به نقل از "روز آنلاین"
اسفنديار صفاري
به گفته مدير كل زندانهاي استان تهران محمود باقري، محمد تقي فلاحي، علي اصغر منتجبي سه معلم تهراني ممنوع الملاقات شده اند. همزمان خبرگزاري ايرنا ارگان رسمي دولت جمهوري اسلامي خبر داد که به دنبال سه ماه اعتراض معلمان طرح استيضاح محمود فرشيدي با امضاي 138 نماينده به هيات رئيسه مجلس ارائه شد.
اظهارات مدير کل زندان ها پس از آن منتشر شد که وکيل فرهنگيان دستگير شده در تهران از ممنوع الملاقات بودن موکلانش خبر داد. هوشنگ پوربابايي، وكيل مدافع محمد رضا رضائي گرکاني يکي ديگر از فرهنگيان بازداشت شده نيز ديروز به خبرگزاري الينا گفت موکلش در تماس با خانواده از وضعيت روحي و جسمي خود ابراز رضايت كرده و خواستار اقدام قانوني از سوي وكلاي خود شده است.
از علي اکبر باغاني، دبيرکل کانون صنفي معلمان که در مدرسه رشد بازداشت شد و حميد پور وثوق قائم مقام کانون صنفي معلمان، محمد تقي فلاحي وعلي رضا اکبري نبي، ديگر معلمان بازداشت شده خبر جديدي انتشار نيافته اما مطلعان براين گمانند که با توجه به سخنان مدير کل زندان هاي استان تهران مبني بر ممنوع الملاقات بودن معلمان به احتمال زياد آنها در انفرادي به سر مي برند.
از سوي ديگر خبرگزاري ها دولتي به نقل از فرماندار همدان خبر آزادي معلمان بازداشت شده در همدان را منتشر کردند.
در همين حال، کانون صنفي معلمان خبر داد که روز دوشنبه در تهران مدارس مناطق 2، 12، 14، 17 به طور هشتاد درصد به تعطيلي کشيده شد، و مدارس ساير مناطق نيز تا مرز شصت درصد تعطيل بودند. معلمان شهرستان هاي شهريار و ملارد نيز روز دوشنبه مدارس را به تعطيلي کشاندند. کانون صنفي معلمان در خبر ديگري از مشهد، کاشان و همدان گزارش داد که معلمان برنج هايي را که از طرف اداره آموزش و پرورش به صورت هديه به آن ها داده شده بود در محوطه ادارات خود روي زمين پاشيدند.
از سوي ديگر فرماندار همدان دوشنبه شب در نشست شوراي فرهنگيان اين شهر ادعا کرد: "انتخابات اين گروه تحت عنوان كانون صنفي معلمان كه در سال ۸۳برگزار شد به هيچ وجه روال قانوني را طي نكرده بود و مورد تاييد مراجع ذيصلاح در استان نبود". وي با بيان اينكه كانون معلمان در سراسر كشور داراي يك اساسنامه مدون و قانوني است، گفت: "انتخابات و همچنين فعاليت اين كانون در همدان نيز بايد با تاييد دستگاههاي اجرايي مرتبط، وجاهت قانوني داشته باشد".
فرماندار همدان البته در مورد اينکه چگونه سه سال بعد از انتخابات کانون صنفي معلمان به اين نتيجه رسيده توضيحي نداد و افزود: "با توجه به اينكه مكان فعاليت اعضاي اين گروه معلم نامشخص بود شنبه هفته گذشته با هماهنگي مراجع قانوني و به دور از هياهو و حفظ حرمت، افرادي كه به همين عنوان تجمع كرده بودنددستگير شدند".
فرماندار همدان در عين حال مدعي شد: "امروزه دشمنان انقلاب، مراكز علمي و دانشگاهي را براي تخريب و تزلزل پايههاي نظام جمهوري اسلامي نشانه رفتهاند و بايد نسبت به هرگونه توطئه گري هوشيار بود".
استيضاح
خبرگزاري رسمي ايرنا، هفته ها پس از آغاز اعتراضات فرهنگيان گزارش داد که درخواست استيضاح وزير آموزش و پرورش روز سهشنبه با ۱۳۸امضا تقديم رئيس مجلس شوراي اسلامي شد.
به گفته رضا طلايي نيك سخنگوي فراكسيون وفاق، "اين استيضاح توسط نمايندگاني از گرايشهاي گوناپون مجلس و از ۲۰استان كشور" امضا شده و "موارد استيضاح علاوه بر مسايل استاني عمدتا مسايل ملي و عمومي است و ماهيت محلي ندارد".
طلايي نيك گفت: "زمينه استيضاح وزير آموزش وپرورش از ماهها قبل وجود داشته و به دلايل همزماني با بررسي بودجه به تاخير افتاده است". وي تاكيد كرد: "استيضاحكنندگان تغيير در مديريت آموزش و پرورش را براي كاهش تنشها و تحكيم اتحاد ملي ضروري ميدانند".
اسماعيل گراميمقدم نماينده بجنورد نيزخبر داد که استيضاح وزير آموزش و پرورش با انسجامي ميان تمام فراكسيونهاي مجلس مطرح شده و نمايندگان بهطور دقيق و روشن به عملكرد وزير آموزش و پرورش واقفند. اين عضو فراكسيون اقليت از تحصنهاي پياپي معلمان در مقابل مجلس به عنوان نمونهاي از هزينههاي سنگين سوء مديريت در آموزش و پرورش ياد كرد و گفت: "عدم دفاع مناسب وزير در جلسات دولت براي افزايش حقوق معلمان، عدم تداوم جلسات تدوين سند آموزش و پرورش، عدم تحقق شعارها در خصوص صرفهجويي مالي در آموزش و پرورش، عدم افزايش قدرت خريد معلمان نسبت به سالهاي گذشته كه از جمله برنامههاي وزير بوده، بهكارگيري نيروهاي بيتجربه و كمتجربه و بهكارگيري نيروهاي بازنشسته از جمله ضرورتهاي طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش در شرايط كنوني است".
از سوي ديگر تعدادي از نمايندگان جناح راست مجلس موسوم به اصولگرا با استيضاح محمود فرشيدي مخالفت کرده اند. علي عباس پور، خواهرزاده عبدالله جاسبي که در جريان جدال محمود احمدي نژاد با جاسبي بر سر دانشگاه آزاد مرتب از استيضاح وزير علوم سخن مي گفت، در اين ارتباط گفته است: "نظر خاصي راجع به استيضاح وزير آموزش و پرورش داردو نميخواهد اين نظر را به عنوان رئيس كميسيون آموزش و پرورش رسانهاي كند و در اين زمينه اظهارنظر نخواهد كرد".
عماد افروغ رئيس كميسيون فرهنگي مجلس و يکي از نمايندگان اصولگراي منتقد دولت نيز در پاسخ به روزنامه اعتماد ملي گفت "طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش را امضا نكرده و در جريان آن نيست". وي به اين سئوال که ضرورتي براي اين استيضاح احساس ميكند يا خير هم چنين جواب داد: "تاكنون ارتباطي با اين موضوع برقرار نكردهام".
احمد توکلي يکي ديگر از رهبران جناح راست، ديروز در اظهار نظري که خبرگزاريها منتشر کردند گفت: "استيضاح وزير آموزش و پرورش را مصلحت نمي داند".
نادر کرمي
در حالي که در پي ورود نيروهاي امنيتي به دانشگاه مازندران و دستگيري گسترده دانشجويان متحصن در اين دانشگاه موجي از اعتراض فضاي فعاليت هاي دانشجويي در سراسر کشور را فراگرفته است به نظر مي رسد گفته هاي وزير اطلاعات که فعاليت دانشجويان را «براندازي نرم» خوانده بود، از سوي نيروهاي امنيتي به شکل برنامه اي عملياتي پي گيري مي شود. در همين راستا، ديروز سه عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت – بزرگترين تشکيلات تشکل دانشجويي کشور – به دادگاه احضار شدند.
روز گذشته در حالي که انجمن اسلامي هاي 36 دانشگاه عضو دفتر تحکيم وحدت در بيانيه اي مشترک نسبت به بازداشت فعالان دانشجويي دانشگاه مازندران اعتراض کردند، «محمد هاشمي» دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت از سوي دادگاهي در شهرستان سبزوار احضاريه دريافت که پيش از اين «علي نيکونسبتي» ديگر عضو شوراي مرکزي را نيز فراخوانده بود. در همين حال «بهاره هدايت» عضو جديد شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت که به تازگي به عنوان مسئول واحد حقوق بشر شوراي مرکزي تحکيم معرفي شده است نيز از سوي شعبه ششم دادسراي انقلاب تهران احضار شد.
محمد هاشمي دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت که عصر روز گذشته اين احضاريه دادگاه سبزوار را دريافت کرده است در گفتگو با «روز» علت اين احضار را "مشي انتقادي مجموعه تحکيم و ايستادگي جنبش دانشجويي در برابر فشارهاي حاکميت طي يک سال" مي داند.
دبير تشکيلات دفتر تحکيم در پاسخ به اين سوال که چگونه دادگاهي از سبزواراقدام به احضار دو تن از اعضاي شوراي مرکزي تحکيم کرده است مي گويد: "شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در دوره گذشته مهمترين وظيفه خود را دفاع و حمايت از انجمن هاي عضو اتحاديه تعريف کرده بود، و بارزترين نمونه اين حمايت هم دفاع از دانشجويان و اعضاي انجمن دانشگاه سبزوار در جريان قتل يک دانشجوي دانشگاه سبزوار بود و احضار دو عضو شوراي مرکزي به دادگاهي در شهرستان سبزوار از نظر من پاسخي به دفاع آن روز ما از حيثيت و حريم دانشگاه و اعتراض به تعرض به قداست اين نهاد است".
دانشجوي دانشگاه سبزوار پاييز سال گذشته در جريان تعرض يک دانشجوي بسيجي به وي در مقابل دانشگاه کشته شد، و انجمن اسلامي هاي سراسر کشور نيز اعتراض هاي گسترده اي را به اين واقعه تدارک ديدند. در همان روزها بود که دفتر تحکيم وحدت بيانيه اي را منتشر کرد که با اين جمله آغاز مي شد "عاقبت دشنه فرود آمد".
محمد هاشمي همچنين در ارتباط با احضار بهاره هدايت ديگر عضو شوراي مرکزي نيز گفت: "خانم هدايت از سوي شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به دليل شرکت در تجمع 22 خرداد سال گذشته احضار شده است، خانم هدايت از چهره هاي شاخص دفتر تحکيم وحدت است که در عين حضور در جنبش دانشجويي ارتباط موثري نيز با جنبش زنان دارد، و برخورد با ايشان با توجه به همزمان شدن با احضار گسترده فعالان جنبش زنان و اظهارات اخير وزير اطلاعات، نگران کننده به نظر مي رسد".
دبير تشکيلات دفتر تحکيم در مورد هدف از اين گونه اقدامات مي گويد: "برخورد با فعالان دانشجويي در ايران سابقه اي به قدمت دانشگاه دارد، و همين سابقه تاريخي نشان داده است که اقداماتي از اين دست نه تنها تاثيري در روند حرکت آزادي خواهانه اين جنبش ندارد، بلکه باعث جدي و عميقتر شدن مطالبات و مصمم تر شدن فعالان دانشجويي مي شود."
وي مي افزايد: "تهديد جنبش دانشجويي گرچه سابقه طولاني دارد اما اقدامات سرکوبگرايانه اخير نتيجه نگاه امنيتي دولت نهم به دانشگاه است که اصولا اين نهاد را نه منتقد قدرت که عامل فتنه مي داند."
هاشمي که به تازگي براي دومين دوره به سمت دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت انتخاب شده است در مورد همزماني اين احضارها با آغاز به کار شوراي مرکزي جديد دفتر تحکيم وحدت نيز مي گويد: "با وجود اجراي پروژه هاي امنيتي در دانشگاه و موج عظيم احضار به کميته هاي انضباطي، مراجع قضايي و حکم هاي سنگين و همچنين محروميت از تحصيل فعالان دانشجويي طي سال گذشته کمتر کسي توان ادامه فعاليت مجموعه تحکيم را پيش بيني مي کرد، اما برگزاري انتخابات در فضاي سنگين حاکم بر ما نشان از عزم جدي ما بر حضوري فعال و منتقدانه در دانشگاه داشت، که اکنون خشم نهادهاي سناريونويس امنيتي را برانگيخته است."
با جدي شدن و گسترش فشارها بر فعالان دانشجويي و احضار سه عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در کمتر از يک هفته، بسياري از دانشجويان سياسي خاطره تلخ دستگيري دسته جمعي سران جنبش دانشجويي اندکي پس از اعتراضات گسترده دانشگاه هاي کشور در خرداد 82 رابه ياد آورده و نگران تکرار چنين برخوردهاي شديدي در سطح دانشگاه از سوي برخي دستگاه ها هستند. فرايندي که با توجه به شرايط حساس جامعه نمي توان سرانجام آن را پيش بيني کرد.
بيانيه 36 تشکل دانشجويي کشور
ديروز، احضار اعضاي شوراي مرکزي تحکيم در شرايطي صورت گرفت که فعالان دانشجويي در 36 دانشگاه کشور با انتشار بيانيه اي مشترک به هجوم هجوم نيروهاي لباس شخصي به دانشگاه مازندران و دستگيري 15 دانشجوي اين دانشگاه اعتراض کردند. متن کامل اين بيانيه به اين شرح است:
"نظر به شکست برخوردهاي گسترده سال گذشته ــ احضار به کميته هاي انضباطي ستاره دار شدن فعالين دانشجويي انحلال و تعليق انجمن هاي اسلامي و شوراهاي صنفي و کانون هاي فرهنگي توقيف نشريات دانشجويي ــ اينبار در سال ۸۶ دامنه ي برخوردها در دانشگاه ها گسترش يافته و با همکاري نهادهاي امنيتي شدت بيشتري پيدا کرده است.
در ادامه ي برخوردهاي غير اصولي و اقتدارگرايانه با جنبش هاي دانشجويي، فرهنگيان، زنان و کارگران در ماههاي اخير، ناباورانه از بازداشت غيرقانوني 15 تن از دانشجويان در دانشگاه مازندران مطلع شديم. اخبار حاکي از تعرض، هتک حرمت و ورود غير قانوني خودروها و نيروهاي انتظامي و امنيتي به دانشگاه و ورود غيرقانوني به منازل دانشجويان و همچنين حمله ي عده اي از اعضاي يک نهاد شبه نظامي به دفاتر انجمن اسلامي دانشکده هاي دانشگاه مازندران است. انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي صادر کننده بيانيه حاضر اين اعمال را در راستاي تهديدات اخير مقامات ارشد امنيتي بر عليه جنبش زنان و دانشجويان ارزيابي کرده و ضمن اعلام همبستگي و پشتيباني با دوستان دربند اين اقدام را به شدت محکوم مي نمايند. همچنين از کليه ي نهادهاي مدني، سازمان ها و احزاب سياسي و حقوقي، عموم دانشجويان و ملت آزاده مي خواهيم واکنشي مناسب به اين اقدام شنيع از خود نشان دهند. بديهي است سکوت جامعه ي دانشگاهي و ملت آزاده در مقابل چنين اعمالي، حاصلي جز تنگ تر شدن طناب قدرت بر گردن جامعه ي فکري و فرهنگي ندارد.
و نيز به برخي نهادهاي اقتدارگراي حاکميت هشدار مي دهيم که اصرار بر ادامه ي اين برخوردهاي گسترده و غيرانساني که در جهت تهديد و تحديد فضاي دانشگاه ها و جامعه مي باشد، نه تنها منجر به اتحاد و انسجام ملي نخواهد شد بلکه با توجه به شرايط خطير فعلي کشور منجر به دوري بيش از پيش جامعه و حاکميت خواهد گرديد.
در پايان ما نمايندگان دانشجويان دانشگاه هاي ذيل خواهان موارد ذيل مي باشند:
1- مشخص شدن وضعيت دانشجويان ربوده شده
2- آزادي فوري و بدون قيد و شرط 15 فعال دانشگاه مازندران
3- شناسايي و دستگيري و محاکمه آمران و عاملان اين واقعه بي شرمانه
4- تعهد رئيس دولت مبني بر حفظ امنيت و صيانت از حريم مقدس دانشگاه"
در زير بيانيه فوق، امضاي دانشگاه هاي زير به چشم مي خورد: "آب و برق شهيد عباسپور، امور اقتصاد و دارايي، زاهدان، ايلام، اروميه، شهيد باهنر کرمان، بيرجند، تربيت معلم تهران، شيراز و علوم پزشکي، سيستان، صنعتي شاهرود، شهرکرد، علوم پزشکي شهرکرد، زنجان، لرستان، شهيد رجايي، علامه طباطبايي، تربيت معلم سبزوار، فردوسي علوم پزشکي مشهد، صنعتي اميرکبير، صنعتي شريف، کردستان، مازندران، همدان، خواجه نصير، ساري، محقق اردبيلي، سهندتبريز، علوم پزشکي ايران، علوم پزشکي کرمانشاه، صنعتي اصفهان، گرگان، سمنان، الزهرا، کاشان"
بيانيه هاي جداگانه انجمنهاي اسلامي دانشجويان
ديروز، همچنين دانشگاه هاي شريف، اميرکبير، زنجان، شيراز، علامه طباطبايي نيز با صدور بيانيه هاي جداگانه اي حوادث دانشگاه مازندران را عزم حاکميت براي برخورد با دانشجويان دانسته و خواستار آزادي سريع اين دانشجويان شدند.
در بخشي از بيانيه انجمن اسلامي دانشگاه شيراز و علوم پزشكي آمده است: "متاسفانه بار ديگر نيروهاي لباس شخصي با تجاوز به حريم مقدس علم و انديشه و يورش به جمع دانشجوياني كه در اعتراض به ربودن يكي از دانشجويان در محيط دانشگاه تجمع كرده بودند، 15 تن از ديگر ياران دبستاني مان را نيز به اسارت گرفتند و به مكان نامعلومي بردند."
دانشجويان انجمني در دانشگاه زنجان نيز در بيانيه خود آورده اند: "در شرايطي که شعارهاي مهرورزانه ي دولت حاکم گوش جهانيان را کر کرده است و دولت کريمه 15 ملوان متجاوز انگليسي را با سلام و صلوات و يک بغل سوغات روانه ي کشور – به قول خودشان – استبداد پير، مي کند، تعدادي از دانشجويان همين مرز و بوم چند روزي است که در شرايط نامعلوم نگه داري مي شوند. آقاي رييس جمهور ! ما خواستار اين نيستيم که شما با اين 15 دانشجو مانند همان 15 ملوان متجاوز عکس يادگاري بگيريد، آنها از شما چلوکباب نمي خواهند، آنها نمي خواهند با کت و شلوار در شو هاي تلويزيوني شما شرکت کنند. حق حرف زدن، حق آزادي بيان، حق داشتن حداقل هاي زندگي، اين تمام آن چيزي است که به طور مسالمت آميز از شما طلب شده است. مادران آنها چشم به راه سوغاتي هاي شما نيستند، آنها حتي ديگر ادبيات مهرورزانه ي شما را باور ندارند ، آنها فقط مي خواهند بدانند فرزندانشان به چه جرمي و در کجا نگه داري مي شوند؟!"
تعداد زیادی از انجمن های اسلامی دانشگاه های سراسر کشور با انتشار بیانیه های جداگانه ای یورش ماموران امنیتی به دانشگاه مازندران را محکوم کردند.
متن کامل برخی از این بیانیه ها به این شرح است: .
**بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
پس از برخوردهای گسترده و بی شرمانه ی یک سال اخیر با جنبش دانشجویی و در راس آن انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور ، جنبش زنان ، کارگران و معلمان و عدم موفقیت عاملین این برخوردها در متوقف کردن فعالین ، طی هفته ی جاری بار دیگر شاهد تعرض به حریم مقدس دانشگاه توسط نیروهای امنیتی بودیم .پس از ربوده شدن یکی از فعالین دانشجویی دانشگاه مازندران توسط لباس شخصی ها و در پی آن اعتراض گسترده ی دانشجویان دانشگاه مازندران ، انحصار طلبان که تاب و تحمل اعتراضات آرام دانشجویان را نداشتند با هجوم همه جانبه به دانشگاه و منازل فعالان دانشجویی بیش از 15 تن از آنان را بازداشت کرده و لکه ننگ دیگری بر کارنامه ی سیاه خود افزودند
در شرایطی که شعارهای مهرورزانه ی دولت حاکم گوش جهانیان را کر کرده است و دولت کریمه 15 ملوان متجاوز انگلیسی را با سلام و صلوات و یک بغل سوغات روانه ی کشور – به قول خودشان – استبداد پیر ، می کند ، تعدادی از دانشجویان همین مرز و بوم چند روزی است که در شرایط نامعلوم نگه داری می شوند . آقای رییس جمهور ! ما خواستار این نیستیم که شما با این 15 دانشجو مانند همان 15 ملوان متجاوز عکس یادگاری بگیرید ، آنها از شما چلوکباب نمی خواهند ، آنها نمی خواهند با کت و شلوار در شو های تلویزیونی شما شرکت کنند . حق حرف زدن ، حق آزادی بیان ، حق داشتن حداقل های زندگی ، این تمام آن چیزی است که به طور مسالمت آمیز از شما طلب شده است. مادران آنها چشم به راه سوغاتی های شما نیستند ، آنها حتی دیگر ادبیات مهرورزانه ی شما را باور ندارند ، آنها فقط می خواهند بدانند فرزندانشان به چه جرمی و در کجا نگه داری می شوند ؟!
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان ، ضمن محکومیت اقدامات اخیر نیرو های امنیتی و شبه نظامی خواستار مشخص شدن هر چه سریع تر وضعیت دانشجویان ربوده شده ، آزادی فوری و بدون قید و شرط آنها ، لغو حکم های انضباطی دانشجویان و ممانعت از ادامه روند احضار به کمیته های انضباطی ، شناسایی ، دستگیری و محاکمه آمران و عاملان این واقعه بی شرمانه و تعهد وزارت علوم و نیروی انتظامی مبنی بر صیانت از حریم دانشگاه و عدم تکرار چنین وقایعی می باشد .
***بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک تهران
محمد رسول ا... والذین معه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم
در روز های اخیر فضای دانشگاه ها باز دستخوش ماجراجویی های حاکمیت گردید . در شرایطی که دانشجویی به دلیل دفاع از بدیهی ترین حق خود که همانا حضور در دانشگاه است محکوم به لمس میله های سرد زندان می گردد و دانشجویان دیگر که به این عمل مذبوحانه اعتراض می کنند در یورش شبانه ی مشتی کوته فکر به حریم دانشگاه ربوده می شوند. وقتی دانشجویان دیگر هم شماره پلاک خودرو ربایندگان را برای شکایت به مراجع قضایی می برند آنها هم بازداشت می شوند !تا این سوال مهم پیش بیاید که به چه کسی می بایست داد برد و چه کسی می خواهد داد دانشجو را بستاند؟
و این چنین عطوفت اسلامی و رافت مسلمانی را نشان می دهند و اتحاد ملی و انسجام اسلامی این گونه تعبیر می گردد که حق نداری سخنی بر خلاف خواست آنان که مدعیند از تو برترند بگویی.
15 دانشجوی دانشگاه مازندران در روزهای اخیر ربوده و بازداشت شده اند. و البته مانند همیشه بدون هیچ دلیل موجهی. این برخورد ها و بازداشت های عیر قانونی را می توان پیامد سخنان چندی پیش محسنی اژه ای دانست. سخنانی که جنبش دانشجویی را براندازی نرم نظام خوانده بود. البته این سخن نیز با کمترین مستند لازم و در حقیقت تکرار اتهامات اثبات نشده گذشته به شکلی جدید و تازه بود.
دولت در شرایطی که اولتیماتوم 48 ساعته از سوی انگلیس ها به ایران داده شده بود، به یاد رافت اسلامی و رحمت اسلامی افتاد و 15 ملوان و تفنگدار انگلیسی را آزاد نمود.این عطوفت اسلامی در حالی بود که معلمان هنوز در بازداشت بودند، در حالیکه چندی پیش تر با اعتراضات کارکنان شرکت اتوبوسرانی شدیدترین برخوردها و بازداشت ها صورت گرفت. در حالیکه هنوز دانشجویان زندانی به دانشگاه ها بازنگشته اند، احمدی نژاد به یاد رافت اسلامی می افتد و ملوانان انگلیسی را بدرقه می کند. آن 15 ملوان بیگانه متجاوز به حریم کشورمان چه برتری نسبت به آن 15 دانشجوی بازداشت شده دارند که آنها را بدرقه گرم می کنند و اینها را در سلول سرد زندان، زندانی می کنند؟ معلم های بازداشتی برتر بودند و یا آن متجاوزین ؟ کارگران زحمتکشی که تنها حقوق از دست رفته خود را می خواستند چه تفاوتی با آن بیگانگان داشتند؟ ...
احمدی نژاد در تعریف مهرورزی گفته بود : مهرورزی یعنی اینکه احمدی نژاد همه دانشجویان را از ته دل دوست دارد! اگر این علاقه و مهرورزی اینگونه است آن را نمی خواهیم، لطف کنید و این قدر به دانشجویان مهرورزی نکنید. نوازش های شما بر پیکر دانشجویان جز زخم و درد چیز دیگری باقی نمی گذارد.
مهرورزی که فقط برای ما اخراج، تعلیق، ممنوع الورود، زندان و ستاره دارد را نمی خواهیم . وه که حکومت مدعی اسلام چقدر در عمل به آیه ” محمد رسول ا... والذین معه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم ” کوشا می باشد.
این گونه که روند برخورد با دانشجویان پیش می رود باید چشم انتظار یک کوی دانشگاه دیگر باشیم. وقتی نظامیان با یورش شبانه به دانشگاه مازندران دانشجویان را به ناکجاآباد های حکومت می برند-که کم هم نیستند- باید کم کم منتظر آن باشیم که نیروهای انصار حزب الله را بار دیگر بر ترک موتور نشسته روبروی دانشگاه ببینیم. سیه فکرانی که تا دیروز مجبور بودند پشت هزار نقاب چهره کریه خود را پنهان کنند امروز با حمایت های دولت مهرورز توهم جان گرفتن دوباره دارند.
**شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاههاي شيراز و علوم پزشكي
در آغازين روزهاي بهار هديه نهادهاي بدون شناسنامه امنيتي به دانشجويان اين سوال را در ذهن برمي انگيزد كه معلوم نيست براي خزان دانشگاه چه در سر دارند؟! آري ! گويي چند صد حكم از كميته انضباطي براي فعالان جنبش دانشجويي عطش مهرورزي عدالت گستران را فرو ننشانده كه گرز پولادين را بر سپرهاي چوبين دانشجويان مي كوبند.
اخيرا قرعه فال به نام دانشگاه مازندران افتاد. متاسفانه بار ديگر نيروهاي لباس شخصي با تجاوز به حريم مقدس علم و انديشه و يورش به جمع دانشجوياني كه در اعتراض به ربودن يكي از دانشجويان در محيط دانشگاه تجمع كرده بودند ، 15 تن از ديگر ياران دبستاني مان را نيز به اسارت گرفتند و به مكان نامعلومي بردند.
شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاههاي شيراز و علوم پزشكي ضمن محكوم كردن اين عمل ناجوانمردانه و پليد ، فاجعه هتك حرمت دانشگاه ،اين سنگر سترگ دفاع از آزادي و آزاد انديشي را به جامعه دانشگاهي كشور تسليت گفته و هم صدا با جامعه دانشجويي و روشنفكري خواستار آزادي فوري و بي قيد وشرط دانشجويان بازداشت شده و محاكمه عادلانه عاملان و آمران اين تجاوز ننگين و توبيخ مديران بي كفايت دانشگاه مازندران كه اجازه چنين هتاكي را داده اند مي باشد.
*** بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان
روز دوشنبه 27 فروردين ماه، بار ديگر شاهد يورش افراد لباس شخصي و ناشناس! به دانشگاه بوديم. و اين بار در يورشي که يادآور شکسته شدن حرمت دانشگاه در 16 آذر 1332 بود، دانشجويان دانشگاه مازندران هدف قرار گرفتند؛15 تن از ايشان دستگير شدند و به نقطه نامعلومي انتقال پيدا کردند.
دانشجويان که تنها در اعتراض به صدور احکام کميته انضباطي براي اعضاي انجمن اسلامي دانشگاهشان و دستگيري بيژن صباغ -يکي از اين حکم خوردگان- و بي اطلاعي از وضعيت او، گرد آمده و خواستار پاسخگويي مسئولانشان بودند.
