ديپلماتهاي غربي جمعه شب پيش نويس طرح پيشنهادي را كه قرار است دولتهاي اروپايي به عنوان مشوقهاي تجاري، امنيتي و فناوري در برابر برنامههاي هستهاي به ايران ارائه شود، منتشر كردند.
خبرگزاري فرانسه طي گزارشي از وين اعلام كرد، براساس يك نسخه از كپي پيشنهادهاي چهار صفحهاي اتحاديه اروپا به ايران كه اين خبرگزاري دريافت كرده، اتحاديه اروپا آماده است در صورت توقف فعاليتهاي غنيسازي اورانيوم توسط ايران، براي ساخت چند راكتور هستهاي آب سبك به اين كشور كمك كرده و همچنين بانك سوخت هستهاي نيز ايجاد كند.
به گزارش فارس، در بخشهايي از اين متن چهار صفحهاي كه با عنوان «عناصر احتمالي پيشنهاد تصحيحشده به ايران» منتشر شده و قرار است چهارشنبه آينده در ميان سه كشور اروپايي و روسيه، چين و آمريكا در لندن بحث شود، آمده است:
جامعه جهاني،
0 بر حق غيرقابل انكار ايران براي دستيابي به انرژي هستهاي براي مقاصد صلحآميز بر اساس ماده چهار پيمان منع گسترش تسليحات هستهاي تاكيد ميكند؛
0 از طرح انرژي صلحآميز هستهاي ايران از جمله ساخت رآكتورهاي آب سبك جديد در ايران از طريق پروژههاي مشترك حمايت فعالانه ميكند؛
0 با تعليق بحث درباره پرونده هستهاي ايران در شوراي امنيت با ازسرگيري مذاكرات موافقت ميكند؛
ايران نيز،
0 به حل مسائل باقيمانده و ديگر نگرانيهاي بينالمللي از طريق همكاري كامل با آژانس بينالمللي انرژي اتمي پايبند باشد
0 همه فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري را به حال تعليق درآورده و به اين اقدام تا زماني كه مذاكرات ادامه دارد، مبادرت كند
0 اجراي پروتكل الحاقي را براي بازرسيهاي گستردهتر آژانس بينالمللي انرژي اتمي از سر بگيرد؛
موارد همكاريهاي مشترك كه در مذاكرات مطرح ميشود،
0 در توافقي درازمدت به ايران تضمينهاي الزامآور و چندلايه جهت ارائه سوخت بر اساس مشاركت به عنوان شريك در مركز سوخت هستهاي بينالمللي روسيه كه بتواند همه UF6 (گاز اورانيوم توليد شده در ايران) را غني كند؛
0 تاسيس يك بانك سوخت براي نگهداري ذخيره سوخت هستهاي اختصاص يافته به ايران براي مدت پنج سال با مشاركت و تحت نظارت آژانس بينالمللي انرژي اتمي؛
0 تاييد حل تمام مسائل مهم و ديگر نگرانيهاي بينالمللي از سوي آژانس بينالمللي انرژي اتمي و اينكه آژانس در موقعيتي است كه ميتواند نتيجهگيري كند هيچگونه مواد يا فعاليت هستهاي اعلام نشده يا انحراف از مواد هستهاي در ايران وجود ندارد؛
0حمايت از يك نشست منطقهاي بين دولتي از جمله كشورهاي منطقه و ديگر كشورهاي ذينفع... با هدف اجراي ترتيبات امنيت منطقهاي و همكاري در مسائل امنيت منطقهاي مهم از جمله تضمينهايي براي تماميت ارضي و حق حاكميت سياسي؛
حمايت از هدف ايجاد يك منطقه عاري از تسليحات كشتار جمعي و وسايل پرتاب آنها در خاورميانه؛
0 حمايت از پيوستن كامل به سازمانهاي بينالمللي از جمله سازمان تجارت جهاني و ايجاد چارچوبي براي سرمايهگذاري مستقيم بيشتر در ايران و تجارت با ايران از جمله موافقتنامه همكاري اقتصادي و تجاري با اتحاديه اروپا
0 همكاري در زمينه هواپيمايي غيرنظامي... و لغو محدوديتهاي اعمال شده بر سازندگان هواپيماهاي مسافربري در خصوص صادرات چنين هواپيماهايي به ايران كه زمينه را براي خريد يك ناوگان جديد از هواپيماهاي مسافربري پيشرفته فراهم ميكند؛
0همكاري راهبردي طولانيمدت بين ايران و اتحاديه اروپا از جمله توسعه
و نوسازي بخشهاي نفت و گاز، همكاري علمي و فناوري و همچنين توسعه زيرساختهاي انرژي ايران از جمله ساخت خط لوله و درباره بازده انرژي و انرژيهاي قابل بازيافت؛
اقدامات احتمالي درصورت خودداري ايران از همكاري،
0 اقدامات مناسب انتخاب شده از فهرست زير به منظور تاثيربخشي به تصميمات جامعه جهاني. زماني كه لازم باشد اين اقدامات براساس ماده 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد انجام ميشود.
اقدامات عليه برنامههاي هستهاي و موشكي ايران شامل:
1. تحريم عليه صادرات كالا و فناوريهاي مربوط به اين برنامهها
2. مسدود شدن داراييها و ممنوعيت داد و ستد مالي سازمانها يا افراد مربوط به اين برنامهها
3. ممنوعيت سفر و ويزا براي افرادي در ارتباط با اين برنامهها
4. تعليق همكاري فني با آژانس بينالمللي انرژي اتمي
5. ممنوعيت سرمايهگذاري عليه شركتهايي كه با اين صنايع در ارتباط هستند
6. ممنوعيت تحصيل ايرانيها در رشتههاي مربوط به توسعه موشكي و هستهاي در خارج از كشور اقدامات سياسي و اقتصادي
7. كاهش و توقف تماسهاي دوجانبه
8. ممنوعيت ويزا و مسافرت برخي مقامات و شخصيتهاي بلندپايه ايران
9. مسدود شدن داراييهاي افراد يا سازمانهاي مرتبط يا نزديك به حكومت ايران
10. تحريم تسليحاتي عليه ايران
11. تحريم عليه صادرات محصولات خاص به عنوان مثال محصولات نفت و گاز پالايش شده به ايران
12. پايان يافتن حمايت از پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني
13. ممنوعيت همكاري و سرمايهگذاري در بخشهاي خاصي در ايران
14. مسدود شدن كلي داراييهاي موسسات مالي ايران
15. كاهش حمايت دولتي از تضمين اعتبار تجارت و صادرات با ايران
آيا پيشنهاد هسته ای اروپا به ايران جديد است؟
به نقل از "بی بی سی "
با آشکار شدن جزئيات بيشتری از طرح پيشنهادی اروپا برای حل بحران هسته ای ايران به نظر نمی رسد که جمهوری اسلامی با اين گونه امتيازاتی که در نظر گرفته شده از مواضع خود عقب نشينی کند و فعاليت غنی سازی اورانيوم را متوقف سازد. در يکی دو روز گذشته خبرگزاری های معروف جهان به نسخه هايی از طرح اروپا دست يافتند و نکات اصلی آن را منتشرکردند.قرار است نمايندگان پنج کشور دارای حق وتو در شورای امنيت (آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا، فرانس! ه) و آلمان که در مذاکرات هسته ای اتحاديه اروپا با ايران در سال های اخير نقش عمده ای داشته در باره جزئيات اين طرح در روز چهارشنبه در لندن به توافق برسند وبعد آن را رسما به ايران ارائه دهند.طرح مشابه ديگری در تابستان سال گذشته به ايران ارائه شد و مقامات جمهوری اسلامی آن را اهانت به ملت ايران دانستند و با عصبانيت آن را رد کردند.
نخستین واکنش ایران به پیشنهاد اروپا
به نقل از "خبرگزاری آفتاب"
منوچهر متکی، وزیر امورخارجه کشورمان در نخستین واکنش ایران پس از ارائه طرح کامل پیشنهادهای اروپا، اظهار داشت: تعلیق غنی سازی اورانیوم برخلاف حقوق قانونی ایران است. متکی پس از دیدار با شیخ محمد الصباح همتای کویتی خود، در پاسخ به پرسش خبرنگاری در مورد احتمال پذیرش تعلیق غنی سازی اورانیوم توسط ایران، گفت: این شرط از جمله بندهای پیمان ان. پی. تی نیست و تعلیق غنی سازی اورانیوم بر خلاف حقوق مشروع و قانونی ایران است.
متکی بار دیگر تاکید کرد که پرونده هسته ای ایران نباید به شورای امنیت سپرده شود زیرا باعث برخورد سیاسی با آن می شود.
وی افزود ایران همواره به وظایف خود بر اساس پیمان ان پی تی عمل کرده و چیزی به جز حقوق قانونی خود نمی خواهد.
متکی در این سفر با امیر کویت نیز دیدار و گفتگو کرده و برنامه های هسته ای و استانداردهای ایمنی نیروگاه بوشهر را تشریح کرد.
متکی که پس از دیدار با شاه اردن و رئیس جمهوری سوریه برای دیداری کوتاه به کویت رفته بود، در دیدار با امیر این کشور گفت: نیروگاه بوشهر از سیستم امنیتی و استانداردهای جهانی برخوردار است ،ضمن آنکه آژانس بین المللی انرژی اتمی نظارت کافی بر ساخت این نیروگاه داشته و دارد.
متکی افزود: 99 درصد کار نیروگاه بوشهر به پایان رسیده است.
شیخ احمد الصباح امیر کویت نیز در این دیدار گفت: ما از برنامه های هسته ای صلح آمیز ایران استقبال می کنیم و آن را حق مشروع این کشور می دانیم.
احمد الصباح، ایمنی نیروگاه بوشهر و انتقال زباله های هسته ای به روسیه را امری مثبت ارزیابی کرده و ابراز امیدواری کردکه مابقی مسائل هسته ای ایران از راهکار دیپلماتیک حل شود.
مسائل فلسطین و عراق از دیگر محورهای نشست وزیر خارجه کشورمان با امیر کویت بود.
|
نامه نمایندگان حزب دموکرات به بوش
اشتباهات آمریکا در جنگ عراق در ایران تکرار نشود! |
|
به نقل از "خبرگزاری آریا" |
|
پنج تن از نمایندگان حزب دموکرات در سنای آمریکا از جرج بوش خواستند گزارش تازه ای درباره ایران تهیه شود.
به گزارش سرویس سیاسی آریا به نقل از رادیو فردا، پنج تن از نمایندگان حزب دموکرات در سنای آمریکا در نامه ای از جرج بوش رئیس جمهوری این کشور خواستند برای اجتناب از اشتباهی که درمورد عراق انجام شد ارزیابی و گزارش تازه ای درباره ایران تهیه شود.
در این نامه که روز جمعه به کاخ سفید ارسال شد گفته می شود آمریکا برای حل اختلافهای جامعه بین المللی با ایران اطلاعاتی را که بیطرفانه و بدون در نظرگرفتن ملاحظات سیاسی تهیه شده است، در اختیار داشته باشد.
در این نامه همچنین تاکید شده است که کنگره آمریکا با استفاده از این اطلاعات می تواند برای یافتن بهترین راه حل های کوتاه مدت و درازمدت در برخورد با مساله ایران به مذاکرات جدی و همه جانبه بپردازد.
سناتورهای دموکرات کنگره به جرج بوش گفته اند که آنها نیز نگران برنامه هسته ای ایران اند اما نمی خواهند اشتباهات دولت آمریکا در جنگ عراق تکرار شود.
|
تحريم اقتصادى ايران يكى از راههاى نهايى است |
|
به نقل از "خبرگزاری آریا" |
|
فرانكوالتر اشتاينماير، وزير امور خارجهى آلمان در گفتگویی رادیویی گفت: ما نبايد بطور كامل امكان تحريم اقتصادى ايران را كه ممكن است در پايان مطرح شود منتفى بدانيم
به گزارش سرویس رسانه آریا به نقل از «دویچه وله» رادیو صدای آلمان، فرانكوالتر اشتاينماير، وزير امور خارجهى آلمان عصر روز گذشته در گفتگويى راديويى اظهار داشت: ما نبايد بطور كامل امكان تحريم اقتصادى ايران را كه ممكن است در پايان مطرح شود منتفى بدانيم. همكارىهاى جمهورى اسلامى همچون گذشته كافى نيست و به همين دليل حكومتمردان ايران نتوانستهاند، شك جهانيان در مورد نظامى بودن نهايى برنامه هستهاى كشور را از بين ببرند.
وزير امور خارجهى آلمان كشورهاى عربى را به ضديت آشكارتر و قاطعترى با سياست هستهاى ايران فراخواند. به عقيدهى او، بسيارى از كشورهاى عربى تاكنون با سياست هستهاى ايران همسويى نكرده و يا اينكه به ضديت با آن درآمدهاند، ولى اين كافى نيست و چنين تقابلى بايد آشكارتر از پيش نشان داده شود. اشتاينماير متذكر شد كه همسايگان ايران علاقهای به وارد شدن در مسابقهاى تسليحاتى را ندارند.
اشتاينماير همچنين به امكان اقدام نظامى عليه ايران اشاره كرد و ضمن غيرمحتمل خواندن آن گفت: به اعتقاد من، در بين سياستمدارانى كه در اين خصوص مذاكره مىكنند، كسى نيست كه امكان هجوم نظامى را مورد بررسى قرار دهد. | |
به نقل از "ایران پرس نیوز"
به گزارش خبرگزاری فرانسه، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان روز دوشنبه آینده برای انجام یک سفر دو روزه عازم چین خواهد شد. بحران هسته ای رژیم تهران یکی از موضوعات اصلی گفتگوهای خانم مرکل با مقامات چینی در پکن اعلام شده است.
یک مقام دولت آلمان که صدراعظم این کشور را در سفر به چین همراهی می کند، در باره اهداف خانم مرکل از گفتگو با مقامات پکن پیرامون مسایل بین المللی از جمله بحران هسته ای رژیم تهران، اظهار داشت برلین انتظار دارد که چین به تناسب وزن اقتصادی که در جهان بدست آورده است، به مسئولیت های سیاسی خود نیز در سطح بین المللی آگاه بوده و به آن عمل کند.
لازم به ذکر است که چین تا کنون بهمراه روسیه با تصویب قطعنامه ای الزام آور علیه رژیم تهران در شورای امنیت سازمان ملل متحد بمنظور توقف برنامه های مشکوک هسته ای جمهوری اسلامی مخالفت کرده است.
| |
نامه ۴۲۰ شخصيت برجسته علمى و فرهنگى جهانى براى آزادى رامين جهانبگلو
به نقل از "ایران ما"
درحاليكه تقريبا سه هفته از بازداشت رامين جهانبگلو، محقق و استاد دانشگاه مي گذرد هنوز اتهامات وی رسما اعلام نشده،از اين رو اعتراض های جهانی به بازداشت وی ادامه دارد.
گروهی شامل بيش از 400 نويسنده، استاد دانشگاه، محقق، هنرمند و فعال حقوق بشر از سراسر جهان از جمله چهره های برجسته ای مانند نوام چامسکی زبان شناس آمريکايی، جان ماکسول کوئتزه برنده جايزه نوبل ادبيات 2003 و شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل 2003 با ارسال نامه ای خطاب به احمدي نژاد و رئيس قوه قضاييه خواستار آزادی دکتر جهانبگلو شده اند.
رامين جهانبگلو تقريبا سه هفته پيش در حالی که قصد سفر به خارج از کشور را داشت در فرودگاه مهرآباد تهران دستگير شد.
اما خبر بازداشت او تنها روز سوم ماه مه از سوی مقام های كشوري تاييد شد. غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات در اين فاصله گفته است که اتهامات جهانبگلو به "ارتباط با عوامل بيگانه" مربوط می شود.
وزير اطلاعات گفت "پس از انجام تحقيقات" اطلاعات لازم در خصوص اتهام رامين جهانبگلو در اختيار خبرنگاران قرار خواهد گرفت اما هنوز اين اطلاعات ارائه نشده است.
متن اين نامه به شرح ذيل است:
رونوشت: آية الله محمود هاشمى شاهرودى، رئيس قوه قضائيه جمهورى اسلامى ايران
آقاىرئيس جمهور،
ما امضاكنندگان زير خواستار آزادى فورى و بيقيد و شرط پژوهشگر برجسته و روشنفكر مشهور آقاي دكتر رامين جهانبگلو مى باشيم كه در اوائل ارديبشهت ۱۳۸۵ در فرودگاه بينالمللى تهران بازداشت شدهاند. در روز شنبه، ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۵ حجة الاسلام غلامحسين محسنى اژهاى بازداشت دكتر جهانبگلو را تأييد نموده اظهار داشتند كه ايشان به اتهام "تماس با بيگانگان" دستگير شدهاند.
نزديك به سه هفته است كه ايشان بدون حكم بازداشت قانونى، تفهيم اتهام، دسترسى به وكيل و يا حتى حق ديدار خانواده خود درباداشت به سر مىبرند. بهرهوري از اين حقوق ابتدايى از مقدمات فرايند قانونى است. بازداشت و حبس آقاي دكتر جهانبگلو در حكم نقض آشكار قوانين جمهوري اسلامى ايران و بويژه تعهدات آن كشور در مقام يكي از امضاكنندگان منشور بينالمللى حقوق بشر است.
خبر بازداشت دكتر جهانبگلو در مجامع دانشگاهى جهان پيچيده است. دكتر رامين جهانبگلو فيلسوفى پايبند به اصل دورى از خشونت است كه با پشتكارى خستگىناپذير براي تفاهم و تفهم متقابل بين ايران و جهان كوشيده است. او در مقام سرپرست گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهشهاى فرهنگى، هزاران خواننده، اعم از دانشجود و استاد را با عمق تمدن ايران و رهاوردهاي پرارزش آن براي بشريت آشنا كرده است. كوششهاي اين پژوهشگر ارجمند در توضيح و معرفى فرهنگ و تاريخ ايران به جهانيان موجب احترام ژرفى است كه عالم و عامي براي او در جوامع گوناگون و در اقصى نقاط عالم قائل اند. پس جاي تعجب نيست كه رفتار فراقانونى اخير با دكتر رامين جهانبگلو در وطنش خوانندگان آثار او در ايران و ساير نقاط جهان را اينچنين دچار حيرت و تأسف كند.
ما بر آنيم كه بازداشت دكتر رامين جهانبگلو بايد موجب اقدام سريع جنابعالى و آزادي فورى ايشان گردد.
بیش از هفتصد فعال سیاسی و فرهنگی از فراخوان کانون نویسندگان برای مبارزه با سانسور و سرکوب حمایت کردند
به نقل از "رادیو فردا"
هفتصد و شصت و سه 763 تن از فعالان و شخصیت ها در ایران از فراخوان كانون نويسندگان ايران براي مقابله با سانسور و سركوب حمايت کردند. در فراخوان كانون نويسندگان ايران آمده است : طرحهاي تازهاي براي محدود كردن هر چه بيشتر عرصه فعاليتهاي ادبي، فرهنگي و هنري و آزاديهاي فردي و اجتماعي، از سوي نهادهايي كه خود را متولي اين عرصهها ميدانند ،در دست اجراست ،.کانون نويسندگان ايران با تشريح برخي نمونههاي تازه براي محدود كردن هر چه بيشتر آزادي انديشه و بيان و اعمال شديدتر سانسور از جمله نوشته است: طرحي از سوي كميسيون فرهنگي مجلس براي جمعآوري كتابهاي به زعم آنان ”مسئلهدار“ در دست تهيه است؛ و در دیگر عرصه های فرهنگی مانند تاتر و سینما و موسیقی نیز طرح های مشابهی وجود دارد. در اين فراخوان ، كانون نويسندگان ايران ، از مردم ايران خواسته است با سانسور و سركوب به هر شكل ممكن مقابله كنند. علاوه بر بیش از 760 امضای یاد شده،این فراخوان از سوي كانون وبلاگ نويسان ايران، هيئت مؤسسان سنديكاهاي كارگري، انجمن فرهنگي حمايتي كارگران مورد حمايت قرار گرفته است.
جايزه ويژه انجمن بينالمللي آزادي به ايرج جمشيدي تعلق گرفت
به نقل از "ایلنا"
انجمن بينالمللي آزادي, جايزه ويژه خود را در رابطه با فعالترين فرد در عرصه دموكراسي و آزادي از ميان هزار كانديداي دريافت اين جايزه، به ايرج جمشيدي, سردبير روزنامه اقتصادي آسيا اختصاص داد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، اين جايزه طي مراسم ويژهاي كه به طور مستقيم از كانال RAI2 ايتاليا پخش ميشود, روز پنجشنبه، هجدهم خرداد ماه سال جاري مطابق با هشتم ژوئن سال 2006 ميلادي به ايرج جمشيدي اهدا ميشود.
پيام اكبر گنجی به مراسم بزرگداشت سيمين بهبهانی
بهبهانی سمبل يك مبارزه نابرابر با انواع كژیها است
به نام حق
خدمت مادران بزرگوار ايرانی غربت نشين
با سلام و آرزوی شادكامی و بهروزی
به گفته عيسی مسيح، «حقيقت شما را آزاد خواهد كرد» (انجيل يوحنا، باب هشتم، آيه ٣٢). اما كدام حقيقت ما را آزاد خواهد كرد؟ رهايی از چنگال ايدئولوژی (يعنی شعور كاذب) با كدام حقيقت ممكن خواهد شد؟ حضرت خداوندگار مولانا جلال الدين، معتقد بود كه انبيا برای آزاد كردن آدميان آمدهاند.
چون به آزادی نبوت هادی است / مومنان را ز انبيا آزادی است
ای گروه مومنان شادی كنيد / همچو سرو و سوسن آزادی كنيد
اگر كسی گمان برد جامعه و نظام سياسی با نشستن و بازی با مفاهيمی نظير آزادی، جامعه مدنی، تساهل، رواداری، حقوق بشر، سكولاريسم و تفكيك عرصه عمومی از عرصه خصوصی دموكرات خواهد شد، آب در هاون میكوبد. حقوق بشر برای حفاظت ازكرامت انسانی و اصل خودگردانی (autonomy) انسانهاست. اما به صرف گفتن و نوشتن درباره مفاهيم كرامت و خودگردانی، انسانها صاحب كرامت و خود گردان نمیشوند. آزادی بيان بر مبنای حق سخنگو در ابراز ديدگاههايش، حق شنونده در شنيدن آن ديدگاهها و خير جمعی يك جامعه آزاد توجيه میشود. اما به صرف نوشتن درباره حق آزادی بيان و مبانی توجيهكننده آن، جامعه از حق آزادی بيان برخوردار نمیشود. باور بدون عمل، باور نيست. نمیتوان مدعی باور به ارزشها و آرمانهای انسانی شد، اما برای تحقق آنها قدمی به پيش برنداشت. بايد در نظام اخلاقی- ارزشیمان جايگاه ويژهای برای شجاعت، عشق و محبت باز كنيم. شجاعت اخلاقاً درخور احترام است، چون پذيرش خطر، بدون انگيزه خودخواهی است. نوعی از خودگذشتگی ناشی از بیاعتنايی، بیطمعی، و از منِ خود فاصله گرفتن است. تمام فضائل اخلاقی، بیدورانديشی، نابينا يا ديوانه وار خواهند بود، ولی بیشجاعت، پوچ و ترسو. آدمی، بیدورانديشی، نمیداند چگونه با بیعدالتی پيكار كند، ولی بیشجاعت نمی تواند به آن بپردازد. فيلسوفان برای انديشيدن نياز به شجاعت دارند. اما خود انديشه لزوماً در كسی ايجاد شجاعت نمیكند. بیدليل نبود كه كانت پيام روشنگری را بيرون آمدن از طفوليت و صغارت میدانست و فرمان میداد: شجاعت دانستن داشته باش. برای انديشيدن به شجاعت نياز است. وقتی متفكری با پيامدها و لوازم منطقی مدعای مدللی روبرو شد، ممكن است پيامدها به لحاظ نظری و عملی برای او ناپذيرفتنی و هراسآور باشند، اما انديشمند بايد شجاعانه با مساله روبرو شود و مدعای مدلل را تا نهايت منطقیاش دنبال كند. ممكن است پيامدهای منطقی يك مدعای مستدل، زير پای ما را خالی كند، ارتباط ما را با سنت و گذشتهمان قطع نمايد، تمام جهانی را كه در آن زندگی میكرديم، فرو بپاشاند و ويران كند، بدون آنكه تكيهگاه جديدی برايمان مهيا سازد. روشنفكر و متفكر حقيقتطلب، شجاعانه به لوازم عملی نظرش تن میدهد تا حقيقت او را آزاد كند و ،در عين حال، هيچ گاه عقيده خود را دگرگون ناپذير و حق مطلق نمی داند و مانند كسانی نيست كه خود شيفتگی و خود پرستی خود را در لباس تقدس، عقيده جلوه می دهند و نمی دانند كه اگر بايد موجودی را پرستيد، آن موجود فقط خداست، لاغير. و عقيده خدا نيست. هيچ كس نمیتواند بجای ما بينديشد، بجای ما رنج ببرد، بجای ما پيكار كند. شجاعت عقلانی، كه امتناع از تسليم ترس شدن در انديشه و امتناع از گردن نهادن به چيز ديگری جز حقيقت است، اينك به شدت مورد نياز ما است. دموكراسی و حقوق بشر به عاملان جسور و شجاع نياز دارد. به افرادی كه به ارزشهای دموكراتيك باور دارند و باور خود را از طريق پيكار و مبارزه با ظلم و بیعدالتی نمايان میسازند. روشن است كه شجاعت عملی، بدون بصيرت نظری، راهگشا نخواهد بود. مساله و مشكل روشنفكرِ آوانگاردِ پيش از انقلاب، فقر فلسفه و نپرداختن به تأملات نظری بود. مطالعه و نظرورزی به نام «فلسفه بورژوايی» و «انتزاعيات سرمايهداری» به طور مطلق نفی و طرد میشد. همه چيز به «عمل» (Pratic) و «مبارزه» فروكاسته میشد. مقاومت و شجاعت اگر متكی بر نظريهای انسانی- دمكراتيك نباشد، استبدادی را جايگزين استبدادی ديگر میكند. انقلاب ٥٧، محصول گفتمان غربستيز (ضدامپرياليستی)، آزادیستيز، دمكراسیستيز، بازگشت به خويشتن (خويشتن اسلامی، خويشتن آسيايی، خويشتن پرولتاريا در جامعه بیطبقه كمونيستی)، ايدئولوژيك، يوتوپيايی و انقلابی دهه پنجاه بود. آن انقلاب را به هيچ وجه نبايد خروج از مسير تلقی كرد. تروتسكی با نوشتن كتاب انقلابی كه به آن خيانت شد گمان میكرد استالين به آرمانهای انقلاب بلشويكی خيانت كرده است. اما هيچ كس به انقلاب روسيه خيانت نكرد آنچه پيش آمد تحقق دقيق ايدئولوژی انقلابی ماركسيسم – لنينيسم بود. انقلاب كل گرايانه ايدئولوژيك كلاسيك، خطای بزرگ برگشت ناپذير است. انقلاب، دموكراسی ساز و آزادی آفرين نيست. از اين رو، به هيچ وجه به انقلاب ٥٧ خيانت نشد. انقلاب تجسم عينی گفتمان دهه پنجاه بود. تجربه انقلاب ٥٧ همگان را بدين جا راهبری كرد كه بدون انديشه و خردمندی نمیتوانيم از صغارت عبور كنيم و بزرگسال و دمكرات شويم.
طی دو دهه اول انقلاب، رفته رفته از گفتمان دهه پنجاه عبور كرديم و گفتمان جديدی را شكل داديم. گفتمان جديد، در تعارض كامل با گفتمان پيشين، مدرن، آزادی خواه،دموكراتيك، غير ايدنولوژيك، غير يوتوپيايی، حقوق بشری و اصلاح طلبانه است. اما چرا روشنفكران با اين گفتمان جديد هم نتوانستند گام بزرگی در راه دموكراتيزه كردن نظام سياسی بردارند و شور و اميد، به ياس، سرخوردگی و انزوا تبديل شد؟ مشكل و مساله روشنفكر برج عاج نشين دهه هشتاد، فرار از عمل، نفی مبارزه و مقاومت و سرگرمشدن به فلسفه و مفهومانديشی است. گمان میرود كه تمام مسائل و مشكلات با فلسفه حل و رفع خواهند شد. سنت متافيزيك صدرائی و عرفان محیالدين عربی، به حد كافی ما را از دنيا و حيات اجتماعی دور كردهاند. ديگر چه نيازی به هايدگر و نيچه و كارل اشميت است كه فلسفهشان برای ما جنبه عملی-رهايی بخش ندارد. (همه فلسفهها بايد آزادانه در عرصه عمومی مطرح شوند، اما همه فلسفهها رهايی بخش و حقيقت طلب نيستند و آدمی را از ظلمت و تاريك انديشی نجات نمیدهند). انديشه ورزی ،نه تنها حق ماست ، بلكه قاطعا و موكدا وظيفه ماست. اما در اين ميان، تاكيد من بر دو نكته است : ١) انديشه ورزی شرط لازم بهروزی ماست، نه شرط كافی . برای تامين شرط كافی ، عمل به مقتضای انديشه، اجتناب ناپذير است. ٢) از ميان اقيانوس بی كران امكان های انديشه ورزی، اخلاق و انسان دوستی حكم می كند كه به انديشه ورزی هايی بپردازيم كه فقط جنبه نظری ندارند، بلكه دير يا زود به مرحله عمل راه می يابند و می توانند در بهبود وضع و حال آدميان موثر افتند. فلسفه تحليلی كانت هم به تنهايی نمیتواند مارا به دموكراسی و آزادی و حقوق بشر برساند. برای بنا كردن يك نظام دموكراتيك نه تنها به علوم اجتماعی تجربی نياز داريم، بلكه به عمل، به ايستادگی، به حركت، به كار و كوشش، به آرمان، به شجاعت و نافرمانی مدنی هم به شدت نيازمنديم. روشنفكر برج عاج نشين برای فرار از مسووليت اجتماعی، از ترفند مغالطه استفاده می كند. می گويد: دموكراسی و آزادی و حقوق بشر، مساله و مشكل مردم ايران زمين نيست، مساله مردم، نان و آب و لباس و مسكن است. می گويد: پيش شرط های معرفتی و اجتماعی دموكراسی در ايران وجود ندارد. می گويد: تا يكصد سال ديگر هم ايران دموكرات نخواهد شد. می گويد: مردم حاضر نيستند برای دموكراسی مبارزه كنند و هزينه پرداخت كنند، پس چرا روشنفكر بايد بار مردم را بر دوش كشد و به جای آن ها متحمل هزينه شود. می گويد: دوران مدرن، دوران تفكيك نقش ها و تقسيم كار اجتماعی است. روشنفكر، فعال سياسی ـ حزبی نيست، كار او توليد فكر و ابداع نظريه است.
با اينكه تمام اين مدعيات قابل مناقشه اند و جای چون و چرای فراوان دارند، فرض كنيم كه تمام آن مدعيات صادق باشند؛ پرسش اين است : چگونه می توان از اين مقدمات، سكوت در مقابل كژی ها، بی عدالتی، نقض حقوق بشر و ظلم و بيداد را استنتاج كرد؟ اگر تمام مردم يك كشور، مستبد و نظام سياسی شان خود كامه باشد، آيا روشنفكران هم بايد با تبعيت از مردم، مستبد و طرفدار نظام خود كامه شوند؟ در هر وضع و حالی، مثلا شرايط فاشيستی، روشنفكر اگر تنهای تنها هم باشد، باز هم بايد در مقابل كژی ها بايستد و به نقض حقوق بشر، شجاعانه بتازد. اگر روشنفكر فقط در مقام دفاع از حقوق خود باشد، باز هم بايد در مقابل نظام سلطانی بايستد؛ چرا كه وقتی روشنفكران به دليل دگر انديشی و دگر باشی، سلاخی می شوند، فردا نوبت روشنفكر برج عاج نشين است كه در واقع به دليل دگرانديشی، اما در ظاهر به بهانه های واهی، بازداشت و زندانی شود. اگر روزی كه اولين فرد بازداشت و زندانی شد ما اعتراض ميكرديم، اگر روزی كه اولين نفر ترور شد ما می ايستاديم، اگر روزی كه اولين مخالف سيا سی اعدام شد ما مقاومت می كرديم؛ اينك نوبت من روشنفكر برج عاج نشين نمی شد كه بازداشت، زندانی يا ترور شوم.
شجاعت، اين كيميای عالم روشنفكری و اصلاح گری ، به شجاعت كانتی، يعنی شجاعت در دانستن، نيز محدود نمی شود. شجاعت اسپينوزايی نيز لازم است و آن شجاعت غلبه بر هر عيب و نقص اخلاقی و روانی در خودمان است، چه رسد به شجاعت تيليشی كه از ما ميخواهد كه دل به دريا بزنيم و خود را چنان كه هستيم ببينيم و بپذيريم و انكار نكنيم. آيا روشنفكر امروزين به اين شجاعت تيليشی نيز سخت نيازمند نيست ؟ آيا روشنفكر وظيفه ندارد كه به تعبير يونگ،نيمه تاريك وجود خود را نيز بپذيرد و آيا بخش عظيمی از اين نيمه تاريك، گذشته خود روشنفكر نيست؟ كدام روشنفكر است كه در گذشته خود نقاط كمابيش تاريك نادانی، خطا ، بدكاری و كم كاری نبيند؟ و كدام روشنفكر است كه نداند بخش چشمگيری از نكبت و ادباری كه جامعه او را در بر گرفته است فراورده همان نادانی، خطا و بدكاری و كم كاری خود او است؟ چرا روشنفكر اين همه به مردم بدبين و بد گمان باشد و به خود خوش بين و خوش گمان؟
خانم سيمين بهبهانی يكی از شيرزنان ايران زمين است كه طی سالهای گذشته در صف اول جنبش آزادی خواهی ايران زمين قرارداشته است. در اين راه دشنامها شنيد و مضروب شد. نامردمیها ديد و بلندنظرانه مدارا كرد. بهبهانی با شعر خود میتواند نسلی را به حركت درآورد اما كار او فقط به شعر و ادبيات محدود نمیشود. او، هرگاه حقوق شهروندی پايمال میشود، فعالانه و شجاعانه به دفاع از مظلوم میپردازد. يك روز در مقابل بيمارستان حاضر میشود تا از پايمال شدن حقوق يك دگرانديش زندانی دفاع كند. روز ديگر در پاركی حاضر میشود تا به نابرابری شديد، باورنكردنی، دردآور و رنج آفرين زنان نسبت به مردان اعتراض كند و بگويد ما هم انسانيم و انسان از آن نظر كه انسان است صاحب حق و كرامت است و هيچ رژيمی، ايدئولوژیای، مسلكی و فرهنگی نمیتواند و نبايد انسانها را با تقسيم بندیهای واهی و كهن، نابرابر كند و نياز به كرامت آنها را ناديده بگيرد. روزی ديگر، در عرصهای ديگر، به قتل دگرانديشان اعتراض میكند و با شعرهای خود خاطرهی آنها را زنده نگه میدارد. او، جرات انديشيدن دارد.
در اينجا مايلم از زاويهی ديگر همين مساله را بررسی و به يك ويژگی ارجمند بانوی غزل ايران اشاره كنم كه شايد در كنار زيبايی و عمق اشعار ايشان كمتر محل توجه بوده است. آنچه بهترين شاعره امروز ايران را برجستگی میبخشد، شهامت مدنی اوست. شهامت مدنی عنصری كمياب در جامعه ايرانی است. موجب مباهات و سرافرازی است كه بانويی در قلمرو ادبيات با قلم و قدم خود شهامت و مدنيت را به هموطنانش تذكار میدهد.
با همه تابوهای نفسگير در اطراف زنان، خانم بهبهانی با بيان خلاقترين عناصر عرصه خصوصی در شعر خود، نه فقط تابوشكنی میكند بلكه عرصه آزادی سلبی را برای ديگر ايرانيان به ارمغان میآورد. خلوتِ سركوب شده ی وجدانهای طالب آزادی و ترسان از طلبِ حقِ خود، در عرصه خصوصی و عمومی، در سپهر شعر بهبهانی جسارتی رهايیبخش میيابد. تكثری از خواستهها و حاجتها در فضای شعری بهبهانی، خواننده را در برابر تحميل و اجبار ايدئولوژيك، در ناديدهگرفتن عرصه خصوصی و بیرمق و يكسانسازی عرصه عمومی، بر میانگيزاند.
اما بانوی شعر و غزل تنها درس شهامت مدنی را با اشعارش نمیآموزاند. او شهروندی است كه بدون تكلف و تعارف میتوان از او شهروندی آموخت. رنج دفاع از حقوق دگرانديشان، زنان و روشنفكران با همه رنجوری و آزردگی كه بر بدن خسته و شكنندهاش وارد میآيد، تاب میآورد و حرمت آدميان، و اخلاق حرمت آنان را به حكومتگران فراموشكار، با متانت و صبر تذكار میدهد و از رفتار مدنی برای بيداری آنان كوتاه نمیآيد و حد نمیشناسد.شهامت شاعره بزرگ ايران توأم با مسئوليتی مدنی است. درك مسئوليت مدنی در ايران استبدادزده شهامت میخواهد و به حق آن را در تمايز با ديگر شهامتهای كژ و كوژ بايد شهامت مدنی ناميد.
شعر و فكر او، دانش و منش او چه در حيطه ادبيات و چه در حيطه اجتماع از همين يك وصف برخوردار است؛ مسئوليت حفظ حقوق و آبروی شهروندان به مثابه آدميانی فی نفسه در خور احترام و غايت شمردن آنها. شعر خانم بهبهانی از ديدگاه نظريه ادبی اهميت فراوانی دارد. نوآوری های ايشان در قلمرو غزل فارسی (كه يكی از اديبان مشهور كار ايشان را به كار نيما همانند كرده و گفته: بهبهانی نيمای غزل است) نشان ميدهد كه آن شهامت و نوع آوری كه در عرصه تعهد اجتماعی از ايشان ديده ايم، در كار هنری و شاعرانه او هم آشكار و تأثيرگذار است. در گفتمان های متعهد اجتماعی همواره نگرانی« جدی بودن » ، « سختگير بودن » و « اعتقاد راسخ داشتن » وجود دارد. اينها عناصر ضروری برای فعاليت سياسی و اجتماعی اند اما ادبيات (و به ويژه شعر)، به اين همه، جنبه انسانی، عاطفی و به يك معنا جنبه اخلاقی تازه ای می بخشد. زبان شعر است كه نمايانگر هم دردهای انسانی و هم راه حل ها هستند. آنها نشان می دهند چه چيزها در كار فروپاشی و زوال اند وچه چيزها از دل اين زوال بر می آيد. شعر با آزادی انسان نسبت درونی و ژرف دارد.
آری همين ويژگی ارجمند و كمياب است كه بانوی گرامی شعر ايران را ممتاز میكند و به كلامش نفوذ و به رفتارش صداقت میبخشد و با همين نفوذ و صداقت همه ما را، و بيش از همه حكومتگران را، به آن دعوت میكند.
چه می توانيم گفت در وصف بانوی شعر و غزل فارسی كه، اگر چه به عنوان هنرمند، در خدمت زيبايی است،اما اولا: زيبايی(جمال) را در خدمت دو عنصر ديگر روانی والا، يعنی عنصر راستی (حقيقت) و نيكی (خير)، در آورده است، و ثانيا: هنرش فقط به كار زيبا نمودن، يعنی زيبا نشان دادن، هستی و زندگی نيست، بلكه در كار زيبا ساختن آن نيز هست.بسيارند هنرمندانی كه جهان، هستی و زندگی را زيبا جلوه می دهندـو اين، به نوبه خود، كار بسيار ارجمندی است ـ اما كم اند آنان كه، افزون بر آن، می كوشند تا آنجا كه می توانندجهان، هستی و زندگی را زيبا بكنند و علاوه بر نمايش زيبايی، به آفرينش زيبايی نيز دست يازند. و بهبهانی يكی از اين تبار هنرمندان است.
بهبهانی سمبل يك مبارزه نابرابر با انواع كژیها است كه فقط با كرامت انسانی توانسته است پايدار بماند. او در اين دوران پرتلاطم، عليرغم ابتلا به بيماری، همچنان سرو گونه، راست ايستاده و ارزشهای والای انسانی را پاسداری میكند. تجليل از او، بزرگداشت كرامتهای انسانی، خصوصاً دگرانديشی و دگرباشی، است.
وجودش پاينده و مهرش افزون باد.
اكبر گنجی
٣٠/٢/١٣٨٥
+
نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 6:26 قبل از ظهر  توسط آریا
|
در میان عکس های روزهای انقلاب عکسی تاریخی هست که در آن یک مبارزه جوی انقلابی بر لوله ی تفنگ سرباز تا بن دندان مسلح ارتش شاهنشاهی گلی به یادگار می گذارد. در آن روزگار این پیام انقلاب مردمی بود که گلوله ی دشمن را با گل پاسخ می گفتند و ارتشیان نظام حاکم را "برادر ارتشی" خطاب می کردند. بسیاری همین روحیه ی مسالمت جوی مردم انقلابی در برابر سربازان حکومت نظامی را عاملی مهم در فروپاشی زودهنگام نظام شاهنشاهی می دانند که زبان نرم و ملایم انقلاب بیش از هر عامل دیگری مخالفان و منتقدانش را خلع سلاح کرده و مهر و مدارای مردم انقلابی دل از خودی و بیگانه ربوده بود. اما همین انقلابیون مسالمت جو چون خر مراد از پل پیروزی گذراندند تیغ کین خواهی برکشیدند و تندی و پرخاش گری آغاز کردند و عقده های فرو خفته ی سالیان دور و دراز مبارزه را واگشودند و خشک و تر را به آتش قهر و غضب انقلابی سوختند و خاکستر هر کسی را که مخالف می پنداشتند به باد فنا دادند.
آن انقلاب که چهره ی حق طلبی و مظلوم نمایی به جهان نشان می داد همه را با خود همراه داشت که از شرق و غرب هیچ کس از نظامی مبتنی بر خواست مردمی که آزادی و استقلال می خواستند نگران نبود و هیچ دولت و ملتی منافع خود را از جانب انقلابی برآمده از خواست مردمی متمدن و فرهنگ دوست با آن سابقه ی تاریخی طولانی در خطر نمی دید. به خصوص که رهبران انقلاب نیز سخن گفتن به زبان دیپلماتیک و رسمی را به مدد حضور در جهان آزاد خوب یاد گرفته بودند .
اما آن گاه که انقلاب به مرحله ی استقرار و نظام رسید و پس از شعارهای "استقلال و آزادی" بخش سوم شعارها شروع به تحقق کرد کژی ها یک به یک رخ نمود و نگرانی ها اندک اندک بالا گرفت. آری آن زمان که "جمهوری اسلامی" از درون آن انقلاب تولد یافت همه دانستند که "هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند" و از درون و بیرون نگاه ها به نظامی متوجه شد که چندان به آرمان ها و شعارهای اولیه وفادار نیست.
آن مردم انقلابی که به مهر و مدارا شهره بودند آن گاه که به نظام مستقر دست بیعت دادند با تمام جهان به جز دو سه قطعه ی ناچیز در حد بورکینا فاسو سر ناسازگاری گذاشتند و همه را دشمن خواندند و به جای تعامل با جهان خارج آهنگ "نه شرقی و نه غربی" ساز کردند و به شمال و جنوب مرگ فرستادند. شاید به خاطر داشته باشید که در روزگاری نه چندان دور بعد از هر تکبیر یک نقشه ی جغرافیا نام را با فریاد مرگ بدرقه می کردند.
اکنون نظام به جامانده از آن انقلاب که از کم هزینه ترین راه ها به پیروزی رسید سنگین ترین هزینه ها را برای بقا می پذیرد چرا که خطری برای امنیت جهان تلقی می شود و اهداف بلند پروازانه ی مسئولانش که اعتمادسازی با دیگران را به هیچ می گیرند و از زبان خشونت با زمین و زمان سخن می گویند با نظم موجود در جهان ناسازگار است. اکنون از آن انقلاب تاریخی که رهبر و بنیان گذارش به مدد کلام سحر انگیز راه پیروزی را کوتاه تر از حد انتظار همه ی کارشناسان و تحلیل گران پیش روی انقلاب گشوده بود رهبرانی به جا مانده که جز زبان حذف و خشونت نمی شناسند و در برابر رهبر اول انقلاب که درست یا نادرست با گاندی مقایسه اش می کردند اکنون رهبران نظام پهلو به پهلوی هیتلر می سایند.
اکنون نظام برآمده از آن انقلاب تاریخی نه با دشمنان دور که با دوستان و فرزندان خود نیز جز با چماق و زور سخن گفتن نمی تواند و نه تنها مخالفان ومعاندان که مصلحان و منتقدان را نیز برنمی تابد. در این نظام نه فقط تروریست های مجاهدین خلق که دانشجویان خفته در کوی دانشگاه نیز خطری بالقوه تلقی می شوند که برای حفظ نظام در سرکوب آن ها تردیدی روا نیست.
در نظام به جا مانده از آن انقلاب بزرگ با آن وحدت بی نظیر میان گروه ها ی سیاسی مخالف حکومت پیشین که به روند پیروزی انقالاب شتابی غیرقابل باور بخشیده بود حلقه ی دوستان چنان تنگ شده که گاهی بنیان گذاران و یاران انقلاب نیز خارج از حلقه می مانند. اکنون این نظام نه فقط بیگانگان که آشنایان نزدیک را نیز نامحرم می داند و نه فقط مجرمان و گنه کاران و مبارزه جویان که بانیان و ارکان خود را نیز آن گاه که ساز مخالف می نوازند به زجر و زندان پاسخ می گوید. نام های زندانیان این چند سال را به خاطر بیاورید: اکبر گنجی و عبدالله نوری و محسن کدیور و عباس عبدی و عمادالدین باقی و حمیدرضا جلایی پور و لطیف صفری و ماشاءالله شمس الواعظین و غلامحسین کرباسچی و پسران آیت الله منتظری و ....هیچ یک نسبت به حلقه ی مدیران کنونی از نظام دورتر نبودند اما آن گاه که پای منافع نظام در میان افتاد همه در پای آن چه نظام خوانده می شود قربانی شدند.
باز فهرست قربانیان نظم موجود را مرور کنید تا بدانید از کجا به کجا رسیده ایم. ماشین حذف و خشونت که از پشت بام مدرسه ی علوی شروع به کار کرد از همان ابتدا اولین انحراف را از مسیر انقلاب پدید آورد. موج اعدام ها که از دست اندرکاران رژیم گذشته شروع شده بود از هویدای نخست وزیر تا یک پاسبان ساده که گمان می رفت به سوی مردم تیر اندازی کرده را در برگرفت و پس از آن ابتدا مجاهدین خلق که بازرگان آن ها را فرزندان خود و ملت می نامید با خشونت از حلقه ی اطرافیان نظام رانده شدند و آن گاه ماه عسل حزب توده که ابتدا در رده ی حامیان نظام در دوران پر تلاطم استقرار بود نیز به پایان آمد و این حزب نیز به تیغ قهر و غضب ماشین حذف گرفتار آمد. عجیب آن که اولین نخست وزیر ایران انقلابی و اولین رییس جمهور قانونی ایران یعنی زنده یاد بازرگان و بنی صدر به دلیل گرفتار آمدن در تنگنای دست های پنهان قدرت از ادامه ی راه بازماندند و بازرگان انزوا در پیش گرفت و بنی صدر حفظ جان را به جای مقام برگزید و فرار را بر قرار ترجیح داد. سپس نوبت به قطب زاده رسید که یکی از سه یار دبستانی همراه رهبر انقلاب در پاریس بود و به بهانه ای به دام ماشین حذف گرفتار شد که هنوز در باور نمی گنجد. به این فهرست بیفزایید مراجع بزرگی چون آیت الله شریعتمداری و شیرازی و قمی و منتظری و آذری قمی که برخی در رده ی مراجع بزرگ اما دور از حکومت بودند و به حبس و حصر گرفتار شدند و خفت دیدند و خواری کشیدند تا نظام برقرار بماند و گردی بر خاطر اصحاب قدرت ننشیند.
اما قربانیان نظام فراتر از این هاست که در این مختصر بگنجد. به جز اعدام های روزهای اول انقلاب و اعدام های سیاه سال 67 به قتل های زنجیره ای نیز باید نظری انداخت که هر گاه از قربانیان نظام یادی می شود چهره ی مردانه ی داریوش فروهر و نگاه مظلوم و بی گناه پروانه اسکندری و محمدجعفر پوینده و محمد مختاری آتش به جان هر آزاده ای می زند. آنان گناهشان این بود که احتمال می رفت خطری برای نظام باشند نه این که در واقع خطری متوجه نظام کرده باشند.
همه ی این ماجراها که گذشت مربوط به تبدیل انقلاب به نظام است. اما مهم تر این که از دل آن انقلاب تاریخی که به مردمی بودنش می بالیدند نظامی برآمده که "مصالح مردم" در آن واژه ای غریب است و آن چه بیش از هر چیز و پیش از همه اهمیت دارد "مصالح نظام" است. چنان که رهبر اول و بنیان گذار نظام "حفظ نظام را اوجب واجبات می داند" و چنین است که ما درباره ی "تشخیص مصلحت نظام" زیاد می شنویم اما سخن گفتن از "مصلحت میهن و مردم" چندان باب طبع اصحاب قدرت نیست.
در شرایطی که جامعه ی امروز ایران بحران های اقتصادی و اجتماعی فزاینده ای را تجربه می کند قدرت مداران نظام سیاسی دغدغه ای دیگر در سر می پرورانند و رویای دست یافتن به انرژی هسته ای که در واقع پوششی برای مقاصد نظامی و برآوردن عطش سیری ناپذیر قدرت طلبی است چنان هوش از سر آنان ربوده که آینده ی خود و نظام و مردم را چنان به هم بسته اند که گره ها هر دم کورتر و حلقه ی محاصره هر دم تنگ تر و برون رفت از بحران دشوار تر می شود.
و این می تواند آخرین فاجعه ی عصر انقلابی باشد که با شعار گل به جای گلوله آغاز شد و اینک برای پایداری و بقای خود به سلاح هسته ای احساس نیاز می کند.
+
نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط آریا
|
به گزارش خبرگزارى فرانسه نشست سه كشور اروپائى، ايالات متحده آمريكا، چين و روسيه در مورد مناقشه اتمى ايران كه قرار بود فردا د ر لندن برگزار شود به روز چهارشنبه هفته آينده موكول شد. سخنگوى وزارت امور خارجه انگلستان امروز د رلندن اعلام كرد: در اين نشست در مورد مرحله بعدى در مناقشه اتمى با ايران تبادل نظر مى شود. وى همچنين اضافه كرد مذاكرات اين نشست محرمانه خواهد بود.
طرح تردیدهای تازه درباره فعالیت هسته ای ایران
به نقل از "بی بی سی"
اطلاعاتی که بی بی سی از منابع ديپلماتيک غربی به دست آورده، حاکی است که مواد اوليه ای که ايران در آزمايش غنی سازی اورانيوم به کار برده، حدود 15 سال پيش توسط چين در اختيار اين کشور قرار داده شده بود.اطلاعاتی که اگر رسما تاييد شود، ميزان پيشرفت فناوری غنی سازی اورانيوم در ايران را مطرح خواهد کرد. اين موضوع نشان می دهد که ايران برای پيشبرد اين فناوری دلايل و انگيزه های سياسی محکمی داشته است. يک ماه و اندی پيش محمود اح١
دی نژاد، رييس جمهوری ايران با افتخار اعلام کرد که ايران "به جمع کشورهای دارای تکنولوژی هسته ای پيوسته است."او اين موضوع را در پايان انجام يک سری آزمايشات موفقيت آميز توسط دانشوران اتمی در داخل ايران اعلام کرد که طی آن با وارد کردن مقداری گاز هگزافلورايد اورانيوم به داخل تعدادی سانتريفوژ مقدار اندکی اورانيوم غنی شده به ميزان کم به دست آمد.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
روزنامه روسی نیزاویسیمایا گازیتا: "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران و "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور فدراسیون روسیه در نشست سازمان همکاری های شانگهای که 15 ژوئن در شانگهای، یعنی یکماه پیش از اجلاس گروه هشت در سن پطرزبورگ، برگزار می شود ملاقات خواهند نمود. کارشناسان این گزینه را منتفی نمی دانند که تهران قصد دارد بر اختلافات میان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد برنامه هسته ای ایران با استفاده از " خط شکاف شرق و غرب" دامن بزند.
این دومین ملاقات پوتین و احمدی نژاد از زمان انتخاب آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایران است. چنین ملاقاتی در بحبوحه بحران ایران برای ایالات متحده که بر اعمال تحریم علیه تهرانی که از توقف برنامه هسته ای خود سرباز می زند، تاکید می کند به عنوان یک چالش جلوه می کند.
دیروز سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه اعلام داشت که "دعوتنامه برای احمدی نژاد ارسال شده است." وی فعلا تنها رئیس جمهور کشورهای ناظر این سازمان است که تمایل خود را برای حضور در شانگهای ابراز کرده است. جالب توجه اینکه رئیس جمهور ایران در شرایطی تصمیم به حضور در نشست را گرفته است که کشورهای عضو سازمان همکاری های شانگهای از گنجاندن مسئله گسترش سازمان در دستور کار خود خودداری کردند.
چنین عملکردی مطابق سیاست های خارجی اتحاد جماهیر شوروی است وقتی که مسکو بصورت نمایشی تماس خود را با رهبران تند رو که مورد علاقه غرب نبودند، حفظ می نمود.
به علاوه آن طور که "سرگی کاراگانوف"، رئیس شورای سیاست خارجی و دفاعی اعتقاد دارد طرف مقابل هم می تواند بر ایران اثر بگذارد. به عقیده وی "شرکت ایران در کار سازمان همکاری های شانگهای به عنوان ناظر و در آینده عضویت کامل در این سازمان، می تواند یکی از امتیازاتی باشد که بخشی از معامله بزرگ جامعه جهانی با ایران را تشکیل دهد."
در حال حاضر در سازمان همکاری شانگهای كه ابتدا به عنوان گروه 5 شانگهای معروف بود، 6 كشور شركت می كنند. چهار كشور در سالهای مختلف عضو ناظر شدند و حالا نمایندگان آنها در مراسم سازمان حضور دارند.
قلم طلایی برای گنجی
به نقل از "خبرگزاری آفتاب"
قلم طلایی جهان، به اکبر گنجی تعلق گرفت و او بهترین روزنامه نگار جهان شناخته شد. به همین منظور، قرار است این قلم طلایی در مسکو به وی اهدا شود. در این جلسه، حدود 1500 نفر از بهترین روزنامه نگاران دنیا که در جهت ایجاد دموکراسی در کشورهای خود قلم زده و فعالیت کرده اند، شرکت می کنند.
این مراسم خردادماه برگزار می شود اما گنجی امکان خروج از کشور را به دلیل نداشتن پاسپورت ندارد.
|
ضرورت آشتی با آمریکا برای حل مشکلات اقتصادی و پایان انزوای جهانی ایران
به نقل از "رادیو فردا"
جبهه ملی در بیانیه ای به مقامات حکومت ایران توصیه کرد برای حفظ منافع ایران، حل مشکلات اقتصادی و پایان بخشیدن به انزوای بین المللی، اختلاف بر سر برنامه اتمی خود را از طریق مذاکره با آمریکا حل و فصل کنند. دکتر داوود هرمیداس باوند، امضاءکننده بیانیه هیات رهبری جبهه ملی ایران، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید علاوه بر تحریم اقتصادی، آمریکا نقش بازدارنده دارد و موفق شده است جلوی تحقق منافع حیاتی ایران را در آسیای مرکزی، قفقاز و نقاط دیگر بگیرد. وی می افزاید منافع ملی ایران اقتضا میکند که که مشکلات خود را با آمریکا حل و فصل کنیم و روابط سازندهای برقرار بشود. وی افزود رابطه با آمریکا در داخل ایران نیز آثار تعدیل کننده خواهد داشت و اثرات نسبی آن در زمینه هائی مثل نقض حقوق بشر و رعایت اصول دمکراسی نیز «به طور نسبی» ظاهر خواهد شد.
|
| هیات رهبری جبهه ملی جمهوری اسلامی با استناد به گفتههای اخیر رئیس جمهوری اسلامی در سفر خود به اندونزی، و همچنین نامه آقای احمدینژاد به رئیس جمهوری آمریکا، در بیانیهای میپرسد محدودیت تماس با آمریکا از چه زمانی شکسته شد؟ جبهه ملی خواستار مذاکره مستقیم میان ایران و آمریکا شده است. در این بیانیه از سوئی جناح اصولگرا مسئول عدم تنشزدائی با تهران و واشنگتن در دوران هشتساله ریاست جمهوری محمد خاتمی قلمداد شده است و از سوی دیگر آمده است که جناح محافظهکار در مذاکرات پنهانی، رضایت خاطر آمریکا را در زمان حمله نظامی به افغانستان و عراق جلب کرده است. داوود هرمیداس باوند، یکی از امضاء کنندگان این بیانیه، در مصاحبه با رادیو فردا به این پرسش پاسخ میدهد که از نظر جبهه ملی، تازهترین اقدامات آقای احمدینژاد رو به سوئی تنشزادئی دارد یا نه؟
داوود هرمیداس باوند (امضاءکننده بیانیه هیات رهبری جبهه ملی ایران، تهران): مسئله تنشزدائی یک روند کلی است که کشوری در سیاست خارجی خود در پیش بگیرد. ولی ما با آمریکا با مشکلات خاصی روبرو هستیم. آمریکا نقش بازدارنده دارد و موفق شده است جلوی تحقق منافع حیاتی ایران را در آسیای مرکزی، قفقاز و نقاط دیگر بگیرد. به اضافه مسائل و مشکلاتی که به عنوان تحریمهای اقتصادی، مضاعف و غیره ایران با آن روبرو است. و به سبب همین وضعیت ایران برای شکستن این نوع تحمیلات مجبور میشود آوانسهائی به دیگران بدهد صرفا از لحاظ سیاسی بدون اینکه مبانی اقتصادی آن مد نظر باشد. بنابراین ما بر این باور هستیم که منافع ملی ایران اقتضا میکند که بر یک مبانی منطقی، بر آن شویم که مشکلات خود را با آمریکا حل و فصل کنیم و یک روابط سازندهای برقرار بشود. فرآیند آن یک جو تنشزدائی است در کل روابط ما با دیگر کشورها برقرار خواهد شد. چون همانطور که میدانید در هر حال آمریکا همراهانی دارد یا ملاحظاتی را در مقابل آمریکا رعایت میکنند که تاثیرگذار است در روابط کشورها با ایران.
امیرمصدق کاتوزیان (رادیو فردا): شما ضمن تشویق حاکمیت به مذاکره مستقیم با آمریکا در بیانیه خود به مسئولان نظام هشدار دادهاید که تا وقتی جمهوری اسلامی حکومتی سرکوبگر و ناقض حقوق بشر و اصول دمکراسی محسوب بشود، جامعه جهانی هیچ تفاهمی با حاکمیت ایران نخواهد داشت، اما مثالهای تنظیم رابطه قبل با لیبی و قبل از آن، با حکومتهای چین، عربستان سعودی و دهها کشور دیگر، آیا عکس ایران را نشان نمیدهد؟
داوود هرمیداس باوند: بله، ببینید آنچه در رابطه با دیگران مطرح شده، مثلا با لیبی، بر روی موضوع خاصی بوده است. مسائلی که با ایران مطرح شده که در قطعنامههای اتحادیه اروپا، گروه هشت، یا به صورت جداگانه از سوی بعضی از کشورها مطرح شده نکاتی است که پی در پی روی آنها تکیه شده. مسئله تکنولوژی هستهای است و حقوق بشر است و عدم حمایت از تروریسم بینالمللی است و مسائل خاورمیانه است بنابراین، خود نظام هم بارها اشعار داشته که اگر این مسائل هم حل بشود، به ظن غالب، مسائل دیگری به دنبال آن مطرح خواهد شد.
ا.م.ک.: خوب، اگر اینطور که میگوئید جمهوری اسلامی هم میداند که با به تفاهم رسیدن با آمریکا بر سر برنامه هستهای و چند مسئله دیگر، باز هم مسئله نقض حقوق بشر و دمکراسی روی میز باقی میماند، که با استناد به آن، آمریکا و غرب به جمهوری اسلامی انتقاد کنند، پس در آن صورت، جمهوری اسلامی چه مشوقی دارد که بیاید پای میز مذاکره با آمریکا؟
داوود هرمیداس باوند: اگر ما این باور را داشته باشیم که به نحوی از انحاء امور با یکدیگر مرتبط هستند، حل موفقیتآمیز در یک مسئله میتواند اثراتی در زمینههای دیگر در پی داشته باشد. حتی شما میدانید در آمریکا تحت عنوان شورای ایران و آمریکا، تغییر از درون جامعه ایران را در گروی چگونگی رابطه با آمریکا میدانند. یعنی صرف رابطه با آمریکا آثار تعدیلکننده داخلی دارد. یعنی جو و فضا را تا حدودی تغییر میدهد. بنابراین، اگر در یک زمینه قرین موفقیت بشود، در عرصههای دیگر هم اثرات نسبی در پی خواهد داشت.
کشمکشهای چند جانبه بر سر برنامه اتمی ایران و فراخوان کوفی عنان برای پرهیز از جنگ لفظی
به نقل از "رادیو فردا" کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل، روز پنجشنبه در توکیو از طرفین بحران اتمی جمهوی اسلامی خواست خونسردی خود را حفظ کنند و از جنگ لفظی بپرهیزند. محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری اسلامی در سخنرانی در اراک روزچهارشنبه مجموعه مشوقهائی است که قرار است اتحادیه اروپا در قبال توقف غنیسازی، به حکومت ایران پیشنهاد شود رد کرد. سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه از جمهوری اسلامی خواست به پیشنهادهای اروپا پاسخی سازنده بدهد. شان مککورمک، سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا چهارشنبه گفت آمریکا قصد ندارد در قبال توقف غنیسازی اورانیوم به ایران تضمینهای امنیتی بدهد.
نامه روشنفكران اروپايى و آمريكايى براى آزادی جهانبگلو
به نقل از "شرق آنلاین"
برخى از فيلسوفان و روشنفكران اروپايى و آمريكايى با صدور اطلاعيه اى خواستار آزادى رامين جهانبگلو شدند. اين اطلاعيه به امضاى تعداد زيادى از روشنفكران همچون ريچارد رورتى، ادگار مورن، آنتونيو نگرى، جورج استاينر، آدام ميشنك، دانيل كوهن بنديت، كاستور ياريس، كلود لفورت، تيموتى كارتون اش و ايتن باليبار رسيده است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
براساس گزارشهای رسیده اززندان اوین صبح دیروزحیدرقلی سلطانی جهت رسیدگی به اتهامات خود به شعبه 26 دادگاه انقلاب منتقل شد.
وی پیش ازبرگزاری جلسه دادگاه به دفترمشیری رئیس دادگاه انقلاب اسلامی برده شد و ازسوی رئیس دادگاه انقلاب درمورد نامه های منتشرشده از طرف اونسبت به وزارت اطلاعات و جوادی آملی مورد استنطاق قرار گرفت .
حیدرقلی سلطانی پس ازیکساعت برای رسیدگی به اتهاماتش و برگزاری جلسه دادگاه به شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد منتقل شد اما ناتوانی وضعف جسمانی وسرگیجه همراه با تنگی نفس باعث شد که جلسه دادگاه به 30 شهریورماه موکول شود.
گفتنی است پس ازبازگشت به زندان اوین، مسئولین قصد انتقال وی به بند 209 اطلاعات را داشتند که با مقاومت سایرزندانیان سیاسی در بند 350 از این کارخودداری کردند.
سلطانی درتماسی تلفنی با رئیس زندان انتقالش را به بند 209 مساوی با مرگ خود دانست و اعلام کرد که رئیس زندان باید عواقب این اقدام را بپذیرند.
گفته میشود تلاش مسئولین زندان برای انتقال وی به بند 209 وزارت اطلاعات برای جلوگیری از انتشارجزئیات مربوط به پرونده ی او صورت میگیرد.
حیدرقلی سلطانی 74 ساله که به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ازسال 58 بارها بازداشت وبه زندان افتاده، مدعی است که پرونده سازی علیه اوتوطئه ای ازطرف حجت الاسلام جوادی آملی ووزارت اطلاعات میباشد به همین دلیل درطی هفته های گذشته در نامه هایی سرگشاده نسبت به وزارت اطلاعات و جوادی آملی اعلام جرم نمود.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com
|
بیانیه زندانیان سیاسی گوهردشت کرج در جلوگیری از فاجعه انسانی دیگر.
به نام آفریدگار آزادی
با درود بیکران به روان پاک تمامی جان باختگان راه آزادی .
در ادامه ظلم و بیداد رفته از سوی حاکمان مذهبی در حق خانواده شقاقی امروز که در این لحضات پدر خانواده بدلیل بیماری مزمن در حال احتضار بسر میبرد . و تنها نان آور خانواده اسد شقاقی به اتهامات واهی در چنگال دیو استبداد اسیر است ، بنیادهای ماندگاری و ادامه حیات خانواده شقاقی متشکل از سه دختر بچه و مادر ستمدیده شدیداٌ به خطر افتاده و میرود تا مهرورزی ملایان با مردم ستمدیده ایران بندهای انسجام و حیات خانواده ای دیگررا همچون هزاران خانواده از هم گسسته در گذشته را باز از هم بگسلد.
لذا ما تمامی زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج از تمامی فعالین و مدافعان حقوق بشر ایران و جهان استمداد میطلبیم و تقاضا داریم تا در جهت جلوگیری از وقوع فاجعه انسانی دیگر در حق خانواده زندانیان سیاسی و مردم ایران اقدامات لازم و عاجل را مبذول فرمایند .
اتحاد ، مبارزه ، پیروزی
زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج
27/02/85
فعالان حقوق بشر در ایران
Human Rights Activists in Iran
hra.iran@gmail.com
http://hra-iran.blogfa.com/
Tel : +989329224904
نامه سرگشاده محمد ملکي به محمود احمدي نژاد
به نقل از "خبرنامه گویا"
بسمالحق
با نامِ آزادي، آگاهي و عدالت
نامة سرگشادة يك معلم كهنسال به يك معلم جوان
جناب آقاي محمود احمدينژاد؛
1. شما مانند يك مصلح جهاني و يك مبشر و منذِر آسماني مطالبي را با رئيسجمهور آمريكا مطرح كردهايد، با اين تفاوت كه تا آنجا كه در كتب مقدس آمده است پيامبراني مانند ابراهيم، موسي، عيسي و محمد (ص) و همة مصلحان در برخورد با حاكمانِ ظالم و جائر اول با زبان لَيِّن و مهرورزانه سخن ميگفتند و بعد براي نجات مردم از سلطه و ستم به خشونت روي ميآوردند اما شما اول با خشونت كار را آغاز كرديد و كلماتي كه برازندة يك «هادي» نبود بهكار برديد و حال با زبان ملايم و ديپلماسي با بوش سخن ميگوييد.
2. ميكوشم با ذكر كلمات و جملاتي كه شما بهكار بردهايد پاسختان را بشنوم اگرچه شما درصدد اصلاح جامعة بشري هستيد و دانشجويان از جامعة ايران سخن ميگويند.
جناب آقاي احمدينژاد؛
شما نامة خود را با اين جملات آغاز ميكنيد كه قسمتهايي از آن را عيناً ميآورم:
آقاي جورج بوش؛ رييسجمهور ايالات متحده آمريكا
مدتي در اين انديشه بودم چگونه ميتوان تناقضات غيرقابل انكار موجود در صحنة بينالمللي را كه مدام مورد بحث محافل مردمي بهخصوص مجامع سياسي و دانشجويي است توجيه كرد. سئوالات زيادي در اين مورد بيجواب مانده است لذا تصميم گرفتم شمهاي از اين تناقضات و سئوالات را مطرح كنم شايد فرصتي براي تصحيح آنها فراهم آيد. آيا ميشود پيرو حضرت مسيح (ع) پيامبر بزرگ الهي بود، خود را متعهد به حقوقِ بشر دانست، ليبراليسم را الگوي تمدن معرفي كرد، با گسترش سلاحهاي هستهاي و كشتار جمعي اعلام مخالفت نمود، مبارزه با تروريسم را شعار خود قرار داد و در نهايت براي تشكيل جامعة واحد جهاني تلاش كرد جامعهاي كه قرار است حضرت مسيح (ع) و صالحان زمين در آن حكومت كنند.
اما در عين حال كشورها مورد تعرض قرار گيرند. جان و حيثيت و هستي افراد از ارزش ساقط شود و مثلاً فقط با احتمال حضور چند نفر مجرم در يك روستا يا شهر يا كاروان تمام آن روستا يا شهر يا كاروان به آتش كشيده شود.
آقاي احمدينژاد؛
همانطور كه قبلاً گفتم من چون يك معلم هستم غالباً در معرض سئوالات گوناگون قرار ميگيرم. روزي دانشجويي كه تهلهجة آذري داشت از من سئوال كرد و گفت: جناب استاد، من پرسشي دارم و از شما ميخواهم مشكل مرا كه سالهاست فكرم را بهخود مشغول كرده حل كنيد چون من در اين جريانات تعدادي از نزديكان خود را از دست دادم و زندگيام دگرگون شد. شما حتماً ميدانيد در اوايل انقلاب سپاه پاسداران و نظاميها به چند روستا از جمله «قارنا» و «ايندرقاش» حمله كردند و تعداد كثيري زن و بچة مردم را كشتند و حتي به حيوانات هم رحم نكردند با بهانة اينكه تعدادي از ضدانقلاب در اين روستاها نفوذ كردهاند. به من بگوييد حكومتي كه خود را مسلمان و پيرو پيامبر محبت و دوستي و ائمه ميداند با كدام منطق ديني، اخلاقي و قانوني به اين عمل زشت و ننگين دست زد؟ جالب اينكه بعدها با توضيحات آقاي حسني (امامجمعه اروميه) و آقاي جلاييپور كه آن روز فرماندار مهاباد بود و امروز از سردمداران «اصلاحات» است و با همفكرانش ميخواهند «جبهة دموكراسيخواهي و حقوق بشر» تشكيل دهند در جواب يكي از دانشجويان خواجه نصير كه در اين مورد سئوال كرده بود با عصبانيت گفته بود «باز چرا موضوع كردستان را پيش كشيديد اين موضوع ديگر تمام شده است هر كه در قدرت باشد همين كار را انجام ميدهد» در اينجا دانشجوي ديگري سئوال كرده بود «پس چرا شما به قتلهاي زنجيرهاي اعتراض ميكنيد؟».
جناب آقاي احمدينژاد؛
آن روزها شما جزء سپاه و بسيج و كساني بوديد كه اقدام به اين كارها ميكرد يا حداقل از آنها اطلاع كامل داشتيد به من پاسخ دهيد اين اقدامات با كداميك از ارزشهاي اسلامِ شما كه مدعي آن هستيد تطابق دارد؟ با منش و روش محمد (ص) پيامبر، يا آنچه در قرآن كريم آمده يا روش ائمة اطهار؟
جناب آقاي احمدينژاد؛
در دنبالة مقاله به مسائلي اشاره كردهايد كه واقعاً قابل تعمق بسيار است. نوشتهايد:
شايد بدانيد من يك معلم هستم. دانشجويان ميپرسند اين اقدامات را چگونه ميتوان با ارزشهاي *** اين كلام از جمله تعهد به آيين حضرت مسيح (ع) پيامبر صلح و رحمت تطبيق داد.
متهماني در گوانتانامو در بند هستند كه محاكمه نميشوند، به وكيل دسترسي ندارند، خانوادة آنان نميتوانند آنان را ببينند و در خارج كشور خود نگهداري ميشوند و هيچ نظارت بينالمللي بر آنان نيست. معلوم نيست اينها زنداني هستند، اسير جنگي هستند، متهماند يا محكوم. بازرسان اتحادية اروپايي تأييد كردهاند كه زندانهاي مخفي در اروپا وجود دارد. من نتوانستم ربودن افراد و نگهداشتن آنان را در زندانهاي مخفي با هيچيك از نظامهاي قضايي دنيا تطبيق دهم و نفهميدم اين اقدامات با كداميك از ارزشهاي صدر اين مقال تطابق دارد با تعليمات حضرت مسيح (ع) يا حقوقِ بشر يا ارزشهاي ليبراليسم.
آقاي احمدينژاد؛
يك روز دانشجويي سر كلاس برخاست و گفت: استاد، من شنيدهام شما، هم در نظام شاهي و هم در نظام اسلامي زنداني بودهايد. من نتوانستم اين مشكل را براي خود حل كنم كه چگونه ميشود يك استاد دانشگاه را به زندان برد و اصولاً دلم ميخواهد بدانم زندان در نظام اسلامي چگونه جايي است و با شما در زندان چه ميكردند؟ گفتم پسرم من در سالِ 1339 وقتي مانند شما دانشجو بودم بهدليل پخش اعلاميه عليه ديكتاتوري شاه به زندان انفرادي قزلقلعه افتادم. من از زندانهاي شاه و جناياتي كه در آن صورت ميگرفت و شكنجههاي وحشتناكش در اينجا سخني نميگويم چون نظام شاهي هر چه ميكرد و هر جنايتي مرتكب ميشد نام دين و خدا و پيامبر و اسلام روي آن نميگذاشت اما در جمهوري اسلامي شاهد صحنههايي بودم و بلاهايي سرِ خودم آوردند كه گفتن آنها جز زنده كردن درد و رنج و بيرحميها اثر ديگري ندارد. من شاهد بودم روزانه دهها و صدها جوان از 15 سال به بالا را به جوخة اعدام سپردند و تعداد كثيري كه زير شكنجهها تحمل نياوردند شهيد شدند و در قزلحصار چيزي بهنام «قيامت» ديدم كه شايد در تمام دنيا بيسابقه باشد و در همانجا شاهد بودم صدها دختر جوان رواني شده بودند و به آنها تجاوز جنسي شده بود و اينها كه ميگويم افسانه نيست ميتواني گوشههاي كوچكي از اين همه جنايت را در كتاب خاطرات آيتالله منتظري كه آن موقع قائممقام رهبري بود بخواني. خانوادهام پس از دستگيري من در سال 60 ماهها از وضعم بياطلاع بودند و در زندان سال 80 ماهها در يك زندان مخفي كه خانوادهام نميتوانستند مرا ملاقات كنند بهسر بردم. حال اگر بخواهم از وضع و چگونگي اين زندانها برايت بگويم مثنوي هفتاد من كاغذ ميشود. انشاءالله روزي حقايق روشن خواهد شد و همگان خواهند فهميد چه جنايات وحشتناكي در زندانهاي جمهوري اسلامي بهنام خدا و دين اتفاق افتاده است.
آقاي احمدينژاد؛
شما از زندانهاي «گوانتانامو» سخن ميگوييد. طبيعي است بوش و ديگر عوامل امپرياليسم و سرمايهداري براي حفظ منافع خود از هيچ جنايتي خودداري نميكنند و فردا هم به قول شما بايد جواب دهند كه اعمالشان با كداميك از صدرِ مقال تطابق دارد با تعليمات حضرت مسيح (ع) يا حقوق بشر يا ارزشهاي ليبراليسم. اما شما بهطور قطع شاهد صحنههايي در زندانهاي ايران بوديد و شايد هم خودتان يكي از عوامل اجرايي آن بودهايد. راستي اگر وجداني در كار هست فردا جواب خدا و محمد (ص) و ائمة دين كه بهنام آنها حكومت ميكنيد را چگونه خواهيد داد؟
آقاي احمدينژاد؛
در نامه به آقاي بوش در جايي نوشتهايد:
آيا واگذار نمودن حق سرنوشت تمام سرزمين فلسطين به صاحبان اصلي آن كه در داخل و خارج فلسطين هستند اعم از مسلمانان و يهوديان و مسيحيان با اصولِ دموكراسي و حقوق بشر و تعليمات انبيا منافات دارد؟ اگر منافات ندارد چرا با همهپرسي مخالفت ميشود؟
اين قبيل سخنان را تاكنون چند بار آقاي خامنهاي هم در مورد فلسطين گفتهاند. بهنظر شما اگر دانشجويي سركلاس درس از من بپرسد «استاد پس از گذشت 27 سال چرا اجازه نميدهند اين نسل كه هيچ دخالتي در تعيين نظام جمهوري اسلامي نداشته و حالا ميخواهد نظرش را در يك رفراندوم بگويد چرا با اين كار مخالفت ميكنند؟» من در جواب او چه بگويم؟ بگويم چون «آقا» تشخيص دادهاند «مصلحت» نيست و در جمهوري اسلامي مصلحت از همة امور مهمتر است؟ در آن صورت دانشجويان نخواهند گفت مرگ خوب است اما براي همسايه!
جناب آقاي احمدينژاد؛
در نامهتان به آقاي بوش نوشتهايد:
از وظايف همة دولتها ايجاد امنيت و آرامش شهروندان است. مردم كشور شما و كشورهاي همجوار نقاط بحراني جهان چندين سال است احساس امنيت رواني ندارد.
