تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی


۱۴ مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت طلب مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می شود

اما

هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند.

۱۴ مرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجی‌حیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی در بند هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

 

کمیته تلاش برای آزادی دانشجویان زندانی در راستای انجام وظیفه خود سومین بیانیه خود را منتشر کرد .به گزارش ادوار نیوز متن بیانیه کمیته پیگیری به شرح زیر است :

 

هموطنان گرامی

کمیته تلاش برای آزادی دانشجویان زندانی ضمن استقبال از آزادی  6 نفر از دانشجویان زندانی و تاکید بر ضرورت آزادی سریع سایر دانشجویان زندانی ، همچنان از وضعیت سایر بازداشت شدگان اطلاع کافی در اختیار نداشته و  شواهدی دال بر شرایط نامطلوب و برخوردهای خشن با آنان دریافت کرده است که به اختصار گزارش آن را به اطلاع می رساند:

1-      در تاریخ 27 تیرماه آقای عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت توسط مامورین قضایی جهت تفتیش منزل ایشان به منزل آورده شده است که متاسفانه بسیار لاغر و نحیف بوده و آثار کبودی در بدن ایشان مشاهده شده است همچنین در تماس تلفنی که ایشان در تاریخ9 مرداد با منزل داشته به اعتقاد همسرش در شرایط نامناسبی به سر می برد .

2-      در تفتیش از منازل بازداشت شدگان رعایت حریم خانواده ها صورت نگرفته است و مامورین ضمن تفتیش از وسایل تمامی اعضای خانواده و در مواردی  به همراه بردن آنان اقدام به فیلمبرداری از اتاق خواب نموده و در مواردی فرصت کافی برای پوشیدن لباس مناسب  اعضای خانواده  ایجاد ننموده اند .

3-      مادران سه نفر از دانشجویان زندانی طی نامه ای از فشارهای جسمی و روحی وارد شده به فرزندان خود خبر داده اند که بسیار تکان دهنده و در پاره ای موارد  در سالیان اخیر بی سابقه است و آنگونه که این مادران روایت کرده اند مصداق بارز شکنجه می باشد .

4-      بنا بر گزارش دانشجویان آزاد شده مامورین انتظامی هنگام بازداشت دانشجویان در محل دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت بدون هیچ گونه دلیلی اقدام به ضرب و شتم شدید دانشجویان نموده به طوری که تا چند روز امکان خوابیدن و راه رفتن درست برای آنان وجود نداشته است و در برخی موارد با گذشت نزدیک به بیست روز  هنوز آثار کبودی بر بدن آنان آشکار است .

 

با عنایت به موارد فوق کمیته انتظار دارد مقامات قضایی با ملاقات حضوری خانواده ها و وکیلان با افراد بازداشت شده و معاینه پزشکی آنان توسط پزشکان منتخب خانواده ها موافقت نموده و به این وسیله قدری از نگرانی های موجود بکاهد .

ضمناً کمیته از همه علاقه مندان حقوق بشر و کسانی که پیگیر وضعیت دانشجویان بازداشت شده می باشند دعوت می کند تا روز شنبه 20 مرداد، مبعث پیامبر صلح ، محبت و مدارا محمد مصطفی (ص)،   از ساعت 10 تا 12 صبح در منزل محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت با خانواده او و دیگر دانشجویان دربند دیدار نموده و در این شرایط سخت و دشوار با آنان همدلی و همراهی نمایند.

 

کمیته تلاش برای آزادی دانشجویان زندانی

 

 

بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان و اعضای ادوار تحکیم
ما ایستاده ایم و خواست ما نابودی زندان است

انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی با نزدیک شدن به یک ماه ازبازداشت اعضای دفتر تحکیم وحدت و ادوار تحکیم بیانیه ای را در اعتراض به ادامه این بازداشت ها صادر کرده است.

به گزارش ادوار نیوز متن کامل بیانیه دانشگاه علامه به این شرح است:

اين سال نكو،از بهارش پيدا بود؛درخت اوين كه در آن بهار با چند شكوفه پلي تكنيكي مزين بود،اينك با اسارت بسياري از دانشجويان ديگر،فعالان مدني و جنبش هاي اجتماعي،روزنامه نگاران و فوج فوج اعدامي ها، به ثمر نشسته است و باغبانان بی رحمش شادمان از احكام سنگين حبس و شلاق، بارآوري هر چه بيشتر اين درخت را به نظاره نشسته است.اما نه علف هرز استبداد و درخت بي بنياد زندان چنان تنومندند كه تاب چنين ستارگان سنگيني را بر شاخسار خود داشته باشند و از ميان نشكنند، و نه بهاري را بي خزان سراغ داشته ايم.آري، بهار اختناق و استبداد نيز خزاني در پيش دارد.

مهدي عربشاهي،دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه علامه و عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت،بامداد هجدهم تيرماه در برابر دانشگاه امير كبير بازداشت شد.همان روز عبدالله مومني،دانش آموخته دانشگاه علامه و عضو سازمان ادوار تحكيم وحدت،به همراه مرتضي اصلاحچي، دبيرپيشين انجمن اسلامي اين دانشگاه، در يورشي به دفتر سازمان ادوار تحكيم بازداشت شدند. دو روز پس از آن نيز امير يعقوبلي،عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه علامه،حين جمع آوري امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز بازداشت شد.در ملاقات كوتاه عبدالله مومني با خانواده اش آثار ضرب و شتم بر بدنش مشاهده شده است.مطابق شنيده ها مرتضي اصلاحچي پس از روزهاي نخست بازداشت از ديگر ياران خود جدا شده و تحت فشارهاي سنگين و بازجویی های طولانی قرار گرفته.امير يعقوبلي نيز تنها يك بار با خانواده خود به صورت تلفني تماس داشته است و وضعيت نامعلوم و نگران کننده یی دارد.

با اين همه بي عدالتي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه خواستار آزادي اعضاي در بند خود نيست،كه اگر بناي خواست آزادي باشد،خواسته اين انجمن آزادي تمام زندانيان سياسي و عقيدتي است.اما اميدي به اينكه  گوش شنوايي در عدالت خانه اين فرياد آزادي خواهي را شنيده و در راه آزادي يارانمان ياورمان باشد نداريم.و از اين همه گذشته گوهر آزادي گران تر از آن است كه از اين دريوزگان طلبش كنيم.خواست ما آزادي زندانيانمان نيست،خواست بيكاري زندانبان است،خواست ما نابودي زندان است.

ما در كنار يارانمان ايستاده ايم، كه ميله هاي بي جان و خاكستري زندان،ناچيزتر از آنند كه ميان ما و يارانمان فاصله اي بيندازند.ما ايستاده ايم و خواهيم ايستاد كه هيچ گاه نشنيده ايم خورشيد در پس يلدايي ترين شب ها،باكي از طلوع داشته باشد.
 
 
درخواست چهار فعال سیاسی وحقوقی برای رسیدگی به اوضاع دانشجویان

حبيب الله پيمان، عزت الله سحابي، شيرين عبادي و ابراهيم يزدي به دنبال برخوردهاي ماه هاي اخير با دانشجويان دانشگاه هاي ايران، به شکل هاي گوناگون از جمله محروميت از تحصيل ، بازداشت و محاکمه طی پیامی خواستار  رسیدگی به وضعیت آنان شدند .

به گزارش ادوار نیوز در اين موارد با اشاره به بازداشت شش عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم، در مقابل دانشگاه اميرکبير و نيز پلمب دفتر ادوار تحکيم وحدت و بازداشت حاضران در اين دفتر آمده است:«از اتهامات وارده بر اين دانشجويان اطلاع درستي در دست نيست. به وکلاي مدافع آنان اجازه حضور در دادگاه و ملاقات با موکلين شان را نداده اند و خانواده هاي برخي از بازداشت شدگان از وضعيت عزيزان خود بي اطلاع مي باشند.»

این فعالان در ادامه اين رفتارها را مغاير با اصول مصرح در فصل سوم قانون اساسي و نيز اصول بيانيه جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي مربوطه اي دانسته که دولت ايران آنها را امضا کرده و به رعايت آنها متعهد است. امضاکنندگان اين پيام رسيدگي منصفانه به اتهامات آنان را طبق قوانين مربوطه با حضور وکلاي آنان خواستار شده اند.

 

 

اتحادیه اروپا خواهان لغو حکم اعدام دو روزنامه نگار کرد شد


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

رادیو فردا: اتحادیه اروپا روز جمعه، سوم اوت، نسبت به موج اعدام ها در ایران ابراز نگرانی کرد و خواهان توقف حکم اعدام دو روزنامه نگار کرد شد.
پرتقال، که اکنون ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد، در بیانیه ای از جمهوری اسلامی ایران خواست که از اجرای حکم اعدام عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار خودداری کرده و تضمین دهد که این دو از حق حضور در دادگاهی عادلانه برخوردار خواهند شد.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، صدور احکام اعدام برای دو روزنامه نگار کُرد ایرانی که به «محاربه با خدا» متهم هستند را تایید کرده است.
علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه ایران، در مصاحبه ای مطبوعاتی گفته بود: «بوتیمار و حسن پور به جرم محاربه، به اعدام با طناب دار محکوم شده اند.»
«محاربه»، از جرایمی است که با واژه ای ریشه گرفته از کتاب قرآن توصیف می شود و می توان آن را به «جنگ با خدا» تعبیر کرد.آقای جمشیدی از اینکه آیا حکم اعدام این روزنامه نگار به تایید دیوان عالی کشور رسیده است یا نه، اظهار بی اطلاعی کرده بود.
اتحادیه اروپا در این بیانیه نسبت به روند رو به رشد و فزاینده صدور حکم اعدام طی ماه های جاری و سرکوب اقلیت های قومی در ایران ابراز نگرانی کرده است.
در دور دوم اعدام ها در ایران، اول مردادماه سال جاری هفت نفر دیگر به اتهام «اراذل و اوباش » بودن در شهر مشهد و در ملاء عام به دار آویخته شدند.

ابراز نگرانی از صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار
گزارشگران بدون مرز، سازمان بین المللی مدافع حقوق کارکنان رسانه های گروهی، چندی پیش، با انتشار بیانیه ای، درباره صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد ابراز نگرانی کرد.
این سازمان، صدور حکم اعدام عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار را «ظالمانه» خوانده است. این سازمان همچنین خواستار افزایش فشارهای جهانی بر جمهوری اسلامی شد تا در این حکم تجدید نظر کند.
عبدالواحد بوتیمار از فعالین محیط زیست کردستان است. آقای بوتیمار در انجمن سبزچیا (کوه سبز)، که نشریه به همین نام منتشر می کرده، عضویت داشته است.
آقای حسن پور نیز که‌ عضو هیأت تحریریه هفته نامه توقیف شده «آسو» است، در فرودین ماه سال جاری به زندان عمومی مریوان انتقال یافته‌ و سپس اولین جلسه دادگاه او در تاریخ ۲۲ خرداد ماه تشکیل شده‌ و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و «همکاری با گروه های مسلح» به اعدام محکوم شده است.
عدنان حسن پور در تاریخ پنجم بهمن ماه سال گذشته در شهر مریوان بازداشت شد و مدت طولانی را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج و در سلول انفرادی گذراند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

مريم احمدی

سازمان حقوق و دمکراسی، يا مرکز بين المللی برای حقوق بشر و توسعه دمکراتيک در کانادا، جايزه سال ۲۰۰۷ خود را، چنان که در بيانيه اين سازمان آمده، به خاطر «تعهد شجاعانه آقای گنجی به حقوق بشر، توسعه دمکراتيک و عدم خشونت» به وی اهدا کرد .

سازمان حقوق و دمکراسی هر ساله جايزه آزادی جان هامفری را به يک نهاد يا فرد، به خاطر دستاوردی چشمگير در پيشبرد امر حقوق بشر و توسعه دمکراتيک اهدا می کند .

اين جايزه به افتخار جان پيتر هامفری، استاد حقوق دانشگاه مک گيل و تدوين کننده نخستين پيش نويس اعلاميه جهانی حقوق بشر بنا نهاده شده است .

