بيانيه شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت
بيانيه شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به تعرض دولت و نهادهاي امنيتي به دانشگاههاي سراسر كشور.
متاسفانه در چند روز گذشته اقدامات تمامیت خواهان، سپهر سیاسی اجتماعی کشور را غم بار تر از پیش کرده است. ایشان بدون کوچکترین روا داری نظر مخالف و حتی متفاوت با آرا خویش قصد در حذف کامل دیگران دارند. بستن نشریات و روزنامه ها، بر خورد با احزاب مستقل و تحول طلب، رفتار خصمانه با سندیکا های کارگری، برخورد های قرون وسطایی با دانشگاهیان درهمه سطوح فعالیت های دانشجویی، تا بوجود آوردن فقر و بی کاری فراگیر و... همه و همه آتشی در سینه وطن دوستان و آزادی خواهان و معتقدان به دموکراسی بر پا می کند.
نشستن افراد بی صلاحیت بر مسند قدرت از آن جهت خطرناك است كه مي كوشند با خفه كردن صداي مخالفان جلوي هر گونه انتقاد از ضعف ها و ناشایستگی هایشان را بگيرند و سر در برف فرو مي برند به اين اميد كه ديگران آنها را نبينند. از سوي ديگر مي كوشند با ايجاد اشوب و بلوا و انداختن گناه آن به گردن ديگران دليلي براي بي درایتی خويش بيابند. اما دولت امنیتی نهم که در فقدان شرایط انتخابات آزاد و به قول آقای خاتمی بی اخلاقی و با کمترین در صد آرا در کل انتخابات های ریاست جمهوری اخیر ایجاد شده است خود روایتی دیگر در مسدود کردن تمام راههای ارتباطی مردم با حکومت دارد.
دولتي كه سوار بر امواج پوپوليسم و به كمك نيروهاي نظامي و شبه نظامی بر مسند حكومت تكيه زده است ، در ابتدا شعار آوردن نان بر سر سفره مردم را مطرح نمود و لیکن از قضا نه تنها نان بر سر سفره كسي نیامده است بلكه هزاران كارگر به علت بی تدبیری و نالایقی مسولان در این دولت، نيز بي كار شده اند. اما مسولین امور هر یک همانند گذشته با جار و جنجال و سر دادن شعار هایی تو خالی تر از دیگری، می كوشيد گناه اين بي لياقتي و بي تدبيري را به گردن دشمنان خيالي داخلي و خارجي بيندازد. از چشم آقایان حاکم بر دولت روزنامه نگاران، اقلیتهای قومی مذهبی، کارگران، دانشگاهیان و هر قشر و جریانی که این قابلیت را داشته باشد که بتواند با مطرح کردن پاره ایی از حقوق نقض شده ایرانیان وجهه سیاسی و اجتماعی کسب کند، خطر بالقوه برای امنیت نظام است!
متاسفانه مسولین در دولت نهم به جای بر خورد واقع بینانه با مسائل و مشکلات خانمانسور ایران و ایرانیان و استفاده از ظرفیت های دانشجویان، اساتید، روزنامه ها، روشنفکران، کارگران و تمامی دلسوزان کشور، براي خفه كردن صداي منتقدان و جلوگيري از نمايان شدن ضعفهایشان روزنامه ها را تعطيل مي كند و روزنامه نگاران و انديشمندان را به زندان مي اندازد و اكنون نيز در ننگین ترين اقدام تاريخ معاصر ايران سرگرم اخراج دوباره دانشجويان و اساتيد است تا خاطره تلخ انقلاب فرهنگی که موجب هرز رفتن چندین نسل از فرهیختگان ایران و هدررفتن سرمایه های این مرز و بوم شد، اذهان را بیش از پیش آزرده خاطر کند.
1- فشار به دانشگاهها بدان جهت صورت مي گيرد كه تنها صداي منتقد باقي مانده در كشور را نيز خاموش نمايد تا ديگر نقدي بر اقدامات نابخردانه و بدور از عقلانیت ایشان، صورت نگيرد. در حالی که دیپلماسی حاکمیت در بحران هسته ایی ایران زمین را هر روز بیش از پیش به لبه پرتگاه نزدیک می کند، در شرایطی که بر اساس تصمیمی بر خلاف قانون اساسی دو انتخابات شورای شهر و خبرگان رهبری به خاطر تمایل و خواست قدرت تجمیع شده است. در حالی که مردم ایران وضعیت وخیم اقتصادی را تجربه می کنند که منابع طبیعی ایران توسط آقایان و آقازادگان به تاراج می رود و طرح های کارشناسی نشده هر روز بیشتر و بیشتر ایرانیان را در نکبت فقر گرفتار می کند و... . در این میان تنها جایگاهی که برای دفاع از حقوق ضایع شده ایرانیان باقی مانده است، دانشگاه است و بس .
گردبادی كه پيش ازاين مطبوعات و نهادهاي مدني را درنورديده بود، اكنون در صدد تخریب آخرين سنگر آزاد انديشي است.
2- موج جديد اين برخوردها با اظهارات رئيس دولت مبني برتسلط سكولارها بر دانشگاهها آغاز گرديد و از همان ابتدا نيز معلوم بود اين سخنان آغاز انقلاب فرهنگي دیگری است كه هدفی جزحذف منتقدين از دانشگاهها ندارد.
3- توجه به ابعاد اين یورش بي شرمانه نيز خالي از لطف نمي باشد احضار قريب به دويست دانشجو در طول چند روز به كميته های انظباطي، صدور احكام محرومیت از تحصیل براي دانشجويان، جلوگيري از ادامه فعاليت انجمن های اسلامي، توقیف نشريات دانشجويي و محدود کردن کانونهای فرهنگی تنها گوشه اي از اين تهاجم گسترده به دانشگاه است.
4- اما بي خردانه ترين اقدام در روزهاي گذشته عدم ثبت نام دهها تن از فعالين دانشجويي پذيرفته شده در آزمون مقطع فوق ليسانس در دانشگاههاي مختلف كشوربود. براساس این اقدام که نقض آشکار اعلامیه جهانی حقوق بشر است، ادامه تحصیل برای دانشجوياني كه وجه مشترك آنان انتقاد از كج سليقگي و بی درایتی مسئولان است – و شامل فعالين در نشريات، شوراهاي صنفي، انجمنهاي اسلامي و کانونهای دانشجویی مي باشد– با تهدید جدی روبرو شده است. نهاد های امنیتی دانشجویان را به دسته های مختلف تقسیم کرده اند و با هر دسته به شیوه ایی خاص و البته به دور از شرایط انسانی بر خوردمی کند. در این میان نه تنها دانشجویانی که در فعالیهای سیاسی و اجتماعی حضور داشته اند بلکه دانشجویانی نیز که در امور صنفی و آموزشی فعال بوده اند به کمیته های انظباطی فرا خوانده شده اند و ادامه تحصیل برای ایشان با تهدید جدی نهاد های قدرت در داخل و خارج دانشگاه روبرو شده است. این امر نشان دهنده زبونی حاکمیت است و از جُبن و خوف بیش از حد دلشیفتگان قدرت از دانشگاه و دانشجویان حکایت می کند. شرم آور است که عده ای خود را مجری عدالت علوی معرفی کنند و لیکن به سخنان روشنگر و حق محور علی به مالک اشتر بی اعتنا باشند و دیگر گونه عمل کنند؛ آنجا که ایشان می فرمایند ای مالک شرم بر تو اگر کسی در ملک تو با لکنت سخن خویش را بر زبان بیاورد. ولی بسیارند دانشجویانی که به خاطر ترس از اعلام قطعی شدن عدم اجازه ادامه تحصیل توسط نهادهای امنیتی، حتی جرات نمی کنند فریاد مظلومیت خویش را سردهند!!!
5- اين هجمه در حالي صورت مي گيرد كه مسئولين وزارت علوم در اظهاراتي مضحك از بسترسازي براي فعاليتهاي دانشجويي دم مي زنند و هر روز با لفاظيهاي گوناگون سعي در زيبا جلو دادن رفتار ننگ آور اين كابينه امنيتي و نظامي دارند. گویی ایشان در کذابی از یکدیگر سبقت می جویند! مسولین وزارت علوم تلاش می کنند اعمال حذفی و استبدادی خویش را در شعار تساهل و تسامح و پذیرفتن کثرت پنهان کنند. طرح هایی نظیر خانه تشکلها در حالی شکل گرفت که بسیاری از انجمنهای عضو دفتر تحکیم وحدت–بزرگترین و فراگیر ترین اتحادیه دانشجویی در ایران– به بهانه های واهی امکان فعالیت ندارند. و بیش از یکسال است که به علت واهمه حاکمیت از این تشکل دانشجویی، اجازه برگزاری نشست صادر نمی شود.
6– در اين ميان سكوت مدعيان اصلاحات نيز لكه ننگ ديگري است در كارنامه كساني كه دم از اصلاحات و و تشكيل جبهه حقوق بشر مي زنند اما در عمل حاضرند برای کسب منفعت خویش با هر نوای قدرتی، سازگار شوند .كساني كه به حقوق بشر و ازادي اعتقادي ندارند و از اين شعارها تنها براي جلب آراي بيشتر استفاده مي نمايند. براین دوستان باید زنهار زد که عملکردهای اینگونه بود که باعث شد در صحنه سیاسی اجتماعی ایران بازنده باشند.
در پايان دفتر تحكيم وحدت ضمن محكوم كردن اين اقدامات شرم آور اعلام میکند دانشگاه را خانه خود می داند و دفاع در برابر تعرضات و دست اندازی به آن را واجب و در این دفاع علی رغم تمامی فشار ها و تهدید ها از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد. از كليه دلسوزان مي خواهد در برابر اين اقدامات كه هدفي جز ايجاد خفقان و به بند کشیدن نهاد دانشگاه توسط عده اي معدود ندارد سكوت ننمايند كه سكوت امروز فرداي مصيبت باري را به بار خواهد آورد. از سوی دیگر بایستی یادآور شد؛ ایران ققنوسی است که بارها و بارها در دام قدرت مداران گرفتار امده است اما در آخر این ایرانیان بوده اند که با مقاومت در برابر تجاوزها و تعدی ها، آزادانه و با کرامت به حیات خویش ادامه داده اند.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
شهریورماه 85
به نقل از "خبرنامه امیر کبیر"
بنام خداوند جان و خرد
توقيف و تهديد روزنامه ها، فشار بر دانشگاهها و جنبش دانشجويی و تحميل يک انقلاب فرهنگی ديگر، بر شدت بحران خواهد افزود و می تواند کشور را به فاجعه بکشاند.
قدرت طلبانی که به ياری انتخابات پادگانی در سه مرحله پی در پی همه ارگانهای کشور را به قبضه خود در آورده اند، به منظور تثبيت موقعيت، به شيوه خاص خود، از يکسو برآنند تا در زمينه سياست خارجی با بهره جستن از شيوه تهديد و چنگ- و- دندان نشان دادن، و درعين حال مذاکرات پشت پرده وامتياز دادن ها، بگونه ای با قدرتهای جهانی کنار آيند و برسر کار بمانند. از سوی ديگر، در برخورد با نارضايتی های گسترده و روز افزون در جامعه درون کشور، برآنند تا به بهانه بحران در سياست خارجی، برشدت فشارها بيافزايند و مردم را واداربه سکوت و تمکين بسازند. در انجام اين مقصود، دو کانون را بيش از همه مورد توجه قرار داده اند.
نخست در پی تشديد فشار در دانشگاه ها و بر جنبش دانشجويی، که از زمان بقدرت رسيدن دولت نهم بازآغاز شده، با توجه به بازگشايی دانشگاهها، برآنند تا استادان و دانشجويان را بيش از گذشته در تنگناهای خفه کننده قرار دهند. تغيير رييسان انتخابی دانشگاهها و به کار گماردن مسئولان کم صلاحيت و فرمانبردار، بازنشسته کردن استادان صاحب اعتبار، تهديد صريح مسئول قوه مجريه به برکناری گسترده همه استادان ملی و معتقد به اصل جدايی دين از حکومت، و نويد دادن به دور جديدی از انقلاب فرهنگی ويرانگر همانند رويداد تلخ و دردناک سال شصت، احضار پرشمار دانشجويان به دادگاههای انقلاب و کميته های انضباطی، دستگيری و زندانی کردن شماری از آنها و دلهره آميز ساختن فضای زندانها، همه و همه به اين نيت است که در آغاز سال تحصيلی جديد، از دانشجويان چشم زخم گرفته شود و فضای مرگبار سکوت و سکون بر دانشگاهها حاکم گردد.
ديگر اينکه، به منظور بسته تر ساختن هرچه بيشتر فضای جامعه، بار ديگر با بی پروايی چند نشريه غيردولتی بازمانده را که با ترس و لرز و خودسانسوری شديد کوشش داشتند تا با حرکت بر لبه تيغ، همچنان به کار خبررسانی و تحليل مسائل سياسی، تا حدی متفاوت از آنچه که رسانه های دولتی عرضه می کنند، ادامه دهند، مورد حمله قرار دادند و به توقيف کشاندند.
توقيف روزنامه شرق و ماهنامه نامه، لغو امتياز ماهنامه حافظ و خاطره و، در پی آن، حمله به دفتر ماهنامه نامه و پرتاب بمبهای آتشزا به درون ساختمان روزنامه اعتماد ملی، همه و همه نشانگر آنست که حاکمان برقدرت نشسته در عمل اعلام کرده اند که هر صدا و قلمی را که در خدمت بی چون و چرای هدفهای آنها و تاييد عملکردهای آنها نباشد، بريده و خواهد شکست.
حاکميت موجود، برای تثبيت خود، بر آنست تا راه را بروی هر انديشه و نقد و اظهار نظری که در راستای توجيه عملکردهای نادرست و ويرانگر آنها نباشد، با خشونتی هرچه تمامتر سد سازد و با تهمتهايی چون: لطمه به منافع ملی، توطئه عليه امنيت کشور، همآوايی با رسانه های بيگانه، ارتباط با بيگانگان، تبليع عليه امنيت کشور، تبليغ فرهنگ غرب، توهين به مقامات کشور و امثال آنها، با انديشمندان، نويسندگان، روزنامه نگاران و فعالان سياسی بشدت برخورد کند و سرکوب نمايد.
جبهه ملی ايران ضمن اعتراض شديد به ايجاد تنگنا برای روزنامه شرق، ماهنامه نامه و حافظ، اعلام می دارد که واقعيت های جهان امروز و پيشرفتهای گسترده در زمينه اطلاع رسانی، به هيچ حاکميت سلطه گری اجازه آنرا نخواهد داد که فضای بسته و خفقان آور را برای مدت زيادی بر جامعه حاکم کند. ملت هوشمند ايران با شناخت همه جانبه از اوضاع و احوال جهانی و شرايط ميهن خود، روند کنونی رفتار حاکميت را که روز بروز کشور را با بحرانهای ويرانگرتری مواجه ميسازد، برنمی تابد و برای انجام دگرگونيهای بنيادين، برکنار از آشوب و خدشه بر همبستگی ملی و يکپارچگی کشور، فريادهای نارضايتی خود را رساتر خواهد ساخت.
جبهه ملی ايران
تهران- ۲۸ شهريور ۱۳۸۵
رويکرد سياسي يک ساله دولت
مطبوعات تعطيل، نهادهاي مدني ممنوع
باربد کاوه
به نقل از "روز آنلاین"
وقتي به طور ناگهاني محمود احمدي نژاد در 27 خرداد 1384 رقباي خود را کنار گذاشت و به دور دوم راه يافت، موج عظيمي از روشنفکران و سياسيون اصلاح طلب از هر گروه و نحله اي، از رقيب انتخاباتي او حمايت کردند با اين برهان که "صداي پاي فاشيسم" را شنيده اند.
از آن روزها که به مردم درباره آمدن "ديکتاتوري" و "فاشيسم" هشدار داده مي شد، بيش از يک سال گذشته است. حالا نه از روشنفکران صدايي برمي خيزد و نه از اصلاح طلبان خبري است. و در اين فضا، اين دولت نهم است که جولان مي دهد و هر روز هشدار روشنفکران را به ياد مي آورد. تهاجم به دفتر سازمان ادوار تحکيم و ضبط تمام اسناد و اموال اين سازمان، آخرين نشانه اين سياست بود؛ تا همين دو روزگذشته البته.
اولين گام
همان روز که محسني اژه اي به عنوان وزير اطلاعات معرفي شد و پورمحمدي به عنوان وزيرکشور، همگان به ياد بازگشت تيم سعيد امامي به وزارت اطلاعات افتادند. همان هايي که با افشاي قتل هاي زنجيره اي در دولت اصلاح طلب خاتمي از وزارت اطلاعات تصفيه شده بودند. اين ترس چون به راست ها نيز سرايت کرده بود، مانع هشدار آنان نشد. آن روز عماد افروغ در مخالفت با اين دو وزير گفت: "مبادا تجربه قتل هاي زنجيره اي تکرار شود و آزادي ها در جمهوري اسلامي محدود گردد و آزادي شهروندان نقض شود." [نقل به مضمون] اما اين دو وزير با کمترين اختلاف آراي موافقان و مخالفان انتخاب شدند و اولين آجر ديوار سياست دولت اصولگرا گذاشته شد.
قطع يارانه احزاب
چند ماهي گذشت تا وزارت کشور چهره سياسي دولت جديد را آشکار کند. در پي مخالفت راست هابا ديگر احزاب در خانه احزاب، اين وزارت خانه به جاي ميانجي گري و حل اختلافات در يک تصميم ناگهاني خبر از قطع يارانه احزاب داد تا بدين وسيله احزاب نوپاي ايراني بدون حامي رها شوند. البته آن روزها يکي از سران احزاب اصلاح طلب به خبرنگار روز گفت: "هرچند که همان کمک هاي نيم بند دولت نيز مي توانست برخي از مشکلات ما را حل کند اما اين تصميم مي تواند از جهاتي به سود ما باشد. اول آنکه احزاب را بي نياز از دولت مي کند و اينگونه هم نقد از دولت آسان است و هم نگاه ما براي تامين هزينه ها به منابع مالي غيردولتي و مردمي معطوف مي شود."
NGO ها در کما
اگرچه عمر چنداني از فعاليت بخش هاي خصوصي در عرصه هاي اجتماعي نمي گذرد اما دولت نهم در اولين تصميم گيري هاي سياسي اش به سراغ اين نهادهاي مردمي رفت. مجوز بسياري از NGO ها مانند کانون مدافعان حقوق بشر به رياست شيرين عبادي باطل شد و فعاليت بسياري ديگر مانند سازمان حقوق بشر اسلامي محدود. وقتي سياست هاي محدود کننده دولت نهم در قبال NGO ها سخت گيرانه تر شد، وابستگان و بنيانگذاران اين نهادهاي غيردولتي برآن شدند تا با وزير کشور از نگراني هاي خود بگويند. نتيجه آن جلسه چيزي نبود که دعوت کنندگان انتظارش را داشتند. پورمحمدي، وزير کشور دولت نهم در آن جلسه بر نظارت دولت بر بخش هاي خصوصي و کنترل منابع درآمدي آن ها تاکيد کرد تا NGO ها سايه دولت نهم را سنگين تر از هر دولت ديگري احساس کنند.
تجميع انتخابات
طرح تجميع انتخابات به گواهي دموکراسي خواهان ايراني آخرين تير خلاص بر پيکر دموکراسي نيم بند در ايران بود که به گفته محسن آرمين با آن تنها کاريکاتوري از جمهوريت در ايران مي ماند. با تصويب طرحي که به موجب آن انتخابات شوراها و خبرگان همزمان برگزار مي شود، ورود غيرمعممين به انتخابات خبرگان همچنان غيرمجاز و تاييد صلاحيت کانديداهاي شوراهاي شهر نيز برعهده شوراي نگهبان است، آخرين اميدهاي اصلاح طلبان براي پيروزي در اين دو انتخابات کمرنگ تر شد؛ تا در اين ميان فقط اصلاح طلبان سنتي باشند که با اميد به تاييد اندک کانديداهايشان؛ و ائتلاف با راست هاي سنتي و مدرن به ويژه طرفداران هاشمي رفسنجاني بتوانند در مقابل اصولگرايان و شاگردان مصباح يزدي بايستند. حال اينکه اصولا اصلاح طلبان چگونه مي توانند در چنين انتخاباتي شرکت کنند و حائز راي شوند از سئوالاتي جدي است که هنوز جواب صريحي به آن داده نشده است. بهزاد نبوي، عضو رهبري سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، که خود حاضر نيست در ائتلافي با شرکت ملي ـ مذهبي ها نيز شرکت داشته باشد، به اين پاسخ اکتفا مي کند که: "در صورت رقابتي بودن در انتخابات شرکت مي کنيم." آن هم در شرايطي که شواهد از غيررقابتي بودن و نظارت کامل استصوابي خبر مي دهد. با اين حال يکي از اعضاي رده بالاي جبهه مشارکت به خبرنگار روز مي گويد: "حتي احتمال ائتلاف مشارکت با موتلفه را هم نمي شود رد کرد. چه بسا که با اين ائتلاف بتوان در مقابل فاشيسم ايستاد!"
مرگ دو زنداني
آنها که مي گفتند حتي با آمدن اصولگرايان و يکدست شدن قدرت، امکان برگرداندن کشور به سال هاي قبل از 76 وجود ندارد، با مرگ دو فعال سياسي به فاصله دو هفته از يکديگر، در مورد نظر سابق خود دچار ترديد شده اند. اگر چه دولت موازي در دوران در دولت خاتمي با فعالان سياسي برخورد مي کرد و خبرنگاري [زهرا کاظمي] هم به قتل رسيد، اما دولت در مقابلش بي تفاوت نبود و حداقل دستور رسيدگي به پرونده را صادر مي کرد ـ هرچند هيچ گاه اين رسيدگي ها به نتيجه اي ختم نشد ـ اما در دولت جديد نه تنها دو فعال سياسي در زندان به طرز مشکوکي کشته مي شوند بلکه صداي دولت هم درنمي آيد. مرگ اکبر محمدي و فيض مهدوي در زندان هاي اوين و رجايي شهر هشداري جدي بود به زندانيان سياسي و البته فعالان سياسي، بخصوص آنهايي که چندان مشهور نبودند. افرادي که تعدادشان در زندان هاي مختلف کشور کم هم نيست.
نوبت مطبوعات
آنها که دلخوش بودند که حداقل در اين يکساله روزنامه اي توقيف نشده، هفته پيش بايد بسيار شگفت زده شده باشند: شرق به همراه مجله هاي نامه، حافظ و خاطره توقيف شدند تا مطبوعات کم شمار اصلاح طلب نيز از گزند دولت اصولگراي نهم درامان نمانند. همان دولتي که بيش از اين وزير ارشادش ابراز اميدواري کرده بود احزاب بتوانند مجوز انتشار ارگان شان را هم بگيرند؛ اما نه تنها اين چنين نشد و جبهه مشارکت نتوانست اين مجوز را اخذ کند، که روزنامه غيرحزبي شرق نيز توقيف شد. بدين وسيله راه هاي ارتباطي هم محدود شد. محدوديتي که بيش از آن با فيلتر کردن سايت هاي مختلف سياسي از جمله روز و بي بي سي و پرونده سازي براي وبلاگ نويسان و طرح جرم هاي جديدي به عنوان "براندازي اينترنتي" آغاز شده بود.
وزير اطلاعات خبر از وجود براندازاني داد که در اينترنت و وبلاگ ها رخنه مي کنند و وزارتخانه متبوعش نيز سرويس هاي ارائه دهنده خدمات به وبلاگ ها را کنترل مي کند و وزارت ارشاد هم طي نامه اي تند مطبوعات را از استفاده از مطالب سايت هاي غيرمجاز برحذر مي دارد و به مديران مسئول مي نويسد: "روند رو به گسترش کمي پايگاه ها و سايت هاي خبري که در کنار خبرگزاري هاي رسمي و داراي مجوز به امر انتشار اخبار در کشور مشغولند موجب گرديده اين رسانه ها به عنوان پديده هاي جديد عرصه اطلاع رساني مطرح شوند. رسانه هايي که به دليل نامشخص بودن تعلقات سازماني و نداشتن شناسنامه روشن و معلوم خود را فارغ از بسياري الزامات و مسئوليت هاي قانوني مي دانند. اين رسانه ها در مواردي اقدام به نشر مطالب و اخباري مي کنند که يا از جنس شايعات است و يا دغدغه هاي تخريب افراد، گروه ها و نهادهاي حکومتي از آن قابل برداشت مي باشد. در چنين وضعيتي مشاهده مي شود که بسياري از مطبوعات کشور، اخبار و مطالب سايت هاي خبري مورد اشاره را جزئا يا کلا، نقل و منتشر مي کنند بدون آنکه به تبعات حقوقي و قانوني انتشار آن ها توجه کافي داشته باشند. اين نکته مسلم است که مسئوليت قانوني انتشار اخبار از منابع مختلف چه رسمي و چه غيررسمي برعهده رسانه و مطبوعه نشردهنده مي باشد و انتساب خبر يا مطلب به منابع معتبر رافع مسئوليت مديران مسئول نشريات نيست."
مقدمه اين بخشنامه شايد نامه غلامحسين الهام، سخنگوي دولت بود که در آن از قوه قضاييه خواسته شده بود تا با مطبوعات منتقد دولت برخورد کند. نامه اي که نشان از سياست هاي دولت نهم در عرصه فضاي داخلي کشور دارد.
اولين ها؛ روشنفکران و دانشجويان
اگرچه اکبر گنجي در دولت نهم آزاد شد اما درعوض بسياري ديگر راهي زندان شدند. به جز تعداد زيادي که در کردستان و آذربايجان و خوزستان در يک سال اخير و در ناآرامي هايي که در اين مناطق روي داد، دستگير شدند و هنوز هم سرنوشت شان روشن نيست، بايد به نام هايي مانند منصور اسانلو، موسوي خوئيني و رامين جهانبگلو نيز اشاره کنيم که هرکدام به دلايلي مختلف راهي زندان شدند. منصور اسانلو درجريان اعتصابات کارگران شرکت واحد دستگير شد، مهندس موسوي در جريان تجمع زنان و رامين جهانبگلو در اقدامي غيرمنتظره که بعدها دليلش "ارتباط با بيگانگان" و "براندازي نرم" عنوان شد. در اين بين عيسي سحرخيز مديرمسئول روزنامه اخبار و ماهنامه آفتاب نيز به 5 سال زندان محکوم شد. اما برخورد با دانشجويان در يک سال اخير به گونه اي بود که به خوبي حکايت از حساسيت دولت نهم درمورد دانشگاه ها داشت. انتصاب عميد زنجاني به رياست دانشگاه تهران به عنوان اولين رييس روحاني و زدوخوردهايي که بين دانشجويان و مسئولان بر سر اين انتصاب درگرفت اولين رويارويي بين دولت و دانشجويان بود که بعدها فزوني گرفت: تعليق 25 دانشجوي دانشگاه اميرکبير، انحلال بسياري از انجمن هاي اسلامي در دانشگاه هاي کشور، جلوگيري از ثبت نام دانشجويان عضو انجمن که در کنکور کارشناسي ارشد قبول شده بودند، دستگيري دانشجوياني مانند عابد توانچه و بسياري ديگر که اکثريتشان اکنون در زندان هستند و سرانجام حمله به دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت.
عبدالله مومني در گفت و گو با روز درخصوص اينکه چرا دانشجويان سيبل اول حملات دولت نهم شده اند مي گويد: "به نظر مي رسد با آمدن دولت جديد و يکدست شدن حاکميت، محافل اقتدارگرا در راستاي تثبيت اقتدارگرايي خود نياز به منکوب کردن و به اضمحلال کشاندن فعالان مدني در عرصه هاي مختلف دارند؛ محدوديت هاي دولتي نيز به تناسب تاثيرگذاري اين نهادهاي مدني است و از آنجا که در فضاي فعلي، صداي دانشجويان از ديگر معترضين رساتر است و تاثيرگذاري اش هم که همواره بيشتر بوده، حساسيت بيشتر دولت را برانگيخته است. برخوردهاي شديد دولت در يک سال اخير نيز به خاطر همين تاثيرگذاري دانشجويان است. دانشجويان دارند تاوان تاثيرگذاريشان را مي پردازند."
آستانه تحمل مردم
اواخر سال 84 بود که سايت روز با فعالان سياسي کشور درخصوص پيش بيني فضاي سياسي در سال 85 گفت و گو کرد. آن زمان عباس سليمي نمين که از روزنامه نگاران طرفدار دولت بود گفت: "قطعا وضع سياسي در سال 85 مطلوب خواهد بود و آزادي ها گسترش خواهد يافت. هيچ دولتي نمي تواند جلوي روند روبه رشد گسترش آزادي هاي سياسي در ايران را بگيرد." اما ظاهرا اين پيش بيني درست از آب درنيامدو در عوض پيش بيني محمد توسلي، رييس دفتر سياسي نهضت آزادي به حقيقت پيوست که گفته بود: "مشکل در داخل در رابطه با دولت جديد است كه حقوق اساسي ملت و حقوق بشر را با شعارهاي عدالت و مهرورزي بيش از گذشته ناديده مي گيرد. اين مشکلي است که ممکن است در سال آينده براي احزاب و مطبوعات و ساير نهادهاي مدني ادامه پيدا کند."
و تمام اينها نيز به عقيده کريم ارغنده پور ارتباط مستقيم با پرونده هسته اي دارد: "پرونده هسته اي طبعا روي ساير عرصه ها در ايران تاثير مي گذارد. يعني اگر اين قضيه به شکل مسالمت آميز حل نشود اوضاع داخلي کشور در ابعاد امنيتي و سياسي محدودتر مي شود. سانسور گسترش مي يابد، شبکه هاي غيردولتي محدودتر خواهند شد و در مجموع اوضاع به سمتي مي رود که سيطره دولت بر بخش هاي مختلف پررنگ تر خواهد شد."
و حال اينگونه شده است. چشم انداز روشني براي ماجراي هسته اي وجود ندارد و به تبع آن در داخل هم مطبوعات محدودتر شده اند، هم سياسيون به ناچار سکوت برگزيده اند. برخي در زندان هستند و دانشجويان هم سرکوب مي شوند. نگراني ارغنده پور به جا بود که از بيشتر شدن محدوديت و برخورد در سال 85 سخن گفت و افزود: "مردم در کوتاه مدت اعتراض نمي کنند، جامعه ظرفيت زيادي دارد و مشکلات را تحمل مي کند؛ اما اين تحمل آستانه اي دارد. وقتي از اين آستانه بگذرد، واکنش ها هم شروع مي شود. مردم ما خيلي صبورند، اما مطمئنم سال آينده آن ها هم در احساس نخبگان در رابطه با دولت شريک مي شوند، چون آثار تصميمات دولت در سال آينده خودش را نشان مي دهد."
آري صداي اين پا ، بعد از يک سال به گوش همه رسيده است.
وزارت ارشاد در يک سال
وقتي مجوز" فرهنگ" لغو مي شود
شيلا پارسي
به نقل از "روز آنلاین"
انتصاب صفار هرندي، نفر دوم روزنامه کيهان به وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي خود نشان دهنده جهت گيري ها و سياست هاي فرهنگي دولت نهم بود. بيان جملاتي نظير "فيلم هايي که روي پرده سينماها هستند محصول سياست هاي فرهنگي دولت سابق است" يا "بسياري از محصولات فرهنگي که در زمان دولت سابق مجوز گرفتند مورد تاييد ما نيستند" از سوي صفار هرندي بيانگر ديدگاه ها و سياست هاي وزارت ارشاد دولت نهم بود.
و حال که يک سال از عمر دولت نهم مي گذرد و نوبت به صدور مجوز از سوي وزارت ارشاد صفار هرندي براي محصولات فرهنگي رسيده است سياست هاي فرهنگي اين وزارتخانه آشکارتر شده و نگراني هاي زيادتري را برانگيخته است.
موسيقي بي صدا
اوايل وزارت صفار هرندي بود که وي خطاب به صداوسيما گفت: "صداوسيما ديگر نبايد موسيقي پاپ و موسيقي هاي سطحي پخش کند. بلکه بايد به موسيقي اصيل و فاخر ايراني و اسلامي توجه بيشتري نمايد." [نقل به مضمون] اما چند هفته بعد رهبر ارکستر سمفونيک تهران از فشار بر گروهش و عدم همکاري و کمک دولت خبرداد و بعد از استعفا به خارج از کشور رفت. اوضاع در دنياي موسيقي پاپ هم به مراتب بدتر بود. مدير مرکز فروش نوارهاي موسيقي دل نواز به خبرنگار روز مي گويد: "در اين يک سال تقريبا هيچ خواننده معروف پاپ نتوانست مجوز پخش کاست هاي خود را بگيرد. حتي يکي دو تا از خواننده هايي که به تازگي چهره شده و آلبوم هاي زيادي را بيرون داده بودند، نتوانستند مجوز بگيرند."
اما حادثه اي که اهالي موسيقي را نگران تر از گذشته کرد تعطيلي مرکز موسيقي بتهوون از سوي دولت بود. مرکزي که براي اهالي موسيقي، محلي آشنا و تاثيرگذار بود. فروشگاه مرکز موسيقي بتهوون که بزرگترين فروشگاه و مرکز موسيقي کشور بود و در سال 1331 توسط کريم چمن آرا تاسيس شده بود، پنجشنبه گذشته از سوي اداره اماکن نيروي انتظامي پلمب شد. بنابه گفته آرش وطن خواه مسوول فروش اين فروشگاه، علت اين برخورد فروش بليت هاي يک کنسرت پژوهشي راک مربوط به آموزشگاه ترانه بود. آموزشگاه ترانه نيز که کنسرت گروه راک 127 را برپا کرده بود توسط نيروي انتظامي پلمب شد تا نشان دهنده حساسيت دولت به موسيقي هاي غربي و علي الخصوص راک باشد. آن هم در شرايطي که موسيقي راک مي رفت به سامان برسد و با خواننده هايي مانند کاوه يغمايي و گروه اوهام و گروه شرق مراحل رشد را طي کند. اين گروه ها در دولت نهم به زيرزمين ها تبعيد شدند و همانند همتايان غربي شان، که زماني در گاراژها آهنگ مي نواختند، موسيقي زيرزميني را در ايران احيا کنند.
حساسيت دولت نهم نسبت به موسيقي چنان بود که حتي شبکه هاي ماهواره اي که در دولت پيشين مجوز گرفته بودند، در اين دوران مجوزشان باطل شد و حتي به مرز تعطيلي رسيدند. يکي از اين شبکه ها، ايران موزيک بود که در حال گذراندن دوران آزمايش توسط دولت جديد غيرقانوني اعلام شد.
سينماي بي تصوير
"سينما نبايد مظاهر سکولاريسم و ليبراليسم را پخش کند." اين مهم ترين بخش سخنان صفار هرندي بود که بلافاصله با اين سخنان همراه شد: "تاکنون هرچه که بر روي پرده هاي سينما رفته مجوزش توسط دولت سابق صادر شده بود و جزو محصولات فرهنگي ما به حساب نمي آيد." جملاتي که نگراني اهالي سينما را دو چندان کرد؛ آن هم در شرايطي که ساخت فيلم هاي مبتذل با "ظاهر اسلامي" هم تشويق مي شوند و هم اکران مي گيرند. چنين است که فيلم آفسايد ساخته جعفر پناهي، در ايران اجازه پخش نمي گيرد، و همچنين فيلم هاي عباس کيارستمي و محسن مخملباف.
بازار راکد کتاب
در دولت جديد اوضاع نشر هم سخت تر از هر حوزه ديگري است. عليرضا رجايي، مدير انتشاراتي گام نو به روز مي گويد: "دولت جديد نه تنها ديگر کتاب هاي ما را نمي خرد که حتي براي کتاب هاي ما مجوز هم صادر نمي کند."
مدير يک انتشاراتي ديگر که تمايلي به طرح نامش ندارد نيز مي گويد: "اگر کتاب هايمان يکي دو سال در نوبت بمانند و آن وقت اجازه انتشار بگيرند که خوب است. دولت جديد اصلا تمايلي به دادن اجازه انتشار کتاب در حوزه هاي علوم سياسي و کلا علوم انساني ندارد. دولت نه تنها به کتاب هاي جديد مجوز نمي دهد که مجوز بسياري از کتاب هايي را هم که براي بار چندم چاپ شده بودند، باطل کرده است. به تمام انتشاراتي ها هم ابلاغ شده که براي گرفتن مجوز دوباره اقدام کنند."
ترس در مطبوعات
در عرصه مطبوعات نيز وعده وزير ارشاد که گفته بود احزاب مي توانند براي گرفتن مجوز اقدام کنند و ارگان داشته باشند، هيچگاه عملي نشد. نه فقط براي جبهه مشارکت مجوز انتشار نشريه صادر نشد که برخورد وزارت ارشاد با انجمن صنفي مطبوعات نيز برخوردي قهرآميز بود. اين وزارتخانه نه تنها کارهاي اجرايي جشنواره مطبوعات را به انجمن صنفي نداد که درآغاز به کار هيات رييسه جديد نيز مشکل تراشي مي کند. بدين ترتيب بعد از 12 دوره برگزاري جشنواره مطبوعات در 17 مرداد توسط انجمن صنفي مطبوعات، امسال اين جشنواره با 3 ماه تاخير در آبان ماه و توسط وزارت ارشاد برگزار مي شود. جشنواره اي کاملا دولتي که به گفته شمس الواعظين امسال با کمترين استقبال روبرو خواهد شد. رييس انجمن صنفي مطبوعات به خبرنگار روز مي گويد: "آقايان مي خواهند همه چيز را دولتي بکنند. از اين رو امسال جشنواره مطبوعات را بدون کمک اهالي اين عرصه و کاملا شتابزده و به ظاهر سراسري برگزار مي کنند، اما به نظر مي رسد بسياري از روزنامه نگاران و اعضاي انجمن صنفي در اين جشنواره شرکت نخواهند کرد."
چنين است که برخورد دولت با تنها نهاد غيردولتي روزنامه نگاران شديدتر شده و تاييد انتخابات انجمن صنفي در هاله اي از ابهام قرار گرفته است. سردبير يکي از روزنامه هاي اصلاح طلب به خبرنگار روز مي گويد: "وزارت کار که مرجع اصلي حل اختلاف است تاحدودي موافق نتيجه انتخابات است، اما مشکل اصلي از وزارت ارشاد است و شخص صفارهرندي که زماني نفر دوم روزنامه کيهان بود و اينک قصد تضعيف انجمن صنفي را دارد."
آينده اي گنگ
در يک نگاه کلي مي توان متوجه وجوه سياست هاي فرهنگي دولت نهم را ترسيم کرد: اهالي موسيقي بايد به "موسيقي فاخر" توجه بيشتري نشان دهند. اهالي سينما بايد به "مظاهر ديني مانند حجاب و نماز" توجه بيشتري نشان دهند. اهالي کتاب بايد از چاپ کتاب هاي "مورد دار" که سعي در تبليغ " سکولاريته و ليبراليسم" دارد بپرهيزند. اهالي مطبوعات نبايد به نقد دولت بپردازند وگرنه "دولت اسامي روزنامه هاي منتقد را به قوه قضاييه خواهد داد." و همه اينها به زبان دولت مهرورزي يعني اينکه: "ابتذال مجاز است، خدشه دار کردن عرصه فرهنگ ايرادي ندارد، رواج اسلام خرافي واجب است.... اما: رواج و گسترش انديشه ممنوع است، انديشه اي که سياست هاي دولت مهرورزي را برنتابد و آن را به چالش بکشد. چنين است که فيلمفارسي هاي اسلامي، بيشترين امکانات را مي گيرند و الگوي کتاب مناسب مي شود: "احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم."
بازداشت و حبس انفرادی یک شهروند اردبیلی که در اعتراض به مرگ زندانیان سیاسی دست به حرکت اعتراضی زد
مصاحبه با همسر فضائل عزیزان
به نقل از "رادیو فردا"
فضائل عزیزان شهروند اردبیلی که روز دوشنبه در مقابل ساختمان استانداری اردبیل در اعتراض به مرگ مشکوک زندانیان سیاسی اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی همراه همسرش دست به حرکت اعتراضی زد، همچنان در بازداشت نیروهای امنیتی اطلاعاتی به سر می برد و به گفته همسرش آقای عزیزان در پی دستگیری دست به اعتصاب غذا زده است. روز چهارشنبه تلاش کبرا قربان زاده برای ملاقات با همسرش بی فایده ماند. خانم قربان زاده در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در لیست زندان اسم آقای عزیزان نبود، به من گفتند در زندان اطلاعات هست، سراغ شوهرم را از آنجا گرفتم که گفتند از دیروز او را آوردند، در سلول انفرادی است و آقای دادستان با شما کار دارد، من به ایشان مراجعه کردم و دادستان (آقای ارژنگ) از من خواست بگویم شوهرم با چه کسانی رفت و آمد و می کند و چه کسانی به او گفتند این پلاکارد را بردار و برو جلوی استانداری؛ من پاسخ دادم هیچ کس به ما چیزی نگفته و خودمان از اینترنت خبر می گیریم و عقیده و تصمیم خودمان بود؛ که حرف من را ایشان قبول نکرد و به من گفتند اگر همکاری نکنم شوهرم را اذیت و آزار خواهند کرد.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی گوهردشت
برای آزادی "فضائل عزیزیان" ، معترض بازداشت شده در اردبیل صورت گرفت
به نقل از "آسمان نیوز"
روز سه شنبه ۲٨/۰۶/٨۵، زندانیان سیاسی گوهردشت (رجایی شهر) کرج در طی تماسی تلفنی اعلام داشتند که برای آزادی "فضائل عزیزان"، معترض اردبیلی، که دیروز بعلت اعتراض علیه مرگ های مشکوک زندانیان سیاسی بازداشت گشته است، دست به اعتصاب غذا زده اند.
فضائل عزیزی، روز دوشنبه همراه با همسرش در اعتراض به مرگ های مشکوک زندانیان سیاسی ولی الله فیض مهدوی و اکبر محمدی که در عرض یکماه در زندان های گوهردشت کرج و اوین تهران جان سپردند، اقدام به اعتراضی دو نفره کرده و با حمل پلاکارد و دادن شعار در مقابل ساختمان فرمانداری اردبیل حضور یافته بودند. به گفته همسر این معترض اردبیلی، هنگامیکه آنها آغاز به شعار دادن می کنند، نیروهای انتظامی حاضر در محل به ضرب و شتم ایشان پرداخته و فضائل عزیزان را بازداشت می کنند.
زندانیان سیاسی گوهر دشت اعلام کردند که برای قدردانی از این عمل شجاعانه این زن و شوهر اردبیلی تا زمان آزادی عزیز فضائل، از خوردن غذا خودداری کرده و اعتصاب غذا خواهند کرد .
روزنامهنگاران با انسجام و وحدت میتوانند از شغل خود دفاع کنند
گفتگو با رجبعلى مزروعى
به نقل از "دویچه وله"
ديروز در محل انجمن صنفى مطبوعات در اعتراض به توقيف روزنامههاى شرق و نشريات نامه، حافظ و خاطره نشستى برگزار شد كه در آن فعالان مطبوعاتى، فرهنگى و دست اندركاران مسايل سياسى ايران شركت داشتند. از جمله سخنرانان اين جلسه رجبعلى مزروعى رئيس انجمن صنفى روزنامهنگاران بود كه به سوالات دويچه وله پاسخ داده.
گفتگو: مریم انصاری
آقای مزروعی شما در جلسه دیروز گفتهاید که هیات نظارت بر مطبوعات یکدستی حاکمیت را میخواهد. آیا این یکدستی به نظر شما امکانپذیر است و آیا «شرق» آخرین روزنامهای بود که بسته شد؟
رجبعلى مزروعی: من فکر میکنم با این یکدستی که الان در هیات نظارت بر مطبوعات بوجود آمده و بینش و نگرشی که اعضای این هیات به مطبوعات دارند، قطعا «شرق» آخرین روزنامهای نخواهد بود که توقیف میشود و فکر میکنم نگاه بدبینانهای که این هیات به فعالیتهای مطبوعاتی دارند در آینده بیش از گذشته دامن مطبوعات را خواهد گرفت و عملا یکدستی هیات نظارت به سمت یکصدایی در عرصه مطبوعات دارد حرکت میکند و متاسفانه ما افق روشنی را در برابر فعالیتهای مطبوعاتی در ایران نمیبینیم.
انجمن صنفی روزنامهنگاران چگونه میتواند به همکارانش در این زمینه کمک بکند و چه اقداماتی از دستش برمیآید؟
رجبعلى مزروعی: حتما شما مطلع هستید که انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران در شرایط ایران بعنوان یک نهاد صنفی تعریف شده و دارد کارش را انجام میدهد. و ما اخیرا در رابطه با این نهاد هم مواجه با مشکلات و چالشهایی هستیم که بویژه از سوی وزارت کار دارد انجام میشود و واقعیتش این است که انجمن صنفی ما به لحاظ شرایط و وضعیت مشابه نهادهای صنفی در کشورهای دیگر نیست و با یک شرایط بسیار دشواری روبروست. در سایه وحدت و انسجامی که بین روزنامهنگاران است يا تلاش میکنیم بوجود بیاوریم از آن نیرو برای دفاع از استقلال حرفهای و امنیت شغلی آنها استفاده میکنیم. بهرحال من فکر میکنم انجمن صنفی هم در وضعیت دشواری قرار گرفته است، ولی با همه اینها چون اهالی صنف نسبت به وضعیت آگاهی دارند و فکر میکنند که با انسجام و وحدت میتوانند از شغل خودشان دفاع کنند ما امیدواریم با حمایت آنها بتوانیم تا جایی که ممکن است در دفاع از روزنامهنگاران و احقاق حقشان و همینطور دفاع از آزادی مطبوعات در ایران تلاش کنیم.
آخرین سوال من از شما آقای مزروعی این است که در حال حاضر وضعیت «شرق» و اقداماتی که در زمینه دفاع از این روزنامه شده و همچنین «نامه»، «حافظ» و «خاطره» به کجا رسیده؟
رجبعلى مزروعی: البته این را باید از دستاندرکاران خود روزنامه پرسید، بهرحال آنها بهتر میتوانند جواب بدهند. اما تا آنجایی که من اطلاع دارم علیرغم رایزنیها و اقداماتی که شده و پیگیریهایی که انجام گرفته است، هنوز منجر به نتیجه مثبتی در این زمینه نشده و من فکر میکنم این هزینهای که اینها بابت توقیف «شرق» و حالا نشریات دیگر پرداخت کردهاند بهیچوجه حاضر به کوتاهآمدن نخواهند بود و شما میبینید حتا راجع به روزنامه «ایران» که یک روزنامه منتسب به دولت است و در واقع روزنامهایست که توسط دولت اداره میشود، باز هیات نظارت علیرغم اینکه قوه قضاییه حکم به رفع توقیف هم در این باره صادر کردهاند ایستادگی کردند و به دلیل مخالفت هیات نظارت این روزنامه هنوز به عرصه فعالیت برنگشته است.
کاخ سفید تاکید کرد شرط مذاکره با جمهوری اسلامی، توقف کامل غنی سازی اورانیوم است
به نقل از "رادیو فردا"
کاخ سفید روز چهارشنبه اعلام کرد شرط آغاز مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی این است که غنی سازی اورانیوم و کلیه فعالیت های مربوط به آن متوقف شود. تونی اسنو سخنگوی کاخ سفید که در هواپیمای ویژه رئیس جمهوری در راه بازگشت از نیویورک به واشنگتن سخن می گفت، به این پرسش که آیا رئیس جمهوری آمریکا سخنرانی آقای احمدی نژاد را دیده است، پاسخ داد خیر. تونی اسنو گفت: رئیس جمهوری در فرصت های گوناگون مستقیما با مردم ایران حرف زده و باز هم خواهد زد؛ این مهم است که بین حکومت جمهوری اسلامی با مردم ایران تفاوت گذاشت، مردمی که جهان بین هستند و سنت های فرهنگی غنی به همراه تاریخ خود دارند. سخنگوی کاخ سفید مجددا تاکید کرد دولت آمریکا با متحدان خود درباره برنامه اتمی حکومت ایران، همراهی و همکاری می کند. جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه از نیویورک به واشنگتن بازگشت، اما پیش از آن با تعدادی از سران کشورهای جهان در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد دیدار و مذاکره کرد.
بازتاب سخنرانی جرج بوش و محمود احمدی نژاد در کالیفرنیا
مصاحبه با دو صاحبنظر
به نقل از "رادیو فردا"
رئیس جمهوری آمریکا در نطق روز سه شنبه خود در مجمع عمومی سازمان ملل، ضمن آن که حاکمان جمهوری اسلامی را به محروم ساختن مردم از آزادی و استفاده از منافع کشور برای تامین هزینه عملیات تروریستی و دامن زدن به افراط گرایی و پیگیری سلاح های هسته ای متهم کرد، از راه حل دیپلماتیک برای رفت این بحران سخن به میان آورد و هیچ اشاره ای به تحریم علیه جمهوری اسلامی نکرد. بهروز صوراسرافیل روزنامه نگار ساکن لس آنجلس در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: حرفهای آقای بوش بسیار خوب بود، ولی در حد آرزوها بود به نظر من و هیچ پیشنهاد یا ابتکار جدیدی در آنها نیست؛ صحبت های رئیس جمهوری اسلامی آقای احمدی نژاد من را یاد تابلوهای سورئالیست انداخت، یعنی تابلوهایی که در آنها هیچ چیز منطقی نیست. دکتر عباس میلانی استاد دانشگاه استنفرد می گوید به نظر من نکته شگفت انگیز صحبت های آقای احمدی نژاد این است؛ ایرادی که ایشان از سازمان ملل گرفتند، دقیقا ایرادی است که متوجه خود رژیم جمهوری اسلامی است؛ این که یک اقلیتی به ناحق حق حاکمیت را برای خودشان به انحصار گرفتند.
جنگ لفظى در سايه تلاشهاى ديپلماتيك
به نقل از "دویچه وله"
در ادامه مذاكرات بر سر برنامه اتمى ايران قرار است كه هفته آينده بار ديگر على لاريجانى، رييس شورايعالى امنيت جمهورى اسلامى ايران با خاوير سولانا هماهنگ كننده سياست خارجى اتحاديه اروپا ديدار و گفتگو داشته باشد. ديدار گذشته اين دو بر اميد دستيابى به يك راه حل صلح جويانه براى مشاجره اتمى ايران افزوده بود. حال آن كه سخنان اخير احمدى نژاد بار ديگر از گستره اميد كاست و بر دامنه بيم و نگرانى افزود.
جمشيد فاروقى
جنگ لفظى بين جورج بوش و احمدىنژاد به موازات تلاشهاى ديپلماتيكى كه دستيابى به يك راه حل مسالمت آميز در رابطه با بحران هستهاى ايران را هدف خود قرار دادهاند، با شدت و حدت تمام جريان دارد. ديروز مجمع عمومى سازمان ملل متحد بار ديگر صحنه رويارويى جورج بوش و احمدىنژاد بود، بى آنكه هيچ يك از اين دو به هنگام سخنرانى آن ديگرى در مجمع حضور داشته باشد. احمدى نژاد آمريكا و بريتانيا را متهم بدان ساخت كه سازمان ملل متحد را بازيچه اهداف خود قرار دادهاند. و جورج بوش نيز حكومت ايران را متهم بدان ساخت كه با پافشارى بر برنامه اتمى خود، منافع مردم ايران را به مخاطره انداخته است. بوش مدعى شد كه حكومت ايران بزرگترين مانع بر سر راه مردم ايران به سوى آينده است و اين همان حكومتى است كه آزادى مردم را سلب كرده و منابع ملى را به قصد تامين مالى تروريسم و توليد جنگ افزارهاى هستهاى بر باد مىدهد. جورج بوش ابراز اميدوارى كرد كه زمانى فرا خواهد رسيد كه ايران و آمريكا به دوستان و شركاى خوب هم بدل خواهند شد.
اين كه جشن دوستى آمريكا و ايران چه زمانى برگزار خواهد شد، در شرايط كنونى بر همگان پنهان است. آشكار تنها آن است كه آخرين تلاشها براى دستيابى به راه حلى مسالمت آميز براى بحران و مشاجره هستهاى ايران جريان دارد. در حاشيه نشست مجمع عمومى سازمان ملل نيز وزيران امور خارجه ۵ كشور صاحب حق وتو و آلمان به مذاكرات خود پيرامون راهكار برخورد با برنامه اتمى ايران ادامه دادند. نيكولاس برنز، سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا پشتيبانى آن كشور را از ديدار سولانا و لاريجانى اعلام داشت. بنا به گفته برنز قرار است كه لاريجانى و سولانا در واپسين روزهاى هفته جارى با يكديگر ديدار داشته باشند. اين در حالى است كه خبرگزارى ايرنا زمان برگزارى اين ديدار را هفته آينده اعلام كرده است.
بايد خاطر نشان ساخت كه ديدار لاريجانى و سولانا كه قرار بود روز پنجشنبه گذشته برگزار شود، به درخواست ايران به تعويق افتاده بود. خبرگزارى فرانسه از نيويورك گزارش داده است كه هدف از همايش وزيران امور خارجه ۵ كشور صاحب حق وتو و آلمان همانا تعيين مهلتى براى مدت ادامه مذاكرات اتحاديه اروپا با جمهورى اسلامى ايران بوده است. اما بر اساس اخبار منتشر شده وزيران امور خارجه كشورهاى ياد شده به هيچ توافقى در اين زمينه دست نيافتهاند. على لاريجانى امروز در دمشق به خبرنگاران گفت كه ايران خواستار ادامه مذاكرات خود با اتحاديه اروپاست و اين مذاكرات براى امنيت و ثبات منطقه از اهميت بسزايى برخوردار است. اين موضوع كه مذاكرات اتحاديه اروپا و ايران تا كى ادامه خواهد داشت، روشن نيست. اما سخنان جورج بوش حكايت از بى حد و مرز بودن صبر و تحمل آمريكا نداشت.
فراخوان به تظاهرات در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران
به نقل از "ایران پرس نیوز"
همنوعان، مردم انساندوست
عزیزان ما را به اعدام محکوم کرده اند و قرار است به دار آویخته شوند. ما خانواده های محکومین به اعدام٬ هر لحظه٬ نگران شنیدن خبر اجرای حکم اعدام عزیزان خود هستیم.
عزیزان ما قربانی فقر هستند. قربانی نابرابری و تحقیر و توهین روزمره هستند. قربانی قوانین ناعادلانه هستند. اگر شرایط زندگی آنها اینچنین دشوار و غیرقابل تحمل نبود امروز هرکدام در دانشگاه مشغول تحصیل بودند و یا در کارخانه ای، در اداره ای، جائی مشغول کار بودند. شرایط دشوار زندگی آنها را به این روز انداخته است. این شرایط است که باید محکوم شود. این فقر و نابرابری است که باید محکوم شود. به فقر و نابرابری باید پایان داده شود و نه به زندگی عزیزان ما. این عدالت نیست که قربانیان این شرایط اینچنین بیرحمانه به زندان بیفتند و به چوبه دار آویخته شوند.
ما با در دست داشتن عکس این عزیزان که در انتظار روزهای پایانی زندگی خود هستند٬ یکشنبه در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران جمع میشویم. ما میخواهیم با صدای رسا بگوییم عزیزان ما را اعدام نکنید. به یاری ما بشتابید. این غیر قابل تصور است که عزیزترین فرد زندگیت٬ جگر گوشه ات٬ طناب دار بر گردنش آویزان کنند و از زندگی محروم کنند. این وحشتناک است. ما نمیخواهیم این روز را ببینیم. ما آزادی آنها را میخواهیم.
به ما کمک کنید٬ عزیزانمان را نجات دهیم!
آدرس محل نمایندگی سازمان ملل در تهران تغییر کرده و آدرس جدید در زیر آمده است:
روز یکشنبه ٢ مهرماه ساعت ٥ بعدازظهر، مقابل دفتر سازمان ملل – خیابان شریعتی بالاتر از حسینیه ارشاد خیابان قبا بلوار شهرزاد شماره 39 جمع میشویم و از همه شما میخواهیم به ما بپیوندید و ما را یاری دهید.
خانواده کبرا رحمانپور
خانواده نازنین فاتحی
خانواده فاطمه حقیقت پژوه
باز تکثیر از کمپین برای نجات جان کبرا
www.Save-kobra.blogfa.com
campagne.kobra@gmail.com
27 شهریور 1385
بهراميان، وكيل اكبر محمدي خبر داد:
دنبال نبش قبر هستيم
دانا شهسواري
به نقل از "روز آنلاین"
"من به عنوان وكيل خانواده مرحوم اكبر محمدي بطور قانوني دنبال اين هستم كه براي روشن شدن همه مسايل مربوط به او، نبش قبر صورت بگيرد تا هيچ زاويه تاريكي باقي نماند."
بهراميان، وكيل اكبر محمدي در گفت و گو با روز ضمن اشاره به مطلب بالا در خصوص احضارش به دادگاه گفت: "بر عليه من دو شكايت مطرح شده بود كه يكي از سوي مسوولين و مدير زندان اوين صورت گرفته و يکي هم مربوط به شكايت دادستان دادسراي كاركنان دولت بود."
وي در ادامه در خصوص برخورد بازپرس شعبه با خود گفت: "وي كاملا مودبانه از من بازپرسي كرد و سئوالاتي را پرسيد كه من هم پاسخ دادم. اتهامي هم كه به من تفهيم شد توهين و افترا بود."
بهراميان در مورد ارزيابي خود از اين احضار گفت: "به نظر مي رسد هدف اعمال فشاري بود براي تعديل كردن پيگيري هاي من؛ چون من علاوه بر وكالت اكبر محمدي، وكالت آقايان طبرزدي، باطبي و.. را نيز بر عهده دارم و به هر حال به عنوان وكيل وظيفه دارم از حقوق مردم دفاع كنم."
وي سپس با ابراز بي اطلاعي در زمينه مصاديقي كه از سوي شاكيان، توهين و افترا تلقي شده، اظهار داشت: "من خودم هم متوجه نشدم منظور آنها از عنوان افترا چيست؛ از اين رو اين سئوال من هم مي تواند باشد. اما به هر حال به گمان من مي توان گفت نوعي اعمال سليقه است. چون سليقه من با سليقه آقايان تفاوت دارد."
بهراميان سپس افزود: "اينكه شايد ارتباط من با رسانه ها موجب شده چنين اتهامي را متوجه من کنند، نمي توان رد کرد، اما در مرحله بازپرسي سئوالاتي كه مطرح كردند در اين راستا نبود."
وي سپس در باره زمينه هاي سئوالات بازپرس گفت: "من اعلام كرده بودم كه در اظهار نظرهاي رسمي در خصوص اكبر محمدي اظهارات متناقضي وجود دارد، يكبار علت مرگ افت فشار عنوان شد و يكبار هم اعلام كردند كه وضعيت وي نرمال بود و از سوي ديگر يكي از روزنامه هاي وابسته به دولت نيز نوشت اكبر محمدي در زندان خودكشي كرده است.اينها به لحاظ حقوقي قابل بحث است."
وي اضافه كرد: "از نظر من استنباط حقوقي مبناي اصلي است، چرا كه اين مساله به حيثيت كشور بستگي دارد و بنابراين بايد اصل آن مشخص شود."
وي در ادامه در خصوص شهود خود در خصوص مرگ اكبر محمدي گفت: "شهود من كساني هستند كه تا لحظات آخر نزد اكبر محمدي حضور داشتند. از اين رو اظهارات آنان مي تواند تعيين كننده باشد."
بهراميان در پايان گفت: "با اظهارات شهود و نيز مسايلي كه پس از مرگ اكبر محمدي از سوي مجاري رسمي مطرح شد، نكات قابل توجه و متناقضي وجود دارد كه براي هر قاضي شجاع و بي طرفي مي تواند مبناي توجه باشد تا اصل قضيه مشخص شود."
|
ايران اتمی در يك نگاه، پشت چراغ قرمز
به نقل از "پیک هفته" |
|
عدالت درايران، بر سر هر چهار راه به حراج گذاشته شده است. گرسنگان گل مهرورزی پخش می كنند. آنها كه به نان شب محتاج اند، برای رئيس جمهوری كه قرار بود تخم دو زرده بكند، درگذرگاه ها اسفند دود ميكنند. پابرهنه ها شيشه اتومبيل ها را جلا می بخشند. آرزو به دل ماند گان پشت چراغ قرمز شيرينی و شكلات و آدامس می فروشند تا كام سواره ها شيرين شود. دختری كه گفته اند از 9 سالگی بالغ شده ای، حالا در 16 سالگی ميان اتومبيل ها می گردد و اسكاچ ظرفشويی پخش ميكند تا نان به خانه ای ببرد كه 4- 6 دهان گرسنه منتظر اوست. پسركی بادكنك آرزوها را برسر چوب كرده و می فروشد. پيرمردی با التماس تقاضای بخشش و عدالت دارد. كارگر بوده و حالا بيكار. قرار بود جانشينان محمد به دستان او بوسه بزنند! مادری كه فرزند بر دوش مقابل پنجره اتومبيل ها ميخكوب می شود از بازندگان بورس اقتصاد اسلامی است و آن ديگری لنگ قسط اسلامی است. پابرهنه ها، آرزوبدل ها، حاشيه نشين ها... ديگر مرزی ميان فقير حرفه ای و برخاك سياه نشسته نيست. | | |
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 7:0 قبل از ظهر  توسط آریا
|
همزمان با آغاز دومين سال اصولگرايي
اسفنديار صفاري
به نقل از "روز آنلاین"
هسته هاي گزينش در دانشگاه ها بر شدت فعاليت خود افزوده اند. ممانعت از ثبت نام ده ها دانشجوي پذيرفته شده در دوره كارشناسي ارشد بخشي از ثمرات تشديد فعاليت هسته هاي گزينش است. وزير آموزش و پرورش نيز در بخشنامه اي به ادارات آموزش و پرورش سراسر كشور دستور داد تا هسته هاي گزينش را فعال تر كنند. محمود فرشيدي در اين بخشنامه تاكيد كرده كه بدون طي مراحل گزينش و تعيين صلاحيت هيچ نيرويي، حتي در مدارس غير انتفاعي به كار گرفته نشود.
تصفيه در دانشگاه
در يك سال گذشته بسياري از مديران اجرايي در وزارتخانه ها و نهادهاي مختلف، به رغم داشتن سوابقي در شكل گيري و تثبيت جمهوري اسلامي به دليل گرايش هاي فكري يا سياسي نزديك به رقباي راستگرايان تندرو، بركنار، معزول و در پاره اي موارد بدون اعلام به خود آنها كنار گذاشته شدند.آمار دقيقي از تعداد چنين مديراني تاكنون اعلام نشده اما برخي از رسانه هاي كشور تعداد آنها را 25 هزار نفر عنوان كرده اند.
با اين حال برخي از نهادهاي دولتي و از جمله دو وزارتخانه بزرگ و موثر "آموزش، تحقيقات و فن آوري" و "آموزش و پرورش" در يك هفته اخير با تشديد فعاليت هسته هاي گزينش، به گسترش موج تصفيه افراد غير همسو در گستره بزرگتري دست زده اند.
روزنامه صاحب قلم در گزارشي از "بازگشت گزينش به دانشگاه ها" از عدم ثبت نام بسياري از دانشجويان پذيرفته شده در كنكور كارشناسي ارشد در دانشگاه هاي مختلف كشور خبر داده و نوشته است: "برخي از آنها که رتبههاي تك رقمي آزمون كارشناسي ارشد را هم كسب كردهبودند پس از آنكه به دفتر آموزش دانشگاه رفتند به دليل اينكه جواب گزينش شان از سوي سازمان سنجش اعلام نشده اجازه ثبت نام پيدا نكردند." اين روزنامه همچنين نوشته كه: "يك هفته پيش از اعلام نتايج آزمون كارشناسي ارشد، طي تماسي با تعدادي از دانشجويان كه اتفاقا از فعالان دانشجويي در دروه كارشناسي هم بودند از آنان به دليل نقص مدارك دعوت شدتا به سازمان سنجش مراجعه كنند اما گويا نقص مدرك صرفا بهانه بود.چرا كه در طبقه پنجم سازمان سنجش، فردي كه خود را مامورگزينش معرفي كرد منتظر دانشجويان بود و سئوالاتي را از آنها پرسيد كه به سئوالات گزينشي سالهاي دور ميماند."
اگرچه بر اساس طرحي با عنوان "آ ت ت" كه مخفف "آزمون تحصيلات تكميلي" است به برخي از دانشگاه هاي متقاضي اختيار داده شده تا تنها در برخي از رشته هاي از پيش اعلام شده از ميان پذيرفته شدگان، آزمون دومي به منظور اطمينان از توان علمي به عمل بيايد اما دانشجوياني كه به وسيله تلفن به سازمان سنجش فراخوانده شدند، از شمار رشته ها و دانشجويان شامل طرح "آ ت ت" نبوده اند.
بازگشت گزينش به دانشگاه ها، به دنبال تشديد فعاليت كميته هاي انضباطي در يك سال گذشته صورت مي گيرد. كميته هاي انضباطي همچون "هيات مركزي گزينش دانشجو" و "هيات مركزي گزينش اساتيد" از جمله زير مجموعه هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي هستند و زير نظر "كميته مركزي انضباطي دانشجويان جمهوري اسلامي ايران" فعاليت مي كنند. در يك سال گذشته صد ها دانشجو پس از احضار به كميته انصباطي دانشگاه خود با چند ترم تعليق از تحصيل، در بعضي موارد اخراج از دانشگاه و حتي معرفي به مراكز غير دانشگاهي مواجه شدند. هدف اصلي از تشديد فعاليت كميته هاي انضباطي جلوگيري از فعاليت هاي سياسي و فرهنگي دانشجويان است، اما مسئولان وزارت علوم و روساي دانشگاه ها از آن به عنوان "سالم سازي محيط دانشگاهي" و "فراهم آوردن فضاي سالم تحصيل علم" ياد مي كنند.
تصفيه اول
ماجراي تشكيل "هيئت مركزي گزينش دانشجو" اندكي پس از تعطيلي دانشگاه ها به روايت اسناد موجود در شوراي عالي انقلاب فرهنگي چنين بيان شده است: "در نخستين سال هاي پس از انقلاب، گزينش دانشجو در آغاز [سال 3-1361] با عنوان دفتر تحقيق و بررسي در تشكيلات وزارت علوم قرار داشت و با تأسيس اداره كل گزينش دانشجو، به مرور دفتر مذكور به دبيرخانه گزينش دانشجو تغيير نام داد و انجام امور اجرايي مربوط به صلاحيتهاي عمومي داوطلبان در بدو ورود به دانشگاه را بر عهده داشت."
همين تشكيلات در سالهاي بعد به "هيأت مركزي گزينش دانشجو" تغيير نام داد و "در سال 1368 با حفظ هيأت مذكور، در تشكيلات سازمان سنجش آموزش كشور گنجانده شد و آخرين وضعيت اين دو تشكيلات، ضمن حفظ دبيرخانه مذكور براي امور اجرايي، «هيأت مركزي گزينش استاد و دانشجو» مجدداً تشكيل و سياستگزاري و نظارت عاليه بر امور گزينش استاد و دانشجو برعهده دارد."
شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره اهداف "هيات مركزي گزينش استاد و دانشجو" به اين موارد اشاره کرده: "انتخاب اساتيد مسلمان و متعهد بي غرض براي هيأت علمي دانشگاهها" و در مورد دانشجويان نيز "انتخاب دانشجوياني كه بر اساس ضوابط مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي به لحاظ ديدگاههاي مذهبي، سياسي و اخلاقي داراي كمترين مشكل بوده و تأمين كننده نيازهاي دستگاههاي اجرايي كشور و نيازهاي جامعه" است.
با اين حال معلوم نيست كه "هيات هاي گزينش" توانسته باشد در سال هاي اوج فعاليت عملكرد مطلوبي از خود برجا گذاشته باشند، چرا كه در سالهاي اخير برخي از افراد فعال در ستاد انقلاب فرهنگي و برخي از اعضاي سابق چنين هيات هايي به اشتباهات خود در دوران انقلاب فرهنگي اول اعتراف كرده اند. اشتباهاتي كه باعث اخراج بسياري از استادان و دانشجويان شد و علاوه بر آن بسياري ديگر از دانش آموزان با استعداد و ممتاز را از ادامه تحصيل بازداشت.
از جمله نتايج فعاليت هسته هاي گزينش در سال هاي پس از انقلاب كه ماموريت تصفيه و انتخاب دانشجويان و در واقع كادر سازي براي جمهوري اسلامي را داشت، يكي اين بود كه تبعيض ميان شهروندان را دامن زد و بيشتر از آن كه دوستاني متخصص براي جمهوري اسلامي برگزيند بخش بزرگي از جامعه را به خاطر محروميت تبعيض آميز از ادامه تحصيل عالي، به دشمنان هميشگي تبديل كرد.
خودي و غير خودي
در سالهاي نخست پس استقرار جمهوري اسلامي آنچه براي مسئولان جمهوري اسلامي نوپا در به كارگيري شهروندان، بيش از هر چيز اهميت داشت هم سو بودن با سياست هاي حكومت بود كه از آن به عنوان "حزب الهي" نامبرده مي شد. تبعيض "ميان حزب الهي و شهروند عادي"، "بسيجي و شهروند عادي" در دهه دوم انقلاب به شكل ديگري بروز پيدا كرد: "نيروي ارزشي، نيروي غير ارزشي و حتي ضد ارزشي"، "خودي و غير خودي".
شكافي كه هسته هاي گزينش در وزارتخانه ها و نهادهاي حكومتي درشكل گيري آن نقش بسزايي داشتند به تدريج در سالهاي پس از جنگ، رابطه حكومت و ملت را به جايي رساند كه در جريان انتخابات دوم خرداد 76 ملت راهي غير از خواست و اراده حكومت را برگزيد. استفاده از ميلياردها تومان بودجه دولتي و حمايت تمام اركان نظام از نامزد جناح راست نيز نتوانست او را بركرسي رياست جمهوري بنشاند و به شكست "خودي ها" در برابر "غيرخودي ها" كه به بخش بزرگي از ملت تبديل شده بودند منجر شد؛ و چنان دگرگوني ارزش هاي اجتماعي را دامن زد كه حتي نهادهاي اطلاعاتي در گزارش هاي محرمانه اي كه براي مقامات ارسال كردند "از گسترش دين گريزي و تغيير در ارزش هاي مورد نظر حكومت" خبر دادند.
راستگرايان اما در پي بازگشت به قدرت، كه نه در انتخاباتي سالم و رقابتي كه در ماجرايي كه برخي از سياستمداران به آن "انتصابات" نام داده اند، بارديگر در صدد دامن زدن به اشتباه بزرگ و پيشين خود برآمد. آنها با اين گمان كه با در اختيار داشتن همه حاكميت مي توانند به تصفيه اي بزرگ در كشور دست بزنند، بار ديگر طي دستورها و بخشنامه هايي فعاليت هسته هاي گزينش در دانشگاه ها، آموزش و پرورش، وزارت كشور، و ساير مراكز را فعال كردند.
در همين ارتباط محمود فرشيدي، وزير آموزش و پرورش دو روز پيش با ابلاغ بخشنامه اي به ادارات آموزش و پرورش سراسر كشور ضمن تأكيد بر "اجراي صحيح آيين نامه اجرايي قانون گزينش كشور"، "طي مراحل گزينشي را براي كليه كاركنان شاغل دراين نهاد را خواستار شد." بر اساس اعلام روابط عمومي آموزش و پرورش، وزير مربوطه در اين بخشنامه به مديران اين وزارتخانه تاكيد كرده كه "لازم است از جذب و بكارگيري هرگونه نيروي انساني اعم از رسمي، پيماني، حق التدريسي مدارس دولتي و غيردولتي، سرباز معلم، آموزشيار و راهنمايان تعليماتي سوادآموزي، قراردادي، خريدخدمت و غيره بدون طي مراحل گزينش و تعيين صلاحيت خودداري شود." اما در اين بخشنامه توضيحي درباره معيارهاي تعيين صلاحيت داده نشده است.
بازوي اجرايي گزينش
همزمان علي سعيدلو معاون اجرايي احمدي نژاد نيز در بخشنامه اي به همه نهادها و ادارات دولتي در سراسر كشور دستور داد تا " تمامي دستگاهها نسبت به تشكيل شوراهاي امر به معروف و نهي از منكر و تقويت و حمايت آن با هماهنگي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منكر اقدام نمايند".در بخشنامه معاون اجرايي رييس جمهور، با اشاره به "فريضه امر به معروف و نهي از منكر به عنوان وظيفه همگاني و وظيفه متقابل دولت و مردم" تاكيد شده كه: "در اين برهه از زمان كه جامعه ما نيازمند قانونمندي، عدالت و مهرورزي است و كمك، مشاركت و نظارت مردم هميشه سرافراز ايران اسلامي را در تمام عرصههاي خدمترساني دولت طلب ميكند، رشد و توسعه روحيه مسئوليت و نظارت پذيري، امر و نهي خيرخواهانه در ميان آحاد جامعه و تقويت احساس مسئوليت مردم و مسئولان نسبت به مسائل خرد و كلان نظام اسلامي، از جمله سياستها و برنامههاي كلان دولت است."
جالب آنكه با تشكيل "شوراهاي امر به معروف و نهي از منكر" در ادارات دولتي رياست اين فريضه ديني هم به رييس جمهور سپرده مي شود؛ همان گونه كه "رياست شوراي عالي گزينش كشور" نيز با رييس جمهور است. ماموريتهاي اين شوراها نيز قابل توجه است: "آموزش عمومي كاركنان دولت در جهت آشنايي هر چه بيشتر آنان با فريضه امر به معروف و نهي از منكر در دستور كار تمامي دستگاههاي مشمول اين بخشنامه "، "استانداريها با ستادهاي احياء امر به معروف و نهي از منكر سراسر كشور در امرو پژوهشي تبليغي و فرهنگي و حمايت همه جانبه از ستاد همكاري مجدانه معمول دارند"، "ستاد احياء امر به معروف و نهي از منكر نيز برنامههايي جهت بسط و گسترش امر به معروف و نهي از منكر در جامعه دارد كه اجراي موثر و كارآمد آن مستلزم همكاري دستگاههاي اجرايي ميباشد"....
نان خطر را چه كساني مي خورند؟
چندي پيش روزنامه كيهان در مروري بر طرح هاي مجلس ششم از "طرح حذف گزينش" كه توسط نمايندگان مجلس ششم به مجلس ارائه شده بود به عنوان طرحي نام برد كه "مي توانست خطر جدي براي نفوذ عوامل دشمن و مغرضين و معاندين با نظام جمهوري اسلامي در تمامي اركان و دستگاه هاي حكومتي راه نفوذ را فراهم آورد." اينكه چه ميزان از ملت ايران دشمن نظام جمهوري اسلامي هستند كه هسته هاي گزينش بايد از نفوذ آنها به نهادهاي نظام جلوگيري كنند، را بايد احمدي نژاد پاسخ دهد.اما بد نيست كه سران جمهوري اسلامي به اين سئوال نيز فكر كنند كه خطري بزرگ تر از عميق تر شدن شكاف ميان ملت و حكومت وجود دارد؟
سلب امنيت تحصيلى دانشجويان
به نقل از "دویچه وله"
گروهى از دانشجويان دانشگاه امير كبير (پلى تكنيك سابق) پس از قبولی در مقطع کارشناسی ارشد و اعلام خبر قبولی آنها در جراید رسمی کشور، در حین ثبت نام مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد با ممانعت و مخالفت مسئولان امر مواجه شدند. دانشجويان میگويند اين اقدام برخلاف قانون صورت گرفته و تنها به دانشگاه اميركبير خلاصه نمیشود، بلكه روشهايى شبيه به دوران انقلاب فرهنگى بكار گرفته میشود. جلوگيرى از ثبت نام دانشجويان حتى از سوى عدهاى از نمايندگان مجلس نيز مورد انتقاد قرار گرفته. عبدالله مومنى از فعالان دانشجويى به سوالات دويچه وله در اين زمينه پاسخ داده.
گفتگو: مريم انصارى
آقای مومنی، طبق گزارشاتی که رسیده گروهى از فعالین دانشجویی که برای دورهی کارشناسی ارشد قبول شده بودند از ثبت نامشان خودداری شده است. دلیل این امر چه هست و آیا این فقط مختص به دانشگاه پلیتکنیک میشود؟
عبدالله مومنی: بسیاری از فعالان دانشجویی در طول سالهای تحصیل فعالیت دانشجویی و فعالیت سیاسی با رویکرد اصلاحطلبانه و با هدف ایجاد دمکراسی در داخل دانشگاه داشتند. متاسفانه به دلیل عملکرد نقادانه آنها در طول دوران دانشجویی و نقد بیپروای قدرت و حاکمیت، با مشكلات ادامه تحصیل مواجه شدهاند. این نگرانی وجود دارد که هیات حاکمه شیوههای گزینشی را که در سالهای پس از انقلاب فرهنگی در دانشگاههای کشور اعمال میشد، به شکلی بازتولید کند و با اعمال گزینشهای ایدئولوژیکی و عقیدتی راه ورود منتقدان و مخالفان وضع موجود و کسانی را که نگاه نقادانهای نسبت به ساختار حاکمیت دارند برای ورود به دانشگاهها سد کند.
آقای مومنی، دانشجویان به غیرقانونی بودن این اقدام دقیقا به همین دلیل اعتراض کردند و حتا پارهای از نمایندگان مجلس انتقاد کردند که هیچ دانشجویی را به دلیل عقایدش نمیشود از تحصیل باز داشت. میخواهم بدانم نتیجهای هم این اعتراضات داشته یا خیر؟
عبدالله مومنی: بهرغم انتقاداتی صورت گرفته، هیچگونه توجهی به خواست و مطالبهی دانشجویان نشده است که حقوق بدیهیشان حق آزادانه تحصیل در دانشگاههاست. و به نظر میرسد که این شیوه و رویهای که اعمال میشود نشان از منویات و ارادهی است که حاکمیت از سالها پیشتر درجهت تخطئه کردن و منکوب کردن فعالان جامعه مدنی پیگیری میکند. از آنجایی که دانشجویان سیاسی پیشتازان اصلاحات دمکراتیک و بنیادین در ایران بودند، میخواهند با اینگونه شیوهها آنها را نسبت به پیگیری خواستههای مردم منصرف کنند. این دشواری كه برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، یعنی مقاطع کارشناسی ارشد ایجاد شده، برای دانشجویانی که فعالیت سیاسی داشتند نیز بوجود آمده است. دانشجویانی که در طی سال گذشته در دانشگاهها فعالیت میکردند و از نظر سیستم و تصمیمگیران دانشگاهها این فعالیت مورد قبول نبوده، از ثبت نام آنها ممانعت کردهاند. به نظر میرسد که این سياستی است که میرود تا گستردهتر و فراتر شود.
تاثیر این اقدام بر دانشجویان و بر فضای دانشگاه چه بوده؟
عبدالله مومنی: با توجه به اینکه دانشگاهها در شرایط کنونی در تعطیلی بسر میبرند، بايستی تاثیر این گونه اعمال محدودیتها و دشواریها را زمانی مشاهده بکنیم که دانشجویان به دانشگاهها برگردند و رسما سال تحصیلی شروع بشود و طبیعیست كه دانشجویان در دفاع از دانشگاه، دفاع از حرمت و حیثیت دانشجو و علم و آزادیهای آدکادمیک در دانشگاه و دفاع از حق آزادانه تحصیل قطعا حساسیت نشان خواهند داد. معتقد هستم که دانشگاه بایستی در شرایط موجود اولویت اساسی و نخست خودش را دفاع از دانشگاه و دفاع از حرمت و حیثیت دانشجو تعریف بکند و از این جهت من فکر میکنم که در آستانه بازگشایی دانشگاهها ما شاهد تحرکی در جهت دفاع از حقوق تضییع شده دانشجویان خواهیم بود.
به محدودیتها اشاره کردید. دیروز دفتر مرکزی سازمان دانشآموختگان مورد تفتیش قرار گرفته و اموالش ضبط شده. چندی پیش هم ساختمان انجمن اسلامی پلیتکنیک تخریب شد. شما این مجموعه حرکات را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا آن را نشانه وارد شدن به یک مرحلهی جدیدی از فشار به دانشگاهیها میدانید یا اینکه این کشمکشها همیشه جریان داشته و دانشجویان هم واکنش نشان میدهند و فعالیت آنها هم ادامه پیدا میکند؟
عبدالله مومنی: فشار بر دانشجویان از سالها پیشتر نیز جریان داشته، چه در دوران اصلاحات و چه در دوران یکدست شدن حاکمیت. اما در دوران اصلاحات این فشارها از ناحیه مراجع غیررسمی و از ناحیه کسانیکه تحت عنوان دولت پنهان ارادهشان را به مسئولان اصلاح طلب تحمیل میکردند اينها در حال حاضر کسانی هستند که در قامت دولت رسمی جمهوری اسلامی دارند ایفای نقش میکنند. این فشارها وجود داشته و شیوههای اعمالش هم از قبیل محرومیت از تحصیل، ممنوعیت و تعلیق فعالیت انجمنها، صدور احکام انضباطی برای تعلیق تحصیل دانشجویان و صدور احکام قضایی. و این شیوهای که ما در طی چند وقت اخير میبينيم، چه از بین بردن ساختمان انجمن پلیتکنیک، چه ضبط و توقیف اموال و اسناد و مدارک تشکیلاتی و سیاسی سازمان دانشآموختگان و جمعآوری کلیه اسناد موجود دراین سازمان، بعنوان آغازگر پروژهایست که اساس فعالیت اصلاحطلبانه با رویکردهای مسالمتآمیز و مدنی را به نشانه گرفتهاند و به نظر میرسد که علاوه بر برخوردهای غیرقانونی با تشکلهای صلحطلب و بشردوست، به این نگرانی هم دامن میزند که امنیت و آرامشی برای فعالیتهای این چنینی باقی نمیماند.
دستور شخص رهبری برای ممانعت از فعالیت های دانشجویی
دیدگاه اکبر عطری
به نقل از "رادیو فردا"
صبح روز دوشنبه نیروهای امنیتی به طور ناگهانی وارد دفتر سازمان دانش آموختگان تحکیم وحدت شده و پس از بازرسی محل، اسناد، مدارک و کامپیوترهای موجود در دفتر را باخود می برند. اکبر عطری از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: با توجه به اتفاقات یک سال گذشته می توان گفت با تعطیلی مطبوعات و مرعوب کردن احزاب سیاسی، حکومت فشار را گذاشته برای از هم گسیختن تشکل های دانشجویی و در راس آنها دفتر تحکیم وحدت و در ادامه همین مساله ما شاهد بودیم که طی سال گذشته تعداد زیادی از انجمن های اسلامی تعلیق شدند یا منحل شدند، تعداد زیادی احضار شدند، اخیرا از ثبت نام بسیاری در رده های بالای تحصیلی ممانعت به عمل آمده و مهمتر از همه تداوم و بازداشت دبیرکل ادوار تحکیم است که در دوره نمایندگیش انتقادات بسیاری را متوجه رهبر جمهوری اسلامی کرد و صرفنظر همه مسائل، از آنجایی که یکی از انتقادات اساسی دانشجویان به مساله رهبری بوده و عملکرد آن، آنطور که شخص خود بنده از داخل کشور اطلاع یافتم، با دستور شخص رهبری در اصل برخورد با انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت آغاز شده است.
ممانعت از ادامه تحصیل دانشجویان فعال
تحلیل مهرانگیز کار
به گزارش ادوارنیوز در روزهای اخیر و به دستور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از ثبت نام بیش از یکصد دانشجو در مقطع دانشگاه های کشور پس از قبولی در آزمون کارشناسی ارشد جلوگیری شده است. اکثر این دانشجویان از فعالان دانشجویی یا کسانی بودند که پیشتر به کمیته های انضباطی احضار شده بودند. مهرانگیز کار فعال مستقل حقوق بشر می گوید: این قبیل برخورد با دانشجویان و شیوه های جدیدی که برای سرکوب فعالیت های دانشجویی در ایران به کار می رود، درواقع یکی از اجزای مجموعه سیاست های اجرایی دولت جدید است و کاملا قرار می گیرد در تقابل با سیاست های اجرای دولت هشت ساله محمد خاتمی. این به معنای آن نیست که ما در زمان آقای خاتمی قوانین بهتری داشتیم، در آن زمان هم موانع قانون بسیار زیاد بود، ولی در آن دوران نظام گزینشی در برخی حیطه ها و حوزه ها با سعه صدر به اجرا گذاشته می شد. برخی معتقدند سیاست های سرکوبگرانه امروز حکومت ناشی است از مسائل بین المللی و هسته ای، ولی برخی دیگر معتقدند مسائل بین المللی فقط بهانه ای است برای تشدید سرکوب.
زمینه های تفتیش دفتر سازمان دانش آموختگان ایران و پیامد آن بر فعالیت های مدنی
مصاحبه با سخنگوی سازمان
درپی تفتیش دفتر سازمان دانش آموختگان ایران و ضبط اسناد و مدارک، عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید شورای مرکزی سازمان تشکیل جلسه فوق العاده دادند و نگرانی خودشان را نسبت به یکدست شدن حاکمیت و سرکوب فعالان سیاسی و مدنی در ایران ابراز کردند و بر این باور بودند که اینگونه شیوه ها در برخورد با منتقدان و مدافعان حقوق بشر اهداف سازمانهای مدنی را به مخاطره می اندازد و ضمن اعلام نگرانی نسبت به این وضع اعتراض خود را به مقامات اعلام خواهند کرد. آقای مومنی می گوید برخوردی که دیروز روی داد نشان دهنده بی ارتباط با زمینه های دستگیری آقای موسوی خوئینی نیست و آغاز یک پروژه ای است برای برخورد جدی تر با تشکل های مدنی. علی اکبر موسوی خوئینی از روز 22 خرداد به اتهام شرکت در تجمع مربوط به حقوق زنان بازداشت شده است و همچنان در زندان بسر می برد.
صحنه براى روياروئى ايران و آمريکا در سازمان ملل آماده مىشود
به نقل از "دویچه وله"
امروز سازمان ملل متحد بار ديگر محل نزاعهاى لفظى ميان ايالات متحده و ايران است که هنوز نشانهاى از سازش پذيرى در مواضع شان نسبت به يکديگر ديده نمىشود. تظاهرات جداگانهء مخالفان بوش و مخالفان احمدى نژاد نيز هريک نشان دهندهء ميزان نارضايتى افکار عمومى در آمريکا نسبت به سياست هاى دو دولت است.
ده ها هزار تظاهرکننده امروز در خيابانهاى اصلى وسط شهر نيويورک، در حضور هزاران مأمور پليس، تجمع مى کنند تا به هنگام برگزارى جلسهء سالانهء مجمع عمومى سازمان ملل اعتراضاتشان را به گوش رهبران جهان برسانند. ترافيک شهر منهتن که مهماندار صدها ديپلمات جهانى است به حال توقف درآمده و حضور سه روزهء رئيس جمهور آمريکا در اين شهر و از راه رسيدن رهبران دنيا، اقدامات امنيتى را چندين برابر کرده است. در خيابانهاى اطراف سازمان ملل متحد هيجان موج مى زند.
ديروز به دنبال چاپ مقالهء اصلى هفتهء نامهء «تايم» دائر بر آماده باش ارتش و نيروى دريائى آمريکا براى حمله به ايران، بعضى از تحليل گران براين عقيده اند که درز کردن اين خبر مى تواند به اين دليل صورت گرفته باشد که عده اى از سران ارتش مى خواهند به اين طريق مخالفت خود را با نقشه هاى کابينهء بوش اعلام کنند بدون آنکه اسمى از آنها برده شود. احتمال ديگر آن است که خود کابينهء بوش با بيرون دادن اين خبر قصد دارد دولت ايران را مرعوب و مجبور به پذيرش پيش شرط هاى مذاکرهء مستقيم کند.
احتمال سومى هم وجود دارد: با توجه به اختلاف درونى کابينهء بوش ميان خانم کانداليزا رايس که به راه حل ديپلماتيک تمايل دارد و آقايان ديک چينى و دانالد رامسفلد معاون رئييس جمهور و وزير دفاع که به حملهء نظامى نظر دارند، هم زمان تدارکات هر دو امکان به جلو مى رود تا اينکه خود رئيس جمهور تصميم نهائى را در لحظهء آخر بگيرد. طبق گزارش «تايم» براى حملهء هوائى تعداد هزار و پانصد هدف متفاوت به عنوان نقاط اصابت بمب به دقت شناسائى شده اند.
از آنجاکه چين و روسيه موافقت شان را با تحريمات اعلام نکرده اند و معتقدند مذاکرات با اتحاديهء اروپا هنوز به بن بست نرسيده، دولت ايران نيز عجله اى براى به نتيجه رساندنِ هرچه زودتر اين مذاکرات ندارد. جان بولتون سفير آمريکا در سازمان ملل بارها از سرعت مذاکراتِ ايران و کشورهاى اروپائى اظهار نارضائى کرده است. او ديروز به خبرنگاران گفت: «انتظار مى رفت آقاى لاريجانى در نيويورک باشد اما او هنوز نيامده و مذاکرات هم به همين دليل متوقف مانده است.»
حاوير سولانا نمايندهء اتحاديهء اروپا در مذاکرات اتمى گفت آقاى لاريجانى به زمان بيشترى احتياج دارد تا توافق جمعى رهبرى رژيم ايران را جلب کند. ايالات متحده اين هفته با تمام توان سعى خواهد کرد اعضاى شوراى امنيت را به تصويب برنامهء تحريمات ترغيب کند. جورج بوش در شرايطى ايران را متهم مى کند با سياست هاى اتمى خود به بى ثباتى در منطقه دامن مى زند که اکثريت مردم آمريکا با سياست هاى خود او در عراق به شدت مخالفت مى کنند. امروز تعداد آمريکائيان حاضر در تظاهرات براى بيرون کشيدن ارتش آمريکا از عراق، نشانه اى از ميزان اين مخالفت خواهد بود.
عبدى کلانترى ـ براى بخش فارسى صداى آلمان ـ از نيويورک
متن کامل سخنرانی رئیس جمهوری آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد
|
جرج بوش خطاب به مردم ایران گفت:
بزرگترین مانع در مسیر آینده شما حکمرانانتان هستند
به نقل از "رادیو فردا"
جرج بوش در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از جمله خطاب به مردم ایران گفت: «ایالات متحده به شما احترام می گذارد، ما به ایران احترام می گذاریم. ما تجلیل می کنیم تاریخ تمدن قدیمی شما را، فرهنگ پویای شما را و کمک های شما را به تمدن جهانی. شما درخور این هستید که فرصتی داشته باشید تا آینده خود را تعیین کنید. اقتصادی داشته باشید که بتوانید در آنجا امکانات و نیروهای بالقوه خود را به مرحله اجرا در بیاورید. بزرگترین مانع در مسیر آینده شما حکمرانانتان هستند که می خواهند آزادی را از شما دریغ دارند و از منابع کشور شما، از بیت المال شما برای کمک به تروریست ها و پیشبرد برنامه های هسته ای خودشان و تولید سلاح های هسته ای استفاده کنند. شورای امنیت قطعنامه ای را تصویب کرده که از رژیم ایران خواسته است به تعهدات بین المللی خود گردن بگذارد. حکومت ایران باید فعالیت های نظامی هسته ای خود را کنار بگذارد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران به شما می گوید، آمریکا هیچ مخالفتی با استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای ندارد. ما در پی یافتن راه حلی دیپلماتیک برای این بحران هستیم و در عین حال ما رو به سوی آینده ای می کنیم که شما بتوانید در آزادی زندگی کنید؛ و آمریکا و ایران دوستانی خوب و طرف هایی صمیمی در مسیر آرمان صلح باشند.»
|
| صدای جرج بوش:
«ما اندکی از سالگرد حملات تروریستی یازدهم سپتامبر گذشته ایم، در زمانی که تروریست ها نزدیک به سه هزار نفر از مردم بی گناه را در آمریکا به قتل رساندند. نوعی دیگر از افراط گرایان جنگی را به مانند همان القاعده در لبنان آغاز کردند. اینک صحنه بین الملل صحنه ای است بین افراط گرایانی که از خشونت برای پیشبرد اهدافشان استفاده می کنند و افراد معتدلی که معتقد به راه های صلح آمیز هستند. این چالش بزرگ زمان ما است و من امروز می خواهم درباره دنیای پرامیدتری صحبت کنم که در ورای ترور قرار دارد. دنیایی که زنان و مردان آزاد هستند تا سرنوشت خود را تعیین کنند و صداهای اعتدال قدرت را تعیین می کند، جایی که نیروهای افراطی توسط اکثریت مسالمت جو به حاشیه رانده شده اند. این دنیایی است که ما می توانیم به دست بیاوریم، اگر با هم همکاری کنیم.
اصول چنین نظامی در اولین جمله منشور حقوق بشر سازمان ملل یافت می شود. این سند اعلام می کند که تمام بنی بشر حق مساوی دارند، برای بهره مندی از صلح. نویسنده این منشور یک دیپلمات لبنانی بود و او بود که رئیس مجمع عمومی سازمان ملل شد. در 60 سال گذشته که منشور حقوق بشر سازمان ملل تصویب شد، ما دیدیدم که چقدر جنگ های زیادی روی داد، ولی اینک با گذشت 60 سال اروپا در صلح به سر می برد و آسیا هم شاهد معجزه ای بود که بسیاری از مردم را از فقر نجات داد. آنچه که در منشور حقوق بشر سازمان ملل آمد، همان زمان همان قدر حقانیت داشت که اکنون دارد. در زمانی که می بینیم آزادی در همه جا شکوفا می شود.
آزادی در خاورمیانه اینک ریشه دوانده است. تغییراتی که هم اینک در خاورمیانه انجام شده شگفت انگیز هستند. پنج سال پیش افغانستان توسط گروه طالبان اداره می شد. اینک کرسی افغانستان توسط دولت آزاد افغانستان اداره می شود. پنج سال کرسی عراق توسط شخصی اداره می شد که به همسایگانش حمله می کرد و مرتکب قتل های زیادی شده بود و هدف قطعنامه های زیادی در شورای امنیت قرار گرفته بود اما اینک کرسی عراق در نشست عمومی سازمان ملل توسط دولتی پر شده که رئیس جمهوری آن پرزیدنت طالبانی است. با این تغییرات بیش از 15 میلیون نفر صدایی یافته اند برای بازگو کردن دیدگاه هایشان.
برخی تغییرات دیگر تدریجی تر هستند، ولی واقعی. از جمله در الجزایر که انتخاباتی را برگزار کرده و در آنجا ارتش همچنان بی طرف مانده. امارات متحده عربی اعلام کرده در شورای ملی هم نیمی از کرسی ها توسط شوراها برگزیده می شود. در کویت انتخابات برگزار شد و زنان برای نخستین بار حق رای دادن داشتند. شهروندان عربستان هم توانستند در انتخابات شرکت کنند، در بحرین هم همچنین. دولت های خاورمیانه نشان می دهند حاضر هستند تن به اصلاحات بدهند. هر ملتی که تن به آزادی بدهد، با آهنگ متفاوتی گام برمی دارد و دموکراسی هایی که آنها ایجاد کنند البته بازتاب دهنده سنت ها و فرهنگ های متفاوتی خواهد بود. اما سرنوشت همه یکسان خواهد بود. سرنوشتی مملو از صلح که آنها همراه با همه جهانیان زندگی خواهند کرد.
تحولاتی هم در خاورمیانه بر اساس پیش فرض های اشتباه صورت گرفته. خاورمیانه اینک دچار بی ثباتی شده و قبلا ثبات داشت. ثباتی که ما قبلا در خاورمیانه می دیدیم، تنها یک سراب بود و ثباتی بود که باعث شد یک نسلی دچار آسیب دیدگی شود. آن ثباتی بود که باعث شد یک گروه بزرگی از افراط گرایان و تندروها در خاورمیانه پا بگیرند. شما تصور کنید در جایی زندگی کنید که 21 سالتان است و هنگامی که همتایان شما در کشورهای دیگر می توانند آزادانه در انتخابات شرکت کنند، اما شما به علت نبود دموکراسی نمی توانید سیاست های دولت خود را تغییر دهید. شما جوانان خاورمیانه وقتی می بینید همتایانتان در دیگر نقاط جهان آموزش می بینند که بتوانند مشارکت کنند در پیشبرد امور جهانی، اما به خاطر نبود آزادی اینک مجبور هستید شاهد خشونت ها و ترور های زیادی باشید. اینک شما صداهایی می شنوید از افراط گرایان که به شما وعده می دهند می توانید از این مصبیت خارج شوید، اما این وعده های پوشالی هستند.
