بسمه تعالی
جناب آقای محمود احمدینژاد
با سلام
با توجه به نامهای که توسط دانشجويان پلیتکنيک در پی وقايع اخير خطاب به شما به نگارش درآمده است و در آن مواضع دانشجويان پلیتکنيک نسبت به اتفاقات اخير اتخاذ گرديده است، لذا حق شرکت در برنامهی ديدار با جنابعالی به واسطه احترام به رای دانشجويان از اينجانبان سلب میگردد. برای اطلاع شما از نامه مذکور و همچنين تسريع در رساندن پيغام دانشجويان، اين نامه پيوست میشود و به اطلاع دانشجويان نيز رسانيده می شود تا هم از اقدام ما مطلع گردند و هم مراجعهی عدهای ديگر لازم نباشد.
با تشکر
نگار زمانفر – مجيد سادهدل – مهدی سعيدیپور – علی صابری – راحيل عادلی – مهيار عبدالصمدی – مصطفی غفوری – مازيار کريمی – مجتبی کلانتری
متن نامه دانشجويان دانشگاه اميرکبير به شرح زير است:
بسمه تعالی
جناب آقای محمود احمدینژاد
با سلام
حضور شما در پلیتکنيک روزی خاطرهانگيز برای جامعه پلیتکنيک بود. روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فرياد زد. جناب آقای دکتر اين فرياد، فرياد نسل فرهيختهی اين جامعه بود شايد نپسنديد، شايد به زعم شما قربان صدقه رفتنهای مردمی که گناهی جز ناآگاهی ندارند، شيرينتر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانيم تا شايد در ادامه فعاليتهای خود، دقيق تر اوضاع را بنگريد و عمل کنيد.
۱ – لازم است بدانيد که هر کس جايگاهی دارد و برای حفظ آن بايد در حد جايگاه خود رفتار کند. خاتمی با بيست ميليون رای برای حفظ شأن خود در پلیتکنيک پرسشگر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود ۵ ميليون رای. (آرای ۳ تير به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد) بايد درک میکرديد که آمدن به پلیتکنيک با سفرهای استانی فرق دارد، بايد میفهميديد حتی با فشار و حمايت دانشجويان امام صادق و امام حسين هم نمیتوانيد راحت از اين لانه زنبور خارج شويد. اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکر نمیکردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق میتوانند دانشگاه را ساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود.
۲ – ترکيب سخنرانان به گونهای بود که همگی يا موافق دولت و سياستهای آن بودند و يا از تشکلهای کانونهای فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند. نمايندگان کانونها که میبايست از مشکلات کانونها میگفتند و دبير شورای صنفی هم مجبور بود که از مسائل صنفی سخن بگويد و عملاً نمايندهای از تشکلهای مخالف سياستهای دولت نهم وجود نداشت. چرا که اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجويان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سياستهايش به حساب میآمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است. حال همان سؤالات فرهنگی و صنفی هم که پرسيده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجويان پلیتکنيک باشد از شما شنيده نشد و جوابها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده میخورد.
۳ – "افتخار اين دولت اين است که بازترين فضای سياسی را در طول تاريخ کشور ايجاد کرده"، "با آزادی در اين مملکت راه میروند و باز میگويند آزادی نيست و خفقان است." جناب دکتر شايد تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همين راه رفتن مردم است. اگر فکر کردهايد که خفقان يعنی اينکه حق راه رفتن و نفس کشيدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در ديد شما اين است، بگوئيد. از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئيسجمهور، تعطيلی تشکلهای منتقد، تعليقها، توبيخها، نزديک به ۲۰ مورد حکم اوليه تعليق، ۳ حکم تعليق تائيد شده، ۳ دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج يک دانشجوی دکترا (متين مشکين) آن هم دانشجويی که شايد از خود شما فعاليت علمی و مقالات ISI بيشتری داشته باشد، عدم ثبتنام ياشار قاجار و روزبه رياضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بيش از ۵۰ فايل آموزشی در ابتدای سال تحصيلی، فقط در يک دانشگاه و به جرم انتقاد مصداق خفقان است. فشار وارد شده به نشريات که علاوه بر توقيفهای نشريات منتقد دولت، با تهديد مکرر، ايجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعيت در توزيع آزاد و در آخرين اقدام محدوديت در تکثير با تهديد چاپخانهها و مراکز کپی بر نشريات مستقل وارد شده است، هيچ نشان از آزادی ندارد. البته شايد مصداق سخن شما کيوان انصاری و شايد هم اکبر محمدی باشد.
۴ - "شنيدم که عدهای از دانشجويان میگويند، عدهای از دانشجويان سه ستاره شدهاند، آنها با اين ستارهها ستوان يک شدهاند" جناب رئيسجمهور نمیخواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشيد. میدانيم درجهها را حفظيد. ما به ستوان شدن که هيچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمیکنيم، اين درجهها را به نوچههای شبه نظامی خود در بسيج بدهيد، ما نيازی به ستارههای شما نداريم. بدهيد به آنها که برای ستوانی سر و دست میشکنند و برای ترفيع خبرچين اطلاعات شدهاند. از شخصی در جايگاه رئيسجمهور بعيد است اين چنين بی منطق و هزل گونه يکی از مهمترين دغدغههای دانشجويان را به باد تمسخر بگيرد.
۵ - جناب آقای احمدینژاد معترضين در سالن با وجود اينکه بيش از نيمی از سالن از صبح توسط غير پلیتکنيکیها پر شده بود، اقليت نبودند. اگر نسبت به دانشجويان مهمان! از امام صادق و امام حسين هم که در جلوی سالن بودند مقايسه کنيد، باز هم در اقليت نبودند. مگر اينکه شما هم سالن را از ديد دوربين صدا و سيما ديده باشيد. جناب دکتر دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهايی هستند که برای مجلس گرمی ساعت ۶ صبح از امام حسين، اتوبوس اتوبوس به اين طرف و آن طرف می روند تا در ملاقاتها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند. اگر تهمت زدهايد که به خدا واگذارتان میکنيم ولی اگر مدرکی بر عامل بيگانه بودن دانشجويان داريد، آن کتکهايی که زديد کم بود. مدرکتان را رو کنيد ما خودمان چوبهدارش را میآوريم!