اکبر گنجی به خاطر نوشتن مطالبی در انتقاد از نقض حقوق بشر و نيز نوشتن مقاله ها و کتاب هايی افشاگرايانه، از جمله کتاب تاريکخانه اشباح، عاليجناب سرخ پوش، عاليجنانبان خاکستری و مجموعه مقالاتی در باره قتل های زنجيره ای به ۶ سال حبس محکوم شد .

آقای گنجی از سال گذشته که برای گرفتن جايزه روزنامه نگاران به روسيه رفت، در ديگر کشورها نيز چندين جايزه گرفته است.

آقای گنجی در تازه ترين مقاله خود با عنوان «نامه ای به همه در باره حقارت و زبونی»، در واکنش به موج سرکوب ها، فشار ها، اعدام ها و بازداشت های اخير می پرسد: «چرا اين همه سکوت در مقابل ظلم و بيداد... چرا اين سقوط اخلاقی و معنوی».

او می نويسد احمد قصابان، مجيد توکلی، احسان منصوری، بهاره هدايت، محمد هاشمی، علی نيکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنيف وقفی، علی وقفی، عبدالله مومنی، بهرام فياضی، مرتضی اصلاح چی، مجتبی بيات، حبيب حاجی حيدری، مسعود حبيبی، سعيد حبيبی نيا، آرش خاندل، اشکان غيوثوندی، عزت الله قلندری، محمد حسين مهرزاد را رژيم جمهوری اسلامی با همکاری و مشارکت همه ما زندانی کرده است .

از زير بار مسئوليت نمی توان شانه خالی کرد . اکبر گنجی می نويسد دفاع همه جانبه از مومنی و ديگر دانشجويان و زندانيان وظيفه اخلاقی همه ماست. اين حمايت را نبايد به چند يادداشت و اعلاميه محدود کرد.

جان مجيد توکلی در خطر است!

کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر

مجيد توکلی دانشجوی زندانی که در اعتراض به عدم رسيدگی به پرونده اش و بلاتکليفی خود، دست به اعتصاب غذا زده بود، وارد بيست و دومين روز اعتصاب خود شد.

اعتصاب غذای توکلی در بند ۲۰۹ زندان اوين در شرايطی صورت می گيرد که با توجه به شرايط امنيتی حاکم در اين بند، امکان رسيدن اخبار در مورد شرايط وی به خارج از زندان به دشواری صورت می گيرد. با اين حال به گفته خانواده اين دانشجوی زندانی، وی در طی مدت اعتصاب غذا حدود ۱۲ کيلوگرم از وزن خود را از دست داده است و اخبار رسيده نيز حکايت از انتقال وی به بهداری بند ۲۰۹ دارد.
توکلی از جمله دانشجويانی است که در ارديبهشت ماه امسال در پی چاپ مطالبی در برخی نشريات دانشگاه اميرکبير بازداشت و تاکنون در بند ۲۰۹ زندان اوين به سر می برد.
افزايش نگرانی نسبت به سلامتی اين دانشجوی زندانی درحالی شدت گرفته است، که در مرداد ماه سال گذشته اکبر محمدی از دانشجويان بازداشت شده در جريان اعتراضات دانشجويی ۱۸ تيرماه ۷۸، در پی اعتصاب غذا در زندان اوين جان باخت و با وجود گذشت يکسال، علل مرگ وی همچنان در پرده ای از ابهام قرار دارد.

همچنين در روزهای گذشته نيز اخبار رسيده از زندان اوين، حکايت از اعمال فشار شديد بر توکلی جهت وادار نمودن وی به اعترافات تلويزيونی داشته است.
گفتنی است هم اکنون حدود ۲۰ دانشجو در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات نگهداری می شوند.

کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر، با اعلام نگرانی نسبت به وضعيت سلامتی مجيد توکلی در بند ۲۰۹، وزارت اطلاعات و دستگاه قضايی را مسئول مستقيم جان توکلی می داند و در اين راستا تمامی نهادهای مدافع حقوق بشر را به اقدامی فوری فرا می خواند.

 

دستگيری سه فعال سياسی - دانشجويی

کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر

سه تن از شرکت کنندگان در همايش "مشروطه ايرانی" مقابل حسينيه ارشاد بازداشت شدند. اين سه تن توسط نيروهای لباس شخصی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

اسامی بازداشت شدگان به شرح زير است: مهرداد بزرگ، دانشجوی مهندسی کامپيوتر دانشگاه تهران، کوروش جنتی، دانشجوی ادبيات دانشگاه علامه طباطبايی و حسين فياضی.

لازم به ذکر است همايش سه روزه مشروطه ايرانی که به مناسبت فرارسيدن صدو يکمين سالگرد صدور فرمان مشروطيت و به همت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شريف بنا بود تا در حسينيه ارشاد برگزار گردد تحت فشارهای وارده از سوی نيروهای امنيتی لغو گرديد.


کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر


دبیر کل سازمان دانش آموختگان :علی (ع) زندان انفرادی نداشت
به نقل از "ادوار نیوز"

علي‌اكبر موسوي خوئيني با بیان این که حضرت علی (ع) زندان انفرادی نداشت به سخنان احمد جنتی دبیر فقهای شورای نگهبان که گفته بود اگر علی (ع)امروز بود تعداد بیشتری را اعدام می کرد  اشاره کرد و اظهار داشت : نباید برای توجیه ضعف ها و اعمال نادرست و خلاف خود از بزرگان دین این گونه خرج کرد و موجبات بدبینی مردم نسبتبه آن شخصیت های بزرگ را فراهم نمود .

به گزارش ادوار نیوز دبیر کل سازمان دانش آموختگان که در  تريبون آزاد بيست و هشتمين مجمع عمومي مجمع نمايندگان ادوار سخن می گفت با تاکید بر این که مهم ترین وظیفه نمایندگان مجلس دفاع از حقوق ملت بوده و برای آن سوگند یاد کرده اند افزود: نمايندگان چه قبل و چه بعد از نمايندگي بايد تكليف و وضعيت خود را مشخص كنند كه چگونه مي‌توانند حقوق مردم دفاع كنند.

موسوی با اشاره به برخوردهای صورت گرفته  با دانشجويان ، زنان، اقوام وكارگران گفت: چرا تنها امثال آقاي كروبي بايد محل رجوع  خانواده‌ي اين افراد باشند و ديگران نسبت به اين مسايل سكوت كنند؟

وی سکوت در مقابل ظلم و تضیع حقوق دیگران را موجب تشدید آن دانست و تصریح کرد: این سکوت موجب تبدیل آن به یک رویه خواهد شد و روزی گریبان سکوت کنندگان را خواهد گرفت .

این نماینده مجلس ششم  افزود :امروز هم می گویم اگر در مقابل برخوردهای ناعادلانه ای که در سایه حضور دولت نهم به طیف های مختلف اجتماعی از قبیل دانشجویان ،کارگران ،معلمان ،زنان و اقوام ایرانی صورت می گیرد سکوت پیشه کنیم ضمن شریک شدن با عاملان این برخوردها روزی دامنه آن به  سایر اقشار جامعه که به ظاهر احساس امنیت می کنند هم کشیده خواهد شد. 

موسوی در ادمه سخنانش با اشاره به نامه خانواده های سه دانشجوی زندانی دانشگاه امیر کبیر که در آن به آزار دانشجویان در بند 209 زندان اوین اشاره شده بود گفت:اخبار نگران کننده ای در خصوص این بازداشتگاه به گوش می رسد که حاکی از تغییر در مشی و شیوه برخوردبا بازداشت شدگان می باشد  و لازم است هیئتی از طرف قوه قضاییه با حضور در این بازداشتگاه نسبت به این شکایات رسیدگی کند .

 وی هم چنین به اعدام شدگان اخیر اشاره کرده و گفت:سوال ما این است آیا کسانی که این روزها با عناوین مختلف اعدام می شوند  از حقوقی که طبق قانون شهروندی برای کلیه متهمین توسط جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته  شده هم چون حضور وکیل و دادگاه صالحه برخوردار بوده اند یا خیر ؟.

دبیر کل سازمان دانش آموختگان  ادامه داد:اگر امروز با تشکلی قانونی به نام سازمان دانش آموختگان که از وزارت کشور دارای پروانه رسمی بوده و تاکنون هیچ گونه تذکر کتبی و اخطار رسمی از سوی کمییون ماده 10 احزاب دریافت نکرده بر خورد می کنند در صورت سکوت دامنه ان به باقی تشکل ها و احزاب رسمی هم کشیده خواهد شد که نمونه آن را به تازگی در مورد انجمن دفاع از حقوق زندانیان مشاهده کردیم.

وي با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با  دانشجويان و نهادهاي مدني، خاطرنشان كرد: در آستانه‌ي انتخابات مجلس هشتم نيز مانند انتخابات مجلس هفتم، با نهادهاي دانشجويي و برخي از نهادهاي مدني برخورد كرده‌اند.

موسوی بایبان این که  براي برخورد با جريان اصلاح‌طلبي براي عده‌اي محمدرضا خاتمي و مجيد انصاري هيچ تفاوتي ندارند. گفت : اگر روزی محمدرضا خاتمی رد صلاحیت شد و دیگران سکوت کردند به مفهوم مصونیت آنان نبود چرا که بعدها دیدیم مجید انصاری که زمانی عضو خبرگان رهبری بود هم در انتخابات اخیر خبرگان رد صلاحیت شد و حتی دامنه ردصلاحیت ها به افرادی هم چون عباسی فرد عضو سابق شورای نگهبان هم کشیده شد. 

 

بيانيه نزديک به ۸۰۰ تن از مدافعان حقوق برابر
 
درباره وضعيت بهاره هدايت و امير يعقوبعلی

نزدیک به هشتصد تن از مدافعان حقوق برابر، درباره وضعيت بهاره هدايت و امير يعقوبعلی بیانیه ای صادر کرده و خواستار آزادی آین دو فعال حقوق زنان شدند .

به گزارش ادوار نیوز متن کامل بیانیه به شرح زیر است :

در زمانی که، دفاع از حقوق زنان و تلاش برای تغيير مناسبات تبعيض آميز جنسيتی، به يکی از ريشه ای ترين حرکت های مسالمت آميز کنشگران جنبش های اجتماعی ايران بدل شده است؛ و در شرايطی که متاثر از اين تلاش ها، خوشبختانه بخش هايی از جناح های مختلف حاکميت، هم رای شده اند تا قوانين ناعادلانه ای چون ديه، ارث و شهادت را اصلاح کنند؛ متاسفانه هنوز، جرياناتی خشونت گرا وجود دارند که تحمل مواجه شدن با واقعيت های اجتماعی را ندارند. جرياناتی که اوليه ترين حقوق انسانی را ناديده گرفته و پايمال می کنند. فشارها و برخوردهای غيرقانونی و خشونت آميز يک ماهه اخير، از قبيلِ دستگيری و بازداشتِ غيرقانونی فعالان جنبش های زنان، دانشجويی، سنديکايی و معلمان، و صدور احکام سنگين حبس و شلاق برای فعالان جامعه مدنی (همچون عاليه اقدام دوست، دلارام علی، مريم ضيا و... برای شرکت در تجمع مسالمت آميز ۲۲ خرداد ميدان هفت تير و...)، صدور احکام اعدام برای فعالان مدنی (همچون عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار که در کردستان به فعاليت های مدنی و مسالمت آميز مشغول بودند)، گسترش فضای امنيتی بر شهر به بهانه پوشش زنان، پخش برنامه های اعتراف تلويزيونی، توقيف مطبوعات، و محدود ساختن گردش آزاد اطلاعات ، موجِ جديدی از ناامنی را هشدار می دهند.

