تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی

كنفرانس خبري مشترك شوراي‌مركزي سازمان دانش‌آموختگان ايران و دفتر تحكيم‌وحدت با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي

 

  به گزارش ادوارنيوز‌ كنفرانس خبري مشترك شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران و دفتر تحكيم وحدت با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي صبح روز جمعه پيرامون بازداشت دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران ، فعالان دانشجویی و نقض گسترده حقوق بشر در محل سازمان ادوار تحكيم برگزار شد .

در اين نشست خبري آقايان دكتر احمد زيدآبادي عضو شوراي سياستگذاري سازمان ،‌ عبدالله مومني سخنگوي سازمان و مجتبي بيات عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت حضور داشتند و به اظهار نظر در مورد برخوردهاي اخير پرداختند .

P3272029.jpg

دكتر احمد زيدآبادي درابتداي اين نشست با اشاره به اين نكته كه براي آ‍زادي مهندس موسوي خوئيني تلاش‌ها و رايزني هايي صورت گرفته و در حال انجام است گفت :‌ از اين رو كنفرانس خبري مشروح امروزعملا تا چند روز آينده به تعويق مي افتد و چنانچه تا چند روز آينده اميدهاي ابراز شده براي آزادي مهندس موسوي محقق نشود ،‌ در كنفرانس خبري ديگري به تشريح روند بازداشت و برنامه هاي سازمان براي پي گيري آزادي ايشان خواهيم پرداخت .

زيدآبادي گفت : تجمع 22 خرداد براي طرح مطالبات زنان بوده است كه در قوانين ايران مورد تبعيض قرار گرفته اند .

عضو شوراي سياستگذاري سازمان افزود : مهندس موسوي خوئيني به دليل اعلام همبستگي با جنبش زنان در اين تجمع كه يك گردهمايي مسالمت آميز بوده است شركت كرده اند

وي در ادامه گفت :‌ گفته مي شود كه دستگيرشدگان در اين تجمع توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده اند كه اين مساله با توجه به اينكه اين موارد به هيچ وجه در حوزه اختيارات اين دستگاه نيست ، به شدت نگران كننده است .

زيدآبادي با اشاره به برخوردهاي صورت گرفته در چند ماهه اخير به ويژه در مناطق ترك نشين گفت : در شرايط كنوني براي حاكميت بهتر است كه خود را در بحران جديدي گرفتار نكند .

همچنين در اين نشست خبري ، عبدالله مومني عضو شوراي مركزي و سخنگوي سازمان ادوار تحكيم گفت : در حال حاضر تلاشهاي زيادي براي آزادي مهندس موسوي در جريان است و وعده هايي در اين زمينه داده شده بنابراين برنامه هاي سازمان براي پيگيري آزادي دبير كل فعلا اعلام نخواهد شد اما در صورت عدم آزادي ايشان در كنفرانس خبري ديگري اين برنامه ها اعلام خواهد گرديد.

دبير تشكيلات سازمان دانش اموختگان گفت: سوالي كه در حال حاضراز حاكميت مطرح مي باشد اين است كه اگر مردم و نهادهاي مدني قصد اعتراض و يا انتقاد داشته باشند بايد از چه طريقي اين امر را اعلام كنند.

وي ادامه داد: در فرانسه شاهد هستيم كه حق تظاهرات مردم و شهروندان در خيابانها به رسميت شناخته مي شود و نظام حاكم در اين كشور نيز با اينگونه مسائل دچار تغييرات و واژگوني نمي گردد و حاكميت ما بايد پاسخ دهد كه چه سازوكاري براي برخوردار كردن مردم از حق اعتراض و انتقاد در نظر گرفته است. در حكومتي كه قرار بود حزب توده حق فعاليت داشته باشد و ايدئولوگ آن تاكيد مي كرد كه اصول ماركسيسم در دانشگاهها تدريس گردد ما امروز با اينچنين وضعي روبرو هستيم.

مومني گفت: هيات حاكمه ايران كه خود را محق مي بينند كه براي مقامات اتحاديه اروپا نامه نگاري كنند و نسبت به نقض حقوق بشر در اروپا اعتراض كنند ، بايد در داخل كشور نيز تصوير روشني از رعايت حقوق بشر را محقق سازند. و درست است كه حاكميت و دستگاه ديپلماسي كشور ماجراجويي را در عرصه سياست خارجي برگزيده اند اما اگر مي خواهند كه در تعامل با دنيا به يك نقطه غير قابل برگشت نرسند بايد حق اعتراض و انتقاد را به رسميت شناخته و حقوق بشر را رعايت كنند.

P3272039.jpg

مومني ادامه داد: مهندس موسوي (خوئيني) نماينده دوره قبل مجلس بوده اند و حكومتي كه با نماينده مجلس خود بدين شكل برخورد مي كند و عايدي نماينده اي كه خود قانون حفظ حقوق شهروندي را تصويب كرده است، ضرب و شتم و بازداشت است ديگر تكليف بقيه شهروندان و لايه هاي اجتماعي مشخص است.

سخنگوي سازمان ادوار تحكيم گفت: عملكرد حاكميت در عين تراژيك بودن كمي هم مضحك است كه يك نماينده پارلمان كه همواره معترض به روندهاي غير قانوني و بازداشتها بوده اند ، خود به شكل غير قانوني بازداشت شده و مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد و از نظر ما اين رفتار با ايشان تاوان عملكرد مهندس موسوي در بازديدهاي مكرر از زندانهاي امنيتي و افشاگريهاي وي در مورد رفتارهاي غير قانوني انجام شده در اين زندانها، و سزاي انتقادات صريح ايشان از حاكميت در پارلمان است.

مومني با اشاره به اينكه مهندس موسوي در حال حاضر دبير كل يك حزب سياسي رسمي است گفت: در كشوري كه احزاب براي دريافت مجوز از دالانهاي حذف و نظارت گوناگوني عبورمي كنند چرا بايد دبير كل يك حزب داراي مجوز چنين فرجامي را بابت فعاليت هاي سياسي و اجتماعي خود بپردازد.

عبدالله مومني در پايان گفت: انتظار و اميد اين است كه حاكميت به بازداشت مهندس موسوي ، بهاره هدايت و ساير بازداشت شدگان تجمع زنان پايان دهد و مورد ديگري را بر موارد متعدد نقض گسترده حقوق بشر در ايران نيفزايد.

P3272067.jpg

مجتبي بيات عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت نيز در ادامه اين نشست با اشاره به برخوردهاي شديد صورت گرفته با فعالان حقوق بشر، زنان و دانشجويان گفت: ما به عنوان اعضاي دفتر تحكيم وحدت اعلام مي كنيم كه قدردان شجاعت، صراحت وعملگرايي مهندس موسوي خوئيني نماينده جنبش دانشجويي در مجلس ششم هستيم و اعلام مي كنيم كه از هيچ گونه تلاشي براي آزادي ايشان فروگذار نخواهيم كرد.

وي با اشاره به تلاشهاي فراواني كه موسوي (خوئيني) در دفاع از دانشجويان به عمل آورده است گفت: در سالهاي اخير هر گاه مشكلي براي دانشجويان به وجود مي آمد و دانشجويان به دليل پيگيري مطالبات خود به زندان مي افتادند، براي رفع مشكل به ايشان رجوع مي شد اما اينك مهندس موسوي خود در بند هستند.

عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اشاره به ادامه بازداشت بهاره هدايت دبير كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت گفت: ما اعلام كرده ايم كه يكي از استراتژيهاي جنبش دانشجويي اين است كه با ديگر جنبشهاي فعال در جامعه از جمله جنبش زنان ارتباط برقرار كرده و ياري رسان آنها باشد چرا كه همه ما بخشي از مجموعه جامعه مدني هستيم كه براي تحقق آزادي، دموكراسي و حقوق بشر تلاش مي كنيم و حاكميت نيزاز همين موضوع واهمه دارد.

وي ادامه داد: در تجمع اخير ديديم كه برخوردهاي شديدي با دانشجويان فعال در جنبش زنان صورت گرفت و بسياري از دانشجويان بازداشت شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. البته اين موضوع امر بعيدي نبود زيرا زماني كه دانشجويان به كمك كارگران شركت واحد و سنديكاي اتوبوسراني رفتند نيز همين برخوردها انجام شد و دانشجويان مورد تهديد قرار گرفته و يا بازداشت شدند.

بيات گفت: در حال حاضر ياشار قاجار و عابد توانچه دو دانشجوي عضو دفتر تحكيم وحدت به دليل پيگيري مطالبات جنبش دانشجويي در بازداشت غير قانوني هستنند .

P3272063.jpg

وي افزود: ما به حاكميت اعلام مي كنيم كه مهندس موسوي خوئيني ،‌ بهاره هدايت ، ياشارقاجار، عابد توانچه و ساير دانشجويان در بند را آزاد كنيد ، ما اعلام مي كنيم حكم حبس فريد مدرسي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت را لغو كنيد ،‌ اعلام مي كنيم در كار انجمنهاي اسلامي دخالت نكنيد و دانشجويان را از دانشگاهها اخراج نكنيد و ما را بي دليل به كميته هاي انضباطي احضار نكنيد .

مجتبي بيات در پايان گفت اميدواريم كه حاكميت صداي دانشجويان را بشنود ، چرا كه اين صداي فرزندان ملت ايران است.

 آمریکا و اروپا از جمهوری اسلامی خواستند پاسخ روشنی به پیشنهادهای اخیر در خصوص برنامه های هسته ای دهد 

به نقل از "رادیو فردا" 
آمریکا و اتحادیه اروپا از جمهوری اسلامی خواستند پاسخ روشنی به پیشنهادهای اخیر شش قدرت بزرگ جهان بدهد. کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا با اشاره به سخنان مثبت مقامهای جمهوری اسلامی گفت جامعه بین الملل نیازمند پاسخ از طرف ایران است که بر مبنای آن ما دریابیم که آیا مذاکرات ثمری داده است یا نه. همزمان در بروکسل نشست سران 25 کشور عضو اتحادیه اروپا با انتشار بیانیه ای اعلام کرد در عین حال که حق ا یران در استفاده از انرژی هسته ای صلح آمیز را تایید می کند، از برنامه های هسته ای ایران نگران است. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا با اشاره به سخنان ولادیمیر پوتین در شانگهای مبنی بر آمادگی جمهوری اسلامی برای مذاکره گفت معنای این سخن پوتین آنست که جمهوری اسلامی شرط آمریکا را برای مذاکره که توقف غنی سازی اورانیوم در ایران است، پذیرفته است. اندکی پیش رهبر جمهوری اسلامی گفته بود تهران از فعالیت های هسته ای اش عقب نمی نشیند.  

زمینه ها و پیامد سفر محمود احمدی نژاد به چین

به نقل از "رادیو فردا"
سفر محمود احمدی نژاد به شانگهای و دیدار با سران کشورهای عضو گروه همکاری شانگهای بازتاب های گوناگونی داشت. محسن سازگارا فعال سیاسی درباره این سفر در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: سیاست خارجی جمهوری اسلامی حول سه محور قرار دارد: ایدئولوژی گرایی، فلسطین محوری و آمریکا ستیزی. حکومت هایی که همه شان حاکمان دیکتاتور و غیردموکراتیک دارند برای ما هورا می کشند اما همه این حکومت ها خودشان مبادلات میلیارد دلاری با آمریکا دارند. ایران پس از سقوط شوروی می توانست خود را جایگزین این کشور در منطقه کند اما یک دیپلماسی شکست خورده و یک مشت شعار پوچ توخالی امکان و فرصت تاریخی را از ما گرفت.

سفر رئیس جمهوری اسلامی به شانگهای و دیدار با سران کشورهای عضو گروه همکاری شانگهای بازتاب های گوناگونی داشت. محسن سازگارا می گوید:

محسن سازگارا: سیاست خارجی جمهوری اسلامی حول سه محور قرار دارد: ایدئولوژی گرایی، فلسطین محوری و آمریکا ستیزی. انگار ما باید یک رویارویی با کل تمدن غربی داشته باشیم و ما یک رسالت تاریخی داریم ولو اینکه منافع ملی ما قربانی شود. این تقریبا چکیده 27 سال سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. تکرار یک سناریوی غم انگیز. درحالیکه رهبران ما دربدر بدنبال عضویت در سازمان تجارت جهانی اند، به آمریکا فحش می دهیم، بدنیا فحش می دهیم، برای اسرائیل شاخ وشانه می کشیم. همه را تهدید می کنیم. یک مشت حکومت هایی که همه شان حاکمان دیکتاتور و غیردموکراتیک دارند برای ما هورا می کشند اما همه این حکومت ها مبادلات 350 میلیارد دلاری با آمریکا دارند. شوروی که سقوط کرد ایران که در همه جمهوری های پیشین شوروی نفوذ تاریخی و فرهنگی داشت، می توانست خود را جایگزین این کشور کند. مناسب ترین کشوری بود که با همه اینها روابط اقتصادی داشته باشد. اما جای ما را در این مناطق بیش از همه ترکیه گرفت. نفت غرب دریای خزر دیگر از ایران عبور نخواهد کرد. هندوستان هم قرار است گازش را از طریق ترکمنستان از مسیر افغانستان تامین کند. واقعا نمونه یک دیپلماسی شکست خورده که زورمان به افغانستان بر سر آب هیرمند هم نمی رسد. یک دیپلماسی شکست خورده بر سر یک مشت شعار پوچ توخالی و حالا خوشحالیم که چینی ها را بیاوریم پایشان در منطقه باز کنیم. منطقه ای که می توانست بیش از همه حوزه نفوذ ایران باشد چرا باید چین بیاید که دنبال انرژی منطقه است و ما این کنار باید سرمان بی کلاه باشد بعنوان ناظر در یک پیمانی و زور بزنیم در منطقه ای وارد شویم که قبلا می توانستیم مثل آدمیزاد آنجا باشیم و عملا بیرونمان کردند.

              بازداشت شدگان تجمع زنان را آزاد کنید...

 

 

Women in  IRAN  -تجمع زنان

 

در پی سرکوب تجمع زنان در میدان هفت تیر و برخورد شدید نیروهای امنیتی با فعالین جنبش زنان، برگی دیگر از صفحات نقض حقوق بشر در ایران رقم خورد. ضرب و شتم و استفاده از زور بر علیه زنانی که بر آوردن خواسته هایشان ازراههای مسالمت آمیز، ممکن و ضروری است ،تنها نشان دهنده لجاجت و اصراری تحریک کننده از سوی مسئولان بلند پایه نظام می باشد که علی رغم آگاهی ازپیامدهای عملکرد نادرست و نامعقولانه خویش، بر ادامه این راه غیر مسئولانه اصرار می ورزند.

پیروان مکتب (( به سراغ زنان اگر می روید،تازیانه را فراموش نکنید)) که ید طولایی در نقض مستمر و سازمان یافته حقوق بشر و پایمال کردن حقوق شهروندان دارند، در روندی بی سابقه و با وارد کردن زنانی درلباس پلیس تجمع مسالمت آمیزی را که قرار بود در جهت پیگیری مطالبات زنان انجام شود، سرکوب وبیش از 200 نفر از حاضران در تجمع را بازداشت و به زندان انتقال دادند.

سلولهای اطلاعات در زندان اوین مملو است از زنانی که خواهان حقوقی برابرهستند و مردانی که بر این حق اصرار ورزیده و از مادران، همسران و یا خواهرانشان حمایت کرده اند.

با نظامیکه با گذشت ۲۴سال هنوز کنوانسیون منع تبعیض از زنان را امضاء نکرده و حقوق همه شهروندان و _نه فقط زنان و جوانان_ را، نادیده می گیرد، سخنی نیست ؛ چرا که بارها سخن گفته وهشدار داده ایم !

روی سخن ما، کسانی هستند که دانسته و یا نادانسته آلت دست و بازیچه ی دستگاه سرکوب شده اند و با اینکه خود نیز زن هستند، در اختناق و خشونت سازمان یافته و امرشده، بیش از حاکمان و پیش از آنان حضور فعال دارند و برق سرنیزه هایشان و باتوم و چماقشان بر سر و چشم هم میهنشان فرود می آید.

آیا اینان در پیشگاه تاریخ و مردم، پاسخی دارند؟

این قبیل حرکات ، شامل ضرب و شتم زنانی بی دفاع که نه خواسته ای سیاسی داشته و نه شعاری بر ضدیت با مصالح نظام سر داده اند، نه نظم شهر را مختل کرده، نه تهدیدی بر علیه امنیت بوده اند و نه سلاحی به دست داشته اند تنها بیانگرسیاستهای حاکمیت در جهت از میان بردن هر گونه صدای اعتراض و حاکم کردن فضای رعب و وحشت و خفقان بر جامعه است.

 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن حمایت از تجمع مسالمت آمیز و حق طلبانه ی زنان پیش از همه خواهان آزادی هر چه سریعترکلیه بازداشت شدگان این تجمع بوده وازتمامی مراجع حقوق بشری برای پیگیری وضعیت آنان استمداد می جوید چرا که امیدی به دادخواهی در بیدادگاههای ایران نیست.

 

تجربه نشان داده که استفاده از زور وسرکوب به جای تفاهم و تعامل ، برعلیه کسانی که با برگزاری تجمعات مسالمت آمیز مطالبات خود را دنبال میکنند، در نهایت موجب متضرر شدن آنانی خواهد شد که به طور مداوم و از تریبون های مختلف، ادعای تلاش برای بر قراری امنیت و جلو گیری از تشنج را تکرار می کنند و البته مسئول مستقیم پیامدهای چنین حوادث تلخی بر عهده ایشان خواهد بود.

 

 

 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

komite_gozareshgar@yahoo.com

komite.gozareshgar@gmail.com

www.komitegozareshgar.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

پس از آنکه کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا، عليرغم مخالفت‌هاى ديک چينى معاون رئيس جمهور، موفق شد رضايت جورج بوش را جلب کند که آمريکا با ايران وارد مذاکره مستقيم شود، در فضاى سياسى ايالات متحده و رسانه‌ها، جوّ ضد ايران تا اندازه‌اى کاهش پيدا کرده است. مجلس سناى آمريکا نيز ديروز به اتفاق آرا حمايت خود را از پيشنهاد کاندوليزا رايس اعلام کرد.

در يک نظرپرسى از سوى شبکه خبرى CBS که نتيجه‌اش ديروز اعلام شد، اکثر مردم آمريکا رژيم ايران را براى کشورشان خطرى جدى و بى‌واسطه نمى‌بينند. ۵۵ درصد معتقدند ايران خطرى است که با شيوه هاى ديپلماتيک مى‌توان آنرا کنترل کرد، ۱۹ درصد اعتقاد دارند در حال حاضر ايران هيچ خطرى براى ايالات متحده در بر ندارد. تنها اقليتى شامل ۲۱ درصد برآنند که ايران خطرى حاضر و فورى است که بايد با اقدام نظامى جلوى آن را گرفت.

مجلس سناى آمريکا نيز ديروز به اتفاق آرا، سياست خانم رايس را براى مذاکره مستقيم تأييد کرد. اين در حالى بود که پيشنهاد ديگرى در سنا که از سوى سناتور ريک سانتوروم (جمهورى خواه از ايالت پنسيلوانيا) مطرح شد رأى منفى آورد و تصويب نشد. در اين پيشنهاد آمده بود که شرکت‌ها و بنگاههايى که به نحوى به برنامه هسته‌اى ايران کمک مى‌کنند مورد تحريم اجبارى قرار بگيرند.

در ماه آوريل گذشته، در مجلس ديگر آمريکا، يعنى «مجلس نمايندگان»، عليرغم مخالفت کابينه بوش، لايحه‌اى به تصويب رسيده بود که طبق آن شرکت‌هاى طرف معامله با ايران و کشورهايى که در بخش اتمى ايران سرمايه گذارى کنند  مورد تنبه قرار مى‌گيرند. همان لايحه خواهان تخصيص صدميليون دلار بودجه به کوشش‌هاى دموکراسى خواهانه در ايران شده است. 

اين نشانه‌ها حاکى از آنند که به تدريج کابينه بوش از تهديدات پيشين دست برداشته و به سمت نوعى ديپلماسى حرکت مى‌کند که در آن دولت ايران به عنوان يک طرف مورد احترام  و هم وزن پذيرفته خواهد شد.

آقاى گريگوری شولتى نماينده آمريکا در آژانس بين‌المللى انرژى اتمى دو روز پيش (۱۴ ژوئن) در وين از «امتيازات واقعى» و «امنيت دراز مدّت» براى ايران نام برد. به گفته مفسران ليبرال در آمريکا، ضمانت امنيتى از سوى آمريکا دائر بر متوقف کردن هرگونه اقدام براى تغيير رژيم يا حمله نظامى، يکى از شرايط اصلى پيشرفت مذاکرات و انگيزه مثبتى براى همکارى بيشتر ايران خواهد بود.

منوچهر متکى وزير امور خارجه ايران نيز اين هفته در شهرمادريد به خبرنگاران گفت مجموعه پيشنهادهاى اخير اروپا «بسيار مثبت» است. به نظر می‌رسد آمريکا و متحدان اروپايى‌اش به همراه روسيه و چين اين بار تصميم گرفته‌اند با زبان و رفتارى وارد مذاکرات شوند که حاوى احترام بيشتر به رژيم ايران باشد و نه به شيوه سابق با روش تنبيهى در قبال يک رژيم غيرمشروع و قانون شکن.

از همين رو، متن پيشنهاد اخير، تنها حاوى امتيازات و پيشنهادات سازنده جهت دادن انگيزه مثبت به ايران است. تهديدات و تنبيهات احتمالى فقط به طور شفاهى توسط خاوير سولانا به مقامات ايران ابلاغ شده است. دولت بوش به ابتکار خانم رايس رضايت داده است که غرور ملّى و احترام به رژيم ايران در مذاکرات آينده مورد ملاحظه قرار بگيرد.

عبدى کلانترى، گزارشگر صداى آلمان در نيويورك

تلاش احمدى‌نژاد در شانگهاى: همكارى براى مقابله با تهديدها

به نقل از "دویچه وله"

در اجلاس سران كشورهاى عضو «سازمان همكارى شانگهاى» در شهر شانگهاى چين، محمود احمدى‌نژاد، رئيس جمهور ايران نيز بعنوان عضو ناظر اين كلوپ شركت كرد. هدف اين سازمان ايجاد وزنه‌اى در زمينه‌‌ى انرژى در منطقه‌ى آسياى ميانه در برابر تلاش‌هاى آمريكاست.

محمود احمدى‌نژاد در نطق كوتاه خود در اجلاسِ سران «سازمان همكارى شانگهاى» از هر گونه اشاره به معضل اتمى كشورش اجتناب ورزيد، ولى روشن ساخت كه از اين سازمان همكارى آسيايى چه مى‌خواهد. وى گفت:

” تعميم همكارى‌‌هاى اقتصادى و تجارى به همكارى‌هاى فرهنگى، سياسى و امنيتى علاوه بر تحكيم صلح و آرامش در منطقه مى‌تواند نقش موثرى در تقويت صلح و ثبات جهانى داشته باشد و سازمان را به نهادى قوى و تاثيرگذار در زمينه‌هاى گوناگون اقتصادى، سياسى و تجارى در سطح منطقه و جهان تبديل نمايد و مانع از تهديد نظام سلطه جهانى و مداخلات غيرقانونى و زورمدارانه آن شود.”

رئيس جمهورى اسلامى ايران در حالى اين سخنان را بر زبان جارى مى‌كند كه كشورش هنوز يك عضو ناظر اين سازمان همكارى است. بيش از پنج سال از تأسيس «سازمان همكارى شانگهاى» نمى‌گذرد و تنها كشورهاى چين، روسيه، قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان از اعضاى آن هستند. كشورهاى ايران، هند و پاكستان كشورهاى ناظر محسوب مى‌شوند و اين بار حامد كرزاى، رئيس جمهورى افغانستان نيز بعنوان ميهمان دعوت شده است. در حاليكه رئيس جمهورى پاكستان تقاضاى عضويت در اين سازمان را مى‌دهد، رئيس جمهورى ايران يك گام به جلو برمى‌دارد و مى‌گويد:

”من بايد به جايگاه ژئوپليتيك و ژئواكونوميك جمهورى اسلامى ايران تأكيد كنم. ايران با تکيه بر تمام ظرفيت‌ها و امکانات سياسى و اقتصادى، آمادگى خود را براى گسترش همکارى با کشورهاى عضو به منظور تحقق صلح و امنيت پايدار و توسعه‌ى عدالت و رفاه در منطقه اعلام مى‌‌كند.”

احمدى‌نژاد افزود كه تهران آماده‌ى ميزبانى وزيران انرژى اعضاى سازمان شانگهاى است.

به گزارش خبرگزارى دولتى ايران «ايرنا»، در ديدارى كه ميان احمدى‌نژاد و همتاى روسى‌اش ولاديمير پوتين صورت گرفت و بيش از يك ساعت به طول انجاميد، رؤساى جمهورى‌هاى ايران و روسيه در خصوص مسائل مختلف دو جانبه منطقه‌اى و جهانى تبادل نظر كردند. پوتين در اين ملاقات داشتن يك برنامه‌ى مسالمت‌آميز هسته‌اى را حق همه كشورها از جمله ايران دانست.

تنها کوبا، ونزوئلا و سوریه از برنامه اتمی ایران حمایت کردند

به نقل از ؛راديو فردا؛

پنجشنبه بعد از ظهر اعضای شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در ادامه اجلاسشان در وین، درباره برنامه هسته ای ایران به مذاکره نشستند. در طول دو روز گذشته جمهوری اسلامی کرارا تاکید کرده است حکومت ایران از حمایت کامل جنبش غیرمتعهدها در شورای حکام برخوردار است. گرگوری شولتی نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در جلسه امروز تنها کوبا، ونزوئلا و سوریه از ایران حمایت کردند؛ 12 کشور از 16 کشور غیرمتعهد خواستار همکاری بیشتر ایران شدند و هفت کشور از حکومت ایران خواستند مفاد قطعنامه های شورای حکام را رعایت کند. وی می گوید: ما تلاش بسیار کردیم که پیشنهادهای گسترده ای در مقابل ایران قرار دهیم و آمریکا علاقه خود را برای دستیابی به راه حلی از طریق مذاکره نشان دهد و به مذاکرات بپیوندد و این همه در صورتی است که ایران نشان دهد آمادگی مذاکراتی جدی را دارد و در این راه حاضر است برنامه های غنی سازی خود را به حال تعلیق درآورد.

 حکومت ایران ارزیابی مثبتی از بسته مشوق های پیشنهای اروپا دارد

به نقل از ؛راديو فردا؛

ولادیمیر پوتین در پیامد دیدار خود در حاشیه کنفرانس سازمان همکاری شانگهای با محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، گفت حکومت ایران ارزیابی مثبتی از بسته پیشنهادهای کشورهای 1+5 دارد. آقای پوتین گفت: «ما معتقدیم همه کشورهای دنیا از جمله ایران حق دارند به تکنولوژی پیشرفته دست یابند و آن را جهت توسعه کشور خود به کار گیرند، ولی البته این مساله باید طوری انجام شود که جامعه جهانی اطمینان کامل از عدم گسترش سلاح های اتمی داشته باشد». آقای احمدی نژاد اما مستقیما به بیان نظر پیرامون پیشنهادهای روسیه نپرداخت و تنها به گفتن این نکته اکتفا کرد که هر دو کشور نظر تقریبا یکسانی پیرامون برنامه اتمی ایران دارند. رئیس جمهوری اسلامی در ضمن پیشنهادهایی هم به سران کشورهای عضو سازمان پیمان شانگهای داد تا به گفته او مانع از تهدید سلطه جهانی شوند. روز پنجشنبه آیت الله علی خامنه ای رئیس حکومت ایران، به کارگیری انرژی هسته ای را با استخراج نفت مقایسه کرد.

به نقل از ؛بی بی سی؛

روزنامه نيويورک تايمز امروز به نقل از مقام های رسمی کشورهای مذاکره کننده با ايران نوشت در بسته پيشنهادی ارائه شده به ايران ليست طولانی تنبيه های احتمالی اين کشور حذف شده است. به نوشته اين روزنامه پنج عضو دايم شورای امنيت به علاوه آلمان، موسوم به گروه 1+5، که اين بسته پيشنهادی را اخيرا به ايران ارائه کردند ترجيح دادند تنبيه های احتمالی را تنها بطور شفاهی به اطلاع مقام های ايرانی برسانند.نيويورک تايمز افزو! د خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، در ملاقات اخير خود با علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيتی ملی ايران گفت اگر ايران اين پيشنهادها را رد کند با اقدامات جدی شورای امنيت سازمان ملل متحد عليه اين کشور روبرو خواهد شد. اين روزنامه نوشت در بسته پيشنهادی که به ايران ارائه شد تنها فهرست مشوق ها به طور کتبی ذکر شده و از اشاره به تنبيه های احتمالی خودداری شده است.

بيانيه ۳۴۰ نفر از روشنفکران، نويسندگان و فعالان سياسی برای آزادی زندانيان آذربايجان

به نقل از ؛خبرنامه گويا؛

به نام خدا

حوادث اخير در آذربايجان و ساير استان‌ها موجب نگرانی شديد آزاديخواهان، روشنفکران و پيشاهنگان آزادی و عدالت شده است. خشم مردم آذربايجان را نبايد ناشی از نشر يک کاريکاتور بدانيم، بلکه مجموعه‌ای از عوامل سياسی، اقتصادی و فرهنگی همچون تداوم محروميت‌ها، فشار اقتصادی، بيکاری، فقر، بی‌اعتنايی به وضعيت نامطلوب اقوام و مناطق خارج از مرکز، زمينه‌ساز تحولاتی شده که اينک به تظاهرات و اعتراضات گسترده تبديل شده است.
زيست و سرگذشت مشترک ما ايرانيان، به‌ويژه در يک قرن اخير، پيام‌آور اين حقيقت است که توزيع عادلانه و دموکراتيک قدرت و امکانات، آزادی بيان و برخورد مسالمت‌آميز با "اقليت‌های قومی- فکری- سياسی" ، موجب همبستگی ملی و افزايش مشارکت مردم و تحقق توسعة پايدار است، در حالی که تمرکزگرايی و به‌کارگيری روش‌های قهرآميز برای ادارة کشور حاصلی جز تضعيف همبستگی ملی، افزايش تضادهای اجتماعی، تشديد فقر و ناامنی و تهديد کيان ملی ندارد. جامعة ايران دارای تنوع قومی، مذهبی و زبانی است و بدون احترام به همة آنها و به رسميت شناختن برابری حقوقی همة شهروندان نمی‌توان وحدت و همبستگی ملی را تضمين کرد. از اين‌رو استفاده از ابزار قهر و خشونت برای خاموش کردن اعتراض‌ها، اوضاع را آشفته‌تر خواهد ساخت و ميدان عمل را برای فرصت‌طلبان، جدايی‌طلبان و اقتدارگرايان خشونت‌طلب آماده می‌کند.
در جريان اعتراض هموطنان ترک‌زبان به کاريکاتور تحقيرآميز روزنامه ايران و تشنج‌های متعاقب آن، جمعی جان خود را از دست داده و تعداد قابل ملاحظه‌ای نيز بازداشت شده‌اند، از جملة بازداشت‌شدگان آقای عباس پوراظهری، عضو شورای جنبش مسلمانان مبارز که سوابق مبارزات ملی و مذهبی و ضداستبدادی ايشان برای همة فعالان سياسی روشن بوده، موجب شگفتی شده است.
ما امضاکنندگان، با تکيه بر خودآگاهی تاريخی مردم ايران و هشياری سياسی هموطنان آذری و ديگر اقوام در مورد يکپارچگی ارضی و صيانت از کيان ملی، اعمال هر نوع خشونت را عليه آنان، بر خلاف موازين همبستگی ملی می‌دانيم و ضمن درخواست آزادی آقای عباس پوراظهری و ساير بازداشت‌شدگانی که به همين نحو روانه زندان شده‌اند، "تکاليف قانونی مقامات حکومت" را در رسيدگی سريع به پرونده‌های افراد بازداشت‌شده و رعايت حقوق اساسی آنها، بويژه اصول ۱۹، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نيز مواد ۲، ۹ و ۱۹ "قانون الحاق ايران به ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی" (مصوب ۱۷/۲/۱۳۵۴ مجلس شورای ملی) را به شرح زير يادآوری می‌کنيم:
• «دولت‌های طرف اين ميثاق متعهد می‌شوند که حقوق شناخته‌شده در اين ميثاق را در بارة کلیة افراد مقيم در قلمرو و تابع حاکميت‌شان بدون هيچ‌گونه تمايزی از قبيل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسی يا عقيدة ديگر، اصل و منشأ ملی يا اجتماعی، ثروت، نسب و ساير وضعيت‌ها محترم شمرده و تضمين کنند.»
• «هر کس حق آزادی و امنيت شخصی دارد. هيچکس را نمی‌توان خودسرانه دستگير يا بازداشت کرد.»
• «هيچکس را نمی‌توان به مناسبت عقايدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»
۲۲ خرداد ۸۵

تماس مهندس موسوی(خویینی) از زندان 
ملاک اعتبار، موضعگیری ها و مواضع اینجانب در خارج از زندان می باشد
به نقل از ؛ادوار نيوز؛

مهندس موسوی (خوئینی) دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران در تماس تلفني از بند 209 زندان اوين تاکید کرد ملاک اعتبار، سخنان و مواضع وی در خارج از زندان بوده و هر گونه نوشته و یا فیلم که مغایر با مواضع ایشان در خارج از زندان باشد از درجه اعتبار ساقط خواهد بود و قطعا در شرایط غیر عادی و غیر طبیعی تولید شده است .

به گزارش خبرنگار ادوار نیوز مهندس موسوی در تماس تلفنی با خانواده خود با تاکید بر این نکته اعلام کرد که خود را برای تمام شرایط آماده کرده است وی همچنین درخواست کرده است که لوازم و وسایل شخصی اش به زندان ارسال گردد.

همسر مهندس موسوی روحیه ایشان را در تماس تلفنی خوب و بالا توصیف کرد .

گفتنی است مهندس موسوی در دوره ششم مجلس از زندان 209 بازدیدهای زیادی داشته و از شرایط آنجا کاملا با خبر است. وی در مجلس ششم تلاش زیادی کرد تا زندان های سیاسی و امنتیتی را تحت نظارت قانون و مجلس در آورد تا به سناریوهای نخ نما شده اعتراف گیری پایان دهد.

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

شهر شانگهای چين ميزبان سران روسيه و پنج دولت آسيای ميانه است و محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران نيز به عنوان مهمان ناظر در نشست سه روزه اين سران حضور دارد که برخی تحليلگران اعتقاد دارند حضور وی تمام نشست را تحت الشعاع قرار می دهد.سازمان همکاری شانگهای در غرب و آمريکا مورد انتقاد قرار دارد و بسياری در غرب به آن به عنوان سازمانی متشکل از دولتهای غيردموکراتيک و ناقض حقوق بشر می نگرند که برای به چالش کشيدن نفوذ ا! يالات متحده در قاره آسيا تشکيل شده است.هدف اين سازمان افزايش همکاری نظامی و اقتصادی ميان شش دولت عضو سازمان است اما پيش بينی می شود با حضور آقای احمدی نژاد در نشست سران سازمان، طرح مسئله هسته ای ايران در حاشيه نشست، بيش از محورهای بحث اصلی نشست جلب توجه کند.ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه به عنوان شرکت کننده و هو جين تائو رئيس جمهور چين به عنوان ميزبان در نشست سران سازمان همکاری شانگهای حضور دارند و بدين ترتيب اجلاس شانگهای موقعيتی استثنايی برای رئيس جمهور ايران فراهم آورده تا بتواند مستقيماً با رهبران روسيه و چين که اهميتی اساسی در پرونده هسته ای ايران دارند برای تصميم گيری در قبال بسته پيشنهادی غرب به رايزنی بپردازد.

چین از جمهوری اسلامی خواست به بسته مشوق های پیشنهادی اروپا پاسخ مثبت دهد

به نقل از "رادیو فردا"

سخنگوی وزارت امور خارجه چین گفت: سه کشور اروپایی در ارتباط با برنامه هسته ای ایران بسته ای را پیشنهاد کرده و حکومت ایران به طور جدی در حال بررسی آن است و ما امیدواریم همه طرف ها با نظری مثبت پیشنهاد را بررسی کنند. وی این سخنان را در شانگهای ایراد کرد، شهری که میزبان سران کشورهای عضو گروه همکاری های شانگهای است و محمود احمدی نژاد به عنوان ناظر به نشست دعوت شده و قرار است با رهبران چین و روسیه نیز درباره برنامه اتمی مذاکره کند. آمریکا دعوت از آقای احمدی نژاد در نشست شانگهای را محکوم کرد. سخنگوی دولت چین، هدف برگزاری نشست شانگهای را مبارزه با افراط گرایی و تروریسم خواند.

اطلاعيه سازمان دیده بان حقوق بشر در مورد تجمع زنان در ايران 

به نقل از "ايران ما"

 روز گذشته سازمان دیده بان حقوق بشر گزارش داد که دولت ایران باید درخصوص ضرب وشتم صدها فعالان حقوق زنان در تجمع مسالمت آمیز روز دوشنبه تحقیق به عمل آورد. این سازمان از دولت خواسته است افرادی که درحمله پلیس به تظاهرکنندگان بازداشت شده اند را آزاد کند.

شاهدان عینی به دیده بان حقوق بشر گفتند ماموران امنیتی و پلیس ساعت ها قبل از آغاز این تجمع مسالمت آمیز که برای روز دوشنبه ١٢ ژوئن برنامه ریزی شده بود، در میدان هفتم تیر به انتظارنشسته بودند. به محض آنکه تظاهر کنندگان دور هم جمع شدند، ماموران امنیتی به سرعت با باتوم شروع به ضرب وشتم انها کردند، از گاز فلفل استفاده نمودند، به آنها اسپری رنگی پاشیدند و آنها را بازداشت کردند.

"سارا لیاویتسون" مدیربخش خاورمیانه وشمال آفریقای سازمان دیده بان حقوق بشردرهمین زمینه گفت: "دولت ایران بار دیگرحداعلای بی احترامی به آزادی های اولیه از جمله حق تجمعات مسالمت آمیز رااز خود نشان داد."
وی افزود: " مسئولین ایران باید افراد بازداشت شده را فورا آزاد کند وبگویند چه کسانی در خشونت پلیس علیه اجتماع کنندگان نقش داشته اند. "

روز سه شنبه، جمال کریمی راد، سخنگوی قوه قضاییه، تایید کرد که نیروهای امنیتی ٧٠ نفر از جمله ٤٢ زن و ٢٨ مرد را برای جلوگیری از برگزاری تجمع یاد شده دستگیر کرده‌اند. به گفته وی قوه قضاییه اتهام افراد یاد شده را "شرکت درتجمع غیرقانونی" خوانده‌اند.

یکی از شاهدان عینی به "دیده بان حقوق بشر" گفته است که دولت برای اولین بار از نیروهای پلیس زن برای دستگیری تظاهر کنندگان زن استفاده کرد درحالی که پلیس های مرد، به دستگیری مردان شرکت کننده پرداختند. به گفته این شاهد عینی، کسانی که ازنزدیک صحنه های یاد شده را مشاهده می کردند از واکنش خشونت آمیز پلیس علیه تظاهرکنندگان شوکه شده بودند.

تجمع یاد شده به دنبال درخواست صدها مدافع حقوق زنان وفعالان حقوق بشربرای اصلاح قوانین در سیستم حقوقی ایران واز بین بردن مواد تبعیض آمیزدرمورد زنان برگزار شد.

پیش از این تظاهرات، قوه قضاییه تعدادزیادی از فعالان حقوق زنان را احضار ومورد بازجویی قرار داد. شنبه شب، ماموران امنیتی به خانه برخی از برجسته ترین فعالان اجتماعی ایرانی رفتندتا انها را جلب کنند. نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، سوسن طهمباسبی، زهره ارزنی وفریبا داوودی مهاجر از جمله احضار شدگان هستند. داوودی مهاجر تنها کسی بود که حکم احضار راشخصا دریافت کرد.روز دوشنبه، ماموران شعبه ١٤ دادگاه انقلاب او را برای مدت ١٠ ساعت بازجویی کردند.

دوشنبه صبح نیز، ماموران امنیتی شهلا انتصاری دیگر فعال زنان را درمحل کارخود در تهران دستگیر کردند. دربین دستگیر شدگان نام علی اکبر موسوی خوینی ها، نماینده سابق مجلس، ژیلا بنی یعقوب، دلارام علی، سمیرا صدری، بهاره هدایت، لیلا محسنی، بهمن احمدی امویی، سیامک طاهری و فرحناز شریفی نیز به چشم می خورد.

سازمان دیده بان حقوق بشر، از دولت ایران خواسته است تا همه بازداشت شدگان را فورا آزاد کند، به ارعاب واذیت وآزار فعالان اجتماعی خاتمه دهد، به تعهدات بین المللی خود پایبند بماند، به آزادی تجمعات احترام بگذارد و از اعمال خشونت توسط نیروهای انتظامی جلوگیری و متخلفین را مجازات کند.

به نقل از "بی بی سی"

ايرانی‌ ها تقريبا هر روزه شاهد نمايش تصاويری هستند که سيمای جمهوری اسلامی از تظاهرات ضد حکومتی در کشورهای غربی نظير آمريکا، فرانسه، بريتانيا، آلمان و ايتاليا پخش می‌ کند.اين تصاوير گرچه به منظور متقاعد کردن مردم ايران نسبت به مخالفت مردم کشورهای غربی با دولت‌‌هايشان پخش می‌شود، اما پيامدی خلاف خواست و انتظار نظام سياسی حاکم نيز در بر دارد.در واقع اغلب مردم از نمايش تصاوير تظاهرات ضد دولتی در کشورهای غربی به طور غير مستقيم اين پيام را دريافت می‌کنند که تظاهرات و تجمع عليه سياست‌های دولت‌ها در کشورهای مختلف جهان امری مجاز و قانونی است و افراد به صرف تجمع در يک منطقه و يا سر دادن شعار عليه حاکمان خود، دستگير و زندانی نخواهند شد و يا مورد ضرب و شتم قرار نخواهند گرفت.اين در حالی است که ايرانيان برای استفاده از حق برگزاری تجمع در جهت ابراز ديدگاهها و يا بيان خواست‌ها و مطالبات خويش، همواره خود را در تنگنا ديده‌اند.

بر اساس قوانين جمهوری اسلامی برگزاری تجمعات آزاد است مگر آنکه مخل امنيت داخلی باشد. از اين رو، گروههای سياسی و اقشار مختلف اجتماعی برای برگزاری تجمع نياز به اخذ مجوز از وزارت کشور دارند، اما وزارت کشور در سال های اخير معمولا با همه درخواست‌ها برای برگزاری تجمع مخالفت می‌کند.

مخالفت دائمی وزارت کشور با برگزاری تجمعات، برخی از نهادهای غير دولتی و يا گروههای سياسی را به سمت برگزاری تجمع بدون دريافت مجوز از وزارت کشور سوق می‌دهد، اما چنين تجمعاتی از نگاه دولت «غير قانونی» بوده و معمولا با تجمع‌کنندگان با شدت عمل برخورد می‌شود.

چنين برخوردی با تجمعات غير دولتی در واقع همزاد با نظام جمهوری اسلامی است. در سال‌های اول پس از پيروزی انقلاب سال ۵۷ که تظاهرات گروههای سياسی نياز به مجوز نداشت، تجمعات گروههای سياسی اغلب توسط نيروهای ناشناخته‌ای که ادعا می شد از سوی حزب جمهوری اسلامی سازماندهی می شدند، به خشونت کشيده می‌شد.

با تثبيت نظام در تابستان سال ۱۳۶۰، پديده‌ای به عنوان تجمع اعتراض‌آميز نيز از حيات سياسی ايران رخت بست و فضا به طور کامل به کنترل گروههای حامی حکومت در آمد.

اين وضعيت با مختصر فراز ونشيب‌هايی تا سال ۱۳۷۶ زمانی که محمد خاتمی به رياست جمهوری ايران برگزيده شد، ادامه پيدا کرد.

محمد خاتمی که توسعه سياسی را محور برنامه‌های خود قرار داده بود، با معرفی عبدالله نوری روحانی نوانديش به عنوان وزير کشور خود، بنا داشت تا برگزاری تجمعات را در روالی قانونی مجاز اعلام کند.

عبدالله نوری نيز به نوبه خود با انتصاب مصطفی تاج‌زاده از فعالان جنبش دوم خرداد به عنوان معاون سياسی خود تلاش کرد تا برگزاری تجمعات را در ايران نهادينه کند.

در دوران وزارت عبدالله نوری گروه ها و اقشار مختلف اجتماعی برای گرفتن مجوز از وزارت کشور به منظور برگزاری تجمع مشکلی نداشتند، اما از آنجا که نيروی انتظامی به عنوان مسئول حفظ امنيت تجمعات در کنترل وزارت کشور نبود، تقريبا تمام تجمعاتی که از نظر جناح محافظه‌کار حاکم «نامطلوب» بود، به خشونت کشيده می‌شد.

مسئوليت به خشونت کشيدن تجمعات قانونی، معمولا متوجه شبه‌نظاميانی بود که در ايران با عناوينی چون گروههای فشار، لباس شخصی‌ها و يا انصار حزب‌الله مشهورند و گفته می‌شود که از حمايت نهادهای امنيتی و نظامی نيز برخوردارند.

جناح محافظه‌کار ضمن آنکه عملا اجازه برگزاری هر نوع تجمعی را نمی‌داد، از وزارت کشور تحت مديريت عبدالله نوری نيز که با درخواست تجمعات موافقت می‌کرد، خشمگين بود و سرانجام مجلس پنجم شورای اسلامی که در اختيار محافظه‌کاران بود، عبدالله نوری را استيضاح و از سمتش برکنار کرد.

