بيانيه شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت
بيانيه شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به تعرض دولت و نهادهاي امنيتي به دانشگاههاي سراسر كشور.
متاسفانه در چند روز گذشته اقدامات تمامیت خواهان، سپهر سیاسی اجتماعی کشور را غم بار تر از پیش کرده است. ایشان بدون کوچکترین روا داری نظر مخالف و حتی متفاوت با آرا خویش قصد در حذف کامل دیگران دارند. بستن نشریات و روزنامه ها، بر خورد با احزاب مستقل و تحول طلب، رفتار خصمانه با سندیکا های کارگری، برخورد های قرون وسطایی با دانشگاهیان درهمه سطوح فعالیت های دانشجویی، تا بوجود آوردن فقر و بی کاری فراگیر و... همه و همه آتشی در سینه وطن دوستان و آزادی خواهان و معتقدان به دموکراسی بر پا می کند.
نشستن افراد بی صلاحیت بر مسند قدرت از آن جهت خطرناك است كه مي كوشند با خفه كردن صداي مخالفان جلوي هر گونه انتقاد از ضعف ها و ناشایستگی هایشان را بگيرند و سر در برف فرو مي برند به اين اميد كه ديگران آنها را نبينند. از سوي ديگر مي كوشند با ايجاد اشوب و بلوا و انداختن گناه آن به گردن ديگران دليلي براي بي درایتی خويش بيابند. اما دولت امنیتی نهم که در فقدان شرایط انتخابات آزاد و به قول آقای خاتمی بی اخلاقی و با کمترین در صد آرا در کل انتخابات های ریاست جمهوری اخیر ایجاد شده است خود روایتی دیگر در مسدود کردن تمام راههای ارتباطی مردم با حکومت دارد.
دولتي كه سوار بر امواج پوپوليسم و به كمك نيروهاي نظامي و شبه نظامی بر مسند حكومت تكيه زده است ، در ابتدا شعار آوردن نان بر سر سفره مردم را مطرح نمود و لیکن از قضا نه تنها نان بر سر سفره كسي نیامده است بلكه هزاران كارگر به علت بی تدبیری و نالایقی مسولان در این دولت، نيز بي كار شده اند. اما مسولین امور هر یک همانند گذشته با جار و جنجال و سر دادن شعار هایی تو خالی تر از دیگری، می كوشيد گناه اين بي لياقتي و بي تدبيري را به گردن دشمنان خيالي داخلي و خارجي بيندازد. از چشم آقایان حاکم بر دولت روزنامه نگاران، اقلیتهای قومی مذهبی، کارگران، دانشگاهیان و هر قشر و جریانی که این قابلیت را داشته باشد که بتواند با مطرح کردن پاره ایی از حقوق نقض شده ایرانیان وجهه سیاسی و اجتماعی کسب کند، خطر بالقوه برای امنیت نظام است!
متاسفانه مسولین در دولت نهم به جای بر خورد واقع بینانه با مسائل و مشکلات خانمانسور ایران و ایرانیان و استفاده از ظرفیت های دانشجویان، اساتید، روزنامه ها، روشنفکران، کارگران و تمامی دلسوزان کشور، براي خفه كردن صداي منتقدان و جلوگيري از نمايان شدن ضعفهایشان روزنامه ها را تعطيل مي كند و روزنامه نگاران و انديشمندان را به زندان مي اندازد و اكنون نيز در ننگین ترين اقدام تاريخ معاصر ايران سرگرم اخراج دوباره دانشجويان و اساتيد است تا خاطره تلخ انقلاب فرهنگی که موجب هرز رفتن چندین نسل از فرهیختگان ایران و هدررفتن سرمایه های این مرز و بوم شد، اذهان را بیش از پیش آزرده خاطر کند.
1- فشار به دانشگاهها بدان جهت صورت مي گيرد كه تنها صداي منتقد باقي مانده در كشور را نيز خاموش نمايد تا ديگر نقدي بر اقدامات نابخردانه و بدور از عقلانیت ایشان، صورت نگيرد. در حالی که دیپلماسی حاکمیت در بحران هسته ایی ایران زمین را هر روز بیش از پیش به لبه پرتگاه نزدیک می کند، در شرایطی که بر اساس تصمیمی بر خلاف قانون اساسی دو انتخابات شورای شهر و خبرگان رهبری به خاطر تمایل و خواست قدرت تجمیع شده است. در حالی که مردم ایران وضعیت وخیم اقتصادی را تجربه می کنند که منابع طبیعی ایران توسط آقایان و آقازادگان به تاراج می رود و طرح های کارشناسی نشده هر روز بیشتر و بیشتر ایرانیان را در نکبت فقر گرفتار می کند و... . در این میان تنها جایگاهی که برای دفاع از حقوق ضایع شده ایرانیان باقی مانده است، دانشگاه است و بس .
گردبادی كه پيش ازاين مطبوعات و نهادهاي مدني را درنورديده بود، اكنون در صدد تخریب آخرين سنگر آزاد انديشي است.
2- موج جديد اين برخوردها با اظهارات رئيس دولت مبني برتسلط سكولارها بر دانشگاهها آغاز گرديد و از همان ابتدا نيز معلوم بود اين سخنان آغاز انقلاب فرهنگي دیگری است كه هدفی جزحذف منتقدين از دانشگاهها ندارد.
3- توجه به ابعاد اين یورش بي شرمانه نيز خالي از لطف نمي باشد احضار قريب به دويست دانشجو در طول چند روز به كميته های انظباطي، صدور احكام محرومیت از تحصیل براي دانشجويان، جلوگيري از ادامه فعاليت انجمن های اسلامي، توقیف نشريات دانشجويي و محدود کردن کانونهای فرهنگی تنها گوشه اي از اين تهاجم گسترده به دانشگاه است.
4- اما بي خردانه ترين اقدام در روزهاي گذشته عدم ثبت نام دهها تن از فعالين دانشجويي پذيرفته شده در آزمون مقطع فوق ليسانس در دانشگاههاي مختلف كشوربود. براساس این اقدام که نقض آشکار اعلامیه جهانی حقوق بشر است، ادامه تحصیل برای دانشجوياني كه وجه مشترك آنان انتقاد از كج سليقگي و بی درایتی مسئولان است – و شامل فعالين در نشريات، شوراهاي صنفي، انجمنهاي اسلامي و کانونهای دانشجویی مي باشد– با تهدید جدی روبرو شده است. نهاد های امنیتی دانشجویان را به دسته های مختلف تقسیم کرده اند و با هر دسته به شیوه ایی خاص و البته به دور از شرایط انسانی بر خوردمی کند. در این میان نه تنها دانشجویانی که در فعالیهای سیاسی و اجتماعی حضور داشته اند بلکه دانشجویانی نیز که در امور صنفی و آموزشی فعال بوده اند به کمیته های انظباطی فرا خوانده شده اند و ادامه تحصیل برای ایشان با تهدید جدی نهاد های قدرت در داخل و خارج دانشگاه روبرو شده است. این امر نشان دهنده زبونی حاکمیت است و از جُبن و خوف بیش از حد دلشیفتگان قدرت از دانشگاه و دانشجویان حکایت می کند. شرم آور است که عده ای خود را مجری عدالت علوی معرفی کنند و لیکن به سخنان روشنگر و حق محور علی به مالک اشتر بی اعتنا باشند و دیگر گونه عمل کنند؛ آنجا که ایشان می فرمایند ای مالک شرم بر تو اگر کسی در ملک تو با لکنت سخن خویش را بر زبان بیاورد. ولی بسیارند دانشجویانی که به خاطر ترس از اعلام قطعی شدن عدم اجازه ادامه تحصیل توسط نهادهای امنیتی، حتی جرات نمی کنند فریاد مظلومیت خویش را سردهند!!!
5- اين هجمه در حالي صورت مي گيرد كه مسئولين وزارت علوم در اظهاراتي مضحك از بسترسازي براي فعاليتهاي دانشجويي دم مي زنند و هر روز با لفاظيهاي گوناگون سعي در زيبا جلو دادن رفتار ننگ آور اين كابينه امنيتي و نظامي دارند. گویی ایشان در کذابی از یکدیگر سبقت می جویند! مسولین وزارت علوم تلاش می کنند اعمال حذفی و استبدادی خویش را در شعار تساهل و تسامح و پذیرفتن کثرت پنهان کنند. طرح هایی نظیر خانه تشکلها در حالی شکل گرفت که بسیاری از انجمنهای عضو دفتر تحکیم وحدت–بزرگترین و فراگیر ترین اتحادیه دانشجویی در ایران– به بهانه های واهی امکان فعالیت ندارند. و بیش از یکسال است که به علت واهمه حاکمیت از این تشکل دانشجویی، اجازه برگزاری نشست صادر نمی شود.
6– در اين ميان سكوت مدعيان اصلاحات نيز لكه ننگ ديگري است در كارنامه كساني كه دم از اصلاحات و و تشكيل جبهه حقوق بشر مي زنند اما در عمل حاضرند برای کسب منفعت خویش با هر نوای قدرتی، سازگار شوند .كساني كه به حقوق بشر و ازادي اعتقادي ندارند و از اين شعارها تنها براي جلب آراي بيشتر استفاده مي نمايند. براین دوستان باید زنهار زد که عملکردهای اینگونه بود که باعث شد در صحنه سیاسی اجتماعی ایران بازنده باشند.
در پايان دفتر تحكيم وحدت ضمن محكوم كردن اين اقدامات شرم آور اعلام میکند دانشگاه را خانه خود می داند و دفاع در برابر تعرضات و دست اندازی به آن را واجب و در این دفاع علی رغم تمامی فشار ها و تهدید ها از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد. از كليه دلسوزان مي خواهد در برابر اين اقدامات كه هدفي جز ايجاد خفقان و به بند کشیدن نهاد دانشگاه توسط عده اي معدود ندارد سكوت ننمايند كه سكوت امروز فرداي مصيبت باري را به بار خواهد آورد. از سوی دیگر بایستی یادآور شد؛ ایران ققنوسی است که بارها و بارها در دام قدرت مداران گرفتار امده است اما در آخر این ایرانیان بوده اند که با مقاومت در برابر تجاوزها و تعدی ها، آزادانه و با کرامت به حیات خویش ادامه داده اند.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
شهریورماه 85
به نقل از "خبرنامه امیر کبیر"
بنام خداوند جان و خرد
توقيف و تهديد روزنامه ها، فشار بر دانشگاهها و جنبش دانشجويی و تحميل يک انقلاب فرهنگی ديگر، بر شدت بحران خواهد افزود و می تواند کشور را به فاجعه بکشاند.
قدرت طلبانی که به ياری انتخابات پادگانی در سه مرحله پی در پی همه ارگانهای کشور را به قبضه خود در آورده اند، به منظور تثبيت موقعيت، به شيوه خاص خود، از يکسو برآنند تا در زمينه سياست خارجی با بهره جستن از شيوه تهديد و چنگ- و- دندان نشان دادن، و درعين حال مذاکرات پشت پرده وامتياز دادن ها، بگونه ای با قدرتهای جهانی کنار آيند و برسر کار بمانند. از سوی ديگر، در برخورد با نارضايتی های گسترده و روز افزون در جامعه درون کشور، برآنند تا به بهانه بحران در سياست خارجی، برشدت فشارها بيافزايند و مردم را واداربه سکوت و تمکين بسازند. در انجام اين مقصود، دو کانون را بيش از همه مورد توجه قرار داده اند.
نخست در پی تشديد فشار در دانشگاه ها و بر جنبش دانشجويی، که از زمان بقدرت رسيدن دولت نهم بازآغاز شده، با توجه به بازگشايی دانشگاهها، برآنند تا استادان و دانشجويان را بيش از گذشته در تنگناهای خفه کننده قرار دهند. تغيير رييسان انتخابی دانشگاهها و به کار گماردن مسئولان کم صلاحيت و فرمانبردار، بازنشسته کردن استادان صاحب اعتبار، تهديد صريح مسئول قوه مجريه به برکناری گسترده همه استادان ملی و معتقد به اصل جدايی دين از حکومت، و نويد دادن به دور جديدی از انقلاب فرهنگی ويرانگر همانند رويداد تلخ و دردناک سال شصت، احضار پرشمار دانشجويان به دادگاههای انقلاب و کميته های انضباطی، دستگيری و زندانی کردن شماری از آنها و دلهره آميز ساختن فضای زندانها، همه و همه به اين نيت است که در آغاز سال تحصيلی جديد، از دانشجويان چشم زخم گرفته شود و فضای مرگبار سکوت و سکون بر دانشگاهها حاکم گردد.
ديگر اينکه، به منظور بسته تر ساختن هرچه بيشتر فضای جامعه، بار ديگر با بی پروايی چند نشريه غيردولتی بازمانده را که با ترس و لرز و خودسانسوری شديد کوشش داشتند تا با حرکت بر لبه تيغ، همچنان به کار خبررسانی و تحليل مسائل سياسی، تا حدی متفاوت از آنچه که رسانه های دولتی عرضه می کنند، ادامه دهند، مورد حمله قرار دادند و به توقيف کشاندند.
توقيف روزنامه شرق و ماهنامه نامه، لغو امتياز ماهنامه حافظ و خاطره و، در پی آن، حمله به دفتر ماهنامه نامه و پرتاب بمبهای آتشزا به درون ساختمان روزنامه اعتماد ملی، همه و همه نشانگر آنست که حاکمان برقدرت نشسته در عمل اعلام کرده اند که هر صدا و قلمی را که در خدمت بی چون و چرای هدفهای آنها و تاييد عملکردهای آنها نباشد، بريده و خواهد شکست.
حاکميت موجود، برای تثبيت خود، بر آنست تا راه را بروی هر انديشه و نقد و اظهار نظری که در راستای توجيه عملکردهای نادرست و ويرانگر آنها نباشد، با خشونتی هرچه تمامتر سد سازد و با تهمتهايی چون: لطمه به منافع ملی، توطئه عليه امنيت کشور، همآوايی با رسانه های بيگانه، ارتباط با بيگانگان، تبليع عليه امنيت کشور، تبليغ فرهنگ غرب، توهين به مقامات کشور و امثال آنها، با انديشمندان، نويسندگان، روزنامه نگاران و فعالان سياسی بشدت برخورد کند و سرکوب نمايد.
جبهه ملی ايران ضمن اعتراض شديد به ايجاد تنگنا برای روزنامه شرق، ماهنامه نامه و حافظ، اعلام می دارد که واقعيت های جهان امروز و پيشرفتهای گسترده در زمينه اطلاع رسانی، به هيچ حاکميت سلطه گری اجازه آنرا نخواهد داد که فضای بسته و خفقان آور را برای مدت زيادی بر جامعه حاکم کند. ملت هوشمند ايران با شناخت همه جانبه از اوضاع و احوال جهانی و شرايط ميهن خود، روند کنونی رفتار حاکميت را که روز بروز کشور را با بحرانهای ويرانگرتری مواجه ميسازد، برنمی تابد و برای انجام دگرگونيهای بنيادين، برکنار از آشوب و خدشه بر همبستگی ملی و يکپارچگی کشور، فريادهای نارضايتی خود را رساتر خواهد ساخت.
جبهه ملی ايران
تهران- ۲۸ شهريور ۱۳۸۵
رويکرد سياسي يک ساله دولت
مطبوعات تعطيل، نهادهاي مدني ممنوع
باربد کاوه
به نقل از "روز آنلاین"
وقتي به طور ناگهاني محمود احمدي نژاد در 27 خرداد 1384 رقباي خود را کنار گذاشت و به دور دوم راه يافت، موج عظيمي از روشنفکران و سياسيون اصلاح طلب از هر گروه و نحله اي، از رقيب انتخاباتي او حمايت کردند با اين برهان که "صداي پاي فاشيسم" را شنيده اند.
از آن روزها که به مردم درباره آمدن "ديکتاتوري" و "فاشيسم" هشدار داده مي شد، بيش از يک سال گذشته است. حالا نه از روشنفکران صدايي برمي خيزد و نه از اصلاح طلبان خبري است. و در اين فضا، اين دولت نهم است که جولان مي دهد و هر روز هشدار روشنفکران را به ياد مي آورد. تهاجم به دفتر سازمان ادوار تحکيم و ضبط تمام اسناد و اموال اين سازمان، آخرين نشانه اين سياست بود؛ تا همين دو روزگذشته البته.
اولين گام
همان روز که محسني اژه اي به عنوان وزير اطلاعات معرفي شد و پورمحمدي به عنوان وزيرکشور، همگان به ياد بازگشت تيم سعيد امامي به وزارت اطلاعات افتادند. همان هايي که با افشاي قتل هاي زنجيره اي در دولت اصلاح طلب خاتمي از وزارت اطلاعات تصفيه شده بودند. اين ترس چون به راست ها نيز سرايت کرده بود، مانع هشدار آنان نشد. آن روز عماد افروغ در مخالفت با اين دو وزير گفت: "مبادا تجربه قتل هاي زنجيره اي تکرار شود و آزادي ها در جمهوري اسلامي محدود گردد و آزادي شهروندان نقض شود." [نقل به مضمون] اما اين دو وزير با کمترين اختلاف آراي موافقان و مخالفان انتخاب شدند و اولين آجر ديوار سياست دولت اصولگرا گذاشته شد.
قطع يارانه احزاب
چند ماهي گذشت تا وزارت کشور چهره سياسي دولت جديد را آشکار کند. در پي مخالفت راست هابا ديگر احزاب در خانه احزاب، اين وزارت خانه به جاي ميانجي گري و حل اختلافات در يک تصميم ناگهاني خبر از قطع يارانه احزاب داد تا بدين وسيله احزاب نوپاي ايراني بدون حامي رها شوند. البته آن روزها يکي از سران احزاب اصلاح طلب به خبرنگار روز گفت: "هرچند که همان کمک هاي نيم بند دولت نيز مي توانست برخي از مشکلات ما را حل کند اما اين تصميم مي تواند از جهاتي به سود ما باشد. اول آنکه احزاب را بي نياز از دولت مي کند و اينگونه هم نقد از دولت آسان است و هم نگاه ما براي تامين هزينه ها به منابع مالي غيردولتي و مردمي معطوف مي شود."
NGO ها در کما
اگرچه عمر چنداني از فعاليت بخش هاي خصوصي در عرصه هاي اجتماعي نمي گذرد اما دولت نهم در اولين تصميم گيري هاي سياسي اش به سراغ اين نهادهاي مردمي رفت. مجوز بسياري از NGO ها مانند کانون مدافعان حقوق بشر به رياست شيرين عبادي باطل شد و فعاليت بسياري ديگر مانند سازمان حقوق بشر اسلامي محدود. وقتي سياست هاي محدود کننده دولت نهم در قبال NGO ها سخت گيرانه تر شد، وابستگان و بنيانگذاران اين نهادهاي غيردولتي برآن شدند تا با وزير کشور از نگراني هاي خود بگويند. نتيجه آن جلسه چيزي نبود که دعوت کنندگان انتظارش را داشتند. پورمحمدي، وزير کشور دولت نهم در آن جلسه بر نظارت دولت بر بخش هاي خصوصي و کنترل منابع درآمدي آن ها تاکيد کرد تا NGO ها سايه دولت نهم را سنگين تر از هر دولت ديگري احساس کنند.
تجميع انتخابات
طرح تجميع انتخابات به گواهي دموکراسي خواهان ايراني آخرين تير خلاص بر پيکر دموکراسي نيم بند در ايران بود که به گفته محسن آرمين با آن تنها کاريکاتوري از جمهوريت در ايران مي ماند. با تصويب طرحي که به موجب آن انتخابات شوراها و خبرگان همزمان برگزار مي شود، ورود غيرمعممين به انتخابات خبرگان همچنان غيرمجاز و تاييد صلاحيت کانديداهاي شوراهاي شهر نيز برعهده شوراي نگهبان است، آخرين اميدهاي اصلاح طلبان براي پيروزي در اين دو انتخابات کمرنگ تر شد؛ تا در اين ميان فقط اصلاح طلبان سنتي باشند که با اميد به تاييد اندک کانديداهايشان؛ و ائتلاف با راست هاي سنتي و مدرن به ويژه طرفداران هاشمي رفسنجاني بتوانند در مقابل اصولگرايان و شاگردان مصباح يزدي بايستند. حال اينکه اصولا اصلاح طلبان چگونه مي توانند در چنين انتخاباتي شرکت کنند و حائز راي شوند از سئوالاتي جدي است که هنوز جواب صريحي به آن داده نشده است. بهزاد نبوي، عضو رهبري سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، که خود حاضر نيست در ائتلافي با شرکت ملي ـ مذهبي ها نيز شرکت داشته باشد، به اين پاسخ اکتفا مي کند که: "در صورت رقابتي بودن در انتخابات شرکت مي کنيم." آن هم در شرايطي که شواهد از غيررقابتي بودن و نظارت کامل استصوابي خبر مي دهد. با اين حال يکي از اعضاي رده بالاي جبهه مشارکت به خبرنگار روز مي گويد: "حتي احتمال ائتلاف مشارکت با موتلفه را هم نمي شود رد کرد. چه بسا که با اين ائتلاف بتوان در مقابل فاشيسم ايستاد!"
مرگ دو زنداني
آنها که مي گفتند حتي با آمدن اصولگرايان و يکدست شدن قدرت، امکان برگرداندن کشور به سال هاي قبل از 76 وجود ندارد، با مرگ دو فعال سياسي به فاصله دو هفته از يکديگر، در مورد نظر سابق خود دچار ترديد شده اند. اگر چه دولت موازي در دوران در دولت خاتمي با فعالان سياسي برخورد مي کرد و خبرنگاري [زهرا کاظمي] هم به قتل رسيد، اما دولت در مقابلش بي تفاوت نبود و حداقل دستور رسيدگي به پرونده را صادر مي کرد ـ هرچند هيچ گاه اين رسيدگي ها به نتيجه اي ختم نشد ـ اما در دولت جديد نه تنها دو فعال سياسي در زندان به طرز مشکوکي کشته مي شوند بلکه صداي دولت هم درنمي آيد. مرگ اکبر محمدي و فيض مهدوي در زندان هاي اوين و رجايي شهر هشداري جدي بود به زندانيان سياسي و البته فعالان سياسي، بخصوص آنهايي که چندان مشهور نبودند. افرادي که تعدادشان در زندان هاي مختلف کشور کم هم نيست.
نوبت مطبوعات
آنها که دلخوش بودند که حداقل در اين يکساله روزنامه اي توقيف نشده، هفته پيش بايد بسيار شگفت زده شده باشند: شرق به همراه مجله هاي نامه، حافظ و خاطره توقيف شدند تا مطبوعات کم شمار اصلاح طلب نيز از گزند دولت اصولگراي نهم درامان نمانند. همان دولتي که بيش از اين وزير ارشادش ابراز اميدواري کرده بود احزاب بتوانند مجوز انتشار ارگان شان را هم بگيرند؛ اما نه تنها اين چنين نشد و جبهه مشارکت نتوانست اين مجوز را اخذ کند، که روزنامه غيرحزبي شرق نيز توقيف شد. بدين وسيله راه هاي ارتباطي هم محدود شد. محدوديتي که بيش از آن با فيلتر کردن سايت هاي مختلف سياسي از جمله روز و بي بي سي و پرونده سازي براي وبلاگ نويسان و طرح جرم هاي جديدي به عنوان "براندازي اينترنتي" آغاز شده بود.
وزير اطلاعات خبر از وجود براندازاني داد که در اينترنت و وبلاگ ها رخنه مي کنند و وزارتخانه متبوعش نيز سرويس هاي ارائه دهنده خدمات به وبلاگ ها را کنترل مي کند و وزارت ارشاد هم طي نامه اي تند مطبوعات را از استفاده از مطالب سايت هاي غيرمجاز برحذر مي دارد و به مديران مسئول مي نويسد: "روند رو به گسترش کمي پايگاه ها و سايت هاي خبري که در کنار خبرگزاري هاي رسمي و داراي مجوز به امر انتشار اخبار در کشور مشغولند موجب گرديده اين رسانه ها به عنوان پديده هاي جديد عرصه اطلاع رساني مطرح شوند. رسانه هايي که به دليل نامشخص بودن تعلقات سازماني و نداشتن شناسنامه روشن و معلوم خود را فارغ از بسياري الزامات و مسئوليت هاي قانوني مي دانند. اين رسانه ها در مواردي اقدام به نشر مطالب و اخباري مي کنند که يا از جنس شايعات است و يا دغدغه هاي تخريب افراد، گروه ها و نهادهاي حکومتي از آن قابل برداشت مي باشد. در چنين وضعيتي مشاهده مي شود که بسياري از مطبوعات کشور، اخبار و مطالب سايت هاي خبري مورد اشاره را جزئا يا کلا، نقل و منتشر مي کنند بدون آنکه به تبعات حقوقي و قانوني انتشار آن ها توجه کافي داشته باشند. اين نکته مسلم است که مسئوليت قانوني انتشار اخبار از منابع مختلف چه رسمي و چه غيررسمي برعهده رسانه و مطبوعه نشردهنده مي باشد و انتساب خبر يا مطلب به منابع معتبر رافع مسئوليت مديران مسئول نشريات نيست."
مقدمه اين بخشنامه شايد نامه غلامحسين الهام، سخنگوي دولت بود که در آن از قوه قضاييه خواسته شده بود تا با مطبوعات منتقد دولت برخورد کند. نامه اي که نشان از سياست هاي دولت نهم در عرصه فضاي داخلي کشور دارد.
اولين ها؛ روشنفکران و دانشجويان
اگرچه اکبر گنجي در دولت نهم آزاد شد اما درعوض بسياري ديگر راهي زندان شدند. به جز تعداد زيادي که در کردستان و آذربايجان و خوزستان در يک سال اخير و در ناآرامي هايي که در اين مناطق روي داد، دستگير شدند و هنوز هم سرنوشت شان روشن نيست، بايد به نام هايي مانند منصور اسانلو، موسوي خوئيني و رامين جهانبگلو نيز اشاره کنيم که هرکدام به دلايلي مختلف راهي زندان شدند. منصور اسانلو درجريان اعتصابات کارگران شرکت واحد دستگير شد، مهندس موسوي در جريان تجمع زنان و رامين جهانبگلو در اقدامي غيرمنتظره که بعدها دليلش "ارتباط با بيگانگان" و "براندازي نرم" عنوان شد. در اين بين عيسي سحرخيز مديرمسئول روزنامه اخبار و ماهنامه آفتاب نيز به 5 سال زندان محکوم شد. اما برخورد با دانشجويان در يک سال اخير به گونه اي بود که به خوبي حکايت از حساسيت دولت نهم درمورد دانشگاه ها داشت. انتصاب عميد زنجاني به رياست دانشگاه تهران به عنوان اولين رييس روحاني و زدوخوردهايي که بين دانشجويان و مسئولان بر سر اين انتصاب درگرفت اولين رويارويي بين دولت و دانشجويان بود که بعدها فزوني گرفت: تعليق 25 دانشجوي دانشگاه اميرکبير، انحلال بسياري از انجمن هاي اسلامي در دانشگاه هاي کشور، جلوگيري از ثبت نام دانشجويان عضو انجمن که در کنکور کارشناسي ارشد قبول شده بودند، دستگيري دانشجوياني مانند عابد توانچه و بسياري ديگر که اکثريتشان اکنون در زندان هستند و سرانجام حمله به دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت.
عبدالله مومني در گفت و گو با روز درخصوص اينکه چرا دانشجويان سيبل اول حملات دولت نهم شده اند مي گويد: "به نظر مي رسد با آمدن دولت جديد و يکدست شدن حاکميت، محافل اقتدارگرا در راستاي تثبيت اقتدارگرايي خود نياز به منکوب کردن و به اضمحلال کشاندن فعالان مدني در عرصه هاي مختلف دارند؛ محدوديت هاي دولتي نيز به تناسب تاثيرگذاري اين نهادهاي مدني است و از آنجا که در فضاي فعلي، صداي دانشجويان از ديگر معترضين رساتر است و تاثيرگذاري اش هم که همواره بيشتر بوده، حساسيت بيشتر دولت را برانگيخته است. برخوردهاي شديد دولت در يک سال اخير نيز به خاطر همين تاثيرگذاري دانشجويان است. دانشجويان دارند تاوان تاثيرگذاريشان را مي پردازند."
آستانه تحمل مردم
اواخر سال 84 بود که سايت روز با فعالان سياسي کشور درخصوص پيش بيني فضاي سياسي در سال 85 گفت و گو کرد. آن زمان عباس سليمي نمين که از روزنامه نگاران طرفدار دولت بود گفت: "قطعا وضع سياسي در سال 85 مطلوب خواهد بود و آزادي ها گسترش خواهد يافت. هيچ دولتي نمي تواند جلوي روند روبه رشد گسترش آزادي هاي سياسي در ايران را بگيرد." اما ظاهرا اين پيش بيني درست از آب درنيامدو در عوض پيش بيني محمد توسلي، رييس دفتر سياسي نهضت آزادي به حقيقت پيوست که گفته بود: "مشکل در داخل در رابطه با دولت جديد است كه حقوق اساسي ملت و حقوق بشر را با شعارهاي عدالت و مهرورزي بيش از گذشته ناديده مي گيرد. اين مشکلي است که ممکن است در سال آينده براي احزاب و مطبوعات و ساير نهادهاي مدني ادامه پيدا کند."
و تمام اينها نيز به عقيده کريم ارغنده پور ارتباط مستقيم با پرونده هسته اي دارد: "پرونده هسته اي طبعا روي ساير عرصه ها در ايران تاثير مي گذارد. يعني اگر اين قضيه به شکل مسالمت آميز حل نشود اوضاع داخلي کشور در ابعاد امنيتي و سياسي محدودتر مي شود. سانسور گسترش مي يابد، شبکه هاي غيردولتي محدودتر خواهند شد و در مجموع اوضاع به سمتي مي رود که سيطره دولت بر بخش هاي مختلف پررنگ تر خواهد شد."
و حال اينگونه شده است. چشم انداز روشني براي ماجراي هسته اي وجود ندارد و به تبع آن در داخل هم مطبوعات محدودتر شده اند، هم سياسيون به ناچار سکوت برگزيده اند. برخي در زندان هستند و دانشجويان هم سرکوب مي شوند. نگراني ارغنده پور به جا بود که از بيشتر شدن محدوديت و برخورد در سال 85 سخن گفت و افزود: "مردم در کوتاه مدت اعتراض نمي کنند، جامعه ظرفيت زيادي دارد و مشکلات را تحمل مي کند؛ اما اين تحمل آستانه اي دارد. وقتي از اين آستانه بگذرد، واکنش ها هم شروع مي شود. مردم ما خيلي صبورند، اما مطمئنم سال آينده آن ها هم در احساس نخبگان در رابطه با دولت شريک مي شوند، چون آثار تصميمات دولت در سال آينده خودش را نشان مي دهد."
آري صداي اين پا ، بعد از يک سال به گوش همه رسيده است.
وزارت ارشاد در يک سال
وقتي مجوز" فرهنگ" لغو مي شود
شيلا پارسي
به نقل از "روز آنلاین"
انتصاب صفار هرندي، نفر دوم روزنامه کيهان به وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي خود نشان دهنده جهت گيري ها و سياست هاي فرهنگي دولت نهم بود. بيان جملاتي نظير "فيلم هايي که روي پرده سينماها هستند محصول سياست هاي فرهنگي دولت سابق است" يا "بسياري از محصولات فرهنگي که در زمان دولت سابق مجوز گرفتند مورد تاييد ما نيستند" از سوي صفار هرندي بيانگر ديدگاه ها و سياست هاي وزارت ارشاد دولت نهم بود.
و حال که يک سال از عمر دولت نهم مي گذرد و نوبت به صدور مجوز از سوي وزارت ارشاد صفار هرندي براي محصولات فرهنگي رسيده است سياست هاي فرهنگي اين وزارتخانه آشکارتر شده و نگراني هاي زيادتري را برانگيخته است.
موسيقي بي صدا
اوايل وزارت صفار هرندي بود که وي خطاب به صداوسيما گفت: "صداوسيما ديگر نبايد موسيقي پاپ و موسيقي هاي سطحي پخش کند. بلکه بايد به موسيقي اصيل و فاخر ايراني و اسلامي توجه بيشتري نمايد." [نقل به مضمون] اما چند هفته بعد رهبر ارکستر سمفونيک تهران از فشار بر گروهش و عدم همکاري و کمک دولت خبرداد و بعد از استعفا به خارج از کشور رفت. اوضاع در دنياي موسيقي پاپ هم به مراتب بدتر بود. مدير مرکز فروش نوارهاي موسيقي دل نواز به خبرنگار روز مي گويد: "در اين يک سال تقريبا هيچ خواننده معروف پاپ نتوانست مجوز پخش کاست هاي خود را بگيرد. حتي يکي دو تا از خواننده هايي که به تازگي چهره شده و آلبوم هاي زيادي را بيرون داده بودند، نتوانستند مجوز بگيرند."
اما حادثه اي که اهالي موسيقي را نگران تر از گذشته کرد تعطيلي مرکز موسيقي بتهوون از سوي دولت بود. مرکزي که براي اهالي موسيقي، محلي آشنا و تاثيرگذار بود. فروشگاه مرکز موسيقي بتهوون که بزرگترين فروشگاه و مرکز موسيقي کشور بود و در سال 1331 توسط کريم چمن آرا تاسيس شده بود، پنجشنبه گذشته از سوي اداره اماکن نيروي انتظامي پلمب شد. بنابه گفته آرش وطن خواه مسوول فروش اين فروشگاه، علت اين برخورد فروش بليت هاي يک کنسرت پژوهشي راک مربوط به آموزشگاه ترانه بود. آموزشگاه ترانه نيز که کنسرت گروه راک 127 را برپا کرده بود توسط نيروي انتظامي پلمب شد تا نشان دهنده حساسيت دولت به موسيقي هاي غربي و علي الخصوص راک باشد. آن هم در شرايطي که موسيقي راک مي رفت به سامان برسد و با خواننده هايي مانند کاوه يغمايي و گروه اوهام و گروه شرق مراحل رشد را طي کند. اين گروه ها در دولت نهم به زيرزمين ها تبعيد شدند و همانند همتايان غربي شان، که زماني در گاراژها آهنگ مي نواختند، موسيقي زيرزميني را در ايران احيا کنند.
حساسيت دولت نهم نسبت به موسيقي چنان بود که حتي شبکه هاي ماهواره اي که در دولت پيشين مجوز گرفته بودند، در اين دوران مجوزشان باطل شد و حتي به مرز تعطيلي رسيدند. يکي از اين شبکه ها، ايران موزيک بود که در حال گذراندن دوران آزمايش توسط دولت جديد غيرقانوني اعلام شد.
سينماي بي تصوير
"سينما نبايد مظاهر سکولاريسم و ليبراليسم را پخش کند." اين مهم ترين بخش سخنان صفار هرندي بود که بلافاصله با اين سخنان همراه شد: "تاکنون هرچه که بر روي پرده هاي سينما رفته مجوزش توسط دولت سابق صادر شده بود و جزو محصولات فرهنگي ما به حساب نمي آيد." جملاتي که نگراني اهالي سينما را دو چندان کرد؛ آن هم در شرايطي که ساخت فيلم هاي مبتذل با "ظاهر اسلامي" هم تشويق مي شوند و هم اکران مي گيرند. چنين است که فيلم آفسايد ساخته جعفر پناهي، در ايران اجازه پخش نمي گيرد، و همچنين فيلم هاي عباس کيارستمي و محسن مخملباف.
بازار راکد کتاب
در دولت جديد اوضاع نشر هم سخت تر از هر حوزه ديگري است. عليرضا رجايي، مدير انتشاراتي گام نو به روز مي گويد: "دولت جديد نه تنها ديگر کتاب هاي ما را نمي خرد که حتي براي کتاب هاي ما مجوز هم صادر نمي کند."
مدير يک انتشاراتي ديگر که تمايلي به طرح نامش ندارد نيز مي گويد: "اگر کتاب هايمان يکي دو سال در نوبت بمانند و آن وقت اجازه انتشار بگيرند که خوب است. دولت جديد اصلا تمايلي به دادن اجازه انتشار کتاب در حوزه هاي علوم سياسي و کلا علوم انساني ندارد. دولت نه تنها به کتاب هاي جديد مجوز نمي دهد که مجوز بسياري از کتاب هايي را هم که براي بار چندم چاپ شده بودند، باطل کرده است. به تمام انتشاراتي ها هم ابلاغ شده که براي گرفتن مجوز دوباره اقدام کنند."
ترس در مطبوعات
در عرصه مطبوعات نيز وعده وزير ارشاد که گفته بود احزاب مي توانند براي گرفتن مجوز اقدام کنند و ارگان داشته باشند، هيچگاه عملي نشد. نه فقط براي جبهه مشارکت مجوز انتشار نشريه صادر نشد که برخورد وزارت ارشاد با انجمن صنفي مطبوعات نيز برخوردي قهرآميز بود. اين وزارتخانه نه تنها کارهاي اجرايي جشنواره مطبوعات را به انجمن صنفي نداد که درآغاز به کار هيات رييسه جديد نيز مشکل تراشي مي کند. بدين ترتيب بعد از 12 دوره برگزاري جشنواره مطبوعات در 17 مرداد توسط انجمن صنفي مطبوعات، امسال اين جشنواره با 3 ماه تاخير در آبان ماه و توسط وزارت ارشاد برگزار مي شود. جشنواره اي کاملا دولتي که به گفته شمس الواعظين امسال با کمترين استقبال روبرو خواهد شد. رييس انجمن صنفي مطبوعات به خبرنگار روز مي گويد: "آقايان مي خواهند همه چيز را دولتي بکنند. از اين رو امسال جشنواره مطبوعات را بدون کمک اهالي اين عرصه و کاملا شتابزده و به ظاهر سراسري برگزار مي کنند، اما به نظر مي رسد بسياري از روزنامه نگاران و اعضاي انجمن صنفي در اين جشنواره شرکت نخواهند کرد."
چنين است که برخورد دولت با تنها نهاد غيردولتي روزنامه نگاران شديدتر شده و تاييد انتخابات انجمن صنفي در هاله اي از ابهام قرار گرفته است. سردبير يکي از روزنامه هاي اصلاح طلب به خبرنگار روز مي گويد: "وزارت کار که مرجع اصلي حل اختلاف است تاحدودي موافق نتيجه انتخابات است، اما مشکل اصلي از وزارت ارشاد است و شخص صفارهرندي که زماني نفر دوم روزنامه کيهان بود و اينک قصد تضعيف انجمن صنفي را دارد."
آينده اي گنگ
در يک نگاه کلي مي توان متوجه وجوه سياست هاي فرهنگي دولت نهم را ترسيم کرد: اهالي موسيقي بايد به "موسيقي فاخر" توجه بيشتري نشان دهند. اهالي سينما بايد به "مظاهر ديني مانند حجاب و نماز" توجه بيشتري نشان دهند. اهالي کتاب بايد از چاپ کتاب هاي "مورد دار" که سعي در تبليغ " سکولاريته و ليبراليسم" دارد بپرهيزند. اهالي مطبوعات نبايد به نقد دولت بپردازند وگرنه "دولت اسامي روزنامه هاي منتقد را به قوه قضاييه خواهد داد." و همه اينها به زبان دولت مهرورزي يعني اينکه: "ابتذال مجاز است، خدشه دار کردن عرصه فرهنگ ايرادي ندارد، رواج اسلام خرافي واجب است.... اما: رواج و گسترش انديشه ممنوع است، انديشه اي که سياست هاي دولت مهرورزي را برنتابد و آن را به چالش بکشد. چنين است که فيلمفارسي هاي اسلامي، بيشترين امکانات را مي گيرند و الگوي کتاب مناسب مي شود: "احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم."
بازداشت و حبس انفرادی یک شهروند اردبیلی که در اعتراض به مرگ زندانیان سیاسی دست به حرکت اعتراضی زد
مصاحبه با همسر فضائل عزیزان
به نقل از "رادیو فردا"
فضائل عزیزان شهروند اردبیلی که روز دوشنبه در مقابل ساختمان استانداری اردبیل در اعتراض به مرگ مشکوک زندانیان سیاسی اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی همراه همسرش دست به حرکت اعتراضی زد، همچنان در بازداشت نیروهای امنیتی اطلاعاتی به سر می برد و به گفته همسرش آقای عزیزان در پی دستگیری دست به اعتصاب غذا زده است. روز چهارشنبه تلاش کبرا قربان زاده برای ملاقات با همسرش بی فایده ماند. خانم قربان زاده در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در لیست زندان اسم آقای عزیزان نبود، به من گفتند در زندان اطلاعات هست، سراغ شوهرم را از آنجا گرفتم که گفتند از دیروز او را آوردند، در سلول انفرادی است و آقای دادستان با شما کار دارد، من به ایشان مراجعه کردم و دادستان (آقای ارژنگ) از من خواست بگویم شوهرم با چه کسانی رفت و آمد و می کند و چه کسانی به او گفتند این پلاکارد را بردار و برو جلوی استانداری؛ من پاسخ دادم هیچ کس به ما چیزی نگفته و خودمان از اینترنت خبر می گیریم و عقیده و تصمیم خودمان بود؛ که حرف من را ایشان قبول نکرد و به من گفتند اگر همکاری نکنم شوهرم را اذیت و آزار خواهند کرد.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی گوهردشت
برای آزادی "فضائل عزیزیان" ، معترض بازداشت شده در اردبیل صورت گرفت
به نقل از "آسمان نیوز"
روز سه شنبه ۲٨/۰۶/٨۵، زندانیان سیاسی گوهردشت (رجایی شهر) کرج در طی تماسی تلفنی اعلام داشتند که برای آزادی "فضائل عزیزان"، معترض اردبیلی، که دیروز بعلت اعتراض علیه مرگ های مشکوک زندانیان سیاسی بازداشت گشته است، دست به اعتصاب غذا زده اند.
فضائل عزیزی، روز دوشنبه همراه با همسرش در اعتراض به مرگ های مشکوک زندانیان سیاسی ولی الله فیض مهدوی و اکبر محمدی که در عرض یکماه در زندان های گوهردشت کرج و اوین تهران جان سپردند، اقدام به اعتراضی دو نفره کرده و با حمل پلاکارد و دادن شعار در مقابل ساختمان فرمانداری اردبیل حضور یافته بودند. به گفته همسر این معترض اردبیلی، هنگامیکه آنها آغاز به شعار دادن می کنند، نیروهای انتظامی حاضر در محل به ضرب و شتم ایشان پرداخته و فضائل عزیزان را بازداشت می کنند.
زندانیان سیاسی گوهر دشت اعلام کردند که برای قدردانی از این عمل شجاعانه این زن و شوهر اردبیلی تا زمان آزادی عزیز فضائل، از خوردن غذا خودداری کرده و اعتصاب غذا خواهند کرد .
روزنامهنگاران با انسجام و وحدت میتوانند از شغل خود دفاع کنند
گفتگو با رجبعلى مزروعى
به نقل از "دویچه وله"
ديروز در محل انجمن صنفى مطبوعات در اعتراض به توقيف روزنامههاى شرق و نشريات نامه، حافظ و خاطره نشستى برگزار شد كه در آن فعالان مطبوعاتى، فرهنگى و دست اندركاران مسايل سياسى ايران شركت داشتند. از جمله سخنرانان اين جلسه رجبعلى مزروعى رئيس انجمن صنفى روزنامهنگاران بود كه به سوالات دويچه وله پاسخ داده.
گفتگو: مریم انصاری
آقای مزروعی شما در جلسه دیروز گفتهاید که هیات نظارت بر مطبوعات یکدستی حاکمیت را میخواهد. آیا این یکدستی به نظر شما امکانپذیر است و آیا «شرق» آخرین روزنامهای بود که بسته شد؟
رجبعلى مزروعی: من فکر میکنم با این یکدستی که الان در هیات نظارت بر مطبوعات بوجود آمده و بینش و نگرشی که اعضای این هیات به مطبوعات دارند، قطعا «شرق» آخرین روزنامهای نخواهد بود که توقیف میشود و فکر میکنم نگاه بدبینانهای که این هیات به فعالیتهای مطبوعاتی دارند در آینده بیش از گذشته دامن مطبوعات را خواهد گرفت و عملا یکدستی هیات نظارت به سمت یکصدایی در عرصه مطبوعات دارد حرکت میکند و متاسفانه ما افق روشنی را در برابر فعالیتهای مطبوعاتی در ایران نمیبینیم.
انجمن صنفی روزنامهنگاران چگونه میتواند به همکارانش در این زمینه کمک بکند و چه اقداماتی از دستش برمیآید؟
رجبعلى مزروعی: حتما شما مطلع هستید که انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران در شرایط ایران بعنوان یک نهاد صنفی تعریف شده و دارد کارش را انجام میدهد. و ما اخیرا در رابطه با این نهاد هم مواجه با مشکلات و چالشهایی هستیم که بویژه از سوی وزارت کار دارد انجام میشود و واقعیتش این است که انجمن صنفی ما به لحاظ شرایط و وضعیت مشابه نهادهای صنفی در کشورهای دیگر نیست و با یک شرایط بسیار دشواری روبروست. در سایه وحدت و انسجامی که بین روزنامهنگاران است يا تلاش میکنیم بوجود بیاوریم از آن نیرو برای دفاع از استقلال حرفهای و امنیت شغلی آنها استفاده میکنیم. بهرحال من فکر میکنم انجمن صنفی هم در وضعیت دشواری قرار گرفته است، ولی با همه اینها چون اهالی صنف نسبت به وضعیت آگاهی دارند و فکر میکنند که با انسجام و وحدت میتوانند از شغل خودشان دفاع کنند ما امیدواریم با حمایت آنها بتوانیم تا جایی که ممکن است در دفاع از روزنامهنگاران و احقاق حقشان و همینطور دفاع از آزادی مطبوعات در ایران تلاش کنیم.
آخرین سوال من از شما آقای مزروعی این است که در حال حاضر وضعیت «شرق» و اقداماتی که در زمینه دفاع از این روزنامه شده و همچنین «نامه»، «حافظ» و «خاطره» به کجا رسیده؟
رجبعلى مزروعی: البته این را باید از دستاندرکاران خود روزنامه پرسید، بهرحال آنها بهتر میتوانند جواب بدهند. اما تا آنجایی که من اطلاع دارم علیرغم رایزنیها و اقداماتی که شده و پیگیریهایی که انجام گرفته است، هنوز منجر به نتیجه مثبتی در این زمینه نشده و من فکر میکنم این هزینهای که اینها بابت توقیف «شرق» و حالا نشریات دیگر پرداخت کردهاند بهیچوجه حاضر به کوتاهآمدن نخواهند بود و شما میبینید حتا راجع به روزنامه «ایران» که یک روزنامه منتسب به دولت است و در واقع روزنامهایست که توسط دولت اداره میشود، باز هیات نظارت علیرغم اینکه قوه قضاییه حکم به رفع توقیف هم در این باره صادر کردهاند ایستادگی کردند و به دلیل مخالفت هیات نظارت این روزنامه هنوز به عرصه فعالیت برنگشته است.
