آگاهيد كه قرار است با موافقت رييس «سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري»، آبگيري سد سيوند كه در شمال شهر شيراز و درون تنگهي بُلاغي - ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - مراحل پاياني ساخت خود را ميگذراند، آغاز شود.
شايستهي اشاره است، تنگهي بلاغي يكي از كممانندترين موزههاي طبيعي و زندهي ايران است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفتانگيز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر در آن ميتوان از همهي اين دورههاي پيشاتاريخي و تاريخي (باستاني، اسلامي،...) اسنادي را بهدست آورد كه نهتنها خود آن اسناد از اهميت بهسزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آبگيري آن سد ميتواند همهي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه خود تنگه يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. همچنين رطوبت برخاسته از درياچهي پشت سد در درازمدت بر زيستبوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روي سازههاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش بزرگ (نماد جهاني ارجگزاري به حقوق بشر، و كسي كه به تعبير علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويرانگري بر اين يادمانهاي گرانقدر خواهد داشت.
از اينرو ميخواهيم كه اين سد آبگيري نشود چرا كه نهتنها مطالعات جامع و دقيق كارشناسي هنوز به پايان نرسيده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعهبار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد زده است: از میان رفتن كهنترين راه بازماندهي جهاني، خدشهدار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازههای باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آبهای زیرزمینی، از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آنها، محو وضعیت توپوگرافی منطقهي بلاغی، احتمال وقوع زمينلرزه پس از آبگيري سد سيوند، آسیبهای زیستمحیطی ناشی از آبگیری سد همچون نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي و خاك و همچنين گنجینهي ژنتیکی غنی تنگه، و مهمتر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، آسيبهايي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل ميشود. سرمايهي ملي هزينهشده براي ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در يكسال اخير و همزمان با اعتراضها به ساخت آن، هزينه شده است - هيچ قابل قياس با سرمايهي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه شايد بر روند وقايع آتي ايران تأثيرگذار باشد.
خوانندگان گرامي، همميهنان ارجمند، مسئولان كشوري!
نميدانيم كه از روند پر شتاب ويرانسازي آثار تاريخي اين سرزمين • در كنار هجمههاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان • تا چه ميزان آگاه هستيد ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه¬سالمان • كه يادمانهايي چون آنچه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آنان به شمار ميروند - در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ¬هاي ديگر نقشي به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيانكن تخريب ميراث فرهنگي - چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در لفافهي عمران - افزوده ميشود. آبگيري و راهاندازي اين سد كه - به درست يا غلط - به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطهي اوج چنين حركتي است و اين در حالی که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ریشهی فرهنگی و انسانساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده است.
باز تأكيد ميكنيم خواهان توقف ساخت سد سيوند و عدم آبگيري آن هستيم.
دوستان وبلاگنويس و ياراني كه داراي تارنما (وبسايت) هستيد!
نيك ميدانيد كه يكي از نقاط اوج در اين برخورد با يادگارهاي فرهنگي، ساخت سد سيوند و آبگيري آن است. پس براي اينكه به نتيجه برسيم بايد بر روي يك مورد متمركز شويم و تا گرفتن نتيجه از پا ننشينيم. آيا همانطور كه قدرت «همبستگي ملي» در خيزشي كه دربارهي نام هميشگي «خليج فارس» داشتيم كارساز شد، ميشود باري ديگر درد مشتركمان را فرياد بزنيم به گونهاي كه همه بشنوند؟
از این روی برای آنکه بار دیگر قدرت و ارادهي ایرانیان در دفاع از یادمانهای نیاکانشان را به رخ تمامی جهان آزاد بکشیم تا دگر بار نه بیگانگان و نه ایرانینمايان جرأت از بین بردن هویت ایرانیمان را پیدا کنند پيشنهاد ميشود:
در اينباره نوشته ی بالا را برای این منظور آماده كرديم و بر روي تارنماي sivand.com قرار داديم. ميتوانيد آن را براي سه روز از 17 تا 20 ديماه بر روی صفحهي نخست رسانهي الكترونيكي خود قرار دهيد؟
باز بیستودو بهمن می آید چارهای نیست جز تکرار:
آن مرد را آوردند. آن مرد را با «ایرفرانس» آوردند.
قطبزاده هم آمد ولکن او را بردند.
بازرگان نخست وزیر گردید. بنیصدر رییس جمهور شد. خلخالی را حاکم شرع کردند.
کرمعلی میوه فروش سردار سپه شد.
بابا آب داد. مامان نان داد. من که فراری شدم، یکی اول یکی بعداً جان داد.
دارا و سارا پناهنده شدند. کبری و صغری خواهر بودند. کبری سنگسار شده است.
صغری «رفیوجی» است. مراد و کرامت دوست بودند. مراد در جبهه شربت شهادت نوشید.
کرامت جزو معلولین است.
آن مرد شاعر بود. این زن نویسنده بود. آن پسر دانشجو بود. این دختر هنرمند بود.
آنها همه حلقههای یک زنجیر شدند.
آن گاوک پیشانی سفید، که حیوان است اما چون انسان است و «جسم سختش»
شهره ایران و جهان است، سعید مرتضوی، دادستان تهران است.
این عراقی که شاهرودی است، رییس قوهی قضاییه است.
آن مرد که خندان است رییس جمهورِ اصلاح طلب یک ملت گریان است.
این برج و بارو که به آسمان است مال شورای نگهبان است.
رفسنجانی که هیچ کارهاست، رییس مصلحت نظام است.
حضرت رهبر کمافیالسابق رهبر مستضعفان جهان است.
این چاه که میبینید چاه جمکران است. آن دولت که میبینید دولت امام زمان است.
غنی شدن اورانیوم حق ملت مسلمان است. در دبی و شارجه و بحرین صحبت خرید و
فروش دختران ایران است.
این کارنامه نظام است. آن دو ستاره درخشان یکی "بهشت زهرا" دیگری "زندان" است.
مملکت همان ایران است اما دارالخلافه در تهران است.
انتخابات مال کافران است. ولکن چهار سالی یک بار، شرکت در آن وظیفه هر مسلمان است.
اینجا جمهوری اسلامی است. آنجا جهان است.
اینجا بیست و دوی بهمن آنجا عصر ارتباطات است.
ما در دهه فجر زندگی می کنیم. آنها در سده اینترنت.
در خانه ما هر کس یک شهید دارد. در خانه آن ها هر کس یک قایق تفریحی.
دارا در پیتزا فروشی کار میکند. سارا به فیزیوتراپی میرود. گردن او در تظاهرات کج شده است.
دارا و سارا به فرزندان خود فارسی یاد میدهند و برای آن ها نوار ایرانی میخرند.
من به یک نوار آنها گوش دادهام:
«آباد باشی ای ایران/ آزاد باشی ای ایران/
از ما فرزندان خود دلشاد باشی ای ایران»
از وبلاگ بلوچ
بازی روسی
در هفته گذشته نیمی از مهلتی که از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای توقف فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم به ایران داده شده بود، گذشت. روز 23 دسامبر سال گذشته میلادی، اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه ای که اعمال تحریماتی علیه ایران را در نظر دارد، رای موافق دادند. این تحریمات بدین علت بودند که ایران از برآورده ساختن مطالبات جامعه بین المللی برای توقف غنی سازی اورانیوم امتناع می کند. اعضای شورای امنیت به ایران 60 روز برای اندیشیدن فرصت دادند که این زمان در ماه فوریه پایان می یابد. اما مسلم است که ایران نه تنها به مطالبات بین المللی عمل نمی کند، بلکه برعکس، درصدد ادامه دادن به بازی و حادساختن آن است. "علاء الدین بروجردی" رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ایران روز شنبه گذشته اعلام نمود که در مرکز هسته ای نطنز، 3 هزار سانتریفیوژ جدید نصب می شوند. اما سازمان انرژی اتمی ایران ترجیح داد که این خبر را رد کند. "حسین سیمرغ" نماینده این سازمان اعلام نمود که "هیچ سانتریفیوژ جدیدی نصب نشده است". وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران توضیحی نداد که این مغایرت در اظهارات مقامات رسمی مرتبط با چیست و تنها اعلام داشت که "مشکلی فنی" بوده است.
به احتمال زیاد، هم اظهارات آقای بروجردی و هم تکذیبیه سازمان انرژی اتمی ایران، بخشی از سیاست تنظیم شده حکومت ایران است که همچنان به تمسخر غرب ادامه داده و بدین ترتیب متوجه می شود که افزایش توان هسته ای ایران تا چه حد سبب انزجار غرب می شود. علاوه بر این رسانه ها و مطبوعات غربی، طی مدت زمان اخیر به کرات اطلاع داده اند که ایران قصد دارد تعداد سانتریفیوژهای غنی سازی اورانیوم را تا 54 هزار برساند و راه اندازی آن را برای 28-مین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران برنامه ریزی کرده است که در ماه فوریه برگزار می شود.
خبر مربوط به راه اندازی سه هزار سانتریفیوژ، تنها نمونه رفتار مبارزه طلبانه ایران نیست. روز شنبه در تهران سه بازرس آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد ایران شدند. اندک بودن تعداد هیئت بازرسین بدین علت بود که در هفته گذشته وزارت امور خارجه ایران از صدور ویزای برای 38 نفر از بازرسین آژانس امتناع نمود. این بازرسین از کشورهایی بودند که در نشست 23 دسامبر شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب تحریم علیه ایران رای موافق داده بودند. "منوچهر متکی" وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در تفسیر این رویداد، اعلام نمود که تصمیم گیری درباره اینکه کدام یک از بازرسین را راه داده و از ورود کدامیک از آنان امتناع نمود، حق مسلم تهران بوده و بهیچ عنوان مغایرتی با همکاری های ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی ندارد.
ایران با پیشروی در رویارویی خود با غرب، در حد توان سعی در استفاده از روسیه در بازی خود دارد. در تهران، متوجه این هستند که مسکو متفق رژیم ایران نیست، چرا که بعنوان مثال به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد رای موافق داده بود. اما از سوی دیگر، آماده همراهی تهران است تا از منافعی در بازی سیاسی با واشنگتن بهره مند شده و نفوذ خود در منطقه را به غرب نشان دهد. دیدار روز گذشته دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه از تهران نیز ادامه این بازی روسی بود. "ایگور ایوانوف" دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه با "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران، "علی لاریجانی" دبیر شورای عالی امنیت ملی و "منوچهر متکی" وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی دیدار نمود. وی پیام "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه را به تهران تقدیم نمود. وی اظهار داشت که "ایده اصلی این پیام، در این است که روسیه مصمم به توسعه روابط خود بر اساس حسن جوار با شریک کهن خود ایران می باشد".
آقای متکی پس از دیدار با ایوانوف اعلام نمود که ایران و روسیه به همراه هم می توانند نقشی مهم را در تامین امنیت و ثبات در قفقاز و آسیای میانه ایفا کنند. این اعلامیه بسیار مبهم بود، یعنی بعبارت دیگر تهران درصورت تمایل می تواند در این مناطق بی ثباتی را نیز تامین کند.
به گفته آقای متکی، طرفین همچنین درباره مشکل جستجوی فرمولی فراگیر و همه جانبه برای حل مشکل هسته ای ایران گفتگو نمودند. باید خاطر نشان نمود که این موضوع را چندین سال است که ایران و روسیه بررسی می کنند، مسکو به تهران چند برنامه معین پیشنهاد داده که می توانند به این کشور در رفع اعتراضات جامعه جهانی و در عین حال حفظ وجهه این کشور کمک کنند. اما تمامی این فرمول های پیشین از سوی تهران رد شده بودند و دلیلی برای فرض این که این بار می توان به موفقیت دست یافت، وجود ندارد.
"علی لاریجانی" دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در کنفرانس مطبوعاتی مشترک خود با دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه اعلام نمود که ایران به زمان بیشتری برای اندیشیدن بدین نیاز دارد که با برنامه هسته ای خود چکار کند و همانند سابق، تهران سعی دارد تا با کمک روسیه زمان را به درازا بکشاند.
بازی آمریکایی
در عین حالیکه ایران و روسیه به ادامه دادن بازی پیشین خود مشغولند و سعی دارند از یکدیگر برای بالابردن جایگاه خود در عرصه بین المللی استفاده کنند، آمریکا خط مشی جدید در روابط خود با ایران را گسترش می دهد. از آغاز سال جاری، واشنگتن قاطعیت خود در حل نهایی آن را به نمایش گذاشته است. اوایل ماه ژانویه "جرج بوش" رئیس جمهور آمریکا آشکارا ایران را به حمایت از جنگجویان در عراق متهم نموده و اعلام نمود که از این پس آمریکا نه تنها با جنگجویان بلکه با نفوذ تهران در عراق نیز که علت بی ثباتی در این کشور می باشد، مبارزه خواهد کرد. روز 11 ژانویه، نظامیان آمریکا شش نفر از کارمندان کنسولگری ایران در شهر اربیل عراق را بازداشت نمودند. در آن زمان تهران فریب این دسیسه را نخورده و از بروز واکنش شدید نسبت به این رویداد خودداری نمود.
در اواخر هفته گذشته، "روبرت گیتز" وزیر دفاع آمریکا اطلاع داد که بوش دستور داده است تا تمامی عاملین ایرانی که در عراق شناسایی شوند باید بازداشت و یا کشته شوند. تهران این حکم را محکوم نموده و آن را "اقدامی تروریستی" نامید.
بعقیده بسیاری از کارشناسان، سیاست جدید آمریکا در رابطه با عراق که شامل ضرورت ریشه کن سازی نفوذ ایران می باشد، بزودی باید منجر به رویارویی نظامی می شود. طبق اخبار مندرج در رسانه های آمریکایی، اعزام دومین گروه ناو هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا به خلیج فارس به فرماندهی ناو John C. Stennis به همراه 80 هواپیما بر روی عرشه آن، نشانگر این مطلب است. تا پایان فوریه این گروه به گروه دیگر ناو هواپیمابر به فرماندهی Dwight D. Eisenhower که هم اکنون در منطقه مستقر می باشد، خواهد پیوست. به گفته "نیکلاس برنز" معاون سیاسی وزیر امور خارجه آمریکا، اعزام دومین گروه ضربت نیروی دریایی آمریکا به سواحل ایران ضروری است، تا ایران "به تلاش خود برای حکمفرمایی در منطقه پایان دهد". "دیک چینی" معاون رئیس جمهور آمریکا روز گذشته اعلام نمود که آمریکا بدین ترتیب "هشداری قوی" را در رابطه با مقاصد خود برای باقی ماندن در منطقه و همکاری و تعامل با متفقین در برابر "تهدید ایران" می فرستد. در عین حال، زمان به نفع ایران کار می کند. نفوذ این کشور در منطقه افزایش می یابد و موضع دولت بوش وخیم تر می شود و در کنار این توان این کشور برای آغاز جنگ گسترده دیگری نزول می یابد. مسلم است که چینی متوجه این مسئله می باشد. بدین ترتیب در آینده ای نزدیک برای آمریکا تنها یک راه برای باقیماندن در منطقه باقی می ماند: آغاز جنگ با ایران.
ایران اتمی و نامه سناتورهای امریکایی به ایران
به نقل از "دویچه وله"
درحالی که مقامات ایرانی، هرنوع گفت و گویی میان مقامات کشور خود با مقامات امریکایی یا هرنوع تلاشی برای مذاکره میان ایران و امریکا را تکذیب میکنند، امروز سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، از نامه ای خبر داد که برخی سیاستمداران و مسئولان امریکایی برای ایران فرستادهاند و اکنون در دست بررسی است.
آقای محمدعلی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران صبح امروز در نشستی با خبرنگاران، ضمن اشاره به نامه چند سناتور امریکایی به مقامات ایران، درخصوص محتوای این نامه سکوت کرد و صرفا گفت:«محتوای این نامه همچون پیامهایی که در زمینه رایزنیهای سیاسی میفرستند به شکلی است که میخواهند به موضوعی که به خاطر سیاستهای نادرست امریکا و برخی کشورهای غربی پیچیده شده، کمک کنند.»
وی با اشاره به اینکه این نامه درحال بررسی توسط مقامات ایران است، افزود:« بعد از بررسی نتیجه آن اعلام خواهد شد.» آقای حسینی در این گفت و گوی خبری، به هویت ارسال کنندگان این نامه نیز اشارهای نکرد.
درهمین حال روز گذشته آقای محمدجواد لاریجانی دیپلمات ایرانی و برادر رییس شورای عالی امنیت ملی ایران نیز در گفت و گویی با خبرگزاری رسمی ایران، از ایران"پست اتمی" سخن گفت و تاکید کرد:« ما باید با همه دنیا مذاکره کنیم. حتی با دشمن ترین دشمنانمان که امریکاست به عنوان "ایران اتمی" مذاکره کنیم و با کلوپ هستهای وارد تعهدات متقابل شویم.»
آقای محمد جواد لاریجانی در این گفت وگو همچنین گفته است که برای اتمی شدن باید به غربیها اطمینان بدهیم که قصد حمله به اسرائیل را نداریم. او همچنین از نویسندگان و سیاستمداران کشور خواسته است که مناقشات بر سر اتخاذ راهکارها در مسئله هسته ای را"درون خانوادهای" کنند تا از این "معارضه بزرگ" عبور کنیم.
آقای لاریجانی درنهایت نیز گفته است:« اگر پشت سر استراتژی "ورود به کلوپ هستهای" داهیانه بایستیم و عمل کنیم، بدون اینکه زیاد سروصدا و شلوغ کاری داشته باشیم، وارد این کلوپ خواهیم شد.»
بدین ترتیب به نظر میرسد که برمبنای سخنان این دیپلمات ایرانی و همچنین سخنان سخنگوی وزارت امورخارجه ایران که از نامه مقامات امریکایی خبر میدهد، ایران به دنبال دستیابی به مسیری برای مذاکره با امریکا است.
این درحالی است که چندی پیش نیز آقای جلال طالبانی، رییس جمهور عراق از وساطت خود برای رساندن پیام ایران به امریکا مبنی بر آمادگی این کشور برای مذاکره خبر داد و با این حال مقامات ایرانی این گفته طالبانی را به نرمی و ملایمت، تکذیب کردند.
چندی پیش نیز درپی سفر آقای علی لاریجانی به عربستان درحالی که برخی گزارشها حکایت از آن داشت که او حاوی پیامی برای امریکاییها بوده و آن را تحویل پادشاه عربستان داده است، بازهم مقامات ایران این خبر را تکذیب کردند.
برخی تحلیلگران ایرانی معتقدند که مقامات ایران در دیدارها و گفت وگوهای اخیر خود با مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس همچون قطر و عربستان،نیز به دنبال واسطهای برای ارتباط با مقامات امریکایی بودهاند.
این تحلیلگران سفر آقای لاریجانی به قم، که پایتخت مذهبی ایران است، و دیدار او با مراجع تقلید را نیز در جهت مطلع ساختن آنها از مذاکره با امریکا و کسب اجازه توصیف میکنند.
در همین حال محمدخاتمی رییس جمهور سابق ایران نیز باحضور در اجلاس داووس روز گذشته گفت و گویی دوستانه با جان کری سناتور امریکایی داشت که با کمترین انتقادی از سوی اصولگرایان ایرانی همراه شد.
برخی خبرها حاکی از آن است که سفر آقای خاتمی به سوییس برای شرکت در اجلاس داووس و مذاکره با برخی مقامات امریکایی نیز با اجازه و دستور مقامات عالی رتبه ایران صورت پذیرفته است.
رضا خجسته رحیمی، بر ای دویچه وله از تهران
رئیس آژانس بين المللی انرژی هسته ای، تعلیق همزمان تحریم علیه ایران و غنی سازی اورانیوم توسط ایران را پيشنهاد کرد تا گامی در جهت حل بحران هسته ای ايران برداشته باشد.
محمد البرادعی، که در گردهم آیی معتبر اقتصاد جهان در داووس سخن می گفت راه حل آبرومندانه ای را برای حفظ احترام طرفین پیشنهاد کرد و آن انجام همزمان این دو اقدام به عوض تقدم یکی بر دیگری بود. وی افزود باید از گسترش تشنج و احتمال جنگ جلوگیری کرد.
مسوول نهاد انرژی هسته ای وابسته به سازمان ملل به خبر نگاران گفت: "باید مسیر را عوض کنیم چون به سمت یک درگیری می رویم. این فکر که برای این موضوع راه حل نظامی وجود دارد کاملا بی معنی است."
شورای امنیت برای مجبور کردن ایران به توقف غنی سازی اورانیوم دست به تحریم ایران زددر حالی که ایران همچنان ادعا می کند برنامه هسته ای این کشور برای اهداف صلح آمیز و تولید برق انجام می شود. شورای امنیت گفته است که در صورت توقف غنی سازی توسط ایران از تحریم این کشور صرفنظر خواهد کرد.
ایران از سوی دیگر قصد دارد توان غنی سازی اورانیوم خود را تا حد 3000 سانتریفوژ در تاسیسات زیر زمینی نطنز توسعه دهد؛ در حال حاضر 164 سانتریفوژ در سایت روی زمین مشغول به کارهستند.
البرادعی باید تا 21 فوریه [دوم اسفند] گزارش فعاليت های ايران در جهت متوقف کردن و يا ادامه دادن به توليد سوخت هسته ای را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه دهد. اگر غنی سازی ادامه داشته باشد تحریم ها سخت تر شده و پیش بینی می شود یا ایالات متحده یا اسرائیل برای متوقف کردن ایران به بمباران ایران خواهند پرداخت.
ایالت متحده روز جمعه بار دیگر به تهران هشدار داد که در صورت پبشبرد برنامه به راه اندازی 3000 ساتریفوژ با مقابله ای "همه جانبه" روبرو خواهد شد.
نیکولاس برنز، معاون وزارت خارجه آمریکا گفت : " این یک اشتباه محاسبه بزرگ از سوی دولت ایران به حساب می آید اگر به این کار دست بزند چرا که با مخالفت همه جانبه ای روبرو خواهد شد." وی افزود: "اگر فکر می کنند با 3000 سانتریفوژ می توانند به راحتی به جلو بروند بدون اینکه با قطعنامه جدید و فشار های بیشتر جهانی روبرو شوند، اشتباه بزرگی می کنند."
البرادعی پيش از اين هم گفته بود که اين بحران باید از طریق مذاکره با ایران و تضمین ایران به عدم تولید بمب هسته ای و به رسمیت شناختن حق ایران در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای حل شود.
وی روز جمعه هم تاکيد کرد که "هیچ دلیلی برای ایران وجود ندارد که دست به تولید و غنی سازی مقادیر عظیم اورانیوم بپردازد. این کشور می تواند با تعلیق غنی سازی اعتماد بين المللی را به دست آورد. سه تا هشت سال وقت داریم (تا رسیدن ایران به سلاح اتمی) که وقت زیادی برای تفکر به ما می دهد."
این هفته روابط ایران با آژانس بينالمللى انرژى هستهاي به دلیل اجازه ندادن ایران به بازدید 38 بازرس این آژانس از ایران تا حدی وخیم شد. یک دیپلمات اظهار داشت آژانس بينالمللى انرژى هستهاي دارد خود را "کنار می کشد" چون تا کنون هیچ کشوری تا کنون از ورود این تعداد از بازرسان جلوگیری نکرده است.
ایران در ماه آوریل گذشته از ورود کریستین شارلیه که بلژیکی است، به دلیل درز برخی اخبار به مطبوعات توسط وی، جلوگیری نمود.
یک دیپلمات گفت ایران از پذیرش وی خود داری کرده است. لیکن مقامات آژانس انرژی هسته ای گفتند ایران "حق این را دارد که از دادن ویزا خودداری کند ولی آژانس تصمیم خود را در وین خواهد گرفت."
ایالت متحده روز جمعه کوشش ایران به برکناری شارلیه را "عجیب و غیر قابل قبول" خواند. شون مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا این عمل ایران را "خریدن بازرس ها" خواند و آن را نشانه ای از" ادامه لجبازی" ایران دانست. وی گفت: " و این چیزی نیست که واقعا جامعه بین المللی از ایران می خواهد یا حد اقل با توجه به رفتارهای گذشته، امیدوار بوداین کشور انجام ندهد."
منبع: فرانس پرس، 26 ژانویه
درباره ی وضعیت هشداردهنده عباس لسانی
نامه ی سرگشاده انصافعلی هدایت به رئییس قوه ی قضائیه
به نقل از "اخبار روز"
به : آیت الله هاشمی شاهرودی ؛ رئیس قوه ی قضاییه ی جمهوری اسلامی ایران
از : انصافعلی هدایت : روزنامه نگار آزاد و مستقل؛ عضو کمیته ی دفاع ازآقای عباس لسانی
موضوع : آقای عباس لسانی ؛ زندانی در شهر اردبیل و در آستانه ی مرگ به خاطر آغز اعتصاب غذا از یازدهم دی ماه
با عرض سلام و تسلیت عاشورای حسینی
می دانم که تلاش کرده اید و می کنید تا دستگاهی مبتنی بر عدالت برپا دارید. برای همین هم، متن "قانون حقوق شهروندی" را به همه ی دادگاه ها و ضابطان قوه ی قضاییه ابلاغ کردید که در مجلس ششم به قانون تبدیل شد. بگذریم که اکنون، مجریان، آن را هم به پشیزی نمی گیرند.
ای کاش می توانستید، اجرای اصول قانون اساسی را هم به دادگاه ها و ضابطان آن قوه، امرکنید. در این مورد شک دارم ولی مطمئنم که می توانید به قضات تحت امرتان دستور دهید تا هرکس را که در پی اجرای اصول قانون اساسی و احقاق حقی از حقوق بر زمین مانده از آن قانون است، در بازداشت گاه ها نگه ندارند و بدون سند و مدرک مستدل، در دادگاه های غیر علنی محاکمه و تنها بر اساس ادعاهای بدون سند و مدرک اداره های اطلاعات، نیروی انتطامی و سپاه پاسداران، محکوم ننمایند.