يادتان هست در دهة شصت آقاي خميني ميگفت كه هركس بايد مواظب اعمال و رفتار و آمد و رفت همسايهها باشد كه اين يك وظيفة شرعي است و آن روزها كه شما در كسوت پاسدار يا بسيجي مأمور اجراي اين امر بوديد چه به سر خانوادهها آورديد و شبانهروز چه خانوادههايي با شنيدن كمترين صدايي نزديك خانهشان چنان وحشت ميكردند كه نزديك بود قالب تهي كنند و مأمورين كميتهها به هر خانهاي كه دلشان ميخواست ميريختند و وقتي از ايشان كارت شناسايي ميخواستند اسلحه را بهجاي كارت نشان ميدادند. بگذاريد به شما كه اين مطالب را خوب ميدانيد بگويم شبِ 12 تير ماه 1360 براي دستگيري من كه آدمي شناختهشده بودم و با آن سن و سال اهل فرار نبودم 2 ساعت از نيمهشب گذشته درحاليكه زن و بچههايم در خواب بودند به خانهام ريختند و با رفتاري وحشيانه دستگيرم كردند. اين كارها كه نمونهاي از آنها را گفتم نه از سوي سربازان آمريكايي در عراق كه در تهران و از طرف سربازان گمنام امام زمان صورت ميگرفت. شما كه ارتباط نزديك با اين امام همام داريد بگوييد آيا ايشان راضي به چنين اعمالي در نظامي كه خود را مسلمان و پيرو محمد (ص) ميداند هستند يا نه؟
آقاي احمدينژاد؛
در نامه به آقاي بوش مطالبي فرمودهايد كه اگر يكي از دانشجويانم در مورد آن سئوالي كند پاسخي ندارم. لطفاً شما پاسخ دهيد:
در همة كشورها مردم هستند كه هزينة دولتها را مي پردازند تا دولتها به آنان خدمت كنند. سئوال اين است كه صدها ميليارد دلار هزينههاي ساليانة لشگركشي به عراق چه دستاوردي براي مردم داشته است؟ جنابعالي اطلاع داريد در بعضي از ايالات كشور شما مردم در فقر و تنگدستي هستند هزاران نفر بيخانمان زندگي ميكنند، بيكاري معضل بزرگي است و اين مشكلات كم و بيش در ساير كشورها هم هست آيا در چنين شرايطي آن حجم عظيم لشگركشي و آن هزينههاي هنگفت از خزانة مردم توجيهپذير است و با اصولِ پيشگفته تطابق دارد؟
آقاي احمدينژاد؛
شما در جنگ ايران و عراق شركت داشتيد و پس از فتح خرمشهر بهاحتمال زياد از طرفداران ادامة جنگ و ورود به خاك عراق و از شعاردهندگان «راه قدس از كربلا می گذرد» يا «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم» يا «تا رسيدن به كربلا يك اللهاكبر باقي است» و از اين نوع شعارها بوديد. بهنظر شما كه از سرداران جنگ بوديد و حتماً ميدانيد ادامة جنگ، گذشته از تلفات بسيار انساني چند صد ميليارد دلار روي دست اين مردم گذاشت و چه اثري روي فقر اكثريت مردم ايران طبق آمارهاي رسمي خودتان گذاشته است، به دانشجويان پاسخ دهيد آيا نتيجة ادامة جنگ جز فقر و فساد و بيكاري و نوشيدن جامِ زهر از سوي آقاي خميني چه ثمري داشت و اگر آقاي بوش بايد جواب عيسي مسيح صلحدوست را بدهد شما چگونه از نظر اسلامي اين كار را توجيه ميكنيد؟
جناب آقاي احمدينژاد؛
مرقوم فرمودهايد:
آيا ميخواستيم عدالت برپا كنيم يا فقط از گروههاي خاصي حمايت ميكرديم و به قيمت فقر و تنگدستي عدة زيادي از مردم عدة اندكي را به ثروت و مقام رسانديم و رضايت آنان را بر رضايت خدا و مردم ترجيح داديم؟ آيا از حقوقِ مردم و محرومين دفاع كرديم يا آنان را ناديده گرفتيم؟ آيا از حقوقِ انسانها در سراسرِ جهان دفاع كرديم يا اينكه با تحميل جنگ و دخالتهاي غيرقانوني در امور كشورها و با ايجاد زندانهاي مخوف عدهاي را به بند كشيديم. آيا امنيت و صلح را براي جهان رقم زديم يا ساية تهديد و زور را در جهان گسترديم؟ آيا به ملت خود و ساير مردم جهان راست گفتيم يا اينكه حقايق را وارونه جلوه داديم؟ آيا طرفدار مردم بوديم يا طرفدار اشغالگران و ستمگران؟ آيا در حكومتِ ما منطق عقل، اخلاق، صلح، عمل به تعهدات، گسترش عدالت، خدمت به مردم، رفاه و پيشرفت و حفظ كرامت انساني مورد توجه بوده يا زور اسلحه، تهديد، ناامني، بيتوجهي به مردم، عقب انداختن پيشرفت و تعالي ملتها و پايمال كردن حقوقِ انسانها؟ و بالاخره خواهند گفت آيا به آنچه سوگند ياد كرديم در خدمت به مردم كه وظيفه و تعهد اصلي ماست و به آيين پيامبران پايبند بوديم يا خير؟
آقاي احمدينژاد؛
جمعي از دانشجويان ميگويند ما هم عيناً همين سئوالات را از آقاي احمدينژاد داريم. ايشان كه از روز اول جزئي از حكومت بودند و همكار قدرت در سمت فرمانداري و استانداري و شهرداري تهران و استادي دانشگاه و فرماندهي سپاه و غيره و غيره و اگر از زندانهاي مخوف صحبت ميكنند مقصودشان كدام زندان است؟ مگر از زندانهاي اوين و رجاييشهر و قزلحصار و زندانهاي جايجاي وطن مخوفتر هم وجود دارد؟ به وجدان خود مراجعه كنند. آيا آنچه ايشان هنگام انتخابات به مردم وعده دادند راست بود؟ آيا در اين مدت با مهرورزي و عدالت با مردم رفتار كردند يا برخوردشان با كارگران شركت واحد و زنان و غيره به وحشيانهترين وضع بود؟ راستي چهكسي به مردم راست ميگويد و چهكسي دروغ؟ آقاي احمدينژاد شما خودتان در يك جلسة عمومي جواب دانشجويان را بدهيد. راستي شما به آيين پيامبران بهويژه اسلام پايبند بوديد يا خير؟
آن عدالتي كه نظام جمهوري اسلامي برپا كرد را كجا ميتوان ديد؟ كاخهاي ميلياردي، برجهاي سربهفلككشيده، ثروتهاي بادآوردة جمعي از وابستگان به حكومت و در كنار آن حلبيآبادها و پلاستيكآبادها و صدها و هزاران كارتنخواب اينها نشانة عدالت در نظام شماست. شما چشمانتان را تنها به خارج از كشور دوختهايد كمي هم به وضع مردم خودمان بيانديشيد تا از اينكه خود را پيرو اسلام عدالتخواه و حكومت عدل علي و از منتظرين امام زمان (ع) ـ كه بايد عدل و داد برپا كند ـ ميدانيد اظهار شرم نموده و جوابگو باشيد.
جناب آقاي احمدينژاد؛
نوشتهايد:
براساس كلام الهي همة ما به پرستش خداي يگانه و تبعيت از رسولان الهي دعوت شدهايم.
براستي خدا و رسولان الهي در كجاي قرآن و سنت به شما گفتهاند كه به حكم يك نفر طي چند روز هزاران زنداني را كه دوران محكوميت خود را ميگذراندند از دم تيغ بگذرانيد؟ آيا شما از اين جريانات اطلاع نداشتيد؟ از قتلهاي زنجيرهاي چطور؟ از شكنجة دانشجويان و شهادت زهرا كاظمي چطور؟ آقاي احمدينژاد شما را به خدا اينقدر مردم را بيهوش و بياطلاع نپنداريد. مردم شما و امثال شما را خيلي خوب ميشناسند و فريب حرفها و اعمالتان را نميخورند. بگذاريد سخن را با نوشتة خودتان بهپايان برسانم.
ما چه بخواهيم چه نخواهيم جهان به سمت خداپرستي و عدالت به پيش ميرود و ارادة خدا بر همهچيز غلبه خواهد كرد.
بله جهان به سمت خداپرستي پيش ميرود اما خداي رحمان و رحيم كه انسانها را دوست دارد و به آنها محبت ميكند نه خداي شما كه زنان را بهخاطر بيرون آمدن دو نخ مويشان با همان موها در جهنم آويزان ميكند و مردان را بهخاطر يك خطاي كوچك به صلابه ميكشد و تا ابد در آتش ميسوزاند و مار غاشيه به جانشان مياندازد اما با ستمكاران و جنايتپيشگان بهخاطر دو ركعت نماز دروغينشان مهرورزي ميكند.
دکتر محمد ملکي
+
نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 7:15 قبل از ظهر  توسط آریا
|
معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور سياسي گفت: احتمالاً نشست اين هفته قدرتهاي جهان درباره بحران هستهاي ايران به تعويق انداخته ميشود زيرا دولتهاي غربي هنوز ليست مشوقها براي متقاعد كردن ايران به توقف غنيسازي اورانيوم را تكميل نكردهاند.
به گزارش سرويس ديپلماتيك خبرگزاري كار ايران (ايلنا)، "نيكلاس برنز" گفت: پيشنهاد اروپا هنوز تصويب نشده است و در حال بررسي است.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، برنز ادامه داد: احتمالاً به جاي جمعه اين هفته, هفته آينده در لندن ديدار ميكنيم.
وي افزود: مذاكره درباره ارائه پيشنهاد مشوقهاي جديد به ايران براي رها كردن برنامه هستهاياش در حال پيشرفت است. ما تازه در ابتداي راه هستيم و نميتوانم درباره اين طرح چيزي بگويم، زيرا اين طرح هنوز در حال بررسي است.
بازار هفتاد ميليونى ايران، مشوقى براى اتحاديهى اروپا؟
به نقل از "دویچه وله"
محمود احمدىنژاد رييس جمهورى ايران، بار ديگر پيشنهادات اروپا براى حل بحران اتمى ايران را قاطعانه رد كرد. احمدىنژاد كه در مقابل جمعى از مردم اراك سخنرانى مىكرد، گفت كه ملت ايران هيچ پيشنهادى را براى توقف غنىسازى اورانيوم نخواهد پذيرفت. وى افزود كه هر قدرتى كه خود را در مقابل ارادهى ملت ايران قرار دهد، بايد روى شكست و تحقير و نابودى خود حساب كند.
احمدىنژاد گفت آنان فكر مىكنند با كودك چهار سالهاى طرف هستند و مىتوانند او را با گردو و شكلات بفريبند و طلايش را از او بگيرند. ايران توقف غنىسازى را نخواهد پذيرفت و بهتر است اروپايىها مشوقهايشان را براى خودشان نگه دارند. اروپايىها نبايد منافع خود را براى اهداف نامشروع ديگر كشورها به مخاطره بيندازند.
به گفتهى احمدى نژاد، معيار بايد مصوبات قرارداد منع گسترش سلاحهای اتمی باشد و ايران فقط مىخواهد از حق خود بر طبق اين قرارداد استفاده كند. قطعنامههاى شوراى امنيت سازمان ملل نيز نخواهند توانست مانعى در راه پيشرفت علمى ايران ايجاد كنند.
به موازات اظهار نظرهاى احمدىنژاد، امروز از طرف ايران اعلام شد كه حاضر است مشوقهايى به كشورهاى اتحاديهى اروپا عرضه كند. حميدرضا آصفى سخنگوى وزارت امور خارجهى جمهورى اسلامى ايران اعلام كرد كه در صورتى كه اتحاديهى اروپا حاضر باشد غنىسازى اورانيوم توسط ايران را به رسميت بشناسد، در مقابل از تهران مشوقهايى دريافت خواهد كرد. آصفى خاطر نشان ساخت كه بازار ايران با ۷۰ ميليون جمعيت، مشوق خوبى براى اروپاست. بايد يادآور شد كه آصفى ديروز در سخنان خود مشوقهاى تازهى اتحاديهى اروپا به ايران را كه شامل كمك براى خريد يك نيروگاه آب سبك هم مىشد رد كرده بود.
امروز همچنين خبر رسيد كه نشست اتحاديهى اروپا، ايالات متحده، چين و روسيه در مورد مناقشهى اتمى با ايران كه قرار بود روز جمعه در لندن برگذار شود، به تعويق افتاده است. در توضيح علت اين تعويق گفته شد كه كشورهاى سهگانهى اتحاديهى اروپا يعنى انگلستان، فرانسه و آلمان كه با ايران طرف مذاكره هستند، بايد پيشنهاد خود را دقيقا آماده كنند. تاريخ دقيقى براى نشست بعدى اعلام نشده است، اما پيشبينى مىشود كه اين نشست طى ده روز آينده برگذار شود.
ديپلماتهاى اتحاديهى اروپا در حال حاضر مشغول تهيهى فهرستى از پيشنهادات مشخص به ايران براى حل مناقشهى اتمى هستند. قرار است اين پيشنهادات در اختيار اعضاى دايمى شوراى امنيت سازمان ملل متحد گذاشته شود.
به سود ايران است كه هر پيشنهادى را عجولانه رد نكند!
دولت ايران میداند كه در مناقشه كنونى كارتهاى برنده خوبى در دست دارد. روسيه و چين هرگونه برخورد نظامى و حتى تحريم را بدليل منافع خود رد میكنند. كشورهای اروپايى به ماجراجويىهاى نظامى بشدت بدبيناند. و حتى در خود آمريكا نيز سياست جنگ عليه ايران با مقاومت شديد روبرو خواهد شد. اما اوضاع سياسى و علايق مربوط به آن متغيرند. به همين خاطر نيز به سود ايران است كه هر پيشنهادى را براى رسيدن به توافق با عجله رد نكند.
قبل از آنكه جزئيات طرح پيشنهادى سه كشور اتحاديه اروپا مورد بررسى قرار گيرند و حتى بطور كامل منتشر شوند، دولت ايران اين طرح را رد كرده و بر مواضع شناخته شده تاكنونى تاكيد كرده است: غنىسازى اورانيوم حق ماست و هيچ چيز نمیتواند مانع از آن شود! محمود احمدىنژاد از پيشنهادكنندگان میپرسد آيا آنها فكر میكنند با بچه طرفاند؟ و دست رد به طرحى میزند كه به عقيده اتحاديه اروپا، ايران را در ازاء توجه به خواست جامعه جهانى مبنى بر دست كشيدن از غنىسازى اورانيوم، به مدرنترين فناورى براى استفاده صلحآميز از انرژى اتمى مجهز میكند. چين واكنش مثبتى نسبت به اين طرح نشان داد و تنها به تغييراتى براى بهبود آن اشاره كرد. فهرست پيشنهادات اروپا به ايران كه شامل موارد كاملا مشخصى میشود، قرار است تا روز جمعه در اختيار شوراى امنيت سازمان ملل قرار گيرد.
واشنگتن تضمین های امنیتی نخواهد داد
به نقل از "ایران پرس نیوز"
یک مقام بلندپایه وزارت امور خارجه آمریکا به روزنامه نیویورک تایمز گفت پیشنهاد جدید کشورهای اروپايی، شامل تضمین های امنیتی نخواهد بود.
این مقام ارشد آمریکايی که نخواست نامش فاش شود در مورد مشوقهای کشورهای اروپايی به رژیم تهران در ازای دست کشیدن از برنامه غنی سازی اورانیوم تاکید کرد پیشنهاد جدید اروپايیان تفاوت کیفی با پیشنهادی که در ماه آگوست گذشته ارایه شده بود، ندارد.
همزمان خبرگزاری فرانسه از واشنگتن گزارش داد ایالات متحده از هیچ طرح و پیشنهادی که تبدیل و غنی سازی اورانیوم را برای رژیم تهران مجاز بشمارد، حمایت نخواهد کرد.
شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا طی یک مصاحبه مطبوعاتی با اشاره به اصرار رژیم تهران بر ادامه فعالیتهای مربوط به غنی سازی اورانیوم گفت ما به خوبی روشن ساخته ایم که از هیچگونه پیشنهادی که اجازه تبدیل و غنی سازی اورانیوم را به رژیم تهران بدهد، حمایت نخواهیم کرد.
|
درخواست عنان از ایران برای بررسی پیشنهادهای اروپا
به نقل از "خبرگزاری مهر" |
| دبیرکل سازمان ملل از ایران خواست تا جزئیات پیشنهادهای اتحادیه اروپا را برای حل موضوع هسته ای خود بررسی کند . |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه از توکیو، عنان که برای دیدار با مقامات ژاپنی به این کشور سفر کرده است در گفتگو با تلویزیون NHK گفت: سه کشور اروپایی (انگلیس، آلمان و فرانسه) در تلاش هستند تا بسته ای را ارائه و با ایرانی ها درباره آن گفتگو کنند. من فکر می کنم که باید منتظر باشیم و ببینیم که بسته پیشنهادی شامل چه چیزهایی است.
دبیر کل سازمان ملل همچنین گفت که این بسته تعهداتی را برای ایران در پی خواهد داشت، اما ایران البته در گذشته همیشه گفته است که بر حق خود(برای داشتن برنامه های هسته ای صلح آمیز) پافشاری خواهد کرد و تمام تعهدات خود را عمل خواهد کرد و فکر می کنم این آن چیزی است که جامعه بین المللی در پی آن خواهد بود".
به گزارش مهر اروپا در آخرین تلاش خود برای دست کشیدن ایران از برنامه های صلح آمیز هسته ای پیشنهاد دادن یک راکتور آب سبک را داده است و این درحالی است که ایران داشتن چرخه سوخت هسته ای را خط قرمز خود در گفتگو با غرب اعلام کرده است.
همچنین آسوشیتدپرس نیز در این باره گزارش داد: عنان امروز پس از دیدار با "جونیچیرو کویزومی" نخست وزیر ژاپن در توکیو در جمع خبرنگاران خواستارروشن بینی در مذاکرات درباره موضوع هسته ای ایران شد.
دبیر کل سازمان ملل متحد گفت شورای امنیت سرگرم کار بر روی راهبردی مشترک است، بسته ای در حال آماده شدن است که با از سرگیری مذاکرات روی میز گفتگوها ارائه خواهد شد که امیدوارم این مذاکرات از سرگرفته شود و همه طرفها با روشن بینی سرمیز این گفتگوها حاضر شوند.
وی همچنین در مصاحبه خود با این شبکه تلویزیونی گفت : گرچه در صورت شکست مذاکرات ، شورای امنیت علیه ایران اقدام خواهد کرد اما هنوز خیلی زود است که درباره اعمال تحریم یا توسل به زور علیه این کشور حرفی زده شود. عنان افزود: هنوز زمان هست و معتقدم یافتن راه حلی از طریق گفتگو بهترین اقدام است.
روسیه حامی مشوق هاي اروپاييان شد
به نقل از "خبرگزاری آفتاب"
به گزارش روزنامه روسی پراودا، لاوروف، روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت: تا زمانی که ایران نگران تداوم موقعیت های تنش زا باشد، فکر نمی کنم هیچ تلاشی برای خروج از بن بست هسته ای موفقیت آمیز باشد.
به جای اینکه به فکر چگونگی مجازات ایران در صورت عدم پذیرش تعلیق غنی سازی اورانیوم باشیم باید به فکر راه حلهایی باشیم که ایران را دوباره به مذاکره بازگردانیم.
این اظهارات لاوروف پس از آن بیان شده که رئیس جمهوری ایران روز چهارشنبه پیشنهادهای اروپا برای ارائه مشوق های اقتصادی و هسته ای به ایران در قبال تعلیق غنی سازی اورانیوم را رد کرد.
ادامه موضع منفی فرانسه همزمان با اظهارات لاوروف، فیلیپ دوست بلازی، وزیرخارجه فرانسه نیز در مورد مساله هسته ای ایران گفت: ما باید بر اساس دو کلمه کلیدی وحدت و قاطعیت در مورد ایران تصمیم بگیریم. هیچ چیز بدتر از این نیست که جامعه جهانی در مورد مساله هسته ای ایران متحد عمل نکند.
دوست بلازی که برای دیدار با مقامات اسراییل به تل آویو سفر کرده بود در گفتگو با خبرنگاران افزود: اگر ایران فعالیت های حساس هسته ای خود را متوقف کند، ما نیز می توانیم پیشنهادهای مثبتی را در زمینه همکاری صلح آمیز هسته ای به این کشور ارائه کنیم.
ولی اگر ایران بر موضع خود پافشاری کند و نخواهد این مساله را از طریق مذاکره حل کند، مسئولیت عواقب آن بر عهده شورای امنیت است.
|
ارزیابی كسينجر از نامه احمدی نژاد به بوش
به نقل از "انتخاب"
هنري كسينجر وزير امور خارجه اسبق آمريكا با اشاره به اين كه ارسال نامه محمود احمدينژاد رئيس جمهوري ايران به بوش پس از بيش از 25 سال، قطعي روابط صورت گرفت، تاكيد كرد اين نامه هدفي غير از مقاصد تاكتيكي و تبليغاتي داشته است.
هنري كسينجر كه از وي به عنوان يكي از متفكران اصلي در بحث سياست خارجي آمريكا ياد ميشود در مقالهاي در شماره امروز روزنامه واشنگتن پست نوشت: « نخستين رويكرد مستقيم يكي از سران ايراني به رئيس جمهوري آمريكا پس از گذشت بيش از 25 سال ممكن است همچنين نشانه مقاصدي غير از تبليغات و تاكتيك باشد.»
وي كه از كهنه سياستمداران آمريكا است در ارزيابي خود از نامه محمود احمدينژاد آن را حيلهاي براي مانع تراشي در بررسي پرونده هستهاي ايران در شوراي امنيت سازمان ملل توصيف و ادعا كرد: «عوامفريبي موجود در اين نامه ممكن است راهكاري براي گشايش درهاي گفتوگو ميان بخش اصولگراي جامعه ايران و آمريكا باشد.»
وزير امور خارجه اسبق آمريكا خاطر نشان كرد: «مذاكرات درباره مسئله گسترش در ايران و كرهشمالي يك نقطه عطف بشمار ميرود. ديپلماسي ناكارآمد ميتواند ما را در دو راهي استفاده از زور و يا شرايطي قرار دهد كه خويشتنداري لازم بخاطر بيتمايلي كشورها و ناتواني آنها از ميان رفته باشد.»
وي در اين مقاله با عنوان "آزمون هستهاي براي ديپلماسي" افزود: «بايد تصور كرد چه اتفاقي ميافتادكه اگر در هر يك از حوادث تروريستي كه در نيويورك، واشنگتن، لندن، مادريد،استانبول و بالي پيش آمد، از بمب هستهاي استفاده ميشد.»
كسينجر با مقايسه مباحث هستهاي درباره برنامه هستهاي ايران و كرهشمالي پيشرفت ها در مذاكرات شش جانبه ميان چين، روسيه، آمريكا، كرهجنوبي، ژاپن و كرهشمالي را به نسبت مذاكرات هستهاي ميان ايران و سه كشور اروپايي آلمان، فرانسه و انگليس بهتر توصيف كرد و افزود: «سپتامبر گذشته توافق اصولي در پكن حاصل شد و كرهشمالي در صورتي كه همه طرفهاي مقابل تضمينهاي مناسب امنيتي را به اين كشور ارايه كنند و كمكهاي اقتصادي لازم را به آن بدهند، با كنار گذاشتن برنامه هستهاي خود موافقت كرد.»
كسينجر درباره ايران نوشت: «در مورد ايران حتي توافق رسمي درباره اهداف وجود ندارد. ايران حتي از توافق درباره كنترل بينالمللي بر برنامه غنيسازي خود خودداري كرده است.»
كسينجر نوشت :«گفتوگوي دوجانبه با ايران در اين مقطع به انزواي واشنگتن ميانجامد. تاكنون كه مذاكره با ايران بخاطر مسئله سفارت اين كشور در تهران و حمايت ايرانيهاي از گروههاي تروريستي و لفاظيهاي رئيس جمهوري ايران متوقف مانده است. حتي نامه رئيس جمهوري ايران نيز اين موانع را از بين نبرده است.»
وي ادامه بنبست كنوني را باعث ورود كشورهاي تازهاي به جمع باشگاه هستهاي عنوان كرد و افزود در آسيا كرهجنوبي و ژاپن به سمت اين تسليحات حركت خواهند كرد. در خاورميانه تركيه، مصر و عربستان سعودي به جمع اين باشگاه خواهند پيوست و همه كشورهاي صنعتي نيز از آن به عنوان ابزار غيرقابل انكار سود خواهند جست.
در مقاله كسينجر تاكيد شده است: «مديريت جهان هستهاي به مراتب دشوارتر و پيچيدهتر از توازن بازدارندگي در زمان جنگ سرد ميان دو ابرقدرت است چرا كه كشورهاي داراي توان هستهاي به فكر توسعه بازدارندگي در مقابل دشمنان خود خواهند بود و اين روند لزوماً از مباني و اصولي پيروي نخواهد كرد كه از چند دهه گذشته تاكنون رايج بوده است.»
كسينجر نوشت: «بطور حتم ايران و ديگر كشورهاي نظير آن از توانايي هستهاي خود براي حمايت از فعاليتهاي انقلابي خود در سراسر دنيا استفاده خواهند كرد.»
به نقل از "روز آنلاین"
قرباني شدن در رقابت ها و منازعات دروني بلوک قدرت، محتمل ترين گزينه اي است که وجه خاص چرايي بازداشت رامين جهانبگلو را روشن مي سازد. جدا از جنبه عام اين بازداشت که با هدف اعمال سلطه بر حوزه آزادي بيان و برخورد با روشنفکران صورت مي گيرد، اين بازداشت را مي توان شروع رويکرد امنيتي دولت احمدي نژاد در عرصه فرهنگ و انديشه و برخورد با فعالين جامعه مدني دانست.
رسانه هاي تند رو و نزديک به اقتدارگرايان با درج خبر حضور وي در صندوق دموکراسي، موسسه تحقيقاتي NED و شرکت در نشست بنياد "وودرو ويلسون" کوشيده اند تا انتساب اتهام ارتباط با بيگانگان به وي را توجيه کنند. نگاهي به بنياد "وودرو ويلسون"و مناسباتش با ايران پرده از برخي ابهامات موجود در اين پرونده بر مي دارد. اين بنياد در حوزه جناح ليبرال دموکرات آمريکا قرار دارد که بر سياست عادي سازي روابط ايران و حل بحران هسته اي از طريق گفتگو و تفاهم تاکيد دارد.
برخي از ايرانياني که در اين موسسه مسئوليت دارند کساني هستند که به داخل ايران رفت و آمد مي کنند و بنابر برخي اطلاعات غير رسمي با برخي از جناح هاي معتدل قدرت و به طور مشخص جريان هاشمي رفسنجاني رابطه دارند. با توجه به اين نکات مي توان اين گمانه زني را مطرح کرد که بخشي از دلايل بازداشت رامين جهانبگلو ناشي از کشمکش راست افراطي با جريان هاشمي رفسنجاني و پشت پرده ساختار قدرت در بحران هسته اي باشد. اخبار غير رسمي حاکي از اختلاف بين محسني اژه اي و احمدي نژاد و عدم حضور يافتن وي در جلسات کابينه نيز بخش ديگري از اختلافات را بازتاب مي دهد و اظهارات صفار هرندي مبني بر تلاش براي آزادي رامين جهانبگلو را نيز مي توان در چهارچوب اختلافاتش با حسين شريعتمداري و عواملش در سيستم امنيتي ارزيابي کرد.
يکي از وجوه دردناک و تراژديک وضعيت مخالفان سياسي و فعالين جامعه مدني در کشور هاي جهان سوم و نظام هاي توتاليتر خرد شدن در چرخ دنده رقابت جناح هاي حکومت است. نيروهاي امنيتي که خود را متولي اصلي حکومت مي دانند و بايد پايه هاي آن را از گزند ها و تهديد هاي گوناگون مصون بدارند، همواره مخالفان را طعمه اي مي دانند که مي توان از آنها براي اجراي برنامه ها و سناريو هاي خود در بلوک قدرت استفاده کنند.
وقتي جناحي غير دلخواه در قدرت در آستانه دستيابي به امتيازات در عرصه داخلي و خارجي است، به سمت بحران سازي مي روند و دگرانديشان را قرباني مقاصد شومشان مي سازند. بحران سازان سينه کاردآجين شده داريوش و پروانه فروهر و جنازه مختاري، شريف، پوينده و دواني را اسباب چوب لاي چرخ گذاشتن دولت خاتمي و جنبش اصلاحي دوم خرداد کردند. دانشجويان بي رحمانه آماج يورش ناجوانمردانه گروه هاي فشار و لباس شخصي ها قرار گرفتند تا پروژه کودتاي ستاد ضد اصلاحات کليد بخورد.
همچنين فعالين نهضت آزادي و ملي مذهبي زير ساطور اطلاعات موازي رفتند تا پروژه توسعه سياسي و گسترش نظام حزبي ناکام شود و ادعاي مخالفين اصلاحات و بويژه روزنامه کيهان در وجود توطئه براندازي خاموش نظام اثبات شود. تجمعات گروه هاي سياسي مخالف نيز از ابتداي انقلاب تا کنون مورد حمله قرار گرفته است تا اقتدار دولت هاي غير دلخواه زير سئوال برود. و حال آخرين قرباني اين سياست شيطاني رامين جهانبگلو است. انديشه ورزي که جز متاع انديشه و تلاش براي آشنا کردن نسل جوان با يافته هاي جديد فلسفي و ارتفاع بخشيدن به دانش فلسفي ايران سلاح و تکاپويي نداشت.
در آخرين اقدام، روزنامه جمهوري اسلامي او را عامل براندازي نرم آمريکا و عضو شبکه وابسته به موساد و سيا معرفي کرده است. اين ادعاي خنده دار فقط روکشي براي جنگ قدرت و احساس خطر اقتدارگرايان از برقراري ارتباط بين نخبگان ايراني و آمريکايي است. تاريخ نشان داده است که جاسوسان سيا و موساد و اصولا کشور هاي صاحب قدرت در دالانهاي عمارت حکومت هاي انحصار طلب يافته مي شوند نه در حلقه هاي نخبگان و مراکز دانشگاهي و تحقيقاتي.
همانگونه که سعيد امامي جاسوس آمريکا و اسرائيل خوانده شد، دور از انتظار نيست که روزي در درون رسانه هايي چون کيهان و جمهوري اسلامي نيز جاسوساني عالي رتبه پيدا شوند و يا تحت اين عنوان حدف شوند تا مبادا اسرار مگو فاش شده و پاي بزرگان به مهلکه کشانده شود.
+
نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط آریا
|
چين و روسيه می گويند که از توسل به زور برای حل مناقشه بوجود آمده بر سر فعاليتهای هسته ای ايران حمايت نخواهند کرد.سرگی لاورف، وزير خارجه روسيه که پس از ملاقاتی دوروزه با همتای چينی خود در پکن صحبت می کرد، گفت مذاکره تنها راه برای حل اين مسئله است.آقای لاورف به خبرنگاران گفت: "روسيه و چين به توسل به زور برای حل مسئله ايران رای نخواهند داد."سرگی لاورف همچنين گفت که محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران ماه آينده در اجلاس رهبران روسيه ، چين، و چهار کشور آسيای ميانه شرکت خواهد کرد.
از حقوق هسته ای خود چشم پوشی نمی کنيم
به نقل از " بی بی سی"
در حاليکه اتحاديه اروپا از ارايه پيشنهادی سخاوتمندانه برای حل بحران هسته ای ايران خبر داده، وزير خارجه اين کشور بر حقوق هسته ای جمهوری اسلامی تاکيد کرده است. به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - منوچهر متکی، وزير خارجه، در ملاقات با سفيران روسيه و چين در تهران با اشاره به برنامه های اتمی اين کشور گفته است که "تصميم گرفته ايم از حقوق هسته ای خود چشم پوشی نکنيم."آقای متکی افزوده است که "هر پيشنهاد جامع الاطرافی که حق ايران را در بهره برداری صلح آميز از انرژی هسته ای به رسميت بشناسد و تقويت ان پی تی را در بر داشته باشد از سوی ايران قابل بررسی است."جمهوری اسلامی تاکيد دارد که دستيابی به چرخه کامل توليد سوخت هسته ای، شامل غنی سازی اورانيوم برای مصارف نيروگاهی، از حقوق مسلم کشورهايی است که پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای - ان پی تی - را امضا کرده اند.
پیشنهاد رایس به ایران
به نقل از "خبرگزاری آفتاب"
محمد صادق امینی: کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه ایالات متحده گفته است همانطور که معمر قذافی در سال 2003 اعلام کرد که کشورش از تلاش برای رسیدن به بمب هسته ای دست بر می دارد و این سال برای مردم لیبی یک نقطه عطف بود کشورهای ایران و کره شمالی نیز می توانند با تعلیق فعالیت های هسته ای خود سال 2006 را تبدیل به یک نقطه عطف برای مردم خود کنند.
خبرگزاری فرانسه در ادامه به نقل از وی آورده است از آنجایی که کشورهای جهان خواستار تغییر رفتار دولت های ایران و کره شمالی هستند لیبی می تواند الگویی مهم تلقی شود.
وی در ادامه صحبت های خود گفته است ما از مقامات ایران و کره شمالی می خواهیم که تصمیماتی بگیرند که به نفع ملت هایشان باشد.
پیشنهاد اخیر کاندولیزا رایس به ایران برای الگو قرار دادن لیبی از آنجائی حائز اهمیت است که چندی پیش دیک چنی معاون رئیس جمهوری آمریکا نیز در سفر به قزاقستان گفته بود ایران در خصوص برنامه های هسته ای خود باید الگوی کشورهای آسیای میانه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را دنبال کند.
پیشنهاد دیک چنی به ایران (کلیک کنید)
وی بعد از یک ملاقات طولانی مدت با "نور سلطان نظربایف" رئیس جمهور قزاقستان گفته بود تصور من این است که کاری که چند سال پیش قزاقستان بعد از بدست آوردن استقلال خود انجام داد، مثال مهمی است که ایران ممکن است خواستار بررسی آن باشد. کشورهای تازه استقلال یافته بعد از فروپاشی شوروی سلاح های هسته ای خود را که در زمان شوروی سابق بدست آورده بودند، نابود کردند. به طور مثال قزاقستان بعد از استقلال در سال 1991، کلاهک های هسته ای خود را نابود کرد.
رایس: قزافی دیگر تروریست نیست(کلیک کنید)
به نظر می رسد سیاستمداران آمریکایی در ماههای اخیر از سیاست جدیدی برای تحت فشار قرار دادن ایران استفاده می کنند و بر همین اساس اقدام به عادی سازی روابط خود با کشورهایی می پردازند که آمریکا نام آنها را در لیست کشورهای حامی تروریسم قرار داده است.
مقامات وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرده اند که این کشور تصمیم گرفته است روابط کامل دیپلماتیک خود را با لیبی پس از 25 سال از سر بگیرد. این کشور قصد دارد طی چهل و پنج روز آینده نام لیبی را از لیست کشورهای حامی تروریسم خارج کند. واشنگتن اين اقدام را امتياز بزرگ به ليبي ميداند كه از برنامه هستهاي خود دست كشيد! اقدام آمریکا بعد از آن صورت گرفته که "معمر قذافي"، رهبر ليبي بهتازگي گفته بود كه آمريكا تمام توان هستهاي ما را گرفت اما حتي نام ليبي را نيز از فهرست كشورهاي حامي تروريست خارج نكرد.
|
اگر ایران آمریکا را به انزوا بکشاند، چه خواهد شد؟ |
|
به نقل از "خبرگزاری آریا" |
|
"پطر گونچاروف" مفسر سیاسی خبرگزاری «نووستی»، تفسیر خود را از آینده پرونده هسته ای ایران، با این سئوال شروع کرده است که اگر ایران آمریکا را به انزوا بکشاند، چه خواهد شد؟
به گزارش سرویس رسانه آریا به نقل از نووستی، این مفسر روسی می نویسد:
واشنگتن دعوت به مبارزه تهران را که آمادگی دفاع از برنامه توسعه صلح آمیز اتمی خود، حتی از طریق نظامی را اعلام کرده بود، پذیرفت. در عین حال کاخ سفید بقدری این را به موقع انجام داد که بسختی می توان بلف را از مقاصد حقیقی و بالعکس تمییز داد.
روز پنجشنبه گذشته، نمایندگان کنگره آمریکا "دونالد رامسفلد" وزیر دفاع آمریکا را موظف نمودند که گزارشی محرمانه از امکان تحقق سناریوی نظامی علیه ایران ارائه دهد.
در حقیقت تمامی این سناریوهای ممکن برای استفاده از نیروهای نظامی علیه ایران، مدت بسیاری است که در پنتاگون وجود دارند. چنین طرحی در سال 1979، هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد و در نتیجه آن آمریکا و اسرائیل تهران را بعنوان متفق استراتژیک در خاور نزدیک از دست دادند، بوجود آمد.
هفته نامه روسی "نیزاویسیمایه واینایه آبازرنیه" (nezavisimoie voiennoie obozrenie) "طرح آماده" عملیات نظامی آمریکا علیه ایران را منتشر نمود. طبق اطلاعات این نشریه، 6 گروه ناو هوایی به تاسیسات هسته ای و سایر تاسیسات مشکوک ایران ضریه وارد می کنند که در جمع شامل 70 جنگنده بمب افکن، هواپیماهای دریایی و بمب افکن های مدل B-2A هستند که مسلح به 216 موشک بالدار و حداقل 200 تن بمب می باشد. در بین آنها، بمب های GBU 43/B نیز وجود دارند که ویژه تخریب ساختمان ها در اعماق زمین می باشند.
البته به احتمال زیاد، این "طرح آماده"، توسط همین نشریه آماده شده است. اما اعداد و ارقام و واقعیت های مندرج در آن، در رابطه با ترکیب گروه های نظامی ایجاد شده بدور ایران، اینطور که در عمل نشان می دهد، نباید شک برانگیز باشد. تقریباً همین اطلاعات نیز در صفحات روزنامه ها و مجلات آمریکایی و غربی نیز دیده می شوند.
واشنگتن که وارد مانور نظامی دوجانبه شده است، قصد دارد همانند تهران آمادگی خود را برای رفتن تا آخر خط، برای حل مشکل هسته ای ایران، نشان دهد. اکنون مسئله در این است که چه کسی بر چه کسی غلبه خواهد کرد و چه کسی به دیگری "بلف می زند" و در نهایت امر چه کسی به چه کسی شرایط تسلیم صلح آمیز را تحمیل می کند. این شرایط مشخص هستند. ایران خواهان به رسمیت شناختن حق خود برای توسعه برنامه هسته ای صلح آمیز بطور کامل است. آمریکا هم مسلم است که دقیقاً برعکس این را مطالبه می کند. اما مسئله اصلی چیز دیگری است. چه خواهد شد اگر هیچیک از طرفین تسلیم صلح آمیز را نپذیرد؟
معمولاً سوال اینگونه مطرح می شود: اگر آمریکا ایران را به انزوا بکشاند، چه خواهد شد؟ در این صورت مسلم است که ایران از طرح خود برای توسعه برنامه هسته ای امتناع نمی کند، آمریکا بعنوان مخالف اصلی این طرح، علیه ایران تحریم اعمال خواهد کرد و پس از آن عملیات نظامی را آغاز می کند.
پاسخی که برای آن طراحی می شود، سناریوی "آخر جهان" برای آمریکا و اسرائیل خواهد بود. ایران 400 مرکز استراتژیک روی زمین، تمامی ساختارهای نفت و گاز در منطقه خلیج فارس را نابود می کند، تنگه هرمز را با غرق کردن چند نفت کش در آن محاصره می کند، جنگ را در عراق آغاز می کند، جایی که آمریکا نهایتاً گیر خواهد افتاد و نهایتاً کار می رسد به 40 هزار فدایی که آماده نابود کردن تاسیسات آمریکا و اسرائیل در همه جا هستند. نتیجه: برای آمریکا عملیات نظامی علیه ایران همانند خودکشی است و آنها این اقدام را نخواهند کرد.
بنظر می رسد که در تهران به چنین تحلیلی اعتقاد دارند. مسلم است که بی دلیل نبود که "علی لاریجانی" دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در پاسخ به سوال خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا امکان حمله از سوی آمریکا وجود دارد، پاسخ منفی داده و به چنین تحلیل هایی از سوی کارشناسان اشاره داشت. ممکن است که دقیقاً بر اساس همین نتیجه گیری ها باشد که تهران کم مانده آمریکا را تحریک به اجرای تدابیر رادیکالی تا حد عملیات نظامی علیه خود کند.
در این صورت می بایست سوال را اینطور مطرح می نمود: اگر ایران آمریکا را به انزوا بکشاند، چه خواهد شد؟ بالاخص که تهران با بیانیه های اخیر خود (از نقطه نظر کاخ سفید) هیچ شانسی برای آمریکا نمی گذارد که از جنگ با ایران احتراز کند. اما آیا ایرانیان دقت تحلیل آنانی که معتقدند عملیات نظامی علیه ایران برای آمریکا غیر قابل پذیرش است را بررسی کرده اند؟
به عقیده "الکسی ارباتوف" کارشناس روس، در صورتی که ایران وارد مرحله غنی سازی صنعتی اورانیوم شود، واشنگتن در برابر این سوال خواهد ایستاد که با بمب اتمی تهران موافقت کند یا اینکه عملیات نظامی را آغاز کند. در این صورت ارباتوف معتقد است که همان طور که آمریکا همیشه نیز عمل کرده است، انتخاب خود را بین "بد و بدتر" انجام خواهد داد و بدون شک برای آمریکا "بدتر"، امکان ایجاد بمب اتمی در ایران است. و اگر واشنگتن حاضر به مذاکره مستقیم با ایران نشود، پس "بد" را انتخاب خواهد کرد که به عقیده کارشناسان حتمی می باشد.
البته، همانطور که مجله آمریکایی Newsweek اعلام کرد، رئیس جمهور آمریکا پیشبینی "بدبینانه ای" در رابطه با مؤثر بودن ضربه هوایی به تاسیسات هسته ای ایران دریافت کرده است. به همین علت این مجله با اشاره غیر مستقیم به "نیکلاس برنز" معاون وزیر امور خارجه آمریکا، برقراری ارتباط مستقیم با تهران را غیر ممکن نمی داند. برای واشنگتن مهم این است که با اعطای امتیازات به ایران، بی آبرو نشود.
| |
اعتراض و تحصن در دانشگاه ها ي كشور
به نقل از "ایران ما"
درگیری در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران-
به گزارش ادوار نيوز به نقل از خبرنگار نشريه دانشجويي واژه از دانشگاه پلي تكنيك تهران دانشجويان دانشکده مهندسي کامپيوتر دانشگاه صنعتی امیر کبیر در اعتراض به مشکلات صنفي و همچنين عدم صدور مجوز براي اردوي تفريحي خود روز گذشته تحصني را در جلوي دانشکده خود سامان دادند.
اعتراض دانشجويان از آن جا شروع شد که دکتر اکبري رئيس دانشکده کامپيوتر در نامه اي موهن خطاب به معاون دانشجويي دانشگاه خواستار لغو اردوي مختلط دانشجويان اين دانشکده شده بود.
گفتني است محتشمي پور، مدير فرهنگي، در حاشيه اين نامه خواسته از اردوي مختلط اين دانشجويان جلوگيري گردد. حرکت اين دانشجويان با حمايت شوراهاي صنفي دانشکده هاي ديگر رو به رو شده بود و شوراهاي صنفي دانشکده هاي پليمر، برق، نساجي و صنايع در بيانيه هاي جداگانه حمايت خود را از اين حرکت ابراز کرده اند.
همچنين شنيده شده در اعتراض به ايجاد محدوديت هاي اخير براي دانشجويان، شوراي صنفي دانشگاه در نظر دارد تريبون آزادي را هفته آينده در همين زمينه بر پا کند. انتقاد از عملکرد معاونت دانشجويي و فرهنگي، اعتراض به برخورد با نشريات دانشجويي، نقد عملکرد کميته انضباطي و ... از جمله محورهاي اين تريبون خواهد بود.
درگیری در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران امروز شاهد درگیری و زدوخورد میان دانشجویان و تعدادی از دانشجویان بسیجی بود .
به گزارش ادوار نیوز ديروز قرار بود در این دانشکده انتخابات شورای صنفی برگزار شود و درگیری میان دانشجویان و بسیجیان این دانشکده نیز به علت دخالت نیروهای بسیجی در این انتخابات بود.
تجمع دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی در اعتراض به ناامنیها
تعدادی از دانشجويان دانشكده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايی در اعتراض به ناامنیهای حادثه اخير جاده بم – كرمان در اين دانشكده تجمع كردند.
يكی از دانشجويان در اين تجمع با انتقاد از عملكرد دولت، مجلس و نيروی انتظامی در اين باره، گفت: ما دانشجو و انسان هستيم و نبايد به آسانی از اين قضايا بگذريم. اگر روزی برای دكتر نمكدوست يا مسائل صنفی خود تجمع كرديم، اكنون بايد به كشتار مردم بیگناه كه هر روز در منطقهای از كشور رخ میدهد اعتراض كنيم و نگذاريم اين حوادث ساده و بیارزش تلقی شود.
وی با تاكيد بر غير سياسی بودن تجمع، از عدم حضور تشكلهايی مثل بسيج و انجمن اسلامی انتقاد كرد و افزود: احمدینژاد بجای فرستادن پيام الهی به ديگر كشورها بهتر است امنيت مردم عادی را در داخل تامين كند.
يكی ديگر از دانشجويان هم گفت: ما نسبت به اين مسائل بیتفاوت نيستيم اما تحصن در دانشكده تاثير چندانی ندارد و بايد در سطح وسيعتری صورت بگيرد.
تحصن دانشجويان دانشگاه كردستان نسبت به تعليق فعاليت تشکلهاي دانشجويي
اعضاي انجمن اسلامي و كانونهاي فرهنگي دانشگاه كردستان در اعتراض به عملكرد مسوولين دانشگاه كردستان در برخورد با تشكلهاي دانشجويي از روز دوشنبه تحصن كردهاند.
آسو صالح, دبير كانون هژان دانشگاه كردستان با اشاره به اينكه سه كانون فرهنگي و انجمن اسلامي دانشگاه كردستان از شش ماه پيش به دستور مسوولين دانشگاه در حالت تعليق به سر ميبرند،گفت: مدتها پيش در يك جلسه خصوصي با مسوولين دانشگاه خواستار لغو تعليق فعاليت اين كانونها و انجمن اسلامي شديم كه در ابتدا قول مساعدي در اين راستا دادند اما بعدها زير قول خود زدند.
وي افزود: هفته گذشته نيز در بيانيهاي اعلام كرديم كه خواستار برگزاري يك جلسه پرسش و پاسخ بين دانشجويان و مسوولين دانشگاه كردستان هستيم اما متاسفانه به اين خواستهها توجهي نشان داده نشد و به همين دليل از روز گذشته در اعتراض به عملكرد امور فرهنگي و مسوولين دانشگاه اقدام به تحصن كرديم.
اين دانشجوي دانشگاه كردستان تصريح كرد: صبح امروز زماني كه قصد ورود به دانشگاه را داشتيم، حراست اعلام كرد كه به دستور رييس دانشگاه ورود دانشجوياني كه در تحصن روز دوشنبه شركت كرده بودند, ممنوع است. به همين دليل اگر اين وضعيت به همين منوال ادامه پيدا كند, دست به اعتصاب غذاي نامحدود خواهيم زد.
صالح ، رفع تعليق فعاليت از كانونهاي فرهنگي و انجمن اسلامي, عزل مديريت امور فرهنگي و رفع فضاي تبعيض و بياعتمادي از سوي مسوولين دانشگاه كردستان را از مهمترين خواستههاي كانونهاي فرهنگي و انجمن اسلامي اين دانشگاه برشمرد.
برای آزادی رامین جهانبگلو مبارزه کنیم! بيانيه چهار سازمان سياسی
به نقل از "خبرنامه گویا"
يورش حکومت جمهوری اسلامی برای " پاک سازی" مخالفان و سرکوب آزاديخواهان ايران در هفته های اخير فراز تازه ای گرفته است. دستگيری غيرمنتظره رامين جهانبگلو استاد دانشگاه تورنتو کانادا ، پژوهشگر واز چهره های شناخته شده روشنفکران سکولار ايران یکی از تازه ترين نمونه های تهاجم سازمان يافته حکومت عليه دگرانديشان ومخالفان سياسی است.
رامين حهانبگلو سه هفته پيش در حال بازگشت به ايران در فرودگاه مهرآباد تهران دستگير شد و به زندان اوين منتقل گردید. مقامات جمهوری اسلامی که در نخستين روزهای دستگيری نمی خواستند خبربازداشت وی را تائید کنند
سرانجام بر اثرفشار اعتراضات در داخل و خارج از کشور اعلام کردند که جهانبگلو به اتهام "ارتباط با بیگانگان"
دستگير شده است. اتهام بی پايه ای که به دلیل تکرار بیش از حد، چنان فرسوده شده است که اکنون دیگر مایه استهزاء و تمسخر همگان شده است. سردمداران حکومت اسلامی طی این 27 سال، هربار که يک مخالف و دگرانديشی را دستگير کرده اند همين اتهام را به وی نسبت داده اند ومزورانه تلاش کرده اند مخالفت مردم را با این ترفندها خنثی سازند و رابطه اسيران در بند رابا جامعه قطع کنند. اما در فاصله دو هفته آزاديخواهان در داخل و خارج از کشور از نحله های فکری متفاوت با انتشار اطلاعيه و اعلاميه اقدام سرکوبگرانه جمهوری اسلامی را محکوم کرده اند و به رژيم نشان داده اند که دوران گروگان گيری و رعب آفرينی سپری شده وکسی در برابر تجاوز به حقوق شهروندان و سرکوب آزادی سکوت نمی کند.
ما ضمن محکوم کردن این اقدام سرکوبگرانه اعلام می کنیم که اين اعتراضات، تنها اعتراض به دستگيری جهانبگلو نيست. اعتراض عليه ادامه بازداشت منصور اسانلو و فعالان جنبش کارگری است. اعتراض به سرکوب دانشجويان و احکام صادره عليه چهره های مبارز جنبش دانشجويی است . اعتراض به اعمال قهر و خشونت در مناطق ملی و سرکوب خواسته های به حق و دمکراتيک آنان است . اعتراض عليه سرکوب زنان و حقوق اهل قلم است.
دفاع ما از آزادی جهانبگلو ، منصور اسانلو، ناصر زرافشان و همه زندانيان سياسی ، دفاع از حق شهروندی ، دفاع از حق آزادی بيان وانديشه و پاسخ به وظيفه ای است که به عنوان يک شهروند ، انسان آزاده ، حزب وسازمانی که در راه استقرار دمکراسی در کشور مبارزه می کند بر عهده داريم. و در اين راه همه آزاديخواهان را به همراهی و همگامی دعوت می کنيم .
حزب دموکرات کردستان ایران
سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
کو مه له- سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران
اردیبهشت 1385 برابر 16 ماه مه 2006
نوع اتهام رامين جهانبگلو، بهانهاى براى افزايش فشار بر دگرانديشان
به نقل از "دویچه وله"

حدود سه هفته از دستگيرى دكتر رامين جهانبگلو فيلسوف و پژوهشگر سرشناس و انتقال او به زندان اوين مىگذرد. پس از بيانيهاى كه چند روز پيش از سوى ۶۲۱ نفر از فعالان سياسى، روشنفكرى و دانشجويى در محكوم كردن بازداشت دكتر رامين جهانبگلو منتشر شد، حال ۱۳۲ تن ديگر از فعالان سياسى ايران نيز با صدور بيانيهاى، خواستار آزادى فورى دكتر جهانبگلو شدهاند.
در رابطه با اين بيانيه و نيز نگرانىهاى جامعه روشنفكرى ايران از موج جديدى از اعمال فشار بر دگرانديشان، مرتضى كاظميان روزنامهنگار، عضو شوراى فعالان ملىمذهبى و يكى از امضاكنندگان بيانيه اخير، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.
مصاحبهگر: بهنام باوندپور
دویچهوله: آقای کاظمیان، در بیانیه ۱۳۲ نفر از فعالان سیاسی که خواستار آزادی دکتر رامین جهانبگلو شدهاند، اعلام شده که هیچگونه اتهام رسمی علیه ایشان مطرح نشده است. مگر اظهارات وزیر اطلاعات که اتهام دکتر جهانبگلو را «ارتباط با بیگانه» عنوان کردهاند، اتهامی رسمی علیه ایشان محسوب نمیشود؟
مرتضی کاظمیان: طبیعتا اظهارنظر آقای محسن اژهای بعنوان وزیر اطلاعات رسمیترین اظهارنظر ابراز شده از طرف یک مقام ارشد جمهوری اسلامی هست، ولی آنچه از طرف نیروهای منتقد به آن اشاره شده و به این مسئله ایراد گرفته شده، این است که صورتی که اتهامی مطرح بشود، این اتهام در حضور وکیل متهم و در یک دادگاه صالحه و در یک محکمه صالحه و در مسیری که ناظران سیاسی و جریانهای معتقد به مبانی حقوق بشری بر آن اشراف و نظارت داشته باشند، پیگیری و مطرح بشود. متاسفانه روند رسیدگی به اتهامات سیاسی و مطبوعاتی در سالهای اخیر به گونهای بوده که همواره خارج از عرفی بوده که نه تنها در اعلامیه جهانی حقوق بشر به آن اشاره شده، بلکه حتا مخالف تصریحات قانون اساسیست که بر رسیدگی به اتهامات سیاسی و مطبوعاتی را در محاکم صالحه و با حضور هیات منصفه و بويژه ضرورت حضور وکیل، تاکید دارد. معمولا هم، چنانچه ما شاهد بودیم، پس از آزادی متهمین یا در یک شرایط آزادتری که متهمین امکان دفاع از خودشان را داشتند، خلاف ادعاهای اذعانشده اثبات شده است.
دویچهوله: آقای کاظمیان، آیا اصولا هیچ خبری از وضعیت آقای دکتر جهانبگلو دارید، حتا خبرهایی غیررسمی که معمولا در ایران خیلی سریع از زندان به بیرون راه پیدا میکند؟
مرتضی کاظمیان: متاسفانه آنچه ما شنیدیم یکی دو تا اظهارنظر غیررسمی بوده از طرف برخی از سایتها و رسانههای وابسته به نیروهای اقتدارگرا که برخی حتا بر اعترافات چند صفحهای از آقای جهانبگلو تاکید داشتهاند. و این خود کاملا محل نگرانی است از اینکه باز مجددا یک جریانی آغاز شده باشد که در آن روشنفکران وادار به بیان برخی اعترافات میشوند یا بخاطر برخی مقاصد دیگر و برخی انگیزههای دیگر روشنفکران و نیروهای منتقد یا مخالفین سیاسی ـ مطبوعاتی و حتا روشنفکران مستقل محل پرسش و مواخذه قرار میگیرند، بیآنکه جرمی را آنچنانکه قانون اساسی و قوانین رسمی برآنها تاکید کردهاند، انجام داده باشند.
دویچهوله: در بعضی از روزنامههای تندروى محافظهکار، که شما شاید بنوعی به آنها اشاره کردید، مثل «جمهوری اسلامی» از دکتر جهانبگلو بعنوان یکی از «مهرههای ردیف اول براندازی نرم که مورد نظر آمریکاست» یاد میشود، یا مثلا نشریه «صبح صادق» ارگان نمایندگی ولیفقیه در سپاه پاسداران، اوضاع فرهنگی کشور را مایوسکننده خوانده و خواستار اقدام همهجانبه علیه تهاجم فرهنگی شده و فعالان فرهنگی و دگراندیشان را به «جنازههای متحرک» تشبیه کرده است. فکر میکنید ممکن است بحثی که آمریکاییها برای تخصیص بودجه برای مخالفان حکومت ایران مطرح کرده بودند، این واکنشها را برانگیخته باشد؟
مرتضی کاظمیان: بیارتباط نیست، اما من، متاسفانه، باید بگویم که یکی از آن «جنازههای متحرک» من شخصا هستم و همفکران و همراهان من در مجموعه نیروهای ملیـ مذهبی. از این مجموعه نیروهای ملیـ مذهبی در سال ۷۹ و ۸۰ چند ده نفر مورد تهاجم اطلاعاتیـ امنیتی- قضایی قرار گرفتند و بازداشت شدند و اتهام آنها هم همین براندازی نرم یا براندازی قانونی و براندازی آرام بود. متاسفانه، بهرغم هزینه و فشارهای زیادی که چه متوجه این نیروها شد و چه حتا به عقیده بنده و به عقیده همین نیروهای ملیـ مذهبی، مجموعهای از آسيبها متوجه منافع ملی شد، در نهایت هیچ خروجی مشخصی نداشت و این واژه گنگ و بدون تعریف مشخص، «براندازی نرم»، در هیچ محکمهای به اثبات نرسید و به عقیده بنده این اتهامی هم که مجددا متوجه آقای جهانبگلو و یا بطور غیرمستقیم متوجه ایشان و برخی از روشنفکران میشود، فقط یک محمل و بهانهایست برای افزایش محدودیتها و تضیقات و فشارها بر نیروهای منتقد و روشنفکران مستقل و یا دگراندیشان در مجموعهی جمهوری اسلامی.
دویچهوله: آقای کاظمیان، چند روز پیش ۶۲۱ تن دیگر که اسامی فقط تعدادی از آنها در این بیانیه هم آمده، بیانیهای منتشر کردهاند و خواستار آزادی دکتر جهانبگلو شدهاند. پرسشی که شاید برای هرکسی در مورد بیانیه اخیری که شما هم آن را امضا کردهاید پیش میآید، شاید این باشد که چرا حرکتهای این چنینی عموما پراکنده است و نه واحد! آیا اختلافی میان امضاکنندگان آن بیانیه و بیانیه اخیر وجود داشته؟
مرتضی کاظمیان: البته من به سهم خودم از این اقدامات پراکنده ابراز تاسف میکنم، ولی واقعیت این است که جوهرهی انتقاد و مخالفت مجموع نیروهای روشنفکرانی نسبت به برخوردهای این چنینی یکی هست، یعنی نقطه عزیمت حقوق بشری دارد. گویی که ممکن است برخی از اینها رویکرد و نقطه عزیمت دینی هم داشته باشند در مخالفتهای خودشان، اما مجموعا از منظر منافع ملی، از منظر رعایت حقوق بشر برای یک شهروند انتقاد و اعتراض خودشان را ابراز میکنند. اما به جهت پارهای از رویکردهای متفاوت سیاسی یا برخی از اختلافهایی که به نظر میرسد که حداقل به نفع منافع ملی باید به حاشیه برود و عمده نشود، متاسفانه این همکاریها و این وحدتعملها در یک چنین مقاطعی صورت نمیگیرد. به نظر من، باید مجموعه این اختلافها و مجموع این تفاوتها همه به حاشیه برود و آنچه مطرح باشد، پیگیری بحث دمکراسی و حقوق بشر و تحقق منافع ملی باشد.
دویچهوله: برمیگردم به صحبتی که خود شما به نوعی به آن اشاره کردید. روزنامه «جمهوری اسلامی» ضمن متهم کردن دکتر جهانبگلو به ارتباط با «سازمانهای جاسوسی سیا و موساد» و تاکید بر اینکه «ایشان فعالیتهایش زیر نظر بوده»، نوشته است که «افرادی هم با دکتر جهانبگلو همکاری داشتهاند» که بعضی از آنها «در بعضی دستگاهها نفوذ کردهاند». خیلیها در این جملات خطر بازگشت دورانی مثل دوران «سعید امامی» را میبینند. آیا چنین خطری به نظر شما حس میشود؟
مرتضی کاظمیان: من قبل از اینکه به صراحت به این پرسش شما پاسخ بدهم، تعجب و صدالبته نگرانی خودم را نسبت به این گزارش خبری ابراز میکنم که چطور وقتی یک پروندهای عنوان جاسوسی خورده و یک متهمی که همه از او بیاطلاع هستند، چنین اطلاعاتی در مورد او در حال انتشار است و آنهم از طریق برخی محافل در کانالهای مطبوعاتی، و این خیلی محل تامل دارد. با توجه به شواهدی که ما اخیرا داشتهایم، در همین سالهای اخیر، در مورد کیسهای مختلف نیروهای سیاسی، مطبوعاتی، فعالین دانشجویی که با اتهامات مشابه دستگیر شده، متحمل فشارهای متعدد شدهاند و در نهایت متاسفانه دیدهایم که هیچ سند قابل اتکایی در مورد وابستگی یا اقدامات اینها منتشر نشده است. شاید آخرین نمونهاش مثلا اتهام مشابهی بود که متوجه آقای عبدالفتاح سلطانی شد و ایشان بعد از تحمل دورهای از فشار، الان هم آزاد هستند. در مورد آقای جهانبگلو، متاسفانه ما باید همین نگرانی را داشته باشیم، با توجه به تجربیات قبلی. هرچند که اتهام میتواند وارد باشد، اما همین مسئله در یک بستر آزادی صورت بگیرد با حضور چشمان افکار عمومی که طبیعتا فعالین دگراندیش و منتقدان و اهالی مطبوعات که اینها افکار عمومی را نمایندگی میکنند و میزان صحت اتهامات واردشده را، آنوقت رسیدگی به این اتهامات معنیدار خواهد بود. در غیراینصورت مجبوریم که تحلیل امنیتیـ سیاسی داشته باشیم، مثل گذشته، و بدیهی هست که من هم مثل خیلی دیگر از نیروهای سیاسی- روشنفکری ابراز نگرانی خودم را بیان کنم و مجددا دلنگران بشویم از وارد شدن در یک دوری از رفتارهای حقوقیـ قضاییـ امنیتی که دود اینها به چشم همه خواهد رفت و آسیباش نیز، در نهایت نه تنها متوجه بلوک قدرت، متوجه جامعه مدنی و متوجه تمامیت کشور و منافع ملی خواهد شد. برخورد با دگراندیشان، تحدید فضای آزاد گفتوگو یا انتشار افکار و دیدگاههای مختلف یا حتا انتقادات و مخالفتهای نیروهای روشنفکری، جز اینکه بهنوعی خود بلوک قدرت را بیپناهتر کند و در نهایت مجموعه فشارها متوجه منافع ملی ایران بشود، به نظر من هیچ حاصلی ندارد و من امیدوارم هرچه سریعتر به یک چنین رفتارهایی خاتمه داده بشود و نیروهایی که پیگیر اینگونه رفتارها هستند، هرچه بیشتر در بلوک قدرت به حاشیه بروند.
درخواست آزادی دکتر رامین جهانبگلو.
دکتر رامین جهانبگلو فیلسوف و اندیشمند ایرانی جزوی از سرمایه های ملی و معنوی ایران محسوب میشود . در طی تشدید روند بازداشت و برخورد با عناصر فرهیخته و اندیشمند در مجموعه دانشگاهی . ایشان نیز از این مقوله مستثنی نمانده به دست نیروهای امنیتی بازداشت گشته اند . برخورد اینچنین با فرهیختگان و اندیشمندان ایرانی دست آوردی جز رشد فرار مغزها ، از دست دادن سرمایه های ملی و معنوی ایران و هر چه بسته تر شدن فضای جامعه نخواهد داشت . ضمن ابراز نگرانی از تداوم و تشدید این روند ، آزادی ایشان را خواهانیم و از دستگاه قضائی تقاضا داریم نسبت به شفاف سازی و پاسخگویی در مورد اتهامات ایشان اقدام نمایند .
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن نقض حقوق بشر و موج جدید فشاربرفعالان و فرهیختگان خواستار توقف این روند میباشد. از تمامی فعالان حقوق بشر و آزادیخواهان تقاضای همیاری و اتحاد در توقف از این روند را داریم، دست تمام کسانی که در این راه با ما همگام هستند را میفشاریم.
فعالان حقوق بشر در ایران
Human Rights Activists in Iran
hra.iran@gmail.com
http://hra-iran.blogfa.com/
Tel : +989329224904
اعلام جرم پیمان عارف از وزارت علوم و فن آوری ، دانشگاه تهران و شخص وزیرعلوم و فن آوری.
بنا برآخرین گزارشات دریافتی
صبح امروزآقای پیمان عارف فعال دانشجویی که در روندی غیر قانونی از دانشگاه اخراج شده اند ، شکایت خود از وزارت علوم و فن آوری و دانشگاه تهران را به دیوان عدالت تسلیم نمودند .
همچنین وی در شکایتی جداگانه بر علیه شخص وزیر علوم و فن آوری به استناد ماده 570 قانون مجازات اسلامی اعلام جرم نموده اند .
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن نقض حقوق بشر و موج جدید فشاربرفعالان دانشجویی خواستار توقف این روند میباشد و ضمن اعلام حمایت از آقای پیمان عارف و مطالبات قانونی وی از تمامی فعالان حقوق بشر و آزادیخواهان تقاضای همیاری و اتحاد در جلوگیری از این روند را دارد. دست تمام کسانی که در این راه با ما همگام هستند را میفشاریم.
فعالان حقوق بشر در ایران
Human Rights Activists in Iran
hra.iran@gmail.com
http://hra-iran.blogfa.com/
Tel : +989329224904
با سازماندهي گسترده آغاز شد / فعاليت 9 هزار "هادي سياسي" (ميثم تواب)
به نقل از "روز آنلاین"
در سپاه پاسداران، فعاليت هاي جديدي در زمينه سازماندهي همفکران سياسي آغاز شده است. هدف اين فعاليت ها که مرکزيت آنها در اداره سياسي سپاه و به ويژه در معاونت "هدايت سياسي" اين اداره قرار دارد، سازماندهي نيروها و تغذيه ايدئولوژيک آنان با همراهي ساير معاونت هاي اين اداره اعلام گرديده است.
"عبدالله داورزني" معاون هدايت سياسي اداره فوق به تازگي در جلسه اي اعلام کرده است در حال حاضر شبکه اي شامل 3735 نفر پرسنل پاسدار و بيش از 5261 نفر از پرسنل بسيجي در قالب "هاديان سياسي" در سراسر کشور سازماندهي شده اند. مطابق اخبار واصله، بناست اين شبکه به تدريج هدايت فکري نيروهاي پيراموني سپاه و بسيج به ويژه خانواده ها را به عهده بگيرد.
هنوز در مورد مسووليت مشخصي که قرار است بر عهده اين نيروهاي آموزش ديده سياسي گذاشته شود، اطلاعات بيشتري در دست نيست. برخي از تحليلگران، وظيفه اين نيروها را تلاش براي مقابله با روند کم اعتقاد شدن خانواده هاي نيروهاي سپاه و بسيج به مباني و مسوولان نظام و نهايتا، توجيه پرسنل و خانواده ها براي راي دادن به "کانديداهاي اصلح" در رقابت هاي انتخاباتي آينده مي دانند. اما برخي ناظران سياسي نيز، ايجاد آمادگي بيشتر در نيروهاي سپاه و بسيج و خانواده هايشان براي شرايط احتمالي رويارويي جمهوري اسلامي با جامعه بين المللي را از جمله کارکردهاي اصلي "هاديان سياسي" تلقي مي کنند.
گفتني است چندي پيش در همايشي با نام "انتقام ابابيل" كه در سالروز واقعه طبس در تهران برگزار شد، دبير كل جمعيت موسوم به"استشهاديون" مدعي شد در جديدترين ثبت نام اينترنتي براي عمليات انتحاري كه در ايران انجام شده و طي آن از داوطلبان سراسر جهان دعوت شده است، 55 هزار نفر ثبت نام كرده اند
نامه مهدي کروبي در رابطه با سخنان جنتي در نماز جمعه:
همانطور که شما از نامه احمدينژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم!
به نقل از "ایلنا"
مهدي كروبي، طي نامهاي سرگشاده نسبت به سخنان" احمد جنتي" در خطبههاي نماز جمعه 22 ارديبهشت ماه واكنش نشان داد.
متن كامل اين نامه كه نسخهاي از آن از طريق نمابر در اختباز خبرگزاري ايلنا قرار گرفت به شرح زير است:
،سالياني است كه ترجيح مي دهم از راه دور و از طريق نطق و نامه با شما سخن بگويم و مردم را هم در جريان اين گفت وگو قرار بدهم، بخصوص آنكه شما خطيب جمعه تهران هم هستيد و به اتكاي اهميت و قداست اين جايگاه رفيع مي توانيد دايره مخاطباني وسيع بيابيد و هماوردان شما از چنين نعمتي محروم هستند.
فاش گويي آنچه قصد بيان آن را دارم نيز بدان جهت است كه خطبههاي نماز جمعه تهران چه بخواهيم و چه نخواهيم يكي از تريبون هاي نيمه رسمي نظام جمهوري اسلامي است و من براي نشان دادن اينكه آنچه در برخي خطبه ها و خطابه ها ارائه مي شود الزاما بيانگر مواضع نظام و دوستداران آن نيست، ناگزيرم نامههايي صريح و سرگشاده بنويسم؛ از جمله اين خطابهها يكي هم آخرين خطبه شما درباره نامه آقاي دكتر محمود احمدي نژاد به آقاي جرج بوش است. نامهاي كه براي اولين بار در جمهوري اسلامي به قلم يكي از مقامات ايراني خطاب به مقامات آمريكايي نوشته شده و اينجانب فارغ از انگيزه نوشتن اين نامه يا محتواي آن اميد دارم كه اين نامه فتح بابي شود تا همه دلسوزان نظام بتوانند راه برون رفت از چالشهاي سياست خارجي را بجويد و حاصل كار گشودن باب گفتوگو به سود ملت شريف ايران باشد.
آنچه سبب شگفتي اينجانب شد اظهارات شما در خطبه نماز جمعه 22 ارديبهشت ماه بود، آنگاه كه گفتهايد "اين نامه الهام خداوند است، خداوند به مردم و اين مملكت عنايت دارد و ما بايد قدر اين عنايت را بدانيم، اين حركت در تاريخ سابقه نداشته و ادامه راه امام (ره) در اين راستاست، همان طور كه امام هم در نامه خود به گورباچف اشاره كرد كه قدرت شوروي رو به افول است، حال چه كسي جرأت دارد به آمريكا بگويد كه قدرتش رو به افول است. آغاز گر اين حركت امام(ره) بودند و آن نامه را به گورباچف نوشتند، رييس جمهور به همتاي خود نامه نوشته و اين نامه واقعاً نامه عجيب و غريبي است، به نظر من بايد اين نامه را بچهها همه بخوانند، در مدارس و دانشگاهها خوانده شود، صداوسيما مكرر بخواند و در آينده نيز در كتابهاي درسي قرار داده شود، اين نامه چيز سادهاي نيست، اين مرد (آقاي احمدينژاد) واقعاً مردي شجاع، متدين و مقتدر است كه به حرف خود ايمان دارد، آبروي مملكت و اسلام است، همان طور كه گفتم اين نامه الهام است و خداوند لطف دارد و ميخواهد قدرت اين مملكت را زياد كند و به اين نحو الهام ميكند، در داخل و خارج كجا چنين نامهاي نوشته شده است كه اينگونه همه را مبهوت كرده باشد."
جناب آقاي جنتي؛
به همان اندازه كه شما از نامه آقاي احمدينژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم! از شما كه شاگرد امام بوديد و حداقل انتظار آن بود كه بنا به آموزههاي ديني و حوزوي حرمت استاد خويش را نگه داريد و از قياس نادرست بپرهيزيد. سبحانالله از اين شير بازار كه كار انقلاب و بنيانگذار آن به جايي رسيده كه شاگرد امام(ره) از سر مصلحت اشتراك در حروف را براي تشبيه شير به شير كافي ميداند! من بسيار متأسفم كه نه تنها اين جفا به امام(ره) از جانب يكي از شاگردان وي صورت ميگيرد بلكه علاقهمندان امام فضاي حوزه، روحانيان انقلابي و روزنامههايي كه خود را اصولگرا ميخوانند در برابر سخنان شما سكوت كردهاند. هرچند كه برخي از همين روزنامههاي اصولگرا ترجيح دادند كه تعبير الهام الهي را از سخنان پخش شده شما از صداوسيما را سانسور كنند.
امام راحل، بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي ايران بود و نه كارگزار آن و موسس، گونهاي از حكومت بود كه در آن جمهوريت و اسلاميت همپاي هم حركت ميكردند، نه چنان كه برخي ميخواهند جداي از هم. امام راحل، فقيه و فيلسوف و عارف و رهبري بينظير بود كه بر اساس درد و دغدغه دين و بنا به وظيفه و جايگاه عاليه ديني و سياسي خود نامهاي به ميخائيل گورباچف رهبر اتحاد شوروي نوشت تا او را از بيراهه الحاد به سوي راه توحيد رهنمون شود و با او بنا به دانش و بينش خود از فلسفه الهي و اسلامي سخن گفت و به خوبي زبان محاوره با گورباچف به عنوان ماركسيستي ملحد مي دانست، هرچند كه پارهاي از اهل ظاهر از امام انتقاد كردند كه چرا به جاي دعوت رهبر شوروي به مباني كلامي امام صادق (ع) از فلسفه ملاصدرا سخن مي گويند. غافل از اينكه آن فقيه فقه جعفري را به خردمندي مي دانست دعوت به حقيقت را بايد از كجا آغاز كند.
امام (ره) حتي براي ارسال نامه و ابلاغ پيام خويش به جاي اعزام گروهي از ديپلمات هاي وزارت امور خارجه هياتي به رياست فقيه و فيلسوفي مهذب يعني آيت الله جوادي آملي تعيين كرد يعني كتاب كريم و نامه حكمت آميز امام را حكيمي از همان تبار تا مقصد همراهي كرد. هنگامي كه گروهي به رياست وزير امور خارجه وقت اتحاد شوروي راهي ايران شدند تا پاسخ نامه را دهند و از مناسبات ديپلماتيك دو كشور سخن گويند، امام بر مي خيزند و مي گويند مقصود من روابط سياسي نبود بلكه گشودن دريچهاي از معنويت بر روي شما هدف من بود.
بدين ترتيب امام از موضع يك حكمي الهي نه مسئول اجرايي، آن نامه تاريخي را نوشتند شما در واقع بدون توجه به مشبه و مشبه به نامه امام به گورباچف با نامه اخير آقاي احمدي نژاد به بوش شبه سازي كرده ايد، اما نامهاي كه شما آن را با نامه امام(ره) مقايسه كرده ايد در كجاي تاريخ قرار دارد؟
نامه مورد اشاره شما به قلم مدرسي از مدرسان دانشگاه علم و صنعت با تحصيلاتي در سطح دوره دكتراي مهندسي عمران با گرايش ترافيك نوشته شده است؛ اينجانب هيچ اشارهاي به انتخابات سال گذشته رياست جمهوري نمي كنم، اما معتقدم جايگاه مقام رئيس جمهوري چنان نيست كه جناب عالي توصيف مي كنيد.
به راستي درباره كدام يك از روساي جمهور گذشته ايران در مقام رياست جمهوري چنين اوصافي به كار رفته است، در ميان روساي جمهور گذشته ما افرادي با سوابق درخشان انقلابي و سياسي دانش آموخته حوزه هاي علميه و نيز شهيد بلند مرتبهاي داشتهايم كه هرگز به صفت الهام الهي توصيف نشده اند، اما شما اين وصف را در حق يك مهندس عمران به كار مي بريد و نامه امام(ر) به گورباچف رهبر حكومتي مادي كه با همه اديان الهي مي جنگيد را نامه اي قياس مي كنيد كه خطاب به فردي نوشته شده كه دست كم در ظاهر مومن به تعاليم حضرت مسيح است و حداقل ملحد نيست و بنا به دين و آيين خود عمل ميكند و حتي حرمت پاپ به عنوان رهبر كاتوليك هاي جهان را حفظ ميكند و زانوي او را مي بوسد.
البته مي توان بلكه بايد رفتارهاي دور از تعاليم مسيح و جنگ طلبي جورج بوش را به نقد كشيد و ظاهرا نويسنده نامه چنين قصد و هدفي داشته اما نمي توان آقاي احمدي نژاد را با امام خميني(ره) و جورج بوش را با ميخاييل گورباچف قياس كرد كه اين جفايي بزرگ به امام و خطايي آشكار در فهم جهان معاصر است.
از سويي ديگر متاسفانه جناب عالي با غلو درباره جايگاه نامه مورد اشاره عملا ملت ايران را تحقير كرده ايد، اسلام و ايران انديشمندان بسياري دارند كه هر يك بر تارك گوشهاي از قطعات تاريخ اين سرزمين مي درخشند و آموزه هاي آنان در كتاب ها و رسانه ها مورد تدريس و تحقيق دانش آموزان و دانش جويان قرار مي گيرد، كشورما حافظ و سعدي و فردوسي كم ندارد كه مسئولان اجرايي در مقام متفكران الهي قرار گيرند.
مسئولان كشور هراندازه كه انديشمند، محقق و متفكر هم باشند آموزگار ملت نيستند چرا كه ظهور و خروج آنان از حكومت براساس معادلات قدرت صورت مي گيرد نه از تحولات حوزه معرفت.
براين اساس در كدام يك از كتاب هاي درسي و دانشگاهي متوني از مقامات سياسي و اجرايي كشور به عنوان متن درسي چاپ شده است؟ كدام يك از روساي جمهور گذشته به صفت رياست جمهوري خود انديشمند و متفكر خوانده شدهاند؟ ميزان راي كدام منتخب ملت به عنوان ميزان انديشه ملت معرفي شده است؟
آيا چنين سخنان غلو آميزي در تاريخ ايران به دولت مردان و شهروندان كم آسيب زده است؟ مگر فراموش كردهايم كه علماي اسلام چگونه با غلو برخورد كرده اند.
روايت شده است كه وقتي خطيبي در محضر آيت الله بروجردي مرجع عالم شيعيان كار خود را راحت ميكند و براي امام زمان (ع) و آيت الله بروجردي يك صلوات مشترك از جماعت مي طلبد آن مرجع تقليد يادآوري ميكند مرزها را بر هم نزنيد و ما را همسايه امام زمان (ع) نكنيد مگر از ياد برده ايد كه امام خميني(ره) در توصيف چگونگي شكل گيري استبداد گفته بودند كه "ديكتاتور از مادر ديكتاتور زاده نمي شود" مگر از ياد بردهايم كه آن فقيه موسس نظام جمهوري اسلامي چگونه با غلو مبارزه ميكرد و حتي هنگامي كه دو برادر عزيزمان جناب آيتالله مشكيني و جناب آقاي فخرالدين حجازي از امام ستايش كردند كه ممكن بود غلو تلقي شود.
ايشان چگونه با اين ستايشها در همان جلسه مخالفت كردند و اجازه ندادند دامنه غلو حتي به جلسه ديگر كشيده شود. در موردي ديگر هنگامي كه در يكي از جلسات مجلس شوراي اسلامي آيات و رواياتي خوانده شد كه ممكن بود در تطبيق با شخصيت امام خميني (ره) به نظر برسد، ايشان بلافاصله توسط مرحوم حاج احمد خميني به رييس وقت مجلس جناب آقاي هاشمي رفسنجاني ابلاغ كردند از چنين قياسهايي بپرهيزند.
اين همه از همان رو بود كه امام خميني(ره) به خوبي ميدانستند كه غلو ميتواند حتي انسانهاي شايسته را به تدريج به اشتباه اندازد و با تملق و چاپلوسي آنان را تا مرز ادعاي خدايي و الهام الهي پيش برد.
جناب آقاي جنتي؛
چند سال پيش كه براي اولين بار به صورت علني از شما گله و گلايه كردم، فرزند گراميتان، جناب آقاي علي جنتي از شب سختي گفت كه گذرانديد و مرا شرمنده خود ساخت كه چرا چنين شبي را براي شما ساختم. اكنون اما ديگر از جناب آقاي علي جنتي شرمنده نيستم چرا كه از سخنان اخير شما به راستي براي حفظ جمهوريت نظام و حرمت روحانيت و حفظ باورهاي ديني مردم احساس خطر ميكنم. شما به عنوان فردي معتقد آيا نگران نيستيد كه غلو و اغراق درباره رابطه خدا و بندگانش پايههاي ايمان مردم را سست سازد؟
سخن گفتن شما در جايگاه يكي از شاگردان امام (ره) و حوزههاي علميه آن هم از نهاد نماز جمعه ممكن است همه را به اين گمان برساند كه روحانيت در صف غلوگويان قدرت قرار گرفته است. من براي اولين بار اين نامه را به نام شيخ مهدي كروبي امضا ميكنم تا مردم حرفهاي من و شما را به پاي روحانيت ننويسند، يا اگر حرف يكي از ما دو نفر را به حساب روحانيت مينويسند سخن ديگري را نيز به حساب روحانيت بگذارند.
اين نامهاي است كه از شيخ مهدي كروبي به شيخ احمد جنتي كه هيچ كدام معيار و نماينده همه اسلام و روحانيت نيستند و هر يك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بيت گوشهاي از معارف ديني را ارايه ميكنند، يكي بر مدار غلو ميچرخد و ديگري از غلو پرهيز ميكند، يكي حتي امام راحل را با محك عقل ميپذيرد و ديگري حتي مقامات اجرايي و عرفي را به مدد الهام الهي تقديس ميكند، يكي به استناد ميراث امام خميني(ره) به ميزان بودن رأي ملت براي همه مقامات معتقد است وديگري بيتوجه به ميراث آن امام حتي عرفيترين مقامات اجرايي را قدسي ميخواند، يكي از جمهوريت در دل اسلام سخن مي گويد و ديگري در تبل الوهيت بندگان خدا مي كوبد و اين دو راه است و دو مقصد حتي اگر رهپويان آن راه فرزندان يك انقلاب باشد.