عبدالواحد موسوی لاری از اعضای مجمع روحانيون مبارز جای عبدالله نوری را در کابينه خاتمی گرفت. موسوی لاری نيز برنامه خود را ادامه توسعه سياسی در کشور اعلام کرد و تاجزاده را به عنوان معاون سياسی خود حفظ کرد. پس از مدتی موسوی لاری تحت فشار فزاينده محافظه‌کاران مرتضی مبلغ از نيروهای ميانه‌رو اصلاح طلب را جايگزين تاجزاده کرد و در اين دوران بود که ظاهرا وزارت کشور به دلايل متعدد، موضوع برگزاری تجمعات قانونی را از دستور کار خود خارج کرد و حاضر به اعطای مجوز برای برپايی تجمعات نشد.

اين رويه، تا پايان حيات دولت خاتمی ادامه يافت و دولت محمود احمدی‌نژاد نيز در آن تغييری به وجود نياورد.

در واقع عدم صدور مجوز برای برپايی تجمعات مسالمت‌آميز، برخی از گروههای فعال سياسی و اجتماعی را در ماههای اخير وادار به اعلام تجمع بدون مجوز کرده است. اين تجمعات از جمله تجمعی که روز ۲۲ خرداد در ميدان هفتم تير تهران برای دفاع از حقوق زنان بر پا شده بود، به ضرب و شتم تظاهرکنندگان و دستگيری شماری از آنها منجر شده است.

پرسشی که اکنون برای فعالان سياسی و اجتماعی در ايران مطرح شده، اين است که چرا جمهوری اسلامی تا بدين پايه نسبت به برگزاری تجمعات مسالمت‌آميز حساس است و با برخورد شديد با تجمعات، وجهه خود را در افکار عمومی جهان بيش از پيش تخريب می‌کند؟

قاعدتا دولتی که از وفاداری اکثريت افراد جامعه نسبت به خود مطمئن باشد، بيمی از تجمع مخالفان و منتقدان سياست‌های خود ندارد و فقط رژيم‌هايی که با اتکاء بر اقليتی از مردم بر اکثريت جامعه حکم می‌رانند، از تجمعات مخالفان خود در هراسند.

جمهوری اسلامی رژيمی است که خود را نماينده اکثريت مردم ايران می‌داند و برخی از کشورهای جهان نيز به اين امر اذعان دارند، با اين همه، چرا جمهوری اسلامی با برپايی تجمعات محدود مسالمت‌آميز به شدت مخالفت می‌کند؟

برخی از مخالفان جمهوری اسلامی بويژه برخی چهره‌های نئومحافظه‌کار در آمريکا، همين مساله را نشانه بی‌اعتمادی مسئولان جمهوری اسلامی به اعتبار و نفوذشان در سطح جامعه می‌دانند و به همين سبب، آرايی را که بخش بزرگی از مردم در هر انتخابات به صندوق می‌ريزند، اقدامی هدايت شده از سوی دولت با استفاده انحصاری از رسانه‌های عمومی تلقی می‌کنند.

به عبارت ديگر، مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی، آن را به عدم نفوذ در اکثريت ايرانيان متهم می‌کنند و دولت نيز با سرکوب تجمعات محدود و مسالمت‌آميز به اين استدلال ياری می‌رساند.

صرف نظر از اين نوع مجادلات، به نظر می‌رسد نگرانی اصلی جمهوری اسلامی از برگزاری تجمعات، ترس از نهادينه شدن چنين حرکت‌هايی است که به باور آنان می‌تواند پديده موسوم به«انقلاب‌های نارنجی» را در ايران تکرار کند.

به نظر می رسد جمهوری اسلامی برای اثبات حمايت اکثريت جامعه از آن چاره‌ای جز به رسميت شناختن تجمعات مسالمت‌آميز مخالفان و منتقدان سياست‌های خود را ندارد.

احمد زید آبادی


حق اعتراض، مجوز لازم ندارد

به نقل از "دویچه وله"
گروه كثيرى از فعالان حقوق بشر و حقوق زنان، هم چنين روزنامه‌نگاران، دانشجويان، استادان دانشگاه در داخل و خارج از ايران با انتشار بيانيه‌اى، رفتار خشونت بار نيروى انتظامى با تجمع مسالمت‌آميز زنان در روز دوشنبه ۲۲ خرداد را محكوم كرده و آزادی سريع و بی‌قيد و شرط بازداشت شدگان را خواستار شده‌اند.

در اين بيانيه آمده است كه اولا برگزارى تجمعات و راهپيمايى در صورت عدم حمل سلاح و توهين به مبانى اسلام آزاد است و كسى حق ندارد مانع از آن شود. ثانيا مطالباتى كه زنان در روز ۲۲ خرداد براى آن قصد تجمع داشتند به هيچ عنوان سياسى نبوده بلكه خواستهايى در زمره حقوق شهروندى است. امنيتى جلوه دادن آنها و توسل به خشونت عليه زنانى كه به شيوه هاي مدنى و مسالمت آميز قصد بيان خواستهاى خود را داشتند، درحقيقت خود نقض امنيت ملى است. امضا كنندگان اين بيانيه وزارت كشور را مسئول تخلفات و اقدامات صورت گرفته دانسته و خواهان رسيدگى وزير كشور به موضوع و برخورد با خاطيان شده‌اند.

تجمع روز دوشنبه‌ی گذشته‌ی زنان در تهران، كه با سركوب و خشونت دور از انتظار نيروهای امنيتی و انتظامی روبرو شد ، بدرخواست شماری زيادی از فعالان حقوق زنان و روشنفكران و روزنامه‌نگاران برگزار شده بود. به نظر اغب صاحبنظران، در قطعنامه‌ای كه برای اين گردهمايی تنظيم شده بود و امكان قرائت نيافت، مطالباتی صرفاً حقوقی و صنفی مطرح شده و روشن نيست چرا بايد طرح چنين مطالباتی با ضرب و شتم و بگيرو ببند همراه باشد؟   

در اين قطعنامه‌ای از جمله آمده است:

ـ ما خواهان حق برابر طلاق با مردان هستيم. در قوانين ما دقيقا ذكر شده است كه ”مرد هر وقت كه بخواهد می‎تواند زنش را طلاق بدهد“ اما تقاضای طلاق از سوی زن چنان مشروط به مواردی خاص شده است كه گاهی زنان ١٠ سال برای گرفتن طلاق بايد در دادگاه‎ها سرگردان شوند و از سوی ديگر تجربه‎ی زندگی زنان نشان داده است كه قانون ”شروط ضمن عقد“ نه تنها نمی‎تواند بار مشكلات زنان را حل كرد، بلكه در بسياری موارد در همان اوايل ازدواج، منجر به درگيری‎ها و سوء تفاهم‎های بسياری می‎شود.
٢ ـ ما خواهان ممنوعيت تعدد زوجات هستيم و می‎خواهيم در قانون صريحا چندهمسری ممنوع اعلام شود.
٣ ـ ما خواهان حقوق برابر در ازدواج هستيم از جمله لغو قانون مشروط شدن شغل‎ زن به اجازه‎ی مرد، بالا بردن سن ازدواج دختران (از ١٣ سال) و پسران به ١٨ سالگی، لغو اجازه‎ پدر و جد پدری در ازدواج دختران، لغو قانون تمكين، لغو مشروط كردن سفر و خروج از كشور زنان متاهل به اجازه‎ی مرد، لغو قانونی كه رياست خانواده را به‎طور مطلق در اختيار مرد قرار می‎دهد و عدم مشروط شدن تابعيت زنان و فرزندان به تابعيت شوهر و...
٤ ـ ما خواهان حضانت و به‎ويژه ولايت فرزند توسط پدر و مادر به‎طور مساوی هستيم. در قانون مدنی ما مادر، هيچ‎وقت نمی‎تواند سرپرست فرزندش باشد و حتی در صورت نبود پدر و جد پدری نيز سرپرستی فرزندان به مادر تعلق نمی‎گيرد و زن می‎تواند تنها قيم فرزند خود باشد. از اين‎رو ما می‎خواهيم سرپرستی و اداره‎ی امور مالی، تصميم در مورد تحصيل، محل زندگی، اجازه خروج از كشور، اظهار نظر و اجازه در مورد مسائل درمانی كودك و بسياری از موارد ديگر برعهده‎ی پدر و مادر به طور مشترك قرار گيرد و مادر نيز مانند پدر حق ولايت و سرپرستی بر فرزند خود را داشته باشد.
٥ ـ ما خواهان آن هستيم كه سن مسئوليت كيفری برای دختران و پسران به ١٨ سال تغيير يابد. يعنی اگر دختری ٩ ساله و پسری ١٥ ساله مرتكب خطايی شود او را مانند يك فرد بزرگسال مجازات نكنند، چون طبق قوانين حقوق بشری و نيز كنوانسيون حقوق كودك، افراد زير ١٨ سال كودك به‎حساب می‎آيند. از اين‎رو ما می‎خواهيم كه مسئوليت سن كيفری هم برای دختران و هم پسران به ١٨ سال تغيير يابد.
٦ ـ ما خواهان حق شهادت برابر با مردان و حق قضاوت برای زنان در دادگاه‎ها هستيم. ما می‎خواهيم در همه‎ی موارد، شهادت ما در مجامع قضايی مانند يك مرد پذيرفته شود و زنان از حق قضاوت برخوردار باشند و بتوانند مانند مردان در دادگاه‎ها رای صادر كنند و نه صرفا به عنوان مشاور استخدام شوند.
٧ ـ و بالاخره ما خواهان آن هستيم كه ”قراردادهای موقت كار“ كه زندگی زنان شاغل را بيش از مردان دچار تزلزل و فروپاشی می‎كند به‎سرعت لغو گردد و زنان و مردانی كه استخدام می‎شوند با قراردادهای رسمی كار، آينده‎ی شغلی‎شان تضمين گردد.
و در نهايت اعلام می‎كنيم كه چنانچه به خواسته‎های برحق ما زنان پاسخ داده نشود به اعتراض مسالمت‎آميز خود ادامه خواهيم داد.

تصاوير صحنه‌هاى برخورد خشن نيروهاى انتظامى با تجمع زنان در تمام صفحات اينترنتى پخش شد و موجى از همبستگى را با آنها برانگيخت.

نامه به گزارشگر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

به نقل از "امروز"

جناب آقای لوئيز آربور
گزارشگر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

با تقديم احترام

اخيرا دولت جمهوری اسلامی ايران دور جديدی از برخوردهای امنيتی و مداخله گرانه را با دانشگاه و فعالين دانشجويی آغاز کرده است .مهمترين محورهای اين برخورد های محدود کننده و مغاير با آزادی های آکادميک و حقوق مدنی عبارتند از :
• کار شکنی و مداخله در فرايند انتخابات انجمن های اسلامی دانشجويان به عنوان نهاد های منتخب دانشجويان
• اخراج و محروميت از تحصيل فعالين دانشجويی منتقد به دلايل سياسی و عقيدتی
• بازداشت خود سرانه فعالين دانشجويی توسط نهاد های امنيتی
• اخراج و بازنشستگی اجباری اساتيد دانشگاه های تهران و علامه طباطبايی به دلايل غير علمی و آموزشی
• احضار دانشجويان به کميته های انضباطی و محاکم دادگستری و صدور حکم زندان ، محروميت موقت و دائم از تحصيل
• دخالت در نوع پوشش و نوع لباس دانشجويان بويژه دانشجويان دختر
• بازداشت دکتر رامين جهانبگلو ، محقق و استاد دانشگاه

با عنايت به موارد فوق که از مصاديق بارز نقض حقوق بشر هستند و امضاء اعلاميه جهانی حقوق بشر و مقاوله نامه های مربوطه از سوی حکومت ايران ، از آن مقام محترم در خواست می شود تا تخلفات فوق را پيگيری کنند و حکومت ايران را جهت تخطی از پای بندی به تعهدات خود در زمينه حقوق بشر مواخذه کنند .تا در اين صورت شرايط برای توقف اين حرکات مساعد شود .بازديد از ايران و تحقيق مستقيم از طريق گفتگو با فعالين دانشجويی ، اساتيد دانشگاه ، تشکل ها و مسئولين مربوطه و خانواده زندانيان دانشگاهی بسيار مفيد به نظر می رسد .

در پايان از آن مقام محترم می خواهيم برای آزادی فعالين دانشجويی بازداشت شده در وقايع اخير و بويژه آقايان ياشار قاجار ، عابد توانچه پيگيريهای لازم را انجام دهند .
مدارک و مستندات در آينده نزديکی ارسال خواهد شد .

علی افشاری – فاطمه حقيقت جو – اکبر عطری- محسن سازگارا – مهر انگيز کار – نيره توحيدی

بيانيه کانون نويسندگان ايران در باره سرکوب های اخير

به نقل از "خبرنامه گویا"

مردم شريف و آزادة ايران!

در روزهای اخير باز هم شاهد سرکوب‌ها و حملات متعدد به آزادی‌های فردی و اجتماعی مردم به ويژه در عرصه‌های انديشه و بيان و اجتماعات بوده‌ايم. با تجمعات مسالمت‌آميز و سخنرانی‌ها به بدترين وجه برخورد می‌شود. چنان که می‌دانيم هر روز عده‌ای از کارگران، دانشجويان و اهل قلم و انديشه و مطبوعات، دستگير و راهی دادگاه می‌شوند.
کانون نويسندگان ايران در نهايت نگرانی، شماری از اين موارد را يادآور می‌شود:

۱- دستگيری، سرکوب و کشته شدن تنی چند از مردم آذربايجان که پس از تحمل سال‌ها تبعيض و ستم قومی و اجتماعی، برای خواست‌های به حق خود، دست به اعتراض زده بودند، موجب تاُسف عميق همة آزاديخواهان است.
ما ضمن محکوم کردن هر نوع رفتار تبعيض‌آميز و هر نوع تحقير و توهين فرهنگی و قومی، توجه همه را به ريشه‌ها و ساختارهای اين گونه رفتارها جلب می‌کنيم. از اين رو از مردم آگاه آذربايجان می‌خواهيم که سهل‌انگاری سردبير و کاريکاتوريست دستگير شده را فراموش کنند و اجازه ندهند جريان‌هايی، به جای ايجاد همدلی با خواست‌های مشابه همه مردم، اعتراض‌ها و خواست های مردم آذربايجان را به انحراف بکشانند.
کانون نويسندگان ايران خواستار ازادی فوری و بی قيد و شرط نويسندگان، روزنامه‌نگاران و دستگيرشدگان آذربايجان و ديگر نقاط کشور و هم‌چنين دو عضو ياد شدة مطبوعات است.
۲- دستگيری و سرکوب گستردة دانشجويان و حمله به خوابگاه‌های دانشجويی و ضرب و شتم دانشجويان انجام شده است. شماری از آنان به شدت مجروح و راهی بيمارستان شده اند. هم‌چنين برخی از آنان دستگير و چند نفر از آنان از جمله ياشار قاجار و عابد توانچه تنها به دليل ابراز عقيده به زندان افتاده‌اند.
کانون نويسندگان ايران ضمن ابراز نگرانی از سرکوب دانشجويان، به ويژه به خاطر تصميم‌های تعصب‌آميز و وهن‌آور عليه دگرانديشان، خواستار آزادی همة آنان و رفع موانع آزادی انديشه و بيان و قلم و به خصوص رفع توقيف رسانه‌ها و نشريات دانشجويی است.

۳- تظاهرات مسالمت آميز زنان که برای طرح خواست‌های به حقی چون حقوق انسانی و رفع تبعيض و ستم بر زنان برگزار شده بود به شديدترين وجه سرکوب و عدة زيادی از آنان دستگير و شماری مضروب شدند.

کانون نويسندگان ايران در نهايت نگرانی از تشديد سرکوب و فشار که امنيت فردی و اجتماعی همة مردم را هر چه بيشتر به مخاطره می اندازد، خواهان:
- آزادی فوری همة دستگيرشدگان،
- رفع موانع آزادی انديشه و بيان برای همة مردم ايران و
- محو سانسور کتاب و مطبوعات و آثار هنری است.

کانون نويسندگان ايران
۲۳/ خرداد /۱۳۸۵

موظفيم كه از حقوق همه انسانها دفاع كنيم

به نقل از "ادوار نیوز"

فلورانس شهر صلح ، هنر و فرهنگ عصر امروز شهروندی افتخاری خود را طی مراسم ویژه‌ای به اکبر گنجی روزنامه‌نگار و دگراندیش ایرانی اهدا کرد. این مراسم در حضور شهردار فلورانس ، رئیس شورای شهر، Antonio Caseze و مقامات ایالات توسکانی در کاخ palazzo vecchio برگزار شد.

Antonio Caseze طی سخنانی از حق شهروندی گنجی دفاع کرد. اين سياستمدار و حقوقدان معروف بین‌المللی، پایه گذار دادگاه جنایات جنگی لاهه و اولین رئیس این دادگاه است. در این مراسم همچنین استفانو مارچللی رئیس سازمان امنیت، اطلاعات و آزادی که سازمانی غیردولتی و مدافع آزادی بیان است ، حضور داشت.

این سازمان چندی پیش هنگامی که اکبر گنجی هنوز در زندان و در حال اعتصاب غذا بود با برپا کردن کارزاری به نفع او جایزه آزادی بیان را به او اهدا کرد و با ادامه تلاش‌های خود توانست موضوع شهروندی افتخاری گنجی را در شورای شهر فلورانس مطرح کند.

گنجی پس از آن که در مسکو جایزه ویژه قلم طلایی را از سوی اتحادیه جهانی ناشران دریافت کرد به ایتالیا آمد. او در مراسم اعطای شهروندی افتخاری، سخنرانی خود را با عنوان «شهروند فلورانس، شهروند جهان» ایراد کرد و طی آن ضمن تمجید از فرهنگ رنسانس و اومانیسم یا انسان‌گرایی در بخشی از سخنان خود گفت:

«من از زندان‌های کشورم می‌آیم . رنج های من به عنوان یک نویسنده به من آموزش داده‌اند. آموخته‌ام که حق همه انسان‌ها را محترم بدانم و برای تحقق گزینش آن‌ها به ایشان یاری دهم. می‌دانم که همه حق داریم تا در این جهان که همه جای‌اش از آن ماست و به روی ما گشوده شده و با ما معنا و مفهوم می‌یابد سکونت کنیم.»


آقاى گنجى، شما به عنوان دگرانديش ايرانى و شهروند افتخارى فلورانس خود را شهروند جهان مى‌ناميد. آيا شما اکنون بعنوان شهروند جهان وظيفه دشوارترى را به‌دوش خود احساس مى‌کنيد؟

اکبر گنجى: ما بعنوان شهروند ايرانى، فلورانسى و جهانى موظف‌ايم که از حقوق همه‌ى انسانها دفاع کنيم. در هر نقطه‌ى اين کره خاکى که خانه مشترک همه‌ى ماست هر ظلمى که به ما بشود ظلمى به همه‌ى ماست و هر تضييع حقى که صورت بگيرد، تضييع حق همه است. من از آن نظر که انسانم موظف‌ام که از حقوق همه انسانها در سراسر اين کره خاکى دفاع کنم و همچون گذشته اينکار را خواهم کرد. ضمن اينکه از اين به بعد به نوعى خودم را شهروند فلورانس محسوب مى‌کنم و موظف‌ هستم که پيام اين فرهنگ بسيار بزرگ بشرى را به گوش ديگر انسان‌هاى اين کره خاکى برسانم.

آقاى گنجى شما به قصد گرفتن جايزه «قلم طلايی» به مسکو و سپس براى گرفتن «شهروندى افتخارى» و چند جايزه ديگر به ايتاليا سفر کرديد. ولى اينطورى که شنيده مى‌شود شما قصد سفر به چند کشور اروپايى ديگر را هم داريد. هدف نهايى شما از اين سفرها چه هست و آيا رسالت خاصى را دنبال مى‌کنيد؟

اکبر گنجى: من يک روزنامه‌نگارم، يک دگرانديش ايرانى‌ام، يک مدافع حقوق بشرهستم. سعى مى‌کنم در طى اين سفرها با دوستان، با نهادهاى مدنى بين‌المللى گفتگو کنم. نظرات خودم را با آنها در ميان بگذارم، نظرات آنها را بشنوم. اساس گفتگو، تفاهم و همفکرى‌ست. سعى مى‌کنم از حقوق پايمال‌شده‌ى مردم ايران، روشنفکران ايرانى دفاع کنم و صداى مظلوميت آنها را به گوش جهانيان برسانم. سعى مى‌کنم از دمکراسى و آزاديخواهى در ايران دفاع بکنم. اينها مجموعه چيزهايى‌ست که به عنوان يک انسان خودم را موظف به انجامشان مى‌دانم و اينها را دور از آن فعاليت‌هاى گذشته‌ى خودم نمى‌دانم.

شما در صحبت‌هايتان مدام اشاره مى‌کنيد که ما يک حقوق بشر واحد داريم در کل جهان. اما برخلاف شما عده‌اى معتقدند که به دليل اختلافات عميق فرهنگى نمى‌توان از حقوق بشر واحدى سخن گفت. استدلال شما در برابر منتقدانتان در اين مورد چه هست؟

اکبر گنجى: من نسبى‌گرا به آن معنا که رلاتيويست‌ها هستند و پست‌مدرنيست‌ها و اجتماع‌گرايان مى‌گويند نيستم و معتقد به گوهر مشترک انسانى هستم و انسان را از آن نظر که انسان است صاحب حق مى‌دانم و اين حقوق هيچ تفاوتى نمى‌کند که من ايرانى باشم، روسى باشم، چچنى باشم و يا غربى باشم، شرقى باشم، زن باشم، مرد باشم، سفيد باشم و يا سياه باشم، بهرحال همه‌ى ما انسانيم و انسانها صاحب درد و رنج مشترک هستند و همين درد و رنج مشترک بشرى ما را صاحب حق مشترک بشرى مى‌کند. و ما همه (سياستمداران، روشنفکران، دگرانديشان، روزنامه‌نگاران) بايد بکوشيم در راه کاهش درد و رنج بشرى.

در بخشى از مانيفيست سوم جمهوريخواهى‌تان اشاره کرده‌ايد به حقوق زنان. به‌نظر شما به چه دليل سياستمداران ايران وقتى احتياج به راى مردم دارند، اولين شعارى که مطرح مى‌کنند حقوق زنان است و به‌محض گرفتن راى و وقتى به هدف خودشان مى‌رسند اولين چيزى که فراموش مى‌کنند دفاع از حقوق زنان است؟

اکبر گنجى: در مورد رفتار سياستمداران که خوب، خيلى مى‌شود بحث کرد. اما آنچيزى که هست، اينکه يکى از مشکلات جوامع بشرى در روى اين کره خاکى نابرابرى بلادليل حقوقى زن و مرد است، منتها اين شدت و حدتش متفاوت است. در کشورهايى مثل جوامع پيشرفته غربى هم اين نابرابرى وجود دارد که البته خيلى در کاهش‌اش کوشيده‌اند. ولى اين نابرابرى در جوامعى شبيه به جامعه‌ى ما خيلى گسترده و زياد است. شما ببينيد، در قوانين مدنى و حقوقى ما زن و مرد خيلى نابرابرند. بسيارى از مسندها و پست‌هاى حکومتى را زنها نمى‌توانند بگيرند. به بسيارى از مشاغل زنان نمى‌توانند دست‌ يابند. از بسيارى حقوق مدنى زنان محرومند و حق طلاق همچنان با مرد است،‌ با تمام قيد و بندهايى که برايش گذاشته‌اند يا حق ارث که زنان نصف مردان مى‌برند و بسيارى از چيزهايى ديگر، مثل اينکه زن نمى‌تواند قاضى بشود. زنان حتا الان از شرکت در مسابقات فوتبال در استاديوم محروم‌اند و بسيار و بسيارى از حقوق و مهمتر از همه نگاهى که به زن وجود دارد. در جامعه مردسالار، جامعه پدرسالار همچنان اين نگاه در پس ذهن جامعه ما وجود دارد و از طرف ديگر بارها ما شاهد اين هستيم و خبرهايى ميشنويم از بدرفتاريى که با زنها در خانه مى‌شود، حتا مضروب کردن زنها توسط همسرانشان. همه‌ى اينها وجود دارد. آنچيزى که بايد در اين زمينه صورت بگيرد در درجه اول، عوض شدن آن نگاه است. نگاهى که زن را يک موجود ضعيف و ناقص‌العقل مى‌داند. اين نگاه بايد عوض بشود و ما به انسان چون انسان بعنوان موجوداتى برابر و آزاد نگاه بکنيم. قوانين حقوقى ما بشدت بايد اصلاح بشود. اين نمى‌شود که حکومت شعار بدهد، ما زن و مرد را برابر مى‌دانيم، ولى در قوانين‌مان اينهمه نابرابرى وجود داشته باشد. اگر حکومت مدعى‌ست که برابرى زن و مرد را قبول دارد، بايد قوانين ما را برابر بکند و من اميدوارم روزى شاهد اين باشيم که در جامعه‌ى ما هم زنها و مردها به لحاظ حقوقى و به لحاظ موقعيت و به لحاظ برابرى فرصت‌ها برابر بشوند و ما يک جامعه انسانى‌ترى داشته باشيم.

در حال حاضر ايران به دليل مسايل هسته‌اى بشدت از طرف جوامع بين‌المللى تحت فشار است. به نظر شما در اين شرايط چه دليلى وجود دارد، يا چه هدفى را دنبال مى‌کنند از دستگيرى روشنفکرى مثل رامين جهانبگلو؟

اکبر گنجى: يکموقع هست که منظور شما اين است که ما خبر داشته باشيم، بهرحال ما خبرى نداريم که آن پشت صحنه چه مى‌گذرد و واقعا به چه دليلى آقاى جهانبگلو را دستگير کرده‌اند و چه اهدافى را دنبال مى‌شود. اما آن چيزهايى که، آنهم نه بطور رسمى، بلکه بطور غيررسمى تا بحال بيان شده، اينکه اينها بهانه‌هايى بيش نيست و بهرحال با تجربه‌اى که ما طى اين دوسه دهه‌ى اخير داشتيم، مى‌دانيم که هميشه افراد به بهانه‌هاى بسيار واهى بلادليل بازداشت مى‌شوند و جامعه هم نمى‌پذيرد، کما اينکه تا کنون نپذيرفته است. ممکن است در کوتاه مدت با تبليغات با بحث‌هاى ايدئولوژيک جامعه را نسبت به فردى بدبين بکنند، اما شما نگاه بکنيد که آنچه در اين ۲۷ سال گذشته روى داده. اولا کسانى که بازداشت مى‌شوند، به زندان که مى‌روند، حتا در يک شرايط نامناسب فشارهاى روحى و جسمى هم مجبور به اعتراف و توبه‌نويسى بشوند، جامعه براى اين توبه‌نويسى‌ها و اين اعترافات هيچ ارزشى قائل نيست. اين نکته اول. و هيچکس اين حرفها را نمى‌پذيرد. هيچ اعترافى در سلول انفرادى ارزش ندارد. نه ارزش حقوقى دارد، نه ارزش اخلاقى دارد. هر انسانى در شرايط اجبار وادار به اعتراف چيزى بشود، آن اعترافات نه تنها ارزش ندارد و نه تنها آن کسى که اين اعترافات را کرده به لحاظ اخلاقى محکوم نمى‌شود، بلکه آن کسانيکه فرد را مجبور به اين اعترافات کردند، آنها را بايد محکوم کرد و جامعه هم از نظر اخلاقى و از هر نظر ديگر آنها را محکوم مى‌کند. نکته دوم اين است که همين افرادى که اينها بازداشت مى‌کنند و به زندانها مى‌برند و مجبور به اين اعترافات مى‌کنند، نکته‌ى جالب اين است که وقتى اينها آزاد مى‌شوند و از زندانها بيرون مى‌آيند، جامعه برخوردى که با اينها دارد، از اينها بعنوان يک قهرمان ياد مى‌کند. و باز مى‌بينيد که حکومت از اين جهت هم به اهداف خودش نزديک نمى‌شود. اما اگر حکومت توان اين را دارد که فردى را بگيرد و به زندان ببرد و به زور مجبورش بکند که حرفهايش را تغيير بدهد، انديشه‌هايش را تغيير بدهد، خوب اگر حکومت از چنين توانى به لحاظ استدلالى، به لحاظ تئوريک برخوردار هست،‌ خوب چرا اينکار را بيرون نمى‌کند؟ چرا حکومت ما در طى ۲۷ سال گذشته موفق نشده در بيرون، در يک شرايط آزاد يکنفر را مجاب بکند که عقايد خودش را تغيير بدهد؟ چرا فقط مى‌توانند فرد را بازداشت بکنند، ببرند و ارتباط‌اش را مثل عالم قبر با دنيا قطع بکنند و در سلول انفرادى مجبورش بکنند که حرفهايش را پس بگيرد. و بعد، همين فرد موقعى که آزاد مى‌شود، مى‌آيد بيرون و در يک شرايطى قرار مى‌گيرد بلااستنثا همه‌شان مى‌گويند، آقا ما در آنجا مجبور شديم حرفها را بزنيم، ما را مجبور کردند، ما را کتک زدند، به ما فشارهاى روانى آورند و ما همچنان به اعتقادات سابق خودمان هستيم. اين روشها روشهاى استالينيستى‌ست، روشهاى فاشيستى‌ست، اين روشها در تمام دنيا شکست خورده است و استفاده از اين روشها هيچ سودى براى دولت نخواهد داشت و همچنان اين تجربه‌هاى شکست دارد تکرار مى‌شود و اينهم يک شکست ديگر خواهد بود.

علی ای علی ی دائی - تو چه آفتی خدا را...، هادی خرسندی

به نقل از "خبرنامه گویا"

علی ای علی ی دائی، تو چه آفتی خدا را
که به قهقرا فکندی، همه عشق تيم ما را

دل اگر خوره شناسی، به رخ همين علی بين
که خوره گی اش کلافه، بکند من و شما را

مرو ای گدای ميدان، ز پی ی گدائی گُل
که گُل بدون زحمت، ندهد کسی گدا را

تو مگر ولی ی توپی، وَ فقيه فوتبالی
که چنين به زير پايت، بنهاده ای حيا را

ره و رسم رهبری را، ز کدام علی گرفتی
که به اينهمه سماجت، بروی ره خطا را

تو نه اکبری، علی جان، نه چو رهبری، علی جان
چو کنف شدی رها کن، همه اين برو بيا را

تو بزرگ وقهرمانی، یَل سابقاً جوانی
ز شکوه ابتدايت، مددی کن انتها را

بنشين کنار و بو کن ، گل ِ گل‌محمدی را
به کلام خود قوی کن، دل مهدوی کيا را

برو با علی ی پروين، قدمی بزن صفا کن
که بزرگمرد ورزش، نکند رها صفا را

نظری به باقری کن، که جوانترست اگرچه؛
به لحاظ سنّ بالا، زده از زمين کنارا

تو که گلزن قديمی، چو پدربزرگ ِ تيمی
بنشين بکن تماشا، نوه ها و بچه ها را

بنشين به عشق تيمت، سر نيمکت و گليمت
ز گليم خويش امّا، به برون منه تو پا را

نه برو پی برانکو، نه بشو اسير رهبر
که همه وطن نخواند، پی رفتنت دعا را

اگرت توان نباشد، که روی به راه تختی
برو لااقل کپی کن، ره و رسم پوريا را

و حقيقت اينکه هادی، همه ماجرا نداند
کمی از برادر خويش، شنيده ماجرا را

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 7:49 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

منوچهر متكی، وزير امور خارجه ايران گفته است که کشورش بررسی مجموعه پيشنهادی گروه 1+5 را آغاز کرده و اين احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی نيز در پايان بررسی هايش، مجموعه متقابلی را به طرف مقابل ارايه کند.وی روز شنبه، 10 ژوئن، در حاشيه ديدارش با محمود الزهار، وزير امور خارجه تشکيلات خودگردان فلسطين، گفت:"تلاش می کنيم که به يک تفاهم جامع الاطراف برسيم. بررسی های ما بر اساس آن صورت می گيرد که برای رسيدن به چنين ء ªفاهمی به گونه‌ای عمل شود كه منافع به حق يک طرف برآورده و نگرانی طرف ديگر برطرف شود."وی به زمان اعلام ديدگاه ها و پاسخ ايران به مجموعه پيشنهادی مورد حمايت پنج عضو دايم شورای امنيت به همراه آلمان اشاره ای نکرد، اما گفت نظرات ايران بعد از خاتمه بررسی‌ ها، به طرف اروپايی اعلام خواهد شد. آقای متكی اظهار اميدواری كرد كه ديپلماسی به كار گرفته شده در اين دوره از مذاكرات، كه "ديپلماسی رفت و برگشت" است، موفقيت‌ آميز باشد.

 هیچ تضمین امنيتی برای رژیم تهران وجود ندارد، در عوض تغيير رژيم در ایران می تواند تهديد هسته‌‏ ای را برطرف کند

به نقل از "ایران پرس نیوز"

جان بولتون، سفیر آمريكا در سازمان ملل متحد در مصاحبه با روزنامه فایننشال تایمز (تایمز مالی) چاپ انگلستان اظهار داشت زمان تلاش‌‏هاي ديپلماتيک براي حل مناقشه بر سر برنامه هسته ‌‏اي رژیم تهران رو به پايان است و واشنگتن قصد ندارد با جمهوری اسلامی به توافق جامعي برسد.

وي گفت اشتباه است تصور كنيم پیشنهادی که به رژیم تهران ارایه شده، نخستين گام به سوي دستيابي به توافقي جامع و بزرگ است، زيرا ما صرفا مسئله هسته‌‏اي را مورد بررسي قرار مي‌‏دهيم و مانع ادامه برنامه تسليحات هسته‌‏اي آنها مي ‏شويم.

آقای بولتون در باره ارایه پیشنهاد جدید کشورهای غربی به رژیم تهران گفت برخيها به مدت سه سال فكر مي‌‏ كردند جمهوری اسلامی قصد تعامل دارد، اما طرحي براي معامله، حداقل معامله‌‏اي كه آنها آن را بپذیرند، وجود ندارد. البته معامله ‌‏اي كه رژیم تهران خواستار آن است، بهترين چيز در دو جهان است.

سفیر آمریکا در سازمان ملل در باره احتمال قبول پیشنهاد جدید از سوی رژیم تهران نیز گفت اروپايیان چند ماه پیش، در پی قطع مذاکرات با جمهوری اسلامی گفتند از اظهارات يک مقام سابق رژیم تهران (حسن روحانی) كه گفته بود جمهوري اسلامي حتی هنگام مذاکرات با سه کشور اروپايی، فعالیتهای هسته ای خود را متوقف نکرده بود، آشفته شدند و اکنون آژانس بين‌‏المللي انرژي اتمي خبر می دهد که رژیم تهران برنامه غني ‏سازي اورانيوم را سرعت بخشیده است. در واقع آنها هر دو پاي خود را روي پدال گاز گذاشته اند‌‏. به همین دلیل است که ما عجله داريم. تلاش‌‏هاي ديپلماتيك نمي ‏تواند به طور نامحدود ادامه يابد، هر روز كه مي‌‏ گذرد، رژیم تهران زمان بيشتري برای تلاش جهت تولید تسليحات كشتار جمعی بدست میآورد.

آقای بولتون در باره درخواست اصلی رژیم تهران برای توقف برنامه غنی سازی اورانیوم، یعنی تضمین امنیتی از سوی ایالات متحده نیز اظهار داشت هیچ تضمین امنیتی برای رژیم تهران وجود ندارد، اما در عوض تغيير رژيم در ایران مي ‏تواند تهديد هسته ‌‏اي را برطرف كند. تجربه نشان داده است هنگامیكه تغيير بینادی در كشوري رخ مي ‏دهد، محتمل‌‏ ترين مرحله‌‏ اي است كه در آن مردم آن كشور تسليحات هسته‌‏ اي را رها مي‌‏ كنند.

تحصن شوراي مركزي انجمن پلي تكنيك در اعتراض به ادامه بازداشت ياشار قاجار و عابد توانچه
به نقل از "ادوار نیوز"

اعضاي جديد شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير امروز نيز در اعتراض به ادامه بازداشت عابد توانچه و ياشار قاجار در صحن دانشگاه تحصن كردند.
يكي از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ادوارنيوز با اعلام اين خبر گفت: تحصن هر روزه اعضاي شوراي مركزي كه در روزهاي سه شنبه و چهارشنبه برگزار شد امروز نيز انجام شد و تا آزادي ياشار قاجار و عابد توانچه ادامه مي يابد.
وي همچنين از ديگر دلايل اين تحصن برخوردها و مراقبتهاي امنيتي اعمال شده در مورد فعالان دانشجويي دانشگاه اميركبير است.

 

 

کانون مدافعان حقوق بشر نسبت به نحوه بازداشت ياشار قاجار و عابد توانچه اظهار نگرانی کرد

به نقل از "خبرنامه گویا"

کانون مدافعان حقوق بشر نسبت به بازداشت و نحوه نگهداری دو دانشجوی بازداشت‌‏شده انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اميرکبير و کشتار غيرنظاميان در کابل و حديثه عراق اظهار نگرانی کرد.

نرگس محمدی، سخنگوی اين کانون در گفت‌‏وگو با خبرنگار‌‏ "ايلنا" با اعلام اين مطلب، گفت: در جلسه امروز کانون مدافعان حقوق بشر در مورد نحوه بازداشت و نگهداری ياشار قاجار و عابد توانچه، دو عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اميرکبير موضع‌‏گيری شد. کانون معتقد است که بازداشت اخير برخی فعالان دانشجويی با موازين آيين دادرسی کيفری، قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی تناقض دارد چنانکه نحوه بازداشت عابد توانچه به گونه‌‏ای بود که بيم ربوده شدن وی را ايجاد کرده بود.
محمدی تصريح کرد: اخباری که در مورد بازداشت برخی اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اميرکبير شنيده می‌‏شود، نگرانی‌‏هايی را در مورد تفتيش عقايد اين دانشجويان ايجاد می‌‏کند.
سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر ادامه داد: در جلسه امروز کانون اخبار، نامه‌‏ها و شکايت‌‏هايی که مربوط به احکام کميته‌‏های انضباطی دانشگاه‌‏ها صادر شده است، مورد بررسی قرار گرفت و در مورد آنها اتخاذ تصميم شد که بر اين اساس کانون مدافعان حقوق بشر نگرانی خود را از نحوه بازداشت، نگهداری و چگونگی انجام تحقيقات مقدماتی در مورد دانشجويان بازداشت‌‏شده اعلام می‌‏کند.
وی با تأکيد بر اينکه کانون مدافعان حقوق بشر خواهان آزادی دانشجويان بازداشت‌‏شده اخير در اسرع وقت است، ‌‏گفت: ما از مسوولين امر می‌‏خواهيم که به طور جدی و با توجه به مواد ۹۶، ۱۱۲ و ۱۱۹ آيين دادرسی کيفری و اصول ۱۹، ۲۰، ۲۲، ۲۳، ۳۲، ۳۶، ۳۷، ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی بر انجام تحقيقات مقدماتی نظارت کافی داشته باشند و امکان اختيار وکيل را برای اين دانشجويان فراهم کنند.

محمدی با اشاره به ديگر مصوبه کانون مدافعان حقوق بشر گفت: در جلسه امروز کانون کشتار مردم غيرنظامی در کابل افغانستان و حديثه عراق مورد بحث و بررسی قرار گرفت و کشتار مردم در اين حوادث محکوم شد. کانون معتقد است که در وهله نخست حق حيات انسان‌‏ها در اين‌‏گونه اقدامات پايمال می‌‏شود و موج کينه و خونريزی توسط خشونت دامن زده می‌‏شود.

گزارش انجمن دفاع از حقوق زندانیان

به نقل از "رادیو فردا"

امروز بعد از ظهر شنبه در تهران عمادالدین باقی، فریده غیرت و صالح نیکبخت؛ رئیس، نایب رئیس و سخنگوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان در دفتر این نهاد غیردولتی و طی کنفرانسی خبری به پرسش ها درباره گزارش سالانه این انجمن از وضعیت زندان های ایران در سال 84 پاسخ دادند. عمادالدین باقی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: ما در ابتدا مساله بازداشت های طولانی مدت، بازداشت بدون حضور وکیل یا بازجویی بدون حضور وکیل را مطرح کردیم، به این معنا که ضمن این که همه مسائل مطرح شده مهم هستند، این نکات اهمیت بیشتری داشتند. آقای باقی می گوید: اتفاقاتی مانند بازداشت های تبریز، بازداشت رامین جهانبگلو یا روزنامه نگاران روزنامه ایران بعد از نهایی شدن گزارش ما اتفاق افتاده و لذا در حال انجام اقداماتی هستیم که نتایجش را بعدا انتشار خواهیم داد و اقداماتی را بیشتر سعی کردیم انجام دهیم برای این که اصلا تبصره ماده 128 قانون دادرسی که اجازه می دهد به قاضی مانع حضور وکیل شود، لغو شود.

امروز بعد از ظهر شنبه در تهران عمادالدین باقی، فریده غیرت و صالح نیکبخت به ترتیب رئیس، نایب رئیس و سخنگوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان در دفتر این نهاد غیردولتی و طی کنفرانسی خبری به پرسش ها درباره گزارش سالانه این انجمن از وضعیت زندان های ایران در سال 84 پاسخ دادند. این نخستین باری است که در ایران یک نهاد گزارشی از وضعیت زندان ها و زندانیان ایران منتشر می کند و انجمن یادشده با افزودن بندی به اساسنامه خود، وعده داد از این پس هر سال چنین گزارشی را منتشر خواهد کرد. امیرمصدق کاتوزیان از رادیو فردا از عمادالدین باقی می پرسد مهمترین موارد نگران کننده در رفتار با زندانیان طی سال 84 چه مواردی بوده است.

عمادالدین باقی: محورهایی که ما انتخاب کردیم برای گزارش، ترتیبش هم معنا دار است. این که ما در ابتدا مساله بازداشت های طولانی مدت، بازداشت بدون حضور وکیل یا بازجویی بدون حضور وکیل، اینها را مطرح کردیم، به این معنا است که ضمن این که همه اینها مهم هستند، این مسائل اهمیت بیشتری داشته.

امیرمصدق کاتوزیان (رادیو فردا): این گزارش مربوط به سال 1384 است، ولی در فصل اول سال 1385 بخصوص یک بازداشت خیلی خبرساز شده که در یک ماه و نیم گذشته درباره آن صحبت شده و اطلاع زیادی هم در دست نیست و آن بازداشت رامین جهانبگلو پژوهشگر است. چه اطلاعاتی درباره آن دارید که در کنفرانس خبری مطرح کردید؟

عمادالدین باقی: به همراه دوستان توضیح دادیم که این اتفاقات مانند بازداشت های تبریز یا بازداشت جهانبگلو یا بازداشت روزنامه نگاران روزنامه ایران بعد از نهایی شدن این گزارش اتفاق افتاده و لذا ما اقداماتی را انجام می دهیم و نتایجش را بعدا انتشار خواهیم داد. هدفمان این است که اصولا به دور از جنجال کار را پیش ببریم، لذا اولین اقداممان نامه نگاری است، کارهای حقوقی، تعیین وکیل و اگر این اقدامات منجر به نتایج مطلوب نشود، ما اقدامات بعدی انجام می دهیم و سرانجام ممکن است بیانیه ای صادر شود. بنابراین اولین کار ما معمولا انتشار بیانیه و موضع گیری نیست. اما درباره آقای جهانبگلو درواقع یک مشکل کلی تری وجود دارد که ما در طول سال 84 چون کرارا با بازداشت هایی مواجه می شدیم که افراد در مدت طولانی در بازداشت هایی که غیرقابل توجیه بود به سر می بردند، بدون این که اجازه حضور وکیل داده شود، طرح راه اندازی همایش علمی «وکیل، دفاع و تحقیقات مقدماتی» را دادیم و بعد از چند ماه کوشش این همایش در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، آثار بسیار خوبی داشت، تمرکز این همایش هم روی تبیین ضرورت حضور وکیل در تحقیقات مقدماتی بود که یکی از مصادیقش آقای جهانبگلو است، یکی از مصادیقش آقای منصور اصانلو است که الان حدود هشت ماه است در بازداشت به سر می برد بدون این که اجازه پیدا کند وکیل با ایشان ملاقات کند یا وارد پرونده شود. لذا اقداماتی را بیشتر سعی کردیم انجام دهیم برای این که اصلا تبصره ماده 128 قانون دادرسی که اجازه می دهد به قاضی مانع حضور وکیل شود، این تبصره باید لغو شود.

ا . م . ک: شما در این گزارش درخواست کردید از مسئولان قوه قضاییه و سازمان زندان ها که بتوانید بازدید کنید از زندان ها. آیا شواهدی را می بینید که امیدوار باشید چنین چیزی امکانپذیر خواهد شد؟

عمادالدین باقی: ما مایوس نیستیم، زیرا گاهی مسئولان دستگاه قضایی و سازمان زندان ها تمایل دارند به این کار و متاسفانه مشکل این است که یکدستی وجود ندارد و چندگانگی است و به همین دلیل بعضی ها از بعضی ها حساب می برند، ملاحظه همدیگر را می کنند. ما وظیفه داریم تلاش خودمان را انجام دهیم، روی درخواست پافشاری کنیم، ولو این که به این زودی ها چنین اجازه ای ندهند و فکر می کنیم اگر این اتفاق بیفتد، هم به نفع شهروندان ما است، هم به نفع خود قوه قضاییه و سازمان زندان ها است.

 

تجمع اعتراضى زنان در ميدان هفت تير

به نقل از "دویچه وله"

سال گذشته روز ۲۲ خرداد، شمارى از فعالان حقوق زنان مقابل دانشگاه تهران اجتماع كرده و نسبت به بن بست‌هاى قانونى و تبعيض‌هاى جنسيتى موجود دست به اعتراض زدند. برخورد نيروى انتظامى با اين تجمع مسالمت‌آميز خشن و تهديدآميز بود. اينك جمعى از فعالان جنبش زنان در اعتراض دوباره به بى‌پاسخ ماندن مطالبات خود، فراخوان به تجمع ديگرى در ساعت ۵ الى ۶ همين روز و اين بار در ميدان هفت تير داده‌اند. شهلا انتصارى، فعال اجتماعى و از امضاء كنندگان اين فراخوان درمصاحبه با دويچه وله در باره اين برنامه توضيح می‌دهد.