کاخ سفید تاکید کرد شرط مذاکره با جمهوری اسلامی، توقف کامل غنی سازی اورانیوم است
به نقل از "رادیو فردا"
کاخ سفید روز چهارشنبه اعلام کرد شرط آغاز مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی این است که غنی سازی اورانیوم و کلیه فعالیت های مربوط به آن متوقف شود. تونی اسنو سخنگوی کاخ سفید که در هواپیمای ویژه رئیس جمهوری در راه بازگشت از نیویورک به واشنگتن سخن می گفت، به این پرسش که آیا رئیس جمهوری آمریکا سخنرانی آقای احمدی نژاد را دیده است، پاسخ داد خیر. تونی اسنو گفت: رئیس جمهوری در فرصت های گوناگون مستقیما با مردم ایران حرف زده و باز هم خواهد زد؛ این مهم است که بین حکومت جمهوری اسلامی با مردم ایران تفاوت گذاشت، مردمی که جهان بین هستند و سنت های فرهنگی غنی به همراه تاریخ خود دارند. سخنگوی کاخ سفید مجددا تاکید کرد دولت آمریکا با متحدان خود درباره برنامه اتمی حکومت ایران، همراهی و همکاری می کند. جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه از نیویورک به واشنگتن بازگشت، اما پیش از آن با تعدادی از سران کشورهای جهان در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد دیدار و مذاکره کرد.
بازتاب سخنرانی جرج بوش و محمود احمدی نژاد در کالیفرنیا
مصاحبه با دو صاحبنظر
به نقل از "رادیو فردا"
رئیس جمهوری آمریکا در نطق روز سه شنبه خود در مجمع عمومی سازمان ملل، ضمن آن که حاکمان جمهوری اسلامی را به محروم ساختن مردم از آزادی و استفاده از منافع کشور برای تامین هزینه عملیات تروریستی و دامن زدن به افراط گرایی و پیگیری سلاح های هسته ای متهم کرد، از راه حل دیپلماتیک برای رفت این بحران سخن به میان آورد و هیچ اشاره ای به تحریم علیه جمهوری اسلامی نکرد. بهروز صوراسرافیل روزنامه نگار ساکن لس آنجلس در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: حرفهای آقای بوش بسیار خوب بود، ولی در حد آرزوها بود به نظر من و هیچ پیشنهاد یا ابتکار جدیدی در آنها نیست؛ صحبت های رئیس جمهوری اسلامی آقای احمدی نژاد من را یاد تابلوهای سورئالیست انداخت، یعنی تابلوهایی که در آنها هیچ چیز منطقی نیست. دکتر عباس میلانی استاد دانشگاه استنفرد می گوید به نظر من نکته شگفت انگیز صحبت های آقای احمدی نژاد این است؛ ایرادی که ایشان از سازمان ملل گرفتند، دقیقا ایرادی است که متوجه خود رژیم جمهوری اسلامی است؛ این که یک اقلیتی به ناحق حق حاکمیت را برای خودشان به انحصار گرفتند.
جنگ لفظى در سايه تلاشهاى ديپلماتيك
به نقل از "دویچه وله"
در ادامه مذاكرات بر سر برنامه اتمى ايران قرار است كه هفته آينده بار ديگر على لاريجانى، رييس شورايعالى امنيت جمهورى اسلامى ايران با خاوير سولانا هماهنگ كننده سياست خارجى اتحاديه اروپا ديدار و گفتگو داشته باشد. ديدار گذشته اين دو بر اميد دستيابى به يك راه حل صلح جويانه براى مشاجره اتمى ايران افزوده بود. حال آن كه سخنان اخير احمدى نژاد بار ديگر از گستره اميد كاست و بر دامنه بيم و نگرانى افزود.
جمشيد فاروقى
جنگ لفظى بين جورج بوش و احمدىنژاد به موازات تلاشهاى ديپلماتيكى كه دستيابى به يك راه حل مسالمت آميز در رابطه با بحران هستهاى ايران را هدف خود قرار دادهاند، با شدت و حدت تمام جريان دارد. ديروز مجمع عمومى سازمان ملل متحد بار ديگر صحنه رويارويى جورج بوش و احمدىنژاد بود، بى آنكه هيچ يك از اين دو به هنگام سخنرانى آن ديگرى در مجمع حضور داشته باشد. احمدى نژاد آمريكا و بريتانيا را متهم بدان ساخت كه سازمان ملل متحد را بازيچه اهداف خود قرار دادهاند. و جورج بوش نيز حكومت ايران را متهم بدان ساخت كه با پافشارى بر برنامه اتمى خود، منافع مردم ايران را به مخاطره انداخته است. بوش مدعى شد كه حكومت ايران بزرگترين مانع بر سر راه مردم ايران به سوى آينده است و اين همان حكومتى است كه آزادى مردم را سلب كرده و منابع ملى را به قصد تامين مالى تروريسم و توليد جنگ افزارهاى هستهاى بر باد مىدهد. جورج بوش ابراز اميدوارى كرد كه زمانى فرا خواهد رسيد كه ايران و آمريكا به دوستان و شركاى خوب هم بدل خواهند شد.
اين كه جشن دوستى آمريكا و ايران چه زمانى برگزار خواهد شد، در شرايط كنونى بر همگان پنهان است. آشكار تنها آن است كه آخرين تلاشها براى دستيابى به راه حلى مسالمت آميز براى بحران و مشاجره هستهاى ايران جريان دارد. در حاشيه نشست مجمع عمومى سازمان ملل نيز وزيران امور خارجه ۵ كشور صاحب حق وتو و آلمان به مذاكرات خود پيرامون راهكار برخورد با برنامه اتمى ايران ادامه دادند. نيكولاس برنز، سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا پشتيبانى آن كشور را از ديدار سولانا و لاريجانى اعلام داشت. بنا به گفته برنز قرار است كه لاريجانى و سولانا در واپسين روزهاى هفته جارى با يكديگر ديدار داشته باشند. اين در حالى است كه خبرگزارى ايرنا زمان برگزارى اين ديدار را هفته آينده اعلام كرده است.
بايد خاطر نشان ساخت كه ديدار لاريجانى و سولانا كه قرار بود روز پنجشنبه گذشته برگزار شود، به درخواست ايران به تعويق افتاده بود. خبرگزارى فرانسه از نيويورك گزارش داده است كه هدف از همايش وزيران امور خارجه ۵ كشور صاحب حق وتو و آلمان همانا تعيين مهلتى براى مدت ادامه مذاكرات اتحاديه اروپا با جمهورى اسلامى ايران بوده است. اما بر اساس اخبار منتشر شده وزيران امور خارجه كشورهاى ياد شده به هيچ توافقى در اين زمينه دست نيافتهاند. على لاريجانى امروز در دمشق به خبرنگاران گفت كه ايران خواستار ادامه مذاكرات خود با اتحاديه اروپاست و اين مذاكرات براى امنيت و ثبات منطقه از اهميت بسزايى برخوردار است. اين موضوع كه مذاكرات اتحاديه اروپا و ايران تا كى ادامه خواهد داشت، روشن نيست. اما سخنان جورج بوش حكايت از بى حد و مرز بودن صبر و تحمل آمريكا نداشت.
فراخوان به تظاهرات در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران
به نقل از "ایران پرس نیوز"
همنوعان، مردم انساندوست
عزیزان ما را به اعدام محکوم کرده اند و قرار است به دار آویخته شوند. ما خانواده های محکومین به اعدام٬ هر لحظه٬ نگران شنیدن خبر اجرای حکم اعدام عزیزان خود هستیم.
عزیزان ما قربانی فقر هستند. قربانی نابرابری و تحقیر و توهین روزمره هستند. قربانی قوانین ناعادلانه هستند. اگر شرایط زندگی آنها اینچنین دشوار و غیرقابل تحمل نبود امروز هرکدام در دانشگاه مشغول تحصیل بودند و یا در کارخانه ای، در اداره ای، جائی مشغول کار بودند. شرایط دشوار زندگی آنها را به این روز انداخته است. این شرایط است که باید محکوم شود. این فقر و نابرابری است که باید محکوم شود. به فقر و نابرابری باید پایان داده شود و نه به زندگی عزیزان ما. این عدالت نیست که قربانیان این شرایط اینچنین بیرحمانه به زندان بیفتند و به چوبه دار آویخته شوند.
ما با در دست داشتن عکس این عزیزان که در انتظار روزهای پایانی زندگی خود هستند٬ یکشنبه در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران جمع میشویم. ما میخواهیم با صدای رسا بگوییم عزیزان ما را اعدام نکنید. به یاری ما بشتابید. این غیر قابل تصور است که عزیزترین فرد زندگیت٬ جگر گوشه ات٬ طناب دار بر گردنش آویزان کنند و از زندگی محروم کنند. این وحشتناک است. ما نمیخواهیم این روز را ببینیم. ما آزادی آنها را میخواهیم.
به ما کمک کنید٬ عزیزانمان را نجات دهیم!
آدرس محل نمایندگی سازمان ملل در تهران تغییر کرده و آدرس جدید در زیر آمده است:
روز یکشنبه ٢ مهرماه ساعت ٥ بعدازظهر، مقابل دفتر سازمان ملل – خیابان شریعتی بالاتر از حسینیه ارشاد خیابان قبا بلوار شهرزاد شماره 39 جمع میشویم و از همه شما میخواهیم به ما بپیوندید و ما را یاری دهید.
خانواده کبرا رحمانپور
خانواده نازنین فاتحی
خانواده فاطمه حقیقت پژوه
باز تکثیر از کمپین برای نجات جان کبرا
www.Save-kobra.blogfa.com
campagne.kobra@gmail.com
27 شهریور 1385
بهراميان، وكيل اكبر محمدي خبر داد:
دنبال نبش قبر هستيم
دانا شهسواري
به نقل از "روز آنلاین"
"من به عنوان وكيل خانواده مرحوم اكبر محمدي بطور قانوني دنبال اين هستم كه براي روشن شدن همه مسايل مربوط به او، نبش قبر صورت بگيرد تا هيچ زاويه تاريكي باقي نماند."
بهراميان، وكيل اكبر محمدي در گفت و گو با روز ضمن اشاره به مطلب بالا در خصوص احضارش به دادگاه گفت: "بر عليه من دو شكايت مطرح شده بود كه يكي از سوي مسوولين و مدير زندان اوين صورت گرفته و يکي هم مربوط به شكايت دادستان دادسراي كاركنان دولت بود."
وي در ادامه در خصوص برخورد بازپرس شعبه با خود گفت: "وي كاملا مودبانه از من بازپرسي كرد و سئوالاتي را پرسيد كه من هم پاسخ دادم. اتهامي هم كه به من تفهيم شد توهين و افترا بود."
بهراميان در مورد ارزيابي خود از اين احضار گفت: "به نظر مي رسد هدف اعمال فشاري بود براي تعديل كردن پيگيري هاي من؛ چون من علاوه بر وكالت اكبر محمدي، وكالت آقايان طبرزدي، باطبي و.. را نيز بر عهده دارم و به هر حال به عنوان وكيل وظيفه دارم از حقوق مردم دفاع كنم."
وي سپس با ابراز بي اطلاعي در زمينه مصاديقي كه از سوي شاكيان، توهين و افترا تلقي شده، اظهار داشت: "من خودم هم متوجه نشدم منظور آنها از عنوان افترا چيست؛ از اين رو اين سئوال من هم مي تواند باشد. اما به هر حال به گمان من مي توان گفت نوعي اعمال سليقه است. چون سليقه من با سليقه آقايان تفاوت دارد."
بهراميان سپس افزود: "اينكه شايد ارتباط من با رسانه ها موجب شده چنين اتهامي را متوجه من کنند، نمي توان رد کرد، اما در مرحله بازپرسي سئوالاتي كه مطرح كردند در اين راستا نبود."
وي سپس در باره زمينه هاي سئوالات بازپرس گفت: "من اعلام كرده بودم كه در اظهار نظرهاي رسمي در خصوص اكبر محمدي اظهارات متناقضي وجود دارد، يكبار علت مرگ افت فشار عنوان شد و يكبار هم اعلام كردند كه وضعيت وي نرمال بود و از سوي ديگر يكي از روزنامه هاي وابسته به دولت نيز نوشت اكبر محمدي در زندان خودكشي كرده است.اينها به لحاظ حقوقي قابل بحث است."
وي اضافه كرد: "از نظر من استنباط حقوقي مبناي اصلي است، چرا كه اين مساله به حيثيت كشور بستگي دارد و بنابراين بايد اصل آن مشخص شود."
وي در ادامه در خصوص شهود خود در خصوص مرگ اكبر محمدي گفت: "شهود من كساني هستند كه تا لحظات آخر نزد اكبر محمدي حضور داشتند. از اين رو اظهارات آنان مي تواند تعيين كننده باشد."
بهراميان در پايان گفت: "با اظهارات شهود و نيز مسايلي كه پس از مرگ اكبر محمدي از سوي مجاري رسمي مطرح شد، نكات قابل توجه و متناقضي وجود دارد كه براي هر قاضي شجاع و بي طرفي مي تواند مبناي توجه باشد تا اصل قضيه مشخص شود."
|
ايران اتمی در يك نگاه، پشت چراغ قرمز
به نقل از "پیک هفته" |
|
عدالت درايران، بر سر هر چهار راه به حراج گذاشته شده است. گرسنگان گل مهرورزی پخش می كنند. آنها كه به نان شب محتاج اند، برای رئيس جمهوری كه قرار بود تخم دو زرده بكند، درگذرگاه ها اسفند دود ميكنند. پابرهنه ها شيشه اتومبيل ها را جلا می بخشند. آرزو به دل ماند گان پشت چراغ قرمز شيرينی و شكلات و آدامس می فروشند تا كام سواره ها شيرين شود. دختری كه گفته اند از 9 سالگی بالغ شده ای، حالا در 16 سالگی ميان اتومبيل ها می گردد و اسكاچ ظرفشويی پخش ميكند تا نان به خانه ای ببرد كه 4- 6 دهان گرسنه منتظر اوست. پسركی بادكنك آرزوها را برسر چوب كرده و می فروشد. پيرمردی با التماس تقاضای بخشش و عدالت دارد. كارگر بوده و حالا بيكار. قرار بود جانشينان محمد به دستان او بوسه بزنند! مادری كه فرزند بر دوش مقابل پنجره اتومبيل ها ميخكوب می شود از بازندگان بورس اقتصاد اسلامی است و آن ديگری لنگ قسط اسلامی است. پابرهنه ها، آرزوبدل ها، حاشيه نشين ها... ديگر مرزی ميان فقير حرفه ای و برخاك سياه نشسته نيست. | | |
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 7:0 قبل از ظهر  توسط آریا
|
همزمان با آغاز دومين سال اصولگرايي
اسفنديار صفاري
به نقل از "روز آنلاین"
هسته هاي گزينش در دانشگاه ها بر شدت فعاليت خود افزوده اند. ممانعت از ثبت نام ده ها دانشجوي پذيرفته شده در دوره كارشناسي ارشد بخشي از ثمرات تشديد فعاليت هسته هاي گزينش است. وزير آموزش و پرورش نيز در بخشنامه اي به ادارات آموزش و پرورش سراسر كشور دستور داد تا هسته هاي گزينش را فعال تر كنند. محمود فرشيدي در اين بخشنامه تاكيد كرده كه بدون طي مراحل گزينش و تعيين صلاحيت هيچ نيرويي، حتي در مدارس غير انتفاعي به كار گرفته نشود.
تصفيه در دانشگاه
در يك سال گذشته بسياري از مديران اجرايي در وزارتخانه ها و نهادهاي مختلف، به رغم داشتن سوابقي در شكل گيري و تثبيت جمهوري اسلامي به دليل گرايش هاي فكري يا سياسي نزديك به رقباي راستگرايان تندرو، بركنار، معزول و در پاره اي موارد بدون اعلام به خود آنها كنار گذاشته شدند.آمار دقيقي از تعداد چنين مديراني تاكنون اعلام نشده اما برخي از رسانه هاي كشور تعداد آنها را 25 هزار نفر عنوان كرده اند.
با اين حال برخي از نهادهاي دولتي و از جمله دو وزارتخانه بزرگ و موثر "آموزش، تحقيقات و فن آوري" و "آموزش و پرورش" در يك هفته اخير با تشديد فعاليت هسته هاي گزينش، به گسترش موج تصفيه افراد غير همسو در گستره بزرگتري دست زده اند.
روزنامه صاحب قلم در گزارشي از "بازگشت گزينش به دانشگاه ها" از عدم ثبت نام بسياري از دانشجويان پذيرفته شده در كنكور كارشناسي ارشد در دانشگاه هاي مختلف كشور خبر داده و نوشته است: "برخي از آنها که رتبههاي تك رقمي آزمون كارشناسي ارشد را هم كسب كردهبودند پس از آنكه به دفتر آموزش دانشگاه رفتند به دليل اينكه جواب گزينش شان از سوي سازمان سنجش اعلام نشده اجازه ثبت نام پيدا نكردند." اين روزنامه همچنين نوشته كه: "يك هفته پيش از اعلام نتايج آزمون كارشناسي ارشد، طي تماسي با تعدادي از دانشجويان كه اتفاقا از فعالان دانشجويي در دروه كارشناسي هم بودند از آنان به دليل نقص مدارك دعوت شدتا به سازمان سنجش مراجعه كنند اما گويا نقص مدرك صرفا بهانه بود.چرا كه در طبقه پنجم سازمان سنجش، فردي كه خود را مامورگزينش معرفي كرد منتظر دانشجويان بود و سئوالاتي را از آنها پرسيد كه به سئوالات گزينشي سالهاي دور ميماند."
اگرچه بر اساس طرحي با عنوان "آ ت ت" كه مخفف "آزمون تحصيلات تكميلي" است به برخي از دانشگاه هاي متقاضي اختيار داده شده تا تنها در برخي از رشته هاي از پيش اعلام شده از ميان پذيرفته شدگان، آزمون دومي به منظور اطمينان از توان علمي به عمل بيايد اما دانشجوياني كه به وسيله تلفن به سازمان سنجش فراخوانده شدند، از شمار رشته ها و دانشجويان شامل طرح "آ ت ت" نبوده اند.
بازگشت گزينش به دانشگاه ها، به دنبال تشديد فعاليت كميته هاي انضباطي در يك سال گذشته صورت مي گيرد. كميته هاي انضباطي همچون "هيات مركزي گزينش دانشجو" و "هيات مركزي گزينش اساتيد" از جمله زير مجموعه هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي هستند و زير نظر "كميته مركزي انضباطي دانشجويان جمهوري اسلامي ايران" فعاليت مي كنند. در يك سال گذشته صد ها دانشجو پس از احضار به كميته انصباطي دانشگاه خود با چند ترم تعليق از تحصيل، در بعضي موارد اخراج از دانشگاه و حتي معرفي به مراكز غير دانشگاهي مواجه شدند. هدف اصلي از تشديد فعاليت كميته هاي انضباطي جلوگيري از فعاليت هاي سياسي و فرهنگي دانشجويان است، اما مسئولان وزارت علوم و روساي دانشگاه ها از آن به عنوان "سالم سازي محيط دانشگاهي" و "فراهم آوردن فضاي سالم تحصيل علم" ياد مي كنند.
تصفيه اول
ماجراي تشكيل "هيئت مركزي گزينش دانشجو" اندكي پس از تعطيلي دانشگاه ها به روايت اسناد موجود در شوراي عالي انقلاب فرهنگي چنين بيان شده است: "در نخستين سال هاي پس از انقلاب، گزينش دانشجو در آغاز [سال 3-1361] با عنوان دفتر تحقيق و بررسي در تشكيلات وزارت علوم قرار داشت و با تأسيس اداره كل گزينش دانشجو، به مرور دفتر مذكور به دبيرخانه گزينش دانشجو تغيير نام داد و انجام امور اجرايي مربوط به صلاحيتهاي عمومي داوطلبان در بدو ورود به دانشگاه را بر عهده داشت."
همين تشكيلات در سالهاي بعد به "هيأت مركزي گزينش دانشجو" تغيير نام داد و "در سال 1368 با حفظ هيأت مذكور، در تشكيلات سازمان سنجش آموزش كشور گنجانده شد و آخرين وضعيت اين دو تشكيلات، ضمن حفظ دبيرخانه مذكور براي امور اجرايي، «هيأت مركزي گزينش استاد و دانشجو» مجدداً تشكيل و سياستگزاري و نظارت عاليه بر امور گزينش استاد و دانشجو برعهده دارد."
شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره اهداف "هيات مركزي گزينش استاد و دانشجو" به اين موارد اشاره کرده: "انتخاب اساتيد مسلمان و متعهد بي غرض براي هيأت علمي دانشگاهها" و در مورد دانشجويان نيز "انتخاب دانشجوياني كه بر اساس ضوابط مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي به لحاظ ديدگاههاي مذهبي، سياسي و اخلاقي داراي كمترين مشكل بوده و تأمين كننده نيازهاي دستگاههاي اجرايي كشور و نيازهاي جامعه" است.
با اين حال معلوم نيست كه "هيات هاي گزينش" توانسته باشد در سال هاي اوج فعاليت عملكرد مطلوبي از خود برجا گذاشته باشند، چرا كه در سالهاي اخير برخي از افراد فعال در ستاد انقلاب فرهنگي و برخي از اعضاي سابق چنين هيات هايي به اشتباهات خود در دوران انقلاب فرهنگي اول اعتراف كرده اند. اشتباهاتي كه باعث اخراج بسياري از استادان و دانشجويان شد و علاوه بر آن بسياري ديگر از دانش آموزان با استعداد و ممتاز را از ادامه تحصيل بازداشت.
از جمله نتايج فعاليت هسته هاي گزينش در سال هاي پس از انقلاب كه ماموريت تصفيه و انتخاب دانشجويان و در واقع كادر سازي براي جمهوري اسلامي را داشت، يكي اين بود كه تبعيض ميان شهروندان را دامن زد و بيشتر از آن كه دوستاني متخصص براي جمهوري اسلامي برگزيند بخش بزرگي از جامعه را به خاطر محروميت تبعيض آميز از ادامه تحصيل عالي، به دشمنان هميشگي تبديل كرد.
خودي و غير خودي
در سالهاي نخست پس استقرار جمهوري اسلامي آنچه براي مسئولان جمهوري اسلامي نوپا در به كارگيري شهروندان، بيش از هر چيز اهميت داشت هم سو بودن با سياست هاي حكومت بود كه از آن به عنوان "حزب الهي" نامبرده مي شد. تبعيض "ميان حزب الهي و شهروند عادي"، "بسيجي و شهروند عادي" در دهه دوم انقلاب به شكل ديگري بروز پيدا كرد: "نيروي ارزشي، نيروي غير ارزشي و حتي ضد ارزشي"، "خودي و غير خودي".
شكافي كه هسته هاي گزينش در وزارتخانه ها و نهادهاي حكومتي درشكل گيري آن نقش بسزايي داشتند به تدريج در سالهاي پس از جنگ، رابطه حكومت و ملت را به جايي رساند كه در جريان انتخابات دوم خرداد 76 ملت راهي غير از خواست و اراده حكومت را برگزيد. استفاده از ميلياردها تومان بودجه دولتي و حمايت تمام اركان نظام از نامزد جناح راست نيز نتوانست او را بركرسي رياست جمهوري بنشاند و به شكست "خودي ها" در برابر "غيرخودي ها" كه به بخش بزرگي از ملت تبديل شده بودند منجر شد؛ و چنان دگرگوني ارزش هاي اجتماعي را دامن زد كه حتي نهادهاي اطلاعاتي در گزارش هاي محرمانه اي كه براي مقامات ارسال كردند "از گسترش دين گريزي و تغيير در ارزش هاي مورد نظر حكومت" خبر دادند.
راستگرايان اما در پي بازگشت به قدرت، كه نه در انتخاباتي سالم و رقابتي كه در ماجرايي كه برخي از سياستمداران به آن "انتصابات" نام داده اند، بارديگر در صدد دامن زدن به اشتباه بزرگ و پيشين خود برآمد. آنها با اين گمان كه با در اختيار داشتن همه حاكميت مي توانند به تصفيه اي بزرگ در كشور دست بزنند، بار ديگر طي دستورها و بخشنامه هايي فعاليت هسته هاي گزينش در دانشگاه ها، آموزش و پرورش، وزارت كشور، و ساير مراكز را فعال كردند.
در همين ارتباط محمود فرشيدي، وزير آموزش و پرورش دو روز پيش با ابلاغ بخشنامه اي به ادارات آموزش و پرورش سراسر كشور ضمن تأكيد بر "اجراي صحيح آيين نامه اجرايي قانون گزينش كشور"، "طي مراحل گزينشي را براي كليه كاركنان شاغل دراين نهاد را خواستار شد." بر اساس اعلام روابط عمومي آموزش و پرورش، وزير مربوطه در اين بخشنامه به مديران اين وزارتخانه تاكيد كرده كه "لازم است از جذب و بكارگيري هرگونه نيروي انساني اعم از رسمي، پيماني، حق التدريسي مدارس دولتي و غيردولتي، سرباز معلم، آموزشيار و راهنمايان تعليماتي سوادآموزي، قراردادي، خريدخدمت و غيره بدون طي مراحل گزينش و تعيين صلاحيت خودداري شود." اما در اين بخشنامه توضيحي درباره معيارهاي تعيين صلاحيت داده نشده است.
بازوي اجرايي گزينش
همزمان علي سعيدلو معاون اجرايي احمدي نژاد نيز در بخشنامه اي به همه نهادها و ادارات دولتي در سراسر كشور دستور داد تا " تمامي دستگاهها نسبت به تشكيل شوراهاي امر به معروف و نهي از منكر و تقويت و حمايت آن با هماهنگي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منكر اقدام نمايند".در بخشنامه معاون اجرايي رييس جمهور، با اشاره به "فريضه امر به معروف و نهي از منكر به عنوان وظيفه همگاني و وظيفه متقابل دولت و مردم" تاكيد شده كه: "در اين برهه از زمان كه جامعه ما نيازمند قانونمندي، عدالت و مهرورزي است و كمك، مشاركت و نظارت مردم هميشه سرافراز ايران اسلامي را در تمام عرصههاي خدمترساني دولت طلب ميكند، رشد و توسعه روحيه مسئوليت و نظارت پذيري، امر و نهي خيرخواهانه در ميان آحاد جامعه و تقويت احساس مسئوليت مردم و مسئولان نسبت به مسائل خرد و كلان نظام اسلامي، از جمله سياستها و برنامههاي كلان دولت است."
جالب آنكه با تشكيل "شوراهاي امر به معروف و نهي از منكر" در ادارات دولتي رياست اين فريضه ديني هم به رييس جمهور سپرده مي شود؛ همان گونه كه "رياست شوراي عالي گزينش كشور" نيز با رييس جمهور است. ماموريتهاي اين شوراها نيز قابل توجه است: "آموزش عمومي كاركنان دولت در جهت آشنايي هر چه بيشتر آنان با فريضه امر به معروف و نهي از منكر در دستور كار تمامي دستگاههاي مشمول اين بخشنامه "، "استانداريها با ستادهاي احياء امر به معروف و نهي از منكر سراسر كشور در امرو پژوهشي تبليغي و فرهنگي و حمايت همه جانبه از ستاد همكاري مجدانه معمول دارند"، "ستاد احياء امر به معروف و نهي از منكر نيز برنامههايي جهت بسط و گسترش امر به معروف و نهي از منكر در جامعه دارد كه اجراي موثر و كارآمد آن مستلزم همكاري دستگاههاي اجرايي ميباشد"....
نان خطر را چه كساني مي خورند؟
چندي پيش روزنامه كيهان در مروري بر طرح هاي مجلس ششم از "طرح حذف گزينش" كه توسط نمايندگان مجلس ششم به مجلس ارائه شده بود به عنوان طرحي نام برد كه "مي توانست خطر جدي براي نفوذ عوامل دشمن و مغرضين و معاندين با نظام جمهوري اسلامي در تمامي اركان و دستگاه هاي حكومتي راه نفوذ را فراهم آورد." اينكه چه ميزان از ملت ايران دشمن نظام جمهوري اسلامي هستند كه هسته هاي گزينش بايد از نفوذ آنها به نهادهاي نظام جلوگيري كنند، را بايد احمدي نژاد پاسخ دهد.اما بد نيست كه سران جمهوري اسلامي به اين سئوال نيز فكر كنند كه خطري بزرگ تر از عميق تر شدن شكاف ميان ملت و حكومت وجود دارد؟
سلب امنيت تحصيلى دانشجويان
به نقل از "دویچه وله"
گروهى از دانشجويان دانشگاه امير كبير (پلى تكنيك سابق) پس از قبولی در مقطع کارشناسی ارشد و اعلام خبر قبولی آنها در جراید رسمی کشور، در حین ثبت نام مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد با ممانعت و مخالفت مسئولان امر مواجه شدند. دانشجويان میگويند اين اقدام برخلاف قانون صورت گرفته و تنها به دانشگاه اميركبير خلاصه نمیشود، بلكه روشهايى شبيه به دوران انقلاب فرهنگى بكار گرفته میشود. جلوگيرى از ثبت نام دانشجويان حتى از سوى عدهاى از نمايندگان مجلس نيز مورد انتقاد قرار گرفته. عبدالله مومنى از فعالان دانشجويى به سوالات دويچه وله در اين زمينه پاسخ داده.
گفتگو: مريم انصارى
آقای مومنی، طبق گزارشاتی که رسیده گروهى از فعالین دانشجویی که برای دورهی کارشناسی ارشد قبول شده بودند از ثبت نامشان خودداری شده است. دلیل این امر چه هست و آیا این فقط مختص به دانشگاه پلیتکنیک میشود؟
عبدالله مومنی: بسیاری از فعالان دانشجویی در طول سالهای تحصیل فعالیت دانشجویی و فعالیت سیاسی با رویکرد اصلاحطلبانه و با هدف ایجاد دمکراسی در داخل دانشگاه داشتند. متاسفانه به دلیل عملکرد نقادانه آنها در طول دوران دانشجویی و نقد بیپروای قدرت و حاکمیت، با مشكلات ادامه تحصیل مواجه شدهاند. این نگرانی وجود دارد که هیات حاکمه شیوههای گزینشی را که در سالهای پس از انقلاب فرهنگی در دانشگاههای کشور اعمال میشد، به شکلی بازتولید کند و با اعمال گزینشهای ایدئولوژیکی و عقیدتی راه ورود منتقدان و مخالفان وضع موجود و کسانی را که نگاه نقادانهای نسبت به ساختار حاکمیت دارند برای ورود به دانشگاهها سد کند.
آقای مومنی، دانشجویان به غیرقانونی بودن این اقدام دقیقا به همین دلیل اعتراض کردند و حتا پارهای از نمایندگان مجلس انتقاد کردند که هیچ دانشجویی را به دلیل عقایدش نمیشود از تحصیل باز داشت. میخواهم بدانم نتیجهای هم این اعتراضات داشته یا خیر؟
عبدالله مومنی: بهرغم انتقاداتی صورت گرفته، هیچگونه توجهی به خواست و مطالبهی دانشجویان نشده است که حقوق بدیهیشان حق آزادانه تحصیل در دانشگاههاست. و به نظر میرسد که این شیوه و رویهای که اعمال میشود نشان از منویات و ارادهی است که حاکمیت از سالها پیشتر درجهت تخطئه کردن و منکوب کردن فعالان جامعه مدنی پیگیری میکند. از آنجایی که دانشجویان سیاسی پیشتازان اصلاحات دمکراتیک و بنیادین در ایران بودند، میخواهند با اینگونه شیوهها آنها را نسبت به پیگیری خواستههای مردم منصرف کنند. این دشواری كه برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، یعنی مقاطع کارشناسی ارشد ایجاد شده، برای دانشجویانی که فعالیت سیاسی داشتند نیز بوجود آمده است. دانشجویانی که در طی سال گذشته در دانشگاهها فعالیت میکردند و از نظر سیستم و تصمیمگیران دانشگاهها این فعالیت مورد قبول نبوده، از ثبت نام آنها ممانعت کردهاند. به نظر میرسد که این سياستی است که میرود تا گستردهتر و فراتر شود.
تاثیر این اقدام بر دانشجویان و بر فضای دانشگاه چه بوده؟
عبدالله مومنی: با توجه به اینکه دانشگاهها در شرایط کنونی در تعطیلی بسر میبرند، بايستی تاثیر این گونه اعمال محدودیتها و دشواریها را زمانی مشاهده بکنیم که دانشجویان به دانشگاهها برگردند و رسما سال تحصیلی شروع بشود و طبیعیست كه دانشجویان در دفاع از دانشگاه، دفاع از حرمت و حیثیت دانشجو و علم و آزادیهای آدکادمیک در دانشگاه و دفاع از حق آزادانه تحصیل قطعا حساسیت نشان خواهند داد. معتقد هستم که دانشگاه بایستی در شرایط موجود اولویت اساسی و نخست خودش را دفاع از دانشگاه و دفاع از حرمت و حیثیت دانشجو تعریف بکند و از این جهت من فکر میکنم که در آستانه بازگشایی دانشگاهها ما شاهد تحرکی در جهت دفاع از حقوق تضییع شده دانشجویان خواهیم بود.
به محدودیتها اشاره کردید. دیروز دفتر مرکزی سازمان دانشآموختگان مورد تفتیش قرار گرفته و اموالش ضبط شده. چندی پیش هم ساختمان انجمن اسلامی پلیتکنیک تخریب شد. شما این مجموعه حرکات را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا آن را نشانه وارد شدن به یک مرحلهی جدیدی از فشار به دانشگاهیها میدانید یا اینکه این کشمکشها همیشه جریان داشته و دانشجویان هم واکنش نشان میدهند و فعالیت آنها هم ادامه پیدا میکند؟
عبدالله مومنی: فشار بر دانشجویان از سالها پیشتر نیز جریان داشته، چه در دوران اصلاحات و چه در دوران یکدست شدن حاکمیت. اما در دوران اصلاحات این فشارها از ناحیه مراجع غیررسمی و از ناحیه کسانیکه تحت عنوان دولت پنهان ارادهشان را به مسئولان اصلاح طلب تحمیل میکردند اينها در حال حاضر کسانی هستند که در قامت دولت رسمی جمهوری اسلامی دارند ایفای نقش میکنند. این فشارها وجود داشته و شیوههای اعمالش هم از قبیل محرومیت از تحصیل، ممنوعیت و تعلیق فعالیت انجمنها، صدور احکام انضباطی برای تعلیق تحصیل دانشجویان و صدور احکام قضایی. و این شیوهای که ما در طی چند وقت اخير میبينيم، چه از بین بردن ساختمان انجمن پلیتکنیک، چه ضبط و توقیف اموال و اسناد و مدارک تشکیلاتی و سیاسی سازمان دانشآموختگان و جمعآوری کلیه اسناد موجود دراین سازمان، بعنوان آغازگر پروژهایست که اساس فعالیت اصلاحطلبانه با رویکردهای مسالمتآمیز و مدنی را به نشانه گرفتهاند و به نظر میرسد که علاوه بر برخوردهای غیرقانونی با تشکلهای صلحطلب و بشردوست، به این نگرانی هم دامن میزند که امنیت و آرامشی برای فعالیتهای این چنینی باقی نمیماند.
دستور شخص رهبری برای ممانعت از فعالیت های دانشجویی
دیدگاه اکبر عطری
به نقل از "رادیو فردا"
صبح روز دوشنبه نیروهای امنیتی به طور ناگهانی وارد دفتر سازمان دانش آموختگان تحکیم وحدت شده و پس از بازرسی محل، اسناد، مدارک و کامپیوترهای موجود در دفتر را باخود می برند. اکبر عطری از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: با توجه به اتفاقات یک سال گذشته می توان گفت با تعطیلی مطبوعات و مرعوب کردن احزاب سیاسی، حکومت فشار را گذاشته برای از هم گسیختن تشکل های دانشجویی و در راس آنها دفتر تحکیم وحدت و در ادامه همین مساله ما شاهد بودیم که طی سال گذشته تعداد زیادی از انجمن های اسلامی تعلیق شدند یا منحل شدند، تعداد زیادی احضار شدند، اخیرا از ثبت نام بسیاری در رده های بالای تحصیلی ممانعت به عمل آمده و مهمتر از همه تداوم و بازداشت دبیرکل ادوار تحکیم است که در دوره نمایندگیش انتقادات بسیاری را متوجه رهبر جمهوری اسلامی کرد و صرفنظر همه مسائل، از آنجایی که یکی از انتقادات اساسی دانشجویان به مساله رهبری بوده و عملکرد آن، آنطور که شخص خود بنده از داخل کشور اطلاع یافتم، با دستور شخص رهبری در اصل برخورد با انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت آغاز شده است.
ممانعت از ادامه تحصیل دانشجویان فعال
تحلیل مهرانگیز کار
به گزارش ادوارنیوز در روزهای اخیر و به دستور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از ثبت نام بیش از یکصد دانشجو در مقطع دانشگاه های کشور پس از قبولی در آزمون کارشناسی ارشد جلوگیری شده است. اکثر این دانشجویان از فعالان دانشجویی یا کسانی بودند که پیشتر به کمیته های انضباطی احضار شده بودند. مهرانگیز کار فعال مستقل حقوق بشر می گوید: این قبیل برخورد با دانشجویان و شیوه های جدیدی که برای سرکوب فعالیت های دانشجویی در ایران به کار می رود، درواقع یکی از اجزای مجموعه سیاست های اجرایی دولت جدید است و کاملا قرار می گیرد در تقابل با سیاست های اجرای دولت هشت ساله محمد خاتمی. این به معنای آن نیست که ما در زمان آقای خاتمی قوانین بهتری داشتیم، در آن زمان هم موانع قانون بسیار زیاد بود، ولی در آن دوران نظام گزینشی در برخی حیطه ها و حوزه ها با سعه صدر به اجرا گذاشته می شد. برخی معتقدند سیاست های سرکوبگرانه امروز حکومت ناشی است از مسائل بین المللی و هسته ای، ولی برخی دیگر معتقدند مسائل بین المللی فقط بهانه ای است برای تشدید سرکوب.
زمینه های تفتیش دفتر سازمان دانش آموختگان ایران و پیامد آن بر فعالیت های مدنی
مصاحبه با سخنگوی سازمان
درپی تفتیش دفتر سازمان دانش آموختگان ایران و ضبط اسناد و مدارک، عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید شورای مرکزی سازمان تشکیل جلسه فوق العاده دادند و نگرانی خودشان را نسبت به یکدست شدن حاکمیت و سرکوب فعالان سیاسی و مدنی در ایران ابراز کردند و بر این باور بودند که اینگونه شیوه ها در برخورد با منتقدان و مدافعان حقوق بشر اهداف سازمانهای مدنی را به مخاطره می اندازد و ضمن اعلام نگرانی نسبت به این وضع اعتراض خود را به مقامات اعلام خواهند کرد. آقای مومنی می گوید برخوردی که دیروز روی داد نشان دهنده بی ارتباط با زمینه های دستگیری آقای موسوی خوئینی نیست و آغاز یک پروژه ای است برای برخورد جدی تر با تشکل های مدنی. علی اکبر موسوی خوئینی از روز 22 خرداد به اتهام شرکت در تجمع مربوط به حقوق زنان بازداشت شده است و همچنان در زندان بسر می برد.
صحنه براى روياروئى ايران و آمريکا در سازمان ملل آماده مىشود
به نقل از "دویچه وله"
امروز سازمان ملل متحد بار ديگر محل نزاعهاى لفظى ميان ايالات متحده و ايران است که هنوز نشانهاى از سازش پذيرى در مواضع شان نسبت به يکديگر ديده نمىشود. تظاهرات جداگانهء مخالفان بوش و مخالفان احمدى نژاد نيز هريک نشان دهندهء ميزان نارضايتى افکار عمومى در آمريکا نسبت به سياست هاى دو دولت است.
ده ها هزار تظاهرکننده امروز در خيابانهاى اصلى وسط شهر نيويورک، در حضور هزاران مأمور پليس، تجمع مى کنند تا به هنگام برگزارى جلسهء سالانهء مجمع عمومى سازمان ملل اعتراضاتشان را به گوش رهبران جهان برسانند. ترافيک شهر منهتن که مهماندار صدها ديپلمات جهانى است به حال توقف درآمده و حضور سه روزهء رئيس جمهور آمريکا در اين شهر و از راه رسيدن رهبران دنيا، اقدامات امنيتى را چندين برابر کرده است. در خيابانهاى اطراف سازمان ملل متحد هيجان موج مى زند.
ديروز به دنبال چاپ مقالهء اصلى هفتهء نامهء «تايم» دائر بر آماده باش ارتش و نيروى دريائى آمريکا براى حمله به ايران، بعضى از تحليل گران براين عقيده اند که درز کردن اين خبر مى تواند به اين دليل صورت گرفته باشد که عده اى از سران ارتش مى خواهند به اين طريق مخالفت خود را با نقشه هاى کابينهء بوش اعلام کنند بدون آنکه اسمى از آنها برده شود. احتمال ديگر آن است که خود کابينهء بوش با بيرون دادن اين خبر قصد دارد دولت ايران را مرعوب و مجبور به پذيرش پيش شرط هاى مذاکرهء مستقيم کند.
احتمال سومى هم وجود دارد: با توجه به اختلاف درونى کابينهء بوش ميان خانم کانداليزا رايس که به راه حل ديپلماتيک تمايل دارد و آقايان ديک چينى و دانالد رامسفلد معاون رئييس جمهور و وزير دفاع که به حملهء نظامى نظر دارند، هم زمان تدارکات هر دو امکان به جلو مى رود تا اينکه خود رئيس جمهور تصميم نهائى را در لحظهء آخر بگيرد. طبق گزارش «تايم» براى حملهء هوائى تعداد هزار و پانصد هدف متفاوت به عنوان نقاط اصابت بمب به دقت شناسائى شده اند.
از آنجاکه چين و روسيه موافقت شان را با تحريمات اعلام نکرده اند و معتقدند مذاکرات با اتحاديهء اروپا هنوز به بن بست نرسيده، دولت ايران نيز عجله اى براى به نتيجه رساندنِ هرچه زودتر اين مذاکرات ندارد. جان بولتون سفير آمريکا در سازمان ملل بارها از سرعت مذاکراتِ ايران و کشورهاى اروپائى اظهار نارضائى کرده است. او ديروز به خبرنگاران گفت: «انتظار مى رفت آقاى لاريجانى در نيويورک باشد اما او هنوز نيامده و مذاکرات هم به همين دليل متوقف مانده است.»
حاوير سولانا نمايندهء اتحاديهء اروپا در مذاکرات اتمى گفت آقاى لاريجانى به زمان بيشترى احتياج دارد تا توافق جمعى رهبرى رژيم ايران را جلب کند. ايالات متحده اين هفته با تمام توان سعى خواهد کرد اعضاى شوراى امنيت را به تصويب برنامهء تحريمات ترغيب کند. جورج بوش در شرايطى ايران را متهم مى کند با سياست هاى اتمى خود به بى ثباتى در منطقه دامن مى زند که اکثريت مردم آمريکا با سياست هاى خود او در عراق به شدت مخالفت مى کنند. امروز تعداد آمريکائيان حاضر در تظاهرات براى بيرون کشيدن ارتش آمريکا از عراق، نشانه اى از ميزان اين مخالفت خواهد بود.
عبدى کلانترى ـ براى بخش فارسى صداى آلمان ـ از نيويورک
متن کامل سخنرانی رئیس جمهوری آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد
|
جرج بوش خطاب به مردم ایران گفت:
بزرگترین مانع در مسیر آینده شما حکمرانانتان هستند
به نقل از "رادیو فردا"
جرج بوش در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از جمله خطاب به مردم ایران گفت: «ایالات متحده به شما احترام می گذارد، ما به ایران احترام می گذاریم. ما تجلیل می کنیم تاریخ تمدن قدیمی شما را، فرهنگ پویای شما را و کمک های شما را به تمدن جهانی. شما درخور این هستید که فرصتی داشته باشید تا آینده خود را تعیین کنید. اقتصادی داشته باشید که بتوانید در آنجا امکانات و نیروهای بالقوه خود را به مرحله اجرا در بیاورید. بزرگترین مانع در مسیر آینده شما حکمرانانتان هستند که می خواهند آزادی را از شما دریغ دارند و از منابع کشور شما، از بیت المال شما برای کمک به تروریست ها و پیشبرد برنامه های هسته ای خودشان و تولید سلاح های هسته ای استفاده کنند. شورای امنیت قطعنامه ای را تصویب کرده که از رژیم ایران خواسته است به تعهدات بین المللی خود گردن بگذارد. حکومت ایران باید فعالیت های نظامی هسته ای خود را کنار بگذارد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران به شما می گوید، آمریکا هیچ مخالفتی با استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای ندارد. ما در پی یافتن راه حلی دیپلماتیک برای این بحران هستیم و در عین حال ما رو به سوی آینده ای می کنیم که شما بتوانید در آزادی زندگی کنید؛ و آمریکا و ایران دوستانی خوب و طرف هایی صمیمی در مسیر آرمان صلح باشند.»
|
| صدای جرج بوش:
«ما اندکی از سالگرد حملات تروریستی یازدهم سپتامبر گذشته ایم، در زمانی که تروریست ها نزدیک به سه هزار نفر از مردم بی گناه را در آمریکا به قتل رساندند. نوعی دیگر از افراط گرایان جنگی را به مانند همان القاعده در لبنان آغاز کردند. اینک صحنه بین الملل صحنه ای است بین افراط گرایانی که از خشونت برای پیشبرد اهدافشان استفاده می کنند و افراد معتدلی که معتقد به راه های صلح آمیز هستند. این چالش بزرگ زمان ما است و من امروز می خواهم درباره دنیای پرامیدتری صحبت کنم که در ورای ترور قرار دارد. دنیایی که زنان و مردان آزاد هستند تا سرنوشت خود را تعیین کنند و صداهای اعتدال قدرت را تعیین می کند، جایی که نیروهای افراطی توسط اکثریت مسالمت جو به حاشیه رانده شده اند. این دنیایی است که ما می توانیم به دست بیاوریم، اگر با هم همکاری کنیم.
اصول چنین نظامی در اولین جمله منشور حقوق بشر سازمان ملل یافت می شود. این سند اعلام می کند که تمام بنی بشر حق مساوی دارند، برای بهره مندی از صلح. نویسنده این منشور یک دیپلمات لبنانی بود و او بود که رئیس مجمع عمومی سازمان ملل شد. در 60 سال گذشته که منشور حقوق بشر سازمان ملل تصویب شد، ما دیدیدم که چقدر جنگ های زیادی روی داد، ولی اینک با گذشت 60 سال اروپا در صلح به سر می برد و آسیا هم شاهد معجزه ای بود که بسیاری از مردم را از فقر نجات داد. آنچه که در منشور حقوق بشر سازمان ملل آمد، همان زمان همان قدر حقانیت داشت که اکنون دارد. در زمانی که می بینیم آزادی در همه جا شکوفا می شود.
آزادی در خاورمیانه اینک ریشه دوانده است. تغییراتی که هم اینک در خاورمیانه انجام شده شگفت انگیز هستند. پنج سال پیش افغانستان توسط گروه طالبان اداره می شد. اینک کرسی افغانستان توسط دولت آزاد افغانستان اداره می شود. پنج سال کرسی عراق توسط شخصی اداره می شد که به همسایگانش حمله می کرد و مرتکب قتل های زیادی شده بود و هدف قطعنامه های زیادی در شورای امنیت قرار گرفته بود اما اینک کرسی عراق در نشست عمومی سازمان ملل توسط دولتی پر شده که رئیس جمهوری آن پرزیدنت طالبانی است. با این تغییرات بیش از 15 میلیون نفر صدایی یافته اند برای بازگو کردن دیدگاه هایشان.
