به نقل از "روز آنلاین"
همسران معلمان زنداني علي اکبر باغاني، محمدتقي فلاحي، سيدمحمودباقري و علي اصغرمنتجبي، با ارسال نامه اي به آيت الله هاشمي شاهرودي، از باقي ماندن معلمان در زندان، علي رغم دستور رييس قوه قضايه براي آزادي آنها ابراز شگفتي کرده و نگراني خود را از بي اطلاعي از وضعيت همسران خود ابراز کردند.
در نامه آنها آمده است: "دو هفته است که همسران ما، معلمان اموزش وپرورش که عمري را صرف تعليم وتربيت فرزندان اين کشور کرده اند در زندان به سر مي برند وما خبري از سلامتي، محل نگهداري وکيفيت باز پرسي انها نداريم. همسران ما معلمند وجاي معلم زندان نيست . با گشايش يک مدرسه در هاي يک زندان بسته مي شود اما اين درد را به کجا ببريم که در اين ديار معلمان را به جرم عدالتخواهي وبرگزاري تجمعات قانوني در برابر خانه ملت وتقاضا براي اجراي لايحه اي که در مجلس تصويب شده است ضرب وشتم وزنداني مي کنند. وهمسران وفرزندان انها را در به در دادگاه ها وزندان ها کرده اند. همسران معلمان با همسران قاچاقچيان مواد مخدر، دزد ها وادمکشان بايد در يک صف بايستند و تحقير شوند ودريغ از دريافت يک پاسخ روشن وقانع کننده."
نويسندگان نامه خاطرنشان کرده اند: "در اخرين روز سال 85 يکي از نمايندگان مجلس از قول شما نقل کرد که فرموده بوديد شرکت در تجمعات قانوني و بيان خواسته ها ي معلمان از حقوق ملت ومظاهر دمکراسي است. اما به رغم دستور شما براي ازادي معلمان، 9 نفر از انها تعطيلات نوروزي را در زندان گذراندند و در کمال ناباوري موج جديد دستگيري معلمان در سال جديد هم ادامه يافت. انچه در اين مدت بر معلمان زنداني وهمسران، پدران، مادران وفرزندان انها گذشته است دردي است جانکاه وحديثي استخوان سوز . اگر سفره مان رونقي نداشت دلمان خوش بود که همسران ما معلمند و سرمان را پيش در وهمسايه بلند نگه مي داشتيم. عمري با حقوق ناچيز همسرانمان ساختيم با اين دلخوشي که در کنار همسراني فداکار و وارسته زندگي مي کنيم. اما افسوس که کاخ رويا هاي ما يکشبه فرو ريخت. ما به همسران فرهيخته خود افتخار مي کنيم اما جواب فرزندان خرد سالمان را چه بدهيم که مي پرسند: پدران ما را به چه جرمي زنداني کرده اند ؟ ومگر شما نمي گفتيد که زندان جاي دزد ها وقاتل ها است؟ شبها که بچه ها با چشمان اشک الود بهانه پدرشان را مي گيرند ، به بچه ها بگوييم پدرانشان کجا هستند وبه چه جرمي؟ در مغز هاي کوچک آنها چه مي گذرد؟"
نويسندگان افزوده اند: "حضرت ايت الله، روز 20 فروردين که ماموران براي بازرسي به خانه هاي ما امدند کيس کامپيوتر ودست نوشته ها ودهها برگ کاغذ را لابد به عنوان ابزار جرم ضبط کردند وبدون دادن رسيد با خود بردند . انها صورتجلسه اي را به امضاي ما رساندند که هيچگونه خسارتي به لوازم واشياي منزل ما وارد نشده است . در اين صورتجلسه اشاره اي به ويراني روح وروان همسران وفرزندان معلمان نشد. پاسخ تاراج روان همسران وفرزندان خردسال معلمان را چه کسي خواهد داد؟ در کجاي دنيا معلمان را به خاطر اينکه جلو خانه ملت بروند و بگويند که حقوق ما کم است زنداني مي کنند؟"
در ادامه نامه آمده است: "همان روز به همسران ما احضاريه دادند که سه روز بعد در دادسراي انقلاب حاضر شوند. در اين برگه جاي اتهام و دليل احضار خالي بود. همسران ما سه نفر روز 22 فروردين و3 نفر روز 25 فروردين به اتفاق وکلاي خود به دادگاه رفتند. وکلا را نپذيرفتند واصلا به انها محل نگذاشتند.علي اکبر باغاني را هم در مدرسه ومقابل چشم دانش اموزان دستگير کردند. مگر نه اينکه طبق بخشنامه جنابعالي ومصوبه تشخيص مصلحت نظام وقانون مجلس وبالاتر از همه قانون اساسي استفاده از وکيل در تمام مراحل داد رسي حق متهمان است؟همسران معلم ما بعد از چند ساعت بازپرسي با قرار بازداشت روانه زندان اوين شدند. چرا باز داشت؟ مگر همسران ما قاتل يا فروشنده مواد مخدرند؟ ويا نگران فرار انها هستند؟ از روز بازداشت گويي همسران ما به سياره اي بي نام ونشان کوچ کرده اند. بارها به دادگاه وزندان رفته ايم . پاسخ ها خشک وکوتاه است به گفته دادياري زندان اوين معلمان ممنوع التماس وممنوع الملاقاتند. به ما مي گويند جايشان راحت وحالشان خوب است. اگر چنين است چرا نمي گذارند ما با انها ملاقات کنيم واز زبان خودشان بشنويم. ما نگرانيم . نگران سلامتي معلمان زنداني !برخي از انها بيمار ونيازمند دارو ومراقبت هاي پژشکي هستند از جمله عليرضا اکبري نبي جانباز انقلاب ومبتلا به بيماري خاص است. همسر او به شدت نگران واز نظر روحي اسيب ديده وتلاش او براي اعلام بيماري همسرش به مقامات قضايي تا کنون به جايي نرسيده است. "
در نامه همسران علي اکبر باغاني، محمدتقي فلاحي، سيدمحمودباقري و علي اصغرمنتجبي تاکيد شده: "حضرت ايت الله شاهرودي! ما شهروند اين کشوريم، ماهم مسلمانيم. شوهران ما بعضا رزمندگان سالهاي دفاع مقدس وجانباز انقلابند. همسران ما معلمند. ما از حضرتعالي تقاضا مي کنيم دستور فرماييد حقوق قانوني انها رعايت شود . همسران ما حق دارند وکيل داشته باشند. ما وفرزندانمان حق داريم از محل بازداشت وکيفيت نگهداري واتهامات عزيزانمان با خبر باشيم. همسران ما حتي از حقوقي که زندانيان عادي از ان برخوردارند محرومند. مگر انها چه کرده اند؟ جز اينکه خواستار رفع تبعيض واجراي عدالت شده اند. ما تا کنون نجيبانه صبر کرده ايم. ما چيزي جز اجراي عدالت وقانون از شما نمي خواهيم. دستور فرماييد معلمان زنداني را ازاد کنندو کميته اي براي روشن شدن حقايق تشکيل تا معلوم شود چه کساني به دليل ناتوا ني در انجام وظايف قانوني خود پرونده معلمان را سياسي وامنيتي جلوه دادند تا بي کفايتي خود را مخفي کنند. شما رييس قوه قضاييه ومسيول اجراي عدالت هستيد. روز 12 ارديبهشت روز معلم است ايا روا ميداريد در استانه روز معلم 7 تن از فداکارترين معلمان ايران که مورد اعتماد جامعه معلمان کشور هستند در بند باشند."
نامه، با اين خطاب پايان مي يابد که: "مسئولان کشور در روز معلم چگونه از منزلت وجايگاه معلم تجليل مي کنند در حالي که تعدادي از معلمان در زندانند وکودکان انها شبها با گلوي بغض کرده وچشمان اشکبار از دوري پدر به رختخواب مي روند. اين روز هاي تلخ تر از زهر بر معلمان وخانواده هاي انها مي گذرد. معلمان زنداني سرافراز به مدرسه بر مي گردند ومطمئنا تبرئه خواهند شد اما تاوان اين درد و رنجهاي ما را چه کسي خواهد داد؟"
احکام ظالمانه سه ماه انفصال از خدمت براي دو فعال صنفي
آقاي مختار اسدي معلم مدرسهي جابر انصاري ناحيهي3 کرج
آقاي مختار اسدي معلم مدرسهي جابر انصاري ناحيه ي3 کرج عضو کانون معلمان ايران بوسيله ي هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش تهران به مدت سه ماه انفصال از خدمت محکوم شد. دراين باره گفتگويي داشتيم با ايشان که توجه خوانندگان عزيز را به اين گفتگو جلب مي کنيم.
آقاي اسدي شما درچه تاريخي احضار شديد؟
بنده در تاريخ 20 فروردين به هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي تهران واقع در خيابان بخارايي احضار شدم. اما در تاريخ 27فروردين در محل مقرر حاضر شدم.
آقاي اسدي اتهام شما چه بود؟
در برگه اي که به دست من رسيد هيچگونه اتهامي نوشته نشده بود, اما از پرسش هايي که از بنده شد مي توان فهميد که دربارهي عضويت بنده در کانون صنفي معلمان ايران بوده است.
آقاي اسدي از شما چه پرسيدند؟
از من پرسشهاي گوناگوني شداز جمله اينکه: شما عضو کانون تهران هستيد؟ در تحصنات اخير شرکت داشتهايد؟ که پاسخ همهي اينها در واقع مثبت بود. بنده عضو کانون صنفي معلمان ايران هستم و در تحصنات اخير کم و بيش شرکت داشته ام. کانون و فعاليت آنرا قانوني مي دانم و براين باورم,که خواسته هاي معلمان از جمله خواسته هاي خود بنده به حق است ,و صرفا در راستاي بهبود معيشت تلاش مي کنيم و تا حق مشروع و قانوني خودمان را نگيريم, ساکت نخواهيم ماند. دشمني با نظام نداريم, قانون اساسي کشور که نتيجهي خون جوانان وطن ما مي باشد, را پاسباني خواهيم کرد، و از هيچ فرد و يا هيچ تهديدي هراسي نداريم.
برابر اين برگهاي که به دست بنده رسيده است, به مدت سه ماه انفصال از خدمت در آن نوشته شده است. و از تاريخ 1 ارديبهشت قابل اجرا مي باشد.
آقاي اسدي شما به اين حکم اعترض داريد؟
بله بنده کاملا معترض هستم و اين حکم را به حق نمي دانم, وکيل بنده آقاي بزرگي مي باشد؛ که ايشان از طرف کانون مدافعان حقوق بشر براي ما به عنوان وکيل تعيين شده است, و قرار است روز شنبه با ايشان در اين باره نشستي داشته باشيم.
آقاي اسدي شما مي فرماييد قانون را قبول داريد, پس چرا اعتراض کرده ايد؟
بنده به قانون احترام مي گذارم, قوانين کشور چه اساسي, جزايي, کيفري و ساير قوانين را قبول دارم, اما برخورد سليقهاي بوسيلهي برخي از قاضي ها و برخي از مسئولين را نمي پذيرم و نسبت به اين قضيه معترض هستم.
آقاي غفار ديندار دبير ادبيات با 22سال سابقه که دردبيرستانهاي امام حسين(ع) و شهيد عالمي
حکم انفصال غيابي, بدون محاکمه بدون اطلاع و لبريز از هيجان
آقاي غفار دين دار امين جان دبير ادبيات با 22 سال سابقه که دردبيرستانهاي امام حسين(ع) وشهيد عالمي قلعه حسن خان (اطراف تهران ) تدريس مي کند، بدون محاکمه و بازجويي و بدون اطلاع به سه ماه حکم انفصال از خدمت محکوم شدند.
گفتگويي داشتيم با ايشان که براي خوانندگان عزيزشگفتي برانگيز خواهدبود.
بنده در تجمع معلمان تهران شرکت کردم, بوسيلهي چند نفر لباس شخصي دستگير شدم, کارت شناسايي مرا گرفتند و گفتند برويد کارت شناسايي خود را ازآقاي محدث خراساني بگيريد. آنروز ما پس از پايان تجمع به منزل برگشتيم, تا اينکه روزپنج شنبه 6ارديبهشت 86 براي انجام کاري به آموزش و پرورش قلعه حسن خان رفتم, کسي از پشت مرا صدا زد, و به من گفت: "شرمنده ام که براي شماخبر ناخوشايندي آورده ام" سپس دست توي جيبش کرد و يک نامهاي به من داد, هنگامي که آنرا باز کردم, ديدم حکم جديدي براي من صادر شده که در آن نوشته شده بود." نوع حکم :آماده به خدمت؛" و در شرح حکم اينگونه آمده بود:" در اجراي نامهي شمارهي 3/881/840 مورخه ي 1/2/86 و به استناد مادهي 13 قانون رسيدگي به تخلفات اداري از تاريخ اجراي اين حکم به مدت سه ماه آماده ي به خدمت مي شويد. و......
بنده احتمال دادم شايد از روي همان کارت شناسايي اين حکم صادر شده.
اين حکم به امضاي سيدعلي يزديخواه رئيس سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران بود.
من به خانمم خبر ندادم و مي خواستم اصلا به او خبر ندهم؛ با خودم فکر کردم که از يک جايي معيشت خانواده را هرطور شده فراهم مي کنم, تامشکل روحي براي خانمم پيش نيايد.اما نمي دانم چه کسي به او خبر داده بود؛ الان هم در بستر بيماري است. با اين گرفتاريها نمي دانيم چه کنيم.
آقاي ديندار شما و همکارانتان تاکنون به حراست آموزش و پرورش فرخوانده شده ايد؟
بله در تاريخ 17بهمن سال 1385 بنده به اتفاق آقايان تيمور حسن پور و حميد عمران عباسي بوسيله آقاي مير تقي که به حراست آموزش و پرورش قلعه حسن خان آمده بودند به مدت چهار ساعت محاکمه شديم. در سال1381 هم حکم تعليقي براي بنده آمده بود که به چابهار تبعيد شوم.