بنابراين پيشنهاد مي كنم با انجام نظرسنجي مشخص شود كدام يك از اين دو راه مطلوب نظر مردم است، نظرسنجياي كه در دو سوي آن اين دو طرز تفكر به راي گذاشته شود اميدوارم در آينده اگر آقاي احمدي نژاد دست به نگارش نامهاي ديگر براي سران جهان و دعوت آنان كردند دست كم اين نامه را به دست فردي چون شما بسپارد تا حضرت عالي بتوانيد اين الهام الهي را از نزديك دريابيد.
علاقه مند
شيخ مهدي كروبي
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 6:28 قبل از ظهر  توسط آریا
|
متن کامل بیانیه اتحادیه اروپایی در باره موضوع هسته ای ایران
وزیران امور خارجه اتحادیه اروپایی در پایان نشست خود در بروکسل در بیانیه ای با تکرار خواسته های خود از ایران مبنی بر توقف فعالیت های هسته ای از جمله توقف غنی سازی و فعالیت راکتور آب سنگین در ازای پیشنهادات جدید ، ایران را به نقض حقوق بشر متهم کردند.
متن کامل این اعلامیه چنین است:
1) شورای اتحادیه اروپا گزارش 28 آوریل مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی را مورد توجه قرار داد. ایران از پذیرش درخواست های شورای حکام آژانس و شورای امنیت سازمان ملل خود داری کرده و همچنین در همکاری فعالانه با آژانس برای روشن شدن مسائل مهم از جمله مسائلی که ممکن است ابعاد نظامی داشته باشد قصور کرده است .
2) شورا عمیقاً از قصور ایران از برداشتن گام هایی که از آژانس و شورای امنیت این گامها را مهم تلقی می کند و همینطور تهدید مقامات ایران مبنی بر خود داری از پذیرش چنین درخواست هایی درآینده متاسف است. شورا از ایران درخواست می کند تا با آژانس همکاری کامل کند و تمام فعالیت های غنی سازی و باز فرآوری از جمله تحقیق و توسعه را تعلیق و ساخت راکتورآب سنگین را به حال تعلیق درآورد تا بدین نحو شرایط لازم برای از سرگیری مذاکرات ممکن شود. اتحادیه اروپا از شورای امننیت برای این اختیارات کاملاً حمایت می کند.
3) شورا مجدداً بر حق ایران مبنی بر استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای در راستای تعهدات این کشور تحت معاهده منع تکثیر سلاح های هسته ای تاکید می کند . اتحادیه اروپایی آماده است تا بر اساس پیشنهادهای آگوست 2005 که شورای امنیت در تصمیمات خود در فوریه 2006 آنهارا تایید کرد، به اجرای برنامه هسته ای غیر نظامی مطمئن و به دور از تکثیر سلاح های هسته ای ایران کمک کند مشروط بر اینکه تمام نگرانی های بین المللی در این باره از بین برود و اطمینان لازم از اهداف ایران حاصل شود. امید این اتحادیه بر این است که ایران از پذیرش یک چنین پیشنهادی سرباز نزند.
4) در همین حین اتحادیه اروپا مصمم است تا کارائی نظام چند جانبه مربوط به منع تکثیر سلاح های هسته ای را حفظ کند. شورا بر اهمیت بیشترین مراقبت در اجرای ساز و کارهای موجود مربوط به کنترل صادرات مواد حساس تاکید می کند تا به این ترتیب از انتقال کالاها، فناوری و موادی که ممکن است مستقیم یا غیر مستقیم در برنامه های هسته ای و موشکی ایران کاربرد داشته باشند پیشگیری شود .
5) شورای اتحادیه اروپا همچنین از وضعیت حقوق بشر در ایران عمیقاً نگران است ، حقوقی که با اصول جهانشمول و تعهدات خاص ایران مغایرت دارد همچنین شورا نگرانی خود را از افزایش تعداد اعدام ها، بازداشت های خودسرانه ، افزایش محدودیت های در دسترسی به اطلاعات ، محدودیت در آزادی بیان و مذاهب به ویژه در قبال جامعه صوفی ها و بهایی ها و همچنین ارعاب و ایجاد دردسر برای مدافعان حقوق بشر و به طور کلی گروههای اقلیت اعلام می دارد. شورا همچنین به شدت از بازداشت فیلسوف ایرانی دکتر "رامین جهانبگلو" نگران است و ازمقامات ایران می خواهد شهروندان خود را به علت ارتباط با اروپائی ها ازجمله سفارتخانه ها، دانشگاهها و مؤسسات فرهنگی تنبیه و مجازات نکند.
6) شورا خود را متعهد به یافتن راه حلی دیپلماتیک برای موضوع هسته ای ایران می داند و این اتحادیه مایل است تا مناسبات خود را با ایران بر اساس اعتماد و همکاری توسعه دهد . گزینه این است که ایران انزوای بیشتررا انتخاب کند.بنابراین شورا از ایران می خواهد فوراً تصمیمات لازم را برای توسعه چنین ارتباطاتی با این اتحادیه و جامعه بین الملل اتخاذ کند و برای ثبات منطقه ای کمک کند.
آيا پيشنهادهاى تازهى اروپا به ايران، چشمانداز تازهاى مىگشايند؟
به نقل از "دویچه وله"
وزيران امور خارجه و دفاع كشورهاى اتحاديهى اروپا، امروز در نشست نوبتى خود در بروكسل گردهم آمدند. افزون بر موضوع ماموريت براى كنگو، مباحثى در رابطه با كمكهاى مالى براى مردم فلسطين و نيز پيشنهاداتى براى حل مناقشه بر سر برنامهى اتمى ايران در دستور نشست امروز قرار دارد.
در رابطه با ايران، نشست ويژهاى با شركت وزيران خارجهى آلمان، فرانسه و انگلستان برگذار شد. محمود احمدىنژاد رييس جمهورى ايران ديروز اين نشست را به دليل عدم شركت ايران در آن بىاهميت خواند.
عليرغم موضع منفى ايران نسبت به اين نشست، اتحاديهى اروپا در پى ارائهى پيشنهادات تازهاى به جمهورى اسلامى ايران براى حل منازعهى اتمى است. خاوير سولانا مسئول روابط بينالمللى اتحاديهى اروپا اعلام كرد كه اتحاديهى اروپا پيشنهادات شجاعانهاى را براى تنشزدايى با ايران بر سر برنامهى اتمى اين كشور ارائه خواهد داد.
سولانا گفت كه قرار است اتحاديهى اروپا در پيشنهادهاى تازهى خود، امور هستهاى، اقتصادى و احتمالا نيازهاى امنيتى ايران را در ملاحظات خود منظور كند و اگر مسالهى ايران صرفا توليد انرژى باشد، اين كشور بسيار دشوار خواهد توانست آنها را رد كند.
اتحاديهى اروپا مصمم است ايران را وادارد كه به كاربرد صلحآميز انرژى اتمى بسنده كند و در مقابل كمكهاى لازم را براى پروژهى توليد انرژى خود از اتحاديهى اروپا دريافت نمايد.
فرانك والتر اشتاينماير وزير خارجهى آلمان، پيش از نشست ويژهى امروز وزيران خارجهى كشورهاى سهگانهى اروپا اعلام كرد كه به موازات اين تلاشها، كوشش جهت دستيابى به يك قطعنامهى مشترك در شوراى امنيت سازمان ملل نيز ادامه خواهد داشت، تا ايران را متعهد به توقف غنىسازى اورانيوم سازد.
اشتاين ماير گفت كه ما تلاشهاى خود را بىتغيير ادامه خواهيم داد و من اميدوارم كه در رهبرى ايران، باقيماندهاى از خرد وجود داشته باشد و آنان پيشنهادها را قبل از روى ميز آمدن رد نكنند. اميدوارم كه در ايران به اندازهى كافى افراد خردمندى باشند كه واكنشى بجز واكنش احمدىنژاد نشان دهند. اشتاين ماير از مضمون پيشنهادهاى تازه به ايران چيزى مطرح نكرد و گمانهزنى در اين زمينه را بىمورد خواند. وى متذكر شد كه تا پايان هفتهى جارى جزييات اين امر روشن خواهد شد.
به موازات آن، كوفى عنان دبير كل سازمان ملل متحد در ديدار خود از كرهى جنوبى، مناقشه بر سر برنامهى اتمى ايران را در اين چارچوب قرار داد كه جنگافزار اتمى در جهان گسترش نيابد. وى گفت كه جامعهى بينالمللى بايد اقدامات عاجلى انجام دهد كه جنگافزار اتمى بصورت زنجيرهاى در جهان گسترش نيابد.
در اين ميان غلامحسين الهام سخنگوى دولت جمهورى اسلامى ايران، «فضاى بدون برترى و امپرياليسم» را پيششرط گفتگوهاى ميان طرفين خواند. به گفتهى الهام ايران ضمن رعايت قرارداد منع توليد سلاح اتمى، از حق خود براى استفاده از فنآورى هستهاى استفاده خواهد كرد. الهام تاكيد كرد كه ايران تنها زمانى حاضر به گفتگو با ايالات متحدهى آمريكاست كه اين گفتگوها برابر حقوق و عادلانه باشند.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی عصر دوشنبه در جریان دیدار با سفرای سه کشور بزرگ اروپايی (آلمان، فرانسه و انگلستان) در تهران گفته است "هر پیشنهادی مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم از سوی کشورهای اروپايی، غیرمنطقی و غیرقابل قبول است."
منوچهر متکی گفت "رژیم تهران آماده مذاکره پیرامون پیشنهادهای سازنده است، اما درخواست توقف غنی سازی اورانیوم را نخواهد پذیرفت و اگر اروپا مجددا چنین پیشنهادی مطرح کند، بدون شک رد خواهد شد."
از سوی دیگر خاویرسولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پایان نشست وزیران امور خارجه این اتحادیه در بروکسل در جمع خبرنگاران گفت اگر رژیم تهران برنامه غنی سازی اورانیوم را متوقف سازد، اتحادیه اروپا حاضر است در زمینه دسترسی به تکنولوژی هسته ای غیرنظامی به آنها کمک کند.
آقای سولانا گفت پیشنهاد ما به روشنی نشان می دهد که اگر رژیم تهران خواهان استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است، ما حاضر به کمک به آنها هستیم، اما اگر این پیشنهاد را نپذیرند، در آن صورت معلوم خواهد شد که بدنبال اهداف دیگری هستند.
وزیر امور خارجه اتریش نیز که کشورش هم اکنون ریاست نوبتی اتحادیه اروپا را بر عهده دارد، به خبرنگاران گفت اتحادیه اروپا از نبود همکاری مداوم میان رژیم تهران با آزانس بین المللی انرژی اتمی به شدت نگران است.
وزیر امور اروپا در دولت فرانسه نیز گفت ما در یک مرحله بسیار حساس از مذاکرات قرار داریم.
جزئیات پیشنهاد اتحادیه اروپا روز جمعه آینده (19 ماه مه) در نشست اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و انگلستان) بعلاوه آلمان در لندن مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
مستقیم با ایران وارد مذاکره شویم
به نقل از "انتخاب"
مشاور امنيت ملي آمريكا در دوران جيمي كارتر، رئيس جمهوري اسبق اين كشور با بيان اينكه واشنگتن بايد مذاكرات مستقيم با ايران را درباره برنامه هستهايش آغاز كند، گفت مذاكرات كنوني «مضحك» است.
زبيگنيو برژينسكي شب گذشته در مصاحبه با شبكه خبري سيانان تصريح كرد: «اين واقعا طنزآميز است.» وي گفت: «ما در حال مذاكره با ايران نيستيم اما در حال مذاكره هستيم. ما با چه كسي مذاكره ميكنيم؟ ما با مذاكرهكنندگان با ايران مذاكره ميكنيم و اين يك وضعيت مضحك است.»
مشاور اسبق امنيت ملي آمريكا درباره مسئله كره شمالي گفت آمريكا يكي از شش كشوري است كه در حال مذاكره مستقيم با پيونگيانگ است.
وي افزود: «مسئله اين است كه دولت آنطور جلوه ميدهد كه ما نميتوانيم با ايران مذاكره كنيم زيرا اين مسئله به آنها مشروعيت ميبخشد. خوب، ما به كره شمالي نيز مشروعيت ميبخشيم، بنابراين چه تفاوتي دارد؟»
برژينسكي گفت: «حقيقت اين است كه تفاوتهاي جدي ميان آمريكا و ايران وجود دارد، درگيريهاي درباره مسائل امنيتي، مشكلات اقتصادي، ادعاها و مقابله با ادعاها وجود دارد. ما بايد به منظور ايجاد تدابير امنيتي و تعامل با يكديگر مذاكره كنيم.»
وي تاكيد كرد، مقامات آمريكايي با «ايجاد جو اضطرار» اين مسئله را در نظر نميگيرند كه ايران احتمالا سالها با ساخت سلاح هستهاي فاصله دارد.
مشاور سابق امنيت ملي آمريكا افزود: «حقيقت اين است كه سريعترين زماني كه ايرانيها به تسليحات هستهاي دست مييابند، تقريبا پنج سال و به احتمال بيشتر 10 سال است. برخي حتي ميگويند 15 سال.»
وي اظهار داشت: «بنابراين زمان براي روند مذاكراتي چندجانبه يا دوجانبه وجود دارد. ما در آن شركت ميكنيم و آنگاه مسائلي را مطرح ميكنيم كه موجب نگراني ما است.»
برژينسكي تاكيد كرد اگر آمريكا بتواند نگرانيهاي ايران را درباره برخي مسائل برطرف كند، «آنگاه ما ممكن است بتوانيم ترتيباتي به وجود بياوريم كه در آن آنها به ادامه اين روند بپردازند اما به صورتي كه به ما امنيت دهد و اينكه تسليحات نسازند
به نقل از "ایران پرس نیوز"
به گزارش خبرگزاری فرانسه، يک مقام ارشد هسته ای روسيه گفته است كار ساخت نيروگاه بوشهر برای امسال نیز به اتمام نمی رسد.
وي كه یک مقام سازمان انرژي اتمی روسيه است، تصريح كرد روشن است كه نيروگاه بوشهر پيش از سال 2007 تكميل نخواهد شد.
اين مقام روسی كه نخواست نامش فاش شود، گفت براي كارشناسان روشن است كه به دلايل فني، تكميل ساخت اين نيروگاه در ماههاي آينده غيرممكن است.
وی تاكيد كرد سوخت هستهاي شش ماه پيش از نصب رآكتور به بوشهر منتقل ميشود اما درباره تاريخ دقيق آن صحبتي نكرد.
روسیه یک قرارداد 800 ميليون دلاري براي ساخت نيروگاه بوشهر را با رژیم تهران در سال 1995 به امضا رساند.
روسيه باز هم نيروگاه بوشهر را به تاخير انداخت
تمام قراردادها در گرو پرونده هسته ای (حميد احدی )
به نقل از "روز آنلاین"
سه روز پس از آن که معاون سازمان انرژی اتمی از قول مقامات روسی خبر از اتمام نيروگاه بوشهر در سال جاری داد، يک مقام برجسته سازمان انرژی اتمی روسيه اعلام کرد که نيروگاه به اين زودی آماده نمی شود. در همين حال کارشناسان خبر داده اند که روس ها تمام قراردادهای ديگر و از جمله خريد و ساخت موشک را هم موکول به قبول طرح هسته ای روسيه توسط ايران کرده اند.
دکتر محمد سعيدی هفته گذشته بعد از آن که در راس هياتی از سفر به مسکو و مذاکره با مقامات روس اتم بازآمد به خبرنگاران گفت گلايه از به تاخير افتادن نيروگاه بوشهر را به مقامات روسی منتقل کرديم و آن ها با تاکيد بر اين که بر تعهدات خود پابرجا هستند اعلام داشتند که تا پايان سال اين نيروگاه آماده بهره برداری خواهد شد. اين در حالی که به گفته کارشناسان روس ها چهل در صد بيش از کل مبلغ قراردادی را که یازده سال پيش با ايران منعقد کرده اند، دريافت داشته اند. سال گذشته يک نشريه علمی فرانسوی نيروگاه بوشهر را گران ترين نيروگاه هسته ای عالم دانست. به نوشته اين نشريه مجموع مبالغی که فرانسه، آلمان، چين و روسيه در مقاطع مختلف از ايران دريافت داشته اند نزديک به سه برابر ارزش واقعی اين نيروگاه است.
یکی از افراد نزديک به هيات مذاکره گر هسته ای ايران با اعلام اين خبر که روس ها تقريبا تمام همکاری های آينده خود را موکول به پذيرش طرح آن کشور در مورد غنی سازی اورانيوم کرده اند، گفت عملا به ايران گفته شده است که اگر طرح غنی سازی در خاک روسيه پذيرفته نشود، مسکو علاوه بر اين که نخواهد توانست هيچ نوع حمايتی از ايران در جريان گفتگوهای شورای امنيت به عمل نخواهد آورد، بلکه هيچ تضمينی در مورد ساير همکاری های خود از جمله قراردادهای موشکی و نيروگاه هسته ای بوشهر نمی دهد و در صورت تصميم شورای امنيت به تحريم ايران ناگزيرخواهد بود با آن ها همکاری کند.
معاون سازمان انرژی اتمی سه روز پيش از قول گرينکو رييس سازمان انرژی اتمی روسيه اعلام داشت که نيروگاه بوشهر همين امسال به پايان می رسد و هيچ مشکلی هم در جهت ارسال سوخت آن وجود ندارد. آن خبر که با استقبال روزنامه های هوادار دولت در تهران روبرو شد، اين اميدواری را در دل افکارعمومی ايجاد می کرد که روسيه بی اعتنا به تصميم های شورای امنيت به همکاری های خود شدت بخشيده است. اما اينک همزمان با ارائه پيشنهادهای تازه اروپا به ايران، و تغيين مهلت جديدی برای ايران و در حالی که تنها يک راه برای تهران بازگذاشته شده تا از تحريم های هوشمند در امان بماند، و آن هم طرح روسيه است يک مقام سازمان روس اتم همان جمله ای را بر زبان آورده که از شش سال مقام های مختلف روسی تکرار می کنند " نبايد سرعت برکيفيت و امنيت سايت اثر بگذارد."
بنا به گزارش ها از فوريه سال 1995 [ بهمن سال 1373] که قرارداد ساخت و اتمام نيروگاه بوشهر بين ايران و روسيه امضا شد، مبلغ اصلی قرارداد که می بايست در پايان آن پرداخت شود به تمامی توسط ايران پرداخت شده و علاوه بر آن طرف قرارداد، به بهانه های مختلف حدود سيصد ميليون دلار ديگر هم دريافت داشته که در نتيجه کل پرداختی را به بالاتر از یک ميليارد و يک صد ميليون دلار رسانده است.
روس ها به طور متوسط در هر دو سال با مطرح کردن موضوعی تازه، موجبی برای ارسال صورت حساب های جديد ايجاد کرده اند که مهم ترين و پرهزينه ترينشان هم ماجرای بازگرداندن مانده سوخت نيروگاه بود که هم برگشتن آن به روسيه را به ايران تحميل کردند و هم مبلغ سنگينی برای حمل آن خواستند و ايران پذيرفت.
به گزارش خبرگزاری فرانسه مقام انرژی هسته ای روسيه روز گذشته در مورد سوخت هسته ای نيروگاه بوشهر گفته شش ماه قبل از نصب رآکتور به بوشهر منتقل خواهد شد. که البته تاريخ نصب رآکتور نامعلوم است.
نامه 132 تن از فعالان سیاسی و مطبوعاتی در اعتراض به بازداشت دکتر جهانبگلو
به نقل از "امروز"
به نام خدا
آقای رامین جهانبگلو استاد دانشگاه و پژوهشگر دگراندیش سه هفته پیش در حال بازگشت به ایران، بدون هرگونه اتهام رسمی در فرودگاه مهرآباد دستگیر و به زندان اوین انتقال یافت.
تاکنون به جز اخبار جسته و گریخته و اعلام اتهام های غیررسمی گسترده توسط محافل و منابع خبری شناخته شده و پرونده سازعلیه دگراندیشان، هیچگونه اتهام رسمی علیه ایشان مطرح نشده است. اظهارات خبری کوتاه وزیر اطلاعات و مقام های زندان اوین نیز به گونه ای بوده است که حتی نتوانسته است مقام های عالیرتبه جمهوری اسلامی را در جایگاهی قرار دهد که اتهام رسمی قابل استنادی را به افکار عمومی داخلی و خارجی ارائه کنند.
ما، فعالان فرهنگی، دانشگاهی، سیاسی و مطبوعاتی با اعلام نگرانی شدید از این اقدام که خلاف روندهای قانونی و مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر- که جمهوری اسلامی ایران متعهد به آن ست - خواستار اعلام رسمی اتهام هااز سوی مقام های رسمی قضایی هستیم و درخواست می کنیم که ایشان از حق قانونی شهروندی خود برای دسترسی به وکیل حقوقی برخوردار شده، و تا زمان برگزاری دادگاه علنی بر اساس اصل 168 قانون اساسی و با حضور هیات منصفه و روزنامه نگاران مستقل فورا آزاد گردد.
سیدهاشم آقاجری، زهره آقاجری، محمد آزادی، محمد علی ابطحی، کریم ارغنده پور، علی اکرمی، محمد انصاری راد، مصطفی ایزدی، ابوالفضل بازرگان، محمد نوید بازرگان، عبدالعلی بازرگان، پروین بختیارنژاد، مجتبی بدیعی، محمد بسته نگار، محمد حسین بنی اسدی، محمد بهزادی، صفا بیطرف، حسین پایا، علی پایا، سعید پورعزیزی، حبیب الله پیمان، محمود پیش بین، مسعود پدرام، سید مصطفی تاج زاده ، محمد توسلی، غلامعباس توسلی، مصطفی تنها، مجید تولایی، رضا تهرانی، مجید جابری، جلال جلالی زاده، حمیدرضا جلایی پور، سعید حجاریان، علی حکمت، محمدرضا خاتمی، هادی خانیکی، امیر خرم، ابوالفضل حکیمی، سعید درودی، محمدعلی دادخواه، محمد دادفر، فاطمه راکعی، رسول دادمهر، مصیب دوانی، فریبا داوودی مهاجر، علیرضا رجایی، محمد جواد رجائیان، تقی رحمانی، مصطفی رخ صفت، بهمن رضاخانی، احد رضایی، عبدالعلی رضایی، حسین رفیعی، عبدالله رمضانزاده، رضا رئیس توسی، پروین زندی نیا، محمدرضا زهدی، احمد زیدآبادی، عزت الله سحابی، فریدون سحابی، عیسی سحرخیز، عبدالفتاح سلطانی، حسین شاه حسینی، سعید شریعتی، محمد شریف، ماشاءالله شمس الواعظین، احمد شیرزاد، هدی صابر، هاشم صباغیان، رضا صدر، احمد صدر حاج سید جوادی، احمد صدری، محمود صدری، کیوان صمیمی، جلیل ضرابی، اعظم طالقانی، حسام طالقانی، طاهره طالقانی، محمد طاهری، امیر طیرانی، عباس عبدی، علی رضا علوی تبار، رضا علیجانی، محمد جعفر عمادی، محمود عمرانی، علی اصغر غروی، علیرضا غروی، مسعود غفاری، علی غفرانی، مهدی غنی، محمد تقی فاضل میبدی، غفار فرزدی، احمد قابل، هادی قابل، حسین قاضیان، نظام الدین قهاری ، ماهرو قشقایی، رحمانقلی قلیزاده، محمد جواد کاشی، مرتضی کاظمیان، محسن کدیور، الهه کولایی، اکبر گنجی، فاطمه گوارایی، فخرالسادات محتشمی پور، محسن محققی، نرگس محمدی، محمد محمدی اردهالی، محمد محمدی گرگانی، مرضیه مرتاضی لنگرودی، سعید مدنی، محمد جواد مظفر، مصطفی معین، علی اکبر معین فر، بدرالسادات مفیدی، مصطفی ملکیان، احمد منتظری، سعید منتظری، خسرو منصوریان، یوسف مولایی، محمود مومنی، لطف الله میثمی، وحید میرزاده، محمود نکوروح، هادی هادی زاده یزدی، سید هاشم هدایتی، ناصر هاشمی، علیرضا هندی، ابراهیم یزدی، حسن یوسفی اشکوری، رضا یوسفیان
گوشه اي از پشت پرده بازداشت رامين جهانبگلو
برخورد با روشنفکران کليد خورده است؟ (اسفنديار صفاري)
به نقل از "روز آنلابن"
بيست روز پس از بازداشت رامين جهانبگلو، و وارد کردن اتهام ارتباط با بيگانگان به اين استاد فلسفه، رسانه هاي نزديک به تندرو ها در يک اقدام برنامه ريزي شده و هماهنگ همچنان به پرونده سازي بر عليه رامين جهانبگلو و فعالان فرهنگي ادامه مي دهند. چند روز پيش در همين راستا روزنامه جمهوري اسلامي نوشت: "او [رامين جهانبگلو] از مهره هاي رديف اول طرح براندازي مورد نظر آمريكا كه آنرا براندازي نرم مي نامد، محسوب مي شود". دو هفته پيش از درج اين مطلب، نشريه صبح صادق، ارگان نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران، در يادداشتي با عنوان "جنازه هاي متحرك" با استفاده از اصطلاح "براندازي نرم" آن را استراتژي آينده امريکا براي مهار جمهوري اسلامي خوانده بود.
دستوالعمل سرکوب روشنفکران
"امروز متوليان امور فرهنگي كشور از يك فرصت طلايي براي اصلاح وضعيت فرهنگي كشور برخوردار هستند. تمامي كساني كه به نوعي با مسائل فرهنگي كشور سروكار دارند از سطوح عاليه استراتژيك گرفته تا سطح تاكتيكي و اجرايي، بايد اين فرصت كنوني را مغتنم شمرده و اقدامات لازم را براي بهبود وضعيت فرهنگي كشور به عمل آورند."
سطرهاي بالا بخشي از سرمقاله صبح صادق، ارگان نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران است که دو هفته پيش و تنها چهار روز پس از بازداشت رامين جهانبگلو، خواستار استفاده حداکثري تندرو ها از "فرصت طلايي" پيش آمده براي سرکوب دگر انديشان و آغاز انقلاب دوم فرهنگي شد. در اين مقاله اوضاع فرهنگي کشور، نه تنها نگران کننده بلکه مايوس کننده خوانده شده، و به مقامات کشور توصيه شده است تا در اقدامي همه جانبه به مبارزه با تهاجم فرهنگي بر خيزند.
اين نشريه در ادامه با استفاده از اصطلاحات نظامي خواستار تبديل شوراي عالي انقلاب به "يك قرارگاه مركزي" شده و توصيه کرده است که: "شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد به صورت يك قرارگاه مركزي و با كار شبانه روزي براي اصلاح وضعيت سياستگذاري نمايد. مجلس هفتم و كميسيون فرهنگي آن بايد با وضع قوانين لازم، اصلاح برخي قوانين و عمل به وظيفه نظارت و كنترلي خود در راستاي تقويت و تعالي فرهنگ ديني و جلوگيري از رشد فرهنگ ابتذال قدم بردارد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد با يك رويكرد تحولي، طرحي نو در اندازد و در واقعيت نيز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گردد. رسانه ملي يعني صدا و سيما در دوراني كه اصولگرايان در مجلس و دولت هستند بايد گام هاي بلندي را در راستاي ترويج فضيلت ها و مقابله با فرهنگ ابتذال و بي بندوباري بردارد. آموزش و پروش بايد وضعيت خودرا آسيب شناسي نموده و ببيند در سال هاي گذشته در اين دستگاه تربيتي و انسان ساز چه مشكلاتي بوده كه برخي از خروجي هاي اين نهاد از مصدومان جدي تهاجم فرهنگي هستند."
صبح صادق در ادامه دستورالعمل خود براي استفاده از فرصت غنيمتي که آن را ناشي از قرار گرفتن "قواي سه گانه در اختيار نيروهاي ارزشي و اصولگرا" دانسته بر اين نکته تاکيد کرده که: "در بخش آموزش عالي و دانشگاه ها اعم از دولتي و آزاد امروز تحول فرهنگي يك ضرورت اجتناب ناپذير است،" اما "متاسفانه دانشگاه هاي ما در وضعيتي نيستند كه بتوانيم بگوييم اصلاح شده اند. دانشگاه هاي ما با يك دانشگاه اسلامي فاصله فراواني دارند. اكنون در دوره اصولگرايي، بايد با تدبير مشكلات فرهنگي در عرصه علم آموزي را مرتفع ساخت،"و همچنين "حوزه هاي علميه، سازمان تبليغات اسلامي، دبيرخانه ائمه جمعه، امور مساجد و هر دستگاه متولي امور فرهنگي در كشور، امروز با فرصت روبرو است،بايد قدر اين فرصت را بداند." زيرا "اگر امروز كه يك فرصت طلايي در اختيار نيروهاي انقلاب قرار گرفته، فرهنگ عمومي اصلاح نشود، فرهنگ ابتذال ريشه كن نگردد و بسترهاي رشد و تعالي براي جوانان فراهم نگردد، در چه زمان ديگري انتظار مي رود كه چنين امور مهمي در عرصه فرهنگي كشور به سرانجام رسد."
صبح صادق در ادامه براي استفاده نيروهاي انقلاب از "فرصت طلايي مبارزه با تهاجم فرهنگي" ابتدا فعالان فرهنگي کشور را به جبهه بندي توام با سازماندهي و برنامه ريزي براي جنگ فرهنگي با جمهوري اسلامي متهم مي کند و سپس چنين رهنمود مي دهد: "براي موفقيت در عرصه مبارزه با تهاجم فرهنگي بايد تشكيل جبهه فرهنگي" داد. اين "جبهه نياز به سازماندهي و هماهنگي دارد" و بايد "براساس يك راهبرد و سياست مشخص ... همه نهادهاي دولتي و حکومتي" تحت "فرماندهي يک دستگاه" و "مرکزيت" امور را پيش ببرند.
اين نشريه سپس با تشبيه فعالان فرهنگي، روشنفکران و دگر انديشان به "جنازه هاي متحرک"، و ضمن متهم کردن روزنامه نگاران و روشنفکران به ارتباط با سفارتخانه هاي اروپايي،"دعوت از اصحاب قلم و مطبوعات به بهانه برگزاري جشن ملي، آشنايي با نخبگان، تبادل فرهنگي، آموزش زبان، بورس هاي مطالعاتي"را "از جمله شگردهايي دانست كه در ماه هاي اخير به كار بسته شده است"تا با هدف "براندازي نرم" که "کليدي ترين هدف استراتژيک امريکا" است، مورد استفاده قرار دهند.
جالب ترين نکته در اين ميان همزماني انتشار شماره "ويژه مبارزه با تهاجم فرهنگي" اين نشريه، با بازداشت رامين جهانبگلو و تهاجم همزمان چندين سايت و روزنامه، از جمله روزنامه هاي کيهان و جمهوري اسلامي است. اين رسانه ها همزمان با صدور "دستورالعمل صبح صادق" در خبرهاي ويژه خود رامين جهانبگلو را به عنوان يکي از مصاديق ارتباط با بيگانه معرفي کردند. هماهنگي اين رسانه ها براي عملي کردن دستورالعمل مبارزه با تهاجم فرهنگي زماني بيش از پيش آشکار شد که روزنامه جمهوري اسلامي در يادداشتي با عنوان "چرا جهانبگلو" اين استاد فلسفه را متهم کرد که "از مدتها قبل در همين چارچوب به سازمانهاي جاسوسي سيا و موساد وصل شده و البته فعاليت هايش زير نظر بوده است."
اين روزنامه در ادامه جهانبگلو را "از مهره هاي رديف اول براندازي نرم" دانسته و البته مقاصد پشت پرده بازداشت او را با بهره گيري از تئوري سرکوب روشنفکران صبح صادق پنهان نيز نکرده است. نويسنده اين مقاله فعاليت هاي فرهنگي درقالب مطبوعات، انتشار كتاب، تهيه و نمايش فيلم و از سرگيري و توسعه رفت و آمدهاي فعالان فرهنگي را "حرکت ويژه" و فعالان فرهنگي را نيز "عناصر ويژه" غرب نام داده است. جمهوري اسلامي براي اشاره به تداوم برخورد با روشنفکران در عين حال مي نويسد: "افرادي نيز با او [رامين جهانبگلو] همكاري داشتند كه بعضي از آنها در پوشش هاي بظاهر فرهنگي و پژوهشي در بعضي دستگاه ها نفوذ كرده اند."
و داستان ادامه داد؟
حالا خبرهايي مبني بر گم شدن ويراستار موسسه فرهنگي آيت الله طالقاني که توسط اعظم طالقاني اداره مي شود، نيز منتشر شده است. اعظم طالقاني در نامه اي به فرمانده انتظامي تهران بزرگ اعلام کرده که: "آقاي حسن صراحي فرزند حبيب الله كارمند مصحح و ويراستار مجتمع فرهنگي آيت الله طالقاني و موسسه اسلامي زنان از تاريخ 3/2/85 تاكنون مفقود گرديده است." نزديکان به اين موسسه گفته اند که"صراحي حدود ساعت 30/11 الي 18 بعد از ظهر روز 3 ارديبهشت 85 در حاليکه وسايل شخصي اش شامل کت، ساعت و کيفش در منزل باقي مانده بود مفقود شده است. اما "عليرغم اطلاع آگاهي تهران از موضوع، مامورين اين اداره تاکنون براي بازديد و بررسي علت واقعه به منزل ايشان مراجعه نکرده اند."
اين داستان ها، در ادامه يک سناريو هستند؟ آيا دوران سياه سعيد امامي در حال تکرار است؟ باشد که چنين مباد.
منصور اسانلو را آزاد کنید...
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters

بر اساس آخرین اخباررسیده اززندان اوین ،منصور اسانلوهم اکنون دربند 2 بازداشتگاه اطلاعات زندان اوین به سر میبرد.
به گفته ی منابع آگاه درزندان اوین منصور اسانلوهرهفته به شعبه 14 بازپرسی منتقل میشود و به صورت مستمرتحت بازجویی قراردارد . بر طبق همین گزارش مامورین امنیتی تلاش دارند با تحت فشار قراردادن اسانلو، وی را واداربه پذیرش اتهاماتی ازقبیل ارتباط با عناصرخارجی ودریافت کمکهای مالی از اپوزسیون کنند.
منصوراسانلورئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد که با گذشت بیش از 5 ماه همچنان در زندان به سر میبرد، در این مدت در اثر فشارهای عصبی وارده دچار خونریزی معده و بیماری پوستی شده اما مسئولین ازانتقال وی به بیمارستان و مداوای اوامتناع میکنند.
شایان ذکر است که شاکی این پرونده شرکت واحد، مدعی العموم( دادستان تهران) میباشد.
لازم به یادآوری است در طی ماههای گذشته کارکنان شرکت واحد ضمن برگزاری تحصن و اعتصاب نسبت به بازداشت منصور اسانلو و شرایط نابسامان معیشتی خود اعتراض کردندکه در پی آن تعداد بسیاری از آنان از جمله اعضای سندیکای شرکت واحد بازداشت وبه بند 209 زندان اوین منتقل شدند و عده ی زیادی نیز از کار اخراج شدند.
گفتنی است با وجود اعتراضات شدید داخلی و بین المللی نسبت به ادامه بازداشت و حبس منصور اسانلو، وی همچنان در بازداشت موقت به سر میبرد و مسئولین قضایی از تبدیل قراربازداشت وی به وثیقه و یا برگزاری جلسه دادگاه برای او خودداری میکنند.
پیام معنی دار کوچ جنجالی خاتمي
به نقل از "خبرگزاری آفتاب"
شاید نویسندگان نامه ای که از رئیس جمهور پیشین ایران به صورت تلویحی می خواستند ساختمان همراهان سعد آباد را ترک کند ، فکرش را هم نمی کردند نتیجه این عمل، کوچ خاتمی به دفتر بنيانگذار انقلاب اسلامي ایران باشد. اما این اتفاق افتاد و امروز سید محمد خاتمی پیشنهاد نوه امام خمینی را برای حضور در یکی از دفترهای امام خميني پذیرفت.
مخالفان محتاط
با انتشار این خبر توسط همراه طناز خاتمی مخالفان و موافقان دست به کار اظهار نظر در این مورد شدند.از سویی پیشنهاد پذیرفته شده سید حسن خمینی و از سویی نگرانی از بهره برداری های سیاسی بود که دولتي ها را در آستانه انتخابات مجلس خبرگان تحریک می کرد. موجی که ابطحی در وب سايت خود به راه انداخت و پیشنهادی که از سوی نوه امام داده شد باعث طرح برخي انتقادات از بانيان اين تصميم شد. قدرت الله علیخانی، نماینده مجلس تیغ انتقاد خود را متوجه دولت کرد و در مورد نقش این جابجایی در فضای سیاسی صحبتی به میان نیاورد.
علیخانی اقدام دولت را در این مورد اقدامی تنگ نظرانه می داند و می گوید:« به هرحال برای آقای خاتمی یک دفتر قحط نبود و دولت می توانست برای تشریفات خود یا خاتمی یک دفتر تهیه کند. اما رفتار آنها با خاتمی که زمانی رئیس جمهور بوده و هنوز هم یک چهره مطرح جهانی است زیبنده دولت و نظام نبود و در این مورد دولت از خود تنگ نظری نشان داد.»
او معتقد است که حرمت ها باید حفظ شود خصوصا حرمت خاتمی که هنوز مورد نیاز جامعه است.
بیت امام بیت ولایت
اين در حالی است که مجتبی شاکری یکی از اعضای شورای مرکزی جمعیت ایثارگران اعلام کرده در صورت دامن زدن اصلاح طلبان به این بحث دست به افشاگری گسترده ای علیه دولت اصلاحات و پشت پرده های مالی آن خواهد زد . اما مسعود ده نمکی عضو سابق گروه انصار حزبالله دامن زدن به این بحث را حتی از سوی نیروهای اصولگرا صلاح نمی داند.
چهره شناخته شده فرهنگی انصارحزب الله معتقد است:« مشکل اصلی کشور ما دفتر کار و ملاقات خاتمی نیست و نیازی به این همه حاشیه سازی جنجال در این مورد را نداریم.»
او حرمت بیت امام راحل را بیش از اینها می داند و می گوید:« بیت امام متعلق به همه است . این مجموعه منصوب به ولایت و امامت نظام است و نباید از آن بهره برداری های جناحی کرد.»
ده نمکی با گلایه از این پیشنهاد سید حسن خمینی می گوید:« نیاید مجموعه جماران کانال یک جریان سیاسی شود و همه جریانات باید مثل گذشته با این مجموعه احساس قرابت کنند و اهل بیت امام نیز باید این مهروزی را از دیگران دریغ نکنند.»
خاتمی صاحب بیت المال نیست
دبیر کل جمعیت فدائیان اسلام بیش از تبعات سیاسی از قدرت این کوچ غیر منتظره ، نگران بیت المالی است که به زعم وی خاتمی دیگر در آن محق نیست.
عبدخدایی معتقد است که خاتمی دیگر مسئولیت اجرایی ندارد و در نتیجه در بیت المال نیز محق نیست.
اما مجلس قبل از پایان دوره ریاست جمهوری خاتمی مصوبه ای داشت که طی آن رئیس جمهور می توانست پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود از امکانات ویژه ای برخوردار شود.
این مصوبه هنوز به قوت خود باقی است و می تواند شامل حال احمدی نژاد یا روسای جمهور بعدی ایران را نیز باشد.
مرد محبوب در جماران
محمد علی ابطحی نیز در پاسخ نیمه تمام خود به مخلفان اعلام کرد که این نظر شخصی سید حسن خمینی بوده است. او می گوید: کسانی چون ناطق نوری که سال ها پیش رئیس مجلس بود هنوز از همان امکانات استفاده می کنند و خاتمی از این جابجایی قصد هیچ سواستفاده سیاسی یا مالی را ندارد.
یک نامه کوتاه توانست مسبب یک کوچ جنجالی شود. اما به هر تکیه زدن بر کرسی که روزی حضرت امام بر روی آن نشسته بود می تواند پیام معنی داری را در خود داشته باشد. انتخابات مهمی در راه است و خاتمی هنوز محبوب.
+
نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 6:40 قبل از ظهر  توسط آریا
|
پیش نویس اتحادیه اروپا به ایران که روز دوشنبه رسما به جمهوری اسلامی تسلیم خواهد شد، اجازه می دهد ایران برنامه غیرنظامی هسته ای را با ضمانت های ایمنی و سودآوری پیش ببرد. رئیس جمهوری اسلامی اعلام کرد که پیشنهادی که ایران را بر توقف فعالیت های صلح آمیزهسته ای ناچار می کند نخواهد پذیرفت. باتوجه به اینکه یک روز پیش از دریافت رسمی پیشنهادی اتحادیه اروپا، ایران هرگونه توقف غنی سازی اورانیوم را رد کرده است، زمینه برای هرگونه مذاکره ای ضعیف تر می شود. از سوی دیگر شماری از طرقف های مذاکره کننده از جمله محمد البرادعی پیشنهاد اجازه غنی سازی اورانیوم در حد تحقیقاتی را مطرح کردند اما واشنگتن می گوید هرگونه تلاش غنی سازی اورانیوم باید متوقف شود. پیش نویس اتحادیه اروپا جایی برای غنی سازی اورانیوم حتی درحد پژوهش نگذاشته است.
نامه 200 اندیشمند آمریکایی به کاخ سفید در مخالفت با اعمال زور علیه ایران
به نقل از "امروز"
دویست تن از اندیمشندان آمریکایی با ارسال نامه ای به کاخ سفید و دولت بوش، مخالفت خود را با اعمال زور علیه ایران اعلام کردند.
به گزارش پایگاه اینترنتی "نیوز وایر"، اخیراً 200 نفر از استادان، دانشگاهیان، دانشجویان و مقامات دولت های سابق آمریکا با ارسال نامه ای به کاخ سفید، تهدید نظامی ایران از سوی آمریکا را شدیداً محکوم کردند و از جرج بوش رئیس جمهور خواستند تا با دولت ایران به گفتگوی رو در رو بپردازد.
امضا کنندگان و حامیان این نامه که از گروههای مختلف و همچنین متخصصین پرآوازه در امور مسائل خاورمیانه از سراسر جهان و همچنین مقامات دولتهای سابق آمریکا و روزنامه نگاران هستند در نامه خود آورده اند:از آنجائیکه آژانس بین المللی انرژی اتمی هیچ دلیل و مدرکی درباره تحقیقات هسته ای (برای امور نظامی) یا هیچگونه انحرافی در برنامه های هسته ای ایران به سمت تسلیحات پیدا نکرده اند ، لذا باید تکنولوژی دو منظوره در گفتگوهای رو در رو مورد بررسی قرار گیرد.
همچنین امضا کنندگان نامه نسبت به نتایج و پیامدهای احتمالی افزایش این بحران برای منطقه و جهان هشدار دادند و بر این باورند که این امر به منافع آمریکا و همچنین اصلاحات و تحولات دموکراتیک در ایران و یا صلح و آرامش جهانی کمکی نخواهد کرد.
پروفسور "خوان کول" ،"چارلزباتر ورث"، "ریچارد فالک"، یرواند آبراهامیان"، "احمد صدری" و "نوام چامسکی" از امضا کنندگان و حامیان این نامه و مخالفین اقدام نظامی آمریکا علیه ایران بودند.
در همین رابطه چند نفر از امضا کنندگان این نامه با برپایی کنفرانسی خبری در واشنگتن درباره موضع خود به گفتگو پرداختند.
پروفسور صدری اظهار داشت که این(حمله به ایران) اشتباهی خواهد بود که آمریکا پیشتر آن را در زمینه عراق مرتکب شده بود و ما می گوئیم که دوباره آن را انجام ندهد.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
به گزارش خبرگزاری فرانسه، استفن هادلی، مشاور امنیت ملی کاخ سفید واشنگتن روز یکشنبه اظهار داشت ایالات متحده آمریکا هیچ تمایلی به گفتگوی مستقیم با رژیم تهران ندارد.
آقای هادلی که با تلویزیون CNN مصاحبه می کرد، مقر سازمان ملل را بهترین مکان برای انجام مذاکره در باره رژیم تهران دانست و گفت در حال حاضر گفتگوهايی چند جانبه در سطح سازمان ملل متحد در باره رژیم تهران جریان دارد و به نظر ما این بهترین شیوه مذاکره و گفتگو در این زمینه است.
مشاور امنیت ملی آمریکا گفت پس از چند سال مذاکره با رژیم تهران که عمدتا توسط اروپايیان انجام شد و ایالات متحده نیز از آن حمایت کرد، اکنون این مذاکرات به سازمان ملل منتقل شده و از این پس وظیفه این نهاد بین المللی است که برای رژیم تهران روشن سازد که باید به درخواست جامعه جهانی تن در دهد.
آقای هادلی افزود از این رو تصویب قطعنامه ای براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد در شورای امنیت ضروری است. این قطعنامه الزام آور از رژیم تهران می خواهد از درخواست جامعه بین المللی تبعیت کند.
تصویب قطعنامه براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد راه را برای اعمال تحریم و حتی اقدام نظامی علیه رژیم تهران در صورتیکه به خواسته های شورای امنیت تن در ندهد، باز خواهد کرد.
طی روزهای اخیر برخی مقامات بین المللی از جمله کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد از ایالات متحده درخواست کردند وارد گفتگوهای مستقیم با رژیم تهران شود. احمدی نژاد، رئیس جمهور رژیم اسلامی نیز روز گذشته در اندونزی ملتمسانه گفته بود جمهوری اسلامی حاضر به گفتگو با آمریکا است، اما دولت آمریکا تمام این درخواستها را رد کرده و عقیده دارد نیازی به گفتگوی مستقیم با رژیم تهران نیست.
همچنین سفیر رژیم اسلامی در بغداد نیز امروز پس از شکست تلاشهای رژیم تهران برای انجام مذاکره با سفیر آمریکا در عراق اعلام کرد موضوع گفتگو با آمریکا منتفی است.
مقاومت مسكو در برابر واشنگتن، رايس را به ناسزاگويي وادار كرد
به نقل از "ایران ما"
پايگاهاينترنتي روزنامه "ديليتلگراف" روز يكشنبه اعلام كرد -
پايگاهاينترنتي روزنامه "ديليتلگراف" روز يكشنبه اعلام كرد درجريان برگزاري مذاكرات پرتنش وزراي امورخارجه كشورهاي عضو دايم شوراي امنيت براي رسيدگي به برنامه هستهاي ايران ، مقاومت "لاوروف" وزير امور خارجه روسيه در برابر طرحهاي آمريكا، رايس را به ناسزاگويي وادار كرد.
اين روزنامه افزود: ناسزاگويي رايس وزير امورخارجه آمريكا، بازتاب شكاف فزاينده بين واشنگتن و روسيه بر سرپرونده هستهاي ايران است.
روزنامه مزبور نوشت: پس از بروز اين درگيري لفظي ، خانم رايس گفت كه اين نشست راه به جايي نخواهد برد.
به نوشته اين روزنامه، تنش در يك جلسه خصوصي كه رايس ميزبان همتايان انگليسي ، فرانسوي ،چيني ،آلماني و روسي خود در هتل "والدورف" در نيويورك بود، اتفاق افتاد و موجب به تاخير افتادن شام آنها شد.
يك مقام آمريكايي در اين ارتباط گفت:" جلسه بسيار فوقالعادهاي بود واز آن هنگام تاكنون ، همه درباره اين جلسه خصوصي صحبت ميكنند" .
وي افزود: اين براي خانم "مارگاريت بكت" كه سكان وزارت خارجهانگليس را بتازگي در دست گرفته، آغازي پر تلاطم و سخت بود.
ديلي تلگراف نوشت: لاوروف در حالي وارد هتل "والدورف" شد كه از اظهارات هفته گذشته "ديك چني" معاون رييس جمهوري آمريكا برضد سياستهاي كرملين خشمگين بود.
روسيه كه بارها نارضايتي خود را درمورد اين اظهارات اعلام كرده ، تهديد كرده بود قطعنامه شوراي امنيت كه پيش نويس آن توسط انگليس و فرانسه و با حمايت آمريكا براي متوقف ساختن غنيسازي اورانيوم در ايران تهيه شده را وتو خواهد كرد.
همچنين مسكو بوضوح اعلام كرده كه با هرگونه استفاده از زور بر ضد ايران مخالفت خواهد كرد و جاي شك و ترديدي براي ديگر وزرا باقي نمانده كه اين اقدام لاوروف، بازتاب خشم وي بر سر اظهارات چني است .
لاوروف همچنين آمريكا را متهم كرد كه درصدد تحليل بردن تلاشهاي انگليس و فرانسه براي حل و فصل بحران كنوني است.
وي دراين نشست با مطرح كردن انتقادات "نيكلاس برنز" از روسيه مبني بر همكاري مسكو با تهران ، نارضايتي خود را از اين دخالتها اعلام كرد.
به نوشته اين روزنامه، با پيش آمدن اين وقايع، خانم رايس به ميهمانان خود گفت: اين نشست نتيجهاي در برنخواهد داشت.
اين جلسه كه براي يك گفت و گوي ۳۰دقيقهاي قبل از شام برنامه ريزي شده بود، دو ساعت به طول انجاميد.
اين منازعه لفظي كه در مقابل مقامهاي ارشد صورت گرفت براي خانم بكت وزير امورخارجه انگليس امري شگفت و عجيب بود.
ديلي تلگراف درادامه با اشاره به پيشنهاد جديد اتحاديه اروپا به ايران در خصوص فعاليتهاي هستهاي افزود: اين پيشنهاد نشاندهنده يك تغيير تاكتيكي مهم در خط مشي آمريكا است ، زيرا واشنگتن قبلا با دادن هرگونه امتياز به ايران مخالفت كرده بود.
به نوشته ديلي تلگراف، تحولات هفته گذشته نيز بر وجود تنش بين خانم رايس و دولتمرداني مثل چني و دونالد رامسفلد كه سياست خارجي آمريكا را در دوره اول رياست جمهوري جرج دبليو بوش اداره كردند تاكيد دارد.
به عقيده خانم رايس، اظهارات چني موجب تنش و رنجش وي با لاوروف شده است.
جهانبگلو را آزاد كنيد
به نقل از "ایران ما"
نامه621 نفرازروشنفكران و فعالان سياسي و دانشجويي در اعتراض به بازداشت رامين جهانبگلو -
به گزارش ادوار نيوز 621نفر از روشنفكران،اساتيد دانشگاه و فعالان سياسي، دانشجويي و فرهنگي با انتشار نامه اي نسبت به بازداشت دكتر رامين جهانبگلو فيلسوف و روشنفكر ايراني كه بيش از دو هفته است به اتهام ارتباط با بيگانگان بازداشت شده است اعتراض كردند متن نامه بدين شرح است:
بيش از دو هفته از بازداشت رامين جهانبگلو، نويسنده، استاد دانشگاه و روشنفكر ايرانی میگذرد. با اين حال دلايل بازداشت اين روشنفكر همچنان نامشخص باقی مانده و مقامات امنيتی و قضايی هيچ توضيح روشن و دليل قانع كنندهای در اين باره ارائه نكردهاند. برخی منابع خبری وابسته به حكومت در توضيح علت دستگيری اين روشنفكر از جاسوس بودن او سخن به ميان آوردهاند. اين در حالی است كه پيش از اين برخی از شخصيتهای سياسی و فرهنگی با طرح چنين اتهامی روانه زندان شده و پس از گذران دوران زيادی در زندان، بی هيچ توضيحی و بدون اثبات اتهام وارده آزاد شدهاند.
از حكومتمردان ايرانی بايد پرسيد يك روشنفكر در حاليكه نه جايی در حاكميت دارد و نه ارتباطی با حلقه ارباب قدرت، به چه اطلاعات پنهانی میتواند دسترسی داشته باشد كه در معرض اتهام جاسوسی قرار گيرد؟ آيا حاكميت ايران مايه مباهات خود میداند كه همواره مهر رويارويی با روشنفكران را به پيشانی داشته باشد؟ آيا حاكمانی كه با اهل فرهنگ و انديشه در كشور خود چنين رفتار میكنند میتوانند مدعی گفت و گو و صلح و دوستی در جهان باشند و از پايبندی به حقوق بشر سخن بگويند؟
ما امضاكنندگان اين اطلاعيه ضمن محكوميت دستگيری دكتر رامين جهانبگلو اين عمل را در تعارض با اصل آزادی بيان منشور جهانی حقوق بشر و محدود كننده آزادیهای آكادميك دانسته و آزادی هرچه سريعتر اين روشنفكر برجسته و استاد دانشگاه را خواستاريم و از دولت ايران می خواهيم كه به سناريوهای تكراری و نخ نما شده برچسب زنی و جاسوسانگاری فعالان فرهنگی و سياسی پايان بخشد.
نام امضاء کنندگان در پایان نامه http://iranema-online.com/political/files/005512.php
به نقل از "روز آنلاین"
گروهی از دانشگاهیان و فعالان ایرانی و کانادایی، و سیاستمداران کانادایی عصر روز یکشنبه در مقابل دانشگاه تورنتو تظاهراتی برپا داشته و آزادی رامین جهانبگلو استاد دانشگاه را خواستار شدند. در این گردهمایی، یکی از نمایندگان مجلس کانادا چند تن از اساتید دانشگاه های تورنتو، مسوللین گروه های مسلمان کانادایی سخنرانی کردند.
جیم کاریجیانیس نماینده دو ملیتی شرق تورنتو که اصالتا یونانی است، در سخنانی گفت که بعد از ماجرای زهرا کاظمی، دولت ایران به او به عنوان کانادایی رواديد سفر به تهران نداد ولی او توانست با پاسپورت یونانی اش به ایران برود و از نزدیک زندان ترسناک اوین که الان میزبان رامین جهانبگلو است را ببیند.
محمد توکلی ترقی استاد دانشگاه تورنتو نیز از مقامات کانادایی خواست با جدیت بیشتری برای آزادی دکتر جهانبگلو تلاش کنند.
سعید رهنما استاد دانشگاه یورک نیز در سخنانی به اختلاف عقیده اش با رامین جهانبگلو اشاره کرد و گفت که دکتر جهانبگلو معتقد به اصلآح پذیری نظام ایران بود، و بارها می گفت می توان از طریق گفتگو همه را به تعامل دعوت کرد، ولی او خود قربانی امیدواری اش شد.
در پایان تجمع کنندگان از دولت جدید کانادا خواستند برای دفاع از حقوق این شهروند کانادایی تمامی تلاش خود را به کار گیرد تا ماجرای زهرا کاظمی تکرار نشود و رامین جهانبگلو مجبور به اعتراف تحت فشار جلوی دوربین نشود.
مادر رامين جهانبگلو در سي سي يو (سارا اصفهاني)
به نقل از "روز آنلاین"
مادر رامين جهانبگلو روشنفکر ايراني که چندي است در بازداشت سر مي برد روز گذشته در تهران بستري شد.
گفته مي شود که وي در بخش CCU بيمارستان دي تهران بستري شده است، اما خانواده جهانبگلو به شدت نسبت به انعکاس اخبار مربوط به جهانبگلو در هراس هستند و حاضر به همکاري در خصوص جزييات بيشتر اين خبر نشده اند.
در محافل سياسي گفته مي شود که خانواده جهانبگلو در سه هفته گذشته زير شديد ترين فشارهاي مقامات امنيتي قرار گرفته بودند تا حتي خبر دستگيري جهانبگلو را نيز منتشر نکنند و پس از انتشار گسترده دستگيري وي نيروهاي امنيتي فشار بر جهانبگلو و خانواده وي را به شدت افزايش داده اند که يکي از اثرات اين رفتار وخيم شدن حال مادر وي بوده است.
برای جلوگیری از اعدام ولی الله فیض مهدوی اقدام کنید
نامه مهرانگیز کار، علی افشاری و اکبر عطری به شورای حقوق بشر سازمان ملل
به نقل از "خبرنامه گویا"
شورای حقوق بشر سازمان ملل
با سلام و احترام
به اطلاع رسانده می شود که آقای ولی الله فیض مهدوی از زندانیان سیاسی در خطر اعدام فوری توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سر می برد .ایشان در سال ۲۰۰۴ به ا اتهام اقدام علیه امنیت ملی بواسطه همکاری با سازمان مجاهدین خلق دستگیر شدند و پس از تحمل ۵۴۶ روز سلول انفرادی ، شرایط دشوار بازجویی و فشار های جسمی و روحی به اعدام محکوم شدند .اخیرا با اطلاع شدیم روز ۲۶ اردیبهشت به عنوان تاریخ اعدام به ایشان ابلاغ شده است .
ما مصرانه از آن نهاد محترم خواهشمندیم تا با استفاده از اختیارات و تماس با نهاد های مربوطه شرایطی را فراهم سازند تا به فوریت این حکم ناعادلانه لغو شود .از آنجاییکه دادگاه آقای مهدوی مراحل قانونی و دادرسی عادلانه را طی نکرده است و ایشان امکان دفاع آزادانه از خودشان را نداشتند لذا محکومیت ایشان به مواضع سیاسی شان ارتباط داشته است و حکم ناعادلانه اعدام ، مصداق بارز نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی ایشان است .
بدیهی است این تقاضا مستقل از گرایشات سیاسی و تعلقات سازمانی ایشان بوده و صرفا در چهارچوب دفاع از حقوق مدنی و انسانی وی است .
امیدواریم مداخله شما بتواند از این اعدام جلوگیری نماید .
علی افشاری – اکبر عطری – مهرانگیز کار –
رونوشت :
گزارشگر ویژه سازمان ملل در خصوص اعدام های غیر قانونی و استبدادی
سازمان عفو بین الملل
آخرین اخبار از رندانیان سیاسی
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
تاریخ 24/2/1385
شماره 34-2006
حیدرقلی سلطانی زندانی سیاسی در پی اعلام جرم از وزارت اطلاعات و جوادی آملی، صبح امروز به بند 209 زندان اوین انتقال یافت . وی پس از سه ساعت بازجویی به بند 350 بازگردانده شد.
حیدرقلی سلطانی حقوقدان بازنشسته که در تاریخ 31/10/84 توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و به بند 209 زندان اوین منتقل شده بود در طی هفته های گذشته با نوشتن نامه هایی سرگشاده نسبت به وزارت اطلاعات اعلام جرم نمود. وی که دارای سوابق طولانی مبارزه علیه رژیم گذشته نیز میباشد تا کنون 8 بار بازداشت و مدتها در زندان به سر برده است.
قرار است جلسه رسیدگی به اتهامات وی در تاریخ 27 اردیبهشت ماه در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار شود.
همچنین شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی حداد با درخواست محسن درستکارو وکیل ایشان دکترنعمت احمدی ،مبنی برتبدیل قراربازداشت به وثیقه مخالفت کرد.
گفتنی است درحال حاضر باتوجه به اینکه علت بازداشت موقت که جلوگیری ازتبانی احتمالی متهمین بایکدیگرویا شهود می باشد رفع گشته دلیلی برای عدم تبدیل قرار وجود ندارد با این حال شعبه ی 26 دادگاه انقلاب علی رغم درخواستهای محسن درستکار از این کار خودداری میکند.
لازم به یادآوری است محسن درستکار سردبیر نشریه "تمدن هرمزگان" که به همراه الهام افروتن به دلیل چاپ مقاله ای در این نشریه با عنوان " مبارزه با ایدزرا علنی کنیم" ، به اتهام توهین به مسئولین بازداشت شده بودند، با گذشت بیش از 2 ماه همچنان در زندان به سر میبرند.
هم اکنون با توجه به نگهداری الهام افروتن در بند نسوان زندان اوین و عدم تفکیک جرایم در این بند ، نگرانیهای زیادی در مورد سلامتی وی و وضعیت نگهداریش وجود دارد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com
ابراز نگرانی ازعدم رسیدگی به وضعیت بهداشتی و درمانی زندانیان.
طبق آخرین گزارشات دریافتی
در سه شب پیش در زندان گوهردشت کرج ، زندانی به نام داود خودی که جانباز جنگ بوده و از ناراحتی قلبی رنج میبرده ، دچار مشکل جسمی میشود و تقاضای رفتن به بهداری را مینماید که بعلت عدم اعتناء مسئولین اقدامی صورت نمیگیرد و وی صبح جمعه در بهداری زندان فوت مینماید .
آقای ولی الله فیض مهدوی زندانی سیاسی که بعلت وضعیت بد جسمی بشدت تحت فشار هستند و بعلت مشکلات کلیوی ، بیشتر از یازده کیلوگرم وزن از دست داده اند و تاولهای بزرگی بر روی پوست ایشان بوجود آمده است ، ضعف بینایی وبالا آوردن خون نیز از دیگر آثار بیماری ایشان میباشد ، آقای اسد شقاقی به ناراحتی شدید کلیه مبتلاء شده اند که بعلت عدم رسیدگی مسئولین این بیماری در وی تشدید شده است ، در مورد آقای مهرداد لهراسبی که در زندان به عفونت فک و رماتیسم حاد ، ناراحتی قلبی وافزایش وزن غیر معقول مبتلا شده اند هیچگونه اقدام موثری صورت نگرفته است ، آقای حیدرقلی سلطانی از زندانیان زندان اوین با وجود کهولت سن و ناراحتی قلبی در وضعیت بد جسمی قرار دارند . زندانیان متهم به بمب گزاری در اهواز همچنان در سلولهای انفرادی و در وضعیت بسیار بدی در زندان گوهردشت کرج به سر میبرند. این روند در سایر زندانهای کشور در جریان است و بسیاری دیگری از زندانیان از عدم توجه به وضعیت بهداشتی و درمانی بشدت رنج میبرند و سلامتی و جان آنان در خطر است.
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن ابراز نگرانی شدید ازاین روند و محکوم نمودن نقض حقوق بشر خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی میباشد . از تمامی فعالان و مدافعان حقوق بشر تقاضای تلاش و همکاری در این راستا را داریم و دست تمامی کسانی که در این راه با ما همگام هستند را میفشاریم .
فعالان حقوق بشر در ایران
Human Rights Activists in Iran
hra.iran@gmail.com
http://hra-iran.blogfa.com/
Tel : +989329224904
+
نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1385ساعت 5:59 قبل از ظهر  توسط آریا
|
مشاور ارشد پوتين در امور خاورميانه و وزير امور خارجه اسبق روسيه در گفتوگو با يك روزنامه آمريكايي از ارايه راهكاري خبر داد كه كرملين مدعي است بتواند ايران را در تعليق برنامه غنيسازي تطميع كند.
به گزارش خبر گزاري فارس يوگني پريماكوف، كه در اواخر دهه 1990 مقام وزارت امور خارجه و نخستوزيري روسيه را برعهده داشت، در مصاحبه با روزنامه واشنگتن تايمز كه در شماره امروز اين روزنامه به چاپ رسيد، اعلام كرد: «بنا بر راهكار روسيه كشورهاي داراي سلاح هستهاي در توليد و تامين اورانيوم غنيشده در كنار برنامه انرژي اتمي صلحآميز به كشورهاي مختلف كمك ميكنند».
پريماكوف به اين روزنامه كه از محافل نزديك نومحافظهكاران آمريكا است، گفت: «اين طرح به احتمال زياد در نشست سران هشت كشور پيشرفته دنيا موسوم به جي 8، ارايه خواهد شد».
روسيه از 15 تا 17 جولاي امسال ميزبان نشست هشت كشور صنعتي دنيا در سنت پترزبورگ خواهد بود.
پريماكوف 77 ساله كه از سال 1991 تا 1996 وزير امور خارجه اين كشور بود تصريح كرد: «ايده ما اين است كه كشورهاي متمايل به غنيسازي اورانيوم براي به دست آوردن اين امر به سراغ كشورهايي ميروند كه در باشگاه هستهاي حضور دارند و ديگر خودشان اين روند غنيسازي اورانيوم را دنبال نميكنند.»
اين وزير پيشين روسي مدعي شد، اين طرح متضمن آن است ايران نيز يكي از دريافت كنندگان اين موارد خواهد بود و به اين وسيله تهران بدون از دست دادن وجهه خود به اين امر تمكين خواهد كرد.
ایران برای مذاکره بدون پیش شرط با همه کشورها غیر از اسرائیل آماده است
يه نقل از ؛راديو فردا؛
محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي، در کنفرانس خبري در پايان اجلاس D8 در اندونزی گفت: فعاليت هاي هسته اي ايران تحت نظارت آژانس بين المللي انرژي اتمي است و ما همچنان که اعلام کرده ايم به غني سازي 4.8 درصد رسيده ايم که براي سوخت نيروگاه ها لازم است. وي در پاسخ به پرسش خبرنگاري که درباره نامه به رئيس جمهوري آمريکا پرسيده بود آيا با آمريکا مذاکره رو در رو هم خواهيد داشت، گفت ما اهل گفتگو با همه کشورها به جز اسرائيل هستيم، براي گفتگو نيازي به پيش شرط نداريم، اما اگر کشوري بخواهد زور بگويد و با تهديد عمل کند، هيچ عاقلي درباره حق خود مذاکره نمي کند. پنجمين اجلاس سران کشورهاي در حال توسعه يا D8 که از صبح شنبه آغاز شده بود، عصر روز شنبه در جزيره بالي به کار خود پايان داد و سران کشورهاي شرکت کننده بيانيه اي در 36 ماده صادر کردند.
آمريکا پيشنهاد عنان درباره ايران را رد کرد
به نقل از ؛بی بی سی؛
آمريکا تقاضای کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل متحد را برای مذاکره مستقيم با ايران رد کرده است. آقای عنان گفته بود آمريکا بايد به طور مستقيم در مذاکرات شرکت کند و ايران تنها در صورتی مذاکرات را به شيوه درست انجام می دهد که آمريکا در آنها دخيل باشد. اما آمريکا گفته است اين مسئله، مسئله ای دو جانبه نيست بلکه مسئله ای ميان ايران و جهان است. شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا ضمن رد تقاضای کوفی عنان گفت: ايران فقط علاقه دا! رد که "کارها را به تاخير بياندازد و در آنها مانع ايجاد کند."
نگرانی های جهانی از برنامه های مخفیانه هسته ای جمهوری اسلامی در پی انتشار خبر پیدا شدن آثار اورانیوم بسیار غنی شده افزایش یافت
به نقل از ؛راديو فردا؛
دیپلمات ها در وین اظهار داشتند بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در منطقه شیان لویزان رگه هایی از اورانیوم بسیار غنی شده یافتند. برخی می گویند هنوز نمی توان با قاطعیت چنین گفت تازمانی که در آزمایشگاه دوم هم این رگه ها بررسی شود. دفتر آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین به رادیو فردا گفت آژانس فعلا درباره آن اظهارنظری نمی کند. حمیدرضا آصفی اظهارات دیپلمات های وین د را فاقد اهمیت و بدون منشاء واقعی خواند. شیان لویزان یک مرکز تحقیقات هسته ای بوده که جمهوری اسلامی دو سال پیش از این ویران وبا خاک یکسان کرد. دیپلمات ها در وین می گویند بیم آن می رود که جمهوری اسلامی در کنار تاسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز مراکز غنی سازی اورانیوم در نقاط دیگری هم بطور پنهانی براه انداخته باشد.
ایران وجود اورانیوم بسیار غنی شده را تکذیب کرد
به نقل از ؛خبرگزاری آفتاب؛
محمد صادق امینی: خبرگزاری ها و روزنامه های بین المللی به نقل از دیپلمات هایی که نخواسته اند نامشان فاش شود ادعا کرده است که بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در یک مرکز تحقیقاتی ایران نشانه هایی از اورانیوم غنی سازی شده پیدا کرده اند، درحالیکه حمید رضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران این ادعاها را بی پایه و اساس خوانده و گفته است که اخبار منتشر شده درباره " لويزان" و " شيان" بياهميت و غيرواقعي است. آسوشیتدپرس که این خبر را منتشر کرده در ادامه آورده است به نظر می رسد این موضوع ادعاهای آمریکا در خصوص اینکه تهران به دنبال ساخت هسته ای است را افزایش دهد.
دیپلمات هایی که این اخبار را در اختیار خبرگزاری آسوشیتدپرس گذاشته بودند درخواست کرده بودند که به علت محرمانه بودن اطلاعات نامی از آنها فاش نشود زیرا هنوز باید آزمایش های دیگری برای تائید صحت ادعای آنها انجام شود.
آنها در اظهارات اولیه خود گفته بودند که چگالی اورانیوم یافت شده در حدود یا بیشتر از مقدار مورد نیاز برای ساخت کلاهک هسته ای بوده ولی بعدا یک دیپلمات به آژانس بین المللی انرژی اتمی گفته است که اورانیوم یافت شده کمتر از مقدار لازم برای ساخت کلاهک هسته ای بوده ولی با این حال غلظت آن بیشتر از اورانیوم مورد نیاز برای تولید انرژی بوده و می تواند به ادعاهای دیپلمات های بی نام در ساخت سلاح های هسته ای مورد استفاده قرار بگیرد.
آقای آصفي در خصوص برخي اخبار و اظهارات منتشر شده به نقل از برخي ديپلماتها در وين و برلين مبني بر اين كه اثراتي از اورانيوم در بخشي از تاسيسات هسته ای ايران يافت شده گفته است که اين سخنان فاقد اهميت است و منشا واقعي ندارد. به گفته سخنگوی وزارت خارجه ایران اين حرفها از سنخ مطالبي است كه در گذشته نيز مطرح شده بود و پس از مدتي آژانس بينالمللي انرژي اتمي به واقعيات و نتايج آن پي برد.
در حالی که خانم "ملیسا فلمینگ" سخنگوی آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز ادعاهای مطرح شده را تکذیب کرده خبرگزاری آسویشیتدپرس در ادامه به نقل از دیپلمات های مذکور آورده است که آزمایش های بیشتر می تواند نشان دهد که شاید اورانیوم یافت شده از خارج به ایران وارد شده باشد زیرا آژانس بین المللی انرژی اتمی در گذشته نیز تائید کرده بود که ایران در طول فعالیت های هسته ای خود درگذشته تجهیزاتی را در بازار سیاه از "عبدالغدیر خان" پدر برنامه های هسته ای پاکستان خریداری کرده بود.
در ادامه گزارش این خبرگزاری آمده است :به این علت که ایران انجام فعالیت های مرتبط با غنی سازی را در این مرکز انکار کرده بود این موضوع باعث افزایش سوء ظن ها به ایران می شود.
این در حالی است که محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز در تازه ترین اظهارات خود گفته است که ایران نگرانی های امنیتی مشروعی دارد و آمریکا در صورتی که می خواهد موضوع فعالیت های هسته ای ایران حل و فصل شود باید به بررسی آنها بپردازد. وی در ادامه اظهارات خود گفته ايران در محاصره كشورهايي است كه سلاح هستهيي دارند.
روسيه سلاح هستهيي دارد، پاكستان سلاح هسته اي دارد، اسراييل سلاح هستهاي دارد، عراق از سلاح شيميايي عليه آنها استفاده كرده است و حس ناامني در آنجا وجود دارد.
وی همچنین در اظهارات خود خواستار مداخله مستقیم آمریکا در بررسی نگرانی های امنیتی ایران شده و بار دیگر با تاکید بر اینکه هیچ نشانه ای دال بر نظامی بودن فعالیت های هسته ای ایران وجود ندارد خواستار حل مسالمت آمیز پرونده فعالیت های هسته ای ایران شده است.
خط قرمز 5 عضو دائم در مورد ايران غني سازي است
به نقل از ؛ادوار نيوز؛
نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد گفت:تعليق فعاليتهاي غنيسازي اورانيوم خط قرمز پنج عضو دايم شوراي امنيت سازمان ملل متحد است.
جان بولتون اين تفكر كه واشنگتن بابه تعويق افتادن دو هفتهاي بررسي پيش نويس قطعنامه كوتاه آمده است را رد كرد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، بولتون ادامه داد: واشنگتن توافق كرد در اين وقفه دو هفتهاي به فرانسه, انگليس و آلمان اجازه دهد در تلاش براي توقف برنامه غنيسازي اورانيوم تهران، طرحي از چماق و هويج ارايه كنند.
وي تاكيد كرد: تعليق فرآوري و غنيسازي اورانيوم خط قرمزي براي ما اروپاييها، روسيه و چين است.
بولتون گفت: اين وقفه تمايل آمريكا براي به كارگيري همه احتمالات ديپلماتيك را نشان ميدهد و بار ديگر اثبات ميكند اين مساله هنوز در دستهاي ايران است.
نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد گفت: اين كه آيا اعضاي داراي حق وتوي شوراي امنيت سازمان ملل متحد درباره پيشنهاد اروپاييها براي ارايه امتيازات اقتصادي، انرژي و امنيتي به ايران به اجماع ميرسند يا خير، موضع آمريكا را مشخص ميكند.
جان بولتون افزود: مطمئنم راهي وجود دارد تا قطعنامهاي در راستاي مسيري كه ما اعمال فشار ميكنيم به وجود آيد، زيرا حايز اهميت است اين الزام به وجود آيد كه ايران فعاليتهاي مربوط به غنيسازي را به حالت تعليق درآورد.
بیانیه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در مورد موج جدید برخورد با جنبش دانشجویی
به نقل ار ؛ادوار نيوز؛
شورای تهران دفتر تحکیم در پی هجمه های اخیر به دانشجویان و دانشگاه، با صدور بیانیه ای ضمن اعتراض شدید به این گونه برخوردها، از سکوت برخی گروههای مدعی طرفدار دموکراسی و حقوق بشر در قبال این برخوردها به شدت انتقاد کرد متن بیانیه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در پی می آید:
امروز نحوه ي رفتار حكومت با دانشگاه نمونه ي كوچك تر رفتار حكومت با ملت است. جفاهاي رفته بر دانشگاه و استاد و دانشجو هر روز بيشترمي شود و هيچ نهادی توضيحي در باب اين مسئله نمي دهد.همچنان که هيچ حزب اصلاح طلبي اعتراضي نسبت به اين حق كشي ندارد و از نظر ما سكوتي كه پيش گرفته شده است بيشتر در تأييد اين سركوب معنا مي شود.
روند صدور احكام قوه ي قضائيه مبني بر حبس فعالين دانشجويي هم چنان ادامه دارد. تأييد صدور 6 سال حبس تعزيري براي علي افشاري، 5 سال حبس براي عبدالله مؤمني، 6 سال حبس تعزيري براي مهدي امين زاده و اخراج وي از دانشگاه، 18 ماه حبس براي فريد مدرسي ، اخراج پيمان عارف و روزبه افراز فر از دانشگاه و تعليق دانشجويان دانشگاه شريف كه در يك مورد موجب خود كشي يكي از دانشجويان شده است، تنها موارد سركوب جنبش دانشجويي نيست، بلكه احكام، احضارها و تعليق ها و برخوردهاي خصمانه ي كميته هاي انضباطي با دانشجويان كماكان در امتداد اراده ي آگاهانه، براي خشکاندن جنبش دانشجويي ادامه دارد. آيا به راستي دانشگاهيان گناهي جز نقد بي محابای قدرت بي مهار موجود دارند؟ آيا به راستي دانشجوياني كه در كنار تحصيل به مشكلات اجتماعي و سياسي جامعه ي خود مي پردازند، شايسته ي چنين جفاهايي هستند؟
پس از تعويض دولت، سياست سركوب و تضعيف انجمن هاي اسلامي رنگ ديگري گرفت و به تبع آن سياست ایستدگی در برابر حاكميت تغيير كرد. با اعتراض دانشجويان دانشگاه تهران نسبت به تغيير رئيس دانشگاه، دانشجويان تصميمات حكومت در رابطه با دانشگاه را به چالش طلبيدند. اين اعتراض آغازي بر بازگشت به دانشگاه بود. اعتراض دانشجويان دانشگاه شريف در اسفند سال پيش نسبت به استفاده ي ابزاري از شهدا حركتي ديگر از همين دست بود. اما اوج اعتراض دانشجويي را مي توان در حركت هاي دانشگاه رجائي دانست و نيز اعتراض دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي را مي توان در همين راستا تحليل كرد. چرا اعتراض دانشجويان كه در همه ي اين موارد در اعتراض به بي توجهي و بي كفايتي دولت در امور دانشجويي صورت گرفته بود بي پاسخ ماند؟
آيا بي توجهي و بي اعتنايي، به اعتراض دانشجويان در كنار بي توجهي به اعتراضات ساير اقشار مردم نشان دهنده ي عدم اهميت ملت براي حكومت نيست؟ آيا همين بي توجهي نشان نمي دهد كه حكومت برخاسته از ملت نيست؟
برخورد با دانشگاه داستاني طولاني است كه ريشه در ضديت فكري و عملي حكومت با عقلانيت و انتقاد دارد. ادعاهاي پوپوليستي مبني بر ايجاد كرسي آزاد انديشي رنگي است دروغين كه مي خواهد ظرف اين بي عقلي را ديگرگونه جلوه دهد رنگي كه به خاطر ماهيت نظام هیچگاه روي آن نمي نشيند. داستان اين برخورد وقتي عميق تر مي شود كه رفتار برخي مدعيان دموكراسي را در قبال آن مرور مي كنيم. مثال آنکه نماینده مجلس ششم اصلاح طلب که ردای استادی جامعه شناسی بر تن کرده است در کنار دیگر همکار خود که او نیز تئوریسن حزبی با شعار اصلاح طلبی است، بی تفاوت و بی توجه به مسئولیت اجتماعی خویش از کنار ضرب شتم دانشجویان توسط رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می گذرند و زمینه را برای سرکوب بیش از پیش دانشجویان فراهم می کنند.
آقایان ظاهراّ عقبه دانشگاهی احزابي هستند كه با ادعاي دموكراسي شان، انحصار نيروها را به نفع خويش مي خواهند. با دقت مي توان دريافت اگر جريان خاصي عوام فريبي را دستور كار خويش قرار داده است جريان ديگر در جهت نخبه فريبي مي كوشد. فرياد حقوق بشر كجا و دم بر نياوردن در برابر لگد مال كردن دانشگاه كجا؟
گویی ايشان منتقد اساس وضع موجود نيستند بلكه مي خواهند به جاي حاكمان بنشينند و افكار خود را به ديگران تحميل نمايند. راه اندازي جبهه دموكراسي خواهي با اگر و اما هاي فراوان ايشان نشان دهنده ي آن است كه اگر چنين جبهه اي شكل بگيرد بايد در ذيل افكار ديني خاص و قيموميت ايشان باشد. عمل اینان در قبال دانشگاه نشان دهنده ي خواست حذف استقلال جنبش دانشجويي است، تا چونان 18 تير 78 دانشجويان قرباني، سبب ساز ماندن ايشان شوند. رويكرد ايشان حاكي از ديدي ابزار انگارانه به دانشگاه است. چرا كه با حذف استقلال جنبش دانشجويي خواهد توانست بر موج احساسات راستين دانشجويان سوار شوند. كاري كه در دوم خرداد انجام شد و آينده آن را به خوبي نشان داد.
شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به برخوردهاي پي در پي با دانشگاه اعلام مي دارد اين سركوب گري خبر از بحران هاي جدي حاكميت داردكه آنان را وا مي دارد تا همه ي مخالفان خود را قلع و قمع كند. و نيز به اصلاح طلبان هشدار مي دهد که ايشان از اين هماني با حاكمان خارج شوند. شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت احكام صادره براي آقايان افشاري، مؤمني، امين زاده، مدرسي ، افرازرفر و عارف را در مغايرت آشكار با حقوق بشر دانسته و ادامه ي روند برخورد با دانشگاه را در هر شكل ممكن ،مايه اي براي قوام اعتراض اصيل دانشجويي مي داند.
شورای تهران دفتر تحکیم وحدت
22/2/1385
كانون مدافعان حقوق بشر نسبت به ادامه بازداشت دكتر جهانبگلو و اخراج فعالان دانشجويي ابراز نگراني كرد
به نقل از ؛ادوار نيوز؛
كانون مدافعان حقوق بشر در جلسه صبح امروز خود نسبت به بازداشت و نحوه نگهداري رامين جهانبگلو، برخورد با فعالان دانشجويي و ممانعت از ادامه تحصيل آنها و اقدام شهرداري اصفهان در قطع درختان چارباغ اين شهرستان اظهار نگراني كرد.
نرگس محمدي، سخنگوي كانون مدافعان حقوق بشر با اشاره به جلسه صبح امروز كانون مدافعان حقوق بشر گفت: در اين جلسه موضوع بازداشت و نحوه نگهداري رامين جهانبگلو مورد بحث و بررسي قرار گرفت و اعضا به اتفاق آرا بازداشت و انتساب اتهام جاسوسي به وي را بيپايه و اساس دانستند.
وي افزود: كانون مدافعان حقوق بشر نگراني خود را از بازداشت جهانبگلو و وضعيت نگهداري وي به دليل اينكه هيچ اطلاعي از وي در دست نيست، ابراز ميدارد.
محمدي با بيان اينكه كانون مدافعان حقوق بشر در اين جلسه، سياستهايي مبني بر كنترل فعالان دانشجويي از طريق محروميت از ادامه تحصيل و اخراج آنها از دانشگاهها را خلاف اعلاميه جهاني حقوق بشر و اصول قانون اساسي دانست، گفت: طبق ماده 26 اعلاميه جهاني حقوق بشر هر فرد حق ادامه تحصيل دارد و ممانعت از ادامه تحصيل وي علاوه بر اينكه خلاف موازين حقوق بشر است، با قانون اساسي نيز مغايرت دارد.
سخنگوي كانون مدافعان حقوق بشر با اشاره به اخراج پيمان عارف و محمد دردكشان از دانشگاه و ممانعت از ادامه تحصيل مهدي امينيزاده و بهنام اميني از فعالان جنبش دانشجويي، گفت: اين اقدامات موجي از نگراني را در بين جامعه دانشجويي ايجاد كرده است، بر همين اساس كانون مدافعان حقوق بشر خواستار اصلاح اين موارد است.
وي همچنين با اشاره به اقدام شهرداري اصفهان در قطع درختان چارباغ اصفهان براي عبور مترو از زير اين بناي تاريخي، گفت: كانون مدافعان حقوق بشر ضمن اظهار نگراني از اين اقدام شهرداري اصفهان، در بيانيهاي به توضيح اين اقدام خلاف قانون ميپردازد.
به نقل از ؛روز آنلاين؛
"فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و سازمان ايراني عضو آن، "جامعه دفاع از حقوق بشر"، مراتب نگراني عميق خود را درخصوص دستگيري و بازداشت مستبدانه رامين جهانبگلو توسط مقامات ايراني اعلام مي دارد.
رامين جهانبگلو، يک شخصيت فرهنگي پيشتاز داراي مليت ايراني-کانادايي در تاريخ 28 آوريل 2006 در فرودگاه مهرآباد، زماني که انتظار پروازي به سوي اروپا را مي کشيد، دستگير شد. دستگيري و بازداشت او تا يک هفته بعد از آن [4 مه] توسط مقامات ايراني اعلام نشد. وزارت اطلاعات ايران از آن پس تأييد کرد که رامين جهانبگلو در سلولي انفرادي در زندان اوين به سر مي برد. مقامات اظهار داشتند که بازداشت او به روابط وي در خارج از کشور مربوط مي شود.
تاکنون هيچ اتهامي به او اعلام نشده است. در هفته اول بازداشت، اجازه تماس با خانواده اش صادر نشد. منابع نزديک به او در تاريخ 5 مه گزارش دادند که او بالاخره توانسته از طريق تلفن با خانواده اش تماس گيرد و به او گفته شده بود که سخني از بدرفتاري بر زبان نياورد. به هرحال خانواده اش همچنان اجازه ملاقات او را ندارند.
رامين جهانبگلو انديشمندي سرشناس و نويسنده کتب بسياري در زمينه فلسفه و علوم سياسي است که به طور مرتب مورد مصاحبه مطبوعات بين المللي قرار مي گرفت. دکتر جهانبگلو درحال حاضر رييس بخش مطالعات معاصر در "دفتر تحقيقات پژوهش فرهنگي" در تهران است.
"فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و "جامعه دفاع از حقوق بشر" معتقدند که بازداشت او به هدف مجازات آزادي بيان او صورت گرفته و اين حرکت مستبدانه کاملاً مغاير با تعهدات حقوق بشر ايران در ارتباط با قوانين بين المللي است. به علاوه، "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و "جامعه دفاع از حقوق بشر" شديداً نگران وضعيت فيزيکي و سلامت روحي او هستند.
به همين دليل، اين دو سازمان تقاضاي آزادي بلافاصله و بي قيد وشرط او را دارند. "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و "جامعه دفاع از حقوق بشر" بر اين مسأله تأکيد مي کنند که مقامات ايراني، بايستي به قوانين بين المللي حقوق بشر و به ويژه ماده 9 از ميثاق بين المللي حقوق مدني سياسي که ايران نيز عضو آن است، و همچنين نسبت به تعهدات خود وفادار و پايبند باشند. به عنوان يادآوري، اين ماده مي گويد: "هر شخصي که بازداشت مي شود، بايد در زمان توقيف از دلايل دستگيري و پس از آن، از اتهامات وارده عليه خود مطلع شود."
منبع: سايت FIDH ، 11 مه
مترجم: علي جواهرفروش
نهضت آزادي ايران به مطالب منتشر شده در نشريه نيروي مقاومت بسيج پاسخ داد
به نقل از "خبرنامه گویا"
نهضت آزادي ايران در نامهاي سرگشاده به نماينده مقام معظم رهبري در نيروي مقاومت بسيج سپاه، نسبت به مطالب منتشرشده در نشريه معاونت آموزشي اين نهاد پاسخ گفت.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، در بخشي از اين نامه آمده است: معاونت آموزشي نيروي مقاومت بسيج سپاه نشريهاي با عنوان «بررسي و تحليل مسائل روز» در شمارگان بسيار بالا منتشر كرده است كه فصل اول نشريه زير عنوان «تهاجم فرهنگي و استحاله از درون» علل و ريشههاي تهاجم فرهنگي، اهداف، ابزارها و عوامل آن را بررسي نموده است. در فصل دوم زير عنوان «براندازي»، انواع براندازي را شرح داده است، سپس به تعريف و توضيح «براندازي آرام و قانوني» يك اصطلاح ساختگي و بدون معنا و مفهوم حقوقي پرداخته است. در اين بخش نويسنده نسبتهاي دروغ، تهمت و افترا به نهضت آزادي وارد ساخته است.
در اين نامه در پاسخ به بخشي از مطالب منتشر شده در نشريه معاونت فرهنگي نيروي مقاومت بسيج مبني بر اينكه براندازي عبارت است از تغيير سيستم حاكم بر يك كشور، اين تغيير گاهي از طريق اعمال رفتار خشونتآميز از قبيل كودتا, ترور, تحميل جنگ و نظاير آن با حذف حاكمان از صحنه سياسي صورت ميگيرد، آمده است: تغيير يا حذف مسوولان يا حاكمان در هيچ فرهنگي براندازي محسوب نميشود زيرا مسؤولان معادل نظام نيستند.
در اين نامه به برخي مطالب ديگر نسبت داده شده به نهضت آزادي در نشريه داخلي نيروي مقاومت بسيج از جمله" فتنهگري در انتخابات، موجسواري، فتنهانگيزي در انتخابات مجلس خبرگان رهبري، راهاندازي روزنامهها در دوران اصلاحات، نفوذ در انجمنهاي اسلامي دانشجويي، همراهي با فتنه 18 تير، حمايت از كنفرانس برلين، نفوذ در حاكميت، استحاله نظام و ..." پاسخ داده شده است.
نامه محمدمحسن سازگارا به محمود احمدي نژاد
به نقل از خبرنامه گويا
به نام خداوند جان وخرد
شیخ و فاحشه
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی
گفتا شیخا هرآنچه گوئی هستم
آیا تو چنانچه می نمائی هستی؟
حضور محترم جناب آقای احمدی نژاد
با سلام و احترام، مکتوب شما خطاب به رئیس جمهوری آمریکارا خواندم. حیفم آمد این چند خط را ننویسم. این هم کاری است که یک نفر مسئولیت هایش را زمین بگذارد و برای روسای جمهوری دنیا نامه بنویسد و آنها را مورد بازخواست قرار بدهد. البته شک دارم برای کسی که در مسند ریاست جمهوری نشسته این کار پسندیده ای باشد. اما به هر صورت شما این کار را کرده اید. فهرست بلند بالائی از سوالات را جلو رئیس جمهوری آمریکا بخصوص در باره عملکرد او در سایر کشورها و نسبت به شهروندان سایر ممالک گذاشته اید. کاری که البته هر روزه روزنامه نگاران خود آمریکا بسیار تندتر و صریح تر از شما با رئیس جمهوری شان می کنند و از زوایای مختلف او را به زیر سوال می کشند. همین نامه شما را هم چاپ کرده اند. وظیفه و مسئولیت او و دولتش این است که به سوالات آنها و یا هر سوالی پاسخ بدهد و از عملکرد خودش در افکار عمومی دفاع کند. اما این کار شما یک نکته بسیار ساده را به ذهن متبادر می کند که با اجازه تان به عنوان یک شهروند ایرانی با شما در میان می گذارم. مساله رئیس جمهوری آمریکا یا هر کشور دیگری در درجه اول به شهروندان همان کشور مربوط است و بعد برای دیگران اهمیت دارد. برای من هم به عنوان یک ایرانی در درجه اول مساله ایران اهمیت دارد.
جناب آقای احمدی نژاد:
آن نکته ساده این است: این لیست بلند بالای سوالات را جلو خودتان و آقای خامنه ای بگذارید و این سوالات را از آقای خامنه ای و خودتان در باره رفتار با شهروندان ایران و مملکت خودمان بپرسید. مثلا بپرسید:
1- دانشجویانی که به قول خودتان از شما راجع به آمریکا و اسرائیل می پرسند، آیا حق دارند راجع به عملکرد حکومت و مقام رهبری هم سوال کنند؟ یا بسیجی ها به آنها حمله می کنند و به اسم توهین به مقدسات، لت و پارشان می کنند و بعد هم آنهارا دستگیر می کنند؟ کاری که بارها اتفاق افتاده است.
2- آیا در دانشگاه و یا مطبوعات می شود از شما و آقای خامنه ای راجع به کمک مالی به گروههای تندرو فلسطینی پرسید؟ آیا می توان از پولهائی که ایران در لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان و یا سایر نقاط دنیا خرج کرده است پرسید؟ آیا می توان سوال کرد چرا پول ملت مظلوم ایران خرج عملیات تروریستی در سراسر دنیا می شود؟ یک بار در تبلیغات انتخاباتی شورای شهر تهران در حالی که من در زندان بودم دوستانی در خارج از زندان من را به عنوان کاندیدای شهرداری تهران مطرح کردند و روی پانصد پوستر عکس مرا چاپ کردند و روی پانصد پوستر دیگر این حرف ساده را نوشتند که "افغانستان و بوسنی و.. پیشکش، تهران را در یابیم"( حتی فلسطین را هم جرأت نکردند بنویسند). بلافاصله آنهارا دستگیر کردند. پوسترها جمع آوری شد.در پرونده من هم یک بند بلند بالای اتهام راجع به آن ائتلاف انتخاباتی مطرح شده و برایم شش سال حبس هم بریده اند.
3- آیا به عنوان یک شهروند ایرانی می توان از شما و آقای خامنه ای پرسید که چرا در ایران برخورد دوگانه و یا چند گانه و تبعیض آمیز وجود دارد؟ چرا مردم در مقابل قانون مساوی نیستند؟ چرا مثلاً روزنامه کیهان که در اختیار مقام رهبری است و یا روزنامه جمهوری اسلامی که صاحب امتیاز قبلی اش ایشان بوده اند مجاز هستند که به هر کسی تهمت بزنند و هر دروغی را بنویسند؟ اما تا کنون بیش از صد روزنامه بسته شده است و روزنامه نگاران به زندان افتاده اند؟ یا مثلاً چرا روحانیت ، دادگاه ویژه و جداگانه دارد؟ یا مثلاً چرا یک نفر که در بسیج است خودی محسوب می شود و بسیاری از درها به رویش باز است؟اما سایر جوانان کشور باید همواره از برخورد همین بسیجی ها با خودشان بیمناک باشند و به قول جوانها بترسند که به آنها گیر بدهند؟ چرا مثلاً سپاه پاسداران می تواند در بسیاری از معاملات تجاری کشور بخصوص انتقال نفت از آسیای میانه به خلیج فارس شرکت کند اما تجار مملکت حق این کار را ندارند؟ سپاه می تواند از اسکله ها ی مخصوص به خودش در قشم و یا سایر بندرها ی کشور هر کالائی حتی مشروبات الکلی را؛ قاچاقی وارد نماید ( کاری که در انحصار بخشهای امنیتی سپاه است)، اما دیگران حتی از وارد کردن پارچه چادر مشکی هم محروم هستند؟ چرا واردات شکر صنعتی در انحصار آقایانی مثل مصباح یزدی و مکارم شیرازی است، اما تجار قدیمی و محترم کشور از این حقوق ممنوع هستند؟ چرا در ادارات و استخدام افراد، خودی ها و حکومتی ها و به اصطلاح، بچه حزب اللهی ها مقدم هستند و بقیه بخصوص غیر مسلمانها راه به جائی ندارند؟ می توانم به این لیست برخوردهای چندگانه و تبعیض آمیز ، صدها مورد دیگر را اضافه کنم. مواردی که اصلاً در قانون اساسی کشور و قوانین موضوعه ما نهادینه شده است.در قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور چهار نوع انسان تعریف شده که حقوق نامساوی دارند: روحانیان با غیر روحانیان از حیث تصدی مقامهای کشور نا مساوی هستند. مردان بازنان در حقوق سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی اختلاف دارند. شیعیان با اهل تسنن از حیث قوانین مدنی و اجتماعی اختلاف دارند. و مسلمانان با غیر مسلمانان از حیث تصدی امور مملکت و برخورد قوانین با آنها اختلاف دارند.اینها موارد رسمی و قانونی است. خارج از این، انواع و اقسام تبعیض های دیگر هم در کشور هست. آیا می دانید که رژیم آپارتاید در افریقای جنوبی ، تنها میان سفید پوستان و سیاهان و رنگین پوستان تفاوت می گذاشت؟ در حالی که ما در ایران همان گونه که برشمردم لا اقل چهار درجه شهروند داریم که حقوق اجتماعی و سیاسی شان اختلاف دارد.به اضافه ده ها تبعیض دیگر میان خودی ها و غیر خودی ها ی حکومتی که روزانه اعمال می شود.
4- آیا مطبوعات و شهروندان عادی ایران می تواننداز شما وآقای خامنه ای بپرسند که واقعاً به چه حقی بر سر یک تکنولوژی عقب افتاده دست چندم وارداتی برای غنی سازی اورانیوم ، کشور را این طور دچار بحران و درد سر کرده اید؟ حتماً می دانید که به مطبوعات از سوی شورای امنیت کشور ابلاغ شده که در باره داستان اتمی حق ندارند چیزی از خودشان بنویسندو تنها باید تفسیرهای رسمی حکومت و خبرگزاری را منعکس کنند. لابد شما واقای خامنه ای می دانید که آنچه به صورت دست دوم از طریق لیبی ، از یک دانشمند کاسبکارپاکستانی به نام عبدالقدیر خان تحت عنوان تکنولوژی غنی سازی اورانیوم خریداری شده و میلیاردها دلار از پول کشور صرف آن شده ، عقب افتاده ترین تکنولوژی در میان پنج روش مرسوم غنی سازی اورانیوم در دنیاست. کاری که به هیچ وجه نه پیشرفت علمی است و نه برای مملکت حاصل اقتصادی خواهد داشت.
لابد می دانید که تا همین جای کار هم این روش شما وآقای خامنه ا ی برای بحران آفرینی و سرپوش گذاشتن بر نابسامانی های کشور باعث رکود اقتصادی ایران شده و میلیاردها دلار به کشور خسارت زده است. وای به روزی که کشور مشمول تحریم اقتصادی هم بشود. آیا می توان از شما و اقای خامنه ای خواست که اتخاذ سیاستی این چنین غلط را به رأی مردم بگذارید؟ در واقع از صاحب خانه اصلی یعنی ملت، بپرسیدکه برای ساختن بمب اتمی در ایران که در نهایت وسیله ای برای حفظ رژیم موجود و بر سر کار ماندن آقای خامنه ای تلقی می شود آیا حاضرند فقر و گرسنگی و بدبختی را تحمل کنند؟
جناب آقای احمدی نژاد
من هم مثل شما درس مهندسی خوانده ام. اما این فرصت را داشته ام که تاریخ نیز بخوانم . اتفاقا در دوره ا ی کوتاه تاریخ قرون وسطی و رنسانس در اروپا را تدریس هم کرده ام. اما بعد دستم را از دانشگاه کوتاه کردند. بزرگترین رسوائی تاریخ کلیسا محاکمه گالیله است. باور کنید برخورد کلیسا در آن محاکمه بسیار عاقلانه تر و انسانی تر از برخوردآقای خامنه ای و دادگاههای ایشان با آقای دکتر آغاجری بود. هاشم آغاجری تنها به دلیل انتقاد ی که آن هم به طور خصوصی از آقای خامنه ا ی کرده بود به جرم اهانت به پیامبر ، به اعدام محکوم شد و بعد هم که دانشگاه های کشور شلوغ شد و ناچار از عقب نشینی شدنداو را به حبس محکوم کردند.یک استاد دانشگاه چند سال از عمرش را ظاهراً برای یک سخنرانی و در واقع برای یک انتقاد در زندان گذراند. در تمام تاریخ قرون وسطی در اروپا بحث و نقد مبانی دینی و مذهبی جریان داشته است.هرگز برخوردی که با دکتر سروش به خاطر بحثهای کلامی و دینی اش در ایران شده ، در تاریک ترین سالهای قرون وسطی هم سابقه نداشته است. کارنامه روحانیت به قدرت رسیده در ایران ،از این حیث یکی از تاریک ترین کارنامه های روحانیان در سراسر تاریخ است. هنوز هم امثال آقای مصباح یزدی دست از این روش بر نمی دارند. آیا می توان از شما پرسید چرا از روحانی ای مثل آقای مصباح یزدی که دشمن علوم انسانی جدید است پیروی می کنید؟ چرا القای شبهه می کنید که گوئی در دنیا جلو تحقیق علمی را می گیرند؟ مدتهاست که علم، جهانی شده است.سری به اینترنت بزنید .البته اگر توانستید از فیلتر های دستگاههای اطلاعاتی آن مملکت عبور کنید. آنگاه خواهید دید که هزاران مرکز تحقیقاتی دنیا شب و روز در حال پژوهش علمی هستند و دستاورد های خودشان را در اختیار دیگران می گذارند. در آمریکا سالیانه بیش از صد هزار تحقیق علمی به نتیجه می رسد و منتشر می گردد.این رکورد در کشورهای بزرگ اروپائی که تقریبا جمعیتی معادل ایران دارند حدود بیست هزار تحقیق در سال است. آیا می دانید که سهم ایران در حدود سیصد تحقیق در سال است که آن هم اکثرا توسط ایرانیان مقیم خارج از کشور انجام می شود؟ اگر در پژمردگی علم و دانش و فرومردن فضای با نشاط علمی در ایران شکی دارید تنها نگاهی به وضعیت غم انگیز علوم انسانی در آن مرز و بوم بیندازید. حکومت حتی در حد یک سنجش افکار هم تحمل ندارد.بگذریم از سرنوشت غم انگیز ترور امثال دکتر تفضلی یا تهمت زدن به امثال دکتر زرین کوب و ده ها و بلکه صدها مثال دیگری که در مورد برخورد با اساتید دانشگاه و محققان و مترجمان و اهل فرهنگ آن کشور می توان ذکر کرد.
جناب آقای احمدی نژاد
من هم به خداوند یکتا و پیامبری مردان حق ایمان دارم. باور دارم که هر مذهبی به زبانی حق را بازگو می کند.و دنیا و مردمان آن چه بخواهند و چه نخواهند در مسیر یگانگی عالم حرکت می کنند.به قول هاتف:
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
اجازه بدهید از همین زبان خودتان برای به شهادت طلبیدن انبیاء استفاده کنم.و سوالاتی اختصاصی را در مورد ایران مطرح سازم:
1- آیا به نظر شما اگر تمام انبیاء الهی و پیامبر بزرگوار اسلام که من و شما به او ایمان داریم، در ایران بودند حاضر می شدندچهار هزار وصدو چهل و هشت زندانی را در زندانهای ایران در کمتر از 45 روز اعدام کنند؟ کاری که خوشبختانه یا متاسفانه به دستور مستقیم شخص آقای خمینی در تابستان سال 1367 صورت گرفته است و وقتی قائم مقام او یعنی آقای منتظری اعتراض کرده برکنار شده است. قربانیان در گورهای دسته جمعی در خاوران و جاهای دیگر دفن شده اند و تا همین امروز یعنی بعد از 18 سال هنوز بازماندگان شان نمی دانند عزیزانشان در کجا دفن شده اندو بدتر ازآن ، هنوز هم اگر بخواهند مراسمی برای عزیزانشان برگزار کنند با ضرب و شتم ماموران حکومت مواجه می شوند. یکی از سه نفری که ترتیب این جنایت علیه بشریت را داده یعنی آقای پور محمدی ، توسط شما به عنوان وزیر کشور به کار گرفته شده است. او هم چندین زندانبان را استاندار کرده تا به ملت ایران حالی کند که ایران یک زندان بزرگ است.
2- آیا به نظر شما انبیای الهی و یا مردان حق و یا اصلا هر فرد عادی که تنها کمی ناموس و شرف داشته باشد، حاضر می شود در رأس حکومتی قرار بگیرد که در زندانهای آن به دختران و زنان مردم تجاوز می شود؟ نگوئید که چنین چیزی نیست. من هم زمانی که در دهه اول انقلاب سرگرم کارها ی مملکت بودم گاهی که چیزهائی می شنیدم می گفتم صحت ندارد و شایعه ضد انقلاب است . اصلا در تصورم نمی گنجید که در زندانهای جمهوری اسلامی عده ا ی حتی به زنان شوهر دار هم رحم نمی کنند.خدا را شکر که به زندان افتادم و در اثر اعتصاب غذا مریض شدم و توانستم برای معالجه به عنوان یک مخالف به خارج از کشور بیایم و در نتیجه، دراین سفرمخالفان حکومت به من اعتماد کردند، به سراغم آمدند،و داستانها ی خودشان را برایم تعریف کردند. جنایاتی که در حق شان شده است ،و تجاوزهائی که در زندان به آنها شده را بازگو نمودند.اگر شک دارید از دوست عزیزم آقای رضا علامه زاده خواهش می کنم تا نسخه ای از فیلم هائی را که در مصاحبه با تعدادی از این خانمها با اجازه شوهرانشان ضبط کرده است برایتان بفرستد. نگوئید اینها مربوط به گذشته بوده است. همین تابستان گذشته اتفاقا در زمان ریاست جمهور ی شما ، در کردستان این اتفاق باز هم افتاده است.اگر از خواهر عزیزم که این بلا بر سرش آمده و تن لرزان و خسته اش را به خارج از کشور رسانده ، و نیز شوهرش اجازه داشتم نامش را ذکر می کردم.اما شما می توانید از دستگاه امنیتی تان بپرسید لابد به شما نامش را خواهند گفت.
آقای احمدی نژاد
من در خارج از ایران پای درد دل ده ها نفر نشسته ام که عزیزانشان در زندانها کشته شده اند ، خودشان تا سرحد مرگ شکنجه شده اند، طعم آوارگی ، بدبختی و بی وطنی را تحمل کرده اند، هنوز هم خانواده هایشان در ایران زیر فشار هستنداما با افتخارخود را ایرانی می دانند و از آن مرزوبوم دفاع می کنند وحتی برای آبروی روسای مملکت هم غصه می خورند. راستی چرا شهروندانی این چنین آزاده و سرافراز باید از مملکت رانده باشند. نمی دانم آیا آن روی سکه جمهوری اسلامی را هم دیده اید و یا تنها سرتان به رهبر ی و مجلس و وزرا گرم است؟ آن روی سکه حاکمیت فعلی ، زجر و شکنجه و تبعید و بدبختی و اعدام است.
نمی دانم شما و آقای خامنه ای چطور می توانید در راس چنین حکومتی باشید . من به سهم خودم بابت یک دهه ای که با این نظام همکاری کرده ام ولو بیشتر در بخشهای صنعتی بوده ام، بارها با خدای خودم خلوت کرده ام، توبه کرده ام، گریسته ام، به انقلابیگری و خشونتهای آن نفرین کرده ام، از قربانیان این خشونتها حلال بودی طلبیده ام اما هنوز دلم آرام نیست . تنها امیدم به عفو ورحمت الهی است.
3- آیا به نظر شما اگر مردان الهی در ایران حکومت می کردندحاضر می شدندبیش ار 300 فقره ترور در داخل و خارج از ایران بکنند؟ آیا به نظر شما وقتی امیر المومنین علی(ع) به قسم خورده ترین دشمنانش یعنی خوارج نهروان هم اجازه می دادکه از او انتقاد کنندو حتی منبر و مجلسش را به هم بزنندو تا دست به اسلحه نبردند او هم دست به اسلحه نبرد، شما و اقای خامنه ای حق دارید که مخالفان سیاسی تان را ترور کنید؟درآن مملکت و خارج از ایران از نویسنده تا بازاری ، از خواننده تا هنرپیشه، ازفعال سیاسی تا محقق فرهنگی مشمول ترور شده اند. لیست بلند بالائی از تروریسم حکومت ایران در دنیا موجود است،نه تنها علیه ایرانی ها، بلکه علیه شهروندان سایر کشورها نیز. اکبر گنجی بابت افشای بخشی از این اطلاعات سالها در زندان بودو هنوز هم سایه زندان بالای سر اوست. ناصر زرافشان بابت دفاع از حقوق خانواده های قربانیان ترورهای زنجیره ای هنوز در زندان است. پرونده ترور در رستوران میکونوس در برلین هنوز نیمه تمام است. عاملان این تروردر زندان هستند. اما پرونده آمرین یعنی آقایان خامنه ای، هاشمی رفسنجانی ، ولایتی و فلاحیان هنوز باز است. پرونده انفجار در بیروت ، عربستان سعودی، و سومالی هنوز به جریان نیفتاده است .
به لیست این سوالات می توان تا حد نوشتن چند کتاب اضافه کرد.به نظرم به عنوان مشت نمونه خروار کافیست. اما در انتهای این مکتوب اجازه بدهید کمی راجع به لیبرالیسم و دموکراسی که به نظر شما دوره اش به سر آمده است بنویسم.
جناب آقای احمدی نژاد
آیا می دانید که گوهر لیبرالیسم، حاکمیت عقل است؟ آیا این جمله کانت را در رساله" در باره روشنفکری" که از قول هوراس شاعر قدیم یونانی نقل می کند که" جرأت دانستن داشته باش" دیده اید؟ این جمله گوهر اصلی لیبرالیسم است. جرأت دانستن داشتن. آیا می دانید که فتوای فقهائی مثل آیت الله منتظری این است که در عصر غیبت امام زمان (ع) رای مردم حجیت دارد و در واقع خداوند می خواهد که کارهای حکومت بدست مردم و با رای مردم انجام شود؟ آیا می دانید که نظر متفکرین بزرگ اسلامی مثل اقبال لاهوری یا دکتر سروش این است که خاتمیت پیامبر اسلام به این معنی است که بشر وارد دوره عقلانیت شده است و در این دوره بنای کار بر این است که امور انسانها با حاکمیت عقل آنها حل شود. بنابر این خواهش می کنم برای تخطئه عقل در حکومت ولایت فقیه از خدا و دین خرج نکنید. حداقل، قرائت های عقل گرایانه در تاریخ اسلام، از معتزله تاکنون را هم مطالعه کنید و آنگاه دریابید که می توان به قرائتی از دین قائل بود که راه را بر گوهر دنیای جدید، یعنی عقل مدرن باز می کند و اجازه می دهد تا نور این گوهر فرا راه بشریت را روشن کند. رمز بقا و بالندگی تمدن غرب هم در روشن نگاه داشتن چراغ عقل و عقلانیت است. این تمدن نه از مسئولین و دست اندر کاران بلکه در پایه ای ترین مبانی خودش هم از خودش انتقاد می کند. من به عنوان تجربه زندگی خودم به شما می گویم که اگر هر کس یا هر حکومت یا هر دستگاهی به نوعی و تحت هر عنوانی، چه دین، چه ولایت فقیه، چه فرقه یا سازمان، از مردم بخواهد عقل شان را تعطیل کنند و افسارشان را به دست دیگری بسپارند، به نوعی پالانش کج است و یک جای کارش گیر و اشکال دارد و حتما حقّه ای در کار اوست. خداوند اولین چیزی که خلق کرده عقل است و گوهری ارزنده تر از عقل به آدمی نداده است. بنام خدا و دین او، دنبال تعطیل عقل نباشید.
اما دمکراسی چیزی جز یک روش معین حکومتی نیست که بر محترم دانستن عقل مردم و حاکمیت خرد جمعی استوار است. مهم ترین مشخصه آن هم این است که اکثریت مردم می توانند آزادانه حاکمین را انتخاب کنند. اقلیت هر چقدر هم که ناچیز باشد، حق حرف زدن و انتقاد کردن دارد و هر گاه هم که این اقلیت اکثریت شود، می تواند حاکمین را قانونی و بدون درگیری و خونریزی از حکومت پائین بیاورد. هر چه هم این مکانیزم عزل حاکمین توسط مردم و انتقاد از حاکمین، سهل تر، باز تر و عملی تر باشد، به همان نسبت آن حکومت دمکراتیک تر است. در همین آمریکا، نسبت به همین آقای بوش که شما به خیال خودتان او را به باد انتقاد گرفته اید، روزانه دهها برابر آنچه شما نوشته اید از او سوال و انتقاد می شود، آن هم حرف های حسابی و دقیق، سوال های جدی و کارشناسانه، با ذکر دهها عدد و رقم، از جزئی ترین امور تا کلی ترین کارها. همین حرف های شما در مورد 11 سپتامبر و ابهام در آن ، بسیار عمیق تر در فیلم مستندی به تصویر کشیده شده است. کارگردان این فیلم برنده جایزه اسکار شده و فیلم هم در تمام سینماها به نمایش در آمده است. یا در هر کدام از کشورهای دمکراتیک غربی که بروید، روزنامه نگاران زبان گویای ملت هستند و روزانه حاکمین را به چهارمیخ می کشند. نه مثل ایران که تا کنون بیش از صد روزنامه توقیف شده و روزنامه نگاران به غل و زنجیر کشیده شده اند و بعضی هم مثل زهرا کاظمی دچار شکنجه و تجاوز در زندان شده و سپس به قتل رسیده اند. در همین آمریکا، تقلب رئیس جمهوری مثل نیکسون در انتخابات، توسط دو روزنامه نگار افشا می شود و وقتی کار به دادگاه می کشد و این تقلب اثبات می شود ، رئیس جمهوری استعفا می دهد و زمین ادب را می بوسد و به خانه اش می رود . در ایران وقتی یکی از کاندیداهای انتخابات مثل آقای کروبی اعتراض می کند که تقلب شده است ، یا دهها کاندیدا توسط شورای نگهبان ، یعنی ارگانی که خود را قیم مردم و مردم را صغیر و مهجور می داند ، رد می شوند ، کک هیچ کس هم نمی گزد . آقای احمدی نژاد، در این نوشته خیلی با خودم کلنجار رفتم که شما را رئیس جمهوری خطاب کنم . اما دیدم دست و دلم به این کار نمی رود . چون مکرر در مکرر از دست اندر کاران انتخابات در وزارت کشور شنیده ام که تنها 16 میلیون نفر در انتخابات ریاست جمهوری گذشته شرکت کرده اند ، یعنی 25 در صد دارندگان حق رأی . افزایش آن به 27 میلیون با تقلب بوده است و رساندن رأی شما هم از 8 میلیون به 17 میلیون ، ناشی از تقلب بوده است . یعنی با تقلب یک اقلیت مطلق بر اکثریت مردم حکومت می کند و مردم هم راهی برای اعتراض ندارند . وضع آقای خامنه ای ، یعنی حاکم اصلی که مادام العمر بر مسند رهبری کشور تکیه زده ، از این هم بدتر است . تنها 5 در صد از دارندگان حق رأی در تهران ، در انتخابات گذشته خبرگان رای داده اند و ایشان مورد تائید خبرگانی است که همگی دست چین شده توسط خودش هستند . مردم هیچ راهی برای شکایت از عملکرد رهبری ، انتقاد از او و یا عزلش ندارند . تنها باید دعا کنند که او بمیرد یا دست به شورش و انقلاب بزنند . بیائید لحظه ای با خودتان رو راست باشید . اگر واقعا رای مردم برای شما و آقای خامنه ای مهم است و معتقدید که عملکردتان در نهایت باید موجب رفاه و آسایش و عدالت در میان مردم شود و مورد تائید آنان باشد ، خود را در یک انتخابات آزاد و با نظارت بیطرفانه بین المللی به رای مردم بگذاریدو در رقابت با کاندیداهای واقعی مردم قرار بگیرید . یا بهتر از آن ، اجازه بدهید مردم در یک رفراندم به صورت آری یا نه ، به جمهوری اسلامی رای مجدد بدهند . چون الان ، بعد از 27 سال ، معلوم شده که داخل جمهوری اسلامی چیست و مردم حق دارند که به آن آری یا نه بگویند. بخصوص از آقای خامنه ای بخواهید که ایشان خود ش و نظام جمهوری اسلامی را به رای آزاد مردم بگذارد . چون شما هم ذیل سر فصل ایشان قرار دارید و قضاوت در مورد ایشان تکلیف شما را هم معلوم می کند . به نظرم رأی آزاد مردم سرنوشتی بدتر از آقای رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم برای آقای خامنه ای رقم خواهد زد . فکر نمی کنید این همان کابوس مقام رهبری است ؟ یعنی ترس از رجوع به افکار عمومی و به قضاوت طلبیدن مردم .
جناب آقای احمدی نژاد:
دمکراسی نوین، یکی از مهم ترین کشفیات بشر در عصر جدید است . این روش کمک کرده تا بشر وسوسه حکومت مردمان خطاناپذیر و مافوق بشری را کنار بگذارد و بپذیرد که حکومت کار آدم های معمولی و خطاپذیر است . دمکراسی چیزی جز تعبیه روش های مناسب برای کنترل حکومت گران نیست . شما هم بهتر است بجای خط و نشان کشیدن برای دموکراسی ، بپذیرید که حکومت از امور عقلی است و خداوند هم اراده کرده که امر حکومت توسط خود بشر و با کمک عقل او مدیریت شود . برای استبداد از نوع حاکمیت فقها در ایران هم ، از خدا و پیغمبر خرج نکنید .
این رهبران غربی هر چه و هر که باشند ، هر جنایت و یا کاردرستی که بکنند ، حداقل در کشور های خودشان از مردم می ترسند و برای افکار عمومی شان احترام قائلند . ناچارند به خواست مردم تن بدهند و برای کشور های خودشان خوب کار کنند . شهروندان شان در ممالک شان با رفاه و آسایش زندگی می کنند و هر روز از حکومت و حکومت گران نمی ترسند . شما هم بهتر است بجای نسخه نوشتن برای دیگران و سینه به تنور چسباندن برای مردم دیگر کشور ها ، به فکر مردم خودمان باشید . به وعده هائی که به مردم داده اید ، عمل کنید . برای گرانی چاره ای پیدا کنید. مشکل بیکاری را حل کنید. دست دزدان و قاچاقچیان سپاه و سایر ارگانها را از نفت و سایر امور اقتصادی کشور کوتاه کنید . چاره ای برای تجارت دختران معصوم و فقیر ایران به شیخ نشین ها پیدا کنید . راهی برای حل مشکل خانمانسوز اعتیاد جوانان کشور بیابید و به فکر دهها مشکل کوچک و بزرک و ریز و درشت مملکت باشید. حالا که به هر کیفیت و با هر روشی در راس دستگاه اجرائی کشور قرار گرفته اید ، به جای شاخ و شانه کشیدن یا نصیحت کردن رهبران دنیا ، کمی به داد مردم خودمان برسید. سرتان به کار خودتان باشد و این بچه بازیها را کنار بگذارید. تصویر تان در دنیا بیشتر شبیه عیدی امین شده است . لااقل به فکر آبروی مملکت باشید .
و ما توفیقی الاّ بالله
محمدمحسن سازگارا
23 اردیبهشت ماه 1385
+
نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 6:29 قبل از ظهر  توسط آریا
|
پیش در آمد:
اسکیزوفرنی نوعی بیماری روانی است که آن را سرطان بیماری های روانی می نامند. چیستی و چرایی این بیماری چیزی نیست که من بخواهم آن را شرح دهم که از توان من خارج است من فقط ویژگی های یک بیمار اسکیزوفرنیا را توصیف می کنم.
این که بیماری چگونه آغاز می شود چندان آشکار نیست. متخصصان گاهی آن را ژنتیک و موروثی و گاهی از عوارض پیرامونی زندگی انسان می دانند. زمان بروز آن نیز قابل پیش بینی نیست ممکن است در چند نسل قبل نشانه های بیماری در وابستگان فرد وجود داشته باشد اما بروز و ظهور آن در نسل های بعدی اتفاق بیفتد. به هر حال قابل تردید نیست که یکی از مهم ترین نشانه های این بیماری توهم است. توهم های دیداری و شنیداری بخشی از انواع توهم های فرد بیمار است. یعنی او چیزهایی را می بیند و می شنود که دیگران از دیدن و شنیدن آن ها عاجزند. او می تواند هر که را می خواهد در ذهن بیاورد و با او به گفت و گو بنشیند و البته خودش به جای او سخن بگوید یعنی حرف های خودش را از زبان او بشنود.
توهم توطئه بخش دیگری از بیماری است. فرد بیمار دائم دیگران را در حال توطئه بر علیه خود می بیند. فرد بیمار خود را مرکز توجه دیگران می بیند و با نوعی خودبزرگ بینی افراطی همه ی رفتارهای دیگران را در ارتباط با خود به شکل خاصی تفسیر می کند که از آن یا بوی توطئه و خیانت برمی آید یا تأیید و حمایت. یعنی دیگران را در دو حالت بیش تر نمی تواند تصور کند بعضی از آنان را دشمنانی می بیند که کمر به اخلال در کارش بسته اند و به همین دلیل هر رفتار و گفتار آنان را با بدبینی خاصی زیر ذره بین قرار داده و همواره از در مخالفت با آنان برمی آید و برعکس بعضی را دوستانی می بیند که در تأیید و تقویت او می کوشند و هر کار آنان را به نفع خود تفسیر می کند حتی اگر در واقع به ضرر او گام بردارند. در ضمن این که خود محوری فرد بیمار گاهی به شکل قضاوت های یک جانبه ای بروز می کند که فرد در آن ها خود را حق مطلق و تصورات خود را حقیقت محض می داند و دیگرن را یک سره باطل می پندارد و نفی می کند.
از علائم دیگر بیماری بی ثباتی شخصیت فرد است. شادی و نشاط ناگهانی و غم واندوه ناگهانی رفتارهای مضحکی را پدید می آورد که حتی خود فرد را آزار می دهد اما از آن گریزی نمی یابد چون اراده ای در کنترل این رفتارها ندارد.
فرد بیمار به نوعی شخصیت دوگانه دارد و در دو دنیای متفاوت زندگی می کند یک دنیای ذهنی و خیالی که فقط خودش آن را درک می کند و دیگران را به آن راهی نیست و دنیای واقعی که بیرون از ذهن او وجود دارد و البته او با دنیای بیرونی دائم در چالشی نفس گیر است. او آن چه در بیرون از ذهنش می گذرد را نمی تواند به درستی دریابد. درگیری بین دنیای درونی فرد و دنیای بیرونی معمولا به نفع دنیای درون فرد تمام می شود چرا که او اصلا آن چه در بیرون می گذرد را نمی بیند. او تفسیری مطابق دنیای درون خود از وقایع جهان خارج می بیند و همین به تشدید بیماری و دوام آن منجر می شود.
عمر این بیماری طولانی و حتی به اندازه ی عمر فرد است. اما درمان این بیماری دشوار است چرا که بیمار خود را بیمار نمی داند بلکه دیگران را غیرعادی می شمارد و زمانی که بیمار خودش بیماری را به رسمیت نمی شناسد چگونه ممکن است تن به درمان بسپارد. گاهی مقاومت فرد در برابر درمان کار را به بحران می کشاند و آن زمانی است که بیماری به اوج می رسد.
اسکیزوفرنی سیاسی
همان گونه که گفته شد آغاز بیماری چندان آشکار نیست به همین دلیل این که اسکیزو فرنی سیاسی از کجا به نظام ما منتقل شده قابل تشخیص نیست اما نشانه ها ی بیماری اکنون سال هاست که آشکار شده و کار از انکار آن گذشته است. همان گونه که پیش تر گفته شد مهم ترین نشانه ی این بیماری توهم است و توهم توطئه چیزی است که سالیان دراز حتی بیش تر از عمر نظام کنونی در سیاست ایرانی و بلکه در همه ی اجزای زندگی ایرانی وجود داشته است. جمله ی کنایه آمیز "دایی جان ناپلئون" را همه به خاطر داریم که "کار کار انگلیسی هاست" و این چیزی است که هنوز در هر ماجرایی ناخواسته و ناخود آگاه به زبان جاری می شود به ویژه سیاست مردان که ظاهرا بیش تر از بقیه در معرض آسیب های این بیماری قرار دارند.
آنان که شاه آخرین را در سالهای پایانی حکومتش به خاطر دارند به یاد می آورند که او در آخرین روزها و به ویژه پس از خروج از ایران دست های توطئه را بیش از عملکرد ناسالم خودش در سقوط حکومت موثر می دید و این جز با توهم توطئه قابل تفسیر نیست.
من با گذشته ی این بیماری کاری ندارم و در استخوان های اجدادمان نمی خواهم این بیماری را واکاوی کنم اما آن چه از بررسی پرونده ی این بیماری در تاریخ معاصر ایران برمی آید این است که با شروع دوران نظام جمهوری اسلامی این بیماری بروز بیش تری یافته است. تردیدی نیست که با پیروزی انقلاب بسامد واژگان توطئه و دشمن در ادبیات سیاسی رهبران نظام به شدت افزایش یافته است و همه ی ناکارآمدی ها و ناتوانی ها به حساب دشمن فرضی و موهومی گذاشته می شود که دائم دست اندرکار شکست و ناکامی نظام است و این همان چیزی است که یکی از مهم ترین نشانه های این بیماری محسوب می شود.
بسیاری از رفتارهای نظام سیاسی برآمده از انقلاب 57 جز با تکیه بر رفتارشناسی یک بیمار اسکیزوفرنیا قابل تفسیر نیست. نگاهی به شعارهای بی شمار اول انقلاب و ادعای نجات بخشی مستضعفین جهان و ادعای رهبری جهان اسلام و ادعای جنگ تا رفع فتنه در جهان و ماجرای صدرور انقلاب و کمک به نهضت های آزادی بخش در سراسر جهان و دشمن تراشی و بدبینی به جامعه ی جهانی نشان گر این است که چنین ناهنجاری هایی فقط از یک نظام مبتلا به اسکیزوفرنیا برمی آید.
همه ی این ها که گفته شد تاکنون بوده و پس از این نیز خواهد بود. در واقع این عوارض را ما به عنوان هم زاد انقلاب و جزئی تفکیک ناپذیر از آن پذیرفته ایم. اما آن چه اکنون مایه ی نگرانی است این است که بیماری چندی است که شدت یافته و گمانم براین است که بیماری به اوج بحران نزدیک می شود.
علت تشدید بیماری نیز به گمان من این است که اکنون فردی اسکیزوفرنیا در نظامی مبتلا به این بیماری به قدرت رسیده است و این می تواند آخرین فاجعه ی عمر این نظام باشد. با نگاهی به رفتار و گفتار رییس جمهور احمدی نژاد شاید منظور مرا بهتر دریابید.
ماجرای ظهور هاله ی نور به دور سر احمدی نژاد در سخنرانی سازمان ملل که با آب و تاب برای این و آن نقل می شد و تا مدت ها طنز روز بود و ادعای خیره شدن و پلک نزدن رهبران جهان هنگام سخنرانی احمدی نژاد و ادعای توانایی اداره ی جهان و ادعای عنایات ویژه از جانب امام زمان و فراهم آوردن مقدمات ظهور امام غایب و بزرگ نمایی حوادث و رویداد های پیرامون سفرهای استانی مانند بیهوشی مردم در ضمن استقبال و تکیه بر شعارهایی به سبک شعارهای دهه ی اول انقلاب مبنی بر نهضت جهانی و جبهه ی واحد ضد استکبار و آخرین شاهکار یعنی نامه نگاری به رییس جمهور آمریکا به سبک پیامبر اسلام که پس از استقرار در مدینه به حاکمان ایران و روم نامه هایی مبنی بر دعوت به اسلام نوشته بود و به کار بردن ادبیاتی آمرانه و قرارگرفتن در موضع دانای کل و خیرخواه برای کل بشریت نشان هایی قوی از این بیماری خطرناک است.
با وجود احمدی نژاد نظامی که به توهم توطئه گرفتار بود به نوعی خود بزرگی بینی نیز دچار شده است که نتیجه ی آن تشدید غیر قابل کنترل بیماری است. اکنون سرنوشت ملک و ملت به دست بیماری است روانی که دور نیست زمانی که سنگی به چاهی بیندازد که هیچ کس بیرون آوردنش نتواند.
اکنون بیماری او به مرحله ای رسیده است که جز آن چه خودش می خواهد چیزی نمی بیند و نمی شنود. او صدای کارشناسان و تحلیل گران اقتصادی که از تورم و رکود اقتصادی و گسترش فقر و بی کاری سخن می گویند یا آنان که درباره ی ماجرای انرژی هسته ای خطرات پیش روی نظام را گوشزد می کنند و او را از ماجراجویی بر حذر می دارند را نمی شنود چون آن چه آنان می گویند با دنیای خیالی او در تضاد است. در عوض او امدادهای غیبی و عنایات ویژه ی الهی را به وفور می بیند که البته دیگران آن ها را درک نمی کنند و صد البته هیچ نشانی از آن ها در جهان خارج از آن ذهن بیمار وجود ندارد. او با تکیه به همین پشتوانه های خیالی از موضع برتر و از سر قدرت سخنان درشت می گوید و تهدید می کند و حتی برای جابه جایی مرزهای جغرافیایی کشورها نیز طرح وبرنامه می دهد و البته در درشت گویی حتی اطرافیان خودش را نیز بی نصیب نمی گذارد.
او اکنون در بهشتی خیالی زندگی می کند که خودش فرمان روای آن است و به کم تر از آن که ما را نیز با خود به آن بهشت خیالی ببرد و از مزایای آن ما را نیز بهره ای برساند راضی نخواهد شد چون آن چه خودش می پندارد را بهترین می داند. هیچ چیز نمی تواند او را از دنیای خیالی اش جدا کند چرا که خارج از آن دنیا چیزی برای او وجود ندارد بنابر این تمام کوشش او بر این است که اوهام و تصوراتش را به همه جا تعمیم دهد و در حقیقت دنیای خیالی اش را گسترده تر کند.
وقتی بیماری به این مرحله می رسد دو راه بیش تر متصور نیست. یا ما باید به زور بیماری اش را به او بقبولانیم و او را به زور از دنیای خیالی اش خارج کنیم یا او ما را به آن جا که خودش می خواهد می برد.
در افتتاحیه ی نوزدهمین نمایش گاه کتاب تهران او خطاب به برگزار کنندگان گفته است که "تلاش کنید تا سال بعد نمایشگاه را در جای دیگری برگزار کنید چون در غیر این صورت یا شما نخواهید بود یا من. و چون زور من بیش تر است پس حتما شما نمی توانید باقی بمانید."
این هراس انگیز است که شاید چون زور او ببیش تر است او واقعا همه ی ما را به دنیای خیالی اش بکشاند.
به نظر شما در دنیای خیالی یک موجود روان پریش چه چیزی در انتظار ما خواهد بود؟
+
نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط آریا
|
محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران تاكيد کرده است که نامه اش به جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا ارتباطی با پرونده هسته ای نداشته و دعوتی به اسلام و فرهنگ انبيا بوده است.وی روز پنج شنبه در سومين روز سفر خود به اندونزی، در يک کنفرانس مطبوعاتی گفت:" اين نامه بسيار فراتر ازموضوع هستهای بود و ما اصولا مساله هستهای را مهم نمی دانيم كه بخواهيم در مورد آن نامه ای بنويسيم. ما به دنبال حل مسايل اساسی تر جهان هء ³تيم." آقای احمدی نژاد افزوداين نامه دعوتی به توحيد و عدالت كه مشترک بين همه انبيای الهی بود و اگر اين اتفاق بيفتد، ديگر مشكلی برای حل كردن باقی نخواهد ماند.وی گفت:" ما يک پيام دعوت فرستاديم كه بسيار روشن است و دعوت به اعتقادات بشری است، نحوه پاسخ به اين دعوت نيز آينده را روشن خواهد كرد."
سولانا ارائه پیشنهادهای اروپا به ایران را به بعد از روز دوشنبه موکول کرد .
به نقل از "انتخاب"
مسئول سیاست خارجی اتحادیه ارائه پیشنهادهای اروپا به ایران را به بعد از روز دوشنبه موکول کرد .
به گزارش مهر به نقل از روزنامه تاگس اشپیگل ، " خاویرسولانا "مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از دیدار با " کاندولیزا رایس " وزیر امورخارجه آمریکا در نیویورک همچنین تصریح کرد : اروپایی ها روز دوشنبه در بروکسل گردهم آمده و درباره موضوع هسته ای ایران و پیشنهادهای احتمالی به این کشور گفتگوهایی را انجام خواهند داد .
وی در ادامه سخنان خود افزود : این احتمال وجود دارد که این نشست نیز به یک نتیجه نهایی ختم نشود.
با وجود اینکه روسیه و چین مخالفت خود را با تحریم علیه ایران اعلام کردند ، آمریکا و متحدانش روز گذشته با چرخشی جدید در سیاست خصمانه خود، اعطای مشوقهای احتمالی به ایران به منظور توقف اجباری برنامه هسته ایش را مورد بررسی قراردادند .
"کاندولیزارایس" وزیر امور خارجه آمریکا در رابطه با تلاشهای جدید غرب برای ارائه مشوقها به ایران اظهار داشت که "مدیران سیاسی در حال بررسی راهکارهایی هستند تا به ایران نشان دهند که راهی وجود دارد که می تواند آن را به سمت برنامه هسته ای صلح آمیز سوق دهد که مورد قبول جامعه بین المللی باشد".
وی ادعا کرد : " ما مشخص کرده ایم که راهی وجود دارد که اگر ایران آن را دنبال کند منجربه منزوی شدن آنها خواهد شد" .
ازسویی دیگریک منبع آگاه ازنشست 1+5 با دستورکار تهیه پیشنهادهای تشویقی برای ارائه به ایران در29اردیبهشت ماه (19 می ) خبر داد .
شلاق بدون شيرينى و قطعنامه بدون مذاكره عملى نمیشود
به نقل از "دویچه وله"
از گروه سه گانه اتحاديه اروپا خواسته شده كه طرح پيشنهادى را براى ايران تهيه كنند تا اين كشور را به صرفنظر كردن از غنىسازى اورانيوم تشويق كند. به نظر میآيد آمريكا وزنه سنگين را بر ديپلماسى گذاشته و به متحدان اروپايى خود نزديكتر شده است. "دانيل ششكويتس" مفسر صداى آلمان معتقد است كه اين نزديكى به دلايل تاكتيكى و هم چنين بدليل نبود آلترناتيوهاى متعدد است.
در ميان اعضاى دولت بوش هنوز هستند كسانى كه به تاكتيك در پيش گرفته شده اعتمادى ندارند. آنها معتقدند اين تاكتيك يعنى دادن پيشنهاداتى تازه به ايران براى ادامه مذاكرات تنها پوششى است كه در پس آن آمريكا خود را براى حمله نظامى محدود عليه ايران آماده میكند. حمله نظامى در شرايطى كه اهرمهاى ديپلماتيك كارساز نگردند. به نظر كسانى كه با بدبينى به سياست آمريكا مینگرند، تجربه عراق كافى است تا به ظرفيت آمريكا براى رسيدن به توافق شك كرد.
مفسر صداى آلمان ادامه میدهد:
اگرچه ايالات متحده احتمال گزينه نظامى را هرگز بطور كامل نفى نكرده، اما پارهاى حقايق در اين ميان ناديده گرفته میشوند. اول اينكه ايران، عراق نيست و ديگر اينكه محدوده عمل براى سياست خارجى آمريكا پس از جنگ عراق بشدت تنگ شده. به اين همه بايد اين پارامتر را اضافه كرد كه تكيه آمريكا به يك اجماع جهانى براى رودرويى با اوضاع پيچيده كنونى تنها شانس اين كشور براى ارائه راه حلى عملى در منطقه خاورميانه است. به همه اينها بايد فضاى داخل آمريكا را هم اضافه كنيم.
در حال حاضر افكار عمومى آمريكا و نيز اكثريت كنگره آن از جرج بوش براى اقدام نظامى عليه ايران حمايت نمیكنند. اين در حالى است كه خطر دستيابى ايران به سلاح اتمى، از بهانهى آمريكا براى حمله به عراق، يعنى احتمال وجود سلاح هاى كشتار جمعى در آن كشور، بسيار جدى تر است. تنها بر اين بستر است كه احمدى نژاد رئيس جمهور ايران به خود اجازه میدهد با صداى بلند به آمريكا خطاهايش را يادآور شود و به اميد اين باشد كه سخنانش در منطقه و درميان مردم كشورش او را به محبوبيت برساند.
واقعيت اين است كه آمريكا هم به حقانيت خود شك دارد و به اين دليل است كه به اين راه تن داده كه يك بار ديگر به ايران شانس مذاكره داده شود. اين سياست به دلايل پراگماتيستى در پيش گرفته شده ، زيرا آمريكا میداند كه ايران را تنها با دادن امتيازات كلان میتوان به توافق كشاند.
شلاق بدون شيرينى و قطعنامه بدون مذاكره عملى نمیشود. آمريكا موقتا در مقابل سياست فشار اروپا و چين و روسيه خم شده زيرا قادر به درگير شدن با جامعه جهانى نيست. خطرات ناشی حمله نظامى به ايران بسيار عظيماند و از خيل موتلفين اين بار خبرى نيست.
اما زمانى آمريكا با ايران به راه حلى خواهد رسيد كه راسا اقدام به مذاكره با آن كند. حال به هر شكل و روشى.
سياست خارجى آمريكا پنج سال پس از يازده سپتامبر و سه سال پس از جنگ عراق پراگماتيكتر شده و كمتر رنگ بوى ايدئولوژيك دارد و اين ميتواند كمكى به نفع رسيدن به راه حلى صلح آميز در بحران هاى جهانى است.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
کوندالیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا روز گذشته طی مصاحبه ای اظهار داشت جامعه بین المللی باید از دستیابی رژیم تهران که حکومت مسئولی نیست و بانکدار مرکزی تروریسم محسوب می شود، به سلاح هسته ای جلوگیری بعمل آورد.
خانم رایس در مصاحبه با تلویزیون ان بی سی آمریکا گفت ما بطور کامل توافق داریم که رژیم تهران نباید به سلاح هسته ای دست پیدا کند.
وزیر امور خارجه آمریکا گفت مهمتر از آن هیچ کس نمی خواهد این رژیم تکنولوژیهايی را در خاک خود در اختیار داشته باشد که به تولید سلاح هسته ای منجر می شود.
خانم رایس افزود طی هفته های آینده سه کشور برزگ اروپايی تلاش خواهند کرد مجموعه ای را ارایه دهند که دو مسیر را به رژیم تهران نشان خواهد داد: نخست اینکه این رژیم می تواند به مقابله جويی با جامعه بین المللی ادامه داده و با اقدامات شورای امنیت روبرو شود، و یا اینکه می تواند راه دسترسی به برنامه صلح آمیز هسته ای را آنطور که برای جامعه بین المللی قابل قبول باشد، انتخاب کند.
وزیر امور خارجه آمریکا تاکید کرد این برنامه صلح آمیز نباید به تکنولوژیهايی راه ببرد که می تواند به تولید سلاح هسته ای منجر شود، یعنی تبدیل و غنی سازی اورانیوم در خاک ایران، هیچگاه مجاز شمرده نخواهد شد.
وزیر امور خارجه آمریکا هشدار داد در صورتیکه رژیم تهران به التزامات خود پاسخ ندهد، گامهای متعدد دیپلماتیک علیه آن برداشته خواهد شد که تصویب قطعنامه اولین گام است و دو هفته انتظار برای آن زمان زیادی نیست.
همزمان خبرگزاری فرانسه گزارش داد کشورهای اروپايی قصد دارند طرحی را که شامل مجموعه ای از امتیازات همراه با ضرب الاجل های تعیین شده است، به رژیم تهران ارایه کنند.
این طرح روز نوزدهم ماه مه در لندن با نمایندگان چین، روسیه و آمریکا نیز در میان گذاشته می شود و پس از تایئد، به رژیم تهران ارایه خواهد شد.
روزنامه نیویورک تایمز به نقل از یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا نوشت این مجموعه جدید تفاوت اساسی با مشوقهای اقتصادی که در ماه اوت گذشته به رژیم تهران ارایه شده بود، نخواهد داشت.
یاآوری می شود رژیم اسلامی، مجموعه مشوقهای قبلی را آب نبات چوبی نامید و رد کرده بود.
پاسخ رژیم اسلامی به پیشنهاد جدید کشورهای غربی: مذاکره می کنیم، اما توقف برنامه های غنی سازی اورانیوم را نمی پذیریم
به نقل از"ایران پرس نیوز"
به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، یک مقام حکو متی روز پنج شنبه در واکنش به ارایه پیشنهاد جدید از سوی کشورهای غربی برای متوقف ساختن برنامه های غنی سازی اورانیوم در ایران گفت جمهوری اسلامی حاضر به "مذاکره" است، اما تحقیقات هسته ای در زمینه غنی سازی اورانیوم ادامه خواهد یافت و متوقف نخواهد شد.
حسین انتظامی، سخنگوی شورایعالی امنیت جمهوری اسلامی در این باره گفت "تا کنون هیچ پیشنهادی در این رابطه دریافت نکرده ایم، اما حاضریم برای پیدا کردن راه حلی دیپلماتیک مذاکره کنیم."
این کارگزار رژیم اسلامی در ادامه سخنانش گفت "ولی همانطور که پیش تر نیز در جریان مذاکرات بخصوص با اروپايیها اعلام کرده بودیم، به هیچ وجه با توقف غنی سازی اورانیوم موافقت نخواهیم کرد و این امر برای جمهوری اسلامی غیرقابل قبول است".
خبرگزاری فرانسه در گزارش خود همچنین نوشت حداد عادل، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز طی سخنانی گفته است تحت هیچ شرایطی برنامه غنی سازی اورانیوم متوقف نخواهد شد.
خبرگزاری رویتر نیز طی گزارشی از تهران به نقل از سخنگوی شورایعالی امنیت جمهوری اسلامی نوشت "هرگونه پیشنهاد اروپايیان باید امکان غنی سازی اورانیوم را به رژیم تهران بدهد."
روز گذشته خبرگزاریهای جهان به نقل از منابع غربی گزارش دادند احتمالا سه کشور بزرگ اروپايی تا چند روز دیگر پیشنهاد جدیدی را برای متوقف کردن برنامه غنی سازی اورانیوم به رژیم تهران ارایه خواهند داد.
بنا به گزارشها، کشورهای اروپايی قصد دارند طرحی را که شامل مجموعه ای از مشوق ها همراه با ضرب الاجل های تعیین شده است، به رژیم تهران ارایه کنند.
روزنامه نیویورک تایمز به نقل از یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا نوشت این مجموعه جدید تفاوت اساسی با مشوقهای اقتصادی که در ماه اوت گذشته به رژیم تهران ارایه شده بود، نخواهد داشت.
به نقل از "بی بی سی "
کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل متحد، از طرف های مناقشه هسته ای ايران خواسته است از دادن شعار عليه يکديگر دست برداشته و در عوض فعاليت های ديپلماتيک برای پايان دادن به اين بحران را شدت بخشند. آقای عنان با اشاره به طرح اتحاديه اروپا داير بر پيشنهاد مشوق های جديد به ايران برای پايان دادن به غنی سازی اورانيوم، می گويد ادامه بررسی های شورای امنيت به پس از دريافت پاسخ ايران موکول شده است تا همصدايی بيشتری ميان اعضای شورای امنيت ايجاء ¯ شود. آقای عنان همچنين از جمهوری اسلامی خواست تا با جامعه بين المللی همکاری بيشتری داشته باشد: "خودداری از حالت های پرخاشگرانه و آمادگی برای گفتگو از اهميت زيادی برخوردار است. هيچ کس نمی گويد ايرانی ها از حق دسترسی به انرژی هسته ای برخوردار نيستند. ولی ايران بايد به جامعه بين المللی تضمين بدهد. اميدوارم هر دو طرف به تفاهم برسند."اتحاديه اروپا قرار است با عرضه فهرستی از مشوق ها و توجيه عواقب بی اعتنايی به خواست شورای امنيت برای تعليق غنی سازی اورانيوم، بار ديگر از ايران بخواهد به نگرانی های بين المللی درباره برنامه هسته ای اين کشور پايان دهد.
اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر و برخوردهای اخیر قضایی با روشنفکران و فعالین دانشگاهی
به نقل از "ادوار نیوز"
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکیم ) در اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر و برخوردهای اخیر قضایی با روشنفکران و فعالین دانشگاهی بيانيه اي صادر كرد .
متن اين بيانيه در ادامه مي آيد :
در 2 هفته گذشته حجم برخورد با نخبگان و فرهیختگان این مرزو بوم به طرز نگران کننده ای افزایش یافته است. بازداشت روشنفکری برجسته و احکام سنگین قضایی برای اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت به گونه ای است که بیم شکل گیری پروژه جدیدی برای سرکوب جریانات اجتماعی و خاموش کردن آنها را به اذهان متبادر می سازد. ظاهرا پس از برخورد با عبدالفتاح سلطانی و اکبر گنجی، دوفعال و مدافع ارزشمند حقوق مدنی و شهروندی اکنون نوبت دیگر فعالان عرصه اجتماعی و فرهنگی رسیده است.
در زمانه ای که همگان راه خود در پیش گرفته اند و به دنبال معیشت و زندگی روزمره خویش اند، برخورد با معدود فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را به سمت سکون و سکوت بیشتری می برد و انحطاط اجتماعی را رقم می زند. بازداشت روشنفکر و استاد برجسته، رامین جهانبگلو و تایید 6 سال حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی برای علی افشاری عضو سابق دفتر تحکیم وحدت در همین راستا قابل ارزیابی است.
دوهفته است که دکتر رامین جهانبگلو بازداشت شده است و دستگاه قضایی هیچ توضیح روشن و دلیل قانع کننده ای برای بازداشت او ارائه نداده و تنها منابع خبری هویت ساز وابسته به حکومت، اتهام او را جاسوسی نامیده اند. اتهامی که اخیرا بهانه برخورد با فعالان سیاسی و فرهنگی را فراهم کرده است و سرلوحه موج جدید احضارها و بازداشت ها قرار گرفته است . این درحالی است که تاکنون نتوانسته اند این اتهام را برای فردی به اثبات برسانند.
باید از حاکمیت پرسید روشنفکری که تنها در حلقه محدود روشنفکران و اساتید دانشگاه فعالیت می کرده است به چه اطلاعات پنهانی توان دسترسی داشته که با افشای آنها نقش جاسوسی را برعهده گرفته است؟قابل پذیرش نیست کسی که ارتباطی با قدرت و امکانی برای در اختیار داشتن اخبار محرمانه ندارد را متهم به جاسوسی نمود. پژوهشگر و روشنفکری که نه پایی در حاکمیت دارد و نه دستی بر پرده قدرت با کدام تعریف جاسوس نامیده می شود؟ ارتباط علمی و فرهنگی با اساتید و فیلسوفان خارجی و محافل فرهنگی غرب نه تنها مستحق برخورد نیست بلکه شایسته تقدیر است چون به ارتقای محافل علمی ایران کمک می کند.
بازداشت رامین جهانبگلو، اثباتی است بر سیطره حاکمیت بر نهادهای علمی و دانشگاهی و نبود آزادی آکادمیک در دانشگاه و محافل علمی کشور. کسانی که برای توجیه اعمال خود در عرصه بین المللی در پشت ایدئولوژی غیر واقعی علم گرایی پنهان می شوند و از حق مسلم دانشمندان ایرانی سخن می گویند، با بازداشت رامین جهانبگلو و یا سکوت در برابر بازداشت او، حنایشان رنگ می بازد زیرا نمی توان با اهل علم و فرهنگ این گونه برخورد کرد و باز مدعی دفاع از علم شد.
از سوی دیگر حکم سنگین قضایی برای فعالان سابق و فعلی دانشجویی نگرانی دانشگاهیان رانسبت به نقض حقوق بشر و آزادی های آکادمیک بیش از پیش افزایش داده است. علی افشاری از چهره های برجسته جنبش دانشجویی پس از تحمل 3 سال حبس طاقت فرسا که 400 روز آن در انفرادی بوده است، به 6 سال حبس دیگر محکوم و از حقوق اجتماعیش محروم می شود و اعتراضات وی و وکیلش و رنجنامه هایش از دوران زندان نادیده گرفته شده است تا مظلومیت و بی دفاعی داشگاهیان و جنبش دانشجویی بر همگان اثبات شود.
امیر اسحاقی عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم به سه ماه و یک روز زندان به خاطر فعالیت های دانشجویی اش در دانشگاه یزد محکوم شده، دیگر فعالین سابق انجمن جمهوریخواه دانشگاه یزد نیز با احکام ناعادلانه و سنگین قضایی مواجه می شوند و پیمان عارف به 18 ماه حبس تعزیری. این همه به سیاهه دیگری از احکام سنگین برای اعضای سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، عبدالله مومنی، مهدی امینی زاده و اکبر عطری اضافه می شود.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار دفتر تحکیم وحدت)، نهادی که برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر تلاش می کند، بازداشت رامین جهانبگلو، استاد و روشنفکر مستقل ایرانی و حکم سنگین قضایی برای علی افشاری عضو برجسته و ارزشمند جنبش دانشجویی و دیگر فعالان دانشجویی؛ امیر اسحاقی، پیمان عارف، مهدی امینی زاده، عبدالله مومنی و اکبر عطری را نقض آشکار حقوق بشر می داند و خواستار تجدید نظر قوه قضاییه در این زمینه است تا پرونده حقوق بشر ایران سیاه تراز این نگردد.
شورای مرکزی
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
22/2/ 85
اعتراض دو انجمن علمی معتبر به بازداشت جهانبگلو
به نقل از "امروز"
دو انجمن علمی امروز بیان کردند که دولت ایران باید بدون هیگچونه تاخیری نظرپرداز سیاسی و روشنفکر برجسته رامین جهانبگلو را آزاد کند.
«انجمن مطالعات خاورمیانه در امریکای شمالی» (MESA) و «جامعه بینالمللی پژوهش درباره ایران» (ISIS) در نامهای به آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، نگرانی شدید خود را از اینکه مقامات اطلاعاتی ايران دکتر جهانبگلو را از هنگام دستگیری وی در ده روز پیش، مورد بازجویی قرار دادهاند تا وی را بزور وادار به اعتراف نمایند، بیان داشتند. دکتر جهانبگلو در طول این مدت هیچگونه دسترسی به وکیل و مشاور حقوقی نداشته است.
خوان کول، رئیس جامعه بینالمللی پژوهش درباره ایران (ISIS) و ژانت آفاری رئیس انجمن مطالعات خاورمیانه در امریکای شمالی (MESA) نوشتهاند: "رامین جهانبگلو درباره شیوههای پیچیده ادغام ارزشهای جهانی از جمله دمکراسی و حقوق بشر در سنت سیاسی ایران مینویسد و تدریس میکند. دستگیری خودسرانه او و بازجویی طولانی از وی نشان دهنده تجاوز به اصول آزادی علمی و کنکاش روشنفکرانه و نقادانه است."
دو انجمن علمی مطالعات خاورمیانه در امریکای شمالی و جامعه بینالمللی پژوهش درباره ایران که به ترتیب در سالهای ١٩٦٦ و ١٩٦٧ تاسیس شدهاند، انجمنهای علمی برجسته در زمینه تخصصی خود بوده و برای ارتقاء کار علمی و تدریس در زمینه ایران، خاورمیانه و شمال افریقا تلاش میکنند. هر دو انجمن پایبند به تضمین آزادی علمی و تبادل آزاد اندیشهها در ایران و خاورمیانه و در رابطه با مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا هستند.
متن كامل نامه
٨ مه ٢٠٠٦
آیتالله خامنهای
رهبر جمهوری اسلامی ایران
کپی به جناب آقای جواد ظریف
سفیر ویژه و تامالاختیار
نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد
عالیجناب:
ما از طرف کمیته آزادی علمی در «انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا» (MESA) و کمیته آزادی علم و اندیشه در «جامعه بینالمللی برای پژوهش درباره ایران» (ISIS) با شما سخن میگوییم تا با قویترین واژههای ممکن به دستگیری رامین جهانبگلو، نظریهپرداز سیاسی و روشنفکر برجسته اعتراض کنیم. ما مصرانه از شما میخواهیم که با استفاده از امکانات میانجیگری خود، وضعیت بازداشت وی را مشخص کرده و آزادی فوری ایشان را تضمین کنید.
«انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا» و «جامعه بینالمللی برای پژوهش درباره ایران»، انجمنهای علمی برجسته در زمینه تخصصی خود هستند. انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا در سال ١٩٦٦، و جامعه بینالمللی برای پژوهش درباره ایران در سال ١٩٦٧ برای ارتقاء کارعلمی و تدریس در زمینه ایران، خاورمیانه و شمال افریقا پایهگذاری شدهاند. انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا «نشریه بینالمللی مطالعات خاورمیانه» را منتشر میکند و بیش از ٢٦٠٠ عضو در سراسر جهان دارد. جامعه بینالمللی برای پژوهش درباره ایران نشریه بینالمللی «مطالعات ایران» را انتشار میدهد و بیش از ٥٠٠ عضو در سراسر جهان دارد. هر دو انجمن پایبند به تضمین آزادی علمی و تبادل آزاد اندیشهها به هر صورتی، در ایران و خاورمیانه و در رابطه با مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا و هر جای دیگر هستند.
بر پایه اطلاعاتی که ما دریافت کردهایم، دکتر جهانبگلو در فرودگاه مهرآباد تهران در اواخر ماه آپریل دستگیر شده است. مسئولان دولت شما اظهار داشتهاند که دکتر جهانبگلو در حال حاضر تحت "بازجویی" است و مظنون به ارتکاب جرم در رابطه با "جاسوسی و امنیت ملی" است. با وجود این اظهارات، تا این تاریخ هیچگونه اتهامی بر علیه دکتر جهانبگلو اعلام نشده است. مسئولان بيان داشتهاند که اتهامات علیه دکتر جهانبگلو تنها پس از پایان بازجویی تفهیم خواهد شد. با توجه به این حقایق، ما نگران این امر هستیم که مسئولان دولت شما در كار اعتراف گرفتن به زور از دکتر جهانبگلو هستند. ما همچنین دلیل داریم که باور کنیم که ایشان دسترسی بسیار محدودی به افراد خانواده خویش داشته، و تا جایی که ما آگاه هستیم، ایشان هیچگونه امکان تماس با وکیل نداشته است.
دکتر جهانبگلو یک شخصیت علمی و دانشگاهی بسیار مورد احترام است که در حال حاضر ریاست موسسه مطالعات معاصر ایران در دفتر پژوهش فرهنگی دانشگاه تهران را به عهده دارد که سازمان مهمی در کشور شماست که در جهان به خاطر کارهای علمی مهم در زمینه سیاست، فرهنگ و تاریخ ایران شناخته شده است. کار دکتر جهانبگلو به عنوان بخشی از دفتر تحقیقات پژوهش فرهنگی باعث جلب احترام فراوان شخصیتهای علمی داخل و خارج از ایران برای این دفتر شده است. ایشان همچنین در دانشگاههای برجسته در اروپا و امریکای شمالی، از جمله سوربن، هاروارد، و دانشگاه تورنتو آموزش ديده و تدریس کرده است. دکتر جهانبگلو به عنوان یک روشنفکر، پیوسته و بطور آشکار ایالات متحده امریکا و اروپا را تشویق کرده است که در برخورد با ایران از شیوه رودررویی کناره بگیرند. کارهای منتشر شده ایشان شامل بیش از بیست کتاب به زبانهای فارسی، فرانسه، و انگلیسی در زمینههای مربوط به فلسفه سیاسی و تاریخ روشنفکری ایرانیها و اروپاییها است. نوشتههای دکتر جهانبگلو بازتاب دهنده توجه به مواجهه ایران با مدرنیته و روند دشوار و پیچیدهای است که روشنفکران مدرن ایران خواستهاند ارزشهای جهانی از جمله دمکراسی و حقوق بشر را برپایه ارزشهای اصیل سنتی ایرانی تعریف کنند. با توجه به بازداشت خودسرانه و غیرعادی دکتر جهانبگلو، ما مجبوریم چنین نتیجهگیری کنیم که بازداشت ایشان در رابطه با کارهای علمی و اهداف روشنفکری ایشان است.
عالیجناب، ما همچنین خود را ناگزير میبینیم به شما یادآوری کنیم که حقوق افراد در زمینه آزادی اندیشه، نظر، و بیان بطور صریح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (ماده ٢٣) ، و همچنین در میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (مادههای ١٨، ١٩، ٢١) که جمهوری اسلامی عضو آن میباشد، حمایت شده است. دستگیری خودسرانه دکتر جهانبگلو همچنین به شهرت ایران به عنوان کشوری که کنکاش و پژوهش علمی در آن دارای ارج بسیار است، لطمه میزند. بازداشت و جبس دکتر جهانبگلو تنها میتواند به حمله مستقیم به اصول آزادی علمی و کنکاش نقادانه روشنفکری تعبیر شود.
عالیجناب، ما باور داریم که شما اهمیت این مساله را درک کرده و اقدامات لازم را به عمل خواهید آورد. ما مصرانه از شما میخواهیم که آزادی فوری ایشان را تضمین نمایید.
با احترام،
خوان ر. آی. کول
رئیس انجمن مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا
ژانت آفاری
رئیس جامعه بینالمللی برای پژوهش درباره ایران
پیام دوم ولی الله فیض مهدوی از زندان گوهر دشت
من ولی الله فیض مهدوی که در مهرماه 1380به اتهام پیوستن به سازمان مجاهدین خلق در عراق و اقدام علیه امنیت کشور دستگیر شدم . چون من یک زندانی عقیدتی هستم و اقدام تروریستی علیه حکومت انجام نداده ام و فقط صرف داشتن عقیده ام در داخل زندان به سر می برم از تمام افراد آزادی خواه و سازمان های حقوق بشری می خواهم که از اعدام من ممانعت به عمل بیاورند و جلوی این عمل غیر انسانی حکومت را بگیرند .

فعالان حقوق بشر در ايران
Human Rights Activists in Iran
Hra.iran@gmail.com
http://hra-iran.blogfa.com
Tel : +989329224904
+
نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت 7:9 قبل از ظهر  توسط آریا
|
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا گفته است هر نوع اقدام تنبيهی و تلاش شورای امنيت سازمان ملل متحد برای واداشتن ايران به دست کشيدن از برنامه های جنجال برانگيز هسته ای خود، برای دو هفته به تعويق خواهد افتاد.
وی روز چهارشنبه، 10 مه، به شبکه نلويزيونی ان بی سی گفت غرب منتظر خواهد ماند تا بريتانيا، آلمان و فرانسه، سه کشور اروپايی طرف مذاکره ايران، طرح تازه خود را که دربرگيرنده مشوق های تازه ای برای ترغيب جمهوری اسلامی به کنار گذاشتن برنامه های هسته ای خود است، ارايه کنند.
خانم رايس افزود:" ما موافقت کرديم که به تلاش خود برای صدور قطعنامه ای از سوی شورای امنيت ادامه دهيم، اما پيش از آن برای دو هفته منتظر خواهيم ماند تا سه کشور اروپايی پيشنهاد تازه خود را به ايران ارايه کنند."
به گفته کاندوليزا رايس، در طرح پيشنهادی جديد سه کشور اروپايی، امتيازات تازه ای برای ايران در نظر گرفته شده و از جمله به جمهوری اسلامی نشان داده خواهد شد که امکان فعاليت های هسته ای صلح آميز وجود دارد.
ديپلمات ها خبر از آن داده اند که پنج عضو دايم شورای امنيت به همراه آلمان، روز 19 ماه مه در لندن نشستی را برگزار خواهند کرد تا اين طرح جديد را مورد بررسی قرار دهند.
به گفته اين منابع، در اين نشست در عين حال، امکان اعمال تحريم ها در صورت خودداری ايران از پذيرش طرح جديد سه کشور اروپايی بررسی خواهد شد.
گزارش شده که مجموعه پيشنهادی سه کشور اروپايی احتمالا تا ده روز آينده آماده و به ايران ارايه خواهد شد.
بحث درباره ارايه طرحی جديد که دربرگيرنده امتيازاتی برای ايران باشد، پس از ناکامی اعضای دايم شورای امنيت به رسيدن به توافقی در مورد پرونده فعاليت های هسته ای جمهوری اسلامی مطرح شده است.
در همين حال، دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا نيز گفته است اطلاعات غلطی که برای توجيه حمله به عراق به کار رفت، ايجاب می کند که اعتبار اطلاعات درباره ايران با احتياط به مراتب بيشتری ارزيابی شود.
وی در يک نشست خبری در پنتاگون در پاسخ به اين سوال که با توجه به آنچه در عراق اتفاق افتاد، مردم آمريکا چگونه بايد به درستی اطلاعات درباره فعاليت های هسته ای ايران اطمينان داشته باشند، گفت:"شما در آنجا (ايران) با جامعه ای بسته روبه رو هستيد، پس روشن است که بايد بسيار هوشيار بود."