۶ – گفتهايد اساتيد هيچ گاه بازنشسته نمیشوند. فقط يک خفاش حرفهای میتواند در روزِ روشن خورشيد را انکارکند، جناب آقای دکتر چگونه تکذيب میکنيد. برای پيرزنهای روستاهای دورافتاده که صحبت نمیکنيد. دانشجويان ديدهاند! چگونه شعور دانشجو را آنقدر پايين تصور کردهايد. کاش شهامت تائيد کارهای خود را داشتيد و رو به کل گويی و هزل نمیآورديد.
۷ – دانشجو با توجه به مؤلفههای ذاتيش در مقابل فشار عکس العمل سريع نشان می دهد و نمیشود تمام آرمانهای او را زير پا له کنيد. نمیشود روز قبل از حضورتان نيروهای انتظامی به دانشجويان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند. نمیشود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسه ضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آيندهاش را نابود کنيد و دانشجو برايتان سوت و کف بزند. جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بود که با وجود اينها از هر دشمنی بینيازيد. وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخريب میکنند، شوراهايش را محدود میکنند، نشرياتش را توقيف میکنند، دانشجو نمیتواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد. دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخیها تحت هر شرايطی سنگ شما را به سينه بزند؟ البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فرياد کشيدن دعوت و توصيه میکنيد نبايد جز اين انتظار داشت.
با توجه به تمامی موارد بالا برای سرپوش گذاشتن بر فضاحت برنامه دوشنبه جمعی به حضور شما دعوت شدهاند تا با شما صحبت کنند و يک شوی تبليغاتی و سياسی برای شما بازی کنند. تا نقصان برنامه دوشنبه که تبليغی برای انتخابات ۲۴ آذر بود، جبران گردد. اما بدانيد صدای برآمده از پلیتکنيک صدای دانشگاهها و صدای واقعی ملت ايران بود. صدای فرد نبود که با تهديد و تطميع آن را از بين ببريد. دانشجويان مستقل از حاکميت اين دعوت را نمی پذيرند و اگر حرفی داريد و اگر میخواهيد حرفی بشنويد دوباره به پلیتکنيک بياييد. البته اين بار به دعوت دانشجويان پلیتکنيک بياييد و مهمان دانشجويان پلیتکنيک باشيد نه اينکه مهمان ناخوانده مديريت انتصابی و تشکلهايی که مجموع طرفداران آنها ۵ درصد دانشجويان پلیتکنيک را شامل نمیشود، شويد. اين بار به جای اينکه در جمع امام صادقیها و امام حسينیها صحبت کنيد در جمع پلیتکنيکیها به بيان سخن بپردازيد و آيا بدون سوت و کف آنها که مدعیاند ۲۰ ميليون نفرند میتوانيد دانشجو را به بازی بگيريد؟
با تشکر
دانشجويان واقعی پلیتکنيک
گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی به مناسبت روز جهانی حقوق بشر
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۱٨ آذر ۱٣٨۵ - ۹ دسامبر ۲۰۰۶
طبق شواهد و قرائن موجود، در سال ۱٣٨۵ دستگیری و بازداشت فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، حقوق بشری ، روزنامه نگاران و دانشجویان به صورت سیستماتیک از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران پیگیری شده است. در خارج از کشور نیز، نهادهای حقوق بشری بین المللی از جمله دیده بان حقوق بشر، عفو بین الملل و سازمان خبرنگاران بدون مرز بارها با انتشار اطلاعیه هایی رسما جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر متهم کرده و خواستار پایان دادن به وضع موجود شده اند.
بر اساس گزارشات و اسناد ثبت شده در "کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی" و طبق آمار رسمی منتشر شده از طرف خبرگزاری ها و نهادهای حقوق بشری و نیز اظهارات مقامات حکومتی، از ابتدای سال ۱٣٨۵، تعداد ۷۲۰ نفر از فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، حقوق بشری، روزنامه نگاران و دانشجویان دستگیر و بازداشت شده اند. همچنین از سالهای گذشته نیز تعداد قابل توجهی زندانی سیاسی و عقیدتی در زندان های مختلف وجود دارند که با احتساب رقم قبلی، نشان از افزایش آمار زندانیان سیاسی دارد.
امسال دستگیری و بازداشت ها مطابق معمول تنها به فعالان سیاسی محدود نبوده و در حوزه های مختلف سرکوب و برخورد با دیگر فعالان در دستور کار نهادهای اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفته است. از این رو با اقدامات صورت گرفته، علاوه بر روند غیرقانونی دستگیری ها و در بسیاری از موارد بدون حکم دستگیری، قوانین مربوط به حقوق زندانیان نیز زیر پا گذاشته شده است.
بر اساس اصل ٣۲ قانون اساسی، هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند . در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود. اما دستگیرشدگان بعد از دستگیری توسط نهاد دستگیر کننده مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، به سلول انفرادی و بازداشتگاهی نامعلوم منتقل می شوند، به آنها چشم بند زده می شود و از حقوق اولیه یک زندانی محروم می شوند.
طبق قوانین سازمان زندانها هز زندانی حق دارد از امکانات بهداشتی، تفریحی و حتی رسانه ای برخوردار باشد، اما آنچه در قوانین دیده می شود در زندان ها به آن توجه چندانی نمی شود. همچنین بعضی از بازداشت شدگان تحت شکنجه قرار می گیرند.
تجربه نشان داده است که زندانیان سیاسی و عقیدتی با اینکه بعد از آزادی از زندان به رفتار قوه قضائیه و نهادهای امنیتی مانند وزارت اطلاعات اعتراض کرده اند اما مورد رسیدگی قرار نگرفته است. دادخواهی عباس امیرانتظام از این جمله است که نه تنها به نتیجه ای نرسیده بلکه منجر به گشایش پرونده جدیدی برای ایشان شده است. قوانین ایران از جمله اصل ٣۴ قانون اساسی دادخواهی را حق مسلم هر فردی می داند اما در این مورد نیز بسیار دیده شده است که پرونده به نتیجه ای نرسیده است.
از سویی زندانیان سیاسی و عقیدتی همواره نسبت به مراحل رسیدگی به پرونده ها در دادگاه ها اعتراض دارند و آن را مغایر با قوانین آیین دادرسی کیفری می دانند. متاسفانه دادرسی ها اغلب بدون کارشناسی قضائی و حقوقی و مبتنی بر دیدگاه امنیتی و سیاسی نهادهای اطلاعاتی امنیتی و دادگاه ها انجام می گیرد در حالی که آئین دادرسی کیفری موارد لازم را متذکر شده است.