به نظر می رسد اين بار، هدف و کانونِِ فشارها، نقاط وصل جنبش های اجتماعی هستند. کنشگرانی که با ايجاد وحدت ميان جنبش ها به فعاليت اجتماعی می پردازند، مورد کينه قرار گرفته اند. امير يعقوبعلی و بهاره هدايت هر دو از فعالان جنبش زنان و جنبش دانشجويی هستند که بيش از سه هفته است در بازداشت به سر می برند و از وضعيت آنها خبری نيست. بهاره هدايت، عضو شورای مرکزی تحکيم وحدت، و از فعالان جنبش زنان، در روز ۱۸ تيرماه در تحصن شش نفره ای که به منظور درخواست آزادی برای دانشجويان بازداشت شده اميرکبير انجام گرفته بود، دستگير شد و اکنون در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين بسر می برد. و امير يعقوبعلی، از اعضای جوان کمپين يک ميليون امضاء و عضو انجمن منتخب دانشگاه علامه طباطبايی، از آنجايی که به عنوان يک مرد توانسته است گفتمان برابری جنسيتی را فراتر از جداسازی های نظام مردسالار با مردم در ميان گذارد، در روز ۲۰ تيرماه هنگام جمع آوری امضاء در پارک انديشه بازداشت شد و در حال حاضر در زندان اوين بسر می برد. علاوه بر دستگيری و بازداشت ناموجه اين دو تن؛ عدم امکان ارتباط و ملاقات آنها با خانواده و وکلايشان، و همچنين احتمال وجود فشارهای ديگری در داخل زندان، نگرانی درباره وضعيت آنها را دوچندان می کند.

ما امضاء کنندگان اين بيانيه، ضمن اعتراض نسبت به بازداشت اين دو فعال جنبش زنان و رفتارهای غيرقانونی و خشونت آميز با آنان؛ خواستار آزادی هرچه سريعتر امير يعقوبعلی و بهاره هدايت و ديگر دانشجويان بازداشت شده، و نيز لغو احکام سنگين، از جمله لغو احکام اعدام های اخير برای فعالان مدنی کشور هستيم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

از بس ستاره کشتید، روی زمان سیاه است ( به ياد اكبر محمدی )

علی از وبلاگ يار دبستانی


از بس ستاره کشتید ، روی زمان سیاه است
هم این زمین سیاه است، هم آسمان سیاه است
روبه صفتان نشستید، در پیشگاه تاریخ
کز اینهمه جنایت، رخستارتان سیاه است
دست قلم شکستید، پای سخن ببستید
ای روشنی ستیزان، افکارتان سیاه است
هر تار موی یک زن، بندد مسیر تقوا !
این خود گواه آن بس، پندارتان سیاه است
هر حیله ای که داری در استین تزویر
هر جادویی که بستید در کارتان سیاه است
هر خطبه ای که خواندید، هر جمعه بر سر کوی
خلقی گریست زیرا، گفتارتان سیاه است
میخانه ها بستید، بتخانه ها گشودید
با خون وضو نمودید، کردارتان سیاه است
شد پرده سیاهی، معیار پاکی زن !
ای صبح دم گریزان، معیارتان سیاه است
زین شهر روی ما نیست، در هر مکان سیاه است
از بس ستاره کشتید، روی زمان سیاه است

يك سال گذشت ، از روزي كه همگي در يك كماي دسته جمعي فرو رفتيم ، درست است كه اين اكبر ( اكبر محمدي ) آن اكبر ( اكبر گنجي ) نبود ، اما باز هم خبر اعتصاب غذاي او به بيرون آمد .... .

سرانجام اكبر محمدي دانشجوي زنداني پس از تحمل شكنجه و دوران دراز مدت زندان ، در حالي كه در مرخصي استعلاجي بود ، دوباره به زندان باز گردانده شد و پس از يك دوره زندان در حاليكه در نهمين روز اعتصاب غذاي خود بود به طرز مشكوكي در بند 350 زندان اوين به زندگي اش خاتمه داده شد . ( روحش شاد )

رئیس حراست زندان اوين در آن هنگام و همزمان با حضور نمایندگان مجلس در زندان اوین و بازدید آنها از زندان
توسط مامورین حراست دست و پای اکبر محمدی را که پی در پی شعار میداده است، به تخت بسته و به دهان او نیز چسب میزنند.و از او نقل است كه گفته : " اکبر محمدی را به بند منتقل کنید تا همانجا بمیرد"

بعد از مرگ اكبر محمدي با توجه به فشارهاي داخلي و خارجي و اعتراضات گوناگون، مانند هزاران پرونده اي كه قرار بر بررسي آنها و تعيين مقصرين علل مرگ بود ، عملا هيچ اقدامي صورت نگرفت تا همچنان ماهيت رژيمي كه مدعيست بهترين زندانهاي جهان را دارد بر همگان مشخص شود .

ديگر اكبر آرام خوابيده ، نه از سيلي بازجويان و ضربات كابلها خبري هست، نه تو هين و ضربات چكمه دژخيمان!

اكبر هم مانند هزاران ستاره ديگر، روشنايي وجودش را گرفتند، اما روح او و ياد مقاومتهايش همواره، روشنايي بخش مبارزات است .

حالا ديگر نه بر مردگان كه بر زندگان بايد گريست، اوين ، گوهردشت ، عادل آباد و ... همه اين زندانها ايراني كوچك را در دل خود دارند، از مكرمه و جعفر سنگسار شده با فرزندشان كه در زندان بدنيا آمده، بزرگ شده و شايد تا به حال لذت يك تاب سواري را هم در زندگيش لمس نكرده باشد .

ديگر زندان جاي بدي نيست، معلم، فعال زنان، كارگر، بدحجاب و دانشجويان اينها همگي، زندانيان زندانهايمان هستند. هر روز روشنايي هزاران ستاره را با پرده افكار سياهشان محو مي كنند، هر روز چراغي را خاموش
مي كنند. حالا هر ستاره دانشجو نماد افتخار است.


از بس ستاره کشتید ، روی زمان سیاه است
هم این زمین سیاه است ، هم آسمان سیاه است

 

سالگرد قتل اکبر محمدی
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

سالگرد به قتل رساندن زنده یاد اکبر محمدی را گرامی میداریم

یک سال از به قتل رساندن زنده یاد اکبر محمدی دانشجوئی که در جریان قیام ۱٨ تیر ۱٣۷٨ دستگیر شده بود می گذرد.
او سالها در زندان بود و در طی دوران زندانی بودنش تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار گرفت. در اثر شکنجه های که در زندان به او وارد کرده بودند، دچار ناراحتیهای جسمی زیادی شده بود.
و بنابه نظر پزشکان می بایستی در مراکز درمانی مورد درمان قرار می گرفت ولی وزارت اطلاعات از درمان او ممانعت می کرد.ناراحتیهای جسمی و شرایط سخت که علیه او تحمیل کرده بودند راهی برای او باقی نگذاشته بود. تنها راهی که او میتوانست نسبت به شرایط غیر انسانی که علیه اش تحمیل کرده بودند، اعتراض کند، اعتصاب غذا بود.هنوزچند روز از اعتصاب غذا نگذشته بود که او را در حین اعتصاب غذا به قتل رساندند.
بنابه اظهارات هم بندیهای اکبر محمدی که شاهد واقعیتها بودند تمامی تحرکات کارگزاران زندان بسوی حذف فیزیکی او بود.
خانواده آقای محمدی از همان ابتدا خواستار تشکیل یک هیئت بی طرف بین المللی برای کشف حقایق و چگونگی به قتل رساندن فرزندشان بودند ولی تا به امروز همچنان با مخالفت رژیم مواجه است.
پیگیریهای وکیل خانواده محمدی برای کشف حقایق تا کنون با تهدیدها ،احضارها و اتهامات پاسخ داده شده.
اینک که یک سال از آن جنایت می گذرد نه تنها هیئت حقیقت یاب تشکیل نگردیده، بلکه با برگزاری مراسم سالگرد اوکارشکنی می کنند ، و حتی خانواده او امکان تعین روز برگزاری مراسم سالگرد فرزندشان را ندارند.
در حالی سالگرد اکبر محمدی را گرامی میداریم که تعداد زیادی از دانشجویان در بند مخوف ۲۰۹ تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دارند. اکنون که ٨ سال از ۱٨ تیر میگذرد و دستگیر شدگان آنروز مانند آقای میثم لطفی را به عنوان اراذل و اوباش دستگیر و محکوم به اعدام می کنند. و یا زندانیان سیاسی که تا به حال نام آنها مشخص گردیده اند به نامهای فاضل رمضانی و حاجت مراد محمدی را اعدام کرده اند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ضمن شرکت در مراسم سالگرد زنده یاد اکبر محمدی یاد و خاطره او را گرامی میدارد.
         
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۹ مرداد ۱٣٨۶ برابر با ٣۱ ژولای ۲۰۰۷


مادر یک دانشجوی دربند: پسرم دارد می میرد، کاری نمی کنید؟!

خبرنامه امیرکبیر: وضعیت جسمانی مجید توکلی پس از گذشت ۲۰ روز از اعتصاب غذای وی به شدت رو به وخامت گذارده است. مجید توکلی در اعتراض به شکنجه های طاقت فرسا و غیرانسانی، گرفتن اعترافات دروغ و تحت فشار، اصرار دادگاه انقلاب و علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، بر انتشار نشریات موهن توسط دانشجویان و عدم توجه تیم بازجویی به حقوق شهروندی و انسانی ایشان از تاریخ ۲۳ تیرماه دست به اعتصاب غذا زده است.

خانواده مجید توکلی در این خصوص به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر اظهار داشتند: وضعیت مجید بسیار وخیم است. ما به شدت نگران او هستیم. مجید پس از انتقال ابولفضل جهاندار و سعید درخشندی به بند ۳۵۰ زندان اوین و رسیدن به یکی از خواسته هایش قصد داشت اعتصاب غذای خود را بشکند، ولی هم زمان با این مسئله بازجویی و فشارهای گذشته ظاهرا دوباره شروع شده و قصد دارند هر طور شده از مجید اعتراف تلویزیونی بگیرند. ما مجید را صحیح و سالم به دانشگاه فرستادیم و هر اتفاقی برای او بیفتند مسئولش رئیس دانشگاه، دکتر رهایی، است که می گویند همه این برنامه ها زیر سر اوست و جعل نشریات هم کار خودش بوده است.

همچنین مادر مجید توکلی در حالی از شدت تاثر نمی توانست سخن بگوید، به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفت: پسرم دارد می میرد، هر چه به او التماس کردم غذا بخورد فایده ای ندارد. می گوید دوباره فشارها و شکنجه ها شروع شده و به محض آن که اعتصابم را بشکنم فشارها مضاعف می شود. این هفته که تماس گرفت، دیگر نمی توانست صحبت کند. گفت ۱۵ کیلو وزن کم کرده ام. ما شهرستان زندگی می کنیم، نمی توانیم به تهران بیاییم و وضعیت فرزندمان را پیگیری کنیم. فرزندم دارد می میرد، نمی دانم چرا هیچ کس کاری نمی کند؟ مگر این بچه ها چه کار کرده اند که این بلاها را به سرشان می آوردند؟!

مجید توکلی دانشجوی دانشگاه امیرکبیر است که از اردیبهشت ماه تاکنون به دنبال پخش نشریات جعلی در این دانشگاه بازداشت شد و از همان زمان در بند ۲۰۹ زندان اوین نگه داری می شود. در خصوص این غائله ۸ نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بازداشت شدند که هفته های گذشته ۵ نفر از آنان با قرار وثیقه ۸۰ میلیون تومانی آزاد شدند ولی همچنان مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در بازداشت به سر می برند.

 

دانشجویان آزاد شده هم شکنجه شده اند: وادارمان کرده اند سکوت کنیم

خبرنامه امیرکبیر: شکنجه های فاش شده توسط خانواده ۳ دانشجوی پلی تکنیک صرفا مختص به احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری نبوده و برخی از دانشجویان آزاد شده نیز مورد آزار و اذیت های مشابهی قرار گرفته اند.

به این دانشجویان و خانواده های ایشان تذکر اکید داده شده است که فرزندان خود را در منزل نگه دارند و از هر گونه فعالیت و اطلاع رسانی ایشان جلوگیری کنند. خانواده دانشجویان آزاد شده یک هفته قبل از آزادی توسط علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، به دفتر وی دعوت شدند و توسط وی تهدید شدند در صورتی که دانشجویان آزاد شده قصد داشته باشند فعالیتی انجام دهند ممکن است توسط بسیجیان در خیابان مورد ضرب و شتم قرار گیرند. همچنین مامورین بند ۲۰۹ زندان اوین هنگام آزادی دانشجویان را تهدید کردند در صورت انجام هر گونه فعالیتی بار دیگر آن ها را بازداشت خواهند کرد.