در تحولی دیگر و درحالی که علی لاریجانی، دبیرشورای عالی امنیت ملی ایران درمورد موضع دو کشورچین و روسیه درارتباط با برنامه هسته ای ایران گفته این دو کشوربه ایران خیانت نکرده اند و تهران با آنها روابط خوبی دارد، ولادیمیرپوتین رییس جمهوری روسیه، تلویحا به آمریکا در مورد هرگونه اقدام نظامی عليه ايران هشدارداده است.
آقای پوتین درسخنانی، بدون آنکه به طور مستقيم به پرونده اتمی ايران اشاره کند، گفت روسیه قاطعانه مخالف گسترش سلاح های هسته ای است، اما روش های خشونت آمیز به ندرت به نتیجه دلخواه می رسد و پيامدهای آن، اغلب دهشتناک تر از تهدیدهای اولیه است.
از سوی ديگر، و در شرايطی که سه کشور اروپايی قرار طرح تازه ای را به ايران پيشنهاد کنند، حسن روحانی، رييس پيشين تيم مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی در مطلبی که در هفته نامه آمريکايی تايم به چاپ رسيده، اعلام کرده که ايران سرگرم تهيه پيشنهادهای تازه ای برای حل و فصل مناقشه هسته ای است.
به گفته آقای روحانی، موافقت با بازدیدهای سرزده بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی از تاسيسات هسته ای ايران، از جمله اين پيشنهادها است.
محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين ايران نيز روز چهارشنبه 10 مه گفت:"ايران بايد تلاش كند که مساله اش در چهارچوب قانون حل شود. خط مرز اين باشد كه از حقمان نگذريم، حتی اگر ديرتر به اين حق برسيم."
در همين حال، محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران که به اندونزی سفر کرده، در یک کنفرانس مطبوعاتی در اين کشور ضمن تاکيد بر صلح آميز بودن برنامه هسته ای ایران، غرب را به دروغگويی در مورد هدف های اين کشور متهم کرده و گفته کشورهای قدرتمند می کوشند کشورهای در حال توسعه را از پيشرفت علمی و فنی باز دارند.
دراین میان ، رييس جمهوری اندونزی هم پس از ملاقات با آقای احمدی نژاد، از آمادگی کشورش برای ميانجيگری در بحران هسته ای ايران سخن گفته است.
|
اولین تاثیر نامه احمدی نژاد در بوش
بوش: سخنان احمدی نژاد را تهدید جدی می دانم |
|
به نقل از "خبرگزاری آریا" |
|
اولین سخنرانی که جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا بعد از دریافت نامه دکتر محمود احمدی نژاد، داشت نشان داد که تاثیر نامه احمدی نژاد بر بوش به صورت معکوس بوده است!
به گزارش سرویس سیاسی آریا به نقل از رادیو صدای آمریکا، بوش در سخنانی که در کميته يهوديان آمريکا داشت، گفت: آمريکا به تلاشهای خود برای متحد کردن کشورهای دنيا به منظور مقابله با ایران ادامه خواهد داد.
بوش با اشاره به شعار دکتر محمود احمدی نژاد نسبت به اسراييل گفت:"بايد گفته های احمدی نژاد را جدی گرفت....سخنان او تهديد جدی بشمار ميرود."
بوش در ادامه سخنان خود گفت: " اگر احمدی نژاد در نظر دارد کشوری را نابود کند، طبعاً به نابودی کشورهای ديگر نيز دست خواهد زد؛ به همين جهت اين تهديدی است که بايد با آن مقابله شود."
بوش در ادامه گفت: " در اين بُرهه زمانی همه کشورهای جهان بايد دست بدست هم دهند، و با ايران مقابله کنند؛ تا اگر کشور ديگری نيز فکر تهديد را به خود راه دهد، بداند که با واکنش قاطعی روبرو خواهد شد.... گزينه نخست من برای حل اين مسأله عبور از راههای ديپلماتيک است ؛ اما گزينه های ديگر نيز در اختيار ما است.
بوش در پایان سخنان خود گفت که آمريکا کماکان به ايران فشار وارد خواهد کرد.
| |
دبیرکل سازمان ملل از حکومت ایران خواست از موضع «پرخاشجویانه و تهاجمی» دست بردارد
به نقل از "رادیو فردا
کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل، گفت اکنون که مجموعهای از پیشنهادهای تشویقی برای عرضه به ایران در دست تهیه است، جمهوری اسلامی باید از طرد فوری و صریح پیشگامیهای غرب برای رفع بحران هستهای ایران چشم بپوشد. از سوی دیگر، محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری اسلامی، چهارشنبه شب در جاکارتا، پایتخت اندونزی، نگرانیهای جهان غرب از برنامههای اتمی در ایران را دروغی بزرگ خواند و کشورهای غربی را متهم کرد که هر روز سلاحهای کشتار و نابودی انبوه جدیدی را آزمایش میکنند. کاندولیزا رایس، وزیر امورخارجه آمریکا، با اطمینان پیشبینی کرد که با گذشت زمان سرانجام شورای امنیت سازمان ملل در باره پرونده هستهای حکومت ایران به توافقی نهائی دست خواهد یافت؛ و رئیس جمهوری آمریکا نیز گفت نامه آقای احمدی نژاد به وی نگرانیهای موجود از برنامههای هستهای ایران را از بین نبرده است.
چماق و هويج شورای امنيت در دست اروپا (حميد احدی )
به نقل از "روز آنلاین"
در حالی که بر اساس اطلاع مقامات چينی و روسی به تهران، صدور قطعنامه تحريم محدود ايران در شورای امنيت سازمان ملل قطعی به نظر می رسد، تهران چند پيشنهاد جديد را مورد بررسی قرار داده و در عين حال هياتی برای مذاکره بر سر ساخت دو نيروگاه آب سبک راهی مسکو شده اند.
از ديد کارشناسان، ايرانی ها از سوئی موفق شده اند که مهلت لازم برای آخرين گفتگوها را به دست آورند و از سوی ديگر برای بازگرداندن پرونده هسته ای به آژانس کاملا ناموفق ماندند.
ايران در روزهای گذشته همراه با تهديد و سخنانی دوپهلو ادعا کرده بود که قطعنامه تحريم سازمان ملل را نخواهد پذيرفت و در صورت تصويب قطعنامه تند از معاهدات بين المللی هم خارج خواهد شد، اما زمانی که چين و روسيه روشن کردند که زمينه برای بازگرداندن پرونده به آژانس کاملا منتفی است و خارج شدن ايران از معاهدات بين المللی اين دو کشور را هم از حمايت ايران بازخواهد داشت، به قول يک کارشناس روسی "عقل به سر ايرانی ها بازگشت". امتياز تازه ای که چين و روسيه توانسته اند در مقابل رای خود به قطعنامه تحريم محدود از آمريکا و اروپا بگيرند اين بوده است که به سه کشور اروپائی که از پيش مذاکره با ايران را دنبال کرده بودند ماموريت داده شد تا يک سری امتيازهای تازه هم برای ايران آماده کنند که در صورت دست شستن از غنی سازی اورانيوم بتوانند به آن دست يابند. در عين حال تمامی کشورهای عضو شورای امنيت پذيرفته اند که اين آخرين مهلت برای ايران باشد و در صورتی که سه کشور اروپائی اعلام دارند که از مذاکرات خود با تهران نتيجه ای نگرفته اند، آنان از اعمال مجازات های جدی عليه جمهوری اسلامی حمايت مي کنند.
به اين ترتیب به گفته يک کارشناس ايرانی با شکست سياست رو به شرق و فرجه ای که انتخابات رياست جمهوری ايران در مذاکرات ايجاد کرد، جمهوری اسلامی ناگزير می شود بار ديگر به سر مذاکره با آلمان و بريتانيا و فرانسه برگردد. در حالی که اين سه کشور قبلا اعلام داشته اند که تنها در صورت توقف غنی سازی مذاکره خواهند کرد. کاری که وعده داده شد شرايط آن فراهم گردد.
طرح ام آی تی
در کنار اين تحول دو اتفاق ديگر هم در جريان است. اول طرحی که از سوی پژوهشگران دانشگاه ام آی تی آمريکا تهيه شده و به طرح ام آی تی معروف است. بر اساس آن طرح یک شرکت نیروگاه غنی سازی در ایران تاسیس می گردد که در آن کارکنان بین المللی به صورت شبانه روزی حضور دارند، و دستگاههای مرکز گریز کارآمد اروپایی، که در "جعبه های سیاه" نگهداری می شوند، به کار گرفته خواهد شد. با این شرط تقاضای غربیان درمورد عدم دسترسی ایران به توان مستقل فن آوری "دستگاههای مرکز گریز" هم جامه عمل می پوشد. ایران و کشورهای اروپایی - و احتمالاً روسیه و چین- که مشترکاً مالکیت چنین نیروگاهی را خواهند داشت، می کوشند از تبدیل شدن آن به کارگاه تسلیحاتی و جذب شدنش به مالکیت ملی، پیشگیری کنند. این کشورها نیروگاه را مشترکاً و تحت بازرسی های مداوم و دقیق بین المللی اداره خواهند کرد. اداره "جعبه سیاه" نیز به گونه حفظ حقوق مالکانه فن آوری اروپاییان در نیروگاه تازه ای که در ایالات متحده تاسیس شده، خواهد بود.
همکاری با روسيه
طرح دومی که ايران تعقيب آن را از روز گذشته با گسيل داشتن معاون سازمان انرژی اتمی به مسکو آغاز کرده است مربوط به ساخت دو نيروگاه هسته ای آب سبک است که مسکو وعده داده که به سرعت کار ساخت آن را آغاز کند و در عرض دو سال به بهره برداری برساند. اين معامله باعث خواهد شد که حدود يک ميليارد دلار به سوی روس ها سرازير شود. بهايی که به هر حال روسيه برای حمايت های خود از ايران طلب می کند، اما شکل آن اهميت ويژه دارد. در حالی که هنوز پروژه نيروگاه سی ساله بوشهر که بيست سال است روس ها در آن به کار مشغولند به اتمام نرسيده است، کارشناسان سياسی با بدبينی کامل به پيشنهاد روس ها می نگرند. اما در عين حال چاره ای هم برای گذر از بحران جز همين باقی نمانده است.
گروه های منقد دولت احمدی نژاد معتقدند آن جه دارد اتفاق می افتد همان روند دولت خاتمی است که شعارهای دولت جديد يک مدعی جديد به آن افزوده که روس ها باشند. اما هواداران دولت اصرار دارند که اگر احمدی نژاد بتواند چنان که روس ها قول داده اند همين امسال فاز نيروگاه هسته ای آب سبک را افتتاح کند، خواهد توانست ادعا کند که تنها او بوده که به آرزوی سی ساله ايرانيان جامعه عمل پوشانده است.
احتمال تحريم هاى مالى ايران
به نقل از "دویچه وله"
ايالات متحده آمريكا قصد دارد در صورت عدم دستيابى اعضاى شوراى امنيت به قطعنامه اى در قبال ايران دست به تحريم هاى مالى عليه ايران بزند.
شب گذشته كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا در گفتگويى تلويزيونى با شبكه NBC گفت كه كشورش در نظر دارد با متحدين خود در خارج از شوراى امنيت اقداماتى را اتخاذ كند كه ايران را به لحاظ مالى تحت فشار قرار دهند، زيرا ايران مركز حمايت مالى از تروريسم است. اين موضعگيرى تنها يكروز پس از واكنش جرج بوش رئيس جمهور آمريكا به نامه محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ايران اعلام ميشود كه گفته بود نامه احمدى نژاد از كنار مسايل مبرم مناقشه اتمى گذشته و به آنها نپرداخته است.
وزير خارجه آمريكا در مورد تحريم هاى مالى درقبال ايران گفت پيش از آنكه گزينه نظامى عليه ايران در دستور قرار گيرد امكانات بسيارى براى اعمال فشار برايران وجود دارد. كاندوليزا رايس در مصاحبه با گروهى از شبكه هاى تلويزيونى آمريكا نسبت به تصميمات شوراى امنيت اظهار خوشبينى كرد.
در حال حاضر كشورهاى فرانسه، بريتانيا و آلمان مشغول آماده سازى پيشنهادى هستند كه ايران را در برابر انتخاب دو راه قرار دهد. رايس در اين زمينه گفت ايران ميتواند راه انزوا از جامعه بين المللى و اقدام شوراى امنيت عليه خود را برگزيند و يا يك برنامه اتمى صلح آميز انتخاب كند كه مورد قبول جامعه جهانى باشد.
آيا حمله نظامی به ايران قانونی است؟
به نقل از "بی بی سی"
در حاليکه تلاش های ديپلماتيک در شورای امنيت سازمان ملل متحد برای وادار کردن ايران به تعليق فعاليت های غنی سازی هسته ای ادامه دارد، موضوع حمله نظامی آمريکا به ايران و مطابقت چنين اقدامی با قوانين بين المللی مطرح شده است.اگر آمريکا تصميم بگيرد که به ايران حمله نظامی کند، احتمالا در توجيه آن خواهد گفت که دست به اقدامی پيشگيرانه زده و بنابر منشور سازمان ملل از حق دفاع از خود استفاده کرده است.اين که آمريکا بخواهد به راه قانونی دي! گر، يعنی قطعنامه شورای امنيت، برای حمله به ايران متوسل شود، بعيد است. چين و روسيه دو عضو دائم اين شورا حتی حاضر نيستند از قطعنامه ای برای تحريم ايران حمايت کنند. آمريکا همچنين حاضر نخواهد بود از روش مداخله براساس ملاحظات بشردوستانه، که به تازگی خيلی مطرح می شود، استفاده کند چون شرايط لازم برای آن در اينجا کارآيی ندارد.
رهپويان صلح وارد ايران شدند
به نقل از "ایران ما"
هدف اين گروه از شهروندان آمريکايی و بريتانيایی تلاش برای جلوگيری از وقوع درگيری احتمالی بر سر بحران هسته ای ايران اعلام شده است -
به گزارش بي بي سي يک گروه از شهروندان آمريکايی و بريتانيایی وارد تهران شده و هدف از سفر خود را تلاش برای جلوگيری از وقوع درگيری احتمالی بر سر بحران هسته ای ايران اعلام داشته اند.
اعضای اين گروه، متشکل از بيست و دو شهروند آمريکايی و يک شهروند بريتانيايی از مذاهب و فرقه های مختلف، از سوی موسسه آمريکايی موسوم به رهپويان صلح Fellowship of Reconciliation عازم ايران شده اند و به گفته خبرنگار بی بی سی، هنگام ورود به فرودگاه از سوی هيچ مقام ايرانی مورد استقبال قرار نگرفتند.
اين بزرگترين هيات از شهروندان آمريکايی است که در سال های اخير به تهران سفر کرده است و به گفته ديو رابينسون، رييس نهضت ملی کاتوليک آمريکا و از اعضای اين هيات، هدف از اين سفر تلاش برای ايجاد تفاهم بين مردم ايران و آمريکاست.
وی گفته است که به اين ترتيب، می توان کوشيد از اقداماتی از سوی دو دولت که ممکن است دو ملت را به سوی درگيری سوق دهد جلوگيری کرد.
آقای رابينسون معتقد است که با آشنايی نزديک با ايران اين گروه قادر خواهد بود مانع از آن شود که آمريکاييان به طور چشم بسته تبليغات جاری در مورد پليد جلوه دادن ايران را قبول کنند.
سفر رهپويان صلح به ايران ظاهرا ده يا دوازده روز به طول می انجامد و طی آن، اين گروه در نظر دارد در تلاش برای کاستن از شکاف کنونی بين ايرانيان و آمريکاييان، با رهبران سازمان های غير دولتی، شخصيت های مذهبی و افراد عادی جامعه ديدار کند.
اعضای گروه گفته اند که با انتقال هزاران پيام دوستی شخصی از سوی آمريکاييان اميدوارند از آنچه که خطر حرکت به سوی وضع تحريم عليه ايران و حتی بروز جنگ می دانند جلوگيری کنند.
انجمن رهپويان صلح در سايت خود به زبان انگليسی گفته است که سفر اعضای اين گروه به تهران در اجرای بخشی از تعهد هميشگی آن به تلاش برای استقرار صلح، عدالت و حل و فصل اختلافات از راه های مسالمت آميز صورت می گيرد.
اين گروه خود را قديمی ترين جنبش حمايت از صلح با مشارکت پيروان مذاهب گوناگون خوانده و تاريخ تاسيس آن را سال 1914 اعلام می دارد و با قرار دادن اطلاعيه ای به زبان فارسی در سايت خود، به اظهار نظر در مورد بحران هسته ای ايران پرداخته است.
مقامات ايرانی هنوز نسبت به سفر رهپويان صلح به ايران اظهار نظری نکرده اند اما روزنامه رسالت در مطلبی با عنوان سفر مشکوک از سفر بيست و دو آمريکايی صلح طلب به ايران نوشت که در آستانه صدور قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل در مورد ايران، گروهی از آمريکاييان صلح طلب عازم ايران شدند تا از نزديک با مردم ايران و آداب و رسوم آنها آشنا شوند.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
آخوند خزعلی، نماينده خامنه ای و رئيس تشکیلات تروريستی موسوم به "الغدير" در نامه اي خطاب به سرکرده نيروي سركوبگر انتظامي ، ضمن "بدكاره" ناميدن زناني كه از پوشش حجاب اجباري سر باز مي زنند، خواستار تشديد اقدامات سركوبگرانه عليه آنان شد.
این آخوند جنایتکار در نامه بي شرمانه خود خطاب به پاسدار احمدي مقدم، زناني را كه مانتوهاي كوتاه به تن مي كنند "شلختگان دم بريده" خطاب كرده كه بايد با "حربه هاي اسلامي" بر سر جاي خود بنشينند و "تا چوب بالاي سرشان نباشد، در برابر قوانين اكيد اسلامي سر تعظيم فرود نمياورند."
اين آخوند وقيح در بخش ديگري از نامه خود، ضمن "جنس" ناميدن زنان و اعتراف به بي توجهي بانوان آزاده ايراني به قوانين آخوندي موسوم به حجاب اسلامي از جمله نوشت "آخر جايي بايد به اين جنس بفهمانيم كه روحانيت بر سركارست و نمي توانيد همچون زنان هرجايي اروپايي، همچون گربه قدم از قدم بر داريد."
این آخوند مرتجع در بخش پاياني نامه مستهجن خود كه آن را مطابق با معيارهاي قرآني تلقي كرده است، با دهان دريدگي خاص آخوندها، ضمن "حيوان صفت ناميدن" زنان، نوشت "خدا مي داند كه آيا اين هفتاد و هفت قلم آرايش، فقط به صورت اين حيوان صفتان ختم مي شود و يا در جاهاي ديگر نيز ادامه دارد؟ اگر توان جسميش را داشتم، صبح تا شامم را در خيابان مي ماندم تا نفرت درونيم را نثار اين بدكارگان از خدا بي خبر بكنم."
به نقل از "ایران پرس نیوز"
از آنجائی که احتمالا آقای جورج دبلیو بوش رئیس جمهور آمریکا پاسخی به نامهی آقای محموداحمدینژاد که خود را رئیس جمهور مردم ایران مینامد نخواهد داد، من میرزاآقاعسگری (مانی) شاعر و نویسندهی ایرانی که 22 سال است در تبعید بسر میبرم، پاسخی به نامهی ایشان می دهم! متن اصلی نامه آقای احمدینژاد به آقای بوش را هم در پایان میآورم تا نشان بدهم که بیشترین اتهاماتی را که ایشان به آقای بوش و غرب وارد میکند، به خودش و حکومتش برمیگردد. پاسخ من، تقریبا همان نامهی احمدینژاد است با اندکی تغییرات در زمینه خطاب قراردادن آقای بوش. مثلا در موارد بسیاری فقط نام ایران را جانشین واژهی جهان کردهام. و یا نام حضرات: محمد و مهدی را جانشین نام حضرت عیسی کردهام. این تغییرات را با رنگ آبی و خطی در زیر آنها مشخص کردهام. دربرخی جاها به جای جملات طولانی و بیمورد آقای احمدی نژاد چند نقطه گذاشتهام.
***
آقاي محمود احمدینژاد- رييس جمهور حکومت اسلامی
مدتي در اين انديشه بودم چگونه ميتوان تناقضات غير قابل انكار موجود در صحنهی ایران را كه مدام مورد بحث محافل مردمي بخصوص مجامع سياسي و دانشجويي است توجيه كرد . سئوالات زيادي در اين مورد بي جواب مانده است لذا تصميم گرفتم شمهاي از اين تناقضات و سئوالات را مطرح كنم ، شايد فرصتي براي تصحيح آنها فراهم آيد .
آيا مي شود پيرو حضرت محمد (ع) پيامبر بزرگ الهي بود ، خود را متعهد به حقوق بشر اسلامی دانست ، حکومت عدل الهی را الگوي تمدني معرفي كرد، با گسترش سلاحهاي هستهاي و كشتار جمعي اعلام مخالفت نمود،مبارزه با تروريسم را شعار خود قرار داد(!) ،و در نهايت براي تشكيل جامعه واحــد جهاني (اسلامی) تلاش كرد.
جـامعه اي كه قرار است حضرت مهدی (ع) و صالحان زمين در آن حكومت كنند(؟!) . اما درعين حال ؛ كشورها (ی عراق و افغانستان و اسرائیل) مورد تعرض قرار گيرند. جان و حيثيت و هستي افراد از ارزش ساقط شود؟ ... يا 12000 زندانی سیاسی را طی یکماه و بدون محاکمه اعدام کرد، و یا 3میلیون ایرانی را به جرم دگراندیشی مجبور به گریز از میهنشان کرد، و یا هر روزنامه و روزنامه نگاری را به خاطر دگراندیشی بست و کشت، و یا شاعران و نویسندگان را خفه کرد و در بیابانهای تهران انداخت؟! و یا گروههای تروریستی را به عراق و افغانستان فرستاد تا حکومتهای نوپای آنان را بیثبات کنند، و یا پول مردم گرسنهی ایران را به گروههای تروریستی حماس بخشید، و یا نفت مردم بیچارهی ایران را مجانی به سوریه داد؟ و با اعزام گروههای ترور به برلین و لندن و بن و پاریس، دگراندیشان ایرانی را ترور کرد، ویا اموال ایرانیان متواری را مصادره کرد و به تروریستهای منطقه بخشید؟ و یا...حريم مقدس خانههاي شهروندان شكسته گردد و شايد بيش از1400سال يك كشور به عقب برگردانده شود . با چه هزينهاي ؟ با صرف صدها ميليارد دلار از خزانهی يك كشور، و با اعزام دهها هزار از جوانان و پاسداران به عنوان سربازان اسلام ، قراردادن آنان در معرض كشتار و دور كردن آنان از خانواده هاي خود ، آلوده كردن دست آنان به خون ديگران و اعمال فشارهاي روحي و رواني به آنان به نحوي كه هر روز تعدادي از آنان خودكشي كنند و وقتي به كشور خود برمي گردند رنجور و افسرده باشند و با امراض گوناگون سر و كار داشته باشند . تعدادي نيز كشته شده و جنازه هاي آنان تحويل خانواده هاي آنان گردد.
به عشق تولید سلاحهاي كشتار جمعي، اين تراژدي بزرگ براي مردم كشور اشغال شدهی ایران اتفاق مي افتد .البته خمینی يك ديكتـاتور جنايتكار بود . خمینی. در تمام طول جنگ ايران و عراق مورد حمايت غرب بود .
آقاي رئيس جمهور؛
شايــد بدانيد من يك شاعرایرانی در تبعید هستـم . وجدان و شعور من مي پرسنــد اين اقدامات را چگونه مي توان با ارزشهاي صدر اين كلام، من جمله تعهد به آئين حضرت محمد (ع) تطبيق داد ؟
متهماني در زندان اوین و زندان گوهردشت کرج و خانههای امن وزارت اطلاعات و... در بند هستنـد كه محاكمه نمي شوند . به وكيل دسترسي ندارند . خانواده هاي آنان نمي توانند آنان را ببيننـد و هيچ نظارت بين المللي بر آنان نيست . معلوم نيست اينها زنداني هستند . اسير جنگياند ، متهم اند و يا محكوم ؟ من نتوانستم ربودن افراد و نگه داشتن آنان را در زندانهاي مخفي با هيچيك از نظامهاي قضايي دنيا تطبيق دهم و نفهميدم كه اين اقدامات با كداميك از ارزشهاي صدر اين مقال تطابق دارد . با تعليمـات حضرت محمد(ع) يا حقوق بشر يا ارزشهاي اسلامی.
جوانان ، دانشجويان و مردم در مورد پديده کشور امام زمان سئوالات زيادي دارند . حتما بعضي از آنها را شنيدهايد .
در طول تاريخ، كشورهاي زيادي اشغال شده اند اما از پديده هاي نوظهور عصر ما ، تاسيس يك كشور جديد با رهبرانی جديد است با نام ولی فقیه.
دانشجويان و مردم مي گويند 27 سال پيش چنين كشوري (کشور امام زمان) وجود نداشت . اسناد و كره جغرافيايي قديمي را نشان مي دهند و مي گويند هر چه جستجو مي كنيم كشوري به نام کشور امام زمان و کشور بقیت الله الاعظم نميبينيم .
مجبورم آنان را راهنمايي كنم تاريخ ایران را مطالعه كنند. يكبار يكي از دانشجويان گفت در طول جنگ ایران و عراق كه یک ميليون نفر در آن كشته شدند ، اخبار جنگ به سرعت از جانب متخاصمين منتشر مي شد و هر كدام پيروزي هاي خود و شكستهاي طرف مقابل را اعلام مي كردند. بعد از جنگ ادعا شد كه یک ميليون ایرانی كشتــه شده اند یک ميليون نفر كه با حداقل دو ميليون خــانواده نسبت داشتـه اند .
آقاي رئيس جمهور
در ایران رژيمي تاسيس شده است كه حتي به بچه ها رحم نميكند ، خانهها را بر سر مردم (و دراویش) خراب مي كند ، برنامه ترور شخصيتهاي ایرانی را از قبل اعلام مي كند و هزاران ایرانی را در زندانهـا نگهداري مي كنـد . چنين پديـده اي در قرون اخير كم نظير يـا بي نظير است .
سئوال بـزرگ ديگر بسياري از مردم اين است كه چرا چنين رژيمي مورد حمايت شما است ؟
آيا حمــايت از چنيــن رژيمي حمايت از تعليمات حضرت محمد (ع) يا حضرت مهدی (ع) و يا منطبق بر ارزشهاي اسلامی است . و آيا واگذار نمودن حق تعيين سرنوشت تمام سرزمين ایران به صاحبان اصلي آن كه در داخل و خارج ایران هستند ، اعم از زردشتیان و بهائیان و سکولارها و مسلمانان و يهوديان و مسيحيان ، با اصول دموكراسي و حقوق بشر و تعليمات انبياء منافات دارد ؟ اگر منافات ندارد چرا با همه پرسي مخالفت مي شود ؟
...
آقاي رئيس جمهور
مي دانيد با مردم زندگي مي كنم و دائم با آنان در تماس هستم بسياري از مردم ایران به نحوي با من تماس مي گيرند . آنان اينگونه سياستهاي چندگانه را با هيچ منطقي سازگار نمي دانند.
شواهد نشان مي دهد عموم مردم ایران ، هر روز نسبت به سياستهاي اعمال شده شما عصباني تر مي شوند . قصد من طرح سئوالات فراوان نيست امــا مي خواهم به چند نكته ديگر هم اشاره كنم .
...
من ترديدي ندارم كه در تمام جوامع بشري دروغ امر ناپسندي است و جنابعالي هم دوست نداريد كسي به شما دروغ بگويد.
آقاي رئيس جمهور
آيا مردم مختلف در ایران حق دارند بپرسند چرا با احزاب آنان در اين کشور مخالفت و در مقابل از كودتاگران طرفدار خمینی حمايت مي شود. چرا سايه تهديد دائمي بالاي سر آنان است ؟ و چرا سایتهای اینترنتی و وبلاگهای مردم را فیلتر میکنید؟
...
چرا ثروت عظيم و معادن ایران به يغما برده مي شود در حاليكه خود آنان بيش از ديگران نيازمند آن هستند . آيا چنين اقداماتي با تعليمات حضرت محمد و با حقوق بشر اسلامی منطبق است ؟
...
آقاي رئيس جمهور
واقعه شهریور (کشتار زندانیان سیاسی)1367 واقعهی هولناكي بود . كشتن بيگناهان در همه جاي دنيا تاسف بار و دردناك است . مردم ما همان موقع با اعلام تنفر از مسببين چنين وقايعي به بازماندگان حادثه تسليت گفت و اظهار همدردي كرد.
همه دولتها موظفند از جان و مال و آبروي شهروندان خود محافظت كنند . آن طور كه گفته مي شود دولت شما برخوردار از سيستم هاي امنيتي و حفاظتي و اطلاعاتي گسترده اي است . حتـي مخالفين خود را در خارج از مـرزها شكـــار مي كند . عمليات شهریور 1367 عمليات سادهاي نبود . آيا طراحي و اجراي آن عمليات بدون هماهنگي با سيستمهاي اطلاعاتي و امنيتي و يـا نفوذ گستـــرده در آن مـي توانست امكان پذير باشد ؟ البته اين يك احتمال عقلايي است . چرا ابعاد اين موضوع تا كنون مخفي مانده است ؟ چرا توضيح داده نمي شود چه كساني در اين حادثه كوتاهي كرده اند ؟ و چــرا مسببين و مقصرين معرفي و محــاكمه نمـي شوند؟
آقاي رئيس جمهور
از وظايف همه دولتها ايجاد امنيت و آرامش براي شهروندان است . مردم كشور ما و كشورهاي همجوارِ نقاطِ بحراني جهان چندين سال است احساس امنيت رواني ندارند. بعد از حادثه شهریور 1367 به جاي التيام رواني و آلام آسيب ديدگان و شهروندان ایرانی كه به شدت تحت تاثير حادثه بودند ، برخي رسانههاي حکومتی جو ناامني را دامن زدند و بطور مداوم از احتمال حملات تروريستي سخن گفتند و مردم را در ترس و وحشت نگه داشتند . آيا اين خدمت به مردم ایران است ؟ آيا خسارت ناشي از ترس و وحشت قابل محاسبه است ؟ تصور كنيد ، شهروندان ایرانی در همه جا احتمال حمله را مي دادند . در خيابانها ، درمحل كار و د رخانه احساس ناامني مي كردند . اين وضعيت را چه كسي مي پسندد؟ چرا رسانــه ها به جاي القاي آرامش و امنيت ، نا امني را القا مي كردند.
...
در منشورهاي رسانه اي ، اطلاع رساني درست و حفظ امانت در انتشار خبر ، يك اصل انساني و پذيرفته شده است . مايلــم تاسف عميق خود را از عدم تعهد رسانه هاي حکومتی به چنين اصلي اعلام كنم . بهانه اصلي در حمله به مردم وجود دگراندیشی بود . آن قدر اين موضوع تكرار شد تا مردم باور كنند و زمينه حمله به مردم نيز فراهم شود . آيا در فضاي ساختگي و دروغ ، حقيقت گم نمي شود؟ و آيا گم شدن حقيقت با معيارهاي پيش گفته سازگار است ؟ و آيا حقيقت ، نزد خدا هم گم مي شود ؟
آقاي رئيس جمهور
در همه كشورها مردم هستند كه هزينه دولتها را مي پردازند تا دولتها به آنان خدمت كنند . سئوال اين است كه ميلياردها دلار هزينه هاي ساليانه ارتش و سپاه، حزبالله لبنان و سوریه و حماس چه دست آوردي براي مردم داشته است ؟ جنابعالي اطلاع داريد در بعضي از ايـالات (استانهای) كشور ما مردم در فقر و تنگدستي هستند . هزاران نفر بي خانمان زندگي مي كنند . بيكاري معضل بزرگي است و اين مشكلات كم و بيش در ساير كشورها هم هست. آيا درچنين شرايطي آن حجم عظيم لشكرسازی و آن هزينههاي هنگفت از خزانه مردم توجيه پذير است و با اصول پيش گفته تطابق دارد ؟ آیا هزینه کردن میلیاردها دلار از نان سفرهی مردمی گرسنه برای تولید بمب هستهای که با آن بتوانید مردم ایران و جهان را به گروگان بگیرید کاری عاقلانه است؟
آقاي رئيس جمهور
آنچه گفتـه شد بخشي از دردهاي امروز مردم ایران است . اما كلام اصلي من كه شما حداقل بخشي از آن را تصديق خواهيد كرد اين است كه :
حاكمان دوران معيني دارند و پايدار نيستند ، اما نام و ياد آنان درتاريخ خواهد ماند و در آينده هاي نزديك و دور دائم در معرض قضاوت خواهند بود.
مردم خواهند گفت ، در دوران شما چه گذشته است . آيا براي مردم امنيت ، رفاه و آسايش آورده اید يا نا امني و بيكاري .
آيا مي خواستيد عدالت بر پا كنيد يا فقط از گروههاي خاصي حمايت كرديد و به قيمت فقر و تنگدستي عده زيادي از مردم ، عده اندكي را به ثروت و مقام رسانديد و رضايت آنان را بر رضايت خدا و مردم ترجيح داديد .
آيا از حقوق مردم و محرومين دفاع كرديد يا آنانرا ناديده گرفتيد .
آيا ازحقوق انسانها در سراسر جهان دفاع كرديد يا اينكه با تحميل جنگ و دخالتهاي غير قانوني در امور كشورها و با ايجاد زندانهاي مخوف عده اي را به بند كشيديد . آيا امنيت و صلح را براي جهان رقم زديد يا سايه تهديد و زور را در جهان گسترانيديد . آيـا به ملت خود و ساير مردم جهان راست گفتيد يا اينكه حقايق را وارونه جلوه داديد . آيا طرفـدار مردم بوديد يا طرفدار مال اندوزان و ستمگران . آيا درحكومت شما منطق ، عقل ، اخلاق ، صلح ، عمل به تعهدات ، گسترش عدالت ، خدمت به مردم ، رفاه و پيشرفت ، حفظ كـــرامت انساني مورد توجه بود يا زور اسلحـه ، تهديد ، نــاامني ، بـي توجهي به مردم ، عقب انداختن پيشرفت و تعالي ایران و پايمال كردن حقوق انسانها؟ و بالاخره خواهند گفت آيا به آنچه سوگند ياد كردید ، در خدمت به مردم كه وظيفه و تعهد اصلي شماست و به آئين پيامبران پايبند بوديد يا خير؟
آقاي رئيس جمهور
تا كي ایران مي تواند چنين وضعيتي را تحمل كند . با اين روند ، ایران به چه سمتي خواهد رفت ؟ - تـا كي مردم ایران بايد خســارت تصميمات نادرست حاكمان را بدهند ؟ - تا كي بايد سايه نا امني ناشي از انباشت سلاحهاي كشتار جمعي بر مردم ایران سايه افكند ؟ - تا كــي بايد خون كودكان و زنـان و مردان بر سنـگ فرش خيابانها و كوچه ها بريزد و خانه هاي مردم بر سر آنان خراب شود ؟ آيا جنابعالي از وضعيت امروز ایران راضي هستيد ؟ و آيا فكر مي كنيد سياستهاي جاري مي تواند ادامه يابد؟
آيا اگر به جاي ميلياردها دلار مخارج امنيتي ، نظامي و لشگر كشي اين ارقام صرف سرمايه گذاري و كمك به اقشار ضعيف ، توسعه بهداشت و مبارزه با امراض مختلف ، آموزش و بالا بردن توانمنديهاي فكري و جسمي ، كمك به آسيب ديدگان ناشي از بلاياي طبيعي ، ايجــاد اشتغال و توليد ، آباداني و رفع فقر و محروميت ، و صرف ايجاد صلـح ، رفع اختلافات بين كشورها ، خاموش كــردن جنگهاي قومي و نژادي و ... مي شد ، امروز ایران در چه موقعيتي بود ؟ و آيا دولت شما نيز احساس غرور و سربلندي نمي كرد؟ آيا موقعيت سياسي و اقتصادي دولت شما مستحكمتر نبود؟ با كمال تاسف مي گويم آيا نفرت فزاينده امروز مردم جهان نسبت به دولت ایران وجود داشت ؟
آقاي رئيس جمهور
قصد آزردن خاطر كسي را ندارم . آيا اگر امروز حضرت ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، اسماعيل ، يوسف و يا حضرت محمد (عليهم السلام ) حضور داشتند در مورد اين رفتارها چه قضاوتي داشتند؟ آيا در جهان موعود كه عدالت سرتاسر آن را فراخواهد گرفت و حضرت مهدی (ع) حضور خواهنـد يافت(؟!) به شما نقشي خواهنـد داد ؟ و آيا شما را خواهند پذيرفت ؟ سئوال كليدي من اين است ؛ آيا راه بهتري براي تعامل با ملت ایران و جهان وجود ندارد ؟
...
آقاي رئيس جمهور
(در اینجا آقای احمدینژاد دهها آیه از قرآن میآورد که تکرار آنها دردی را دوا نمی کند. لذا آنها را حذف کردم.)
جناب آقاي رئيس جمهور
نگــاهي به تاريخ نشان مي دهد كه اگر حكومتها در طريق ظلم و ستــم باشند نمـــي توانند پايدار بمانند . خداوند سرنوشت بشريت را به دست آنان نسپرده است . خداوند جهان و انسانها را رها نكرده است ، چه بسيار وقايعي كه بر خلاف خواست و تدبير حكومتها اتفاق ميافتد . وقايع نشان مي دهد دست قدرت برتري در كار است كه همه امور با اراده او رقم مي خورد (و آن دست مردم است!)
آقاي رئيس جمهور
آيا نشانه هاي تغيير و تحولات در جهان امروز قابل انكار است ؟
آيا اوضاع فعلي جهان با ده سال قبل را مي توان مقايسه كرد . تغييرات سريع و بسيار گسترده است . مردم جهان از وضعيت موجود (حکومت شما) راضي نيستند و كمتر به وعدهها و اظهارات حاكمان شما اعتماد مي كنند . مردم بسياري از نقاط ایران و جهان احساس ناامني مي كنند و با توسعه نا امني و جنگ مخالفند وسياستهاي چندگانه را نمي پذيرند . مردم نسبت به شكاف موجود بين ثروتمندان و فقرا و اقشار مرفه و فقير معترض هستند. مردم از فساد رو به تزايد ابراز تنفر مي كنند .
مردم ایران از اينكه بنيانهاي فرهنگي آنان در معرض تهاجم است و بنيان خانواده ها از هم مي پــاشد و از اينكه مهر و محبت ها كم شده است ناراحتند . مردم ایران به سازمانهاي دولتی خوشبين نيستند زيرا حقوق آنان توسط اين سازمانها استيفا نمي شود.
ادعای عدل وعدالت اسلامی شما نتوانسته بشر را به آرمانهاي خود نزديك كنند و امروز دو مفهومِ شكست خورده اند . ژرف انديشان و عقلاي عالم صداي فرو ريختن انديشه و نظامات اسلامی شما را به وضوح مي شوند. امروز توجه مردم ایران به سوي يك كانون اصلي ، رو به افزايش است و آن كانون دموکراسی و حقوق بشر و حکومتی سکولار است و صد البته مردم ...پيروز خواهند شد . سئوال جدي من اين است آيا شما نمي خواهيد آنان را همراهي كنيد (؟!) .
آقاي رئيس جمهور
شما چه بخواهيد و چه نخواهيد ، ایران به سمت دموکراسی و عدالت به پيش مي رود و اراده مردم بر همه چيز غلبه خواهد كرد .
میرزاآقاعسگری (مانی)
شاعر ونویسندهی تبعیدی ایرانی در آلمان
mani@nevisa.de
+
نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1385ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط آریا
|
جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، می گويد ديپلماسی همچنان بهترين راه برای حل مناقشه به وجود آمده بر سر فعاليت های هسته ای ايران است.وی روز سه شنبه 9 مه گفته است که ديپلماسی 'گزينه اول' در برخورد با ايران است.اين در حالی است که يک روز پيشتر محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، در نامه ای به آقای بوش که بخش هايی از آن روز سه شنبه توسط خبرگزاری ها منتشر شد، به نقد سياست های دولت آمريکا در جهان پرداخته و ايدئولوژی غربی و الگوی ليبرالیسم را شکست خورده دانسته بود.ارسال نامه از سوی رئيس جمهور ايران به رئيس جمهور آمريکا در ميانه بحران هسته ای ايران و در شرايطی که دو کشور سالهاست روابط ديپلماتيک ندارند، واکنش های بسياری را در رسانه های برانگيخت، اما برخی گزارش ها حاکی است که کاخ سفيد اعلام کرده قصد پاسخ دادن به نامه آقای احمدی نژاد را ندارد.
هم چنان احتمال تحریم ایران وجود دارد
به نقل از "رادیو فردا"
نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی گفت اگر حکومت ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف نکند، ممکن است چندماه دیگر مورد تحریم قرار بگیرد
گرگوری شولتی نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی گفت نامه 18 صفحه ای رئیس جمهوری اسلامی به بوش پاسخگوی نگرانی های اساسی جامعه بین الملل نیست. آقای شولتی گفت آمریکا نمی خواهد در حال حاضر شورای امنیت سازمان ملل متحد ایران را تحریم کند. به گفته وی اگر ایران حاضر به تعلیق غنی سازی اورانیوم نشود، ممکن است طی چندماه آینده اعمال تحریم علیه ایران عملی شود. آقای شولتی می گوید تهدید ایران برای خروج از پیمان منع گسترش سلاح های کشتار جمعی را جدی نمی گیرد. به گفته وی ایران در تحریک کردن خوبست اما بندرت آنرا عملی می کند.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
به گزارش خبرگزاري فرانسه، سخنگوي كاخ سفيد واشنگتن در باره نامه احمدی نژاد به رئیس جمهوری آمریکا اظهار داشت در این نامه اشاره ای به نگرانيهاي جامعه جهانی در باره رفتار رژیم تهران نشده است، از این رو موضع واشنگتن در قبال رژیم تهران مانند قبل است و تغییری در آن داده نخواهد شد.
اسكات مک كللن افزود جامعه جهانی تمايل دارد رژیم تهران رفتار خود را تغيير دهد و نگرانيهاي بينالمللي را رفع کند، جامعه بينالمللی نگران دستيابي رژیم تهران به تسليحات هستهاي است.
وی تصريح كرد در نامه احمدينژاد هيچ نکته ای در جهت رفع نگرانيهای آمریکا از جمله در زمینه مسائل مربوط به فعالیتهای هستهاي، حمایت از تروريسم و نقض حقوق بشر در ایران دیده نمی شود.
فرد جونز، سخنگوی مشاور امنیت ملی آمریکا نیز در این باره گفت نامه احمدی نژاد به خواست جامعه جهانی پاسخ نمی دهد.
جان نگروپونته، رئیس مرکز اطلاعات فدرال آمریکا نیز گفت نامه احمدی نژاد در واقع تلاشی برای تحت تاثیر قراردادن مذاکرات اعضای شورای امنیت در باره بحران هسته ای رژیم تهران است.
کوندالیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا نیز اظهار داشت ارسال این نامه کمکی به حل بحران هسته ای رژیم تهران نخواهد کرد.
|
در نشست 5+1 نیویورک درباره مسئله هسته ای ایران چه گذشت؟ |
|
به نقل از "خبرگزاری آریا" |
|
وزیران امورخارجه پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت و آلمان دوشنبه در هتل والدورف آستوریای نیویورک درباره مسئله هسته ای ایران مذاکره کردند.
به گزارش سرویس سیاسی آریا به نقل از رادیو فردا، مذاکرات شش وزیر که قرار بود رسما 45 دقیقه طول بکشد، دو ساعت ادامه یافت، و هیچکدام حاضر نشدند در پایان این مذاکرات به سئوالات خبرنگاران پاسخ دهند.
کاندویزا رایس ، سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا نیز گفت: این مذاکرات در سطح استراتژیک در باره پرونده حقوق بشری و حمایت ایران از سازمانهای تروریستی نیز بوده است.
لازم به توضیح است که وزیران امور خارجه این شش کشور، هنوز بر سرپیش نویس قطعنامه شورای امنیت که بر علیه ایران تنظیم شده است، به توافق نرسیده اند و چین و روسیه با تهدید ایران به اعمال مجازات هایی نظیر تحریم و اقدام نظامی موافقت نمی کنند.
ايران می تواند ويران شود
به نقل از"ایران ما"
هشدارشيمون پرز معاون نخست وزير اسرائيل به ايران -
شيمون پرز معاون نخست وزير اسرائيل به ايران هشدار داده است که اگر به تهديدات خود عليه دولت يهود ادامه دهد می تواند ويران شود.
آقای پرز گفت که محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران که خواستار محو اسرائيل از نقشه منطقه شده است بايد به ياد داشته باشد که کشور خودش هم می تواند ويران شود.
معاون نخست وزير اسرائيل همچنين از چين و روسيه خواست که به تلاشهايی بپيوندند که به رهبری آمريکا در جريان است تا تحريمهايی را عليه ايران به دليل برنامه هسته ای اش اعمال کند.
به گفته آقای پرز نشان دادن وحدت جهانی می تواند از هر نوع تهديدی جلوگيری کند.
شيمون پرز هفته پيش ضمن هشدار مشابهی به ايران گفت که کشورش دست صلح به سوی ايران دراز کرده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه وی گفت: "در عمق زمين يک سلاح کشتار جمعی به طور مخفيانه در حال آماده شدن است که دنيا و اسرائيل را تهديد می کند."
آقای پرز که پدر برنامه هسته ای اسرائيل خوانده می شود افزود: "ما از مقامات هسته ای ايران خواهان صلح هستيم و آنان را ترغيب می کنيم که از تحريکات هسته ای خود دست بردارند."
وی در عين حال هشدار داد: "به ياد داشته باشيد که اسرائيل قدرتمند است و می داند چگونه از خود دفاع کند
یک هیات آمریکایی به ایران سفر میکند
به نقل از"ايران ما" |
بنا بر گزارش سايت آفتاب یک هیات 22 نفره از نهادهای مدنی آمریکا با هدف رساندن پیام صلح و دوستی به ایران می آید. همزمانی این سفر با نامه احمدی نژاد رئیس جمهور ایران به جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا عملا پرونده هسته ای ایران را وارد فاز جدیدی می سازد.از قرار معلوم این هیات هیچ وابستگی سیاسی به دولت آمریکا ندارد.
با این حال در فضایی که گره کور پرونده هسته ای ایران می رود که کورتر شود و هر روز در کشورهای اروپایی، استرالیا و حتی آمریکا مردمی از این قبیل علیه حمله به ایران دست به تظاهرات می زنند قطعا ورود چنین هیاتی حتی اگر اعضاء آن سیاسی نباشد، پیام سیاسی به همراه خود دارد.
پیش از این خبر ورود یک هیات اقتصادی، فرهنگی از انگلستان مرتبط با انجمن خاورمیانه که فعالیتش توسعه مناسبات بازرگانی بریتانیا با کشورهای خارجی همزمان با تظاهرات ضد جنگ در میدان «یوستون Euston» اعلام شده بود.
طبیعتا انجام چنین سفرهایی در راستای تلطیف فضای موجود است. در واقع حضور هیاتهای اقتصادی از کشورهای تاثیر گذاری چون انگلیس در اروپا نشان دهنده چراغ سبزی برای بهبود مناسبات اقتصادی در صورت رفع تنش های سیاسی موجود است.
کامل کننده این تحرکات نامه احمدی نژاد به جرج بوش است. این نیز از آن دست اتفاقاتی است که در دوره احمدی نژاد رخ داده و در طول 27 سال گذشته سابقه نداشته است. در حالی که همه نگاهها متوجه مذاکرات مسئولان میانی دو کشور آن هم بر سر مسایل عراق بود خبر انتشار نامه در سطح عالی ترین مدیران اجرایی عرصه سیاست بین المللی را دچار شوک کرد.
خبر ورود هیات آمریکایی به ایران و نیز هیات اقتصادی انگلیس، و همچنین نامه احمدی نژاد به جورج بوش اگر چه سه رویداد مجزا نسبت به یکدیگر هستند اما پیام های آنها متحد و واحد ترجمه خواهد شد. پیامی که در تداوم با خشونت بار شدن فضا در عرصه بین المللی معنایی جز دعوت به آرامش ندارد.
اگر سرعت این رویدادها آنچنان سریع است که فرصت تغییر هر یک از این رویدادها و حتی تاثیر گذاری موثر آنها را خواهد گرفت اما تغییر و محتوای چگونگی شکل گیری گام های بعدی هر یک از طرف های بازی تاثیر گذار خواهد بود.
آیا می توان تحلیلی از ورود هیات صلح طلب به ایران در آستانه تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل ارایه داد؟ آیا می توان این تحولات را در کنار سخنان علی لاریجانی در ترکیه قرار داد که پس از تهدیدهای چند روز گذشته مسئولان گفته است: "خروج از پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای را مدنظر نداریم و خواستار حل دیپلماتیک مسائل هسته ای ایران هستیم؟" نشانه ها حاکی است به زودی اتفاقات مثبتی در پرونده هسته ای ایران رخ خواهد داد.
به نقل "از خبرنامه امیرکبیر"
بر طبق مصوبه جلسه ۵۷۹ مورخ ۱۶/۱۲/۸۴ به پیشنهاد دفتر مرکزی بسیج اساتید، شورای عالی انقلاب فرهنگی عضویت مسئول بسیج اساتید را در شورای فرهنگی دانشگاه تصویب کرد.
بدین ترتیب با ترکیب جدید که متشکل از رئیس دانشگاه، معاونت دانشجویی فرهنگی دانشگاه، نماینده انجمن اسلامی، نماینده نهاد رهبری، نماینده بسیج دانشجویی و مسئول بسیج اساتید آن دانشگاه است عملا دفاع از حقوق دانشجویان بسیار مشکل و یا حتی غیر ممکن می شود دادن سه حق رای به گرایشی خاص در واقع دادن حق وتو به آنها تلقی می گردد.
|
ادامه تحصیل حق دانشجواست...
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
پیمان عارف دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ی علوم سیاسی دانشگاه تهران که در پی اخراج غیر قانونی خود ازدانشگاه دست به تحصن و اعتصاب غذای نامحدود زده بود، ساعاتی پیش به دلیل وضعیت نامساعد جسمی به بیمارستان شریعتی انتقال یافت.
پیمان عارف فعال دانشجویی پیش از این از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب تهران به تحمل 18 ماه حبس تعزیری محکوم گشته بود و در حالی که پرونده وی برای رسیدگی مجدد به دادگاه تجدید نظر استان تهران ارجاع داده شده بود ، هفته ی گذشته وزیر علوم در اقدامی غیر قانونی با ارسال نامه ای به ریاست دانشگاه تهران خواهان اخراج وی از دانشگاه شد.این اخراج درشرایطی صورت میگیرد که وی درحال نوشتن پایان نامه ی تحصیلی خود و فراغت از تحصیل بوده است.
روز یکشنبه پس از صدور این حکم، دانشجویان معترض در دانشکده حقوق دانشگاه تهران دست به تحصن زده و خواستار لغو این حکم شدند. در جریان این تحصن نیز پیمان عارف توسط نیروهای حفاظت دانشگاه که قصد ممانعت از ورود وی به دانشگاه را داشتند مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
گفته میشود این نیروها متعلق به حفاظت سپاه میباشند که به تازگی برای سرکوب اعتراضات دانشجویی در دانشگاه مستقر شده اند .
همچنین امروز نیز در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تجمع اعتراض آمیز دیگری برگزار گردید و دانشجویان معترض در این تجمع خواهان لغو حکم اخراج پیمان عارف و مهدی امینی زاده و آزادی دکتر رامین جهانبگلو شدند.
این در حالی است که در طی چند روز گذشته تعدادی از دانشجویان دانشگاه شریف نیزبه دلیل اعتراضات دانشجویی به دفن شهدا در این دانشگاه در 22 اسفند ماه گذشته از سوی کمیته ی انضباطی احکام تعلیق و اخراج دریافت کرده اند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن محکوم نمودن موج جدید فشار، سرکوب و تهدید بر فعالین دانشجویی- سیاسی ، حمایت قاطع خود را از خواسته های دانشجویان اعلام نموده و خواهان لغو احکام صادره برای دانشجویان از سوی کمیته های انضباطی، بیدادگاههای انقلاب و .. است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com
دانشجويان دانشگاه تهران تجمع اعتراضي برپا كرده و با ماموران انتظامات دانشگاه درگیر شدند
در پي لغو مجوز سمينار «دموكراسي و زندگي روزمره» در دانشكده علوم دانشگاه تهران، دانشجويان اين دانشگاه تجمع اعتراضآميز برگزار كردند.
رضا قاضينوري، عضو انجمن اسلامي دانشكده مديريت دانشگاه تهران با بيان اين مطلب به خبرنگار "ايلنا"، افزود: صبح امروز به دليل لغو مجوز سمينار «دموكراسي و زندگي روزمره» كه قرار بود از سوي انجمن اسلامي دانشكده علوم دانشگاه تهران برگزار شود، دانشجويان در داخل دانشكده علوم تجمع كردند كه اين امر منجر به مضروب شدن يكي از اعضاي دفتر انجمن اسلامي دانشكده علوم دانشگاه تهران توسط رييس اين دانشكده شد.
وي افزود: دانشجويان معترض به طرف درب ورودي دانشكده علوم كه بسته شده بود، حركت كردند كه سبب درگيري با انتظامات دانشگاه شد.
به گفته قاضينوري هماكنون دانشجويان دانشگاه تهران در اعتراض به مضروب شدن يكي از اعضاي دفتر انجمن اسلامي دانشكده علوم در مقابل اين دانشكده تجمع كردند.
اوين دانشگاه شد و دانشگاه زندان (نويد احمدي )
به نقل از "روز آنلاین"
"من هيچکدام شما را نمي شناسم، شما اگر کارت دانشجويي اين دانشکده را داريد مي توانيد وارد شويد". اين را يکي از چندين مامور حراستي مي گويد که به صورتي غيرعادي دانشکده علوم اجتماعي را در اختيار گرفته اند. و ماموران ديگري از بقيه دانشجويان که پشت در مانده اند مي خواهد"از سد معبر بپرهيزند".
جمعيت فرياد مي زدند ما دانشجوي همين دانشکده هستيم، اما مامور حراست مي گويد: من فقط کارت دانشجويي مي شناسم. کسي بلندتر مي گويد:"آقا من دانشجوي همينجا هستم، اما کارتم توقيف شده است".
و مامور پاسخ مي دهد:"مي خواستي پسر خوبي باشي تا کارتت توقيف نشود".
ساعت به 9 صبح نزديک شده است، همان ساعتي بود که برگزار کنندگان سمينار علمي"دموکراسي و زيست روز مره" به عنوان زمان افتتاح سمينار اعلام کرده اند.
هنوز کسي نمي داند چرا در آهني دانشکده قفل است. يا اين ماموران حراست از کجا آمده اند؟ حتي دانشجويان دانشکده علوم اجتماعي نيز آنان را نمي شناسند. آن هم دانشکده اي که از جمله غير امنيتي ترين دانشکده هاي تهران بود، هر چند طي روز هاي اخير در همه دانشکده هاي تهران سختگيري هاي بيشتري اعمال ميشود.
جلوي دانشکده علوم اجتماعي تهران چند اتومبيل تويوتا نيروي انتظامي پارک شده و در ميان آنها افرادي با لباس شخصي و لباس ضد شورش نشسته اند.
طبق اخباري که در ميان دانشجويان به سرعت رد و بدل مي شود، نيروهاي نظامي و همچنين ماموران حراست دانشگاه طبق در خواست دکتر جمشيدي ها، رياست دانشکده به اينجا آمده اند تا دانشجويان را کنترل کنند.
سخنرانان پشت در
ساعت چند دقيقه از 9 گذشته است، چند استاد دانشکده علوم اجتماعي نيز اکنون به جمع کساني که نمي توانند وارد دانشکده شوند افزوده شده است.
دکتر حاتم قادري استاد همين دانشکده که قرار بود سخنراني افتتاحيه سمينار را انجام دهد پشت در مانده و کسي به او اجازه ورود نمي دهد.
دکتر معيد فر معاون دانشکده اکنون در جلوي در ايستاده تا دانشجويان را شناسايي کند، البته او بسياري را نمي شناسد وهر چه سعي مي کند برخي دانشجويان و حتي استادان را به خاطر نمي آورد.
در سالن ابن خلدون دانشکده که قرار بود سمينار برگزار شود دانشجويان زيادي جمع شده اند.همه تصميم به تحصن در مقابل دفتر دکتر جمشيدي ها، رياست دانشکده مي گيرند. او ابتدا سعي مي کند نشان دهد که آستانه تحملش بالاست. البته برخي استادان همچون دکتر تقي آزاد ارمکي هم از جمشيدي ها مي خواهند با دانشجويان مدارا کند تا وضع خراب تر نشود.
اما تحمل دکتر جمشيدي ها زياد نيست. عصباني مي شود و به سه دانشجو تعرض مي کند، دو پسر و يک دختر. رئيس دانشکده، با دانشجويان دست به يقه مي شود. دختر دانشجو سعي مي کند زماني که دکتر جمشيدي ها يقه اش را گرفته و او را به ديوار چسبانده، خود راکنترل کند. شايد هم مي خواهد حرمت استاد را نگاه دارد.
جمشيدي ها مي گويد:"اصلا شما حق نداريد سميناري تحت نام انجمن اسلامي برگزار کنيد، شما انجمن قانوني نيستيد".
دانشجويان مي گويند:"پس ما سمينار را در داخل اتاق انجمن اسلامي برگزار مي کنيم. آنجا که ديگر مطابق آيين نامه در اختيار ماست و نياز به مجوز ندارد".
اکنون ديگر اعضاي انجمن اسلامي جديد دانشکده که با چراغ سبز رياست دانشکده دو ماه زود تر از موعد مقرر فقط با 14 راي انتخاب شده اند خود را محق مي دانند که وارد شوند. بسيج دانشجويي هم ديگر وارد عمل شده است. اما هنوز درگيري خاصي ايجاد نشده جز همان که يک سويش دکتر جمشيدي ها بود.
دکتر تقي آزاد ارمکي از همه دانشجويان مي خواهد به تالار ابن خلدون بروند و در آنجا به گفت و گو بپردازند.
رضا عليجاني هم يکي از سخنرانان است. در همين موقع مي رسد. ماموران حراست به او اجازه نمي دهند وارد دانشکده شود. او هم از طريق موبايل براي دانشجوياني که در بوفه دانشکده تجمع کرده اند سخنراني مي کند و از جمله مي گويد: "حرکت دموکراسي خواهي در ايران يک دو ماراتن است نه دو صد متر،
بنابراين کساني که وارد اين حرکت مي شوند بايد روحيه و نفس کار دراز مدت را داشته باشند."
وي سپس در ادامه ضمن دعوت دانشجويان به ارامش مي گويد: "هر حرکتي بايد درازمدت و مداوم باشد. برخورد هاي آني و هيجاني اثري ندارد".
وي در پايان ضمن ابراز تاسف از برخورد هايي که مي شود مي گويد: "متاسفم از اينکه شعار جوان گرايي داده مي شود، اما با بهترين جوانان اين کشور به اين صورت بر خورد مي کنند".
هزينه هاي دانشجويي*
ساعت از يازده گذشته است، دانشجويان اکنون در تالار ابن خلدون، همانجا که قرار بود سمينار دموکراسي و زيست روزمره برگزار شود جمع شده اند و براي هم صحبت مي کنند.
مجتبي بيات که عضو شوراي مرکزي تحکيم وحدت است نيز براي دانشجويان حرف مي زند. خبر مي رسد که شب گذشته دکتر جمشيدي ها، رئيس دانشگاه شخصا به برخي از مدعوين سخنران مراسم تلفن زده و از آنان خواسته به سمينار نيايند. مي گويند او برخي را حتي تهديد به برخورد شديد کرده است.
با پخش اين حرف ها، اعتراض دانشجويان بالا مي گيرد. دانشجويان بيشتر از پانصد نفر هستند، و حدود 50 نفر هم نيروهاي نگهباني دانشگاه که با لباس سرمه اي و واکسيل در اطراف چرخ مي زنند. البته بيست نفري هم لباس شخصي هستند که کسي آنها را نمي شناسد.
تقي آزاد ارمکي آمده است تا دانشجويان را باز هم به خويشتن داري فرا خواند. ارمکي که قبلا رياست همين دانشکده را به عهده داشته در مقابل تهديد دکتر جمشيدي ها در مورد تعطيلي انجمن، گفته است :"هيچکسي نه حق دارد و نه مي تواند در انجمن را ببندد". وي حالا با دانشجويان حرف مي زند: "بياييد گله ها را تمام کنيم، به متشنج شدن فضا کمک نکنيم، گفت و گو کنيم و اين را در نظر داشته باشيم که همه چيز تمام نشده است بلکه هزار روز ديگر براي اعتراض دانشجويي زمان باقي است".
دکتر آزاد در خاتمه جمله اي مي گويد که دانشجويان برايش هورا مي کشند: "من مي خواهم اعلام کنم حضورم در اينجا بدان علت است که اگر قرار است دانشجو امروز هزينه اي متحمل شود اين هزينه بايد براي استاداني مثل من هم باشد".
در پايين و روي صندلي هاي تالار دکتر توسلي، دکتر فکوهي و برخي استادان ديگر نشسته اند. آزاد اين را گفت و رفت تا به گفت و گو با استادان و رياست دانشکده بپردازد.
در اين فاصله از معتمدي، دانشجويي که با 14 راي خود را رئيس شوراي مرکزي انجمن اسلامي مي داند درخواست شد تا نظراتش را بگويد. او و برخي از دوستان همراهش به شدت به دانشجويان پرخاش مي کنند و آنان را با الفاظ زشت خطاب قرار مي دهند. اعضاي بسيج دانشجويي هم به شدت براي رئيس جديد کف زده و تشويقش مي کند.
عاقبت معتمدي سخن مي گويد و از جمله اينکه: "ما هيچ تخلفي نکرديم، تخلف از اين انجمن عضو تحکيم بود. شما در حال ايجاد جو کاذب هستيد. کارهاي غير قانوني اين انجمن عضو تحکيم 8 ماه است که ادامه دارد. حالا ما آمديم و قانوني هم هستيم ".
او اشاره اي به اين نکته نمي کند که شوراي مرکزي جديد با راي 14 دانشجو از ميان 1300 دانشجوي دانشکده انتخاب شده است. در اين حال دکتر جمشيدي ها در حاليکه دکتر اباذري، دکتر آزاد، دکتر غفاري و حدود 50 نفر ماموران حراستي او را در بر گرفته اند وارد شد و مستقيما به سوي تريبون مي رود و مي گويد:" دانشجويان شما نبايد اينقدر تند عمل مي کرديد. حالا مثلا اين سمينار را برگزار نمي کرديد چه مي شد؟"
دانشجويي فرياد زد: "امروز شما به دختر دانشجويي اهانت کرديد. به علت اين کار حداقل بايد استعفا داد".
دکتر جمشيدي ها ادامه مي دهد: "اگر مي خواهيد به من نمره بدهيد امروز را فقط ملاک قرار ندهيد بلکه در مجموع به قضاياي يک سال اخير نگاه کنيد". وي سپس با لحن آشتي جويانه اي مي گويد:" حالا يک اشتباهي شده شما هم اينقدر سرسخت نباشيد".
او در حالي سخن مي گويد که دانشجويان فرياد مي زنند: "تهديد تلفني سخنرانان مراسم امروز، ندادن مجوز به مراسم امروز، اهانت به سه دانشجو، دعوت از نيروهاي امنيتي و لباس شخصي به داخل دانشگاه، دعوت از نيروي انتظامي براي حضور در مقابل دانشگاه، آوردن نيرو از کوي، برگزاري انتخابات صوري با 14 نفر و.. اينها همه يک اشتباه بود؟"
دکتر جمشيدي ها خطاب به آنان مي گويد: "بچه ها من مامور اجراي قوانيني هستم که کسان ديگري در بيرون از اينجا و توسط مقامات بالاتر تصويب کرده اند. تصميمات را ديگران مي گيرند ما فقط اجرا مي کنيم".
با بالا رفتن صداي اعتراض دوباره دانشجويان، دکتر ارمکي از آنها مي خواهد به خاطر علوم اجتماعي سکوت کنند.
حالا نوبت يک دانشجوست که سخن بگويد و پشت ميکروفن. دکتر جمشيدي ها قصد رفتن دارد، اما به خواست اباذري و ارمکي مي ماند و به حرفهاي دانشجوي دختر گوش مي دهد که از خرد دانشجويي مي گويد. دانشجويي از بسيج دانشجويي مي پرسد:" مگر بسيج ماموريت محافظت از دکتر جمشيدي ها را برعهده دارد؟" پاسخ مي گيرد: "خير، ما نمي خواستيم در گيري شود. قصد محافظت از کسي را نداشتيم".
عاقبت مهدي شيرزاد، عضو انجمن پشت تريبون قرار مي گيرد و از درخواست هاي دانشجويان براي خاتمه دادن مي گويد: "از دکتر جمشيدي ها مي خواهيم مسايل اين دانشکده در همين جا حل شود، براي انتخابات انجمن اسلامي هيات نظارتي تشکيل شود تحت رياست دکتر جمشيدي ها و يک استاد هم عضو آن باشد، دکتر جمشيدي ها نظرات اين انجمن را به رسميت بشناسد، تشکيل هيات 5 نفره دانشجويان با مسووليت مجتبي بيات و تحت نظر دکتر ارمکي که خواسته هاي دانشجويان را دنبال کند".
شيرزاد همچنين ادامه مي دهد: "ما حداقل 1300 دانشجو داريم که حدود 500 نفر آنهاعضو انجمن اسلامي هستند، آنوقت چگونه مي توان انتخاباتي با حضور تنها 14 نفر را به رسميت شناخت؟"
سپس دکتر اباذري تريبون را در دست مي گيرد و حرکت دانشجويان را ناشي از شور و ناپختگي مي داند و مي افزايد: "شما مثل همان رقصندگان هستيد در رمان ميلان کوندرا. پس برقصيد و به اين عصيان تن پاسخ دهيد". وي همچنين مي گويد:" شما امروز استادانتان را به هيچ گرفتيد. اشکالي ندارد. شايد من هم دلم مي خواست در آنجا پيش شما باشم، اما بياييد با هم صادق باشيم، در مورد اين اعتراض بزرگتر که شديد به هيچ مي انگاريدش، امروز روز شما بود، مبارکتان باشد".
مجتبي بيات، که از سخنان دکتر اباذري ناراحت شده بود گفت: "ما نمي رقصيم و اين حرکت ما را به تمسخر نگيريد. شما اگر خيلي شجاع بوديد از همکار و هم صنف خودتان دکتر جهانبگلو دفاع مي کرديد".
فريد هاشمي آخرين دانشجو بود که حرف زد و گفت:" تعجب مي کنم که وقتي نبايد هيچ دانشجو و هيچ خبرنگاري را راه بدهند طبق آن دستور از بالا عمل مي شود،اما خبرنگار صدا و سيما و ماموران لباس شخصي به راحتي و بدون کارت مي توانند بيايند و بروند و در دانشگاه هر کار مي خواهند بکنند".
وي افزود:" ما شنيده بوديم که اوين دانشگاه شده است، اما نمي دانستيم که دانشگاه مي تواند زندان شود. اين را هم از چند روز قبل فهميديم و ديديم، موتور سواراني با تهديد دربان به داخل دانشگاه مي آيند و قصد دارند همينجا در حياط دانشگاه به دست دانشجويي که معلوم نيست جرمش چيست و آن مامور از کجاست دستبند بزنندو...".
هاشمي اضافه مي کند: "همه را اخراج مي کنند اما کسي چيزي نمي گويد چرا؟ ما هيچ انجمني که توسط خود دانشجويان انتخاب نشده باشد را به رسميت نمي شناسيم".
ساعت به 4 عصر نزديک شده است. با انتشار بيانيه انجمن اسلامي دانشکده، که ميزبانان اين سمينار برگزار نشده بودند، همه چيز تا يکشنبه خاتمه يافت.
در قسمتي از اين بيانيه آمده است: "دانشجويان در مقابل اين اقدامات کار شکنانه منفعل نخواهند بود، دانشجويان خواهان تجديد نظر در رويه مسوولين دانشکده هستند و در صورت عدم تغيير در رويه فعلي باز خورد آن اقدامات ديگري از سوي دانشجويان خواهد بود".
مـــتـــن كـــامـــل نـــامـــه احــمـــدينـــژاد بـــه جـــرج بــوش
به نقل از وبلاگ "آرش کمانگیر"
http://sarzamineman.blogfa.com
«آقاي جورج بوش
رييسجمهور ايالات متحدهي آمريكا
براي مدتي است كه من فكر ميكنم چگونه كسي ميتواند تناقضات غير قابل انكاري را توجيه كند كه در فضاي بينالمللي وجود دارد كه همچنان به طور مداوم دربارهي آنها بهويژه در گردهماييهاي سياسي و در ميان دانشجويان دانشگاهها بحث و تبادل نظر ميشود. بسياري از سوالات بيپاسخ ماندهاند. اينها مرا وادار كرده است تا به بحث دربارهي برخي از تناقضات و سوالات با اين اميد كه بتواند فرصتي را براي اصلاح و جبران آنها فراهم كند بپردازم.
آيا كسي ميتواند پيرو عيسي مسيح (ع) پيامبر بزرگ خدا باشد،
احساس التزام به احترام به حقوق بشر كند،
ليبراليسم را به عنوان مدلي از تمدن ارايه كند،
مخالفت كسي را با اشاعهي سلاحهاي هستهيي و سلاحهاي كشتارجمعي اعلام كند،
"جنگ با ترور" را شعار خود بسازد،
و در آخر،
به سوي استقرار جامعهي بينالمللي واحدي رود – جامعهاي كه مسيح و پارسايان زمين روزي بر آن فرمانروايي كنند – اما در عين حال، كشورهايي را مورد حمله قرار دهد؛ جانها، شهرت و مايملك مردم را نابود كند و فرصت اندكي را ايجاد كند و اجازه دهد جنايتكاران، شهري كوچك يا براي مثال كل يك روستا يا شهر را به آتش بكشند،
يا به دليل احتمال وجود سلاحهاي كشتار جمعي در كشوري آن كشور اشغال شود، حدود يكصد هزار تن در آن كشته شوند، منابع آبي، كشاورزي و صنعتياش نابود شوند، نزديك به 180 هزار نيروي خارجي در آن مستقر گردند، حرمت حريمهاي خانهي شهروندان را بشكند و كشور را شايد 50 سال به عقب بازگرداند. به چه قيمتي؟ صدها ميليارد دلار از خزانهي يك كشور و چندين كشور مشخص ديگر خرج ميشود و دهها هزار تن از مردان و زنان جوان به عنوان نيروهاي اشغالگر در وضعيتي آسيبپذير دور از خانواده و عزيزانشان قرار ميگيرند، دستانشان به خون ديگران آلوده ميشود، مجبور هستند كه فشار رواني بسياري را تحمل كنند كه هر روزه برخي از آنها را به خودكشي وادار ميكند و برخي آنها را با افسردگي به خانه بازميگرداند و آنها با انواع بيماريها و ناراحتيها دست و پنجه نرم ميكنند. در حالي كه برخي از آنها نيز كشته شده و اجسادشان به خانوادههايشان بازگردانده ميشود.
در چارچوب وجود سلاحهاي كشتارجمعي، اين تراژدي به غرق شدن ملت كشور اشغال شده و كشور اشغالگر ميانجامد. سپس مشخص ميشود كه هيچ سلاح كشتار جمعي وجود نداشته است كه بر اساس آن اقدام را آغاز كرد.
البته صدام يك ديكتاتور جنايتكار بود. اما جنگ براي سرنگون كردن او به راه انداخته نشد. هدف اعلام شدهي جنگ، يافتن و نابود كردن سلاحهاي كشتار جمعي بود. او در راستاي هدفي ديگر سرنگون شد. با اين حال مردم منطقه از اين بابت خوشحالند. اين را خاطرنشان ميكنم كه در خلال سالهاي بسيار جنگ عليه ايران، صدام از سوي غرب مورد حمايت قرار گرفت.
آقاي رييسجمهور،
احتمالا ميدانيد كه من يك آموزگارم. دانشجويان من از من ميپرسند كه اين دست اقدامات چگونه با ارزشهاي اعلام شده در ابتداي اين نامه و اداي وظيفه در قبال سنن عيسي مسيح (ع) پيامبر صلح و بخشش، تطبيق دارد.
زندانياني در خليج گوانتانامو وجود دارند كه محاكمه نشدهاند، حقوق قانونيشان سلب شده، خانوادههايشان نميتوانند آنها را ببيند و آشكارا در سرزميني غريب خارج از كشور خودشان نگهداري ميشوند. هيچ نظارت بينالمللي بر وضعيت و سرنوشت آنها وجود ندارد. كسي نميداند كه آيا آنها زنداني، زنداني جنگي، متهم يا جاني هستند.
بازرسان اروپايي وجود زندانهاي مخفي را در اروپا تاييد كردهاند. من نميتوانم آدمربايي شخصي و بردن آن مرد يا زن به زندانهاي مخفي را با اصول هيچ سيستم حقوقي ارتباط دهم. براي آن موضوع من نميتوانم درك كنم كه چگونه چنين اقداماتي مطابق با ارزشهاي مطرح شده در ابتداي اين نامه به طور مثال، آموزههاي عيسي مسيح (ع)، حقوق بشر و ارزشهاي ليبرال مرتبط است؟
افراد جوان، دانشجويان دانشگاهها و مردم عادي سوالات بسياري را درخصوص پديدهي اسراييل دارند. من مطمئنم كه با برخي از آنها آشنا هستيد.
در طول تاريخ بسياري از كشورها اشغال شدهاند اما من فكر ميكنم استقرار كشوري جديد با مردمي جديد، پديدهاي جديد است كه منحصر به زمانهي ماست.
دانشجويان ميگويند كه 60 سال پيش چنين كشوري وجود نداشت. آنها نقشهها و كرههاي قديمي را نشان ميدهند و ميگويند شما هم مانند ما تلاش كنيد. ما قادر نبودهايم كشوري به نام اسراييل را بيابيم.
من به آنها ميگويم تاريخ جنگ جهاني اول و دوم را مطالعه كنيد. يكي از دانشجويانم به من گفت كه در جريان جنگ جهاني دوم كه بيش از دهها ميليون نفر جان خود را از دست دادند، اخبار مربوط به جنگ به سرعت از سوي طرفهاي در حال جنگ منتشر ميشد. پس از جنگ آنها ادعا كردند كه شش ميليون يهودي كشته شدهاند. شش ميليون انساني كه قطعا با دو ميليون خانواده وابستگي داشتهاند.
دوباره اجازه دهيد، فرض كنيم كه اين رخدادها حقيقت دارد. آيا اين به صورت منطقي ميتواند تاسيس كشور اسراييل در خاورميانه يا حمايت از چنين كشوري را توجيه كند؟
آقاي رييسجمهور،
من مطمئن هستم كه شما ميدانيد چگونه – و به چه هزينهاي – اسراييل ايجاد شد:
- چندين هزار نفر در اين فرآيند كشته شدند؛
- ميليونها تن از افراد بومي آواره گشتند؛
- صدها هزار هكتار از اراضي كشاورزي، باغات زيتون، شهرها و روستاها تخريب شدند.
اين تراژدي مختص به زمان استقرار اسراييل نيست و متاسفانه 60 سال است كه تاكنون جريان دارد.
رژيمي مستقر شده است كه هيچ رحمي را حتي براي كودكان قائل نيست، خانهها را در حالي كه ساكنانش هنوز در آن هستند، نابود ميكند، فهرست پيشدستانهاش و طرحهاي خود را براي ترور شخصيتهاي فلسطيني اعلام ميكند و هزاران تن از فلسطينيان را در زندان نگه ميدارد. چنين پديدهاي حتي در بعيدترين حالت ممكن در حافظهي تاريخي كنوني نيز منحصر به فرد است.
سوال مهم ديگري كه مردم ميپرسند اين است كه چرا اين رژيم مورد حمايت قرار ميگيرد؟
آيا حمايت از اين رژيم با آموزههاي عيسي مسيح (ع) يا موسي (ع) يا ارزشهاي ليبرال همخواني دارد؟
آيا ما اينگونه درك ميكنيم كه اجازه دادن به ساكنان اصلي اين سرزمينها – داخل و خارج از فلسطين – چه مسيحي، مسلمان يا يهودي باشند، براي تعيين سرنوشتشان در تضاد با اصول دموكراسي، حقوق بشر و آموزههاي پيامبران است؟ اگر نه، چرا چنين مخالفت گستردهاي با برگزاري همهپرسي انجام ميشود؟
دولت تازه انتخاب شدهي فلسطين اخيرا قدرت را در دست گرفته است. تمام ناظران مستقل تاييد كردهاند كه اين دولت برآمده از انتخابات است. به طور غير قابل باوري آنها دولت منتخب را زير فشار گذاشتهاند و به آن توصيه كردهاند كه رژيم اسراييل را به رسميت بشناسد، از مقاومت دست بردارد و برنامههاي دولت پيشين را دنبال كند.
اگر دولت فعلي فلسطين همان وضعيت سابق را در پيش ميگرفت، ملت فلسطين آن را انتخاب ميكرد؟ دوباره ميگويم آيا چنين موضعي در مخالفت با دولت فلسطين ربطي با ارزشهايي كه پيشتر مطرح شده است، دارد؟ مردم همچنين ميگويند "چرا تمام قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل در محكوميت اسراييل وتو ميشود؟"
آقاي رييسجمهور،
همان گونه كه شما به خوبي آگاه هستيد، من در ميان مردم زندگي ميكنم و در ارتباط مداوم با آنها هستم - بسياري از مردم خاورميانه نيز ميتوانند با من تماس داشته باشند- آنها به سياستهاي دوگانه اعتمادي ندارند. اين مشخص است كه مردم منطقه به صورت فزايندهاي از چنين سياستهايي خشمگين هستند.
من قصد ندارم كه سوالهاي زيادي را مطرح كنم، اما نياز است كه چند نكتهي ديگري را نيز يادآور شوم.
چرا هرگونه دستاورد تكنولوژيك و علمي در منطقهي خاورميانه به معناي تهديد عليه رژيم صهيونيستي تصوير و تعريف ميشود؟ آيا تحقيق و توسعهي علمي يكي از حقوق بنيادين ملتها نيست؟
شما با تاريخ آشنايي داريد. جداي از قرون وسطي در چه زمان ديگري از تاريخ پيشرفت علمي و فني جرم محسوب ميشده است؟ آيا احتمال اينكه دستاوردهاي علمي براي مقاصد نظامي مورد استفاده قرار گيرد، ميتواند دليلي كافي براي مخالفت با علم و فنآوري به صورت توامان باشد؟ اگر چنين پيشفرضي درست باشد بنابراين بايد با تمام قوانين علمي از جمله فيزيك، شيمي، رياضي، پزشكي، مهندسي و ... نيز مخالفت شود!
دروغهايي درخصوص موضوع عراق مطرح شده است. نتيجه چه بود؟ شكي ندارم كه دروغ گفتن در تمام فرهنگها نكوهيده است و شما هم دوست نداريد كه دروغ بشنويد.