برخی تغییرات دیگر تدریجی تر هستند، ولی واقعی. از جمله در الجزایر که انتخاباتی را برگزار کرده و در آنجا ارتش همچنان بی طرف مانده. امارات متحده عربی اعلام کرده در شورای ملی هم نیمی از کرسی ها توسط شوراها برگزیده می شود. در کویت انتخابات برگزار شد و زنان برای نخستین بار حق رای دادن داشتند. شهروندان عربستان هم توانستند در انتخابات شرکت کنند، در بحرین هم همچنین. دولت های خاورمیانه نشان می دهند حاضر هستند تن به اصلاحات بدهند. هر ملتی که تن به آزادی بدهد، با آهنگ متفاوتی گام برمی دارد و دموکراسی هایی که آنها ایجاد کنند البته بازتاب دهنده سنت ها و فرهنگ های متفاوتی خواهد بود. اما سرنوشت همه یکسان خواهد بود. سرنوشتی مملو از صلح که آنها همراه با همه جهانیان زندگی خواهند کرد.
تحولاتی هم در خاورمیانه بر اساس پیش فرض های اشتباه صورت گرفته. خاورمیانه اینک دچار بی ثباتی شده و قبلا ثبات داشت. ثباتی که ما قبلا در خاورمیانه می دیدیم، تنها یک سراب بود و ثباتی بود که باعث شد یک نسلی دچار آسیب دیدگی شود. آن ثباتی بود که باعث شد یک گروه بزرگی از افراط گرایان و تندروها در خاورمیانه پا بگیرند. شما تصور کنید در جایی زندگی کنید که 21 سالتان است و هنگامی که همتایان شما در کشورهای دیگر می توانند آزادانه در انتخابات شرکت کنند، اما شما به علت نبود دموکراسی نمی توانید سیاست های دولت خود را تغییر دهید. شما جوانان خاورمیانه وقتی می بینید همتایانتان در دیگر نقاط جهان آموزش می بینند که بتوانند مشارکت کنند در پیشبرد امور جهانی، اما به خاطر نبود آزادی اینک مجبور هستید شاهد خشونت ها و ترور های زیادی باشید. اینک شما صداهایی می شنوید از افراط گرایان که به شما وعده می دهند می توانید از این مصبیت خارج شوید، اما این وعده های پوشالی هستند.
برای بسیاری در خاورمیانه این گزینه ای است که در برابرشان قرار دارد؛ رویکرد به دموکراسی یا رویکرد به افراطی گرایان. اینک دنیا باید به آنهایی کمک کند که گزینه بهتری را به مردم ارائه می دهند. وقتی مردم آینده بهتری داشته باشند، کمتر احتمال دارد به عنوان بمگذار انتحاری خود و دیگران را منفجر کنند. اینک ما احتیاج به کسانی داریم که غرور و افتخار ملی را در پیشبرد و تعالی زندگی شهروندانشان ببینند. بنابراین ما باید از رهبران معتدل در خاورمیانه حمایت کنیم و به آنها بگوییم آنچه که برای فرزندانشان می خواهند، همان است که ما نیز برای فرزندانمان می خواهیم. ما باید ثبات را در خاورمیانه به دست بیاوریم از طریق ایجاد یک خاورمیانه منصف و آزاد. جایی که افراط گرایان به حاشیه رانده شدند.
من می خواهم مستقیما با مردم خاورمیانه صحبت کنم؛ افراطی گرایان در بین شما اینک دچار تبلیغاتی شدند که می گویند غرب می خواهد علیه اسلام فعالیت کند. این تبلیغات اشتباه است. این تبلیغات هستند که توجیه کننده اقدامات تروریستی آنها می شود. ما به اسلام احترام می گذاریم، اما با آنهایی مبارزه می کنیم که اسلام را در جهت تخریب منحرف می کنند. ما می خواهیم به طرف جامعه ای حرکت کنیم که مردم تمام مذاهب را مورد احترام قرار می دهد.
به مردم عراق؛ دوازده میلیون نفر از شما در انتخابات شرکت کردید. دنیا دید که شما چگونه انگشت های مهرزده خود را جلوی دوربین های جهانی گرفتید. دنیا تجلیل می کند از عزم شما برای پیشبرد آزادی و ایستادگی شما برای جریاناتی که خواهان خشونت های قومی هستند. ولی ما شما را تنها نخواهیم گذاشت در مبارزه برای به دست آوردن یک کشور آزاد. آمریکا و همکارانش در ائتلاف در کنار دولت دموکراتیک شما خواهد ایستاد. ما کمک خواهیم کرد شما بتوانید کمک های بین المللی را جلب کنید برای اشغال بیشتر. کمک خواهیم کرد شما از طریق سازمان ملل و با فعالیت دیگر بین المللی آموزش ببینید تا بتوانید با دشمنان آزادی مبارزه کنید. ما اجازه نخواهیم داد آینده کشور شما در گروی فعالیت های تروریستی باشد. رهبران شما باید در برابر چالشی که در برابرش قرار دارید برخیزند و به طرف صلح و دموکراسی حرکت کنید و ما کمک می کنیم شما در این راه موفق شوید تا بتوانید کانونی باشید برای امید دیگر ملت های مسلمان خاورمیانه.
مردم افغاانستان ما حکومت طالبان را سرنگون کردیم، حکومتی که برای شما جز فقر و ویرانی و تروریسم به ارمغان نیاورد. از پنج سال پیش ما دیدیم که شما چگونه رهبران خودتان را آزادانه انتخاب کردید. شما می توانید از این دستاوردها مغرور باشید. ما تجلیل می کنیم از عزم شما برای به دست آوردن آزادی و ما در کنار شما ایستاده ایم تا بتوانید آزادی خود را همچنان کسب کنید و پیش ببرید. اینک کشورهای زیادی در ائتلاف ناتو در کنار شما ایستاده اند تا مقابل تروریست ها و افراطی گرایانی بایستند که می خواهند ثبات را از عراق بربایند. ما افغانستانی ایجاد خواهیم کرد که در آن هرگز افراطی گرایان نتوانند به شما ظلم کنند و پناهگاهی باشد برای تروریست ها.
مردم لبنان؛ سال گذشته شما الهام بخش بسیاری از مردم دنیا بودید، وقتی علیه تسلط سوریه در لبنان به خیابان ها ریختید و دموکراسی را در کشور خود برقرار کردید. از آن زمان تاکنون شما در برابر آزمون دیگری قرار گرفتید که ناشی از حمله غافلگیرانه حزب الله به اسرائیل بود. بسیاری از شما در جریان یک تبادل آتش قرار گرفتید و همه شما زجر کشیدید و دنیا دارد به همه شما کمک می کند برای بازسازی کشورتان و کمک می کند که شما چطور برخورد کنید با یک گروه مسلح تروریستی که مانند یک دولت در دولت دارد اقدام می کند. شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ای را همینک تصویب کرده که در آن هدفش این قرارداده شده که دولت لبنان بتواند تسلط خودش را در لبنان برقرار کند. برای سالها لبنان یک الگوی دموکراسی بود، یک الگوی پیشرفت و دموکراسی در خاورمیانه بود و اینچنین هم خواهد شد.
جرج بوش خطاب به مردم ایران می گوید:
ایالات متحده به شما احترام می گذارد، ما به ایران احترام می گذاریم. ما تجلیل می کنیم تاریخ تمدن قدیمی شما را، فرهنگ پویای شما را و کمک های شما را به تمدن جهانی. شما درخور این هستید که فرصتی داشته باشید تا آینده خود را تعیین کنید. اقتصادی داشته باشید که بتوانید در آنجا امکانات و نیروهای بالقوه خود را به مرحله اجرا در بیاورید. نیروهایی هستند که می خواهند آزادی را از شما دریغ کنند و می خواهند از منابع کشور شما، از بیت المال شما برای کمک به تروریست ها و پیشبرد برنامه های هسته ای خودشان و تولید سلاح های هسته ای استفاده کنند. شورای امنیت قطعنامه ای را تصویب کرده که از رژیم ایران خواسته است به تعهدات بین المللی خود گردن بگذارد. حکومت ایران باید فعالیت های نظامی هسته ای خود را کنار بگذارد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران به شما می گوید، آمریکا هیچ مخالفتی با استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای ندارد. ما در پی یافتن راه حلی دیپلماتیک برای این بحران هستیم و در عین حال ما رو به سوی آینده ای می کنیم که شما بتوانید در آزادی زندگی کنید. روزی که ایران و آمریکا بتوانند در جهت پیشبرد آزادی با همدیگر همکاری کنند.
مردم سوریه؛ شما هم کشوری هستید که میراث تاریخی پرافتخاری دارید، اما اینک کشور شما به گذرگاه تروریست تبدیل شده است. سازمان حماس و حزب الله می کوشند منطقه را دچار بی ثباتی کنند و دولت شما، سوریه شما را به ابزاری در دست جمهوری اسلامی قرار داده است. این امر انزوای شما در صحنه بین المللی افزایش داده است. دولت شما باید راه بهتری را برای زندگی صلح آمیز شما با همسایگانش ایجاد کند و آینده بهتری را برای زندگی مسالمت آمیز شما با کشورهای دیگر.
مردم دارفور در سودان؛ شما شاهد خشونت های بی سابقه ای بودید. دولت من، دولت آمریکا گفته است این خشونت ها چه واژه ای را بر می تابند؛ نسل کشی. در دو سال گذشته آمریکا تلاش های زیادی را کرد که بتواند کمک های غذایی بکند از طریق حافظان صلح اتحادیه آفریقا، اما زج شما ادامه دارد. جرج بوش می گوید دنیا باید گام بردارد تا بتواند کمک های انسان دوستانه بیشتری را به شما مردم دارفور کند و ما باید به سربازان اتحادیه آفریقا کمک هم بکنیم که بتواند صلح را در آنجا برقرار کند، اما ظاهرا آنها آن قدرت را ندارند که بتوانند این کار را انجام دهند. به همین دلیل شورای امنیت قطعنامه ای را تصویب کرده که اینک اتحادیه آفریقا و سربازان اتحادیه را قدرت بیشتری می دهد. من امروز اعلام می کنم فرستاده ویژه ای را منصوب کردم که تلاش کند در جهت ایجاد صلح در منطقه دارفور.
من می خواهم منطقه ای داشته باشیم که دو کشور اسرائیل و فلسطینی در آنجا وجود داشته باشند. فلسطینی که به طور مسالمت آمیز با جمعیت یهودی اسرائیل زندگی کند. این ایده ای است که در نقشه راه وجود داشت و این هدف دولت من بوده است. مردم فلسطینی دهه ها دچار تحقیر شده اند. شهروندان اسرائیل هدف اقدامات تروریستی زیادی قرار گرفته اند از هنگامی که کشورشان تشکیل شد. بسیاری از مردم شجاع و متعهد، تعهد خودشان را به صلح اعلام کردند، اما نیروهای افراطی می خواهند نگذارند این صداهای معتدل غالب شوند. همینک این منازعه در مناطق خودگردان فلسطینی ادامه دارد. مردم فلسطینی اخیرا در یک انتخابات آزاد شرکت کردند و دولت حماس توانست با شعار مبارزه با فساد و کمک به بهبود زندگی فلسطینی ها بر سر کار بیاید. دنیا اینک نشسته است تا ببیند آیا حماس واقعا به وعده های خود عمل خواهد کرد یا می خواهد یک برنامه افراطی را در پی بگیرد. دنیا به دولت حماس پیام روشنی می فرستد؛ تروریسم را کنار بگذارید، حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسید و به تعهداتی که قبلا اعلام شده بود پایبند شوید. محمود عباس گفته است که متعهد است به صلح، متعهد است به تلاش برای ایجاد کشوری مستقل در فلسطین.
آزادی به خودی خود نمی تواند تحمیل شود، آزادی باید انتخاب شود. از بیروت تا بغداد مردم می خواهند آزادی را انتخاب کنند. کسانی که اینک در مجمع عمومی سازمان ملل جمع شده اند نیز باید گزینه خود را انتخاب کنند. آیا ما از نیروهای معتدل و اصلاح طلب در خاورمیانه حمایت خواهیم کرد یا تسلیم تروریست ها خواهیم شد و آینده را به افراطی گرایان خواهیم سپرد. آمریکا گزینه خود را انتخاب کرده است. ما در کنار نیروهای معتدل و اصلاح طلب می ایستیم.
اخیرا گروهی از روشنفکران عرب نامه ای را به من نوشتند و از اصلاحات و لزوم تعهد به اصلاحات برای رسیدن به دموکراسی صحبت کردند. ما باید به آنهایی کمک کنیم که آرزو دارند این منطقه بحران زده را از این بحران خارج کنند».
|
مديرمسئول شرق در گفت و گو با "روز":
شرق رفع توقيف ميشود
به نقل از "روز آنلاین"
پنج روز پس از توقيف روزنامه شرق با مديرمسئول آن، مهدي رحمانيان در دفتر اين روزنامه در بلوار گلشهر [جردن] به گفت وگو نشستيم. اين گفتوگو در حالي رخ داد كه گمانههايي حاكي از بازگشايي شرق در روزهاي نزديك زده ميشود. با هم اين گفت و گو را ميخوانيم:
در روزهاي اخير پس از توقيف شرق، واكنشهاي زيادي نسبت به توقيف اين نشريه نشان داده شد. اين واكنشها تا چه حدي براي شما قابل پيشبيني بود؟
ما اصولاً توقع خاصي نداريم و معتقديم اگر توقعي داشته باشيم و آن وقت آن توقعها برآورده نشود، موجب ناراحتي ميشود. در شرق هم از ابتدا بنا را بر اين گذاشتيم كه در حال اداي دين خود به جامعه هستيم، بنابراين دنبال اطلاعرساني بوديم. از اين رو انتظار زيادي نداشتيم. اما مجموع گزارشهاي دريافتي درخصوص توقيف روزنامه در چند روز اخير، چه از سوي افراد منتسب به اصولگرا و چه اصلاحطلب حاكي از اين بود كه همگي تا سطح بسيار بالايي ناراحت بودند. اين نشان ميدهد مخاطبان از خود ما بيشتر احساس ناراحتي ميكنند.
چرا؟
شايد چون احساس كردند شرق روزنامهاي است كه در اين فضا كار حرفهاي انجام ميدهد و با توقيف آن، اين فرصت گرفته شد. فرصتي كه عملاً از مخاطبان ما هم دريغ شد. به هرحال شرق سعي ميكرد با مخاطبين خود ارتباطي صادقانه داشته باشد.
گمانههايي حاكي از آغاز به كار دوباره شرق زده ميشود؛ پيشبيني خود شما چيست؟
من هم گمان ميكنم شرق به زودي رفع توقيف ميشود. دلايل فراواني هم براي اين مسئله دارم. به نظر من آستانه تحمل مسئولان نظام ما بسيار بيشتر از اين حد است. برخي شايد بگويند حاكميت ديگر نميتوانست شرق را تحمل كند، اما به نظر من اين تحليل كاملاً اشتباه است. همچنين من هرگز قبول نميكنم كه توقيف شرق، تصميمي بوده است كه در سطح مسئولان بالا اتخاذ شده باشد. اين تصميم مربوط به لايههاي پايينتر بوده. از سوي ديگر پالسهايي كه از جناح اصولگرا شنيده ميشود، حاكي از اين است كه آنها هم خواهان رفع توقيف شرق هستند. از سوي ديگر خطمشي ما هم همواره اين بود كه در چارچوبهاي رسانهاي مصوب نظام جمهوري اسلامي حركت كنيم. از اين رو به نظرم همه به اين نتيجه رسيدهاند كه ما قصدي جز اين نداريم و نيز ميدانند در كاري در اين حجم امكان اشتباه وجود دارد.
شما توقيف شرق را تصميمي از سوي سطوح مياني مديران عنوان كرديد؛ به نظر شما اين سطح چه ارتباطي با دولت دارد؟
بالاخره شرق توسط هيات نظارت توقيف شد و نمايندگان دولت هم در آنجا بودهاند. اما اينكه اين توقيف توسط دولت و يا با هدايت فردي بوده است، من هرگز چنين ادعايي نميكنم. اصلاً هيچ كدي هم در اين رابطه ديده نميشود.
يعني شما فكر ميكنيد سرنوشتي مثل روزنامه ايران براي شرق رقم خواهد خورد؟
نه، وضعيت شرق متفاوت از ايران است. ايران اصولاً يك روزنامه دولتي بود. آنها ميتوانستند بحث داخلي هم با ايران داشته باشند اما با شرق نه.
آنها اعلام كردند كه ظرف يك ماه بايد مديرمسئول جديدي معرفي كنيد؟
در 19 مردادماه هيات نظارت مصوبهاي در همين مورد داشت كه در 21 مرداد انشاء و در 27 مرداد هم به من ابلاغ شد. گرچه اساساً چنين اختياري براي تغيير مديرمسئول به هيات نظارت داده نشده است. اما بهرغم اين مسئله من ضمن پذيرش نظر هيات نظارت براي معرفي مديرمسئول فرصت دوماههاي درخواست كردم. توجه داشته باشيد كه بر اساس ماده 14 قانون مطبوعات براي معرفي مديرمسئول جديد سه ماه فرصت تعيين شده، اما متاسفانه آنها قبول نكردند، بنابراين در همان فرصت يكماهه فردي را به عنوان مديرمسئول معرفي كردم.
شما پس از توقيف مديرمسئول جديد را معرفي كرديد؟
بله. اما اين توقيف قبل از پايان فرصت يكماهه صورت گرفت.
به جز اين مسئله آيا پالسهاي ديگري مبني بر اينكه معتدلتر عمل كنيد ارسال شده بود؟
از ابتدا تا به حال كساني موافق صددرصد با شرق نبودند. مثلاً كيهان هميشه شرق را نقد ميكرد.
آيا موردي نبود كه به عنوان مثال در مورد حضور فرد خاصي در روزنامه حساسيت داشته باشند؟
نه. هرگز به چنين مسئلهاي برخورد نكرديم.
الان چطور؟ چنين پيشبينياي نداريد؟
گمان نميكنم پيش بيايد.
در صورتي كه چنين مسئلهاي به وجود بيايد شما بناي كار را بر حفظ روزنامه ميگذاريد؟
بناي ما هميشه بر بقاي شرق بوده است. حتي در مورد تغيير مديرمسئول، هرچند كه مسالهاي غيرقانوني بود اما براي ما بقاي روزنامه مهمتر از هر چيز ديگري بود. در مورد افراد هم بايد بگويم شرق براي خودش مانيفست دارد؛ اگر افراد با اين مانيفست موافق باشند باقي خواهند ماند. از اين روز حفظ نيروها هم براي ما مهم است مگر اينكه از اين مانيفست فاصله بگيرند.
آيا بازگشايي دوباره شرق منوط به تغيير و يا تعديل مانيفست شرق است؟
ما معتقديم كه مشي شرق از ابتدا مشي معتدلي بوده و اين اعتدال را در طول سه سال گذشته به نمايش گذاشتهايم و همكاران ما هم در اين سه سال خودشان را با چارچوب سياستهاي شرق وفق دادهاند. همكاران ما سه سال با ما بودند و به گمان من هيچكسي مانع ادامه فعاليت شرق نيست. براي ما مهم مانيفست شرق است.
در چند روز اخير گفت و گوهايي را براي رفع توقيف شرق آغاز كردهايد؟
بالاخره، ما تلاش خودمان را در چارچوب قانون انجام ميدهيم.
آخرين خبر حاكي از اين است كه روزنامه از مهمترين اتهاماتش تبرئه شده است.
بله، شايد قويترين اتهام در مورد شرق مربوط به توهين به شخصيتهاي ملي بود كه قرار منع تعقيب صادر شد. خود قاضي هم به اين نتيجه رسيد كه ما نظر سوئي نداشتيم. به نظر من اكنون بسياري به اين نتيجه رسيدهاند كه شرق هيچوقت دنبال مسائل غيرقانوني نبوده.
در دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران نشستی در اعتراض به توقیف اخیر چند نشریه برگزار شد: مصاحبه با ماشاءلله شمس الواعظین
به نقل از "رادیو فردا"
دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران امروز سه شنبه محل برگزاری نشستی بود در اعتراض به توقیف اخیر روزنامه شرق و ماهنامه نامه و نشریات حافظ و خاطره. در این تجمع از جمله رجبعلی مزروعی رئیس این انجمن، احمد مسجدجامعی وزیر سابق ارشاد، علی انصاری راد رئیس کمیسیون شکایات مجلس ششم، سعید حجاریان نظریه پرداز جناح اصلاحگرا، محمدحسین ضیایی فر دبیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی و کامبیز نوروزی حقوقدان از جمله سخنرانان این تجمع اعتراضی بودند. ماشاء لله شمس الواعظین رئیس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در سه حوزه در این نشست بحث شد؛ هم حقوقدانان بودند، هم شخصیت های مطبوعاتی و البته سیاسی کشور, بخش قابل توجهی از سخنرانی های امروز به جنبه های بی قانونی تصمیمات اخیر هیات نظارت بر مطبوعات توجه می کرد. آقای شمس الواعظین می گوید: آقای مسجدجامعی به طور مستقیم گفتند حتی اگر فرض کنیم تخلفی صورت گیرد از سوی یک نشریه ما حق منهدم کردن یک نهاد مطبوعاتی را نداریم و مثال زد اگر وزارت ارشاد یک تخلفی کرد باید وزارت ارشاد را منهدم کرد یا وزیر را اخراج کرد.
منصور امان
به نقل از "ایران پرس نیوز"
وقتی حُجت الاسلام دُری نجف آبادی، داستان کل جمهوری اسلامی قتل اکبر مُحمدی و فیض مهدوی را با "حق بودن مرگ" توضیح می دهد، این گُفته را نه تنها یک هشدار بلکه، تهدیدی مُستقیم باید ارزیابی کرد.
آقای دُری نجف آبادی همان کسی است که از موضع وزیر اطلاعات "کابینه اصلاحات"، با استدلالهایی مُشابه، ماموران خود را برای سلاخی داریوش فروهر، بُریدن پستان پروانه اسکندری و طناب کُش کردن مُحمد مختاری و مُحمد جعفر پوینده، راهی کرد.
فاتالیسمی که آقای دادستان در توضیح مرگ آخرین قُربانیان دستگاه امنیتی – قضایی تبلیغ می کُند، نقش او در چرخه ی تبهکاری سازمان یافته دولتی را نیز به خوبی به تصویر کشیده است. صرف نظر از این که حُجت الاسلام دُری نجف آبادی در لحظه ردای کُدام پُست قضایی یا امنیتی را به دوش افکنده باشد، خود را عزراییلی می داند که می تواند به گونه انحصاری پیرامون "حق" یا ناحق بودن مرگ دیگران تصمیم بگیرد و آن را به اجرا بگُذارد. در این چارچوب فکری، قوانین و مُقرراتی که او بر حسب وظیفه شُغلی نمایندگی می کُند، ارزشی بیشتر از تزیینات سودمند یک بالماسکه ی دایمی در عالیترین رده های تصمیم گیری "نظام" نمی یابد.
بی پروایی خونسردانه آقای دُری نجف آبادی برای به تمسخُر گرفتن رویه های حقوقی زیر عنوان تعیین "حق" و جبری و بی اهمیت دانستن مرگ مُخالفان و دگراندیشان، از جمله ویژگیهایی است که او را به مقام یک آمر سابقه دار تبهکاری دولتی بر کشیده است.
او در جایگاه یک مسوول قضایی، با شانه بالا انداختن علنی در برابر قتل دو زندانی سیاسی، آمادگی خود و رووسایش برای ادامه دادن به این جنایات و پُشتیبانی از آن را مورد تاکید قرار داده است.
جايزه انجمن قلم سوئد برای ناصر زرافشان
به نقل از "بی بی سی"
انجمن قلم سوئد، ناصر زرافشان، نويسنده و وکيل ايرانی را به عنوان برنده بورس مطالعاتی سال ۲۰۰۶ خود، موسوم به "توخولسکی" معرفی کرده است.
اين جايزه هر سال به نويسنده يا ناشری اهدا می شود که به خاطر نوشته هايش مجازات شده، تهديد شده يا به زندان افتاده است.
آقای زرافشان در حال حاضر محکوميت پنج ساله خود را در زندان اوين تهران سپری می کند. وی در سال ۲۰۰۲ به جرم افشای اسرار دولتی به سه سال زندان، به دليل نگهداری سلاح به دو سال زندان و همچنين به خاطر وجود مشروبات الکلی در دفتر کارش به ۵۰ ضربه شلاق محکوم شده بود.
ايده اصلی اين بورس که به نام نويسنده آلمانی تبعيدی در دوران آلمان نازی، کورت توخولسکی، نامگذاری شده، فراهم کردن "فرصتی برای نوشتن و استراحت کردن در سوئد، پس از آسيب های روحی ناشی از زندان و مجازات" عنوان شده است.
اين جايزه، ۱۶ نوامبر در روز نويسندگان زندانی جهان که هر سال توسط واحدهای انجمن قلم در سراسر جهان برگزار میشود، طی مراسمی ويژه در استکهلم به ناصر زرافشان اهدا خواهد شد.
خانم ماريا موديگ، سخنگوی کميته نويسندگان زندانی در انجمن قلم سوئد می گويد اميدوار است ناصر زرافشان بتواند در اين مراسم حضور پيدا کند. آقای زرافشان عضو افتخاری انجمن قلم سوئد است.
در سال های گذشته فرج سرکوهی، نويسنده ايرانی مقيم آلمان به کسب اين جايزه نايل شده بود. تسليمه نسرين، نويسنده بنگلادشی، سلمان رشدی، نويسنده هندی الاصل مقيم بريتانيا، نورالدين فرح، رمان نويس سوماليايی و آدام زاگايوسکی، شاعر و نويسنده لهستانی، از ديگر برندگان پيشين بورس "توخولسکی" بوده اند.
قتل های زنجيره ای
آقای زرافشان وکيل بسياری از نويسندگان و دگرانديشان ايرانی بوده و پيش از دستگيری، وکالت خانواده های مقتولان قتل های معروف به زنجيره ای را بر عهده داشت.
وی در جريان برگزاری دادگاه متهمان قتل های زنجيره ای مصاحبه های گوناگونی با رسانه های داخل و خارج از ايران انجام داد و به انتشار اطلاعاتی در مورد دادگاه که پشت درهای بسته برگزار می شد پرداخت.
ناصر زرافشان در شماری از اين مصاحبه ها گفته بود که طبق مستندات موجود در پرونده متهمان، قتل مخالفان نظام جمهوری اسلامی بر مبنای فتواهايی صورت گرفته است که از سوی برخی چهره های رده بالای مذهبی ايران صادر شده است.
انجمن قلم سوئد از زمان دستگيری ناصر زرافشان از جمله نهادهايی پيگير پرونده او بوده و در اطلاعيههای مکرر نسبت به وضعيت او ابراز نگرانی کرده است.
جايزه "توخولسکی" به ياد کورت توخولسکی، نويسنده آلمانی که در اوايل دهه ۱۹۳۰ و در زمان هيتلر، به عنوان نويسنده ای تبعيدی در سوئد زندگی میکرد نامگذاری شده است. اين نويسنده در سال ۱۹۳۵ در حالی که در انتظار گرفتن اقامت در سوئد بود، بر اثر مصرف بيش از حد قرص خواب آور به کما رفت و درگذشت. پيکر او که تصور می شود خودکشی کرده، در استکهلم دفن شده است.
ايران در رتبه 106 سازمان بهداشت جهاني
مهرانگيز کار
به نقل از "روز آنلاین"
منابع "موثق" خبري از سوي دولت تعيين شده است. تصميم گرفته ام با آنکه خارج از کشور روزنامه نگاري و اظهار نظر مي کنم، به همين منابع مجاز خبري استناد نمايم. تجربه تازه اي است و متحمل است حتي با اين درجه از احتياط، پاسداران سانسور در ايران را خوش نيايد و در نهايت تصميم بگيرند فقط روزنامه کيهان را منبع خبري مجاز اعلام کنند!
خبرگزاري فارس [يکي از منابع مورد "موثق" دولت] به نقل از عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم شوراي اسلامي به شرح زير گزارش داده است: "ايران از نظر شاخص هاي سلامت در ميان کشورهاي جهان در رتبه 106 سازمان بهداشت جهاني قرار دارد که جايگاه مناسبي براي کشور نيست. در سال گذشته اين رتبه به ايران داده شده است. تا حدود 8 سال پيش رتبه ايران از نظر شاخص هاي سلامت در جهان در جايگاه 94 بود، ولي طي اين سال ها به علت ضعف مديريت و کم کاري متوليان بخش سلامت کشور، جايگاه ما نزول کرد. در مورد بسياري از شاخص ها مانند مرگ و مير کودکان زير يک سال و نوزادان و سوء تغذيه در ايران نيز شاخص هاي موجود وضعيت خوبي را نشان نمي دهد."
آنچه مسلم است جايگاه ما در تمام اموري که به تأمين رفاه و حقوق ملت ارتباط پيدا مي کند همواره درحال نزول بوده است. اين واقعيت را تمام منابع خبري مورد وثوق دولت به شکل هاي گوناگون انتشار مي دهند. بنابراين با محدود ساختن منابع خبري مجاز، واقعيت نزول در شاخص هاي بهداشتي، اخلاقي، اقتصادي، حمايتي و ... به سکوت برگزار نمي شود و حتي خبرگزاري فارس منبع خبري وفادار به دولت نمي تواند از کار نامه ناموجه مديران در گذرد. بنابراين آنچه ناموجه به نظر مي رسد، کارنامه مديريت مديران است، نه انواع ديگري از خبرگزاري ها.
البته در خبر فوق، عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم نگفته است که چرا چنين وضعيتي وجود دارد؟ و نگفته است چرا دولت ثروتمندي که شانس مي آورد و پياپي بر درآمد نفتي آن افزوده مي شود نمي تواند در امر بهداشت شهروندان از تنزل رتبه جلوگيري کند؟ ترقي رتبه پيشکش. چرا نمي تواند به مرگ و مير زنان باردار که خاص جوامع فقير است، و مرگ و مير کودکان زير يک سال و نوزدان و سوء تغذيه پايان دهد؟ کدام عامل در کار است و اين نابساماني ها محصول چيست؟.
مديران کشور دست خالي نبوده اند. هم پول داشته اند، هم نيروي انساني متخصص و کارساز. انبوه نيروي انساني متخصص و تحصيلکرده بر پايه آمارهاي جديد منتشره توسط منابع خبري مجاز به علت بيکاري مهاجرت مي کنند و مديران بدون عذاب وجدان شاهد اين فاجعه تاريخي شده اند. عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس هفتم افزوده است: "به علت ضعف مديريت و کم کاري متوليان بخش سلامت کشور، جايگاه ما نزول کرده است."
بدين ترتيب گاهي اظهارات مسوولين نزديک مي شود به بيان واقعيت ها از سوي مخالفان. با اين تفاوت که مخالفان زبان دراز شلاق مي خورند، زندان مي روند، شغل از دست مي دهند، آواره مي شوند. اما مديران ضعيف و بي کفايت قدر مي بينند و بر صدر مي نشينند. آيا اين شيوه تازه اي در امر سياستگذاري است که جمهوري اسلامي ايران مبتکر آن است؟
اين مديران ضعيف و ناکارآمد منصوب رهبران ديني – انقلابي هستند که در سال 1357 قول دادند ايران را گلستان کنند. قول دادند در برابر چپاول ثروت و درآمد ملي موانع لازم درست کرده و ايران را از دست "دزداني که نوکران آمريکا هستند" در آورند.
هر چه کارنامه مديران کشور را زير و رو مي کنيم، آن را انباشته از جهل و سوء مديريت مي يابيم، جز کارنامه برخي مديران که آنها نيز اغلب به لحاظ برخورد با بي عدالتي طرد شده اند. اين درجه از ضعف و بي کفايتي به شاخص هاي بهداشت محدود نمي شود. در شرايطي که پايگاه قدرت مديران، شبکه هاي تو در توي خويشاوندي يا فرمانبرداري از شبکه هاي فساد اقتصادي مرتبط با قدرت است و ترس از نظارت هم در کار نيست، حتي خبرگزاري هاي مجاز در کنار انعکاس گزافه گويي ها و لافزني ها، لاجرم از ضعف مديران نيز پرده بر مي دارند و سانسور حريف شان نمي شود.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
احمدی نژاد امروز قرار است در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کند. بسیاری از ناظران در انتظار اظهارات او در باره برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی هستند. اما از آنجا که احتمال می رود رئیس جمهور رژیم اسلامی دوباره توسط هاله نور احاطه شود، شماری نیز او را هنگام سخنرانی از این جهت زیر نظر دارند.
احمدی نژاد سال گذشته پس از سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل در بازگشت به قم در میان جمعی از عوامل رژیم اسلامی گفته بود "هنگام ورود به نيويورک تمام توجهات به سوی هيأت ايرانی بود و در زمان ورود ما خبرنگاران رسانهها به سران ديگر كشورها توجهي نميكردند و فقط به پوشش حوادث سفر ما ميپرداختند. يكي از همین افراد به من گفت كه وقتي براي سخنراني به مجمع عمومي وارد شديد مانند آن بود كه وارد حفاظی از نور شدهايد و من نيز اين را احساس كردم. من ديدم يک نوری آمد، تو را احاطه کرد و تو تا آخر در يک حصن و حصاری رفتی."
احمدی نژاد گفت "خودم هم هنگام سخنراني احساس كردم كه در حفاظی از نور قرار گرفته ام. همه حدود بيست وهفت هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند، اينکه می گويم مژه نزدند، غلو نمی کنم ها. اغراق نيست. من به چهره يک، يک سران توجه كردم و اين مساله در مورد همه آنها صادق بود. به نظر می رسيد دستی آنها را نگه داشته بود كه از جای خود جنب نخورند."
(کاریکاتور بالا از نيک آهنگ کوثر)

+
نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 6:51 قبل از ظهر  توسط آریا
|
به نقل از "خبرنامه گویا"
نیروهای امنیتی مقارن ظهر روز دوشنبه 27 شهریور ماه با ورود به دفتر مرکزی سازمان دانش اموختگان پس از بازرسی و تفتیش 4 ساعته این دفتر، تمامی اسناد ، مدارک تشکیلاتی ، آرشیو و کامپیوترهای موجود در دفتر سازمان را ضبط کردند.
عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان پس از جلسه اضطراری شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت در این ارتباط به ادوارنیوز گفت:
نیروهای امنیتی ظهر امروز با ارایه حکم قضایی وارد دفتر سازمان دانش آموختگان شدند و مدت 4 ساعت به تفتیش این محل پرداخته و نهایتا تمامی اسناد و آرشیو و کامپیوترهای موجود را توقیف کرده و با خود بردند.
مومنی با اشاره به اینکه این اقدام در آستانه یکصدمین روز بازداشت مهندس موسوی دبیر کل سازمان دانش آموختگان صورت گرفته است گفت: هنوز مسئله استمرار بازداشت غیرقانونی موسوی خوئینی در هاله ای از ابهام است و این گونه اقدامات نه تنها امنیت نهادهای مدنی و تشکلهای اصلاح طلب و مدافعان دموکراسی را با خطر مواجه می سازد بلکه این نگرانی را برای فعالین سیاسی و مدنی ایجاد می کند که در شرایط موجود فضایی برای فعالیت های مدنی و مسالمت آمیز وجود ندارد.
مومنی در ادامه با تاکید مجدد بر غیر قانونی بودن تداوم بازداشت موسوی خوئینی افزود: زمانی که دبیر کل یک حزب قانونی در بازداشت انفرادی است و استمرار بازداشت موقت وی هیچ توجیه قانونی ندارد ضبط اسناد و مدارک تشکیلاتی و سیاسی سازمان دانش آموختگان نشانگر عزم و اراده جدی نهادهای امنیتی جهت برخورد با این تشکل سیاسی است.
سخنگوی سازمان ادوار تحکیم چنین برخوردهایی را نشانگر رویه ای دانست که پس از یکدست شدن حاکمیت در راستای تخطئه کردن فعالیت های مدنی تشکلهای سیاسی صورت می گیرد.
مومنی ضمن هشدار نسبت به اتخاذ چنین رویه ای گفت: به نظر می رسد این گونه برخوردها حیات و امنیت فعالیت آزاد و مستقل را به مخاطره می اندازد از این رو ضمن اعتراض به ضبط اموال و اسناد سازمان دانش آموختگان و استمرار بازداشت دبیر کل سازمان از فعالین سیاسی و مدنی و مدافعان فعالیت آزاد و اصلاح طلبانه انتظار می رود در دفاع از آزادیهای سیاسی و حقوق تشکلها مسئولانه برخورد کنند و در مقابل از حاکمیت نیز انتظار پاسخگویی در قبال نقض حقوق و آزادیهای سیاسی می رود
عبدالله مومنی در پایان حق پیگیری حقوقی و قانونی و اعتراض نسبت به ضبط مدارک و اموال سازمان دانش آموختگان را حق قطعی و بدیهی سازمان ادوار تحکیم وحدت دانست.
توسط نيروهاي امنيتي صورت گرفت:
هجوم به دفتر ادوار تحکيم
نويد احمدي
به نقل از "روز آنلاین"
دفتر سازمان دانش آموختگان تحكيم وحدت [ادوار نحکيم وحدت] مورد بازرسي ناگهاني نيروهاي دادستاني قرار گرفت و در نهايت بخش اعظمي از اموال و وسايل اين سازمان ضبط شد.
بر اساس اين گزارش حدود ده نفراز نيروهاي امنيتي حدود ساعت يازده صبح روز دوشنبه 27 شهريور ماه [ديروز] بطور ناگهاني وارد دفتر سازمان دانش آموختگان تحكيم وحدت شدند وپس از بازرسي و تفتيش چهار ساعته دفتر مركزي سازمان، در نهايت تمامي اسناد، مدارک تشکيلاتي، آرشيو و کامپيوترهاي موجود را ضبط کردند و به مكان نامعلومي انتقال دادند.
اين گزارش مي افزايد نيروهايي كه خود را مسوول بازرسي دفتر مركزي سازمان ادوار تحكيم وحدت مي ناميدند، حكم بازرسي دفتر سازمان را به امضاي رئيس يکي از شعبات دادگستري به رياست "قاضي متين راسخ"در دست داشتند و همه لباس شخصي بودند.
پس از اين مساله سازمان ادوار جلسه اي اضطراري برگزار كرد و در پي آن عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان در اين ارتباط به خبرنگار روز گفت: "نيروهاي امنيتي كه ظهر امروزوارد دفتر سازمان شدند حكم قضايي داشتند و ارايه دادند و در پي آن نيز براي مدتي بيش از چهار ساعت به تفتيش محل سازمان پرداختند و نهايتا تمامي اسناد و آرشيو و کامپيوترهاي موجود را توقيف کردند و با خود بردند."
عبدالله مومني سپس در خصوص ارتباط اين مساله با پرونده مهندس موسوي خوئيني، دبيرکل اين سازمان گفت: "مهندس موسوي در آستانه يکصدمين روز بازداشت خود قرار دارد و در حالي كه هنوز مسئله استمرار بازداشت غيرقانوني موسوي خوئيني در هاله اي از ابهام است، اين گونه اقدامات نه تنها امنيت نهادهاي مدني و تشکلهاي اصلاح طلب و مدافعان دموکراسي را با خطر مواجه مي سازد بلکه اين نگراني را براي فعالين سياسي و مدني ايجاد مي کند که در شرايط موجود فضايي براي فعاليت هاي مدني و مسالمت آميز وجود ندارد."
سخنگوي سازمان ادوار تحكيم وحدت در ادامه با تاکيد مجدد بر غير قانوني بودن تداوم بازداشت موسوي خوئيني افزود: "زماني که دبير کل يک حزب قانوني در بازداشت انفرادي است و استمرار بازداشت موقت وي هيچ توجيه قانوني ندارد ضبط اسناد و مدارک تشکيلاتي و سياسي سازمان دانش آموختگان نشانگر عزم و اراده جدي نهادهاي امنيتي جهت برخورد با اين تشکل سياسي است و نوعي تهديد به حساب مي آيد."
ادوار نيوز نيز که خبر اين تهاجم را درج کرده، به نقل از عبدالله مومني نوشت وي سپس چنين برخوردهايي را نشانگر رويه اي دانست که پس از يکدست شدن حاکميت در راستاي تخطئه کردن فعاليت هاي مدني تشکلهاي سياسي صورت مي گيرد.
در ادامه گزارش ادوار نيوز و به نقل از مومني آمده است: "به نظر مي رسد اين گونه برخوردها حيات و امنيت فعاليت آزاد و مستقل را به مخاطره مي اندازد از اين رو ضمن اعتراض به ضبط اموال و اسناد سازمان دانش آموختگان و استمرار بازداشت دبير کل سازمان از فعالين سياسي و مدني و مدافعان فعاليت آزاد و اصلاح طلبانه انتظار مي رود در دفاع از آزاديهاي سياسي و حقوق تشکلها مسئولانه برخورد کنند و در مقابل از حاکميت نيز انتظار پاسخگويي در قبال نقض حقوق و آزاديهاي سياسي مي رود."
عبدالله مومني در پايان حق پيگيري حقوقي و قانوني و اعتراض نسبت به ضبط مدارک و اموال سازمان دانش آموختگان را حق قطعي و بديهي سازمان ادوار تحکيم وحدت دانست.
بر اساس ديگر گزارش ها افرادي كه اقدام به تفتيش دفتر سازمان وتوقيف اموال آن كردند از شعبه اي حكم بازرسي داشتند كه پرونده مهندس موسوي خوئيني ها، دبير كل سازمان ادوار تحكيم وحدت در همان شعبه در حال بررسي است.
اعضاي سازمان ادوار تحكيم، بازرسي از دفتر مركزي سازمان و توقيف اموال آن را در راستاي ايجاد فضاي رعب و وحشت در ميان فعالين سياسي و دانشجويان در آغاز سال تحصيلي و نيز واداشتن سياسيون به سكوت و همچنين جلوگيري از ادامه فعاليت سازمان ادوار تحكيم و كميته پي گيري بازداشت مهندس موسوي مي دانند.
دیدار با همسر بدون حضور بازجو در زندان بعد از 55 روز
مصاحبه با همسر احمد باطبی
به نقل از "رادیو فردا"
نزدیک به دو ماه از دستگیری مجدد احمد باطبی، دانشجوی زندانی میگذرد. باطبی که در جریان ناآرامیهای 18 تیرماه 1387 کوی دانشگاه دستگیر، به اعدام و بعد با تخفیف، به حبس ابد محکوم شد، در حالیکه در مرخصی استعلاجی به سر میبرد بیدلیل دو باره زندانی شد. سومیه بینات، همسر احمد باطبی که روز دوشنبه بعد از سه هفته موفق به ملاقات با وی شد، در مصاحبه با رادیو فردا میگوید بعد از 55 روز که از بازداشت احمد میگذرد، وی هنوز نتوانسته است با وکیل خود دیدار کند و این خلاف حقوق شهروندی است. خانم بینات میافزاید باطبی از نظر جسمی در شرایط ناگواری قرار دارد. دستگاه گوارشی او بیمار است و از ناحیه کلیه و کمر رنج میبرد، و درمان نمیشود. وی میافزاید شرایط باطبی در زندان به بازداشت موقت شبیه است نه زندانی، زیرا فاقد حقوق زندانیان است، علیرغم آنکه حکم زندان درازمدت برای وی صادر شده است.
اعتراض یک خانواده اردبیلی به مرگ دو زندانی سیاسی، با ضرب و شتم و بازداشت خاتمه یافت
مصاحبه با همسر فضائل عزیزان
به نقل از "رادیو فردا"
خبرگزاری ایلنا گزارش داد خلیل بهرامیان، وکیل بازماندگان اکبر محمدی اظهار امیدواری کرد بازپرس پرونده با توجه به معرفی شاهدان مرگ اکبر محمدی، نسبت به اخذ توضیح از این شهود اقدام کند و واقعیت فوت او مشخص شود. صبح دوشنبه یک خانواده ساکن اردبیل تصمیم گرفتند اعتراض خود را نشان دهند. فضائل عزیزان همراه با همسر خود در حالیکه پلاکاردی در دست داشت، در مقابل استانداری اردبیل خواهان توضیح مسئولان در باره علت مرگ این دو زندانی شدند. همسر فضائل عزیزان در مصاحبه با رادیو فردا میگوید از ساعت هشت با پلاکارد در جلوی استانداری حضور یافتند. ولی بعد از آنکه چند شعار دادند، ماموران انتظامی به ضرب و شتم آنها پرداختند و شوهرش را بازداشت کردند. وی میافتد در کلانتری کسی به او نمیگوید شوهرش کجاست. ولی چهار مامور منزل آنها را تفتیش کردند و هرچه میخواستند با خود بردند. وی می افزاید هر چند پیش بینی می کردند بازداشت خواهند شد، تصمیم گرفتند اعتراض خود را به مرگ زندانیان در زندان های جمهوری اسلامی اعلام کنند.
عدم ثبت نام دانشجویان
اعتراض عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
به نقل از "اخبار روز"
یک عضو دفتر تحکیم وحدت نسبت به جلوگیری از ثبت نام ده ها دانشجوی دانشگاه های مختلف برای سال تحصیلی جدید اعتراض کرد و اظهارات مقامات وزارت علوم در این مورد را کذب خواند.
علی نیکونسبتی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در واکنش به اظهارات رییس هیات مرکزی گزینش استاد و دانشجو مبنی بر اینکه از فعالان دانشجویی برای ممانعت از فعالیت سیاسی در دوران تحصیل تعهدی اخذ نشده، گفت: «مسوولان وزارت علوم در حالی این ادعا را مطرح میکنند که از بسیاری از فعالان دانشجویی شورای صنفی، نشریات دانشجویی و انجمنهای اسلامی ثبت نام نشده و ثبت نام آنها منوط به استعلام صلاحیت آنها از مراجع مختلف شده است. آیا در صورت اعلام اسامی این افراد، این مسوولان حاضر به استعفا و یا لااقل معذرتخواهی هستند؟»
عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: «متاسفانه در روزهای گذشته شاهد تناقض سخنان و عمل مسوولان وزارت علوم بودیم که مغایر با رفتار اسلامی و اخلاقی است. مسوول هیات مرکزی گزینش استاد و دانشجو، اخذ تعهد از فعالان دانشجویی پذیرفته شده در آزمون کارشناسی ارشد را تکذیب میکند؛ در حالی که در روزهای گذشته حتی نمایندگان مجلس هم به اینگونه برخوردها واکنش نشان دادند.»
نیکونسبتی ادعا کرد: «در روزهای گذشته برخی از فعالان دانشجویی شامل فعالان شوراهای صنفی، نشریات دانشجویی و اعضای انجمن اسلامی به هیات مرکزی گزینش وزارت علوم احضار شدند و از آنان تعهد گرفته شده است. وجه مشترک تمام آنها انتقاداتی بوده که به رفتار غیر قانونی مسوولان دانشگاه داشتهاند و عمل به این تعهد به این معناست که آنها در آینده هیچ گونه انتقادی را به مسوولان دانشگاهها و وزارتخانه مطرح نکنند؛ چراکه با کوچکترین آن میتوانند ادعا کنند که این خلاف آییننامه است.»
وی افزود: «مسوولان وزارت علوم پاسخ دهند کدام یک از دانشجویانی که برای اخذ تعهد فرا خوانده شدهاند سابقه کمیته انضباطی و یا حکمی از سوی این کمیته داشتهاند. بسیاری از آنها حتی سابقه صدور حکم از سوی کمیته انضباطی دانشگاه خود را هم ندارند. آیا مسوولان وزارت علوم این نوع رفتار را متناسب با شأن خود میدانند؟»
عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ادامه داد: «در روزهای گذشته معاونت فرهنگی وزارت علوم از بسترسازی برای فعالیتهای دانشجویی سخن میگفت؛ در حالی که بسیاری به کمیته انضباطی فرا خوانده شدند، هشت انجمن اسلامی تعطیل شده و برخی نشریات دانشجویی توقیف شدهاند؛ که بسیاری از این موارد خلاف آییننامه تشکلهای اسلامی بوده است، اما توضیحات مسوولان متخلف تا کنون اخذ نشده است.»