برای بسیاری در خاورمیانه این گزینه ای است که در برابرشان قرار دارد؛ رویکرد به دموکراسی یا رویکرد به افراطی گرایان. اینک دنیا باید به آنهایی کمک کند که گزینه بهتری را به مردم ارائه می دهند. وقتی مردم آینده بهتری داشته باشند، کمتر احتمال دارد به عنوان بمگذار انتحاری خود و دیگران را منفجر کنند. اینک ما احتیاج به کسانی داریم که غرور و افتخار ملی را در پیشبرد و تعالی زندگی شهروندانشان ببینند. بنابراین ما باید از رهبران معتدل در خاورمیانه حمایت کنیم و به آنها بگوییم آنچه که برای فرزندانشان می خواهند، همان است که ما نیز برای فرزندانمان می خواهیم. ما باید ثبات را در خاورمیانه به دست بیاوریم از طریق ایجاد یک خاورمیانه منصف و آزاد. جایی که افراط گرایان به حاشیه رانده شدند.
من می خواهم مستقیما با مردم خاورمیانه صحبت کنم؛ افراطی گرایان در بین شما اینک دچار تبلیغاتی شدند که می گویند غرب می خواهد علیه اسلام فعالیت کند. این تبلیغات اشتباه است. این تبلیغات هستند که توجیه کننده اقدامات تروریستی آنها می شود. ما به اسلام احترام می گذاریم، اما با آنهایی مبارزه می کنیم که اسلام را در جهت تخریب منحرف می کنند. ما می خواهیم به طرف جامعه ای حرکت کنیم که مردم تمام مذاهب را مورد احترام قرار می دهد.
به مردم عراق؛ دوازده میلیون نفر از شما در انتخابات شرکت کردید. دنیا دید که شما چگونه انگشت های مهرزده خود را جلوی دوربین های جهانی گرفتید. دنیا تجلیل می کند از عزم شما برای پیشبرد آزادی و ایستادگی شما برای جریاناتی که خواهان خشونت های قومی هستند. ولی ما شما را تنها نخواهیم گذاشت در مبارزه برای به دست آوردن یک کشور آزاد. آمریکا و همکارانش در ائتلاف در کنار دولت دموکراتیک شما خواهد ایستاد. ما کمک خواهیم کرد شما بتوانید کمک های بین المللی را جلب کنید برای اشغال بیشتر. کمک خواهیم کرد شما از طریق سازمان ملل و با فعالیت دیگر بین المللی آموزش ببینید تا بتوانید با دشمنان آزادی مبارزه کنید. ما اجازه نخواهیم داد آینده کشور شما در گروی فعالیت های تروریستی باشد. رهبران شما باید در برابر چالشی که در برابرش قرار دارید برخیزند و به طرف صلح و دموکراسی حرکت کنید و ما کمک می کنیم شما در این راه موفق شوید تا بتوانید کانونی باشید برای امید دیگر ملت های مسلمان خاورمیانه.
مردم افغاانستان ما حکومت طالبان را سرنگون کردیم، حکومتی که برای شما جز فقر و ویرانی و تروریسم به ارمغان نیاورد. از پنج سال پیش ما دیدیم که شما چگونه رهبران خودتان را آزادانه انتخاب کردید. شما می توانید از این دستاوردها مغرور باشید. ما تجلیل می کنیم از عزم شما برای به دست آوردن آزادی و ما در کنار شما ایستاده ایم تا بتوانید آزادی خود را همچنان کسب کنید و پیش ببرید. اینک کشورهای زیادی در ائتلاف ناتو در کنار شما ایستاده اند تا مقابل تروریست ها و افراطی گرایانی بایستند که می خواهند ثبات را از عراق بربایند. ما افغانستانی ایجاد خواهیم کرد که در آن هرگز افراطی گرایان نتوانند به شما ظلم کنند و پناهگاهی باشد برای تروریست ها.
مردم لبنان؛ سال گذشته شما الهام بخش بسیاری از مردم دنیا بودید، وقتی علیه تسلط سوریه در لبنان به خیابان ها ریختید و دموکراسی را در کشور خود برقرار کردید. از آن زمان تاکنون شما در برابر آزمون دیگری قرار گرفتید که ناشی از حمله غافلگیرانه حزب الله به اسرائیل بود. بسیاری از شما در جریان یک تبادل آتش قرار گرفتید و همه شما زجر کشیدید و دنیا دارد به همه شما کمک می کند برای بازسازی کشورتان و کمک می کند که شما چطور برخورد کنید با یک گروه مسلح تروریستی که مانند یک دولت در دولت دارد اقدام می کند. شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ای را همینک تصویب کرده که در آن هدفش این قرارداده شده که دولت لبنان بتواند تسلط خودش را در لبنان برقرار کند. برای سالها لبنان یک الگوی دموکراسی بود، یک الگوی پیشرفت و دموکراسی در خاورمیانه بود و اینچنین هم خواهد شد.
جرج بوش خطاب به مردم ایران می گوید:
ایالات متحده به شما احترام می گذارد، ما به ایران احترام می گذاریم. ما تجلیل می کنیم تاریخ تمدن قدیمی شما را، فرهنگ پویای شما را و کمک های شما را به تمدن جهانی. شما درخور این هستید که فرصتی داشته باشید تا آینده خود را تعیین کنید. اقتصادی داشته باشید که بتوانید در آنجا امکانات و نیروهای بالقوه خود را به مرحله اجرا در بیاورید. نیروهایی هستند که می خواهند آزادی را از شما دریغ کنند و می خواهند از منابع کشور شما، از بیت المال شما برای کمک به تروریست ها و پیشبرد برنامه های هسته ای خودشان و تولید سلاح های هسته ای استفاده کنند. شورای امنیت قطعنامه ای را تصویب کرده که از رژیم ایران خواسته است به تعهدات بین المللی خود گردن بگذارد. حکومت ایران باید فعالیت های نظامی هسته ای خود را کنار بگذارد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران به شما می گوید، آمریکا هیچ مخالفتی با استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای ندارد. ما در پی یافتن راه حلی دیپلماتیک برای این بحران هستیم و در عین حال ما رو به سوی آینده ای می کنیم که شما بتوانید در آزادی زندگی کنید. روزی که ایران و آمریکا بتوانند در جهت پیشبرد آزادی با همدیگر همکاری کنند.
مردم سوریه؛ شما هم کشوری هستید که میراث تاریخی پرافتخاری دارید، اما اینک کشور شما به گذرگاه تروریست تبدیل شده است. سازمان حماس و حزب الله می کوشند منطقه را دچار بی ثباتی کنند و دولت شما، سوریه شما را به ابزاری در دست جمهوری اسلامی قرار داده است. این امر انزوای شما در صحنه بین المللی افزایش داده است. دولت شما باید راه بهتری را برای زندگی صلح آمیز شما با همسایگانش ایجاد کند و آینده بهتری را برای زندگی مسالمت آمیز شما با کشورهای دیگر.
مردم دارفور در سودان؛ شما شاهد خشونت های بی سابقه ای بودید. دولت من، دولت آمریکا گفته است این خشونت ها چه واژه ای را بر می تابند؛ نسل کشی. در دو سال گذشته آمریکا تلاش های زیادی را کرد که بتواند کمک های غذایی بکند از طریق حافظان صلح اتحادیه آفریقا، اما زج شما ادامه دارد. جرج بوش می گوید دنیا باید گام بردارد تا بتواند کمک های انسان دوستانه بیشتری را به شما مردم دارفور کند و ما باید به سربازان اتحادیه آفریقا کمک هم بکنیم که بتواند صلح را در آنجا برقرار کند، اما ظاهرا آنها آن قدرت را ندارند که بتوانند این کار را انجام دهند. به همین دلیل شورای امنیت قطعنامه ای را تصویب کرده که اینک اتحادیه آفریقا و سربازان اتحادیه را قدرت بیشتری می دهد. من امروز اعلام می کنم فرستاده ویژه ای را منصوب کردم که تلاش کند در جهت ایجاد صلح در منطقه دارفور.
من می خواهم منطقه ای داشته باشیم که دو کشور اسرائیل و فلسطینی در آنجا وجود داشته باشند. فلسطینی که به طور مسالمت آمیز با جمعیت یهودی اسرائیل زندگی کند. این ایده ای است که در نقشه راه وجود داشت و این هدف دولت من بوده است. مردم فلسطینی دهه ها دچار تحقیر شده اند. شهروندان اسرائیل هدف اقدامات تروریستی زیادی قرار گرفته اند از هنگامی که کشورشان تشکیل شد. بسیاری از مردم شجاع و متعهد، تعهد خودشان را به صلح اعلام کردند، اما نیروهای افراطی می خواهند نگذارند این صداهای معتدل غالب شوند. همینک این منازعه در مناطق خودگردان فلسطینی ادامه دارد. مردم فلسطینی اخیرا در یک انتخابات آزاد شرکت کردند و دولت حماس توانست با شعار مبارزه با فساد و کمک به بهبود زندگی فلسطینی ها بر سر کار بیاید. دنیا اینک نشسته است تا ببیند آیا حماس واقعا به وعده های خود عمل خواهد کرد یا می خواهد یک برنامه افراطی را در پی بگیرد. دنیا به دولت حماس پیام روشنی می فرستد؛ تروریسم را کنار بگذارید، حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسید و به تعهداتی که قبلا اعلام شده بود پایبند شوید. محمود عباس گفته است که متعهد است به صلح، متعهد است به تلاش برای ایجاد کشوری مستقل در فلسطین.
آزادی به خودی خود نمی تواند تحمیل شود، آزادی باید انتخاب شود. از بیروت تا بغداد مردم می خواهند آزادی را انتخاب کنند. کسانی که اینک در مجمع عمومی سازمان ملل جمع شده اند نیز باید گزینه خود را انتخاب کنند. آیا ما از نیروهای معتدل و اصلاح طلب در خاورمیانه حمایت خواهیم کرد یا تسلیم تروریست ها خواهیم شد و آینده را به افراطی گرایان خواهیم سپرد. آمریکا گزینه خود را انتخاب کرده است. ما در کنار نیروهای معتدل و اصلاح طلب می ایستیم.
اخیرا گروهی از روشنفکران عرب نامه ای را به من نوشتند و از اصلاحات و لزوم تعهد به اصلاحات برای رسیدن به دموکراسی صحبت کردند. ما باید به آنهایی کمک کنیم که آرزو دارند این منطقه بحران زده را از این بحران خارج کنند».
|
مديرمسئول شرق در گفت و گو با "روز":
شرق رفع توقيف ميشود
به نقل از "روز آنلاین"
پنج روز پس از توقيف روزنامه شرق با مديرمسئول آن، مهدي رحمانيان در دفتر اين روزنامه در بلوار گلشهر [جردن] به گفت وگو نشستيم. اين گفتوگو در حالي رخ داد كه گمانههايي حاكي از بازگشايي شرق در روزهاي نزديك زده ميشود. با هم اين گفت و گو را ميخوانيم:
در روزهاي اخير پس از توقيف شرق، واكنشهاي زيادي نسبت به توقيف اين نشريه نشان داده شد. اين واكنشها تا چه حدي براي شما قابل پيشبيني بود؟
ما اصولاً توقع خاصي نداريم و معتقديم اگر توقعي داشته باشيم و آن وقت آن توقعها برآورده نشود، موجب ناراحتي ميشود. در شرق هم از ابتدا بنا را بر اين گذاشتيم كه در حال اداي دين خود به جامعه هستيم، بنابراين دنبال اطلاعرساني بوديم. از اين رو انتظار زيادي نداشتيم. اما مجموع گزارشهاي دريافتي درخصوص توقيف روزنامه در چند روز اخير، چه از سوي افراد منتسب به اصولگرا و چه اصلاحطلب حاكي از اين بود كه همگي تا سطح بسيار بالايي ناراحت بودند. اين نشان ميدهد مخاطبان از خود ما بيشتر احساس ناراحتي ميكنند.
چرا؟
شايد چون احساس كردند شرق روزنامهاي است كه در اين فضا كار حرفهاي انجام ميدهد و با توقيف آن، اين فرصت گرفته شد. فرصتي كه عملاً از مخاطبان ما هم دريغ شد. به هرحال شرق سعي ميكرد با مخاطبين خود ارتباطي صادقانه داشته باشد.
گمانههايي حاكي از آغاز به كار دوباره شرق زده ميشود؛ پيشبيني خود شما چيست؟
من هم گمان ميكنم شرق به زودي رفع توقيف ميشود. دلايل فراواني هم براي اين مسئله دارم. به نظر من آستانه تحمل مسئولان نظام ما بسيار بيشتر از اين حد است. برخي شايد بگويند حاكميت ديگر نميتوانست شرق را تحمل كند، اما به نظر من اين تحليل كاملاً اشتباه است. همچنين من هرگز قبول نميكنم كه توقيف شرق، تصميمي بوده است كه در سطح مسئولان بالا اتخاذ شده باشد. اين تصميم مربوط به لايههاي پايينتر بوده. از سوي ديگر پالسهايي كه از جناح اصولگرا شنيده ميشود، حاكي از اين است كه آنها هم خواهان رفع توقيف شرق هستند. از سوي ديگر خطمشي ما هم همواره اين بود كه در چارچوبهاي رسانهاي مصوب نظام جمهوري اسلامي حركت كنيم. از اين رو به نظرم همه به اين نتيجه رسيدهاند كه ما قصدي جز اين نداريم و نيز ميدانند در كاري در اين حجم امكان اشتباه وجود دارد.
شما توقيف شرق را تصميمي از سوي سطوح مياني مديران عنوان كرديد؛ به نظر شما اين سطح چه ارتباطي با دولت دارد؟
بالاخره شرق توسط هيات نظارت توقيف شد و نمايندگان دولت هم در آنجا بودهاند. اما اينكه اين توقيف توسط دولت و يا با هدايت فردي بوده است، من هرگز چنين ادعايي نميكنم. اصلاً هيچ كدي هم در اين رابطه ديده نميشود.
يعني شما فكر ميكنيد سرنوشتي مثل روزنامه ايران براي شرق رقم خواهد خورد؟
نه، وضعيت شرق متفاوت از ايران است. ايران اصولاً يك روزنامه دولتي بود. آنها ميتوانستند بحث داخلي هم با ايران داشته باشند اما با شرق نه.
آنها اعلام كردند كه ظرف يك ماه بايد مديرمسئول جديدي معرفي كنيد؟
در 19 مردادماه هيات نظارت مصوبهاي در همين مورد داشت كه در 21 مرداد انشاء و در 27 مرداد هم به من ابلاغ شد. گرچه اساساً چنين اختياري براي تغيير مديرمسئول به هيات نظارت داده نشده است. اما بهرغم اين مسئله من ضمن پذيرش نظر هيات نظارت براي معرفي مديرمسئول فرصت دوماههاي درخواست كردم. توجه داشته باشيد كه بر اساس ماده 14 قانون مطبوعات براي معرفي مديرمسئول جديد سه ماه فرصت تعيين شده، اما متاسفانه آنها قبول نكردند، بنابراين در همان فرصت يكماهه فردي را به عنوان مديرمسئول معرفي كردم.
شما پس از توقيف مديرمسئول جديد را معرفي كرديد؟
بله. اما اين توقيف قبل از پايان فرصت يكماهه صورت گرفت.
به جز اين مسئله آيا پالسهاي ديگري مبني بر اينكه معتدلتر عمل كنيد ارسال شده بود؟
از ابتدا تا به حال كساني موافق صددرصد با شرق نبودند. مثلاً كيهان هميشه شرق را نقد ميكرد.
آيا موردي نبود كه به عنوان مثال در مورد حضور فرد خاصي در روزنامه حساسيت داشته باشند؟
نه. هرگز به چنين مسئلهاي برخورد نكرديم.
الان چطور؟ چنين پيشبينياي نداريد؟
گمان نميكنم پيش بيايد.
در صورتي كه چنين مسئلهاي به وجود بيايد شما بناي كار را بر حفظ روزنامه ميگذاريد؟
بناي ما هميشه بر بقاي شرق بوده است. حتي در مورد تغيير مديرمسئول، هرچند كه مسالهاي غيرقانوني بود اما براي ما بقاي روزنامه مهمتر از هر چيز ديگري بود. در مورد افراد هم بايد بگويم شرق براي خودش مانيفست دارد؛ اگر افراد با اين مانيفست موافق باشند باقي خواهند ماند. از اين روز حفظ نيروها هم براي ما مهم است مگر اينكه از اين مانيفست فاصله بگيرند.
آيا بازگشايي دوباره شرق منوط به تغيير و يا تعديل مانيفست شرق است؟
ما معتقديم كه مشي شرق از ابتدا مشي معتدلي بوده و اين اعتدال را در طول سه سال گذشته به نمايش گذاشتهايم و همكاران ما هم در اين سه سال خودشان را با چارچوب سياستهاي شرق وفق دادهاند. همكاران ما سه سال با ما بودند و به گمان من هيچكسي مانع ادامه فعاليت شرق نيست. براي ما مهم مانيفست شرق است.
در چند روز اخير گفت و گوهايي را براي رفع توقيف شرق آغاز كردهايد؟
بالاخره، ما تلاش خودمان را در چارچوب قانون انجام ميدهيم.
آخرين خبر حاكي از اين است كه روزنامه از مهمترين اتهاماتش تبرئه شده است.
بله، شايد قويترين اتهام در مورد شرق مربوط به توهين به شخصيتهاي ملي بود كه قرار منع تعقيب صادر شد. خود قاضي هم به اين نتيجه رسيد كه ما نظر سوئي نداشتيم. به نظر من اكنون بسياري به اين نتيجه رسيدهاند كه شرق هيچوقت دنبال مسائل غيرقانوني نبوده.
در دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران نشستی در اعتراض به توقیف اخیر چند نشریه برگزار شد: مصاحبه با ماشاءلله شمس الواعظین
به نقل از "رادیو فردا"
دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران امروز سه شنبه محل برگزاری نشستی بود در اعتراض به توقیف اخیر روزنامه شرق و ماهنامه نامه و نشریات حافظ و خاطره. در این تجمع از جمله رجبعلی مزروعی رئیس این انجمن، احمد مسجدجامعی وزیر سابق ارشاد، علی انصاری راد رئیس کمیسیون شکایات مجلس ششم، سعید حجاریان نظریه پرداز جناح اصلاحگرا، محمدحسین ضیایی فر دبیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی و کامبیز نوروزی حقوقدان از جمله سخنرانان این تجمع اعتراضی بودند. ماشاء لله شمس الواعظین رئیس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در سه حوزه در این نشست بحث شد؛ هم حقوقدانان بودند، هم شخصیت های مطبوعاتی و البته سیاسی کشور, بخش قابل توجهی از سخنرانی های امروز به جنبه های بی قانونی تصمیمات اخیر هیات نظارت بر مطبوعات توجه می کرد. آقای شمس الواعظین می گوید: آقای مسجدجامعی به طور مستقیم گفتند حتی اگر فرض کنیم تخلفی صورت گیرد از سوی یک نشریه ما حق منهدم کردن یک نهاد مطبوعاتی را نداریم و مثال زد اگر وزارت ارشاد یک تخلفی کرد باید وزارت ارشاد را منهدم کرد یا وزیر را اخراج کرد.
منصور امان
به نقل از "ایران پرس نیوز"
وقتی حُجت الاسلام دُری نجف آبادی، داستان کل جمهوری اسلامی قتل اکبر مُحمدی و فیض مهدوی را با "حق بودن مرگ" توضیح می دهد، این گُفته را نه تنها یک هشدار بلکه، تهدیدی مُستقیم باید ارزیابی کرد.
آقای دُری نجف آبادی همان کسی است که از موضع وزیر اطلاعات "کابینه اصلاحات"، با استدلالهایی مُشابه، ماموران خود را برای سلاخی داریوش فروهر، بُریدن پستان پروانه اسکندری و طناب کُش کردن مُحمد مختاری و مُحمد جعفر پوینده، راهی کرد.
فاتالیسمی که آقای دادستان در توضیح مرگ آخرین قُربانیان دستگاه امنیتی – قضایی تبلیغ می کُند، نقش او در چرخه ی تبهکاری سازمان یافته دولتی را نیز به خوبی به تصویر کشیده است. صرف نظر از این که حُجت الاسلام دُری نجف آبادی در لحظه ردای کُدام پُست قضایی یا امنیتی را به دوش افکنده باشد، خود را عزراییلی می داند که می تواند به گونه انحصاری پیرامون "حق" یا ناحق بودن مرگ دیگران تصمیم بگیرد و آن را به اجرا بگُذارد. در این چارچوب فکری، قوانین و مُقرراتی که او بر حسب وظیفه شُغلی نمایندگی می کُند، ارزشی بیشتر از تزیینات سودمند یک بالماسکه ی دایمی در عالیترین رده های تصمیم گیری "نظام" نمی یابد.
بی پروایی خونسردانه آقای دُری نجف آبادی برای به تمسخُر گرفتن رویه های حقوقی زیر عنوان تعیین "حق" و جبری و بی اهمیت دانستن مرگ مُخالفان و دگراندیشان، از جمله ویژگیهایی است که او را به مقام یک آمر سابقه دار تبهکاری دولتی بر کشیده است.
او در جایگاه یک مسوول قضایی، با شانه بالا انداختن علنی در برابر قتل دو زندانی سیاسی، آمادگی خود و رووسایش برای ادامه دادن به این جنایات و پُشتیبانی از آن را مورد تاکید قرار داده است.
جايزه انجمن قلم سوئد برای ناصر زرافشان
به نقل از "بی بی سی"
انجمن قلم سوئد، ناصر زرافشان، نويسنده و وکيل ايرانی را به عنوان برنده بورس مطالعاتی سال ۲۰۰۶ خود، موسوم به "توخولسکی" معرفی کرده است.
اين جايزه هر سال به نويسنده يا ناشری اهدا می شود که به خاطر نوشته هايش مجازات شده، تهديد شده يا به زندان افتاده است.
آقای زرافشان در حال حاضر محکوميت پنج ساله خود را در زندان اوين تهران سپری می کند. وی در سال ۲۰۰۲ به جرم افشای اسرار دولتی به سه سال زندان، به دليل نگهداری سلاح به دو سال زندان و همچنين به خاطر وجود مشروبات الکلی در دفتر کارش به ۵۰ ضربه شلاق محکوم شده بود.
ايده اصلی اين بورس که به نام نويسنده آلمانی تبعيدی در دوران آلمان نازی، کورت توخولسکی، نامگذاری شده، فراهم کردن "فرصتی برای نوشتن و استراحت کردن در سوئد، پس از آسيب های روحی ناشی از زندان و مجازات" عنوان شده است.
اين جايزه، ۱۶ نوامبر در روز نويسندگان زندانی جهان که هر سال توسط واحدهای انجمن قلم در سراسر جهان برگزار میشود، طی مراسمی ويژه در استکهلم به ناصر زرافشان اهدا خواهد شد.
خانم ماريا موديگ، سخنگوی کميته نويسندگان زندانی در انجمن قلم سوئد می گويد اميدوار است ناصر زرافشان بتواند در اين مراسم حضور پيدا کند. آقای زرافشان عضو افتخاری انجمن قلم سوئد است.
در سال های گذشته فرج سرکوهی، نويسنده ايرانی مقيم آلمان به کسب اين جايزه نايل شده بود. تسليمه نسرين، نويسنده بنگلادشی، سلمان رشدی، نويسنده هندی الاصل مقيم بريتانيا، نورالدين فرح، رمان نويس سوماليايی و آدام زاگايوسکی، شاعر و نويسنده لهستانی، از ديگر برندگان پيشين بورس "توخولسکی" بوده اند.
قتل های زنجيره ای
آقای زرافشان وکيل بسياری از نويسندگان و دگرانديشان ايرانی بوده و پيش از دستگيری، وکالت خانواده های مقتولان قتل های معروف به زنجيره ای را بر عهده داشت.
وی در جريان برگزاری دادگاه متهمان قتل های زنجيره ای مصاحبه های گوناگونی با رسانه های داخل و خارج از ايران انجام داد و به انتشار اطلاعاتی در مورد دادگاه که پشت درهای بسته برگزار می شد پرداخت.
ناصر زرافشان در شماری از اين مصاحبه ها گفته بود که طبق مستندات موجود در پرونده متهمان، قتل مخالفان نظام جمهوری اسلامی بر مبنای فتواهايی صورت گرفته است که از سوی برخی چهره های رده بالای مذهبی ايران صادر شده است.
انجمن قلم سوئد از زمان دستگيری ناصر زرافشان از جمله نهادهايی پيگير پرونده او بوده و در اطلاعيههای مکرر نسبت به وضعيت او ابراز نگرانی کرده است.
جايزه "توخولسکی" به ياد کورت توخولسکی، نويسنده آلمانی که در اوايل دهه ۱۹۳۰ و در زمان هيتلر، به عنوان نويسنده ای تبعيدی در سوئد زندگی میکرد نامگذاری شده است. اين نويسنده در سال ۱۹۳۵ در حالی که در انتظار گرفتن اقامت در سوئد بود، بر اثر مصرف بيش از حد قرص خواب آور به کما رفت و درگذشت. پيکر او که تصور می شود خودکشی کرده، در استکهلم دفن شده است.
ايران در رتبه 106 سازمان بهداشت جهاني
مهرانگيز کار
به نقل از "روز آنلاین"
منابع "موثق" خبري از سوي دولت تعيين شده است. تصميم گرفته ام با آنکه خارج از کشور روزنامه نگاري و اظهار نظر مي کنم، به همين منابع مجاز خبري استناد نمايم. تجربه تازه اي است و متحمل است حتي با اين درجه از احتياط، پاسداران سانسور در ايران را خوش نيايد و در نهايت تصميم بگيرند فقط روزنامه کيهان را منبع خبري مجاز اعلام کنند!
خبرگزاري فارس [يکي از منابع مورد "موثق" دولت] به نقل از عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم شوراي اسلامي به شرح زير گزارش داده است: "ايران از نظر شاخص هاي سلامت در ميان کشورهاي جهان در رتبه 106 سازمان بهداشت جهاني قرار دارد که جايگاه مناسبي براي کشور نيست. در سال گذشته اين رتبه به ايران داده شده است. تا حدود 8 سال پيش رتبه ايران از نظر شاخص هاي سلامت در جهان در جايگاه 94 بود، ولي طي اين سال ها به علت ضعف مديريت و کم کاري متوليان بخش سلامت کشور، جايگاه ما نزول کرد. در مورد بسياري از شاخص ها مانند مرگ و مير کودکان زير يک سال و نوزادان و سوء تغذيه در ايران نيز شاخص هاي موجود وضعيت خوبي را نشان نمي دهد."
آنچه مسلم است جايگاه ما در تمام اموري که به تأمين رفاه و حقوق ملت ارتباط پيدا مي کند همواره درحال نزول بوده است. اين واقعيت را تمام منابع خبري مورد وثوق دولت به شکل هاي گوناگون انتشار مي دهند. بنابراين با محدود ساختن منابع خبري مجاز، واقعيت نزول در شاخص هاي بهداشتي، اخلاقي، اقتصادي، حمايتي و ... به سکوت برگزار نمي شود و حتي خبرگزاري فارس منبع خبري وفادار به دولت نمي تواند از کار نامه ناموجه مديران در گذرد. بنابراين آنچه ناموجه به نظر مي رسد، کارنامه مديريت مديران است، نه انواع ديگري از خبرگزاري ها.
البته در خبر فوق، عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم نگفته است که چرا چنين وضعيتي وجود دارد؟ و نگفته است چرا دولت ثروتمندي که شانس مي آورد و پياپي بر درآمد نفتي آن افزوده مي شود نمي تواند در امر بهداشت شهروندان از تنزل رتبه جلوگيري کند؟ ترقي رتبه پيشکش. چرا نمي تواند به مرگ و مير زنان باردار که خاص جوامع فقير است، و مرگ و مير کودکان زير يک سال و نوزدان و سوء تغذيه پايان دهد؟ کدام عامل در کار است و اين نابساماني ها محصول چيست؟.
مديران کشور دست خالي نبوده اند. هم پول داشته اند، هم نيروي انساني متخصص و کارساز. انبوه نيروي انساني متخصص و تحصيلکرده بر پايه آمارهاي جديد منتشره توسط منابع خبري مجاز به علت بيکاري مهاجرت مي کنند و مديران بدون عذاب وجدان شاهد اين فاجعه تاريخي شده اند. عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم افزوده است: "به علت ضعف مديريت و کم کاري متوليان بخش سلامت کشور، جايگاه ما نزول کرده است."
بدين ترتيب گاهي اظهارات مسوولين نزديک مي شود به بيان واقعيت ها از سوي مخالفان. با اين تفاوت که مخالفان زبان دراز شلاق مي خورند، زندان مي روند، شغل از دست مي دهند، آواره مي شوند. اما مديران ضعيف و بي کفايت قدر مي بينند و بر صدر مي نشينند. آيا اين شيوه تازه اي در امر سياستگذاري است که جمهوري اسلامي ايران مبتکر آن است؟
اين مديران ضعيف و ناکارآمد منصوب رهبران ديني – انقلابي هستند که در سال 1357 قول دادند ايران را گلستان کنند. قول دادند در برابر چپاول ثروت و درآمد ملي موانع لازم درست کرده و ايران را از دست "دزداني که نوکران آمريکا هستند" در آورند.
هر چه کارنامه مديران کشور را زير و رو مي کنيم، آن را انباشته از جهل و سوء مديريت مي يابيم، جز کارنامه برخي مديران که آنها نيز اغلب به لحاظ برخورد با بي عدالتي طرد شده اند. اين درجه از ضعف و بي کفايتي به شاخص هاي بهداشت محدود نمي شود. در شرايطي که پايگاه قدرت مديران، شبکه هاي تو در توي خويشاوندي يا فرمانبرداري از شبکه هاي فساد اقتصادي مرتبط با قدرت است و ترس از نظارت هم در کار نيست، حتي خبرگزاري هاي مجاز در کنار انعکاس گزافه گويي ها و لافزني ها، لاجرم از ضعف مديران نيز پرده بر مي دارند و سانسور حريف شان نمي شود.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
احمدی نژاد امروز قرار است در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کند. بسیاری از ناظران در انتظار اظهارات او در باره برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی هستند. اما از آنجا که احتمال می رود رئیس جمهور رژیم اسلامی دوباره توسط هاله نور احاطه شود، شماری نیز او را هنگام سخنرانی از این جهت زیر نظر دارند.
احمدی نژاد سال گذشته پس از سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل در بازگشت به قم در میان جمعی از عوامل رژیم اسلامی گفته بود "هنگام ورود به نيويورک تمام توجهات به سوی هيأت ايرانی بود و در زمان ورود ما خبرنگاران رسانهها به سران ديگر كشورها توجهي نميكردند و فقط به پوشش حوادث سفر ما ميپرداختند. يكي از همین افراد به من گفت كه وقتي براي سخنراني به مجمع عمومي وارد شديد مانند آن بود كه وارد حفاظی از نور شدهايد و من نيز اين را احساس كردم. من ديدم يک نوری آمد، تو را احاطه کرد و تو تا آخر در يک حصن و حصاری رفتی."
احمدی نژاد گفت "خودم هم هنگام سخنراني احساس كردم كه در حفاظی از نور قرار گرفته ام. همه حدود بيست وهفت هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند، اينکه می گويم مژه نزدند، غلو نمی کنم ها. اغراق نيست. من به چهره يک، يک سران توجه كردم و اين مساله در مورد همه آنها صادق بود. به نظر می رسيد دستی آنها را نگه داشته بود كه از جای خود جنب نخورند."
(کاریکاتور بالا از نيک آهنگ کوثر)

+
نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 6:51 قبل از ظهر  توسط آریا
|
به نقل از "خبرنامه گویا"
نیروهای امنیتی مقارن ظهر روز دوشنبه 27 شهریور ماه با ورود به دفتر مرکزی سازمان دانش اموختگان پس از بازرسی و تفتیش 4 ساعته این دفتر، تمامی اسناد ، مدارک تشکیلاتی ، آرشیو و کامپیوترهای موجود در دفتر سازمان را ضبط کردند.
عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان پس از جلسه اضطراری شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت در این ارتباط به ادوارنیوز گفت:
نیروهای امنیتی ظهر امروز با ارایه حکم قضایی وارد دفتر سازمان دانش آموختگان شدند و مدت 4 ساعت به تفتیش این محل پرداخته و نهایتا تمامی اسناد و آرشیو و کامپیوترهای موجود را توقیف کرده و با خود بردند.
مومنی با اشاره به اینکه این اقدام در آستانه یکصدمین روز بازداشت مهندس موسوی دبیر کل سازمان دانش آموختگان صورت گرفته است گفت: هنوز مسئله استمرار بازداشت غیرقانونی موسوی خوئینی در هاله ای از ابهام است و این گونه اقدامات نه تنها امنیت نهادهای مدنی و تشکلهای اصلاح طلب و مدافعان دموکراسی را با خطر مواجه می سازد بلکه این نگرانی را برای فعالین سیاسی و مدنی ایجاد می کند که در شرایط موجود فضایی برای فعالیت های مدنی و مسالمت آمیز وجود ندارد.
مومنی در ادامه با تاکید مجدد بر غیر قانونی بودن تداوم بازداشت موسوی خوئینی افزود: زمانی که دبیر کل یک حزب قانونی در بازداشت انفرادی است و استمرار بازداشت موقت وی هیچ توجیه قانونی ندارد ضبط اسناد و مدارک تشکیلاتی و سیاسی سازمان دانش آموختگان نشانگر عزم و اراده جدی نهادهای امنیتی جهت برخورد با این تشکل سیاسی است.
سخنگوی سازمان ادوار تحکیم چنین برخوردهایی را نشانگر رویه ای دانست که پس از یکدست شدن حاکمیت در راستای تخطئه کردن فعالیت های مدنی تشکلهای سیاسی صورت می گیرد.
مومنی ضمن هشدار نسبت به اتخاذ چنین رویه ای گفت: به نظر می رسد این گونه برخوردها حیات و امنیت فعالیت آزاد و مستقل را به مخاطره می اندازد از این رو ضمن اعتراض به ضبط اموال و اسناد سازمان دانش آموختگان و استمرار بازداشت دبیر کل سازمان از فعالین سیاسی و مدنی و مدافعان فعالیت آزاد و اصلاح طلبانه انتظار می رود در دفاع از آزادیهای سیاسی و حقوق تشکلها مسئولانه برخورد کنند و در مقابل از حاکمیت نیز انتظار پاسخگویی در قبال نقض حقوق و آزادیهای سیاسی می رود
عبدالله مومنی در پایان حق پیگیری حقوقی و قانونی و اعتراض نسبت به ضبط مدارک و اموال سازمان دانش آموختگان را حق قطعی و بدیهی سازمان ادوار تحکیم وحدت دانست.
توسط نيروهاي امنيتي صورت گرفت:
هجوم به دفتر ادوار تحکيم
نويد احمدي
به نقل از "روز آنلاین"
دفتر سازمان دانش آموختگان تحكيم وحدت [ادوار نحکيم وحدت] مورد بازرسي ناگهاني نيروهاي دادستاني قرار گرفت و در نهايت بخش اعظمي از اموال و وسايل اين سازمان ضبط شد.
بر اساس اين گزارش حدود ده نفراز نيروهاي امنيتي حدود ساعت يازده صبح روز دوشنبه 27 شهريور ماه [ديروز] بطور ناگهاني وارد دفتر سازمان دانش آموختگان تحكيم وحدت شدند وپس از بازرسي و تفتيش چهار ساعته دفتر مركزي سازمان، در نهايت تمامي اسناد، مدارک تشکيلاتي، آرشيو و کامپيوترهاي موجود را ضبط کردند و به مكان نامعلومي انتقال دادند.
اين گزارش مي افزايد نيروهايي كه خود را مسوول بازرسي دفتر مركزي سازمان ادوار تحكيم وحدت مي ناميدند، حكم بازرسي دفتر سازمان را به امضاي رئيس يکي از شعبات دادگستري به رياست "قاضي متين راسخ"در دست داشتند و همه لباس شخصي بودند.
پس از اين مساله سازمان ادوار جلسه اي اضطراري برگزار كرد و در پي آن عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان در اين ارتباط به خبرنگار روز گفت: "نيروهاي امنيتي كه ظهر امروزوارد دفتر سازمان شدند حكم قضايي داشتند و ارايه دادند و در پي آن نيز براي مدتي بيش از چهار ساعت به تفتيش محل سازمان پرداختند و نهايتا تمامي اسناد و آرشيو و کامپيوترهاي موجود را توقيف کردند و با خود بردند."
عبدالله مومني سپس در خصوص ارتباط اين مساله با پرونده مهندس موسوي خوئيني، دبيرکل اين سازمان گفت: "مهندس موسوي در آستانه يکصدمين روز بازداشت خود قرار دارد و در حالي كه هنوز مسئله استمرار بازداشت غيرقانوني موسوي خوئيني در هاله اي از ابهام است، اين گونه اقدامات نه تنها امنيت نهادهاي مدني و تشکلهاي اصلاح طلب و مدافعان دموکراسي را با خطر مواجه مي سازد بلکه اين نگراني را براي فعالين سياسي و مدني ايجاد مي کند که در شرايط موجود فضايي براي فعاليت هاي مدني و مسالمت آميز وجود ندارد."
سخنگوي سازمان ادوار تحكيم وحدت در ادامه با تاکيد مجدد بر غير قانوني بودن تداوم بازداشت موسوي خوئيني افزود: "زماني که دبير کل يک حزب قانوني در بازداشت انفرادي است و استمرار بازداشت موقت وي هيچ توجيه قانوني ندارد ضبط اسناد و مدارک تشکيلاتي و سياسي سازمان دانش آموختگان نشانگر عزم و اراده جدي نهادهاي امنيتي جهت برخورد با اين تشکل سياسي است و نوعي تهديد به حساب مي آيد."
ادوار نيوز نيز که خبر اين تهاجم را درج کرده، به نقل از عبدالله مومني نوشت وي سپس چنين برخوردهايي را نشانگر رويه اي دانست که پس از يکدست شدن حاکميت در راستاي تخطئه کردن فعاليت هاي مدني تشکلهاي سياسي صورت مي گيرد.
در ادامه گزارش ادوار نيوز و به نقل از مومني آمده است: "به نظر مي رسد اين گونه برخوردها حيات و امنيت فعاليت آزاد و مستقل را به مخاطره مي اندازد از اين رو ضمن اعتراض به ضبط اموال و اسناد سازمان دانش آموختگان و استمرار بازداشت دبير کل سازمان از فعالين سياسي و مدني و مدافعان فعاليت آزاد و اصلاح طلبانه انتظار مي رود در دفاع از آزاديهاي سياسي و حقوق تشکلها مسئولانه برخورد کنند و در مقابل از حاکميت نيز انتظار پاسخگويي در قبال نقض حقوق و آزاديهاي سياسي مي رود."
عبدالله مومني در پايان حق پيگيري حقوقي و قانوني و اعتراض نسبت به ضبط مدارک و اموال سازمان دانش آموختگان را حق قطعي و بديهي سازمان ادوار تحکيم وحدت دانست.
بر اساس ديگر گزارش ها افرادي كه اقدام به تفتيش دفتر سازمان وتوقيف اموال آن كردند از شعبه اي حكم بازرسي داشتند كه پرونده مهندس موسوي خوئيني ها، دبير كل سازمان ادوار تحكيم وحدت در همان شعبه در حال بررسي است.
اعضاي سازمان ادوار تحكيم، بازرسي از دفتر مركزي سازمان و توقيف اموال آن را در راستاي ايجاد فضاي رعب و وحشت در ميان فعالين سياسي و دانشجويان در آغاز سال تحصيلي و نيز واداشتن سياسيون به سكوت و همچنين جلوگيري از ادامه فعاليت سازمان ادوار تحكيم و كميته پي گيري بازداشت مهندس موسوي مي دانند.
دیدار با همسر بدون حضور بازجو در زندان بعد از 55 روز
مصاحبه با همسر احمد باطبی
به نقل از "رادیو فردا"
نزدیک به دو ماه از دستگیری مجدد احمد باطبی، دانشجوی زندانی میگذرد. باطبی که در جریان ناآرامیهای 18 تیرماه 1387 کوی دانشگاه دستگیر، به اعدام و بعد با تخفیف، به حبس ابد محکوم شد، در حالیکه در مرخصی استعلاجی به سر میبرد بیدلیل دو باره زندانی شد. سومیه بینات، همسر احمد باطبی که روز دوشنبه بعد از سه هفته موفق به ملاقات با وی شد، در مصاحبه با رادیو فردا میگوید بعد از 55 روز که از بازداشت احمد میگذرد، وی هنوز نتوانسته است با وکیل خود دیدار کند و این خلاف حقوق شهروندی است. خانم بینات میافزاید باطبی از نظر جسمی در شرایط ناگواری قرار دارد. دستگاه گوارشی او بیمار است و از ناحیه کلیه و کمر رنج میبرد، و درمان نمیشود. وی میافزاید شرایط باطبی در زندان به بازداشت موقت شبیه است نه زندانی، زیرا فاقد حقوق زندانیان است، علیرغم آنکه حکم زندان درازمدت برای وی صادر شده است.
اعتراض یک خانواده اردبیلی به مرگ دو زندانی سیاسی، با ضرب و شتم و بازداشت خاتمه یافت
مصاحبه با همسر فضائل عزیزان
به نقل از "رادیو فردا"
خبرگزاری ایلنا گزارش داد خلیل بهرامیان، وکیل بازماندگان اکبر محمدی اظهار امیدواری کرد بازپرس پرونده با توجه به معرفی شاهدان مرگ اکبر محمدی، نسبت به اخذ توضیح از این شهود اقدام کند و واقعیت فوت او مشخص شود. صبح دوشنبه یک خانواده ساکن اردبیل تصمیم گرفتند اعتراض خود را نشان دهند. فضائل عزیزان همراه با همسر خود در حالیکه پلاکاردی در دست داشت، در مقابل استانداری اردبیل خواهان توضیح مسئولان در باره علت مرگ این دو زندانی شدند. همسر فضائل عزیزان در مصاحبه با رادیو فردا میگوید از ساعت هشت با پلاکارد در جلوی استانداری حضور یافتند. ولی بعد از آنکه چند شعار دادند، ماموران انتظامی به ضرب و شتم آنها پرداختند و شوهرش را بازداشت کردند. وی میافتد در کلانتری کسی به او نمیگوید شوهرش کجاست. ولی چهار مامور منزل آنها را تفتیش کردند و هرچه میخواستند با خود بردند. وی می افزاید هر چند پیش بینی می کردند بازداشت خواهند شد، تصمیم گرفتند اعتراض خود را به مرگ زندانیان در زندان های جمهوری اسلامی اعلام کنند.
عدم ثبت نام دانشجویان
اعتراض عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
به نقل از "اخبار روز"
یک عضو دفتر تحکیم وحدت نسبت به جلوگیری از ثبت نام ده ها دانشجوی دانشگاه های مختلف برای سال تحصیلی جدید اعتراض کرد و اظهارات مقامات وزارت علوم در این مورد را کذب خواند.
علی نیکونسبتی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در واکنش به اظهارات رییس هیات مرکزی گزینش استاد و دانشجو مبنی بر اینکه از فعالان دانشجویی برای ممانعت از فعالیت سیاسی در دوران تحصیل تعهدی اخذ نشده، گفت: «مسوولان وزارت علوم در حالی این ادعا را مطرح میکنند که از بسیاری از فعالان دانشجویی شورای صنفی، نشریات دانشجویی و انجمنهای اسلامی ثبت نام نشده و ثبت نام آنها منوط به استعلام صلاحیت آنها از مراجع مختلف شده است. آیا در صورت اعلام اسامی این افراد، این مسوولان حاضر به استعفا و یا لااقل معذرتخواهی هستند؟»
عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: «متاسفانه در روزهای گذشته شاهد تناقض سخنان و عمل مسوولان وزارت علوم بودیم که مغایر با رفتار اسلامی و اخلاقی است. مسوول هیات مرکزی گزینش استاد و دانشجو، اخذ تعهد از فعالان دانشجویی پذیرفته شده در آزمون کارشناسی ارشد را تکذیب میکند؛ در حالی که در روزهای گذشته حتی نمایندگان مجلس هم به اینگونه برخوردها واکنش نشان دادند.»
نیکونسبتی ادعا کرد: «در روزهای گذشته برخی از فعالان دانشجویی شامل فعالان شوراهای صنفی، نشریات دانشجویی و اعضای انجمن اسلامی به هیات مرکزی گزینش وزارت علوم احضار شدند و از آنان تعهد گرفته شده است. وجه مشترک تمام آنها انتقاداتی بوده که به رفتار غیر قانونی مسوولان دانشگاه داشتهاند و عمل به این تعهد به این معناست که آنها در آینده هیچ گونه انتقادی را به مسوولان دانشگاهها و وزارتخانه مطرح نکنند؛ چراکه با کوچکترین آن میتوانند ادعا کنند که این خلاف آییننامه است.»
وی افزود: «مسوولان وزارت علوم پاسخ دهند کدام یک از دانشجویانی که برای اخذ تعهد فرا خوانده شدهاند سابقه کمیته انضباطی و یا حکمی از سوی این کمیته داشتهاند. بسیاری از آنها حتی سابقه صدور حکم از سوی کمیته انضباطی دانشگاه خود را هم ندارند. آیا مسوولان وزارت علوم این نوع رفتار را متناسب با شأن خود میدانند؟»
عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ادامه داد: «در روزهای گذشته معاونت فرهنگی وزارت علوم از بسترسازی برای فعالیتهای دانشجویی سخن میگفت؛ در حالی که بسیاری به کمیته انضباطی فرا خوانده شدند، هشت انجمن اسلامی تعطیل شده و برخی نشریات دانشجویی توقیف شدهاند؛ که بسیاری از این موارد خلاف آییننامه تشکلهای اسلامی بوده است، اما توضیحات مسوولان متخلف تا کنون اخذ نشده است.»
نیکونسبتی مدعی شد: «در روزهای گذشته دانشجویان زمانی که برای ثبت نام به دانشگاهها مراجعه کردند، با لیستهای ۱، ۲ و ٣ ستاره برای فعالان دانشجویی مواجه شدند؛ به طوری که به شخصی که سه ستاره داشته گفتهاند که حق ادامه تحصیل ندارید. مسوولان وزارت علوم پاسخ دهند که عدم ثبت نام فعالان دانشجویی به چه علت بوده است؟ اگر این اسامی اعلام شود حاضر به استعفا و معذرتخواهی هستند یا خیر؟ و اگر این برخوردها خلاف بوده باشد از آن دانشجویان ثبت نام به عمل خواهد آمد؟»
این درحالی است که رییس هیات مرکزی گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در همین زمینه به خبرنگار ایسنا گفته است: «هیچ تعهدی مبنی بر عدم انجام فعالیت سیاسی از دانشجویان پذیرفته شده آزمون کارشناسی ارشد دانشگاهها اخذ نشده است.»
مرتضی نوربخش در گفتوگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، با بیان اینکه اخذ تعهد از دانشجویان کارشناسی ارشد مبنی بر عدم فعالیت سیاسی به هیچ عنوان صحت ندارد، گفت: «فعالیت سیاسی برای دانشجوست و دانشجوی فعال در تشکلهای دانشجویی باید فعالیت سیاسی داشته باشد اما با این حال از برخی دانشجویان خواسته شده تا خارج از ضوابط، قوانین دانشگاه و شان دانشجو عمل نکنند و آنچه عمل میکنند باید مطابق با قوانین و ضوابط دانشگاه باشد.»
وی افزود: «همچنین از دانشجویانی که در دوره کارشناسی سابقه عدم رعایت قوانین آموزشی، پژوهشی و اخلاقی داشتهاند، تعهد گرفته شده تا در مقطع کارشناسی ارشد در چارچوب قوانین دانشگاه عمل کنند و چنانچه مطابق با قوانین دانشگاه عمل نکند، قبولی آنان کان لم یکن خواهد بود.»
نوربخش اظهار داشت: «امسال ۲۴ هزار دانشجوی کارشناسی ارشد در آزمون پذیرفتهشدند که از این تعداد تنها از حدود ۵۰ تا ۶۰ دانشجو تعهد اخذ شده است.»
تلاش براي ساکت کردن دانشگاه ها شدت گرفت
احکام حبس و شلاق براي دانشجويان
به نقل از "روز آنلاین"
روزهاي سخت دانشجويان پاياني ندارد و همچنان احضار، بازجويي، محروميت از تحصيل، بازداشت و بستن تشکل هاي دانشجويي ادامه دارد. در همين راستا، وضعيت ابوالفضل جهاندار و خيرالله درخشندي، دو فعال دانشجويي بازداشت شده روشن نيست. احضار پذيرفته شدگان در آزمون کارشناسي ارشد به کميته هاي انضباطي و کميسيون گزينش وزارت علوم هم به نقطه اوج خود رسيده است. در همين حال مجتبي بيات، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، به دو ترم محروميت از تحصيل، يک دانشجوي 20 ساله به نام بهمن افغان در اردبيل به 6 ماه حبس تعزيري و 3 ميليون ريال جزاي نقدي و 40 ضربه شلاق و حسين نوري يکي از فعالين دانشگاه اورميه به 8 ماه تعليقي به مدت 2 سال محکوم شدند. در اقدامي ديگر، کميته انضباطي دانشگاه علوم پزشکي همدان براي 11 دانشجوي اين دانشگاه احکام سنگين تعليق از تحصيل صادر کرد.
اين روزها نحوه تداوم فعاليت هاي دانشجويي، به يکي از مباحث مهم فعالان دانشجويي تبديل شده است و آنها تلاش مي كنند تا راهكار تازهاي براي ادامه فعاليتهاي خود بيايند. دولت جديد، دانشجويان را از حق قانوني شان محروم کرده و آنها ازامكان برگزاري جلسات و نشستهاي خود در دانشگاهها محروم هستند. فعالان دانشجويي در معرض فشارهاي قضائي و كميتههاي انضباطي قرار دارند. از طرف ديگر بازنشسته كردن اساتيد دانشگاه ها و سخنان رئيس جمهور و وزير علوم در مورد دانشگاهها و نهايتاً بازگشت گزينش هاي عقيدتي براي ورود به دانشگاهها و اخراج دانشجويان فعال نيز زنگ خطر بازگشت سياستهايي است که سازمان هاي دانشجويي از آن به عنوان "سياست هاي سركوبگرانه موسوم به انقلاب فرهنگي" كه معنايي جز پاكسازي دانشگاهها از غير خوديها ندارد، ياد مي کنند.
در همين راستا و طي چند روز گذشته بار ديگر تعدادي از دانشجويان احضار و يا محکوم شده اند. بهمن افغان و حسين نوري به دنبال اعتراضات گسترده در آذربايجان به حبس محکوم شدند و مجتبي بيات نيز به اتهام "رفتار خلاف شئون دانشجويي در محيط مقدس دانشگاه" با حكم بدوي كميته انضباطي به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شد.
مجتبي بيات، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، با بيان اينكه تعدادي از اعضاي سابق شوراي عمومي و شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشكده علوم اجتماعي و مديريت دانشگاه تهران نيز مشمول اين احكام سنگين شدهاند، به ايسنا گفته است: "به نظر ميرسد جرياني به دنبال در اختيار گرفتن فضاي دانشگاه به عنوان محلي تاثيرگذار بر افكار عمومي است. بعضي برخوردهاي كميتههاي انضباطي با برخي از فعالان دانشجويي نيز در همين راستا به نظر ميرسد."
يازده دانشجوي دانشگاه علوم پزشکي همدان نيز در حکم هاي مختلفي به يک تا دو ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند. مسوولين اين دانشگاه در کوتاهترين زمان ممکن احکام بدوي صادر شده را تاييد کرده و به مرحله اجرا گذاشته اند.
صدور اين احکام، در پي اعتراضات دانشجويان به بستن دفتر انجمن دانشجويان و انحلال اين تشکل دانشجويي در ارديبهشت ماه سال جاري صورت مي گيرد. روز جمعه 22 ارديبهشت، با دستور دکتر عبدالله فرهادي نسب رئيس دانشگاه علوم بزشکي همدان، اموال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي همدان مصادره و ورودي اين تشکل با نرده جوش زده شد و به همين دليل اعضاء و هواداران انجمن در تاريخ 24 ارديبهشت ماه، تجمع اعتراض آميزي را در اين دانشگاه و جلو دفتر انجمن اسلامي برگزار کردند.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي همدان تنها تشکلي نيست که در ماه هاي گذشته منحل شده است، بلکه تعداد قابل توجهي از تشکل هاي دانشجويي قبل و بعد از انحلال اين تشکل، به محاق توقيف رفته و براي هميشه در آنها بسته شده است.
از جمله تشکل هاي مهم دانشجويي مي توان به انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک تهران اشاره کرد که در خرداد ماه امسال بسته شد. البته تلاش هايي در اين دانشگاه در حال انجام است تا يک انجمن موازي با هماهنگي نهادهاي نظامي ـ امنيتي حاضر در دانشگاه راه اندازي شود تا تحت نام انجمن سابق فعاليت خود را از سر بگيرد؛ اما همين مسئله هم موجب اعتراض دانشجويان شده و دانشجويان بارها در اطلاعيه هايي ضمن دفاع از حق خود، از اقدام هاي موازي و مخفيانه پرده برداشته اند.
همچنين در 4 شهريور ماه انجمن دانشجويان دانشگاه اصفهان تعطيل و به فاصله چند روز دفتر انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سبزوار هم پلمپ شد. انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده اقتصاد دانشگاه سيستان و بلوچستان نيز از جمله انجمن هايي است که به حکم تعليق خود اعتراض کرده اما راه به جايي نبرده است.
پيشتر نيز، علي نکونسبتي يکي از اعضاي مرکزي دفتر تحکيم، از تعطيلي 8 انجمن دانشجويي در چند ماه اخير خبر داده بود.
از سويي سايت سازمان ادوار تحکيم نوشت: در طي روزهاي گذشته دستکم از ثبت نام 25 دانشجوي پذيرفته شده در دوره کارشناسي ارشد جلوگيري شده و از 50 نفر ديگر تعهد عدم هر گونه فعاليت غير درسي در دانشگاه اخذ شده است. اين در حالي است که صدور احکام کميته انضباطي براي تعداد زيادي از دانشجويان عضود دفتر تحکيم وحدت در دانشگاه هاي تهران و پلي تکنيک نشان از عزم جدي دولت براي انسداد فضاي سياسي دانشگاهها در آستانه آغاز سال تحصيلي دارد.
و اما به اعتقاد مجتبي بيات که خود به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شده، به نظر ميرسد عدهاي قصد دارند با توجه به مساله پرونده هستهيي و انتخابات شوراها و خبرگان نوعي تكصدايي را بر دانشگاه حاكم كنند. بيات، با بيان اينكه تهديد دانشگاه خطري است كه به جد احساس ميشود، گفت: " متاسفانه هر جا كه جريان مدني وجود دارد، عدهاي سعي ميكنند به آن تعرض كنند. نمونه ديگر آن توقيف روزنامه شرق، ماهنامه حافظ، خاطره و نامه است. روزنامه شرق زماني توقيف ميشود كه به يك قطب مدني تبديل شده، در شرايطي كه احزاب اثرگذار و نهادهاي مدني فعالي وجود ندارند و طيفهاي مختلف حول موضوعات مختلف در يك روزنامه گردهم ميآيند. اگر در سال 79 احزاب و گروههاي سياسي به مقابله جدي با توقيف فلهاي مطبوعات پرداخته بودند، امروز شاهد اينگونه برخوردها نبوديم."
انتقاد دوباره رييس آژانس بين المللى انرژى اتمى از ايران
به نقل از "دویچه وله"
امروز (دوشنبه) اجلاس عمومى آژانس بينالمللى انرژى اتمى در وين پايتخت اتريش آغاز به كار كرد. در اين اجلاس، در مورد مناقشهى اتمى با ايران نيز رايزنى شد. محمدالبرادعى رييس اين آژانس يكبار ديگر از ايران انتقاد به عمل آورد كه غنىسازى اورانيوم را طبق خواست شوراى امنيت متوقف نكرده است.
البرادعى اما همچنان ابراز اميدوارى كرد كه از طريق گفتگوهاى بيشتر با ايران و ساير كشورها، شرايطى براى مذاكرات فراهم آيد كه هدف يك راهحل كلى را دنبال مىكند. اين راهحل بايد ترديدهاى جامعهى بينالمللى را نسبت به خصلت صلحآميز برنامهى اتمى ايران از ميان بردارد و از طرف ديگر منافع اقتصادى و نيازهاى امنيتى ايران را نيز در نظر گيرد.
ايران تمايل چندانى به خواستههاى آژانس بينالمللى و شوراى امنيت نشان نمىدهد. رضا آقازاده فرستادهى ايران به اجلاس آژانس بينالمللى گفت كه كشورهاى صنعتى حق ندارند كشورهاى رشديابنده را از اين حق محروم سازند كه خود مواد سوخت اتمى توليد كنند. به گفتهى آقازاده براى خواست توقف غنىسازى اورانيوم از ايران، مبنايى قانونى وجود ندارد.
فرانك والتر اشتاينماير وزير خارجهى آلمان، روز دوشنبه در گفتگويى با روزنامهى آلمانى Handelsblatt گفت كه ايران نبايد در مناقشه بر سر برنامهى اتمى به شكاف در جامعهى جهانى اميد ببندد. وى افزود كه فقط در سال جارى دستكم پنج بار بيم آن رفته است كه اين وحدت درهمشكند و اين اتفاق نيفتاده است. بنابراين ايران نمىتواند و نبايد سياست خود را بر شكاف در جامعهى جهانى استوار كند.
اشتاينماير ايران را تهديد كرد كه در صورت عدم تمكين در مناقشهى اتمى، مداخلهى شوراى امنيت سازمان ملل ديگر هفتهها به درازا نخواهد كشيد. وزير خارجهى آلمان همزمان ابراز اميدوارى كرد كه مناقشه بتواند بدون دخالت شوراى امنيت فيصله يابد. به عقيدهى وى، تنها راه حل ديپلماسى است و اميد موفقيت پيش از دخالت شوراى امنيت بزرگتر است.
ژاك شيراك رييسجمهورى فرانسه، در اين زمينه لحن ملايمترى داشت. وى روز دوشنبه در يك مصاحبهى راديويى طرفدارى خود را از اين موضع اعلام كرد كه در مناقشهى اتمى با تهران، سازمان ملل براى وضعكردن تنبيهات دخالت داده نشود.
شيراك گفت كه اگر پنج كشور داراى حق وتو به اضافهى آلمان، از چنين گامى چشمپوشى كنند و ايران غنىسازى اورانيوم را متوقف سازد، راه براى مذاكرات باز مىشود. در حال حاضر، ايالات متحدهى آمريكا براى تنبيهات سريع تهران كه حاضر به توقف غنىسازى اورانيوم نيست، پافشارى مىكند.
از سوى ديگر زيپى ليونى وزير خارجهى اسراييل اعلام كرد كه براى جهان چندماه بيشتر فرصت باقى نمانده تا از تبديل شدن ايران به يك قدرت اتمى جلوگيرى كند.
وى روز يكشنبه در گفتگويى با فرستندهى آمريكايى «سى.ان.ان.» گفت كه لحظهى تعيين كننده روزى نيست كه ايران به بمب دستيابد، بلكه لحظهى تعيين كننده زمانى است كه ايران از عهدهى غنىسازى برآيد و به غنىسازى واقف شود.
وزيرخارجهى اسراييل افزود كه ايران تلاش مىكند در مناقشه بر سر برنامهى اتمى خود اينگونه وانمود سازد كه ديگر براى توقف دير شده است، اما دير نشده و هنوز چند ماه فرصت باقى است. به نظر ليونى جهان نبايد يك ايران اتمى را تحمل كند و اينك زمان تنبيهات فرارسيده است.
به موازات آن، هوگو چاوز رييسجمهورى ونزوئلا آمادگى كشور خود را براى وارد كردن فنآورى هستهاى از ايران اعلام كرد. وى روز يكشنبه در گفتگويى با برنامهى اسپانيايى زبان فرستندهى «سى.ان.ان.» آمريكا گفت كه در حال حاضر قراردادى در اين زمينه وجود ندارد، اما اين وضعيت تا يكسال ديگر مىتواند تغيير كند.
محمود احمدىنژاد كه براى يك ديدار دو روزه در ونزوئلا بسر مىبرد، شامگاه يكشنبه در نزديكى كاراكاس مورد استقبال همتاى ونزوئلايى خود قرار گرفت. چاوز و احمدىنژاد خيال دارند قراردادهاى گوناگونى ميان دو كشور منعقد كنند، اما به گفتهى رييسجمهورى ونزوئلا، قراردادى در زمينهى غنىسازى اورانيوم منعقد نخواهد گرديد.
احمدىنژاد پس از ورود خود به ونزوئلا اعلام كرد كه هر دو كشور مشتركا علاقمندند كه عليه سركردگى جهانى ايالات متحدهى آمريكا مبارزه كنند. احمدىنژاد چاوز را برادر خود خواند. هر دو دولتمرد، پيش از اين ديدار، در نشست سران كشورهاى غيرمتعهد در كوبا شركت كرده بودند. در اعلاميهى پايانى اين نشست از حق ايران براى داشتن يك برنامهى اتمى با اهداف صلح آميز دفاع شده بود.
در آستانه تشکیل مجمع عمومی و نشست آژانس بین المللی انرژی اتمی، جمهوری اسلامی موافقت با توقف موقت غنی سازی اورانیوم را تکذیب کرد
به نقل از "رادیو فردا
برنامه هسته ای ایران از موضوعات محوری نشست های آژانس بین المللی انرژی اتمی و مجمع عمومی سازمان ملل متحد است. ایران امروز دوشنبه این گزارش ها را که حاضر شده است حتی برای مدتی موقت غنی سازی اورانیوم را متوقف کند نادرست خواند. کشورهای غربی می خواهند جمهوری اسلامی پیش از شروع مذاکرات غنی سازی اورانیوم را متوقف کند اما حکومت ایران چنین پیش شرطی را نمی پذیرد. برای نخستین بار ژاک شیراک رئیس جمهوری فرانسه از توقف غنی سازی در حین مذاکرات و نه بعنوان پیش شرط مذاکرات خبر داد. قرار است شیراک در حاشیه نشست های مجمع عمومی با جرج بوش دیدار کند. آمریکا سرسختانه توقف غنی سازی را مقدمه هرنوع مذاکره می داند. روز سه شنبه قرار است رئیس جمهوری اسلامی و جرج بوش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کنند. محمد البرادعی در نشست امروز آژانس بین المللی انرژی اتمی گفت باید به راه حلی دست یابیم که هم نگرانی های جامعه جهانی را برطرف کند و هم به نگرانی های ایران توجه نشان دهد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
حکم اعدام کبری رحمانپور را متوقف کنید
تا اجرای حکم اعدام کبری رحمانپور، متهم پرونده قتلی که در سال 81 رخ داد، زمان زیادی باقی نمانده است و اینک زمان ، می رود تا پیکر زنی را بی جان سازد که سالها پیش فقر، تحقیر ، شکنجه و نابسامانی های روحی آن را بی جان کرده بود ...فقری شدید که او نه باعث آن بوده و نه خواهانش و تبعیضی که او را از جامعه ای که عضوی از آن است جدا می ساخته . زنی تن به ازدواج با مردی میدهد که 43 سال بزرگتر از اوست و آزارهای جنسی و جسمی مدام او را درآستانه بیست سالگی در هم می شکند و اینک این زن متهم پرونده ایست که حکم اعدام برآن حک شده است .
جامعه ای که تضادهای طبقاتی ، فقر، نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی درآن هر لحظه در تزاید است میبایست برای جرایمی که در چنین محیط نابسامان و آلوده به تبعیض رخ میدهد نیز چاره ای غیر از چوبه دار داشته باشد...
کبری 20 ساله در دفاع از جان خویش و جنون لحظه ای که بر او حادث می شود مادرشوهر خود را به قتل می رساند. پیش از این به دستور شخص رئیس قوه قضائیه کبری رحمانپور از پای طناب دار بازگردانده شد و امید به زندگی دوباره وی در نزد تمامی مدافعان حقوق بشر و افکار عمومی که با نگرانی پرونده ی او را دنبال میکنند؛ به وجود آمد. با این حال دستگاه قضایی این بار پس از تمام رایزنی ها مبنی برجلب رضایت فرزندان مقتول، و عدم موفقیت، به کبری رحمانپور یک ماه زمان داده است و از این مدت تنها چند روز باقی مانده است.
فارغ از ارتکاب به قتل از سوی کبری که در دفاع ازجان خویش بوده ، کبری خود نیز قربانی شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی است که در آن زندگی می کرده است در چنین شرایطی احکام صادره از سوی دادگاه لازم است بر پایه موشکافی های روانشناختی اجتماعی و خانوادگی صادر شود و از در خلاء بودن مبرا باشد.
ازآنجا که بارها مشاهده شده در چنین شرایطی حکم بر برائت متهم از سوی رئیس قوه قضائیه و یا مقام رهبری امری دور از واقع نبوده اما این بار با وجود حساسیت افکارعمومی بر روی این پرونده شاهد آنیم که مرگ در چند قدمی کبری است و وی از این قاعده مستثنی شده است .
اذهان عمومی جامعه و فعالان اجتماعی ، حقوق زنان و سازمان ها و نهادهای مرتبط با حقوق بشر رأی بر برائت کبری داده و حمایت خویش را در لغو حکم اعدام وی اعلام نموده اند و مجدانه انتظار می رود دستگاه قضایی که عدالت را شعارش و رضایت جامعه اصل بقایش می باشد، در لغو حکم صادره اهتمام ورزد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نیز ضمن پافشاری خود بر اجرای عدالت و رعایت موازین حقوق بشر در مورد جان تک تک انسانها و هموطنان ، حمایت خویش را بر لغو حکم ناعادلانه کبری رحمانپور اعلام کرده و خواستار لغو آن از سوی قوه قضایی است و امیدوار است این دستگاه، برخواست عمومی جامعه و رأی صادره از سوی مردم، خویش را ملزم نموده و در پرونده کبری رحمانپور تجدید نظر نماید.
جمهوريت، ارگان طيف هواداران كروبي در «شرق»؟
به نقل از "بازتاب"
در حالي كه يك هفته از توقيف روزنامه «شرق» از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات به دليل معرفي نكردن مديرمسئول ميگذرد، برخي اخبار از انتشار دوباره روزنامه جمهوريت توسط طيف هوادارن كروبي در «شرق» حكايت دارد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، عدم معرفي مديرمسئول «شرق» در مهلت يك ماهه از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات، در حالي صورت گرفته كه گفته ميشود علت اصلي آن، توافق نكردن دو طيف كارگزاران و هواداران كروبي در اين روزنامه بوده است.
محمد عطريانفر كه شاخصترين چهره طيف كارگزاران در روزنامه «شرق» است، عامل اصلي تأسيس و پشتيباني از اين روزنامه به شمار ميرود، اما در يك سال اخير با قدرت گرفتن طيف هواداران كروبي در روزنامه «شرق» كه محمد قوچاني، چهره اصلي آن است و نزديكي بين وي و خدابخش، نقش عطريانفر در اين روزنامه كاهش پيدا كرده و در حالي كه پيشبيني ميشد وي به عنوان مديرمسئول جديد روزنامه معرفي شود، اين اقدام انجام نشد.
پس از توقيف «شرق» كه بيشترين آسيب را متوجه عطريانفر كرد، طيف هواداران كروبي ميخواهند با انتشار روزنامهاي ديگر، از امكانات مالي و پتانسيل «شرق» استفاده كنند و در اين راستا، احتمال دارد «جمهوريت» كه پيش از اين، توسط عمادالدين باقي، پدر همسر قوچاني، منتشر ميشد، به اين منظور مورد استفاده قرار گيرد.
هرچند دو سال پيش، «جمهوريت» با توافق صاحبامتياز آن با يكي از نهادهاي نظارتي بدون آنكه توقيف شود، تعطيل شد، اما اينكه آغاز به كار آن با موافقت اين نهاد هست يا نه، تاكنون تأييد نشده است.
در اين حال، اخبار ديگري نيز از تلاشهاي عطريانفر براي رفع توقيف شرق حكايت دارد، معرفي عليزاده طباطبايي، چهره نزديك به عطريانفر در شوراي شهر اول تهران، به عنوان مديرمسئول جديد و شكايت از حكم هيأت نظارت بر مطبوعات به ديوان عدالت اداري، از جمله اين اقدامات است.
دادسراي كاركنان دولت نيز با صدور حكم تبرئه در دو پرونده جنجالي ستارخان و شكايت حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي، اين روند را تسريع كرده است.
+
نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 6:55 قبل از ظهر  توسط آریا
|
روزنامه نگاران، محور اهداف آمريکا
اسفنديار صفاري
وزير اطلاعات جمهوري اسلامي در تازه ترين اظهارات خود "جوانان، دانشجويان و روزنامه نگاران" را هدف اتهامات امنيتي صريح قرار داد. اين اول بار نيست كه دانشجويان و روزنامه نگاران عوامل دشمن معرفي مي شوند، اما هماهنگي و هم نظري روزنامه هاي وابسته به دولت كه ديروز با انتشار اخبار و تحليل هاي مشابه از "روزنامه نگاران، كارگران و دانشجويان" با همان کلماتي سخن گفتند که وزير اطلاعات، بخشي از ماجرايي است كه مي توان آن را "دنباله دار" خواند.
متهمان رديف اول
روزنامه هاي كيهان، رسالت، جام جم، رسالت، جمهوري اسلامي و ديگر رسانه هاي جناح راست روز يكشنبه تحليل جديد وزير اطلاعات را با عناويني چون "آمريكا براي رسيدن به اهداف خود روزنامه نگاران را محور قرار داده است" منتشر كردند. غلامحسين محسني اژه اي در اظهارات جديدش با اشاره به اينكه "جوانان، دانشجويان، و روزنامه نگاران" از نظر افكار عمومي قابل اعتماد و در جامعه تاثيرگذارند ادعا كرد كه "استكبار به سركردگي آمريكا براي حصول به اهداف و انعكاس برنامه هاي خود در ايران جوانان دانشجويان روزنامه نگاران و كساني كه قابل اعتماد بوده و در جامعه تاثيرگذار هستند را محور قرار داده است."
وزير اطلاعات درست در روزهايي دانشجويان و روزنامه نگاران را متهم به همكاري با "امريكا و استكبار" كرد كه هنوز از تعطيل نشرياتي مانند شرق، نامه و حافظ چيزي نگذشته، و قريب به اتفاق انجمنهاي اسلامي دانشجويان و ساير تشكل هاي دانشجويي نيز در چند ماه گذشته غيرقانوني اعلام شده، صدها دانشجو به كميته هاي انضباطي فراخوانده شده و ده ها دانشجو نيز بازداشت شده اند.
فهرست دشمن
در كنار اين گروه ها، وزير اطلاعات تشكلهاي غير دولتي را نيز بي نصيب نگذاشت و با اشاره به بودجه 75 ميليون دلاري امريكا براي حمايت از مخالفان جمهوري اسلامي گفت: "براساس اعلام مقامات رسمى آمريکا، تاسيس مراکز و تشکلهاى غيردولتى با عناوينى که در ايران خريداري دارد و شبيه مراکزى که قابل اعتبار و اعتماد است، تربيت نيروهايى با ادعاهاى اسلامى و وجهه اسلامى از اولويتهاى اين کشور است که بودجه اختصاص يافته براى مقابله در اين راستا است."
وزیر اطلاعات ارایه بورسهای مختلف برای دانشجویان، برگزاری آموزش و همایشهای مختلف در ایران و كشورهای همسایه برای خبرنگاران و دیگر قشرها را از دیگر روشها و برنامههای آنچه دشمنان نامیده خواند. وی گفت برخی افرادی كه در ماههای اخیر دستگیر شدهاند، می گویند که اصلا سیاسی نبودهایم و با روی آوردن به بورسیه و دعوت به همایشها و دریافت پول زیاد اكنون در مسیری قرار گرفتهایم كه آدم سیاسی در دست دیگران هستیم.
محسني علاوه بر اين "ايجاد اختلاف بين طبقات و طوايف مختلف كشور" را "از اقدامات جديد دشمن در راستاي ايجاد ناامني در كشور"معرفي كرد. محسني اژه اي همه بحران ها و درگيري هاي قومي پيش آمده در يك سال گذشته در مناطق جنوب شرقي و غرب كشور را توطئه دشمن ارزيابي و ادعا كرد كه: "با روي كار آمدن دولت نهم دشمن با حمايت كشورهاي بزرگ از يك سال گذشته فعاليت خود را تشديد كرد. در جنوب شرق و غرب كشور با ترور و انفجار ايجاد ناامني در كشور را آغاز و برخي از جريانات داخلي را تحريك كرد و اما با همكاري نيروهاي امنيتي نظامي و انتظامي همه توطئه ها مهار و جلوي عوامل خرابكارانه و اقدامات ضد بشري گرفته شد."
تكرار نسبت دادن ناآرامي هاي مناطق مختلف كشور به دشمنان خارجي در حالي صورت مي گيرد كه مقام هاي دولتي و انتظامي ديگر نيز بارها از در دست داشتن مدارك غيرقابل انكار در اين زمينه سخن گفته، اما تا به امروز از انتشار مدارك مورد نظر پرهيز كرده اند.
در عين حال در سخنان اژه اي، مورد تازه اي نيز به چشم مي خورد چرا كه اين اولين بار است که وزير اطلاعات جمهوري اسلامي از "تربيت نيروهايي با ادعاهاي اسلامي و وجهه اسلامي" به عنوان "اولويت دشمنان نظام" سخن مي گويد. محسني اژه اي علاوه بر اين، تفاوت"برنامه ها و روش هاي رسيدن به هدف از سوي دشمنان" را "چشمگير" ارزيابي كرد و از همه "دستگاه هاي امنيتي نظامي و انتظامي" خواست تا "شناخت برنامه هاي روز دشمن" را در برنامه خود قرار دهند. وزير اطلاعات خطاب به نهادهاي امنيتي كشور تاكيد كرد كه: "شيوه هاي سنتي و تجارب گذشته پاسخگوي مقابله با توطئه هاي دشمنان نيست" و "دستگاه هاي متولي امنيت بايد با شناسايي برنامه هاي دشمنان راه هاي جديد مقابله را اتخاذ كنند." وزير اطلاعات در عين حال از اين مراكز امنيتي و اطلاعاتي خواست تا "مردم را از توطئه هاي پشت پرده و نقشه هاي نامرئي دشمن آگاه كنند." اين در حالي است كه به گفته محسني اژه اي "ايران اسلامي از جهات مختلف سرآمد و قدرت اول دنيا و منطقه محسوب مي شود."
سياست ورزي تعطيل
در اين ميان علي دارابي عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران كه اصلي ترين گروه حامي دولت است با انتشار يادداشتي در روزنامه جام جم ماههاي پيش رو را به خاطر "تحولاتي که در آستانه شکل گيري است" ماههاي با اهميتي معرفي كرده است. اين عضو جمعيت ايثارگران با اشاره به اينكه" از يك سو پرونده ايران درخصوص مساله انرژي هسته اي در شوراي امنيت همچنان مفتوح است از سوي ديگر دو انتخابات مهم و سرنوشت ساز خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا نيز در پيش است" با انتساب همه مشكلات جامعه به بيگانگان ادعا كرد كه: "بيگانگان به دنبال آن هستند که ميان مردم و حاکميت بخصوص مسئوولان شکاف بيندازند، اعتماد ملي را زير سئوال ببرند، از موفقيت هاي خيره کننده ايران در عرصه بين المللي خبري بازتاب ندهند و برخي مشکلات کوچک را برجسته کنند."
به نوشته دارابي بيگانگان بر آن هستند كه "کشورهاي جهان بخصوص مسلمانان و کشورهاي همسايه را با کابوس ترس از ايران همراه و به دروغ پيشرفت هاي ايران را تهديدي براي صلح جهاني معرفي کنند." جالب آنكه عضو جمعيت ايثارگران "هدف بين المللي بيگانگان" را به اعتراضات داخلي مربوط مي داند و بر همين اساس تقريبا "همه مشكلات داخلي" را "بخشي از توطئه دشمنان خارجي"معرفي مي كند.
"دامن زدن به مساله قوميت ها با هدف آسيب رساندن به وحدت ملي"، "برجسته سازي برخي اعتراض هاي صنفي بخصوص در حوزه کارگري"، "ارائه تصويري مخدوش از دولت در حل مشکلات"، "فعال کردن برخي تشکلهاي مساله دار زنان و طرح مباحث فمينيستي بخصوص از طريق فيلم و کتاب"، "تلاش براي ايجاد درگيري و تشنج ميان دانشجويان"، "ارائه تصويري تيره و تار از آينده با هدف نااميد کردن و مايوس نمودن مردم بخصوص جوانان"، "ارائه چهره اي نادرست از جريان اصولگرايي که هم اکنون دولت و مجلس را با راي مردم در اختيار دارند"، و "تحريم انتخابات" به ادعاي علي دارابي محورهايي هستند كه "بيگانگان در ماههاي آينده بر آن تمركز خواهند كرد."
عضو شوراي مركزي ايثارگران در ادامه به روزنامه نگاران و رسانه ها پرداخته و ادعا كرده كه: "بيگانگان برآنند که با بسيج رسانه هاي دراختيار به بهانه اينکه انتخابات در ايران آزاد، عادلانه، رقابتي و سالم نيست، از مردم بخواهند انتخابات شركت نكنند." نويسنده روزنامه جام جم براي تعيين مصداق بيگانگان حاضر در كشور نوشته: "اين خط فکري را برخي احزاب و اشخاصي که به دنبال خروج از حاکميت بودند هم اکنون بر سر زبان ها انداخته اند."
به ادعاي اين عضو جناح راست بيگانگان نقشه هاي ديگري نيز در سر دارند و بر آنند تا «در گام بعد اگر تحريم موثر نيفتد مشارکت محدود و مشروط را دامن بزنند و در گام بعدي "کانديداتراشي و جلب راي به نفع جريان سياسي خاص" را به زعم خود در دستور کار قرار دهند و بالاخره اگر همه اين ترفندها جواب نداد و مردم به افرادي غير از گزينه هاي آنان راي دادند "سلامت انتخابات و گزينش مردم" را زيرسئوال ببرند.»
تعارف نداريم
حجت الاسلام احمد سالك با تاكيد بر اينكه "مشروعيت رهبري در اسلام از خداوند است و بزرگترين سند آن واقعه غدير است"، در تحليل اوضاع سياسي و انتخابات خبرگان ادعا كرد كه "كميته پنج نفره اي براي نفوذ دادن افراد خاص به خبرگان و درنهايت به انحراف كشيدن آن و فروپاشي نظام اسلامي" مشغول فعاليت است. سالك كه در گذشته نماينده رهبر در مجلس اعلاي انقلاي اسلامي عراق و سپاه بدر بود در بخش ديگري از سخنان خود، "فساد فكري و اعتقادي را مهمترين فساد دانست" و اعضاي تشكل دانشجويي تحكيم وحدت را به چنين نوعي از فساد متهم كرد و گفت: "وجود اين فساد در برخي بچه هاي دفتر تحكيم موجب شد رسما به آمريكا سفر كرده و از آدم هاي فاسد صهيونيسم درخواست كمك كنند."
پشت همه اين اتهام ها و تحليل ها نگراني عميق سران جناح راست از ناكارآمدي نيروهاي خودي پنهان است، نگراني كه روزنامه كيهان و نماينده رهبر در اطلاعات سپاه آن را مخفي نمي كنند: "گروه هايي كه در گذشته نقش عامل برانداز را بازي كرده اند هم اينك چشم به نفوذ به شوراها دوخته اند و به نتيجه رسيده اند كه بايد از پايين و شوراها نفوذ خود را گسترش دهند."
ظاهرا تداوم بقا در قدرت، به هر قيمتي، برنامه اصلي تندروان حاکم است. و در اين ميان، قرباني شدن دانشجويان، روزنامه نگاران و هر كسي كه به گفته وزير اطلاعات در نزد مردم "احترام و اعتباري" دارد اجتناب ناپذير است.
ابراز تاسف شدید انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از توقیف شرق، نامه، حافظ و خاطره
به نقل از "خبرگزاری آریا"
انجمن صنفى روزنامهنگاران ايران در خصوص توقيف روزنامهى شرق و ماهنامههاى نامه، حافظ و خاطره با صدور بیانه ای، ابراز همدلی خود را با این نشریات توقیف شده اعلام نمود.
به گزارش سرویس رسانه آریا، در بیانیه این انجمن آمده است:
هفته گذشته مجددا توقيف دامنگير چهار نشريه شد و صدها تن از همكاران مطبوعاتى ما از حق اشتغال خود محروم شدند، متأسفانه ناامنى شغلى در صنف روزنامهنگاران اين كشور طى سالهاى گذشته از وضع هشداردهنده نيز عبور كرده و نه تنها دامنگير روزنامههاى مستقل، بلكه نشريات دولتى هم شده است، مشكل روزنامهنگاران و مطبوعات ما بيش از آن كه يك نظام حقوقى محدودنگر باشد، برخوردهاى سليقهاى و غلبه تفاسير سياسى بر راهكارهاى روشن حقوقى است، به طورى كه چشمانداز اشتغال در اين صنف را مبهم و مكدر مىسازد.
پرسش اساسى كه دولت محترم بايد پاسخ دهد اين است كه حد و مرزهاى روزنامهنگارى مستقل و آزاد و در نتيجه معنايافتن جريان آزاد اطلاعات و تحقق رسالتهاى مطبوعاتى و روزنامهنگارى از نظر مسوولان كجاست؟
متأسفانه به نظر مىرسد روندى كه در گذشته از سوى دستگاه قضايى دنبال مىشد، اينك در احكام هيأت نظارت تجلى دارد» ابراز عقيده شده كه اين احكام از نظر قاطبه حقوقدانان با روح قانون اساسى و حتى احكام عادى فاصله زيادى دارد، و متأسفانه در وضعيت كنونى «حكم توقيف» يك نشريه، به منزله شديدترين حكم، به قدرى آسان صادر مىشود كه شائبه غلبه نگاه سياسى بر نگاههاى حقوقى و قانونى را تشديد مىكند.
در مورد توقيف اخير مطبوعات بايد گفت كه به طور كلى اجراى اختيارات مندرج در تبصره ماده 12 قانون مطبوعات كه مورد استناد هيأت نظارت بر مطبوعات قرار گرفته است، بايد مقيد به شرايط و اصول حقوقى باشد، چنانچه هيأت نظارت بر مطبوعات، بدون رعايت اصول اوليهاى از قبيل ابلاغ موارد تخلف به نشريه و ايجاد امكان پاسخ و دفاع صرفا براساس نظر و برداشت شخصى اعضاى هيأت نظارت اقدام به توقيف كند، اصل 168 قانون مطبوعات به طور كامل تعطيل و در نتيجه امنيت حرفهاى مطبوعات و روزنامهنگاران عميقا مخدوش مىشود.
انجمن صنفى روزنامهنگاران ايران در ادامه با ابراز همدردى با همكاران نشريات توقيفشده، از احكام اخير هيأت نظارت بر مطبوعات مبنى بر توقيف نشريات شديدا ابراز تأسف كرده و آنها را در تضاد با اصول استقلال حرفهاى و امنيت شغلى همكارانش دانسته، همچنين بر لغو توقيف آنها و تجديد نظر در رويه فعلى كه آن را غيرموجه خوانده تاكيد كرده است.
اين انجمن در پايان تصريح كرده است كه به مسوولان مربوط درباره آنچه تفاسير مضيق و يا سليقهاى از قوانين موضوعه خوانده تذكر مىدهد و اميدوار است روندى كه غيراصولى ناميده، هر چه سريعتر متوقف شود.
روزنامه «شرق» در آستانه رفع توقیف
به نقل از "انتخاب"
خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، گزارش داد: روزنامه «شرق» از اتهام «قومیت ها» و «توهین به ستارخان» تبرئه شد.
بنابراین گزارش، مهدی رحمانیان مدیر مسول «شرق» پس از احضار به دادگاه در مورد مطلب منتشره درباره ی «قومیت ها» و «ستارخان»، توضیحاتی ارائه داد که این توضیحات از سوی دادگاه بررسی شده و روزنامه «شرق» از اتهام در مورد «ستارخان» تبرئه شد.
همچنین پس از برگزاری این جلسه دادگاه، قرار منع تعقيب براي مديرمسوول روزنامه توقيف شده «شرق» صادر شده است.
خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» می افزاید: با توجه به این که اتهام توهین به ستارخان یکی از مهمترین دلایل توقیف روزنامه شرق بوده، پیش بینی می شود مسئولان این روزنامه در صورت جلب رضایت مدعی العموم در مورد چاپ کاریکتور توهین آمیز، طی 15 روز آینده رفع توقیف و فعالیت خود را از سر بگیرد.
دانشجويان فعال کشور "ستاره گذاري" شدند
پيشنهاد ستاد پيگيري برخورد با دانشجويان
به نقل از "روز آنلاین"
موج اخير احضارها و محکوم کردن دانشجويان، صدور احکام شديد انضباطي، فشار هاي غيرقانوني بر خانواده ها، برخوردهاي سليقه اي با تشکلهاي دانشجويي و تعليق و تعطيلي دفاتر انجمن اسلامي و همچنين برخورد گزينشي با دانشجوياني که در مقطع تحصيلات تکميلي پذيرفته شده اند، محافل دانشجويي و سياسي را به اين جمع بندي رسانده که طريق وزارت علوم، در صدد حذف دانشجويان فعال در دانشگاه هاي مختلف است.
نتيجه بسترسازي فرهنگي
"در روزهاي گذشته از ثبت نام بسياري از دانشجوياني که در مقطع فوق ليسانس پذيرفته شده اند جلوگيري به عمل آمده است. وجه مشترک همه اين دانشجويان فعاليت هاي دانشجويي آنهاست."
علي نيکو نسبتي، عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در گفت و گو با روز ضمن بيان مطالب فوق گفت: "بر خلاف ادعاي مسئوولان وزارت علوم، اين اقدام آنها کاملا غيرقانوني است، زيرا اين دانشجويان هيچ گونه محکوميتي ندارند و از صلاحيت عمومي برخوردار هستند."
وي افزود: "در ميان انفعال اصلاح طلبان و سکوت احزاب سياسي، دانشگاه و جنبش دانشجويي تنها جرياني است که به انتقاد از سياستهاي موجود در کشور مي پردازد؛ لذا اين برخوردها نشانگر آن است که دولت در صدد ايجاد فضايي تک صدايي است و در واقع مي خواهد با تمسک به اين گونه فشارها و برخوردها، آخرين منتقدان خود را نيز از صحنه حذف کند."
عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت با بيان اينکه ليستي از دانشجويان فعال سياسي به دانشگاه هاي مختلف ارسال شده است، تصريح کرد: "در اين ليست دانشجويان با يک تا سه ستاره مشخص شده اند. بر اساس شنيده ها افراد سه ستاره به طور قطع از دانشگاه اخراج خواهند شد. دانشجوياني که در مقابل نام خود دو ستاره دارند، بايد در انتظار نتيجه استعلام از وزارت اطلاعات باشند. براي ثبت نام دانشجويان يک ستاره اي هم از حراست وزارت علوم و سازمان سنجش آموزش کشور استعلام خواهد شد."
وي همچنين در گفت و گو با ايلنا با اشاره به تعطيلي هشت انجمن اسلامي، قريب به 200 برخورد با دانشجويان و فعالان دانشجويي و اخراج و عدم ثبت نام پذيرفتهشدگان كارشناسي ارشد، گفت: "آيا همه اين اقدامات در جهت بسترسازي براي فعاليتهاي دانشجويي است؟ مسئوولان وزارت علوم بايد مشخص كنند منظور آنها از فعاليت دانشجويي چيست؟ آيا آنها تنها فعاليت تشكلهاي همسو با دولت را فعاليت دانشجويي ميدانند؟ چرا مسئوولان وزارت علوم اظهاراتي مطرح ميكنند كه خود به آن پايبند نيستند، در حالي که پايبندي به حرف، خود جزو اصول اوليه اخلاقي و اسلامي است."
وي افزود: "حتي كار به جايي رسيده كه رييس دانشگاه تهران از يك دانشجو به دادگاه شكايت كرده است كه هر چند دادگاه اين شكايت را وارد ندانست، اما اين اقدامات نشاندهنده بيصبري و كمتحملي مسئوولان است."
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت خاطر نشان كرد: "مسووولان وزارت علوم به اين سئوال پاسخ دهند كه آيا عدم ثبت نام دانشجويان در دانشگاه جز براي ايجاد رعب و وحشت و جلوگيري از انتقاد از دولت است؟"
هزينه و فايده
مهدي اميني زاده عضو سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت، که اولين دانشجويي بود که سال گذشته از ادامه تحصيل وي در مقطع کارشناسي ارشد جلوگيري به عمل آمد نيز، در گفت و گو با روز به چگونگي جلوگيري از ادامه تحصيل خود اشاره مي کند: "سال گذشته در آزمون سراسري دانشگاه ها در مقطع کارشناسي ارشد شرکت کردم و در رشته علوم سياسي دانشگاه مفيد قم پذيرفته شدم. در موعد مقرر براي ثبت نام به دانشگاه مراجعه و بدون هيچ گونه مشکلي ثبت نام کردم؛ اما روز نخستين شروع کلاسها توسط اداره آموزش فراخوانده شدم و نامه اي از سوي هيات گزينش استاد و دانشجو - مستقر در سازمان سنجش ـ به من داده شد. در اين نامه نوشته شده بود حق ادامه تحصيل ندارم. وقتي براي پيگيري موضوع به اين هيات مراجعه کردم، آنها با استناد به نامه اي از سوي بخش بررسي صلاحيت هاي عمومي وزارت اطلاعات، به دليل ارتباط با «گروهک هاي غير قانوني»، من را فاقد صلاحيت براي ادامه تحصيل دانستند."
اميني زاده همچنين افزود: "از آن زمان تاکنون براي پيگيري موضوع به تمام مراجع ذي صلاح شکايت برده ام اما با گذشت دو ترم هيچ پاسخي نگرفته ام."
عضو سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت با اشاره به پيگيري اين مشکل از سوي يکي از فعالين اصلاح طلب، خاطر نشان کرد: "بعد از پيگيري هاي بسياري که انجام شد از طريق اين دوست به بنده گفته شد تحليل حاکميت براي اين گونه برخوردها با دانشجويان فعال سياسي اين است که آنها براي اين گونه اعمال فشارها هزينه - فايده مي کنند. آنها صراحتا گفته اند اگر اين دانشجويان در همين مرحله حذف نشوند و بتوانند به مقاطع فوق ليسانس و دکترا برسند، هزينه برخورد و حذف آنها به مراتب بيشتر خواهد شد، لذا در همين مقطع اقدام به برخورد گزينشي با دانشجويان مي کنند."
اميني زاده همچنين با اشاره به پاسخ الهام، سخنگوي دولت در جواب پرسش يکي از خبرنگاران که از او در خصوص چرايي برخورد با دانشجويان و جلوگيري از ادامه تحصيل در دانشگاه پرسيده بود، گفت: "آقاي الهام در آن جلسه گفتند دولت هنوز اين قدر حقير نشده است که به چنين اعمالي دست بزند و دانشجويي را از ادامه تحصيل بازدارد. ولي الان مي بينيم که دولت کوچک تر از آن است که فکرش را مي کرد. در حال حاضر از ادامه تحصيل دانشجويي جلوگيري شده است که تنها به انتشار يک نشريه صنفي در دانشگاه مي پرداخته و به هيچ وجه فعاليت سياسي نداشته است. سخنگوي دولت در حالي به بيان اين اظهارات پرداخته بود که در حال حاضر آمارهاي اوليه از ممانعت و جلوگيري از ثبت نام بيش از 100 دانشجوي فعال حکايت مي کند."
عضو سازمان ادوار تحکيم وحدت، ادامه تحصيل آزادانه را از ابتدائي ترين و مسلم ترين حقوق انسان ها دانست و گفت: "تصور نمي کنم در هيچ نقطه اي از دنيا با چنين پديده اي روبه رو باشيم که حکومت از ادامه تحصيل دانشجويان جلوگيري نمايد. اين موضوع در واقع «انقلاب فرهنگي» دوم است. همان طور که در اولين انقلاب فرهنگي بسياري از اساتيد و دانشجويان دگر انديش را از دانشگاه اخراج کردند، اکنون نيز به همان کار مي پردازند."
وي در پايان تصريح کرد "دانشجويان در طول اين سالها در حد توان خود به حمايت از جريانهاي اصلاح طلبانه پرداخته اند و در برابر تعطيلي مطبوعات و برخورد با اساتيد و بازداشت اصلاح طلبان از خود واکنش نشان داده اند؛ و در اين شرايط مي بايست تمامي نيروهاي اصلاح طلب و نهادهاي حقوق بشر نسبت به اين برخوردها واکنش نشان دهند و دولت را مجبور کنند به خواسته آنها تمکين کند."
سکوت رسانه اي
نکته جالب توجه در اين ميان آن است که با وجود شدت برخوردها و اعمال فشار به دانشجويان، به دليل فضاي سنگين حاکم بر جامعه رسانه اي کشور، خبرگزاري ها و رسانه ها و مطبوعات اصلاح طلبي که هنوز باقي مانده اند، شهامت پرداختن به موضوع و انعکاس آن را ندارند. مسئوولان وزارت علوم و دانشگاه ها نيز با سوء استفاده از اين موضوع دانشجويان را تهديد کرده اند که در صورت فاش شدن نام آنان، براي هميشه از ادامه تحصيل آنان جلوگيري خواهد شد.
در روزهاي اخير تنها خبرگزاري ايلنا، گفت و گويي کوتاه و مختصر با يکي از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت را بر روي خروجي خود فرستاد و روزنامه کارگزاران نيز در گوشه اي از صفحه سياست خود به اين خبر پرداخت.
همچنين در ميان سکوت احزاب و گروه هاي سياسي، اعظم طالقاني در قسمتي از سخنان خود در مراسم سالگرد درگذشت آيت االه طالقاني در حسينيه ارشاد به موضوع جلوگيري از ثبت نام دانشجويان اشاره و آن را محکوم کرد.
نقض اعلاميه جهاني حقوق بشر
کانون مدافعان حقوق بشر نيز در بيانيهاي نسبت به ممانعت از ادامه تحصيل برخي فعالان دانشجويي انتقاد کرد. در بخشي از اين بيانيه آمده است: "همزمان با آغاز سال تحصيلي جديد اخبار نگرانكنندهاي از ايجاد مانع جهت ادامه تحصيل فعالان دانشجويي به گوش ميرسد. تعداد قابل توجهي از دانشجويان مزبور كه از عهده آزمون علمي كارشناسي ارشد برآمدهاند، قادر به ثبت نام در دانشكدههاي مربوطه نگرديدهاند. فارغ از اهدافي كه در وراي اين اقدام نهفته است و اينكه اين وضعيت تا چه حد ميتواند با هزينهدار نمودن فعاليت سياسي، دانشجويان را از تلاش جهت گسترش حقوق فردي و آزاديهاي عمومي و دستيابي به حقوق انساني خود بازدارد؛ محروميت از حق آموزش و پرورش نقض بارز ماده 126 اعلاميه جهاني حقوق بشر است و اين وضعيت ميتواند كارنامه حقوق بشر كشورمان را در شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد با افزودن به نكات منفي مفتوح نمايد."
اين بيانيه ميافزايد: "از سوي ديگر اصل 30 قانون اساسي نيز آموزش و پرورش را در زمره حقوق ملت برشمرده است. بر اين اساس كانون مدافعان حقوق بشر توجه مباشرين اين اقدام را به آثار وخيم عمل خود معطوف نموده، پرهيز از اين اقدام غيرقانوني را متذكر ميشود. كانون مدافعان حقوق بشر اميد دارد كه مسوولين امر با عمل خود نگرانيهاي ايجادشده را از بين ببرند."