ما فقط و فقط حرفمان و خواستمان يک زندگي آبرومندانه است؛ نه با نظام دشمني داريم و نه هم اهل سياست هستيم. اميدواريم فرياد دادخواهي ما برسد به گوش مسئولين وآنهايي که کاري از دستشان مي آيد.
گفتگو با زندانيان کرمان
آقايان حسين رشيدي , مجيد نادري وهوشنگ بني اسد, سه تن از فعالان صنفي کانون معلمان کرمان هستند, که مدت ده روز را دربازداشتگاه سپري کردند. و در تاريخ 5ارديبهشت 86 آزاد شدند. براي درستي و نادرستي اين موضوع گفتگويي داشتيم با آقاي مجيد نادري که توجه خوانندگان محترم را به اين گفتگو جلب مي کنيم.
آقاي نادري بفرماييد در چه تاريخي و چه کساني شما را دستگير کردند؟
در روز شنبه 25/1/86 با ما تلفني تماس گرفته شد و گفتند براي ساعت 30/14 بياييد اطلاعات ما گفتيم که در اين ساعت ما کلاس داريم و نمي توانيم بياييم آنجا گفتند: تا آن ساعت گفتگوي ما تمام شده و شما برخواهيد گشت به سر کلاس؛ ما رفتيم ادارهي اطلاعات کرمان تا ساعت 20 ما را در ستاد خبري نگهداشتند. چشمهايمان را بستند و دستبند به دست ما زدند, و رهسپار زندان کردند. در کنار من دو نفر ديگر بودند که به جرم قاچاق آمده بودند زندان، اما ازحال همکاران ديگر هيچ خبري نداشتم.
مي گفتند کار شما اقدام عليه امنيت ملي است!!!؟؟؟
ميگفتند صدور بيانيه, شرکت در گردهمايي و تعطيل کردن کلاس نشانههايي از اين اقدامات است.
آقاي نادري آيا نمي شد شما از راههاي قانوني استفاده و پيش مي رفتيد؟
قبلا ما طومار نوشته ايم, برا ي مسئولين محترم, مصاحبه داشته ايم, با مجلسيان، وزير، با رئيس سازمان آموزش و پرورش کرمان، با مسئولين سازمان برنامه و بودجه و ديگران در ثاني بيانيه فقط و فقط از طرف ما نيست.
به ما مي گفتند شما دست از تحصن برداريد و با کانون هاي صنفي همکاري نکنيد.
براي ما قرار وثيقهي ده ميليون توماني بريدند، ما به آزاد شدن راضي نبوديم، و چنانچه سند مي خواستند، ما سند گرو نميگذاشتيم.
نظر شما دربارهي نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي چيست؟
ما با نظام هيچ مشکلي نداريم، قانون اساسي ما يک قانون پيشرفتهي خوشبختانه اسلامي است. اما حرف ما اين است، يک سفرهاي در اين کشور پهن است، درست نيست در يک سر اين سفره چلوکباب باشد و در آن سوي سفره نان خالي . 8 سال است ما داريم عاجزانه فرياد دادخواهي خودمان را به گوش دولت هاي وقت مي رسانيم. اما همهاش مي گويند شرايط امروز حساس است. ما از دولت مي خواهيم به قضيه عميق تر بينديشد. ما کاري به فرد و گروه ويژهاي نداريم. مشکل ما معيشتي است. برسر سفرهي ما نان نيست. ما مي گوييم معلم بايد معلم باشد. نه رانندهي تاکسي، همانطور که راننده ي تاکسي نبايد معلم باشد. راننده ي تاکسي نبايد رانندهي تريلي هم باشد. رانندهي تاکسي نبايد بيايد چمن شهرداري را آبياري کند. پيرو فرمايش حضرت امير(ع) من لا معاش له لا معاد له، ما دنبال معيشت هستيم.
عمر گرانمايه در اين صرف شد تا چه خورم سيف چه پوشم شتاء
معلم نبايد کارش تجمع باشد، ما را ناچار به تجمع مي کنند. هم اکنون معاش معلم با کارش رابطهاي ندارد. معلمي که با لباس گازوئيلي و چروکيده سر کلاس مي رود، به دانشآموز بي نظمي، و بي توجهي به بهداشت مي آموزد. معلمي که شب تا صبح توي آژانس دنبال درآمد باشد، بايد سر کلاس ناخودآگاه بخوابد و مورد تمسخر دانشآموز قرار گيرد. اين دانش آموز ديگر چگونه انگيزه خواهد داشت که به علم و دانش علاقمند شود؟ از طرفي حضرت امير فرموده است: فقر که از در وارد شود ايمان از پنجره ميگريزد. ما اکنون فقير هستيم. چه کسي ما را فقير نگهداشته است، آنهايي که ما را فقير نگهداشته اند، مسببين اصلي دين گريزي هستند. مسئولين اگر به مشکلات معيشتي ما رسيدگي نکنند با دين دشمني کردهاند. من مي خواهم به مسئولين و مقام معظم رهبري عرض کنم، به رئيس قوهي قضائيه عرض کنم ،آيا ايشان خبر دارند که ما را در کرمان در سياه چال زندان کردهاند؟ در سال 83 در دو نوبت به مدت چهار روز در همين سياه چال نگهداشتهاند؟ امسال هم يازده يا دوازده روز توي سلول تنگ و تاريک با پتوهاي کثيف بوي بد، نگهداري کرده اند؟
ما به مسئولين زندان گفتيم: شما با وزارت بهداشت و درمان هم مبارزه مي کنيد، اينجا مرکز رشد ميکروب است. شما در رشد و پرورش ميکروب نقش داريد.
اصلا جغرافياي سياه چال کرمان را کسي نمي داند، با چشمي بسته ما را بردند و با چشم بسته برگرداندند. کسي نميداند کجا هست. اميدوارم مسئولين ما را دشمن خود ندانند. بيشتر ما رزمندگان ديروز هستيم, امروز هم صادقانه به نظام خدمت مي کنيم. شرايط ما براي زندگي سخت است. تقاضاي رسيدگي داريم.
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
گزارش ماهانه (فروردين ۱۳۸۶) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران
نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:
بين المللی :
۱ ـ فيليپ آلستون نماينده ويژه سازمان ملل در امر اعدامهای غير قضايی، صحرايی و خودسرانه گزارشی مبنی بر اعدام کودکان زير ۱۸ سال در ايران به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کرده است. در اين گزارش با استناد به پذيرش کنوانسيون حقوق کودک از سوی ايران، اعدام نوجوانان غير قابل قبول خوانده شده است. در اين گزارش به ۱۵ نوجوانی اشاره شده که در طول ۲ سال گذشته به اعدام محکوم شده اند. از اين عده ۹ نفر پسر و ۶ نفر دختر می باشند که همگی در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اند.(دويچه وله ۱۱/۱/۸۶)
۲ ـ خانم بانی دوگال نماينده ارشد جامعه ی بين المللی بهائی در سازمان ملل متحد گفت:" گزارشهای جديد مبنی بر اين است که آسيب پذيرترين اعضای جامعه بهائی ايران، يعنی کودکان و نوجوانان مورد آزار و تحقير قرار می گيرند و حداقل در يک مورد با چشمان بسته مورد ضرب وشتم قرار گرفته اند". وی افزود:" آنها همچنين تحت فشار قرار می گيرند که به اسلام بگروند و از آنها می خواهند که تهمت ها و افترائات معلمين دينی را نسبت به ديانت خود تحمل نمايند". خانم دوگال گفت: در حالی که حملات صورت گرفته در دبستانها و مدارس راهنمايی در مورد دختران و پسران بهائی يکسان بوده، اما حملات انجام شده در دبيرستان ها دختران را بيشتر مورد هدف قرار داده و از ۷۶ مورد بد رفتاری ۶۸ مورد آن عليه دختران بهائی بوده است". نامبرده اعلام کرد:" در يک مدت سی روزه يعنی از نيمه ژانويه تا نيمه فوريه ، در حداقل ۱۰ شهر از شهرهای ايران ، حدود ۱۵۰ مورد توهين ، بدرفتاری و حتی اعمال خشونت بدنی از سوی مسئولين مدارس نسبت به دانش آموزان بهائی گزارش شده است."(سرويس خبری جامعه جهانی بهائی۱۶/۱/۸۶)
۳ ـ سازمان ديده بان حقوق بشر با انتشار اطلاعيه ای از دولت سوريه در خواست کرد تا از تحويل دادن ۶ عرب ايرانی پناهنده، به دولت ايران خودداری کند. پنج نفر از اين افراد توسط کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان پناهنده شناخته شده اند و همگی در شرايط قانونی در سوريه اقامت دارند. تاکنون ۱۲ نفر از ايرانيان با اصليت عرب به اتهام بمب گذاری اعدام شده اند. اسامی ۶ زندانی ياد شده به شرح زير هستند:
ـ افنان عزيزی ۲۰ ساله دانشجوی مهندسی راه و ساختمان دانشگاه دمشق
ـ احمد اسدی ۲۸ ساله دانشجوی ادبيات عرب دانشگاه دمشق
ـ جابر عبايت ۱۹ ساله دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه دمشق
ـ صلاح الدين هلالی مجد ۲۳ ساله دانشجوی علوم دانشگاه دمشق
ـ کامل نواصری ۲۷ ساله که مدت ۸ ماه است در سوريه زندگی می کند
ـ علی بوزار ۲۴ ساله در ايران توسط دادگاه انقلاب محکوم به اعدام شده است و از ماه دسامبر در سوريه زندگی می کند.(سازمان ديده بان حقوق بشر ۱۶/۱/۸۶)
اخبار جنبش دانشجويی :
۴ ـ پيمان عارف دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران که در فروردين ماه سال گذشته توسط کميسيون گزينش وزارت علوم رد صلاحيت شده و به دستور آيت الله عباسعلی عميد زنجانی رئيس دانشگاه تهران اخراج گرديده بود، به حکم ديوان عدالت اداری حکم اخراج وی لغو گرديد. ولی بدستور رئيس دانشگاه، انتظامات مانع ورود نامبرده به دانشگاه شد.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۳/۱/۸۶)
۵ ـ بيژن صباغ عضو انجن اسلامی دانشجويان دانشگاه مازندران توسط مامورين امنيتی لباس شخصی بازداشت شد. دانشجويان دانشگاه مازندران حول خواستهای زير اعتصاب غذا کرده اند. الف: آزادی بيژن صباغ، ب: لغو احکام محروميت از تحصيل دانشجويان، پ: ممانعت از احضار دانشجويان به کميته انضباطی،ت:آغاز به کار کانونها و تشکلهای دانشجويی که تعليق شده اند. ث: برگزاری جلسه پرسش و پاسخ با مسئولان دانشگاه و حراست دانشگاه.(ايلنا ۲۵/۱/۸۶)
بازداشت دانشجويان :
۶ ـ محمد رضا آزمند دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تاريخ به اتهام فعاليت سياسی توسط نيروهای امنيتی در کرمانشاه بازداشت شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۵/۱/۸۶)
۷ ـ کمال برزی و ارسلان آزمنديان دانشجويان رشته عمران دانشگاه آزاد تبريز توسط مامورين اداره اطلاعات مراغه بازداشت شدند.(وبلاگ حق ۲۴/۱/۸۶)
۸ ـ بدنبال بازداشت بيژن صباغ عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه مازندران، دانشجويان دست به تجمع اعتراضی زده و ۳ نفر اعتصاب غذا کردند. نيروهای امنيتی لباس شخصی با حمله به تجمع دانشجويان ۱۵ نفر از آنان را بازداشت کردند. اسامی بازداشت شدگان به شرح زير است : سعيد يعقوبی نژاد، عميد شريف زاده، سيد مهدی شريف النبی، سيد ضياء نبوی، علی تقی پور، عليرضا کلاراستاقی نژاد، جواد مير شفيعی، هومن شريفی، رامين آجرلو، سياوش سليمی، علی کيايی و نجات الله افشار.(ايلنا ۲۷/۱/۸۶) اين دانشجويان با شکايت دانشگاه، رئيس دانشگاه و مدعی العموم بازداشت شدند. ۵ نفر از دانشجويان هرکدام با وثيقه ۵۰ ميليون تومانی آزاد شدند و ۹ نفر با ضمانت آزاد شدند. دانشجويان آزاد شده حق رفتن به دانشگاه و يا خوابگاه را ندارند. سيد ضياء نبوی همچنان در بازداشت بسر می برد. ( ايلنا ۳۱/۱/۸۶)
۹ ـ سه تن از دانشجويان دانشگاه مازندران در بابلسر، ساری و محمود آباد توسط نيروهای امنيتی بطور موقت بازداشت شدند.(ايلنا ۲۸/۱/۸۶)
دانشجويان: احضار و بازجويی
۱۰ ـ سه نفر از دانشجويان دانشگاه بيرجند به کميته انضباطی احضار شدند.(ايسنا ۲۱/۱/۸۶)
۱۱ ـ زهرا صفری، نجمه نور بخش، وهاب نديمی و محسن ابراهيمی دانشجويان دانشگاه ملاير به علت شرکت در تجمع دانشجويی جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.(ايسنا ۲۲/۱/۸۶)
۱۲ ـ سارا خادمی، آرش پاکزاد، نيما باطنی، حديث ظاهر، ميلاد معينی، حامد محمدی و صادق حکيم زاده دانشجويان دانشگاه مازندران به علت شرکت در مراسم روز دانشجو به کميته انضباطی احضار شدند.