مصاحبه: مهيندخت مصباح

خانم انتصارى اولين سوالى كه پيش می‌‌آيد اينست كه چرا پارسال جلوى دانشگاه جمع شديد و امسال ميدان هفت تير قرار گذاشته ايد؟

شهلا انتصارى: به دليل اينكه جاهايى كه قبلا امتحان كرديم موانعى داشتند و همه نظرشان اين بود كه ميدان هفت تير جاى وسيعى است. جايى است كه اطرافش پر از فروشگاههاى لباس فروشى است كه زنان بيشترى به آنجا رفت و آمد دارند. منطقه‌اى است زنانه و در عين حال به چهار طرف، اتوبانها، ورزشگاه شيرودى، ميدان وليعصر و اينها راه دارد. اما در دانشگاه اين شرايط نيست. پارسال جلوى دانشگاه وقتى نيروهاى انتظامى آمدند، زنان در يك بن بست قرار گرفتند. پارك دانشجو هم كه مراسم هشتم مارس را داشتيم با همين شرايط همراه بود.

آيا تا كنون از سوى نيروى انتظامى يا وزارت كشور توصيه يا حذرباشى نداشته‌ايد؟ اصولا چنين تجمعى مجوز نياز دارد؟

شهلا انتصارى: والله نه! طبق قانون اساسى تجمع مسالمت آميز نياز به مجوز ندارد. در عين حال كه سالهاى پيش وقتى سه چهار ماه جلوتر براى مراسمى مثل هشتم مارس اقدام می‌كرديم، مواجه شديم با اين مسئله كه درست در ساعات نزديك به تجمع، نيروى انتظامى مجوز را لغو می‌كرد. بنابراين نتيجه گرفتيم كه فرقى نمی‌كند مجوز بگيريم يا نه!  در عين حال در قانون نوشته شده كه تشكل‌هاى صنفى و اصولا افراد می‌توانند در تجمع مسالمت آميز بدون مجوز شركت كنند.

پارسال كه اين تجمع برگزار شد، فضاى انتخابات بود و محور اصلى شعارها، نداشتن امكان براى نامزدى زنان بود. شعار محورى مراسم امسال چيست؟

شهلا انتصارى: ما شش شعار با نظرسنجى  جمع و اولويت بندى  انتخاب كرده‌ايم. نابرابرى در ازدواج، طلاق، ولايت و حضانت فرزندان، تابعيت، سن كيفرى، ارث، ديه و شهادت.

شعارهايي كه انتخاب كرده‌ايد بايد پايگاههاى توده‌اى وسيعى داشته باشد چون همه زنان  كه لزوما نخبه هم نيستند، با اين مشكلات سر و كار دارند يا پيدا می‌كنند. اما امضاءهاى فراخوان و برگزاركنندگان را كه مى‌بينيم، جنگى است از اليت و پيشتاز. چرا حضور توده‌اى زنان را در اين تجمع‌ها يا فراخوان‌ها نمى‌بينيم؟

شهلا انتصارى: يكي از ويژگى‌ها كه من براى تجمع ۲۲ خرداد پارسال قائل هستم اين است كه زنان با نحله‌هاى مختلف فكرى و با نگرش هاى متفاوت با شعار مشترك به ميدان آمدند. آنهم براى اينكه يكصدا اعلام كنند زن و مرد پايه انسانيت هستند و در تمام حقوق برابرند. اما جمعى از فعالان جنبش زنان مسلما نمايندگان طيف‌هاى مختلف زنان نيستند و با توجه به اينكه زنان جامعه ما در طبقات و پايگاه‌هاى متفاوتى قرار دارند و زنان مرفه و متوسط ما به دليل تحصيلات و دسترسى بيشتر به امكانات اينترنتى و ماهواره‌اى از آگاهى بيشتر برخوردارند و در جريان تحولات قوانينى كه به نفع زن در جهان است قرار می‌گيرند. اما زنان زحمتكش ما و كسانى كه درعرصه زندگى و كار تلاش می‌كنند، اينها نه فرصت دارند و نه به دليل فضاىبسته جامعه، امكان آگاهى و بحث در باره قوانين زن ستيز را دارند. به اين خاطر جنبش زنان هنوز به ظرفيت واقعى خودش نرسيده و بايد ظرفيت سازى كند و يكى از دلايل تجمع ما هم رساندن اين صدا به سايرين است. دليل ديگر خودباورى زنان و آگاهى به حقوق خود و بعد از آن اين ندا براى دولتمردان نيز هست كه نزديك به سه دهه پس از انقلاب هنوز چنين نگرش‌هايى دارند.

اين سوال را به اين دليل می‌كنم كه شما اخيرا در نوشته‌اى به ايجاد شبكه‌اى از طيف‌هاى گوناگون در جنبش زنان اشاره كرده و اظهار اميدوارى كرده‌ايد كه اين طيف ها رشد كنند. مختصات شبكه‌اى كه نوشته‌ايد چيست؟  ارتباط يا كارگاه‌هاى آموزشی داريد؟

شهلا انتصارى: من بايد اول پروسه شكل گيرى فعالان جنبش زنان را براى شما بگويم. حدود سه سال پيش زنان پس از مقطع جايزه نوبل خانم عبادى و استقبالى كه از ايشان كردند، به اين نتيجه رسيدند كه می‌توانند اكسيون‌هاى مشترك با هم داشته باشند. پس از اينكه اين استقبال به اين خوبى و گستردگى انجام شد، نشست‌هاى متفاوتى برگزار شد و همه پس از گفتگوهاى طولانى نتيجه گرفتند كه ما از هر قشر، طبقه، آگاهى و تحصبلاتى كه آمده باشيم‌، درد مشترك داريم و آن اينكه حقوق انسانى‌مان در قوانين و جامعه مورد قبول نيست. فكر كرديم اگر اين مطالبات به شكل جمعى و گروهى مطرح شود، شايد بتواند دولتمردان را به خود آورد و تغييراتی در قوانين ايجاد شوند. در اين نشست‌ها صحبت می‌شد كه آيا اينها نمايندگان تمام زنان هستند يا اين كه ما بايد صبر كنيم تا همه بيايند... اما می‌دانيد كه جامعه ما از فضاى بسته‌اي برخوردار است و احزاب و گروهها نمىتوانند نظرات خود را آزادانه بيان كنند و تشكل سراسرى و گفتگوى دمكراتيك داشته باشند. اين روند بايد كم كم طى شود و به تدريج ديگران با هم انديشان و فعالان حقوق زن آشنا شوند و همديگر را پيدا كنند تا بتوانند شبكه وسيع زنان را تشكيل دهند. اينكه ما در زير بيانيه نوشته‌ايم جمعى از زنان فعال براى اين‌ است كه ما نماينده همه نيستيم. اما حركت ۲۲ خرداد جلوى دانشگاه و بعد از آن هشتم مارس در پارك دانشجو اين نتيجه را براى ما داشت كه زنان زيادى جذب اين فعاليت‌ها شده‌اند. در جامعه ما هنوز گروه‌ها و تشكل‌هاى سياسى نتوانسته‌اند به اتحاد عمل برسند اما زنان با درايت و شم زنانه، ضرورت همبستگى را بيشتر فهميده‌اند. به اين دليل ما كسانى كه بيانيه راامضا كرده‌ايم معتقديم كه حركت ۲۲ خرداد يك نقطه عطف در مبارزات زنان ايرانى بوده است.

آيا از نظر آمار شما شاهد پيشرفتى بوده‌ايد طى اكسيون‌هايى كه گذاشته‌ايد؟ توده زنان را توانسته‌ايد جذب كنيد؟

شهلا انتصارى: ببينيد! فعالان جنبش زنان كه ما مطرح كرده ايم در ان جى او ها و تشكل هاى مختلف هر كدام در بخش خاصي دارند فعاليت ميكنند. بخشى در حقوق زنان، بخشى در حقوق كودكان، زيست محيطى، مبارزه براي تامين سلامت زنان، دارند آگاهى با كارگاهها و كلاس‌ها و فعاليت‌هاى خود ايجاد می‌كنند. وقتى اين زنان جمع شدند در اين جلسات هم انديشى، تجارب خود را كه از پارسال تا امسال می‌گفتند، مطرح ميكردند كه حضور زنان در اين تشكل‌ها و اعلام اشتياق براى پيوستن به كار عملى بيشتر شده است. و اين چيزى نبود كه تنها يكى دو نفر مطرح كنند و اين حرفها را در تشكل‌هاى مردانه هم مى شنيديم يا از طريق نوشته ها و مقالات نشريات هم به اين نتيجه رسيديم كه زنها دارند روز به روز به سمت حركت شبكه‌اى نزديكتر می‌شوند.

از گردهمايی زنان آزاده در تهران حمایت کنیم

به نقل از "ایران پرس نیوز"

اگر مخالف سنگسار هستید!
اگر مخالف حجاب اجباری هستید!
اگر مخالف بازداشت و آزار زنان هستید!
اگر مخالف فرود آمدن شلاق بر پیکر زنان هستید!
اگر مخالف هر شکلی از مرد سالاری هستید!
اگر مخالف کلیه قوانین نابرابر و قرون وسطایی جمهوری اسلامی علیه زنان هستید!

به گردهمايی بزرگ زنان علیه قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی در 22 خرداد 1358 تهران میدان هفت تیر ساعت 5 الی 6 بپیوندید

http://zanefarda.blogspot.com/

مصاحبه شيرين عبادی با هفته نامه اكسپرس – ژوئن 2006

ايرانيان بايد آماده پرداخت بهای آزادی باشند

به نقل از "پیک نت" 

 ترجمه از بخش فارسی انجمن بين المللی حقوقدانان دمكرات

 

- نام كتاب شما "ايرانی و آزاده" است. اين يك واقعيت است يا يك آرزو؟

- اين بيشتر يك آرزوست، تا زمانی كه قوانينی كه از فردای جمهوری اسلامی در ايران تصويب شد، همچان  برقرار مانده و تغيير نكرده اند. در نظر بگيريد ارزش زندگی يك زن در ايران نيمی از ارزش زندگی يك مرد است. برای مثال، اگر خودرويی با يك زوج برخورد كند، خسارتی كه به زن داده می شود نصف خسارت شوهر اوست. در دادگاه ها شهادت مرد دو برابر زن ارزش دارد. يك مرد ايرانی می تواند 4 همسر اختيار كند. زنی كه می خواهد مسافرت كند بايد اجازه شوهر را بدست آورد.

 - شما از يك حادثه ای سخن گفته ايد كه سخت متاثرتان كرده است. دختری روستايی به‌نام ليلی كه در سال 1996 سه نفر پس از تجاوز او را كشته اند. اين پرونده به كجا انجاميد؟

- متاسفانه اين پرونده همچنان ادمه دارد. من در كنار خانواده ليلی برای رسيدن به عدالت مبارزه می كنم. بموجب يك قانون نادرست خانواده ليلا ناگزير شده اند تا همه اموال و حتی خانه خود را بفروشند تا بتوانيد "خونبهای” لازم برای مجازات قاتلين را بپرازند. در كشور ما تامين قضايی وجود ندارد. ما طی ده سال توانستيم برای اين تامين چند رای موافق، حتی در ديوان عالی بدست آورديم. اما براثر اصرار يك رئيس دادگاه همه چيز از نو آغاز شد.

  - گفته می شود حضانت فرزندان پس از طلاق در جهت مثبت تغيير كرده است؟

- بله، قانون بسود مادران تغيير كرده است. قبلا پسر تا 2 سالگی و دختر تا 7 سالگی در حضانت مادر بود. (در متن فرانسوی نوشته شده پسر تا 12 سالگی. ظاهرا، مصاحبه گر عدد 2  را با 12 كه در زبان فرانسه از نظر آوايی شبيه هستند اشتباه كرده است. – مترجم) بارها ديده می شد كه در دادگاه مادر با اشك ناگزير می شد فرزندش را كه او هم در حال گريه بود، با دخالت پليسی كه خودش بسيار منقلب شده بود به پدر تحويل دهد. در حال حاضر حضانت فرزندان، دختر يا پسر، پس از 7 سال حق مادر است. پدر در صورت مخالفت می تواند به دادگاه مراجعه كند و دادگاه براساس منافع كودك تصميم خواهد گرفت. زنی كه با او بدرفتاری می شود، حالا می تواند تقاضای طلاق كند. البته خشونت خانوادگی نسبت به زنان همچنان وجود دارد و بندرت اتفاق می افتد كه با كمك گرفتن از شاهد بتوان خشونت بكار رفته را ثابت كرد. كمتر شوهری حاضر است در اين باره اقرار كند. اين خشونت خانوادگی نسبت به زنان و كودكان در تمام دنيا وجود دارد ولی در اروپا سازمان‌هايی وجود دارند كه از اين زنان و كودكان تحت ستم، كه در حمايت قانون هستند مراقبت كنند. در ايران چنين چيزی وجود ندارد.

 - كوشش هايی كه برای تغيير سن بلوغ قانونی وجود داشت به نتيجه رسيد؟

- در مجلس ششم كه اصلاح طلبان در پارلمان اكثريت داشتند، كوشش شد سن ازدواج دختران را از 9 سال به 18 سال تغيير دهند. ولی شورای نگهبان با آن مخالفت كرد. بالاخره سن ازدواج دختران به 13 سال افزايش يافت و پسران همان 15 سال باقی ماند.

 - آيا جامعه روستايی ايران آماده است از سنت های پدرسالاری دست بكشد؟

- بايد توجه داشت، كه دانشجويان دختر 65 درصد جامعه دانشگاهی ايران را تشكيل می‌دهند. يعنی در جامعه ما زنان بيش از مردان آموزش ديده هستند. زنان ايرانی حتی پيش از زنان سوئيس حق رای را دارند. 13 نماينده مجلس فعلی زن هستند و يك زن معاون رئيس جمهور است. تعداد زيادی از زنان دارای مدارج علمی در دانشگاه ها تدريس می كنند. ولی با همه اين ها قوانين تبعيض آميز نسبت به زنان، كه من از فاش ساختن آنها خسته نخواهم شد  مانع بزرگی بر سر راه حضور اجتماعی زنان هستند.

- چه چيز در زندگی بيش از هر امری شما را در مسير مبارزه برای حقوق زنان قرار داده است؟   

- مطالعه قوانينی كه در سال 1979 بتصويب رسيدند، بويژه قوانينی كه همه حقوق زنان را زيرپا می گذاشت در من خشم بسياری برانگيخت. حتی پيش از آن كه قانون اساسی به تصويب برسد و مجلس تشكيل شود، شورای انقلاب كه در آن زمان كشور را رهبری می‌كرد، بسرعت قانون چندهمسری، طلاق و حضانت فرزندان را تصويب كرد. گويا مردان انقلابی برای تحميل رفتار تبعيض آميز نسبت به زنان چنان عجله داشتند كه نمی توانستند منتظر تشكيل مجلس بمانند. از نظر شخصی بازداشت و سپس اعدام بدون محاكمه "فواد" يكی از نزديكانم تاثير زيادی بر من گذاشت.

 - بازداشت 25 روزه شما در سال 2000 چه درسی به شما داد؟

- زندانيان عقيدتی در سلول های انفرادی نگهداری می شوند، آزار روحی می بينند كه به آن "شكنجه سفيد" می گويند. وضعيت آنان از آنچه بر جانيان، دزدها و كلاهبردارها می رود بدتر است. به احتمال قوی حكومت از زندانيان سياسی بيش از آنان وحشت دارد.

 - بنظر شما احكام شريعت می تواند مبنای قانونگذاری باشد؟

- با برداشت درست از قوانين شريعت، می توان با احترام به هويت اسلامی، به تبعيض ميان زن و مرد پايان داد. دليل آن هم وضعيت متفاوت زنان در كشورهای مختلف است. مثلا در عربستان سعودی زنان حق رانندگی و حتی حق شركت در مسايل عمومی را ندارند. اما در اندونزی و يا پاكستان زنان حتی در سطح نخست وزير و رئيس جمهور هم حضور دارند. از اسلام مانند همه اديان ديگر تفسيرهای مختلفی می شود. در غرب يك كليسا ازدواج همجنسگرايان را مجاز می داند. كليسائی ديگری آن را غيرمجاز می داند و هر دو هم كليسای مسيحی هستند. اسلام هم همينگونه است. يا مثلا چندزنی در تونس ممنوع و در ايران مجاز است. هر دو كشور هم مسلمان هستند.

 - ولی اين بشرطی است كه حكومت ايران بپذيرد كه نظريات منجمد خود را كنار بگذارد، اصل اجتهاد را قبول كند و كوشش كند كه شريعت را به شكل ديگری تفسير كند.

- وقتی فشار مردم شديد باشد حكومت ناگزير است اجتهاد جديد را بپذيرد. همانگونه كه در ابتدا، درباره حضانت فرزندان هم مخالفت می كردند و گفته می شد اين قانون اسلامی و "تغيير نكردنی” است. پس از 20 سال مبارزه و مقامات بالاخره تسليم شدند و ناگزير از تغيير همين "قوانين تغييرنكردنی” شدند. در سال 1980 من تنها بدين دليل كه زن بودم از قضاوت محروم شدم. از آن زمان من با حقوقدانان مرد ديگر مبارزه می كرديم تا امروز كه زنان در دادگاه استيناف نيز حق قضاوت دارند. در حال حاضر 40 زن قاضی در ايران وجود دارد.

 - كارنامه دو دوره رييس جمهوری محمد خاتمی را چگونه ارزيابی می كنيد؟

- او به مردم نشان داد كه می توان از رئيس جمهور هم انتقاد كرد. من او را مردی شريف و دمكرات می دانم كه نتوانست به وعدهايش عمل كند. نه بخاطر اين كه اراده آن را نداشت،  بلكه به اين دليل كه رئيس جمهور در قانون اساسی قدرت زيادی ندارد. من انتقادهايی را كه اكنون به جانشين او محمود احمدی نژاد می شود نتيجه شجاعتی می دانم كه خاتمی به آن ميدان داد. زمانی كه مردم شيرينی آزادی را درك كند، پس گرفتن آن بسيار دشوار است. برای بدست آوردن اين آزادی هركس بايد سهمی را ادا كند. هر روز شاهد اين هستيم كه شمار بيشتری از كسانی كه حاضر به پرداخت اين سهم هستند وارد ميدان می شوند. در تمام جوامع بخشی از جوانان آماده پرداخت بهای آزادی هستند، در حالی كه بخشی ديگر بدنبال راحتی شخصی خود هستند. اما در يك مسئله ترديد نيست: دانشجويان ايرانی واقعا باشهامت هستند.

 - رسانه های گروهی كه عامل اصلی انتقال اعتراضات هستند چه وضعی دارند؟

- اوضاع بدتر شده است. با آمدن احمدی نژاد سانسور شديدتر شده است، هر چند اين مسئله تنها به او مربوط نمی شود. بحران هميشه اوضاع را به چنين سمتی سوق می دهد. روزنامه‌نگاران ما هميشه بهای آن را پرداخته اند، حتی آن زمان كه آزادی بيشتری وجود داشت. بسياری به خاطر انتقال همين اعتراضات زندانی شدند اما دست از نوشتن برنداشتند. اكبر گنجی يكی از موكلان من كه شش سال زندان بود در زندان مانيفست خود را نوشت و در خارج از زندان منتشر كرد. ايرانيان با آگاهی از محدوديت هايی كه برای مطبوعات بوجود آورده اند برای كسب خبر به اينترنت مراجعه می‌كنند. من خودم از اخبار تلويزيون‌ها و راديوهای خارجی و روزنت های اينترنتی استفاده می‌كنم. بويژه آنان كه به حقوق زنان می‌پردازند. هر چند بسياری از آنها فيلتر شده اند.

 - محمود احمدی نژاد را شخصيت خطرناكی می دانيد؟

- باز هم می گويم كه رئيس جمهور در قانون اساسی ما اختيارات زيادی ندارد. البته، اكنون در عرصه سياست خارجی ما با شرايط جديدی مواجه هستيم. ولی شما شاهد هستيد كه همين شرايط  هم نشان می دهد درعرصه سياست خارجی يك رئيس جمهور از ميان محافظه كاران اختيارات بيشتری در مقايسه با يك رئيس جمهور اصلاح‌‌‌‌طلب مثل خاتمی دارد.

 - بنظر شما احمدی نژاد از سخنانش درباره هلوكاست چه هدفی دارد؟

 - اين را بايد از خود او بپرسيد. نظر من اين است كه هلوكاست رويدادی تاثرانگيز است كه وقوع آن را نمی توان انكار كرد. روابط ميان مسلمانان و يهوديان هميشه تا پيش از جنگ دوم جهانی خوب بوده است. اختلاف آنان هم مذهبی نيست، سياسی است.

 - كشاكش اتمی ايران با غرب چگونه ارزيابی می كنيد؟

- حكومت ايران مدعی است هدفش دستيابی به انرژی هسته ای صلح آميز است، اما جهان اين را قبول ندارد. تهران بايد حسن نيت خود را ثابت كند. اما چگونه؟ نظر من اينست كه از طريق دمكراسی. در يك جامعه دمكراتيك كه مردم تصميم گيرنده هستند و حكومت نمی تواند از قدرت خود سوءاستفاده كند. من تاكيد می كنم، مرحله نخست آن است كه مردم قدرت انتخاب رهبران خود را داشته باشند. فرانسه هم بمب اتم دارد. آيا افكارجهانی از اين موضوع وحشت زده است؟ البته نه. زيرا فرانسوی ها به حكومت خود اجازه استفاده نامشروع از آن را نمی دهند. تنها ايجاد يك دموكراسی واقعی در ايران می تواند به جامعه بين‌المللی اين اطمينان را بدهد كه ايران از قدرت اتمی خود استفاده غيرصلح آميز نمی كند. در اينصورت می توان اين بحران را از طريق مذاكره حل كرد. بشرط آن كه اين مذاكره در سه سطح رهبران، مجلس و سازمان های غيردولتی (ان.ج.او) دنبال شود.

 - آيا حكومت می تواند يك پذيرش ملی حول فعاليت های اتمی خود بوجود آورد؟

- نه. ايرانی های اندكی هستند كه در اين زمينه با حكومت موافقند. مسئله اتمی و فعاليت های هسته‌ای حكومت در مقايسه با نگرانی ها و گرفتاريهای روزانه آنان مانند كار، شرايط زندگی، بهداشت و غيره جای اندكی دارد.

 - آيا مجازات های سازمان ملل نتيجه مثبتی خواهد داشت؟

- مسلما نه. مجازات‌ها بيشتر به مردم لطمه می زند تا به حكومت.

 - آمريكا گاه از سناريوی تغيير حكومت ايران سخن می گويد. اين می تواند راه حل باشد؟

- در اين صورت ايران به عراق ديگری تبديل خواهد شد. ايرانی ها هرچه درباره حكومت خود بيانديشند نه می پذيرند و نه اجازه می دهند كه به كشورشان تهاجم شود. تاريخ نشان می‌دهد هر زمان به ايران حمله شده مردم اختلاف های خود را كنار گذاشته و با مهاجمين جنگيده اند.

 - دريافت جايزه نوبل در زندگی شما چه تغييری ايجاد كرده است؟

- هيچ. مانند گذشته خريد می كنم. آشپزی می كنم. در همان خانه و با همان اثاثيه قبلی زندگی می كنم. همان حرفه قبلی خود را دارم. ولی كارم بيشتر شده است. بيشتر مسافرت می كنم. و البته اين واقعيت است كه اكنون آسان تر می توانم سخنان خودم را به گوش‌ همگان برسانم.

 - خود را نسبت به گذشته بيشتر در خطر می دانيد؟

- خطر هر روز مرا دنبال می كند. من هر روز نامه ها و تلفن های تهديد آميز دريافت می‌كنم. ولی به اين وضع عادت كرده ام. جايزه نوبل بوضوح به هيچوجه وضع مرا از اين نظر بهتر نكرده است. از سال 2003 به اينسو من سه بار به دادگاه احضار شده‌ام. برای مثال به بهانه حضور بدون حجاب در فرانسه و دست دادن با ژاك شيراك به دادگاه فراخوانده شدم. من چون اين احضار را قانونی نمی دانستم به آن پاسخ ندادم و فشار بين‌المللی هم باعث شد كه آنان از تعقيب پرونده چشم پوشی كنند.

 - با توجه به اعتباری كه جايزه نوبل دارد آيا حكومت ايران حاضر به پذيرش خطر آسيب به شماست؟

- نميدانم. هيچكس از منطق اين حكومت سردر نمی آورد. ولی حتی اگر هم خطرپيش آيد خيلی مهم نيست. فراموش نكنيد چند تن از همكاران من در زندان هستند. هربار كه از ايران خارج می شوم نميدانم می توانم بازگردم يا دوباره خارج شوم يا نه. اگر بخواهم به اين خطر بها دهم بايد نه مصاحبه ای كنم و نه حرفی بزنم. من براساس وجدان خود عمل می كنم و پيامدهای آن را می پذيرم.

 - مردم ستمديده نياز به الگو دارند. چرا شما با اين نظر مخالفيد؟

- برای ايجاد تحول يك تن كافی نيست. ما نمی توانيم قهرمان انتخاب كنيم. ما نمی توانيم يك نجات بخش همه كاره را انتخاب كنيم، همه كارها را به او واگذار كنيم، منتظر بمانيم كه او ظرف يك هفته اين كارها را انجام دهد و از خود سلب مسئوليت كنيم. تا زمانی كه مردم از پرداخت بهای آزادی اكراه داشته باشند وضعيت موجود ادامه خواهد يافت. اين چيزی است كه من به ايرانيان می‌گويم.

 - آيا همچنان به جهانی بودن حقوق بشر معتقديد؟

- ارزش های عامی وجود دارند كه همه جوامع آنها را قبول دارند. و با تمام اعتقادات ، فرهنگ ها قابل انطباق هستند. ما در سی سال گذشته در اين راه پيشرفت كرده ايم. من به آينده جهان خوش بين هستم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 7:36 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

جمهوری اسلامی همزمان با سفر خاویر سولانا به ایران، بر سرعت غنی سازی اورانیوم افزود

به نقل از "رادیو فردا"

آژانس بین المللی انرژی اتمی اخیرا گزارشی منتشر کرده است که در آن حکومت ایران همزمان با سفر خاویر سولانا به ایران، بر سرعت غنی سازی اورانیوم افزوده است. در این گزارش آمده جمهوری اسلامی همچنان در حال ساخت خط تولید جدیدی از دستگاه های سانتریفیوژ است که برای کارهای حساس هسته ای استفاده می شود. گزارش محرمانه آژانس قرار است در اجلاس 35 کشور عضو شورای حکام یا هیات مدیران آژانس هفته آینده در وین مورد بحث و بررسی قرار گیرد. گزارش جدید آژانس در حالی منتشر می شود که جمهوری اسلامی اعلام کرده سرگرم بررسی پیشنهادهای ارائه شده از سوی غرب است. در گزارش آمده بازرسان آژانس نشانه های جدیدی از اورانیوم غنی شده با درجه بالا در تجهیزات و تاسیسات ایران یافته اند. بر اساس این گزارش حکومت ایران در روز ششم ژوئن (همان روزی که خاویر سولانا به تهران رفت تا پیشنهادهایی برای پایان دادن به روند غنی سازی را به ایران ارائه کند) ایران بر سرعت غنی سازی اورانیوم افزوده و شروع به تزریق گاز هگزا فلوراید اورانیوم به دستگاه های سانتریفیوژ کرده است.

در صورت پاسخ منفی حکومت ایران، گام بعدی شورای امنیت سازمان ملل متحد خواهد بود

وزارت امور خارجه آمریکا باز هم از اظهارنظر درباره مشوق های ارائه شده به حکومت ایران خودداری کرد و تنها گفت: در صورت پاسخ منفی ایران، گام بعدی شورای امنیت سازمان ملل متحد خواهد بود. شان مککورمک گفت: گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره فعالیت های اتمی ایران محرمانه خواهد بود و تنها در اختیار اعضای هیات مدیران آژانس قرار می گیرد. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت: از دیدگاه گروه 1+5 انتظار آن است که پاسخ به طرح پیشنهادی طی چند هفته آینده دریافت شود. شان مککورمک آنگاه تاکید کرد که ما منتظر جواب رسمی جمهوری اسلامی تنها توسط خاویر سولانا رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا هستیم. آقای مککورمک گفت در پیش روی دو راه وجود دارد؛ یکی آن که جمهوری اسلامی حاضر به مذاکره نیست که در آن صورت ما به شورای امنیت مراجعه خواهیم کرد و یا آن که حاضر به مذاکره است که درباره آن اکنون اظهارنظری نمی توان کرد، البته انجام مذاکره تنها در صورتی است که تمام فعالیت های مربوط به غنی سازی اورانیوم به حال تعلیق درآید.

بيانيه مشترک چهار برنده جايزه صلح نوبل: اعلام حمايت از تجمع زنان ايرانی

به نقل از "روز آنلاين"

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

زنان ومردان ايرانی مخالف قوانين زن ستيز، روز دوشنبه ۲۲ خرداد درميدان هفت تيرتهران گرد هم خواهند آمد تا خواسته هايی همچون منع چندهمسری، لغو حق طلاق يک طرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفری دختران به ۱۸ سال، حق شهادت برابر، و لغو قانون قراردادهای موقت کار و ديگر قوانين تبعيض‎آميز را مطرح کنند.

چهار برنده جايزه صلح نوبل شيرين عبادی (ايران)، جودی ويليامز (آمريکا)، بتی ويليامز (ايرلند)، ونگاری متاعی (کنيا)، ريگوبرتا منچو (گواتمالا) از برگزاری اين حرکت با نوشتن بيانيه ای حمايت کرده اند. در اين بيانيه که درسايت زنستان آمده است می خوانيم: "ما زنان برنده جايزه صلح نوبل همگام با خواهران ايرانی خود به قوانين تبعيض‎آميز ضدزن در ايران معترض بوده و مبارزات آنان را در راه اصلاح اين قوانين تحسين می‎کنيم و بدين سبب از گردهمايی زنان ايرانی که در ۲۲ خرداد به همين منظور برگزار می شود حمايت می نماييم."

فعالان زنان ايرانی که بيانيه اين تجمع اعتراضی را امضا کرده اند، پس از آن با تشکيل کميته ای تلاش خواهند کرد با استفاده از ظرفيت های موجود در نهادهای مدنی، به پيگيری مطالبات مطرح شده بپردازند. تا کنون هيچ يک از نمايندگان زن مجلس و يا رياست مرکز زنان وخانواده رياست جمهوری به اين رويداد که توسط جمع بزرگی از زنان حمايت می شود واکنش نشان نداده اند. با اين وجود طی روزهای گذشته و پس ازاعلام برگزاری اين تجمع چند تن از زنان عضو جنبش زنان به نهادهای امنيتی احضار شده اند. در خصوص موضوع احضار البته به روال معمول توضيحی ارائه نشده است. پيش از اين چند روز قبل از برگزاری روز زن در هشتم مارس گذشته ، نيروهای امنيتی با احضار جمعی از زنانی که نامشان به عنوان هماهنگ کنندگان مراسم برده شده بود، از آنها خواسته بود با اين عنوان که مراسم غيرقانونی است از آنها خواستند که از برگزاری مراسم خودداری کنند.

تجمع عليه قوانين زن ستيز نزديک به يک ماه پس از آن صورت می گيرد، که زنان به واسطه دخالت روحانيون عالی رتبه از حضور در ورزشگاه ها منع شدند. زنان ايرانی طی سالهای گذشته همچنين خواستار حضور در فضاهای عمومی از جمله ورزشگاه ها بوده اند. تا کنون بيش از ۴۰۰ زن وبيش از ۲۱۰ مرد بيانيه زنان را برای حضور در اين همايش امضا کرده اند. بيش از ۸۰ وبلاگ نيز از حاميان اين حرکت به شمار می روند. در بين زنان شرکت کننده اسامی همچون شيرين عبادی، سيمين بهبهانی، پوران فرخزاد، ، مهرانگيز کار، نوشين احمدی خراسانی، پروين اردلان، فرزانه طاهری، فيروزه مهاجر، نرگس محمدی، هما زرافشان، شهلا لاهيجی و... به چشم می خورد.

نيروی انتظامی درچندين مراسم مربوط به زنان، با اين عنوان که اين تجمعات دارای مجوز نيست به متفرق کردن مردم پرداخته است. يکی از زنان حامی اين حرکت در گفت وگو باروز گفت که بنا بر اصل بيست و هفت قانون اساسی برگزاری تجمع مسالمت آميز نياز به مجوز ندارد وزنان شرکت کننده اميدوار هستند نيروی انتظامی با درک خود موضوع را در مسير منطقی خود دنبال کند.

تجمع زنان امسال که پوشش خبری و حمايت بسياری از افراد، سازمان ها ورسانه های اينترنتی را به همراه خود داشته است، به پيگيری قطعنامه ۲۲ خرداد سال گذشته در پيگيری مطالبات عنوان شده خواهد پرداخت. تجمع سال گذشته زنان، بعد از گردهمايی زنان در اعتراض به اجباری شدن حجاب در سال ۱۳۵۸ دراز بزرگترين تجمعات به شمار می رفت که با حضور نيروهای انتظامی و ارعاب آنها به متفرق کردن جمعيت منجر شد.

۲۲ خرداد سال گذشته از اين جهت برای زنان از اهميت ويژه ای برخوردار بود که در جريان آن، گروه های مختلف زنان که در عرصه جامعه مدنی اهداف مختلفی را دنبال می کنند با ائتلاف روی برخی مشترکات که خواسته های عمومی زنان را به خود اختصاص می دهند به همکاری پرداختند.

بى‌خبرى كامل از وضعيت دكتر رامين جهانبگلو

به نقل از "دویچه وله"

دكتر رامين جهانبگو فيلسوف و پژوهشگر زندانى
دكتر رامين جهانبگو فيلسوف و پژوهشگر زندانى

در حالى كه بيش از يك ماه از بازداشت دكتر رامين جهانبگلو، فيلسوف و پژوهشگر سرشناس مى‌گذرد، هنوز هم هيچ خبرى از وضعيت او در دست نيست. حال «انجمن دفاع از حقوق زندانيان» اعلام كرده است كه براى اطلاع يافتن از وضعيت ناروشن دكتر جهانبگلو، به تلاشهايى دست خواهد زد.

مدت كوتاهى پس از دستگيرى دكتر جهانبگلو، آقاى محسنى اژه‌اى وزير اطلاعات جمهورى اسلامى اتهام وى را «ارتباط با بيگانه» عنوان كرد.

دكتر صالح نيكبخت سخنگوى «انجمن دفاع از حقوق زندانيان» در رابطه با تلاشهاى اين نهاد مدنى براى كسب اطلاع از وضع دكتر جهانبگلو، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

دکتر نیکبخت، گویا «انجمن دفاع از زندانیان» در تلاش است برای کسب اطلاع از وضعیت و سلامتی دکتر رامین جهانبگلو. شما از چه طریقی می‌خواهید از وضع ایشان مطلع بشوید؟

صالح نیکبخت: قرار است در این مورد رییس انجمن، آقای عمادالدین باقی نامه‌ای به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بنویسد و در مورد وضعیت ایشان استعلام بکند که عده زیادی در اینمورد به ما مراجعه كرده‌اند.

دکتر نیکبخت، اینکه انجمن دفاع از زندانیان می‌خواهد از وضعیت و سلامتی دکتر رامین جهانبگلو مطلع بشود، آیا به این معناست که نهاد فعالی مانند انجمن شما هیچ اطلاعی از وضعیت چهره‌ی سرشناسی مثل دکتر جهانبگلو ندارد؟

صالح نیکبخت: توضیحات مقامات ایران که در مورد ایشان داده‌اند ما چندبار اقدام كرده‌ايم برای اینکه برای دکتر رامین جهانبگلو وکیلی انتخاب بکنیم مورد قبول خانواده‌ی ایشان قرار نگرفت و برای همین هم ما نتوانستیم وكيلى را معرفى كنيم كه که مراجعه بکند به دادگاهها يا دادسرا و همچنین وزارت اطلاعات تا از وضعیت ایشان مطلع بشویم.

یعنی هیچ اطلاعی انجمن شما از وضعیت ایشان ندارد؟

صالح نیکبخت: غير از دستگیری و انتقال ایشان به زندان اوین و اطلاعاتی که وزارت اطلاعات منتشر کرده، نه!

و خانواده دکتر جهانبگلو هم هیچ اطلاعی از وضع ایشان به شما ندادند، به انجمن شما ارائه نكرده‌اند؟

صالح نیکبخت: نخیر! هیچ اطلاعی خانواده‌اش ندادند. تماسی هم گرفته شده با یکی از بستگان خیلی نزدیک‌ ایشان برای معرفی وکیلی که داوطلب شده بوده که از طرف آنها مورد قبول واقع نشد.

آیا فکر می‌کنید اين به این معنی‌ست که دکتر جهانبگلو تاکنون وکیل مدافعی نداشته است؟

صالح نیکبخت: اگر هم داشته باشند، ما مطلع نیستیم.

شما در گفت‌وگوی خودتان با خبرگزاری «ایسنا» بارها در مورد دفاع از حقوق زندانیان و از جمله دکتر جهانبگلو تاکید بر این موضوع کردید که دخالتی در اصل پرونده نمی‌کنید. آیا معنای این تاکید این است که «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» هیچ تحقیقی در مورد عادلانه یا غیرعادلانه‌بودن اتهامات زندانیان نمی‌کند؟

صالح نیکبخت: انجمن وارد کار سیاسی نخواهد شد. اما به این معنا نیست که اقداماتی را به عمل نیاورد و از وضعیت زندانیان مطلع نباشد. بهترین راه حلی که ما در این مورد داریم این است که انجمن خودش تبدیل نشود به مدافع زندانی تا در موضع سیاسی یا فکری افراد قرار بگیرد. بهترین راه حل این است که انجمن وکیلی را معرفی بکند و این وکیل به عنوان دفاع از حقوق بشر، حقوق انسان و حقوق یک زندانی، فارغ از این که به چه گروه و دسته‌ای وابسته است (از موكل دفاع كند). و این نقش یک فعال حقوق بشر است، نه اینکه خودش تبدیل بشود به مدافع سیاسی او. بدین جهت ما کوشش کردیم و از دو طریق هم با مادر ایشان تماس گرفته شده و دو نفر از اساتید برجسته دانشگاه در اوایل دستگیری آقای دکتر رامین جهانبگلو (واسطه شدند) و یک وکیل دادگستری آمادگی خودش را اعلام کرده بود که از آقای دکتر جهانبگلو دفاع بکند. ولی ظاهرا این امر مورد قبول بستگان ایشان قرار نگرفته و این موضوع را رد کرده بودند. بدین جهت تا زمانی که خانواده دکتر جهانبگلو یا خودش از انجمن درخواست نکند که وکیلی به او معرفی بشود، انجمن نمی‌تواند بطور مستقل برود بگوید، آقا من می‌خواهم وکیل ایشان بشوم و یا وکیلی برای ایشان انتخاب کنم.

الان، دکتر نیکبخت، یک ماه و اندی از دستگیری دکتر جهانبگلو می‌گذرد. اگر چنانچه، مثلا وزیر اطلاعات هم هیچ پاسخی به آقای عمادالدین باقی ندهند و کماکان ماهها بگذرد و هیچ اطلاعی از وضعیت دکتر جهانبگلو منتشر نشود،‌ چه اقدامی آن موقع احتمال دارد «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» انجام بدهد؟

صالح نیکبخت: هنوز معلوم نیست که ایشان جواب ندهد، بنابراین پیشاپیش نمی‌توانیم...

ولی بالاخره یک ماه و اندی‌ست که هیچ خبری از ایشان منتشر نشده و این نگرانی‌ها را در جامعه روشنفکری ایران افزایش داده است!

صالح نیکبخت: وقتی مادر خودشان که در ایران هستند اقدامی برای انتخاب وکیل برای ایشان نمی‌کند یا اینکه از وکیلی یا از انجمنی و یا از مدافعان حقوق بشر یا خیلی نهادهای و ارگانهایی که به مسایل حقوق بشر رسیدگی می‌کنند درخواست انتخاب وکیل نمی‌کند، این بخش روشنفکران در ایران جز آنکه اعتراض بکنند و بگویند، آقا ما از سرنوشت‌اش خبر نداریم یا اعلامیه‌ و نامه‌ای بدهند چیز دیگری غیر از این نخواهد بود. «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» هم اساسنامه‌ای دارد که می‌گوید، من یک انجمن سیاسی نیستم و طبیعتا هر كس استمدادی بکند، انجمن اقدام می‌کند. همانطور که اطلاع دارید، در طول دوسالی که انجمن تشکیل شده اعضای انجمن به دفعات به زندانیان سیاسی خدمت كرده و سرویس داده است. به عنوان نمونه، من در سال گذشته وکالت ۱۱ نفر از این افراد را به عهده گرفتم. پس،‌ بنابراین معلوم است انجمن دراین مورد هم ساکت نبوده و همکاران دیگر من هم حداقل در تهران، کردستان و شهرهای آذربایجان و یا نقاط دیگر مثل خراسان و غیره وکالت افرادی را که استمداد کرده‌اند به عهده گرفته‌اند. وکالت هم امری‌ست که قائم به شخص موکل است، یعنی تا زمانی که موکل درخواست وکیل نکند یا وکالت را قبول نکند، وکیل بطور مستقل نمی‌تواند وارد پرونده بشود. این را من برای دوستان و شنوندگان صدای آلمان می‌گویم تا تصور بر این نشود که انجمن دراین مورد کوتاهی کرده و یا اینکه اگر آقای جهانبگلو یا خانواده‌اش درخواستی کرده باشند، جوابی داده نشده است.

اهداى جايزه انجمن بين المللى آزادى در ايتاليا به ايرج جمشيدى

به نقل از "دویچه وله"

ایتالیا این روزها میزبان روزنامه‌نگاران ایرانی است که در راه آزادی بیان و دموکراسی تلاش می‌کنند. امروز ایرج جمشیدی به پاس فعالیت در عرصه دموکراسی جایزه ویژه انجمن آزادی را در شهر میلان دریافت کرد. هفته آینده نیز اکبر گنجی شهروندی افتخاری شهر فلورانس و همچنین درفش نقره‌ای را برای دفاع از آزادی بیان را دریافت خواهد کرد.

انجمن بین‌المللی آزادی در ایتالیا، جایزه ویژه خود در رابطه با فعال‌ترین فرد در عرصه دموكراسی و آزادی را از میان هزار كاندیدای دریافت این جایزه به ایرج جمشیدی، سردبیر روزنامه «اقتصادی آسیا» اختصاص داد. چهارمین دوره این جایزه عصر امروز طی مراسم ویژه‌ای در شهر میلان ایتالیا در قصر اسفرزسکو به ایرج جمشیدی اهدا شد.

انجمن آزادی با حمایت رئیس جمهوری ایتالیا برای شناسایی و تشویق افراد یا نهادهایی که برای شکوفایی ارزشهای عالی آزادی فعالیت می‌کنند تشکیل شده است. این جایزه به افراد غیره وابسته به جریانات سیاسی که آزادیخواهی را بعنوان رسالت شخصی پذیرفته‌اند تقلق می‌گیرد و تاکنون ۳ دوره آن برگزار گردیده است.

مصاحبه گر: مريم افشنگ

دويچه‌وله:‌ آيا حمايت‌هايى اروپا و آمريکا، از طريق اهداء جوايز به نويسنده‌ها،‌ فعالين سياسى و روزنامه‌نگاران خاورميانه و کشورهايى که آزادى بيان در آنها سانسور مى‌شود، مى‌تواند کمک کند به پيشبرد دمکراسى در اين کشورها؟ براى نمونه شما كه در ايتاليا جايزه مى‌گيريد و يا آقاى گنجى كه چند روز ديگر هم قرار است به ايتاليا بيايند و و شهروندى فلورانس را به ايشان بدهند. آيا فکر مى‌کنيد كه در هرصورت اين جوايز تاثيرگذار است؟

ايرج جمشيدى: بله! بسيار تاثيرگذار است. خصوصا براى افراد فعال در زمينه‌هاى آزادى که در زندان بسر مى‌برند و در گوشه‌هاى سلول که ما بوديم، اقدامات جهانى بسيار تاثير داشت در رفتارى که با ما مى‌شد. کما‌اينکه اگر نماينده‌ کوفى عنان، آقاى ليگابو به ايران براى ديدن من نمى‌آمد، من از زندان‌هاى غيرقانونى معلوم نبود کى به زندان قانونى منتقل بشوم. با آمدن ايشان و با ديدن ليگابو با من و با صحبتى که بطور کاملا  خصوصى داشتيم، به تقاضاى من فورا من از زندان غيرقانونى به زندان قانونى اوين منتقل شدم که در واقع مثل اين مى‌ماند که يک زندانى آزاد شده باشد، يعنى تاثيرش اينقدر بر زندانيان بالا هست. هريک از اين جوايز، پوشش‌هاى خبرى، اعتراضات بين‌المللى، اقدامات سازمان ديده‌بان حقوق بشر، اقدامات عفو بين‌الملل، اظهارات شخصيت‌هاى فرهنگى، هنرى، سياسى جهان در اين رابطه بسيار بسيار تاثير دارد در حرکات آزاديخواهانه‌ى مردم ايران. و بسيار بسيار به آنها کمک مى‌کند. موجب مى‌شود آنها با روحيه تقويت شده وارد ميدان بشوند و به فعاليت‌هاى خودشان شتاب بيشترى بدهند.