مطمئن هستم که شما با حق و حقوق ملت که قوانین ، به خصوص قانون اساسی به آنان داده است، مخالف نیستید ولی آیا اگر عده ای از هر قوم و ملتی به خیابان آمده یا بر سر قبر قهرمانانی همچون "باقرخان؛ سالار ملی" جمع شوند و خواستار اجرای قانون اساسی باشند، مجرم و تجزیه طلب هستند و باید مجازات شوند؟
شاید از دیدگاه شما مجرم نباشند ولی ضابطان قوه ی قضاییه و حاکمان دادگاه های انقلاب در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی ، اردبیل و زنجان با هرکس که حقوق داده شده در قوانین را طالب باشند، مخالفند و آنان را به اتهام های متنوعی در دادگاه های غیرعلنی، بدون ارائه ی دلیل و سند، محاکمه و محکوم می نمایند. در زندان ها هم، بر آنان، ظلم مضاعف روا می دارند .
یکی از این مظلومان، جناب آقاق عباس لسانی است که جز سودای به اجرا در آمدن اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی، در سر ندارد . چون بر سر قبر "باقر خان؛ سالار ملی" رفته بوده و چون همزمان با هزاران آذربایجانی در خرداد ماه امسال "من ترکم" سر داده بوده، در دادگاه های انقلاب تبریز و اردبیل به چهل و دو ماه زندان، ۵۰ ضربه شلاق و ٣ سال تبعید به شهر طبس، محکوم شده است. علاوه بر آن، بر خلاف روال قانونی رایج، دادگاه تجدید نظر، نه تنها مجازات ناعادلانه و از نظر قانون اساسی: "بی اعتبار" را رد نکرده، بلکه آن را افزایش هم داده است .
من به عنوان یک شاهد بر روند دستگیری ها، شکنجه ها، بازجویی ها، محاکمات و احکام قضایی که بدون سند و مدرک محکمه پسند و به عنوان کسی که ظلم های فراوانی را متحمل شده و به شکایت هایش از شکنجه گران، رسیدگی نشده است، از شما به عنوان قاضی القضات جمهوری اسلامی ایران، تقاضا می کنم؛ دستور فرمایید تا جناب عباس لسانی را از مرگ حتمی در پی اعتصاب غذا ی طولانی، نجات دهند و شرایط مساعدتری برای رسیدگی دوباره به پرونده ی وی، معمول دارند .
انصافعلی هدایت روزنامه نگار آزاد و مستقل
"توهم ها و هذیان های پیشرونده"ی یک رییس جمهور
به نقل از "اخبار روز"
آقای احمدی نژاد, که هنگام کاندیداتوری و " انتخاب" به ریاست جمهوری حکومت اسلامی گفتارها و رفتارهایی غیرطبیعی و بیمارگونه از خود بروز دادند, اکنون دیگر به وضوح با ابتلا به بیماری روانی ای شناخته شده و تشدید یابنده به کار و بار ریاست جمهوری حکومت اسلامی ادامه می دهند. علت تشدید بیماری آقای رییس جمهور, ناخوانی و عدم توازن "قدرت" و گنجایش روانی و رفتاری ایشان است.
من در باره آقای احمدی نژاد و بیماری ا یشان, نارسیسسم (خودشیفتگی), اسکیزو افکتیو (نوعی روان پارگی و از هم گسیختگی فکر و رفتار) و اختلال شخصیت, مقاله ها ی متعددی نوشتم, که پس ازخواندن ارزیابی های برخی از روانپزشکان داخل کشور و نیز دقت بیشتر درگفتار و کردار آقای رییس جمهور, بیش از پیش به صحت مقاله ها و تشخیص اطمینان پیدا کردم.
پیش از اینکه به نمونه های دیگری از علایم این بیماری درگفتار و کردار آقای رییس جمهور اشاره کنم مکثی روی سوال و نظر منتقد و سینماگر ارجمند آقای بصیر نصیبی در رابطه با مقاله ام با عنوان "حال آقای رییس جمهور وخیم تر می شود" (سایت اخبار روز- ۲٨ اکتبر ۲۰۰۶) می کنم.
آقای نصیبی با اشاره به علایم بیماری آقای احمدی نژاد نوشته اند:
"اما علایمی که آقای دکتر برای بیماری احمدی نژاد ذکر کرده اند آیا در دیگر سران حکومت اسلامی مشاهده نمی شود؟ اگر ایشان با تسلطی که به حرفه پزشکی دارند آقای احمدی نژاد را سمبل و نمونه ای می آوردند از حکومتی بیمار, شاید با بسیاری از مردمی که از این حکومت و شگردهایش جانشان به لبشان رسیده با آقای دکتر همراه می شدند, اما مقاله تا آنجا که عقل ناقص من قد می دهد چنین قصدی را نشانه نگرفته است." (۱)
سپس آقای نصیبی به شباهت گفتار و کردار آقای احمدی نژاد با گفتار و کردار خمینی و خاتمی و"دیگر مقامات سابق و کنونی رژیم اسلامی" و حامیان رژیم اشاره می کنند و نتیجه می گیرند که این ها همه سر و ته یک کرباسند, همگی به نوعی بیمار روانی اند و در ننتیجه حکومت شان هم بیمار است, و نه فقط حال آقای رییس جمهور که حال رژیم وخیم تر شده است.
من در اساس با گفته های آقای نصیبی موافقم جز در موارد ی که اندک اختلاف نظری هست و به آنها اشاره می
کنم:
به گمان من همه ی باورمندان به مذهب و ایدیولوژی های مشابه, که نگاه و رفتاری بنیادگرایانه و متعصبانه به باورهای خود دارند, دچار بی تعادلی روانی و رفتاری می شوند. عناصر شکل دهنده ی این حکومت را چنین باورمندانی که باورشان آلوده به خرافات و موهومات نیز هست, شکل می دهند.
بنا براین در این که حکومت اسلامی ایران یک حکومت ناهنجار, فاقد تعادل و بیمار است, تردیدی نیست, از پایه ای ترین علل ناهنجاری, عدم تعادل و بیماری این حکومت, بازتاب تفکر و رفتار بنیادگرایانه, متعصبانه و ارتجاعی در ساختار فکری, سیاسی و سازمانی حکومتیان و حکومت است. بررسی روانی و رفتاری عناصر شکل دهنده ی این ساختار می تواند به شناخت دقیق تر از این حکومت یاری رساند.
رهبر حکومت اسلامی, آیت الله خمینی از تعادل روانی و رفتاری برخوردار نبود. خمینی آخوندی بنیادگرا, کینه جو, سنگدل و خونریز بود. او دیکتاتوری خبره ی خدعه, تقیه و نیرنگ بود, با این احوال مشگل بتوان او را به عنوان یک بیمار روانی معرفی کرد. خامنه ای نیز چیزی شبیه آیت الله خمینی ست. خاتمی از تعادل روانی نسبتا" خوبی برخوردار بوده و هست, او اما آخوندی فرصت طلب و همچون امام اش خبره ی خدعه, تقیه, نیرنگ و عوامفریبی ست, در میان هنرمندان حامی رژیم و یا "روشنفکران" مورد نظر آقای نصیبی نیز بیش از هر چیز به گمان من عواملی همچون ترس, فرصت طلبی و باور های "تاریک اندیشانه" عمل کرده و می کند. در این میان اما وضعیت روانی و رفتاری آقای احمدی نژاد گونه ای دیگر است. همانگونه که اشاره کردم ایشان در زمره ی بیماران روانی و رفتاری قرار می گیرند.
دلایل من برای گفته هایم, افزون بر دلایلی که در مقاله های قبلی ام آوردم, این ها هستند:
تا حدی که من اطلاع دارم خمینی, خامنه ای, خاتمی, کروبی و مشابهین در مورد خودشان پدیده ای چون ماجرای "هاله ی نور" و "میخ و مات شدن" رهبران جهان در برابر جمالات و کمالات شان را بر زبان نیاورده اند, و یا این گونه سخن نگفته اند که "همه من را دوست دارند", "جهان به سرعت احمدی نژادی می شود" و.. آنان اگر حرفی در چارچوب موارد فوق زده اند از دهان و قول دیگران بوده است, ویا در قالب شعارهای سیاسی و مذهبی سخن از جهانی شدن اسلام گفته اند. می خواهم بگویم احمدی نژاد علایم اش پا از حد عدم تعادل روانی و رفتاری فراتر گذاشته اند و به علایم بیماری روانی بدل شده اند. این علایم بازتاب احساس, درک و فهم آقای احمدی نژاد از موقعیت و وضعیت شخص خود و رابطه اش با واقعیت های پیرامونی اش است.
در همین رابطه آقای احمدی نژاد نمونه هایی ارایه می دهند که نمونه وارند!
** در مقاله های پیشین به این نکته اشاره کردم که زمینه های بیماری آقای احمدی نژاد را می باید در سال های پیش از ریاست جمهوری اش جستجو کرد. در دوران انتخابات بربستر آن زمینه ها علایم اندک اندک بروز کردند." پیشگویی" ایشان مبنی بر اینکه رییس جمهور خواهد شد, آنهم درست در شرایطی که در نظر سنجی ها حدود ۱ در صد از سوال شوندگان از ریاست جمهوری او حمایت می کردند, بروز علایم را هشدارمی داد. پیشگویی ای که درآن پای امام زمان به میان کشیده شد, و تلاوت "دعای تعجیل" برای زمینه سازی ظهور آن حضرت پشتیبانش بود. بعدها هم ایشان به معجزات دورو برشان اشاره داشتند: "دولت نهم حاصل نذر و روزه ۱۰۰ روزه مردم یا قرایت صلوات است" (۲). البته در تحقق این پیشگویی تشکل ها و ارگان های سربازان بنام گمنام امام زمان نیز ایفای نقش کردند. مریم بهروزی, دبیر کل جامعه زینب نیز تایید کرده اند: "احمدی نژاد فردی بوده, کار تشکیلاتی انجام داده, و به نوعی از طریق تشکیلات رییس جمهور شده است"(٣), تشکل هایی که "مدرسه حقانی" و فرقه مصباحیه وحجتیه و بسیجیان و سپاهیان و مامورین اطلاعا ت هسته ی اصلی اش بودند, که وضو گرفته با تلاوت "دعای تعجیل" به پای صندوق ها رفتند.
** اخیرا" به ایشان در یک نشست خبری گفته می شود: ".... اقای رییس جمهور با سی.ان .ان ترک مصاحبه کنید, شما را در ترکیه دوست دارند و بیل بردهای شما را کنار کوفی عنان می گذارند..." و ایشان پاسخ می دهند: "من همه را دوست دارم, همه هم من را دوست دارند". و یا نظر ایشان که "دنیا دارد به سرعت احمدی نژادی می شود", حتی "مردم امریکا از من تقاضا کردند با آن ها صحبت کنم" و"... هرجا میرویم نام ایران میدرخشد. چشم ملتها به ایران است... روزانه دهها هزار نامه از سراسر جهان پیش من میآید که در آنها اقشار مختلف سراسر جهان ضمن بیان وضعیت نامناسب خود از ما میخواهند که ایران مقتدر بماند و روزی بتواند آنها را هم از دست طاغوتیان نجات دهد... مردم جهان از ما می خواهند که نجاتشان دهیم".(۴)
رییس جمهوری که در کشور خود با تقلب و یاری و پشتیبانی تشکل های ارتجاعی وارگان های نظامی و سرکوبگر, با اخذ آرایی غیرقابل توجه به ریاست جمهوری رسیده است, رییس جمهوری که بخش اعظم روشنفکران و روشنگران هم وطن اش, و بخش بزرگی از مردم میهن اش نه مخالفش که بیزار و متنفر از او هستند, و دانشحویان هم وطنش چشم در چشمش فریاد سر می دهند "مرگ بر دیکتاتور" (۵), رییس جمهوری که اکثر مردم جهان او را با "هیتلر" مقایسه می کنند و خودش و دولتش در زمره ی "ایزوله" ترین "شخصیت" ها و دولت های جهان است, چنان شیفته خود است که چیزی جز"نارسیسم" نمی تواند بیان حالات روانی و رفتاری اش باشد.
کار این خود شیفتگی و گسست از واقعیت به جایی رسیده که به طنز طعنه می زند: ایشان در رابطه با سفرهای استانی شان گفته اند: "این سفرهای استانی روی رهبران دنیا نیز تاثیر داشته و گاهی که ما تماس می گیریم, می گویند به سفرهای دوره ای یا استانی رفته است..." (۶), یعنی رییس جمهور فقید امریکا, جان. اف. کندی هم که اهل سفرهای استانی بود, از آقای احمدی نژاد یاد گرفته بود! و یا نگاه کنید به کاسه لیسی و دریوزگی ایشان (که جهان به سوی ایشان شدن, می رود), دولت و حکومت بی یار و یاورشان از "کفار" ی چون کاسترو, چاوز, اورتگا و.... سایر کفاران جهان!
** توهم های آقای رییس جمهور به حدی پیشرفته می شود که گمان کند, و بیان کند که: "ملت ایران در آینده نزدیک به قدرت بلا منازع جهان" تبدیل خواهد شد. و بدیهی ست که گسست او از واقعیت نیز در حدی باشد که در نیابد در میان مردمی این سخن را بر زبان می آورد که به گفته ی خود آقای رییس جمهور از دسترسی به آب آشامیدنی سالم محروم هستند. ( ۷) و یا در مورد تهدید های امریکا بر این نظراست که:
"....آنها که همیشه در دنیا دم از جنگ می زدند امروز در مقابل ایران جا زده اند و جرات نمی کنند از این حرفها بزنند..."(٨)
ابعاد این توهم ها و هذیان ها به گونه ایست که پاره ای از اطرافیان و مبلغان رییس جمهور, توهم ها و هذیا ن ها را "معجزه" و "وحی" می پندارند. خانم فاطمه رجبی, همسر آقای الهام, سخنگوی دولت, که در واقع وظایف شوهرشان را انجام می دهد, آقای احمدی نژاد را "تحفه ی الهی" و "یک انسان امام زمانی" می داند که حاضر است برایش جان هم بدهد!
خانم رجبی احمدی نژاد را معجزه ی هزاره سوم نیز می داند, و دست به انتشار ۲ کتاب در باره این معجزه ی هزاره سوم نیز زده است, یکی به نام "احمدی نژاد, معجزه ی هزاره سوم" و دیگری "رنسانس اسلامی احمدی نژاد".
آنچه به این بحث ارتباط پیدا می کند نه حرف های این بانو, که امثال اش در جمهوری اسلامی فراوانند, بل که تایید حرف های این بانو توسط آقای رییس جمهور, یعنی باور به "معجزه بودن" و "تحفه الهی" بودن خود است.
** آقای احمدی نژاد رهبران حکومت امریکا را جبار و ظالم می داند, و از آن ها می خواهد که "تواب" شوند و به راه ایشان گام بگذارند (۹), و بر آن است تا "پنجره ای به سوی نور" برای آن ها باز کند. این برون فکنی و فرافکنی ظلم و جباریت از سوی رییس جمهوریک حکومت ظالم و جبار, از علایم بیماری های مورد اشاره است. او با این برون فکنی می خواهد بگوید "من و حکومت مان ظالم و جبار نیستیم, دیگران ظالم و جبارند"! ظالم و جباری که همرا با همپالگی هایش, میهن اش را به بزرگترین زندان روزنامه نگاران و اهل قلم در جهان تبدیل کرده است, و هر روزنامه نگاری که به او و دولت اش انتقاد کند به جرم "جاسوسی" و "اقدام علیه امنیت ملی" به زندان و شکنجه گاه فرستاده می شود, رییس جمهوری که سرزمین اش, سرزمین عدم تحمل و کشتار دگراندیشان است از نبود آزادی بیان و عقیده در امریکا شکوه می کند! رییس جمهوری از نبود آزادی های فردی در امریکا سخن می گوید که مامورین ریز و درشت حکومتی اش نه فقط به لباس پوشیدن و خوردن و راه رفتن و خوابیدن مردم میهن اش کار دارند, حق خود می دانند و تلاش می کنند بر نحوه ی استفاده و اعمال مردم در مستراح هم نظارت داشته باشند. حتی کار به جایی رسیده است که یکی از وزیران کابینه اش در سخنرانی ای علمی اعلام کند: "روابط زوج و زوجه باید در ساعات معین باشد" (۱۰)
**************
اگر نمونه های گفته شده را در کنار "روابط امام زمانی", "ماجرای هاله نور", "میخکوب کردن رهبران جهان", "نفی هولوکاست", "وارونه نمایاندن واقعیت ایران و جهان", "توهمات جهانگشایانه" و.. بگذارید در می یابید که آقای رییس جمهور پای از دایره نیمه مجانین حکومتی فراتر نهاده و به خیل مجانین حکومتی پیوسته است.
زیر نویس:
۱- بصیر نصیبی, حال رژیم وخیم تر شده یا حال رییس جمهور رژیم؟. سایت اخبار روز, اکتبر ۲۰۰۶
۲-سخنرانی احمدی نژاد, دوشنبه ۲۹ آبانماه ۱٣٨۵
٣-مریم بهروزی, دبیر کل جامعه زینب, ۲۶ مرداد ماه ۱٣٨۵, آفتاب
۴- گفت و گوی احمدی نژاد با خبرنگاران در پایان سفر ش به خوزستان, امروز, ۴ بهمن ۱٣٨۵
۵- سخنرانی احمدی نژاد, دانشگاه پلی تکنیک, ۱۱ دسامبر ۱٣٨۵
۶-احمدی نژاد در نشست خبری با حضور خبرنگار رسانه ها, سه شنبه ۲٣ آبان ماه ۱٣٨۵
۷- سخنرانی در ورزشگاه بخش قرچک, دوشنبه ٨ آبان ماه ۱٣٨۵ (فارس نیوز, دوشنبه ۹ ابان ۱٣٨۵)
٨- احمدی نژاد هنگام تقدیم لایحه بودجه به مجلس, ۲۱ ژانویه ۲۰۰۷ (اول بهمن ماه ۱٣٨۵)
۹- نامه احمدی نژاد به بوش , و به مردم امریکا, ٨ آذر ماه ۱٣٨۵
۱۰- نشریه آفتاب ,۱۱ شهریور ۱٣٨۵
در ايران اطلاعات متناقضى در اين مورد منتشر مىشود كه جمهورى اسلامى برخلاف خواست شوراى امنيت سازمان ملل متحد، كار بر روى برنامه اتمى خويش را ادامه مىدهد.
خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران «ايرنا» ديروز شنبه از قول علاءالدين بروجردى رييس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس شوراى اسلامى نقل كرده بود كه در حال حاضر ۳ هزار سانتريفيوژ در تاسيسات نطنز نصب و راهاندازى شدهاند.
مدت كوتاهى پس از درج اين خبر، حسين سيمرغ مسئول روابط عمومى سازمان انرژى اتمى ايران، ضمن تكذيب اين خبر به خبرگزارى «ايرنا» گفت كه «هيچگونه دستگاه جديد سانتريفيوژ در تاسيسات نطنز نصب نشده است».
تاكنون بارها پيش آمده كه نمايندگان رسمى جمهورى اسلامى ايران در رابطه با برنامه اتمى كشور خبرهاى متفاوت و متناقضى را اعلام كردهاند.
پيش از اين اظهارات ضد و نقيض، محمود احمدىنژاد رييس جمهور و برخى ديگر از مقامات حكومتى ايران به كرات از انتشار اخبار تازهاى در آينده نزديك درباره برنامه اتمى كشور سخن گفته بودند.
حساسيت استفاده از سانتريفيوژها براى غرب از آن جهت است كه از آنها هم مىتوان براى غنىسازى اورانيوم به ميزان پايين و هم به ميزان بالا استفاده كرد. اورانيوم غنىشده به ميزان بالا براى ساخت سلاحهاى اتمى ضرورىست.
نگرانى غرب نيز دقيقا همين است كه ايران چنين قصدى دارد. آخرين قطعنامه شوراى امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران براى مقابله با اين هدف احتمالى صادر شد. اما مقامات جمهورى اسلامى ايران همواره تلاش براى ساخت سلاحهاى اتمى را تكذيب كرده و تصميم شوراى امنيت را نيز غيرقانونى خواندهاند.
ديپلماتها در ماه جارى ميلادى ژانويه ارزيابى كرده بودند كه ايران آمادگى آن را دارد كه ۳ هزار سانتريفيوژ را در تاسيسات هستهاى نطنز نصب كند. ديپلماتهاى مزبور در اين رابطه به نتايج بررسىهاى بازرسان آژانس بينالمللى انرژى اتمى استناد كرده بودند. طبق اين ارزيابىها همه چيز براى نصب سانتريفيوژها آماده است و تجهيزات لازم براى چنين امرى نيز وجود دارد. اين ارزيابىها نشان مىدهند كه ايران ظاهرا منتظر است تا در موقعيت و زمانى مناسب چنين گامى را بردارد. ديپلماتها برآنند كه اواخر بهمنماه يعنى زمانى كه سالگرد انقلاب ايران جشن گرفته مىشود، ممكن است كه جمهورى اسلامى چنين گامى را بردارد.
پیام به سرداران سپاه
مهندس حشمت الله طبرزدی
به نقل از "اخبار روز"
به نام خداوند جان و خرد
ابتدا لازم می دانم درباره ی خودم نکاتی را روشن کنم . برای اینکه می دانم دستگاه تبلیغی حکومت در این ۱٣ـ۱۲ سال اخیر ، درباره ی من هر آنچه دوست داشته است منتشر کرده تا مبادا ، نظراتم مورد توجه نیروهای تاثیر گذار قرار بگیرد.
۱ – من هم مثل اکثریت شما طرفداران انقلاب بهمن ۵۷ بودم و در حد و اندازه ی یک دانشجو و نه بیشتر در طرفداری و پیروزی انقلاب سهیم بوده ام . اگر چه معتقدم انقلاب ۵۷ از سوی گروههای قدرت طلب در درون انقلاب به بیراهه کشانده شد، اما اصل انقلاب را حق ملت ایران می دانم و بر هویت آن ، یعنی تاکید بر آزادی ، عدالت ، استقلال، اصل حاکمیت ملی و مبارزه با هر نوع ظلم ، نابرابری ، تبعیض ، تفرعن و استبداد مطلقه ، پای می فشارم.
انقلاب ایران نیز همچون انقلاب فرانسه ، انگلستان ، شوروی سابق و مبارزات استقلال طلبانه ملت آمریکا ، از آفت انحراف ، خشونت ورزی انقلابیون و فساد اقتصادی- سیاسی پس از پیروزی و البته توسط انقلابیون دیروز و حاکمان امروز مبرا نبوده اما اصل انقلاب را حق ملت ایران می دانم.
۲ – من هم مثل اکثریت شما ، در جنگ تحمیلی ٨ ساله ، شرکت داشته ام و نه تنها ترکش دوران دفاع را بر تن دارم ، بلکه دو برادرم در لباسی که شما بر تن دارید ، در همین دفاع شهید شدند. با وجود اینکه درباره ی نحوه ی اداره ی جنگ و طولانی کردن آن توسط فرماندهان سیاسی و نظامی همچون رفسنجانی و محسن رضائی ، انتقادات زیادی دارم ، اما دوران دفاع ٨ ساله را از افتخارات بزرگ مردم ایران می دانم که در مقابل یک دیکتاتور بیگانه یعنی صدام آنگونه ایستادگی کردند.
٣- من هم مثل اکثریت شما ، بر هویت ایرانی ، و منافع ملی و استقلال همه جانبه ی کشور تاکید می کنم و در همین راستا ، تکنولوژی هسته ای را نیز حق مسلم ملت ایران دانسته و بر این گمانم که ملت ایران از ملت های غربی چیزی کم ندارد که شایسته ی این نباشد که تکنولوژی هسته ای داشته باشد. حتی دول غربی نیز بارها و بارها بر این حق تاکید کرده اند.
۴- من هم مثل اکثریت شما ، معتقدم این ننگ ایرانی است که حتی پای یک سرباز بیگانه به خاک ایران گذاشته شود . برادران سپاهی و هم وطنم ! در این ۱٣ـ۱۲ سال اخیر که به دلیل ظلم و ستم حاکم و نابرابری ، بی عدالتی ، تبعیض های گسترده ، به مبارزه برخاستم ، انواع زندانها ، شکنجه ها ، فشارها و محرومیت ها را تحمل کردم. اینک نیز که این پیام را از روی احساس مسئولیت برای شما می فرستم در مرخصی از زندان به شرط سکوت به سر می برم که حتی اگر یک دربان زندان یا دادگاه انقلاب یا وزارت اطلاعات اراده کند، من را به راحتی به زندان بر خواهد گرداند: اما در هیچ شرایطی حاضر نشده و نخواهم شد برای مبارزه با ظلم و فساد و نابرابری حاکم بر ایران ، به بیگانه پناه ببرم ( ضمن اینکه هرگز صدای اعتراض شما علیه فقر و فساد و نابرابری حاکم
را نیز نشنیدم ). زندگی من در این ۱٣ـ۱۲ سال اخیر توسط نیروهای امنیتی از جمله حفاظت اطلاعات سپاه ، بارها و بارها زیرو رو شده و مکرر به خانه ام و محل کارم و حتی سلولم در زندان یورش برده اند و خود ، فرزندان و دوستانم را زیر بازجویی های قرون وسطایی قرار داده اند ، اما خوشبختانه هیج مدرکی دال بر وابستگی به بیگانه نیافته اند زیرا نبوده است .