آقاي رييسجمهور،
آيا ساكنان آمريكاي لاتين حق ندارند كه بپرسند چرا دولتهاي منتخبشان مورد مخالفت قرار ميگيرند و رهبراني كه از طريق كودتا بر سر كار آمدهاند، حمايت ميشوند؟ يا چرا آنها بايد به صورت مداوم مورد تهديد قرار بگيرند و در هراس به سر برند؟
مردم آفريقا، سختكوش، خلاق و مستعد هستند. آنها ميتوانند نقشي مهم و ارزشمند را براي تامين نيازهاي بشريت ايفا كنند و پيشرفت مادي و معنوي آن را ارتقا بخشند. فقر و مشقت در بخشهاي عظيمي از آفريقا مانع از تحقق چنين امري ميشود. آيا آنها حق ندارند بپرسند چرا ثروت عظيمشان - از جمله منابع معدني – با وجود اين حقيقت كه آنها بيش از ديگران به آن نياز دارند چپاول ميشود؟
مجددا ميگويم آيا چنين اقداماتي برآورندهي آموزههاي مسيح (ع) و معتقدات حقوق بشر است؟
مردم شجاع و مومن ايران نيز سوالات و گلايههاي بسياري دارند كه از آن جمله كودتاي 1332 و به تبع آن سرنگوني رژيم مشروع وقت، مخالفت با انقلاب اسلامي، تبديل سفارت به مقر حمايت از فعاليتهاي مخالفان جمهوري اسلامي (هزاران صفحه از اسناد بر اين ادعا صحه ميگذارند)، حمايت از صدام در جنگي كه عليه ايران به راه انداخت، مورد اصابت قرار دادن هواپيماي مسافربري ايراني، مسدود كردن داراييهاي ملت ايران، افزايش تهديدات، خشم و نارضايتي و همچنين مخالفت با پيشرفت علمي و هستهيي ملت ايران (درست زماني كه تمام ايرانيها خوشحال از پيشرفت كشورشان هستند) و بسياري از گلايههايي ديگر كه من در اين نامه به آن اشاره نميكنم.
آقاي رييسجمهور،
يازده سپتامبر واقعهي فجيعي بود. كشتار بيگناهان در تمامي نقاط جهان اسفبار و وحشتناك است. دولت ما به سرعت انزجار خود را از ترتيبدهندگان اين واقعه ابراز كرد و ضمن ابراز تسليت با بازماندگان، با آنها ابراز همدردي كرد.
تمام دولتها وظيفه دارند كه از جان، مال و شأن شهروندانشان محافظت كنند. گفته ميشود كه دولت شما سيستمهاي امنيتي، حفاظتي و اطلاعاتي گستردهاي را به خدمت گرفته است و حتي مخالفانش در خارج را نيز دستگير ميكند. يازده سپتامبر عمليات سادهاي نبود. آيا ميتوانست بدون هماهنگي با سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي طرحريزي و اجرا شود؟
البته اين يك حدس و گمان دانشگاهي است؛ چرا جنبههاي اين حمله مخفيانه باقي مانده است؟ چرا چيزي در رابطه با آنكه چه كسي مسووليت اين حملات را بر عهده گرفته است، به ما گفته نميشود؟ و چرا آنها كه مسوول و مقصر شناخته شدند، مورد محاكمه قرار نگرفتند؟
تمام دولتها وظيفه دارند كه امنيت و آرامش ذهني را براي شهروندانشان فراهم كنند. چندين سال است مردم كشورتان و همسايگان نقاط دردسرخيز جهان آرامش ندارند. پس از يازده سپتامبر به جاي ترميم احساسات جريحهدار شده بازماندگان و مردم آمريكا - كه به طور گستردهاي متاثر از حملات بودند - برخي از رسانههاي غربي صرفا به تشديد فضاي ترس و ناامني پرداختند؛ برخي به طور مداوم دربارهي احتمال حملات تروريستي جديدتر صحبت كردند و مردم را در وحشت نگه داشتند. آيا اين خدمتي به مردم آمريكاست؟ آيا امكان محاسبهي خسارات ناشي از ترس و دلهره وجود دارد؟
شهروندان آمريكا در ترس مداوم از حملات تازهاي زندگي كردند كه ميتوانست هر لحظه و در هر مكاني رخ دهد. آنها در خيابانها، محل كارشان و خانه احساس ناامني داشتند. چه كسي از چنين وضعيتي خوشحال است؟ چرا رسانهها به جاي انتقال احساس امنيت و فراهم كردن آرامش ذهني به افزايش احساس ناامني دامن زدند؟
برخي معتقدند اين جنجالسازيها راه را براي حملهاي به افغانستان - و حتي توجيه آن - باز كرد.
دوباره بايد به نقش رسانه اشاره كنم. در منشور رسانهيي، انتشار اطلاعات صحيح و گزارشدهي صادقانهي ماجرا از اصول اعتقادي است. من تاسف عميقم را از بيتوجهي كه برخي رسانههاي مشخص غربي نسبت به اين اصول نشان دادند ابراز ميكنم. بهانهي اصلي براي حمله به عراق وجود سلاحهاي كشتار جمعي بود. اين به طور مداوم تكرار شد - و به افكار عمومي القا شد تا در نهايت باور كنند-– و زمينه براي حمله به عراق مهيا گشت.
آيا حقيقت در يك فضاي ساختگي و گمراهكننده گم نميشود؟
مجددا اگر اجازه داده شود كه حقيقت گم شود، چگونه ميتوان آن را با ارزشهاي فوقالذكر وفق داد؟ آيا حقيقت نزد قادر مطلق نيز قابل پنهان كردن است؟
آقاي رييسجمهور،
در كشورهاي اقصي نقاط جهان شهروندان تامينكنندهي هزينههاي دولت هستند تا دولتشان در مقابل قادر باشد به آنها خدمت كند.
سوال اينجاست كه "صدها ميليارد دلار پولي كه سالانه براي جنگ عراق هزينه شد چه حاصلي براي شهروندان داشت؟"
همانطور كه جنابعالي آگاهيد، در برخي از ايالتهاي كشور شما مردم در فقر به سر ميبرند. چندين هزار بيخانمان و بيكار مشكلي عمده در كشورتان به شمار ميرود. البته اين مشكلات كمابيش در ساير كشورها نيز وجود دارد. با در نظر گرفتن اين شرايط آيا هزينههاي سرسامآور جنگ كه از جيب ملت پرداخت ميشود ميتواند توجيهكننده و در راستاي اصول پيشتر مطرح شده باشد؟
آنچه ذكر آن رفت، برخي از گلايههاي مردم سراسر جهان، منطقه ما و كشور شما است. اما قصد اصلي من - كه اميدوارم تا حدي با آن موافق باشيد – بدين شرح است:
آنها كه در مسند قدرت قرار دارند براي زمان مشخصي بر سر كارند و نميتوانند به صورت نامحدود حكومت كنند اما نام آنها در تاريخ ثبت ميشود و به طور مداوم در آينده نزديك و دور مورد قضاوت قرار ميگيرند.
مردم دوران رياست جمهوري ما را مورد ارزيابي قرار ميدهند.
آيا ما توانستيم صلح امنيت، سعادت را براي ملتمان به ارمغان بياوريم يا اينكه مسبب ناامني و بيكاري بودهايم؟
آيا ما قصد استقرار عدالت را داشتيم يا اينكه صرفا در راستاي حمايت از منافع گروههايي خاص گام برميداشتيم، يا با اعمال زور بر بسياري از مردمي كه در فقر و مشقت زندگي ميكنند قصد داشتيم عده قليلي را ثروتمند و قدرتمند كنيم- و در نتيجه تاييد مردم و قادر متعال را با منافع آنها معاوضه كنيم؟
آيا ما از حقوق مستضعفان دفاع ميكرديم يا آنها را ناديده ميگرفتيم؟
آيا ما از حقوق تمام انسانها در سراسر جهان دفاع ميكرديم يا برايشان جنگ بر ميافروختيم، به صورت غير قانوني در امور آنها مداخله، زندانهاي جهنمي برايشان ايجاد و آنها را محبوس ميكرديم.
آيا ما صلح و امنيت را براي جهان به ارمغان آورديم يا طيفي از تهديد و ارعاب را برميانگيختيم؟
آيا ما حقايق را به مردممان و ساير مردم جهان ميگفتيم يا نسخهي تحريف شدهي آن را در اختيارشان قرار ميداديم؟
آيا ما طرف ملت بوديم و يا اشغالگران و متجاوزان؟
آيا دولت ما رفتاري منطقي، عقلاني، اخلاقمدار، صلحجويانه، وظيفهمدار، عدالتمحور، خدمترسان به مردم را در پيش گرفت و عامل سعادت، پيشرفت و احترامگذار به عزت مردم بود و يا به نيروي اسلحه، ارعاب، ناامني، بياعتنايي به انسانها، تاخير در روند پيشرفت و تعالي ساير ملل و نقض حقوق ملتها گرايش داشت و دست آخر آنها دربارهي ما اينگونه قضاوت خواهند كرد كه آيا ما صادق به سوگند خود در حين قرار گرفتن بر مسند كار مبني بر خدمترساني به مردم كه وظيفهي اصلي ما و سنت پيامبران است پايبند مانديم يا خير؟
آقاي رييسجمهور،
چه مدت ديگر جهان ميتواند چنين وضعيتي را تحمل كند؟
اين موج، جهان را به كدام سو هدايت خواهد كرد؟
چه مدت مردم جهان بايد هزينهي تصميمات اشتباه برخي رهبران را پرداخت كنند؟
چه مدت ديگر طيف ناامني كه از جانب انبارهاي سلاحهاي كشتارجمعي ايجاد شده است مردم جهان را به خود مشغول خواهد كرد؟
چه مدت ديگر خون زنان، مردان و كودكان بيگناه در خيابانها ريخته ميشود و منازل مردمان بر سرشان خراب ميشود؟ آيا شما از وضعيت موجود جهان رضايت داريد؟
آيا فكر ميكنيد سياستهاي فعلي موجود ميتواند ادامه يابد؟
اگر ميلياردها دلاري كه خرج امنيت، نبردهاي نظامي و انتقالات نيروها شده است خرج سرمايهگذاري و ياري كشورهاي فقير، ارتقاي سلامت، مبارزه با امراض گوناگون، تحصيل و بهبود وضعيت ذهني و جسمي، ياري رساني به قربانيان بلاياي طبيعي، ايجاد فرصتهاي شغلي و توليدي، پروژههاي توسعهاي و فقرزدايي، استقرار صلح، ميانجيگري در بين كشورهاي در حال مناقشه و خاموش كردن شعلههاي مناقشات نژادي، قومي و ساير مناقشات ميشد جهان ميتوانست همان گونه كه امروز هست، باشد؟ آيا دولت شما و مردم شما به صورت توجيهپذيري از اين بابت به خود نميباليدند؟ آيا وضعيت سياسي و اقتصادي دولت شما از وضعيت كنوني مستحكمتر نبود؟ و من بسيار متاسفم كه بايد بگويم آيا در اين صورت، نفرت فزايندهي جهاني از دولتهاي آمريكايي باز هم وجود داشت؟
آقاي رييسجمهور،
قصد ندارم كه كسي را ناراحت كنم.
اگر ابراهيم، اسحاق، يعقوب، اسماعيل، يوسف يا عيسي مسيح (ع) امروز با ما بودند چگونه دربارهي چنين رفتاري قضاوت ميكردند؟ آيا به ما نقشي براي ايفاي آن در جهان موعود كه عدالت در آن جهاني خواهد شد و عيسي مسيح (ع) در آن حاضر خواهد شد داده ميشد؟ آيا اصولا آنها ما را قبول ميكردند؟
سوال بنيادين من اين است: آيا راه بهتري براي تعامل با ساير كشورهاي جهان وجود ندارد؟ امروز هزاران ميليون مسيحي، هزاران ميليون مسلمان و ميليونها نفر از پيروان آموزههاي موسي (ع) در جهان زندگي ميكنند. تمام اديان الهي به توحيد يا اعتقاد به خداي واحد و نه هيچ كس ديگر در جهان احترام ميگذارند.
قرآن كريم در اين لغت مشترك تاكيد ميكند و از پيروان اديان الهي ميخواهد و ميگويد (سوره 3 آيه 64): اي اهل كتاب! بياييد از آن كلمهي حق كه ميان ما و شما يكسان است و برحق ميدانيم پيروي كنيم و آن كلمه اين است كه بهجز خداي يكتا هيچكس را نپرستيم و چيزي را شريك او قرار ندهيم و برخي را به جاي ربوبيت تعظيم نكنيم. اگر روي گرداندند بگوييد: كه ما تسليم فرمان خداونديم.
آقاي رييس جمهور،
بر اساس آيات الهي، همهي ما به عبادت يك خدا و پيروي از آموزههاي پيامبران الهي خوانده شدهايم.
"كه خداي واحدي را كه فراتر از همهي قدرتهاي جهان است، عبادت كنيم و بتوانيم كارهايي را انجام دهيم كه وي خشنود شود."
"خدايي كه پيدا و پنهان ، گذشته و آينده را ميداند و ميداند كه در قلب بندگانش چه ميگذرد و كردار آنان را ثبت ميكند."
"خدايي كه مالك بهشت و زمين است و همهي جهان محضر اوست."
"طرح جان به دستان او صورت گرفته و به بندگانش مژدهي رحمت و آمرزش گناهان را داده است."
"او همراه ستمديدگان و دشمن ستم گران است ."
"او رحمان و رحيم است، او يار مومنان است و آنها را از تاريكي به سوي نور رهنمون ميشود."
" او شاهد كارهاي بندگانش است و از آنها ميخواهد كه كارهاي خوب انجام دهند و در صراط مستقيم بمانند و پا برجاي باشند."
" او از بندگانش ميخواهد كه به پيام پيامبرانش توجه كنند و او شاهد كردار آنهاست."
"پايان بد صرفا از آن كساني است كه زندگي اين جهان را برگزيدهاند، نافرماني كردهاند و به بندگان خدا ستم روا داشته اند."
"و بهشت خوب و جاودان از آن بندگاني است كه از عظمت او ميترسند و از هواي نفس خود پيروي نميكنند."
ما باور داريم كه بازگشت به آموزههاي پيامبران الهي تنها راهي است كه به رستگاري منجر مي شود.
ما همچنين باور داريم كه عاليجناب از آموزه هاي عيسي (ع ) پيروي ميكنيد و به وعدهي الهي حكومت عدل بر روي زمين باور داريد.
ما نيز معتقديم كه عيسي مسيح (ع ) يكي از پيامبردان بزرگ قادر مطلق بود، نام او مكررا در قرآن مورد ستايش قرار گرفته است؛ به طور مثال در قرآن نقل شده است: مسلما الله خداي من و خداي توست، بنابراين بايد بندگي او را به جا بياوريد، اين راه درست است.
خدمت رساني به قادر مطلق و اطاعت از او باور همهي پيامبران آسماني است.
خداي همه در اروپا، آفريقا، آمريكا، اقيانوسيه و بقيهي جهان، يكتاست.
او خداي قادري است كه ميخواهد راهنمايي كند و به همهي بندگانش بزرگي ببخشد.
او به انسانها عظمت بخشيده است.
افزون بر اين، ما در كتاب مقدس ميخوانيم "خداي قادر به پيامبرانش معجزه و نشانههاي روشن داده تا مردم را راهنمايي كنند و براي آنها نشانههاي آسماني بفرستند و آنها را از گناه و آلودگي تهذيب كنند و كتاب و ميزان را فرستاده تا مردم به عدالت روي آورده و از طغيان دوري كنند."
و آيات بالا را ميتوان در همهي كتابهاي آسماني مشاهده كرد.
پيامبراي الهي وعده داده اند، روزي فرا خواهد رسيد كه انسانها در محضر قادر مطلق گرد ميآيند و در آنجا به كردارشان پرداخته خواهد شد.
درستكاران به مكاني امن رهنمون ميشوند و بدكاران با كيفر آسماني روبرو خواهند شد. هردوي ما به چنين روزي باور داريم، اما ارزيابي اقدامات حكمرانان آسان نخواهد بود، زيرا ما بايد پاسخگوي ملتهايمان و همهي آنها كه زندگي شان به طور مستقيم يا غير مستقيم تحت تاثير اقدامات ما قرار گرفته است، باشيم.
همهي پيامبران، از صلح و آسايش براي انسانها، بر اساس توحيد، عدالت و احترام به مقام انساني سخن گفته اند.
آيا شما فكر نميكنيد كه اگر همهي ما به اين باور برسيم و از اين اصول پيروي كنيم كه توحيد، پرستش خدا، عدالت، احترام به شان انساني، باور به آخرت است، ميتوانيم بر مشكلات كنوني جهان - كه محصول نافرماني از خداي قادر و آموزه هاي پيامبران است- غلبه كنيم و نقش خود را خوب بهبود بخشيم؟
آيا شما فكر نمي كنيد كه باور به اين اصول صلح، دوستي و عدالت را ارتقا ميدهد و آنها را تضمين مي كند؟
آيا شما فكر نمي كنيد كه اصول مذبور و ساير اصول نانوشته به صورت جهاني مورد احترام هستند؟
آيا شما اين دعوت را نخواهيد پذيرفت؟ كه بازگشتي حقيقي به آموزههاي پيامبران است، براي توحيد و عدالت، براي حفظ شان انساني و اطاعت از قادر مطلق و پيامبرانش؟
آقاي رييس جمهور،
تاريخ به ما مي گويد كه حكومتهاي ظالم و ستمگر باقي نمي مانند. خدا سرنوشت انسانها را به خودشان سپرده است.
قادر مطلق جهان و انسان را به حال خود رها نكرده است. خيلي از چيزها بر خلاف خواستها و طرحهاي حكومتها رخ داده است. اين به ما مي گويد كه قدرتي بزرگتر در كار است و همهي رخدادها توسط او تعيين شده است.
آيا كسي ميتواند نشانههاي تغيير جهان امروز را انكار كند؟ آيا امروز اوضاع جهان با يك سال پيش قابل مقايسه است؟ تغييرات با سرعت و با گامي متلاطم رخ ميدهد.
مردم جهان از وضع موجود شادمان نيستند و به وعده ها و نظراتي كه توسط برخي از رهبران منفور جهان ارايه مي شود، توجهي نميكنند.
بسياري از مردم سراسر جهان احساس ناامني مي كنند و با گسترش جنگ و ناامني مخالفند و سياستهاي مشكوك را نمي پذيرند و تاييد نمي كنند.
مردم به شكاف فزاينده ميان دارا و ندار و كشورهاي غني و فقير اعتراض مي كنند.
مردم از فساد فزاينده بيزارند.
مردم بسياري از كشورها نسبت به حمله به بنياد فرهنگها و از هم پاشيدگي خانواده هايشان عصباني هستند. آنها همچنين از محو شفقت و پروا بيمناكند.
مردم جهان به سازمانهاي بين المللي ايمان ندارند، زيرا توسط اين سازمانها از حقوق آنها طرفداري نمي شود.
ليبراليسم و دموكراسي به سبك غربي قادر نبوده است كه به تشخيص آرمانهاي انساني كمك كند.
امروز اين مفاهيم شكست خورده است. افراد با بصيرت اكنون صداي فروپاشي و سقوط اين ايدوئولوژي و انديشههاي نظام ليبرال دموكراسي را ميشنوند.
ما به طور فزايندهاي مردم جهان را مي بينيم كه به يك نقطهي كانوني اصلي - كه قادر مطلق است در حال گرد آمدن هستند.
بدون شك، مردم از طريق ايمان به خدا و آموزه هاي پيامبران مي توانند بر مشكلاتشان فائق آيند.
سوال من از شما اين است: آيا شما مي خواهيد به آنها ملحق شويد؟
آقاي رييس جمهور،
چه ما خوشمان بيايد يا نه، دنيا در حال حركت به سوي ايمان به قادر متعال و عدالت است و خواست خداوند بر همه چيز غلبه پيدا خواهد كرد.
والسلام علي من التبع الهدي
محمود احمدي نژاد
رييس جمهور جمهوري اسلامي ايران»
+
نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت1385ساعت 7:1 قبل از ظهر  توسط آریا
|
چین اعلام کرد علیرغم مخالفت با استناد به اصل هفتم منشور سازمان ملل در قطعنامه شورای امنیت علیه ایران، قصد وتوی آن را ندارد
]چین و روسیه، دو عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل، روز دوشنبه باردیگر با اشاره به اصل هفتم منشور سازمان ملل در قطعنامه پیشنهادی فرانسه و بریتانیا برای برخورد با ایران موافقت نکردند. برپایه این اصل حکومت ایران می تواند تحریم و حتی اقدام نظامی قرار گیرد. ونگ گوانگیا، سفیر چین گفت استناد به اصل هفتم برای الزام آورکردن قطعنامه های شورای امنیت لازم نیست، ولی بسیاری از حقوقدان بینالمللی گفتند استناد به این اصل تنها راه الزامآور کردن قطعنامه است. در هر حال، چین اعلام کرد که قصد وتوی قطعنامه را ندارد. قطعنامه در صورتی که 9 رای بیاورد، حتی با رای ممتنع چین و روسیه قابل تصویب و لازم الاجرا خواهد بود. معلوم نیست آیا محتوای نامه ارسالی رئیس جمهوری اسلامی، به رئیس جمهوری آمریکا، چنانکه سخنگویان رسمی حکومت ایران ادعا کردند، راه حلی در بر داشته باشد.
شيراك و مركل خواستار صدور قطعنامهاي براي الزام ايران به توقف غنيسازي شدند
به نقل از "خبرگزاري كار ايران"
رييسجمهور فرانسه و صدر اعظم آلمان خواستار صدور قطعنامهاي از سوي سازمان ملل متحد شدند كه ايران را به توقف همه فعاليتهاي فرآوري و غنيسازي اورانيوم ملزم كند.
به گزارش سرويس ديپلماتيك خبرگزاري كار ايران (ايلنا)، "ژاك شيراك" و "آنگلا مركل" در گفتوگوي تلفني توافق كردند كه شوراي امنيت سازمان ملل متحد بايد قطعنامهاي تصويب كند كه درخواست آژانس بينالمللي انرژي اتمي را مبني بر توقف غنيسازي اورانيوم از سوي ايران اجباري كند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، مكالمه تلفني شيراك و مركل در شرف نشست وزراي خارجه پنج عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل متحد به همراه آلمان انجام شد.
به نقل از "بی بی سی"
محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، نامه ای را برای جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا ارسال داشته است.روز دوشنبه، 8 مه، غلامحسين الهام، سخنگوی دولت، در نشست خبری هفتگی خود گفت که آقای احمدی نژاد با ارسال نامه ای برای رييس جمهوری آمريکا ضمن تحليل وضعيت جهانی و ريشه يابی مشکلات، راه های جديدی برای برون رفت از شرايط شکننده موجود جهانی ارايه کرده است. به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - سخنگوی دولت يادآور شده است که آقای ا! حمدی نژاد در کنفرانس خبری اخير خود گفته بود که تصميم دارد به مناسبت سال پيامبر اسلام، برای سران برخی از کشورها نامه بنويسد. آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، سال جاری شمسی را سال پيامبر اسلام نامگذاری کرده است.صادق صبا، تحليلگر مسايل ايران در بی بی سی، می گويد: "تازمانی که محتوای اين نامه مشخص نشود، دشوار است که درباره اهميت آن بتوان قضاوت کرد. ولی با توجه به اينکه آقای احمدی نژاد از زمانی که بر سر کار آمده آمريکا و اسراييل را مسبب همه مشکلات جهان می داند، بعيد است که او در اين نامه خواهان حل مشکلات دو طرف شده باشد."
آمریکا اعلام کرد هرنوع مذاکره با حکومت ایران به توقف کامل غنی سازی اورانیوم موکول می شود
در واکنش به نامه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، اسکات مکللن، سخنگوی کاخ سفید گفت تعلیق غنی سازی اورانیوم پیش شرط اصلی هرگونه مذاکره احتمالی با ایران است.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
به گزارش خبرگزاری فرانسه، کاخ سفید واشنگتن پس از دریافت نامه احمدی نژاد و آگاهی از محتوی آن اعلام کرد ارسال این نامه به رئیس جمهور آمریکا، موجب تغییر مواضع ایالات متحده در قبال پرونده هسته ای رژیم تهران نخواهد شد.
فرد جونز، سخنگوی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در این باره گفت در نامه احمدی نژاد هیچ پاسخی به مسایل و مشکلاتی که میان رژیم تهران و جامعه بین المللی وجود دارد، دیده نمی شود.
وی افزود در این نامه هیچ نکته تازه ای در باره نگرانی های دولت آمریکا بخصوص در زمینه فعالیتهای هسته ای و حقوق بشر وجود ندارد.
سخنگوی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در ادامه گفت متن این نامه در واقع یک سری کلی گويی در مورد اظهارات اخیر رژیم تهران در زمینه حق دستیابی به انرژی هسته ای است و هیچ اثری از عقب نشینی رژیم تهران از مواضع کنونی اش در آن دیده نمی شود.
به نقل از "روز آنلاین"
تنها هفته اي پس ازآنکه محمود احمدي نژاد اعلام کرد حضور زنان در استاديوم هاي ورزشي بلامانع است، سخنگوي دولت اعلام کرد که به گفته رهبر انقلاب، نظر مراجع در اين خصوص بايد محترم شمرده شود. بدين ترتيب خوشحالي زناني که طي سالهاي گذشته در چندين مرحله مختلف به تلاش براي رساندن صداي خود به مسئولين و رفع تبعيض براي رفتن به مکان هاي ورزشي وبه خصوص شرکت در بازهاي ملي پرداخته بودند، ديري نپاييد.
به دنبال سخنان محمود احمدي نژاد در خصوص حضور زنان در استاديوم هاي ورزشي برخي از مراجع از جمله آيت الله فاضل لنکراني به مخالفت با اين تصميم پرداختند وآن را حرام شمردند. اظهارنظر محمود احمدي نژاد که همزمان با طرح ارشاد پليس براي کنترل لباس زنان در معابر عمومي انجام شد، توجه جامعه زنان رابه خود مشغول داشت واز آن به عنوان رويکردي جديد در مسائل مربوط به حوزه زنان نام برده شد. پس ازآن جواد شمقدري مشاور هنري احمدي نژاد دريکي از سخنراني هاي خود نظر مراجع را دراين نظرغير کارشناسي خواند موضوعي که واکنش محافظه کاران را به همراه داشت. شمقدري حتي دراين سخنراني ازاجباري نبودن حجاب به شکل فعلي در زمان انقلاب وعدم تصريح بنيان گذار انقلاب در خصوص نوع حجابي که درجامعه مورد استفاده قرار مي گيرد، سخن گفته بود.
اظهار نظر رهبر انقلاب به گفت وگوهاي ميان محمود احمدي نژاد وفقهاي مخالف حضور زنان درورزشگاه ها خاتمه داد. پيش از اين آيت الله خميني برخلاف نظربرخي ديگر مراجع، بازي شطرنج را حلال اعلام کرد و وسيله بازي که فروش ان در مغازه ها حتي ممنوع بود، هم اکنون داراي فدراسيون مخصوص به خود است. با اين وجود آيت الله خامنه اي طي سالهايي که به عنوان رهبرمذهبي ايران برگزيده شده است، همواره ازاينکه نظري برخلاف مراجع عالي رتبه بدهد خود را برحذر داشته است. بدين ترتيب احمدي نژاد نيز از فرمان رهبري تبعيت خواهد کرد.
محمود احمدي نژاد طي سخناني که تعجب جامعه زنان را نيز برانگيخه گفته بود: "خيلي بد است که تا يک جايي کلمه مشکلات اخلاقي مي آيد، زود اسم خانم ها را مي آورند. در صورتي که بعکس است. خانم ها هرجا حضور پيدا مي کنند آنجا سلامتي و پاکي و نشاط و اخلاق را مي آورند. اين تجربه ماست. اين بنظر من يک خورده از روحيه مردسالاري است که بعضي ها دوست دارند با مسايل، غيرفرهنگي برخورد کنند."
پس از اظهار نظر احمدي نژاد، سازمان تربيت بدني اعلام کرد امکان اجراي دستور رئيس جمهوري اسلامي وجود ندارد. غلامحسين الهام سخنگوي دولت، دوشنبه اظهار داشت رهبر جمهوري اسلامي گفته است نظر مراجع تقليد محترم شمرده مي شود و در اين مورد تجديد نظر شود. طبق اظهارات الهام، رييس جمهور نيز تاكيد كرده است كه در اين خصوص طبق نظر رهبري عمل خواهد شد.
با توجه به اظهار به ورود علما به اين بحث واظهار نظر چندين تن از مراجع تقليد وهمچنين اظهارنظر صريح رهبري دراين خصوص به نظر مي رسد که سخن گفتن ازحضور زنان درورزشگاه ها از اين پس با دشواري هاي زيادي همراه باشد.
نامه پيمان عارف خطاب به مردم ايران
به نقل از "ادوار نیوز"
ادوار نيوز : پيمان عارف كه از ظهر امروز وارد اعتصاب غذا شده است پيرامون اخراج اش از دانشگاه تهران مطالبي را خطاب به ملت ايران نگاشته است.
وي كه شامگاه دوشنبه در محل دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت حضور پيدا كرده بود همچنين با شرح وقايع چند روز گذشته گفت : پس از اجرايي شدن حكم اخراج بنده از سوي دانشگاه تهران و با اجرايي شدن نامه كميسيون بررسي صلاحيت استاد و دانشجو تجمع گسترده اي را روز سه شنبه دوازدهم ارديبهشت به دعوت طيف جمهوري خواه و فراكسيون دموكراسي خواه انجمن دانشگاه تهران بگزار كرديم كه طي آن دكتر محمد ملكي ، بنده ، مجتبي بيات ، بهنام سپهوند و وحيد عابديني به ايراد سخنراني پرداختند .
عارف در ادامه گفت : ظهر امروز هنگامي كه جهت شركت در تجمعي در دانشگاه تهران به دانشگاه مراجعه كردم ، عكس خود را در برابر درب دانشگاه تهران مشاهده كردم و متعاقبا ماموران انتظامي دانشگاه تهران كه توسط شركت بيت االاخوه ( وابسته به يكي از نهادهاي نظامي ) اداره مي شوند ، ضمن ضرب و شتم از ورود بنده جلوگيري كردند كه در نهايت با تشكيل يك حلقه انساني از دوستانم توانستم وارد دانشگاه شوم و به نشانه نافرماني مدني تحصن و اعتصاب غذاي خود را از ساعت 12 ظهر در برابر دانشكده حقوق و علوم سياسي پيگيري نمايم .
عارف افزود : با گذشت چند ساعت از اعتصاب غذاي بنده يكي از مقامات مسئول در دانشكده حقوق به من اطلاع داد كه وزارت اطلاعات از آنها خواسته اند كه من صحن دانشكده را سريعا ترك كنم . بنده نيز به دليل جلوگيري از تشنج از دانشگاه خارج شدم .
اين دانشجوي دوره كارشناسي ارشد علوم سياسي در پايان گفت : از فردا تحصن و اعتصاب غذاي خود را در صحن دانشگاه پي خواهم گرفت و چنانچه بههيچ وجه ورود بنده ممكن به محيط دانشگاه نشود ، اعتصاب غذاي خود را به نحو مقتضي ادامه خواهم داد .
همچنين متن نامه پيمان عارف به اين شرح است :
به نام حقیقت , انسان , آزادی
ملت ایران , ملت متمدن ایران . اینجانب پیمان عارف , در نخستین سال های دهه تاریک 60 در خانواده ای فرهنگی درتبریز زاده شدم. از پدری که هرچند شیمی خوانده بود , لیکن لحظه ای از مبارزه علیه استبداد نظام سلطنتی فروگذاری نکرده! سال ها گذشت و من وارد دانشگاه شدم .
هر چند در دبیرستان ریاضی – فیزیک خوانده بودم , لیکن در دانشگاه رشته عمران را رها کردم تا علوم سیاسی بخوانم . در دانشگاه تهران علوم سیاسی خواندم و فعالیت دانشجویی نیز هم . دوره لیسانس را هرچند, چندبار پیاپی بازداشت شدم . بازداشت شدم تا هاشم آغاجری اعدام نشود! بازداشت شدم تا دانشگاه زنده باشد و بیدار و ...! لیکن با معدل برتر دوره لیسانس را در3سال به پایان بردم.در کنکور ارشد نیز رتبه برتر کنکور ارشد علوم سیاسی شدم .
چند ترم درس خواندم تا به ناگهان در هنگامی که در آستانه پایان واحد ها و آغاز نگارش پایان نامه خویش تحت عنوان "پدیدار شناسی روشنفکری در ایران" بودم, در روندی غیر قانونی که نه , ضد قانونی طی نامه ای از سوی کمیسیون بررسی صلاحیت استاد و دانشجو تحت فشار نهاد های امنیتی و در واقع با نامه بخشی از یک وزارت خانه خاص , از دانشگاه اخراج شدم!آری به همان راحتی که استاد مشاورم رامین جهانبگلو بازداشت شد من نیز با یک نامه در عصر یک روز بارانی بهاری , از دانشگاه اخراج شدم تا با اخراج رتبه برتر لیسانس و فوق لیسانس از دانشگاه تهران , قدر نخبگان علمی و ترس از فرار به اصطلاح مغز ها در این دیار آشکار گردد.روز سه شنبه 12 اردیبهشت دوستانم در دانشگاه تهران تجمعی اعتراض امیز در دانشکده حقوق و علوم سیاسی سامان دادند تا اعتراضمان را به این روند ضد قانونی و به این انقلاب فرهنگی دهشتناک دوم اعلام داریم .
از آن پس با شنیدن تشدید بیماری قلبی مادر بیمارم , چند روزی را در تبریز به سر بردم تا امروز (دوشنبه 18 اردیبهشت) که از تبریز بازگشتم با عکس های خویش در ورودی های دانشگاه و فرمان منع ورود حقیر به دانشگاه تهران گشتم با اصرار خویش بر ورود به دانشگاه مورد ضرب و شتم گارد انتظاماتی(!) دانشگاه و تهدید نیروهای انتظامی قرار گرفتم که در نهایت با کمک دوستانم و شکل گیری یک حلقه انسانی دورم, زیر ضربات و ضرب و شتم انتظامات دولت مهرورزی (!) وارد دانشگاه شدم.اکنون من پیمان عارف در حضور یاران و همسنگرانم در صحن دانشکده حقوق و علوم سیاسی در کمال صحت و سلامت اعلام می دارم که از امروز در خانه ام –دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران – وارد اعتصاب غذای نامحدود تر خواهم شد و تا لحظه ای که این حکم ننگین از سوی در ظاهر وزارت علوم و در باطن وزارت فخیمه پس گرفته نشود , به اعتصاب غذای خویش ادامه خواهم داد. یا در اعتصاب غذا خواهم مرد و یا اینکه حق خویش و حق دانشجو را باز خواهم ستاند.
اگر به زور از دانشگاه رانده شوم , اگر بازداشت شدم در بازداشت اعتصاب غذای خود را نخواهم شکست تا خونم یادگار آزادیخواهی این دیار باشد وگرنه اعتصاب خویش را در دید همگان در حوزه ی عمومی , در دفتر ادوار تحکیم و یا منزل استاد و مرشدم , دکتر محمد ملکی ادامه خواهم داد تا حکم اخراجم پس گرفته شود .
رامین جهانبگلو آزاد شود منصور اسانلو نیز هم و هر حق ضایع شده ای در این دیار هم!
پيمان عارف
آمريكا بايد از اشتباهاتش در عراق درس بگيرد
به نقل از "ایران آینده"
شيرين عبادي گفت: آمريكا بايد از اشتباهاتش در عراق درس بگيرد و بداند كه اقدام نظامي براي توقف آنچه ادعا ميكند توسعهي تسليحات هستهيي در ايران است، با مقاومتي آتشين روبرو خواهد شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به نقل دترويت نيوز ، شيرين عبادي، برندهي ايراني نوبل صلح سال 2003 روز گذشته (شنبه) در مركز اسلامي آمريكا گفت: اگر آمريكا درسهايش را از عراق نياموخته است و به حمله به ايران ميانديشد، با وجود همهي انتقاداتي كه در كشورمان ميكنيم، تا آخرين قطرهي خونمان از كشورمان دفاع ميكنيم و به يك سرباز بيگانه اجازه نخواهيم داد كه پا بر خاك ايران بگذارد. اگر آمريكا دربارهي جهاني شدن سخن ميگويد، به اين معني نيست كه همهي جهان به عنوان دهكدهي كوچكي ديده ميشود و بوش به عنوان تنها كلانتر آن دهكده نگريسته ميشود.
بر اساس اين گزارش، عبادي كه در بزرگترين مسجد آمريكا در ديربورن سخنراني ميكرد، اسلام را دين بخشايش، رحمت و زيبايي خواند و گفت: اين روزها روزهاي سختي براي پيروان اسلام است، متاسفانه در اين فصل سخت اسلام به خشونت و تروريسم متهم شده است.
عبادي با انتقاد از رسانههاي آمريكايي كه پس از 11 سپتامبر باعث شدند مردم به مسلمانان با ديدهي ظن نگاه كنند، گفت: به نظر ميرسد كه رسانهها ميخواهند احساسات ضد مسلمانان را در جهان ايجاد كنند در حالي كه
وقتي اشتباهاتي كه مردم مرتكب ميشوند فردي است و ربطي به ديني كه آنها به آن تعلق دارند، ندارد. بنابراين سوال من از جهان اين است چرا اسلام را مسوول اشتباهات مرتكب شده توسط تعداد كمي از مسلمانان ميدانيد؟
اين حقوقدان ادامه داد: اسلام دين ترور و خشونت نيست. اسلام، مسيحيت و يهوديت ريشههاي اساسي مشتركي دارند. ما ميتوانيم از اشتراكاتمان سخن بگوييم و اختلافات جزيي كه ميان ايمانمان وجود دارد را فراموش كنيم.
عبادي در بخشي ديگر از سخنرانياش گفت: به آنچه در خاورميانه رخ داد نگاه كنيد. متاسفانه در اين منطقه آنچه در عراق رخ داده نشان ميهد كه بالاتر از 100 هزار شهروند كشته شدهاند. عراق نابود شده و همچنين جواناني از آمريكا در جنگ كشته شدهاند. تنها كساني كه از جنگ سود ميبرند، فروشندگان تسليحات هستند.
وي درپايان گفت كه اگر لازم شود، بيش يك ميليارد جمعيت جامعهي مسلمانان در جهان همهي اختلافاتشان را فراموش كرده و متحد ميشوند و اجازه نمي دهند كه تئوري اشتباه جنگ تمدنها رخ بدهد.
بوش را قبل از حمله به ایران متوقف کنیم
جسی جکسون
به نقل از "ایران آینده"
دوباره بدین سمت می رویم . دولت « تغییر رژیم » را ضروری اعلام می کند .هشدارهایی در مورد تهدیدهای « مرد دیوانه » ای که کشوری سرشار از نفت را رهبری می کند صادر می شود .زنگ خطر ارزیابی های امنیتی حاکی از افشا برنامه های ساخت سلاح های هسته ای است . معاون رئیس جمهور از« پیامد تاریخی» در صورت ادامه تلاش های منتسب به توسعه سلاح های هسته ای ، سخن می گوید.نئو کنسرواتیوها به عملیات نظامی فرا می خوانند . اظهارات کارگزاران دولتی نظارت بین المللی رایه سخره می گیرد.پنتاگون گزارش می کند که نه تنها باید نقشه های احتمالی برای حمله را توسعه داد بلکه همچنین باید مانورهای بمباران برای سنجش قابلیت دفاع هوایی رآغازکرد . گفته می شودهجوم نظامی سری زمینی، باید فعال شود .
ایران تنها بعد ازذخایرعربستان، دومین منبع عظیم نفت وگاز، را دارد. کنترل تنگه خلیج فارس ، جایی که 40درصد نفت جهان هرروزه از آن جا جریان می یابد در اختیار ایران است .ایران به وسیله رهبربنیادگرای اسلامی ای اداره می شود که خواهان محو اسرائیل از روی نقشه است . مطمئنا ایرا ن برنامه ای در حال اجرا برای انرژی هسته ای دارد، وخیلی ها گمان می کنند که ایران در پی ساختن سلاح های هسته ای است .
اما این امر ممکن است بیشتر از ایران برای امریکا خوب باشد. محبوبیت پرزیدنت بوش در سطح پایینی قرار دارد.جمهوری خواهان با سال کم بار سخت انتخاباتی مواجه اند.کارل رو قول داده است جنگ علیه ترور راتا پاییز به موضوعی ملی تبدیل نماید .مطمئنا تصادفی نیست که کاخ سفید ،هم اکنون شعله هارا علیه ایران بالا می کشد ، کاری که دقیقا در آستانه انتخابات 2002در حمله علیه عراق انجام داد .
آمایش کاخ سفید نامیمون است .بوش گفته است که بمب (اتمی) ایرانی قابل پذیرش نیست . در اعزام نیرو برای شناسایی ایران واعزام هواپیما ها برای مانور بمباران ،کاخ سفید توجه ایران وجهان را ( به این نکته) جلب می کند که : اگر ایران به برنامه ( هسته ای ) خود ادامه دهد ما اماده حمله ایم . علیرغم کتمان از پرسنل ستاد مشترک ، سیمور هرش از نیویورکر،گزارش می کند که کاخ سفید ( قصد) اولین استفاده از سلاح هسته ای برای از بین یردن تاسیات زیر زمینی ایران را که ممکن است بخشی از برنامه تولید سلاح های هسته ای باشد، مد نظر دارد.
آیا باورکردنی است رییس جمهوری که ادعای ماموریت الهی برای خود دارد چیزی از افتضاح عراق نیاموخته باشد .؟ آیا چیزی درباره موارد خوش آمد گویی به عنوان « رهاننده » درعراق را به یاد می آورد؟ با این حال ،بنا به اظهارات منبع ناشناس در گزارش هرش ، کاخ سفید معتقد است که بمباران ایران ، مردم را علیه ملاهایی که حکومت را در دست دارند بر خواهد انگیخت . این ادعا خلاف تمام تجربه تلاش ها برای بمباران از زمان اختراع هواپیما خواهد بود .
سوال اینست که آیا کنگره ومردم امریکا چگونه چرخشی یا مقاومتی خواهند کردودولت را برای اجرای (آن) فرا خواهند خواند؟ مطمئنا ، الان زمان (مناسبی ) است که جمهوری خواهان تعصب میهن پرستانه خودرا کناری بگذارند وبه صورت شفاف و(در ملا)عام به کشف طبیعت تهدیدی که از سوی ایران اعمال می شود،برنامه ای که قبلا توسط دولت دردست اقدام بوده وارزیابی های امنیتی( در) اینجا و(یا)هر جای دیگر وآن چه (که ) آن ها واقعا بیان می کنند گوش بسپارند.
گفته می شود که کاخ سفید درحال توجیه قانون گذاران منتخب است – آن هایی که رهبر جنگ در عراق یودند- . کاخ سفید خواهان شنیدن نیست ، چون نمی خواهد اقلیت دموکرات ها،همچون مردم بسیار اندک امریکارامطلع نماید.رییس جمهور اعتقاد دارد که او قدرت مطلق برای راه انداختن جنگی بر اساس گزینش خود بدون موافقت کنگره ، تایید سازمان ملل یاتهدید قریب الوقوع را دارد .
جنگ خلیج فارس را بی ثبات خواهدکرد .تروریسم گسترده خواهد شد . بن لادن ودیگران خواهندتوانست 1تا 2 میلیون مسلمان را با فریاد این که امریکا در تلاش نابودی اسلام است به شورانند . امریکا در صورتی که هریک از متحدین ما- اگر نه مستقیمااما فعالانه با مخالفت روسیه وچین مواجه شوند- از حمایت اندکی بر خوردار خواهد بود . ما به سیاست ورزی بین المللی نیازمندیم ، نه به بمباران یک جانبه ایران. ما نیازمندنقشه های موزونی درراستای استقلال انرژی وبرای کاهش اتکا به نفت خارجی هستیم. ما نیازمند متعهدکردن ملل جهان در زمینه اتحاد علیه تروریسم – نه منزوی کردن امریکا به عنوان ملتی سرکش - هستیم . امروزوقت عمل جسورانه وسریع کنگره است ، قبل از آنی که گردانندگان دولت، جنگ فرضا موثر دیگری را درزمان قبل از انتخابات پاییز به چرخش در آورند.
شیکاگو سان تایمز 11آوریل 2006
بر گرداننده : هاتف رحمانی 16/2/1385
+
نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1385ساعت 5:46 قبل از ظهر  توسط آریا
|
محمد صادق امینی: جرج بوش رئیس جمهور آمریکا که کشورش در بدست آوردن اجماع بین المللی برای تحت فشار قرار دادن ایران ناکام مانده و از درون و بیرون آمریکا فشارهای زیادی درخصوص ایران تحمل می کند گفته است که اظهارات محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در خصوص حذف اسرائیل و هدف گرفتن سایر کشورها را باید بسیار جدی گرفت.
خبرگزاری رویترز در ادامه به نقل از جرج بوش که با مجله آلمانی "بیلدام زونتاگ" کفتگو کرده ،آورده است: وقتی که احمدی نژاد می گوید او می خواهد اسرائیل را نابود کند، دنیا باید اظهارات او را جدی بگیرد. وی در ادامه گفته است: این یک تهدید جدی است.
احمدی نژاد چندی پیش ،اسرائیل را به یک درخت پوسیده تشبیه کرده بود و پیش بینی کرده که اسرائیل به زودی نابود می شود. بوش در ادامه مصاحبه خود با مجله آلمانی بیلدام بار دیگر با تکرار اینکه آمریکا همه گزینه ها را روی میز دارد گفته من بر این باور هستم که اگر جامعه بین المللی سخت تلاش کند و متحد باقی بماند راه حل دیپلماتیک امکان پذیر است.
بوش در ادامه گفتگوی خود در پاسخ به این سوال که آیا آلمان می تواند در شراکت با آمریکا نقش رهبری بازی کند, گفته است: قطعا همین طور است، آنجلا مرکل تاکنون قاطعانه عمل کرده است و این خیلی مهم است که ایرانی ها بدانند آلمان همراه با دیگران تلاش می کند که پیام شفافی برای تهران بفرستد. بوش که بارها مدعی شده است که به راه دیپلماتیک به عنوان تنها راه حل خروج از بن بست پرونده هسته ای ایران می نگرد در تلاش است که روسیه و چین را متقاعد به تغییر مواضع خود در خصوص فعالیت های هسته ای صلح آمیز ایران کند.
تهديد ايران به خروج از پروتکل الحاقی و پيمان ان پی تی
به نقل از "بی بی سی"
در حالی که محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران به طور تلويحی هشدار داده که با تداوم وضعيت کنونی، ايران از پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای و پروتکل الحاقی خارج خواهد شد، 160 نماينده مجلس نيز با انتشار نامه ای اعلام کرده اند که با ادامه وضعيت فعلی راهی جز پس گرفتن امضای پروتکل الحاقی باقی نخواهد ماند.آقای احمدی نژاد، روز يکشنبه 7 می، گفت اگر امضای يک معاهده بين المللی موجب نقض حقوق يک ملت شود، آن ملت! در تصميم خود تجديدنظر خواهد كرد و آن معاهده بی اعتبار می شود.وی افزود:" اگر بر خلاف قوانين بخواهند تصميمات نادرست عليه ايران بگيرند و بيانيه و قطعنامه صادر كنند، بايد بدانند كه ملت ايران قطعنامه نامشروع آنها را به ديوار می زند."محمود احمدی نژاد گفت ملت ايران اين استعداد را دارد كه با دستيابی به فن آوری نوين به سرعت به يک قدرت بلامنازع در جهان تبديل شود.
نشست غير رسمي شوراي امنيت بدون نتيجه پايان يافت
به نقل از "ادوار نیوز"
نشست غيررسمی نمايندگان 15 کشور عضو شورای امنيت سازمان ملل متحد برای بحث درباره پيش نويس يک قطعنامه الزام آور که از ايران می خواهد کليه فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را متوقف کند بدون توافق بر سر متن آن پايان يافته است.
نمايندگان کشورهای عضو شورا می گويند بعيد است اين قطعنامه تا پس از ملاقات وزرای خارجه پنج عضو دائمی شورا در نيويورک که قرار است روز دوشنبه انجام شود به رای گذاشته شود.
هر چند ديپلمات ها نشست روز شنبه را مفيد خواندند اما اذعان کردند که اختلافات عمده همچنان باقی است.
اعضای دائم شورای امنيت - بريتانيا، فرانسه، آمريکا، روسيه و چين - در سوء ظن نسبت به برنامه اتمی ايران اتفاق نظر دارند اما در مورد بهترين راه رسيدگی به پرونده اتمی آن کشور دچار دو دستگی هستند. ايران می گويد تنها هدف برنامه اتمی اش کاربردهای غيرنظامی به ويژه توليد برق است.
چين و روسيه اين مساله را که درخواست های قطعنامه به دليل استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل از لحاظ حقوقی جنبه الزامی پيدا می کند نمی پسندند، چرا که راه را بر تحريم ها يا حتی اقدام نظامی در صورت عدم همکاری ايران می گشايد.
جان بولتون، سفير آمريکا در سازمان ملل، گفته است او مايل است در مورد راه های ديگری - غير از فصل هفتم - جهت لازم الاجرا کردن قطعنامه برای ايران بحث کند اما تاکنون هيچ ايده تازه ای نشنيده است.
وزرای خارجه پنج عضو دائمی شورای امنيت به علاوه آلمان دوشنبه شب طی مراسم شام در نيويورک برای بحث درباره گام بعدی در قبال برنامه اتمی ايران گفتگو خواهند کرد.
لورا تروليان، خبرنگار بی بی سی در نيويورک، می گويد اکنون به عهده آنهاست که جانی تازه به گفتگوها ببخشند.
پيش نويس قطعنامه تازه چهار روز قبل از سوی بريتانيا و فرانسه ارائه شد و مورد حمايت آمريکاست. ايران تهيه آن را تلاش غرب برای آفريدن يک بحران ساختگی توصيف کرده است.
اين پيش نويس خواستار تعليق غنی سازی اورانيوم از سوی ايران می شود و تهديد کرده که در صورت امتناع تهران از اين امر، اقدامات ديگری اتخاذ خواهد شد.
روسيه می گويد اين پيش نويس بايد اصلاح شود و تاکيد بيشتری بر موضوع اعتمادسازی ميان ايران و سازمان ملل متحد داشته باشد.
منابع روسی گفتند که سرگئی لاوروف، وزير خارجه اين کشور روز شنبه با کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا، تلفنی درباره تلاش برای يافتن راه حلی ديپلماتيک گفتگو کرده است.
اختلافات امروز اعضای دائم شورای امنيت در مورد ايران به نوعی يادآور شکاف های ميان آنها در زمانی که پرونده ايران منحصرا در آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين تحت بررسی بود است.
روسيه و چين که دارای روابط اقتصادی گسترده به خصوص در زمينه انرژی با ايران هستند، در طول سه سالی که پرونده ايران در وين بود، با ارسال آن به شورای امنيت مخالفت می کردند و اصولا برخلاف آمريکا، بريتانيا، فرانسه و آلمان کمتر به اعمال فشار شديد به ايران تمايل نشان می دادند.
آنها هرچند در نهايت ظاهرا در اثر سرخوردگی از مواضع ايران با فرستادن اين پرونده به شورای امنيت موافقت کردند اما نمی خواهند به قطعنامه ای رای دهند که راه را بر تدابير افراطی تر مانند اقدام نظامی باز می کند.
به علاوه آنها با استناد به يافته های بازرسان آژانس می گويند هنوز هيچ مدرکی در دست نيست که نشان دهد برنامه هسته ای ايران به سوی توسعه سلاح اتمی منحرف شده است.
ايران به عنوان امضا کننده پيمان عدم اشاعه سلاح های اتمی (ان پی تی) از حق غنی سازی اورانيوم با خلوص پايين برای کاربردهای غيرنظامی برخوردار است و مکررا و با قاطعيت تاکيد کرده است که به هيچ وجه حاضر نيست از اين برنامه دست بردارد.
اما آمريکا و متحدان اروپايی اش می گويند از آنجا که ايران برنامه هسته ای خود را تا سه سال پيش برای مدت 18 سال از چشم آژانس اتمی سازمان ملل مخفی نگاه داشته بود نمی توان به آن کشور در مورد غنی سازی اعتماد کرد و بايد آن را حداقل برای چند سال معلق نگاه دارد.
چين و روسيه نيز در ماه مارس در کنار ساير اعضای شورای امنيت به طور رسمی طی بيانيه ای 30 روز به ايران فرصت دادند برنامه های غنی سازی را معلق کند.
مباحثات فعلی بر سر تهيه يک قطعنامه الزام آور در پی بی اعتنايی تهران به درخواست های آن بيانيه صورت می گيرد.
ناز و كرشمههاي روسيه در پرونده هستهاي ايران
به نقل از "بازتاب"
روسها كه تاكنون با نقشآفريني در پرونده هستهاي ايران به امتيازات قابل توجه سياسي و اقتصادي دست يافتهاند، بار ديگر و همزمان با بررسي قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران، به طرح خواستهها و امتيازات تازه پرداخته و ايران را تهديد كردهاند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، خبرگزاري «ريانووستي» روسيه در گزارشي، به برشمردن اين خواستهها پرداخته و مينويسد: ما به وضوح ميبينيم كه بحث و مناظرهها درباره برنامه هستهاي ايران به درازا كشيده است. چالش اصلي در اين ميان، بهكارگيري فصل هفت منشور سازمان ملل است كه باعث مطرح شدن هر دو مورد تحريمات و احتمال بهكارگيري نيروي نظامي شده است. ايالات متحده آمريكا و كشورهاي سهگانه اروپايي، از اين ايده حمايت كردند و روسيه و چين با آن به مخالفت برخاستند. ولي حتي اگر روسيه و چين، طوري هماهنگ شوند كه از پيشنويسي دفاع كنند كه گزينه استفاده از تحميل و زور را حذف كند، تا حد زيادي آخرين شانس را براي ايران به وجود خواهند آورد كه ايران را از انزواي بينالمللي نجات دهد. روسيه، تنها كشوري است كه ميتواند اين شانس را به ايران بدهد، اين عقيده «رزگوتمولر» مدير مركز «مسكو كارنيج» و كارشناس منع گسترش سلاحهاي هستهاي است.
او ميگويد: اين امر تا حد زيادي به ايران بستگي خواهد داشت و ايران بايد با طرح پيشنهادي مسكو براي ايجاد يك همكاري مشترك در خاك روسيه براي غنيسازي اورانيوم مورد نياز كارخانه هستهاي بوشهر موافقت كند. علاوه بر اين، به خاطر اهميت اين كار مشترك كه به عنوان ابتكاري از سوي روسها مطرح شده است، نظراتي درباره به وجود آمدن مراكز بينالمللي ارائهدهنده خدمات هستهاي، قوت گرفته مبني بر اينكه اين مراكز، تحت هدايت قدرتهاي هستهاي فعاليت داشته باشند.
درواقع، اين به معناي آن است كه همكاري مشترك ايران و روسيه ميتواند، به عنوان الگوي پيشگامي در زمينه پروژه هستهاي بينالمللي چندجانبه عمل كند.
همچنين تهران بايد موافقت كند كه در همه فعاليتهاي غنيسازي اورانيوم خود، ازسرگيري فعاليتها را تا جايي كه ممكن است، طبق مهلتهاي قانوني انجام دهد، مگر آنكه كار به جايي رسيده باشد كه عذر موجهي داشته باشد.
ايران به تازگي اعلام كرده است كه غنيسازي اورانيوم 8/4 درصدي داشته و در ادامه اشاره كرده است كه قصد ندارد غنيسازي كمتر از 5 درصد داشته باشد؛ حال اين پرسش مطرح است كه چرا ايران نميخواهد، فرصت ديگري به وجود آورد و به بازرسان اين اجازه را بدهد كه يك بار ديگر بررسي كنند كه تحقيقات هستهاي ايران صلحآميز است، چراكه در غير اين صورت، اگر اين كار را نكند حمايت روسيه و چين را براي خود جلب نكرده است.
«نيكلاي اسپاسكي»، معاون رياست شوراي امنيت روسيه بر اين مطلب تأكيد كرده كه روسيه، مهلتهاي قانوني را تنها ابزار واحد اعتمادسازي در برنامه هستهاي ميداند كه ممكن است از چند ماه تا چند سال طول بكشد.
البته ديدگاههاي ديگر نيز مطرح شده كه حاكي از آن است كه تهران ميتواند از طيف گستردهتري از ابزارهاي ديلپماتيك بهره ببرد، اما به هر ترتيب، ايران ترجيح ميدهد حركت لوكوموتيو بخاري خود را كه قدرت مانورش محدود به همان مسير ريل است، ادامه دهد. البته بايد گفت كه اين واشنگتن است كه ايران را به سمت چنين خطمشيهايي ميكشاند و اين رايس بود كه در اوايل سال گذشته در مذاكرات مربوط به غنيسازي اورانيوم، به كشورهاي اروپايي توصيه كرد كه درخواست مهلت قانوني موقتي را به سمت يك مهلت قانوني دايم بكشانند.
خلاصه آنكه رسيدن به توافق با خانم گوتمولر سخت به نظر ميرسد، زيرا او بر اين باور است كه تهران از يك سياست و خطمشي ثابت و دايمي پيروي ميكند و خط قرمزها را يكي پس از ديگري پشت سر ميگذارد و اين روشن است كه اين رويه ايران، به سمت اتمام روشهاي ديپلماتيك منتهي ميشود؛ بنابراين، با چنين مواضع بدون تضميني، كار روسيه در تلاشهايش براي نجات ايران از تحريمات فصل هفت منشور سازمان ملل، سخت خواهد شد.
آمریکا باید با ایران گفتگوی مستقیم داشته باشد
به نقل از "خبرگزاری مهر"
مک کین سناتور ارشد جمهوریخواه بر این باور است که آمریکا باید در خصوص موضوع هسته ای با ایران گفتگوی مستقیم داشته باشد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس از واشنگتن، "جان مک کین" نماینده مجلس سنای آمریکا همچنین اعلام کرد ، پیش از اینکه واشنگتن و تهران به گفتگو بنشینند باید روزنه هایی از امید یا خوش بینی پدید آید و به این اقدام نوعی مشروعیت را بدهد.
مک کین که از وی به عنوان نامزد احتمالی انتخابات ریاست جمهوری در سال 2008 نام برده می شود در گفتگو با سی بی اس گفت: ایران باید دست از نابودی اسرائیل بردارد.
به گزارش مهر، گفتگوی مستقیم بین ایران و آمریکا گزینه ای است که بسیاری از تحلیلگران و مقامات رسمی در هر دو طرف آن را یکی از مهمترین فاکتورها برای حل اختلافات تهران و واشنگتن می دانند.
چندی پیش "زلمای خلیل زاد" سفیر آمریکا درعراق ازایران خواست تا گفتگوهای مستقیم در رابطه با عراق با واشنگتن داشته باشد و پس از آن نیز عبدالعزیز حکیم روحانی برجسته شیعه این کشور نیز از جمهوری اسلامی خواست تا برای پایان دادن به دردهای ملت عراق با اشغالگران مذاکره کند.
محافل آگاه گمانه زنی کردند که این گفتگوی علنی و مستقیم بین دو کشور ممکن است به مسائل هسته ای نیزگسترش یابد لیکن با عننایت به اینکه این گفتگوها هنوز صورت نگرفته است موضوع هسته ای ایران نیز همچنان به عنوان چالشی عمده در روابط دو کشور باقی مانده است.
در رویدادی دیگر گفتگوی دوجانبه از سوی برخی از مقامات ارشد آمریکا در رابطه با ایران مطرح می شود و در همین رابطه اخیراً ریچارد لوگار رئیس کمیته روابط خارجی و همچنین مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه اسبق آمریکا نیز از دولت بوش درخواست مشابهی می کنند.
همچنین مک کین امروز در گفتگوی تلویزیونی خود با اشاره به سیاست ایران گفت : گفتگوهای مستقیم یک تصمیم سخت به شمار می روند به خاطر اینکه اینجا کشوری است که به طور روزانه به توهین خود به آمریکا ، دموکراسی و آزادی ادامه می دهد.
مک کین در پایان افزود: با این وجود گفتگوی مستقیم، گزینه ای است که باید مورد بررسی قرار گیرد.
ايران هستهاي خطرناكتر از اسرائيل نيست
به نقل از "بازتاب"
مجله «اشترن» نوشت: «زبيگنيو برژينسكي» در ارتباط با اتحاد جماهير شوروي فردي تندرو بود. اما حالا اين مشاور امنيت ملي اسبق آمريكا از كشورش ميخواهد كه تا به صورت مستقيم به گفتوگو با حكومت ايران بپردازد.
به گزارش ايسنا، اين مجله آلمانيزبان گفتوگويي اختصاصي را با زبيگنيو برژينسكي، مشاور امنيت ملي اسبق آمريكا به انجام رسانده است كه متن كامل آن به صورت پرسش و پاسخ در پي خواهد آمد.
وي تصريح كرده است كه حتي اگر ايران به سلاح هستهاي نيز دست يابد، وضعيت خاورميانه از وضع موجود و وجود رژيم صهيونيستي كه صدها كلاهك هستهاي در اختيار دارد، بدتر نخواهد شد. او تاكيد كرده است كه تحريمها در صورتي هم كه موافقت چين و روسيه براي اعمال آنها عليه ايران جلب شود، باز هم كارآيي چنداني نخواهند داشت و تنها به تقويت مليگرايي در ايران خواهد انجاميد.
برژينسكي همچنين در اين گفتوگو با اشاره به موضعگيريهاي جديد مقامات دستگاه ديپلماسي آمريكا عليه ايران آنها را «عوامفريبي» توصيف و تصريح كرده است كه جنگ عليه ايران يك حماقت است و بوش بايد به عوامفريبيها در اين خصوص پايان دهد.
در حالي كه ايران تاكيد كرده است به هيچ وجه به دنبال تسليحات هستهاي نيست، اما برژينسكي در اين گفتوگو مبنا را بر اصول تئوريكي نهاده كه طبيعتا منعكس كننده نظرات اعلام شده دستگاه سياست خارجي ايران نيست.
ايران شفافتر عمل کند
به نقل از "بی بی سی"
شش کشور عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس در پایان نشستی در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، خواهان شفافیت ایران در زمینه برنامه هسته ای اش، شدند.وزیر خارجه امارات متحده عربی در پایان هشتمین نشست مشورتی شورای همکاری خلیج فارس در ریاض به نمایندگی از این شورا گفت که ایران باید در زمینه برنامه هسته ای اش "شفاف" عمل کند.او گفت که دولتهای عرب حاشیه خلیج فارس به دلیل احتمال خطرات زیست محیطی این برنامه، خواهان تضمین هستند و افزود که ن! ه تنها منطقه خاور میانه بلکه تمام جهان برنامه هسته ای ایران را با نگرانی دنبال می کند.وزیر خارجه امارات عربی متحده ضمن اشاره به روابط کشورهای عضور شورای همکاری خلیج فارس با ایران گفت که آنها به بهبود هرچه بیشتر این روابط اهمیت می دهند. او صحت این گفته را که گویا شورای همکاری خلیج فارس بر سر بحران ایجاد شده به دلیل برنامه هسته ایران، قصد میانجی گری میان دو طرف را دارد، رد کرد.
تجمع در دانشگاه شريف
به نقل از "ادوار نیوز"
جمعي از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف ظهر امروز در اعتراض به صدور حكم براي چند تن از دانشجويان اين دانشگاه در خصوص حادثه 22 اسفند سال گذشته، در ساختمان ابن سيناي اين دانشگاه تجمع كردند.
دراين تجمع دانشجويان خواستار حضور دكتر وثوقيوحدت در جمع خود شدند. معاون دانشجويي دانشگاه نيز پس از دقايقي در جمع دانشجويان معترض حضور يافت و گفت: گاهي اشتباهاتي پيش ميآيد كه باعث ميشود افراد راههاي نامناسبي را بروند. ما هم خودمان از اينكه دانشجويان به اشتباه راهي را بروند ناراضي هستيم.
در ادامه يكي از دانشجويان با اشاره به جلسه 21 اسفندماه شوراي فرهنگي اين دانشگاه از وضعيت تصميمگيري درباره تدفين شهدا انتقاد كرد.
همچنين برخي از دانشجويان به صدور احكام تعليق از تحصيل براي برخي همدانشگاهيانشان اعتراض كردند.
وثوقيوحدت خاطرنشان كرد: شما هم قطعا براي خود خطوط قرمزي ترسيم كردهايد. شما ميگوييد براي سنگينترين اتهام و تعرض به رياست دانشگاه بايد چه حكمي صادر ميكرديم؟ البته در نظر داشته باشيد كه اين احكام، احكام اوليه است و ميتوان روي آن تجديدنظر كرد.
در اين بين يكي از دانشجويان گفت: ما خواهان اين هستيم كه از كميته انضباطي در واكنش به اعتراضات دانشجويان استفاده ابزاري نشود. چه كسي عليه اين دانشجويان به كميته شكايت كرده است؟ آيا كسي جز حراست اين اقدام را انجام داده است؟
معاون دانشجويي دانشگاه شريف گفت: ما نه بر اساس گزارش حراست و نه بر اساس شواهد عيني بلكه بر اساس گفتهها و صحبتهاي خود اين افراد در كميته انضباطي در مورد احكام آنها تصميمگيري كردهايم.
يكي از دانشجويان نيز خطاب به معاونت دانشجويي گفت: براي دانشجويي كه شب گذشته در خوابگاه به دليل صدور حكم تعليق از تحصيل اقدام به خودكشي كرده چه ميكنيد؟
معاون دانشجويي دانشگاه شريف پاسخ گفت: مطمئن باشيد ما از همه بيشتر براي اين دانشجو دلسوزي ميكنيم. اكنون نيز حال اين دانشجو خوب است و از بيمارستان به خوابگاه آمده است.
درادامه اين تجمع، بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه از سوي يكي از اعضاي اين تشكل دانشجويي قرائت شد.
دراين بيانيه آمده است:
با گذشت دو ماه از وقايع 22 اسفندماه 84 شاهد برخورد يكسويه، ناعادلانه و غير قانوني كميته انضباطي با دانشجويان هستيم. احضارشدگان به دليل قرار گرفتن در شرايط بلاتكليفي تحت شديدترين فشارهاي رواني قرار دارند. شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شريف ضمن اعلام حمايت خود از حقوق تمام احضارشدگان به كميته انضباطي خواستار صدور هرچه سريعتر احكام ساير احضارشدگان به كميته انضباطي، برخورد با عاملان و آمران ضرب و شتم دانشجويان و برخورد عادلانه با دانشجويان احضار شده به كميته انضباطي گردید.
به نقل از "روز آنلاین"
در خواست اساتيد ايراني دانشگاه تورنتو براي آزادي رامين جهان بگلو از طريق رايزن فرهنگي سفارت ايران به مقام هاي ايراني منتقل شد.
در بخشي از اين نامه آمده است:
"آقاي رامين جهانبگلو سالها در دانشگاه تورنتو به امر تدريس اشتغال داشته و مورد حمايت گروه قابل توجهي از فرهيختگان و جامعه دانشگاهي ايراني کانادا مي باشد. دستگيري و بازداشت ايشان بدون ارائه شفاف و موارد اتهامي در اين برهه حساس بدون شک بر جامعه متخصصين ايراني که مدافع برنمه هاي صلح آميز هسته اي دولت جمهوري اسلامي ايران بوده اند، تاثير منفي داشته و موضوع حادثه ناگوار مربوط به پرونده خانم زهرا کاظمي را دوباره در افکار عمومي تداعي کرده و روابط نه چندان مناسب ايران و کانادا و همچنين منافع ملي ايران را در اين ارتباط دچار مشکلات و آسيب پذيري هاي جديدي مي کند."
گفته مي شود در پي دستگيري رامين جهانبگلو و واکنش مقام هاي کانادايي، مقامات سفارت ايران در اتاوا تلاش زيادي براي رفع فضاي منفي ايجاد شده ميان دو کشور کرده اند که تا اين لحظه به نتيجه نرسيده است.
+
نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1385ساعت 5:40 قبل از ظهر  توسط آریا
|
آمريكا پیشنهاد عنان برای گفتوگوي مستقيم با ايران درباره پرونده هستهاي را رد كرد
آمريكا روز گذشته ايده انجام گفتوگوهاي مستقيم با ايران را درباره پرونده هستهاي اين كشور رد كرد و گفت، اين مسئله، مشكل بين ايران و جامعه جهاني است.
به گزارش خبرگزاري شينهوا، اسكات مكليلان سخنگوي كاخ سفيد در كنفرانس مطبوعاتي گفت: از آنجايي كه پرونده هستهاي ايران يك مسئله دوجانبه ميان آمريكا و ايران نيست و مشكل ميان ايران و جامعه جهاني است مذاكرات مستقيم ميان ايران و آمريكا امكانپذير نيست.
وي اعلام كرد: ايران كشوري است كه رفتار و اقداماتش تهديدي براي منطقه است.
مكليلان افزود: اين كشور در جهت خلاف ديگر كشورها يا بيشتر كشورهاي خاورميانه گام بر ميدارد.
وي گفت: به همين علت است كه ما با جامعه جهاني تلاش ميكنيم كه بر حكومت ايران فشار آوريم تا رفتار خود را تغيير دهد زيرا رفتار اين كشور باعث انزواي خود و مردمش با ساير جهان مي شود.
آنجلا مركل صدر اعظم آلمان در جريان گفتگوهايش با جرج بوش رئيس جمهور آمريكا در واشنگتن خواستار گفتوگوهاي مستقيم ميان ايران و آمريكا شده بود.
كوفي عنان دبيركل سازمان ملل نيز با ابراز اميدواري نسبت به كسب توافق درباره حل به دور از خشونت مسئله هستهاي ايران از تهران و واشنگتن خواست كه مذاكرات مستقيم در اين باره برگزار كنند.
به نقل از "بی بی سی"
روسيه و چين نسبت به طرح های کشورهای غربی برای صدور قطعنامه سازمان ملل در مورد برنامه هسته ای ايران شديدا اظهار نگرانی کرده اند. پيش نويس اين قطعنامه که توسط بريتانيا و فرانسه و تحت حمايت آمريکا و آلمان تنظيم شده خواستار توقف غنی سازی اورانيوم از سوی ايران است و تهديد کرده که در صورت امتناع تهران از اين امر، اقدامات ديگری اتخاذ خواهد شد. روسيه می گويد اين پيش نويس بايد اصلاح شود و تاکيد بيشتری بر موضوع اء ¹تمادسازی ميان ايران و سازمان ملل متحد داشته باشد. چين نيز می گويد نگران آن است که کشورهای غربی پيش نويس را بر اساس آن دسته از قوانين سازمان ملل تهيه کرده باشند که می تواند راه را برای توسل به نيروی نظامی عليه ايران هموار کند.
مخالفت با حمله به ایران، علت برکناری جک استراو
به نقل از "ایران ما"
روزنامه گاردين در گزارشي نوشت: "جك استراو"، وزير خارجه پيشين انگليس در ارتباط با نخستوزير انگليس مرتكب دو اشتباه مهم شد؛ يكي ترجيح دادن رابطه با "گوردن براون" به وفاداري به "توني بلر" و ديگري ايران.
روزنامه گاردين مينويسد: جك استراو بارها گفته است كه "حمله نظامي عليه ايران قابل تصور نيست." وي ماه گذشته نيز خبر رسانهها را مبني بر اينكه "جرج بوش"، رييسجمهور آمريكا گزينه استفاده از تسليحات هستهاي بر ضد تأسيسات هستهاي ايران را روي ميز نگه داشته است، با عنوان "گزارش احمقانه" رد كرد.
اين روزنامه انگليسي در ادامه گزارش خود مينويسد: اما توني بلر كه ايران را بزرگترين تهديد جهان ميداند با جك استراو موافق نبود. بلر معتقد بود براي تحت فشار قرار دادن ايران، هيچ گزينهاي نبايد منتفي شود.
تحليلگر گاردين ادامه ميدهد: توني بلر بارها به دفتر وزارت خارجه تلفن كرد تا از استراو درخواست كند مخالفت قاطعانه با گزينه نظامي را متوقف كند.
اين روزنامه ميافزايد: زماني كه كاخ سفيد با بلر تماس گرفت و از وي پرسيد كه چرا وزير خارجهاش به بيان چنين اظهاراتي ادامه ميدهد، سرنوشت استراو تعيين شد.
استراو زماني كه گفت "اگر حمله نظامي به ايران واقعيت پيدا كند، استعفا ميدهم" خود را بيشتر در دام انداخت.
در اين گزارش آمده است: "مارگارت بكت"، وزير امور خارجه جديد انگليس دوشنبه براي ديدار با "كاندوليزا رايس" وزير امور خارجه آمريكا و ساير همتايانش از فرانسه, آلمان, روسيه و چين عازم نيويورك ميشود تا قطعنامه جديد شوراي امنيت سازمان ملل متحد درباره ايران را مورد بحث قرار دهد.
گاردين ادامه ميدهد: اولين سؤالي كه رسانهها مطرح خواهند كرد اين است كه آيا بكت نيز گزينه نظامي عليه ايران را غير قابل تصور محسوب ميكند يا خير؟
همچنين اين روزنامه با اشاره به احتمال انتخاب براون به نخستوزيري انگليس در دور بعدي انتخابات اين كشور، مينويسد: فرصتطلبي استراو در انحراف وفاداري خود از بلر به براون باعث تحريك توني بلر شد.
دهها تن از مخالفان جنگ، روز شنبه (6 مه) با برگزاری يک گردهمايی در مرکز شهر لندن، نسبت به احتمال حمله به ايران هشدار دادند.در اين گردهمايی که به دعوت "ائتلاف ضد جنگ" برگزار شد، سخنرانان هشدار دادند که حمله به ايران، می تواند فاجعه آفرين باشد.تونی بن (Tony Benn) نماينده سابق پارلمان بريتانيا، ضمن ابراز مخالفت با دست يابی به سلاح هسته ای، دست يافتن به فن آوری هسته ای را حق ايران دانست.آقای بن با اشاره به احتمال حمله به ايران گفت که ! آمريکا نيروی کافی برای حمله به ايران ندارد، بنابراين، ممکن است اهداف مشخص هسته ای را در اين کشور مورد حمله قرار دهد.
يوشكا فيشر، مخالف لشكركشى آمريكا به ايران
به نقل از "دویچه وله"
اين روزها فقط خانم آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان، به آمريكا سفر نمىكند. يوشكا فيشر، وزيرپيشين امور خارجهى آلمان نيز به آمريكا رفته است. او به همراه وزراى پيشين خارجهى بعضى كشورها نامهاى به جرج بوش نوشته و او را از اقدام نظامى عليه ايران برحذر داشتهاند.
يوشكا فيشر، وزير پيشين امور خارجهى آلمان، ديدگاهش را واضح و روشن بيان كرد. ديگر موانع گذشتهاش در رابطه با وزارت امور خارجهى آلمان، دست و پا گير او نبودند و فيشر مىتوانست آنچه شخصا در دل دارد بگويد و به آمريكا هشدار دهد تا مستقيما با ايران به مذاكره بپردازد. او در اين رابطه گفت: ”زمان مىگذرد و بحران ايران بدون شركت مستقيم ايالات متحدهى آمريكا حل شدنى نيست.”
فيشر كه در واشنگتن، حدود دو كيلومتر دورتر از كاخ سفيد، در محل جامعهی حقوق خلقها سخنرانى مىكرد، از دولت آمريكا خواست تا با مسئولان امور در ايران به مذاكره بپردازد، قول هر گونه همكارى و آغاز روابط ديپلماتيك را به اين كشور بدهد، اطمينان ايرانيان را جلب كند و در عوض از آنها بخواهد تا غنىسازى اورانيوم را پايان دهند.
يوشكا فيشر، وزير پيشين امور خارجهى آلمان، بر اين نظر است كه در چنين شرايطی، در صورت قبول نكردن پيشنهاد آمريكا از طرف ايران، اين كشور به شدت در عرصهى جهانى منزوى خواهد شد و همين مجازات براى ايران كافى ست. فيشر در اين رابطه برخورد نظامى با ايران را فاجعه آميز مىداند و موافق آن است كه شديدترين تنبيه ايران بايد سياست منزوى كردن اين كشور باشد.
چندى پيش نيز يوشكا فيشر به همراه پنج وزير پيشين امور خارجه ديگر كشورها، از جمله مادلين اولبرايت، وزير خارجهى پيشين آمريكا، در نامهاى به جرج بوش، عواقب حملهى نظامى آمريكا به ايران را فاجعه بار خواندند و تاثيرات منفى چنين جنگى را در امنيت منطقه برشمردند. اين افراد در آن نامه هم از دولت آمريكا خواسته بودند تا مذاكرات مستقيم با ايران را آغاز كند.
يوشكا فيشر، وزير پيشين امور خارجه ى آلمان، با رد خشونت در روابط سياسى ميان كشورها گفت: ”بعضى فكر مىكنند كسانى كه به مذاكرات ديپلماتيك توجه دارند، افرادى سست عنصر و ضعيفاند و تنها كسانى كه به زور تكيه دارند، پرقدرتاند. تجربه ى من مويد اين ديدگاه نيست.”
فيشر در انتها گفت، بايد سازمان هاى قابل قبول جهانى تصميم گيرى در مورد بحرانهاى بين المللى را به عهده گيرند و مهمترين اين سازمان ها هم همانا سازمان ملل متحد است. و بعد در حالى كه لبخندى بر لب داشت از افراد حاضر در سالن سوال كرد كه چه سازمان جهانى ديگرى مىتواند عهده دار اين مسئوليت سنگين گردد.
غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی گفته است رامين جهانبگلو به جرم ارتباط با عوامل بيگانه توسط دستگاه قضايی بازداشت شده و برای تحقيق در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفته است.رامين جهانبگلو، نويسنده و پژوهشگر عرصه فلسفه، بيش از يک هفته پيش بدون آنکه اتهاماتش اعلام شود، بازداشت شد.وزير اطلاعات روز شنبه، 16 ارديبهشت به خبرنگاران گفت پس از انجام تحقيقات از رامين جهانبگلو، اطلاعات لازم در خصوص! اتهام وی در اختيار خبرنگاران قرار خواهد گرفت.غلامحسين محسنی اژه ای، جزييات بيشتری از اتهاماتی که متوجه رامين جهانبگلو، از چهره های شاخص ايران در حوزه انديشه و فلسفه در سال های اخير شده، ارايه نکرده است و تنها به ذکر اين اتهام کلی بسنده کرده که وی با عوامل بيگانه در ارتباط بوده است.
اتهام جاسوسی به خاطر تحقیق در آمریکا (وحید ثابتیان)
به نقل از "روز آنلاین"
دستگیری رامین جهانبگلو محقق ایرانی که با محکومیت سازمان های حقوق بشری طی روزهای گذشته همراه بود، با خبرهایی مبنی بر انتقال وی به بیمارستان، نگرانی های جدی میان فعالان حقوق بشر داخلی وخارجی ایجاد کرده است. محسنی اژه ای وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، پیش از این اعلام کرده بود که وی "جهت تكميل بررسيها درباره موارد اتهامياش كه ارتباط با بيگانه عنوان شده در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفته است". جهانبگلو در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود وبه نوشته سایت فردا نزدیک به محافظه کاران طی مدت بازداشت دهها صفحه اعتراف از وی گرفته شده است. سازمان دیده بان حقوق بشر در بیانیه ای اعلام کرده بود که با توجه به موارد مشابه بیم اعترافات اجباری و شکنجه وی می رود. چند ماه گذشته محسنی اژه ای از سوی سازمان دیده بان حقوق نیز به نقض مکرر حقوق بشر متهم شده بود. دولت کانادا قصد دارد از طریق دیپلماتیک وضعیت این استاد دانشگاه تورنتو را پیگیری کند.