اينک در نخستِ سالي هستيم که از هر زاويه به اوضاع نگريسته شود، فضاي جامعه امنيتي است؛ دستگيري و سرکوب معلمان معترض، فعالان حقوق زن، کارگران، دانشجويان و... . مهرورزان اتحاد ملي را دست آويز قرار داده اند و با ارائه تعبيرهاي يک سويه و خودمحورانه از اين شعار، راه برخوردهاي شديدتر، سليقه اي تر و فراتر از روال هاي قانوني و مرسوم، با فعالان جنبش هاي اجتماعي را هموارتر کرده اند. گفته هاي وزير اطلاعات مبني بر قصد دشمن براي براندازي نرم از طريق جنبش زنان و جنبش دانشجويي، خود مويد اين تنگ نظري و جزميت است. اربابان قدرت گريزان از پاسخگويي و مسئوليت پذيري، با منتسب کردن جنبش هاي اجتماعي به سازمان هاي امنيتي و جاسوسي بيگانه، صرفا در انديشه برخوردهاي غير عقلاني و حذفي هستند، غافل از اينکه با اين شيوه صورت مسئله را حذف مي کنند و چشم خود را بر واقعيت ها مي بندند. عدم درک نيازهاي زمانه و ناديده انگاشتن واقعيت ها، خدايان را از جبر زمانه نخواهد رهانيد و در اين شرايط قلع و قمع فرزندان ملت چنان خواهد بود که حافظ مي گويد:
حسن بي پايان او چندان که عاشق مي کشد
زمره اي ديگر به عشق از غيب سر بر مي کنند
در پايان انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان وبلوچستان ضمن محکوم کردن نفس ربوده شدن و شيوه برخورد با دانشجويان دانشگاه مازندران و محکوم نمودن عدم پاسخگويي مسئولان بي کفايت آن دانشگاه و مقامات امنيتي، خواهان آزادي هر چه سريع تر و بي قيد و شرط همه فعالان دستگير شده مي باشد و نودولت يافتگان را نسبت به پيامد هاي شوم زير پا نهادن قوانين، برخوردهاي سليقه اي و عدم پاسخگويي هشدار مي دهد.
فراخوان برای گردهمايی در اعتراض به آبگيری سد سيوند
احمدی نژاد اعلام کرده که قصد دارد سد سیوند را آبگیری کند. با آبگیری سد سیوند، ميراث فرهنگی، باستانی و ملی ما به زیر آب خواهد رفت. باید صدای اعتراض علیه این اقدام ویرانگر را بلندتر کرد. جمعی از دانشجویان مسئول هممیهنان را به برگزاری یک گردهمايی مسالمت آمیز در تهران دعوت کرده اند. باید در این گردهمايی شرکت کرد.
كميته دانشجويي دفاع از پاسارگاد با انتشار بیانیه ای نوشت در روزگاري كه از هر سو هويت، فرهنگ و تمدن ايران زمين مورد حمله قرار مي گيرد، خبرهايي مبني بر موافقت رئيس سازمان ميراث فرهنگي كه وظيفه حفظ و پاسداري از ميراث فرهنگي، باستاني و ملي را دارد، نسبت به آبگيري سد سيوند به گوش مي رسد؛ و به تبع آن تنگ بلاغي، كه در سينه خود آثار بي نظير و ارزشمند باستاني فراواني را دارد به زير آب خواهد رفت و، افزون بر آن، به آرامگاه كورش، نماد حقوق بشر، دشت پاسارگارد، راه شاهي، محوطه پارسه و حتي درختاني با قدمت 500 سال آسيب جدي وارد خواهد شد.
از اينرو، ما گروهي از دوستداران فرهنگ و تمدن ايران بر آنيم تا گردهمايي اعتراض آميزي را در روز شنبه 1/2/1386، ساعت 10 بامداد، در برابر سازمان ميراث فرهنگي، واقع در خيابان آزادي، نبش يادگار امام، برگزار كنيم و در اين راه دست همه هموطنان عزيز را مي فشاريم، زيرا باور داريم كه فردا براي نجات يادگارهاي تاريخي اين مرز و بوم بسيار دير است.ا
اسفنديار صفاري
علي اکبر باغاني دبيرکل کانون صنفي معلمان ديروز در مدرسه دستگير شد. دستگيري وي در دومين روز تحصن فرهنگيان در مدارس صورت گرفت. قبل از علي اکبر باغاني، شش فرهنگي ديگر در تهران و چند شهرديگر دستگير شده بودند.
ساعت 9 صبح ديروز ماموران لباس شخصي به مدرسه راهنمايي "رشد" واقع در منطقه 7 تهران مراجعه و علي اکبر باغاني را در حال گرفتن امتحان از دانشآموزان دستگير کردند. گزارش هاي منتشر شده حاکي است که ماموران هنگام بازداشت دبير کل کانون صنفي معلمان برگهاي به عنوان حكم جلب به وي نشان داده اند.
همزمان کانون صنفي معلمان ايران اعلام کرد روزهاي يک شنبه و دوشنبه چندين معلم ديگر در شهرهاي مرند، خميني شهر، اسلامشهر و مرند دستگير شدند.
روزهاي چهارشنبه و شنبه نيز شش معلم در تهران پس از احضار به دادگاه انقلاب روانه زندان اوين شدند. حميد پوروثوق نايب رييس کانون صنفي معلمان، علي رضا اکبري نبي، محمود باقري، محمد تقي فلاحي، علي اصغر منجبي و محمد رضا رضائي شش معلمي هستند که پس از مراجعه به دادگاه انقلاب روانه اوين شدند.
در شهرستان همايون شهر نيز چهار تن از معلمان به اسامي مجتبي ابطحي، عبدالرسول عمادي، نورالله برخوردار و حميد مجيري به دنبال احضار تلفني بازداشت شدند.
خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا نيز ديروز از تحصن سراسري معلمان گزارش داد و نوشت: "اخبار و اطلاعات دريافتي حاكيست تعدادي از معلمان امروز از رفتن به سر كلاسهاي درس خودداري كردهاند و منابع خبري نيز از دستگيري تعدادي ديگر از جمله علياصغر منتجبي، محمدتقي فلاحي، محمدرضا رضايي، سيد محمود باقري، عليرضا اكبري، حميد پور وثوق و علي اکبر باغاني، دبيركل كانون صنفي فرهنگيان گزارش ميدهند".
اين خبرگزاري همچنين به نقل از سيد مجتبي قريشيان عضو هيات مديره كانون صنفي معلمان ايران، خبر داد که در شهرهاي اراک، کرمان و مناطق غرب و شمالي کشور نيز معلمان از حضور در کلاس درس خودداري کرده اند.
در شهرستان خميني شهر نيز به دنبال دستگيري چند معلم بيش از 2 هزار معلم دست به تجمع اعتراض آميز زدند و تا ساعت 23 شب دوشنبه براي آزادي همکاران خود تجمع را ادامه دادند. اعتراض معلمان به حدي بود که مقام هاي شهرستان خميني شهر ناگزير شدند مجتبي ابطحي، عبدالرسول عمادي، نورالله برخوردار و حميد مجيري، چهار معلم دستگير شده را آزاد کنند. معلمان پس از آزادي در ميان همکاران خود حاضر شدند و اعلام کردند در صورتي که خواسته هايمان بر آورده نشود بند دوم بيانيه 10 فروردين را اجرا خواهيم نمود و ادامه اعتراضات در ارديبهشت ماه را عملي مي کنيم.
در همين حال کانون صنفي معلمان گفتگويي با يکي از معلمان همداني بازداشت شده را منتشر کرده است که در آن شرايط بازداشتگاه معلمان همداني بسيار نامناسب توصيف شده است. بر همين اساس معلمان همداني در طي دوره بازداشت با مواردي چون چشم بند، دستبند، سلول انفرادي و فشار براي دادن تعهد مواجه بوده اند. معلمان همداني اما از دادن تعهد سرباز زده و به بازجويان گفته اند که کار غير قانوني انجام نداده اند تا به خاطرش تعهد بدهند.
ابلاغيه هاي تهديد آميز
بازداشت و سرکوب فرهنگيان در حالي شدت گرفته است که روزهاي يک شنبه و دوشنبه بسياري از معلمان به دعوت شوراي صنفي معلمان سراسر کشور که بيش از 30 تشکل صنفي معلمان در آن عضويت دارند، از رفتن به کلاس درس خودداري کردند.
وزارت آموزش و پرورش نيز با صدور ابلاغيه هاي تهديد آميز از سوي ادارات تابعه خود، براي خنثي کردن اعتراضات معلمان وارد گود شد.
کانون صنفي معلمان ايران هم مفاد يکي از اين ابلاغيه ها که از سوي آموزش و پرورش اسلامشهر به مديران مدارس ابلاغ شده منتشر کرد.
در ابلاغيه رييس آموزش و پرورش اسلامشهر از مديران مدارس خواسته شده تا "با معلمان متحصن برخورد قاطع"کنند.
در اين دستور تاکيد شده "همكاران متحصن بايد هر چه زودتر از مدرسه خارج شوند و حق حضور در اموزشگاه را ندارند و از فردا سرايدار مدرسه از حضور آنها در آموزشگاه ممانعت به عمل آورد".
رييس آموزش و پرورش اسلامشهر در عين حال کليه معلمان متحصن را از کار تعليق و اعلام کرد: "معلمين متحصن از فردا هيچگونه سمتي در مدرسه ندارند و ابلاغ آنها لغو خواهد شد".
همچنين از مديران مدارس خواسته شده تا "رئيس انجمن اولياء مدارس هر چه سريعتر به مدرسه دعوت شده و با تنظيم شكايت عليه معلمين متحصن، به عنوان مدعي العموم عليه معلمين به علت عدم حضور در كلاس شكايت كرده و شكايت خود را جهت رسيدگي تحويل مراجع قضايي" دهند. علاوه براين رييس آموزش و پرورش اسلامشهر معلمان را تهديد کرده که" نيروهاي گشت نامحسوس حراست اداره بر تمام مدارس شهرستان اشراف كامل خواهند داشت تا مستقيماٌ با معلمين برخورد نمايند و اسامي معلمين را به نيروهاي امنيتي گزارش كنند".
رييس آموزش و پرورش اسلامشهر در نامه خود به مديران مدارس از معلمان متحصن و معترض با نام "معلمان متخلف" نامبرده و خواستار انتقال معلمان متحصن از سوي مديران به پارکينگي در اسلامشهر و حراست از مدارس شده است.
بعد از ظهر يک شنبه نيز اداره آموزش و پرورش اسلامهر دستورات تهديد آميز ديگري به مدارس ابلاغ کرد. از جمله اينکه: "معلميني كه نام آنها به اداره ارسال شده از گرفتن يك ثانيه اضافه كار در سال تحصليلي آينده محروم هستند... اداره از شركت افراد فوق در كلاسهاي ضمن خدمت فرهنگيان جلوگيري خواهد كرد و حق ثبت نام در هيچ كلاسي را ندارند".
در بخش ديگري از اين دستور خطاب به مديران مدارس اعلام شد: "با توجه به بخشنامه وزارتخانه افراد فوق نمي تواند براي ادامه تحصيل در دانشگاه ها از سهميه فرهنگيان و آموزش و پرورش استفاده نمايند و از ساير خدمات نيز محروم مي شوند".
رييس آموزش و پرورش اسلامشهر مديران مدارس را نيز تهديد کرده است: "مديراني كه اسامي متحصنين خود را ارسال نكرده اند فردا به جايشان سرپرست و جايگزين ارسال خواهد شد".
به گفته نزديکان تشکل هاي صنفي معلمان، براساس دستور وزارتخانه، ساير ادارات آموزش و پرورش نيز در روزهاي يک شنبه و دوشنبه دستورها و ابلاغيه هاي مشابهي براي مديران مدارس ارسال کردند.
منصور امان
با پیوستن شُمار بیشتری از آموزگاران در نُقاط گوناگون کشور، اعتصاب سراسری زحمتکشان فرهنگی در دومین روز خود ابعاد گُسترده تری یافت. در همان حال که رسانه های حکومتی با بایکوت خبری این اعتصاب دست در دست اُرگانهای امنیتی به رویارویی با آن رفته اند، گُزارشهای مُنتشر شُده توسط منابع مُستقل خبری، بیانگر موفقیت کامل مُعلمان در این صحنه از جدال برای صراحت بخشیدن به خواسته های خود می باشد.
اعتصاب کُنندگان، در بُزُرگتری اُستانهای کشور مانند تهران، مرکزی، آذربایجان، کُردستان، خُراسان، کرمان، همدان، اصفهان، زنجان و قزوین مدارس را به حالت تعطیل درآوردند تا بدین گونه بُزُرگترین حرکت اعتراضی صنفی طی دو دهه گُذشته را سازمان داده باشند.
برای دریافت ابعاد گُسترده این اعتصاب تنها نگاهی به دامنه ی شرکت در آن در شهر 12 میلیونی تهران کافی به نظر می رسد. بیش از 90 درصد آموزگاران دبیرستانها و فراتر از 70 درصد مُعلمان مدارس راهنمایی و ابتدایی، با وجود تهدیدهای مسوولان امنیتی و وحشت پراکنی عوامل آنها از طریق دستگیریهای شبانه و یورش به خانه کوشندگان این قشر، به طور مُتحد کلاسهای درس را خالی گُذاشتند.
با آن که نشانه های مُعینی از عقب نشینی ظاهری حکومت در برابر خواسته های آموزگاران به چشم می خورد اما بی گُمان آثار این اعتصاب تنها با چگونگی بیلان آن در دستیابی به مُطالبات مُشخص خود، مُتمایز نمی شود. اعتصاب هماهنگ و سراسری روزهای یکشنبه و دوشنبه، تقویت پروسه سازمانیابی آموزگاران، اثبات ضرورت آن و نزدیکی بیشتر تشکُلهای موجود یا آن دسته که شکل خواهد گرفت را با خود به همراه آورده است.
در مرتبه بعد، تجربه به مادیت گراییدن اعتصاب مُعلمان در سراسر کشور، دیگر کارورزان چه در بخش خصوصی و چه دولتی را نیز به سوی اشکال مُشابه تشکُل یابی و سازماندهی اعتراضات و خواسته های خود در ابعاد وسیع تر، هدایت خواهد کرد؛ همانگونه که اعتصاب کارگران شرکت واحد، زمینه مادی و روانی مُبارزه جویی جامعه ی کارورزان را فراهم آورد.
در روزهای اخیر فضای دانشگاه ها باز دستخوش ماجراجویی های حاکمیت گردید . در شرایطی که دانشجویی به دلیل دفاع از بدیهی ترین حق خود که همانا حضور در دانشگاه است محکوم به لمس میله های سرد زندان می گردد و دانشجویان دیگر که به این عمل مذبوحانه اعتراض می کنند در یورش شبانه ی مشتی کوته فکر به حریم دانشگاه ربوده می شوند. وقتی دانشجویان دیگر هم شماره پلاک خودرو ربایندگان را برای شکایت به مراجع قضایی می برند آنها هم بازداشت می شوند !تا این سوال مهم پیش بیاید که به چه کسی می بایست داد برد و چه کسی می خواهد داد دانشجو را بستاند؟
و این چنین عطوفت اسلامی و رافت مسلمانی را نشان می دهند و اتحاد ملی و انسجام اسلامی این گونه تعبیر می گردد که حق نداری سخنی بر خلاف خواست آنان که مدعیند از تو برترند بگویی.
15 دانشجوی دانشگاه مازندران در روزهای اخیر ربوده و بازداشت شده اند. و البته مانند همیشه بدون هیچ دلیل موجهی. این برخورد ها و بازداشت های عیر قانونی را می توان پیامد سخنان چندی پیش محسنی اژه ای دانست. سخنانی که جنبش دانشجویی را براندازی نرم نظام خوانده بود. البته این سخن نیز با کمترین مستند لازم و در حقیقت تکرار اتهامات اثبات نشده گذشته به شکلی جدید و تازه بود.
دولت در شرایطی که اولتیماتوم 48 ساعته از سوی انگلیس ها به ایران داده شده بود، به یاد رافت اسلامی و رحمت اسلامی افتاد و 15 ملوان و تفنگدار انگلیسی را آزاد نمود.این عطوفت اسلامی در حالی بود که معلمان هنوز در بازداشت بودند، در حالیکه چندی پیش تر با اعتراضات کارکنان شرکت اتوبوسرانی شدیدترین برخوردها و بازداشت ها صورت گرفت. در حالیکه هنوز دانشجویان زندانی به دانشگاه ها بازنگشته اند، احمدی نژاد به یاد رافت اسلامی می افتد و ملوانان انگلیسی را بدرقه می کند. آن 15 ملوان بیگانه متجاوز به حریم کشورمان چه برتری نسبت به آن 15 دانشجوی بازداشت شده دارند که آنها را بدرقه گرم می کنند و اینها را در سلول سرد زندان، زندانی می کنند؟ معلم های بازداشتی برتر بودند و یا آن متجاوزین ؟ کارگران زحمتکشی که تنها حقوق از دست رفته خود را می خواستند چه تفاوتی با آن بیگانگان داشتند؟ ...
احمدی نژاد در تعریف مهرورزی گفته بود : مهرورزی یعنی اینکه احمدی نژاد همه دانشجویان را از ته دل دوست دارد! اگر این علاقه و مهرورزی اینگونه است آن را نمی خواهیم، لطف کنید و این قدر به دانشجویان مهرورزی نکنید. نوازش های شما بر پیکر دانشجویان جز زخم و درد چیز دیگری باقی نمی گذارد.
مهرورزی که فقط برای ما اخراج، تعلیق، ممنوع الورود، زندان و ستاره دارد را نمی خواهیم . وه که حکومت مدعی اسلام چقدر در عمل به آیه ” محمد رسول ا... والذین معه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم ” کوشا می باشد.
این گونه که روند برخورد با دانشجویان پیش می رود باید چشم انتظار یک کوی دانشگاه دیگر باشیم. وقتی نظامیان با یورش شبانه به دانشگاه مازندران دانشجویان را به ناکجاآباد های حکومت می برند-که کم هم نیستند- باید کم کم منتظر آن باشیم که نیروهای انصار حزب الله را بار دیگر بر ترک موتور نشسته روبروی دانشگاه ببینیم. سیه فکرانی که تا دیروز مجبور بودند پشت هزار نقاب چهره کریه خود را پنهان کنند امروز با حمایت های دولت مهرورز توهم جان گرفتن دوباره دارند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر (پلی تکنیک تهران)
حسن زارع زاده اردشير
zarezade@gmail.com
احضار، محروميت از تحصيل و زندان پاسخ هايي بوده که نهادهاي دولتي تا به حال به مطالبات دانشجويان دانشگاه مازندران داده اند. در ادامه همين برخوردها، بامداد روز گذشته، بيش از 15 تن از دانشجويان فعال دانشگاه مازندران از جمله مسئولان انجمن دانشجويي و شوراي صنفي در يورشي گسترده توسط ماموران لباس شخصي دستگير شدند.
دستگيري هاي گسترده دانشجويان دانشکده بابل پس از آن صورت مي گيرد که شنبه هفته جاري، بيژن صباغ عضو سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه مازندران، متعاقب محکوميت به يک ترم محروميت از تحصيل، توسط ماموران اطلاعات در برابر دانشگاه دستگير شد.
يکي از دانشجويان عضو انجمن اسلامي اين دانشگاه در گفتگو با روز، گفت: "طبق اطلاعاتي که داريم، بيشتر از 15 نفر دستگير شده اند که اسامي تعدادي از آنها که تا به حال روشن شده عبارت است از: سعيد يعقوبينژاد(دبير انجمن اسلامي دانشجويان)، عميد مشرفزاده (دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان)، سيدمهدي شريف النسبي(دبير شوراي صنفي)، سيدضيا نبوي(عضو انجمن اسلامي دانشجويان)، علي تقيپور(عضو انجمن اسلامي دانشجويان)، عليرضا كلاراستاقينژاد، جواد ميرشفيعي، رامين آجرلو، سياوش سليمي، علي كيايي، هومن شريفي و نجاتالله افشار."
اين دانشجو در ادامه گفت: "دانشجويان بازداشت شده، دوشنبه شب در دانشگاه اعتصاب غذا كردند و در دانشگاه ماندند، اما ساعت 3:30 صبح توسط افراد ناشناس يك جا ربوده شدند و هيچ كس از وضعيت آنها خبر ندارد و معلوم نيست که نهاد اقدام کننده سپاه است يا وزارت اطلاعات؟"
به گفته اين دانشجو "تعدادي از دانشجويان مانند مهدي شريف النسبي دبير شوراي صنفي دانشگاه هم در منزل و يا خوابگاه دستگير شده اند."
برخورد با دانشجويان و بازداشت آنها با اعتراض گسترده دانشجويان روبه رو شده و از جمله به درگيري هاي فيزيکي در دانشگاه مازندران کشيده است.
در همين ارتباط يک عضو انجمن دانشجويان دانشگاه مازندران به روز گفت: "همانطور که قبلا گفته بوديم ديروز و امروز اعتراضات را در دانشگاه را ادامه داديم. و قرار است اين تجمعات ادامه يابد. ما دو خواسته مشخص داريم: آزادي هر چه زودتر و بي قيد و شرط دانشجويان زنداني و برگشت حكم هاي نا بحق تعليق 3 تن از دانشجويان انجمن اسلامي. و تاتحقق اين خواست ها به اعتراض خود ادامه خواهيم داد."
اما در اين بين، مسئولان دانشگاه و حراست از هر نوع پاسخگويي در مورد بازداشت ها به دانشچويان خودداري مي کنند. قرباني، مسوول حراست دانشكده فني دانشگاه مازندران، که بسياري از دانشجويان وي را يکي از عوامل وضعيت موجود مي شناسند، در اظهاراتي عجيب بازداشت دانشجويان اين دانشگاه را صرفا "يك ترفند" خواند و در مورد آن اظهار بي اطلاعي کرد. اين در حالي است که اولين دانشجوي بازداشتي دانشگاه مازندران با کمک يکي از کارمندان حراست اين دانشگاه تحويل نيروي هاي لباس شخصي شده بود.
همچنين دكتر بابائيان، رييس دانشگاه مازندران در پاسخ به اين پرسش كه آيا از وضعيت اين دانشجويان اطلاعي دارد يا خير؟ اظهار داشت: "ما در جريان مسائلي كه عنوان شده نيستيم و هيچ اطلاعي در خصوص دستگير شدن دانشجويان نداريم."
بازگشت به سرکوب
علي عزيزي نايب دبير دفتر تحکيم وحدت، در ارتباط با دستگيري هاي گسترده در دانشگاه مازندران به روز گفت: "اين ديگر مصداق دخالت نهادهاي خارج از دانشگاه در تصميم گيري هاي داخل دانشگاه است؛ چرا که امروز وقتي دانشجويان به مديريت دانشگاه اعتراض کردند، او در مورد اتفاقاتي که روي داده اظهار بي اطلاعي کرده و به نوعي نشان داده است که اين موضوع به نهادهاي بيرون از دانشگاه ربط دارد."
اين فعال دانشجويي در ادامه، تحليل خود را از اين برخوردها چنين بيان کرد: "اگر به روند فعاليت هاي چند سال گذشته دانشجويان نگاه کنيم مي بينيم که اعتراضات درون دانشگاه خطري براي حکومت نداشته که بخواهند با آن چنين برخورد تندي بکنند. بنابراين من احساس مي کنم در آن منطقه نهادهايي هستند که نسبت به اين فعاليت ها احساس ترس دارند و با اين کارها مي خواهند پيام روشني به دانشگاه بدهند که اگر کسي اعتراضي بکند و سخني سواي سخن حکومت به زبان بياورند با چنين برخوردهايي روبرو خواهند شد."
از طرف ديگر، علي نيکو نسبتي عضو شوراي مرکزي و مسئول روابط عمومي دفتر تحکيم وحدت با محکوم کردن يورش نيروهاي لباس شخصي به دانشگاه بابل در اين خصوص اظهار داشت: "افزايش هجوم نيروهاي ناشناس لباس شخصي پس از سخنان اخير وزير اطلاعات و ايراد اتهامات بي پايه و اساس وي به جنبش دانشجويي و از سوي ديگر قانوني شدن بازداشتگاههاي امنيتي برخي نهادهاي نظامي و انتظامي، خبر از قدرت گرفتن دوباره گروههايي دارد که عملکردشان همواره مورد اعتراض نهادهاي مدني و دانشجويي بوده است."
اين عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم گفت: "متاسفانه بنظر مي رسد دولت نهم که از پاسخگويي نسبت به مطالبات مردمي عاجز است اکنون با کمک نيروهاي لباس شخصي در تلاش براي ساکت کردن منتقدان است و در اين ميان دانشجويان بدليل مشي انتقادي خود، هدف اصلي برخورد هستند. همچنين وزارت علوم نيز که از سرکوب دانشجويان عاجز مانده تلاش دارد با توسل و همراهي با اين روشهاي ارعاب انگيز صداي اعتراض دانشجويان را خاموش سازد."
http://www.savepasargad.com/
هم ميهنان:
در روزگاري كه از هر سو هويت، فرهنگ و تمدن ايران زمين مورد حمله قرار مي گيرد، خبرهايي مبني بر موافقت رئيس سازمان ميراث فرهنگي كه وظيفه حفظ و پاسداري از ميراث فرهنگي، باستاني و ملي را دارد، نسبت به آبگيري سد سيوند به گوش مي رسد؛ و به تبع آن تنگ بلاغي، كه در سينه خود آثار بي نظير و ارزشمند باستاني فراواني را دارد به زير آب خواهد رفت و، افزون بر آن، به آرامگاه كورش، نماد حقوق بشر، دشت پاسارگارد، راه شاهي، محوطه پارسه و حتي درختاني با قدمت 500 سال آسيب جدي وارد خواهد شد.
از اينرو، ما گروهي از دوستداران فرهنگ و تمدن ايران بر آنيم تا گردهمايي اعتراض آميزي را در روز شنبه 1/2/1386، ساعت 10 بامداد، در برابر سازمان ميراث فرهنگي، واقع در خيابان آزادي، نبش يادگار امام، برگزار كنيم و در اين راه دست همه هموطنان عزيز را مي فشاريم، زيرا باور داريم كه فردا براي نجات يادگارهاي تاريخي اين مرز و بوم بسيار دير است.
كميته دانشجويي دفاع از پاسارگاد
ناناز اويسي
به نقل از "روز آنلاین"
ناهيد کشاورز و محبوبه حسينزاده دو تن از کوشندگان حقوق زنان، ساعت پنج بعد از ظهر روز گذشته با قرار کفالت آزاد شدند. همزمان 4 معلم به نام هاي مجتبي ابطحي، عبدالرسول عمادي، نورالله برخوردار و حميد مجيري در شاهين شهردستگير شدند.
ناهيد کشاورز و محبوبه حسينزاده روز سيزدهم فروردين امسال در حالي که به همراه دو فعال ديگر حقوق زنان، سارا ايمانيان و همسرش، و سعيده امين مشغول جمع آوري امضا براي کمپين يک ميليون امضا در پارک لاله تهران بودند، دستگير شدند.
اين دو فعال جنبش زنان با قرار کفالت 20 ميليون توماني صادره از طرف دادگاه انقلاب آزاد شدند.در سايت تغيير براي برابري، در اين مورد مي خوانيم:" امروز يکشنبه 26 فروردين غروب زيبايي بود، روز پيروزي مقاومت در برابر فروريختن بود. غروب امروز دو يارمان ناهيد کشاورز و محبوبه حسين زاده آزاد شدند.از تمام افراد، فعالان اجتماعي و سياسي، سازمان ها و گروه هاي حقوق بشري و زنان و...که با امضاها، بيانيه ها و اطلاعيه هاي خود براي آزادي آنان تلاش کردند، به ويژه از روزنامه نگاران نشريات چاپي، اينترنتي و صوتي و تصويري که به پوشش اخبار ما پرداختند سپاسگزاريم".
دستگيري معلمان
اما در پي اعتراضات معلمان و اعتصابات اخير آنان براي احقاق حقوق پايمال شده اين صنف، روز گذشته چند تن ديگر از معلمان استان اصفهان در شهرستان همايون شهر دستگير شدند. گزارشات ارسالي حاکي ازآن است که روز شنبه از سوي ستاد خبري حفاظت اطلاعات شهرستان همايون شهر با چند تن از فرهنگيان و معلمان معترض تماس گرفته شده و آنان را به ستاد خبري احضار و تعدادي را زنداني کرده اند. مجتبي ابطحي، عبدالرسول عمادي، نورالله برخوردار و حميد مجيري معلماني هستند که در بازداشت به سر مي برند.
هنوز از علت و محل بازداشت اين عده هيچ گونه خبري در دست نيست. احضار هاي اخير معلمين توسط نهادها و سازمان هاي امنيتي و اطلاعاتي به صورت تلفني انجام گرفته که اين نوع احضارها بر خلاف قوانين ايران است و موجب اعتراض فعالان حقوق بشر شده است.