به آنها اثبات کرده ایم :« ریچارد پرل» ها حقیرتر از این هستند که بخواهند در ذهن ما نفوذ کنند و به ما وعده ی حقوق بشر و دمو کراسی بدهند. ما برای رسیدن به دموکراسی و حقوق بشر به خود متکی هستیم اگر چه همه عمر را در زندان و فقر و فشار به سر ببریم. البته در این راستا از حمایت های بین المللی و مشروع استقبال می کنیم.
۵- اما بر خلاف نظر شما به این نتیجه ضروری رسیده ام که راه رسیدن به عدالت ؛ استقلال ، رفاه و امنیت عمومی ، دموکراسی و حقوق بشر، معنویت و اخلاق از طریق جنگ و نزاع و دشمنی با دنیا و آمریکا نیست. من به این نتیجه ی قطعی نیز رسیده ام که راه حل اصولی برای رسیدن به اهداف بالا ، تشکیل یک حکومت آزاد و دموکراتیک و جدایی دین از حکومت است . بلکه یک حکومت فدرال و یک دموکراسی تمام عیار و پایبند به اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و تساوی حقوق زن و مرد است . حکومتی که حقوق آحاد شهروندان ایرانی قطع نظر از عقیده ، قومیت و جنسیت آنها را محترم بشمارد . حکومتی که با همه ی کشورهای جهان و دو کشور مستقل فلسطین و اسرائیل در چهارچوب منافع ملی روابط دوستانه داشته باشد تا اهداف مردم و انقلاب بهتر تأمین شود و هر ایرانی که دستش به خون کسی آلوده نشده و به ثروت های ملی چنگ اندازی نکرده و به منافع ملی خیانت نکرده باشد حق فعالیت داشته باشد . اما اینک نمی خواهم درباره ی عقاید و افکار برنامه های سیاسی ام حرف بزنم. با تاکید بر مسائل بالا می خواهم درباره ی مسأله ی مهمتری با شما سخن بگویم.
۶- من هم مثل اکثر شما معتقدم که کشور ایران می بایست مستقل و مقتدر باشد. پیشرفت، رفاه و عدالت حق مردم ایران است . دسترسی به تکنولوژی روز ، حق ملت ایران است . پس ما در این اصول مشترک هستیم . اختلاف نظر و عقیده و حتی جنگ سیاسی با یکدیگر را فعلا مطرح نمی کنیم . فرض را بر این قرار می دهیم که همه ی ما در اینکه ملت ایران می بایست آزاد، مستقل و مرفه و به دور از تبعیض و نابرابری زندگی کند،مشترک هستیم .
ولی پرسش من از شما این است که آیا اینک چنین است ؟ آیا کشور را زیر نفوذ روسیه نبرده اند؟ آیا کشور چین از ایران امتیاز نمیگیرد؟ آیا مردم ایران در رفاه هستند؟ آیا به زندگی مردم نمی نگرید؟ آیا حکومتی که شما از آن دفاع می کنید و آن دفاع می کنید و آن را مظهر اسلامیت و علوی گری می دانید در این راستا حرکت می کند؟ آیا دولتی که شما را که شما حمایت کرده اید ، برای ملت ایران ، عدالت ، رفاه و کار آورده است ؟ البته من حق شما می دانم که از حقوق و مزایای بالا برخوردار باشید ولی نکند، این مزایا شما را از فقر و تنگدستی ملت غافل کند!؟ آیا هدف انقلاب رشد این اختلاف فاحش طبقاتی بود؟
سرداران و پاسداران! من بسیاری از شما را مردمی می دانم ، زیرا از درون ملت و از بین لایه های گوناگون اجتماع از جمله فقرا و پابرهنگان برخاسته و برای حفظ تمامیت ارضی کشور جنگیده اید. به همین دلیل نا امید از سران حکومت ، شما را خطاب قرار داده ام . آیا به راستی شما معتقدید سعادت ، رفاه ، استقلال و عزت ملت ایران از راه جنگ با آمریکا ، انگلیس ، اسرائیل و متحدان آنها به دست می آید؟ آیا ملت ایران حق ندارد در رفاه و آزادی باشد؟ آیا ملت ایران حق ندارد سرپناهی داشته باشد؟ آیا انرژی هسته ای از نان شب، سر پناه و امنیت این ملت واجب تر است؟ اگر شما به این نتیجه ی قطعی رسیده اید که با دنیا وارد جنگ شوید، بفرمائید! این گوی و این میدان! اما من و بلکه همه ی ما ایرانیان نیز خواسته یا ناخواسته در این منازعه شریک هستیم و کشور و ثروتهای ملی متعلق به همه ی ایرانیان است و نه یک اقلیت حاکم و بهره مند، پس به ما نیز حق بدهید تا عاقبت کار را برای شما باز گو کنیم. شما بهتر از من می دانید که اگر تحت تأثیر سیاست های افرادی خام که برخی از آنان با من سابقه ی دوستی داشته اند و از میزان کم شعوری آنان برای کارهای خطیر آگاه هستم، دست به جنگ بزنید، این مملکت توسط دولت های بزرگ به ویرانه ای تبدیل خواهد شد. این نه افتخار است نه عزت طلبی که ما کشور و همه ی سرمایه های انسانی و اقتصادی را به دست خود ویران نماییم. به راستی وقتی پایان کار از پیش معلوم باشد، کدام انسان عاقلی دست به چنین انتحاری خواهد زد!؟
این را نیز بدانید که با کمال تأسف به دلیل زندگی فلاکت بار اکثر ملت، بخش های زیادی به این نتیجه رسیده اند که امریکا مملکت را ویران کند، اما آنها را از این زندگی فلاکت بار و نکبت زده رها سازد. ولی آیا چنین منطقی قابل دفاع است؟ آیا پسندیده است که این مملکت همچون عراق و افغانستان به اشغال بیگانگان در آید؟ در آن شرایط، شما سرداران کدام لشکر خواهید بود؟ آیا سران حکومت در این باره با شما سخن گفته اند؟
من یک زندانی بیش نیستم: و از شما نمی خواهم که دست بسته تسلیم شوید، ولی این حق را به خود می دهم که از شما بخواهم سرنوشت خود و مملکت را به اراده ی کسانی نسپارید که یک انقلاب مردمی و بزرگ را با گذشت ۲۷ سال از وقوع آن به جایی رسانده اند که امروز آمریکایی ها با پوزخند به ما بگویند: دیدید که نتیجه ی انقلاب و مخالفت با ما چه بود؟!! این جماعت حاکم ملت ایران را با عملکرد خود تحقیر کردند، مبادا که با ورود به یک جنگ نابرابر، بار دیگر این مملکت را صحنه ی ترک تازی بیگانگان کنند.
من هنوز هم معتقدم اگر مقدرات کشور با مشارکت همه ی شخصیت ها و گروه هایی که به تمامیت ارضی، استقلال، حقوق آحاد شهروندان، رفاه و عدالت عمومی، حقوق بشر و دموکراسی و عزت و سر بلندی ملت ایران، پایبند هستند اداره شود و انحصار اقلیت خارج شود، می توان به صورت مسالمت آمیز، راهی را رفت که علاوه بر حقوق اولیه، مثل کار، نان، بهداشت، آزادی و عدالت حقوق هسته ای نیز تأمین شود. اما اگر به این خواسته ی به حق نیز نرسیم و آرزویی بیش نباشد، از شما دعوت می کنم که حداقل به پایان راهی که برخی افراد افراطی و ماجراجو به دنبال آن هستند، بیندیشید. امروز نان شب، سرپناه، شغل، امنیت، عدالت و دموکراسی از جنگ و ویرانی برای ملت ایران واجب تر است. این ملت به اندازه ی کافی در ۲۷ سال گذشته جنگ و ویرانی داشته است. بنابر این اگر کسی می خواهد از عزت و حقوق او دفاع کند, بهتر است از جنگ و خشونت پرهیز کند. کسانی که در کسوت سیاستمدار و به بهانه ی دفاع از حق مسلم ملت ایران، بر طبل جنگ می کوبند، همان کسانی هستند که قرار بود پول نفت را بر سر سفره ی ملت ایران بیاورند، اما عملا" نان را از سر سفره ی آنان ربودند. اینک برای جبران ناتوانی ها و سر افکندگی خود، درصدد بر آمده اند که کشور و ملت را طعمه ی یک جنگ مخالفت می کنند، به لحاظ عملکرد ۲۷ ساله ی گذشته و دامن زدن به فقر، فساد، تبعیض و اعدام و شکنجه، نه تنها از اعتبار ملی برخوردار نیستند، بلکه اکثریت ملت و حتی بسیاری از سرداران از آنها متنفر هستند. در این روزگار که میدان را از شخصیت ها و گروه های ملی و وطن پرست خالی کرده اند و گروه مرجعی وجود ندارد تا ملت به آن چنگ آویزد و ملک را از خطر برهاند، با تشریک مساعی همه ی نیک اندیشان می توان کشور را از مهلکه نجات داد. در غیر این صورت زمام امور از دست افراد و گروه های مردمی و ملی خارج شده و به دست دول بیگانه خواهد افتاد. این سر نوشت محتوم ملت ایران در شرایط حاضر است. نقش شما سرداران در این برهه، بس خطیر است. پس آگاهانه انتخاب کنید. من نیز به سهم خود از همه کسانی که طرفدار، عدالت و آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، صلح و برادری و استقلال و سر بلندی ملت ایران هستند دعوت می کنم با تشکیل جبهه ای فراگیر از ورود افراطیون به جنگ جلوگیری کرده و اجازه ندهند سرنوشت کشور را عده ای ماجرا جو رقم بزنند.
به امید رهایی و سر بلندی ملت ایران
حشمت الله طبرزدی
۴/ بهمن/ ۱٣٨۵
ایران / تهران
تقریبا يك ماه پيش، محمود احمدي نژاد بر خلاف توصيه مشاورينش تصميم گرفت در دومين سال حضور خود در حاكميت به عنوان رئيس جمهور، به دانشگاه اميركبير(پلي تكنيك تهران) برود و در جمع دانشجويان سخنراني كند. اما يك روز قبل از حضور وي در اين دانشگاه تجمع ۱۰۰۰ نفري از دانشجويان در اعتراض به سياست هاي دولت و مخالفت با حضور احمدي نژاد در پلي تكنيك برگزار شده بود. در اين تجمع براي چندمين و آخرين بار دانشجويان اميركبير هشدار دادند كه اگر احمدي نژاد به دانشگاه بيايد با او به شيوه اي كه انتظارش را ندارد مواجه خواهند شد و استقبال دانشجويان از وي مانند استقبال هاي نمايشي كه تاكنون در سفر استاني يا جلسات فرمايشي كه دوستانش براي او ترتيب مي دهند نخواهد بود.
اما تيم دفتر رياست جمهوري براي مقابله با اعتراضات دانشجويان اميركبير به احمدي نژاد دست به چاره انديشي زده بود. آن ها از صبح زود با اتوبوس جمع زيادي از دانشجويان دانشگاه هاي امام صادق و امام حسين را به اين دانشگاه آورده بودند و موفق شده بودند حدود سه چهارم سالن محل برگزاري سخنراني را با اين افراد پر كنند. آن ها در ساعات اوليه و پيش از حضور احمدي نژاد در سالن قصد داشتند مانع حضور دانشجويان اميركبير در سالن شوند. اما اصرار و پافشاري اين دانشجويان موجب شد تا دانشجويان پلي تكنيك بتوانند به محل سخنراني وارد شوند و در يك چهارم انتهايي سالن جاي بگيرند. دانشجويان حق نداشتند هيچ وسيله اي همراه خود داشته باشند. كيف، دوربين، موبايل و حتي در دست داشتن عكس و پوستر هم براي دانشجويان اميركبير ممنوع بود. اما آن ها موفق شده شدند در نهايت چند عكس از محمود احمدي نژاد را وارد سالن كنند و به نشانه اعتراض اين تصاوير را وارونه در دست بگيرند.
محمود احمدي نژاد در ابتداي ورود به سالن تحت تاثير اعتراضات دانشجويان اميركبير و ضرب و شتم ايشان توسط نيروهاي بسيج ديگر دانشگاه ها دقايق ابتدايي صحبت خود را به پاسخ دادن به شعارهاي دانشجويان پرداخت. اما با توصيه فردي كه هرازگاهي به رئيس جمهور نزديك مي شد و به صورت درگوشي او را راهنمايي مي كرد، وي بدون توجه به اين كه تنها بخش كوچكي از جمعيت حاضر در سالن در حال شنيدن حرف هاي اوست، سخنراني خود را آغاز كرد. او در طول سخنراني سعي داشت تا آن چه را كه در سالن اتفاق مي افتد نبيند و شعارهايي كه هر لحظه با صداي بلندتر سر داده مي شد را نشنود. اما در چند مورد آن قدر فضاي سالن متشنج شد كه احمدي نژاد نتوانست به فرافكني خود ادامه دهد و مجبور شد به آن چه در سالن محل سخنراني در حال وقوع بود واكنش نشان دهد. يكي از اين موارد، لحظه اي بود كه هياهو و سروصدا به اوج خود رسيده بود و يكي از دانشجويان در حال آتش زدن عكس احمدي نژاد بود. در اين لحظه صداي انفجار مهيبي سالن را به لرزه درآورد. جالب آن كه اين صدا كه شبيه به انفجار بمبي كوچك يا تيراندازي بود واكنشي چنداني از سوي گارد محافظ رئيس جمهور در پي نداشت. حتي بعضي از اعضاي گارد كه گويي خود مسبب اين كار بوده اند با شنيدن اين صدا، مي خنديدند و در سالن قدم مي زدند. بعد از مراسم گفته شد كه دانشجويان اميركبير، كه حق نداشتند حتي يك ورق كاغذ با خود به داخل سالن ببرند، براي ايجاد تشنج در مراسم سخنراني نارنجك دستي وارد سالن كرده بودند.
در هنگامي كه احمدي نژاد قصد داشت دانشگاه را ترك كند نيز براي دقايقي دانشجويان اميركبير او را احاطه كردند و در مقابل او به سر دادن شعار پرداختند.
دو قطعه فيلم كه، يكي از صحنه انفجار در سالن، و ديگري از مواجهه چند دقيقه اي احمدي نژاد با دانشجويان اميركبير در هنگام سوار شدن بر اتومبيل خود مي باشد، به دست ما رسيده است. فيلم اول در سايت امنيتي بسيج دانشگاه اميركبير منتشر شده است و فيلم دوم توسط دوربين گوشي موبايل يكي از دانشجويان گرفته شده است. (متاسفانه سرعت پایین اینترنت در ایران موجب شد که نتوانیم همزمان با درج این گزارش به انتشار فیلم ها بپردازیم. در تلاشیم تا در چند روز آینده با آپلود کردن آن ها لینک دریافت آن را در اختیار مخاطبان گرامی قرار دهیم.)
شرح فيلم اول:
احمدي نژاد در حال سخنراني است. محل سخنراني به شدت متشنج است. صداي شعار و كف و سوت به صورت مبهم به گوش مي رسد. يكي از دانشجويان عكس آتش زده شده احمدي نژاد را در دست گرفته است. فضاي سالن متشنج تر از قبل مي شود. اما احمدي نژاد بدون توجه به اين كه سه چهارم سالن اصلا به سخنان او توجهي ندارند همچنان به صحبت هاي خود ادامه مي دهد. دوربين به سوي جمع برمي گردد و جمعيت سالن را نشان مي دهد كه چگونه با هم درگير شده اند. ناگهان صداي انفجار مهيبي به گوش مي رسد. احمدي نژاد همچنان قصد دارد به سخنان خود ادامه دهد. اما جو چنان متشنج شده است كه ديگر قادر نيست ادامه بدهد. محافظ رئيس جمهور كه مقابل وي و در سمت راست او ايستاده تنها چند قدمي به احمدي نژاد نزديك مي شود. احمدي نژاد سخنان خود را قطع مي گويد: «من خواهش مي كنم، آرامش خودتتون رو حفظ بكنيد»، فردي به احمدي نژاد نزديك مي شود و زير گوش او چيزي زمزمه مي كند و احمدي نژاد بلافاصله مي گويد: «توپ، تانك، مسلسل، ديگر اثر ندارد»، دانشجويان بسيجي شعار رئيس جمهور را تكرار مي كنند و دانشجويان پلي تكنيك مي گويند: «توپ، تانك، بسيجي، ديگر اثر ندارد». شعارها به هم مخلوط مي شود. احمدي نژاد مي گويد: «دانشجوي آزاد و آگاه راه خود را يافته است و با فشار عده اي دانشجونما از صحنه خارج نخواهد شد». جمعيت به وي اعتراض مي كنند و بسجيان كف مي زنند. آن فرد دوباره به احمدي نژاد نزديك مي شود و چيز ديگري به او مي گويد. احمدي نژاد اين بار مي گويد: «دانشجوي ما آگاه است و از بيگانه بيزار است». بسيجيان شعار را تكرار مي كنند.
شرح فيلم دوم:
رئيس جمهور به همراه محافظان و رئيس دفتر و سخنگوي دولت، غلامحسين الهام، از پله هاي پايين مي آيد. يكي از دانشجويان فرياد مي زند: «چرا يواشكي؟ قايمكي؟» و بقيه مي خندند. الهام به سرعت داخل اتومبيل مي نشيند. يكي ديگر از دانشجويان مي گويد: «نترس بابا!» و ديگري فرياد مي زند: «همين بود دولت مهرورزي تون؟ همين بود؟» و صدايي ديگر با فرياد: «همينه؟!». احمدي نژاد كه در حال دست دادن با آدم هاي دوروبرش است و مي گويد: « چي شده؟»، همان دانشجو مي گويد: «چي چي شده؟!، چرا با بچه هاي ما صحبت نمي كني؟». باز صدايي ديگر: «بذار بيايم صحبت كنيم!» احمدي نژاد جواب مي دهد: «چرا، من اول جلسه نشستم شما صحبت كرديد.» يك دانشجوي پلي تكنيك در جواب مي گويد: «فقط صداي بسيجي ها رو شنيدي!»، احمدي نژاد چند جمله اي به دانشجوي بسيجي كه مقابلش ايستاده مي گويد. يك دانشجو مي گويد: «محبوبيت رو اينجا ببين!». همان دانشجو به او مي گويد: «از شما انتظار داشتيم خيلي شجاع تر از اين ها باشي، جرات نداري با بچه هاي پلي تكنيك رو به رو بشي بعدش ادعاي مبارزه با آمريكا مي كني؟!»، احمدي نژاد با اخم مي گويد: «چه طور مگه؟ اين ها مگه دانشجوي اميركبير نبودند؟، دست بردار، تموم شد ديگه». احمدي نژاد با دانشجوي بسيجي دست مي دهد. دانشجويان پلي تكنيك يك صدا او را «هو» مي كنند. احمدي نژاد باز براي فرافكني شروع مي كند با همه افرادي كه دورش ايستاده اند دست مي دهد. او به اشتباه با محافظش هم دست مي دهد. دانشجويان همچنان او را «هو» مي كنند. او مانند كسي كه دارند او را تشويق مي كنند براي جمعيت دست تكان مي دهد. دانشجوي سوال كننده همچنان بر سوال خود پافشاري مي كند و به احمدي نژاد مي گويد: «رفتيد از امام صادق و امام حسين دانشجو آورديد اسمش را گذاشتيد دانشجوي پلي تكنيك؟». احمدي نژاد به او مي گويد: «اين بار سرزده مي آم دانشگاهتون تا با دانشجوهاي پلي تكنيك صحبت كنم». دانشجو جواب مي دهد: «ان شا ا… ان شا ا… ما منتظريم» احمدي نژاد مي پرسد: «خوابگاهي هستي؟ اصلا مي آم خوابگاهتون». دانشجوي اميركبير جواب مي دهد: «نه، خوابگاهي نيستم»، احمدي نژاد با لحن تمسخرآميزي مي گويد: «پس بيدارگاهي هستي!». يكي ديگر از دانشجويان از مقابل فرياد مي زند: «در رفتي آقاي احمدي نژاد، سوال ها رو جواب ندادي!» احمدي نژاد مي گويد: «ديگه وقتي نمونده»، دانشجو مي گويد: «نذاشتين صحبت كنيم»، احمدي نژاد مشغول به صحبت با دانشجوي ديگري كه مشخص نيست دانشجوي اميركبير است يا از جاي ديگري آمده، مي شود و در حين صحبت با او برمي گردد و پاسخ مي دهد: «نذاشتيد دو تا سوال بپرسن اين قدر داد زدين»، يك دانشجو مي گويد: «آقاي احمدي نژاد چرا هشت صبح؟!» (منظورش زمان برگزاري مراسم بود كه هشت صبح اعلام بود). يكي ديگر مي گويد: «بيا خوابگاه!» صدايي ديگر با كنايه در مورد كيفيت بد غذاي دانشجويان مي گويد: «نهار مي موندي!، نهار دانشگاه رو هم بخور.» در این حین دکتر رهایی، رئیس انتصابی دانشگاه امیرکبیر از میان جمعیت سعی می کند خود را به احمدی نژاد برساند. دانشجویان با مشاهده این صحنه يك صدا فرياد مي زنند: «رهايي، رهايي، استعفا استعفا»، رهایی با مواجهه با این صحنه سر جای خود می ایستد و از نزدیک شدن به احمدی نژاد منصرف می شود. احمدي نژاد مي خواهد خود را مشغول صحبت نشان دهد و شعار دانشجويان را نشنيده بگيرد. اما نمي تواند برمي گردد و با حالتي مستاصل به دانشجويان لبخند مي زند. دانشجويان همچنان با سر دادن شعار خواستار استعفاي رئيس دانشگاه اميركبير مي شوند. احمدی نژاد به همان دانشجويي كه ابتدا با وي صحبت كرده بود می گوید: «بیا، این ها که دیگه دانشجوی امیرکبیرند، صدای دانشجویان امیرکبیر رو هم شنیدم». دانشجو با اشاره دست به احمدي نژاد مي گويد: «بشنو، بشنو»، احمدي نژاد مي گويد: «از جای دیگه دلتون پره، سر من خالی می کنید، خيلي بي معرفتيد!» دانشجو مي گويد: «آره، ما بي معرفتيم يا شما؟!». يكي ديگر از دانشجويان مي گويد: «آقاي احمدي نژاد دانشجوي شبانه چه قدر بايد پول بده؟» احمدي نژاد مي گويد: «ديگه اين قدر گفتي كه عرق كردي، برو ديگه». احمدي نژاد سوار اتومبيل خود مي شود و ماشين ها به راه مي افتند و محافظان اجازه نمي دهند كسي به ماشين ها نزديك شود. در همین حین یکی از محافظان احمدی نژاد خطاب به دانشجویی که با وی چند جمله ای صحبت کرده بود، گفت: «تو با پدر خودت این طوری صحبت می کنی که با رئیس جمهور مملکت حرف زدی؟!» و آن دانشجو جواب می دهد: «اولا که احمدی نژاد پدر من نیست و رئیس جمهور است و باید پاسخگوی مطالبات دانشجویان و قول هایی که داده باشد، از این ها گذشته مگر من با او چه طور صحبت کردم؟! به او انتقاد کردم». اتومبیل رئیس جمهور و همراهانش به سرعت به راه خود ادامه می دهند. دانشجويان در حالي كه بر عليه احمدي نژاد شعار مي دهند و او را «هو» مي كنند پي اتومبيل او مي دوند. دانشجويان شعار مي دهند: «دانشجو مي ميرد، ذلت نمي پذيرد»، «مرگ بر ديكتاتور!» و اتومبيل احمدي نژاد از دانشگاه خارج مي شود.
مرا به خير تو اميد نيست…
گفتني است متين مشكين، دانشجوي دكتراي برق دانشگاه اميركبير و عضو انجمن اسلامي دانشجويان كه فقط مي خواست از احمدي نژاد سوال كند و آن روز در حضور احمدي نژاد توسط بسيجيان شديدا مورد ضرب و شتم قرار گرفت، اخيرا مورد مهرورزي دولت و رئيس انتصابي دانشگاه اميركبير قرار گرفته است. متين مشكين عليرغم اين كه امتحان جامع دوره دكترا را با موفقيت پشت سر گذاشته و فقط دفاع از رساله اش مانده، از دانشگاه اخراج شده است.
چند نفر از دانشجويان نيز در هفته گذشته احضاريه هاي كميته انضباطي دريافت كرده اند. آن ها بايد به خاطر اعتراضشان به احمدي نژاد پاسخگوي شكايت شخصي بسيجياني باشند كه به كميته انضباطي گفته اند از سوي اين دانشجويان مورد ضرب و شتم و فحاشي قرار گرفته اند. گويا روزهاي پركار كميته انضباطي كه مازيار كريمي، دبير شوراي صنفي دانشگاه اميركبير، در سوال خود از احمدي نژاد وعده داده بود كه پس از ديدار احمدي نژاد از پلي تكنيك آغاز شود، اكنون در حال عملي شدن است.
علاوه بر این ها دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از کانال های مختلف تهدید به دستگیری شده اند. نیروهای امنیتی در ایام امتحانات به درب منزل بعضی از آن ها نیز برای دستگیری شان مراجعه کرده اند.
«همه دانشجويان اميركبير خصوصا آن هايي كه عليه احمدي نژاد شعار مي دادند» نيز منتظرند كيسه مهرورزي رئيس جمهور و منصوبانش بر تن آن ها هم به نوعي كشيده شود. آخر احمدي نژاد تاكيد كرده بود كه «همه دانشجويان اميركبير، خصوصا آن هايي كه عليه او شعار مي دهند» را به شدت دوست دارد و وعده داد كه آن ها را مورد مهرورزي قرار خواهد داد.