(ادوار نيوز ۲۵/۱/۸۶)
۱۳ ـ علی نيکو نسبتی عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت جهت بازجويی عمومی و انقلاب سبزوار احضار شد.(ايلنا ۲۵/۱/۸۶)
۱۴ ـ مسعود خيراتی سخنگوی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شيراز با شکايت محمد هادی ايمانيه رئيس دانشگاه جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شد.(ايلنا ۲۸/۱/۸۶)
۱۵ ـ حامد ايرانشاهی فعال جنبش دانشجويی به اتهام توهين به برخی نهادها و اقدام عليه امنيت ملی جهت بازجويی به شعبه ۱۰۱ دادسرای جزايی اراک احضار شد.(ايسنا ۲۸/۱/۸۶)
۱۶ ـ محمد هاشمی عضو شورای مرکزی و دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت جهت بازجويی به شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب شهرستان سبزوار احضار شد.(ايلنا ۲۹/۱/۸۶)
دانشجويان: ممانعت از تحصيل
۱۷ ـ فرخ مرادی اهل بانه ، دانشجوی حقوق جزا و جرم شناسی از دانشگاه تهران اخراج و از ادامه تحصيل محروم شد. هيمن احدی آذر اهل نقده دانشجوی رشته ماشين آلات صنعتی از تحصيل در دانشگاه قاضی طباطبايی محروم شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۷/۱/۸۶)
دانشجويان: احکام صادر شده
۱۸ ـ سيد رحيم حسينی دانشجوی دانشگاه يزد و مدير مسئول نشريه دانشجويی"بيان آزاد" به اتهام شرکت در تجمع دانشجويی و اعتراض نسبت به وضعيت صنفی دانشگاه در کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل بدون احتساب سنوات محکوم شد.(ايسنا ۱۸/۱/۸۶)
۱۹ ـ سعيد يعقوبی نژاد، بيژن صباغ و سيد ضياء نبوی دانشجويان دانشگاه مازندران در جلسه تجديد نظر کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(ايسنا ۲۱/۱/۸۶)
۲۰ ـ يوسف محمدی و مسلم ابراهيمی دانشجويان دانشگاه بيرجند به اتهام عدم رعايت شئونات دانشجويان و برهم زدن نظم دانشگاه در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(ايسنا ۲۱/۱/۸۶)
۲۱ ـ بابک زمانيان مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير به اتهام برگزاری جشن در صحن دانشگاه به مناسبت آغاز ترم جديد تحصيلی در کميته انضباطی به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. ورود وی به دانشگاه ممنوع اعلام گرديد. (ايلنا ۲۴/۱/۸۶)
توقيف نشريات دانشجويی :
۲۲ ـ مجوز انتشار نشريه دانشجويی" فروغ" به مدير مسئولی محمد رضا تاج فيروز بدستور شورای نظارت بر نشريات دانشجويی دانشگاه محقق اردبيلی لغو گرديد. نامبرده در کميته انضباطی به تذکر کتبی و درج در پرونده محکوم شد.(ايسنا ۲۲/۱/۸۶)
جلوگيری از فعاليت تشکلهای دانشجويی :
۲۳ ـ هيات نظارت بر تشکل های دانشجويی مجوز فعاليت" جمعيت اسلامی دانشجويان دانشگاه زنجان" را لغو کرد.(ايلنا ۲۰/۱/۸۶)
اخبار مطبوعات:
۲۴ ـ انجمن صنفی روزنامه نگاران گزارشی از وضعيت مطبوعات و روزنامه نگاران در سال ۱۳۸۵ را به اين شرح منتشر کرد:
روزنامه های توقيف شده ۴ مورد
هفته نامه ها و ماهنامه توقيف شده ۲۰ مورد
هفته نامه های لغو امتياز شده به بهانه ابتذال ۱۶ مورد
روزنامه نگارانی که شب عيد نوروز در زندان بود ۷ نفر
روزنامه نگارانی که از چند روز تا چند ماه توسط نهادهای حکومتی بازداشت شده اند ۵۰ نفر
احضار و بازجويی روزنامه نگاران ۴۶ نفر
همچنين در اين گزارش اعلام شده روزنامه نگاران استان کردستان بيش از هر جای ديگر در طی سال ۸۵ بازداشت و با فشار مواجه شدند. محمد حسين صفار هرندی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی به کرات از روزنامه نگاران خواسته تا با خود سانسوری و اطلاع کارهای خود به وزارت اطلاعات سعی کنند، از احضار و بازجويی خود جلوگيری کنند. در سال ۸۵ هيئت نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مرکز اصلی برخورد با مطبوعات گزارش شده است.(انجمن صنفی روز نامه نگاران ۹/۱/۸۶)
بازداشت روزنامه نگاران :
۲۵ ـ ابوالفضل عابدينی خبر نگار سابق نشريه "عصر کارون" توسط مامورين وزارت اطلاعات بازداشت شد. نامبرده در سال ۸۴ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی، نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی، اهانت به مسئولين نظام و ......توسط اطلاعات سپاه پاسداران برای مدت ۵ ماه زندان بود و سپس با قرار وثيقه آزاد شد.
(فعالان حقوق بشر در ايران ۱۹/۱/۸۶)
۲۶ ـ پرناز(نازی) عظيما خبرنگار راديو آزادی که جهت ملاقات با يکی از بستگان بيمارش به ايران سفر کرده بود، از ۵ بهمن ماه ۸۵ ممنوع الخروج شده است. مقامهای رسمی امنيتی از وی خواسته اند تا با سرويس اطلاعاتی و امنيتی ايران همکاری کند.(راديو فردا ۲۵/۱/۸۶)
مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
۲۷ ـ اجلال قوامی، تونيا کبودوند و کاوه حسين پناهی از اعضای هيئت تحريريه هفته نامه توقيف شده "پيام مردم کردستان" به اتهام نشر مطالب الحادی، نشر مطالب خلاف واقع و جوسازی رسانه ای جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه حقوقی سنندج احضار شدند.(ايلنا ۱۴/۱/۸۶)
۲۸ ـ مديران مسئول نشريات"تهران امروز"،"تاک"،"آبادی" و "انديشه ورزش" جهت محاکمه به شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران احضار شدند.(ايسنا ۱۴/۱/۸۶)
۲۹ ـ هوشمند سفيدی مدير مسئول روزنامه "آرمان" به اتهام نشر مطالب خلاف واقع با شکايت مدعی العموم جهت بازجويی به شعبه سوم دادسرای کارکنان دولت احضار شد.(ايسنا ۱۵/۱/۸۶)
۳۰ ـ برهان لهونی مسئول و بهرام ولد بيگی سر دبير هفته نامه توقيف شده "ئاشتی" به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و اقدام عليه امنيت ملی با شکايت مدعی العموم، سپاه پاسداران، اداره اطلاعات استان کردستان، فرماندهی بسيج کردستان و قرار گاه شهيد شهرام فر جهت محاکمه به شعبه دوم دادگاه کيفری استان احضار شدند.(ايلنا ۱۸/۱/۸۶)
۳۱ ـ علی صالح آبادی مدير مسئول روزنامه"همبستگی" به دلائل نامعلوم با شکايت پليس راهنمايی و رانندگی جهت بازجويی به شعبه سوم دادسرای کارکنان دولت احضار شد.(ايلنا ۲۲/۱/۸۶)
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
۳۲ ـ محمد رضا خاتمی مدير مسئول روزنامه توقيف شده"مشارکت" به اتهام تبليغ عليه نظام، نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و افترا با شکايت مدعی العموم ، ستاد مشترک سپاه پاسداران، شورای نگهبان و بسيج در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی حسين حسينيان محاکمه شد.(ايسنا ۱۹/۱/۸۶)
مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
۳۳ ـ الياس حضرتی مدير مسئول روزنامه "اعتماد" به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی با شکايت کاتوزيان نماينده مجلس هفتم در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به پرداخت ۳۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد.(ايلنا ۲۷/۱/۸۶)
اخبار مربوط به فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی :
۳۴ ـ بدستور اداره کل روابط عمومی نهاد رياست جمهوری خبرنگار خبرگزاری ايلنا حق حضو در نشست خبری احمدی نزاد را ندارد.(ادوار نيوز ۱۵/۱/۸۶)
۳۵ ـ هاشمی دبير کل سازمان معلمان ايران گفت: برای هريک از ۶ عضو کانون صنفی معلمان مبلغ ۳۰ ميليون تومان قرار وثيقه صادر شد. برای هريک از ۳ عضو سازمان معلمان به دليل انتشار سوالات آزمون فرهنگيان مبلغ ۵۰ ميليون تومان قرار وثيقه صادر شد. با تامين قرار وثيقه معلمان بازداشتی موقتا آزاد شدند.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۳۶ ـ غلامحسين محسنی اژه ای در مراسم توديع مدير کل استان قزوين جنبش زنان و جنبش دانشجويان را براندازی فرم اعلام کرد.(ايسنا ۲۲/۱/۸۶)
۳۷ ـ شيخ لو معاون دادستان مهاباد به شير کو جهانی عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان اعلام کرده است، به دليل داشتن سه بار سابقه زندان سياسی، جهت اشتغال در بازار کار گواهی عدم سوء پيشينه برای وی صادر نخواهد کرد. دادگاه انقلاب مهاباد نامبرده را حتی برای تصدی شغل آزاد از حقوق اجتماعی و کار محروم نموده است.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۳/۱/۸۶)
۳۸ ـ آيت الله حسين علی منتظری گفت: در سال گذشته تعدادی از علاقمندان، شاگردان و منصوبان وی به دادگاهها احضار شده اند. جرايد حق انتشار نظرات نامبرده را ندارند. چاپ کتابهای علمی و مذهبی او هم در مواردی دچار اشکال و بهانه جويی می شود. حسينيه شهدا، دفتر اصفهان و دفتر مشهد آقای منتظری، در دست نيروی امنيتی و دادگاه ويژه روحانيت می باشد و پس از سالها باز پس داده نشده اند.(روز ۲۷/۱/۸۶)
احضار فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی :
۳۹ ـ چند تن از فرهنگيان سنندج که در تجمع روز ۲۸ اسفند فرهنگيان شرکت کرده بودند، جهت بازجويی به اداره حراست آموزش و پرورش استان کردستان احضار شدند.(وبلاگ موکريان ۲۰/۱/۸۶)
۴۰ ـ ماموران امنيتی با مراجعه به منزل سيد محمود باقری، صفر منتجبی و محمد رضا رضايی از اعضای هيات مديره کانون صنفی معلمان تهران، منزل نامبردگان را مورد بازجويی قرار داده و از آنها خواسته اند که جهت بازجويی خود را به دادگاه انقلاب معرفی نمايند.(اعتماد ۲۱/۱/۸۶)
۴۱ ـ مهندش کورش زعيم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ايران به اتهام اقدام عليه امنيت ملی جهت محاکمه به شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايسنا ۲۹/۱/۸۶)
بازجويی فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی :
۴۲ ـ مصطفی دانشجو از وکلای دراويش گنابادی قم، با شکايت اداره اطلاعات شهرستان درود در شعبه ۱۱ دادسرای کرج مورد بازجويی قرار گرفت و با قرار کفالت ۳ ميليون تومانی آزاد شد.(ايلنا ۱۸/۱/۸۶)
دستگيری فعالين سياسی فرهنگی و اجتماعی :
۴۳ ـ ادريس خليقی از فعالان ادبی شهر مهاباد توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد.(وبلاگ موکريان ۱۳/۱/۸۶)
۴۴ ـ غلامحسين محسنی اژه ای وزير اطلاعات اعلام کرد: عده ای را که در صدد برهم زدن انسجام و وحدت کشور بوده اند شناسايی و دستگير کرده اند.(ايسنا ۱۸/۱/۸۶)
۴۵ ـ کيومرث محمدی ۲۵ ساله و نادر محمدی ۲۸ ساله اهل سنندج ۴۰ روز پيش توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۸/۱/۸۶)
۴۶ ـ حدود ۴۵ نفر از فرهنگيان فعال در کانون فرهنگيان استان همدان در جلسه کانون و يا منازل خود توسط نهادهای امنيتی بازداشت شدند. اسامی تعدادی از معلمين بازداشت شده عبارتند از: نادر قديمی، زارعی، نجفی، فروزانفر، جليليان، رفاهيت، نادری، پير تاج، جباری، آزمند و غلامی. خانواده های فرهنگيان بازداشت شده به همراه تعدادی از معلمان در مقابل اداره آموزش و پرورش همدان تجمع کرده و خواستار آزادی دستگير شدگان بودند. (ادوار نيوز ۲۰/۱/۸۶)
۴۷ ـ اکبر عابدی معاون سياسی ـ امنيتی استاندار همدان گفت: در روزهای اخير نيروی انتظامی با کسب مجوز و هماهنگی با مراجع قضايی ۳۹ نفر از معلمان را که در کانون صنفی معلمان تجمع کرده بودند، بازداشت کردند. وی ياد آور شد: اگر مطالبات صنفی معلمان در راستای اهداف دشمنان انقلاب قرار گيرد، با شدت با آن برخورد خواهيم کرد.(ايلنا ۲۲/۱/۸۶)
۴۸ ـ منصور فقيهی که در سال گذشته به اتهام تصادف بازداشت شده بود، در زندان به اتهام جديد"همکاری با يکی از احزاب مخالف" روبرو گرديده است و از دو هفته پيش توسط نيروهای امنيتی از زندان مهاباد به مکان نامعلومی منتقل شده است.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۵/۱/۸۶)
۴۹ ـ علی اکبر باغانی دبير کل کانون صنفی معلمان توسط ماموران امنيتی لباس شخصی در مدرسه راهنمايی" رشد" واقع در منطقه هفت تهران دستگير شد. همچنين حميد پور وثوق، سيد محمود باقری، محمد تقی فلاحی، علی اصغر منتجبی، محمد رضا رضايی و علی اکبر نبی، ساير اعضای هيات مديره کانون صنفی معلمان توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به زندان اوين منتقل شدند. يکی از معلمين کرج بنام اسدی به دادگاه احضار شد. در حمايت از خواستهای معلمان در مناطق غرب کشور و اسلامشهر در روزهای ۲۶ و ۲۷ فروردين تعدادی از معلمان اعتصاب کرده و از شرکت در کلاسهای درس خودداری کردند.(ايلنا ۲۷/۱/۸۶)