سخت تر از زندان
احمد شيرزاد نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي نيز در اين زمينه به خبرنگار روز گفت: "اين روزها اخبار جسته و گريخته اي مي رسد مبني بر اينکه دانشجويان فعالي که به مقطع فوق ليسانس يا دکترا رسيده اند در تور گزينشهاي سليقه اي و سياسي اقتدارگرايان گير افتاده اند. همچنين خبرهاي متعددي رسيده است مبني بر احضار بخشي از قبول شدگان آزمون کارشناسي ارشد به سازمان سنجش و عملا بازجويي و تحت فشار قرار دادن آنها . در رژيم گذشته دانشجو بابت فعاليت سياسي ممکن بود هزينه هاي کلاني بپردازد، ولي در آن زمان هيچگاه دستگاه آموزش عالي کشور خود را آلوده به اين فشارها نمي کرد و از ادامه تحصيل به عنوان بخشي از ابزار سرکوب دانشجو استفاده نمي شد. دانشجو اگر زنداني هم مي شد، حداقل مي دانست که بعد از آزادي از زندان مي تواند به ادامه تحصيل بپردازد."
رئيس سابق کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در ادامه افزود: "من به عنوان يک معلم مي دانم که براي يک دانشجو، محروميت از ادامه تحصيل به مراتب وحشتناک تر و خطرناک تر از چند سال زنداني شدن است. متاسفانه دانشجوياني که احضار مي شوند با غيرقانوني ترين شيوه ها مورد بازجويي قرار مي گيرند و مواردي از فعاليت گذشته آنها به عنوان سند جرم به رخشان کشيده مي شود و در شرايط بيم و اميدي قرار مي گيرند که حتي قادر نيستند از وضع خود کمترين شکوائيه اي داشته باشند. حتي شنيده شده است که آنها را تهديد کرده اند اگر نامشان در جايي منعکس شود کارشان براي هميشه لاينحل باقي خواهد ماند. به اين ترتيب يک عنصر فعال سياسي از ترس محروميت دائمي از ادامه تحصيل ناچار است به هر شرايطي تن دهد و به نظر من اين گونه برخورد با دانشجويان دست کمي از حمله وحشيانه به کوي دانشگاه ندارد."
اهداف اقتدارگرايان
شيرزاد در بخش ديگري از سخنان خود به اهداف اقتدارگرايان از اين برخوردها اشاره مي کند: "هدف اول آنها اين است که با اين کار تا جايي که مي توانند دانشگاه را از وجود عناصر فعال دانشجويي پالايش کنند. هدف ديگرشان اين است که با اجراي عمليات فشار و ارعاب، بخش ديگري از دانشجويان نيمه فعال را در سايه تهديد دائمي قرار دهند و آنها را براي هميشه از کار بيندازند. هدف مهمتر اينکه مي خواهند با انعکاس اين مسائل در بدنه دانشجويي نوعي فضاي رعب و وحشت حاکم نمايند. به بيان ديگر مي خواهند ميوه اين عمليات را طي سال تحصيلي آينده در عرصه فعاليت هاي دانشجويي بچينند. با اين کار با کمترين هزينه، عملاٌ حرکتهاي دانشجويي ابتر و راکد خواهند ماند."
تشکيل ستاد پيگيري
اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به دلايل چنين اقداماتي از سوي دولت، رخوت و رکود جنبش دانشجويي را دليل اصلي اتخاذ چنين روشهايي براي برخورد با دانشجويان دانست و گفت: "اگر جنبش دانشجويي به شکل فعال و سرزنده در عرصه دانشگاه حضور داشت و حداقل در عرصه دفاع از حقوق صنفي دانشجويان جدي تر از اين عمل مي کرد، هرگز شاهد چنين رخدادهايي نبوديم."
وي افزود: "تجربه نشان داده است که مي توان تمام توان و انرژي را بر سر دستيابي به خواسته هاي حداقلي و به ويژه خواسته هاي صنفي دانشجويي متمرکز کرد؛ قطعا با اتخاذ چنين روشي بدنه دانشجويي نيز حمايت و تحرک بيشتري از خود نشان خواهد داد. پيشنهاد من اين است که دانشجويان سابق و فعلي هر چه سريعتر ستادي براي جلوگيري از اين عمليات سرکوب تشکيل دهند."
اين نماينده مجلس ششم در خصوص وظايف اين ستاد مي گويد: "در وهله اول اين ستاد بايد آمار و اطلاعات دقيقي از موارد برخورد با دانشجويان به دست آورد و سپس با يک تحرک سياسي و حقوقي از هر طريق ممکن با اين امر مقابله نمايد. به طور قطع دانشجويي که از اين طريق مورد تعرض قرار گرفته به تنهايي و به صورت انفرادي نمي تواند براي احياي حقوق از دست رفته خود اقدام کند. دانشجويي که خود را تنها احساس کند يا در دامن قدرت اقتدارگرايان مي افتد و يا سرخورده و نااميد کنار مي کشد. در حاليکه قطعا با يک حرکت جمعي، بدون اينکه تک تک افراد هزينه بالايي بپردازند مي توان جلوي اين روند را گرفت. در اين ميان البته فعالان سياسي و احزاب اصلاح طلب نيز وظيفه دارند اقدامات شايسته اي انجام دهند و صداي اعتراض خود را به گوش جامعه برسانند."
بدون آبروريزي!
دکتر شيرزاد در پايان سخنان خود به نکته قابل توجهي اشاره مي کند: "چند سال پيش و در زماني که من نماينده مجلس بودم، اگر جواني سئوال مي کرد که اگر شما برويد و اقتدارگرايان بيايند، وضع ما چه تغييري خواهد کرد؟ پاسخ اين سئوال سخت بود. بخصوص اگر اين جوان تاکيد داشت که روي جنبه هاي اقتصادي موضوع تکيه نکنم. الان شايد راحت تر بتوان پاسخ اين سئوال را داد. در آن زمان بسياري تصور نمي کردند با روي کار آمدن اقتدارگرايان، حتي در زندگي عادي مردم نيز تفاوت ها و خللي به وجود آيد. اما امروز گروه هاي اقتدار گرا، با تسلط بر دستگاه اجرائي، غير از برخوردهاي قضائي و غير قانوني، عمليات بسيار گسترده تري انجام مي دهند. الان شايد آن جوان بهتر بتواند درک کند که اتفاقات بدتري نيز قابل وقوع است. اقتدارگرايان با دستيابي به قوه اجرائي قادرند همان کارهايي که را سالهاي گذشته با آبروريزي و هزينه کردن از قوه قضائيه و با هزينه کلان انجام مي دادند، به شکل بسيار شيک تر و با زرق و برق بيشتري انجام دهند. به عنوان مثال شاهديم روزنامه شرق به راحتي با يک تصميم هيات اجرائي تعطيل مي شود، و يا قادرند همان رعب و وحشتي را که با لشگر کشي به خوابگاه دانشجويان به وجود آوردند از طريق چند کارمند گزينش و با جلوگيري از ورود دانشجويان به مقطع بالاتر به وجود بياورند."
حمايت از استفاده صلح آميز از انرژى اتمى و انتقاد به امريكا در اجلاس هاوانا
به نقل از "دویچه وله"
اجلاس عالى سران كشورهاى غيرمتعهد در هاوانا با حمايت صريح از برنامه اتمى ايران و انتقاد روشن به امريكا پايان يافت. نمايندگان ۱۱۸ كشور عضو شب يكشنبه همچنين خواستار نفوذ بيشتر كشورهاى فقير در شوراى امنيت سازمان ملل متحد شدند.
بيش از همه كوبا، ميزبان اجلاس، و ايران، ونزوئلا و كره شمالى از اعمال قدرت امريكا انتقاد كردند. وزير امور خارجه كوبا، فليپه پرس روكه، تصريح كرد كه نمايندگان كشورهاى غيرمتعهد حق استفاده صلح آميز از انرژى اتمى را دارند.
در بيانيه پايانى اجلاس كه از سوى ۵۶ رييس دولت و حكومت و نيز نمايندگان عالى مقام ديگر كشورهاى آسيايى، افريقايى و امريكاى لاتين منتشر شد، بر اين نظر تاكيد شد. رييس جمهور ايران، محمود احمدى نژاد امريكا را ”تهديد اتمى“ واقعى خواند. احمدى نژاد گفت كه امريكا تلاش مىكند تا جلوى برنامه اتمى صلحآميز ايران را بگيرد، اگر چه خود ”بمب اتم نسل سوم، بمب نوترونى و بمب اتمى هوشمند“ توليد مىكند.
بيانيه پايانى اجلاس دو روزه هاوانا همچنين دربرگيرنده اعلام جنگ عليه تروريسم و محكوم كردن سياست اسراييل در برابر فلسطينيان و لبنان بود.
كره شمالى از حق خود براى داشتن بمب اتم به عنوان وسيلهاى براى ترساندن امريكا دفاع كرد. كيم يونگ نام، رييس مجلس خلق كره شمالى تاكيد كرد بر اينكه تا زمانى كه امريكا تحريم عليه كره شمالى را رفع نكند، اين كشور حاضر به انجام مذاكره نخواهد بود.
رييس جمهور ونزوئلا هوگو چاوز با سخنانش نشان داد كه همرزم فيدل كاسترو، دشمن ديرين امريكاست. فيدل كاسترو، رييس حكومت كوبا، به علت بيمارى نتوانسته بود در اين اجلاس شركت كند. برادر فيدل كاسترو، رائول كاسترو، به نمايندگى از جانب او در اجلاس شركت داشت. رائول كاسترو در پايان اجلاس از ”وحدت بىسابقه“ ميان اعضا تجليل كرد.
اما هند و مالزى خواستار ميانهروى شدند. نخست وزير مالزى عبدالله احمد بداوى تصريح كرد كه همه كشورهاي غيرمتعهد همعقيده نيستند و هدف آنها از شركت در اين نشست اين نبوده كه جبههاى عليه امريكا تشكيل دهند.
همچنين نخست وزير هند، مانهومان سينگ، با نظر به انتقادهايى كه در اجلاس به امريكا شد، همه را به خردجويى و ميانهروى فراخواند. در حاشيهی اجلاس هاونا، نخست وزير هند مانهومان سينگ و رييس جمهور پاكستان پرويز مشرف براى انجام دور تازهاى از گفتگوهاى صلح بر سر مسأله كشمير با هم به توافق رسيدند.
چشم انداز برگزاری نشست بدون حضور آمریکا توسط اتحادیه اروپا و احتمال طرح تحریم جمهوری اسلامی در نشست شورای امنیت
به نقل از "رادیو فردا"
سه شنبه آینده پنج عضو دائمی شورای امنیت ونمایندگان چند کشور دیگر برای بحث و گفتگو بر سر برنامه هسته ای تهران گرد می آیند. امروز یکشنبه نیز قرار است علی لاریجانی و خاویر سولانا به نمایندگی از سوی جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا در نیویورک گفتگو کنند. دیپلمات های اروپایی در تلاش اند نشستی با نمایندگان جمهوری اسلامی و بدون حضور آمریکا برگزار کنند. دولت بوش گفته است در صورت تعلیق فعالیت های غنی سازی اورانیوم تهران حاضر است در مذاکرات شرکت کند. این موضع دولت آمریکا سبب شده است اتحادیه اروپا نشستی را بدون حضور آمریکا برگزار کند. هدف اروپا اینست که نشان دهد مذاکرات با جمهوری اسلامی آغاز شده و ایران فرصت خواهد یافت تعلیق برنامه های غنی سازی اورانیوم را اعلام کند. یک مقام دولت آمریکا که نامش فاش نشده به خبرگزاری آسوشیتد پرس گفته است دولت بوش انتظار چندانی از این نشست ندارد و فکر نمی کند به نقطه عطفی در بحران هسته ای ایران تبدیل شود. جرج بوش روزجمعه گفت در سخنرانی خود در سازمان ملل متحد تاکید خواهد کرد آمریکا تاکتیک های تهران برای به تعویق انداختن پذیرش پیش شرط ها را تحمل نخواهد کرد. یک مقام آمریکایی گفت در صورتی که در جلسات یکی دو روز آینده تغییری در وضع موجود حاصل نشود آمریکا در جلسه روز سه شنبه بر احتمال تحریم ها پافشاری خواهد کرد.
سركوب روحانيان طرفدار اسلام غيرسياسى و هواداران آنان
مصاحبه با سيد حسين كاظمينى بروجردى
به نقل از "دویچه وله"
از آغاز انقلاب ايران و با ايجاد حكومت اسلامى آن گروه از روحانيان و طلاب علوم دينی كه موافق اسلام سياسى نبودند - مورد مشهور آن آيتالله شريعتمداری است - با فشار و پيگرد روبرو شدند. با ايجاد دادگاه ويژه روحانيت اين نهاد مسؤوليت اصلى را در اعمال فشار بر اين قشر جامعه بر عهده داشته است. هم اكنون نيز روحانيانى كه خواستار جدايى دين و دولتاند، و نيز شاگردان آنان، سركوب مىشوند. اين روزها آيتالله سيدحسين كاظمينى بروجردى به گفته خود و شاگردانش، به شدت زير فشار و مورد تهديد است. آقاى بروجردى از سازمانهاى مدافع حقوق بشر خواسته است كه به وضعيت اين قشر زير فشار و نقض حقوق آنان نيز توجه كنند.
مصاحبهگر: كيواندخت قهارى
آقای آيتالله بروجردی، مطلع شديم كه چند هفته پياپی است كه فشار بر شما و شاگردان شما وارد میشود و شما را تهديد میكنند. اين فشارها از سوی چه كسانی است؟
كاظمينى بروجردی: اين فشارها مجموعا چهارده سال است ولی حدود دو ماه است كه تشديد شده و به حد غيرقابل تحمل و جنايتكارانه رسيده كه درخور شعارهايی كه وزارت اطلاعات میدهد نيست كه خودشان را سربازان گمنام امام زمان میدانند. علت اين فشارهای شديد اين بود كه آخرين جلسهای كه من با يارانم داشتم، تيراژش به صدهزار نفر رسيد. اين در حالی است كه رسانههای جمعی داخلی مرا تحريم كردهاند و كلمهای حق ندارند بگويند. اين بود كه مبهوت شدند و ترسيدند كه اين جمعيت زياد با دست خالی، در مركز تهران میتواند برايشان عواقب وخيم داشته باشد. اين جلسه در ماه قبل در بزرگترين ورزشگاه سرپوشيده كشور به نام شهيد كشوری بود. امتداد جمعيت آمده بود به سمت دو ميدان كاظمی و جوانان و قسمتی از خيابان شريعتی. مراسم كاملا مذهبی بود. چون من اصلا طرفدار اسلام منهای سياست هستم. من و پدرم، كه از بزرگان علمای ايران بود و پنج سال قبل ايشان به طور مشكوك كشته شدند، از دنيا رفتند و قبرشان در مسجد خودشان در ميدان خراسان، مسجد نور بوده است كه اين قبر هم مورد حمله قرار گرفته و تخريب شده است. زائرانش به زندان میروند، آنها را به بند ۲۰۹ اوين كه محل شكنجه است میبرند و اذيت میكنند و آزار میدهند و تعهد میگيرند كه ديگر به مزار ايشان سر نزنند.
اجتماع ما باعث شد كه چند روز پس از مراسم به منزل پدر ما بين ساعت ۶ و ۷ يك روز شنبه نزديك به دو ماه قبل حمله كردند. منزل پدرمان را خرد كردند، عكسهای ايشان را شكستند، كمدها را خرد كردند. خيلی اموال از ايشان برند، چيزهايی، آثار عتيقی كه مربوط به خودشان و پدرشان بود. آثار عتيق دينی بود، كتابهای خطی بود كه يك سری اسناد در آن مربوط به هويت اسلام واقعی بود، اسلامی كه دور از سياست است. همه را بردند. خادم ايشان را، دختر و داماد ايشان را و نيز منشی و راننده ايشان را به همان بند مخوف ۲۰۹ بردند. مورد اذيت و آزار قرار گرفتند كه البته اينها بيرون آمدند، ولی هر كدام از اينها عوارضی گرفتند. خواهر من عوارض مغزی گرفته و بقيه هم مشكلات تنفسی و فلبی پيدا كردهاند.
يعنی در آنجا شكنجهشان كردهاند.
كاظمينى بروجردی: آن روز به خانه ما ريختند و با فرياد ما اهالی محل و همسايهها جمع شدند. كم كم نزديكان ما جمع شدند و مقاومت كردند. افرادی كه با لباس شخصی بودند از وزارت اطلاعات و دادسرای ويژه روحانيت متواری شدند و بعد نيروی انتظامی وارد شد. به زور مرا وارد منزل كردند. من میخواستم با آنها بروم، چون مسأله بايد بالاخره به جايی میكشيد. با گستاخی به منزل ما از ديوار وارد شده بودند. قفل منزلمان را شكسته بودند. دختران مرا تهديد كردند. اين مسائل كه پيش آمد ما سه چهار ساعت در خيابانهای اطراف بوديم. جمعيت جمع شده بود. من میخواستم به زندان بروم. مردم نمیگذاشتند. به منزل آمدم. از آن موقع به بعد هر شب به منزل نزديكانمان میروند، نصفه شب میروند، قفل میشكنند، با نردبان میروند، در خرد میكنند. رعب و وحشت را بسيار كردهاند. من حدود ۱۰۰ تلفنچی داشتم. كسانی بودند كه با جامعه ارتباط داشتند. هر روز با هزاران نفر رابطه داشتيم. همه اينها را گرفتند يا تحت تعقيباند. بسياری از آنها به منزل نمیروند. در ميان عزيزان من يك خانم استاد دانشگاه بود كه بچه چهار ماهه داشت. بچه را همان ساعت يك نصفه شب از آغوشش كشيدند و ايشان را به همان جايگاه مخوف بردند. شير ايشان خشك شد و بچه هنوز ناراحتی روانی دارد كه چند روز از مادر جدا بوده است. در جاهای ديگر میرفتند و میزدند. پای يكی از نزديكانم را كه مقاومت كرده بودند خرد كردند.
به هر حال دعوای اصلی اينها اين است كه میگويند چرا تو دين منهای سياست را مطرح میكنی. اين خواست اكثريت مردم ايران است. مردم از بس مسائل سياسی ديدهاند سياستزده شدهاند. و رسانههای داخلی در اين باره كلمهای نمینويسند.
خواست من اين است كه چون اطلاعرسانی به مردم ناممكن است لااقل جهان بداند كه اينها با ما چه میكنند. ما نه تروريست هستيم، نه سياسی. من در طول چهارده سال حركت مذهبی تبليغی به كسی توهين نكردهام. الان دستور تيرباران برای من و خانوادهام هست. ۴۵ روز است كه از اتاقم بيرون نيامدهام. خانه در محاصره است. به جامعه جهانی بگوييد كه وظيفه داريد در قبال عدالت از ما دفاع كنيد. اين پيام ما را به سازمانهای بينالمللی حقوق بشر برسانيد. من برای كشته شدن آمادهام. چند شب پيش برق منزل را قطع كردند و گفتند كه میخواهيم شما را بكشيم. من كفن پوشيدم و به در منزل رفتم با شمشيری كه از آبا و اجدادم به ارث رسيده است و گفتم من برای كشته شدن آمادهام. شما هر گونه كه میتوانيد پيام ما را به جامعه جهانی برسانيد.
آقای بروجردی، پس به نظرتان میآيد كه چون بسياری از مردم هم خواستار جدايی دين و دولت هستند است كه الان شما زير فشار هستيد؟
كاظمينى بروجردی: بله، چون ما تبلور اين حركت هستيم كه از دين سياسی دور هستيم و مردم به دور ما جمع میشوند، اينها ناراحتاند. از هر قشری را توانستهايم جمع كنيم و اينها از همين نگران و ناراحتاند.
پيوندی میبينيد بين فشار بر خودتان و بر شاگردانتان و فشاری كه چند ماه پيش بر دراويش گنابادی قم برای مثال دوارد آوردند؟
كاظمينى بروجردی: حركت ما از آنها كاملا جداست. آنها درويشاند. ما در مسير امامانمان هستيم. فكر میكنم آنها ما را خطرناكتر بدانند. چون در مورد آنها میگويند درويشاند، تمام شد. يك كلمه میگويند اينها صوفیاند و حركتشان جداست. اما بسيار سخت میتوانند ما را محكوم كنند. چون ما از همان پيغمبر، از همان امام و از همان قران آنها دم میزنيم و برای همان فاطمه و علی آنها عزاداری میكنيم. اين است كه اين وصلهها را نمیتوانند به ما بچسبانند. حركت ما فراگيرتر است و در نتيجه فشار بر ما بيشتر است. در جلسات من غالبا سنی، مسيحی، يهودی، لات، بدحجاب هم میآيد. چون من سانسور نمیكنم و میگويم كه خدا مال همه است.
در ميان طرفداران شما جوانان هم زياد هستند؟
كاظمينى بروجردی: بله، اكثرا قشر دانشجو و جوان هستند.
آيا هيچ مرجعی وجود ندارد كه شما بتوانيد پيش آن بخاطر فشارها و تهديدها شكايت ببريد؟
كاظمينى بروجردی: من در اين دو ماه نامه نوشتم به رهبری، به رييس قوه قضاييه و به رييس جمهور. هر بار كه نامه دادم اذيتها بيشتر شد. چون اينها در همه جا دست دارند و عمدتا مسؤوليت اين جنايات را بر عهده وزارت اطلاعات میدانم و دادسرای ويژه روحانيت.
در گذشته هم، پيش از اين دو ماه، شما زير فشار بودهايد برای مثال از طرف دادگاه ويژه روحانيت؟
كاظمينى بروجردی: بله، من دو بار از ناحيه آنها به زندان افتادم. يك بار در سال ۱۳۷۴ بود كه چند ماه زندان بودم. زندان مخوف و ناشناختهای بود به نام توحيد كه احتمالا زندانی بازمانده از دوره رضاشاه بود. در پشت پستخانه مركز بود. در آنجا شكنجههای مختلف شدم. يك بار ديگر هم در سال ۱۳۷۹ بود كه در همين بند ۲۰۹ اوين بودم كه در آنجا از بس اذيتم كردند سكته كردم. الان هم عزيزان مرا به آنجا میبرند و مورد اذيت و آزار قرار میدهند سر همين كه چرا شما میخواهيد استقلالی در ديانت داشته باشد. شما چرا همسو با ما نيستيد؟ يعنی اولينترين اصل برای آزادى انسان اين است كه دينی را كه میخواهد داشته باشد. ما میخواهيم دينی داشته باشيم كه سنتمان بوده، از آبا و اجدادمان رسيده، مورد دخالت و تصرف كسی قرار نگرفته باشد. اينها ايران را محيط بسته كردهاند كه هيچ صدايی بيرون نرود. ما اصلا سياسی نيستيم. در طول اين چهارده سال يك بار وارد مسائل سياسی نشديم و زنده باد مرده باد نگفتيم. فقط به دنبال اهداف و سنت اجدادمان بوديم و كسانی كه در مسير عدالت خداوند را میپرستند. اگر مجامع بينالمللی میتوانند در باره اين مسائل به دولت ايران هشداری بدهند اگر نمیتوانند صدای ما را به سازمان ملل يا جاهای ديگر برسانند.
آقای بروجردی سپاسگزارم كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.
مردم روستای کمدره آمل را فراموش نکنید
به نقل از "ایران پرس نیوز"
نزدیک به سه هفته درگیری و تنش میان مردم روستا و نیروی امنیتی جمهوری اسلامی ایران
دولت ایران به زور پنجاه هکتار از اراضی مردم روستای کمدره را برای درست کردن دانشگاه آیت الله آملی غصب کرده است
نیروی امنیتی تا کنون بیش از 250 نفر از اهالی روستا را بازداشت کرده که در میان انان تعدادی زیادی زن و کودک هم دیده می شود نیروی انتظامی که برای سرکوب اهالی اقدام به پرتاب گاز اشک آور و تیر هوای و به کمک گیری باتوم پلیس ضد شورش کرده بود به شدیدترین وضع انسانی اهالی را سرکوب کرده است. رژیم برای پیدا کردن افراد متعرض جستجوی خانه به خانه را آغاز کرده است که در این جستجو بدون اجازه وارد خانه می شوند و پس از ضرب و شتم اهالی خانه اقدام به تخریب وسایل منزل و شکستن شیشه های منزل می کنند که در این جستجو حتی به زنان حتک حرمت می کنند.
آب روستا را به کل و برق روستا را موقتا قطع کردند. تمامی اهالی بازداشت شده در زندان به سر می برند و هر روز بر تعداد آنان افزوده می شود. هیچ مردی در روستا دیده نمی شود یا از سوی رژیم بازداشت شدند و یااز ترس جانشان به شهر و جنگلهای اطراف گریخته اند. بسیاری خانه و کاشانه تخریب شدهشان را رها کرده اند و به منزل اقوام خود در دیگر نقاط خارج از روستا رفته اند. حالا تمام فعالیتهای اقتصادی خانواده بر دوش زنان باقیمانده افتاده است. بار دیگر تراژدی اسراییل و فلسطین که بارها و به مراتب از تلوزیون جمهوری اسلامی پخش میشد امروز در روستای کمدره تکرار شد. دنیایی که تمام نگاهش را به لبنان و فلسطین معطوف کرده است نگاهی هم به ماجرای کمدره داشته باشد. آنها حتی تمامی اراضی زیر کشت اهالی را با بلدوزر تخریب کرده اند. باید اضافه کنم اراضی غصب شده فعلی در دست آیت الله جوادی آملی هست.
ضرب و شتم و بازداشت کارگران معترض
تجمع اعتراض آمیز کارگران فرش" البرز "بابلسر به درگیری کشیده شد
به نقل از "اخبار روز"
دهها تن از کارگران بلاتکلیف شرکت فرش" البرز" بابلسر عصر دیروز با تجمع در مقابل این واحد با نیروهای انتظامی درگیر شدند .
به گزارش خبرنگار ایلنا، از مرکز مازندران ٣۰۰ تن از کارگران این واحد نساجی پس از ۹ ماه بلاتکلیفی قصد داشتند ضمن تجمع در مقابل کارخانه به همراه خانواده های خود به سمت فرمانداری بابلسر راهپیمایی کنند که با مقاومت نیروی انتظامی مواجه شده و کار به درگیری و برخورد با کارگران و خانواده هایشان می انجامد. ضمن آنکه بر اساس گزارش خبرنگار ایلنا، دیشب جمعی از کارگران معترض این شرکت بازداشت شدهاند.
بنابراین گزارش , کارخانه فرش البرز در بابلسر فعالیت خود را از سال ۱٣۵۶ با تولید فرش ماشینی ٣۵۰ شانه آغاز کرد و در دهه ۷۰ با ۶٣۵ کارگر و ۴٨ دستگاه فعال و تولید ۱۱ هزار متر مربع فرش ماشینی ۵۰۰ شانه ۱۰۰۰ تراکم در روز, حضوری فعال در عرصه تولید پیدا کرد؛ این روند ادامه داشت تا این که در سال ۱٣۷۷ با خروج ۲۴ دستگاه تولید فرش ماشینی ٣۰۰ شانه از کارخانه, میزان تولید فرش در این واحد به ۴۵۰۰ متر کاهش یافت.
خبرنگار ایلنا در ادامه گزارش خود, علت این اقدام مدیران را نامشخص اعلام کرده و در عین حال تصریح کرده است: با وجود اعتراضهای مکرر کارگران به وضعیت شرکت و بلاتکلیفی خویش، هیچ مقام مسوولی پاسخگو نبوده و سرانجام در سال ۱٣۷۹ فردی مدیر عامل شرکت شد که به تخریب و تعطیلی کارخانه ها و از جمله فرش مازندران مشهور بود!
این فرد به بهانه تغییر ساختار و نوسازی کارخانه در نامهای به مدیر کل کار مازندران ۲۰۰ تن از کارگران را مازاد اعلام کرد.
او در خرداد ٨۴ با برنامهای از پیش تعیین شده, بخش بافندگی شرکت را نیمه تعطیل و اواخر شهریور سال گذشته, سرانجام این واحد را تعطیل و بدین ترتیب ٣۰۰ کارگر رسمی شرکت بیکار شدند.
بنابراین گزارش اوایل زمستان ٨۴، خبر انحلال این واحد بزرگ نساجی اعلام شد و از آن تاریخ تا کنون حدود ٣۰۰ کارگر این شرکت بلاتکلیف هستند و برغم وعده های مکرر مسوولان, تا کنون هیچ اقدام موثری برای حل مشکلات واحد و کارگران به عمل نیامده است.
بر اساس این گزارش , کارگران ظرف ۹ ماه گذشته از دریافت حقوق و مزایا محروم بوده اند.
پاسخ حق طلبی کارگران, باتوم نیست
در پی تجمع اعتراض آمیز کارگران فرش" البرز" بابلسر و درگیری آنان با نیروی انتظامی که منجر به ضرب و شتم جمعی از کارگران و خانوادههایشان شد, نماینده کارگران مازندران, کارگران این واحد را به خویشتنداری و صبر و شکیبایی دعوت کرد.
"نصراله دریابیگی", در گفت و گو با خبرنگار ایلنا در مرکز ساری, با انتقاد از برخورد نیروهای انتظامی با کارگران بلاتکلیف فرش البرز در بابلسر گفت: جواب حامیان دیروز و امروز نظام و گرسنگان عرصه صنعت را با باتوم و مشت و لگد نمیدهند؟! اگر هنر داریم مشکلات کارگران را حل و فصل کنیم تا کار به تحصن و تجمع و درگیری کشیده نشود.
این نماینده کارگری, گفت: کارگری که میخواهد با آبرو زندگی کند و دوست ندارد دست گدایی پیش این و آن دراز کند, چه کند و کجا برود.
"دریابیگی", با تاکید بر آزادی هر چه سریعتر کارگران بازداشت شده شرکت فرش "البرز" گفت: به جای کارگران, مدیر عامل این شرکت را بازداشت کنند و از ایشان بپرسند که چه بلایی سر کارگران و کارخانه آورده است, کارخانهای که زمانی نه چندان دور زبانزد عام و خاص بود و اینک تعطیل شده و کارگرانش سرگردان هستند!
او گفت: مدیران شرکت, با پرونده سازی شرکت را زیان زده اعلام کرده و مبادرت به انحلال آن کردند, در حالی که این گونه نبود و سرمایه داران نمیخواهند که صنعت روپای خود باشد و چرخهای صنعت در استان مازندران به گردش در آید!
او با بیان این مطلب که برخورد نیروهای انتظامی با کارگران گرسنه و بلاتکلیف راهکار مناسبی نیست, گفت: البته من نیروهای پرتلاش و خدوم انتظامی را مقصر نمی دانم, این نیروها وظیفه اشان تامین امنیت می باشد, اما ای کاش به جای باتوم, با کارگران همدردی می کردند و از مسوولان می پرسیدند که برای این کارگران چه کرده اید؟
او با اشاره به اینکه دوستان مدیر عامل شرکت فرش البرز چندی پیش فرش مازندران با ۵۰ کارگر را به تعطیلی کشاندند، گفت: هفته پیش جلسهای در فرمانداری تشکیل شد و مسوولان قول مساعد دادند تا وضعیت کارخانه و کارگران روشن شود که امیدواریم این مهم هر چه سریعتر انجام شود.
نیروی انتظامی با کارگران "فرش البرز بابلسر" درگیر نشده است
معاونت اجتماعی نیروی انتظامی مازندران, اعلامکرد: در تجمع روز گذشته کارگران "فرش البرز بابلسر"، نیروی انتظامی هیچ درگیری با تجمعکنندگان نداشته است. به گزارش خبرنگار ایلنا, معاونت اجتماعی نیروی انتظامی مازندران, اعلامکرد: روز گذشته عدهای از کارگران فرش البرز بابلسر در اعتراض به عدم تحقق خواستههای خود، تجمع کردند. براساس این گزارش, کارگران فرش البرز تحت تاثیر مشکلات خود در کارخانه اقدام به پرتاب سنگ کردند؛ اما ماموران نیروی انتظامی با هیچ یک از افراد تجمعکننده درگیر نشد.
براساس اعلام معاونت اجتماعی نیروی انتظامی مازندران, مساله تجمع کارگران "فرش البرز بابلسر" موضوع جدید نبوده و موضوعی مستمر است.
گفتنی است؛ تجمعکنندگان اعلام کردهاند که نیروی انتظامی با باتوم و تیر هوایی تجمعکنندگان را پراکنده کرده است.
تحليلي از ايل مانيفستو
خاتمي شگفتي آفريد
مارينا فورتي
به نقل از "روز آنلاین"
رئيس جمهور سابق ايران، مردم آمريکا را شگفت زده کرد. او اعلام کرد که هولوکاست يک "واقعه تاريخي" است و "بوجود آمدن دو دولت فلسطيني و اسرائيلي" را قبول کرد. او از "گفتگوي تمدن ها" مي گويد و منتقد "جنگ تروريستي" است.
خاتمي بالاترين و در واقع تنها مقام دولتي ايران بود که بعد از انقلاب 1979 ايران، به ايالات متحده آمريکا سفر کرد. البته اين يک ديدار شخصي است، اما سفر محمد خاتمي، رئيس جمهور سابق ايران به پنج شهر آمريکا، يک واقعه محسوب مي شود. زيرا خاتمي که در حال حاضر رئيس مرکز گفتگوي تمدن هاست، در بازي هاي سياسي داخل ايران جبهه اصلاحات را در ايران هدايت مي کند که در مجلس در اقليت هستند، اما هميشه عضوي از حلقه کوچکي از شخصيت ها بوده است که در محدوده پيچيده قدرت در ايران، جاي خودشان را دارند.
محمد خاتمي، ده روزي را در شهر هاي نيويورک، واشنگتن، شيکاگو، شارلوتزويل و بوستون کنفرانس داد: او در مراکز گفتگوي بين مذاهب، دانشگاه هاروارد و انجمن اسلامي آمريکاي شمالي سخنراني کرد. او از چيز هايي براي مخاطبان آمريکايي سخن گفت که کاملا متعجبشان کرد. مثلا گفت که هولوکاست يک واقعه تاريخي است. البته او يک بار ديگر هم زماني که اظهارات جانشينش، محمود احمدي نژاد، دردسر ساز شده بود هم اين را گفته بود. خاتمي در مصاحبه اش با هفته نامه تايمز گفته بود: "به عقيده من هولوکاست، جنايت نازي ها بوده است... اما هولوکاست به هيچ عنوان نبايد بهانه اي براي پايمال کردن حقوق فلسطيني ها بشود." و درباره اسرائيل؟ آيا خاتمي هم مثل احمدي نژاد معتقد است که بايد از نقشه جهان حذف شود؟ خاتمي با حوصله توضيح مي دهد که راه حل ايجاد دو دولت را قبول دارد [او حتي در دوران رياست جمهوري اش هم اين را گفته بود، اما اين گفته هرگز جزو سياست هاي رسمي ايران، به شمار نيامد]. خاتمي خاطر نشان کرد: موضوع اينجاست که دولت فلسطين هرگز روي نقشه جغرافيا قرار نگرفته است.
خاتمي هميشه روشن سخن مي گويد، به عنوان مثال وقتي سياست هاي ضد تروريستي آمريکا را نقد مي کند که به زعم او: "نه تنها تروريسم را متوقف نکرده، بلکه آن را افزايش داده است." يا زماني که اعلام کرد که حزب الله يک گروه تروريستي نيست. يا زماني که از حق ايران به دستيابي فن آوري هسته اي، دفاع کرد. سفر خاتمي به آمريکا، انتقاد محافظه کاران را چه در داخل ايران و چه در آمريکا، بدنبال داشت. در تهران، روزنامه کيهان به مسووليت حسين شريعتمداري که نماينده رهبر محسوب مي شود، در سرمقاله اش خاتمي را به دليل "به رسميت شناختن وجود اسرائيل" محکوم کرد. درآمريکا هم سناتور جمهوريخواه، ريک سنتروم، خاتمي را با عنوان "يکي از مبلغين رژيم فاشيستي اسلامي" معرفي کرد. اما ويزاي خاتمي توسط شخص جورج دبليو بوش داده شده است. بوش گفت: "دلم مي خواست گفته هايش را بشنوم."
منبع: ايل مانيفستو، 16 سپتامبر2006
+
نوشته شده در دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 6:57 قبل از ظهر  توسط آریا
|
هيات نظارت موارد اتهامي شرق را اعلام کرد
وحيد ثابتيان
به نقل از "روز آنلاین"
انتشار موارد استناد توقيف شرق توسط هيات نظارت بر مطبوعات، حيرت محافل رسانه اي ايران را برانگيخت.
در اطلاعيه هيات نظارت، مواردي همچون چاپ عکسي "مثبت" از يک سفير خارجي [سفير انگليس] در تهران، چاپ مصاحبه اي از آريل شارون نخست وزير اسرائيل [با يک نشريه خارجي]، ارائه تحليل هاي "غيرواقعي"، معرفي BBC به عنوان منبع "قابل اعتماد" و ... به عنوان تخلفات اين روزنامه صبح ذکر شده است.
هيات طي اطلاعيه اي در توضيح اقدام خود آورده است: "آن نشريه در 17 خرداد 85 ...در موضوع تضعيف همبستگي ملي و درج مطالب مغاير وحدت ملي مطلبي در توهين به ستارخان سردار ملي منتشر كرد. وهيات نظارت- كه روزنامه ايران را به دليل چاپ كاريكاتوري كه بعدها دادگاه عمدي بودن و اهانت آميز بودن آن را مورد خدشه قرار داد توقيف كرد- براي آخرين بار و به منظور حمايت از تداوم انتشار روزنامه به صاحب امتياز شرق پيشنهاد داد تا نسبت به معرفي فرد جديد به عنوان مدير مسول اقدام نمايد كه نه تنها اين پيشنهاد تا روز آخر پاسخي نگرفت بلكه صاحب امتياز در آخرين روز مهلت پيشنهادي تقاضاي مهلت جديدي نمود."
هيات نظارت در جاي ديگري از اطلاعيه گفته است که از سه روز قبل از تشکيل جلسه هيات نظارت دست اندر کاران روزنامه از احتمال تعطيلي آن آگاه بوده اند وسپس مدعي شده است که چنين امري "اين شائبه را تقويت ميكند كه شايد تخلفات اخير روزنامه با هدف تعطيل شدن روزنامه و به دليل برخي ازمسايل داخلي آن نشريه صورت گرفته است كه البته هيات نظارت بدون توجه به اينگونه مسايل نسبت به وظيفه خوداقدام نموده است."
هيأت نظارت بر مطبوعات در ادامه عناوين برخي تخلفات روزنامه شرق را به اين شرح اعلام کرده است: "درج گزارشي حاوي رواج روابط جنسي پيش از ازدواج، استهزاي انقلاب اسلامي ايران، بيان مطلبي در مورد فرزندان نامشروع مغاير با احكام دين، تذكر در مورد مقالهاي حاوي تصويري ناصحيح از جمهوري اسلامي ايران و تعرض به حضرت امام(ره)، مصاحبه با سفير يك كشور خارجي و اظهارنظرهاي مداخله گرايانه وي همراه با تصويري مثبت از وي، مصاحبه آريل شارون نخست وزير اسرائيل (رژيم صهيونيستي) با اين تيتر: «اسرائيل يتيم نيست»، تحليل غيرواقعي از نسبت ميان حكومت و حوزههاي علميه و داستاني حاوي تصويري نامناسب از دفن شهدا از مواردي است كه در پي چاپ آن در روزنامه شرق تذكر دريافت كرده است، همچنين آخرين اخطار در مورد عدم درج مطالب تحريك آميز و مطالب منجر به تضعيف همبستگي ملي، امتيازدهي به مصرف الكل در يك پرسشنامه، تمسخر احكام ديني، معرفي بنگاه سخن پراكني BBC به عنوان منبع قابل اعتماد و مصاحبه با يكي از كاركنان آن، تبليغ يكي از فيلمهاي ممنوع كه به سياهنمايي در باره جمهوري اسلامي پرداخته است، ترويج انديشههاي ماركسيستي، چاپ تصوير مغاير با شئونات اخلاقي، تحريف تاريخ و اتهام حمايت از شاه به يكي از مراجع مسلم تقليد، مقالهاي حاوي تحليل ناروا و توهينآميز نسبت به امام خميني (ره)، ابلاغ تذكر از سوي سازمان بازرسي كشور در باره مصاحبه و تصوير عكس سفير انگليس، يادداشتي تحريك آميز در مسايل قوميتي،
توهين به ستارخان كه موجب ناراحتي شديد مردم غيور مناطق مختلفي از ايران گرديد و منجر به تذكر شديد و اخطار نهايي به روزنامه شد و تمسخر مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره ممنوعيت پخش فيلمهاي مروج سكولاريسم و درج كاريكاتور موهن موارد ديگري است كه در خصوص انتشار آن در روزنامه فوقالذكر، تذكرات لازمه داده شده است."
واکنش هاي بين المللي
توقيف روزنامه شرق و نشريه نامه، روزگذشته درعرصه داخلي ومطبوعات جهاني واکنش چشمگيري داشته است. روزنامه هاي نيويورک تايمز، واشنگتن پست، لس آنجلس تايمز، اينترنشنال هرالد تريبون ازجمله نشرياتي بودند که به انعکاس اين خبر پرداختند.
همچنين، خبرگزاري "آسوشيتد پرس" نوشت که علت تعطيلي اين روزنامه چاپ کاريکاتوري بوده است که در آن يک الاغ با يک اسب آخرين مهره هاي باقي مانده درصفحه شطرنج هستند درحالي که دور سرالاغ يک هاله ديده مي شود: "مدير مسئول روزنامه شرق گفته است که براي اينکه مهره سياه ديده شود، دورمهره اسب را پاک کرده اند. اما هيات نظارت برمطبوعات گمان مي کند که پاک کردن دور سر مهره ياد شده به اين منظور صورت گرفته است تا تداعي کننده هاله نوراني معروفي باشد که احمدي نژاد پس از جلسه سال گذشته خود درنيويورک ادعا کرد هنگام سخنراني اش اورا احاطه کرده بود. اظهاراتي که انعکاس جهاني داشت تا احمدي نژاد پس از پرزيدنت بوش دومين رييس جمهوري باشد که از ارتباط با آن سوي ابرها صحه گذاشت."
نيويورک تاميز به نقل از محسن کديور مي نويسد: "به نظر مي رسد که دولت درحال محدود کردن آزادي هاي بيان درخانه است درحالي که فشار برا روي ايران درخصوص برنامه هسته اي افزايش مي يابد. حالا که خطر وتهديد تحريم برايران سايه انداخته است دولت نمي خواهد صداي اعتراضي را درداخل کشور شاهد باشد."
واکنش هاي داخلي
درداخل کشور، گروه هاي سياسي وفعالان مطبوعاتي به شدت توقيف نشريات ياد شده را محکوم کرده واز آغاز شدن دور جديدي از محدودسازي آزادي بيان خبرداده اند.
انجمن صنفي مطبوعات و انجمن دفاع ازآزادي بيان دو انجمن داخلي بودند که بلافاصله به اين حکم توقيف اعتراض کردند.
علي مزروعي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اظهار داشت: "طي چهار سالي كه به عنوان نماينده مجلس در هيات نظارت بر مطبوعات حضور داشتم به خاطر نميآورم كه نشريهاي از سوي اين هيات توقيف شده باشد زيرا برداشت اكثريت اعضاي هيات نظارت اين بود كه اگر نشريهاي تخلف دارد، پرونده آن بايد به دادگاه برود و دستگاه قضايي دربارهي آن تصميم بگيرد. اما ظاهرا با تغيير تركيب هيات نظارت بر مطبوعات و يكدست شدن تقريبي آن به نظر ميرسد مركز ثقل توقيف مطبوعات از دستگاه قضايي به هيات نظارت منتقل شده است."
اين در حالي است که از نظر برخي حقوقدانان نيز ايرادات حقوقي بسياري به اين تعطيلي وتوقيف مي توان گرفت. کامبيزنوروزي دبير کميته حقوقي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران درگفت وگويي با ايسنا گفته است: "تفويض اجازهي توقيف مطبوعات به هيأت نظارت را از جهت حقوقي قابل نقد جدي است و از نظر سياست اجراي قانون مطبوعات استفاده از اختيار قانوني توقيف مطبوعات چندان مناسب نيست و ميشود از روشهاي مناسب ديگري استفاده كرد." به گفته وي: "تبصرهي مادهي 12 قانون مطبوعات كه در اصلاحيهي سال 1379 به قانون مطبوعات اضافه شد به هيأت نظارت بر مطبوعات اجازه داده است در صورت وقوع برخي تخلفات نسبت به توقيف نشريه اقدام كند. اين تبصره در واقع اجازهي توقيف نشريه را به هيأت نظارت داده است و در صورت توقيف، هيأت نظارت مكلف است پروندهي نشريه را براي رسيدگي به دادگاه صلاحيتدار ارجاع دهد."
با اين وجود به اعتقاد نوروزي "اگرچه تفويض چنين اجازهاي به هيأت نظارت از جهت حقوقي قابل نقد جدي است و به نظر نميرسد از نظر حقوقي شايسته باشد هيأت نظارت چنين اجازهاي داشته باشد اما به هر حال اين اجازه قانوني وجود دارد."
همچنين، جبهه مشارکت اسلامي دراطلاعيه اي به همين مناسبت تعطيلي سه نشريه شرق، نامه، حافظ و خاطره را توسط هيات نظارت برمطبوعات "يكي از روزهاي تاريك تاريخ مطبوعات ايران" ناميده است. اين بيانيه افزوده است: "شايد بعد از توقيف فلهاي مطبوعات در ارديبهشت سال 79 سابقه نداشته است كه در يك روز اين تعداد نشريه بدون برگزاري تشريفات دادگاه صالحه و نظر هيأت منصفه توقيف شوند."
دربخش ديگري از اين بيانيه آمده است: "اينك عليرغم همه ادعاهاي پرطمطراق كه ميخواستند آزاديها را از 2 درجه به 360 درجه برسانند امروز شاهد آن هستيم كه بيهيچ تعارف و رودربايستي، مستانه تازيانه قدرت را بر پشت آزادي بيان فرودميآورند و بدون آنكه به هيچ مرجعي پاسخگو باشند يكشبه چندين نشريه را توقيف و صدها روزنامهنگار و خبرنگار و اهل مطبوعات را از كار بيكار كرده و دهها هزار خواننده روزنامه را از دسترسي به آنچه حق مسلم آنان است يعني اطلاعرساني هر چند محدود، محروم مينمايند. "
جبهه مشاركت ايران اسلامي با ابراز تأسف شديد نسبت به وجود اين رويكرد در دولت نهم و به منصه ظهور رسيدن منويات دروني جريان حاكم، نسبت به عواقب خطرناك اين روند هشدار داده است و ضمن محكوم كردن توقيف روزنامه شرق و سه نشريه ديگر اعلام داشته است كه در آستانه برگزاري انتخابات خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا اين حركت نشانه نگرانكنندهاي از يک عزم براي اعمال مداخله در انتخابات و محدود كردن جريان رقيب و سوق دادن نتايج به سمت و سويي خاص ميباشد.
محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، در اظهار نظري متفاوت تصريح کرده: "اين روزنامه به عنوان روزنامهي نزديك به آقاي هاشمي رفسنجاني شناخته ميشود، بنابراين با توجه به احتمال شركت وي در انتخابات خبرگان، بستن اين روزنامه ظاهرا با انتخابات مجلس خبرگان و ادامهي حملات تخريبها طي ماههاي اخير با هدف منصرف كردن آقاي هاشمي از شركت در انتخابات بيارتباط نيست. همچنين همزماني توقيف روزنامهي شرق و رفع توقيف از روزنامهي ايران، شائبه سياسي بودن اقدام هيأت نظارت را تقويت ميكند. "
مصطفي تاج زاده ديگر عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي که طي سالهاي گذشته مطالب خود را در روزنامه شرق به چاپ رسانده و در شماره اخير ماهنامه "نامه" نيز مصاحبه اي با وي به چاپ رسيده، توقيف اين نشريات را با سفر خاتمي به آمريکا بدون ربط ندانسته است: "تجربه ساليان گذشته ثابت کرده است که نمي شود خاتمي سفر موفقيت آميز تاثيرگذاري را به انجام رساند واصلاح طلبان ونزديکان وي هزينه آن را نپردازند."
در جانب مقابل، کاظم انبارلويي عضو شوراي سردبيري روزنامه راست گراي رسالت گفته است "هيات نظارت همانطور كه براي تقاضاي تاسيس نشريه مجوز صادر ميكند، ميتواند براساس همان مسووليتها نشريات را توقيف كند." وي به ايسنا گفته است: "اگر نشريات چارچوب قانوني كه براساس آن مجوز نشر ميگيرند را رعايت كنند، توقيف نميشوند و ما ميبينيم كه برخي روزنامهها حدود 20 سال سابقهي فعاليت دارند."
وي توقيف شرق را بدون تاثير در عرضه و فضاي رسانهاي كشور دانسته و تاکيد کرده: "در حال حاضر دهها مجله، روزنامه و نشريه منتشر ميشود، بنابراين تاثير آنچناني نخواهد داشت اما از جهت ديگر اصحاب رسانهها به اين نتيجه ميرسند كه بايد در چارچوب و بدنه قانوني فعاليت كنند."
تفتيش دفتر ماهنامه نامه
در حالي که تعطيلي روزنامه شرق وماهنامه نامه، شوک جديدي را به جامعه مطبوعاتي واردکرده است، مديرمسوول نشريه توقيفشده نامه به ايلنا گفته است که عده اي به دفتر اين نشريه شبانه وارد شده اند وبه تفتيش وبه هم ريختن دفتر اقدام کرده اند وبدون اينکه چيزي سرقت بشود محل را ترک نموده اند.
كيوان صميمي بهبهاني گفته است: "وقتي صبح امروز (سهشنبه) وارد دفتر نشريه شديم، مشاهده كرديم كه ظاهراً افرادي شب گذشته وارد دفتر نشريه شدهاند و همه صندليها، كتابها و شمارههاي مختلف نشريه نامه را به هم ريخته و وسط اتاق پراكندهاند، به طوري كه در راهروي نشريه هم كتابها و نشريهها رها شده بود." وي درتوضيح نيت افراد ياد شده گفته است: "ممكن است تفتيشكنندگان قصد داشته باشند از ما زهرچشم بگيرند چون حتي يك ضبط صوت را كه در جيب هم جا ميگيرد، با خود نبردهاند." صميمي از اينکه اين موضوع را به پليس اطلاع بدهد خودداري کرده است. او نيز مانند مجيد تولايي سردبير اين ماهنامه گفته است علت توقيف نشريه "چاپ قطعه شعري از خانم سيمين بهبهاني است كه آقايان هيأت منصفه مطبوعات از آن تلقي توهين به بنيانگذار جمهوري اسلامي كردهاند در حالي كه وقتي با خانم بهبهاني صحبت كرديم ايشان گفتند كه در اين شعر اساساً توهيني نسبت به كسي وجود ندارد، ضمن اينكه اين شعر در قالب كتاب داراي مجوز از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است. خانم سيمين بهبهاني همچنين اعلام كرد كه اين شعر اشاراتي به جنگ ايران و عراق و دخالت شخص ريگان در اين جنگ دارد."
صميمي افزوده است: "كتاب خانم بهبهاني داراي مجوز از سوي وزارت ارشاد است و اين شعر نيز شش ماه پيش سروده شده است و در اين مدت نيز ايرادي به لحاظ حقوقي به آن وارد نشده بود. به نظر بنده ممكن است پشت سر توقيف سه نشريه نامه، شرق و خاطره يك انگيزه سياسي نهفته باشد، زماني انگيزه سياسي اين اقدام از بين ميرود كه دادگاهي منصفانه و عادلانه در خصوص اين سه نشريه برگزار شود.
واکنش انجمن صنفی روزنامه نگاران
توقیف «شرق» غیر قانونی است
به نقل از "آفتاب"
رئیس و دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران، توقیف روزنامه «شرق» توسط هیأت نظارت بر مطبوعات را شدیداً محکوم کردند و این هیأت را فاقد صلاحیت قانونی برای توقیف روزنامهها دانستند. توقیف روزنامه «شرق» بنا بر پایان مهلت مقرر هیأت نظارت بر مطبوعات صورت میگیرد که طی آن این هیأت فرصتی یک ماهه به این روزنامه داده بود تا نسبت به تغییر مدیر مسئول خود اقدام کند.
با پایان این مهلت «مهدی رحمانیان» مدیر مسئول روزنامه شرق در نامهای به هیأت نظارت بر مطبوعات خواستار مهلتی حداکثر دو ماهه برای انتخاب مدیر مسئول جدید شد.
با این حال، صبح روز دوشنبه اعلام شد که هیأت نظارت بر مطبوعات به علت معرفی نکردن مدیر مسئول جدید روزنامه شرق، حکم توقیف آن را صادر کرده است.
در پی این توقیف «علی مزروعی» رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب به این مساله اعتراض کرد و گفت: «هیأت نظارت بر مطبوعات از نظر قانونی به جز یک مورد خاص هرگز حق توقیف روزنامهای را ندارد».
وی افزود: «باید دید که استناد حکم هیأت نظارت بر مطبوعات چه بوده است اما به نظر من این کار قطعاً خلاف موازین قانونی است».
مزروعی تصریح کرد: «این حکم حتما باید به صورت کتبی به روزنامه شرق ابلاغ شود و تا آن هنگام سندیت ندارد اما در هر صورت انجمن صنفی روزنامه نگاران حتما به صورت رسمی به آن اعتراض خواهد کرد».
در همین حال «بدرالسادات مفیدی» دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران هم با محکوم نمودن توقیف روزنامه «شرق» اظهار داشت: «توقیف مطبوعات امر نو و بدیعی نیست، در گذشته این اتفاق با توسل به ابزار شبه قانونی و با جستجو در قوانین گذشته صورت میگرفت اما امروزه با توسل به حکم هیأت نظارت بر مطبوعات، دست به توقیف روزنامهها میزنند».
وی «ضربههای روحی و معیشتی» بسیاری که بر اثر توقیف مطبوعات به روزنامهنگاران و خانوادههای آنها وارد میشود را یکی از معضلات توقیف مطبوعات دانست و گفت: «در کنار این مسائل رواج پدیده خود سانسوری همراه با افت شدید کیفیت مطبوعات را در چند سال گذشته شاهد بودهایم».
مفیدی که خود از اعضای تحریریه روزنامه «شرق» بود، توقیف این روزنامه را «مغایر با قانون اساسی» اعلام کرد و افزود: «نهایت پیگیری انجمن صنفی مطبوعات، اعتراض به توقیف مطبوعات و روزنامه شرق است اما در کنار این مساله قطعا اعضای هیأت تحریریه روزنامه شرق که عضو انجمن صنفی باشد را زیر چتر حمایتی خود قرار میدهیم».
دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران خاطر نشان کرد: «به علت غیر دولتی بودن انجمن صنفی، تصمیمات این نهاد برای هیأت نظارت بر مطبوعات که یک نهاد حکومتی است، ضمانت اجرایی ندارد».
تنها دلیل توقیف روزنامه شرق از زبان خود شرقی ها
به نقل از "خبرگزاری آریا"
محمد جواد روح، عضو گروه سیاسی روزنامه شرق، با درج یادداشتی با عنوان « به بهانه توقيف روزنامه شرق، اصلاحطلبى بدجرمى است» در روزنامه اعتماد، تنها دلیل توقیف روزنامه شرق را «اصلاح طلبی» دانست.
به گزارش سرویس رسانه آریا، محمد جواد روح، عضو گروه سياسى روزنامه شرق، می نویسد:
دليل توقيف »شرق« را در يك كلمه مىتوان خلاصه كرد: »اصلاحطلبى«. حركتى كه در قاموس مخالفانش در عداد گناهان كبيره است و دفاع از آن، عذر بدتر از گناه. آن زمان كه اصلاحطلبى در عرصه حكومت ظهور و بروز داشت، مرتكبان اين جرم از اهل حكومت بودند. البته همان زمان هم به روال معمول، مرغ عزا و عروسى مطبوعات و نيز دانشجويان و بخشهايى از اپوزيسيون چون ملى مذهبىها بودندأ اما اين دولت و مجلس اصلاحات بودند كه از نظر مخالفان »بسترساز جنايت« بودند. چنانكه يكى از شيوخ اين قوم ديروز در سخنانى گفت كه اصلاحطلبان »كودتاچيانى« بودند كه مىخواستند از راههاى سياسى و فرهنگى عمل كنند اما انتخابات رياستجمهورى نهم، راه ادامه حركتشان را پس از 10 سال گرفت. در چنين نگاهى، يكدست شدن ساختار حكومت و اخراج اصلاحطلبان از حاكميت، نه امرى مستحب كه واجبى بود به تاخيرافتاده. اما يك سال پس از آن »فتحالفتوح« و »ناكام گذاردن كودتا«، شبح اصلاحطلبى همچنان در كابوس مخالفان حاكم است. از دولت كه همچنان انگشت اتهام را در همه امور (از گرانى شير گرفته تا بحران هستهيى) به سوى اصلاحطلبان مىگيرد، تا روزنامهها و سخنرانانشان كه هر دم از »بازگشت اصلاحطلبان« هشدار مىدهندأ گيرم كه بازگشتشان در حد سخنرانى در يك مسجد نيمهمخروب در قالب كنگرهيى حزبى باشد.
شبح اصلاحطلبى چنان كه ماركس مىگفت، همچون »شبح انقلاب« در آسمان سياست ايران مىگردد. گر چه هيچ روزنى در حكومت براى بازگشت آن باز نمانده باشد. از اين رو است كه پس از بستن حكومت، نوبت جامعه مدنى رسيده است و البته اينجا هم، نگرانى بيشتر از اهل اصلاح است تا آن اتوپيازدگان چمدان به دست رفراندومطلب. آنان كه چشم اميد نه به زمين و گامهاى خود كه به آسمان و نشستن هواپيماهاى بيگانه بسته بودند و لابد حالا كه توافقات اروپايىها و سخن گفتن امريكايىها از مذاكره را مىبينند و مىشنوند، به حسن تدبير و دقت تحليل خويش مىبالند!
با اين همه، اصلاحطلبى غولى نيست كه به شيشه رود. گر چه جامعه مدنى ايران ضعيف، بخش خصوصى نحيف و فرهنگ سياسى كشور سخيف است، باز هم آن حد ظرفيت مانده كه بتوان جمع اصلاحطلبان را نگه داشت و اميد را فرو نگذاشت. »شرق« يكى از اصلىترين اميدها در اين ايام فترت و دوران عزلت بود. آنجا كه سوتهدلان گرد هم مىآمدند. از نهضت آزادى تا مجمع روحانيون، از روشنفكر عرفى تا نوانديش دينى، از چپ تا راست و از روزنامهنگار تا سياستمدار. »شرق« پس از سوم تير، ديگر نه يك روزنامه كه يك نهاد بود. نهادى حتى موؤرتر و فعالتر از از احزاب سياسى اصلاحطلب. گر چه قوچانى عزيز، روز اول نوشته بود كه »روزنامهنگارىأ هم استراتژى و هم تاكتيك«، اما اصلاحطلبى »شرق« چنان بود كه در چشم مخالفان، اين روزنامه سنگرى بود كه بايد فتح مىشد. بويژه آنكه منش »شرق«، برخلاف روزنامههاى عصر اول اصلاحات چنان بود كه چهرههاى فراوانى از مخالفان اصلاحات را هم جذب خود كرده بود. على مطهرى، حسن غفورىفرد، عباس سليمى نمين، حبيبالله عسگراولادى، حسن بيادى، علىاكبر ولايتى و چهرههاى شاخا ديگرى از اين طيف، به اهالى »شرق« پيوسته بودند و در آن مقاله مىنوشتند. سالنامههاى شرق، جشنهاى شرق، همايشهاى شرق و از همه بهتر صفحات شرق، اين واقعيت را نشان مىداد كه به لطف روزنامهنگارى حرفهيى، معتدل و در يك كلام »اصلاحطلبانه« شرق، جمعى از اضداد گرد هم آمدهاند و شكاف در جبهه مقابل افتاده است. كارى كه با همه علاقهام به نسل اول مطبوعات اصلاحطلب، به صراحت بايد بگويم كه نتوانستند و البته نمىخواستند. اما اين به لطف »شرق« شد. روزنامهيى كه برخلاف نسل اول اصلاحطلبان، اصلاحطلبى را صرفا در مقابله با حريف تعريف نمىكرد. بلكه اصلاحطلبى در همه عرصهها و بويژه در منش و ادبيات آن جارى بود. در تعريف »شرق«، نه تنها اصلاحطلبى كه »سنتگرايى« هم ارزشمند بود. چنانكه در »شرق«، همانقدر به آيتالله العظمى بروجردى و آيتالله العظمى سيستانى احترام و ارزش گذارده مىشد كه به آيتالله نايينى و آيتالله طالقانى. همانقدر دكتر حسين نصر مورد توجه بود كه عبدالكريم سروش و همانقدر وزن سياسى عسگراولادى و ناطق نورى ارزشمند بود كه بهزاد نبوى و محمد خاتمى. از ديدگاه »شرق«، اصلاحطلبى »گفتوگو« را نيز ايجاب مىكرد. در اين گفتوگو كه فصل اول آن ميان خود اصلاحطلبان (آن هم در معناى وسيع آن) رخ مىداد، فصل دوم به سنتگرايان از يك سو و نيروهاى عرفى از سوى ديگر مىرسيد. چرا كه در نگاه شرق، اين دو طيف نيز صاحب اصالت سياسى، پايگاه اجتماعى و جايگاه فكرى تلقى مىشدند. در اين ميان، تنها يك طيف از دايره گفتوگو بيرون مىماند كه آن هم »مخالفان گفتوگو« بودند. چنانكه در ويژهنامه انتخاباتى »شرق« جز رييسجمهور كنونى همه نامزدها به گفتوگو با شرق نشستند و مواضع خويش گفتند. دليل هم روشن استأ »شرق« تعريفى از اصلاحطلبى ارايه مىكرد كه نه مىشد آن را »پايگاه دشمن« خواند و نه ادبياتش را »موهن« معرفى كرد. آنچه »شرق« بود و مىنمود، روزنامهيى تراز اصلاحات بود. روزنامهيى كه تنها دشمن با اصلاحات و فراتر از آن، »ستيز با گفتوگو« بود كه مىتوانست مقابله با آن را توجيه كند. اتفاقى كه در نهايت افتاد و سناريونويسان ضداصلاحات، نمايش خويش روى پرده بردند و با مدد گرفتن از آسمان و ريسمان، تاوان اصلاحطلبى شرق را ستاندند. كارى كه باعث شد بار ديگر دريابيمأ »اصلاحطلبى بدجرمى است«. جرمى كه بايد عقوبتش را ديدأ فرقى نمىكند تندرو باشى يا معتدل. مهم اين است كه اصلاحطلبى!
مديرمسئول نشريه نامه : اين گونه رفتارها از خطر فروپاشي حكومت نخواهد كاست
به نقل از "ادوار نیوز"
كيوان صميمي، مديرمسئول نشريه نامه |
دكتر كيوان صميمي مديرمسئول نشريه توقيف شده "نامه" در گفتگو با ادوارنيوز به تشريح روند توقيف "نامه" و ديدگاه هاي خود در اين زمنيه پرداخت .
مديرمسئول نامه با اشاره به اتنشار خبر توقيف نشريه نامه در روز گذشته به ادوارنيوز گفت: اين حكم در واقع دوشنبه هفته پيش و يك روز پس از بازگشت من از سفر به اروپا و آمريكا كه البته جنبه هاي سياسي هم پيدا كرد در هيات نظارت بر مطبوعات صادر شد بود و به صورت غير رسمي مسئولان نامه از آن مطلع شده بودند . با اين حال ما به دليل اينكه راه براي رايزني هاي بيشتر و گفتگو باز باشد از انتشار خبر توقيف نامه جلوگيري كرديم و در اين يك هفته در سفري كه به قم داشتم اين موضوع را پي گيري كردم و البته قول هايي هم دادند و گويا قرار شده بود در جلسه دوشنبه اين هفته موضوع مجددا طرح شود كه متاسفانه با پي گيري ما معلوم شد كه اين حكم مجددا تاييد شده است و امروز (سه شنبه) نيز نامه اي كه به منزله ابلاغ اين حكم است به دفتر نشريه ارسال شده است .
صميمي در پاسخ به سوال خبرنگار ادوارنيوز مبني بر جايگاه قانوني هيات نظارت براي صدور چنين احكامي گفت : عموما چنين اختياري در صلاحيت دادگاه است و البته با قانوني كه در اختيار آقايان است طبق يكي دو استثنا هيات نظارت اختيار دارد كه راسا اقدام به توقيف نشريه و ارسال پرونده آن به دادگاه نمايد.
مدير مسئول نشريه نامه با اشاره به اينكه اتهام نشريه نامه توهين به آقاي خميني بوده است كه يكي از همين استثنا ها محسوب مي شود گفت : بنده در اين مدت در مورد همه مسئولان از جمله مقام رهبري نقد داشته ام و صريحا آن را بيان كرده ام، از نظر من وقتي مولا علي مي فرمايد من از خطا مبرا نيستم ، تكليف همه مشخص است و كسي غيرقابل نقد نيست.
وي ادامه داد : در اين چند ساله ما همواره نقدهاي خود را از جمله به رهبري و عملكرد آقاي خميني به صورت شفاف بيان داشته ايم و نيازي نبود كه در لفافه و در قالب يك شعر به ايشان توهين نماييم و رويه ما چيزي جز نقد صريح نبوده است .
دكتر صميمي با اشاره به شعري كه از خانم سيمين بهبهاني در نامه چاپ شده است گفت : اين شعر در واقع آن شعري نبود كه ما قصد داشتيم آن را منتشر كنيم ، بلكه چون شعر اصلي به دست ما نرسيده بود و بر روي جلد نشريه نيز نام خانم بهبهاني چاپ شده بود ، تحريريه مجبور شد از ميان يكي از اشعار ايشان كه در كتابشان به چاپ رسيده است شعري را انتخاب كند و ما هرگز فكر نمي كرديم كه شعري كه با مجوز قبلا چاپ شده است را نبايد منتشر مي كرديم .
پرسش ديگر ادوارنيوز از كيوان صميمي در مورد ارتباط توقيف نشرياتي از قبيل شرق و نامه با مذاكرات هسته اي و توافقات احتمالي در اين مذاكرات بود كه مديرمسئول نامه پاسخ داد : اين دو موضوع تا حدي با هم مرتبط اند اما امروزه در عصر ارتباطات نمي توان جلوي انتشار اخبار و اطلاعات را گرفت .
وي افزود : من علت اصلي اين گونه رفتارها را غلبه بخش تندروتر حاكميت مي دانم كه اينگونه تصميمات را مي گيرد . وي گفت : عليرغم اينكه مي گويند همه حاكميت يكدست شده است من فكر مي كنم اينها در ميان خودشان اختلافاتي دارند بويژه در زمينه تاكتيك ها . تندروها همانگونه كه در سياست خارجي تندوري مي كنند در اعمال سياست هاي داخلي نيز سعي در بستن فضا دارند و توقيف نشريات هم در ادامه برخورد و فشارهايي است كه در مورد انجمن هاي دانشجويي در اين مدت اعمال كرده اند .
صميمي افزود: مطمئنم كه اين روش ها راه به جايي نخواهد برد و اين گونه رفتارها از خطر فروپاشي حكومت نخواهد كاست . از نظر من با ادامه اين روند فروپاشي كليت نظام نزديك است مگر آنكه تدبير امور به دست گروه هاي ميانه رو تر بيافتد وآنها غلبه پيدا كنند و به اين وسيله لااقل ار فروپاشي خودشان جلوگيري كنند.
مدير مسئول نامه در پايان ضمن ابراز اميدواري نسبت به ادامه انتشار نشريه نامه گفت : اميدوارم پرونده نشريه نامه و شرق در يك دادگاه صالح رسيدگي شود و پرونده سير اصولي خود را طي كند . وي گفت : اگر دادگاه حكم به تبرئه اين نشريات دهد و يا به نوعي موضوع را ختم كند كه نشريات مجددا انتشار يابند اين را مي توان نشانه ي خوبي از فضا سنجي حاكميت دانست.
|
اگر جمهوری اسلامی آماده تعلیق فعالیت های مربوط به غنی سازی باشد، ما نیز آماده ایم به سمت مذاکره حرکت کنیم: گرگوری شولتی
به نقل از "رادیو فردا" گرگوری شولتی سفیر آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: ما از مذاکرات خاویر سولانا و علی لاریجانی حمایت می کنیم، اما چیزی که می خواهیم بشنویم، این است که جمهوری اسلامی غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد و به تعهدات بین المللی خود عمل کند، ما هم خواستار راه حلی هستیم که به حق ایران از برخورداری انرژی صلح آمیز هسته ای احترام می گذارد، اما در عین حال حکومت ایران را وا می دارد به جهان اطمینان دهد فعالیت های هسته ایش صلح آمیز است؛ اگر جمهوری اسلامی آماده تعلیق فعالیت های مربوط به غنی سازی باشد، ما نیز آماده ایم اقدامات شورای امنیت را در مقابل ایران به حال تعلیق درآوریم و به سمت مذاکره حرکت کنیم. آقای شولتی می گوید: بهترین راهی که از طریق آن رهبران جمهوری اسلامی می توانند امنیت خود را تضمین کنند، عدم رویارویی با جهان و پیش نبردن برنامه تولید سلاح هسته ای است؛ اگر رهبران حکومت تهران حقیقتا نگران امنیت بلندمدت کشورشان هستند، با جامعه جهانی همکاری، طبق قطعنامه 1696 شورای امنیت رفتار و از این مجموعه پیشنهادی بهره برداری خواهند کرد.
|
| به گزارش خبرگزاری ها، متن 21 صفحه ای پاسخ ایران به مجموعه مشوق هایی که دو ماه پیش از سوی شش کشور قدرتمند جهان ارائه شد، حاوی هیچ اشاره ای به موضوع تعلیق غنی سازی اورانیوم پیشاپیش برقراری مذاکرات نیست. ساعتی پیش خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد نیکولای سرکوزی وزیر کشور فرانسه که گرم دیدار از واشنگتن است اعلام کرده است جمهوری اسلامی به هیچ عنوان حق ندارد به سلاح هسته ای دست یابد و یا سلاح های مشابهی را آزمایش کند. از سوی دیگر پس از اعلام پیشرفت در مذاکرات روز شنبه میان علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی و خاویر سولانا مسئول سیاستگذاری خارجی اتحادیه اروپا، امیرمصدق کاتوزیان از رادیو فردا پس از تشکیل جلسه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین، از گرگوری شولتی سفیر آمریکا در آژانس، از موضع آمریکا درباره پرونده هسته ای ایران پرسید.
گرگوری شولتی: ما از مذاکرات خاویر سولانا و علی لاریجانی حمایت می کنیم، اما چیزی که در ارتباط با این مذاکرات می خواهیم بشنویم، این است که جمهوری اسلامی غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد و به تعهدات بین المللی خود عمل کند. ما هم مانند کشورهای دیگر عضو شورای امنیت، اتحادیه اروپا، روسیه و چین خواستار راه حلی هستیم که به حق ایران از برخورداری انرژی صلح آمیز هسته ای احترام می گذارد، اما در عین حال ایران را نیز وا می دارد که به جهان اطمینان دهد فعالیت های هسته ایش صلح آمیز است. در این لحظه منتظریم ببینیم آیا حکومت ایران آماده همکاری با قطعنامه شورای امنیت هست یا خیر. اگر جمهوری اسلامی آماده تعلیق فعالیت های مربوط به غنی سازی باشد، ما نیز آماده ایم اقدامات شورای امنیت را در مقابل ایران به حال تعلیق درآوریم و به سمت مذاکره حرکت کنیم.
امیر مصدق کاتوزیان (رادیو فردا): به گرگوری شولتی می گویم روز دوشنبه کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا گفت: اگر تهران پیش از مذاکرات به فعالیت های غنی سازی اورانیوم پایان دهد، آمریکا حاضر است به مذاکرات بپیوندد و می پرسم آیا این به این معنا است که حالا که حکومت ایران می گوید حاضر است نه به عنوان یک پیش شرط مذاکرات، بلکه در اقدامی داوطلبانه غنی سازی را تا مدت دو ماه به تعلیق درآورد، آمریکا حاضر است به مذاکرات بپیوندد؟
گرگوری شولتی: همانطوری که وزیر امور خارجه آمریکا گفته است ما هنوز هیچگونه پیشنهادی از سوی حکومت ایران درباره تعلیق غنی سازی مشاهده نکرده ایم، اما مساله ای که برای ما از این هم مهمتر است، این است که ما منتظر پیشنهاد جدید ایران نیستیم. ما فقط منتظر تعلیق غنی سازی هستیم. وقتی تعلیق انجام شد، آمریکا آماده پیوستن به مذاکرات با ایران است. ما خواستار یک راه حل دیپلماتیک هستیم.
ا . م . ک: می پرسم تعلیق موقت غنی سازی آمریکا را راضی می کند؟
گرگوری شولتی: ما به دنبال تعلیق هستیم، تعلیقی که باید وقوعش به تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی برسد. در گزارشی که محمدالبرادعی به ما داده و فردا در وین به بررسی گذاشته خواهد شد، دو چیز منظور شده؛ یکی این که حکومت ایران فعالیت های موردنظر را کنار نگذاشته و دوم این که با آژانس همکاری نکرده. ما منتظریم ببینیم آیا ایران تعلیق را به اجرا خواهد گذاشت؟ به تعهدات بین المللی خود عمل خواهد کرد؟ اگر چنین شود آمریکا حاضر است به مذاکرات بپیوندد.
ا . م . ک: علاوه بر چین و روسیه به نظر می رسد اروپایی ها هم در چند روز گذشته نسبت به رفتن به سوی تنظیم قطعنامه تحریم علیه ایران مردد هستند. آیا این می تواند به ایجاد شکافی میان آمریکا از سویی و اتحادیه اروپا، چین و روسیه از سوی دیگر انجامد؟
گرگوری شولتی: اینجا در وین من با سفرای کشورهای اروپایی صحبت کردم. همینطور با سفرای روسیه و چین و اینجا حمایت قاطعی از بیانیه وزرای امور خارجه آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان در اول ژوئن به چشم می خورد. همینطور حمایت قاطع از قطعنامه شورای امنیت درباره این مساله.
ا . م . ک: به گزارش امروز سه شنبه آسوشیتدپرس اشاره می کنم که در آن از دیپلماتی که نامش فاش نشده نقل شده، تهران در پی گرفتن این تضمین است که در طول مذاکرات، آمریکا جمهوری اسلامی را بمباران نمی کند. از نماینده آمریکا در آژانس می پرسم آیا آمریکا حاضر است چنین تضمینی به ایران بدهد؟
گرگوری شولتی: بهترین راهی که از طریق آن رهبران جمهوری اسلامی می توانند امنیت خود را تضمین کنند، عدم رویارویی با جهان و پیش نبردن برنامه تولید سلاح هسته ای است. بهتر است جمهوری اسلامی از فرصت های مهم دیپلماتیکی که پیش روی رهبرانش قرار گرفته بهره بردرای کند و به تعهدات بین المللی خود عمل کند. اگر رهبران حکومت تهران حقیقتا نگران امنیت بلندمدت کشورشان هستند، با جامعه جهانی همکاری خواهند کرد و طبق قطعنامه 1696 شورای امنیت سازمان ملل رفتار خواهند کرد و از این مجموعه پیشنهادی بهره برداری خواهند کرد.
ا . م . ک: یعنی در غیر این صورت آمریکا ایران را بمباران خواهد کرد؟
گرگوری شولتی: نه، یعنی هدف ما رسیدن به یک راه حل دیپلماتیک است، اما این به آن معنی است که رهبران حکومت تهران باید انتخاب کنند و گزینه ای واضح دارند که جلوی آنان گذاشته شده. یکی از راه هایی که می توانند برگزیدنند، همان راهی است که متاسفانه اکنون در آن گام گذاشته اند که مسیر عدم همکاری با آژانس و عمل نکردن به تعهدات بین المللی است. مسیر دیگر یعنی مسیری که بهترین راه برای مردم ایران و راهی است که سایر جهان می خواهد رهبری ایران آن را برگزیند، مسیر همکاری، اجرای تعهدات بین المللی و مذاکرات است و این راهی است که ما امیدواریم آنان برگزینند.
|
|
پرسش یک دانشجوی ایرانی تبار دانشگاه هاروارد از محمد خاتمی درباره پرونده قتل زهرا کاظمی به نقل از "رادیو فردا"
روز یکشنبه محمد خاتمی در ادامه سفرش به آمریکا، در دانشگاه حکومت دانشگاه هاروارد حضور یافت و پس از ایراد سخنانی به پرسش های تعدادی از دانشجویان این دانشگاه درباره مسائل مختلف پاسخ گفت. علی سلطانی شیخ الاسلامی یکی از دانشجویان ایرانی تبار که تاریخ اسلام مطالعه می کند، با اشاره به سخنان آقای خاتمی درباره عدالت و انصاف از او از جمله پرسید: «در سنت ما، دست کم در سنت خانواده من پذیرفتنی نیست که به زنی تجاوز شود، به او کتک زده شود و زیر خاکی دفن شود که تمام شهدای ما و خاطره آنها در آن آرمیده اند و بعد برگردند بگویند ببخشید. و بعد به اعدام کننده او این آقای مرتضوی یا هرچه که اسمش هست این حق را بدهند بیاید به عنوان نماینده کشور من و به نام پیامبر من به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برود. من نمی توانم این را بپذیرم و وقتی شما به عنوان رئیس جمهوری، به عنوان مردی که رگ و پیش باید به عنوان سپر زنان و دختران و کودکان باشد، درباره عدالت صحبت می کنید، من از خودم می پرسم «کی»؟ و من چه باید به استفان بگویم وقتی که برای دیدنش به مونتریال می روم؟
|
| تارا عاطفی (رادیو فردا): روز یکشنبه محمد خاتمی در ادامه سفرش به آمریکا، در دانشگاه حکومت دانشگاه هاروارد حضور یافت و پس از ایراد سخنانی به پرسش های تعدادی از دانشجویان این دانشگاه درباره مسائل مختلف پاسخ گفت. یکی از دانشجویان ایرانی تبار که تاریخ اسلام مطالعه می کند، با اشاره به سخنان آقای خاتمی درباره عدالت و انصاف، از او درباره قتل زهرا کاظمی در بازداشتگاه جمهوری اسلامی در زمان ریاست جمهوری او پرسید و گفت:
علی سلطانی شیخ الاسلامی: من به عنوان یک ایرانی از شما تشکر می کنم و به شما تبریک می گویم، به خاطر همه آن چیزی که درباره عشق و زندگی گفتید. گذشته از تئوری من دوستی دارم در مونتریال به نام استفان هاشمی. ما در وی ژورنالیست کانادایی بود که من مطمئنم شما او را می شناسید؛ زهرا کاظمی که هنگامی که در زندان اوین تحت بازداشت بود، درگذشت. طی دو سه سال گذشته من با او بودم. این موضوع برای او باعث تکاپویی وحشتناک، دردآور و غیرقابل تحمل شده، همانطوری که برای ایرانیان بهایی و بسیاری از دیگر ایرانیان چنین بوده. آنها که خواهان اجرای عدالت هستند. چیزی که شما همیشه درباره آن صحبت کرده اید.
وقتی شما درباره معیارهای دوگانه صحبت می کنید، البته که من به عنوان یک ایرانی حرف شما را می فهمم؛ ما می دانیم آمریکایی ها، اسرائیلی ها و بقیه چه می کنند، اما چیزهایی هستند که در حیطه قدرت ما هستند و چیزهایی که نیستند؛ خانم کاظمی به نام ما دفن شد، به نام دین ما دفن شد، وی را به نام ایران من دفن کردند، در سرزمینی که نیاکان ما به خاک سپرده شدند. او تحت نام پیامبر من دفن شده و من قدرت آن را ندارم که هیچ کاری در این باره انجام دهم. زیرا من نمی دانم به چه کسی باید برای اجرای عدالت مراجعه کنم.
در سنت ما، دست کم در سنت خانواده من پذیرفتنی نیست که به زنی تجاوز شود، به او کتک زده شود و زیر خاکی دفن شود که تمام شهدای ما و خاطره آنها در آن آرمیده اند و بعد برگردند بگویند ببخشید. و بعد به اعدام کننده او این آقای مرتضوی یا هرچه که اسمش هست این حق را بدهند بیاید به عنوان نماینده کشور من و به نام پیامبر من به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برود. من نمی توانم این را بپذیرم و وقتی شما به عنوان رئیس جمهوری، به عنوان مردی که رگ و پیش باید به عنوان سپر زنان و دختران و کودکان باشد، درباره عدالت صحبت می کنید، من از خودم می پرسم کی؟ و من چه باید به استفان بگویم وقتی که برای دیدنش به مونتریال می روم؟
ت . ع: آقای خاتمی در پاسخ به سئوال این دانشجوی رشته تاریخ اسلام درباره قتل زهرا کاظمی در بازداشتگاه جمهوری اسلامی گفت:
صدای محمد خاتمی: درباره خانم زهرا کاظمی، بنده به عنوان رئیس جمهوری و دولت من به عنوان بخشی از حکومت رسما موضع گرفت و ایستاد و خواستار این شد مساله پیگیری شود و با نحوه برخورد با ایشان و نحوه برخوردهای بعدی با آن اعتراض کرد که مساله اش در همه رسانه ها هم آمد. قوه قضاییه هم برای خودش یک استدلال هایی داشت که در عین این که احترام برایشان می گذارم، ما در این زمینه اختلاف نظر هم داشتیم. البته من با شجاعت شما نسبت قتل به کسی بدهم که مشخص کنم قاتل خانم کاظمی که بوده. معتقدم با این مساله میشد و می بایست بهتر از این برخورد شود. شاید اگر دوستان ما، بازماندگان خانم زهرا کاظمی هم مساله را به این صورت سیاسی نکرده بودند و تبدیلش نکرده بودند به یک کار تبلیغاتی خیلی تند علیه «ایران»، مساله بهتر و بیشتر حل می شد. به هر حال ما مسیر دموکراسی را تازه شروع کردیم. مطمئنا می شود ایراادها و عیب هایی نسبت به آنچه در ایران می گذرد، گرفت، ولی اولا نوعی دیگر از این اشکال یا نظیر این اشکال در جاهای دیگر هم می توانیم ببینیم. آنچه که مهم است، دموکراسی یک پروسه است. ما باید با حوصله به صورتی پیش برویم که بتوانیم با کمترین هزینه بیشترین دستاورد را داشته باشیم، خیلی هم عجله نداشته باشیم و فقط سعی کنیم جهت به سوی استقرار کامل و جامع دموکراسی گم نشود. حالا هم که کاره ای نیستم، حاضرم مطالب شما را به دقت به مسئولان ذیربط منتقل کنم.
|
گزارش ايسنا از اردوي انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشكي
به نقل از "خبرنامه گویا"
اردوي تشكيلاتي، فرهنگي و آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران عصر ديروز در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران با سخنراني اعظم طالقاني و ارائه مقاله سعيد حجاريان آغاز شد و امروز نيز در دانشكده كشاورزي كرج با سخنراني الهه كولايي و لطفالله ميثمي ادامه پيدا كرد. گزارش كامل اين اردو را ميخوانيد:
* سعيد حجاريان: نيامدن نخبگان به صحنه انتخابات، به نفع دولتهاست *
«سعيد حجاريان» در مقالهاي با عنوان "آشنايي با علم، بيگانگي با معرفت" كه در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران قرائت شد، نسبت به خطر اليناسيون در جوانان و علمگرايي محض به جاي معرفتگرايي هشدار داد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سعيد حجاريان اظهار داشت: آيا تا به حال از خود پرسيدهايد كه چرا يك كشاورز با فرآيند توليد خود بيگانه نيست؟ به علت اينكه او در تمام مراحل توليد دخيل است و به آن آگاهي دارد. به اين بيگانگي از فرآيند توليد، اليناسيون ميگويند. بر اثر انقلاب صنعتي و توسعه سرمايهداري، اليناسيون بيشتر در كار يدي مطرح بوده است و ماكس و وبر هم الينهشدن در كار يدي را مطرح كرده بودند، در حال حاضر مقصود من، اليناسيون در كار دانشگاهي و ذهني و بيگانگي از فرآيند فكري است.
وي سپس با طرح اين پرسش كه عوارض اليناسيون فكري – دانشگاهي چيست؟ گفت: به طور مثال، وقتي در غرب از يك فرد متخصص پيشرفته در يك علم خاص پرسيده ميشود كه فرماندار ايالتت كيست، يا بر فرض نمايندهات در مجلس سنا كيست، نميداند. او حتي فرق بين ايران و عراق را هم كه تنها در يك حرف(در نگارش لاتين) تفاوت دارند، نميداند. يادآوري ميشود كه علم خصلت انباشتگي دارد و بنابراين شما اگر بخواهيد در زمينهاي متخصص شويد، بايد حاصل سالها تحقيق و پژوهش را مطالعه كنيد تا بتوانيد به نكته جديدي برسيد. در غرب به يك سري افراد كه صرفا در يك زمينه تخصص دارند، افراد تكساحتي ميگويند.
حجاريان ادامه داد: اين در حالي است كه آدم داراي ابعاد بسيار متنوعي است. آدم هنر و زيبايي ميخواهد. شادي ميخواهد. ادبيات ميخواهد. محيط زيست ميخواهد. آيا آدم نبايد بداند همسايهاش چه كسي است و چه مشكلي دارد؟ كشورش چه مشكلي دارد؟ آيا او نبايد بداند چه كساني بر او حاكم هستند؟ در سطح كلان كشورش چه ميگذرد؟ آيا آدم حق حاكميت ندارد؟ وقتي ميخواهد رأي بدهد، نبايد بداند به چه كسي رأي بدهد بهتر است؟
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با طرح اين پرسش كه چرا دولتها مشوق تيلوريسم هستند؟ بالا رفتن توليد و ارزش افزوده و غير سياسي كردن دانشگاهها را دليل اين كار دانست و اظهار داشت: «در كشور ما با افزايش فشارهاي سياسي و اجتماعي، روندهايي اتفاق ميافتد كه يكي از آنها قطعا فرار مغزهاست. عدهاي نيز در اين وضعيت تن به وضع موجود داده و به دنبال زندگي خود ميروند و حتي اخلاق را نيز كنار ميگذارند. عدهاي دچار افسردگي ميشوند و به سمت انزواطلبي ميروند و يا منتظر منجي يا دست خارجي مينشينند. عدهاي ديگر به سمت اعراض، اعتراض و تعرض ميروند. اعراض به معني رويگرداني منفي، اعتراض به معني بيان كردن نارضايتي، و تعرض به معني عمل خشونتآميز است.»
حجاريان سپس با طرح اين سوال كه براي همه اينها چه بايد كرد؟ ابراز عقيده كرد: «دولتها ميخواهند دانشگاهها و دانشجوها را غير سياسي كنند؛ يا بايد مروج سياستهاي آنها باشيد و يا ساكت باشيد. چرا ميانه آنها با رشتههاي علوم انساني به اندازه علوم دقيقه خوب نيست؟ چون علوم انساني كمتر قابليت الينه كردن آدمها را دارد، ولي علوم دقيقه بيشتر اين قابليت را دارد.»
وي با بيان اينكه راه برونرفت از اين بحران در رشتههاي غير علوم انساني چيست؟ پاسخ داد: «ايجاد رشتههاي بين رشتهاي مثل مديريت صنعتي يا اقتصاد، بهداشت و... و ايجاد شبكه يا net بين رشتهها راه برونرفت از اين بحران است. در ايران اين كار را خود دانشجويان بايد بكنند و انجمنهاي اسلامي اين توانايي را دارند و بهخصوص در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، به علت تعدد و تكثر رشتهها اين امكان بيشتر وجود دارد. اين وظيفه شماست كه اين شبكه را بين رشتهها ايجاد كنيد. شما ميتوانيد با تهيه فهرستي از كلاسهاي مفيد استادان مختلف در رشتههاي مختلف علوم انساني و كلاسهاي خارج دانشگاهي معرفت شناسي، ادبي، اعتقادي و ... و ارائه آن به دانشجويان علاقهمند، زمينه ايجاد اين شبكه را فراهم آوريد. حتي ديدن فيلم و تئاتر، و گوش كردن به انواع موسيقي و خواندن كتابهاي متنوع نيز در همين راستاست.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در ادامه سخنانش كه به صورت مقاله ارائه شد، اين پرسش را مطرح كرد كه بين اليناسيون علمي و فرآيند دموكراسي در جوامع چه نسبتي وجود دارد؟
حجاريان در پاسخ به اين پرسش گفت: دموكراسي داراي دو شاخص رقابت و مشاركت است. در غرب، شاخص رقابت بالا رفته و شاخص مشاركت پايين آمده است. در آمريكا و انگليس، احزاب نخبهگرا هستند، آنها هستند كه با تبليغات، تودهها را سازماندهي ميكنند. بر فرض در شرق و غرب آمريكا كه خرده بوروژواها و كشاورزان بيشتر هستند، رأي دموكراتها پايينتر است و گرايش به سمت جمهوريخواهان بيشتر ديده ميشود. البته مساله نژاد سفيد و سياه و اقليتها در شرق و غرب آمريكا كه بيشتر به دموكراتها گرايش دارند نيز مطرح است، بنابراين تودهها براي جمهوريخواهان مهمتر و نخبگان براي دموكراتها مهمتر هستند. البته نخبگان در حال حاضر در آمريكا از نظر كمي، خود به توده بدل شدهاند، نخبگان در كشور ما با نخبگان غرب، متفاوت هستند.»
وي ادامه داد: «نخبگان غرب الينه شده و از معرفت دور شدهاند. البته در جنوب اروپا به خصوص ايتاليا، اسپانيا، پرتغال، و يونان، معرفت بيشتري در ميان نخبگان ديده ميشود، و در واقع هرچه سرمايهداري شديدتر باشد، اليناسيون نخبگان بيشتر خواهد بود. در حقيقت تيلوريسم زاده كاپيتاليسم است. نخبگان ما نيز هنوز معرفت دارند، اهل سياست هستند و ميفهمند. در كشور ما، نيامدن نخبگان به صحنه انتخابات، به نفع دولتهاست.»
وي ابراز عقيده كرد: «آنها احزاب پادگاني و قدرت بسيج تودهها را در دست دارند. در واقع دولتمردان در شعار مخالف غرب هستند ولي در واقع همانطور عمل ميكنند و نخبگاني را ميخواهند كه الينه شده باشند. علايمي هست كه نشان ميدهد كه ميخواهند نسل جديد ما را به سمت علمزدگي و خروج از دايره معرفت سوق دهند.»
حجاريان گفت: «اين سؤال پيش ميآيد كه چرا ما ايرانيها دچار تيلوريسم علمي شديم، در حالي كه كشورهاي ديگر مثل لبنان، تركيه و ... با اينكه از ما پيشرفتهتر هستند اين قدر از سياستزده نشده و دچار تيلوريسم علمي نشدهاند. حتي مردم اين كشورها نيز از لحاظ معرفت ازما بهترند. دين، هنر، سينما، توليدات فرهنگي، شعر و ادبيات همه از نتايج معرفت در ميان مردم هستند.
كشورهايي مثل چين و ژاپن نيز با اينكه از ما پيشرفتهترند، به لحاظ توليدات فرهنگي از ما قويترند. تفاوت ما با آنها چيست كه آنها اين چنين پيشرفته و از نظر معرفت برتر هستند، ولي ايران را شايد بتوان از اين نظر با كشوري مثل امارات مقايسه كرد. يكي از علل، نفت است كه دست دولت را باز ميگذارد و باعث ميشود كه دولت احتياجي به ماليات مردم نداشته باشد. علت دوم آن است كه بعد از آمدن و رفتن خاتمي، مردم به اين نتيجه رسيدند كه او نيز نتوانست كاري براي آنها بكند و اصلاحات فايدهاي نداشت و به خصوص بعد از رد صلاحيتهاي مجلس هفتم، اين نااميدي بيشتر شد. ميتوانيم بگوييم، پس از اين وقايع، ما مادي گراتر شدهايم. مردم ما دچار مشكلات معيشتي شدهاند و هر كسي در اين دنياي وانفسا به دنبال حل مشكلات خود ميرود و حتي علمجويي و تمايل آنها براي ورود به دانشگاهها نيز براي دستيابي به ثروت و منزلت است. بنابراين از سه منبع كمياب موجود كه قدرت، ثروت و منزلت هستند، راه قدرت و سياست، در صورتي كه مروج سياست آنها نباشيد مسدود است، ولي در صورتي كه به اليناسيون علمي تن بدهيد، مسير ثروت و منزلت را باز گذاشتهاند. مسير معرفت نيز، كه شامل دينورزي هم ميشود، بسته شده است و ما در صورتي اجازه استفاده از اينها را خواهيم داشت كه بخشي از دستگاه ايدئولوژيك دولت بشويم.»
*اعظم طالقاني: نبود افراد دورانديش در جامعه باعث عدم تحقق عدالت شده است*
دبير كل جامعه زنان انقلاب اسلامي تصريح كرد: «امروزه در جامعه ما يكي از شرايط حاكميت مطلوب، شفافيت است. در جامعهاي كه مرحوم طالقاني به آن ايمان داشت مردم پاك زندگي ميكردند و مسوولان در قبال مردم متعهد بودند. مرحوم شريعتي نيز به جامعه ديني اعتقاد داشت و بر اين باور بود كه جامعه مطلوب بر اساس جامعه ديني شكل خواهد گرفت.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اعظم طالقاني در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران با بيان اين مطلب اظهار داشت: «نسل ما به افرادي جوان كه در اين جامعه با تمام وجود تلاش ميكنند افتخار ميكند.»
وي با اشاره به سوره نحل، اظهار داشت: «مطمئنا اگر مشكلات اقتصادي وجود نداشته باشد انسان ميتواند براي آينده خود برنامهريزي كند و درست تصميم بگيرد. خداوند در قرآن ميفرمايد ما نميخواهيم كه شما نگراني داشته باشيد بلكه اين شماييد كه چنين وضعي براي خود به وجود ميآوريد.»
طالقاني اظهار داشت: «دولتها با هر سياستي موظفند سرمايه ملت را كه هزاران سال براي توليد آن زمان گذشته است حفظ كنند. مردم بايد با آگاهي از اين پوپوليسم و عوامفريبي بيرون آيند و آگاه شوند.»
وي با ياد از مرحوم طالقاني، بيان كرد: «در هر زمان طالقاني شرط شناخت را ضرورتي واجب براي جامعه دانسته است. اگر هر انسان و هر فردي اطراف و موجودات پيرامون خود را با آگاهي بشناسد، ميتواند به اصالت و مسووليت انساني خود پي ببرد.»
وي با بيان اينكه آيتالله طالقاني بر امنيت جامعه و فرد تاكيد داشت، تصريح كرد: «آيتالله طالقاني معتقد بود در پناه اعتقاد، امنيت به وجود خواهد آمد. اگر مردم ما به اين باور برسند و اعتقاد خود را پررنگ كنند، امنيت كامل را به دست خواهند آورد.»
اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: «قسط از ديدگاه آيتالله طالقاني عبارت است از اينكه هر كس متناسب با موقعيت، كاركرد و پايگاه اجتماعياش بتواند بهره صحيح از زندگي را به دست آورد؛ به اين معنا كه هر كس به تناسب توانايي و هوش و ذكاوت خود، بتواند بهره آن را به آساني در جامعه دريافت كند.»
وي گفت: «اگر در جامعهاي مسووليت به افراد ناآگاه داده شود، باعث از بين رفتن منافع خواهد شد. متاسفانه در حال حاضر نبود افراد دورانديش در جامعه، باعث شده كه عدالت در جامعه ما به تحقق نپيوندد.»
وي با اشاره به تحول و اصل حركت، گفت: «با توجه به اصل حركت، بايد بدانيم كه عقلانيت روز به روز تحول پيدا ميكند و پويايي و نشاط باعث ميشود مشكلات در هر زمان حل شود.»
طالقاني در ادامه گفت: «در دنياي امروز، انسانيت، همدلي و نوعدوستي به سوي استضعاف پيش ميرود و اگر انسانها به اصل تكامل و قسط اعتقاد داشته باشند، وضعيت به نحو ديگري پيش خواهد رفت.»
دبيركل جامعه زنان انقلاب اسلامي با بيان اينكه آيتالله طالقاني به پرواگيري تكيه داشت، ادامه داد: «از ديدگاه مرحوم طالقاني، پرواگيري يك نوع سمبل است.»