بر اساس آخرين اخبار از همدان، پس از دستگيري گسترده ده ها معلم در اين شهر و آزادي اکثر آنها، اما همچنان 9 نفر از معلمان در بازداشت به سر مي برند.اين در حالي است که با بازداشت مجدد حميد پوروثوق، نايب رييس كانون صنفي معلمان، محمدرضا رضايي گركاني و عليرضا اكبري نبي، از اعضاي هيأت اجرايي هفتهنامه «قلم معلم» در تهران، تعداد معلمان زنداني که از حقوق هم صنفان خود دفاع مي کردند به 6 نفر رسيد. پيش از اين سه نفر به اسامي محمدتقي فلاحي، سيدمحمود باقري و منتجبي از 22 فروردين در پي احضار به دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند.
هوشنگ پوربابايي، وكيل مدافع پوروثوق، رضايي گركاني و اكبري نبي به ايلنا گفت: "به دنبال احضاريه هفته گذشته معاونت امنيت دادسراي انقلاب، روز شنبه به دادگاه انقلاب مراجعه كرديم و موكلانم در معاونت امنيت دادگاه انقلاب حاضر شدند اما پس از انجام بازجويي، به بازداشتگاه اوين منتقل شدند."
وي افزود: "به دنبال انتقال اين معلمان به اوين، صبح امروز با مراجعه به دادگاه انقلاب خواستار اعلام وكالت در پرونده، ملاقات با موكلان و اطلاع از اتهام انتسابي به آنها شديم كه متأسفانه از حضور ما در معاونت امنيت جلوگيري به عمل آمد، به همين دليل هيچگونه اطلاعي از وضعيت اين معلمان نداريم و خانواده آنها نيز نسبت به وضعيت موكلانم اظهار نگراني كردهاند."
همچنين فلاحي، باقري و منتجبي، سه تن ديگر از اعضاي کانون صنفي معلمان، كه 22 فروردين امسال براي بازجويي به دادگاه انقلاب تهران رفته بودند و بعد از بازجويي، به گفته خانوادههايشان به زندان اوين منتقل شدند، در مرحله بازجويي قرار دارند.
منيژه محمدي وکيل مدافع فلاحي، منتجبي و باقري به ايسنا گفت: "روز شنبه براي پيگيري پروندهي موكلانم به دادسراي انقلاب مراجعه كردم؛ همانروز در تماس همسر يكي از موكلانم با دفتر معاونت امنيت به ايشان اطلاع داده شده بود كه براي آنها قرار بازداشت صادر شده و تا اطلاع ثانوي آزاد نميشوند. بعد از اينكه من هم با دفتر معاونت امنيت صحبت كردم اعلام كردند كه مراحل بازجويي موكلانم كه هر سه از خبرنگاران روزنامههاي «قلم معلم» و عضو كانون مستقل صنفي معلمان هستند، تمام نشده و وكيل پذيرفته نميشود."
به گفته وکيل مدافع اين سه معلم، "آنها از خبرنگاران روزنامه قلم معلم هستند كه براي تهيه گزارش از تجمع معلمان مقابل مجلس شوراي اسلامي حضور يافته بودند."
بازداشت رهبران کانون هاي صنفي معلمان پس از آن صورت مي گيرد که آنها به دليل عدم رسيدگي به خواسته هاي معلمان، اعلام کرده بودند که تجمعات و اعتراضاتي را از جمله در روز معلم برگزار خواهند کرد. روز گذشته نيز معلمان در چندين شهر دست به تحصن زدند و در بعضي مدارس کلاس هاي درس تعطيل شد.
بازداشت يک فعال کارگري
و از کرمانشاه خبر رسيده است که، کرم مرادي، کارگر پتروشيمي کرمانشاه و يکي از فعالان کارگري اين شهر، دستگير شده است. وي پس از آنکه در مجمع عمومي اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار در شهر سنندج شرکت کرده و به کرمانشاه بازگشته بود، به ستاد خبري کرمانشاه منتقل شد.
علي اكبر باغاني، دبيركل كانون صنفي معلمان، صبح امروز سر كلاس درس دستگير شد.
به گزارش "ايلنا"، امروز ساعت 9:30 سه نفر از ماموران با لباس شخصي به مدرسه راهنمايي "رشد" واقع در منطقه 7 تهران مراجعه كرده و دو نفر از آنها در حياط مدرسه مستقر شده و يك از نفر ماموران مستقيماً به كلاسي كه "باغاني" در حال برگزاري امتحان از دانشآموزان بود, رفته و با نشان دادن برگهاي به عنوان حكم جلب، وي را دستگير كرده و از مدرسه بردند.
چنين امري در محيطهاي آموزشي بيسابقه است و معمولاً مسائل قضايي معلمان يا دانشآموزان به صورت محرمانه و از طريق حراست اداره انجام ميشود. در چنين مواردي متهم به صورت محرمانه به اداره احضار و اقدامات قانوني صورت ميگيرد تا حرمت محيطهاي آموزشي و معلمان حفظ شود.
دستگيري "باغاني" در مدرسه بدون هماهنگي با مدير و در مقابل چشم دانشآموزان از نظر فرهنگيان اين مدرسه, ضربهاي به منزلت معلمان است.
شايان ذكر است؛ علياكبر باغاني 23 اسفندماه 85 همراه با 5 نفر از اعضاي هيات مديره كانون دستگير و روز هشتم فروردينماه آزاد شده بود.
در حال حاضر 6 نفر از اعضاي هيات مديره كانون صنفي معلمان كه در تاريخهاي 22 و 25 فرودينماه به معاونت امنيت دادسراي تهران احضار شده بودند, براي ادامه تحقيقات بازداشت و به زندان اوين منتقل شدند.
اين افراد شامل حميد پوروثوق, نايب رييس كانون, سيدمحمود باقري, محمدتقي فلاحي, علياصغر منتجبي, محمدرضا رضايي و عليرضا اكبري نبي هستند.
همچنين يكي از معلمان كرج به نام "اسدي" نيز در هفته جاري احضار شده است.
معلمان خواستار اين موضوع هستند كه برخوردهاي انتظامي و امنيتي متوقف و پروژه مطالبات معلمان در دولت و مجلس مورد بررسي قرار گيرد.
خواسته اصلي معلمان اجراي لايحه مديريت خدمات كشوري كه پيش از اين به تصويب مجلس رسيده, عزل وزير آموزش و پرورش, آزادي معلمان در بند و عذرخواهي دولت از ضرب و شتم و هتك حرمت معلمان در جريان حوادث روز 23 اسفندماه است.
كدام دست بيگانه؟ بيگانه كسي است كه دغدغههاي وطني نداشته باشد
معلمان شهرستان اسلامشهر در اعتراض به وضع معيشتي و منزلتي معلمان و عدم اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت امروز از رفتن به كلاسهاي درس سر باز زدند.
در ادامه اعتراضهاي سراسري معلمان در روزهاي 26 و 27 فروردين در اعتراض به عدم اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت، تعدادي از معلمان در شهرستان اسلامشهر از رفتن به كلاسهاي درس در مدارس پسرانه امتناع كردند.
بر اساس اين گزارش، يكي از معلمان كه حاضر به حضور در سر كلاس درس نشده بود، گفت: اكثر مدارس مقاطع راهنمايي و دبيرستان در اين اعتراض دستهجمعي شركت كردهاند و در نيمي از مدارس معلمان به طور مطلق از حاضر شدن بر سر كلاس درس خودداري كردهاند.
وي افزود: ما اعتراض داريم كه چرا بايد يك انباردار در شركت نفت يك ميليون تومان حقوق بگيرد اما يك معلم با مدرك ليسانس بالاترين سقف دستمزدش 375 هزار تومان باشد. مگر قرار نيست پول نفت به طور يكسان ميان اقشار مختلف جامعه تقسيم شود.
اين معلم معترض گفت رييس آموزش و پرورش اسلامشهر گفته است معلماني كه امروز در سر كلاس درس حاضر نشدند، حق حضور در مدارس را ندارند و مديراني كه اين دستور را ناديده بگيرند، توبيخ ميشوند. آيا اين نوع برخورد با يك تحصن صنفي درست است؟
اين دبير آموزش و پرورش ادامه داد: رييس آموزش و پرورش شهرستان توانسته است با جلب نظر بعضي از انجمنهاي اوليا و مربيان طوماري را آماده كند كه چرا معلمان در مدارس حاضر نيستند. من به آن اوليا ميگويم كه آنها از وضعيت ما بيخبرند. اگر معلمان تامين باشند، در امر آموزش و پرورش انگيزه بيشتري خواهند داشت. شايد خود آنها هم كارمند باشند و از اجرايي شدن لايحه نظام هماهنگ پرداخت منفعت ببرند.
وي گفت: رييس آموزش و پرورش با زبان تهديد ما را به حراست دعوت كرده و ميگويد تحصن شما صنفي نيست، سياسي است و چه بسا دست بيگانگان در كار باشد. كدام دست بيگانه؟ بيگانه كسي است كه دغدغههاي وطني نداشته باشد، نه معلمي كه در حين تدريس ميسوزد اما به فكر ساختن است.
در حمايت از فراخوان كانون صنفي معلمان كشور جمعي از معلمان مناطق غرب كشور روز 26 و 27 فروردين از حضور در كلاسهاي درس خودداري كردند.
مسعود كردپور، دبير آموزش و پرورش، در گفت وگوي تلفني با خبرنگار ايلنا، گفت: در حمايت از فراخوان كانون صنفي معلمان ايران مبني بر اعتصاب معلمان كشور براي عدم حضور در كلاسهاي درس فرهنگيان مناطق غرب كشور از جمله شهرهاي سنندج، مريوان، سقز و بوكان به صورت پراكنده در اين اعتصاب شركت كرده و از حضور در كلاسهاي درس خودداري كردند.
وي ادامه داد: اين اعتصاب در حمايت از خواستههاي صنفي معلمان كشور و اجراي قانون خدمات كشوري و آزادي معلمان دستگير شده كه در تجمعات قبلي در مقابل مجلس شوراي اسلامي امروز نيز ادامه خواهد داشت.
اين روزنامهنگار گفت: انگيزه كلي كانون صنفي معلمان تنها بحث حقوق و مزاياي معلمان نيست، بلكه وضع عمومي آموزش و پرورش در خصوص دانشآموزان و معلمان و همچنين محتواي آموزشي است.
داود روحاني، يكي ديگر از معلمان شهر سنندج گفت: در حقيقت انگيزه كلي معلمان حقوق و مزاياي معلمان نيست؛ بلكه هدفهاي بالاتري داريم كه ميتوان به وضع عمومي آموزش و پرورش و عدم فضاي كافي آموزشي اشاره كرد.
وي بيان كرد: آموزشها در حال حاضر هدفهاي جامعه را برآورد نميكند به عنوان مثال شركت گاز، راهنمايي و رانندگي و..... خود به نحوي آموزش ميدهند كه اين عمل مربوط به آموزش و پرورش است.
وي در پايان گفت: اعتصاب ديروز و امروز معلمان به عنوان همدردي با معلمان دستگيرشده است و تا رسيدن به خواستههاي به حق خود و آزادي همكارانمان اين اعتصابات ادامه خواهد داشت.
گزارش از مسعود مجیری
در ادامه احضار و بازداشت معلمان طی روزهای اخیر در نقاط مختلف کشور، این احضارها و بازداشت ها به استان اصفهان نیز کشیده شد. در پی اعتراضات معلمان و اعتصابات اخیر آنان برای احقاق حقوق پایمال شده این صنف، روز یکشنبه چند تن دیگر از معلمان استان اصفهان در شهرستان همایون شهر دستگیر شدند.
گزارشات ارسالی حاکی ازآن است که روز شنبه از سوی ستاد خبری حفاظت اطلاعات شهرستان همایون شهر با چند تن از فرهنگیان و معلمین معترض تماس گرفته شده و آنان را به ستاد خبری احضار نموده اند.
اسامی بازداشت شدگان به این شرح است : مجتبی ابطحی، عبدالرسول عمادی، نورالله برخوردار و حمید مجیری.
احضارشدگان روز یکشنبه پس از مراجعه به ستاد خبری حفاظت اطلاعات این شهرستان بازداشت شده اند و هنوز ازدلیل و محل بازداشت این عده هیچ گونه خبری در دست نیست.
احضار های اخیر معلمین توسط نهادها و سازمان های امنیتی و اطلاعاتی به صورت تلفنی انجام گرفته که این نوع احضارها کاملا غیر قانونی بوده و موجب اعتراض فعالان حقوق بشر و وکلا شده است.
از سوئی دیگر عدم اعلام اتهام معلمین به شدت موجب نگرانی جامعه فرهنگی در سراسر کشور شده است.
این نامه با عناوین مجزا برای مقام معظم رهبری ، آیات عظام و مراجع تقلید حضرات آیات : بهجت ، حسینی شاهرودی ، صافی گلپایگانی ،صانعی ، فاضل لنکرانی ، مکارم شیرازی ، منتظری ، موسوی اردبیلی ، نوری همدانی ، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام ومجلس خبرگان رهبری وروزنامه ها و تمامی خبرگزاریهای داخلی ارسال گردیده است .
باسمه تعالی
محضر مبارک مقام معظم رهبری ، آیات عظام و مراجع تقلید دام عزهم الشریف
از طرف : جمع کثیری از معلمان ایران
سلام علیکم
با درود بی کران بر حضرت مهدی موعود (عج) نجات دهنده ی بشریت از ظلم و ستم و با سلام به شهداء و امام راحل و با عرض ارادت به محضر تمامی بزرگان دین و معرفت ، این ملجاین ملت .
قبل از هر کلام و نوشتار نگاهی به نامه ی حضرت علی ( ع) به مالک اشتر می افکنیم که از اهم حقوق ، حقوق ملت و دولت ( حکومت ) را معرفی می کند . فلسفه ی این حق را دوستی و الفت و ارجمندی دین
می داند و اینکه مردم جز به صلاح حاکمان اصلاح نپذیرند و حاکمان جز به پایداری مردم ، نیکو نگردند ودر قسمت دیگر حقوق متقابل بیعت ، وفاداری به آن ، نصیحت پنهان و آشکار ، اجابت در هنگام دعوت و حضور اطاعت در هنگام فرمان دادن از جمله وظایف ملت و نصیحت ، تعلیم و تربیت و تقسیم بیت المال به شایستگی بین مردم از جمله تکالیف دولت مردان است .
نقش معلمین در آغاز نهضت و حضور در دفاع مقدس همراه با دانش آموزان و شرکت در نماز جمعه و جماعت در معیت دانش آموزان ، همکاری تنگاتنگ در برگزاری انتخابات از اول انقلاب اسلامی تاکنون و تربیت بزرگ مردانی که فرماندهان جبهه و جنگ شدند چون سردار شهید همت و دیگران و حضور فعال در راهپیمایی ها و در دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر هیچکس پوشیده نیست . آیا آنان در انجام وظایف خود کوتاهی کردند؟
اما جهت ادای تکلیف دینی در محضر بزرگان معرفت لب به شکوه گشوده دادخواهی می کنیم و نتیجه را به خدای بزرگ وا می گذاریم زیرا او بهترین شاهد است که ما گفتیم تا اتمام حجت و رفع تکلیف شود و وظیفه ی دینی و مذهبی خود را در امر به معروف و نهی از منکراین گونه بیان می کنیم .
1- حضور آرام ومنطقی و بدون افراط و تفریط در مقابل مجلس شورای اسلامی همان نصیحت پنهان و آشکار است . (که آیه ی 148 سوره ی نساء فراتر از آن را حق دانسته و اصل 27 قانون اساسی به روشنی این اجازه را داده است )
2- حضور در تمامی صحنه ها از آغاز انقلاب ، دفاع مقدس ، راهپیمایی ها و انتخابات وفاداری به بیعت است .
3- پایداری در صحنه برای این است که معلمان خود را در صلاح حکام می دانند چون می خواهند خود صالح و نیکو بمانند .
4- بی عدالتی را در تحریف خواسته ی معلمین بر خلاف فلسفه و اخلاق دینی و سیاست علی وار می دانند و بر همین اساس از حکومت می خواهند که مردم را در تعلیم و تربیت بر بینش صحیح و روش صادق پی بگیرند .
5- کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته . آیا این جز تاکید بر این است که بی تفاوت نباشیم ؟ آیا این جز حمایت از نظام و هدف خونین شهداست ؟ آیا این جز هشداری بر دولتمردان و مجلسیان است که بدانند فرهیختگان جامعه بر آنها ناظرند؟ و...
6- جامعه ی معلم امر به معروف و نهی از منکر را از وظایف دینی در قالب فردی و اجتماعی خود می دانند .
7- شکوه ی معلم این است که بیت المال آنگونه که حضرت علی ( ع ) فرمودند به شایستگی تقسیم نمی گردد و عدالت اجرا نمی گردد و خلاصه ی کلامشان این است که اگر نیست برای همگان و اگر هست برای همگان .
8- معلمان زیاده خواه نیستند ، دنبال ثروت و جاه نیستند ، برای پر کردن جیب خود نیامدند . بلکه فریادشان بر علیه تبعیض است و بس .
9- وزیر محترم گفته اند کسانی که به دنبال پول و ثروت هستند می توانند از آموزش و پرورش بروند . پاسخ ما این است که به دنبال پول و ثروت نیستیم بلکه به دنبال آنیم که یک زندگی در سطح معمول و آبرومندو شرافتمندانه داشته باشیم . حقی که فرهنگیان طی سالها برای دفاع ازانقلاب همواره از بیان آن امتناع نمودند. تفاوت فاحش حقوق معلمان با سایر کارمندان دولت یک توهم نیست . یک واقعیت تاسف برانگیز ، غیر قابل انکار و قابل تحقیق است . ما می پرسیم آیا وزیر محترم در کشور غنی ایران آموزش و پرورش را محکوم کرده اند که یا معلمانش فقیر بمانند و یا به شغل دیگری بپردازند ؟ راه سوم دادن حقوق واقعی آنان با مدیریت صحیح ازمنابع عمومی کشور است که سایر کارمندان از آن بهره مندند . چه کسی مسئول انتقال مسائل معنوی به آینده سازان وجلوگیری از تهاجم فرهنگی است ؟ یک معلم فقیر شکست خورده در زندگی چگونه می تواند برای فرزندان کشور الگوی مناسبی باشد؟باید دانست که حقوق معلم حقوق نسل آینده ی کشور است .
10- بی توجهی به مسائل اعتقادی با توجه به شعار دقیق و عمیق آموزش وپرورش و بی حرمتی به مقام شامخ نبوت بی توجهی و عدم مدیریت چه کسانی را نشان می دهد؟
11- مراجع عظام به داد اسلام برسید که معلمانی که نگاهشان به سوی شماست و دستشان به سمت شما دراز شده نگرانند که در اثر بی توجهی ، ده سال بعد نسلی بوجود آید بی توجه به آرمانهای نظام ،لائیک ، بی دین ، عقده ای و ... و خداوند عوامل آن را نخواهد بخشید .
12- پیشگامان مذهب جعفری به داد اسلام برسید که قیام مردم در سال 57 برای اجرای احکام اسلام بوده است و هرکس به این هدف مقدس ضربه بزند چه با بی توجهی یا تحریف خواسته ها یا با سرپوش گذاشتن بی مورد، مسئول است و جوابگو. نظام جمهوری اسلامی نظامی مردمی است . برای کسانی که به جای شنیدن صدای اعتراض منطقی معلمانی که قلمشان را به عنوان تنها سلاحشان در مقابل خانه ی ملت بالا گرفتند ، باتوم بر بدن مقدسشان فرود آوردند چه حکمی می توان جاری نمود؟ چرا با نمایندگان این معلمان مذاکره ی منطقی نشد؟
13- -بعضی گفته اند معلمان در هفته 24 ساعت بیشتر کار نمی کنند در حالی که کارمندان هفته ای 44 ساعت ، گرچه سخنی جاهلانه است اما در تمام دنیا کارشناسان امر فعالیت تدریس را برتر ، سخت و پر کار تر از کار اداری می دانند . طبق اعلام یونسکو هر ساعت تدریس برابر 4 ساعت کار مفید است . بسیاری از ما معلمان هر دوی این مسئله را تجربه نموده ایم . وقتی مطالعه ،تحقیق ، طرح سوال ، تصحیح اوراق ، بررسی وضعیت تحصیلی ، ثبت نام ، طرح درس و ... را اضافه می کنیم این زمان بیش از 44 ساعت خواهد شد . در حالی که کارمندان بسیاری از ادارات آموزش و پرورش اضافه کاری تا 175 ساعت دریافت می کنند و عمدتا بیش از 44 ساعت نیز کار نمی کنند و دیگر ادارات قس علی هذا . . معلمان تواني براي بازسازي علمي، روحي و جسمي خويش ندارند چراکه اغلب مجبورند در دو يا چند جا کار کنند .
14- حق ایاب و ذهاب سال پیش یک معلم چهار هزار تومان بود ...!!!؟؟؟؟ برای کل سال نه یک ماه ؟!؟! و همین مبلغ هم در بیشتر استانها پرداخت نمی شود ! معلمان از تمام مزایایی چون حق مسکن ، غذا ، اضافه کار و ... که تمامی کارمندان دریافت می کنند محرومند .
15- آیا گریه ی فرزند معلم و بیماری همسر او و نداشتن پول و گرانی هزینه درمان بیمارستان فرهنگیان و ضعف بیمه واجاره ی خانه و قسط و... که باعث شد اشک در چشمان یک معلم جمع شده باشد را دیده اید؟!
16- آقای حداد عادل نظام هماهنگ را از افتخارات مجلس هفتم می دانست و مدعی بود که فقط ما به این فکر هستیم . یا نمایندگان ما خیلی بی مسئولیت هستند یا از کارشناسی خوبی برخوردار نیستند که نتوانستند از عامل افتخار خود دفاع کنند .
این مدعیان در طلبش بی خبرانند کانرا خبری شد خبری باز نیامد
چه شد آن همه ادعا ؟ متاسفیم
17-دولت با شعار عدالت و رفاه آمد اما چشمی به حمایت جدی و گوشی برای شنیدن خواسته های فرهنگیان و خانواده ی آنان و بازنشستگان نداشته است.
18- سرپوش گذاشتن به اخبار تجمع فرهنگیان و بدتر از آن تحریف این خواسته ها مثل سر در برف کردن کبک است .
19- معیشت و منزلت معلم شعار اصلی است که آن را جدای از دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و خون شهدا و حمایت از ولایت فقیه به معنی عمیق و دقیق کلمه نمی دانند .
20-بیشترین تجمع فرهنگیان قریب به پنجاه هزار نفر بود . این انسان های فرهیخته که بعضا گروهی می خواستند جدا از خواسته آنها اعتراضی یا کلامی بگویند از خود طرد می نمودند و آیا اینان قابل مقایسه با .... می باشند ؟
21- معلمان خود را وابسته به هیچ حزب و گروه و دسته نمی دانند ، تحقیر و ضرب وشتم نیز آنها را جدی تر خواهد کرد که از حق خود چشم نپوشند .
22- دولت ووزیر آموزش و پرورش سرشان را بلند نگه دارند که معلمین را گرفتند ، حجاب از سر خانم معلمی برداشتند ، بعضی را کتک زدند و کلمات زننده ای گفتند که قلم و زبان حتی از نقل قول آن شرم دارد.
23- ما از عمل زشت ( فحش رکیک دادن به یک زن محجبه ی معلم ) نسبت به معلم و مخصوصا زن مسلمان بیزاری می جوییم والبته این عمل نسبت به هرکسی سربزند قبیح است چرا که انسان حرمت دارد و قطعا می دانیم که مقام رهبری و مراجع تقلید نیز دلشان به درد خواهد آمد پس به فریاد این ناله ها برسید .
24- بسیاری از معلمان دستگیر شده از فرماندهان زمان جنگ بودند که در همین بازجویی سیلی خوردند و عده ی کثیری رزمنده ی زمان دفاع مقدس و بسیاری نیز هنوز فرماندار تهران بابت همکاری در انتخابات اخیراز ایشان تشکر نکرده بود .
25- جلسه ، اعتصاب ، مصاحبه ، مکاتبه و ... از جمله مسائلی است که هیچکدام حق معلم را به او اعاده نکرد حقی که تمامی کارمندان از آ ن برخوردارند .
26- ای کاش وزیر آموزش و پرورش وزیر نفت بود و از کارمندانش حمایت می کرد .
27- پیش از این اتفاقات خواسته هایی داشتیم که هنوز پا برجاست . اما اکنون با فاجعه ای که رخ داد خواسته های بنیادی تری نیز دازیم که چون پیش شرط مسائل قبلی است بر آنها مقدم است
ارائه ی راه حلی که بتوان در کشور اسلامی نسبت به هر بی عدالتی در چهارچوب قوانین انتقاد و اعتراض کرد و ضرب و شتم و فحش و تبعید و آزار و زندان و عدم امنیت شغلی ندید . این که بتوان از ملجا قانونی عدالت خواهی کرد . این که مسببین و عاملین ضرب و جرح و زندانی کردن و هتک حرمت و اقدامات غیر قابل توصیف پیش از زندان به دقت شناسایی و محاکمه و تنبیه شوند و از ضربه دیدگان این حادثه دلجوئی شود و اگر غیر از این باشد همگی در پیشگاه خداوند مسئولیم که گفته شده هر کس ندای دادخواهی مسلمانی را بشنود که فریاد می زند و بی تفاوت باشد مسلمان نیست .
28- ما ردیکباره و بر خلاف قول قبلی لایحه ی مدیریت خدمات کشوری را که مسئولین سالها آن را به عنوان راه حلی برای رفع تبعیض به ما ارائه نموده بودند و معلمان تلاش کردند تا با تصویب آن روزنه ای به سوی احقاق حقوق خود به دست بیاورند محکوم می کنیم . امید داشتیم از این طریق اختلاف بسیار تبعیض آمیز حقوق معلمان و پرسنل شاغل و بازنشسته ی آموزش و پرورش با سایر بخش های دولت رفع گردیده و این عزیزان بتوانند با وضعیت اقتصادی موجود زندگی آیرومندانه ای داشته باشند .
29- همکاران ما در صنف معلمان پس از آن که 14 تا ۱۷روز ایام عید را در زندان اوین گذراندند با وثیقه های سنگین ۵ و۳۰ و ۵۰ میلیونی و با پرونده ی باز آزاد شدند. سوال این است . جرم آنها چه بوده است ؟ آیا جز عدالت خواهی؟! مگر چه خواستند؟ و مگر چه گفتند که سزاوار چنین عقوبتی شدند؟!!؟ فعالان صنفی به مصداق حدیث ( من اصبح و لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم ) با ایثار و شهامت برای احیای حقوق دیگران تلاش می کنند . ایجاد امنیت شغلی برای آنان لازم است تا در یک فضای باز و سالم با رعایت تمام اصول اسلامی به وظایف خویش بپردازند و دشمنان انقلاب اسلامی نتوانند از خواسته های به حق مردم سوء استفاده کنند . با قاطعیت اعلام می کنیم نه نگاهی به آن سوی مرزها داریم ، نه وطن فروشیم ، نه از بیگانه پول گرفته ایم . فعالان صنفی ما خود از مبارزین انقلاب و جبهه و جنگ بوده اند .همه ی این تلاش ها برای آن است که کشوراسلامیمان آزاد و سربلند باشد و در این راه کوشش خواهیم کرد . دیگر اینکه برخورد با اعتراضات نهادهای مدنی که در حال پی گیری قانونی خواسته های همکاران خود هستند و ایجاد جلسات ارعاب و ضرب و شتم و زندان و تهدید به جای مذاکره با آن ها در جامعه چه نتیجه ای را به دنبال خواهد داشت؟ چرا رسانه ها خواسته های معلمان را منعکس نکردند؟
30- خلاصه ی کلام این نوشته هیچ اثری که نبخشد سندی است که بی تاثیر نخواهد بود ولو در آینده موجب این خواهد بود که ما خود را از نظام مقدس جمهوری اسلامی جدا نمی دانیم و از حقوق خود دفاع خواهیم کرد ولوچون ابوذر در غربت به آغوش مرگ رویم .
31 – با امید به آنکه در آینده در مقابل سخن و پیام به حق معلمین به جای برخورد با آنان حاضر به شنیدن پیام نمایندگان صنفی آنان که هیچ شائبه ی سیاسی ندارند باشیم . انشاء الله در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی با پی گیری و دلجویی از معلمان آزرده خاطر و احقاق حقوق از دست رفته فرهنگیان و تایید خواسته های منطقی و صنفی آنان ،شامل رشد و توسعه ی فرهنگی کشور عزیزمان ایران شکوهمند باشیم . انشاء الله خداوند همه ی خادمین به اسلام و قرآن را حمایت و موفق نماید .
با تقدیم احترام
جمع کثیری از فرهنگیان کشور

شروين اميدوار
45 تن از معلمان همداني شامگاه شنبه در محل برگزاري جلسه کانون صنفي معلمان همدان بازداشت شدند. به گزارش سايت آفتاب ماموران نيروي انتظامي در ساعت 20 وارد محل برگزاري جلسه اين معلمين شدند و 30 نفر حاضريندر جلسه را دستگير کردند. ماموران سپس با مراجعه به منازل 15 تن ديگر از معلمان آنها را نيز بازداشت کردند و به اين ترتيب تعداد معلمان بازداشت شده به 45 نفر رسيد.