۵۰ ـ محمد شفيع خانزاده ۱۶ ساله به اتهام فعاليت سياسی توسط اداره اطلاعات شهرستان اشنويه بازداشت شد.(فعالان حقوق بشر در ايران ۲۸/۱/۸۶)
۵۱ ـ مهدی باغبان بفرويی دانشجوی کارشناسی برق دانشگاه کرج، امير باغبان بفرويی دانشجوی کارشناسی ساختمان دانشگاه کرج، محمد جعفری، رضا حيدری و يوسف اسفندياری از اعضای"جبهه اتحاد ملی و ميهنی" توسط مامورين اداره اطلاعات در شهرستان شاهدشت دستگير شدند.(فعالان حقوق بشر در ايران ۳۰/۱/۸۶)
۵۲ ـ يعقوب يادعلی نويسنده کتابهای "آداب بی قراری"، "حالت ها در حيات"و "احتمال پرسه و شوخی" به اتهام توهين ، افترا و نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی از روز ۲۴ اسفند ۸۵ بدستور دادسرای عمومی و انقلاب ياسوج بازداشت شده است.(ايسنا ۳۱/۱/۸۶)
محاکمه فعالين سياسی فرهنگی و اجتماعی :
۵۳ ـ فاطمه حقيقت جو نماينده تهران در دروره ششم مجلس شورای اسلامی به اتهام افتراء، توهين و نشر اکاذيب با شکايت سپاه پاسداران در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمد رضا صارمی بصورت غيابی محاکمه شد.(ايلنا ۲۱/۱/۸۶)
۵۴ ـ مصطفی تاج زاده معاون سياسی وزارت کشور در دولت خاتمی به اتهام تهمت، افتراء و هجو با شکايت آيت الله جنتی دبير شورای نگهبان و مدعی العموم در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی حسين حسينيان محاکمه شد.(ايلنا ۲۶/۱/۸۶)
فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
۵۵ ـ کاوه همپوش دانشجوی رشته هنر و عضو"بنياد کاويان" به اتهام فعاليت تبليغی عليه نظام در شعبه ششم دادگاه انقلاب به ۶ ماه زندان محکوم شد و در بند ۷ زندان اوين بسر می برد.(انجمن زندانيان سياسی ۱/۱/۸۶)
۵۶ ـ زينب بايزيدی عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به اتهام نشر اکاذيب، تبليغ عليه نظام اسلامی و تردد غير مجاز در شعبه دوم دادگاه انقلاب مهاباد به ۶ ماه حبس تعليقی محکوم شد.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۷/۱/۸۶)
۵۷ ـ سوران مهر شاد، عدنان احمدی، محمد علی محمدی، پوريا دل پسند و فايق ذوالفقاری به اتهام فعاليت سياسی و ارتباط به زندان و تبعيد محکوم شدند. احکام صادره برای آنان به شرح زير می باشد: سوران مهر شاد به ۵ سال حبس و تبعيد به زندان زنجان، عدنان احمدی به ۲ سال حبس و تبعيد به زندان زنجان، محمد علی محمدی به يکسال حبس و تبعيد به زندان زنجان، پوريا دل پسند به يکسال حبس و تبعيد به زندان مهاباد و فايق ذوالفقاری به ۴ ماه حبس محکوم گرديد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۲/۱/۸۶)
۵۸ ـ آرام نصرت پور دانشجو، جهاندار محمدی، مختارمحمدی، جهانبخش محمدی و جهانگير محمدی به اتهام فعاليت سياسی در دادگاه انقلاب سنندج محکوم به زندان شدند. احکام صادره به اين شرح می باشد: آرام نصرت پور ۷ سال، جهاندار محمدی ۱۶ سال، مختار محمدی ۵ سال، جهانبخش محمدی ۵ سال و جهانگير محمدی ۳ سال.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۷/۱/۸۶)
۵۹ ـ فريبز غفاری به اتهام فعاليت سياسی در دادگاه سنندج به ۶ ماه زندان محکوم شد. وی از اسفند ماه در بازداشت می باشد. همچنين کمال حبيبی بيش از ۵۰ روز است که در بازداشت بسر می برد.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۸/۱/۸۶)
۶۰ ـ منصور جدی زاده به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و ارتباط با عناصر ضد انقلاب در شعبه دوم دادگاه انقلاب اهواز به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد.(ايلنا ۱۹/۱/۸۶)
۶۱ ـ سعيد سليمانی ۲۵ ساله عضو يک حزب کرد مخالف دولت جمهوری اسلامی، در دادگاه انقلاب به ۳۳ سال حبس و تبعيد به زندان سمنان محکوم شد. نامبرده ۳ ماه پيش دستگير شد و اخيرا پس از صدور حکم به زندان سمنان منتقل گرديد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۳/۱/۸۶)
۶۲ ـ قاسم شعله سعدی وکيل دادگستری به اتهام تبليغ عليه نظام و توهين در شعبه ۲۱ دادگاه تجديد نظر استان تهران به يکسال و نيم حبس تعزيری محکوم شد.(ايلنا ۲۶/۱/۸۶)
۶۳ ـ جعفر قليخانلو و حيدر قليخانلو ميلان از اهالی شهرک"شوط" از توابع شهرستان ماکو به اتهام ايجاد اختلال و امنيت در دادگاه محکوم به ۶ ماه زندان شدند و پنج نفر به اتهام همکاری با احزاب کرد توسط سپاه پاسداران بازداشت شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۸/۱/۸۶)
اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
۶۴ ـ محمد صالح حسينی ۷۰ ساله اهل روستای"گزان عليا" از توابع ديواندره، به اتهام ارتباط با احزاب کرد در دادگاه انقلاب سنندج به ۱۰ سال زندان محکوم شده واز ۷ سال پيش در زندان بسر می برد. لازم به ياد آوری است که يکی از فرزندان وی بنام فريدون حسينی در جريان کشتار دستجمعی زندانيان سياسی در سال ۱۳۶۷ در زندان اوين تهران اعدام شد و محل دفن وی نامشخص می باشد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۶/۱/۸۶)
۶۵ ـ ياسر ابراهيمی اهل پاوه به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه انقلاب کرمانشاه به ۱۲ سال زندان محکوم گرديد. نامبرده از ۲ سال پيش در زندان بسر می برد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۸/۱/۸۶)
۶۶ ـ هاشم شاهين نيا از زندانيان سياسی زندان اوين در اعتراض به عدم رعايت اصل تفکيک جرايم و انتقال غير موجه خود به بند اشرار ، دست به اعتصاب غذا زده است. وی در سال ۷۸ به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين خلق ايران به دو سال و نيم زندان محکوم شده بود، نامبرده در سال ۸۱ به ۵ سال زندان محکوم گرديد.
(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۳/۱/۸۶)
۶۷ ـ کاوه جوانمرد روزنامه نگار نشريه توقيف شده"کرفتو" که به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به ۲ سال زندان محکوم شده و از ۴ ماه پيش در زندان بسر می برد، در کيفر خواست جديد به اتهام همکاری با گروههای ضد دولتی و محاربه با نظام جمهوری اسلامی در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج محاکمه خواهد شد.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۳/۱/۸۶)
۶۸ ـ فهيمه اسماعيلی به علت عدم معرفی همسرش که از متهمين پرونده بمب گذاريهای اهواز می باشد، در دادگاه انقلاب اهواز به ۱۵ سال زندان محکوم شده است. اين فرهنگی حدود يک سال پيش فرزند خود را در زندان بدنيا آورد.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۶۹ ـ "ع ـ ش" که به اتهام افشای اسرار، تبليغ عليه نظام و نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی در دادگاه به ۱۰ سال حبس تعزيری محکوم شده بود، در دادگاه تجديد نظر مدت محکوميت وی به ۲۵ ماه کاهش يافت، ولی با اعتراض سعيد مرتضوی دادستان تهران، حکم ۱۰ سال حبس او ابقاء شد.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۷۰ ـ هادی حميدی دانشجوی اهل تبريز، ساکن اروميه از خرداد ماه سال ۸۵ در بند ويژه اداره کل اطلاعات آذربايجان غربی در بازداشت بسر می برد.(وبلاگ حق ۱۶/۱/۸۶)
۷۱ ـ عدنان حسن پور عضو شورای نويسندگان هفته نامه توقيف شده "آسو" و منصور تيفوری عضو انجمن روزنامه نگاران از بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به زندان مريوان منتقل گرديدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۹/۱/۸۶)
۷۲ ـ خليل بهراميان وکيل مدافع خالد هردانی اعلام کرد: موکلش در زندان رجايی شهر اعتصاب غذا کرده است. سهراب سليمانی مدير کل زندانهای استان تهران گفت: خالد هردانی تا به حال چندين بار اعتصابش را شکسته است.(ايسنا ۲۲/۱/۸۶)
۷۳ ـ آيت الله سيد محمد کاظمينی بروجردی، عليرضا منتظر صاحب، مجيد آلستی، علی ده هيجده و حبيب قوتی بدون برخورداری از حق داشتن وکيل در زندان تحت انواع شکنجه های روحی و جسمی قرار دارند. آقای کاظمينی بروجردی از حق ملاقات و استفاده از تلفن محروم می باشد.(وبلاگ بام آزادی ۲۲/۱/۸۶)
۷۴ ـ خالد شيخ زاده از اهالی مهاباد ۴۰ ساله به اتهام داشتن اسلحه به حکم قاضی "هاشم زاده" به ۱۱ سال زندان محکوم شده بود.نامبرده اکنون ۱۱ سال و ۳ ماه است که در زندان بسر می برد. لازم به يادآوری است وی در دهه ۶۰ به اتهام همکاری با يک حزب مخالف دولت به اعدام محکوم شده بود، حکم او با يک درجه تخفيف به حبس ابد تقليل يافت و پس از چند سال به علت بيماری روانی از زندان آزاد شد.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۳/۱/۸۶)
۷۵ ـ سهراب سليمانی مدير کل زندانهای استان تهران گفت: سيد محمود باقری، علی اصغر منتجبی و محمد تقی فلاحی عضو کانون صنفی معلمان و از متهمين پرونده تجمع معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی در زندان اوين ممنوع الملاقات هستند.(ايسنا ۲۸/۱/۸۶)
اخبار فعالان جنبش زنان :
۷۶ ـ سارا امينيان و همسرش، ناهيد کشاورز، محبوبه حسين زاده و سعيده امين که برای جمع آوری امضای کمپينگ يک ميليون امضا در جهت مقابله با قوانين تبعيض آميز عليه زنان، در پارک لاله تهران جمع شده بودند. توسط ماموران نيروی انتظامی بازداشت و به اداره اماکن ناجا منتقل شدند.(ايلنا ۱۳/۱/۸۶)
احضار فعالان جنبش زنان :
۷۷ ـ دلارام علی فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع ميدان هفت تير در خرداد ۸۵ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی جهت محاکمه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايلنا ۲۰/۱/۸۶)
۷۸ ـ زينب پيغمبر زاده، ناهيد جعفری، فرناز سيفی، سارا لقمانی، جلوه جواهری و ژيلا بنی يعقوب از فعالان جنبش زنان بصورت تلفنی به دادگاه انقلاب تهران احضار شدند. اين فعالان توسط دايره ويژه امنيت تهديد به بازداشت شده اند.(کانون زنان ايرانی ۲۱/۱/۸۶)
۷۹ ـ آسيه امينی روزنامه نگار فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان مقابل دادگاه انقلاب در ۱۳ اسفند ۸۵ جهت بازجويی به شعبه امنيت دادسرای انقلاب تهران احضار شد.(ميدان زنان ۲۲/۱/۸۶)
۸۰ ـ رضوان مقدم فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در۱۳ اسفند ۸۵ جهت بازجويی به شعبه ويژه امنيت دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايسنا ۲۴/۱/۸۶)
۸۱ ـ نوشين احمدی خراسانی از فعالان جنبش زنان، ژيلا بنی يعقوب، سارا لقمانی، سوسن طهماسبی و جلوه جواهری از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در ۱۳ اسفند ۸۵ به دادگاه شعبه امنيت احضار شدند.(زنستان ۲۶/۱/۸۶)
۸۲ ـ مريم ضياء از فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ جهت محاکمه به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايلنا ۲۶/۱/۸۶)
۸۳ ـ مريم ميرزا از فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در ۱۳ اسفند ۸۵ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی جهت بازجويی به شعبه ويژه امنيت دادسرای انقلاب تهران احضار شد.(ايلنا ۲۸/۱/۸۶)
۸۴ ـ مرضيه مرتاضی لنگرودی از فعال جنبش زنان و عضو انجمن دفاع از حقوق زندانيان و از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در ۱۳ اسفند ۸۵ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق ايجاد هياهو و جنجال جهت بازجويی به شعبه ويژه امنيت دادسرای انقلاب تهران احضار شد.(ايلنا ۲۸/۱/۸۶)
۸۵ ـ شهلا انتصاری، فريده انتصاری، ناهيد انتصاری، نوشين احمدی، پروين اردلان، نسرين افضلی و مريم ميرزا از فعالان جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در ۱۳ اسفند ۸۵ جهت بازجويی به شعبه ويژه امنيت دادسرای تهران احضار شدند.(ايسنا ۲۸/۱/۸۶)
احکام صادره در مورد فعالان جنبش زنان :
۸۶ ـ آزاده فرقانی دانشجوی دانشگاه تهران و فعال جنبش زنان به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ در دادگاه انقلاب تهران به دو سال حبس تعليقی محکوم شد.(ايلنا ۲۲/۱/۸۶)
۸۷ ـ سوسن طهماسب فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به ۶ ماه حبس تعزيری و يکسال و نيم حبس تعليقی محکوم شد.