نیکونسبتی مدعی شد: «در روزهای گذشته دانشجویان زمانی که برای ثبت نام به دانشگاهها مراجعه کردند، با لیستهای ۱، ۲ و ٣ ستاره برای فعالان دانشجویی مواجه شدند؛ به طوری که به شخصی که سه ستاره داشته گفتهاند که حق ادامه تحصیل ندارید. مسوولان وزارت علوم پاسخ دهند که عدم ثبت نام فعالان دانشجویی به چه علت بوده است؟ اگر این اسامی اعلام شود حاضر به استعفا و معذرتخواهی هستند یا خیر؟ و اگر این برخوردها خلاف بوده باشد از آن دانشجویان ثبت نام به عمل خواهد آمد؟»
این درحالی است که رییس هیات مرکزی گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در همین زمینه به خبرنگار ایسنا گفته است: «هیچ تعهدی مبنی بر عدم انجام فعالیت سیاسی از دانشجویان پذیرفته شده آزمون کارشناسی ارشد دانشگاهها اخذ نشده است.»
مرتضی نوربخش در گفتوگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، با بیان اینکه اخذ تعهد از دانشجویان کارشناسی ارشد مبنی بر عدم فعالیت سیاسی به هیچ عنوان صحت ندارد، گفت: «فعالیت سیاسی برای دانشجوست و دانشجوی فعال در تشکلهای دانشجویی باید فعالیت سیاسی داشته باشد اما با این حال از برخی دانشجویان خواسته شده تا خارج از ضوابط، قوانین دانشگاه و شان دانشجو عمل نکنند و آنچه عمل میکنند باید مطابق با قوانین و ضوابط دانشگاه باشد.»
وی افزود: «همچنین از دانشجویانی که در دوره کارشناسی سابقه عدم رعایت قوانین آموزشی، پژوهشی و اخلاقی داشتهاند، تعهد گرفته شده تا در مقطع کارشناسی ارشد در چارچوب قوانین دانشگاه عمل کنند و چنانچه مطابق با قوانین دانشگاه عمل نکند، قبولی آنان کان لم یکن خواهد بود.»
نوربخش اظهار داشت: «امسال ۲۴ هزار دانشجوی کارشناسی ارشد در آزمون پذیرفتهشدند که از این تعداد تنها از حدود ۵۰ تا ۶۰ دانشجو تعهد اخذ شده است.»
تلاش براي ساکت کردن دانشگاه ها شدت گرفت
احکام حبس و شلاق براي دانشجويان
به نقل از "روز آنلاین"
روزهاي سخت دانشجويان پاياني ندارد و همچنان احضار، بازجويي، محروميت از تحصيل، بازداشت و بستن تشکل هاي دانشجويي ادامه دارد. در همين راستا، وضعيت ابوالفضل جهاندار و خيرالله درخشندي، دو فعال دانشجويي بازداشت شده روشن نيست. احضار پذيرفته شدگان در آزمون کارشناسي ارشد به کميته هاي انضباطي و کميسيون گزينش وزارت علوم هم به نقطه اوج خود رسيده است. در همين حال مجتبي بيات، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، به دو ترم محروميت از تحصيل، يک دانشجوي 20 ساله به نام بهمن افغان در اردبيل به 6 ماه حبس تعزيري و 3 ميليون ريال جزاي نقدي و 40 ضربه شلاق و حسين نوري يکي از فعالين دانشگاه اورميه به 8 ماه تعليقي به مدت 2 سال محکوم شدند. در اقدامي ديگر، کميته انضباطي دانشگاه علوم پزشکي همدان براي 11 دانشجوي اين دانشگاه احکام سنگين تعليق از تحصيل صادر کرد.
اين روزها نحوه تداوم فعاليت هاي دانشجويي، به يکي از مباحث مهم فعالان دانشجويي تبديل شده است و آنها تلاش مي كنند تا راهكار تازهاي براي ادامه فعاليتهاي خود بيايند. دولت جديد، دانشجويان را از حق قانوني شان محروم کرده و آنها ازامكان برگزاري جلسات و نشستهاي خود در دانشگاهها محروم هستند. فعالان دانشجويي در معرض فشارهاي قضائي و كميتههاي انضباطي قرار دارند. از طرف ديگر بازنشسته كردن اساتيد دانشگاه ها و سخنان رئيس جمهور و وزير علوم در مورد دانشگاهها و نهايتاً بازگشت گزينش هاي عقيدتي براي ورود به دانشگاهها و اخراج دانشجويان فعال نيز زنگ خطر بازگشت سياستهايي است که سازمان هاي دانشجويي از آن به عنوان "سياست هاي سركوبگرانه موسوم به انقلاب فرهنگي" كه معنايي جز پاكسازي دانشگاهها از غير خوديها ندارد، ياد مي کنند.
در همين راستا و طي چند روز گذشته بار ديگر تعدادي از دانشجويان احضار و يا محکوم شده اند. بهمن افغان و حسين نوري به دنبال اعتراضات گسترده در آذربايجان به حبس محکوم شدند و مجتبي بيات نيز به اتهام "رفتار خلاف شئون دانشجويي در محيط مقدس دانشگاه" با حكم بدوي كميته انضباطي به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شد.
مجتبي بيات، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، با بيان اينكه تعدادي از اعضاي سابق شوراي عمومي و شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشكده علوم اجتماعي و مديريت دانشگاه تهران نيز مشمول اين احكام سنگين شدهاند، به ايسنا گفته است: "به نظر ميرسد جرياني به دنبال در اختيار گرفتن فضاي دانشگاه به عنوان محلي تاثيرگذار بر افكار عمومي است. بعضي برخوردهاي كميتههاي انضباطي با برخي از فعالان دانشجويي نيز در همين راستا به نظر ميرسد."
يازده دانشجوي دانشگاه علوم پزشکي همدان نيز در حکم هاي مختلفي به يک تا دو ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند. مسوولين اين دانشگاه در کوتاهترين زمان ممکن احکام بدوي صادر شده را تاييد کرده و به مرحله اجرا گذاشته اند.
صدور اين احکام، در پي اعتراضات دانشجويان به بستن دفتر انجمن دانشجويان و انحلال اين تشکل دانشجويي در ارديبهشت ماه سال جاري صورت مي گيرد. روز جمعه 22 ارديبهشت، با دستور دکتر عبدالله فرهادي نسب رئيس دانشگاه علوم بزشکي همدان، اموال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي همدان مصادره و ورودي اين تشکل با نرده جوش زده شد و به همين دليل اعضاء و هواداران انجمن در تاريخ 24 ارديبهشت ماه، تجمع اعتراض آميزي را در اين دانشگاه و جلو دفتر انجمن اسلامي برگزار کردند.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي همدان تنها تشکلي نيست که در ماه هاي گذشته منحل شده است، بلکه تعداد قابل توجهي از تشکل هاي دانشجويي قبل و بعد از انحلال اين تشکل، به محاق توقيف رفته و براي هميشه در آنها بسته شده است.
از جمله تشکل هاي مهم دانشجويي مي توان به انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک تهران اشاره کرد که در خرداد ماه امسال بسته شد. البته تلاش هايي در اين دانشگاه در حال انجام است تا يک انجمن موازي با هماهنگي نهادهاي نظامي ـ امنيتي حاضر در دانشگاه راه اندازي شود تا تحت نام انجمن سابق فعاليت خود را از سر بگيرد؛ اما همين مسئله هم موجب اعتراض دانشجويان شده و دانشجويان بارها در اطلاعيه هايي ضمن دفاع از حق خود، از اقدام هاي موازي و مخفيانه پرده برداشته اند.
همچنين در 4 شهريور ماه انجمن دانشجويان دانشگاه اصفهان تعطيل و به فاصله چند روز دفتر انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سبزوار هم پلمپ شد. انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده اقتصاد دانشگاه سيستان و بلوچستان نيز از جمله انجمن هايي است که به حکم تعليق خود اعتراض کرده اما راه به جايي نبرده است.
پيشتر نيز، علي نکونسبتي يکي از اعضاي مرکزي دفتر تحکيم، از تعطيلي 8 انجمن دانشجويي در چند ماه اخير خبر داده بود.
از سويي سايت سازمان ادوار تحکيم نوشت: در طي روزهاي گذشته دستکم از ثبت نام 25 دانشجوي پذيرفته شده در دوره کارشناسي ارشد جلوگيري شده و از 50 نفر ديگر تعهد عدم هر گونه فعاليت غير درسي در دانشگاه اخذ شده است. اين در حالي است که صدور احکام کميته انضباطي براي تعداد زيادي از دانشجويان عضود دفتر تحکيم وحدت در دانشگاه هاي تهران و پلي تکنيک نشان از عزم جدي دولت براي انسداد فضاي سياسي دانشگاهها در آستانه آغاز سال تحصيلي دارد.
و اما به اعتقاد مجتبي بيات که خود به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شده، به نظر ميرسد عدهاي قصد دارند با توجه به مساله پرونده هستهيي و انتخابات شوراها و خبرگان نوعي تكصدايي را بر دانشگاه حاكم كنند. بيات، با بيان اينكه تهديد دانشگاه خطري است كه به جد احساس ميشود، گفت: " متاسفانه هر جا كه جريان مدني وجود دارد، عدهاي سعي ميكنند به آن تعرض كنند. نمونه ديگر آن توقيف روزنامه شرق، ماهنامه حافظ، خاطره و نامه است. روزنامه شرق زماني توقيف ميشود كه به يك قطب مدني تبديل شده، در شرايطي كه احزاب اثرگذار و نهادهاي مدني فعالي وجود ندارند و طيفهاي مختلف حول موضوعات مختلف در يك روزنامه گردهم ميآيند. اگر در سال 79 احزاب و گروههاي سياسي به مقابله جدي با توقيف فلهاي مطبوعات پرداخته بودند، امروز شاهد اينگونه برخوردها نبوديم."
انتقاد دوباره رييس آژانس بين المللى انرژى اتمى از ايران
به نقل از "دویچه وله"
امروز (دوشنبه) اجلاس عمومى آژانس بينالمللى انرژى اتمى در وين پايتخت اتريش آغاز به كار كرد. در اين اجلاس، در مورد مناقشهى اتمى با ايران نيز رايزنى شد. محمدالبرادعى رييس اين آژانس يكبار ديگر از ايران انتقاد به عمل آورد كه غنىسازى اورانيوم را طبق خواست شوراى امنيت متوقف نكرده است.
البرادعى اما همچنان ابراز اميدوارى كرد كه از طريق گفتگوهاى بيشتر با ايران و ساير كشورها، شرايطى براى مذاكرات فراهم آيد كه هدف يك راهحل كلى را دنبال مىكند. اين راهحل بايد ترديدهاى جامعهى بينالمللى را نسبت به خصلت صلحآميز برنامهى اتمى ايران از ميان بردارد و از طرف ديگر منافع اقتصادى و نيازهاى امنيتى ايران را نيز در نظر گيرد.
ايران تمايل چندانى به خواستههاى آژانس بينالمللى و شوراى امنيت نشان نمىدهد. رضا آقازاده فرستادهى ايران به اجلاس آژانس بينالمللى گفت كه كشورهاى صنعتى حق ندارند كشورهاى رشديابنده را از اين حق محروم سازند كه خود مواد سوخت اتمى توليد كنند. به گفتهى آقازاده براى خواست توقف غنىسازى اورانيوم از ايران، مبنايى قانونى وجود ندارد.
فرانك والتر اشتاينماير وزير خارجهى آلمان، روز دوشنبه در گفتگويى با روزنامهى آلمانى Handelsblatt گفت كه ايران نبايد در مناقشه بر سر برنامهى اتمى به شكاف در جامعهى جهانى اميد ببندد. وى افزود كه فقط در سال جارى دستكم پنج بار بيم آن رفته است كه اين وحدت درهمشكند و اين اتفاق نيفتاده است. بنابراين ايران نمىتواند و نبايد سياست خود را بر شكاف در جامعهى جهانى استوار كند.
اشتاينماير ايران را تهديد كرد كه در صورت عدم تمكين در مناقشهى اتمى، مداخلهى شوراى امنيت سازمان ملل ديگر هفتهها به درازا نخواهد كشيد. وزير خارجهى آلمان همزمان ابراز اميدوارى كرد كه مناقشه بتواند بدون دخالت شوراى امنيت فيصله يابد. به عقيدهى وى، تنها راه حل ديپلماسى است و اميد موفقيت پيش از دخالت شوراى امنيت بزرگتر است.
ژاك شيراك رييسجمهورى فرانسه، در اين زمينه لحن ملايمترى داشت. وى روز دوشنبه در يك مصاحبهى راديويى طرفدارى خود را از اين موضع اعلام كرد كه در مناقشهى اتمى با تهران، سازمان ملل براى وضعكردن تنبيهات دخالت داده نشود.
شيراك گفت كه اگر پنج كشور داراى حق وتو به اضافهى آلمان، از چنين گامى چشمپوشى كنند و ايران غنىسازى اورانيوم را متوقف سازد، راه براى مذاكرات باز مىشود. در حال حاضر، ايالات متحدهى آمريكا براى تنبيهات سريع تهران كه حاضر به توقف غنىسازى اورانيوم نيست، پافشارى مىكند.
از سوى ديگر زيپى ليونى وزير خارجهى اسراييل اعلام كرد كه براى جهان چندماه بيشتر فرصت باقى نمانده تا از تبديل شدن ايران به يك قدرت اتمى جلوگيرى كند.
وى روز يكشنبه در گفتگويى با فرستندهى آمريكايى «سى.ان.ان.» گفت كه لحظهى تعيين كننده روزى نيست كه ايران به بمب دستيابد، بلكه لحظهى تعيين كننده زمانى است كه ايران از عهدهى غنىسازى برآيد و به غنىسازى واقف شود.
وزيرخارجهى اسراييل افزود كه ايران تلاش مىكند در مناقشه بر سر برنامهى اتمى خود اينگونه وانمود سازد كه ديگر براى توقف دير شده است، اما دير نشده و هنوز چند ماه فرصت باقى است. به نظر ليونى جهان نبايد يك ايران اتمى را تحمل كند و اينك زمان تنبيهات فرارسيده است.
به موازات آن، هوگو چاوز رييسجمهورى ونزوئلا آمادگى كشور خود را براى وارد كردن فنآورى هستهاى از ايران اعلام كرد. وى روز يكشنبه در گفتگويى با برنامهى اسپانيايى زبان فرستندهى «سى.ان.ان.» آمريكا گفت كه در حال حاضر قراردادى در اين زمينه وجود ندارد، اما اين وضعيت تا يكسال ديگر مىتواند تغيير كند.
محمود احمدىنژاد كه براى يك ديدار دو روزه در ونزوئلا بسر مىبرد، شامگاه يكشنبه در نزديكى كاراكاس مورد استقبال همتاى ونزوئلايى خود قرار گرفت. چاوز و احمدىنژاد خيال دارند قراردادهاى گوناگونى ميان دو كشور منعقد كنند، اما به گفتهى رييسجمهورى ونزوئلا، قراردادى در زمينهى غنىسازى اورانيوم منعقد نخواهد گرديد.
احمدىنژاد پس از ورود خود به ونزوئلا اعلام كرد كه هر دو كشور مشتركا علاقمندند كه عليه سركردگى جهانى ايالات متحدهى آمريكا مبارزه كنند. احمدىنژاد چاوز را برادر خود خواند. هر دو دولتمرد، پيش از اين ديدار، در نشست سران كشورهاى غيرمتعهد در كوبا شركت كرده بودند. در اعلاميهى پايانى اين نشست از حق ايران براى داشتن يك برنامهى اتمى با اهداف صلح آميز دفاع شده بود.
در آستانه تشکیل مجمع عمومی و نشست آژانس بین المللی انرژی اتمی، جمهوری اسلامی موافقت با توقف موقت غنی سازی اورانیوم را تکذیب کرد
به نقل از "رادیو فردا
برنامه هسته ای ایران از موضوعات محوری نشست های آژانس بین المللی انرژی اتمی و مجمع عمومی سازمان ملل متحد است. ایران امروز دوشنبه این گزارش ها را که حاضر شده است حتی برای مدتی موقت غنی سازی اورانیوم را متوقف کند نادرست خواند. کشورهای غربی می خواهند جمهوری اسلامی پیش از شروع مذاکرات غنی سازی اورانیوم را متوقف کند اما حکومت ایران چنین پیش شرطی را نمی پذیرد. برای نخستین بار ژاک شیراک رئیس جمهوری فرانسه از توقف غنی سازی در حین مذاکرات و نه بعنوان پیش شرط مذاکرات خبر داد. قرار است شیراک در حاشیه نشست های مجمع عمومی با جرج بوش دیدار کند. آمریکا سرسختانه توقف غنی سازی را مقدمه هرنوع مذاکره می داند. روز سه شنبه قرار است رئیس جمهوری اسلامی و جرج بوش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کنند. محمد البرادعی در نشست امروز آژانس بین المللی انرژی اتمی گفت باید به راه حلی دست یابیم که هم نگرانی های جامعه جهانی را برطرف کند و هم به نگرانی های ایران توجه نشان دهد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
حکم اعدام کبری رحمانپور را متوقف کنید
تا اجرای حکم اعدام کبری رحمانپور، متهم پرونده قتلی که در سال 81 رخ داد، زمان زیادی باقی نمانده است و اینک زمان ، می رود تا پیکر زنی را بی جان سازد که سالها پیش فقر، تحقیر ، شکنجه و نابسامانی های روحی آن را بی جان کرده بود ...فقری شدید که او نه باعث آن بوده و نه خواهانش و تبعیضی که او را از جامعه ای که عضوی از آن است جدا می ساخته . زنی تن به ازدواج با مردی میدهد که 43 سال بزرگتر از اوست و آزارهای جنسی و جسمی مدام او را درآستانه بیست سالگی در هم می شکند و اینک این زن متهم پرونده ایست که حکم اعدام برآن حک شده است .
جامعه ای که تضادهای طبقاتی ، فقر، نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی درآن هر لحظه در تزاید است میبایست برای جرایمی که در چنین محیط نابسامان و آلوده به تبعیض رخ میدهد نیز چاره ای غیر از چوبه دار داشته باشد...
کبری 20 ساله در دفاع از جان خویش و جنون لحظه ای که بر او حادث می شود مادرشوهر خود را به قتل می رساند. پیش از این به دستور شخص رئیس قوه قضائیه کبری رحمانپور از پای طناب دار بازگردانده شد و امید به زندگی دوباره وی در نزد تمامی مدافعان حقوق بشر و افکار عمومی که با نگرانی پرونده ی او را دنبال میکنند؛ به وجود آمد. با این حال دستگاه قضایی این بار پس از تمام رایزنی ها مبنی برجلب رضایت فرزندان مقتول، و عدم موفقیت، به کبری رحمانپور یک ماه زمان داده است و از این مدت تنها چند روز باقی مانده است.
فارغ از ارتکاب به قتل از سوی کبری که در دفاع ازجان خویش بوده ، کبری خود نیز قربانی شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی است که در آن زندگی می کرده است در چنین شرایطی احکام صادره از سوی دادگاه لازم است بر پایه موشکافی های روانشناختی اجتماعی و خانوادگی صادر شود و از در خلاء بودن مبرا باشد.
ازآنجا که بارها مشاهده شده در چنین شرایطی حکم بر برائت متهم از سوی رئیس قوه قضائیه و یا مقام رهبری امری دور از واقع نبوده اما این بار با وجود حساسیت افکارعمومی بر روی این پرونده شاهد آنیم که مرگ در چند قدمی کبری است و وی از این قاعده مستثنی شده است .
اذهان عمومی جامعه و فعالان اجتماعی ، حقوق زنان و سازمان ها و نهادهای مرتبط با حقوق بشر رأی بر برائت کبری داده و حمایت خویش را در لغو حکم اعدام وی اعلام نموده اند و مجدانه انتظار می رود دستگاه قضایی که عدالت را شعارش و رضایت جامعه اصل بقایش می باشد، در لغو حکم صادره اهتمام ورزد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نیز ضمن پافشاری خود بر اجرای عدالت و رعایت موازین حقوق بشر در مورد جان تک تک انسانها و هموطنان ، حمایت خویش را بر لغو حکم ناعادلانه کبری رحمانپور اعلام کرده و خواستار لغو آن از سوی قوه قضایی است و امیدوار است این دستگاه، برخواست عمومی جامعه و رأی صادره از سوی مردم، خویش را ملزم نموده و در پرونده کبری رحمانپور تجدید نظر نماید.
جمهوريت، ارگان طيف هواداران كروبي در «شرق»؟
به نقل از "بازتاب"
در حالي كه يك هفته از توقيف روزنامه «شرق» از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات به دليل معرفي نكردن مديرمسئول ميگذرد، برخي اخبار از انتشار دوباره روزنامه جمهوريت توسط طيف هوادارن كروبي در «شرق» حكايت دارد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، عدم معرفي مديرمسئول «شرق» در مهلت يك ماهه از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات، در حالي صورت گرفته كه گفته ميشود علت اصلي آن، توافق نكردن دو طيف كارگزاران و هواداران كروبي در اين روزنامه بوده است.
محمد عطريانفر كه شاخصترين چهره طيف كارگزاران در روزنامه «شرق» است، عامل اصلي تأسيس و پشتيباني از اين روزنامه به شمار ميرود، اما در يك سال اخير با قدرت گرفتن طيف هواداران كروبي در روزنامه «شرق» كه محمد قوچاني، چهره اصلي آن است و نزديكي بين وي و خدابخش، نقش عطريانفر در اين روزنامه كاهش پيدا كرده و در حالي كه پيشبيني ميشد وي به عنوان مديرمسئول جديد روزنامه معرفي شود، اين اقدام انجام نشد.
پس از توقيف «شرق» كه بيشترين آسيب را متوجه عطريانفر كرد، طيف هواداران كروبي ميخواهند با انتشار روزنامهاي ديگر، از امكانات مالي و پتانسيل «شرق» استفاده كنند و در اين راستا، احتمال دارد «جمهوريت» كه پيش از اين، توسط عمادالدين باقي، پدر همسر قوچاني، منتشر ميشد، به اين منظور مورد استفاده قرار گيرد.
هرچند دو سال پيش، «جمهوريت» با توافق صاحبامتياز آن با يكي از نهادهاي نظارتي بدون آنكه توقيف شود، تعطيل شد، اما اينكه آغاز به كار آن با موافقت اين نهاد هست يا نه، تاكنون تأييد نشده است.
در اين حال، اخبار ديگري نيز از تلاشهاي عطريانفر براي رفع توقيف شرق حكايت دارد، معرفي عليزاده طباطبايي، چهره نزديك به عطريانفر در شوراي شهر اول تهران، به عنوان مديرمسئول جديد و شكايت از حكم هيأت نظارت بر مطبوعات به ديوان عدالت اداري، از جمله اين اقدامات است.
دادسراي كاركنان دولت نيز با صدور حكم تبرئه در دو پرونده جنجالي ستارخان و شكايت حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي، اين روند را تسريع كرده است.
+
نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 6:55 قبل از ظهر  توسط آریا
|
روزنامه نگاران، محور اهداف آمريکا
اسفنديار صفاري
وزير اطلاعات جمهوري اسلامي در تازه ترين اظهارات خود "جوانان، دانشجويان و روزنامه نگاران" را هدف اتهامات امنيتي صريح قرار داد. اين اول بار نيست كه دانشجويان و روزنامه نگاران عوامل دشمن معرفي مي شوند، اما هماهنگي و هم نظري روزنامه هاي وابسته به دولت كه ديروز با انتشار اخبار و تحليل هاي مشابه از "روزنامه نگاران، كارگران و دانشجويان" با همان کلماتي سخن گفتند که وزير اطلاعات، بخشي از ماجرايي است كه مي توان آن را "دنباله دار" خواند.
متهمان رديف اول
روزنامه هاي كيهان، رسالت، جام جم، رسالت، جمهوري اسلامي و ديگر رسانه هاي جناح راست روز يكشنبه تحليل جديد وزير اطلاعات را با عناويني چون "آمريكا براي رسيدن به اهداف خود روزنامه نگاران را محور قرار داده است" منتشر كردند. غلامحسين محسني اژه اي در اظهارات جديدش با اشاره به اينكه "جوانان، دانشجويان، و روزنامه نگاران" از نظر افكار عمومي قابل اعتماد و در جامعه تاثيرگذارند ادعا كرد كه "استكبار به سركردگي آمريكا براي حصول به اهداف و انعكاس برنامه هاي خود در ايران جوانان دانشجويان روزنامه نگاران و كساني كه قابل اعتماد بوده و در جامعه تاثيرگذار هستند را محور قرار داده است."
وزير اطلاعات درست در روزهايي دانشجويان و روزنامه نگاران را متهم به همكاري با "امريكا و استكبار" كرد كه هنوز از تعطيل نشرياتي مانند شرق، نامه و حافظ چيزي نگذشته، و قريب به اتفاق انجمنهاي اسلامي دانشجويان و ساير تشكل هاي دانشجويي نيز در چند ماه گذشته غيرقانوني اعلام شده، صدها دانشجو به كميته هاي انضباطي فراخوانده شده و ده ها دانشجو نيز بازداشت شده اند.
فهرست دشمن
در كنار اين گروه ها، وزير اطلاعات تشكلهاي غير دولتي را نيز بي نصيب نگذاشت و با اشاره به بودجه 75 ميليون دلاري امريكا براي حمايت از مخالفان جمهوري اسلامي گفت: "براساس اعلام مقامات رسمى آمريکا، تاسيس مراکز و تشکلهاى غيردولتى با عناوينى که در ايران خريداري دارد و شبيه مراکزى که قابل اعتبار و اعتماد است، تربيت نيروهايى با ادعاهاى اسلامى و وجهه اسلامى از اولويتهاى اين کشور است که بودجه اختصاص يافته براى مقابله در اين راستا است."
وزیر اطلاعات ارایه بورسهای مختلف برای دانشجویان، برگزاری آموزش و همایشهای مختلف در ایران و كشورهای همسایه برای خبرنگاران و دیگر قشرها را از دیگر روشها و برنامههای آنچه دشمنان نامیده خواند. وی گفت برخی افرادی كه در ماههای اخیر دستگیر شدهاند، می گویند که اصلا سیاسی نبودهایم و با روی آوردن به بورسیه و دعوت به همایشها و دریافت پول زیاد اكنون در مسیری قرار گرفتهایم كه آدم سیاسی در دست دیگران هستیم.
محسني علاوه بر اين "ايجاد اختلاف بين طبقات و طوايف مختلف كشور" را "از اقدامات جديد دشمن در راستاي ايجاد ناامني در كشور"معرفي كرد. محسني اژه اي همه بحران ها و درگيري هاي قومي پيش آمده در يك سال گذشته در مناطق جنوب شرقي و غرب كشور را توطئه دشمن ارزيابي و ادعا كرد كه: "با روي كار آمدن دولت نهم دشمن با حمايت كشورهاي بزرگ از يك سال گذشته فعاليت خود را تشديد كرد. در جنوب شرق و غرب كشور با ترور و انفجار ايجاد ناامني در كشور را آغاز و برخي از جريانات داخلي را تحريك كرد و اما با همكاري نيروهاي امنيتي نظامي و انتظامي همه توطئه ها مهار و جلوي عوامل خرابكارانه و اقدامات ضد بشري گرفته شد."
تكرار نسبت دادن ناآرامي هاي مناطق مختلف كشور به دشمنان خارجي در حالي صورت مي گيرد كه مقام هاي دولتي و انتظامي ديگر نيز بارها از در دست داشتن مدارك غيرقابل انكار در اين زمينه سخن گفته، اما تا به امروز از انتشار مدارك مورد نظر پرهيز كرده اند.
در عين حال در سخنان اژه اي، مورد تازه اي نيز به چشم مي خورد چرا كه اين اولين بار است که وزير اطلاعات جمهوري اسلامي از "تربيت نيروهايي با ادعاهاي اسلامي و وجهه اسلامي" به عنوان "اولويت دشمنان نظام" سخن مي گويد. محسني اژه اي علاوه بر اين، تفاوت"برنامه ها و روش هاي رسيدن به هدف از سوي دشمنان" را "چشمگير" ارزيابي كرد و از همه "دستگاه هاي امنيتي نظامي و انتظامي" خواست تا "شناخت برنامه هاي روز دشمن" را در برنامه خود قرار دهند. وزير اطلاعات خطاب به نهادهاي امنيتي كشور تاكيد كرد كه: "شيوه هاي سنتي و تجارب گذشته پاسخگوي مقابله با توطئه هاي دشمنان نيست" و "دستگاه هاي متولي امنيت بايد با شناسايي برنامه هاي دشمنان راه هاي جديد مقابله را اتخاذ كنند." وزير اطلاعات در عين حال از اين مراكز امنيتي و اطلاعاتي خواست تا "مردم را از توطئه هاي پشت پرده و نقشه هاي نامرئي دشمن آگاه كنند." اين در حالي است كه به گفته محسني اژه اي "ايران اسلامي از جهات مختلف سرآمد و قدرت اول دنيا و منطقه محسوب مي شود."
سياست ورزي تعطيل
در اين ميان علي دارابي عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران كه اصلي ترين گروه حامي دولت است با انتشار يادداشتي در روزنامه جام جم ماههاي پيش رو را به خاطر "تحولاتي که در آستانه شکل گيري است" ماههاي با اهميتي معرفي كرده است. اين عضو جمعيت ايثارگران با اشاره به اينكه" از يك سو پرونده ايران درخصوص مساله انرژي هسته اي در شوراي امنيت همچنان مفتوح است از سوي ديگر دو انتخابات مهم و سرنوشت ساز خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا نيز در پيش است" با انتساب همه مشكلات جامعه به بيگانگان ادعا كرد كه: "بيگانگان به دنبال آن هستند که ميان مردم و حاکميت بخصوص مسئوولان شکاف بيندازند، اعتماد ملي را زير سئوال ببرند، از موفقيت هاي خيره کننده ايران در عرصه بين المللي خبري بازتاب ندهند و برخي مشکلات کوچک را برجسته کنند."
به نوشته دارابي بيگانگان بر آن هستند كه "کشورهاي جهان بخصوص مسلمانان و کشورهاي همسايه را با کابوس ترس از ايران همراه و به دروغ پيشرفت هاي ايران را تهديدي براي صلح جهاني معرفي کنند." جالب آنكه عضو جمعيت ايثارگران "هدف بين المللي بيگانگان" را به اعتراضات داخلي مربوط مي داند و بر همين اساس تقريبا "همه مشكلات داخلي" را "بخشي از توطئه دشمنان خارجي"معرفي مي كند.
"دامن زدن به مساله قوميت ها با هدف آسيب رساندن به وحدت ملي"، "برجسته سازي برخي اعتراض هاي صنفي بخصوص در حوزه کارگري"، "ارائه تصويري مخدوش از دولت در حل مشکلات"، "فعال کردن برخي تشکلهاي مساله دار زنان و طرح مباحث فمينيستي بخصوص از طريق فيلم و کتاب"، "تلاش براي ايجاد درگيري و تشنج ميان دانشجويان"، "ارائه تصويري تيره و تار از آينده با هدف نااميد کردن و مايوس نمودن مردم بخصوص جوانان"، "ارائه چهره اي نادرست از جريان اصولگرايي که هم اکنون دولت و مجلس را با راي مردم در اختيار دارند"، و "تحريم انتخابات" به ادعاي علي دارابي محورهايي هستند كه "بيگانگان در ماههاي آينده بر آن تمركز خواهند كرد."
عضو شوراي مركزي ايثارگران در ادامه به روزنامه نگاران و رسانه ها پرداخته و ادعا كرده كه: "بيگانگان برآنند که با بسيج رسانه هاي دراختيار به بهانه اينکه انتخابات در ايران آزاد، عادلانه، رقابتي و سالم نيست، از مردم بخواهند انتخابات شركت نكنند." نويسنده روزنامه جام جم براي تعيين مصداق بيگانگان حاضر در كشور نوشته: "اين خط فکري را برخي احزاب و اشخاصي که به دنبال خروج از حاکميت بودند هم اکنون بر سر زبان ها انداخته اند."
به ادعاي اين عضو جناح راست بيگانگان نقشه هاي ديگري نيز در سر دارند و بر آنند تا «در گام بعد اگر تحريم موثر نيفتد مشارکت محدود و مشروط را دامن بزنند و در گام بعدي "کانديداتراشي و جلب راي به نفع جريان سياسي خاص" را به زعم خود در دستور کار قرار دهند و بالاخره اگر همه اين ترفندها جواب نداد و مردم به افرادي غير از گزينه هاي آنان راي دادند "سلامت انتخابات و گزينش مردم" را زيرسئوال ببرند.»
تعارف نداريم
حجت الاسلام احمد سالك با تاكيد بر اينكه "مشروعيت رهبري در اسلام از خداوند است و بزرگترين سند آن واقعه غدير است"، در تحليل اوضاع سياسي و انتخابات خبرگان ادعا كرد كه "كميته پنج نفره اي براي نفوذ دادن افراد خاص به خبرگان و درنهايت به انحراف كشيدن آن و فروپاشي نظام اسلامي" مشغول فعاليت است. سالك كه در گذشته نماينده رهبر در مجلس اعلاي انقلاي اسلامي عراق و سپاه بدر بود در بخش ديگري از سخنان خود، "فساد فكري و اعتقادي را مهمترين فساد دانست" و اعضاي تشكل دانشجويي تحكيم وحدت را به چنين نوعي از فساد متهم كرد و گفت: "وجود اين فساد در برخي بچه هاي دفتر تحكيم موجب شد رسما به آمريكا سفر كرده و از آدم هاي فاسد صهيونيسم درخواست كمك كنند."
پشت همه اين اتهام ها و تحليل ها نگراني عميق سران جناح راست از ناكارآمدي نيروهاي خودي پنهان است، نگراني كه روزنامه كيهان و نماينده رهبر در اطلاعات سپاه آن را مخفي نمي كنند: "گروه هايي كه در گذشته نقش عامل برانداز را بازي كرده اند هم اينك چشم به نفوذ به شوراها دوخته اند و به نتيجه رسيده اند كه بايد از پايين و شوراها نفوذ خود را گسترش دهند."
ظاهرا تداوم بقا در قدرت، به هر قيمتي، برنامه اصلي تندروان حاکم است. و در اين ميان، قرباني شدن دانشجويان، روزنامه نگاران و هر كسي كه به گفته وزير اطلاعات در نزد مردم "احترام و اعتباري" دارد اجتناب ناپذير است.
ابراز تاسف شدید انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از توقیف شرق، نامه، حافظ و خاطره
به نقل از "خبرگزاری آریا"
انجمن صنفى روزنامهنگاران ايران در خصوص توقيف روزنامهى شرق و ماهنامههاى نامه، حافظ و خاطره با صدور بیانه ای، ابراز همدلی خود را با این نشریات توقیف شده اعلام نمود.
به گزارش سرویس رسانه آریا، در بیانیه این انجمن آمده است:
هفته گذشته مجددا توقيف دامنگير چهار نشريه شد و صدها تن از همكاران مطبوعاتى ما از حق اشتغال خود محروم شدند، متأسفانه ناامنى شغلى در صنف روزنامهنگاران اين كشور طى سالهاى گذشته از وضع هشداردهنده نيز عبور كرده و نه تنها دامنگير روزنامههاى مستقل، بلكه نشريات دولتى هم شده است، مشكل روزنامهنگاران و مطبوعات ما بيش از آن كه يك نظام حقوقى محدودنگر باشد، برخوردهاى سليقهاى و غلبه تفاسير سياسى بر راهكارهاى روشن حقوقى است، به طورى كه چشمانداز اشتغال در اين صنف را مبهم و مكدر مىسازد.
پرسش اساسى كه دولت محترم بايد پاسخ دهد اين است كه حد و مرزهاى روزنامهنگارى مستقل و آزاد و در نتيجه معنايافتن جريان آزاد اطلاعات و تحقق رسالتهاى مطبوعاتى و روزنامهنگارى از نظر مسوولان كجاست؟
متأسفانه به نظر مىرسد روندى كه در گذشته از سوى دستگاه قضايى دنبال مىشد، اينك در احكام هيأت نظارت تجلى دارد» ابراز عقيده شده كه اين احكام از نظر قاطبه حقوقدانان با روح قانون اساسى و حتى احكام عادى فاصله زيادى دارد، و متأسفانه در وضعيت كنونى «حكم توقيف» يك نشريه، به منزله شديدترين حكم، به قدرى آسان صادر مىشود كه شائبه غلبه نگاه سياسى بر نگاههاى حقوقى و قانونى را تشديد مىكند.
در مورد توقيف اخير مطبوعات بايد گفت كه به طور كلى اجراى اختيارات مندرج در تبصره ماده 12 قانون مطبوعات كه مورد استناد هيأت نظارت بر مطبوعات قرار گرفته است، بايد مقيد به شرايط و اصول حقوقى باشد، چنانچه هيأت نظارت بر مطبوعات، بدون رعايت اصول اوليهاى از قبيل ابلاغ موارد تخلف به نشريه و ايجاد امكان پاسخ و دفاع صرفا براساس نظر و برداشت شخصى اعضاى هيأت نظارت اقدام به توقيف كند، اصل 168 قانون مطبوعات به طور كامل تعطيل و در نتيجه امنيت حرفهاى مطبوعات و روزنامهنگاران عميقا مخدوش مىشود.
انجمن صنفى روزنامهنگاران ايران در ادامه با ابراز همدردى با همكاران نشريات توقيفشده، از احكام اخير هيأت نظارت بر مطبوعات مبنى بر توقيف نشريات شديدا ابراز تأسف كرده و آنها را در تضاد با اصول استقلال حرفهاى و امنيت شغلى همكارانش دانسته، همچنين بر لغو توقيف آنها و تجديد نظر در رويه فعلى كه آن را غيرموجه خوانده تاكيد كرده است.
اين انجمن در پايان تصريح كرده است كه به مسوولان مربوط درباره آنچه تفاسير مضيق و يا سليقهاى از قوانين موضوعه خوانده تذكر مىدهد و اميدوار است روندى كه غيراصولى ناميده، هر چه سريعتر متوقف شود.
روزنامه «شرق» در آستانه رفع توقیف
به نقل از "انتخاب"
خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، گزارش داد: روزنامه «شرق» از اتهام «قومیت ها» و «توهین به ستارخان» تبرئه شد.
بنابراین گزارش، مهدی رحمانیان مدیر مسول «شرق» پس از احضار به دادگاه در مورد مطلب منتشره درباره ی «قومیت ها» و «ستارخان»، توضیحاتی ارائه داد که این توضیحات از سوی دادگاه بررسی شده و روزنامه «شرق» از اتهام در مورد «ستارخان» تبرئه شد.
همچنین پس از برگزاری این جلسه دادگاه، قرار منع تعقيب براي مديرمسوول روزنامه توقيف شده «شرق» صادر شده است.
خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» می افزاید: با توجه به این که اتهام توهین به ستارخان یکی از مهمترین دلایل توقیف روزنامه شرق بوده، پیش بینی می شود مسئولان این روزنامه در صورت جلب رضایت مدعی العموم در مورد چاپ کاریکتور توهین آمیز، طی 15 روز آینده رفع توقیف و فعالیت خود را از سر بگیرد.
دانشجويان فعال کشور "ستاره گذاري" شدند
پيشنهاد ستاد پيگيري برخورد با دانشجويان
به نقل از "روز آنلاین"
موج اخير احضارها و محکوم کردن دانشجويان، صدور احکام شديد انضباطي، فشار هاي غيرقانوني بر خانواده ها، برخوردهاي سليقه اي با تشکلهاي دانشجويي و تعليق و تعطيلي دفاتر انجمن اسلامي و همچنين برخورد گزينشي با دانشجوياني که در مقطع تحصيلات تکميلي پذيرفته شده اند، محافل دانشجويي و سياسي را به اين جمع بندي رسانده که طريق وزارت علوم، در صدد حذف دانشجويان فعال در دانشگاه هاي مختلف است.
نتيجه بسترسازي فرهنگي
"در روزهاي گذشته از ثبت نام بسياري از دانشجوياني که در مقطع فوق ليسانس پذيرفته شده اند جلوگيري به عمل آمده است. وجه مشترک همه اين دانشجويان فعاليت هاي دانشجويي آنهاست."
علي نيکو نسبتي، عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در گفت و گو با روز ضمن بيان مطالب فوق گفت: "بر خلاف ادعاي مسئوولان وزارت علوم، اين اقدام آنها کاملا غيرقانوني است، زيرا اين دانشجويان هيچ گونه محکوميتي ندارند و از صلاحيت عمومي برخوردار هستند."
وي افزود: "در ميان انفعال اصلاح طلبان و سکوت احزاب سياسي، دانشگاه و جنبش دانشجويي تنها جرياني است که به انتقاد از سياستهاي موجود در کشور مي پردازد؛ لذا اين برخوردها نشانگر آن است که دولت در صدد ايجاد فضايي تک صدايي است و در واقع مي خواهد با تمسک به اين گونه فشارها و برخوردها، آخرين منتقدان خود را نيز از صحنه حذف کند."
عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت با بيان اينکه ليستي از دانشجويان فعال سياسي به دانشگاه هاي مختلف ارسال شده است، تصريح کرد: "در اين ليست دانشجويان با يک تا سه ستاره مشخص شده اند. بر اساس شنيده ها افراد سه ستاره به طور قطع از دانشگاه اخراج خواهند شد. دانشجوياني که در مقابل نام خود دو ستاره دارند، بايد در انتظار نتيجه استعلام از وزارت اطلاعات باشند. براي ثبت نام دانشجويان يک ستاره اي هم از حراست وزارت علوم و سازمان سنجش آموزش کشور استعلام خواهد شد."
وي همچنين در گفت و گو با ايلنا با اشاره به تعطيلي هشت انجمن اسلامي، قريب به 200 برخورد با دانشجويان و فعالان دانشجويي و اخراج و عدم ثبت نام پذيرفتهشدگان كارشناسي ارشد، گفت: "آيا همه اين اقدامات در جهت بسترسازي براي فعاليتهاي دانشجويي است؟ مسئوولان وزارت علوم بايد مشخص كنند منظور آنها از فعاليت دانشجويي چيست؟ آيا آنها تنها فعاليت تشكلهاي همسو با دولت را فعاليت دانشجويي ميدانند؟ چرا مسئوولان وزارت علوم اظهاراتي مطرح ميكنند كه خود به آن پايبند نيستند، در حالي که پايبندي به حرف، خود جزو اصول اوليه اخلاقي و اسلامي است."
وي افزود: "حتي كار به جايي رسيده كه رييس دانشگاه تهران از يك دانشجو به دادگاه شكايت كرده است كه هر چند دادگاه اين شكايت را وارد ندانست، اما اين اقدامات نشاندهنده بيصبري و كمتحملي مسئوولان است."
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت خاطر نشان كرد: "مسووولان وزارت علوم به اين سئوال پاسخ دهند كه آيا عدم ثبت نام دانشجويان در دانشگاه جز براي ايجاد رعب و وحشت و جلوگيري از انتقاد از دولت است؟"
هزينه و فايده
مهدي اميني زاده عضو سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت، که اولين دانشجويي بود که سال گذشته از ادامه تحصيل وي در مقطع کارشناسي ارشد جلوگيري به عمل آمد نيز، در گفت و گو با روز به چگونگي جلوگيري از ادامه تحصيل خود اشاره مي کند: "سال گذشته در آزمون سراسري دانشگاه ها در مقطع کارشناسي ارشد شرکت کردم و در رشته علوم سياسي دانشگاه مفيد قم پذيرفته شدم. در موعد مقرر براي ثبت نام به دانشگاه مراجعه و بدون هيچ گونه مشکلي ثبت نام کردم؛ اما روز نخستين شروع کلاسها توسط اداره آموزش فراخوانده شدم و نامه اي از سوي هيات گزينش استاد و دانشجو - مستقر در سازمان سنجش ـ به من داده شد. در اين نامه نوشته شده بود حق ادامه تحصيل ندارم. وقتي براي پيگيري موضوع به اين هيات مراجعه کردم، آنها با استناد به نامه اي از سوي بخش بررسي صلاحيت هاي عمومي وزارت اطلاعات، به دليل ارتباط با «گروهک هاي غير قانوني»، من را فاقد صلاحيت براي ادامه تحصيل دانستند."
اميني زاده همچنين افزود: "از آن زمان تاکنون براي پيگيري موضوع به تمام مراجع ذي صلاح شکايت برده ام اما با گذشت دو ترم هيچ پاسخي نگرفته ام."
عضو سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت با اشاره به پيگيري اين مشکل از سوي يکي از فعالين اصلاح طلب، خاطر نشان کرد: "بعد از پيگيري هاي بسياري که انجام شد از طريق اين دوست به بنده گفته شد تحليل حاکميت براي اين گونه برخوردها با دانشجويان فعال سياسي اين است که آنها براي اين گونه اعمال فشارها هزينه - فايده مي کنند. آنها صراحتا گفته اند اگر اين دانشجويان در همين مرحله حذف نشوند و بتوانند به مقاطع فوق ليسانس و دکترا برسند، هزينه برخورد و حذف آنها به مراتب بيشتر خواهد شد، لذا در همين مقطع اقدام به برخورد گزينشي با دانشجويان مي کنند."
اميني زاده همچنين با اشاره به پاسخ الهام، سخنگوي دولت در جواب پرسش يکي از خبرنگاران که از او در خصوص چرايي برخورد با دانشجويان و جلوگيري از ادامه تحصيل در دانشگاه پرسيده بود، گفت: "آقاي الهام در آن جلسه گفتند دولت هنوز اين قدر حقير نشده است که به چنين اعمالي دست بزند و دانشجويي را از ادامه تحصيل بازدارد. ولي الان مي بينيم که دولت کوچک تر از آن است که فکرش را مي کرد. در حال حاضر از ادامه تحصيل دانشجويي جلوگيري شده است که تنها به انتشار يک نشريه صنفي در دانشگاه مي پرداخته و به هيچ وجه فعاليت سياسي نداشته است. سخنگوي دولت در حالي به بيان اين اظهارات پرداخته بود که در حال حاضر آمارهاي اوليه از ممانعت و جلوگيري از ثبت نام بيش از 100 دانشجوي فعال حکايت مي کند."
عضو سازمان ادوار تحکيم وحدت، ادامه تحصيل آزادانه را از ابتدائي ترين و مسلم ترين حقوق انسان ها دانست و گفت: "تصور نمي کنم در هيچ نقطه اي از دنيا با چنين پديده اي روبه رو باشيم که حکومت از ادامه تحصيل دانشجويان جلوگيري نمايد. اين موضوع در واقع «انقلاب فرهنگي» دوم است. همان طور که در اولين انقلاب فرهنگي بسياري از اساتيد و دانشجويان دگر انديش را از دانشگاه اخراج کردند، اکنون نيز به همان کار مي پردازند."