وي ادامه داد: «اگر ما در حال حاضر چنين جامعهاي را شاهد نيستيم بايد تمام تلاش خود را به كار بگيريم تا به آن دست پيدا كنيم.»
*الهه كولايي: تامين نياز مردم، نيازمند همكاري با جامعه جهاني است*
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي تصريح كرد: «وقتي در سوم تير سال 1384 احمدينژاد انتخاب شد، مردم خواهان اين بودند كه با فقر و تبعيض مبارزه شود. تامين نياز مردم، نيازمند روابط تعاملآميز و همكاري با جامعه جهاني است.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، الهه كولايي كه در اردوي تشكيلاتي - سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در دانشكده كشاورزي كرج سخن ميگفت، با اشاره به فضاي سياسي ايران و موقعيت استراتژيك آن، اظهار داشت: «با مرور تاريخ ايران ميبينيم كه ايران با توجه به موقعيت تاريخي خود هميشه در تحولات منطقه پيرامون خود نقش داشته است.»
وي با بيان اينكه جهاني شدن فضاي جديدي را در دنيا ايجاد كرده است، گفت: «ما نميتوانيم نسبت به پيرامون خود بيتفاوت باشيم. به حكم جغرافيا و تاريخ كشوري كه در آن زندگي ميكنيم، اثرپذيريمان از كشورهاي ديگر هم بسيار بالاست. ما بايد بتوانيم آثار تحولات جهاني را بر كشورمان ارزيابي كنيم.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در ادامه با طرح اين سوال كه اهميت كشور ايران و تحولات ساختار قدرت جهان چه بوده است؟ خاطرنشان كرد: «بعد از انقلاب اسلامي شعار نه شرقي، نه غربي موقعيت ايران را مشخص كرد اما بايد ديد آيا به واقع اين شعار اجرا شده است؟ بعد از انقلاب اسلامي سياست ما بيشتر نه شرقي، نه شرقي بوده است و نتوانستيم توازن را در تنظيم رابطه با جهان حفظ كنيم.»
اين فعال سياسي با اشاره به فروپاشي شوروي و وضعيت استراتژيك ايران، بيان كرد: «ايران از كشورهايي است كه شرايط اجازه نميدهد انزوا پيشه كند. موقعيت جغرافيايي ايران آن را به يك بازيگر تعيينكننده در سطح منطقه تبديل كرده است و مطمئنا جامعه جهاني بر روي كشوري كه دومين منابع انرژي را دارد حساب باز كرده است.»
كولايي با اشاره به ثروت ايران و منابع نفتي آن، گفت: «مطمئنا ايران ميتواند بسياري از ملاحظات جهاني را پاسخگو باشد. حادثه 11 سپتامبر و تحولاتي كه در اين دوران رخ داده، توجه به ايران را افزايش داده است.»
وي با اشاره به نظريه جنگ تمدنهاي هانتينگتون، يادآور شد: «حضور جهاني آمريكا و مداخلات آن در ديگر كشورها نشان داد كه آمريكا چه قدرتي در اين زمينه داشته است؟ ساختارهاي امنيتي دوران جنگ سرد، آنچه را كه به شوروي مربوط ميشد از بين برده و نفوذ ناتو را هرچه پررنگتر نشان داده است.»
به گزارش خبرنگار ايسنا، كولايي در ادامه با اشاره به تهديدهاي جدي آمريكا عليه ايران، افزود: «اقدامات تهديدآميز آمريكا عليه ايران سعي كرد ايران را هدف قرار دهد.»
وي ادامه داد: «عملكرد سياست خارجي ايران در آن زمان توانست ما را از اين موقعيت خطرناك دور كند.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه در 11 سپتامبر جهان با شرايط جديدي مواجه شد، ادامه داد: «چنين صحنههايي براي جهان تكاندهنده بود. امروز بسياري از شهروندان آمريكايي و اروپايي از ترس تكرار شدن حادثه مشابه 11 سپتامبر حاضر ميشوند تا حتي گفتوگوهاي خصوصيشان كنترل شود.»
اين استاد دانشگاه تهران اظهار داشت: «با حوادث 11 سپتامبر، موضوع جديدي تحت عنوان حمله پيشگيرانه مطرح شد.»
وي با اشاره به اتفاقات اخير لبنان، تصريح كرد: «جامعه جهاني در مقابل حمله اسرائيل به لبنان ابتدا با سكوت و سپس با تأمل برخورد كرد. حمله به قول بوش پيشگيرانه، تئوري بود كه بعد از 11 سپتامبر كشورهايي همچون آمريكا و اسرائيل از آن استفاده كردند و آمريكا ميگويد جايي كه منابع كانون تروريست است را ميتوانيم هدف قرار دهيم.»
اين فعال سياسي ادامه داد: «نهادگراها و كساني كه از ارزشهاي انساني دفاع ميكنند دستاوردهايشان با تهديد مواجه شد و جنگ لبنان نشان داد كه بسياري از تلاشها به نتيجه نرسيده است.»
كولايي در ادامه با بيان اينكه ايران قابل انكار شدن نيست، گفت: «فشارهاي آمريكا فرصتي براي رقباي ايران و آمريكا ايجاد كرد. مطمئنا نميتوان ايران را در اين فضاي سياسي حذف كرد و ناديده گرفت.»
وي با اشاره به روابط خارجي ايران، تصريح كرد: «در داخل كشور عزم جدي براي تغيير سياست خارجي وجود ندارد. متأسفانه در دوران اصلاحات هم رابطه تخاصمآميز ادامه پيدا كرد و مخاصمه ايران و آمريكا به فرصتي براي كشورهاي ديگر تبديل شد.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي ادامه داد: «سهم كشورها در مذاكرات و معاملات، ارتباط مستقيمي با عوامل قدرت هر كشور دارد و ادامه تقابل ايران و آمريكا باعث ايجاد فرصتي براي استفاده كشورهاي رقيب شده است.»
كولايي با اشاره به اينكه طالبان از سوي آمريكاييها به وجود آمدند، گفت: «آمريكاييها طالبان را حمايت كردند كه ايران نتواند انرژي را از مسير خود انتقال دهد. سپس آمريكاييها، خود، براي ساقط كردن طالبان اقدام كردند.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي ادامه داد: «در حال حاضر ما شاهد جنگ سرد جديدي هستيم. روسها دوباره به مدد قيمت نفت قد علم كردهاند و بعضيها روسيه را ابرقدرت انرژي قرن بيست و يكم ميدانند. در اين فضا ما بايد به اطراف و حوادث اطرافمان دقت كنيم و بازيهاي قدرت و انقلابهاي رنگي كشورهاي ديگر و پيامدهاي آن را مورد توجه قرار دهيم.»
اين فعال سياسي گفت: «ايران برنامه و سند چشمانداز بيست سالهاي را تنظيم كرده و نيازهاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي را در اين راه مد نظر قرار داده است.»
اين استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با طرح اين سوال كه تحقق اهداف سند چشمانداز بيست ساله چگونه ميسر است؟ اظهار داشت: «براي به وجود آوردن جامعهاي كه در آن جوانها بتوانند كار، شغل و تحصيل داشته باشند و با مفاسد و فقر فرهنگي - اقتصادي مبارزه شود، بايد با جامعه جهاني رابطه مناسب و سازنده داشت و اعتماد متقابل و سازنده را ايجاد كرد.»
كولايي افزود: «بعضيها معتقدند همانگونه كه با شوروي برخورد شده است با ايران برخورد خواهد شد. بسياري از مشاوران بوش و خانم رايس شوروي شناس هستند. نو محافظهكاران آمريكايي منتظرند كه نارضايتي از درون شكل بگيرد.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: «با توجه به منابع عظيمي كه در اختيار داريم، ميتوانيم براي تامين نيازهاي مردم ايران اقدام كنيم. سياست خارجي ادامه سياست داخلي است. آقاي احمدينژاد كه ميخواهد به خواستههاي مردم پاسخ دهد نياز دارد كه سياست خارجي مناسب آن را طراحي و اجرايي كند.»
وي سپس به به دوران اصلاحات اشاره كرد و افزود: «مسوولان در طراحي و اجراي سياستهاي خود در عرصه داخلي و خارجي چنانچه منافع مردم را در اولويت قرار دهند ميتوانيم شاهد تغييرات بسياري باشيم.»
*لطفالله ميثمي: دين باعث گسترش مردمسالاري ميشود*
لطفالله ميثمي گفت: «آيتالله طالقاني سمبلي از وفاق ملي بود و سعي داشت تضادهاي موجود در جامعه را از بين ببرد.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، لطفالله ميثمي كه در هشتمين اردوي تشكيلاتي، فرهنگي، آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در دانشكده كشاورزي كرج سخن ميگفت، با بيان اينكه حركت آيتالله طالقاني سمبل و نمادي از وفاق ملي بود، گفت: «آيتالله طالقاني سعي داشت با كاركردهاي عملي، تضادهاي موجود در جامعه را از بين ببرد. طالقاني ماركسيسم را يك فرضيه ميدانست و اعتقاد داشت كساني كه به ماركسيسم روي آوردهاند نبايد با برخوردي نادرست روبهرو شوند. آنچه كه طالقاني را سمبل وفاق ملي كرده است، اعتقاد ايشان نسبت به باورهايش بود.»
اين فعال سياسي با بيان اينكه دين براي مردمسالاري امتياز بزرگي است، تصريح كرد: «دين در مردمسالاري دو مولفه اصيل دارد و به گسترش مردمسالاري و دموكراسي بسيار كمك ميكند.»
ميثمي افزود: «قرآن، بيخدايي و بي ديني را به رسميت نميشناسد و بارها در قرآن آمده است قبل از اينكه فكري وجود داشته باشد و انساني خلق شود، وجود خدا كاملا محسوس بوده است. قرآن بشر را هستيمحور ميكند تا به وجود خداوند پي ببرد.»
ميثمي تصريح كرد: «مشاركت در جامعه بسيار ضروري است و اين فعاليتي است كه از سوي مردم به وقوع ميپيوندد.»
وي با اشاره به آيه 159 سوره آل عمران گفت: «خداوند به پيامبر ميگويد افسرده دلها را از آن وضعيت بيرون آور و براي آنها طلب استغفار كن.»
وي ادامه داد: «دموكراسي به معناي فعال كردن تودههاست. دموكراسي هسته اصلي عمق مردمسالاري است. دين براي دموكراسي بستري است كه باعث عمق و گسترش آن ميگردد.»
مدير مسوول ماهنامه چشمانداز ايران اضافه كرد: «سالهاي زيادي طول كشيد تا حضرت علي (ع) به حكومت رسيد، اما هيچگاه در اين مدت به فردي زور نگفت. با وجود اينكه او حكم خداوندي را داشت، صبر پيشه كرد و سكوت اختيار كرد. عملكرد علي، تعميق اصلي دموكراسي بود.»
*دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي: انگيزه دينباوري باعث شكلگيري و پايداري تشكلهاي دانشجويي شده است*
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران مهمترين موضوع در تشكلهاي دانشجويي را بحث سياستگذاري در دانشگاه كه از سوي مسوولين مطرح شده دانست و ادامه داد: «بعضيها بر اين باورند كه بايد فضاي سياسي از دانشگاه خارج شود. مطمئنا اگر فضاي سياسي در دانشگاه وجود نداشته باشد، پويايي و نشاط از بين خواهد رفت.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ايمان ملكاآشتياني در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران گفت: « 64 سال از قدمت اولين تشكلهاي دانشجويي در ايران ميگذرد. انگيزه دينباوري در گذشته باعث شكلگيري و پايداري تشكلهاي دانشجويي شده است.»
وي افزود: «با توجه به اينكه تلاش و فعاليت انجمن اسلامي دانشجويان براي تحقق فضاي اسلامي در داخل دانشگاه و محيط دانشجويي بوده است، انجمن اسلامي سعي دارد اين محيط را حفظ كرده و در كنار آن فعاليت سياسي و صنفي داشته باشد.»
وي با ياد از بزرگاني همچون مهندس بازرگان، گفت: «ديدگاه انجمن اسلامي دانشجويان مديون مهرهها و نيروهاي قوياي است كه بعد از انقلاب تمام تلاش خود را براي حفظ انجمن اسلامي به كار گرفتهاند و ما به عنوان دانشجويان افتخار ميكنيم كه در راه آنها گام برميداريم.»
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران تصريح كرد: «بازسازي تشكيلاتي شامل نيروهاي خلاق، پر نشاط و فعالي است كه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران از داشتن نيروهايي پويا بسيار خرسند است. ما از حضور و فعاليت ديگر تشكلهاي دانشجويي با افكار متفاوت از انجمن اسلامي دانشجويان استقبال ميكنيم؛ زيرا در چنين فضايي دانشگاه به پويايي و نشاط خواهد رسيد.»
وي در خصوص مسائل داخلي دانشگاه نيز گفت: «تشكلهاي دانشجويي بايد موضعگيريهاي خود را مشخص كرده و در راستاي آن فعاليت كنند.»
اين فعال دانشجويي درباره تكثر تشكلهاي دانشجويي نيز اظهار داشت: «مسوولان بايد در تكثر تشكلهاي دانشجويي نگاه جديد داشته باشند. تكثري كه صرفا به نامهاي مختلف منجر شود، هيچگاه نميتواند در دانشگاه فعاليت درستي داشته باشد.»
وي ادامه داد: «عدهاي بر اين باورند كه فضاي سكولار و ليبرال در دانشگاه حاكم شده است اما فلسفه آكادميك اين است كه گروههاي مختلف بايد بتوانند اظهار نظر كنند.»
ملكاآشتياني افزود: «آيندهاي كه پيش روي ماست سرشار از بيمها و اميدهاي زيادي است؛ اما براي رسيدن به آرمانها، انجمن اسلامي دانشجويان تمام تلاش خود را در اين راه به كار خواهد برد.»
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهرام و علوم پزشكي تهران، با اشاره به نبود روشنفكري ديني بين بعضي از مسوولان، تصريح كرد: «اگر مسوولان به عملكرد آقاي خاتمي در سفر اخيرشان با روشنفكري ديني نگاه كنند، خواهند ديد كه تمام تلاش خاتمي براي بهبود بخشيدن روابطي است كه ميتواند به حل چالشهاي نظام در عرصه سياست خارجي كمك كند.»
وي گفت: «اگر مسلمانيم و به ارزشسالاري اعتقاد داريم، نبايد گذشتگان را تكفير كرده و آنها را به بهانهاي رد كنيم. اين نوع عملكرد، تنها براي سرپوش گذاشتن و فرار از مشكلات واقعي است.»
ملكاآشتياني اظهار داشت: «انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي با اتحاد و حضور فعال خود در عرصه دانشگاه و فضاي دانشجويي، با تهديدهاي زيادي مواجه شده است؛ اما جايگاه اصلي خود را حفظ كرده و با تلاش، تيزهوشي، درايت و توكل به خداوند متعال به راه خود ادامه خواهد داد.»
*سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي: عدالتطلبي به منزله توزيع عادلانه ثروت، قدرت و آگاهي بر مبناي تواناييها است*
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي گفت: «عدالتطلبي به منزله توزيع عادلانه ثروت، قدرت و آگاهي در جامعه انساني بر مبناي تواناييها و استعدادهاست.»
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حسين نقاشي در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران، هدف از نامگذاري اين اردوي تشكيلاتي به عنوان «دينباوري، عدالتطلبي و دموكراسيخواهي» را اعتقاد به جامعه ديني و دموكراسيخواه دانست و افزود: «دين به منزله مجموعهاي است از باورها، اعتقادات و مناسك كه معطوف به هدايت بشر است. امري كه فرد مومن را در جهت رشد و درك دقيق از دينباوري محقق ميگرداند.»
وي اظهار داشت: «دموكراسيخواهي به منزله نقد و عزل حاكمان سياسي در جامعه با رعايت حق حاكميت قانون، رعايت آزاديهاي اصلي و حقوق بشر و حقوق شهروندي است. دين مجموعهاي است از باورها، اعتقادات و مناسك كه معطوف به هدايت بشر است. اين امر فرد مومن را در جهت رصد و تقرب به امر قدسي رهنمون ميشود.»
وي با اشاره به مواجهه خردورزانه آموزههاي ديني و تجدد به عنوان دغدغه روشنفكري ديني، گفت: «روشنفكري ديني سالها به دنبال كاوش و چيستايي اين موضوع بوده است. به طور واضح اينكه مومن در يك جامعه مومنانه در عرصه اقتصاد، سياست، حقوق و قانونگذاري با تمسك به اخلاق و آموزههاي بنيادين ديني تصميمگيري و سياستگذاري ميكند و عرفها و عادات مغاير با اين آموزهها را بر نتابيده و براي آن تصميمسازي نميكند. اين امر قطعا به معناي عينيت در مفاهيم ديني نيست.»
نقاشي با اشاره به شعار عدالتطلبي اردوي انجمن، گفت: «عدالتطلبي به منزله توزيع عادلانه ثروت، قدرت و آگاهي در جامعه انساني بر مبناي تواناييها و استعدادهاست.»
وي همچنين دموكراسي خواهي را حق نصب، نقد و عزل حاكمان سياسي در جامعه دانست و گفت: «اين امر با رعايت حق حاكميت قانون و رعايت آزادي هاي اساسي، حقوق بشر و شهروندي است.»
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط آریا
|
هيئت نظارت بر مطبوعات نشريات نامه و شرق را توقيف و نشريه حافظ را لغو امتياز كرد.
به گزارش خبرنگار ادوارنيوز هيئت نظارت بر مطبوعات صبح امروز روزنامه شرق را به دليل چاپ يك كاريكاتور در شماره 16 شهريور ماه و همچنين عدم توجه به نظر اين هيئت در مورد تعويض مديرمسئول اين روزنامه را توقيف كرد.
در كاريكاتور مورد اشاره با عنوان بازي از نوع ديگر كه توسط بصير عنايتي كشيده شده است صفحه شطرنجي با دو مهره اسب روبه روي هم ديده مي شود كه يكي از اين دو مهره گوشهاي درازتري دارد، عصباني و بر افروخته است و چيزي شبيه به يك نور دور سر او ديده مي شود. هيئت نظارت بر مطبوعات اين كاريكاتور را توهين به يكي از مقامات عاليرتبه نظام دانسته است.

روابط عمومي نشريه نامه نيز در نمابري به ادوارنيوز اعلام كرد كه هيئت نظارت بر مطبوعات انتشار اين ماهنامه سياسي را بنا به مصوبه 13 شهريور ماه خود متوقف ساخته و پرونده را به دادگاه ارسال كرده است.
همچنين نشريه حافظ كه ديدگاه هاي جبهه ملي ايران را منعكس مي سازد نيز به حكم هيئت نظارت بر مطبوعات لغو امتياز شده است.
سحرخيز: فضاي وحشت و سانسور تشديد مي شود
توقيف پرتيراژترين روزنامه منتقد دولت
به نقل از "روز آنلاین"
یک روز پس از ارسال نامه "شرق" به هيات نظارت بر مطبوعات، مبنی بر پذيرش حكم اين معاونت در رابطه با تغيير مديرمسؤول، اين روزنامه توقيف شد. مدیران روزنامه شرق، در نامه مذکور خواستار فرصتی دوماهه، حداكثر تا پايان زمان قانونی ارائه شده در اين حكم، برای جمعبندی و انتخاب مديرمسوول جديد شده بودند.
همزمان با توقيف شرق، هيات نظارت بر مطبوعات همچنن نشريه"نامه" را توقيف و مجوز نشريات "حافظ" و "خاطره" را نيز لغو کرد.
انسداد فضای مطبوعاتی
فصل جدید توقیف مطبوعات و فشار بر روزنامه نگاران در ایران،با در نظر گرفتن معضلی که حاکمیت بر سر پرونده هسته ای خود با جامعه جهانی دارد از چه مختصات تازه ای برخوردار است؟ عیسی سحرخیز، عضو سابق هیات نظارت بر مطبوعات در وزارت ارشاد در دوران عطاالله مهاجرانی در این باره به "روز" می گوید: "من فکر می کنم شرایط داخلی و خارجی، به گونه ای دارد بسوی ایجاد تنگناهایی جدی برای دولت جدید پیش می رود که آنها مجبور هستند فضای داخلی را ببندند و زمینه انتقاد را در داخل کور کنند. از نامه ای که آقای الهام به آقای مرتضوی نوشت [مبنی بر برخورد با انتقادات وارده به دولت از سوی برخی رسانه ها] مشخص بود که ما شاهد یک نقطه عطف و دور جدیدی از حملات علیه مطبوعات هستیم. همچنین پس از فضایی که در مورد سایت های اینترنتی به وجود آورده اند، ما شاهد اعمال محدودیت بیشتر در مورد روزنامه نگاران، باز هم در یک حیطه بسیار محدودتر، و پذیرفتن رسمی خودسانسوری از سوی آنها بودیم."
سحرخیز، برخورد جدید با نشریات منتقد را قابل پیش بینی عنوان می کند و به تحمیل تعویض مدیر مسئول از سوی هیات نظارت بر مطبوعات به روزنامه شرق اشاره می کند: "من همان زمان گفتم که این اقدام هیات نظارت، غیر قانونی، غیر مجاز و بدعتی جدید تلقی می شود و نباید مسئولین روزنامه زیر بار این فشارها بروند و اگر این فشارها را بپذیرند، حتی اگر تمکین کنند، هیات نظارت در جهت توقیف آنها عمل خواهد کرد. متاسفانه امروز این اتفاق روی داده و با وجود اینکه آقای رحمانیان اعلام کردند خودشان دیگر در جایگاه مدیر مسئول نخواهند بود، هیات نظارت اقدام به توقیف این روزنامه کرده است."
این روزنامه نگار همچنین ضمن اشاره به توقیف ماهنامه دگراندیش نامه، همه این شواهد را سندی عنوان می کند برای محقق شدن پیش بینی هایی که از سوی برخی جریان های سیاسی در مورد عواقب تغییر"حاکمیت دوگانه" و رفتن به سمت و سوی "حاکمیت یکدست" انجام گرفته بود: "نتیجه آن پیش بینی ها، بسته تر شدن فضای داخلی و برخورد با منتقدین و جریان منتقد در کشور است که در حال حاضر قدم به قدم در حال تحقق است."
توقیف به دلیل یک شعر
علیرضا کرمانی، دبیر تحریریه نشریه "نامه" جرمی را که به عنوان دلیل توقیف به دست اندرکاران این نشریه عنوان شده است، انتشار شعری از سیمین بهبهانی، غزلسرای بنام کشور در شماره 48 این نشریه عنوان می کند. کرمانی به "روز" می گوید : "هماهنگی هایی با خانم بهبهانی برای این شعر که «بهار!،باز هم سبزی؟» نام داشت صورت گرفته بود. قرار بود ایشان شعر جدیدی برای بهاریه به ما دهند که این اتفاق نیفتاد و چون روی جلد نشریه نام ایشان آمده بود ناگزیر بودیم یک شعر بهاریه از ایشان بگذاریم. بعد از چند ماه از انتشار آن شماره نشریه، این شعر «اهانت به امام» تلقی شده در حالی که رویه نشریه «نامه» بیشتر تئوریک بوده و لزومی وجود نداشته است که لابلای مطالب گوشه کنایه ای به جایی با کسی بزند."
گفتنی است که این شعر خانم بهبهانی در مجموعه ای بوده که تا به حال دو بار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز چاپ گرفته است . علیرضا کرمانی، توقیف این نشریه به دلیل چاپ یک شعر را موجب ایجاد نگرانی در میان اهالی فرهنگ و ادب کشور عنوان می کند و می گوید: "اصلا در شعر مذکور مشخص نشده که این جنگ، جنگ ایران و عراق است. می تواند جنگ های دیگری باشد. ولی به هر حال این برخورد باعث نگرانی اهالی فرهنگ و ادب کشور شده؛ چون این اولین باری است که یک نشریه به دلیل چنین موردی توقیف می شود."
دبیر تحریریه "نامه" ابراز امیدورای می کند که روال برخورد قضایی از این به بعد بر "میزان محبوبیت" نشریات قرار نگیرد: "امیدوارم از این به بعد به صرافت این نیفتند که برای توقیف هر نشریه ای که به محبوبیت می رسد بهانه ای پیدا کنند. به هر حال کار مطبوعاتی مانند دیکته ای است که همیشه در آن غلط وجود دارد. ما در شماره 53 نشریه هم درباره اخطاری که از سوی مدیر کل مطبوعات وزارت ارشاد برای موردی دیگری به نشریه داده بودند توضیح داده بودیم."
* مرغ عروسی و عزا*
اما با توجه به شرایط کنونی در عرصه سیاسی کشور، سرنوشت روزنامه نگار و روزنامه نگاری ایران به کدام سو خواهد رفت؟ چشم انداز روزنامه نگاری کشور و وضعیت بغرنج روزنامه نگاران، در فضای ناپایدار داخلی چیست؟ عیسی سحرخیز معتقد است: "ببینید ما در کل تاریخ مطبوعات ایران، شاهد جوانمرگ شدن آنها بوده ایم. روزنامه نگاران ایران تامین شغلی ندارند و مرغ عروسی و عزا هستند که چون دیوارشان از همه کوتاهتر است، به هر مناسبتی اولین فشارهای جامعه به روزنامه نگاران و مطبوعات منتقل می شود."
رضا طلایی نیک،عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس اسلامی نیز ضمن بیان ضرورت نظارت بر مطبوعات کشور و رسانه ها اولویت را به "توقیف" آنها نمی دهد. این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح می کند که: "نباید جریمه سهل انگاری دست اندرکاران هر یک از رسانه ها را مردم با محروم شدن از آن رسانه بپردازند. لذا اولویت دادن به سایر ساز و کارهای نظارتی و تنبیهی و کاهش میزان توقیف روزنامه ها می تواند در صیانت از حقوق عمومی موثر باشد."
تشدید سرکوب
به پیش بینی عیسی سحرخیز، که در زمره هواداران اصلاح طلبان دینی قرار دارد ،فضای "فشار و سرکوب" مطبوعات در کشور تشدید خواهد شد: "فضای اعمال وحشت و رعب و سانسور و خودسانسوری تشدید خواهد شد و حتی این حد از انتقاد و نوشتن مطالب تحلیلی را جریان مقابل نمی تواند تحمل کند؛ زیرا دولت در برنامه های سیاسی و اقتصادی خود شکست خورده و چون فکر می کند فضای بین المللی هم بسته می شود، به سوی محدود کردن بیشتر رکن چهارم دموکراسی و فعالیت مطبوعات و روزنامه نگاران قدم برداشته است."
رضا طلایی نیک، "کارآمدی هیات نظارت بر مطبوعات" را در اقدامات پیشگیرانه و استفاده از ابزارهای دیگر با توسل کمتر به توقیف رسانه،"مطلوب تر" عنوان می کند و معتقد است: "با توقیف هر یک از رسانه ها مخاطبین و بخشی از جامعه مرتبط با آن رسانه، با محرومیت مطبوعاتی مواجه می شود و لذا علاوه بر دست اندرکاران روزنامه،بخشی از جامعه نیز مجازات می شود."
واکنش های ضعیف
اما در حالی که چالش بر سر پرونده هسته ای جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد، این روند تا چه حد می تواند بر انقباض بیشتر فضای سیاسی داخلی کشور و ایجاد محدودیت های بیشتر برای منتقدین دولت و روزنامه نگاران بوجود بیاورد؟ دراین شرایط آیا امکان فراموشی مساله "حقوق بشر" در ایران به شکل جدی تری مطرح است؟ عیسی سحرخیز ضمن اینکه مسئله مذاکرات بر سر پرونده هسته ای را نقطه پیشاهنگ اعمال سانسور و خود سانسوری در ایران عنوان می کند تصریح می کند که: "غیر از هیات نظارت، وزارت ارشاد و شورای امنیت ملی و خود دادگستری ما از طرق مختلف شاهد تحت فشار قرار گرفتن مطبوعات در این زمینه هستیم. روزنامه نگاران را مجبور کرده اند که بخشی از حقایق و دیدگاه مردم ایران را ننویسند. ابتدا قدم به قدم پیش رفتند که چه مطالبی را ننویسید. بعد در هفته گذشته ما شاهد این مساله بودیم که تحکم می کردند چه چیزهایی را بنویسید و از چه کسانی بنویسید! مساله ای که منجر به انتشار بیانیه انجمن دفاع از مطبوعات در هفته گذشته شد که پیش بینی می کرد ما شاهد چنین تحولاتی در جامعه باشیم."
به باور این روزنامه نگار فضای مطبوعات کشور، اکنون وارد مرحله ای شده است که محدودیت ها را بسیار بیشتر از گذشته کرده است. سحر خیز احتمال توجه جامعه بین المللی به وضعیت حقوق بشر، فشار روزافزون بر مطبوعات و منتقدین سیاسی در کشور را در شرایط کنونی ضعیف عنوان می کند و می گوید: "جامعه بین المللی تا زمانی که مساله هسته ای در دستور کار آنها قرار دارد چندان واکنش مثبتی نسبت به نقض حقوق بشر در ایران نشان دهد . نهایتا با انتشار یک بیانیه اعتراضی مواجه خواهیم بود.
علامت به هاشمی رفسنجانی؟
اما با توجه به تجارب پیشین توقیف مطبوعات، خصوصا در مورد روزنامه شرق که در دور قبلی توقیف چند روزه خود با رایزنی های مسئولین روزنامه با مقامات ذی ربط بار دیگر انتشارش از سر گرفته شد، این بار تا چه حد احتمال تکرار تجربه پیشین وجود دارد؟ عیسی سحرخیز به تکرار چنین روندی خوش بین نیست: "مطالبی که روزنامه شرق در یک ماه اخیر داشت، حساسیت برخی از افراد را و فکر می کنم شخص آقای خامنه ای را برانگیخت. برگزاری صدمین سالگرد مشروطه و حضور گسترده افراد در آنجا و همین طور برگزاری جشن سومین سالگرد روزنامه که آنجا هم اقبال عمومی به شرق را نشان می داد، باعث ایجاد ترس و وحشتی شد که مبادا دوباره شاهد خیزشی در جامعه باشیم. هم در همایش مشروطه و هم در جلساتی که در مورد "سنت و مدرنتیه" در حسینه ارشاد برگزار شد، ما شاهد استقبال گسترده جوانان بودیم؛ و که توجه به حساسیتی که در مورد روزنامه نگاری و مطبوعات ایران وجود دارد، آنها فکر می کنند مطبوعات ابزار این تحرک ها در جامعه هستند. این تجمع ها خود به خود این حساسیت را حول روزنامه شرق دامن زد. در نتیجه من فکر می کنم آن رایزنی های گذشته در شرایط کنونی کم اثرتر خواهد بود."
دبیر تحریریه نشریه" نامه" هم در این مورد که آیا امیدی به از سر گرفتن دوباره انتشار نامه و حل و فصل مساله دارد، با توجه به نامه دادستانی که زمان استمرار "توقیف موقت" را معلوم نکرده است نظر مثبتی ندارد، اما اضافه می کند: "به هر حال نامه لغو امتیاز نشده است."
بر این اساس سحرخیز این نظر را که برخورد با روزنامه شرق، تذکری به هاشمی رفسنجانی و جریان او در زمینه ورود به انتخابات خبرگان رهبری است، محتمل می داند و می گوید: "می خواهند به آقای هاشمی بگویند اگر بخواهی وارد مسیر انتخابات خبرگان شوی، باید هزینه های بیشتری بدهی و این برخورد، هزینه اولیه این ماجراست ."
واکنش ها به توقيف روزنامه شرق
توقيف روزنامه شرق به عنوان يكي از تاثيرگذارترين روزنامههاي اصلاحطلب بازتابهاي بسياري در ميان انجمنهاي صنفي مطبوعات، حقوقدانان و مديران مسوول مطبوعات و احزاب داشت.
- روزنامه شرق توقيف شد
هيات نظارت بر مطبوعات روزنامه شرق را به استناد تبصره ماده 12 و براساس بندهاي 1 و 2 و 4 به ويژه بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات توقيف و پرونده آن را به دادگاه ارسال كرد .
دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات در تاريخ 19/5/85 و به منظور حمايت از ادامه انتشار شرق به صاحب امتياز فرصت داد تا ظرف يكماه نسبت به معرفي مدير مسوول جديد اقدام كند تا امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه داشته باشد كه صاحب امتياز در تاريخ 20/6/85 با ارسال نامهاي تقاضاي مهلت دو ماهه كرد، ليكن با توجه به تخلفات مكرر از روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا انتشار كاريكاتور توهين آميز در يكي از شماره هاي اخير آن نشريه روزنامه شرق را توقيف و پرونده تخلفات آن نشريه را به دادگاه ارجاع كرد .
روز 16 مرداد ماه سال جاري نيز هيأت نظارت بر مطبوعات در پنجاه و هشتمين نشست خود، طي تذكري به روزنامه شرق اخطار داد تا ظرف مهلت يك ماه نسبت به معرفي مديرمسوول جديد خود اقدام كند كه با عدم تغيير مديرمسوول روزنامه شرق، هيأت نظارت بر مطبوعات در جلسه صبح امروز خود به دليل عدم رعايت اخطار اين هيأت، روزنامه شرق را توقيف موقت كرد.
دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه پنجاه و هشتم خود اعلام كرده بود كه اين هيات براي سومين بار پرونده روزنامه شرق را مورد بحث و بررسي قرار داد و با توجه به صدور بيش از 70 اخطار و تذكر به اين نشريه و نيز انتشار مطالب الحادي در اين روزنامه، انتشار مطالب تفرقه آميز مشتمل بر توهين به شخصيتهاي ديني, سياسي و ملي، انتشار مطالب مغاير با مصوبات شوراي عالي امنيت ملي و همچنين به منظور حمايت از انتشار نشريات، مقرر كرد به اين روزنامه مدت يك ماه مهلت داده شود تا نسبت به معرفي مديرمسوول جديد كه پس از تصويب هيات نظارت بر مطبوعات دقت بيشتري در انتشار مطالب داشته باشد, اقدام كند.
اين در حالي است كه مهدي رحمانيان، مديرمسوول روزنامه شرق با ارسال نامهاي به هيات نظارت بر مطبوعات معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در رابطه با تغيير مديرمسوولي اين روزنامه، ضمن پذيرش حكم اين معاونت خواستار فرصتي دو ماهه (حداكثر تا پايان زمان قانوني ارائهشده در اين حكم) براي جمعبندي و انتخاب مديرمسوول جديد شده بود.
پرونده روزنامه شرق در خصوص شكايت هيأت نظارت بر مطبوعات هماكنون در شعبه ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت مفتوح است.
********
وكيل روزنامه شرق:
تاكنون حتي يك تذكر هم از هيأت نظارت بر مطبوعات دريافت نكردهايم
وكيل مدافع روزنامه شرق گفت: هيأت نظارت بر مطبوعات در حالي روزنامه شرق را توقيف كرده است كه حتي يك تذكر هم به دفتر روزنامه ابلاغ نشده است.
عليزاده طباطبايي در گفتوگو با "ايلنا" با بيان اين مطلب گفت: در نامه اول هيأت نظارت بر مطبوعات هم كه به ما ابلاغ شده، آمده بود كه اين هيأت تاكنون بيش از 70 تذكر به روزنامه شرق داده است، در حالي كه تاكنون ابلاغي در اين خصوص به ما نشده است و دريافت اين ميزان تذكر كذب محض است.
وي افزود: هيأت نظارت بر مطبوعات مكلف است ظرف مدت يك هفته پرونده روزنامه شرق را جهت رسيدگي به دادگاه ارجاع كند.
وكيل روزنامه شرق تصريح كرد: با توجه به اينكه پرونده روزنامه شرق در شعبه ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت مفتوح است، احتمال دارد اين پرونده نيز به شعبه مزبور ارجاع شود.
عليزاده طباطبايي گفت: هنوز نظر هيأت نظارت بر مطبوعات در خصوص توقيف روزنامه شرق به دفتر روزنامه ابلاغ نشده است.
*******
مديرمسوول روزنامه شرق:
اقدام هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف روزنامه شرق عجولانه است
مديرمسوول روزنامه شرق گفت: هنوز نامه رسمي توقيف روزنامه شرق به دست ما نرسيده است.
مهدي رحمانيان در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اشاره به توقيف موقت روزنامه شرق به خاطر درج يك كاريكاتور، گفت: اين كاريكاتور هيچ توهين و افترايي را متوجه كسي نكرده است، خبري هم در كنار آن نبوده كه بتوان از آن برداشت توهين يا افترا كرد بنابراين نميدانيم چگونه بر اساس اين كاريكاتور حكم توقيف روزنامه را دادهاند.
وي با بيان اينكه اقدام هيات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد هم در مورد روزنامه ايران و هم در مورد روزنامه شرق عجولانه تصميم گرفته است، گفت: توقيف شرق قانوني نيست زيرا تعويض مديرمسوول در حيطه اختيارات هيات نظارت نيست، هر چند ما براي حفظ شرق به اين خواسته تمكين كرديم اما به نظر ميرسد دوستان هيات نظارت اين را هم نپذيرفتند و حاضر نشدند به ما مهلت بدهند.
رحمانيان ادامه داد: تعويض مديرمسوول روزنامهاي مانند شرق كار سادهاي نيست كه بتوان به راحتي روزنامه را به دست كسي ديگري سپرد، اين كار زمان ميبرد.
وي با اشاره به بندهايي از قانون كه بر اساس آن هيات نظارت ميتواند روزنامهاي را توقيف كند، گفت: آن موضوعاتي كه هيات نظارت ما را به خاطر آن به دادگاه فرستاد -نظير موضوع ستارخان- جز مواردي نيست كه در حيطه اختيارات هيات نظارت باشد و بر اين اساس نميتوانند روزنامه را توقيف كنند.
********
توقيف روزنامه شرق و عدم پاسخگويي مسوولان معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
مسوولان معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حاضر به پاسخگويي در خصوص كم و كيف توقيف روزنامه شرق نيستند .
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه خبرگزاري كار ايران , ايلنا, در پي توقيف موقت روزنامه شرق، خبرنگار اين خبرگزاري با حضور در معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي , خواستار پاسخگويي مسوولان اين معاونت در رابطه با اين امر شد كه متاسفانه "علي رضا مختارپور" به عنوان دبير هيات اجرايي هيات نظارت بر مطبوعات و "علاء الدين ظهوريان"، مدير كل مطبوعات داخلي معاونت مطبوعاتي حاضر به پاسخگويي در اين زمينه نشدند و اظهار داشتند اخبار اين هيات بايد توسط اعضا آن پاسخ داده شود و نماينده ارشاد در اين هيات نيز هيچ دخالتي در راي نهايي هيات نظارت براي توقيف روزنامه شرق نداشته است .
گفته ميشود كاريكاتور توهينآميزي كه در بيانيه هيات نظارت به آن اشاره شده است در نشريه روز پنجشنبه 16 شهريور روزنامه شرق به چاپ رسيده كه به گمان اعضا اين هيات، بيم توهين به يكي از مسوولان ارشد كشوري در آن به چشم مي خورد .
*******
ماشاءالله شمسالواعظين:
دولت با چرخ چهارم دموكراسي اينگونه بازي نكند
انجمن دفاع از آزادي مطبوعات توقيف روزنامه شرق را محكوم كرد.
به گزارش ايلنا ،ماشاءالله شمسالواعظين، سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با اشاره به توقيف روزنامه شرق، گفت: اين حركت هيات نظارت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قابل پيشبيني بود، از آن جهت كه همه مطبوعات دگرانديش كه موزاييكي بودن عرصه رسانهها را در ايران به نمايش ميگذارند، از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تحت فشار بودند و يكايك آنها به بهانههاي مختلف به توقيف و تعطيل كشانده شدند.
وي با بيان اينكه نامه هيات نظارت در ارتباط با روزنامه شرق يكي از بينظيرترين اقدامات غيرقانوني يك وزارت خانه است، گفت: اين نامه به سه بند اشاره ميكند شامل «نشر مطالب الحادي»، «توهين به شخصيتهاي ملي» و «انتشار مطالب خلاف مصوبات شوراي عالي امنيت ملي»؛ در واقع وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي خود را در اين زمينه محكمه فرض كرده و در مورد اتهامات شرق راي قطعي داده است.
شمسالواعظين با تاكيد اينكه روزنامه شرق نه اولين روزنامه توقيفشده است و نه آخرين آن، تصريح كرد: انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ضمن محكوم كردن اين عمل هيات نظارت، اعلام ميكند كه دولت احمدينژاد سياست زمين سوخته را در عرصه رسانههاي گروهي دنبال ميكند و به هيچيك از مقررات و قوانين موجود از جمله حق انتشار آزادانه مطبوعات و حق برخورداري از امنيت شغلي براي روزنامهنگاران احترام نميگذارد.
وي ادامه داد: دولت احمدينژاد در اين زمينه دچار يك سياست شتابزده و دور باطل شده است زيرا از يك سو مطبوعات دگرانديش را ميبندد و در نتيجه شخصيتها و لايههاي نخبه كشور براي ابراز نظر و اجراي مسووليت ملي خويش به رسانههاي فراسوي مرزها پناه ميبرند و از سوي ديگر ساير نهادهاي امنيتي و سياسي اين شخصيتها را به دليل همكاري با رسانههاي بيگانه تحت پيگرد قرار ميدهند.
سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با بيان اينكه پيشبيني ميشود با تعطيلي روزنامه شرق، آخرين حلقه رسانهاي اصلاحطلبان و بدنه اجتماعي به وسيله دولت محافظهكار احمدينژاد اشغال شود، گفت: فقط همين دولت است كه بايد پيامدها و عواقب اينگونه اقدامات خود را بپذيرد.
وي همچنين به توقيف نشريه نامه اشاره كرد و گفت: اميدواريم دولت احمدينژاد از گذشته عبرت بگيرد و با رسانههاي گروهي و ركن چهارم دموكراسي اينگونه بازي نكند.
شمسالواعظين جامعه ايران را ارابهاي خواند كه با سه چرخ حركت ميكند و گفت: چرخ چهارم اين ارابه به وسيله دولت نابود شده است و اولين زيانديده اين حركت نيز خود دولت است زيرا چرخ چهارم ارابه دموكراسي -يعني مطبوعات و رسانههاي گروهي- به حركت جامعه اعتدال و توازن ميبخشد.
وي تصريح كرد: دولت احمدينژاد نميتواند روي ارابه سهچرخه هيچ باري بگذارد و اگر بگذارد، به مقصد نميرسد، اگر هم برسد، بسيار پرهزينه ميشود.
سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با بيان اينكه به دولتها توصيه ميكنيم با چرخ چهارم دموكراسي اينگونه بازي نكنند، گفت: نتايج مخاطرهآميز و دود شعلههاي آن نخست به چشم خود دولتها ميرود.
وي افزود: هماينك پسگرد ناشي از رعايت حقوق بشر در ايران به جايي رسيده است كه هيچيك از عناصر ملي قادر به دفاع از هيچ جاي سياستهاي دولت نيستند و زيان اينگونه اعمال نخست حكومت و دولت را هدف قرار ميدهد.
********
رييس انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران:
هيات نظارت حق توقيف روزنامه شرق را نداشت
رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران گفت: هيات نظارت بر مطبوعات حق توقيف روزنامه شرق را نداشته و اگر به قانون مطبوعات رجوع كنيد هيات نظارت تنها در يك مورد خاص آن هم توهين به رهبري و مقدسات چنين حقي را دارد.
رجبعلي مزروعي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: هيات نظارت اگر دليل توقيف روزنامه شرق را در محتوا يا كاريكاتور روزنامه شرق مطرح كرده است، اين دلايل كافي نيست و بايد هيات نظارت پرونده روزنامه شرق را به دادگاه ارجاع دهد.
مزروعي گفت: انجمن صنفي نسبت به تعطيلي روزنامه شرق بيكار نمينشيند و با صدور بيانيه, اين مورد خاص را پيگيري خواهد كرد البته مواردي كه براي توقيف روزنامه شرق مطرح شده، همانند مواردي است كه براي توقيف روزنامه ايران مطرح كردهاند.
*******
سردبير آفتاب يزد:
نبايد به خاطر يك اشتباه احتمالي روزنامهاي را توقيف كرد
سردبير روزنامه آفتاب يزد در مورد توقيف موقت روزنامه شرق اظهار داشت: آيا وقتي يك قاضي يا مدير اشتباه كند، او را سريع بركنار يا اعدام ميكنند كه در مورد اشتباهات احتمالي يك روزنامه اين طور برخورد ميكنند.
مجتبي واحدي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: طبق قانون مطبوعات هيات نظارت بر مطبوعات تنها در صورتي ميتواند حكم توقيف يك روزنامه را صادر كند كه روزنامه يا به رهبري اهانت كرده باشد يا به مراجع عظام تقليد.
وي اضافه كرد: در روزنامه احتمال بروز اشتباه از هر نهاد و ارگاني بيشتر است زيرا مطالب روزنامه در كوتاهترين زمان ممكن جمعآوري ميشود و بايد طبق يك زمان مشخص حجم معيني از مطالب جمعآوري شود و انتشار يابد لذا فكر ميكنم نبايد به خاطر يك اشتباه با كل روزنامه برخورد و آن را توقيف كرد البته اميدوارم مساله توقيف روزنامه شرق برطرف شود و اين روزنامه مجدد به عرصه مطبوعاتي كشور بازگردد چرا كه روزنامه شرق از روزنامههاي تاثيرگذار چند سال گذشته بوده است و اگر اشتباهي نيز از جانب اين روزنامه صورت گرفته است، بايد به ترتيبي ديگر با آن برخورد شود.
سردبير روزنامه آفتاب يزد در پايان ابراز اميدواري كرد كه حكم توقيف موقت روزنامه شرق لغو شود و همچنين اين توقيف سر آغاز برخورد با ساير مطبوعات اصلاحطلب نباشد.
********
دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران:
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران توقيف روزنامه شرق را محكوم مي كند
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران توقيف روزنامه شرق را محكوم و پس از تشكيل جلسه هيات مديره اعلام موضع خواهد كرد.
"بدرالسادات مفيدي"، دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا, در رابطه با توقيف موقت روزنامه شرق تصريح كرد: پس از توقيف تعداد بسياري از روزنامههاي كشور در سال 79 ،روند برخورد با مطبوعات با فراز و نشيبهاي بسياري توسط جريان تندرويي در بدنه حاكميت پيگيري مي شود .
وي افزود : اين جريان با ترسي كه نسبت به خطر آفرين بودن فضاي آزاد مطبوعات براي خود داشته طي سال هاي اخير برخوردهاي گوناگوني را با روزنامه هاي كشور انجام داده است كه در دولت "خاتمي" مستقيما از سوي دستگاه قضايي و دادستاني پيگيري مي شد، به طوري با سود جستن از برخي ابزارهاي شبه قانوني و با استناد به مواد 12 و 13 اقدامات قانوني و ترتيبي كه مصوب سال 1333 و مربوط به قاتلان و افراد خطرناك بود آنان را مورد خطاب قرار مي دادند .
دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران گفت: اما با توجه به يكسان سازي تركيب هيات نظارت در يكسال اخير اين روند برخورد به گونهاي ديگر متصور شد .
وي خاطر نشان كرد: به اعتقاد من اگر قرار است با تخلف مطبوعه اي برخورد شود بايد با تشكيل دادگاه مطبوعات صورت گيرد تا انگيزهها و نيت هايي كه در پس اين مساله وجود دارد روشن شود و در رابطه با كاريكاتور اخير روزنامه شرق نيز بايد با حضور صاحبنظران و كارشناسان و همچنين مدير مسوول روزنامه استنادات ارائه اين اثر مشخص شود .
وي با اشاره به تصميم هيات نظارت بر مطبوعات در خصوص تغيير مدير مسوولي روزنامه شرق افزود: درخواست "رحمانيان" براي تقاضاي مهلت دو ماهه به لحاظ حمايتي كه در خصوص اين روزنامه وجود داشت، بود؛ چرا كه مسلما مدير مسوول جديد روزنامه شرق بايد فردي جامع الاطراف باشد كه احاطه كاملي به موضوعات اطراف خود در مباحث سياسي و فرهنگي داشته باشد و علاوه بر آن توانايي اداره روزنامه مهمي چون شرق با تعداد صفحات بالا و حجم كار فراوان را دارا باشد .
دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران با بيان اينكه بايد با تقاضاي "رحمانيان" با تسامح بيشتري برخورد مي شد،گفت: در بحث كاريكاتور و طرحي كه هيچ توضيحي در خصوص آن وجود ندارد نيز برداشت هاي متفاوتي مي تواند وجود داشته باشد, اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات بايد اجازه مي دادند كه اين كاريكاتور با يك فعاليت كارشناسي مورد ارزيابي قرار مي گرفت و با استناد به ماده 12 كه در آن به موارد ماده 6 و موضوع الهادي اشاره مي كند را دستاويز تصميم خود قرار نمي دادند، چرا كه توهينآميز بودن اين اثر موضوعي نيست كه با يك برداشت ساده قابل اثبات باشد .
********
مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي:
تعطيلي روزنامه شرق سبب آثار زيان باري در حوزه اطلاع رساني خواهد شد
در زماني كه كشور با مسائل فراوان جهاني سر در گريبان است، گشودن حوزههاي فردي جديد حاصلي جز انحراف افكار عمومي و فشار مضاعف بر تيم مذاكره كننده ندارد كه اين امر نيز با منافع ملي و تدابير درست آن ناسازگار است.
"محمدجواد حق شناس"، مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي در گفتوگو با خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه خبرگزاري كار ايران, ايلنا , در رابطه با تصميم اخير هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف روزنامه شرق تصريح كرد: در مرحله اول تعطيلي يك روزنامه در صنفي كه كارشان از مصاديق فعاليت هاي سخت و زيان آور است را محكوم مي كنم.
وي افزود: ثانيا عدم انتشار روزنامه وزين , جدي و پر مخاطبي كه با تلاش فراوان در عرصه اطلاع رساني به چاپ مي رسيد را تصميم گيري همراه با عجله ارزيابي مي كنم كه داراي آثار زيان باري در امر اطلاع رساني خواهد بود .
مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي گفت: در اين مقطع زماني كه تمامي نگاه هاي جهاني متوجه ايران است و پرونده هسته اي آن در دستور شوراي امنيت سازمان ملل قرار دارد هر خبر جديد مي تواند سبب تضعيف موضع مذاكره كنندگان پرونده هستهاي در مذاكره با نمايندگان اتحاديه اروپا باشد.
******
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت:
توقيف روزنامه منتقد دولت تلاش براي خاموش كردن باقيمانده نغمههاي غيرهمسوست
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: توقيف مهمترين روزنامه منتقد دولت، تفسير اجتنابناپذيري از تلاش جناح حاكم براي خاموش كردن باقيمانده نغمههاي غيرهمسوست.
كريم ارغندهپور در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اشاره به توقيف روزنامه شرق تصريح كرد: در شرايطي كه حدود سه ماه به انتخابات خبرگان و شوراها باقي مانده است، خاموش كردن اثرگذارترين رسانه غيرهمسو با جناح حاكم، محدود كردن فضاي ارتباطي و يك طرفه كردن جاده انتخابات به نظر ميرسد.
وي افزود: نوع برخورد جناح حاكم با منتقدان خود شاخصترين معيار و محك ميزان آزادي در كشور و برجستهترين نقطه در كارنامه آنها در زمان حاكميت يكپارچه است. از سوي ديگر به نظر ميرسد فارغ از جنبههاي قانوني و سياسي، از زاويه مصلحتسنجي نيز در شرايطي كه به واسطه حساسيتهاي بينالمللي در زمينه پرونده هستهاي منطقا اتحاد و تقويت همبستگي در داخل بايد مهمترين مولفه در جهت تامين منافع و امنيت ملي محسوب شود، توقيف مهمترين رسانه منتقد امري فاقد درايت بوده است.
ارغندهپور با بيان اينكه به نظر ميرسد تلقي جناح حاكم از افكار عمومي، پديدهاي بدون روح است كه ميتوان با تبليغات غالب و يك سويه آن را به هر سو كه اراده ميكنند، سوق دهند، تصريح كرد: اين تلقي توهينآميز از افكار عمومي اگر درست باشد، نشانگر اختلال اساسي در نحوه نگرش آنها از پديده افكار عمومي است، پديده دوم خرداد، شاهدي قوي در اين باره است ولي متاسفانه عبرتآموزي از تاريخ در كشور ما امري غريب است.
وي افزود: متاسفانه فضاي رسانهاي كشور روز به روز به سستي ميرود كه امكانپذيري روزنامهنگاري مستقل و اطلاعرساني مطلوب را منتفي نشان ميدهد.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي راي هيات نظارت بر مطبوعات در مورد روزنامه شرق را فاقد وجاهت قانوني خواند و گفت: هيات نظارت بايد به اين پرسش پاسخ دهد كه طبق كدام مجوز قانوني، در خصوص يك نشريه واحد اختيار رد صلاحيت مديرمسوولي را كه قبلا احراز صلاحيتشده دارد؟ تفسير موسع از قانون معمولا مربوط به زماني است كه به نفع شهروندان و در جهت توسعه آزاديهاي جامعه و محدود كردن عناصر قدرت است ولي ظاهرا در كشور ما مساله برعكس است و متاسفانه پارهاي نهادها برخلاف روح قانون اساسي و شيوه مردمسالارانه پذيرفته شده در آن، به اقداماتي دست ميزنند كه به جاي توسعه آزادي در جهت قبض آن و توسعه محدوديت قانون را تفسير ميكنند.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، در طی مراجعات مکرر خانواده خالد حردانی برای روشن شدن وضعیت این زندانی در زندان اوین، روز چهارشنبه خانواده وی در ملاقات خود با شاهرودی (ریس قوه قضائیه) و قاضی پرونده با توضیحات خود عنوان کردند که این زندانی برای فرار از ایران دست به چنین اقدامی زده است، ولی قاضی پرونده با اعلام این جمله "مگر حکم اعدام ایشان اجرا نشده است ؟ ما تایید کردیم و برای اجرا ارسال کردیم "، تقاضای ایشان مبنی بر تخفیف در حکم را رد کردند . خانواده وی روز گذشته با مراجعه به اجرای احکام دادگاه انقلاب متوجه صحت گفته های قاضی این پرونده شده اند.
لازم به ذکر است وضعیت شهرام و فرهنگ پورمنصوری در هاله ای از ابهام قرار دارد. در صورتیکه قوه قضائیه به خانواده ایشان اعلام کرده بود با واریز نمودن چهار میلیون تومان به حساب مهماندار و مامور امنیتی هواپیما و جلب رضایت آنها در وضعیت این دو زندانی تغییرات مؤثر ایجاد خواهد شد . ولی با پرداخت این مبلغ و رضایت این دو نفر هیچ تغییری در احکام ایشان ایجاد نشده است .
لازم به یاد آوری است همسر و فرزندان خردسال خالد حر دانی پس از شنیدن این خبر در شرایط روحی بدی قرار دارند و به لحاظ معیشتی نیز دارای مشکلات فراوانی هستند. شهرام پور منصوری در زمان دستگیری تنها 16 سال سن داشت.
پدر احمد باطبی از وضعيت فرزندش در زندان اوین ابراز نگرانی كرده و گفته است آخرين ملاقاتی كه با احمد داشته مربوط به حدود بيست روز پيش بوده و پس از آن هيچ خبری از او ندارد.
پدر احمد باطبی گفته است مسوولان زندان اوين در مورد وضعیت فرزندش پاسخگو نيستند و گفته اند نام احمد در لیست زندانیان اوين وجود ندارد.
وی گفت طبق اظهارات وكيل احمد، او هم اکنون در بند 209 زندان اوين بسر می برد و از لحاظ جسمی بسيار ضعيف شده است، اما هيچ یک از مسئولان زندان حاضر به دادن خبری از وضعیت او نیستند.
------------------------------------------------------------
كمپين آزادي براي احمد باطبي
http://sos-batebi.blogspot.com/
برابر گزارشات رسيده احمد باطبي دانشجوي زنداني كه در تير ماه سال 78 دستگيرو با يك درجه تخفيف به 15 سال زندان محكوم شده بود امروز از سلول انفرادي بند 209 به سلول عمومي بند 209 زندان اوين منتقل شد.
گزارشات رسيده حاكي از اين است كه بازجويی از وي در سلول عمومي با شرايط جسماني كه احمد باطبي دارد نيز همچنان ادامه داشته است.
احمد باطبي پيش از اينكه به مرخصي بيايد در بخش زندانيان سياسي بند 305 زندان اوين به سر مي برد كه شرايط وي در انجا به مراتبط بهتر بوده است.
همسر احمد باطبي مي گويد احمد در شرايطي در سلول انفرادي نگهداري ميشد كه وي از نظر جسمي و روحي مشكلات جدي داشته است و بايد تحت مداوا قرار مي گرفته ، ولي وي را با همان شرايط به سلول عمومي بند 209 انتقال داده اند.
فعالان كمپين آزادي براي احمد باطبي ضمن ابراز نگراني از وضعيت وي ، خواهان انتقال وي به يك مركز درماني و تحت مداوا قرار دادن وي براي بهبودي كامل جسمي مي باشد.
+
نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط آریا
|
شيرين عبادي
۲۰ شهریور ۱۳۸۵
مرگ ولي الله فيض مهدوي در زندان، به فاصله يک ماه و نيم از درگذشت اکبر محمدي طي دوره محکوميت خود، يک بار ديگر افکار عمومي را به شرايط ناگوار زندانيان ايراني جلب کرد.
ترديد نيست که مسووليت جان تمام زندانيان، با مسوولان زندان است. طبق قانون، مسوولان زندان موظف هستند شرايط را به گونه اي فراهم کنند که يک فرد زنداني، با سلامت جسمي و رواني مدت حبس خود را سپري کرده و در پايان، به گونه اي طبيعي به جامعه باز گردد.
مسوولان قضايي ما، با تأکيد بر مواردي چون "اعتصاب غذا" و "خودکشي" به عنوان دلايل مرگ هاي اخير زندانيان ايراني، به نوعي درصدد سلب مسووليت مستقيم خود در مورد آنچه پيش آمده هستند. اما اين مسووليت، به لحاظ حقوقي به هيچ وجه قابل تخفيف نيست. اگر يک زنداني، در زمان تحمل دوره حبس چنان تحت فشار قرار بگيرد که براي رساندن صداي اعتراض به دست اندرکاران زندان، چاره اي جز پايان دادن تدريجي يا فوري به زندگي خود در پيش رو نداشته باشد، مسووليت مستقيم چنين وضعيتي به عهده مسوولاني است که با زير پا گذاشتن صريح وظايف قانوني، موجبات به وجود آمدن چنين شرايط فاجعه باري را براي محبوسين شان فراهم آورده اند.
بنا به تصريح قانون، دست اندرکاران قضايي و مسوولان زندان ها موظفند براي تمام زندانيان، امکان دادرسي عادلانه، دسترسي به وکيل، اقامت در سلول هاي داراي شرايط استاندارد و رسيدگي هاي پزشکي - بهداشتي لازم را فراهم آورند. به علاوه، مسوولان مربوطه، موظف به اجراي طرح "طبقه بندي زندانيان" بر حسب نوع جرايم آنها هستند. تمام اينها، بديهياتي قانوني هستند که عدم اجراي آنها، زندانيان بي شماري را در کشورمان به اعلام اعتراض از طريق مايه گذاشتن از جان و سلامت خود مجبور کرده است. اخبار پي در پي و پايان ناپذير حاکي از اعتصاب غذاي زندانيان ايراني، گواه بسيار روشني از شرايط نابهنجاري است که در زندان هاي ما وجود دارد.
فاجعه اخير مرگ ولي الله فيض مهدوي در زندان گوهردشت کرج، يکي از تکان دهنده ترين نمونه هايي است که شرايط نابهنجار فوق را به افکار عمومي يادآوري مي کند. در مورد اين فاجعه، تاکنون اطلاعات مختلفي منتشر شده است. ولي شايد افراد بسيار کمي از اين واقعيت تلخ مطلع باشند که خواسته موکد فيض مهدوي – که به خاطر آن مدت ها در اعتصاب غذا به سر مي برد – چه بود؟ خواسته اصلي اين زنداني محکوم به اعدام - که مي دانست دير يا زود با مرگ رو به رو خواهد شد- چيزي نبود جز انتقال به زندان "اوين"! به عبارت ديگر، فضاي وحشتناک زندان گوهردشت- که محل نگهداري محکومان جرايمي چون قتل، تجاوز، شرارت ... است - چنان بر اين زنداني محکوم به مرگ فشار آورده بود که انتقال به زندان "اوين" (که به نوبه خود نام آن لرزه بر اندام همگان مي اندازد) براي وي آرزويي بزرگ محسوب مي شد. آنچنان بزرگ که براي دسترسي به آن، دست به اعتصاب غذا مي زد.
خانواده هاي افرادي که در زندان هاي ايران اينچنين مورد ستم قرار مي گيرند، طبق قانون حق دارند که مسوولان سازمان زندان هاي ايران را به محاکمه بکشند و در اين صورت، حتي قوانين موجود ايران، هيچ شکي در محکوميت مسوولان مزبور باقي نخواهد گذاشت.
اما البته، اين در حالي است که کشور ما، قانون – ولو همين قانون پر نقض فعلي – حاکم باشد . نه آن که جايگاه قانون، چنان در نزد صاحبان قدرت نازل تلقي شود که به عنوان نمونه، حتي پس از درگذشت يک زنداني سياسي، وکيل وي، با اعلام جرم عليه مسوولان زندان، به عنوان "متهم" مورد پيگرد دستگاه قضايي قرار بگيرد...
اتفاقي که همين ديروز، در تهران در مورد "خليل بهراميان"، وکيل زنداني متوفي اکبر محمدي، به وقوع پيوست است.
وكيل اكبر محمدي به اتهام افترا به دستگاه قضايي احضار شد
بهراميان: تا پاي جان از حقوق موكلانم دفاع مي كنم.
به نقل از "ادوارنيوز"
خليل بهراميان وكبل مرحوم اكبر محمدي و احمد باطبي با شكايت سازمان زندانها و معاون دادستان دادسراي ويژه كاركنان دولت به دادگاه احضار شد.
خليل بهراميان در گفتگو با خبرنگار ادوارنيوز با اعلام اين خبر گفت: مسئولان زندان اوين و سازمان زندانها از اينجانب به اتهام افترا نسبت به دستگاه قضايي در خصوص پرونده مرحوم اكبر محمدي و احمد باطبي اقامه دعوا كرده اند و بنابر احضاريه ، اينجانب امروز در شعبه دوم دادسراي كارمندان دولت حاضر شده و تحقيقاتي در اين زمينه از بنده انجام گرفت.
خليل بهراميان همچنين از اعلام جرم خود عليه مسئولان زندان اوين، مسئولان بهداري زندان اوين به دليل تقصيرشان در مرگ محمدي و اعلام جرم خود عليه مسئولان بازداشتگاه توحيد كه اكبر محمدي در سال 78 در آن بازداشت بوده است در داسراي جنايي تهران خبر داد.
بهراميان در پاسخ به اين سوال خبرنگار ادوارنيوز مبني بر اينكه پيش از شما نيزبراي وكلاي ديگري همچون دكتر ناصر زرافشان و عبدالفتاح سلطاني به دليل پيگيريهايشان در مورد اين دست پرونده ها ، پرونده سازي و بعضا احكام بازداشت و زندان صادر شده است گفت: اينجانب به عنوان يك وكيل دادگستري موظفم از حقوق طبيعي موكلم به عنوان يك انسان، بر طبق قانون اساسي ، اعلاميه جهاني حقوق بشر كنوانسيون بين المللي منع شكنجه و قانون حقوق شهروندي كه خود رييس قوه قضاييه آن را ابلاغ كرده است ، دفاع كنم و اينكه آقايان در جهت نمايش اقتدار دست به اين گونه اعمال مي زنند مرا از انجام وظيفه قانوني خود باز نخواهد داشت.
بهراميان تاكيد كرد كه تا پاي جان براي دفاع از حقوق احمد باطبي و حقوق پايمال شده مرحوم اكبر محمدي خواهد ايستاد .
بهراميان ادامه داد: آنچه مرا به تلاش در جهت حقوق اين افراد وا مي دارد گوهر انسانيت و انديشه است يعني همان چيزي كه انسان را از حيوانات متمايز مي سازد.
وكيل احمد باطبي در خصوص وضعيت اين زنداني سياسي گفت: به عنوان وكيل باطبي هنوز موفق به ملاقات با وي نشده ام و طبق اظهارات همسر ايشان كه با وي ديدار كرده است احمد باطبي در زندان اوين در بندي كه خارج از مقررات زندان اداره مي گردد نگهداري مي شود. وي با اشاره به نگهداري باطبي در زندان انفرادي و اعمال فشار بر وي اين امر را مغاير با قانون اساسي ، اعلاميه جهاني حقوق بشر و كنوانسيون منع شكنجه زندانيان دانست و گفت اعمال فشار بر زنداني از طريق زندان انفرادي و عدم انتقال وي به بند عمومي مصداق بارز شكنجه است .
بهراميان با اشاره به شركت خود در مراسم چهلم مرحوم اكبر محمدي در روستاي چنگميان در روز جمعه گفت: اين بار نيز ماموران انتظامي و امنيتي براي شركت كنندگان و مردم حاضر در مراسم مزاحمتهايي ايجاد كردند و حتي بنده را كه وكيل مرحوم محمدي هستم تهديد كردند كه اين رفتار ايشان كاملا نابخردانه است.
بيانيه كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر در خصوص مرگ فيض مهدوي
با گذشت قريب به يك ماه از مرگ اكبر محمدي، زندانهاي ايران باز هم قرباني گرفت. وليالله فيض مهدوي پس از 9 روز اعتصاب غذا در زندان رجاييشهر جان سپرد.
فيض مهدوي در حالي درگذشت كه عليرغم مطرح نمودن خواست خود مبني بر ديدار با وكيل مدافعش، تا لحظهي مرگ از ديدار وي محروم بود. خواسته ای که جزء حقوق اولیه زندانی به شمار میرود و عدم توجه مسئولین زندان به این خواسته نشان دهنده اعمال غیر قانونی است که منادیان قانون در زندانها انجام میدهند.
نكتهي در خور تأمل اينست كه مسئولين زندان با مطرح نمودن ادعاي خودكشي فیض مهدوی سعي در وارونه جلوه دادن حقيقت دارند و در اين راستا طي روزهاي گذشته همبندان وي به سختي تحت فشار و حتي تطميع مأموران امنيتي بودهاند تا بر خودكشي وي صحه بگذارند. عجيب آنكه حتي خبرگزاري BBC نيز در گزارش خود اظهار داشته كه: "يك عضو سازمان مجاهدين خلق در زندان خودكشي كرد". در حالي كه همگان و به ويژه همبندان فيض مهدوي قاطعانه بر اين نكته پایفشاري ميكنند كه اعتصاب غذا و نيز سهلانگاري مسئولين زندان منجر به مرگ وي شد.
زندانيان در ایران از حق معالجات ضروري پزشكي و مرخصي جهت مداواي خود محرومند. چه از جهت بيماريهاي شخصي و چه ضايعاتي كه بر اثر ضرب و شتم و شكنجه در زمان بازجويي و پس از آن بدان دچار شدهاند.
اكبر محمدي در اعتراض به عدم برخورداري از مرخصي استعلاجي دست به اعتصاب غذا زد. وي در نتيجه شكنجههايي كه در بازداشتگاه توحيد و زندان اوين متحمل شده بود، از ناراحتي ستون فقرات رنج ميبرد و مسئولين زندان با بيتوجهي به خواست وي و كوتاهي در رسيدگي و مراقبت پزشكي مرگ وي را باعث شدند.
به رغم ممنوعيت در بكار بردن چشمبند و نيز ضرب و شتم زندانيان برطبق قانون، علياكبر موسوي خوئيني، نمايندهي مجلس ششم در پي خودداري از استفاده از چشمبند، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و هم اکنون به مدت ۸۴ روز است که در سلول انفرادی به سر میبرد.
احمد باطبی پس از سپری کردن ۶ سال حبس ، همچنان در سلول انفرادی نگهداری میشود و مورد بازجویی قرار میگیرد. کیوان رفیعی، فعال حقوق بشر که تنها به اطلاع رسانی در مورد وضعیت زندانهای ایران میپرداخته است، هم اکنون حدود 2 ماه است که در زندان نگهداری میشود.
امید عباسقلی نژاد در حالی که قصد شرکت در مراسم گرامیداشت اکبر محمدی را داشته، بازداشت و بیش از یک ماه است در بند وزارت اطلاعات در اوین به سر میبرد. و اينها تنها نمونههايی است كوچك از نقض گسترده و مستمر حقوق زندانيان.
مرگ 2 زندانی سیاسی در فاصله یک ماه به دلیل اعتصاب غذا، این بیم را در میان خانواده ها و مجامع پیگیرحقوق بشر بوجود آورده که پس از این بازهم شاهد قربانی شدن زندانیان و به خصوص زندانیان سیاسی به دلیل بی توجهی مسئولین مربوطه و تشدید فشارها بر آنان، باشیم.
كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر بار ديگر نگراني فزاينده خود را نسبت به وضعيت زندانيان سياسي در کلیه زندانهای ایران اعلام داشته و خواهان اقدامات ذيل در جهت رعايت حقوق زندانيان است :
۱. استقرار ناظر دائمي شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد در ایران
۲. اعزام هيأتي با اختيارات كافي به تهران جهت رسيدگي به شرايط زندانيان سياسي، دريافت ليست كامل زندانيان و بازديد از زندانها و بازداشتگاههاي سراسر كشور
در اين زمينه خواستار تلاش و اقدام مصرانه مجامع و نهادهاي اجتماعي و نيز داعيان و بانيان حقوق بشر ميباشیم.
منبع: كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر
علی ميرفطروس
(بازخوانی یک گفتگو)
به نقل از"ایران پرس نیوز"
* بنیادگرائی اسلامی واکنش قهرآمیز مسلمانان افراطی در مقابله بـا نفوذ فرهنگ و ارزش هـای غربی است. این بنیادگرائی - بصورت جنبشی تمام خواه و ایدئولوژیک - چه در حوزة عمل و چه در حوزة عقـاید، شبـاهت های فراوانی با توتالیتاریسم و خصوصاً فاشیسم دارد.
* اسلام- همانند دیگر ادیان و مذاهب- می تواند به تلطیف اخلاقی جامعه و تقویت تعاون اجتماعی کمک کند نه اینکه بفکر حکومت و سیاست باشد. تنها در اینصورت است کـه هـم جنبة قُدسی دین و هم جـایگاه معنـوی روحانيّت، محترم و محفوظ خواهد ماند.
* «تمدّن اسلامی»، قرن هاست که مُرده است و مُردگان، امکان گفتگو ندارند!
نخستين گامها همواره طنيني پايدار مي يابند!
امروزه واژة بنيادگرائي اسلامي در ذهن، تصويري است هولناك از جهالت و تعصب مذهبي، ايمان كور و نفرت آميخته به تهاجم خشونت بار عليه هر آنچه «غيرخودي» و خارج از حيطة اخلاق و ارزشهاي اسلامي است.
شايد براي جهان، 11 سپتامبر و براي ما انقلاب اسلامي، اجتناب ناپذير مي نمود تا به عمق ويرانگري و تخريب بنيادگرائي اسلامي پي بريم. اما در آستانة انقلاب ايران، علي ميرفطروس از انگشت شمار روشنفكراني بود كه نسبت به ظهور اين پديدة ويرانساز هشدار داد. وي در موج فزايندة اسلامگرائي در انقلاب 57 كوشش علمي و تحقيقي خود را بر كانون اصلي خطر نشانه رفت و توجة خود را روي پايه هاي فكري و آرمان هاي سياسي ـ اجتماعي رهبران مذهبي انقلاب متمركز ساخت. علي ميرفطروس در پيگيري اين خط فكري به الگوهاي آن در صدر اسلام رسيد و تلاش نمود تا اين همانندي ها را در آثار مختلف خويش (بويژه «اسلام شناسي» و «ملاحظاتي در بارة تاريخ ايران») نمودار سازد.
اسلام شناسي (كه ميرفطروس خود، آنرا «كتاب كوچك اسلام شناسي» مي نامد) از جمله گامهاي نخست و بزرگي بود در مسير تقدس زدائي و عيان نمودن چهرة واقعي حكومتهاي صدر اسلام كه تاريخي سرشار از جنگها، خشونتها، خونريزيها و بي عدالتي ها دارند.
امروز فضاي فكري و روشنفكري ما، سرشار از تلاشهاي ارزشمندي در بررسي و نقد گذشته است و آثار ارزشمندي در بازشناسي اسلام نگاشته مي شوند، اما طنين نخستين گامهاي علي ميرفطروس همواره در حافظة تاريخي جامعة ما، پايدار خواهد ماند.
نشرية تلاش
تلاش ـ آقاي ميرفطروس! 11 سپتامبر، به قيمت جان هزاران انسان تمام شد. هر چند دست بنيادگرايان اسلامي در اين واقعه آشكار است، اما بر سر دلائل و ريشه هاي آن موضعي يگانه وجود ندارد. نشرية تلاش با توجه به اينكه از مدتها پيش تصميم داشت شمارة سپتامبر خود را به واقعة 11 سپتامبر، ريشه ها و پيامدهاي آن و بويژه در مورد ايران اختصاص دهد، با توجه به آشنائي با ديدگاههاي شما در مورد اسلام گرائي، نقش روشنفكران مذهبي در تحولات ايران و بنيادگرائي اسلامي نمي توانست از نظرات شما در مورد ريشه هاي فكري حوادثي نظير 11 سپتامبر صرف نظر نمايد. لذا باز هم ما با پرسشهائي نزد شما آمديم. جهان هنوز در توضيح ريشه ها و دلايل ترور 11 سپتامبر حيران و فاقد زبان مشتركي است. عده اي بر اين نظرند كه اين، واكنشي است در برابر تحميل يكجانبه و عجولانة ارزشهاي دمكراتيك جوامع غربي به جوامع اسلامي. برخي از «ستيز فرهنگها» سخن مي گويند و اقدامات خشونت باري نظير اين ترورها را نيز حاصل خشم و دشمني و بعضاً بغض و كين نسبت به ثروت و قدرت و فرهنگ مدرن در جهان اسلام و بويژه در ميان عربها مي دانند و عده اي ديگر عمليات تروريستي 11 سپتامبر را ناشي از ناسازگاري، حقارت و احساس يأس انسانهائي مي دانند كه در اثر مواجهه با دگرگونيهاي پرشتاب و بنيادين در راستاي مدرنيزاسيون، شاهدند كه چگونه ارزشها و ُسـنّت هاي مقدس شان بي اعتبار مي شوند و روند ميرائي و زوال را مي پيمايند. از نظر شما ريشة اين كنشهاي فاجعه بار را در كجا بايد جست؟
ميرفطروس ـ بنيادگرائي اسلامي را مي توان واكنش قهرآميز مسلمانان افراطي در مقابله با نفوذ فرهنگ و ارزش هاي غرب دانست. در واقع با حضور و سلطة استعماري انگليس و فرانسه (و بعداً آمريكا) در كشورهاي عربي، جوامع اسلامي خود را مورد هجوم «اروپاي استكباري و مسيحي» احساس كردند، اروپائي كه بنظر اين مسلمانان، در حال تدارك حملات ويرانگري عليه ارزش هاي ديني و فرهنگي شان بوده است. با چنين حس و حالتي، جوامع اسلامي خود را مانند قربانيان مظلومي مي ديدند، قربانيان مظلومي كه در يك حالت مرگ و زندگي، خود را «برحق» مي دانستند تا در برابر هجوم ارزش هاي غربي ايستادگي كنند.
بنيادگرائي اسلامي، اساساً يك ايدئولوژي جهان سومي است و بهمين جهت در كشورهاي دموكراتيك و پيشرفته و صنعتي، پايگاهي ندارد. اين ايدئولوژي از آغاز قرن بيستم و همزمان با حضور روزافزون کشورهای استعماري غرب در كشورهاي مسلمان آشكار شد كه در مصر و سوريه بصورت گروه «اخوان المسلمين» و در ايران بصورت گروه «فدائيان اسلام» ظاهر گرديد. پيدايش دولت اسرائيل در سرزمين هاي اشغال شدة فلسطين و خصوصاً شكست حقارت بار اعراب از اسرائيل (در جنگ شش روزه 1967 و اكتبر 1973) و حمايت بيدريغ دولت هاي غربي از اسرائيل، به كينه و نفرت جوامع اسلامي نسبت به «غرب» ُبعد ديگري داد و با توجه به نفرت تاريخي مسلمانان نسبت به يهوديان ـ كه از زمان پيغمبر اسلام آغاز شده و در سراسر سوره هاي قرآن نيز آشكار است(1). اين مسائل، به «جهاد» مسلمانان عليه «غرب استكباري» و «اسرائيل غاصب» مشروعيت ديني و سياسي داد.
تفسير واقعة 11 سپتامبر بعنوان «برخورد» يا «جنگ تمدن ها» (كه در نظرات پروفسور ساموئل هانتينگتون Samuel Huntington ارائه شده) شايد اغراق آميز باشد چرا كه ابتدا بايد وجود چيزي بنام «تمدن اسلامي» را احراز كرد تا سپس به علل جنگ و برخورد آن با تمدن غربي پرداخت ... «تمدّن اسلامي -اساساً ـ يك مسئلة «تاريخي» است و مانند بسياري از پديده هاي تاريخي اينك تنها در افسانه هاي تاريخي مي تواند وجود داشته باشد، بعبارت ديگر: تمدن اسلامي، قرن ها است كه مرده است و مردگان، امكان گفتگو ندارند!
بنظر من، ريشة فاجعه 11 سپتامبر را بايد در تعاليم اسلام جستجو كرد. اين، مسئله اي است كه متأسفانه در تحليل هاي مربوط به فاجعة 11 سپتامبر توجهي به آن نشده است. ببينيد! قرآن كتابي است كه كلمة «قتال» (كشتن) و اشتقاقات اين كلمه، در آن فراوان تكرار شده است بطوري كه مي توان آنرا «مانيفست خشونت» ناميد. از طرف ديگر: در تاريخ اديان، پيغمبر اسلام به «پيغمبر مسلح» مشهور است، پيغمبري كه بقول علي شريعتي: براي پيشبرد عقايدش مي گفت: «يا از سرِ راهِ من كنار برويد! و يا نابود مي شويد!».
فلسفة سياسي حضرت محمد در اين جمله معروف او خلاصه شده كه مي گفت:
«من آمده ام كه درو كنم نه بكارم! بهشت، در زير ساية شمشير عربان است».
در تاريخ اديان بزرگ جهان، هيچ ديني را نمي توان يافت كه مثل اسلام براي پيشبرد تعاليم و انديشه هايش، اينهمه به تهديد و قتل و ارعاب متوسل شده باشد. در واقع، تاريخ رشد و گسترش اسلام را نمي توان فهميد مگر اينكه ابتداء خصلت خشن، تند و مهاجم آنرا بشناسيم.
مسئله ديگر، مفهوم «شهادت»، در اسلام است كه نوعي حقانيت ديني و تاريخي به «شهيد» مي دهد كه طي آن، اگر چه فرد (شهيد) از زندگي دُنيوي دست مي شويد، اما با شهادت خويش به «لقاالله» نائل مي گردد و در «آن دنيا» جاويد مي ماند. اين چنين است كه بقول دكتر شريعتي: «شهيد، قلب تاريخ است» يا بقول مرتضي مطهري: «شهيد، شمع تاريخ است» ... اعتقاد به «شهادت»، از خودبيگانگي فرد را دامن مي زند و در ارتكاب عمل باعث نوعي «بي حسي اخلاقي» مي گردد كه طي آن هر عمل و جنايتي «مشروع» مي شود، اعتقادي كه بي باكي، جسارت و دليري مجاهدان اسلامي را برمي انگيزد و معمولاً باعث «پيروزي حق بر باطل» مي گردد. فاجعة 11 سپتامبر، بارزترين نمونة اين اعتقاد و «پيروزي» است!
بنيادگراي اسلامي - بصورت جنبشي تمام خواه و ايدئولوژيك - چه در حوزة عمل و چه در حوزة عقايد، شباهت هاي فراواني با توتاليتاريسم و خصوصاً فاشيسم دارد. (نگاه كنيد به: ملاحظاتي در تاريخ ايران، علی ميرفطروس، چاپ چهارم، بخش سوم).
تلاش: حتماً خاطرتان هست كه در گفتگو با تلاش (شماره 4) در پاسخ به پرسشي در خصوص گفتگوي تمدن ها گفتيد: «من اصلاً به چيزي بعنوان «تمدن اسلامي» معتقد نيستم، همچنانكه تمدن مسيحي، علوم اسلامي و اقتصاد اسلامي هم بنظرم نادرست مي باشند». آيا مي توان گفت گروههاي بنيادگراي اسلامي كه وظيفة خود را دفاع از «فرهنگ و هويت اسلامي» ـ حتي به قيمت تهاجم و خشونت عليه حاملان فرهنگ مدرن ـ مي دانند در اصل، بازتاب و نتيجة تلاش هاي روشنفكران اسلامي است كه دهه هاست سعي مي كنند مشخصه هاي يك تمدن خيالي را در مقابله با تمدن مدرن ترسيم نمايند؟
ميرفطروس: بنيادگرائي اسلامي ابتداء خصلتي «روشنفكرانه» و غيرتوده اي داشت و حضور آن، بيشتر در محافل روشنفكري و دانشگاهي احساس مي شد، اما چندان نمي توان آنرا «بازتاب و نتيجة تلاش هاي روشنفكران اسلامي» دانست، بلكه - بتدريج - يعني با رشد ناموزون و شتابان مناسبات سرمايه داري و ورود ارزش هاي غربي به جوامع اسلامي، و سيل مهاجرت روستائيان از دهات به حاشية شهرهاي بزرگ، اين بنيادگرائي از حالت گروهي و «روشنفكري» به جنبشي گسترده و مردمي بدل گرديد. جنبش هاي اسلامي اگرچه در شهرهاي بزرگ ظاهر شدند و «جنبش شهري» بشمار مي آيند، اما از نظر انديشه و ايدئولوژي، حامل انديشه ها و ارزش هاي قبيله اي و پيش سرمايه داري هستند. در اين ايدئولوژي، «حكومت صدر اسلام» چنان «ايده آليزه» گرديده كه در باورِ توده هاي مسلمان، دوران حضرت محمد و 4 خليفة «راشدين»، دوران اوج آزادي، عدالت اجتماعي، برابري و برادري بشمار مي آيد.
مشخصه هاي اين «تمدن خيالي» روان آسيب ديده و روح تحقير شدة مسلمانان را تسكين مي داد: فريب بزرگي كه انعكاسات فكري آن به جامعة ما نيز كشيده شد بطوري كه مثلاً بعضي از روشنفكران ملي - مذهبي ما (مانند دكتر شريعتي) انتشار كتاب «سير تحوّل تدريجي قرآن» (نوشته مهندس مهدي بازرگان) را «كشفي همسنگ كشف اسحق نيوتن» دانستند!!!
تلاش: به «روشنفكران ملي- مذهبي» اشاره كرده ايد، اين كلمة روشنفكران ملي ـ مذهبي واقعاً چقدر مي تواند درست باشد؟
ميرفطروس: كاربرد اصطلاح «ملي - مذهبي» هم مانند بسياري از كلمات و اصطلاحات سياسي ديگر (مثل محافظه كار، ميانه رو، اصلاح طلب و غيره) داراي ابهام، اشتباه و آشفتگي است. اين كلمة «ملي- مذهبي» نشانه همان التقاط فكري و فلسفي روشنفكران ما از مشروطيت تاكنون است. به زعم اين دسته از روشنفكران، هويت ملي ما بر دو پاية ايرانيت و اسلاميت استوار است. خوب! اولين اشكال اين «تعريف» اينست كه: پس آن ميليون ها ايراني زرتشتي، ارمني، كليمي و آسوري و غيره در كجاي اين «هويت ملي» جاي دارند؟ (مي دانيم كه مثلاً در طول قرن هاي سلطة اسلام، زرتشتي ها در حفظ آئين ها و عقايد ملي ما نقش اساسي داشته اند).
از اين گذشته، اسلام با اعتقاد به «اُمـّت» - اساساً - با هرگونه «مليـّت» و ملي گرائي مخالف است بهمين جهت است كه بسياري از كشورهاي متمدن (مانند مصر و سوريه) با پذيرش اسلام، در اُمـّت اسلامي، منحل و مضمحل شده اند. در اين ميان فقط ما - ايرانيان - بوديم كه با اسلام به گونه اي خاص و شايد هم رندانه و هنرمندانه برخورد كرده ايم، يعني بجاي آنكه در تماميـّت اسلام، ذوب شويم، برخوردي خاص و ايراني با آن داشته ايم، بعبارت ديگر، در طول تاريخ ايران بعد از اسلام، هويت ملي ما از طريق زبان فارسي و آئين هائي مانند نوروز و مهرگان و جشن سده و غيره تداوم يافت و اسلام (با همة فرقه هاي متعدد و مخالف و مختلفش) در واقع «تابع» اين روند تاريخي بوده است، با توجه به اينكه در طول تاريخ ايران بعد از اسلام، علماي اسلامي ما بيشتر «عرب زده» بودند و 90 درصد آثار و تأليفات اين «حضرات» به زبان عربي نوشته شده، هويت ملي ما جز در زبان فارسي، شعر و عرفان و حماسة ما پايگاه و پناهگاهي نداشت از اين طريق بود كه حس ملي ما از گذشته به آينده تداوم يافت. شما اين مسئله را در هيچيك از كشورها و ملت هاي مسلمان ديگر نمي توانيد ببينيد.
واقعاً اين چه «تمدن اسلامي» است كه از خودش حتّي يك صفحه كتاب نداشت، بزرگترين هنرمندان و نويسندگان و مورخين و متفكرانش، ايراني هستند و حتي دستور زبان و صرف و نحو اين «تمدن اسلامي» را يك نفر ايراني انديشمند -بنام سيبويه نحوي- تهيه و تدوين كرده است... در اين سال های حكومت اسلامي در ايران، اسلام و روشنفكران ملي -مذهبي ما - در يك موقعيت استثنائي - تمام بضاعت و توان فكري، فلسفي و سياسي خويش را «عرضه» كرده اند كه نتيجه اش: اين شكست و شرمساري بزرگ است كه روي دست ملت ما باقي گذاشته اند، اين شكست و شرمساري ـ يك بار ديگر- اين حقيقت را ثابت مي كند كه: جامعة ما تا زماني كه از اين صحراي كربلاي احساس و انديشه، از اين فلكلور عزا و مرثيه و زاري، از اين «دينخوني» و بردگي روحي و از اين ُدور باطل ايدئولوژي اسلام سياسي بيرون نيايد، نخواهد توانست جايگاه شايستة خود را در جهان شتابان و پيشرفتة امروز، بدست آورد. براي نمونه نگاه كنيد به دو كشور هند و پاكستان بعد از استقلال: يكي با تكيه بر يك سياست غيرديني، به يكي از بزرگترين دموكراسي هاي جهان بدل شد، اما ديگري (پاكستان) با تكيه بر اسلام و اسلاميت به نمونه اي از استبداد سياسي، فقر، عقب ماندگي و بنيادگرائي اسلامي... اين فرهنگ عزا و شهادت و عاشورا، قرن هاست كه انسان ايراني را دچار «ازخود بيگانگي» و عدم تعادل كرده است. انساني كه بجاي «سر»، همواره با «دل»ش مي انديشد. انساني كه هميشه «آينده» را در نابودي «حال» جستجو كرده است. دوستاني كه بعنوان «حفظ ارزش هاي ثابت و سنت ها» در حفظ و تداوم سلطه اسلام تلاش مي كنند، در واقع بي اعتقادي خود را به «انديشة مدرن، خردگرائي و اصالت فرد» عيان مي كنند. من نگرانم كه بعضي از روشنفكران مذهبي ما به سبك دكتر علي شريعتي بخواهند يك «شيعه علوي» يا يك «اسلام نبوي» ديگر براي جامعة در حال تحول ايران «اختراع» كنند. در حاليكه مسئلة ما - امروز - مسئلة «قبض و بسط شريعت» نيست. ما امروز ـ بيش و پيش از اسلام - بايد به ايران بيانديشيم و آرمان هاي خيالي تمدن اسلامي را به افسون شدگان اصلي آن (يعني اعراب مسلمان) واگذار كنيم. آنهمه جشن و اميد و تلاش و شادخواري و شادزيستن در فرهنگ ايران پيش از اسلام، براي ما ايرانيان، ذخائر ارزشمندي براي رسيدن به يك ايران مدرن، شاد و سرفراز، بشمار مي روند.
تلاش: ظاهراً اين متفكران اسلامي براي «عقلانيت ديني» تلاش مي كنند.
ميرفطروس: بله! اما از استثناءها كه بگذريم، بيشتر اين متفكران نه براي «عقلاني كردن دين» بلكه براي «ديني كردن عقلانيت» تلاش مي كنند. نگراني من از همين جاست كه باز هم با اصطلاحات شبه علمي و جامعه شناسي (مانند ترموديناميك، اگزيستانسياليسم و غيره) بخواهند براي دين تشريف «علمي» بدوزند. بنظر من، اين امر نه به سود اسلام و باورهاي اسلامي است و نه به سود تحول و پيشرفت اجتماعي ما است... اسلام- همانند ديگر اديان و مذاهب - مي تواند به تلطيف اخلاقي جامعه و تقويت تعاون اجتماعي كمك كند نه اينكه بفكر حكومت و سياست باشد. تنها در اينصورت است كه هم جنبة ُقدسي دين و هم جايگاه معنوي روحانيت، محترم و محفوظ خواهد ماند ...
تلاش: بنابراين شما به چيزي بنام «اصلاح طلبان» در ايران معتقد نيستيد؟
ميرفطروس: من، اصلاح طلبان ايران را بيشتر «اصلاح طلبان ديني» مي نامم. اصلاح طلباني كه بيشتر «درد اسلام» دارند تا دغدغة ايران، آزادي، پيشرفت و جدائي دين از دولت. به عبارت ديگر: در آراء و عقايد اكثر اصلاح طلبان و روشنفكران ملي - مذهبيِ ما ايران، آزادي و دموكراسي تنها در پرتو دين و حضور اسلام قابل تصوّر است (در اين باره، من در كتاب «ملاحظاتي در تاريخ ايران» - با ارائه اسناد و شواهد بسيار بحث كرده ام). اين درد و دغدغة اسلام در نزد بعضي از روشنفكران ملي - مذهبي آنچنان قوي است كه بقول دكتر علي شريعتي:
«بايد يك جنگ آزاديبخش براي خودِ اسلام آغاز كنيم، كه اسلام، آزاد بشود، خودِ اسلام نجات پيدا كند نه اينكه مسلمان ها نجات پيدا كنند».
در ميان اصلاح طلبان ايران، البته کسانی هستند كه با آموختن از تجربيات خونين سال های اخير، معتقد به مدارا، آزادي، دموكراسي و جدائي دين و دولت مي باشند، همين «نوانديشان دينی» هستند كه در طرح و ترويج «عقلانيـّت ديني» و جدائي دين از دولت، نقش ارزشمندي دارند ...
www.mirfetros.com
بخشی از کتاب «برخی منظره ها و مناظره های فکری در ایران امروز»
______________________________
1- اين كينه و نفرت حتي در زمان حضرت محمد باعث كشتار دسته جمعي يهوديان «بني قريظه» و سرانجام، موجب تغيير قبلة مسلمانان از «بيت المقدس» به «بيت الحرام» (مكه) گرديد.
موافقان و مخالفان
در انتظار بازگشت گنجي
به نقل از "روز آنلاین"
اکبرگنجي، روزنامه نگار مشهور ايراني که بعد از تحمل 6 سال زندان و اعتصاب غذاهاي چند ده روزه مدت ها در صدر اخبار جهان قرار گرفته بود، اينک چند صباحي است که بعد از آزادي از زندان به خارج از کشور رفته است و با شخصيت هاي برجسته فرهنگي و سياسي دنيا ديدار مي کند. از يورگن هابرماس تا نوام چامسکي . از آنتوني گيدنز تا ديويد هلد. او حتي از ستاره هاي دنياي هنر که براي آزادي و صلح فعاليت مي کنند نيز غافل نشده و ديداري هم داشته است با هنرمندان مطرح هاليوود. گنجي سلسله اعتصاب هاي غذايي نيز در شهرهاي مختلف دنيا راه انداخت به دفاع از حقوق زندانيان سياسي در ايران تا دنيا با او همصدا شود.
اما سخناني که اکبرگنجي در سخنراني ها و ديدارهايش بيان مي کند مخالفان و مخالفان زيادي دارد. در خارج از کشور به جز اتحاد جمهوريخواهان و به طور کلي دموکرات ها، گروه هايي مانند مجاهدين خلق و سلطنت طلبان و گروهک هاي مارکسيستي به دليل سابقه حکومتي گنجي با انواع تهمت زني ها به استقبالش رفتند. در داخل نيز اوضاع کم و بيش به همين ترتيب است. عده اي مخالف گنجي شدند و برخي موافق. به جز اصولگرايان و جناح راست که همواره مخالف اکبر گنجي بوده اند اصلاح طلبان نيز درخصوص فعاليت اکبر گنجي و شعارهايش نظرات مختلفي دارند.
جبهه مشارکت؛ جدايي ياران قديمي
اولين منتقد آراي اکبرگنجي در ميان اصلاح طلبان، جبهه مشارکت است. همان ها که زماني از نزديکترين ياران گنجي بودند و امروز او را مقابل خود مي بينند. چه آنکه وقتي سعيد حجاريان صحبت از مشروطه خواهي مي کرد اکبرگنجي در زندان مانيفيست جمهوري خواهي را به نگارش در آورد. اولي راه دموکراسي خواهي را در سنت مشروطه يعني اصلاحات در داخل حکومت و مقيد کردن حاکميت به قانون و آراي مردم مي دانست و دومي ظرفيت هاي قانوني اساسي را براي رسيدن به دموکراسي ناکافي و چاره کار را در نافرماني مدني مي ديد؛ يعني اصلاحات بيرون از ساختار حاکميت. چنين است که راه گنجي از دوستان انقلابي اش جدا شد.
عباس عبدي، از اعضاي تاثيرگذار جبهه مشارکت در گفت و گو با روز فعاليت هاي اکبرگنجي را" بي فايده" مي خواند و مي گويد: "چنين حرکات و تجمعي خواه ناخواه باعث ايجاد خشونت مي شوند؛ مردم ايران هم به هيچ وجه خشونت را نمي پسندند و آن را تاب نمي آورند."
او سپس به کنايه از حرکت اعتصاب عذاي سراسري گنجي صحبت مي کند و مي گويد: "با جمع هاي 150 تا 200 نفري که جمع شده اند چه کاري مي شود کرد؟ حداکثر مي شود يک کوچه بن بست در تهران را تصرف کرد."
نهضت آزادي؛ مخالفت با فعاليت در بيرون
نهضت آزادي ها که همواره در بيانيه هاي مختلف از " آزادي خواهي" اکبر گنجي و "حق او در استفاده از آزادي بيان" دفاع کرده بودند وقتي گنجي به خارج از کشور سفر کرد؛ از تفاوت هاي ملي ـ مذهبي ها با وي سخن راندند. ابراهيم يزدي دبيرکل نهضت آزادي ايران در گفت و گو با روز مي گويد: "ما در بيانيه هاي مختلف، هنگامي که آقاي گنجي در زندان بودند، از حقوق مدني ايشان دفاع کرديم و معتقديم که افراد را نبايد به دليل اعتقاداتشان زنداني کرد و اين خلاف قانون اساسي است. اما اينکه ايشان آزاد شده اند و به خارج از کشور رفته و سخناني ايراد مي کنند و کارهايي انجام مي دهند، خب طبيعي است که نهضت آزادي ايران در عمل تفاوت هايي با ايشان دارد. نهضت آزادي ايران برنامه هايش را در داخل کشور پي مي گيرد و متناسب با شرايط داخلي سخن مي گويد و هرنوع فعاليت بيرون از اين شرايط را تاييد نمي کند."