کانون هاي صنفي معلمان استان هاي شمال و شمال غرب ايران در بيانيه اي ضمن تاييد خبر بازداشت اين معلمان، اعلام کردند: "بار ديگر دولت مهرورز از سر مهرورزي و عدالت مداري دستان پر قدارت خود را براي آزار و اذيت مورد اعتمادترين قشر جامعه ايران اسلامي باز نموده و با بازداشت همكاران ما نسبت به عدم توانايي خود در عمل به وعده وعيد هاي رئيس دولت و وزير ناتوان، قصد فرافكني مشكلات جامعه صبور فرهنگيان را دارند".
در اين بيانيه همچنين آمده: "تبليغات پوچ ولي هدفدار صدا و سيماي ضرغامي همراه با ناتواني و ضعف شديد تيم مسئول وزارت آموزش و پرورش در طي دوران خدمت دولت نهم اين ذهنيت را در بين فرهنگيان كشور تداعي نموده كه دولت و وزير آموزش و پرورش به هيچ وجه قصد كاهش مشكلات جامعه فرهنگيان را نداشته بلكه با جور و ستم قصد پاسخگويي به مردان و زناني دارند كه 28 سال با سيلي صورت خود را سرخ نگهداشته و در تمامي مشكلات كشوري در صف اول ايستاده ولي در تقسيم بودجه كشوري هميشه از ياد و خاطره مسئولان بدور بوده اند".
کانون هاي صنفي معلمان شمال و شمال غرب کشور همچنين با تاکيد بر عملي نشدن "هيچ کدام از وعده و وعيدهاي" احمدي نژاد در بيانيه خود نوشته اند:" با كمال تاسف باب توهين و حرمت شكني در دولت ايشان باز گشته و در طول يك ماه گذشته بيش از هزار نفر از معلمان ايراني مزه تلخ توهين، ضرب و شتم و دستگيري و بازداشت و زندان را چشيده اند".
اين بيانيه ضمن محكوم کردن اين عمل دولت احمدي نژاد "از تمامي آزاد مردان و زنان و كليه انسانهاي آزاده" خواسته است كه با "محكوم كردن اين رسم غلط اجازه ندهند يكي از مهمترين مراكز تمدن بشري در كارنامه خود چنين اعمال زشتي را ثبت نمايد".
ادامه اعتراض معلمان
بازداشت معلمان همداني در ادامه سياست سرکوب اعتراضات صنفي معلمان است که روز 23 اسفند با بازداشت بيش از 1000 معلم در مقابل مجلس شوراي اسلامي به اوج خود رسيد. تعدادي از معلمان بازداشت شده در اواخر اسفند از زندان آزاد شدند، اما گروهي از چهره هاي شناخته شده معلمان تعطيلات نوروزي را در زندان باقي ماندند. گزارش هاي انتشار يافته در رسانه هاي کشور حاکي از آن است که خانواده 9 تن از معلمان براي آزاديشان در هفته دوم فروردين 290 ميليون تومان وثيقه به دستگاه قضائي سپرده اند.
علي اکبر هاشمي، دبيرکل سازمان معلمان ضمن تاييد اين خبر گفته است: "شش نفر از معلمان بازداشتي از اعضاي كانون صنفي معلمان ايران و سه نفر از اعضاي سازمان معلمان ايران بودند كه در اواسط نوروز آزاد شدند". براساس اعلام دبيرکل سازمان معلمان "براي هر يك از اعضاي كانون صنفي معلمان، وثيقه ۳۰ ميليون توماني و براي اعضاي سازمان معلمان به دليل انتشار سئوالات موهن وثيقه ۵۰ ميليون توماني تعيين شد".
شوراي سراسري تشکل هاي صنفي معلمان سراسر کشور در 10 فروردين جلسه اي براي بررسي وضعيت درخواست هاي معلمان در تهران تشکيل داد که در آن اعلام شد: "در اعتراض به برخوردهاي غير قانوني نهاد هاي امنيتي و انتظامي با فرهنگيان در مقابل مجلس وبازداشت معلمان تهران و کرمانشاه؛در روزهاي يکشنبه و دوشنبه 26 و 27 فروردين 86، ضمن حضور در دفترمدارس، عليرغم ميل خود از حضور در کلاس هاي درس امتناع خواهيم کرد". کانون هاي صنفي معلمان سراسر کشور در عين حال اعلام کردند روز يک شنبه 9 ارديبهشت 86 ضمن حضور در مدارس از حضور در کلاس هاي درس خودداري مي کنند و روز 12 ارديبهشت همزمان با روز معلم در شهرستان ها در مقابل ادارات اموزش و پرورش و در مراکز استان ها در محل سازمان هاي آموزش و پرورش دست به تجمع مي زنند.
شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي معلمان سراسر کشورهمچنين تاکيد کرده که در صورت عدم تحقق خواسته هاي صنفي فرهنگيان، روز سه شنبه 18 ارديبهشت از ساعت 13 تا 17 معلمان سراسر کشور در مقابل مجلس شوراي اسلامي اقدام به تجمع گسترده کشوري خواهند کرد.
"اجراي لايحه مديريت خدمات کشوري"، "عذرخواهي دولت از ضرب و شتم معلمان در وقايع 23 اسفند 85" که معلمان آن را "روز سياه تعليم و تربيت در ايران" نامگذاري کرده اندو"عزل وزير آموزش و پرورش" سه خواسته اصلي معلمان معترض اعلام شده است.
استيضاح فرشيدي در ابهام
در همين حال طرح داريوش قنبري، يکي از اعضاي فراکسيون اقليت مجلس ديروز به خبرنگاران پارلماني گفت طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش با 50 امضاء آماده ارائه به مجلس است. محورهاي استيضاح احتمالي محمود فرشيدي براساس اعلام نماينده ايلام در مجلس"نمود برخي افکار تحجرآميز در آموزش و پرورش"، "سئوالات توهينآميز در آزمون ضمن خدمت فرهنگيان"، "سوءمديريت"، "عمل نکردن به وعدههايي که هنگام رأي اعتماد گرفتن از مجلس داده شد"، "عملي نشدن وعده دو ماه پاداش به فرهنگيان و عدم اقدام جدي در اين راستا"و "بيتوجهي به وضعيت معيشتي فرهنگيان" است.
به گفته داريوش قنبري نمايندگاني که خواهان استيضاح وزير آموزش و پرورش هستند قرار است روز دوشنبه جلسه اي كاري به منظور تقسيم كار داشته باشند.
شهريار مشيري يکي ديگر از نمايندگان مجلس نيز دو روز پيش با بحق خواندن مطالبات معلمان گفت:" اين درست نيست كه در كشوري كه نام جمهوري اسلامي دارد به خاطر درخواست معلمان براي افزايش مطالباتشان عدهاي از آنها دستگير و روانه زندان شوند". وي با تاکيد بر اينکه دولت در تحقق مطالبات معلمان كوتاهي كرده است و حاضر نيست نارساييهاي خود را در اين مورد بپذيرد، اظهار اميدواري كرد:"رأفت و عطوفت اسلامي كه شامل حال ملوانان انگليسي شد شامل معلمان بازداشتشده هم شود".
محمود فرشيدي اما چندي پيش در سفري که به قم داشت و در آن از سوي مراجع نيز به وي توصيه شد که به وضعيت معيشتي معلمان و خواسته هاي آنان توجه کند، در پاسخ به خبرنگاران درخصوص استيضاح خود در مجلس شوراي اسلامي و درخواست برخي نمايندگان براي استعفا پاسخي نداد و تنها گفت: "بااين سئوال كام خود را تلخ نكنيم".
بنابه گزارشات رسیده روز پنجشنبه 9 فروردین 1385 تعدادی از فرهنگیان زندانی از جمله آنها آقایان بهشتی، باغانی و بداقی با ضمانت های سنگین آزاد شدند. ولی هنوز آقایان نورالله اکبری ، پورسلیمان و هاشمی در بند 209 زندان اوین در بازداشت بسر میبرند.
فرهنگیان زندانی در طی مدت بازداشت در بند 209 دائما تحت بازجوئی مامورین وزارت اطلاعات قرار داشتند. بازجوئیها شبانه انجام میگرفت و توسط چند بازجو که با برخوردهای پرخاشگرانه و توهین آمیزهمراه بود.
زندانیان مجبور بودند اکثر اوقات با چشم بند باشند. آقای کیومرث همایونی یکی دیگر از فرهنگیان زندانی توسط مامورین بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. شدت ضربات وارده به حدی بود که او قادر به راه رفتن نبود.
مامورین وزارت قصد دارند خبرهای که در رسانه ها انتشار یافته را به عنوان مدرک علیه فرهنگيان زندانیان بکار برند. واز این طریق سعی در پرونده سازی علیه آنها را دارند.
حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد در بند 209 اوین حاضر شد و شخصا زندانیان فرهنگی را مورد بازجوئی قرارمیداد و آنها را تهدید میکرد. او با استناد به خبرهای منتشر شده در رسانه ها که به عنوان مدرک از آنها یاد میکرد و بر مبنای آن به یکی از زندانیان میگوید که شما محکوم به6.5 سال زندان خواهید شد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران خواهان حمایت اتحادیه های معلمین جهان و سازمانهای حقوق بشری از خواسته های معلمین ایران و محکوم کردن پرونده سازی علیه آنها است
10 فروردین1386
برابر با 30 مارس 2007
پيوست به سازمانهاي زير
دبير كل سازمان ملل متحد
سازمان جهاني كار و مقامات آموزش بين المللي
شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بين الملل
ديدبان حقوق بشر
گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی فوری علي فرحبخش، محمد باقر عباسی سملی و منصور تيفوری است. علي فرحبخش روزنامه نگار و کارشناس اقتصادی در پي محاکمه ای ناعادلانه که حکم آن در تاريخ ٦ فروردين ماه ابلاغ گرديد، به سه سال زندان و پرداخت جريمه ای هنگفت محکوم شده است.
در همان روزی که شورای حقوق بشر سازمان ملل بررسي وضعيت حقوق بشر ايران را از دستور کار خود کنار مي گذارد، جمهوری اسلامي با محکوم کردن يک روزنامه نگار، عذاب و شکنجه را بر روزنامه نگاران تحميل مي کند. در ايران در حال حاضر ٦ روزنامه نگار در شرايطي دشوار در زندان بسر مي برند.
٦ فرودين بنا شعبه شش دادگاه انقلاب، علي فرحبخش را به اتهام "جاسوسي" به سه سال زندان و پرداخت ٦۹ هزار دلار محکوم کرده است. علي فرحبخش روزنامه نگار و کارشناس اقتصادی، همکار بسياری از روزنامه های اصلاح طلب از جمله ياس نو، شرق، سرمايه، ٦ آذرماه ١٣٨٥ به هنگام بازگشت به کشور در فرودگاه دستگير شد. اين روزنامه نگار برای شرکت در نشست سازمان های غير دولتي در باره رسانه ها به بانکوک سفر کرده بود. دستگيری وی به مدت چهل روز از سوی مقامات مسئول جمهوری اسلامي پنهان نگاه داشته شد و تنها بعد از انتشار اين خبر توسط انجمن صنفي روزنامه نگاران، يکشنبه ١٧ دی ماه سهراب سليماني رئيس زندانهای تهران دستگيری علي فرحبخش را تائيد کرد. محاکمه وی در تاريخ ٥ اسفند ماه در شعبه شش دادگاه انقلاب آغاز شد.
در تاريخ ٦ فروردين ماه در پشت درهای بسته شورای حقوق بشر، پيشنهاد کميته ای مرکب از پنچ کشور مبني بر عدم بررسي وضعيت ايران و ازبکستان را پذيرفت.
از سوی ديگر دو روزنامه نگار ديگر در ايران دستگير شده اند. منصور تيفوری نويسنده، مترجم و روزنامه نگار هفته نامه ئاشتي در تاريخ ١۹ اسفند ماه در منطقه مريوان دستگير شده است. محمد باقر عباسی سملی صاحب امتياز و مدير مسئول هفته نامه محلی سلام جنوب بوشهر در تاريخ ١٢ اسفند ماه بازداشت شد. اتهام محمد باقر عباسی سملی " توهين به پيامبر اسلام" اعلام شده است. در شماره ٧٧ سلام جنوب اين روزنامه نگار در بخشي از مصاحبه ی خود گفته است : "من حتی به عصمت از اشتباه برای پيامبر اكرم (ص) و ائمهی اطهار سلام الله عليهم اجمعين هم قائل نيستم چه برسد به امام خمينی." هفته نامه سلام جنوب نيز در همان تاريخ توقيف شد و عده ای با سازمان دادن تظاهرات های فرمايشي به منزل مسکوني روزنامه نگار و دفتر هفته نامه حمله کردند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
با وجود دستور رئیس قوه قضائیه مبنی بر قانونی بودن اعتراضات معلمان و لزوم آزادی فوری آنها، بازداشت شدگان کماکان در بند 209 وزارت اطلاعات نگهداری می شوند.
گزارشها حاکی است این افراد که تعداد آنها بالغ بر 10 نفر می باشد، تاکنون حاضر به پذیرفتن اتهامات خود و دادن تعهد نشده اند. این درحالی است که علی رغم قول آزادی 44 معلم زندانی تا پیش از سال نو، تنها نام چند تن از این معلمان دردست است و از مشخصات سایر بازداشت شده ها اطلاعی در دست نیست.
همچنین گفته می شود، خانواده های این معلمان هفته ی گذشته موفق شده اند با آنها ملاقات داشته باشند.
اعتراضات صنفی معلمان درروزهای پایانی سال 85 در اعتراض به وضعیت معیشتی و عدم اجرای "نظام هماهنگ پرداخت حقوق" صورت گرفت. معلمان معترض که تعداد آنها در تجمعات مقابل مجلس به بیش از 10 هزار نفر می رسید پس از برپایی چندین تجمع بزرگ ، خواهان گفتگو با نمایندگان مجلس شدند اما به گفته ی آنها در جلسه ای که قرار بود مابین نماینده معلمان و نمایندگان مجلس برگزار شود، تنها مامورین وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی شرکت کرده بودند.
نیروی انتظامی نیز که در جریان سرکوب تجمعات مسالمت آمیز معلمان نقش بسیار پر رنگی را ایفا کرده است، در اظهاراتی اجتماعات آنها را به قصد ضربه زدن به امنیت ملی دانست و معلمان بازداشت شده را مخل آسایش و آرامش عمومی معرفی کرد.
اعتراض به دستگیری صدها معلم
کنگره کار کانادا (سی ال سی)
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه ۶ فروردين ۱٣٨۶ - ۲۶ مارس ۲۰۰۷
کنگره کار کانادا (سی ال سی) در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، به دستگیری صدها معلم در ایران اعتراض کرد. در این نامه که روز ۲۰ مارس و به امضای رئیس این کنگره، منتشر شده، آمده است:
به نمایندگی از طرف بیش از سه میلون کارکنان زن و مرد وابسته به کنگره کار کانادا (CLC), این نامه را مینویسم تا نگرانی عمیق خود را در رابطه با اذیت و آزار و دستگیری صدها معلم در سرتاسر ایران در چند هفته اخیر, و بخصوص در طی اعتراض ۱۴ مارس ۲۰۰۷ که در مقابل پارلمان و وزارت آموزش و پرورش تهران رخ داد, اعلام دارم. بر طبق اطلاعات واصله, در مجموع تعداد یک هزار معلم دستگیر شده اند.
این سرکوب به دنبال میتیگ های اعتراضی بیش از ۱۰ هزار نفر در مقابل پارلمان صورت گرفت. در این میتینگ اعتراضی بسیاری از تظاهر کنندگان پلاکارت هایی را حمل میکردند که در آن بعنوان بخشی از کمپین دریافت مزد بیشتر, دولت رئیس جمهور احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار میدادند. آنها از وزارت آموزش و پرورش شکایت داشتند که خواسته های آنان را نادیده می گیرد.
ما در طول سال های گذشته نامه های چندی به شما نوشتیم مبنی بر اینکه بر طبق اخبار موثق معلمانی که مزد بهتر, تأمین مسکن, رفاه اجتماعی و پایان بخشیدن به قوانین تبعیض آمیز را مطالبه میکنند, مورد تهدید نیروهای امنیتی قرار گرفته اند.
بار دیگر مصرانه از شما درخواست می کنم که از سیستم قضایی و مقامات امنیتی کشور خود بخواهید تا تمام معلمان بازداشتی و فعالین کارگری را فوری آزاد نموده و همه اتهامات بر علیه آنها را لغو نمایند. همچنین مصرانه از شما میخواهم که احکام صادره بر علیه فعالین اتحادیه ای سقز و سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه ( " شرکت واحد") را لغو نمایید.
بسیاری از سازمان های مستقل بین المللی, تجاوز به حقوق اتحادیه ای را وسیعا مستند ساخته اند. از جمله این سازمان ها, کنفدراسیون بین المللی اتحادیه ها ( آی تی یو سی ) و سازمان های وابسته به آن, فدراسیون اتحادیه جهانی, سازمان عفو بین الملل, دیده بان حقوق بشر, گزارشگران بدون مرز, سازمان قلم جهانی و همچنین سازمان آزادی بین المللی تبادل بیان, می باشند. علیرغم قول های داده شده از سوی وزارت کار ایران به اتحادیه هایی چون آی تی یو سی, فدراسیون بین المللی حمل و نقل ( آی تی اف) و آی ال او, این وزارتخانه تاکنون به هیچیک از شکایت ها رسیدگی نکرده است.
ما به کار خود با کنفدراسیون بین المللی اتحادیه ها ( آی تی یو سی) جهت زیر نظر داشتن وضعیت حقوق کارگران در ایران ادامه خواهیم داد.
من مصرانه از شما میخواهم که جهت تأمین این حقوق و پایان بخشیدن به استفاده از خشونت بر علیه کارگرانی که به اقدامات قانونی جهت دفاع از حقوق خود دست میزنند, اقدام عاجل نمایید.
با احترامات فائقه
کنث وی جورجیتی
پرزیدنت
رونوشت به:
مقامات و قائم مقام های اجرایی سی ال سی
کمیته اجرایی سی ال سی
گای رایدر, رئیس آی تی یو سی
جناب پیتر مک کی, وزیر امور خارجه کانادا
جناب ژان پیر بلاکبورن , وزیر کار کانادا
وزارت کار و امور اجتماعی ایران
فرد ون لیوون , رئیس آموزش بین المللی
ماموران حراست مجموعه تاريخي پاسارگاد، صبح امروز، پنجم فروردين، تعدادي از اعضاي NGOهاي دوستدار فرهنگ ايران را بازداشت كردند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، امروز تعدادي از اعضاي NGOهاي دوستدار فرهنگ و تاريخ ايران كه در جهت دفاع از پاسارگاد و تنگه بلاغي، اقدام به اطلاع رساني از طريق بروشورهايي در مورد خطرات آبگيري سد سيوند براي آثار تاريخي كشور كرده بودند، توسط ماموران حراست مجموعه تاريخي پاسارگاد بازداشت شدند.
شورای امنيت قطعنامه گسترش تحريم های ايران را تصويب کرد
رادیو فردا
شورای امنيت سازمان ملل متحد در نشست روز شنبه ۲۴ مارس خود با اکثريت آرا قطعنامه ۱۷۴۷ گسترش تحريم ها عليه ايران را تصويب کرد. در اين جلسه قطعنامه پیشنهادی گروه موسوم به پنج باضافه یک با پانزده رای، بدون رای منفی، به تصويب رسيد. جلسه شورای امنيت برای رای گيری درباره قطعنامه گسترش تحريم های جمهوری اسلامی ايران، روز شنبه، در مقر سازمان ملل متحد در نيويورک، آغاز برگزار شد. دوميسانی کومالو، سفير آفريقای جنوبی در شورای امنيت سازمان ملل، به عنوان رييس دوره ای اين شورا، اولين سخنزان اين نشست بود. ناصرعبدالعزيز الناصر نماينده قطر در شورای امنيت سازمان ملل، نیز در سخنان خود بر حق ايران در استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای تاکيد کرد
رای گیری برای تحریم ایران
جلسه شورای امنیت برای رای گیری قطعنامه گسترش تحریم های جمهوری اسلامی ایران، روز شنبه ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه به وقت تهران، در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، درحالی برگزار می شود که از ایران، منوچهر متکی وزیر امور خارجه در جلسه حاضر شد. دومیسانی کومالو، سفیر آفریقای جنوبی در شورای امنیت سازمان ملل وقت مقرر شده برای رای گیری را اعلام کرده و تایید کرد وزیر امور خارجه ایران نیز در جلسه حضور خواهد داشت. به گزارش خبرگزاری فرانسه، با انصراف محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران از حضور در جلسه شورای امنیت، منوچهر متکی وزیر امور خارجه در این جلسه حضور دارد تا ضمن ارایه توضیحاتی درباره برنامه هسته ای ایران، شاهد رای گیری اعضای شورای امنیت برای تشدید تحریم های ایران باشد. شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه قبلی خود که در ماه دسامبر، آذرماه گذشته تصویب شه بود و به قطعنامه ۱۷۳۷ مشهور است، ضمن اعمال تحریم بر صنایع موشکی و هسته ای ایران، به جمهوری اسلامی ایران ۶۰ روز فرصت داده بود تا فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم را متوقف کند
امیر جونز پاری، نماینده بریتانیا در شورای امنیت سازمان ملل :مطمئنیم که با اکثریت کامل آرا، این قطعنامه تصویب می شود و فقط سه تغییر کوچک در آن داده شده که در حال بررسی آن هستیم اما جمهوری اسلامی ایران قطعنامه شورای امنیت را رد کرد و آن را فاقد مبنای حقوقی خواند و به همین دلیل نیز از درخواست این شورا مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم سر باز زد.آمریکا و کشورهای غربی می گویند که ایران احتمالا با هدف ساخت سلاح هسته ای به غنی سازی اورانیوم دست می زند اما مقام های ایرانی بارها اعلام کرده اند که برای دستیابی به برق به دنبال فعالیت های هسته ای هستند. قطعنامه ای که روز شنبه در شورای امنیت بررسی خواهد شد، پس از دو هفته رایزنی میان پنج کشور آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین به عنوان اعضای دایم شورای امنیت و آلمان تهیه شده است. جلسه شورای امنیت به وقت محلی ساعت ۱۵ و به وقت گرینویچ ساعت ۱۹ برگزار می شود که مقارن با ساعت ۲۲:۳۰ به وقت تهران است. امیر جونز پاری، نماینده بریتانیا در شورای امنیت سازمان ملل گفت: «ما مطمئنیم که با اکثریت کامل آرا، این قطعنامه تصویب می شود و فقط سه تغییر کوچک در آن داده شده که در حال بررسی آن هستیمقرار بود در جلسه شورای امنیت، محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران حضور داشته باشد و درباره پرونده هسته ای ایران سخنرانی کند اما این سفر لغو شد. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران دلیل لغو سفر آقای احمدی نژاد را تاخیر در صدور ویزا از سوی آمریکا برای تیم همراه رییس جمهوری اعلام کرد. اما تام کیسی، معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت: «هر گونه ربط دادن جریان لغو این سفر به موارد مربوط به صدور ویزا اشتباه و نادرست است.» متن قطعنامه ای که قرار است برای آن رای گیری شود، تحریم فروش تسلیحات از سوی ایران را دربر می گیرد و از کشورهای دیگر می خواهد که داوطلبانه، روابط تجاری و مالی خود را با ایران قطع کنند. همچنین ۲۸ شخص حقیقی و حقوقی با تحریم و محدودیت سفر و مسدود شدن دارایی بانکی و مالی مواجه می شوند. تنها تغییری که در این قطعنامه داده شده، اضافه شدن بندی است که تصریح می کند هدف از تحریم ایران، مقابله با بروز قدرت های اتمی در خاورمیانه و تلاش برای رسیدن به منطقه عاری از سلاح های کشتار جمعی است
آفریقای جنوبی هم خواهان این شده که بر نقش آژانس بین المللی انرژی اتمی در تشخیص مسیر حرکت برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران تاکید شود که این تغییر در قطعنامه لحاظ شده است
فهرست جديد موسسات و مقامات ايراني مشمول تحريم
پیک ایران
شوراي امنيت سازمان ملل متحد شب گذشته قطعنامه 1747 را در مورد ايران تصويب كرد كه بر اساس آن برخي مقامها و شركت هاي ايراني، مشمول تحريم قرار ميگيرند. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، در اين قطعنامه مسدود شدن حسابهاي مالي 13 شركت و 15 شخصيت حقيقي ايراني كه گفته مي شودمرتبط با برنامه هسته اي و غني سازي اورانيوم و توليد حاملهاي موشكي هستند و نيز محدوديتهاي اعطاي رواديد به برخي مقامات دولتي ايراني و تحريم صدور تسليحات نظامي به ايران در نظر گرفته شده است. علاوه بر اين شوراي امنيت به دولت ايران 60 روز مهلت داده است تا برنامه هستهاي خود را با درخواستهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي مطابقت داده و مذاكرات تازهاي به منظور دستيابي به راه حلي قابل قبول براي همه طرفين، آغاز كند. جمهوري اسلامي ايران همواره آمادگي خودرا براي مذاكرات بدون قيد شرط هستهاي اعلام كرده است. اين قطعنامه داراي يك ضميمه است كه در آن به نام نهادها و مقامات مورد تحريم اشاره شده است.
نهادهاي مرتبط با فعاليتهاي هستهاي يا موشك بالستيك عبارتند از:
- گروه صنعتي متالورژي و مهمات تحت كنترل سازمان صنايع دفاعي ايران (آميگ) كه در برنامه سانتريفوژ ايران نقش داشته است.
- مركز توليد و تحقيق سوخت هستهاي اصفهان و مركز فناوري هستهاي اصفهان كه بخشي از سازمان انرژي اتمي ايران است و در فعاليتهاي مربوط به غنيسازي شركت دارد.
- شركت كاوشيار، يكي از شركتهاي پيشرو سازمان انرژي اتمي ايران كه گفته ميشود خواستار خريد فايبرگلاس، كورههاي اتاق خلاء و تجهيزات آزمايشگاهي براي برنامه هستهاي ايران شده است.
- صنايع شيميايي پارچين، شعبهاي از سازمان صنايع دفاعي كه مهمات و مواد منفجره را علاوه بر باروت خرج پرتاب جامد براي موشكهاي و راكتها توليد ميكند.
- مركز تحقيقات هستهاي كرج كه جزئي از بخش تحقيقات سازمان انرژي اتمي است.
- شركت انرژي نوين كه در داخل سازمان انرژي اتمي ايران فعاليت دارد و پولهايي را از طرف اين سازمان يا نهادهاي مرتبط با برنامه هستهاي ايران منتقل كرده است.
- گروه صنعتي موشك كروز كه مسئول توليد و توسعه موشكهاي كروز است.
- بانك سپه و بانك بينالمللي سپه كه گفته ميشود حمايت مالي از سازمان صنايع هوايي و زيرمجموعههاي آن را به عهده دارد.
- گروه صنعتي صنام، يكي از زيرمجموعههاي سازمان صنايع هوايي كه تجهيزاتي را براي برنامه موشكي ايران خريداري كرده است
نهادهاي وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران:
- صنايع هوانوردي قدس كه چترهاي نجات، گلايدر و پاراموتور توليد ميكند.
- شركت خدمات هوايي پارس كه داراي هواپيماهاي متعدد مورد استفاده از سوي نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است.
- صنايع هوايي شوآ كه لامپهاي كوچك توليد ميكند
برخي افراد مرتبط با فعاليتهاي هسته اي يا موشك بالستيك ايران:
- محسن فخريزاده مهابادي، يكي از دانشمندان ارشد وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح ايران و مقام سابق مركز تحقيقات فيزيك.
- فريدون عباسي-دواني، دانشمند ارشد وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح ايران مرتبط با موسسه فيزيك كاربردي كه با فخريزاده همكاري نزديكي داشته است.
- محسن حجتي، رئيس گروه صنعتي فجر كه در حال حاضر به دليل نقش داشتن در برنامه موشك بالستيك تحت تحريم مالي و مسافرتي قرار دارد.
- مهرداد كتابچي، رئيس گروه صنعتي شهيد باقري كه در حال حاضر به دليل نقش داشتن در برنامه موشك بالستيك تحت تحريم قرار دارد.
- ناصر مالكي، رئيس گروه صنعتي شهيد همت كه يكي از مقامات ارشد وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح است و بر برنامه موشك بالستيك شهاب 3 نظارت دارد.
- احمد درخشنده، رئيس بانك سپه
افراد مهم در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:
- مرتضي رضايي ، معاون فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.
- علي احمديان، رئيس ستاد مشترك.
- مرتضي صفاري، فرمانده نيروي دريايي.
- محمد حجازي، فرمانده نيروي مقاومت بسيج.
- قاسم سليماني، فرمانده نيروي قدس.
