع نیروهای روشنفکرانی نسبت به برخوردهای این چنینی یکی هست، یعنی نقطه عزیمت حقوق بشری دارد. گویی که ممکن است برخی از اینها رویکرد و نقطه عزیمت دینی هم داشته باشند  در مخالفت‌های خودشان، اما مجموعا از منظر منافع ملی، از منظر رعایت حقوق بشر برای یک شهروند انتقاد و اعتراض خودشان را ابراز می‌کنند. اما به جهت پاره‌ای از رویکردهای متفاوت سیاسی یا برخی از اختلاف‌هایی که به نظر می‌رسد که حداقل به نفع منافع ملی باید به حاشیه برود و عمده نشود، متاسفانه این همکاری‌ها و این وحدت‌عمل‌ها در یک چنین مقاطعی صورت نمی‌گیرد. به نظر من، باید مجموعه این اختلافها و مجموع این تفاوتها همه به حاشیه برود و آنچه مطرح باشد، پیگیری بحث دمکراسی و حقوق بشر و تحقق منافع ملی باشد.

    دویچه‌وله: برمی‌گردم به صحبتی که خود شما به نوعی به آن اشاره کردید. روزنامه «جمهوری اسلامی» ضمن متهم کردن دکتر جهانبگلو به ارتباط با «سازمانهای جاسوسی سیا و موساد» و تاکید بر اینکه «ایشان فعالیت‌هایش زیر نظر بوده»، نوشته است که «افرادی هم با دکتر جهانبگلو همکاری داشته‌اند» که بعضی از آنها «در بعضی دستگاهها نفوذ کرده‌اند». خیلی‌ها در این جملات خطر بازگشت دورانی مثل دوران «سعید امامی» را می‌بینند. آیا چنین خطری به نظر شما حس می‌شود؟

    مرتضی کاظمیان: من قبل از اینکه به صراحت به این پرسش شما پاسخ بدهم، تعجب و صدالبته نگرانی خودم را نسبت به این گزارش خبری ابراز می‌کنم که چطور وقتی یک پرونده‌ای عنوان جاسوسی خورده و یک متهمی که همه از او بی‌اطلاع هستند، چنین اطلاعاتی در مورد او در حال انتشار است و آنهم از طریق برخی محافل در کانالهای مطبوعاتی، و این خیلی محل تامل دارد. با توجه به شواهدی که ما اخیرا داشته‌ایم، در همین سالهای اخیر، در مورد کیس‌های مختلف نیروهای سیاسی، مطبوعاتی، فعالین دانشجویی که با اتهامات مشابه دستگیر شده‌، متحمل فشارهای متعدد شده‌اند و در نهایت متاسفانه دیده‌ایم که هیچ سند قابل اتکایی در مورد وابستگی یا اقدامات اینها منتشر نشده است. شاید آخرین نمونه‌اش مثلا اتهام مشابهی بود که متوجه آقای عبدالفتاح سلطانی شد و ایشان بعد از تحمل دوره‌ای از فشار، الان هم آزاد هستند. در مورد آقای جهانبگلو، متاسفانه ما باید همین نگرانی را داشته باشیم، با توجه به تجربیات قبلی. هرچند که اتهام می‌تواند وارد باشد، اما همین مسئله در یک بستر آزادی صورت بگیرد با حضور چشمان افکار عمومی که طبیعتا فعالین دگراندیش و منتقدان و اهالی مطبوعات که اینها افکار عمومی را نمایندگی می‌کنند و میزان صحت اتهامات واردشده را،‌ آنوقت رسیدگی به این اتهامات معنی‌دار خواهد بود. در غیراینصورت مجبوریم که تحلیل امنیتی‌ـ سیاسی داشته باشیم، مثل گذشته، و بدیهی‌ هست که من هم مثل خیلی دیگر از نیروهای سیاسی‌- روشنفکری ابراز نگرانی خودم را بیان کنم و مجددا دل‌نگران بشویم از وارد شدن در یک دوری از رفتارهای حقوقی‌‌ـ قضایی‌ـ امنیتی که دود اینها به چشم همه خواهد رفت و آسیب‌اش نیز، در نهایت نه تنها متوجه بلوک قدرت،‌ متوجه جامعه مدنی و متوجه تمامیت کشور و منافع ملی خواهد شد. برخورد با دگراندیشان، تحدید فضای آزاد گفت‌وگو یا انتشار افکار و دیدگاههای مختلف یا حتا انتقادات و مخالفت‌های نیروهای روشنفکری، جز اینکه به‌نوعی خود بلوک قدرت را بی‌پناه‌تر کند و در نهایت مجموعه فشارها متوجه منافع ملی ایران بشود، به نظر من هیچ حاصلی ندارد و من امیدوارم هرچه سریعتر به یک چنین رفتارهایی خاتمه داده بشود و نیروهایی که پیگیر اینگونه رفتارها هستند، هرچه بیشتر در بلوک قدرت به حاشیه بروند.

                                      درخواست آزادی دکتر رامین جهانبگلو.

     

    دکتر رامین جهانبگلو فیلسوف و اندیشمند ایرانی جزوی از سرمایه های ملی و معنوی ایران محسوب میشود . در طی تشدید روند بازداشت و برخورد با عناصر فرهیخته و اندیشمند در مجموعه دانشگاهی . ایشان نیز از این مقوله مستثنی نمانده به دست نیروهای امنیتی بازداشت گشته اند . برخورد اینچنین با فرهیختگان و اندیشمندان ایرانی دست آوردی جز رشد فرار مغزها ، از دست دادن سرمایه های ملی و معنوی ایران و هر چه بسته تر شدن فضای جامعه نخواهد داشت . ضمن ابراز نگرانی از تداوم و تشدید این روند ، آزادی ایشان را خواهانیم و از دستگاه قضائی تقاضا داریم نسبت به شفاف سازی و پاسخگویی در مورد اتهامات ایشان اقدام نمایند .

    فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن نقض حقوق بشر و موج جدید فشاربرفعالان و فرهیختگان خواستار توقف این روند میباشد. از تمامی فعالان حقوق بشر و آزادیخواهان تقاضای همیاری و اتحاد در توقف از این روند را داریم، دست تمام کسانی که در این راه با ما همگام هستند را میفشاریم.

     

     

     

    فعالان حقوق بشر در ایران

    Human Rights Activists in Iran

    hra.iran@gmail.com

    http://hra-iran.blogfa.com/

    Tel : +989329224904

     

     

    اعلام جرم پیمان عارف از وزارت علوم و فن آوری ، دانشگاه تهران و شخص وزیرعلوم و فن آوری.

    بنا برآخرین گزارشات دریافتی

    صبح امروزآقای پیمان عارف فعال دانشجویی که در روندی غیر قانونی از دانشگاه اخراج شده اند ، شکایت خود از وزارت علوم و فن آوری و دانشگاه تهران را به دیوان عدالت تسلیم نمودند .

    همچنین وی در شکایتی جداگانه بر علیه شخص وزیر علوم و فن آوری به استناد ماده 570 قانون مجازات اسلامی اعلام جرم نموده اند .

    فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن نقض حقوق بشر و موج جدید فشاربرفعالان دانشجویی خواستار توقف این روند میباشد و ضمن اعلام حمایت از آقای پیمان عارف و مطالبات قانونی وی از تمامی فعالان حقوق بشر و آزادیخواهان تقاضای همیاری و اتحاد در جلوگیری از این روند را دارد. دست تمام کسانی که در این راه با ما همگام هستند را میفشاریم.

     

     

     

    فعالان حقوق بشر در ایران

    Human Rights Activists in Iran

    hra.iran@gmail.com

    http://hra-iran.blogfa.com/

    Tel : +989329224904

    با سازماندهي گسترده آغاز شد / فعاليت 9 هزار "هادي سياسي" (ميثم تواب)

    به نقل از "روز آنلاین"

    در سپاه پاسداران، فعاليت هاي جديدي در زمينه سازماندهي همفکران سياسي آغاز شده است. هدف اين فعاليت ها که مرکزيت آنها در اداره سياسي سپاه و به ويژه در معاونت "هدايت سياسي" اين اداره قرار دارد، سازماندهي نيروها و تغذيه ايدئولوژيک آنان با همراهي ساير معاونت هاي اين اداره اعلام گرديده است.

    "عبدالله داورزني" معاون هدايت سياسي اداره فوق به تازگي در جلسه اي اعلام کرده است در حال حاضر شبکه اي شامل 3735 نفر پرسنل پاسدار و بيش از 5261 نفر از پرسنل بسيجي در قالب "هاديان سياسي" در سراسر کشور سازماندهي شده اند. مطابق اخبار واصله، بناست اين شبکه به تدريج هدايت فکري نيروهاي پيراموني سپاه و بسيج به ويژه خانواده ها را به عهده بگيرد.

    هنوز در مورد مسووليت مشخصي که قرار است بر عهده اين نيروهاي آموزش ديده سياسي گذاشته شود، اطلاعات بيشتري در دست نيست. برخي از تحليلگران، وظيفه اين نيروها را تلاش براي مقابله با روند کم اعتقاد شدن خانواده هاي نيروهاي سپاه و بسيج به مباني و مسوولان نظام و نهايتا، توجيه پرسنل و خانواده ها براي راي دادن به "کانديداهاي اصلح" در رقابت هاي انتخاباتي آينده مي دانند. اما برخي ناظران سياسي نيز، ايجاد آمادگي بيشتر در نيروهاي سپاه و بسيج و خانواده هايشان براي شرايط احتمالي رويارويي جمهوري اسلامي با جامعه بين المللي را از جمله کارکردهاي اصلي "هاديان سياسي" تلقي مي کنند.

    گفتني است چندي پيش در همايشي با نام "انتقام ابابيل" كه در سالروز واقعه طبس در تهران برگزار شد، دبير كل جمعيت موسوم به"استشهاديون" مدعي شد در جديدترين ثبت نام اينترنتي براي عمليات انتحاري كه در ايران انجام شده و طي آن از داوطلبان سراسر جهان دعوت شده است، 55 هزار نفر ثبت نام كرده اند

    نامه مهدي کروبي در رابطه با سخنان جنتي در نماز جمعه:

    همانطور که شما از نامه احمدي‌‏نژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم!

    به نقل از "ایلنا"

    مهدي كروبي، طي نامه‌‏اي سرگشاده نسبت به سخنان" احمد جنتي" در خطبه‌‏هاي نماز جمعه 22 ارديبهشت ماه واكنش نشان داد.

    متن كامل اين نامه كه نسخه‌‏اي از آن از طريق نمابر در اختباز خبرگزاري ايلنا قرار گرفت به شرح زير است:
    ،سالياني است كه ترجيح مي دهم از راه دور و از طريق نطق و نامه با شما سخن بگويم و مردم را هم در جريان اين گفت وگو قرار بدهم، بخصوص آنكه شما خطيب جمعه تهران هم هستيد و به اتكاي اهميت و قداست اين جايگاه رفيع مي توانيد دايره مخاطباني وسيع بيابيد و هماوردان شما از چنين نعمتي محروم هستند.
    فاش گويي آنچه قصد بيان آن را دارم نيز بدان جهت است كه خطبه‌‏هاي نماز جمعه تهران چه بخواهيم و چه نخواهيم يكي از تريبون هاي نيمه رسمي نظام جمهوري اسلامي است و من براي نشان دادن اينكه آنچه در برخي خطبه ها و خطابه ها ارائه مي شود الزاما بيانگر مواضع نظام و دوستداران آن نيست، ناگزيرم نامه‌‏هايي صريح و سرگشاده بنويسم؛ از جمله اين خطابه‌‏ها يكي هم آخرين خطبه شما درباره نامه آقاي دكتر محمود احمدي نژاد به آقاي جرج بوش است. نامه‌‏اي كه براي اولين بار در جمهوري اسلامي به قلم يكي از مقامات ايراني خطاب به مقامات آمريكايي نوشته شده و اينجانب فارغ از انگيزه نوشتن اين نامه يا محتواي آن اميد دارم كه اين نامه فتح بابي شود تا همه دلسوزان نظام بتوانند راه برون رفت از چالش‌‏هاي سياست خارجي را بجويد و حاصل كار گشودن باب گفت‌‏وگو به سود ملت شريف ايران باشد.
    آنچه سبب شگفتي اينجانب شد اظهارات شما در خطبه نماز جمعه 22 ارديبهشت ماه بود، آنگاه كه گفته‌‏ايد "اين نامه الهام خداوند است، خداوند به مردم و اين مملكت عنايت دارد و ما بايد قدر اين عنايت را بدانيم، اين حركت در تاريخ سابقه نداشته و ادامه راه امام (ره) در اين راستاست، همان طور كه امام هم در نامه خود به گورباچف اشاره كرد كه قدرت شوروي رو به افول است، حال چه كسي جرأت دارد به آمريكا بگويد كه قدرتش رو به افول است. آغاز گر اين حركت امام(ره) بودند و آن نامه را به گورباچف نوشتند، رييس جمهور به همتاي خود نامه نوشته و اين نامه واقعاً نامه عجيب و غريبي است، به نظر من بايد اين نامه را بچه‌‏ها همه بخوانند، در مدارس و دانشگاه‌‏ها خوانده شود، صداوسيما مكرر بخواند و در آينده نيز در كتاب‌‏هاي درسي قرار داده شود، اين نامه چيز ساده‌‏اي نيست، اين مرد (آقاي احمدي‌‏نژاد) واقعاً مردي شجاع، متدين و مقتدر است كه به حرف خود ايمان دارد، آبروي مملكت و اسلام است، همان طور كه گفتم اين نامه الهام است و خداوند لطف دارد و مي‌‏خواهد قدرت اين مملكت را زياد كند و به اين نحو الهام مي‌‏كند، در داخل و خارج كجا چنين نامه‌‏اي نوشته شده است كه اينگونه همه را مبهوت كرده باشد."
    جناب آقاي جنتي؛
    به همان اندازه كه شما از نامه آقاي احمدي‌‏نژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم! از شما كه شاگرد امام بوديد و حداقل انتظار آن بود كه بنا به آموزه‌‏هاي ديني و حوزوي حرمت استاد خويش را نگه داريد و از قياس نادرست بپرهيزيد. سبحان‌‏الله از اين شير بازار كه كار انقلاب و بنيانگذار آن به جايي رسيده كه شاگرد امام(ره) از سر مصلحت اشتراك در حروف را براي تشبيه شير به شير كافي مي‌‏داند! من بسيار متأسفم كه نه تنها اين جفا به امام(ره) از جانب يكي از شاگردان وي صورت مي‌‏گيرد بلكه علاقه‌‏مندان امام فضاي حوزه، روحانيان انقلابي و روزنامه‌‏هايي كه خود را اصولگرا مي‌‏خوانند در برابر سخنان شما سكوت كرده‌‏اند. هرچند كه برخي از همين روزنامه‌‏هاي اصولگرا ترجيح دادند كه تعبير الهام الهي را از سخنان پخش شده شما از صداوسيما را سانسور كنند.
    امام راحل، بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي ايران بود و نه كارگزار آن و موسس، گونه‌‏اي از حكومت بود كه در آن جمهوريت و اسلاميت همپاي هم حركت مي‌‏كردند، نه چنان كه برخي مي‌‏خواهند جداي از هم. امام راحل، فقيه و فيلسوف و عارف و رهبري بي‌‏نظير بود كه بر اساس درد و دغدغه دين و بنا به وظيفه و جايگاه عاليه ديني و سياسي خود نامه‌‏اي به ميخائيل گورباچف رهبر اتحاد شوروي نوشت تا او را از بيراهه الحاد به سوي راه توحيد رهنمون شود و با او بنا به دانش و بينش خود از فلسفه الهي و اسلامي سخن گفت و به خوبي زبان محاوره با گورباچف به عنوان ماركسيستي ملحد مي دانست، هرچند كه پاره‌‏اي از اهل ظاهر از امام انتقاد كردند كه چرا به جاي دعوت رهبر شوروي به مباني كلامي امام صادق (ع) از فلسفه ملاصدرا سخن مي گويند. غافل از اينكه آن فقيه فقه جعفري را به خردمندي مي دانست دعوت به حقيقت را بايد از كجا آغاز كند.
    امام (ره) حتي براي ارسال نامه و ابلاغ پيام خويش به جاي اعزام گروهي از ديپلمات هاي وزارت امور خارجه هياتي به رياست فقيه و فيلسوفي مهذب يعني آيت الله جوادي آملي تعيين كرد يعني كتاب كريم و نامه حكمت آميز امام را حكيمي از همان تبار تا مقصد همراهي كرد. هنگامي كه گروهي به رياست وزير امور خارجه وقت اتحاد شوروي راهي ايران شدند تا پاسخ نامه را دهند و از مناسبات ديپلماتيك دو كشور سخن گويند، امام بر مي خيزند و مي گويند مقصود من روابط سياسي نبود بلكه گشودن دريچه‌‏اي از معنويت بر روي شما هدف من بود.
    بدين ترتيب امام از موضع يك حكمي الهي نه مسئول اجرايي، آن نامه تاريخي را نوشتند شما در واقع بدون توجه به مشبه و مشبه به نامه امام به گورباچف با نامه اخير آقاي احمدي نژاد به بوش شبه سازي كرده ايد، اما نامه‌‏اي كه شما آن را با نامه امام(ره) مقايسه كرده ايد در كجاي تاريخ قرار دارد؟
    نامه مورد اشاره شما به قلم مدرسي از مدرسان دانشگاه علم و صنعت با تحصيلاتي در سطح دوره دكتراي مهندسي عمران با گرايش ترافيك نوشته شده است؛ اينجانب هيچ اشاره‌‏اي به انتخابات سال گذشته رياست جمهوري نمي كنم، اما معتقدم جايگاه مقام رئيس جمهوري چنان نيست كه جناب عالي توصيف مي كنيد.
    به راستي درباره كدام يك از روساي جمهور گذشته ايران در مقام رياست جمهوري چنين اوصافي به كار رفته است، در ميان روساي جمهور گذشته ما افرادي با سوابق درخشان انقلابي و سياسي دانش آموخته حوزه هاي علميه و نيز شهيد بلند مرتبه‌‏اي داشته‌‏ايم كه هرگز به صفت الهام الهي توصيف نشده اند، اما شما اين وصف را در حق يك مهندس عمران به كار مي بريد و نامه امام(ر) به گورباچف رهبر حكومتي مادي كه با همه اديان الهي مي جنگيد را نامه اي قياس مي كنيد كه خطاب به فردي نوشته شده كه دست كم در ظاهر مومن به تعاليم حضرت مسيح است و حداقل ملحد نيست و بنا به دين و آيين خود عمل مي‌‏كند و حتي حرمت پاپ به عنوان رهبر كاتوليك هاي جهان را حفظ مي‌‏كند و زانوي او را مي بوسد.
    البته مي توان بلكه بايد رفتارهاي دور از تعاليم مسيح و جنگ طلبي جورج بوش را به نقد كشيد و ظاهرا نويسنده نامه چنين قصد و هدفي داشته اما نمي توان آقاي احمدي نژاد را با امام خميني(ره) و جورج بوش را با ميخاييل گورباچف قياس كرد كه اين جفايي بزرگ به امام و خطايي آشكار در فهم جهان معاصر است.
    از سويي ديگر متاسفانه جناب عالي با غلو درباره جايگاه نامه مورد اشاره عملا ملت ايران را تحقير كرده ايد، اسلام و ايران انديشمندان بسياري دارند كه هر يك بر تارك گوشه‌‏اي از قطعات تاريخ اين سرزمين مي درخشند و آموزه هاي آنان در كتاب ها و رسانه ها مورد تدريس و تحقيق دانش آموزان و دانش جويان قرار مي گيرد، كشورما حافظ و سعدي و فردوسي كم ندارد كه مسئولان اجرايي در مقام متفكران الهي قرار گيرند.
    مسئولان كشور هراندازه كه انديشمند، محقق و متفكر هم باشند آموزگار ملت نيستند چرا كه ظهور و خروج آنان از حكومت براساس معادلات قدرت صورت مي گيرد نه از تحولات حوزه معرفت.
    براين اساس در كدام يك از كتاب هاي درسي و دانشگاهي متوني از مقامات سياسي و اجرايي كشور به عنوان متن درسي چاپ شده است؟ كدام يك از روساي جمهور گذشته به صفت رياست جمهوري خود انديشمند و متفكر خوانده شده‌‏اند؟ ميزان راي كدام منتخب ملت به عنوان ميزان انديشه ملت معرفي شده است؟
    آيا چنين سخنان غلو آميزي در تاريخ ايران به دولت مردان و شهروندان كم آسيب زده است؟ مگر فراموش كرده‌‏ايم كه علماي اسلام چگونه با غلو برخورد كرده اند.
    روايت شده است كه وقتي خطيبي در محضر آيت الله بروجردي مرجع عالم شيعيان كار خود را راحت مي‌‏كند و براي امام زمان (ع) و آيت الله بروجردي يك صلوات مشترك از جماعت مي طلبد آن مرجع تقليد يادآوري مي‌‏كند مرزها را بر هم نزنيد و ما را همسايه امام زمان (ع) نكنيد مگر از ياد برده ايد كه امام خميني(ره) در توصيف چگونگي شكل گيري استبداد گفته بودند كه "ديكتاتور از مادر ديكتاتور زاده نمي شود" مگر از ياد برده‌‏ايم كه آن فقيه موسس نظام جمهوري اسلامي چگونه با غلو مبارزه مي‌‏كرد و حتي هنگامي كه دو برادر عزيزمان جناب آيت‌‏الله مشكيني و جناب آقاي فخرالدين حجازي از امام ستايش كردند كه ممكن بود غلو تلقي شود.
    ايشان چگونه با اين ستايش‌‏ها در همان جلسه مخالفت كردند و اجازه ندادند دامنه غلو حتي به جلسه ديگر كشيده شود. در موردي ديگر هنگامي كه در يكي از جلسات مجلس شوراي اسلامي آيات و رواياتي خوانده شد كه ممكن بود در تطبيق با شخصيت امام خميني (ره) به نظر برسد، ايشان بلافاصله توسط مرحوم حاج احمد خميني به رييس وقت مجلس جناب آقاي هاشمي رفسنجاني ابلاغ كردند از چنين قياس‌‏هايي بپرهيزند.
    اين همه از همان رو بود كه امام خميني(ره) به خوبي مي‌‏دانستند كه غلو مي‌‏تواند حتي انسان‌‏هاي شايسته را به تدريج به اشتباه اندازد و با تملق و چاپلوسي آنان را تا مرز ادعاي خدايي و الهام الهي پيش برد.
    جناب آقاي جنتي؛
    چند سال پيش كه براي اولين بار به صورت علني از شما گله و گلايه كردم، فرزند گراميتان، جناب آقاي علي جنتي از شب سختي گفت كه گذرانديد و مرا شرمنده خود ساخت كه چرا چنين شبي را براي شما ساختم. اكنون اما ديگر از جناب آقاي علي جنتي شرمنده نيستم چرا كه از سخنان اخير شما به راستي براي حفظ جمهوريت نظام و حرمت روحانيت و حفظ باورهاي ديني مردم احساس خطر مي‌‏كنم. شما به عنوان فردي معتقد آيا نگران نيستيد كه غلو و اغراق درباره رابطه خدا و بندگانش پايه‌‏هاي ايمان مردم را سست سازد؟

    سخن گفتن شما در جايگاه يكي از شاگردان امام (ره) و حوزه‌‏هاي علميه آن هم از نهاد نماز جمعه ممكن است همه را به اين گمان برساند كه روحانيت در صف غلوگويان قدرت قرار گرفته است. من براي اولين بار اين نامه را به نام شيخ مهدي كروبي امضا مي‌‏كنم تا مردم حرف‌‏هاي من و شما را به پاي روحانيت ننويسند، يا اگر حرف يكي از ما دو نفر را به حساب روحانيت مي‌‏نويسند سخن ديگري را نيز به حساب روحانيت بگذارند.
    اين نامه‌‏اي است كه از شيخ مهدي كروبي به شيخ احمد جنتي كه هيچ كدام معيار و نماينده همه اسلام و روحانيت نيستند و هر يك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بيت گوشه‌‏اي از معارف ديني را ارايه مي‌‏كنند، يكي بر مدار غلو مي‌‏چرخد و ديگري از غلو پرهيز مي‌‏كند، يكي حتي امام راحل را با محك عقل مي‌‏پذيرد و ديگري حتي مقامات اجرايي و عرفي را به مدد الهام الهي تقديس مي‌‏كند، يكي به استناد ميراث امام خميني(ره) به ميزان بودن رأي ملت براي همه مقامات معتقد است وديگري بي‌‏توجه به ميراث آن امام حتي عرفي‌‏ترين مقامات اجرايي را قدسي مي‌‏خواند، يكي از جمهوريت در دل اسلام سخن مي گويد و ديگري در تبل الوهيت بندگان خدا مي كوبد و اين دو راه است و دو مقصد حتي اگر رهپويان آن راه فرزندان يك انقلاب باشد.
    بنابراين پيشنهاد مي كنم با انجام نظرسنجي مشخص شود كدام يك از اين دو راه مطلوب نظر مردم است، نظرسنجي‌‏اي كه در دو سوي آن اين دو طرز تفكر به راي گذاشته شود اميدوارم در آينده اگر آقاي احمدي نژاد دست به نگارش نامه‌‏اي ديگر براي سران جهان و دعوت آنان كردند دست كم اين نامه را به دست فردي چون شما بسپارد تا حضرت عالي بتوانيد اين الهام الهي را از نزديك دريابيد.
    علاقه مند
    شيخ مهدي كروبي

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 6:28 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    متن کامل بیانیه اتحادیه اروپایی در باره موضوع هسته ای ایران

     وزیران امور خارجه اتحادیه اروپایی در پایان نشست خود در بروکسل در بیانیه ای با تکرار خواسته های خود از ایران مبنی بر توقف فعالیت های هسته ای از جمله توقف غنی سازی و فعالیت راکتور آب سنگین در ازای پیشنهادات جدید ، ایران را به نقض حقوق بشر متهم کردند.