دويچه‌وله: شما بعنوان کارشناس مسايل اقتصادى نظرتان در مورد اين بسته‌ى مشوق‌ها، بسته‌ى جديدى که اروپا به ايران پيشنهاد کرده چه هست؟ فکر مى‌کنيد پذيرش اين به نفع منافع ملى و اقتصادى ايران خواهد بود؟

ايرج جمشيدى: بايد بگويم که به نظر من يا به نظر بسيارى از مخالفان جمهورى اسلامى و به تشخيص هيات حاکمه جمهورى اسلامى غرب به رهبرى آمريکا تصميم خودش را در مورد ايران گرفته است. تصميم‌اش اين است که جمهورى اسلامى را در ايران تغيير بدهد. و لذا، هر يک از اين برنامه‌هايى که مى‌گذارند به‌گونه‌اى‌ست که جمهورى اسلامى نه توان پذيرش دارد، نه توان عدم پذيرش آن را. چون هيات حاکمه جمهورى اسلامى، سياستمداران تاثيرگذار جمهورى اسلامى خودشان و کشور را به سمتى برده‌اند که نه راه پس دارند و نه راه پيش. ما مى‌دانيم که هريک از اين موارد را اگر جمهورى اسلامى بپذيرد، خودشان هم مى‌دانند که مرحله‌ى بعدى مطرح مى‌شود. و اگر مرحله‌ى بعدى که رعايت حقوق بشر و رعايت آزادى بيان و آزادى قلم باشد در جمهورى اسلامى برگزار بشود، مردم ايران فرصت چندانى به جمهورى اسلامى نمى‌دهند و اعتراضاتشان را بسرعت گسترش مى‌دهند و بسرعت دردسرهاى کاملا تاثيرگذار براى جمهورى اسلامى بوجود مى‌آورند، بطوريکه بقاى آن را با خطر جدى روبرو مى‌کنند

  • طرح مجدد ماجراي قتل فاطمه قائم مقامي
  •  بازگشایي پرونده قتل هاي زنجيره اي؟

  • به نقل از "روز آنلاین" (کوروش سليمي)

    پرونده قتل مهمانداري که نه سال پيش با اصرار و دخالت مقامات امنيتي بسته شد، با تصميم يک قاضي دادگستري بار ديگر گشوده شده است. اين کار، موضوع بحث ها و گفتگوهايي درباره علت اين تصميم گيري شده که با توجه به بازگشت گروه هاي قديمي وزارت اطلاعات به کار، دامنه شايعات را گسترده تر ساخته است.

    دو روز پيش روزنامه اعتماد خبر داد که قاضي زماني علويجه رييس شعبه جنائي 1157 تهران يک پرونده را ميان پرونده هاي راکد بود بيرون کشيده و از پليس خواسته تحقيقات تازه اي را در اين باره شروع کند. خبر منتشر شده درباره علت بازگشائي پرونده ساکت است و تنها تاکيد دارد که قاضي شعبه جنائي با ديدن پرونده اي که در بايگاني راکد بود دستور داده است که تحقيقات پليسي تازه اي درباره آن شروع شود.

    سابقه موضوع

    فاطمه قائم مقامي سرميهماندار هواپيمائي جمهوري اسلامي بود که پنج ماه بعد از آغاز به کار دولت خاتمي جنازه وي در اتومبيلش در خيابان پاسداران، در مکاني نه چندان دور از يکي از مراکز وزارت اطلاعات و کوي مديران آن وزارت خانه پيدا شد که گلوله اي به سرش خورده شده بود. همزماني اين حادثه با فتل هاي زنجيره اي، ذهن ها را به همان جائي رهنمون کرد که با اعلام قتل پروانه و داريوش فروهر – اولين برگ از پرونده قتل هاي زنجيره اي – همه متوجه آن جا شده بودند. چنان که دو هفته بعد با صدور اعلاميه وزارت اطلاعات که خبر از دست داشتن خودسرانه ماموران سابق اين وزارت خانه در قتل ها ميداد، اين شايعات و گمانه زني ها تقويت شد.

    اولين بار اکبر گنجي در روزنامه صبح امروز ماجراي قتل فاطمه قائم مقامي را باز گفت و بر پرونده اي نورتاباند که از سوي مقامات مختلف کوشش مي شد تا موضوعي عادي و احتمالا اختلاف خانوادگي جلوه داده شود. چنان که کوشش مي شد تا از قتل پيروز دواني و مجيد شريف هم سخني به ميان نيايد و پرونده به چهار قتل معروف – پروانه و داريوش فروهر، محمد مختاري و جعفر پوينده – محدود بماند. در آن زمان کوشش هاي اکبر گنجي و عمادالدين باقي در روزنامه صبح امروز، بخش هاي ديگري از پرونده هاي اطلاعاتي را گشود و چنان که گنجي نوشته بود نوري به "تاريکخانه اشباح" انداخت. اين سري افشاگري ها که با خودکشي سعيد امامي قائم مقام سابق وزارت اطلاعات و متهم رديف يک پرونده نظر افکارعمومي را به خود جلب کرده بود با مخالفت مقام هاي مملکتي همراه شد و سرانجام به ترور سعيد حجاريان و زنداني شدن گنجي و باقي و سرانجام توقيف صبح امروز و روزنامه هاي ديگر انجاميد.

    در جريان پي گيري هاي مطبوعاتي پرونده قتل هاي زنجيره اي در 9 سال پيش، برخي روزنامه نگاران به قتل رساندن فاطمه قائم مقامي را ناشي از اطلاعاتي دانستند که اين مهماندار هواپيما از برخي اعمال غيرقانوني مقامات اطلاعاتي داشته است. در همان زمان اکبر گنجي در مقاله اي نوشت: "پرونده قتل سيامک سنجري و فاطمه قائم مقامي را دنبال کنيد تا به شاه کليد برسيد. قتل آنان مشکل شخصي شاه کليد بودند و شاه کليد مجبور شد آنها را از ميان بردارد." گنجي در جايي ديگر با صراحت بيشتري به موضوع پرداخت: "آقاي فلاحيان قبل از پاسخگويي درباره قتل هاي زنجيره اي بايد به پرسش هاي شهروندان در خصوص قتل خانم فاطمه قائم مقامي و سيامک سنجري پاسخ گويد."

    روزنامه زن که همزمان با افشاي قتل هاي زنجيره اي توسط فائزه هاشمي در تهران منتشر مي شد، در همان زمان نوشت: "همسر فاطمه قائم مقامي به کميته پيگيري قتل ها احضار و ماجراي قتل به وي اطلاع داده مي شود، اما از وي مي خواهند که براي ممانعت از فرار قاتلان موضوع را با مطبوعات در ميان نگذارد."

    با اين همه مقامات قضايي در سال 76 و 77 تنها به احضار و بازجويي از برخي افراد پرداختند و هرگز مقامات اطلاعاتي سابق را به دادگاه فرا نخواندند. پرونده قتل فاطمه قائم مقامي مدتي بعد، همزمان با سرکوب مطبوعات و انداختن اکبرگنجي به زندان به بايگاني سپرده شد.

    تحقيقاتي که "به زودي اغاز خواهد شد"

    حالا و 9 سال بعد از به قتل رسيدن قائم مقامي، و با تغيير قاضي شعبه مربوطه، شعبه‌ 1157 دادگاه‌ جنايي‌ تهران، قاضي زماني علويجه بارديگر از بازگشايي اين پرونده جنجالي خبر داده است. قاضي‌ زماني‌ علويجه‌ در رابطه‌ با اين‌ پرونده‌ گفته است: "با توجه‌ به‌ آنچه‌ در اين‌ پرونده‌ آمده‌ ظاهرا مقتول‌ داراي‌ برخي‌ مشكلات‌ بوده‌ كه‌ اين‌ مي‌تواند عاملي‌ براي‌ قتل‌ باشد. در آن‌ زمان‌ قاضي‌ وقت‌ در اين‌ پرونده‌ افراد زيادي‌ را بازداشت‌ و از آنها تحقيق‌ كرده‌ اما سرنخي‌ پيدا نشد."

    قاضي تاکيد کرده: "با توجه‌ به‌ گذشت‌ 9 سال‌ از اين‌ قتل‌ اين‌ بار دستور داده‌ام‌ تا اولا پليس‌ آگاهي‌ تمام‌ اطلاعات‌ و جزييات‌ قتل‌هاي‌ مشابهي‌ را كه‌ در محدوده‌ زماني‌ سال‌ 75 و 76 در تهران‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ و قربانيان‌ آنها زنان‌ تنها بوده‌اند برايم‌ جمع‌آوري‌ كند تا با مطالعه‌ آن‌ پرونده‌ها معلوم‌ شود آيا شباهت‌ يا ارتباطي‌ بين‌ اين‌ قتل‌ها كه‌ تا الان‌ مشخص شده‌ 5 قتل‌ بوده‌ است‌، وجود دارد يا خير. همچنين‌ تحقيق‌ از دوستان‌، خانواده‌، همكاران‌ و كساني‌ كه‌ به‌ نوعي‌ با اين‌ زن‌ در ارتباط‌ بوده‌اند بزودي‌ آغاز خواهد شد."

    قاضي‌ زماني‌ علويجه‌ افزوده: "قتل‌ اين‌ سرميهماندار 43 ساله‌ هواپيما كه‌ در زمان‌ خود سروصداي‌ زيادي‌ به‌ پا كرد با شروع‌ دوباره‌ تحقيقات‌ تحت‌ رسيدگي‌ قرار خواهد گرفت‌ تا عامل‌ يا عاملان‌ آن‌ شناسايي‌ و انگيزه‌ آنها از اين‌ جنايت کشف شود."

    همزمان با انتشار اين خبر سئوالاتي در محافل سياسي و قضائي تهران مطرح شده است. اين که کدام ضرورت باعث شده تا پرونده خاک خورده قتل در اين مقطع زماني بازگشايي شود؟ آيا قرار است ساير پرونده هائي که بسته مانده از جمله قتل هاي قم و مشهد و زاهدان و اصفهان، و موارد معروفي مانند قتل پيروز دواني، زال زاده، مجيد شريف، احمد ميرعلائي هم گشوده شود؟ در حالي که متهمان اصلي پرونده قتل هاي اطلاعاتي اينک از زندان آزاد شده و بعضي از آن ها همزمان با وزارت محسني اژه اي به کار برگشته اند، آيا تحقيقاتي که آغاز شده به تصميم عادي يک قاضي جنائي محدود است؟

    برخي کارشناسان معتقدند که نمي توان ماجراي رسيدگي مجدد به پرونده قتل قائم مقامي را ساده انگاشت و از جمله اعمال عادي قوه قضاييه تلقي کرد. بايد منتظر ماند و حاصل کار را ديد تا معلوم شود که منظور از اين بازگشائي چيست؟ آيا افراد تازه اي دستگير و يا تبرئه مي شوند؟ آيا مديران دوران وزارت علي فلاحيان با اين عمل قضائي موافقت دارند و يا با آن مخالفند؟ ...

  • قطعنامه هفتاد و دومین کنگره سالانهء پن بین المللی در باره ایران

    به نقل از "اخبار روز"
    هفتاد و دومین کنگره پن بین المللی با تصویب قطعنامه ی ویژه ای در باره ی ایران، از حکومت جمهوری اسلامی ایران خواست عاملان قتل زهرا کاظمی و دیگر نویسندگان و روشنفکران را شناسایی و عدالت را در مورد آنها اجرا کند؛ تمام زندانیان سیاسی ی را آزاد کند؛ کلیه مقررات جزایی در مورد   بیان مسالمت آمیز نظر را ملغا کند و ملزم و مقید به انجام محاکمات مبتنی بر استانداردهای عدالت و برچیدن شکنجه شود
     
    هفتاد و دومین کنگره پن بین المللی که از ۲۲ تا ۲٨ مه ۲۰۰۶ (۱ – ۷ خرداد ۱٣٨۵) در برلین برگزار شد، در موارد چندی به ایران پرداخت:
    ۱ – کنگره نامه ای را با امضای تمام اعضای هیئت مدیرهء پن بین المللی و نیز امضای دیگر نمایندگان حاضر در کنگره برای آیت الله خامنه ای ارسال کرد که آزادی فوری رامین جهانبگلو را در آن خواستار شد.
    ۲ – کنگره در تأیید جمع بندی کارگاه مسائل خاورمیانه از دولت ایران خواست که امکان سازماندهی، تجمع و بیان آزاد نظر را برای گروه های مستقل از جمله کانون نویسندگان ایران فراهم آورد.
    ٣ – کنگره در قطعنامهء مربوط به قوانین جزایی توهین و اهانت که شامل کشورهای متعددی می شود، از جمله متذکر شده که اجماع جهانی قوانین مربوط به توهین و اهانت را با آزادی بیان ناسازگار می داند و این اجماع باعث شده که تاکنون کشورهای متعددی این گونه قوانین را ملغا کنند. در ادامهء همین قطعنامه، کنگره:
    با ابراز نگرانی از این که به رغم این اجماع بین المللی چندین کشور به محاکمهء نویسندگان و روزنامه نگاران به خاطر اهانت به دولت، نهادهای دولتی یا نمادهای ملی ادامه می دهند، از جمله مکزیک ... و ایران که در آن دانشجو و نویسندهء داستان های کوتاه مجتبی سمیعی نژاد به جرم «اهانت به رهبر» زندانی شده است؛
    خواستار لغو این ¬ گونه قوانین شد.
    ۴ – خانم کارین کلارک، رئیس کمیته نویسندگان در بندِ پن آلمان و پن بین المللی، در هنگام ارائه گزارش سالانه خود به کنگره، پیامی را که ناصر زرافشان از زندان به کنگره داده بود، خواند و از کنگره خواست که او را مجاز به پاسخ دهی کند. کنگره نیز با درخواست خانم کلارک موافقت کرد.
    ۵ – کنگره هم چنین قطعنامه ای را به شرح زیر دربارهء ایران به تصویب رسانید:
     
    قطعنامه در باره ایران
    همایش نمایندگان پن بین المللی در هفتاد و دومین کنگره در برلین از ۲۲ تا ۲٨ مه ۲۰۰۶:
    - با ابراز نگرانی شدید از فقدان پیشرفت در شناسایی و محاکمه عوامل مسئول در شکنجه و قتل عکاس روزنامه نگار ایرانی – کانادایی زهرا کاظمی، به رغم این که سفیر ایران در انگلستان در فوریه ۲۰۰۵ تأیید کرد که دولت در قتل او مسئول بوده است؛
    - با اظهار ناراحتی از این که هنوز عدالت در مورد آمران قتل های زنجیره ای نویسندگان و روشنفکران ایرانی در اواخر دههء ۱۹۹۰ اجرا نشده است؛
    - با ابراز نگرانی از این که در حال حاضر ۲۹ نویسنده از جمله امیر عباس فخرآور، اکبر گنجی، رامین جهانبگلو، سیامک پورزند و ناصر زرافشان به خاطر استفاده قانونی از حق آزادی بیان، اجتماع و ایجاد انجمن در بازداشت به سر می برند یا محکوم شده اند یا تفهیم اتهام شده اند؛
    - با ابراز نگرانی شدید از این که در بن بست جاری هسته ای، رژیم اسلامی از اوضاع برای افزایش سانسور و سرکوب رسانه ها بهره برداری می کند؛
    - به علاوه با ابراز نگرانی از این که نویسندگان، روزنامه نگاران و اشخاص دیگری که برخلاف حق آزادی بیان بازداشت شده اند، در حضور قضات شکنجه شده اند، هفته ها در سلول انفرادی به سر برده اند و از حقوق اولیهء قانونی محروم شده اند؛
    - با توجه به این که ایران دارای بیشترین تعداد روزنامه نگاران زندانی در خاورمیانه است، حق آزادی بیان و محاکمهء عادلانه آنها را نقض می کند و غالباً مدت های طولانی آنها را در حبس انفرادی نگهداری می کند؛
    - به علاوه با توجه به این که قوه قضاییه ایران شمار فزاینده ای از روزنامه های مستقل را تعطیل کرده و مقامات ده ها روزنامه نگار و روشنفکر را احضار و طبق مفاد دست وپاگیر قانون مطبوعات و قانون مجازات محاکمه کرده اند؛
    - و هم چنین با ابراز نگرانی از سانسور رو به رشد اینترنت در کشور که در طی آن هزاران صفحهء اینترنتی سانسور شده اند، روزنامه نگاران اینترنتی مورد آزار قرار گرفته اند و به شرکت های تأمین کنندهء خدمات اینترنتی دستور داده شده که یا کارشان را تعطیل کنند یا تحت کنترل دولت قرار بگیرند؛ و نیز با ابراز نگرانی از حمله به چندین وبلاگ نویس که نوشته هایشان را در اینترنت قرار می دهند از جمله نویسندهء برجستهء اینترنتی آرش سیگارچی که به ۱۴ سال زندان محکوم شد و حبس او در مرحلهء تجدید نظر در فوریهء ۲۰۰۵ به سه سال کاهش پیدا کرد؛
    -   با محکوم کردن جو خودسانسوری ناشی از سرکوب نظام یافتهء افرادی که نظریات انتقادی یا مخالفشان را علیه اعتقادات رسمی مذهبی و سیاسی ابراز می کنند؛
     
    از دولت ایران می خواهد:
    • عاملان قتل زهرا کاظمی و دیگر نویسندگان و روشنفکران را شناسایی و عدالت را در مورد آنها اجرا کند؛
    • تمام زندانیانی را که در تناقض با مادهء ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی – که ایران از امضا کنندگان آن است – بازداشت شده اند آزاد کند؛
    • قانون مطبوعات و قانون مجازات را مورد بازبینی قرار دهد و کلیه مقررات جزایی در مورد   بیان مسالمت آمیزنظر را ملغا کند؛
    • مقامات قضایی و نیروهای امنیتی را ملزم و مقید به انجام محاکمات مبتنی براستانداردهای عدالت و برچیدن شکنجه کند؛
    • تحقیقات جامعی در مورد زندان های سری انجام دهد و امکان دسترسی کامل به آنها را برای ناظران بین المللی فراهم کند.

     

    + نوشته شده در  جمعه 19 خرداد1385ساعت 7:48 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    شبكه خبري اي‌بي‌سي نيوز آمريكا گزارش داد: بنابر پيش‌نويس متن پيشنهادي پنج عضو دائم شوراي امنيت به علاوه آلمان به ايران، اين كشورها تضمين‌هاي احتمالي را براي حفظ تماميت ارضي و حاكميت سياسي اين كشور به تهران داده‌اند.

     متن كامل پيش‌نويس اين پيشنهادها كه در سايت اينترنتي شبكه تلويزيوني اي‌بي‌سي نيوز آمده، به شرح ذيل است.

    عناصر احتمالي پيشنهاد تصحيح‌شده به ايران

    به منظور ارتقاي روابط و همكاري با ايران بر اساس احترام دوجانبه و ايجاد اعتماد بين‌المللي به ماهيت كاملا صلح‌آميز برنامه هسته‌اي ايران و آماده شدن به منظور آغاز دوباره مذاكرات براي دستيابي به توافق جامع براي اين هدف به كمك آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و قيد شده در يك قطعنامه شوراي امنيت:

    جامعه جهاني اقدام به كارهاي زير مي‌كند:

    - بار ديگر بر حق غيرقابل انكار ايران براي استفاده از انرژي هسته‌اي براي مقاصد صلح‌آميز در راستاي ماده چهار پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌اي و در تطابق با تعهدات بين‌المللي اش و حمايت سياسي از توسعه برنامه هسته‌اي غيرنظامي تاكيد مي‌كند؛ حمايت فعالانه‌اي را از فعاليت‌ها مطابق با طرح هسته‌اي غيرنظامي ايران شامل ساخت رآكتورهاي جديد آب سبك در ايران از طريق پروژه‌هاي مشترك در چارچوب آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و مطابق با منشور آن انجام مي‌دهد؛ با تعليق بحث درباره پرونده ايران در شوراي امنيت براي ازسرگيري مذاكرات موافقت مي‌كند.

    ايران نيز:

    - متعهد به پاسخ به مسائل باقيمانده و همه نگراني‌هاي ديگر بين‌المللي از طريق همكاري كامل با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مي‌شود؛

    - تعليق همه فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي و بازفرآوري را از سر گرفته و به ادامه اين اقدام در زمان مذاكرات متعهد مي‌شود؛

    - اجراي پروتكل الحاقي را از سر مي‌گيرد.

    مسائلي كه مي‌توان بر اساس يك توافق درازمدت در مذاكرات همكاري‌هايي را در آينده انجام داد:

    هسته‌اي

    جامعه جهاني گام‌هاي زير را برمي‌دارد:

    حق ايران براي دستيابي به انرژي هسته‌اي:

    بر حق غيرقابل انكار ايران براي انرژي هسته‌اي براي مقاصد صلح‌آميز بر اساس ماده چهارم پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌اي و مطابق با تعهدات بين‌الملليش بار ديگر تاكيد مي‌كند و حمايت سياسي خود را از توسعه برنامه هسته‌اي غيرنظامي و مذاكره و اجراي توافق همكاري هسته‌اي [شركت] يوراتم/ايران اعلام مي‌كند.

    رآكتورهاي آب سبك:

    - مطابق با طرح توليد انرژي هسته‌اي غيرنظامي ايران، حمايت فعالانه‌اي از ساخت رآكتورهاي آب سبك جديد در ايران از طريق پروژه‌هاي مشترك در چارچوب آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و مطابق با منشور آن و با استفاده از پيشرفته‌ترين فناوري با صدور مجوز انتقال كالاهاي ضروري انجام مي‌دهد.

    اقتصادي

    تجارت و سرمايه‌گذاري بين‌المللي

    حمايت از پيوستن كامل به سازمان‌هاي بين‌المللي از جمله سازمان تجارت جهاني و ايجاد چارچوبي براي سرمايه‌گذاري مستقيم افزايش يافته در ايران و تجارت با ايران (از جمله توافق همكاري تجاري و اقتصادي با اتحاديه اروپا)

    هواپيماي غيرنظامي

    همكاري در زمينه هواپيمايي غيرنظامي (شامل احتمال خريد هواپيماي غيرنظامي) و برداشتن محدوديت‌ها از توليدكنندگان هواپيماي غيرنظامي از صدور چنين هواپيماهايي به ايران و ايجاد چشم‌انداز خريد نسل جديد هواپيماهاي غيرنظامي مدرن توسط ايران.

    مشاركت در انرژي

    ايجاد مشاركت راهبردي درازمدت انرژي بين ايران و اتحاديه اروپا و ديگران. گسترش و مدرنيزه كردن بخش گاز و نفت ايران، همكاري فني و علمي همچنين در فناوري‌هاي پيشرفته، توسعه زيرساخت‌هاي انرژي ايران شامل احداث خط لوله و درباره كفايت انرژي و انرژي‌‌هاي قابل بازيافت.

    همكاري در زمينه فناوري پيشرفته

    همكاري در زمينه‌هاي فناوري پيشرفته و ديگر زمينه‌ها كه بايد مورد موافقت قرار بگيرد.

    تحقيق و توسعه در انرژي هسته‌اي

    - ارائه پيشنهادي اساسي درباره همكاري تحقيق و توسعه شامل فراهم كردن احتمالي رآكتورهاي تحقيقاتي آب سبك خصوصا در زمينه توليد راديوايزوتوپ، كاربردهاي هسته‌اي و تحقيقات اوليه در توليد دارو و كشاورزي.

    تضمين درباره سوخت

    ارائه تضمين‌هاي چندلايه‌اي سوخت الزام‌آور به ايران بر اساس:

    0 حضور به عنوان يك شريك در مركز چرخه سوخت هسته‌اي بين‌المللي در روسيه كه همه UF6ي را كه در مركز اصفهان توليد شده، غني‌ مي‌كند؛

    0 ايجاد تاسيسات/ بانك سوخت/ انبار محافظت‌شده براي نگهداري ذخيره حدود پنج سال سوخت هسته‌اي مخصوص ايران با مشاركت و تحت نظارت آژانس بين‌المللي انرژي اتمي؛

    0 اجراي نظر فرانسه/آمريكا براي تضمين چندلايه‌اي مكانيسم تامين (سوخت هسته‌اي).

    بازنگري در مهلت قانوني

    توافق درازمدت با توجه به تلاشهاي مشترك براي ايجاد اعتماد بين‌المللي از جمله استفاده از عبارتي براي بازنگري در توافق در همه جنبه‌هاي آن به شرح زير است:

    - تاييد آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مبني بر اينكه همه مسائل باقيمانده و ديگر نگراني‌هاي بين‌المللي حل شده و اين موضعي است كه نتيجه‌گيري مي‌كند هيچ فعاليت هسته‌اي اعلام‌نشده يا مواد اعلام‌نشده در ايران يا انحراف از مواد هسته‌اي در اين كشور وجود نداشته است؛

    - اينكه اعلام هرگونه فعاليت جديد در زمينه هسته‌اي از سوي ايران با منطق اقتصادي معتبر و در حمايت از برنامه فعلي غيرنظامي اين كشور باشد؛

    - و تصميم‌گيري از سوي شوراي حكام آژانس و شوراي امنيت سازمان ملل كه همه تعهدات ايران اجرا شده و اينكه اعتماد بين‌المللي به ماهيت كاملا صلح‌آميز برنامه هسته‌اي غيرنظامي ايران بار ديگر احيا شده است.

    سياسي

    همكاري امنيتي منطقه‌اي

    حمايت از اجتماع منطقه‌اي بين‌ دولتي شامل كشورهاي منطقه و ديگر كشورهاي ذي‌نفع به منظور ارتقاي همكاري و گفت‌وگو در زمينه مسائل امنيتي در خليج فارس و غيره با هدف ايجاد ترتيبات امنيتي و روابط همكاري در مسائل امنيتي مهم منطقه‌اي شامل تضمين‌هايي براي حفظ تماميت ارضي و حاكميت سياسي.

    منطقه عاري از تسليحات كشتار جمعي در خاورميانه

    حمايت از هدف ايجاد خاورميانه‌اي عاري از تسليحات كشتار جمعي و راههاي انتقال آنها در خاورميانه.

    اقدامات احتمالي در صورتي كه ايران همكاري نكند:

    در صورتي كه ايران با جامعه جهاني همكاري نكند، ما اقدامات مناسب را انجام مي‌دهيم كه از ميان فهرست زير به منظور موثر بودن تصميمات جامعه جهاني انتخاب مي‌شود. هنگامي كه مناسب باشد، اين اقدامات بر اساس ماده 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل انجام مي‌شود:

    اقداماتي كه عليه برنامه موشكي و هسته‌اي ايران انجام مي‌شود

    الف) تحريم صدور كالا و فناوري‌هاي مربوط به اين برنامه‌ها.

    ب) مسدود كردن دارايي‌ها و ممنوعيت تبادل اقتصادي سازمان‌ها و/يا اشخاص شركت‌كننده در اين برنامه‌ها.

    ج) ممنوعيت مسافرت/ويزا براي اشخاص مربوط به اين برنامه‌ها.

    د) تعليق همكاري فني با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي.

    ه) ممنوعيت سرمايه‌گذاري عليه نهادهاي مربوط به اين صنايع.

    و) ممنوعيت تحصيل ايرانيها در رشته‌هاي مربوط به توسعه فناوري موشكي و هسته‌اي.

    اقدامات سياسي و اقتصادي

    ز) كاهش/ مسدود كردن ارتباطات دوجانبه.

    ح) ممنوعيت ويزا/سفر مقامات بلندپايه و اشخاص خاص.

    ط) تحريم تسليحاتي عليه ايران.

    ي) تحريم صدور فناوري‌هاي خاص (مثلا محصولات گاز و نفت پالايش‌شده) به ايران.

    ك) خاتمه حمايت از ايران براي عضويت در سازمان تجارت جهاني.

    ل) ممنوعيت همكاري/سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي خاصي در ايران.

    م) مسدود كردن كلي دارايي‌هاي نهادهاي اقتصادي ايران.

    ن) كاهش حمايت دولتي از تضمين اعتبار صادرات و تجارت در ايران.

    لازم به ذكر است پنج كشور عضو دائم شوراي امنيت شامل آمريكا، انگليس، فرانسه، روسيه و چين به همراه آلمان روز پنج‌شنبه نشستي را در وين برگزار كرده و درباره ارائه پيشنهادهاي خود به ايران به توافق رسيدند.

    به نقل از "بی بی سی"

    خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، يک روز پس از گفتگو با مقامهای ايرانی بر سر از سرگيری مذاکرات اتمی اعلام کرد که باب اين مذاکرات تنها در صورتی به روی ايران گشوده خواهد شد که غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.اظهارات آقای سولانا يک روز پس از بازگشت وی از ايران و در پی ديدار با آنگلا مرکل صدراعظم آلمان صورت گرفت.وی در سفر به تهران مجموعه پيشنهادهايی را با مقامهای ايرانی مطرح کرد که پنج عضو دائم شورای ا! منيت سازمان ملل متحد به اتفاق آلمان بر سر آنها به توافق رسيده اند و از ايران خواسته اند در مقابل دريافت امتيازاتی غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق درآورد و مذاکرات اتمی با غرب را به منظور جلب اعتماد جامعه جهانی به فعاليت اتمی خود از سرگيرد.ايران که سال گذشته مجموعه پيشنهادهای اتحاديه اروپا برای تعليق غنی سازی اورانيوم را رد کرده بود اين بار از پيشنهادها استقبال کرد و مقامهای ايرانی ملاقات خود با مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا را سازنده توصيف کردند.

    به نقل از "بی بی سی"

    در حالی که رئيس جمهور آمريکا، برخورد ايران را با پيشنهادی که اخيراً به منظور به تعليق درآوردن غنی سازی اورانيوم به اين کشور شده، "دلگرم کننده" يافته، وزيرخارجه آلمان نسبت به "خوش بينی بيش از حد" در مقابل ايران هشدار داده است.اعضای دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد و آلمان پيشنهادهايی به ايران داده اند تا ايران در مقابل، برنامه غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق در آورد.اين پيشنهادها روز سه شنبه ششم ژوئن (شانزدهم خرداد) طی س! فر خاوير سولانا مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا به تهران مطرح شد و مقامهای ايرانی گفتگوی دوساعته خود با وی را سازنده توصيف کردند.منوچهر متکی، وزير امورخارجه ايران گفته که پيشنهادهايی که خاوير سولانا مطرح کرده، بدقت بررسی خواهد شد و پاسخ آنها در فرصتی که لازم است داده خواهد داد.

    سخنگوي وزارت خارجه آمريكادرواكنش به انتشار گزارش اي بي سي نيوز

    آمريكا تصمين امنيتي نداده است

    به نقل از "ایران ما"

    گروه خبر - روز گذشته بسياري از خبر گزاري ها به نقل از شبكه خبري اي ‌بي‌سي نيوز آمريكا اعلام كردند بنا بر پيش‌ نويس متن پيشنهادي پنج عضو دائم شوراي امنيت به علاوه آلمان به ايران، اين كشورها تضمين‌هاي احتمالي را براي حفظ تماميت ارضي و حاكميت سياسي اين كشور به تهران داده‌اند.

    همچنين روزنامه نيويورك تايمز در شماره روز گذشته خود نوشته بود: بسته پيشنهادي بين المللي كه خاوير سولانا مسئول ارشد سياست خارجي اروپا آن را در تهران تسليم مقامات ايراني كرده علاوه بر اعطاي يك رشته مشوقها و امتيازهاي تجاري، تعهد غرب را به حمايت از برنامه ايران در زمينه توليد انرژي هسته‌اي در بر مي گيرد.
    بر پايه اين گزارش، اين بسته پيشنهادي شامل صدور مجوز فروش قطعات يدكي هواپيماهاي بوئينگ و ايرباس به ايران، حمايت از تلاش ايران براي عضويت در سازمان تجارت جهاني و كمك به تهران در احداث نيروگاه هسته‌اي آب سبك از طريق مشاركت با ديگر كشورها خواهد بود.

    اما به محض انتشار اين خبر در رسانه ها ، سخنگوي وزارت خارجه انگليس در واكنش به گزارش منتشر شده از سوي شبكه خبري امريكايي «اي بي سي نيوز» در رابطه با پيش نويس پيشنهادي گروه 1+5 به ايران تصريح كرد، جزييات پيشنهادي داده شده به ايران هنوز منتشر نشده است.

    همچنين سخنگوي وزارت خارجه آمريكا روز گذشته اعلام كرد، بسته پيشنهادي ارائه شده به ايران در مورد فعاليت‌هاي هسته‌اي اين كشور شامل تضمين‌هاي امنيتي نمي‌شود.

    به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري شين‌هوا، شون مك كورمك تاكيد كرد: اين پيشنهادها شامل تضمين‌هاي امنيتي مبني بر اينكه آمريكا متوسل به زور عليه ايران نخواهد شد، نمي‌شود. وي افزود: تضمين‌هاي امنيتي آمريكا مطرح نيست.

    سخنگوي وزارت خارجه آمريكا در پاسخ به سوالي درباره واكنش واشنگتن به موضع ايران در خصوص بسته ارائه شده از طرف گروه 1+5 گفت: كاندوليزا رايس وزير خارجه براي آگاهي از نحوه واكنش ايران به اين پيشنهاد‌ها بزودي با خاوير سولانا صحبت مي‌كند.

    خاوير سولانا روز سه شنبه در ايران پيشنهاد حل مسئله هسته‌اي را كه به گفته تهران داراي عناصري مثبت اما همچنين ابهاماتي است، تسليم مقامات ايراني كرد.
    علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران روز سه شنبه پس از پايان ملاقات دو ساعته خود با خاوير سولانا نماينده ارشد سياست خارجي اتحاديه اروپا گفت: تهران پيشنهادهاي 5 كشور عضو شوراي امنيت و آلمان را دريافت كرده و آنها را بررسي مي‌كند.
    وي مذاكراتش با سولانا را سازنده و مثبت ارزيابي كرد و در عين حال گفت: براي رسيدن به نتيجه درباره پيشنهادهاي گروه 1+5 به جمهوري اسلامي ايران به بررسي ها و گفت‌وگوهاي بيشتري نياز است.

    اظهارت مثبت لاريجاني نسبت به بسته پيشنهادي غرب خود باعث گرديد مقامات آمريکايی نسبت به واکنش اوليه جمهوری اسلامی نسبت به پيشنهادهای بين المللی برای حل بحران هسته ای ايران ابراز دلگرمی كنند .

    جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، گفته است که واکنش اوليه ايران به پيشنهادهای بين المللی گامی مثبت به نظر می رسد و سخنگوی دفتر رياست جمهوری ايالات متحده نيز اظهار داشته که دولت آمريکا از اينکه ايران پيشنهادهای 1 + 5 را جدی گرفته دلگرم شده است.

    اما بوش در عين حال گفته است که تنها با گذشت زمان می توان تشخيص داد که آيا دولت ايران در واکنش خود جدی است يا نه.

    وی تاکيد کرده که ايالات متحده مايل به حل بحران کنونی از راه های ديپلماتيک است و افزوده است "حق انتخاب با خود آنان است. من گفته ام که اگر آنان مايل باشند غنی سازی را به حالت تعليق در آورند، ايالات متحده با آنان سر ميز مذاکره می نشيند."

    هشدار آلمان نسبت به خوشبينی بيش از حد به ايران

    در حالی که رئيس جمهور آمريکا، برخورد ايران را با پيشنهادی که اخيراً به منظور به تعليق درآوردن غنی سازی اورانيوم به اين کشور شده، "دلگرم کننده" يافته، وزيرخارجه آلمان نسبت به "خوش بينی بيش از حد" در مقابل ايران هشدار داده است.

    آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نيز پيش از آنکه با خاوير سولانا در پی بازگشت او از سفر به تهران به گفتگو بنشيند به خبرنگاران گفته که ايران برای اينکه سر ميز مذاکره بازگردد بايد پيش از هرچيز غنی سازی اورانيوم را متوقف کند".

    گفتني است كه سولانا آلمان را در جريان مذاکرات خود با ايران قرار داده است
    مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از تسلیم پیشنهادهای 5 کشور عضو دایمی شورای امنیت و آلمان به مقام های مسئول ایرانی، روز چهارشنبه 7 ژوئن با آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان دیدارکرد.
    سولانا در این دیدار صدر اعظم آلمان را در جریان گفت وگوهای خود در تهران قرار داد.

    همچنين خاوير سولانا، يک روز پس از گفتگو با مقامات كشورمان بر سر از سرگيری مذاکرات اتمی اعلام کرد که باب مذاکرات تنها در صورتی به روی ايران گشوده خواهد شد که غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.

    تنها منبع معتبر آگاه از مفاد بسته پيشنهادي اروپا

    هنوز هيچ گزارش رسمی و تأييد شده ای در مورد محتوای اين امتيازها منتشر نشده و تنها منبع معتبری که از اين امتيازات سخن گفته، سعيد حسامی، مديرعامل هواپيمايی جمهوری اسلامی است.
    حسامی که برای شرکت در همايش ساليانه اتحاديه بين المللی حمل و نقل هوائی (ياتا) در فرانسه به سرمی برد طی گفتگو با خبرنگاران در پاريس گفته به صورت غيررسمی به او خبر داده شده که بخشی از امتيازات پيشنهادی به ايران، فروش هواپيماهای مسافربری ايرباس و قطعات يدکی هواپماهای مسافربری بوئينگ به ايران است.

    عباس امیر انتظام به دادگاه انقلاب احضار شد

    به نقل از "رادیو فردا"
    قدیمی ترین زندانی جمهوری اسلامی باید روز 22 خرداد در شعبه 6 دادگاه انقلاب تهران حاضر شود. عباس امیر انتظام که نخستین سخنگوی دولت پس از انقلاب. معاون نخست وزیر در دولت بازرگان بود به اتهام جاسوسی در سال نخست انقلاب زندانی شد و طول مدت زندان وی تقریبا با عمر حکومت اسلامی برابر است

     

    فعالان حقوق زن برای شرکت در تجمع روز 22 خرداد در میدان هفت تیر تهران از مردم ایران دعوت کردند

    به نقل از "رادیو فردا" 
    شماری از زنان و مردان ایرانی فعال حقوق زنان با صدور فراخوانی از همگان دعوت کردند، هفته آینده در تجمعی برای ابراز مطالبات به گفته آنان بر حق زنان شرکت کنند. این تجمع قرار است روز دوشنبه 22 خرداد ساعت پنج الی شش بعد از ظهر در میدان هفت تیر تهران برگزار شود. فریبا داوودی مهاجر از فعالان حقوق زن و امضاکنندگان فراخوان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: سال گذشته این گردهمایی خیلی پرشکوه برگزار شد، حدود 20 هزار نفر شرکت کردند و همانجا اعلام کرده بودیم تجمع کاملا صنفی و غیرسیاسی است و مطالبات زنان در این نشست پیگیری می شود، زیرا جامعه ایران جامعه ای است که با مطالبات جدیدی روبرو شده و ما نمی توانیم با قوانین قدیمی به این مطالبات پاسخ دهیم. خانم مهاجر می گوید: امسال هم در راستای گرامیداشت آن روز و هم پیگیری مطالبات زنان و استمرار آن مطالبات و اصرار بر آنها، یک بار دیگر فعالان جامعه زنان درخواست کردند از همه کسانی که نسبت به قوانین مربوطه حساس هستند، بیایند و در این گردهمایی مسالمت آمیز شرکت کنند.

     

    آيانقض حقوق بشرتوسط نيرو هاي امنيتي مورد تائيد جنابعالي است؟

    به نقل از "ایران ما"

    نامه سرگشاده دبيرکل سازمان ادوار تحکيم خطاب به رييس قوه قضاييه پيرامون تهديدات امنيتي اخير نسبت به سخنگوي اين سازمان -

    به گزارش ادوار نيوز در پي تهديدات امنيتي اخير نسبت به عبدالله مومني سخنگوي سازمان ، مهندس علي اكبر موسوي (خوئيني) دبيرکل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم وحدت)، دبيركل اين سازمان در نامه اي سرگشاده خطاب به رييس قوه قضاييه ضمن اعتراض به برخوردهاي خلاف قانون ، خواستار رسيدگي دستگاه قضايي به اينگونه تخلفات شد . متن كامل اين نامه سرگشاده به شرح ذيل است :

    جناب آقاي هاشمي شاهرودي
    رياست محترم قوه قضائيه جمهوري اسلامي ايران

    با سلام ؛

    احتراماً چنانچه مستحضريد سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم وحدت) درساليان قبل پروانه قانوني خود جهت فعاليتهاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي را از وزارت کشور دولت جمهوري اسلامي ايران دريافت نموده است و با توجه به اصول قانون اساسي ، قانون احزاب و آئين نامه هاي اجرايي آن که فعاليت تشکلها و احزاب را در چارچوب قانون اساسي آزاد دانسته به فعاليت مشغول بوده است . بنابراين هرگونه تحديد فعاليتهاي چنين تشکلهايي از مصاديق نقض قانون مي باشد. همچنين با توجه به آزادي فعاليت احزاب و گروه ها طبيعي است که به موجب قانون اساسي دولت جمهوري اسلامي ، دستگاهاي قضايي و امنيتي وظيفه صيانت و حفظ امنيت اين تشکلها و اعضاي آنها را بابت فعاليتهاي قانوني خود بعهده دارند.

    جناب آقاي هاشمي شاهرودي

    مع الاسف به طور نمونه مايلم يکي از موارد تهديدات امنيتي نسبت به اين سازمان راکه در سطح رسانه ها نيز انعکاس گسترده اي داشته است را جهت بررسي و دستور مقتضي از سوي جنابعالي بيان نمايم :

    متاسفانه روز چهارشنبه 10خردادماه جاري حوالي ساعت 30/9 دقيقه صبح آقاي عبدالله مومني سخنگوي اين سازمان در مسير منزل به دفتر مرکزي سازمان تحت تعقيب افرادي با لباس شخصي و مشخصات معلوم که مجهز به وسايل ارتباطي نيروهاي امنيتي بودند قرار گرفت (که اينجانب خود نيز شاهد حضور و استقرار چندين ساعته اين افراد در مقابل و اطراف دفتر مرکزي سازمان بودم ) و با کمال تاسف پس از گذشت حدود نيم ساعت افراد مذکور طي تماس تلفني با آقاي مومني ضمن تهديد ايشان اعلام نمودند که مقابل درب سازمان منتظر وي مي باشند ، پس از اين تهديد آشکار طي دو مرحله تماس با پليس 110 جهت بررسي و رسيدگي به اين عمل خلاف و ايجاد رعب از سوي نيروهاي امنيتي يا شبه امنيتي فوق الذکر افراد نيروي انتظامي در محل حاضر شدند که آنان نيز نتوانستند نسبت به تعيين تکليف افراد مذکور اقدام نمايند و نيرو هاي امنيتي لباس شخصي حاضر به ارائه هيچ مجوز قضائي و قانوني نگرديده و در محل مذکور ساعتها ماندند و آنجا را ترک نگفتند و متاسفانه مطلع شديم که اين ايذاء ، تهديد و ايجاد فضاي رعب در اطراف منزل آقاي مومني نيز در روزهاي گذشته ادامه يافته است. اکنون از جنابعالي به عنوان عالي ترين مقام قضائي کشور که چندي قبل بخشنامه جامع قانون حقوق شهروندي مصوب مجلس ششم را به قضات و ضابطين امنيتي و قضايي ابلاغ نموده ايد اين پرسش مطرح است که آيا انجام چنين اعمالي از سوي نيرو هاي امنيتي و نظامي مطابق قانون شهروندي مذکور است ؟

    آيا تعقيب ، تهديد و ارعاب شهروندان از مصاديق نقض حقوق شهروندي نيست ؟ اگر نيست پس ابلاغ چنين بخشنامه اي چه کارکردي داشته و جلوي کدام بي قانوني را گرفته است ؟
    جايگاه امنيت و حقوق شهروندي در ميان تحقير،تعقيب ، تهديد و ارعاب کجاست ؟
    اگر نقض حقوق بشر در کشور هاي غربي مورد اعتراض مسئولين محترم نظام جمهوري اسلامي است آيا نقض آشکار حقوق شهروندي توسط نيرو هاي امنيتي متکي به نظام حساسيت مسئولين محترم براي برخورد با چنين اعمال خلاف قانون و دفاع از حقوق شهروندان ايراني را بر نمي انگيزد ؟

    آيا اين اعمال مورد تائيد جنابعالي نيز قرار دارد ؟

    اگر نه از جنابعالي به عنوان رئيس محترم قوه قضائيه که در مقام اجراي عدالت و دفاع از حقوق ملت قرار داريد خواستاريم تا ضمن ريشه يابي و بررسي چنين اعمالي دستور برخورد مقتضي با آمران وعاملان اين تخلفات را صادر فرمائيد چرا که طبق اصل 10 قانون اساسي فعاليت احزاب و تشکل ها آزاد است و آقاي عبدالله مومني نيز در طول ماههاي اخير مسئوليت سخنگويي اين سازمان را به عهده داشته است و هر گونه اظهار نظر ايشان در طول اين ماهها در چارچوب فعاليت قانوني و تشکيلاتي ايشان بوده است .

    حال با توجه به برخوردهاي اخير ذکر شده اين سوال مطرح است که تا چه ميزان تعهد به تامين آزادي احزاب و تشکل های مصّرح در قانون اساسي براي مسئولين محترم وجود دارد ؟
    اميد است که اين قانون شکني ها مورد پيگيري و برخورد جنابعالی قرار گيرد .

    با سپاس و امتنان
    سيد علي اکبر موسوي (خوئيني)
    دبير كل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)

    + نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 6:49 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، گفته است که واکنش اوليه ايران به پيشنهادهای بين المللی گامی مثبت به نظر می رسد.

    سخنگوی کاخ سفيد نيز می گويد دولت آمريکا از اينکه ايران پيشنهادهای 1 + 5 را جدی گرفته دلگرم شده است.

    سخنگوی کاخ سفيد افزود که در عين حال ايران بايد فعاليتهای مربوط به غنی سازی اتمی را کنار بگذارد.

    تونی اسنو گفت: "اگر ايران حاضر باشد که که غنی سازی را متوقف کند ما میتوانيم از محتوای پيشنهادها آزادتر حرف بزنيم و ما اميدواريم که اينطور شود."

    اين اظهارات پس از ديدار خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، به منظور تسليم پيشنهادهای بين المللی برای حل بحران هسته ای ايران با مقامات جمهوری اسلامی صورت گرفت.