(ايلنا ۲۹/۱/۸۶)
۸۸ ـ فريبا داودی مهاجر فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به يکسال حبس تعزيری و ۳ سال حبس تعليقی محکوم گرديد.(ايسنا ۲۹/۱/۸۶)
بازجويی فعالان جنبش زنان :
۸۹ ـ ساغر لقايی، ساقی لقايی و پرستو دو کوهی از فعالان جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در اسفند ۸۵ در معاونت دادسرا مورد بازجويی قرار گرفتند. بازپرس پرونده به خانم فريده غيرت بعنوان وکيل نامبردگان اجازه حضور در جلسه بازجويی را نداد.(ايسنا ۲۰/۱/۸۶)
۹۰ ـ مارال فرخی فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع هشتم مارس مقابل مجلس شورای اسلامی در شعبه ويژه امنيت دادگاه انقلاب مورد بازجويی قرار گرفت.(ايلنا ۲۴/۱/۸۶)
۹۱ ـ آزاده فرقانی فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در ۱۳ اسفند ۸۵ در شعبه ۱۴ بازپرسی دادسرای انقلاب مورد بازجويی قرار گرفت.(ايلنا ۲۶/۱/۸۶)
۹۲ ـ ناهيد کشاورز و محبوبه حسين زاده از فعالان جنبش زنان که هنگام جمع آوری امضاء برای کمپين" يک ميليون امضاء جهت مقابله با قوانين تبعيض آميز عليه زنان" بازداشت شده بودند، پس از ۱۳ روز هريک با قرار وثيقه ۲۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شدند.(ايلنا ۲۷/۱/۸۶)
۹۳ ـ بهاره هدايت عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، مسئول کميسيون زنان و دبير کميته حقوق بشر تشکل فوق الذکر و از بازداشت شدگان تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی، شرکت در تجمع غير قانونی و برهم زدن امنيت عمومی در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد.(ايسنا ۲۹/۱/۸۶)
۹۴ ـ شيرين اردلان، زارا امجديان و الناز نصرتی از فعالان جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در اسفند ۸۵ به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنيت ملی، اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور ماموران در شعبه ويژه امنيت دادسرای انقلاب تهران مورد بازجويی قرار گرفتند.(ايلنا ۲۹/۱/۸۶)
۹۵ ـ نسيم سرابندی و فاطمه دهدشتی دانشجويان دانشگاه تهران و از فعالان کمپين يک ميليون امضاء به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق تبليغ عليه نظام در پليس امنيت واقع در ميدان عشرت آباد و در شعبه ويژه امنيت دادگاه انقلاب مورد بازجويی قرار گرفتند. ( وبلاگ تغييربرای برابری ۳۱/۱/۸۶ )
اخبار کارگری :
۹۶ ـ بيش از ۴۵ کارگر فضای سبز مستقر در پارک شهر تهران بيش از يک ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. اين کارگران در ازای ۹ ساعت کار مستمر ماهيانه ۱۴۰ هزار تومان حقوق دريافت می کنند. اين کارگران حق استفاده از مرخصی در روزهای تعطيل را ندارند و به اجبار کارفرما بدون استثنا در تمامی روزها بايد بر سر کارشان حاضر باشند.(ايلنا ۱۳/۱/۸۶)
۹۷ ـ اکبر باقری عضو خانه کارگر در شرکت "ايران ارتباط" شهرری گفت: ۸۰ کارگر اين شرکت ۲ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. کارفرمای اين شرکت، کارگران رسمی را مجبور به عقد قرار داد موقت کرده است. (ايلنا ۱۳/۱/۸۶)
۹۸ ـ عين الله عبادی عضو شورای اسلامی کار شرکت صنايع پوشش رشت گفت: کارگران اين واحد توليدی حقوق اسفند ماه خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۴/۱/۸۶)
۹۹ ـ غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر شهرستان طبس گفت: بيش از ۹۰۰ کارگر شاغل در ۱۲ شرکت خدماتی پيمانکاری شهرستان طبس مدت ۳ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. اين کارگران در شهرداری، راه و ترابری، بيمارستان و ديگر مراکز دولتی طبس اشتغال بکار دارند.(ايلنا ۱۴/۱/۸۶)
۱۰۰ ـ مير علی شير افکن عضو کانون شوراهای اسلامی کار استان مازندران گفت: ۱۰۰ کارگر شرکت"فرش البرز" مازندران حدود يکسال است که حقوق دريافت نکرده اند.(۱۴/۱/۸۶)
۱۰۱ ـ بيش از بيست کارگر فضای سبز ناحيه ۳ منطقه ۱۱ شهرداری تهران ۲ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۴/۱/۸۶)
۱۰۲ ـ قدير سواعدی رئيس شورای اسلامی کار کارخانه لوله سازی خوزستان گفت: ۲۵۰ کارگر قرار دادی اين کارخانه عيدی و سه ماه حقوق دريافت نکرده اند. همچنين ۵۰۰ کارگر رسمی اين کارخانه يک ماه است که حقوق دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۴/۱/۸۶)
۱۰۳ ـ علی ترکاشوند دبير اجرايی خانه کارگر شهر ری گفت: شرکت "تهران کميکال" تعطيل و ۴۰ کارگر اين شرکت بيکار شدند. کارگران به اداره کار ورامين مراجعه کردند ولی اداره کار از دريافت شکايت کارگران خود داری می کند. (ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۱۰۴ ـ مجيد احمدی گودينی رئيس کانون شوراهای اسلامی کار استان کرمانشاه گفت: اداره پست کرمانشاه ۲۵ کارگر با سابقه ۷ سال از کار اخراج کرد.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۱۰۵ ـ ۶۲۰ کارگر معدن سنگرود حقوق اسفند، عيدی و پاداش خود را دريافت نکرده اند. در ضمن اين کارگران ۱۷ ماه حقوق از سال۸۴ و ۸۵ طلبکار هستند.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۱۰۶ ـ کريم صادق زاده دبير اجرايی خانه کارگر تبريز گفت: جمعی از کارگران شرکتهای خدماتی و پيمانکاری شهرداری منطقه يک تبريز با ۵ سال سابقه از کار اخراج شدند. اين کارگران حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۱۰۷ ـ شانزده کارگر خدماتی مستقر در ماشين های جمع آوری زباله در منطقه سه شهرداری اصفهان حقوق اسفندماه خود را دريافت نکرده اند. اين کارگران از ساعت ۹ شب تا ۴ صبح کار می کنند و حق استفاده از مرخصی قانونی را ندارند.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۱۰۸ ـ هوشنگ درويشی رئيس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان خوزستان گفت: کارخانه قند دزفول از ۳ سال پيش تعطيل و ۲۰۰ کارگر اين واحد شغل خود را از دست دادند. تعدادی از کارگران بدون دريافت حقوق به عنوان نگهبان کارخانه مشغول بکار هستند. وی واردات بی رويه شکر را يکی از دلايل بحران تعطيلی کارخانه معرفی کرد.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۱۰۹ ـ مرتضی پاکزاد عضو کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار مازندران گفت: کارگران شرکت "سياه بيشه" چالوس از شهريور ۸۵ تاکنون حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۱۱۰ ـ محمد رضا جعفری عضو خانه کارگر در کارخانه"فولاد گوزين يزد" گفت: ۲۰ کارگر اين واحد ۳ ماه حقوق و بن های سالهای ۸۴ و ۸۵ خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۵/۱/۸۶)
۱۱۱ ـ محمد رسول پلکانی عضو خانه کارگر تنکابن گفت: شرکت "افشره" منحل و ۶۲ کارگر از کار اخراج شدند. اين شرکت زير مجموعه بنياد پانزده خرداد بود.(ايلنا ۱۷/۱/۸۶)
۱۱۲ ـ بدستور کارفرمای گروه صنايع فلزی ۳۰۰ کارگر قرار دادی با سابقه ۱۰ تا ۲۰ سال از کار اخراج شدند. عيدی، پاداش و حقوق ماههای بهمن و اسفند کارگران رسمی شاغل در کارخانه شماره ۲ هنوز پرداخت نشده است.(ايلنا ۱۷/۱/۸۶)
۱۱۳ ـ مرتضی پاکزاد عضو کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار مازندران گفت: مديريت هتل رامسر در صدد است که ۵۰۰ کارگر شاغل در اين هتل را اخراج کند. اين هتل زير وجموعه بنياد جانبازان است.(ايلنا ۱۸/۱/۸۶)
۱۱۴ ـ مصطفی نظری عضو خانه کارگر آبادان گفت: حدود ۱۳۰۰ کارگر شهرداری آبادان بن کارگری سال ۸۴ و ۸۵ و افزايش حقوق پنج و نيم درصدی سال ۸۵ را دريافت نکرده اند. وی افزود: در پايان سال ۸۵ تعدادی از کارگران روز مزد از سوی شهرداری اخراج شدند.(ايلنا ۱۸/۱/۸۶)
۱۱۵ ـ غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر طبس گفت: ۹۰ کارگر شاغل در شرکتهای پيمانکاری خدماتی شهرداری طبس ۴ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۸/۱/۸۶)
۱۱۶ ـ علی غياثی دبير اجرايی خانه کارگر استان ايلام گفت: شرکت"پويا نخ " تعطيل و ۶۰ کارگر از کار اخراج شدند.(ايلنا ۱۸/۱/۸۶)
۱۱۷ ـ شرکت توليدی "تريکو کاخ " تعطيل و ۲۰ کارگر با سابقه ۲۵ سال از کار اخراج شدند.(ايلنا ۱۸/۱/۸۶)
۱۱۸ ـ عنايت طالبی عضو خانه کارگر گفت: ۳۹۵ کارگر کارخانه "چيت سازی" بهشهر ماههاست که هيچگونه حقوقی دريافت نکرده اند، اين در حالی است که کارگران در اين واحد همچنان مشغول بکار هستند. وی افزود کارفرمای کارخانه حق بيمه کارگران را پرداخت نکرده است و سازمان تامين اجتماعی دفتر چه های درمانی کارگران اين واحد را تمديد نمی کند.(ايلنا ۱۸/۱/۸۶)
۱۱۹ ـ علی غياثی دبير اجرايی خانه کارگر استان ايلام گفت: بيش از۱۰۰ تن از کارگران شرکت های خدماتی سازمان بهزيستی با سابقه ۵ تا ۱۵ سال از کار اخراج شدند.(ايلنا ۱۹/۱/۸۶)
۱۲۰ ـ ابراهيم مير شاهی سر کارگر شرکت توليدی"شيمی کاران" واقع در حصارک کرج گفت: کارگران اين شرکت با ۲۵ سال سابقه مدت ۵ سال است که هيچگونه حقوق و مزايايی دريافت نکرده اند. کارگران اين شرکت سالها در شرايط سخت و زيان آور با مواد شيميايی کار کرده اند و بايد از قانون بازنشستگی در مشاغل سخت و زيان آور استفاده کنند. اما کارفرما با استفاده از چند وکيل زبده مانع اين کار می شود.(ايلنا ۱۹/۱/۸۶)
۱۲۱ ـ محمد تقی جعفر بيگلو مسئول شورای اسلامی کار کارخانه "صندوق نسوز خرم" گفت: ۱۰۰ کارگر اين واحد توليدی مدت ۹ ماه است که حقوق و مزايای خود را دريافت نکرده اند. اين کارگران برای اعتراض در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.(ايلنا ۱۹/۱/۸۶)
۱۲۲ ـ حسين مخلص شهردار طبس گفت: ۷۰ کارگر شاغل در ۳ شرکت خدماتی پيمانکاری مستقر در شهرداری طبس ۲ ماه حقوق، عيدی و سنوات شغلی خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۱۹/۱/۸۶)
۱۲۳ ـ نماينده کارگران شرکت صنايع فلزی واقع در جاده قديم تهران گفت: ۳۰۰ کارگر قرار دادی اين واحد از کار اخراج شدند. کارگران ۳ ماه حقوق، عيدی وبن سالهای ۸۴ و ۸۵ خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۲۰/۱/۸۶)
۱۲۴ ـ مراد احسانپور مسئول شورای اسلامی کار شرکت"پارسيلون" خرم آباد گفت: ۸۰ کارگر قرار دادی اين شرکت از کار اخراج شدند. کارگران اخراجی حقوق اسفند ماه و عيدی شان را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۲۰/۱/۸۶)
۱۲۵ ـ عليرضا بدرود مسئول شورای اسلامی شرکت"ساريت مازندران" گفت: حدود ۱۰۰ کارگر اين شرکت حقوق اسفند ماه و عيدی خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۲۰/۱/۸۶)
۱۲۶ ـ غلامرضا محمدی دبير اجرايی خانه کارگر طبس گفت: ۲۵۰ کارگر شاغل در ۵ شرکت خدماتی پيمانکاری راه آهن مدت ۲ تا ۳ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. مديريت راه آهن هيچگونه نظارتی به عملکرد اين شرکت ها ندارد.(ايلنا ۲۰/۱/۸۶)
۱۲۷ ـ کارخانه قند ياسوج از ۳ ماه پيش تعطيل و ۱۷۰ کارگر اين واحد در بلاتکليفی بسر می برند. حدود ۵۰ نفر از اين کارگران جهت اعتراض در مقابل استانداری کهکيلويه و بوير احمد تجمع کردند، نيروی انتظامی با هل دادن و تهديد مانع ورود کارگران به محوطه استانداری شدند.(ايلنا ۲۰/۱/۸۶)
۱۲۸ ـ محمود صالحی از بازداشت شدگان مراسم روز جهانی کارگر سال ۸۳ در سقز، توسط مامورين امنيتی بازداشت و به زندان مرکزی سنندج منتقل شد. نامبرده به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم در دادگاه بدوی به ۴ سال زندان محکوم شده است.(ايلنا ۲۰/۱/۸۶)