اگر چه بعضی قوانین با قانون اساسی در تضاد است و البته این تضاد ها در خود قوانین اساسی نیز دیده می شود اما همین قوانین موجود نیز به درستی مورد توجه قرار نمی گیرد. اصولا رژیم جمهوری اسلامی ایران از آنجائیکه «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را پذیرفته است می باید قوانین حقوق بشری خود را مبتنی بر آن تنظیم و تدوین نماید. پذیرفتن قوانین بین المللی به مفهوم آن است که این قوانین باید به مانند قوانین داخلی مورد توجه قرار گیرد. اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین قوانین داخلی ایران اصل آزادی اجتماعات، فعالیت سیاسی و غیر سیاسی را تاکید دارد اما با زیر پا گذاشتن این قانون، شاهد افزایش زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم.
زندانیان سیاسی
زندانیان سیاسی به دلیل طرز تفکر و انتقادات خود نسبت به رژیم جمهوری اسلامی ایران محکوم به گذران زندگی خود در زندان می باشند. متاسفانه باید اذعان کرد که این زندانیان از نظر قانونی از امکانات بهداشتی، رفاهی و غذایی مناسبی برخوردار نیستند و هر از چندی نیز توسط مجرمان خطرناک مورد حمله و ضرب و شتم قرار می گیرند. حمله اخیر تعدادی به دکتر ناصر زرافشان و سعید شاه قلعه در زندان اوین و یا حمله به بهروز جاوید تهرانی در زندان گوهر دشت کرج نشان می دهد که آنها از نظر جانی امنیت ندارند. اگر چه بارها این زندانیان با اعتصاب غذا از مسئولان قوه قضائیه خواسته بودند تا با تفکیک جرایم و زندان ها، شرایط را به گونه ای دیگر و مطابق با اصول قانونی و حقوق بشری فراهم نمایند اما در عمل تنها شاهد جابجایی چند زندانی از زندان کرج به تهران بودیم و همچنان خطرهای سابق برای زندانیان از بین نرفته است.
اسامی تعدادی از زندانیان سیاسی که از سالهای قبل و سال جدید در زندان بودند عبارتند از: « بهروز جاوید تهرانی، منصور اسانلو، حشمت الله طبرزدی، علیرضا کرمی خیر آبادی، افشین بایمانی، جعفر اقدامی، مرتضی علیزاده طباطبایی، بینا داراب زند، احمد باطبی، اکبر محمدی ، سامان رسول پور،محسن پاپیری، حمید رضا محمدی، هاشم شاهی نیا، ناصر زرافشان، سعید شاه قلعه، غلام کلبی، حجت بختیاری، منوچهر محمدی، یاسر مجیدی، ولی الله فیض مهدوی، مصطفی دریانورد، ارژنگ داوودی، حیدر قلی سلطانی، سعید ماسوری.» از این تعداد، اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی به طرز مشکوکی در زندان جان خود را از دست دادند.
از طرفی دیگر بیم آن می رود که بسیاری از اعدام شدگان در مناطق محروم از جمله سیستان و بلوچستان، زندانیانی باشند که به دلیل فعالیت سیاسی و مخالفت با نظام سیاسی ایران دستگیر شده اند. در این خصوص، کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی تحقیقات خود را ادامه خواهد داد.
بازداشتگاههای غیرقانونی
از بعد از انقلاب، بازداشتگاههای نظامی و امنیتی بدون نظارت رسمی و قانونی تنها از طرف نهادی که آن را در اختیار دارد اداره شده و به همین دلیل رفتارها و اعمال غیر قانونی و غیر انسانی در این بازداشتگاه ها به راحتی انجام شده است. در جریان مجلس ششم موضوع بازداشتگاههای غیرقانونی در دستور کار قرار گرفت اما به نتیجه قابل توجهی نرسید و همچنان بازداشتگاههایی وجود دارند که تابع قوانین سازمان زندانها نیستند و بازجویان و نگهبانان بدون در نظر گرفتن قوانین حقوق بشری و تنها با مقررات داخلی آن رفتار می کنند.
پس از افشای شکنجه دانشجویان در بازداشتگاه توحید وزارت اطلاعات ، این بازداشتگاه به موزه تبدیل شد اما هنوز بازداشتگاههایی مانند، بند ۲ الف متعلق با سپاه، بند ۲۴۰ قوه قضائیه، بازداشت گاه های داخل زندان هایی مانند رجائی شهر و قزل حصار و دیگر زندان ها، بازداشتگاه مرصاد واقع در زیر پل کالج، بازداشتگاه ۵۹ سپاه واقع در پادگان عشرت آباد، ، بازداشتگاه سئول واقع در خیابان سئول، بازداشتگاه عبدالله انصاری واقع در اتوبان همت شرقی، بازداشتگاه مطهری واقع در زیر زمین گذرنامه ناجا، بازداشتگاه فرودگاه واقع در محوطه فرودگاه مهر آباد [بخش نظامی]، بازداشتگاه امام زمان واقع در پشت پارک طالقانی، پشت ایستگاه مترو میرداماد، بازداشتگاه ارتش، بازداشتگاه ۶۴واقع در ٣۰ متری جی، بازداشتگاه ٣۶ واقع در چهار راه فاطمی، بازداششتگاه ۶۶ متعلق به سپاه، بازداشتگاه معروف به کلوپ آمریکایی و تعدادی دیگر که به نیروی انتظامی، سپاه، ارتش و وزارت اطلاعات وابسته اند به صورت غیر استاندارد و یا غیرقانونی و اکثر بدون هیچ گونه نظارتی اداره می شوند.
طبق ماده ۲۲ آئین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تامینی تربیتی کشور، کلیه زندان ها و بازداشتگاه ها باید در اختیار و نظارت این سازمان باشد اما سازمان زندانها تنها ۱۱ بازداشتگاه را رسما در نظارت خود دارد.
دانشجویان
در سال ۱٣٨۵ دانشجویان بیشترین فشارها و سرکوب ها را متحمل شدند و از آنها تعداد زیادی روانه زندان ها شدند. در جریان تجمعاتی در شهرهای مختلف آذربایجان، تجمع زنان در تهران تهران ، تجمع در میدان بهارستان و موارد مشابه، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی فرصت را مغتنم شمرده و تعداد زیادی از دانشجویان فعال را دستگیر و برای آنها پرونده سازی کردند.