    روز سه شنبه، 6 ژوئن، آقای سولانا که به منظور ارايه پيشنهادهای پنج کشور عضو دايم شورای امنيت و آلمان - موسوم به گروه 1+ 5 - در تهران به سر می برد، پس از ملاقات با علی لاريجانی، دبير شورای امنيت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی در پشت درهای بسته، با منوچهر متکی، وزير خارجه نيز ديدار کرد.

    آقای لاريجانی در پی اين ملاقات با سازنده توصيف کردن گفتگوهای دو ساعته خود با هيات اروپايی گفت که طرحی که ارايه شده حاوی گام های مثبتی است اما ابهاماتی در آن وجود دارد که بايد مرتفع شود و افزود که جمهوری اسلامی پس از بررسی پيشنهادهای ارايه شده پاسخ خود را اعلام خواهد داشت.

    وی طرح ارايه شده را چارچوبی برای همکاری خواند و گفت که اراده اروپاييان برای حل اين بحران از طريق مذاکره گامی مثبت است.

    خبرنگار بی بی سی در تهران لحن سخنان آقای لاريجانی را مثبت و خوشبينانه توصيف کرده است.


    مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا شامگاه دوشنبه با استقبال سفيران روسيه، آلمان، بريتانيا و فرانسه وارد تهران شد.

    به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - وی در گفتگو با خبرنگاران گفت که اتحاديه اروپا می کوشد که مبنايی برای ايجاد روابط محکم بين کشورهای اتحاديه اروپا و ايران ايجاد کند.

    پيشتر، به نقل از همراهان آقای سولانا نقل شده بود که وی در اين ملاقات ها در صدد مذاکره و چانه زنی بر نخواهد آمد بلکه هدف اصلی وی ارايه و تشريح پيشنهادهای بين المللی به ايران است.

    امتيازاتی برای ايران

    محتوای پيشنهادهای گروه 1 + 5 که هفته گذشته در اجلاس وزيران خارجه اين کشورها در وين به تصويب رسيد هنوز انتشار نيافته است اما انتظار می رود شامل امتيازهايی برای ايران در مقابل تغييراتی در برنامه های هسته ای اين کشور به خصوص در زمينه تعليق غنی سازی اورانيوم باشد.

    برخی منابع از کمک خارجی به ايجاد رآکتورهای هسته ای صنعتی، تامين سوخت مورد نياز نيروگاه های اتمی، و امکانات تجاری به نفع ايران به عنوان پيشنهادهای ارايه شده نام برده اند.


    روزنامه آمريکايی نيويورک تايمز در شماره روز دوشنبه، 5 ژوئن، نوشت که در مجموعه پيشنهادهای ارايه شده به ايران، علاوه بر تضمين فروش هواپيماهای ارباس توسط کشورهای اروپايی، ايالات متحده قبول کرده است تا قطعات هواپيماهای مسافربری بوئينگ را نيز در اختيار ايران قرار دهد.

    برخی ناظران گفته اند که پيشنهادهای 1+5 حاوی اقداماتی عليه ايران در صورت رد اين طرح از سوی جمهوری اسلامی نيز هست.

    در نخستين واکنش يک مقام ارشد جمهوری اسلامی نسبت به ماموريت خاوير سولانا در تهران، منوچهر متکی، وزير خارجه ايران، گفته است که پيشنهادهای ارايه شده به دقت بررسی خواهد شد.

    به گزارش راديو دولتی ايران در روز سه شنبه، آقای متکی گفته است که جمهوری اسلامی پاسخ خود را در فرصتی که لازم است ارايه خواهد داد.

    آقای متکی گفته که موضع جمهوری اسلامی روشن است و افزوده که در صورتی که منافع جمهوری اسلامی محفوظ باشد، اين کشور ظرفيت آن را دارد تا اطمينان های لازم را در مورد صلح آميز بودن فعاليت های هسته ای خود بدهد.

    جمهوری اسلامی همواره بر صلح آميز بودن برنامه های هسته ای خود تاکيد ورزيده اما تا کنون از قبول خواست های مندرج در قطعنامه های اخير شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی و بيانيه شورای امنيت برای توقف غنی سازی اورانيوم خودداری ورزيده است

    در طرح پیشنهادی ارائه شده به جمهوری اسلامی، صحبتی از تضمین امنیتی آمریکا در میان نیست

    به نقل از "رادیو فردا"

    شان مککورمک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی گفت: آمریکا تاکنون درباره مذاکره با جمهوری اسلامی سخن گفته، اما برای انجام چنین مذاکراتی لازم است حکومت ایران ابتدا غنی سازی اورانیوم را کاملا متوقف کند، همانطور که هیات مدیره آژانس بین المللی انرژی اتمی خواسته است و همانطور که بیانیه ریاست دوره ای شورای امنیت سازمان ملل متحد می گوید. وی گفت: علت این که درباره جزئیات طرح پیشنهاد پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت و آلمان به ایران، مطلبی عنوان نمی کنیم، این است که می خواهیم قبل از آن که جمهوری اسلامی فرصت داشته باشد آن را مورد بررسی قرار دهد، بحث و گفتگویی در خارج عنوان نشود، زیرا این یک مساله حساس دیپلماتیک است. آقای مککورمک پاسخ صریحی درباره دادن ضرب الاجل به حکومت ایران برای پاسخ به پیشنهادات ارائه شده نداد و تنها گفت: این فرصتی است چند هفته ای. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت: در طرح پیشنهادی صحبتی از تضمین امنیتی آمریکا در میان نیست، اما اهمیت طرح را در موافقت چین و روسیه با آن دانست.

    گفت گوي الجزيره با "برژينسكي" درباره برنامه هسته‌اي ايران

    به نقل از "نو ندیش"

    شبكه تلويزيوني الجزيره قطر دوشنبه شب در گفت وگو با "برژينسكي" مشاور سابق امنيت ملي آمريكا (در زمان رياست جمهوري جيمي كارتر) و يكي از هواداران مذاكره مستقيم آمريكا با ايران به بررسي پرونده هسته‌اي ايران پرداخت.

    برژينسكي دراين گفت وگو به‌سوالاتي ازجمله تحرك اخير آمريكا مبني برقبول مذاكره باايران وانگيزه واشنگتن از اين كار واينكه آيااين اقدام تاكتيكي و يا راهبردي است، پاسخ داد.

    وي با اشاره به تصميم اخير آمريكا در زمينه اعلام آمادگي براي مذاكره باايران گفت: به اعتقاد من اين اقدام آمريكااقدامي به موقع، گامي كارساز و تلاشي جدي است و معتقد نيستم نيرنگي باشد كه ايراني‌ها را به سمت واكنش منفي سوق دهد.

    برژينسكي افزود: معتقد نيستم كه‌اقدام آمريكا به‌عنوان عاملي براي توجيه رويارويي شديدتر با ايران باشد و از اين رو اميدوارم پاسخ دولت ايران نيز جدي باشد.

    وي تصريح كرد: مصلحت دو كشور ايجاب مي‌كند كه با يكديگر مذاكره كنند.

    ايراني‌ها گفته‌اند كه قصد توليد سلاح اتمي ندارند و در صدد توليد آن نيستند و ما نيز در خصوص هدف آنان در توليد سلاح اتمي ترديد كرده‌ايم، زيرا اطلاعات كافي دراين‌باره نداريم و از اينرو ارتباط ميان اين دو ديدگاه با ايجاد شرايطي امكان پذير است تا هم ما اطمينان بيشتري بيابيم به اينكه ايران درصدد توليد سلاح اتمي نيست و ايران نيز مطمئن شود كه ما در صدد جلوگيري از دستيابي آنان به انرژي اتمي نيستيم.

    مشاور سابق امنيت ملي آمريكا درپاسخ به سوالي درباره غني‌سازي اورانيوم گفت: مشكل در مساله غني‌سازي اين است كه غني‌سازي اورانيوم يكي‌از گام‌هاي اصلي براي توليد سلاح اتمي است حتي اگر سلاح اتمي هدف غني‌سازي نباشد. از اينكه آيا عمليات غني‌سازي (در ايران) به توليد سلاح اتمي منجر مي‌شود يا نه اطلاعي ندارم واين متخصصان بايد به‌اين موضوع پاسخ بدهند، ولي به نظر مي‌رسد دستيابي به يك برنامه اتمي فراگير و مستقل براي مقاصد صلح آميز بدون دستيابي به توليد سلاح اتمي امكان پذير باشد.

    وي درپاسخ به سوالي درباره عقب نشيني آمريكايي‌ها در برابر موضع‌گيري رهبران ايران، گفت: طيفي در آمريكا هست كه مخالف هر گونه مذاكره با ايران است و براي آنان هيچ كمكي بهتر از اين نيست كه ايران مذاكره را رد كند.

    از اينرو به‌نفع هيچ كس نيست كه بگويد آمريكا عقب نشيني كرده‌است زيرا اين موضوع، استدلال مخالفان مذاكره با ايران را تقويت خواهد كرد. در ايران نيز گروهي مخالف هرگونه توافق باآمريكاست و چه بسا رويارويي را در راستاي منافع سياسي خود مي‌داند. بدين ترتيب بهتر است كه وارد اين جدال نشويم كه چه كسي اول عقب نشيني كرده‌است.

    برژيسنگي افزود: اگر در اين قضيه عقلانيت حاكم شود هم آمريكا وهم ايران پيروز هستند و عقلانيت، پيروزي را براي دو طرف محقق مي‌سازد.

    وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه آيا اين موضوع را تغير تاكتيكي يا تغيير راهبردي از سوي آمريكا مي‌دانيد، گفت: به نظر من اين موضوع بيش از يك تغيير تاكتيكي است و تغيير راهبردي تلقي مي‌شود.

    مشاورسابق كارتر افزود: من بارها ازاتخاذ چنين موضعي درآمريكا وهمچنين مذاكره با اروپا به ويژه با آلمان دفاع كرده‌ام و از اينرو بسيار خرسندم كه اين موضوع در نهايت مورد توجه قرار گرفت و من مي‌دانم كه اختلافاتي در باره چگونگي برخورد با اين مشكل هم در داخل دولت آمريكا وهم در داخل دولت ايران وجود دارد.

    برژينسكي درادامه اين گفت وگو تاكيد كرد: اگر اين موضع جديد آمريكا در باره مسائل هسته‌اي ايران به نتايج خوب وعادلانه‌اي منتهي شود، من هيچ مانعي را نمي‌بينم كه آن را به ترتيبات گسترده بين‌المللي تبديل كنيم. مساله فقط مربوط به مصر و سعودي نيست بلكه برزيل و حتي ژاپن هم مي‌توانند در اين مورد مطرح باشند هر چند كه ژاپن وارد مرحله پيشرفته‌اي در مساله هسته اي شده است و شايد زمان براي اتخاذ چنين موضعي گذشته باشد.

    وي اين سووال را مطرح كرد كه "چرا برنامه‌هاي هسته‌اي داراي اهداف صلح- آميز، جزئي از تفاهم گسترده نباشد البته با اين تضمين كه غني‌سازي به اهداف نظامي منجر نشود."
    "اكنون كاملا روشن است كه نقاط ابهام و ضعف در پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي وجود دارد و همين امر موجب ناكامي در زمينه رفع شبهات مربوط به حق غني‌سازي اورانيوم در چارچوب يك برنامه صلح آميز شده است".

    مشاور اسبق امنيت ملي آمريكا در پاسخ به پرسشي درباره امكان طرح مساله سلاح هسته‌اي اسرائيل در آينده گفت: معتقدم پس‌از حل مخاصمه اسرائيل وفلسطين و پس از شناسايي كامل اسرائيل در منطقه به عنوان يك كشور داراي موجوديت و حاكميت از سوي همه همسايگان مستقيم غيرمستقيم از جمله ايران ، آنگاه زمان مناسبي‌است تا اين امر مطرح شود.

    وي در توجيه و حمايت از وجود بيش از ‪ ۲۰۰‬بمب اتمي در فلسطين اشغالي گفت: باتوجه به اينكه اسرائيل ازسوي اكثريت كشورهاي منطقه به رسميت شناخته نشده است و برخي از اين كشورها آرزوي خود را براي محو اسرائيل از نقشه جغرافيايي پنهان نمي‌كنند، لذا بديهي است اسرائيلي‌ها مايل باشند چيزي را دراختيار بگيرند كه احساس امنيت بيشتري به‌آنها دهد، "زيرا آنان در وضعيت جغرافيايي بسيار ضعيفتري نسبت به هر يك از كشورهاي عربي منطقه البته به جز فلسطين قرار دارند."
    اين سياستمدار آمريكايي گفت: به هر حال در يك مقطع زماني و آنگاه كه همه با تعقل پيش بروند مي‌توان مذاكرات درباره خاورميانه به عنوان منطقه خالي از سلاح هسته‌اي را آغاز كرد.

    برژينسكي درباره امكان وجود ارتباط بين سفر ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي به واشنگتن و موضع‌گيري جديد آمريكا درقبال مذاكره با ايران گفت: ناظران امور منطقه به خوبي درك مي‌كنند كه تشديد خشونت در منطقه اصولا خردمندانه نيست وحمله نظامي به ايران به نفع هيچ يك از طرف ها نيست.

    وي افزود: ترديدي نيست كه اگر پيروزي در عراق به شكل عملي ونهايي پس از پايان عمليات نظامي گسترده آمريكا درماه مه سال ‪ ۲۰۰۳‬اتفاق افتاده بود ، يقينا موضع گروهي كه خواستار انجام عمليات نظامي در مسائلي همچون برنامه هسته‌اي ايران هستند تقويت مي‌شد.

    گزارش تحصن اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي پلي تکنيک تهران

    به نقل از "خبرنامه امیرکبیر"

    اعضاي شوراي مرکزي جديد انجمن اسلامي پلي تکنيک تهران، امروز ۱۶ خرداد ۸۵ در اعتراض به بازداشت ياشار قاجار (دبير انجمن اسلامي) و عابد توانچه ( عضو انجمن اسلامي) و همچنين برخوردهاي امنيتي اخير با فعالين دانشجويي در صحن دانشگاه دست به تحصن زدند.
    قريب به ۱۰ روز است، ياشار قاجار دبير انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک و عابد توانچه عضو اين انجمن، توسط گروه هاي نامعلوم و بدون ارائه حکم بازداشت و عدم ارائه هويت خود بازداشت شده اند. پس از گذشت يک هفته در تماس با خانواده ياشار قاجار ، حفاظت اطلاعات قوه قضائيه مسئوليت بازداشت ياشار قاجار را بر عهده گرفته است. با اين حال هنوز هيچ گروه و نهادي مسئوليت بازداشت عابد توانچه را نپذيرفته است .
    همچنين طي هفته گذشته، چندين بار گروه هايي با هويت نا معلوم به منزل برخي دانشجويان فعال در هفته هاي گذشته مراجعه کرده و به تهديد خانواده هاي دانشجويان پرداخته اند.
    گروه هاي موازي امنيتي و شبه نظامي پيش از اين نيز در اقداماتي مشابه بويژه در دانشگاه شهيد رجايي با تهديد خانواده دانشجويان تلاش کرده بودند تا از روشي غير قانوني و غير اخلاقي براي آرام نگاه داشتن فضاي دانشگاه استفاده نمايند. تکرار اين روشها موجبات نگراني شديد از ادامه برخوردهاي غير قانوني توسط گروه هاي موازي اطلاعات را موجب شده است.
    شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک، در اعتراض به اين نقض مکرر حقوق فعالين دانشجويي و بويژه برخوردهاي امنيتي اخير متحصن شد ه اند.

    در باب سخنان تعجب برانگيز خانم عبادی، اکبر عطری

    به نقل از "خبرنامه گویا"

    اين روزها سخنان خانم عبادی را می خوانم و تعجب می کنم. از اين رو موضع گيريهای ايشان در محافل و مجالس غربی را قابل نقد می دانم هر چند اين به معنی ناديده گرفتن زحمات و تلاشهای آن بزرگوار نيست.
    قبل از اينکه خانم عبادی برنده جايزه ی نوبل شود به عنوان يک قاضی زن در رزيم گذشته و معترض به نابرابری حقوق زن و مرد و وکيل مطرح بود اما بعد از گرفتن نوبل انتظار می رفت بجای وارد شدن به کشمکش های سياسی بين محافل اروپايی و امريکايی که هيچ نتيجه و دستاوردی برای حل معضلات جامعه ی ايران ندارد به مساله ی حقوق بشر و دموکراسی در ايران اهتمام بيشتری بورزد . اما بنظر می رسد که چنين انتظاری اشتباه بوده و ايشان به تدريج از اين امکان وموقعيت تاريخی به شکل شايسته استفاده نکردند در شرايطی که مساله ی هسته ای به دغدغه ی جهانی تبديل شده و دغدغه ی جمهوری اسلامی گرفتن تضمينهای امنيتی (بخوانيد عدم اعتراض به وضعيت حقوق بشر و آزادی در ايران) است بجای تلاش برای جايگزينی حقوق بشر و دموکراسی ، دنبال ائتلاف ضد جنگ بدون توجه به مشکلات حقوق بشری هستند که در اين شرايط خواسته جمهوری اسلامی ست و از سوی ديگر بر وقايع تلخ و تکان دهنده ميهن چشم بسته اند و در جايگاه تئوريسين و استراتژيست به اظهار نظر عليه دولت آمريکا مشغولند و عنقريب است که به جمع استشهاديون طرفدار ولايت بپيوندند. ايشان مسايل را بيشتر از منظر يک سرباز آماده جانفشانی می بينند که منتظر دستور فرمانده ما فوق است تا برنده نوبل و تلاشگر راه حقوق بشر و دموکراسی.
    البته من، شخصا مخالف شکل گيری جنگ بر عليه ايران هستم. ولی در خصوص نفس برخورد نظامی، نمی توان حکم کلی صادر کرد چرا که اتفاقات ربع قرن اخير نشان می دهد در مواردی دخالت نظامی ناگزير هست برای مثال آنچه که در بوسنی، سومالی و يا افغانستان رخ داد. اما اگر قرار هست ائتلافی شکل بگيرد بهتر هست برای الزام ديکتاتورها به رعايت حقوق بشر و دموکراسی باشد.
    نکته ی مهم ديگر اين است که همه ی مخالفين جنگ، طرفدار حقوق بشر، صلح و دموکراسی نيستند بلکه آن را ابزاری برای دفاع از استمرار شرايط ظالمانه موجود می بينند. بنابرين همراهی با آنها نمی تواند کمکی به صلح و حقوق بشر نمايد .
    در حالی که در چند ماه گذشته بخصوص روزهای اخير بيرحمی و خشونت نظام نسبت به مردم به اوج خود رسيده است . تلاش و پافشاری کارگران برای داشتن سنديکا منجر به سرکوب و اخراج آنها شده و رهبرشان در بازداشت بسر می برد . در اعتراضات هموطنانمان در آذزبايجان در برابر ظلم و تبعيض بخاطر سرکوب خشونت آميز سپاه و بسيج دهها تن کشته و صدها نفر زخمی و تعداد بيشماری بازداشت شدند که در شرايط بسيار وحشتناکی به سر می برند چرا خانم عبادی در مقابل اين حادثه درد ناک موضعگيری متنا سب با آن نمی کند؟از سوی ديگر در شرايطی فعاليتهای دانشجويی و زنان بشدت سرکوب و فعالين آنها راهی زندان می شوند .در بلوچستان مردم ستمديده و معترض به تبعيض را به بهانه ی برخورد با اشرار به خاک و خون می کشند، بانوی نوبليست ايران مشغول مخالفت با سياستهای آمريکاست و برای دفاع از سياستهای مساله دار جمهوری اسلامی ائتلاف تشکيل می دهد و عملا به يکی ديگر از سخنگوهای وزرات خارجه دولت احمدی نژاد و حافظ منافع چپاولگران اين ديار شده است و چشم بر جنايات داخل کشور فرو بسته است و در برابر سرکوب و کشتار مردم بيگناه آذربايجان و ناله های مادران ماتم زده سکوت کرده و هيچ اعتراضی نمی کند و اين هم از بد اقبالی اين مردم هست که چشمان تيز بين ايشان زندان گوانتاناما را می بيند اما از ديدن جنايات عليه مردم ايران عاجز هست.سرکوب کردها ، اعراب ، بلوچها ، ترکها ،زنان ، کارگران ، روشنفکران ، دانشجويان ، روزنامه نگاران و اقليتهای مذهبی در چشم ايشان به اندازه ی زندان گوانتاناما مهم نيست .ايشان شايسته است بدانند ، چراغی که بر خانه واجب هست بر مسجد حرام است. من هم مخالف نقض حقوق بشر توسط هر کسی و در هر جا هستم اما بايد توجه کنيم که آن افراد متهم به تروريسم هستند ممکن هست که تعدادی بيگناه هم در بينشان باشد مستحق تر از مردم ايران نيستند و مطمئنا کسانيکه شرايط زندانهای ايران را تجربه کردند شهادت خواهند داد که گوانتاناما بد تر از ايران نيست و مهمتر اينکه هزاران وکيل و صدها سازمان حقوق بشری پيگير مساله آنها هستند و حال اين تبديل شده به يک دکان برای امسال آقای خامنه ای و احمدی نژاد. و بهتر هست که خانم عبادی با آنها همراه نشود . اما در عوض در ايران ما با يک حاکميتی که متهم به نقض مستمر حقوق بشر و حمايت از تروريسم هست و نخبگان ، فعالين حقوق بشری و سياسی ، روزنامه نگاران ، دانشجويان و زنان را به بند می کشد ، روبرو هستيم
    آيا انصاف هست که خانم عبادی چشم بر اين مطلب ببندد و برای خشنودی و کسب وجهه بجای مطالبه حقوق ملت ايران، مثل واعظ ها حرفهايی را بر زبان جاری کند که خوشايند همراهان وی که از سوی پاره ای جريانات سياسی غربی سازماندهی می شوند، باشد؟ خانم عبادی دائما نظرات شخصی خودشان را از زبان مردم ايران جاری می سازند .ايشان کجا از ناحيه مردم ايران وکالت در يافت کرده اند؟ ايشان در چند مورد هم که وکالت زندانيان سياسی را بر عهده داشتند با اولين نهيب قاضی مرتضوی ميدان را خالی کرده اند. آيا بهتر نيست که خانم عبادی حداقل از زبان مردم ايران سخن نگويد؟ چرا که در فراخوان هايی که در داخل ايران دادند ميزان نمايندگی شان مشخص شده است.
    ايشان هر روز از جايگاهی حرف می زند که خود بهتر از هر کسی می داند که در چهار چوب دفاع از حقوق بشر و صلح نيست. يک روز ادعای سازگاری اسلام با حقوق بشر را می کنند. در حالی که تا قبل از دريافت جايزه نوبل ايشان از اين مسايل سخنی به ميان نمی آوردند و اساسا ايشان به عنوان فردی مذهبی و اسلام شناس در جامعه مطرح نبودند روز ديگر نظريه هانتينگتون را توطئه سرمايه داری و آمريکا معرفی می کنند و معترض دخالت امريکا برای فروپاشی شوروی ميشوند. گويا فراموش کرده که اين توجه برای تقويت حقوق بشر و دموکراسی در ايران بوده و ايشان از اين فرصت برای تقويت آن بايد استفاده کند.
    آيا تا الآن کسی پرسيده است که چرا خانم عبادی در محافل دانشگاهی ايران ظاهر نمی شود؟ چرا در ايران به حرفهای ايشان کسی وقعی نمی نهد؟ عمده ی وقت ايشان در تورهای با مقاصد خاص ضد آمريکايی سپری شده است.
    خانم عبادی بجای تاکيد بر رعايت حقوق بشر و استقرار دمکراسی در ايران از موضع استشهاديون سخن می گويد و غافل از اينکه اين "جمهوری اسلامی" است که کشور را در آستانه ی جنگ قرار داده است و اين طبيعی ست که دنيا نگران مساله هسته ای ايران باشد.
    ايشان می فرمايند که: "ما ايرانی هستيم و به هيچ وجه اجازه نخواهيم داد پای يک سرباز امريکايی به خاک کشورمان برسد..." يا اينکه تا آخرين قطره ی خون دفاع خواهند کرد يا اينکه بر صلح آميز بودن برنامه ی هسته ای ايران پافشاری می کند.
    خانم عبادی بنظر می رسد از حمله نظامی هم مانند اسلام شناسی و نظری تئوری پردازيشان شناخت واقع ندارند چرا که اولا قرار نيست که پای هيچ سربازی به ايران برسد که ايشان اجازه ندهند پای آنان به ايران برسد يا نرسد. در جنگ های جديد ابتدا يورش های گسترده هوايی صورت می گيرد و سربازان هنگامی وارد می شوند که مقاومتها در اثر حملات هوايی از بين رفته است .دوما می بينيم که غير از کشورهای دوست و برادر روسيه و چين و ونزوئلا ، همه مخالف ماجراجويی جمهوری اسلامی هستند و بر تعليق غنی سازی توسط ايران پافشاری می کنند بنابراين به لحاظ منطقی ايشان بايد از آقای خامنه ای بخواهد که کشور را گرفتار جنگ و تحريم نکند و دست از ماجراجويی و لجاجت بر دارد و به قوانين بين المللی احترام بگذارد و دغدغه ی جهانی را بر طرف کند و قوانين غير انسانی را تغيير دهد و اداره ی کشور را به منتخبان مردم بسپارد .
    سوما به ايشان نمايندگی مردم ايران را نداده اند که از موضع مردم ايران صحبت می کنند و شايسته است که ايشان نظراتشان را از موضع ديدگاه فردی خودشان بيان کنند .
    چهارم اينکه اگر ايشان بنا دارد جان خود را فدا کند بهتر هست آن را فدای حقوق بشر و دموکراسی و رفع تبعيض در ايران کند و با يک تهديد پرونده های موکلين سياسی را رها نسازد.
    پنجم تا آنجا که معلوم شده هيچکدام از دولتمردان اصلاح طلب حتی خاتمی از برنامه ی هسته ای ايران اطلاع کامل نداشت من نمی دانم ايشان از کحا به اين اطلاعات مهم دست يافته اند و ماهيت برنامه های هسته ای حاکميت را صلح آميز می دانند؟
    ايشان باز از موضع مردم ايران می گويند: "مردم ايران ممکن است نارضايتی‌هايی از دولت داشته باشند، ولی هرگز اجازه دخالت خارجيان را در امور داخلی خود نمی‌دهند."
    "امريکا ادعا می کند اگر ايران به فناوری اتمی دست يابد، به دليل ساختار غير دموکراتيک، منطقه را ناامن می کند حال آن که در همسايگی ايران کشور پاکستان با ساختار حکومتی غير دموکراتيک و حاکميت نظاميان به بمب اتمی مجهز شده و واشنگتن چنين مسايلی را در باره آن مطرح نمی کند."
    اينها سخنان آقای خامنه ای يا احمدی نژاد نيست اين حرف خانم شيرين عباديست.
    من هر چه تامل کردم رابطه ی اين حرفها و مشکل حقوق بشر و دموکراسی در ايران را نيافتم. آيا بهتر نيست خانم عبادی در اين زمينه هايی اظهار نظر نکنند که برای مردم ايران هزينه داشته باشد؟ آيا شکاف گسترده حکومت – مردم را می توان به نارضايتی احتمالی تقليل داد؟

    آيا بهتر نيست که ايشان در خصوص سرانجام نا فرجام پرونده هايی که وکالتش را کرده اند اظهار نظر کنند وبگويند که قاتلين مجيد شريف ، مختاری ، سعيدی سيرجانی ، فروهرها ... چه کسانی بودند و با دستور چه کسی دست به اين جنايت زدند ؟ و چرا وکيل اين پرونده هنوز در زندان هست چرا در پرونده ی زهرا کاظمی عدالت اجرا نشد چرا دختران زير ۱۸ سال اعدام می شوند؟ سرانحام پرونده ی قتلهای زنجيره ای زنان در کرمان و مشهد چی شد؟ چرا مخالفين سياسی اعدام و يا زندانی می شوند؟ چرا انسانها درجه بندی می شوند؟ چرا قلمها شکسته می شوند؟ چرا صاحبان قلمها زندانی می شوند؟ چرا تجمعات و راهپيمايی مسالمت آميز به خشونت کشيده می شود؟
    بهتر است خانم عبادی که حال يک وطن پرست استشهادی شده اند به تاريخ مراجعه کنند و ببيند کشوری که بخش عمده ی ايران را جدا کرده روسيه هست اگر قرار بر بدبينی است .وضعيت روسيه از همه خراب تر است . برای ياد آوری هم که شده ، شايد بد نباشد خانم عبادی بداند که اين حرفها تاثيری بر بهبود ی وضعيت حقوق بشر در ايران نخواهد کرد و فقط به استمرار شرايط کنونی کمک خواهد کرد که قربه الی الله استشهاديون است!

    اکبر عطری

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 7:23 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

     

    به ایران بازخواهم گشت و نظرات انتقادی خودم را در همه زمینه ها همچنان ابراز خواهم کرد

    به نقل از "رادیو فردا"

    گنجی در مسکو

     اکبر گنجی امروز سه شنبه در کنفرانس خبری خود در مسکو گفت: قصد دارد به نبرد خود برای دموکراسی و حقوق بشر ادامه دهد، گرچه ممکن است در این راه مجددا روانه زندان شود. او افزود: درباره زندان خودم نکته چندانی ندارم بگویم، زیرا در ایران به افراد دیگری بسیار بیشتر ازمن ظلم شده. اکبر گنجی روزنامه نگار برجسته در کنفرانس خبری خود در پاسخ به پرسشی درباره مساله هسته ای ایران گفت: متاسفانه در ایران امروز اجازه نمی دهند در مطبوعات هیچ صدای مخالفی در این زمینه ها منتشر شود، اما بسیاری از روشنفکران و روزنامه نگاران و دانشگاهیان با سیاست های دولت در این زمینه مخالف هستند. آقای گنجی گفت: ما با دولت ایران مخالف هستیم، با آن مبارزه می کنیم، اما این کار را خودمان خواهیم کرد؛ آن چیزی که ما احتیاج داریم حمایت معنوی نهادهای مدنی است در سراسر جهان. برنده جایزه امسال قلم طلایی انجمن جهانی روزنامه ها گفت: دموکراسی نمی تواند در ایران به زور تحمیل شود.

    اکبر گنجی برای اولین بار پس از شش سال در خارج از ایران توانست حرف های خود را به گوش جهانیان برساند. این روزنامه نگار منتقد حکومت که به تازگی از سالها زندان و حبس انفرانی آزاد شده، برای دریافت جایزه موسوم به قلم طلایی به مسکو پایتخت روسیه سفر کرد و در آنجا کنفرانسی خبری را برگزار کرد.

    گلناز اسفندیاری (رادیو فردا): اکبر گنجی امروز سه شنبه در کنفرانس خبری خود در مسکو گفت: قصد دارد به نبرد خود برای دموکراسی و حقوق بشر ادامه دهد، گرچه ممکن است در این راه مجددا روانه زندان شود.

    صدای اکبر گنجی: من به ایران بازخواهم گشت، من نظرات انتقادی خودم را در همه زمینه ها همچنان ابراز خواهم کرد.

    گ . ا: گنجی که شش سال را به خاطر نوشته های انتقادی خود در زندان گذراند، امروز گفت: سایر کسانی که در ایران در راه آزادی و دموکراسی تلاش می کنند، با شرایط دشوارتری از وی مواجه بوده اند.

    صدای اکبر گنجی: درباره زندان خودم نکته چندانی ندارم بگویم. دلیل آن هم این است که در ایران به افراد دیگری بسیار بیشتر ازمن ظلم شده. افرادی به صورت سازماندهی شده کشته شدند، روشنفکران ما. برخی افراد در زندان ها به قتل رسیدند. دوست عزیزم آقای حجاریان ترور شد و الان فلج است. چند میلیون ایرانی مجبور به مهاجرت شدند و در کشورهای اروپایی و آمریکا زندگی می کنند. فکر می کنم آنها بیشتر از من هزینه دادند.

    گ . ا: اکبر گنجی روزنامه نگار برجسته در کنفرانس خبری خود در پاسخ به پرسشی درباره مساله هسته ای ایران گفت: وظیفه تمامی روشنفکران مبارزه علیه نظامی شدن جهان است، هرچند که به گفته او چنین چیزی ممکن است هدفی دوردست به نظر آید.

    صدای اکبر گنجی: روشنفکران و روزنامه نگاران و مردم ایران باید حق داشته باشند نظرات مخالف خودشان را درباره پروژه هسته ای دولت ایران اعلام کنند. متاسفانه در ایران امروز اجازه نمی دهند در مطبوعات هیچ صدای مخالفی در این زمینه ها منتشر شود. گویی در ایران در این زمینه یک صدا هست و همان صدایی است که دولت می گوید. اما اینطور نیست. بسیاری از روشنفکران و روزنامه نگاران و دانشگاهیان با سیاست های دولت در این زمینه مخالف هستند.

    گ . ا: اکبر گنجی در ادامه گفت: اوضاع حقوق بشر در ایران در ماه های گذشته بدتر شده است. وی به بازداشت فعالان دانشجویی و فشار بر اساتید دانشگاه اشاره کرد و همچنین گفت: بسیاری از کتابهایی که قبلا در ایران منتشر می شد، دیگر اجازه انتشار نیافته است. با این حال آقای گنجی از فشارهای خارجی بر ایران انتقاد کرد.

    صدای اکبر گنجی: در هر شرایطی ما باید از کشورمان دفاع کنیم. من مخالف حکومت ایران و سیاستهایش هستم. این یک مساله است، مساله دیگر این است که من خواهان نابودی کشورم باشم. اگر یک رویارویی شبیه عراق در کشور من روی بدهد، می تواند منجر به نابودی کشور من شود. هیچ ایرانی چنین درخواستی ندارد و نمی تواند داشته باشد. ما با دولت ایران مخالف هستیم، با آن مبارزه می کنیم، اما این کار را خودمان خواهیم کرد. آن چیزی که ما احتیاج داریم حمایت معنوی نهادهای مدنی است در سراسر جهان.

    گ . ا: اکبر گنجی برنده جایزه امسال قلم طلایی انجمن جهانی روزنامه ها گفت: دموکراسی نمی تواند در ایران به زور تحمیل شود.

    صدای اکبر گنجی: دموکراسی را در ایران باید ایجاد کرد. از خارج نمی شود به ایران دموکراسی تحمیل کرد. ما باید خودمان بکوشیم، مبارزه کنیم تا نظام و کشورمان را دموکراتیک کنیم.

     

    اطلاعات مجاز براى سازمانهاى جاسوسى غربى، براى ملت ايران غيرمجاز است

    به نقل از "دویچه وله"

    بسيارى از روشنفكران و نيروهاى معترض در ايران بارها تاكيد كرده‌اند كه عملا اجازه اظهارنظر در مورد برنامه اتمى را ندارند و حكومت ايران در اين خصوص، به اشكال مختلف بر رسانه‌ها و نوع اطلاع‌رسانى كنترل كامل دارد.

    اكبر گنجى نويسنده و روزنامه‌نگار سرشناس، در مقاله مفصلى كه آن را در جريان دريافت جايزه «قلم طلايى» در مسكو ارائه نمود، از جمله نوع رويكرد جمهورى اسلامى به برنامه هسته‌اى را جلوه‌اى از فقدان دمكراسى در ايران ارزيابى كرد. در همين زمينه، و نيز در رابطه با ميزان توفيق حكومت ايران در همراه كردن مردم با خود براى دفاع از برنامه هسته‌اى، اكبر گنجى ساعاتى پس از كنفرانس مطبوعاتى خود در مسكو، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

    مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

    آقای گنجی شما در بخشی از مقاله‌ مفصلی که در اجلاس «انجمن جهانی روزنامه‌نگاران» ارائه کردید زیر عنوان «دمکراسی گفت‌وگویی ­استدلالی» از منظری کاملا متفاوت با بحث‌های روز به برنامه‌ هسته‌ای ایران پرداخته‌اید. شما برنامه هسته‌ای ایران را مثالی برای رفتار غیردمکراتیک حکومت ایران خوانده‌اید. ممکن است خلاصه نظرتان را درباره‌ی ارتباط نوع رویکرد جمهوری اسلامی به مسئله اتمی با فقدان دمکراسی در ایران توضیح بدهید؟

    اکبر گنجی: ببینید، یکی از جنبه‌های دمکراسی شفافیت، علنیت و آشکاری هست. تمام تصمیات باید در عرصه عمومی بصورت شفاف و روشن در حضور شهروندان اتخاذ بشود. هر کسی هر نظری و هر ایده‌ای دارد آزادانه مطرح بکند، همه نظرات نقد بشوند، رفته رفته در این فضا یک اجماعی می‌تواند شکل بگیرد. در غیراینصورت این غیردمکراتیک است. من دو مثال زدم، یکی جنگ ایران و عراق بود که هنوز ما اجازه نداریم راجع به آن گفت‌وگوی انتقادی داشته باشیم و یکی هم مسئله‌ هسته‌ای بود. مسئله‌ای هسته‌ای خود آقایان می‌گویند که از زمان مهندس موسوی این پروژه شروع شده، یعنی حدود ۲۰ سالی می‌شود. خوب، من می‌گویم پس یک پروژه‌ی کاملا محرمانه و دور از نظر مردم انجام شده و بعد غربی‌ها آمدند و افشا کرده‌اند و یک چیزهایی بوده که رفته رفته دارد بعضی نکات آن آشکار می‌شود. بعد جمهوری اسلامی می‌گوید این مسئله‌ی ملی است. خوب، ما می‌گوییم اگر مسئله‌ی ملی‌ست، چه جوری ۲۰ سال کاملا از ملت پنهان شده و هیچ اطلاعی راجع به آن نداشتند. حالا، مهم نیست. کاری‌ست که شده، اما الان چی؟ این چه جور مسئله‌ی ملی‌ست که ما (مردم) راجع به آن اطلاع چندانی نداریم و اگر اطلاعی هم در این رابطه به دست ملت ایران می‌رسد از طریق غربی‌هاست. یعنی اینها دائما یک چیزهایی می‌گویند و ما هم می‌شنویم و بارها مسئولین جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند که ما حدود ۲۰۰۰صفحه مدرک و اسناد در اینمورد داده‌ایم به آژانس. اینها با دروبین‌هایشان با امکاناتشان دائما این مراکز تحت نظر دارند و همه‌ی اطلاعات را آنها دارند. آژانس هم که یک چیز انتزاعی نیست، آژانس یعنی آمریکا، روسیه، فرانسه، انگلیس و همه‌ی این کشورها. یعنی همه‌ی اینها این اطلاعات را می‌گیرند و در درجه اول هم می‌روند در سازمانهای جاسوسی‌شان راجع به آن بحث می‌کنند، گفتگو می‌کنند، تجزیه و تحلیل می‌کنند. خوب، اگر ذره‌ای از همین اطلاعات را یک ایرانی داشته باشد، به طریقى به دست بیاورد، جاسوسی محسوب می‌شود. یعنی اطلاعاتی را که سازمانهای جاسوسی غربی مجازند داشته باشند، برای ملت ایران غیرمجاز است. این از جنبه‌ اطلاع رسانی‌اش است.

    جنبه‌ی بعدی‌اش این است که ما باید بتوانیم راجع به این گفت‌وگو کنیم، در عرصه‌ی عمومی حرف بزنیم. دولت طوری با این مسئله برخورد می‌کند که انگار از ایران یک صدای واحد در اینمورد می‌آید. مطلقا اینجوری نیست. اصلا امکان ندارد و چنین چیزی محال است. من با بسیاری از روشنفکران، دگراندیشان، روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان ارتباط دارم و می‌دانم که بسیاری از روشنفکران مخالف این هستند، ولی امکان بیان نظراتشان را ندارند. به مطبوعات دستور داده شده که در اینمورد هیچ چیزی حق ندارند بنویسند، مگر سیاستهای دولت. در خصوص خود مردم از این هم جالب‌تر است. مردم عادی الان کارشان شده، می‌دانید که، الان بیشترین چیزها همین «اس.ام. اس» است که از طریق موبایل می‌زنند و همه به همدیگر پیغام می‌دهند و بیشترین جوک الان شده مسئله هسته‌ای. در همه‌جا همه جوک می‌سازند و مسخره می‌کنند و طنز می‌سازند. موقعی که شما اجازه نمی‌دهید راجع به یک موضوع و مسئله‌ای بحث جدی انتقادی صورت بگیرد و شهروندان نظرشان را بدهند و در اینمورد اعلام بکنند، این تبدیل به جوک شده. مثلا، نمی‌دانم، «كيك هسته‌ای، ۲۰۰ تومان بسته‌ای». دیگر از اینجا بگیر تا بقیه... خوب، آخر اینکه نمی‌شود. این چه شرایطی‌ست که ما مهیا کرده‌ایم. این هم یک نکته.

    اگر گفته بشود که این مسئله هسته‌ای حق اسراییل هست، حق روسیه هست، حق هند هست، حق پاکستان هست، حق ایران هم هست، نمی‌توانیم بگوییم حق دیگران هست، اما حق ایران نیست. من معتقدم که حق ایران دمکراتیک هم هست. نمی‌توانیم بگوییم یک ایران دمکراتیک چنین حقی ندارد. حق یک حکومت دیکتاتور نیست، چون حکومت دیکتاتور، حکومت اقتدارگرا پنهانکار است، مسئولیت‌ناپذیر است، پنهان از مردم کارها را انجام می‌دهد و پاسخگو نیست. و این می‌تواند هم برای مردم ایران و هم برای جهان بسیار خطرناک باشد. ممکن است یک تصمیات خطرناکی اتخاذ بشود که به نابودی بسیاری از مردم کشیده بشود. اما یک ایران دمکراتیک حق‌اش هست.

    من اما از این یک گام بیشتر می‌گذارم. من می‌گویم، اگر ما نیاز به یک جهان صلح‌آمیز داریم که داریم، اگر نیاز به یک زندگی مسالمت‌آمیز داریم که داریم، این زندگی مسالمت‌آمیز، این صلح پایدار عمومی نیاز به سلاح اتمی، به سلاحهای هسته‌ای ندارد. لذا باید شعار ما شعار خلع سلاح عمومی باشد. از ایران باید صدای صلح، صدای دوستی شنیده بشود. صدای خلع سلاح عمومی شنیده بشود. بجای اینکه ما تاکید بکنیم بر اینکه ما باید چنین چیزی داشته باشیم، باید تاکیدمان را براین بگذاریم که اسراییل، هند، پاکستان، روسیه، چین، آمریکا، همه‌ی اینها خلع سلاح عمومی بشوند و اصلا این جهان را از هسته‌اى شدن دربیاوریم.

    یک جنبه‌ مهمتری كه این قضیه دارد، صلح ما با طبیعت است. ما با طبیعت اصلا باید آشتی بکنیم. طبیعت مادر ماست. چرا اینقدر ما این طبیعت را می‌زنیم و تخریب‌اش می‌کنیم. اگر می‌خواهیم با طبیعت صلح بکنیم، از این راه هم برویم جلو، باز ما به خلع سلاح می‌رسیم و به نابودی سلاحهای اتمی، میکروبی، شیمیایی. از جنبه برخورد انسانی با طبیعت هم اگر باشد، برخورد صلح‌آمیز با طبیعت هم اگر باشد، ما مجبور به خلع سلاح هستیم. مجبور هستیم که این سلاحها را از بین ببریم. لذا، همه‌ی کشورها باید خلع سلاح بشوند.

    یک جنبه دیگر این است که ما با دولت ایران و سیاست‌هایش مخالفیم. ما با سیاست‌های دولت ایران در زمینه آزادی، دمکراسی و حقوق بشر مخالفیم. اما مخالفت با دولت و سیاستهای دولت یک مسئله است، و حمایت از سیاست‌هایی که به نابودی ایران کشیده می‌شود یک مسئله‌ی دیگر. ما بهیچوجه حاضر نیستیم کشور ما وارد جنگی با دیگران بشود، یا جنگی برما تحمیل بشود که آن جنگ منجر به نابودی ایران بشود. ما می‌خواهیم یک ایران آباد، آزاد، دمکراتیک و توسعه‌یافته داشته باشیم. اگر خدای نکرده ما وارد جنگی شبیه عراق و افغانستان بشویم،‌ یا حتا از راه دور بخواهند مراکز حساس کشور ما را چه با موشک‌های بالستیک بزنند یا از زیردریایی‌ها بزنند و یا با هواپیما بزنند و کشور ما را نابود کنند،‌ هیچ ایرانی آزاده و دمکراتی خواستار چنین چیزی نیست و با چنین چیزی مخالفت و مبارزه خواهد کرد. اگر قرار است ایران دمکراتیک بشود و آزاد بشود که باید بشود، ما باید اینکار را بکنیم، ما باید به سوی آن گام برداریم، ما باید کوشش بکنیم که ایران دمکراتیک بشود، نه اینکه دیگران بیایند برای ما چنین کاری بکنند.

    آقای گنجی شما اشاره کردید به مخالفت اکثر روشنفکران و نخبگان ایران با سیاستهای حکومت در رابطه با برنامه هسته‌ای. پرسش من این است: طبق اطلاعات شما مخالفت روشنفکران آیا با برنامه هسته‌ای به‌مثابه اولویتی‌ست که حکومت مطرح می‌کند یا آنها فقط با سیاستهای هسته‌ای حکومت مخالف‌اند؟

    اکبر گنجی: من مطلع هستم که دوستان مختلف نامه‌های خصوصی نوشته‌اند، نامه‌های محرمانه نوشته‌اند و اعلام خطر کرده‌‌اند. بسیاری از دوستان ما در جلسات این نظرات را می‌گویند و همه نگران هستند. بعضی از افراد نگران تجزیه ایران هستند، بعضی از افراد نگران نابودی ایران هستند، منتها امکان بیان این نظرات در مطبوعات ایران، در رسانه‌های ایران وجود ندارد. دولت کاملا فضا را مسدود کرده و این بسیار خطرناک است.