منبع:خبرنامه امیرکبیر
دانا شهسواري
dana.shahsavari@gmail.com
به نقل از "روز آنلاین"
بيست و هفتمين نشست سراسري مجمع نمايندگان ادوار مجلس درحالي برگزار شد كه جو عمومي اين نشست به تبع جو عمومي كشور، حاكي از ترس و بيم براي آينده ي كشور بود. اين دغدغه را مي شد در چهره ي حاضراني كه در سالن وزارت كار جمع شده بودند خواند.
اولين سخنران اين نشست، طبق معمول چند سال اخير، يدالله اسلامي، دبير كل مجمع نمايندگان ادوارمجلس بود كه با تاكيد بر مشي "اصلاح طلبي" خواهان ادامه ي اين راه شد.
وي كه در راستاي يكي از دستوات اين نشست كه در رابطه با تحليل انتخابات شورا ها و خبرگان بود، سخن مي گفت در ادامه افزود: "مجمع نمايندگان به عنوان يك تشكل اصلاح طلب كه بيشتر اعضاي آن، اعضاي مشترك با احزاب اصلاح طلب هستند، تلاش كرد تا نقش فعالي در انتخابات داشته باشد كه اين تلاش در هماهنگي با ديگر گروه ها و احزاب اصلاح طلب و با تلاش همه ي احزاب و شخصيت ها در ائتلاف اصلاح طلبان به ثمر نشست".
وي در ادامه با تقدير از نقش خاتمي و كروبي و تاکيد بر لزوم "كنار گذاشتن سهم خواهي ها" از سوي اصلاح طلبان گفت: "بايد قبول كنيم كه ميتوان با نيروهاي مقتدري كه در روند كار متوجه كاستيها شدند، برنامه ريزي داشت و تنگنا ها را رفع كرد، از جمله تنگناها و مشكلات سياسي، قطعنامهي 1737 شوراي امنيت است كه كاغذپاره نيست، بلكه يك قطعنامهي جدي است و اكنون نيز در همين راستا در پي ساختن فضاي بين امللي عليه ايران هستند".
دبيركل مجمع نمايندگان ادوار در پايان افزود: "اكنون تنها بايد براي ارائهي تصوير مناسب از ايران تلاش كنيم. تصوير خشن و نامطلوب از ايران و شعارهاي تند به نفع كشور نيست. در اين موقعيت بايد از دامنزدن به بحرانها و تحريك دشمنان كلا بپرهيزيم. نمي توانيم چشمانمان را ببنديم و بگوييم چيزي نيست".
اسلامي همچنين در حاشيه ي اين نشست در رابطه با سياست هاي خارجي ايران به خبرنگاران گفت: "اكنون برخي از شعار هاي رئيس دولت بطور روشن و اساسي ما را نگران مي كند. ما به تنشزدايي به مفهوم پايهيي و اساسي آن باور داريم ودر همين زمينه نيز معتقديم بايد با آمريكا گفتوگو كنيم و آمريكا هم بايد بداند كه با جنگ به جايي نميرسد، اقدام احتمالي آمريكا به جنگ به ضرر آمريكا، اعتبار منطقهاي او و بر ضد دموكراسي در منطقه تمام مي شود".
در ادامه ي اين نشست دكتر محسن امينزاده معاون سابق وزارت امور خارجه در زمان خاتمي به صحبت در رابطه با فعاليت هاي هسته اي ايران كه قسمت اعظم نگراني ها بر همين اساس شكل گرفته است، پرداخت.
وي در ابتدا با اشاره ي به سابقه ي تاريخي اين فعاليت ها گفت: "پروژه هاي هسته اي ايران هرگز مخفي و پنهان نبود. ايران قبل از انقلاب عضو NPT بود و پروژه UCF اصفهان نيز در دوره رياستجمهوري هاشمي آغاز شد. و بر همين اساس بود كه در زمان دولت خاتمي تصميم بر اين شد كه با امكانات و ظرفيتهايي كه داريم در راستاي استفاده از آنها براي تكميل پروژه ي اصفهان برنامه ريزي كنيم كه از همان ابتدا همه مي دانستند و سنگ اندازي هاي زيادي هم كردند".
امين زاده افزود: "در دوراني كه براي استفاده از ظرفيت ها در اصفهان گام برمي داشتيم، كار تكميل تاسيسات نطنز و اراك هم دنبال شد اما با زيادهروي و شتاب در ساخت و سازهاي اين تاسيسات موجبات حساسيت بينالمللي بوجود آمد كه از اين لحاظ با مشكل روبرو شديم درحالي كه حقيت امر اين بود كه ساخت و سازها در حدي نبود كه مشكل ايجاد كند. چرا كه در نطنز هيچ گونه تزريق گاز نداشتيم. اساسا اين كار بدون اطلاع آژانس ممنوع بود".
معاون سابق وزيرامور خارجه در ادامه گفت: "در حين بازرسي ها بود كه بازرسان در كنكاش خود به اورانيوم غنيشده برخوردند و موجبات شك آنان شد كه از ماخواستند منبع توليد را اعلام كنيم. ما هم اعلام كرديم كه خودمان ساخته ايم اما در همين حين پاكستانيها اعلام كردند اين اورانيم پاكستان است كه از طريق بازار سياه به ايران رسيده است اما متاسفانه در بررسي ها اين مساله به ليبي ختم شد و كار را سخت كرد. "
وي اضافه كرد: "ايران مي توانست اين مسائل را از ابتدا چنان درست و حساب شده مديريت كند كه اصلا اين مسائل ايجاد نشود. اما شيوه ي ما در مديريت به شكلي بود كه همواره بيشتر بهانه به دست آمريكا داده ايم".
معاون سابق وزيرامور خارجه در مورد نيروگاههاي هسته اي گفت: "سياست آمريكا توسعه نيروگاه هستهاي در صورت كنترل سوخت آن در دنيا است. آمريكا چنين مسيري را در مورد ما هم مي پيمود و ما مي تونستيم از اين سياست سود ببريم. به عنوان فاصله ژاپن با ساخت بمب هستهاي تنها يك هفته است، اما بيشترين درصد بازرسيهاي آژانس به علت توان بالاي ژاپن در مساله هستهاي، در اين كشور صورت ميگيرد. ژاپن براي رسيدن به اين مرحله اعتمادسازي كرده بود، چرا كه بدون اعتمادسازي نميتوان به توان هستهاي دست يافت. اين مي توانست برا ما هم تجربه باشد".
وي افزود: "مثلا برنامه ي كره شمالي به دنبال بمب بود. اما همه هستي خود را براي بدست آوردن ان از دست داد. آنها فكر ميكردند بمب هستهاي عزت و سربلندي مي اورد كه نياورد و همه به فلاكت افتاده اند".
امينزاده در ادامه گفت: "ما توان پيش رفتن با اعتماد سازي را داشتيمو مي توانستيم به مصالحه با دنيا دست يابيم. شرايط براي همكاري بينالمللي براي ساخت نيروگاه مطلوب بود اما متاسفانه راهي را در پيش گرفتيم كه مشكلات زيادي را براي ما ايجاد كرد و حتي ممكن است در صورت ادامه ي اين روند نتوانيم بوشهر را توسعه دهيم و شاهد از دست دادنش باشيم".
اين ديپلمات برجسته در ادامه اضافه كرد: "ما در دوران بسيار خوبي به سر مي برديم كه متاسفانه بخش بزرگي از اين موقعيت را از دست داديم. اساسا بعد از فروپاشي شوروي هيچكس در منطقه مزاحم ما نبود. در موقعيتي بوديم كه اصلا كسي باور نميكرد دوستان ما امروز از رهبران عراق شوند. در افغانستان نيز همينطور. درد ما اين است كه چرا اين فرصت را نابود ميكنيم. اكنون آمريكاييها در عراق و افغانستان به همكاري ما نياز دارند و اين فرصتي است كه ما بايد امتياز بگيريم".
امين زاده با اشاره به مذاكرات اتمي ايران گفت: "اصلا از ابتدا هم اروپاييها نمي خواستند پرونده ما به شوراي امنيت برود، چون ميدانستند آمريكا در شوراي امنيت همهكاره است ولي در اينجا عده اي از آقايان گفتند مگر پرونده ما در جنگ با عراق به شوراي امنيت رفت چه اتفاقي افتاد. گويي نميدانستند كه با اين بار ما متهم به خطر انداختن صلح جهاني هستيم".
او تاکيد کرد: "اكنون ديگر همه چيز تغيير كرده و صورت مساله عوض شده است. اكنون براي بيرون كشيدن پرونده از شوراي امنيت بايد سراغ آمريكا برويم چون با اين قطعنامه تحريم عليه ي ما درست كردهاند و اختيارات شوراي امنيت بهگونهاي است كه ابعاد تحريم ما را به طور دايم اضافه ميكند. ما شايسته اينكه در كنار سودان، ليبي و كره شمالي قرار بگيريم، نبوديم".
امين زاده در پايان با انتقاد از سياستهاي دولت جديد گفت: "ما بايد بتوانيم بحران فوق را به درستي مديريت كنيم و دوباره به قدرت مسلط منطقه بدل شويم. در افغانستان، آمريكا بدون اجازه ي ما كاري نمي كرد. /بايد دوباره به همانجا باز گرديم. در اين راستا دولت خاتمي منافع كشور را حفظ كرد و تلاش كرد فرمايشات مقام معظم رهبري را در خصوص عزت, حكمت و مصلحت اجرايي كند و در اين راستا قدم گذاشت. امروز سياستهاي ماجراجويانه به يقين اين نتايج را در برنخواهد داشت".
مرتضي الويري، شهردار سابق تهران و نيز سفير سابق ايران در اسپانيا در ادامه ي اين نشست در رابطه با مسايل اقتصادي و تحليل موقعيت سند چشم انداز بيست ساله ي كشور گفت: "متاسفانه اكنون پس از سپري شدن دو سال از عمر دولت نهم شاهديم كه بيشترين انحراف ها در مهمترين فراز هاي سند چشم انداز بيست ساله رخ داده است".
شهردارسابق تهران در ادامه گفت: "امروز با كمال تاسف بايد شاهد اين باشيم كه صدور قطعنامه ١٧٣٧ شوراي امنيت، به عنوان تلخترين حادثه پس از پيروزي انقلاب اسلامي صادر شود و در اين سو نيز برنامهي چهارم توسعه و سند چشمانداز را تحت تاثير همين قطعنامه و عملكردهاي نامناسب قرار بگيرد".
وي افزود: "تكاليفي كه در سند مصرح بودند الگوي توسعه، آمايش زمين، تهيه برنامههاي اجرايي در سطح ملي و بخشي، تهيهي برنامهي بيست ساله در هر استان و منطقه بود و همچنين ابلاغ چهارچوب سياستهاي كلي اصل ٤٤ قانون اساسي، ارائه شاخصهاي كمي و نحوهي انطباق محتواي برنامهها و بودجههاي سالانه متناسب با سياستهاي كلي برنامهي چهارم از جمله مسايل مهم سند چشم انداز بود كه به فراموشي سپرده شده است و در همين زمينه ما در زمينهي توليد ناخالص داخلي، از برآوردها عقبتر هستيم".
مرتضي الويري در ادامه گفت: "همچنين طبق مستندات اين سند ما بايد در راستاي پرهيز از تشنج در روابط با كشورها، افزايش جذب منابع و سرمايهگذاري خارجي، كاهش نرخ بيكاري، مهار تورم، حركت در جهت تبديل درآمد نفت و گاز به داراييهاي مولد، تثبيت فضاي اطمينانبخش براي فعالان اقتصادي و سرمايهگذاران، ، تلاش براي قطع اتكاي هزينههاي جاري به نفت ازچمله مهمترين فرازهاي سند چشمانداز بود كه همه در تشكيك قرار گرفته اند".
وي سپس در مورد حساب ذخيره ي ارزي گفت: "اساسا از ابتدا فلسفهي حساب ذخيره ارزي اين بود كه اگر نوسان قيمت نفت اتفاق افتاد، از آن صندوق برداشت شود؛ در حالي كه برداشت ٢٣ ميليارد دلاري از حساب ذخيره ارزي در سال ٨٥ كه ٥ / ٢ برابر ٥ سال قبل است، عمدتا براي پرداخت واردات بنزين مصرف شده است؛ در حالي كه اگر مصوبهي مجلس ششم عينا اجرا ميشد يقينا وضعيت كشور از نظر اقتصادي به گونهي ديگري بود و نااميدي تا اين حد موج نمي زد".
الويري درادامه با اشاره به پيامدهاي قطعنامهي ١٧٣٧ شوراي امنيت اظهار داشت: "نگراني سال آينده كشور اين خواهد بود كه رشد نقدينگي بالا وجود دارد و نرخ تورم نيزبه علت بالا رفتن قيمت نفت فاصلهي زيادي با رشد نقدينگيدارد و نگراني از آنجا ناشي مي شود كه براي پايين آوردن نرخ تورم خود به خود قدرت مانور و تاثير گذاري دولت نيز از بين مي رود".
الويري در پايان اين نشست در خصوص ادامه ي تحريم ها عليه ي ايران خاطرنشان کرد: "پذيرش قطعنامه فقط بخشي از تحريمها را لغو ميكند و كميتهي بند ١٨ دائمي است. امكان اضافهشدن ليست كالاها و اقلام مورد تحريم توسط كميتهي بند ١٨، لطمه به تحصيل دانشجويان ايراني شاغل به تحصيل در كشورهاي خارجي از جمله خطرات است و براي رفع اين مشكل مي توان گفت مي توانيم حقوق خود را از طريق تعامل با جامعهي جهاني به دست آوريم اما اگر انرژي هستهيي حق مسلم ماست! توسعهي كشور نيز حق مسلم ماست، اما براي بدست اوردن انرژي هسته اي نبايد توسعه را به محاق برد".
فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی
به نقل از :
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
نهادهای مدافع حقوق بشر !
ایرانیان مدافع حقوق بشر !
در این گزارش بخش بسیار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را که توسط این شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانیم:
اخبار دانشجویی :
1 ـ شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای اعلام کرد: طی یکسال گذشته کمیته های انضباطی برای 300 نفر از دانشجویان منتقد حکم صادر کرده است . کمیته نظارت بر نشریات دانشجویی 57 نشریه دانشجویی را توقیف کرده اند. هیات نظارت بر دانشگاه 35 نهاد دانشجویی را منحل و یا به حالت تعلیق در آورده است. همچنین شوراهای صنفی و کانونهای فرهنگی نیز با شدیدترین فشارها روبرو شده اند و بسیاری از برنامه های آنها لغو گردیده است. خودکشی 28 دانشجو در مدت 4 ماه و افزایش مصرف مواد مخدر در دانشگاههای کشور به گونه ای است که در حال حاضر به نظر کارشناسان حداقل 150000 دانشجو یکبار در ماه از مواد مخدر استفاده می کنند. ( ادوارنیوز 23/10/85 )
دانشجویان: بازداشت
2 ـ آرام نصرت پور از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و منزل وی مورد بازرسی قرار گرفت . ( وبلاگ موکریان 7/10/85 )
دانشجویان: احضار و بازجویی
3 ـ الیاس علی پور دبیر شورای صنفی دانشگاه شاهرود با شکایت رئیس دانشگاه به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شد. ( ادوارنیوز 5/10/85 )
4 ـ مدیران مسئول نشریات دانشجویی « کروموزوم » ، « آخرین سنگر » و « کورسو » به اتهام چاپ مطالب خلاف عفت عمومی ، توهین به مقدسات و تشویش اذهان عمومی به کمیته انضباطی دانشگاه علم و صنعت احضار شدند. ( مهر 5/10/85 )
5 ـ سه عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اهواز به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه و خوابگاه در کمیته انضباطی به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند. همچنین چهار عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اهواز به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند. ( ایسنا 10/10/85 )
6ـ یازده نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهر کرد به اتهام ایجاد سر و صدا در مراسم شب یلدا در خوابگاه دانشجویی به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند.(ایلنا 13/10/85)
7 ـ محمدمهدی احمدی دبیر شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز به اتهام اخلال در نظم دانشگاه و راه اندازی اعتصاب با شکایت رئیس دانشگاه به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شد. ( ایسنا 18/10/85 )
8 ـ فرید هاشمی سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دمکراسی خواه دانشگاه تهران ، شاهو رستگاری مدیر مسئول نشریه دانشجویی « خاک » ، پگاه حمزه ای مدیر مسئول نشریه دانشجویی « گیوتین » ، یاسر مختاری ، بهزاد احمدفر ، جمشید اسماعیلی ، وحید موسوی و احمد موسوی دانشجویان دانشگاه تهران به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. برخی از این دانشجویان برای سومین بار در سال جاری جهت بازجویی به کمیته انضباطی احضار می شوند. ( ایسنا 29/10/85 )
دانشجویان: ممانعت از تحصیل
9 ـ هفده تن از دانشجویان محروم از تحصیل طی نامه ای سرگشاده اعلام کردند: محرومین از تحصیل افرادی شناخته شده هستند و همگی به دلایل سیاسی و عقیدتی از حق تحصیل محروم گشته اند، اسامی دانشجویان امضا کننده نامه به شرح ذیل می باشد. سعید اردشیری ، مهدی امینی زاده ، وحید پور اسماعیلی ، زهرا جانی پور ، حامد حسن دوست ، فرهاد زادعلی فرد ، روزبه ریاضی مقدم ، سالار ساکت ، غریب سجادی ، پیمان عارف ، منصور عزتی ، حنان عزیزی بنی طرف ، توحید علیزاده ، محسن فاتحی ، یاشار قاجار ، سیامک کریمی و شورش مرادی . ( ادوارنیوز 4/10/85 )
دانشجویان: احکام صادر شده
10 ـ آسو صالح و چیا حجازی مدیر مسئول و سردبیر نشریه دانشجویی « دنگ » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی در شعبه 101 دادگاه جزایی سنندج به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. ( ایسنا 5/10/85 )
11 ـ چهار دانشجوی دانشگاه تربیت معلم سبزوار بعد از شرکت در مراسم اعتراض به قتل توحید غفارزاده به اتهام اخلال در نظم دانشگاه ، راه اندازی راهپیمایی و تجمع غیر قانونی در کمیته انضباطی دانشگاه محاکمه شدند. احکام صادره به شرح ذیل می باشد: احمد نورحسینی دو ترم تعلیق از تحصیل بدون احتساب در سنوات ، حسن سهیلی فرد یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب در سنوات ، سعید قربانیان یک ترم تعلیق از تحصیل در صورت تکرار ، فریدون نظری یک ترم تعلیق از تحصیل در صورت تکرار. در ضمن تعدادی از دانشجویان به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند. ( ادوارنیوز 6/10/85 )
12 ـ 9 نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی تبریز در کمیته انضباطی به توبیخ کتبی با درج در پرونده و پرداخت خسارت محکوم شدند. ( ایسنا 6/10/85 )
13 ـ رسول جعفری دانشجوی دانشگاه اورمیه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه 9 دادگاه انقلاب اورمیه به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم گردید. ( ایسنا 10/10/85 )
14 ـ سلیمان محمدی ، سمیرا دشتبان و مرضیه محمودی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه و اخلال در خوابگاه به حکم کمیته انضباطی به منع موقت از تحصیل محکوم شدند. آقای محمدی به دو ترم و خانمها دشتبان و محمودی هرکدام به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند. ( ایلنا 11/10/85 )
15 ـ هشت دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی سنندج به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی، تحریک دانشجویان به شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی دانشگاه در کمیته انضباطی محکوم شدند. اسامی دانشجویان و احکام صادره به شرح ذیل می باشد: سوران حسینی مدیر مسئول نشریه دانشجویی «هاوری» و مسئول کمیته ی مطبوعات اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد، دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و تبعید. کاوه رحمانی عضو تحریریه نشریه «هاوری»، یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و تبعید. پیمان نعمتی عضو شورای مرکزی اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد، یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات وتبعید. احسان احمدی عضو اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد، یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات وتبعید. آکو قیصری سر دبیر نشریه «هاوری»، یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات وتبعید. کورش مُرّب عضو اتحادیه دمکراتیک کرد،توبیخ کتبی و درج در پرونده.یاسر گلی و خسرو الهی توبیخ کتبی و درج در پرونده.
(ادوار نیوز 16/10/85)
16 ـ بدستور رئیس دانشگاه امیرکبیر متین مشکین عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از دانشگاه اخراج شد. (ایلنا 19/10/85 )
17 ـ وحید امینی دانشجوی آموزشکده فنی ارومیه به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام ، حمایت از پان تورکیسم و توزیع اعلامیه برای تجزیه کشور در دادگاه انقلاب ارومیه به 4 ماه حبس تعلیقی محکوم گردید. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 24/10/85)
18 ـ علیرضا بیاره دانشجوی دانشگاه تهران به علت شرکت در یک تجمع در کمیته انضباطی دانشگاه به توبیخ کتبی محکوم شد. ( ایلنا 25/10/85 )
19 ـ محمد علیان دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی همدان و موسس کانون « هه ژار » به اتهام تخریب اموال عمومی و اغتشاش در دانشگاه در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ایلنا 27/10/85 )
20 ـ مرتضی اصلاحچی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ورود غیر قانونی به دانشکده مدیریت دانشگاه علامه، سخنرانی غیر قانونی و تشویق دانشجویان به تعطیلی کلاسها در هنگام فوت یک دانشجو، در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد.(ایلنا 30/10/85)
توقیف نشریات دانشجویی :
21 ـ نشریه دانشجویی « موج سوم » به مدیر مسئولی حمیدرضا بهنیا بدستور هیئت نظارت بر نشریات دانشجویی دانشگاه بوعلی سینا به حالت تعلیق در آمد. (ایلنا 6/10/85 )
22 ـ نشریه دانشجویی « آخارسو » منتشره در دانشگاه ارومیه به اتهام برهم زدن وحدت ملی و تحریف تاریخ ترک های ایران پس از انتشار یک شماره توقیف گردید.