تعدادی دیگر در دانشگاه و یا منزل خود دستگیر و به دلیل فعالیت سیاسی دانشجویی تحت فشار و بازجویی قرار گرفتند. در حال حاضر تعدادی از فعالان دانشجویی مانند کیانوش سنجری، خیراله درخشندی، ابوالفضل جهاندار و کیوان انصاری در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات و رضا عباسی در زندان زنجان به سر می برند.
لیست زیر به اسامی تعدادی از دانشجویانی اشاره دارد که در ماههای گذشته دستگیر شده اند؛
پیمان مسکین خدا ، محمد مجدزاده قائم مقامی ، پویا حبیب اللهی، سجاد نیکنام ، یاشار قاجار، عابد توانچه، امید عباسقلی نژاد، جمال ظاهرپور، جابر موسوی، اصلان کامرانی ، عسگر نوری، محسن الموتی ، مهدی حسن زاده، مصطفی عوض پور، سارا سعیدی، سحر رضازاده، پگاه حمزه ای، عرفان جوانمرد، فرهاد قربان زاده ، فرید هاشمی، هومن کاظمیان ، پرویز پیران، مجتبی بیات، مهدی شیرزاد، شاهو رستگاری ، هومن بخش علیزاده، بهنام سپهرمند، رضا قاضی نوری، جولان فرهادی،یاشار حکاک پور مراغی، حامد یگانه پور، مجید پژوه فام، علیرضا حقی، آرش قلی زاده و فرزاد خجسته، یاسر گلی، هانی باوی، لفته صرخه، حسین بوغدار ، منصور طیوری نسب، قاسم کرشاوی، علی بدلی، وحید امینی، معصومه لقمانی، بهاره هدایت، سمیرا صدری ، محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، حنیف یزدانی، هومن کاظمیان، علی عزیزی، علی ملیحی، حبیب حاج حیدری، علی جمالی، ایمان براتیان، حسین نوری، بهمن افغان، هاشم میرزاده و حمید کارگر.
تعدادی از این دانشجویان در حال سفر برای شرکت در مراسم درگذشت اکبر محمدی در مسیر شهرستان آمل دستگیر شده بودند. اکبر محمدی بعد از یک مرخصی استعلاجی و بدون هیچ دلیل منطقی به شکل زننده ای در تابستان امسال متعاقب دستگیری مجدد برادر خود منوچهر محمدی، او نیز دستگیر شد و در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد که در نهمین روز اعتصاب جان خود را از دست داد.
همچنین احمد باطبی باطبی دیگر دانشجوی زندانی، بعد از دستگیری اکبر محمدی، او هم دستگیر شد و در حال حاضر در بند ۲۰۹ اطلاعات به سر می برد.
ماموران وزارت اطلاعات حتی در مهرماه امسال، دکتر حسام فیروزی فعال حقوق بشر، پزشک معالج احمد باطبی را نیز به مدت ۲۴ ساعت بازداشت و در بند ۲۰۹ زندان اوین مورد بازجویی قرار دادند.
از زمانی که رئیس قوه قضائیه در مهرماه گذشته از وزیر علوم خواست تا هرچه سریعتر صورت اسامی دانشجویان زندانی را جهت آزادی یا مرخصی آنها به قوه قضاییه ارائه کند، نه تنها گشایش قابل توجهی در کار دانشجویان زندانی و تحت پیگرد مشاهده نشد بلکه روند بازداشت و تعقیب دانشجویان بویژه از بهار امسال شدت یافت. تا جایی که حتی آیتالله عباسعلی عمید زنجانی رئیس جدید دانشگاه تهران گفت : «بهتر است یکی - دو ماه دانشجویانی که با مشکل مواجه شدهاند را فراموش کنیم».
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی خطاب به رئیس قوه قضائیه می پرسد که اگر خواهان آزادی دانشجویان زندانی بودید، پس چرا تا به حال این امر میسر نشده حتی تعدادی دیگر از دانشجویان به زندان محکوم شده اند ؟
کارگران
کارگران کارخانجات مختلف کشور به دلیل عدم پرداخت حقوق خود بارها دست به تحصن و اعتصاب زده اند، همچنین مدافعان حقوق کاگران نیز بر خواست بر حق کارگران تاکید دارند اما هر بار صدای حق خوای بلند می شود به جای توجه به خواسته های قانونی آنها، سرکوب، زندان، احضار و فشارهای معمول در ایران بر علیه فعالان، در پاسخ به آنها به کار گرفته شده است.
منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد که سال گذشته قبل از اعتراضات گسترده کارگران شرکت واحد دستگیر شده و پس از ۷ ماه زندان در بند ۲۰۹ اطلاعات در مرداد ماه با قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود بار دیگر به صورت غیرقانونی دستگیر و روانه زندان شد. دو عضو دیگر این سندیکا بازداشت و پس از دو روز آزاد شدند.
تجمعات کارگری همواره بازداشت و احضار در پی داشته که از جمله می توان به تجمع روز جهانی کارگر سال ٨٣ در شهرستان سقز اشاره کرد. برهان دیوار گر از متهمان همین تجمع به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به تحمل ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده است. همچنین خبرنگار گروه کارگری"ایلنا" در حین تهیه خبر مربوط به تجمع کارگران"کاغذ سازی کارون" در مقابل نهاد ریاست جمهوری در آبان ماه توسط عوامل حفاظت مستقر در محل بازداشت شد.
شکنجه زندانیان
متاسفانه باید گفت موضوع شکنجه زندانیان امری عادی شده و مسئولان بازداشتگاه ها با استفاده از چشم بند، سلول انفرادی، بازجویی های طولانی و شبانه و نیز ضرب و شتم، آنها را تحت فشار قرار می دهندو در بعضی موارد شدت شکنجه ها موجب شده تا فرد زندانی روانه بیمارستان شود.
به عنوان نمونه، بر اساس خبر رسیده به کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی از شهر مغان در استان اردبیل در تابستان امسال، یک زندانی به نام داوود مقامی پس از بازداشت در تظاهرات اعتراضی در مغان به زندان شهر پارس آباد منتقل شده و تحت شکنجه قرار گرفت. طبق این خبر، طحال وی از کار افتاده، دچار خونریزی شدید شده و به سختی تنفس می کرد و به همین دلیل در بیمارستان مغان بستری شد.