وي در پايان تصريح کرد "دانشجويان در طول اين سالها در حد توان خود به حمايت از جريانهاي اصلاح طلبانه پرداخته اند و در برابر تعطيلي مطبوعات و برخورد با اساتيد و بازداشت اصلاح طلبان از خود واکنش نشان داده اند؛ و در اين شرايط مي بايست تمامي نيروهاي اصلاح طلب و نهادهاي حقوق بشر نسبت به اين برخوردها واکنش نشان دهند و دولت را مجبور کنند به خواسته آنها تمکين کند."
سکوت رسانه اي
نکته جالب توجه در اين ميان آن است که با وجود شدت برخوردها و اعمال فشار به دانشجويان، به دليل فضاي سنگين حاکم بر جامعه رسانه اي کشور، خبرگزاري ها و رسانه ها و مطبوعات اصلاح طلبي که هنوز باقي مانده اند، شهامت پرداختن به موضوع و انعکاس آن را ندارند. مسئوولان وزارت علوم و دانشگاه ها نيز با سوء استفاده از اين موضوع دانشجويان را تهديد کرده اند که در صورت فاش شدن نام آنان، براي هميشه از ادامه تحصيل آنان جلوگيري خواهد شد.
در روزهاي اخير تنها خبرگزاري ايلنا، گفت و گويي کوتاه و مختصر با يکي از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت را بر روي خروجي خود فرستاد و روزنامه کارگزاران نيز در گوشه اي از صفحه سياست خود به اين خبر پرداخت.
همچنين در ميان سکوت احزاب و گروه هاي سياسي، اعظم طالقاني در قسمتي از سخنان خود در مراسم سالگرد درگذشت آيت االه طالقاني در حسينيه ارشاد به موضوع جلوگيري از ثبت نام دانشجويان اشاره و آن را محکوم کرد.
نقض اعلاميه جهاني حقوق بشر
کانون مدافعان حقوق بشر نيز در بيانيهاي نسبت به ممانعت از ادامه تحصيل برخي فعالان دانشجويي انتقاد کرد. در بخشي از اين بيانيه آمده است: "همزمان با آغاز سال تحصيلي جديد اخبار نگرانكنندهاي از ايجاد مانع جهت ادامه تحصيل فعالان دانشجويي به گوش ميرسد. تعداد قابل توجهي از دانشجويان مزبور كه از عهده آزمون علمي كارشناسي ارشد برآمدهاند، قادر به ثبت نام در دانشكدههاي مربوطه نگرديدهاند. فارغ از اهدافي كه در وراي اين اقدام نهفته است و اينكه اين وضعيت تا چه حد ميتواند با هزينهدار نمودن فعاليت سياسي، دانشجويان را از تلاش جهت گسترش حقوق فردي و آزاديهاي عمومي و دستيابي به حقوق انساني خود بازدارد؛ محروميت از حق آموزش و پرورش نقض بارز ماده 126 اعلاميه جهاني حقوق بشر است و اين وضعيت ميتواند كارنامه حقوق بشر كشورمان را در شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد با افزودن به نكات منفي مفتوح نمايد."
اين بيانيه ميافزايد: "از سوي ديگر اصل 30 قانون اساسي نيز آموزش و پرورش را در زمره حقوق ملت برشمرده است. بر اين اساس كانون مدافعان حقوق بشر توجه مباشرين اين اقدام را به آثار وخيم عمل خود معطوف نموده، پرهيز از اين اقدام غيرقانوني را متذكر ميشود. كانون مدافعان حقوق بشر اميد دارد كه مسوولين امر با عمل خود نگرانيهاي ايجادشده را از بين ببرند."
سخت تر از زندان
احمد شيرزاد نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي نيز در اين زمينه به خبرنگار روز گفت: "اين روزها اخبار جسته و گريخته اي مي رسد مبني بر اينکه دانشجويان فعالي که به مقطع فوق ليسانس يا دکترا رسيده اند در تور گزينشهاي سليقه اي و سياسي اقتدارگرايان گير افتاده اند. همچنين خبرهاي متعددي رسيده است مبني بر احضار بخشي از قبول شدگان آزمون کارشناسي ارشد به سازمان سنجش و عملا بازجويي و تحت فشار قرار دادن آنها . در رژيم گذشته دانشجو بابت فعاليت سياسي ممکن بود هزينه هاي کلاني بپردازد، ولي در آن زمان هيچگاه دستگاه آموزش عالي کشور خود را آلوده به اين فشارها نمي کرد و از ادامه تحصيل به عنوان بخشي از ابزار سرکوب دانشجو استفاده نمي شد. دانشجو اگر زنداني هم مي شد، حداقل مي دانست که بعد از آزادي از زندان مي تواند به ادامه تحصيل بپردازد."
رئيس سابق کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در ادامه افزود: "من به عنوان يک معلم مي دانم که براي يک دانشجو، محروميت از ادامه تحصيل به مراتب وحشتناک تر و خطرناک تر از چند سال زنداني شدن است. متاسفانه دانشجوياني که احضار مي شوند با غيرقانوني ترين شيوه ها مورد بازجويي قرار مي گيرند و مواردي از فعاليت گذشته آنها به عنوان سند جرم به رخشان کشيده مي شود و در شرايط بيم و اميدي قرار مي گيرند که حتي قادر نيستند از وضع خود کمترين شکوائيه اي داشته باشند. حتي شنيده شده است که آنها را تهديد کرده اند اگر نامشان در جايي منعکس شود کارشان براي هميشه لاينحل باقي خواهد ماند. به اين ترتيب يک عنصر فعال سياسي از ترس محروميت دائمي از ادامه تحصيل ناچار است به هر شرايطي تن دهد و به نظر من اين گونه برخورد با دانشجويان دست کمي از حمله وحشيانه به کوي دانشگاه ندارد."
اهداف اقتدارگرايان
شيرزاد در بخش ديگري از سخنان خود به اهداف اقتدارگرايان از اين برخوردها اشاره مي کند: "هدف اول آنها اين است که با اين کار تا جايي که مي توانند دانشگاه را از وجود عناصر فعال دانشجويي پالايش کنند. هدف ديگرشان اين است که با اجراي عمليات فشار و ارعاب، بخش ديگري از دانشجويان نيمه فعال را در سايه تهديد دائمي قرار دهند و آنها را براي هميشه از کار بيندازند. هدف مهمتر اينکه مي خواهند با انعکاس اين مسائل در بدنه دانشجويي نوعي فضاي رعب و وحشت حاکم نمايند. به بيان ديگر مي خواهند ميوه اين عمليات را طي سال تحصيلي آينده در عرصه فعاليت هاي دانشجويي بچينند. با اين کار با کمترين هزينه، عملاٌ حرکتهاي دانشجويي ابتر و راکد خواهند ماند."
تشکيل ستاد پيگيري
اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به دلايل چنين اقداماتي از سوي دولت، رخوت و رکود جنبش دانشجويي را دليل اصلي اتخاذ چنين روشهايي براي برخورد با دانشجويان دانست و گفت: "اگر جنبش دانشجويي به شکل فعال و سرزنده در عرصه دانشگاه حضور داشت و حداقل در عرصه دفاع از حقوق صنفي دانشجويان جدي تر از اين عمل مي کرد، هرگز شاهد چنين رخدادهايي نبوديم."
وي افزود: "تجربه نشان داده است که مي توان تمام توان و انرژي را بر سر دستيابي به خواسته هاي حداقلي و به ويژه خواسته هاي صنفي دانشجويي متمرکز کرد؛ قطعا با اتخاذ چنين روشي بدنه دانشجويي نيز حمايت و تحرک بيشتري از خود نشان خواهد داد. پيشنهاد من اين است که دانشجويان سابق و فعلي هر چه سريعتر ستادي براي جلوگيري از اين عمليات سرکوب تشکيل دهند."
اين نماينده مجلس ششم در خصوص وظايف اين ستاد مي گويد: "در وهله اول اين ستاد بايد آمار و اطلاعات دقيقي از موارد برخورد با دانشجويان به دست آورد و سپس با يک تحرک سياسي و حقوقي از هر طريق ممکن با اين امر مقابله نمايد. به طور قطع دانشجويي که از اين طريق مورد تعرض قرار گرفته به تنهايي و به صورت انفرادي نمي تواند براي احياي حقوق از دست رفته خود اقدام کند. دانشجويي که خود را تنها احساس کند يا در دامن قدرت اقتدارگرايان مي افتد و يا سرخورده و نااميد کنار مي کشد. در حاليکه قطعا با يک حرکت جمعي، بدون اينکه تک تک افراد هزينه بالايي بپردازند مي توان جلوي اين روند را گرفت. در اين ميان البته فعالان سياسي و احزاب اصلاح طلب نيز وظيفه دارند اقدامات شايسته اي انجام دهند و صداي اعتراض خود را به گوش جامعه برسانند."
بدون آبروريزي!
دکتر شيرزاد در پايان سخنان خود به نکته قابل توجهي اشاره مي کند: "چند سال پيش و در زماني که من نماينده مجلس بودم، اگر جواني سئوال مي کرد که اگر شما برويد و اقتدارگرايان بيايند، وضع ما چه تغييري خواهد کرد؟ پاسخ اين سئوال سخت بود. بخصوص اگر اين جوان تاکيد داشت که روي جنبه هاي اقتصادي موضوع تکيه نکنم. الان شايد راحت تر بتوان پاسخ اين سئوال را داد. در آن زمان بسياري تصور نمي کردند با روي کار آمدن اقتدارگرايان، حتي در زندگي عادي مردم نيز تفاوت ها و خللي به وجود آيد. اما امروز گروه هاي اقتدار گرا، با تسلط بر دستگاه اجرائي، غير از برخوردهاي قضائي و غير قانوني، عمليات بسيار گسترده تري انجام مي دهند. الان شايد آن جوان بهتر بتواند درک کند که اتفاقات بدتري نيز قابل وقوع است. اقتدارگرايان با دستيابي به قوه اجرائي قادرند همان کارهايي که را سالهاي گذشته با آبروريزي و هزينه کردن از قوه قضائيه و با هزينه کلان انجام مي دادند، به شکل بسيار شيک تر و با زرق و برق بيشتري انجام دهند. به عنوان مثال شاهديم روزنامه شرق به راحتي با يک تصميم هيات اجرائي تعطيل مي شود، و يا قادرند همان رعب و وحشتي را که با لشگر کشي به خوابگاه دانشجويان به وجود آوردند از طريق چند کارمند گزينش و با جلوگيري از ورود دانشجويان به مقطع بالاتر به وجود بياورند."
حمايت از استفاده صلح آميز از انرژى اتمى و انتقاد به امريكا در اجلاس هاوانا
به نقل از "دویچه وله"
اجلاس عالى سران كشورهاى غيرمتعهد در هاوانا با حمايت صريح از برنامه اتمى ايران و انتقاد روشن به امريكا پايان يافت. نمايندگان ۱۱۸ كشور عضو شب يكشنبه همچنين خواستار نفوذ بيشتر كشورهاى فقير در شوراى امنيت سازمان ملل متحد شدند.
بيش از همه كوبا، ميزبان اجلاس، و ايران، ونزوئلا و كره شمالى از اعمال قدرت امريكا انتقاد كردند. وزير امور خارجه كوبا، فليپه پرس روكه، تصريح كرد كه نمايندگان كشورهاى غيرمتعهد حق استفاده صلح آميز از انرژى اتمى را دارند.
در بيانيه پايانى اجلاس كه از سوى ۵۶ رييس دولت و حكومت و نيز نمايندگان عالى مقام ديگر كشورهاى آسيايى، افريقايى و امريكاى لاتين منتشر شد، بر اين نظر تاكيد شد. رييس جمهور ايران، محمود احمدى نژاد امريكا را ”تهديد اتمى“ واقعى خواند. احمدى نژاد گفت كه امريكا تلاش مىكند تا جلوى برنامه اتمى صلحآميز ايران را بگيرد، اگر چه خود ”بمب اتم نسل سوم، بمب نوترونى و بمب اتمى هوشمند“ توليد مىكند.
بيانيه پايانى اجلاس دو روزه هاوانا همچنين دربرگيرنده اعلام جنگ عليه تروريسم و محكوم كردن سياست اسراييل در برابر فلسطينيان و لبنان بود.
كره شمالى از حق خود براى داشتن بمب اتم به عنوان وسيلهاى براى ترساندن امريكا دفاع كرد. كيم يونگ نام، رييس مجلس خلق كره شمالى تاكيد كرد بر اينكه تا زمانى كه امريكا تحريم عليه كره شمالى را رفع نكند، اين كشور حاضر به انجام مذاكره نخواهد بود.
رييس جمهور ونزوئلا هوگو چاوز با سخنانش نشان داد كه همرزم فيدل كاسترو، دشمن ديرين امريكاست. فيدل كاسترو، رييس حكومت كوبا، به علت بيمارى نتوانسته بود در اين اجلاس شركت كند. برادر فيدل كاسترو، رائول كاسترو، به نمايندگى از جانب او در اجلاس شركت داشت. رائول كاسترو در پايان اجلاس از ”وحدت بىسابقه“ ميان اعضا تجليل كرد.
اما هند و مالزى خواستار ميانهروى شدند. نخست وزير مالزى عبدالله احمد بداوى تصريح كرد كه همه كشورهاي غيرمتعهد همعقيده نيستند و هدف آنها از شركت در اين نشست اين نبوده كه جبههاى عليه امريكا تشكيل دهند.
همچنين نخست وزير هند، مانهومان سينگ، با نظر به انتقادهايى كه در اجلاس به امريكا شد، همه را به خردجويى و ميانهروى فراخواند. در حاشيهی اجلاس هاونا، نخست وزير هند مانهومان سينگ و رييس جمهور پاكستان پرويز مشرف براى انجام دور تازهاى از گفتگوهاى صلح بر سر مسأله كشمير با هم به توافق رسيدند.
چشم انداز برگزاری نشست بدون حضور آمریکا توسط اتحادیه اروپا و احتمال طرح تحریم جمهوری اسلامی در نشست شورای امنیت
به نقل از "رادیو فردا"
سه شنبه آینده پنج عضو دائمی شورای امنیت ونمایندگان چند کشور دیگر برای بحث و گفتگو بر سر برنامه هسته ای تهران گرد می آیند. امروز یکشنبه نیز قرار است علی لاریجانی و خاویر سولانا به نمایندگی از سوی جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا در نیویورک گفتگو کنند. دیپلمات های اروپایی در تلاش اند نشستی با نمایندگان جمهوری اسلامی و بدون حضور آمریکا برگزار کنند. دولت بوش گفته است در صورت تعلیق فعالیت های غنی سازی اورانیوم تهران حاضر است در مذاکرات شرکت کند. این موضع دولت آمریکا سبب شده است اتحادیه اروپا نشستی را بدون حضور آمریکا برگزار کند. هدف اروپا اینست که نشان دهد مذاکرات با جمهوری اسلامی آغاز شده و ایران فرصت خواهد یافت تعلیق برنامه های غنی سازی اورانیوم را اعلام کند. یک مقام دولت آمریکا که نامش فاش نشده به خبرگزاری آسوشیتد پرس گفته است دولت بوش انتظار چندانی از این نشست ندارد و فکر نمی کند به نقطه عطفی در بحران هسته ای ایران تبدیل شود. جرج بوش روزجمعه گفت در سخنرانی خود در سازمان ملل متحد تاکید خواهد کرد آمریکا تاکتیک های تهران برای به تعویق انداختن پذیرش پیش شرط ها را تحمل نخواهد کرد. یک مقام آمریکایی گفت در صورتی که در جلسات یکی دو روز آینده تغییری در وضع موجود حاصل نشود آمریکا در جلسه روز سه شنبه بر احتمال تحریم ها پافشاری خواهد کرد.
سركوب روحانيان طرفدار اسلام غيرسياسى و هواداران آنان
مصاحبه با سيد حسين كاظمينى بروجردى
به نقل از "دویچه وله"
از آغاز انقلاب ايران و با ايجاد حكومت اسلامى آن گروه از روحانيان و طلاب علوم دينی كه موافق اسلام سياسى نبودند - مورد مشهور آن آيتالله شريعتمداری است - با فشار و پيگرد روبرو شدند. با ايجاد دادگاه ويژه روحانيت اين نهاد مسؤوليت اصلى را در اعمال فشار بر اين قشر جامعه بر عهده داشته است. هم اكنون نيز روحانيانى كه خواستار جدايى دين و دولتاند، و نيز شاگردان آنان، سركوب مىشوند. اين روزها آيتالله سيدحسين كاظمينى بروجردى به گفته خود و شاگردانش، به شدت زير فشار و مورد تهديد است. آقاى بروجردى از سازمانهاى مدافع حقوق بشر خواسته است كه به وضعيت اين قشر زير فشار و نقض حقوق آنان نيز توجه كنند.
مصاحبهگر: كيواندخت قهارى
آقای آيتالله بروجردی، مطلع شديم كه چند هفته پياپی است كه فشار بر شما و شاگردان شما وارد میشود و شما را تهديد میكنند. اين فشارها از سوی چه كسانی است؟
كاظمينى بروجردی: اين فشارها مجموعا چهارده سال است ولی حدود دو ماه است كه تشديد شده و به حد غيرقابل تحمل و جنايتكارانه رسيده كه درخور شعارهايی كه وزارت اطلاعات میدهد نيست كه خودشان را سربازان گمنام امام زمان میدانند. علت اين فشارهای شديد اين بود كه آخرين جلسهای كه من با يارانم داشتم، تيراژش به صدهزار نفر رسيد. اين در حالی است كه رسانههای جمعی داخلی مرا تحريم كردهاند و كلمهای حق ندارند بگويند. اين بود كه مبهوت شدند و ترسيدند كه اين جمعيت زياد با دست خالی، در مركز تهران میتواند برايشان عواقب وخيم داشته باشد. اين جلسه در ماه قبل در بزرگترين ورزشگاه سرپوشيده كشور به نام شهيد كشوری بود. امتداد جمعيت آمده بود به سمت دو ميدان كاظمی و جوانان و قسمتی از خيابان شريعتی. مراسم كاملا مذهبی بود. چون من اصلا طرفدار اسلام منهای سياست هستم. من و پدرم، كه از بزرگان علمای ايران بود و پنج سال قبل ايشان به طور مشكوك كشته شدند، از دنيا رفتند و قبرشان در مسجد خودشان در ميدان خراسان، مسجد نور بوده است كه اين قبر هم مورد حمله قرار گرفته و تخريب شده است. زائرانش به زندان میروند، آنها را به بند ۲۰۹ اوين كه محل شكنجه است میبرند و اذيت میكنند و آزار میدهند و تعهد میگيرند كه ديگر به مزار ايشان سر نزنند.
اجتماع ما باعث شد كه چند روز پس از مراسم به منزل پدر ما بين ساعت ۶ و ۷ يك روز شنبه نزديك به دو ماه قبل حمله كردند. منزل پدرمان را خرد كردند، عكسهای ايشان را شكستند، كمدها را خرد كردند. خيلی اموال از ايشان برند، چيزهايی، آثار عتيقی كه مربوط به خودشان و پدرشان بود. آثار عتيق دينی بود، كتابهای خطی بود كه يك سری اسناد در آن مربوط به هويت اسلام واقعی بود، اسلامی كه دور از سياست است. همه را بردند. خادم ايشان را، دختر و داماد ايشان را و نيز منشی و راننده ايشان را به همان بند مخوف ۲۰۹ بردند. مورد اذيت و آزار قرار گرفتند كه البته اينها بيرون آمدند، ولی هر كدام از اينها عوارضی گرفتند. خواهر من عوارض مغزی گرفته و بقيه هم مشكلات تنفسی و فلبی پيدا كردهاند.
يعنی در آنجا شكنجهشان كردهاند.
كاظمينى بروجردی: آن روز به خانه ما ريختند و با فرياد ما اهالی محل و همسايهها جمع شدند. كم كم نزديكان ما جمع شدند و مقاومت كردند. افرادی كه با لباس شخصی بودند از وزارت اطلاعات و دادسرای ويژه روحانيت متواری شدند و بعد نيروی انتظامی وارد شد. به زور مرا وارد منزل كردند. من میخواستم با آنها بروم، چون مسأله بايد بالاخره به جايی میكشيد. با گستاخی به منزل ما از ديوار وارد شده بودند. قفل منزلمان را شكسته بودند. دختران مرا تهديد كردند. اين مسائل كه پيش آمد ما سه چهار ساعت در خيابانهای اطراف بوديم. جمعيت جمع شده بود. من میخواستم به زندان بروم. مردم نمیگذاشتند. به منزل آمدم. از آن موقع به بعد هر شب به منزل نزديكانمان میروند، نصفه شب میروند، قفل میشكنند، با نردبان میروند، در خرد میكنند. رعب و وحشت را بسيار كردهاند. من حدود ۱۰۰ تلفنچی داشتم. كسانی بودند كه با جامعه ارتباط داشتند. هر روز با هزاران نفر رابطه داشتيم. همه اينها را گرفتند يا تحت تعقيباند. بسياری از آنها به منزل نمیروند. در ميان عزيزان من يك خانم استاد دانشگاه بود كه بچه چهار ماهه داشت. بچه را همان ساعت يك نصفه شب از آغوشش كشيدند و ايشان را به همان جايگاه مخوف بردند. شير ايشان خشك شد و بچه هنوز ناراحتی روانی دارد كه چند روز از مادر جدا بوده است. در جاهای ديگر میرفتند و میزدند. پای يكی از نزديكانم را كه مقاومت كرده بودند خرد كردند.
به هر حال دعوای اصلی اينها اين است كه میگويند چرا تو دين منهای سياست را مطرح میكنی. اين خواست اكثريت مردم ايران است. مردم از بس مسائل سياسی ديدهاند سياستزده شدهاند. و رسانههای داخلی در اين باره كلمهای نمینويسند.
خواست من اين است كه چون اطلاعرسانی به مردم ناممكن است لااقل جهان بداند كه اينها با ما چه میكنند. ما نه تروريست هستيم، نه سياسی. من در طول چهارده سال حركت مذهبی تبليغی به كسی توهين نكردهام. الان دستور تيرباران برای من و خانوادهام هست. ۴۵ روز است كه از اتاقم بيرون نيامدهام. خانه در محاصره است. به جامعه جهانی بگوييد كه وظيفه داريد در قبال عدالت از ما دفاع كنيد. اين پيام ما را به سازمانهای بينالمللی حقوق بشر برسانيد. من برای كشته شدن آمادهام. چند شب پيش برق منزل را قطع كردند و گفتند كه میخواهيم شما را بكشيم. من كفن پوشيدم و به در منزل رفتم با شمشيری كه از آبا و اجدادم به ارث رسيده است و گفتم من برای كشته شدن آمادهام. شما هر گونه كه میتوانيد پيام ما را به جامعه جهانی برسانيد.
آقای بروجردی، پس به نظرتان میآيد كه چون بسياری از مردم هم خواستار جدايی دين و دولت هستند است كه الان شما زير فشار هستيد؟
كاظمينى بروجردی: بله، چون ما تبلور اين حركت هستيم كه از دين سياسی دور هستيم و مردم به دور ما جمع میشوند، اينها ناراحتاند. از هر قشری را توانستهايم جمع كنيم و اينها از همين نگران و ناراحتاند.
پيوندی میبينيد بين فشار بر خودتان و بر شاگردانتان و فشاری كه چند ماه پيش بر دراويش گنابادی قم برای مثال دوارد آوردند؟
كاظمينى بروجردی: حركت ما از آنها كاملا جداست. آنها درويشاند. ما در مسير امامانمان هستيم. فكر میكنم آنها ما را خطرناكتر بدانند. چون در مورد آنها میگويند درويشاند، تمام شد. يك كلمه میگويند اينها صوفیاند و حركتشان جداست. اما بسيار سخت میتوانند ما را محكوم كنند. چون ما از همان پيغمبر، از همان امام و از همان قران آنها دم میزنيم و برای همان فاطمه و علی آنها عزاداری میكنيم. اين است كه اين وصلهها را نمیتوانند به ما بچسبانند. حركت ما فراگيرتر است و در نتيجه فشار بر ما بيشتر است. در جلسات من غالبا سنی، مسيحی، يهودی، لات، بدحجاب هم میآيد. چون من سانسور نمیكنم و میگويم كه خدا مال همه است.
در ميان طرفداران شما جوانان هم زياد هستند؟
كاظمينى بروجردی: بله، اكثرا قشر دانشجو و جوان هستند.
آيا هيچ مرجعی وجود ندارد كه شما بتوانيد پيش آن بخاطر فشارها و تهديدها شكايت ببريد؟
كاظمينى بروجردی: من در اين دو ماه نامه نوشتم به رهبری، به رييس قوه قضاييه و به رييس جمهور. هر بار كه نامه دادم اذيتها بيشتر شد. چون اينها در همه جا دست دارند و عمدتا مسؤوليت اين جنايات را بر عهده وزارت اطلاعات میدانم و دادسرای ويژه روحانيت.
در گذشته هم، پيش از اين دو ماه، شما زير فشار بودهايد برای مثال از طرف دادگاه ويژه روحانيت؟
كاظمينى بروجردی: بله، من دو بار از ناحيه آنها به زندان افتادم. يك بار در سال ۱۳۷۴ بود كه چند ماه زندان بودم. زندان مخوف و ناشناختهای بود به نام توحيد كه احتمالا زندانی بازمانده از دوره رضاشاه بود. در پشت پستخانه مركز بود. در آنجا شكنجههای مختلف شدم. يك بار ديگر هم در سال ۱۳۷۹ بود كه در همين بند ۲۰۹ اوين بودم كه در آنجا از بس اذيتم كردند سكته كردم. الان هم عزيزان مرا به آنجا میبرند و مورد اذيت و آزار قرار میدهند سر همين كه چرا شما میخواهيد استقلالی در ديانت داشته باشد. شما چرا همسو با ما نيستيد؟ يعنی اولينترين اصل برای آزادى انسان اين است كه دينی را كه میخواهد داشته باشد. ما میخواهيم دينی داشته باشيم كه سنتمان بوده، از آبا و اجدادمان رسيده، مورد دخالت و تصرف كسی قرار نگرفته باشد. اينها ايران را محيط بسته كردهاند كه هيچ صدايی بيرون نرود. ما اصلا سياسی نيستيم. در طول اين چهارده سال يك بار وارد مسائل سياسی نشديم و زنده باد مرده باد نگفتيم. فقط به دنبال اهداف و سنت اجدادمان بوديم و كسانی كه در مسير عدالت خداوند را میپرستند. اگر مجامع بينالمللی میتوانند در باره اين مسائل به دولت ايران هشداری بدهند اگر نمیتوانند صدای ما را به سازمان ملل يا جاهای ديگر برسانند.
آقای بروجردی سپاسگزارم كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.
مردم روستای کمدره آمل را فراموش نکنید
به نقل از "ایران پرس نیوز"
نزدیک به سه هفته درگیری و تنش میان مردم روستا و نیروی امنیتی جمهوری اسلامی ایران
دولت ایران به زور پنجاه هکتار از اراضی مردم روستای کمدره را برای درست کردن دانشگاه آیت الله آملی غصب کرده است
نیروی امنیتی تا کنون بیش از 250 نفر از اهالی روستا را بازداشت کرده که در میان انان تعدادی زیادی زن و کودک هم دیده می شود نیروی انتظامی که برای سرکوب اهالی اقدام به پرتاب گاز اشک آور و تیر هوای و به کمک گیری باتوم پلیس ضد شورش کرده بود به شدیدترین وضع انسانی اهالی را سرکوب کرده است. رژیم برای پیدا کردن افراد متعرض جستجوی خانه به خانه را آغاز کرده است که در این جستجو بدون اجازه وارد خانه می شوند و پس از ضرب و شتم اهالی خانه اقدام به تخریب وسایل منزل و شکستن شیشه های منزل می کنند که در این جستجو حتی به زنان حتک حرمت می کنند.
آب روستا را به کل و برق روستا را موقتا قطع کردند. تمامی اهالی بازداشت شده در زندان به سر می برند و هر روز بر تعداد آنان افزوده می شود. هیچ مردی در روستا دیده نمی شود یا از سوی رژیم بازداشت شدند و یااز ترس جانشان به شهر و جنگلهای اطراف گریخته اند. بسیاری خانه و کاشانه تخریب شدهشان را رها کرده اند و به منزل اقوام خود در دیگر نقاط خارج از روستا رفته اند. حالا تمام فعالیتهای اقتصادی خانواده بر دوش زنان باقیمانده افتاده است. بار دیگر تراژدی اسراییل و فلسطین که بارها و به مراتب از تلوزیون جمهوری اسلامی پخش میشد امروز در روستای کمدره تکرار شد. دنیایی که تمام نگاهش را به لبنان و فلسطین معطوف کرده است نگاهی هم به ماجرای کمدره داشته باشد. آنها حتی تمامی اراضی زیر کشت اهالی را با بلدوزر تخریب کرده اند. باید اضافه کنم اراضی غصب شده فعلی در دست آیت الله جوادی آملی هست.
ضرب و شتم و بازداشت کارگران معترض
تجمع اعتراض آمیز کارگران فرش" البرز "بابلسر به درگیری کشیده شد
به نقل از "اخبار روز"
دهها تن از کارگران بلاتکلیف شرکت فرش" البرز" بابلسر عصر دیروز با تجمع در مقابل این واحد با نیروهای انتظامی درگیر شدند .
به گزارش خبرنگار ایلنا، از مرکز مازندران ٣۰۰ تن از کارگران این واحد نساجی پس از ۹ ماه بلاتکلیفی قصد داشتند ضمن تجمع در مقابل کارخانه به همراه خانواده های خود به سمت فرمانداری بابلسر راهپیمایی کنند که با مقاومت نیروی انتظامی مواجه شده و کار به درگیری و برخورد با کارگران و خانواده هایشان می انجامد. ضمن آنکه بر اساس گزارش خبرنگار ایلنا، دیشب جمعی از کارگران معترض این شرکت بازداشت شدهاند.
بنابراین گزارش , کارخانه فرش البرز در بابلسر فعالیت خود را از سال ۱٣۵۶ با تولید فرش ماشینی ٣۵۰ شانه آغاز کرد و در دهه ۷۰ با ۶٣۵ کارگر و ۴٨ دستگاه فعال و تولید ۱۱ هزار متر مربع فرش ماشینی ۵۰۰ شانه ۱۰۰۰ تراکم در روز, حضوری فعال در عرصه تولید پیدا کرد؛ این روند ادامه داشت تا این که در سال ۱٣۷۷ با خروج ۲۴ دستگاه تولید فرش ماشینی ٣۰۰ شانه از کارخانه, میزان تولید فرش در این واحد به ۴۵۰۰ متر کاهش یافت.
خبرنگار ایلنا در ادامه گزارش خود, علت این اقدام مدیران را نامشخص اعلام کرده و در عین حال تصریح کرده است: با وجود اعتراضهای مکرر کارگران به وضعیت شرکت و بلاتکلیفی خویش، هیچ مقام مسوولی پاسخگو نبوده و سرانجام در سال ۱٣۷۹ فردی مدیر عامل شرکت شد که به تخریب و تعطیلی کارخانه ها و از جمله فرش مازندران مشهور بود!
این فرد به بهانه تغییر ساختار و نوسازی کارخانه در نامهای به مدیر کل کار مازندران ۲۰۰ تن از کارگران را مازاد اعلام کرد.
او در خرداد ٨۴ با برنامهای از پیش تعیین شده, بخش بافندگی شرکت را نیمه تعطیل و اواخر شهریور سال گذشته, سرانجام این واحد را تعطیل و بدین ترتیب ٣۰۰ کارگر رسمی شرکت بیکار شدند.
بنابراین گزارش اوایل زمستان ٨۴، خبر انحلال این واحد بزرگ نساجی اعلام شد و از آن تاریخ تا کنون حدود ٣۰۰ کارگر این شرکت بلاتکلیف هستند و برغم وعده های مکرر مسوولان, تا کنون هیچ اقدام موثری برای حل مشکلات واحد و کارگران به عمل نیامده است.
بر اساس این گزارش , کارگران ظرف ۹ ماه گذشته از دریافت حقوق و مزایا محروم بوده اند.
پاسخ حق طلبی کارگران, باتوم نیست
در پی تجمع اعتراض آمیز کارگران فرش" البرز" بابلسر و درگیری آنان با نیروی انتظامی که منجر به ضرب و شتم جمعی از کارگران و خانوادههایشان شد, نماینده کارگران مازندران, کارگران این واحد را به خویشتنداری و صبر و شکیبایی دعوت کرد.
"نصراله دریابیگی", در گفت و گو با خبرنگار ایلنا در مرکز ساری, با انتقاد از برخورد نیروهای انتظامی با کارگران بلاتکلیف فرش البرز در بابلسر گفت: جواب حامیان دیروز و امروز نظام و گرسنگان عرصه صنعت را با باتوم و مشت و لگد نمیدهند؟! اگر هنر داریم مشکلات کارگران را حل و فصل کنیم تا کار به تحصن و تجمع و درگیری کشیده نشود.
این نماینده کارگری, گفت: کارگری که میخواهد با آبرو زندگی کند و دوست ندارد دست گدایی پیش این و آن دراز کند, چه کند و کجا برود.
"دریابیگی", با تاکید بر آزادی هر چه سریعتر کارگران بازداشت شده شرکت فرش "البرز" گفت: به جای کارگران, مدیر عامل این شرکت را بازداشت کنند و از ایشان بپرسند که چه بلایی سر کارگران و کارخانه آورده است, کارخانهای که زمانی نه چندان دور زبانزد عام و خاص بود و اینک تعطیل شده و کارگرانش سرگردان هستند!
او گفت: مدیران شرکت, با پرونده سازی شرکت را زیان زده اعلام کرده و مبادرت به انحلال آن کردند, در حالی که این گونه نبود و سرمایه داران نمیخواهند که صنعت روپای خود باشد و چرخهای صنعت در استان مازندران به گردش در آید!
او با بیان این مطلب که برخورد نیروهای انتظامی با کارگران گرسنه و بلاتکلیف راهکار مناسبی نیست, گفت: البته من نیروهای پرتلاش و خدوم انتظامی را مقصر نمی دانم, این نیروها وظیفه اشان تامین امنیت می باشد, اما ای کاش به جای باتوم, با کارگران همدردی می کردند و از مسوولان می پرسیدند که برای این کارگران چه کرده اید؟
او با اشاره به اینکه دوستان مدیر عامل شرکت فرش البرز چندی پیش فرش مازندران با ۵۰ کارگر را به تعطیلی کشاندند، گفت: هفته پیش جلسهای در فرمانداری تشکیل شد و مسوولان قول مساعد دادند تا وضعیت کارخانه و کارگران روشن شود که امیدواریم این مهم هر چه سریعتر انجام شود.
نیروی انتظامی با کارگران "فرش البرز بابلسر" درگیر نشده است
معاونت اجتماعی نیروی انتظامی مازندران, اعلامکرد: در تجمع روز گذشته کارگران "فرش البرز بابلسر"، نیروی انتظامی هیچ درگیری با تجمعکنندگان نداشته است. به گزارش خبرنگار ایلنا, معاونت اجتماعی نیروی انتظامی مازندران, اعلامکرد: روز گذشته عدهای از کارگران فرش البرز بابلسر در اعتراض به عدم تحقق خواستههای خود، تجمع کردند. براساس این گزارش, کارگران فرش البرز تحت تاثیر مشکلات خود در کارخانه اقدام به پرتاب سنگ کردند؛ اما ماموران نیروی انتظامی با هیچ یک از افراد تجمعکننده درگیر نشد.
براساس اعلام معاونت اجتماعی نیروی انتظامی مازندران, مساله تجمع کارگران "فرش البرز بابلسر" موضوع جدید نبوده و موضوعی مستمر است.
گفتنی است؛ تجمعکنندگان اعلام کردهاند که نیروی انتظامی با باتوم و تیر هوایی تجمعکنندگان را پراکنده کرده است.
تحليلي از ايل مانيفستو
خاتمي شگفتي آفريد
مارينا فورتي
به نقل از "روز آنلاین"
رئيس جمهور سابق ايران، مردم آمريکا را شگفت زده کرد. او اعلام کرد که هولوکاست يک "واقعه تاريخي" است و "بوجود آمدن دو دولت فلسطيني و اسرائيلي" را قبول کرد. او از "گفتگوي تمدن ها" مي گويد و منتقد "جنگ تروريستي" است.
خاتمي بالاترين و در واقع تنها مقام دولتي ايران بود که بعد از انقلاب 1979 ايران، به ايالات متحده آمريکا سفر کرد. البته اين يک ديدار شخصي است، اما سفر محمد خاتمي، رئيس جمهور سابق ايران به پنج شهر آمريکا، يک واقعه محسوب مي شود. زيرا خاتمي که در حال حاضر رئيس مرکز گفتگوي تمدن هاست، در بازي هاي سياسي داخل ايران جبهه اصلاحات را در ايران هدايت مي کند که در مجلس در اقليت هستند، اما هميشه عضوي از حلقه کوچکي از شخصيت ها بوده است که در محدوده پيچيده قدرت در ايران، جاي خودشان را دارند.
محمد خاتمي، ده روزي را در شهر هاي نيويورک، واشنگتن، شيکاگو، شارلوتزويل و بوستون کنفرانس داد: او در مراکز گفتگوي بين مذاهب، دانشگاه هاروارد و انجمن اسلامي آمريکاي شمالي سخنراني کرد. او از چيز هايي براي مخاطبان آمريکايي سخن گفت که کاملا متعجبشان کرد. مثلا گفت که هولوکاست يک واقعه تاريخي است. البته او يک بار ديگر هم زماني که اظهارات جانشينش، محمود احمدي نژاد، دردسر ساز شده بود هم اين را گفته بود. خاتمي در مصاحبه اش با هفته نامه تايمز گفته بود: "به عقيده من هولوکاست، جنايت نازي ها بوده است... اما هولوکاست به هيچ عنوان نبايد بهانه اي براي پايمال کردن حقوق فلسطيني ها بشود." و درباره اسرائيل؟ آيا خاتمي هم مثل احمدي نژاد معتقد است که بايد از نقشه جهان حذف شود؟ خاتمي با حوصله توضيح مي دهد که راه حل ايجاد دو دولت را قبول دارد [او حتي در دوران رياست جمهوري اش هم اين را گفته بود، اما اين گفته هرگز جزو سياست هاي رسمي ايران، به شمار نيامد]. خاتمي خاطر نشان کرد: موضوع اينجاست که دولت فلسطين هرگز روي نقشه جغرافيا قرار نگرفته است.
خاتمي هميشه روشن سخن مي گويد، به عنوان مثال وقتي سياست هاي ضد تروريستي آمريکا را نقد مي کند که به زعم او: "نه تنها تروريسم را متوقف نکرده، بلکه آن را افزايش داده است." يا زماني که اعلام کرد که حزب الله يک گروه تروريستي نيست. يا زماني که از حق ايران به دستيابي فن آوري هسته اي، دفاع کرد. سفر خاتمي به آمريکا، انتقاد محافظه کاران را چه در داخل ايران و چه در آمريکا، بدنبال داشت. در تهران، روزنامه کيهان به مسووليت حسين شريعتمداري که نماينده رهبر محسوب مي شود، در سرمقاله اش خاتمي را به دليل "به رسميت شناختن وجود اسرائيل" محکوم کرد. درآمريکا هم سناتور جمهوريخواه، ريک سنتروم، خاتمي را با عنوان "يکي از مبلغين رژيم فاشيستي اسلامي" معرفي کرد. اما ويزاي خاتمي توسط شخص جورج دبليو بوش داده شده است. بوش گفت: "دلم مي خواست گفته هايش را بشنوم."
منبع: ايل مانيفستو، 16 سپتامبر2006
+
نوشته شده در دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 6:57 قبل از ظهر  توسط آریا
|
هيات نظارت موارد اتهامي شرق را اعلام کرد
وحيد ثابتيان
به نقل از "روز آنلاین"
انتشار موارد استناد توقيف شرق توسط هيات نظارت بر مطبوعات، حيرت محافل رسانه اي ايران را برانگيخت.
در اطلاعيه هيات نظارت، مواردي همچون چاپ عکسي "مثبت" از يک سفير خارجي [سفير انگليس] در تهران، چاپ مصاحبه اي از آريل شارون نخست وزير اسرائيل [با يک نشريه خارجي]، ارائه تحليل هاي "غيرواقعي"، معرفي BBC به عنوان منبع "قابل اعتماد" و ... به عنوان تخلفات اين روزنامه صبح ذکر شده است.
هيات طي اطلاعيه اي در توضيح اقدام خود آورده است: "آن نشريه در 17 خرداد 85 ...در موضوع تضعيف همبستگي ملي و درج مطالب مغاير وحدت ملي مطلبي در توهين به ستارخان سردار ملي منتشر كرد. وهيات نظارت- كه روزنامه ايران را به دليل چاپ كاريكاتوري كه بعدها دادگاه عمدي بودن و اهانت آميز بودن آن را مورد خدشه قرار داد توقيف كرد- براي آخرين بار و به منظور حمايت از تداوم انتشار روزنامه به صاحب امتياز شرق پيشنهاد داد تا نسبت به معرفي فرد جديد به عنوان مدير مسول اقدام نمايد كه نه تنها اين پيشنهاد تا روز آخر پاسخي نگرفت بلكه صاحب امتياز در آخرين روز مهلت پيشنهادي تقاضاي مهلت جديدي نمود."
هيات نظارت در جاي ديگري از اطلاعيه گفته است که از سه روز قبل از تشکيل جلسه هيات نظارت دست اندر کاران روزنامه از احتمال تعطيلي آن آگاه بوده اند وسپس مدعي شده است که چنين امري "اين شائبه را تقويت ميكند كه شايد تخلفات اخير روزنامه با هدف تعطيل شدن روزنامه و به دليل برخي ازمسايل داخلي آن نشريه صورت گرفته است كه البته هيات نظارت بدون توجه به اينگونه مسايل نسبت به وظيفه خوداقدام نموده است."
هيأت نظارت بر مطبوعات در ادامه عناوين برخي تخلفات روزنامه شرق را به اين شرح اعلام کرده است: "درج گزارشي حاوي رواج روابط جنسي پيش از ازدواج، استهزاي انقلاب اسلامي ايران، بيان مطلبي در مورد فرزندان نامشروع مغاير با احكام دين، تذكر در مورد مقالهاي حاوي تصويري ناصحيح از جمهوري اسلامي ايران و تعرض به حضرت امام(ره)، مصاحبه با سفير يك كشور خارجي و اظهارنظرهاي مداخله گرايانه وي همراه با تصويري مثبت از وي، مصاحبه آريل شارون نخست وزير اسرائيل (رژيم صهيونيستي) با اين تيتر: «اسرائيل يتيم نيست»، تحليل غيرواقعي از نسبت ميان حكومت و حوزههاي علميه و داستاني حاوي تصويري نامناسب از دفن شهدا از مواردي است كه در پي چاپ آن در روزنامه شرق تذكر دريافت كرده است، همچنين آخرين اخطار در مورد عدم درج مطالب تحريك آميز و مطالب منجر به تضعيف همبستگي ملي، امتيازدهي به مصرف الكل در يك پرسشنامه، تمسخر احكام ديني، معرفي بنگاه سخن پراكني BBC به عنوان منبع قابل اعتماد و مصاحبه با يكي از كاركنان آن، تبليغ يكي از فيلمهاي ممنوع كه به سياهنمايي در باره جمهوري اسلامي پرداخته است، ترويج انديشههاي ماركسيستي، چاپ تصوير مغاير با شئونات اخلاقي، تحريف تاريخ و اتهام حمايت از شاه به يكي از مراجع مسلم تقليد، مقالهاي حاوي تحليل ناروا و توهينآميز نسبت به امام خميني (ره)، ابلاغ تذكر از سوي سازمان بازرسي كشور در باره مصاحبه و تصوير عكس سفير انگليس، يادداشتي تحريك آميز در مسايل قوميتي،
توهين به ستارخان كه موجب ناراحتي شديد مردم غيور مناطق مختلفي از ايران گرديد و منجر به تذكر شديد و اخطار نهايي به روزنامه شد و تمسخر مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره ممنوعيت پخش فيلمهاي مروج سكولاريسم و درج كاريكاتور موهن موارد ديگري است كه در خصوص انتشار آن در روزنامه فوقالذكر، تذكرات لازمه داده شده است."
واکنش هاي بين المللي
توقيف روزنامه شرق و نشريه نامه، روزگذشته درعرصه داخلي ومطبوعات جهاني واکنش چشمگيري داشته است. روزنامه هاي نيويورک تايمز، واشنگتن پست، لس آنجلس تايمز، اينترنشنال هرالد تريبون ازجمله نشرياتي بودند که به انعکاس اين خبر پرداختند.
همچنين، خبرگزاري "آسوشيتد پرس" نوشت که علت تعطيلي اين روزنامه چاپ کاريکاتوري بوده است که در آن يک الاغ با يک اسب آخرين مهره هاي باقي مانده درصفحه شطرنج هستند درحالي که دور سرالاغ يک هاله ديده مي شود: "مدير مسئول روزنامه شرق گفته است که براي اينکه مهره سياه ديده شود، دورمهره اسب را پاک کرده اند. اما هيات نظارت برمطبوعات گمان مي کند که پاک کردن دور سر مهره ياد شده به اين منظور صورت گرفته است تا تداعي کننده هاله نوراني معروفي باشد که احمدي نژاد پس از جلسه سال گذشته خود درنيويورک ادعا کرد هنگام سخنراني اش اورا احاطه کرده بود. اظهاراتي که انعکاس جهاني داشت تا احمدي نژاد پس از پرزيدنت بوش دومين رييس جمهوري باشد که از ارتباط با آن سوي ابرها صحه گذاشت."
نيويورک تاميز به نقل از محسن کديور مي نويسد: "به نظر مي رسد که دولت درحال محدود کردن آزادي هاي بيان درخانه است درحالي که فشار برا روي ايران درخصوص برنامه هسته اي افزايش مي يابد. حالا که خطر وتهديد تحريم برايران سايه انداخته است دولت نمي خواهد صداي اعتراضي را درداخل کشور شاهد باشد."
واکنش هاي داخلي
درداخل کشور، گروه هاي سياسي وفعالان مطبوعاتي به شدت توقيف نشريات ياد شده را محکوم کرده واز آغاز شدن دور جديدي از محدودسازي آزادي بيان خبرداده اند.
انجمن صنفي مطبوعات و انجمن دفاع ازآزادي بيان دو انجمن داخلي بودند که بلافاصله به اين حکم توقيف اعتراض کردند.
علي مزروعي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اظهار داشت: "طي چهار سالي كه به عنوان نماينده مجلس در هيات نظارت بر مطبوعات حضور داشتم به خاطر نميآورم كه نشريهاي از سوي اين هيات توقيف شده باشد زيرا برداشت اكثريت اعضاي هيات نظارت اين بود كه اگر نشريهاي تخلف دارد، پرونده آن بايد به دادگاه برود و دستگاه قضايي دربارهي آن تصميم بگيرد. اما ظاهرا با تغيير تركيب هيات نظارت بر مطبوعات و يكدست شدن تقريبي آن به نظر ميرسد مركز ثقل توقيف مطبوعات از دستگاه قضايي به هيات نظارت منتقل شده است."