خبرگزاری فارس که رابطه نزدیکی با بخش هایی از قوه قضاییه دارد و به صورت معمول خبرهای مربوط به پرونده هایی ازاین دست از آن به بیرون درز پیدا می کند، نوشته که رامین جهانبگلو در استخدام قراردادی دولت آمریکا بوده است و "در 6 نوامبر سال 2001 به عنوان نماينده رسمي سازمان دولتي «صندوق ملي براي دمكراسي» در نشستي در مركز «وودرو ويلسون» در واشنگتن شركت داشت." این درحالی است که صندوق ملی برای دموکراسی، موسسه ای است که پروژه های مختلفی در زمینه دموکراسی وتوسعه وموضوعات مرتبط به آن با محققین سراسر جهان دارد وبه دست آوردن موقعیت تحقیق و فرصت مطالعاتی درآن برای محققان بسیار رقابت آمیز به شمار می رود ومحققین بسیار ارزنده معمولا می توانند آن را به دست آوردند. بودجه این موسسه مانند بودجه بسیاری از موسسه های تحقیقاتی آمریکا، توسط دولت تعیین می شود. خبرگزاری فارس اینکه بودجه این موسسه توسط کنگره تعیین می شود وفعالیت های رامین جهانبگلو به عنوان محقق برای این موسسه را استخدام در دولت آمریکا تلقی کرده است. کسانی که دراین موسسه به تحقیق مشغول می شوند فرصت دارند تا به عنوان محقق (Scholar) در سمینارها وکنفرانس های مختلف شرکت کنند و در کنار روش های دیگری مانند مطالعات کتابخانه ای ویا مصاحبه وغیره به تحقیقات خود بپردازند. اطلاعات محققین و همچنین کسانی که با این موسسات فعالیت می کنند به صورت آنلاین در دسترس همه است و بنابراین پیدا کردن چنین اطلاعاتی برای کسانی که می توانند از رایانه شخصی استفاده کنند، دشوار نخواهد بود. نکته جالب توجه آنکه وی در سال 2001 در این کنفرانس شرکت کرده واز آن زمان تا کنون اطلاعات یاد شده در دسترس بوده است و طی این مدت جهانبگلو بارها به ایران سفر کرده است.
چنانکه از اطلاعات منتشر شده برمی آید، هنگام بازجویی از رامین جهانبلگو درخصوص روابط خود در خارج از پرسیده شده است و او نیز درخصوص همکاری خود با موسسات مختلفی از جمله موسسه NED ، مطالبی را اظهار داشته است. با توجه به اینکه رامین جهانبگلو به عنوان یکی ازمحقیقن برجسته ایرانی مجموعه فعالیت ها وتحقیقات خود را در قالب کتاب منتشر می سازد و سیاهه ای از دیدارهای او با فلاسفه مشهورو شخصیت های جهانی نیز به صورت آنلاین موجود است عملا می توان انتظار داشت با توجه به عدم آشنایی بخش هایی از وزارت اطلاعات وبازجویان دادستانی تهران، چنین اطلاعاتی به عنوان رابطه با دولت آمریکا قلمداد شوند. با این توضیح که همه کسانی که به عنوان استاد دانشگاه در دانشگاه های ایالتی آمریکا مشغول به تدریس هستند عملا در استخدام دولت آمریکا هستند. پیش از این بی اطلاعی بازجویان ومسئولان مرتبط با برخی از پرونده سازی های مشابه، لطیفه هایی را در خصوص میزان دانش بازجویان مرتبط با اداره اماکن تهران وبخش هایی از وزارت اطلاعات به وجود آورده بود.
دوسال قبل داریوش زاهدی استاد دانشگاه کالیفرنیای امریکانیز هنگام سفر به ایران توسط نهادهای موازی ووزارت اطلاعات بازداشت شد وسه طی سه ماه در زندان انفرادی برای جرم جاسوسی تحت فشار قرار گرفت. که با فشار مجلس اصلاحات بر قوه قضاییه آزاد شد.
رامین جهانبلگو همواره بر ضرورت اصلاحات درایران تاکید کرده بود. سعید رهنما یکی از دوستان وی و استاد علوم سیاسی در دانشگاه یورک به روزنامه کانادایی "گلوب اند میل" گفته است که او همواره به جهانبلگو می گفته که این اعتقاد که او درخصوص تغییر واصلاح رژیم دارد توهم است. درحالی که او می گفت به تغییرات تدریجی اعتقاد دارد. حالا این استاد میانه رو دانشگاه تورنتو به جرم جاسوسی از سوی نظامی که او نسبت به آن همواره میانه رو بوده است در بازداشت به سر می برد. سعید رهنما می گوید چنین اتهاماتی به وی اساسا مسخره است ونشانگر بیرحمی رژیم ایران است.
وزیر امور خارجه کانادا پیتر مککی روز پنچ شنبه اظهار داشت که وزارتخانه او تلاش می کند ازکمک های کنسولی لازم را برای جهانبگلو فراهم آورد. سعید رهنما ابزارامیدواری کرده است که با فشارهای دولت کانادا موقعیت مشابه دیگری مانند انچه برای زهرا کاظمی در سال 2003 پدید آمد به وجود نیاید. دستگیری رامین جهانبگلو، خاطره پرونده زهرا کاظمی را برای دولت ومطبوعات کانادا زنده کرده است. به گفته سعید رهنما ازدوستان رامین جهانبگلو، او هیچگاه رسما به انتقاد از دولت جمهوری اسلامی نپرداخته وکاری علیه آنان انجام نداده است وصدای میانه رویی داشته است.
آخرین کتاب جهانبگلو به زبان انگلیسی کتاب "ایران: میان مدرنیته وسنت" است که در سال 2004 به چاپ رسیده است. جهانبگلو دکترای فلسفه از دانشگاه سوربون پاریس وفوق دکترای مطالعات خاورمیانه از دانشگاه هاروارد را دارد. او طی سالهای 1997 و1998 به عنوان محقق مهمان در دانشگاه تورنتو مشغول به تحقیق بوده است.
جان تری، وکیل تورنتویی که پرونده زهرا کاظمی را به عهده داشت، از دولت کانادا اکیدا درخواست کرد که موضع سختی در رویارویی دیپلماتیک خود با مقامات تهران بگیرد. این وکیلی کانادایی گفته است : " دولت باید از حقوق رامین جهانبگلو تحت قوانین بین المللی دفاع کند. وکیلی استفان کاظمی همچنین اضافه کرده است که دسترسی دیپلمات های کانادایی به جهانبگلو بعید است چنانکه در پرونده زهرا کاظمی هم چنین دسترسی وجود نداشت.
با توجه به نگرانی های موجود بر سر پرونده این محقق ایرانی و اظهار نظرهایی که بسیار مشابه با پرونده سازی های اخیر بخش هایی از قوه قضاییه اعلام می شود، بیم آن می رود که چنین فعالیتی آغازی برای دستگیری های مشابه باشد. روندی که طی سالهای گذشته بارها تکرار شده وبی حاصلی آن به اثبات رسیده است.
کارگران زندانی را آزاد کنید...
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
تاریخ 16/2/1385
شماره 3۲-2006
امسال روز جهانی کارگر در ایران درحالی برگزارشد که منصور اسانلو ازرهبران سندیکای شرکت واحد پس از مدتها اسارت ،همچنان در زندان بسرمی برد، بسیاری از کارکنان اتوبوسرانی بدون هیچ گونه توجیه قانونی تنها وتنها به دلیل اعتراض صنفی و درخواست احققاق حقوق مسلم خویش، دستگیر شده وتعداد زیادی نیزبه شکلی کاملا غیر قانونی و برخلاف قوانین کار ( چه داخلی و چه بین المللی ) اخراج شده اند.
در تهران روزجهانی کارگر صحنه ی درگیری بین نیروهای انتظامی و کارگرانی بود که برای بیان مطالبات خود گردهم آمده بودند، اما پاسخ این خواسته ها مهری بود که درضربات باتوم یگانهای ویژه برسرشان فرود آمد و البته دیگرانی نیز سهم مهرورزیشان بازداشت و زندان بود.
دولت مهرورزی جلوه های تازه ای از مهرخود را دربرخورد با خواسته های کارگران و دگراندیشان جامعه نشان میدهد.
در حالیکه در تمامی نقاط دنیا سندیکاها و اتحادیه های مستقل کارگری بدون هیچ گونه تعرض از سوی دولت ، مراسم این روزرا بر گزارمیکنند، در ایران در کمال حیرت مدعیان دفاع از حقوق مستضعفین و مظلومین جهان! حتی یک تجمع و اعتراض کوچک را نیزتاب نمی آورند .
پس از سرکوب اعتراضات دانشجویی در دانشگاه شریف و شهید رجایی و تهدید به اخراج تعدادی از داشنجویان، پس از صدور احکام سنگین و بی سابقه برای فعالین دانشجویی از جمله پیمان عارف و اخراج وی به دلیل عدم صلاحیت!!، پس از سرکوب دختران و زنان به بهانه ی واهی بدحجابی، این بار نوبت کارگران بود تا در روزی به نام خودشان به شدیدترین شکل ممکن مورد سرکوب قرار گیرند همانطور که پیش از این زنان در 8 مارس سرکوب شده بودند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ، ضمن محکومیت چنین برخوردهای غیر اصولی ، غیرقانونی و غیرانسانی با کسانیکه تنها خواهان حقوق اولیه وقانونی خود هستند، به دستگاه قضایی ایران گوشزدمی نماید که این دوگانگی فاحش در شعار و عمل نه تنها موجب انزجار افکار عمومی در داخل کشور ، بلکه باعث بدبینی هر چه بیشتر جامعه بین المللی در تمامی زمینه ها نسبت به حاکمیت جمهوری اسلامی می گردد.
بر همه آشکار است که حق برخورداری از اتحادیه های مستقل کارگری، بر گزاری اجتماعات و حق اعتصاب از حقوق مسلم وقانونی کارگران در تمامی دنیا و از جمله در قوانین ایران است و حتی با ایجاد تشکل های دولت فرموده و فرمایشی چون خانه کارگر نیز از آنان سلب نمی شود. از این رو ، کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر خواستار آزادی هر چه سریع تر منصور اسانلو وتمامی کارگران بازداشت شده و توقف پرونده سازی بر علیه فعالین کارگری می باشد و تمامی فعالین حقوق بشر در داخل و خارج را به تلاش برای این مهم فرا می خواند.
ماده 9 اعلامیه جهانی حقوق بشر: هیچ کس را نباید خودسرانه توقیف، حبس و یا تبعید کرد.
ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر شخصی حق دارد از آزادی تشکیل اجتماعات، مجامع و انجمن های مسالمت آمیزبهره مند گردد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com
نگرانی از وضعیت جسمانی آقای مهرداد لهراسبی
به نام آزادی
براساس آخرین اخبار دریافتی
زندانی سیاسی آقای مهرداد لهراسبی که در واقعه 18 تیرماه سال 78 دستگیر شدند ، هم اکنون در زندان گوهردشت کرج دوران محکومیت خویش را در شرایط بسیار بد محیطی و جسمی سپری مینمایند .
ایشان در زندان به عفونت فک و رماتیسم حاد ، ناراحتی قلبی وافزایش وزن غیر معقول مبتلا شده اند. طبق تائید پزشکی قانونی و پزشک زندان ایشان قادر به تحمل شرایط بد زندان نیستند و باید هر چه زودتر برای مداوا به خارج از زندان منتقل شوند.
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت آقای لهراسبی و محکوم نمودن نقض حقوق بشر خواستار آزادی وی و تمام زندانیان سیاسی میباشد . از تمامی فعالان و مدافعان حقوق بشر تقاضای تلاش و همکاری در این راستا را داریم و دست تمامی کسانی که در این راه با ما همگام هستند را میفشاریم .
فعالان حقوق بشر در ایران
Human Rights Activists in Iran
hra.iran@gmail.com
http://hra-iran.blogfa.com
Tel : +989329224904
آزادی موقت اعضای سندیکا
به نام آزادی
طبق آخرین گزارشات دریافتی
ابراهیم مددی نایب ریس سندیکای شرکت واحد ، یعقوب سلیمی ، غلام رضا غلام حسینی ، محمود هژبری ، عباس نژند کودکی و هادی کبیری فعالان کارگری که در روز کارگر دستگیر شده بودند صبح امروز به دادگاه انقلاب منتقل و به حکم دادگاه و با قید ضمانت تا زمان تشکیل دادگاه آزاد شدند.
همچنین طبق اخبار دریافتی متاسفانه بعلت اخراج نابحق و فشار مالی شدید بروی کارگران بعضی از این عزیزان جهت امرار معاش اقدام به دستفروشی در معابر عمومی مینمایند که بعلت برخورد مامورین با این افراد ، این عزیزان جهت امرار معاش همچنان با مشکلات عدیده ای روبرو هستند.
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن ابراز نگرانی از وضعیت این افراد و محکوم نمودن شدید نقض حقوق بشر خواستار توقف این روند و بازگشت به کار این عزیزان و هر چه بیشتر ارج نهادن به خواسته های این قشر شریف میباشد . از تمامی فعالان و مدافعان حقوق بشر تقاضای تلاش و همکاری برای توقف این روند را داریم و دست تمامی کسانی که در این راه با ما همگام هستند را میفشاریم .
فعالان حقوق بشر در ایران
Human Rights Activists in Iran
hra.iran@gmail.com
http://hra-iran.blogfa.com/
Tel: +989329224904
+
نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط آریا
|
کشورهای غربی پيش نويس قطعنامه تازه ای را در شورای امنيت سازمان ملل متحد طرح کرده اند که می تواند هموارکننده راه اعمال تحريم ها بر ايران در صورت خودداری اين کشور از تعليق برنامه غنی سازی اورانيوم باشد.
سفرای فرانسه و آمريکا گفتند اميدوارند که اين شورا قطعنامه را به زودی تصويب کند.
به اين ترتيب جنجال بر سر برنامه اتمی ايران با اقدام روز چهارشنبه بريتانيا و فرانسه در معرفی پيش نويس اين قطعنامه الزام آور وارد مرحله تازه ای شده است.
در پيش نويس اين سند از ايران خواسته شده غنی سازی اورانيوم را معلق سازد يا با عواقبی که جزئيات آن هنوز علنی نشده است روبرو شود.
شورای امنيت بعد از ظهر چهارشنبه در نيويورک و پس از آن تشکيل جلسه داد که آژانس بين المللی انرژی اتمی جمعه هفته قبل طی گزارشی گفته بود تهران به درخواست های شورا برای توقف غنی سازی اورانيوم توجهی نکرده است.
پيش نويس اين قطعنامه عليرغم اعتراضات روسيه و چين، براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل، تنظيم شده است. فصل هفتم راه را در نهايت برای اعمال تحريم يا حتی اقدام نظامی عليه يک کشور باز می کند.
پيش نويس قطعنامه ايران را ترغيب می کند "تمامی فعاليت های مربوط به غنی سازی و بازپردازی، از جمله تحقيقات و توسعه را معلق کند" و "همچنين احداث يک راکتور آب سنگين را به تعليق درآورد."
متن سند تهديد می کند "در صورت لزوم تدابير ديگری" را مد نظر قرار دهد تا نسبت به اطاعت از آن اطمينان حاصل شود که اشاره ای به تحريم های احتمالی است.
اين قطعنامه همچنين از تمامی ملل جهان می خواهد به جلوگيری از انتقال مواد و فناوری هايی "که می تواند به فعاليت های غنی سازی و بازپردازی و همچنين برنامه موشکی ايران کمک کند ياری رسانند."
جان بولتون، سفير آمريکا در سازمان ملل گفت: "کليد مساله در دست ايران است."
او افزود: "اگر آنها دست از تلاش برای رسيدن به سلاح های اتمی بردارند، خيلی چيزها ممکن می شود. اگر به رجزخوانی و تهديد و گل آلود کردن آب و تلاش برای پاشيدن خاک به چشم ما ادامه دهند، در آن صورت در شرايط متفاوتی قرار داريم."
پيش از تصويب هرگونه قطعنامه ای استوار بر فصل هفتم منشور سازمان ملل، شورای امنيت بايد موافقت کند که تهديدی عليه "صلح و امنيت بين المللی" وجود دارد.
اِمير جونز پری، نماينده بريتانيا در سازمان ملل متحد، گفت که اعضای دائم شورای امنيت در اين موضوع که می خواهند ايران سلاح اتمی نداشته باشد متحد هستند و اختلافات آنها اکنون در مورد چگونگی برخورد با مساله است.
ايران اتهام آمريکا و سوءظن شديد اتحاديه اروپا داير بر تلاش برای دستيابی به سلاح اتمی را رد می کند.
روسيه و چين همچنان نگرانند که پا گذاشتن در اين مسير، يعنی توسل به فصل هفتم منشور سازمان ملل، در نهايت به مناقشه نظامی منجر خواهد شد.
بنابراين انتظار می رود پيش از آنکه اين پيش نويس تازه به رای گذاشته شود مباحثات زيادی بين اعضای دائم شورا انجام شود.
لورا تراوليان، خبرنگار بی بی سی، در نيويورک می گويد هرچند مذاکرات اعضای دائم شورای امنيت طولانی خواهد بود اما شبح يک قدرتنمايی ديپلماتيک با تهران به تدريج شکل می گيرد.
دو کشور روسيه و چين دارای روابط اقتصادی گسترده با ايران هستند و در عين حال نسبت به گسترش نفوذ ايالات متحده در منطقه احساس نگرانی می کنند.
چين، که بخشی از نياز نفتی خود را از ايران تامين می کند، توسل به صدور قطعنامه های سختگيرانه را گامی نامناسب توصيف کرده و روسيه صرفا به درخواست از ايران برای دست زدن به اقداماتی جدی برای کسب اعتماد بين المللی بسنده کرده است.
مخالفت آمريكا با مذاكره مستقيم با ايران
به نقل از "دویچه وله"
به گزارش خبرگزارى فرانسه ايالات متحده آمريكا حاضر به مذاكره مستقيم با ايران در مورد برنامه اتمى آن كشور نيست. اسكات مك كلن، سخنگوى رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا امروز در پاسخ يك روزنامه نگار گفت: مناقشه اتمى ايران، مسئله دو جانبه بين ايران و آمريكا نيست. فعاليت هاى اتمى ايران تهديدى براى منطقه و تمام جهان است. قبل از آن روپرشت پولنز، رئيس كميسيون خارجى مجلس نمايندگان آلمان فدرال پس از بازگشت از سفر دو روزه خود به ايران خواستار مذاكره مستقيم بين ايران و آمريكا شده بود.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
در پی دیدار رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس آلمان با بروجردی، همتای خود از جمهوری اسلامی در تهران، اعلام شد که رژیم اسلامی مایل است دولت آلمان در مناقشه هسته ای نقش میانجی را برعهده گیرد. فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان بلافاصله این درخواست را رد کرد.
آقای اشتاین مایر گفت برلین یکی از طرفهای اروپایی درگیر بحران هسته ای رژیم تهران است و از این رو برعهده گرفتن این نقش یک خواست دور از انتظار است.
وزیر امور خارجه آلمان ماه گذشته طی سفری به واشنگتن از آمریکا خواسته بود که بطور مستقیم وارد مذاکرات هسته ای با رژیم تهران شود، اما مقامات آمریکايی این درخواست را رد کردند.
رئیس کمیسیون سیاست خارجی آلمان پس از بازگشت از سفر به تهران، از جامعه جهانی خواست در برخورد با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی از خود قاطعیت نشان دهد و تاکید کرد که این تنها آمریکا و اروپا نیستند که در برابر برنامه اتمی رژیم تهران قدعلم کرده اند.
|
به نقل از "بی بی سی " دومينيک دوويلپن، نخست وزير فرانسه، گفته است که اقدام نظامی عليه ايران 'يقينا راهی برای حل بحران هسته ای اين کشور نيست.'آقای دوويلپن در جريان يک کنفرانس مطبوعاتی در روز پنجشنبه، چهار ماه مه، گفت تجربه حمله نظامی به عراق نشان داده است که اقدام نظامی موفق نيست. او گفت: "به باور من اقدام نظامی قطعا راه حل بحران اتمی ايران نيست. ما اين سناريو را قبلا ديده ايم و می دانيم که حمله نظامی نه تنها چيزی را حل نمی کن! د بلکه برخی اوقات خطرات را افزايش نيز می دهد. ما اين موضوع را به وضوح در مورد عراق ديده ايم."نخست وزير فرانسه در اين کنفرانس، که به صورت زنده از يکی از شبکه های تلويزيونی فرانسه پخش می شد، تاکيد کرد که جامعه بين المللی بايد محکم بايستد و اتحاد خود را حفظ کند. |
| |
 |
|
|
جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، و آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، در دومين ملاقات خود در يک ماه اخير نظرات واحدی را در مورد ايران ابراز داشتند.آقای بوش پس از گفتگو با خانم مرکل در کاخ سفيد گفت که دولت ايران بايد درک کند که جامعه بين المللی حاضر به عقب نشينی در مورد مساله هسته ای اين کشور نيست و افزود که ايران بايد به خاطر صلح جهانی از مقاصد اتمی خود دست بردارد. خانم مرکل نيز با تاييد اين موضعگيری گفت: ايران در هيچ شرايطی نء ¨ايد به اسلحه اتمی دست پيدا کند. اما خانم مرکل تاکيد کرد که بايد برای اين مسئله راه حلی ديپلماتيک يافت شود و اظهار اميدواری کرد که چنين راه حلی امکانپذير است. |
اطلاعيه سازمان ديدهبان حقوق بشر درباره دستگيرى رامين جهانبگلو
به نقل از "دویچه وله"

"سازمان ديدهبان حقوق بشر" در روز پنجشنبه ۴ ماه مه طى اطلاعيهاى به شدت از دستگيرى فيلسوف ايرانى رامين جهانبگلو و نگهدارى او در زندان اوين انتقاد كرد و خواستار آزادى او شد. ديدهبان حقوق بشر نوشته است: "دستگیری خودسرانه رامین جهانبگلو نشان دهنده وضعیت خطرناک آزادیهای دانشگاهی و آزادی بیان در ایران امروز است."
اطلاعيه سازمان ديدهبان حقوق بشر به شرح زير است:
بازداشت محقق عالی ایرانی، بدون هیچ اتهام
(نیویورک، پنجم می ماه ٢٠٠٦) – سازمان دیده بان حقوق بشر امروز گزارش داد، رامین جهانبگلو یکی از برجسته ترین محققین ایرانی درزندان اوین، جایی که بیم ونگرانی شکنجه وی می رود، نگهداری میشود. مقامات ایرانی باید فورا جهانبگلو را که بدون هیچ اعلام جرمی، به مدت نزدیک به یک هفته در مکانی بدون تماس با دنیای خارج نگهداری می شود، آزاد کنند.
جهانبلگو اندیشمند برجستهای که کتابهای متنوعی در موضوعات مختلف فرهنگی و فلسفی نوشته، مدیر گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهش های فرهنگی در تهران است. فعالیتهای دانشگاهی او دربرگیرنده تحریر بیش از ٢٠ کتاب به زبانهای انگلیسی، فرانسه و فارسی است. او همچنین مطالبی را در روزنامهها و مجلات مختلف ایرانی و خارجی به چاپ رسانده است.
جو استورک معاون بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر گفت: "دستگیری خودسرانه رامین جهانبگلو نشان دهنده وضعیت خطرناک آزادیهای دانشگاهی و آزادی بیان در ایران امروز است."، به گفته وی " این محقق و پژوهشگر برجسته باید به خاطر دستاوردهای آکادمیک خود مورد تحسین شود نه آنکه در بدنامترین زندان ایران مورد بازجویی قرار گیرد."
مقامات رسمی ایران جهانبگلو را حوالی روز پنج شنبه گذشته ٢٧ آوریل، در فرودگاه مهرآباد بازداشت کردند. آنان از اینکه تا روز چهار شنبه سوم می، زمانی که محمود سالارکیا معاون دادستان کل تهران در مصاحبهای با خبرگزاری دانشجویان ایران این خبر را تایید کرد، از پذیرفتن این خبر خودداری کردند.
همچنین روزچهارشنبه خبرگزاری فارس نیز به نقل از سهراب سلیمانی، رییس سازمان زندانهای استان تهران، اعلام کرد که جهانبگلو در زندان اوین نگهداری میشود. هیچ کدام از این مقامات رسمی دلیل این بازداشت را اعلام نکرده است. یکی از مقامات قوه قضاییه به روزنامه اعتماد ملی گفته است اتهاماتی که علیه جهانبگلو اقامه شده است بعداز بازجوییهای وی اعلام خواهد شد.
جو استورک مدیر بخش خاورمیانهای سازمان دیده بان حقوق بشر گفت:" دستگاه قضایی ایران به دلیل گرفتن اعترافات اجباری با استفاده از شکنجه و بدرفتاری با زندانیان، بدنام است." وی افزوده است: "ما دولت ایران را کاملا مسئول وضعیت سلامت جهانبگلو میشناسیم."
رامين جهانبگلو، شکار تازه اطلاعات (کورش سليمي)
به نقل از "روز آنلاین"
در پنجمين روز از دستگيری بدون رامين جهانبگلو نويسنده و پژوهشگر، با انتشار خبری غيررسمی در يک خبرگزاري نزديک به جناح راست، اين نگرانی در ميان نخبگان و روشنفکران کشور پديد آمده است که گروه اطلاعاتی تصفيه شده پس از دوم خرداد که با روی کارآمدن دولت جديد به کار بازگشته اند، طرح های قديمی "یکه زنی" و "ارعاب" و "ارهاب" را بار ديگر در دستور قرار داده باشند که با توجه به برپائی نمايشگاه کتاب تهران معنای ديگری هم دارد.
نمايندگان رسانه های بين المللی و نهادهای مدافع حقوق بشر تاکنون موفق به يافتن کسی از خانواده و همکاران رامين جهانبگلو نشده اند که اطلاعات بيشتری درباره نوع دستگيری وی و بازرسی هائی که در مورد او صورت گرفته در اختيار قرار دهند. همين اندازه آشکارست که وی در فرودگاه مهرآباد و هنگام سفر به خارج از کشور دستگير شده است.
خبرگزاري "فارس" در چهارمين روز از دستگيری جهانبگلو ضمن تائيد دستگيری و حبس وی در زندان اوين از قول "يک مقام مطلع" نوشته است که اتهام وی جاسوسی است. اين شيوه پيش از اين در مورد تعدادی از روشنفکران و وکلای دادگستری و روزنامه نگاران عمل شده است که بعد از دستگيری ناگهانی و بدون هر نوع مقدمات قانونی، خبرهائی از قول منابع مطلع منتشر شده با اتهامات سنگينی مانند جاسوسی.
پيش از اين در مورد فرج سرکوهی، سيامک پورزند، عباس عبدی، حسين قاضيان، عبدالفتاح سلطانی و گروهی از منقدان هنری که به اداره اماکن فراخوانده شده بودند همين روش به کار گرفته شد.
در بعضی از موارد اتهام جاسوسی در مراحل بعدی ناپديد شد و حتي مقامات قضائی ادعا کردند که چنين خبری از طريق آن ها منتشر نشده است. چنان که آخرين بار در مورد عبدالفتاح سلطانی وکيل پرونده زهرا کاظمی چنين شد. سلطانی یک روز بعد از آن که اعلام داشت اگر قوه قضاييه قاتل خانم کاظمی را معرفی نکند وی خود نام وی را اعلام خواهد داشت دستگير شد و از طريق سايت های نزديک به مقامات قضائی و اطلاعاتی اعلام گرديد که اتهام وی "جاسوسی هسته ای" است. به همکاران وی هم به طور شفاهی گفته شد که موضوع مربوط به پرونده جاسوسان هسته ای است که سلطانی وکالت آن ها را به عهده داشته است. شش ماه بعد وقتی سرانجام اين وکيل دعاوی امکان يافت که از سلول انفرادی خارج شود، نشانی از اتهام نبود، چرا که نه واقعيت داشت و نه مدرکي برای ادعای آن به دست آمد.
در مورد عباس عبدی روزنامه نگار و پژوهشگری که بعد از اعلام نظرسنجی های مربوط به رابطه ايران و آمريکا بارها از سوی روزنامه کيهان تهديد شده بود همين حکايت رخ داد. عبدی، بهروز گرانپايه و حسين قاضيان به استناد وجود يک بولتن، يک پرونده خبری، و يک قراردادی شفاف که با يک موسسه نظرسنجی آمريکائی امضا شده بود، متهم به جاسوسی برای بيگانگان شدند. عبدی بعد از گذشت چهارسال و آزادی از زندان همچنان درگير ادعاهائی که در زمان خود تنها بهانه ای بود برای زندانی کردنش. حسين قاضيان در نامه افشاگر خود در تابستان گذشته نشان داده که چگونه قربانی يک پرونده سازی سياسی شده است.
رامين جهانبگلو نيز که در دو روز گذشته نام وی در منابع خبری جهان تکرار شده، هرگز فعاليت های سياسی نداشته، بلکه پژوهشگری است که مطالعه در مورد مسائل فلسفی و فرهنگ ها تنها دغدعه او را تشکيل مي داده است. از همين رو آگاهان دستگيری وی را از علائم بازگشت احتمالي همان گروهی می دانند که روشنفکران را خطر بالقوه و عوامل تهاجم فرهنگی غرب می دانند و معتقدند آنان را هر چند يک بار بايد با نشان دادن چنگ و دندانی از سوی دستگاه های اطلاعاتی، دچار ترس و نگرانی کرد تا خود به خود دامنه فعاليت آن ها محدود شود. در نگرش اين گروه که بعد از دوم خرداد از وزارت اطلاعات اخراج و برخی از آن ها در نهادهای مشهور به موازی اطلاعاتی مستقر شده بودند، متفکران سکولار و معتقد به دموکراسی "دشمنان خطرناک" نظام دسته بندی می شوند.
يکی از اعضای کانون نويسندگان که در سال های قبل از دوم خرداد بارها توسط بخش فرهنگی وزارت اطلاعات احضار و بازجوئی و زندانی شده است، به بازرسان يک نهاد بين المللی فعال در حقوق بشر گفته است طرز تفکر خاصی که در دستگاه های اطلاعاتی ايران حاکم است آن ها را مجاز می دارد که به اتهام و هر وسيله ای متوسل شوند. از ديد آنان هر اندازه فعاليت از سوی رسانه های خبری خارجی و داخلی در مورد سوژه ای بيش تر باشد و هر اندازه وی صاحب نام تر باشد برای هدفی که دارند بهتر جلوه می کند. چرا که به اين ترتيب سياست ارهاب و ارعاب بيشتر خواهد توانست عملی شود.
خبر کيهان
روزنامه کيهان که معمولا اخبار بازجوئی ها و دستگيری ها را از منابع دست اول در اختيار می گيرد در شماره روز پنجشنبه خود نوشته:
"رامين جهانبگلو بعد از پيروزي انقلاب به غرب گريخته و چند سال قبل به ايران بازگشته بود، با گروه هاي جبهه موسوم به اصلاحات همكاري مي كرد و در ميزگردها و همايش هاي مدعيان اصلاحات حضور چشمگيري داشت.
جهانبگلو، همكاري فراوان و آشكاري با محافل سلطنت طلب فراري و ساير گروه هاي ضدانقلاب داشت و اين وابستگي به اندازه اي آشكار بود كه مجله آدينه به سردبيري فرج سركوهي- كه هم اكنون فراري است- در شماره نوروز 74 خود از وي به عنوان يك عامل وابسته به بيگانگان ياد كرده كه مدتي از سوي محافل اروپايي در قالب نويسنده و متفكر به مردم كشورمان معرفي و پس از انجام مأموريت به دنبال كار ديگري فرستاده مي شوند.
جهانبگلو از امضاكنندگان بيانيه ها و اطلاعيه هايي بود كه گروه هاي ضدانقلاب خارج نشين عليه اسلام و انقلاب صادر مي كردند. وي از جمله امضاءكنندگان بيانيه اي است كه شماري از صهيونيست ها - از جمله داريوش همايون و...- در تقدير از محكوميت ايران توسط پارلمان اروپا منتشر كرده بودند. در بخشي از بيانيه مزبور آمده بود: جاي خوشحالي است كه اكثريت مهمي از نمايندگان پارلمان اروپا قطعنامه اي را امضاء كرده اند كه در آن رژيم قرون وسطايي و تروريست تهران محكوم شده است!"
نمونه ها
بنا به گفته کسانی که اين مرحله را تجربه کرده اند به طور معمول در زماني که اين قبيل اتهامات منتشر مي شود، فرد دستگير شده در سلول انفرادی است و هر نوع تماسی بين وی و وکيل و خانواده وی قطع است. بعد از مدتی بازجوئی هائی از وی شروع می شود که در محيطی پر رعب و وحشت صورت می گيرد و حاصل آن، خود ادعانامه دادستان و کيفرخواست بعدی را تشکيل می دهد.
بنا به گفته يکی از کسانی که خود در سال های گذشته به اين بند گرفتار شده بود، در اين مرحله به دست آوردن يک کارت اعتباری يا تصديق رانندگی خارجی و يا مکالمه ای با يک ديپلومات خارجی تبديل به اتهام جاسوسی می شود و به متهم هم تفهيم خواهد شد. در شرايطی که هيچ روزنه ای به خارج وجود ندارد، به زندانی تفهيم خواهد شد که از طريق فعاليت هائی که در خارج از زندان صورت می گيرد، رابطان وی با "حکومت های خارجی" شناسائی می شوند. هم از اين رو در بسياري از موارد زندانی در اولين تماس هايي که با خانواده و نزديکان خود برقرار می کند از آنان می خواهد که از فعاليت و اطلاع رسانی در مورد وضعيت وي خودداری کنند و به ويژه از هر نوع تماس با نهادهای بين المللی بپرهيزند تا پرونده وی را سخت تر نکنند.
اين ها ادعاهايي هستند که زندانی در تنهائی خود ناگزير به باور کردنشان ست. به ويژه اگر بازجو نشانه هائی هم در اختيار وی بگذارد که حکايت کند تمام ارتباطات و روابط وی از مدت ها قبل تحت نظر بوده است.
نامه سرگشاده مهدی امینی زاده به احمدی نژاد
به نقل از "ادوار نیوز"
مهدی امینی زاده در نامه سرگشاده ای به احمدينژاد در مورد اظهارات اخير سخنگوي دولت در مصاحبه با خبرنگاران توضیحاتی داده است متن نامه امینی زاده به شرح زیر است:
به نام خدا
رياست محترم جمهوري، جناب آقاي احمدينژاد
جنابعالي از ابتداي ورود به رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري تاکنون همواره سخن از عدالتطلبي و مهرورزي گفتهايد و همواره خود را مدافع حقوق مسلم ملت معرفي نموده ايد اما متاسفانه به نظر ميرسد به لوازم عملي شعارهاي خود پايبند نبوده و نيستيد آنچه که من ميخواهم در اينجا بدان بپردازم پايمال شدن حق مسلم من و تعدادي ديگر از دانشجويان و محروميت آنان از ادامه تحصيل است اينجانب مهدي امينيزاده عضو پيشين شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در آزمون کارشناسي ارشد سال گذشته در رشته علوم سياسي دانشگاه مفيد قم پذيرفتهشدم اما متاسفانه پس از ثبتنام بر اساس نظر کميسيون بررسي صلاحيتهاي عمومي وزارت اطلاعات از ادامه تحصيل محروم شدم و عليرغم پيگيريهاي مکرر تاکنون تغييري در اين نظر وزارت اطلاعات صورت نگرفته است و همچنان من و تعدادي ديگر از دانشجويان از ابتدايي ترين حقوق خود محروميم، اخيراً سخنگوي دولت شما در کنفرانس مطبوعاتي خود در اين مورد در اظهار نظري عجيب گفتهاست" اين از موارد «خودگويي و خود خندي عجب مرد هنرمندي» است و در ادامه نيز با رد اين واقعيت آشکار مدعي شدهاست : آنقدر نگاه دولت متزلزل و كوتاه نشدهاست كه بخواهد به اين امور بپردازد و وسعت نظر دولت آنقدر گسترده است كه بايد تمام آحاد مردم و جوانان از فرصتهاي موجود در كشور به نحو احسن استفاده كنند. نگاه و افق دولت به اين حد پايين نيست"
جناب احمدينژاد متاسفانه آنچه که از نظر سخنگوي دولت شما خندهدار به نظر ميرسد واقعيت تلخي است که گريبانگير بسياري از دانشجويان کشور ميباشد. جامعه دانشجويي کشور اکنون خود را بر سر دوراهي ابراز عقايد فردي و گروهي و مشارکت در مسائل سياسي و عقيدتي و يا حق ادامه تحصيل ميبينند و متاسفانه تعدادي از دانشجويان از ترس تيغ بران گزينش وزارت اطلاعات دم فرو ميبندند و سر در لاک خويش فرو ميبرند و عدهاي ديگر نيز هر روز شاهد افزايش فاصله خود از نظام سياسي که کمترين حقوق شهروندي آنها را به رسميت نميشناسد هستند و نتيجه چنين وضعيتي نيز کمابيش از اکنون آشکار است.
آقاي احمدينژاد اگر دانشجويي مخالف دولت شما و يا سياستهاي نظام باشد، عدالتي که از آن دم ميزنيد اجازه ميدهد او را در دادگاهي بدون حضور خودش پشت درهاي بسته وزارت اطلاعات از ابتدايي حقوقش محروم نمائيد؟ آيا آزادي، عدالت، حق ادامه تحصيل ، حق اشتغال و .... تنها منحصر به طرفداران شما و يک طيف خاص از جامعه است و ديگرن از آن محرومند؟ چه مبناي قانوني مبناي اقدامات وزارت اطلاعات است ؟
وزارت اطلاعات دولت شما در حالي اقدام به اخراج دانشجويان از دانشگاه مينمايد که علاوه بر ميثاق جهاني حقوق بشر و اصول قانون اساسي که حق بهرهمندي از آموزش را جزء حقوق مسلم همه انسانها دانسته است که نميتوان هيچ کس را از اين حقوق محروم نمود حتي مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز با تمام انتقاداتي که نسبت به جايگاه آن و مصوباتش وجود دارد اجازه چنين اقداماتي را به وزارت اطلاعات و هيچ نهاد ديگري نميدهد ، در بند يک ضوابط گزينش دانشجو مصوب يکصد و پنجاهمين جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي افراد ذيل را از ورود به دانشگاه محروم نمودهاست:
" الف ) معتادين به مواد مخدر
ب) کساني که اشتهار به فحشا دارند
ج) معاندين به نظام جمهوري اسلامي (ونه معترضين)"
و در بند 4 همين مصوبه مصاديق عناد تعيين شدهاست:
" 1) مبارزه مسلحانه با نظام جمهوري اسلامي
2) داشتن وابستگي تشکيلاتي به گروههاي محارب
3) پرداخت کمک مالي به گروههاي محارب يا هواداري تشکيلاتي نمودن از آن گروهها يا داشتن عضويت در آنها
4) تبليغ ماترياليسم و اديان ساختگي (مراد از تبليغ صرف تفوه به افکار ماترياليسم نيست ، بلکه سعي در ترويج و اشاعه آن است "
من در ساليان گذشته در انجمنهاي اسلامي دانشجويان و دفتر تحکيم وحدت عضويت داشتهام و هيچ حکم قضايي در اين موارد عليه من صادر نشده است حتي خود وزارت اطلاعات نيز هرگز چنين اتهاماتي را متوجه من نکردهاست مسلماً ممانعت از ادامه تحصيل من و بسياري ديگر از دانشجويان هيچ مبناي حقوقي ندارد و تنها بر مبناي سلايق شخصي مديران دولت شما صورت ميگيرد .
عملکرد وزارت اطلاعات دولت شما در نقض آشکار حقوق بشر و برخورد با دانشجويان بهگونهاي است که حتي مايه استهزاء و خنده سخنگوي شوخ طبع دولت شما نيز گرديدهاست، حداقل به گونهاي رفتار نمائيد که سخنگوي دولت ناچار نشود براي توجيه اين اقدامات به بذلهگويي و استهزاء و البته انکار حقيقت آشکار روي آورد و اگر هم واقعاً ايشان و جنابعالي اطلاعي از اين رفتارهاي وزارت اطلاعات نداريد کافي است از حراست وزارت علوم و يا وزارت اطلاعات ليست بلند بالاي دانشجويان اخراجي را درخواست نمائيد و يا به مطبوعات مراجعه نماييد تا مطمئن شويد آنچه جناب سخنگو خودگويي و خود خندي ميخوانند ظلم آشکارياست که هر روزه بر دانشجويان تحميل ميگردد و اگر واقعاً آنگونه که سخنگوي دولت شما گفتهاند " آنقدر نگاه دولت متزلزل و كوتاه نشدهاست" اين گوي و اين ميدان از وزارت اطلاعات بخواهيد که به اين روند ظالمانه پايان دهد.
مهدي امينيزاده
آخرین اخبار از زندانیان سیاسی
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
افشین بایمانی از هواداران سازمان مجاهدین خلق ، پس از 6 سال شنبه شب به مدت 10 روز به مرخصی آمد.
وی که در سال 79 به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین دستگیر شده بود، ابتدا از سوی دادگاه به اعدام و سپس با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد.
افشین بایمانی هم اکنون به مدت 2 سال است که در زندان رجایی شهرکرج دوران حبس خود را میگذراند.
همچنین بر اساس اخبار رسیده از زندان رجایی شهر، بهروزجاوید تهرانی زندانی سیاسی و عضو حزب دموکرات ایران به بند 5 این این زندان منتقل شد.
لازم به ذکر است بهروز جاوید تهرانی در خرداد ماه سال گذشته در منزلش در تهران بازداشت و از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به 7 سال زندان محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به 4 سال تقلیل یافت.
جاوید تهرانی پس از سپری کردن چند ماه در بند 209 در اقدامی غیر قانونی به زندان رجایی شهر منتقل شد.
گفتنی است هم اکنون 7 زندانی سیاسی به نامهای امیرساران( محکوم به 8 سال زندان)، بهروز جاوید تهرانی (محکوم به 4 سال زندان)، ولی الله فیض مهدوی( دارای حکم اعدام)، اسد شقاقی( محکوم به3 سال زندان)، مهرداد لهراسبی( متهم کوی دانشگاه، محکوم به 15 سال زندان)، افشین بایمانی( حبس ابد)، جعفر اقدامی( محکوم به 15 سال زندان)، در زندان رجایی شهر دوران حبس خود را میگذرانند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com
فعالان حقوق بشر در ایران
(شاخه خبر درونمرزی)
در تجمع اعتراضی کارگران اخراجی شرکت واحد در روز کارگر مورخه 11/02/85 که با حمایت دانشجویان در مقابل دفتر مرکزی شرکت واحد صورت گرفت توسط نیروهای سرکوب گر به خشونت کشیده شد. بنا بر گزارش شاهدان نیروهای امنیتی پس از برخورد شدید فیزیکی اقدام به دستگیری معترضین نموده و پس از انتقال به نقطه نامعلومی در بخش پلیس امنیت کلانتری نارمک همه افراد را جمع آوری و اقدام به ضرب و شتم تعدادی از دستگیر شد گان منجمله کیوان رفیعی فعال سیاسی که در طی این ضرب و شتم وی دچار آسیب دیدگی جسمی گشته ، نمودند.
سپس تمامی افراد دستگیر شده را به اداره پلیس امنیت در عشرت آباد منتقل و در زیرزمین این اداره نگهداری کردند .
در تاریخ 12/02/85 افراد دستگیر شده را به دادگاه منتقل شدند و در شعبه 14 باز پرسی امنیت به ریاست آقای متین راسخ مورد باز پرسی قرار گرفتند ، تفهیم اتهام به صورت کتبی و قانونی به دستگیر شد گان صورت نگرفته است بلکه بصورت شفاهی ، فحّاشی و بستن خیابان بعنوان اتهام عنوان شد .
در دادگاه به آقای ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای شرکت واحد که به نمایندگی از جمع قصد دفاع را داشتند اجازه صحبت داده نشد . دستگیر شد گان با احکام 24 ساعت تحت نظر مجدّداً به اداره پلیس امنیت بازگردانده شدند .
آقایان کوهیار گودرزی ، محمد قائم مقامی ، محمد رضا نوراللهی ، رضا طرازی و مرتضی صفی لو در تاریخ 12/02/85 و صبح دیروز آقای کیوان رفیعی با قید ضمانت و تا زمان دادرسی آزاد شدند .
سایر دستگیر شد گان مجدّداً به دادگاه منتقل شدند و مجدّداً تمدید بازداشت برای ایشان صادر گشت ، گفتنی است این عزیزان در زیرزمین اداره پلیس امنیت عشرت آباد و در شرایط بد محیطی بسر میبرند .
در حال حاضر آقای ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای شرکت واحد ، و آقایان هادی کبیری ، یعقوب سلیمی ، غلام رضا غلام حسینی ، محمود هژبری ، عباس نژند و کودکی از کارگران اخراجی شرکت واحد در بازداشت بسر میبرند.
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم کردن سرکوب کارگران و دانشجویان خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط بازداشت شدگان می باشد .
گزارش از زندان رجایی شهر
به نام آزادی
بر اساس گزارشات رسیده از زندان گوهر دشت کرج
تعداد 9 نفر از کسانی که به اتهام بمب گذاری چندی پیش در اهواز دستگیر شدند ، ماهها است در شرایط بد محیطی در سلولهای انفرادی زندان گوهر دشت کرج نگهداری میشوند .
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن ابراز نگرانی از وضعیت این افراد خواهان برخورد قانونی بر اساس موازین حقوق بشری می باشد .
از تمامی فعالین حقوق بشری ، انعکاس خبر به مجامع حقوق بشری را خواستار هستیم .
فعالان حقوق بشر در ایران
Human Rights Activists in Iran
Hra.iran@gmail.com
Tel: +989329224904
گزارش کمیته ی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
به مناسبت روز جهانی مطبوعات
http://www.ijna-ir.com/tazeha/journalists%201384[1].pdf
حتما این هم نوعی ارشاد است؟
به نقل از "خبرگزاری جوانان آزادیخواه"

فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی مدعی است که نیروهای سرکوبگر انتظامی در خصوص حجاب زنان تنها اقدام به ارشاد امر به معروف و نهی از منکر می کنند.
+
نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت1385ساعت 6:51 قبل از ظهر  توسط آریا
|
گزارش روزنامه فرامنطقهاي هرالد تريبيون
روزنامه فرامنطقهاي هرالد تريبيون امروز گزارش داد، قطعنامهاي كه از ايران خواهد خواست برنامه غنيسازي اورانيوم خود را به حال تعليق درآورد اواخر امروز يا فردا تسليم شوراي امنيت ميشود.
به گزارش فارس اين روزنامه بينالمللي كه مقر آن در پاريس فرانسه يعني محل نشست روز گذشته معاونان وزراي خارجه پنج كشور عضو دائم شوراي امنيت بعلاوه آلمان قرار دارد، به نقل از "نيكلاس برنز" معاون وزير خارجه آمريكا در امور سياسي گزارش داد پيشنويس قطعنامه توسط آلمان، فرانسه و انگليس تدوين شده است.
اين روزنامه به نقل از برنز اعلام كرد اين سه كشور به عنوان مذاكره كنندگان هستهاي با تهران در اين قطعنامه ايران را ملزم ميكنند فعاليتهاي هستهاي خود را متوقف كند.
بنا بر اين گزارش، در صورت تصويب اين امر، اين قطعنامه بر اساس ماده هفتم منشور شوراي امنيت خواهد بود كه اعضاي اين سازمان را وادار ميكند به درخواستهاي بينالمللي تمكين كنند.
هرالد تريبيون در مورد مفاد پيشنويس قطعنامه اعلام كرد در اين متن از عدم تمكين تهران به تعهدات بينالمللي ابراز نگراني شديد شده و از دولت ايران خواسته است غنيسازي اورانيوم را متوقف كرده و به مذاكرات بازگردد.
اين روزنامه به نقل از مقامي كه نامش را فاش نكرد، نوشت در اين قطعنامه مهلت خاصي براي تمكين و يا تهديدي براي اعمال تحريم در صورت عدم تمكين ايران تعيين نشده است.
اين در حالي است نيكلاس برنز روز گذشته در جمع خبرنگاران اعلام كرده بود اگر ايران به اين درخواستها جامه عمل نپوشاند، قطعنامه دومي ارايه خواهد شد كه در آن تحريم تهران مطرح شده است.
محدوديت سفر اعضاي دولت ايران بعلاوه ممنوعيت فروش فنآوريهايي كه ممكن است كاربرد هستهاي نيز داشته باشند و ايران ميتواند از آنها براي توسعه توان هستهاي خود استفاده كند، از موارد تحريمهايي است كه به نوشته اين روزنامه ممكن است عليه ايران اعمال شود.
با اين حال اين روزنامه تصريح كرد چين و روسيه دو عضو دائم شوراي امنيت در مقابل اعمال فشار بر ايران مقاومت ميكنند.
قطعنامه جديد عليه ايران فصل هفتمى است!
به نقل از "دویچه وله"
دولت ايران اعلام داشت كه پروسه غنى سازى اورانيوم را تا مرز ۴ و هشت دهم درصد به انجام رسانده است. غلامرضا آقازاده رئيس سازمان انرژى اتمى ايران ضمن اعلام اين خبر همچنين گفت كه منابع سرشار اورانيوم در نزديكى بندر عباس كشف شده كه میتوان از آن سالانه ۳۰ تن كيك زرد استخراج شود.
از سوى ديگر محمد قنادى معاون سازمان انرژى اتمى ايران اعلام داشت كه طبق دستور رهبران سياسى كشور قرار شده است روند غنى سازى اورانيوم تا مرحله پنج درصد ادامه يافته و سپس قطع شود.
اين در حالى است كه روز گذشته پنج عضو دائمى شوراى امنيت سازمان ملل و آلمان در پاريس يك نشست مشورتى در مورد نحوه برخورد با برنامه اتمى ايران را برگزار كردند. بر اساس گزارش «ژان باپتيست ماتى» سخنگوى وزارت خارجه فرانسه در اين نشست در مورد صدور قطعنامه اى عليه ايران بر مبناى فصل هفتم منشور سازمان ملل بحث و گفتگو شد، اما تصميمى در اين زمنيه اتخاذ نشده است و تا روز هشتم ماى كه وزراى خارجه كشورهاى عضو شوراى امنيت در نيويورك اجلاس خود را برگزار میكنند، رايزنىها ادامه خواهد يافت. سخنگوى وزارت خارجه فرانسه همچنين افزود كه نزديكىهائى بين مواضع آمريكا و اروپا صورت گرفته است.
از سوى ديگر سفير چين در سازمان ملل اعلام داشت كه نسخهاى از طرح قطعنامه عليه ايران بدستاش رسيده كه جمله بندى هاى آن مضمون فصل هفتمى دارد و دولت ايران بعنوان خطرى براى صلح و امنيت جهانى محسوب شده است. وى گفت كه متن اين قطعنامه میتواند مشكلاتى را ايجاد نمايد. علاوه بر اين كنستانتين كوزاچف رئيس كميسيون روابط بينالمللى مجلس روسيه اعلام داشت كه مسكو در لحظه حاضر اعمال مجازات عليه ايران را رد خواهد كرد. با اين حال جان بولتون سفير ايالات متحده آمريكا در سازمان ملل اعلام داشت كه كشورهاى فرانسه، انگليس و آمريكا در حال گفتگو با چين و روسيه براى يافتن راهى در مورد تشكيل يك جبهه مشترك هستند.
در همينحال، در ديدار روپرشت پولنز و علاالدين بروجردى روساى كميسيون روابط بين المللى مجالس ايران و آلمان كه در تهران صورت گرفت. بروجردى از دولت آلمان خواست تا بخاطر روابط خوب دو جانبهاى كه بين دو كشور وجود دارد نقش ميانجى براى خروج از بن بست اتمى ايفا نمايد. از سوى ديگر امشب آنگلا مركل صدر اعظم آلمان براى يك ديدار دوروزه وارد واشنگتن خواهد شد و با رئيس جمهور آمريكا در مورد مناقشه اتمى با ايران به گفتگو خواهد نشست. كارستن فويگت هماهنگ كننده روابط آلمان و آمريكا گفت كه مسئله مجازات ايران كه آمريكا خواستار آن است، هنوز براى آلمان مطرح نيست، اما آلمان نمیتواند نقش ميانجى در اين زمينه را ايفا نمايد.
برای تحریم ایران عجله نکنید
به نقل از "آفتاب"
محمد صادق امینی: آنجلا مرگل صدر اعظم آلمان که کشورش یکی از طرف های اروپائی مذاکره کننده با ایران در خصوص فعالیت های هسته ای این کشور است قرار است امروز چهارشنبه در ملاقات با جورج بوش, رئیس جمهور آمریکا از وی تقاضا کند که برای تحریم اقتصادی ایران زیاد عجله نکند. روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز چاپ لندن به نقل از یک مقام آگاه نزدیک به مرکل نوشته است: هدف اصلی صدر اعظم المان حفظ يکپارچگی جامعه جهانی در رويارويی با بی توجهی ايران در مقابل درخواست شورای امنيت و قطعنامه های آژانس بين المللی انرژی اتمی است.
روزنامه فایننشال تایمز در ادامه نوشته است آلمان مخالفت سیاست های آمریکا برای تحریم ایران در خارج از شورای امنیت سازمان ملل است ولی بعنوان قدم بعدی برای تحت فشار قرار دادن ایران از فصل هفتم منشور سازمان ملل حمایت می کند.
آنجلا مرکل که به مناسبت جشن یکصدمین سال کمیته یهودیان آمریکا (آیپک) به آمریکا دعوت شده است در این سفر قصد دارد در خصوص مسائل مختلفی مانند روند صلح خاورمیانه, روش آینده دولت خودگران فلسطین به رهبری حماس, سرنوشت عراق بعد از تشکیل دولت تازه در این کشور و فعالیت های هسته ای ایران با جورج بوش مذاکره کند. گفتگو در خصوص فعالیت های هسته ای ایران و گزارش محمد البرادعی, مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی محور مذاکرات بوش و مرکل را در آمریکا تشکیل می دهند.
آنجلا مرکل در دور اول سفرهای خود به واشنگتن و مسکو در ماه ژانویه با رهبران دو کشور در خصوص فعالیت های هسته ای ایران مذاکراتی انجام داده بود و در سفر اخیر خود به مسکو مذاکرات طولانی مدتی با ولادیمیر پوتین در خصوص تامین بین المللی انرژی و فعالیت های هسته ای ایران داشته است.
ایران تله مرگ روابط اروپا و آمریکا
خبرگزاری رویتر نیز در گزارشی در خصوص سفر مرکل به آمریکا آورده است که وی بعد از ورود به آمریکا در روز پنج شنبه با رهبران صنایع و تجار نیویورک ملاقات می کند و به مناسبت صدمین سالگرد تاسیس کمیته یهودیان آمریکا (آیپک) سخنرانی خواهد کرد.
یک کارشناس آلمانی در خصوص اهمیت مذاکرات بوش و مرکل در خصوص فعالیت های هسته ای ایران گفته است : ایران تله مرگی برای روابط اروپا و آمریکاست و مرکل قصد دارد بوش را متقاعد به اتخاد رویکردی گام به گام در برابر ایران کند تا شکاف بیشتری در جبهه شکننده غرب بوجود نیاید. مرکل همچنین پیش از سفر به واشنگتن تاکید کرده است که در گفتگوهای خود با رهبران آمریکا گزینه نظامی مطرح نیست.
پاسخ آصفی به نیکلاس برنز
به نقل از "آفتاب"
محمد صادق امینی: حمید رضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در پاسخ به اظهارات مطرح شده از سوی نیکلاس برنز، مرد شماره 3 وزرات امور خارجه آمریکا و جان بولتون ،نماینده این کشور در سازمان ملل متحد در خصوص فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران گفته است: آمریکا با ایدئولوژی افراطی، مروج هرج و مرج بین المللی است. به گزارش آفتاب سخنگوی وزرات امور خارجه در ادامه گفته، سیاست خارجی آمریکا فاقد منطق است و دولت آمریکا برای پیشبرد اهدافش حتی از زبان تهدید و اعراب نسبت به همپیمانان خود استفاده می کند.
در همین خصوص جان مک کین سناتور جمهوری خواه آمریکا هفته گذشته در یک کنفرانس خبری به روسیه و چین هشدار داده بود که اگر این دو کشور با تحریم اقتصادی ایران موافقت نکنند به روابط خود با ایالات متحده خسارات زیادی وارد خواهند کرد.
آصفي سخنان نيكلاس برنز درخصوص تلاش آمریکا برای حل پرونده هسته ایران از طریق فصل هفتم منشور سازمان ملل را نشانه بحران در سياست خارجي آمريكا توصيف كرده است. سخنگوي وزارت امور خارجه تصريح كرد: آمريكا امروز در داخل با بحران مواجه است و تلاش دارد اين بحران را از داخل آمريكا به نقاط مختلف جهان منتقل كند و با ايجاد هرج و مرج بينالمللي سرپوش گذاشتن بر مشكلات داخلياش را دنبال ميكند.
وي اضافه كرد: آمريكا تلاش دارد سياستهاي نامعقول خود را به كليه اعضاي جامعه جهاني تعميم دهد و منشور صلح و امنيت بينالمللي را به بيراهه كشانده است. سخنگوي وزارت امور خارجه با قلدرمابانه توصيف كردن سخنان معاون وزير خارجه آمريكا گفت: در موضوع هستهاي روشن شده است كه آمريكا اعتماد بينالمللي را كاملا از دست داده و با قلدرمابي، زورگويي و تحقير متحدان خود درصدد تحميل سياستهاي خويش است.
اگر شوراي امنيت به وظيفه خود عمل نكند
آمريكا براي تحريم ايران با ساير كشورها همكاري مي كند
به نقل از "ادوار نیوز"
نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد گفت: اگر شوراي امنيت سازمان ملل متحد به وظيفه خود در اعمال فشار بر ايران براي تعليق برنامه هستهاي اين كشور عمل نكند، آمريكا براي تحريم تهران اعمال فشار ميكند.
"جان بولتون" در يكي از كميتههاي فرعي كنگره آمريكا، گفت: اگر در دستيابي به ميزان تحريمي كه خواستار آن هستيم به موفقيت دست نيابيم و با وتوي يكي از اعضاي دائم شوراي امنيت روبرو شويم يا به هر دليلي شوراي امنيت به وظيفه خود عمل نكند، آمريكا با ساير كشورها براي اعمال تحريم فعاليت ميكند.
به گزارش شبكه سيانان، بولتون تأكيد كرد: ايرانيها از نفت به عنوان اهرم نفوذ در كشورهايي نظير هند, چين و ژاپن براي حفظ خود در مقابل اين گونه فشارها استفاده ميكنند.
|
شيمون پرز به ايران پيشنهاد صلح داد! |
|
به نقل از "آفتاب" |
|
|
محمد صادق امینی: شیمون پرز نخست وزیر سابق اسرائیل و برنده جایزه صلح نوبل که پدر برنامه هسته ای اسرائیل خوانده می شود به ایران پیشنهاد صلح داده است. خبرگزاری فرانسه در این خصوص خبر داده که وی گفته ما به ایران پیشنهاد صلح می دهیم و از آنها می خواهیم که از برنامه های هسته ای خود دست بردارند. پیشنهاد صلح وی به ایران در حالی مطرح شده است که روزنامه های چاپ اسرائیل چندی پیش خبر از برنامه ریزی سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) برای ترور محمود احمدی نژاد, رئیس جمهور ایران داده بودند.
حق گرفتنی است و هیچ چاره ای جز نقد صریح قدرت نداریم
اكبر گنجي ، شاخص ترين منتقد سياسي در ايران
| در مراسم ويژه روز جهاني آزادي مطبوعات از "محمد بلوري"، "مسعود بهنود"، "ليلا رستگار"، "عميد نائيني" و "اكبرگنجي" پنج روزنامهنگار كشور تقدير شد.
"محمد بلوري" از روزنامه نگاران با سابقه كشورمان در اين مراسم با بيان اينكه متاسفانه در مطبوعات ايران هنوز راهي براي رقابت با رسانههاي بزرگ دنيا پيدا نشده است، گفت: علت تيراژ پايين روزنامهها اين است كه بيشتر مديران روزنامهها بدون اينكه از روزنامهنگاري اطلاع داشته باشند به اين عرصه وارد شدهاند.
وي افزود: روزنامهنگاري براي مديران هدف نيست بلكه از آن به عنوان وسيلهاي براي حفظ موقعيتشان يا رسيدن به پست و مقام استفاده ميشود.
ليلا رستگار نيز با بيان اينكه روزنامهنگار، ديدهبان است، گفت: اما روزنامهنگاري كه خود امنيت حرفهاي ندارد نميتواند محافظ امنيت ديگران و ديدهبان باشد.
وي افزود: روزنامهنگاري در ايران فاقد امنيت اجتماعي، حقوقي، شغلي و معيشتي است. چنين روزنامهنگاراني ديگر روزنامهنگار نيستند.
عميد نائيني نيز با اشاره به فرا رسيدن يكصدمين سال پيروزي انقلاب مشروطه، گفت: پس از يكصد سال بازهم همان خواستههاي عصر مشروطه را مطرح ميكنيم. آن روز ايرانيان ميخواستند از بيقانوني خلاص شوند و تقسيم قدرت كنند بنابراين به پا خواستند تا در چارچوب يك قانون از حقوق ملت صيانت كنند و امروز هم بخش بزرگي از مطالبات در همين محور است.
اكبر گنجي در اين مراسم گفت: قلم طلايي بايد به سعيد حجاريان تعلق بگيرد نه من.
وي با انتقاد از وضعيت روزنامههاي ايران، گفت: بارها شنيده ميشود كه برخي ميگويند ما از روزنامهنگاري سياسي و حزبي وارد روزنامهنگاري حرفهاي شدهايم. گويي روزنامههاي گذشته كه تعطيل شدهاند سياسي و جنگي بودهاند و روزنامههاي الان حرفهاي هستند.
گنجي افزود: گفته ميشود روشنفكر كارش كشف حقيقت و نقادي است، اما روشنفكري در طول تاريخ به اين تعريف مربوط نبوده است. گفته ميشود بايد تفكيك كارها صورت بگيرد و مثلاً فعال سياسي و روزنامهنگار هر كدام كار خود را بكنند، اما در طول تاريخ چنين چيزي وجود نداشته است و در ايران هم نميتواند وجود داشته باشد.
اين روزنامهنگار با بيان اينكه روشنفكر كسي است كه دغدغه اجتماعي دارد نه اينكه فقط به مسائل ذهني بپردازد، گفت: روزنامهنگاري آن چيزي است كه در طول تاريخ كليه روزنامهنگاران در سراسر دنيا انجام دادهاند.
وي با بيان اينكه روزنامهنگاران كار خود را از نقد قدرت مطلقه شروع كردهاند و قرار شد به توزيع اين قدرت مطلقه بپردازند، افزود: تنها راه اين توزيع تفكيك قوا بود. سپس متوجه شدند كه اين كفايت نميكند بنابراين رسانهها و روزنامهها آفريده شدند.
گنجي تصريح كرد: به روزنامهنگاران بايد در اين چارچوب نگريسته شود يعني به عنوان كساني كه براي نقد قدرت و براي اطلاع رساني آفريده شدهاند كه بايد چيزهايي را به اطلاع مردم برسانند كه مردم آن را نميدانند.
وي اظهار داشت: روزنامهنگار در جوامع غير دموكراتيك بايد زواياي پنهان سياست را به مردم نشان دهد. تاريخ روزنامهنگاري، تاريخ مبارزه است و روزنامهنگاران در سراسر دنيا هميشه براي دموكراسي و حقوقبشر مبارزه كردهاند. آزادي بدون مبارزه به دست نميآيد.
گنجي با بيان اينكه ميدانم اگر روزنامهها بخواهند آنچه را كه بايد بنويسند با آنها برخورد ميشود، گفت: اما اين را بايد بگويم كه اگر به چالش قدرت برويم روزنامهها را توقيف ميكنند و نبايد بگوييم اين كار يعني روزنامهنگاري حرفهاي و غيرحزبي ماندن به هر قيمتي ارزش ندارد.
وي افزود: متأسفانه امروز روزنامههاي ما با زبان حافظ سخن ميگويند و با ابهام و ايهام مينويسند، اما جهان سياست جهان شفافيت است امروز روزنامهنگاري و روشنفكري ما با ابهام و ايهام مواجه است و هر حرفي ميزند هزار معني دارد.
گنجي گفت: در جوامع دموكراتيك اگر ساعت 7 صبح در خانه ما را بزنند مطمئنيم كه شير آوردهاند، اما در جوامع غير دموكرات معلوم نيست كه شير آوردهاند يا مأمور آمده ما را ببرد.
وي آنچه بر عرصه مطبوعات ايران ميگذرد را قابل قبول ندانست و اظهارداشت: امروز مطبوعات ايران در شرايط سخت تاريخي خود به سر ميبرد، اما حق گرفتني است و هيچ راهي نداريم جز اينكه قدرت را با صراحت نقد كنيم.
وي افزود: در كشوري كه حكومت عرصه خصوصي را به رسميت نميشناسد و جامعه مدني وجود ندارد همه چيز سياسي ميشود.
گنجي با بيان اينكه روزنامهنگاران بايد براي دولت تعيين دستور كنند نه دولت براي روزنامهنگاران اين كار را انجام دهد، گفت: امروز دولت انرژي هستهاي را براي روزنامهنگاران تعيين دستور كرده است. در كشورهاي پيشرفته كه تأسيساتشان كاملاً شفاف است نهادهاي مدني با نافرماني مدني نسبت به تأسيسات هستهاي اعتراض ميكنند اما در كشور ما كه معلوم نيست وجود تأسيسات هسته اي چه قدر منجر به آلودگيهاي محيطي خواهد شد اعتراضي صورت نميگيرد چون جامعه مدني وجود ندارد. بر اساس اين گزارش، جايزه قلم طلايي اكبر گنجي در اين مراسم از سوي "حسين انصاريراد" رئيس كميسيون اصل 90 مجلس ششم و برنده اولين جايزه قلم طلايي به وي اهدا شد.
در اين مراسم "علي حكمت"، نايب رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، گفت: روز جهاني آزادي مطبوعات را در حالي جشن ميگيريم كه بيش از صد نشريه در ايران بدون وجاهت قانوني همچنان در توقيف به سر مي برند.
وي افزود: تعداد زيادي از مطبوعاتي ها در پروندههاي معوقه هستند.
حكمت با بيان اينكه قلم همواره به عنوان يك ابزار آگاهي و آزادي ساز دچار سانسور و تهديد بوده است، افزود: قلمهايي كه در راه رهايي بخشي انسان، ترويج آزادي و توسعه نبوده اند بزرگترين ضربه را به اصحاب مطبوعات زده اند و در مقابل قلمهاي شجاع و دلير كه توسط قهرمانان در طول تاريخ به كار رفته اند ارابه ازادي را به جلو بردهاند.
نايب رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با تاكيد بر اينكه تشكل متبوع وي اكبر گنجي را به دليل شهامت ها، شجاعت ها و مرارتهايي به كار برده است شايسته اهداي قلم طلايي سال 84 دانسته است، گفت: كليه انسانهايي كه به دليل ترويج آزادي و عدالت و قلم زدن به زندان افتادهاند و زندان و شكنجه و ناملايمات را تحمل كردهاند را ارج مي گذاريم.
وي افزود: بايد بپذيريم كه گنجي بيشترين مشقات را تحمل كرده است شجاعت و قهرماني او بر كسي پوشيده نيست. حكمت در پايان اظهار اميدواري كرد كه روزي آزادي زندانيان و رفع توقيف روزنامهها را جشن بگيريم. براساس اين گزارش،"فرهاد اميد"، رئيس سنديكاي روزنامه نگاران،عراق نيز در اين مراسم گفت: روزنامه نگاران كرد با نگاه تقدير به روزنامه نگاران ايراني مي نگرند.
وي افزود: ما تقدير مي كنيم از روزنامه نگاراني كه خبر بمباران شيميايي حلبچه را به دنيا مخابره كردند اگر گزارش و عكس روزنامه نگاران و عكاسان ايراني نبود حلبچه جهاني نمي شد.
اميد با بيان اينكه سال گذشته كه اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران از عراق بازديد كردند گنجي در زندان بود، افزود: ما بيانيه مشتركي صادر كرديم و حمايت خود را از گنجي اعلام نموديم و پارسال خواستار آزادي وي شديم.
وي خاطرنشان كرد: شعار اصلي روزنامه نگاران "كرد"، تحقق آزادي و آزادي روزنامه نگاري در كردستان است.
بازداشت دکتر جهانبگلو تایید و اتهام وی جاسوسی اعلام شد
به نقل از "ادوار نيوز"
دكتر رامين جهانبگلو | خبرگزاري فارس كه تحت فرماندهي اداره فرهنگي سپاه پاسداران اداره مي شود با استناد به سخنان سهراب سليماني مديركل زندانهاي استان تهران خبر دستگيري رامين جهانبگلو، نويسنده و سرپرست گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهشهاى فرهنگى ايران را تائيد كرد.
سليماني همچنين به فارس گفته است كه دكتر جهانبگلو ديروز دستگير شده و در حال حاضر در زندان اوين در بازداشت بسر ميبرد.
احتمال مي رود با توجه به اظهار نظرهاي اين مقام قوه قضاييه دكتر جهانبگلو توسط وزارت اطلاعات بازداشت و هم اكنون در بند 209 اوين محبوس باشد.
همچنين در حالي كه سليماني از بيان دلايل بازداشت جهانبگلو خودداري كرده است ، يك مقام مطلع كه خواست نامش فاش نشود، امروز به خبرنگار خبرگزاري فارس گفته كه جهانبگلو به دليل مسائل امنيتي و به اتهام جاسوسي دستگير شده است.
|
رامین جهانبگلو کیست و چه کرد ؟
عرفان قانعی
به نقل از "ایران ما"
برای رامين جهانبگلو، نويسنده و سرپرست گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهشهاى فرهنگى ايران ظاهرا مشکلی پیش آمده است و چند روز پیش خبر های محتلفی درباره اش منتشر شد كه رامين جهانبگلو چند روزى است به خانه اش نرفته است. خانواده وى هم اين خبر را تاييد كرده اند. خبر دستگيرى یا بازداشت موقت و یا مشکل به وجود امده برای رامين جهانبگلو در مطبوعات تهران هم هیچ بازتابى نداشته است. جهانبگلو در سالهاى اخير به عنوان محقق در انجمن ايرانشناسى فرانسه در تهران مشغول به كار بود. فعاليتهاى آموزشى جهانبگلو با سمت استاديار رشته فلسفه سياسى در دانشگاه تورنتو كانادا ادامه يافت ....
به مناسبت روز معلم و یادی از استادم می خواهم بگویم که "جهانبگلو کیست و چه کرد؟............................ من سه بار در کلاس های رامین جهانبگلو شرکت کرده و در چندین جلسه سخنرانی اش نیز گاه به گاه اگر که در ایران بوده ام با عشق رفته ام. آشنایی ام با او بنا به لطف بها الدین خرمشاهی و کامران فانی بود و در این گفتار می کوشم تا آنچه از او دیده ام و خوانده و شنیده ام بازگویم و رامین جهانبگلو را از دو زاویه بررسی کنم : فکری - حرفه ای و عملی از نظر حرفه ای او یکی از استادان دانشگاه و محققان معاصر است که از اواسط دهه 60 با نوشتن مقالاتی درباره اندیشه و فلسفه در کناراستعدادهای جوان آن دوران نامش مطرح شد وشاید داریوش شایگان او را در این وادی بیشتر از همه شناساند. سپس او به ادامه تحصیلاتش پرداخت و فرصت ماندن در خارج از کشور برای او وسیله ای شد تا بتواند دردهه 70 در کنار ترجمه و تحقیق بیشتر وقت خود را به مصاحبه با چهره های مشهور اندیشه پرداز و تحلیل گر غرب اختصاص دهد. و در خلال مسافرتهایش و مصاحبه با ان چهره ها سعی داشت نو اندیشه ها را بکاود و از شیوه سنتی ماندن و خواندن صرف بگریزد و با روحیه جستجو گر و دارای انعطاف ، ذهن و نگرشش را بر حقیقت بگذارد. از اوایل دهه 80 هم تا کنون - در کنار انتشار آرا و عقایدش و ترجمه های گاه به گاه - فعالیت او بیشتر در زمینه برگزاری همایش ها و سخن رانی ها در حوزه اندیشه و فلسفه در ایران و عمدتا تهران ، و تدریس مبانی فلسفه و اندیشه جدید بوده است. از لحاظ عملی او معلمی پیگیر و هدفدار بوده و هست و در فعالیت اجتماعی اش بر اندیشه منتقدانه و صراحت لهجه اش مانده است.. هر از چند گاهی بزرگداشت فیلسوفان را بهانه می کرد و گروهی از علاقمندان و مترجمان فلسفه و اندیشه را گرد هم می اورد تا درباره نگرش و تفکر آن فیلسوف به بحث و تبادل آرا بپردازند و براستی در بازشناخت و معرفی فلسفه سیاسی به نسل جوان زحمت وافری کشیده است. در سخنرانی هایش همیشه سعی دارد مفاهیم را ساده و قابل تفهیم کند و مستمعین را غالبا به دست و پنجه نرم کردن با تفکر اندیشه گر مورد نظرش دعوت کند تا به دور از فهم سطحی روح و کنه ذهن و مطلب را دریابند و هیچگاه دانشجویانش و یا مستمعین را با تایید سریع موضوع وانداشته و بلکه پر انرژی تر از ایشان ، آنان را به چالش فراخوانده تا فهم و قرائت جدید از معنی را باز گویند و در این تمرین های عملی حقیقت یابی و شناخت را تجربه کنند و از این لحاظ سخن رانی هایش غالبا کلاس درس بود و فراگرفتن پدیدار شناسی و ارتباط با مفاهیم کشف کننده و آگاهی دهنده. و از این لحاظ از دیگر فعالان و استادان روشمند تر و پیگیر تر ادامه داد. از لحاظ فکری هم او روشنفکری سکولار است و بیشتر از اخلاق دمکراتیک در سیاست و اندیشه انسان مدرن در دنیای کنونی و خشونت گریزی از سیاست و جامعه باز با نظام دمکراتیک سخن می راند و دغدغه اصلی او هم شناساندن درست این مفاهیم است نه بازی با آن الفاظ وسرگشتگی ذهنی درست کردن. او روشنفکری معتدل ، آزاد اندیش و غیر قدرت گرا و عقل مدار است و مروج روشنفکری سکولاری و وجه تمایز او هم استمرار این نگرش بوده است که به تعهد روشنفکری اعتقاد داشته باشد و خود در قدم اول دمکرات باشد و دوستدار آزادی و مشارکت دیگران ؛ و از این لحاظ همواره روشفکران مشهور به " روشنفکر دینی " با او مخالفت داشتند. جهانبگلو در سخنانش همیشه از تمرکز قدرت ( اقندار گرایی و قدرت طلبی) ، بی اخلاقی ، خود سری ، مقدس ماآبی و مشروعیت خواهی و بی تعهدی سیاسی را نقد می کرد و از تسلط پوپولیسم و عوام فریبی و دروغ مدعیان سیاست پیشه هشدار می داد...همواره توصیه اش شایستگی سیاسی و اخلاق مدنی و نقد سالم و شناخت و شفافیت داشتن بوده است. او حتی گاهی اصلاح طلبان حاظر در صحنه سیاسی را به مبهم گویی و عدم شفافیت متهم می کرد و نقدهای بسیار تیزی نسبت به انها داشته و دارد. نزاع او با روشنفکران دینی به این جهت بوده که او کار آنان را نوعی سبب منفعل شدن اندیشه جامعه و در دام و قید و بند ائدولوژی افتادن دانسته است و حرکت سکولارها را به موتور حرکت تفکر تشبیه کرده که همه را به تکاپو و جستجوی آزادانه وا می دارد که چگونه منتقد قدرت باشند و چه آرمانی را بجویند که نه آرمانشهر واهی و محض باشد و نه در زندان اوهام و بی حرکتی بمانند. جهانبگلو چه در ترجمه هایش و چه درسخنانش بیشتر درجستجوی شناخت نظام های فکری نو بوده و هست و سعی در بازگفتن آن به علاقمندان دارد تا نظام و بنیان فکری خود را با خواندن و شنیدن و دیدن و لمس کردن چینن افکار و ارایی متحول کنند و رشد یابند. رامین جهانبگلو ، یک محقق اندیشه دوست و فلسفه گرا است و هیچ گاه دربازی سیاسی و قدرت طلبی و مقام خواهی نبوده و نیست ، به هیچ حزب و گروه و دسته ای هم وابسته نیست جز دوستداری و جستجوی بنیان فلسفه و اندیشه ؛ و به همین خاطر از روشنفکران آزاد ما است. همواره در کنفرانس ها و مصاحبه ها اگر از او پرسیده اند ، خود را با صداقت و بدون سفسطه روشنگری سکولار معرفی کرده است. نظامی فکری که امروز نسل جوان ایران به آن گرایشی قابل تامل یافته اند. جهانبگلوی معلم و محقق به نسل نو 3 درس را بازگفته و این نگرش او در میان دانشجویانش رواج یافته است که " از نظر نقد سیاسی همیشه آزمون و خطا کردن در حرکت سیاسی را روا می دانست ، اما تنزل اخلاق و بی تعهدی و سفسطه جویی و بازی با واژگان دارای ارزش و بار معنایی را با صراحت نقد می کرد....او همیشه انسان امروزو مدرن را موجودی آزاد و رها از سیاست جنگ و خشونت می بیند و دمکراسی را اخلاقی ترین نوع سیاست ورزی می داند...یعنی از نگاهش حقیقت جویی و شفافیت داشتن در بیان و رها شدن از شعار و احساس و خشونت ، رمز موفقیت است. او همواره در کلاس درس ، سیاست دولتی متعادل و آزاد و دمکراسی طلب به معنای و.اقعی کلمه را توصیه کرده است که از اقتدار گرایی رها شده باشد و آزادی فرد را محترم بشمارد و نظامی دمکراتیک که یک فرد کالبد اصلی قدرت و محور قایم هویت آن نباشد که شکلی ماورا و غیر قابل دست رسی باشد و خود سرانه خرد همگان را به سخره بگیرد و هر چه باشد " رای ، رای مردم " باشد.. در میان نسل جوان او و چهره های دیگری از نسل او مانند " خشایار دیهیمی، مرتضی مردی ها ، حاتم قادری و..." طیفی جدا از دیگر معلمان و روشنفکران و فعالان حوزه اندیشه و تفکر می باشند که در میانه سیاست ایران زمین منبع تولید فکر در میان مخاطبان جوان شده اند که البته در این میانه چالش فکری - سخنان فلسفه مدار و خرد گرای آنان در منازعه روشنفکری و حتی مذهبی ؛ چندان به مذاق روشنفکران مشهور و موسوم به " روشنفکر دینی " خوش نمی اید! که خواهان ماندن بر اصل دین و مذهب باوری هستند................\...................خبری که امروز و دیروز بیشتر مایه دغدغه ام شد ، این بود که ناباورانه شنیدم در تهران برای "رامین جهانبگلو" مشکلی پیش آمده و خدا کند زودتر مشکلش رفع شود ، آخر انسان شریف و نازنینی است. البته زبان فرانسه خوبی هم حرف می زند!... و براستی پژوهشگری زحمتکش است... درست پارسال - 4 شنبه 7 اردیبهشت و 27 آوریل - بود که دیدمش ، مراسم یادبود شاهرخ مسکوب بود... که کامشاد و موحّد و فانی و خرّمشاهی و شایگان و... بودند و چه زیبا رامین مجری گری می کرد!.. ... رامین شخص با درایت و شعوری است ، خوب می داند با خونسردی و آرامش و پروا و پرهیز از هو و جنجال مشکل خودش را حل کند!... به وکیل و وصی - اهل فرض و گمان و تفسیر - هم نیازی ندارد!.. از روشنفکران آگاه زمانه ما است و مترجمی جوان... بی معرفت! هر وقت بهش تلفن می زنم تا باهاش درباره لغت های فرانسه فرهنگم با او کل کل کنم ، طفره می رود اما هر وقت می بینمش ، سیاس! می گوید " باشد آقا !هر وقت خواستی فرهنگت را بیاور مرکز ، با هم ببینیم!"... البته شایگان همیشه محبّت دارد اما رامین حوصله اش از او بیشتر است!... آخر من رامین را با جان و دل دوست دارم! ... به راستي: "به كجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده ي خود را/ و كشم از سينه ي پردرد خود بيرون/ تيرهاي زخم را دلخون؟!"