دانشجویان آزاد شده در هفته گذشته مذاکراتی را با اساتید دانشگاه برای دادن امتحانات پایان ترم خود را انجام دادند که در حین این مذاکرات گوشه ای از شرایط تکان دهنده بازداشتشان را در بند ۲۰۹ اوین برای اساتید تشریح کردند که این مسئله به شدت اساتید را متاثر کرده است. دانشجویان آزاد شده با تکذیب سخنان مطرح شده از سوی قاضی حداد، محسنی اژه ای و رئیس سازمان زندان ها، کلیه موارد ذکر شده توسط خانواده سه دانشجویی که همچنان در بازداشت به سر می برند را تایید کرده اند.

 

آزاد شدگان براي سکوت تحت فشارند

تداوم فشار بر دانشجويان دربند 

po_rozbeh_mir_ebrahimi.jpg

روزبه ميرابراهيمي

به نقل از "روز آنلاین"

در حالي که فشارها بر رسانه هاي داخلي براي جلوگيري از انعکاس خبر اعمال فشار هاي پيدا و پنهان بر دانشجويان و بازداشت شدگان هر روز بيشتر مي شود و برخي از روزنامه نگاران نيز در صف زندان اوبن قرار گرفته اند، ديروز اخبار نگران کننده ديگري از زندانيان در بند منتشر شد.

خانواده مجيد توکلي از دانشجويان بازداشت شده که مدتي است در اعتراض به وضعيت خود در زندان دست به اعتصاب غذا زده است ديروز از وخامت حال وي خبر دادند.

خبرنامه اميرکبير به نقل از خانواده توکلي خبر داد: "وضعيت مجيد بسيار وخيم است. ما به شدت نگران او هستيم. مجيد پس از انتقال ابولفضل جهاندار و سعيد درخشندي به بند ۳۵۰ زندان اوين و رسيدن به يکي از خواسته هايش قصد داشت اعتصاب غذاي خود را بشکند، ولي هم زمان با اين مسئله بازجويي و فشارهاي گذشته ظاهرا دوباره شروع شده و قصد دارند هر طور شده از مجيد اعتراف تلويزيوني بگيرند. ما مجيد را صحيح و سالم به دانشگاه فرستاديم و هر اتفاقي براي او بيفتند مسئولش رئيس دانشگاه، دکتر رهايي، است که مي گويند همه اين برنامه ها زير سر اوست و جعل نشريات هم کار خودش بوده است."

بنابر همين گزارش مادر مجيد توکلي نيز ضمن اشاره به تماي اخير خود با فرزندش گفت: "پسرم دارد مي ميرد، هر چه به او التماس کردم غذا بخورد فايده اي ندارد. مي گويد دوباره فشارها و شکنجه ها شروع شده و به محض آن که اعتصابم را بشکنم فشارها مضاعف مي شود".

وي ادامه داد: "اين هفته که تماس گرفت، ديگر نمي توانست صحبت کند. گفت ۱۵ کيلو وزن کم کرده ام. ما شهرستان زندگي مي کنيم، نمي توانيم به تهران بياييم و وضعيت فرزندمان را پيگيري کنيم. فرزندم دارد مي ميرد، نمي دانم چرا هيچ کس کاري نمي کند؟ مگر اين بچه ها چه کار کرده اند که اين بلاها را به سرشان مي آوردند؟!"

از سوي ديگر برادر مجيد توکلي در گفت و گو با راديو فردا گفت: "ما فقط گريه مي کنيم و زودتر براي برادرم عزاداري مي کنيم. مادرم فقط گريه مي کند. شرايط برادرم طوري است که نمي توانست اصلا صحبت کند. از او پرسيدم وضعيتش چطور است، فقط گفت حدود ۱۲ کيلو لاغر شده است ولي هنوز زنده است. آدمي که ۱۲ کيلو وزن کم کند و غذا هم نخورد چطور مي تواند دوام بياورد."

مجيد توکلي دانشجوي دانشگاه اميرکبير است که از ارديبهشت ماه تاکنون به دنبال پخش نشريات جعلي در اين دانشگاه بازداشت شد و از همان زمان در بند ۲۰۹ زندان اوين نگه داري مي شود. در خصوص اين غائله ۸ نفر از دانشجويان دانشگاه اميرکبير بازداشت شدند که هفته هاي گذشته ۵ نفر از آنان با قرار وثيقه ۸۰ ميليون توماني آزاد شدند ولي همچنان مجيد توکلي، احمد قصابان و احسان منصوري در بازداشت به سر مي برند.

از سوي ديگر انتشار شکنجه هاي تکاندهنده دانشجوبان در بند از سوي خانواده هايشان که با تکذيب مفامات قضايي و وزير اطلاعات روبرو شده بود همچنان در راس خبر ها قرار دارد. در همين زمينه اعلام اوليه سخنگوي قوه قضائيه در مورد "دانشجو نبودن بازداشت شدگان" و اعلام روز سه شنبه همين مقام بر آزادي "برخي دانشجويان" مورد اعتراض افراد مختلف از جمله خانواده برخي از بازداشتي ها قرار گرفته است.

در همين زمينه مادر محمد هاشمي دبير تشکيلات دفتر تحکيم و از بازداشت شدگان ۱۸ تير ۸۶ از تناقض گويي هاي مسئولان قضايي انتقاد کرد.

به گزار ش ادوار نيوز، خانم هاشمي گفت: "در روز ۲۰ تيرماه در روزنامه خواندم که سخنگوي قوه قضاييه گفته است" هيچکدام از بازداشت شدگان ۱۸ تيرماه دانشجو نبوده اند" و امروز که ۱۰ مرداد است در روزنامه ها خواندم که آقاي دکتر جمشيدي گفته است ۶ تن از بازداشت شدگان آن روز که ۴ نفر از آنها دانشجو هستند بزودي آزاد مي شوند.

وي ادامه داد: "وقتي در فاصله کوتاهي اين تناقض ها در حرفهاي مسئولان قضايي وجود دارد، چگونه از خانواده بازداشت شدگان انتظار دارند که به حرفهاي آنان اطمينان کنند."

مادر يکي از بازداشت شدگان همچنين با اشاره به نامه هاي مادران دانشجويان بازداشت شده پلي تکنيک گفت: "مسئولان قضايي که اين رنجنامه ها را تکذيب کرده اند چرا اجازه ديدار دانشجويان با وکلا وامکان ديدار نمايندگان مجلس از بند ۲۰۹ را فراهم نمي کنند."

انتشار خبر اين شکنجه ها در خالي از سوي مقامات نکذيب شد که ديروز در خبري ديگر اعلام شد که برخي از آزاد شدگان نيز مورد شکنجه هاي مشابه اي قرار گرفته اند که در حال حاضر وادار به سکوت شده اند.

خبرنامه اميرکبير در اين زمينه ديروز در خبر نوشت: "شکنجه هاي فاش شده توسط خانواده ۳ دانشجوي پلي تکنيک صرفا مختص به احمد قصابان، مجيد توکلي و احسان منصوري نبوده و برخي از دانشجويان آزاد شده نيز مورد آزار و اذيت هاي مشابهي قرار گرفته اند."

بنابر همين گزارش "به اين دانشجويان و خانواده هاي ايشان تذکر اکيد داده شده است که فرزندان خود را در منزل نگه دارند و از هر گونه فعاليت و اطلاع رساني ايشان جلوگيري کنند."

اين گزارش در ادامه خبر از احضار برخي از خانواده ها به دفتر رئيس دانشگاه امير کبير مي دهد و مي نويسد: "خانواده دانشجويان آزاد شده يک هفته قبل از آزادي توسط عليرضا رهايي، رئيس دانشگاه اميرکبير، به دفتر وي دعوت شدند و توسط وي تهديد شدند در صورتي که دانشجويان آزاد شده قصد داشته باشند فعاليتي انجام دهند ممکن است توسط بسيجيان در خيابان مورد ضرب و شتم قرار گيرند. همچنين مامورين بند ۲۰۹ زندان اوين هنگام آزادي دانشجويان را تهديد کردند در صورت انجام هر گونه فعاليتي بار ديگر آن ها را بازداشت خواهند کرد."

ظاهرا دانشجويان آزاد شده در هفته گذشته مذاکراتي را با اساتيد دانشگاه براي دادن امتحانات پايان ترم خود را انجام دادند که در حين اين مذاکرات گوشه اي از شرايط تکان دهنده بازداشتشان را در بند ۲۰۹ اوين براي اساتيد تشريح کردند که اين مسئله به شدت اساتيد را متاثر کرده است. همين منبع خبر داد که دانشجويان آزاد شده با تکذيب سخنان مطرح شده از سوي قاضي حداد، محسني اژه اي و رئيس سازمان زندان ها، کليه موارد ذکر شده توسط خانواده سه دانشجويي که همچنان در بازداشت به سر مي برند را تاييد کرده اند.

در همين حال و در حالي که خانواده عبدالله مومني سخنگوي سازمان ادوار تحکيم وحدت نيز بر اساس آخرين تماس وي از وضعيت مومني در زندان اظهار نگراني مي کردند ديروز اعلام شد جلسه دادگاه کيوان انصاري و ابوالفضل جهاندار - از دانشجوباني که بيش از ده ما است در بند هستند- که قرار بود صبح امروز در شعبه‌ ۱۰۵۹ دادگاه عمومي برگزار شود، تجديد و به وقت ديگري موکول شد.

محمدعلي دادخواه، وکيل مدافع ابوالفضل جهاندار در اين باره به ايسنا، گفت: "علي‌رغم ابلاغ و تعيين وقت قانوني و همچنين تاکيدي که مقررات بر رسيدگي به پرونده‌هاي که متهم زنداني دارد موکلم و کيوان انصاري که بالغ بر ۱۰ ماه در بازداشت موقت به سر مي‌برند به دادگاه اعزام نشدند."

همچنين نعمت احمدي، وکيل مدافع کيوان انصاري در اين باره به همين خبرگزاري گفت: "با توجه به اين‌که قانون صراحت دارد که پرونده‌ي زنداني به لحاظ حفظ حقوق وي در اولويت قرار دارد انتظار داشتيم زندان نسبت به اعزام زندانيان متهم اين پرونده اقدام مي‌کرد."

 

بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت موج اعدام های تازه

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

آزادگان!

روزگاری است که خبرها پی درپی از شکنجه و اعدام، زندان و سنگسار و تعقیب و آزار است. آخرین خبر تا لحظه صدور این بیانیه، اعلام حکمِ اعدام برای دو روزنامه نگار و فعالِ اجتماعی، عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار، است. آیا سرانجامِ گفتن و نوشتن و سرودن در سرزمین ما باید مرگ باشد؟ چه گونه می توان کسانی را به دستاویزِ "اقدام علیه امنیت کشور" به کام مرگ فرستاد که گناهی جز بیانِ آزادانه عقاید خود ندارند؟ ما هشدار می دهیم که هیچ اقدامی "علیه امنیت کشور" فاجعه بارتر از حذف و نابودی نیروهای آزادی خواه، مردمی و پیشرو نیست.
کانون نویسندگان ایران خواهانِ لغو همه احکام اعدام، به ویژه احکام صادر شده بر ضد عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار است.