اين در حالي است که از نظر برخي حقوقدانان نيز ايرادات حقوقي بسياري به اين تعطيلي وتوقيف مي توان گرفت. کامبيزنوروزي دبير کميته حقوقي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران درگفت وگويي با ايسنا گفته است: "تفويض اجازهي توقيف مطبوعات به هيأت نظارت را از جهت حقوقي قابل نقد جدي است و از نظر سياست اجراي قانون مطبوعات استفاده از اختيار قانوني توقيف مطبوعات چندان مناسب نيست و ميشود از روشهاي مناسب ديگري استفاده كرد." به گفته وي: "تبصرهي مادهي 12 قانون مطبوعات كه در اصلاحيهي سال 1379 به قانون مطبوعات اضافه شد به هيأت نظارت بر مطبوعات اجازه داده است در صورت وقوع برخي تخلفات نسبت به توقيف نشريه اقدام كند. اين تبصره در واقع اجازهي توقيف نشريه را به هيأت نظارت داده است و در صورت توقيف، هيأت نظارت مكلف است پروندهي نشريه را براي رسيدگي به دادگاه صلاحيتدار ارجاع دهد."
با اين وجود به اعتقاد نوروزي "اگرچه تفويض چنين اجازهاي به هيأت نظارت از جهت حقوقي قابل نقد جدي است و به نظر نميرسد از نظر حقوقي شايسته باشد هيأت نظارت چنين اجازهاي داشته باشد اما به هر حال اين اجازه قانوني وجود دارد."
همچنين، جبهه مشارکت اسلامي دراطلاعيه اي به همين مناسبت تعطيلي سه نشريه شرق، نامه، حافظ و خاطره را توسط هيات نظارت برمطبوعات "يكي از روزهاي تاريك تاريخ مطبوعات ايران" ناميده است. اين بيانيه افزوده است: "شايد بعد از توقيف فلهاي مطبوعات در ارديبهشت سال 79 سابقه نداشته است كه در يك روز اين تعداد نشريه بدون برگزاري تشريفات دادگاه صالحه و نظر هيأت منصفه توقيف شوند."
دربخش ديگري از اين بيانيه آمده است: "اينك عليرغم همه ادعاهاي پرطمطراق كه ميخواستند آزاديها را از 2 درجه به 360 درجه برسانند امروز شاهد آن هستيم كه بيهيچ تعارف و رودربايستي، مستانه تازيانه قدرت را بر پشت آزادي بيان فرودميآورند و بدون آنكه به هيچ مرجعي پاسخگو باشند يكشبه چندين نشريه را توقيف و صدها روزنامهنگار و خبرنگار و اهل مطبوعات را از كار بيكار كرده و دهها هزار خواننده روزنامه را از دسترسي به آنچه حق مسلم آنان است يعني اطلاعرساني هر چند محدود، محروم مينمايند. "
جبهه مشاركت ايران اسلامي با ابراز تأسف شديد نسبت به وجود اين رويكرد در دولت نهم و به منصه ظهور رسيدن منويات دروني جريان حاكم، نسبت به عواقب خطرناك اين روند هشدار داده است و ضمن محكوم كردن توقيف روزنامه شرق و سه نشريه ديگر اعلام داشته است كه در آستانه برگزاري انتخابات خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا اين حركت نشانه نگرانكنندهاي از يک عزم براي اعمال مداخله در انتخابات و محدود كردن جريان رقيب و سوق دادن نتايج به سمت و سويي خاص ميباشد.
محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، در اظهار نظري متفاوت تصريح کرده: "اين روزنامه به عنوان روزنامهي نزديك به آقاي هاشمي رفسنجاني شناخته ميشود، بنابراين با توجه به احتمال شركت وي در انتخابات خبرگان، بستن اين روزنامه ظاهرا با انتخابات مجلس خبرگان و ادامهي حملات تخريبها طي ماههاي اخير با هدف منصرف كردن آقاي هاشمي از شركت در انتخابات بيارتباط نيست. همچنين همزماني توقيف روزنامهي شرق و رفع توقيف از روزنامهي ايران، شائبه سياسي بودن اقدام هيأت نظارت را تقويت ميكند. "
مصطفي تاج زاده ديگر عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي که طي سالهاي گذشته مطالب خود را در روزنامه شرق به چاپ رسانده و در شماره اخير ماهنامه "نامه" نيز مصاحبه اي با وي به چاپ رسيده، توقيف اين نشريات را با سفر خاتمي به آمريکا بدون ربط ندانسته است: "تجربه ساليان گذشته ثابت کرده است که نمي شود خاتمي سفر موفقيت آميز تاثيرگذاري را به انجام رساند واصلاح طلبان ونزديکان وي هزينه آن را نپردازند."
در جانب مقابل، کاظم انبارلويي عضو شوراي سردبيري روزنامه راست گراي رسالت گفته است "هيات نظارت همانطور كه براي تقاضاي تاسيس نشريه مجوز صادر ميكند، ميتواند براساس همان مسووليتها نشريات را توقيف كند." وي به ايسنا گفته است: "اگر نشريات چارچوب قانوني كه براساس آن مجوز نشر ميگيرند را رعايت كنند، توقيف نميشوند و ما ميبينيم كه برخي روزنامهها حدود 20 سال سابقهي فعاليت دارند."
وي توقيف شرق را بدون تاثير در عرضه و فضاي رسانهاي كشور دانسته و تاکيد کرده: "در حال حاضر دهها مجله، روزنامه و نشريه منتشر ميشود، بنابراين تاثير آنچناني نخواهد داشت اما از جهت ديگر اصحاب رسانهها به اين نتيجه ميرسند كه بايد در چارچوب و بدنه قانوني فعاليت كنند."
تفتيش دفتر ماهنامه نامه
در حالي که تعطيلي روزنامه شرق وماهنامه نامه، شوک جديدي را به جامعه مطبوعاتي واردکرده است، مديرمسوول نشريه توقيفشده نامه به ايلنا گفته است که عده اي به دفتر اين نشريه شبانه وارد شده اند وبه تفتيش وبه هم ريختن دفتر اقدام کرده اند وبدون اينکه چيزي سرقت بشود محل را ترک نموده اند.
كيوان صميمي بهبهاني گفته است: "وقتي صبح امروز (سهشنبه) وارد دفتر نشريه شديم، مشاهده كرديم كه ظاهراً افرادي شب گذشته وارد دفتر نشريه شدهاند و همه صندليها، كتابها و شمارههاي مختلف نشريه نامه را به هم ريخته و وسط اتاق پراكندهاند، به طوري كه در راهروي نشريه هم كتابها و نشريهها رها شده بود." وي درتوضيح نيت افراد ياد شده گفته است: "ممكن است تفتيشكنندگان قصد داشته باشند از ما زهرچشم بگيرند چون حتي يك ضبط صوت را كه در جيب هم جا ميگيرد، با خود نبردهاند." صميمي از اينکه اين موضوع را به پليس اطلاع بدهد خودداري کرده است. او نيز مانند مجيد تولايي سردبير اين ماهنامه گفته است علت توقيف نشريه "چاپ قطعه شعري از خانم سيمين بهبهاني است كه آقايان هيأت منصفه مطبوعات از آن تلقي توهين به بنيانگذار جمهوري اسلامي كردهاند در حالي كه وقتي با خانم بهبهاني صحبت كرديم ايشان گفتند كه در اين شعر اساساً توهيني نسبت به كسي وجود ندارد، ضمن اينكه اين شعر در قالب كتاب داراي مجوز از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است. خانم سيمين بهبهاني همچنين اعلام كرد كه اين شعر اشاراتي به جنگ ايران و عراق و دخالت شخص ريگان در اين جنگ دارد."
صميمي افزوده است: "كتاب خانم بهبهاني داراي مجوز از سوي وزارت ارشاد است و اين شعر نيز شش ماه پيش سروده شده است و در اين مدت نيز ايرادي به لحاظ حقوقي به آن وارد نشده بود. به نظر بنده ممكن است پشت سر توقيف سه نشريه نامه، شرق و خاطره يك انگيزه سياسي نهفته باشد، زماني انگيزه سياسي اين اقدام از بين ميرود كه دادگاهي منصفانه و عادلانه در خصوص اين سه نشريه برگزار شود.
واکنش انجمن صنفی روزنامه نگاران
توقیف «شرق» غیر قانونی است
به نقل از "آفتاب"
رئیس و دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران، توقیف روزنامه «شرق» توسط هیأت نظارت بر مطبوعات را شدیداً محکوم کردند و این هیأت را فاقد صلاحیت قانونی برای توقیف روزنامهها دانستند. توقیف روزنامه «شرق» بنا بر پایان مهلت مقرر هیأت نظارت بر مطبوعات صورت میگیرد که طی آن این هیأت فرصتی یک ماهه به این روزنامه داده بود تا نسبت به تغییر مدیر مسئول خود اقدام کند.
با پایان این مهلت «مهدی رحمانیان» مدیر مسئول روزنامه شرق در نامهای به هیأت نظارت بر مطبوعات خواستار مهلتی حداکثر دو ماهه برای انتخاب مدیر مسئول جدید شد.
با این حال، صبح روز دوشنبه اعلام شد که هیأت نظارت بر مطبوعات به علت معرفی نکردن مدیر مسئول جدید روزنامه شرق، حکم توقیف آن را صادر کرده است.
در پی این توقیف «علی مزروعی» رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب به این مساله اعتراض کرد و گفت: «هیأت نظارت بر مطبوعات از نظر قانونی به جز یک مورد خاص هرگز حق توقیف روزنامهای را ندارد».
وی افزود: «باید دید که استناد حکم هیأت نظارت بر مطبوعات چه بوده است اما به نظر من این کار قطعاً خلاف موازین قانونی است».
مزروعی تصریح کرد: «این حکم حتما باید به صورت کتبی به روزنامه شرق ابلاغ شود و تا آن هنگام سندیت ندارد اما در هر صورت انجمن صنفی روزنامه نگاران حتما به صورت رسمی به آن اعتراض خواهد کرد».
در همین حال «بدرالسادات مفیدی» دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران هم با محکوم نمودن توقیف روزنامه «شرق» اظهار داشت: «توقیف مطبوعات امر نو و بدیعی نیست، در گذشته این اتفاق با توسل به ابزار شبه قانونی و با جستجو در قوانین گذشته صورت میگرفت اما امروزه با توسل به حکم هیأت نظارت بر مطبوعات، دست به توقیف روزنامهها میزنند».
وی «ضربههای روحی و معیشتی» بسیاری که بر اثر توقیف مطبوعات به روزنامهنگاران و خانوادههای آنها وارد میشود را یکی از معضلات توقیف مطبوعات دانست و گفت: «در کنار این مسائل رواج پدیده خود سانسوری همراه با افت شدید کیفیت مطبوعات را در چند سال گذشته شاهد بودهایم».
مفیدی که خود از اعضای تحریریه روزنامه «شرق» بود، توقیف این روزنامه را «مغایر با قانون اساسی» اعلام کرد و افزود: «نهایت پیگیری انجمن صنفی مطبوعات، اعتراض به توقیف مطبوعات و روزنامه شرق است اما در کنار این مساله قطعا اعضای هیأت تحریریه روزنامه شرق که عضو انجمن صنفی باشد را زیر چتر حمایتی خود قرار میدهیم».
دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران خاطر نشان کرد: «به علت غیر دولتی بودن انجمن صنفی، تصمیمات این نهاد برای هیأت نظارت بر مطبوعات که یک نهاد حکومتی است، ضمانت اجرایی ندارد».
تنها دلیل توقیف روزنامه شرق از زبان خود شرقی ها
به نقل از "خبرگزاری آریا"
محمد جواد روح، عضو گروه سیاسی روزنامه شرق، با درج یادداشتی با عنوان « به بهانه توقيف روزنامه شرق، اصلاحطلبى بدجرمى است» در روزنامه اعتماد، تنها دلیل توقیف روزنامه شرق را «اصلاح طلبی» دانست.
به گزارش سرویس رسانه آریا، محمد جواد روح، عضو گروه سياسى روزنامه شرق، می نویسد:
دليل توقيف »شرق« را در يك كلمه مىتوان خلاصه كرد: »اصلاحطلبى«. حركتى كه در قاموس مخالفانش در عداد گناهان كبيره است و دفاع از آن، عذر بدتر از گناه. آن زمان كه اصلاحطلبى در عرصه حكومت ظهور و بروز داشت، مرتكبان اين جرم از اهل حكومت بودند. البته همان زمان هم به روال معمول، مرغ عزا و عروسى مطبوعات و نيز دانشجويان و بخشهايى از اپوزيسيون چون ملى مذهبىها بودندأ اما اين دولت و مجلس اصلاحات بودند كه از نظر مخالفان »بسترساز جنايت« بودند. چنانكه يكى از شيوخ اين قوم ديروز در سخنانى گفت كه اصلاحطلبان »كودتاچيانى« بودند كه مىخواستند از راههاى سياسى و فرهنگى عمل كنند اما انتخابات رياستجمهورى نهم، راه ادامه حركتشان را پس از 10 سال گرفت. در چنين نگاهى، يكدست شدن ساختار حكومت و اخراج اصلاحطلبان از حاكميت، نه امرى مستحب كه واجبى بود به تاخيرافتاده. اما يك سال پس از آن »فتحالفتوح« و »ناكام گذاردن كودتا«، شبح اصلاحطلبى همچنان در كابوس مخالفان حاكم است. از دولت كه همچنان انگشت اتهام را در همه امور (از گرانى شير گرفته تا بحران هستهيى) به سوى اصلاحطلبان مىگيرد، تا روزنامهها و سخنرانانشان كه هر دم از »بازگشت اصلاحطلبان« هشدار مىدهندأ گيرم كه بازگشتشان در حد سخنرانى در يك مسجد نيمهمخروب در قالب كنگرهيى حزبى باشد.
شبح اصلاحطلبى چنان كه ماركس مىگفت، همچون »شبح انقلاب« در آسمان سياست ايران مىگردد. گر چه هيچ روزنى در حكومت براى بازگشت آن باز نمانده باشد. از اين رو است كه پس از بستن حكومت، نوبت جامعه مدنى رسيده است و البته اينجا هم، نگرانى بيشتر از اهل اصلاح است تا آن اتوپيازدگان چمدان به دست رفراندومطلب. آنان كه چشم اميد نه به زمين و گامهاى خود كه به آسمان و نشستن هواپيماهاى بيگانه بسته بودند و لابد حالا كه توافقات اروپايىها و سخن گفتن امريكايىها از مذاكره را مىبينند و مىشنوند، به حسن تدبير و دقت تحليل خويش مىبالند!
با اين همه، اصلاحطلبى غولى نيست كه به شيشه رود. گر چه جامعه مدنى ايران ضعيف، بخش خصوصى نحيف و فرهنگ سياسى كشور سخيف است، باز هم آن حد ظرفيت مانده كه بتوان جمع اصلاحطلبان را نگه داشت و اميد را فرو نگذاشت. »شرق« يكى از اصلىترين اميدها در اين ايام فترت و دوران عزلت بود. آنجا كه سوتهدلان گرد هم مىآمدند. از نهضت آزادى تا مجمع روحانيون، از روشنفكر عرفى تا نوانديش دينى، از چپ تا راست و از روزنامهنگار تا سياستمدار. »شرق« پس از سوم تير، ديگر نه يك روزنامه كه يك نهاد بود. نهادى حتى موؤرتر و فعالتر از از احزاب سياسى اصلاحطلب. گر چه قوچانى عزيز، روز اول نوشته بود كه »روزنامهنگارىأ هم استراتژى و هم تاكتيك«، اما اصلاحطلبى »شرق« چنان بود كه در چشم مخالفان، اين روزنامه سنگرى بود كه بايد فتح مىشد. بويژه آنكه منش »شرق«، برخلاف روزنامههاى عصر اول اصلاحات چنان بود كه چهرههاى فراوانى از مخالفان اصلاحات را هم جذب خود كرده بود. على مطهرى، حسن غفورىفرد، عباس سليمى نمين، حبيبالله عسگراولادى، حسن بيادى، علىاكبر ولايتى و چهرههاى شاخا ديگرى از اين طيف، به اهالى »شرق« پيوسته بودند و در آن مقاله مىنوشتند. سالنامههاى شرق، جشنهاى شرق، همايشهاى شرق و از همه بهتر صفحات شرق، اين واقعيت را نشان مىداد كه به لطف روزنامهنگارى حرفهيى، معتدل و در يك كلام »اصلاحطلبانه« شرق، جمعى از اضداد گرد هم آمدهاند و شكاف در جبهه مقابل افتاده است. كارى كه با همه علاقهام به نسل اول مطبوعات اصلاحطلب، به صراحت بايد بگويم كه نتوانستند و البته نمىخواستند. اما اين به لطف »شرق« شد. روزنامهيى كه برخلاف نسل اول اصلاحطلبان، اصلاحطلبى را صرفا در مقابله با حريف تعريف نمىكرد. بلكه اصلاحطلبى در همه عرصهها و بويژه در منش و ادبيات آن جارى بود. در تعريف »شرق«، نه تنها اصلاحطلبى كه »سنتگرايى« هم ارزشمند بود. چنانكه در »شرق«، همانقدر به آيتالله العظمى بروجردى و آيتالله العظمى سيستانى احترام و ارزش گذارده مىشد كه به آيتالله نايينى و آيتالله طالقانى. همانقدر دكتر حسين نصر مورد توجه بود كه عبدالكريم سروش و همانقدر وزن سياسى عسگراولادى و ناطق نورى ارزشمند بود كه بهزاد نبوى و محمد خاتمى. از ديدگاه »شرق«، اصلاحطلبى »گفتوگو« را نيز ايجاب مىكرد. در اين گفتوگو كه فصل اول آن ميان خود اصلاحطلبان (آن هم در معناى وسيع آن) رخ مىداد، فصل دوم به سنتگرايان از يك سو و نيروهاى عرفى از سوى ديگر مىرسيد. چرا كه در نگاه شرق، اين دو طيف نيز صاحب اصالت سياسى، پايگاه اجتماعى و جايگاه فكرى تلقى مىشدند. در اين ميان، تنها يك طيف از دايره گفتوگو بيرون مىماند كه آن هم »مخالفان گفتوگو« بودند. چنانكه در ويژهنامه انتخاباتى »شرق« جز رييسجمهور كنونى همه نامزدها به گفتوگو با شرق نشستند و مواضع خويش گفتند. دليل هم روشن استأ »شرق« تعريفى از اصلاحطلبى ارايه مىكرد كه نه مىشد آن را »پايگاه دشمن« خواند و نه ادبياتش را »موهن« معرفى كرد. آنچه »شرق« بود و مىنمود، روزنامهيى تراز اصلاحات بود. روزنامهيى كه تنها دشمن با اصلاحات و فراتر از آن، »ستيز با گفتوگو« بود كه مىتوانست مقابله با آن را توجيه كند. اتفاقى كه در نهايت افتاد و سناريونويسان ضداصلاحات، نمايش خويش روى پرده بردند و با مدد گرفتن از آسمان و ريسمان، تاوان اصلاحطلبى شرق را ستاندند. كارى كه باعث شد بار ديگر دريابيمأ »اصلاحطلبى بدجرمى است«. جرمى كه بايد عقوبتش را ديدأ فرقى نمىكند تندرو باشى يا معتدل. مهم اين است كه اصلاحطلبى!
مديرمسئول نشريه نامه : اين گونه رفتارها از خطر فروپاشي حكومت نخواهد كاست
به نقل از "ادوار نیوز"
كيوان صميمي، مديرمسئول نشريه نامه |
دكتر كيوان صميمي مديرمسئول نشريه توقيف شده "نامه" در گفتگو با ادوارنيوز به تشريح روند توقيف "نامه" و ديدگاه هاي خود در اين زمنيه پرداخت .
مديرمسئول نامه با اشاره به اتنشار خبر توقيف نشريه نامه در روز گذشته به ادوارنيوز گفت: اين حكم در واقع دوشنبه هفته پيش و يك روز پس از بازگشت من از سفر به اروپا و آمريكا كه البته جنبه هاي سياسي هم پيدا كرد در هيات نظارت بر مطبوعات صادر شد بود و به صورت غير رسمي مسئولان نامه از آن مطلع شده بودند . با اين حال ما به دليل اينكه راه براي رايزني هاي بيشتر و گفتگو باز باشد از انتشار خبر توقيف نامه جلوگيري كرديم و در اين يك هفته در سفري كه به قم داشتم اين موضوع را پي گيري كردم و البته قول هايي هم دادند و گويا قرار شده بود در جلسه دوشنبه اين هفته موضوع مجددا طرح شود كه متاسفانه با پي گيري ما معلوم شد كه اين حكم مجددا تاييد شده است و امروز (سه شنبه) نيز نامه اي كه به منزله ابلاغ اين حكم است به دفتر نشريه ارسال شده است .
صميمي در پاسخ به سوال خبرنگار ادوارنيوز مبني بر جايگاه قانوني هيات نظارت براي صدور چنين احكامي گفت : عموما چنين اختياري در صلاحيت دادگاه است و البته با قانوني كه در اختيار آقايان است طبق يكي دو استثنا هيات نظارت اختيار دارد كه راسا اقدام به توقيف نشريه و ارسال پرونده آن به دادگاه نمايد.
مدير مسئول نشريه نامه با اشاره به اينكه اتهام نشريه نامه توهين به آقاي خميني بوده است كه يكي از همين استثنا ها محسوب مي شود گفت : بنده در اين مدت در مورد همه مسئولان از جمله مقام رهبري نقد داشته ام و صريحا آن را بيان كرده ام، از نظر من وقتي مولا علي مي فرمايد من از خطا مبرا نيستم ، تكليف همه مشخص است و كسي غيرقابل نقد نيست.
وي ادامه داد : در اين چند ساله ما همواره نقدهاي خود را از جمله به رهبري و عملكرد آقاي خميني به صورت شفاف بيان داشته ايم و نيازي نبود كه در لفافه و در قالب يك شعر به ايشان توهين نماييم و رويه ما چيزي جز نقد صريح نبوده است .
دكتر صميمي با اشاره به شعري كه از خانم سيمين بهبهاني در نامه چاپ شده است گفت : اين شعر در واقع آن شعري نبود كه ما قصد داشتيم آن را منتشر كنيم ، بلكه چون شعر اصلي به دست ما نرسيده بود و بر روي جلد نشريه نيز نام خانم بهبهاني چاپ شده بود ، تحريريه مجبور شد از ميان يكي از اشعار ايشان كه در كتابشان به چاپ رسيده است شعري را انتخاب كند و ما هرگز فكر نمي كرديم كه شعري كه با مجوز قبلا چاپ شده است را نبايد منتشر مي كرديم .
پرسش ديگر ادوارنيوز از كيوان صميمي در مورد ارتباط توقيف نشرياتي از قبيل شرق و نامه با مذاكرات هسته اي و توافقات احتمالي در اين مذاكرات بود كه مديرمسئول نامه پاسخ داد : اين دو موضوع تا حدي با هم مرتبط اند اما امروزه در عصر ارتباطات نمي توان جلوي انتشار اخبار و اطلاعات را گرفت .
وي افزود : من علت اصلي اين گونه رفتارها را غلبه بخش تندروتر حاكميت مي دانم كه اينگونه تصميمات را مي گيرد . وي گفت : عليرغم اينكه مي گويند همه حاكميت يكدست شده است من فكر مي كنم اينها در ميان خودشان اختلافاتي دارند بويژه در زمينه تاكتيك ها . تندروها همانگونه كه در سياست خارجي تندوري مي كنند در اعمال سياست هاي داخلي نيز سعي در بستن فضا دارند و توقيف نشريات هم در ادامه برخورد و فشارهايي است كه در مورد انجمن هاي دانشجويي در اين مدت اعمال كرده اند .
صميمي افزود: مطمئنم كه اين روش ها راه به جايي نخواهد برد و اين گونه رفتارها از خطر فروپاشي حكومت نخواهد كاست . از نظر من با ادامه اين روند فروپاشي كليت نظام نزديك است مگر آنكه تدبير امور به دست گروه هاي ميانه رو تر بيافتد وآنها غلبه پيدا كنند و به اين وسيله لااقل ار فروپاشي خودشان جلوگيري كنند.
مدير مسئول نامه در پايان ضمن ابراز اميدواري نسبت به ادامه انتشار نشريه نامه گفت : اميدوارم پرونده نشريه نامه و شرق در يك دادگاه صالح رسيدگي شود و پرونده سير اصولي خود را طي كند . وي گفت : اگر دادگاه حكم به تبرئه اين نشريات دهد و يا به نوعي موضوع را ختم كند كه نشريات مجددا انتشار يابند اين را مي توان نشانه ي خوبي از فضا سنجي حاكميت دانست.
|
اگر جمهوری اسلامی آماده تعلیق فعالیت های مربوط به غنی سازی باشد، ما نیز آماده ایم به سمت مذاکره حرکت کنیم: گرگوری شولتی
به نقل از "رادیو فردا" گرگوری شولتی سفیر آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: ما از مذاکرات خاویر سولانا و علی لاریجانی حمایت می کنیم، اما چیزی که می خواهیم بشنویم، این است که جمهوری اسلامی غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد و به تعهدات بین المللی خود عمل کند، ما هم خواستار راه حلی هستیم که به حق ایران از برخورداری انرژی صلح آمیز هسته ای احترام می گذارد، اما در عین حال حکومت ایران را وا می دارد به جهان اطمینان دهد فعالیت های هسته ایش صلح آمیز است؛ اگر جمهوری اسلامی آماده تعلیق فعالیت های مربوط به غنی سازی باشد، ما نیز آماده ایم اقدامات شورای امنیت را در مقابل ایران به حال تعلیق درآوریم و به سمت مذاکره حرکت کنیم. آقای شولتی می گوید: بهترین راهی که از طریق آن رهبران جمهوری اسلامی می توانند امنیت خود را تضمین کنند، عدم رویارویی با جهان و پیش نبردن برنامه تولید سلاح هسته ای است؛ اگر رهبران حکومت تهران حقیقتا نگران امنیت بلندمدت کشورشان هستند، با جامعه جهانی همکاری، طبق قطعنامه 1696 شورای امنیت رفتار و از این مجموعه پیشنهادی بهره برداری خواهند کرد.
|
| به گزارش خبرگزاری ها، متن 21 صفحه ای پاسخ ایران به مجموعه مشوق هایی که دو ماه پیش از سوی شش کشور قدرتمند جهان ارائه شد، حاوی هیچ اشاره ای به موضوع تعلیق غنی سازی اورانیوم پیشاپیش برقراری مذاکرات نیست. ساعتی پیش خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد نیکولای سرکوزی وزیر کشور فرانسه که گرم دیدار از واشنگتن است اعلام کرده است جمهوری اسلامی به هیچ عنوان حق ندارد به سلاح هسته ای دست یابد و یا سلاح های مشابهی را آزمایش کند. از سوی دیگر پس از اعلام پیشرفت در مذاکرات روز شنبه میان علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی و خاویر سولانا مسئول سیاستگذاری خارجی اتحادیه اروپا، امیرمصدق کاتوزیان از رادیو فردا پس از تشکیل جلسه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین، از گرگوری شولتی سفیر آمریکا در آژانس، از موضع آمریکا درباره پرونده هسته ای ایران پرسید.
گرگوری شولتی: ما از مذاکرات خاویر سولانا و علی لاریجانی حمایت می کنیم، اما چیزی که در ارتباط با این مذاکرات می خواهیم بشنویم، این است که جمهوری اسلامی غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد و به تعهدات بین المللی خود عمل کند. ما هم مانند کشورهای دیگر عضو شورای امنیت، اتحادیه اروپا، روسیه و چین خواستار راه حلی هستیم که به حق ایران از برخورداری انرژی صلح آمیز هسته ای احترام می گذارد، اما در عین حال ایران را نیز وا می دارد که به جهان اطمینان دهد فعالیت های هسته ایش صلح آمیز است. در این لحظه منتظریم ببینیم آیا حکومت ایران آماده همکاری با قطعنامه شورای امنیت هست یا خیر. اگر جمهوری اسلامی آماده تعلیق فعالیت های مربوط به غنی سازی باشد، ما نیز آماده ایم اقدامات شورای امنیت را در مقابل ایران به حال تعلیق درآوریم و به سمت مذاکره حرکت کنیم.
امیر مصدق کاتوزیان (رادیو فردا): به گرگوری شولتی می گویم روز دوشنبه کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا گفت: اگر تهران پیش از مذاکرات به فعالیت های غنی سازی اورانیوم پایان دهد، آمریکا حاضر است به مذاکرات بپیوندد و می پرسم آیا این به این معنا است که حالا که حکومت ایران می گوید حاضر است نه به عنوان یک پیش شرط مذاکرات، بلکه در اقدامی داوطلبانه غنی سازی را تا مدت دو ماه به تعلیق درآورد، آمریکا حاضر است به مذاکرات بپیوندد؟
گرگوری شولتی: همانطوری که وزیر امور خارجه آمریکا گفته است ما هنوز هیچگونه پیشنهادی از سوی حکومت ایران درباره تعلیق غنی سازی مشاهده نکرده ایم، اما مساله ای که برای ما از این هم مهمتر است، این است که ما منتظر پیشنهاد جدید ایران نیستیم. ما فقط منتظر تعلیق غنی سازی هستیم. وقتی تعلیق انجام شد، آمریکا آماده پیوستن به مذاکرات با ایران است. ما خواستار یک راه حل دیپلماتیک هستیم.
ا . م . ک: می پرسم تعلیق موقت غنی سازی آمریکا را راضی می کند؟
گرگوری شولتی: ما به دنبال تعلیق هستیم، تعلیقی که باید وقوعش به تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی برسد. در گزارشی که محمدالبرادعی به ما داده و فردا در وین به بررسی گذاشته خواهد شد، دو چیز منظور شده؛ یکی این که حکومت ایران فعالیت های موردنظر را کنار نگذاشته و دوم این که با آژانس همکاری نکرده. ما منتظریم ببینیم آیا ایران تعلیق را به اجرا خواهد گذاشت؟ به تعهدات بین المللی خود عمل خواهد کرد؟ اگر چنین شود آمریکا حاضر است به مذاکرات بپیوندد.
ا . م . ک: علاوه بر چین و روسیه به نظر می رسد اروپایی ها هم در چند روز گذشته نسبت به رفتن به سوی تنظیم قطعنامه تحریم علیه ایران مردد هستند. آیا این می تواند به ایجاد شکافی میان آمریکا از سویی و اتحادیه اروپا، چین و روسیه از سوی دیگر انجامد؟
گرگوری شولتی: اینجا در وین من با سفرای کشورهای اروپایی صحبت کردم. همینطور با سفرای روسیه و چین و اینجا حمایت قاطعی از بیانیه وزرای امور خارجه آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان در اول ژوئن به چشم می خورد. همینطور حمایت قاطع از قطعنامه شورای امنیت درباره این مساله.
ا . م . ک: به گزارش امروز سه شنبه آسوشیتدپرس اشاره می کنم که در آن از دیپلماتی که نامش فاش نشده نقل شده، تهران در پی گرفتن این تضمین است که در طول مذاکرات، آمریکا جمهوری اسلامی را بمباران نمی کند. از نماینده آمریکا در آژانس می پرسم آیا آمریکا حاضر است چنین تضمینی به ایران بدهد؟
گرگوری شولتی: بهترین راهی که از طریق آن رهبران جمهوری اسلامی می توانند امنیت خود را تضمین کنند، عدم رویارویی با جهان و پیش نبردن برنامه تولید سلاح هسته ای است. بهتر است جمهوری اسلامی از فرصت های مهم دیپلماتیکی که پیش روی رهبرانش قرار گرفته بهره بردرای کند و به تعهدات بین المللی خود عمل کند. اگر رهبران حکومت تهران حقیقتا نگران امنیت بلندمدت کشورشان هستند، با جامعه جهانی همکاری خواهند کرد و طبق قطعنامه 1696 شورای امنیت سازمان ملل رفتار خواهند کرد و از این مجموعه پیشنهادی بهره برداری خواهند کرد.
ا . م . ک: یعنی در غیر این صورت آمریکا ایران را بمباران خواهد کرد؟
گرگوری شولتی: نه، یعنی هدف ما رسیدن به یک راه حل دیپلماتیک است، اما این به آن معنی است که رهبران حکومت تهران باید انتخاب کنند و گزینه ای واضح دارند که جلوی آنان گذاشته شده. یکی از راه هایی که می توانند برگزیدنند، همان راهی است که متاسفانه اکنون در آن گام گذاشته اند که مسیر عدم همکاری با آژانس و عمل نکردن به تعهدات بین المللی است. مسیر دیگر یعنی مسیری که بهترین راه برای مردم ایران و راهی است که سایر جهان می خواهد رهبری ایران آن را برگزیند، مسیر همکاری، اجرای تعهدات بین المللی و مذاکرات است و این راهی است که ما امیدواریم آنان برگزینند.
|
|
پرسش یک دانشجوی ایرانی تبار دانشگاه هاروارد از محمد خاتمی درباره پرونده قتل زهرا کاظمی به نقل از "رادیو فردا"
روز یکشنبه محمد خاتمی در ادامه سفرش به آمریکا، در دانشگاه حکومت دانشگاه هاروارد حضور یافت و پس از ایراد سخنانی به پرسش های تعدادی از دانشجویان این دانشگاه درباره مسائل مختلف پاسخ گفت. علی سلطانی شیخ الاسلامی یکی از دانشجویان ایرانی تبار که تاریخ اسلام مطالعه می کند، با اشاره به سخنان آقای خاتمی درباره عدالت و انصاف از او از جمله پرسید: «در سنت ما، دست کم در سنت خانواده من پذیرفتنی نیست که به زنی تجاوز شود، به او کتک زده شود و زیر خاکی دفن شود که تمام شهدای ما و خاطره آنها در آن آرمیده اند و بعد برگردند بگویند ببخشید. و بعد به اعدام کننده او این آقای مرتضوی یا هرچه که اسمش هست این حق را بدهند بیاید به عنوان نماینده کشور من و به نام پیامبر من به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برود. من نمی توانم این را بپذیرم و وقتی شما به عنوان رئیس جمهوری، به عنوان مردی که رگ و پیش باید به عنوان سپر زنان و دختران و کودکان باشد، درباره عدالت صحبت می کنید، من از خودم می پرسم «کی»؟ و من چه باید به استفان بگویم وقتی که برای دیدنش به مونتریال می روم؟
|
| تارا عاطفی (رادیو فردا): روز یکشنبه محمد خاتمی در ادامه سفرش به آمریکا، در دانشگاه حکومت دانشگاه هاروارد حضور یافت و پس از ایراد سخنانی به پرسش های تعدادی از دانشجویان این دانشگاه درباره مسائل مختلف پاسخ گفت. یکی از دانشجویان ایرانی تبار که تاریخ اسلام مطالعه می کند، با اشاره به سخنان آقای خاتمی درباره عدالت و انصاف، از او درباره قتل زهرا کاظمی در بازداشتگاه جمهوری اسلامی در زمان ریاست جمهوری او پرسید و گفت:
علی سلطانی شیخ الاسلامی: من به عنوان یک ایرانی از شما تشکر می کنم و به شما تبریک می گویم، به خاطر همه آن چیزی که درباره عشق و زندگی گفتید. گذشته از تئوری من دوستی دارم در مونتریال به نام استفان هاشمی. ما در وی ژورنالیست کانادایی بود که من مطمئنم شما او را می شناسید؛ زهرا کاظمی که هنگامی که در زندان اوین تحت بازداشت بود، درگذشت. طی دو سه سال گذشته من با او بودم. این موضوع برای او باعث تکاپویی وحشتناک، دردآور و غیرقابل تحمل شده، همانطوری که برای ایرانیان بهایی و بسیاری از دیگر ایرانیان چنین بوده. آنها که خواهان اجرای عدالت هستند. چیزی که شما همیشه درباره آن صحبت کرده اید.
وقتی شما درباره معیارهای دوگانه صحبت می کنید، البته که من به عنوان یک ایرانی حرف شما را می فهمم؛ ما می دانیم آمریکایی ها، اسرائیلی ها و بقیه چه می کنند، اما چیزهایی هستند که در حیطه قدرت ما هستند و چیزهایی که نیستند؛ خانم کاظمی به نام ما دفن شد، به نام دین ما دفن شد، وی را به نام ایران من دفن کردند، در سرزمینی که نیاکان ما به خاک سپرده شدند. او تحت نام پیامبر من دفن شده و من قدرت آن را ندارم که هیچ کاری در این باره انجام دهم. زیرا من نمی دانم به چه کسی باید برای اجرای عدالت مراجعه کنم.
در سنت ما، دست کم در سنت خانواده من پذیرفتنی نیست که به زنی تجاوز شود، به او کتک زده شود و زیر خاکی دفن شود که تمام شهدای ما و خاطره آنها در آن آرمیده اند و بعد برگردند بگویند ببخشید. و بعد به اعدام کننده او این آقای مرتضوی یا هرچه که اسمش هست این حق را بدهند بیاید به عنوان نماینده کشور من و به نام پیامبر من به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برود. من نمی توانم این را بپذیرم و وقتی شما به عنوان رئیس جمهوری، به عنوان مردی که رگ و پیش باید به عنوان سپر زنان و دختران و کودکان باشد، درباره عدالت صحبت می کنید، من از خودم می پرسم کی؟ و من چه باید به استفان بگویم وقتی که برای دیدنش به مونتریال می روم؟
ت . ع: آقای خاتمی در پاسخ به سئوال این دانشجوی رشته تاریخ اسلام درباره قتل زهرا کاظمی در بازداشتگاه جمهوری اسلامی گفت:
صدای محمد خاتمی: درباره خانم زهرا کاظمی، بنده به عنوان رئیس جمهوری و دولت من به عنوان بخشی از حکومت رسما موضع گرفت و ایستاد و خواستار این شد مساله پیگیری شود و با نحوه برخورد با ایشان و نحوه برخوردهای بعدی با آن اعتراض کرد که مساله اش در همه رسانه ها هم آمد. قوه قضاییه هم برای خودش یک استدلال هایی داشت که در عین این که احترام برایشان می گذارم، ما در این زمینه اختلاف نظر هم داشتیم. البته من با شجاعت شما نسبت قتل به کسی بدهم که مشخص کنم قاتل خانم کاظمی که بوده. معتقدم با این مساله میشد و می بایست بهتر از این برخورد شود. شاید اگر دوستان ما، بازماندگان خانم زهرا کاظمی هم مساله را به این صورت سیاسی نکرده بودند و تبدیلش نکرده بودند به یک کار تبلیغاتی خیلی تند علیه «ایران»، مساله بهتر و بیشتر حل می شد. به هر حال ما مسیر دموکراسی را تازه شروع کردیم. مطمئنا می شود ایراادها و عیب هایی نسبت به آنچه در ایران می گذرد، گرفت، ولی اولا نوعی دیگر از این اشکال یا نظیر این اشکال در جاهای دیگر هم می توانیم ببینیم. آنچه که مهم است، دموکراسی یک پروسه است. ما باید با حوصله به صورتی پیش برویم که بتوانیم با کمترین هزینه بیشترین دستاورد را داشته باشیم، خیلی هم عجله نداشته باشیم و فقط سعی کنیم جهت به سوی استقرار کامل و جامع دموکراسی گم نشود. حالا هم که کاره ای نیستم، حاضرم مطالب شما را به دقت به مسئولان ذیربط منتقل کنم.
|
گزارش ايسنا از اردوي انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشكي
به نقل از "خبرنامه گویا"
اردوي تشكيلاتي، فرهنگي و آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران عصر ديروز در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران با سخنراني اعظم طالقاني و ارائه مقاله سعيد حجاريان آغاز شد و امروز نيز در دانشكده كشاورزي كرج با سخنراني الهه كولايي و لطفالله ميثمي ادامه پيدا كرد. گزارش كامل اين اردو را ميخوانيد:
* سعيد حجاريان: نيامدن نخبگان به صحنه انتخابات، به نفع دولتهاست *
«سعيد حجاريان» در مقالهاي با عنوان "آشنايي با علم، بيگانگي با معرفت" كه در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران قرائت شد، نسبت به خطر اليناسيون در جوانان و علمگرايي محض به جاي معرفتگرايي هشدار داد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سعيد حجاريان اظهار داشت: آيا تا به حال از خود پرسيدهايد كه چرا يك كشاورز با فرآيند توليد خود بيگانه نيست؟ به علت اينكه او در تمام مراحل توليد دخيل است و به آن آگاهي دارد. به اين بيگانگي از فرآيند توليد، اليناسيون ميگويند. بر اثر انقلاب صنعتي و توسعه سرمايهداري، اليناسيون بيشتر در كار يدي مطرح بوده است و ماكس و وبر هم الينهشدن در كار يدي را مطرح كرده بودند، در حال حاضر مقصود من، اليناسيون در كار دانشگاهي و ذهني و بيگانگي از فرآيند فكري است.
وي سپس با طرح اين پرسش كه عوارض اليناسيون فكري – دانشگاهي چيست؟ گفت: به طور مثال، وقتي در غرب از يك فرد متخصص پيشرفته در يك علم خاص پرسيده ميشود كه فرماندار ايالتت كيست، يا بر فرض نمايندهات در مجلس سنا كيست، نميداند. او حتي فرق بين ايران و عراق را هم كه تنها در يك حرف(در نگارش لاتين) تفاوت دارند، نميداند. يادآوري ميشود كه علم خصلت انباشتگي دارد و بنابراين شما اگر بخواهيد در زمينهاي متخصص شويد، بايد حاصل سالها تحقيق و پژوهش را مطالعه كنيد تا بتوانيد به نكته جديدي برسيد. در غرب به يك سري افراد كه صرفا در يك زمينه تخصص دارند، افراد تكساحتي ميگويند.
حجاريان ادامه داد: اين در حالي است كه آدم داراي ابعاد بسيار متنوعي است. آدم هنر و زيبايي ميخواهد. شادي ميخواهد. ادبيات ميخواهد. محيط زيست ميخواهد. آيا آدم نبايد بداند همسايهاش چه كسي است و چه مشكلي دارد؟ كشورش چه مشكلي دارد؟ آيا او نبايد بداند چه كساني بر او حاكم هستند؟ در سطح كلان كشورش چه ميگذرد؟ آيا آدم حق حاكميت ندارد؟ وقتي ميخواهد رأي بدهد، نبايد بداند به چه كسي رأي بدهد بهتر است؟
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با طرح اين پرسش كه چرا دولتها مشوق تيلوريسم هستند؟ بالا رفتن توليد و ارزش افزوده و غير سياسي كردن دانشگاهها را دليل اين كار دانست و اظهار داشت: «در كشور ما با افزايش فشارهاي سياسي و اجتماعي، روندهايي اتفاق ميافتد كه يكي از آنها قطعا فرار مغزهاست. عدهاي نيز در اين وضعيت تن به وضع موجود داده و به دنبال زندگي خود ميروند و حتي اخلاق را نيز كنار ميگذارند. عدهاي دچار افسردگي ميشوند و به سمت انزواطلبي ميروند و يا منتظر منجي يا دست خارجي مينشينند. عدهاي ديگر به سمت اعراض، اعتراض و تعرض ميروند. اعراض به معني رويگرداني منفي، اعتراض به معني بيان كردن نارضايتي، و تعرض به معني عمل خشونتآميز است.»
حجاريان سپس با طرح اين سوال كه براي همه اينها چه بايد كرد؟ ابراز عقيده كرد: «دولتها ميخواهند دانشگاهها و دانشجوها را غير سياسي كنند؛ يا بايد مروج سياستهاي آنها باشيد و يا ساكت باشيد. چرا ميانه آنها با رشتههاي علوم انساني به اندازه علوم دقيقه خوب نيست؟ چون علوم انساني كمتر قابليت الينه كردن آدمها را دارد، ولي علوم دقيقه بيشتر اين قابليت را دارد.»
وي با بيان اينكه راه برونرفت از اين بحران در رشتههاي غير علوم انساني چيست؟ پاسخ داد: «ايجاد رشتههاي بين رشتهاي مثل مديريت صنعتي يا اقتصاد، بهداشت و... و ايجاد شبكه يا net بين رشتهها راه برونرفت از اين بحران است. در ايران اين كار را خود دانشجويان بايد بكنند و انجمنهاي اسلامي اين توانايي را دارند و بهخصوص در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، به علت تعدد و تكثر رشتهها اين امكان بيشتر وجود دارد. اين وظيفه شماست كه اين شبكه را بين رشتهها ايجاد كنيد. شما ميتوانيد با تهيه فهرستي از كلاسهاي مفيد استادان مختلف در رشتههاي مختلف علوم انساني و كلاسهاي خارج دانشگاهي معرفت شناسي، ادبي، اعتقادي و ... و ارائه آن به دانشجويان علاقهمند، زمينه ايجاد اين شبكه را فراهم آوريد. حتي ديدن فيلم و تئاتر، و گوش كردن به انواع موسيقي و خواندن كتابهاي متنوع نيز در همين راستاست.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در ادامه سخنانش كه به صورت مقاله ارائه شد، اين پرسش را مطرح كرد كه بين اليناسيون علمي و فرآيند دموكراسي در جوامع چه نسبتي وجود دارد؟
حجاريان در پاسخ به اين پرسش گفت: دموكراسي داراي دو شاخص رقابت و مشاركت است. در غرب، شاخص رقابت بالا رفته و شاخص مشاركت پايين آمده است. در آمريكا و انگليس، احزاب نخبهگرا هستند، آنها هستند كه با تبليغات، تودهها را سازماندهي ميكنند. بر فرض در شرق و غرب آمريكا كه خرده بوروژواها و كشاورزان بيشتر هستند، رأي دموكراتها پايينتر است و گرايش به سمت جمهوريخواهان بيشتر ديده ميشود. البته مساله نژاد سفيد و سياه و اقليتها در شرق و غرب آمريكا كه بيشتر به دموكراتها گرايش دارند نيز مطرح است، بنابراين تودهها براي جمهوريخواهان مهمتر و نخبگان براي دموكراتها مهمتر هستند. البته نخبگان در حال حاضر در آمريكا از نظر كمي، خود به توده بدل شدهاند، نخبگان در كشور ما با نخبگان غرب، متفاوت هستند.»
وي ادامه داد: «نخبگان غرب الينه شده و از معرفت دور شدهاند. البته در جنوب اروپا به خصوص ايتاليا، اسپانيا، پرتغال، و يونان، معرفت بيشتري در ميان نخبگان ديده ميشود، و در واقع هرچه سرمايهداري شديدتر باشد، اليناسيون نخبگان بيشتر خواهد بود. در حقيقت تيلوريسم زاده كاپيتاليسم است. نخبگان ما نيز هنوز معرفت دارند، اهل سياست هستند و ميفهمند. در كشور ما، نيامدن نخبگان به صحنه انتخابات، به نفع دولتهاست.»
وي ابراز عقيده كرد: «آنها احزاب پادگاني و قدرت بسيج تودهها را در دست دارند. در واقع دولتمردان در شعار مخالف غرب هستند ولي در واقع همانطور عمل ميكنند و نخبگاني را ميخواهند كه الينه شده باشند. علايمي هست كه نشان ميدهد كه ميخواهند نسل جديد ما را به سمت علمزدگي و خروج از دايره معرفت سوق دهند.»
حجاريان گفت: «اين سؤال پيش ميآيد كه چرا ما ايرانيها دچار تيلوريسم علمي شديم، در حالي كه كشورهاي ديگر مثل لبنان، تركيه و ... با اينكه از ما پيشرفتهتر هستند اين قدر از سياستزده نشده و دچار تيلوريسم علمي نشدهاند. حتي مردم اين كشورها نيز از لحاظ معرفت ازما بهترند. دين، هنر، سينما، توليدات فرهنگي، شعر و ادبيات همه از نتايج معرفت در ميان مردم هستند.