بر اساس اصل ٣٨ قانون اساسی ایران، هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود. همچنین ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید دارد که هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.
آزادی اجتماعات
اگرچه اصل ۲۷ قانون اساسی صراحت دارد که تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است اما از آغاز امسال در چندین تجمع و اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز، تعدادی زیادی از شرکت کنندگان دستگیر شدند. در جریان تجمع خرداد ماه زنان در میدان هفت تیر تهران، نیروهای گارد ویژه ، نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی با پرتاب گاز اشک آور، به ضرب و شتم و دستگیری شرکت کنندگان پرداختند. اسامی تعدادی از بازداشت شدگان عبارت بودند از: علی اکبرموسوی خوئینی، سمیرا صدری، بهاره هدایت، عاطفه یوسفی ، معصومه لقمانی، دلارام علی، امین قلعه ای، دلارام آرم فر، کاوه مظفری، زهرا حیات غیبی، شیوا نهاوندی، نوشین احمدی خراسانی ، فواد شمس، ژیلا بنی یعقوب ، سیامک طاهری، لیلا محسنی نژاد، بهمن احمدی امویی، علی روزبهانی، وحید میر جلیلی، مریم خراسانی، شهره کشاورز، اعظم الهامی، لیلی فرهاد پور، ترانه بنی یعقوب، فرناز معیریان ، فرشته حبیب اللهی ، نسیم سلطان بیگی ، شبنم کاظمی ، سهیلا سیادتی ، منصوره مقدسی.
جمال کریمی راد سخنگوی قوه قضائیه ، تعداد دستگیرشدگان در تجمع زنان را ۴۲ نفر زن و ۲٨ نفر مرد عنوان کرده بود.
در دیگر تجمعات در نقاط مختلف کشور نیز عده زیادی دستگیر شدند که تظاهرات گسترده در آذربایجان نمونه روشنی از آنهاست. در جریان این اعتراضات که به دنبال چاپ کاریکاتور و مقاله ای با عنوان « چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند» در روزنامه دولتی « ایران»، صدها تن دستگیر شدند که هنوز با گذشت بیش از ۵ ماه تعدادی از جمله عباس لسانی در زندان به سر می برند و پرونده تعدادی دیگر در حال رسیدگی است. این اعتراضات حتی موجب شد تا تعداد قابل توجهی از روزنامه نگاران و فعالان فرهنگی و دانشجویان در آذربایجان مانند زهره وفایی، ابوالفضل وصالی، علی حامد ایمان، اکبر آزاد، حسن دمیرچی از اساتید موسیقی آذربایجانی به همراه پسرش بابک ، محمد نجفی، محمد علیپور، چنگیز بخت آور و فرزندانش سیامک و امیر، حسین احمدیان، جاوید میرزاپور، دکتر احمد رضایی، داود عظیم زاده، یاشار حکاک پورمراغی، حامد یگانه پور، غلامرضا امانی، مجید پژوه فام، علیرضا حقی، مهندس حسن راشدی، ابراهیم وثوقی ، محمد جعفرپور، بهمن صادقی، فرزاد عزیزخانی، امامت مددی ، سخاوت مددی، عبادت مددی، علی بدلی، علی رباعی، عقیل آذردخت، جواد عباسی و وحید امینی دستگیر شوند. همچنین یک وکیل دادگستری به نام صالح کامرانی نیز در بین دستگیرشدگان بود.
تعدادی از دستگیرشدگان بعد از آزادی از زندان، وضعیت زندان و بازداشتگاههای اطلاعات را بسیار بد توصیف کرده و نسبت رفتارهای غیرقانونی ابراز شکایت می کردند.
حجت اسلام نجف آقازاده رئیس کل دادگستری استان آذربایجان شرقی ، تعداد دستگیرشدگان در جریان اعتراضات مردمی تبریز را ٣٣۰ نفر اعلام کرده بود. به گفته غلامرضا خلف رضایی رئیس کل دادگستری استان اردبیل ، در این شهر نیز ٣۲۵ نفر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. در شهرهای دیگر از جمله ارومیه آمارهای مشابهی ارائه شده است.
در همین ارتباط تجمعی نیز در میدان بهارستان تهران برگزار گردید که اسامی تعدادی از دستگیرشدگان در آن عبارتند از: فرانک فرشباف، محمد باقرجعفری، قهرمان خدابنده، رضا بابایی، مجید حسینی، آرش قلی زاده، فرزاد خجسته، یزدان اشرفی، اکبر حسین زاده، رامین صدیقی، عیسی برقی، فرشاد فرشیدفر، ساسان ضحاک، روشن فاخری، جعفر صفری، امیر نوری، داود شیر دل، ارسلان جعفری، صدرالدین موسوی، زهرا مظلومی، هاجر سلطانی، محمد احمدی، مرتضی نادری، علی محمد نوری، سید رسول سمیعی نژاد، احمد مهاجری، ئلناز نعمتی، ثریا بخشی، عباس بیگ زاده، هاجر کریم نژاد، امیر مقیم، زینال آل اوغلو، عباس بی اوغلو، حیدر شادی، یورش مهرعلی بیگو ، رضا بیگ زاده.
آزادی اقلیت های مذهبی
امسال برای اقلیت های مذهبی سالی پر از فشار و تنش بود چرا که حسینیه های دراویش گنابادی را از جمله در قم تخریب و سید احمد شریعتی « شریعت »، ٨۰ ساله و رئیس سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی را بازداشت کردند. بازپرس پرونده حتی از پذیرش وکالت امید بهروزی و فرشید یداللهی وکلای ایشان خودداری کرد و برای این وکلا پرونده ای نیز در دادگاه باز شد.
از سویی ۵۴ معلم داوطلب بهایی در شیراز در حالی که سرگرم تدریس بودند توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. کلاس های درس توسط یونیسیف صندوق حمایت از کودکان ، وابسته به سازمان ملل متحد تدارک دیده شده بود. همچنین از آغاز سال ۲۰۰۵ میلادی حداقل ۶۶ بهایی در ایران دستگیر شده اند که تعدادی از آنها با قرار وثیقه آزاد شدند اما دست کم ۹ نفر در زندان بسر می برند . مهران کوثری به ٣ سال زندان و بهرام مشهدی به ۱ سال زندان محکوم شده اند. نامبردگان در نامه هایی به مقامات کشور خود خواستار پایان دادن به نقض حقوق بشر در مورد بهائیان شده بودند. افشین اکرم ، شهرام بلوری، وحید زمانی ، مهربان فرمانبرداری ، سهراب حمید ، هوشنگ محمد آبادی ، و بهروز توکلی از جمله دستگیر شدگان بودند.