۱۲۹ ـ ۲۴۰ کارگر شرکت"توسعه صنايع" متعلق به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با ۲۶ سال سابقه از کار اخراج شدند. جمعی از کارگران برای اعتراض در مقابل دفتر مرکزی اين شرکت تجمع کردند.(ايلنا ۲۱/۱/۸۶)
۱۳۰ ـ يوسف فرهاد بابايی عضو خانه کارگر گفت: ۳۰ کارگر رسمی ايستگاههای توزيع انتقال نيرو در استان خوزستان به علت خود داری از انعقاد قرار داد با پيمانکار خصوصی از کار اخراج شدند.(ايلنا ۲۱/۱/۸۶)
۱۳۱ ـ مجيد احمدی گودينی رئيس کانون شوراهای اسلامی کار استان کرمانشاه گفت: ۷۰۰ کارگر رسمی شرکت" جهاد نصر" کرمانشاه با اجبار مديريت به کارگران قراردادی تبديل شدند.(ايلنا ۲۱/۱/۸۶)
۱۳۲ ـ محسن حکيمی عضو کانون نويسندگان، سيد جلال حسينی، برهان ديوارگر و محمود صالحی از فعالان کارگری شهرستان سقز به جرم تجمع غير قانونی در روز جهانی کارگر سال ۸۳، اقدام عليه امنيت داخلی و تبانی برای ارتکاب جرم در شعبه هفتم دادگاه تجديد نظر استان کردستان محکوم به زندان شدند.حکيمی ، حسينی و ديوارگر هريک به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شدند و محمود صالحی به يکسال حبس تعزيری و ۳ سال حبس تعليقی محکوم شد.(ايلنا ۲۵/۱/۸۶)
۱۳۳ ـ ۳۵ کارگر خدماتی پيمانکاری ناحيه ۳ منطقه ۱۰ شهرداری تهران حقوق اسفند ماه و عيدی سال ۸۵ را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۲۶/۱/۸۶)
۱۳۴ ـ مراد احسانپور مسئول شورای اسلامی کار خرم آباد گفت: ۴۵ کارگر قرار دادی شرکت يخچال سازس لرستان از کار اخراج شدند. اين کارگران ۴ ماه حقوق و عيدی سال ۸۵ خود را دريافت نکرده اند. وی افزود ۲۵۰ کارگر رسمی اين کارخانه چند ماه است بيکار و بلاتکليف هستند و حقوق خود را دريافت نکرده اند.(ايلنا ۲۶/۱/۸۶)
۱۳۵ ـ مرتضی پاکزاد عضو کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار مازندران گفت: حدود ۱۰۰ کارگر قراردادی بيمارستان امام سجاد رامسر از دريافت حداقل حقوق قانونی محروم هستند. اين کارگران در صورت اعتراض به دريافت حق و حقوقشان بلافاصله از طرف کارفرما اخراج می شوند. کارگران تاکنون نتوانسته اند از بن حق عائله مندی، حق مسکن و ساير مزايايی که شورای کار مصوب کرده، بهره مند شوند.(ايلنا ۲۶/۱/۸۶)
۱۳۶ ـ کرم مرادی کارگر پتروشيمی پل چهر کرمانشاه، که در مجمع عمومی اول اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار در شهر سنندج شرکت کرده بود، توسط اداره اطلاعات کرمانشاه بازداشت شد.(وبلاگ موکريان ۲۶/۱/۸۶)
۱۳۷ ـ ۳۰ کارگر شرکت صنعتی مهر آباد با سابقه ۸ سال از کار اخراج شدند.(ايلنا ۲۷/۱/۸۶)
۱۳۸ ـ علی غياثی دبير اجرايی خانه کارگر ايلام گفت: ۱۵ کارگر دانشگاه آزاد ايلام از کار اخراج شدند.(ايلنا ۲۸/۱/۸۶)
۱۳۹ ـ يک کارگر ساختمانی بنام حسن ۲۳ ساله به علت تخريب غيراصولی ديوارها و ستونهای داخل يک ساختمان قديمی در تبريز بر اثر ريزش سقف کشته شد. ( ايلنا ۲۸/۱/۸۶ )
۱۴۰ ـ هفت نفر از کارگران اخراجی کارخانه گونی بافی اروميه به اتهام اخلال گر و برهم زننده نظم عمومی در شعبه ۸ دادگاه عمومی اروميه مورد بازجويی قرار گرفتند و با قرار وثيقه آزاد شدند. ۱۵۰ کارگر اين شرکت مدت ۱۸ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. اين شرکت زير مجموعه بنياد شهيد و امور ايثارگران می باشد.(ايلنا ۲۸/۱/۸۶)
۱۴۱ ـ خالد ميخانی، انور حسين زاده، عطا حسينی، کاوه حکيمی و رحيم حسينی از بازداشت شدگان اعتراضات کارگری در سقز از بازداشتگاه اداره اطلاعات به زندان مرکزی منتقل شدند. در همين رابطه ده نفر از دستگير شدگان از جمله محمد عبدی پور و کاوه محمديان که بر اثر ضرب و شتم نيروهای انتظامی از ناحيه دست آسيب جدی ديده اند از زندان آزاد شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۹/۱/۸۶)
۱۴۲ ـ نماينده خانه کارگر در شرکت ماشين سازی لرستان گفت : ۱۳۰ کارگر قرار دادی اين شرکت بدون دريافت حق سنوات و عيدی سال ۸۵ از کار اخراج شدند. وی افزود : بيش از ۲۰۰ کارگر باقی مانده اين شرکت بيکار و بلاتکليف هستند.( ايلنا۳۱/۱/۸۶ )
ـ * مزايا ی کارگری عبارتند از : بن کارگری، حق مسکن، حق عائله مندی و عيدی .
قتل مردم توسط نيروی انتظامی :
۱۴۳ ـ بر اثر تيراندازی نيروی انتظامی مريوان يک کول بر مرزی بنام محمد علی قلقله ای کشته شد. همچنين در روز دوشنبه بر اثر تير اندازی نيروی انتظامی در مرکز شهر مريوان وريا محمديان کشته و بختيار خوش نواز مجروح شد.(انجمن دفاع از زندانيان سياسی و حقوق بشر ايران ۲۰/۱/۸۶)
۱۴۴ ـ طاهر مينه مراد ۳۰ ساله فرزند رحمان در روستای" کاله کاوی" توسط نيروی انتظامی به قتل رسيد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۶/۱/۸۶)
محکومين به اعدام:
۱۴۵ ـ سيد محمد که مدعی عرفان و ارتباط با اوليا بود، به اتهام اغفال و تجاوز به زنان شوهر دار به حکم قوه قضائيه در قم محکوم به اعدام شد.(بازتاب ۲/۱/۸۶)
۱۴۶ ـ سعيد به جرم قتل لطيف در شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی الهی زاده و با تائيد شعبه ۲۷ ديوان عالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ۱۴/۱/۸۶)
۱۴۷ ـ عباس به جرم قتل آرش در شعبه ۷۴ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی کوه کمره ای و با تائيد شعبه ۳۴ ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد ملی ۱۸/۱/۸۶)
۱۴۸ ـ امير ۲۲ ساله به علت سرقت و قتل يک کودک ۶ ساله در شعبه ۷۹ دادگاه کيفری استان تهران و با تائيد شعبه ۳۷ ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۱۸/۱/۸۶)
۱۴۹ ـ مهدی ۲۰ ساله به جرم قتل محمد حسن ۱۸ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد.(ايران ۱۹/۱/۸۶)
۱۵۰ ـ مسعود ۲۷ ساله و حسن ۲۴ ساله به جرم قتل يک سرباز و سرقت مسلحانه در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۲۲/۱/۸۶)
۱۵۱ ـ يک مرد با عنوان "شرور" و به اتهام مفسد فی الارض در شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوين به رياست قاضی عباس قمی زاده محکوم به اعدام شد.(کيهان ۲۴/۱/۸۶)
۱۵۲ ـ احمد ۶۵ ساله به جرم تجاوز به ۳۷ زن و دختر در شعبه ۱۶ دادگاه کيفری استان اصفهان محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۲۵/۱/۸۶)
۱۵۳ ـ محمد و هومن به جرم تجاوز به عنف در شعبه ۷۱ دادگاه استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شدند.(اعتماد ملی ۲۷/۱/۸۶)
۱۵۴ ـ غلامرضا به جرم قتل مهين، صابر و علی در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه ۳۷ ديوان عالی کشور به ۳ بار اعدام محکوم شد.(کيهان ۲۸/۱/۸۶)
۱۵۵ ـ زهرا عجلی ۳۰ ساله و مادر ۴ فرزند به جرم قتل فرزند ۱۰ ساله همسرش به دستور قوه قضائيه محکوم به اعدام شد.(زنستان ۲۹/۱/۸۶)
۱۵۶ ـ دو پسر جوان به جرم تجاوز به يک دختر ۱۸ ساله در شعبه ۷۷ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی اکبر ساعی محکوم به اعدام شدند.(ايران ۲۹/۱/۸۶)
۱۵۷ ـ فرهاد ۳۸ ساله به جرم قتل سهراب در شعبه ۷۱ دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی و با تائيد شعبه ۳۷ ديوان عالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۲۹/۱/۸۶)
زندانيان سياسی اعدام شده :
۱۵۸ ـ خالد زرکندی اهل شهرستان تکاب و عضو يک حزب کرد به اتهام مقابله با نيروهای دولت جمهوری اسلامی ايران، پس از ۵ سال حبس به دستور قوه قضائيه اعدام شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۷/۱/۸۶)
۱۵۹ ـ حسين فرهوده معروف به حسين خطيبی از اهالی شهرستان خوی به اتهام "جاسوسی" و همکاری با حزب ملی گرای حرکت ملی ترکيه پس از تحمل ۸ ماه زندان و شکنجه به حکم قاضی حسين زاده رئيس شعبه يک دادگاه انقلاب خوی در زندان اروميه اعدام شد.(کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ۲۴/۱/۸۶)
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
۱۶۰ ـ حسين حاج محمدی اهل اروميه به اتهام قتل بدستور ديوان عالی کشور در زندان سنندج به دار آويخته شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۸/۱/۸۶)
۱۶۱ ـ سردار اسماعيل احمدی مقدم فرمانده نيروی انتظامی گفت: ۲ تن از کارکنان نيروی انتظامی خراسان رضوی به اتهام فساد مالی اعدام شدند.(ايسنا ۱۳/۱/۸۶)
۱۶۲ ـ بهرام ـ ص، محمدـ ص و مجيدـ ح به جرم قتل، آدم ربايی و زنای به عنف به حکم قوه قضائيه در زندان اراک به دار آويخته شدند.(جمهوری اسلامی ۲۱/۱/۸۶)
۱۶۳ ـ رمضان ابراهيمی به جرم حمل مواد مخدر و درگيری مسلحانه به حکم دادگاه انقلاب کرمان و با تائيد ديوانعالی کشور در شهرستان گلباف در ملاء عام به دار آويخته شد.(جمهوری اسلامی۲۳/۱/۸۶)
۱۶۴ ـ همايون ۲۵ ساله به جرم قتل يک مرد ۲۴ ساله به حکم دادگستری مرودشت و با تائيد ديوان عالی کشور در منطقه ايستگاه مينی بوس شهرستان مرودشت در ملاء عام به دار آويخته شد.(ايران ۲۶/۱/۸۶)
۱۶۵ ـ عباسعلی سحابی ۴۰ ساله اهل شهرستان خدابنده و ساکن شهرستان رباط کريم به جرم قتل ۴ نفر به حکم دادگستری شهرستان رودبار و با تائيد ديوان عالی کشور در ملاء عام به دار آويخته شد.(جمهوری اسلامی ۲۸/۱/۸۶)
اخبار اجتماعی :
۱۶۶ ـ سردار اسماعيل احمدی مقدم فرمانده نيروی انتظامی گفت: در تعطيلات نوروزی ۶۳۸ تن در سوانح رانندگی کشته شدند.(ايسنا ۱۳/۱/۸۶)
۱۶۷ ـ حکومت ايران از پيوستن به کنوانسيون"اتاوا" خودداری می کند. بر اساس اين کنوانسيون هرگونه توليد، انتقال، ذخيره و استفاده از مين را برای کشورها ممنوع و تعهداتی را برای کشورهای عضو ايجاد می کند. بنابر آمارهای غير رسمی در حال حاضر ۱۶ ميليون مين بايد از استانهای خوزستان، ايلام، کرمانشاه، کردستان و آذربايجان غربی پاکسازی شود.(اعتماد ملی ۱۵/۱/۸۶)
۱۶۸ ـ سردار حسين آبادی رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر نيروی انتظامی گفت: ۲۲۴ نفر قاچاقچی توسط مامورين نيروی انتظامی در سال ۸۵ به قتل رسيده اند و ۲۹۰۵۴۹ نفر معتاد دستگير و به مراجع قضايی تحويل داده شدند. (ايران ۱۸/۱/۸۶)
۱۶۹ ـ بر اثر انفجار يک قبضه مين در نزديکی پاسگاه نيروی انتظامی در روستانی "نوکان" از توابع شهرستان سردشت يک جوان ۲۲ ساله به نام رحمان پيرانی کشته و ۴ نفر مجروح شدند. حال يکی از مجروحين وخيم گزارش شده است.(کيهان ۲۰/۱/۸۶)
۱۷۰ ـ يک کودک ۸ ساله بنام محمد بر اثر شکنجه ناپدری ۲۸ ساله اش بنام ابوالفضل کشته شد.(ايسنا ۲۰/۱/۸۶)
"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"
ihrnena@gmail.com 31/01/1386 برابر با 20/04/2007
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253m@yahoo.com
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
info@bashariyat.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
: Irantestimonyinfo@irantestimony.com فعالان دفاع از حقوق بشر :
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
demokrasi5@yahoo.deکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
جناب آقای محمود احمدی نژاد
ریاست جمهوری اسلامی ایران
خیابان فلسطین، تقاطع آذربایجان، تهران، جمهوری اسلامی ایران
نمابر: 98216495880
بروکسل ، 30 فروردین ماه 1386
جناب رئیس جمهور احمدی نژاد،
من بار دیگر از طرف آموزش بین الملل (ایی آی) برایتان نامه می نویسم و دستگیری تعداد بیشتری از اعضای انجمنهای متعدد صنفی معلمین را بخاطر تظاهرات مسالمت آمیز و بحق خود برای دستمزدی شایسته زندگی محکوم می کنم.