    متن کامل این اعلامیه چنین است:
    1) شورای اتحادیه اروپا گزارش 28 آوریل مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی را مورد توجه قرار داد. ایران از پذیرش درخواست های شورای حکام آژانس و شورای امنیت سازمان ملل خود داری کرده و همچنین در همکاری فعالانه با آژانس برای روشن شدن مسائل مهم از جمله مسائلی که ممکن است ابعاد نظامی داشته باشد قصور کرده است .

    2) شورا عمیقاً از قصور ایران از برداشتن گام هایی که از آژانس و شورای امنیت این گامها را مهم تلقی می کند و همینطور تهدید مقامات ایران مبنی بر خود داری از پذیرش چنین درخواست هایی درآینده متاسف است. شورا از ایران درخواست می کند تا با آژانس همکاری کامل کند و تمام فعالیت های غنی سازی و باز فرآوری از جمله تحقیق و توسعه را تعلیق و ساخت راکتورآب سنگین را به حال تعلیق درآورد تا بدین نحو شرایط لازم برای از سرگیری مذاکرات ممکن شود. اتحادیه اروپا از شورای امننیت برای این اختیارات کاملاً حمایت می کند.

    3) شورا مجدداً بر حق ایران مبنی بر استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای در راستای تعهدات این کشور تحت معاهده منع تکثیر سلاح های هسته ای تاکید می کند . اتحادیه اروپایی آماده است تا بر اساس پیشنهادهای آگوست 2005 که شورای امنیت در تصمیمات خود در فوریه 2006 آنهارا تایید کرد، به اجرای برنامه هسته ای غیر نظامی مطمئن و به دور از تکثیر سلاح های هسته ای ایران کمک کند مشروط بر اینکه تمام نگرانی های بین المللی در این باره از بین برود و اطمینان لازم از اهداف ایران حاصل شود. امید این اتحادیه بر این است که ایران از پذیرش یک چنین پیشنهادی سرباز نزند.

    4) در همین حین اتحادیه اروپا مصمم است تا کارائی نظام چند جانبه مربوط به منع تکثیر سلاح های هسته ای را حفظ کند. شورا بر اهمیت بیشترین مراقبت در اجرای ساز و کارهای موجود مربوط به کنترل صادرات مواد حساس تاکید می کند تا به این ترتیب از انتقال کالاها، فناوری و موادی که ممکن است مستقیم یا غیر مستقیم در برنامه های هسته ای و موشکی ایران کاربرد داشته باشند پیشگیری شود .

    5) شورای اتحادیه اروپا همچنین از وضعیت حقوق بشر در ایران عمیقاً نگران است ، حقوقی که با اصول جهانشمول و تعهدات خاص ایران مغایرت دارد همچنین شورا نگرانی خود را از افزایش تعداد اعدام ها، بازداشت های خودسرانه ، افزایش محدودیت های در دسترسی به اطلاعات ، محدودیت در آزادی بیان و مذاهب به ویژه در قبال جامعه صوفی ها و بهایی ها و همچنین ارعاب و ایجاد دردسر برای مدافعان حقوق بشر و به طور کلی گروههای اقلیت اعلام می دارد. شورا همچنین به شدت از بازداشت فیلسوف ایرانی دکتر "رامین جهانبگلو" نگران است و ازمقامات ایران می خواهد شهروندان خود را به علت ارتباط با اروپائی ها ازجمله سفارتخانه ها، دانشگاهها و مؤسسات فرهنگی تنبیه و مجازات نکند.

    6) شورا خود را متعهد به یافتن راه حلی دیپلماتیک برای موضوع هسته ای ایران می داند و این اتحادیه مایل است تا مناسبات خود را با ایران بر اساس اعتماد و همکاری توسعه دهد . گزینه این است که ایران انزوای بیشتررا انتخاب کند.بنابراین شورا از ایران می خواهد فوراً تصمیمات لازم را برای توسعه چنین ارتباطاتی با این اتحادیه و جامعه بین الملل اتخاذ کند و برای ثبات منطقه ای کمک کند.

     

    آيا پيشنهادهاى تازه‌ى اروپا به ايران، چشم‌انداز تازه‌اى مى‌گشايند؟

    به نقل از "دویچه وله"

    وزيران امور خارجه و دفاع كشورهاى اتحاديه‌ى اروپا، امروز در نشست نوبتى خود در بروكسل گردهم آمدند. افزون بر موضوع ماموريت براى كنگو، مباحثى در رابطه با كمك‌هاى مالى براى مردم فلسطين و نيز پيشنهاداتى براى حل مناقشه بر سر برنامه‌ى اتمى ايران در دستور نشست امروز قرار دارد.

    در رابطه با ايران، نشست ويژه‌اى با شركت وزيران خارجه‌ى آلمان، فرانسه و انگلستان برگذار شد. محمود احمدى‌نژاد رييس جمهورى ايران ديروز اين نشست را به دليل عدم شركت ايران در آن بى‌اهميت خواند.

    عليرغم موضع منفى ايران نسبت به اين نشست، اتحاديه‌ى اروپا در پى ارائه‌ى پيشنهادات تازه‌اى به جمهورى اسلامى ايران براى حل منازعه‌ى اتمى است. خاوير سولانا مسئول روابط بين‌المللى اتحاديه‌ى اروپا اعلام كرد كه اتحاديه‌ى اروپا پيشنهادات شجاعانه‌اى را براى تنش‌زدايى با ايران بر سر برنامه‌ى اتمى اين كشور ارائه خواهد داد.

    سولانا گفت كه قرار است اتحاديه‌ى اروپا در پيشنهادهاى تازه‌ى خود، امور هسته‌اى، اقتصادى و احتمالا نيازهاى امنيتى ايران را در ملاحظات خود منظور كند و اگر مساله‌ى ايران صرفا توليد انرژى باشد، اين كشور بسيار دشوار خواهد توانست آنها را رد كند.

    اتحاديه‌ى اروپا مصمم است ايران را وادارد كه به كاربرد صلح‌آميز انرژى اتمى بسنده كند و در مقابل كمك‌هاى لازم را براى پروژه‌ى توليد انرژى خود از اتحاديه‌ى اروپا دريافت نمايد.

    فرانك والتر اشتاين‌ماير وزير خارجه‌ى آلمان، پيش از نشست ويژه‌ى امروز وزيران خارجه‌ى كشورهاى سه‌گانه‌ى اروپا اعلام كرد كه به موازات اين تلاش‌ها، كوشش جهت دستيابى به يك قطعنامه‌ى مشترك در شوراى امنيت سازمان ملل نيز ادامه خواهد داشت، تا ايران را متعهد به توقف غنى‌سازى اورانيوم سازد.

    اشتاين ماير گفت كه ما تلاش‌هاى خود را بى‌تغيير ادامه خواهيم داد و من اميدوارم كه در رهبرى ايران،  باقيمانده‌اى از خرد وجود داشته باشد و آنان پيشنهادها را قبل از روى ميز آمدن رد نكنند. اميدوارم كه در ايران به اندازه‌ى كافى افراد خردمندى باشند كه واكنشى بجز واكنش احمدى‌نژاد نشان دهند. اشتاين ماير از مضمون پيشنهادهاى تازه به ايران چيزى مطرح نكرد و گمانه‌زنى در اين زمينه را بى‌مورد خواند. وى متذكر شد كه تا پايان هفته‌ى جارى جزييات اين امر روشن خواهد شد.

    به موازات آن، كوفى عنان دبير كل سازمان ملل متحد در ديدار خود از كره‌ى جنوبى، مناقشه بر سر برنامه‌ى اتمى ايران را در اين چارچوب قرار داد كه جنگ‌افزار اتمى در جهان گسترش نيابد. وى گفت كه جامعه‌ى بين‌المللى بايد اقدامات عاجلى انجام دهد كه جنگ‌افزار اتمى بصورت زنجيره‌اى در جهان گسترش نيابد.

    در اين ميان غلامحسين الهام سخنگوى دولت جمهورى اسلامى ايران، «فضاى بدون برترى و امپرياليسم» را پيش‌شرط گفتگوهاى ميان طرفين خواند. به گفته‌ى الهام ايران ضمن رعايت قرارداد منع توليد سلاح اتمى، از حق خود براى استفاده از فن‌آورى هسته‌اى استفاده خواهد كرد. الهام تاكيد كرد كه ايران تنها زمانى حاضر به گفتگو با ايالات متحده‌ى آمريكاست كه اين گفتگوها برابر حقوق و عادلانه باشند.

     هر پیشنهادی مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم غیرقابل قبول است

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی عصر دوشنبه در جریان دیدار با سفرای سه کشور بزرگ اروپايی (آلمان، فرانسه و انگلستان) در تهران گفته است "هر پیشنهادی مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم از سوی کشورهای اروپايی، غیرمنطقی و غیرقابل قبول است."

    منوچهر متکی گفت "رژیم تهران آماده مذاکره پیرامون پیشنهادهای سازنده است، اما درخواست توقف غنی سازی اورانیوم را نخواهد پذیرفت و اگر اروپا مجددا چنین پیشنهادی مطرح کند، بدون شک رد خواهد شد."

    از سوی دیگر خاویرسولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پایان نشست وزیران امور خارجه این اتحادیه در بروکسل در جمع خبرنگاران گفت اگر رژیم تهران برنامه غنی سازی اورانیوم را متوقف سازد، اتحادیه اروپا حاضر است در زمینه دسترسی به تکنولوژی هسته ای غیرنظامی به آنها کمک کند.

    آقای سولانا گفت پیشنهاد ما به روشنی نشان می دهد که اگر رژیم تهران خواهان استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است، ما حاضر به کمک به آنها هستیم، اما اگر این پیشنهاد را نپذیرند، در آن صورت معلوم خواهد شد که بدنبال اهداف دیگری هستند.

    وزیر امور خارجه اتریش نیز که کشورش هم اکنون ریاست نوبتی اتحادیه اروپا را بر عهده دارد، به خبرنگاران گفت اتحادیه اروپا از نبود همکاری مداوم میان رژیم تهران با آزانس بین المللی انرژی اتمی به شدت نگران است.

    وزیر امور اروپا در دولت فرانسه نیز گفت ما در یک مرحله بسیار حساس از مذاکرات قرار داریم.

    جزئیات پیشنهاد اتحادیه اروپا روز جمعه آینده (19 ماه مه) در نشست اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و انگلستان) بعلاوه آلمان در لندن مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.

    مستقیم با ایران وارد مذاکره شویم
    به نقل از "انتخاب"

    مشاور امنيت ملي آمريكا در دوران جيمي كارتر، رئيس جمهوري اسبق اين كشور با بيان اينكه واشنگتن بايد مذاكرات مستقيم با ايران را درباره برنامه هسته‌ايش آغاز كند، گفت مذاكرات كنوني «مضحك» است.
    زبيگنيو برژينسكي شب گذشته در مصاحبه با شبكه خبري سي‌ان‌ان تصريح كرد: «اين واقعا طنزآميز است.» وي گفت: «ما در حال مذاكره با ايران نيستيم اما در حال مذاكره هستيم. ما با چه كسي مذاكره مي‌كنيم؟ ما با مذاكره‌كنندگان با ايران مذاكره مي‌كنيم و اين يك وضعيت مضحك است.»

    مشاور اسبق امنيت ملي آمريكا درباره مسئله كره شمالي گفت آمريكا يكي از شش كشوري است كه در حال مذاكره مستقيم با پيونگ‌يانگ است.

    وي افزود: «مسئله اين است كه دولت آنطور جلوه مي‌دهد كه ما نمي‌توانيم با ايران مذاكره كنيم زيرا اين مسئله به آنها مشروعيت مي‌بخشد. خوب، ما به كره شمالي نيز مشروعيت مي‌بخشيم، بنابراين چه تفاوتي دارد؟»

    برژينسكي گفت: «حقيقت اين است كه تفاوت‌هاي جدي ميان آمريكا و ايران وجود دارد، درگيريهاي درباره مسائل امنيتي، مشكلات اقتصادي، ‌ادعاها و مقابله با ادعاها وجود دارد. ما بايد به منظور ايجاد تدابير امنيتي و تعامل با يكديگر مذاكره كنيم.»

    وي تاكيد كرد، مقامات آمريكايي با «ايجاد جو اضطرار» اين مسئله را در نظر نمي‌گيرند كه ايران احتمالا سالها با ساخت سلاح هسته‌اي فاصله دارد.

    مشاور سابق امنيت ملي آمريكا افزود: «حقيقت اين است كه سريعترين زماني كه ايرانيها به تسليحات هسته‌اي دست مي‌يابند، تقريبا پنج سال و به احتمال بيشتر 10 سال است. برخي حتي مي‌گويند 15 سال.»

    وي اظهار داشت: «بنابراين زمان براي روند مذاكراتي چندجانبه يا دوجانبه وجود دارد. ما در آن شركت مي‌كنيم و آنگاه مسائلي را مطرح مي‌كنيم كه موجب نگراني ما است.»

    برژينسكي تاكيد كرد اگر آمريكا بتواند نگراني‌هاي ايران را درباره برخي مسائل برطرف كند،‌ «آنگاه ما ممكن است بتوانيم ترتيباتي به وجود بياوريم كه در آن آنها به ادامه اين روند بپردازند اما به صورتي كه به ما امنيت دهد و اينكه تسليحات نسازند

     نيروگاه هسته‌ ای بوشهر امسال هم آماده نمی ‌شود

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    به گزارش خبرگزاری فرانسه، يک مقام ارشد هسته‌ ای روسيه گفته است كار ساخت نيروگاه بوشهر برای امسال نیز به اتمام نمی ‌رسد.

    وي كه یک مقام سازمان انرژي اتمی روسيه است، تصريح كرد روشن است كه نيروگاه بوشهر پيش از سال 2007 تكميل نخواهد شد.

    اين مقام روسی كه نخواست نامش فاش شود، گفت براي كارشناسان روشن است كه به دلايل فني، تكميل ساخت اين نيروگاه در ماههاي آينده غيرممكن است.

    وی تاكيد كرد سوخت هسته‌اي شش ماه پيش از نصب رآكتور به بوشهر منتقل مي‌شود اما درباره تاريخ دقيق آن صحبتي نكرد.

    روسیه یک قرارداد 800 ميليون دلاري براي ساخت نيروگاه بوشهر را با رژیم تهران در سال 1995 به امضا رساند.

  • روسيه باز هم نيروگاه بوشهر را به تاخير انداخت 
  • تمام قراردادها در گرو پرونده هسته ای (حميد احدی )
  • به نقل از "روز آنلاین"

    سه روز پس از آن که معاون سازمان انرژی اتمی از قول مقامات روسی خبر از اتمام نيروگاه بوشهر در سال جاری داد، يک مقام برجسته سازمان انرژی اتمی روسيه اعلام کرد که نيروگاه به اين زودی آماده نمی شود. در همين حال کارشناسان خبر داده اند که روس ها تمام قراردادهای ديگر و از جمله خريد و ساخت موشک را هم موکول به قبول طرح هسته ای روسيه توسط ايران کرده اند.

    دکتر محمد سعيدی هفته گذشته بعد از آن که در راس هياتی از سفر به مسکو و مذاکره با مقامات روس اتم بازآمد به خبرنگاران گفت گلايه از به تاخير افتادن نيروگاه بوشهر را به مقامات روسی منتقل کرديم و آن ها با تاکيد بر اين که بر تعهدات خود پابرجا هستند اعلام داشتند که تا پايان سال اين نيروگاه آماده بهره برداری خواهد شد. اين در حالی که به گفته کارشناسان روس ها چهل در صد بيش از کل مبلغ قراردادی را که یازده سال پيش با ايران منعقد کرده اند، دريافت داشته اند. سال گذشته يک نشريه علمی فرانسوی نيروگاه بوشهر را گران ترين نيروگاه هسته ای عالم دانست. به نوشته اين نشريه مجموع مبالغی که فرانسه، آلمان، چين و روسيه در مقاطع مختلف از ايران دريافت داشته اند نزديک به سه برابر ارزش واقعی اين نيروگاه است.

    یکی از افراد نزديک به هيات مذاکره گر هسته ای ايران با اعلام اين خبر که روس ها تقريبا تمام همکاری های آينده خود را موکول به پذيرش طرح آن کشور در مورد غنی سازی اورانيوم کرده اند، گفت عملا به ايران گفته شده است که اگر طرح غنی سازی در خاک روسيه پذيرفته نشود، مسکو علاوه بر اين که نخواهد توانست هيچ نوع حمايتی از ايران در جريان گفتگوهای شورای امنيت به عمل نخواهد آورد، بلکه هيچ تضمينی در مورد ساير همکاری های خود از جمله قراردادهای موشکی و نيروگاه هسته ای بوشهر نمی دهد و در صورت تصميم شورای امنيت به تحريم ايران ناگزيرخواهد بود با آن ها همکاری کند.

    معاون سازمان انرژی اتمی سه روز پيش از قول گرينکو رييس سازمان انرژی اتمی روسيه اعلام داشت که نيروگاه بوشهر همين امسال به پايان می رسد و هيچ مشکلی هم در جهت ارسال سوخت آن وجود ندارد. آن خبر که با استقبال روزنامه های هوادار دولت در تهران روبرو شد، اين اميدواری را در دل افکارعمومی ايجاد می کرد که روسيه بی اعتنا به تصميم های شورای امنيت به همکاری های خود شدت بخشيده است. اما اينک همزمان با ارائه پيشنهادهای تازه اروپا به ايران، و تغيين مهلت جديدی برای ايران و در حالی که تنها يک راه برای تهران بازگذاشته شده تا از تحريم های هوشمند در امان بماند، و آن هم طرح روسيه است يک مقام سازمان روس اتم همان جمله ای را بر زبان آورده که از شش سال مقام های مختلف روسی تکرار می کنند " نبايد سرعت برکيفيت و امنيت سايت اثر بگذارد."

    بنا به گزارش ها از فوريه سال 1995 [ بهمن سال 1373] که قرارداد ساخت و اتمام نيروگاه بوشهر بين ايران و روسيه امضا شد، مبلغ اصلی قرارداد که می بايست در پايان آن پرداخت شود به تمامی توسط ايران پرداخت شده و علاوه بر آن طرف قرارداد، به بهانه های مختلف حدود سيصد ميليون دلار ديگر هم دريافت داشته که در نتيجه کل پرداختی را به بالاتر از یک ميليارد و يک صد ميليون دلار رسانده است.

    روس ها به طور متوسط در هر دو سال با مطرح کردن موضوعی تازه، موجبی برای ارسال صورت حساب های جديد ايجاد کرده اند که مهم ترين و پرهزينه ترينشان هم ماجرای بازگرداندن مانده سوخت نيروگاه بود که هم برگشتن آن به روسيه را به ايران تحميل کردند و هم مبلغ سنگينی برای حمل آن خواستند و ايران پذيرفت.

    به گزارش خبرگزاری فرانسه مقام انرژی هسته ای روسيه روز گذشته در مورد سوخت هسته ای نيروگاه بوشهر گفته شش ماه قبل از نصب رآکتور به بوشهر منتقل خواهد شد. که البته تاريخ نصب رآکتور نامعلوم است.

    نامه 132 تن از فعالان سیاسی و مطبوعاتی در اعتراض به بازداشت دکتر جهانبگلو

    به نقل از "امروز"

     به نام خدا

    آقای رامین جهانبگلو استاد دانشگاه و پژوهشگر دگراندیش سه هفته پیش در حال بازگشت به ایران، بدون هرگونه اتهام رسمی در فرودگاه مهرآباد دستگیر و به زندان اوین انتقال یافت.

    تاکنون به جز اخبار جسته و گریخته و اعلام اتهام های غیررسمی گسترده توسط محافل و منابع خبری شناخته شده و پرونده سازعلیه دگراندیشان، هیچگونه اتهام رسمی علیه ایشان مطرح نشده است. اظهارات خبری کوتاه وزیر اطلاعات و مقام های زندان اوین نیز به گونه ای بوده است که حتی نتوانسته است مقام های عالیرتبه جمهوری اسلامی را در جایگاهی قرار دهد که اتهام رسمی قابل استنادی را به افکار عمومی داخلی و خارجی ارائه کنند.

    ما، فعالان فرهنگی، دانشگاهی، سیاسی و مطبوعاتی با اعلام نگرانی شدید از این اقدام که خلاف روندهای قانونی و مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر- که جمهوری اسلامی ایران متعهد به آن ست - خواستار اعلام رسمی اتهام هااز سوی مقام های رسمی قضایی هستیم و درخواست می کنیم که ایشان از حق قانونی شهروندی خود برای دسترسی به وکیل حقوقی برخوردار شده، و تا زمان برگزاری دادگاه علنی بر اساس اصل 168 قانون اساسی و با حضور هیات منصفه و روزنامه نگاران مستقل فورا آزاد گردد.