(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 24/10/85)
23 ـ نشریه دانشجویی « طعم آزادی » به مدیر مسئولی علی کارگر به اتهام انکار ولایت فقیه و توهین به محمود احمدی نژاد بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه امیر کبیر برای همیشه توقیف گردید. این نشریه در حوزه های مرتبط با دمکراسی و حقوق بشر و پیگیری مطالبات صنفی و سیاسی دانشجویان منتشر می شد. (ایلنا 25/10/85 )
جلوگیری از فعالیت تشکلهای دانشجویی :
24 ـ هیات مرکزی نظارت بر تشکل های دانشجویی مستقر در وزارت علوم ، مجوز فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سبزوار را لغو کرد و حکم پلمپ دفتر انجمن توسط هیات نظارت دانشگاه را تائید نمود. ( ادوارنیوز 2/10/85 )
25 ـ به حکم هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان ، فعالیتهای انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده اقتصاد و علوم اداری به مدت 3 ماه به حالت تعلیق در آمد. ( ادوارنیوز 3/10/85 )
26 ـ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان بدستور هیئت نظارت بر تشکلهای دانشجویی منحل اعلام گردید. ( ادوارنیوز 7/10/85 )
27 ـ فعالیتهای تشکل « آرمان » در دانشگاه آزاد تبریز، بدلیل چاپ مطلبی در نشریه این تشکل در باره شیخ محمد خیابانی به حکم هیئت نظارت بر تشکل های دانشجویی برای مدت 6 ماه به حالت تعلیق در آمد. ( ایلنا 20/10/85 )
28 ـ فعالیتهای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد به علت برگزاری مراسم روز دانشجو و شب یلدا از سوی هیات نظارت بر دانشگاه برای مدت 6 ماه به حالت تعلیق در آمد. ( ایلنا 22/10/85 )
توقیف فیلم، کتاب ، سایت و نهاد مدنی :
29 ـ از سوی کمیته نظارت بر مراکز فرهنگی و هنری در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مشهد برای یک آموزشگاه خوشنویسی ، یک آموزشگاه موسیقی ، یک آموزشگاه نقاشی ، دو آموزشگاه سینمایی، و پنج کانون تبلیغاتی اخطاریه پلمپ صادر شد. همچنین طی یک ماه گذشته 27 مرکز پلمپ شده و 17 مورد دیگر اخطاریه پلمپ دریافت کرده اند.(ایلنا 8/10/85)
30 ـ سایت خبری « ایران نیوز » با شکایت اسفندیار رحیم مشایی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بدستور کمیته فیلترینگ ( متشکل از وزارت اطلاعات ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما ) فیلتر شد. میثم زمان آبادی مدیر عامل و محمد زمردیان سردبیر این خبرگزاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از بازجویی با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شدند.( ایلنا 10/10/85 )
31 ـ سایت خبرنامه امیرکبیر بدستور کمیته فیلترینگ ( متشکل از وزارت اطلاعات ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما ) فیلتر شد.این سومین سایت خبری دانشجویان دانشگاه امیر کبیر است که فیلتر می شود .( ایلنا 10/10/85 )
32 ـ یک تشکل غیر دولتی بنام « انجمن وحدت ملی ایران » در اصفهان بدستور ماموران امنیتی تعطیل شد. قرار بود مراسمی با عنوان بزرگداشت فروغ فرخزاد برگزار شود که بدستور معاونت اطلاعات نیروی انتظامی لغو گردید. همچنین « مرکز علمی شیرین » در شهرستان فسا بدستور نیروهای امنیتی تعطیل شد. این مرکز توسط یک استاد دانشگاه که از امریکا به ایران بازگشته بود راه اندازی شده بود. بدنبال تعطیلی « مرکز علمی شیرین » استاد مذکور به امریکا بازگشت. ( ایلنا 16/10/85 )
33 ـ سایت اطلاع رسانی « کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز » بدستور کمیته فیلترینگ ( متشکل از وزارت اطلاعات ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما )فیلتر شد.این کمپین توسط فعالین حقوق زنان در ایران راه اندازی شده است. ( امیرکبیر 19/10/85 )
34 ـ سایت کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی که بر روی « میهن بلاگ » قرار داشت بدستور مرکز سانسور ایران در مخابرات به صورت کامل از روی این سایت سرویس دهنده پاک شد. این سایت ابتدا برروی « بلاگفا » ایجاد شده بود که پس از مدتی خبر رسانی فیلتر شد. (کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی 25/10/85 )
35 ـ مجوز دایم انتشار کتاب « گور به گور » نوشته ویلیام فاکنر ، ترجمه نجف دریابندری توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو گردید. این کتاب در سال 71 توسط نشر « چشمه » منتشر گردید. ( ایسنا 27/10/85 )
36 ـ اکبر اعلمی نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی به نقل از مقامات مسئول اعلام کرد: ده میلیون سایت توسط مراجع ذیصلاح فیلتر شده اند. یکی از موسسان رسا نیز اعلام کرد: ما موظف هستیم سیزده میلیون سایت را فیلتر کنیم . ( اعتماد 28/10/85 )
بازداشت روزنامه نگاران :
37 ـ علی فرحبخش روزنامه نگار روزنامه توقیف شده « شرق » و عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران که در تاریخ 4 آذر هنگام بازگشت از یک کنفرانس بازداشت شده بود در دادسرای انقلاب تهران مورد بازجویی قرار گرفت .(ایلنا 30/10/85 )
مطبوعات: توقیف
38 ـ هفته نامه « همت » به مدیر مسئولی محسن داود آبادی فراهانی به اتهام توهین به برخی مسئولان نظام بدستور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توقیف گردید. (ایسنا 4/10/85 )
39 ـ ویژه نامه « روز هفت » ضمیمه روزنامه همشهری بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف گردید. ( خراسان 12/10/85 )
40 ـ تقی رحمانی روزنامه نگار و از فعالان ملی مذهبی که به دعوت انجمن قلم دانمارک قصد سفر به این کشور را داشت ممنوع الخروج اعلام شد.(ایلنا 30/10/85)
مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
41 ـ احمد خادم المله مدیر عامل سابق خبرگزاری جمهوری اسلامی ( ایرنا ) به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت دادستان کل کشور جهت بازجویی به شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت احضار شد. ( ایلنا 4/10/85 )
42 ـ اجلال قوامی دبیر بخش سیاسی ، تونیا کبودوند دبیر بخش زنان و کاوه حسین پناهی دبیر بخش اقتصادی هفته نامه توقیف شده « پیام مردم » کردستان به اتهام تبلیغ علیه نظام ، پخش شایعات و مطالب خلاف واقع ، نشر مطالب الحادی و کفر آمیز و مخالف موازین اسلامی و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج احضار شدند. ( ایلنا 10/10/85 )
43 ـ ایرج عبادی سردبیر پیشین هفته نامه های « آسو » و « کرفتو » به اتهام اشاعه مطالب خلاف واقع جهت بازجویی به شعبه اول دادگاه حقوقی سنندج احضار شد. گفتنی است که نامبرده قبلا به دلیل نوشتن مقاله ای در مورد قتلهای زنجیره ای در هفته نامه توقیف شده « پیام مردم » کردستان به اتهام نشر اکاذیب و اشاعه مطالب خلاف واقع مورد بازجویی قرار گرفته و با قرار وثیقه 5 میلیون تومانی آزاد شد.( وبلاگ موکریان 10/10/85 )
44 ـ حسین احمدی نیاز و جلیل آزادیخواه مدیر مسئول و سردبیر هفته نامه توقیف شده «آسو» به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی جهت محاکمه به دادگاه کیفری استان کردستان احضار شدند.( وبلاگ موکریان 27/10/85 )
مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران
45 ـ غلامحسین اسلامی فر مدیر مسئول سابق روزنامه « ایران » به اتهام نشراکاذیب و انتشار مطالب خلاف واقع با شکایت ستاد کل نیروهای مسلح در شعبه دهم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت .(ایلنا 5/10/85 )
46 ـ فرهاد امین پور ، سامان سلیمانی و رضا علیپور از اعضای هیئت تحریریه هفته نامه « روژهه لات » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب سنندج مورد بازجویی قرار گرفتند. این سه روزنامه نگار پیش از این با تحمل بیش از یک ماه حبس با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان آزاد شده بودند. ( ایلنا 10/10/85 )
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
47 ـ روزبه میر ابراهیمی و شهرام رفیع زاده روزنامه نگار و وبلاگ نویس در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران محاکمه شدند. اتهامات نامبردگان عبارتند از : مشارکت در تشکیل گروه و جمعیت در داخل کشور با هدف برهم زدن امنیت کشور ، عضویت در جمعیت هایی که در داخل و خارج کشور با هدف برهم زدن امنیت کشور ، فعالیت تبلیغی علیه نطام ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و مصاحبه با رادیوهای بیگانه . ( ایلنا5/10/85 )
48 ـ روزبه میر ابراهیمی وبلاگ نویس و دبیر سرویس سیاسی روزنامه اعتماد که در سال 83 بازداشت شده بود، پس از محاکمه در یک دادگاه غیر علنی دفاعیات خود را منتشر کرد. نامبرده نوشت: مدت 60 روز با چشم بند و دستبند در سلول انفرادی یک متر در یک و نیم متر در بازداشتگاه مخفی اطلاعات نیروی انتظامی جمهوری اسلامی زیر نظر مستقیم دادستانی تهران بسر برده است. وی اعلام کرد بر اثر فشارهای وارده مجبور به نوشتن توبه نامه شده بود که دادستانی آن را از طریق خبر گزاری فارس منتشر کرده بود. همچنین بر اثر فشار دادستانی مجبور به مصاحبه تلویزیونی شده بود. نامبرده در بخش دیگری از دفاعیات خود گفته است: دادستانی به وی گفته"همینطور به 15 سال زندان محکوم هستی ولی اگر شیرین عبادی وکالت تو را بپذیرد به 20 سال زندان محکوم خواهی شد و باید علیه شیرین عبادی مطلبی بنویسی" و من هم متن پیشنهادی آنها را نوشتم. روزبه میر ابراهیمی نوشت: پس از گزارش کمیسیون اصل 90 مجلس در رابطه با قتل زهرا کاظمی در زندان اوین که از رادیو پخش شد، شخص دادستان تهران با تک تک روزنامه ها تماس گرفت و تهدید کرد که اگر گزارش را منتشر کنید، توقیف خواهید شد. نام زهرا کاظمی در چند دقیقه از تمام صفحات روزنامه ها برداشته شد. نامبرده گفت: پذیرفتن اتهام رابطه نامشروع حاصل یک هفته شکنجه روحی و جسمی و کتک خوردن های متوالی بود. بنده یک هفته شبانه روز بازجویی، فحش و کتک را تحمل کردم تا زیر بار اتهام فساد اخلاقی نروم، اما بازجوی پرونده می گفت" متهم را باید شکست" بنده تحت شکنجه ، داشتن رابطه نامشروع با یکی از روزنامه نگاران مونث را پذیرفتم. وی در پایان گفت: پس از آزادی از زندان من توبه نامه های اجباری و مصاحبه های تلویزیونی غیر اختیاری را تکذیب کردم. دادستان تهران پیغام داد" در روز خیلی ها بر اثر تصادف میمیرند، میتواند یکی هم شما باشید".(ادوار نیوز 6/10/85)
49 ـ منصور مظفری مدیر مسئول روزنامه « آفتاب یزد » به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع ، ایجاد اختلاف میان اقشار جامعه از طریق طرح مسائل قومی ، تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت ، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. ( ایسنا 18/10/85 )
50 ـ احمد علی رضایی مدیر مسئول ماهنامه « پیام هامون » به اتهام استفاده ابزاری از زن در تصاویر ، اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکس ها و تصاویر خلاف عفت عمومی با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. (ایسنا 18/10/85 )
51 ـ علی محمد جهانی مدیر مسئول هفته نامه محلی « ارمغان » چاپ استان خراسان شمالی به اتهام عدم رعایت شعائر اسلامی با شکایت بسیج استان و ستاد حفاظت اجتماعی استان در شعبه اول دادگاه کیفری بجنورد محاکمه شد. ( ایرنا 20/10/85 )
52 ـ سید محسن اشرفی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « بنیان» به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع ، تبلیغ علیه نظام ، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افتراء و توهین با شکایت مدعی العموم در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران محاکمه شد. ( ایلنا 24/10/85 )
مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
53 ـ داود بهرامی سیاوشانی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « پیام آزادی» به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و توهین با شکایت مدعی العموم ، سازمان صدا و سیما و ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان به پرداخت 500000 تومان جزای نقدی و یکسال محرومیت از مسئولیتهای مطبوعاتی محکوم شد. ( ایسنا 19/10/85 )
اخبار مربوط به فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی :
54 ـ سید کمال حسینی (معلم ) که در اعتراض به نحوه مدیریت رئیس اداره مرکزی آموزش و پرورش و خواسته های شغلی خود متحصن شده بود ، توسط نیروی انتظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به علت جراحات وارده به بیمارستان منتقل گردید.
( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 5/10/85 )
55 ـ ماموران امنیتی لباس شخصی با سنگ و آجر شیشه های بزرگ چاپخانه « طوطی » محل چاپ روزنامه اعتماد ملی را شکستند و با تکه های شیشه به جان کارکنان چاپخانه افتادند و چند نفر را مجروح کردند. ( اعتماد ملی 20/10/85 )
56 ـ تعدادی از اساتید و کارمندان دانشگاه علوم پزشکی کردستان از کار اخراج و یا خارج از شرایط سنی و ضوابط قانونی بازنشسته شدند. دکتر محمد نقشبندی فوق تخصص و جراح قلب عضو هیئت علمی دانشگاه ، دکتر جعفر مبلغی جراح عمومی ، دکتر منوچهر رشیدیان ، دکتر مولایی ، خانم فراست اردلان ، مهندس مظفر فیروزمنش ، خانم پروین مناسکی و هوشنگ زندی از جمله اخراج شدگان و باز نشسته شدگان هستند.(اعتماد ملی 25/10/85)
57 ـ هیات نظارت بر خبرگزاریهای غیر دولتی با صدور اطلاعیه ای کلیه سایتها و پایگاههای خبری را که بدون داشتن مجوز خبرگزاری از این عنوان استفاده می کنند را ملزم کرد ظرف 72 ساعت نسبت به اصلاح نشان ( لوگوی ) خود اقدام و در متن اخبار منتشره از عنوان خبرگزاری استفاده نکنند. اسامی 20 سایت زیر از جمله پایگاههای غیر قانونی اعلام گردید: البرز ، ایرانیوز ، انتخاب ، حیات ، آفتاب ، میراث ، آریا ، اکو نیوز ، کشاورزی ایران ، ایونا ، آینده روشن ، ایسکانیوز ، سلام ، آنا ، فوتبال ایران ، پانا ، ورزش آذربایجان ، کویر ، تقریب و عکس سوره .
( ایلنا 26/10/85 )
احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
58 ـ « م ـ ل » ، «ح ـ ب » ، « ا ـ م » و « ر ـ ح » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ علیه نظام و نگهداری اسلحه جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز احضار شدند.این افراد به مدت 3 ماه در بازداشت بوده و سپس با قید وثیقه از زندان آزاد شدند. ( ایلنا 25/10/85 )
محاکمه فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
59 ـ مهندس رضا کرمانی عضو شورای عالی حزب پان ایرانیست به اتهام چاپ کتابی از محمدرضا عاملی تهرانی با عنوان « آهنگ خون » در شعبه یک دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی آصف حسینی محاکمه شد. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 3/10/85 )
60 ـ ژیلا بنی یعقوب سردبیر نشریه اینترنتی « کانون زنان ایران » و مسئول گروه اجتماعی و زنان روزنامه « سرمایه » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ بر ضد نظام و شرکت در تجمع غیر قانونی زنان در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( زنستان 13/10/85 )
61 ـ ابوالفضل جهاندار و مسعود درخشندی از فعالان سابق جنبش دانشجویی که از 5 ماه پیش در زندان اوین بسر می برند ، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شعبه 6 دادگاه انقلاب تهران به صورت غیر علنی محاکمه شدند.(ایلنا 30/10/85)
دستگیری فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
62 ـ شهرام قوامی نویسنده به اتهام اهانت به نظام پس از یک هفته بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات ، به بند 7 زندان عمومی سنندج منتقل گردید. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 5/10/85 )
63 ـ فایق ذوالفقاری توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت گردید، منزل وی مورد مورد بازرسی قرار گرفت . ( وبلاگ موکریان 9/10/85 )
64 ـ ابراهیم شوربایی عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. منزل وی مورد تجسس نیروهای امنیتی قرار گرفت و مقادیری کتاب و پوستر ضبط گردید. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 13/10/85 )
65 ـ دکتر حسام فیروزی فعال حقوق بشر به علت معالجه دانشجوی زندانی احمد باطبی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بدستور شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید. گفتنی است که نامبرده ممنوع الملاقات می باشد. شعبه 14 دادسرای انقلاب تهران برای آزادی وی قرار وثیقه 5 میلیون تومانی صادر نمود پس از تهیه قرار دادسرا از پذیرش آن خود داری کرد. ( ایلنا 16الی 26/10/85 )
66 ـ احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی گفت : یک مرد 37 ساله در مرکز پژوهش های مجلس به جرم همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. ( فارس 19/10/85 )
67 ـ خدایار تیموری ، سلمان سرخوش و ائلیاز یئکانلی از فعالان حرکت ملی آذربایجان که یک ماه پیش توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده بودند. در زندان اطلاعات مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفته اند و پس ار یکماه از بازداشتگاه اداره اطلاعات به بند عمومی زندان ارومیه منتقل شدند. همچنین حسن خلوتی یکی دیگر از بازداشت شدگان پس از یکماه بازداشت با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 24/10/85)
68 ـ مصطفی برزگر گنجی دادستان قم اعلام کرد : فردی که مدعی امام چهاردهمی بود، به همراه 55 نفر از مریدان اش 2 ماه پیش در قم دستگیر شدند. ( کیهان 24/10/85 )
69 ـ فریدون فیضی زاده و علیرضا اسفندیاری از دراویش گنابادی شهرستان نکا توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند.( ایلنا 26/10/85 )
70 ـ صالح ملاعباسی و فرج نوری از فعالان حرکت ملی آذربایجان پنج روز پیش توسط نیروی انتظامی شهرستان اهر بازداشت شدند.( ادوارنیوز 27/10/85 )
فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
71 ـ کورش رنجبر معلم حق التدریسی در دهگلان و برادرش زاهد رنجبر به اتهام فعالیت سیاسی در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج هرکدام به یکسال حبس محکوم شدند. نامبردگان در تابستان سال جاری در شهرستان قروه زندانی بوده اند.
( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 5/10/85 )
72 ـ حسین دولتی به اتهام فعالیت سیاسی و ارتباط با احزاب کرد در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 5/10/85)
73 ـ صابر روشنی به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه تجدید نظر سنندج به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شد. ( وبلاگ موکریان 18/10/85 )
74 ـ پیمان نودینیان عضو انجمن صنفی معلمان کردستان به جرم قرائت بیانیه سراسری معلمان سنندج در روز معلم به حکم هیات رسیدگی به تخلفات اداری استان کردستان برای مدت 2 سال به روستای « ولیس » در استان زنجان تبعید شد. ( آینده نو 19/10/85 )
75 ـ صلاح گنجی ( به علت اعتراض به قتل شوانه قادری توسط نیروی انتظامی ) به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب اشنویه به یکسال حبس محکوم شد و به زندان دریا در ارومیه منتقل گردید. ( فعالان حقوق بشر در ایران 27/10/85 )
76 ـ محمد پرتوی 25 ساله لیسانس علوم سیاسی که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از 9 ماه پیش در زندان بسر می برد. در رابطه با پرونده دیگری که به اتهام مجروح کردن یک مامور امنیتی در شهرستان سردشت از 8 سال پیش مفتوح بوده به 2 سال حبس ، پرداخت 31 میلیون تومان وجه نقد و 74 ضربه شلاق محکوم شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 27/10/85 )
اخبار مربوط به زندانیان سیاسی :
77 ـ عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی گفت : خیرالله درخشندی ، ابوالفضل جهاندار و کیوان انصاری از فعالان سابق دانشجویی بیش از 4 ماه است که در زندان هستند. وی افزود : عدم دسترسی مناسب به وکیل ، عدم ملاقات آزادانه با خانواده ، عدم دسترسی به تلفن ، و هواخوری و طولانی شدن غیرقابل توجیه مدت زمان بازداشت موقت ، جزء مواردی است که به رسمیت نشناختن این ابتدایی ترین حقوق انسانی برای زندانیان و متهمان سیاسی ، نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی آنهاست. ( ایلنا 2/10/85 )
78 ـ کیوان رفیعی فعال حقوق بشر که از تاریخ 18 تیر سال جاری بدستور وزارت اطلاعات در سلول انفرادی بسر می برد. به اتهام تبلیغ علیه نظام ، اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی بصورت غیر علنی و بدون حضور وکیل در شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سادات محاکمه شد.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 6/10/85 )
79 ـ کیانوش سنجری وبلاگ نویس و فعال سیاسی که در جریان دستگیری آیت الله بروجردی به همراه صدها نفر بازداشت شده بود پس از 80 روز با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد. گفتنی است که نامبرده از سال 79 تا 85 شش بار توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شده است. (کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 6/10/85)
80 ـ عباس لسانی در اعتراض به فشارهای وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب در بند 7 زندان مرکزی اردبیل از روز جمعه دهم دی ماه در اعتصاب غذا بسر می برد.
(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 24/10/85)
81 ـ سه دانشجوی دانشگاه چمران اهواز به اسامی هانی باوی، لفته صرخه و قاسم کروشاوی به اتهام شرکت و اداره کردن جمعیت غیر قانونی با هدف برهم زدن امنیت کشور و شرکت در فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه 13 دادگاه تجدید نظر استان خوزستان و با تائید شعبه تشخیص دیوانعالی کشور به زندان و تبعید محکوم شدند. احکام صادره در رابطه با این دانشجویان زندانی به شرح ذیل است . هانی باوی 11 سال حبس تعزیری در تبعید ، لفته صرخه 10 سال و چهار ماه حبس تعزیری در تبعید و قاسم کروشاوی 3 سال حبس تعزیری در تبعید . ( ایلنا 25/10/85 )
اخبار کارگری :
82 ـ علی اصغر طاهرخانی دبیر اجرایی خانه کارگر شهرستان تاکستان گفت: 100 کارگر شاغل در شرکت «کیان سرنگ» از ابتدای سال جاری حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/10/85)
83 ـ محمد حسن پورطالبیان دبیر اجرایی خانه کارگر اسلامشهر گفت : 60 کارگر شاغل در شرکت صنایع « چوب طالقانی » 4 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 2/10/85 )
84 ـ هشتاد کارگر شاغل در شرکت « لامپ فارس » یکسال است که حقوق و مزایای طرح طبقه بندی مشاغل را دریافت نکرده اند .(ایلنا 2/10/85 )
85 ـ چهارده نفر از کارگران دانشگاه علوم پزشکی کردستان از کار اخراج شدند. این کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری تجمع کردند. ( ایلنا 3/10/85 )
86 ـ بیش از یکصد کارگر شاغل در بیمارستان « فیروزگر » تهران با بیش از 10 سال سابقه کار حقوق آذر ماه خود را دریافت نکرده اند. ( ایلنا 3/10/85 )
87 ـ چنگیز اصلانی دبیر اجرایی خانه کارگر استان همدان گفت : کارگران شاغل در شرکت « تسمیران » 2 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 3/10/85 )
88 ـ ابراهیم فتحیان مسئول کانون شوراهای اسلامی کار استان اصفهان گفت : شرکت نساجی «تجارت » اصفهان 4 سال پیش تعطیل و 400 کارگر شاغل در این شرکت بلاتکلیف هستند. این شرکت زیر پوشش بنیاد شهید می باشد. ( ایلنا 3/10/85 )
89 ـ سیاوش قراگزلو مدیر کل دفتر آمار و محاسبات اقتصادی و اجتماعی سازمان تامین اجتماعی گفت : در شش ماه نخست سال جاری 10667 کارگر دچار حادثه ناشی از کار شده اند. 61 نفر فوت کرده اند. 387 نفر دچار از کار افتادگی شده اند. 5318 نفر از ناحیه دست و انگشتان آسیب دیده اند. ( ایلنا 4/10/85 )
90 ـ بیمارستان « ایران » در تهران تعطیل و 150 پرسنل شاغل در این بیمارستان از مرداد ماه بلاتکلیف هستند.این پرسنل مدت 17 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 4/10/85)
91 ـ مهدی زمانی نوری دبیر اجرایی خانه کارگر ساوه گفت : کارفرمای شرکت « عالی فلز » یازده نفر از کارگران رسمی شاغل در این شرکت را از کار اخراج کرد. .(ایلنا 4/10/85)
92 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر قزوین گفت : شرکت «کمپرسور سازی ایران » تعطیل و بیش از 250 کارگر شاغل در این شرکت بیکار شدند. .(ایلنا 4/10/85)
93 ـ علی اصغر طاهرخانی دبیر اجرایی خانه کارگر شهرستان تاکستان گفت: شرکت « لنت ترمز » تعطیل و 40 کارگر شاغل در این شرکت بیکار شدند. .(ایلنا 4/10/85)
94 ـ شرکت تولیدی « فابیس » ساوه تعطیل و 50 کارگر شاغل در این شرکت بیکار شدند.
(ایلنا 4/10/85)
95 ـ سازمان تامین اجتماعی شهرستان اهر مدت 4 ماه است که حقوق 150 کارگر اخراجی شرکت « مس سونگون » را پرداخت نکرده است .( فارس 5/10/85 )
96 ـ فرماندار بجنورد اعلام کرد : بر اثر ریزش بخشی از سقف سیلوی جدید واحد تولیدی سیمان بجنورد 3 تن از کارگران کشته شدند و 9 نفر مجروح گشتند . مجروحان به بیمارستانهای بجنورد و شیروان منتقل شدند. ( ایرنا 5/10/85 )
97 ـ سی نفر از کارگران شرکت « سیمین بال » ساوه 5 ماه است که حقوق و مزایای سال 85 را دریافت نکرده اند. مدیریت این شرکت 90 نفر از کارگران شاغل در این شرکت را از کار اخراج کردند. (ایلنا 11/10/85)
98 ـ دویست نفر از کارگران شاغل در شرکت « کنف کار » رشت 6 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. (ایلنا 15/10/85 )
99 ـ مدیریت شرکت « سیمین بافت » آستانه اشرفیه 28 تن از کارگران شاغل در این شرکت از کار اخراج شدند. (ایلنا 15/10/85 )
100 ـ مدیریت « شرکت نساجی کردستان » 400 تن از کارگران شاغل در این شرکت را از کار اخراج کرد. 100 نفر از کارگران بلاتکلیف این شرکت برای اعتراض در مقابل اداره کار استان کردستان تجمع کردند. (ایلنا 15/10/85 )
101 ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس گفت: 55 کارگر شاغل در شرکت خدماتی«سبز » وابسته به شهرداری 2 سال است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 19/10/85 )
102 ـ پانزده تن از کارگران رسمی شرکت « موحدین » تولید کننده دستگاههای آبیاری بارانی در ساوه 4 ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند. همچنین بن های کارگری سالهای 84 و 85 و 3 ماه اضافه کاری خود را از مدیریت شرکت دریافت نکرده اند .(ایلنا 20/10/85 )
103 ـ چهارصد و پنجاه کارگر شاغل در شرکت نساجی « پوشینه بافت » قزوین 7 ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند. تعدادی از این کارگران برای اعتراض در مقابل نهاد ریاست جمهوری تجمع کردند و گفتند: استانداری قزوین با تجمع های کارگری بشدت برخورد می کند . در تجمع هفته گذشته یکی از کارگران این واحد بر اثر ضربات باتوم ماموران ضد شورش کشته شد. (ایلنا 20/10/85 )
104 ـ جمال افخمی نماینده خانه کارگر در شرکت نساجی « خاتم الانبیاء » بوکان گفت : کارگران شاغل در این شرکت 3 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند.
(ایلنا 22/10/85 )
105 ـ قربانعلی میرشکاری دبیر اجرایی خانه کارگر استان سیستان و بلوچستان گفت : صدها کارگر شاغل در نهادهای دولتی 8 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند.
(ایلنا 22/10/85 )
106 ـ پرویز عبادی نماینده خانه کارگر در کارخانه « پروفیل پارس » گفت : عده ای از کارگران شاغل در این کارخانه توسط عوامل کارفرما مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. (ایلنا 23/10/85 )
107 ـ کارگران شهرداری یاسوج 7 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند.