- باقر ذوالقدر، معاون امور امنيتي وزارت كشور و يك مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
به نام خداوند جان و خرد این درد دل یک فرزند برای پدر است فرزندی که در خانه یک معلم بزرگ شده است این حرف های ناگفته فرزندان معلمان این شهر است ،این نامه تلخ فرزند معلمی است که در راه تلاش برای بهبود معیشت فرهنگیان و اعتلا آموزش و پرورش ایران و اجرای اصول قانون اساسی به آنها که نمی دانند یا می دانند ، به آنها که خود را به خواب زده اند یا خوابند ، به آنها که مدعی اجرای قانون اساسی هستند و به آنها که با شعار عدالت و مهرورزی سکان هدایت بر جامعه ( جامعه ای که خود در عدالت و آزادی و مهرورزی یکه تاز تاریخ جهان است ) را در دست گرفته اند ، دربند است . این درد دلی است با مسئولینی که خود بر تن، یادگارهای زیادی از دوران گذشته ، زمان استبداد ، ظلم و بی قانونی دارند ، این نه یک سخن، بلکه مویه ای است تلخ از این جریان که آری چشمهایمان را باز کنیم که جریان انحصار طلب ، وحکومت مدار در حال بیدار شدن است ، از کجا آغاز کنم ، نمی دانم زیرا از گفتن هم می ترسم ، پدرم فقط به خاطر سخن حق گفتن مجازات می شود حال من هم ....... سلام ای پدر من ، سلام ای مهربان ، سلام ای معلم صبور دوستان رزمنده من ، سلام ای معلم بسیاری از مسئولین حکومت، قهرمانان ، کارمندان ، نظامیان و ... سلام ای که به گفته خمینی آن معلم بزرگ ، کار شما کار انبیاء است آری انبیاء چه نام زیبا و پر محتوایی که انبیا در هر زمان و مکانی فریاد عدالت سر می دانند و جالب اینکه همیشه طرد می شدند ، ازار می دیدند ، به افترا و سحر و دروغ متهم می گشتند ، مگر نه اینکه روشنگری اذهان کار اصلی انبیاست پس چرا تو ؟ معلمم مگر تو کار انبیا را نداشتی ؟؟ پدرم بگذار بدون پرده با تو سخن گویم ، پدرم ای معلم من ، ای دوست من به وقت بازی های کودکانه ، ای استاد من به وقت طلب علم ، ای فرمانده من به وقت مبارزه برای آزادی قدس و دفاع از مسلمانان جهان، ای همراه من در راهپیمایی ها . پدرم کودکی ام بی حضور سبز تو طی شد چرا که هر زمان از مادرم سئوال کردم بابا کو ؟ نگاهم را به سمت عکس امام خمینی جلب می کرد و می گفت به دستور اماممان به جنگ رفته است تا دست متجاوز را قطع کند و همه مردم در امن و اسایش زندگی کنند. آن زمان که ما در خانه ای بدون برق و سوخت کافی و بدون پدر با اهنگ آژیر می می خوابیدیم به تو افتخار می کردم که برای حفظ کشور اسلامیم از ما جدا شده و مبارزه می کنی شاید هم شهید می شدی اما شاهد ماندی تا در دوران دیگری برای حفظ انقلاب اسلامی مجاهدت کنی . در آغاز نوجوانی ام که جنگ تمام شده بود باز تورا نمی دیدم ، و باز مادرم کتاب و درس را نشانم می داد که پدرت صبح ها به فرزندان این مرز و بوم الفبای استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی یاد می دهد و شب ها پای درس بزرگان زانو می زند تا بیاموزد زیراکه انقلاب اسلامی به معلمانی اگاه و متعهد نیازمند است و ما بی تو چه سخت می گذراندیم . پدرم ای معلم دانشمندان هسته ای امروز ، زمانی که هجمه دشمن و به قول رهبر معظم انقلاب تهاجم فرهنگی اغاز شده بود تو بودی که در مدارس عکسهای شهدا را بر در و دیوار می زدی برای بچه ها قرآن تر جمه می کردی و از علی و عبادت و عشق و مبارزه و حکومتش می گفتی و راههای مبارزه با نفوذ دشمن را یاد می دادی ، چقدر حر ص می خوردی تا انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان نیفتد . عید هر سال وقتی همه جامه نو می پوشیدند مرا وعده به آینده ی روشن کشور می دادی و از مساوات و عدالت در اینده نزدیک خبر می دادی ، آن زمان که پدران دوستانم را می دیدم که چگونه پول روی پول می گذارند به من یاد دادی که قناعت گنجی است تمام نشدنی و برای انقلاب اسلامی باید از مال و جان و خانواده گذشت . ای پدر ای روشنگر دلهای کودکان این سرزمین به من بگو قانو ن اساسی را چند بار، چند سال و به چند هزار دانش آموز آموختی و کدامین اصول آن را به عنوان آزادی های واقعی این ملت معرفی کردی ، شاید اشاره به اصل نهم قانون اساسی می کردی که هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند . آری پدرم یادم هست چگونه در مقابل افکار غلط ، از انقلاب ، مردم ، مجلس ، ...دفاع می کرد ی و می گفتی حدود آزادی بیان در قانون اساسی انقلاب تا حدی است که طبق اصل 23 تفتیش عقاید مطلقا ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد و گفتی این اصل قانون هیچ قید وشرطی که محدودش نماید ندارد . گفتی فرق انقلاب و حکومت در چیست و این که ما انقلاب اسلامی ایران هستیم نه حکومت اسلامی که این دو واژه فرق های اساسی با هم دارند ، انقلاب از بطن مردم و برای مردم است ، بدون بورکراسی های اداری و دولت خادم مردم است و مردم هستند که تعین می کنند عدالت چیست و عادل کیست ، همان ها که برایش انقلاب کردند . پدرم نمی دانم چه بگویم با شرمساری می گویم کاش تو معلم نبودی!!!! کاش رسالت انبیاء بر دوش تو نبود کاش اگر هم معلم بودی در کارت تعهد نداشتی و خود را در محضر خدا نمی دیدی اما حیف امام فرموده عالم محضر خداست . کاش تو هم به دنبال کار ، سیاست ، پول ، رابطه و... بودی ! کاش به جای فکر کردن و خون دل خوردن برای قانون و داد زدن برای اجرای آن به دنبا ل به راحت طلبی و سکوت و بی توجهی بودی ، کاش هرگز ایه " کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته " را نخوانده بودی ، کاش فقط در فکر خود و خانواده ات بودی ، نمی دانم پدرم دلم از توخیلی پر است بگذار بر تو مویه کنم زیرا جز تو گوش شنوایی بر حرف های من نیست ، بگذار از تو بنالم و بگذار بعد از 28 سال فرزند معلم بودن ، بعد از 28 سال فقر و سختی و قناعت و مبارزه ، یک بار زبان شکوه بر تو باز کنم ! پدرم تو را چه که مدارس ما فاقد استانداردهای لازم و جهانی برای آموزش نسل های آینده است . پدرم تو را چه که فاصله طبقاتی مردم را رنج می دهد و بنیانهای نظام اسلامی را سست می کند . پدرم تو را چه که زندگی معلمان سخت اداره می شود و بسیاری از آنان زیر خط فقرند تو که 2 – 3 سال دیگر بازنشسته می شوی . پدرم تو را چه که اصل 26 قانون اساسی می گوید : احزاب ،جمعیت ها ،انجمن های سیاسی و صنفی ، انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند مشروط بر اینکه اصول استقلال ،آزادی ،وحدت ملی و موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند و هیچ کس را نمی توان از شرکت در آن منع کرد و یا به شرکت در یکی ازآنها مجبور ساخت ، نقض می شود و از ما بهتران ، آقا زاده ها ، دولت های در سایه و مردان یقه بسته چشم دودی در حال رشد و انحصار طلبی هستند . پدرم تو را چه که نظام هماهنگ تصویب نمی شود مگر سهم معلمان از این لایحه چقدر است . پدرم تو را چه که مدارس غیر انتفاعی ، آموزش پولی و عدم سرمایه گذاری در آموزش و پرورش به زیان انقلاب است مهم این است که حفظ کنیم آمریکا دشمن همیشگی ماست . پدرم تو را چه که معلمان شبانه مسافر کشی می کنند ، وفردا خسته در کلاسها چرت می زنند و شاگردان ضعیف پرورش می یابند و آینده علمی کشور تضعیف می شود مهم این است که مدرکی بگیرند . پدرم تو را چه که آموزش و پرورش یک نهاد تولیدی است نه صرفا مصرفی ، مهم فقط شعار دادن است و بس . پدرم تو را چه که وزراء آموزش و پرورش باید بدور از مسائل سیاسی و از بین نخبگان علمی انتخاب شود مهم این است که جریان فکری در آموزش و پرورش ممنوع است . پدرم تو را چه که مردودی 4 میلیون دانش اموز خواب را از چشمانت برباید . پدرم تو را چه که به جای استراحت در نوروز در پاسخ به پرسش مهر 6 درباره عدالت و مهرورزی قلم فرسایی کنی مهم آن است که کنفرانسی بر قرار شود و پژوهشی ارائه گردد . معلمم آن لحظه که تو را از جلوی خانه ملت د ست بسته و با ماشین های دودی گرفتند به چه فکر می کردی ، می دانم به اصل 27 قانون اساسی می اندیشیدی که می گوید تشکیل راهپیمایی ها و تجمعات بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است آیا آن لحظه به یاد ستارخان و باقر خان نیفتادی ؟ آیا آن لحظه که رئیس برنامه و بودجه اظهار بی اطلاعی از روند بودجه کرد یاد مدرس و فریادهایش نیفتادی ؟ نمی دانم ما را چه شده است ، معلمی را برای دفاع از حقوق اساسی معلمان این کشور ؛ که به راستی و بدون هیچ اغراقی حافظان واقعی نسل های آینده و رواج دهنده فکر و اید ئولوژی انقلاب اسلامی هستند ؛ ازمقابل خانه ملت به بهانه واهی می برند ، و وکلاء این معلم که با رای او و شاگردانش بر کرسی مجلس تکیه زده اند و به روزی روزگاری به معلم بودن خود می نازند ، سکوت می کنند و سکوت علامت رضا ست و فارغ از لایحه برای ایام نوروز خود برنامه ریزی می نمایند ، آنها را چه که موکلانشان سال تحویل در بند باشند و چه وکلاء نمونه ای ؟؟؟!! نمی دانم در آن هنگام رئیس دولت که ؛ طبق اصل 113 مسئو لیت اجرای قانون اساسی را بر عهده دارد وطبق اصل 121 در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر و متعال سوگند یاد کرد که از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که در قانون اساسی برای ملت شناخته شده است حمایت کند هم او که تمام وقت خود و دولتش را به سفر های استانی ، شعار دادن ، و فریاد بر سر امریکا کشیدن می گذراند و گویا از حال بسیاری از ظلم ستیزان کشورش بی خبر است ؛ صدای فریاد هزاران معلم فرهیخته و انقلابی و خانواده های مذهبی ، صبور و قانع آنها را نشنید که بی عدالتی را فریاد می زنند . آری ما نه سالن ورزش می خواهیم نه بودجه برای ازدواج ، نه کار ، نه .... ما اجرای اصول 23-27-26-32-37- 9 و ... قانون اساسی راکه برای آن خون ها ریخته شده و عصاره انقلاب اسلامی ایران است را خواستاریم . امروز که نسل های گذشته انقلاب هنوز بر سر کارند ؛ آنها که انحصار را دیده اند ، مبارزه با اندیشه را دیده اند و مقابل مردم ایستادن را لمس کرده اند ؛ حرمت معلم مسلمان نگاه داشته نمی شود وای بر فرداکه نسلی انقلاب ندیده ، خون نداده و ... بر سر کار آیند و زمام در دست گیرند ؟؟ آنها که در زمان انتخابات زبان به التماس می گشایند و از امام مایه می گذارند که میزان رای ملت است چگونه باور دارند که مردم علاقه ای به اندیشیدن وعالم شدن داشته باشند که عالم در این کشور یا وابسته است یا مجرم!!! پدرم می دانم در آن دیدار که با رئیس دولت کنونی در زمان قبل از انتخابات داشتی چه قول هایی داده است و می دانم چرا اجرا نمی شود ، آخر اگر به معلمان و حافظان علم و اندیشه ارزش بدهند ، اگر معلمان آگاه باشند ، جایی برای رشوه های شهرام ها باقی می ماند ؟ راهی برای گریز از اجرای قانون اساسی باقی می ماند ؟ جایی برای شعار عدالت علی دادن هست ؟ و به گفته آن سرباز ؛ در زمان بردن تو در نیمه شب ؛ قانون را فقط در کتاب می نویسند . آری کجاست خمینی بزرگ ، یادگارهایش کجایند ؟ معلم بزرگ رجایی کجاست ؟ پدرم من می دانم مشکل کجاست ، مشکل آنجاست که تحلیل گران و آقایان ، انقلاب را مال خود می دانند ، اما آیا این انقلاب انقلابی است که خمینی عزیز برای آن فریاد می زد ؟ انقلاب خمینی کبیر مال همه مردم ایران است و نیز مال معلمان آگاه و دلسوز نه انحصار طلبان و کران و کوران . سخن آخر اینکه پدرم کاش در کربلای پنج شهید می شدی ، کاش در زندان ساواک جان می دادی ، کاش توبره جنگ را بر پشت می نهادی ، کاش خود را نسبت به خون دوستان شهیدت مدیون نمی دانستی ، کاش نسبت به انقلاب اسلامی تعهد نداشتی و اینقدر برای حفظ نظام دل نمی سوزاندی ، کاش در کلاسهای درست از اسلام و عدالت و حقوق انسانها نمی گفتی ، کاش به حدیث پیامبر صلوات الله که فرمودند : هر کس صدای مظلومیت کسی را بشنود و به یاریش نشتابد مسلمان نیست پای بند نبودی کاش درد ورنج همکاران فرهنگی ات را فریاد نمی کردی شاید اگر سر در زندگی فردی خود فرو می کردی و هم رنگ جماعت می شدی حال من هم یک آقا زاده مرفه بودم ، نه فرزند یک معلم دادخواه عدالت طلب در بند ، در دولتی به نام عدالت والسلام فرزند علی اکبر باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران
گزارش ماهانه (اسفند ۱۳۸۵ )
در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران
فرا رسيدن عيد نوروز را به همه ايرانيان شاد باش می گوييم و اميدواريم تبريکات صميمانه مارا پذيرا باشيد . روز نو و سال نو بر همگی شما مبارک باد . در ضمن از کليه کسانی که با ارسال پيام نوروزی مارا سرافراز نمودند ، کمال تشکر را داريم و متقابلاً به همه آنها شادباش می گوييم .
نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:
بين المللی :
۱ ـ سازمان عفو بين الملل با انتشار بيانيه ای خواستار رهايی فوری و بدون قيد و شرط زنان بازداشت شده گرديد. آيرين خان دبير کل سازمان عفو بين الملل گفت: مسئولان ايرانی به جای دستگيری تظاهر کنندگان صلح آميز، بايد درخواست زنان ايرانی برای برابری در برابر قانون را جدی بگيرند و به رسيدگی موارد موجود تبعيض بر عليه زنان در نظام قضايی ايران بپردازند.(سازمان عفو بين الملل ۱۵/۱۲/۸۵)
۲ ـ لوئيز آربر کميساريای عالی حقوق بشر سازمان ملل نگرانی شديد خود را در مورد بازداشت حداقل ۳۱ فعال زن ايرانی توسط پليس امنيتی در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی تهران ابراز کرد. کميساريای عالی تاکيد کرد اين زنان بر اساس حقوق قانونی خود برای تجمع آرام و آزادی بيان عمل کرده اند. نامبرده ياد آوری کرد ايران عضو کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، کنوانسيون بين المللی رفع همه اشکال تبعيض نژادی، کنوانسيون بين المللی حقوق اقتصادی، مدنی و فرهنگی و کنوانسيون بين المللی حقوق کودک است. ايران ملزم به پايبندی به تعهدات قانونی توافق نامه های بين المللی ذکر شده و احترام به حقوق بشر بدون هرگونه تبعيضی است.(ميدان ۱۵/۱۲/۸۵)
۳ ـ کنوت استبی هماهنگ کننده دفتر سازمان ملل متحد در تهران با صدور بيانيه ای حمايت کامل خود را از موضع کميساريای عالی حقوق بشر سازمان ملل، در رابطه با دستگيری زنان اعلام کرد. وی گفت: حکومت ايران با دستگيريها و رفتار اعمال شده به نگرانيهای جدی دامن می زند.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۴ ـ جامعه بين المللی دفاع از حقوق بشر، سازمان جهانی عليه شکنجه و سازمان ديده بانی برای حمايت از مدافعان حقوق بشر با انتشار يک بيانيه مطبوعاتی دستگيری فعالان جنبش زنان ايران را محکوم کردند. در اين بيانيه بازداشت خود سرانه فعالان جنبش زنان و همچنين خشونت اعمال شده از سوی پليس عليه گرد همايی صلح آميز ۴ مارس را محکوم کردند. در اين بيانيه از مقامات ايران خواستار شده اند: تضمين نمايند که هيچگونه آسيب جسمی و روحی به بانوان زندانی نرسانند. آنان را که بی دليل و خود سرانه بازداشت کرده اند، بدون قيد و شرط و فوری آزاد نمايند. اتهامات خود سرانه عليه فعالان جنبش زنان را لغو کنند. به انواع اذيت و آزار عليه مدافعان حقوق بشر پايان دهند.(گويا ۱۶/۱۲/۸۵)
۵ ـ سازمان ديده بان حقوق بشر با انتشار بيانيه ای از دولت درخواست کرد تا همه زنان بازداشت شده در چهارم مارس را آزاد کند و به پيگرد و آزار و اذيت همه فعالان حقوق زنان پايان دهد، اين سازمان دولت ايران را مسئول کامل وضعيت سلامتی زنان بازداشت شده می داند. در بخش ديگر اين بيانيه آمده است: دولت ايران به صورت محسوسی بر آزار و اذيت و ارعاب فعالان حقوق زنان در هفته های گذشته افزوده است .(روز ۱۷/۱۲/۸۵)
۶ ـ فرد ون لی وون دبير کل "آموزش بين الملل" در بروکسل طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد دستگيری معلمان را محکوم کرد. ۳۰ ميليون نفر از ۱۶۹ کشور عضو اين تشکل می باشند. در اين نامه آمده است: سرکوب خشونت بار و دستگيری صدها معلمی را که در سراسر ايران برای دستمزد درخور تظاهرات می کردند، محکوم می کنم. ايران از اعضای قديمی سازمان بين الملل کار است و بنابراين ضروری است که از بيانيه (آی ال او) در مورد اصول بنيادين و حقوق کار که آزادی تجمع و حق قرار داد دستجمعی را تضمين می کند تبعيت کند. در بخش ديگر اين نامه آمده است دستگيری صدها معلم در ۲۳ اسفند ۸۵ همچنين بوضوح نقض ماده ۹ و ماده ۲۰ بيانيه جهانی حقوق بشر است. دبير کل"آموزش بين الملل" خواستار آزادی بدون قيد و شرط همه معلمان بازداشتی شده است.(اخبار روز ۲۵/۱۲/۸۵)
اخبار دانشجويی :
۷ ـ دفتر تحکيم وحدت به مناسبت پايان سال گزارش از وضعيت دانشگاهها در سال جاری را منتشر کرد، برخی محورهای اين گزارش عبارتند از : الف ـ صدور حکم مجازات از سوی کميته انضباطی برای ۳۰۰ فعال دانشجويی.
ب ـ صدور حکم توقيف ۵۷ نشريه از سوی کميته ناظر بر نشريات دانشجويی. پ ـ برای ۳۵ نهاد دانشجويی مشکلات فراوان پيش آمده و يا منحل گشته اند. ت ـ ممانعت از حق تحصيل ۱۷ دانشجوی دوره کارشناسی.
ث ـ بازنشستگی اجباری اساتيد و ايجاد مشکل برای کليه اساتيدی که معتقد به استقلال و حفظ شأن علمی دانشگاه می باشند.(ادوار نيوز ۲۱/۱۲/۸۵)
دانشجويان: احضار و بازجويی
۸ ـ سعيد قربانيان و حسن سمين فر دانشجويان دانشگاه سبزوار جهت محاکمه به شعبه اول دادسرای انقلاب سبزوار احضار شدند.(ايلنا ۴/۱۲/۸۵)
۹ ـ حامد ايرانشاهی عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت به اتهام توهين به شورای نگهبان و نشر اکاذيب جهت محاکمه به شعبه ۱۰۱ دادگاه جزايی اراک احضار شد.(ادوار نيوز ۱۴/۱۲/۸۵)
دانشجويان: ممانعت از تحصيل
۱۰ ـ خانم ديان علايی نماينده جامعه بين المللی بهائی در سازمان ملل متحد در ژنو گفت: تا اواسط فوريه، حداقل ۷۰ دانشجو، پس از اطلاع مقامات دانشگاه از بهايی بودن آنان اخراج شدند. از ۱۷۸ دانشجوی بهايی که آزمون ورودی را گذرانده بودند، از ورودشان به دانشگاه ممانعت بعمل آمد و يا پس از ورود، هنگاميکه دانشگاه به بهايی بودن آنها آگاهی يافت، اخراج شدند.بهائيان از آغاز انقلاب اسلامی در هر سن و سال با اذيت و آزارهای مذهبی روبرو بوده اند. بيش از ۲۰۰ بهايی اعدام شده و صدها نفر زندانی شده اند. اموال و دارايی هزاران نفر مصادره گشته، از کار بر کنار شده و يا حقوق بازنشستگی آنان قطع شده است.(جامعه بين المللی بهائی ۷/۱۲/۸۵ )
دانشجويان: احکام صادر شده
۱۱ ـ محمد کاظمی دانشجوی دانشکده علوم اقتصادی و دارايی به دليل مطالب وبلاگ شخصی اش در کميته انضباطی به توبيخ با درج در پرونده محکوم شد.(ادوار نيوز ۱/۱۲/۸۵)
۱۲ ـ محمد رضا رحيمی راد دانشجوی دانشگاه يزد به اتهام توهين به مقامات در شعبه هفتم دادگاه تجديد نظر استان يزد به پرداخت ۱۹۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد.(ايلنا ۴/۱۲/۸۵)
۱۳ ـ حميد ملک زاده دانشجوی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع روز دانشجو در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل به صورت تعليقی محکوم شد.(ايسنا ۵/۱۲/۸۵)
۱۴ ـ محمد علی دادخواه وکيل دادگستری گفت: حکم اخراج متين مشکين دانشجوی دانشگاه امير کبير در مرجع تجديد نظر کميته دانشجويی تائيد شد.(ايلنا ۶/۱۲/۸۵)
۱۵ ـ عباس حکيم زاده فعال دانشجويی دانشگاه امير کبير در کميته انضباطی به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات و محروميت از تسهيلات رفاهی تا پايان تحصيل محکوم شد.(ايسنا ۲۲/۱۲/۸۵)
۱۶ ـ بابک زمانيان مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. دو دانشجوی ديگر همراه نامبرده به کميته انضباطی احضار شدند. همچنين هفته گذشته ۴ دانشجو به کميته انضباطی احضار شدند. لازم به ذکر است به علت فعاليتهای گسترده ، دانشجويان دانشگاه امير کبير در ابتدای ترم جديد حکم اخراج ۵۴ نفر از دانشجويان پسر به اداره نظام وظيفه را صادر نمود.(وبلاگ امير کبير ۲۲/۱۲/۸۵)
توقيف نشريات دانشجويی :
۱۷ ـ امتياز ماهنامه دانشجويی"فروردين" به مدير مسئولی کاظم رضايی به اتهام نشر اکاذيب بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه شيراز لغو گرديد.(ايلنا ۱۴/۱۲/۸۵)
۱۸ ـ نشريه دانشجويی" کتاب پدر" به سر دبيری سعيد شير شاهی به اتهام نشر اکاذيب بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه علوم پزشکی اهواز برای مدت سه ماه توقيف گرديد.(ايسنا ۲۱/۱۲/۸۵)
جلوگيری از فعاليت تشکلهای دانشجويی :
۱۹ ـ سخنرانی دکتر موسی غنی نژاد و محمد باقر نوبخت در تالار دانشکده تربيت بدنی تهران بدستور رئيس دانشکده لغو گرديد.(ايلنا ۱۲/۱۲/۸۵)
۲۰ ـ فعاليتهای "جمعيت اسلامی" دانشگاه زنجان به اتهام عدم رعايت قانون اساسی،قوانين عادی و ....بدستور هيات نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه ممنوع اعلام گرديد.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۲۱ ـ بدستور مديريت دانشگاه صنعتی امير کبير ساختمان کانونهای اين دانشگاه بر اثر حمله شبانه بدل به ويرانه شد. در مجموعه کانونهای فرهنگی و هنری ۱۱ کانون مشغول فعاليت هستند. اسامی تعدادی از اين کانونها عبارتنداز : کانون فرهنگی دانشگاه امير کبير ، کانون فيلم و عکس ، کانون گفتگو و انديشه ، کانون تئاتر، کانون کتاب ، کانون ادبی ، کانون موسيقی و کانون هنرهای تجسمی . ( امير کبير ۲۸/۱۲/۸۵ )
توقيف فيلم، کتاب ، سايت و نهاد مدنی :
۲۲ ـ کانون نويسندگان ايران با صدور بيانيه ای اعلام کرد: سايت کانون نويسندگان ايران نيز همچون بسياری از سايتهای ديگر مسدود شده است، و اين تنها راه ارتباط کانون با مخاطبانش از ميان رفته است. در بخش ديگر اين بيانيه آمده است: موج سرکوب روشنفکران و نويسندگان ايران، هنرمندان و فعالان سياسی ـ اجتماعی هر روز ابعاد و شکل های گوناگون به خود می گيرد. احضار به دادگاهها، امری روز مره شده است. تهديد و ارعاب مستقيم و غير مستقيم به ابزاری معمول بدل گشته است. درکنار اين شيوه ها مدتی است برخی روزنامه ها قلم بر مدار روز گار قتل های زنجيره ای می گردانند و ياد آور برنامه ی"هويت" و "چراغ" شده اند. هتاکی می کنند و می کوشند با بهره گيری از واژه هايی چون "مرتد"، "معاند"، "مفسد" و ..... زنجيره ای ديگر بسازند. عوامل اجرايی اين سياست، در کوچه و پس کوچه ها، راه را بر نويسندگان و فعالان سياسی می بندند و آنها را به قصد کشت کتک می زنند. کانون نويسندگان خواستار آزادی زندانيان سياسی و برچيده شدن احکام اعدام شده است.(ادوار نيوز ۶/۱۲/۸۵)
۲۳ ـ مجوز انتشار مجدد کتابهای" سه قطره خون"، "انسان و حيوان"، "خيام صادق"و "فرهنگ عاميانه مردم ايران" نوشته صادق هدايت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو گرديد. اين کتابها قرار بود توسط نشر چشمه منتشر شود.(ايسنا ۸/۱۲/۸۵)
۲۴ ـ موسسه مدنی"کنشگران داوطلب" که توسط دکتر سهراب رزاقی استاد سابق دانشگاه علامه طباطبايی پايه گذاری شده بود، توسط ماموران امنيتی مورد بازرسی قرار گرفت و پلمپ شد. همچنين منزل دکتر سهراب رزاقی توسط ماموران امنيتی مورد تفتيش قرار گرفت.(ادوار نيوز ۲۴/۱۲/۸۵)
۲۵ ـ "دفتر موسسه حقوقی راهی" که توسط شادی صدر وکيل دادگستری و فعال جنبش زنان، پايه گذاری شده و با همکاری گروهی از وکيل های استخدامی و داوطلب به زنان مشاوره حقوقی ارائه می نمود ، توسط مامورين دادگاه انقلاب مورد بازرسی قرار گرفته و سپس پلمپ گرديد.(ميدان ۲۵/۱۲/۸۵)
۲۶ ـ " مرکز کار ورزی سازمانهای غير دولتی جامعه مدنی" که توسط محبوبه عباسقلی زاده تاسيس شده بود و هدفهای آن در جهت ظرفيت سازی و تقويت سازمانهای مدنی و آموزش دادن کنشگران جامعه مدنی تعريف شده بود، توسط مامورين دادگاه انقلاب مورد بازرسی قرار گرفته و پلمپ شد.(ميدان ۲۵/۱۲/۸۵)
اخبار مطبوعات:
۲۷ ـ دفتر هفته نامه "تابان" چاپ قزوين توسط سرنشينان دو موتور سيکلت با چند کوکتل مولوتوف مورد حمله قرار گرفت. محمد عليخانی مدير مسئول اين نشريه عضو فراکسيون اقليت مجلس شورای اسلامی می باشد. (نوانديش ۹/۱۲/۸۵)