    آیا فکر نمی‌کنید که تبلیغات حکومت ایران در رابطه با برنامه هسته‌ای مبنی بر اینکه برنامه هسته‌ای حلال همه یا بسیاری از مشکلات است و یک پروژه‌ی ملی مثل ملی‌شدن صنعت نفت است، توانسته باشد اکثریت مردم ایران را با خودش همراه بکند؟

    اکبر گنجی: ببینید، اولا این ایدئولوژی به تعبیر ماركس که همان «شعور كاذب» است، دولت در این زمینه کاملا کار ایدئولوژیک می‌کند. یکجوری بحث می‌کند که گویی این مسئله هسته‌ای تمام مشکلات پزشکی، بهداشتی، اقتصادی همه چیز ما را حل می‌کند. نکته‌ای بگویم که به نظرم نکته‌ طنز و تلخی‌ست. یعنی این واقعیت دارد، ولی طنزآمیز هم هست. شما در دوره کمونیسم روسیه، در دوره استالین اصلا یکجوری تبلیغ می‌کردند که انگار هر روز یک علم جدید کشف می‌کردند. با اين قبيل تبلیغات شعور کاذب به مردم می‌دادند. من خودم در همین ماههای اخیر دیده‌ام. تلویزیون هر روز از کشفیات جدید می‌گوید. هر روز دانشمندان ایرانی دارند کشف می‌کنند. چیزهای بسیار مختلف. اینهمه کشفیات در پناه همین بحث هسته‌ای. خوب معلوم است که اینها دروغ است. یعنی اصلا امکان ندارد. خوب اینها کجاست، اینهمه کشفیات؟ در هیچ جای عالم چنین چیزی امکان ندارد. مثلا در جوامع پیشرفته که به لحاظ توسعه انسانی، به لحاظ رشد علمی بسیار از ما جلوترند، اینقدر هرروز کشفیات اعلام نمی‌کنند که سیمای جمهوری اسلامی هر روز کشفیات اعلام می‌کند در اخبار مختلف خودش و همه هم یکجوری متصل می‌شود به این بحث هسته‌ای. خوب این معلوم است که دروغ است. و با «شعور کاذب» با ایدئولوژی می‌خواهند مردم را پشت چیزی جمع بکنند. اگر هم موفق بشوند که نشده‌اند، این با یک اطلاع رسانی دقیق به هرحال یکجوری معلوم می‌شود که این حرفها دروغ بوده و آنموقع دیگر همه چیز می‌رود روی هوا. شما هرجا بنشینید،‌ همه دارند جوک می‌گویند. آخر اگر این مسئله اینقدر ملی‌ست که همه راجع به آن همانطوری فکر می کنند که دولت فکر می‌کند و اینقدر مسئله‌ی جدی‌ای هست، چرا اینهمه راجع به آن جوک ساخته‌ می‌شود؟ چرا اینقدر طنز گفته می‌شود و همه مطلب را مسخره می‌کنند؟  

    پس بنابراین، کوتاه اگر بخواهید بگویید، به نظر شما تبلیغات ایدئولوژیکی که از آن نام می‌برید،‌ موفق نبوده؟

    اکبر گنجی: هم این تبلیغات اطلاعات دروغ است که به مردم می‌دهند و هم موفق نبوده.

    شما جمله‌ای را نوشته‌اید که من آن را بعنوان پرسش از خود شما مطرح می‌کنم: «اگر میلیاردها دلاری که طی دو دهه‌ی گذشته صرف این پروژه بکلی سری شد، صرف زیرساختارهای ملی می‌گردید، اینک جامعه ایران در چه وضعی قرار داشت»؟

    اکبر گنجی: بله! بسیار می‌توانست به توسعه ایران کمک بکند،‌ ولی اگر همان پول دست افراد دانا و متفکر می‌افتاد. وگرنه فرض کنید می‌گویند، ما بعد از انقلاب ۸۰۰ـ ۷۰۰ میلیارد شاید هم بیشتر فقط  نفت فروخته‌ایم. چی شده این پولها؟ خوب یک آدمهایی که کاردان نباشند و عقلانی نیندیشند تمام این پولها را از بین بردند و دوباره اگر بازهم پول بیشتری باشد و دست افراد دیگری هم بیفتد نابودش می‌کنند. شما می‌بینید که کشورهای دیگر با بسیار بودجه کمتر از این توانسته‌اند بسیار پیشرفت بکنند و توسعه پیدا بکنند،‌ ولی ما دائما این نفت مفت و بادآورده را هزینه‌اش کرده‌ایم و ریختیم توی توالتها و از بین بردیمش. و این نفت بجای اینکه عامل توسعه و دمکراسی باشد، دارد بصورت ضد دمکراتیک و ضد توسعه عمل می‌کند.

    یک پرسش کلی آقای گنجی. شما نوشته‌اید «سکوت در مقابل رذیلت به معنای همکاری با رذیلت و اقدام به شرارت است»‌. آیا شما با این جمله روشنفکران و نخبگان ایران و بخصوص کسانی را که زمانی در حکومت بوده‌اند، به شکستن سکوت با وجود خطرات و هزینه‌های بسیار سنگین و جدی دعوت می‌کنید؟

    اکبر گنجی: بله! هر کسی که در مقابل ظلم، در مقابل بی‌عدالتی، در مقابل جنایت سکوت می‌کند، به همان میزان در آن جنایت و در آن ظلم شریک است. اینکه می‌گویم شریک است،‌ بحث قانونی نیست که بشود گلوی کسی را گرفت و به دادگاه برد. بحث اخلاقی‌ست. بحث رسالت اخلاقی‌ست و مسئولیت اخلاقی‌ست که هر انسانی دارد و از آن نظر که انسان است باید در مقابل اینگونه فجایع بایستد و سکوت نکند. این ابعاد اخلاقی قضیه است که ما باید اعتراض کنیم، باید همیشه از حقوق دیگران دفاع کنیم. اما به لحاظ سیاسی هم می‌شود از این دفاع کرد. به لحاظ سیاسی هم این است که اگر امروز بنده در برابر حقوقی که از دیگری تضییع می‌شود سکوت بکنم، فردا حقوق خودم تضییع می‌شود. اگر امروز در مقابل ظلم و جنایت که نسبت به دیگران می‌شود من سکوت کنم،‌ فردا همان ظلم و جنایت نسبت به خود من اعمال خواهد شد. پس لذا،‌ چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اخلاقی ما موظفیم که سکوت را کنار بگذاریم، حرف بزنیم، مقاومت بکنیم. برای آزادی، برای دمکراسی و برای حقوق بشر مبارزه بکنیم.

    ۲۲ خرداد: تجمع مسالمت‎آميز زنان در اعتراض به قوانين زن ستيز، فراخوان ۴۱۵ نفره

    به نقل از "خبرنامه گویا"

    از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طی ۱۰۰ سال گذشته، تلاش زنان ايرانی همواره متوجه دستيابی به حقوق برابر و انسانی بوده است. اما با وجود تمامی اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدنی و جزايی، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست های قانونی بسياری را بر زندگی زنان جامعه ايرانی تحميل کرده است.
    ما زنان در ۲۲ خرداد سال گذشته يک دل و يک صدا اعتراض خود را به کليه قوانينی که حقوق زنان را نقض کرده ابراز داشتيم اما مطالبات بر حق ما همچنان بی پاسخ مانده است. بدين سبب امسال نيز در پيگيری قطعنامه ۲۲ خرداد سال گذشته دوباره گرد هم خواهيم آمد و خواسته های مشخص خود را از جمله منع چندهمسری، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفری دختران به ۱۸ سال، حق شهادت و ديه برابر، و لغو قانون قراردادهای موقت کار و ديگر قوانين تبعيض‎آميز اعلام خواهيم کرد.
    از اين رو از همه شهروندانی که به نقض حقوق زنان در قوانين موجود اعتراض دارند می خواهيم به گردهم آيی که به اين منظور در روز دوشنبه ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۵ (ساعت ۵ الی ۶ بعدازظهر در ميدان هفت‎تير) برگزار می‎شود بپيوندند.

    سانسور بي پرده

     شهرام رفيع زاده

    به نقل از "روز آنلاین" 

    سانسور بي پرده

    در روزهاي اخير اداره کتاب وزارت ارشاد از دادن مجوز انتشار به آثار صادق هدايت خودداري کرد. پيش از اين نيز به دستور مستقيم حسين صفار هرندي، وزير ارشاد چند عنوان کتاب که در دوره احمد مسجد جامعي مجوز انتشار دريافت کرده بود، جمع آوري شد. روند سانسور کتاب، سرعت گرفته و جلسات هيات نظارت بر نشر کتاب، خواب هاي تازه اي براي اهالي کتاب در ايران ديده است.

    همزادي به نام سانسور

    اگر چه در دهه هاي گذشته همواره سانسور جزيي از سياست هاي حاکم بر حوزه نشر کتاب در ايران بوده است، اما مي توان دوره هاي کوتاهي را سراغ گرفت که سانسور حداقلي بر نشر کتاب، مورد نظر دولت ها قرار گرفته است. دهه بيست تا هنگامه کودتا شايد نخستين دوره سانسور حداقلي بر کتاب و نشر باشد. پس از کودتاي 28 مرداد 32 تا نيمه هاي دهه پنجاه، سانسور کتاب در ايران امري متداول بود که به شدت از سوي حکومت اعمال مي شد.اما از نيمه هاي دهه پنجاه و به دنبال فشارهاي بين المللي بر حکومت پهلوي، دوره کوتاه ديگري از کاهش سانسور آغازشد که در فاصله سال هاي 57 تا شصت با رواج کتاب هاي جلد سفيد به حداقل ممکن رسيد. پس از سال شصت بار ديگرسانسور بر نشر کتاب سايه افکند. در آن هفت سال، بيش از هر چيز سليقه مديران وزارت ارشاد بود که سرنوشت انتشار کتابي را رقم مي زد.

    وقتي در سال 67 شوراي عالي انقلاب فرهنگي ضوابط نشر کتاب را تصويب و جهت اجرا به وزارت ارشاد ابلاغ کرد، بررسي کتاب جهت دادن اجازه نشر، به برنامه رسمي وزارت ارشاد تبديل شد. در نخستين سال دهه هفتاد، محمد خاتمي که آخرين ماه هاي وزارتش را سپري مي کرد کوشيد تا گشايشي نسبي در نشر کتاب ايجاد کند. در همان روزها بود که برخي از آثار شاعران و نويسندگان منتقد حکومت، اين امکان را يافت که پس از دو دهه ممنوعيت، بار ديگر چاپ و منتشر شود. همين تلاش، اما مدتي بعد براي خاتمي مشکل ساز شد. او به حدي تحت فشار قدرتمندان حکومتي قرار گرفت که اندکي بعد مجبور شد استعفا را به ادامه کار ترجيح دهد. خاتمي در متن استعفاي خود خطاب به هاشمي رفسنجاني بخشي از فشارهايي را که از جانب سران جناح راست بر او وارد شده بود افشا کرد. او از احمد جنتي و حسين شريعتمداري و برخي از اعضاي موتلفه نام برد که حاضر نشده بودند دلايلش را در ضرورت گشايش نسبي در فضاي فرهنگي، بپذيرند. پس از خاتمي، علي لاريجاني قريب به يک سال، اداره وزارت ارشاد را بر عهده داشت، اما اندکي بعد او به رياست صدا و سيما رسيد و مصطفي ميرسليم يکي از سران موتلفه به وزارت ارشاد رفت تا يکي از سخت ترين دوره هاي اعمال سانسور کتاب را رقم بزند.

    عينک سياه مير سليم

    مصطفي ميرسليم در مدت کوتاهي پس از آغاز به کار در وزارت ارشاد،عليرضا مختار پور را به رياست اداره کتاب گماشت. مختارپور به همراه يکي از همکارانش به نام دري، اداره کتاب وزارت ارشاد را به اداره ويژه کتاب تبديل کرد. پس از اين بود که بار ديگر فهرستي از نويسندگان، شاعران و مترجمان ممنوع القلم تهيه و سانسور کتاب چنان شدتي به خود گرفت که حتي بسياري از ناشران هم ترجيح دادند تا مدتها دست از کار بکشند. اداره ويژه کتاب با آنکه سانسور را به شدت اعمال مي کرد، هرگز رسما از معيارهايش براي دادن يا ندادن مجوز چاپ به کتاب ها، سخني نگفت. اين اداره البته هرگز ممنوع بودن چاپ هيچ کتابي را هم به ناشر يا نويسنده اش به صورت کتبي ابلاغ نکرد. زبان اداره ويژه کتاب، زباني شفاهي بود. يک ناشر قديمي در باره چگونگي ابلاغ ممنوع بودن چاپ يک کتاب از سوي اداره ويژه کتاب مي گويد: "آنها هرگز به طور کتبي به من اعلام نکردند که اجازه چاپ کتابي را نمي دهند، بلکه فقط شفاهي و به شکل خصوصي به من مي گفتند اگر مي خواهي به کار نشر ادامه دهي بايد از چاپ کتاب مورد نظر خود داري کني." حتي در مواردي که قرار بود با حذف بخش هايي از يک کتاب اجازه نشر آن را بدهند، ناشر را وادار مي کردند با دستخط خودش، نکات مورد نظر اداره کتاب را نبنويسد.و پس از" اعمال تغييرات" بود که کتاب اجازه چاپ مي گرفت.

    سانسور قضايي

    وقتي مهاجراني به عنوان نخستين وزير ارشاد خاتمي بر صندلي صدارت اين وزارتخانه نشست، يکي از نخستين بخش هايي که تغييرات اساسي در آن صورت گرفت اداره ويژه کتاب بود. خسرو طالب زاده از سوي مهاجراني به رياست اداره کتاب منصوب شد و اندکي بعد فضاي تازه يي بر حوزه نشر حاکم شد. در اين دوره سانسور کتاب به کمترين حد در سال هاي پس از انقلاب رسيد. بسياري از کتاب هايي که تا پيش از آن اجازه چاپ نداشتند، مجوز گرفتند. در همين دوره بود که اجازه چاپ دائم کتاب براي اولين بار صادر شد. تا پيش از آن ناشران مجبور بودند براي هر بار تجديد چاپ کتاب اجازه مجدد وزارت ارشاد را بگيرند. طالب زاده همچنين به قريب به صد ناشر ايراني مجوز داد تا با مسئوليت خود به چاپ کتاب اقدام کنند، کاري که در سه دهه گذشته بي سابقه بود.در همين دوره پيش نويس قانون تازه يي براي نشر کتاب هم تدوين شد. اين پيش نويس قرار بود براي نخستين بار مسئوليت نشر کتاب را به ناشران منتقل کند.

    اما همه آنچه دراين سال ها در اداره کتاب شکل گرفت، اندکي پس از استعفاي مهاجراني متوقف شد؛ و وقتي برخورد قضايي با کتاب آغاز شد، مسئولان ارشاد ترجيح دادند بار ديگر سانسور را پر رنگ کنند. فشار هاي قضايي تا جايي پيش رفت که به دستور مقامات قضايي پرونده هايي براي برخي از ناشران و نويسندگان به جريان افتاد. حبيب الله داوران و فرهاد بهبهاني براي نوشتن کتاب در مهماني حاج آقا، توکا ملکي براي نوشتن کتاب زنان موسيقي ايران و مترجم کتاب زنان پرده نشين و نخبگان جوشن پوش به همراه برخي از ناشران و از جمله نشر ني، انتشارات کتاب خورشيد و هم چنين انتشارات طرح نو براي انتشار کتاب مجمع الجزاير زندان گونه اکبر گنجي به دادگاه فرا خوانده شدند. در اثر اين فشارهاي قضايي، حتي بنفشه سام گيس، خبرنگارروزنامه ايران نيز به خاطر معرفي کتاب زنان موسيقي ايران به دادگاه احضار شد. مجيد صيادي مدير کل اداره مراکز و روابط فرهنگي وزارت ارشاد نيز به خاطر صدور مجوز چاپ چنين کتاب هايي، مدتي را در بازداشت بسر برد.

    بازگشت سانسور

    وقتي فشارهاي قضايي بر نشر کتاب افزايش يافت، احمد مسجد جامعي وزير وقت تصميم گرفت براي کاهش اين فشارها سانسور را پر رنگ کند. در دو سال آخر وزارت مسجد جامعي کتاب هاي بسياري از انتشار بازماندند. مسجد جامعي تلاش مي کرد به گونه اي هم رضايت اهالي نشر را جلب کند و هم رضايت منتقدان قدرتمند خود را. با اين همه وقتي احمدي نژاد به رياست جمهوري رسيد حتي سابقه سال ها دوستي مسجد جامعي با حداد عادل نيز نتوانست او را در وزارت نگهدارد.

    وقتي نام حسين صفار هرندي به عنوان وزير ارشاد کابينه احمدي نژاد منتشر شد، بسياري از ناشران پيش بيني کردند که دور تازه يي از اعمال سانسورکتاب در راه است.هرندي معاون فرهنگي وزارت ارشاد را تا پايان برگزاري نمايشگاه بين المللي قرآن در سمتش ابقا کرد، اما اين امر مانع ازتشديد سانسور کتاب نشد تا حدي که روزنامه کيهان چند روز پس از آغاز به کار سردبير سابق خود در سمت وزير ارشاد از "جمع آوري چند کتاب طاغوتي" به دستور مستقيم وزير جديد ارشاد خبر داد. به نوشته اين روزنامه: "مسئولان ارشاد در صددند تا نسخه هاي به فروش رفته اين کتاب ها را نيز جمع آوري کنند."

    و حالا در روزهاي اخير خبرگزاري فارس، وابسته به تند روهاي راست، گزارش هايي ازجلسات هيات نظارت بر نشر کتاب مبني بر ممنوعيت چاپ برخي از کتاب هارا منتشر کرده است. بر اساس گزارش هاي اين خبرگزاري، آثار صادق هدايت داستان نويس ايراني که نيم قرن از مرگش مي گذرد، جزو کتاب هايي است که مسولان جديد وزارت ارشاد از دادن اجازه چاپ مجدد به آنها خود داري کرده اند. يک ناشرتهراني که در حوزه ادبيات داستاني به فعاليت مشغول است، در اين باره مي گويد: "با وجودي که اينها براي ما تازگي ندارد، اما من و همکارانم اين روزها بيشتر از هميشه نگرانيم."

    اين ناشر که تا کنون 367 عنوان کتاب در کارنامه نشرش ثبت شده، دليل نگراني اش را اعلام ممنوعيت چاپ کتاب ها به صورت رسمي عنوان مي کند: "سانسور کتاب هميشه بوده، در همين نمايشگاه کتاب تهران در ارديبهشت ماه هم حراست ارشاد جلوي عرضه برخي از کتاب ها را گرفت. حدود 14 عنوان کتاب را در آن روزها جمع کردند، ولي هيچ وقت به طور رسمي اين ماجراها عنوان نمي شد. در مديران نسبت به واکنش افکار عمومي يک نگراني بود، ولي حالا به نظر مي رسد که مسئولان ارشاد، ديگر نگران افکار عمومي و اين طور مسايل نيستند. آنها دارند به طور رسمي اعلام مي کنند که برخي از کتاب ها ممنوع هستند."
    ظاهرا آقايان ديگر از سانسور احساس شرمندگي نمي کنند.

     

    + نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 10:22 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

     خاوير سولانا مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا تا دو روز ديگر به تهران مى‌رود تا پيشنهادات جديد نشست ۵+۱ را تسليم مقامات ايرانى كند. وزير امور خارجه‌ى ايران ضمن اعلام اين خبر گفت كه جمهورى اسلامى پيشنهادات جديد را بررسى خواهد كرد. سولانا ايران را از رد پيشنهادات بر حذر داشته و تهديد كرده كه پيامد چنين تصميمى تشديد فشارهاى بين‌المللى خواهد بود.

    سرانجام ۵ عضو دائم شوراى امنيت به همراه آلمان به توافق رسيدند و مجموعه پيشنهادات جديدى را تنظيم كردند تا ايران را به حركت بسوى همسازى با درخواست‌هاى بين‌المللى ترغيب كنند. در مقابل مشوق‌هاى اقتصادى كه ايران را در مسير توليد انرژى يارى خواهد داد، مجموعه مجازات‌‌هايى نيز در نظر گرفته شده كه در صورت عدم توقف فعاليت‌هاى غنى‌سازى اورانيوم بر ايران اعمال خواهد شد.

    خاوير سولانا مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا مقامات ايرانى را از رد كردن اين مجموعه پيشنهادات برحذر داشت و هشدار داد كه در اين صورت جمهورى اسلامى با فشارهاى شديدى روبرو خواهد شد. به گفته‌ى او رد پيشنهادات از سوى ايران نشانگر آن است كه جمهورى اسلامى برخلاف آنچه كه ادعا مى‌كند، نمى‌خواهد انرژى توليد كند،‌ بلكه هدف توليد سلاح اتمى را در سر دارد. سولانا امروز در مصاحبه با روزنامه‌ى آلمانى ”دى ولت“ رد پيشنهادات از سوى ايران را ”اشتباهى بزرگ“ خواند و گفت: در اين صورت ما دست به اقدامات لازم خواهيم زد.

    به عقيده‌ى مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا پيشنهادات جديد از گشاده‌دستى و سخاوت لازم برخوردارند، به ايران در مسير توليد انرژى يارى خواهند داد و جمهورى اسلامى مى‌تواند با استفاده از امكانات جديد اقتصاد كشور را مدرنيزه كرده و نقش مثبتى در منطقه ايفا كند.

    آلمان و قدرت‌هاى اصلى شوراى امنيت با ارائه‌ى اين پيشنهادات، ايران را بر سر دوراهى مجازات و تشويق قرار داده‌اند. عدم توقف فعاليت‌هاى غنى‌سازى اورانيوم به معناى اعمال مجازات غرب است، مجازاتى كه بنا بر اظهارات مقامات روسى شامل حمله‌ى نظامى به ايران نخواهد شد.

    نخستين واكنشى كه از سوى محمود احمدى‌نژاد رييس‌ جمهورى ايران در اين باره ديده شد منفى بود، با وجود اين سخنگوى كاخ سفيد اظهار داشت كه جمهورى اسلامى پيشنهادات را جدى خواهد گرفت.

    تا ۴۸ ساعت ديگر خاوير سولانا براى ارائه‌ى پيشنهادات جديد به تهران خواهد رفت. منوچهر متكى وزير امور خارجه‌ى ايران امروز ضمن اعلام اين خبر گفت: جمهورى اسلامى ايران از مذاكرات عادلانه، غير تبعيض‌آميز و بدون شرط حمايت مى‌كند. وى گفت كه مذاكرات بايد بدون پيش‌شرط باشند. به گفته‌ى متكى‌، ايران در فرصتى كه لازم است پيشنهادات  را بررسى كرده و نظرات خود را در باره آن پس از بررسى‌ها ارائه‌ خواهد داد. وى ابراز اميدوارى كرد كه پيشنهادات جديد اروپا بتواند زمينه را براى بررسى جامع موضوع فراهم كند.

    دولت ژاپن بررسی طرح‌هائی برای تحریم مالی حکومت ایران را آغاز کرد

    به نقل از "رادیو فردا"

    ژاپن، یکی از بزرگترین خریداران نفت ایران و یکی از عمده‌ترین شرکای اقتصادی ایران در جهان است. روزنامه‌ یومیوری ژاپن به نقل از مقامات دولت گزارش دادند در صورتی که حکومت ایران به درخواست اعضای دائمی شورای امنیت و آلمان برای توقف غنی‌سازی اورانیوم پاسخ منفی بدهد، ژاپن به جرگه کشورهائی خواهد پیوست که قصد تحریم ایران را دارند. ژاپن با استناد به قوانین خود، نقل وانتقال پول از ژاپن به ایران را ممنوع خواهد ساخت. ژاپن تاکنون مصرانه بر یافتن راه حل دیپلماتیک برای پایان دادن به بحران هسته‌ای جمهوری اسلامی پافشاری کرده است اما اظهارات روز جمعه رئیس جمهوری اسلامی در رد ضمنی پیشنهاداتی که حاوی توقف غنی‌سازی اورانیوم باشد، سبب شد ژاپن موضع شدیدتری در قبال جمهوری اسلامی اتخاذ کند.

    رئیس جمهوری اسلامی اعلام کرد حکومت ایران در باره پیشنهادهای تشویقی گروه پنج به اضافه یک پیشداوری نمی کند اما حاضر به توقف غنی سازی اورانیوم نیست  
    محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی گفت ایران پیشنهادهای گروه پنج به اضافه یک را بررسی خواهد کرد. پیشنهادهای شش قدرت جهانی برای متقاعد کردن تهران به کنار گذاشتن برنامه‌های ساخت سوخت هسته‌ای قرار است به زودی به مقامات ایران ارائه شود. رئیس جمهوری اسلامی تاکید کرد موضوع دشوار مجموعه پیشنهادها که همان توقف غنی‌سازی اورانیوم است همچنان برای ایران غیرقابل قبول است. وی روز شنبه گفت کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل، از وی درخواست کرد در باره پیشنهادهائی که به تهران ارائه خواهد شد، عجولانه تصمیم‌گیری نشود و این پیشنهادها به دقت بررسی شوند. وی ضمن اشاره به دفاع کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها از برنامه اتمی ایران گفت «چگونه است که 114 کشور عضو این جنبش عضو جامعه جهانی نیستند ولی چهار کشوری که دور هم جمع شده‌اند و حتی در بین ملت‌های خود ماموریت ندارند، جامعه جهانی هستند؟»

    سخنان شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل در همایش لندن

    به ايران حمله نکنيد

    به نقل از "ایران ما"

    روز جمعه در لندن همایشي تحت عنوان « به ايران حمله نکنيد برگزار شد كه در اين همايش سخنان «شیرین عبادی» برنده جایزه صلح نوبل ، با واکنش گروههای افراطی مخالف جمهوری اسلامی مواجه شد.عبادی در اين همايش در کنار«تونی بن» سياستمدار مشهور چپگرای انگليسی و از وزيران سابق دولت بريتانيا، «ليندسی جرمن» عضو شورای مرکزی حزب سوسياليست کارگران بريتانيا، «زيبا ميرحسينی» مردم شناس و مستندساز ايرانی ساکن لندن و «الهه رستمی» استاد دانشکده مطالعات شرقی و آفريقايی دانشگاه لندن از سخنرانان همایش بود.

    تمامی سخنرانان در اظهارات خود اتفاق نظر داشتند که قرار دادن ايران در برابر خطر حمله آمريکا، باعث اعمال محدوديت های بيشتر می شود.

    به گزارش BBC ، همايش «به ايران حمله نکنيد» با استقبال چشمگيری مواجه شد و تالار اجتماعات جمعيتی بيش از ششصد نفر را در خود جا داده بود که در آن، نسبت غيرايرانيان بر ايرانيان می چربيد و سخنرانيها نيز به زبان انگليسی ايراد شد.

    عبادی:نمی گذاریم ایران عراق شود

    عبادی که آخرین سخنران این همایش بود، در سخنانش مسائل اخير قومی در آذربايجان، سيستان و بلوچستان و خوزستان و نا آراميهای دانشجويی را به عنوان نشانه های نارضایتی اقتصادی دانست.

    او در عين حال خاطر نشان ساخت که مردم ايران به دليل تجربياتی همچون جنگ هشت ساله با عراق، از خشونت خسته و بيزارند .

    وی در ادامه به مسئله هسته ای ايران پرداخت و گفت:«اگر آمريکا از اين نگران است که ايران با دست يافتن به سلاح هسته ای منطقه را به آتش بکشد، بايد بداند که اين خطر هم اکنون هم در منطقه به وجود آمده است».

    خانم عبادی به پاکستان اشاره کرد که برخی در آن کشور بسیار بنيادگرا هستند و رئيس جمهور آن با کودتا و نه از راه انتخابات روی کار آمده و در عين حال بمب اتمی هم دارد».

    او گفت:«فرق ايران و پاکستان اين است که پاکستان دوست و فرمانبردار آمريکاست اما ايران نمی خواهد از آمريکا فرمانبرداری کند».

    وی در ادامه تأکيد کرد او اعتقاد دارد هيچ کشوری نيازمند بمب اتمی نيست. عبادی گفت آخرين کلامش اين است:«ما وطنمان را دوست داريم، از آن دفاع می کنيم و اجازه نمی دهيم تبديل به عراق ديگری شود».

    حاشیه های سخنرانی عبادی

    سخنان عبادی ابراز احساسات حاضران را به دنبال داشت که سپس به درخواست خانم عبادی و همراه با وی، سرود ملی «ای ايران ای مرز پرگهر» را با هم خواندند.

    قبل از سخنرانی عبادی،هنگامی که مجری مراسم می رفت تا وی را به ايراد سخنرانی بخواند، در سالن سروصدايی بلند شد.يکی از حاضران عليه شيرين عبادی و زيبا ميرحسينی شروع به شعار دادن کرد و آنان را مدافعان حکومت جمهوری اسلامی در ايران خواند اما اکثريت قاطع حاضران با شخص معترض ابراز مخالفت کردند، و چند تن از شرکت کنندگان سرانجام او را به بيرون از تالار هدايت کردند.

    تونی بن: بهترین راه گفت و گوست

    اما پیش از عبادی، ابتدا تونی بن سیاستمدار چپگرای انگلیسی و وزیر سابق انرژی این کشور در دهه 70 میلادی سخنرانی کرد. بن که در زمان حکومت محمد رضا پهلوی سفری به ایران داشت، در سخنانش محمدرضا شاه را «عروسک آمريکا» خواند و گفت:«در آن زمان آمريکايي ها بشدت شاه را تشويق به دستيابی

    به سلاح اتمی می کردند و می خواستند ايران را در منطقه به قدرتی هسته ای تبديل کنند.در حالیکه در حال حاضر هيچ مدرکی دال بر اينکه ايران ناقض پيمان بين المللی منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای باشد وجود ندارد».

    به عقيده وی،«آمريکا فعاليت اتمی ايران را بهانه کرده است تا بار ديگر عروسک خود را در ايران روی کار بياورد».

    تونی بن بهترين راه برای ايجاد تحول در ايران را در پيش گرفتن سياستی دوستانه از سوی غرب دانست که امنيت مردم اين کشور را تأمين کند تا ايرانيان بتوانند در سايه اين امنيت به تلاش برای دست يافتن به دموکراسی و آزادی بپردازند.

    ميرحسينی: حمله آمریکا به ضرر دموکراسی است

    سخنران بعدی، زيبا ميرحسينی بود.او که با ساختن چند فيلم مستند از ايران به معرفی جامعه ايرانی در جهان پرداخته است، جامعه کنونی ايران را مدرنتر از ايران پيش از انقلاب خواند و گفت:«در ايران زنان بيش از زنان هر کشور اسلامی ديگری در امور کشور خود نقش دارند». وی افزود:«مداخله نظامی آمريکا در ايران نيز همچون کودتای 28 مرداد و جنگ ايران و عراق، روند دستيابی مردم ايران به آزادی و دموکراسی را با وقفه مواجه خواهد ساخت».

    الهه رستمی هم درسخنان خود گفت که حمله آمريکا به عراق و افغانستان هيچ نتيجه ای به نفع دموکراسی برای اين دو کشور در برنداشته است و چنين حمله ای به ايران نيز اين کشور را بسوی دموکراسی پيش نخواهد برد.

    خانم«ليندسی جرمن» عضو شورای مرکزی حزب سوسياليست کارگران بريتانيا هم در سخنانش به بررسی دو استدلالی پرداخت که از جانب افرادی مطرح می شود که معتقدند آمريکا به ايران حمله نمی کند.

    وی گفت:«برخی از ناظران معتقدند که آمريکا به دليل مشکلاتی که در عراق با آن مواجه است خود را درگير جنگ ديگری که به اين مشکلات خواهد افزود نخواهد کرد و می گويند حتی اگر حمله ای از سوی آمريکا به ايران صورت بگيرد در قالب حمله هوايی باقی خواهد ماند و به اشغال خاک ايران منجر نخواهد شد.»

    بحران هسته ای: تفسیر سیاسی خبرگزاری روسی نووستی

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    پیشنهاد واشنگتن، تمامی حیله های ایران را وارد مرحله ای جدید می سازد که ممکن است یا بسیار کوتاه مدت باشد و یا به درازا بکشد. شرط آمریکا برای آغاز مذاکرات مستقیم با تهران، به گفته رایس، امتناع ایران از غنی سازی آتی اورانیوم است. ایران در کل پیشنهاد واشنگتن برای آغاز مذاکرات را تایید کرد که در اینجا پیشرفت اوضاع می تواند به دو صورت باشد.

    اولین سناریو کوتاهترین آن است: تهران موضع خود را روشن می کند و اعلام می کند که آماده مذاکرات است، اما بهیچ وجه قصد ندارد از حق خود برای غنی سازی اورانیوم صرفنظر کند. در هر صورت تا کنون دولت ایران به کرات اعلام نموده است که به هیچ وجه از این کار امتناع نمی کند. در این صورت تهران بازی دیپلماسی را می بازد. آمریکا با نشان دادن حسن نیت خود برای وارد شدن به مذاکرات، گامی نمایشی بسوی تهران که حتی با آن روابط دیپلماسی ندارد، برداشته است و تهران نخواسته که او هم گامی بردارد. بدین ترتیب مذاکرات گسیخته می شوند، روسیه هیچ استدلالی برای حمایت از مرحله مذاکرات نخواهد داشت و راه برای اعمال تحریم باز می شود. یک منبع غیر رسمی آمریکایی، تاکید نمود که در صورت گسیختن مرحله مذاکرات، در رابطه با متن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد توافق حاصل شده است. طبق این سناریو، تحریم علیه ایران سریعاً اعمال خواهد شد و تمامی شرکت کنندگان در "روند اتمی ایران" براحتی از یک بن بست به بن بست دیگری وارد می شوند.

    سناریوی دوم که کمی طولانی تر می باشد: ایران نه جواب مثبت می دهد و نه جواب منفی که این کار را ایران بسیار عالی بلد است، اما در عین حال اعلام تمایل می کند که تمامی مسائل بطور کل در مذاکرات بررسی شوند. از سوی دیگر روسیه و سایر میانجیگران واشگتن را راضی می کنند که در هر صورت سر میز مذاکرات بنشیند و ایران و پیشنهادات آن را بشنود.

    این سناریو می تواند دو پرده داشته باشد. پرده اول: تهران از اعلامیه های پیشین خود صرفنظر می کند و با توقف غنی سازی اورانیوم با توان خود موافقت می کند و بعنوان مثال تصمیم سازشکارانه ای که مسکو خیلی وقت است تهیه نموده، یعنی غنی سازی اورانیوم تحت کنترل شدید آژانس بین المللی انرژی اتمی در موسسه مشترک غنی سازی اورانیوم در خاک روسیه را می پذیرد. دراینجا دولتمردان ایران با چند مشکل رویارو می شوند: باید تغییری تا این حد رادیکالی در موضع خود را به مردم ایران توضیح دهند، اما در عوض تمامی جامعه جهانی نفسی راحت می کشد. آمریکا جنگ را آغاز نمی کند و در ایران سلاح هسته ای ساخته نمی شود.

    پرده دوم: مذاکرات ادامه می یابند و به هیچ نتیجه ای نمی رسند، چرا که ایران لجوجانه بر حرف خود پافشاری می کند و آمریکا هم بر حرف خود. بعد از مدتی، آمریکا از دور مذاکرات خارج می شود. پس از آن همان تحریم خواهد بود. تهران این بار نیز از لحاظ دیپلماتیک می بازد، اما واشنگتن که تجربه ای تلخ از انتقادات جهانی پس از جنگ عراق دارد، این بار اینگونه جلوه خواهد کرد که در چارچوب سازمان ملل متحد، هر آنچه را که ممکن بود انجام داد تا از درگیری نظامی با ایران دوری کند.

    و در این صورت نیز تمامی شرکت کنندگان در این مسئله، از یک بن بست به بن بست دیگری وارد می شوند.

    اینطور که به نظر می رسد، ایران قصد ندارد از برنامه های پیشین خود برای غنی سازی اورانیوم صرفنظر کند و این بدان معناست که اولین و کوتاه ترین سناریو، بیش از همه محتمل است.

    هر طور هم که باشد، فقط همین معلوم است که: فرجام کار نزدیک می شود.

    پن بين المللی (انجمن جهانی قلم)، در نامه ای به رهبر حکومت ايران خواهان آزادی فوری رامين جهانبگلو شد

    به نقل از "خبرنامه گویا"

    هفتاد و دومين کنگرهء پن بين المللی (انجمن جهانی قلم)، که در روزهای ۲۲ تا ۲٨ ماه مه در برلين تشکيل شد، در نامه ای خطاب به آيت الله خامنه ای رهبر حکومت ايران، خواهان آزادی رامين جهانبگلو، فيلسوف دربند ايرانی شد. در اين نامه آمده است:

    عاليجناب،
    ما نمايندگان امضا کنندهء زير در هفتاد و دومين کنگرهء پن بين المللی، برلين، ۲۲- ۲٨ مه ۲۰۰۶، از شما می خواهيم نويسنده و استاد دانشگاه رامين جهانبگلو را که در بازداشتگاهی سری در درون زندان اوين نگهداری می شود فوراً و بدون قيد و شرط آزاد کنيد. پرفسور جهانبگلو در ۲۷ آپريل بازداشت شد و بنا به گزارشها تحت شکنجه قرار گرفته است.

    جهانبگلو که يک استاد برجسته و مورد احترام دانشگاه است نوشته های زيادی در بارهء موضوع های فرهنگی و فلسفی دارد و بيش از ۲۰ کتاب به زبان های انگليسی، فرانسه و فارسی و نيز مقالاتی در روزنامه ها و مجله های ايران و خارج نوشته است. او در دانشگاه های مختلف در آمريکای شمالی و نيز در دانشگاه تهران فعاليت داشته و کوشش های زيادی برای برقراری ارتباط بين فرهنگ ايران و فرهنگ ساير کشورهای جهان کرده است.

    همايش نمايندگان هفتاد و دومين کنگرهء پن بين المللی از دولت جمهوری اسلامی ايران می خواهد که:

    فرهنگی و فلسفی دارد و بيش از ۲۰ کتاب به زبان های انگليسی، فرانسه و فارسی و نيز مقالاتی در روزنامه ها و مجله های ايران و خارج نوشته است. او در دانشگاه های مختلف در آمريکای شمالی و نيز در دانشگاه تهران فعاليت داشته و کوشش های زيادی برای برقراری ارتباط بين فرهنگ ايران و فرهنگ ساير کشورهای جهان کرده است.

    همايش نمايندگان هفتاد و دومين کنگرهء پن بين المللی از دولت جمهوری اسلامی ايران می خواهد که:

    • تمام اتهام های رامين جهانبگلو را پس بگيرد.
    • رامين جهانبگلو را فوراً و بی قيد و شرط آزاد کند، زيرا بازداشت او برخلاف مادهء ۱۹ ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی به شمار می رود که ايران يکی از امضاکنندگان آن است.

    امضا: جيری گروشا، رئيس پن بين المللی
    امضا: جوان ليدوم آکرمن، دبير بين المللی
    امضا: کارين کلارک، رئيس کميته نويسندگان در بند
    امضا: سيلوستر کلانسير، عضو هیأت رئيسه
    امضا: اريک لاکس، عضو هیأت رئيسه
    امضا: محمد ماگانی، عضو هیأت رئيسه
    امضا: اليزابت نوردگرن، عضو هیأت رئيسه
    امضا: سيبيلا پتلوسکی، عضو هیأت رئيسه
    امضا: جوديت رودريگز، عضو هیأت رئيسه
    امضا: يوجين شولگين، عضو هیأت رئيسه
    امضا: سی ويتکر، مدير اجرايی
    و امضای بيش از ۱۶۰ تن نمايندهء کشورهای مختلف جهان در کنگره

    عابد توانچه در بند ۳۲۵ سپاه

     کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر

    بر اساس اخبار رسيده از زندان اوين، عابد توانچه عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه اميرکبيرکه از يک هفته پيش بازداشت شده بود، هم اکنون در بند ۳۲۵( ۲- الف) سپاه در زندان اوين به سر می‌برد.

    به گفته ی منابع خبری از زندان اوين ، عابد توانچه در حالی که چشم بند به چشم داشت درحين انتقال به اتاق بازجويی توسط يکی از زندانيان سياسی ديده شده است.

    به گفته ی اين زندانی ، وی درحالی که داری شرايط جسمانی نامساعدی بود به طورکوتاهی به شرايط بسيارطاقت فرسای بازجويی اش اشاره کرد و اعلام کرد که مامورين سعی دارند وی را وادار به عقب‌نشينی کنند. عابد توانچه در اين حال تاکيد کرد که بر مواضع خود خواهد ايستاد.

    با اين وجود اين زندانی که نخواست نامش فاش شود ضمن ابراز نگرانی از وضعيت نگهداری او اعلام کرد که شرايط جسمانی عابد توانچه بسياروخيم بوده و تحت فشارهای بازجويی مستمر و سنگينی قرار دارد.

    عابد توانچه دانشجو و وبلاگ نويس در طی هفته های گذشته و در جريان ناآرامی و اعتراضات در دانشگاه امير کبير به اطلاع رسانی در مورد حوادث دانشگاه پرداخته بود.

    اين در حالی است که در طی چند روز گذشته شايعاتی مبنی برعزيمت تعدادی از اعضای بسيج به قم برای نسبت دادن اتهام ارتداد به وی به وجود آمده بود.

    گفتنی است بند ۳۲۵ زندان اوين که زير نظر اطلاعات سپاه اداره شده و از قوانين سازمان زندانها پيروی نميکند، در طی چند سال گذشته محل نگهداری بسياری از فعالين دانشجويی و سياسی بوده است که بعضا تعدادی از اين افراد زير فشارهای طاقت فرسای بازجويی و شکنجه، مجبور به اعترافات دروغين و قرارگرفتن در مقابل دوربينهای تلويزيونی و اظهار ندامت شده‌اند.

    در حال حاضر موجی از نگرانی در مورد وضعيت نگهداری عابد توانچه به وجود آمده است.

    اين احتمال ميرود که نيروهای اطلاعات در ادامه سناريوی نخ‌نما شده‌ی خود قصد وادار کردن عابد توانچه به قرار گرفتن در مقابل دوربين ونسبت دادن تمامی وقايع چند هفته ی گذشته در دانشگاهها به او را داشته باشند.

    کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر با اعلام نگرانی خود نسبت به وضعيت عابد توانچه ، در مورد ادامه بازداشت و حبس وی هشدار داده و خواهان آزادی بی قيد شرط او و ياشار قاجار دبير انجمن اسلامی دانشگاه اميرکبير ميباشد.

    کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر

    komite_gozareshgar@yahoo.com
    komite.gozareshgar@gmail.com
    www.komitegozareshgar.blogfa.com

     

    مخاطب ما دولت ايران است

    به نقل از "ایران ما"

    گفت و گو با محمد رضا معيني مسئول بخش ايران گزارشگران بدون مرز درباره توقيف مطبوعات وروزنامه‌نگاران استانهاى شمالى كشور -

    گزارشگران بدون مرز در آخرين اطلاعيه خود خواستار آزادى فورى شش روزنامه‌نگار دستگير شده در استان هاى شمال ايران شده است. اين شش نفر، وحيد درگاهى و على نظرى و رضا كاظمى در اردبيل، على حامد ايمان در تبريز و امين حسين موجدى و اورج اميرى در مشكين شهر و مرند در جريان اعتراض‌ها و تظاهرات ضددولتى مردم در استانهاى آذربايجان دستگير شد‌ه‌اند. در همين زمينه مهيندخت مصباح مصاحبه گر راديو صداي آلمان پيرامون اطلاعيه گزارشگران بدون مرز با محمدرضا معينى مسئول بخش ايران گزارشگران بدون مرز مصاحبه اي انجام داده است كه متن اين مصاحبه را در پي مي خوانيد .

    آقاى معينى به نظر می‌رسد كه همزمان با بى‌توجهى به ريشه‌های برانگيختگى‌ها در آذربايجان، در مورد خبرنگاران آذرى نيز كم التفاتى می‌شود و به ندرت از آنهايى كه در اين ميانه دستگير شده‌اند، خبرى مشاهده می‌شود. گزارشگران بدون مرز از بازداشت اين چند نفر چگونه مطلع شد كه اقدام به صدور اعلاميه‌اى برايشان كرد؟

    محمد رضا معينى: واقعيت اينست كه وظيفه گزارشگران بدون مرز تحقيق پيرامون دستگيرى و چگونگى نقض آزادى بيان و مطبوعات در هر كشورى است. از آنجا كه در ايران طى اين مدت در هربحران سياسى، اجتماعى يا مذهبى به هر بهانه‌اى، اولين قربانيان روزنامه‌نگاران و روزنامه‌ها مى‌شوند ، طبعا در اين ماجرا ما حساسيت بيشتر داشتيم تا اخبار را عليرغم ممنوعيت شوراى عالى امنيت ملى تعقيب كنيم و خبردار شديم كه دستگيرى‌هاى وسيع صورت گرفته و تعدادى از روزنامه‌نگاران ايرانى در استانهاى شمالى دستگير شده‌اند.

    براى آقاى نيستانى و قاسم‌فر، سردبير "ايران جمعه" هم كه بهرحال الان بازداشت هستند و از قرار خودشان آذرى‌زبان هستند، چه اقداماتى شده است؟

    محمد رضا معينى: ببينيد، ما در مجموع براى اين روزنامه‌نگاران در درجه اول پرونده تشكيل می‌دهيم و اين پرونده توسط اطلاعيه به همه جا انتقال پيدا می‌كند. بعد ما به همه جا می‌گوييم كه چنين شده و سپس با مجموعه‌اى از نهادهاى بين‌المللي از سازمان ملل تا ديگر سازمان‌هاى حقوق بشر تماس می‌گيريم و مى‌خواهيم تا اقدام كنند. از سوى ديگر مجموعه‌ى روزنامه‌ها، مطبوعات و رسانه‌ها هستند همانند خود شما كه و به انتشار اين اخبار كمك مى‌كنند. به شكل مشخص تقاضاى ما از دولت ايران است و به شكل مشخص مخاطب ما دولت ايران است كه اين بازداشت‌ها بنا بر قانون ايران و بنا بر كنوانسيون‌هاى بين‌المللى كه ايران هم امضا كرده، غيرقانونى و خودسرانه است. بايد به اين اقدام‌ها پايان داد.