كشورهايي مثل چين و ژاپن نيز با اينكه از ما پيشرفتهترند، به لحاظ توليدات فرهنگي از ما قويترند. تفاوت ما با آنها چيست كه آنها اين چنين پيشرفته و از نظر معرفت برتر هستند، ولي ايران را شايد بتوان از اين نظر با كشوري مثل امارات مقايسه كرد. يكي از علل، نفت است كه دست دولت را باز ميگذارد و باعث ميشود كه دولت احتياجي به ماليات مردم نداشته باشد. علت دوم آن است كه بعد از آمدن و رفتن خاتمي، مردم به اين نتيجه رسيدند كه او نيز نتوانست كاري براي آنها بكند و اصلاحات فايدهاي نداشت و به خصوص بعد از رد صلاحيتهاي مجلس هفتم، اين نااميدي بيشتر شد. ميتوانيم بگوييم، پس از اين وقايع، ما مادي گراتر شدهايم. مردم ما دچار مشكلات معيشتي شدهاند و هر كسي در اين دنياي وانفسا به دنبال حل مشكلات خود ميرود و حتي علمجويي و تمايل آنها براي ورود به دانشگاهها نيز براي دستيابي به ثروت و منزلت است. بنابراين از سه منبع كمياب موجود كه قدرت، ثروت و منزلت هستند، راه قدرت و سياست، در صورتي كه مروج سياست آنها نباشيد مسدود است، ولي در صورتي كه به اليناسيون علمي تن بدهيد، مسير ثروت و منزلت را باز گذاشتهاند. مسير معرفت نيز، كه شامل دينورزي هم ميشود، بسته شده است و ما در صورتي اجازه استفاده از اينها را خواهيم داشت كه بخشي از دستگاه ايدئولوژيك دولت بشويم.»
*اعظم طالقاني: نبود افراد دورانديش در جامعه باعث عدم تحقق عدالت شده است*
دبير كل جامعه زنان انقلاب اسلامي تصريح كرد: «امروزه در جامعه ما يكي از شرايط حاكميت مطلوب، شفافيت است. در جامعهاي كه مرحوم طالقاني به آن ايمان داشت مردم پاك زندگي ميكردند و مسوولان در قبال مردم متعهد بودند. مرحوم شريعتي نيز به جامعه ديني اعتقاد داشت و بر اين باور بود كه جامعه مطلوب بر اساس جامعه ديني شكل خواهد گرفت.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اعظم طالقاني در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران با بيان اين مطلب اظهار داشت: «نسل ما به افرادي جوان كه در اين جامعه با تمام وجود تلاش ميكنند افتخار ميكند.»
وي با اشاره به سوره نحل، اظهار داشت: «مطمئنا اگر مشكلات اقتصادي وجود نداشته باشد انسان ميتواند براي آينده خود برنامهريزي كند و درست تصميم بگيرد. خداوند در قرآن ميفرمايد ما نميخواهيم كه شما نگراني داشته باشيد بلكه اين شماييد كه چنين وضعي براي خود به وجود ميآوريد.»
طالقاني اظهار داشت: «دولتها با هر سياستي موظفند سرمايه ملت را كه هزاران سال براي توليد آن زمان گذشته است حفظ كنند. مردم بايد با آگاهي از اين پوپوليسم و عوامفريبي بيرون آيند و آگاه شوند.»
وي با ياد از مرحوم طالقاني، بيان كرد: «در هر زمان طالقاني شرط شناخت را ضرورتي واجب براي جامعه دانسته است. اگر هر انسان و هر فردي اطراف و موجودات پيرامون خود را با آگاهي بشناسد، ميتواند به اصالت و مسووليت انساني خود پي ببرد.»
وي با بيان اينكه آيتالله طالقاني بر امنيت جامعه و فرد تاكيد داشت، تصريح كرد: «آيتالله طالقاني معتقد بود در پناه اعتقاد، امنيت به وجود خواهد آمد. اگر مردم ما به اين باور برسند و اعتقاد خود را پررنگ كنند، امنيت كامل را به دست خواهند آورد.»
اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: «قسط از ديدگاه آيتالله طالقاني عبارت است از اينكه هر كس متناسب با موقعيت، كاركرد و پايگاه اجتماعياش بتواند بهره صحيح از زندگي را به دست آورد؛ به اين معنا كه هر كس به تناسب توانايي و هوش و ذكاوت خود، بتواند بهره آن را به آساني در جامعه دريافت كند.»
وي گفت: «اگر در جامعهاي مسووليت به افراد ناآگاه داده شود، باعث از بين رفتن منافع خواهد شد. متاسفانه در حال حاضر نبود افراد دورانديش در جامعه، باعث شده كه عدالت در جامعه ما به تحقق نپيوندد.»
وي با اشاره به تحول و اصل حركت، گفت: «با توجه به اصل حركت، بايد بدانيم كه عقلانيت روز به روز تحول پيدا ميكند و پويايي و نشاط باعث ميشود مشكلات در هر زمان حل شود.»
طالقاني در ادامه گفت: «در دنياي امروز، انسانيت، همدلي و نوعدوستي به سوي استضعاف پيش ميرود و اگر انسانها به اصل تكامل و قسط اعتقاد داشته باشند، وضعيت به نحو ديگري پيش خواهد رفت.»
دبيركل جامعه زنان انقلاب اسلامي با بيان اينكه آيتالله طالقاني به پرواگيري تكيه داشت، ادامه داد: «از ديدگاه مرحوم طالقاني، پرواگيري يك نوع سمبل است.»
وي ادامه داد: «اگر ما در حال حاضر چنين جامعهاي را شاهد نيستيم بايد تمام تلاش خود را به كار بگيريم تا به آن دست پيدا كنيم.»
*الهه كولايي: تامين نياز مردم، نيازمند همكاري با جامعه جهاني است*
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي تصريح كرد: «وقتي در سوم تير سال 1384 احمدينژاد انتخاب شد، مردم خواهان اين بودند كه با فقر و تبعيض مبارزه شود. تامين نياز مردم، نيازمند روابط تعاملآميز و همكاري با جامعه جهاني است.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، الهه كولايي كه در اردوي تشكيلاتي - سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در دانشكده كشاورزي كرج سخن ميگفت، با اشاره به فضاي سياسي ايران و موقعيت استراتژيك آن، اظهار داشت: «با مرور تاريخ ايران ميبينيم كه ايران با توجه به موقعيت تاريخي خود هميشه در تحولات منطقه پيرامون خود نقش داشته است.»
وي با بيان اينكه جهاني شدن فضاي جديدي را در دنيا ايجاد كرده است، گفت: «ما نميتوانيم نسبت به پيرامون خود بيتفاوت باشيم. به حكم جغرافيا و تاريخ كشوري كه در آن زندگي ميكنيم، اثرپذيريمان از كشورهاي ديگر هم بسيار بالاست. ما بايد بتوانيم آثار تحولات جهاني را بر كشورمان ارزيابي كنيم.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در ادامه با طرح اين سوال كه اهميت كشور ايران و تحولات ساختار قدرت جهان چه بوده است؟ خاطرنشان كرد: «بعد از انقلاب اسلامي شعار نه شرقي، نه غربي موقعيت ايران را مشخص كرد اما بايد ديد آيا به واقع اين شعار اجرا شده است؟ بعد از انقلاب اسلامي سياست ما بيشتر نه شرقي، نه شرقي بوده است و نتوانستيم توازن را در تنظيم رابطه با جهان حفظ كنيم.»
اين فعال سياسي با اشاره به فروپاشي شوروي و وضعيت استراتژيك ايران، بيان كرد: «ايران از كشورهايي است كه شرايط اجازه نميدهد انزوا پيشه كند. موقعيت جغرافيايي ايران آن را به يك بازيگر تعيينكننده در سطح منطقه تبديل كرده است و مطمئنا جامعه جهاني بر روي كشوري كه دومين منابع انرژي را دارد حساب باز كرده است.»
كولايي با اشاره به ثروت ايران و منابع نفتي آن، گفت: «مطمئنا ايران ميتواند بسياري از ملاحظات جهاني را پاسخگو باشد. حادثه 11 سپتامبر و تحولاتي كه در اين دوران رخ داده، توجه به ايران را افزايش داده است.»
وي با اشاره به نظريه جنگ تمدنهاي هانتينگتون، يادآور شد: «حضور جهاني آمريكا و مداخلات آن در ديگر كشورها نشان داد كه آمريكا چه قدرتي در اين زمينه داشته است؟ ساختارهاي امنيتي دوران جنگ سرد، آنچه را كه به شوروي مربوط ميشد از بين برده و نفوذ ناتو را هرچه پررنگتر نشان داده است.»
به گزارش خبرنگار ايسنا، كولايي در ادامه با اشاره به تهديدهاي جدي آمريكا عليه ايران، افزود: «اقدامات تهديدآميز آمريكا عليه ايران سعي كرد ايران را هدف قرار دهد.»
وي ادامه داد: «عملكرد سياست خارجي ايران در آن زمان توانست ما را از اين موقعيت خطرناك دور كند.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه در 11 سپتامبر جهان با شرايط جديدي مواجه شد، ادامه داد: «چنين صحنههايي براي جهان تكاندهنده بود. امروز بسياري از شهروندان آمريكايي و اروپايي از ترس تكرار شدن حادثه مشابه 11 سپتامبر حاضر ميشوند تا حتي گفتوگوهاي خصوصيشان كنترل شود.»
اين استاد دانشگاه تهران اظهار داشت: «با حوادث 11 سپتامبر، موضوع جديدي تحت عنوان حمله پيشگيرانه مطرح شد.»
وي با اشاره به اتفاقات اخير لبنان، تصريح كرد: «جامعه جهاني در مقابل حمله اسرائيل به لبنان ابتدا با سكوت و سپس با تأمل برخورد كرد. حمله به قول بوش پيشگيرانه، تئوري بود كه بعد از 11 سپتامبر كشورهايي همچون آمريكا و اسرائيل از آن استفاده كردند و آمريكا ميگويد جايي كه منابع كانون تروريست است را ميتوانيم هدف قرار دهيم.»
اين فعال سياسي ادامه داد: «نهادگراها و كساني كه از ارزشهاي انساني دفاع ميكنند دستاوردهايشان با تهديد مواجه شد و جنگ لبنان نشان داد كه بسياري از تلاشها به نتيجه نرسيده است.»
كولايي در ادامه با بيان اينكه ايران قابل انكار شدن نيست، گفت: «فشارهاي آمريكا فرصتي براي رقباي ايران و آمريكا ايجاد كرد. مطمئنا نميتوان ايران را در اين فضاي سياسي حذف كرد و ناديده گرفت.»
وي با اشاره به روابط خارجي ايران، تصريح كرد: «در داخل كشور عزم جدي براي تغيير سياست خارجي وجود ندارد. متأسفانه در دوران اصلاحات هم رابطه تخاصمآميز ادامه پيدا كرد و مخاصمه ايران و آمريكا به فرصتي براي كشورهاي ديگر تبديل شد.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي ادامه داد: «سهم كشورها در مذاكرات و معاملات، ارتباط مستقيمي با عوامل قدرت هر كشور دارد و ادامه تقابل ايران و آمريكا باعث ايجاد فرصتي براي استفاده كشورهاي رقيب شده است.»
كولايي با اشاره به اينكه طالبان از سوي آمريكاييها به وجود آمدند، گفت: «آمريكاييها طالبان را حمايت كردند كه ايران نتواند انرژي را از مسير خود انتقال دهد. سپس آمريكاييها، خود، براي ساقط كردن طالبان اقدام كردند.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي ادامه داد: «در حال حاضر ما شاهد جنگ سرد جديدي هستيم. روسها دوباره به مدد قيمت نفت قد علم كردهاند و بعضيها روسيه را ابرقدرت انرژي قرن بيست و يكم ميدانند. در اين فضا ما بايد به اطراف و حوادث اطرافمان دقت كنيم و بازيهاي قدرت و انقلابهاي رنگي كشورهاي ديگر و پيامدهاي آن را مورد توجه قرار دهيم.»
اين فعال سياسي گفت: «ايران برنامه و سند چشمانداز بيست سالهاي را تنظيم كرده و نيازهاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي را در اين راه مد نظر قرار داده است.»
اين استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با طرح اين سوال كه تحقق اهداف سند چشمانداز بيست ساله چگونه ميسر است؟ اظهار داشت: «براي به وجود آوردن جامعهاي كه در آن جوانها بتوانند كار، شغل و تحصيل داشته باشند و با مفاسد و فقر فرهنگي - اقتصادي مبارزه شود، بايد با جامعه جهاني رابطه مناسب و سازنده داشت و اعتماد متقابل و سازنده را ايجاد كرد.»
كولايي افزود: «بعضيها معتقدند همانگونه كه با شوروي برخورد شده است با ايران برخورد خواهد شد. بسياري از مشاوران بوش و خانم رايس شوروي شناس هستند. نو محافظهكاران آمريكايي منتظرند كه نارضايتي از درون شكل بگيرد.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: «با توجه به منابع عظيمي كه در اختيار داريم، ميتوانيم براي تامين نيازهاي مردم ايران اقدام كنيم. سياست خارجي ادامه سياست داخلي است. آقاي احمدينژاد كه ميخواهد به خواستههاي مردم پاسخ دهد نياز دارد كه سياست خارجي مناسب آن را طراحي و اجرايي كند.»
وي سپس به به دوران اصلاحات اشاره كرد و افزود: «مسوولان در طراحي و اجراي سياستهاي خود در عرصه داخلي و خارجي چنانچه منافع مردم را در اولويت قرار دهند ميتوانيم شاهد تغييرات بسياري باشيم.»
*لطفالله ميثمي: دين باعث گسترش مردمسالاري ميشود*
لطفالله ميثمي گفت: «آيتالله طالقاني سمبلي از وفاق ملي بود و سعي داشت تضادهاي موجود در جامعه را از بين ببرد.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، لطفالله ميثمي كه در هشتمين اردوي تشكيلاتي، فرهنگي، آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در دانشكده كشاورزي كرج سخن ميگفت، با بيان اينكه حركت آيتالله طالقاني سمبل و نمادي از وفاق ملي بود، گفت: «آيتالله طالقاني سعي داشت با كاركردهاي عملي، تضادهاي موجود در جامعه را از بين ببرد. طالقاني ماركسيسم را يك فرضيه ميدانست و اعتقاد داشت كساني كه به ماركسيسم روي آوردهاند نبايد با برخوردي نادرست روبهرو شوند. آنچه كه طالقاني را سمبل وفاق ملي كرده است، اعتقاد ايشان نسبت به باورهايش بود.»
اين فعال سياسي با بيان اينكه دين براي مردمسالاري امتياز بزرگي است، تصريح كرد: «دين در مردمسالاري دو مولفه اصيل دارد و به گسترش مردمسالاري و دموكراسي بسيار كمك ميكند.»
ميثمي افزود: «قرآن، بيخدايي و بي ديني را به رسميت نميشناسد و بارها در قرآن آمده است قبل از اينكه فكري وجود داشته باشد و انساني خلق شود، وجود خدا كاملا محسوس بوده است. قرآن بشر را هستيمحور ميكند تا به وجود خداوند پي ببرد.»
ميثمي تصريح كرد: «مشاركت در جامعه بسيار ضروري است و اين فعاليتي است كه از سوي مردم به وقوع ميپيوندد.»
وي با اشاره به آيه 159 سوره آل عمران گفت: «خداوند به پيامبر ميگويد افسرده دلها را از آن وضعيت بيرون آور و براي آنها طلب استغفار كن.»
وي ادامه داد: «دموكراسي به معناي فعال كردن تودههاست. دموكراسي هسته اصلي عمق مردمسالاري است. دين براي دموكراسي بستري است كه باعث عمق و گسترش آن ميگردد.»
مدير مسوول ماهنامه چشمانداز ايران اضافه كرد: «سالهاي زيادي طول كشيد تا حضرت علي (ع) به حكومت رسيد، اما هيچگاه در اين مدت به فردي زور نگفت. با وجود اينكه او حكم خداوندي را داشت، صبر پيشه كرد و سكوت اختيار كرد. عملكرد علي، تعميق اصلي دموكراسي بود.»
*دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي: انگيزه دينباوري باعث شكلگيري و پايداري تشكلهاي دانشجويي شده است*
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران مهمترين موضوع در تشكلهاي دانشجويي را بحث سياستگذاري در دانشگاه كه از سوي مسوولين مطرح شده دانست و ادامه داد: «بعضيها بر اين باورند كه بايد فضاي سياسي از دانشگاه خارج شود. مطمئنا اگر فضاي سياسي در دانشگاه وجود نداشته باشد، پويايي و نشاط از بين خواهد رفت.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ايمان ملكاآشتياني در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران گفت: « 64 سال از قدمت اولين تشكلهاي دانشجويي در ايران ميگذرد. انگيزه دينباوري در گذشته باعث شكلگيري و پايداري تشكلهاي دانشجويي شده است.»
وي افزود: «با توجه به اينكه تلاش و فعاليت انجمن اسلامي دانشجويان براي تحقق فضاي اسلامي در داخل دانشگاه و محيط دانشجويي بوده است، انجمن اسلامي سعي دارد اين محيط را حفظ كرده و در كنار آن فعاليت سياسي و صنفي داشته باشد.»
وي با ياد از بزرگاني همچون مهندس بازرگان، گفت: «ديدگاه انجمن اسلامي دانشجويان مديون مهرهها و نيروهاي قوياي است كه بعد از انقلاب تمام تلاش خود را براي حفظ انجمن اسلامي به كار گرفتهاند و ما به عنوان دانشجويان افتخار ميكنيم كه در راه آنها گام برميداريم.»
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران تصريح كرد: «بازسازي تشكيلاتي شامل نيروهاي خلاق، پر نشاط و فعالي است كه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران از داشتن نيروهايي پويا بسيار خرسند است. ما از حضور و فعاليت ديگر تشكلهاي دانشجويي با افكار متفاوت از انجمن اسلامي دانشجويان استقبال ميكنيم؛ زيرا در چنين فضايي دانشگاه به پويايي و نشاط خواهد رسيد.»
وي در خصوص مسائل داخلي دانشگاه نيز گفت: «تشكلهاي دانشجويي بايد موضعگيريهاي خود را مشخص كرده و در راستاي آن فعاليت كنند.»
اين فعال دانشجويي درباره تكثر تشكلهاي دانشجويي نيز اظهار داشت: «مسوولان بايد در تكثر تشكلهاي دانشجويي نگاه جديد داشته باشند. تكثري كه صرفا به نامهاي مختلف منجر شود، هيچگاه نميتواند در دانشگاه فعاليت درستي داشته باشد.»
وي ادامه داد: «عدهاي بر اين باورند كه فضاي سكولار و ليبرال در دانشگاه حاكم شده است اما فلسفه آكادميك اين است كه گروههاي مختلف بايد بتوانند اظهار نظر كنند.»
ملكاآشتياني افزود: «آيندهاي كه پيش روي ماست سرشار از بيمها و اميدهاي زيادي است؛ اما براي رسيدن به آرمانها، انجمن اسلامي دانشجويان تمام تلاش خود را در اين راه به كار خواهد برد.»
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهرام و علوم پزشكي تهران، با اشاره به نبود روشنفكري ديني بين بعضي از مسوولان، تصريح كرد: «اگر مسوولان به عملكرد آقاي خاتمي در سفر اخيرشان با روشنفكري ديني نگاه كنند، خواهند ديد كه تمام تلاش خاتمي براي بهبود بخشيدن روابطي است كه ميتواند به حل چالشهاي نظام در عرصه سياست خارجي كمك كند.»
وي گفت: «اگر مسلمانيم و به ارزشسالاري اعتقاد داريم، نبايد گذشتگان را تكفير كرده و آنها را به بهانهاي رد كنيم. اين نوع عملكرد، تنها براي سرپوش گذاشتن و فرار از مشكلات واقعي است.»
ملكاآشتياني اظهار داشت: «انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي با اتحاد و حضور فعال خود در عرصه دانشگاه و فضاي دانشجويي، با تهديدهاي زيادي مواجه شده است؛ اما جايگاه اصلي خود را حفظ كرده و با تلاش، تيزهوشي، درايت و توكل به خداوند متعال به راه خود ادامه خواهد داد.»
*سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي: عدالتطلبي به منزله توزيع عادلانه ثروت، قدرت و آگاهي بر مبناي تواناييها است*
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي گفت: «عدالتطلبي به منزله توزيع عادلانه ثروت، قدرت و آگاهي در جامعه انساني بر مبناي تواناييها و استعدادهاست.»
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حسين نقاشي در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران، هدف از نامگذاري اين اردوي تشكيلاتي به عنوان «دينباوري، عدالتطلبي و دموكراسيخواهي» را اعتقاد به جامعه ديني و دموكراسيخواه دانست و افزود: «دين به منزله مجموعهاي است از باورها، اعتقادات و مناسك كه معطوف به هدايت بشر است. امري كه فرد مومن را در جهت رشد و درك دقيق از دينباوري محقق ميگرداند.»
وي اظهار داشت: «دموكراسيخواهي به منزله نقد و عزل حاكمان سياسي در جامعه با رعايت حق حاكميت قانون، رعايت آزاديهاي اصلي و حقوق بشر و حقوق شهروندي است. دين مجموعهاي است از باورها، اعتقادات و مناسك كه معطوف به هدايت بشر است. اين امر فرد مومن را در جهت رصد و تقرب به امر قدسي رهنمون ميشود.»
وي با اشاره به مواجهه خردورزانه آموزههاي ديني و تجدد به عنوان دغدغه روشنفكري ديني، گفت: «روشنفكري ديني سالها به دنبال كاوش و چيستايي اين موضوع بوده است. به طور واضح اينكه مومن در يك جامعه مومنانه در عرصه اقتصاد، سياست، حقوق و قانونگذاري با تمسك به اخلاق و آموزههاي بنيادين ديني تصميمگيري و سياستگذاري ميكند و عرفها و عادات مغاير با اين آموزهها را بر نتابيده و براي آن تصميمسازي نميكند. اين امر قطعا به معناي عينيت در مفاهيم ديني نيست.»
نقاشي با اشاره به شعار عدالتطلبي اردوي انجمن، گفت: «عدالتطلبي به منزله توزيع عادلانه ثروت، قدرت و آگاهي در جامعه انساني بر مبناي تواناييها و استعدادهاست.»
وي همچنين دموكراسي خواهي را حق نصب، نقد و عزل حاكمان سياسي در جامعه دانست و گفت: «اين امر با رعايت حق حاكميت قانون و رعايت آزادي هاي اساسي، حقوق بشر و شهروندي است.»
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط آریا
|
هيئت نظارت بر مطبوعات نشريات نامه و شرق را توقيف و نشريه حافظ را لغو امتياز كرد.
به گزارش خبرنگار ادوارنيوز هيئت نظارت بر مطبوعات صبح امروز روزنامه شرق را به دليل چاپ يك كاريكاتور در شماره 16 شهريور ماه و همچنين عدم توجه به نظر اين هيئت در مورد تعويض مديرمسئول اين روزنامه را توقيف كرد.
در كاريكاتور مورد اشاره با عنوان بازي از نوع ديگر كه توسط بصير عنايتي كشيده شده است صفحه شطرنجي با دو مهره اسب روبه روي هم ديده مي شود كه يكي از اين دو مهره گوشهاي درازتري دارد، عصباني و بر افروخته است و چيزي شبيه به يك نور دور سر او ديده مي شود. هيئت نظارت بر مطبوعات اين كاريكاتور را توهين به يكي از مقامات عاليرتبه نظام دانسته است.

روابط عمومي نشريه نامه نيز در نمابري به ادوارنيوز اعلام كرد كه هيئت نظارت بر مطبوعات انتشار اين ماهنامه سياسي را بنا به مصوبه 13 شهريور ماه خود متوقف ساخته و پرونده را به دادگاه ارسال كرده است.
همچنين نشريه حافظ كه ديدگاه هاي جبهه ملي ايران را منعكس مي سازد نيز به حكم هيئت نظارت بر مطبوعات لغو امتياز شده است.
سحرخيز: فضاي وحشت و سانسور تشديد مي شود
توقيف پرتيراژترين روزنامه منتقد دولت
به نقل از "روز آنلاین"
یک روز پس از ارسال نامه "شرق" به هيات نظارت بر مطبوعات، مبنی بر پذيرش حكم اين معاونت در رابطه با تغيير مديرمسؤول، اين روزنامه توقيف شد. مدیران روزنامه شرق، در نامه مذکور خواستار فرصتی دوماهه، حداكثر تا پايان زمان قانونی ارائه شده در اين حكم، برای جمعبندی و انتخاب مديرمسوول جديد شده بودند.
همزمان با توقيف شرق، هيات نظارت بر مطبوعات همچنن نشريه"نامه" را توقيف و مجوز نشريات "حافظ" و "خاطره" را نيز لغو کرد.
انسداد فضای مطبوعاتی
فصل جدید توقیف مطبوعات و فشار بر روزنامه نگاران در ایران،با در نظر گرفتن معضلی که حاکمیت بر سر پرونده هسته ای خود با جامعه جهانی دارد از چه مختصات تازه ای برخوردار است؟ عیسی سحرخیز، عضو سابق هیات نظارت بر مطبوعات در وزارت ارشاد در دوران عطاالله مهاجرانی در این باره به "روز" می گوید: "من فکر می کنم شرایط داخلی و خارجی، به گونه ای دارد بسوی ایجاد تنگناهایی جدی برای دولت جدید پیش می رود که آنها مجبور هستند فضای داخلی را ببندند و زمینه انتقاد را در داخل کور کنند. از نامه ای که آقای الهام به آقای مرتضوی نوشت [مبنی بر برخورد با انتقادات وارده به دولت از سوی برخی رسانه ها] مشخص بود که ما شاهد یک نقطه عطف و دور جدیدی از حملات علیه مطبوعات هستیم. همچنین پس از فضایی که در مورد سایت های اینترنتی به وجود آورده اند، ما شاهد اعمال محدودیت بیشتر در مورد روزنامه نگاران، باز هم در یک حیطه بسیار محدودتر، و پذیرفتن رسمی خودسانسوری از سوی آنها بودیم."
سحرخیز، برخورد جدید با نشریات منتقد را قابل پیش بینی عنوان می کند و به تحمیل تعویض مدیر مسئول از سوی هیات نظارت بر مطبوعات به روزنامه شرق اشاره می کند: "من همان زمان گفتم که این اقدام هیات نظارت، غیر قانونی، غیر مجاز و بدعتی جدید تلقی می شود و نباید مسئولین روزنامه زیر بار این فشارها بروند و اگر این فشارها را بپذیرند، حتی اگر تمکین کنند، هیات نظارت در جهت توقیف آنها عمل خواهد کرد. متاسفانه امروز این اتفاق روی داده و با وجود اینکه آقای رحمانیان اعلام کردند خودشان دیگر در جایگاه مدیر مسئول نخواهند بود، هیات نظارت اقدام به توقیف این روزنامه کرده است."
این روزنامه نگار همچنین ضمن اشاره به توقیف ماهنامه دگراندیش نامه، همه این شواهد را سندی عنوان می کند برای محقق شدن پیش بینی هایی که از سوی برخی جریان های سیاسی در مورد عواقب تغییر"حاکمیت دوگانه" و رفتن به سمت و سوی "حاکمیت یکدست" انجام گرفته بود: "نتیجه آن پیش بینی ها، بسته تر شدن فضای داخلی و برخورد با منتقدین و جریان منتقد در کشور است که در حال حاضر قدم به قدم در حال تحقق است."
توقیف به دلیل یک شعر
علیرضا کرمانی، دبیر تحریریه نشریه "نامه" جرمی را که به عنوان دلیل توقیف به دست اندرکاران این نشریه عنوان شده است، انتشار شعری از سیمین بهبهانی، غزلسرای بنام کشور در شماره 48 این نشریه عنوان می کند. کرمانی به "روز" می گوید : "هماهنگی هایی با خانم بهبهانی برای این شعر که «بهار!،باز هم سبزی؟» نام داشت صورت گرفته بود. قرار بود ایشان شعر جدیدی برای بهاریه به ما دهند که این اتفاق نیفتاد و چون روی جلد نشریه نام ایشان آمده بود ناگزیر بودیم یک شعر بهاریه از ایشان بگذاریم. بعد از چند ماه از انتشار آن شماره نشریه، این شعر «اهانت به امام» تلقی شده در حالی که رویه نشریه «نامه» بیشتر تئوریک بوده و لزومی وجود نداشته است که لابلای مطالب گوشه کنایه ای به جایی با کسی بزند."
گفتنی است که این شعر خانم بهبهانی در مجموعه ای بوده که تا به حال دو بار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز چاپ گرفته است . علیرضا کرمانی، توقیف این نشریه به دلیل چاپ یک شعر را موجب ایجاد نگرانی در میان اهالی فرهنگ و ادب کشور عنوان می کند و می گوید: "اصلا در شعر مذکور مشخص نشده که این جنگ، جنگ ایران و عراق است. می تواند جنگ های دیگری باشد. ولی به هر حال این برخورد باعث نگرانی اهالی فرهنگ و ادب کشور شده؛ چون این اولین باری است که یک نشریه به دلیل چنین موردی توقیف می شود."
دبیر تحریریه "نامه" ابراز امیدورای می کند که روال برخورد قضایی از این به بعد بر "میزان محبوبیت" نشریات قرار نگیرد: "امیدوارم از این به بعد به صرافت این نیفتند که برای توقیف هر نشریه ای که به محبوبیت می رسد بهانه ای پیدا کنند. به هر حال کار مطبوعاتی مانند دیکته ای است که همیشه در آن غلط وجود دارد. ما در شماره 53 نشریه هم درباره اخطاری که از سوی مدیر کل مطبوعات وزارت ارشاد برای موردی دیگری به نشریه داده بودند توضیح داده بودیم."
* مرغ عروسی و عزا*
اما با توجه به شرایط کنونی در عرصه سیاسی کشور، سرنوشت روزنامه نگار و روزنامه نگاری ایران به کدام سو خواهد رفت؟ چشم انداز روزنامه نگاری کشور و وضعیت بغرنج روزنامه نگاران، در فضای ناپایدار داخلی چیست؟ عیسی سحرخیز معتقد است: "ببینید ما در کل تاریخ مطبوعات ایران، شاهد جوانمرگ شدن آنها بوده ایم. روزنامه نگاران ایران تامین شغلی ندارند و مرغ عروسی و عزا هستند که چون دیوارشان از همه کوتاهتر است، به هر مناسبتی اولین فشارهای جامعه به روزنامه نگاران و مطبوعات منتقل می شود."
رضا طلایی نیک،عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس اسلامی نیز ضمن بیان ضرورت نظارت بر مطبوعات کشور و رسانه ها اولویت را به "توقیف" آنها نمی دهد. این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح می کند که: "نباید جریمه سهل انگاری دست اندرکاران هر یک از رسانه ها را مردم با محروم شدن از آن رسانه بپردازند. لذا اولویت دادن به سایر ساز و کارهای نظارتی و تنبیهی و کاهش میزان توقیف روزنامه ها می تواند در صیانت از حقوق عمومی موثر باشد."
تشدید سرکوب
به پیش بینی عیسی سحرخیز، که در زمره هواداران اصلاح طلبان دینی قرار دارد ،فضای "فشار و سرکوب" مطبوعات در کشور تشدید خواهد شد: "فضای اعمال وحشت و رعب و سانسور و خودسانسوری تشدید خواهد شد و حتی این حد از انتقاد و نوشتن مطالب تحلیلی را جریان مقابل نمی تواند تحمل کند؛ زیرا دولت در برنامه های سیاسی و اقتصادی خود شکست خورده و چون فکر می کند فضای بین المللی هم بسته می شود، به سوی محدود کردن بیشتر رکن چهارم دموکراسی و فعالیت مطبوعات و روزنامه نگاران قدم برداشته است."
رضا طلایی نیک، "کارآمدی هیات نظارت بر مطبوعات" را در اقدامات پیشگیرانه و استفاده از ابزارهای دیگر با توسل کمتر به توقیف رسانه،"مطلوب تر" عنوان می کند و معتقد است: "با توقیف هر یک از رسانه ها مخاطبین و بخشی از جامعه مرتبط با آن رسانه، با محرومیت مطبوعاتی مواجه می شود و لذا علاوه بر دست اندرکاران روزنامه،بخشی از جامعه نیز مجازات می شود."
واکنش های ضعیف
اما در حالی که چالش بر سر پرونده هسته ای جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد، این روند تا چه حد می تواند بر انقباض بیشتر فضای سیاسی داخلی کشور و ایجاد محدودیت های بیشتر برای منتقدین دولت و روزنامه نگاران بوجود بیاورد؟ دراین شرایط آیا امکان فراموشی مساله "حقوق بشر" در ایران به شکل جدی تری مطرح است؟ عیسی سحرخیز ضمن اینکه مسئله مذاکرات بر سر پرونده هسته ای را نقطه پیشاهنگ اعمال سانسور و خود سانسوری در ایران عنوان می کند تصریح می کند که: "غیر از هیات نظارت، وزارت ارشاد و شورای امنیت ملی و خود دادگستری ما از طرق مختلف شاهد تحت فشار قرار گرفتن مطبوعات در این زمینه هستیم. روزنامه نگاران را مجبور کرده اند که بخشی از حقایق و دیدگاه مردم ایران را ننویسند. ابتدا قدم به قدم پیش رفتند که چه مطالبی را ننویسید. بعد در هفته گذشته ما شاهد این مساله بودیم که تحکم می کردند چه چیزهایی را بنویسید و از چه کسانی بنویسید! مساله ای که منجر به انتشار بیانیه انجمن دفاع از مطبوعات در هفته گذشته شد که پیش بینی می کرد ما شاهد چنین تحولاتی در جامعه باشیم."
به باور این روزنامه نگار فضای مطبوعات کشور، اکنون وارد مرحله ای شده است که محدودیت ها را بسیار بیشتر از گذشته کرده است. سحر خیز احتمال توجه جامعه بین المللی به وضعیت حقوق بشر، فشار روزافزون بر مطبوعات و منتقدین سیاسی در کشور را در شرایط کنونی ضعیف عنوان می کند و می گوید: "جامعه بین المللی تا زمانی که مساله هسته ای در دستور کار آنها قرار دارد چندان واکنش مثبتی نسبت به نقض حقوق بشر در ایران نشان دهد . نهایتا با انتشار یک بیانیه اعتراضی مواجه خواهیم بود.
علامت به هاشمی رفسنجانی؟
اما با توجه به تجارب پیشین توقیف مطبوعات، خصوصا در مورد روزنامه شرق که در دور قبلی توقیف چند روزه خود با رایزنی های مسئولین روزنامه با مقامات ذی ربط بار دیگر انتشارش از سر گرفته شد، این بار تا چه حد احتمال تکرار تجربه پیشین وجود دارد؟ عیسی سحرخیز به تکرار چنین روندی خوش بین نیست: "مطالبی که روزنامه شرق در یک ماه اخیر داشت، حساسیت برخی از افراد را و فکر می کنم شخص آقای خامنه ای را برانگیخت. برگزاری صدمین سالگرد مشروطه و حضور گسترده افراد در آنجا و همین طور برگزاری جشن سومین سالگرد روزنامه که آنجا هم اقبال عمومی به شرق را نشان می داد، باعث ایجاد ترس و وحشتی شد که مبادا دوباره شاهد خیزشی در جامعه باشیم. هم در همایش مشروطه و هم در جلساتی که در مورد "سنت و مدرنتیه" در حسینه ارشاد برگزار شد، ما شاهد استقبال گسترده جوانان بودیم؛ و که توجه به حساسیتی که در مورد روزنامه نگاری و مطبوعات ایران وجود دارد، آنها فکر می کنند مطبوعات ابزار این تحرک ها در جامعه هستند. این تجمع ها خود به خود این حساسیت را حول روزنامه شرق دامن زد. در نتیجه من فکر می کنم آن رایزنی های گذشته در شرایط کنونی کم اثرتر خواهد بود."
دبیر تحریریه نشریه" نامه" هم در این مورد که آیا امیدی به از سر گرفتن دوباره انتشار نامه و حل و فصل مساله دارد، با توجه به نامه دادستانی که زمان استمرار "توقیف موقت" را معلوم نکرده است نظر مثبتی ندارد، اما اضافه می کند: "به هر حال نامه لغو امتیاز نشده است."
بر این اساس سحرخیز این نظر را که برخورد با روزنامه شرق، تذکری به هاشمی رفسنجانی و جریان او در زمینه ورود به انتخابات خبرگان رهبری است، محتمل می داند و می گوید: "می خواهند به آقای هاشمی بگویند اگر بخواهی وارد مسیر انتخابات خبرگان شوی، باید هزینه های بیشتری بدهی و این برخورد، هزینه اولیه این ماجراست ."
واکنش ها به توقيف روزنامه شرق
توقيف روزنامه شرق به عنوان يكي از تاثيرگذارترين روزنامههاي اصلاحطلب بازتابهاي بسياري در ميان انجمنهاي صنفي مطبوعات، حقوقدانان و مديران مسوول مطبوعات و احزاب داشت.
- روزنامه شرق توقيف شد
هيات نظارت بر مطبوعات روزنامه شرق را به استناد تبصره ماده 12 و براساس بندهاي 1 و 2 و 4 به ويژه بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات توقيف و پرونده آن را به دادگاه ارسال كرد .
دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات در تاريخ 19/5/85 و به منظور حمايت از ادامه انتشار شرق به صاحب امتياز فرصت داد تا ظرف يكماه نسبت به معرفي مدير مسوول جديد اقدام كند تا امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه داشته باشد كه صاحب امتياز در تاريخ 20/6/85 با ارسال نامهاي تقاضاي مهلت دو ماهه كرد، ليكن با توجه به تخلفات مكرر از روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا انتشار كاريكاتور توهين آميز در يكي از شماره هاي اخير آن نشريه روزنامه شرق را توقيف و پرونده تخلفات آن نشريه را به دادگاه ارجاع كرد .
روز 16 مرداد ماه سال جاري نيز هيأت نظارت بر مطبوعات در پنجاه و هشتمين نشست خود، طي تذكري به روزنامه شرق اخطار داد تا ظرف مهلت يك ماه نسبت به معرفي مديرمسوول جديد خود اقدام كند كه با عدم تغيير مديرمسوول روزنامه شرق، هيأت نظارت بر مطبوعات در جلسه صبح امروز خود به دليل عدم رعايت اخطار اين هيأت، روزنامه شرق را توقيف موقت كرد.
دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه پنجاه و هشتم خود اعلام كرده بود كه اين هيات براي سومين بار پرونده روزنامه شرق را مورد بحث و بررسي قرار داد و با توجه به صدور بيش از 70 اخطار و تذكر به اين نشريه و نيز انتشار مطالب الحادي در اين روزنامه، انتشار مطالب تفرقه آميز مشتمل بر توهين به شخصيتهاي ديني, سياسي و ملي، انتشار مطالب مغاير با مصوبات شوراي عالي امنيت ملي و همچنين به منظور حمايت از انتشار نشريات، مقرر كرد به اين روزنامه مدت يك ماه مهلت داده شود تا نسبت به معرفي مديرمسوول جديد كه پس از تصويب هيات نظارت بر مطبوعات دقت بيشتري در انتشار مطالب داشته باشد, اقدام كند.
اين در حالي است كه مهدي رحمانيان، مديرمسوول روزنامه شرق با ارسال نامهاي به هيات نظارت بر مطبوعات معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در رابطه با تغيير مديرمسوولي اين روزنامه، ضمن پذيرش حكم اين معاونت خواستار فرصتي دو ماهه (حداكثر تا پايان زمان قانوني ارائهشده در اين حكم) براي جمعبندي و انتخاب مديرمسوول جديد شده بود.
پرونده روزنامه شرق در خصوص شكايت هيأت نظارت بر مطبوعات هماكنون در شعبه ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت مفتوح است.
********
وكيل روزنامه شرق:
تاكنون حتي يك تذكر هم از هيأت نظارت بر مطبوعات دريافت نكردهايم
وكيل مدافع روزنامه شرق گفت: هيأت نظارت بر مطبوعات در حالي روزنامه شرق را توقيف كرده است كه حتي يك تذكر هم به دفتر روزنامه ابلاغ نشده است.
عليزاده طباطبايي در گفتوگو با "ايلنا" با بيان اين مطلب گفت: در نامه اول هيأت نظارت بر مطبوعات هم كه به ما ابلاغ شده، آمده بود كه اين هيأت تاكنون بيش از 70 تذكر به روزنامه شرق داده است، در حالي كه تاكنون ابلاغي در اين خصوص به ما نشده است و دريافت اين ميزان تذكر كذب محض است.
وي افزود: هيأت نظارت بر مطبوعات مكلف است ظرف مدت يك هفته پرونده روزنامه شرق را جهت رسيدگي به دادگاه ارجاع كند.
وكيل روزنامه شرق تصريح كرد: با توجه به اينكه پرونده روزنامه شرق در شعبه ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت مفتوح است، احتمال دارد اين پرونده نيز به شعبه مزبور ارجاع شود.
عليزاده طباطبايي گفت: هنوز نظر هيأت نظارت بر مطبوعات در خصوص توقيف روزنامه شرق به دفتر روزنامه ابلاغ نشده است.
*******
مديرمسوول روزنامه شرق:
اقدام هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف روزنامه شرق عجولانه است
مديرمسوول روزنامه شرق گفت: هنوز نامه رسمي توقيف روزنامه شرق به دست ما نرسيده است.
مهدي رحمانيان در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اشاره به توقيف موقت روزنامه شرق به خاطر درج يك كاريكاتور، گفت: اين كاريكاتور هيچ توهين و افترايي را متوجه كسي نكرده است، خبري هم در كنار آن نبوده كه بتوان از آن برداشت توهين يا افترا كرد بنابراين نميدانيم چگونه بر اساس اين كاريكاتور حكم توقيف روزنامه را دادهاند.
وي با بيان اينكه اقدام هيات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد هم در مورد روزنامه ايران و هم در مورد روزنامه شرق عجولانه تصميم گرفته است، گفت: توقيف شرق قانوني نيست زيرا تعويض مديرمسوول در حيطه اختيارات هيات نظارت نيست، هر چند ما براي حفظ شرق به اين خواسته تمكين كرديم اما به نظر ميرسد دوستان هيات نظارت اين را هم نپذيرفتند و حاضر نشدند به ما مهلت بدهند.
رحمانيان ادامه داد: تعويض مديرمسوول روزنامهاي مانند شرق كار سادهاي نيست كه بتوان به راحتي روزنامه را به دست كسي ديگري سپرد، اين كار زمان ميبرد.
وي با اشاره به بندهايي از قانون كه بر اساس آن هيات نظارت ميتواند روزنامهاي را توقيف كند، گفت: آن موضوعاتي كه هيات نظارت ما را به خاطر آن به دادگاه فرستاد -نظير موضوع ستارخان- جز مواردي نيست كه در حيطه اختيارات هيات نظارت باشد و بر اين اساس نميتوانند روزنامه را توقيف كنند.
********
توقيف روزنامه شرق و عدم پاسخگويي مسوولان معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
مسوولان معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حاضر به پاسخگويي در خصوص كم و كيف توقيف روزنامه شرق نيستند .
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه خبرگزاري كار ايران , ايلنا, در پي توقيف موقت روزنامه شرق، خبرنگار اين خبرگزاري با حضور در معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي , خواستار پاسخگويي مسوولان اين معاونت در رابطه با اين امر شد كه متاسفانه "علي رضا مختارپور" به عنوان دبير هيات اجرايي هيات نظارت بر مطبوعات و "علاء الدين ظهوريان"، مدير كل مطبوعات داخلي معاونت مطبوعاتي حاضر به پاسخگويي در اين زمينه نشدند و اظهار داشتند اخبار اين هيات بايد توسط اعضا آن پاسخ داده شود و نماينده ارشاد در اين هيات نيز هيچ دخالتي در راي نهايي هيات نظارت براي توقيف روزنامه شرق نداشته است .
گفته ميشود كاريكاتور توهينآميزي كه در بيانيه هيات نظارت به آن اشاره شده است در نشريه روز پنجشنبه 16 شهريور روزنامه شرق به چاپ رسيده كه به گمان اعضا اين هيات، بيم توهين به يكي از مسوولان ارشد كشوري در آن به چشم مي خورد .
*******
ماشاءالله شمسالواعظين:
دولت با چرخ چهارم دموكراسي اينگونه بازي نكند
انجمن دفاع از آزادي مطبوعات توقيف روزنامه شرق را محكوم كرد.
به گزارش ايلنا ،ماشاءالله شمسالواعظين، سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با اشاره به توقيف روزنامه شرق، گفت: اين حركت هيات نظارت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قابل پيشبيني بود، از آن جهت كه همه مطبوعات دگرانديش كه موزاييكي بودن عرصه رسانهها را در ايران به نمايش ميگذارند، از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تحت فشار بودند و يكايك آنها به بهانههاي مختلف به توقيف و تعطيل كشانده شدند.
وي با بيان اينكه نامه هيات نظارت در ارتباط با روزنامه شرق يكي از بينظيرترين اقدامات غيرقانوني يك وزارت خانه است، گفت: اين نامه به سه بند اشاره ميكند شامل «نشر مطالب الحادي»، «توهين به شخصيتهاي ملي» و «انتشار مطالب خلاف مصوبات شوراي عالي امنيت ملي»؛ در واقع وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي خود را در اين زمينه محكمه فرض كرده و در مورد اتهامات شرق راي قطعي داده است.
شمسالواعظين با تاكيد اينكه روزنامه شرق نه اولين روزنامه توقيفشده است و نه آخرين آن، تصريح كرد: انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ضمن محكوم كردن اين عمل هيات نظارت، اعلام ميكند كه دولت احمدينژاد سياست زمين سوخته را در عرصه رسانههاي گروهي دنبال ميكند و به هيچيك از مقررات و قوانين موجود از جمله حق انتشار آزادانه مطبوعات و حق برخورداري از امنيت شغلي براي روزنامهنگاران احترام نميگذارد.
وي ادامه داد: دولت احمدينژاد در اين زمينه دچار يك سياست شتابزده و دور باطل شده است زيرا از يك سو مطبوعات دگرانديش را ميبندد و در نتيجه شخصيتها و لايههاي نخبه كشور براي ابراز نظر و اجراي مسووليت ملي خويش به رسانههاي فراسوي مرزها پناه ميبرند و از سوي ديگر ساير نهادهاي امنيتي و سياسي اين شخصيتها را به دليل همكاري با رسانههاي بيگانه تحت پيگرد قرار ميدهند.
سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با بيان اينكه پيشبيني ميشود با تعطيلي روزنامه شرق، آخرين حلقه رسانهاي اصلاحطلبان و بدنه اجتماعي به وسيله دولت محافظهكار احمدينژاد اشغال شود، گفت: فقط همين دولت است كه بايد پيامدها و عواقب اينگونه اقدامات خود را بپذيرد.
وي همچنين به توقيف نشريه نامه اشاره كرد و گفت: اميدواريم دولت احمدينژاد از گذشته عبرت بگيرد و با رسانههاي گروهي و ركن چهارم دموكراسي اينگونه بازي نكند.
شمسالواعظين جامعه ايران را ارابهاي خواند كه با سه چرخ حركت ميكند و گفت: چرخ چهارم اين ارابه به وسيله دولت نابود شده است و اولين زيانديده اين حركت نيز خود دولت است زيرا چرخ چهارم ارابه دموكراسي -يعني مطبوعات و رسانههاي گروهي- به حركت جامعه اعتدال و توازن ميبخشد.
وي تصريح كرد: دولت احمدينژاد نميتواند روي ارابه سهچرخه هيچ باري بگذارد و اگر بگذارد، به مقصد نميرسد، اگر هم برسد، بسيار پرهزينه ميشود.
سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با بيان اينكه به دولتها توصيه ميكنيم با چرخ چهارم دموكراسي اينگونه بازي نكنند، گفت: نتايج مخاطرهآميز و دود شعلههاي آن نخست به چشم خود دولتها ميرود.
وي افزود: هماينك پسگرد ناشي از رعايت حقوق بشر در ايران به جايي رسيده است كه هيچيك از عناصر ملي قادر به دفاع از هيچ جاي سياستهاي دولت نيستند و زيان اينگونه اعمال نخست حكومت و دولت را هدف قرار ميدهد.
********
رييس انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران:
هيات نظارت حق توقيف روزنامه شرق را نداشت
رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران گفت: هيات نظارت بر مطبوعات حق توقيف روزنامه شرق را نداشته و اگر به قانون مطبوعات رجوع كنيد هيات نظارت تنها در يك مورد خاص آن هم توهين به رهبري و مقدسات چنين حقي را دارد.
رجبعلي مزروعي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: هيات نظارت اگر دليل توقيف روزنامه شرق را در محتوا يا كاريكاتور روزنامه شرق مطرح كرده است، اين دلايل كافي نيست و بايد هيات نظارت پرونده روزنامه شرق را به دادگاه ارجاع دهد.
مزروعي گفت: انجمن صنفي نسبت به تعطيلي روزنامه شرق بيكار نمينشيند و با صدور بيانيه, اين مورد خاص را پيگيري خواهد كرد البته مواردي كه براي توقيف روزنامه شرق مطرح شده، همانند مواردي است كه براي توقيف روزنامه ايران مطرح كردهاند.
*******
سردبير آفتاب يزد:
نبايد به خاطر يك اشتباه احتمالي روزنامهاي را توقيف كرد
سردبير روزنامه آفتاب يزد در مورد توقيف موقت روزنامه شرق اظهار داشت: آيا وقتي يك قاضي يا مدير اشتباه كند، او را سريع بركنار يا اعدام ميكنند كه در مورد اشتباهات احتمالي يك روزنامه اين طور برخورد ميكنند.
مجتبي واحدي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: طبق قانون مطبوعات هيات نظارت بر مطبوعات تنها در صورتي ميتواند حكم توقيف يك روزنامه را صادر كند كه روزنامه يا به رهبري اهانت كرده باشد يا به مراجع عظام تقليد.
وي اضافه كرد: در روزنامه احتمال بروز اشتباه از هر نهاد و ارگاني بيشتر است زيرا مطالب روزنامه در كوتاهترين زمان ممكن جمعآوري ميشود و بايد طبق يك زمان مشخص حجم معيني از مطالب جمعآوري شود و انتشار يابد لذا فكر ميكنم نبايد به خاطر يك اشتباه با كل روزنامه برخورد و آن را توقيف كرد البته اميدوارم مساله توقيف روزنامه شرق برطرف شود و اين روزنامه مجدد به عرصه مطبوعاتي كشور بازگردد چرا كه روزنامه شرق از روزنامههاي تاثيرگذار چند سال گذشته بوده است و اگر اشتباهي نيز از جانب اين روزنامه صورت گرفته است، بايد به ترتيبي ديگر با آن برخورد شود.
سردبير روزنامه آفتاب يزد در پايان ابراز اميدواري كرد كه حكم توقيف موقت روزنامه شرق لغو شود و همچنين اين توقيف سر آغاز برخورد با ساير مطبوعات اصلاحطلب نباشد.
********
دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران:
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران توقيف روزنامه شرق را محكوم مي كند
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران توقيف روزنامه شرق را محكوم و پس از تشكيل جلسه هيات مديره اعلام موضع خواهد كرد.
"بدرالسادات مفيدي"، دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا, در رابطه با توقيف موقت روزنامه شرق تصريح كرد: پس از توقيف تعداد بسياري از روزنامههاي كشور در سال 79 ،روند برخورد با مطبوعات با فراز و نشيبهاي بسياري توسط جريان تندرويي در بدنه حاكميت پيگيري مي شود .
وي افزود : اين جريان با ترسي كه نسبت به خطر آفرين بودن فضاي آزاد مطبوعات براي خود داشته طي سال هاي اخير برخوردهاي گوناگوني را با روزنامه هاي كشور انجام داده است كه در دولت "خاتمي" مستقيما از سوي دستگاه قضايي و دادستاني پيگيري مي شد، به طوري با سود جستن از برخي ابزارهاي شبه قانوني و با استناد به مواد 12 و 13 اقدامات قانوني و ترتيبي كه مصوب سال 1333 و مربوط به قاتلان و افراد خطرناك بود آنان را مورد خطاب قرار مي دادند .
دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران گفت: اما با توجه به يكسان سازي تركيب هيات نظارت در يكسال اخير اين روند برخورد به گونهاي ديگر متصور شد .
وي خاطر نشان كرد: به اعتقاد من اگر قرار است با تخلف مطبوعه اي برخورد شود بايد با تشكيل دادگاه مطبوعات صورت گيرد تا انگيزهها و نيت هايي كه در پس اين مساله وجود دارد روشن شود و در رابطه با كاريكاتور اخير روزنامه شرق نيز بايد با حضور صاحبنظران و كارشناسان و همچنين مدير مسوول روزنامه استنادات ارائه اين اثر مشخص شود .
وي با اشاره به تصميم هيات نظارت بر مطبوعات در خصوص تغيير مدير مسوولي روزنامه شرق افزود: درخواست "رحمانيان" براي تقاضاي مهلت دو ماهه به لحاظ حمايتي كه در خصوص اين روزنامه وجود داشت، بود؛ چرا كه مسلما مدير مسوول جديد روزنامه شرق بايد فردي جامع الاطراف باشد كه احاطه كاملي به موضوعات اطراف خود در مباحث سياسي و فرهنگي داشته باشد و علاوه بر آن توانايي اداره روزنامه مهمي چون شرق با تعداد صفحات بالا و حجم كار فراوان را دارا باشد .
دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران با بيان اينكه بايد با تقاضاي "رحمانيان" با تسامح بيشتري برخورد مي شد،گفت: در بحث كاريكاتور و طرحي كه هيچ توضيحي در خصوص آن وجود ندارد نيز برداشت هاي متفاوتي مي تواند وجود داشته باشد, اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات بايد اجازه مي دادند كه اين كاريكاتور با يك فعاليت كارشناسي مورد ارزيابي قرار مي گرفت و با استناد به ماده 12 كه در آن به موارد ماده 6 و موضوع الهادي اشاره مي كند را دستاويز تصميم خود قرار نمي دادند، چرا كه توهينآميز بودن اين اثر موضوعي نيست كه با يك برداشت ساده قابل اثبات باشد .
********
مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي:
تعطيلي روزنامه شرق سبب آثار زيان باري در حوزه اطلاع رساني خواهد شد
در زماني كه كشور با مسائل فراوان جهاني سر در گريبان است، گشودن حوزههاي فردي جديد حاصلي جز انحراف افكار عمومي و فشار مضاعف بر تيم مذاكره كننده ندارد كه اين امر نيز با منافع ملي و تدابير درست آن ناسازگار است.
"محمدجواد حق شناس"، مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي در گفتوگو با خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه خبرگزاري كار ايران, ايلنا , در رابطه با تصميم اخير هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف روزنامه شرق تصريح كرد: در مرحله اول تعطيلي يك روزنامه در صنفي كه كارشان از مصاديق فعاليت هاي سخت و زيان آور است را محكوم مي كنم.
وي افزود: ثانيا عدم انتشار روزنامه وزين , جدي و پر مخاطبي كه با تلاش فراوان در عرصه اطلاع رساني به چاپ مي رسيد را تصميم گيري همراه با عجله ارزيابي مي كنم كه داراي آثار زيان باري در امر اطلاع رساني خواهد بود .
مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي گفت: در اين مقطع زماني كه تمامي نگاه هاي جهاني متوجه ايران است و پرونده هسته اي آن در دستور شوراي امنيت سازمان ملل قرار دارد هر خبر جديد مي تواند سبب تضعيف موضع مذاكره كنندگان پرونده هستهاي در مذاكره با نمايندگان اتحاديه اروپا باشد.
******
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت:
توقيف روزنامه منتقد دولت تلاش براي خاموش كردن باقيمانده نغمههاي غيرهمسوست
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: توقيف مهمترين روزنامه منتقد دولت، تفسير اجتنابناپذيري از تلاش جناح حاكم براي خاموش كردن باقيمانده نغمههاي غيرهمسوست.
كريم ارغندهپور در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اشاره به توقيف روزنامه شرق تصريح كرد: در شرايطي كه حدود سه ماه به انتخابات خبرگان و شوراها باقي مانده است، خاموش كردن اثرگذارترين رسانه غيرهمسو با جناح حاكم، محدود كردن فضاي ارتباطي و يك طرفه كردن جاده انتخابات به نظر ميرسد.
وي افزود: نوع برخورد جناح حاكم با منتقدان خود شاخصترين معيار و محك ميزان آزادي در كشور و برجستهترين نقطه در كارنامه آنها در زمان حاكميت يكپارچه است. از سوي ديگر به نظر ميرسد فارغ از جنبههاي قانوني و سياسي، از زاويه مصلحتسنجي نيز در شرايطي كه به واسطه حساسيتهاي بينالمللي در زمينه پرونده هستهاي منطقا اتحاد و تقويت همبستگي در داخل بايد مهمترين مولفه در جهت تامين منافع و امنيت ملي محسوب شود، توقيف مهمترين رسانه منتقد امري فاقد درايت بوده است.
ارغندهپور با بيان اينكه به نظر ميرسد تلقي جناح حاكم از افكار عمومي، پديدهاي بدون روح است كه ميتوان با تبليغات غالب و يك سويه آن را به هر سو كه اراده ميكنند، سوق دهند، تصريح كرد: اين تلقي توهينآميز از افكار عمومي اگر درست باشد، نشانگر اختلال اساسي در نحوه نگرش آنها از پديده افكار عمومي است، پديده دوم خرداد، شاهدي قوي در اين باره است ولي متاسفانه عبرتآموزي از تاريخ در كشور ما امري غريب است.
وي افزود: متاسفانه فضاي رسانهاي كشور روز به روز به سستي ميرود كه امكانپذيري روزنامهنگاري مستقل و اطلاعرساني مطلوب را منتفي نشان ميدهد.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي راي هيات نظارت بر مطبوعات در مورد روزنامه شرق را فاقد وجاهت قانوني خواند و گفت: هيات نظارت بايد به اين پرسش پاسخ دهد كه طبق كدام مجوز قانوني، در خصوص يك نشريه واحد اختيار رد صلاحيت مديرمسوولي را كه قبلا احراز صلاحيتشده دارد؟ تفسير موسع از قانون معمولا مربوط به زماني است كه به نفع شهروندان و در جهت توسعه آزاديهاي جامعه و محدود كردن عناصر قدرت است ولي ظاهرا در كشور ما مساله برعكس است و متاسفانه پارهاي نهادها برخلاف روح قانون اساسي و شيوه مردمسالارانه پذيرفته شده در آن، به اقداماتي دست ميزنند كه به جاي توسعه آزادي در جهت قبض آن و توسعه محدوديت قانون را تفسير ميكنند.
به نقل از "ایران پرس نیوز"
به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، در طی مراجعات مکرر خانواده خالد حردانی برای روشن شدن وضعیت این زندانی در زندان اوین، روز چهارشنبه خانواده وی در ملاقات خود با شاهرودی (ریس قوه قضائیه) و قاضی پرونده با توضیحات خود عنوان کردند که این زندانی برای فرار از ایران دست به چنین اقدامی زده است، ولی قاضی پرونده با اعلام این جمله "مگر حکم اعدام ایشان اجرا نشده است ؟ ما تایید کردیم و برای اجرا ارسال کردیم "، تقاضای ایشان مبنی بر تخفیف در حکم را رد کردند . خانواده وی روز گذشته با مراجعه به اجرای احکام دادگاه انقلاب متوجه صحت گفته های قاضی این پرونده شده اند.
لازم به ذکر است وضعیت شهرام و فرهنگ پورمنصوری در هاله ای از ابهام قرار دارد. در صورتیکه قوه قضائیه به خانواده ایشان اعلام کرده بود با واریز نمودن چهار میلیون تومان به حساب مهماندار و مامور امنیتی هواپیما و جلب رضایت آنها در وضعیت این دو زندانی تغییرات مؤثر ایجاد خواهد شد . ولی با پرداخت این مبلغ و رضایت این دو نفر هیچ تغییری در احکام ایشان ایجاد نشده است .
لازم به یاد آوری است همسر و فرزندان خردسال خالد حر دانی پس از شنیدن این خبر در شرایط روحی بدی قرار دارند و به لحاظ معیشتی نیز دارای مشکلات فراوانی هستند. شهرام پور منصوری در زمان دستگیری تنها 16 سال سن داشت.
پدر احمد باطبی از وضعيت فرزندش در زندان اوین ابراز نگرانی كرده و گفته است آخرين ملاقاتی كه با احمد داشته مربوط به حدود بيست روز پيش بوده و پس از آن هيچ خبری از او ندارد.
پدر احمد باطبی گفته است مسوولان زندان اوين در مورد وضعیت فرزندش پاسخگو نيستند و گفته اند نام احمد در لیست زندانیان اوين وجود ندارد.
وی گفت طبق اظهارات وكيل احمد، او هم اکنون در بند 209 زندان اوين بسر می برد و از لحاظ جسمی بسيار ضعيف شده است، اما هيچ یک از مسئولان زندان حاضر به دادن خبری از وضعیت او نیستند.
------------------------------------------------------------
كمپين آزادي براي احمد باطبي
http://sos-batebi.blogspot.com/
برابر گزارشات رسيده احمد باطبي دانشجوي زنداني كه در تير ماه سال 78 دستگيرو با يك درجه تخفيف به 15 سال زندان محكوم شده بود امروز از سلول انفرادي بند 209 به سلول عمومي بند 209 زندان اوين منتقل شد.
گزارشات رسيده حاكي از اين است كه بازجويی از وي در سلول عمومي با شرايط جسماني كه احمد باطبي دارد نيز همچنان ادامه داشته است.
احمد باطبي پيش از اينكه به مرخصي بيايد در بخش زندانيان سياسي بند 305 زندان اوين به سر مي برد كه شرايط وي در انجا به مراتبط بهتر بوده است.
همسر احمد باطبي مي گويد احمد در شرايطي در سلول انفرادي نگهداري ميشد كه وي از نظر جسمي و روحي مشكلات جدي داشته است و بايد تحت مداوا قرار مي گرفته ، ولي وي را با همان شرايط به سلول عمومي بند 209 انتقال داده اند.
فعالان كمپين آزادي براي احمد باطبي ضمن ابراز نگراني از وضعيت وي ، خواهان انتقال وي به يك مركز درماني و تحت مداوا قرار دادن وي براي بهبودي كامل جسمي مي باشد.
+
نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط آریا
|
شيرين عبادي
۲۰ شهریور ۱۳۸۵
مرگ ولي الله فيض مهدوي در زندان، به فاصله يک ماه و نيم از درگذشت اکبر محمدي طي دوره محکوميت خود، يک بار ديگر افکار عمومي را به شرايط ناگوار زندانيان ايراني جلب کرد.
ترديد نيست که مسووليت جان تمام زندانيان، با مسوولان زندان است. طبق قانون، مسوولان زندان موظف هستند شرايط را به گونه اي فراهم کنند که يک فرد زنداني، با سلامت جسمي و رواني مدت حبس خود را سپري کرده و در پايان، به گونه اي طبيعي به جامعه باز گردد.
مسوولان قضايي ما، با تأکيد بر مواردي چون "اعتصاب غذا" و "خودکشي" به عنوان دلايل مرگ هاي اخير زندانيان ايراني، به نوعي درصدد سلب مسووليت مستقيم خود در مورد آنچه پيش آمده هستند. اما اين مسووليت، به لحاظ حقوقي به هيچ وجه قابل تخفيف نيست. اگر يک زنداني، در زمان تحمل دوره حبس چنان تحت فشار قرار بگيرد که براي رساندن صداي اعتراض به دست اندرکاران زندان، چاره اي جز پايان دادن تدريجي يا فوري به زندگي خود در پيش رو نداشته باشد، مسووليت مستقيم چنين وضعيتي به عهده مسوولاني است که با زير پا گذاشتن صريح وظايف قانوني، موجبات به وجود آمدن چنين شرايط فاجعه باري را براي محبوسين شان فراهم آورده اند.
بنا به تصريح قانون، دست اندرکاران قضايي و مسوولان زندان ها موظفند براي تمام زندانيان، امکان دادرسي عادلانه، دسترسي به وکيل، اقامت در سلول هاي داراي شرايط استاندارد و رسيدگي هاي پزشکي - بهداشتي لازم را فراهم آورند. به علاوه، مسوولان مربوطه، موظف به اجراي طرح "طبقه بندي زندانيان" بر حسب نوع جرايم آنها هستند. تمام اينها، بديهياتي قانوني هستند که عدم اجراي آنها، زندانيان بي شماري را در کشورمان به اعلام اعتراض از طريق مايه گذاشتن از جان و سلامت خود مجبور کرده است. اخبار پي در پي و پايان ناپذير حاکي از اعتصاب غذاي زندانيان ايراني، گواه بسيار روشني از شرايط نابهنجاري است که در زندان هاي ما وجود دارد.
فاجعه اخير مرگ ولي الله فيض مهدوي در زندان گوهردشت کرج، يکي از تکان دهنده ترين نمونه هايي است که شرايط نابهنجار فوق را به افکار عمومي يادآوري مي کند. در مورد اين فاجعه، تاکنون اطلاعات مختلفي منتشر شده است. ولي شايد افراد بسيار کمي از اين واقعيت تلخ مطلع باشند که خواسته موکد فيض مهدوي – که به خاطر آن مدت ها در اعتصاب غذا به سر مي برد – چه بود؟ خواسته اصلي اين زنداني محکوم به اعدام - که مي دانست دير يا زود با مرگ رو به رو خواهد شد- چيزي نبود جز انتقال به زندان "اوين"! به عبارت ديگر، فضاي وحشتناک زندان گوهردشت- که محل نگهداري محکومان جرايمي چون قتل، تجاوز، شرارت ... است - چنان بر اين زنداني محکوم به مرگ فشار آورده بود که انتقال به زندان "اوين" (که به نوبه خود نام آن لرزه بر اندام همگان مي اندازد) براي وي آرزويي بزرگ محسوب مي شد. آنچنان بزرگ که براي دسترسي به آن، دست به اعتصاب غذا مي زد.
خانواده هاي افرادي که در زندان هاي ايران اينچنين مورد ستم قرار مي گيرند، طبق قانون حق دارند که مسوولان سازمان زندان هاي ايران را به محاکمه بکشند و در اين صورت، حتي قوانين موجود ايران، هيچ شکي در محکوميت مسوولان مزبور باقي نخواهد گذاشت.
اما البته، اين در حالي است که کشور ما، قانون – ولو همين قانون پر نقض فعلي – حاکم باشد . نه آن که جايگاه قانون، چنان در نزد صاحبان قدرت نازل تلقي شود که به عنوان نمونه، حتي پس از درگذشت يک زنداني سياسي، وکيل وي، با اعلام جرم عليه مسوولان زندان، به عنوان "متهم" مورد پيگرد دستگاه قضايي قرار بگيرد...
اتفاقي که همين ديروز، در تهران در مورد "خليل بهراميان"، وکيل زنداني متوفي اکبر محمدي، به وقوع پيوست است.
وكيل اكبر محمدي به اتهام افترا به دستگاه قضايي احضار شد
بهراميان: تا پاي جان از حقوق موكلانم دفاع مي كنم.
به نقل از "ادوارنيوز"
خليل بهراميان وكبل مرحوم اكبر محمدي و احمد باطبي با شكايت سازمان زندانها و معاون دادستان دادسراي ويژه كاركنان دولت به دادگاه احضار شد.
خليل بهراميان در گفتگو با خبرنگار ادوارنيوز با اعلام اين خبر گفت: مسئولان زندان اوين و سازمان زندانها از اينجانب به اتهام افترا نسبت به دستگاه قضايي در خصوص پرونده مرحوم اكبر محمدي و احمد باطبي اقامه دعوا كرده اند و بنابر احضاريه ، اينجانب امروز در شعبه دوم دادسراي كارمندان دولت حاضر شده و تحقيقاتي در اين زمينه از بنده انجام گرفت.
خليل بهراميان همچنين از اعلام جرم خود عليه مسئولان زندان اوين، مسئولان بهداري زندان اوين به دليل تقصيرشان در مرگ محمدي و اعلام جرم خود عليه مسئولان بازداشتگاه توحيد كه اكبر محمدي در سال 78 در آن بازداشت بوده است در داسراي جنايي تهران خبر داد.
بهراميان در پاسخ به اين سوال خبرنگار ادوارنيوز مبني بر اينكه پيش از شما نيزبراي وكلاي ديگري همچون دكتر ناصر زرافشان و عبدالفتاح سلطاني به دليل پيگيريهايشان در مورد اين دست پرونده ها ، پرونده سازي و بعضا احكام بازداشت و زندان صادر شده است گفت: اينجانب به عنوان يك وكيل دادگستري موظفم از حقوق طبيعي موكلم به عنوان يك انسان، بر طبق قانون اساسي ، اعلاميه جهاني حقوق بشر كنوانسيون بين المللي منع شكنجه و قانون حقوق شهروندي كه خود رييس قوه قضاييه آن را ابلاغ كرده است ، دفاع كنم و اينكه آقايان در جهت نمايش اقتدار دست به اين گونه اعمال مي زنند مرا از انجام وظيفه قانوني خود باز نخواهد داشت.
بهراميان تاكيد كرد كه تا پاي جان براي دفاع از حقوق احمد باطبي و حقوق پايمال شده مرحوم اكبر محمدي خواهد ايستاد .
بهراميان ادامه داد: آنچه مرا به تلاش در جهت حقوق اين افراد وا مي دارد گوهر انسانيت و انديشه است يعني همان چيزي كه انسان را از حيوانات متمايز مي سازد.
وكيل احمد باطبي در خصوص وضعيت اين زنداني سياسي گفت: به عنوان وكيل باطبي هنوز موفق به ملاقات با وي نشده ام و طبق اظهارات همسر ايشان كه با وي ديدار كرده است احمد باطبي در زندان اوين در بندي كه خارج از مقررات زندان اداره مي گردد نگهداري مي شود. وي با اشاره به نگهداري باطبي در زندان انفرادي و اعمال فشار بر وي اين امر را مغاير با قانون اساسي ، اعلاميه جهاني حقوق بشر و كنوانسيون منع شكنجه زندانيان دانست و گفت اعمال فشار بر زنداني از طريق زندان انفرادي و عدم انتقال وي به بند عمومي مصداق بارز شكنجه است .
بهراميان با اشاره به شركت خود در مراسم چهلم مرحوم اكبر محمدي در روستاي چنگميان در روز جمعه گفت: اين بار نيز ماموران انتظامي و امنيتي براي شركت كنندگان و مردم حاضر در مراسم مزاحمتهايي ايجاد كردند و حتي بنده را كه وكيل مرحوم محمدي هستم تهديد كردند كه اين رفتار ايشان كاملا نابخردانه است.
بيانيه كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر در خصوص مرگ فيض مهدوي
با گذشت قريب به يك ماه از مرگ اكبر محمدي، زندانهاي ايران باز هم قرباني گرفت. وليالله فيض مهدوي پس از 9 روز اعتصاب غذا در زندان رجاييشهر جان سپرد.
فيض مهدوي در حالي درگذشت كه عليرغم مطرح نمودن خواست خود مبني بر ديدار با وكيل مدافعش، تا لحظهي مرگ از ديدار وي محروم بود. خواسته ای که جزء حقوق اولیه زندانی به شمار میرود و عدم توجه مسئولین زندان به این خواسته نشان دهنده اعمال غیر قانونی است که منادیان قانون در زندانها انجام میدهند.
نكتهي در خور تأمل اينست كه مسئولين زندان با مطرح نمودن ادعاي خودكشي فیض مهدوی سعي در وارونه جلوه دادن حقيقت دارند و در اين راستا طي روزهاي گذشته همبندان وي به سختي تحت فشار و حتي تطميع مأموران امنيتي بودهاند تا بر خودكشي وي صحه بگذارند. عجيب آنكه حتي خبرگزاري BBC نيز در گزارش خود اظهار داشته كه: "يك عضو سازمان مجاهدين خلق در زندان خودكشي كرد". در حالي كه همگان و به ويژه همبندان فيض مهدوي قاطعانه بر اين نكته پایفشاري ميكنند كه اعتصاب غذا و نيز سهلانگاري مسئولين زندان منجر به مرگ وي شد.
زندانيان در ایران از حق معالجات ضروري پزشكي و مرخصي جهت مداواي خود محرومند. چه از جهت بيماريهاي شخصي و چه ضايعاتي كه بر اثر ضرب و شتم و شكنجه در زمان بازجويي و پس از آن بدان دچار شدهاند.
اكبر محمدي در اعتراض به عدم برخورداري از مرخصي استعلاجي دست به اعتصاب غذا زد. وي در نتيجه شكنجههايي كه در بازداشتگاه توحيد و زندان اوين متحمل شده بود، از ناراحتي ستون فقرات رنج ميبرد و مسئولين زندان با بيتوجهي به خواست وي و كوتاهي در رسيدگي و مراقبت پزشكي مرگ وي را باعث شدند.
به رغم ممنوعيت در بكار بردن چشمبند و نيز ضرب و شتم زندانيان برطبق قانون، علياكبر موسوي خوئيني، نمايندهي مجلس ششم در پي خودداري از استفاده از چشمبند، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و هم اکنون به مدت ۸۴ روز است که در سلول انفرادی به سر میبرد.
احمد باطبی پس از سپری کردن ۶ سال حبس ، همچنان در سلول انفرادی نگهداری میشود و مورد بازجویی قرار میگیرد. کیوان رفیعی، فعال حقوق بشر که تنها به اطلاع رسانی در مورد وضعیت زندانهای ایران میپرداخته است، هم اکنون حدود 2 ماه است که در زندان نگهداری میشود.
امید عباسقلی نژاد در حالی که قصد شرکت در مراسم گرامیداشت اکبر محمدی را داشته، بازداشت و بیش از یک ماه است در بند وزارت اطلاعات در اوین به سر میبرد. و اينها تنها نمونههايی است كوچك از نقض گسترده و مستمر حقوق زندانيان.
مرگ 2 زندانی سیاسی در فاصله یک ماه به دلیل اعتصاب غذا، این بیم را در میان خانواده ها و مجامع پیگیرحقوق بشر بوجود آورده که پس از این بازهم شاهد قربانی شدن زندانیان و به خصوص زندانیان سیاسی به دلیل بی توجهی مسئولین مربوطه و تشدید فشارها بر آنان، باشیم.
كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر بار ديگر نگراني فزاينده خود را نسبت به وضعيت زندانيان سياسي در کلیه زندانهای ایران اعلام داشته و خواهان اقدامات ذيل در جهت رعايت حقوق زندانيان است :
۱. استقرار ناظر دائمي شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد در ایران
۲. اعزام هيأتي با اختيارات كافي به تهران جهت رسيدگي به شرايط زندانيان سياسي، دريافت ليست كامل زندانيان و بازديد از زندانها و بازداشتگاههاي سراسر كشور
در اين زمينه خواستار تلاش و اقدام مصرانه مجامع و نهادهاي اجتماعي و نيز داعيان و بانيان حقوق بشر ميباشیم.
منبع: كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر
علی ميرفطروس
(بازخوانی یک گفتگو)
به نقل از"ایران پرس نیوز"
* بنیادگرائی اسلامی واکنش قهرآمیز مسلمانان افراطی در مقابله بـا نفوذ فرهنگ و ارزش هـای غربی است. این بنیادگرائی - بصورت جنبشی تمام خواه و ایدئولوژیک - چه در حوزة عمل و چه در حوزة عقـاید، شبـاهت های فراوانی با توتالیتاریسم و خصوصاً فاشیسم دارد.
* اسلام- همانند دیگر ادیان و مذاهب- می تواند به تلطیف اخلاقی جامعه و تقویت تعاون اجتماعی کمک کند نه اینکه بفکر حکومت و سیاست باشد. تنها در اینصورت است کـه هـم جنبة قُدسی دین و هم جـایگاه معنـوی روحانيّت، محترم و محفوظ خواهد ماند.
* «تمدّن اسلامی»، قرن هاست که مُرده است و مُردگان، امکان گفتگو ندارند!
نخستين گامها همواره طنيني پايدار مي يابند!
امروزه واژة بنيادگرائي اسلامي در ذهن، تصويري است هولناك از جهالت و تعصب مذهبي، ايمان كور و نفرت آميخته به تهاجم خشونت بار عليه هر آنچه «غيرخودي» و خارج از حيطة اخلاق و ارزشهاي اسلامي است.
شايد براي جهان، 11 سپتامبر و براي ما انقلاب اسلامي، اجتناب ناپذير مي نمود تا به عمق ويرانگري و تخريب بنيادگرائي اسلامي پي بريم. اما در آستانة انقلاب ايران، علي ميرفطروس از انگشت شمار روشنفكراني بود كه نسبت به ظهور اين پديدة ويرانساز هشدار داد. وي در موج فزايندة اسلامگرائي در انقلاب 57 كوشش علمي و تحقيقي خود را بر كانون اصلي خطر نشانه رفت و توجة خود را روي پايه هاي فكري و آرمان هاي سياسي ـ اجتماعي رهبران مذهبي انقلاب متمركز ساخت. علي ميرفطروس در پيگيري اين خط فكري به الگوهاي آن در صدر اسلام رسيد و تلاش نمود تا اين همانندي ها را در آثار مختلف خويش (بويژه «اسلام شناسي» و «ملاحظاتي در بارة تاريخ ايران») نمودار سازد.
اسلام شناسي (كه ميرفطروس خود، آنرا «كتاب كوچك اسلام شناسي» مي نامد) از جمله گامهاي نخست و بزرگي بود در مسير تقدس زدائي و عيان نمودن چهرة واقعي حكومتهاي صدر اسلام كه تاريخي سرشار از جنگها، خشونتها، خونريزيها و بي عدالتي ها دارند.
امروز فضاي فكري و روشنفكري ما، سرشار از تلاشهاي ارزشمندي در بررسي و نقد گذشته است و آثار ارزشمندي در بازشناسي اسلام نگاشته مي شوند، اما طنين نخستين گامهاي علي ميرفطروس همواره در حافظة تاريخي جامعة ما، پايدار خواهد ماند.
نشرية تلاش
تلاش ـ آقاي ميرفطروس! 11 سپتامبر، به قيمت جان هزاران انسان تمام شد. هر چند دست بنيادگرايان اسلامي در اين واقعه آشكار است، اما بر سر دلائل و ريشه هاي آن موضعي يگانه وجود ندارد. نشرية تلاش با توجه به اينكه از مدتها پيش تصميم داشت شمارة سپتامبر خود را به واقعة 11 سپتامبر، ريشه ها و پيامدهاي آن و بويژه در مورد ايران اختصاص دهد، با توجه به آشنائي با ديدگاههاي شما در مورد اسلام گرائي، نقش روشنفكران مذهبي در تحولات ايران و بنيادگرائي اسلامي نمي توانست از نظرات شما در مورد ريشه هاي فكري حوادثي نظير 11 سپتامبر صرف نظر نمايد. لذا باز هم ما با پرسشهائي نزد شما آمديم. جهان هنوز در توضيح ريشه ها و دلايل ترور 11 سپتامبر حيران و فاقد زبان مشتركي است. عده اي بر اين نظرند كه اين، واكنشي است در برابر تحميل يكجانبه و عجولانة ارزشهاي دمكراتيك جوامع غربي به جوامع اسلامي. برخي از «ستيز فرهنگها» سخن مي گويند و اقدامات خشونت باري نظير اين ترورها را نيز حاصل خشم و دشمني و بعضاً بغض و كين نسبت به ثروت و قدرت و فرهنگ مدرن در جهان اسلام و بويژه در ميان عربها مي دانند و عده اي ديگر عمليات تروريستي 11 سپتامبر را ناشي از ناسازگاري، حقارت و احساس يأس انسانهائي مي دانند كه در اثر مواجهه با دگرگونيهاي پرشتاب و بنيادين در راستاي مدرنيزاسيون، شاهدند كه چگونه ارزشها و ُسـنّت هاي مقدس شان بي اعتبار مي شوند و روند ميرائي و زوال را مي پيمايند. از نظر شما ريشة اين كنشهاي فاجعه بار را در كجا بايد جست؟
ميرفطروس ـ بنيادگرائي اسلامي را مي توان واكنش قهرآميز مسلمانان افراطي در مقابله با نفوذ فرهنگ و ارزش هاي غرب دانست. در واقع با حضور و سلطة استعماري انگليس و فرانسه (و بعداً آمريكا) در كشورهاي عربي، جوامع اسلامي خود را مورد هجوم «اروپاي استكباري و مسيحي» احساس كردند، اروپائي كه بنظر اين مسلمانان، در حال تدارك حملات ويرانگري عليه ارزش هاي ديني و فرهنگي شان بوده است. با چنين حس و حالتي، جوامع اسلامي خود را مانند قربانيان مظلومي مي ديدند، قربانيان مظلومي كه در يك حالت مرگ و زندگي، خود را «برحق» مي دانستند تا در برابر هجوم ارزش هاي غربي ايستادگي كنند.
بنيادگرائي اسلامي، اساساً يك ايدئولوژي جهان سومي است و بهمين جهت در كشورهاي دموكراتيك و پيشرفته و صنعتي، پايگاهي ندارد. اين ايدئولوژي از آغاز قرن بيستم و همزمان با حضور روزافزون کشورهای استعماري غرب در كشورهاي مسلمان آشكار شد كه در مصر و سوريه بصورت گروه «اخوان المسلمين» و در ايران بصورت گروه «فدائيان اسلام» ظاهر گرديد. پيدايش دولت اسرائيل در سرزمين هاي اشغال شدة فلسطين و خصوصاً شكست حقارت بار اعراب از اسرائيل (در جنگ شش روزه 1967 و اكتبر 1973) و حمايت بيدريغ دولت هاي غربي از اسرائيل، به كينه و نفرت جوامع اسلامي نسبت به «غرب» ُبعد ديگري داد و با توجه به نفرت تاريخي مسلمانان نسبت به يهوديان ـ كه از زمان پيغمبر اسلام آغاز شده و در سراسر سوره هاي قرآن نيز آشكار است(1). اين مسائل، به «جهاد» مسلمانان عليه «غرب استكباري» و «اسرائيل غاصب» مشروعيت ديني و سياسي داد.
تفسير واقعة 11 سپتامبر بعنوان «برخورد» يا «جنگ تمدن ها» (كه در نظرات پروفسور ساموئل هانتينگتون Samuel Huntington ارائه شده) شايد اغراق آميز باشد چرا كه ابتدا بايد وجود چيزي بنام «تمدن اسلامي» را احراز كرد تا سپس به علل جنگ و برخورد آن با تمدن غربي پرداخت ... «تمدّن اسلامي -اساساً ـ يك مسئلة «تاريخي» است و مانند بسياري از پديده هاي تاريخي اينك تنها در افسانه هاي تاريخي مي تواند وجود داشته باشد، بعبارت ديگر: تمدن اسلامي، قرن ها است كه مرده است و مردگان، امكان گفتگو ندارند!
بنظر من، ريشة فاجعه 11 سپتامبر را بايد در تعاليم اسلام جستجو كرد. اين، مسئله اي است كه متأسفانه در تحليل هاي مربوط به فاجعة 11 سپتامبر توجهي به آن نشده است. ببينيد! قرآن كتابي است كه كلمة «قتال» (كشتن) و اشتقاقات اين كلمه، در آن فراوان تكرار شده است بطوري كه مي توان آنرا «مانيفست خشونت» ناميد. از طرف ديگر: در تاريخ اديان، پيغمبر اسلام به «پيغمبر مسلح» مشهور است، پيغمبري كه بقول علي شريعتي: براي پيشبرد عقايدش مي گفت: «يا از سرِ راهِ من كنار برويد! و يا نابود مي شويد!».
فلسفة سياسي حضرت محمد در اين جمله معروف او خلاصه شده كه مي گفت:
«من آمده ام كه درو كنم نه بكارم! بهشت، در زير ساية شمشير عربان است».
در تاريخ اديان بزرگ جهان، هيچ ديني را نمي توان يافت كه مثل اسلام براي پيشبرد تعاليم و انديشه هايش، اينهمه به تهديد و قتل و ارعاب متوسل شده باشد. در واقع، تاريخ رشد و گسترش اسلام را نمي توان فهميد مگر اينكه ابتداء خصلت خشن، تند و مهاجم آنرا بشناسيم.
مسئله ديگر، مفهوم «شهادت»، در اسلام است كه نوعي حقانيت ديني و تاريخي به «شهيد» مي دهد كه طي آن، اگر چه فرد (شهيد) از زندگي دُنيوي دست مي شويد، اما با شهادت خويش به «لقاالله» نائل مي گردد و در «آن دنيا» جاويد مي ماند. اين چنين است كه بقول دكتر شريعتي: «شهيد، قلب تاريخ است» يا بقول مرتضي مطهري: «شهيد، شمع تاريخ است» ... اعتقاد به «شهادت»، از خودبيگانگي فرد را دامن مي زند و در ارتكاب عمل باعث نوعي «بي حسي اخلاقي» مي گردد كه طي آن هر عمل و جنايتي «مشروع» مي شود، اعتقادي كه بي باكي، جسارت و دليري مجاهدان اسلامي را برمي انگيزد و معمولاً باعث «پيروزي حق بر باطل» مي گردد. فاجعة 11 سپتامبر، بارزترين نمونة اين اعتقاد و «پيروزي» است!
بنيادگراي اسلامي - بصورت جنبشي تمام خواه و ايدئولوژيك - چه در حوزة عمل و چه در حوزة عقايد، شباهت هاي فراواني با توتاليتاريسم و خصوصاً فاشيسم دارد. (نگاه كنيد به: ملاحظاتي در تاريخ ايران، علی ميرفطروس، چاپ چهارم، بخش سوم).
تلاش: حتماً خاطرتان هست كه در گفتگو با تلاش (شماره 4) در پاسخ به پرسشي در خصوص گفتگوي تمدن ها گفتيد: «من اصلاً به چيزي بعنوان «تمدن اسلامي» معتقد نيستم، همچنانكه تمدن مسيحي، علوم اسلامي و اقتصاد اسلامي هم بنظرم نادرست مي باشند». آيا مي توان گفت گروههاي بنيادگراي اسلامي كه وظيفة خود را دفاع از «فرهنگ و هويت اسلامي» ـ حتي به قيمت تهاجم و خشونت عليه حاملان فرهنگ مدرن ـ مي دانند در اصل، بازتاب و نتيجة تلاش هاي روشنفكران اسلامي است كه دهه هاست سعي مي كنند مشخصه هاي يك تمدن خيالي را در مقابله با تمدن مدرن ترسيم نمايند؟
ميرفطروس: بنيادگرائي اسلامي ابتداء خصلتي «روشنفكرانه» و غيرتوده اي داشت و حضور آن، بيشتر در محافل روشنفكري و دانشگاهي احساس مي شد، اما چندان نمي توان آنرا «بازتاب و نتيجة تلاش هاي روشنفكران اسلامي» دانست، بلكه - بتدريج - يعني با رشد ناموزون و شتابان مناسبات سرمايه داري و ورود ارزش هاي غربي به جوامع اسلامي، و سيل مهاجرت روستائيان از دهات به حاشية شهرهاي بزرگ، اين بنيادگرائي از حالت گروهي و «روشنفكري» به جنبشي گسترده و مردمي بدل گرديد. جنبش هاي اسلامي اگرچه در شهرهاي بزرگ ظاهر شدند و «جنبش شهري» بشمار مي آيند، اما از نظر انديشه و ايدئولوژي، حامل انديشه ها و ارزش هاي قبيله اي و پيش سرمايه داري هستند. در اين ايدئولوژي، «حكومت صدر اسلام» چنان «ايده آليزه» گرديده كه در باورِ توده هاي مسلمان، دوران حضرت محمد و 4 خليفة «راشدين»، دوران اوج آزادي، عدالت اجتماعي، برابري و برادري بشمار مي آيد.
مشخصه هاي اين «تمدن خيالي» روان آسيب ديده و روح تحقير شدة مسلمانان را تسكين مي داد: فريب بزرگي كه انعكاسات فكري آن به جامعة ما نيز كشيده شد بطوري كه مثلاً بعضي از روشنفكران ملي - مذهبي ما (مانند دكتر شريعتي) انتشار كتاب «سير تحوّل تدريجي قرآن» (نوشته مهندس مهدي بازرگان) را «كشفي همسنگ كشف اسحق نيوتن» دانستند!!!
تلاش: به «روشنفكران ملي- مذهبي» اشاره كرده ايد، اين كلمة روشنفكران ملي ـ مذهبي واقعاً چقدر مي تواند درست باشد؟
ميرفطروس: كاربرد اصطلاح «ملي - مذهبي» هم مانند بسياري از كلمات و اصطلاحات سياسي ديگر (مثل محافظه كار، ميانه رو، اصلاح طلب و غيره) داراي ابهام، اشتباه و آشفتگي است. اين كلمة «ملي- مذهبي» نشانه همان التقاط فكري و فلسفي روشنفكران ما از مشروطيت تاكنون است. به زعم اين دسته از روشنفكران، هويت ملي ما بر دو پاية ايرانيت و اسلاميت استوار است. خوب! اولين اشكال اين «تعريف» اينست كه: پس آن ميليون ها ايراني زرتشتي، ارمني، كليمي و آسوري و غيره در كجاي اين «هويت ملي» جاي دارند؟ (مي دانيم كه مثلاً در طول قرن هاي سلطة اسلام، زرتشتي ها در حفظ آئين ها و عقايد ملي ما نقش اساسي داشته اند).
از اين گذشته، اسلام با اعتقاد به «اُمـّت» - اساساً - با هرگونه «مليـّت» و ملي گرائي مخالف است بهمين جهت است كه بسياري از كشورهاي متمدن (مانند مصر و سوريه) با پذيرش اسلام، در اُمـّت اسلامي، منحل و مضمحل شده اند. در اين ميان فقط ما - ايرانيان - بوديم كه با اسلام به گونه اي خاص و شايد هم رندانه و هنرمندانه برخورد كرده ايم، يعني بجاي آنكه در تماميـّت اسلام، ذوب شويم، برخوردي خاص و ايراني با آن داشته ايم، بعبارت ديگر، در طول تاريخ ايران بعد از اسلام، هويت ملي ما از طريق زبان فارسي و آئين هائي مانند نوروز و مهرگان و جشن سده و غيره تداوم يافت و اسلام (با همة فرقه هاي متعدد و مخالف و مختلفش) در واقع «تابع» اين روند تاريخي بوده است، با توجه به اينكه در طول تاريخ ايران بعد از اسلام، علماي اسلامي ما بيشتر «عرب زده» بودند و 90 درصد آثار و تأليفات اين «حضرات» به زبان عربي نوشته شده، هويت ملي ما جز در زبان فارسي، شعر و عرفان و حماسة ما پايگاه و پناهگاهي نداشت از اين طريق بود كه حس ملي ما از گذشته به آينده تداوم يافت. شما اين مسئله را در هيچيك از كشورها و ملت هاي مسلمان ديگر نمي توانيد ببينيد.
واقعاً اين چه «تمدن اسلامي» است كه از خودش حتّي يك صفحه كتاب نداشت، بزرگترين هنرمندان و نويسندگان و مورخين و متفكرانش، ايراني هستند و حتي دستور زبان و صرف و نحو اين «تمدن اسلامي» را يك نفر ايراني انديشمند -بنام سيبويه نحوي- تهيه و تدوين كرده است... در اين سال های حكومت اسلامي در ايران، اسلام و روشنفكران ملي -مذهبي ما - در يك موقعيت استثنائي - تمام بضاعت و توان فكري، فلسفي و سياسي خويش را «عرضه» كرده اند كه نتيجه اش: اين شكست و شرمساري بزرگ است كه روي دست ملت ما باقي گذاشته اند، اين شكست و شرمساري ـ يك بار ديگر- اين حقيقت را ثابت مي كند كه: جامعة ما تا زماني كه از اين صحراي كربلاي احساس و انديشه، از اين فلكلور عزا و مرثيه و زاري، از اين «دينخوني» و بردگي روحي و از اين ُدور باطل ايدئولوژي اسلام سياسي بيرون نيايد، نخواهد توانست جايگاه شايستة خود را در جهان شتابان و پيشرفتة امروز، بدست آورد. براي نمونه نگاه كنيد به دو كشور هند و پاكستان بعد از استقلال: يكي با تكيه بر يك سياست غيرديني، به يكي از بزرگترين دموكراسي هاي جهان بدل شد، اما ديگري (پاكستان) با تكيه بر اسلام و اسلاميت به نمونه اي از استبداد سياسي، فقر، عقب ماندگي و بنيادگرائي اسلامي... اين فرهنگ عزا و شهادت و عاشورا، قرن هاست كه انسان ايراني را دچار «ازخود بيگانگي» و عدم تعادل كرده است. انساني كه بجاي «سر»، همواره با «دل»ش مي انديشد. انساني كه هميشه «آينده» را در نابودي «حال» جستجو كرده است. دوستاني كه بعنوان «حفظ ارزش هاي ثابت و سنت ها» در حفظ و تداوم سلطه اسلام تلاش مي كنند، در واقع بي اعتقادي خود را به «انديشة مدرن، خردگرائي و اصالت فرد» عيان مي كنند. من نگرانم كه بعضي از روشنفكران مذهبي ما به سبك دكتر علي شريعتي بخواهند يك «شيعه علوي» يا يك «اسلام نبوي» ديگر براي جامعة در حال تحول ايران «اختراع» كنند. در حاليكه مسئلة ما - امروز - مسئلة «قبض و بسط شريعت» نيست. ما امروز ـ بيش و پيش از اسلام - بايد به ايران بيانديشيم و آرمان هاي خيالي تمدن اسلامي را به افسون شدگان اصلي آن (يعني اعراب مسلمان) واگذار كنيم. آنهمه جشن و اميد و تلاش و شادخواري و شادزيستن در فرهنگ ايران پيش از اسلام، براي ما ايرانيان، ذخائر ارزشمندي براي رسيدن به يك ايران مدرن، شاد و سرفراز، بشمار مي روند.
تلاش: ظاهراً اين متفكران اسلامي براي «عقلانيت ديني» تلاش مي كنند.
ميرفطروس: بله! اما از استثناءها كه بگذريم، بيشتر اين متفكران نه براي «عقلاني كردن دين» بلكه براي «ديني كردن عقلانيت» تلاش مي كنند. نگراني من از همين جاست كه باز هم با اصطلاحات شبه علمي و جامعه شناسي (مانند ترموديناميك، اگزيستانسياليسم و غيره) بخواهند براي دين تشريف «علمي» بدوزند. بنظر من، اين امر نه به سود اسلام و باورهاي اسلامي است و نه به سود تحول و پيشرفت اجتماعي ما است... اسلام- همانند ديگر اديان و مذاهب - مي تواند به تلطيف اخلاقي جامعه و تقويت تعاون اجتماعي كمك كند نه اينكه بفكر حكومت و سياست باشد. تنها در اينصورت