حبيب الله پيمان، دبيرکل جنبش مسلمانان مبارز نيز منتقد خارج رفتن اکبرگنجي است و به خبرنگار روز مي گويد: "من راجع به افراد نظر نمي دهم، چون بايد براي نظر دادن درباره افراد اطلاعات زيادي درباره انگيزه ها و محاسبات ذهني او داشت. اما بطور کلي مي گويم که در جامعه کسان زيادي بودند که به خارج از کشور رفتند تا در آنجا بتوانند به جنبش اجتماعي کمک کنند. اما آنها زماني مفيد و موثر بودند که با جنبش درون جامعه ارتباط داشتند. به عبارتي تازماني که در ارتباط ارگانيک با جنبش درون کشور عمل مي کردند بسيار موثر بودند."
وي مي افزايد: "هرجرياني درخارج از کشور که پيوند ارگانيک با درون جامعه نداشته باشد و ارتباطش با درون قطع شود اثرش در درون جامعه کم کم کاهش مي يابد و به صفر مي رسد و به يک جريان منزوي تبديل مي شود که تلاش هاي روشنگري اش اثر بسيار محدودي دارد. کساني که بخواهند خارج بروند و ضعف جنبش داخلي را در خارج جبران کنند، بدون داشتن ارتباط ارگانيک با درون جامعه، نمي توانند موفق شوند. نمونه مهمش هم سازمان مجاهدين خلق است. اين سازمان تا زماني که در ايران بود بسيار موثر بود اما وقتي تصميم گرفت به خارج برود و ارتباط ارگانيکش را با جنبش اجتماعي درون ايران قطع کند به دليل استراتژي غلطش کم کم منزوي شد. اين حالت تازه در حالي بود که اين سازمان قدرت چانه زني بالا با قدرت هاي بزرگ دنيا مثل آمريکا و سازماني قوي هم در عراق داشت. اما به دليل نداشتن ارتباط ارگانيک با درون جامعه نتوانست اين تشکيلات را در جهت ارتقاي جنبش اجتماعي ايران به کار ببرد و به يک جريان منزوي و منفور در جامعه ايران تبديل شد و آثار و عوارض آن برروي تفکرات و عملکردش نمايان گرديد."
پيمان سپس از سخنانش اينگونه نتيجه گيري مي کند: "پس افرادي با امکانات بسيار کم تر نمي توانند صرفا به خاطر ارتباطات با خارج ، منشاء يک تحول اجتماعي در داخل شوند."
حسن يوسفي اشکوري از فعالان ملي – مذهبي در گفت و گو با روز اگرچه "افکار و فعاليت هاي گنجي" و "دفاع وي از دموکراسي و آزادي و حقوق بشر" را تاييد مي کند اما مي گويد: "دو نکته مهم قابل توجه است که لازم است ايشان و ديگران بدان توجه کنند. يکي اينکه هر استراتژي براي رسيدن به آزادي و دمکراسي نمي تواند خارج از شرايط زمان و مکان و ظرفيت جامعه و حکومت باشد و محکوم به شکست است. به گمان من، قالب طرح رفراندوم در چند سال قبل و يا طرح نافرماني مدني آقاي گنجي ممکن نيست و مفيد هم نيست چرا که بدون وجود يک اپوزيسيون و آلترناتيو واقعي و مطلوب [نه خيالي] چه بسا به وضعيت بدتر و يا به دخالت خارجي منتهي شود. وانگهي، هرنوع تلاش مصلحانه و تحول طلبانه درصورتي مفيد است که معطوف به داخل کشور باشد. به ويژه بايد هشدار داد که از هر نوع گرايش و يا آميختگي با سياست هاي سلطه طلبانه آمريکايي و ديگر قدرت هاي مسلط جهاني و خارجي بايد مبرا ماند. اين بدان معنا نيست که محتاج حمايت هاي جهاني و به طور خاص حمايت نهادهاي مدني و حقوق بشري نيستيم و يا هموطنان آزاديخواه ما در خارج از کشور نبايد فعاليت سياسي نکنند، بلکه سخن بر سر استقلال نهضت دموکراسي خواهي ملت ايران از سياست هاي استيلاگرانه خارجي است. من به طور کلي باورم اين است که هرتلاش و کوششي در خارج از کشور بايد سازگار با شرايط داخلي کشور و هماهنگ با ظرفيت ها و حمايت هاي ملي باشد." وي خاطرنشان مي کند: "البته آقاي گنجي هشيارانه از لغزيدن در دام نامحرمان احتراز جست، اما برخي شعارها و سخنان و رفتار ايشان با واقعيت ها فاصله داشت و به سود دموکراسي خواهي نبود."
چپ ها؛ محکوميت ارتباط با امپرياليسم
چپ هاي مارکسيست نيز اگرچه همواره از حق آزادي بيان گنجي دفاع کرده و اسامي شان همواره در ليست امضاکنندگان بيانيه هاي دفاع از گنجي بوده، اما با رفتن گنجي به آمريکا و ديدار او با انديشمندان غرب، منتقد سرسخت او شدند. فريبرز رييس دانا در اين باره به خبرنگار روز مي گويد: "من قبلا يک مقداري در اين باره صحبت کردم اما بعضي از دوستان گله کردند که حالا آقاي گنجي دارد مبارزه اش را مي کند و شما کمي بيش از حد از ايشان انتقاد کرديد. ممکن است آن دوستان دلسوز من کمي حق داشته باشند اما من آن فعاليت ها را سرسوزني نمي پسندم."
وي با تاکيد بر اين نکته که "اين نظر من ربطي به آزاديخواهان ايران ندارد" مي افزايد: "آن راهي که آقاي گنجي دارد مي رود نه به کعبه است نه به ترکستان. اين راه به خود نيويورک ختم مي شود و من آن را فاجعه مي دانم. من معتقدم که علت فقر و نکبتي که بر سرما آمده از همان سال 57 به بعد، مداخله هاي ايالات متحده است. آمريکا يک کشور امپرياليستي است. به ويژه در دوره نئوکان ها و دار و دسته جرج بوش و رامسفلد و کاندوليزا رايس و ديک چني که همين چند هفته پيش صورتحساب هاي شخصي شان در عراق 5/4 ميليارد دلار کسري آورد."
رييس دانا ادامه مي دهد: "من راه آقاي گنجي را راه نجات بخش ايران نمي دانم، راه سرگرداني و سردرگمي مي دانم. اين راه ما را به وادي بدبختي مي کشاند. دموکراسي با نئوکان ها و کاندوليزارايس و بوش نمي آيد. کسانيک ه کشتار خاورميانه را نگاه مي کنند و اجازه آتش بس نمي دهند نمي توانند دموکراسي بياورند. دموکراسي با موشک کروز و فاجعه ابوغريب و جنايات گوانتانامو و 45 سال محاصره کوبا و سال ها حمايت از شيخ هاي زنباره عرب به وجود نمي آيد. دموکراسي حاصل اراده مردم است و آقاي بوش به هيچ وجه نمي تواند اراده مردم را تحمل کند. بوش فقط نگراني اش اين است که مبادا يک هوگو چاوز در خاورميانه سربلند کند. از نظر آن ها تنها حکومتي دموکرات است که چشم بسته و با تمام وجود تسليم ايالات متحده شود."
وي با بيان اين مطلب که "حکومت ايران نيز با آمريکا مبارزه نمي کند بلکه لج کرده است" به اکبر گنجي اشاره مي کند و مي گويد: "گنجي هم دارد خلاف همين مسير حرکت و با حکومت لج مي کند. شماري از دوستانش هم خوشحال هستند. اما آقاي گنجي و حاميانش رفته رفته دارند آن طرفي سر مي خورند."
موافقان گنجي
اگر اصلاح طلبان حکومتي - از مشارکت تا اعتماد ملي- با گنجي در مورد افکارش اختلاف نظر دارند و اپوزيسيون مذهبي مانند نهضت آزادي و ملي مذهبي ها و همچنين چپ هاي غيرمذهبي با گنجي در عمل و اتخاذ شيوه اختلاف دارند، اما گروه هايي هم هستند که موافق ديدگاه ها و شيوه هاي مبارزاتي گنجي هستند. سازمان ادوار تحکيم وحدت يکي از آن هاست. اين سازمان که چندي است دبيرکل خود – مهندس موسوي خوئيني- را در زندان مي بيند به دعوت گنجي براي اعتصاب غذا پاسخ مثبت مي دهد و در ساختمان نسبتا کوچکش جلسات سخنراني و اعتصاب غذا برگزار مي کند تا از گنجي حمايت کرده باشد. جوانان تشکيلات تحکيم وحدت و انجمن هاي اسلامي دانشجويان – طيف علامه- نيز همواره در اين نشست ها حاضرند و با سخنراني هايشان از پروژه گنجي و نافرماني مدني او حمايت مي کنند. آنها تنها گروه هاي منسجمي بودند که در زمان اعتصاب غذاي گنجي در بيمارستان و به کمارفتن او جلوي بيمارستان جمع و خواستار آزادي او شدند.
جبهه ملي و گروه هاي ملي گرا نيز تاکنون بارها از گنجي و سخنانش حمايت کرده اند. پرويز ورجاوند، يکي از فعالان جبهه ملي به خبرنگار روز مي گويد: "آقاي گنجي از زماني که در زندان بود و با آن حرکت هاي مختلف از قبيل اعتصاب غذا و آن مسير دشواري که طي کرد تا به امروز تلاش کرده است درگفته ها و سخنانش از بخشي از خواست هاي به حق ملت ايران دفاع کند. ما نيز به همين دليل از همان روز اول و در گام هاي مختلف کوشيده ايم از ايشان حمايت کنيم و تا زماني که ايشان و هرکس ديگري از ديدگاه هاي منطبق با منافع ملي دفاع کنند از آنها حمايت خواهيم کرد. در اينجا بايد بگويم که بسياري از گفته هاي اين عزيزان مي تواند در جزييات نگاه فرديشان باشد اما در مجموع آنجايي که از منافع ملي و حق حاکميت ملي و از آزادي و دموکراسي و حق برابر شهروندي و تمام اين مجموعه ها دفاع مي کند و حاکميت را به دليل فاصله گرفتن از اين ها مورد عتاب و خطاب قرار مي دهد مورد تاييد ما است."
موافقان و مخالفان
گنجي همچنان در خارج از کشور به سخنراني مشغول است و در داخل ايران عده اي به بحث درباره او مشغول. عده اي فکر مي کنند او درصدد به دست گرفتن رهبري جنبش دموکراسي خواهي است و عده اي هم او را متهم به همکاري با کاخ سفيد مي کنند. عده اي او را شجاع و نترس مي دانند و عده اي هم پشت او جمع مي شوند تا از دموکراسي و حقوق بشر دفاع کنند. مذهبي ها از تفکرات جديد او در خصوص جمع ديانت و حکومت دلخور شده اند و سکولارها نيز از نوشتن مانيفيست جمهوري خواهي او خشنود. راست ها او را برانداز مي خوانند و چپ ها از حق آزادي بيان او دفاع مي کنند حتي اگر مخالفش باشند. در حاکميت نيز عده اي به ادامه برخورد قهري با او عقيده دارند و عده اي ديگر طرفداران محدود او را در خارج از کشور – همان ها که در اعتصاب غذاي سراسري او را ياري کردند – نشان مي دهند و معتقدند نبايد با برخورد با گنجي او را تبديل به قهرمان کرد. بايد ديد گنجي در آينده چه مي کند. او تاکنون گفته است به ايران بازمي گردد. همگان منتظر بازگشتش هستند؛ چه مخالفان و چه موافقان.
+
نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط آریا
|
با نهایت تاسف شهادت ولی الله فیض مهدوی را به ملت ایران تسلیت می گوئیم. ولی الله فیض مهدوی یکی از فرزندان ایران زمین بود که جان خود را فدای راه آزادی کرد. او که بیش از 5 سال در زندان های رژیم در اسارت بود ، توسط ماموران وزارت اطلاعات بارها شکنجه و اعدام مصنوعی شد.
رژیم جمهوری اسلامی بارها قصد تطمیع او را داشت و بیش از یک سال در سلول های انفرادی، انواع شکنجه های روحی و جسمی را تحمل کرد، اما او دست از مبارزه نکشید. او بارها با همبندیان خود اعتصاب غذا کرد. و در بیانیه های مختلف نقض حقوق بشر توسط رژیم را محکوم کرد . یادش را گرامی می داریم . فعالان حقوق بشر در ایران این ضایعه دردناک را به خانواده او و زندانیان سیاسی و مردم ایران تسلیت می گوید .
بنابر گزارشات رسیده از زندان گوهر دشت رژیم جمهوری اسلامی همچنان درصدد تطمیع زندانیان این زندان برای وارونه جلوه دادن واقعیت قتل فیض مهدوی در زندان گوهر دشت در تلاش است . رژیم جمهوری اسلامی در یک سناریوی از پیش تنظیم شده قصد جان تمامی زندانیان سیاسی را دارد . و با اعمال فشار بر زندانیان آنها را به واکنشهای چون اعتصاب غذا می کشاند تا از این طریق ایشان را به قتل برساند . لازم به ذکر است بنابر اطلاعات رسیده ولی الله فیض مهدوی چند لحظه بعد از ملاقات با مسئولین زندان گوهر دشت ( مغنیان رئیس بند 2 فرعی ، علی محمدی معاون اجرایی زندان گوهر دشت ) دچار سکته قلبی شد .
فعالان حقوق بشر در ایران با اعلام انزجار از قتل ولی الله فیض مهدوی در زندان گوهر دشت کرج مسئولیت قتل ایشان را بر عهده رژیم جمهوری اسلامی می داند . و همچنین خواهان اعزام یک تیم پزشکی از سوی سازمان ملل برای معاینه قرار دادن پیکر ولی الله فیض مهدوی و ارائه یک گزارش مستقل به مراجع ذیل صلاح بین المللی است.
همچنین بدین وسیله اعلام می داریم فاز جدیدی از فعالیت حقوق بشری خود را در زمینه افشای قتل های زنجیره ای زندانیان سیاسی در ایران آغاز خواهیم کرد . و با ارسال نامه به تمامی نهاد های حقوق بشری در سرتاسر جهان خواستار محکومیت این جنایت از سوی مجامع بین المللی خواهیم شد .
مقامات قضايي سرانجام خبر فوت ولي الله فيض مهدوي را تاييد كردند
در حاليكه از ابتداي هفته جاري منابع مختلف خبري از مرگ ولي الله فيض مهدوي زنداني زندان رجايي شهر خبر مي دادند . مقامات قضايي سرانجام امروز خبر فوت وي در بيمارستان شريعتي تهران را تاييد كردند.
اين در حالي است كه در روزهاي گذشته رييس سازمان زندانها از خودكشي ناموفق وي در زندان خبر داده بود خبرگزاري ايلنا امروز با انعكاس خبر فوت مهدوي نوشت:
وليالله فيض مهدوي كه به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدين خلق (منافقين) و به همراه داشتن مواد منفجره از سوي دادگاه انقلاب تهران به اعدام محكوم شده بود، پيش از ظهر امروز در بيمارستان شريعتي تهران درگذشت.
به گفته مسوولان قضايي، فيض مهدوي روز يكشنبه در حمام بند محل استراحت خود در زندان رجاييشهر كرج با حلقآويز كردن خود اقدام به خودكشي كرد كه در اين امر ناكام ماند و مأموران زندان پس از اطلاع از اين موضوع، وي را به بيمارستان شريعتي تهران منتقل كردند. وي پيش از ظهر امروز در بيمارستان فوت كرد. مسوولان قضايي اين خبر را تأييد كردهاند.
محمد شريف، وكيل مدافع فيض مهدوي نيز گفت: روز يكشنبه در مراجعهاي كه به شعبه ششم دادياري اجراي احكام دادگاه انقلاب تهران داشتم، به بنده اعلام شد كه حكم اعدام موكلم به حبس تبديل نشده است.
وي اتهام موكلش را ارتباط با سازمان مجاهدين خلق (منافقين) عنوان كرد و گفت: طبق اظهارات رييس دادگاه بدوي، موكلم زماني كه از عراق به ايران ميآيد به همراه خود مواد منفجره حمل ميكرده كه به همراه اين مواد، بازداشت ميشود.
همزمان با فشار براي محو نام "گلزار خاوران"
تاييد مرگ يک زنداني سياسي ديگر
احد تجدد
به نقل از "روز آنلاین"
تنها يک ماه و نيم بعد از مرگ اکبر محمدي در زندان اوين، ديروز مسوولان قضايي تاييد کردند که وليالله فيض مهدوي ديگر زنداني ايراني در بيمارستان شريعتي تهران درگذشته است.
خبرگزاري "ايلنا" به نقل از مسوولان زندان گزارش کرده که فيض مهدوي روز يكشنبه در حمام بند محل استراحت خود در زندان رجاييشهر كرج به حلقآويز كردن خود اقدام كرده كه در اين امر ناكام مانده و مأموران زندان پس از اطلاع از اين موضوع، وي را به بيمارستان شريعتي تهران منتقل نموده اند، اما وي پيش از ظهر امروز فوت در بيمارستان كرد.
محمد شريف، وكيل مدافع فيض مهدوي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" گفته است: "روز يكشنبه در مراجعهاي كه به شعبه ششم دادياري اجراي احكام دادگاه انقلاب تهران داشتم، به بنده اعلام شد كه حكم اعدام موكلم به حبس تبديل نشده است. " وي اتهام موكلش را ارتباط با سازمان مجاهدين خلق عنوان كرده و افزوده است: "طبق اظهارات رييس دادگاه بدوي، موكلم زماني كه از عراق به ايران ميآيد به همراه خود مواد منفجره حمل ميكرده كه به همراه اين مواد، بازداشت شده است."
سه روز پيش، بينا داراب زند از فعالان سياسي در ايران که مدت ها در زندان رجائي شهر با فيض مهدوي همبند بوده و از نزديک خبرهاي اعتصاب غداي او را دنبال مي کرده به خبرنگار روز گفته بود: "روز چهارشنبه ولي الله [فيض مهدوي] به من زنگ زد و گفت مسئولان زندان به خواسته هاي من توجهي نميکنند و براي اتمام حجت يک نامه اي مي نويسم و خواسته هايم را رسما اعلام ميکنم و اگر توجهي نکنند دست به اعتصاب غذا خواهم زد."
بينا داراب زند ضمن رد اظهارات سهراب سليماني مدير کل زندانهاي استان تهران در مورد"اقدام به خودکشي" فيض مهدوي تاکيد کرده بود: " فيض مهدوي خودکشي نکرده و بعد از9 روز اعتصاب غذا به اين وضع گرفتار شده است."
در همين ارتباط، پيشتر کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي نيز گزارش کرده بود: "ولي الله فيض مهدوي در حال اغما به بهداري زندان رجايي شهر منتقل شده بود که پزشکان زندان متوجه مي شوند وي دچار ايست قلبي شده که با تلاش آنها قلب وي احيا مي شود، اما پس از دقايقي فيض مهدوي مجددا از حال رفته و دچار سکته مغزي مي شود."
بر اساس اين خبر، همبندان فيض مهدوي با وجود تلاش هاي خود مبني بر اطلاع از وضعيت او با بي توجهي مسئولان زندان رجايي شهر مواجه شده اند تا اينکه حراست زندان به ساير زندانيان سياسي اعلام مي کند فيض مهدوي دچار مرگ مغزي شده است. هم اتاقي هاي فيض مهدوي نيز، خبر خودکشي نامبرده را تکذيب کرده و تاکيد کرده بودند: "وقتي ولي الله فيض مهدوي به حال اغما رفت در اتاقش و تخت خودش بود و نه در حمام زندان."
تهديد خانواده هاي ساير قربانيان زنداني
دومين مورد مرگ يک زنداني ايراني دگر در دوره تحمل حبس، در شرايطي اعلام مي شود که به تازگي، مسوولان امنيتي تلاش براي از بين بردن "گلزار خاوران" محل دفن بسياري از کشته شدگان زنداني دهه 60 را شدت بخشيده اند.
اين تلاش، از زماني بيشتر خبر ساز شد که در نيمه هاي مردادماه امسال، همانند چند سال گذشته خانواده هاي قربانيان قتل عام زندانيان سياسي سال1367، با وجود تدابير امنيتي در منطقه خاوران تهران حاضر شدند و نسبت به قربانيان اين قتل عام اداي احترام کردند. امسال نيز همانند سال هاي گذشته، ماموران امنيتي و انتظامي از حضور خانواده ها و جوانان بر مزار کشته شدگان جلو گيري به عمل آوردند و از حاضرين عکس و فيلم گرفتند. همچنين خانواده هاي قربانيان اين کشتار دسته جمعي که در پي اعلام قبلي، روز 10 شهريور قصد حضور در محل دفن کشته شدگان را داشتند، با ممانعت نيروي انتظامي مواجه شدند. برخي گزارش ها از حاضران در اين مراسم حکايت مي کند که پيش از روز 10 شهريور نيزبا تعدادي از خانواده هاي قربانيان تماس گرفته شده و ضمن تهديد، از آنها خواسته شده بود که از حضور در خاوران خودداري کنند.
در گزارش يکي از حاضران در مراسم با اشاره به بازداشت چند نفر آمده: "نيروهاي انتظامي در محل مستقر شده بودند و از ورود جوانان مجرد جلوگيري مي کردند. درب اصلي خاوران را بسته بودند و درب پشت اين «گلزار» را که محل دفن بهائيان است، باز کرده و در ابتدا از شرکت مردم در مراسم جلوگيري کرده و پس از اعتراض و پافشاري آنان، فقط تعدادي را به نوبت به داخل مي فرستادند و تا خروج آنان از ورود بقيه به داخل جلو گيري مي کردند. برخي ازافراد نيروهاي انتظامي و چند تن نيز با لباس شخصي از جمعيت داخل گلزار خاوران و خارج از آن فيلم و عکس مي گرفتند. اين افراد در تمام طول مراسم در محل حضور داشتند و چندين ماشين نيروي انتظامي در خيابان هاي کوچک داخل خاوران پارک شده بود. اما در جريان برگزاري مراسم برخوردي پيش نيامد. فقط در مراحل پاياني مراسم، درگيري هائي با چند نفر پيش آمد و بر اساس گفته يکي از افراد شرکت کننده در مراسم، ماموران انتظامي چند نفر را بازداشت نمودند".
به گفته بسياري ازحاضران در مراسم، برخي از ماموران به خانواده ها اعلام کرده اند که پس از اين تاريخ اجازه حضوردرخاوران را نخواهند داشت و از سال آينده نمي توانند هيچ گونه مراسمي در انجا برگزار کنند.
تلاش براي محو خاوران
در حالي در سال هاي گذشته نيز برگزاري مراسم توسط خانواده هاي قربانيان اعدام هاي 67 همچنان در ميان تدابير امنيتي برگزار مي شد، امسال بر حجم اين تدابير افزوده شد. برخي علت تشديد تدابير امنييتي براي عدم برگزاري اجتماع خانواده هاي اعداميان را، حضور يکي از اعضاي کميته سه نفره زندان اوين درکابينه دولت محمود احمدي نژاد مي دانند.
آذر ماه سال گذشته سازمان ديده بان حقوق بشر در بيانيه اي، ضمن ابراز نگراني درباره دوتن از وزيران دولت محمود احمدي نژاد، درباره مصطفي پورمحمدي وزير کشور دولت نهم آورده بود "مصطفي پور محمدي در سال 1988 نماينده وزارت اطلاعات درهيات سه نفره اي بوده است که در آن دستور اعدام هزاران نفر از زندانيان سياسي صادر شده است. اين کشتار سيستماتيک وبرنامه دار، برطبق قوانين بين المللي حقوق بشر، جنايت عليه بشريت است. علاوه بر اين، به عنوان معاون و قائم مقام صاحب نفوذ وزارت اطلاعات درسال 1998، او مظنون به دادن دستور قتل چندين نويسنده وروشنفکر دگرانديش توسط مسئولين وزارت اطلاعات است".
اين بيانيه در بخش ديگري با استناد به خاطرات آيت الله منتظري که بار ديگر به تاييد دفتر آقاي منتظري نيز رسيده، گسترده و غيرقانوني بودن اين اعدام ها را مورد توجه قرار داده بود. بيانيه سازمان ديده بان حقوق بشر برخي مقامات کشور را به دست داشتن در جنايت عليه بشريت متهم کرد و خواستار رسيدگي به جرايم آنها در دادگاه شد. سازمان ديده بان حقوق بشر در بيانيه خود همچنين از اقدام حکومت براي تغيير و از بين بردن اسناد اين جنايت پرده برداشت و اعلام کرد که خانواده برخي از اين اعداميان به اين سازمان گفته اند از زمان تغيير در دولت در سپتامبر 2005 دولت جديد شروع به تغيير شکل اين منطقه در خاوران کرده وسنگ قبرهايي را که توسط خانواده ها درآنجا گذاشته شده ويران کرده است. آنها گفته بودند که دولت در حال تغيير شکل و نابود کردن محل ياد شده براي از بين بردن هر نوع مدرکي از محل خاک سپاري افراد ياد شده است.
به دنبال اين برنامه ريزي، برخي از خانواده ها در مراسم امسال اعلام کردند که درصورت عملي کردن چنين تهديدي، آنها با عکس قربانيان خود در ميادين اصلي تهران حضور خواهند يافت.
سابقه خاوران
چند روز پس از حمله نيروهاي موسوم به سازمان مجاهدين خلق در سوم مردادماه 1367، آيت الله خميني در نامه اي دستور آغاز اين اعدام هاي دسته جمعي را صادر کرد. درقسمتي از اين نامه آمده بود: "از منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هرچه مي گويند از روي حيله و نفاق آنها است و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا کرده اند، و با توجه به محارب بودن آنها و جنگ هاي کلاسيک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاري هاي حزب بعث عراق و نيز جاسوسي آنان براي صدام عليه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهاني و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتداي تشکيل نظام جمهوري اسلامي تاکنون کساني که در زندان هاي سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاري کرده و مي کنند، محارب و محکوم به اعدام مي باشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با راي اکثريت آقايان حجت الاسلام نيري؛ قاضي شرع و جناب آقاي اشراقي دادستان تهران و نماينده اي از وزارت اطلاعات مي باشد. اگرچه احتياط در اجماع است و همينطور در زندان هاي مراکز استان کشور، راي اکثريت آقايان قاضي شرع، دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم الاتباع مي باشد. رحم بر محاربين ساده انديشي است".
پس از اين دستوردر مرداد ماه ۱۳۶۷ چندين هيات سه نفري، مرکب از يک نماينده از دادگاه انقلاب، يک نماينده از دادستاني کل انقلاب و يک نماينده از وزارت اطلاعات تشکيل و درزندان هاي تهران و شهرستان ها مشغول به فعاليت شدند. اين هيات ها به مدت شش ماه هزاران زنداني سياسي را [وابسته به گروه هاي مختلف] که اکثراً قبلاً دادگاهي وبه چند سال حبس محکوم شده بودند، به منظور کشف عقايد ديني و سياسي شان مورد بازجويي قرار دادند و بدون برگزاري دادگاه اعدام کردند. اين درحالي بود که بسياري از زندانيان اعدام شده در سال 67 عضو گروه مجاهدين نبودند و از سويي سالها در زندان بودند و امکان هيچ نوع همکاري با گروه هاي اپوزيسيون بيرون از زندان را نداشتند.
از همين زمان اعدام زندانيان سياسي آغاز شد و بسياري از زندانيان بدون حضور در دادگاه هايي چند دقيقه اي و تنها در حضور کميته اي سه نفره، به اصطلاح محاکمه و اعدام شدند. بسياري از اين اعدام شدگان در گور هايي دسته جمعي که بصورت کانال هايي حفر شده بود در منطقه خاوران تهران مدفون شده اند.
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات:
شرایط کنونی حاکم بر مطبوعات بخشی از سیاه ترین دوران های خفقان آور تاریخ یک صد ساله ایران است
به نقل از "اخبار روز"
انجمن دفاع از مطبوعات با صدور بیانیه ای ضمن بیان نگرانی های فزاینده خود در مورد افزایش فشارها و محدودیت ها علیه مطبوعات و رسانه های مستقل گروهی، خواستار تحت پیگرد قانونی قرار گرفتن نقض کنندگان آشکار قوانین شد .
در بیانیه صادره که روز چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱٣٨۵ در پی نشست شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات منتشر شد آمده است :
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات طی چند ماه اخیر گزارش های نگران کننده ای از نقض آشکار قانون اساسی و قانون مطبوعات به وسیله مقام های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورایعالی امنیت ملی و دادستان های تهران و شهرستان ها دریافت کرده است .
طی چند ماه اخیر به دنبال تغییر آشکار سیاست های فرهنگی کشور، مطبوعات ایران دستخوش مشکلات فراوانی از قبیل اعمال سانسور رسمی و تحت فشار قرار دادن خبرنگاران، دبیران، سردبیران و مدیران مطبوعات برای خودسانسوری شده اند. برابر گزارش های رسیده به انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اخیرا با انتشار لیستی از سایت های مجاز خبری، مطبوعات کشور را زیر فشار قرار داده است که برای چاپ اخبار، گزارش ها و مصاحبه های خود صرفا از سایت های مورد تائید وزارت ارشاد استفاده کنند. همچنین تا چندی پیش این وزارتخانه به همراه شورایعالی امنیت ملی و داستانی تهران و شهرستان ها محدوده هایی را که مطبوعات نباید به آن وارد شوند، به آن ها گوشزد کرده و اخطارهای شفاهی و کتبی می دادند. این وضعیت امروزه به سطح تدوین و ارائه توصیه ها به مطبوعات درباره اینکه در چه موضوع هایی و از چه کسانی مطلب بنویسند، ارتقا پیدا کرده است. همچنین خبرنگاران و روزنامه نگاران در چارچوب انجام وظایف حرفه ای خود برای کسب و انتشار اخبار در داخل و خارج ایران با محدودیت های فراوانی مواجه شده اند .
این موارد، در مجموع نگرانی ها در مورد افزایش فشارها و محدودیت ها علیه مطبوعات و رسانه های مستقل گروهی را تشدید می کند، به ویژه آنکه پاره ای از اقدام ها ی نهادهای نظارتی مطبوعات، جنبه ی وضع قانون و مقررات جدید پیدا کرده است که با قوانین موضوعه کشور در تعارض است .
به استناد اصل ٣۶ قانون اساسی و ماده ۲ قانون مجازات اسلامی، اصل بر قانونی بودن جرم و مجازات بوده و تنها مرجع تقنینی جهت جرم شناخته شدن هر عمل ارتکابی مجلس شورای اسلامی است. حتی این مرجع قانونگزاری نیز به استناد اصل ۹ قانون اساسی حق ندارد به وسیله وضع قانون آزادی های مشروع مردم را محدود کند .
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با بیان این نکته که شرایط کنونی حاکم بر مطبوعات و رسانه های گروهی بخشی از سیاه ترین دوران های خفقان آور تاریخ یکصد ساله ی اخیر ایران ست، خواهان توقف کلیه ی اقدام های غیرقانونی نهادهای نظارتی مطبوعات و احترام به روح و مفاد قانون اساسی و قانون مطبوعات کشور است .
انجمن دفاع متذکر می شود که اقدام های اخیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورایعالی امنیت ملی و دادستانی های تهران و شهرستان ها نقض آشکار قوانین موجود کشور بوده و مسئولان آن ها باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند .
نومحافظهکاران از اصلاح چهره ایران نگرانند
فرماندار ماساچوست علیه خاتمی
به نقل از "آفتاب"
آفتاب: اخم نئو محافظه کاران از سفر محمد خاتمی به آمریکا هنوز باز نشده است.میت رامنی فرماندار ایالت ماساچوست که اواخر هفته جاری میزبان محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین ایران است، تقاضای فرستادن اسکورت مرسوم پلیس برای اشخاص سرشناس را در مورد دیدار خاتمی رد کرد و گفت : با رئیس جمهوری پیشین ایران مانند یک مقام رسمی برخورد نخواهد شد. با این وصف به نظر میرسد که خاتمی علاوه بر مخالفین هتاک خود در داخل (نظیر همسر سخنگوی دولت نهم) و نیز یهودیان منتقد این سفر، در حال تجربه مقاومتها و کارشکنیهای دیگری هم هست که در بازیهای سیاسی داخل ایالات متحده ریشه دارد.
رامنی که احتمالاً کاندیدای حزب جمهوریخواه برای انتخابات آینده ریاست جمهوری خواهد بود، رئیس جمهوری سابق ایران را به حمایت از تروریسم و شکنجه متهم کرد.
به نظر می رسد اظهاراتی از این دست بیش ازهمه ناشی از خشم طیف جنگ طلب آمریکایی است که با حضور خاتمی در آمریکا و سخنرانی های او نگران تقویت مواضع دموکراتها در انتخابات نوامبر جاری و شکست در این انتخابات به دلیل ناتوانی در مهار ایران هستند.
به گزارش بوستون هرالد، رامنی ضمن مخالفت با سخنرانی محمد خاتمی در مؤسسه آموزش جانافک کندی وابسته به دانشگاه هاروارد، به پلیس ایالت ماساچوست دستور داده که برای تأمین امنیت مراسم با برگزارکنندگان این سخنرانی همکاری نکنند.
این در حالی است که دولت آمریکا پیشتر متعهد شده بود که امنیت لازم را در جریان سفر خاتمی تأمین کند. رامنی با تکرار اتهامات آمریکا علیه ایران خاتمی را متهم کرد که از برنامه مخفی هستهای، شکنجه زندانیان، آزار اقلیتهای مذهبی و نابودی اسرائیل حمایت میکند. او گفت: «مالیات دهندگان ایالات متحده نباید در مقابل فردی که از خشونتهای گروه جهاد اسلامی و نابودی اسرائیل حمایت میکند، رفتار ویژه و محترمانهای داشته باشند».
او ادعا کرد خاتمی وانمود میکند که یک میانهرو است در حالی که چنین نیست. رامنی در اظهاراتی توهینآمیز گفت: ما نباید فریب «گرگان در لباس میش» را بخوریم.
در عین حال مسئولان مؤسسه کندی گفتند که علیرغم اظهارات فرماندار، تدابیر امنیتی لازم را برای دیدار رئیس جمهوری پیشین ایران از این مؤسسه، در نظر گرفتهاند.
مسئولان این مؤسسه همچنین گفتند: فرماندار رامنی از افراد نزدیک به مؤسسه کندی است و در گذشته در این مدرسه سخنرانی کرده است و ما مخالفت او با سفر خاتمی را درک میکنیم. با این وجود این مدرسه معتقد است که گفتوگوی آزاد و فعال، بخش مهمی از سیاست و آموزش کارآمد است.
گزارشي تکان دهنده از تاثير شرايط اقتصادی
سالی 180 هزار تحصيلکرده از ايران می روند
حميد احدی
به نقل از "روز آنلاین"
تاکيد بر مهاجرت سالانه 180 هزار تحصيلكرده از ايران به خاطر شرايط اقتصادي، تکان دهنده ترين موضوعی بود که در گزارش وضعيت جمعيت جهان ارائه شد. به خصوص که بقيه گزارش ها مثبت بود از آن جمله تمايل 32 درصد از افغانها براي بازگشت داوطلبانه، رشد شهرنشيني و مشكلات فرزندان مادران ايراني و پدران افغاني که باز به نوعی به ايران مربوط می شد.
کنت اوستيبی هماهنگ کننده مهاجران سازمان ملل در گزارش خود در اين سمينار بين المللی با اشاره به ترکيب جمعيتی جوان ايران و بيکاری بالا در کشور گفت ايران دارای مهاجرت بيش تری است، از ميزبانی ايران از مهاجران تحسين کرد و گفت مهاجرت ها برای ايران به موضوعی حاد بدل شده است.
در جلسه چهارشنبه 15 شهريور سمينار، كنت اوستبي (هماهنگكنندهء مقيم سازمان ملل) با بيان اينكه 50 درصد مهاجران جهان را زنان تشكيل ميدهند، گفت امروزه نيمي از مهاجران بينالمللي يعني 95 ميليون نفر زنان و دختران هستند. با وجود اين كه زنان مهاجر سهم عمدهاي در هر دو خانوادهء خود، چه در وطن و چه در اجتماعات خارج از كشورشان دارند ولي همچنان نيازهاي اين زنان ناديده گرفته ميشود.
اين نكتهاي را مدير اجرايي برنامهء صندوق جمعيت سازمان ملل در گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2006 آورده بود که محمد عبدالاحد نماينده صندوق جمعيت سازمان ملل در ايران قرائت كرد.
مهاجرت افغان ها
گزارش جذاب ديگری که در سمينار قرائت شد متعلق به دكتر محموديان عضو هيات علمي دانشگاه تهران بود که ضمن بررسي وضعيت افغانها در ايران به نتايج تحقيقي در اين باره اشاره کرد و گفت «ايران در سال 74 روزانه 10 ميليون دلار براي مهاجران افغاني هزينه ميكرد. سياستهاي ايران در طي سه دوره مهاجرت افغانها به كشور به ترتيب سياست درهاي باز، سياست جلوگيري از ورود پناهندگان غيرقانوني و بازگشت داوطلبانه و سياست قرارداد سه جانبه با كميسارياي عالي پناهندگان و افغانستان است.»
وي ميافزايد: «وضعيت اقتصادي اجتماعي مردان طبق تحقيق در سه شهر مشهد، زاهدان و تهران به اين شرح بوده است:30درصد مردان افغان بيسوادو نيم ديگر افراد، در سطح ابتدايي درس خواندهاند. مشهديها در بين اين شهرها باسوادترند. بيشتر افغانيها در ايران به كارهاي پيشهوري، نجاري، خياطي و ... ميپردازند، 25 درصد كارگر ساده و 22 درصد فروشنده هستند، باقي افراد در امور اداري تخصص دارند. مشهد بيشترين و زاهدان كمترين شاغل را دارند. 55 درصد اين مهاجرين از نقاط روستايي و 45 درصد از شهرهاي افغانستان آمدهاند.»به گفتهء محموديان 45 درصد وضعيت كنوني خود را بهتر از زماني ميدانند كه در افغانستان بودند و 29 درصد معتقدند اوضاعشان بدتر شده است.26 درصد هم ميگويند اوضاع اقتصاديشان تفاوتي نكرده است. افراد شاغل و تحصيلكرده كمتر رضايت داشته و كساني كه در افغانستان شغل و تحصيلات نداشتهاند اكنون احساس رضايت دارند، 62 درصد مهاجرين با افراد همكار و همسايگان ارتباط گرفتهاند و 38 درصد نتوانستهاند با ايرانيان ارتباط برقرار كنند.
از روستا به شهر
به گزارش روزنامه اقتصادی سرمايه شهلا كاظميپور عضو هيات علمي دانشگاه تهران در سمينار تحقيقي ارائه داد که نشان می داد سالانه يك ميليون مهاجر از روستاهای ايران به شهر ميروند كه دليل اصلي اين مهاجرت نامكفي بودن درآمد روستاييان و دسترسي به منابع كسب و كار است.كاظميپور معتقد است: «شهرهاي ايران را ميتوان شهرهاي مهاجران ناميد. دو سوم اين مهاجران مرد هستند و يك سوم را زنان تشكيل ميدهند.»اين استاد دانشگاه ميگويد: «سهم مهاجرت زنان افزايش يافته و در دههء اخير بحث مهاجرت تحصيلكردگان هم باعث بالاتر رفتن آمار زناني شده است كه از شهرها يا روستاهاي ايران به شهرهاي ديگر مهاجرت ميكنند.»
فرار تصيلكرده ها
جذاب ترين گزارش ها متعلق به نمايندهء سازمان بينالمللي مهاجرت بود که ايران را داراي بالاترين ميزان برونكوچي، درونكوچي و رشد شهرنشيني در جهان دانست و گفت: «سالانه 180 هزار تحصيلكردهء دانشگاهي در ايران به خاطر شرايط اقتصادي به خارج از كشور مهاجرت ميكنند.»
علي اوليايي افزود «مهاجرت از ايران داراي سه موج اجتماعي، سياسي و اقتصادي است و سالانه بين 150 تا 180 هزار تحصيلكرده به منظور بهتر شدن وضعيت اقتصادي كشور را ترك ميكنند.»
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 5:41 قبل از ظهر  توسط آریا
|
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
بر اساس گزارشات رسیده صبح امروز مامورین اطلاعات با مراجعه به زندان رجایی شهر (بند ۵ فرعی ۲)- محل نگهداری زندانیان سیاسی- آنان را تهدید کرده و خواستار تایید خودکشی فیض مهدوی از سوی زندانیان سیاسی شده اند.
ماموران با جدا ساختن بهروز جاوید تهرانی و مهرداد لهراسبی و با دادن وعده آزادی زود هنگام ،سعی در تطمیع آنان داشتند وهمچنین زندانیان را تهدید کرده اند که در صورت عدم تایید خودکشی فیض مهدوی، زندانیان سیاسی را به بند 1 این زندان که محل نگهداری مجرمین با جرایم خطرناک میباشد منتقل میکنند.
همچنین گفته میشود در پی اعلام مرگ مغزی ولی الله فیض مهدوی از سوی مسئولین زندان رجایی شهر در اثر اعتصاب غذا، امروز از خانواده ی وی خواسته شد که برای تحویل جسد او مراجعه کنند، این درحالی است که تاکنون مرگ وی از سوی هیچ منبع رسمی اعلام نشده است.
شنیده ها حاکی از این است که درمراجعه محمدعلی دادخواه و محمد شریف، وکلای فیض مهدوی به بیمارستان شریعتی تهران، مسئولین بیمارستان به دستور وزارت اطلاعات از نشان دادن فیض مهدوی به وکلایش خودداری کردند، در این حال آنان خبر مرگ مغزی وی را تایید کرده اند.
به گفته ی منابع آگاهُ ولی الله فیض مهدوی در پی ۹ روز اعتصاب غذا فوت کرده است، اما وزارت اطلاعات و نهادهای وابسته با انتشار اخبار دروغین سعی در گمراه کردن افکار عمومی دارند.
قتل ولی الله فيض مهدوی در دستور کار قوه قضائیه و وزارت اطلاعات قرار دارد؟
روز گذشته ماموران حراست زندان رجائی شهر به همراه تعدادی از کارشناسان وزارت اطلاعات در بند سیاسی زندان حاضر شده و از زندانیان سیاسی خواستند در برابر دوربین فیلمبرداری اعلام کنند که ولی الله فیض مهدوی دست به خودکشی زده است.
ماموران اطلاعاتی امنیتی تلاش می کردند تا با اخذ شهادت دروغین از چهار زندانی سیاسی ، مهرداد لهراسبی ، بهروز جاوید تهرانی ، جعفر اقدامی و علی رضا کرمی خیرآبادی، نشان دهند که ولی الله فیض مهدوی در اعتصاب غذا نبوده و سکته مغزی او صحت ندارد و در اثر خودکشی دچار مشکل شده است.
آنچه ماموران اطلاعاتی دنبال می کردند با اظهارات روز گذشته سهراب سلیمانی با خبرگزاری فارس مطابقت می کرد. سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران اعلام کرده بود که انتقال فیض مهدوی به بیمارستان به دلیل آن صورت گرفت که او در حمام زندان خود را حلق آویز کرد.
در پی مقاومت همبندیان ولی الله فیض مهدوی از جمله مهرداد لهراسبی و بهروز جاوید تهرانی در برابر خواسته حراست زندان و ماموران وزارت اطلاعات ، آنها تهدید شدند که به بند مجرمان خطرناک منتقل خواهند شد.
از سویی دیگر با وجود مراجعه وکلای مدافع و تعدادی از فعالان حقوق بشر و دوستان ولی الله فیض مهدوی به بیمارستان شریعتی تهران، مسئولان و کارکنان بیمارستان از دادن اطلاعات خودداری کردند، اما در این حال یکی از وکلای مدافع او موفق شده تا از یکی از مقامات بیمارستان خبری مبنی بر تایید مرگ مغزی وی دریافت کند.
به گفته ی برخی منابع آگاه ، ولی الله فیض مهدوی در پی ۹ روز اعتصاب غذا جان خود را از دست داده است ، به همین دلیل قوه قضائیه و وزارت اطلاعات با انتشار اخبار غیر واقعی تلاش می کنند مرگ او را در اثر خودکشی جلوه دهند. در همین حال خبر تایید نشده ای حکایت از زنده بودن این زندانی سیاسی دارد که در اینصورت پنهان کردن او از دید وکلا وخانواده اش ، انتشار اخبار دروغین ، تلاش برای سناریو سازی و خودکشی کاذب ، تنها به منظور قتل او قابل توجیه است.
توافق بر سر ميز مذاكره يا اقدام نظامى محدود؟
به نقل از "دویچه وله"
پيش از آنكه روز پنجشنبه نشست نمايندگان پنج عضو دايمى شوراى امنيت به اضافهى آلمان در برلين برگذار گردد، اتحاديهى اروپا آخرين خيز را براى حل مناقشهى اتمى با ايران برداشته است. به احتمال زياد، روز چهارشنبه خاوير سولانا سرديپلمات اتحاديهى اروپا و على لاريجانى دبير شوراى امنيت ملى جمهورى اسلامى در وين ديدار و گفتگو خواهند داشت.
اين ديدار هنوز مورد تأييد واقع نشده است. كريستينا گالاخ سخنگوى سولانا صرفا تاكيد كرد كه كانالهاى ارتباطى ميان دو طرف باز است.
وى افزود كه روز دوشنبه تماس تازهاى ميان نمايندگان اتحاديهى اروپا و ايران صورت گرفته است. ناظران سياسى اين رايزنىها را واپسين شانسى براى تهران به حساب مىآورند كه بتواند مانع از مجازاتهاى سازمان ملل شود.
مسئولان سياسى كشورهاى عضو دايمى شوراى امنيت به اضافهى آلمان، قرار است روز پنجشنبه در برلين دربارهى سياستهاى بعدى خود در قبال ايران به رايزنى بپردازند.
مارتين يگر سخنگوى وزارت خارجهى آلمان گفت كه باب مذاكرات هنوز بر روى ايران باز است و ما منتظر علامتى از طرف اين كشور هستيم تا نشان دهد كه ايران نيز براى راهحلى تفاهمآميز اهميت قائل است. در غير اين صورت تهران بايد با محدوديتهايى در مورد توانايىهاى كنش بينالمللى خود حساب كند.
از طرف ديگر دولت چين از نو طرفدارى خود را از راه حل ديپلماتيك در مناقشهى اتمى با ايران اعلام كرد. كوين گانگ سخنگوى وزارت خارجهى چين تأكيد كرد كه مناقشه بايد از طريق مذاكرات و با گفتگو برطرف شود. اين نخستين موضعگيرى چين پس از بىتوجهى ايران نسبت به اولتيماتوم سازمان ملل و پايان مهلت آن است.
كوفى عنان دبير كل سازمان ملل در جريان اقامت خود در قطر در گفتگويى با روزنامهى اسپانيايى «ال پايس» بار ديگر خواهان حل مسالمتآميز مناقشهى اتمى با ايران شد.
وى از جمله گفت كه جامعهى بينالمللى نمىبايست ايران را منزوى كند. به گفتهى وى دولت ايران نيز بايد گامهايى بردارد تا جهان باور كند كه ايران در پى دستيابى به بمب اتمى نيست.
اين در حاليست كه از ديد يعقوب اردى وزير هماهنگى دولت و پارلمان اسراييل، يك ضربهى نظامى به ايران اجتنابناپذير است.
اردى در گفتگويى با روزنامهى آلمانى «تورينگر آلگماينه» چاپ ارفورت روز سهشنبه گفت كه تصميم در اين مورد در زمان رياستجمهورى جرج بوش اتخاذ خواهد شد. به گفتهى وى، اين اقدام نظامى محدود خواهد بود و بخشهايى از برنامهى اتمى ايران را ويران خواهد ساخت.
به عقيدهى اردى، ايرانيان هم به قدرت نظامى و هم به سلاح نفت متكى هستند و بنابراين فقط راه حل نظامى باقى مىماند، هر چه زودتر بهتر.
اردى افزود كه پرزيدنت جرج بوش بايد كار را تمام كند. ديگرشانسى وجود ندارد كه از طريق مذاكرات يا فشار شوراى امنيت سازمان ملل بتوان چيزى را تغيير داد. تهديد از طرف ايران فقط متوجه اسراييل نيست، بلكه همچنين متوجه غرب است. ايالات متحدهى آمريكا بايد اين مساله را با تمام قدرت خود حل كند.
سفر بىحاصل کوفى عنان به ايران
به نقل از "دویچه وله"
با آنکه مقامات ايرانى سفر کوفى عنان را به اين کشور ستودند و آن را «مثبت» ارزيابى کردند، هيچکدام از خواستههاى او مورد استقبال دولت ايران قرار نگرفت. ايران نه بر سر به تعليق در آوردن غنى سازى از موضع سازش ناپذير خود عدول کرد و نه توجهى به اعتراض عنان در مورد نمايشگاه کاريكاتورهاى هالوکاست کرد. مسايل مربوط به نقض حقوق بشر نيز در مذاکرات او جاى برجستهاى پيدا نکرد. با اين همه دبيرکل سازمان ملل متحد کماکان بر حل اختلافات تنها از راه گفتگو و مذاکرات ديپلماتيک پافشرد.
سفر دو روزهى دبير کل سازمان ملل به ايران از جمله به اين خاطر صورت گرفت که با پادر ميانى او احتمال اقدامات تنبيهى و تحريمات عليه ايران از سوى شوراى امنيت کاهش پيدا کند. اما در همان روز اول ورود او رئيس جمهور ايران بار ديگر اعلام کرد که ايران هرگز تن به فشارهاى بينالمللى نخواهد داد و برنامههاى غنىسازى طبق برنامه جلو خواهند رفت.
آقاى عنان همچنين در مصاحبهى مطبوعاتىاش در تهران از نمايشگاه کاريكاتورهاى هالوکاست اظهار ناخشنودى کرد و گفت تراژدى آدم سوزىهاى نازىها انکارکردنى نيست و بايد واقعيات آن را به مردم شناساند تا چنين فجايعى در دنيا تکرار نشود.
نمايشگاهِ يهودى ستيزانهى جمهورى اسلامى به منظور تلافى جويى از چاپ کاريكاتورهاى ضداسلامى در دانمارک برپاشده و هدف آن انکار و تمسخر کشتار شش ميليون يهودى در کورههاى آدم سوزى هيتلرى است. روز يکشنبه اعلام شد که تهران بزودى در يک کنفرانس به ادعاها و «گفتههاى اغراق شده» در مورد هالوکاست رسيدگى خواهد کرد.
مسايل نقض حقوق بشر نيز جايى در مذاکرات دبيرکل سازمان ملل با مقامات ايرانى پيدا نکرد. سفر کوفى عنان به فاصلهى کوتاهى از آزادى رامين جهانبگلو از زندان اوين صورت گرفت که پس از چندماه حبس زير آزار روانى، داوطلبانه «اقرار» کرد که فعاليتهاى روشنفکرى او در خدمت عوامل بيگانه و نهادهاى امنيتى آمريکايى به کار گرفته شده بوده است.
در همين رابطه، دو روز پيش دو تن از رهبران جنبش دموکراتيک دانشجويى ايران آقايان على افشارى و اکبر عطرى در روزنامهى «وال ستريت جورنال» (به تاريخ دوم سپتامبر) از دبير کل سازمان ملل خواسته بودند که مسالهى سرکوب آزادىها و نقض حقوق را در صدر مسايل مورد مذاکره قرار دهد.
اين دو فعال دانشجويى که در آمريکا به سر مىبرند نوشتند: «در آستانهى سفر دبير کل سازمان ملل، حكومت جمهورى اسلامى چهارتن از فعالان دانشجويى را به نامهاى مهدى مکارمى، جمال ظاهرپور، ابولفضل جهاندار، و سعيد درخشندى دستگير کرده، آنها را از تاريخ ۱۹ اوت در حبس نگهداشته و از دادن وقت ملاقات به خويشان آنها نيز خوددارى کرده است.»
آقايان افشارى و عطرى با اشاره به تنگتر شدن فضاى فعاليت روزنامهنگاران و وبلاگ نويسان و سانسور روز افزون و سرکوب اعتراضات صلح آميز زنان، و با توجه به اينکه تاريخ سفر کوفى عنان مصادف بود با سالگرد قتل عام زندانيان سياسى در سال ۱۹۸۷، از او خواسته بودند حقوق بشر را در صدر برنامهاش قرار دهد. اين خواسته نيز طى سفر دبير کل سازمان ملل به ايران عملى نشد.
عبدى کلانترى، گزارشگر صداى آلمان در نيويورك
با دستورالعمل جديد وزارت ارشاد
"منابع خبري" نشريات ايران تعيين شدند!
به نقل از "روز آنلاین"
مطبوعات در ايران براي چندمين بار از زمان روي كار آمدن دولت نهم تحديد و تهديد شدند. بر اساس نامه اي كه از سوي وزارت ارشاد به مطبوعات ايران ارسال شده از اين پس ديگر هيچ روزنامه و نشريه اي حق ندارد از منابع مختلف خبري به نقل اخبار و رويداد ها بپردازد.
در اين نامه آمده است که اين تصميم پس از مذاكرات طولاني در شوراي امنيت ملي اخذ شده است. اين نامه منابع خبري مورد "وثوق و معتبر" را نيز اعلام كرده كه شامل 24 خبرگزاري "داراي مجوز" در ايران مي شود.
اين خبرگزاري ها عبارتنداز: "ايرنا، ايسنا، فارس، ايپنا، ميراث، شانا، ايكنا، شبستان، باشگاه خبرنگاران جوان، ايانا، ايونا، مركز اطلاع رساني فلسطين، واحد مركزي خبر، ايلنا، مهر، پانا، شبكه خبر دانشجو، موج، آنا، ايتكا، قدس، سينا، ايسكا نيوز و ايسجا".
بر اساس اين نامه خبرگزاري ها هم نمي توانند از "منابع مشكوك خبري" خبر يا مطلبي را نقل و يا ترجمه كنند. "منابع مشكوك" نيز منابعي هستند كه "دستاوردهاي انقلاب اسلامي، روح مردمگرايي و ضد فساد و امپرياليسم ستيز دولت نهم و از جمله دستاوردهاي جهش علمي يكساله اخير ايران را ناديده مي گيرند."
بر همين اساس، بسياري از روزنامه ها و منابع خبري ايران از اويل هفته جاري هيچ خبري از سايت ها و منابع ديگر درج نكردند. اين نامه هشدار داده است كه درج هر گونه خبر و يا مطلبي از منابع ديگر، ارگان هاي مطبوعاتي را در معرض خطر قرار خواهد داد.
روزنامه نگاران ايراني در حالي خود را با اين نامه روبه رو ديدند كه حتي سايت هاي خبري وابسته به جناح راست همچون عارف، فردا، بازتاب، الف، آفتاب و.. كه مخالفت چنداني با دولت ندارند نيز از اين قاعده مستثنا نشده اند.
هشدار نهادهاي امنيتي ايران درباره منابع خبري مورد استفاده نشريات در حالي گريبان نشريات و روزنامه نگاران را مي فشارد كه دولت نهم در تهديد و تحديد مطبوعات راههاي ديگري را نيز آزموده است.
در ابتداي روي كار آمدن دولت نهم بسياري از خبرنگاران و روز نامه نگاران به نهادهاي امنيتي فراخوانده شدند و به آنان در مورد نوشتن هر نوع گزارش منفي درباره انرژي هسته اي و برنامه اقتصادي دولت نهم هشدار داده شد. در گام بعدي بسياري از سايت هاي سياسي ايران از جمله امروز، روزآنلاين، بي بي سي فارسي و .... فيلتر شد. در ادامه اين سناريو، براي بسياري از مطبوعات پرونده سازي شد و بسياري از روزنامه نگاران با محكوميت زندان مواجه شدند.
توقيف روزنامه دولتي ايران از سوي وزارت ارشاد و پس از آن رفع توقيف آن از سوي دادگستري كه اعتراض وزارت ارشاد را برانگيخت و ايران را دوباره به محاق توقيف برد براي بسياري از روزنامه نگاران اين پيام را داشت كه دولت نهم حتي به دوستان خود نيز ظنين است.
به نظر مي رسد با نزديك شدن پرونده هسته اي ايران به زمان سرنوشت ساز خود و از سوي ديگر با توجه به نامه سخنگوي دولت به دادگستري ـ كه در نهايت اعلام شد در خصوص برخي از سايت ها بوده است ـ دولت نهم براي كاناليزه كردن افكارعمومي محدوديت هاي ديگري را نيز اعمال خواهد کرد.
در خاوران چه گذشت؟!
به نقل از "اخبار روز"
امروز خاوران حال و هوایی دیگر داشت. سالگرد هیجدهمین سال اعدام عزیزانمان در تابستان ۱٣۶۷ بود. خانواده ها با چهره هایی نگران حضور یافته بودند. یک علت نگرانی رفتار غیر انسانی سال قبل عوامل رژیم بود که بسیاری از دوربین ها و موبایل های شرکت کنندگان در مراسم را گرفتند و چند نفر را نیز دستگیر کردند و علت دیگر، از این بابت بود که از دو سه روز قبل به برخی از خانواده ها زنگ زده و برخی را احضار کرده و خواسته بودند که مراسم را در سکوت و زودتر از زمان همیشه به پایان برسانند وگرنه باید منتظر عواقب آن باشند. دیگرانی را نیز که از وابستگان خانواده های اعدام شدگان نبودند مورد لطف قرار داده و خواستار عدم حضورشان در مراسم شده و علت این درخواست را جلوگیری از تشنج ذکر کرده بودند!
در خاوران جو به شدت پلیسی بود. درب اصلی جلوی خاوران را بسته بودند و امکان ورود از درب اصلی را نداشتیم و ما را به درب پشتی مربوط به بهایی ها هدایت کردند. در آنجا ماشین های نیروی انتظامی و مأموران لباس شخصی به صورتی علنی به چشم می خورد. برای ورود به خاوران مجبور بودیم از جلوی مأموران رد شویم. بیرون درب ورودی چند مأمور ساده و درون درب چند مأمور رده بالا و افراد لباس شخصی حضور داشتند. مادران به سختی خود را به عزیزانشان رساندند، زیرا مجبور بودند این مسیر ناهموار را پای پیاده طی کنند. همچنین یکی از مادران را به سختی بر روی ویلچیر حمل کردند. بالاخره به سر خاک عزیزانمان رسیدیم. ساعت هنوز نه صبح نشده بود. کسانی که قبل از ما آمده بودند روی خاک را با گل های رنگارنگ گلباران کرده بودند. جمعیت هنوز آنقدر زیاد نبود. خانواده ها به محض ورود عکس های عزیزانشان را مثل هر سال در قسمت کانال هایی که اعدام شدگان را روی هم مدفون کرده بودند کنار هم قرار می دادند و پشت و جلوی آن را گلباران می کردند. پس از مدت کوتاهی جمعیت بیشتر شد و به دور عکس های عزیزان اعدام شده حلقه زدند، حضور مأموران نزدیک عکس ها بسیار آزار دهنده بود. من جلو رفته و از مأموران خواستم که از اینجا دور شوند. شاید نمیدانستند که حضورشان درخلوت ما (خانواده هایی که با دردی مشترک در زندان ها، در کمیته ها، در برگزاری مراسم یادبود عزیزانمان و ... با هم زندگی کردیم) از یک طرف و عزیزانی که با هم به صورت عکس درآمده بودند از طرف دیگر چقدر آزار دهنده است و چه نفرتی را در ما ایجاد می کند.
مراسم حدود ساعت ۹ صبح با دادن یک دقیقه سکوت توسط یکی از مادران شروع شد. سپس مادر لطفی صحبت کرد و از جمعیت خواست که به علت گرمی هوا مراسم را زودتر به پایان برسانیم. چهره اش بسیار برافروخته و نگران بود. او جزو کسانی بود که چندین و چند بار به او زنگ زده و خواسته بودند که مراسم به آرامی برگزار شود. مراسم طبق معمول هر ساله نه آنطور دلچسب برگزار شد. شعرها، سرودها و یکی دو نوشته خوانده شد و با دلی پر خون و چشمانی پر از اشک مراسم را به پایان رساندیم. البته برایم سوال بود که چرا امسال جمعیت کمتر از سال قبل است. ولی در حین مراسم به جمعیت اضافه می شدند. در پایان همراه جمعیت، راه پیمایی گرد خاوران را سرود خوان انجام دادیم. جو پلیسی باعث کندی پیوستن جمعیت به راه پیمایان شده بود ولی کم کم بیشتر حاضرین به راه پیمایان پیوستند. در پایان مراسم که قصد بیرون رفتن از خاوران را داشتیم، جمعیت زیادی گل به دست تازه وارد شدند، آقای زرافشان نیز جزو آنان بود. از آنها علت تأخیر را جویا شدیم، گفتند که راه ورود به خیابان منتهی به خاوران را بسته و مانع ورود آنها شده بودند. به خاطر دوستان تازه وارد، دوباره به سمت کانال ها به راه افتادیم و باری دیگر به گرد خاک عزیزانمان گشتیم و به یادشان سرود خواندیم. دوستانی که دور زرافشان جمع شده بودند هر از چند گاهی شعار" زندانی سیاسی آزاد باید گردد" می دادند. یکی از اعضای خانواده ها معترض شعار دادن در خاوران بود. بالاخره به سمت درب خروجی سرود خوان راه افتادیم. نزدیک درب خروجی متوجه شدیم که دوربین ها و موبایل برخی از عزیزان را گرفته و با شکلی بسیار زننده مشغول تفتیش کیف یک خانم بودند. تصمیم به بازگشت گرفتیم و اعلام داشتیم تا زمان تحویل وسایل، از خاوران بیرون نخواهیم رفت. در این بین درگیری های لفظی مابین شرکت کنندگان و مأموران لباس شخصی پیش آمد. ما را تهدید کردند که اگر نرویم درب خاوران را برای همیشه خواهند بست و دیگر اجازه حضور به ما نخواهند داد و ما گفتیم اگر اینکار را بکنید ما نیز برای گرامی داشت یاد عزیزانمان عکس به دست به میدان انقلاب خواهیم رفت. بالاخره مجبور شدند که وسایل افراد را به آنها بازگردانند. کم کم جمعیت پراکنده شد و بسیاری از خانواده ها رفتند. در پایان متوجه شدیم که یک نفر را در داخل نگه داشته اند. آقای زرافشان برای آزاد کردن این فرد مانده بود. برخی از خانواده ها نیز منتظر ماندند تا این فرد آزاد شود. باز تهدید می کردند ولی سعی داشتند که زیاد درگیری ایجاد نشود. یک درگیری لفظی بین من و یکی از لباس شخصی ها پیش آمد زیرا آنها قصد برداشتن سویچ ماشین را کردند و من مقاومت کردم. آنها نیز ادامه ندادند مشخص بود که دستور داشتند درگیری ایجاد نشود و بیشتر هدفشان ترساندن ما بود. بالاخره مجبور به آزاد کردن آن فرد شدند و ما همگی با هم به راه افتادیم. هنگام بازگشت درب اصلی خاوران باز شده بود و تعدادی که جلوی آنها را گرفته بودند و به مراسم نرسیده بودند، هر یک در گوشه ای از خاک نشسته بودند. همچنین شنیدم که تعدادی از خانواده ها را دستگیر کرده و به کمیته افسریه برده اند و علت آمدن آنها به خاوران را جویا شده بودند و آنها را تا ظهر نگه داشته و سپس آزاد کرده و پس از آن به خاوران آمده بودند. در مجموع می توان گفت که جمعیت از سال قبل بیشتر بود. هدف رژیم این بود که جمعیت کمتر به نظر آید و همه در یک زمان خاص در خاوران جمع نشوند و سر و صدای کمتری ایجاد شود ولی این طرح با شکست منجر شد. همیشه وقتی جلوی یک راه بسته می شود و افرادی قصد ورود به آن محل را دارند، ناخوادآگاه جمعیت جمع می شوند و خود این جمعیت فشرده یک حالت عصیانی و هیجانی در آنها ایجاد می کند و از نگاه یک فرد بیرونی حرکت این جمعیت به شکل یک راه پیمایی نمود داشت. آنها می خواستند که از هیجان جمعیت جلوگیری نمایند و سر و صدای کمتری ایجاد شود ولی این شیوه عمل آنها باعث تحریک بیشتر جمعیت شد. یعنی خودشان با دست خودشان جوی را به وجود آوردند که از آن می ترسیدند.
جلوی درب منزل متوجه شدم که عکس دسته جمعی عزیزانم در ماشین نیست و یکی از همراهان گفت زمان درگیری صدای باز و بسته شدن درب عقب ماشین را شنیده بود و به احتمال زیاد همان موقع عکس را ربوده بودند. آری این عکس یا موارد مشابه خاری است بر چشم آنها زیرا نمی توانند انکارش کنند و همین آزارشان می دهد. حتی برای خانواده ها و یا سایرین که خود از الطاف رژیم بی بهره نبوده اند، دیدن این عکس یا موارد مشابه جای تعجب دارد که چگونه یک رژیم می تواند این همه عزیز را از یک خانواده بگیرد و ما می دانیم که این تنها نمونه نیست. آری خود عوامل رژیم نیز از دیدن این عکس ها که نشانه هایی از جنایات آنهاست شرم می کنند.
منصوره بهکیش
۱۰/۰۶/۱٣٨۵
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 7:28 قبل از ظهر  توسط آریا
|
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
بر خلاف ادعای سهراب سلیمانی، مدیر کل زندانهای استان تهران مبنی بر نگهداری ولی الله فیض مهدوی در بیمارستان شریعتی تهران، مسئولین این بیمارستان در این مورد ابراز بی اطلاعی میکنند.
گفتنی است دو تن از اعضای این کمیته با مراجعه به بیمارستان شریعتی خواهان اطلاع از وضعیت فیض مهدوی شدند، اما مسئولین بیمارستان اعلام کردند چنین کسی در آنجا بستری نشده است.
سهراب سلیمانی که امروز طی مصاحبه ای با خبرگزاری فارس خبر مربوط به اعتصاب غذای فیض مهدوی را رد کرده و انتقال او به بیمارستان را به دلیل خودکشی وی دانسته بود، پیش از این نیز بارها با دادن اخبار کذب به رسانه ها در مورد اعتصاب غذای سایر زندانیان سیاسی به خصوص در سالهای اخیر از جمله زنده یاد اکبر محمدی، باعث بوجود آمدن شک و شبهه در میان محافل مختلف خبری شده است.
این در حالی است که محمدعلی دادخواه وکیل فیض مهدوی نیز احتمال خودکشی ایشان را منتفی دانسته و خبر مربوط به اعتصاب غذای او را تایید کرد.
با توجه به اظهارات سهراب سلیمانی مبنی بر اینکه " فیض مهدوی به دلیل اینکه از سوی مسئولین زندان خبر عدم لغو حکم اعدام خود را دریافت داشته در حمام زندان خود را به دار آویخته است" ، این سوال مطرح میشود که اساسا چنانچه ولی الله فیض مهدوی از هراس حکم اعدام دست به خودکشی زده ، چرا به همان شیوه خود را در زندان به دار آویخته است (طبق اظهارات سلیمانی)، آیا این عمل در مورد کسی که مدت 5 سال زیر حکم اعدام قرار داشته و در این مدت از هیچ مقامی تقاضای عفو ننموده است، میتواند صحت داشته باشد؟
و آیا این نشان دهنده تناقضی آشکار در سخنان سهراب سلیمانی نیست؟
مشخص نیست تا چه زمانی، مرجعیت رسمی برای تایید و یا تکذیب اخبار میبایست افرادی چون سهراب سلیمانی باشند که در طی سالهای اخیر بارها با اخبار کذب خود باعث سردرگمی افکار عمومی گردیده است.
در پی اظهارات امروز سهراب سلیمانی، مدیرکل زندان های استان تهران که ادعا کرده بود "ولی الله فیض مهدوی در حمام زندان اوین خودکشی کرده و به بیمارستان شریعتی منتقل شده است"، محمد شریف یکی از وکلای این زندانی سیاسی در مصاحبه با رادیو فردا گفت پس از این که ده روز پیش ایشان تلفنی با من تماس گرفتند و من مساله مخالفت مدیرکل سازمان زندان های استان تهران را با انتقال ایشان از زندان رجایی شهر به اوین، برایش اعلام کردم و همچنین گفتم قصد دارم به ریاست کل دادگستری استان تهران مراجعه کنم و از ایشان تقاضا کنم محبس ایشان را تغییر دهند، ایشان اظهار کردند ناچار هستند دست به اعتصاب غذا بزنند و از آن زمان تماسی نداشتیم با هم، تا امروز که به دادگاه انقلاب مراجعه کردم و با دادیار اجرای احکام پرونده دیدار کردم، ایشان اظهار کردند علی الاصول باید آخرین حوادث را به من اطلاع بدهند، اما تاکنون چنین چیزی با من در میان گذاشته نشده است.
محمد شریف می گوید حتی در صورت صحت خبر خودکشی ولی الله فیض مهدوی که من به شدت نسبت به آن تردید دارم، کسانی که مسئول نگهداری زندانی هستند، مسئول خودکشی آنان هم هستند و اگر این مساله صحت داشته باشد و تایید شود، بنده تلاش خواهم کرد تمام مسئولین امر را تحت پیگرد قضایی قرار دهم.
در ميان سکوت خبري
فيض مهدوي: خودکشي يا سکته مغزي؟
به نقل از "روز آنلاین"
ولي الله فيض مهدوي زنداني سياسي در نهمين روز اعتصاب غداي خود در زندان رجائي شهر کرج دچار ايست قلبي و روانه بيمارستان شد. سهراب سليماني مديركل سازمان زندانهاي استان تهران، در واکنش نسبت به خبرهاي منتشر شده در مورد ولي الله فيض مهدوي به خبرگزاري دولتي فارس گفت: "زنداني ولي فيض مهدوي عضو فعال منافقين به اتهام اقدام عليه امنيت و بمبگذاري، در دادگاه انقلاب در سال 1382 به عنوان محارب شناخته شده و حكم اعدام در مورد وي صادر شده بود."
وي افزود: "اين زنداني روز يكشنبه در حمام بند محل استراحت خود در زندان رجايي شهر به وسيله لباس خودش، اقدام به حلق آويز نمودن خود كرد كه خوشبختانه اين موضوع توسط هم اتاقيهاي وي به مسئولين زندان اطلاع داده شد و در بهداري زندان كارهاي احياء وي انجام و سپس جهت مداوا به بيمارستان شريعتي منتقل شد."
سليماني گفت: "در حال حاضر وي در بيمارستان شريعتي بستري و تحت نظر است. وي در خصوص اعتصاب غذاي اين زنداني اظهار داشت: وضعيت مهدوي عادي بوده و هيچ گونه اعتصاب غذايي نبوده است."
با اينکه سهراب سليماني از عادي بودن وضعيت فيض مهدوي سخن مي گويد اما، بينا داراب زند از فعالان سياسي در ايران که مدت ها در زندان رجائي شهر با فيض مهدوي همبند بوده و از نزديک خبرهاي اعتصاب غداي او را دنبال مي کرده به روز مي گويد: "فيض مهدوي مرتب از زندان با من در تماس بود و به صورت تلفني وضعيت خودش را در ميان مي گذاشت، مي دانم که وضعيت خطرناکي دارد. اگر چنين نبود چرا او را به جاي يکي از بيمارستان هاي مجهز در کرج به بيمارستان تخصصي شريعتي در تهران منتقل کرده اند؟"
بينا داراب زند که يکماه پيش از زندان آزاد شده؛ اضافه مي کند: "روز چهارشنبه ولي الله به من زنگ زد و گفت مسئولان زندان به خواسته هاي من توجهي نميکنند و براي اتمام حجت يک نامه اي مي نويسم و خواسته هايم را رسما اعلام ميکنم و اگر توجهي نکنند دست به اعتصاب غذا خواهم زد."
بينا داراب زند ضمن رد اظهارات سهراب سليماني مدير کل زندانهاي استان تهران ا در مورد فيض مهدوي مي گويد: "من هميشه در زندان شاهد گفته هاي غير واقعي ايشان بودم و نمي دانم چرا هميشه از واقعيت فرار ميکند و چرا نمي خواهد واقعيت ها را منعکس کند؟ فيض مهدوي خودکشي نکرده و بعد از9 روز اعتصاب غذا به اين وضع گرفتار شده است."
اين فعال سياسي خواسته هاي فيض مهدوي را چنين بيان مي کند: "امکان ملاقات با وکيل مدافع، ابلاغ رسمي لغو حکم اعدام از سوي دادگاه به وي، انتقال به زندان اوين، يعني مواردي که خود او هم در نامه اش ذکر کرده بود."
همبندان ولي الله فيض مهدوي هم در تماس هاي مکرر با بيرون از زندان گفته اند: فيض مهدوي روز شنبه در ارتباط با اعتصاب غذا با "مغنيان" رييس اندرزگاه 2 و "علي محمدي" معاون زندان ديدار کرد اما از آنجائيکه آنها به حرف هاي او بي توجهي نشان دادند، براي همين اين ديدار به جر و بحث کشيد و فيض مهدوي بدون نتيجه به بند بازگشت. مسئولان زندان در پاسخ به درخواست هاي فيض مهدوي به طعنه به او گفته اند برو هر کاري مي خواهي بکن، مگر ديگران مردند چه اتفاقي افتاد؟
بينا داراب زند از زبان هم اتاقي هاي فيض مهدوي جريان حادثه را چنين توصيف ميکند: " طبق گزارش هاي 4 زنداني سياسي يعني عليرضا کرمي خيرآبادي، بهروز جاويد تهراني، جعفر اقدامي و مهرداد لهراسبي، فيض مهدوي روز شنبه پس از ديدار با "مغنيان و "علي محمدي" از ساعت 7 بعد ازظهر دچار ضعف شديد شد و از حال رفت . پس از حدود يک ساعت هم اتاقي هايش با توجه به اينکه عليرضا کرمي خيرآبادي به کمک هاي اوليه آشنايي دارد، متوجه شدند که فيض مهدوي در حال اغماء است. آنها از طريق آيفون با افسر نگهبان بند تماس گرفتند و درخواست کردند تا در بند را باز کند اما در پاسخ شنيدند: "تا فردا صبر کنيد حالش خوب مي شه"
وي افزود : "اصرار زياد هم اتاقي هاي فيض مهدوي که آنها هم زنداني سياسي هستند موجب شد تا افسر نگهبان بند پس از حدود يک ساعت تاخير در بند را باز کند. اما وقتي ديد ولي الله فيض مهدوي در حال مرگ است اجازه داد تا به بهداري زندان منتقل شود."
کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي نيز مي نويسد: ولي الله فيض مهدوي شنبه شب در حال اغما به بهداري زندان رجايي شهر منتقل شده بود که پزشکان زندان متوجه مي شوند وي دچار ايست قلبي شده که با تلاش آنها قلب وي احيا مي شود، اما پس از دقايقي فيض مهدوي مجددا از حال رفته و دچار سکته مغزي مي شود.
بر اساس اين خبر، همبندان فيض مهدوي با وجود تلاش هاي خود مبني بر اطلاع از وضعيت او با بي توجهي مسئولان زندان رجايي شهر مواجه مي شدند تا اينکه حراست زندان به ساير زندانيان سياسي اعلام مي کند فيض مهدوي دچار مرگ مغزي شده است.
به عبارت ديگر در حالي که مدير کل زندان هاي استان تهران مدعي شده فيض مهدوي اقدام به خودکشي کرده، هم اتاقي هاي فيض مهدوي اين خبر را تکذيب مي کنند و مي گويند: وقتي ولي الله فيض مهدوي به حال اغما رفت در اتاقش و تخت خودش بود و نه در حمام زندان.
بينا داراب زند به خبرنگار ما مي گويد: حراست زندان و همچنين فردي به نام "شهبازي" که مسئول کامپيوتر زندان رجائي شهر است به هم بندي هاي فيض مهدوي خبر داده اند که وي در بهداري دچار مرگ مغزي شده و به همين خاطر به بيمارستاني در خارج از زندان منتقل شده است. حال چطور مدير کل زندانها مدعي است که او دست به خودکشي زده و الان وضعيت خوبي دارد.
محمد شريف يکي از وکلاي مدافع ولي الله فيض مهدوي نيز خبر خودکشي اين زنداني سياسي را رد مي کند. شريف به راديو فردا مي گويد: حتي در صورت صحت خبر خودکشي آقاي مهدوي، که من به شدت نسبت به آن ترديد دارم، کساني که مسئول نگهداري زنداني هستند، مسئول خودکشي آنان هم هستند و اگر اين مساله صحت داشته باشد و تاييد شود، بنده تلاش خواهم کرد تمام مسئولين امر را تحت پيگرد قضايي قرار دهم.
فيض مهدوي در سال 1380 به اتهام همکاري با سازمان مجاهدين خلق بازداشت و به اعدام محکوم شد، اما در ارديبهشت ماه امسال که تاريخ اجراي حکم اعدام وي فرا رسيده بود، اين حکم از سوي دادگاه انقلاب لغو شد.
ابتدا محمد علي دادخواه، وکيل مدافع اين زنداني سياسي خبر از لغو حکم اعدام داد. او در ارديبهشت ماه امسال در گفتگويي اعلام کرده بود که حکم اعدام فيض مهدوي تاييد شده و به ايشان هم ابلاغ شده اما در حکم نوشته شده درصورتي که متهم تقاضاي عفو کند صراحتا به شعبه 26 اعلام بشود. در همان تاريخ محمد علي دادخواه به اجراي احکام و هم شعبه 26 اعلام کرد که متهم تقاضاي عفودارد و در اين حکم تجديد نظر شد.
اينک ولي الله فيض مهدوي به خاطر سه خواسته روشن و قانوني، در پي اعتصاب غذاي 9 روزه براي زنده ماندن با مرگ مبارزه مي کند. آيا جسم بي جان و رنجور و نحيف او طاقت اين روزهاي سخت را خواهد داشت؟ و يا او هم بعد از 9 روز به سرنوشت اکبر محمدي دچار خواهد شد؟
نامه مجتبي سميع نژاد خطاب به كوفي عنان
آقای رئیس نماینده ما باشید
به نقل از "ادوارنيوز"
مجتبي سميع نژاد، وبلاگ نويس زنداني كه اكنون در مرخصي به سر مي برد همزمان با سفر كوفي عنان دبيركل سازمان ملل به تهران نامه اي را خطاب به وي نگاشته است.
متن كامل اين نامه به شرح زير است :
آقای رئیس نماینده ما باشید
آقای رئیس در خبر ها هست که در ایران هستید. من پیگیر اینکه برای چه به ایران آمده اید نیستم. پیگیر این نیستم که با چه کسی و در کجا ملاقات می کنید. آن هایی را که شما می بینید من به عنوان نماینده خود قبول ندارم. آن ها حرف های من و امثال من را به شما نمی گویند. آقای رئیس من آنها را نمی شناسم. من شما را می شناسم که دبیر کل سازمان ملل هستید. سازمانی که هر هنگام نامش را می شنوم، کلماتی همچون صلح و آزادی و انسانیت و جهانی بدون جنگ را برایم تداعی می شود.
جهانی که در آن آدم ها را به خاطر منافع اقصادی و سیاسی و هر چه که هست نمی کشند. جهانی که دوستش داریم. جهانی که در آن هیچ کس را به خاطر بیان عقاید و نظراتش ، به خاطر گفته ها و نوشته هایش ،به خاطر مرام مسلکش، به خاطر دین و مذهبش، به خاطر... اعدام نمی کنند، زندانی نمی کنند، شکنجه نمی کنند، آزار نمی دهند، به زنجیرش نمی کشند...
می دانم که نمی شود از شما خواست که جاهایی را در این کشور بازدید کنید. می دانم که وقتش را ندارید. می دانم که نمی شود پای درد دل های خانواده های باطبی و موسوی و زرافشان و عباسقلی نژاد و سیگارچی و جاوید تهرانی و غیره بنشینید. می دانم که نمی شود به شما تک به تک آن ها را معرفی کرد. می دانم که نمی شود به شما گفت که احمد باطبی در حالی که محکومیت دارد و هفت سال از آن را تحمل کرده باز هم در سلول انفرادی است و بازجویی پس می دهد. می دانم که وقتش نیست تا بدانید مهندس موسی خوئینی ها که نماینده ی مردم این کشور در مجلس ملی آن بوده، اکنون با نقض مسلم آزادی فردی اش حدود سه ماه است در سلول انفرادی است و حتی برای سوگواری پدرش فرصت کافی نداشته است. می دانم که محال است و حتی وقتش نیست که من از تک تک آنها برای شما یکی دو خطی بنویسم.
حقیقتش را بخواهید آنقدر تا به حال از این ها نوشته ایم و خوانده ایم که مثل نفس کشیدن برای مان عادی شده و مثل زنده گی کردن مان تکراری،با این تفاوت که همراه درد تحمل سوزی است. شما نمی دانید که مرگ اکبر محمدی چه درد تحمل سوزی است.
آقای رئیس
باری
قلعه بانان
این حجت با ما تمام کرده اند
که اگر می خواهیم در این سرزمین اقامت گزینیم
می باید با ابلیس قراری ببندیم.
آقای کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل،
از شما یک چیز می خواهیم.نمی دانم که می دانید یا نه این روز ها که در ایران هستید بازار نامه نوشتن به شما حسابی داغ شده است. از شما می خواهیم که برای یکبار هم که شده نماینده ی ما باشید. ما نماینده ای نداریم .
کسی جرات این را ندارد که حرف های ما را به گوش آنانی که ملاقات می کنید ،برساند. از شما می خواهیم که به عنوان دبیر کل سازمان ملل که وظایف و اهداف مشخصی دارد و خواسته های ما نیز در راستای نیل به آن ها است، درد دل ها و شکایت ها و خواسته های ما را به گوش آنان برسانید. تمام نامه هایی را که به شما نوشته می شود، در برابر آن ها بگذارید، از آن ها بخواهید که حقوق بشر را رعایت کنند، از آنها بخواهید که به هیچ کشور و گروهی کمک مالی و نظامی نکنند چرا که ما در همین جا گرسنه مانده ایم. به آن ها بگویید که خواستار محاکمه کسانی هستیم که در حفظ جان اکبر محمدی کوتاهی کرده اند، به آن ها بگویید بساط سلول های انفرادی را که مصداق بارز شکنجه است برچینند.
به آنها بگویید به ما به عنوان یک شهروند ایرانی که حق زنده گی دارد احترام بگذارند، به آن ها بگویید که حقوق زنان ایرانی را حفظ کنند، به آن ها بگویید هیچ کس را به خاطر عقیده اش بازداشت نکنند، به آن ها بگویید که کاری کنند که وجود مواد مخدر از زندان ها پاک شود. به آن ها بگویید که همه ی زندانیان انسانند و دارای حقوقی، حقوق همه ی آنها را محترم بشمارند. به آنها بگویید به آزادی های فردی و امنیت شخصی ما احترام بگذارند. تلفن های ما را شنود نکنند. گرد همایی های ما را لغو نکنند. در تجمعات مادران و خواهران مان را کتک نزنند. اجازه ی سوگواری برای در گذشته مان را به ما بدهند. ما را از تحصیل محروم نکنند. حقوق اجتماعی ما را محترم بشمارند، از دانشگاه اخراج مان نکنند. احمد باطبی را آزاد کنند. مهندس موسوی خوئینی ها را آزاد کنند. بهروز جاوید تهرانی را آزاد کنند امید عباسقلی نژاد را آزاد کنند، ناصر زر افشان را آزاد کنند، آرش سیگارچی را آزاد کنند، امیر عباس انتظام را آزاد کنند، عباس دلدار را آزاد کنند، مهراد لهراسبی را آزاد کنند، رامین جهانبگلو را آزاد کنند،کیوان رفیعی را آزاد کنند.
به آنها بگویید تمام زندانی های سیاسی را در هر کجای ایران که هستند آزاد کنند. به آن ها بگویید که به ما اتهام اقدام علیه امنیت ملی نزنند که امنیت ملی خود مائیم. امنیت ملی باطبی است. امنیت ملی آرش سیگارچی است. به آن ها بگویید هیچ کدام از ما را سر بدخویی نیست و ما دشمن نیستیم. ایرانی هستیم و آزاده . به آن ها بگویید که آزادی حق مسلم ما است... به آن ها بگویید که ما بد نیستم.......
مصاحبه محمد هاشمي با صداي آلمان پيرامون موج جديد فشارها به جنبش دانشجويي
آقای هاشمی برخی از سایتهای اینترنتی دانشجویی از برخوردهای جدید نهادهای امنیتی با دانشجویان خبر میدهند. ممکن است برخی از موارد این برخوردها را بربشمرید؟
محمد هاشمی: ما در طول یکسال گذشته با برخوردهای متعددی مواجه بودیم. منتها این برخوردها با استفاده از تعطیلات تابستان، با اینکه دانشجویان در دانشگاه حضور ندارند، شدت بیشتری گرفته است. چون قطعا در این رابطه با مقاومت دانشجویی روبهرو نمیشوند. ما در طول یکماه گذشته با انحلال انجمن دانشگاه علوم، انحلال انجمن دانشگاه سبزوار و دانشگاه اصفهان روبهرو بودیم و در دانشگاه امیرکبیر بیش از ۲۰ نفر از دانشجویان به کمیتههای انضباطی احضار شدند و برای خانوادههایشان اخطاریههایی فرستاده شده و در دانشگاه سهند تبریز ما با چنین وضعیتی مواجه بودیم که آنجا هم چندین دانشجو همزمان با هم به کمیتههای انضباطی احضار شدند و تا آنجا که خبر داریم در سایر دانشگاهها هم این موارد ادامه دارد و در تدارک این هستند که دانشجویان را به کمیتههای انضباطی احضار بکنند و میشود گفت که در هفتههای گذشته ما بیش از ۶۰ مورد احضار به کمیتههای انضباطی داشتیم، آنهم در زمانی که دانشگاهها خالی از دانشجو بود و عملا امکان اعتراضات دانشجویی هم وجود نداشت.
همانطور که خود شما هم اشاره کردید، هفته گذشته دانشگاه اصفهان هم رسما انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی را منحل اعلام کرد. آیا انحلال انجمنهای اسلامی دانشگاهها از اختیارات دانشگاه محسوب میشود و از نظر حقوقی موجه است؟
محمد هاشمی: انجمنها متاسفانه به دلیل ساختار اولیهای که داشتند و بخاطر اینکه در دهه ۶۰ با هدف اجرای فرامین حاکم و بنوعی پیاده نظام بودن حاکمیت تاسیس شدند، در مواردی کاملا از نظر قانونی وابستگی پیدا میکنند. از این نظر با طی یکسری مراحل قانونی، انحلال انجمنها در اختیار دانشگاهها هست، منتها این اختیارات بسیار سخت در اختيار دانشگاهها گذاشته شده و عموما انجمن دانشگاهها که منحل میشوند روند قانونی خودشان را طی نمیکنند. این یک بحث است. بحث دیگر این است که در طول دهه گذشته، بخصوص سالهای ۷۸ و ۷۹ و به بعد انجمنها بهیچوجه مشروعیت خودشان را از حاکمیت و از مسئولین دانشگاهها نگرفتند. انجمنها کاملا با تکیه بر مشروعيت دانشجویی خودشان و با تکیه بر رای دانشجویی که داشتند به فعالیت خودشان ادامه دادند و عملا انحلال انجمنها تاثیری بر روند فعالیت آنها نخواهد گذاشت. ممکن است از نظر قانونی و با یک اسم بشود انجمن اصفهان را منحل کرد، منتها عملا آن دانشجویان وجود دارند و همچنان نمایندگان خودشان را حمایت میکنند و فعالیتهایی که تاکنون ادامه داشته، ادامه پیدا خواهد کرد.
در خبرها آمده، شما هم به آن اشاره کردید، که ۲۵ نفر از فعالان دانشجویی به صورت همزمان به کمیتههای انضباطی احضار شدند و احکام بعضی از احضارشدگان غیابا و بدون حضور آنها صادر شده و حتا به اجرا درآمده است. باز همان سوال پیشین مطرح میشود، آیا کمیتههای انضباطی اختیار صدور چنین احکامی را دارند یا خیر؟
محمد هاشمی: اساسا باید در احضارهایی این چنینی به کمیتههای انضباطی بنوعی تحلیل رفتار وزارت علوم را هم کرد. ما اگر یک نگاه آماری داشته باشیم به فعالیت یکسالهی وزارت علوم و کمیتههای انضباطی در دانشگاهها و مقایسهاش بکنیم با یکسال قبل از آن، میبینیم که ما در سالهای قبل بیشتر با احکام قضایی مواجه بودیم و میبینیم خيلى معدود از محكوميتها در کمیتههای انضباطی داشتهايم. نتیجهاش این بوده که محکومشدگان در دادگاهها بهنوعی الگو میشدند برای دانشجویان و هزینههای بسیار سنگینی را هم به حاکمیت تحمیل میکردند. منتها در سال تحصیلی قبل بیش از ۱۰۰ مورد احضار به کمیته انضباطی داشتیم و خیلی محدود و در چند مورد خاص فقط دادگاههایی را داشتیم که دانشجویان را محکوم کردند. اینها را اضافه کنید به توقيف نشریات و انحلال و تعلیق انجمنها و سایر تشکلها میشود اینگونه برداشت کرد که حاکمیت با این هدف قصد دارد که فضا را برای فعالیتهای دانشجویی تنگ بکند و با کوچکترین حرکتهای منتقدانه برخوردهای انضباطی بکند و نهایتا تصورش بر این هست که چون هزینه کمتری را میپردازد، بتواند فضای دانشگاهها را کاملا مسدود بکند. کمیتههای انضباطی با هدف برخوردهای اخلاقی در دانشگاهها شكل گرفته است. شما آییننامههایش را که نگاه بکنید، کاملا محدود شده به موارد اخلاقی در دانشگاهها و سابقه نداشته که بخواهد بخاطر فعالیتهای دانشجویی دانشجویان را مورد محاکمه قرار بدهد. و این یک باب جدیدیست که دارد باز میشود و بصورت خیلی عام هم دارند اینکار را انجام میدهند و آن اینکه از تخلفات اخلاقی در دانشگاهها خیلی با تفاهم و تسامح چشمپوشی میشود، منتها کوچکترین فعالیتهای دانشجویی منجر به محکومیت در کمیتههای انضباطی میشود.
حالا این احکام چه نوع احکامی بودند و این احکام صادرشده علیه دانشجویان با استناد به چه مدارکی بوده؟
محمد هاشمی: اساسا در انجمنهای کمیتههای انضباطی خیلی موارد قانونی رعایت نمیشود و بهانههایی که تراشیده میشود و پروندهسازیهایی که میشود بسیار واهی و کلیست و بسیار مبهم. بعلاوه اینکه دانشگاه خودش در این موارد مجبور به ارائه مدارک هم نمیداند و دانشجو عملا امکان دفاع از خود ندارد و فضا بسته و محدود است.
شما به مواردی اشاره کردید از انحلال انجمنهای اسلامی. فکر میکنید بازهم باید در آینده در انتظار انحلال تشکلهای دانشجویی دیگری هم بود؟
محمد هاشمی: این وضع ادامه خواهد داشت. یعنی اگر فضا به این شکل باقی بماند، پیشبینی من بر این است که حاکمیت خیلی به دنبال تغییر روند و سیاست خودش نیست و احتمالا با همین روند میخواهد انجمنهای دیگر را هم منحل بکند و احتمالا ما در ۲ـ۱ ماه آینده با روندهای این چنینی هم مواجه خواهیم بود، تا زمانیکه دانشجویان به دانشگاهها برگردند و امکان اعتراضات دانشجویی فراهم بشود. منتها این خیلی به نظر من نگرانکننده نیست و این اولینبار نیست که جنبش دانشجویی با چنین فضایی مواجه میشود. ما تجربه دهه ۴۰ را داشتیم، جنبش دانشجویی تجربه دهه ۶۰ را با آن فضای سنگین داشته و از سر گذرانده و سربلند هم بیرون آمده است. قطعا این فضا هم خواهد گذشت، این فضا هم شکسته میشود و خیلی نباید نگران بود. تجربه تاریخی نشان میدهد هر زمان که این اتفاقات افتاده و فضای دانشگاهها بسته شده و فعالین مدنی با مشکل مواجه شدند، این فضا به سمت حرکتهای زیرزمینی و مخفی پیش رفته و چنین فضاهایی نه به نفع جریان دمکراسیخواهی بوده و نه به نفع فعالین دانشجویی و فعالین مدنی و قطعا هم حاکمیت از این فضا استفاده نخواهد کرد. آنچه دارد پیش میرود به نفع هیچکس نیست و بازنده نهایی و بزرگش حاکمیت و اقتدارگراها خواهند بود.
منبع: صداي آلمان - بهنام باوندپور
+
نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط آریا
|
جنگل رويان ستارهها، خورشيد راه شد
جوانان آزاده و آگاه
در سالگرد قتل عام خونين تابستان 67 و براي گرامي داشت ياد آن عزيزان گرد هم مي آئيم . با شمعي در دست و سرود آزادي بر لب ...
آري همانها كه بي نام و آوازه و در نبردي نا برابر،با شعار ” زنده باد آزادي ” قيمت مقاومت و شرف خود را با خون خويش پرداختند . قهرمانان و پيشگامان آزادي كه دست از جان شستند و با آغوشي باز رنج سالها اسارت و داغ شكنجه و اعدام را پذيرفتند .
از اين عزيزان 38درصد حلقآويز شدهاند، 48درصد را تيرباران كردهاند و 14درصد بقيه به صورتهاي مختلف از جمله در اثر شدت شكنجه، زجركش، انفجار در زندان و حلقآويز در ملاءعام بهشهادت رسيدهاند. اما ” صدايي هرگز شنيده نشد ”
مي گويند هنوز شب است منتظر صبح بمانيم تا کاری کنيم کارستان ولي ما مي خواهيم از همين امشب كاري كنيم كارستان، با شما عزيزان و ياران و ما تنها نيستيم.
پس دوستان :
براي زنده نگاه داشتن ياد و خاطره عزيزان به خون خفته مان يكبار ديگر و در آستانه هيجدهمين سالگرد قتل عامشان در گلزار خاوران گرد هم مي آئيم .
بر مزارشان شمعي مي افروزيم و سرودي از آزادي مي خوانيم.
سرو زميني
استاده بود
آتش به جانش بود
اما
سرو استاده در آتش
باز سرو استاده بود
آواز داد كوير ظلمت
نابودشان كنيد
كه هر سرو خود جنگل رويان است
آنگاه تيغ جرار شحنه
بر قامت استاده سروان
كابوس مرگ سبزينه را رقم ميزد
شكسته وتكه تكه
سرو زميني چو بر خاك
به خون خفته شد
جنگل رويان ستارهها
خورشيد راه شد…
درود بر شهداي سرفراز قتلعامهاي سال 67
زمان : جمعه 10 شهريور85 ساعت 10 صبح
مكان : گلزار خاوران
كانون جوانان پژواك
8 شهريور 85
www.ghasedac.com
رامین جهانبگلو با قید وثیقه از زندان آزاد شد: مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی
به نقل از "رادیو فردا"
رامین جهانبگلو پژوهشگر و استاد فلسفه پس از حدود چهار ماه بازداشت، با سپریدن قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شد. عبدالکریم لاهیجی نایب رئیس فدراسیون جامعه های دفاع از حقوق بشر در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: استراتژی جدید امنیت قضایی جمهوری اسلامی این است که مردم به ویژه جوانان هیچ گرایشی نسبت به چهره های شاخص جامعه مدنی ایران پیدا نکنند؛ و دیدیم در ماه های اخیر منصور اصانلو را در ارتباط با فعالیت های سندیکایی دستگیر کردند، عبدالفتاح سلطانی به خاطر فعالیت ها در حوزه حقوق بشر، اکبر موسوی خوئینی و رامین جهانبگلو به لحاظ کوشش ها و تلاش هایی که در زمینه فکری داشته. آقای لاهیجی می گوید: آنچه مسلم است، بلندگوی مقامات امنیتی قضایی جمهوری اسلامی در پرونده سازی برای مردم، متاسفانه هیچگونه حد و مرزی نمی شناسد و اعترافاتی که در جریان بازداشت هایی در سلول 209 که یک نماینده سابق مجلس اکبر موسوی خوئینی که خودش عضو کمیسیونی بوده برای بازدید زندان ها الان مدتی است در آن گرفتار است، مشخص است زیر هرگونه فشارهای روحی و جسمی است و هیچ ارزشی ندارد.