    سیدهاشم آقاجری، زهره آقاجری، محمد آزادی، محمد علی ابطحی، کریم ارغنده پور، علی اکرمی، محمد انصاری راد، مصطفی ایزدی، ابوالفضل بازرگان، محمد نوید بازرگان، عبدالعلی بازرگان، پروین بختیارنژاد، مجتبی بدیعی، محمد بسته نگار، محمد حسین بنی اسدی، محمد بهزادی، صفا بیطرف، حسین پایا، علی پایا، سعید پورعزیزی، حبیب الله پیمان، محمود پیش بین، مسعود پدرام، سید مصطفی تاج زاده ، محمد توسلی، غلامعباس توسلی، مصطفی تنها، مجید تولایی، رضا تهرانی، مجید جابری، جلال جلالی زاده، حمیدرضا جلایی پور، سعید حجاریان، علی حکمت، محمدرضا خاتمی، هادی خانیکی، امیر خرم، ابوالفضل حکیمی، سعید درودی، محمدعلی دادخواه، محمد دادفر، فاطمه راکعی، رسول دادمهر، مصیب دوانی، فریبا داوودی مهاجر، علیرضا رجایی، محمد جواد رجائیان، تقی رحمانی، مصطفی رخ صفت، بهمن رضاخانی، احد رضایی، عبدالعلی رضایی، حسین رفیعی، عبدالله رمضانزاده، رضا رئیس توسی، پروین زندی نیا، محمدرضا زهدی، احمد زیدآبادی، عزت الله سحابی، فریدون سحابی، عیسی سحرخیز، عبدالفتاح سلطانی، حسین شاه حسینی، سعید شریعتی، محمد شریف، ماشاءالله شمس الواعظین، احمد شیرزاد، هدی صابر، هاشم صباغیان، رضا صدر، احمد صدر حاج سید جوادی، احمد صدری، محمود صدری، کیوان صمیمی، جلیل ضرابی، اعظم طالقانی، حسام طالقانی، طاهره طالقانی، محمد طاهری، امیر طیرانی، عباس عبدی، علی رضا علوی تبار، رضا علیجانی، محمد جعفر عمادی، محمود عمرانی، علی اصغر غروی، علیرضا غروی، مسعود غفاری، علی غفرانی، مهدی غنی، محمد تقی فاضل میبدی، غفار فرزدی، احمد قابل، هادی قابل، حسین قاضیان، نظام الدین قهاری ، ماهرو قشقایی، رحمانقلی قلیزاده، محمد جواد کاشی، مرتضی کاظمیان، محسن کدیور، الهه کولایی، اکبر گنجی، فاطمه گوارایی، فخرالسادات محتشمی پور، محسن محققی، نرگس محمدی، محمد محمدی اردهالی، محمد محمدی گرگانی، مرضیه مرتاضی لنگرودی، سعید مدنی، محمد جواد مظفر، مصطفی معین، علی اکبر معین فر، بدرالسادات مفیدی، مصطفی ملکیان، احمد منتظری، سعید منتظری، خسرو منصوریان، یوسف مولایی، محمود مومنی، لطف الله میثمی، وحید میرزاده، محمود نکوروح، هادی هادی زاده یزدی، سید هاشم هدایتی، ناصر هاشمی، علیرضا هندی، ابراهیم یزدی، حسن یوسفی اشکوری، رضا یوسفیان

                              گوشه اي از پشت پرده بازداشت رامين جهانبگلو

  •                   برخورد با روشنفکران کليد خورده است؟ (اسفنديار صفاري)

  • به نقل از "روز آنلابن"

    بيست روز پس از بازداشت رامين جهانبگلو، و وارد کردن اتهام ارتباط با بيگانگان به اين استاد فلسفه، رسانه هاي نزديک به تندرو ها در يک اقدام برنامه ريزي شده و هماهنگ همچنان به پرونده سازي بر عليه رامين جهانبگلو و فعالان فرهنگي ادامه مي دهند. چند روز پيش در همين راستا روزنامه جمهوري اسلامي نوشت: "او [رامين جهانبگلو] از مهره هاي رديف اول طرح براندازي مورد نظر آمريكا كه آنرا براندازي نرم مي نامد، محسوب مي شود". دو هفته پيش از درج اين مطلب، نشريه صبح صادق، ارگان نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران، در يادداشتي با عنوان "جنازه هاي متحرك" با استفاده از اصطلاح "براندازي نرم" آن را استراتژي آينده امريکا براي مهار جمهوري اسلامي خوانده بود.

    دستوالعمل سرکوب روشنفکران

    "امروز متوليان امور فرهنگي كشور از يك فرصت طلايي براي اصلاح وضعيت فرهنگي كشور برخوردار هستند. تمامي كساني كه به نوعي با مسائل فرهنگي كشور سروكار دارند از سطوح عاليه استراتژيك گرفته تا سطح تاكتيكي و اجرايي، بايد اين فرصت كنوني را مغتنم شمرده و اقدامات لازم را براي بهبود وضعيت فرهنگي كشور به عمل آورند."

    سطرهاي بالا بخشي از سرمقاله صبح صادق، ارگان نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران است که دو هفته پيش و تنها چهار روز پس از بازداشت رامين جهانبگلو، خواستار استفاده حداکثري تندرو ها از "فرصت طلايي" پيش آمده براي سرکوب دگر انديشان و آغاز انقلاب دوم فرهنگي شد. در اين مقاله اوضاع فرهنگي کشور، نه تنها نگران کننده بلکه مايوس کننده خوانده شده، و به مقامات کشور توصيه شده است تا در اقدامي همه جانبه به مبارزه با تهاجم فرهنگي بر خيزند.

    اين نشريه در ادامه با استفاده از اصطلاحات نظامي خواستار تبديل شوراي عالي انقلاب به "يك قرارگاه مركزي" شده و توصيه کرده است که: "شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد به صورت يك قرارگاه مركزي و با كار شبانه روزي براي اصلاح وضعيت سياستگذاري نمايد. مجلس هفتم و كميسيون فرهنگي آن بايد با وضع قوانين لازم، اصلاح برخي قوانين و عمل به وظيفه نظارت و كنترلي خود در راستاي تقويت و تعالي فرهنگ ديني و جلوگيري از رشد فرهنگ ابتذال قدم بردارد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد با يك رويكرد تحولي، طرحي نو در اندازد و در واقعيت نيز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گردد. رسانه ملي يعني صدا و سيما در دوراني كه اصولگرايان در مجلس و دولت هستند بايد گام هاي بلندي را در راستاي ترويج فضيلت ها و مقابله با فرهنگ ابتذال و بي بندوباري بردارد. آموزش و پروش بايد وضعيت خودرا آسيب شناسي نموده و ببيند در سال هاي گذشته در اين دستگاه تربيتي و انسان ساز چه مشكلاتي بوده كه برخي از خروجي هاي اين نهاد از مصدومان جدي تهاجم فرهنگي هستند."

    صبح صادق در ادامه دستورالعمل خود براي استفاده از فرصت غنيمتي که آن را ناشي از قرار گرفتن "قواي سه گانه در اختيار نيروهاي ارزشي و اصولگرا" دانسته بر اين نکته تاکيد کرده که: "در بخش آموزش عالي و دانشگاه ها اعم از دولتي و آزاد امروز تحول فرهنگي يك ضرورت اجتناب ناپذير است،" اما "متاسفانه دانشگاه هاي ما در وضعيتي نيستند كه بتوانيم بگوييم اصلاح شده اند. دانشگاه هاي ما با يك دانشگاه اسلامي فاصله فراواني دارند. اكنون در دوره اصولگرايي، بايد با تدبير مشكلات فرهنگي در عرصه علم آموزي را مرتفع ساخت،"و همچنين "حوزه هاي علميه، سازمان تبليغات اسلامي، دبيرخانه ائمه جمعه، امور مساجد و هر دستگاه متولي امور فرهنگي در كشور، امروز با فرصت روبرو است،بايد قدر اين فرصت را بداند." زيرا "اگر امروز كه يك فرصت طلايي در اختيار نيروهاي انقلاب قرار گرفته، فرهنگ عمومي اصلاح نشود، فرهنگ ابتذال ريشه كن نگردد و بسترهاي رشد و تعالي براي جوانان فراهم نگردد، در چه زمان ديگري انتظار مي رود كه چنين امور مهمي در عرصه فرهنگي كشور به سرانجام رسد."

    صبح صادق در ادامه براي استفاده نيروهاي انقلاب از "فرصت طلايي مبارزه با تهاجم فرهنگي" ابتدا فعالان فرهنگي کشور را به جبهه بندي توام با سازماندهي و برنامه ريزي براي جنگ فرهنگي با جمهوري اسلامي متهم مي کند و سپس چنين رهنمود مي دهد: "براي موفقيت در عرصه مبارزه با تهاجم فرهنگي بايد تشكيل جبهه فرهنگي" داد. اين "جبهه نياز به سازماندهي و هماهنگي دارد" و بايد "براساس يك راهبرد و سياست مشخص ... همه نهادهاي دولتي و حکومتي" تحت "فرماندهي يک دستگاه" و "مرکزيت" امور را پيش ببرند.

    اين نشريه سپس با تشبيه فعالان فرهنگي، روشنفکران و دگر انديشان به "جنازه هاي متحرک"، و ضمن متهم کردن روزنامه نگاران و روشنفکران به ارتباط با سفارتخانه هاي اروپايي،"دعوت از اصحاب قلم و مطبوعات به بهانه برگزاري جشن ملي، آشنايي با نخبگان، تبادل فرهنگي، آموزش زبان، بورس هاي مطالعاتي"را "از جمله شگردهايي دانست كه در ماه هاي اخير به كار بسته شده است"تا با هدف "براندازي نرم" که "کليدي ترين هدف استراتژيک امريکا" است، مورد استفاده قرار دهند.

    جالب ترين نکته در اين ميان همزماني انتشار شماره "ويژه مبارزه با تهاجم فرهنگي" اين نشريه، با بازداشت رامين جهانبگلو و تهاجم همزمان چندين سايت و روزنامه، از جمله روزنامه هاي کيهان و جمهوري اسلامي است. اين رسانه ها همزمان با صدور "دستورالعمل صبح صادق" در خبرهاي ويژه خود رامين جهانبگلو را به عنوان يکي از مصاديق ارتباط با بيگانه معرفي کردند. هماهنگي اين رسانه ها براي عملي کردن دستورالعمل مبارزه با تهاجم فرهنگي زماني بيش از پيش آشکار شد که روزنامه جمهوري اسلامي در يادداشتي با عنوان "چرا جهانبگلو" اين استاد فلسفه را متهم کرد که "از مدتها قبل در همين چارچوب به سازمانهاي جاسوسي سيا و موساد وصل شده و البته فعاليت هايش زير نظر بوده است."

    اين روزنامه در ادامه جهانبگلو را "از مهره هاي رديف اول براندازي نرم" دانسته و البته مقاصد پشت پرده بازداشت او را با بهره گيري از تئوري سرکوب روشنفکران صبح صادق پنهان نيز نکرده است. نويسنده اين مقاله فعاليت هاي فرهنگي درقالب مطبوعات، انتشار كتاب، تهيه و نمايش فيلم و از سرگيري و توسعه رفت و آمدهاي فعالان فرهنگي را "حرکت ويژه" و فعالان فرهنگي را نيز "عناصر ويژه" غرب نام داده است. جمهوري اسلامي براي اشاره به تداوم برخورد با روشنفکران در عين حال مي نويسد: "افرادي نيز با او [رامين جهانبگلو] همكاري داشتند كه بعضي از آنها در پوشش هاي بظاهر فرهنگي و پژوهشي در بعضي دستگاه ها نفوذ كرده اند."

    و داستان ادامه داد؟

    حالا خبرهايي مبني بر گم شدن ويراستار موسسه فرهنگي آيت الله طالقاني که توسط اعظم طالقاني اداره مي شود، نيز منتشر شده است. اعظم طالقاني در نامه اي به فرمانده انتظامي تهران بزرگ اعلام کرده که: "آقاي حسن صراحي فرزند حبيب الله كارمند مصحح و ويراستار مجتمع فرهنگي آيت الله طالقاني و موسسه اسلامي زنان از تاريخ 3/2/85 تاكنون مفقود گرديده است." نزديکان به اين موسسه گفته اند که"صراحي حدود ساعت 30/11 الي 18 بعد از ظهر روز 3 ارديبهشت 85 در حاليکه وسايل شخصي اش شامل کت، ساعت و کيفش در منزل باقي مانده بود مفقود شده است. اما "عليرغم اطلاع آگاهي تهران از موضوع، مامورين اين اداره تاکنون براي بازديد و بررسي علت واقعه به منزل ايشان مراجعه نکرده اند."

    اين داستان ها، در ادامه يک سناريو هستند؟ آيا دوران سياه سعيد امامي در حال تکرار است؟ باشد که چنين مباد.

  • منصور اسانلو را آزاد کنید...

     

    کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

    Student committee of

    human right reporters

     

      

      منصور اسانلو، دبير سنديكاى كارگران شركت واحد

     

    بر اساس آخرین اخباررسیده اززندان اوین ،منصور اسانلوهم اکنون دربند 2 بازداشتگاه اطلاعات زندان اوین به سر میبرد.

    به گفته ی منابع آگاه درزندان اوین منصور اسانلوهرهفته به شعبه 14 بازپرسی منتقل میشود و به صورت مستمرتحت بازجویی قراردارد . بر طبق همین گزارش مامورین امنیتی تلاش دارند با تحت فشار قراردادن اسانلو، وی را واداربه پذیرش اتهاماتی ازقبیل ارتباط با عناصرخارجی ودریافت کمکهای مالی از اپوزسیون کنند.

    منصوراسانلورئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد که با گذشت بیش از 5 ماه همچنان در زندان به سر میبرد، در این مدت در اثر فشارهای عصبی وارده دچار خونریزی معده و بیماری پوستی شده اما مسئولین ازانتقال وی به بیمارستان و مداوای اوامتناع میکنند.

     شایان ذکر است که شاکی این پرونده شرکت واحد، مدعی العموم( دادستان تهران) میباشد.

    لازم به یادآوری است  در طی ماههای گذشته کارکنان شرکت واحد ضمن برگزاری تحصن و اعتصاب نسبت به بازداشت منصور اسانلو و شرایط نابسامان معیشتی خود اعتراض کردندکه در پی آن تعداد بسیاری از آنان از جمله اعضای سندیکای شرکت واحد بازداشت وبه بند 209 زندان اوین منتقل شدند و عده ی زیادی نیز از کار اخراج شدند.

    گفتنی است با وجود اعتراضات شدید داخلی و بین المللی نسبت به ادامه بازداشت و حبس منصور اسانلو، وی همچنان در بازداشت موقت به سر میبرد و مسئولین قضایی از تبدیل قراربازداشت وی به وثیقه و یا برگزاری جلسه دادگاه برای او خودداری میکنند.

     

     

                               پیام معنی دار کوچ جنجالی خاتمي

                                       به نقل از "خبرگزاری آفتاب"

     

    شاید نویسندگان نامه ای که از رئیس جمهور پیشین ایران به صورت تلویحی می خواستند ساختمان همراهان سعد آباد را ترک کند ، فکرش را هم نمی کردند نتیجه این عمل، کوچ خاتمی به دفتر بنيانگذار انقلاب اسلامي ایران باشد. اما این اتفاق افتاد و امروز سید محمد خاتمی پیشنهاد نوه امام خمینی را برای حضور در یکی از دفترهای امام خميني پذیرفت.

    مخالفان محتاط
    با انتشار این خبر توسط همراه طناز خاتمی مخالفان و موافقان دست به کار اظهار نظر در این مورد شدند.از سویی پیشنهاد پذیرفته شده سید حسن خمینی و از سویی نگرانی از بهره برداری های سیاسی بود که دولتي ها  را در آستانه انتخابات مجلس خبرگان تحریک می کرد. موجی که ابطحی در وب سايت خود به راه انداخت و پیشنهادی که از سوی نوه امام داده شد باعث طرح برخي انتقادات از بانيان اين تصميم شد. قدرت الله علیخانی، نماینده مجلس تیغ انتقاد خود را متوجه دولت کرد و در مورد نقش این جابجایی در فضای سیاسی صحبتی به میان نیاورد. 

    علیخانی اقدام دولت را در این مورد اقدامی تنگ نظرانه می داند و می گوید:« به هرحال برای آقای خاتمی یک دفتر قحط نبود و دولت می توانست برای تشریفات خود یا خاتمی یک دفتر تهیه کند. اما رفتار آنها با خاتمی که زمانی رئیس جمهور بوده و هنوز هم یک چهره مطرح جهانی است زیبنده دولت و نظام نبود و در این مورد دولت از خود تنگ نظری نشان داد.» 

    او معتقد است که حرمت ها باید حفظ شود خصوصا حرمت خاتمی که هنوز مورد نیاز جامعه است. 

    بیت امام بیت ولایت
    اين در حالی است که مجتبی شاکری یکی از اعضای شورای مرکزی جمعیت ایثارگران اعلام کرده در صورت دامن زدن اصلاح طلبان به این بحث دست به افشاگری گسترده ای علیه دولت اصلاحات و پشت پرده های مالی آن خواهد زد . اما مسعود ده نمکی عضو سابق گروه انصار حزبالله دامن زدن به این بحث را حتی از سوی نیروهای اصولگرا صلاح نمی داند. 

    چهره شناخته شده فرهنگی انصارحزب الله معتقد است:« مشکل اصلی کشور ما دفتر کار و ملاقات خاتمی نیست و نیازی به این همه حاشیه سازی جنجال در این مورد را نداریم.»
    او حرمت بیت امام راحل را بیش از اینها می داند و می گوید:« بیت امام متعلق به همه است . این مجموعه منصوب به ولایت و امامت نظام است و نباید از آن بهره برداری های جناحی کرد.» 

    ده نمکی با گلایه از این پیشنهاد سید حسن خمینی می گوید:« نیاید مجموعه جماران کانال یک جریان سیاسی شود و همه جریانات باید مثل گذشته با این مجموعه احساس قرابت کنند و اهل بیت امام نیز باید این مهروزی را از دیگران دریغ نکنند.» 

    خاتمی صاحب بیت المال نیست
    دبیر کل جمعیت فدائیان اسلام بیش از تبعات سیاسی از قدرت این کوچ غیر منتظره ، نگران بیت المالی است که به زعم وی خاتمی دیگر در آن محق نیست. 

    عبدخدایی معتقد است که خاتمی دیگر مسئولیت اجرایی ندارد و در نتیجه در بیت المال نیز محق نیست. 

    اما مجلس قبل از پایان دوره ریاست جمهوری خاتمی مصوبه ای داشت که طی آن رئیس جمهور می توانست پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود از امکانات ویژه ای برخوردار شود.
    این مصوبه هنوز به قوت خود باقی است و می تواند شامل حال احمدی نژاد یا روسای جمهور بعدی ایران را نیز باشد. 

    مرد محبوب در جماران
    محمد علی ابطحی نیز در پاسخ نیمه تمام خود به مخلفان اعلام کرد که این نظر شخصی سید حسن خمینی بوده است. او می گوید: کسانی چون ناطق نوری که سال ها پیش رئیس مجلس بود هنوز از همان امکانات استفاده می کنند و خاتمی از این جابجایی قصد هیچ سواستفاده سیاسی یا مالی را ندارد. 

    یک نامه کوتاه توانست مسبب یک کوچ جنجالی شود. اما به هر تکیه زدن بر کرسی که روزی حضرت امام بر روی آن نشسته بود می تواند پیام معنی داری را در خود داشته باشد. انتخابات مهمی در راه است و خاتمی هنوز محبوب.

     

    + نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 6:40 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    پیش نویس اتحادیه اروپا به ایران که روز دوشنبه رسما به جمهوری اسلامی تسلیم خواهد شد، اجازه می دهد ایران برنامه غیرنظامی هسته ای را با ضمانت های ایمنی و سودآوری پیش ببرد. رئیس جمهوری اسلامی اعلام کرد که پیشنهادی که ایران را بر توقف فعالیت های صلح آمیزهسته ای ناچار می کند نخواهد پذیرفت. باتوجه به اینکه یک روز پیش از دریافت رسمی پیشنهادی اتحادیه اروپا، ایران هرگونه توقف غنی سازی اورانیوم را رد کرده است، زمینه برای هرگونه مذاکره ای ضعیف تر می شود. از سوی دیگر شماری از طرقف های مذاکره کننده از جمله محمد البرادعی پیشنهاد اجازه غنی سازی اورانیوم در حد تحقیقاتی را مطرح کردند اما واشنگتن می گوید هرگونه تلاش غنی سازی اورانیوم باید متوقف شود. پیش نویس اتحادیه اروپا جایی برای غنی سازی اورانیوم حتی درحد پژوهش نگذاشته است.

     نامه 200 اندیشمند آمریکایی به کاخ سفید در مخالفت با اعمال زور علیه ایران

    به نقل از "امروز"

     دویست تن از اندیمشندان آمریکایی با ارسال نامه ای به کاخ سفید و دولت بوش، مخالفت خود را با اعمال زور علیه ایران اعلام کردند.
    به گزارش پایگاه اینترنتی "نیوز وایر"، اخیراً 200 نفر از استادان، دانشگاهیان، دانشجویان و مقامات دولت های سابق آمریکا با ارسال نامه ای به کاخ سفید، تهدید نظامی ایران از سوی آمریکا را شدیداً محکوم کردند و از جرج بوش رئیس جمهور خواستند تا با دولت ایران به گفتگوی رو در رو بپردازد.

    امضا کنندگان و حامیان این نامه که از گروههای مختلف و همچنین متخصصین پرآوازه در امور مسائل خاورمیانه از سراسر جهان و همچنین مقامات دولتهای سابق آمریکا و روزنامه نگاران هستند در نامه خود آورده اند:از آنجائیکه آژانس بین المللی انرژی اتمی هیچ دلیل و مدرکی درباره تحقیقات هسته ای (برای امور نظامی) یا هیچگونه انحرافی در برنامه های هسته ای ایران به سمت تسلیحات پیدا نکرده اند ، لذا باید تکنولوژی دو منظوره در گفتگوهای رو در رو مورد بررسی قرار گیرد.

    همچنین امضا کنندگان نامه نسبت به نتایج و پیامدهای احتمالی افزایش این بحران برای منطقه و جهان هشدار دادند و بر این باورند که این امر به منافع آمریکا و همچنین اصلاحات و تحولات دموکراتیک در ایران و یا صلح و آرامش جهانی کمکی نخواهد کرد.

    پروفسور "خوان کول" ،"چارلزباتر ورث"، "ریچارد فالک"، یرواند آبراهامیان"، "احمد صدری" و "نوام چامسکی" از امضا کنندگان و حامیان این نامه و مخالفین اقدام نظامی آمریکا علیه ایران بودند.

    در همین رابطه چند نفر از امضا کنندگان این نامه با برپایی کنفرانسی خبری در واشنگتن درباره موضع خود به گفتگو پرداختند.

    پروفسور صدری اظهار داشت که این(حمله به ایران) اشتباهی خواهد بود که آمریکا پیشتر آن را در زمینه عراق مرتکب شده بود و ما می گوئیم که دوباره آن را انجام ندهد.

    مشاور امنیت ملی آمریکا مذاکره با رژیم اسلامی را رد کرد

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    به گزارش خبرگزاری فرانسه، استفن هادلی، مشاور امنیت ملی کاخ سفید واشنگتن روز یکشنبه اظهار داشت ایالات متحده آمریکا هیچ تمایلی به گفتگوی مستقیم با رژیم تهران ندارد.

    آقای هادلی که با تلویزیون CNN مصاحبه می کرد، مقر سازمان ملل را بهترین مکان برای انجام مذاکره در باره رژیم تهران دانست و گفت در حال حاضر گفتگوهايی چند جانبه در سطح سازمان ملل متحد در باره رژیم تهران جریان دارد و به نظر ما این بهترین شیوه مذاکره و گفتگو در این زمینه است.

    مشاور امنیت ملی آمریکا گفت پس از چند سال مذاکره با رژیم تهران که عمدتا توسط اروپايیان انجام شد و ایالات متحده نیز از آن حمایت کرد، اکنون این مذاکرات به سازمان ملل منتقل شده و از این پس وظیفه این نهاد بین المللی است که برای رژیم تهران روشن سازد که باید به درخواست جامعه جهانی تن در دهد.

    آقای هادلی افزود از این رو تصویب قطعنامه ای براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد در شورای امنیت ضروری است. این قطعنامه الزام آور از رژیم تهران می خواهد از درخواست جامعه بین المللی تبعیت کند.

    تصویب قطعنامه براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد راه را برای اعمال تحریم و حتی اقدام نظامی علیه رژیم تهران در صورتیکه به خواسته های شورای امنیت تن در ندهد، باز خواهد کرد.

    طی روزهای اخیر برخی مقامات بین المللی از جمله کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد از ایالات متحده درخواست کردند وارد گفتگوهای مستقیم با رژیم تهران شود. احمدی نژاد، رئیس جمهور رژیم اسلامی نیز روز گذشته در اندونزی ملتمسانه گفته بود جمهوری اسلامی حاضر به گفتگو با آمریکا است، اما دولت آمریکا تمام این درخواستها را رد کرده و عقیده دارد نیازی به گفتگوی مستقیم با رژیم تهران نیست.