کانون نویسندگان ایران
۹/۵/۱٣٨۶

برای لغو حکم اعدام عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار امضا کنید

گزارشگران بدون مرز برای آزادی دو روزنامه نگار کرد ایرانی تلاش می کند


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

گزارشگران بدون مرز در آخرین اطلاعیه مطبوعاتی خود فشار فزاینده بر روزنامه نگاران ایران را محکوم کرده و طوماری را جهت امضا برای لغو حکم اعدام عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار، بر روی سایت خود قرار داده است. متن این اطلاعیه مطبوعاتی که روز چهارشنبه انتشار یافته به شرح زیر است:

گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی فرشاد قربانپور و منع تعقب برای سهیل آصفی و مسعود باستانی است. این روزنامه نگاران در تاریخ ۹ مرداد با دستور سعید مرتضوی بازداشت و به دادسرای انقلاب احضار شده اند. در ایران هم اکنون ١٠ روزنامه نگار در پشت میله های زندان بسر می برند. همزمان شعبه شش دادگاه انقلاب اسلامی تهران عمادالدین باقی را به سه سال زندان تعزیری و خانم فاطمه کمالی احمد سرا و مریم باقی را به سه سال زندان که به مدت ۵ سال تعلیق شده است، محکوم کرده است.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند "دستگاه قضایی فرمایشی به تهاجم دائمی اش به رونامه نگاران منتقد برای وادار کردنشان به سکوت و یا در پیش گرفتن راه تبعید ادامه می دهد. روزنامه نگاران ایران باید به اتهامات واهی و بدون پایه و اساس پاسخ دهند و به زندان محکوم شوند. در حالی که دو روزنامه نگار از سوی دستگاه قضایی به مرگ محکوم شده اند، وضعیت حقوق بشر در ایران هر روز وخیم تر می شود روزنامه نگاران در کنار دیگر جنبش های اعتراضی زنان، دانشجویی و کارگری و به خاطر انجام وظیفه اطلاع رسانی هر روز بیشتر تحت فشار قرار می گیرند."
در تاریخ ۹ مرداد شعبه‌ی ۶ دادگاه انقلاب تهران طی حکمی عمادالدین باقی سردبیر روزنامه توقیف شده ی جمهوریت و رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان را به اتهام" اجتماع و تبانی به منظور انجام جرایم بر ضد امنیت کشور" و "اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به نفع گروه‌های بیگانه و مخالف نظام" به سه سال حبس محکوم کرد. این محکومیت برای انتشار مقالات و نامه های عمادالدین باقی در دفاع از حقوق زندانیان و زندانیان به اعدام محکوم شده صادر شده است. خانم فاطمه کمالی احمد سرا سردبیر مجله توقیف شده ی جامعه نو همسر و مریم باقی دختر آقای باقی نیز از سوی همین دادگاه به سه سال حبس که به مدت ۵ سال تعلیق شده است محکوم شده اند. این دو روزنامه نگار برای شرکت در گارگاه های حقو بشر که به اسم سازمان ملل در دوبی برگزار شده بود تحت تعقیب قضایی قرار گرفته و بعد از ماه ها بازجویی به زندان محکوم شده اند.
عمادالدین باقی روزنامه نگار روزنامه های توقیف شده ی نشاط و فتح است که از خرداد ١٣٧٩ تا بهمن ١٣٨١ به اتهاماتی نظیر " اقدام بر علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی " زندانی بوده است. پس از آزادی از زندان با نوشتن مقالاتی در دفاع از آزادی بیان و عقیده و روزنامه نگاران در بند، تشکیل انجمن دفاع از حقوق زندانیان، فعالیت های خود را در دفاع از حقوق بشر در ایران تشدید کرده است. این روزنامه نگار برای فعالیت های حقوق بشری، بطور مداوم تحت فشار مقامات قضایی و امنیتی ایران قرار دارد.
در همین روز فرشاد قربانپور و مسعود باستانی روزنامه نگار بسیاری از روزنامه های اطلاح طلب و همکاران نشریه اینترنتی روز در تهران بازداشت شدند. مسعود باستانی ساعاتی پس از بازداشت آزاد اما امروز ١٠ مرداد ماه باید خود را به دادستانی معرفی کند اما فرشاد قربانپور به زندان اوین و بند ٢٠۹ انتقال یافته است. علت بازداشت این روزنامه نگاران از سوی مقامات اعلام نشده است.
از سوی ماموران دادستانی با مراحعه به منزل سهیل آصفی پس از تفتیش منزل همه دست نوشته ها، کتاب ها، سی دی و کامپیوتر و لوازم شخصی وی را ضبط کردند . این روزنامه نگار نیز برای روز ١٠ مرداد به شعبه دوم بازرسی ویژه امنیت دادسرای انقلاب اسلامی تهران احضار شده است.
در آخر گزارشگران بدون مرز برای لفو حکم اعدام و آزادی دو روزنامه نگار کرد عدنان حسن پور ٢٥ ساله و عبدالواحد (هیوا) بوتیمار ٢۹ ساله طوماری را بر روی سایت خود قرار داده است. در ۹ مرداد ماه علیرضا جمشیدی سخنگوی دستگاه قضایی ایران تائید کرد که این دو روزنامه نگار به اتهام "محاربه " توسط دادگاه انقلاب اسلامی مریوان به اعدام محکوم شده‌اند.

" style="text-decoration: none">
[برای امضای طومار گزارشگران بدون مرز اینجا را کلیک کنید]

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 6:55 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی

گزارش ماهانه (تیر 1386 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران

نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !

در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:

بین المللی :
1 ـ سازمان عفو بین الملل در گزارشی با عنوان ایران آخرین جلاد کودکان نوشت: از سال 1990 تاکنون در ایران بیش از هر کشور دیگری افراد زیر 18 سال اعدام شده اند. به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر، از سال 1990 تاکنون اعدام 24 مجرم نوجوان در جمهوری اسلامی ایران تائید شده که 11 تن از آنان هنگام اجرای حکم کمتر از 18 سال سن داشته اند. به گزارش عفو بین الملل در حال حاضر 71 نوجوان محکوم به مرگ در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند. در این گزارش آمده است: جمهوری اسلامی معمولا در مورد تعداد احکام اعدام و اجرای این احکام اطلاعات دقیقی انتشار نمی دهد و احتمال دارد که آمار واقعی کودکان محکوم به اعدام و اعدام شدگان نوجوان بیش از این باشد. این سازمان ضمن تاکید بر لغو مجازات اعدام برای کودکان بعنوان هدفی مهم و مبرم، آن را گامی در راه الغای کامل مجازات اعدام در ایران می داند.(بی بی سی 6/4/86)

2 ـ سازمان عفو بین الملل در رابطه با محمود صالحی فعال کارگری که در زندان سنندج بسر می برد، طی نامه ای خطاب به علی خامنه ای امکان دسترسی این زندانی به مراقبت های پزشکی، ملاقات با وکیل و خانواده را خواستار شد و اعلام کرد محمود صالحی یک زندانی عقیدتی است و صرفا به دلیل اعمال مسالمت آمیز حق خود در آزادی بیان و تشکل و فعالیت های مسالمت آمیز اتحادیه ای در بازداشت بسر می برد. عفو بین الملل آزادی فوری و بی قید و شرط نامبرده را خواستار شد. (سایت اتحاد بین المللی حمایت از کارگران ایران15/4/86)

3 ـ بدنبال انتشار خبر سنگسار جعفر کیانی در تاکستان توسط رژیم جمهوری اسلامی ، لوییز آربور کمیسر عالی سازمان ملل در حقوق بشر با انتشار اطلاعیه ای نوشت من از اینکه علیرغم آن که دولت ایران اجرای سنگسار را به تعویق انداخته بود باز هم این حکم اجرا شد، بی نهایت نگرانم. سنگسار نقض آشکار حقوق بین المللی است. من موکدا از مقامات ایران می خواهم نسبت به سنگسار گزارش شده توضیح دهند و همچنین اجرای حکم مکرمه ابراهیمی و افراد دیگری که به این مجازات محکوم شده اند را لغو کنند. ( بی بی سی 19/4/86 )

4 ـ کنت وی جور جستی رئیس کنگره کار کانادا طی نامه ای به سید علی خامنه ای اعلام کرد: به نیابت از سوی سه میلیون از کارکنان زن و مرد وابسته به کنگره کار کانادا (سی ال سی) دستگیری منصور اسانلو، رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را به شدید ترین وجه ممکن از طریق این نامه محکوم می نمایم. در بخش دیگر این نامه آمده است: ما براین باور هستیم که دستگیری آقای اسانلو در ارتباط با فعالیتهای اتحادیه ای وی، از جمله در ارتباط با تلاشهای وی در پیگیری کسب همبستگی بین المللی برای جنبش اتحادیه ای ایران می باشد. ما به همراه دیگر فعالین اتحادیه در سراسر دنیا، صدای اعتراض خود را بر علیه تجاوز شنیع به حقوق بشر و حقوق اتحادیه ای بلند می نما ئیم.(اخبار روز 22/4/86)

5 ـ خانم آنجلیکا بر رئیس نمایندگی ایران در پارلمان اروپا با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: ما معتقدیم که منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران یک زندانی عقیدتی است و تنها بر مبنای همین بیان عقاید مسالمت آمیزش بویژه برای دفاع از حقوق سندیکایی و اتحادیه ای رانندگان اتوبوسرانی تهران دستگیر شده است. بنابراین ما خواستار آزادی فوری او هستیم. در بخش دیگر این بیانیه آمده است: ما همچنین نگران دستگیری محمود صالحی، فعال سندیکایی و سخنگوی سندیکای خبازان سقز که در 9 آوریل دوباره زندانی شده و نیاز مبرم به درمان و مداوای پزشکی دارد، می باشیم. جمهوری اسلامی ایران یک عضو سازمان جهانی کار است و بنابراین به پیروی از اصول آن متعهد و ملزم به رعایت و احترام به اصول اولیه، از جمله اصل آزادی ایجاد تشکل و سندیکا می باشد.(اخبار روز 24/4/86)

6 ـ سازمان عفو بین الملل با صدور اطلاعیه ای نگرانی خود از نقض حقوق بشر در ایران را اعلام کرد: به گزارش عفو بین الملل ایران همچنان دارای بالاترین میزان اعدام در جهان است. این سازمان حداقل 120 مورد اعدام از شروع سال 2007 در ایران را ثبت کرده است. سازمان عفو بین الملل سنگسار کردن جعفر کیانی و اعدام دو نوجوان زیر 18 سال به نام محمد موسوی و سعید قنبرزهی را محکوم نموده است. این سازمان خواستار پایان دادن به دستگیری و صدور حکم زندان برای فعالین حقوق بشر ، فعالین جنبش دانشجویی ، فعالین جنبش زنان، فعالین سندیکای و روزنامه نگاران شده است.(بی بی سی25/4/86 )

7 ـ گای رایدر دبیرکل کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و دیوید کرافت دبیرکل فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل طی نامه ای مشترک خطاب به سو ماوایا دبیرکل سازمان جهانی کار ، دستگیری منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را محکوم کردند و نسبت به سرکوب مداوم فعالین سندیکایی در ایران ، به این نهاد بین المللی شکایت کردند. لازم به یاد آوری است که آقای گای رایدر در رابطه با زندانی شدن محمود صالحی عضو تعاونی کارگران خباز سقز در تاریخ 21 تیر طی نامه ای خطاب به رئیس جمهور محمود احمدی نژاد بازداشت محمود صالحی را به شدت محکوم کرده و خواهان آزادی سریع وی شده بود. ( اخبار روز 26/4/86 )
8 ـ حزب سوسیالیست فرانسه با صدور اطلاعیه ای ضمن اشاره به سرکوب نیروهای سیاسی اپوزسیون ، روزنامه نگاران ، روشنفکران ، دانشجویان ، فعالین جنبش کارگری و فعالین جنبش زنان خواستار پایان بخشیدن به نقض مداوم حقوق بشر در ایران شد. در بخش پایانی اطلاعیه آمده است : حزب سوسیالیست فرانسه انزجار خود را نسبت به نقض مداوم حقوق بشر در ایران و به ویژه از سرگرفتن سنگسارها در ایران را اعلام می دارد. حزب سوسیالیست مجددا از اتحادیه اروپا و مقدمتا از مقامات فرانسه می خواهد که به مقامات ایرانی فشار آورند تا به این اعمال غیر قابل قبول پایان دهند.( اخبار روز 27/4/86 )

9 ـ دکتر ولف گانگ لوتر باخ رئیس بخش سیاسی فدراسیون اتحادیه های کارگری آلمان طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد دستگیری منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه را محکوم کرد.در این نامه آمده است: جمهوری اسلامی ایران بخاطر عضویت در سازمان بین المللی کار ملزم به رعایت اصول اساسی این سازمان از جمله اصل آزادی تجمع و تشکل است. در پایان آمده است : ما مصرانه از شما میخواهیم که آزادی فوری و بی قید وشرط آقای اسانلو را تضمین کنید.(عصر نو 27/4/86)