    آقاى معينى، صرفنظر از موضوع بازداشت روزنامه‌نگاران در استانهاى شمالى ايران، از مورد خانم افرونتن كه اين هفته دادگاه داشت، خبر جديدى داريد؟

    محمد رضا معينى: دادگاه خانم افرونتن و آقاى محسن درستكارى برگزار شد و دادگاه خوشبختانن قرار وثيقه صادر كرد و ما اميدواريم با تامين اين وثيقه اين دو به زودى آزاد شوند.

    در مورد آقاى جهانبگلو اقدام جديدى كرده‌ايد و خبرى از وضع ايشان داريد؟

    محمد رضا معينى: در رابطه با ايشان ما خبر جديدى نداريم اما آخرين خبر همين اطلاعيه انجمن جهانى قلم است خطاب به آيت‌الله خامنه‌اى كه ما هم از اين اطلاعيه استقبال كرده‌ايم و در كنار اين مسئله تلاش‌هاى بسيارى براى كسب حمايت می‌شود و براى ما بسيار جاى خوشحالى بود كه خيلى از روشنفكران بزرگ جهان در كنار ما و بخشا دررابطه با خواهشى كه ما كرده بوديم از آزادى آقاى جهانبگلو حمايت كرده اند. با اين خواسته‌ها و با اين مجموعه‌ها من فكر ميكنم جمهورى اسلامى نه تنها آقاى جهانبگلو بلكه ساير روزنامه‌نگاران دستگيرشده را آزاد كند.

      

    + نوشته شده در  یکشنبه 14 خرداد1385ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    روزهای زیادی از ماجرای تاسوکی و اعلام ظهور گروهی به نام جندالله گذشته است. در تمام این روزها که این ماجرا بالا گرفته بود از دیدن فیلم هایی که از صحنه ی ماجرا و جنازه ی قربانیان و هم چنین فیلمی که از سربریدن یکی از گروگان ها برداشته بودند پرهیز داشتم. نمی دانم چرا؟ شاید باورش برایم دشوار بود که انسانی بتواند جان انسان دیگری ولو دشمن را بدین سان بستاند. اکنون ناخواسته این صحنه را دیده ام و پس از آن به تلخی گریستم. هم در غم آن که جان می داد و هم در اندیشه ی آن که جان می گرفت.

    از خود می پرسم این همه نفرت که در رفتار آن مرد اسلحه بدست وجود داشت از کجا آمده بود؟ او انتقام چه چیز را می گرفت؟ آن قربانی چه کرده بود که چنین تاوان می پرداخت؟ آنان که خود را جندالله می خوانند برای که می جنگند؟ آنان با که در جدال اند؟ آنان با این روش که با اسیران و قربانیان خود معامله می کنند برای مردم چه می خواهند به ارمغان بیاورند؟ آنان که قربانی شدند آیا گناهشان جز این بود که شکل و شمایلی شبیه وابستگان نظام داشتند؟ ریشی یا شاید ته ریشی یا کارتی که نشان از عضویت در پایگاهی می داد و یا شاید لباسی و عبا و عمامه ای. آیا هیچ کدام آنان جرم آشکاری انجام داده بودند که درخور آن مجازات باشند؟ گیرم که همه مجرم بودند کدام دادگاه یا حتی بیدادگاه حکمی چنین وحشیانه را بر آنان رواداشته بود؟

    این همه پرسش را با خود می گویم و از دیدن آن صحنه های زجرآور غرق نفرت و اندوه می شوم. به خود می گویم شاید جندالله روی دیگر سکه ی حزب الله است. همان حزب اللهی که در زمان انقلاب و جنگ هر که را شبیه خود نمی دید دشمن می پنداشت و با تمام توان حق آنان را کف دستشان می گذاشت. به یاد داریم که چگونه در آغازین روزهای انقلاب دادگاه های انقلاب به چه آسانی حکم اعدام صادر می کردند تا جایی که مردان دولت موقت به صدا در آمدند و آن گاه به فرمان رهبر انقلاب صدور حکم اعدام با محدودیت روبرو شد. هم چنین به یاد داریم در تابستان 67 بر سر زندانیان سیاسی مخالف نظام که دوران محکومیت را سپری می کردند چه آمد. اعدام های سیاه سال 67 که هنوز ابعاد آن چندان روشن نیست لکه ی ننگی بر دامن نظام به جای نهاده که به این آسانی فراموشی آن ممکن نیست. و رسواتر از همه ماجرای قتل های زنجیره ای است.

    می توان به جای آن مرد خنجر بدست یکی از سربازان گمنام امام زمان و جیره خواران باند کثیف سعید امامی را تصور کرد و به جای آن جوان نگون بخت داریوش فروهر را نگاهداشت. فقط به جای بریدن رگ های گردن باید آن چاقو را 18 بار بالا برد و به سر و سینه و شکم آن مرد نازنین فرو کرد و آن چهره ی مردانه را به خاک نشاند.

    و بدتر از آن هم ممکن است. به جای آن جوان بخت برگشته بدن نحیف و بیمار پروانه اسکندری را بگذارید و مردی با همین شکل و شمایل را تصور کنید که چاقو را بارها و بارها به آ ن جسم نازنین فرو می برد.

    و باز چهره ی مظلوم و بی گناه محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را در نظر بیاورید و مردی با همین صورت که این بار قربانیان خود را به رو خوابانده و بر پشت آنان می نشیند و سیمی را به دور گردن آنان حلقه کرده و از دو طرف چنان می کشد تا جان آنان را بگیرد.

    و چهره ی مظلوم زهرا کاظمی را به خاطر بیاورید که به جرم عکس گرفتن از دیوار زندان اوین به درون زندان رفت و ضربه هایی که به سرو صورتش وارد آوردند چنان بود که باعث ضربه ی مغزی و مرگ او شد. چهره ی مرد خشن و بی رحمی را به خاطر بیاورید که مانند همین فیلم با هر چه به دستش می رسد بر سر و صورت زنی بی دفاع می کوبد.

    به این مجموعه سیامک سنجری و فاطمه قائم مقامی و سعیدی سیرجانی و برازنده و میر اعلایی و مجید شریف و ....را بیفزایید تا عمق فاجعه بیش تر نمایان شود.

    این چرخه ی خشونت که از ابتدای انقلاب بر مبنای نگاه خودی و غیرخودی شکل گرفت گویی هرگز سر باز ایستادن ندارد. همین 2 سال قبل ماجرای قتل های زنجیره ای در کرمان را به خاطر داریم که در آن چند نفر از برادران حزب اللهی یکی از پایگاهای بسیج به خیال خود برای پاک سازی جامعه از فساد دست به جنایت می زدند و باز در آن جا هم مردی با همین شکل و شمایل و با همین ددمنشی و خشونت قربانیان خود را درون استخر انداخته و بر سینه ی آنان می نشست تا در آب خفه شوند و البته از نگاه او به سزای اعمال خود برسند.

    به گمان من این خشونت ورزی را جز با تکیه بر خواستگاه دین داری و ادعای شریعت مداری نمی توان توجیه کرد. آنان که جان دیگران را به این آسانی می گیرند خود را برگزیده ی خدا و مجری فرمان او می دانند و به همین دلیل واهی خود را مجاز به هرنوع رفتار می بینند. چرا که آن جا که فرمان خدا در میان است چه جای پروای خلق و آن جا که خدا به قهر و انتقام می خواند چه جای اندیشه ی نظم و نظام است. آنان درست یا نادرست با تکیه بر خواست خدا چنین بی محابا پای در گرداب خشونت می گذارند. آنان درست یا نادرست خود را سربازان خدا می دانند که با دشمنان خدا می جنگند. آنان درست یا نادرست خود را حق مطلق و مقابل خود را باطل محض می دانند که چنین در راه رضای خدا جان ناقابل به وحشیانه ترین روش ها می ستانند. شاید خدای آنان فقط قهار و منتقم و جبار است. شاید کسی برای آنان از مهر و مدارا و رحمت و محبت آیه ای نخوانده و روایتی نیاورده است. شاید.....

    به دو طرف این صف دور و دراز جنایت کاران نگاهی بیفکنید. آنان که خود را سربازان خدا می نامند با نام خدا و با فریاد الله اکبر و لا اله الا الله بدان سان با توحشی عریان سر انسانی را می برند و اینان که خودرا سربازان گمنام امام زمان می دانند با وضو و با یاد خدا به صحنه ی عملیات قتل عام دگراندیشان و مخالفان می روند و با ذکر الله اکبر برای گرفتن اعتراف زندانیان را شلاق می زنند.

    آنان با نام خدا اسیران دست و پا بسته را به رگبار می بندند و اینان با فریاد یا حسین و یا زهرا به مردم بی دفاع حمله می کنند و دانشجویان بی پناه را از خوابگاه به بیرون پرتاب می کنند.

    آنان کشتار جمعی بی دفاع را عملیاتی موفقیت آمیز می خوانند و اینان نیز پس از کشتن مظلومانه ی فروهر و همسرش خبر موفقیت عملیات را به منزله ی خبری خوش به بالا گزارش می کنند.

    آری بی گمان این ها دو روی یک سکه اند. همین جا روشن کنم که با یاد آوری خاطرات جنایت های برادران موسوم به حزب الله نمی خواهم دیگر جنایت ها را توجیه کنم. فقط می خواهم بگویم که خشونت، خشونت می آفریند و آنان که بر طبل خشونت ورزی می کوبند و در بوق تندی و تحکم می دمند و بی محابا امریه و فرمان صادر می کنند به یاد داشته باشند:

    آن که باد می کارد لاجرم طوفان درو خواهد کرد. چه خوش می گوید آن شاعر شیرین سخن:

    عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده ...حیران شدوبگرفت به دندان سرانگشت

    گفتا که کرا کشتی تا کشته شدی زار.......تا باز کجا کشته شود آن که ترا کشت

    انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس .....تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

    و پایا ن سخن:

    هر چه با خود کلنجار می روم نمی توانم بفهمم که این درجه از خشونت از کجا به میان ما آمد؟ دریغ از آن همه مهرو مدارا که در تاریخ ما نوشته اند و سینه به سینه روایت های شیرین از آن را برای ما گفته اند. ای کاش ما را از تاریخ و فرهنگ دیرین مان اندکی بهره می بود تا این همه از خود بیگانه نباشیم. این رفتار در هر جای جهان می تواند رخ دهد اما این گمان که آن که خنجر بدست دارد یک ایرانی است که سر اسیری بی دفاع را از تن جدا می کند تلخ است چنان که یک پیاله ی زهر و چنان به جان آتش می زند که ....

    + نوشته شده در  جمعه 12 خرداد1385ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

    گروه پنج به علاوه یک در مورد مشوقهایی که قرار است به ایران داده شود و مجازاتها درصورت رد پیشنهاد اروپا به توافق رسیدند

     به نقل از "رادیو فردا"
    وزیر امورخارجه بریتانیا روز پنج شنبه در وین خبر توافق مقامهای گروه پنج به علاوه یک را اعلام کرد. پیش از اعلام خبر از سوی مارگارت بِکِت وزیر امورخارجه بریتانیا ، یک مقام بلندپایه ایالات متحده نیز از توافق شش قدرت بزرگ در مذاکرات وین خبر داد. مذاکره وزیران امورخارجه آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان درمورد برنامه هسته ای ایران روز پنج شنبه در وین ادامه یافت. از جزئیات مجموعه مشوقهای پیشنهادی به ایران گزارشی در دست نیست.

    اگر حکومت ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف نکند با اقدامات شدید شورای امنیت مواجه خواهد شد

    به نقل از "رادیو فردا"

    رئیس جمهوری آمریکا گفت: اگر جمهوری اسلامی غنی سازی اورانیوم را متوقف نکند، با اقدامات شدید شورای امنیت سازمان ملل متحد مواجه خواهد شد. هشدار جرج بوش واکنشی است به سخنان منوچهر متکی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، مبنی بر این که ایران تحت هیچ شرایطی دست از غنی سازی اورانیوم برنخواهد داشت. آقای بوش گفت: باید دید این موضع قطعی حکومت ایران است یا نه، و افزود: اگر آنها به چالش ادامه دهند، جهان با اقدامی همانند عمل خواهد کرد. رئیس جمهوری آمریکا گفت: در مکالمه تلفنی روز سه شنبه از ولادیمیر پوتین پاسخ مثبتی دریافت داشتم، اما ما از روسیه انتظار داریم در شورای امنیت مشارکت کند. جرج بوش که با هوجین تائو رئیس جمهوری چین هم روز پنجشنبه تلفنی مکالمه کرده بود، گفت: چینی ها راهبرد ما را می فهمند، مثبت ترین چیز درباره مذاکرات، توافق کامل همگان بر این نکته است که ایران نباید به جنگ افزارهای اتمی دست یابد.

    ضمن استقبال از ورود آمريكا به عرصه مذاكره با ايران

    ژاپن اعمال تحريم عليه ايران را رد كرد

    به نقل از "خبرگزاری فارس"

    به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، تارو آسو، وزير امورخارجه ژاپن پس از گفتگوي تلفني با كاندوليزا رايس، وزير امورخارجه آمريكا، به خبرنگاران گفت : فكر نمي كنم آمريكا تصميم به اعمال تحريم عليه ايران بخاطر فعاليت هاي هسته اي آن گرفته باشد.
    وي افزود: ژاپن در حال حاضر اعمال تحريم هاي سخت عليه ايران را مد نظر ندارد.
    آسو همچنين از پيشنهاد ديروز واشنگتن در مورد آمادگي براي پيوستن به مذاكرات با ايران به شرط توقف غني سازي اورانيوم استقبال كرد و اظهار داشت كشورش اميدوار است ايران پاسخ مناسبي به اين پيشنهاد بدهد.
    كاندوليزا رايس، وزير امورخارجه آمريكا روز چهارشنبه از آمادگي واشنگتن براي پيوستن به كشورهاي اروپايي مذاكره كننده با تهران خبر داد. رايس گفت واشنگتن و متحدانش به رسيدن به توافق در مورد ارائه مشوق هاي اقتصادي به ايران اگر اين كشور فعاليت هاي هسته‌ايش را متوقف كند، نزديك شده اند.

    نخست وزیر فرانسه:ما امکانات ویژه ای داریم که به ایران هشدار دهیم

    به نقل از "خبرگزاری آریا"

    خبرگزاری آریا- "دومینیک دی ویلپن" نخست وزیر فرانسه طی یک کنفرانس مطبوعاتی در خصوص پیشنهاد واشنگتن در رابطه با برگزاری مذاکرات با تهران اظهار داشت: "این مرحله ای مهم و حل کننده است و دقیقاً به همین روش است که ما می توانیم به پیشرفت در این مسئله دشوار دست یابیم".

    به گزارش سرویس سیاسی آریا به نقل از نووستی، نخست وزیر فرانسه همچنین اعلام نمود که خواهان "وحدت جامعه جهانی" در مسئله پرونده هسته ای ایران است و به نقش حائز اهمیتی که کشورهای اروپایی در جستجوی راه حل برای مشکل هسته ای ایران دارند، اشاره داشت.

    وی خاطر نشان ساخت: "مسلم است که اروپاییان باید نقش خود را ایفا کنند. ما روابطی قدیمی با ایران داریم و ما امکانات ویژه ای داریم که به این کشور هشدار دهیم".

    شب گذشته "کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه آمریکا آمادگی این کشور در پیوستن به گفتگو با نمایندگان ایران را به همراه مثلث اروپا اعلام نمود.

    واكنش‌‌هاى گرم و سرد نسبت به پيشنهاد آمريكا

    به نقل از "دویچه وله"

    كاندوليزا رايس وزير امور خارجه‌ى آمريكا، ديروز (چهارشنبه) غافلگيرانه اعلام كرده بود كه ايالات متحده‌ى آمريكا آماده‌ى مذاكره‌ى مستقيم با ايران بر سر مناقشه‌ى اتمى است، مشروط بر آنكه اين كشور غنى‌سازى اورانيوم را متوقف سازد. اين پيشنهاد آمريكا امروز با موجى از استقبال از طرف كشورهاى مختلف جهان و نيز شخصيت‌هاى بين‌المللى روبرو شد.

    از جمله محمدالبرادعى رييس آژانس بين‌المللى انرژى اتمى ، از اعلام آمادگى مشروط ايالات متحده‌ى آمريكا براى مذاكره‌ى مستقيم با ايران استقبال كرد. وى گفت كه هدف بايد توافقى همه‌جانبه و قابل‌پذيرش براى طرفين باشد.

    كميسيون اتحاديه‌ى اروپا نيز ضمن استقبال از پيشنهاد خانم رايس، به ايران توصيه كرد كه پيشنهاد ايالات متحده‌ى آمريكا را براى گفتگوى مستقيم درباره‌ى مناقشه‌ى اتمى جدى بگيرد.  يك سخنگوى اين كميسيون روز پنجشنبه در بروكسل اعلام كرد كه شركت مستقيم ايالات متحده‌ى آمريكا در گفتگوها، نشاندهنده‌ى اراده‌اى محكم براى حل ديپلماتيك مساله است و ما اميدواريم كه اين امر چشم‌انداز چنين راه حلى را بهبود بخشد.

    مسكو نيز ابتكار واشينگتن را براى مذاكره‌ى مستقيم با ايران، شانسى واقعى براى رفع بحران اتمى خواند و از ايران خواست كه واكنش سازنده‌اى نسبت به پيشنهاد آمريكا نشان دهد. سرگئى لاوروف وزير خارجه‌ى روسيه، در حاشيه‌ى ديدار خود از تركيه گفت كه اگر ايالات متحده و ايران ناگهان تصميم بگيرند مستقيما با يكديگر گفتگو كنند، اين مساله‌اى مربوط به آنها خواهد بود. به عقيده‌ى لاوروف براى هيچكس مزاحمتى ايجاد نخواهد شد اگر دو كشور، منازعه را در گفتگويى متقابل حل و فصل كنند. از سوى ديگر، سخنگوى وزارت خارجه‌ى چين نيز از پيشنهاد  آمريكا استقبال كرد و يكبار ديگر تاكيد كرد كه چين با اقدامات تنبيهى عليه تهران مخالف است.

    دومينيك دوويلپن نخست وزير فرانسه و مارگرت بكت وزير خارجه‌ى بريتانيا نيز از جمله سياستمدارانى بودند كه آمادگى ايالات متحده‌ى آمريكا براى شركت در مذاكرات اتمى با ايران را بسيار مهم و تعيين كننده خواندند. دوويلپن از مناسبات قديمى فرانسه با ايران سخن گفت و آمادگى كشور خود را براى پيام‌رسانى اعلام كرد. مارگرت بكت نيز پيشنهاد آمريكا را امكانى واقعى براى توافق با ايران ارزيابى نمود.

    در مقابل اين موج استقبال‌ها از پيشنهاد آمريكا براى گفتگوى مستقيم با ايران،  امروز منوچهر متكى وزير امور خارجه‌ى ايران واكنش سردى از خود نشان داد. وى هرگونه پيش‌شرطى را براى انجام مذاكره‌ى مستقيم رد كرد. متكى در اين زمينه گفت كه تهران بر سر ادعاهاى مشروع خود حاضر به هيچگونه مصالحه‌اى نيست. وى افزود كه سخنان كاندوليزا رايس وزير خارجه‌ى آمريكا حاوى هيچ نكته‌ى تازه‌اى نيست كه بتواند به حل منازعه يارى رساند.

    امروز نشست وزراى امور خارجه‌ى پنج عضو دايمى شوراى امنيت سازمان ملل به اضافه‌ى آلمان، براى رسيدگى به بحران اتمى ايران در اتريش برگذار شد. يك كارمند بلندپايه‌ى چينى قبلا گفته بود كه چين و روسيه در صورتى كه ايران حاضر به مصالحه نشود، حاضرند دوباره موضوع رسيدگى به مناقشه‌ى اتمى با اين كشور را به شوراى امنيت سازمان ملل واگذارند. به گفته‌ى محافل آمريكايى، اين موضعگيرى را مى‌توان اعلام آمادگى تلويحى چين و شوروى براى پيوستن به اقدامات تنبيهى عليه ايران، در صورت عدم مصالحه بر سر مناقشه‌ى اتمى ارزيابى كرد.

    مذاکرات با ایران نباید با تهدید مختل شود

    به نقل از "خبرگزاری مهر"

    وزیر امور خارجه روسیه عصر امروز از جامعه بین المللی خواست با تهدیدهای خوددرمذاکرات با جمهوی اسلامی ایران کارشکنی نکند.

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل ازخبرگزاری فرانسه، "سرگئی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه که درترکیه به سرمی برد با استقبال از پیشنهاد آمریکا به عنوان پیش شرط انجام مذاکرات مستقیم با تهران، از جامعه بین المللی خواست با تهدید در مذاکرات با ایران کارشکنی نکنند.

    به گزارش "مهر" اظهارات لاوروف پاسخ غیر مستقیم به اظهارات امروز بوش رئیس جمهور آمریکا است که گفته بود اگر ایران پیشنهادهای امریکا را نپذیرد پرونده اش را به شورای امنیت می بریم.

    ساعاتی پیش از نشست مهم وزیران امور خارجه کشورهای عضو دائم شورای امنیت به علاوه آلمان برای بررسی موضوع پرونده هسته ای ایران در وین، وزیرامورخارجه روسیه در جمع خبرنگاران در استانبول ازپیشنهاد امریکا استقبال کرد .

    اما وی از طرف های ذیربط دراین مسئله خواست تلاش خود را برای تحولی جهت نزدیک  کردن دیدگاههای مثبت به دورازکارشکنی معطوف سازند.

    لاوروف یاد آورشد: ما کارشکنی نکردن در مذاکرات با تهدیدها را مورد تایید قرارمی دهیم ودردستورکار ما مسائلی است که فقط مربوط به حل مشکل برنامه هسته ای ایران نیست . 

    آمریکا روز گذشته آمادگی خود را برای مذاکرات با تهران اعلام کرد اما این اقدام را توقف غنی سازی اورانیوم مشروط کرد به موازات آن ایران امروز آمادگی خود را برای مذاکرات اعلام کرد اما توقف غنی سازی اورانیوم را نپذیرفت.

    لاوروف تاکید کرد: باید در نشست وین پایه و اصولی بنا نهاده شود که می تواند اساس مذاکرات با تهران پیش از تحمیل شروط به ایرانی ها باشد .

    وزیرخارجه روسیه تصریح کرد لازم است پیش از شرط گذاشتن برای ایرانی ها در نشست وین مبناهایی که ممکن است مذاکره با تهران بر اساس انها انجام گیرد تعیین شوند.

    همزمان با آن ترکیه نیز از ایران خواست پیشنهاد آمریکا را برای انجام مذاکرات قبول کند.

    وزارت خارجه ترکیه در بیانیه ای پاسخ مثبت ایران برای تقویت تلاشهای بین المللی جهت دستیابی به راه حل ونیز ایجاد فضای اعتماد سازی درگفتگوی بین طرفهای ذیربط به منظورهمکاری در ثبات بین المللی را مهم دانست.

    این بیانیه می افزاید : ترکیه امیدوار است که ایران از این فرصت استفاده کند وگام های لازم را بردارد .

    بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف در مورد بازداشت فعالين دانشجويي

    به نقل از "خبرنامه امیرکبیر"

    موج تازه‌اي از بازداشت‌ فعالين دانشجويي، احضار گسترده‌ي آن‌ها به كميته هاي انضباطي و دست‌اندازي به ساحت دانشگاه ها از طريق ايجاد فضاي امنيتي، انتصاب روساي دانشگاه ها و اخراج يا وادار به استعفا كردن اساتيد به راه افتاده‌است. به دنبال اعتراض دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير به دخالت دفتر نهاد رهبري و بسيج به اصطلاح دانشجويي در انتخابات شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه، «ياشار قاجار» (دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير) بازداشت گرديده و «عابد توانچه» (عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير) ربوده شده است. با توجه به گذشت سه روز از اين اتفاق، بيم آن مي رود عده اي اين بار نيز در پي اجراي سناريوهاي نخ نماي گذشته باشند. انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف به ويژه نسبت به امكان تكرار سناريوي ارتداد دكتر آقاجري و نيز اخذ اعتراف اجباري (نظير آنچه براي افشاري رخ داد) شديداً هشدار مي دهد.

        مي‌توان قلم‌ها را شكست، زبان‌ها را بريد و مبارزين را به بند كشيد اما انديشه را نمي‌توان مصلوب كرد. سرانجام روزي خورشيد آزادي و برابري طلوع خواهدكرد و همه بايد به خواسته‌هاي برحق مردم گردن نهند. خرد جمعي حاكم بر فضاي دانشگاه هاي كشور، هرگز چنين برخوردهاي ارباب منشانه و متجاوزگرانه اي را برنخواهد تافت.

        انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف ضمن محكوم كردن برخوردهاي امنيتي با فعالين دانشجويي، خواستار آزادي بي قيد و شرط «ياشار قاجار» و روشن شدن وضعيت «عابد توانچه» است

    بی اطلاعی از وضعیت امید عباسقلی نژاد، فعال دانشجويی

    به نقل از "ادوار نيوز"

     در پی ناآرامی های هفته گذشته و بازداشت و یا ربوده شدن برخی فعالان دانشجویی از روز جمعه گذشته از وضعیت و یا محل بازداشت امید عباسقلی نژاد اطلاعی در دست نیست.

    همسر امید عباسقلی نژاد با اعلام این خبر افزود: روز سه شنبه برای پیگیری وضعیت همسرم به دادگاه انقلاب مراجعه کردم که با برخورد بد ماموران در این دادگاه مواجه شده و در نهایت موفق به دریافت خبری از وضعیت امید عباس قلی نژاد نشدم. وی ضمن ابراز نگرانی شدید نسبت به وضعیت همسرش خواستار پاسخگویی نهادهای مسئول در این مورد شد.

    ادامه بي اطلاعي از وضعيت عابد توانچه، عضو شوراي مركزي انجمن پلي تكنيك،

    به نقل از "ادوار نيوز"

    : وضعيت عابد توانچه عضو شوراي مركزي انجمن پلي تكنيك همچنان در هاله اي از ابهام است.

    سعيد حبيبي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اعلام اين خبر گفت : از عصر روز يكشنبه 7 خرداد عابد توانچه دانشجوي پلي تكنيك ناپديد شده است و تمام تلاشها براي برقراري تماس با وي نا ممكن شده است. حبیبی گفت: امروز بوسیله گوشی همراه عابد توانچه فردی که خود را ضابط قوه قضاییه معرفی کرده است با تلفن یکی از فعالان دانشجویی دانشگاه تهران تماس گرفته و اقدام به فحاشی و تهدید نسبت به فعالان دانشجویی نموده است. حبیبی با مشکوک دانستن این موارد خواستار پاسخگویی مقامات مسئول نسبت به وضعیت عابد توانچه شد.

    عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ضمن ابراز نگراني در مورد سلامت اين فعال دانشجويي گفت : متاسفانه وزارت علوم هنوز هيچگونه پاسخي در مورد وضعيت اين دانشجو نداده است و مشخص نيست وي از سوي چه نهادي بازداشت شده است. وي با اشاره به بيانيه شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت از دانشجويان فهيم كشور خواست تا پيگير وضعيت اين فعال دانشجويي باشند.

     

    + نوشته شده در  جمعه 12 خرداد1385ساعت 8:12 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    آمریکا اعلام کرد به شرط دست توقف کامل غنی سازی، برای مذاکره مستقیم با حکومت ایران آماده است
    کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا روز چهارشنبه با اعلام تغییر سیاست واشنگتن گفت به منظور تاکید بر تعهدمان به حل دیپلماتیک بحران و شتاب دادن به چشم انداز موفقیت، به محض تعلیق غنی سازی اورانیوم و فعالیت های آزمایشی و قابل تحقیق بودن درستی چنان تعلیقی، واشنگتن آماده است همراه با همکاران گروه سه اتحادیه اروپا با نمایندگان ایران دیدار کند. از جمله پیش شرط های دیگر واشنگتن برای مذاکره مستقیم با تهران پشتیبانی روسیه و چین از مجازات های سازمان ملل متحد علیه ایران در صورت رد پیشنهاد دایر بر توقف برنامه غنی سازی اورانیوم از سوی جمهوری اسلامی است. خانم رایس گفت: امروز رژیم ایران می تواند یکی از دو راه را برگزیند. دو راهی که اساساً آینده متفاوتی برای مردم ایران و روابطش با جامعه بین المللی رقم خواهد زد. حکومت ایران باید به روشنی انتخاب کند. انتخاب منفی رژیم ادامه راه فعلی است، تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی و سرپیچی از خواست جامعهٌ بین المللی و تعهدات بین المللی.

    آمریکا آماده مذاکره مستقیم با حکومت ایران به شرط دست برداشتن تهران از برنامه هسته ای است. کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا روز چهارشنبه دریک تغییر سیاست واشنگتن این مطلب را اعلام داشت. خانم رایس گفت: به منظور تاکید بر تعهدمان به حل دیپلماتیک بحران و شتاب دادن به چشم انداز موفقیت، به محض تعلیق غنی سازی اورانیوم و فعالیت های آزمایشی و قابل تحقیق بودن درستی چنان تعلیقی، واشنگتن آماده است همراه با همکاران گروه سه اتحادیه اروپا با نمایندگان ایران دیدار کند. از جمله پیش شرط های دیگر واشنگتن برای مذاکره مستقیم با تهران پشتیبانی روسیه و چین از مجازات های سازمان ملل متحد علیه ایران در صورت رد پیشنهاد دایر بر توقف برنامه غنی سازی اورانیوم از سوی جمهوری اسلامی است. بنا بر گزارش ها ایران آماده مذاکره با کشورهای اروپایی درباره پیشنهادهای اتحادیه اروپا به ایران در برنامه هسته ای است.

    متن کامل بیانیه کاندولیزا رایس:

    لیلی صدر (رادیو فردا): « تلاش رژیم ایران در دستیابی به سلاح اتمی تهدیدی برای همه جامعه بین المللی است، از جمله ایالات متحده و منطقه خلیج فارس. سرپیچی دولت ایران از درخواستهای مکرر هیات مدیران سازمان بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت باعث سریعتر شدن روند برنامه اتمی ایران شده و همزمان به پنهان کردن فعالیتهایش از بازرسان بین المللی ادامه می دهد.

    آمریکا درهمکاری با یاران بین المللی خود، هر تلاشی به منظور رسیدن به نتیجه موفقیت آمیز دیپلماتیک را انجام می دهد. اما جامعه بین المللی روشن ساخته است که رژیم ایران نباید به سلاح اتمی دست یابد. منافع حیاتی ایالات متحده، دوستان و متحدان ما در منطقه، و تمامی جامعه بین المللی درخطر است و ایالات متحده برای حمایت از این منافع مشترک بطور شایسته عمل می کند.

    امروز رژیم ایران می تواند یکی از دو راه را برگزیند. دو راهی که اساساً آینده متفاوتی برای مردم ایران و روابطش با جامعه بین المللی رقم خواهد زد. حکومت ایران باید به روشنی انتخاب کند. انتخاب منفی رژیم ادامه راه فعلی است، تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی و سرپیچی از خواست جامعهٌ بین المللی و تعهدات بین المللی.

    در این صورت ما و متحدان اروپایی مان، جامعه بین المللی را به سوی راهی رهبری خواهیم کرد که به انزوای بیشتر و تحریم های سیاسی و اقتصادی قویتر و پیشرفته تر ایران منتهی شود.

    انتخاب راه مثبت و سازنده برای رژیم ایران آن است که راه کنونی را رها و برای حل مسائل اتمی همکاری کند و فوراً غنی سازی اورانیوم را و فعالیتهای مربوط به آن را معلق کند و با سازمان بین المللی انرژی اتمی کاملاً همکاری نماید و پیمان الحاقی برای دسترسی بیشتر سازمان بین المللی انرژی اتمی به تاسیسات ایران را بپذیرد.

    این راه به تامین منافع و امنیت درازمدت مردم ایران، منطقه و جهان منتهی می شود. مردم ایران معتقدند باید حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را داشته باشند. ما این حق را می پذیریم. اما جامعه بین المللی می گوید ضمن پذیرش این حق ایران باید به تعهداتش عمل کند.

    نظر به تخطی رژیم ایران از تعهداتش و برنامه پنهانی اتمی اش، رژیم ایران باید جامعه بین المللی را متقاعد کند که به طور دائم دست از تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی برداشته است. منافع این راه دوم برای مردم ایران بیش از دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای است و همکاری های گسترده اقتصادی را نیز به دنبال دارد.

    ایالات متحده به طور فعالی از چنین منافعی برای مردم ایران چه به صورت آشکار و چه به طور خصوصی حمایت خواد کرد. بیش از این، پرزیدنت بوش مداوماً تاکید کرده که ایالات متحده متعهد به راه حل دیپلماتیک برای چالش اتمی رژیم ایران است.

    ما با شریکان اروپایی خود درباره عناصر اساسی مشوق های عرضه شده به ایران توافق کرده ایم؛ به شرط آن که ایران راه درست را انتخاب کند. شریکان فرانسوی، بریتانیایی و آلمانی ما به حق خواهان آن هستند که ایران کاملاً و به طور قابل تایید غنی سازی و فعالیتهای آمایشی را کاملاً متوقف کند تا آنان بتوانند به میز مذاکره بازگردند. این شرطی است که هیات مدیران سازمان بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل تعیین کرده اند.

    ایالات متحده خواهان آن است که بهترین امکان موفقیت به دیپلماسی داده شود. بنابراین به منظور تاکید بر تعهدمان به حل دیپلماتیک و پیشبرد چشم انداز موفقیت، به محض آن که ایران کاملا و به طور تایید آمیزی غنی سازی و فعالیتهای آمایشی را معلق کند، ایالات متحده آماده است همراه با گروه 3 اتحادیه اروپا به مذاکرات با نمایندگان ایران بپیوندد.

    امروز (چهارشنبه) صبح نمایندگان آمریکا بیانیه مرا از طریق دفتر حفاظت منافع ما در سفارت سوئیس در تهران و نمایندگان ایران در سازمان ملل به حکومت ایران داده اند.

    با توجه به منافعی که این راه مثبت برای مردم ایران، امنیت منطقه و نظام منع گسترش سلاحهای اتمی در بر دارد، ما از ایران می خواهیم این راه را برای صلح برگزیند و دست از برنامه جاه طلبانه تولید سلاح اتمی اش بردارد.

    پرزیدنت بوش خواهان روابط مثبت میان مردم آمریکا و مردم ایران است – افزایش روابطی در زمینه های آموزشی، تبادل های فرهنگی، ورزشی، مسافرتی، تجاری و سرمایه گذاری. مساله اتمی یگانه مشکل در راه بهبود روابط نیست. حکومت ایران از ترور پشتیبانی می کند، در خشونت های عراق دست دارد، مانع بازگشت کامل حاکمیت به لبنان است که در قطعنامه شماره 1559 بر آن تاکید شده است. این رفتارها با موازین جامعه بین المللی همخوانی ندارد و مانعی در مسیر رابطه مثبت مردم ایران با مردم آمریکا و مردم سایر نقاط جهان است. آمریکا آماده پوستن به سه کشور اتحادیه اروپا و پیشبرد این اهداف و سایر مسائلی است که علاوه بر برنامه خطر تهدید هسته ای، با حکومت ایران داریم.

    همزمان ما به کار با شریکان بین المللی ادامه می دهیم تا به داد و ستد جهانی سلاح های کشتار جمعی، تلاش عاملان گسترش جنگ افزارها در استفاده از منابع مالی و پشتیبانی از ترور پایان دهیم. ما همچنین در نظر داریم در همکاری با دوستان و متحدان در تقویت بنیه دفاعیشان و نیز تلاش های منع گسترش تسلیحات اتمی، ضد تروریسم و افزایش ظرفیت های امنیت انرژی بکوشیم.

    آن اقدام ها ابدا تهدیدی متوجه ایران صلحجو و شفاف با برنامه انرژی هسته ای کاملا غیرنظامی نمی سازد، بلکه حفاظت لازم و اساسی را از آمریکا، دوستان و متحدان ما در صورتی که رژیم ایران راه نادرست را در پیش گیرد، به عمل می آورد.

    اگر رژیم ایران بر این باور است که از در اختیار داشتن بمب اتمی سود می برد در اشتباه است. آمریکا در دفاع از نیروهایمان قاطع و استوار است. در دفاع از دوستان و متحدانمان که می خواهند روی برنامه امنیت جمعی کار کنند، قاطع و استوار است. مردم ایران مردمی هستند با تاریخی پرافتخار، شایسته آینده ای درخشان هستند. به باور ما ایرانیان خواهان آینده ای برخوردار از آزادی و حقوق بشر هستند، حق رای دادن، حق انتخاب شدن، ابراز آزادانه عقیده بدون ترس و واهمه و پیگیری آرمان سیاسی.

    ما پیشرفت، رفاه و آزادی ایرانیان را خوش آمد می گوییم. آمریکا در انتظار مناسباتی تازه میان دو ملت به منظور پیشبرد این هدفها است. ما صمیمانه امیدواریم رژیم ایران رسیدن به چنان آینده ای را امکانپذیر سازد».

    پیشنهاد مذاکره با ایران در پی نومیدی آمریکا از نتیجه مذاکره با اعضای پنجگانه شورای امنیت ارائه شد

    به نقل از "رادیو فردا"
    روزنامه نیویورک سان Sun در گزارشی روز چهارشنبه می‌نویسد آمریکا زیر فشار قرار دارد که به مذاکرات اتمی اروپا با حکومت ایران بپیوندد. بنا بر این گزارش، سومین مقام ارشد وزارت امورخارجه، یعنی معاون سیاسی نیکلاس برنز، هوادار اصلی ورود آمریکا به صحنه مذاکره با جمهوری اسلامی است. بنا بر این گزارش، برنز، معاون سیاسی، شخصا به این نتیجه رسیده است که توافق در مذاکرات میان پنج عضو دائمی شورای امنیت بر سر قطعنامه‌ای علیه ایران، غیر ممکن است. سان می نویسد احتمال مذاکره با حکومت ایران گروه های اوپوزیسیون در داخل کشور اعم از دانشجویان و کارگران و زنان را نومید می کند.

    بهنام ناطقی (رادیو فردا، نیویورک): نیویورک سان می‌نویسد که از آنجا که مذاکرات میان پنج عضو دائمی شورای امنیت بر سر قطعنامه‌ای علیه برنامه اتمی حکومت ایران به بن‌بست رسید، مقامات دولت بوش مذاکره میان خود برای آغاز مذاکره با ایران را آغاز کرده‌اند، و نسبت به اینکه روسیه و چین تحریم‌های مورد اشاره در پیش نویس قطعنامه شورای امنیت علیه برنامه اتمی ایران را بپذیرند، خوش‌بین نیستند.

    سان به نقل از دو مقام دولت آمریکا می‌نویسد مقامات دولتهای سه گانه طرف مذاکره با ایران، یعنی بریتانیا، آلمان و فرانسه، پشت پرده سعی می‌کنند آمریکا را متقاعد کنند که در مذاکرات با ایران وارد شود و حامل پیام این سه کشور به مقامات آمریکا، شخص سوم وزارت امورخارجه، آقای نیکلاس برنز، معاون سیاسی، است، که شخصا به این نتیجه رسیده است که توافق در مذاکرات میان پنج عضو دائمی شورای امنیت بر سر قطعنامه‌ای علیه ایران، غیر ممکن است.

    خبرنگار نیویورک سان، آقای ایلای لیک Ily Lake در گزارش خود می‌افزاید تصمیم آمریکا به وارد شدن به مذاکره مستقیم با حکومت ایران شوق اوپوزیسیون جمهوری اسلامی را به یاس مبدل می‌سازد. وی یادآوری می‌کند که طی هشت روز اخیر، هزاران تن آذری‌زبانان ایران، قومی که یک‌چهارم جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، در تبریز وسایرشهرهای آذربایجان در اعتراض به کاریکاتور توهین‌آمیز در روزنامه «ایران» که قوم آذری‌زبان را به سوسک تشبیه کرده بود، دست به تظاهرات زدند و دانشجویان نیز در دانشگاه‌های عمده کشور علیه سیاست‌های جدید مدیریت و بازداشت همدرسی‌های خود تجمع‌های اعتراض‌آمیز برگزار کردند.

    بر اساس تحلیل این خبرنگار، مذاکرات مستقیم میان آمریکا و حکومت ایران می‌تواند اوپوزیسیون جمهوری اسلامی را که در بخش‌های مختلف از تظاهرات دانشگاهی گرفته تا اعتصاب رانندگان اتوبوس در تهران، می‌کوشد خود را سازمان بخشد، ناامید می‌کند.

    عباس حکیم‌زاده، یکی از فعالان دانشجوئی در دانشگاه پلی‌تکنیک تهران هفته گذشته گفت دفتر تحکیم وحدت، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان، تنها در صورتی از مذاکرات آمریکا با حکومت ایران استقبال می‌کند که موضوع مذاکرات رعایت حقوق بشر و آزادی زندانیان سیاسی را نیز شامل شود. وی گفت اگر تضمین‌های امنیتی که حکومت ایران می‌خواهد شامل این است که رژیم می‌تواند به سرکوبی حقوق بشر و مخالفت با رای اکثریت مردم کشور ادامه دهد، جنبش کارگری ایران، جنبش دانشجوئی ایران و جنبش زنان ایران به شدت و به طور کامل با داده شدن چنین تضمین‌هائی به حکومت ایران مخالف هستند.

    در حالیکه قرار است پنج عضو دائمی شورای امنیت روز پنجشنبه فردا در وین گردهم آیند، وزارت امورخارجه آمریکا از حالا امید به رسیدن به نتیجه در این مذاکرات را منتفی می‌داند. شان مککورمک، سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا گفت اگر مذاکرات میان اعضای شورای امنیت به نتیجه نرسید، دولتهای همفکر می‌توانند جداگانه دست به تحریم‌های اقتصادی‌ای بزنند که رژیم ایران نتواند از نظام پولی بین‌المللی برای تامین هزینه تروریسم یا سلاح‌های کشتار جمعی غیرقانونی استفاده کند.

    سان می‌نویسد یک مقام وزارت امورخارجه تاکید کردکه نیکلاس برنز رسما مذاکره مستقیم با ایران را حمایت نکرد است اما برداشت او از امکان به تصویب رساندن قطعنامه‌ای موثر علیه برنامه اتمی ایران در شورای امنیت سازمان ملل، منفی و بدبینانه است.

     به نظر می رسد در نشست وين توافق نهايی بدست آيد

    به نقل از "ایران پرس نیوز"

    یک استاد دانشگاه بهشتي گفت به نظر مي‌‏رسد كه در نشست پنج‌‏شنبه 1+5 در وين توافق نهايي براي ارائه طرح اروپا به ايران حاصل شود. بيگدلي در گفت‌‏وگو با خبرگزاری ایلنا، با اشاره به نشست 1+5 در وين، گفت: وقايع و اظهارنظرهاي روزهاي اخير حاكي از نرمش در مواضع چين و روسيه نسبت به طرح پيشنهادي اروپاست و به همين دليل به احتمال زياد در نشست روز پنج‌‏شنبه توافق نهايي به دست آيد.

    وي با بيان اينكه اروپا تلاش مي‌‏كند افكار عمومي جهان را قانع كند كه همه اقدامات لازم را براي حل‌‏وفصل مسالمت‌‏آميز مناقشه هسته‌‏اي ايران انجام داده است، گفت: آنها مي‌‏خواهند به دنيا بقبولانند كه ما همه تلاش خود را كرديم و اين ايران است كه حاضر به مصالحه و مذاكره براي حل موضوع نشده است.

    بيگدلي با اشاره به تحت فشار قرار گرفتن دولت بوش براي مذاكره مستقيم با ايران، گفت: حاكمان كنوني آمريكا، مذاكره مستقيم با ايران و از حاشيه به متن آمدن را در شرايط فعلي صحيح نمي‌‏دانند زيرا مي‌‏دانند كه اين كار به ضرر آنها و به نفع ايران است.

    وي با اشاره به طرح مشوق‌‏ها و مجازات‌‏هاي اروپا براي ايران و تعيين سقف براي غني‌‏سازي، گفت: اروپا و آمريكا دستيابي ايران به فناوري غني‌‏سازي را به هيچ وجه نمي‌‏پذيرند و مي‌‏خواهند ايران همه كار را متوقف كند.

    بيگدلي تصريح كرد: اتحاديه اروپا با ارائه طرح مشوق‌‏ها و مجازات‌‏ها به ايران، توپ را در زمين ما انداخته است و اين در حالي است كه ما هم با ديپلماسي ضعيف و انعطاف‌‏ناپذير خود كاري كرده‌‏ايم كه دنيا تصور كند كه اين ما هستيم كه قوانين بين‌‏المللي را نقض كرده‌‏ايم.

     

      کانادا همگام با اروپا در تلاش است مقدمات آزادی رامین جهانبگلو را فراهم آورد  

    به نقل از "رادیو فردا"
    در حالی که یک ماه از بازداشت دکتر رامین جهانبگلو نویسنده و پژوهشگر کانادای ایرانی به اتهام جاسوسی در زندان انفرادی می گذرد، وزیر امور خارجه فدرال کانادا در اولین واکنش رسمی خود گفت: کانادا همگام با اتحادیه اروپا و کشورهای دیگر در تلاش است مقدمات آزادی آقای جهانبگلو را فراهم آورد. پیتر مک کی در برابر نمایندگان مجلس عوام گفت: کانادا همراه با اروپا در نامه ای خطاب به وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی از وضعیت دکتر رامین جهانبگلو ابراز نگرانی کرده است. وی گفت: ما بازداشت این شهروند کانادایی ایرانی را بسیار جدی تلقی می کنیم و همگام با همتایان بین المللی در تلاشیم این پیام را به دولتمردان تهران ارسال کنیم. سخنگوی وزارت امور خارجه کانادا نیز گفت: کانادا از وضعیت بازداشت غیرقانونی دکتر جهانبگلو به مقامات تهران شکایت کرده و از عدم دسترسی به وکیل و اتهامات وی ابراز نگرانی کرده است. غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی آقای جهانبگلو را به جاسوسی، ارتباط با بیگانه و همکاری با سرویس های امنیتی آمریکا و اسرائیل متهم کرد.