    همچنین سفیر رژیم اسلامی در بغداد نیز امروز پس از شکست تلاشهای رژیم تهران برای انجام مذاکره با سفیر آمریکا در عراق اعلام کرد موضوع گفتگو با آمریکا منتفی است.

    مقاومت مسكو در برابر واشنگتن، رايس را به ناسزاگويي وادار كرد

    به نقل از "ایران ما"

    پايگاه‌اينترنتي روزنامه "ديلي‌تلگراف" روز يكشنبه اعلام كرد -

     پايگاه‌اينترنتي روزنامه "ديلي‌تلگراف" روز يكشنبه اعلام كرد درجريان برگزاري مذاكرات پرتنش وزراي امورخارجه كشورهاي عضو دايم شوراي امنيت براي رسيدگي به برنامه هسته‌اي ايران ، مقاومت "لاوروف" وزير امور خارجه روسيه در برابر طرحهاي آمريكا، رايس را به ناسزاگويي وادار كرد.

    اين روزنامه افزود: ناسزاگويي رايس وزير امورخارجه آمريكا، بازتاب شكاف فزاينده بين واشنگتن و روسيه بر سرپرونده هسته‌اي ايران است.

    روزنامه مزبور نوشت: پس از بروز اين درگيري لفظي ، خانم رايس گفت كه اين نشست راه به جايي نخواهد برد.

    به نوشته اين روزنامه، تنش در يك جلسه خصوصي كه رايس ميزبان همتايان انگليسي ، فرانسوي ،چيني ،آلماني و روسي خود در هتل "والدورف" در نيويورك بود، اتفاق افتاد و موجب به تاخير افتادن شام آنها شد.

    يك مقام آمريكايي در اين ارتباط گفت:" جلسه بسيار فوق‌العاده‌اي بود واز آن هنگام تاكنون ، همه درباره اين جلسه خصوصي صحبت مي‌كنند" .

    وي افزود: اين براي خانم "مارگاريت بكت" كه سكان وزارت خارجه‌انگليس را بتازگي در دست گرفته، آغازي پر تلاطم و سخت بود.

    ديلي تلگراف نوشت: لاوروف در حالي وارد هتل "والدورف" شد كه از اظهارات هفته گذشته "ديك چني" معاون رييس جمهوري آمريكا برضد سياست‌هاي كرملين خشمگين بود.

    روسيه كه بارها نارضايتي خود را درمورد اين اظهارات اعلام كرده ، تهديد كرده بود قطعنامه شوراي امنيت كه پيش نويس آن توسط انگليس و فرانسه و با حمايت آمريكا براي متوقف ساختن غني‌سازي اورانيوم در ايران تهيه شده را وتو خواهد كرد.

    همچنين مسكو بوضوح اعلام كرده كه با هرگونه استفاده از زور بر ضد ايران مخالفت خواهد كرد و جاي شك و ترديدي براي ديگر وزرا باقي نمانده كه اين اقدام لاوروف، بازتاب خشم وي بر سر اظهارات چني است .

    لاوروف همچنين آمريكا را متهم كرد كه درصدد تحليل بردن تلاش‌هاي انگليس و فرانسه براي حل و فصل بحران كنوني است.

    وي دراين نشست با مطرح كردن انتقادات "نيكلاس برنز" از روسيه مبني بر همكاري مسكو با تهران ، نارضايتي خود را از اين دخالت‌ها اعلام كرد.

    به نوشته اين روزنامه، با پيش آمدن اين وقايع، خانم رايس به ميهمانان خود گفت: اين نشست نتيجه‌اي در برنخواهد داشت.

    اين جلسه كه براي يك گفت و گوي ‪ ۳۰‬دقيقه‌اي قبل از شام برنامه ريزي شده بود، دو ساعت به طول انجاميد.

    اين منازعه لفظي كه در مقابل مقام‌هاي ارشد صورت گرفت براي خانم بكت وزير امورخارجه انگليس امري شگفت و عجيب بود.

    ديلي تلگراف درادامه با اشاره به پيشنهاد جديد اتحاديه اروپا به ايران در خصوص فعاليتهاي هسته‌اي افزود: اين پيشنهاد نشان‌دهنده يك تغيير تاكتيكي مهم در خط مشي آمريكا است ، زيرا واشنگتن قبلا با دادن هرگونه امتياز به ايران مخالفت كرده بود.

    به نوشته ديلي تلگراف، تحولات هفته گذشته نيز بر وجود تنش بين خانم رايس و دولتمرداني مثل چني و دونالد رامسفلد كه سياست خارجي آمريكا را در دوره اول رياست جمهوري جرج دبليو بوش اداره كردند تاكيد دارد.

    به عقيده خانم رايس، اظهارات چني موجب تنش و رنجش وي با لاوروف شده است.

     

    جهانبگلو را آزاد كنيد

    به نقل از "ایران ما"

    نامه621 نفرازروشنفكران و فعالان سياسي و دانشجويي در اعتراض به بازداشت رامين جهانبگلو -

     به گزارش ادوار نيوز 621نفر از روشنفكران،اساتيد دانشگاه و فعالان سياسي، دانشجويي و فرهنگي با انتشار نامه اي نسبت به بازداشت دكتر رامين جهانبگلو فيلسوف و روشنفكر ايراني كه بيش از دو هفته است به اتهام ارتباط با بيگانگان بازداشت شده است اعتراض كردند متن نامه بدين شرح است:

    بيش از دو هفته از بازداشت رامين جهانبگلو، نويسنده، استاد دانشگاه و روشنفكر ايرانی می‌گذرد. با اين حال دلايل بازداشت اين روشنفكر همچنان نامشخص باقی مانده و مقامات امنيتی و قضايی هيچ توضيح روشن و دليل قانع كننده‌ای در اين باره ارائه نكرده‌اند. برخی منابع خبری وابسته به حكومت در توضيح علت دستگيری اين روشنفكر از جاسوس بودن او سخن به ميان آورده‌اند. اين در حالی است كه پيش از اين برخی از شخصيت‌های سياسی و فرهنگی با طرح چنين اتهامی روانه زندان شده و پس از گذران دوران زيادی در زندان، بی هيچ توضيحی و بدون اثبات اتهام وارده آزاد شده‌اند.
    از حكومتمردان ايرانی بايد پرسيد يك روشنفكر در حاليكه نه جايی در حاكميت دارد و نه ارتباطی با حلقه ارباب قدرت، به چه اطلاعات پنهانی می‌تواند دسترسی داشته باشد كه در معرض اتهام جاسوسی قرار گيرد؟ آيا حاكميت ايران مايه مباهات خود می‌داند كه همواره مهر رويارويی با روشنفكران را به پيشانی داشته باشد؟ آيا حاكمانی كه با اهل فرهنگ و انديشه در كشور خود چنين رفتار می‌كنند می‌توانند مدعی گفت و گو و صلح و دوستی در جهان باشند و از پايبندی به حقوق بشر سخن بگويند؟
    ما امضاكنندگان اين اطلاعيه ضمن محكوميت دستگيری دكتر رامين جهانبگلو اين عمل را در تعارض با اصل آزادی بيان منشور جهانی حقوق بشر و محدود كننده آزادی‌های آكادميك دانسته و آزادی هرچه سريعتر اين روشنفكر برجسته و استاد دانشگاه را خواستاريم و از دولت ايران می خواهيم كه به سناريوهای تكراری و نخ نما شده برچسب زنی و جاسوس‌انگاری فعالان فرهنگی و سياسی پايان بخشد.

    نام امضاء کنندگان در پایان نامه http://iranema-online.com/political/files/005512.php

  • به نقل از "روز آنلاین"
    گروهی از دانشگاهیان و فعالان ایرانی و کانادایی، و سیاستمداران کانادایی عصر روز یکشنبه در مقابل دانشگاه تورنتو تظاهراتی برپا داشته و آزادی رامین جهانبگلو استاد دانشگاه را خواستار شدند. در این گردهمایی، یکی از نمایندگان مجلس کانادا چند تن از اساتید دانشگاه های تورنتو، مسوللین گروه های مسلمان کانادایی سخنرانی کردند.

    جیم کاریجیانیس نماینده دو ملیتی شرق تورنتو که اصالتا یونانی است، در سخنانی گفت که بعد از ماجرای زهرا کاظمی، دولت ایران به او به عنوان کانادایی رواديد سفر به تهران نداد ولی او توانست با پاسپورت یونانی اش به ایران برود و از نزدیک زندان ترسناک اوین که الان میزبان رامین جهانبگلو است را ببیند.

    محمد توکلی ترقی استاد دانشگاه تورنتو نیز از مقامات کانادایی خواست با جدیت بیشتری برای آزادی دکتر جهانبگلو تلاش کنند.

    سعید رهنما استاد دانشگاه یورک نیز در سخنانی به اختلاف عقیده اش با رامین جهانبگلو اشاره کرد و گفت که دکتر جهانبگلو معتقد به اصلآح پذیری نظام ایران بود، و بارها می گفت می توان از طریق گفتگو همه را به تعامل دعوت کرد، ولی او خود قربانی امیدواری اش شد.

    در پایان تجمع کنندگان از دولت جدید کانادا خواستند برای دفاع از حقوق این شهروند کانادایی تمامی تلاش خود را به کار گیرد تا ماجرای زهرا کاظمی تکرار نشود و رامین جهانبگلو مجبور به اعتراف تحت فشار جلوی دوربین نشود.

  •  مادر رامين جهانبگلو در سي سي يو (سارا اصفهاني)
  • به نقل از "روز آنلاین" 

    مادر رامين جهانبگلو روشنفکر ايراني که چندي است در بازداشت سر مي برد روز گذشته در تهران بستري شد.

    گفته مي شود که وي در بخش CCU بيمارستان دي تهران بستري شده است، اما خانواده جهانبگلو به شدت نسبت به انعکاس اخبار مربوط به جهانبگلو در هراس هستند و حاضر به همکاري در خصوص جزييات بيشتر اين خبر نشده اند.

    در محافل سياسي گفته مي شود که خانواده جهانبگلو در سه هفته گذشته زير شديد ترين فشارهاي مقامات امنيتي قرار گرفته بودند تا حتي خبر دستگيري جهانبگلو را نيز منتشر نکنند و پس از انتشار گسترده دستگيري وي نيروهاي امنيتي فشار بر جهانبگلو و خانواده وي را به شدت افزايش داده اند که يکي از اثرات اين رفتار وخيم شدن حال مادر وي بوده است.

    برای جلوگیری از اعدام ولی الله فیض مهدوی اقدام کنید

  • نامه مهرانگیز کار، علی افشاری و اکبر عطری به شورای حقوق بشر سازمان ملل

  • به نقل از "خبرنامه گویا"

  • شورای حقوق بشر سازمان ملل
    با سلام و احترام
    به اطلاع رسانده می شود که آقای ولی الله فیض مهدوی از زندانیان سیاسی در خطر اعدام فوری توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سر می برد .ایشان در سال ۲۰۰۴ به ا اتهام اقدام علیه امنیت ملی بواسطه همکاری با سازمان مجاهدین خلق دستگیر شدند و پس از تحمل ۵۴۶ روز سلول انفرادی ، شرایط دشوار بازجویی و فشار های جسمی و روحی به اعدام محکوم شدند .اخیرا با اطلاع شدیم روز ۲۶ اردیبهشت به عنوان تاریخ اعدام به ایشان ابلاغ شده است .
    ما مصرانه از آن نهاد محترم خواهشمندیم تا با استفاده از اختیارات و تماس با نهاد های مربوطه شرایطی را فراهم سازند تا به فوریت این حکم ناعادلانه لغو شود .از آنجاییکه دادگاه آقای مهدوی مراحل قانونی و دادرسی عادلانه را طی نکرده است و ایشان امکان دفاع آزادانه از خودشان را نداشتند لذا محکومیت ایشان به مواضع سیاسی شان ارتباط داشته است و حکم ناعادلانه اعدام ، مصداق بارز نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی ایشان است .

    بدیهی است این تقاضا مستقل از گرایشات سیاسی و تعلقات سازمانی ایشان بوده و صرفا در چهارچوب دفاع از حقوق مدنی و انسانی وی است .
    امیدواریم مداخله شما بتواند از این اعدام جلوگیری نماید .

    علی افشاری – اکبر عطری – مهرانگیز کار –
    رونوشت :
    گزارشگر ویژه سازمان ملل در خصوص اعدام های غیر قانونی و استبدادی
    سازمان عفو بین الملل


  • آخرین اخبار از رندانیان سیاسی

    کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

    Student committee of

    human right reporters

    تاریخ 24/2/1385

    شماره 34-2006

     

    حیدرقلی سلطانی زندانی سیاسی در پی اعلام جرم از وزارت اطلاعات و جوادی آملی، صبح امروز به بند 209 زندان اوین انتقال یافت . وی پس از سه ساعت بازجویی به بند 350 بازگردانده شد.

    حیدرقلی سلطانی حقوقدان بازنشسته که در تاریخ 31/10/84 توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و به بند 209 زندان اوین منتقل شده بود در طی هفته های گذشته با نوشتن نامه هایی سرگشاده نسبت به وزارت اطلاعات اعلام جرم نمود. وی که دارای سوابق طولانی مبارزه علیه رژیم گذشته نیز میباشد تا کنون 8 بار بازداشت و مدتها در زندان به سر برده است.

    قرار است جلسه رسیدگی به اتهامات وی در تاریخ 27 اردیبهشت ماه در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار شود.

    همچنین شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی حداد با درخواست محسن درستکارو وکیل ایشان دکترنعمت احمدی ،مبنی برتبدیل قراربازداشت به وثیقه مخالفت کرد.

    گفتنی است درحال حاضر باتوجه به اینکه علت بازداشت موقت که جلوگیری ازتبانی احتمالی متهمین بایکدیگرویا شهود می باشد رفع گشته دلیلی برای عدم تبدیل قرار وجود ندارد با این حال شعبه ی 26 دادگاه انقلاب علی رغم درخواستهای محسن درستکار از این کار خودداری میکند.

    لازم به یادآوری است محسن درستکار سردبیر نشریه "تمدن هرمزگان" که به همراه الهام افروتن به دلیل چاپ مقاله ای در این نشریه با عنوان " مبارزه با ایدزرا علنی کنیم" ، به اتهام توهین به مسئولین بازداشت شده بودند، با گذشت بیش از 2 ماه همچنان در زندان به سر میبرند.

    هم اکنون با توجه به نگهداری الهام افروتن در بند نسوان زندان اوین و عدم تفکیک جرایم در این بند ، نگرانیهای زیادی در مورد سلامتی وی و وضعیت نگهداریش وجود دارد.

    کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

    komite_gozareshgar@yahoo.com

    www.komitegozareshgar.blogfa.com

     

  • ابراز نگرانی ازعدم رسیدگی به وضعیت بهداشتی و درمانی زندانیان.

    طبق آخرین گزارشات دریافتی

    در سه شب پیش در زندان گوهردشت کرج ، زندانی به نام داود خودی که جانباز جنگ بوده و از ناراحتی قلبی رنج میبرده ، دچار مشکل جسمی میشود و تقاضای رفتن به بهداری را مینماید که بعلت عدم اعتناء مسئولین اقدامی صورت نمیگیرد و وی صبح جمعه در بهداری زندان فوت مینماید .

    آقای ولی الله فیض مهدوی زندانی سیاسی که بعلت وضعیت بد جسمی بشدت تحت فشار هستند و بعلت مشکلات کلیوی ، بیشتر از یازده کیلوگرم وزن از دست داده اند و تاولهای بزرگی بر روی پوست ایشان بوجود آمده است ، ضعف بینایی وبالا آوردن خون نیز از دیگر آثار بیماری ایشان میباشد ، آقای اسد شقاقی به ناراحتی شدید کلیه مبتلاء شده اند که بعلت عدم رسیدگی مسئولین این بیماری در وی تشدید شده است ، در مورد آقای مهرداد لهراسبی که در زندان به عفونت فک و رماتیسم حاد ، ناراحتی قلبی وافزایش وزن غیر معقول مبتلا شده اند هیچگونه اقدام موثری صورت نگرفته است ، آقای حیدرقلی سلطانی از زندانیان زندان اوین با وجود کهولت سن و ناراحتی قلبی در وضعیت بد جسمی قرار دارند . زندانیان متهم به بمب گزاری در اهواز همچنان در سلولهای انفرادی و در وضعیت بسیار بدی در زندان گوهردشت کرج به سر میبرند. این روند  در سایر زندانهای کشور در جریان است و بسیاری دیگری از زندانیان از عدم توجه به وضعیت بهداشتی و درمانی بشدت رنج میبرند و سلامتی و جان آنان در خطر است.

    فعالان حقوق بشر در ایران ضمن ابراز نگرانی شدید ازاین روند و محکوم نمودن نقض حقوق بشر خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی میباشد . از تمامی فعالان و مدافعان حقوق بشر تقاضای تلاش و همکاری در این راستا را داریم و دست تمامی کسانی که در این راه با ما همگام هستند را میفشاریم .

     

     

     

     

    فعالان حقوق بشر در ایران

    Human Rights Activists in Iran

    hra.iran@gmail.com

    http://hra-iran.blogfa.com/

    Tel : +989329224904

      

  • + نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1385ساعت 5:59 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    مشاور ارشد پوتين در امور خاورميانه و وزير امور خارجه اسبق روسيه در گفت‌وگو با يك روزنامه آمريكايي از ارايه راهكاري خبر داد كه كرملين مدعي است بتواند ايران را در تعليق برنامه غني‌سازي تطميع كند.

    به گزارش خبر گزاري فارس يوگني پريماكوف، كه در اواخر دهه 1990 مقام وزارت امور خارجه و نخست‌وزيري روسيه را برعهده داشت، در مصاحبه با روزنامه واشنگتن تايمز كه در شماره امروز اين روزنامه به چاپ رسيد، اعلام كرد: «بنا بر راهكار روسيه كشورهاي داراي سلاح هسته‌اي در توليد و تامين اورانيوم غني‌شده در كنار برنامه انرژي اتمي صلح‌آميز به كشورهاي مختلف كمك مي‌كنند».

    پريماكوف به اين روزنامه كه از محافل نزديك نومحافظه‌كاران آمريكا است،‌ گفت:‌ «اين طرح به احتمال زياد در نشست سران هشت كشور پيشرفته دنيا موسوم به جي 8، ارايه خواهد شد».

    روسيه از 15 تا 17 جولاي امسال ميزبان نشست هشت كشور صنعتي دنيا در سنت‌ پترزبورگ خواهد بود.
    پريماكوف 77 ساله كه از سال 1991 تا 1996 وزير امور خارجه اين كشور بود تصريح كرد: «ايده ما اين است كه كشورهاي متمايل به غني‌سازي اورانيوم براي به دست آوردن اين امر به سراغ كشورهايي مي‌روند كه در باشگاه هسته‌اي حضور دارند و ديگر خودشان اين روند غني‌سازي اورانيوم را دنبال نمي‌كنند.»

    اين وزير پيشين روسي مدعي شد، اين طرح متضمن آن است ايران نيز يكي از دريافت كنندگان اين موارد خواهد بود و به اين وسيله تهران بدون از دست دادن وجهه خود به اين امر تمكين خواهد كرد.

     ایران برای مذاکره بدون پیش شرط با همه کشورها غیر از اسرائیل آماده است 

    يه نقل از ؛راديو فردا؛ 
    محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي، در کنفرانس خبري در پايان اجلاس D8 در اندونزی گفت: فعاليت هاي هسته اي ايران تحت نظارت آژانس بين المللي انرژي اتمي است و ما همچنان که اعلام کرده ايم به غني سازي 4.8 درصد رسيده ايم که براي سوخت نيروگاه ها لازم است. وي در پاسخ به پرسش خبرنگاري که درباره نامه به رئيس جمهوري آمريکا پرسيده بود آيا با آمريکا مذاکره رو در رو هم خواهيد داشت، گفت ما اهل گفتگو با همه کشورها به جز اسرائيل هستيم، براي گفتگو نيازي به پيش شرط نداريم، اما اگر کشوري بخواهد زور بگويد و با تهديد عمل کند، هيچ عاقلي درباره حق خود مذاکره نمي کند. پنجمين اجلاس سران کشورهاي در حال توسعه يا D8 که از صبح شنبه آغاز شده بود، عصر روز شنبه در جزيره بالي به کار خود پايان داد و سران کشورهاي شرکت کننده بيانيه اي در 36 ماده صادر کردند.

    آمريکا پيشنهاد عنان درباره ايران را رد کرد

    به نقل از ؛بی بی سی؛

    آمريکا تقاضای کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل متحد را برای مذاکره مستقيم با ايران رد کرده است. آقای عنان گفته بود آمريکا بايد به طور مستقيم در مذاکرات شرکت کند و ايران تنها در صورتی مذاکرات را به شيوه درست انجام می دهد که آمريکا در آنها دخيل باشد. اما آمريکا گفته است اين مسئله، مسئله ای دو جانبه نيست بلکه مسئله ای ميان ايران و جهان است. شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا ضمن رد تقاضای کوفی عنان گفت: ايران فقط علاقه دا! رد که "کارها را به تاخير بياندازد و در آنها مانع ايجاد کند."

    نگرانی های جهانی از برنامه های مخفیانه هسته ای جمهوری اسلامی در پی انتشار خبر پیدا شدن آثار اورانیوم بسیار غنی شده افزایش یافت 

    به نقل از ؛راديو فردا؛

    دیپلمات ها در وین اظهار داشتند بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در منطقه شیان لویزان رگه هایی از اورانیوم بسیار غنی شده یافتند. برخی می گویند هنوز نمی توان با قاطعیت چنین گفت تازمانی که در آزمایشگاه دوم هم این رگه ها بررسی شود. دفتر آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین به رادیو فردا گفت آژانس فعلا درباره آن اظهارنظری نمی کند. حمیدرضا آصفی اظهارات دیپلمات های وین د را فاقد اهمیت و بدون منشاء واقعی خواند. شیان لویزان یک مرکز تحقیقات هسته ای بوده که جمهوری اسلامی دو سال پیش از این ویران وبا خاک یکسان کرد. دیپلمات ها در وین می گویند بیم آن می رود که جمهوری اسلامی در کنار تاسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز مراکز غنی سازی اورانیوم در نقاط دیگری هم بطور پنهانی براه انداخته باشد.

     

    به نقل از ؛خبرگزاری آفتاب؛ 

    محمد صادق امینی: خبرگزاری ها و روزنامه های بین المللی به نقل از دیپلمات هایی که نخواسته اند نامشان فاش شود ادعا کرده است که بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در یک مرکز تحقیقاتی ایران نشانه هایی از اورانیوم غنی سازی شده پیدا کرده اند، درحالیکه حمید رضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران این ادعاها را بی پایه و اساس خوانده و گفته است که اخبار منتشر شده درباره‌ " لويزان" و " شيان" بي‌اهميت و غيرواقعي است. آسوشیتدپرس که این خبر را منتشر کرده در ادامه آورده است به نظر می رسد این موضوع ادعاهای آمریکا در خصوص اینکه تهران به دنبال ساخت هسته ای است را افزایش دهد.

    دیپلمات هایی که این اخبار را در اختیار خبرگزاری آسوشیتدپرس گذاشته بودند درخواست کرده بودند که به علت محرمانه بودن اطلاعات نامی از آنها فاش نشود زیرا هنوز باید آزمایش های دیگری برای تائید صحت ادعای آنها انجام شود.

     آنها در اظهارات اولیه خود گفته بودند که چگالی اورانیوم یافت شده در حدود یا بیشتر از مقدار مورد نیاز برای ساخت کلاهک هسته ای بوده ولی بعدا یک دیپلمات به آژانس بین المللی انرژی اتمی گفته است که اورانیوم یافت شده کمتر از مقدار لازم برای ساخت کلاهک هسته ای بوده ولی با این حال غلظت آن بیشتر از اورانیوم مورد نیاز برای تولید انرژی بوده و می تواند به ادعاهای دیپلمات های بی نام در ساخت سلاح های هسته ای  مورد استفاده قرار بگیرد. 