همچنین در تهران در جریان تجمعی در برابر منزل آیت الله سید محمد کاظمینی بروجردی، صد ها نفر از جمله کیانوش سنجری که برای تهیه گزارش در محل حضور داشت دستگیر شدند. سید محمد کاظمینی بروجردی نیز دستگیر و به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شد. او پیش از این نیز دستگیر و زندانی و نیز بارها تحت فشار قرار گرفته بود.
سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در مهرماه امسال به خبرگزاری ایلنا گفت: نیروی انتظامی تهران بزرگ به فرماندهی سردار مرتضی طلایی و بدستور دادگاه ویژه روحانیت تهران آیت الله سید محمد حسین کاظمینی بروجردی و ٣۰۰ نفر از هواداران وی را دستگیر و به زندان اوین منتقل کردند. اسامی نزدیک به صد تن از این زندانیان در اختیار کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی قرار دارد.
در مشهد نیز، فرشته دیباج ۲٨ ساله و رضا منتظمی ٣۵ ساله اداره کنندگان یک کلیسای مستقل در مشهد توسط ماموران وزارت اطلاعات در تاریخ ۴ مهر بازداشت شدند. فرشته دیباج دختر کشیش مهدی دیباج ۵۹ ساله از قربانیان قتلهای زنجیره ای است که به اتهام ارتداد در سال ۱۹۹۴ به طرز فجیعی به قتل رسید. در سال ۱۹۹۰ یکی دیگر از کشیش های این کلیسا به نام حسین سودمند به قتل رسیده بود.
محدودیت ها و اعمل فشار بر اقلیت های مذهبی در حالی صورت می گیرد که اصل ۲۶ قانون اساسی ایران آزادی آنها را به رسمیت شناخته است.
آزادی مطبوعات
امسال به مانند سال قبل برای روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و اهالی مطبوعات سال سختی بود. وزارت اطلاعات و ارشاد دولت احمدی نژاد با اعمال فشار و سانسور، آزادی عرصه اطلاع رسانی کشور را مختل نموده و اهل رسانه و روزنامه نگاران را با خطر زندان روبرو ساخته اند. به عنوان مثال، در آبان ماه امسال عیسی سحرخیز به ۴ سال زندان محکوم شد. همچنین تعدادی از روزنامه ها و نشریات توقیف شدند.
منوچهر عزیزی، مانا نیستانی، مهرداد قاسم فر، چنگیز بخت آور، حسن ارک، رضا کاظمی، علی نظری، عیوض طاها، محرم کامرانی، ابراهیم رشیدی، وحید درگاهی، علی حامد ایمان، زهره وفایی، اروج امیری ، محمد یوسفی، ابوالفضل وصالی، اکبر قربانیان، اسماعیل جمشیدی، سامان سلیمانی، رضا علی پور و فرهاد امین پور، حسین روئین، حسین شاکری، از جمله نویسندگان و روزنامه نگارانی هستند که در سال جدید دستگیر شدند. همچنین آرش سیگارچی، مجتبی سمیع نژاد، الهام افروتن و محسن درستکار نیز از سال قبل در زندان بودند.
آزادی احزاب و تشکل ها
در حال حاضر تعدادی از زندانیان سیاسی از جمله حشمت الله طبرزدی از اعضای گروههای سیاسی هستند که بخشی در شهرستانها و تعدادی نیز در تهران زندانی اند. امسال بعضی احزاب کرد، حرکت ملی آذربایجان، جبهه متحد دانشجویی، جبهه دمکراتیک ایران، کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، دفتر تحکیم وحدت و سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان از جمله جریانهایی هستند که تعدادی از اعضای آنها زندانی شدند.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی در روز جهانی حقوق بشر خواستار رعایت حقوق زندانیان ، تفکیک جرایم و زندان ها، برچیدن بساط شکنجه و سلول انفرادی و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی است.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
به نقل از "خبرنامه گویا"
مرگ مشکوک زندانيان سياسی در زندان ها ، توقيف مطبوعات ، مسدود کردن سايت های اينترنتی ، دستگيری فعالين سياسی ، مدنی، فرهنگی و حقوق بشری ، پايمال کردن حقوق اقليتهای قومی و دينی در ايران اخبار روزمره ای است که هر روز در سايت های خبرگزاری ها و مطبوعات قابل مشاهده است .
هرکدام از اين اخبار نشان دهنده فضايی است که بر ايران حاکم است . خطوط قرمز هر روز پر رنگ تر می شود . استادان دانشگاه ها از کار اخراج می شوند ، دانشجويان از ادامه تحصيل محروم می شوند ، کتب نويسندگان اجازه انتشار نمی يابد ، زنان بطور سيستماتيک سرکوب می شود ، سفره کارگران خالی از نان است . کارگران ماه هاست که مزد خود را دريافت نکرده حق ايجاد تشکل ندارند و جواب اعتراض آنها اخراج از کار است . در اين شرايط است که ما « فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکا شمالی » به استقبال روز جهانی حقوق بشر می رويم .
در تداوم اين فضا بسته تلاش است که مرز حرکت جامعه تا نقطه سکوت مطلق سقوط کند به همين رو امروز نه تنها قربانيان نقض حقوق بشر در ايران را دادرسی نيست بلکه مدافعين نيز خود از تعقيب در امان نيستند.
نگاهی به اين گزارش که در حد فاصله اول آذر ۱۳۸۴ تا پايان آبان ۱۳۸۵ تهيه شده خود گواهی براين ادعاست ، که در موارد ذيل جمع بندی شده است :
لازم به ياد آوری است تعداد کل اخباری که توسط ما در طی اين مدت جمع آوری شده « ۱۷۱۱ » مورد می باشد. يعنی در هر ۵ ساعت بطور متوسط ۱ مورد گزارش شده است. با توجه به نبود مصونيت برای فعالين حقوق بشری در ايران جهت انتشار و پيگيری اخبار و وجود سانسور حاکم بر مطبوعات اين مجموعه نمی تواند در برگيرنده تمامی موارد نقض گسترده ، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران باشد .