    دانشگاه زنده است

    آخرين اخباراعتراضات دانشجويي دانشگاه هاي كشور

    به نقل از "ایران ما"

     روز گذشته بسياری از دانشگاه ها شاهد اعتراض بسياری از دانشجويان معترض بود.

    به گزارش خبرنامه اميركبير پس از آنکه انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک تهران در روزهاي دوشنبه و سه شنبه (۸ و ۹ خرداد) با حضور حدود ۲۸۰۰ تن از دانشجويان دانشگاه برگزار شد. روزگذشته (چهارشنبه) عوامل بسيج دانشجويي که حمايت پرشور دانشجويان از انجمن اسلامي را برنمي تابند با پشتيباني نهادهاي امنيتي خارج از دانشگاه و نهاد رهبري در داخل دانشگاه و سکوت رياست دانشگاه به صورت غير قانوني اقدام به پخش برگه هايي با عنوان انتخابات هيئت موسس تشکلي با نام انجمن اسلامي دانشجويان در مسجد دانشگاه نموده اندکه با هوشياري دانشجويان دانشگاه و اعتراض آنان اين اقدام آنها خنثي گرديد و موفق به اقدام غير قانوني خود نگرديدند. برگزاري اينچنين اقداماتي در مسجد دانشگاه با حمايت نماينده نهاد رهبري مسبوق به سابقه است و حمايت مسئول نهاد از يک طيف خاص و محدود دانشجويان به طور کامل آشکار است.

    به نظر مي رسد سناريوي انقلاب فرهنگي دوم در دانشگاه ها با انحلال و تغيير کاربري انجمن هاي اسلامي دانشجويان، بازنشستگي اجباري اساتيد دانشگاه و اخراج و دستگيري فعالين دانشجويي در حال آغاز است که با هوشياري و فعاليت دانشجويان دانشگاه ديگر موفق به اين خيال خام خود نخواهند شد.

    روز گذشته فضاي دانشگاه متشنج گزارش شد و تريبون آزادي توسط دانشجويان با نام “دانشگاه زنده است” در حمايت از دانشجويان بازداشت شده دانشگاه” ياشار قاجار و عابد توانچه” در صحن دانشگاه برگزار گرديد.

    تجمع در دانشگاه علامه طباطبائي

    روز سه شنبه ۲/۳ / ۱۳۸۵دانشجويان دانشگاه علامه طباططبائی در اعتراض به بازداشت دکتر رامين جهانبگلو و سرکوب مردم تبريز در دانشکده ادبيات و زبانهای خارجه اين دانشگاه تجمع کردند.

    اين تجمع با استقبال دانشجويان مواجهه گرديد به گونه ای که دانشجويان بسياری از دغدغه های خود با دوستان خويش سخن گفتند و به همين علت اين مراسم بيش از حد معمول به طول انجاميد و رفه رفته به تعداد دانشجويان افزوده می شد.

    PICT0072.jpg

    دانشجويان معترض در حين تريبون آزاد بارها شعار های “ مرگ بر استبداد” “ مرگ بر ارتجاع “ “مرگ بر فاشيست “ “ مرگ بر آپارتايد “ “ زنده باد آزادی “ و….. سر دادند.

    هرچند قرار بود اين تجمع در اعتراض به بازداشت دکتر جهانبگلو برگزار گردد اما با توجه به سرکوب روز دوشنبه مردم تبريز دانشجويان اعتراض خود را نسبت به اين موضوع نيز اعلام کردند.

    مسائل فرهنگی وسياسی دانشگاه و پيشروی استبداد از ديگر مسائلی بود که پيرامون آنها صحبت شد.

    دانشجويان معترض که تعداد آنها قريب به ۲۵۰ نفر بود تجمع خود را با اعلام اينکه برای دستيابی به خواسته های خود از تمامی ابزارهای مسالمت آميز استفاده خواهند کرد پايان دادند و با قرائت سرود يار دبستانی متفرق شدند.

    گفتنی است روز دوشنبه دانشجويان دانشگاههای تهران و اميرکبير نيز اقدام به برگزاری تجمع کردند که تجمع دانشجويان اميرکبير به درگيری با نيروهای بسيجی و لباس شخصی های خارج دانشگاه منجر شد، دانشجويان اين دانشگاه روز گذشته نيز تجمعی برگزار کردند.

    PICT0097.jpg

    اين حرکات پروژه تماميت خواهان را برای سرکوب دانشگاه و حاکم کردن فضای پليسی در اين نهاد مبارزه با استبداد ناکام گذارد

    تجمع دانشجويان ترک زبان دانشگاه خواجه نصير برگزار شد

    روز چهارشنبه در حدود ۲۰۰ نفر از دانشجويان دانشگاه خواجه نصير به علت چاپ کاريکاتور اهانت آميز روزنامه ايران در دانشکده عمران تحصن نموده اند و خواستار موارد زير بوده اند:

    ۱) عذر خواهی وزير ارشاد در رسانه های جمعی به عنوان بالاترين مقام مسئول دولتی که خبرگزاری ايرنا و روزنامه ايران زير نظر وی فعاليت دارد.

    ۲) برخورد قضايی با مدير مسئول و سردبير و نويسنده مطلب مندرج در روزنامه ايران طبق قانون مطبوعات

    ۳) توقف تمامی اشکال مختلف توهين به قوميتها در نشريات سراسری و صدا و سيما و احترام به هويت ترکها در ايران

    ۴) نمايندگان مجلس شورای اسلامی موظف به پيگيری موضوع اين اهانت ابلهانه بوده و ضروری است جهت دفاع از حقوق موکلين خود به ابزارهايی چون طرح سوال و استيضاح متوسل شوند

    ۵) محکوميت هرگونه برخورد خشونت آميز با اعتراضا ت و خواستهای به حق آنان

    ۶) اجرای اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی که بر تدريس زبانهای اقوام و ملل ايرانی و برابری آنان تاکيد می کند

    همچنين نماينده ی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه خواجه نصير ضمن حمايت از تحصن دانشجويان خواستار رفع تبعيض از قوميت ها شد

    PICT0066.jpg


    آغاز برخوردها در دانشگاه رجايی (پس از تحصن)

    کميته ناظر بر نشريات طی جلسه ای سه نشريه دانشگاه رجايی را توقيف کرد. اين نشريات عبارتند از صفير، گزينه ۱۱ و يورد.

    گفتنی است نشريه صفير ارگان رسمی انجمن اسلامی بوده و همچنين نشريه گزينه ۱۱ پيش از اين سه ماه معلق بوده و دوباره با همان اتهام قبلی خود توقيف شد. با شرايطی که در دانشگاه در حال به وجود آمدن است احتمال می رود دامنه برخوردها وسيع تر شده وحتی با اساتيد و کارمندان معترض نيز برخوردهايی صورت گيرد

    PICT0066.jpg

    ادامه تحصن در دانشگاه شهيد چمران اهواز

    در ساعت ۱۱:۳۰ روز يکشنبه ۳۱ ارديبهشت دانشجويان دانشکده مهندسی دانشگاه شهيد چمران به دعوت شورای صنفی اقدام به تحصن در صحن دانشکده کردند تا اعتراض خود را نسبت به عمل کرد رئيس دانشکده و حراست و مجموعه مديريتی دانشگاه در يک سال اخير بيان کنند.

    دانشجويان پس از تجمع که تعدادی حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ داشتند با خواندن بيانيه دلايل خود را برای تحصن اعلام نمودند که عبارتند از: ضرب و شتم يکی از دانشجويان توسط حراست، تبديل محيط دانشگاه به پادگان، لغو کليه ی برنامه های فوق برنامه، بر داشتن نيمکت ها در سطح دانشکده و قرار دادن آنها در دستشوئی ها، دخلت های مستقيم حراست در انتخابات تشکل های دانشجويی، تبديل شدن اتاق رئيس دانشکده به اداره اماکن توسط ايشان، گرفتن کارت دانشجويی دختران به خاطر نوع پوشش، برنامه ريزی برای اختصاص درهای جداگانه دخترانه و پسرانه برای تريا و در اختيار قرار دادن آمفی تئاترها فقط به نهاد بسيج، برخورد حراست با جشن های دانشجويی و تعرض حراست به بردهای دانشجويی.

    سپس خواستار توضيح رئيس دانشکده و رئيس حراست شدن و در حين تحصن سرود معروف يار دبستانی و ای ايران و شعارهای “ دانشجو می ميرد، ذلت نمی پذيرد”، “ رئيس انتصابی نميخوايم نميخوايم”، “توپ،تانک، حراست ديگر اثر ندارد” و…. سر دادند. در همين حين عکاس ايسنای خوزستان که برای تهيه ی عکس آمده بود توسط حراست بازداشت شد که با اعتراض دانشجويان آزاد شد.

    دانشجويان از ساعت۱۱:۳۰ تا ۱۳ در صحن دانشکده به اعتراض پرداختند. و با عدم حضور رييس دانشکده در جمع دانشجويان تحصن به در دفتر رييس دانشکده کشيده شد. که بعد از آن جمع متحصنين به سمت ساختمان مرکزی دانشگاه به راهپيمايی پرداختند. دانشجويان خواستار پاسخگويی رييس دانشگاه شدند.

    حراست دانشگاه مسير منتهی به ساختمان مرکزی را بسته و مانع از ورود دانشجويان به آن جا شد.بعد از دو ساعت تحصن بالاخره مشاور رييس دانشگاه در امور آموزشی دکتر بصير زاده در جمع دانشجويان حاضر شد و پس از شنيدن خواست های دانشجويان قول داد تا سه شنبه همين هفته با برگزاری تريبون آزاد در دانشکده مهندسی در مورد مسايل اخير دانشگاه به پاسخگويی پرداخته شود.

    تحصن دانشجویان دانشگا فردوسی مشهد

    به گزارش ایکنا نیوز روز گذشته دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد براي اعتراض به وقايع اخير دانشگاه تبريز و تريبون آزاد دانشگاه امير کبير تحصن كردند اين تحصن از ساعت 11.30 با شرکت 60 دانشجو شروع شد

    در اين تحصن قرار بوده دانشجويان فقط روي زمين بنشينند و تحصن کنند دانشجويان متحصن با در دست گرفتن پلاکارد هاي روي آنها شعاري هاي همانند ( دانشگاه پادگان نيست ) ( بابا نان ندارد ) ( بازنشتگي اجباري ممنون ) به تحصن خود ادامه دادند که کم کم با افزايش تعداد شرکت کنندگان تعداد دانشجويان معترض به 400 نفر رسيد

    از ساعت 12.30 دقيقه به بعد دانشجويان متحصن شروع به شعار دادن كردند( دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد ) ساعت يک و نيم بيانيه ، شعر اي ايران و يار دبستاني را خوانده شد و ماموران فقط نظاره گر اين تحصن بوده اند

    توضيح : تمامي عكس ها مربوط به اعتراض روز چهارشنبه دانشجويان پلي تكنيك تهران است

                    تشکیل انجمن اسلامی فرمایشی در دانشگاه پلی تکنیک
                               آغاز انحلال انجمن های دانشجویی

                        به نقل از "اخبار روز: www.iran-chabar.de"

      با غیرقانونی اعلام کردن انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر و تشکیل انجمن اسلامی فرمایشی در این دانشگاه، روند انحلال انجمن های اسلامی دانشجویی وارد مرحله ی تازه ای شد و صورت علنی یافت. انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک، بعد از کشاکش های بسیار روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته جاری برگزار و با استقبال گسترده ی دانشجویان روبرو شد. به گفته ی اعضای انجمن بیش از دو هزار و هفتصد دانشجو در این انتخابات شرکت کردند. عصر روز سه شنبه، هیات نظارت بر دانشگاه انتخابات انجمن و نتایج آن را غیرقانونی اعلام کرد و روز چهارشنبه گروه انشعابی «طیف شیراز» و اعضای بسیج دانشگاه، با پشتیانی نهادهای حکومتی خارج از دانشگاه، در این دانشگاه یک انجمن اسلامی جدید، تشکیل دادند!
    گفتنی است علاوه بر غیرقانونی اعلام کردن انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک، در هفته های اخیر، مقامات دانشگاه و هیات های نظارت، از برگزاری انتخابات انجمن ها در چندین دانشگاه مختلف جلوگیری به عمل آورده و اجازه برگزاری هیچ انتخاباتی را نداده اند.

    بيانيه ي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي در مورد حوادث اخير دانشگاه ها

    به نقل از "خبرنامه امیرکبیر"

    با استقرار مسئولين جديد در وزارت علوم و انتصاب رؤساي جديد دانشگاه ها بدون توجه به نظر اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها ، پيش بيني ميشد كه با توجه به نا آشنا بودن مديران جديد دانشگاه ها با فضاي آكادميك ، جو دانشگاه ها هر چه بيشتر به سمت محدوديت و خفقان پيش برود .
    دخالت در كار تشكل هاي مستقل از جمله انجمن هاي اسلامي و تلاش درجهت حذف آنها و همچنين ايجاد محدوديت هاي جديد براي دانشجويان از جمله ؛ لغو مجوز اردوها ، برخورد هاي مكرر حراست با دانشجويان و امنيتي كردن فضاي دانشگاه ها ، دخالت نهاد هاي شبه نظامي در امور دانشگاه ها ، ممنوعيت براي ادامه ي تحصيل برخي از دانشجويان و صدور حكم هاي متعدد عليه فعالين دانشجويي توسط كميته هاي انضباطي ، همه و همه ناشي از نا آگاهي روساي جديد دانشگاه ها با فضاي آكادميك دانشگاه ها ميباشد .
    جلوگيري از برگزاري انتخابات انجمن هاي اسلامي دانشگاه ها و متعاقب آن سركوب اعتراضات دانشجويان به اين امر و بازداشت فعالين دانشجويي آخرين تير تركش حكومت اقتدار گرا در راستاي حذف هر گونه صداي آزادي خواهانه و حق طلبانه است .
    اعتراضات به حق دانشجويان دانشگاه هاي تهران ، اميركبير ، بوعلي سيناي همدان ، علوم پزشكي ايران و … جواب دندان شكني بود به آنان كه خيال باطل حذف و مصادره ي انجمن هاي اسلامي را در ذهن كور خويش پرورانده بودند ، گويا آنان فراموش كرده اند برخورد با جنبش دانشجويي و حركت در راستاي حذف اين جنبش از صحنه ي سياسي كشور هزينه اي بس گزاف تر از حذف احزاب و ساير جنبش هاي ديگر دارد و با اين تصور پس از حذف چهره هاي دگر انديش از عرصه ي سياسي كشور سعي در حذف تنها تشكل مستقل موجود در دانشگاه ها دارند .
    عملي بخشيدن به شعار هايي همچون ” تصفيه ي دانشگاه ها ” و ” موج دوم انقلاب فرهنگي ” پروژه اي است كه هم اكنون از سوي مسئولين دانشگاه ها و به اخذ وزارت علوم پيگيري ميگردد .
    اما خوشبختانه با هشياري و مقاومت دانشجويان دانشگاه اميركبير و برگزاري انتخابات انجمن اسلامي درآن دانشگاه ، با همه ي فشار هايي كه در اين چند روز اخير به آنان وارد گرديده بود ، مانع از به تحقق رسيدن اين پروژه شدند .
    انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي ضمن تبريك گفتن به دانشجويان دانشگاه امير كبير جهت استقامت بي نظيرشان در مقابل تمامي فشار هايي كه چه ازداخل دانشگاه و چه از خارج دانشگاه به آنان وارد ميشد ، خواستار آزادي هر چه سريعتر دوستان عزيزمان آقايان ياشار قاجار دبير انجمن اسلامي وعابد توانچه عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه و همچنين ساير دانشجويان بازداشت شده در اين چند روز اخير ميباشد .
    ما ضمن اعلام هشدار خويش نسبت به عواقب بازداشت اين عزيزان ، براي آزادي آنان از هيچ تلاشي فروگذاري نخواهيم كرد .

    فضای پلی تكنیك دوباره متشنج شد

    به نقل از " خبرنامه امیركبیر"

    پس از آنکه انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک تهران در روزهای دوشنبه و سه شنبه (۸ و ۹ خرداد) با حضور حدود ۲۸۰۰ تن از دانشجویان دانشگاه برگزار شد. امروز (چهارشنبه) عوامل بسیج دانشجویی که حمایت پرشور دانشجویان از انجمن اسلامی را برنمی تابند با پشتیبانی نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه و نهاد رهبری در داخل دانشگاه و سکوت ریاست دانشگاه به صورت غیر قانونی اقدام به پخش برگه هایی با عنوان انتخابات  هیئت موسس تشکلی با نام انجمن اسلامی دانشجویان در مسجد دانشگاه نموده اندکه با هوشیاری دانشجویان دانشگاه و اعتراض آنان این اقدام آنها خنثی گردید و موفق به اقدام غیر قانونی خود نگردیدند. برگزاری اینچنین اقداماتی در مسجد دانشگاه با حمایت نماینده نهاد رهبری مسبوق به سابقه است و حمایت مسئول نهاد از یک طیف خاص و محدود دانشجویان به طور کامل آشکار است.

     به نظر می رسد سناریوی انقلاب فرهنگی دوم در دانشگاه ها با انحلال و تغییر کاربری انجمن های اسلامی دانشجویان، بازنشستگی اجباری اساتید دانشگاه و اخراج و دستگیری فعالین دانشجویی در حال آغاز است  که با هوشیاری و فعالیت دانشجویان دانشگاه دیگر موفق به این خیال خام خود نخواهند شد.

    هم اکنون فضای دانشگاه متشنج گزارش می شود و تریبون آزادی توسط دانشجویان با نام “دانشگاه زنده است” در حمایت از دانشجویان بازداشت شده دانشگاه” یاشار قاجار و عابد توانچه” در صحن دانشگاه در حال برگزاری است.

    محل سازمان ادوار تحکیم وحدت در محاصره نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار دارد

    به نقل از "رادیو فردا"

    با گسترش اعتراضات دانشجویی روند پیگرد و بازداشت فعالان دانشجویی نیز افزایش یافته است. به گفته دانشجویان عضو سازمان دانش آموختگان ایران ادوار تحکیم وحدت، امروز صبح تعدادی از نیروهای امنیتی عبدالله مومنی سخنگوی ادوار تحکیم وحدت و از چهره های شاخص جنبش دانشجویی را تحت تعقیب قرار دادند. رضا دلبری دبیر کمیته سیاسی ادوار تحکیم وحدت در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: هنوز محل سازمان ادوار تحکیم در محاصره نیروهایی است که به هیچ وجه لزومی نمی بینند برخوردشان را در چارچوب قانون و به صورت قانونی انجام دهند. آقای دلبری می گوید نحوه رفتاری که امروز با دوستان ما داشتند و برای بازداشت آنها آمدند، عملا نشان دهنده این است که هر زمان جریان دانشجویی فعال می شود، با همه فعالین گذشته و فعلی عقده گشایی صورت می گیرد و حاکمیت با ایجاد فضای سرکوب در داخل دانشگاه ها می خواهد تنها نهادهای آزادی خواه را از بین ببرد و جو رعب و وحشت را در کشور حاکم کند. 


    با گسترش اعتراضات دانشجویی روند پیگرد و بازداشت فعالان دانشجویی نیز افزایش یافته است. به گفته دانشجویان عضو سازمان دانش آموختگان ایران ادوار تحکیم وحدت، امروز صبح تعدادی از نیروهای امنیتی عبدالله مومنی سخنگوی ادوار تحکیم وحدت و از چهره های شاخص جنبش دانشجویی را تحت تعقیب قرار دادند. رضا دلبری دبیر کمیته سیاسی ادوار تحکیم وحدت درباره این ماجرا در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:

    رضا دلبری: جمعی از نیروهای امنیتی ظاهرا به دنبال یکی از دوستان ما بودند و می خواستند ایشان را بازداشت کنند که خوشبختانه تاکنون نتوانستند و هنوز محل سازمان ادوار تحکیم در محاصره این نیروها است. این افراد به هیچ وجه لزومی نمی بینند برخوردشان را در چارچوب قانون و به صورت قانونی انجام دهند، بلکه هر جریانی که شروع می شود، حجم برخوردها گسترده تر از آن جریان می شود و به تمام حواشی آن هم می رسد.

    شیرین فامیلی (رادیو فردا): منظورتان از جریان یعنی همین اعتراضات اخیر دانشجویی؟

    رضا دلبری: معمولا جریان دانشجویی به دلیل مطالبات انباشته ای که دارد، در ماه خردادماه فعالتر می شود. امسال هم ما شاهد فعالیت های زیادی از جنبش دانشجویی و اعتراضات زیادی از سوی جنبش دانشجویی بودیم. دانشگاه امیرکبیر نزدیک به دو هفته است که التهابات خاص خودش را دارد و مدام تجمعات دانجشویی در حمایت از تشکل های دانشجویی مانند انجمن اسلامی و نهادهای فرهنگیش برگزار می شود و بسیج و نهاد رهبری که عملا منصوب نهادهای غیردانشگاهی هستند در دانشگاه به جوسازی پرداختند و می خواهند تنها نهادهای انتخابی دانشجویی را از بین ببرند. از سویی به دلیل حجم مطالبات انباشته شده دانشجویی، در دانشگاه های مختلف این اعتراض ها گسترده شده. در دانشگاه تهران و کوی دانشگاه تهران، در دانشگاه همدان، خواجه نصیر، اهواز و دانشگاه های مختلف ما شاهد تجمعات مختلفی در اعتراض به فضاهای بسته و امنیتی دانشگاه ها هستیم.

    ش . ف: آیا برای شما روشن است که به چه دلیل امروز دفتر ساختمان ادوار تحکیم را نیروهای امنیتی محاصره کردند؟

    رضا دلبری: از زمانی که جریانات دانشجویی گسترده می شود و تجمعات به همه دانشگاه ها کشیده می شود، ممکن است بخشی از انحراف هایی هم صورت بگیرد و آن انحرافات را به پای نهادهای مدنی ممکن است حاکمیت بگذارد و با آنها تصفیه حساب کند. نحوه رفتاری که امروز با دوستان ما داشتند و برای بازداشت آنها آمدند، عملا نشان دهنده این است که هر زمان جریان دانشجویی فعال می شود، با همه فعالین گذشته و فعلی عقده گشایی صورت می گیرد و همه آنها در آستانه برخورد و بازداشت قرار می گیرند، در حالی که ممکن است هیچ نسبتی هم با جریانات نداشته باشند و کاملا تجمعات نهادینه شده را پیگیری کرده یا مدافع آنها باشند.

    ش . ف: آقای دلبری شما نتیجه چنین اقداماتی را چطور ارزیابی می کنید؟

    رضا دلبری: حاکمیت با ایجاد فضای سرکوب در داخل دانشگاه ها می خواهد تنها نهادهای آزادی خواه را از بین ببرد وجو رعب و وحشت را در کشور حاکم کند. اما اشتباه حاکمیت این است که فکر می کند اگر نهادهای مدنی و دانشجویی از بین بروند، دیگر تجمعات دانشجویی و اعتراضات دانشجویی شکل نمی گیرد. در حالی که برعکس است این تجمعات و اعتراض ها ممکن است شکل رادیکالتری بگیرد و به شورش و آشوب منجر شود. یک بحث در علوم سیاسی است که معتقداست به میزانی که فعالیت سیاسی اجتماعی افزایش پیدا می کند، باید نهادینه شدن نیز افزایش یابد و زدن نهادهای مدنی توسط حاکمیت به هیچ عنوان به نفعش نیست.

                                        زندانى به وسعت ايران درست كرده‌اند

    به نقل از "خبرنامه گویا"

    عيسى سحرخيز معتقد است «حذف فيزيكى و فكرى» روشنفكران در دستور كار يك جريان خاص اطلاعاتى­امنيتى قرار دارد


    مدتى‌ست كه برخى از روشنفكران و روزنامه‌نگاران مستقل و دگرانديش با مشكل خروج از كشور و شركت در مجامع بين‌المللى فرهنگى و مطبوعاتى مواجه‌اند. در بعضى موارد گذرنامه افراد از آنها گرفته شده و سپس اعلام مى‌شود كه مفقود شده است و در مواردى نيز پس از ضبط گذرنامه به آنها گفته مى‌شود كه ممنوع‌الخروج هستند.

    عيسى سحرخيز عضو شوراى مركزى «انجمن دفاع از آزادى مطبوعات»، يكى از روزنامه‌نگارانى‌ست كه از حدود يكسال و نيم پيش به اين سو ممنوع‌الخروج شده، بى‌آنكه اين موضوع كتبا به وى ابلاغ شده باشد. آيا آنگونه كه برخى از نيروهاى معترض عنوان مى‌كنند، موج جديدى از برخورد با روشنفكران در حال شكل‌گيرى‌ست، برخوردهايى كه يادآور دوران موسوم به دوران «سعيد امامى»ست؟ عيسى سحرخيز در همين زمينه به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

    مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

    آقای سحرخیز، در رسانه‌ها این خبر منتشر شده که مجموعا سفر هشت‌نفر از روزنامه‌نگارها و روشنفکرهایی که برای شرکت در مجامع فرهنگی اروپایی دعوت شده بودند لغو شده. آیا این به معنای ممنوع‌الخروج بودن همین افراد است، یا تعداد بیشتری از روشنفکرها و روزنامه‌نگارها در حال حاضر ممنوع‌الخروج هستند؟

    عیسی سحرخیز: به دلیل اینکه از یکسو سانسور و خودسانسوری وجود دارد و اخبار مربوط به این ماجرا که من ندیده‌ام در مطبوعات درج بشود و اعلام بشود، طبیعتا یک بخشی برمی‌گردد به سانسور و خودسانسوری و اجازه‌ی انتشار این اخبار داده نمی‌شود و بخش دیگر، افرادی که ممنوع الخروج می‌شود یا خودشان تمایلی ندارند و یا چون دسترسی به رسانه‌ها ندارند مطالب‌شان را عنوان نمی‌کنند که دیگران متوجه بشوند و یا ملاحظاتی را می‌کنند که فرضا اگر بیان کنند، تلاشهایی که می‌توانند پشت پرده انجام بدهند و مسئله را حل بکنند، شكست بخورد. کمااینکه تعدادی پیش از این ممنوع‌الخروج بودند و توانستند ممنوع الخروج بودن خودشان را حل بکنند، حتا سفر هم بروند، فکر می‌کنند که این پیامدها را دارد و بهتر است ساکت باشند و چیزی نگویند. ولی طبیعی‌ست که تعداد بیشتر از این مواردی‌ست که شما اشاره می‌کنید و دامنه و شدت‌اش هم حس می‌کنیم که بیشتر شده است.

    آقای سحرخیز، ممکن است برای نمونه تعدادی از روشنفکرهایی را که ممنوع‌الخروج هستند بربشمرید؟

    عیسی سحرخیز: موارد زیادی هستند که سال‌های سال است با آنها به نوعهای خاصی برخورد شده است. فرضا من تا چند وقت پیش نمی‌دانستم، بعنوان مثال، خانم گوارایی ممنوع الخروج است. ظاهرا ایشان می‌گفت، بیش از دهسال است که امکان سفر برایش وجود نداشته. یا آقای زیدآبادی، اگرچه الان بیرون هست و حکم دادگاهش را هم داده‌اند، ولی دائم این مسئله را مطرح می‌کنند که پاسپورت شما را ما نداریم و پاسپورتش را در اختیارش نمی‌گذارند. مواردی شبیه این که می‌تواند بیشتر باشد، چه در جنبش دانشجویی، چه در جنبش زنان و یا چه فعالان سیاسی که وقتی به خانه‌شان مراجعه می‌کنند و طی بازرسیهایی که انجام می‌شود یا مدارکی که می‌برند از جمله پاسپورت هست که بعد هم گفته می‌شود که این پاسپورت گم شده، نمونه‌اش در مورد آقای گنجی که می‌گفتند گم شده و اصرار ایشان و تاکید ایشان که من دست به اقدام خواهم زد، مجبورشان کرد که پاسپورت جدید برایش صادر کنند. در مورد آقای باقی شما شنیدید که بهرحال آخرین مورد هم ایشان باز نتوانست سفر برود و همسر ايشان یا کسان دیگری رفتند و بجای او جایزه را گرفتند، یا در مورد آقای سیف‌زاده از «کانون مدافعان حقوق بشر». چهره‌های شاخصی هستند از فعالان سیاسی، جنبش اجتماعی و همینطور روزنامه‌نگاران و جنبش دانشجویی که ممنوع‌الخروج هستند.

    خود شما هم به علت ضبط‌شدن گذرنامه‌تان نتوانستید در اجلاس سران رسانه‌های آسیا به كوالالامپور سفر بکنید. آیا ضبط گذرنامه به معنای ممنوع‌الخروج بودن قانونی شماست، یا مقامات قضایی پاسخ دیگری برای این مسئله دارند؟

    عیسی سحرخیز: ببینید، باید توجه بکنیم که الان افرادی که از فرودگاههای ایران خارج می‌شوند، در کامپیوتر اسم اینها ضبط است. دو نوع برخورد می‌شود. یک گروه که تحت نظر هستند، یعنی رفت و آمدشان چک می‌شود یا دائم از آنها سوال می‌شود که تلفن‌ وآدرس‌شان چه هست و آیا تغییر کرده یا نکرده است. آنها را در لیست خاص این گروه قرار داده‌اند. یک گروه هم هست که اسمشان در لیست دیگری‌ست و وقتی از ایران می‌خواهند خارج بشوند، پاسپورتشان را می‌گیرند. وقتی پاسپورت را هم گرفتند، خوب، به این معناست که از فرد امکان خروج سلب می‌شود. در مورد من که حدود یکسال و نیم پیش این مسئله اتفاق افتاد، پیگیری‌هایی که کردم و حتا نامه‌نگاری‌هایی که کردم، بعد ما مواجه شدیم که گفتند پرونده‌های زیادی علیه سحرخیز وجود دارد و به این دلیل ممنوع الخروج کردند.

    آقای سحرخیز شما چه پاسخی گرفتید؟ آیا قانونا از نظر مراجع قضایی شما ممنوع‌الخروج هستید یا خیر؟

    عیسی سحرخیز: بله! وقتی من اعتراض کردم، بجای آقای شاهرودی که مخاطب من بود یک شعبه دیگری در دادگاه گفت که اعتراض سحرخیز برای اینکه ما ممنوع‌الخروج‌اش کردیم وارد نیست و ایشان ممنوع الخروج است و موارد زیادی را هم ذکر کردند، از جمله اینکه مثلا با رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور مصاحبه می‌کند و موردهای زیادی اتهام گفتند. ولی هیچکسی تا الان براساس قانون نیامده به من بگوید که دراین دادگاه و براساس این حکم ممنوع‌الخروج هستی. در قانون هم حداکثر ممنوع‌الخروج بودن را شش ماه ذکر کرده‌اند و طبیعتا بعد از شش‌ماه آن ممنوع‌الخروجی باید لغو بشود، ولی برای موارد بعدی هنوز هم اقدام نشده. حتا ما با یک جمعی که ممنوع‌الخروج بودند،‌ زمانیکه آقای خاتمی هنوز در قدرت بودند وآن هیات نظارت و پیگیری قانون اساسی که چندتا از وزرا را در آنجا شرکت دادند، از جمله وزیر دادگستری، مراجعه کردیم و خودمان را بیان کردیم و ظاهرا آنجا اقدام‌هایی انجام دادند. ولی آن چیزی را که به ما بخواهند جواب بدهند، چه در مورد شخص من و چه در مورد دیگران، ما مشاهده نکردیم. فقط آقای ابطحی به عنوان عضوی در آنجا مطالبی را روی سایت خودشان بیان کردند و ابراز تاسف کردند از این تخلف‌هایی که دارد انجام می‌شود.

    آقای سحرخیز، با ممنوع‌الخروج کردن روشنفکرها و فعالان مستقل مطبوعاتی، به نظر شما چه هدفی دنبال می‌شود؟ همان تز «مبارزه با تهاجم فرهنگی» و قطع رابطه با به‌اصطلاح «بیگانگان»، یا مسایل دیگری فکر می‌کنید در این ميان نقش بازی می‌کند؟

    عیسی سحرخیز: واقعا نمی‌شود دلایل اینکار را دانست و اینکه ما شاهد یک نوع برخورد دوگانه هستیم. یک عده از مملکت خارج می‌شوند در شرایطی که پرونده‌ای باز دارند و در شرایطی که حتا در مراحل بازجویی آمده‌اند مرخصی، و یک عده‌ای را ممنوع‌الخروج می‌کنند. موردی را ما داریم که فردی با یک جمع از ایران خارج شده بود و وقتی برنمی‌گشته و مورد اعتراض قرار گرفته، از همانجا تلفنی با بازجوی خودش صحبت می‌کرده و مثلا می‌گفته که نمی‌توانم بیایم. ولی، خوب، این سیاستهایی‌ست که در کشورهای خاص عمل می‌کند. دررژیم شاه هم ما افرادی را می‌دیدیم که ممنوع‌الخروج هستند و با اسم دیگر و با لباس مبدل و با تغییر چهره از کشور خارج می‌شدند. یکروزی هم شاه می‌آمد و می‌گفت، خوب، حالا می‌توانند آنهایی که مخالفند پاسپورتشان را بگیرند و از این مملکت بروند. معمولا اینجور برخوردها را نمی‌شود ما طبقه‌بندی و درجه‌بندی کنیم و اهداف خاص را مشخص بکنیم. اما احتمال داده می‌شود که از سخنرانی گروهی که ممنوع‌الخروج‌شان می‌کنند، حضور آنها در مجامع بین‌المللی یا منطقه‌ای نگران هستند و سعی می‌کنند جلوی خروج این افراد از ایران را بگیرند و در ضمن، حتما حساب می‌کنند که در زندان برایشان هزینه می‌تواند داشته باشد. زندانی به وسعت ایران درست کرده‌اند و آنها را در آنجا برخلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر و مفاد قانون اساسی از حقوق شهروندی خودشان منع می‌کنند.

    به هر صورت آقای سحرخیز روشن است که تا حدودی محدودیتهایی ایجاد می‌شود و شده برای خروج برخی از روشنفکرها و حضورشان در مجامع بین‌المللی. حالا این سوال پیش می‌آید که آیا جناح موسوم به «اصولگرا» با ممنوع‌الخروج کردن بخشی از روشنفکران تلاشی در این جهت می‌کند تا جریانهای غیرمستقل و نیمه‌دولتی را برای شرکت در این مجامع، مثلا مجامع فرهنگی بین‌المللی، مجامع مطبوعاتی یا کارگری جابیندازد؟

    عیسی سحرخیز: حتا پیش از اینکه این کار را انجام بدهند،‌ ما شواهد زیادی را داریم که NGOها یا اتحادیه‌های «بفرموده‌ای» را درست کرده‌اند، حتا بعضی از اسامی بین‌المللی را روی اینها گذاشته‌اند و سعی کرده‌اند که این گروهها یا نمایندگان‌شان را بعنوان نمایندگان جامعه مدنی ایران معرفی کنند. در بعضی از موارد هم کار اینها لو می‌رفت. نمونه‌ای را مى‌گويم: یک گروهی با جمعی از کسانی که کار حقوق بشر می‌کردند در تماس بودند. وقتی نمایندگان واقعی «کانون مدافعان حقوق بشر» در آن جلسه شرکت کرده‌اند، مشاهده کرده‌اند که یک عده آنجا نشسته‌اند با اسم آنها و با قراردادی که با طرف مقابل بسته‌اند، دارند کار می‌کنند. ما از این موارد را چه بصورت جعلی‌اش که خودشان را بجای دیگران جامی‌زنند و چه مواردی را که نه ثبت می‌کنند و در تماسها و ارتباطهایی که می‌گیرند و یا از رانت‌هایی که بعضی از جریانها فراهم می‌کنند و بعنوان جامعه مدنی ایران و مورد تایید دولت ایران معرفی می‌کنند، تعداد بسیار زیادی را داریم. طبیعتا اینکار را آنها می کنند و الان هم با وسعت بیشتری و در شرایطی که نمایندگان واقعی جامعه مدنی نمی‌توانند شرکت بکنند، از این عرصه استفاده می‌کنند.

    آقای سحرخیز، خود شما به ممنوع‌الخروج بودن خودتان اعتراض کرده‌اید و در نامه‌ای که به مدیر اجلاس کوالالامپور نوشته‌اید، علاوه بر اشاره‌ به اعلامیه جهانی حقوق بشر، به اصل ۳۳ قانون اساسی ایران متوسل شدید که در آن از جمله آزادی مسافرت تصریح شده است. اما، در پایان این بند آمده است که «مگر در مواردی که قانون مقرر می‌دارد». به نظر خود شما این «مگر» تا چه حد مفهومی تفسیرپذیر و کشدار است؟

    عیسی سحرخیز: وقتی که حاکمیت برآمده از نمایندگان ملت نباشد در قوای مختلف، طبیعی‌ست که هم در جایگاه قانونگذاری و هم درجایگاه اجرای قانون و یا قاضی‌یی که باید نمایندگی بکند حقوق ملت را و دادستان باشد، نه داد مردم را دربیاورد، طبیعتا با آن نگاه این قانون نوشته شده است. ولی در همین موارد هم که قانون در اختیار خودشان بوده، مجری‌ها هم خودشان بودند، ما می‌بینیم که روال قانونی عمل نمی‌شود، از جمله یک فردی را که ممنوع‌الخروج می‌کنند باید موضوع را کتبا به وی ابلاغ کنند و فرد یکباره در فرودگاه مواجه نشود با اين که اجازه‌ی خارج‌شدن از کشور را ندارد. حتا همین موارد هم انجام نمی‌شود، و قانون بطور مکرر و بصورت‌هاى مختلف نقض می‌شود.

    در رسانه‌ها صحبت از این می‌شود که گروه جدیدی در وزارت اطلاعات روی کار آمده‌اند که در دوره‌ دولت آقای خاتمی از این وزارتخانه کنار گذاشته شده بودند. صحبت از ظاهرشدن افراد قدیمی و روشهای مشابه هست. آیا شواهدی در تایید این مسئله وجود دارد، و اگر پاسخ مثبت است، سیاست اصلی این گروه در رابطه با روشنفکرها چيست؟

    عیسی سحرخیز: من فکر می‌کنم سیاستی را از زمان پیش از دوران اصلاحات، مخصوصا سالهای آخر، طراحی کرده بودند و آقای سعید امامی و باندی که تشکیل داده بود مسئول اجرایش بودند. جایی بودند که از طریق وزارت اطلاعات، غیرمستقیم وزارت ارشاد و همینطور رسانه‌های خودشان، روزنامه‌هایی که پرونده‌ساز بودند و یا صدا و سیما که برنامه‌هایی چون «هویت» را می‌ساخت، اینها برنامه‌ی خودشان را عمل می‌کردند. در زمان آقای خاتمی، ریشه جریان فاسد از وزارت اطلاعات درآمد، ولی متاسفانه به دلیل اینکه اقدامهای لازم به عمل نیامد، «متاستاز»‌اش در جامعه شکل گرفت، فضا را برایش فراهم کردند، بستری را فراهم کردند و در جاهایی که بعنوان جریان ضداصلاحات معروف بود آنها شکل گرفتند.

    آقای سحرخیز، پس بنابراین ریشه خشکانده نشده، اگر من درست حرف شما را متوجه شده باشم!

    عیسی سحرخیز: غده را درآوردند، ولی آن ترمیم لازم و برخورد لازم را نکردند و از جای آن غده «متاستاز»های متعددی شکل گرفت که الان بعد از دوران اصلاحات آنها برگشته‌اند و همانطور که اشاره کردید شواهدی وجود دارد که آن جریان برگشته و دارد کار خودش را انجام می‌دهد و طبیعتا تجربه‌ی این هشت سال را هم دارد و فعلا دارد سعی می‌کند بصورت آرام و بدون سروصدا کار خودش را پیش ببرد، ولی در مواردی هم مسایل به بیرون درز پیدا می‌کند.

    آقای سحرخیز، سیاست اصلی این گروه در رابطه با روشنفکرها چيست؟

    عیسی سحرخیز: آنهایی را که قبل از دوران اصلاحات عمل می‌کردند،‌ می‌خواهند اینها را منزوی بکنند، حذف فیزیکی بکنند، حذف فکری بکنند و اگر شد،‌ دستگیرشان بکنند و اگر شد، حوادثی مثل آن اتوبوس معروف که می‌خواستند به دره بيندازند ایجاد بکنند و مثل مواردی که اینها وقتی از مملکت می‌خواهند خارج بشوند گم بشوند. بهرحال حذف فیزیکی و معنوی روشنفکرها و جریان پیشرو را آنها مسلم در دستور کار خودشان قرار دارند و فکر می‌کنند روشنفکران مذهبی و روشنفکران عرفى، با توجه به پیشینه‌شان در قبل از انقلاب و در دوران اصلاحات و تحولات متعدد یکصدسال اخیر، آنها می‌دانند که بهرحال دراین یکصدسال اخیر همیشه اینها در مواقع کلیدی وظیفه اجتماعی و سیاسی خودشان را انجام داده‌اند و طبیعتا سعی می‌کنند که سیاستهایی را بکار بگیرند که پیشگیری کنند و امکان تحرک اینها و فعالیت اینها را بگیرند و اگر هم شد، طبیعتا از صحنه‌ی جامعه حذف‌شان کنند.

    در همین ارتباط،‌ آیا این خبر صحت دارد که آخرین افراد از مجموعه معروف به جریان «سعید امامی» و حتا معاون او که به علت شرکت در «قتلهای زنجیره‌ای» در زندان بودند، آزاد شده‌اند؟

    عیسی سحرخیز: من واقعا دسترسی به اطلاعات خاص ندارم، ولی ما شاهد این هستیم که آن جریان بازسازی شده، دارد عمل می‌کند و خودش را دارد تقویت می‌کند و در جایگاه تهاجمی قرار می‌دهد.

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 6:30 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

    هشدار سولانا به ايران در مورد خودداری از پذيرش پيشنهادهای اتمی

     در حالي كه جنبش عدم تعهد که از 114 کشور در حال توسعه جهان تشکيل شده است، با صدور بيانيه ای از برنامه هسته ای ايران اعلام حمايت کرد. خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا به دولت ايران هشدار داد که اگر از پذيرش پيشنهادی که اين دولتها برای توقف برنامه غنی سازی اورانيوم در مقابل دريافت برخی امتيازات مطرح خواهند کرد خودداری کند، اين اقدام نشانه روشنی تعبير خواهد شد حاکی از اينکه ايران در برنامه های اتمی خود، قصدی فراتر از توليد انرژی دارد.

    اين در حالی است که اعضای دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد به اتفاق آلمان در حال رايزنی برای دستيابی به مبنايی برای از سرگيری مذاکرات هسته ای با ايرانند.

    سولانا طی سخنانی در جمع اعضای کميسيونهای دفاعی و سياست خارجی مجلسهای قانونگذاری 25 کشور عضو اتحاديه اروپا و همچنين پارلمان اين اتحاديه گفته مجموعه امتيازاتی که برای دست برداشتن از غنی سازی اورانيوم به ايران پيشنهاد خواهد شد، "جذاب" خواهد بود و برای ايرانيها هم جالب خواهد بود که درباره شان فکر کنند.

    وی ابراز اميدواری کرد که تا پيش از ديدار سران اتحاديه اروپا با رئيس جمهور آمريکا که قرار است بيست و يکم ماه ژوئن آينده (31 خرداد) در وين، پايتخت اتريش صورت گيرد، توافق بر سر اينکه چه امتيازاتی به ايران داده شود تا از غنی سازی اورانيوم دست بردارد حاصل شده باشد.

    به گفته سولانا، امتيازات پيشنهادی سپس از طريق کشورهای فرانسه، بريتانيا و آلمان به ايران عرضه خواهد شد.

    مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا همچنين اعلام کرد که وی از مذاکره مستقيم ميان ايران و آمريکا بر سر مسئله هسته ای استقبال می کند.

    مذاکره مستقيم با آمريکا بر سر مسئله هسته ای، خواست ايران نيز هست اما آمريکا تاکنون از پذيرش اين خواسته خودداری ورزيده است.

    آمريکا در مقابل خواهان مذاکره با ايران بر سر عراق است اما ايران اين خواسته را رد کرده است.

    خاوير سولانا در سخنانش در جمع قانونگذاران اروپا، ايران را کشوری خواند که در حال تبديل به قدرتی بين المللی است و خواهان تحليل منطقی مسئله ايران شد.

    هشدار مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا به ايران در مورد محدود ساختن فعاليت اتمی و توقف غنی سازی اورانيوم در همان روزی صورت گرفت که جنبش عدم تعهد با صدور بيانيه ای از برنامه هسته ای ايران اعلام حمايت کرد.

    طی اين بيانيه که در پايان نشست دوروزه وزيران خارجه دولتهای عضو جنبش عدم تعهد در کوالالامپور، پايتخت مالزی منتشر شده، نسبت به هر گونه حمله ای به تأسيسات اتمی ايران که برای مقاصد غيرنظامی به کار روند هشدار داده شده است.

    جنبش عدم تعهد در بيانيه خود بر حق همه کشورهای جهان به دستيابی به فناوری اتمی برای مقاصد تحقيقاتی و توليد انرژی "بدون هيچ گونه تبعيض" تأکيد کرده و در بيانيه خود آورد است که هر گونه حمله به تأسيسات اتمی صلح آميز يا در معرض تهديد قرار د