    آقای آصفي  در خصوص برخي اخبار و اظهارات منتشر شده به نقل از برخي ديپلمات‌ها در وين و برلين مبني بر اين كه اثراتي از اورانيوم در بخشي از تاسيسات هسته ای ايران يافت شده گفته است که  اين سخنان فاقد اهميت است و منشا واقعي ندارد. به گفته سخنگوی وزارت خارجه ایران اين حرف‌ها از سنخ مطالبي است كه در گذشته نيز مطرح شده بود و پس از مدتي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به واقعيات و نتايج آن پي برد.

    در حالی که خانم "ملیسا فلمینگ" سخنگوی آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز ادعاهای مطرح شده را تکذیب کرده خبرگزاری آسویشیتدپرس در ادامه به نقل از دیپلمات های مذکور آورده است که آزمایش های بیشتر می تواند نشان دهد که شاید اورانیوم یافت شده از خارج به ایران وارد شده باشد زیرا آژانس بین المللی انرژی اتمی در گذشته نیز تائید کرده بود که ایران در طول فعالیت های هسته ای خود درگذشته تجهیزاتی را در بازار سیاه از "عبدالغدیر خان" پدر برنامه های هسته ای پاکستان خریداری کرده بود.

    در ادامه گزارش این خبرگزاری آمده است :به این علت که ایران انجام فعالیت های مرتبط با غنی سازی را در این مرکز انکار کرده بود این موضوع باعث افزایش سوء ظن ها به ایران می شود.

    این در حالی است که محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز در تازه ترین اظهارات خود گفته است که ایران نگرانی های امنیتی مشروعی دارد و آمریکا در صورتی که می خواهد موضوع فعالیت های هسته ای ایران حل و فصل شود باید به بررسی آنها بپردازد. وی در ادامه اظهارات خود گفته ايران در محاصره‌ كشورهايي است كه سلاح هسته‌يي دارند. 

    روسيه سلاح هسته‌يي دارد، پاكستان سلاح هسته‌ اي دارد، اسراييل سلاح هسته‌اي دارد، عراق از سلاح شيميايي عليه آنها استفاده كرده است و حس ناامني در آنجا وجود دارد.

    وی همچنین در اظهارات خود خواستار مداخله مستقیم آمریکا در بررسی نگرانی های امنیتی ایران شده و بار دیگر با تاکید بر اینکه هیچ نشانه ای دال بر نظامی بودن فعالیت های هسته ای ایران وجود ندارد خواستار حل مسالمت آمیز پرونده فعالیت های هسته ای ایران شده است.

    خط قرمز 5 عضو دائم در مورد ايران غني سازي است

    به نقل از ؛ادوار نيوز؛

     


    نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد گفت:تعليق فعاليت‌‏هاي غني‌‏سازي اورانيوم خط قرمز پنج عضو دايم شوراي امنيت سازمان ملل متحد است.

     جان بولتون اين تفكر كه واشنگتن بابه تعويق افتادن دو هفته‌‏اي بررسي پيش نويس قطعنامه كوتاه آمده است را رد كرد.

    به گزارش خبرگزاري فرانسه، بولتون ادامه داد: واشنگتن توافق كرد در اين وقفه دو هفته‌‏اي به فرانسه, انگليس و آلمان اجازه دهد در تلاش براي توقف برنامه غني‌‏سازي اورانيوم تهران، طرحي از چماق و هويج ارايه كنند.

    وي تاكيد كرد: تعليق فرآوري و غني‌‏سازي اورانيوم خط قرمزي براي ما اروپايي‌‏ها، روسيه و چين است.

    بولتون گفت: اين وقفه تمايل آمريكا براي به كارگيري همه احتمالات ديپلماتيك را نشان مي‌‏دهد و بار ديگر اثبات مي‌‏كند اين مساله هنوز در دست‌‏هاي ايران است.

    نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد گفت: اين كه آيا اعضاي داراي حق وتوي شوراي امنيت سازمان ملل متحد درباره پيشنهاد اروپايي‌‏ها براي ارايه امتيازات اقتصادي، انرژي و امنيتي به ايران به اجماع مي‌‏رسند يا خير، موضع آمريكا را مشخص مي‌‏كند.

    جان بولتون افزود: مطمئنم راهي وجود دارد تا قطعنامه‌اي در راستاي مسيري كه ما اعمال فشار مي‌كنيم به وجود آيد، زيرا حايز اهميت است اين الزام به وجود آيد كه ايران فعاليت‌‏هاي مربوط به غني‌‏سازي را به حالت تعليق درآورد.

     

    بیانیه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در مورد موج جدید برخورد با جنبش دانشجویی
    به نقل ار ؛ادوار نيوز؛

     شورای تهران دفتر تحکیم در پی هجمه های اخیر به دانشجویان و دانشگاه، با صدور بیانیه ای ضمن اعتراض شدید به این گونه برخوردها، از سکوت برخی گروههای مدعی طرفدار دموکراسی و حقوق بشر در قبال این برخوردها به شدت انتقاد کرد متن بیانیه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در پی می آید:

     امروز نحوه ي رفتار حكومت با دانشگاه نمونه ي كوچك تر رفتار حكومت با ملت است. جفاهاي رفته بر دانشگاه و استاد و دانشجو هر روز بيشترمي شود و هيچ نهادی توضيحي در باب اين مسئله نمي دهد.همچنان که  هيچ حزب اصلاح طلبي اعتراضي نسبت به اين حق كشي ندارد و از نظر ما سكوتي كه پيش گرفته شده است بيشتر در تأييد اين سركوب معنا مي شود.

     

    روند صدور احكام قوه ي قضائيه مبني بر حبس فعالين دانشجويي هم چنان ادامه دارد. تأييد صدور 6 سال حبس تعزيري براي علي افشاري، 5 سال حبس براي عبدالله مؤمني، 6 سال حبس تعزيري براي مهدي امين زاده و اخراج وي از دانشگاه، 18 ماه حبس براي فريد مدرسي ، اخراج پيمان عارف  و روزبه افراز فر از دانشگاه و تعليق دانشجويان دانشگاه شريف كه در يك مورد موجب خود كشي يكي از دانشجويان شده است، تنها موارد سركوب جنبش دانشجويي نيست، بلكه احكام، احضارها و تعليق ها و برخوردهاي خصمانه ي كميته هاي انضباطي با دانشجويان كماكان در امتداد اراده ي آگاهانه، براي خشکاندن جنبش دانشجويي ادامه دارد. آيا به راستي دانشگاهيان گناهي جز نقد بي محابای قدرت بي مهار موجود دارند؟ آيا به راستي دانشجوياني كه در كنار تحصيل به مشكلات اجتماعي و سياسي جامعه ي خود مي پردازند، شايسته ي چنين جفاهايي هستند؟

     

    پس از تعويض دولت، سياست سركوب و تضعيف انجمن هاي اسلامي رنگ ديگري گرفت و به تبع آن سياست ایستدگی در برابر حاكميت تغيير كرد. با اعتراض دانشجويان دانشگاه تهران نسبت به تغيير رئيس دانشگاه، دانشجويان تصميمات حكومت در رابطه با دانشگاه را به چالش طلبيدند. اين اعتراض آغازي بر بازگشت به دانشگاه بود. اعتراض دانشجويان دانشگاه شريف در اسفند سال پيش نسبت به استفاده ي ابزاري از شهدا حركتي ديگر از همين دست بود. اما اوج اعتراض دانشجويي را مي توان در حركت هاي دانشگاه رجائي دانست و نيز اعتراض دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي را مي توان در همين راستا تحليل كرد. چرا اعتراض دانشجويان كه در همه ي اين موارد در اعتراض به بي توجهي و بي كفايتي دولت در امور دانشجويي صورت گرفته بود بي پاسخ ماند؟

     آيا بي توجهي و بي اعتنايي، به اعتراض دانشجويان در كنار بي توجهي به اعتراضات ساير اقشار مردم نشان دهنده ي عدم اهميت ملت براي حكومت نيست؟ آيا همين بي توجهي نشان نمي دهد كه حكومت برخاسته از ملت نيست؟ 

    برخورد  با دانشگاه داستاني طولاني است كه ريشه در ضديت فكري و عملي حكومت با عقلانيت و انتقاد دارد. ادعاهاي پوپوليستي مبني بر ايجاد كرسي آزاد انديشي رنگي است دروغين كه مي خواهد ظرف اين بي عقلي را ديگرگونه جلوه دهد رنگي كه به خاطر ماهيت نظام هیچگاه روي آن نمي نشيند. داستان اين برخورد وقتي عميق تر مي شود كه رفتار برخي مدعيان دموكراسي را در قبال آن مرور مي كنيم. مثال آنکه نماینده مجلس ششم اصلاح طلب که ردای استادی جامعه شناسی بر تن کرده است در کنار دیگر همکار خود که او نیز تئوریسن حزبی با شعار اصلاح طلبی است، بی تفاوت و  بی توجه به مسئولیت اجتماعی خویش از کنار ضرب شتم دانشجویان توسط رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می گذرند و زمینه را برای سرکوب بیش از پیش دانشجویان فراهم می کنند.

     

     آقایان ظاهراّ عقبه  دانشگاهی  احزابي هستند كه با ادعاي دموكراسي شان، انحصار نيروها را به نفع خويش مي خواهند. با دقت مي توان دريافت اگر جريان خاصي عوام فريبي را دستور كار خويش قرار داده است جريان ديگر در جهت نخبه فريبي مي كوشد. فرياد حقوق بشر كجا و دم بر نياوردن در برابر لگد مال كردن دانشگاه كجا؟

     

     گویی ايشان منتقد اساس وضع موجود نيستند بلكه مي خواهند به جاي حاكمان بنشينند و افكار خود را به ديگران تحميل نمايند. راه اندازي جبهه دموكراسي خواهي با اگر و اما هاي فراوان ايشان نشان دهنده ي آن است كه اگر چنين جبهه اي شكل بگيرد بايد در ذيل افكار ديني خاص و قيموميت ايشان باشد. عمل اینان  در قبال دانشگاه نشان دهنده ي خواست حذف استقلال جنبش دانشجويي است، تا چونان 18 تير 78 دانشجويان قرباني، سبب ساز ماندن ايشان شوند. رويكرد ايشان حاكي از ديدي ابزار انگارانه به دانشگاه است. چرا كه با حذف استقلال جنبش دانشجويي خواهد توانست بر موج احساسات راستين دانشجويان سوار شوند. كاري كه در دوم خرداد انجام شد و آينده آن را به خوبي نشان داد.

    شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به برخوردهاي پي در پي با دانشگاه اعلام مي دارد اين سركوب گري خبر از بحران هاي جدي حاكميت داردكه آنان را وا مي دارد تا همه ي مخالفان خود را قلع و قمع كند. و نيز به اصلاح طلبان هشدار مي دهد که ايشان از اين هماني با حاكمان خارج شوند. شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت احكام صادره براي آقايان افشاري، مؤمني، امين زاده، مدرسي ، افرازرفر و عارف را در  مغايرت آشكار با حقوق بشر دانسته و ادامه ي روند برخورد با دانشگاه را در هر شكل ممكن ،مايه اي براي قوام اعتراض اصيل دانشجويي مي داند.

     

    شورای تهران دفتر تحکیم وحدت

    22/2/1385

     

    كانون مدافعان حقوق بشر نسبت به ادامه بازداشت دكتر جهانبگلو و اخراج فعالان دانشجويي ابراز نگراني كرد
    به نقل از ؛ادوار نيوز؛

     كانون مدافعان حقوق بشر در جلسه صبح امروز خود نسبت به بازداشت و نحوه نگهداري رامين جهانبگلو، برخورد با فعالان دانشجويي و ممانعت از ادامه تحصيل آنها و اقدام شهرداري اصفهان در قطع درختان چارباغ اين شهرستان اظهار نگراني كرد.

     

    نرگس محمدي، سخنگوي كانون مدافعان حقوق بشر  با اشاره به جلسه صبح امروز كانون مدافعان حقوق بشر گفت: در اين جلسه موضوع بازداشت و نحوه نگهداري رامين جهانبگلو مورد بحث و بررسي قرار گرفت و اعضا به اتفاق آرا بازداشت و انتساب اتهام جاسوسي به وي را بي‌‏پايه و اساس دانستند.

    وي افزود: كانون مدافعان حقوق بشر نگراني خود را از بازداشت جهانبگلو و وضعيت نگهداري وي به دليل اينكه هيچ اطلاعي از وي در دست نيست، ابراز مي‌‏دارد.

    محمدي با بيان اينكه كانون مدافعان حقوق بشر در اين جلسه، سياست‌‏هايي مبني بر كنترل فعالان دانشجويي از طريق محروميت از ادامه تحصيل و اخراج آنها از دانشگاه‌‏ها را خلاف اعلاميه جهاني حقوق بشر و اصول قانون اساسي دانست، گفت: طبق ماده 26 اعلاميه جهاني حقوق بشر هر فرد حق ادامه تحصيل دارد و ممانعت از ادامه تحصيل وي علاوه بر اينكه خلاف موازين حقوق بشر است، با قانون اساسي نيز مغايرت دارد.

    سخنگوي كانون مدافعان حقوق بشر با اشاره به اخراج پيمان عارف و محمد دردكشان از دانشگاه و ممانعت از ادامه تحصيل مهدي اميني‌‏زاده و بهنام اميني از فعالان جنبش دانشجويي، گفت: اين اقدامات موجي از نگراني را در بين جامعه دانشجويي ايجاد كرده است، بر همين اساس كانون مدافعان حقوق بشر خواستار اصلاح اين موارد است.

    وي همچنين با اشاره به اقدام شهرداري اصفهان در قطع درختان چارباغ اصفهان براي عبور مترو از زير اين بناي تاريخي، گفت: كانون مدافعان حقوق بشر ضمن اظهار نگراني از اين اقدام شهرداري اصفهان، در بيانيه‌‏اي به توضيح اين اقدام خلاف قانون مي‌‏پردازد.

     

     

     

  • نگراني فدراسيون بين المللي حقوق بشر از وضعيت مبهم رامين جهانبگلو
  • به نقل از ؛روز آنلاين؛

    "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و سازمان ايراني عضو آن، "جامعه دفاع از حقوق بشر"، مراتب نگراني عميق خود را درخصوص دستگيري و بازداشت مستبدانه رامين جهانبگلو توسط مقامات ايراني اعلام مي دارد.

    رامين جهانبگلو، يک شخصيت فرهنگي پيشتاز داراي مليت ايراني-کانادايي در تاريخ 28 آوريل 2006 در فرودگاه مهرآباد، زماني که انتظار پروازي به سوي اروپا را مي کشيد، دستگير شد. دستگيري و بازداشت او تا يک هفته بعد از آن [4 مه] توسط مقامات ايراني اعلام نشد. وزارت اطلاعات ايران از آن پس تأييد کرد که رامين جهانبگلو در سلولي انفرادي در زندان اوين به سر مي برد. مقامات اظهار داشتند که بازداشت او به روابط وي در خارج از کشور مربوط مي شود.

    تاکنون هيچ اتهامي به او اعلام نشده است. در هفته اول بازداشت، اجازه تماس با خانواده اش صادر نشد. منابع نزديک به او در تاريخ 5 مه گزارش دادند که او بالاخره توانسته از طريق تلفن با خانواده اش تماس گيرد و به او گفته شده بود که سخني از بدرفتاري بر زبان نياورد. به هرحال خانواده اش همچنان اجازه ملاقات او را ندارند.

    رامين جهانبگلو انديشمندي سرشناس و نويسنده کتب بسياري در زمينه فلسفه و علوم سياسي است که به طور مرتب مورد مصاحبه مطبوعات بين المللي قرار مي گرفت. دکتر جهانبگلو درحال حاضر رييس بخش مطالعات معاصر در "دفتر تحقيقات پژوهش فرهنگي" در تهران است.

    "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و "جامعه دفاع از حقوق بشر" معتقدند که بازداشت او به هدف مجازات آزادي بيان او صورت گرفته و اين حرکت مستبدانه کاملاً مغاير با تعهدات حقوق بشر ايران در ارتباط با قوانين بين المللي است. به علاوه، "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و "جامعه دفاع از حقوق بشر" شديداً نگران وضعيت فيزيکي و سلامت روحي او هستند.

    به همين دليل، اين دو سازمان تقاضاي آزادي بلافاصله و بي قيد وشرط او را دارند. "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و "جامعه دفاع از حقوق بشر" بر اين مسأله تأکيد مي کنند که مقامات ايراني، بايستي به قوانين بين المللي حقوق بشر و به ويژه ماده 9 از ميثاق بين المللي حقوق مدني سياسي که ايران نيز عضو آن است، و همچنين نسبت به تعهدات خود وفادار و پايبند باشند. به عنوان يادآوري، اين ماده مي گويد: "هر شخصي که بازداشت مي شود، بايد در زمان توقيف از دلايل دستگيري و پس از آن، از اتهامات وارده عليه خود مطلع شود."

    منبع: سايت FIDH ، 11 مه

    مترجم: علي جواهرفروش

     

    نهضت ‌‏آزادي ايران به مطالب منتشر شده در نشريه نيروي مقاومت بسيج پاسخ داد

    به نقل از "خبرنامه گویا"

    نهضت آزادي ايران در نامه‌‏اي سرگشاده به نماينده مقام معظم رهبري در نيروي مقاومت بسيج سپاه، نسبت به مطالب منتشرشده در نشريه معاونت آموزشي اين نهاد پاسخ گفت.

    به گزارش خبرنگار "ايلنا"، در بخشي از اين نامه آمده است: معاونت آموزشي نيروي مقاومت بسيج سپاه نشريه‌‏اي با عنوان «بررسي و تحليل مسائل روز» در شمارگان بسيار بالا منتشر كرده است كه فصل اول نشريه زير عنوان «تهاجم فرهنگي و استحاله از درون» علل و ريشه‌‏هاي تهاجم فرهنگي، اهداف، ابزارها و عوامل آن را بررسي نموده است. در فصل دوم زير عنوان «براندازي»، انواع براندازي را شرح داده است، سپس به تعريف و توضيح «براندازي آرام و قانوني» يك اصطلاح ساختگي و بدون معنا و مفهوم حقوقي پرداخته است. در اين بخش نويسنده نسبت‌‏هاي دروغ، تهمت و افترا به نهضت آزادي وارد ساخته است.
    در اين نامه در پاسخ به بخشي از مطالب منتشر شده در نشريه معاونت فرهنگي نيروي مقاومت بسيج مبني بر اينكه براندازي عبارت است از تغيير سيستم حاكم بر يك كشور، اين تغيير گاهي از طريق اعمال رفتار خشونت‌‏آميز از قبيل كودتا, ترور, تحميل جنگ و نظاير آن با حذف حاكمان از صحنه سياسي صورت مي‌‏گيرد، آمده است: تغيير يا حذف مسوولان يا حاكمان در هيچ فرهنگي براندازي محسوب نمي‌‏شود زيرا مسؤولان معادل نظام نيستند.

    در اين نامه به برخي مطالب ديگر نسبت داده شده به نهضت آزادي در نشريه داخلي نيروي مقاومت بسيج از جمله" فتنه‌‏گري در انتخابات، موج‌‏سواري، فتنه‌‏انگيزي در انتخابات مجلس خبرگان رهبري، راه‌‏اندازي روزنامه‌‏ها در دوران اصلاحات، نفوذ در انجمن‌‏هاي اسلامي دانشجويي، همراهي با فتنه 18 تير، حمايت از كنفرانس برلين، نفوذ در حاكميت، استحاله نظام و ..." پاسخ داده شده است.

     

    نامه محمدمحسن سازگارا به محمود احمدي نژاد

    به نقل از خبرنامه گويا

    به نام خداوند جان وخرد

    شیخ و فاحشه

    شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
    هر لحظه به دام دگری پابستی
    گفتا شیخا هرآنچه گوئی هستم
    آیا تو چنانچه می نمائی هستی؟

    حضور محترم جناب آقای احمدی نژاد

    با سلام و احترام، مکتوب شما خطاب به رئیس جمهوری آمریکارا خواندم. حیفم آمد این چند خط را ننویسم. این هم کاری است که یک نفر مسئولیت هایش را زمین بگذارد و برای روسای جمهوری دنیا نامه بنویسد و آنها را مورد بازخواست قرار بدهد. البته شک دارم برای کسی که در مسند ریاست جمهوری نشسته این کار پسندیده ای باشد. اما به هر صورت شما این کار را کرده اید. فهرست بلند بالائی از سوالات را جلو رئیس جمهوری آمریکا بخصوص در باره عملکرد او در سایر کشورها و نسبت به شهروندان سایر ممالک گذاشته اید. کاری که البته هر روزه روزنامه نگاران خود آمریکا بسیار تندتر و صریح تر از شما با رئیس جمهوری شان می کنند و از زوایای مختلف او را به زیر سوال می کشند. همین نامه شما را هم چاپ کرده اند. وظیفه و مسئولیت او و دولتش این است که به سوالات آنها و یا هر سوالی پاسخ بدهد و از عملکرد خودش در افکار عمومی دفاع کند. اما این کار شما یک نکته بسیار ساده را به ذهن متبادر می کند که با اجازه تان به عنوان یک شهروند ایرانی با شما در میان می گذارم. مساله رئیس جمهوری آمریکا یا هر کشور دیگری در درجه اول به شهروندان همان کشور مربوط است و بعد برای دیگران اهمیت دارد. برای من هم به عنوان یک ایرانی در درجه اول مساله ایران اهمیت دارد.


    جناب آقای احمدی نژاد:

    آن نکته ساده این است: این لیست بلند بالای سوالات را جلو خودتان و آقای خامنه ای بگذارید و این سوالات را از آقای خامنه ای و خودتان در باره رفتار با شهروندان ایران و مملکت خودمان بپرسید. مثلا بپرسید:
    1- دانشجویانی که به قول خودتان از شما راجع به آمریکا و اسرائیل می پرسند، آیا حق دارند راجع به عملکرد حکومت و مقام رهبری هم سوال کنند؟ یا بسیجی ها به آنها حمله می کنند و به اسم توهین به مقدسات، لت و پارشان می کنند و بعد هم آنهارا دستگیر می کنند؟ کاری که بارها اتفاق افتاده است.
    2- آیا در دانشگاه و یا مطبوعات می شود از شما و آقای خامنه ای راجع به کمک مالی به گروههای تندرو فلسطینی پرسید؟ آیا می توان از پولهائی که ایران در لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان و یا سایر نقاط دنیا خرج کرده است پرسید؟ آیا می توان سوال کرد چرا پول ملت مظلوم ایران خرج عملیات تروریستی در سراسر دنیا می شود؟ یک بار در تبلیغات انتخاباتی شورای شهر تهران در حالی که من در زندان بودم دوستانی در خارج از زندان من را به عنوان کاندیدای شهرداری تهران مطرح کردند و روی پانصد پوستر عکس مرا چاپ کردند و روی پانصد پوستر دیگر این حرف ساده را نوشتند که "افغانستان و بوسنی و.. پیشکش، تهران را در یابیم"( حتی فلسطین را هم جرأت نکردند بنویسند). بلافاصله آنهارا دستگیر کردند. پوسترها جمع آوری شد.در پرونده من هم یک بند بلند بالای اتهام راجع به آن ائتلاف انتخاباتی مطرح شده و برایم شش سال حبس هم بریده اند.