در 18 فروردین ماه 1386 نیروهای امنیتی بیش از 45 معلم را در همدان دستگیر کردند. همه آنها بجز 9 نفر روز بعد و 5 نفر دیگر در 26 فروردین ماه آزاد شدند. اما 4 نفر آنها به نامهای آقایان قدیمی، رفاهیت، زارعی و غلامی تا نوشتن این نامه همچنان در زندان بوده اند. در 27 فروردین ماه 1386 نیروهای لباس شخصی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران آقای باغانی را در محل کارش در مدرسه راهنمایی رشد در منطقه 7 تهران دستگیر کردند. آقای باغانی قبلا همراه با 300 معلم دیگر که اعضای هئیت مدیره کانون صنفی نیز جزو آنها بودند در 23 اسفندماه 1385 نیز بازداشت شده بود. ایشان و اعضای هئیت مدیره تا 8 فروردین ماه 1386 در زندان نکه داشته شدند.
آقای رئیس جمهور،بدنبال نامه هایی که آموزش بین الملل قبلا به شما در مورد دستگیریهای قبلی و ارعاب معلمین و نمایندگان آنها نوشت، و در پی ملاقاتی که به تقاضای هئیت ایرانی در آی ال او با گروه کارگران در اول فروردین ماه 1386 برگزار شد وابسته کارگری در هئیت ایرانی در آی ال او دراین مورد اعلام کر دکه:
"از آنجا که در قانون اساسی و حقوق شهروندی، حقوق معلمان برای برگزاری تجمعات مسالمت آمیز و آزادی بیان آنها به رسمیت شناخته شده است، رئیس قوه قضائیه دستور آزادی فوری همه تظاهرات کنندگانی را که در مقابل مجلس دستگیر شده بودند صادر کردند. طبق گفته ایشان حقوق معلمان در برگزاری تجمعات مسالمت آمیز و مشروع باید رعایت شود."
هر چند که رویدادهای اخیر نشانگر رفتاری متفاوت از سوی بخشی از مقامات ایرانی است.
بسیار باعث تعجب است که دستگیری های توده وار اخیر بعد از آن اتفاق افتاد که شورای همآهنگی انجمنهای فرهنگی معلمان اعلام کرد که در تاریخ های 26 و 27 فروردین ماه 1386 اعتصاب خواهند کرد. معلمان از افزایش فشار و بازجویی های دولتی گزارش داده اند و در تهران بسیاری از معلمان از جمله اعضای هئیت مدیره کانون صنفی معلمان بالاجبار به دادگاه انقلاب فراخوانده شدند . حداقل 6 نفر از آنها به زندان اوین منتقل شدند که عبارتند از :حمید پوروثوق؛معاون دبیرکل کانون صنفی معلمان، سید محمود باقری، محمد تقی فلاحی، علی اصغر منتجبی، محمد رضا رضایی، و علیرضا اکبر نابی.
ایران از اعضای قدیمی سازمان بین المللی کار (آی ال او) است و بنابراین ضروری است که از بیانیه آی ال او در مورد اصول بنیادین و حقوق کار که آزادی تجمع و حق قرارداد جمعی را تضمین می کند تبعیت کند.
معلمین برای تائید حقشان در دستمزدی شایسته زندگی تظاهرات می کنند. کیفیت آموزش کودکان نیازمند معلمینی است که خوب آموزش دیده باشند، دستمزد کافی دریافت کنند و در شرایط کاری خوبی قرار بگیرند. در این صورت آنها می توانند کارشان را در کلاس خوب انجام دهند. معلمان و نمایندگان انجمن های آنها با سازماندهی تظاهرات صراحتا خواستار مذاکره ای عادلانه و گفتگویی اجتماعی هستند.
آموزش بین الملل به شما آقای رئیس جمهور توصیه می کند که:
· آزادی بدون قید و شرط همه معلمان و نمایندگان آنها را که بخاطر تظاهرات دستگیر شده اند تامین کنید،
· باب مذاکرات جدی با نمایندگان معلمین را در زمینه تقاضای طولانی مدت آنها برای بهبود دستمزدهاشان و شرایط قابل احترام کاری بگشائید،
· اطمینان بدهید که در آینده حقوق معلمین و سازمانهای کارگری برای فعالیتهایشان و در برگزاری جلسات و اعتراضات عمومی مرتبط با شرایط کار و سیاست اقتصادی اجتماعی مورد احترام قرار می گیرد.
آموزش بین الملل از پاسخ مثبت به این خواسته ها استقبال می کند، اما در این میان به نظارت خود در باره اوضاع و احوال در ایران ادامه خواهد داد.
با احترام فرد ون لی وون
دبیر کل
رونوشت:
آیت ا.. سید علی خامنه ای
غلامعلی حداد عادل، رئیس مجلس شورای اسلامی، نمابر 98216461746
جناب محمد جهرمی، وزیر کار و امور اجتماعی، نمابر 982166931062
جناب منوچهر متکی وزیر امور خارجه،نمابر98216673149
محمد رضا البرزی نماینده دائم در موسسات سازمان ملل، نمابر: 41227330203
سازمان بین المللی کار
کنفدراسیون بین الملی اتحادیه های کارگری (آی تی یو سی
در اعتراض به برخورد امنيتي با مطالبات مدني توسط حاکمیت، انجمن اسلامی دانشگاه تربیت مدرس بیانیه ای صادر کرد.
متن این بیانیه به این شرح است :
چندي است شاهد اقدامات شتاب زده و غير كارشناسي در حوزههاي مختلف توسط دولت هستيم. تاثيرات نامطلوب اين گونه سياستها (از تصميامات ناپخته در حوزه اقتصاد گرفته تا مواضع شتابزده در حوزه سياست خارجي) با سرعت در حال خود نمائي است. از تمام اين موارد نگران كنندهتر واكنش غير عقلاني و برخوردهاي شديد انتظامي و امنيتي با اعتراضات و مطالبات صنفي و سياسي است؛ بگونهاي كه آنها را به بحرانهاي جدي در سطح ملي و گاه بينالملي تبديل كردهاست. برخورد شديد با سنديكاي كارگران شركت اتوبوسراني تهران در سال گذشته، برخورهاي صورت گرفته با تجمعات معلمان و از همه مشخصتر واكنش صورت گرفته در قبال اعتراض مدني و آرام دانشجويان دانشگاه مازندران، نشانهاي است بر اين نگراني. تبديل اعتراضات صنفي و سياسي به بحران امنيتي اتفاقي است كه با صرف زمان فراوان، هزينههاي گزاف و برنامههاي مفصل رسانهاي دشمنان اين مرز و بوم نيز غير ممكن به نظر ميرسيد. گويي سياستگذاران و مديران امنيتي فراموش كردهاند كاركرد اصلي آنهاحفظ ثبات كشور و امنيت سياسي و رواني شهروندان است نه بحرانسازي و تبديل مطالبات شهروندي به مسائل امنيتي!
آنگونه برخورد با اعتراضات صنفي معلمان و تجمعشان در مقابل خانه ملت با چه توجيهي صورت گرفت؟ و با چه تحليلي به اعتراضات سياسي عدهاي از دانشجويان دانشگاه مازندران اين چنين پاسخ داده شد؟ صرف نظر از ابهامات قانوني فراوان در برخوردهاي صورت گرفته و حقوق شهروندي تضييع شده، كجا چنين اعتراضاتي موجب به خطر افتادن امنيت كشور شده و يا اين اعتراضات مستلزم كدام جرم مشهود بوده است؟
وجود اعتراضات و مطالبات برآورده نشده در تمام سيستمهاي حكومتي امري رايج است ولي آنچه عليرغم اين اعتراضات ضامن ثبات نظام است به رسميت شناختن، حل و پيگيري آنها از طريق سازوكارهاي درون نظام است.
از بين بردن امكان پيگيري مطالبات معلمان از طريق روشهايي نظير تجمع و تحصن آرام در مقابل خانه ملت و فشار آنها بر نمايندگان مجلس براي تغيير قوانين، صرف نظر از محتواي مطالبات، به چه خواهد انجاميد؟ چه نسبتي است ميان ضرر محتمل بر اعتراض آرام دانشجويان دانشگاه مازندران و هزينه برخورد شديد و برانداز خواندن جنبش دانشجويي؟
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت مدرس ضمن اعلام نگراني عميق خود از نحوه برخورد با اعتراضات صنفي و سياسي متذكر ميشود، تداوم سياستهاي مذكور بيش از آنكه به حفظ امنيت و مديريت بحران كمك كند خود مخل امنيت و مسبب سلب حقوق شهروندان است. از اينرو مصرانه خواستار تجديدنظر اساسي در نحوه واكنش و سياستگذاري صورت گرفته در نحوه تعامل با اعتراضات مدني قشرهاي مختلف جامعه است.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت مدرس
ارديبهشت 86
جبهه مشاركت ايران اسلامي با اعتراض و محكوم كردن برخورد با دانشجويان دانشگاه آمل و نيز احضار تعدادي از فعالان دانشجويي در تهران، همچنين احضار و بازداشت و اعمال فشار بر معلمان معترض و نيز تعدادي از فعالان حقوق زنان، خواستار ايجاد فضايي آرام و مسالمتآميز از سوي دولت براي شنيدن صداي مخالف و منتقد و افزايش ضريب همبستگي و اتحاد ملي با پذيرش تكثر صداهاي موجود در جامعه و تحمل نقدها و اعتراضها از سوي دولت شد.
جبهه مشاركت در اطلاعيه خود افزايش موج برخورد با فعالان اجتماعي، بازداشت دانشجويان، احضار و بازداشت تعدادي از فرهنگيان معترض و نيز فعالان حقوق زنان در روزها و هفتههاي اخير را نشان از عزم دولت نهم و جريان حاكم براي خاموش كردن صداي اعتراضها و انتقادها از وضعيت موجود ارزيابي كرده است.
اين اطلاعيه ميافزايد: اخبار نگرانكننده و مواضع انتقادبرانگيز برخي از مسوولان امنيتي بهويژه وزير اطلاعات كه حركتها و پويشهاي اجتماعي اعتراضي و انتقادي را با منتسب كردن به خارج از مرزها، در زمره تهديدهاي امنيتي نظام برميشمارد، نشان ميدهد كه مسوولان و دستاندركاران دولت نهم آسانترين راه را براي برخورد با مسائل اجتماعي و مطالبات اقشار جامعه يافتهاند.
در ادامه اين اطلاعيه آمده است: دولت و جريان حاكم بايد توجه داشته باشد كه در شرايط پيچيده بينالمللي و داخلي كه بخش مهمي از آن حاصل بيتدبيريها و بيتجربگيهاي نودولتان در يك سال گذشته بوده است، بيش از هر زماني بردباري و بالا رفتن آستانه تحمل حكومت و دولت را در برابر اعتراضات اجتماعي و سياسي طلب ميكند. برخورد سركوبگرانه و ارتباط دادن هر فعل و عمل دگرانديشان و كنشگران اجتماعي سياسي به بيگانگان، جز حذف صورتمسأله، پيچيدهتر كردن شرايط و ايجاد طمع در بيگانگان حاصلي به بار نخواهد داشت.
جبهه مشاركت ايران اسلامي در ادامه اطلاعيه خود آورده است: كارگزاران دولت نهم چه در بخشهاي امنيتي و چه در بخشهاي اجرايي بايد نظام جمهوري اسلامي را مستحكمتر از آن بدانند كه با هر تحرك اجتماعي زنگ براندازي را براي نظام به صدا درآورد و نگران و خشمگين منتقدين را با انگ براندازي و جاسوسي سركوب نمايند.
در ادامه اين اطلاعيه با اشاره به نامگذاري سال 86 به نام «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» آمده است: در سالي كه به درستي سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نام گرفته است، شرايط اقتضا ميكند كه بردباري دولتمردان در برابر منتقدان و اتخاذ روشهاي جذبي به جاي روشهاي سركوب و بازداشت و زندان، افزايش يابد.
تهران- خبرگزاری کار ايران
انجمن اسلامی معلمان ايران در مورد خواستههای صنفی معلمان کشور بيانيهای منتشر کرد.
به گزارش "ايلنا"، در اين بيانيه آمده است: با شروع به کار دولت نهم و تبليغات قبل از انتخابات و وعدههای بعد از آن، اميدهای تازهای در ذهن فرهنگيان کشور ايجاد شد تا به زودی اوضاع نابسامان معيشتی معلمان سامان يابد اما ۵/۱ سال از شروع فعاليت دولت نهم گذشت و هيچگونه تغييری در روند زندگی اين قشر حاصل نگرديد و حتی هيچ توجه ويژهای به تعليم و تربيت کشور صورت نگرفت، در حالی که کشورهای پيشرفته مهمترين عامل توسعه را نيروی انسانی میدانند و سرمايهگذاری عظيمی در نظام تعليم و تربيت خود انجام میدهند.
اين بيانيه میافزايد: از ابتدای سال تحصيلی جاری مجددا زمزمههای حقطلبی معلمان به گوش رسيد و همه راههای قانونی برای احقاق حقوق و رفع تبعيضها طی شد و ظاهرا مسوولی نيست که از مشکلات اين قشر آگاه نباشد و آن را محق نداند اما هيچ اقدام عملی صورت نگرفت. اگر معلمان اعتصاب کردند برای رساندن صدای اعتراضشان به گوش مسوولان بود ضمن اينکه با گذاشتن کلاسهای فوقالعاده اجازه ندادند لطمه درسی به دانشآموزان وارد شود. اگر جلوی مجلس تجمع کردند، برای اين بود که آنجا را خانه خود میدانند و میخواهند مشکل خود را از طريق قانونی حل کنند. اگر تجمعها به جلوی سازمانها و وزارت آموزش و پرورش کشيده شد، به خاطر اين است که مسوولان مستقيم اجرايی دستگاه را به تحرک وادار کنند اما با بیعنايتی فراوانی روبرو شدند و هيچکس حاضر نشد اعلام کند که از اين خواستههای بر حق دفاع خواهد کرد، در حالی که میشد به راحتی و با تشکيل جلساتی مرکب از نمايندگان دولت، مجلس و تشکلهای صنفی و معلمان نخبه در مسير رسيدن به توافقی مناسب گام برداشت.