(ایلنا 25/10/85 )
108 ـ ماشاالله ذهتابی دبیر اجرایی خانه کارگر کاشان گفت : جمع کثیری از کارگران شرکت نساجی « ریسندگی و بافندگی » کاشان برای دریافت حقوق معوقه شان در مقابل دفتر امام جمعه کاشان تحصن کرده اند. (ایلنا 26/10/85 )
109 ـ چهار کارگر رسمی کارخانه « بافت آزادی » به دلیل پیگیری مطالبات معوقه از کار اخراج شدند. همچنین قرار داد 12 کارگر قرار دادی لغو گردید. 400 کارگر شاغل در این کارخانه بطور متوسط حدود 10 ماه پاداش معوقه از کارفرما طلب دارند. ( ایلنا 27/10/85 )
110 ـ اسماعیل حق پرستی دبیر اجرایی خانه کارگر استان تهران گفت: 700 کارگر شاغل در شرکت نساجی «ایران برک» 4 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 30/10/85)
111 ـ کارگران کارخانه «خرم نوش» اهواز سه ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین پاداش معوقه ماههای پایانی سال گذشته پرداخت نشده است. این کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند.(ایسنا 30/10/85)
محکومین به اعدام:
112 ـ جواد 22 ساله به جرم قتل ناصر در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 7 تشخیص دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.( اعتماد ملی 3/10/85 )
113 ـ جمعه به جرم قتل ضیا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی غیابا محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی 5/10/85 )
114 ـ مصطفی 20 ساله به جرم قتل یدالله با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. همچنین بهزاد به جرم قتل زهرا و فریده با تائید دیوانعالی کشور به 2 بار اعدام محکوم گردید. این احکام به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شد. (اعتماد 19/10/85)
115 ـ دو نفر به جرم قاچاق مواد مخدر در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان میناب واقع در استان هرمزگان محکوم به اعدام شدند. ( ایران 24/10/85 )
116 ـ دل آرا دارابی به اتهام قتل میهن 65 ساله در شعبه 107 دادگاه رشت مجددا محکوم به اعدام شد. وی در زمان وقوع جرم 17 ساله بوده است. ( فارس 26/10/85 )
117 ـ حسن 22 ساله به جرم قتل ابراهیم 20 ساله به دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 39 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 26/10/85 )
118 ـ صادق 20 ساله به جرم قتل یک مرد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. (ایران 27/10/85 )
119 ـ خانعلی 45 ساله به جرم قتل همسرش کبری 42 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 28 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. علی اصغر 60 ساله به جرم قتل طاهره 20 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. رضا به جرم قتل رحمان در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. پرونده این متهمین به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد.
(اعتماد ملی 27/10/85 )
120 ـ صفر علی 26 ساله معروف به کیانوش به جرم قتل حمید 26 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد.(ایسکا نیوز 30/10/85)
زندانیان سیاسی محکوم به اعدام:
121 ـ « ح ـ ع » ، « ا ـ م » و « ح ـ ه » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب اسلامی ماهشهر محکوم به اعدام شدند. ( ایلنا 11/10/85 )
122 ـ عماالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان طی نامه ای خطاب به غلامحسین محسنی اژه ای نوشت : 20 نفر از متهمان حوادث اهواز محکوم به اعدام شده اند. حکم 5 نفر تاکنون اجرا شده و 15 نفر در انتظار اعدام بسر می برند. همچنین 19 نفر از متهمان به حبس های سنگین 15 تا 30 سال محکوم شده اند. ( ایلنا 11/10/85 )
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
123 ـ محمد شه بخش ، چنگیز نارویی و علی باقری به اتهام محاربه و افساد فی الارض ، سرقت مسلحانه و قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید دیوانعالی کشور در ملاء عام در زاهدان به دار آویخته شدند. (جمهوری اسلامی 4/10/85 )
124 ـ یوسف حسن زهی به اتهام ایجاد رعب و وحشت ، آدم ربایی مسلحانه ، سلب آسایش و امنیت عمومی و راهبندی مسلحانه و پردل بندو به اتهام قاچاق مواد مخدر ونگهداری یک قبضه کلاشینکف به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید دیوانعالی کشور در تقاطع بلوارهای جانبازان و بهداشت زاهدان در ملاء عام به دار آویخته شدند.
(جمهوری اسلامی 7/10/85 )
125 ـ امان الله فرزند آدینه به جرم سرقت مسلحانه به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید دیوانعالی کشور در شهرستان سراوان در ملاء عام به دار آویخته شد.(جمهوری اسلامی 9/10/85 )
126 ـ « ح ، الف » 27 ساله اهل کوهدشت لرستان به جرم قتل یک پیرمرد 72 ساله از اهالی ایلام به حکم دادگستری بندرعباس و با تائید دیوانعالی کشور در زندان مرکزی بندرعباس به دار آویخته شد.( ایسنا 10/10/85 )
127 ـ ناصر باتمانی 22 ساله اهل کامیاران به اتهام ارتکاب قتل بدستور قوه قضائیه در زندان مرکزی سنندج به دار آویخته شد. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 12/10/85 )
128 ـ رضا به جرم قتل قادر به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 40 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. نظیر ازبک به جرم قتل 4 زن به حکم شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و تائید دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. رسول به جرم تجاوز به عنف و زنای محصنه به حکم شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. ( اعتماد ملی 13/10/85 )
129 ـ یک مرد 43 ساله به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه پنج دادگاه انقلاب اصفهان و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در زندان اصفهان به دار آویخته شد. (ایران 14/10/85 )
130 ـ مهدی سوسن بهاری به جرم قتل علیرضا مهدی فهیمی به حکم دیوانعالی کشور در شهرستان تنکابن اعدام شد.(کیهان 20/10/85)
131 ـ علیرضا به جرم قتل دو نفر بنامهای رجبعلی کمالی و نیاز علی رئیسی به حکم شعبه 106 دادگاه جزایی اصفهان و با تائید شعبه 39 دیوانعالی کشور در مقابل ترمینال جی اصفهان در ملاء عام به دار آویخته شد. ( فارس 21/10/85 )
132 ـ « م ، ح » به جرم سرقت مسلحانه و « س ، س » به جرم قتل « ن ، س » به حکم دادگستری اهواز و با تائید دیوانعالی کشور در زندان کارون اهواز به دار آویخته شدند.
( جمهوری اسلامی 25/10/85 )
133 ـ اسکندر مقصودی ، وحید عبدی و جمشید به جرم قتل ، سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف به حکم دادگستری مازندران و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در استادیوم ناطق نوری شهرستان نور در ملاء عام به دار آویخته شدند.( کیهان 25/10/85 )
134 ـ محمود الف 33 ساله به جرم اعمال منافی عفت و قتل یک مرد 20 ساله به حکم شعبه 6 دادگاه کیفری استان قم و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در میدان محلاتی قم در ملاء عام به دار آویخته شد. ( کیهان 26/10/85 )
135 ـ آرش 20 ساله به جرم قتل امرالله به حکم شعبه اول دادگاه کیفری استان اصفهان به دار آویخته شد.(ایران 27/10/85 )
136 ـ هوشنگ به جرم قتل 4 عضو یک خانواده در تیر ماه 1358 به حکم شعبه 26 دادگاه کیفری اصفهان در ملاء عام به دار آویخته شد. ( ایران 28/10/85 )
اخبار اجتماعی :
137 ـ بدستور دادستان شهریار ماموران مرکز اجرایی امربه معروف و نهی از منکر بسیج با ورود به رستوران نارنجستان 18 دختر و 17 پسر را به علت شرکت در یک جشن تولد به جرم رقص و پایکوبی دستگیر شدند. (جمهوری اسلامی 4/10/85 )
138 ـ جمال کریمی راد سخنگوی قوه قضائیه گفت : در حال حاضر 151000 نفر در زندانهای کشور بسر می برند، وزیر دادگستری افزود: تعداد زندانی ها در کشور ما بالاتر از استاندارهای جهانی است. (ایسنا 5/10/85 )
139 ـ داودی معاون اول رئیس جمهور گفت : نزدیک به 4500000 نفر با در آمد روزی کمتر از 1000 تومان زندگی می کنند ، قدرت خرید دو دهک پایین جامعه بسیار پایین است و قوت غالب آنها نان و حداکثر نان و ماست است. ( صدای عدالت 14/10/85 )
140 ـ دکتر فتح الله امی مجری طرح جامع کاهش آلودگی هوای تهران گفت : براساس آخرین آمارها سال گذشته 9900 نفر به دلیل آلودگی هوا در تهران فوت کرده اند. وی افزود: مهمترین بحران شهر تهران محیط زیست و آلودگی هوا ست ، وی این بحران را بسیار کشنده ، جدی و به مثابه یک خودکشتی دستجمعی خواند و گفت : براساس آمار موجود تنها در آبان ماه سال جاری حدود 3600 نفر در پایتخت به صورت مستقیم یا غیر مستقیم براثر آلودگی هوا کشته شده اند. ( ایسنا 18/10/85 )
141 ـ محمد رضا مسجدی دبیر کل اتحادیه بیماریهای ریوی منطقه مدیترانه شرقی سازمان بهداشت جهانی گفت: علاوه بر تهران شهرهای شیراز، اصفهان، اهواز، تبریز، مشهد و اراک در معرض خطر آلودگی هوا و عوارض انسانی آن هستند. وی افزود: سالانه بین 12 تا 14 هزار نفر در تهران به علت عوارض ناشی از آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند و این میزان در کشور بالغ بر 20000 کشته در سال است.(فارس 30/10/85)
"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"
ihrnena@gmail.com 30/10/1385 برابر با 20/01/2007
انجمن فعالان حقوق بشر در ایران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
انجمن مدافعین حقوق بشر در ایران ـ بلژیک : kanon253m@yahoo.com
info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
demokrasi5@yahoo.deکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
اتحادیه برای دمکراسی در ایران ـ ایتالیا : updi@libero.it
فعالان دفاع از حقوق بشر : Irantestimonyinfo@irantestimony.com
به نقل از "روز آنلاین"
همزمان باآغازثبت نام براي نيم سال دوم دانشگاهها و مراكزآموزش عالي ايران،موج جديدي ازبرخورد با دانشجويان آغاز شده است. اين برخورد اغلب در مورد دانشجوياني اعمال مي شود كه يا به فعاليت هاي سياسي و صنفي مي پردازند و يا وابسته به نشريات مستقل دانشجويي هستند.
موج جديد برخورد با دانشجويان از دانشگاه تهران آغاز شده است. در همين ارتباط حدود 10 تن از فعالان دانشجويي كه بیشتر ازاعضاي"انجمن اسلامي دموكراسي خواه" دانشگاه تهران هستند، به كميته انضباطي فرا خوانده شده اند. تاكنون دو تن از دانشجويان در كميته انضباطي حاضر شده و براي يك نفر ديگراز سوي كميته انضباطي حكم صادر شده است.
علي رضا بياره، دانشجوي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، تنها كسي كه تاكنون حكم كميته انضباطي در مورد وي صادر شده است، بدون دريافت هرگونه برگ احضاراز سوي اين كميته، با حكم توبيخ كتبي با درج در پرونده به دليل حضور در تجمعات ارديبهشت ماه روبه رو شده است. صدور اين حكم و در بي خبري كامل اين دانشجو، تعجب همگان را برانگيخته است.
بسياري از دانشجويان دانشگاه تهران اكنون بر اين گمان هستند كه احضار ها بيشتر خواهد شد. از نظر آنان اراده اي وجود دارد تا جلوي ادامه حضور برخي را در دانشگاه بگيرند. اين احضار ها از نظر دانشجويان لااقل تا حدود 50 مورد، آنهم فقط در دانشگاه تهران گسترش خواهد یافت.
فريد هاشمي،از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دموكراسي خواه دانشگاه تهران در گفت و گو با روز در این مورد مي گويد:"بيشتر احضارها با اتهام شركت در تجمع 15 اذر دانشگاه تهران كه در گراميداشت روز دانشجو برگزار شده بود،صورت مي گيرد. افرادي كه در كميته انضباطي حضور دارند اين تجمع را غير قانوني مي دانند".
وي كه خود از جمله دانشجوياني است كه به كميته انضباطي احضار شده است و بايد در اين كميته حضور يابد، مي افزايد: "از نظر كميته انضباطي افرادي كه احضار مي شوند، برگزار كننده، مجري و برنامه ريزان مراسم غير قانوني 15آذر هستند و بايد احكام تنبيهي در مورد آنان اعمال شود".
وي در مورد علت اين برخورد ها و تحليلي كه از موج جديد احضار ها دارد، مي گويد: "مديران و اداره كنندگان فعلي دانشگاه ها اغلب از جمله افرادي هستند كه سابقه آكادميك به معني اداره يك مركز آموزشي مدرن را ندارند؛ به همين علت در مواردي مجبور مي شوند به اهرم هاي فشاري همچون كميته انضباطي متوسل شوند".
او در خصوص واكنش دانشجويان و تشكل ها به اين احضار ها مي گويد: "دانشجويان اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه حضور و يا عدم حضورشان در كميته انضباطي براساس احضاريه ها،هيچ تفاوتي در ماهيت و يا ميزان احكام صادره ندارد،از اين رواحتمال دارد به عنوان يك واكنش تشكيلاتي، تصميم بگيريم ديگر به كميته هاي انضباطي نرويم، چون به نظر مي رسد حضور و ارائه توضيحات ما در شرايطي كه احكام از قبل تعيين شده است هيچ فايده اي ندارد".
باز هم ستاره گذاری
"سيد علي موسوي"، دانشجوي دانشكده زبان دانشگاه تهران نيز كه از جمله افراد احضار شده به كميته انضباطي است، پس از حضور در كميته انضباطي و ارائه پاسخ هاي لازم در گفت و گو با روزگفت: "به نظر مي رسد به طور دقيق و مو به مو همان روند ستاره دار كردن دانشجويان در ابتداي سال تحصيلي اكنون دوباره در حال تكرار براي عده اي ديگر از دانشجويان باشد".
وي مي افزايد: "مدتي پيش شنيده بوديم افرادي كه هيچ وقت معلوم نشد از وزارت علوم و دانشگاه بودند و يا مراكز ديگر، به دانشكده ها رفته و اطلاعات همه دانشجويان فعال را گرفته اند. حالا بر اساس همان اطلاعات و طبق اولويت بندي خودشان يك به يك دانشجويان را به كميته انضباطي احضار مي كنند".
وي در مورد احضار خود به كميته انضباطي مي گويد: "احضار من بر اساس شركت در تجمع 15 آذر امسال بود. من به غير قانوني بودن آن اعتراض كردم، اما به نظر آنان اين تجمع غير قانوني بود و به من هم اعلام كردند كه فيلم حضورم در تجمع موجود است".
سيد علي موسوي ادامه داد: "نوع سئوال و جواب ها در كميته انضباطي به شكلي بود كه گويي حكم من از قبل صادر شده است و سئوال و جواب ها تنها در راستاي توجيه حكم است. من توضيحاتم را مكتوب كردم، و آنها به من گفتند اگر به احضار خودت اعتراض داري در حالي كه ميگويي حدود 500 نفر ديگر در آنجا بودند مي تواني اسم هركسي را كه حضور داشت برايمان بنويسي تا پي گيري كنيم".
موسوي در مورد نوع رفتار در كميته انضباطي هم گفت: "رفتار آنها مثل هميشه بود و چندان هم خارج از ضوابط نبود اما آنچه كه موجب تعجب من شد، برخورد آنان با يك خانم دانشجو بود. آن خانم دانشجو براي اداي توضيحات مسائل غير سياسي آنجا حضور داشت. در كميته ازاينكه حضور من با حضور يك خانم سليطه (طبق گفته آنها) همزمان شده است عذر خواستند!"
تنبيهات قانوني كافي نيست
حميد ملك زاده نيز از دانشجويان دانشكده حقوق دانشگاه تهران است كه به كميته انضباطي احضار و در آن حضور يافته است.
ملك زاده در این مورد به روزمي گويد: "صبح ديروز به من اطلاع دادند بايد به كميته بروم و من هم به سرعت در كميته انضباطي حضور يافتم. ابتدا گمان مي كردم احضار من در ارتباط با نشريه ام باشد، اما پس از حضوردر كميته متوجه شدم شركت در مراسم 15 آذر روز دانشجو هم از جمله اتهامات من است".
مدير مسوول نشريه "توقيف شد" دانشگاه تهران در ادامه گفت: "من در مورد تجمع 15 آذر گفتم كه افراد ديگري هم بودند، اما واكنش آنها اين بود كه اسم افراد شركت كننده از سوي معاونت آموزشي دانشگاه در اختيار آنان گذاشته شده است تا بررسي شود".
وي در مورد اتهاماتي كه به واسطه نشريه اش متوجه او شده،اظهار داشت: "در مورد محتوا و مطالبي كه در نشريه به چاپ مي رسيد هم اتهاماتي متوجه من بود. همچنين نسبت به مطلبي تحت عنوان سرمايه داري ايراني كه در نسخه اي كه در روز 15 آذر، در تجمع دانشجويان توزيع شد اتهاماتي متوجه من کردند. همچنين از من خواستند در مورد شعاري كه پشت نشريه نوشته مي شود توزيع بدهم.اين شعار جمله اي از كتاب «چنين گفت زرتشت» نيچه است. با اين مضمون كه تنها به آن خدايي ايمان دارم كه رقص بداند".
ملك زاده در ادامه اضافه كرد:"همچنين در مورد مطلب ديگري در مورد جنگ مورد سئوال واقع شدم. در اين مطلب نوشته شده بود: من شهيد شدم، شما ديپلمات.من جانباز شدم، شما ديپلمات. من اسير شدم، شما ديپلمات و.... كه توضيح دادم".
وي در پايان در خصوص تحليلش از نوع برخورد ها گفت: "به نظر من با توجه به اظهارات غيررسمي برخي از دوستان ديگر، افراد و يا مراكزي خارج از دانشگاه ووزارت علوم در پي برخورد با برخي از دانشجويان هستند. ضمن اينكه بر اساس شنيده ها،رئيس دانشگاه تهران نيز در جلسه اي عنوان كرده تنبيهات پيش بيني شده در كميته انضباطي براي برخي از دانشجويان فعال در تشكل ها و نشريات كافي نیست".
حسن زارع زاده اردشير
zarezade@gmail.com
به نقل از "روز آنلاین"
سازمان عفو بين الملل با انتشار اطلاعيه اي خبر از اعتصاب غذاي عباس لساني، يک زنداني سياسي در زندان شهر اردبيل داد که به دليل عدم اعطاي مرخصي و رسيدن به حقوق قانوني خود به اعتصاب غذا روي آورده است. در اطلاعيه عفو بين الملل، نسبت به شرايط نگهداري عباس لساني در زندان اردبيل ابراز نگراني شده است.
به گفته عفو بين الملل، خانواده عباس لساني نيز تهديد شده اند که از اطلاع رساني در مورد وضعيت او در زندان خودداري کنند.با اين حال خانواده لساني دو روز پيش موفق به ملاقات با عباس لساني شدند. رقيه محمدعليزاده همسر عباس لساني بعد از اين ديدارگفت: "در حال حاضر وضع جسماني لساني نامطلوب است و فشار خونش بدليل اعتصاب غذا در طي هفته هاي گذشته بشدت پايين آمده است."
وي با ابراز نگراني شديد از وضعيت پيش آمده تاكيد كرد: "عباس که از بيماري هاي مختلفي رنج مي برد، هم اکنون در يك سلول بسيار كوچك و بسيار سرد در بند قرنطينه نگهداري مي شود، و چنين شرايطي قطعا او را ضعيف تر مي كند."
عباس لساني در حال حاضر در اعتصاب غذا به سر مي برد. او از 10 دي ماه با اعلام قبلي به مسئولان مربوطه در اعتراض به فشار هاي دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات و محروم شدن از حق مرخصي و ديدار با خانواده اش دست به اعتصاب غذا زده است..
از طرفي ديگر، چند روز پيش در پي مراجعه برادر عباس لساني به دادستاني، دفتر دادستاني اردبيل گفته است که وزارت اطلاعات به وي اجازه مرخصي نمي دهد.
بازداشت و زندان
در طي چند ماه گذشته در استان هاي آذربايجان شرقي و غربي، اردبيل و زنجان، بسياري از فعالان سياسي، فرهنگي و روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر دستگير و روانه زندان ها شدند و تعدادي نيز در بيرون از زندان تحت فشار و برخورد قرار دارند. اين سياستي است که بخصوص بعد از تظاهرات خرداد ماه امسال در مناطق شمال غربي کشور توسط نهادهاي امنيتي تشديد شده است. در همين زمينه، در اردبيل دو زنداني سياسي، ودود سعادتي و بهروز عليزاده که به همراه عباس لساني به بند يك زندان اردبيل که محل ويژه معتادان است، منتقل شده بودند وضعيت خوبي ندارند.
دادستاني اردبيل با تسليم کيفرخواستي به دادگاه انقلاب اسلامي اردبيل، از اين دادگاه درخواست کرده است تا براي بهروز عليزاده، حکم سه سال حبس و سه سال تبعيد صادر کند. عليزاده يك بار در خرداد ماه در جريان اعتراضات و تظاهرات مردم اردبيل دستگير و به ده ماه حبس محكوم شد. او سپس در حالي كه اين حكم قطعي نشده بود در اول مهرماه همزمان با اعتراضاتي در آذربايجان مجددا دستگير شد. وي كه 20 سال دارد از زمان دستگيري امكان گرفتن وكيل و مرخصي نداشته است.
ودود سعادتي، از ديگر زندانيان سياسي منتقل شده به بند يک زندان اردبيل است که اخيرا در حالي که تنها يک ماه از مدت محکوميت او باقي مانده به حفاظت زندان اردبيل احضار شد. حفاظت زندان از او خواسته بود تا از اعمال گذشته خود به صورت کتبي ابراز ندامت کند تا يک ماه زودتر آزاد شود اما وي از امضاي متن مورد نظر مسئولان زندان خودداري کرد.
از سويي، خدايار تيموري، ائلياز يئکانلي و سلمان سرخوش، سه فعال سياسي در اروميه که در جريان مراسم جشن ۲۱ آذر در اروميه توسط مامورين اداره اطلاعات اروميه بازداشت و تحت فشار قرار گرفته بودند به بند عمومي زندان اروميه منتقل شدند. حسن خلوتي ديگر بازداشتي اين مراسم که پيش ازاين به بند جوانان زندان اروميه منتقل شده بود پس از يک ماه بازداشت موقت با قرار وثيقه آزاد شد.
در تبريز نيز شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي به رياست قاضي علي علي اکبري، جهانبخش بخت آور را به 6 ماه حبس تعزيري محکوم کرد. جهانبخش بخت آور به اتهام "تبليغ به نفع گروهکها و اجتماع و تباني بر عليه امنيت داخلي کشور" محاکمه شده است. وي تابستان گذشته توسط نيروهاي اداره کل اطلاعات آذربايجان شرقي دستگير شد و بيش از دو ماه بازداشت و تحت شکنجه بود.
همين شعبه اوايل دي ماه، يکي ديگر از فعالان سياسي به نام قربان زارعي را به اتهام ارتباط با خارج، ارسال تصاوير زخمي شدگان تظاهرات مردم تبريز در خردادماه به سايت ها و تخريب وجهه جمهوري اسلامي به تحمل ده ماه حبس تعزيري محكوم کرد.
بر اساس اخبار رسيده از تبريز، مهدي بابايي يک فعال سياسي در آذربايجان، پس از تحمل شش ماه حبس تعزيري از زندان تبريز آزادشد. بابايي در جريان تظاهرات مردمي خردادماه آذربايجان توسط مامورين اداره اطلاعات تبريز بازداشت و پس از يک ماه تحمل انفرادي، شکنجه وبازجويي شبانه روزي به زندان تبريز منتقل شد. دادگاه وي به صورت غير علني برگزار شد؛ او نيز از داشتن وکيل مدافع نيز محروم شد. اتهام مهدي بابايي از طرف رئيس شعبه يک دادگاه انقلاب تبريز"عضويت در گروهکهاي غير مجاز جهت بر هم زدن امنيت کشور از طريق مطالعه روزنامه و کتب ترکي و شرکت در برخي مراسم ها" عنوان شده بود.
در طي يک ماه گذشته تعدادي از دانشجويان دانشگاههاي مناطق شمال غرب کشور احضار و يا محکوم شده اند. چندي پيش قاضي شعبه نهم دادگاه انقلاب اروميه، رسول جعفري، دانشجوي دانشگاه اروميه را به شش ماه حبس تعليقي محكوم كرد. همچنين وحيد اميني فعال دانشجويي در آذربايجان و دانشجوي آموزشکده فني اروميه به چهار ماه حبس به مدت دو سال تعليق و معرفي هر شش ماه يکبار به دادسرا محکوم شد. از طرف ديگر در همدان، مسئولين دانشگاه علوم پزشکي اعضاي تشکل شهريار (تشکل دانشجويان ترک دانشگاه علوم پزشکي همدان) را جهت حذف يک بند از اساسنامه اين تشکل مبني براينکه عضويت در شوراي مرکزي اين تشکل را فقط براي ترکها مجاز مي شمارد، تحت فشار قرار داده اند. مسئولين دانشگاه به مسئولين اين تشکل گفته اند که در صورت عدم حضور فارسها و کردها در شوراي مرکزي جديد، اين تشکل را منحل خواهند کرد.
همچنين اخبار رسيده حاکي از اين است که تشکل جمعيت اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان نيز تحت فشار مسئولين جديد دانشگاه قرار دارد. هيات نظارت بر تشکلهاي دانشجويي دانشگاه زنجان در ترم اخير تمام در خواست مجوز برگزاري برنامه هاي اين تشکل را لغو و بودجه اين تشکل طي اقدامي غيرقانوني از طرف معاونت دانشجويي اين دانشگاه قطع شده است.
اين در حالي است که رضا عباسي فعال دانشجويي، عضو سازمان ادوار تحکيم و کميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان، با وجود گذشت نيمي از حبس يک ساله خود و امکان آزادي مشروط طبق قانون مجازات اسلامي، همچنان در زندان زنجان به سر مي برد.