    3- آیا به عنوان یک شهروند ایرانی می توان از شما و آقای خامنه ای پرسید که چرا در ایران برخورد دوگانه و یا چند گانه و تبعیض آمیز وجود دارد؟ چرا مردم در مقابل قانون مساوی نیستند؟ چرا مثلاً روزنامه کیهان که در اختیار مقام رهبری است و یا روزنامه جمهوری اسلامی که صاحب امتیاز قبلی اش ایشان بوده اند مجاز هستند که به هر کسی تهمت بزنند و هر دروغی را بنویسند؟ اما تا کنون بیش از صد روزنامه بسته شده است و روزنامه نگاران به زندان افتاده اند؟ یا مثلاً چرا روحانیت ، دادگاه ویژه و جداگانه دارد؟ یا مثلاً چرا یک نفر که در بسیج است خودی محسوب می شود و بسیاری از درها به رویش باز است؟اما سایر جوانان کشور باید همواره از برخورد همین بسیجی ها با خودشان بیمناک باشند و به قول جوانها بترسند که به آنها گیر بدهند؟ چرا مثلاً سپاه پاسداران می تواند در بسیاری از معاملات تجاری کشور بخصوص انتقال نفت از آسیای میانه به خلیج فارس شرکت کند اما تجار مملکت حق این کار را ندارند؟ سپاه می تواند از اسکله ها ی مخصوص به خودش در قشم و یا سایر بندرها ی کشور هر کالائی حتی مشروبات الکلی را؛ قاچاقی وارد نماید ( کاری که در انحصار بخشهای امنیتی سپاه است)، اما دیگران حتی از وارد کردن پارچه چادر مشکی هم محروم هستند؟ چرا واردات شکر صنعتی در انحصار آقایانی مثل مصباح یزدی و مکارم شیرازی است، اما تجار قدیمی و محترم کشور از این حقوق ممنوع هستند؟ چرا در ادارات و استخدام افراد، خودی ها و حکومتی ها و به اصطلاح، بچه حزب اللهی ها مقدم هستند و بقیه بخصوص غیر مسلمانها راه به جائی ندارند؟ می توانم به این لیست برخوردهای چندگانه و تبعیض آمیز ، صدها مورد دیگر را اضافه کنم. مواردی که اصلاً در قانون اساسی کشور و قوانین موضوعه ما نهادینه شده است.در قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور چهار نوع انسان تعریف شده که حقوق نامساوی دارند: روحانیان با غیر روحانیان از حیث تصدی مقامهای کشور نا مساوی هستند. مردان بازنان در حقوق سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی اختلاف دارند. شیعیان با اهل تسنن از حیث قوانین مدنی و اجتماعی اختلاف دارند. و مسلمانان با غیر مسلمانان از حیث تصدی امور مملکت و برخورد قوانین با آنها اختلاف دارند.اینها موارد رسمی و قانونی است. خارج از این، انواع و اقسام تبعیض های دیگر هم در کشور هست. آیا می دانید که رژیم آپارتاید در افریقای جنوبی ، تنها میان سفید پوستان و سیاهان و رنگین پوستان تفاوت می گذاشت؟ در حالی که ما در ایران همان گونه که برشمردم لا اقل چهار درجه شهروند داریم که حقوق اجتماعی و سیاسی شان اختلاف دارد.به اضافه ده ها تبعیض دیگر میان خودی ها و غیر خودی ها ی حکومتی که روزانه اعمال می شود.
    4- آیا مطبوعات و شهروندان عادی ایران می تواننداز شما وآقای خامنه ای بپرسند که واقعاً به چه حقی بر سر یک تکنولوژی عقب افتاده دست چندم وارداتی برای غنی سازی اورانیوم ، کشور را این طور دچار بحران و درد سر کرده اید؟ حتماً می دانید که به مطبوعات از سوی شورای امنیت کشور ابلاغ شده که در باره داستان اتمی حق ندارند چیزی از خودشان بنویسندو تنها باید تفسیرهای رسمی حکومت و خبرگزاری را منعکس کنند. لابد شما واقای خامنه ای می دانید که آنچه به صورت دست دوم از طریق لیبی ، از یک دانشمند کاسبکارپاکستانی به نام عبدالقدیر خان تحت عنوان تکنولوژی غنی سازی اورانیوم خریداری شده و میلیاردها دلار از پول کشور صرف آن شده ، عقب افتاده ترین تکنولوژی در میان پنج روش مرسوم غنی سازی اورانیوم در دنیاست. کاری که به هیچ وجه نه پیشرفت علمی است و نه برای مملکت حاصل اقتصادی خواهد داشت.
    لابد می دانید که تا همین جای کار هم این روش شما وآقای خامنه ا ی برای بحران آفرینی و سرپوش گذاشتن بر نابسامانی های کشور باعث رکود اقتصادی ایران شده و میلیاردها دلار به کشور خسارت زده است. وای به روزی که کشور مشمول تحریم اقتصادی هم بشود. آیا می توان از شما و اقای خامنه ای خواست که اتخاذ سیاستی این چنین غلط را به رأی مردم بگذارید؟ در واقع از صاحب خانه اصلی یعنی ملت، بپرسیدکه برای ساختن بمب اتمی در ایران که در نهایت وسیله ای برای حفظ رژیم موجود و بر سر کار ماندن آقای خامنه ای تلقی می شود آیا حاضرند فقر و گرسنگی و بدبختی را تحمل کنند؟

    جناب آقای احمدی نژاد

    من هم مثل شما درس مهندسی خوانده ام. اما این فرصت را داشته ام که تاریخ نیز بخوانم . اتفاقا در دوره ا ی کوتاه تاریخ قرون وسطی و رنسانس در اروپا را تدریس هم کرده ام. اما بعد دستم را از دانشگاه کوتاه کردند. بزرگترین رسوائی تاریخ کلیسا محاکمه گالیله است. باور کنید برخورد کلیسا در آن محاکمه بسیار عاقلانه تر و انسانی تر از برخوردآقای خامنه ای و دادگاههای ایشان با آقای دکتر آغاجری بود. هاشم آغاجری تنها به دلیل انتقاد ی که آن هم به طور خصوصی از آقای خامنه ا ی کرده بود به جرم اهانت به پیامبر ، به اعدام محکوم شد و بعد هم که دانشگاه های کشور شلوغ شد و ناچار از عقب نشینی شدنداو را به حبس محکوم کردند.یک استاد دانشگاه چند سال از عمرش را ظاهراً برای یک سخنرانی و در واقع برای یک انتقاد در زندان گذراند. در تمام تاریخ قرون وسطی در اروپا بحث و نقد مبانی دینی و مذهبی جریان داشته است.هرگز برخوردی که با دکتر سروش به خاطر بحثهای کلامی و دینی اش در ایران شده ، در تاریک ترین سالهای قرون وسطی هم سابقه نداشته است. کارنامه روحانیت به قدرت رسیده در ایران ،از این حیث یکی از تاریک ترین کارنامه های روحانیان در سراسر تاریخ است. هنوز هم امثال آقای مصباح یزدی دست از این روش بر نمی دارند. آیا می توان از شما پرسید چرا از روحانی ای مثل آقای مصباح یزدی که دشمن علوم انسانی جدید است پیروی می کنید؟ چرا القای شبهه می کنید که گوئی در دنیا جلو تحقیق علمی را می گیرند؟ مدتهاست که علم، جهانی شده است.سری به اینترنت بزنید .البته اگر توانستید از فیلتر های دستگاههای اطلاعاتی آن مملکت عبور کنید. آنگاه خواهید دید که هزاران مرکز تحقیقاتی دنیا شب و روز در حال پژوهش علمی هستند و دستاورد های خودشان را در اختیار دیگران می گذارند. در آمریکا سالیانه بیش از صد هزار تحقیق علمی به نتیجه می رسد و منتشر می گردد.این رکورد در کشورهای بزرگ اروپائی که تقریبا جمعیتی معادل ایران دارند حدود بیست هزار تحقیق در سال است. آیا می دانید که سهم ایران در حدود سیصد تحقیق در سال است که آن هم اکثرا توسط ایرانیان مقیم خارج از کشور انجام می شود؟ اگر در پژمردگی علم و دانش و فرومردن فضای با نشاط علمی در ایران شکی دارید تنها نگاهی به وضعیت غم انگیز علوم انسانی در آن مرز و بوم بیندازید. حکومت حتی در حد یک سنجش افکار هم تحمل ندارد.بگذریم از سرنوشت غم انگیز ترور امثال دکتر تفضلی یا تهمت زدن به امثال دکتر زرین کوب و ده ها و بلکه صدها مثال دیگری که در مورد برخورد با اساتید دانشگاه و محققان و مترجمان و اهل فرهنگ آن کشور می توان ذکر کرد.

    جناب آقای احمدی نژاد

    من هم به خداوند یکتا و پیامبری مردان حق ایمان دارم. باور دارم که هر مذهبی به زبانی حق را بازگو می کند.و دنیا و مردمان آن چه بخواهند و چه نخواهند در مسیر یگانگی عالم حرکت می کنند.به قول هاتف:

    که یکی هست و هیچ نیست جز او
    وحده لا اله الا هو

    اجازه بدهید از همین زبان خودتان برای به شهادت طلبیدن انبیاء استفاده کنم.و سوالاتی اختصاصی را در مورد ایران مطرح سازم:
    1- آیا به نظر شما اگر تمام انبیاء الهی و پیامبر بزرگوار اسلام که من و شما به او ایمان داریم، در ایران بودند حاضر می شدندچهار هزار وصدو چهل و هشت زندانی را در زندانهای ایران در کمتر از 45 روز اعدام کنند؟ کاری که خوشبختانه یا متاسفانه به دستور مستقیم شخص آقای خمینی در تابستان سال 1367 صورت گرفته است و وقتی قائم مقام او یعنی آقای منتظری اعتراض کرده برکنار شده است. قربانیان در گورهای دسته جمعی در خاوران و جاهای دیگر دفن شده اند و تا همین امروز یعنی بعد از 18 سال هنوز بازماندگان شان نمی دانند عزیزانشان در کجا دفن شده اندو بدتر ازآن ، هنوز هم اگر بخواهند مراسمی برای عزیزانشان برگزار کنند با ضرب و شتم ماموران حکومت مواجه می شوند. یکی از سه نفری که ترتیب این جنایت علیه بشریت را داده یعنی آقای پور محمدی ، توسط شما به عنوان وزیر کشور به کار گرفته شده است. او هم چندین زندانبان را استاندار کرده تا به ملت ایران حالی کند که ایران یک زندان بزرگ است.
    2- آیا به نظر شما انبیای الهی و یا مردان حق و یا اصلا هر فرد عادی که تنها کمی ناموس و شرف داشته باشد، حاضر می شود در رأس حکومتی قرار بگیرد که در زندانهای آن به دختران و زنان مردم تجاوز می شود؟ نگوئید که چنین چیزی نیست. من هم زمانی که در دهه اول انقلاب سرگرم کارها ی مملکت بودم گاهی که چیزهائی می شنیدم می گفتم صحت ندارد و شایعه ضد انقلاب است . اصلا در تصورم نمی گنجید که در زندانهای جمهوری اسلامی عده ا ی حتی به زنان شوهر دار هم رحم نمی کنند.خدا را شکر که به زندان افتادم و در اثر اعتصاب غذا مریض شدم و توانستم برای معالجه به عنوان یک مخالف به خارج از کشور بیایم و در نتیجه، دراین سفرمخالفان حکومت به من اعتماد کردند، به سراغم آمدند،و داستانها ی خودشان را برایم تعریف کردند. جنایاتی که در حق شان شده است ،و تجاوزهائی که در زندان به آنها شده را بازگو نمودند.اگر شک دارید از دوست عزیزم آقای رضا علامه زاده خواهش می کنم تا نسخه ای از فیلم هائی را که در مصاحبه با تعدادی از این خانمها با اجازه شوهرانشان ضبط کرده است برایتان بفرستد. نگوئید اینها مربوط به گذشته بوده است. همین تابستان گذشته اتفاقا در زمان ریاست جمهور ی شما ، در کردستان این اتفاق باز هم افتاده است.اگر از خواهر عزیزم که این بلا بر سرش آمده و تن لرزان و خسته اش را به خارج از کشور رسانده ، و نیز شوهرش اجازه داشتم نامش را ذکر می کردم.اما شما می توانید از دستگاه امنیتی تان بپرسید لابد به شما نامش را خواهند گفت.

    آقای احمدی نژاد
    من در خارج از ایران پای درد دل ده ها نفر نشسته ام که عزیزانشان در زندانها کشته شده اند ، خودشان تا سرحد مرگ شکنجه شده اند، طعم آوارگی ، بدبختی و بی وطنی را تحمل کرده اند، هنوز هم خانواده هایشان در ایران زیر فشار هستنداما با افتخارخود را ایرانی می دانند و از آن مرزوبوم دفاع می کنند وحتی برای آبروی روسای مملکت هم غصه می خورند. راستی چرا شهروندانی این چنین آزاده و سرافراز باید از مملکت رانده باشند. نمی دانم آیا آن روی سکه جمهوری اسلامی را هم دیده اید و یا تنها سرتان به رهبر ی و مجلس و وزرا گرم است؟ آن روی سکه حاکمیت فعلی ، زجر و شکنجه و تبعید و بدبختی و اعدام است.
    نمی دانم شما و آقای خامنه ای چطور می توانید در راس چنین حکومتی باشید . من به سهم خودم بابت یک دهه ای که با این نظام همکاری کرده ام ولو بیشتر در بخشهای صنعتی بوده ام، بارها با خدای خودم خلوت کرده ام، توبه کرده ام، گریسته ام، به انقلابیگری و خشونتهای آن نفرین کرده ام، از قربانیان این خشونتها حلال بودی طلبیده ام اما هنوز دلم آرام نیست . تنها امیدم به عفو ورحمت الهی است.
    3- آیا به نظر شما اگر مردان الهی در ایران حکومت می کردندحاضر می شدندبیش ار 300 فقره ترور در داخل و خارج از ایران بکنند؟ آیا به نظر شما وقتی امیر المومنین علی(ع) به قسم خورده ترین دشمنانش یعنی خوارج نهروان هم اجازه می دادکه از او انتقاد کنندو حتی منبر و مجلسش را به هم بزنندو تا دست به اسلحه نبردند او هم دست به اسلحه نبرد، شما و اقای خامنه ای حق دارید که مخالفان سیاسی تان را ترور کنید؟درآن مملکت و خارج از ایران از نویسنده تا بازاری ، از خواننده تا هنرپیشه، ازفعال سیاسی تا محقق فرهنگی مشمول ترور شده اند. لیست بلند بالائی از تروریسم حکومت ایران در دنیا موجود است،نه تنها علیه ایرانی ها، بلکه علیه شهروندان سایر کشورها نیز. اکبر گنجی بابت افشای بخشی از این اطلاعات سالها در زندان بودو هنوز هم سایه زندان بالای سر اوست. ناصر زرافشان بابت دفاع از حقوق خانواده های قربانیان ترورهای زنجیره ای هنوز در زندان است. پرونده ترور در رستوران میکونوس در برلین هنوز نیمه تمام است. عاملان این تروردر زندان هستند. اما پرونده آمرین یعنی آقایان خامنه ای، هاشمی رفسنجانی ، ولایتی و فلاحیان هنوز باز است. پرونده انفجار در بیروت ، عربستان سعودی، و سومالی هنوز به جریان نیفتاده است .
    به لیست این سوالات می توان تا حد نوشتن چند کتاب اضافه کرد.به نظرم به عنوان مشت نمونه خروار کافیست. اما در انتهای این مکتوب اجازه بدهید کمی راجع به لیبرالیسم و دموکراسی که به نظر شما دوره اش به سر آمده است بنویسم.

    جناب آقای احمدی نژاد

    آیا می دانید که گوهر لیبرالیسم، حاکمیت عقل است؟ آیا این جمله کانت را در رساله" در باره روشنفکری" که از قول هوراس شاعر قدیم یونانی نقل می کند که" جرأت دانستن داشته باش" دیده اید؟ این جمله گوهر اصلی لیبرالیسم است. جرأت دانستن داشتن. آیا می دانید که فتوای فقهائی مثل آیت الله منتظری این است که در عصر غیبت امام زمان (ع) رای مردم حجیت دارد و در واقع خداوند می خواهد که کارهای حکومت بدست مردم و با رای مردم انجام شود؟ آیا می دانید که نظر متفکرین بزرگ اسلامی مثل اقبال لاهوری یا دکتر سروش این است که خاتمیت پیامبر اسلام به این معنی است که بشر وارد دوره عقلانیت شده است و در این دوره بنای کار بر این است که امور انسانها با حاکمیت عقل آنها حل شود. بنابر این خواهش می کنم برای تخطئه عقل در حکومت ولایت فقیه از خدا و دین خرج نکنید. حداقل، قرائت های عقل گرایانه در تاریخ اسلام، از معتزله تاکنون را هم مطالعه کنید و آنگاه دریابید که می توان به قرائتی از دین قائل بود که راه را بر گوهر دنیای جدید، یعنی عقل مدرن باز می کند و اجازه می دهد تا نور این گوهر فرا راه بشریت را روشن کند. رمز بقا و بالندگی تمدن غرب هم در روشن نگاه داشتن چراغ عقل و عقلانیت است. این تمدن نه از مسئولین و دست اندر کاران بلکه در پایه ای ترین مبانی خودش هم از خودش انتقاد می کند. من به عنوان تجربه زندگی خودم به شما می گویم که اگر هر کس یا هر حکومت یا هر دستگاهی به نوعی و تحت هر عنوانی، چه دین، چه ولایت فقیه، چه فرقه یا سازمان، از مردم بخواهد عقل شان را تعطیل کنند و افسارشان را به دست دیگری بسپارند، به نوعی پالانش کج است و یک جای کارش گیر و اشکال دارد و حتما حقّه ای در کار اوست. خداوند اولین چیزی که خلق کرده عقل است و گوهری ارزنده تر از عقل به آدمی نداده است. بنام خدا و دین او، دنبال تعطیل عقل نباشید.
    اما دمکراسی چیزی جز یک روش معین حکومتی نیست که بر محترم دانستن عقل مردم و حاکمیت خرد جمعی استوار است. مهم ترین مشخصه آن هم این است که اکثریت مردم می توانند آزادانه حاکمین را انتخاب کنند. اقلیت هر چقدر هم که ناچیز باشد، حق حرف زدن و انتقاد کردن دارد و هر گاه هم که این اقلیت اکثریت شود، می تواند حاکمین را قانونی و بدون درگیری و خونریزی از حکومت پائین بیاورد. هر چه هم این مکانیزم عزل حاکمین توسط مردم و انتقاد از حاکمین، سهل تر، باز تر و عملی تر باشد، به همان نسبت آن حکومت دمکراتیک تر است. در همین آمریکا، نسبت به همین آقای بوش که شما به خیال خودتان او را به باد انتقاد گرفته اید، روزانه دهها برابر آنچه شما نوشته اید از او سوال و انتقاد می شود، آن هم حرف های حسابی و دقیق، سوال های جدی و کارشناسانه، با ذکر دهها عدد و رقم، از جزئی ترین امور تا کلی ترین کارها. همین حرف های شما در مورد 11 سپتامبر و ابهام در آن ، بسیار عمیق تر در فیلم مستندی به تصویر کشیده شده است. کارگردان این فیلم برنده جایزه اسکار شده و فیلم هم در تمام سینماها به نمایش در آمده است. یا در هر کدام از کشورهای دمکراتیک غربی که بروید، روزنامه نگاران زبان گویای ملت هستند و روزانه حاکمین را به چهارمیخ می کشند. نه مثل ایران که تا کنون بیش از صد روزنامه توقیف شده و روزنامه نگاران به غل و زنجیر کشیده شده اند و بعضی هم مثل زهرا کاظمی دچار شکنجه و تجاوز در زندان شده و سپس به قتل رسیده اند. در همین آمریکا، تقلب رئیس جمهوری مثل نیکسون در انتخابات، توسط دو روزنامه نگار افشا می شود و وقتی کار به دادگاه می کشد و این تقلب اثبات می شود ، رئیس جمهوری استعفا می دهد و زمین ادب را می بوسد و به خانه اش می رود . در ایران وقتی یکی از کاندیداهای انتخابات مثل آقای کروبی اعتراض می کند که تقلب شده است ، یا دهها کاندیدا توسط شورای نگهبان ، یعنی ارگانی که خود را قیم مردم و مردم را صغیر و مهجور می داند ، رد می شوند ، کک هیچ کس هم نمی گزد . آقای احمدی نژاد، در این نوشته خیلی با خودم کلنجار رفتم که شما را رئیس جمهوری خطاب کنم . اما دیدم دست و دلم به این کار نمی رود . چون مکرر در مکرر از دست اندر کاران انتخابات در وزارت کشور شنیده ام که تنها 16 میلیون نفر در انتخابات ریاست جمهوری گذشته شرکت کرده اند ، یعنی 25 در صد دارندگان حق رأی . افزایش آن به 27 میلیون با تقلب بوده است و رساندن رأی شما هم از 8 میلیون به 17 میلیون ، ناشی از تقلب بوده است . یعنی با تقلب یک اقلیت مطلق بر اکثریت مردم حکومت می کند و مردم هم راهی برای اعتراض ندارند . وضع آقای خامنه ای ، یعنی حاکم اصلی که مادام العمر بر مسند رهبری کشور تکیه زده ، از این هم بدتر است . تنها 5 در صد از دارندگان حق رأی در تهران ، در انتخابات گذشته خبرگان رای داده اند و ایشان مورد تائید خبرگانی است که همگی دست چین شده توسط خودش هستند . مردم هیچ راهی برای شکایت از عملکرد رهبری ، انتقاد از او و یا عزلش ندارند . تنها باید دعا کنند که او بمیرد یا دست به شورش و انقلاب بزنند . بیائید لحظه ای با خودتان رو راست باشید . اگر واقعا رای مردم برای شما و آقای خامنه ای مهم است و معتقدید که عملکردتان در نهایت باید موجب رفاه و آسایش و عدالت در میان مردم شود و مورد تائید آنان باشد ، خود را در یک انتخابات آزاد و با نظارت بیطرفانه بین المللی به رای مردم بگذاریدو در رقابت با کاندیداهای واقعی مردم قرار بگیرید . یا بهتر از آن ، اجازه بدهید مردم در یک رفراندم به صورت آری یا نه ، به جمهوری اسلامی رای مجدد بدهند . چون الان ، بعد از 27 سال ، معلوم شده که داخل جمهوری اسلامی چیست و مردم حق دارند که به آن آری یا نه بگویند. بخصوص از آقای خامنه ای بخواهید که ایشان خود ش و نظام جمهوری اسلامی را به رای آزاد مردم بگذارد . چون شما هم ذیل سر فصل ایشان قرار دارید و قضاوت در مورد ایشان تکلیف شما را هم معلوم می کند . به نظرم رأی آزاد مردم سرنوشتی بدتر از آقای رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم برای آقای خامنه ای رقم خواهد زد . فکر نمی کنید این همان کابوس مقام رهبری است ؟ یعنی ترس از رجوع به افکار عمومی و به قضاوت طلبیدن مردم .

    جناب آقای احمدی نژاد:

    دمکراسی نوین، یکی از مهم ترین کشفیات بشر در عصر جدید است . این روش کمک کرده تا بشر وسوسه حکومت مردمان خطاناپذیر و مافوق بشری را کنار بگذارد و بپذیرد که حکومت کار آدم های معمولی و خطاپذیر است . دمکراسی چیزی جز تعبیه روش های مناسب برای کنترل حکومت گران نیست . شما هم بهتر است بجای خط و نشان کشیدن برای دموکراسی ، بپذیرید که حکومت از امور عقلی است و خداوند هم اراده کرده که امر حکومت توسط خود بشر و با کمک عقل او مدیریت شود . برای استبداد از نوع حاکمیت فقها در ایران هم ، از خدا و پیغمبر خرج نکنید .