۲۸ ـ مصطفی کواکبيان مدير مسئول روزنامه مردم سالاری در يک مناظره گفت: ما درد مردم را خوب می دانيم اما بدستور شورای عالی امنيت ملی نمی توانيم آنها را منعکس کنيم و هر يک از مديران مسئول امروز خود يک محرم علی خان هستند. محمد جواد حق شناس مدير مسئول روزنامه اعتماد ملی گفت: ما به خاطر تيتر کردن صحبت های آقای ولايتی توبيخ شديم.(ايلنا ۹/۱۲/۸۵)
۲۹ ـ رجبعلی مزروعی رئيس انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران گفت: در سال ۸۵ بدستور هيات نظارت بر مطبوعات بيش از ۲۰ نشريه توقيف گرديده است. وی افزود: فشارهای هيات نظارت بر مطبوعات خود سانسوری در ميان مطبوعات را فراهم کرده است. اين هيات در کار دادن مجوز برای روزنامه ها سخت گيری می کند.(ايلنا ۲۱/۱۲/۸۵)
۳۰ ـ ماشاالله شمس الواعظين سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات گفت: در سال ۸۵ شاهد صف طولانی متقاضيان انتشار مطبوعات در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوديم که بالغ بر ۳۰۰۰ نفر شده است. وی افزود: حق انتشار آزاد مطبوعات به يک امتياز تبديل شده است که به افراد و اشخاص ويژه ای اعطا می شود. نامبرده گفت: توقيف مطبوعات توسط دولت و نهاد های امنيتی در سال ۸۵ به ۳۰ الی ۳۵ مورد رسيده است. شمس الواعظين گفت: در جريان توقيف مطبوعات ۳۰۰۰ روزنامه نگار بيکار شده اند. سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات افزود: حدود ۱۲۰ روزنامه نگار در معرض بازجويی قرار گرفته اند.(ايلنا ۲۱/۱۲/۸۵)
بازداشت روزنامه نگاران :
۳۱ ـ منصور تيفوری عضو تحريريه هفته نامه توقيف شده " ئاشتی" و ماهنامه " گفتمان نو" توسط ماموران امنيتی در مريوان بازداشت شد.(ايلنا ۲۲/۱۲/۸۵)
مطبوعات: توقيف
۳۲ ـ هفته نامه"پيام کردستان" به مدير مسئولی اردشير صدرالدينی بدستور هيئت نظارت بر مطبوعات توقيف شد و امتياز اين نشريه لغو گرديد. سليمان بايزيدی عضو شورای سر دبيری اين نشريه از سوی گروهی به نام"جمعيت جوانان انقلابی کردستان" به اتهام تجزيه طلبی، ارتداد، فعاليت و تبليغ برای احزاب سکولار، زير سوال بردن اصل نظام و همکاری با سازمانهای غير دولتی تهديد به مرگ شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۰/۱۲/۸۵)
۳۳ ـ محمد باقر سملی مدير مسئول هفته نامه"سلام جنوب" به اتهام توهين به پيامبر اسلام بدستور دادگستری بوشهر بازداشت شد. هفته نامه"سلام جنوب" توقيف گرديد و دفتر اين نشريه پلمپ شد.(ايلنا ۲۱/۱۲/۸۵)
مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
۳۴ ـ مديران مسئول نشريات ايران، اعتماد، اسرار، صبح زندگی و هنر آشپزی جهت محاکمه به شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران احضار شدند.(ايلنا ۷/۱۲/۸۵)
۳۵ ـ عبدالرسول وصال مدير مسئول روزنامه " آينده نو" به اتهام تبليغات پيش از موعد انتخاباتی و نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی با شکايت مدعی العموم جهت بازجويی به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت احضار شد.(ايلنا ۹/۱۲/۸۵)
۳۶ ـ محمد جواد حق شناس و مصطفی کواکبيان مديران مسئول روزنامه های "اعتماد ملی" و "مردم سالاری" به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی باشکايت وزارت کار جهت بازجويی به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت احضار شدند.(ايلنا ۱۶/۱۲/۸۵)
مطبوعات: بازجويی روزنامه نگاران
۳۷ ـ سامان سليمانی سر دبير هفته نامه"روژ هه لات" به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه کيفری استان کردستان مورد بازجويی قرار گرفت.(ايلنا ۱۱/۱۲/۸۵)
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
۳۸ ـ علی فرحبخش روزنامه نگار به اتهام "جاسوسی" در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. اين خبرنگار روزنامه "شرق" از ۳ ماه پيش در زندان بسر می برد.(ايلنا ۵/۱۲/۸۵)
۳۹ ـ محمد رضا خاتمی مدير مسئول روزنامه توقيف شده " مشارکت" به اتهام تبليغ عليه نظام، نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی، افتراء به مقامات، نهادها، ارگانها و توهين به افراد حقيقی و حقوقی که حرمت شرعی دارند با شکايت مدعی العموم، حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی، سازمان صدا و سيما، ستاد مشترک سپاه پاسداران، هيات نظارت بر انتخابات مجلس شورای اسلامی،در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران محاکمه شد.(ايسنا ۱۳/۱۲/۸۵)
۴۰ ـ غلامحسين اسلامی فر مدير مسئول سابق روزنامه "ا يران" به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و انتشار مطالب خلاف واقع با شکايت ستاد کل نيروهای مسلح در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد.(ايلنا ۲۰/۱۲/۸۵)
۴۱ ـ ليلا پور يوسفی مدير مسئول نشريه"صبح زندگی" به اتهام چاپ عکس مستهجن با شکايت مدعی العموم در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد.(ايلنا ۲۰/۱۲/۸۵)
۴۲ ـ الياس حضرتی مدير مسئول روزنامه" اعتماد" به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی، توهين و افتراء با شکايت کاتوزيان نماينده مجلس هفتم از تهران در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد.(ايلنا ۲۰/۱۲/۸۵)
مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
۴۳ ـ داود بهرامی سياوشانی مدير مسئول روزنامه توقيف شده"پيام آزادی" در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به ۵۰۰ هزار تومان جريمه نقدی بدل از حبس و يکسال توقيف روزنامه محکوم شد. اين روزنامه در ارديبهشت ۱۳۷۹ توقيف گرديد.(ايسنا ۹/۱۲/۸۵)
۴۴ ـ منيژه زيبايی مدير مسئول هفته نامه "شکوه آزادی" چاپ ايلام، به اتهام انتشار مطالب خلاف موازين اسلامی با شکايت دادستان عمومی و انقلاب ايلام در شعبه دوم دادگاه کيفری استان ايلام و تائيد ديوان عالی کشور به پرداخت ۲۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد.(ايرنا ۱۰/۱۲/۸۵)
۴۵ ـ مهدی رحمانيان مدير مسئول روزنامه « شرق » در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری تهران به رياست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت ۹۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد. اتهامات وی عبارتند از: نشر مطالب خلاف موازين اسلامی، توهين به افرادی که دارای حرمت شرعی هستند، اشاعه منکرات و مطالب خلاف عفت عمومی، اهانت به دين مبين اسلام و مراجع مسلم تقليد، تحريف سخنان سيد حسن نصرالله، توهين به رئيس جمهور از طريق چاپ کارکاتور و تبليغ برای سازمانهای مخالف نظام. شاکيان نامبرده عبارتند از: مدعی العموم، هيات نظارت بر مطبوعات، فاطمه آليا نماينده مجلس، بانک ملی و بنياد حفظ و نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس.(ايلنا ۲۰/۱۲/۸۵)
۴۶ ـ غلامحسين کرباسچی مدير مسئول روزنامه توقيف شده"هم ميهن" به اتهام افترا به مقامات و نهادها و اشخاص با شکايت حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی حسين حسينيان به پرداخت ۵۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد.(ايلنا ۲۱/۱۲/۸۵)
۴۷ ـ امتياز روزنامه توقيف شده"بنيان" در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران بدستور قاضی حسين حسينيان لغو گرديد. محسن اشرفی مدير مسئول اين روزنامه به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و توهين به مراجع به پرداخت يک ميليون تومان جزای نقدی محکوم شد.(ايسنا ۲۲/۱/۸۵)
اخبار مربوط به فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی :
۴۸ ـ ناهيد سيادات، همسر حسن صراحی ويراستار و تصحيح گر آثار آيت الله طالقانی اعلام کرد: همسرش بيش از ۱۰ ماه است که مفقود شده است. نامبرده گفت در اين مدت به اداره آگاهی تهران بزرگ، پزشکی قانونی، کليه بيمارستانها، بانک اجساد، پزشکی قانونی کهريزک، کميسيون حقوق بشر اسلامی و دادگاه انقلاب مراجعه کرده ام ولی تا به امروز نتيجه ای نگرفته ام.(ايلنا ۶/۱۲/۸۵)
۴۹ ـ دکتر عليرضا رجايی استاد دانشگاه از فعالين ملی مذهبی پس از بازگشت از سفر آمريکا به ايران از سوی معاونت امنيتی دادگاه انقلاب اسلامی ممنوع الخروج گرديد.(سرمايه ۷/۱۲/۸۵)
۵۰ ـ سخنرانی شمس الواعظين دبير انجمن آزادی مطبوعات در مسجد هيات متوسلين گرگان با حمله انصار حزب الله به مراسم و ضرب و شتم شرکت کنندگان از برگزاری مراسم جلوگيری کردند.(ايسنا ۸/۱۲/۸۵)
۵۱ ـ نسرين ستوده عضو کانون مدافعان حقوق بشر و وکيل مدافع تعدادی از فعالين جنبش زنان گفت: در تجمع مقابل دادگاه انقلاب بنده از نزديک شاهد بودم پليس با ضرب و شتم که منجر به خونريزی دهان يکی از زنان شد افراد را بازداشت و به زندان اوين منتقل کرد. وی گفت: چرا دختران جوان توسط بازجوهای مرد در نيمه های شب و در اتاقهای در بسته با بازجويی طولانی و تا صبح صورت می گيرد و چرا بايد دختران جوان اينگونه تهديد شوند. اين محل همانجايی است که از زهرا کاظمی بازجويی صورت می گرفته است. اين وکيل دادگستری با اشاره به آزادی ۳۰ فعال زن گفت: متاسفانه در ۴۸ ساعت گذشته فشارهای امنيتی از سر گرفته شده و با ۷ تن از فعالان زن تماس تلفنی تهديد آميز صورت گرفته است. ماموران امنيتی شبانه وارد خانه دو فعال زن شده اند و حتی پدر يکی از فعالان جنبش زنان را تهديد به بازداشت کرده اند.(ادوار نيوز ۱۸/۱۲/۸۵)
احضار فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی :
۵۲ ـ علی اکبر موسوی خوئينی دبير کل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی به اتهام شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ جهت بازجويی به شعبه ۱۴ بازپرسی دادسرای انقلاب تهران احضار شد. نامبرده قبلا به همين اتهام بازداشت و پس از تحمل ۱۳۱روز حبس با قرار وثيقه ۱۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شده بود.(ايلنا ۷/۱۲/۸۵)
۵۳ ـ محمد رضا وطنی از دراويش گنابادی استان يزد به اتهام تبليغ عليه نظام جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب يزد احضار شد.(ايلنا ۸/۱۲/۸۵)
۵۴ ـ اکبر اعلمی نماينده تبريز در مجلس شورای اسلامی به علت طرح سوال از وزير دفاع، و تذکرات در مورد عملکرد بسيج در مورد وقايع خرداد ماه آذربايجان و دخالت فرماندهان و اعضای بسيج در مسايل سياسی به اتهام نشر اکاذيب، توهين و افتراء با شکايت رئيس بازرسی فرماندهی نيروی مقاومت بسيج سپاه و ستاد فرماندهی بسيج به دادسرای کارکنان دولت احضار شد.(ايلنا ۱۳/۱۲/۸۵)
۵۵ ـ نسرين ستوده وکيل دادگستری گفت: در طی ۴۸ ساعت گذشته خانمها هما مداح، منصوره شجاعی، فرناز سيفی، خديجه مقدم، پريسا کاکايی، بيتا طاهباز و مونا محمد زاده از طريق تماس تلفنی به اداره پيگيری اطلاعات استان تهران احضار شده ا ند.(زنستان ۱۶/۱۲/۸۵)
۵۶ ـ ماموران امنيتی با شکستن قفل در خانه سارا لقمانی از فعالان جنبش زنان اقدام به جستجوی منزل وی نمودند. ماموران امنيتی تلفن موبايل بيتا طاهباز يکی ديگر از فعالان جنبش زنان را ضبط کرده و با خود بردند.
(ادوار نيوز ۱۷/۱۲/۸۵)
۵۷ ـ نسرين ستوده وکيل دادگستری گفت: ماموران وزارت اطلاعات با حضور در منزل منصوره شجاعی و فرناز سيفی از فعالان جنبش زنان، احضاريه ای را برای خانواده آنها ارائه کرده اند. وی افزود: در تجمع روز جهانی زن در تهران ۱۰ نفر بازداشت شدند که ۹ نفر از آنها با معرفی کفيل آزاد شدند ولی يک نفر همچنان در بازداشت بسر می برد.(ايلنا ۱۹/۱۲/۸۵)
۵۸ ـ آزاده فرقانی از بازداشت شدگان تجمع روز ۲۲ خرداد ۸۵ در تهران، به اتهام اقدام عليه امنيت کشور جهت محاکمه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايلنا ۲۰/۱۲/۸۵)
۵۹ ـ دکتر پرويز محمدی استاد زبان و ادبيات فارسی دانشگاه پيام نور نقده به دادگاه انقلاب نقده احضار شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۰/۱۲/۸۵)
۶۰ ـ حشمت الله طبرزدی و محمد مسعود سلامتی از اعضای جبهه دمکراتيک ايران به دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات احضار شدند و مورد تهديد قرار گرفتند.(انجمن زندانيان سياسی ۲۴/۱۲/۸۵)
۶۱ ـ مجيد ايور به اتهام همکاری با يکی از احزاب کرد اپوزيسيون جهت محاکمه به شعبه دوم دادگاه انقلاب مهاباد احضار شد. وی مدتی پيش با قرار وثيقه از بازداشت آزاد گرديد.(وبلاگ موکريان ۲۶/۱۲/۸۵)
دستگيری فعالين سياسی فرهنگی و اجتماعی :
۶۲ ـ خالد قبادی عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان توسط نيروهای امنيتی در کرمانشاه بازداشت شد. (سازمان دفاع از حقوق کردستان ۲/۱۲/۸۵)
۶۳ ـ نيروهای انتظامی و امنيتی با حمله به تجمع مسالمت آميز تعدادی از شهروندان زنجانی به مناسبت روز جهانی زبان مادری، عده ای را بازداشت و مجروح کردند. اسامی بازداشت شدگان عبارتند از: سعيد متين پور، جليل غنی لو، حسين رحمتی، عليرضا متين پور، علی رحمتی، مرتضی مرادی، محسن رفيعی، ئلناز نعمتی،داود نعمتی، محمود مهاجری، آيدين برادران مقدم، رحمت الله بيات تبار، يوسف محمدی، امير نصيری، بهروز صفری، محمد محمدی، ايرج محمدی و کريم جليلی.(ادوار نيوز ۳/۱۲/۸۵)
۶۴ ـ با حمله نيروهای انتظامی و امنيتی به تجمع روز جهانی زبان مادری در شهرهای اروميه، مياندوآب، اردبيل، تبريز، مشکين شهر و خوی عده ای بازداشت شدند. اسامی تعدادی از بازداشت شدگان به شرح زير است. اروميه: مهدی ابوالقاسمی دانشجوی دانشگاه اروميه، عطا آغاسی دانشجوی دانشگاه اروميه، مقداد تيموری، کيانوش يوسفی قولونجو، يوسف دستان، عارف الوفی، مسلم نيکخو، ابوذر اسد زاده، امير اسد زاده دانشجوی دانشگاه اروميه، مرتضی رضايی، بابک محمدی، سعيد حسين زاده، هوشنگ تقی پور، کاوه توکلی، داود عبدی دانشجوی دانشگاه آزاد مهاباد و اسماعيل ملک خانقين. مياندوآب: جعفر حق نظری دانشجوی دانشگاه آزاد مهاباد، مهدی هاتفی بيگلری دانشجوی دانشگاه پيام نور نقده، ساسان موسوی کارمند بانک کشاورزی، علی مقدم دانشجوی دانشگاه آزاد مراغه، رضا وجدانی، علی سلطانی، سيروس حضرتی، احمد جدی. اردبيل: جلال تقوی، قدير آذر دخت، حسن اسدی، حسين سببی، امين جدی، مصطفی محجوب تپه، آيدين نجاتی، يعقوب گوهر فر، رضا ديده ور، بابک شجاع و امين قديمی. تبريز: حسن ارک و يوسف سلحشور. مشکين شهر: جليل مقدسی، مهدی طالبی، شاهين اسماعيل پور. خوی: ابراهيم جعفر زاده. اکثر دستگير شدگان با قرار وثيقه آزاد شده اند.(کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ۵/۱۲/۸۵)
۶۵ ـ آرش بهمنی، بابک مهدی زاده و سيد کوهزاد اسماعيلی از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی شاخه گيلان توسط اداره اطلاعات گيلان بازداشت شدند.(ايلنا ۶/۱۲/۸۵)
۶۶ ـ سميه بیّنات همسر دانشجوی زندانی احمد باطبی توسط نيروهای امنيتی به مدت ۳ روز در گرگان بازداشت گرديد.(وبلاگ امير کبير ۶/۱۲/۸۵)
۶۷ ـ دستکم ۳۶ نفر از فعالان جنبش زنان که در اعتراض به فشارهای امنيتی وارده و احضارهای متعدد اين فعالان در برابر دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند، توسط نيروی انتظامی بازداشت و به اداره مبارزه با مفاسد اجتماعی نيروی انتظامی منتقل گرديدند. اسامی زنان بازداشت شده عبارتند از: پرستو سرمدی، ساغر لقايی، خديجه مقدم، ساقی لقايی، ناهيد کشاورز، مهناز محمدی، نسرين افضلی، طلعت تقی نيا، فخری شادفر، مريم شادفر، الناز انصاری، فاطمه گوارايی، آزاده فرقانی، سميه فريد، مينو مرتاضی، سارا ايمانيان، ناهيد جعفری، سوسن طهماسبی، پروين اردلان، نوشين احمدی خراسانی، فريده انتصاری، ناهيد انتصاری، شهلا انتصاری و شادی صدر. ماموران امنيتی سر ناهيد جعفری يکی از بازداشت شدگان را به در مينی بوس کوبيده اند که در نتيجه اين ضرب و شتم دندانهای وی شکسته است و ماموران از بردن وی به اورژانس امتناع می کنند.(ادوارنيوز ۱۳/۱۲/۸۵)
۶۸ ـ نگار اسد زاده دانشجوی مديريت دانشگاه آزاد و مهدی آميزش به علت شرکت در تجمع معلمان در مقابل مجلس توسط نيروهای اطلاعاتی و انتظامی بازداشت و پس از بازجويی با گرو گرفتن مدارک آنان آزاد شدند. (وبلاگ ۸ مارس ۱۷/۱۲/۸۵)
۶۹ ـ گارد ويژه نيروی انتظامی با حمله به تجمع مراسم روز جهانی زن در ميدان بهارستان تهران اقدام به ضرب و شتم عبدالله مومنی، مرضيه مرتاضی و فاطمه گوارايی نمود و تعدادی را بازداشت نمود.(ادوار نيوز ۱۷/۱۲/۸۵)
۷۰ ـ بهاره هدايت دبير کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت گفت: دستکم ۱۰ نفر از زنانی که در تجمع مراسم روز زن در مقابل مجلس شورای اسلامی شرکت کرده بودند توسط نيروی انتظامی بازداشت شدند. اسامی ۵ نفر از بازداشت شدگان عبارتند از: گيتا احمدی، سمانه مراديان، مارال فرخی، مونا فيض بخش و ناهيد نوروزی. بازداشت شدگان پس از يک روز آزاد شدند.(ادوار نيوز ۱۸/۱۲/۸۵)
۷۱ ـ نيروی انتظامی از برگزاری مراسم روز جهانی زن در سنندج جلوگيری بعمل آورد و عده ای را بازداشت کردند. تعدادی از بازداشت شدگان روز بعد آزاد شدند. اما پنج نفر به نامهای آسو صالح، رويا تدين، پيمان نعمتی، الياس کريمی و صلاح زمانی همچنان در بازداشت بسر می برند.(ايلنا ۱۹/۱۲/۸۵)
۷۲ ـ شير زاد حاجيلو دبير موسسه"اورين" توسط نيروهای امنيتی در شهرستان خوی بازداشت گرديد. همچنين خانم نسرين رضوی از جوانان هويت طلب شهر تبريز توسط ماموران انتظامی دستگير شد.(وبلاگ حق ۲۰/۱۲/۸۵)
۷۳ ـ حسن کرمی فرمانده نيروی انتظامی استان آذربايجان غربی گفت: ۲۰۷ نفر از هواداران و عوامل اصلی گروههای"ضد انقلاب" دستگير شده اند که ۶۳ نفر آنها از عوامل اصلی هستند.(فارس ۲۲/۱۲/۸۵)
۷۴ ـ بدنبال تجمع فرهنگيان در مقابل مجلس شورای اسلامی تعدادی از معلمان در تهران و کرمانشاه توسط ماموران امنيتی بازداشت شدند. اسامی بخشی از معلمان بازداشتی در تهران عبارتند از : عليرضا هاشمی ، محمد داوری ، علی پور سليمان ، محمود بهشتی لنگرودی، علی اکبر باغانی، کريم قشقاوی، محمد رضا رضايی، رسول بداقی، محسن کمالی، نورالله اکبری، سجاد خاکساری، سورج جعفری، ربيع پور، خاکبازان ، باقری، و اکبری پرورشی. اسامی معلمان بازداشتی در کرمانشاه عبارتند از :محمد توکلی، صادقی، حشمتی، عباسی، لرستانی.(کانون صنفی معلمان ايران ۲۶/۱۲/۸۵)
۷۵ ـ پوروثوق نايب رئيس کانون صنفی معلمان ايران گفت: متاسفانه هيچ آمار دقيقی از تعداد معلمان بازداشت شده اعلام نشده است و بر اساس وعده مطرح شده ۴۴ نفر از معلمان بازداشتی قرار است تا آخر تعطيلات آزاد شوند.(ايلنا ۲۷/۱۲/۸۵)
۷۶ ـ ذکريا عباسی فرد عضو کانون صنفی معلمان کرمانشاه و قدرت الله اسماعيلی دبير دبيرستانهای کرمانشاه توسط مامورين امنيتی بازداشت شدند.(وبلاگ موکريان ۲۷/۱۲/۸۵)
۷۷ ـ محبوبه عباسقلی زاده و شادی صدر از فعالين جنبش زنان پس از ۱۶ بازداشت با قرار وثيقه ۲۵۰ ميليون و ۲۰۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شدند. .(ميدان ۲۸/۱۲/۸۵)
محاکمه فعالين سياسی فرهنگی و اجتماعی :
۷۸ ـ فريبا داودی مهاجر، نوشين احمدی، پروين اردلان، شهلا انتصاری و سوسن طهماسب از فعالين جنبش زنان به علت شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و شرکت در تجمع غير قانونی در شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شدند.(ايلنا ۱۳/۱۲/۸۵)
فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
۷۹ ـ سعيد درخشندی و ابوالفضل جهاندار از فعالان دانشجويی به اتهام توهين به مقامات، اقدام عليه امنيت ملی، اجتماع و تبانی به جهت بر هم زدن امنيت کشور در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به ترتيب به سه و دو سال ونيم حبس تعزيری محکوم شدند.(ايلنا ۴/۱۲/۸۵)
۸۰ ـ کيوان انصاری عضو سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی، اجتماع و تبانی به منظور فعاليت تبليغی عليه نظام و توهين به مقامات در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به سه سال و نيم حبس تعزيری محکوم شد.(ايلنا ۴/۱۲/۸۵)
۸۱ ـ حجت الاسلام جهانشاهی به علت مبارزه علنی با زمين خواران سير جانی در دادگاه ويژه روحانيت به سه ماه و يک روز زندان محکوم شد. ۱۵ نفر از حاميان وی در زمان پخش اعلاميه بعد از نماز جمعه سير جان توسط ماموران امنيتی دستگير شدند.(آفتاب ۱۲/۱۲/۸۵)
۸۲ ـ لقمان رشی که از يک سال پيش در زندان مهاباد بسر می برد، به اتهام همکاری با يکی از احزاب کرد اپوزيسيون به ۶ سال زندان محکوم گرديد.(وبلاگ موکريان ۱۷/۱۲/۸۵)
۸۳ ـ حميد رهگذر عضو سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی به اتهام اقدام عليه نظام و امنيت کشور در شعبه اول دادگاه انقلاب همدان به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد.(ايلنا ۲۲/۱۲/۸۵)
۸۴ ـ مصطفی عوض پور فعال حرکت ملی آذربايجان به اتهام پان ترکيسم و تبليغ عليه نظام در دادگاه انقلاب تبريز به دو سال حبس تعزيری محکوم شد. نامبرده مدتی پيش به ۵ ماه حبس محکوم شده بود.(وبلاگ حق ۲۸/۱۲/۸۵)
۸۵ ـ صلاح الدين علايی نماينده سقز و بانه در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به اتهام در گيری با فرمانده پليس امنيتی مجلس موسوم به « انصار المهدی » در شعبه اول دادگاه کارکنان دولت در تهران به ۶ سال حبس تعزيری محکوم شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۹/۱۲/۸۵)
اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
۸۶ ـ ميعاد بیّنات گفت: احمد باطبی پس از دريافت خبر ربوده شدن همسر خود دست به اعتصاب غذای خشک زده و از خوردن و نوشيدن خود داری می کند. سميه بیّنات همسر احمد باطبی در اطلاع رسانی از وضعيت او در زندان و تلاش برای آزادی اش فعال بوده است.(بی بی سی ۴/۱۲/۸۵)
۸۷ ـ محمد ابراهيمی نويسنده کتاب مذهبی عضو سازمان" علم حق و عدالت" مدت يکسال است که در بازداشتگاههای ۲۰۹ نگهداری می شود. وی در تاريخ ۱۲/۹/۸۰ بازداشت و در دادگاه انقلاب کرج به ۱۳ سال زندان محکوم گرديد.(فعالان حقوق بشر در ايران ۷/۱۲/۸۵)
۸۸ ـ اکثر زندانيان در اهواز از داشتن وکيل، برگزاری دادگاه علنی با حضور هيات منصفه محروم بوده اند. بسياری از زندانيان در بازداشتگاههای مخفی سپاه، وزارت اطلاعات و يا سلولهای انفرادی زندانهای سپيدار و کارون اهواز ماه های متمادی تحت شکنجه قرار گرفته اند. اسامی ده نفر از زندانيان و مدت محکوميتشان به شرح زير می باشد. احمد آلبوغيش ۶ سال زندان، جواد جابری ۵ سال زندان، عزيز کارفی ۳ سال زندان، عزيز ساعدی ۲ سال زندان، منصور طيوری نسب ۱۳ سال زندان، جواد نعيمی ۶ سال زندان، کاظم زهيری ۳ سال زندان، علی سواری ۱۱ سال زندان، ليلا کعبی محکوم به اعدام. (از سرنوشت ايشان اطلاعی در دست نيست ) و مهدی خضيراوی. (فعالان حقوق بشر در ايران ۱۴/۱۲/۸۵)
۸۹ ـ خالدحردانی، شهرام و فرهنگ پور منصوری شبانه از بند ۳۵۰ زندان اوين به زندان رجايی شهر منتقل شدند. اين زندانيان در اعتراض به اين اقدام و بلاتکليفی خود دست به اعتصاب غذا زدند. نامبردگان به جرم هواپيما ربايی زير حکم اعدام می باشند.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۷/۱۲/۸۵)
۹۰ ـ آيت الله سيد محمد کاظمينی بروجردی در اعتراض به بازداشت همسرش اکرم سادات ولی پور و فرزندش سيد مهدی به مدت ۲ هفته در بند ۲۰۹ زندان اوين در اعتصاب غذا بود.(وبلاگ بام آزادی ۱۸/۱۲/۸۵)
اخبار کارگری :
۹۱ ـ عيد علی کريمی دبير اجرايی خانه کارگر استان قزوين گفت: ۲۵ نفر از کارگران شرکت"کارتن پارس" از کار اخراج شدند.(ايلنا ۲/۱۲/۸۵)
۹۲ ـ عباس کار بخش دبير اجرايی خانه کارگر کرمان گفت: ۱۵۰۰ کارگر شهرداری کرمان مدت ۴ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۴/۱۲/۸۵)
۹۳ ـ حسن بهرامی رئيس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار غرب تهران گفت: حدود ۴۰۰ کارگر شرکت "صنايع فلزی" شماره ۲ مدت ۳ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۴/۱۲/۸۵)
۹۴ ـ ماشاالله زهتابی دبير اجرايی خانه کارگر کاشان گفت: کارگران شرکت "مخمل ابريشم" چندين ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۴/۱۲/۸۵)