واکنش فعالان سیاسی و حقوق بشر در آمریکا به آزادی رامین جهانبگلو
اعلام خبر آزادی موقت رامین جهانبگو از زندان جمهوری اسلامی، عکس العمل هایی در میان ایرانیان ساکن لس آنجلس از جمله برخی از فعالین حقوق بشر داشته است. خانم زهره شیشه فعال حقوق بشر در سازمان مهر آزادی رامین جهانبگلو را یک حرکت جدید در راستای بازی های سیاست قدیمی جمهوری اسلامی می خواند. وی می گوید: اکنون لحظات آخر مهلت حکومت ایران برای پاسخ به تقاضای شورای امنیت است و از این رو جمهوری اسلامی به بازی های خودش ادامه می دهد. دکتر مهرداد ماجدی که در دوران دانشجویی در رشته پزشکی، بارها توسط مقامات جمهوری اسلامی به زندان اوین افکنده شده و در آنجا شکنجه شده است، اکنون در لس آنجلس به عنوان یک فعال مستقل به فعالیت در راه حمایت از حقوق بشر اشتغال دارد و آزادی رامین جهانبگلو را نشانه بارزی از استیصال جمهوری اسلامی می خواند. رویا تیموری آزادی آقای جهانبگلو و مرخصی منوچهر محمدی که به فرارش از ایران منجر شد را از تلاش های جدید جمهوری اسلامی در نمایش چهره ای دگرگونه از خود به جهانیان می داند.
جهانبگلو آزاد و بلافاصله به ايسنا رفت
بازجوها خشن نبودند، تحت فشار نبودم
سينا حسيني
به نقل از "روز آنلاین"
خبرگزاري دانشجويان ايران روزگذشته در خبري کوتاه اعلام کرد رامين جهانبگلو، روشنفکر ايراني که اوائل ارديبهشت ماه بازداشت شد، با سپردن وثيقه از زندان آزاد شده است. جهانبگلو پيش از هر کاري بعد از آزادي از زندان به خبرگزاري ايسنا مراجعه و با رييس اين خبرگزاري ديدار کرده است.
ساعاتي بعد، در خبر تکميلي ايسنا راجع به آزادي جهانبگلو روي تلکس اين خبرگزاري قرار گرفت که حکايت داشت رامين جهانبگلو عصر چهارشنبه (هشتم شهريور) با حضور غير منتظره در محل خبرگزاري دانشجويان ايران درخواست كر در "گفتوگويي آزاد"، به شرح وضعيت خود و طرح برخي مسايل بپردازد. ايسنا خاطر نشان کرده که اين استاد دانشکاه "هيجانزده به نظر ميرسيده" و "بدون مقدمه و مسلسلوار" گفته: "من امروز آزاد شدم. صادقانه بگويم عملا ميدانستم كه وقتي قدم بگذارم منزل، از همه جاي دنيا ميخواهند به من زنگ بزنند. ميخواستم با يك جا مصاحبه كنم و بعد آسوده باشم. خصوصا كه ميخواهم مسافرت بروم."
به گزارش ايسنا، جهانبگلو در پاسخ به اين سوال كه آيا بهتر نيست اين گفتوگو در روزهاي آتي، با فرصت و مجال بهتر و با حضور خبرنگاران ديگر رسانهها انجام شود، خاطرنشان كرده: "كار من كار فكري و تحقيقي است. خصوصا وقتي آدم از زندان خارج ميشود يا در شرايط سختي بوده عملا روحش آسيب ديده است دلش ميخواهد كه آرامش داشته باشد. بنابراين اينكه آدم ترجيحا با انتخاب خودش صحبت كند، راضيتر است تا اينكه با تماسهاي مكرر بخواهند به زور با ديگر رسانهها حرف بزند. واقعا پيش خودم گفتم كه بهتر است خودم انتخاب كنم. همانطور كه گفتم ميخواستم با يك جا و در اولين فرصت مصاحبه كنم."
دستگيرکنندگان خشن نبودند، بازجوها مودب بودند
رامين جهانبگلو در ادامه گفتوگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره نحوه دستگيري خود و شرايط زندان اظهار داشته: "بنده در تاريخ 5 ارديبهشت ماه سال جاري دستگير شدم و اتهامي كه به بنده تفهيم شد اقدام عليه امنيت ملي كشور و ارتباط با بيگانگان بود. من در فرودگاه دستگير شدم. هميشه من در فرودگاه كه ميآمدم پاسپورتم را چك ميكردند و سئوال و جواب ميكردند ولي اين بار گفتند لطفا با ما تشريف بياوريد." وي بلافاصله افزوده: "البته هيچ برخورد خشني نكردند."
اين روشنفکر ايراني درباره وضعيت خود در زندان با بيان اينكه "به هر حال محيط زندان محيط فشار است" گفته: "به من هيچ فشار جسمي و روحي وارد نشد و از همان ابتدا بازجوييها مودبانه بود. به من گفتند اين اتهامات شماست و شما با اين افراد رفت و آمد داشتيد كه گفتم بله داشتهام. گفتند شما فكر نميكنيد عليه منافع ملي اقدام كرديد؟ كه گفتم من درجهت منافع ملي حركت كردم."
اقداماتم ناآگاهانه بود
وي درباره اينكه زماني كه دستگير شد حدس ميزد به چه اتهامي بازداشت شده است؟ اظهار داشته: "طبيعتا ميدانم كه يك سري از اتهامات را نداشتم. من نه راهزن هستم، نه تبهكار و نه قاچاقچي؛ اما حدس ميزدم كه به دليل ارتباطم با خارجيها است چون كنفرانس زياد ميرفتم. طبيعتا حدس ميزدم به چه دليل بازداشت شدم." وي در توضيح بيشت آورده که: "بنده به دليل ارتباط با نهادها و موسسات آمريكايي دستگير شدم."
جهانبگلو در توضيح اتهامي كه به وي تفهيم شده اظهار داشته: "اتهامي كه به بنده تفهيم شد اقدام عليه امنيت ملي و ارتباط با بيگانگان است. اتهام جاسوسي به بنده تفهيم نشده است. بنده در سايتهايي مطالبي مينوشتم يا درباره ايران يا درباره خاورميانه كه مربوط به ماموران امنيتي بود كه البته اين اقدامات ناآگاهانه انجام شده است."
تحت فشار نبودم
وي با تکرار اينكه در تمام طول مدت در زندان از نظر جسمي وضعيت خوبي داشته و حتي دارويي نيز مصرف نميكرده، گفته: "در زندان براي همه چيز پزشك بود و تنها يك بار براي درد شكم به آنجا مراجعه كردم. من هيچ گاه تا به حال اوين نرفته بودم و فكر نميكردم در آنجا پزشكهاي مختلف وجود داشته باشد كه بيايند و به شما سر بزنند و بگويند حال شما خوب است يا خير؟ بنده در بند عادي نبودم، در بند اطلاعات بودم و پروندهام نيز از طريق دادگاه انقلاب دنبال ميشد. اين اولين تجربه بنده از زندان بود و هيچ گاه آرزو ندارم كسي به زندان برود كه طبيعتا تجربه سخت و تلخي است؛ اما صادقانه عنوان ميكنم كه تحت هيچ فشار روحي و جسمي نبودم. ماه اول برايم بسيار سخت بود؛ زيرا به محيط عادت نداشتم و ملاقات هم نداشتم. در سه ماه بعد بنده را در سلول انفرادي گذاشتند كه در آن تلويزيون و روزنامه وجود داشت و ميتوانستم با خانوادهام ملاقات كنم و تماس تلفني داشته باشم. نميدانم كه اين شرايط ويژه تنها براي من بوده است يا خير؟ اما اين شرايطي بود كه حداقل براي زندانياني كه در آن بند بودند وجود داشت."
جهانبگلو با اصرار مجدد بر اينكه دربازجوييها با وي خشونتآميز رفتار نشده است، تاکيد کرده: "بازجوها با من بسيار مودبانه برخورد كردند و هيچ برخورد نامناسبي با بنده صورت نگرفت."
وي در توضيح اينکه چرا وكيلي اختيار نكرده است، دربارهي دليل اين امر گفته: "بنده با قوه قضاييه ايران چندان آشنايي ندارم. اما در صحبتي كه با خانوادهام كرده بودم تصميم بر اين بود كه خودمان مساله را حل كنيم. زيرا دقيقا نميدانستم به چه كسي بتوانم اعتماد كنم و او بتواند كارم را پيگيري كند. بخصوص كه من به عنوان متهم در بازداشت بودم. به اين دليل فكر كردم اگر خودم كار را دنبال كنم بهتر است."
وثيقه ام دو سند منزل است
وي با ابراز بياطلاعي از ميزان وثيقه صادره براي خود، خاطر نشان كرده: "تنها ميتوانم بگويم كه اين وثيقه سنگين بوده است، و سند دو منزل را توديع كرديم."
جهانبگلو ادامه داده: "خانواده بنده خيلي موافق ايجاد التهاب در جو جامعه نبودند. البته هنوز فرصت نكردم كه با آنها صحبت كنم. چون امروز آزاد شدم و صحبتهايي كه كرديم خانوادگي بوده و بيشتر وقتم را با دخترم گذراندم."
وي درباره زمان برگزاري دادگاهش اظهار داشته : "به بنده اعلام نشده كه دادگاهم چه زماني برگزار ميشود و در جريان نيستم كه براي پرونده كيفر خواست صادر شده يا خير. به من گفتند تو آزادي و وثيقه را توديع كرديم. به بنده گفته نشده كه كيفر خواست صادره شده يا دادگاه خواهد بود يا خير."
حال و اوضاعم خوب است
جهانبگلو در ادامه براي چندمين بار تاکيد کرده که "از وضعيت جسمي خوبي برخوردار است" و "حال و اوضاعش خوب است."
وي توضيح كاهش وزنش نسبياش گفته: "به خاطر اين است كه تجربهي زندان نداشتم. غذايم عوض شده بود و همچنيني به اين دليل كه دور از خانواده بودم." و به فوريت توضيح داده: "البته وضع غذا خوب بود."
جهانبگلو گفته: "فكر ميكنم اصولا در محيط زندان خيلي بد ميگذرد. به قول فرانسويها كسي دلش نميخواهد تعطيلاتش را در زندان بگذراند. بنابراين عملا هركس فكر ميكند بعد از اينكه از آنجا در ميآيد ديگر به آنجا نرود. ولي خوب شرايط دارد، يك موقع شما دربارهي گوانتانامو و ابوغريب صحبت ميكنيد كه عملا چنين چيزي در مورد من صدق نميكند. من دربارهي كسان ديگر صحبت نميكنم ولي شرايطي كه براي من بود اين بود كه از يك دوره به بعد توانستم تلويزيون نگاه كنم، روزنامه و كتاب داشته باشم و حتي چيزي بنويسم. من از آنجا تعريف نميكنم. ميگويم اين شرايطي است كه براي من مهيا بود ولي ميدانستم براي افراد ديگر هم مهياست. عملا در سلولهاي ديگر ميديدم كه كساني كه درازمدت بود قرار بود آنجا باشند دوش و توالت داشتند، تلويزيون هم داشتند."
جهانبگلو در ادامه اين گفتوگو به توضيح اتهامات دستگاه قضايي به خود پرداخته است: "ارتباط من با موسسات امريكايي از سال1381 تا 1385 ادامه پيدا كرد... البته دعوتهايي از سوي يك موسسه آمريكايي بود كه بورس ميدهد و سخنراني ميگذارد و بنده را به چند كنفرانس و سمپوزيوم دعوت كردند و آنجا براي بنده فرصتي بود كه با افرادي از وزارت خارجه آمريكا و ساير موسسات آشنا شوم و اين مدت از طريق اين موسسه به يك سري از كنفرانسها دعوت ميشدم و در برخي از آنها افراد ديگري هم بودند كه يك سري از وزارت خارجه آمريكا بودند به ويژه ماموران اطلاعاتي كه در برخي از اين كنفرانسها ماموران اطلاعاتي اسرائيل و آمريكا بودند. اين ارتباط مستمر از طريق اين موسسه با نهادهاي آمريكايي ادامه پيدا كرد تا اينكه سرانجام در يكي از كنفرانسهايي كه به اروپا رفته بودم با فردي آشنا شدم كه مشاور اسبق كلينتون و رييس مركز صندوق آلماني مارشال بود."
روي "فروپاشي نرم" کار مي کردم
جهانبگلو تصريح كرده: "علت دستگيري من با فروپاشي نرم يا از درون ارتباط پيدا ميكرد و حساسيت هم در ارتباط با دعوت از افرادي بود كه به ايران دعوت كردم. طرح پيشنهادي موسسه مارشال تحقيق تطبيقي بود در ارتباط با اينكه روشنفكران در اروپاي شرقي در زمان فروپاشي كمونيزم چه نقشي داشتند و چگونه اين نقش را ايفا كردند و چگونه جامعه مدني را توانستند توانمند كنند و نتيجه آن فروپاشي بوده است و مقايسه با اينكه روشنفكران در ايران به علاوه عناصر گروههاي غير دولتي، چگونه ميتوانند توانمند شوند."
جهانبگلو سپس خود را "قرباني" معرفي کرده و اظهار داشته: "درحال حاضر كه به گذشته نگاه ميكنم حالت قرباني را پيدا كردم زيرا عملا در حلقه و زنجيرهاي افتادم كه كار و هدف من نبوده است. در حقيقت يك نوع لغزش و انحراف از كار تحقيق فلسفي و روشنفكري من به سمت يك كار سياسي صورت گرفته است... آمريكا سعي ميكند كه با نخبگان و فرهيختگان و محققان ما تماس گرفته و آنها را شناسايي كرده و در حلقههايي قرار دهد و با آنها ارتباطات مستمر داشته باشد و به جاهايي بكشاند. اين در زمينههاي ديگر شايد شديدتر از زمينهاي باشد كه براي من اتفاق افتاده است."
وي در ادامه به انتقاد از روشنفکران ايران پرداخته و گفته: "ما يك مديريت پايدار و پويا در زمينه روشنفكري نداريم كه بتواند يك چيزي كه بتوان اسم آن را انديشه ايراني گذاشت را به يك مرحلهاي برساند كه بتواند مقابل ايدئولوژي آمريكايي عرض اندام كند، روشنفكران ما راحت ميتوانند در دام اين بيفتند كه حالا شما به كنفرانس بياييد يا اين بورس را بگيريد و. .. انگيزه انجام اين كار از طرف من شايد به دليل جاهطلبي روشنفكري بود، و يا اينكه روشنفكري بايد جهاني باشد. من دلم ميخواست جهاني باشم اما نه اينكه با يك مامور اطلاعاتي ارتباط داشته باشم."
نمي دانستم عليه امنيت ملي اقدام مي کنم
رامين جهانبگلو در ادامهي گفت و گو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در پاسخ به اين سوال كه آيا سرانجام اتهام اقدام عليه امنيت ملي را پذيرفتيد يا خير؟ اظهار داشته: "اقدام عليه امنيت ملي را به اين صورت پذيرفتم كه گفتم ارتباط با بيگانگان داشتم و در اين زنجيره قرار داشتم. يعني به اين شكل كه اتهام اقدام عليه امنيت ملي را پذيرفتم منتها با اين عنوان كه نميدانستم آنچه انجام ميدهم اقدام عليه امنيت ملي است."
جهانبگلو ادامه داده: "فكر ميكنم لااقل بخشي از دانشگاهيان يا بخشي از عناصر جامعه مدني ما در اين خطر هستند كه آن اتفاقي كه براي من افتاد براي آنها بيافتد؛ چون ميبينم هموطنان ما در آن كنفرانسها دعوت ميشوند، به آنها بورس ميدهند، نهادهاي آمريكايي با آنها تماس ميگيرند و به گونهاي ممكن است در اين زنجيره بيافتند و اين زنجيره در جهت منافع ملي و آنچه انديشهي ايراني ميتوان اسمش را گذاشت، نيست. منظورم عناصر جامعه مدني به طور كلي است. حتي ممكن است بخشي از عناصر دولت در اين جهت قرار بگيرند."
اين استاد ايراني ادامه داده: "سازمانهاي آمريكايي ... مرا در مسيري قرار داده بودند كه من آخرالامر متوجه شدم در اين زنجيره افتادم و اين مساله ممكن است براي كسان ديگري هم صورت بگيرد. در كنفرانسهايي شركت ميكردم كه ماموران اطلاعاتي و عناصر صهيونيستي هم در آنجا حضور داشتند. خيلي از ماموران اطلاعاتي آمريكايي يا اسراييلي دانشگاهياند و در واقع در پشت يك چيزي خود را پنهان ميكنند و براي همين ميگويم شما را در يك مسير قرار ميدهند."
وي افزوده: "من خودم را يك ايراني ميدانم بعد از اين همه مدت كه خارج بودم بالاخره به ايران برگشتم و در دورههاي مختلف به اين مملكت آمدم و زندگي كردم و هميشه سعي كردم در كنار نوشتههايم به فرانسه و انگليسي، به فارسي هم بنويسم و در اينجا چاپ كنم ولي دلم ميخواسته است ارتباطات جهانيام را هم هميشه داشته باشم و اين ارتباطات فقط براي خودم نباشد براي ملتام هم باشد. فقط اين بايد در يك راستاي تحكيم منافع ملي باشد.
من هيچ وقت دلم نميخواسته است الان هم دلم نميخواهد كه از كسي دعوتي انجام بدهم و يك دفعه ببينم كه پشتش يك سازمان مثلا آمريكايي ميخواهد سياست خودش را پياده كند. شما خودتان را جاي من بگذاريد. براي من مهم اين است كه تعامل فرهنگي صورت بگيرد، نه اينكه سازماني جاسوسي كند يا عليه منافع ملي اقدام كند."
وي پرسيده: "من كسي هستم كه 30 سال عمرم را درس خواندم ، درس دادم و مطلب نوشتم. ميتوانم به چهار- پنج زبان حرف بزنم و به آن زبانها تدريس كنم و مطالب بنويسم. چرا من نبايد بتوانم جزو هيات علمي دانشگاهي در ايران باشم؟ اينجاست كه آسيبشناسي مهم است و اينكه چگونه بتوانيم از لياقتها و پتانسيلها استفاده كنيم. بايد مديريت روشنفكري و برنامهريزي درست انجام شود."
صحبت هايم در اينجا "اعترافات" زندان نيست
جهانبگلو در پاسخ به اين گفته خبرنگار ايسنا که: "همين الان كه با هم صحبت ميكنيم ظاهرا سايتي نوشته است كه با توجه به اينكه گفته شده قرار است اعترافات جهانبگلو از تلويزيون دولتي پخش شود، اين نگراني وجود دارد كه وي با رفتن به خبرگزاري ايسنا قصد دارد بخشي از اعترافات خود را در ايسنا بيان كند" اظهار داشته: "من كسي نيستم كه دائما در محافل سياسي و جنبشهاي دانشجويي باشم و آدمهاي زيادي را بشناسم. مثلا هيچكدام از بچههاي تحكيم را نميشناسم. همه را از طريق آقاي قادري ميشناختم. اينكه چرا ايسنا را انتخاب كردم براي اينكه در ذهنم بود كه به جاي اينكه به يك روزنامه بروم به يك خبرگزاري بروم كه همه ميتوانند از خبرش استفاده كنند و در ميان خبرگزاريها نيز ايسنا را به دلايلي كه قبلا توضيح دادم انتخاب كردم.در ايران از هنرپيشه سريال تلويزيوني گرفته تا يك روشنفكر زندگيشان براي مردم جالب است."
اين روشنفکر ايراني در ادامه باز هم به وضعيت خود در زندان اشارهاي كرده و افزوده: "من يك آدم اكتيوم. نميتوانم يك جا بمانم. آنجا هم كه بودم كتاب ميخواندم و مطلب مينوشتم و انشاءالله مطالبي كه نوشتم چاپ ميكنم. حالا دلم ميخواهد مدتي را با خانوادهام و بيشتر در فضاي باز بگذرانم ولي پروژه من در حقيقت اين است كه اولين كاري كه بكنم برگردم به همان پروژهاي كه قبل از دستگيري شروع كرده بودم. من يك سفري به هند رفته بودم و ميخواهم برگردم به هند و آنجا كار هندشناسي را ادامه بدهم و نتيجهاش انشاءالله تبديل به يك يا دو كتاب شود و فكر ميكنم كه لااقل تا يكي دو سال ديگر وقتم را بگيرد."
چه کسي گفته فيلم اعترافات از من گرفته اند؟
سپس در پاسخ به پرسشي دربارهي شايعه تهيه فيلمي تحت عنوان اعترافات وي براي پخش از تلويزيون، اين موضوع را "كاملا" رد كرده و گفته: "چه كسي چنين چيزي را گفته است؟ به هرحال از قوهي قضاييه با من دربارهي چنين چيزي صحبت نكردند و من خودم تصميم گرفتم حرفهايم را بگويم."
وي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه "گفته شده شما بودجهاي از وزارت ارشاد دولت گذشته گرفتيد و آيا كلا ارتباطي با دولت قبلي داشتيد؟" تاكيد كرده: "من در هيچ زماني با هيچ نهاد دولتي همكاري نداشتم."
وي در ادامه درباره روند پيگيري شدن پروندهاش گفته: "من با وثيقه آزاد شدم و پروندهام در بازپرسي رسيدگي ميشود."
اظهارات جهانبگلو در رد تهيه فيلم اعترافات، در شرايطي منتشر مي شود که کمتر از دوهفته پيش دري نجف آبادي دادستان کل کشور از وجود نواراعترافات رامين جهانبگلو خبر داده بود. وي در مصاحبه اي گفت که "جهانبگلو خودش با پخش مصاحبههايش موافق بوده اما اينكه اين اعترافات پخش ميشود يا نه، بحث ديگري است." همچنين، کريمي راد سخنگوي قوه قضاييه نيز در اظهار نظري جداگانه، تهيه چنين نواري و "احتمال" پخش ان را تاييد کرده بود. پيش از آن نيز، روزنامه رسالت از پخش فيلم اعترافات در يک نهاد "فرهنگي" (که به گزارش برخي منابع در تهران، "شوراي عالي انقلاب فرهنگي بود") خبر داده بود.
بازدادشت رامين جهانبگلو طي ماه هاي گذشته اعتراض بسياري از محافل داخلي وخارجي را برانگيخت. علاوه برسازمان هاي حقوق بشري داخلي وخارجي، ماه گذشته اتحاديه اروپا نيز دربيانيه اي اعتراض خود را به اين بازداشت اعلام کرده و "اعترافات" ساختگي وي را بي اعتبار دانسته بود: "اتحاديه اروپا کاملاً از تخلفات آشکار مقامات ايراني درخصوص کيفيت دستگيري و بازداشت اين فيلسوف انديشمند آگاه است و از مقامات جمهوري اسلامي مي خواهد که هر چه سريعتر امکان مشاوره حقوقي را براي وي به وجود آورند. اتحاديه به علاوه خاطرنشان مي کند که کليه اعترافات گرفته شده در زندان بدون حضور شهود قضايي ذي صلاح از هيچ گونه اعتباري برخوردار نخواهند بود." اتحاديه اروپا سپس از سران جمهوري اسلامي درخواست کرده بود که "شهروندان ايراني را به دليل تماس با سفارت ها، دانشگاهها و مؤسسات فرهنگي خارجي مورد مجازات قرار ندهند."
پس از دستگيري جهانبگلو، وزير اطلاعات اين روشنفکر ايراني را به شرکت در جرياني که به ادعاي وي تلاش براي راه اندازي "انقلاب مخملي" درايران بوده است، متهم کرد، موضوعي که نگراني محافل مستقل را نسبت ميزان فشارهاي وارد بر اين روشنفکر ايراني در زندان برانگيخت.
با پایان مهلت شورای امنیت، مذاکره درباره نحوه اجرای مجازات ها علیه حکومت ایران آغاز می شود: سفیر آمریکا در سازمان ملل
به نقل از "رادیو فردا"
روز پنجشنبه مهلتی که شورای امنیت سازمان ملل متحد برای حکومت ایران مقرر داشته بود، به پایان می رسد. مقامات جمهوری اسلامی تاکنون در سخنان خود نه تنها قطعنامه را رد کرده ند، بلکه بنا بر گزارش ها در چند روز گذشته بر روند غنی سازی اورانیوم در نطنز شتاب تازه ای بخشیده شده است. دیپلمات های حکومت ایران در سفر به چین، ژاپن و یونان تلاش کردند مانع از اقدام سختگیرانه شورای امنیت علیه ایران شوند، هرچند گفته اند حاضرند بحران هسته ای را با مذاکره و توسل به دیپلماسی حل کنند. جان بولتن سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد گفت جهان انتظار دارد در راس موعد مقرر (31 اوت) جمهوری اسلامی فعالیت های بحث انگیز هسته ای را متوقف سازد و در پایان آن مهلت اگر مقامات حکومت ایران فعالیت غنی سازی اورانیوم را معلق نکنند، معلوم است که نمی خواهند قطعنامه را به اجرا درآورند و در چنان صورتی گام هایی که وزرای امور خارجه و از جمله وزرای امور خارجه روسیه و چین پیشتر بر سر آنها توافق کرده اند، برداشته می شود و مذاکره درباره نحوه اجرای مجازات ها آغاز خواهد شد.
موضوع ايران در ديدار وزراى امور خارجه اتحاديه اروپا
به نقل از "دویچه وله"
وزراى امور خارجه اتحاديه اروپا هر شش ماه يكبار براى تبادل نظر و هماهنگى در مورد سياستهای اتحاديه، با يكديگر ديدار و گفتگو مىكنند. اينبار ۲۵ وزير خارجه كشورهاى عضو، در شهر لاپن رانتا، در مرز ميان فنلاند و روسيه با يكديگر ملاقات خواهند كرد. طى گفتگوهاى دو روزه، كه از روز جمعه آغاز خواهد شد، موضوع ايران از اهميت ويژهاى برخوردار است. ديدار وزراى خارجه اتحاديه اروپا درست يك روز پس از پايان مهلت تعيين شده از سوی شورای امنيت براى ايران جهت تعليق غنىسازى اورانيوم، يعنى روز اول سپتامبر، انجام میگيرد.
كشورهاى اروپايى مىخواهند تصميم واحدى را درباره واكنش ايران نسبت به قطعنامه شوراى امنيت مبنى بر توقف برنامههاى هستهاى اين كشور در جهت غنى سازى اورانيوم، اتخاذ كنند.
خاوير سولانا، مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا، پيش از اين ديدار با اميدوارى اظهار داشت كه جواب منفى ايران به شوراى امنيت آخرين حرف نخواهد بود: ”عناصر جديدى در سند بيست صفحهاى پاسخ ايران وجود دارند. ما مىبايد در درجه اول آن را بطور كامل بفهميم. پيش از اينكه ما بتوانيم به ايران پاسخى دهيم، با كمال ميل با رهبرى اين كشور يكبار ديگر در اينباره گفتگو خواهيم كرد.“
آمريكا ، فرانسه و همچنين آلمان تا بحال اعلام كردهاند كه جواب منفى ايران ادامه مذاكرات را ناممكن مىسازد.
فرانك والتر اشتاين ماير، وزير امور خارجه آلمان در اينباره اظهار داشت:
”من هميشه اين دعوى را مطرح كردهام كه ما مذاكرات را بدون پيش شرطى از هر دو طرف آغاز كنيم، ولى هر دو طرف مىبايد اين اعتماد را بتوانند داشته باشند كه ديگرى دست اقدام تازهاى نخواهد زد. يعنى ايران بايد بفهمد كه ما نمىتوانيم پاى ميز مذاكره بنشينيم و هر روز اين كشور سانتريفوژهاى جديدى را توليد كند.“
روز شنبه دوم سپتامبر، در زمانى كه وزراى امور خارجه اتحاديه اروپا با يكديگر درباره مناقشه اتمى ايران مذاكره مىكنند، كوفى عنان دبير كل سازمان ملل متحد به تهران سفر خواهد كرد تا شايد بتواند در اينباره پادرميانى كند.
چند روز پس از نامه 9 برنده جايزه نوبل
عبادي تهديد به مرگ شد
مريم دستگير
به نقل از "روز آنلاین"
تنها چند روز پس ازآنکه 9 برنده جايزه صلح نوبل با ارسال نامه اي به دولت ايران نسبت به تهديد شيرين عبادي واکنش نشان دادند، اين برنده جايزه صلح نوبل در گفت وگويي با خبرگزاري هاي داخلي از دريافت يک نامه تهديد به مرگ خبرداد. طي ماه گذشته بسياري از مجامع بين المللي نسبت به تهديد شيرين عبادي وهمکارانش در کانون مدافعان حقوق بشر به دولت ايران هشدار داده اند.
شيرين عبادي به ايلنا گفته است: "امروز نامهاي توسط پست به دفتر بنده آمد كه در آن از يك آدرس جعلي، شخصي كه خود را يك خانم معرفي كرده است، مرا به قتل تهديد و اعلام كرد ليستي تهيه شده كه در آن تعداد سه هزار و 470 نفر در آن درج شده و نام بنده نيز در آن ليست قرار داد و من به زودي به سزاي اعمالم خواهم رسيد."
همزماني اين نامه با فشارهاي اخير بر کانون مدافعان حقوق بشر واقدام وزارت کشور براي غيرقانوني اعلام کردن اين کانون وهمچنين تهديد به دستگيري وپيگرد اعضاي آن در صورت ادامه فعاليت هاي خود، نگراني هاي بسياري را ايجاد کرده است.
طي سال هاي گذشته گروه هاي ناشناسي با انتشار ليست اسامي روزنامه نگاران وفعالان سياسي از اقدام الهي برعليه آنان خبر داده بودند. با اين وجود معمولا چنين ليست هايي بين صد تا 500 نفر را دربر مي گرفت. استخراج اسامي بيش از 3000 نفر، در نوع خود اتفاق جديدي محسوب مي شود.
عبادي گفته است مشابه نامه ياد شده نيز پيش از اين براي وي ارسال شده بود. به گفته اين فعال برجسته حقوق بشر اين مساله نشان از اين دارد كه عدهاي قصد دارند با ايجاد ارعاب، مانع از فعاليتهاي مدافعين حقوق بشر در ايران شوند: "به همين علت بنده به كليه افرادي كه احتمالاً چنين نامهاي را دريافت ميكنند، اعلام ميكنم كه نبايستي مرعوب اينگونه اقدامات شوند و فعاليتهاي خود را كاهش دهند زيرا هدف از ارسال چنين نامههايي ارعاب فعالين حقوق بشر است."
عبادي تصريح كرده است که در اولين فرصت و بعد از مراجعه از كنفرانس صلح كه در هيروشيماي ژاپن برگزار ميشود، مبادرت به پيگيري قضايي نامه مزبور خواهد کرد.
رييس كانون مدافعان حقوق بشر با توجه به سوابق چنين اقداماتي وپيگيري هاي پس از ان اشاره کرده است که گرچه ميداند پيگيري قضايي اين نامه نتيجهاي در بر نخواهد داشت اما به عنوان يك حقوقدان وظيفه خود ميداند كه با اعلام مراتب به مراجع قضايي و انتظامي تكليف آنها را در خصوص حفظ امنيت شهروندان يادآور شود: "مهمترين وظيفه هر حكومتي حفظ امنيت است و پس از آن بايد مباحث ديگري طرح و مورد توجه قرار گيرد."
نزديک به يک ماه پيش وزارت کشور عملا بعد از چهار سال درخواست اعضاي اين انجمن، از اعطاي مجوز فعاليت به کانون مدافعان حقوق بشر خودداري کرد. بيشتر اعضاي اين انجمن که ازوکلاي برجسته حقوق بشر به شمار مي روند، تا کنون مشکلاتي را برسرفعاليت هاي حرفه هاي خود داشته اند. شيرين عبادي پيش ازاين درپرونده موسوم به نوار سازان طعم زندان راچشيد، اما علي رغم تهديد هاي مستمري که عليه وي مطرح مي شد، به فعاليت هاي حقوق بشري خود خود ادامه داد.
اخيرا 9 برنده جايزه صلح نوبل از دولت ايران خواستند به آزار واذيت فعالان حقوق بشر خاتمه بدهد وزمينه فعاليت مسالمت آميز اين فعال حقوق بشررا فراهم کند. دربخشي ازاين نامه آمده یود: "دولت ايران موطف است که از دکتر شيرين عبادي و ساير مدافعان حقوق بشر محافظت کند. در دوراني که خشونت و جنايات بر عليه انسانيت در جهان رو به افزايش است ما از دولت ايران خواستاريم که موضعي براي حفظ حقوق بشر اتخاذ کند و رهنماي اميدي باشد براي مردم ايران و خاورميانه و جهان. ما استدعا داريم که در مورد اعمالت تان در قبال «کانون مدافعان حقوق بشر» تجديد نظر کنيد."
به نقل از "ایران پرس نیوز"
ایران از نظر شاخص آموزش در میان 162 کشور جهان در رتبه 103 و از نظر استفاده از اینترنت در میان 60 کشور در مقام 59 قرار گرفت.
بر پایه گزارش شاخص توسعه انسانی سازمان ملل متحد در سال 1384 خورشیدی، ایران از نظر شاخص آموزش در میان 162 کشور جهان در رتبه 103 قرار داشت.
این شاخص نمایانگر کاهش سطح آموزش در ایران است. برپایه همین گزارش گرچه در ایران شمار دختران دانشجو بیش از مردان دانشجو است شمار کارکنان آموزشی زن در ایران یک چهارم مردان است.
این شاخص در مقایسه با سال پیش ایران را 4 درجه پائین تر برده است. سال 2004 در میان 177 کشور ایران رتبه 99 را به خود اختصاص داده بود.
این شاخص بر پایه سه شاخص امید به زندگی، آموزش و تولید ناخالص داخلی بدست می آید.
در این گزارش آمده است که از هر هزار ایرانی تنها 72 تن از شبکه جهانی اینترنت استفاده می کنند.
ایران در سال گذشته بین 60 کشور جهان در مقام 59 قرار گرفت و تنها از کشور آفریقایی نیجریه جلو افتاده است
پرونده سازى براى اپوزيسيون قانونى/ گفتگويى با عيسى سحرخيز
به نقل از "دویچه وله"
|
”اگر ما اين مسئله را در نظر داشته باشيم كه هفتهى آينده شوراى امنيت به سوى اقدامى شديدتر عليه ايران میرود كه مىتواند تحريم اقتصادى و يا در واقع محدوديتهاى مسئولين دولتى باشد، آن موقع احتمال داده مىشود در يك فضاى تشنجآميز برخورد با جريانهاى سياسى و فعالان مطبوعاتى و دانشجويى و همينطور فعالان جنبش زنان و نهادهاى مدنى شديدتر و شديدتر بشود.”
عيسى سحرخيز عضو كانون دفاع از آزادى مطبوعات به چهار سال حبس تعزيرى و پنج سال محروميت از مسئوليتهاى مطبوعاتى محكوم شد. اين خبر ديروز در رسانههاى ايران انعكاس يافت. به عيسى سحرخيز اتهاماتى نظير ”تبليغ عليه نظام، انتشار مطالبى عليه اصول قانون اساسى و نشر اكاذيب عليه صدا و سيماى جمهورى اسلامى” زده شده او در اعتراض به اين اتهامات و روند محاكمهاش گفت در جلسات دادگاهى كه براى براى روزنامهى ”اخبار اقتصاد“ و ”مجلهى آفتاب“ طى شد، بويژه در جلسات دوم و سوم جلوى دفاعيهى كامل او را گرفتند و عجله داشتند كه هر چه زودتر دادگاه را خاتمه دهند. به نظر سحرخيز اين نشان مىدهد:
”در واقع يك ارادهى سياسى پشت قوهى قضايى ايستاده كه سريعتر و شديدتر حكمى را عليه من صادر بكنند. اين اراده، ارادهاى بود كه شش ـ هفت سال پيش، پشت توقيف فلهاى مطبوعات ايستاد و با طرح موضوع «پايگاه دشمن»، دستور داد كه روزنامهها را توقيف بكنند و ما در كمتر از ۴۸ ساعت شاهد توقيف حدود ۲۰ روزنامه و مجله بوديم و طبيعى است كه چنين ارادهاى در واقع حضور و وجود خودش را در رأى صادرهى دادگاه هم نشان داد.”
سحرخيز معتقد است آنچه به عنوان اتهام به وى نسبت داده شده تنها بهانهاى است براى محدود كردن فعاليتهاى مطبوعاتى و فعاليتهاى سياسى او و از همه مهمتر تهديدى است عليه تلاشهاى وى براى آزادى بيان و آزادى قلم. او میگويد:
”در چند سال گذشته من را بصورت غير مستقيم ممنوعالقلم كرده بودند، بصورت مستقيم جلوى سفر من به كشورهاى ديگر را گرفته بودند و من را در خاك ايران بگونهاى زندانى كرده بودند و در واقع اين اراده كه از شخص آقاى خامنهاى ظهور و بروز پيدا مىكند، در پى اين بود كه به هر حال جلوى صحبتها، مصاحبهها و فعاليتهاى مطبوعاتى و سياسى من را بگيرد و سعى مىكرد، همانند افراد ديگر كه براى آنها يك محمل قانونى درست مىكنند و حكم دلخواه خودشان را صادر مىكنند، در مورد من از پروندهى اخبار اقتصاد و مجلهى آفتاب استفاده بكنند و شديدترين حكمى را كه مىتوانند، صادر بكنند.”
به نظر عيسى سحرخيز اين روند قابل پيشبينى بود و به همين دليل نيز او و بسيارى ديگر كه براى حفظ و گسترش آزاديها در ايران تلاش میكنند همواره سعى كرده اند بر اين حقيقت تاكيد كنند كه: ”هر گونه تغيير حاكميت دوگانه به حاكميت يكدست و جريان جنگافروز مىتواند، كشور را از لحاظ داخلى به فضاى خفقان سير بدهد.”
عيسى سحرخيز اولين، آخرين و تنها فردى نيست كه با اتهاماتى مانند «فعاليت عليه نظام» در معرض تهديد و زندان قرار گرفته. از هنگام روى كار آمدن جريانى كه او از آن به عنوان «جريانى يكدست و جنگ افروز» نام میبرد، دست اندركاران مطبوعات، وكلاى زندانيان سياسى، مدافعان حقوق بشر و فعالان مسايل زنان و جنبش دانشجويى با محدوديتها، دستگيرى ها و اعمال فشارهاى مختلف روبرو هستند. به گفته عيسى سحرخيز:
”بسيارى از فعالان سياسى را داريم، حتى سران احزاب و گروهها را كه آنها احكامى را برايشان صادر كردند يا دادگاهى را تشكيل دادند يا الان در مسير رفت و آمد بين دادگاه هستند و براى آنها هم شمشيرهايى را بالاى سرشان دارند آمده مىكنند. به هر حال من فكر مىكنم كه شخص آقاى خامنهاى دستور داده تا براى تمام مخالفين و اپوزيسيون قانونى خودش پروندهسازى بشود، دارد احكام آنها را آماده مىكند تا در شرايط مناسب، در شرايط آمادگى فضاى داخلى و بينالمللى و در صورتيكه حس بكند كه قدرت خودش در خطر هست، از اين احكام استفاده بكند و افراد بيشترى را به زندان بفرستد.”
به عقيده عيسى سحرخيز مجموعه تحولاتى كه از يكسال گذشته تاكنون در ايران رخ داده چشمانداز تيرهاى را پيش روى مىگذراد:
”اگر ما در كنار اين موضوع، مباحث مربوط به حقوق بشر و انرژى هستهاى را در نظر بگيريم و اين مسئله را در نظر داشته باشيم كه هفتهى آينده شوراى امنيت به سوى اقدامى شديدتر عليه ايران كه مىتواند تحريم اقتصادى و يا در واقع محدوديتهاى مسئولين دولتى باشد، آن موقع طبيعتا در يك فضاى تشنجآميز با برخوردهاى بيشتر احتمال داده مىشود كه برخورد با جريانهاى سياسى و فعالان مطبوعاتى و دانشجويى و همينطور فعالان جنبش زنان و نهادهاى مدنى شديدتر و شديدتر بشود.”
به نظر او اين خطاى بزرگى است كه دنيا بر روند نقض دمكراسى و حقوق بشر در ايران چشم بپوشد و تنها به برنامه هستهاى جمهورى اسلامى بپردازد. |
 |
آئین های بزرگداشت هیجدهمین سالگرد
کشتار سراسری زندانیان سیاسی در ایران
به نقل از "اخبار روز"
دهم شهریور ماه، روزی است که از سوی خانواده های قربانیان اعدام های دسته جمعی سال شصت و هفت، به عنوان سالروز این کشتار همگانی اعلام شده است. به همین مناسبت هر سال در آستانه ی دهم شهریور، برنامه های گوناگونی برای بزرگداشت خاطره ی قربانیان این جنایت و تاکید بر دادخواهی بازماندگان فاجعه برگزار می شود. امسال، « کمیته برگزارکننده گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی » ، فهرستی از برنامه های بزرگداشت هیجدهمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در ایران را منتشر کرده است.
ایران
تجمع در خاوران برای گرامیداشت یادبود قتل عام سال 67:
در روز جمعه 10 شهریور، از ساعت 9 صبح در قبرستان خاوران در تهران خانواده ها و بازماندگان کشتارهای دهه شصت و به ویژه کشتار سراسری سال 1367 گردهم می آیند تا یاد و راه هزاران زندانی سیاسی را گرامی دارند. از سوی نهادها و انجمن های داخل و خارج کشور از این تجمع حمایت شده است.
انجمن دفاع از حقوق زنان در ایران ، انجمن دانشجویان آزاد ، انجمن جوانان وبلاگ نویس در تهران ، فعالان حقوق بشر در ایران ، « گفتگوهای زندان » از جمله حمایت کنندگان از این مراسم هستند.
آلمان
برلین:
پنجشنبه ١٤سپتامبر ٢٠٠٦، ساعت 19، «شب بزرگداشت، شب دفاع از مبارزات مردم ایران» توسط کانون پناهندگان سیاسی ایران- برلن و کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلن برگزار می شود. در این برنامه فیلم کوتاه از ایران «زنده یاد مادر ریاحی از کشتار سال ١٣٦٧ سخن می گوید» به نمایش در خواهد آمد. سپس ولفگانگ کالک (رئیس کانون وکلای جمهوری خواه آلمان) درباره «امکانات پیگرد کیفری نقض حقوق بشر» و منیره برادران «علیه فراموشی» سخن خواهند گفت. برنامه هنری توسط آرش سرکوهی با نواختن تار به اجرا در می ¬ آید.
مکان: کارگاه فرهنگ ها:
Werkstatt der Kulturen, Wissmannstraße 32, (U- Hermann - Platz )
کلن:
به دعوت کانون تلاش شنبه 9 سپتامبر، از ساعت 19 تا 22 تظاهرات ایستاده در مقابل کلیسای دم DOM ، با اجرای یک کار هنری به مناسبت روز یادمان برگزار خواهد شد. برنامه یادمان در روز 16 سپتامبر Internationales Zentrum der Caritas, ، Stolzestrasse 1a ، از ساعت 18 برگزار خواهد شد که شامل گفتگویی با خانواده های زندانیان سیاسی به همراه پخش فیلم هایی از خاوران و اجرای موسیقی با هنرنمایی شاهین خواهد بود.
آخن:
به همت کانون ره آورد، برنامه گرامی داشت یاد جانفشانان و جانباختگان در زندان های جمهوری اسلامی در شهر آخن در روز 9 سپتامبر در KHG ، Pontstrasse 74-76 با سخنرانی منیره براداران با عنوان مقابله با فراموشی و نمایش فیلم گلزار خاوران تهیه و تدوین دلناز آبادی، فیلم خاطرات زندان و موسیقی عباس مشایخ برگزار می شود.
فرانکفورت:
در روز شنبه 2 سپتامبر 2006، ساعت 19 در ساختمان آستا (دانشگاه فرانکفورت)، سالن KoZ یادمان هجدهمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی توسط نیروهای چپ انقلابی-فرانکفورت و کانون زندانیان سیاسی (در تبعید)- واحد آلمان برگزار می شود. در این مراسم فلیسیتاس ترویه درباره «شکنجه جنسی در مکزیک و مقاومت جسمی»، میهن روستا درباره «خانواده های زندانیان سیاسی و اعدام شدگان» و رحمان درکشیده درباره «نقش توابین در سرکوب و اعدام زندانیان سیاسی» صحبت خواهند کرد.
مونستر:
باتوجه به فراخوان مشترک شخصیت ها و انجمن ها و تشکل های دمکراتیک از 10 تا 12 سپتامبر، نشست سه روزه ای در مونستر آلمان برگزار می شود. این مراسم، به مناسبت بزرگداشت خاطره خونین، به خون خفتگان کشتار دسته جمعی در زندان های سیاسی ایران در سال 67 و دفاع از زندانیان سیاسی در سراسر جهان برگزار می شود. پیش از آن کانون پناهندگان سیاسی، روز شنبه 9 سپتامبر از ساعت 15 جلسه گفت وشنودی در مرکز فرهنگی این شهر برگزار می کند.
Interkulturellen Zentrum „Don Quijote“, Scharnhorststr. 57, Münster/Westfalen
دانمارک
کپنهاگ:
اینترناسیونال فروم در روز جمعه اول سپتامبر از ساعت 17 تا 20 یادمان جانفشانان و جانباختگان را با سخنرانی مینا زرین برای نمایندگان چپ دانمارکی به زبان آلمانی برگزار می کند. علاوه براین، مصاحبه با تلویزیون محلی دانمارک با بیش از یک میلیون بیننده و رادیو محلی کپنهاگ در این روز پیش بینی شده است. در ادامه مصاحبه با روزنامه نگاران دانمارکی در مورد شرایط ایران و کشتار زندانیان سیاسی خواهد بود.
کلوپ کتاب پاینده در شهر کپنهاگ در روز 2 سپتامبر از ساعت 15 تا 18 مراسم گرامیداشت کشتار 1367 را برگزار می کند. این برنامه شامل سخنرانی مینا زرین درباره دو کشتار سال های 1360 و 1367 و نمایشگاه عکس و کتاب، شعر خوانی، نمایش فیلم، بحث آزاد و موزیک خواهد بود. محل برگزاری مراسم:
indreby medborghuset
Ahlefeldtsgade 33 , 1359 Kbh . k
سوئد
استکهلم:
به همت No more … و جمعی از بازماندگان قتل عام سال 1367 و فعالین سیاسی، در روز اول سپتامبر از ساعت 18 تا 21:30 یادمان قتل عام زندانیان سیاسی برگزار خواهد شد. در این مراسم فرخنده آشنا، سودابه اردوان و ثریا زنگباری بحثی در مورد توابیت و توابین خواهند داشت و مهدی اصلانی از وقایع اعدام های تابستان 1367 خواهد گفت. علاوه بر این اجرای موزیک و میان پرده نیز در این برنامه پیش بینی شده است.
گوتنبرگ:
در شهر گوتنبرگ کانون دفاع از آزادی بیان روز شنبه 23 سپتامبر از ساعت 19 تا 22 یادمان هجدهمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی سال 67 را در محل خانه مردم مرکز شهر بر گزار میکند. مراسم شامل سخنرانی شهاب شکوهی ، نمایش فیلم «فاجعه ملی سال 67» اجرای موسیقی و پرسش و پاسخ خواهد بود.
سوئیس
در سوئیس آکسیون های زیر به منظور یادمان های امسال برگزار می شود:
Amnesty سوئیس برنامه ای در شنبه دوم سپتامبر در میدان کروژ برگزار خواهد کرد. این برنامه از 11 صبح شروع و تا ساعت 15 ادامه خواهد یافت. در این برنامه مرجان افتخاری در مورد وجود زندانی سیاسی و وضعیت آن ها در ایران سخنرانی خواهد کرد. علاوه براین میز اطلاع رسانی درباره ایران در این روز برپا خواهد شد که نمایشگاه عکس و مطلب از اسانلو، احمد باطبی و نیز زنده یاد اکبر محمدی خواهد بود. همچنین عکسهائی از خاوران و مراسم خانواده ها در خاوران، نامه های اضطراری AI برای آزادی 11 نفر محکوم به اعدام در جریانات خوزستان و نیز دلارا دارابی (19 ساله) محکوم به اعدام شده است، در معرض دید بازدیدکنندگان قرار خواهد گرفت.
تظاهرات ایستاده زوریخ:
زمان : شنبه 2 سپتامبر،از ساعت 14.00 تا 17.00 بعد از ظهر
مکان : زوریخ در Bahnhostr . 84 روبروی Globus
نمایش فیلم
در همین رابطه فیلم های زیر به تاریخ 16 سپتامبر در Rotefabrik
ساعت 6.30 بعد از ظهر، به نمایش گذاشته می شود:
- "درختی به به یاد می آورد" به مدت 50 دقیقه به زبان انگلیسی از ساخته های مسعود رئوف
- فیلم کوتاه "پناهندگی سیاسی" به مدّت 5 دقیقه، به زبان آلمانی، ساخته داریوش شیروانی
- "زنان تن فروش" به مدّت 22 دقیقه، به زبان فارسی با زیرنویس انگلیسی، ساخته مسلم منصوری
زمان: شنبه 16 سپتامبر ساعت 6.30 بعد از ظهر
مکان: زوریخ Seestr . 395 Rotefabrik , Clubraum ,
Tram 7; oder Bürckli Platz Bus 161 und 165
تلفن ارتباطی: 0041787117605
اتریش
وین:
کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران، در روز شنبه 9 سپتامبر تجمعی اعتراضی در وین / گرابن از ساعت 17 تا 21 برگزار می کند. آدرس: Graben, Wien 1010
همچنین در روز یکشنبه 17 سپتامبر از ساعت 18 شب یادمان قتل عام زندانیان سیاسی را با نمایش فیلم، اسلاید و سخنرانی در محل آمرلینگ هاوس برگزار می شود.
Amerlingshaus , Stiftgasse 8, Wien 1090
هلند
آمستردام:
در روز پنج شنبه 7 سپتامبر در میدان دام شهر آمستردام از ساعت 12 ظهر تا 4 بعد از ظهر نمایشگاه بزرگ عکس به همراه سایر برنامه ها توسط کمیته برگزار کننده میز کتاب آمستردام برگزار خواهد شد.
کانادا
تورنتو:
به همت کانون خاوران، در روز شنبه 23 سپتامبر، ساعت 18 مراسمی با سخنرانی مینا احدی دبیر کمیته بین المللی علیه اعدام برگزار می شود. در بخشی از اطلاعیه این کانون می خوانیم:
«... با وجود سرکوب گسترده ی تابستان ٦٧ ، همچنان دریای خروشان مردم بهترین فرزندانش را به صحنه ی نبرد با یکی از ارتجاعی ترین رژیم های تاریخ انسان می فرستد واین پیکار تا سقوط کامل جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت و این یعنی که زندان و شکنجه همزاد جمهوری اسلامی است و با هم برچیده می شوند.
کانون خاوران امسال، در دهمین سالگرد فعالیتش، همصدا با نهادها و تشکل های فعال در زمینه ی دفاع از زندانیان سیاسی، ضمن گرامی داشت یاد هزاران زن و مرد دریا دلی که در سال ٦٠، مرداد و شهریور ٦٧ در زندانهای رژیم اسلامی ایران سرافراز و شکست نخورده، به خاک افتادند، یاد دهها زندانی سیاسی نظیر احمد باطبی، غلامرضا شریعت پناه (معلول جسمی) ، غلامحسین کلبی (زیر حکم اعدام)، سعید شاه قلعه ای (زیر حکم اعدام)، سعید ماسوری (زیر حکم اعدام)، ولی فیض مهدوی (زیر حکم اعدام)، عمر فقیه پور (ابد)، عباس دلدار (١۵ سال)، منوچهر محمدی (١۵ سال)، مهرداد لهراسبی (١۵ سال)، ناصر زرافشان، ارژنگ داوودی، حشمت طبرزدی، بینا داراب زند و... را نیز که هم اکنون در سیاه چالهای جمهوری اسلامی به سر می برند را نیز گرامی می دارد و برای آزادی همه ی آنها تلاش می کند.»
مونترال:
اتحاد سوسیالیستی ایرانیان مونترال یادمان کشتار زندانیان سیاسی را در روز شنبه 9 سپتامبر برگزار می ¬ کند. این برنامه در 5359 Ave Du Parc از ساعت 19 تا 23 برگزار می شود.
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 5:49 قبل از ظهر  توسط آریا
|
به نقل از "ادوار نیوز"
نشست خبري اعتراض به ادامه بازداشت مهندس موسوي خوئيني ذبيركل سازمان دانش آموختگان ايران كه بيش از 75 روز است در بازداشت موقت به سر مي برد برگزار شد. به گزارش خبرنگار ادوار نيوز در اين نشست عبدالله مومني محمد شريف وكيل مهندس موسوي زهره اسلاميان همسر مهندس موسوي مهندس سحابي، حجت الاسلام حسين انصاري راد و فريد مدرسي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت به طرح ديدگاه هاي خود در اين مورد پرداختند:
مومنی: ادامه بازداشت موسوی انتقامجویی نهادهای امنیتی است
عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران با اشاره به تداوم بازداشت مهندس موسوی گفت : بر بستر یک فضای منطقی که حاصل تلاش گروه های همسو در زمینه دموکراسی بوده است حول محور موضوع بازداشت مهندس موسوی خوئینی جلساتی داشته اند.
عبدالله مومنی گفت: هفتاد روز از بازداشت موسوی می گذرد و هنوز گشایشی ایجاد نشده است. مهندس موسوی را در یک تجمع آرام در میدان هفت تیر بازداشت کرده اند ، ایشان در این مدت امکان ملاقات با وکلای خود را نداشته است و قرار بازداشت ایشان هنوز تمدید نشده است.
مومنی با اشاره به فوت پدر مهندس موسوی گفت: علیرغم اعلام صریح مقامات قوه قضاییه مبنی بر اینکه با تبدیل قرار بازداشت مهندس موسوی برای شرکت در مراسم تدفین و ترحیم پدرشان آزاد خواهند شد تنها به شکل تحت الحفظ که تاکنون در مورد زندانیان سیاسی بی سابقه بوده است امکان حضور یافتند تا در ساعات محدودی در مراسم شرکت کنند. همین مسائل موجب نگرانی خانواده، دوستان و همفکران مدافع حقوق بشر و شهروندی مهندس موسوی شده است تا نسبت به این محدودیتها و کارشکنی ها و مقاومت هایی که در مقابل آزادی ایشان صورت گرفته واکنش نشان دهند.
سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران تاکید کرد: امروز برای دوستان و همفکران و گروههای مدافع حقوق بشر مسلم است که بازداشت 75 روزه ایشان برای انتقامجویی از تلاشهای بی وقفه موسوی خوئینی در زمان نمایندگی ایشان در دوره ششم مجلس است . موسوی خوئینی که هیچگاه از پی گیری حقوق زندانیان سیاسی و بالاخص دانشجویان عقب ننشست اکنون تاوان دفاع از حقوق شهروندی و حضور خود در فعالیت های مدنی و دمکراتیک را می پردازد. و به دلیل همین تلاش ها و فعالیت ها در راستای دفاع از حقوق منتقدان حکومت مورد غضب نهادهای امنیتی موازی که اینک لباس رسمی امنیت نیز بر تن دارند می باشد.
وی افزود: اکنون نوبت ماست که صدای اعتراض خود را در نقض حقوق شهروندی ایشان بلند کنیم.
مومنی با اشاره به سخنان سخنگوی قوه قضاییه گفت: سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرده است که مهمترین دستاورد دولت در سال گذشته حفظ حقوق شهروندی کل ایرانیان در داخل و خارج از کشور بوده است. سوالی که وجود دارد این است که در حالی که در سیستم های قضایی پیشرفته دنیا متهم دارای حقوق تعریف شده و مشخصی است در سیستم قضایی ما متهم چه جایگاهی دارد ، در هر سیستم قضایی متعارف است که ابتدا مدارک و مستندات اتهام را در مورد فرد جمع آوری می کنند و بعد اقدام به بازداشت می کنند. ولی آیا در کشوری که اعلام می شود مهمترین دستاوردش حفظ حقوق شهروندی بوده است آیا این حقوق برای یک نماینده پارلمان که تصویب قانون حفظ حقوق شهروندی از دستاوردهای او بوده است نیز به رسمیت شناخته می شود. یا اینکه در سیستم قضایی ما بعد از بازداشت و قرار دادن در زندان انفرادی دلایل بازداشت را به صورت اعتراف و اقرار جمع آوری و قانونمند کنند. آیا این عدالتی است که حکمرانان از آن سخن می گویند؟
وی در پایان افزود: در شرایط موجود که برخوردهایی از این دست با مدافعان دموکراسی و حقوق بشر شدت گرفته است وظیفه نیروها وجریانات سیاسی تحول خواه تلاش برای دفاع ار حقوق شهروندان بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
دكتر محمد شريف: اقدامات غیر قانونی زیادی در روند بازداشت موسوی خوئینی انجام گرفته است
دکتر محمد شریف وکیل مهندس موسوی در کنفرانس خبری صبح امروز در دفتر ادوار با اشاره به گذشت 75 روز از بازداشت مهندس موسوی گفت: گمان نمی کردم روزی برای گزارش از وضعیت یک نماینده مجلس در برابر خبرنگاران حاضر شوم چرا که عمده موکلان من افرادی بودند که به نوعی جزو اپوزوسیون محسوب می شوند و انفرادیهای طولانی مدت آنها توجیهات دیگری داشت و حدس نمی زدم که انچنین وضعیتی برای یک نماینده دوره قبل پارلمان بوجود آید.
شریف ادامه داد: در زمانی که برای پیگیری پرونده بازداشت گسترده ملی-مذهبی ها در سال 79 به مجلس و کمیسیون اصل نود مراجعه می کردم مهندس موسوی خوئینی و حجت الاسلام انصاری راد از جمله افرادی بودند که همواره این مسئله را پیگیری می کردند و علی الخصوص مهندس موسوی توجه خاصی بر قضیه بازداشتگاههای غیر قانونی داشتند و البته در همان زمان این مسئله به ذهن من خطور کرد که احتمالا در آینده این نمایندگان تاوان پیگیریهای خود را خواهند داد. شریف ادامه داد: در سال 79 موکلان من در بازداشتگاه 59 نگهداری می شدند که سلولهای انفرادی وحشتناکی داشت و یکی از موکلان من که استاد دانشگاه هم بود به دلیل قد بلند بودن و کوچکی سلول همواره در سرش کبودی به مانند جای مهر وجود داشت.
شریف با اشاره به مجموعه رفتارهای غیر قانونی صورت گرفته در مورد مهندس موسوی خوئینی گفت: مهندس موسوی به دلیل اعتراض به نحوه رفتار و ضرب و شتم شرکت کنندگان در تجمع زنان با ماموران رودر رو می شود. و البته بازداشت 75 روزه موسوی نشان می دهد که ماموران امنیتی وی را نشان کرده بودند و این امر تنها بهانه ای برای آنها بوده است. شریف ادامه داد: از لحظه بازداشت رفتار انجام شده غیر قانونی بوده است چرا که ضابطین رسمی دادگستری ایشان را بازداشت نکرده اند و سپس ایشان را به بازداشتگاهی برده اند که زیر نظر سازمان زندان ها نیست.
عضو کانون مدافعان حقوق بشر خطاب به خبرنگاران گفت: در حال حاضر در زندان اوین بندهایی وجود دارد که تحت نظارت سازمان زندانها نیست و مشخص نیست در انها چه رفتاری با زندانیان می شود. و شما به عنوان خبرنگار از رییس زندان اوین این مسئله را بپرسید که یک وکیل دادگستری همچنین ادعایی دارد آیا این ادعا صحیح است و یا وی نشر اکاذیب می کند؟
شریف ادامه داد: مسئله بعدی تفهیم اتهام است . در قانون اساسی ما که توسط فقهای جامع الشرایط تایید شده است و بنابر این مطابق با شرع است، حقوق متهم برای تفهیم اتهام آمده است. بنده به عنوان وکیل قانونی مهندس موسوی تنها یک بار موفق به ملاقات با ایشان شده ام و تفهیم اتهام هم در فرجه قانونی انجام نگرفته است.
شریف گفت: اگر موسوی متهم به شرکت در تجمع غیر قانونی است آیا این اتهام بازداشت 75 روزه را توجیه می کند؟ در این زمینه قانونگذار تعیین تکلیف کرده است و متهمی در بازداشت موقت می ماند که احتمال تبانی وی و یا از بین بردن مدارک جرم وجود داشته باشد که در مورد مهندس موسوی این وضعیت صادق نیست.
شریف با اشاره به ملاقات خود با بازپرس پرونده گفت: بازپرس محترم در پاسخ به سوال بنده مبنی بر دلایل عدم تبدیل قرار گفت: مسائلی هست که شما از آن بی خبر هستی این چگونه توجیهی است مه من به عنوان وکیل مدافع متهم نباید از برخی مسائل آگاه باشم و موفق به ملاقات او نیز نشوم؟
شریف گفت: تجارب من در پرونده هایی از این دست نشان می دهد که بازداشت بدون دلیل بسیار نگران کننده است و مشخص نیست چه هدفی در این قضیه دنبال می شود.
شریف با اشاره به درگذشت پدر مهندس موسوی گفت: بنده مرحوم موسوی را در برابر معاونت امنیت دادگاه انقلاب دیدم ایشان روحانی سالخورده ای بودند که صفای باطنشان هویدا بود و انسان در کنار وی احساس امنیت میکرد نه چیز دیگر. و ایشان به شدت نگران فرزندشان بود و اصلا انتظار این گونه برخوردها را نداشت.
شریف با اشاره به 2 بار ملاقات خود با رییس کل دادگستری تهران و برخورد مثبت وی گفت: رییس محترم دادگستری حرفهای ما را شنیدند اما وعده های داده شده در حد حرف باقی ماند و البته در شرایط حاضر ظاهرا باید ممنون و متشکر باشیم که مقامی لا اقل حرفهای ما را می شنود و ما را به حضور مب پذیرد.
وکیل مدافع موسوی خویینی در پایان خواستار توجه ویژه هاشمی شااهرودی ریس قوه قضاییه به ادامه بازداشت موسوی خویینی شد و تاکید کرد که بخشنامه حقوق شهروندی ابلاغی از طرف ایشان که به صورت قانون هم در آمده است به شدت نقض می شود.
همسر مهندس موسوی: از فعالیتهای انجام شده در جهت آزادی موسوی تقدیر می کنم
زهره اسلامیان همسر مهندس موسوی نیز در این کنفرانس خبری گفت: نام موسوی خوئینی خود به تنهایی سوابق گذشته او را به یاد می اورد و قصد معرفی وی را ندارم. موسوی در زمان نمایندگی مجلس تمام تلاشهای خود را در جهت حقوق مردم معطوف کرد و ساعات و اوقات زیادی را که حق خانواده و فرزندانش بود را صرف حضور در دفتر ملاقاتهای مردمی نمود تا جایی که یکی از بالاترین ساعات حضور در دفتر نمایندگان مجلس از آن ایشان است.
خانم اسلامیان با اشاره به گذشت 76 روز از بازداشت موسوی خوئینی گفت: در 26 تیرماه گذشته پدر مهندس موسوی ملاقاتی را با ایشان در زندان اوین داشت که متاسفانه این آخرین ملاقات ایشان با فرزندش بود و بعد از آن حال مرحوم موسوی وخیم شد و اشتهای غذا خوردن را از دست داد. خانم اسلامیان با اشاره به ملاقات انجام شده با موسوی در 21 مرداد ماه گفت: متاسفانه در این دیدار پدر ایشان توانایی مراجعت به اوین را نداشت اما در روز تولد حضرت علی که خدمت ایشان رفتیم با شنیدن خبر دیدار ما با آقای موسوی و حضور کودکان کمی ابراز خوشحالی کردند و مقدار مختصری غذا خوردند اما مجددا حال ایشان رو به وخامت گذاشت و در 26 مرداد فوت کردند.
خانم اسلامی با اشاره به درخواستهای ایشان از مقامات قضایی جهت آزادی مهندس موسوی برای شرکت در مراسم تشییع و تدفین گفت: از صبح روز جمعه در تماسهای تلفنی با مقامات قضایی ، ایشان قول مساعد برای تبدیل قرار و شرکت موسوی در مراسم را دادند اما متاسفانه این قول عملی نشد و نهایتا در ساعت 8 شب مهندس موسوی تحت الحفظ به مرخصی آمد و در ساعات پایانی شب نیز به همراه ماموران بر سر مزار پدرش حاضر شد. اسلامیان با اشاره به تکرار مرخصیهای چند ساعته در مراسم ترحیم و انتقاد ازحضور همیشگی ماموران امنیتی همراه موسوی خوئینی ، برخورد ماموران امنیتی با وی را محترمانه و برخوردشان با کودکان را دوستانه دانست.
زهره اسلامیان در پایان از تمامی کسانی که در مراسم ترحیم مرحوم سید آقا موسوی شرکت کرده و یا بنحوی ابراز همدردی و تسلیت کرده اند تشکر کرد.
مهندس سحابي |
مهندس سحابي: موسوي خوييني در مجلس در دفاع از حقوق شهروندان مردانه عمل كرد
مهندس عزت الله سحابي رييس شوراي هماهنگي نيروهاي ملي-مذهبي در نشست خبري در دفتر ادوار گفت: بازداشت مهندس موسوي براي ما دو وجه عمومي و خصوصي دارد.
وجه اول آنكه ايشان را با اتهامي بازداشت كرده اند و بعد موارد ديگري را مطرح ساخته اند و عليرغم وعده هاي خودشان هم قرار بازداشت ايشان را تبديل نكردند. سحابي ادامه داد: ظاهرا علي رغم انكه گفته مي شود در دولت احمدي نژاد حاكميت يكدست شده است اما هنوز قواي امنيتي بر قوه قضاييه تسلط دارند و اينكه قوه قضا به جاي توجه به قانون تحت فرمان نهادهاي ديگير باشد عاقبت خوبي ندارد.
مهندس سحابي با اشاره به فعاليتهاي انجام گرفته توسط موسوي خوييني در دوران بازداشت وي و ساير فعالان ملي مذهبي در سال 79 گفت: او انصافا به عنوان يك نماينده مردم مردانه از ما حمايت كرد و همواره خانواده هاي ما را با گشاده رويي مي پذيرفت و در مجلس تمام تلاش خود را براي احقاق حقوق ما انجام داد و اين نشان مي دهد كه موسوي خوييني به اخلاق بالاتر از سياست پايبند بود. و همه ما وظيفه داريم در اين مورد از او حمايت كنيم.
سحابي با اشاره به سخنان مقامات عالي نظام مبني بر اينكه اصلاحات واقعي رفع فقر و فساد و تبعيض است گفت: گذشته از فقر و فساد، مورد بازداشت 75 روزه موسوي نمونه بارز تبعيض است و ظاهرا در مملكت ما تبعيض اگر از طرف اقويا باشد ايراد ندارد.
سحابي در پايان ابراز اميدواري كرد كه جريان حمايت از موسوي و اعتراض به بازداشت وي ادامه داشته باشد و فعالان سياسي با دهاني بازتر در اين زمينه صحبت كنند
انصاري راد: موسوي خوئيني بدون دليل قانوني در زندان است
حسين انصاريراد، رييس كميسيون اصل 90 مجلس ششم نيز بازداشتهاي غيرقانوني و بدون توجيه را مخالف قانون و شريعت اسلامي برشمرد و با بيان اينكه اگر تناقضات قانون اساسي حل و فصل شود، اين قانون ميتواند قانوني كاملا اسلامي باشد، گفت: اساس تعاليم قرآن و اسلام، عدالت است و يك مورد از فرعيات عدالت هم برخورداري متهم از حقوق قانوني و محاكمه عادلانه است.
وي اصل عدالت را عدالت در توزيع قدرت دانست و گفت: در قانون اساسي قدرت از آن مردم است و مديريت با راي مردم مشروع و قانوني ميشود.
انصاريراد با اشاره به دفاع موسوي خوئيني از حقوق زندانيان، گفت: شرع اجازه نميدهد حتي يك ثانيه متهمي بدون حكم قانوني بازداشت شود اما امروز به نام عدالت، اقداماتي صورت گرفته كه همه اين مسائل لوث شده است.
وي با تاكيد بر اينكه شرايط قانوني بازداشت براي موسوي خوئيني رعايت نشده است، گفت: هيچكس حق ندارد پيش از اينكه حكمي در باره يك متهم در يك دادگاه عادلانه صادر شود، با آبروي كسي بازي كند بنابراين اتفاقي كه درباره جهانبگلو نيز افتاده، خلاف قانون و شرع است.
انصاريراد با بيان اينكه بازداشت موقت براي متهمي است كه امكان فرار يا جلوگيري از شهادت شهود و از بين بردن مدارك جرم داشته باشد، گفت: جايز نيست كسي را بدون اين دلايل بازداشت موقت كنند. مگر موسوي خوئيني متهمي است كه فرار ميكند يا جلوي شهود را ميگيرد يا احتمال تباني دارد و مدارك جرم را از بين ميبرد.
وي با تاكيد بر آزادي اجتماعات بر اساس قانون اساسي، گفت: موسوي خوئيني بدون دليل و قانون در بازداشتي طولاني به سر ميبرد و اين علاوه بر مغايرت با قانون، با شريعت نيز در تضاد است.
اين نماينده مجلس ششم با اشاره به اينكه در جريان پرونده مهندس سحابي قرار داشته است، گفت: بدون شك اقداماتي از اين دست به حفظ و صيانت نظام اسلامي كمك نميكند بلكه به حيثيت مسلمان و دوام نظام صدمه ميزند و اخلاق جامعه و روح ديانت را تضعيف ميكند. آيا علي ابن ابيطالب براي ادامه حكومت، به چنين اقداماتي دست زده است؟ رمز بقاي اسلام پايبندي به عدالت در همه معاني آن است و خدشه وارد كردن به عدالت بيشك به همه حيثيت ديني و نظام جمهوري اسلامي صدمه ميزند
فريد مدرسي
|
فريد مدرسي: شرم باد بركساني كه ادعاي عدالت مي كنند اما بدترين رفتار را با شهروندان خود دارند
فريد مدرسي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در كنفرانس خبري امروز در سازمان دانش اموختگان گفت: قبل از هر چيز بايد از همسر مهندس موسوي خانم اسلاميان كه همچون شيرزني به خوبي در بيرون از زندان پيگير وضعيت مهندس موسوي بوده اند بايد تشكر كرد و ما به عنوان نماينده جنبش دانشجويي اقدامات و مقاومت ايشان را ارج مي نهيم. مدرسي ادامه داد: اگر روند در پيش گرفته شده فعلي ادامه يابد جنبش دانشجويي برنامه هايي براي اعتراض به اين گونه برخوردها تدارك ديده است كه آنها را عملي خواهد كرد.
مدرسي مهندس موسوي را فردي دانست كه در پيگيري حقوق زندانيان سياسي خط و ربط آنان را در نظر نمي گرفت و براي احقاق حقوق شهروندي آنها تلاش مي كرد. مدرسي با انتقاد از اصلاح طلبان گفت: متاسفانه اين رويه موسوي خوييني از طرف دوستان اصلاح طلب رعايت نشد و اعتراض به بازداشت موسوي مشمول ملاحظات حزبي و جناحي شد و تا زماني كه حقوق شهروندي در برنامه اصلاح طلبان تعريف نشود اين مسائل تكرار خواهد شد.
مدرسي با انتقاد شديد به رفتار دستگاه قضايي و نهادهاي امنيتي در مورد فوت پدر موسوي خوئيني گفت بايد ديد اين گونه رفتار از طرف كيست آنان كه داعيه دار عدل و انصاف در دنيا شده اند و با نوشتن نامه هاي فلسفي و اخلاقي سعي مي كنند مانند پيامبران جلوه كنند اما در داخل كشور بدين شكل عدالت و حقوق بشر را زير پا مي گذارند. شرم باد بر كساني كه ادعاي عدالت دارند اما با شهروندانشان اينگونه رفتار مي كنند.
ايران، قتلگاه دگرانديشان ( بخش پايانی)، مسعود نقره کار
به استاد بزرگوارم اسماعيل نوری علا
به نقل از "خبرنامه گویا"
مرداد و شهريور سال ۱۳۸۳، تلاش های بی سابقه ای برای يادآوری جنايت بزرگ حکومت اسلامی ويادمان قربانيان کشتار سال ۶۷ انجام شد. ۱
حکومت اسلامی اما چون گذشته سکوتی سنگين اختيار کرد و نه فقط بر قرمزی خطی که اجازه نمی داد در ايران کسی از اين فاجعه سخن بگويد، افزود، بلکه به عاملين آن جنايت نيز ترفيع مقام داد. ۲ در خارج از کشور نيز برخی ازافراد و محافل , به ويژه سلطنت طلبان فرصت يافتند تا "خشم و کينه" ی خود را نسبت به قربانيان اين جنايت بروز دهند، و ارزيابی هايی مغاير با موازين "حقوق بشر" عنوان کنند، و با قربانيان اين فاجعه "تسويه حساب سياسی" کنند. ۳
در ايران اما جدا از خانواده های زندانيان سياسی و عقيدتی اعدام شده، برای نخستين بارخبرنگاری لب گشود و از آن خط قرمز عبور کرد.
سازمان خبرنگاران بدون مرز در روز شانزدهم مهر ماه ۱۳۸۳ طی اطلاعيه ای خبر داد که "آرش سيگارچی" خبرنگار روزنامه گيلان امروز، پس از گذشت ۱۶ سال از فاجعه ی بزرگ قتل عام زندانيان سياسی در سال ۶۷، عکس مراسم سالگرد اين قربانيان در "خاوران" را در روزنامه ی مذکور چاپ کرده است و در مقاله ای نيز به اين قتل عام اشاره کرده است. به همين خاطر اين روزنامه نگار توسط وزارت اطلاعات رژيم احضار و مورد بازجويی قرار گرفته است. *
۱۹ شهريور ۱۳۸۳ (سپتامبر ۲۰۰۴) اعلام شد که:
«نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی با هجوم به گردهمايی پيروان يکی از شاخه های دين مسيحيت – جماعت ربانی – دست کم ۸۰ نفر را دستگير کردند.» ۴
حدود چهار هفته بعد پايگاه اينترنتی مسيحيان جهان گزارش داد:
«همه ی دستگيرشدگان غير از حميد پورمند، از کشيشان ربانی، آزاد شده اند... مسيحيان کليسای ايونجليست يا جماعت ربانی در ايران از اوايل دهه ۱۳۷۰ تاکنون تحت فشار جمهوری اسلامی برای محدودسازی فعاليت های مذهبی شان قرار داشته اند. در همين راستا شماری از مقام های مذهبی اين کليسا از جمله کشيش هوسپيان مهر، سودمند، ميکائيليان و ديباج تاکنون رسماً به اتهام ارتداد اعدام و يا به شکل غيررسمی ناپديد و کشته شده اند. به عقيده صاحبنظران، جان حميد پورمند که بنا بر گزارش ها ۲۵ سال پيش از اسلام به مسيحيت گرايش يافته، اکنون در خطر است. چرا که مطابق قانون مجازات اسلامی کيفر بازگشت از اسلام، اعدام است. اين در حالی است که آقای پورمند از درجه داران ارتش بوده، حال آن که مطابق قوانين جمهوری اسلامی استخدام افراد غير مسلمان در همه ارکان نيروهای نظامی ممنوع است.» ۵
۲۲ شهريور (۱۲ سپتامبر) اعلام شد که جمهوری اسلامی دست به تخريب اماکن تاريخی بهائيان زده است و بناهای تاريخی "ميرزاعباس نوری" در تهران و آرامگاه "قدس" در بابل را تخريب کرده است. ۶
در همين زمان محمدتقی رهبر، عضو کميسيون فرهنگی مجلس هفتم شورای اسلامی، رک و پوست کنده گفت:
«تصفيه فرهنگی از ضرورت های جامعه ماست... بايد با اخراج استادان ناصالح در صدد پاسخگو نمودن مسئولين برآئيم... ما معتقد به پوشش لباس شرعی در دانشگاه ها و محدود شدن روابط دانشجويان دختر و پسر هستيم. در صورتی که نتوان امر جداسازی را در دانشگاه ها به سرانجام رساند، بايد آن را با ايجاد مرزهای شرعی و قانونی عملی سازيم... بايد قلم کسانی که قصد ضربه زدن به انقلاب و نظام اسلامی را دارند، شکسته شود...» ۷
در اين سال فشار بر زندانيان سياسی به ويژه براکبر گنجی و ناصر زرافشان افزايش يافت.
مهر ماه اين سال قاتلين "محفل کرمان" که به قتل چند تن اعتراف کرده اند، گفتند که گوش به فرمان آيت الله مصباح يزدی بودند و بر اساس فتوای او که " پس از سه تذکر برای نهی از منکر به فردی، در صورت تکرار عمل خلاف خونش مباح است"، قربانيان خود را به طرزی فجيع به قتل رساندند. ۸ از اين دست فتواها , که منجر به قتل های زيادی شده است , در حکومت اسلامی به وفور صادر و قربانيان زيادی بر جای گذاشته است .
سال ۱۳۸۴ نيز سال عدم تحمل و کشتاردگرانديشان و دگررفتاران ومخالفين سياسی وعقيدتی بود .
با " انتخاب " احمدی نژاد به رياست جمهوری اسلامی آمرين وعاملين کشتاردگرانديشان به پست های وزارت و مقام های کليدی دولتی ارتقا يافتند. مصطفی پورمحمدی که ازآمرين کشتار های سال ۶۰ و ۶۷ است وزير کشور شد و محسنی اژه ای و متکی که درقتل های زنخيره ای و شکنجه و کشتار دگرانديشان نقش ايفا کردند به مقام وزارت اطلاعات وامور خارجه دست يافتند. ۹
توقيف نشريات ( به ويژه نشريات دانشجويی کاوش (گرگان), اعتراض (گرگان), نسيم شمال (اصفهان) و... نشريات همسايه ها, نويد اذربايجان و ده ها نشريه ديگر ....)دستگيری و زندانی کردن ده ها روزنامه نگار ادامه يافت.
الهام افروتن روزنامه نگار ۱۹ ساله و ۶ تن از همکارانش به جرم درج مقاله ای در روزنامه " تمدن هرمزگان" زندانی شدند. اين مقاله که پيش از چاپ در اين نشريه در سايت های اينترنتی درج شده بود ,آيت الله خمينی و برخی ديگراز روخانيون دگرانديش کش را به بيماری ايدز تشبيه کرده بود. روزنامه " تمدن هرمزگان" توقيف و مدير مسؤل آن علی ديرباز , نماينده مجلس اسلامی , به حبس تعزيری محکوم شد. ۱۰
اعتصاب های مسالمت آميزکارگری ,دانشجويی , و زنان سرکوب شد. اعتصاب کارکنان شرکت اتوبوسرانی واحد با ضرب وشتم و دستگيری اعتصابيون خاتمه يافت و منصور اسانلو , رييس هييت مديره سنديکای کارکنان اين شرکت وتعدادی ديگر ازفعالين اين سنديکا دستگير و زندانی شدند. ۱۱
در شب عيد غدير مامورين انتظامی جمهوری اسلامی به دراويش نعمت الهی گنابادی در حسينيه شريعت قم حمله کردند, و آنان را مورد ضرب و شتم فرار دادند, و ۱۰۰۰ نفر آز آنان را دستگير کردند. ۲۵۰ زن و کودک نيز در ميان دستگير شدگان بودند. مامورين با بولدوزرحسينيه را تخريب کردند. ۱۲
تعدادی از زندانيان سياسی نيز در اين سال محکوم به اعدام و يا اعدام شدند. ( اسماعيل محمدی و محمد پنجويی در رضاييه , حجت زمانی در تهران و..... ) ۱۳
تجمع زنان به مناسبت روز زن ( ۸ مارس) نيزمورد يورش مامورين دولتی قرار گرفت و تعدادی از زنان مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفتند و يا دستگير شدند.
سال ۱۳۸۵ نيز با عدم تحمل و کشتار دگرانديشان آغاز شد.
ذبيح الله محرمی به جرم بهايی بودن در زندان به قتل رسيد. ۱۴
فشار بر اهل قلم آزادانديش و آزاديخواه و کانون نويسند گان ايران افزايش يافت. در اين سال حکومت اسلامی بارديگر مانع برگزاری مجمع عمومی کانون نويسندگان ايران شد. ۱۵
دگرانديش کشان اسلامی نشان دادند حتی تاب تحمل پيکر بی جان دگرانديشان را ندارند.
مامورين " لباس شخصی " حکومت برای چندمين بار سنگ قبر احمد شاملو را تخريب کردند. سپس تخريت آرامگاه عبدالحسين سپنتا , نويسنده و پدر سينمای ايران , در اصفهان و تبديل مزار مشروطه خواهان تهران به پارکينگ به سياهه اعمال حکومت اسلامی افزوده شد.
در هياهو و جنجال های " هسته ای حکومت اسلامی با امريکا, اروپا و سازمان ملل متحد" حمله به زنان بد حجاب و " شل حجاب " و کارگران شد ت يافت و......
" در سال ۲۰۰۵ ايران همچنان "بزرگترين زندان برای روزنامه نگاران" در خاورميانه بود. در طی يک سال ۱۳ روزنامه نگار و وبلاگ نويس دستگير و بازداشت و در اول ژانويه ۲۰۰۶، پنج روزنامه نگار همچنان در پشت نرده های زندان بسر می بردند. تهديد، احضار، بازجويی و بازداشت خودسرانه به شکل چشمگيری افزايش يافت. بسياری از روزنامه نگاران ايران با سپردن وثيقه های سنگين در بيرون از زندان بسر می برند. به قدرت رسيدن رئيس جمهور محافظه کار محمود احمدی نژاد اين وضعيت را بهبود نبخشيد ....."
بی اعتنايی به اعتصاب غذای طولانی اکبرگنجی در زندان,ادامه ی دستگيری دگرانديشان و مخالفين سياسی و عقيدتی , افزايش فشار بر تشکل های صنفی و دموکراتيک ( برای نمونه ايجاد محدوديت بيشتر برای کانون نويسندگان ايران و دستگيری اعضای آن ازجمله اسماعيل جمشيدی) , دستگيری و شکنجه ی رامين جهانبگلو, فيلسوف آزاديخواه به جرم دروغين جاسوسی وسرانجام مرگ اکبر محمدی از مخالفين سياسی حکومت اسلامی در زندان ,گوشه هايی ديگر ازسياهه ی
رفتار ننگين حکومت اسلامی با دگرانديشان و مخالفين سياسی و عقيدتی ست.
چرا دگرانديش کشی؟
دو علت اساسی در چگونگی پيدايی و شکل گيری عدم تحمل دگرانديشان، دگررفتاران و مخا لفان سياسی و عقيدتی، و منتهی شدن آن به اعمال خشونت، طرح شده است.
۱ – عامل انسانی (روانی)
۲ – عامل محيطی (اجتماعی)
هر دوی اين عوامل، در طول تاريخ، سبب ساز پرخاشگری و خشونت های فردی و جمعی بوده اند.
در اينجا فقط به برخی از عوامل محيطی ( اجتماعی) اشاره می کنم:*
عوامل محيطی (اجتماعی) راعوامل کسبی نيز ناميده اند. کسانی که عوامل محيطی (اجتماعی) را سبب بروز عدم تحمل می دانند بر اين باورند که «ماهيت انسان امر مجردی نيست که ويژه يک فرد خاص انسانی باشد، ماهيت انسان در واقع عبارت است از مجموعه ی کليه مناسبات اجتماعی» . ۱۶ در واقع انديشه و رفتار انسان، پيش از هر چيز ساخته و پرداخته ی محيط اش و نهادها و ارگان های اجتماعی ست ۱۷، و «انسان يک "موجود اجتماعی" است و انسانيت وی از اجتماعيت او جدا نيست».
تصور کسانی که بر اين باورند اين است که عقيده مندان به نفش عوامل انسانی (روانی) در بروز رفتار انسان، و نيز رفتارهای پرخاشگرانه و خشونت آفرين، انسان را يک "موجود طبيعی" و يک واحد بيولوژيک می پندارند. به نظر می رسد چنين تصوری چندان دقيق نيست. به هر گونه، عوامل محيطی متعدد و گوناگون اند, از آن ميان عوامل سياسی و مذهبی پر اهميت ترين اند.
الف- عامل سياست: انديشه سياسی و تحقق عملی اين انديشگی از مهم ترين عوامل در چگونگی پيشرفت امور جامعه، آموزش و رفتارآفرينی ميان افراد جامعه است. قدرت سياسی و ساختار سياسی به عنوان تجلی و نماد انديشگی سياسی، چنان چه نابردبار، خودمحور و خودخواه باشد، با جاری کردن چنين ويژگی هايی در جامعه، مبلغ و مروج نابردباری، خودمحوری و خودخواهی خواهد شد و انديشه و رفتاری خودکامانه را سبب می شود نه نوع خواهانه. شالوده ی قدرت سياسی و رفتار سياسی ی مستبد و مستبدانه می تواند عدم تحمل و خشونت را سازمان بدهد و همنوع کشی را امری عادی و توجيه پذير بنماياند. نمونه است انديشه سياسی ناسيونال سوسياليست های آلمانی برای پاکسازی بيولوژيک. در ايران مان در طول تاريخ با چنين انديشه ی سياسی مواجه بوده ايم، به ويژه آن جا که انديشه سياسی با سنت های عقب مانده و مذهب در آميخته است. ۱۸
قدرت های سياسی در ايران، در اکثر مقاطع تاريخی، بيان سياسی « ذهنيت "انسان کوچک" به بندگی کشانده شده و مشتاق اقتداری است که در عين حال دارای گرايش های طغيان گری نيز هست» ۱۹ .انديشه سياسی و رفتار حاصل از آن نه فقط در قدرت و ساختار سياسی حاکم در جامعه، در جريان های سياسی مخالف قدرت ها و ساختارهای مذکور نيز خودکامانه بوده است ،درواقع پوزيسيون واپوزيسيون نمايشی ازنابردباری و ناشکيبايی بيرون و درون جريان های سياسی به نمايش گذاشته است. ۲۰
انديشه سياسی آلوده به خودخواهی، خودمحوری، خودشيفتگی و انحصارطلبانه پيامدی جز عدم تحمل دگرانديشی , دگررفتاری و مخالفان سياسی و عقيدتی دستاورد نخواهد داشت. اين آلودگی می تواند ريشه در تفکر اسطوره ای، "استبداد شرقی يا آسيايی"، "قدرت مطلقه ی سياسی" و... داشته باشد.
ب- مذهب: مذهب نقش آفرين ترين و مهم ترين عامل در پيدايی عدم تحمل، نابردباری در رابطه با دگرانديشی و دگررفتاری است. ۲۱ مذاهبی که انسان ها خود پديد آورنده اش هستند وسيله ای شده اند برای بی ارزش کردن انسان ها و مسخ و از خود بيگانگی آن ها، پديده ای مسلط بر افکار و رفتار انسان ها.
آن که، و يا جريانی که، خود را منادی حقيقت مطلق و برتر و نماينده ی خدا، حقيقت مطلق و يگانه، و آخرين کلام بداند، راه را برای هر نوع تبادل نظر، همفکری و همزيستی با ديگر عقايد خواهد بست. مذاهب تفکر يقين هستند و جايی برای شک و ترديد نمی گذارند، و اين سرآغاز عدم تحمل و خشونت آفرينی است.
تورق تاريخ اديان، و نگاهی به اسرائيل، امريکا و ايران ۲۲، نشانگر اين واقعيت است که هنوز کارنامه ی مذاهب , به ويژه در قدرت سرشار از عدم تحمل، نابردباری و جنگ است.
در اين ميان اسلام ويژگی و جايگاهی خاص دارد.
در سرتاسر قرآن، در آيه های متعدد تکرار می شود که اين کتاب ابدی است و هيچ کس و هيچ چيز نمی تواند در آن تغييری به وجود آورد. در قرآن همه چيز هست و هيچ کمی و کاستی در آن وجود ندارد. ۲۳ و محمد نيز خود را "خاتم الانبيا" معرفی کرده که آخرين کلام را گفته است.
اما نگاهی به قرآن و نيز گفتار و کردار محمد حاوی تناقض هائی است، به ويژه در برخورد با دگرانديشان , دگررفتاران و مخالفان عقيدتی.
«و بگو حقيقت، پرتويی از پروردگار شماست. پس بگذار هر کس که می خواهد ايمان آورده و هر که خواهد به راه کفر برود.» (سوره ۱۸، آيه ۲۹)
(متن آيه چنين است: "قُل الحق مِن رَبکم فَمن شا قليومن و من شاه فَلیّکفر"- م.)
يا به کلماات واضح تر "لا اکراه فی الدين"، "در دين اجبار نيست." (سوره ۲ – آيه ۵۶).
اما در آيات ديگر مسلمانان را عليه دگرانديشان می شوراند:
«ای پيغمبر، با کافران و منافقان جهاد کن و با ايشان سختگيری کن، که جای ايشان در دوزخ است.» (توبه، آيه ۷۳)
تاريخ اسلام، به ويژه در عرصه ی برخورد با دگرانديشان و مخالفين،متاسفانه تاريخی سياه ست و تنها آن بخش از آموزه های قرآن ۲۴ و محمد به کار گرفته شده که تعزير( شکنجه ), حبس , جهاد و قتل را تجويز کرده اند.
تاريخی سراسر انحصارطلبی، خودبرتربينی، و قشريگری، تاريخی سرشار از سرکوب و کشتار دگرانديشان و دگررفتاران و مخالفان عقيدتی. اين ويژگی به ويژه بعد از قرن چهارم هجری که تنش ها و عصبيت های فرقه ای و اختلاف نظر ميان فقها بالا گرفت، هولناک تر چهره نماياند . وامروز حکومت اسلامی ايران، نمونه ای از حاکميت فقيهان است.
رفتار اين حکومت با اقليت های مذهبی ی "موحد" نمونه است. برای پی بردن به ميزان عدم تحمل و ناشکيبايی اين حکومت در قبال دگرانديشان به گوشه ای از لايحه ی قصاص نظری بياندازيم، که مبلغ و مروج نفرت و روح انتقام در جامعه است: ۲۵
«ترجيح مسلمين بر غيرمسلمين در موارد مختلف قوانين قصاص و حدود و ديات منعکس است که ذيلاً به ذکر برخی از مقررات مربوط به قصاص و موردی از حدود اکتفا می کنيم:
الف) ماده ۵ قانون قصاص مقرر می دارد: "هر گاه مسلمانی کشته شود، قاتل قصاص می شود" خواه قاتل مسلمان باشد يا نباشد. برای عکس اين مورد، يعنی اگر غيرمسلمانی به دست مسلمانی کشته شود، قانون حکمی ندارد. در مورد "کفار" ماده ۷ قانون قصاص فقط به قتل کافری به دست کافر ديگر عطف می کند و ناظر بر قتل بين "کفار ذمی" است يعنی غيرمسلمانانی که صاحب کتاب باشند (اين رده از "کفار" معمولاً به کليمی و مسيحی و، بنا به قولی از ميان فقها، زرتشتی محدود می شود؛ بقيه "کفار حربی" هستند.) بنابراين: با حصر موارد قصاص از سويی بين مسلمانان و ازسوی ديگر يبن کفار ذمی، برخی از موارد ديگر مسکوت می ماند: يعنی معلوم نيست که اگر مرد يا زن مسلمانی مرد يا زن کافری را، اگر چه کافر ذمی باشد، به قتل رساند، آيا قصاص می شود؟ آيا اگر مسلمانی، يا حتی يک کافر ذمی، يک کافر حربی را (يعنی غيرمسلمانی را که از صاحبان کتاب شمرده نمی شود) بکشد، آيا قصاص می شود؟
با توجه به اين که در موارد جزايی طبق اصل ۳۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی "حکم به مجازات و جزا آن بايد... به موجب قانون باشد"، قاعدتاً در اين مورد قاتل قصاص نخواهد شد زيرا "به موجب قانون" حکمی برای قصاص در دست نيست. اگر از راه ديگر حقوقی نيز به مسئله نگريسته شود باز نتيجه همين است زيرا، از سويی، اصل ۴ قانون اساسی تصريح می کند که "کليه قوانين و مقررات"، منجمله قوانين و مقررات "جزايی"، "بايد بر اساس موازين اسلامی باشد" و "اين اصل بر... همه اصول قانون اساسی و قوانين و مقررات ديگر حاکم است..."؛ و از سوی ديگر، اصل ۱۶۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی مقرر می دارد که در موارد سکوت قانونی "قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانين مدونه بيابد و اگر نيابد با استناد به منابع معتبر اسلامی يا فتاوی معتبر حکم قضيه را صادر نمايد و نمی تواند به بهانه سکوت يا نقض يا اجمال يا تعارض قوانين مدونه از رسيدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد". اين قاعده، اگر چه کلی است، اصولاً به موارد مدنی مربوط می شود اما ماده ۲۸۹ از قانون "اصلاح موادی از قانون آيين دادرسی کيفری" مفاد آن را تکرار می کند و در موارد "جزايی" نيز لازم الاجرا می شمارد! بنابراين، بايد برای تعيين حکم موارد مذکور در فوق به فقه شيعه مراجعه کرد. از آن جايی که مأخذ تدوين اين قوانين جزايی، چنان که گفته شد، منابع فقهی قرون ميانه اسلامی است، طبق مفاد اُمهات کتب فقهی اين دوره و شروح متعاقب آن (مانند شرايع الاسلام از محقق حِلی، کتب متعدد از علامه حژلی، لُمعَة الدَمَشقیّه از شهيد اول و مَسالِکُ الاَفهام و رَوضَة البهیّه يا شرح لُمعه از شهيد ثانی) در هيچ يک از دو مورد فوق قاتل مسلمان (و به قولی حتی قاتل کافرذمی نسبت به مقتول کافر حربی) قصاص نمی شود و فقط ديه می دهد.
حکومت اسلامی در اجرای مجازات قتل، حتی به صورت فردی آن، به اعتقادات دينی توجه می کند نه به حرمت جان انسانی. اين قاعده، عملاً جواز قتل پيروان اديان و مذاهب "غيررسمی" و حتی آزادانديشان است – خواه از ميان مذهبيون بهائی باشند يا بودايی يا بت پرست، و خواه آزادانديشانه و از روی تفکر در تبيين هستی به رويه ای غير مذهبی معتقد باشند يا به رويه ای صرفاً فلسفی...
ب) بنا به ماده ۹۹ قانون حدود و قصاص "زنای غير مسلمان با زنی که مسلمان می باشد موجب قتل زانی است" اما، در صورت عکس، شرايط عمومی حد زنا اجرا می شود که در برخی موارد، چنان که خواهيم گفت، لزوماًٌ قتل نيست. نظير همين حکم، طبق تبصره ماده ۱۵۲، در مورد لواط نيز تصريح شده است.
پ) حتی در ميان امت مسلمان، نيز، طبق ماده ۲۲ قانون قصاص "قتل نفس در صورتی موجب قصاص است که مقتول شرعاً مستحق کشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل بايد استحقاق قتل او را طبق موازين در دادگاه اثبات کند." ماده تصريح می کند که قاتل بايد "طبق موازين اثبات کند" که مقتول مستحق کشته شده بود تا از قصاص نجات يابد، ولی سخن بر سر نوع "موازين" و اصل اين حکم و ماهيت آن است: "موازين" شرعی مقرر می دارد که اگر کسی "سَب" کند، يعنی به پيغمبر و ائمه ناسزا گويد، يا اگر "ضروريات دين" را نفی کند، مستحق قتل است؛ يا اگر رهبر مذهبی حکومت اسلامی حکم بر مهدورالدم بودن مخالفين سياسی يا مغضوبين فرهنگی دهد، آنان نيز مستحق قتل اند. اين گونه احکام نه تنها مجوز قتل می شود، بلکه همه افراد جامعه را به مسند حاکم شرع می نشاند. نمونه ای را که حاکم شرع در تهران، حتی پيش از وضع اين قوانين، در مورد "بهمن شکوری" به اتهام سَبِ ائمه (که در حکم محکمه شرعی همه جا با املای غلط "ثب" نوشته شد) حکم به قتل او داد و اجرا کرد، ديده ايم که چگونه بوده است؛ وای بر آن که اين اختيار به دست همه متعصبين جامعه باشد.
ت) با اين همه، دو حکم در قوانين مورد بحث وجود دارد که اصل جرم را در اين گونه موارد يا تعديل می کند يا حتی از رده جرايم خارج می شمارد. طبق تبصره ۲ ماده ۲ قانون ديات: "در صورتی که در دادگاه ثابت شود جنايت های عمدی که به اعتقاد ... مهدورالدم بودن طرف انجام شود و بعداً معلوم گردد که مجنی عليه ... مهدورالدم نبوده است به منزله خطا و شبيه عمد است." اما، ماده ۲۱ "قانون راجع به مجازات اسلامی" تصريح می کند: "اعمالی که برای آن ها مجازات مقرر شده است در موارد زير جرم محسوب نمی شود: ... ۳ – در صورتی که ارتکاب عمل به عنوان امر به معروف يا نهی از منکر باشد..."!