اخبار دانشجویی :
10 ـ بدنبال تحصن و اعتصاب غذای اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در مسجد این دانشگاه با خواست آزادی 8 تن از دانشجویان بازداشتی این دانشگاه، بدستور دکتر رهایی رئیس دانشگاه،30 نفر از نیروهای حراست به فرماندهی واعظ در ساعت 3 نیمه شب با قطع کردن برق مسجد به دانشجویان متحصن حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.(ادوار نیوز 5/4/86)

11 ـ جمعی از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در ملاقات با فراکسیون خط امام مجلس اعلام کردند: تمامی تشکلهای صنفی دانشجویی از حق فعالیت محروم شده اند. 14 نشریه دانشجویی این دانشگاه بدستور مقامات توقیف شده اند . تعدادی از دانشجویان بصورت مکرر به کمیته انضباطی احضار شده اند. همچنین در این ملاقات خانواده 8 نفر از دانشجویان زندانی خواستار آزادی فرزندانشان شدند. ( اعتماد ملی 7/4/86 )

12 ـ برادر عباس حکیم زاده دانشجوی زندانی در مصاحبه با رادیو فردا گفت: خواهرم از سوی نیروهای امنیتی تهدید شده است. به دلیل اینکه مادرم ضعف جسمانی و سن بالایی دارد، خواهرم برای پیگیری وضعیت عباس با مادرم همراهی می کند، او را تهدید کرده اند که برای پاسخگویی به یک سری سوالات به وزارت اطلاعات برود. وی افزود: برای پیگیری وضعیت برادرم با ریاست قوه قضائیه، معاون وی و کمیسیون اقلیت مجلس ملاقات داشته ایم، همه یا ابراز ناتوانی یا بی اطلاعی از پیگیری مسئله عباس حکیم زاده می کنند. محمد علی دادخواه وکیل مدافع عباس حکیم زاده گفت: موکلم در سلول انفرادی زندان اوین نگهداری می شود و تاکنون موفق به ملاقات با خانواده خود نشده است.(خبر نامه امیر کبیر 23/4/86)

13 ـ چند تن از ماموران امنیتی با مراجعه به منزل بهاره هدایت دانشجوی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل نامبرده نمودند. وسائل شخصی وی همچون سی دی ، کتاب ، دست نوشته ها ، جزوه ها و آلبوم عکس او را با خود بردند. ( ادوارنیوز 24/4/86 )

14 ـ ابوالفضل جهاندار عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت که در شهریور 85 توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید، در اعتراض به عدم انتقالش به خارج از بند 209 از روز 23/4/86 دست به اعتصاب غذا زده است. ( فعالان حقوق بشر در ایران 25/4/86 )

15 ـ از سوی قاضی حداد معاون امنیت دادستان تهران برای آزادی مجید شیخ پور، پویان محمودیان، مقداد خلیل پور، علی صابری و عباس حکیم زاده دانشجویان زندانی قرار وثیقه صادر شد، برای آزادی هر دانشجو مبلغ 80000000 میلیون تومان قرار وثیقه صادر شده است.(ایسنا 25/4/86)

16 ـ مجید توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری از دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیر کبیر در زندان اوین در اعتراض به فشارهای وارده و وضعیت مبهم پرونده خود از روز 23/4/86 دست به اعتصاب غذا زده اند. (خبر نامه امیرکبیر 26/4/86)

17 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل بهرام فیاضی دانشجوی کارشناسی ارشد پیام نور تهران و عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل وی نمودند. وسائل شخصی و رایانه او را با خود بردند. ماموران برای بازرسی منزل ، بهرام فیاضی را از زندان به همراه خود آورده بودند. نامبرده گفته در روزهای اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تاکنون از امکان هواخوری نیز محروم بوده است. ( ادوارنیوز 28/4/86 )

18 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد اقدام به تفتیش منزل وی نمودند. مقداری از وسایل شخصی، دست نوشته ها و کیس کامپیوتری او را با خود بردند و از تمامی خانه و اطاقهای خواب فیلمبرداری کرده و دفترچه تلفن همسر نامبرده و دفتر تلفن منزل وی را با خود بردند. در ضمن ماموران امنیتی با مراجعه به منزل علی نیکو نسبتی یکی دیگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد، اقدام به تفتیش منزل وی نمودند و از منزل نامبرده فیلمبرداری بعمل آوردند.(ادوار نیوز 31/4/86)

بازداشت دانشجویان :
19 ـ شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که برای پاسداشت سالگرد 18 تیر و اعتراض به بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه امیر کبیر تحصن کرده بودند، توسط ماموران امنیتی و نیروی انتظامی بازداشت شدند. علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اتهامات دانشجویان بازداشتی را شرکت در تجمع غیر قانونی ، تبانی برای اقدامات غیر قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنیتی برشمرد. اسامی دانشجویان بازداشتی عبارتنداز : علی وفقی دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف ، مهدی عربشاهی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی ، حنیف یزدانی دانشجوی دانشگاه شهر کرد ، علی نیکو نسبتی دانشجوی دانشگاه مفید قم ، محمد هاشمی و بهاره هدایت دانشجویان دانشکده امور اقتصادی.( ایسنا و ادوارنیوز 18و 19/4/86 )

20 ـ امیر یعقوبعلی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ، به علت جمع آوری امضاء برای « کمپین یک میلیون امضاء تغییر برای برابری » در پارک اندیشه واقع در خیابان سهروردی تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد. ( خبرنامه امیر کبیر 21/4/86 )

دانشجويان: احضار و بازجویی
21 ـ علی عبدی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به اتهام برگزاری تجمع غیر قانونی در روز جهانی زن در کمیته انضباطی این دانشگاه مورد بازجویی قرار گرفت . ( ایلنا 2/4/86 )

22 ـ صادق شجاعی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ایجاد بلوا ، آشوب و تحریک دانشجویان در کمیته انضباطی مورد بازجویی قرار گرفت. ( ایلنا 3/4/86 )

23 ـ موسویان عضو شورای صنفی دانشگاه هنر تهران گفت: 10 دانشجوی دختر این دانشگاه به اتهام پوشش نامناسب جهت بازجویی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند. ( ایسنا 6/4/86 )

24 ـ هانیه بردبار ، شیما فرزاد منش ، عسل اخوان ، مریم السادات سیدکریمی ، احسان محمدی ، عماد برقه ای ، صادق شجاعی ، امیر یعقوبعلی و سعید فیض الله زاده دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ایجاد اخلال در نظم دانشگاه ، ایجاد بلوا و آشوب ، عدم رعایت مقررات دانشگاه و توهین به مسئولان در کمیته انضباطی مورد بازجویی قرار گرفتند. این دانشجویان به اتهامات گوناگون هرکدام چندین پرونده دارند. ( ایسنا 12/4/86 )

25 ـ بیست و سه نفر از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر جهت بازجویی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند. اسامی دانشجویان احضار شده عبارتند از: مهری کریمی ، مریم سلیمی ، بیتا صمیمی زاد، هادی پلاور ، بهزاد موسوی ، بامداد غلامی ، محسن غمین ، فرهاد نوری، وحید سراجیان ، بابک آذرفر ، بهروز عباسی ، سیاوش اسداللهی ، مهدی عباسی ، مجتبی کلانتری ، مرتضی ورمزیار ، سینا صداقت نژاد، علی صابری ، محسن گرامی ، حسین ترکاشوند ، کورش لطیفی ، محمد معتمدی ، احسان خیر خواه و مسعود قدسی . ( ایسنا 17/4/86 )

دانشجويان: محاکمه
26 ـ آسو صالح فعال دانشجویی دانشگاه کردستان و عضو هیئت تحریریه هفته نامه « دیدگاه » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، فعالیت تبلیغی علیه نظام ، تحریک جوانها به شرکت در تجمع غیر قانونی روز جهانی زن در سنندج و ارتباط با گروههای معاند جمهوری اسلامی ایران در شعبه پنجم دادیاری سنندج مورد بازجویی قرار گرفت. پرونده وی برای محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج ارجاع شد.( ایلنا 3/4/86 )

دانشجويان: احکام صادر شده
27 ـ فهمیه شجاع عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات محکوم شد. ( ایلنا 1/4/86 )

28 ـ چهارده تن از دانشجویان دانشگاه تبریز به اتهام شرکت در تجمعات غیر قانونی داخل دانشگاه به قصد ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه به صورت مکرر در کمیته انضباطی دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجویان و مدت محکومیت انها به این شرح است: نعیم احمدی ، بابک رحمتی ، مقصود عهدی ، فراز ذهتاب ، آیدین خواجه ای ، وحید دهقانی ، هادی بهادری ، آیدین غفارنژاد ، امین امامی و علی داور هر یک به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند. همچنین حامد توفیق ، بهنام زالی ، منصور امینیان و ابراهیم زینالی هر یک به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند. ( ادوارنیوز 13/4/86 )

29 ـ هشت دانشجوی دانشگاه امیر کبیر در کمیته انضباطی این دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجویان و مدت محکومیت هر یک از آنان به این شرح است : نریمان مصطفوی و ناصر پویافر یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات. ابراهیم رحمانی و موفق کاتب یک ترم تعلیق از تحصیل. آرمان صداقتی یک ترم تعلیق از تحصیل با محرومیت از امکانات رفاهی . اسماعیل سلمان پور و سجاد ویس مرادی دو ترم تعلیق از تحصیل . ( ایسنا 17/4/86 )

30 ـ مقداد بریمانی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه سیستان و بلوچستان در کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شد. ( ایسنا 19/4/86 )

31 ـ علیرضا ولیان دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان به دلیل اظهار نظر و انتقاد از دولت در کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ایسنا 24/4/86 )

32 ـ بهنام ترکانپور عضو شورای مرکزی تشکل آرمان دانشجو به اتهام توهین به کارمندان دانشگاه در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد. (وبلاگ آرمان دانشجو 24/4/86 )

33 ـ بهرام اسماعیل بیگی عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام تبلیغ علیه نظام ، برگزاری تجمعات غیر قانونی و توهین به خمینی در شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان به 2 سال حبس تعزیری محکوم گردید، که برای مدت 5 سال به حالت تعلیق در آمد. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 29/4/86 )

34 ـ حسن طالبی، میثم گلستانی و محمد صادقی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و توهین به خامنه ای جهت محاکمه به شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان احضار شدند. لازم به یاد آوری است که 16 نفر از اعضای سابق تشکل ذکر شده از 2 سال پیش در دادگاه انقلاب اصفهان دارای پرونده مفتوح می باشند.( ادوارنیوز 29/4/86 )

توقیف نشریات دانشجویی :
35 ـ نشریه دانشجویی « شورا » به مدیر مسئولی میلاد معینی به علت درج اخبار مربوط به بازداشت دانشجویان پس از انتشار سه شماره به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه مازندران برای مدت یکسال توقیف گردید. ( ایلنا 1/4/86 )

36 ـ امتیاز نشریه دانشجو یی « سربداران » به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان لغو گردید. ( ایسنا 6/4/86 )

37 ـ نشریه دانشجویی « صبح » به مدیر مسئولی الهام شهسوارزاده بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران برای مدت 3 ماه توقیف گردید. ( ایسنا 29/4/86 )

38 ـ نشریه دانشجویی "تریا" به مدیر مسئولی سجاد درویش به اتهام نشر مطالب خلاف عفت عمومی پس از انتشار یک شماره بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران توقیف گردید.(ایسنا 31/4/86)

فیلتر کردن سایتهای خبری و توقیف فیلم:
39 ـ سایت کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز ، « تغییر برای برابری » پس از گذشت دو ماه از آخرین فیلترینگ ، برای بار ششم فیلتر شد. ( تغییر برای برابری 4/4/86 )

40 ـ ماموران اداره حراست سازمان پژوهش های علمی و صنعتی از نهادهای زیر مجموعه وزارت علوم مانع سخنرانی دکتر الهه کولایی استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران در یکی از انجمن های سازمان مذکور شدند. ( نوروز 7/4/86 )