در همين ارتباط سعيد متين پور يک فعال حقوق بشر در زنجان مي گويد: "حدود يک ماه پيش رضا از زندان تماس گرفت و گفت به خاطر اينکه مطمئن هستم اداره اطلاعات تنها در مقابل گرفتن ندامت نامه و توبه نامه با آزادي من موافقت خواهد کرد تقاضاي آزادي مشروط نمي دهم."
وي به نقل از عباسي مي افزايد که بازجويان در هفته هاي اوليه بازداشت، او و خانواده اش را تحت فشار قرار داده بودند تا توبه نامه بگيرند و همچنين از وي خواسته اند عليه فعالين زنجاني اعتراف دروغ بدهد. همزمان خانواده عباسي نيز تحت فشار بوده اند که بر عليه يکي از فعالان زنجان به صورت خصوصي شکايت کنند تا اداره اطلاعات او را دستگير کند.
تعليق يک تشکل
و در ادامه برخورد با دانشجويان که در آذربايجان نيز پيگيري مي شود، هيات نظارت بر تشكلهاي دانشجويي، حكم كتبي تعليق شش ماهه فعاليتهاي "تشكل آرمان" در دانشگاه آزاد اسلامي تبريز را ابلاغ كرد.
نويد محمدي، دبير سياسي تشكل آرمان با اعلام اين خبر به خبرنگار ايلنا، گفت: "تحليل ناشايست در دو شماره ارگان تشكل آرمان و انجام برخي تخلفات در برگزاري مراسم در ترمهاي گذشته، دليل تعليق شش ماهه فعاليتهاي تشكل آرمان ذكر شده است."
محمدي ادامه داد: در نامه هيات نظارت آمده است كه رفع تعليق موكول به بررسي مجدد و تصميم هيات نظارت است. وي با بيان اينكه اين حكم، حكم بدوي است، گفت: "تشكل آرمان به اين حكم معترض است زيرا ما تا به حال سعي كردهايم تعامل و روابط حسنهاي با مسوولان دانشگاه داشته باشيم."
دبير سياسي تشكل آرمان با اشاره به برگزاري مراسم بزرگداشت شيخ محمد خياباني، گفت: "ما در ترم جاري تنها همين مراسم را برگزار كرديم كه آن هم تحت فشارها و محدوديتهاي فراوان برگزار شد و مسوولان دانشگاه نيز از اين برنامه راضي بودند. در شب يلدا نيز درخواست يك برنامه صرفا فرهنگي داديم اما مجوز برگزاري آن را ندادند و ما نيز آن برنامه را برگزار نكرديم."
وي تصريح كرد: "تشكل ما مدافع حقوق آذربايجان است و همواره سعي كردهايم عملكردمان بدون جنجال باشد اما اين دليل نميشود كه از حق تشكل چشمپوشي كنيم. بنابراين به اين حكم اعتراض ميكنيم."
روزنامه لوموند چاپ پاریس، در شماره روز یکشنبه خود بخشهایی از گزارشی را منتشر کرده که گفته میشود از سوی یکی از کمیسیونهای مجلس ایران تهیه شده است. بر پایه این گزارش در این "سند" به سران ایران نسبت به اجرای تحریمهای سنگین و ایجاد ناآرامیهای اجتماعی هشدار داده شده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، لوموند در شماره روز یکشنبه خود اعلام میکند که نسخهای از این سند که از سوی کمسیون امنیت ملی و روابط خارجی تهیه شده، در اختیار این روزنامه است.
لوموند میافزاید که این سند که در بیش از 100 صفحه تنظیم شده، از سوی منابع خاورمیانهای این روزنامه به دست آمده است. لوموند مینویسد این گزارش که در ماه سپتامبر در ایران منتشر شده، نتیجه کار شش ماهه گروهی از کارشناسان مسایل اقتصادی و نفت است.
به گزارش لوموند، در این گزارش که در اختیار محمود احمدینژاد، رییسجمهوری ایران، نیز گذاشته شده، آمده است: "به موازات اینکه از منافع و عزت ملی کشور پاسداری میشود (باید) همه تلاشها به کار گرفته شود تا از اعمال تحریمها جلوگیری شود".
در ادامه این گزارش آمده است اگر ایران با تحریمهای سنگین روبرو شود "مجبور است که اولویتهای ملی خود را تعدیل کند و حداکثر منابع خود را به کار گیرد تا از یک طغیان گسترده اجتماعی جلوگیری کند؛ (تحریم) میتواند منجر به وخامت کیفیت زندگی برای قشر گستردهای از مردم شود".
برپایه این گزارش به مسئولان نظام ایران هشدار داده شده است "وخیمتر شدن وضع اقتصاد میتواند سبب ناآرامیهای اجتماعی شود که به نوبه خود به وخامت و تضعیف ثبات داخلی بینجامد".
لوموند مینویسد این گزارش نزدیک به سه ماه پیش از اعمال تحریم شورای امنیت علیه برنامه موشکی و هستهای ایران منتشر شده، اما تنها در اختیار افراد اندکی گذاشته شده است.
بر پایه برخی گزارشهای دیگر، رهبری ایران نیز از کارشناسان خواسته بود که نسبت به تهیه گزارشی مشابه و مستقل اقدام شود.
منبع:رادیوزمانه
محمود احمدي نژاد ديروز احتمال حمله نظامي به کشور را ناچيز خواند، و اين در حالي بود که ساعاتي پيش از آن، روزنامه کيهان از مسئولین کشورخواسته بود که خطر جنگ را نادیده نگیرند.
ديروز بعد ازانتظار طولانی مجلس، بالاخره رییس جمهوی لایجه بودجه سال آینده را به مجلس برد و به شرح عملکرد اقتصادی وسیاسی خود طی سال گذشته پرداخت. رئيس جمهور در سخنان ديروز خود هشدارهاي مطرح شده در مورد احتمال فشار نظامي بر ايران را "جنگ روانی و تبليغاتی" خواند و گفت: "بسيار بعيد می دانم اتفاق خاصی بيافتد." احمدی نژاد در واکنش به نگرانی ها گفته: "تبليغات در برخی اثر گذاشته است و حرفهايی می زنند كه من تعجب می كنم؛ [گفته مي شود] «آقا جنگ است» ... اين حرف ها كدام است؟ آنها كه هميشه در دنيا دم از جنگ می زدند امروز در مقابل ايران جا زده اند و جرات نمی كنند از اين حرفها بزنند."
وی افزود: "دشمنان به دروغ می خواهند اينگونه القا كنند كه با صدور اين قطعنامه و اعمال تحريم عليه ايران، ايران بايد هزينههای زيادی را در اين ارتباط بپردازد. ولی ما تا كنون هزينه ای نپرداخته ايم ... چه هزينه هايی دادهايم؟ ببينيد كشورهايي كه ميخواستند به اين فنآوري دست پيدا كنند در عرصهي جهاني چه هزينههايي را پرداخته و چه فشارهايي را تحمل كردهاند."
رييس جمهور با اشاره به عزم خود برای ادامه برنامه هسته ای گفت: "آنها فكر ميكردند خط قرمز ما در اين مساله اين است كه مثلا پروندهي هستهيي به شوراي امنيت نرود و اگر ما را تهديد به ارجاع پرونده به شوراي امنيت و يا تهديد به حملهي نظامي كنند، كوتاه ميآييم ولي بايد بدانند كه خط قرمز ما خود انرژي هستهاي است... هيچكس نيز حق ندارد سر سوزني از حق ايران عقبنشيني كند، بدانند ملت و دولت ايران به صورت متحد در اين صحنه ايستادهاند و هيچكس عقبنشيني نميكند. قطعنامه مرده به دنيا آمد و مطمئنا اين قطعنامه تاثيري بر اقتصاد و سياست كشور ما نخواهد گذاشت."
روزنامه گاردین درباره سخنان ديروز احمدي نژاد نوشته که رییس جمهوری ایران تصمیم گرفته است به مبارزه طلبی خود ادامه بدهد وبگوید فشار ها برعزم این کشور بربرنامه هسته ای اش تاثیری نمی گذارد.
اسراییل را جهنم می کنیم
همزمان، روزنامه کیهان نيز در سرمقاله خود با عنوان "جنگ در راه است؟" با "عمليات رواني" خواندن تهديد حمله نظامي آمريکا از مسئولین کشورخواست که خطر جنگ را نادیده نگیرند: "اگرچه همه شواهد و قرائن حكايت از آن دارند كه تهديد حمله نظامي آمريكا به ايران يك عمليات رواني است ولي همانگونه كه در آغاز اين نوشته اشاره شد، اين احتمال را- هرچند اندك و ناچيز- نبايد ناديده گرفت و مسئولان جمهوري اسلامي ايران ضمن فراهم آوردن تمامي امكانات و آمادگي هاي لازم براي روز احتمالي حادثه بايد روي اهرم هاي قدرت ايران اسلامي نيز مانور داده و اتمام حجت كنند."
روزنامه کیهان در عين حال، با بياني هشدار آميز آورده: "بايد به آمريكايي ها تفهيم شود كه اگر احتمالا دست به حماقت بزنند چه عواقب هولناكي در انتظار آنها و متحدانشان خواهد بود. نظاميان آمريكايي در شرق و غرب ايران در تيررس ما قرار دارند، اسرائيل با انبوه موشك هاي شليك شده از ايران به يك جهنم سوزان براي صهيونيست ها- قبل از ورود آنها به جهنم واقعي- تبديل خواهد شد. از 30 ميليون بشكه توليد نفت روزانه اوپك، نزديك به 24 ميليون بشكه آن از تنگه هرمز مي گذرد. برخي از كشورهاي عرب منطقه كه حياط خلوت آمريكا تلقي مي شوند نه فقط با بحران بزرگ اقتصادي و اجتماعي روبرو خواهند شد، بلكه موجوديت آنها در خطر جدي قرار خواهد گرفت."
در واکنشي جداگانه، سردار صفوي فرمانده سپاه پاسداران آورده: "نيروهاي مسلح ما نسبت به نيروهاي بيگانه در منطقه اشراف اطلاعاتي دارند و در صورتي كه تجاوزي به خاك جمهوري اسلامي صورت گيرد با قدرت تمام متجاوز را سركوب و از ميهن خود دفاع خواهيم كرد."
هشدار آيت الله منتظري
تمام اين واکنش ها، پس از آن صورت مي گرفت که آيت الله حسينعلي منتظری، به مسئولان کشور هشدار داده بود که از تحريک آمريکا بپرهيزند.
آيت الله منتظری، با اشاره به مناقشه هسته ای ايران گفته بود: "هر روز تکرار می کنيم که فلان چيز حق مسلم ماست. خیلی خوب! حقتان است؛ اما حق را بايد به گونه ای گرفت که مشکلات پديد نيايد و بهانه به دست ديگران نداد و مگر حق مسلم ما فقط همين است که آقايان می گويند و ما حق و حقوق ديگری نداريم؟"
آيت الله منتظری همچنين با تاکيد بر اين که "مردم دولت را برای شعار دادن انتخاب نکرده اند"، خاطر نشان کرده بود: "ما با اين همه نفت و گاز خرج های بيهوده می کنيم و به فکر ديگر کشورها هستيم ولی به فکر گرفتاری مردم خودمان نيستيم ... بايستی دولت و مسئولين از خرج های بيهوده، از مسافرت هايی که هيچ فايده ای برای مردم و کشور ندارد جلوگيری کنند ... مالک نفت و گاز همه مردم هستند، نه فقط يک عده خاص."
این اقدام باعث می شود که اختيارات محمود احمدی نژاد ستیزه جو کاهش يابد، که اسرائیل را تهدید به نابودی کرده و ایران را به انزوای بیشتر کشانده و با رکود اقتصادی مواجه کرده است.
منابع خبری تهران می گویند که تصمیم تغییر سیاست، از سوی خامنه ای است که بالاترین قدرت در سیاست خارجی و امنیت ایران، و فرمانده کل قوا است. گفته می شود که خامنه ای معتقد است که هدف آمریکا ، کند کردن برنامه های اتمی نیست، بلکه سرنگونی رژیم است.
او همچنین معتقد است که صالح ملي، توسط رئیس جمهور بی تجربه ای که اظهاراتش فتنه انگیز است، به بازی گرفته شده است. پیشنهادی که در حال حاضر روی آن بحث می شود، نظارت یک گروه بین المللی شامل پنج عضو شورای امنیت سازمان ملل و آلمان و یا کشوری که مثل هند که قدرت اتمی دارد، بر برنامه های اتمی ایران است.
ممکن است این پیشنهاد برای آمریکا ها ناچیز و خیلی دیر باشد. اما احتمالا مذاکره کنندگان اروپایی، این اقدام را قدمی مهم به سوی از سر گیری مذاکرات درباره برنامه های اتمی ایران، محسوب می کنند. ایران اصرار دارد که این برنامه ها صلح آمیز است، اما غرب معتقد است که هدف، ساخت سلاح اتمی است.
ماه گذشته، شورای امنیت ایران را تحریم کرد. این شورا یک ضرب الاجل شصت روزه برای ایران در نظر گرفت تا فعالیت های اتمی اش را متوقف کند، یا با تحریم های بیشتری مواجه شود. ایستادگی پرقدرت آمریکا و اعلام این خبر که اسرائیل نقشه کشیده است که به تاسیسات غنی سازی اورانیوم ایران حمله اتمی بکند، هشداری برای رهبری محافظه کار ایران بود.
احمدی نژاد در سفر هفته گذشته اش به آمریکای مرکزی ، سعی کرد این ترس را برطرف کند. بنا به گزارش ساندی تایمز، او درباره آمادگی اسرائیل برای حمله هوایی احتمالی اسرائیل با موشک های مجهز به کلاهک اتمی، گفت: "من گمان نمی کنم آنها هرگز جرات حمله به ما را داشته باشند، نه آنها و نه اربابانشان. آنها دست به چنین کار احمقانه ای نمی زنند".
با بروز نشانه های کمرنگ شدن قدرت احمدی نژاد، نمایندگان مجلس از او به دلیل نحوه هدایت مذاکرات اتمی و افزایش بحران اقتصادی در کشور، انتقاد می کنند.
سعید لیلاز، کارشناس اقتصادي، مي گويد: "آینده ملت ایران چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ سیاسی هرگز این چنین تاریک نبوده است".
ایرانی ها با افزایش بی رویه قیمت مواد غذایی و مسکن مواجه شده اند و نرخ بیکاری به شدت بالا رفته و پیش بینی می شود که به 30 درصد برسد
.
به گفته سعید لیلاز: "احمدی نژاد از سوی حامیان خودش تحت فشار شدید برای تغییر سیاست هایش است". منابع خبری در تهران می گویند که با توجه به اینکه خامنه ای به روشنی درمورد ناخرسندی اش هشدار داده است و قدرت برکناری او را دارد، احمدی نژاد به شدت آسیب پذیر شده است.
خامنه ای بندرت سخنرانی می کند، اما روزنامه جمهوری اسلامی که او صاحب امتیازش است، حمله شدید به احمدی نژاد و "شخصی" کردن مسئله انرژی هسته ای از سوی او کرد. این روزنامه در سرمقاله اش نوشت: "توصیه ما به رئیس جمهور این است که فقط در مراسم مهم ملی درباره مسائل اتمی حرف بزنند وقدرت های خشونت طلبی چون آمریکا را تحریک نکنید و توجه تان را بیشتر بر روی نیاز های روزمره مردمی که به شما رای داده اند و شما به آنها وعده داده اید، معطوف کنید".
علی اکبر هاشمی رفسنجانی ، محافظه کار پراگماتیست و رئیس جمهور اسبق ایران که در انتخابات سال 2005، از احمدی نژاد شکست خورد، از تضعیف او بهره برداری می کند.
بنا به گفته منابع خبری درتهران، یکی از اعضای احتمالی تیم مذاکره کننده جدید ایران، حسین موسویان، عضو ارشد هیئت سابق مذاکره ایران و متحد رفسنجانی خواهد بود.
هفته گذشته موسویان، احمدی نژاد را محکوم کرد که کشور را در مورد خطراتی که با آن موجه است و عواقب تحریم سازمان ملل، گمراه کرده است.
منبع: ساندی تایمز، 21 ژانویه 2007
نگرانىها اوج مىگيرد
به نقل از "دویچه وله"
اوضاع ايران، روز به روز نگران كنندهتر مىشود. در حالى كه ناوگان تازه آمريكا روانه آبهاى خليج فارس شده است، وزير خارجه اسرائيل بار ديگر هشدار مىدهد و دبيركل تازه سازمان ملل متحد، همزبان با بوش، تلاشهاى هستهاى ايران را تهديدى براى امنيت جهان مىشمرد.
اين هفته، محافل دولتى عربستان سعودى ادعا كردند كه على لاريجانى دبير شوراى عالى امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران، در پيامى به پادشاه عربستان سعودى وى را به ميانجيگرى ميان ايران و آمريكا دعوت كرده است. محمد على حسينى سخنگوى وزارت خارجه ايران، اين ادعا را تكذيب كرد. اما منابع آگاه، با در نظر گرفتن اوج گيرى انتقادهاى داخلى و افزايش فشارهاى خارجى، احتمال مىدهند كه تلاشهائى براى كاهش خطر آغاز شده باشد.
دعوت ايران از برخى اعضاى آژانس بينالمللى انرژى اتمى براى بازديد از تاسيسات هستهاى، نمونهاى از اين تلاشها است. به گزارش خبرگزارى رويترز، گروهى از ديپلماتهاى كشورهاى غيرمتعهد، گروه ۷۷ و دفتر اتحاديه عرب در وين دعوت به بازديد شدهاند. شايد تاثير همين دعوت بود كه محمد البرادعى سرپرست آژانس بين المللى انرژى اتمى را واداشت كه نسبت به گسترش دامنه تحريمها عليه جمهورى اسلامى هشدار بدهد. وى اين امر را عامل تشديد بحران در هر دو جانب دانست و اعلام كرد كه از تلاشهاى هر دو طرف براى جلوگيرى از بحرانىتر شدن مناسبات پشتيبانى خواهد كرد.
در همين حال، روزنامه لوموند گزارش داد كه ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه تصميم دارد وزير خارجه اين كشور را براى مذاكره با سياستمداران ايرانى به تهران بفرستد، اما آمريكا و اسرائيل با اين امر به شدت مخالفند. سياستهاى آمريكا و اسرائيل، نشان مىدهد كه اين دو كشور، فراتر از تحريم شوراى امنيت، خود را براى تشديد فشار بر جمهورى اسلامى، حتى به شكل نظامى آماده مىكنند.
اين هفته خبرگزارىها از اعزام يك ناو ديگر آمريكائى به آبهاى خليج فارس خبر دادند. همزمان با اين خبر، وزير خارجه اسرائيل نيز در جريان سفر خود به توكيو، تاييد كرد كه دولت اسرائيل يك ايران اتمى را تحمل نخواهد كرد. وى خواستار تشديد فشارهاى بينالمللى شد و گفت: ”مساله ايران، تنها مشكل اسرائيل نيست، بلكه به تمام جهان مربوط مىشود”.
آمريكا و اتحاديه اروپا، خواه ناخواه در مسير تشديد فشارها گام بر مىدارند. اقدامات تازه اعضاى كنگره آمريكا نشان مىدهد كه آنها به سختى نگران حمله نظامى ناگهانى به ايران هستند. گروهى از اين نمايندگان، در روزهاى اخير، تلاشهاى خود را براى صدور يك قطعنامه تازه آغاز كردهاند. به موجب اين قطعنامه، دولت بوش حق نخواهد داشت پيش از جلب موافقت كنگره به ايران حمله كند.
در همين حال، به گزارش نشريه ”هندلزبلات”، وزراى خارجه اتحاديه اروپا قصد دارند در نشست روز دوشنبه هفته آينده خود، بر سر اقدامات شديدترى در برابر برنامههاى اتمى ايران تصميم بگيرند. هندلزبلات نوشت كه اين تصميمات فراتر از تحريمهائى خواهد بود كه در قطعنامه شوراى امنيت پيش بينى شده است. از جمله، قطع معاملات تسليحاتى اتحاديه اروپا به ايران و سختتر كردن شرايط صدور ويزا براى نظاميان و همكاران برنامه هستهاى ايران، در دستور كار وزراى خارجه ۲۷ كشور اروپائى قرار گرفته است.
هندلزبلات، در عين حال بر اين نكته تاكيد ورزيد كه بر سر دامنه اقدامات تنبيهى، ميان ۲۷ وزيرخارجه كشورهاى عضو اتحاديه اروپا اختلاف نظرهائى وجود دارد كه ممكن است تصميم گيرى نهائى را مشكل كند.
در اين شرايط بحرانى، محمود احمدى نژاد، با اين كه به خاطر تندروىهاى خود در داخل كشور با انتقادهاى شديدى روبرو است، يكبار ديگر تاكيد كرد كه ايران براى همه چيز آماده است.
جان ميکالسين
به نقل از "روز آنلاین"
در ظاهرش هيچ تغييري به وجود نيامده است. حتي ديروز صدايش هم همان بود. صداي غير قابل کنترل رئيس جمهور نظاميان که از همه جا به گوش مي رسد و آمريکا را تهديد مي کند و وعده آينده اي اتمي مي دهد. اما چند وقتي است که در طبقات بالاي سياست ايران صداي غر زدن هاي روساي بزرگ، و بد اخلاقي هاي متحدان قوي که جزو اطرافيان رهبر ايران، علي خامنه اي، هستند، بلند شده و مقامات عالي ازدست رئيس جمهور، احمدي نژاد که از حد خودش تجاوز کرده است، عصباني هستند.
اولين زنگ خطراز سوي روزنامه جمهوري اسلامي، روزنامه اي که منتشر کننده افکار خامنه اي است [؟] به صدا درآمد. اين روزنامه در سرمقاله اش نوشت: «نوع بيان در مسائل اتمي آنقدر تهاجمي و با كلمات نه چندان زيباست كه در مخاطب القا مي كند يك حالت لجبازي در بحث اتمي راه افتاده است ، در حالي كه نفس حركت هسته اي كشور به تفسير رهبر معظم انقلاب، هوشمندانه و باطمانينه است... سئوال اين است كه چه نيازي به اين گونه بيان است كه هم مستمسكي براي زورگويان شود تا فشار را زيادتر كنند و هم در داخل عده اي آنرا دستمايه راست نمايي روشهاي غلط گذشته خود كنند و هم در ذهن مردم القا نمايد كه رئيس جمهور به هر دليل در مساله هسته اي تندروي مي کند؟»
روزنامه جمهوري اسلامي براي فهماندن اين نکته که اظهارات رئيس جمهور تا چه اندازه خطرساز است، لحن به کار رفته در سخنراني هاي احمدي نژاد را عامل اصلي تحريم ايران و راي روز 23 دسامبر شوراي امنيت ملي سازمان ملل، عليه ايران مي داند. اين روزنامه، يواشکي و درگوشي به رئيس جمهور در مورد اظهاراتش در مورد مسائل اتمي، مي گويد:«اين قطعنامه مشكلاتي ايجاد مي كند، خوب است رئيس جمهور به اندازه و حد آن با مردم سخن بگويد. هر گفته اي که مدام تکرار شود، بجاي اينکه حساسيت ها را بالا ببرد، موجب بي اعتنايي مي شود. اين موضوع زماني اتفاق مي افتد که شما در سخنراني هايتان بيش از حد از و به شکلي غير ضروري به مسئله انرژي هسته اي مي پردازيد».
آنچه موجب تمام شدن تحمل خامنه اي و پايان دادن به خوشبختي رئيس جمهور شده، تصويب تحريم ايران، به اتفاق آرا بوده است. راي شوراي امنيت، بعد از باز شدن يخ ميان دوستان و دشمنان احمدي نژاد در عرصه سياست خارجي، صادر شد، که باعث به هم پيوستن کساني شد که هميشه معتقد بوده اند سياست هاي رئيس جمهور ايران، خطرناک و غير مسئولانه است. اين بحث ها، در روزهاي آخر سال ميلادي رهبر ايران را متقاعد کرد که رئيس جمهور را سر جايش بنشاند. يکي از مواردي که بيشتر از بقيه باعث نگراني شده است، سياست هاي اقتصادي رئيس جمهور است. افزايش بي وقفه قيمت ها، و بازگشت حجاج ايراني از مکه و خودداري بسياري از صرافي هاي عرب از تبديل پول ايراني به ريال عربستان هم، ناشي از همين سياست غلط است. صد و پنجاه نماينده محافظه کار مجلس، با توجه به خشم مردم، تاخير در ارائه بودجه سالانه کشور را محکوم کردند و خواستار برنامه مالي مناسب تري شدند. امضا کنندگان خواستار جزئيات گزارش اقتصادي کشور شده و نوشته بودند: «دولت بايد تلاش کند که وابستگي بودجه را به درآمد هاي نفتي کاهش دهد و توجه خاصش را به کاستي هاي بودجه، وام ها و تورم معطوف کند». نمايندگان مجلس عصباني اند و نسبت به وعده هايي که رئيس جمهور در سفر هاي بي شمار استاني اش مي دهد، هشدار داده اند. وعده هايي که براي تحقق يافتن شان بايد از درآمد نفتي، خرج کرد.
محمد خوش چهره، يکي از نمايندگان قدرتمند جناح محافظه کار که خالا تبديل به يکي از سرکوب کنندگان سياست هاي رئيس جمهور شده است، مي گويد: «با وجود برنامه هاي درازمدت، استفاده از درآمد هاي نفتي، کاهش پيدا نکرده و به نظر مي رسد که با بالا رفتن قيمت نفت به ازاي هر بشکه، مقدار استفاده از آن افزايش مي يابد».