بنابراين، طبق ماده قبلی، مجازات فقط به صورت نقدی خواهد بود که ممکن است پرداخت آن، چنان که خواهيم ديد، بر عهده خويشاوندان جانی قرار گيرد يا، طبق ماده اخير، مجازات کلاً منتفی شود.» ۲۶
نه فقط لايحه قصاص، قانون اساسی جمهوری اسلامی نيز سرتاسرش خودبرتربينی شيعيان اثنی عشری و تحميل دين شان به دگرانديشان سياسی و عقيدتی را به نمايش گذاشته است، و تمامی شود.» ۲۷
برای نمونه دگرانديشان عقيدتی و سياسی به شرطی می توانند در انتخابات شرکت کنند که طبق ماده ۲۸ قانون انتخابات مصوبه ۱۳۷۸ شرايط زير را داشته باشند:
۱ – اعتقاد و التزام به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران
۲ – تابعيت کشور جمهوری اسلامی ايران
۳ – ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولايت مطلقه فقيه
يعنی از دگرانديشی خود صرفنظر کنند!
البته تنها آيت الله خمينی دگرانديش ستيز و دگرانديش کش نبود، اکثر فقيهان در طول تاريخ فقاهت اين گونه بودند، و هستند. ۲۸
به ويژه آن جا که نظريه ساز سلطنت مطلقه می شوند و تاريخ شاهان را با تاريخ ايمان گره می زنند، و شاه را "ظل الله فی الارض"، نايب امام زمان و قوم و خويش امامان، و حتی در زمره اولياء و پيامبران جا می زنند، شمشيری دو دم را به جان دگرانديشان خونين می کنند؛ ۲۹ و آن جا که خود "حاکم مطلق" می شوند و به "ذبح شرعی" انسان و انسانيت رو می آورند با داس مرگ به درو کردن "ثواب" رو می آورند.
و گاه که "موضع دمکراتيک" می گيرند، حکايت آيت الله خمينی از آب درمی آيد:
«انتقاد آزاد و سازنده است، امور سياسی هم بی مباحثه به مقصد نمی رسد، اما توطئه و تضعيف جمهوری اسلامی آزاد نيست.» ۳۰
آيت الله خمينی اصول حاکميت و وظايف امت اسلامی ، وغير قابل تغيير بودن آن ها تا روز " قيامت" را , بدون کوچک ترين ابهام، پيش از بر اريکه حکومت نشستن در کتاب ها و گفتارهايش تشريح کرده بود:
«شارع مقدس اسلام يگانه قدرت مقننه است و هيچ کس حق قانونگذاری ندارد و هيچ قانونی جز حکم خدا را نمی توان به مورد اجرا گذاشت. در حکومت اسلامی حاکميت منحصر به خداست و قانون فرمان خداست… پس حاکميت رسماً به فقها تعلق دارد…» (نقل از مقاله ی آيت الله خمينی در کيهان ۹ بهمن ماه ۱۳۵۷).
آيت الله در همين مقاله اظهار عقيده می کند:
«قيم ملت با قيم صغار از لحاظ وظيفه و موقعيت هيچ فرقی نمی کند. همين ولايتی که برای رسول اکرم (ص) و امام در تشکيل حکومت و تصدی اجرا هست برای فقيه هم هست.»
او در تأکيد بر نظرات خود با نفی رسمی تمام حقوق و اختيارات مردم، هر نوع آزادی و حاکميت مردم را مخالف اسلام اعلام می کند:
«… آن هايی که می گويند ما مليت را می خواهيم آن ها مقابل اسلام ايستاده اند… افراد ملی به درد ما نمی خورند، افراد مسلم به درد ما می خورند. اسلام با مليت مخالف است يعنی مليت آنست که ما ملت را می خواهيم و اسلام را نمی خواهيم» کيهان مورخ ۱۶ آذر ماه ۱۳۵۹)
«ما تا حالا گرفتار لاف های محمدرضا بوديم و حالا گرفتار ملت و آزادی و اين حرف ها هستيم. سر قبر مصدق می رويم. ما نه آن ها را باور کرديم و نه اين ها را. بساط همان بساط است. تغيير اسم داده است. يک روز اسمش شاهنشاهی بود و حالا اسمش دمکراتيک می شود…» (کيهان، دوشنبه ۹ بهمن ماه ۱۳۵۷).
نه فقط خشونت آفرينی های اين اَيت الله در رابطه با دگرانديشان، زنان و يا در جنگ ، حتی ديدگاه های اقتصادی اش زمينه ساز بيکاری و فقر و فلاکت و در نتيجه بروز خشونت های ناشی از آن هاست. و همين گونه اند پيروان ايشان.
آيت الله جنتی گفته است: «می گويند عقيده، فکر، قلم، زبان، چشم وهمه چيز بايد آزاد باشد، همين دست فرهنگ غربی، که در نظر جوانان بسيار شيرين می آيد، اما از نظر عواقب بدتر از زهر است.»
آيت الله مصباح يزدی از منابر مختلف، و از رسانه های وابسته به حکومت اسلامی بارها گفته است:
«اهانت گر به اسلام بايد خونش ريخته شود و محاکمه نيز نمی خواهد.» ۳۱
که البته برداشت " فيلسوف خشونت" از ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی ست، که مقرر می دارد: "توهين به مذهب منجر می شود به مجازات يک تا ۵ سال زندان و يا مرگ".
مذاهب ديگر نيز با تفاوت هايی همين وضعيت را دارند، آن ها هم با ادعای گستردن عدل و داد در جهان، و برابری و برادری و مدارا پا پيش گذاشته اند اما در عمل به گونه ای ديگر رفتار کرده اند.
چه بايد کرد؟
چه بايد کرد تا مردم اين سرزمين ديگر شاهد تصاوير هولناک و ناباورانه نباشند؟ چگونه می توان مانع ادامه ی حيات مصيبت عدم تحمل و کشتار دگرانديشان، دگررفتاران و مخالفان سياسی و عقيدتی شد و خشونت را از ميان برداشت، و يا لااقل آن را محدود و کنترل کرد؟ و "ميکل آنژ"وار از صخره ای بزرگ "داود" ی زيبا ساخت. ۳۲
***
گمان زده می شد پس از رنسانس و عصر روشنگری و گام نهادن به مدرنيته، انسان با تأثير گرفتن از مجموعه ای عوامل اجتماعی و انسانی به مفهومی تازه از خود و جهان دست خواهد يافت، و بردبارانه و شکيبانه با عدم تحمل و خشونت فاصله خواهد گرفت، و اين ويژگی را نه فقط در حوزه ی انديشه، در کردارش نيز بازخواهد تاباند. و نشان خواهد داد که عدم تحمل و ناشکيبايی حس مشترک انسان ها نيست و می توان حتی از ضمير ناخودآگاه فردی و جمعی بيرون اش راند!
گمان زده می شد که انسان با دور شدن از دنيای مثالی و بينش و شيوه ی تفکر اسطوره ای ۳۳ و دستيابی به ذهنيتی مفهومی و شناختی، و دست يازيدن به تعقل (خرد) و فرديتی يگانه و فعال، جهان را سرشار از انسان هايی خواهد ساخت که عشق به ديگری، و پذيرش و توجه به ديگری عشق بزرگ اش، و جهان اش "جهان توجه به ديگری و عشق به ديگران" و اخلاق اش به معنای "توجه به حق حيات ديگری" خواهد شد. ۳۴
گمان زده می شد دگرگونی و تحولات در ذهن (روان) انسان و محيط زندگی اش در تعامل و انديشه ورز (وجدان انسانی)، و يا به قول مولانا "نيمه فرشته" بر پاره ی خردگريز و " نيمه حيوان" غلبه خواهد کرد، و انسان را از دنيای حيوانيت بيرون خواهد کشيد.
پس از رنسانس و عصر روشنگری انسان "مدرن" و محيط زندگی اش دستخوش دگرگونی های مثبتی شد (اروپا و امريکا), اما نه آن حد که گمان زده می شد، به ويژه در عرصه ی بازانديشی مفاهيم عدم تحمل و خشونت. اما هنوزحتی انسان مدرن اروپايی و امريکايی نتوانسته است تکليف خود را با مفاهيم عدم تحمل و خشونت روشن کند، و آن ها را از زندگی اش طرد نمايد.
سلطه و ساختار تفکر اسطوره ای و بنيادگرايانه ، خشونت های فردی و خانوادگی و اجتماعی و دولتی، عدم تحمل دگرانديشان , دگررفتاران و مخالفان سياسی و عقيدتی در سطوح و ابعاد مختلف در امريکا و اروپا و ساير نقاط جهان وجود دارد.
در سرزمين مان تصور می شد "جنبش مشروطيت" می تواند سرآغازی برای انديشيدن به مفاهيم عدم تحمل و خشونت و طرد آن ها از سطوح مختلف زندگی باشد، اما شکست انقلاب مشروطه اين آرزوی بخشی از مردم ايران را بر باد داد. ۳۵ تلاش ها و جانفشانی های دوران" سلطنت " احمد شاه، سال های ۳۰-۱۳۲۰ , انقلاب بهمن (۵۸-۱۳۵۶) و رخداد دوم خرداد ۱۳۷۶ راه به جايی نبرد.
هم امروز عدم تحمل و خشونت بخش بزرگی از گفتار و اعمال حکومتيان و وابستگان اش، و نيز پاره ای از مردم را دربر می گيرد.
واقعيت اين است که نقش انديشه سياسی و باورهای مذهبی در جامعه و نيز درهم آميزی اين دو، و ذهنيتی دنباله رو، تابع و ايمانی عاملی مهم در بروزعدم تحمل و خشونت درجامعه است
گمان زده می شود و رندگی نيز نشان داده است که راه غلبه بر پديده ی شوم عدم تحمل و خشونت، تحقق آزادی، دمکراسی، فردباوری و قوانين مبتنی بر بنيان های دمکراتيک است.
در گام نخست می بايد موانع فکری و سياسی موجود بر سر راه دستيابی به آزادی و دمکراسی و مدنيت را از ميان برداشت. شايد بتوان اين موانع را به موانع فردی و موانع محيطی (اجتماعی) تقسيم کرد.
موانع فردی: خودشناسی و گام زدن در راه کاهش و يا از ميان بردن خصائل غيردمکراتيک , پراهميت و مقدم بر شناخت ديگران است. زدايش اين نوع تفکر که انسان و جهان به دو پاره ی خوب و بد، خدا و شيطان، فرشته و ديو، سفيد و سياه تقسيم شده است، و فقط خود را در خيل خوبان و خدايان و فرشتگان و سفيدان ديدن تفکری غيردمکراتيک است. جهان را تنها از طريق خواست و اعمال فرشتگان و ديوان ديدن و توضيح دادن، درکی همه جانبه و درست نيست و انسان را به دريافت شناخت واقعی از پديده ها و جهان رهنمون نمی کند. آن کس که خود را صاحب حقيقت مطلق، و يا حقيقت برتر می پندارد مانعی در راه تحقق آزادی و دمکراسی است.
خودخواهی های افراطی ی مالی و معنوی، خودمحوری، خودپسندی و خودحق بينی، تمايلات قدرت طلبانه، خشونت، خشم، کينه ورزی، انتقام جويی، نفرت، دوست نداشتن و عدم تحمل
ديگران و... ديگرخواست ها و غرايز عريان غير انسانی از موانع اين راه هستند. خودخواهی
افراطی و بيمارگونه دستاوردی جز تنگ نظری و دور شدن از واقعيت و حقايق تاريخی به همراه نخواهد داشت. می توان با تقويت ظرفيت های عشق به انسان و زندگی و شادی ۱، ودوست داشتن و تحمل ديگران، انديشه انسانی را برغرايز زيانبار تفوق داد. "روح" انسان تمايل اش به عشق و شکيبايی ست، و اين ويژگی را بايد تقويت کرد.
بی ترديد نقش پديده های مختلف اجتماعی و فرهنگی در پيدايی موانع فردی نيز نقش آفرين هستند.
موانع محيطی (اجتماعی): حاکميت استبداد متمرکز دينی از مهم ترين موانع در راه تحقق آزادی و دمکراسی و مدنيت در جامعه ماست. اين حاکميت نماد تجلی باورهای مذهبی ی مرتجعانه و انديشه های سياسی نشأت گرفته از اين باورهاست. حاکميتی غيرملی و غيرمردمی، که "ملت" را در هیأت "امت" صغيرانی می داند که نياز به قيم دارد، حاکميتی که دين و حکومت (و دولت) يگانه اند و اختيارات مذهب و دولت تفکيک ناشده است، و تفکيک قوا هم در آن نه مظهر دمکراسی، که نمايش اجزاء يک حکومت مستبد دينی ، يک اليگارشی مذهبی – فرقه ايست.
دراين جا بحث نفی مطلق مذهب در ميان نيست. مذهبی بودن و غير مذهبی بودن حق هر انسانی ست. نقش سياسی مذهب زير سؤال است، نقشی که تجربه نشان داده است خطرناک و فاجعه آفرين است، به ويژه تشيع.
اين که ادعا می شود تشيع تنها راه حق و صواب است، و فقه شيعه و امر اجتهاد را نوآوری جا زدن دروغی بيش نيست.
زندگی نشان داده است که در نخستين گام اسلام و تشيع، و هر مذهب ديگر می بايد ازدولت و حکومت بيرون گذاشته شوند و خصوصی ومستقل عمل شوند ، و سپس روشنفکران دينی به راه اصلاح و رفرم در اين مذاهب خصوصاً تشيع روند. قيود دينی (و ايدئولوژيک) در اسلام و تشيع به پرواز انديشه و تفکرامان نداده و نمی دهد، بدرستی گفته شده است که بال های اين پرواز شک و ترديدند نه يقين و مطلقيت. اين قيود را بايد از ميان برداشت. در اين ميان روشنفکران و روشنگران دينی با اصلاحات و رفرم در اسلام و تشيع می توانند تا حدی آن را تعديل کنند، به شرط آن که از خودمحوری و خود حق بينی فاصله بگيرند. ۳۶
حاکميت استبداد دينی در جامعه ی ما می رود تا ناشکيبايی زمخت و خشن سياسی و عقيدتی، و عدم تحمل تعصب آميز دگرانديشان , دگررفتاران و مخالفان سياسی و عقيدتی را به آيين گروه های اجتماعی بدل کند و آن را به يک ارزش و رفتار ثابت و جاافتاده مبدل سازند.
و اين يکی از دلايل مهمی است که جايگزينی چنين حکومتی را با يک حاکميت مردمی و دمکراتيک امری عاجل می کند.
فقدان فرهنگ دمکراتيک در جامعه: نبود تفکر و کردار پلوراليستی (کثرت گرايانه) و حقوق بشری، پذيرش اين واقعيت که انسان ها خواست ها و اعتقادات مختلف دارند و تفاوت ها را بايد به رسميت و محترم شمرد، از ديگر موانع آزادی و دمکراسی در جامعه است.
و پوشيده نيست که عشق به ديگران و به زندگی، در جامعه ای پديدار و پايدار می شود که در آن جا آزادی، دمکراسی، عدالت و امنيت وجود داشته باشد.
در رابطه با عدم تحمل و کشتار دگرانديشان، دگررفتاران و مخالفان سياسی و عقيدتی می بايد به اين باور دست يافت و آن را در جامعه نهادينه کرد که آزادی در گستره ی انديشه حق هر انسانی ست. انسان ها نمی بايد به اين خاطر که انديشه ی متفاوت، حتی مخالف، در سر دارند، مورد آزار، تحقير، تحميق، تکفير، ضرب و شتم، زندان، شکنجه، و کشتار قرار گيرند. عرصه ی رفتار و کردار انسان ها نيزمی بايد با تدوين قوانين دمکراتيک و همگانی، و بر اساس حفظ امنيت و آرامش جامعه، حفظ حيات و کرامت انسان، تنظيم و کنترل شود. ۳۷
در پرتو تحقق آزادی، دمکراسی , عدالت اجتماعی و اقتصادی و مدنيت است که می توان به حقوق شهروندی، به ويژه تحمل ديگران و دوری گزيدن از خشونت، دست يافت. معياری که نشانگر پيشرفت مقام انسان و سطح انسان دوستی در جامعه است. تحمل و رواداری و دوری جستن از خشونت اگر صرفاً در حوزه ی نظر و حرف بماند بی فايده است، آن چه به اين مفاهيم جان می دهد حوزه ی کردار و عمل است، و تاريخ را عدم تحمل در اين حوزه آلوده کرده است. پندارها، گفتارها و رفتارهای نهادی شده دگرانديشی ستيزی را ،چه در گذشته و چه حال، می بايد از پستوهای ذهن و عين فرد و جامعه بيرون کشيد و مورد نقد و بازنگری قرار داد. از عناصر نظری و ارزشی فرهنگ ايرانی و اسلامی که می توانند تقويت و تحقق عملی تحمل، مدارا، رواداری و تساهل و تسامح را سبب شوند نيز می بايد بهره برد.
فرهنگ ايرانی و اسلامی نمونه هايی چون شيخ ابوالحسن خارقانی – عارف ايرانی – فراوان دارد که هم اکنون بر سر در خانقاه ويرانه اش می توان خواند:
«هر که اين جا بيايد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد. آن که نزد خدا به جانی بيارزد نزد ابوالحسن به نانی بيارزد.»
و يا سعدی با برخی از سروده هايش, که از آن جمله است:
«بنی آدم اعضای يکديگرند
که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار» .
آزادی , دمکراسی و مدنيت، سبب کاهش تنازعات ميان انسان ها و گروه های اجتماعی خواهد شد، و حتی می تواند اين تنازعات را از ميان بردارد؛ می تواند انسان ها را از خود بيگانگی، مسخ و ناشکيبايی دور کند، و مناسبات انسان ها را در جهت تعاون، همکاری، همنوع دوستی و احترام به حفظ حيات انسان ها سوق دهد، و بردباری و شکيبايی را با تقبيح و مهار عدم تحمل ديگری و خشونت و همنوع کشی، در ساختار روان انسان و جامعه، و افکار عمومی تقويت کند.
در همين راستا می بايد خواستار لغو هر نوع شکنجه ۳۸، تحت هر نامی، و نيز لغو مجازات اعدام شد. ۳۹ مجازات اعدام" تجلی ی چيرگی انتقام بر عدالت است". لغو حکم اعدام گامی به پيش برای شناسايی و تأمين حقوق بشر در جامعه است.
آزادی، دمکراسی و مدنيت تفاوت ها و رقابت ها را متوازن می کند و سازمان می دهد.
تفاوت و تنوع محور اصلی و تعيين کننده ی آزادی های سياسی و اجتماعی است، و پذيرش آن ها عامل پيشرفت انسان و جامعه است. تلاش برای از ميان برداشتن تفاوت ها، به ويژه در گستره ی انديشه و عقيده، تلاشی بيهوده و زيانبار است. تلاش برای يکسان سازی انسان ها و جامعه بشری با توجه به ويژگی های روانی و رفتاری انسان عملی نيست. گستره انديشه، گستره ی "آزادی مطلق" و گستره کردار، "گستره قانون" است.
روانشناسی فردی، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی مدرن و تجربه زندگی نشان داده اند که به تعداد انسان ها، ذهنيت و شخصيت متفاوت وجود داشته و دارد. مشکل بتوان دو انسان يافت که ذهنيت و شخصيتی واحد داشته باشند، چه رسد به اين که به دنبال ذهنيت و شخصيت واحد در يک گروه اجتماعی، طبقه و کل جامعه بود.
بين انسان ها خصوصيات مشترک نيز وجود دارد، اما تفاوت نيز قطعی ست و توجه به اين دومی ست که پراهميت است.
تفکر و رفتاری که "همه با هم"، يعنی "همه با من" را تبليغ و ترويج کند و" هر کس با من نيست بر من است" را پيش برد، يک تفکر و رفتار انسانی و دموکراتيک نبوده و نيست، خودمحوری و خودخواهی ی فردی، فرقه ای و گروهی ريشه های عشق و شکيبايی را می خشکاند و خون جنون دررگ های جامعه جاری می کند. ريشه های اين تفکر نفرت زا و خشونت آفرين را بايد خشکاند.
تلاش برای همانند و همنواسازی انديشگی و عقيدتی، آن هم به ضرب آزار و اذيت و توهين و تحقير و تبعيد و تکفير و زندان و شکنجه، يعنی سازمان دادن قتل عام ها و کشتارهای بزرگ. کوشيدن در راه يکسان سازی انسان ها بزرگ ترين اهانت به ذهنيت و شخصيت يگانه انسان هاست، و تلاشی ست برای پيروزی غريزه حيوانی و "نيمه حيوانی" بر انديشه و کردار انسانی.
تلاش برای يکسان سازی عقيدتی انسان ها، آبادسازی گورستان هاست، کاری که حکومت اسلامی کرده است، و بنا به ماهيت و ذات انديشگی اش خواهد کرد، و اينگونه بوده است که:
گورستانی چندان بی مرز
شيار کردند
که بازماندگان را هنوز
از چشم خونابه روان است. ۴۰
پادزهراين"نابهنگام آزاده و آزادی کش"، آزادی های فردی و اجتماعی، آزادی انديشه، بيان و قلم، آزادی مذهب و بی مذهبی، جدايی دين ازدولت وحکومت، تأمين عدالت سياسی، اجتماعی و اقتصادی، تأمين امنيت قضايی، آزادی های فرهنگی و هنری، سياسی و اقتصادی، آزادی دگرانديشی , دگررفتاری و … است.
و آيا ما اين روزگار را خواهيم ديد ؟ و خواب شگفت انگيزو رويا گونه ی شاعر معاصرمان اسماعيل نوری علا تعبير خواهد شد؟
"...در خواب ديده ام ـ شایـد ـ
در صبح يک ترانه بارانی
يک باغبان خوشفکر
از صفحه سياه تقويم
برخواهد خواست
فردوس را بجای بيابان
و کاميون ها را
سرشار از سرود و بوسه و لبخند
بر چار راه دولت
خواهد نشاند.
من خواب ديده ام
فردوسی زمان اگر قلم به دست بگيرد
و سرو قامت الفی تازه را
بر پيشخوان مرداد بنويسد
ماه اواسط تابستان
مهمان سبزپوش شادخواری ما خواهد شد
در باغ خاوران " ۴۱
زيرنويس:
۱ - در ايران خانواده ی زندانيان عقيدتی و سياسی به گونه ای بی سابقه بر مزار عزيزان خود گرد آمدند، و آن ها را گلباران کردند.
۲ - مجری قتل عام ۶۷ (حجت الاسلام سيد ابراهيم رئيسی)، معاون اول قوه قضاييه شد،( سايت پيک ايران، ۸ مرداد ۱۳۸۳) .
۳ - همايون، داريوش: پيروزی خشم و کين، سايت داريوش همايون و روزنامه کيهان (لندن)، سپتامبر ۲۰۰۴.
- پاسخ هايی به مقاله داريوش همايون داده شده است، نمونه اند:
ر. ک. به "تداوم خشونت و کينه" پاسخ ۲۱ تن از زندانيان سياسی و عقيدتی زنده ماندگان از قتل عام بزرگ سال ۶۷ به آقای همايون. اين پاسخ برای کيهان (لندن) که مقاله ی آقای داريوش همايون را درج کرده بود، فرستاده شد، متأسفانه کيهان (لندن) از چاپ و درج آن خودداری کرد. اين پاسخ در اکثر سايت های اينترنتی فارسی زبان منتشر شد (ايران امروز، اخبار روز، روشنگری، عصر نو، پيک ايران، ميهن و...)، جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۳، ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۴.
- ر. ک. به: فرزاد، همايون: وقتی که آقای داريوش همايون از کشتار ۶۷ می نويسد، سايت اينترنتی اخبار روز، ۲۹ شهريور ۱۳۸۳، ۲۱ اکتبر ۲۰۰۴.
- آقای داريوش همايون نيز پاسخی بر پاسخ های داده شده به مقاله شان نوشته اند که مجدداً در کيهان (لندن) چاپ شد.
* اکبر گنجی , و ريس دانا نيز در ايران در باره کشتار سال ۶۷ سخن گفته اند.
۴ - راديو فردا، (سپتامبر ۲۰۰۴)، برگرفته از سايت اينترنتی ايران امروز، ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۴.
۵ - سايت اينتر نتی ايران امروز، ۸ اکتبر ۲۰۰۴.
۶ - نيويورک تايمز، يکشنبه ۲۲ شهريور (۱۲ سپتامبر ۲۰۰۴)، پژواک، اکتبر ۲۰۰۴.
۷ - محمد تقی رهبر در پرسش و پاسخ با خبرنگاران – خبرنگار کار و ايلنا (سايت ايران امروز، دوشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۰۴).
۸ - از نشريه امروز، سايت اينترنتی گويا، سه شنبه ۲۱ مهر ماه ۱۳۸۳.
* آيت الله مصباح يزدی، مبلغ و مروج "خشونت شرع" دمی از تبليغ و ترويج عدم تحمل دگرانديشان و رفتار خشونت آميز با آن ها غافل نمی ماند، نگاه کنيد به نمونه هايی از تلاش های اخيرش:
- ۶ تير ماه ۱۳۸۳، مصباح يزدی: بايد با "هم هدف" خود کاملاً صميمی و با کسانی که در جهت نابودی هدف ما قدم برمی دارند، کمال دشمنی را داشته باشيم، (ايلنا – گويا).
- ۱۹ تير ماه ۱۳۸۳: اعتراض ارگان مصباح يزدی به لغو اتهام "ارتداد" از پرونده آغاجری، رويداد، (گويا).
- ۲۶ مرداد ۱۳۸۳: مصباح يزدی برخی از مسئولان مزدوران بيگانه هستند و دستشان برای ما رو شده است (ايلنا، گويا).
- ۱۵ مهر ۱۳۸۳، مصباح يزدی: فعاليت عمده ای که برای تضعيف اسلام به کار می برند، ايجاد شبهات در مبانی فکری عقيدتی و ارزش های اسلامی است، (ايسنا، گويا).
۹ - آمران قتل ها : کابينه امنيتی دولت جديد. از انتشارات Human Right Watch سال ۲۰۰۵
۱۰ - گزارش شهريور ماه فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشردر مورد نقض حقوق بشر در ايران ( فعالين ايرانی دفاع ازحقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی )- سايت گويا ۳۱ شهريور۱۳۸۴
- عزيزی هومن و مريم هوله ( سايت مانيها ), نويسنده جوان زير شکنجه و سکوت رسانه ای – ۱۰ بهمن ۱۳۸۴
- هفته نامه ايران تايمز( واشنگتن دی سی), شماره ,۱۷۹۶ , ۲۵ فروردين ۱۳۸۵
- ف.م.سخن : من يک نويسنده اعدامی هستم, سايت اينترنتی گويا , ۶ اسفند ۱۳۸۴ ( به ساير نوشته های اين نويسنده در باره الهام افروتن در سايت گويا مراجعه کنيد.)
۱۱ - همانجا گزارش بهمن ماه
۱۲ و ۱۳ - همانجا گزارش اسفند ماه
۱۴ - نيک وند, بهزاد : ذبيح الله محرمی را شما می شناختتد؟ , سايت اينترنتی ايرانيان , ۲۹ ژانويه ۲۰۰۶.
۱۵ - اطلاعيه کانون نويسندگان ايران , ۲۴ فروردين ۱۳۸۵
۱۶ - مارکس، کارل، برگرفته از کتاب "بنياد آموزش انقلابی"، تأليف احسان طبری، از انتشارات حزب توده ايران، سال ۱۳۵۰.
۱۷ - روسو، پرودون، انگلس، مارکس، مارکوزه.
* اين بحث در کتاب " کشتار دگرانديشان در ايران " , که تاليف نگارنده ی اين مفاله است , به گونه ای گسترده تر آمده است . اين کتاب بزودی منتشر می شود.
۱۸ - قاضی مرادی، حسن: تأملی بر عقب ماندگی ما، نگاهی به کتاب "ديباچه ای بر نظريه انحطاط ايران" از دکتر جواد طباطبائی، نشر اختران (تهران)، سال ۱۳۸۲.
۱۹ - رايش، ويلهلم: روانشناسی توده ای فاشيسم، ترجمه مهدی سررشته داری، نگين، شماره ۲، دی و بهمن ۱۳۷۶.
۲۰ - سلسله مصاحبه های مجله آرش (پاريس) با رهبران سازمان های سياسی چپ در رابطه با کشتارهای درون سازمانی، آرش، شماره ۷۹، پاريس، سال ۱۳۸۰.
- ر. ک. به: سهيلا الف، منيره برادران: چپ و مجازات اعدام، نشريه نقطه (امريکا)، شماره ۷، سال سوم، بهار ۱۳۷۶.
- ر. ک. به: شوکت، حميد، گفت و گو با مهدی خانبابا تهرانی، نگاهی از درون به جنبش چپ ايران، بازتاب (آلمان)، ۱۳۶۸.
۲۱ - همجنس گرايان در زمره ی دگررفتاران هستند. به عنوان يک اقليت اجتماعی که جهت گيری جنسی ديگری دارند ,و سازمان جهانی بهداشت آن را در زمره بيماری ها و اختلال های روانی نمی داند. مذاهب بزرگ ترين مخالفان اين نوع رفتار و تجويزکننده ی خشن ترين اعمال نسبت به اين افراد هستند. در کشورهای مسلمان مرگ به وحشيانه ترين شکل پاسخ به اين دگررفتاری ست*. در مذاهب ديگر هم همين گونه است.**
*- هومان، نشريه گروه دفاع از حقوق همجنس گرايان ايران، شماره های متعدد.
**- در تورات، سفر اديان ۲۰:۱۳ يکی از ۵ کتاب اصلی تورات و عهد جديد روميان، خدای انجيل فرمان کشتار همجنس گرايان را می دهد: «اگر مردی به جای زنان با مذکر ديگری همخوابه شود هر دوی آن ها مرتکب عمل شنيعی شده اند و سزاوار مرگ اند.»
در حکومت اسلامی مجازات همجنس گرايی مرگ است و نوع مرگ را قاضی تعيين می کند (ماده ۱۴۱) و "اگر دو طرف عمل همجنس بازانه هر دو بالغ و عاقل باشند و داوطلبانه آن را انجام داده باشند مجازات برای هر دو مرگ است" (ماده ۱۴۲).
۲۲ - ر. ک. به:
- صدر مسيحيت ب خاورميانه و جهان اسلام، از نويسندگان متعدد، ترجمه رستم زال پور، ايرانيان (واشنگتن)، شماره ۱۶۷، جمعه ۲ خرداد ۱۳۸۲.
- يلينگ، آلفريده: اسلام و خشونت، ترجمه حسين نوش آذر، سايت اينترنتی گويا، دوشنبه ۲۰ مهر ماه ۱۳۸۲.
- نقره کار، مسعود: بوش: "خدای صلح"، سايت اينترنتی روشنگری، مارس ۲۰۰۳.
- صابری، سيروس: بنيادگرايان دينی – چه مسلمان و چه يهودی، باورها و عقايد خود را حقيقت مطلق می پندارند، نيمروز، شماره های ۶۵۶-۶۵۷، ۲۰ مهر ماه ۱۳۸۰.
۲۳ - مؤمنی، باقر: حقوق بشر و اسلام، نشريه حقوق بشر، شماره ۵۳، تابستان ۱۳۸۱.
۲۴ - بسياری از صاحبنظران مذهبی، نظام نظری اسلام را با نظام نظری شريعت اسلام متفاوت می دانند، و بر اين باورند که نظام حکومت اسلامی نظام شريعت اسلام است، يعنی نه مبتنی بر قرآن که بر احاديث و روايت ها و حکايت ها اتکا دارد، و سيستم فکری ساخته شده توسط کلينی و ملا محمدباقر مجلسی (بحارالانوار)، ملا احمد نراقی، سيد محمد بار شفتی است.
۲۵ - شاهنده، علی: زمينه ساز کشتار بی مسئوليت و بی کيفر مخالفان و معترضان در قانون مجازات اسلامی، نگين، شماره ۱۰، دوره جديد، ۱۳۷۹.
۲۶ - اوصياء، پرويز (الف پايا): بررسی تحليلی قوانين قصاص، نامه کانون نويسندگان ايران در تبعيد، دفتر سوم، دی ماه ۱۳۷۰ (دسامبر ۱۹۹۱).
۲۷ - اوصياء، پرويز (الف پايا): بررسی تحليلی قوانين قصاص، نامه کانون نويسندگان ايران در تبعيد، دفتر سوم، دی ماه ۱۳۷۰ (دسامبر ۱۹۹۱).
۲۸ - احمدی، عباس: تأملاتی بر ريشه های فرهنگی شکنجه های مقدس در ايران (۱)، سايت گويا، ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۳.
بخش دوم مقاله: "دارالانتقام الهی"، ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۲، بخش سوم: "دارالانتقام" ۱۳ ارديبهشت
+
نوشته شده در یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط آریا
|
خواب مصاحبه های امنيتی را برای مهندس موسوی ديده اند
انجمن دفاع از حقوق زندانيان پيرامون ادامه بازداشت مهندس علی اكبر موسوی خوئينی دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران، بيانيه ای صادر كرد . دراين بيانيه آمده است:
تاكنون ۷۰ روز از بازداشت مهندس سيد علی اكبر موسوی خوئينی، عضو انجمن دفاع از حقوق زندانيان، دبير سازمان ادوار تحكيم وحدت و نماينده اصلاحطلب مجلس ششم میگذرد. بازداشت وی برای سومين ماه متوالی تمديد شده است بدون اينكه اجازه حضور وكيل در بازجويیهای وی داده شود. طولانی شدن بدون دليل و فاقد توجيه قانونی، شبهات متعددی را درباره بازداشت وی برانگيخته است. آنچه به اين شبهات دامن میزند رفتاری است كه در پی درگذشت پدر وی از سوی مقامات مربوطه بروز كرده است.
مرحوم حجت الا سلام والمسلمين سيد آقا موسوی خوئينی نتوانست تألمات ناشی از حبس فرزندش را تاب آورد و در روز۲۷/۵/۱۳۸۵ چشم از جهان فرو بست. پيگيریهای فراوانی از سوی اين انجمن و برخی شخصيتهای معتبر به منظور تبديل قرارطولانی بازداشت موقت آقای سيد علی اكبر موسوی جهت شركت در مراسم تشييع و تدفين و سوگواریهای پدر وی صورت گرفت اما با كمال ناباوری اجازه حضور وی در تشييع و تدفين داده نشد و تنها در ساعات محدودی همراه با مامور به مجلس ترحيم اعزام گرديد كه اين گونه حضور موجب مضاعف گرديدن اندوه و تألمات خانواده و بستگان شد.
درگذشت پدر موسوی خوئينی فرصتی برای پايان دادن به بازداشت موقت طولانی وی بود، اما رفتاری كه از آغاز تاكنون صورت گرفته اين شبهه را پديد آورده است كه گويا هدف اصلی، تحت فشار قرار دادن متهم به منظور های ديگری بوده است. بدينوسيله هشدار میدهيم كه بروز شيوههايی از اين قبيل و عدم جلوگيری از آن توسط نمايندگان مجلس و مقامات قضايی و ساير مراجع و مقامات مسئول میتواند منجر به تكرار تجارب تلخ گذشته در دستگاه امنيتی در ارتباط با منتقدين گردد.
بار ديگر يادآور میشود: هرگونه كوشش برای اخذ اقرار و وادار كردن متهمان به مصاحبه و يا نوشتن مقاله و برخورد با گذشته فكری خويش در دوران بازجويی بدون حضور وكيل، مخالف قوانين و مقررات حقوق شهروندی و كنوانسيونها ی بينالمللی ای است كه ايران امضا كرده، لذا اعتباراين قبيل اقارير و نوشته ها با مشكل جدی روبرو است.
نگرانى از نوع رفتار با علىاكبر موسوى خوئينى، گفتگوی بهنام باوندپور با عمادالدين باقى، صدای آلمان
به نقل از "خبرنامه گویا"
بيش از ۷۰ روز از بازداشت علىاكبر موسوى خويينى نماينده پيشين مجلس و دبيركل سازمان دانشآموختگان ايران اسلامى «ادوار دفتر تحكيم وحدت» مىگذرد. در همين ارتباط «انجمن دفاع از حقوق زندانيان» طى بيانيهاى به ادامه بازداشت آقاى موسوى خويينى و نيز رفتار نامناسب با وى اعتراض كرده است.
در اين بيانيه همچنين طولانى شدن بازداشت اين نماينده پيشين مجلس «بدون دليل و فاقد توجيه قانونى» خوانده مىشود. در رابطه با اين بيانيه و نيز وضعيت علىاكبر موسوى خويينى در زندان، عمادالدين باقى رييس «انجمن دفاع از حقوق زندانيان» به پرسشهاى ما پاسخ داده است.
مصاحبهگر: بهنام باوندپور
دويچهوله: آقاى باقى، انجمن دفاع از حقوق زندانيان در بيانيهى اخير خودش اعلام كرده كه در حد توان، فعاليتهايى را براى آزادى مهندس موسوى خوئينى انجام داده است. ممكن است، بفرماييد، اين فعاليتها چه مواردى بودند؟
عمادالدين باقى: ما در بيانيه هم اشاره كرديم به اين موضوع كه تا الان موضعگيرى نكرده بوديم، علتش اين است كه اساسا خط مشى انجمن دفاع از حقوق زندانيان اين هست كه كوشش كند، مسائل را بدون سر و صدا و به آرامى پيگيرى بكند. انتشار بيانيه و اينجور چيزها در واقع آخرين كارى است كه ما در انجمن انجام مىدهيم و ترجيح مىدهيم كه بدون سر و صداهايى كه شائبههاى سياسى بودن كار را القاء بكند، فعاليتهايى را انجام بدهيم، لذا بيشتر متوسل به لابى كردن يا گفتگو به واسطهى افراد مختلف مىشديم يا نامه براى مسئولين قضايى مىفرستاديم كه اينها اقداماتى بوده كه در اين مدت انجام شده، ولى متأسفانه تا به الان نتيجهاى از آن نگرفتيم.
دويچهوله: در بيانيه اشاره شده كه طولانى شدن مدت بازداشت آقاى موسوى خوئينى شبهات متعددى را به وجود آورده است. منظور چه شبهاتى است؟
عمادالدين باقى: اساسا زندان ماهيتا يك نوع محدوديت است و موجب فشار روحى ـ روانى بر فرد و خانواده است. فرقى نمىكند كه اين زندانى چه كسى باشد. فرد، عادى باشد يا سياسى، متهم است. با اين حال موارد زيادى مشاهده شده كه افراد وقتى به انفرادى فرستاده مىشوند، با توجه به اينكه اساسا حبس هيچ اساس قانونى در نظام حقوقى ما هم ندارد، بخصوص اگر اين بازداشت انفرادى بصورت طولانى در بيايد، تجربه نشان داده، خصوصا در گذشته بدين شكل بوده و زياد هم اتفاق افتاده كه از انفرادى به عنوان ابزار فشار استفاده مىشده، يعنى اساسا لزومى ندارد كه فرد حتى مورد شكنجهى جسمى قرار بگيرد، كافى است كه او را در انفرادى رها بكنند و گاه گاهى سرى به او بزنند وببينند كه آيا آمادگى دارد، براى چيزهايى كه مايلند اقرار بكند يا كاملا تابع باشد يا خير. اگر ديدند كه هنوز اين آمادگى بوجود نيامده، مجددا بعد از اين جلسهاى كه اسمش اگر بازجويى باشد، دقايقى هم بيشتر طول نكشد، حتى نيم ساعت، يك ساعت، فرد را بمدت طولانى به حال خودش رها مىكنند، تا زمانى كه علائم و نشانههايى بروز بكند از اينكه اين فرد مطيع شده، اين استفاده از انفرادى به عنوان ابزار يا حتى استفاده از اصل زندان به عنوان ابزار فشار، اين چيزى است كه بسيار اتفاق افتاده، لذا وقتى كه يك فردى اصل بازداشتش مورد سئوال باشد، به معنى كه از نظر آيين دادرسى و قوانين داخلى ما هيچ فردى را نمىتوان احضار كرد، مگراينكه قبل از احضار مدارك و دلايل اتهام او فراهم شده باشد، يعنى اول بايد مدارك اتهام فرد را بدست بياورند و به محض احضار يا بازداشت به او تفهيم اتهام بشود، نه اينكه ادله و مدارك اتهام را از خود متهم مطالبه بكنند، آن هم در دورهى بازداشت، اينها بايد از قبل تدارك شده باشد. وقتى كه بازداشت مربوط به جرائم سنگين هست، يعنى فقط در مواردى مىشود، فرد را بازداشت موقت كرد كه مرتكب جرائم جنايى شده باشد كه در اين قبيل جرائم چون حقوق افراد ديگر مطرح هست و محتمل است كه اين حقوق پايمال بشود و امكان امحاء آثار جرم وجود دارد، قانون اجازه داده كه اين افراد بصورت موقت بازداشت بشوند كه اين بازداشت هم باز يك سقف زمانى دارد، نمىشود بيش از يك حد زمانى مشخص كرد، البته قانون مىگويد، ظرف ۲۴ ساعت تفهيم اتهام بشود، پرونده به دادگاه برود، اگر نيازى به تحقيقات بود، تا يك ماه تمديد مىشود و اگر باز هم نياز بود، تا دو ماه، ولى حتى در جرائم بسيار سنگين، مثل جرائم جنايى و اينها ممكن است تا چهار ماه هم بازداشت طول بكشد. وقتى كه انسان مشاهده مىكند كه اولا اگر فردى هم مرتكب جرمى شده باشد، جرمش از اين قبيل جرائم سنگين و جنايى نيست كه نيازمند تحقيقات آنچنانى باشد كه او را بمدت طولانى بازداشت موقت بكنند. از طرفى ما مشاهده مىكنيم كه از زندان به عنوان ابزار فشار استفاده مىشود، چرا؟ بدليل اينكه اگر فرض كنيد، اين فرد مرتكب جرمى هم شده و ضرورت دارد، براى تحقيقات مقدماتى او را در بازداشت نگاه دارند، طبق قانون مكلفند، بلافاصله بازجويى را شروع كنند، يعنى بايد در اسرع وقت پرونده تشكيل شده و به دادگاه برود. فرد هر چه زودتر حتى يك روز زودتر هم شده، بازجويىاش تمام شده و آزاد شود يا پروندهاش به دادگاه برود. وقتى ما مىبينيم، اين اتفاقات مىافتد و فردى مثل آقاى موسوى يا فرض كنيد، آقاى جهانبگلو يا ديگران در زندان بمدت طولانى بازداشت مىشوند و عجيبتر اينكه اجازهى حضور وكيل هم در مرحلهى بازپرسى داده نمىشود، خيلى طبيعى است كه اين شبهه بوجود بيايد كه غرض اين است كه از زندان به عنوان ابزار فشار استفاده بشود تا بوسيلهى خود متهم، دلايل و مداركى در دورهى بازداشت از طريق اقاريرى كه تحت فشار بدست مىآيد، فراهم بكنند.
دويچهوله: آيا همانطوريكه از متن بيانيهى انجمن دفاع از حقوق زندانيان برمىآيد، حبس آقاى موسوى خوئينى در درگذشت پدر ايشان تأثيرى داشته است؟
عمادالدين باقى: علىالاصول شما تمام زندانيان را اگر مشاهده بكنيد، حتى زندانيانى كه مرتكب جرم شدند، يعنى زندانيان عادى يا غير سياسى، وقتى فردى مىرود زندان، خانواده بشدت تحت فشار است، حتى خانوادهها بيش از خود زندانى آزار روحى ـ روانى مىبينند. اين يك قاعدهى كلى است، حالا ممكن است، افراد خاصى استثناء باشند، ما در محدودهى زندانيان سياسى هم موارد زيادى مشاهده كرديم، مثلا در مورد آقاى عبدالله نورى، كسانى كه از نزديك با خانوادهشان سر و كار داشتند، مىدانند كه مادر ايشان تحت فشار و تألمات شديد روحى ناشى از حبس آقاى عبدالله نورى بود كه تاب نياورند و درگذشتند، گرچه سن ايشان بالا بود، ولى اتفاقا افراد در سنين بالاتر معمولا ضعيفتر شده و بيشتر متأثر مىشوند. پدر آقاى موسوى خوئينى با ايشان در زندان ملاقاتى داشتند. بعد از اينكه اين ملاقات تمام شد و ايشان به خانه رفتند، ايشان دچار بيمارى بىاشتهايى شدند و اين وضعيت طولانى شد، به نحوى كه به بيمارستان انتقال پيدا كردند و طولانى شدن اين بىاشتهايى نهايتا ايشان را از پا در آورد و برخى از اعضاى خانواده ايشان مىگفتند كه اين وضعيت بعد از ملاقات آقاى موسوى خوئينى و پدرش بوده و ناشى از همين تأثرات و تألمات روحى بوده و اين البته طبيعى است، چون نمونههاى زيادى ما مشاهده كرديم، مثلا در دوران زندان خود من، پدرم بدليل همين فشارها يك بار سكته كرد و به هر حال اين تألمات و تأثرات روحى عميقى كه براى خانواده بوجود مىآيد، بخصوص اگر افراد در سنين بالا باشند، مىتواند، يكى از عوامل تشديدكننده باشد و منجر به يك چنين وقايع ناگوارى بشود.
دويچهوله: بيانيه بر اين مسئله هم تأكيد مىكند كه بروز شيوههايى از قبيل نوع برخورد با آقاى موسوى، مىتواند منجر به تكرار تجارب تلخ گذشته در دستگاه امنيتى در ارتباط با منتقدين بشود. منظورتان از اين تكرار تجارب تلخ گذشته در دستگاه امنيتى چه هست؟
عمادالدين باقى: در گذشته اتفاقاتى از قبيل اخذ اعتراف و برنامههاى تلويزيونى و شوهاى تلويزيونى متداول بود كه آثار تخريبى داشت، هم در بىاعتبار كردن قوهى قضائيه و اين اعترافات و هم فشار سياسى ايجاد مىكرد، روى فعالين سياسى و روشفكران و غيره، اين خطاها در آن دوران كنترل نشد، مشكل اساسى هم اين بود كه اساسا دستگاه امنيتى تبديل به يك وزارتخانه شده بود، بخاطر اينكه يك بحثى بود كه سازمان امنيت به وزارت اطلاعات تبديل شود، استدلال اين بود كه اگر سازمان امنيت باشد، تبديل به يك نهاد غير پاسخگو مىشود و نهاد غير پاسخگو كه خارج از اين وزارت قرار بگيرد، ممكن است كه خطراتى ايجاد كند و به همين دليل تبديل شد به وزارت تا تحت نظارت مجلس باشد، وزير استيضاح شود، مطبوعات بتوانند، آزادانه نقد كنند. متأسفانه در يك دورهى طولانى، نمايندگان مجلس، حالا بدلايل ترس يا مصلحتانديشى و يا به هر دليل ديگرى وظيفهى خود را انجام ندادند و چون دستگاه امنيتى نظارت شايسته و بايستهاى در موردش نشد، در حاليكه اين دستگاهى است كه بايد از طرف نهادهاى قانونى حكومتى شديدترين نظارتها در موردش صورت بگيرد، اما اين كار انجام نشد، در نتيجه تخلفات بزرگتر و بزرگتر شد و رسيد به جايى كه علاوه بر آن بحث اعترافات كه اين اعترافات بعضى از مقامهاى حكومتى را هم فريب مىداد و آنها را متقاعد مىكرد كه بسيارى از اين چيزهايى كه دستگاه امنيتى راجع به ناراضيان مىگويد، حرفهاى درستى هست، بعد كشيده شد به جايى كه بدليل عدم آن نظارتها، آن فجايع قتلهاى زنجيرهاى رخ داد و براى كشور هم هزينهى سنگينى را ايجاد كرد. به همين دليل ما معتقديم كه بايد با اين شيوههاى نسنجيده برخورد شود و خود نمايندگان مجلس و قوهى قضائيه و مقامات و مراجع مسئول در كشور يا مجمع تشخيص مصلحت نظام بايستى با اين قبيل مسائل برخورد كنند، چون اين قبيل مسائل به حقوق شهروندان بازمىگردد و بسيار حساس هست، اگر در مورد شبهاتى كه مطرح مىشود، پيگيرى، سئوال و اقدام نكنند، ممكن است، افرادى كه دست اندركار اين قبيل اقدامات هستند، احساس مصونيت بكنند و اين احساس مصونيت باعث مىشود كه خيلى كارها را انجام بدهند، به هر حل انسانند، انسان خطاكار است، انسان اشتباه مىكند و اين اشتباهات ممكن است كه بزرگ و بزرگتر بشود و هزينههايى براى كشور ايجاد بكند.
کینه از موسوی خوئینی از بابت چیست؟
در ۲۰۹ چه می گذرد؟
کیانوش سنجری
به نقل از "اخبار روز"
صبح روز جمعه ۲۷ مرداد در پی درگذشت پدر علی اکبر موسوی خوئینی، با خواندن متن اظهارات سالارکیا معاون امور زندانهای دادستانی تهران که به ایلنا گفته بود "دنبال تبدیل قرار بازداشت موسوی خوئینی هستیم و انشاءالله وی با تبدیل این قرار، از زندان آزاد میشود تا بتواند در مراسم تشییع و تدفین پدر خود شرکت کند" داشتیم به این نتیجه می رسیدیم که تاریخ دارد برای یک زندانی سیاسی ِ دیگر تکرار می شود. به اینگونه که با فوت یکی از اعضای خانواده، زندانی سیاسی از زندان آزاد می شود. و نیز برای این مسئله نمونه هایی در ذهنمان جستجو می کردیم، به مورد آقای عبدالله نوری برخوردیم که او پس از فوت برادرش که نماینده ی مجلس ششم بود، عفو شد و پیش از اتمام مدت حبس اش از زندان آزاد شد. و در مورد دیگر، منوچهر محمدی، که پس از مرگ رازآلود ِ برادرش اکبر در زندان اوین، بصورت مشروط و موقت از زندان آزاد شد و به زادگاهش آمل بازگشت .
اما انتظار برای آزادی موسوی خوئینی در مقابل دروازه ی بزرگ زندان اوین تا ساعت ۵ بعد از ظهر روز جمعه بی نتیجه ماند، که البته در غروب همان روز باخبر شدیم ماموران امنیتی، موسوی را تحت الحفظ از زندان خارج کرده، به سر خاک پدر مرحومش برده و بی درنگ به سلول اش در بازداشتگاه ۲۰۹ بازگردانده بودند .
البته برخلاف موارد گذشته که منجر به آزادی برخی از زندانیان سیاسی از زندان شده بود، موسوی تحت فشار بازجویی بسر می برده و حتی بازجویان پرونده اش اخیرا برای اعمال فشار بیشتر بر موسوی، قرار بازداشت موقت ِ وی را برای ماه سوم نیز تمدید کردند، که به نظر می رسد پرونده سازان امنیتی قصد دارند در مورد موسوی خوئینی، با هر ترفندی به خواسته ها و نیات سیاسی خود دست یابند. به همین دلیل است که حتی این نگرانی وجود دارد که بازجو ها مانند موارد گذشته با اعمال فشار، برای موسوی خوئینی نیز پرونده سازی کنند .
اما این سوال مطرح است که کینه از موسوی خوئینی از چه بابت است؟
برای پاسخ به این سوال باید به کارنامه ی موسوی در زمان نمایندگی اش در مجلس ششم رجوع کرد. در واقع به نظر می رسد موسوی دارد تاوان اجرای طرح تحقیق و تفحص و بازدید از بازداشتگاه های امنیتی خارج از نظارت و سرپرستی سازمان زندان ها – که بخشی از این اماکن در اختیار نهادها و دستگاه های اطلاعتی امنیتی موازی بوده است – را می پردازد .
و اکنون او – تا امروز ۷۱ روز است- در همان بازداشتگاهی محبوس مانده است که سال ها پیش توانسته بود از آن بازدید کند و از پشت دریچه های کوچک سلول های تنگ و تاریک اش نگاهی به درون بیاندازد و زندانی های فراموش شده و در هم فرو رفته را ببیند و با آنها، هر چند کوتاه و گذرا، حرف بزند و ازشان بپرسد حالشان چطور است؟
و اما امروز، دیگر نمایده ی با شهامتی مانند موسوی خوئینی پیدا نیست تا پرونده ی تحقیق و تفحص از بازداشتگاه های امنیتی – که به جزیره های جدا افتاده ای شبیه اند- را از بایگانی بیرون بکشد و به جریان بیاندازد. چرا که دیگر نه اراده ای در نمایندگان مجلس وجود دارد و نه اندک نرمشی از سوی دستگاه امنیتی ِ تحت امر و سرپرستی ِ دولت مهرورزی ِ آقای احمدی نژاد !
ناگفته نماند که مدتی پیش، در هنگامه ای که اکبر محمدی، یکی از بازماندگان پرونده کوی دانشگاه در زندان، در اعتراض به وضعیت وخیم جسمی اش، دست به اعتصاب غذای نامحدود زده بود، چند تن از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس از جمله اکبر اعلمی و ولی الله شجاع پوریان برای بازدید به زندان اوین رفته بودند اما آنها – به گفته ی خودشان- نه تنها اجازه نیافته بودند از بازداشتگاه ۲۰۹ بازدید کنند، بلکه از رویت ِ جسم ِ در اغماء فرو رفته ی اکبر محمدی بر روی تخت بهداری زندان نیز محروم ماندند !
و اکنون این سوال مطرح است که مگر این روزها در بازداشتگاه ۲۰۹ چه اتفاقاتی رخ می دهد و چه می گذرد که حتی نمایندگان مورد اعتماد حکومت نیز حق ندارند به آن محل پا بگذارند؟
نویسنده ی این نوشتار سال گذشته به مدت ۱۱۱ روز، بی دلیل و بدون برهان در بازداشتگاه ۲۰۹ محبوس بود. به همین دلیل می تواند حدس بزند که نگرانی دستگاه امنیتی از بابت بازدید نمایندگان مجلس از آن بازداشتگاه چیست؟
دلیل این نگرانی روشن است. حضور زندانی های شناخته شده ای مانند رامین جهانبگلو، موسوی خوئینی و احمد باطبی در سلول های کوچک در ۲۰۹ که جای خود دارد، اما وجود انبوهی از زندانی های پنهان مانده و فراموش شده ای که از سوی محافل و محاکم انقلاب و دادستانی با اتهامات امنیتی ِ ناروشن و گنگ و ناعادلانه مواجه گشته و به همین دلیل ماه ها و (حتی بعضی هاشان) سال هاست که در کنج سلول ها در هم فرو رفته و بیمار گشته اند، و هر کدامشان دلی مالامال از درد و خشم و اعتراض و فریاد در سینه نهان دارند و در پی مقامی مسئولی کسی هستند تا از بی عدالتی هایی که بر آنها روا شده شکایت کنند، دلیل اصلی جلوگیری از ورود نمایندگان مجلس به آن بازداشتگاه است .
آری! در مدت ۱۱۱ روزی که در سال گذشته در ۲۰۹ محبوس بودم گوشه ای از فشار ها و بی عدالتی هایی که بر انسان های بی گناه روا می شد را شاهد بودم. این فشار ها و تهدیدها تا حدی بود که فردی به نام "ح – م" که ۵ ماه در بازداشت موقت بسر می برد، بوسیله ی قاشق غذاخوری ۲ بار دست به خودزنی زد، و در مورد دیگر، فردی به نام "ب – د" نیز که چندین ماه در بازداشت موقت بسر می برد، اقدام به دار زدن خود در سلول انفرادی اش کرد .
و در چنین فضایی بود که جوان سیه چرده ی بلوچی به نام "محمد انور" که به تازگی از زندان گوانتانامو آزاد شده بود و در بدو ورد به ایران، به ۲۰۹ و به درون سلول من منتقل شده بود، شرایط زندان گوانتانامو را راحت تر و انسانی تر از ۲۰۹ می دانست !
و در چنین فضایی ست که زندانی هایی مانند رامین جهانبگلو – آنطور که کیهان خبر داده است- منکوب شده و مجبور می شوند جلو دوربین بنشینند و منویات بازجوهایشان را به زبان بیاورند تا خواسته ها و نیات پرونده سازان تامین شود .
پس ما حق داریم نسبت به حال و روز افرادی مانند احمد باطبی و موسوی خوئینی و ده ها انسان دگراندیش ِ بی گناه ِ دیگری که به دلایل ناروشن بازداشت شده و در بازداشتگاه ۲۰۹ زندانی شده اند نگران باشیم و آزادی شان را خواستار شویم .
ksanjari@gmail.com
پدر خيرالله درخشندي از فعالان دانشجويي از بازداشت پسرش خبرداد.
"مجتبي درخشندي"، در گفت وگو با خبرنگار ايلنا با بيان اينكه پسرم روز يكشنبه هفته پيش مفقود شد ،افزود:از به هم ريختگي منزل وي احتمال بازداشتش را مي داديم كه پس از پيگيري هاي فراوان روز چهارشنبه دادگاه انقلاب به ما اعلام كرد كه وي را بازداشت كرده اند و در زندان اوين به سر مي برد.
وي با بيان اينكه تاكنون نتوانستهايم هيچ تماسي با فرزندم داشته باشيم، گفت: هنوز اتهام وي را به ما اعلام نكردهاند و منتظريم تا پس از اعلام اتهام، براي وي وكيل بگيريم.
خيرالله درخشندي از فعالان دانشجويي در دانشگاه يزد بوده است كه هم اكنون فارغ التحصيل شده است و دوره كارشناسي ارشد را نيز در دانشگاه مفيد قم به پايان رسانده است.
به گفته پدرش دليل بازداشت وي فعاليت هايش در دوران دانشجويي است.
بر اساس خبر دریافتی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی ، ابولفضل جهاندار دانشجو و وبلاگ نویس سه روز پیش توسط یکی از نهادهای امنیتی اطلاعاتی دستگیر شده است.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، هنوز از محل بازداشت و دلایل آن اطلاعی در دست نیست، اما محافل دانشجویی با توجه به سابقه سناریو سازی های نهادهای اطلاعاتی امنیتی در مورد دانشجویان ، نسبت به وضعیت وی ابراز نگرانی کرده اند.
ابولفضل جهاندار که مسئول سایت پویا نیوز است ، قبلا در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت عضویت داشت.
افشاي "جاعلان"
به نقل از "روز آنلاین"
در پي افشاي "جعل حديث" انجام شده توسط مهم ترين روزنامه حامي دولت – کيهان – ديروز سايت دولتي "نوسازي" در توجيه اين رسوايي اقدام به انتشار توضيحي محيرالعقول کرد. با هم، توضيح چاپ شده در "نوسازي" و نيز حديث جعل شده در کيهان را مرور مي کنيم.
توضيح نوسازي:
"همزمان با مبارزات حزب الله لبنان و پيروزي مقاومت اسلامي؛ سيد حسن نصرالله دبير کل اين حزب در افکار عمومي جهانيان، چهرهاي شناختهتر و محبوبتر از قبل پيدا کرد. چنانچه در مصر سيد حسن نصر الله يکي از سه شخصيت برتر و محبوب مردمي شناخته شد. اين امر باعث شد تا برخي از دشمنان تاريخي اسلام و تشيع در اقدامي مسبوق به سابقه اقدام به جعل و انتشار حديثي جعلي کنند. اين حديث در روزهاي ابتدايي درگيري نظاميان رژيم صهيونيستي و رزمندگان حزب الله مطرح شده و علاوه بر سايتهاي اينترنتي و ايميل هاي بيهدف به صورت پيام هاي کوتاه تلفن همراه نيز در سطح وسيعي پخش شد..."
جعل کيهان:
"از رسول الله (ص) است و در جلد 9 بحارالانوار صفحه 283 آمده است، «ابن عساكر» از منابع معتبر اهل سنت نيز همين حديث را به همين شكل نقل كرده است: مردي بر دروازه هاي قدس نبرد مي كند، داراي بصيرت و بينش عميق است، خدا به دست او دشمن را شكست مي دهد. او از من است و من از او هستم. نام او «نصر» است و از اين روي «نصر» ناميده مي شود كه خدا او را نصرت- پيروزي- مي دهد..."
بدين ترتيب، مطابق توضيح هواداران دولت آقاي احمدي نژاد در سايت نوسازي، مقصر جعل حديث صورت گرفته توسط کيهان، نه هواداران دولت، که "برخي از دشمنان تاريخي اسلام و تشيع" [بدون توضيح و بيشتر در مورد هويت دقيق تر اين دشمنان] بوده اند. آموزنده است که همزمان با چاپ توجيه فوق، سايت "کتاب نيوز" نيز خبري را به چاپ رسانده که روشن مي سازد حديث جعل شده، در کيهان در خبرگزاري محافظه کار "فارس" نيز منتشر شده است.
اين در حالي است که پذيرش ادعاي سايت نوسازي مبني بر اين که منبع اوليه انتشار حديث جعلي، "دشمنان" ناشناخته بوده اند، با يک ابهام جدي مواجه است: اين که چگونه مهمترين روزنامه حکومتي ايران و نيز يک خبرگزاري سراسري محافظه کار، در پي دريافت يک حديث ساختگي [حديثي که هر کس آشنايي محدودي با حديث هاي شيعه داشته باشد، در نگاه اول در درستي آن شک مي کند] آن هم از طريق "ايميل هاي بيهدف!" يا "پيام هاي کوتاه تلفن!" بدون هيچ تحقيقي اقدام به انتشار آن در تيراژ وسيع کرده اند؟ لازم به يادآوري است که مثلا سايت "اخبارالمقاومه الاسلاميه في اللبنان" متعلق به هواداران حزب الله لبنان – که قاعدتاً بايد بيش از ديگران از وجود چنين روايتي استقبال مي کرد – پس از دريافت پيام يکي از خوانندگان خود راجع به حديث مورد بحث پاسخي صريح داد که ترجمه فارسي آن از اين قرار است: "عذر مي خواهيم برادر گرامي، اما اين حديث در بحارالانوار موجود نيست..."
اخيراً آقاي الهام سخنگوي دولت، در نامه اي به دادستان عمومي و انقلاب تهران خواستار برخورد قوه قضاييه با رسانه هايي شده اند که عليه دولت اخبار "دروغ" منتشر مي کنند. جا دارد از آقاي الهام و دولت متبوعشان دو سوال مختصر پرسيده شود:
1- آيا ايشان پي گير اين هستند که با رسانه هاي منتشر کننده مطالب "دروغ" در مورد پيامبر اسلام هم، مانند رسانه هاي (به ادعاي ايشان) دروغ پرداز عليه آقاي احمدي نژاد "برخورد قانوني" صورت گيرد؟
2- اگر رسانه هاي منتقد، شاهکارهاي هواداران دولت آقاي احمدي نژاد در انجام اقداماتي در حد جعل حديث را مورد افشا و انتقاد قرار دهند، آيا اين افشاگري ها هم "تضعيف دولت" و مستحق برخورد قضايي محسوب خواهد شد؟
قطعنامه پایانی نهمین کنگره مشارکت
به نقل از "امروز"
به نام خدا
نهمين كنگره جبهه مشاركت ايران اسلامي همزمان با يكصدمين سالگرد انقلاب مشروطه در روزهاي 19 و 20 مردادماه 1385 در تهران برگزار شد. كنگره پس از انتخاب اعضاي اركان جبهه، دبيركل جديد حزب را با همدلي برگزيد و مراتب تقدير و تشكر خود را از هشت سال تلاش موفق و ماندگار جناب آقاي دكتر سيدمحمدرضا خاتمي در مسئوليت دبيركلي حزب اعلام و براي دبيركل جديد جناب آقاي دكتر محسن ميردامادي آرزوي موفقيت كرد. اين كنگره پس از بررسي مسايل و چالشهاي عمده پيشروي كشور مواضع حزب را پس از يكدست شدن حاكميت به شرح ذيل اعلام ميدارد:
1. اكنون يك سال از تشكيل دولت نهم، كه با استقرار خود يكپارچگي حكومت را ممكن ساخت، ميگذرد. بنابراين ميتوان و بايد به ارزيابي رويكردها، روشها و دستاوردهاي آن نشست. روشن است كه در ساختارهاي دموكراتيك يكدست شدن نهادهاي انتخابي پديدهاي نامطلوب نيست. ولي اگر يكدست شدن حاكميت براساس عزمي خارج از اراده ملت، با روشهاي غيرقانوني، جناحيكردن نهادهاي اجماعي و با سوء استفاده از امكانات عمومي به نفع يك گروه خاص محقق شود و به نقض قواعد مردمسالاري در حفظ و كسب قدرت بينجامد، پديدهاي نامشروع و موجب سرخوردگي نيروها و اتلاف منابع انساني و سرمايههاي ملي و فرصتهاي بينالمللي محسوب ميشود. اينگونه يكپارچگي حكومت مانع رقابت سالم و برابر نيروها و احزاب سياسي شده و فرصت انتخاب آزاد و عادلانه را از ملت سلب ميكند و با مباني ديني و ملي مردمسالاري در تعارض است.
در كشور ما حاصل اين يكدستي، پس از استقرار دولت نهم، زوال بخش عمدهاي از تجربههاي ملي است كه طي 27 سال پس از پيروزي انقلاب به تدريج و با مرارت فراوان در امر اداره كشور اندوخته شده بود. خانهنشين كردن بيسابقه بسياري از متخصصان شايسته، مديران كارآمد، استادان برجسته و محققان مجرب مصداقهاي ناگوار اين يكدستي است. با استقرار دولت نهم، جايگزينكردن شعار و وعده به جاي عملكرد كارشناسانه، هزينهكردن منابع ملي و توسعهاي در جهت تبليغات ناصحيح و در جهت افزايش انتظارات و توقعات آني، بيآنكه پشتوانههاي قانونمند و برنامهدار براي برآورده شدن آن تدارك ديده شده باشد و نقض مصوبات برنامه چهارم توسعه و چشمانداز بيست ساله كشور به وضوح ديده ميشود.
آثار زيانبار اين رويكرد را در شرايطي ميتوان بهتر دريافت كه وضعيت اقتصادي ايران را با توجه به افزايش تاريخي و بينظير درآمد نفت، اقبال سرمايهگذاران خارجي براي ورود به كشور، اعتبارات بانكي خارجي بيسابقه و سرانجام ذخاير ارزي به جا مانده (بالاترين دخائر ارزي دولت در يكصدسال اخير) در پايان دوره مسئوليت دولت خاتمي مورد ارزيابي قرار دهيم. با وجود اين فرصتها و منابع به سبب اتخاذ سياستهاي بيمبنا و روشهاي نسنجيده اقتصادي ، افزايش50 درصدي بودجه جاري كشور، بالا بردن سطح توقعات عمومي، افزايش يارانههاي انرژي، تغيير پيدرپي مقررات، بياعتمادي و ايجاد اخلال در مسير فعاليتهاي اقتصادي بخش خصوصي، تثبيت غيرمنطقي قيمت كالاها و خدمات دولتي با صرف هزينههاي بسيار سنگين از درآمد عمومي، كم اعتبار كردن سيستم پولي و بانكي كشور كه در حال احياء و بازيابي خود بود، اتخاذ تصميمهاي نسنجيده از جمله درباره مسايل كارگري و توسعه بيكاري و ناامني در واحدهاي صنعتي توليدي و خدماتي، اختلال در ارجاع طرحهاي عمراني به پيمانكاران و مشاوران بخش خصوصي و سوق دادن جريان كار و انجام پروژههاي كلان اقتصادي و صنعتي و انرژي به نهادهاي نظامي، متأسفانه نميتوان چشمانداز روشني براي اقتصاد كشور متصور بود.
در چنين شرايطي كنار گذاشتن مضامين اصلي سند چشمانداز و قانون برنامه چهارم توسعه و اتخاذ و اجراي تصميمات خلقالساعه در اقتصاد كشور از سويي پاسخگوي وعدههاي حمايتي دولت در جهت تحقق عدالت و مبارزه با فقر و فساد و تبعيض نخواهد بود و از سوي ديگر با توجه به كسر بودجه فزاينده كشور، برداشت گسترده و روزافزون از منابع حساب ذخيره ارزي، واردات بيرويه كالا و بالا رفتن حجم يارانه انرژي در سبد بودجه كشور كه به هيچ وجه در جهت تأمين منافع اقشار آسيبپذير و فرو دست جامعه نيست، باعث افزايش ميزان انتظارات و زمينهسازي براي بحرانهاي اجتماعي فزاينده به ويژه در طبقات محروم ميشود و نهايتاً هزينه بسيار سنگين براي اداره كشور را در پي خواهد داشت.
فضاي اقتصاد ملي و بينالمللي ميداني نيست كه با اراده و ميل دولتمردان در زمان محدودي تحت تأثير قرار گيرد. تلاشهاي فراوان پس از جنگ براي تعامل با جهان و پذيرش اصل تأثير و تأثر متقابل در حضور فعال و موثر، هم در زمينه جذب سرمايه و مديريت و تكنولوژي و هم در زمينه داد و ستد برابر و همهجانبه تجاري باكشورهاي ديگر، سياست موفقي بود كه ميرفت با تلاش براي رفع تشنج و احترام متقابل در فضاي سياسي، نتايج مطلوبي در عرصه اقتصاد ملي به بار آورد. بهرغم اين موفقيت، متأسفانه به هم خوردن فضاي تعامل با ديگران در عرصه سياست خارجي و ايجاد چالشهاي جديد بينالمللي، تضعيف بيسابقه بخش خصوصي و فربه شدن دولت نفتي و از همه مهمتر پيدايش فضاي عدم اطمينان به دولت سبب بلاتكليفي بخش عظيمي از كارآفرينان علاقمند به اين مرز و بوم و در نهايت خروج بخشي از فعالان اقتصادي از گردونه فعاليت اقتصادي كشور شده است.
ما صراحتاً اعلام ميكنيم در چنين فضايي اصلاح روند اقتصاد كشور، رشد اقتصادي مستمر و قابل پيشبيني، ايجاد زمينه مشاركت گسترده بخش خصوصي، توليد ثروت عمومي، كاهش فقر و مقابله با فساد و تبعيض و رانتخواري را اموري ممكن و محتمل نميدانيم. برعكس بازگشت به قانونگرايي، عمل به روشهاي علمي و عقلاني و در نتيجه پذيرش منطق و مقررات پذيرفته شده اقتصادي را تنها راه حل خروج از دايره مسايل كنوني و مقابله با فساد اقتصادي و ويژهخواري ميدانيم.
در حوزه اجتماعي، فرهنگي و سياسي نيز ما عملكرد حكومت يكپارچه را در افزايش آسيبهاي اجتماعي، ايجاد خدشه در شكوفايي فرهنگي، محدودكردن آزاديها و حقوق دموكراتيك مردم، ترويج خرافه و تحجر و سيطرة نگاه امنيتي و جناحي بر همه امور نگران كننده و تهديدي براي وحدت ملي ميبينيم. امروز دايره خوديهاي حاكميت يكدست چنان تنگ شده است كه حتي چهرههاي پرسابقه نظام و انقلاب نيز از اين دايره بيرون ماندهاند و به ناگزير سكوت پيشه كردهاند يا از سر دلسوزي و نگراني زبان به شكايت و نقد گشودهاند. جبهه مشاركت همچنين نگراني خود را از سانسور و تهديد نويسندگان و مطبوعات و نيز بازداشتهاي غيرقانوني فعالان سياسي و دانشگاهي و نيز وضعيت زندانها كه در هفتههاي اخير به مرگ يك زنداني سياسي منجر شد، اعلام ميدارد.
اكنون روشن است كه ادعاهاي پيشين جريان حاكم در توجيه يكدست شدن حاكميت، كه يكدستي به كاسته شدن اختلافها و افزايش كارآمدي منجر ميشود، عملاً نقض شده است و نه تنها چشماندازي براي كارآمدي در پرتو يكدستي وجود ندارد بلكه جبهه منتقدان و مخالفان روند كنوني اداره امور گستردهتر از پيش شده است. همين نگرانيها ضرورت آگاهي بخشي در عرصه افكار عمومي و همكاري احزاب و نيروهاي سياسي ضدتحجر، ضدماجراجويي و ضدانسداد سياسي را بيشتر كرده است و ما بهرغم محروم بودن از ابزارهاي رسانهاي و داشتن روزنامه، به تلاشهاي خود اين زمينه ادامه خواهيم داد.
2. ملت ايران امسال يكصدمين سالگرد پيروزي نهضت مشروطه را گرامي ميدارد. اين امر به معناي گراميداشت مبارزات پرفراز و نشيب ملت در راه استقرار مردمسالاري است. ملت ما در اين رهگذر از انقلاب مشروطه تا نهضت ملي و از انقلاب بزرگ اسلامي تا جنبش اصلاحات راهي دراز را پيموده و دستاوردهاي بزرگي به دست آورده است. در وراي همه كاميابيها و ناكاميها حاكميت قانون، مشروط بودن و پاسخگو شدن قدرت، تأمين حقوق ملت و توسعه همهجانبه كشور جزو اصول و خواستههاي بنيادين مشروطيت است كه ملت همواره در پي استقرار آنها بوده است.
اصليترين دستاورد اين تلاش يكصدساله كه در نهايت به مدد قيام و استقامت ملي در سايه رهبري معمار و بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي، امام خميني (ره) و آگاهي و حضور مردم و به بركت خون پاك شهيدان و تلاش ايثارگران سرفراز به بار نشست، اصل حاكميت ملت بر سرنوشت خويش است. بر اين اساس، هر تفسير و توجيهي براي ايجاد محدوديت در حق انتخاب مردم و ناديده گرفتن اصل "ميزان بودن رأي ملت" را انحراف از اصول و دستاوردهاي آزاديخواهانه و عدالتطلبانه ملت ايران ميدانيم و اعلام ميداريم مشروعيت هر نهادي در هر سطحي و نيز مشروعيت تصميمهاي مهم و ملي در گرو مشاركت مردم و رقابت آزاد، عادلانه و سالم گروههاي سياسي و نهادهاي مدني خواهد بود.
3. جبهه مشاركت ايران اسلامي به عنوان جرياني برآمده از متن انقلاب شكوهمند اسلامي و در امتداد انديشههاي راهگشاي احياگران، مصلحان و روشنفكران مسلمان بر ضرورت معرفي و ترويج چهره توانمند، مترقي و مردمسالار اسلام و دفاع از مواريث گرانقدر انقلاب اسلامي و جنبش اصلاحات تأكيد دارد. اين جبهه بر نقش اساسي دين در ارتقاي حيات مادي و معنوي مردم اين سرزمين و پيشبرد آزادي، عدالت، دموكراسي و توسعه پافشاري ميكند و قرائتهاي تنگنظرانه، تماميتخواهانه و خشونتورزانه را مغاير مباني حياتبخش، عقلاني و رحماني اسلام، سيره و رسالت نبوي و منش اولياي دين ميداند. ما اعلام ميداريم يكي از اصليترين خطرهاي پيشروي جامعه ايران، آن است كه برداشتهاي متحجرانه از اسلام بر نظام اجرايي كشور حاكم شود. ما رويكردي را كه ميكوشد تحجر، جزميت، تنگنظري و خرافهگرايي را به قرائت غالب و رسمي دين تبديل كند و در جهت تحكيم پايههاي قدرت از دين و احساسات ديني مردم ابزار بسازد، تهديدي براي آيين آزادي مدار و مردمسالار اسلام و حاكميت ارزشها و باورهاي ديني شهروندان و نيز وحدت ملي ميدانيم و تلاش همهجانبه عالمان، روشنفكران و آحاد ملت را براي مقابله با اين مساله طلب ميكنيم.
4. ميهن سرفراز ما ايران، با فرهنگي پربار، تاريخي پرافتخار، موقعيتي استثنايي، دخاير و سرمايههاي مادي و معنوي، ملتي بزرگ و منابع گرانبهاي انساني، استعداد جهشهاي بزرگ توسعهاي را دارد كه متأسفانه اكنون با بيم و اميد در گذار يك انتخاب تاريخي قرار دارد.
ما با تاكيد بر شعار محوري "ايران براي همه ايرانيان" اين مرز و بوم پرگهر را ملك مشاع همه ايرانيان ميدانيم و توسعه و پيشرفت همهجانبه و دموكراتيك و سربلندي ميهن را تنها با مشاركت همه ملت ايران ميسّر ميبينيم. از اين رو بر اين باوريم هر انديشهاي كه برابري آحاد مردم و نيز يكپارچگي اين ملت را در نظر نگيرد و از آن غفلت كند يا آن را درجه دوم انگارد، نسبتي با تاريخ ايران و فرهنگ، روحيات و خلق و روان ايرانيان ندارد و جز اخلال در روند شكوفايي ملت رهاوردي نخواهد داشت.
حوادث سالهاي اخير در خوزستان، آذربايجان و كردستان، چالشهاي قومي مشخصي را فراروي حاكميت و به بياني در پيشگاه ملت بزرگ ايران مطرح كرده است. جبهه مشاركت توزيع عادلانه "ثروت، قدرت، منزلت و اطلاعات" را كه برآمده از شعار محوري "ايران براي همه ايرانيان" است، رمز بقا و اعتلاي ايران و راهبردي منطقي در برابر چالشهاي داخلي ميداند و آن را سياستي راهگشا براي حفظ استقلال، يكپارچگي سرزميني، پيشرفت و سربلندي كشور در تحولات و پيچيدگيهاي جهاني به حساب ميآورد.
بيتوجهي حكومت، به ويژه دولت نهم، به ضرورت ادامه فرآيندي كه در اين مسير در دولت اصلاحات آغاز شد، بيترديد بيمها و مخاطرات متعددي را در شرايط حساس كنوني براي كشور ايجاد خواهد كرد. مسائلي كه ميتواند به تعارضها و شكافهاي اجتماعي در كشور دامن زده و بيگانگان را در بهرهجويي از اين شرايط تحريض كند.
به باور اين حزب، درخواستهاي اقوام ايراني، بايد با پاسخهايي منطقي، قانوني و ملي مواجه شود. عدم پاسخگويي به اين خواستها در چارچوب منافع ملي، عملا زمينه را براي تحرك عناصري افراطي، ضدايران و بعضاً وابسته فراهم خواهد كرد.
5. كشور در سال جاري با دو فرصت مغتنم براي جلب مشاركت ملي در انتخابات و استقرار مجدد دو نهاد مهم و بنيادي نظام مواجه است. جبهه مشاركت ايران اسلامي انتخابات خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا را به عنوان نخستين آزمون عيني براي سنجش ميران صداقت دولت نهم و جريان سياسي واحد حاكم بر كشور در پايبندي به حقوق ملت و مباني مردمسالاري و ارزيابي ميزان واقعي اتكاي آنان به مردم ميداند.
جبهه مشاركت با حفظ اصول بنيادي خود در دفاع از انتخابات آزاد، عادلانه و سالم و با كسب آمادگيهاي لازم براي حضور در كنار متحدان و مؤتلفان خود در اين انتخابات، روند امور را به دقت زير نظر خواهد داشت وبنا به نقشي كه براي خود در عرصه تعيين سرنوشت قائل است، فرصت انتخابات را مغتنم شمرده و در صورت وجود شرايط و زمينههاي رقابت آزاد، عادلانه و سالم از اين فرصت براي حضور و كسب نتيجه و در غير اين صورت در جهت روشنگري و آگاهيبخشي هرچه بيشتر بهره خواهد برد.
با توجه به ضرورت آزاد، عادلانه و سالم بودن انتخابات، جبهه مشاركت ايران اسلامي اقدام اخير دولت را در تهيه و تنظيم لايحه جديد انتخابات اقدامي در جهت محدودكردن حقوق انتخابشوندگان و انتخابكنندگان ارزيابي و نسبت به نتايج زيان بار آن اعلام خطر ميكند. كشور ما در شرايطي است كه بيش از هر زمان نيازمند وحدت ملي و مشاركت آزاد آحاد مردم در عرصه تعيين سرنوشت براي حفظ ثبات و نظم سياسي در جهت نيل به پيشرفت است. در چنين وضعيتي تلاش براي برگزاري انتخابات نمايشي به منظور برآوردن خواستهاي يك جناح سياسي از طريق مداخله نهادهاي نظارتي و نظامي اقدامي برخلاف منافع و مصالح ملي محسوب ميشود و نظام را در معرض آسيبپذيري هاي متعدد داخلي و خارجي قرار ميدهد.
وفاداري به قانون اساسي و التزام به مشي امام راحل (ره) در پيشبرد اصل "ميزان راي ملت است"، برگزاري انتخابات آزاد، عادلانه و سالم را با مشاركت فعال همه سليقهها و گرايشها ايجاب ميكند. به باور ما تنها راه ارتقاي ضريب امنيت ملي، گذر از شرايط دشوار كنوني، اعتلاي موقعيت كشور در صحنههاي بينالمللي و توسعه همهجانبه ميهن اسلامي، تأمين حقوق مدني، سياسي، اجتماعي و فرهنگي آحاد شهروندان و بويژه رعايت حق آزادي بيان و انتخابات است.
6. جبهه مشاركت ايران اسلامي راه برون رفت از وضعيت فعلي را تكيه بر همه ظرفيتهاي موجود سياسي و شكل دادن به ائتلاف و همكاري گسترده نيروهاي سياسي و اجتماعي در مورد خواستههاي حداقلي و مطالبات مرحلهاي ميداند. بر اين مبنا جبهه مشاركت اعلام ميدارد كه با در نظر گرفتن برنامه عمل حزب يعني "سياستورزي اصلاحطلبانه" و با باور به تقسيم كار سياسي ميان نيروها آماده است كه براي پاسخگويي به چالشهاي اساسي كشور، براساس اهداف مشخص و مشترك با همه نيروهايي كه اصل كنش سياسي را سرلوحه كار خود دارند و به اصلاح نظام ميانديشند، فارغ از اختلافنظرها و سليقههايي كه به طور طبيعي در نيروهاي سياسي وجود دارد، همكاري كند و مشي ائتلافي را به عنوان اصلي راهبردي در شرايط كنوني مبنا قرار دهد.
7. جبهه مشاركت ايران اسلامي همواره بر مشاركت سازمانيافته آحاد جامعه در امور مربوط به اداره كشور تأكيد داشته و دارد. امروز كه اقتدارگرايان تشكلزدايي را در همه حوزهها سرلوحه كار خود قرار دادهاند، توجه به اين مهم اولويت ويژهاي يافته است. براين اساس جبهه مشاركت با دفاع از اصل تحزب هرگونه اقدامي را كه به رشد و توسعه فعاليتهاي سازمان يافته مردمي بينجامد، در جهت منافع ملي قلمداد و از فعاليت احزاب سياسي، نهادهاي مدني و سازمانهاي غيردولتي استقبال ميكند. از آنجا كه توسعه سياسي كشور و برخورداري از سازوكارهاي دموكراتيك در جهت تداول قدرت، بر وجود احزاب شناسنامهدار، قدرتمند، فعال و پويا و انجام رقابت سالم و قانونمند ميان آنان مبتني است، ضروري به نظر ميرسد كه نخبگان كشور براي تحقق و پيشبرد اين امر و ترغيب آحاد مردم به امر سياستورزي حرفهاي كه منجر به انباشت دانش و تجارب سياسي ميشود و نيز تربيت كادرها و نيروهاي اثرگذار بيش از پيش تلاش كنند.
با اعتقاد به اين اصل، جبهه مشاركت دست نياز به سوي همه گروهها و شخصيتهايي كه تحزب و شكلگيري نهادهاي مدني را يك نياز ملي ميدانند دراز ميكند و ياري همه آنان را براي گسترش نظام حزبي و تعميق فرهنگ تحزب طلب مينمايد.
8. نهاد دانشگاه كه همگان به نقش و تأثير آن در ساختن حال و آينده كشور اذعان دارند امروز بيش از هر زمان ديگر در معرض تهديدهاي سياسي، فرهنگي، علمي و تحقيقاتي قرار گرفته است. نگاه جريان حاكم بر كشور به نهاد دانشگاه به عنوان دستگاه بازتوليد نيروهاي مطيع و منقاد كه بايد توجيهگر و تضمينكننده خواستههاي سياسي اين جريان باشد، موجب زير پانهادن اصل استقلال دانشگاه شده است. در حقيقت در حاكميت يكدست، نه تنها تلاشها و دستاوردهاي دولت گذشته در جهت پيشبرد استقلال دانشگاهها و حركتهاي مستقل دانشجويي به بوته فراموشي سپرده شده است، بلكه همه عناصر موثر اين نهاد اعم از استادان و دانشجويان به گونهاي باز تعريف شدهاند كه اگر حيات و حيثيت مستقلي براي خود قائل باشند، با انواع بيمهريها مواجه ميشوند. اكنون چهرههاي شاخصي از استادان مستقل بازنشسته ميشوند و استادان جوان و صاحبنظر نيز در معرض گزينشهاي جديد و كارشكنيهاي متعدد اداري قرار ميگيرند. علاوه بر اين به صراحت حق انتخاب و مشاركت اعضاي هيأت علمي در اداره امور دانشگاهها سلب ميشود. دانشجويان اجازه فعاليت مستقل سياسي، فرهنگي، فتي و علمي نمييابند و با تهديدهاي گوناگون انضباطي و امنيتي و گزينشهاي تنگنظرانه اعتقادي و سياسي روبهرو هستند و هزينه فعاليتهاي سياسي آنان روز به روز افزايش مييابد. محدوديتهاي هر چه بيشتر دامنه تشكلهاي مستقل و منتقد دانشجويي را فرا ميگيرد و تزريق سيستماتيك و غيرعلمي نيروهاي وابسته به جريان حاكم و تلاش براي يكدستي نيروهاي درون دانشگاه را هم بر اينها بايد افزود كه صورت ديگري از جريان اعمال محدوديت و تضييع حقوق قانوني دانشجويان و دانشگاهيان است. روشهاي ناموجهي كه در سالهاي گذشته توسط برخي نهادهاي انتصابي اجرا ميشد، اكنون در قالب بخشهاي انتخابي و مراجع تصميمگيري وابسته به آنها اعمال ميشود.
جبهه مشاركت بر اين مساله تاكيد دارد كه دانشگاه نهادي ملي و علمي و سياسي است و همه آحاد ملت با هر گرايش و سليقهاي متناسب با استعداد خود حق برخورداري از ظرفيتهاي اين نهاد را دارند. از اين رو بايد زمينه تضارب افكار و امكان آفرينشهاي علمي و فرهنگي برمبناي ضرورتهايي چون آزاديهاي علمي و امنيت سياسي در آن براي همگان فراهم باشد. بر اين اساس، حزب بر ضرورت اصل استقلال دانشگاه و فعاليت آزاد سياسي دانشگاهيان دانشجويان تاكيد دارد و هر تلاش و حركتي را كه هدم اين استقلال و فعاليت را هدف بگيرد، محكوم ميكند.
جبهه مشاركت در همين جهت نگراني عميق خود را از وضعيت مديريت، سياستها و برنامههاي حكومت يكپارچه در امر مهم آموزش و پرورش و نگرش بسته و ابزاري دولت نهم به سرمايه بزرگ فرهنگي كشور، معلمان و دانشآموزان اعلام ميدارد.
9. جبهه مشاركت ايران اسلامي ضرورت حضور موثر زنان را در همه عرصهها مورد تأكيد قرار ميدهد و اعلام ميدارد تلاش براي انجام تحولات در اين سو و زمينهسازي براي برخورداري هر چه بيشتر زنان از فرصتهاي برابر در دسترسي و كنترل بر منابع، لازمة توسعه ملي و برقراري مناسبات دموكراتيك در تمام شئون زندگي اجتماعي است. نگرشهاي تقليلگرايانه و رويكردهاي مشاركتستيز درباره حضور همه جانبه زنان، فرصتهاي ايجاد شده براي حضور زنان در دوره اصلاحات را با مشكلات جدي مواجه كرد. بيتوجهي به عواملي كه مشكلات فعلي زنان را پديد آورده و در حاشيه قراردادن خواستههاي زنان و تنها برجسته كردن نقشهاي خانگي آنان، نه تنها بنيان خانوادهها را تحكيم نخواهد كرد، بلكه پيچيدگيها و مسائل حاد و بحرانهاي عميق اجتماعي را دامن خواهد زد. اين نابسامانيها همچنين چهره نظام را در داخل و خارج و در مواجهه با نهادهاي بينالمللي مخدوش خواهد كرد.
در كشور ما همچنان پارهاي ملاحظات تاريخي و عادات ناصواب فرهنگي در كنار برداشتهاي نادرست از شرع مبين كه به هيچ عنوان پاسخگوي مناسبات و وضعيت اجتماعي امروز ايران نيست، موانع قابل توجهي را در راه نيل به عدالت جنسيتي ايجاد كرده است. عليرغم تلاشهايي كه در سالهاي گذشته در جهت اصلاح قوانين و تغيير نگرشهاي حاكم فرهنگي صورت گرفت، همچنان حجم وسيعي از اين تبعيضات را در برخورداري زنان از حقوق و فرصتها شاهديم. به جرأت ميتوان گفت كه يكي از گامهاي اساسي در جهت حل مشكلات زنان ايران و رفع تبعيض از نيمي از جامعه، بازنگري و تغيير در مجموعه قوانين كشور و بويژه قانون مدني در جهت حل معضلات مذكور است.
جبهه مشاركت ضروري ميداند كه تحولات صورت گرفته در انديشه و جايگاه زنان كشور در همه سطوح به رسميت شناخته شود و سياستگذاران و برنامهريزان كشور باور كنند كه برخوردهاي تقابلي، نفي پيشرفتهاي گذشته، فروكاستن مطالبات زنان و تغيير كاركردهاي عمده سازمانهاي متولي امور زنان در جهت نفي هويت مستقل آنان تحت عنوان حفظ بنيان خانواده، تنها پاك كردن صورت مسئله و ندادن پاسخهايي مناسب به خواستههاي به حق نيمي از جمعيت جامعه است.
به باور جبهه مشاركت نفي هويت چند وجهي زنان توسط نهادهاي سياسي- اداري كه با بهرهگيري از همه امكانات مادي و معنوي عمومي انجام ميشود، نه تنها تلاشي بيثمر است، بلكه اين رويكرد براي روند عمومي توسعه كشور نيز خسارت بار است.
10. ملاك ارزيابي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران مانند همه كشورهاي جهان منافع ملي است. بر اين اساس اعلام ميكنيم روند تنشزدايي و اعتمادسازي با سياست خارجي موفق دولت اصلاحات ميرفت تا به حل مسائل ريشهدار ما با جهان خارج بيانجامد و ايران را در روند شكستن انزواي بينالمللي و ارتقاي سطح و اعتبار به بازنگري فعال در عرصه بينالمللي تبديل كند. متأسفانه اين روند با اتخاذ روشها و مواضع جنجالبرانگيز دولت جديد و روي آوردن به شيوههاي تنشآفرين در موضوعات مورد توجه جامعه جهاني متوقف شد و وضعيتي پديد آمد كه بيسابقهترين اجماع قدرتهاي بزرگ جهاني را عليه كشور بويژه در پرونده هستهاي به دنبال داشت.
جبهه مشاركت همواره اعلام كرده است راه حل مسائل عمده كشور، بويژه در مساله فناوري هستهاي، همچنان ادامه روند اعتمادسازي و تعامل بينالمللي با تاكيد بر اولويت منافع حياتي است. تنها از اين مسير است كه بايد در تعاملي سازنده با جهان از استقلال، يكپارچگي، امنيت و منافع ملي در منطقه و جهان محافظت كرد و به ارتقاي آن در سطح منطقه و جهان نايل شد.
بر اين اساس جبهه مشاركت از هر اقدامي كه بازگشت به مسير درست و واقعگرايانه را تسهيل كند و مذاكره و اعتمادسازي و تعامل را جايگزين ماجراجويي، تنشزايي و تخاصمطلبي نمايد استقبال ميكند و در جهت پيشبرد اين سياست از هيچ كوششي به خصوص همكاري و همراهي با اشخاص و گروههايي كه به منافع و مصالح ملي ميانديشند، دريغ نخواهد كرد.
11. جبهه مشاركت به عنوان يك حزب اصلاحطلب و خواهان استقرار دموكراسي، مناسبترين زمينه را براي به بار نشستن بذر دموكراسي، استقرار صلح در منطقه و جهان ميداند. رهاورد خشونت و جنگ علاوه بر خرابي و خانمانسوزي و كندي چرخههاي توسعه، خردشدن بنيانهاي استقرار دموكراسي است. پيام دموكراسي را نميتوان در پوششي از باروت و خون و خشم پيچيد و به ملتها هديه كرد. در اين جهت حزب، تشكيل جبهه دموكراسي و حقوق بشر را گامي در مسير استقرار دموكراسي درونزا و متكي بر اراده ملتها ارزيابي و از تأسيس و پيشبرد آن قاطعانه حمايت ميكند.
جبهه مشاركت همچنين مخالفت خود را با اشكال گوناگون خودكامگي، خشونت و نقض حقوق بشر در همه زمينهها اعلام ميدارد. همه خشونتورزان و جنگطلبان چه آنان كه خود را مدعي نظم نوين جهاني ميدانند و چه آنان كه تروريسم را تحت عناوين مقدس و ديني به كار ميبرند، امروز عاملان و فاعلان ناامني جهاني هستند. جهان بيش از هر زمان ديگري نيازمند يك جنبش جهان شمول براي صلحطلبي و حقوق بشرخواهي است. جنبشهاي مدني و سياسي كه آحاد بشر را داراي حقوق برابر ميداند و نژاد، قوميت، اعتقاد و رنگ و پوست را مبناي امتياز نميدانند، امروز بايد براساس گفتگو، تساهل و تسامح و محور قراردادن اصول انساني و اعلاميه جهاني حقوق بشر از بروز فجايعي كه در گوشه و كنار دنيا رخ ميدهد، جلوگيري كنند.
12. جبهه مشاركت به عنوان يك نهاد مدني بر آمده از متن اصلاحات همواره سرمايه اصلي خود را مردم و حمايتهاي مردمي دانسته و ميداند و با سپاس بيشمار از همراهيهاي بيدريغ همه اعضا و هواداران حزب در سراسر كشوركه تلاشهاي مؤثر و فداكارانهاي در روزهاي سخت فعاليت و حزبي به انجام رسانيدهاند همچنان خود را به پشتيباني و حمايت آنان نيازمند ميداند و آن را مايه تلاش اميدوارنه خود در مراحل پيش رو ارزيابي ميكند. اميد آنكه اين حزب با تقويت بنيانهاي تشكيلاتي، حمايتهاي فداكارانه، سازمان و نظم جديدي بيابد و بر اثربخشي آن افزوده شود. تجربه نشان داده است سازمان دادن به پايگاه اجتماعي حزب و حاميان آگاه و فداكار آن بهترين راه براي پيشبرد اهداف آن است و اگر بدخواهان و تنگنظران تاكنون نتوانستهاند تجربه تحزب را در قالب اين حزب ناكام كنند، محصول همين سازماندهي بهرغم همه نارساييها بوده است.
جبهه مشاركت در كنار همه ضعفهاي گريزپذير و گريزناپذير تاكنون تلاش كرده است با تكيه بر ظرفيتهاي نهفته و با نگاه به آينده پيش رود و با رويكردي سياسي، اجنماعي و فرهنگي بر انسجام فكري و تشكيلاتي خود بيفزايد. با اين برنامه عمل است كه جبهه مشاركت با توكل به خداوند دست ياري به سوي همه ايرانيان، بويژه هواداران و علاقهمندان خويش دراز ميكند و از همه آنان براي برداشتن گامهاي نو در مرحله نوين فعاليت مدني انتظار ياري و مشاركت آگاهانه و فعالانه دارد.
و من الله التوفيق و عليه التكلان
نهمين كنگره جبهه مشاركت ايران اسلامي
اعلامیه ی جبهه ی ملی ایران
منافع ملی، تعلیق غنی سازی را ایجاب می کند
به نقل از "اخبار روز"
سرانجام جنگ خونین و ویرانگر لبنان با اعلان آتش بس به پایان خود رسید و در عمل با استقرار ارتش لبنان و نیروهای حافظ صلح زیر فرماندهی ایتالیا در روزها و هفته های آینده در جنوب رودخانه لیتانی، اسراییل و آمریکا به خواست عمده خود برای عقب راندن نیروهای حزب الله از جنوب لبنان دست یافتند. یک روز بعد از اعلان آتش بس، رییس جمهور امریکا در یک سخنرانی صریح و بی پرده، ایران را به عنوان تجهیز کننده و تحریک کننده اصلی حزب الله و عامل همه ویرانگری ها در لبنان معرفی کرد .