۹۵ ـ يک عضو شورای اسلامی کار شرکت" کاغذ کارون" شوشتر گفت: اين شرکت حدود يکسال است که تعطيل شده و ۱۷۰ کارگر اين شرکت مدت ۱۰ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۴/۱۲/۸۵)
۹۶ ـ عباس سالاری دبير اجرايی خانه کارگر پاکدشت گفت: ۲۴۰ کارگر شرکت "سازمايه " حدود ۳ سال است که حقوق دريافت نکرده اند.(ايلنا ۴/۱۲/۸۵)
۹۷ ـ منصور اصانلو رئيس سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به اتهام تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت داخلی در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد.(ايلنا ۵/۱۲/۸۵)
۹۸ ـ قدير سواعدی مدير اجرايی کارخانه لوله سازی خوزستان گفت: ۷۰۰ کارگر شاغل دراين شرکت مدت ۳ ماه است که حقوق ومزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۵/۱۲/۸۵)
۹۹ ـ مراد احسانپور رئيس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار لرستان گفت: ۲۵۰ کارگر شاغل در اين شرکت مدت ۸ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۵/۱۲/۸۵)
۱۰۰ ـ عيد علی کريمی دبير اجرايی خانه کارگر قزوين گفت: ۲۰۰ کارگر شرکت "نقش ايران"، ۸۰ کارگر شرکت "قوه پارس" و دهها کارگر شرکت "کلاچ" مدت پنج ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۵/۱۲/۸۵)
۱۰۱ ـ اسدالله شيری دبير اجرايی خانه کارگر در استان آذربايجان غربی گفت: کارگران آجر ماشين اروميه از ۳ الی ۷ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. همچنين رئيس شورای اسلامی کار اين کارخانه گفت: در فصل توليد بيش از ۵۰۰ کارگر فصلی و قرار دادی در اين کارخانه مشغول بکار می شوند. مديريت جهت توسعه کارخانه مبلغ ۵ ميليارد تومان از بانکهای تجارت ، صنعت و معدن و.... وام دريافت کرده است.(ايلنا ۶/۱۲/۸۵)
۱۰۲ ـ غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر طبس گفت: مديريت شرکت پيمانکاری"حسين نژاد" از پرداخت حقوق معوقه ۲۰ کارگر در شهرداری طبس خود داری می کند. هر کارگر ۵۵۰ هزار تومان از حقوق قانونی خود را طلبکار می باشند. مديريت شرکت حقوق سنوات، عيدی و پاداش کارگران را پرداخت نکرده است.(ايلنا ۶/۱۲/۸۵)
۱۰۳ ـ مراد احسانپور رئيس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان لرستان گفت: ۱۵۰ کارگر يخچال سازی خرم آباد مدت ۳ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۷/۱۲/۸۵)
۱۰۴ ـ محمد رضا جعفری عضو خانه کارگر يزد گفت: ۲۰ کارگر شرکت"فولاد کوزين" يزد مدت ۱۰ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. در سال جاری ۷۰ کارگر اين شرکت از کار اخراج شده اند.(ايلنا ۷/۱۲/۸۵)
۱۰۵ ـ مصطفی نژاد دبير اجرايی خانه کارگر مهاباد گفت: ۱۵ کارگر شرکت" ارض گستر" از کار اخراج شدند. اين کارگران ۳ ماه است که حقوق خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۷/۱۲/۸۵)
۱۰۶ ـ عوض سلطانی قائم مقام خانه کارگر پاکدشت گفت: ۲۴ کارگر شرکت "شن و ماسه" پاکدشت از کار اخراج شدند.(ايلنا ۹/۱۲/۸۵)
۱۰۷ ـ علی غياثی دبير اجرايی خانه کارگر ايلام گفت: ۱۵۰۰ کارگر شرکتهای زيگورات و پرليد مستقر در سد سميره ايلام مدت ۶ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند.(ايلنا ۹/۱۲/۸۵)
۱۰۸ ـ عيد علی کريمی دبير اجرايی خانه کارگر گفت: ۷۲ کارگر شرکت"قوه پارس" مدت ۸ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. اين کارگران در خانه کارگر قزوين اقدام به تجمع اعتراضی کردند.(ايلنا ۹/۱۲/۸۵)
۱۰۹ ـ عنايت طالبی رئيس شورای اسلامی کار کارخانه"چيت سازی" بهشهر گفت: ۲۹۵ کارگر اين کارخانه مدت ۶ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. وی افزود: قبلا ۱۷۶۰ کارگر اين کارخانه شاغل بودند که طی پروسه ای از کار اخراج و يا بازنشسته شدند.(ايلنا ۱۱/۱۲/۸۵)
۱۱۰ ـ تقی نصيری رئيس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان قم گفت: شرکت "نساجی مريم" تعطيل و ۱۰۰ کارگر اين شرکت از کار اخراج شدند.(ايلنا ۱۱/۱۲/۸۵)
۱۱۱ ـ غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر طبس گفت: ۱۸ کارگر خدماتی پيمانکاری فرودگاه طبس مدت ۵ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۱/۱۲/۸۵)
۱۱۲ ـ نصرالله دريا بيگی دبير اجرايی خانه کارگر قائمشهر گفت: ۶۰۰ کارگر کارخانه نساجی طبرستان مدت ۵ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۲/۱۲/۸۵)
۱۱۳ ـ علی اوحدی نماينده کارگران اخراجی شرکت"الکترونيک مدرن" دماوند گفت: حدود ۲۰۰ کارگر اخراجی اين شرکت مدت ۹ ماه است که بلاتکليف هستند و هيچ حقوق دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۲/۱۲/۸۵)
۱۱۴ ـ غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر طبس گفت: ۳۰ شرکت پيمانکاری خدماتی بيمارستان مصطفی خمينی مدت ۹ ماه است که حقوق و مزايای کارگران را پرداخت نکرده اند.(ايلنا ۱۲/۱۲/۸۵)
۱۱۵ ـ محمد تقی جعفر بيگلو رئيس شورای اسلامی کار شرکت "صندوق نسوز خرم" گفت: حدود ۹۰ کارگر اين شرکت مدت ۶ ماه است بخش قابل توجهی از حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۲/۱۲/۸۵)
۱۱۶ ـ مراد احسانپور رئيس کانون هماهگی شوراهای اسلامی کار استان لرستان گفت: ۳۵ کارگر شرکت"لبنيات زاگرس" خرم آباد مدت يک سال است که هيچ گونه حقوق و مزايايی دريافت نکرده اند. مدير عامل اين شرکت مبلغ دو و نيم ميليون تومان از دولت وام گرفته و به امريکا رفته است.(ايلنا ۱۲/۱۲/۸۵)
۱۱۷ ـ علی عليزاده عضو شورای اسلامی کار شرکت "کشت و صنعت کارون شوشتر" گفت: ۱۲۰۰۰ کارگر اين شرکت مدت ۲ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. کارگران برای اعتراض اعتصاب غذا کرده اند.(ايلنا ۱۳/۱۲/۸۵)
۱۱۸ ـ يک عضو شورای اسلامی کار گفت : حدود ۵۰ کارگر کارخانه"گچ خوی" مدت ۵ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۴/۱۲/۸۵)
۱۱۹ ـ دهها کارگر شرکت صنايع الکترونيک دماوند به نمايندگی از ۴۰۰ کارگر در اعتراض به عدم دريافت ۱۵ ماه حقوق و مزايا، در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند. اين کارگران ۱۵ ماه است که بلاتکليف هستند و حق سنوات، عيدی، پاداش و ديگر مزايای شغلی خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۱۲۰ ـ رضا شهبازی عضو خانه کارگر گفت: کارگران کارخانه"پرسان" رشت مدت ۳ سال است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. مدير عامل اين کارخانه مبلغ دو ميليارد و هفتصد ميليون تومان از بانک تجارت و بانک رفاه کارگران وام دريافت کرده و سپس متواری شده است.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۱۲۱ ـ ۷۰ کارگر شاغل در شرکت « صنايع چوب طالقانی » مدت ۷ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. اين کارگران برای اعتراض در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۱۲۲ ـ غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر طبس گفت: ۷۰ کارگر خدماتی پيمانکاری شهرداری مدت ۲ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۱۲۳ ـ غلامرضا ابو طالبی دبير اجرايی خانه کارگر استان خوزستان گفت: ۸۰ درصد حقوق بگيران در استان خوزستان تحت پوشش پيمانکاران هستند و اين پيمانکاران حدود ۳ تا ۴ ماه است که حقوق کارگران را نداده اند.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۱۲۴ ـ فرامرز نقش افکن رئيس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار اروميه گفت: ۵۰۰ کارگر نساجی خوی مدت ۶ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۱۲۵ ـ حدود ۵۰ کارگر شرکت" شير پاستوريزه" مياندوآب مدت ۳ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. (ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۱۲۶ ـ مهندس سلطانی نسب مدير کل بازرسی وزارت کار گفت: در سال گذشته تعداد ۱۱۰۰ کارگر به علت حوادث ناشی از کار جان خود را از دست دادند. وی افزود: اگر کوچکترين و کمترين آموزشی به کارگران داده می شد، اينگونه حوادث ناگوار اتفاق نمی افتاد.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۱۲۷ ـ امين عنصری عضو خانه کارگر گفت: ۴۰۰ کارگر "کشتی سازی اروندان" مدت ۳ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. کارگران برای اعتراض در مقابل فرمانداری خرمشهر تجمع کردند.(ايلنا ۱۵/۱۲/۸۵)
۱۲۸ ـ علی بابايی عضو کانون شورای اسلامی کار استان مازندران گفت: ۵۰۰ کارگر کارخانه" تخته سه لايی رجايی" مدت ۴ سال است که بيکار و بلاتکليف هستند. اين کارگران با مشکل مالی مواجه هستند و هيچ در آمدی ندارند.(ايلنا ۱۶/۱۲/۸۵)
۱۲۹ ـ مصطفی نظری عضو هيات مديره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار خوزستان گفت: حدود ۳۰۰۰ کارگر شهرداری آبادان مدت ۳ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۶/۱۲/۸۵)
۱۳۰ ـ حدود ۳۰۰ کارگر آبفای روستايی آبادان مدت ۷ ماه است که هيچگونه حقوق و مزايا دريافت نکرده اند. اين کارگران روز مزدی و قرار دادی هستند.(ايلنا ۱۶/۱۲/۸۵)
۱۳۱ ـ فخرالدين موسوی، غضنفر کرمی، رحيم بابا، عليرضا فيضی و فرزين برخوردار کارگران شرکت" پوشينه بافت" قزوين به اتهام اخلاگر توسط مامورين اداره اطلاعات بازداشت شدند. کارگران اين شرکت مدت ۶ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۶/۱۲/۸۵)
۱۳۲ ـ بيش از ۵۰۰ کارگر شرکت صنايع فلزی مدت ۴ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. اين کارگران برای اعتراض تقاطع ۱۷ شهريور در شاد شهر را مسدود کردند. تجمع کارگران با دخالت نيروی انتظامی خاتمه يافت.
(ايلنا ۱۶/۱۲/۸۵)
۱۳۳ ـ محسن حکيمی، جلال حسينی، محمود صالحی و برهان ديوارگر از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر سال ۸۳ در سقز به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم در شعبه هفتم دادگاه تجديد نظر استان کردستان محاکمه شدند.(ايلنا ۲۰/۱۲/۸۵)
۱۳۴ ـ کريم صادق زاده دبير اجرايی خانه کارگر استان آذربايجان شرقی گفت: ۱۷۰ کارگر کارخانه نساجی خامنه مدت ده ماه است که حقوق نگرفته اند. اين کارگران برای دريافت حقوق معوقه خود بارها به استانداری، فرمانداری، اداره کار و نمايندگان مجلس شورای اسلامی مراجعه کرده اند.(ايلنا ۲۶/۱۲/۸۵)
۱۳۵ ـ مديريت شرکت "راديو شهاب۲" حق افزايش توليد کارگران را پرداخت نمی کند. اين شرکت توليد تلويزيون متعلق به بنياد شهيد می باشد.(ايلنا ۲۳/۱۲/۸۵)
۱۳۶ ـ اسماعيل حق پرستی دبير اجرايی خانه کارگر استان تهران گفت: شرکت"شو پارس" تعطيل و ۱۵۰ کارگر قرار دادی اين شرکت پس از تسويه حساب اخراج شدند.(ايلنا ۲۳/۱۲/۸۵)
۱۳۷ ـ نصرالله دريا بيگی دبير اجرايی خانه کارگر استان مازندران گفت: حدود ۵۰۰ کارگر کارخانه نساجی طبرستان قائمشهر ۶ ماه است که حقوق نگرفته اند. وی افزود: سال ۷۴ حدود ده هزار نفر در اين کارخانه کار می کردند، اما امروز تعداد کارگران به کمتر از ۸۰۰ نفر تقليل پيدا کرده است. در طی ۶ سال گذشته به بهانه باز سازی، مديريت کارخانه تعداد زيادی از کارگران را بازخريد، اخراج و بازنشسته تحميلی کرده است.(ايلنا ۲۲/۱۲/۸۵)
۱۳۸ ـ غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر طبس گفت: ۵۷ کارگر شاغل در شرکت خدماتی پيمانکاری سبز شهر مستقر در شهرداری طبس مدت ۱۱ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند.(ايلنا ۲۲/۱۲/۸۵)
۱۳۹ ـ عنايت طالبی نماينده خانه کارگر "چيت سازی" بهشهر گفت: ۲۹۵ کارگر اين شرکت مدت ۶۰ ماه است که هيچگونه حقوقی دريافت نکرده اند. بدليل بدهکاری مدير عامل اين کارخانه به سازمان تامين اجتماعی، شهرداری، دارايی و ساير ادارات زمين ۴ هکتاری اين واحد توليدی توقيف گرديده است.(ايلنا ۲۲/۱۲/۸۵)
ـ * مزايا ی کارگری عبارتند از : بن کارگری، حق مسکن، حق عائله مندی و عيدی .
صدور حکم قطع اعضای بدن :
۱۴۰ ـ الله يار ملک شاهی رئيس کل دادگستری استان کرمانشاه گفت: يک مرد ۴۷ ساله به جرم سرقت به حکم شعبه ۱۰۷ دادگاه جزايی کرمانشاه و با تائيد ديوانعالی کشور محکوم به قطع دست در ملاء عام شد. اين حکم در ملاء عام و در محله ای که سارق آخرين سرقت خود را مرتکب شده بود به اجرا در آمد. استاندار کرمانشاه گفت: اجرای حد تاثير چشمگيری در کنترل جرايم دارد. (اعتماد ملی ۱۲/۱۲/۸۵)
قتل مشکوک :
۱۴۱ ـ شاهو فاتحی فرزند حبيب اهل سنندج دانشجوی ليسانس پس از اتمام خدمت سربازی، ۵۰ روز پيش توسط افراد ناشناسی جلوی درب منزلشان ربوده شده بود. از سوی اداره اطلاعات سنندج به خانواده وی اطلاع می دهند بروند جنازه نامبرده را تحويل بگيرند. شاهو فاتحی را شکنجه کرده و پس از قتل در سد"سارو قاميش" انداخته بودند. به گفته پزشکی قانونی اين جوان ديروز فوت کرده است چون تا امروز که به خاک سپرده شده خونريزی داشته است.(مرکز پيگرد سران رژيم ۲۵/۱۲/۸۵)
محکومين به اعدام:
۱۴۲ ـ ابراهيم ۱۹ ساله به جرم قتل کبری ۸۰ ساله در شعبه ۷۴ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی حسينی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۳۰/۱۱/۸۵)
۱۴۳ ـ محمد محمدی ۲۴ ساله به اتهام قتل محکوم به اعدام در ملاء عام شد. وی در زمان وقوع جرم ۱۷ ساله بود. حکم صادره در تاريخ ۱۷/۱/۸۳ در شهرک ربط از توابع شهرستان سردشت به مرحله اجرا در آمد. نامبرده به مدت ۲۰ دقيقه بر روی طناب جرثقيل نگه داشته شده و پس از اطمينان حاضرين از مرگ نامبرده جسد از جرثقيل پائين آورده شده و جهت تدفين تحويل خانواده وی گرديده است. زمان غسل محمد برای تدفين متوجه تپش ضربان قلب وی می شوند، او را به بيمارستان منتقل می کنند. نيروی انتظامی با مراجعه به بيمارستان نامبرده را به زندان مهاباد منتقل می کنند. دادستان شهر سر دشت بر اجرای مجدد حکم اعدام وی مصر است.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱/۱۲/۸۵)
۱۴۴ ـ پنجعلی ۲۰ ساله و ليلا ۳۴ ساله به جرم قتل ابوالحسن قمی در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه ۳۷ ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ايران ۷/۱۲/۸۵)
۱۴۵ ـ علی به جرم قتل مريم ابوالفضلی ۲۳ ساله دانشجوی رشته زبان آلمانی و کور کردن يک نفر در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد ديوان عالی کشور محکوم به اعدام و قصاص يک چشم شد.(ايران ۷/۱۲/۸۵)
۱۴۶ ـ سيروس و محمد به جرم قتل علی ۲۶ ساله در شعبه ۱۱۵۸ دادگاه عمومی و جزايی تهران و با تائيد شعبه ۲۷ ديوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند.(اعتماد ملی ۹/۱۲/۸۵)
۱۴۷ ـ مهدی ۲۷ ساله به جرم قتل احمد در شعبه ۷۴ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی حسينی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۱۱/۱۲/۸۵)
۱۴۸ ـ حسين به جرم قتل محمود در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه ۲۱ ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع جرم ۱۶ ساله بوده است.(اعتماد ملی ۱۱/۱۲/۸۵)
۱۴۹ ـ ناصر و اردلان به جرم قتل يک مرد ۵۵ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران محکو م به اعدام شدند. (ايران ۱۳/۱۲/۸۵)
۱۵۰ ـ ملک قربانی ۳۴ ساله، محبت محمودی ۴۵ ساله، تهمينه دانش ۳۰ ساله، ليمو ابراهيمی ۳۰ ساله و هلاله محمد زاده ۳۰ ساله به اتهاماتی از قبيل زنای محصنه، ارتکاب عمل زنا، رابطه نا مشروع و قتل در دادگاهها به سنگسار و اعدام محکوم شده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۴/۱۲/۸۵)
۱۵۱ ـ صابر ۲۱ ساله تبعه افغانستان به جرم قتل رحمت در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۱۴/۱۲/۸۵)
۱۵۲ ـ آرش به جرم قتل يک مامور يگان ويژه نيروی انتظامی در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۱۴/۱۲/۸۵)
۱۵۳ ـ ابوالفضل ۳۲ ساله به جرم قتل فرح ۳۵ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد ديوان عالی کشور محکوم به اعدام شد.(ايران ۱۴/۱۲/۸۵)
۱۵۴ ـ سميه ۲۴ ساله دانشجوی سال آخر حسابداری به جرم قتل مجيد ۲۲ ساله در شعبه ۷۴ دادگاه کيفری استان تهران و با تائيد شعبه ۳۳ ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۲۰/۱۲/۸۵)
۱۵۵ ـ مهرداد به جرم قتل علی ۱۷ ساله در شعبه ۷۴ دادگاه کيفری استان تهران و با تائيد شعبه ۳۷ ديوان عالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۲۰/۱۲/۸۵)
۱۵۶ ـ فرامرز ۱۶ ساله به جرم قتل محمد در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد.(ايسنا ۲۲/۱۲/۸۵)
۱۵۷ ـ مجيد کاووسی فر فرزند محمد تقی و حسين کاووسی فر فرزند محسن به جرم ترور قاضی حسن مقدس معاون دادستان تهران به عنوان افساد فی الارض و محارب محکوم به اعدام شدند.(ايلنا ۲۳/۱۲/۸۵)
۱۵۸ ـ شکوفه داغستانی قورميچ ۲۸ ساله مادر دو کودک ۲ ساله و ۵ ساله به اتهام قتل همسرش به حکم قوه قضائيه محکوم به اعدام شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۹/۱۲/۸۵)
زندانيان سياسی محکوم به اعدام :
۱۵۹ ـ سعيد قنبر زهی ۱۷ ساله به جرم داشتن رابطه با يکی از مبارزين بلوچ توسط قوه قضائيه محکوم به اعدام شد. (خبرگزاری بلوچستان ۲۳/۱۲/۸۵)
۱۶۰ ـ حسين فروهيده فعال سياسی که ۴ ماه پيش توسط مامورين امنيتی بازداشت شده بود. در دادگاه انقلاب اروميه محکوم به اعدام شد. مامورين اداره اطلاعات به مادر نامبرده گفته اند: در صورت عدم همکاری حسين فروهيده وی را اعدام خواهند کرد.(کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی ۲۵/۱۲/۸۵)
قتل زندانيان سياسی بر اثر شکنجه:
۱۶۱ ـ ريسان سواری معلم عرب اهوازی پس از ۲۰ روز اعتصاب غذا در زيز شکنجه کشته شد. رژيم جمهوری اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر اين جنايت نام وی را در تاريخ ۲۵/۱۱/۸۵ جزء ليست اعداميها اعلام کرد. ريسان سواری به مدت يکسال بدون ملاقات با خانواده و وکيل با چشم بند، دست بند و پابند در سلول انفرادی زندانی بود. (سازمان حقوق بشر اهواز ۸/۱۲/۸۵)
زندانيان سياسی اعدام شده :
۱۶۲ ـ احمد سرير فرزند نظير با نام مستعار اسماعيل عضو « گروه عبدالمالک ريگی » به اتهام محاربه و افساد فی الارض به حکم دادگاه انقلاب زاهدان و با تائيد ديوان عالی کشور در پارک لاله زاهدان در ملاء عام به دار آويخته شد. (جمهوری اسلامی۲۴/۱۲/۸۵)
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
۱۶۳ ـ محمد صادقی ۲۶ ساله به جرم عمل لواط به حکم شعبه شش دادگاه تجديد نظر قم و با تائيد شعبه ۲۷ ديوان عالی کشور در ميدان نکويی قم در ملاء عام به دار آويخته شد.(جمهوری اسلامی ۸/۱۲/۸۵ )
۱۶۴ ـ يک مرد ۲۶ ساله به جرم قتل يک کودک ۱۳ ساله به حکم دادگستری اردبيل و با تائيد ديوانعالی کشور در ملاء عام به دار آويخته شد.(جمهوری اسلامی ۱۰/۱۲/۸۵)
۱۶۵ ـ محمد حسن رحيمی به جرم قتل نادر و ناصر مقدم به حکم قوه قضائيه در زندان اوين به دار آويخته شد. عادل به جرم قتل غلامعلی پور زال به حکم قوه قضائيه در زندان اوين به دار آويخته شد. يک مرد به جرم قتل محمد مقصودی ۴۹ ساله به حکم قوه قضائيه در زندان اوين به دار آويخته شد. سيامک ۳۷ ساله و بابک ۲۵ ساله به جرم قتل مرتضی مشيری ۴۷ ساله به حکم قوه قضائيه در زندان اوين به دار آويخته شدند. (ايران ۱۷/۱۲/۸۵)
اخبار اجتماعی :
۱۶۶ ـ بدستور قوه قضائيه ۳ دختر و ۹ پسر دانشجو به اتهام شرکت در يک مجلس پارتی مشترک توسط مامورين مبارزه با مفاسد اجتماعی نيروی انتظامی زنجان بازداشت شدند.(ايسنا ۴/۱۲/۸۵)
۱۶۷ ـ فاطمه آليا رئيس فراکسيون زنان مجلس گفت" حدود ۱۰ ميليون و ۳۰۰ هزار نفر زير خط فقر قرار دارند. وی افزود ۱۷ در صد جمعيت کشور نيازمند کمک ارگانهای حمايتی هستند و زير خط فقر قرار دارند.(فارس ۶/۱۲/۸۵)
۱۶۸ ـ ولی الله فرزانه معاون اداری و مالی استانداری مازندران گفت: در استان مازندران ۹۰۰۰۰۰ نيروی بيکار وجود دارد. (ايلنا ۹/۱۲/۸۵)
۱۶۹ ـ محمد هادی ايمانيه رئيس دانشگاه علوم پزشکی شيراز گفت: روزانه بيش از ۱۴۰۰۰ نفر در خيابانهای ايران دچار حادثه شده و بيش از ۴۰۰ نفر از آنان فوت می کنند. سالانه از محل حوادث رانندگی بيش از ۵۵۰ ميليارد تومان به شکل مستقيم به سيستم اقتصادی کشور خسارت وارد می شود.(فارس ۱۴/۱۲/۸۵)
۱۷۰ ـ محمود سالار کيا معاون دادستان تهران گفت: در جريان مراسم چهار شنبه سوری ۱۳۰۰ نفر دستگير شدند. حکم بازداشت ۱۸۴ نفر تائيد شد و بقيه متهمين با قرار کفالت آزاد شدند.(ايسنا ۲۳/۱۲/۸۵)
"فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی"
ihrnena@gmail.com ۲۹/۱۲/۱۳۸۵ برابر با ۲۰/۰۳/۲۰۰۷
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253m@yahoo.com
اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
info@bashariyat.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
demokrasi5@yahoo.deکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
فعالان دفاع از حقوق بشر : Irantestimonyinfo@irantestimony.com
معلمان و زندان اوین
گزارشی از دستگیری گسترده معلمان در تهران در روز چهارشنبه 23 اسفند 85 از جلوی مجلس شورای اسلامی
تشکل های صنفی فرهنگیان از سال 78 حرکت جمعی خود را به صورت مستقل وغیر دولت ی با شتاب بیشتری آغاز کردند و تا به امروز دست آورد ها ی موفقیت آمیز زیادی داشته اند. فرهنگیان در ادامه فعالیت های صنفی خود و با توجه به عدم التفات مسئولان به مطالبات معلمان و نیز سبک شمردن نمایندگان برگزیده آنان و بازداشت تنی چند از آنها در تهران و شهرستان ها به صورت خود جوش در اقدامی کاملا صنفی و قانون ی تصمیم گرفتند روز چهارشنبه در برابر خانه ملت گرد هم آیند.
اما روز چهارشنبه 23 اسفند 85 چه اتفاقاتی رخ داد ؟
معلمان دستگیر شده چه کسانی بودند؟
تعداد آنها به چند نفر می رسید؟
واقعا چه کسانی امنیت ملی کشور را به خطر انداخته بودند؟
در زندان اوین بر معلمان چه گذشت؟
بنده خبر نگار هفته نامه قلم معلم این سعادت را داشتم که در این مراحل گوناگون همراه معلمان باشم. در نوشتن اخبار:
1. سعی کرده ام که به نوشتن آنچه با چشمان خود دیده ام بپردازم، با اینکه برخی مطالب به کرات از شاهدان عادل نقل می شد از ذکر آنها پرهیز کرده ام.
2. ممکن است که پس از درج این خبر ، مدعی العموم ، نیروی انتظامی ، نیروهای امنیتی و... به شاکیان پرونده بنده اضافه گردند ولی آنچه خود دیده ام را نمی توانم کتمان کنم. نمی توانم آنچه وجدانم را می گدازد و می سوزاند را پنهان کنم " ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون"
سوره بقره آیه 43
چگونه می توان آن حقوق تضییع شده را دید و دم بر نیاورد؟
3. آنجا که قلمم از نوشتن شرم داشته نقطه چین ....... گذاشته ام.
خدایا چنانچه تنها بمانم و از شاهدی برای نوشتارم بپرسند چه بگویم؟ " قل کفی باالله شهیدا بینی و بینکم انه کان بعباده خبیرا بصیرا "
سوره بنی اسرائیل آیه 96
معلمان ، از خانه ملت تا زندان اوین
چهارشنبه 23 اسفند 85 روز تجمع نیروهای انتظامی و امنیتی بود نه تجمع معلمان. خصوصا جلوی درب شمالی مجلس که محل ازدحام نیروهای انتظامی بود. خیابان های بهارستان و جمهوری و تمام خیابان های اطراف مجلس پر بود از نیروهای انتظامی و امنیتی. خانه خرابه بزرگی که جلوی درب شمالی خانه ملت است محل نگهداری تعدادی از معلمان دستگیر شده بود.
بنده خبرنگاری هستم که به زور و اجبار نیروهای لباس شخصی دستگیر شدم. کارت خبرنگاری و دوربین عکاسی ام د ر حالی ضبط شد که هیچ مدرک قانونی ارائه نکردند و حتی رسیدی هم به من داده نشد. به لطف خدای مهربان این سعادت را داشتم که به عنوان خبر نگار در بطن ماجرا همراه خبر سازان باشم.
ساعت در حدود 10 بود که مرا وارد آن خرابه کردند در حدود 100 نفر سرباز وظیفه، 50 عدد موتور سیکلت به همراه راکب ، تعدادی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی، دو خودرو پلیس زن و تعدادی از نیروها ی لباس شخصی خرابه را پر کرده بودند. طبقه اول ساختمان مخروبه انتهای حیاط، محل نگهداری موقت معلمان زن و مرد دستگیر شده بود.