در ادامه اين بيانيه آمده است: اعتراضات و اعتصابات افزايش يافت و متاسفانه رسانه ملی هيچ پوشش خبری در مورد اين جريانات ايجاد نکرد، در حالی که در بخشهای خبری کماهميتترين اخبار و پيش پا افتادهترين رويدادها در ايران و جهان به دفعات مطرح میشد، بیشک بیحرمتی نسبت به معلمان بود.
انجمن اسلامی معلمان ايران در ادامه بيانيه خود آورده است: اين انجمن ضمن بيان موارد فوق که شرحی از درد دلها و خواستههای فروخورده فرهنگيان عزيز است، حرکتهايی از اين دست را به شدت محکوم کرده و از مسوولان مربوطه تقاضای تغيير سريع روند برخوردهای جاری و رسيدگی به موقع به خواستههای بر حق معلمان را دارد و معتقد است که ادامه وضع موجود جز تشديد آشفتگیها در نظام تعليم و تربيت ثمر ديگری نخواهد داشت، با اين حال به عنوان انجمن اسلامی معلمان ايران از مسوولان محترم تقاضا داريم تعاملی سازنده با معلمان و نمايندگان آنان برقرار کرده و با انجام اقداماتی فوری اعتماد از دست رفته را بازگردانند و گامهای مثبتی در جهت رفع تبعيضها بردارند و باشد که اقدامات آنان مورد رضايت خداوند متعال قرار گيرد.
بر اساس اين گزارش، انجمن اسلامی معلمان استان تهران نيز در مورد هتک حرمت معلمان کشور بيانيهای صادر کرد.
در اين بيانيه آمده است: در طليعه ايام بزرگداشت مقام معلم، شاهد حوادث ناگوار و جانکاهی هستيم که در هيچيک از ادوار حاکميت دولتهای بعد از انقلاب اسلامی سابقه نداشته است. دستگيری و هتک حرمت معلم آن هم در محيط مقدس مدرسه و جلوی چشمان تيزبين، حساس و آيندهنگر دانشآموزان همراه با رفتار نامانوس و اهانتآميز و در نهايت بازداشت و زندان با کدامين معيار منطبق است.
اين بيانيه میافزايد: تعجب اينجاست که در نظامی که اساس آن در ماهيت فرهنگی و شاکله آن نشاتگرفته از انقلاب اسلامی مردمی است و امام عزيز آن، معلمان را از راهپويان طريقت پيامبران و شاغلان شغل انبيا میدانند، آن هم با معلمانی که تنها خواسته آنان در نهايت مظلوميت و سنگ صبوری درخواستهای صنفی در چهار چوبه رفع تبعيض، احقاق حق و رعايت عدل و انصاف است، ناباورانه مورد هجوم و ضرب و شتم همراه با توهين و تحقير و سرانجام بازداشت و زندانی شدن. [قرار میگيرند]
در اين بيانيه آمده است: انجمن اسلامی معلمان استان تهران در راستای وظايف اسلامی، انقلابی, اعتقادی, سياسی, اجتماعی و فرهنگی خويش ضمن دفاع از حق مشروع و قانونی معلمان، هرگونه برخورد ناشايست، خشن و زورمدارانه را نامطلوب و غيرمنطقی تلقی کرده و نسبت به عواقب و صدمات ناشی از آن دلسوزانه هشدار داده و توجه دستاندرکاران را بدان جلب مینمايد که بايد طرحی از نو در انداخت: از جنس مردمی و فرهنگی.
در پايان اين بيانيه آمده است: انجمن اسلامی معلمان استان تهران ضمن درخواست تسريع در آزادی معلمان بازداشتشده، حمايت خويش را از استيضاح و عزل وزير آموزش و پرورش اعلام میدارد؛ وزيری که در مورد تجمع بزرگ معلمان اظهار بیاطلاعی کرده در حالی که در مقابل سازمان متبوعش به معلمان جفا و هتک حرمت میشود و در عين حال شخصا خود را از موفقترين وزرای بعد از پيروزی انقلاب اسلامی نام میبرد.
وقتي روساي كانون صنفي دربند هستند وظيفه ماست كه اطلاع رساني كنيم
ماده ی 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حقوق شهروندی مبنی بر تشکیل انجمن های حرفه ای و تخصصی را تضمین می کند. ماده ی 27 قانون اساسی ایران اظهار می دارد که تجمعات مسالمت آمیز می تواند به صورت آزاد برگزار شود.
لطفا بيانيه را تكثير كرده و به اطلاع همكاران برسانيد .
فرهنگيان عزيز
سلام بر شما فرهنگيان عزيز كه نماد واقعي مظلوميت در دوره اي به شمار مي رويد كه بيشترين شعارها را در مورد عدالت شاهديم ، و معلم نيز اين مهرورزي و عدالت را چشيد و شب عيد را در زندان دور از خانواده گذراند.
لقب هاي زيادي به ما معلمان داده اند ازجمله «دلاور » در زمان جنگ ، « قانع » در زمان سازندگي، « نجيب » در زمان گفتگوي تمدنها، و حالا ... عناوين مختلفي برايمان تراشيده اند : معلم نما... !!! ، اخلالگر ... !!! ، مهره اسرييل و آمريكا...!!! ، ضد انقلاب ...!!! و ...
و اما عدالت : به نحو احسن برقرار است چون هيچ معلمي را نمي توان يافت كه آسوده خاطر باشد و فكر معيشت و گذران زندگي او را از پاي نينداخته باشد ، هيچ معلمي نيست كه شرمنده ي زن و بچه و پدر و مادر و.... نباشد، فرزند معلمي را پيدا نميكني در ايام تعطيل كه همه به مسافرتهاي آنچناني جزاير و كشورهاي دور و نزديك ميروند، رفته باشد و غم از چشمانش نبارد، و دردهاي زياد ديگري كه اظهرمن الشمس است. آري عدالت است كه همه ي « معلمان» بالسويّه در دردها مشتركند.
يك نكته ي جالب اين كه فقط معلم است كه بايد صبر كند و ديگران صبر ندارند، معلم به قول آقايان مصرف كننده است و ديگران توليد كننده، سواد آقايان را در جاهاي ديگري به جز مدرسه توليد كردهاند كه نمي توانند خط معلم را خوانده و درد او را بفهمند.
آقايان مسئول :
متشکریم که سکوت کرده اید تا در هرکوی و برزن، پیر و جوان و خرد و کلان به ما طعنه بزنند که: " معلمان مگر چکار میکنند، 15 روز که ایام عید تعطیل هستند، سه ماه تابستان هم تعطیل می باشند، در کلاس هم که درس نمی دهند... پس غلط بیجا هم میکنند که توقع حقوق بیشتر دارند"
متشکریم که سکوت کرده اید تا آقایان با معلمانی که تقاضای ایجاد برابری دارند (و نه بیشتر) مثل شهرام جزایری به عنوان زیاده خواه و دزد بیت المال و اخلالگر برخورد کنند و باتوم بر سر معلمان خود فرود آورند.
متشکریم که سکوت کرده اید تا نيروهاي امنيتي كه بايد حافظ امنيت و مجري قانون در جامعه باشند، با بي قانوني معلم را در كلاس درس، در مقابل چشمان اشك آلود و وحشت زده دانش آموزان بازداشت کنند.
از شما ممنونيم که سکوت کرده اید که هر مرجعی که دستی بر آتش بیت المال دارد، اول برای کارمندانش پاداش های مصوب داخلی بگیرد و در نهایت پس مانده ها را به معلمان و وزارت بهداشت و از این جور سازمان های به ظاهر بی اهمیت مملکت بدهد.
ما از شما متشکریم که سکوت کرده اید تا در رسانه ی درخشان ملی (بخوانيد خصوصي) هر روز در بوق و کرنا کنند که پاداش پایان سال همه ی کارمندان دولت 175000 تومان است اما اعلام نکنند که پاداشهای درون سازمانی میلیونی در وزارت نفت، نیرو، دارایی، و. . . از کجا تأمین می شوند و به چه کسانی داده میشود.
آقايان مسئول! از شما متشكريم كه به جاي گوش كردن به درد دل معلمان زحمتكش و پاسخگويي به آنان و حل مشكلات، با ايجاد رعب و وحشت و دستگيري و بازداشت غيرقانوني همكارانمان و فيلترينگ، سعي در خاموش كردن فرياد عدالتخواهي معلمان داريد و اين كار را تا جايي ادامه داديد كه مجامع بين المللي از جمله فدراسيون جهاني اتحاديه هاي معلمين(EI)، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)و سازمان ديده بان حقوق بشر (ITUC) براي چندمين بار اعتراض نامه هاي شديداللحني را خطاب به شما مسئولين ناشنوايمان صادر نمايند.
از شما متشکریم که سکوت کرده اید با این که می بینید درسؤالات آزمون استخدامی سال 85 بانک ملت این سؤال را برای ایجاد فرهنگ معلم ستیزی مطرح میکنند که: ((معلمان همواره نسبت به حقوق خود معترضند اما به نظر من معلمان بیش از حق خود حقوق دریافت میکنند. بلی - خیر )). لابد فرهنگ معلم ستیزی در بانک هایی که به اسم این ملت و با پول این مردم فربه شده اند مرسوم می باشد.
از شما متشكريم كه به جاي رفع مشكلات و تسريع در رسيدگي به حقوق حقه ما معلمين با پخش اخبارهاي نادرست، و وعده هاي توخالي، در صدد تخريب افكار عمومي جامعه بر عليه معلمان برآمده ايد و در اين راستا سازمان بی مديريت و برنامه ريزي با ارائه آمارهاي حقوقي غيرواقعي و كذب، سعي شما را در اين زمينه كامل كرده است.
باز هم از شما متشکریم که همه ی این موارد را می بینید و باز هم سکوت میکنید.
آقايان ممكن است بتوانيد در كوتاه مدت افكار عمومي مردم را تخريب كنيد ولي اين را هم بدانيد كه مغزهاي فهيم پانزده ميليون جوان و نوجوان، و عملا هفتاد ميليون ملت ايران در اختيار ماست،(چون هر خانواده حداقل يك دانش آموز در كلاس درس ما دارد) واي از روزي كه ما دهان باز شود و روشنگري كنيم و از بي عدالتيها و ظلمها و رانتخواريها و ... بگوييم.
آقای رئیس جمهور در شعارهاي تبلیغاتی خود بيان كرده بوديد كه اگر بنده به عنوان ریاست جمهوری انتخاب شوم تا دو سال بیشترین هم و غم خودم را در امر آموزش و پرورش صرف می نمایم، گفته بوديد كه بايد مدارس را زيبا كنيم تا براي دانش آموزان جذاب باشد، گفته بوديد كه معلم بايد بدون هيچ دغدغه اي وارد كلاس درس شود، پس چه شد اين وعده ها؟! اكنون كه با اين برخوردها روز به روز بر دغدغه ها مي افزاييد!!!
ما يعني من و تو اي معلم : تا به كي بايد دم نزنيم ؟ زمان سكوت گذشته بايد كاري كرد كارستان ، هماهنگ و يكدست. بالاتر از سياهي رنگي نيست.
من اگر برخيزم، تو اگر برخيزي، همه برميخيزند ... ! من اگر بنشينم، تو اگر بنشيني، چه كسي برخيزد ... ؟
... و ندایی که به من می گوید: گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحرنزديك است .
بيانيه كانون صنفي معلمان براي ادامه راه
1- در اعتراض به برخوردهای غیر قانونی نهادهای امنیتی و انتظامی با فرهنگیان در مقابل مجلس و بازداشت معلمان تهران و کرمانشاه ؛ در روزهای یکشنبه و دوشنبه 26 و 27 فروردین 86، در اكثر مدارس كشور تحصن هايي در دفتر مدارس برگزار گرديد و تومارهاي اعتراض آميزي كه اهم خواسته هاي معلمين در آن درج شده بود خطاب به مسئولين آموزش و پرورش، مجلس و رياست جمهوري صادر گرديد .
2 - برابر بیانیه ی پایانی جلسه ی شورای هماهنگی کانون های صنفی فرهنگیان چون مسئولين امر هيچگونه پاسخي به درخواستهاي صنفي و قانوني ما ندادند، در روز یکشنبه 9/2/86 ، ضمن حضور در مدارس از حضور در کلاس های درس خودداری می نماییم ؛ و همچنین روز چهارشنبه 12/2/86 در شهرستان ها در محل ادارات آموزش پرورش ، و در مراکز استان ها در محل سازمان های آموزش و پرورش از ساعت9 تا 12 اقدام به تجمع اعتراض آمیز خواهیم نمود
3- در صورت عدم تحقق خواسته های صنفی فرهنگیان دال بر رفع تبعیض در بین کارکنان دولت و عدم اجرای نظام هماهنگ حقوق کارکنان دولت به صورت کامل و جامع ، در روز سه شنبه 18/2/86 از ساعت 13 تا 17 ما معلمان سراسر کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع گسترده ی کشوری خواهیم نمود.
کانون صنفی معلمان ایران - کانون صنفی فرهنگیان خراسان - کانون صنفی معلمان ابهر- کانون معلمان ارومیه- کانون فرهنگیان استان اصفهان- کانون صنفی معلمان ایلام - کانون صنفی معلمان اردبیل - اتحادیه ی صنفی فرهنگیان اهواز - کانون صنفی فرهنگیان آبادان - کانون مستقل فرهنگیان استان آذربایجان شرقی - کانون صنفی معلمان تبریز- کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر- کانون صنفی معلمان کرمانشاه - کانون صنفی معلمان گیلان ( رشت) - کانون صنفی معلمان زنجان- کانون صنفی معلمان شهرری - کانون صنفی معلمان سبزوار- کانون صنفی معلمان شیراز - کانون صنفی فرهنگیان شهرضا - کانون صنفی معلمان استان چهارمحال و بختیاری- کانون صنفی فرهنگیان استان قزوین - کانون صنفی معلمان قم - کانون صنفی معلمان کرج - انجمن صنفی معلمان استان کردستان - کانون صنفی معلمان کرمانشاه- کانون صنفی معلمان مازندران - کانون صنفی معلمان همدان - کانون صنفی معلمان یزد
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور
منبع: گچ و دل فرهنگیان