او باصراحت گفت: "رژیم ایران حمایت مالی سلاح و آموزش را برای حزب الله فراهم میکند ... ایران بروشنی اعلام کرده است که نابودی اسراییل را خواستار است. فقط می توان تصور کرد این درگیری چه اندازه خطرناکتر می شد اگر ایران آن سلاح هسته ای را که دنبالش است در اختیار می داشت. وظیفه نه تنها امریکا و بلکه جهان این است که مستمرا" به ایرانی ها الزاماتشان را مبنی بر عدم توسعه برنامه تسلیحات هسته ای و عدم تقویت تروریسم و ارتقای آن تکرار کنند ."
افزون بر آن، مهمترین رسانه های عرب زبان مطرح در دنیا، چون: شرق الاوسط، الاهرام، الجمهوری (ارگان دولت مصر)، الایام (به اعتباری ارگان دولت خودمختار فلسطین)، الوطن (چاپ عربستان)، عرب تایمز (چاپ کویت) و ... همه و همه نیز یک صدا لبه تیز تیغ حمله را متوجه ایران ساختند و اعلام داشتند که تهران و دمشق حزب الله و حماس را برای بازی در صحنه معادلات سیاسی به بازی گرفتند. «عبدالرحیم علی» مدیر مرکز عربی مطالعات اسلام و دموکراسی در الاهرام نوشت: همزمانی اقدامات حزب الله با ارجاع مجدد پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، اثبات کننده دست داشتن ایران در این بحران است. ایران در پرونده هسته ای خود از لبنان، فلسطین و عراق به عنوان برگهای برنده خود استفاده می کند. ارگان دولت مصر با وجود سفرهای پی در پی مقامهای سیاسی ایران به مصر برای جلب نظر آن کشور، این چنین در برابر ایران موضع می گیرد: "حزب الله و حماس عاملان ایران اند. ایران و امریکا نبردی را با یکدیگر آغاز کرده اند که بازیگران آن اعراب هستند. هیچ یک از طرفین نمی خواهند در این بحران دستان خود را آلوده کنند. بنابراین، ترجیح می دهند اعراب را قربانی نبرد منافع خود کنند ."
رسانه ها اعلام داشتند که دولت ترکیه در تمام مدت نبرد تسهیلات لازم را برای فرستادن موشکهای هوشمند امریکا به اسراییل در اختیار آن دولت قرار داد. موضع گیریهای تند انگلستان و در آغاز نبرد فرانسه را نیز بخاطر داریم. از سوی دیگر، می دانیم که پس از چندماه گفتگوهای تنگاتنگ و باج دهی به روسیه و چین، سرانجام هر دوی آنها در کنار سه دولت امریکا، انگلستان و فرانسه قرار گرفتند و همگام با آلمان قطعنامه شورای امنیت را علیه ایران صادر کردند. حاکمان جمهوری اسلامی که برای پاسخگویی به «بسته» پیشنهادی سیاست وقت کشی را در پیش گرفتند، هیچگاه تصور آنرا نداشتند که قدرتهای جهانی صاحب حق وتو در اجماعی همه جانبه با تصویب قطعنامه آنها را در بن بست قرار دهند. ولی واقعیت اینست که تا نهم شهریور زمان کوتاهی در پیش است و با توجه به سخنان برقدرت نشستگان جمهوری اسلامی دور به نظر می رسد که شورای امنیت بجز تعلیق غنی سازی هیچ پاسخ دیگری را از آنها بپذیرد .
موضع گیرهایی که در بالا بدان اشاره رفت این نگرانی شدید را در جامعه پدیدار ساخته که قطعنامه بعدی شورای امنیت لحن بسیار تندتری د اشته باشد و در آن، افزون بر تحریم های احتمالی اقتصادی، زمینه سازی هایی برای برخوردهای بازدارنده نظامی یکجانبه امریکا در نظر گرفته شود. اگر بر این باور باشیم که امریکا در شرایط موجود خاورمیانه پذیرای خدشه وارد گشتن بر سیاست برتری طلبانه «هژمونیکش» نخواهد بود، می توان استنباط کرد که موضع گیری های شدید بوش، در فردای پس از اعلان آتش بس، علیه ایران را به عنوان یک تهدید گذرا نباید تلقی کرد وبا توجه به اظهار نظر«سیمور هرش» درباره جنگ لبنان به عنوان یک «رزمایش آزمونی» به منظور هدف قرار دادن شماری از مراکز حساس ایران، باید بشدت نگران برخوردی ویرانگر بود که می تواند حتا بدون حضور نیروی زمینی همه چیز را درهم بکوبد. پدیده دردناکی که بنظر می رسد، برای بخشی از حاکمیت به عنوان فرصت برای تثبیت و ادامه حکومتشان تلقی بگردد و آنرا نعمت بشمارند .
جبهه ملی ایران به همه ملت ایران هشدار می دهد که خطر را دست کم نگیرند و اجاز ندهند تا جماعتی قدرت طلب این سرزمین را به آتش بکشند. ما بر این باوریم که با توجه به حساسیت شدید منطقه و موضع گیریهای همه جانبه کشورهای منطقه و قدرتهای فراسوی آن در برابر حاکمان ایران، وقت آن رسیده است تا با تشکیل «کنگره نجات ملی» با شرکت نیروهای مورد اعتماد ملت، شرایطی فراهم آید تا بتوان از راه سازمان ملل، گامهای بلند و موثری برای تفاهم و تعامل با کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی برداشته شود. باشد که جوٌ بشدت بحرانی موجود دگرگون گشته یکپارچگی و استقلال کشور از هرگونه خطری مصون بماند و میهنمان به ویرانی کشیده نشود .
جبهه ملی ایران
تهران- ۱ شهریور ۱٣٨۵
دور تازه ی برخورد با دارندگان ماهواره
به نقل از "پیک نت"
|
مردم ايران بايد جهان را فقط از دريچه سيما ج.ا ببينند! |
|

|
|

|
|
مقابله با ماهواره و بشقاب های آن نيز، هرچه از شمال و شمال غربی تهران پائين تر آمده مقابله تر شده. در شمال و شمال غربی ماموران ابتدا با دوربين از وجود بشقاب مطمئن شده و سپس از صاحبخانه ها اجازه گرفته و می رفتند روی بام خانه ها و بشقاب ها را كه اغلب هم مدرن تر و مجهزتر بودند باز می كردند. حالا نوبت رسيده است به شهرك ها و نقاط جنوبی تر تهران. ماموران به بام ها رفته و بشقاب های ساده و ارزان مردم را روی بام ها زير پا له كرده و سپس به حياط خانه ها پرت می كنند. زحمت بردن به ستاد را به خود نمی دهند و نعش بشقاب را خود صاحبخانه بايد جمع كند. اين عكس ها مربوط به شهرك "پرديس" تهران است. | |
+
نوشته شده در شنبه 4 شهریور1385ساعت 5:51 قبل از ظهر  توسط آریا
|
گزارش مرداد ماه فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در مورد نقض گسترده حقوق بشر در ايران
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
گزارش ماهانه ( مرداد ۱۳۸۵ ) در مورد نقض گسترده ، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران
نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم :
بين المللی :
۱ ـ براساس گزارش سالانه سازمان غير دولتی « به قابيل دست نزنيد » حکومت ايران با اجرای حکم اعدام ۱۱۳ نفر در سال ۲۰۰۵ در رتبه دوم جهان قرار دارد. در اين گزارش ذکر شده در ۶ ماه اول سال ۲۰۰۶ ميلادی ۸۷ نفر در ايران اعدام شده اند. ( راديو دويچه وله ۲/۵/۸۵ )
۲ ـ بدنبال مرگ مشکوک اکبر محمدی براثر اعتصاب غذا در زندان اوين ، سازمان ديده بان حقوق بشر با صدور بيانيه ای اعلام کرد : در باره مرگ مشکوک اکبر محمدی تحقيق کنيد .اين سازمان درخواست کرد ، دولت ايران بايد فورا اجازه بدهد تحقيقات مستقل برای مرگ مشکوک اکبر محمدی فعال دانشجويی که در زندان در گذشته است انجام شود . سازمان ديده بان حقوق بشر گفته است کسانی که در مرگ اکبر محمدی در زندان اوين تهران مسئول هستند، چه در زندان و چه مقامات رسمی ، بايد شناسايی و مورد تعقيب قانونی قرار بگيرند.
(سازمان ديده بان حقوق بشر ۱۱/۵/۸۵ )
۳ ـ بدنبال مرگ مشکوک اکبر محمدی براثر اعتصاب غذا در زندان اوين ، سازمان عفو بين الملل با صدور بيانيه ای اعلام کرد: مرگ اکبر محمدی دانشجوی سابق ۳۸ ساله در زندان کل نظام قضايی ايران را در پرده ابهام گذاشته است . تعرض پی در پی به حق دادخواهی اکبر محمدی ، اورا از زندگی محروم نموده و حيثيت خانواده اش را پايمال کرده است. مرگ ديگری در بازداشت در ايران نبايد رخ دهد. مقامات می بايست اقدامات عاجلی به عمل آورندتا دادرسی منصفانه و علنی را برای زندانيان سياسی تضمين کنند. همچنين می بايست شکنجه و ساير بدرفتاريها در زندانهای ايران و محروم کردن يا تاخير در مراقبتهای درمانی برای زندانيان فورا متوقف گردد. (سازمان عفو بين الملل ۱۲/۵/۸۵ )
دانشجويان : احضار و بازجويی
۴ ـ حامد اسماعيلی و حسين خياطی دانشجويان دانشگاه اردبيل جهت بازجويی به دادگاه انقلاب اسلامی اردبيل احضار شدند. اين دانشجويان در جريان اعتراضات مردمی خرداد ماه سال جاری در اردبيل به مدت ۱۰ روز توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بودند.
( کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ۲/۵/۸۵ )
۵ ـ روزبه شفيع دبير اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و نشر اکاذيب جهت محاکمه به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.( ايلنا ۱۴/۵/۸۵ )
دانشجويان : محاکمه
۶ ـ محمدرضا رحيمی راد عضو انجمن دانشجويان جمهوريخواه دانشگاه يزد به اتهام توهين به سيد علی خامنه ای در شعبه اول دادگاه انقلاب يزد محاکمه شد. ( ايسنا ۴/۵/۸۵ )
۷ ـ امير اسحاقی عضو انجمن دانشجويان جمهوريخواه دانشگاه يزد به اتهام فعاليت تبليغی عليه نظام در شعبه هفتم دادگاه تجديد نظر استان يزد محاکمه شد. وی در دادگاه بدوی به ۶ ماه حبس تعليقی محکوم شده بود. ( ايسنا ۴/۵/۸۵ )
۸ ـ لفته سرخه دانشجوی دانشگاه چمران اهواز ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق تشکيل جمعيت غير قانونی در شعبه تشخيص ديوانعالی کشور به ۱۰ سال حبس تعزيری در تبعيد محکوم گرديد. ( ۴/۵/۸۵ )
۹ ـ سجاد نيکنام دبير اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اروميه ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی ، نشر اکاذيب ، همکاری با تجزيه طلبان و سلطنت طلبان در شعبه ۵ دادگاه انقلاب اسلامی اروميه محاکمه شد. ( ايلنا ۱۴/۵/۸۵ )
دانشجويان : بازداشت
۱۰ ـ پيمان مسکين خدا عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه رازی کرمانشاه ، به حکم قاضی شعبه ۷ بازپرسی کرمانشاه با قرار وثيقه ۱۰ ميليون تومانی از زندان ديزل آباد آزاد شد. اين عضو شورای عمومی دفترتحکيم وحدت ۲۱ روز پيش توسط مامورين اطلاعات¬ سپاه پاسداران کرمانشاه در تهران بازداشت و به کرمانشاه منتقل شده بود.(ايسنا ۲۳/۵/۸۵ )
دانشجويان : احکام صادره شده توسط دادگاهها
۱۱ ـ به گفته سياوش خداشناس دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه مازندران ، ۱۳ تن از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان اين دانشگاه در کميته انضباطی ، به توبيخ کتبی و شفاهی محکوم شدند.( ايلنا ۱۱/۵/۸۵ )
۱۲ ـ هفت دانشجوی عرب دانشگاه چمران اهواز به دليل چاپ نشريه ای بنام « اقلام الطلبه » در دادگاه بدوی و با تائيد شعبه تشخيص ديوانعالی کشور به مجازات هايی از ۷ تا ۱۱ سال زندان محکوم شدند.(ايسنا۱۱/۵/۸۵)
۱۳ ـ مهدی شيرزاد دانشجوی دانشگاه تهران ، به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران و با تائيد شعيه ۳۶ دادگاه تجديد نظر استان تهران به ۲ سال حبس تعليقی محکوم گرديد. (ايلنا ۱۴/۵/۸۵ )
جلوگيری از فعالييت تشکلهای دانشجويی :
۱۴ ـ مديران ارشد دانشگاه امير کبير با حمايت رئيس دانشگاه و مسئول نهاد رهبری در دانشگاه با حمله به دفتر انجمن اسلامی دانشجويان و پاره کردن عکسهای دکتر محمد مصدق ، دکتر علی شريعتی و مهندس مهدی بازرگان اقدام به تخريب ساختمان و اموال انجمن نمودند. عمليات تخريب در حضور نيروهای اطلاعاتی ، امنيتی و نيروی انتظامی به وقوع پيوست .( خبرنامه اميرکبير ۹/۵/۸۵ )
مطبوعات : توقيف
۱۵ ـ روزنامه اينترنتی «ايران ما» به سردبيری بيژن صف سری ، به اتهام معاندت با نظام جمهوری اسلامی بدستور وزارت اطلاعات توسط کميته فيلترينگ فيلتر شد.(ايران ما ۱۵/۵/۸۵)
۱۶ ـ فصلنامه « کازيوه » به مدير مسئولی عليرضا حشمتی و ماهنامه « ليلاخ » به مدير مسئولی حميد سليمی به اتهام تاخير در انتشار ، بدستور هيئت نظارت بر مطبوعات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کردستان لغو امتياز شدند.(وبلاگ موکريان ۱۸/۵/۸۵)
۱۷ ـ پس از انتشار خبر انتصاب علی خير انديش شوهر خواهر هاشمی ثمره مشاور عالی رئيس جمهور ، به عنوان متولی قرار داد ۱۰۰ ميليارد دلاری صادرات گاز به چين ، بدستور هاشمی ثمره سايت «عارف نيوز » توسط وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات فيلتر شد.
(عارف نيوز ۳۰/۵/۸۵ )
مطبوعات : اخراج روزنامه نگاران
۱۸ ـ بدنبال تغيير در مديريت روابط عمومی شهرداری تهران و واگذاری سايت خبری « سما » به خبرگزاری « مهر » ۴ روزنامه نگار و يک عکاس از کار اخراج شدند. ( اخبار روز ۱۷/۵/۸۵)
مطبوعات : احضار روزنامه نگاران
۱۹ ـ محمد حسن ملک محمدی مدير مسئول اسبق روزنامه « همشهری» ، به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و انتشار مطالب خلاف واقع با شکايت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران احضار شد. ( ايسنا ۹/۵/۸۵ )
۲۰ ـ مديران مسئول نشريات « فيلم و سينما » ، « توليد و مصرف » ، « تاک » و « دامپزشک » به اتهام نشراکاذيب ، انتشار مطالب خلاف واقع و استفاده ابزاری از افراد در تصاوير جهت محاکمه به شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران احضار شدند. ( ايلنا ۲۵/۵/۸۵ )
مطبوعات : بازجويی روزنامه نگاران
۲۱ ـ مرتضی فلاح ميبدی مدير مسئول روزنامه توقيف شده « اقبال » به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع ، نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی ، تبليغ عليه نظام و انتشار مواضع مصطفی معين ، محمدرضا خاتمی ، محسن آرمين و خبر اعتصاب غذای اکبر گنجی در زندان در شعبه پنجم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجويی قرار گرفت و با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومانی آزاد شد. ( ايلنا ۱۰/۵/۸۵ )
مطبوعات : محاکمه روزنامه نگاران
۲۲ ـ فاطمه کمالی احمد سرايی مدير مسئول ماهنامه لغو امتياز شده « جامعه نو » به اتهام تبليغ عليه نظام ، توهين به مقدسات و باورهای دينی مردم ، طرح مطالب خلاف واقع ، اشاعه فحشاء و منکرات و طرح مطالب خلاف عفت عمومی ، عدم انتشار منظم نشريه و تقليد نام يا علامت نشريه ای ديگر با شکايت مدعی العموم در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی حسين حسينيان محاکمه شد.( ايلنا ۱/۵/۸۵ )
۲۳ ـ اجلال قوامی و سعيد ساعدی روزنامه نگاران سنندجی ، به علت شرکت در تحصن مقابل استانداری کردستان ، به اتهام توهين به مقامات در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شدند. (ايسنا ۲/۵/۸۵)
۲۴ ـ علی صالح آبادی مدير مسئول روزنامه « همبستگی» به اتهام توهين ، نشراکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی با شکايت مدعی العموم ، شهرداری تهران ، حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی و مهدی کوچک زاده نماينده تهران در مجلس شورای اسلامی در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد.(ايلنا ۸/۵/۸۵)
۲۵ ـ علی اصغر جعفری مدير مسئول روزنامه « جام جم » به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع با شکايت شورای شهر ماهشهر و علی صوفی وزير اسبق تعاون در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد.(ايلنا ۸/۵/۸۵)
۲۶ ـ لطف الله ميثمی مدير مسئول دو ماهنامه « چشم انداز ايران » به اتهام تبليغ عليه نظام ، انتشار مطالب خلاف واقع ، افتراء نسبت به نيروی انتظامی ، انتشار مطالبی عليه اصول قانون اساسی ، ترويج مطالبی که به اساس نظام لطمه وارد می کند ، انتشار مطالب الحادی و بر خلاف نظام با شکايت مدعی العموم در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. ( ايسنا ۲۲/۵/۸۵ )
۲۷ ـ کاريکاتوريست و قائم مقام مدير مسئول هفته نامه « نسيم » چاپ بجنورد ، به اتهام توهين به مقدسات و تشويش اذهان عمومی با شکايت بسيج استان خراسان شمالی و معاونت فرماندهی اطلاعات در دادگاه مطبوعات استان محاکمه شدند.(ايسنا ۲۷/۵/۸۵ )
۲۸ ـ احمد صفايی مدير مسئول روزنامه های توقيف شده « اخبار » و « اخبار اقتصاد » به اتهام افتراء ، توهين و نشر اکاذيب با شکايت اداره کل حقوقی نيروی انتظامی در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی حسين حسينيان محاکمه شد.(ايلنا ۲۹/۵/۸۵)
۲۹ ـ عبدالمحمد زاهدی مدير مسئول نشريه « آوای کرمانشاه » ، با شکايت اسماعيل ططری نماينده اسبق کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی و انصار حزب الله در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی حسين حسينيان محاکمه شد. (ايلنا ۲۹/۵/۸۵ )
مطبوعات : احکام صادره شده توسط دادگاه ها
۳۰ ـ ابوالفضل وصالی سردبير روزنامه توقيف شده « ندای آذرآبادگان » به اتهام تحريک و تهييج مردم برای اغتشاش و آشوب با شکايت مدعی العموم در شعبه دادگاه مطبوعات استان آذربايجان شرقی به ۶ ماه حبس تعزيری محکوم شد و امتياز نشريه « ندای آذرآبادگان » لغو گرديد. نامبرده در جريان اعتراضات مردمی تبريز دستگير و پس از ۴۵ روز با قرار وثيقه ۱۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. ( ايلنا ۲/۵/۸۵ )
۳۱ ـ ساقی باقری نيا مدير مسئول روزنامه توقيف شده « آسيا » به اتهام تبليغ به نفع گروههای مخالف نظام و ترويج مطالبی که به اساس نظام لطمه وارد می کند در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران و با تائيد شعبه ۲۷ ديوانعالی کشور به ۶ ماه حبس تعزيری محکوم شد. روزنامه « آسيا » بدستور قاضی سعيد مرتضوی توقيف شد و اسماعيل جمشيدی سردبير آن برای مدتی بازداشت گرديد.( ايسنا ۱۰/۵/۸۵ )
۳۲ ـ سايت « کانون دفاع از حقوق کودکان » بدستور مقامات امنيتی توسط کميته فيلترينگ فيلتر شد. اين کانون در سال ۱۳۷۸ تشکيل شد و از اسفند ۸۲ با مجوز رسمی وزارت کشور فعاليت می کرد. (کانون دفاع از حقوق کودکان ۱۶/۵/۸۵ )
۳۳ـ فواد صادقی مدير مسئول سابق سايت « بازتاب » به اتهام توهين و هتک حرمت با شکايت علی سعيد لو معاون اجرايی رئيس جمهور در شعبه ۱۰۶۰ دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی حسين محمد خانی به ۹۱ روز حبس تعزيری محکوم شد. ( ايسنا ۱۸/۵/۸۵ )
۳۴ ـ مهدی رحمانيان مدير مسئول روزنامه « شرق » به اتهام انتشار مطالب الحادی ، انتشار مطالب مغاير با مصوبات شورای عالی امنيت ملی ، انتشار مطالب تفرقه آميز مشتمل بر توهين به شخصيتهای دينی ، سياسی ، ملی و دريافت بيش از ۷۰ تذکر و اخطار بدستور هيئت نظارت بر مطبوعات در مدت يکماه بايد عوض شود. ( ايسنا ۲۱/۵/۸۵ )
۳۵ ـ عليرضا خوش اندام مدير مسئول نشريه « روانشناسی جامعه » به اتهام اشاعه منکرات و مطالب خلاف عفت عمومی در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمدرضا صارمی به يکسال حبس تعليقی محکوم شد. ( ايلنا ۲۳/۵/۸۵ )
۳۶ ـ امتياز ماهنامه توقيف شده « کارنامه » به مدير مسئولی نگار اسکندرفر ، به اتهام انتشار مطالب خلاف عفت و اخلاق عمومی در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به حکم قاضی محمدرضا صارمی لغو گرديد. نگار اسکندرفر مدير مسئول اين نشريه به يکسال حبس تعليقی محکوم شد. ( ايلنا ۲۳/۵/۸۵ )
۳۷ ـ زهرا اميری مدير مسئول نشريه « سينما خانواده » به اتهام استفاده ابزاری از افراد در تصاوير با شکايت مدعی العموم و معاونت مطبوعاتی و تبليغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمدرضا صارمی به پرداخت ۱۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم گرديد. ( ايلنا ۲۴/۵/۸۵ )
۳۸ ـ شکوه جيرودی مدير مسئول نشريه « نقش آفرينان » به اتهام استفاده ابزاری از افراد در تصاوير و اشاعه فحشاء و منکرات با شکايت مدعی العموم در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمدرضا صارمی به پرداخت ۵۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم گرديد. ( ايلنا ۲۴/۵/۸۵ )
اخبار مربوط به فعالين سياسی ، فرهنگی ، اجتماعی
۳۹ ـ عبدالفتاح سلطانی عضو « کانون مدافعان حقوق بشر » که به ۵ سال حبس تعزيری محکوم شده ، گفت : به نظر من تمام گناه بنده اين است که چرا وکالت پرونده های سياسی ، پرونده های مطبوعاتی، پرونده های دانشجويی و دو تن از متهمان هسته ای را قبول کرده ام. آنها در واقع می خواهند با من برخوردی بکنند که هيچ وکيلی ديگر جرات نکند در پرونده های سياسی مداخله کند . در اين پرونده هم در واقع بخاطر اعتقاداتم ، ابراز عقايدم و بخاطر دفاع از متهمين سياسی اين رای سنگين برای من صادر شده است.( راديو دويچه وله ۳/۵/۸۵)
۴۰ ـ به گفته حسين صفار هرندی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی ، هيئت نظارت بر مطبوعات « جبهه مشارکت ايران اسلامی » فاقد صلاحيت داشتن نشريه اعلام کرد.( ايلنا ۴/۵/۸۵ )
۴۱ـ اکبر اعلمی نماينده تبريز در مجلس شورای اسلامی گفت : امکان بازديد وی و چهار نماينده ديگر مجلس از بند ۲۰۹ زندان اوين فراهم نشد. نامبرده افزود: در بند ۲۰۹ زندانيان سياسی نگهداری می شوند و مسئوليت بند در دست وزارت اطلاعات می باشد.(ايلنا ۸/۵/۸۵)
۴۲ ـ بدستور کميسيون ماده ۱۰ قانون احزاب و جمعيتها ی وزارت کشور ، فعاليت « کانون مدافعان حقوق بشر » غير قانونی اعلام گرديد و گفته شده در صورت ادامه فعاليت تحت پيگرد قضايی قرار خواهند گرفت . ( ايسنا ۱۱/۵/۸۵ )
۴۳ ـ به گفته سيد علی صالحی عضو کانون نويسندگان ايران ، در ۲۷ سال اخير دايره مميزی کتاب ، هيچ دوره ای اين همه کينه ورزانه نبوده است ، دايره مميزی کتاب در وزارت ارشاد ، آن را به انبار کتاب تبديل کرده است . ناشرانی را می شناسم که همه اندوخته خود را روی کتاب گذاشته اند و همه دستاورد آنها در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به گروگان زمان در آمده است. ( ايلنا ۱۴/۵/۸۵ )
۴۴ ـ با تهديد نيروهای امنيتی سخنرانی دکتر عبدالکريم سروش در سمينار « دين و مدرنيته » در حسينه ارشاد لغو گرديد. ( ادوارنيوز ۲۶/۵/۸۵ )
۴۵ ـ کانون نويسندگان ايران با انتشار بيانيه ای اعلام کرد: جلوگيری از نشر کتاب و مطبوعات ، فيلترينگ سايتهای اينترنتی و اعمال سانسور در عرصه های مختلف سينما و تئاتر هر روز شديد می شود. در بخش ديگری از اين بيانيه آمده است : اين سياست ضدفرهنگی ، ضمن افزايش فشار بر نويسندگان و مترجمانی که معيشت آنان وابسته به نشر آثارشان است ، موجب ورشکستگی صنعت نشر و چاپ ، رکود کامل سينما و تئاتر مستقل و خلاق، نقاشی ، موسيقی و ديگر زمينه های آفرينش هنری ، فرهنگی و فکری خواهد شد. ( ايلنا ۲۷/۵/۸۵ )
۴۶ ـ خانم ليلی گلستان مترجم گفت : مرگ کتاب با توجه به شرايطی که از سوی مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوجود آمده در کشور ما آغاز شده ،گويی بايد منتظر مرگ نويسندگان باشيم . وی افزود : شرايط صدور مجوز و اعلام وصول در کشور ما بسيار اسفناک است ، هرکسی را که می بينی توی صف ايستاده است تا کتابش مجوز بگيرد يا اعلام وصول آن صادر شود . بسياری از کتابها هم که سالهاست منشر شده اند ، مجوز آنها باطل می شود. وقتی مجوز يک کتاب پس از ۲۵ سال لغو می شود و کسی پاسخگو نيست ، ديگر چه کاری می توان کرد . ( ايلنا ۲۷/۵/۸۵ )
احضار فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعی به دادگاهها
۴۷ ـ ابراهيم مددی نايب رئيس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ، به اتهام ايجاد اخلال در نظم جهت بازجويی به شعبه ۴ دادسرای کارکنان دولت احضار شد. اين فعال مسائل کارگری ، قبلا به اتهام تبليغ عليه نظام در دی ماه ۸۴ بازداشت و پس از مدتی با قرار وثيقه ۲۰ ميليون تومانی از زندان آزاد گرديد. پرونده وی در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب اسلامی تهران مفتوح است . ( ايلنا ۶/۵/۸۵ )
بازجويی فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعی
۴۸ ـ دکتر غلامعباس توسلی عضو شورای مرکزی « نهضت آزادی ايران » به اتهام تبليغ عليه نظام و نشراکاذيب با شکايت شورای نگهبان در شعبه پنجم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجويی قرار گرفت . ( ايلنا ۱۷/۵/۸۵ )
۴۹ ـ خسرو سيف دبير کل « حزب ملت ايران » توسط وزارت اطلاعات احضار و برای چند ساعت مورد بازجويی قرار گرفت . در اين بازجويی به ايشان شديدا هشدار داده شد که در اظهارات و اعلاميه ها از خط سرخ حاکميت گذر کرده و در صورت تکرار با ايشان برخورد قضايی خواهد شد. ( جبهه ملی ايران ۶/۴/۸۵ )
۵۰ ـ دکتر محمدرضا خاتمی عضو شورای مرکزی « جبهه مشارکت ايران اسلامی » و نماينده تهران در دوره ششم مجلس شورای اسلامی، به علت شرکت در تحصن نمايندگان در شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجويی قرار گرفت . (ايلنا ۱۷/۵/۸۵ )
۵۱ ـ محسن آرمين « عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران » و نماينده تهران در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به اتهام تبليغ عليه نظام ، توهين به مسئولان و نشراکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی با شکايت مدعی العموم در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی حسين حسينيان مورد بازجويی قرار گرفت . اين اتهامات بر اساس اظهار نظرها و يا مصاحبه های وی در سالهای ۷۸ تا ۸۱ با نشريات توقيف شده « توانا »، « جامعه مدنی» ، « نوروز » ، « عصرما » ، « حيات نو » ، « دوران امروز » ، « اخبار اقتصاد » ، « خرداد » و نشريات توقيف نشده « صدا » ، « همستگی » و « آفتاب يزد » تنظيم شده است. (ايسنا ۲۵/۵/۸۵ )
محاکمه فعالين سياسی فرهنگی و اجتماعی :
۵۲ ـ داود عظيم زاده ، مجيد پژوه فام ، ياشار حکاک پور ، حامد يگانه و عليرضا حقی از بازداشت شدگان اعتراضات مردمی خردادماه شهرستان مراغه ، به اتهام تبليغ عليه نظام ، مشارکت در تشکيل دسته يا جمعيت غير قانونی به قصد برهم زدن امنيت کشور و تحريک مردم به قصد برهم زدن امنيت کشور با شکايت مدعی العموم در شعبه اول دادگاه انقلاب مراغه محاکمه شدند. اين متهمين پس از مدتی بازداشت هرکدام با قرار وثيقه ۳۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شدند. ( ايسنا ۱۵/۵/۸۵ )
۵۳ ـ اکبر خوب از فعالين حرکت ملی آذربايجان ، که در جريان اعتراضات مردمی در اردبيل توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود ، در دادگاه انقلاب اردبيل به ۵۰ ضربه شلاق و ۳۰۰۰۰۰ تومان جريمه نقدی محکوم شد. جلال تقوی يکی ديگر از فعالين حرکت ملی آذربايجان ، با وثيقه ۵۰۰۰۰۰۰ تومانی از زندان آزاد شد.(کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ۲/۵/۸۵)
۵۴ ـ عباس پوراظهری از فعالين ملی ـ مذهبی که در جريان اعتراضات مردمی تبريز بازداشت و پس از ۲۵ روز با قرار وثيقه ۱۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شده بود ، به اتهام اخلال در نظم از طريق شرکت در تظاهرات روز اول خرداد سال جاری با شکايت مدعی العموم در شعبه ۱۱۰ دادگاه جزايی تبريز محاکمه شد. ( ايلنا ۱۵/۵/۸۵ )
۵۵ ـ معصومه کعبی و سکينه نيسی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه بازپرسی ويژه اهواز محاکمه شدند. اين افراد به مدت يکماه در بازداشت بودند و با قرار وثيقه ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ تومانی از زندان آزاد شدند. ( ايلنا ۱۳/۵/ ۸۵ )
۵۶ ـ برهان ديوارگر از بازداشت شدگان تجمع روزجهانی کارگر در سقز ، به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم غيابا در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز محاکمه شد.(ايلنا ۲۸/۵/۸۵ )
دستگيری فعالين سياسی فرهنگی و اجتماعی :
۵۷ ـ فلاح ولايتی ، فرشيد صلواتی و لقمان صلواتی در روستای صلوات آباد از توابع سنندج پس از ضرب و شتم توسط نيوهای امنيتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۵/۸/۸۵ )
۵۸ ـ دهها نفر از فعالين دانشجويی که برای شرکت در مراسم بزرگداشت اکبر محمدی از تهران با دو دستگاه مينی بوس عازم آمل بودند. در بين راه توسط نيوهای امنيتی بازداشت و به تهران بازگردانده شدند. معصومه لقمانی ، بهاره هدايت ، سميرا صدری ، محمد هاشمی ، علی نيکونسبتی ، حنيف يزدانی ، هومن کاظميان ، علی عزيزی ، علی مليحی ، حبيب حاج حيدری، علی جمالی و ايمان براتيان از جمله بازداشت شدگان می باشند.
( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۳/۵/۸۵ )
۵۹ ـ اميد عباسقلی نژاد مسئول روابط عمومی « جبهه دمکراتيک ايران »، در راه عزيمت به شهر آمل جهت شرکت در مراسم بزرگداشت اکبر محمدی توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل گرديد. نامبرده پيش از اين به مدت ۳ سال در زندانهای اوين و قزل حصار زندانی بوده است. ( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۹/۵/۸۵ )
۶۰ ـ براثر فشار نيروهای امنيتی مراسم بزرگداشت اکبر محمدی در مسجد النبی تهران لغو گرديد. حضور مامورين امنيتی در اطراف مسجد محسوس بود و ۲۵ نفر از افرادی که قصد شرکت در مراسم را داشتند توسط حفاظت اطلاعات ناجا بازداشت شدند. همچنين پدر و مادر اکبر محمدی توسط اداره اطلاعات آمل مورد بازجويی قرار گرفتند . وزارت اطلاعات در تماس با تعدادی از فعالين دانشجويی و برگزارکنندگان مراسم آنها را تهديد کرده بود در صورت برگزاری مراسم با شرکت کنندگان بشدت برخورد خواهد شد.(کميته¬ دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۹/۵/۸۵)
۶۱ ـ فرزاد کمانگر دبير يکی از دبير ستانهای شهرستان کامياران و عضو « سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان » جهت بازجويی به اداره اطلاعات کامياران احضار و پس از آن ناپديد شده است . ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۹/۸/۸۵ )
فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعی : احکام صادره شده توسط دادگاه ها
۶۲ ـ به گفته جواد طريری وکيل مدافع پرونده تعدادی از متهمان بمب گذاری در استان خوزستان ، ۱۹ نفر در شعبه ۳ دادگاه انقلاب اسلامی اهواز محاکمه شدند. احکام صادره به اين شرح است : ۱۰ نفر از اين متهمين به اتهام محاربه واقدام عليه امنيت ملی از طريق تشکيل کتيبه « محی الدين آل ناصر » به اعدام در ملاء عام محکوم شدند. سه نفر به تحمل ۱۰ ، ۱۵ و ۲۰ سال حبس تعزيری در تبعيد محکوم شدند. ۳ نفر ديگر به اتهام عضويت در جمعيت غيرقانونی با هدف برهم زدن امنيت کشور به ۵ سال حبس تعزيری و يکی ديگر به اتهام حمل مواد منفجره به ۵ سال حبس تعزيری محکوم شدند. يک متهم به اتهام تبليغ عليه نظام به يکسال حبس تعزيری محکوم گرديد. ( ايلنا ۳/۵/۸۵ )
۶۳ ـ تقی رحمانی ، رضا عليجانی و هدی صابر از فعالين « ملی ـ مذهبی » به اتهام معاونت در تشکيل انجمن « سپهر انديشه نوين » در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران و با تائيد شعبه ۳۶ دادگاه تجديد نظر هرکدام به ۸ ماه حبس تعزيری محکوم شدند.( ايسنا ۶ /۵/ ۸۵)
۶۴ ـ پيمان نودينيان دبير انجمن صنفی معلمان کردستان و فعال کانون دفاع از حقوق کودکان به علت فعاليت صنفی در جهت تغيير وضعيت فرهنگيان و نظام آموزشی ، بر اساس حکم صادره از سوی دادگاه سنندج به ۵ سال تبعيد به استان کهکيلويه و بوير احمد محکوم گرديد.
( کانون دفاع از حقوق کودکان ۶/۵/۸۵ )
۶۵ ـ چهار نفر از دراويش گنابادی به اتهام اخلال در نظم در دادگاه جزايی قم به پرداخت ۳۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شدند.(ايلنا ۷/۵/۸۵)
۶۶ ـ مسلم باوی به اتهام عضويت در جمعيت غيرقانونی و مخالفت با نظام به قصد برهم زدن امنيت کشور ، شرکت در فعاليت تبليغی عليه نظام و شرکت در حمل ، نگهداری و اختفاء مواد منفجره در شعبه ۱۰۳ دادگاه جزايی اهواز به ۱۰ سال حبس تعزيری محکوم شد. اين متهم در زمان دستگيری ۱۷ ساله بوده است. ( ايلنا ۱۰/۵/۸۵ )
۶۷ ـ خالد قاسمی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی ، در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سقز به ۵ سال حبس تعزيری و ۲ سال تبعيد به شهرستان قروه محکوم گرديد.
( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۱/۵/۸۵ )
۶۸ ـ رضا صفری و اميد کريم زاده که در جريان اعتراضات مردمی خردادماه در اروميه بازداشت شده بودند، به جرم پخش اعلاميه ، ايجاد ناامنی و اغتشاش در دادگاه اروميه به ترتيب به ۲و۳ سال حبس تعليقی محکوم شدند. ( کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ۱۳/۵/۸۵ )
۶۹ ـ شاهو رحمانی از بازداشت شدگان اعتراضات مردمی سنندج ، در تابستان ۸۴ به اتهام تخريب اموال عمومی در شعبه ۱۰۱ دادگاه جزايی سنندج به يکسال حبس تعزيری محکوم گرديد. (وبلاگ موکريان ۱۳/۵/۸۵)
۷۰ ـ مهندس عباس امير انتظام عضو شورای مرکزی « جبهه ملی ايران » که در مرخصی استعلاجی بسر می برد ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق تبليغ عليه نظام با شکايت مدعی العموم در شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران به پرداخت ۳۰۰ هزارتومان جزای نقدی بدل از حبس محکوم شد. ( ايلنا ۱۷/۵/۸۵ )
۷۱ ـ سيد خليل حسينی ، واحد هرمز آبادی ، حسن قربانی و حسين قربانی از بازداشت شدگان ارديبهشت ماه در شهرستان سردشت ، پس از ۳ ماه زندان هرکدام به حکم دادگاه به پرداخت ۵۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان ۱۸/۵/۸۵)
۷۲ ـ کاوه آزاد لطف پوری ، دبير موسسه « شاهو » در سنندج ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی توسط قوه قضائيه به ۲ سال زندان تعليقی محکوم شد. ( ادوارنيوز ۲۲/۵/۸۵ )
۷۳ ـ کاوه جوانمرد به اتهام اقدام عليه امنيت ملی ، در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به ۵ سال حبس تعزيری محکوم شد. همچنين نامبرده در شعبه ۱۰۳ دادگاه جزايی سنندج ، به اتهام تخريب اموال عمومی به ۸ ماه حبس تعزيری محکوم گرديد. وی در جريان اعتراضات مردمی سنندج در تابستان ۸۴ مدتی در بازداشت بود. (وبلاگ موکريان ۲۳/۵/۸۵)
۷۴ ـ عبدالله مومنی سخنگوی سازمان « دانش آموختگان ايران اسلامی » ، به علت مخالفت با صدور حکم اعدام برای دکتر هاشم آغاجری در سال ۸۱ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و برگزاری تجمعات غيرقانونی در شعبه ۳۶ دادگاه تجديد نظر استان تهران به ۵ سال حبس تعليقی محکوم گرديد. ( ايلنا ۲۴/۵/۸۵ )
۷۵ ـ جليل آقاجانی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق «جاسوسی» در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران و با تائيد شعبه ۳۲ ديوانعالی کشور محکوم به حبس ابد شد.(ايسنا ۲۹/۵/۸۵)
اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
۷۶ ـ سيد مهدی سيدزاده عضو « کانون زندانيان سياسی مسلمان قبل از انقلاب » ، که به اتهام تبليغ عليه نظام ۲۷ روز پيش بازداشت شده بود با قرا وثيقه ۲۰ ميليون تومانی از زندان تبريز آزاد شد.(ايلنا ۲/۵/۸۵)
۷۷ ـ خليل بهراميان وکيل مدافع اکبر محمدی از دانشجويان زندانی که در جريان حوداث کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ بازداشت و به ۱۵ سال زندان محکوم شد، اعلام کرد: مقامات زندان اوين اعلام کردند ، چون اکبر محمدی در اعتصاب غذا است ممنوع الملاقات می باشد.
( ايلنا ۳/۵/۸۵ )
۷۸ ـ احمد باطبی از دانشجويان بازداشت شده در جريان اعتراضات کوی دانشگاه تهران در تير ماه ۷۸ ، که در مرخصی بسر می برد مجددا توسط مامورين امنيتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منقل گرديد. ( ادوارنيوز ۸/۵/۸۵ )
۷۹ـ اسماعيل اديب حسامی ، موسی اصلانی ، علی رسول نژاد و خالد چوبينه از طرفداران احمد مفتی زاده پس از ۲۸ روز بازداشت از زندان بوکان آزاد شدند.(وبلاگ موکريان ۱۰/۵/۸۵)
۸۰ ـ پدر و مادر پير ، رضا عباسی عضو « سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی » و از موسسين « کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان » که از ۵۰ روز پيش در بازداشت بسر می برد ، جهت بازجويی به اداره اطلاعات زنجان احضار شدند. آنها بارها بوسيله تلفن توسط مامورين اداره اطلاعات مورد بازجويی قرار گرفته اند. همچنين بدستور قاضی نقيلو دادسرای انقلاب زنجان با صدور قرار کفالت برای رضا عباسی مخالفت می کند.(ادوارنيوز ۱۵/۵/۸۵ )
۸۱ ـ دکتر حسام فيروزی پزشک معالج احمد باطبی در خارج از زندان اعلام کرد ، با توجه به بيماريهای گوناگون احمد باطبی و نهمين روز اعتصاب غذای وی به پزشکان زندان هشدار می دهم در صورتی که اعتصاب غذای ايشان پايان نپذيرد و جهت ادامه درمان به خارج از زندان منتقل نگردد ، ايشان سرنوشتی همچون زنده ياد اکبر محمدی پيدا خواهد کرد. ، جان انسانی در خطر است و تا واقعه غير انسانی ديگری رخ نداده به وضعيت احمد باطبی رسيدگی کنيد. ( ادوارنيوز ۱۶/۵/۸۵ )
۸۲ ـ حجت بختياری از زندانيان سياسی ، که از سال ۸۱ به اتهام تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملی در زندان اوين بسر می برد ، به اتهام ايجاد اغتشاش در زندان در شعبه ۱۱۷۸ مجتمع قضايی قدس تفهيم اتهام شد.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۸/۵/۸۵)
۸۳ ـ منصور اسانلو رئيس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد ، پس از ۷ ماه زندان با قرار وثيقه ۱۵۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد شد. ( ايلنا ۱۸/۵/۸۵ )
۸۴ ـ ماشالله عباسی ، کارشناس ارشد روابط عمومی و امور بين الملل وزارت کشور ، که به اتهام سياسی و امنيتی بازداشت شده بود ، پس از تحمل ۴ ماه حبس انفرادی در بند ۲۰۹ ، به بند ۳۵۰ زندان اوين منتقل گرديد . ( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۱/۵/۸۵ )
۸۵ ـ سهراب جلالی به اتهام عضويت در يکی از احزاب اپوزسيون بيش از ۵ ماه است که در زندان سنندج بصورت بلاتکليف در انتظار حکم دادگاه بسر می برد. (وبلاگ موکريان ۲۲/۵/۸۵)
۸۶ ـ محمد مجدزاده قائم مقامی دانشجوی دانشگاه تهران که به اتهام ايجاد اغتشاش و اقدام عليه امنيت ملی ۳۶ روز پيش توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود ؛ پس از انتقال از زندان اوين به بيمارستان با قرار وثيقه آزاد شد. ( ايلنا ۲۷/۵/۸۵ )
۸۷ ـ خليل بهراميان وکيل مدافع دانشجوی زندانی احمد باطبی اعلام کرد، مقامات زندان اوين اجازه ملاقات با موکل اش را نمی دهند. ( ايلنا ۲۸/۵/۸۵ )
اخبار کارگری :
۸۸ ـ به گفته عيد علی کريمی دبير اجرايی خانه کارگر استان قزوين ، ۳۳۰ کارگر قرار دادی شرکت توليدی لوازم ماشين « مارليگ سان قزوين » از کار اخراج شده اند. (ايلنا ۱/۵/۸۵ )
۸۹ ـ به گفته محمد يعقوبی دبير اجرايی خانه کارگر استان گيلان ، ۴۵۰ کارگر شرکت « ايران الکتريک » بيش از ۳۶ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. (ايلنا ۱/۵/۸۵ )
۹۰ ـ به گفته حسن کامران نماينده اصفهان در مجلس شورای اسلامی ، کارگران کارخانه « سيمين نو » اصفهان ۵ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. وی افزود: فردی بنام هراتی که چندين سال پيش ۹ ميليارد تومان جهت تهيه تسهيلات برای کارخانه دريافت کرده و به کانادا رفته بود ، قصد بازگشت و تصرف کارخانه را دارد . (ايلنا ۱/۵/۸۵ )
۹۱ ـ ۶۰ نفر از کارگران و رفتگران شهرداری قائمشهر ، به علت عدم دريافت مطالبات خود از قبيل بن کارگری ، حق اولاد ، حق مسکن ، و دستمزد واقعی دست به تجمع اعتراض آميز زدند. اين کارگران از ۴ صبح تا ۶ غروب کار می کنند. (ايلنا ۱/۵/۸۵ )
۹۲ ـ به گفته حسن تيز مغز مديرکل سازمان کار و آموزش فنی و حرفه ای استان تهران در ۳ ماه اول سال جاری ۲۵۰۰۰ کارگر از کار اخراج شده اند. ( ايلنا ۲/۵/۸۵ )
۹۳ ـ در پی اعتصاب يک روزه کارگران شرکت تعاونی توليدی و توزيعی « اروم پيام » اروميه ، برای دريافت حقوق معوقه شان ، ۴ نفر از کارگران بعنوان عامل اعتصاب از کار اخراج شدند.
( ايلنا ۴/۵/۸۵ )
۹۴ ـ به گفته مجيد احمدی گودينی رئيس کانون شوراهای اسلامی کار استان کرمانشاه ، بيش از ۳۰ کارگر کشتارگاه صنعتی « آفتاب تابان » ۱۰ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. اين شرکت زير پوشش بانک ملت می باشد.(ايلنا ۶/۵/۸۵ )
۹۵ ـ به گفته محمد يعقوبی دبير اجرايی خانه کارگر استان گيلان ، ۱۸۰ کارگر شرکت « کنف کار رشت » ، ۳۰ ماه است که بلاتکليف هستند. وی افزود: در سال جاری ۷۰۰۰ کارگر در استان گيلان از کار اخراج شده اند. (ايلنا ۶/۵/۸۵ )
۹۶ ـ به گفته درويش زاده ، مدير حريق و نجات سازمان آتش نشانی و خدمات ايمنی تهران ، بر اثر ريزش ديوار در خيابان بوعلی در زمان گود برداری غير اصولی ۵ کارگر کشته شدند. همچنين به گفته دکتر محمدرضا بمانيان شهردار منطقه يک تهران ، ، علت وقوع حادثه عدم رعايت موارد ايمنی توسط کارفرمايان می باشد. از جمله عدم اجرای سازه نگهبان در محل ساخت ، عدم استفاده از کلاه و کمربند ايمنی می توان نام برد . (ايسنا ۶/۵/۸۵ )
۹۷ ـ به گفته حسن برسم رئيس انجمن صنفی کوره پزخانه ها ی محمودآباد تهران،با تعطيلی ۱۰ کوره پزخانه فعال ، شاغلين در کوره پزخانه ها از ۷۰۰۰ نفر به ۱۵۰۰ نفر در سال جاری کاهش يافته است .( ايلنا ۷/۵/۸۵ )
۹۸ ـ کارخانه « آرد و گلو کز و نشاسته » در ياسوج تعطيل و ۲۳۰ کارگر شاغل در اين کارخانه از کار اخراج شدند. .( ايلنا ۷/۵/۸۵ )
۹۹ ـ ۴۰ کارگر شاغل در شرکت خدماتی « چشمه ساز » ياسوج ، ۱۳ کارگر خدماتی بيمارستان رجايی ياسوج و ۴۰ کارگر خدماتی نظافت شهری شهرداری ياسوج ۲ تا ۳ ماه است که حقوق خود را دريافت نکرده اند. .( ايلنا ۷/۵/۸۵ )
۱۰۰ ـ به گفته پرويز رزميان فر معاون عمليات سازمان آتش نشانی شهرداری تهران، به علت آوار برداری غير اصولی در عمق ۱۰ متری بر اثر ريزش ديوار ۶ کارگر کشته شدند.(کيهان ۸/۵/۸۵)
۱۰۱ ـ شرکت توليدی « البرز دارو » در قزوين تصميم دارد تا پايان شهريور ۲۱۰ کارگر با سابقه ۱۸ تا ۲۵ سال را از کار اخراج و به جای آنها کارگران قرار دادی استخدام کند . اين شرکت زير پوشش بنياد ۱۵ خرداد می باشد. (ايلنا ۹/۵/۸۵ )
۱۰۲ ـ به گفته اسماعيل حق پرستی دبير اجرايی خانه کارگر استان تهران ، ۴۲ کارگر بيمارستان «ايران» ۸ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. وی¬افزود:از ابتدای سال ۸۳ تاکنون ۱۰۰ نفر از شاغلان اين بيمارستان از کار اخراج شده اند. (ايلنا ۹/۵/۸۵)
۱۰۳ ـ به گفته اسماعيل حق پرستی دبير اجرايی خانه کارگر استان تهران ، ۳۰ کارگر قرار دادی شرکت دارو سازی « لقمان » از کار اخراج شدند. (ايلنا ۱۰/۵/۸۵)
۱۰۴ ـ به گفته عبدالله دهقان دبير اجرايی خانه کارگر شهرستان درود ، ۵۰ واحد سنگبری فعال در شهرستان درود تعطيل و ۷۰۰ کارگر شاغل در اين کارخانه ها¬¬ از کاراخراج شدند.
(ايلنا ۱۰/۵/۸۵)
۱۰۵ ـ به گفته اسماعيل حق پرستی دبير اجرايی خانه کارگر استان تهران ، شرکت توليدی « جوراب سپهر » تعطيل و ۳۰ کارگر شاغل در اين شرکت از کار اخراج شدند. (ايلنا۱۱/۵/۸۵)
۱۰۶ ـ به گفته غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر شهرستان طبس ، ۱۵ نفر از کارگران شرکت توليدی سم کشاورزی « طبس شيمی » از کار اخراج شدند. همچنين ۲۷ ميليون تومان مطالبات کارگران پرداخت نشده است . (ايلنا۱۱/۵/۸۵)
۱۰۷ ـ به گفته حسين باقريان دبير اجرايی خانه کارگر شهريار ، ۸۰ نفر از کارگران شاغل در شرکت توليدی « آلفا شهريار » از کار اخراج شدند. (ايلنا۱۱/۵/۸۵)
۱۰۸ ـ به گفته دريا بيگی دبير اجرايی خانه کارگر استان مازندران ، خصوصی سازی از راه اصلی خود خارج شده ، واگذاری کارخانجات به کسانيکه حتی يک ساعت در کارخانه مشغول به کار نبوده اند و دل برای توليد و کار نمی سوزانند منجر به آن شده که تنها در استان مازندران ۲۰۰۰۰ نيروی کار شغل خود را از دست بدهند. همچنين به گفته عليجان زاده فرماندار شهرستان قائمشهر ۱۱۰۰۰ متقاضی کار در اين شهرستان وجود دارد.(ايلنا۱۳/۵/۸۵)
۱۰۹ـ به گفته اصغر برشان دبير اجرايی خانه کارگر استان اصفهان ، ۵۰۰ کارگر شاغل در شرکت نساجی «سيمين نو» اصفهان بخشی از عيدی و پاداش سال ۸۴ و حقوق و مزايای ۴ ماه اخير خود را دريافت نکرده اند. وی گفت: در زمان انتقال، زمين های کارخانه به قيمت متری ۲۰۰۰۰۰ تومان تا يک ميليون تومان به انبوه سازان فروخته شد و با بازخريد و بازنشستگی آمار کارگران اين شرکت از ۱۴۰۰ نفر به ۵۰۰ نفر کاهش يافته است. ( ايلنا ۱۳/۵/۸۵ )
۱۱۰ ـ به گفته عوض سلطانی قائم مقام خانه کارگر پاکدشت ، از ابتدای سال جاری تاکنون ۵۰ واحد ريخته گری در شهرستان پاکدشت تعطيل و بيش ۱۰۰۰ کارگر از کار اخراج شدند.
(ايلنا ۱۳/۵/۸۵)
۱۱۱ ـ به گفته اسماعيل حق پرستی دبير اجرايی خانه کارگر استان تهران ، ۳۷۰ کارگر شرکت مسافربری راه آهن « جاء » با ۲۰ سال سابقه از کار اخراج شدند. (ايلنا ۱۳/۵/۸۵)
۱۱۲ ـ به گفته حسين باقريان دبير اجرايی خانه کارگر شهريار ، ۹۰ کارگر شاغل در شرکت « ام ک بتن » بيش از ۲ ماه است که حقوق خود را دريافت نکرده اند. (ايلنا ۱۳/۵/۸۵)
۱۱۳ ـ به گفته عوض سلطانی نايب رئيس انجمن صنفی کوره پزخانه ها ی خاتون آباد پاکدشت ، با تعطيلی ۸ کوره آجر پزی ۴۰۰۰ کارگر شاغل در اين کوره پزخانه ها از کار اخراج شدند. ( ايلنا ۱۴/۵/۸۵ )
۱۱۴ ـ به گفته محمد جهانگيری مسئول شوراهای اسلامی شهريار و رباط کريم ، ۱۰۰ کارگر پيمانکاری شرکت توليدی « بهمن » از کار اخراج شدند. همچنين ۴۰۰ کارگر شاغل در اين شرکت با اجرای طرح بازنشستگی پيش از موعد بازنشسته شدند. (ايلنا ۱۴/۵/۸۵)
۱۱۵ ـ به گفته سعيد ترابيان عضو سنديکای شرکت واحد اتوبو سرانی تهران ، با گذشت ۶ ماه از اعتصاب ، هنوز ۵۵ کارگر اخراجی در سرگردانی بسر می برند. اين کارگران به منظور روشن شدن وضعيت کاری خود در مقابل اداره کار شرق تهران تجمع کرده بودند. جرم اين کارگران اخراجی شرکت در اعتصاب می باشد.(ايلنا ۱۴/۵/۸۵)
۱۱۶ ـ به گفته عباس سالاری دبير اجرايی خانه کارگر پاکدشت ، بدنبال اصلاحيه لايحه دستمزد تا کنون ۳۰۰ کارگر معترض به عملکرد غير قانونی کار فرمايان از کار اخراج شده اند. ساير کارگران هم از بيم اخراج ، جرات اعتراض ندارند. (ايلنا ۱۵/۵/۸۵)
۱۱۷ ـ ۴۰ کارگر سد معبر شهرداری منطقه ۱۳ تهران ، بيش از ۲ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. اين کارگران برای دريافت حقوق معوقه خود در مقابل شهرداری دست به اعتصاب زدند. (ايلنا ۱۵/۵/۸۵)
۱۱۸ ـ بيش از ۷۰ کارگر شاغل در شرکت توليدی « شيشه ايمنی » گيلان، بيش از ۲ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند ، ۶۰ کارگر شاغل در اين شرکت مدتی پيش با استناد به ماده ۹ نوسازی صنايع از کار اخراج شدند. (ايلنا ۱۵/۵/۸۵)
۱۱۹ ـ به گفته علی مردان اصلاح طلب ، رئيس اداره آب و فاضلاب شهرستان کهکيلويه ، ۴۸ کارگر شاغل در اين اداره مدت ۱۰ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. (ايلنا ۱۷/۵/۸۵)
۱۲۰ـ به گفته مرتضی مختاری فر دبير اجرايی خانه کارگر استان لرستان ، مصوبه دستمزد سال ۸۵ و اصلاح آن از سوی وزارت کار با فاصله ۳ ماه موجب شد ، که ۴ تا ۵ هزار کارگر شاغل در استان لرستان از کار اخراج شوند. ( ايلنا ۲۰/۵/۸۵ )
۱۲۱ ـ به گفته عيد علی کريمی دبير اجرايی خانه کارگر استان قزوين ، با اصلاحيه دستمزد سال ۸۵ بيش از ۱۰۰۰ کارگر شاغل در واحدهای توليدی و صنعتی از کار اخراج شدند.وی افزود: تنها در واحد توليدی « مارليگ سان قزوين » ۳۳۰ کارگر قرار دادی در پی اصلاحيه دستمزد و اعتراض به يکجانبه اجرايی شدن آن از کار اخراج شدند. (ايلنا ۲۰/۵/۸۵ )
۱۲۲ ـ به گفته محمدرضا خاتمی در کنگره « جبهه مشارکت ايران اسلامی » تصميمات يک شبه و عقب نشينی های مشابه آن توسط دولت ، باعث گرانی های گسترده در سه ماهه اول سال جاری و بيکار شدن حدود ۲۰۰۰۰۰ نفر شده است . ( ايلنا ۲۰/۵/۸۵ )
۱۲۳ ـ به گفته غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر شهرستان طبس ، در پی اجرای اصلاحيه دستمزد سال جاری، بيش از ۳۰۰ کارگر از کار اخراج شدند. (ايلنا۲۱/۵/۸۵)
۱۲۴ ـ ۱۸ نفر از کارگران واحد تنظيف کشتارگاه صنعتی کرمان بيش از ۵ ماه است که حقوق خود را دريافت نکرده اند.آب آشاميدنی اين کارگران از استخر روباز محوطه تامين می شود که به علت آلودگی آب تعدادی از آنان چندين بار دچار مسموميت شده اند. بدليل وضعيت نامناسب بهداشتی محيط کار و نداشتن دستکش دستهای اين کارگران دچار قارچ پوستی شده و ۲ نفر به بيماری تب مالت گرفتار و بدون دريافت هيچ گونه خسارتی خانه نشين شده اند. (ايلنا۲۲/۵/۸۵)
۱۲۵ ـ بيش از ۸۰ کارگر خدماتی ناحيه ۱ منطقه ۱۲ شهرداری تهران ، بيش از ۲ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. اين کارگران تاکنون حق الاود ، حق مسکن و بن کارگری دريافت نکرده اند. (ايلنا۲۳/۵/۸۵)
۱۲۶ ـ به گفته عوض سلطانی قائم مقام خانه کارگر پاکدشت ، با تعطيلی ۶۰ واحد ريخته گری بيش از ۱۵۰۰ کارگر شاغل از کار اخراج شدند. (ايلنا۲۳/۵/۸۵)
۱۲۷ ـ بيش از ۱۰۰ نفر از کارگران شرکت نساجی مازندران ، بيش از ۳ ماه است که حقوق خود را دريافت نکرده اند. در اين واحد توليدی طی سالهای گذشته ۷۰۰۰ کارگر مشغول بکار بودند. ولی اکنون ۴۰۰ کارگر شاغل می باشند. ( ايلنا ۲۴/۵/۸۵ )
۱۲۸ ـ به گفته اسماعيل حق پرستی دبير اجرايی خانه کارگر استان تهران ، ۷۰ کارگر شرکت « فرآور پارس » واقع در شرق تهران از کار اخراج شدند. (ايلنا ۲۸/۵/۸۵)
۱۲۹ ـ حقوق قانونی ۲۵۰۰۰ کارگر شاغل در راه آهن به واسطه فعاليت صدها شرکت پيمانکار تضييع می شود. کارگران شاغل در راه آهن موظف هستند که در روزهای تعطيل و جمعه سرکار خود باشند. همچنين امکاناتی چون سهميه کفش ايمنی کار کاهش يافته و سهميه شير و بيسکويت پرسنل نيز قطع شده است . حق بيمه پرداختی کارگران از طرف راه آهن از ۲۳ درصد به ۲۰ درصد تقليل يافته است . کارگران از ترس اخراج جرات اعتراض ندارند.
(ايلنا ۲۸/۵/۸۵)
۱۳۰ ـ به گفته محمد يعقوبی دبير اجرايی خانه کارگر استان گيلان ، ۵۴۰ کارگر شرکت « چينی سازی گيلان » ۴ سال است که بلاتکليف هستند. وی ادامه داد: اين شرکت مهمترين صادر کننده چينی ايران در خاورميانه بود ، که با اعمال سياست خصوصی سازی کارخانه به بحران کشيده شد. نامبرده افزود : همچنين ۶۲۰ کارگر معدن « سنگرود » ۱۸ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. ( ايلنا ۳۱/۵/۸۵ )
محکومين به اعدام :
۱۳۱ ـ مصطفی ۲۴ ساله به جرم قتل محسن ۲۲ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد. ( ايسنا ۱/۵/۸۵ )
۱۳۲ـ حميد به جرم قتل داود در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه ۳۳ ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ايسنا ۶/۵/۸۵)
۱۳۳ ـ محمدعلی سواری ، يحيی ناصری ، ناظم بريهی ، عبدالامام زائری و عبدالزهرا هياچی به اتهام بمب گذاری در شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز و با تائيد ديوان عالی کشور محکوم به اعدام در ملاء عام شدند. ( کيهان ۸/۵/۸۵ )
۱۳۴ ـ حمزه سواری يکی از متهمين پرونده انفجارهای اهواز ، به اتهام محاربه و اقدام عليه امنيت داخلی کشور به حکم دادگاه انقلاب اسلامی اهواز و تائيد ديوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ايلنا ۹/۵/۸۵ )
۱۳۵ ـ علی به جرم قتل مريم ۲۵ ساله و کور کردن رسول در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه ۴۲ ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ايسنا ۹/۵/۸۵)
۱۳۶ـ رامين به جرم قتل صوفيا در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه ۳۷ ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ايسنا ۱۰/۵/۸۵)
۱۳۷ ـ محمد به جرم قتل پسر دايی اش در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی به اعدام و کور شدن چشم محکوم شد. (فارس ۱۰/۵/۸۵)
۱۳۸ ـ محسن ۲۱ ساله به جرم قتل پدر بزرگش عيسی قلی در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد. ( ايسنا ۱۵/۵/۸۵ )
۱۳۹ ـ يک مرد به جرم قتل باجناقش در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد. ( ايسنا ۱۵/۵/۸۵ )
۱۴۰ ـ رضا به جرم قتل عبدالرضا در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی برای دومين بار محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ۱۹/۵/۸۵ )
۱۴۱ ـ کيارش ۲۳ ساله به جرم قتل محمود در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد. ( ايسنا ۲۳/۵/۸۵ )
قتل مردم توسط نيروهای امنيتی و انتظامی :
۱۴۲ ـ بر اثر تيراندازی مامورين نيروی انتظامی به ماشين مختار حسن پور ۲۵ ساله فرزند قادر حاج يوسف اهل روستای « هرمزآباد» از توابع شهرستان سردشت ، وی در ميان شعله های آتش کشته شد. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۸/۵/۸۵ )
۱۴۳ ـ بر اثر تيراندازی نيروی انتظامی به يک خودرو در مسير جاده پيرانشهر به سردشت راننده خودرو بنام علی محمودی کشته شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان ۱۹/۵/۸۵)
۱۴۴ ـ ابراهيم عبداللهی ۴۰ ساله اهل روستای « خليفه ترخان » از توابع شهرستان قروه ، که در مسير قروه به همدان در تردد بود بر اثر تيراندازی مامورين نيروی انتظامی کشته شد.
( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۴/۵/۸۵ )
۱۴۵ ـ بر اثر تيراندازی نيروی انتظامی در نوار مرزی شهرستان پيرانشهر هدايت ديماسی ۲۵ ساله کشته شد. ( سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان ۳۱/۵/۸۵ )
محکومين به سنگسار :
۱۴۶ ـ اشرف کلهری به اتهام مشارکت در قتل همسرش و رابطه نامشروع مدت ۵ سال است که در زندان اوين بسر می برد. وی به حکم قوه قضائيه محکوم به سنگسار شده است . به گفته خانم شادی صدر وکيل مدافع اشرف کلهری ، حکم موکل وی قرار است تا دو هفته ديگر اجرا شود. همچنين خانم شادی گفت : مدتی قبل حکم سنگسار دو نفر در مشهد اجرا شده است . ( اعتماد و راديو دويچه وله ۱/۵/۸۵ )
مرگ مشکوک :
۱۴۷ ـ اکبر محمدی از دانشجويانی که در جريان حوادث کوی دانشگاه تهران در تير ماه ۷۸ بازداشت و ابتدا محکوم به اعدام و سپس به ۱۵ سال حبس تعزيری محکوم شده بود ، بر اثر اعتصاب غذا در زندان اوين در گذشت. ( ايلنا ۹/۵/۸۵ )
۱۴۸ ـ اکبر محمدی طی نامه ای سرگشاده قبل از آغاز اعتصاب غذا اعلام نمود : به مدت ۷ سال است که در اسارت هستم و انواع فشارهای جسمی و روحی را طی اين مدت تحمل کرده¬ام. به دليل قرار گرفتن زير انواع شکنجه های قرون وسطايی در طی بازجويی های اوليه به انواع بيماريها از جمله ديسک کمر مبتلا شده ام . در بخش ديگری از نامه آمده است: ظرف يک ماه گذشته که به زندان باز گشته ام ، مراجعات مکررم به بهداری زندان برای ادامه مداوا بی نتيجه مانده و هر بار با جواب سر بالا و پرخاش و توهين روبرو شدم . مسئولين مرگ با ذلت را برای من تدارک ديده اند . در بخش پايانی نامه آمده است: برای آزادی خود جهت مداوا و همچنين در اعتراض به نقض سيستماتيک حقوق بشر در حکومت جمهوری اسلامی و نيز برای آزادی کليه زندانيان سياسی از تاريخ اول مرداد به صورت نامحدود دست به اعتصاب غذا خواهم زد. واضح است در صورت بروز هرگونه اتفاقی برای اينجانب ، مسئوليت مستقيم آن با سران حاکميت است و آنان بايد پاسخگو باشند. ( راديو فردا ۱۵/۵/۸۵ )
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
۱۴۹ ـ مهدی « خ » ۳۶ ساله به جرم قتل محبوبه حسينی ۷ ساله ، بدستور قوه قضائيه در شهرستان بابل در ملاء عام به دار آويخته شد. ( فارس ۱۶/۵/۸۵ )
۱۵۰ ـ نجيبعلی کرزه ای به جرم شرکت در کشتار مورخ ۲۳ ارديبهشت ۸۵ مسير جاده بم ـ کرمان بدستور قضات مجتمع جرايم امنيتی در محل وقوع حادثه « دارزين » در ملاء عام به دار آويخته شد. (همشهری ۱۸/۵/۸۵ )
۱۵۱ـ عبدالمالک «ف» ، شيردل « ش» و حميدرضا « ص » به اتهام شرارت، ايجاد ناامنی و قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاههای انقلاب زابل و زاهدان و با تائيد ديوانعالی کشور در انظار عمومی مردم شهرستان زابل و در محوطه زندان زاهدان به دار آويخته شدند.(ايسنا ۲۴/۵/۸۵)
اخبار اجتماعی
۱۵۲ ـ به گفته اسحاق صلاحی کجور ، معاون هدفمندی يارانه ها و رفاه ، وزارت رفاه ۷۴۵۶۰۰۰ نفر از جمعيت کشور در زير خط فقر مطلق بسر می برند. ( ايسنا ۴/۵/۸۵ )
۱۵۳ ـ رحمت « ا » ۳۷ ساله فرزند علی اصغر به علت تهيه و توزيع مشروبات الکلی در شعبه ۱۰۱ دادگاه جزايی گرگان و با تائيد شعبه سوم دادگاه تجديد نظر استان به يکسال حبس ، ۷۴ ضربه شلاق تعزيری و ۴ سال تبعيد به شهرستان نی ريز در استان يزد محکوم شد. حکم شلاق وی با حضور نمايندگان دادگستری ، دادستان ، قاضی و تعدادی از مسئولان استانی و شهرستانی در ميدان وحدت گرگان در ملاء عام به مرحله اجرا در آمد. ( ايرنا ۴/۵/۸۵ )
۱۵۴ ـ به گفته سيد محمود هاشمی شاهرودی رئيس قوه قضائيه ، در سال گذشته حدود ۱۱ ميليون پرونده وارد دستگاه قضايی شده ، اگر موارد تجديد نظر را از اين تعداد کم کنيم ، تعداد آن ۸ ميليون پرونده می شود . وی افزود اگر ۸ ميليون پرونده را تقسيم بر ۷۰ ميليون جمعيت کشور کنيم ، مشاهده می شود که از هر ۹ ايرانی يک نفر در دستگاه قضايی پرونده دارند.
( ايلنا ۲۲/۵/۸۵ )
۱۵۵ ـ مامورين نيروی انتظامی تهران بدون اطلاع قبلی با حمله به مجتمع مسکونی بهجت آباد واقع در خيابان زرتشت شرقی ، به جمع آوری ديش های ماهواره ای از روی پشت بامها اقدام کردند. ( ايلنا ۲۳/۵/۸۵ )
ihrnena@gmail.com ۳۱/۵/۱۳۸۵ ۲۲/۸/۲۰۰۶
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشر و دمکراسی در ایران – فرانسه
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
اتحاد یه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com
info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
noranali2003@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اتریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر
فعالان حقوق بشر در ایران با انتشار اطلاعیه ای از تمامی اقشار جامعه، آزادیخواهان و فعالان حقوق بشر دعوت کرده اند در مراسمی که قرار است صبح روز جمعه 10 شهریورماه در گورستان خاوران برای یادبود جانباختگان تابستان 67 برگزار شود، شرکت کنند.
در این اطلاعیه از جمله آمده است مراسم هجدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی مانند سالهای گذشته از سوی خانواده قربانیان برگزار خواهد شد. فعالان حقوق بشر در ایران از تمامی اقشار جامعه، آزادیخواهان و فعالان حقوق بشر دعوت به عمل می آورد تا با حضور خود این مراسم را هر چه با شکوه تر برگزار کنند.
مکان : جاده خاوران - گورستان خاوران
زمان : ۱۰ شهریور ۱۳۸۵ - ساعت ۱۰ صبح
انجمن جوانان وبلاگ نويس در تهران با انتشار بیانیه ای از برگزاری مراسم یادبود در مزار جانباختگان خاوران خبر داده و از جمله نوشته است در سالروز قتل عام هزاران زن و مرد كه در مرداد و شهريور سال 67 به دست جلادان حاكم به قتل رسيدند، طي مراسمي خاطره جاودان اين راست قامتان را پاس ميداريم.
این مراسم روز 10 شهريور (جمعه)، در ساعت 9 – 10 صبح برگزار خواهد شد.
از عموم هموطنان دعوت می شود در اين تجمع شركت کرده و خاطره جانباختگان تابستان 67 را با شاخه گل و سرود آزادي زنده نگاهدارند.
قرار ما در مزار جانباختگان خاوران :
روز جمعه(10شهريور)
ساعت : 9-10 صبح
انجمن جوانان وبلاگ نويس در تهران- 31مرداد 85
+
نوشته شده در جمعه 3 شهریور1385ساعت 7:22 قبل از ظهر  توسط آریا
|
بيانيه اعتراضي 405 تن از فعالان سياسي ، فرهنگي و دانشجويي پيرامون درگذشت مشكوك اكبر محمدي در زندان
به نقل از "ادوار نیوز"
405 تن از فعالان سياسي ، فرهنگي و دانشجويي با انتشار بيانيه اي خطاب به ملت ايران نسبت به درگذشت اكبر محمدي در زندان اوين اعتراض كرده و نسبت به وضعيت ساير زندانيان سياسي اعلام خطر كردند.
هشدار به مردم شریف و آزاده ایران
خطر مرگ زندایان عقیدتی و سیاسی را تهدید می کند
مرگ تاسف بار اکبر محمدی را در زندان اوین محکوم می کنیم
مردم شرافتمند ایران
زنده یاد اکبر محمدی زندانی عقیدتی و سیاسی که از تیرماه 1378 در پی اعتراض به شبیخون به خوابگاه دانشجویی و ضرب و شتم و کشتار دانشجویان تا کنون به مدت 7 سال به اتهام های واهی و ساختگی مانند اخلال علیه امنیت کشور و اهانت به مقدسات و مصاحبه با رسانه ها و با تبدیل حکم اعدام به 15 سال حبس بی وقفه در زندان بسر می برد، سرانجام پس از 9 روز اعتصاب غذا در اعتراض به محروم ماندن از داروهایی که به تشخیص پزشک برای سلامت او ضرورت مبرم داشتند، و به دنبال بی اعتنایی و برخوردهای تند و غيرمسولانه ماموران زندان در زندان اوین به طرز مشکوکی جان باخت.
این جوان دانشجوی آزادی خواه در حالی اینچنین تاسف بار و غریبانه از میان رفت که از دید نمایندگان مجلس، که برای بازدید به زندان رفته بودند، با دست و دهان بسته پنهان نگه داشته شده بود.
جنازهی این جوان دانشجوی مبارز، بی هیچ مجوزی از سوی خانواده که از ترکیه برای تحویل جسد به تهران آمدند و سازمانهای انسان دوست و حقوق بشر، مخفیانه در نقطهی دورافتادهای در 220 کیلومتری شمال شرق تهران و در 50 کیلومتری شهر محل سکونت ایشان ( آمل) به ادعای مسولان امنیتی، به خاک سپرده شد تا راز مرگ مشکوک وی مخفی بماند، ماموران امنيتي هراسان از تبعات دامنگير اين حادثه ، حتي به دفن مخفيانه اكبر محمدي اكتفا نكردند و با توقيف و بازداشت 40 تن از دانشجويان و نيروهاي سياسي كه براي شركت در مراسم محمدي عازم آمل بودند از حضور آنان بر سر مزار اكبر محمدي جلوگيري كردند و با فشار و تهديد و به بهانه برگزاري مراسم اعتكاف مراسم ترحيم وي در مسجدي در تهران را لغو كردند تا شايد نام اكبر محمدي و مرگ مظلومانه او را از ديد همگان پوشيده نگاه دارند که البته اين قتل نيز چون دیگر قتل هاي از اين دست ، از ديد وجدان بيدار آزاديخواهان مخفی نماند و در سینه تاریخ ثبت شد.
از لحظه دستگیری تا هنگام مرگ، مردم شریف و هوشیار و فعالان آزادیخواه در این سرزمین نگران حال او، برادر زندانی اش ، دانشجويان مظلوم محبوس كوي دانشگاه و هزاران زندانی عقیدتی دیگر که جرمشان تنها اعتراض به بی عدالتیها، آزادی خواهی و افشای حقیقت بوده و هستند. همچنین احمد باطبی دانشجوی دیگری که با گذراندن شش سال حبس و تبدیل حکم اعدام به همان اتهام های بی اساس به 12 سال زندان در مرخصی به سر می برد در همان روز مرگ اکبر محمدی بازداشت شد و این موضوع بر نگزانی ما افزوده است .
مردم شریف ایران! " مرگ در مرداب را یاد آوریم "
اکبر محمدی نه اولین و نه آخرین قربانی آزادی خواهی و حق طلبی ، آن هم در درون حصارهای زندان در این سرزمین بوده و خواهد بود . بلكه پیش از آن سابقه ی سر به نیست کردن زندانیان سیاسی و عقیدتی و تعقیب و شکنجه و کشتار آزادی خواهان را از سوی ماموران خفقان شاهد بوده ایم . زین پس نیز تا زمانی که اراده ی کامل مردم ایران سرنوشت و حاکمیت ما نسازد ما کماکان با خطر حذف هم میهنان آزاده و مبارز و حتی منتقد و معترض خود روبرو خواهیم بود و از همین راه باز توطئه و ناامنی و جنگ جای دموکراسی ، آزادی و عدالت و صلح را خواهد گرفت .
ما امضا کنندگان این بیانیه مسئولیت مستقیم مرگ مشکوک اکبر محمدی را مانند مرگ دیگر زندانیان جان باخته متوجه مسولان عالیرتبه اجرایی و قضایی و به ویژه مسئولان امنیتی و زندان ها می دانیم .
این جوان بی گناه به لحاظ انسانی ، قانونی و حقوق بشر امانتی در دست این مسئولان ، که خودشان هم برایش پاپوش درست کرده بودند ، بوده است . شرافت و انصاف به ما حکم می کند که انزجار خود را از این گونه زشت کرداری ها به همه مردم آزادیخواه و انسالن دوست ایران و جهان اعلام داریم و خواهان ادامه تلاش برای مردم سالاری و توقف خیره سری های دستگاه های سرکوب در سراسر کشور خود به ویژه در زندان ها باشیم . ما همچنین از تمام نهادهای مسول در ایران و سازمانهای حقوق بشری در همه جای جهان خواستار پیگیری این مورد ، مانند مورد زنده یاد زهرا کاظمی هستیم .
ادامه ی این مصائب و زشتی ها آزادی و استقلال همه ما را باز هم بیشتر از پیش به مخاطره می افکند و ملت را کماکان از امنیت و مردمسالاری محروم می سازد.
اتحاديه اروپا در مورد مرگ اكبر محمدي و وضعيت زندانيان سياسي در ايران بيانيهاي صادر كرد
به نقل از "ادوار نیوز"
اتحاديه اروپا خواستار انجام تحقيقات مستقل پيرامون مرگ اکبر محمدی در زندان شده است.
روز پنجشنبه، 24 اوت، اتحاديه اروپا با صدور بيانيه ای ضمن ابراز نگرانی در مورد وضعيت حقوق بشر و شرايط زندانيان سياسی در ايران، خواستار تحقيقات مستقل پيرامون مرگ اکبر محمدی، دانشجوی 34 ساله ايرانی شده است که خبر درگذشت وی در زندان اوين در روز 31 اوت انتشار يافت.
گفته شده است که آقای محمدی در پی نه روز اعتصاب غذا در اعتراض به عدم دسترسی به امکانات پزشکی در خارج از زندان و پس از بازگرداندن از بيمارستان به بند در زندان اوين درگذشت.
در زمان انتشار خبر درگذشت اکبر محمدی از قول وکيل وی گزارش شد که به آقای محمدی اجازه يک سال مرخصی از زندان داده شده بود اما او مجددا بازداشت و به زندان انتقال يافت.
در حاليکه وکيل و اعضای خانواده محمدی خواستار معاينه جسد اکبر محمدی توسط مراجع مستقل به منظور روشن شدن علل مرگ وی بودند، روز 1 اوت گزارش شد که جنازه شبانه در روستايی در اطراف آمل به خاک سپرده شده است.
در بيانيه اتحاديه اروپا، که از سوی فنلاند - رييس دوره ای اتحاديه - انتشار يافته نسبت به دسترسی اکبر محمدی به کمک های پزشکی مناسب ابراز ترديد شده است.
اين بيانيه می افزايد که گزارش هايی که در باره نحوه رسيدگی به پرونده اکبر محمدی دريافت شده حاکی از آن است که جريان محاکمه با نواقص جدی همراه بوده و در زندان نيز با وی "رفتار نا مناسبی" صورت می گرفته است.
اتحاديه اروپا در بيانيه خود از مقامات جمهوری اسلامی خواسته است تحقيقات مستقلی را در مورد مرگ اکبر محمدی انجام دهد و افزوده که از نزديک شرايط منوچهر محمدی، برادر اکبر که او نيز در ارتباط با تظاهرات سال 1999 در زندان است، و ساير فعالان دانشجويی را که در زندان های ايران به سر می برند، زير نظر دارد.
در اين بيانيه آمده است که اتحاديه اروپا "نسبت به برخورد شديد با معترضان سياسی، رهبران مخالف، فعالان دانشجويی و تمامی مدافعان حقوق بشر در زندان های ايران احساس نگرانی عميق می کند."
برگزاری مراسم ترحیم پدر مهندس موسوی خوئینی و حضورایشان در این مراسم
به نقل از "ادوار نیوز"
ماموران امنيتي از ورود هرگونه دوربيني به داخل حسينيه ممانعت به عمل آوردند |
مراسم هفتمین روز درگذشت مرحوم حجه السلام سید آقا موسوی خوئینی پدر مهندس سید علی اکبر موسوی خوئینی دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران عصر امروز در حسینیه خوئینی ها برگزار شد .
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز در این مراسم مهندس موسوی خوئینی در حالی که از سوی ماموران امنیتی بازداشتگاه 209 اوین تحت نظر بود ، حاضر شد.
در این مراسم به همراه اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران و دانشجویان عضو دفتر تحکیم و انجمنهای اسلامی دانشجویان آقایان عبدالله نوری (وزیر اسبق کشور)، محسن کدیور( استاد دانشگاه)، مصطفی ملکیان، محمد ملکی( رییس اسبق دانشگاه تهران)، حسین مجاهد(دبیرکل حزب جامعه مدنی ایران)، ابراهیم اصغرزاده (دبیرکل حزب همبستگی)، محمد علی نجفی (وزیر اسبق آموزش پرورش)، مهندس صوفی( وزیر سابق تعاون)، جلال جلالی زاده ( عضو شورای مرکزی حزب مشارکت)، هادی خانیکی ( معاون سابق وزیر علوم)، عماد الدین باقی ( مسئول انجمن دفاع از حقوق زندانیان)، عیسی سحرخیز، رضا علیجانی، هدی صابر، محمد بسته نگار،حسین رفیعی، رضا یوسفیان ( نماینده مجلس ششم)، غلامحیدر ابراهیم بای سلامی (نماینده مجلس ششم) ، لطف الله میثمی، محمد جواد مظفر، علیرضا رجایی، علیرضا جباری( عضو کانون نویسندگان ایران)، خسرو سیف ( دبیرکل حزب ملت ایران)، فریبا داودی مهاجر (فعال جنبش زنان) ، رضا شریفی (مسئول شاخه جوانان حزب مشارکت) محمد کیانوش راد (نماینده مجلس ششم)، علي صالح آّبادي (مدير مسئول همبستگي) ، علي ظفر زاده (نماينده مجلس ششم) و تعدادی از نمایندگان مجلس ششم حضور داشتند.
همچنین در این مراسم دکتر ناصر زرافشان که طی روزهای گذشته از زندان به مرخصی آمده است حضور داشت.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز مهندس موسوی خوئینی با قرار گرفتن در پشت جایگاه پس از تلاوت آیاتی از سوره الرحمن ، در سخنان بسیار کوتاهی از حضور شخصیت های سیاسی و دانشجویی حاضر در مراسم تشکر کرد.
این گزارش می افزاید در حالی که به محض پایان مراسم مهندس موسوی خوئینی در حلقه ای از ماموران امنیتی به خارج از حسینیه منتقل شد ، به ابراز احساسات حاضران به ویژه دانشجویان و اعضای سازمان دانش آموختگان ایران پاسخ گفت.
|

مهندس موسوي در حلقه ماموران امنيتي و در حال انتقال به زندان |
دانشجويان در زندان
وزير از آزادي خبر مي دهد
به نقل از "روز آنلاین"
در حاليکه هنوز يک ماه از زمان مرگ اکبر محمدي، در اوين نگذشته، احمد باطبي در زندان است، منوچهر محمدي، مجتبي سميع نژاد و... وزير علوم ادعا کرد با پيگيري هاي وزارت علوم دانشچويان زنداني آزاد شده اند.
روز سه شنبه هفته جاري محمدمهدي زاهدي وزير علوم در مصاحبه با ايسنا درباره وعده آزادي دانشجويان زنداني گفت: "با پيگيريهايي که انجام شده، همه آنها غير از دو - سه مورد آزاد شدند که آن دو - سه مورد هم مربوط به مسائل امنيتي بود و مسوولان قضايي و امنيتي بايد در مورد آنها تصميم بگيرند."
وزير علوم بدون اشاره به اسامي دانشجوياني که با پيگيري وزارت علوم آزاد شده اند، افزود:"در بقيه موارد از کساني که حبسشان مربوط به مسائل درون دانشگاه بوده است هيچ کدام داخل زندان نيستند."
از ادعا تا عمل
رئيس قوه قضائيه در ديدار روز چهارم مهر ماه با وزير علوم با تاکيد بر اينکه "شرايط کنوني جامعه ما معرفتي و مهرورزي است و بر اين اساس دانشجويان ما هميشه و همه جا بايد مورد رافت اسلامي باشند"، از وزير علوم خواسته بود هرچه سريعتر صورت اسامي دانشجويان زنداني را جهت آزادي يا مرخصي آنها به قوه قضاييه ارائه کند.
در پي اين درخواست، اميدواري نسبت به آزادي دانشجويان زنداني افزايش يافت اما تنها چيزي که از آزادي دانشجويان زنداني به گوش مي رسيد، مصاحبه مسئولان امر بود که فقط خبر از وعده آزادي و تهيه ليست دانشجويان زنداني مي دادند، ماه ها گذشت و اميدها به ياس تبديل شد.
کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي، روز گذشته در اطلاعيه اي در همين ارتباط اعلام کرد: "از زماني که رئيس قوه قضائيه در مهرماه گذشته از وزير علوم خواست تا هرچه سريعتر صورت اسامي دانشجويان زنداني را جهت آزادي يا مرخصي آنها به قوه قضاييه ارائه کند، نه تنها گشايش قابل توجهي در کار دانشجويان زنداني و تحت پيگرد مشاهده نشد بلکه روند بازداشت و تعقيب دانشجويان بويژه در بهار امسال شدت يافت. تا جايي که حتي آيتالله عباسعلي عميد زنجاني رئيس جديد دانشگاه تهران گفت :بهتر است يکي - دو ماه دانشجوياني که با مشکل مواجه شدهاند را فراموش کنيم."
در عوض طي چند ماه گذشته فعاليت تعداد زيادي از تشکل هاي دانشجويي در داخل دانشگاهها به حال تعليق درآمده، تعدادي از انجمن هاي دانشجويي از جمله انجمن دانشگاه پلي تکنيک غيرقانوني اعلام شده و بسياري از دانشجويان به کميته هاي انضباطي و دادگاه ها احضار شده و تحت پيگرد قرار گرفته اند.
تنها در مرداد ماه، حداقل 20 نفر احضار، محاکمه و يا محکوم شده اند. پيمان مسکين خدا عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه رازي کرمانشاه، توسط مامورين اطلاعات¬ سپاه پاسداران در تهران بازداشت و سپس به مدت 21 روز در کرمانشاه تحت بازداشت قرار گرفت. محمد مجدزاده قائم مقامي دانشجوي دانشگاه تهران به اتهام ايجاد اغتشاش و اقدام عليه امنيت ملي 36 روز در بازداشت وزارت اطلاعات بود که پس از انتقال از زندان اوين به بيمارستان در 27 مرداد با قرار وثيقه آزاد شد. به گفته سياوش خداشناس دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه مازندران، 13 تن از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه در کميته انضباطي، به توبيخ کتبي و شفاهي محکوم شدند. هفت دانشجوي عرب زبان دانشگاه چمران اهواز به دليل چاپ نشريه اي بنام "اقلام الطلبه" در دادگاه بدوي و با تائيد شعبه تشخيص ديوانعالي کشور به مجازات هايي از 7 تا 11 سال زندان محکوم شدند. مهدي شيرزاد دانشجوي دانشگاه تهران، به اتهام اجتماع و تباني جهت ارتکاب جرم در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران و با تائيد شعيه 36 دادگاه تجديد نظر استان تهران به 2 سال حبس تعليقي محکوم شد. حکم مهدي اميني زاده و عبدالله مومني اعضاي سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در دادگاه تجديد نظر مورد تاييد قرار گرفت. حامد اسماعيلي و حسين خياطي دانشجويان دانشگاه اردبيل که در اعتراضات خرداد ماه سال جاري در اردبيل به مدت 10 روز توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده بودند به دادگاه انقلاب اسلامي اردبيل احضار شدند.
در مرداد ماه همچنين مديران ارشد دانشگاه امير کبير با حمايت رئيس دانشگاه و مسئول نهاد رهبري در دانشگاه با حمله به دفتر انجمن اسلامي دانشجويان و پاره کردن عکسهاي دکتر محمد مصدق، دکتر علي شريعتي و مهندس مهدي بازرگان اقدام به تخريب ساختمان و اموال انجمن کردند. عمليات تخريب در حضور نيروهاي اطلاعاتي، امنيتي و نيروي انتظامي به وقوع پيوست.
انجمن اسلامي دانشجويان دموکراسي خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران نيز با انتشار اطلاعيه اي ضمن اعلام نگراني نسبت به برخوردهاي اخير با دانشجويان، اعلام کرد که اين برخورد ها تنها موجب جدايي هرچه بيشتر دانشجويان از حاکميت خواهد شد. محمدعلي دادخواه وکيل دادگستري نيز که وکالت تعدادي از دانشجويان را بر عهده دارد مي گويد: بايد به اين نکته توجه داشت که دانشجويان يا بيحقاند يا ذيحق. در صورت ذيحق بودن، دور از اصول و عدالت است که نسل آيندهساز کشور در بازداشت باشند.
آيا مسئولين به اين سخنان توجه دارند؛ و آيا به وعده هاي خود عمل مي کنند؟
بازي قضايي با افکار عمومي
مرخصي هاي تبليغاتي همزمان با محاکمات جديد
حميد احدي
به نقل از "روز آنلاین"
در حالي که وزارت علوم تعطيل انجمن هاي دانشجوئي را در دستور کار گذاشته و تاکنون انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي اميرکبير و اصفهان را کاملا مهر و موم کرده، گزارش هاي رسيده از دانشگاه هاي شهرستان ها نشان مي دهد که همه جا فشار حراست ها و ادارات اطلاعات محلي بر دانشجويان شدت گرفته است. همزمان با اين سياست برنامه ريزي شده اداره زندان ها با دادن مرخصي به چند زنداني صاحب نام زمينه اي در اختيار رسانه هاي هوادار دولت قرار داده است که با استناد به آن از مانع از واکنش جهاني درباره دور تازه اختناق شوند.
به دنبال دريافت وثيقه و آزادي موقت منصور اسانلو رييس سنديکاي کارکنان شرکت واحد و الهام افروتن روزنامه نگار هرمزگان، روز گذشته دو روزنامه نگار و يکي از آذري هاي سرشناس دستگير شده در حوادث سه ماه قبل شهرهاي ترک نشين، و هم ناصرزرافشان وکيل خانواده قربانيان قتل هاي زنجيره اي هم به عنوان مرخصي از زندان هايشان بيرون آمدند. اما همزمان با آن خبرهاي رسيده از درون زندان حاکي است که فشارها بر احمد باطبي بازمانده زندانيان فاجعه کوي دانشگاه افزون شده، کسي از محل نگاه داري وي با خبر نمي شود. همچنين، سخت گيري را در مورد موسوي خوئيني چندان کرده اند که علاوه بر آن که امکان شرکت در مراسم تدفين پدرش را به او ندادند روز گذشته وي را ماموري براي يک ساعت شرکت در ختم از زندان بيرون آوردند و حتي اجازه رفتن به خانه ندادند و از همان مسجد تحت الحفظ برگردانده شد.
خبر ديگر اين است که بار ديگر اعضاي خانواده اکبر محمدي با اخطار روبرو شده اند که از برگزاري مراسم چهلم وي خودداري کنند و هنوز تعدادي از شرکت کنندگان در مراسم ترحيم وي - چون اميد عباسقلي نزاد- در بازداشت و در معرض بدرفتاري قرار دارند.
سخت گيري دانشگاهي
روز دوشنبه ناگهان دانشجويان اصفهاني متوجه شدند که کارگران مشغول پائين کشيدن تابلو انجمن هاي اسلامي دانشگاه و علوم پزشگي اصفهان هستند. و به سرعت اموال داخل اتاق هاي انجمن نيز به محل هاي ديگر منتقل شد. گفته مي شود نظير همين کار که به دستور معاونت دانشجوئي دانشگاه اصفهان صورت گرفت در برخي دانشگاه هاي ديگر هم در دستور است.
امين قلعه اي عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان در اين خصوص گفه است بستن محل انجمن در حقيقت خلف وعده اي است آشکارا از سوي مسئولين دانشگاه اصفهان که گفته بودند تا زمان بـرگزاري انتخابات انجمن اموال آن به شکل دست نخورده در دفتر انجمن اسلامي باقي خواهد ماند. انجمن اسلامي دانشگاه اصفهان از جمله انجمن هائي که دولت تازه با انداختن اختلافات در درون آن از مدت ها پيش زمينه را براي پديدار شدن بهانه اي جهت بستن انجمن به وجود آوردند.
اين در حالي است که اخيرا، دفتر انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير نيز در حضور نيروهاي امنيتي و انتظامي مورد تخريب قرار گرفته بود.
سخت گيري با انجمن هاي دانشجوئي همزمان شده است با احضار ده ها تن از دانشجوياني که در سال هاي گذشته در موقعيت هاي مختلف زنداني شده و با وثيقه آزاد شده بودند. بيش تر اين عده با تهديدهائي روبرو شده اند که هر نوع خبر و مصاحبه اي را براي آنان به منزله محروم شدن تمام عمر از تحصيل و خروج از کشور قرار داده است. از همين رو نهادهاي نگهبان حقوق بشر در جهان با مشکل کمبود اطلاعات در مورد دور تازه محاکمه هاي دادستاني انقلاب روبه رو هستند.
تنها در مرداد ماه، حداقل 20 نفر احضار، محاکمه و يا محکوم شده اند. پيمان مسکين خدا عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه رازي کرمانشاه، محمد مجدزاده قائم مقامي دانشجوي دانشگاه، 7 دانشجوي عرب زبان دانشگاه چمران اهواز، مهدي شيرزاد دانشجوي دانشگاه تهران، مهدي اميني زاده و عبدالله مومني اعضاي سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت، از جمله کساني هستند که در معزض برخوردهاي سنگين قضايي قرار گرفته اند.
.
برنامه هماهنگ
آگاهان معتقدند مطابق دستور عملي يکسان از جانب دستگاه هاي امنيتي برنامه تازه اي براي کنترل اعتراض ها و حرکات هاي جمعي به اجرا گذاشته شده، مطابق همين برنامه هم با دادن مرخصي و دريافت وثيقه از تعدادي از زندانيان، اخبار مثبتي هم از تهران براي مجامع حقوق بشر ارسال شود. برنامه اي که عيسي سحرخيز از آن به عنوان "ايجاد زنداني به وسعت کشور" سخن گفته است به گفته آگاهان با پيش بيني بحران تازه اي بر سر فعاليت هاي هسته اي، شکل حساب شده تري به خود گرفته است.
در دو روز گذشته همزمان با شتابي که دادگاه هاي انقلاب براي احضار روزنامه نگاران و دانشجويان به خود گرفته است ناگهان با مرخصي مهرداد قاسم فر و مانا نيستاني موافقت شد که ده روز را در خارج از زندان باشند. همزمان دکتر ناصرزرافشان وکيل و فعال سياسي هم به عنوان معالجه امکان يافت تا از زندان آزاد شود. از سوي ديگر چنگيز بخت آور که نماينده گروهي از صدها تني شده بود که در حوادث سه ماه پيش شهرهاي آذربايجان دستگير شده بودند، آزاد شد. بخت آور از زماني که به نمايندگي زندانيان زندان تبريز با بازجويان درگير شده و او را مضروب کرده بودند، نود روز بود که در زندان انفرادي به سر مي برد و مطابق اخبار رسيده در اعتصاب غذا بود.
يک خبر تائيد نشده ديگر حاکي است که يکي از دو زنداني آذري که از هفته گذشته زير فشار شديد قرار گرفته بودند و سازمان عفو بين الملل هم اطلاعيه اي درباره سلامتي آن ها داده بود، به بيمارستان منتقل شده و نگراني شديدي در مورد جان آنها وجود دارد. در همين ارتباط، سازمان عفو بين الملل در مورد جان مهدي ائلمان نوري و مهدي بابائي هشدار داده بود.
از سوي ديگر گفته مي شود براي هجده تن از زندانيان حوادث خرداد ماه سولدوز [نقده] احکام سنگيني صادر شده است از آن جمله جعفر قره چال هجده ساله که به سه سال حبس محکوم شده است. در مورد ساير زندانيان، هنوز خبر موثقي نرسيده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط آریا
|