دانشجويان:
• بازداشت دانشجويان - ۱۹ نفر
• بازجويی از دانشجويان - ۱۲ نفر
• احضار دانشجويان به دادگاه ها - ۴۵ نفر
• دانشجويان محاکمه شده - ۲۴ نفر
• احکام صادره شده توسط دادگاه ها - ۲۸ نفر
• احضار به کميته های انضباطی - ۱۴۲ نفر
• احکام صادره شده توسط کميته های انضباطی - ۸۲ نفر
• دانشجويان اخراج از دانشگاه - ۲۲ نفر
• نشريات دانشجويی توقيف شده - ۳۲ نفر
مطبوعات:
• احضار به دادگاه ها - ۱۱۷ نفر
• اخطار کتبی به مطبوعات ۳ نفر
• بازجويی از روزنامه نگاران - ۵۹ نفر
• محاکمه روزنامه نگاران - ۹۶ نفر
• توقيف کتاب - ۶۱ مورد
• فيلتر کردن سايت ها - ۲۵ مورد
• توقيف مطبوعات - ۳۱ مورد
• جلوگيثر از نمايش فيلم - ۲ مورد
• احکام صادر شده توسط دادگاه ها عليه مطبوعات - ۴۷ نفر
• بازداشت روزنامه نگاران توسط نهادهای امنيتی - ۳۸ نفر
• خبرنگاران اخراج شده از کار - ۳ نفر
فعالين سياسی ، اجتماعی و فرهنگی :
• احضار به دادگاه ها - ۹۸ نفر
• بازجويی روزنامه نگاران توسط نهادهای امنيتی - ۵۱ نفر
• بازداشت روزنامه نگاران توسط نهادهای امنيتی - ۳۹۷۰ نفر
• جلوگيری از اجرای مراسم - ۲۳ مورد
• محاکمه فعالين سياسی و ...- ۱۰۲ نفر
• احکام صادره شده توسط دادگاه ها - ۲۳۷ نفر
• تهديد و ارعاب فعالين سياسی و ...- ۱۳ نفر
• آزادی از زندان با وثيقه - ۳۶ نفر
• ضرب وشتم فعالين سياسی و ....- ۱۰ نفر
• ممنوع الخروج - ۶ نفر
• جلوگيری از فعاليت تشکل های سياسی - ۲ مورد
• اخراج از کار به دليل فعاليت سياسی - ۷ نفر
کارگران:
• عدم پرداخت حقوق و مزايای - ۲۲۶۱۱ نفر
• اخراج از کار - ۲۲۶۲۰ نفر
• کودکان کارگر زير ۱۵ سال - ۴۰۰ هزار نفر
زندانيان سياسی و عقيدتی:
• مرگ مشکوک زندانيان سياسی و عقيدتی در زندان - ۴ نفر
اعدام شده گان:
• مجموعاً حکم اعدام ۱۳۸ نفر در فاصله زمانی اين گزارش به اجرا در آمده است.
• ۱۳۳ نفر مرد و ۵ نفر زن هستند.
• ۸ مورد از اعدام شدگان در زمان وقوع جرم کمتر از ۱۸ سال سن داشته اند.
• ۱۱ نفر از آنها زندانی سياسی بوده اند. که اين تعداد سه برابر سال قبل ميباشد.
• نسبت تعداد اعدام شده گان در اين سال، در مقايسه با سال قبل، ۴۶ درصد افزايش را نشان ميدهد.
منتظرِِين اجرای حکم اعدام :
• در فاصله زمانی اين گزارش حکم اعدام ۲۱۷ نفر صادر شده است. نسبت تعداد صدور حکم اعدام در اين سال، در مقايسه با سال قبل، ۹ درصد افزايش يافته است.
• ۱۵ نفر زن و ۲۰۲ نفر مرد هستند.
• ۲۴ نفر از آنها از فعالين سياسی هستند.
• ۳ نفر حکم سنگسار دريافت کرده اند.
ihrnena@gmail.com
۱۹/۰۹/۱۳۸۵
۱۰/۱۲/۲۰۰۶
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشر و دمکراسی در ایران – فرانسه
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
اتحاد یه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com
info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
noranali2003@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر
گزارشگران بدون مرز اسامی بخشی از روزنامه نگارانی که در ايران از فعاليت مطبوعاتی محروم شده اند و يا ممنوع قلم هستند را منتشر می کند.
جمهوری اسلامی از سال ۱۳۷۹ بزرگترين زندان روزنامه نگاران و وب نگاران در خاورميانه است. رکورد دار سرکوب و نقض آزادی بيان، قصد پايان دادن به دستگيری های خودسرانه، احضار و تعقيب قضايی روزنامه نگاران را ندارد.
از تير ماه ۱۳۸۴ با به قدرت رسيدن رئيس جمهور احمدی نژاد و هيات دولت اش که اکثريت آن را فرماندهان سابق سپاه پاسداران و يا ماموران وزارت اطلاعات تشکيل داده اند، سرکوب روزنامه نگاران به اشکال نامريی و ظريف اما همچنان سرسختانه ادامه دارد. کمتر شدن تعداد روزنامه نگاران زندانی به معنای کاهش سرکوب و اعمال فشار بر مطبوعات و روزنامه نگاران از سوی مسئولان حکومتی نيست. احضار و دستگيری ادامه دارد همچنان ادامه دارد، روزنامه نگاران دستگير شده پس از چند روز و يا چند هفته بدون مشخص شدن زمان برای محاکمه و بدون حکم قطعی از زندان "آزاد" می شوند. اما هر لحظه می توانند دوباره احضار و يا به زندان بازگرداننده شوند. پرونده های در دست بررسی و يا محکوميت های به زندان، همچون شمشير داموکلس بر بالای سر روزنامه نگار نگاه داشته و مانع ادامه زندگی حرفه ای آنها می شود. دولت احمدی نژاد و دستگاه قضايی سراسر ايران را به زندان بزرگی برای روزنامه نگاران تبديل کرده اند.