    این رهبران غربی هر چه و هر که باشند ، هر جنایت و یا کاردرستی که بکنند ، حداقل در کشور های خودشان از مردم می ترسند و برای افکار عمومی شان احترام قائلند . ناچارند به خواست مردم تن بدهند و برای کشور های خودشان خوب کار کنند . شهروندان شان در ممالک شان با رفاه و آسایش زندگی می کنند و هر روز از حکومت و حکومت گران نمی ترسند . شما هم بهتر است بجای نسخه نوشتن برای دیگران و سینه به تنور چسباندن برای مردم دیگر کشور ها ، به فکر مردم خودمان باشید . به وعده هائی که به مردم داده اید ، عمل کنید . برای گرانی چاره ای پیدا کنید. مشکل بیکاری را حل کنید. دست دزدان و قاچاقچیان سپاه و سایر ارگانها را از نفت و سایر امور اقتصادی کشور کوتاه کنید . چاره ای برای تجارت دختران معصوم و فقیر ایران به شیخ نشین ها پیدا کنید . راهی برای حل مشکل خانمانسوز اعتیاد جوانان کشور بیابید و به فکر دهها مشکل کوچک و بزرک و ریز و درشت مملکت باشید. حالا که به هر کیفیت و با هر روشی در راس دستگاه اجرائی کشور قرار گرفته اید ، به جای شاخ و شانه کشیدن یا نصیحت کردن رهبران دنیا ، کمی به داد مردم خودمان برسید. سرتان به کار خودتان باشد و این بچه بازیها را کنار بگذارید. تصویر تان در دنیا بیشتر شبیه عیدی امین شده است . لااقل به فکر آبروی مملکت باشید .

    و ما توفیقی الاّ بالله

    محمدمحسن سازگارا

    23 اردیبهشت ماه 1385

  • + نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 6:29 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    پیش در آمد:

    اسکیزوفرنی نوعی بیماری روانی است که آن را سرطان بیماری های روانی می نامند. چیستی و چرایی این بیماری چیزی نیست که من بخواهم آن را شرح دهم که از توان من خارج است من فقط ویژگی های یک بیمار اسکیزوفرنیا را توصیف می کنم.

    این که بیماری چگونه آغاز می شود چندان آشکار نیست. متخصصان گاهی آن را ژنتیک و موروثی و گاهی از عوارض پیرامونی زندگی انسان می دانند. زمان بروز آن نیز قابل پیش بینی نیست ممکن است در چند نسل قبل نشانه های بیماری در وابستگان فرد وجود داشته باشد اما بروز و ظهور آن در نسل های بعدی اتفاق بیفتد. به هر حال قابل تردید نیست که یکی از مهم ترین نشانه های این بیماری توهم است. توهم های دیداری و شنیداری بخشی از انواع توهم های فرد بیمار است. یعنی او چیزهایی را می بیند و می شنود که دیگران از دیدن و شنیدن آن ها عاجزند. او می تواند هر که را می خواهد در ذهن بیاورد و با او به گفت و گو بنشیند و البته خودش به جای او سخن بگوید یعنی حرف های خودش را از زبان او بشنود.

    توهم توطئه بخش دیگری از بیماری است. فرد بیمار دائم دیگران را در حال توطئه بر علیه خود می بیند. فرد بیمار خود را مرکز توجه دیگران می بیند و با نوعی خودبزرگ بینی افراطی همه ی رفتارهای دیگران را در ارتباط با خود به شکل خاصی تفسیر می کند که از آن یا بوی توطئه و خیانت برمی آید یا تأیید و حمایت. یعنی دیگران را در دو حالت بیش تر نمی تواند تصور کند بعضی از آنان را دشمنانی می بیند که کمر به اخلال در کارش بسته اند و به همین دلیل هر رفتار و گفتار آنان را با بدبینی خاصی زیر ذره بین قرار داده و همواره از در مخالفت با آنان برمی آید و برعکس بعضی را دوستانی می بیند که در تأیید و تقویت او می کوشند و هر کار آنان را به نفع خود تفسیر می کند حتی اگر در واقع به ضرر او گام بردارند. در ضمن این که خود محوری فرد بیمار گاهی به شکل قضاوت های یک جانبه ای بروز می کند که فرد در آن ها خود را حق مطلق و تصورات خود را حقیقت محض می داند و دیگرن را یک سره باطل می پندارد و نفی می کند.

    از علائم دیگر بیماری بی ثباتی شخصیت فرد است. شادی و نشاط ناگهانی و غم واندوه ناگهانی رفتارهای مضحکی را پدید می آورد که حتی خود فرد را آزار می دهد اما از آن گریزی نمی یابد چون اراده ای در کنترل این رفتارها ندارد.

    فرد بیمار به نوعی شخصیت دوگانه دارد و در دو دنیای متفاوت زندگی می کند یک دنیای ذهنی و خیالی که فقط خودش آن را درک می کند و دیگران را به آن راهی نیست و دنیای واقعی که بیرون از ذهن او وجود دارد و البته او با دنیای بیرونی دائم در چالشی نفس گیر است. او آن چه در بیرون از ذهنش می گذرد را نمی تواند به درستی دریابد. درگیری بین دنیای درونی فرد و دنیای بیرونی معمولا به نفع دنیای درون فرد تمام می شود چرا که او اصلا آن چه در بیرون می گذرد را نمی بیند. او تفسیری مطابق دنیای درون خود از وقایع جهان خارج می بیند و همین به تشدید بیماری و دوام آن منجر می شود.

    عمر این بیماری طولانی و حتی به اندازه ی عمر فرد است. اما درمان این بیماری دشوار است چرا که بیمار خود را بیمار نمی داند بلکه دیگران را غیرعادی می شمارد و زمانی که بیمار خودش بیماری را به رسمیت نمی شناسد چگونه ممکن است تن به درمان بسپارد. گاهی مقاومت فرد در برابر درمان کار را به بحران می کشاند و آن زمانی است که بیماری به اوج می رسد.

    اسکیزوفرنی سیاسی

    همان گونه که گفته شد آغاز بیماری چندان آشکار نیست به همین دلیل این که اسکیزو فرنی سیاسی از کجا به نظام ما منتقل شده قابل تشخیص نیست اما نشانه ها ی بیماری اکنون سال هاست که آشکار شده و کار از انکار آن گذشته است. همان گونه که پیش تر گفته شد مهم ترین نشانه ی این بیماری توهم است و توهم توطئه چیزی است که سالیان دراز حتی بیش تر از عمر نظام کنونی در سیاست ایرانی و بلکه در همه ی اجزای زندگی ایرانی وجود داشته است. جمله ی کنایه آمیز "دایی جان ناپلئون" را همه به خاطر داریم که "کار کار انگلیسی هاست" و این چیزی است که هنوز در هر ماجرایی ناخواسته و ناخود آگاه به زبان جاری می شود به ویژه سیاست مردان که ظاهرا بیش تر از بقیه در معرض آسیب های این بیماری قرار دارند.

    آنان که شاه آخرین را در سالهای پایانی حکومتش به خاطر دارند به یاد می آورند که او در آخرین روزها و به ویژه پس از خروج از ایران دست های توطئه را بیش از عملکرد ناسالم خودش در سقوط حکومت موثر می دید و این جز با توهم توطئه قابل تفسیر نیست.

    من با گذشته ی این بیماری کاری ندارم و در استخوان های اجدادمان نمی خواهم این بیماری را واکاوی کنم اما آن چه از بررسی پرونده ی این بیماری در تاریخ معاصر ایران برمی آید این است که با شروع دوران نظام جمهوری اسلامی این بیماری بروز بیش تری یافته است. تردیدی نیست که با پیروزی انقلاب بسامد واژگان توطئه و دشمن در ادبیات سیاسی رهبران نظام به شدت افزایش یافته است و همه ی ناکارآمدی ها و ناتوانی ها به حساب دشمن فرضی و موهومی گذاشته می شود که دائم دست اندرکار شکست و ناکامی نظام است و این همان چیزی است که یکی از مهم ترین نشانه های این بیماری محسوب می شود.

    بسیاری از رفتارهای نظام سیاسی برآمده از انقلاب 57 جز با تکیه بر رفتارشناسی یک بیمار اسکیزوفرنیا قابل تفسیر نیست. نگاهی به شعارهای بی شمار اول انقلاب و ادعای نجات بخشی مستضعفین جهان و ادعای رهبری جهان اسلام و ادعای جنگ تا رفع فتنه در جهان و ماجرای صدرور انقلاب و کمک به نهضت های آزادی بخش در سراسر جهان و دشمن تراشی و بدبینی به جامعه ی جهانی نشان گر این است که چنین ناهنجاری هایی فقط از یک نظام مبتلا به اسکیزوفرنیا برمی آید.

    همه ی این ها که گفته شد تاکنون بوده و پس از این نیز خواهد بود. در واقع این عوارض را ما به عنوان هم زاد انقلاب و جزئی تفکیک ناپذیر از آن پذیرفته ایم. اما آن چه اکنون مایه ی نگرانی است این است که بیماری چندی است که شدت یافته و گمانم براین است که بیماری به اوج بحران نزدیک می شود.

    علت تشدید بیماری نیز به گمان من این است که اکنون فردی اسکیزوفرنیا در نظامی مبتلا به این بیماری به قدرت رسیده است و این می تواند آخرین فاجعه ی عمر این نظام باشد. با نگاهی به رفتار و گفتار رییس جمهور احمدی نژاد شاید منظور مرا بهتر دریابید.

    ماجرای ظهور هاله ی نور به دور سر احمدی نژاد در سخنرانی سازمان ملل که با آب و تاب برای این و آن نقل می شد و تا مدت ها طنز روز بود و ادعای خیره شدن و پلک نزدن رهبران جهان هنگام سخنرانی احمدی نژاد و ادعای توانایی اداره ی جهان و ادعای عنایات ویژه از جانب امام زمان و فراهم آوردن مقدمات ظهور امام غایب و بزرگ نمایی حوادث و رویداد های پیرامون سفرهای استانی مانند بیهوشی مردم در ضمن استقبال و تکیه بر شعارهایی به سبک شعارهای دهه ی اول انقلاب مبنی بر نهضت جهانی و جبهه ی واحد ضد استکبار و آخرین شاهکار یعنی نامه نگاری به رییس جمهور آمریکا به سبک پیامبر اسلام که پس از استقرار در مدینه به حاکمان ایران و روم نامه هایی مبنی بر دعوت به اسلام نوشته بود و به کار بردن ادبیاتی آمرانه و قرارگرفتن در موضع دانای کل و خیرخواه برای کل بشریت نشان هایی قوی از این بیماری خطرناک است.

    با وجود احمدی نژاد نظامی که به توهم توطئه گرفتار بود به نوعی خود بزرگی بینی نیز دچار شده است که نتیجه ی آن تشدید غیر قابل کنترل بیماری است. اکنون سرنوشت ملک و ملت به دست بیماری است روانی که دور نیست زمانی که سنگی به چاهی بیندازد که هیچ کس بیرون آوردنش نتواند.

    اکنون بیماری او به مرحله ای رسیده است که جز آن چه خودش می خواهد چیزی نمی بیند و نمی شنود. او صدای کارشناسان و تحلیل گران اقتصادی که از تورم و رکود اقتصادی و گسترش فقر و بی کاری سخن می گویند یا آنان که درباره ی ماجرای انرژی هسته ای خطرات پیش روی نظام را گوشزد می کنند و او را از ماجراجویی بر حذر می دارند را نمی شنود چون آن چه آنان می گویند با دنیای خیالی او در تضاد است. در عوض او امدادهای غیبی و عنایات ویژه ی الهی را به وفور می بیند که البته دیگران آن ها را درک نمی کنند و صد البته هیچ نشانی از آن ها در جهان خارج از آن ذهن بیمار وجود ندارد. او با تکیه به همین پشتوانه های خیالی از موضع برتر و از سر قدرت سخنان درشت می گوید و تهدید می کند و حتی برای جابه جایی مرزهای جغرافیایی کشورها نیز طرح وبرنامه می دهد و البته در درشت گویی حتی اطرافیان خودش را نیز بی نصیب نمی گذارد.

    او اکنون در بهشتی خیالی زندگی می کند که خودش فرمان روای آن است و به کم تر از آن که ما را نیز با خود به آن بهشت خیالی ببرد و از مزایای آن ما را نیز بهره ای برساند راضی نخواهد شد چون آن چه خودش می پندارد را بهترین می داند. هیچ چیز نمی تواند او را از دنیای خیالی اش جدا کند چرا که خارج از آن دنیا چیزی برای او وجود ندارد بنابر این تمام کوشش او بر این است که اوهام و تصوراتش را به همه جا تعمیم دهد و در حقیقت دنیای خیالی اش را گسترده تر کند.

    وقتی بیماری به این مرحله می رسد دو راه بیش تر متصور نیست. یا ما باید به زور بیماری اش را به او بقبولانیم و او را به زور از دنیای خیالی اش خارج کنیم یا او ما را به آن جا که خودش می خواهد می برد.

    در افتتاحیه ی نوزدهمین نمایش گاه کتاب تهران او خطاب به برگزار کنندگان گفته است که "تلاش کنید تا سال بعد نمایشگاه را در جای دیگری برگزار کنید چون در غیر این صورت یا شما نخواهید بود یا من. و چون زور من بیش تر است پس حتما شما نمی توانید باقی بمانید."

    این هراس انگیز است که شاید چون زور او ببیش تر است او واقعا همه ی ما را به دنیای خیالی اش بکشاند.

    به نظر شما در دنیای خیالی یک موجود روان پریش چه چیزی در انتظار ما خواهد بود؟

    + نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

     محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران تاكيد کرده است که نامه اش به جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا ارتباطی با پرونده هسته ای نداشته و دعوتی به اسلام و فرهنگ انبيا بوده است.وی روز پنج شنبه در سومين روز سفر خود به اندونزی، در يک کنفرانس مطبوعاتی گفت:" اين نامه بسيار فراتر ازموضوع هسته‌ای بود و ما اصولا مساله هسته‌ای را مهم نمی ‌دانيم كه بخواهيم در مورد آن نامه ‌ای بنويسيم. ما به دنبال حل مسايل اساسی تر جهان هء ³تيم." آقای احمدی نژاد افزوداين نامه دعوتی به توحيد و عدالت كه مشترک بين همه انبيای الهی بود و اگر اين اتفاق بيفتد، ديگر مشكلی برای حل‌ كردن باقی نخواهد ماند.وی گفت:" ما يک پيام دعوت فرستاديم كه بسيار روشن است و دعوت به اعتقادات بشری است، نحوه پاسخ به اين دعوت نيز آينده را روشن خواهد كرد."

    سولانا ارائه پیشنهادهای اروپا به ایران را به بعد از روز دوشنبه موکول کرد .

    به نقل از "انتخاب"

    مسئول سیاست خارجی اتحادیه ارائه پیشنهادهای اروپا به ایران را به بعد از روز دوشنبه موکول کرد .

    به گزارش مهر به نقل از روزنامه تاگس اشپیگل ، " خاویرسولانا "مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از دیدار با " کاندولیزا رایس " وزیر امورخارجه آمریکا در نیویورک همچنین تصریح کرد : اروپایی ها روز دوشنبه در بروکسل گردهم آمده و درباره موضوع هسته ای ایران و پیشنهادهای احتمالی به این کشور گفتگوهایی را انجام خواهند داد .
    وی در ادامه سخنان خود افزود : این احتمال وجود دارد که این نشست نیز به یک نتیجه نهایی ختم نشود.

    با وجود اینکه روسیه و چین مخالفت خود را با تحریم علیه ایران اعلام کردند ، آمریکا و متحدانش روز گذشته با چرخشی جدید در سیاست خصمانه خود، اعطای مشوقهای احتمالی به ایران به منظور توقف اجباری برنامه هسته ایش را مورد بررسی قراردادند .

    "کاندولیزارایس" وزیر امور خارجه آمریکا در رابطه با تلاشهای جدید غرب برای ارائه مشوقها به ایران اظهار داشت که "مدیران سیاسی در حال بررسی راهکارهایی هستند تا به ایران نشان دهند که راهی وجود دارد که می تواند آن را به سمت برنامه هسته ای صلح آمیز سوق دهد که مورد قبول جامعه بین المللی باشد".

    وی ادعا کرد : " ما مشخص کرده ایم که راهی وجود دارد که اگر ایران آن را دنبال کند منجربه منزوی شدن آنها خواهد شد" .

    ازسویی دیگریک منبع آگاه ازنشست 1+5 با دستورکار تهیه پیشنهادهای تشویقی برای ارائه به ایران در29اردیبهشت ماه (19 می ) خبر داد .

    شلاق بدون شيرينى و قطعنامه بدون مذاكره عملى نمی‌شود

    به نقل از "دویچه وله"
    از گروه سه گانه اتحاديه اروپا خواسته شده كه طرح پيشنهادى را براى ايران تهيه كنند تا اين كشور را به صرف‌نظر كردن از غنى‌سازى اورانيوم تشويق كند. به نظر می‌آيد آمريكا وزنه سنگين را بر ديپلماسى گذاشته و به متحدان اروپايى خود نزديك‌تر شده است. "دانيل ششكويتس" مفسر صداى ‌آلمان معتقد است كه اين نزديكى به دلايل تاكتيكى و هم چنين بدليل نبود آلترناتيوهاى متعدد است.

    در ميان اعضاى دولت بوش هنوز هستند كسانى كه به تاكتيك در پيش گرفته شده اعتمادى ندارند. آنها معتقدند اين تاكتيك يعنى دادن پيشنهاداتى تازه  به ايران براى ادامه مذاكرات تنها پوششى است كه در پس آن آمريكا خود را براى حمله نظامى محدود عليه ايران آماده می‌كند. حمله نظامى در شرايطى كه اهرم‌هاى ديپلماتيك كارساز نگردند. به نظر كسانى كه با بدبينى به سياست آمريكا می‌نگرند، تجربه عراق كافى است تا به ظرفيت آمريكا براى رسيدن به توافق شك كرد.

    مفسر صداى آلمان ادامه می‌دهد:

    اگرچه ايالات متحده احتمال گزينه نظامى را هرگز بطور كامل نفى نكرده، اما پاره‌اى حقايق در اين ميان ناديده گرفته می‌شوند. اول اينكه ايران، عراق نيست و ديگر اينكه محدوده عمل براى سياست خارجى آمريكا پس از جنگ عراق بشدت تنگ شده. به اين همه بايد اين پارامتر را اضافه كرد كه تكيه آمريكا به يك اجماع جهانى براى رودرويى با اوضاع پيچيده كنونى تنها شانس اين كشور براى ارائه راه حلى عملى در منطقه خاورميانه است. به همه اينها بايد فضاى داخل آمريكا را هم اضافه كنيم.

    در حال حاضر افكار عمومى ‌آمريكا و نيز اكثريت كنگره آن از جرج بوش براى اقدام نظامى عليه ايران حمايت نمی‌كنند. اين در حالى است كه خطر دستيابى ايران به سلاح اتمى، از بهانه‌ى آمريكا براى حمله به عراق، يعنى احتمال وجود سلاح هاى كشتار جمعى در آن كشور، بسيار جدى تر است. تنها بر اين بستر است كه احمدى نژاد رئيس جمهور ايران به خود اجازه می‌دهد با صداى بلند به آمريكا خطاهايش را يادآور شود و به اميد اين باشد كه سخنانش در منطقه و درميان مردم كشورش او را به محبوبيت برساند.

    واقعيت اين است كه آمريكا هم به حقانيت خود شك دارد و به اين دليل است كه به اين راه تن داده كه يك بار ديگر به ايران شانس مذاكره داده شود. اين سياست به دلايل پراگماتيستى در پيش گرفته شده ، زيرا آمريكا می‌داند كه ايران را تنها با دادن امتيازات كلان می‌توان به توافق كشاند.

    شلاق بدون شيرينى و قطعنامه بدون مذاكره عملى نمی‌شود. آمريكا موقتا در مقابل سياست فشار اروپا و چين و روسيه خم شده زيرا قادر به درگير شدن با جامعه جهانى نيست. خطرات ناشی حمله نظامى به ايران بسيار عظيم‌اند و از خيل موتلفين اين بار خبرى نيست.

    اما زمانى آمريكا با ايران به راه حلى خواهد رسيد كه راسا اقدام به مذاكره با آن كند. حال به هر شكل و روشى.

    سياست خارجى آمريكا پنج سال پس از يازده سپتامبر و سه سال پس از جنگ عراق پراگماتيك‌تر شده و كمتر رنگ بوى ايدئولوژيك دارد و اين ميتواند كمكى به نفع رسيدن به راه حلى صلح آميز در بحران هاى جهانى است.

    دسترسی به برنامه صلح آمیز هسته ای به این معنا نیست که رژیم تهران اجازه دارد به تبدیل و غنی سازی اورانیوم بپردازد

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    کوندالیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا روز گذشته طی مصاحبه ای اظهار داشت جامعه بین المللی باید از دستیابی رژیم تهران که حکومت مسئولی نیست و بانکدار مرکزی تروریسم محسوب می شود، به سلاح هسته ای جلوگیری بعمل آورد.

    خانم رایس در مصاحبه با تلویزیون ان بی سی آمریکا گفت ما بطور کامل توافق داریم که رژیم تهران نباید به سلاح هسته ای دست پیدا کند.

    وزیر امور خارجه آمریکا گفت مهمتر از آن هیچ کس نمی خواهد این رژیم تکنولوژیهايی را در خاک خود در اختیار داشته باشد که به تولید سلاح هسته ای منجر می شود.

    خانم رایس افزود طی هفته های آینده سه کشور برزگ اروپايی تلاش خواهند کرد مجموعه ای را ارایه دهند که دو مسیر را به رژیم تهران نشان خواهد داد: نخست اینکه این رژیم می تواند به مقابله جويی با جامعه بین المللی ادامه داده و با اقدامات شورای امنیت روبرو شود، و یا اینکه می تواند راه دسترسی به برنامه صلح آمیز هسته ای را آنطور که برای جامعه بین المللی قابل قبول باشد، انتخاب کند.

    وزیر امور خارجه آمریکا تاکید کرد این برنامه صلح آمیز نباید به تکنولوژیهايی راه ببرد که می تواند به تولید سلاح هسته ای منجر شود، یعنی تبدیل و غنی سازی اورانیوم در خاک ایران، هیچگاه مجاز شمرده نخواهد شد.

    وزیر امور خارجه آمریکا هشدار داد در صورتیکه رژیم تهران به التزامات خود پاسخ ندهد، گامهای متعدد دیپلماتیک علیه آن برداشته خواهد شد که تصویب قطعنامه اولین گام است و دو هفته انتظار برای آن زمان زیادی نیست.

    همزمان خبرگزاری فرانسه گزارش داد کشورهای اروپايی قصد دارند طرحی را که شامل مجموعه ای از امتیازات همراه با ضرب الاجل های تعیین شده است، به رژیم تهران ارایه کنند.

    این طرح روز نوزدهم ماه مه در لندن با نمایندگان چین، روسیه و آمریکا نیز در میان گذاشته می شود و پس از تایئد، به رژیم تهران ارایه خواهد شد.

    روزنامه نیویورک تایمز به نقل از یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا نوشت این مجموعه جدید تفاوت اساسی با مشوقهای اقتصادی که در ماه اوت گذشته به رژیم تهران ارایه شده بود، نخواهد داشت.

    یاآوری می شود رژیم اسلامی، مجموعه مشوقهای قبلی را آب نبات چوبی نامید و رد کرده بود.

     پاسخ رژیم اسلامی به پیشنهاد جدید کشورهای غربی: مذاکره می کنیم، اما توقف برنامه های غنی سازی اورانیوم را نمی پذیریم

    به نقل از"ایران پرس نیوز"

    به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، یک مقام حکو متی روز پنج شنبه در واکنش به ارایه پیشنهاد جدید از سوی کشورهای غربی برای متوقف ساختن برنامه های غنی سازی اورانیوم در ایران گفت جمهوری اسلامی حاضر به "مذاکره" است، اما تحقیقات هسته ای در زمینه غنی سازی اورانیوم ادامه خواهد یافت و متوقف نخواهد شد.

    حسین انتظامی، سخنگوی شورایعالی امنیت جمهوری اسلامی در این باره گفت "تا کنون هیچ پیشنهادی در این رابطه دریافت نکرده ایم، اما حاضریم برای پیدا کردن راه حلی دیپلماتیک مذاکره کنیم."

    این کارگزار رژیم اسلامی در ادامه سخنانش گفت "ولی همانطور که پیش تر نیز در جریان مذاکرات بخصوص با اروپايیها اعلام کرده بودیم، به هیچ وجه با توقف غنی سازی اورانیوم موافقت نخواهیم کرد و این امر برای جمهوری اسلامی غیرقابل قبول است".