هر کس نيم نگاهي به لايحه بودجه بياندازد، متوجه اين نکته مي شود. عادل آذر، عضو کميسيون تلفيق، مي گويد: «ميزان مخارج از 14 در صد به 17 درصد افزايش پيدا کرده است». آخرين چيزي که مي توانست در خرمن خشم ايراني ها آتش بياندازد، سفر پر خرج رئيس جمهور به آمريکاي جنوبي بود. سفري که به همراهي 120 نفر از اعضاي سپاه پاسداران و ماموران اطلاعاتي صورت گرفت و در جريان آن، رئيس جمهور دست و دلباز ايران، به متحدان آمريکاي لاتيني اش، وعده داد که دو ميليارد دلار براي بر هم زدن توازن سياسي آمريکا در آمريکاي شمالي، در اختيارشان بگذارد.
منبع: ايل جورناله، 20 ژانويه 2007
آيت الله منتظری: مملکت با شعار اداره نمی شود
به نقل از "بی بی سی"
آقای منتظری که در حاشيه مراسم سالگرد درگذشت مهدی بازرگان، نخست وزير دولت موقت جمهوری اسلامی، سخن می گفت، به مسئولان مملکت در مورد قدرت آمريکا هشدار داده و خواسته که از 'تحريک دشمنان' بپرهيزند.
در روزهای اخير پس از موضع گيری تند رئيس جمهور آمريکا نسبت به ايران و دستگيری چند مامور اين کشور در عراق، انتقادها نسبت به محمود احمدی نژاد و سياست های دولت وی، به ويژه در مورد مناقشه هسته ای و اقتصاد، شدت يافته است.
آيت الله منتظری در سخنرانی خود با اشاره به مناقشه هسته ای ايران گفته است: "هر روز تکرار می کنيم که فلان چيز حق مسلم ماست. خیلی خوب! حقتان است؛ اما حق را بايد به گونه ای گرفت که مشکلات پديد نيايد و بهانه به دست ديگران نداد و مگر حق مسلم ما فقط همين است که آقايان می گويند و ما حق و حقوق ديگری نداريم؟"
وی همچنين در مورد وضعيت اقتصادی ايران و مشکل گرانی افزوده است: "بعضی کشورها نفت و گاز ندارند با اين حال کشورشان را از نظر اقتصادی اداره می کنند ... اما ما با اين همه نفت و گاز خرج های بيهوده می کنيم و به فکر ديگر کشورها هستيم ولی به فکر گرفتاری مردم خودمان نيستيم."
مشکل تورم و بالا رفتن قيمت ها در ايران در هفته های گذشته بازتاب گسترده ای در رسانه ها و محافل سياسی ايران داشته و انتقاد شماری از نمايندگان مجلس اين کشور را در آستانه تقديم لايحه بودجه سال 1386 خورشيدی - که قرار است روز يکشنبه 20 ژانويه به مجلس برود - برانگيخته است.
آقای منتظری با انتقاد از دولت آقای احمدی نژاد گفته است: "بايستی دولت و مسئولين از خرج های بيهوده، از مسافرت هايی که هيچ فايده ای برای مردم و کشور ندارد جلوگيری کنند ... مالک نفت و گاز همه مردم هستند، نه فقط يک عده خاص."
برخی ناظران با توجه به انتقاد های اخير نمايندگان مجلس ايران از سياست های اقتصادی دولت آقای احمدی نژاد، و اين امر که بودجه اين بار ديرتر از روال معمول به مجلس تقديم شده، پيش بينی کرده اند که تصويب بودجه سال آينده خورشيدی با بحث های بسيار همراه باشد.
نقشههاى كاخ سفيد براى حملات گستردهى نظامى عليه ايران
به نقل از "دویچه وله"
به گفتهى يك مقام امنيتى سابق، نقشههاى آمريكا براى يك حملهى احتمالى به تاسيسات اتمى ايران، از يك حملهى نظامى محدود فراتر مىرود. "واين وايت" كارشناس خاورميانه، روز جمعه در مقابل كميسيون كارشناسان شورای سياست خاورميانهى آمريكا اعلام كرد كه چنين حملاتى به معنى يك جنگ عليه ايران خواهد بود.
وايت كه تا مارس ۲۰۰۵ در دفتر «اطلاعات محرمانه و روشنگرى» وزارت خارجهى آمريكا مشغول به كار بوده است گفت كه در چنين حملاتى موضوع بر سر «جراحىهاى موضعى» نخواهد بود، بلكه جنگ كاملى عليه ايران صورت خواهد گرفت كه احتمالا كل منطقهى خاور نزديك را براى سالها دچار بىثباتى خواهد ساخت.
وايت افزود: «ما از گشودن راه براى اهدافى سخن مىگوييم كه در جريان آن بخش بزرگى از نيروى هوايى، زيردريايىها و موشكهاى پدافند هوايى ايران كه مىتوانند كشتىهاى تجارتى و جنگى آمريكا را در خليج فارس تهديد كنند، از كار انداخته شود» .
اين مقام سابق امنيتى خاطر نشان ساخته است كه احتمالا موشكهاى باليستيك ايران نيز يكى از اهداف حملهى آمريكا خواهند بود. نگرانى وى در مورد پيامدهاى يك حملهى نظامى آمريكا يا اسراييل به تاسيسات اتمى ايران، به مراتب بيشتر از جنگ در عراق است. زيرا يك حمله به ايران، ضربهى محكم متقابلى را به دنبال خواهد داشت، اما بر خلاف آن، جنگ عراق مىتواند در مرزهاى يك كشور محدود بماند.
جرج دبليو بوش رييسجمهورى آمريكا تاكيد كرده است كه در مناقشهى اتمى با ايران در تلاش يافتن يك راه حل ديپلماتيك است، اما وى ضربهى نظامى به ايران را نيز منتفى ندانسته است. اعلام موضع اخير او در مورد مقابلهى شديدتر با نفوذ ايران در عراق و پشتيبانى شورشيان اين كشور، و نيز مجازاتهاى مالى وضع شده عليه ايران، به شايعات مربوط به حملهى نظامى آمريكا عليه جمهورى اسلامى دامن زده است.
آمريكا از برنامهى اتمى ايران ابراز نگرانى مىكند و آن را در خدمت توليد جنگافزار كشتار جمعى مىداند. افزون بر آن، اين كشور و متحدانش در منطقه، از تاثير روزافزون ايران در عراق نگرانند.
دمكراتهاى آمريكا كه در هر دو مجلس اين كشور اكثريت را در دست دارند، در تلاشند تا مانع از تصميمات و اقدامات تكروانهى جرج دبليو بوش در رابطه با ايران شوند. "هارى ريد" رهبر فراكسيون دمكراتها در سناى آمريكا روز جمعه در واشنگتن گفت كه «رييس جمهورى از اين اقتدار برخوردار نيست كه بدون موافقت كنگره، به ايران ضربهى نظامى وارد كند». در مقابل، كاخ سفيد به دمكراتها انتقاد مىكند كه هياهوى بيهوده به راه انداختهاند. دانا پرينو سخنگوى كاخ سفيد گفت كه تحريكاتى اگر صورت مىگيرد از طرف ايران است كه در امور عراق مداخله مىكند. وى افزود: ما در چارچوب عراق، با اين مساله مقابله خواهيم كرد.
به نقل از "روز آنلاین"
رابرت گیتس، وزیر دفاع جدید آمریکا روز پنج شنبه ضمن رد کردن احتمال حمله نظامی به ایران گفت اکنون امکان مذاکرات دیپلوماتیک نیز با ایران وجود ندارد. آن ها هنوز چیزی از ما نمی خواهند.
این اظهارات بیان این واقعیت بود که دولت بوش، علی رغم سخنان خشن اخیر علیه ایران، راه های زیادی برای مجبور کردن ایران به توقف برنامه اتمی خود ندارد. آقای گیتس در مجلس ناهار روز پنج شنبه به امیر قطر گفت "ایرانی ها خیلی پرخاشجو شده اند زیرا اعتقاد دارند ایالات متحده به دلیل وضعیت عراق در موضع ضعیفی قرار گرفته است." وی تاکید کرد که ایالات متحده دست از حمایت خود از دولت های سنی منطقه بر نخواهد داشت.
یکی از مقامات وزارت دفاع روز چهار شنبه، در با ملک عبدالله پادشاه سعودی ملاقات کرد و روز بعد با امير بحرين و در آن جا بود که گفت ایالات متحده عراق را ، علی رغم رابطه نزدیک دولت شیعه آن با ایران، به چشم سپر بلا در مقابل ایران نگاه می کند.
این مقام گفت "دوستان عرب ما، عراق را در چهارچوب چالش های جدید از سوی ایران می نگرند. این عمدتا دیدگاه عربستان سعودی است. به همین دلیل وزیر دفاع به آن ها اطمینان داد که عراق را به عنوان سدی در برابر توسعه طلبی ایران در منطقه نگاه می کند."
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران روز پنج شنبه گفت ایران آماده است هر کاری در مقابله با غرب برای حفظ برنامه هسته ای خود انجام دهد. ایران ادعا می کند اهداف صلح آمیز را دنبال می کند در حالیکه ایالات متحده هدف ایران را تولید سلاح های هسته ای می شمارد.
تلویزیون دولتی ایران از قول احمدی نژاد سخنانی مطرح کرد که ظاهرا پاسخی به تصمیم سازمان ملل به تحریم ایران وهمچنین به حضور دومین ناو آمریکا در خلیج فارس و موشک های پاتریوت در کویت و قطر بود.
کیت وینستانلی از بريتانيا که فرمانده دوم نیروهای دریایی ائتلاف درمنطقه است روز پنج شنبه به خبر نگاران گفت حضور ناو هواپیما بر در منطقه برای تهدید ایران نیست ولی اضافه کرد: "البته در این میان پیامی هم برای ایران در آن نهفته است."
آقای گیتس، که در عین حال از نیروی دریایی و هوایی آمریکا در منطقه نیز بازدید کرد گفت این حضور به منظور نشان دادن آن است که ایالات متحده، علی رغم مشکلاتی که در عراق با آن روبروست، به تعهدات خود در تامین امنیت خلیج فارس پایبند است. وی افزود: "هیچ کس به دنبال جنگ دیگری در منطقه نیست. به نظر من راه های زیادی برای برخورد با ایران وجود دارد. نیازی به جنگ نیست."
وی اعتراف کرد که مشکلات ایالات متحده در تثبیت وضعیت عراق این فرصت را برای ایران فراهم کرده است که به دنبال توسعه نفوذ خود در منطقه باشد ولی ایران در این مورد "اغراق می کند".
وی گفت هر چند ایران باعث نگرانی همسایگان می شود ولی وی با منتقدین و همچنین "گروه مطالعه عراق" مخالف است که عقیده دارند دولت بوش باید با ایران مذاکره کند و از این کشوربرای تثبیت وضعیت عراق کمک بگیرد. آقای گیتز پیش از انتخاب شدن به وزارت دفاع عضو این گروه مطالعه بود.
کاخ سفید برای افزایش نفوذ خود وبه عنوان یک اهرم، در آخرین لحظات سال گذشته تصویب کرد که عوامل ایران در عراق، که به زعم مقامات آمریکا در تهیه بمب هایی که در کشتن سربازان آمریکا بیشترین دست دارند، مورد تعقیب و بازداشت قرار گیرند.
منبع: نیویورک تایمز، هجده ژانویه
«جبهه دموكراسیخواهی و حقوق بشر» يك سالونيم پس از تشكيل
به نقل از "دویچه وله"
در جلسه اخير جبهه دمكراسى و حقوق بشر در ايران، چند حزب و تشكل سياسى اجتماعى با سابقه ديگر موافقت رسمى خود را براى پيوستن به آن اعلام داشتند. جبهه دمكراسى و حقوق بشر در اصل وعده انتخاباتى دكتر معين نامزد اصلاح طلبان در انتخابات گذشته رياست جمهورى بود. اعضاى اين جبهه، هدف آن را نظارت بر روند دمكراسى و رعايت حقوق بشر در ايران عنوان مى كنند. دكتر حبيبالله پيمان، دبير كل جنبش مسلمانان مبارز كه از گروههاى تازه پيوسته به اين جبهه است، در مصاحبه با دويچه وله، توضيحاتى پيرامون چشم انداز فعاليتهاى آن داد.
مصاحبه: مهيندخت مصباح
حدود يك سال و نيم از اعلام تشكيل جبهه دمكراسى و حقوق بشر در ايران میگذرد اما خبرى از فعاليتهاى آن در اين مدت نبود. چه شد كه الان جبهه فعال تر شده، حتى گسترش پيدا كرده و اعضاى جديدى به آن پيوسته اند؟
حبيبالله پيمان: در اين يكسال و نيم گذشته جلسات جبهه تقريبا منظم و با شركت بنيانگذاران و احزاب منفرد تشكيل مىشد. بحثها حول منشور جبهه و اساسنامه بود كه مدت زيادى طول كشيد. در اين مدت جز يكى دو بار اطلاع رسانى كار ديگرى در دستور كار جبهه نبود. قبل از انتخابات اخير تقريبا كار منشور و اساسنامه تمام شده بود و اين را براى شركت كنندگان فرستادند تا نظر نهايى بدهند و جبهه نيز كار خود را رسما آغاز كند.
درانتخابات اخير هم چون در خود منشور پيش بينى شده بود كه جبهه وارد فعاليت هاى انتخاباتى نبايد بشود و نمىشود، به دليل اين كه برخى احزاب دوم خردادى در رقابتها شركت داشتند، جلسات تا پايان انتخابات تعطيل شد. اين جلسات مجددا هفته پيش از سرگرفته شدند.
آيا میتوان نتيجه گرفت كه با توجه به شكست طرفداران دولت در انتخابات، اعضا و فعالين جبهه انگيزه بيشترى براى كار پيدا كردهاند؟
حبيبالله پيمان: البته مستقيما در اين باره نمىتوان اظهار نظر كرد. ترديدى نيست كه شكست هواداران دولت و راه يافتن چند نفر از اصلاحطلبها، در جو عمومى جامعه تاثير گذاشته و روحيه تازهاى به خصوص به فعالان جبهه اصلاحات داده است. اين را نمىتوان انكار كرد اما كلا اصالت جبهه معطوف به حقوق بشر و دمكراسى در ايران است و نمىخواهد مستقيما وارد عرصههاى سياسى معطوف به قدرت شود. بنابراين فعاليتاش آنگونه حاد نيست كه يك جبهه سياسى فعاليت مىكند. اما خود اين فى نفسه مهم است كه نيروهاى زيادى گرد هم میآيند و گفتگويى در چارچوب اصول مشترك و اعتقاد مشتركشان به دمكراسى و حقوق بشر دارند. چون به دليل فشارها و محدوديتهاى شديد سياسى، ركود زيادى در فعاليتها به وجود آمده بود. نبود مطبوعات كافى، ممنوعيت بسياري احزاب از فعاليت، انفعال و ركود ايجاد كرده و در چنين شرايطى گردآمدن احزاب و افراد میتواند روزنه اميدى باشد تا مشعل دفاع از آزادى، دمكراسى و حقوق اجتماعى مردم خاموش نشود. اين با هم بودن میتواند فرصتهاى بهترى براى فعاليت در جهت توسعه سياسى فراهم كند.
فرموديد كه كار جبهه در عرصه دمكراسى و حقوق بشر است و الزاما نبايد موضع گيرىهاى مستقيم سياسى بكند. اما بسيارى تحليلگران مىگويند ماجراجويىهاى موجود در سياست خارجى ايران و بحرانهاى اخير ناشى از گره گور دمكراسى است. آيا جبهه تلاشى نخواهد داشت تا چنين بحرانها و ماجراجويىهايى را تحليل كند؟ تخفيفشان بدهد؟
حبيبالله پيمان: با توجه به آنچه در منشور آمده و حوزه فعاليت جبهه كه محدود به دمكراسى و حقوق بشر شده، منطقا ممكن است جمع به مسائل خارج از اينها نپردازد. احزاب و گروهها آزادند به مسائلى چون مسئله هستهاى يا سياست خارجى يا ساير مسائل داخلى بپردازند اما جبهه در صورت پرداختن به اين موارد، ممكن است وحدت و اشتراك خود را از دست بدهد. چون اشتراك يا اتئلاف وسيعاش حول دمكراسى و حقوق بشر است. درهاى جبهه به روى تمام نيروها و شخصيتهاى تاثير گذار مدافع دمكراسى و حقوق بشر باز باشد تا همبستگى وسيعتر به وجود بيايد. با توجه به سابقه اختلافها و تشتتهاى فكرى موجود، بايد روى موارد كاملا مشترك تاكيد شود. من تصور نمیكنم جبهه بخواهد وارد اين مسائل شود. البته وقتى ما دفاع از دمكراسى را اصل میگيريم و میگوييم همه مسائل تحقق شان در گرو حل مسئله دمكراسى وابسته است، خود بخود اين معنايش اين است كه بحرانهاى اجتماعى اقتصادى ايران بدون اينكه گامى موثر در اين جهت برداشته شود، قابل حل نخواهد بود.
اگر قرار باشد شعارى عمومى در جبهه در نيل به دمكراسى و حقوق بشر در ايران طرح شود، آن چه خواهد بود؟ اصلا صحبتى در جلسات شما در اين باره شده كه توافقى نيز به همراه آورده باشد؟
حبيب الله پيمان: حتما اين كار ضرورى است. يكى از بحثها در نشستهاى جبهه اين بوده كه بايد يك شعار تحقق پذير عنوان شود كه از سطح كلى دمكراسى و حقوق بشر بگذرد. چنين شعارى میتواند معطوف به موانع مشخصى شود كه پيش پاى دمكراسی هستند. اين موانع برخى ساختارىاند. قانون اساسى موانعى دارد و اصلاح اين هم میتواند در دستور كار قرار گيرد. شعار جبهه میتواند نبود آزادى در انتخابات و دخالتهاى شوراى نگهبان در آن باشد. با گزينشهاى شوراى نگهبان، عملا انتخابات دو مرحلهاى مىشود و اين مغاير دمكراسى است. مسئله مطبوعات و احزاب است كه موانع زياد و تبعيضهاى اساسى هست. موانع آزادى بيان، مشاركت و از اين قبيل هست كه هر كدام را جبهه میتواند بعنوان يك هدف راهبردى برايش برنامه ريزى كند.
آيا اين جبهه بايد به شكل يك تشكل يكپارچه به ثبت برسد؟ مشمول قانون احزاب شود؟
حبيب الله پيمان: در اين باره بحثهايى شده اما تصميم اتخاذ نشده است. در قانون موجود، وزارت كشور به تشكلهايى كه عنوان حزب داشته باشند و درخواست كنند، به شرط اينكه با سليقههايش جور باشد مجوز ميدهد. در غير اين صورت به صورت جبهه اينها سابقه ندارد كه مجوز داده باشند. در مورد جبهه مشاركت هم اينها مجبور شدند عنوان حزب به خود اضافه كنند تا مجوز بگيرند. جبهه متحد دمكراسي و حقوق بشراين واقعا يك حزب نيست و اتئلافى از نيروها روى شعارى مشترك است. بايد بحث شود كه براى استفاده از مزاياى داشتن مجوز، چه چاره انديشى هايى بايد بشود. براى فعاليت كردن طبق قانون اساسى گروه ها و تشكل ها آزاد هستند، اما درصورت گرفتن مجوز، طبق مقررات آقايان، از برخى مزايا گروهها برخوردار ميشوند. اين مزايا از جمله روزنامه ارگان، در خواست براى تشكيل اجتماعات و راهپيمايى هستند. حالا بايد در جبهه بررسى شود كه اگر ضرورى باشد تغيير نام بدهند يا نه.
فرین عاصمی - با احضار شش تن از دانشجویان دانشگاه تهران همزمان لا امتحانات پایان ترم به کمیته های انضباطی این دانشگاه، فعالین دانشجویی می گویند که موج تازه ای از احضار دانشجویان آغاز شده است.
شاهو رستگاری، مدیر مسوول نشریه دانشجویی خاک، پگاه حمزه ای، مدیر مسوول نشریه دانشجویی گیوتین، فرید هاشمی، سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران، یاسر مختاری، بهزاد احمد فر و جمشید اسمعیلی، دانشجویانی هستند که پیش از این نیز با احکام سنگین کمیته انضباطی مواجه شده بودند.
فرید هاشمی، سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران در مصاحبه با رادیو فردا می گوید موج چهارم برخورد با دانشجویان آغاز شده است و می افزاید: «این موج چهارم دانشجویان به کمیته های انضباطی است که به جز در زمان انقلاب فرهنگی، بعد از انقلاب سابقه نداشته است. در دولت نهم افرادی روی کار آمده اند که سابقه آکادمیک ضعیفی دارند و توان مدیریت علمی را ندارد و طبیعتا این افراد برای مدیریت کردن در دانشگاه، مجبورند به اهرم های دیگری برای اداره دانشگاه مثل اهرم های زور متوسل شوند.»
به گفته فرید هاشمی برگزاری مراسم ۱۶ آذر، روز دانشجو در دانشگاه تهران دلیل این احضار ها بوده است. وی ادامه می دهد: «در موج اول، دوم و سوم بیش از صد نفر از دانشجویان به کمیته های انضباطی احضار شده اند. در حال حاضر در موج چهارم احضارها سیزده نفر احضار شده اند که به نظر می رسد این شروع کار است و به تدریج شاهد افزایش این احضارها خواهیم بود.»
فرید هاشمی پیش از این دو بار در یک سال اخیر به کمیته انضباطی احضار شده است. وی درباره احضار شدنش به کمیته انضباطی می گوید که رفتن یا نرفتن به کمیته های انضباطی تاثیری در وضعیت پروندخ او نداشته، چرا که به گفته وی حکمش از پیش تعیین شده بود.
سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران با بیان اینکهد پیش از این به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده و هم اکنون در حال سپری کردن این محرومیت است می افزاید: «من هم اکنون در حال طی کردن دو ترم محرومیت از تحصیل هستم. در حال حاضر با توجه به اینکه دانشجوی کارشناسی ارشد هم هستم، این مساله می تواند موجب اخراج من از دانشگاه شود.»
وی در ادامه می افزاید این سنگین ترین حکم صادر شده برای یک دانشجوی کارشناسی ارشد است.
دانشجویان سراسر ایران در اعتراض به محرومیت برخی از دانشجویان از تحصیل و طرح ستاره دار شدن دانشجویان، طوماری تهیه کرده و در حال جمع آوری امضاء هستند.
امضاء کنندگان این طومار از رییس جمهوری، وزیر علوم، رییس سازمان سنجش آموزش و رییس هیئت گزینش خواسته اند اجازه بازگشت دانشجویان سه ستاره به دانشگاه و ادامه تحصیل را بدهند.
فرید هاشمی که از امضاء کنندگان این طومار است، از دلایل تهیه این طومار می گوید:« این طومار با همکاری دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی دانشگاه ها و در اعتراض به محرومیت دانشجویان از تحصیل، احضار به کمیته های انضباطی،تعلیق فعالیت های انجمن های اسلامی و توقیف نشریات دانشجویی تهیه شده است.»
وزارت علوم از چندی پیش با اجرای طرحی موسوم به ستاره دار شدن دانشجویان از ادامه تحصیل دانشجویانی که فعالیت سیاسی داشته اند، جلوگیری می کند.
دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم شد.
مرتضي اصلاحچي با اعلام اين خبر، گفت: كميته انضباطي دانشگاه علامه طباطبايي در حكم بدوي خود به اتهام ورود غيرقانو ني به دانشكده مديريت دانشگاه علامه، سخنراني غيرقانوني و تشويق دانشجويان به تعطيلي كلاسها در هنگام فوت يك دانشجو در دانتشكده مديريت دانشگاه علامه طباطبايي، مرا به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم كرد.
وي با بيان اينكه در همان زمان كه در كميته انضباطي حاضر شدم درباره اين اتهامات توضيح دادم، گفت: ورود من به دانشكده مديريت دانشگاه علامه طباطبايي غيرقانوني نيست زيرا من هم دانشجوي همين دانشگاه هستم. سخنراني من نيز در تجمع دانشجويان در آمفي تئاتر بود، سالن هم از سوي مسوولان دانشگاه در اختيار دانشجويان قرار گرفته بود و همه نمايندگان تشكلهاي دانشجويي نيز در آنجا سخنراني كردند در حالي كه تنها سخنراني من غير قانوني اعلام شده است، ضمن اينكه من در ساعت 14 روز تجمع وارد دانشكده مديريت شدم و كلاسهاي اين دانشكده از ساعت 9 صبح تعطيل شده بود.
تقی رحمانی اعلام کرده است که در آخرين مرحله عبور از فرودگاه و زمانی که می خواسته است سوار هواپيما شود، مامورين امنيتی با ضبط پاسپورت مانع خروج وی از کشور شده اند.
تقی رحمانی روزنامه نگار مستقل و چهره ی سرشناس مدافع آزادی بيان در ايران است. وی از سال ١٣٦٠ تا ١٣٨٤ بارها دستگير، بازجويی شده است. اين روزنامه نگار ٤٥ ساله بيش از ٥٠٠٠ روز از عمر خود را در زندان بسر برده است.
از سوی ديگر گزارشگران بدون مرز نگرانی خود را از نامعلومی وضعيت بازداشت کاوه جوانمرد روزنامه نگار هفته نامه کرفتو که در روز ٢٦ آذر ماه در منزلش دستگير شده بود، اعلام می دارد. اين روزنامه نگار درست يک ماه است در محلی نامعلوم توسط نهادهای امنيتی در بازادشت بسر می برد و خانواده اش از وی بی اطلاع هستند.