منبع : سفرها و دیدارها
به نقل از "ایران پرس نیوز"
برابر اطلاعات موثق از درون زندان اوين ، اصلاع حاصل شده است كه رژيم اسلامي امروز صبح به زندانيان سياسي منجمله حشمت الله طبرزدي اعلام نموده است كه بايد به زندان 500 كه در اختيار اطلاعات سپاه قرار دارد منتقل گردد . اين زنداني از پذيرش اين جابه جائي خودداري كرده ، لاكن انتظار ميرود كه در شب هنگام با استفاده ازفرصت با هر تمهيد و امكاني اين زنداني و ديگر زندانيان را از بند عمومي به زندان 500 يا زندانهاي ديگري از اين نوع منتقل نمايد كه زندانيان از بروز چنين وضعيتي بشدت اظهار نگراني كرده و خواسته اند تا جهانيان و نهادهاي حقوق بشري و عفو بين الملل از انجام اين عمل جلوگيري تا از فجايعي كه ميتواند پرو چنين نقل و انتقالاتي بوقوع بپيوندد پيشگيري بعمل آيد .
نقل خبر از زندان اوين حشمت الله طبرزدي ايران- تهران الف- بيقرار 13/2/85
به نقل از "ایران پرس نیوز"
رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی پس از آنکه مرکز فرهنگی متعلق به دراویش گنابادی را به آتش کشید و بر سرشان خراب کرد، بیش از 50 تن از آنان و وکلایشان را به تحمل زندان و ضربات شلاق محکوم کرده است.
به گزارش خبرگزاری ایلنا، وكيل دراويش گنابادى از صدور حكم يك سال حبس تعزيرى براى خود و يكى از وكلاى اين پرونده و همچنين 52 نفر از اين دراويش گنابادى كه پيش از اين در شعبه 112 دادگاه عمومى جزايى قم محاكمه شده بودند، خبر داد.
فرشيد يداللهى با اعلام اين مطلب، گفت: طبق رأى صادره از سوى شعبه 112 دادگاه عمومى جزايى قم، كليه 52 نفر دراويش گنابادى به اتهام اخلال در نظم عمومى و تمرض از دستور پليس به يك سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق و پرداخت ده و پنج ميليون ريال جزاى نقدى محكوم شدند.
وى افزود: بنده و اميد بهروزى كه از وكلاى اين پرونده هستيم نيز به تحمل يك سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق، پرداخت ده ميليون ريال جزاى نقدى و پنج سال محروميت از شغل وكالت محكوم شديم.
وكيل دراويش گنابادى تصريح كرد: موكلانم پيش از اين به مدت 15 روز در بازداشت موقت بهسر بردند و سپس با قرار كفالت و وثيقه آزاد شدند.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
Two members of Reporters without Borders reinstall the portraits of Iranian President Mahmoud Ahmadinejad, left, and Iranian supreme leader Ayatollah Ali Khamenei after the wind blew them down at Trocadero Square in front of the Eiffel Tower in Paris Wednesday, May 3, 2006. The Paris-based organization Reporter without Borders organized an exhibition to mark the World Press Freedom Day showing portraits of so-called "predators of press freedom" from their blacklisted countries. AP

|
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
کوهیار گودرزی و محمد قائم مقامی دو تن از دانشجویان بازداشت شده در جریان تجمع در مقابل اداره مرکزی شرکت واحد، صبح دیروز وعبدالرضا طرازی ازاعضای سندیکا امروزآزاد شدند.
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکا، محمود اوجدی، هادی کبیری، یعقوی سلیمی، غلامرضا غلام حسینی، عبدالرضا طرازی، عباس نژند کودکی، مرتضی سفینی ، محمدرضا نوراللهی، کیوان رفیعی و محمد اسحاقی افرادی هستند که با گذشت دو روز همچنان در بازداشت به سر میبرند.
بر اساس آخرین اخبار، افراد دستگیر شده به بازداشتگاه اطلاعات واقع در پل چوبی منتقل شده و هم اکنون در اختیار پلیس امنیت استان تهران قرار دارند ، با توجه به اینکه بازداشتگاه تنها به مدت 48 ساعت حق نگهداری متهم را دارد، بازداشت شدگان در صورتی عدم آزادی ، میبایست امروز به زندان منتقل شوند.
گفتنی است بازداشت شدگان صبح دیروز به شعبه 14 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی راسخ منتقل شده و مورد تفهیم اتهام قرار گرفته اند.
از بین افراد بازداشت شده ،کیوان رفیعی پیش از این از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب دارای حبس تعلیقی بوده است.
لازم به یادآوری است همزمان با روز جهانی کارگر ، تعدادی از کارکنان شرکت واحد و تعدادی از دانشجویان دانشگاههای مختلف در مقابل اداره ی مرکزی اتوبوسرانی در تهران تجمع اعتراضی را برگزار کردند که با حمله نیروهای انتظامی به بازداشت چند تن از دانشجویان و فعالین سندیکای شرکت واحد منجر شد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com
+
نوشته شده در پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 6:16 قبل از ظهر  توسط آریا
|
به گزارش خبرگزاری فرانسه، نیکلاس برنز، معاون امور سیاسی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد کشورهای عضو دائم شورای امنیت بهمراه آلمان که سه شنبه شب در پاریس گردآمده بودند، هنوز نتوانستند به توافقی در باره تصویب قطعنامه ای الزام آور براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد علیه رژیم تهران دست یابند.
آقای برنز گفت این موضوع به گفتگوهای بیشتری نیاز دارد که هفته آینده در نشست وزاری امور خارجه این کشورها در نیویورک انجام خواهد شد.
وی در مورد اینکه آیا نهایتا روسیه و چین به موضع آمریکا و اروپا خواهند پیوست، گفت هنوز مشخص نیست، اما امیدواریم که چنین تصمیمی اتخاذ کنند.
همزمان در نیویورک جان بولتون، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد در باره قطعنامه الزام آور شورای امنیت علیه رژیم تهران گفت با اینکه ترجیح می دهیم این قطعنامه با اتفاق آرا در شورای امنیت به تصویب برسد، اما نهایتا رای ممتنع روسیه و چین نیز می تواند مورد قبول واقع شود.
در پاریس سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه که در پایان نشست سه شنبه شب سخن می گفت، اظهار داشت اعضای دائم شورای امنیت بهمراه آلمان به این نتیجه رسیده اند که برنامه های هسته ای رژیم تهران با درخواست های جامعه بین المللی تطبیق ندارد و باعث نگرانی این کشورها شده است.
وی مذاکرات پاریس را سازنده خواند و گفت گفتگوها طی روزهای آینده بویژه در نیویورک با هدف دستیابی به یک تصمیم قاطع از سوی شورای امنیت برای ارسال پیامی روشن به رژیم تهران ادامه خواهد یافت.
سخنگوی وزات خارجه فرانسه گفت قرار است نشستی در سطح وزیران امور خارجه کشورهای عضو دائم شورای امنیت روز هشتم ماه مه در نیویورک برگزار شود. پیش تر گفته شده بود این نشست نهم ماه مه تشکیل خواهد شد.
جلسه سه شبه شب پاریس نخستین دیدار بین کشورهای عضو دائم شورای امنیت بهمراه آلمان پس از ارایه گزارش مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی بود.
|
نشست 1+ 5 پاریس درباره موضوع هسته ای ایران آغاز شد
به نقل از "خبر گزاری مهر" |
|
نشست 5 عضو دائم شورای امنیت و آلمان ساعتی پیش در پاریس پایتخت فرانسه آغاز شد. |
|
به گزارش خبرگزاری "مهر" به نقل از خبرگزاری فرانسه ، دراین نشست اروپایی ها و آمریکایی ها تلاش می کنند تا چین و روسیه را متقاعد سازند از قطعنامه الزام آور شورای امنیت در مورد ایران جهت تعلیق غنی سازی اورانیوم حمایت کنند .
این دیدار در سطح وزیران امورخارجه 5 عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان برگزار می شود .
این نشست با یک ضیافت شام در ساعت نه و سی دقیقه به وقت محلی ، نوزده و سی دقیقه به وقت گرینویچ ، پایان خواهد یافت .
دیپلمات ها اعلام کرده اند پیش از پایان این ضیافت شام رسمی هیچ بیانیه رسمی منتشر نخواهد شد.
جمهوری اسلامی ایران پیش از این نشست اعلام کرد غنی سازی اورانیوم با غنی 8/4 دصد را انجام داده است .
وزارت امور خارجه فرانسه با انتشار بیانیه ای اعلام کرد اروپایی ها امروز سه شنبه در خلال نشستی که در پاریس درباره ایران تشکیل می شود پیشنهاد خواهند کرد تا درخواست های آژانس بین المللی انرژی اتمی در قالب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل الزام آور شود. |
جامعه بين المللي بايد پيام قاطعي به ايران ارسال كند
به نقل از "ادوار نیوز"
برنز ، معاون امور سياسي وزيرخارجه آمريكا
|
"نيكلاس برنز" پيش از مذاكرات پاريس دركنفرانس خبري به خبرنگاران گفت: ايران جامعه بينالمللي را وادار ميكند تا شديدتر از پيش واكنش نشان دهد.
به "خبرگزاري فرانسه" "برنز" تاكيد كرد:جامعه بين المللي بايد پيام قاطعي به ايران ارسال كند.
وي افزود: انتظار دارم كشورهاي اروپايي قطعمانه الزامآوري دزباره برنامه هستهاي ايران آماده كنند.
با اين حال "برنز" تصريح كرد: تلاشهاي ديپلماتيك براي حل بحران هستهاي تهران هنوز به پايان نرسيده است. ما معتقديم راهحل ديپلماتيك براي اين مشكل وجود دارد بنابراين ما بر روي ديپلماسي متمركز شدهايم.
"نيكلاس برنز" گفت: احتمال دارد واشنگتن به دليل ادامه فعاليتهاي هستهاي ايران به سمت اجراي بند هفتم منشور سازمان ملل متحد حركت كند.
بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا درباره ایران
به نقل از "رادیو فردا"
وزارت امور خارجه آمریکا روز سه شنبه بیانیه ای درباره ایران با عنوان «رژیم ایران چالشی رویاروی جهان» منتشر کرد. در این بیانیه ابتدا به گفته جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا اشاره می شود که می گوید: «ایران کشوری است که توسط یک گروه کوچک دستچین شده مذهبی به گروگان گرفته شده، گروهی که مردم را به انزوا کشانده، آنها را تحت فشار قرار داده و آزادی های اولیه و حقوق انسانی آنان را نفی می کنند». یکی از مهمترین بخش های بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا، ویژه تحسین از مردم ایران است که می گوید: «آمریکا به مردم ایران احترام می گذارد، آنها را تحسین می کند و از حقوقشان در این که می خواهند آینده خود را تعیین کنند، پشتیبانی می کند. همانطوری که رئیس جمهوری می گوید: آمریکا امیدوار است روزی نه چندان دور، نزدیکترین دوست ایرانی دموکراتیک و برتر باشد. آمریکا در کنار مردم ایران که در برابر یک رژیم فاسد و سرکوبگر قرار گرفته اند می ایستد».
|
دستگيرى رامين جهانبگلو، نويسنده عرصه فلسفه
به نقل از "دویچه وله" |
 |
 |
 |
 |
 |
 |
رامين جهانبگلو، نويسنده و سرپرست گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهشهاى فرهنگى ايران دستگير شد. انتشار خبر دستگيرى جهانبگلو موجب تعجب محافل روشنفكرى در ايران و خارج شده است.
براى كسانى كه نشريههاى روشنفكرى و فرهنگى ايران را مىشناسند يا با محافل بحث و گفتگو در باره فلسفه معاصر سر و كار دارند، دكتر رامين جهانبگلو نامى است آشنا. رامين جهانبگلو داراى درجه دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه سوربون پاريس و درجه فوق دكترا در رشته خاورميانهشناسى از دانشگاه هاروارد امريكاست.
روز دوشنبه اول ماه مه اين خبر منتشر شد كه رامين جهانبگلو چند روزى است در بازداشت به سر مىبرد. از قول دوستان دكتر جهانبگلو گفته شد كه خانواده وى اين خبر را تاييد كرده اند. در اين مورد عيسى سحرخيز، روزنامهنگار در تهران به صداى آلمان گفت: ”من با دوستانى كه نزديكتر با اين ماجرا بودند و اين خبر را با خانواده ايشان چك كردهاند از طريق تلفن صحبت كردم و آنها گفتند كه از اظهارات و نحوه صحبتهاى خانواده ايشان و خانم آقاى جهانبگلو برمىآمد كه اين خبر صحت دارد و ايشان دستگير شدهاند.“
در اين ميان سايت اينترنتى تلويزيون كانادا نيز از دستگيرى استاد دانشگاهى طرفدار دموكراسى در ايران خبر داده است.
روزنامه اينترنتى ”روز“ از قول برخى از نزديكان جهانبگلو مىنويسد كه احتمال دارد كه جهانبگلو بخاطر اين دستگير شده باشد كه در مصاحبهاى با روزنامهاى اسپانيايى به گفتههاى رييس جمهور ايران احمدىنژاد در باره افسانه بودن هولوكاست، كشتار يهوديان، انتقاد كرده است.
اما بخشى ديگر از نزديكان فكرى جهانبگلو اين امر را نامحتمل مىدانند و مىپرسند كه چرا شخصيتى كه به كار فرهنگى مشغول است را دستگير كردهاند. عيسى سحرخيز در پاسخ به اين پرسش كه علت دستگيرى دكتر جهانبگلو چه مىتواند باشد گفت: ”ما هيچ گونه اطلاع موثقى در اين باره كه علت دستگيرى چه بوده نداريم و همان گونه كه گفتم خانم ايشان بسيار نگران بودند و هيچ صحبتى را نمىكردند و طبيعتا هم وقتى كه آقاى جهانبگلو دستگير شدند كسى به ايشان دسترسى نداشته كه از علت دستگيرى مطلع باشد. هر چيز كه گفته شود تنها مىتواند حدس و گمان باشد.“
آنچه روشن است اين است كه رامين جهانبگلو چند ماه در هند مشغول تدريس بوده و به هنگام ورود به فرودگاه تهران دستگير شده است. منشى دفتر پژوهشهاى فرهنگى در تهران به صداى آلمان گفت كه خبر دستگيرى رامين جهانبگلو را شنيده است، اما اطلاع ديگرى در اين مورد ندارد. خبر دستگيرى رامين جهانبگلو در مطبوعات تهران هم بازتابى نداشته است، به گونهاى كه بهروز غريبپور، مدير خانه هنرمندان ايران، كه در آن رامين جهانبگلو كلاسهايى را در باره زيبايىشناسى و فلسفه اداره مىكرد، در مصاحبهاى با صداى آلمان گفت كه خبر دستگيرى دكتر جهانبگلو را تا كنون نشنيده است.
برخى ناظران سياسى و فرهنگى معتقدند كه دستگيرى دكتر رامين جهانبگلو مىتواند نشانگر مقابله محافظهكاران در ايران با گسترش افكار مدرن و سكولار باشد. رامين جهانبگلو فعاليتهاى آموزشى خود را از ۱۳ سال پيش در انجمن حكمت و فلسفه تهران آغاز كرد. انتشار مصاحبههاى او با شخصيتهاى انديشمند جهان چون آيزايا برلين و جورج استاينر، در نشريههاى روشنفكرى و علمى تهران موجب شهرت او در ايران شد. از جمله كتابهاى نوشته او عبارتند از ”جهانى بودن“، ”تاملات هگلى“، ”تمدن و تجدد“، ”مدرنيته، دموكراسى و روشنفكران“، ”ايران و مدرنيته“ و ”انديشه عدم خشونت“.
جهانبگلو در سالهاى اخير به عنوان محقق در انجمن ايرانشناسى فرانسه در تهران مشغول به كار بود. فعاليتهاى آموزشى جهانبگلو با سمت استاديار رشته فلسفه سياسى در دانشگاه تورنتو كانادا ادامه يافت. آخرين سمت او در ايران سرپرستى گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهشهاى فرهنگى بوده است.
كيواندخت قهارى |
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
|
|
شعار معلمان در تجمع تهران
معيشت، منزلت، حق مسلم ماست (دانا شهسواري)
به نقل از "روز آنلاین"
"مجلسيان هفتم طرح هماهنگ چه شد ؟" اين شعاري بود که در فضاي ميدان فلسطين طنين انداز شده بود و هر عابري را به سوي منبع صدا فرا مي خواند: حياط اداره کل امور تربيتي اداره کل سازمان آموزش و پرورش تهران.
تعدادي از معلمان که بيشتر در مدارس تهران تدريس مي کردند، در اين محل جمع شده بودند و خواستار احقاق حقوق صنفي خود بودند. تجمع معلمين از ساعت يازده صبح آغاز شد و حدود يک ساعت و نيم ادامه يافت.
از ميان حاضران، تعداد بسيار کمي زن بودند که شايد تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نمي کرد. يکي از اين خانم ها در مورد علت نبودن معلمين زن گفت: "علت هاي بسياري دارد از جمله اينکه به دلايل امنيتي هراس دارند يا شوهرانشان اجازه نمي دهند به اينجا بيايند."
در حياط امور تربيتي همانجا که معلمان جمع شده اند، درست در مقابل در ورودي روي يک پرده نوشته شده است: "دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند". معلمي به پوزخند مي گويد: "آينده ما را چه کسي ترسيم مي کند؟ اينان؟"
جمعيت هر لحظه بيشتر مي شود و شعار ها جان مي گيرد: "وعده وعيد نمي خواهيم عمل به وعده مي خواهيم"، "نشريه معلم آزاد بايد گردد"، "نه چپيم، نه راستيم فقط معلم، هستيم"، "معيشت، منزلت، حق مسلم ماست" و... اينها از جمله شعار هايي است که جعيت گاه گاه با مشت گره کرده آن را تکرار مي کند.
به ظاهر اثري از هيچ مامور امنيتي نيست اما کسي باور ندارد که اين تجمع به طور مخفي زير نظر نباشد. تعدادي از افراد لباس شخصي با گوشي در گوش درطرف ديگر خيابان، در پياده رو مدام در حال قدم زدن هستند و جمعيت را زير نظر دارند. گاهي هم افرادي از پنجره هاي پشتي ساختمان اداره کل که مشرف به حياط امورتربيتي است و همچنين از پنجره هاي مسجد قدس ديده مي شوند که در حال فيلمبرداري هستند و اين محل را زير نظر دارند.
يکي مي گويد: "اين همه فيلم را مي خواهند چکار کنند؟ اگر به فيلم باشد که همه مردم در اين فيلم ها هستند، حالا هر کس به يک دليل".
يکي از معدود زناني که در جمع حضور دارد، بلند گوي دستي را از همکار مردش مي گيرد و شروع به صحبت مي کند. او با نشان دادن فيش حقوقي خود به خبرنگاران مي گويد: "در مرز بازنشستگي حقوقم در حدود 180 هزار تومان است، آيا اين شرم آور نيست؟"
وي مي افزايد: "از همه مسوولين خواهش مي کنم که اين روز را از تقويم رسمي حذف کنند چرا که ديگر از اين همه تبعيض خسته شده ايم و..."
به کلاس نمي رويم
در همين موقع از سوي دبير خانه شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي فرهنگيان ايران، شاخه چهار محال و بختياري بيانيه اي توزيع مي شود که در قسمتي از آن آمده است: "اگر به هر دليلي تا تاريخ 5 ارديبهشت85 مسوولان از پاسخ به درخواست قانوني تهران جهت بر گزاري تجمع يا راهپيمايي مخالفت نمايندضمن تجمع در 12 ارديبهشت در مقابل ادارات کل، در روز 16 ارديبهشت در شيفت صبح و عصر در زنگ دوم به صورت نمادين در دفتر مدرسه جمع مي شويم."
عدم اعطاي مجوز برگزاري تجمع و نيز راهپيمايي از جمله مواردي است که بهشتي لنگرودي، دبير کل کانون صنفي فرهنگيان نيز به آن اشاره مي کند. وي در در تجمع فرهنگيان تهران مي گويد: "چرا به ما مجوز راهپيمايي نمي دهند؟ سئوالم از رئيس جمهور اين است که شما که در زمان تصدي شهرداري تهران مي گفتيد فقط با درآمد شرکت هاي دولتي مي توان مشکل معيشت معلمان را حل کرد اکنون که رئيس جمهور هستيد چه کار کرديد؟"
وي اضافه مي کند: "همچنين در اولين روز افتتاح مجلس هفتم آقاي حداد عادل در تجمع ما حاضر شد و گفت افتخار مجلس هفتم اين است که اولين مصوبه اش در مورد معلمان باشد در حالي که ما هنوز منتظر همان مصوبه هستيم."
بهشتي لنگرودي چنين ادامه مي دهد: "تصويب لايحه نظام پرداخت حقوق از خواسته هاي ماست. همچنين ما به نظام ارزشيابي اعتراض داريم چرا که هيچکس نمي تواند در اين نظام حداکثر امتياز را کسب کند. چرا؟چون کسي نمي تواند طبق اين نظام از طرف رهبر و رئيس جمهور تشويق شود يعني امکانش نيست."
معاون وزير دروغگو
بيشتر نمايند گاني که در اين تجمع حضور داشتند معتقد بودند اينکه آقاي عباسپور معاون وزير در تلويزيون گفته امسال 5/17 درصد به حقوق معلمان افزوده شده دروغ محض است. امسال حقوق معلمان تنها 3 در صد افزايش يافته است.
معلمي که از شدت التهاب سر از پا نمي شناسد، با فرياد مي گويد: "صدا و سيماي ما دقايقي طولاني اقدام به پخش جشنواره تخم مرغ مي کند، در حالي که تاکنون حتي يک ثانيه از اعتراضات ما در اين رسانه ملي انعکاس نيافته است."
پس از پايان حرفهاي اين معلم دو باره شعار اوج مي گيرد: "يا حجت ابن الحسن ريشه ظلمو بکن"، "رسانه هاي کشور، انعکاس، انعکاس".
در اين تجمع خبرنگاران بسيار محدودي حضور دارند. حدود سه يا چهار خبر نگار در حال رفت و آمد بين جمعيت هستند و تقريبا از رسانه هاي مهم کشور هيچ کس نيست.
يکي از اعضاي کانون صنفي معلمان که در ميان جمعيت حضور دارد در ارتباط با مشکلات کانون به روز مي گويد: "ما اصلا هيچ مکان ثابتي نداريم. يعني اصلا اجازه چنين کاري را نمي دهند به همين علت مشکل ارتباط با معلمين را هم بايد بر بقيه مشکلات افزود." وي مي افزايد: "در واقع از تجمع معلمان واهمه دارند و گر نه اگر راست مي گويند به ما مجوز راهپيمايي بدهند و اين روز را هم فقط براي يک بار تعطيل اعلام کنند."
لنگرودي که ديگر بار به ميان جمعيت آمده، پس از پايان سخنراني در مورد اين تجمع و خواسته هاي معلمان مي گويد: "اين دولت شعار معيشتي مي داد، بنا بر اين اکنون نبايد به بهانه اتم بحث معيشت مردم به حاشيه رانده شود."
بهشتي لنگرودي اضافه مي کند: "استانداري ها به ما مجوز تجمع و راهپيمايي نمي دهند و امنيتي بر خورد مي کنند. البته اين نوع بر خورد تا امروز به آنها خوب جواب داده است."
در شهرهاي ديگر
خاکساري، مدير مسوول هفته نامه توقيف شده قلم معلم که در تجمع حضور دارد در باره کم بودن تعداد شرکت کنندگان مي گويد: "چون اصلا اطلاع رساني نبوده، اصلا اجازه چنين کاري را به ما نمي دهند. مديران مسوول قصد دارند تشکل هاي صنفي را به حاشيه ببرند و از سوي ديگر در سطح مدارس هم مديراني انتخاب مي شوند که اصلا با معلمين همکاري نمي کنند."
وي ادامه مي دهد: "اما البته امروز خبرهاي خوشي رسيده است مبني بر اينکه در اصفهان بيش از هزار نفر تجمع کرده اند و در اردبيل نيز حدود سه هزار نفر جمع شده اند."
يکي از معلم ها از تماس تلفني با در اردبيل مي گويد: "چند هزار نفر جلوي سازمان تجمع کرده اند. مدير کل نيز به ميان آنها آمده و با آنها صحبت کرده است و به معلمين احترام گذاشته. در مقابل همکاران ما از او خواسته اند که به مشکلات شان توجه شود."
تجمع کنند گان در اردبيل، تهران، اصفهان و ديگر استانها نيز تاکيد کرده اند که روز 16 ارديبهشت به کلاس درس نخواهند رفت.
خاکساري هنوز گفته هايش تمام نشده، ولي با عجله مي گويد: "اين را هم بنويس تا مسوولين بدانند. شما مسوولين که مي خواهيد با بر خورد هاي امنيتي معلم ها را منفعل کنيد آيا مي دانيد انفعال معلم يعني انفعال دانش آموز و انفعال دانش آموز يعني انفعال جامعه؟ در اين صورت اگر خطري کشور را تهديد کند چه کسي ايستادگي خواهد کرد؟"
شيرازي که از معلمين پيشکسوت است و همه به او احترام مي گذارند در مورد خواسته معلمين چنين مي گويد: "من فقط سئوالاتي دارم. آيا مسوولين مي فهمند ما چه مي گوييم يه خير؟ اگر مي فهمند چرا تاکنون کاري نکرده اند؟ يا نمي توانند کاري کنند و يا اينکه نمي خواهند. اگر بگويند ما نمي خواهيم مشکلات تان حل شود که واي بر ما، اما گر بگويند نتوانستيم حل کنيم من باور نمي کنم."
رابطه خصمانه با معلمان
در اين تجمع گاهنامه سخن معلم سازمان معلمان ايران نيز توزيع شد که تيتر اول آن نامه سرگشاده دبير کل سازمان معلمان ايران به وزير آموزش و پرورش است. در قسمتي از اين نامه آمده: "تا زماني که رابطه وزارت با معلمان خصمانه باشد و ترس و بي اعتمادي بر تعامل صف و ستاد حاکم باشد و شرايط کاري معلمان در کوتاه مدت بهبود نيابد هيچ تحولي در جايي که بيشترين اهميت را دارد يعني کلاس درس رخ نخواهد داد."
پايان اين مراسم مصادف بود با چند شعار و صدور قطعنامه. در اين قطعنامه که در ده بند و با عنوان کانون صنفي معلمان ايران صادر شده، آمده است: "رئيس جمهور و وزير آموزش و پرورش بايد پاسخگوي وعده هاي خود در انتخابات و زمان راي اعتماد در مجلس باشند."
بند هفتم اين بيانيه مي افزايد: "حقوق معلمان هرچه سريعتر بايد افزايش يابد و لايحه خدمات کشوري با توجه به رعايت حقوق فرهنگيان در اسرع وقت تصويب و عمل به آن از اول فروردين 85 به اجرا در آيد."
در پيان اين قطعنامه هم مي خوانيم: "ما خواهان امنيت شغلي و قضايي و فضايي باز براي اعلام خواسته هاي خود هستيم، ما معتقديم معلم امروز بازنشسته فردا است و خواهان اجراي کامل حقوق بازنشستگان هستيم."
ساعت که رفته رفته به يک ظهر نزديک مي شد جمعيت چند صد نفري معلمان هم يک به يک پراکنده مي شدند و اين پايان همراه بود با تکرار شعار ها از سوي معلمان به تبعيت از کسي که پشت بلند گو مي گفت: "وحدت و همبستگي شعار هر معلم "، "عمل به حرف وظيفه مسلم است "، "فرياد هر معلم رهايي از خط فقر" و......
ساعت بيست دقيقه مانده به يک، ديگر کسي باقي نمانده، کارمندان ساختمان مرکزي اداره کل ساز مان آموزش و پرورش تهران که حياط را خالي ديدند يک به يک آمدند تا به رستوران امور تربيتي بروند.
ديگر کسي اينجا نمانده است، جز فرياد هايي که مانده و البته همانطور که آن معلم زن گفت: "بقول سهراب تنها صداست که مي ماند."
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 5:49 قبل از ظهر  توسط آریا
|
همزمان با آشکار شدن نگرانی های تهران از تهديدهای افزايش يابنده آمريکا به حمله نظامی مقامات اروپائی با واشنگتن همصدا شده و شرايط را برای تصويب قطعنامه ای عليه ايران در شورای امنيت سازمان ملل آماده می کنند. به نظر اين کشورها تنها از طريق برقراری نوعی تحريم می توان آمريکا را از حرکتی تندتر عليه ايران منصرف ساخت.
در آستانه پايان مهلت و فرارسيدن زمان تشکيل جلسه شورای امنيت و تصميم گيری درباره ايران، ايران علاوه بر ارسال نامه ای برای کوفی عنان، نرمش بيشتری از خود به نمايش گذاشته است. درحالی که در روزهای گذشته اعلام شده بود درصورت اقدام علیه ایران درشورای امنیت، ایران ازپیمان ان پی تی خارج می شود، علی لاریجانی روز دوشنبه درجمع دانشجویان اعلام کرد ایران تا مجبور نشود از این پیمان خارج نخواهدشد. وی همچنین منکر مخفی کاری در برنامه هسته ای شده است. اين پاسخی است به مهم ترين بخش از گزارش اخير برادعی که ایران همچنان در برخی ازبخش های برنامه هسته ای از پاسخ دادن به سوالات بازرسان خودداری کرده است.
با توجه به اظهارات روزهای گذشته کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا مبنی براینکه درصورت عدم توافق درشورای امنیت ایالات متحده ممکن است راه خود در پیش گیرد ودر خصوص تحریم ویا دیگر اشکال منزوی سازی ایران اقدام کند، حساسيت های جهانی معنا پیدا می کند. کاندولیزا رایس تصریح کرده است که امریکا صدور قعطنامه ای در شورای امنیت سازمان ملل را در نظر دارد که براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل باشد. درچنین صورتی، امکان استفاده از تحریم ویا حتی حمله نظامی برای متوقف کردن ایران وجود خواهد داشت.
امریکا از هم اکنون از تحریم های هوشمند علیه ایران سخن گفته است. استفاده از فصل هفتم منشور همان موضوعی است که چین وروسیه را به مقاومت برای صدور قطعنامه ای با استفاده از این فصل ازمنشور، واداشته است. چین وروسیه هراس دارند که ماجرای عراق در ایران نیز تکرار شود واستفاده از فصل هفتم منشور سازمان ملل ، بهانه ای شود برای آمریکا تا در صورت نارضایتی از شرایط رابطه با ایران، به حمله نظامی اقدام کند. این درحالی است که طی روزهای گذشته تماس های دیپلماتیک ایالات متحده ومقامات چین وروسیه نیز افزایش یافته است. گفت وگوی تلفنی بوش و پوتین دو روز قبل از این که اجلاس سران کشورهای صنعتی برپا شود نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.
تغییر دیگری که طی روزهای گذشته در رابطه ایران با آمریکا پدید آمده است به فراموشی سپردن مذاکره دوکشور بر سرمساله عراق است که عملا با توجه به شرایط به وجود آمده به نظر می رسد امکان تحقق نداشته باشد. با توجه به انتخابات در دولت عراق وخبرهایی که در خصوص خلع سلاح برخی از گروه های مسلح وهمچنین کاهش ناآرامی در عراق می رسد وهمچنین بحرانی شدن پرونده ایران به نظر می رسد چنین مذاکراتی اگر نه برای همیشه ، اما تا آینده ای نامعلوم به تعویق خواهد افتاد. سخنان آصفی سخنگویی وزارت خارجه که "در مذاکره با امریکا خیری نیست"، بازتاب نگاهی است که هم اکنون مسئولین جمهوری اسلامی ایران به موضوع مذاکره با آمریکا دارند. مقامات ایرانی انتظار داشتند پیش از فرارسیدن مهلت یک ماهه شورای امنیت سازمان ملل مقدمات چنین مذاکره ای فراهم آیند. مذاکره ای که در محافل داخلی ایران بحث زیادی ایجاد کرد وبه اعتقاد بسیاری سرآغازی برای گفت وگو با آمریکا بر سرمسائل مختلف فیمابین بود.
در ماه های گذشته مقامات آمریکایی در سفرهای مختلفی به کشورهای همسایه ایران کوشيدند با انتقال نگرانی هائی به آنان، آن ها را عليه برنامه های جاه طلبانه ايران بسيج کند. گرچه در جريان سفر امير قطر به تهران سخنی از اين موضوع به زبان نيامده است. اما طی روزهای گذشته وزیر خارجه پاکستان گفته بود که اگر آمریکا ایران را تحریم کند پاکستان این تصمیم تبعیت خواهد کرد.
کشورهای منطقه ایالات متحده را ازحمله نظامی به ایران و يک ماجراجوئی جديد برحذر می دارند ، اما افزایش حجم سرمقاله ها مطالبی که در نشریات کشورهای عربی وبه خصوص کشورهای حوزه خلیج فارس برعلیه ایران وبه خصوص برنامه هسته ای تهران منتشر می شود به نظر می رسد که آمريکا تا حدودی در جلب موافقت اين کشورها با تدارک خود موفق شده باشد.
بازی به خارج از شورای امنیت کشیده می شود
به نقل از "خبرگزاری آفتاب"
کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا گفته است که اگر آمریکا نتواند ایران را در شورای امنیت سازمان ملل تحریم کند در جستجوی راهی برای تحریم ایران در خارج از شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود. خبرگزاری رسمی چین، شین هوا به نقل از وی نوشته است: من کاملا بر این باور هستم که ما تیرهای زیادی در ترکش داریم که می توانیم در شورای امنیت از آن استفاده کنیم و همچنین کشورهای هم فکر با ما در صورتی که شورای امنیت به سرعت اقدامی در این خصوص انجام ندهد خواستار اعمال فشارهای اضافی در خارج از شورای امنیت علیه ایران هستند.
ایالات متحده با وجود مخالفت چین و روسیه اظهار امیدواری کرده است که شورای امنیت سازمان ملل ایران را به علت عدم همکاری با درخواست های بین المللی در تعلیق فعالیت های هسته ای خود تحریم اقتصادی کند و به این موضوع اشاره کرده است که در صورت عدم تحریم ایران در شورای امنیت با کمک متحدان خود در خارج از شورای امنیت ایران را تحریم می کند.
اظهارات کاندولیزا رایس در حالی صورت گرفته است که پیشتر کاخ سفید با پیشنهاد جدید ایران مبنی بر اجازه بازدید غیر منتظره از مراکز هسته ای در صورت خروج پرونده ایران از دستور کار شورای امنیت، به بهانه اینکه ایران برای همکاری با شورای امنیت مهلت کافی داشته مخالفت کرده بود.
رایس همچنین در اظهارات اخیر خود مدعی شده بود که پیشنهاد ایران برای از سرگیری فعالیت بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی نشان دهنده این است که آنها نگران تحریم های احتمالی ایران در شورای امنیت هستند که می تواند موجب انزوای جهانی ایران شود.
به نقل از "بی بی سی"
در حالی که قرار است پنج کشور عضو دايم شورای امنيت به همراه آلمان، روز سه شنبه، دوم ماه می برای رايزنی درباره پرونده هسته ای ايران در پاريس گرد هم آيند، جمهوری اسلامی ايران با ارسال نامه ای به کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل متحد و شورای امنيت، خواستار توجه جدی و اقدام قاطع و فوری در برابر "تهديدات غير قانونی، گستاخانه و غيرمشروع آمريکا عليه ايران" شده است.محمد جواد ظريف، نماينده دايم ايران در سازمان ملل م! تحد، در نامه ای خطاب به کوفی عنان، در همين زمينه نوشته است:"استفاده از بهانه های واهی توسط مقامات ارشد آمريكايی در جهت طرح تهديدات غيرمشروع و علنی در توسل به زور عليه جمهوری اسلامی ايران كه درتقابل آشكار با حقوق بين الملل و اصول اوليه منشور ملل متحد است، بی وقفه ادامه دارد."وی در نامه خود که به عنوان سند شورای امنيت و مجمع عمومی سازمان ملل منتشر شده، افزوده است:"اين تهديدات گستاخانه اخيرا با انتشار برخی اخبار در روزنامههای آمريكا مبنی بر اينكه احتمالا استفاده از حملات هستهای در سياستهای تجاوزكارانه آمريكا عليه جمهوری اسلامی ايران مد ! نظر قرار دارد و متعاقبا خودداری مق! امات آمريكايی از رد اين اخبار، وارد مرحله جديدی شده است."آقای ظريف در ادامه نامه خود با ذکر برخی اظهارات مقامات آمريکايی، از جمله جورج بوش و کاندوليزا رايس، رييس جمهوری و وزير امور خارجه آمريکا در مورد ايران، چنين اظهاراتی را "خطرناک" توصيف کرده است.
ممانعت از برگزاري سخنراني دكتر سوسن شريعتي در دانشگاه الزهرا
به نقل از"ادوار نیوز"
مراسم بزرگداشت روز معلم كه قرار بود با عنوان ياد استاد و با سخنراني دكتر سوسن شريعتي فردا در دانشگاه الزهرا برگزار گردد به دليل كارشكني و مخالفت مسئولان دانشگاه و حراست لغو شد.
خانم سينكي دبير انجمن اسلامي دانشگاه الزهرا در گفتگو با خبرنگار ادوار نيوز با اعلام اين خبر گفت: اين مراسم داراي مجوز كتبي از هيئت نظارت بوده است اما معاون دانشگاه به طور شفاهي به ما اعلام كرده اند كه از مقامات بالا با برگزاري اين مراسم مخالفت شده است و مسئولين حراست نيز تهديد كرده اند كه از ورود مهمانان و خانم دكتر سوسن شريعتي ممانعت خواهند كرد.
دبير انجمن الزهرا با انتقاد از اين رويه برخورد نسبت به مراسمي كه داراي مجوز كتبي و قانوني است گفت: اين اتفاقات در حالي است كه ساير گروهها در دانشگاه بدون احتياج به مجوز مراسمهاي خود را برگزار مي كنند.
بازداشت تعدادي از فعالان سنديكا در تجمع كارگري امروز
به نقل از "ادوار نیوز"
تعدادي از فعالان سنديكا و رانندگان شركت واحد كه در تجمع امروز در برابر ساختمان مركزي شركت واحد شركت كرده بودند به همراه دستكم 3 دانشجوي شركت كننده در تجمع بازداشت شدند.
ترابيان از اعضاي هيئت رييسه سنديكا اسامي افرادي كه بازداشتشان مسجل شده است را به شرح ذيل اعلام كرد:
آقايان: فاضلي، عباس نجند كودكي، يعقوب سليمي، محمود حژبري، غلامرضا غلامحسيني، غلامرضا ميرزايي، حسن دهقان و غلامرضا خاني . همچنين ابراهيم مددي نايب رييس سنديكا نيز بازداشت شده است .
ترابيان همچنين از بازداشت دست كم 3 دانشجوي شركت كننده در اين تجمع خبر داد كه اسامي اين افراد هنوز مشخص نگرديده است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
کوهیار گودرزی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه شریف، بازداشت شد.
وی که به همراه تعداد دیگری از دانشجویان در تجمع امروز در مقابل ساختمان مرکزی اتوبوسرانی شرکت کرده بود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
کوهیار گودرزی عضو انجمن اسلامی دانشگاه شریف پیش از این نیزبه اتهام سازماندهی تجمع 22 اسفند در دانشگاه شریف به کمیته انظباطی دانشگاه احضار و تهدید به اخراج شده بود. وی در جریان " روز جهانی زن" در پارک دانشجو تهران نیز به دلیل گرفتن عکس از تجمع بازداشت ، اما پس از چند ساعت آزاد شد.
هم اکنون از وضعیت هیچ یکی از بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست.
گفتنی است اعتراض امروز کارگران شرکت واحد با حمله نیروی انتظامی به درگیری منجر شد.
لازم به ذکر است تاکنون بازداشت بیش از 9 فعال سندیکا به نامهای آقايان: فاضلي، عباس نژند كودكي، يعقوب سليمي، محمود حژبري، غلامرضا غلامحسيني، غلامرضا ميرزايي، حسن دهقان و غلامرضا خاني و ابراهيم مددي نايب رييس سنديكا و حدود 5 دانشجو مسجل شده است.
همچنین کیوان رفیعی فعال سیاسی نیز در جریان تجمع امروز بازداشت شد که خبر آن پیش از این اعلام گردید.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com
سرکوب کارگران محکوم است..
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
تاریخ 11/2/1385
تجمع روز جهانی کارگر که به دعوت سندیکای اتوبوسرانی قرار بود ساعت 11 در مقابل مرکز اتوبوسرانی برگزار شود با حمله نیروی انتظامی به زد و خورد منجر شد.
ساعت 11 صبح امروز تعدادی از کارکنان شرکت واحد و تعدادی کثیری از دانشجویان دانشگاههای مختلف با حضور در مقابل مرکز اتوبوسرانی در خیابان هنگام ، با سردادن شعارهایی ضمن بیان مطالبات خود روز جهانی کارگر را گرامی داشتند.
حاضرین با در دست داشتن پلاکاردها و پخش شیرینی و شکلات به سردادن شعارهایی چون " سندیکای مستقل حق مسلم ماست" دانشجو کارگر اتحاد اتحاد"، "دانشجو کارگر پیوندتان مبارک"، "اشتغال مجدد حق مسلم ماست"، "منصور اسانلو آزاد باید گردد" ، "اعتصاب حق مسلم ماست" و ... پرداختند.
اعضای هیئت مدیره سندیکا و بسیاری از دانشجویان و زنان مدافع حقوق کارگران از جمله شرکت کنندگان در مراسم بودند.
با گذشت دقایقی از تجمع، نیروی انتظامی با حضور در میان تجمع کنندگان و تهدید آنان خواستار پایان تجمع شد، اما بسیاری از کارگران با سردادن فریادهایی چون" امروز روز کارگر است، مزد کارگر اخراج کارگراست " و.... در مقابل دستور نیروی انتظامی مقاومت کردند.
در این بین و در حالی که نیروی انتظامی یکی از دانشجویان حاضر در مراسم را مورد ضرب و شتم قرار داده بود، یکی از کارکان اخراج شده ی شرکت واحد که پسر کوچک خود را بغل کرده بود با فریادهای: بیاید من را بزنید، 3 ماه است حقوق نگرفته ایم، زن و بچه هایمان گرسنه اند.، من را بزنید، من را بزنید" باعث جلب توجه رهگذران و ابراز همدردی آنان شد.
با پررنگ شدن حضور نیروهای امنیتی و حضور گارد ویژه برخورد با تجمع کنندگان آغاز گردید و تعداد کثیری از دانشجویان و افراد حاضر در محل، بازداشت شده و سایرین نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
حاضرین با شعار " نیروی انتظامی خجالت خجالت"، "ولش کن ولش کن " انزجار خود را از برخورد سرکوبگرانه نیروهای امنیتی اعلام کردند.
کیوان رفیعی فعال سیاسی، از جمله بازداشت شدگان تجمع بود.
وی که یکبار توسط نیروهای انتظامی بازداشت و با کمک سایرین آزاد شد ؛ در حال بازگشت مجددا دستگیر و به همراه دیگر بازداشت شدگان به مکان نامعلومی منتقل شد.
در حال حاضر از سرنوشت بسیاری از شرکت کنندگان در تجمع اطلاعی در دست نیست و احتمال میرود تعداد بازداشت های این تجمع در همان دقایق اولیه، به بیش از 15 مورد رسیده باشد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن اعلام انزجار از برخورد صورت گرفته با کارگران در روز جهانی کارگرواعلام همبستگی با کارگران و کارکنان شرکت واحد، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی بازداشت شدگان میباشد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com
به نقل از "ایران پرس نیوز"
منوچهر متكي وزير امور خارجه همسرش، طاهره نظري، را به عنوان مشاور خود در اين وزارتخانه منصوب كرد.
در پي تماس هاي اوليه خبرنگار «فردا» با مسوولان وزارت امور خارجه، آنها در ابتدا منكر صحت اين خبر شدند, اما در پي ارائه شواهد موجود از سوي خبرنگار فردا، اعلام داشتند كه اين خبر تا اطلاع ثانوي نبايد منتشر شود.
همسر متكي دو ماه پيش به اين سمت منصوب شده اما تاكنون از افشاي حكم انتصاب وي خودداري شده است.
در متن اطلاعيه وزارت امور خارجه ذكر نشده كه خانم نظري همسر آقاي منوچهر متكي است.
محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري هفته گذشته در گفتگو با خبرنگاران، انتصابات فاميلي در وزارتخانه ها را تكذيب و از آن اظهار بي اطلاعي كرده است.
+
نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت1385ساعت 5:55 قبل از ظهر  توسط آریا
|
|
| کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، تازه ترين پيشنهاد ايران برای حل و فصل مناقشه هسته ای را رد و اين کشور را متهم کرد که ديگران را به بازی گرفته است.وزير امور خارجه آمريکا، در واکنش به تازه ترين اظهارات مقام های ايرانی در همين زمينه، روز يکشنبه، 30 آورِيل به تلويزيون ای بی سی گفت:" من فکر می کنم که ايرانی ها در حال بازی هستند، اگر اين گونه نبود، آنها بايد شفاف عمل می کردند و غنی سازی را متوقف می ساختند."خانم رايس ! افزود ايالات متحده، صدور قطعنامه ای مبتنی بر فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد عليه ايران از سوی شورای امنيت را دنبال می کند که به طور واضحی راه را بر اعمال تحريم ها و حتی استفاده از نيروی نظامی را هموار می سازد.پيشتر، بلين رت ماير، سخنگوی کاخ سفيد نيز تاکيد کرده بود که واشنگتن پيشنهاد جديد ايران را نخواهد پذيرفت. |
| |
|
|
| |
|
حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران گفته است اگر آژانس بين المللی انرژی اتمی تنها مرجع رسيدگی به پرونده ايران باشد، ايران آماده است که "نهايت همکاری" را با آژانس داشته باشد.آقای آصفی در عين حال افزود: در صورتی كه آژانس پرونده ايران را به شورای امنيت بفرستد و اين شورا نيز تصميمهايی در قبال ايران بگيرد، ايران متناسب با آن تصميمات همكاری خود با آژانس را تعريف و تنظيم می كند. سخنگوی وزارت امور خارجه ايران گفت: ! اقدامات ما متناسب باعملكرد طرف مقابل است، درمقابل اقدامات راديكال، ايران اقدامات متناسب انجام می دهد و اگر طرف مقابل اقدام معقول كند، اقدام ايران هم متناسب با آن خواهد بود. به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، آقای آصفی روز يکشنبه، دهم ارديبهشت، در جلسه هفتگی خود با خبرنگاران ضمن اشاره به نامه جديد ايران به آژانس بين المللی انرژی اتمی گفت: "از روزی که تصميم گرفته شود که پرونده ايران در آژانس بررسی شود، ظرف سه هفته برنامه و تقويم همکاری با آژانس را ارائه خواهيم کرد." |
تحریم ایران مترداف با پایان بازرسی ها و یک فاجعه خواهد بود
به نقل از "خبرگزاری مهر" |
|
دیپلمات های غربی تاکید کردند ایران پس از اثبات توانایی خود برای غنی سازی اورانیوم ، در مذاکرات دیپلماتیک درحال معرفی کردن یک واقعیت جدید به جهان هستند . |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، تحلیل گران و دیپلمات ها اعلام کردند درسی که از گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ایران گرفته می شود این است که تهران احساس می کند یک واقعیت جدید وجود دارد و آن اینکه به این کشور اجازه داده شده است تا غنی سازی اورانیوم را دنبال کند و زیر بار بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی نرود.
یک دیپلمات نزدیک به اژانس بین المللی انرژی اتمی گفت ایرانی ها درحال معرفی کردن یک واقعیت جدید به جهان هستند به عبارت دیگر انها درحال غنی سازی اورانیوم هستند.
"دیوید آلبرایت" که ریاست یک مؤسسه پژوهشی تحت عنوان مرکز علوم و امنیت بین المللی را در واشنگتن بر عهده دارد درباره آینده بازرسی های بازرسان آژانس از ایران گفت : محاسبه اینکه آژانس بین المللی انرژی اتمی چقدر سریع درحال از دست دادن اطلاعات خود درباره برنامه هسته ای ایران است بسیار دشواربه نظر می رسد.
وی گفت: زمانی که شما می خواهید راستی آزمایی کنید و ثابت کنید تکثیر سلاح های هسته ای اتفاق نمی افتد، باید کسی یا نهادی را مورد خطاب قرار دهید.
این دیپلمات گفت درصورت اعمال تحریم های شورای امنیت احتمالا آژانس بین المللی انرژی اتمی نظارت خود براساس پادمان ها را نیز از دست خواهد داد و این فاجعه خواهد بود.
"گری سیمور" تحلیلگر ارشد هسته ای در لندن و مشاور سابق "بیل کلینتون" رئیس جمهور سابق آمریکا در امور هسته ای نیز گفت: ایرانی ها گفته اند که اگر تحریم های سازمان ملل وضع نشود آنها اجازه بازرسی می دهند اما به وضعیت سابق پیش از غنی سازی بازنخواهند گشت.
برخی از دیپلمات ها همچنین می گویند که با توسعه غنی سازی ایران تحت نظر بازرسان آژانس آنها اکنون فکر می کنند که می توانند خواسته های خود را به بازرسان دیکته کنند.
دیپلمات ها همچنین هشدار داده اند که اگر ایران احساس کند که برنامه های هسته ای اش با چالش روبرو است ممکن است از ان پی تی خارج شود.
یک دیپلمات نزدیک به آژانس گفته است: برای وضعیت بی اعتنایی جدید ایران ، دو توضیح وجود دارد؛ یک توضیح اینکه ایرانی ها زمان را می خرند به طوری که می توانند غنی سازی کنند همان طوریکه الان آن را انجام می دهند و می توانند مغرورتر شوند.
دیپلمات دیگری نیز دراینباره گفته است که ایرانی ها به روشنی و با سرعت در تاسیسات نطنز به سوی کار غنی سازی حرکت کرده اند به طوریکه در تمام گفتگوهای آتی باید این مسئله مد نظر قرار گیرد.
بر اساس اخبار غير رسمي، رامين جهانبگلو که طي سالهاي اخير کتابهاي بسياري در مورد مدرنيته، سنت، جهاني شدن، فلسفه هندي و غرب و.. نوشته به دلايل نامعلومي از اواخر هفته گذشته در باز داشت به سر مي برد.
جهانبگو طي هفته هاي اخير پس از باز گشت به ايران قصد داشت آموزش دوره جديد کلاس هاي هگل شناسي رامين را از ارديبهشت ماه در خانه هنرمندان ايران آغاز کند. اين کلاس ها شامل دو مبحث زيبايي شناسي هگل و پديدار شناسي روح هگل مي شد.
رامين جهانبگلو داراي دکتراي فلسفه از دانشگاه سوربن فرانسه و فوق دکتري خاور شناسي از دانشگاه هاروارد است.
جهانبگلو تدريس در دانشگاه را با سمت استاد ياري در دانشگاه تورنتوي کانادا آغاز کرد، اما پيش از آن در انجمن حکمت و فلسفه ايران به آموزش فلسفه پرداخت. او همچنين در سال هاي اخير به عنوان محقق در انجمن ايران شناسي فرانسه در تهران مشغول به کاربوده است. دکتر جهانبگلو در حال حاضر به عنوان سرپرست گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهش هاي فرهنگي به فعاليت اشتغال دارد.
بر خي از نزديکان جهانبگلو احتمال مي دهند که وي پس از اينکه در گفت و گو با يک روزنامه اسپانيايي اظهارات احمدي نژاد را در مورد هلوکاست به چالش کشيد و انتقادات شديدي از دولت کرد دستگير شده باشد.
اگرچه اين مساله هنوز تاييد نشده است، ولي آنچه مسلم مي نمايد اينکه همسر وي در پاسخ به سئوال خبرنگاراني که قصد داشته اند از رامين جهانبگلو خبري بگيرند تنها به گريه بسنده کرده است.
بازرسي و تفتيش منزل يكي از اعضاي سنديكا
به نقل از "ادوار نيوز"
شب گذشته ماموران امنيتي با يورش به منزل منصور حيات غيبي از اعضاي سنديكا، منزل وي را مورد تفتيش قرار دادندابراهيم مددي نايب رييس سنديكا با اعلام اين خبر به خبرنگار ادوارنيوز گفت: سنديكا براي روز جهاني كارگر در اول ماه مه بسته هاي كوچكي را تهيه كرده بود كه در آنها مقداري شكلات و يك كارت تبريك از سوي سنديكا كه بر روي آن اصل 26 قانون اساسي كه بر حق شهروندان بر تشكيل اتحاديه صنفي تاكيد دارد قرار داشت.
نيروهاي امنيتي مقارن با ساعت 12 شب گذشته به منزل منصور حيات غيبي مراجعه كرده و با حكم بازرسي وارد منزل شده اند و اين بسته ها را كه قرار بود در روز اول ماه مه به رانندگان شركت واحد هديه شود را ضبط كرده اند.
در هنگام مراجعت ماموران ، حيات غيبي و همسرش در منزل حضور نداشته اند و تنها دو دختر وي در منزل بوده اند. مددي با انتقاد از نحوه حضور و بازرسي ماموران در ساعت 12 نيمه شب و ايجاد هراس براي خانواده حيات غيبي گفت: آقاي حيات غيبي مستاجر پدر خانومشان هستند كه ايشان از جانبازان جنگ بوده و و هنوز به دليل موج گرفتگي از ناراحتي هاي عصبي رنج ميبرد. مددي همچنين اشاره كرد كه در جريان بازرسي در بيرون منزل يك فرد ملبس به لباس پليس همراه با يك سگ پليس حضور داشته است.
مددي همچنين در مورد وضعيت كارگران از كار بيكار شده گفت: روز گذشته براي پيگيري خواسته هايمان به اداره مركزي شركت واحد مراجعه كرديم كه متاسفانه جواب درستي به ما داده نشد و همچنين اعضاي حراست و مديران شركت واحد شفاها اعلام كردند كه در مورد سنديكا و افراد از كار بيكار شده مسئوليت از دست ما خارج است و از طرف شوراي تامين استان در مورد اخراج شما تصميم گيري شده است .
بنا بر گزارشی از تهران، روز دوشنبه، یازده اردیبهشت برابر با اول ماه مه، روز جهانی کارگر، در ساعت ۳۰/۱۱ صبح کارگران شرکت واحد به مناسبت روزجهانی کارگر و اعتراض به وضعیت بلاتکلیف خود همراه با خانوادههایشان در مقابل اداره مرکزی شرکت واحد تجمع خواهند کرد.
در این تجمع تمامی رانندگان عضو سندیکای شرکت واحد که به دلیل اعتصاب از کار اخراج شده اند برای احقاق حقوق خود و آزادی منصور اسانلو، شرکت خواهند داشت.
ابتدا تصمیم بر آن بود که این تجمع در مقابل وزارت کار و اموراجتماعی برگزار گردد. هئیت مدیره سندیکا در نشستی که دیروز شنبه برگزار کرد تصمیم گرفت این تجمع را در مقایل اداره مرکزی شرکت واحد برگزار کند.
بنا به این گزارش، قرار است طیف وسیعی از دانشجویان دانشگاهها و نمایندگان کارگران بخشهای دیگر کارگری نیز در این تجمع شرکت کنند.
گفتنی است که سندیکای کارگران شرکت واحد کارت زیبائی را به مناسبت روزجهانی کارگر به چاپ رسانده است که قرار است فعالین سندیکا روز دوشنبه در فواصل صبح و عصر با حضور در مسیر انوبوسهای شرکت واحد، این کارتها را که با بستههای شیرینی همراه است به رانندگان اتوبوسهای اهدا کنند.
لطفا ضمن درج این خبر در وبلاگها ، سایتها و نشریات (داخل نشینان ) برای حمایت از کارگران شرکت واحد در این تجمع شرکت نمائید.
شایان توجه است کارگران شرکت واحد قصد داشتن روز دوشنبه به مناسبت روز جهانی کارگر مراسمی در یکی از تالارهای تهران برگزار کنند، اما وزارت اطلاعات از آن جلوگیری به عمل آورد.
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ برابر با ۳۰ آوریل ۲۰۰۶ |
تدارک چند تشکل صنفی فرهنگیان برای برگزاری همایش های اعتراضی
به نقل از "ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران
با فرا رسیدن هفته معلم، ضمن تجلیل از معلمان آموزش و پرورش، مسائل و مشکلات فرهنگیان نیز به صورت برجسته تری مطرح می شود و همین امر عاملی برای تدارک برگزاری همایش های اعتراضی از سوی چند تشکل صنفی و سیاسی فرهنگیان شده است.
به گزارش خبرنگار فردا، سازمان معلمان ایران به این مناسبت، نامه ای سرگشاده به وزیر آموزش و پرورش نگاشته و در ضمن آن، به عدم معرفی مشاور وزیر در امور تشکلها، اعتراض کرده است. این سمت، در دوره مرتضی حاجی برای ایجاد رابطه با تشکلهای صنفی و سیاسی فرهنگیان پدید آمده بود و نقش زیادی در ایجاد رابطه متقابل میان وزارت آموزش و پرورش و فرهنگیان و کم کردن تنش های احتمالی داشت.
در این نامه آمده است: در طول این مدت شاهد رشد بی اعتمادی و عدم ساماندهی منطقی گفت و گو های آسیب شناسانه بوده ایم که نتیجه اش جز خروج از مسیر صواب و غلبه اعتراض و تقابل بر روابط فیمابین نبوده است.
سازمان معلمان ایران در این نامه اعتراضی، تاکید کرده است که آموزش و پرورش بسته، سنتی و ایدئولوژیک پاسخگوی نیازهای هزاره سوم نیست و در پایان نیز با ذکر وعده های ده گانه وزیر که هیچکدام تحقق نیافته، پرسیده که آیا می توان به عملکرد شما نمره قبولی داد؟
گفتنی است که دبیر کل سازمان معلمان ایران که به عنوان کارشناس مسئول در حوزه ستادی آموزش و پرورش مشغول به کار بوده است، به دنبال فشارهای وارده، مجبور به استعفا شد و برای ادامه کار به مراکز آموزشی شهر تهران انتقال یافت.
پیشتر نیز کانونهای صنفی فرهنگیان در بیانیه پایانی همایش شهرکرد که در اواخر فروردین ماه برگزار شد، اعلام کرده بود: از آنجایی که بسیاری از وعده های مسئولان در دولت و مجلس که می بایست در بودجه سال 85 عینیت می یافت، عملا به فراموشی سپرده شده است، بنابر این به مناسبت 12 اردیبهشت از ساعت 10 تا 12 همکاران فرهنگی در مراکز استانها در سازمانها و در شهرستانها در ادارات آموزش و پرورش جمع خواهند شد. در روز 14 اردیبهشت هم در شیفت صبح و عصر و در زنگ دوم معلمان به صورت نمادین در دفتر مدرسه جمع خواهند شد.
این بیانیه اقدامات فوق الذکر را حداقلی دانسته تا مسئولان کشور به خواسته های فرهنگیان پاسخی شایسته دهند.
شاخه فرهنگیان جبهه مشارکت نیز در بیانیه ای با ذکر این نکته که جایگاه علمی و واقعی آموزش و پرورش روز به روز دچار آسیبهای بیشتری می شود، خواستار دوری نظام آموزش و پرورش از تنگ نظری، تحجر و آزمودن آزموده های ناموفق شده است. این شاخه از حزب مشارکت در روز آخر هفته معلم نشستی را با حضور دکتر نجفی وزیر اسبق آموزش و پرورش تدارک دیده است.
کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی
http://www.komitedefa.mihanblog.com/
محسن درستکار زندانی سیاسی، متهم پرونده نشريه تمدن هرمزگان ، با گذشت سه ماه از تاریخ بازداشت، همچنان با قرار مجرميت از طرف شعبه 26 دادگاه انقلاب در بلاتكليفي و وضعيت نامناسبي به سر مي برد.
وي در تاریخ 2/11/84 در جریان چاپ مقاله «مبارزه با ایذ را علنی کنیم»، در نشریه تمدن هرمزگان، دستگیر شده و با اتهاماتي نظير توهين به بنیانگذار جمهوری اسلامی، اهانت به رهبری و مسئولین نظام، تیلیغ علیه نظام و ترویج مطالبی که به اساس نظام لطمه وارد نموده، مواجه است.
محسن درستکار، رئیس شوراي سیاست گذاری نشریه تمدن هرمزگان و دبیر آموزش و پرورش با هفده سال سابقه خدمت مي باشد كه از دوازده سال پيش فعالیت هاي سیاسی اجتماعی خود را در استان هرمزگان آغاز نمود و در اولین دوره انتخابات شوراهای اسلامی، در بين منتخبين شوراي شهر حاجی آباد قرار گرفت.
گفته مي شود وي پس از مطرح نمودن معضلات و مشکلات اجتماعی با دیدي انتقادی از طریق نشریات و برگزاری ميتينگ، در هفتمین دوره مجلس شوراي اسلامي به اتهام عدم التزام به اسلام و نظام جمهوری اسلامی و عدم اعتقاد به قانون اساسی و ولایت فقیه رد صلاحیت شده است.
اين روزنامه نگار و فعال سياسي خود را وابسته به هيچ يك از جريانهاي موجود نمي داند و معتقد است در این پرونده گرفتار رقابت های جناح های هیئت حاکمه شده است. وي در ارتباط با اتهامات وارده، خود را بیگناه می داند و چون در زمان چاپ مقاله در مرکز نشریه نبوده و او را مسئول چاپ مقاله فوق در نشریه می دانند، معتقد است که پرونده سازی علیه او صورت گرفته است. بخصوص برای اینکه در طول فعالیتهای سیاسی همواره منتقد کارکرد اداره اطلاعات استان هرمزگان و برخوردهای غیرقانونی نیروهای انتظامی استان بوده است.
گفته مي شود، با اينكه دست هاي پنهان در پرونده نشريه تمدن هرمزگان وجود دارند اما با گذشت سه ماه از تاریخ بازداشت به غير از یک مورد، محسن درستكار همچنان به سکوت معنی دار خود در بند 350 زندان اوین ادامه می دهد.
احتمالا علت سکوت وی ، جلوگیری از تشدید فشار هایی است که از طرف نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي به خانواده و اطرافیانش وارد می گردد. برکناری بدون دلیل برادر نامبرده از ریاست سازمان تعاونی روستایی در چند روز گذشته و نيز فشار هاي روحی که هم اکنون آقای درستکار در زندان و خانواده او در بيرون از زندان با آنها روبرو هستند، نمونه بارزي از تبعات تحركات وي براي افشاي واقعيت هاي پنهان پرونده به شمار مي روند كه البته درصورت افشاي عوامل پشت پرده از عواقب آن مصون نخواهد ماند.
با گذشت سه ماه از بازداشت محسن درستكار، قاضی حداد رئيس شعبه 26 دادگاه انقلاب از تبدیل قرار بازداشت نامبرده به وثیقه خودداري مي كند. اين در حالي است كه همسر محسن درستكار از زمان تولد نوزاد 2 ماهه اش دچار بيماري شده و پزشک متخصص حضور وي را در كنار همسرش ولو مدتي كوتاه ضروري دانسته است.
آقای درستکار تا این لحظه از ملاقات همسر و فرزند نوزادش محروم بوده و در خواست های مکرر خانواده وي براي مرخصي و تبديل قرار بازداشت به نتيجه اي نرسيده است.
كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي ضمن اعتراض به دليل عدم اعطاي مرخصي و تبديل قرار بازداشت محسن درستكار ، خواهان آزادي وي مي باشد.
مصاحبه اومانيته با شيرين عبادي: / هزينه هاي نظامي بايد کاهش يابد
به نقل از "روز آنلاین
شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل در سال 2003، طي مصاحبه اي به بحث پيرامون عمليات نظامي عليه کشورش مي پردازد. وي به همراه خانم جودي ويليامز همتاي امريکايي خود، دولت هاي ايالات متحده و ايران را به انجام مذاکرات به معناي واقعي کلمه دعوت کرده است.
درخصوص احتمال مداخلات نظامي عليه دولت ايران، استفاده از سلاح اتمي و همچنين ايجاد دموکراسي در ايران صحبت زياد است. آيا اينها مسايلي هستند که شما را نگران کرده اند؟
من فکر مي کنم که مي توان افکار عمومي را براي يک مداخله نظامي عليه ايران آماده کرد، همان طور که در جريان جنگ عراق شاهد بوديم. مردم ايران از دولتشان بسيار انتقاد مي کنند. ولي اگر ايالات متحده بخواهد به ايران حمله کند، اين مسلم است که ايراني ها از کشورشان دفاع خواهند کرد و حتي به يک سرباز امريکايي نيز اجازه نخواهند داد پا به خاک ايران بگذارد. و اما درخصوص مسأله ايجاد دموکراسي، من تنها يک سؤال مي پرسم: آيا ايالات متحده دموکراسي را در عراق پياده کرد؟ موزه هاي عراق غارت شده، صنايع اين کشور نابود شده و بيش از 100،000 غيرنظامي نيز کشته شده اند. به علاوه، جنگ داخلي عراق در شرف وقوع است. اين وضعيتي است که امريکا با به راه انداختن جنگ به وجود آورده است.
شما به عنوان دارنده جايزه صلح نوبل چه موضعي در برابر برنامه اتمي ايران داريد و به طور دقيق تر در برابر ساخت سلاح اتمي، که تمامي کشورهاي غربي را عليه خود بسيج کرده است؟
هيچ کشوري نياز به جنگ افزارهاي اتمي ندارد: نه ايران، نه اسراييل، نه ايالات متحده و نه فرانسه. بمب اتمي براي بهتر کردن وضعيت نوع بشر يا پيشرفت دادن به جامعه انساني ساخته نشده است. ميلياردها دلار براي تسليحات اتمي، انجام تحقيقات هسته اي و به طور کلي براي مسلح شدن به هرگونه سلاح ديگري خرج مي شود، درحالي که از اين پول مي توان استفاده هاي بسيار بهتري براي بهتر زيستن کرد. من نمي دانم دولت تهران پشت پرده چه تصميماتي مي گيرد. دموکراسي در ايران کامل نيست. دولت تهران تأکيد مي کند که اهداف اتمي اش صلح آميز است. آيا اين گونه اظهارات حقيقت دارند؟ تنها با استفاده از يک دموکراسي پيشرفته است که مي توانيم به جهان و جهانيان صلح و امنيت ببخشيم.
شما به مردم ايران، امريکا، فرانسه و ديگر کشورها که امروز نگران وقوع يک جنگ در ايران هستند، چه مي گوييد؟ و آنها چه مي توانند بکنند؟
15 روز پيش، با خانم جودي ويليامز، برنده جايزه صلح نوبل در سال 1997 ديداري داشتم که طي آن متن بيانيه اي را مشترکاً آماده و تنظيم کرديم، هر کس به زبان خودش. در اين بيانيه، از دولت هاي امريکا و ايران خواستيم که هزينه هاي نظامي خود را کاهش دهند و پول آن را صرف بهتر کردن وضعيت مردم کشور خود کنند. همچنين از آنها درخواست کرديم که به مقوله حقوق بشر احترام گذارند، اختلافات خود را فراموش و به آينده فکر کنند. مشکلات فعلي تنها با انجام مباحثات و مذاکرات برطرف خواهند شد که بايد در سه مرحله انجام شود: بين رؤساي جمهور هر دو کشور، بين مجلس ها و در پايان بين سازمان هاي غيردولتي هر دو کشور. به همراه خانم جودي ويليامز مجدداً اعلام کرديم که نه مردم امريکا و نه مردم ايران جنگ نمي خواهند. اميدوارم که دو دولت به اين بيانيه مشترک توجه کنند و آن را جدي بگيرند. اين بيانيه در اينترنت قرار داده شده تا هر کس که مايل است آن را امضا کند.
کتابي که اخيراً چاپ کرده ايد، تاريخ ايران از زمان انقلاب اسلامي سال 1979 و رفتن شاه تا امروز را دربر مي گيرد. شما اين دگرگوني و تغيير جهت خواسته هاي مردم از سال 1979 و پس از آن را چگونه توجيه مي کنيد؟
مردمي که فکر مي کردند مي توانند براساس آيين هاي مذهبي 14 قرن پيش زندگي کنند و مي خواستند اختلافات کنوني را براساس راه حل هاي اجداد خود حل و فصل کنند، امروز مشکلاتي را پديد آورده اند که کاملاً بر همه مشهود است. فرصت طلبان در جريان انقلاب خود را به خوبي جا انداخته اند و از اين وضعيت جهت برقرار کردن قدرت مادي سود برده اند. اين همان جرياني است که توضيح مي دهد چرا انقلاب اين چنين از راه اصلي خود منحرف شد.
با اين حال پس از انقلاب، تعداد زناني که تحصيلات خود را ادامه داده اند، افزايش يافته است. امروز بيش از 65 درصد دانشجوي دختر در کشور وجود دارد، درحالي که در زمان شاه تنها 25 درصد بود. پس مي توان گفت که از زمان انقلاب تاکنون، زنان باسوادتر شده اند، ولي با توجه به قوانين از حق و حقوق يکسان برخوردار نيستند. به عنوان مثال، شهادت دادن يک مرد در دادگاه به اندازه شهادت دو زن ارزش دارد و جان يک زن نصف جان يک مرد است. اگر طي يک حادثه زن و مردي کشته شوند، خسارتي که براي زن پرداخت مي شود، نصف خسارتي است که براي مرد پرداخت شده است. ايران فعلي را مي توان در يک کلمه توصيف کرد: کشور تناقضات و دوگانگي.
شکست "اصلاح طلبان"، به ويژه تجربه محمد خاتمي که دو بار به عنوان رييس جمهور از سال 1998 تا 2005 انتخاب شد، را چگونه توضيح مي دهيد؟
خاتمي به دموکراسي اعتقاد داشت. ولي طبق قانون اساسي، قدرت رييس جمهور محدود است. براي همين است که او نتوانست پيشرفت چنداني در اين زمينه به وجود آورد. آنهايي که قدرت را دراختيار داشتند با ايده ها و سياست اصلاح طلبانه او موافق نبودند. حتي مجلسي که در سال 2000 تشکيل شد، نتوانست تمامي قوانيني را که او مي خواست، تصويب کند. وظيفه تصويب نهايي قوانين به عهده شوراي نگهبان است.
مجلس ششم به قانوني رأي داد که طي آن کنوانسيوني عليه تبعيضي که بر زنان وارد است را تصويب کند. ولي شوراي نگهبان به بهانه اينکه اين قانون مغاير با شريعت است، آن را رد کرد. همين مسأله براي کنوانسيون عليه شکنجه نيز پيش آمد. پس مي بينيد که قدرت در دست رييس جمهور نيست. قدرت واقعي در دست نهادهاي انتصابي است.
در تنش هاي بين المللي که امروز شاهد آن هستيم، آيا زنان نسبت به خنثي کردن تهديدهايي که متوجه ايران است نقشي دارند؟
زنان امروز بسيار باسوادتر از گذشته هستند. حقوقي را که هيچ گاه نداشته اند، به خوبي مي شناسند. عواقب جنگ بيشتر متوجه است. آنها بايد هر آنچه را که در فکر دارند، بيان کنند و با صداي بلند فرياد بزنند که جنگ نمي خواهند.
منبع: اومانيته، 30 آوريل
مترجم: علي جواهرفروش
+
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 6:14 قبل از ظهر  توسط آریا
|
پیش در آمد:
آن گاه که نور خرد بر جان انسان نتابد و تدبیر و خرد بر جان انسان فرمان نراند آن چه از آدمی برمی آید جز نادانی نمی تواند بود و آن چه از چنین انسانی بر جای می ماند جز ویرانی نمی تواند باشد. و این حکایت مردمی است که غفلت و نادانی هم زاد دیرینه ی آنان است. آری این سرگذشت ماست که همواره از سر غفلت به دام حاکمان نادان تر از خود گرفتاریم و امروز نیز چون همیشه حاکمانی داریم که بیگانه از خردمندی و سیاست مداری بر طبل جنگ و جنون می کوبند و سرزمینی را با مردمانش به مدد خودخواهی ها و جاه طلبی های خود به خاک و خون می کشانند.
در این روزهای پرحادثه ندایی که بیش از همه به گوش می رسد سخن از "حق مسلم ماست". از هر کرانه بانگ برداشته اند و به دروغ فریاد از "حق مسلم" مردمان می زنند اما حقوق مسلم انسانهای بی شماری را زیر پا می گذارند. به مدد آن چه دکتر سروش "بنیاد آب و رنگ " می نامدش چنان به نیرنگ در اذهان مردم فریب خورده جای کرده اند که گویی تمام امید و آرزوهای ملت ایران در همین "حق مسلم" خلاصه شده است و تو گویی که مردم جز همین خواسته در تمام تاریخ پردردشان چیز دیگری نمی خواسته اند. دریغ که در این میانه آن چه نادیده گرفته می شود "حق مسلم" هر یک از ماست که اگر چه اندیشه های دگرگونه ای در سر داریم اما به سرنوشت مشترکی دچاریم چرا که همگی مسافران یک قطاریم که ترمزش را بریده اند و به سوی سرنوشت محتوم می برندش نه این که خود برود.
من به سهم خود با نگاهی بر "اعلامیه ی جهانی حقوق بشر" فهرستی از آن چه حقوق مسلم یک انسان شناخته می شود برشمرده ام به این امید که به خود و دیگران یاد آوری کنم که "حق مسلم" ما نه آن چیزی است که در این روزها می گویند که ما اساسی تر از این نیز خواست ها داریم و حقوقی که دیری است از آن بازمانده ایم بلکه باز داشته شده ایم. و ما چه غافلیم و از این غفلت ما چه بهره ها که می برند و ما را به هیچ می انگارند و شعور ما را لگدکوب نیرنگ های پلید خود می گیرند و حقوق اساسی ما را نیز به فراموش خانه ی تاریخ می سپارند.
بند هایی از اعلامیه ی جهانی حقوق بشر:
ماده ی 1- تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند.
ماده ی 2- هر کس حق دارد بدون هیچ گونه تمایز به خصوص از حیث نژاد،رنگ،جنس،زبان،مذهب،عقیده ی سیاسی یا هر عقیده ی دیگر و هم چنین ملیت،وضع اجتماعی،ثروت،ولادت یا هر موقعیت دیگر از تمام حقوق و کلیه ی آزادی هایی که در اعلامیه ی حاضر ذکر شده بهره مند گردد.
ماده ی3- هر کس حق زندگی،آزادی و امنیت شخصی دارد.
ماده ی4- هیچ کس را نباید تحت شکنجه یا رفتار ظالمانه،غیر انسانی یا تحقیرآمیز قرار داد.
ماده ی7- همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون هیچ تبعیضی از حمایت یکسان قانون برخوردار شوند.
ماده ی9- هیچ کس را نباید خودسرانه توقیف،حبس یا تبعید کرد.
ماده ی12- هیچ کس نباید در معرض مداخله ی خودسرانه در زندگی خصوصی،خانواده یا مکاتبات خود،یا در معرض تعرض به حیثیت و آبروی خود قرار بگیرد.
ماده ی18- هر کس حق آزادی فکر،وجدان و دین را دارد. این حق شامل آزادی تغییر دین یا اعتقاد و هم چنین شامل آزادی اظهار دین یا اعتقاد در تعالیم،اعمال،عبادات و شعائر چه به تنهایی و چه به اتفاق دیگران در جمع یا خلوت است.
ماده ی19- هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد.
ماده ی20- هر کس حق آزادی تجمع و تشکل مسالمت آمیز را دارد.
ماده ی 25- هر کس حق برخورداری از استاندارد زندگی کافی برای تندرستی و رفاه خود و خانواده اش از جمله خوراک،پوشاک،مسکن و مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی لازم را دارد.
این بخشی از اعلامیه ی 30 ماده ای حقوق بشر است. یعنی حقوق اولیه ای که برای یک انسان تعریف شده است.
حال در این گوشه ی جهان که ما ایستاده ایم سخن گفتن از آزادی و حقوق بیش تر به شوخی شبیه است چرا که هر یک از ما از ابتدا در مجموعه ای از بندها چنان گرفتار آمده ایم که حتی اگر خود بخواهیم فرارفتن از مرزها و خطوط قرمز را نمی توانیم. ما با چیزی به دنیا می آییم که دین نامیده می شود و آن هم دینی که مجموعه ای است از تکالیف سنگین و رنگین که جسم و جان انسان را به بند می کشد. در حضور دین اصلا سخن از حقوق بی معناست چرا که دین از اساس تکلیف مدار است و آن جا که تکلیف در میان آمد چه جای سخن گفتن از حقوق انسانی است. البته گفتنی است این که همه از لحاظ حقوق با هم برابرند در این جا به این معنی که هیچ کس هیچ حقی ندارد برقرار است. در این جا تکلیف همه چیز با اوامر و نواهی بی شمار دین مبین معلوم است و هر جا شبهه ای رخ نماید خیل بی شمار مفسران رسمی دین بر سرخلق بخت برگشته نازل می شوند و راه هر نوع گریزی از دام اختاپوس دین را مسدود می گردانند.
در این جا چیزی به نام آزادی عقیده و مذهب بدتر ار کفر ابلیس است و اگر کسی بخواهد حتی به کنایه در باب دین و آیین سخنی بگوید باید جان بی بها بر کف دست بگیرد و گام در کام شیر اجل بگذارد تا چه رسد به آزادی تغییر دین و یا حتی اظهار عقیده ای خلاف قول رایج و رسمی که هر کس چنین جسارتی داشته باشد بر