    خبرگزاری فرانسه در گزارش خود همچنین نوشت حداد عادل، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز طی سخنانی گفته است تحت هیچ شرایطی برنامه غنی سازی اورانیوم متوقف نخواهد شد.

    خبرگزاری رویتر نیز طی گزارشی از تهران به نقل از سخنگوی شورایعالی امنیت جمهوری اسلامی نوشت "هرگونه پیشنهاد اروپايیان باید امکان غنی سازی اورانیوم را به رژیم تهران بدهد."

    روز گذشته خبرگزاریهای جهان به نقل از منابع غربی گزارش دادند احتمالا سه کشور بزرگ اروپايی تا چند روز دیگر پیشنهاد جدیدی را برای متوقف کردن برنامه غنی سازی اورانیوم به رژیم تهران ارایه خواهند داد.

    بنا به گزارشها، کشورهای اروپايی قصد دارند طرحی را که شامل مجموعه ای از مشوق ها همراه با ضرب الاجل های تعیین شده است، به رژیم تهران ارایه کنند.

    روزنامه نیویورک تایمز به نقل از یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا نوشت این مجموعه جدید تفاوت اساسی با مشوقهای اقتصادی که در ماه اوت گذشته به رژیم تهران ارایه شده بود، نخواهد داشت.

     
    به نقل از "بی بی سی "

    کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل متحد، از طرف های مناقشه هسته ای ايران خواسته است از دادن شعار عليه يکديگر دست برداشته و در عوض فعاليت های ديپلماتيک برای پايان دادن به اين بحران را شدت بخشند. آقای عنان با اشاره به طرح اتحاديه اروپا داير بر پيشنهاد مشوق های جديد به ايران برای پايان دادن به غنی سازی اورانيوم، می گويد ادامه بررسی های شورای امنيت به پس از دريافت پاسخ ايران موکول شده است تا همصدايی بيشتری ميان اعضای شورای امنيت ايجاء ¯ شود. آقای عنان همچنين از جمهوری اسلامی خواست تا با جامعه بين المللی همکاری بيشتری داشته باشد: "خودداری از حالت های پرخاشگرانه و آمادگی برای گفتگو از اهميت زيادی برخوردار است. هيچ کس نمی گويد ايرانی ها از حق دسترسی به انرژی هسته ای برخوردار نيستند. ولی ايران بايد به جامعه بين المللی تضمين بدهد. اميدوارم هر دو طرف به تفاهم برسند."اتحاديه اروپا قرار است با عرضه فهرستی از مشوق ها و توجيه عواقب بی اعتنايی به خواست شورای امنيت برای تعليق غنی سازی اورانيوم، بار ديگر از ايران بخواهد به نگرانی های بين المللی درباره برنامه هسته ای اين کشور پايان دهد.

     اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر و برخوردهای اخیر قضایی با روشنفکران و فعالین دانشگاهی

    به نقل از "ادوار نیوز"

    سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکیم ) در اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر و برخوردهای اخیر قضایی با روشنفکران و فعالین دانشگاهی بيانيه اي صادر كرد .

    متن اين بيانيه در ادامه مي آيد :

    در 2 هفته گذشته حجم برخورد با نخبگان و فرهیختگان این مرزو بوم به طرز نگران کننده ای افزایش یافته است. بازداشت روشنفکری برجسته و احکام سنگین قضایی برای اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت به گونه ای است که بیم شکل گیری پروژه جدیدی برای سرکوب جریانات اجتماعی و خاموش کردن آنها را به اذهان متبادر می سازد. ظاهرا پس از برخورد با عبدالفتاح سلطانی و اکبر گنجی، دوفعال و مدافع ارزشمند حقوق مدنی و شهروندی اکنون نوبت دیگر فعالان عرصه اجتماعی و فرهنگی رسیده است.

    در زمانه ای که همگان راه خود در پیش گرفته اند و به دنبال معیشت و زندگی روزمره خویش اند، برخورد با معدود فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را به سمت سکون و سکوت بیشتری می برد و انحطاط اجتماعی را رقم می زند. بازداشت روشنفکر و استاد برجسته، رامین جهانبگلو و تایید 6 سال حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی برای علی افشاری عضو سابق دفتر تحکیم وحدت در همین راستا قابل ارزیابی است.
    دوهفته است که دکتر رامین جهانبگلو بازداشت شده است و دستگاه قضایی هیچ توضیح روشن و دلیل قانع کننده ای برای بازداشت او ارائه نداده و تنها منابع خبری هویت ساز وابسته به حکومت، اتهام او را جاسوسی نامیده اند. اتهامی که اخیرا بهانه برخورد با فعالان سیاسی و فرهنگی را فراهم کرده است و سرلوحه موج جدید احضارها و بازداشت ها قرار گرفته است . این درحالی است که تاکنون نتوانسته اند این اتهام را برای فردی به اثبات برسانند.

    باید از حاکمیت پرسید روشنفکری که تنها در حلقه محدود روشنفکران و اساتید دانشگاه فعالیت می کرده است به چه اطلاعات پنهانی توان دسترسی داشته که با افشای آنها نقش جاسوسی را برعهده گرفته است؟قابل پذیرش نیست کسی که ارتباطی با قدرت و امکانی برای در اختیار داشتن اخبار محرمانه ندارد را متهم به جاسوسی نمود. پژوهشگر و روشنفکری که نه پایی در حاکمیت دارد و نه دستی بر پرده قدرت با کدام تعریف جاسوس نامیده می شود؟ ارتباط علمی و فرهنگی با اساتید و فیلسوفان خارجی و محافل فرهنگی غرب نه تنها مستحق برخورد نیست بلکه شایسته تقدیر است چون به ارتقای محافل علمی ایران کمک می کند.

    بازداشت رامین جهانبگلو، اثباتی است بر سیطره حاکمیت بر نهادهای علمی و دانشگاهی و نبود آزادی آکادمیک در دانشگاه و محافل علمی کشور. کسانی که برای توجیه اعمال خود در عرصه بین المللی در پشت ایدئولوژی غیر واقعی علم گرایی پنهان می شوند و از حق مسلم دانشمندان ایرانی سخن می گویند، با بازداشت رامین جهانبگلو و یا سکوت در برابر بازداشت او، حنایشان رنگ می بازد زیرا نمی توان با اهل علم و فرهنگ این گونه برخورد کرد و باز مدعی دفاع از علم شد.

    از سوی دیگر حکم سنگین قضایی برای فعالان سابق و فعلی دانشجویی نگرانی دانشگاهیان رانسبت به نقض حقوق بشر و آزادی های آکادمیک بیش از پیش افزایش داده است. علی افشاری از چهره های برجسته جنبش دانشجویی پس از تحمل 3 سال حبس طاقت فرسا که 400 روز آن در انفرادی بوده است، به 6 سال حبس دیگر محکوم و از حقوق اجتماعیش محروم می شود و اعتراضات وی و وکیلش و رنجنامه هایش از دوران زندان نادیده گرفته شده است تا مظلومیت و بی دفاعی داشگاهیان و جنبش دانشجویی بر همگان اثبات شود.

    امیر اسحاقی عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم به سه ماه و یک روز زندان به خاطر فعالیت های دانشجویی اش در دانشگاه یزد محکوم شده، دیگر فعالین سابق انجمن جمهوریخواه دانشگاه یزد نیز با احکام ناعادلانه و سنگین قضایی مواجه می شوند و پیمان عارف به 18 ماه حبس تعزیری. این همه به سیاهه دیگری از احکام سنگین برای اعضای سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، عبدالله مومنی، مهدی امینی زاده و اکبر عطری اضافه می شود.

    سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار دفتر تحکیم وحدت)، نهادی که برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر تلاش می کند، بازداشت رامین جهانبگلو، استاد و روشنفکر مستقل ایرانی و حکم سنگین قضایی برای علی افشاری عضو برجسته و ارزشمند جنبش دانشجویی و دیگر فعالان دانشجویی؛ امیر اسحاقی، پیمان عارف، مهدی امینی زاده، عبدالله مومنی و اکبر عطری را نقض آشکار حقوق بشر می داند و خواستار تجدید نظر قوه قضاییه در این زمینه است تا پرونده حقوق بشر ایران سیاه تراز این نگردد.


    شورای مرکزی
    سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
    22/2/ 85

    اعتراض دو انجمن علمی معتبر به بازداشت جهانبگلو

    به نقل از "امروز"

    دو انجمن علمی امروز بیان کردند که دولت ایران باید بدون هیگچونه تاخیری نظرپرداز سیاسی و روشنفکر برجسته رامین جهانبگلو را آزاد کند.
    «انجمن مطالعات خاورمیانه در امریکای شمالی» (MESA) و «جامعه بین‌المللی پژوهش درباره ایران» (ISIS) در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، نگرانی شدید خود را از اینکه مقامات اطلاعاتی ايران دکتر جهانبگلو را از هنگام دستگیری وی در ده روز پیش، مورد بازجویی قرار داده‌اند تا وی را بزور وادار به اعتراف نمایند، بیان داشتند. دکتر جهانبگلو در طول این مدت هیچگونه دسترسی به وکیل و مشاور حقوقی نداشته است.

    خوان کول، رئیس جامعه بین‌المللی پژوهش درباره ایران (ISIS) و ژانت آفاری رئیس انجمن مطالعات خاورمیانه در امریکای شمالی (MESA) نوشته‌اند: "رامین جهانبگلو درباره شیوه‌های پیچیده‌ ادغام ارزش‌های جهانی از جمله دمکراسی و حقوق بشر در سنت سیاسی ایران می‌نویسد و تدریس می‌کند. دستگیری خودسرانه او و بازجویی طولانی از وی نشان دهنده تجاوز به اصول آزادی علمی و کنکاش روشنفکرانه و نقادانه است."

    دو انجمن علمی مطالعات خاورمیانه در امریکای شمالی و جامعه بین‌المللی پژوهش درباره ایران که به ترتیب در سال‌های ١٩٦٦ و ١٩٦٧ تاسیس شده‌اند، انجمن‌های علمی برجسته در زمینه تخصصی خود بوده و برای ارتقاء کار علمی و تدریس در زمینه ایران، خاورمیانه و شمال افریقا تلاش می‌کنند. هر دو انجمن پایبند به تضمین آزادی علمی و تبادل آزاد اندیشه‌ها در ایران و خاورمیانه و در رابطه با مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا هستند.

    متن كامل نامه


    ٨ مه ٢٠٠٦
    آیت‌الله خامنه‌ای
    رهبر جمهوری اسلامی ایران
    کپی به جناب آقای جواد ظریف
    سفیر ویژه و تام‌الاختیار
    نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد

    عالیجناب:

    ما از طرف کمیته آزادی علمی در «انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا» (MESA) و کمیته آزادی علم و اندیشه در «جامعه بین‌المللی برای پژوهش درباره ایران» (ISIS) با شما سخن می‌گوییم تا با قوی‌ترین واژه‌های ممکن به دستگیری رامین جهانبگلو، نظریه‌پرداز سیاسی و روشنفکر برجسته اعتراض کنیم. ما مصرانه از شما می‌خواهیم که با استفاده از امکانات میانجیگری خود، وضعیت بازداشت وی را مشخص کرده و آزادی فوری ایشان را تضمین کنید.

    «انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا» و «جامعه بین‌المللی برای پژوهش درباره ایران»، انجمن‌های علمی برجسته در زمینه تخصصی خود هستند. انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا در سال ١٩٦٦، و جامعه بین‌المللی برای پژوهش درباره ایران در سال ١٩٦٧ برای ارتقاء کارعلمی و تدریس در زمینه ایران، خاورمیانه و شمال افریقا پایه‌گذاری شده‌اند. انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا «نشریه بین‌المللی مطالعات خاورمیانه» را منتشر می‌کند و بیش از ٢٦٠٠ عضو در سراسر جهان دارد. جامعه بین‌المللی برای پژوهش درباره ایران نشریه بین‌المللی «مطالعات ایران» را انتشار می‌دهد و بیش از ٥٠٠ عضو در سراسر جهان دارد. هر دو انجمن پایبند به تضمین آزادی علمی و تبادل آزاد اندیشه‌ها به هر صورتی، در ایران و خاورمیانه و در رابطه با مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا و هر جای دیگر هستند.

    بر پایه اطلاعاتی که ما دریافت کرده‌ایم، دکتر جهانبگلو در فرودگاه مهرآباد تهران در اواخر ماه آپریل دستگیر شده است. مسئولان دولت شما اظهار داشته‌اند که دکتر جهانبگلو در حال حاضر تحت "بازجویی" است و مظنون به ارتکاب جرم در رابطه با "جاسوسی و امنیت ملی" است. با وجود این اظهارات، تا این تاریخ هیچگونه اتهامی بر علیه دکتر جهانبگلو اعلام نشده است. مسئولان بيان داشته‌اند که اتهامات علیه دکتر جهانبگلو تنها پس از پایان بازجویی تفهیم خواهد شد. با توجه به این حقایق، ما نگران این امر هستیم که مسئولان دولت شما در كار اعتراف گرفتن به زور از دکتر جهانبگلو هستند. ما همچنین دلیل داریم که باور کنیم که ایشان دسترسی بسیار محدودی به افراد خانواده خویش داشته، و تا جایی که ما آگاه هستیم، ایشان هیچگونه امکان تماس با وکیل نداشته است.

    دکتر جهانبگلو یک شخصیت علمی و دانشگاهی بسیار مورد احترام است که در حال حاضر ریاست موسسه مطالعات معاصر ایران در دفتر پژوهش فرهنگی دانشگاه تهران را به عهده دارد که سازمان مهمی در کشور شماست که در جهان به خاطر کارهای علمی مهم در زمینه سیاست، فرهنگ و تاریخ ایران شناخته شده است. کار دکتر جهانبگلو به عنوان بخشی از دفتر تحقیقات پژوهش فرهنگی باعث جلب احترام فراوان شخصیت‌های علمی داخل و خارج از ایران برای این دفتر شده است. ایشان همچنین در دانشگاه‌های برجسته در اروپا و امریکای شمالی، از جمله سوربن، هاروارد، و دانشگاه تورنتو آموزش ديده و تدریس کرده است. دکتر جهانبگلو به عنوان یک روشنفکر، پیوسته و بطور آشکار ایالات متحده امریکا و اروپا را تشویق کرده است که در برخورد با ایران از شیوه رودررویی کناره بگیرند. کارهای منتشر شده ایشان شامل بیش از بیست کتاب به زبان‌های فارسی، فرانسه، و انگلیسی در زمینه‌های مربوط به فلسفه سیاسی و تاریخ روشنفکری ایرانی‌ها و اروپایی‌‌ها است. نوشته‌های دکتر جهانبگلو بازتاب دهنده توجه به مواجهه ایران با مدرنیته و روند دشوار و پیچیده‌ای است که روشنفکران مدرن ایران خواسته‌اند ارزش‌های جهانی از جمله دمکراسی و حقوق بشر را برپایه ارزش‌های اصیل سنتی ایرانی تعریف کنند. با توجه به بازداشت خودسرانه و غیرعادی دکتر جهانبگلو، ما مجبوریم چنین نتیجه‌گیری کنیم که بازداشت ایشان در رابطه با کارهای علمی و اهداف روشنفکری ایشان است.

    عالیجناب، ما همچنین خود را ناگزير می‌بینیم به شما یادآوری کنیم که حقوق افراد در زمینه آزادی اندیشه، نظر، و بیان بطور صریح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (ماده ٢٣) ، و همچنین در میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ماده‌های ١٨، ١٩، ٢١) که جمهوری اسلامی عضو آن می‌باشد، حمایت شده است. دستگیری خودسرانه دکتر جهانبگلو همچنین به شهرت ایران به عنوان کشوری که کنکاش و پژوهش علمی در آن دارای ارج بسیار است، لطمه می‌زند. بازداشت و جبس دکتر جهانبگلو تنها می‌تواند به حمله مستقیم به اصول آزادی علمی و کنکاش نقادانه روشنفکری تعبیر شود.

    عالیجناب، ما باور داریم که شما اهمیت این مساله را درک کرده و اقدامات لازم را به عمل خواهید آورد. ما مصرانه از شما می‌خواهیم که آزادی فوری ایشان را تضمین نمایید.

    با احترام،

    خوان ر. آی. کول
    رئیس انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا

    ژانت آفاری
    رئیس جامعه بین‌المللی برای پژوهش درباره ایران

     

                               پیام دوم ولی الله فیض مهدوی از زندان گوهر دشت

     

    من ولی الله فیض مهدوی که در مهرماه 1380به اتهام پیوستن به سازمان مجاهدین خلق در عراق و اقدام علیه امنیت کشور دستگیر شدم . چون من یک زندانی عقیدتی هستم و اقدام تروریستی علیه حکومت انجام نداده ام و فقط صرف داشتن عقیده ام در داخل زندان به سر می برم از تمام افراد آزادی خواه و سازمان های حقوق بشری می خواهم که از اعدام من ممانعت به عمل بیاورند و جلوی این عمل غیر انسانی حکومت را بگیرند .

    ولی الله فیض مهدوی

     

    فعالان حقوق بشر در ايران

    Human Rights Activists in Iran

    Hra.iran@gmail.com

    http://hra-iran.blogfa.com

    Tel : +989329224904

    + نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت 7:9 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا گفته است هر نوع اقدام تنبيهی و تلاش شورای امنيت سازمان ملل متحد برای واداشتن ايران به دست کشيدن از برنامه های جنجال برانگيز هسته ای خود، برای دو هفته به تعويق خواهد افتاد.

    وی روز چهارشنبه، 10 مه، به شبکه نلويزيونی ان بی سی گفت غرب منتظر خواهد ماند تا بريتانيا، آلمان و فرانسه، سه کشور اروپايی طرف مذاکره ايران، طرح تازه خود را که دربرگيرنده مشوق های تازه ای برای ترغيب جمهوری اسلامی به کنار گذاشتن برنامه های هسته ای خود است، ارايه کنند.

    خانم رايس افزود:" ما موافقت کرديم که به تلاش خود برای صدور قطعنامه ای از سوی شورای امنيت ادامه دهيم، اما پيش از آن برای دو هفته منتظر خواهيم ماند تا سه کشور اروپايی پيشنهاد تازه خود را به ايران ارايه کنند."

    به گفته کاندوليزا رايس، در طرح پيشنهادی جديد سه کشور اروپايی، امتيازات تازه ای برای ايران در نظر گرفته شده و از جمله به جمهوری اسلامی نشان داده خواهد شد که امکان فعاليت های هسته ای صلح آميز وجود دارد.

    ديپلمات ها خبر از آن داده اند که پنج عضو دايم شورای امنيت به همراه آلمان، روز 19 ماه مه در لندن نشستی را برگزار خواهند کرد تا اين طرح جديد را مورد بررسی قرار دهند.

    به گفته اين منابع، در اين نشست در عين حال، امکان اعمال تحريم ها در صورت خودداری ايران از پذيرش طرح جديد سه کشور اروپايی بررسی خواهد شد.

    گزارش شده که مجموعه پيشنهادی سه کشور اروپايی احتمالا تا ده روز آينده آماده و به ايران ارايه خواهد شد.

    بحث درباره ارايه طرحی جديد که دربرگيرنده امتيازاتی برای ايران باشد، پس از ناکامی اعضای دايم شورای امنيت به رسيدن به توافقی در مورد پرونده فعاليت های هسته ای جمهوری اسلامی مطرح شده است.

    در همين حال، دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا نيز گفته است اطلاعات غلطی که برای توجيه حمله به عراق به کار رفت، ايجاب می کند که اعتبار اطلاعات درباره ايران با احتياط به مراتب بيشتری ارزيابی شود.

    وی در يک نشست خبری در پنتاگون در پاسخ به اين سوال که با توجه به آنچه در عراق اتفاق افتاد، مردم آمريکا چگونه بايد به درستی اطلاعات درباره فعاليت های هسته ای ايران اطمينان داشته باشند، گفت:"شما در آنجا (ايران) با جامعه ای بسته روبه رو هستيد، پس روشن است که بايد بسيار هوشيار بود."

    در تحولی دیگر و درحالی که علی لاریجانی، دبیرشورای عالی امنیت ملی ایران درمورد موضع دو کشورچین و روسیه درارتباط با برنامه هسته ای ایران گفته این دو کشوربه ایران خیانت نکرده اند و تهران با آنها روابط خوبی دارد، ولادیمیرپوتین رییس جمهوری روسیه، تلویحا به آمریکا در مورد هرگونه اقدام نظامی عليه ايران هشدارداده است.

    آقای پوتین درسخنانی، بدون آنکه به طور مستقيم به پرونده اتمی ايران اشاره کند، گفت روسیه قاطعانه مخالف گسترش سلاح های هسته ای است، اما روش های خشونت آمیز به ندرت به نتیجه دلخواه می رسد و پيامدهای آن، اغلب دهشتناک تر از تهدیدهای اولیه است.

    از سوی ديگر، و در شرايطی که سه کشور اروپايی قرار طرح تازه ای را به ايران پيشنهاد کنند، حسن روحانی، رييس پيشين تيم مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی در مطلبی که در هفته نامه آمريکايی تايم به چاپ رسيده، اعلام کرده که ايران سرگرم تهيه پيشنهادهای تازه ای برای حل و فصل مناقشه هسته ای است.

    به گفته آقای روحانی، موافقت با بازدیدهای سرزده بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی از تاسيسات هسته ای ايران، از جمله اين پيشنهادها است.

    محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين ايران نيز روز چهارشنبه 10 مه گفت:"ايران بايد تلاش كند که مساله اش در چهارچوب قانون حل شود. خط مرز اين باشد كه از حقمان نگذريم، حتی اگر ديرتر به اين حق برسيم."

    در همين حال، محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران که به اندونزی سفر کرده، در یک کنفرانس مطبوعاتی در اين کشور ضمن تاکيد بر صلح آميز بودن برنامه هسته ای ایران، غرب را به دروغگويی در مورد هدف های اين کشور متهم کرده و گفته کشورهای قدرتمند می کوشند کشورهای در حال توسعه را از پيشرفت علمی و فنی باز دارند.

    دراین میان ، رييس جمهوری اندونزی هم پس از ملاقات با آقای احمدی نژاد، از آمادگی کشورش برای ميانجيگری در بحران هسته ای ايران سخن گفته است.

    اولین تاثیر نامه احمدی نژاد در بوش

    بوش: سخنان احمدی نژاد را تهدید جدی می دانم

    به نقل از "خبرگزاری آریا"

     اولین سخنرانی که جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا بعد از دریافت نامه دکتر محمود احمدی نژاد، داشت نشان داد که تاثیر نامه احمدی نژاد بر بوش به صورت معکوس بوده است!

    به گزارش سرویس سیاسی آریا به نقل از رادیو صدای آمریکا، بوش در سخنانی که در کميته يهوديان آمريکا داشت، گفت: آمريکا به تلاشهای خود برای متحد کردن کشورهای دنيا به منظور مقابله با ایران ادامه خواهد داد.

    بوش با اشاره به شعار دکتر محمود احمدی نژاد نسبت به اسراييل گفت:"بايد گفته های احمدی نژاد را جدی گرفت....سخنان او تهديد جدی بشمار ميرود."

    بوش در ادامه سخنان خود گفت: " اگر احمدی نژاد در نظر دارد کشوری را نابود کند، طبعاً به نابودی کشورهای ديگر نيز دست خواهد زد؛ به همين جهت اين تهديدی است که بايد با آن مقابله شود."

    بوش در ادامه گفت: " در اين بُرهه زمانی همه کشورهای جهان بايد دست بدست هم دهند، و با ايران مقابله کنند؛ تا اگر کشور ديگری نيز فکر تهديد را به خود راه دهد، بداند که با واکنش قاطعی روبرو خواهد شد.... گزينه نخست من برای حل اين مسأله عبور از راههای ديپلماتيک است ؛ اما گزينه های ديگر نيز در اختيار ما است.