اکثريت روزنامه نگاران مستقلی که با رسانه های دولتی همکاری نمی کنند، از سوی مسئولان حکومت نشانه گرفته شده اند و به بهانه های مختلف از فعاليت و مشغول به کار شدن آنها جلوگيری می شود. همزمان اين بخش از روزنامه نگاران از سوی دستگاه قضايی تحت تعقيب قرار می گيرند و برای "آزادی" تا هنگام محاکمه بدون تعيين زمان مجبور به پرداخت وثيقه های سنگين می شوند، در دادگاه ها گاه تا ۶۰۰ ميليون تومان نيز برای روزنامه نگار وثيقه تعيين شده است. روزنامه نگاران به اصطلاح "آزاد" شده نيز از هر سو تحت فشار قرار می گيرند و اجازه کار نمی يابند. از سويی در هراسند که انتشار مطلبی ناخوش آيند برای حکومت، دوباره برای آنها احضار و دادگاه و زندان را در پی داشته باشد و از سوی ديگر مديران رسانه ها برای بکار گيری اين روزنامه نگاران تحت فشار و تهديد قرار می گيرند. مواردی پيش آمده که با دستگيری روزنامه نگار، روزنامه ای که در آن کار می کرده است نيز تعطيل شده است.
اخيرا روزنامه ی روزگار از سوی هيات نظارت بر مطبوعات تعطيل شد، که عمده ترين دليل آن دعوت از روزنامه نگاران روزنامه توقيف شده شرق برای همکاری با اين روزنامه بود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دادستان تهران سعيد مرتضوی با ارسال ليستی از روزنامه نگاران از جمله روزنامه نگار مستقل و زندانی سابق احمد زيدآبادی، رسما از مسولان روزنامه خواسته بودند که اين روزنامه نگاران از ليست همکاران حذف شوند. يکی از دلايل توقيف روزنامه ی وقايعه اتفاقيه در تير ماه ۱۳۸۳ همکاری روزنامه نگاران روزنامه ی توقيف شده ی ياس نو با آن بود. در حکم توقيف روزنامه وقايعه اتفاقيه رسما به اين امر اشاره شده بود. در همان زمان روزنامه جمهوريت نيز برای آنکه مسئولان روزنامه از کنار نهادن عماد الدين باقی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر سر باز زدند، توقيف شد.
روزنامه نگاران مستقل همواره آماج آزار و اذيت مسئولان حکومتی قرار دارند. وضعيت سه روزنامه نگار مطبوعات ايران عيسی سحرخيز، محمد صديق کبودوند و ساقی باقری نيا که هر لحظه امکان بازداشت و زندانی شدن شان وجود دارد، نشانگر وضعيت امروز روزنامه نگاران در ايران است.
عيسی سحرخيز مدير مسئول ماهنامه ی آفتاب و روزنامه اخبار اقتصادی دوشنبه ٦ شهريور توسط شعبه ١٠٨٣ دادگاه عمومی برای اتهاماتی چون « انتشار مطالب عليه اصول قانون اساسی و تبليغ عليه نظام مقدس جمهوری اسلامی » محاکمه و به ٤ سال زندان و ٥ سال ممنوعيت از فعاليت های مطبوعاتی، محکوم شد. اين حکم در تاريخ ۳۰ آبان ماه به وکلای اين روزنامه نگار ابلاغ شد. عيسی سحر خيز در اعتراض به ناعادلانه بودن دادگاه اعلام کرده است " دستگاه قضايی ايران مستقل نيست و از آيت اله خامنه ای دستور می گيرد." و وی تقاضای تجديد نظر نخواهد کرد.
محمد صديق کبودوند مدير مسئول هفتهنامه پيام مردم کردستان در شهريورماه ۱۳۸۴ از سوی دادگاه تجديدنظر استان کردستان به اتهاماتی چون « اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و ايجاد اختلاف بين اقشار جامعه از طريق طرح مسائل نژادی و قومی» به يک سال حبس تعزيری، پنج سال محروميت از شغل روزنامهنگاری محکوم شد. در تاريخ ۲۱شهريور ماه سال جاری اين روزنامه نگار برای اجرای حکم احضارشده بود.
ساقی باقری نيا مدير مسئول روزنامه آسيا در تاريخ ٢٨ مرداد از سوی شعبه بيست و هفتم ديوان عالی کشور به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام اين روزنامه نگار "تبليغ عليه نظام" است. يکشنبه ١٥ تير ماه ١٣٨٢ روزنامه آسيا، برای انتشار عکس و مطلبی در باره ی مريم رجوی توقيف و ساقی باقری نيا مديرمسئول و ايرج جمشيدی سردبير روزنامه بازداشت شدند. دوشنبه ١٦ تير ساقی باقری نيا با سپردن وثيقه آزاد اما ايرج جمشيدی تا سال بعد در زندان بسر برد. ساقی باقری نيا برای دومين بار در روزهای اخير به دايره اجرای احکام احضار شده است. از سال ۱۳۸۲ تا به امروز بيش از ۳۰ تن از روزنامه نگاران ايران به خارج از کشور پناهنده شده اند.
گزارشگران بدون مرز اسامی بخشی از روزنامه نگارانی که در ايران از فعاليت مطبوعاتی محروم شده اند و يا ممنوع قلم هستند را منتشر می کند.
مادح احمدی، نوشين احمدی خراسانی، پروين اردلان، علی ايمان حامد، مسعود باستانی ، عمادالدين باقی ، ساقی باقری نيا، پروين بختيار نژاد، سيامک پورزند، مجيد تولايی، عليرضا جباری، ايرج جمشيدی ،عباس دالوند، فريبا داودی مهاجر، عليرضا رجايی، تقی رحمانی، محمد جواد روح، احمد زيدآبادی، سعيد ساعدی، عزت اله سحابی، آرش سيگارچی، ماشااله شمس الواعظين، هدا صابر، شادی صدر، لطيف صفری، بيژن صف سری، کيوان صميمی، اعظم طالقانی، عباس عبدی، يوسف عزيزی بنی طرف، عليرضا علوی تبار، رضا عليجانی، محمد حسن عليپور، حسين قاضيان، محمد قوچانی، اجلال قوامی،عباس کاکاوند، تونيا کبودوند، محمد صديق کبودوند، مرتضی کاظميان، فاطمه کمالی، بهروز گرانپايه، ابوالقاسم گلباف، اکبر گنجی، فاطمه گوارايی، فيروز گوران، مجتبی لطفی، حامد متقی، سعيد مدنی، علی مزروعی، امين موحدی، نرگس محمدی، حسن يوسفی اشکوری، ابوالفضل وصالی، مانا نيستانی
محمود احمدی نژاد رئيس جمهور و آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی از جمله ٣٨ رهبر و مقام دولتی در جهان هستند که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده اند.