در حالیکه تعدادی را با اتومبیل پلیس، اتوبوس شرکت واحد و وسایل نقلیه دیگر برده بودند. از همان اوایل صبح دستگیری ها شروع شده بود (7:30 صبح) در میان دستگیر شدگان خانم خانه دار، راننده آژانس، پیک موتوری و دانشجو نیز دیده می شد.
از اینکه می توانستم به عنوان خبر نگار، خبرسازان را همراهی کنم خوشحال بودم. معلمان مهربان، اساتید درس های ایثار و شجاعت و شهادت و دفاع از حق و حقیقت بودند.
هر از چند گاهی درب بزرگ خرابه باز می شد و فردی یا افراد ی را به داخل می کشاندند. من به چشم خود دیدم که زنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. برخی از نیروها ی لباس شخصی الفاظی را به کار بردند که قلم از نوشتن آن شرم دارد. برای دستگیری خانم محجبه ای که مقاومت می کرد و به راحتی وارد خرابه نمی شد چادر از سرش کشیده شد .
بنده دیدم که مردان قوی هیکل لباس شخصی زنان معلم و مردان معلم را از خیابان و پیاده رو به زور و اجبار به داخل خرابه می کشیدند و زنان را به دست پلیس زن می سپردند و مردان را روانه طبقه اول ساختمان می کردند. چهره های گلگون معلمان، خبر از ضرب سیلی ها و باتوم ها داشت. لباس ها ی پاره پاره شده، آستین ها ی چاک چاک شده، شلوار و کت خاک آلود شده و ....
وااسفا
وااسلاما
وا محمدا
کجاست روح غیرتمندی که از درد این غم جانکاه بمیرد؟
چه فحاشی هایی که شنیدم و چه الفاظی که ای کاش هرگز نمی شنیدم. برخورد های تند و زننده و اعمال خشونت بر علیه زنان معلم و مردان معلم.
آری اینها را دیدم.
پیرمردان و پیر زنان عرصه دانش را که به اسارت گرفته بودند، دیدم.
تا ساعت 13 تمام افراد دستگیر شده را که در آن خرابه نگهداری می شدند از آن خارج نمودند تعدادی از زنان را آزاد کردند و تعدادی را هم بردند. مردان را هم دسته دسته کردند و با اتوبوس شرکت واحد زودتر از بنده و چند نفر معلم همراهم به آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی بردند. حیاط بزرگ بازداشتگاه اداره آگاهی محل انتظار برای ورود به بازداشتگاه بود بنده که آخرین نفر بودم شماره 151 را داشتم . پس از نوشتن اسامی به همراه مشخصات کامل و تلفن و ... ما را به محوطه هوا خوری بازداشتگاه بردند. کمبود امکانات رفاهی، نبود موکت و فرش کافی برای نشستن، هوای سرد آخرین روزهای زمستان و برخی رفتار ها ی بی ادبانه نسبت به مقام معلم، اعتراض معلمان بازداشت شده را موجب شده بود. فریادها ی الله اکبر و صلوات های پی در پی نشانه ای از این اعتراضات بود. اما آن چه واقعا زیبا بود روحیه بسیار عالی و شاد و خندان و مهربان معلمان بود.
بالاخره غروب بود که دو نفر قاضی آمدند. ابتدا باید برگ بازجویی را پاسخ می گفتیم .
اتهام ما اغتشاش ، اقدام علیه امنیت ملی و تمرد بود. از 151 نفر مردی که در بازداشتگاه آگاهی تهران بودیم برای 35 نفر قرار بازداشت در زندان اوین صادر شد و ما بقی با قید کفالت های 2 و 5 و 6 و 7 میلیون تومانی آزاد شدند .
از ساعت 13 یا 13:30 که نهار داده بودند، معلمان جز آب خنک چیز دیگری نداشتند که بخورند. قضاوت ها ی چند دقیقه ای قضات انجام شد. پاسخ های محکم و استوار معلمان هر یک بسیار گفتنی و شنیدنی است.
بامداد روز پنجشنبه 24 اسفند 85 آغاز شده بود که از اداره آگاهی به طرف زندان اوین حرکت کردیم. یک اتوبوس شرکت واحد با 34 معلم و یک خبرنگار دستگیر شده و شش نفر مامور و سه بیز الگانس و چند ماشین و موتور که گرداگرد ما می گشتند.
در حدود ساعت 1 بامداد وارد زندان اوین شدیم. در زیر زمین ساختمان ورودی تفتیش و جست و جوی بدنی ما انجام شد. وسایلی از قبیل تلفن و پنل ضبط را تحویل گرفتند. عکس یادگاری زندان را هم گرفتند.
تنها چند سوال در اذهان معلمان قوی ودل شاد وجود داشت. همین طور که در مینی بوس منتظر نشسته بودیم می پرسیدند:
مگر معلم چه کار کرده که باید زندانی شود ؟
مگر ما چه کرده بودیم که سزاوار آن رفتار ها ی خشونت آمیز بوده باشیم ؟
آن لباس شخصی ها خودشان زن و بچه نداشتند؟
آیا آنها داستان زندگی فاطمه الزهرا (س) را نشنیده بودند ؟
مگر دین نداشتند؟
اگر دین نداشتند لااقل چرا آزاده نبودند؟
این چه رفتاری بود که با زنان و مردان معلم کردند؟
پس از عبور از کنار، ساختمان ورزشگاه در حال ساخت، هتلینگ، سالن ملاقات ها و زمین بازی و ... از درب ورود به بخش زندان ها عبور کردیم و به طرف دامنه کوه بالا رفتیم. بند 205 محل قرنطینه ما بود. دور تا دور آن دیوارهای بلند و داخل آن یک ساختمان Z شکل چهار طبقه بزرگ وجود داشت که هر طبقه آن بیشتر از 50 سلول را در خود جا داده بود. به طبقه چهارم راهنمایی شدیم و هر سه نفر سه نفر در یک سلول اسکان یافتیم. ساعت 3 بامداد بود و ما گرسنه و تشنه.
در حدود 14 ساعت بود که غدایی نخورده بودیم.
پنجشنبه 24 اسفند 85 – زندان اوین
هم سلولی های بنده، استادان ارجمند آقایان مهندس محمد علی شکیب دبیر فیزیک و محمد محمدی محقق و نویسنده و صاحب چند عنوان کتاب و دبیر عربی و علوم قرآنی بودند.
مباحث بسیاری در باب تفکر و تعقل در خلقت و علوم طبیعی و علوم اسلامی و دینی و روش های تدریس خلاقانه مطرح شد.
بعد از ظهر هم از تمام انگشتانمان اثر انگشت گرفتند.
شب مرا به سلول شمار ه 1 بردند نزد آقایان جلیل تبیان مدرس مکانیک و محمد قاسم شفیعی مدرس ریاضی .
آقای رسول بداقی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران را هم پس از شناسایی شبانه به محل دیگری بردند.
جمعه 25 اسفند :
شنبه 26 اسفند
مطالعه، گفت و گو ، قرائت قران و ذکر خاطرات روز دستگیری و تلفن مجدد به خانواده ها .
ساعت 17 برگ ترخیص آمد و بعد از غروب در حدود ساعت 20 از زندان خارج شدیم .
چگونه می توانم خدای متعال را به خاطر کسب این تجربیات گران قیمت شکر کنم؟
برخی دیگر از اخبار :
در سه روزی که در زندان اوین بودیم بازجویی نشدیم و یا هتک حرمت واضحی در کار نبود اما مریضان ما با دردها ساختند و سوختند به عنوان مثال تا آخرین لحظه هم قرص و کپسول اکسیژن به آقای خاکبازان نرسید.
یکی از آقایان معلم که در جریان دستگیری جلوی خانه ملت و ورود به آن خرابه روبروی درب شمالی مجلس به شدت مورد ضرب و شتم ناجوانمردانه قرار گرفته بود اندامش ضرب دیده و کوفته شده بودند.
بنده شاهد بودم که از هر طرف نیروهای امنیتی بر سر و رویش ریختند و او را زدند و نقش بر زمین کردند. ایشان در این باره می گفت :" بدن کوفته مرا آرام آرام به داخل ساختمان بردند و از من عکس گرفتند. بعد دیدم که یکی از آنها برای ساکت کردن زنی که داشت جیق می زد و ناراحتی می کرد گفت: " ساکت می شوی یا بیایم ................................ ."
آنقدر ناراحت شدم که گفتم : شما ها مگه دین ندارید؟
شما از کجا آمده اید ؟
شما اصلا ایرانی هستید ؟
باز هم شروع کرد به فحاشی به ناموس مردم. بلند شدم و با آنها بزن بزن کردم. چندین چند مامور ریختند سرم و به چشمانم گاز اشک آور زدند. دیگه جایی را نمی دیدم افتادم روی زمین معلم ها هم فریاد می زدند که :" رهایش کنید ، ولش کنید "
آنهاهم می زدند. لگدی که توی کمرم زدند کاری کرده که هنوز دارم می لنگم و کمرم درد می کند اما ما به همه آنها نشان دادیم که اصلا ازشون نمی ترسیم. این درس را به آنها دادیم که هزاران نفر نیرو هم که بیاورید ما از شما نمی ترسیم. معلم تو سری خور نیست. معلم شجاع است و با غیرت. معلم ناموس دارد و شرف. "
سید صاحب انوشه بامتانت و آرامش می گفت : " جدم حضرت عباس است . سپردمشان به حضرت عباس ، خودش داد مرا از اینها بگیرد . توی گوش من می زنند ؟
بنده ای که برای ناموس این کشور و برای حفظ دین جنگیدم و ترکش توی بدنم است . آیا جرم من معلمی است ؟
محمود قربانی از دیگر بازداشت شدگان بود او می گفت : هشت سال عمرمان را در جبهه گذراندیم ، ما کجا و زندان اوین کجا. اما من ناراحت نیستم، خوشحا ل هم هستم آمدم واین مسائل را دیدم و این تجربیات را کسب کردم.
یک از سربازان وظیفه زندان می گفت: آقا ما شرمنده ایم، همه ما شرمنده ایم که شما را این طرف و آن طرف می بریم. ما را ببخشید ما معلم ها را خیلی دوست داریم.
سید کمال زنده دل مردی خوش خنده و قرص و محکم و مهربان در جواب سرباز گفت: نه جانم چرا شرمنده ای ؟ مگه ما که آمدیم اینجا شرمنده ایم ؟ آنهایی شرمنده باشند که آن بی احترامی ها را به معلم کردند.
رزمنده جنگ تحمیلی و معلم منطقه 16 در آن غروب شنبه پیش از آزادی از زندان می گفت:
" من می خواهم بدانم که این چه جور عدالتی است؟
این چه جور مهرورزی است؟
چطور می توانیم بی تفاوت باشیم؟
فلان فلان شده نامرد دست روی زن معلم، خانم معلم محجبه بلند کرد. ؟!!
مگر امام علی (ع) نگفت هر کس از شنیدن این خبر که خلخال از پای زن یهودی باز کرده اند بمیرد جا ی هیچ ملامت نیست؟
ما خودمان دیدیم که زن مسلمان، شیعه و معلم مدرسه را هتک حرمت کردند ناسزا گفتند، چادرش ر ا کشیدند و توی سرش زدند. چگونه می توانیم بی مسئولیت باشیم؟
محمد علی شکیب می گفت: اول که دستگیر شدم از خودم سوال می کردم که چرا؟
چرا ما باید بی گناه دستگیر شویم و چه اتهامات بزرگی را هم به ما وارد کرده اند؟
خلاصه کمی ناراحت بودم اما حالا که می بینم سه روز فرصت پیدا کردم که در مباحث علمی و فکری و تحقیقی به کمک استاد محمد محمدی هم سلولی ام کندوکاش علمی کنم و ذهنم را پالایش کنم و پاسخ بسیاری از شبهات را بیابم و مفاهیم مذهبی ام را عمیق تر و اصیل تر درک کنم خیلی راضی و خوشحا ل هستم . خیلی افسوس می خورم به حال کسانی که از این مباحث محروم بودند .
همه آزادشدگان از زحمات شبانه روزی فعالان صنفی خارج از زندان در ملاقات با برخی نمایندگان مجلس و مسئولان قوه قضائیه و فعالیت های نمایندگان کانون ها ی صنفی شهرستان ها و به خصوص خانواده ها ی خودشان که با صبر و استقامت و گردهمایی در مقابل دادگاه انقلاب موجبات آزادی آنها را فراهم آورده بودند کمال تشکر را داشتند. بعلاوه خواسته فرد فرد ایشان آزادی هرچه سریع تر دیگر فعالان صنفی باقی مانده در زندان های تهران و شهرستان می باشد. آقایان باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران ، محمود بهشتی ، قشقاوی ، رسول بداقی و ...
یکی از زندانبان ها در لحظه های خداحافظی به محمد رضا بیگلر خانی معلم شاد و سرزنده می گفت:" آنقدر شماها می خندید و گل می گفتید که من آرزو کردم ای کاش می توانستم می آمدم توی سلول شما ببینم شما چه می گویید که اینقد ر می خندید .
........ – خبرنگار
نام و مشخصات محفوظ و در نزد کانون شناخته شده و کاملا مورد تایید است
خانواده ی معلمان دربند با سفره ی هفت سین در کنار دیوار زندان اوین
سال ۸۵ با دستگيرى نمايندگان معلمان معترض به پايان ميرسد. چند ساعتى به آغاز سال جديد نمانده و به نظر ميايد نمايندگان معلمان شب عيد را در زندان اوين بسر خواهند برد. خانواده معلمان تصميم گرفته اند درصورت آزاد نشدن آنها سفره هفت سين شان را امشب درمقابل زندان اوين را پهن كنند.
ديروز گروهى از خانوادهها براى آزادى معلمان دستگيرشدهى يعنى همسران و فرزندانشان به دادگاه انقلاب رفتند. نماينده آقاى شاهرودى رييس قوه قضاييه از طرف ايشان قول آزادى۴۴ نفر از معلمان زندانى را داده بود. اما در آنجا به خانواده معلمان گفته شد كه قاضى پرونده براى تحقيقات به زندان اوين رفته. روز دوشنبه به پايان رسيد و خبرى از آزادى معلمان زندانى نشد. آقاى شيرزاد عبدالهى روزنامهنگار از تهران در تماس تلفنى به دويچه وله گفت:
"خانوادهها چندين ساعت، يعنى تا پايان وقت ادارى، انتظار كشيدند، اما خبرى از بازگشت قاضى نشد و آنها ساعت ۴- ۳ بعدازظهر با نااميدى ساختمان دادگاه را ترك كردند."
خواست معلمان پرداخت حقوقى در شان يك آموزگار در جامعه است. آنها ظرف چند هفته اخير با تجمعات گسترده خود نشان دادند كه عزم خود را براى رسيدن به اين مطالبه جزم كردهاند. به همين دليل جلسهاى با حضور نمايندگان آنها با هيات رييسه مجلس و سازمان برنامه و بودجه برگزار شد. حاصل اين جلسه عليرغم وعدههاى داده شده، بازداشت گروهى از اعضاىكانون صنفى معلمان و سازمان معلمان بود.
در بين معلمانى كه زندانى شدند آقايان بهشتى، باغانى، قشقاوى، كمالى، بوداغى و اكبرى، داورى، پورسليمان و هاشمى از چهرههاى شناخته شده و از مسئولان دو تشكل عمدهى فرهنگيان يعنى كانون صنفى معلمان و سازمان معلمان ايران هستند. عبدالهى:
"اما اينكه غير از اين ۹ نفر اشخاص ديگرى زندانى باشند، حداقلش اين است كه كسى اسامى آنها را نمىداند. خب شهر تهران حدود ۸۰هزار معلم دارد و اگر با شهرستانهاى استان تهران در نظر بگيريم، چيزى حدود ۱۴۰- ۱۳۰هزار معلم هستند كه در مدارس پراكنده و متفاوتى كار مىكنند و واقعا تهيه يك ليست واحد از معلمان دستگير شده يكمقدار مشكل است."
آقاى عبدالهى میگويد به اين ترتيب به نظر مىرسد معلمان در تعطيلات نوروز ميهمان اوين هستند. البته رايزنىها ادامه دارد و بعضىها كه خوشبينتربودند انتظار داشتند كه تا آخر وقت امروز هم حداقل تعدادى از معلمان يا همهى آنها آزاد بشوند.
با وجود اينكه خواستههاى معلمان كاملا صنفى است و اعتراضات آنها نيز از محدوده حركتى صنفى خارج نشده با اين حال براى نمايندگان پرونده قطورترى درست شده. عبدالهى:
"روز دوشنبه كه خانوادهى عليرضا هاشمى دبيركل سازمان معلمان رفته بودند دادسراى كاركنان دولت كه با گذشتن سند ايشان را آزاد كنند، (روز قبلش يعنى روز شنبه براى ايشان ۲۵ميليون تومان قرار صادر كرده بودند) به همسر ايشان گفته شد كه غير از پروندهى مشاركت در اهانت به ساحت پيامبر اسلام كه براساس شكايت آموزش و پرورش صورت گرفته و مربوط مىشود به جريان برگزارى آزمون معلمان ضمن خدمت، پرونده جديدى براى ايشان باز شده و براساس اين پرونده جديد به اتهام اقدام عليه امنيت ملى بايد در زندان بماند."
جالب است كه سازمان معلمان در محكوميت اين آزمون اطلاعيه داده بود اما گويا گناه نماينده معلمان درست همين بوده يعنى متوجه كردن اذهان عمومى به آزمونى كه جملگى مسئولان آنرا فراتر از اهانت دانستهاند.
اما منظور از اقدام عليه امنيت ملى چيست؟ عبدالهى:
"اتهامشان تجمع غيرقانونى، تحريك معلمان و چيزهايى از اين قبيل است."
در روزهاى گذشته معلمان در برخى شهرها تجمعاتى در حمايت از همكاران تهرانى خودشان داشتند. در شهر سنندج روز دوشنبه به دعوت انجمن صنفى فرهنگيان استان كردستان حدود۶۰۰ نفر از معلمان سنندج و شهرهاى ديگر در مقابل سازمان آموزش و پرورش اين شهر اجتماع كردند، خواستار آزادى معلمان زندانى و اجراى لايحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق شدند. عبدالهى:
"در شهر سارى بين ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر جلوى سازمان آموزش و پرورش تجمع كردند. آنجا به اينها گفته شد بله، همه زندانيها آزاد شدهاند. در قوچان حدود ۳۰۰ نفر، در سبزوار و شوشتر هم ظاهرا تجمعاتى برگزار شده. خواست معلمان دو چيز كاملا مشخصىست. يكى اينكه همكاران زندانىشان آزاد بشوند و ديگرى نظام هماهنگ پرداخت حقوق اجرا بشود."
شيرزاد عبدالهى میگويد عليرغم هر اتهامى كه به معلمان و نمايندگانشان بزنند، خواستهى معلمان كاملا مشخص است. لايحه مديريت خدمات كشورى كه كار تصويباش در مجلس انجام شده اشكالاتى دارد. عبدالهى:
"اين اشكالاتش هم قابل رفع است. تنها به نظر من يك راه وجود دارد و آن اينكه بار مالى اين لايحه را دولت و مجلس تامين بكنند و در فروردين ماه اين لايحه را تصويب بكنند، تصويب نهايى كنند و اجرايش كنند. ضمنا باب مذاكره را با تشكلهاى صنفى فرهنگيان نبندند."
به عبارت ديگر اگر مسئولان به مهلتى براى اجراى اين لايحه نياز دارند بايد به گونه عمل كنند كه جامعه معلمان بتواند به آن اعتماد كند.
"ولى متاسفانه قولى كه آقاى كوهكن عضو هيات رييسه مجلس در جلسهى ۲۲ اسفند به معلمان داده بود كه مشكل لايحه حل شده و در بودجه ۸۶ اين لايحه گنجانيده شده و اينها، در فاصلهى ۲۵ تا ۲۶ اسفند اين لايحه نظام هماهنگ را بطور كامل از بودجهى ۸۶ حذف كردند. در نتيجه معلمان يك مقدار زيادى بىاعتماد شدند و واقعا از اين برخوردها عصبانى و ناراحت هستند. بهرحال بايد عقلا بنشينند به كمك تشكلها فكرى بكنند، چون اگر اين وضعيت ادامه داشته باشد، كانونهاى صنفى هم گفتهاند كه ممكن است كار از كنترل ما هم خارج بشود و مسئوليت آن بعهدهى كسانىست كه مسايل را از چارچوب خودش خارج كردهاند."
علاوه بر اعتراضاتى كه از سوى معلمان در شهرهاى مختلف ايران نسبت به دستگيرى همكاران و نمايندگانشان شده، جبهه مشاركت با صدور بيانيهاى ضرب و شتم و دستگيرى معلمان را محكوم كرده و خواستار آزادى معلمان بازداشتشده هستند. دانشجويان تحكيم وحدت از معلمان حمايت كردهاند و گروهى از شخصيتهاى سياسى و فرهنگى كه حدود ۳۰۰ نفر هستند با صدور يك اطلاعيه اقدام به سركوب معلمان را محكوم كردهاند.
"كانون مدافعان حقوق بشر واكنش نشان داده به اين دستگيرىها و الان خانوادهها دنبال اين هستند كه براى معلمها وكيل بگيرند. در شب گذشته و صبح امروز تعدادى از اينها با خانوادههاشان تماس تلفنى گرفتند."
و قرار براين است كه اگر نمايندگان معلمان آزاد نشوند شب عيد را دركنار آنها سركنند. يعنى با سفره هفت سين پاى ديوار زندان اوين.
اعتراض کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری به سرکوب معلمان
سرکوب اعتراض قانونی معلمان ایرانی
جناب محمود احمدی نژاد
ریاست جمهوری اسلامی ایران
خیابان فلسطین، تقاطع آذربایجان،تهران، ایران
نمابر: 98216495880
28 اسفند ماه 1385
جناب آقای رئیس جمهور،
کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری (آی تی یو سی) نماینده 307 سازمان وابسته با 168 میلیون کارگر عضو در 154 کشور بشدت آزار و دستگیری صدها معلم و نمایندگان کانون صنفی معلمان ایران و شورای همآهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در جریان تظاهرات اعتراضی 23 اسفند ماه سال 1385 در مقابل مجلس و وزارت آموزش و پرورش در تهران و همچنین حوادث مشابه در سراسر کشور را محکوم می کند.
دستگیری ها در جریان یک اعتراض مسالمت آمیز پس از جلسه مجلس و دولت با 12 نفر از نمایندگان معلمان در تاریخ 21 اسفند ماه رخ داد. هر چند قرار بود که جلسه یک گفتمان مرتبط باشرایط کار معلمان باشد اما هیچ نماینده ای از وزارت آموزش و پرورش در آن جلسه شرکت نداشت. در مقابل نمایندگان نیروهای انتظامی و امنیت و اطلاعات در این جلسه معلمان را متهم کردند که تهدیدی علیه امنیت ملی هستند و از آنها بخاظر اعتراضات صنفی شان انتقاد کردند. نماینده انجمن صنفی معلمان در کرمانشاه آقای رحیمی بعلت اینکه شب قبل از جلسه بازداشت شده بود در جلسه شرکت نداشت.
آنگونه که باطلاع آی تی یو سی رسیده است صدها پلیس ضد شورش و نیروهای امنیتی از صبح بسیار زود برای مقابله با حضور معلمان آماده باش بودند. وقتی که گروههایی از معلمان به پیاده روهای نزدیک مجلس در تهران قدم گذاشتند مورد حمله و ضرب و شتم با باتون نیروهای امنتیی قرار گرفتند. وقتی که تعداد دستگیرشدگان زیاد شد، آنها را در فضای باز یک مدرسه مخروبه در همان حوالی نگهداشتند و سپس به زیرزمین یک ساختمان دولتی منتقل کردند. برخی از معلمان به سمت وزارت آموزش و پرورش رفتند که در آنجا هم نیروهای انتظامی آنها را کتک زدند و در هتل مرمر زندانی کردند. معلمان زندانی اجازه تماس با خانواده ها، همکاران، اعضای انجمن و یا وکلای خود نداشتند.حدود 50 نفر از معلمان به زندان اوین منتقل شدند.
آی تی یو سی همچنین مطلع شد که چند نفر از رهبران انجمن های صنفی معلمان و شورای همآهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان از جمله مدیر انجمن صنفی معلمان ایران آقای علی اکبر باغی، سخنگوی انجمن محمد بهشتی لنگرودی و مدیر سازمان معلمان ایران آقای علیرضا هاشمی نیز در میان دستگیرشدگان هستند.اسامی سایر دستگیرشدگان که تاکنون مشخص شده است به این شرح است: محمد داوری، علی پورسلیمان، قشقایی، بداغی، نورا..اکبری، اکبر پروشی، محمد رضا خاکبازان، محمد باقری، احمد براتی، اکرم حسنی، زهرا شاد، فرشته صباغی، نرگس پیله فروش، و چهار نفر از دبیران دبیرستان نوجوانان انقلاب به نامهای طاهری، قجاوند، محمد بیگی و سجاد خاکساری.
تعدادی از معلمان نیز در شهرها و سایر استانها مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند. بر طبق گزارشهای رسیده آقای حشمتی، رحمیی و صادقی در کرمانشاه از تاریخ 21 اسفند ماه در بازداشت بسر می برند. نمانیدگاه معلمان در رشت نیز به ادارات امنیتی برای بازجویی فراخوانده شده اند. در مجموع حدود 300 معلم در حال حاضر طبق اطلاعات واصله دستگیر شده اند.
همانگونه که آموزش بین الملل در تاریخ 18 اسفند ماه برای شما نوشت و در ارتباط با اصول و بیانیه های آی ال او معلمان و همه کارگران حق دارند برای درخواست دستمزد منصفانه و کار بدون تبعیض بطور آزادانه تجمع کرده و در گفتمان، نشستها و اعتراضات عمومی در دفاع از منافع اجتماعی اقتصادی مرتبط با کارشان شرکت کنند. این اقدامات اخیر علیه معلمان ایران نقض آشکار این اصل است در حالیکه دولت جمهوری اسلامی ایران باید اساسا بخاطر عضویت در آی ال او به آن احترام بگذارد و آن را رعایت کند.
آی تی یو سی آزادی فوری و بدون قید و شرط همه دستگیرشدگان در اعتراضات معلمان در سراسر کشور را خواستار است. ما از دولت می خواهیم که برای بهبود شرایط کارمعلمان، رفع هر گونه تبعیض از آنان بعنوان خدمتگزاران بخش عمومی، و تامین دستمزدی همسطح سایر کارکنان دولت با نمایندگان سازمانهای معلمان وارد مذاکره شود. بعلاوه ما به شما توصیه می کنیم که به حقوق کارگران برای برگزاری جلسات، اعتراضات عمومی و گفتگوهایی که به شرایط کارشان مربوط می شود احترام بگذارید و از حقوق آنها حمایت کنید.
در انتظار اقدا فوری و جدی شما در این زمینه هستم.
با احترام
گای رایدر
دبیر کل
رونوشت:
آیت ا .. سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی
غلامعلی حداد عادل، رئیس مجلس
محمد جهرمی، وزیر کار و امور اجتماعی
منوچهر متکی، وزیر امور خارجه
محمد رضا البرزی، نماینده دائم ایران در موسسات سازمان ملل
در روزهای اخیر معلمان سخت کوش کشورمان با تکیه بر حق آزادی بیان و اجتماعات مسالمتآمیز، برای بیان خواستههای صرفا صنفیشان در مقابل مجلس اجتماع کردند.
اما دولت مهرورز حتی این حرکت مسالمتآمیز را نیز تاب نیاورد و با شدیدترین وجه ممکن شرکتکنندگان در این اجتماعات را سرکوب کرد. معلمان را مورد ضرب و شتم قرار داد و بسیاری از آنان را دستگیر و زندانی کرد.
کانون وب لاگ نویسان ایران پنلاگ از خواستهای برحق معلمان حمایت کرده و برگزاری تجمعات را حق همهی اقشار جامعه از جمله فرهنگیان و معلمان میداند.
فیلتر کردن سایت رسمی کانون صنفی معلمان حرکت دیگری بود که در جهت سرکوب جنبش حق طلبانهی فرهنگیان برداشته شد.
پنلاگ هرگونه اهانت و هتک حرمت به مقام معلم را محکوم کرده و خواهان آزادی هر چه سریعتر معلمان دستگیر شده و رفع فیلتر از سایت کانون صنفی معلمان است .
کانون وبلاگنویسان ایران توجه همهی مجامع بینالمللی مدافع حقوق بشر را به نقض حقوق اولیه همهی اقشار مردم از جمله معلمان در ایران جلب کرده و خواستار حمایت گسترده آنان از معلمان، و تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی برای آزادی معلمان دستگیر و زندانی شده است .
کانون وب لاگ نویسان ایران پنلاگ