41 ـ سومین آدرس سایت خبر نامه امیر کبیر که زیر پوشش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر فعالیت می کند ، بدستور مقامات امنیتی فیلتر شد. ( سایت امیر کبیر 12/4/86 )

42 ـ کافه « تیتر » در خیابان صبای جنوبی محل جمع شدن روزنامه نگاران در تهران بدستور مقامات دولتی پلمپ شد. این کافه در زمستان 85 آغاز به کار کرد و جای نشستن 20 نفر را داشت. ( اعتماد ملی 17/4/86 )

43 ـ بدستور بازپرس شعبه 11 دادسرای کارکنان دولت خبرگزاری کار ایران (ایلنا ) فیلتر شد. ( ایسنا 20/4/86 )

44 ـ بدستور اداره کل نظارت و ارزش یابی سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از نمایش فیلم « یک شب » به کارگردانی نیکی کریمی جلوگیری بعمل آمده است. ( ایسنا 25/4/86 )

مطبوعات: توقیف
45 ـ روزنامه « هم میهن » به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی پس از انتشار 42 شماره با تذکر شورای عالی امنیت ملی ، هیئت نظارت برمطبوعات و شکایت چند وزارتخانه بدستور قاضی سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران توقیف گردید. ( ایلنا 12/4/86 )

46 ـ هفته نامه « صدای ارومیه » به مدیر مسئولی محمد رضا خادم شمس بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات استان آذربایجان غربی توقیف گردید. ( شرق 30/4/86 )

مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
47 ـ عبدالله سهرابی مدیر مسئول ، سامان سلیمانی سردبیر ، رضا علیپور و فرهاد امین پور از اعضای سردبیری نشریه توقیف شده « روژهلات » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به دادگاه کیفری استان کردستان احضار شدند. ( ایلنا 8/4/86 )

48 ـ مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « نسیم صبا » به اتهام نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و افتراء جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شد. ( ایلنا 11/4/86 )

49 ـ علی نظری مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « ارزش » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت مدعی العموم و ستاد امر به معروف و نهی از منکر جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. لازم به یاد آوری است که این نشریه در اردیبهشت 79 توقیف گردید. ( ایلنا 11/4/86 )

50 ـ قلی شیخی مدیر مسئول روزنامه « توسعه » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افتراء جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد.( ایلنا 12/4/86 )

51 ـ کیوان صمیمی بهبهانی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده « نامه » جهت بازجویی به شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت احضار شد. ( ایسنا 25/4/86 )

52 ـ مدیران مسئول نشریات « سپیدار خانواده » ، « جهان صنعت » و « سینمای امروز » با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شدند. ( ایسنا 27/4/86 )

مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران
53 ـ غلامحسین کرباسچی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « هم میهن » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و افتراء با شکایت دادستان تهران ، وزارت صنایع و معادن و انصار حزب الله اصفهان در شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت . ( اعتماد ملی 24/4/86 )
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
54 ـ مسیح الله سلطانی مدیر مسئول نشریه « صدای زنجان » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت چند نهاد نظامی و دفتر نظارت بر انتخابات شورای نگهبان در دادگستری زنجان محاکمه شد. ( ایسنا 1/4/86 )

55 ـ فروزان آصفی نخعی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « گلستان ایران » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و استفاده ابزاری از افراد در تصاویر با شکایت مدعی العموم در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد. ( ایلنا 10/4/86 )

56 ـ افشین زارعی وبلاگ نویس به اتهام توهین به مقدسات در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. ( ایلنا 12/4/86 )

66 ـ امید معماریان ، روزبه میرابراهیمی ، شهرام رفیع زاده و جواد غلام تمیمی از متهمان پرونده وبلاگ نویسان به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام با شکایت مدعی العموم ، ستاد مشترک سپاه پاسداران و بسیج در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی مولایی محاکمه شدند.( ایسنا 26/4/86)

67 ـ بهرام ولدبیگی مدیر مسئول و برهان لهونی سردبیر روزنامه توقیف شده « ئاشتی » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام در دادگاه سنندج محاکمه شدند. ( ایسنا 26/4/86 )

68 ـ سید کاظم حسینی مدیر مسئول نشریه « بازار کار » به اتهام استفاده ابزاری از تصاویر در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی افتخاری محاکمه شد. ( ایسنا 31/4/86 )

مطبوعات: بازداشت روزنامه نگاران
69 ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان توسط ماموران امنیتی در محل کارش بازداشت و پس از تفتیش منزلش وی را به زندان اوین منتقل کردند. نامبرده با شکایت اداره اطلاعات استان کردستان در دادگاه تجدید نظر استان کردستان به یکسال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از شغل روزنامه نگاری محکوم شده بود. ( ایلنا 11/4/86 )

70 ـ اجلال قوامی روزنامه نگار و عضو شورای عالی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ علیه نظام و توهین به مقامات در شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج و با تائید شعبه دوم دادگاه تجدید نظر استان کردستان به 3 سال حبس محکوم شده بود . توسط ماموران امنیتی در تهران بازداشت و به زندان منتقل گردید. (ایسنا 18/4/86 )

71 ـ مصطفی فرهاد مدیر مسئول هفته نامه « بهار بروجرد » به علت درج گزارشاتی در رابطه با تقسیم زمین های شهری و گزارشی پیرامون وضعیت امنیتی شهر بروجرد به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی بدستور مدعی العموم بازداشت شد. ( اعتماد 28/4/86 )

مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
72 ـ فاطمه فرهمند پور مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « گوناگون » به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به مقامات با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 300000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایسنا 8/4/86 )

73 ـ حسین سعیدی پور مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « سپاس » به اتهام ایجاد اختلاف در بین اقشار جامعه و توهین به اقوام با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 300000 تومان جزای نقدی و یکسال محرومیت از انتشار نشریه محکوم شد. ( ایسنا 8/4/86 )

74 ـ امتیاز نشریه توقیف شده « طبرستان » به مدیر مسئولی مصطفی ناصحی به اتهام انتشار مطالب موهن علیه نظام ، توهین به مقدسات ، تبلیغ به نفع گروههای مخالف، اشاعه فحشاء و منکرات با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی لغو گردید و وی به پرداخت جزای نقدی محکوم شد. (ایلنا 8/4/86 )

75 ـ امتیاز روزنامه توقیف شده « مشارکت » به مدیر مسئولی محمدرضا خاتمی به اتهام انتشار مطالب کذب و افتراء با شکایت مدعی العموم ، شورای نگهبان ، نیروی انتظامی و ... به حکم قاضی حسین حسینیان رئیس شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران لغو گردید. محمدرضا خاتمی به پرداخت 600000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایسنا 11/4/86 )

76 ـ به علت فشارهای دولت به خبرگزاری کار ایران « ایلنا » هیئت مدیره این خبرگزاری برای کاستن از فشارها مجبور به پذیرش استعفای مسعود حیدری مدیر عامل ایلنا شد. ( آفتاب 11/4/86 )

77 ـ به علت فشارهای وزارت اطلاعات ، استانداری کردستان و دیگر نهادهای امنیتی مدیر مسئول هفته نامه کردی ـ فارسی « دیدگاه » مجبور به اخراج اجلال قوامی و امید احمدزاده از اعضای تحریریه این نشریه شد. ( اخبار روز 11/4/86 )

78 ـ مهدی رحمانیان مدیر مسئول روزنامه « شرق » به اتهام نشر مطالب خلاف موازین اسلامی ، اشاعه منکرات و مطالب خلاف عفت عمومی ، اهانت به دین مبین اسلام و مراجع مسلم تقلید ، تحریف سخنان رئیس جمهور و .. با شکایت مدعی العموم ، هیئت نظارت بر مطبوعات و ... در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 900000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( مهر 30/4/86 )

احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
79 ـ کورش زعیم عضو جبهه ملی ایران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام جهت محاکمه به شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران احضار شد. ( ایلنا 1/4/86 )

80 ـ محمد رضا رضایی گرگانی ، علیرضا اکبری نبی ، حمید پوروثوق و رسول بداقی از اعضای شورای مرکزی کانون صنفی معلمان ایران و از معلمین بازداشت شده در تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شدند. ( ایسنا 6/4/86 )

بازجویی فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی :
81 ـ رضا عباسی عضو هیئت موسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان و عضو شاخه زنجان سازمان دانش آموختگان ایران توسط نیروی انتظامی زنجان مورد بازجویی قرار گرفت و از نامبرده تعهد گرفته شد تا در مراسم روز بابک در قلعه بابک حضور نیابد. ( وبلاگ حق 6/4/86 )

82 ـ اکبر نیکجو دانشجوی رشته زبان انگلیسی دانشگاه ارومیه و کریم پاشایی روزنامه فروش که در سالروز تولد بابک خرمدین به همراه حدود 20 نفر در پارک الغدیر ارومیه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بودند ، در دادگاه انقلاب مورد بازجویی قرار گرفتند. (اورمو نیوز 17/4/86 )

دستگیری فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
83 ـ بهروز صفری فعال حرکت ملی آذربایجان توسط ماموران اداره اطلاعات زنجان بازداشت گردید. (وبلاگ حق 6/4/86 )

84 ـ قانع محمد رضایی 17 ساله به اتهام فعالیت سیاسی 40 روز پیش توسط ماموران امنیتی در سنندج بازداشت و به زندان منتقل گردید. تلاش خانواده این نوجوان برای تغییر و یا تبدیل قرار بازداشت وی به قرار وثیقه تاکنون بی نتیجه بوده است.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )

85 ـ محمد رضا عوض پور دانش آموز 16 ساله تبریزی که از 29 خرداد بازداشت شده ، در بند 4 زندان تبریز نگهداری می شود که محل بازداشت افراد شرور می باشد. (اورمو نیوز 17/4/86 )

86 ـ نیروهای امنیتی با حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان ایران و تیر اندازی هوایی 10 نفر را بازداشت نمودند. ماموران امنیتی به مردم و همسایگان وحشت زده می گفتند: « عملیات بازداشت معتادان مواد مخدر است متفرق شوید». علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه ضمن تائید پلمپ شدن دفتر سازمان دانش آموختگان ایران ، اتهامات افراد بازداشتی را شرکت در تجمع غیر قانونی ، تبانی برای اقدامات غیر قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنیتی برشمرد. اسامی فعالین سیاسی و دانشجویی بازداشتی عبارتنداز : عبدالله مومنی ، بهرام فیاضی و حبیب حاج حیدری از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران . مسعود حبیبی و مجتبی بیات دانشجویان دانشگاه تهران ، مرتضی اصلاحچی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، سعید حسین نیا دانشجوی دانشگاه زنجان ، آرش خاندل دانشجوی دانشگاه لرستان ، امیر حسین مهرزاد دانشجوی دانشگاه آزاد آمل ، عزت قلندری دانشجوی دانشگاه آزاد و یک دانشجوی دیگر بنام اشکان قیاسوند. ( نوروز و ایسنا 18 و 19/4/86 )

87 ـ منصور رادپور که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران در تاریخ 27 اردیبهشت ماه سال جاری در جاده چالوس توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود. به بند 4 زندان گوهر دشت کرج منتقل شد. نامبرده به مدت 25 روز اکثر اوقات پس از نیمه های شب با چشم بند به همراه شکنجه های جسمی و روحی در خانه های امن وزارت اطلاعات زیر بازجویی بوده است. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 21/4/86 )

88 ـ آزاد خوانچه زر 27 ساله ، کریم کانی سانانی و ساسان عراقی از فعالین مدنی شهر مریوان توسط ماموران اداره اطلاعات مریوان بازداشت شدند. ( انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران 30/4/86 )

محاکمه فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
89 ـ فرزاد کمانگیر ، علی حیدریان و فرهاد وکیلی از زندانیان سیاسی بند 209 زندان اوین در شعبه 16 امنیت دادگاه انقلاب تهران محاکمه شدند. این فعالین سیاسی 10 ماه پیش در کرمانشاه توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفته اند. آثار بر جای مانده از شکنجه قابل مشاهده است . ( فعالان حقوق بشر در ایران 9/4/86 )

بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
90 ـ کیومرث احمدی ، نادر احمدی ، محمد کریم زارعی و محمد مرادی به اتهام همکاری با یک حزب مخالف نظام بدستور شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات منتقل گردیدند. نامبردگان 7 ماه پیش مدتی در بازداشت بودند ، در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته بودند. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 25/4/86 )

91 ـ لقمان مهری فعال کارگری و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که در دادگاه انقلاب سقز و با تائید دادگاه تجدید نظر استان کردستان و دیوان عالی کشور به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده بود . به اتفاق همسرش در ترمینال شرق تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. نامبرده قبلا در مراسم روز جهانی کارگر سال 83 توسط نیروهای امنیتی در سقز بازداشت شده بود. وی به علت شرکت در تجمع 22 خرداد 85 تهران برای اعتراض به نابرابری حقوق زنان توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. همچنین او به علت شرکت در تجمع اعتراض به قتل شوانه قادری توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. ( سلام دمکرات 27/4/86 )

فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
92 عبدالله حسینی به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در یکی از احزاب کرد اپوزسیون در دادگاه انقلاب سقز به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از یکسال است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 5/4/86 )
93 ـ جمشید لک از دراویش گنابادی به اتهام توهین ، افتراء و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت اداره اطلاعات شهرستان درود ، در دادگاه تجدید نظر استان لرستان به 6 ماه حبس تعزیری ، 74 ضربه شلاق و پرداخت صد هزار تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایلنا 3/4/86 )

94 ـ عارف عبدالله زاده به اتهام خروج غیر قانونی از مرز در دادگاه پیرانشهر و با تائید دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده پیش از این به اتهام همکاری با احزاب کرد در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز و با تائید شعبه سوم دادگاه تجدید نظر استان کردستان به 3 سال حبس محکوم شده بود.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 4/4/86)

95 ـ محمدرضا فقیهی وکیل مدافع عوده عفراوی از متهمان بمب گذاریهای اهواز گفت: موکلم در دادگاه بدوی و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور به 20 سال حبس تعزیری و تبعید به زندان اردبیل محکوم شد. نامبرده در حال حاضر در زندان اردبیل دوران محکومیت خود را سپری می کند. ( ایسنا 8/4/86 )

96ـ کاوه انوری ، خالد رسولی ، هیوا نوری ، وطن عبادی ، وریا کریمی و ژیان کامکار به اتهام فعالیتهای تبلیغی و سیاسی در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه هر یک به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )

97 ـ سعید حمیدان از متهمان بمب گذاریهای اهواز به اتهام حمل و جابجایی اسلحه در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور به 20 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده در زندان بسر می برد.(ایلنا 9/4/86 )

98 ـ عادل ظفری به اتهام فعالیت سیاسی در شعبه اول دادگاه انقلاب شهر سقز و با تائید شعبه 4 دادگاه تجدید نظر استان کردستان به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )

99 ـ محمد هاشمی و علی پور سلیمان از اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و از شرکت کنندگان در اعتراضات اسفند سال گذشته در مقابل مجلس شورای اسلامی به اتهام تحریک معلمان به تحصن ، اعتصاب ، تعطیلی مدارس و عدم حضور در کلاس درس با شکایت اداره کل حراست وزارت آموزش و پرورش به حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش تهران به 2 سال تدریس در دبیرستانهای شهرری و اسلامشهر محکوم شدند. ( شرق 12/4/86 )

100 ـ عسگر اکبر زاده دانشجوی دانشگاه پیام نور اردبیل و منصور جدی از فعالین حرکت ملی آذربایجان به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب اردبیل به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شدند. ( وبلاگ حق 17/4/86 )

101 ـ زاهد قادری به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزسیون ، در دادگاه انقلاب مهاباد به 4 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از 3 ماه است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 18/4/86 )

102 ـ محمد صالح کویخاشیره به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزسیون ، در دادگاه انقلاب مهاباد به 8 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از 4 ماه است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 18/4/86 )

103 ـ مصطفی دریانورد و رضا بابا سوار از اعضای انجمن پادشاهی به اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروههای معاند نظام به ترتیب در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتیان و شعبه 6 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بابایی به 18 ماه حبس و 6 ماه حبس محکوم شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران 14/4/86 )

104 ـ صالح کامرانی وکیل دادگستری به اتهام فعالیت تبلیغاتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در شعبه 42 دادگاه تجدید نظر استان تهران به پرداخت یک میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد. نامبرده در جریان اعتراضات مردمی خرداد85 به مدت 98 روز در بازداشت بسر برد. ( ایسنا 25/4/86 )

105 ـ سه نفر از معلمان شهرستان شهرضای اصفهان به علت شرکت در تجمع اعتراضی معلمان در اسفند 85 ، به حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش شهرضا به استانهای مازندران ، مرکزی و اخراج از آموزش و پرورش محکوم شدند. ( ایسنا 27/4/86 )

106 ـ عبدالواحد کریمی اهل بانه به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب سقز به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده از 6 ماه پیش در زندان بسر می برد. (موکریان 28/4/86 )

اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
107 ـ محمد علی دادخواه وکیل مدافع ابوالفضل جهاندار گفت : وضعیت جسمی موکلم نامطلوب است و باید بیرون از زندان اوین معالجه شود . این فعال جنبش دانشجویی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، اجتماع و تبانی جهت برهم زدن امنیت کشور در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به تحمل دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است. ( ایلنا 1/4/86 )

108 ـ مصطفی دریانورد زندانی سیاسی که با خواست اصل تفکیک زندانیان براساس جرایم و انتقال به نزد سایر زندانیان سیاسی در زندان اوین از 6 روز پیش در اعتصاب غذا بسر می برد ، توسط کیان پور رئیس داخلی زندان اوین تهدید به ضرب و شتم ، انتقال به سلول انفرادی و تبعید به زندان گوهر دشت شد. (فعالان حقوق بشر در ایران 11/4/86 )

109 ـ سعید ماسوری زندانی سیاسی که از سال 79 زیر حکم اعدام بسر می برد ، سه سال پیش از بند یک زندان اوین به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل گردید. این بند تحت نظر وزارت اطلاعات می باشد.
(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 11/4/86 )

110 ـ آوات قریشی ، دارا قریشی و ابوبکر باپیری که به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت داخلی از یکسال پیش در شهرستان بوکان زندانی بودند، در دادگاه انقلاب مهاباد متهم ردیف اول به 4 سال و متهمین ردیف دوم و سوم هر یک به 3 سال حبس در تبعید محکوم شده بودند ، به زندانهای تبریز ، مراغه و میاندآوب تبعید شدند. ( وبلاگ موکریان 12/4/86 )

111 ـ علیرضا کرمی خیر آبادی زندانی امنیتی به بیماری کلیوی مبتلا شده است. علیرغم تائید بهداری زندان گوهر دشت مبنی بر انتقال نامبرده به بیمارستانی مجهز ، وزارت اطلاعات از انتقال وی به بیمارستان جلوگیری می کند.
( فعالان حقوق بشر در ایران 14/4/86 )

112 ـ حمید قنواتی و رضا پرتوئی از فعالین سیاسی که در تاریخ 8 اسفند 85 توسط ماموران وزارت اطلاعات شبانه در اهواز بازداشت شدند، با گذشت 4 ماه از زندانی شدن آنها ، خانواده های نامبردگان تاکنون موفق به ملاقات با عزیزان خود نشده اند و نگران سرنوشت آنان می باشند. ( فعالان حقوق بشر و دمکراسی در ایران 20/4/86 )

113 ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ بر علیه نظام و ارتباط با گروههای « ضد انقلاب » طی 16 روز اخیر 11 بار مورد بازجویی قرار گرفته است با چشم بند ، دستبند و پا بند به محل بازجویی منتقل می کنند. وی در بند 209 زندان اوین می باشد که در اختیار وزارت اطلاعات می باشد . (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 26/4/86 )

114 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل نامبرده نمودند. تمامی کتابها ، دست نوشته ها و پایان نامه کارشناسی ارشد وی را با خود بردند. همسر عبدالله مومنی گفت : ماموران امنیتی همسر مرا با دستبند به همراه خود آورده بودند، همسرم لاغرتر از گذشته ، عصبی و خسته به نظر می رسید و آثار کبودی بر بدنش مشهود بود. همسرم نسبت به فشارهای وارده بر وی در سلول انفرادی به شدت معترض بود. ( ادوارنیوز 28/4/86 )

115 ـ وضعیت جسمانی محمود صالحی فعال کارگری در زندان سنندج بسیار وخیم است و روز پنجشنبه 22 تیرماه به علت درد شدید به مدت 6 ساعت در حالت اغماء بسر برده است. نامبرده بارها وضعیت نامناسب جسمانی خود را گزارش کرده اما با بی توجهی مسئولین زندان سنندج روبرو بوده است.(سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان 26/4/86)

116 ـ یوسف مولایی وکیل مدافع منصور اسانلو گفت : موکلم به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده و چون پرونده در حال تحقیقات مقدماتی قرار دارد ، ما هیچ گونه دسترسی به پرونده یا موکل خود نداریم. ( رادیو فردا 29/4/86 )

زندانیان سیاسی مفقود الاثر:
117 ـ اسماعیل عزیزی و شهاب عزیزی از فعالین سیاسی که در تاریخ 26/11/85 توسط نیروی انتظامی در مهاباد بازداشت شدند، پس از گذشت پنج ماه از بازداشت آنها هیچ اطلاعی از نامبردگان در دست نیست و هیچ نهاد دولتی پاسخگو نمی باشد. خانواده این زندانیان سیاسی نگران سرنوشت عزیزان خود می باشند.(فعالان حقوق بشر در ایران 23/4/86)

118 ـ امیر جنت آبادی 24 ساله فعال سیاسی از یکماه پیش ناپدید شده است. نامبرده پیش از این بارها از سوی وزارت اطلاعات تهدید و بازداشت شده بود. تاکنون وزارت اطلاعات و قوه قضائیه مسئولیت بازداشت وی را نپذیرفته اند. خانواده او نگران سرنوشت فرزندشان می باشند. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 24/4/86 )

اخبار فعالان جنبش زنان :
119 ـ مریم ضیاء فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایلنا 12/4/86 )

120 ـ دلارام علی دانشجوی دانشگاه تهران ، فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 34 ماه حبس تعزیری و 10 شلاق محکوم شد. ( ایلنا 12/4/86 )

121 ـ عالیه اقدام دوست فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 40 ماه حبس تعزیری و 20 ضربه شلاق محکوم شد. ( ایسنا 13/4/86 )

122 ـ نسیم سلطان بیگی فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 19/4/86 )

اخبار کارگری :
123 ـ یک عضو شورای اسلامی کار « شرکت فجر گستر » در شرق تهران گفت : 55 کارگر این واحد تولیدی مدت 3 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/4/86 )

124 ـ فرامرز نقش افکن رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان غربی اعلام کرد : 55 کارگر این واحد تولیدی مدت 3 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/4/86 )

125 ـ کریم صادق زاده دبیر اجرایی خانه کارگر تبریز گفت : 41 کارگر شرکت « یاقوت سبز » تبریز کار خود را از دست دادند. این کارگران برای اعتراض در مقابل خانه کارگر تجمع کردند . ( ایلنا 1/4/86 )
126 ـ سعید خزلی عضو شورای اسلامی کار شرکت « آریا الکتریک» گفت : بیش از 160 کارگر این شرکت از کار اخراج شدند. ( ایلنا 1/4/86 )

127 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین گفت : 70 کارگر کارخانه « قوه پارس» قزوین بیش از 11 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران پس از مراجعات بی ثمر به مقامات مسئول استانی به ستوه آمده اند، آنها برای اعتراض به نهاد ریاست جمهوری در تهران مراجعه کردند. ( ایلنا 3/4/86 )

128 ـ هشتاد و سه راننده سازمان اتوبوسرانی شهرداری سنندج مدت 2 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند. محمد علی خوانگر یکی از رانندگان گفت : هرگاه مطالبات قانونی خود را از مسئولان سازمان درخواست می کنیم تهدید به اخراج از کار می شویم. ( ایلنا 3/4/86 )

129ـ زهرا صحرایی عضو شورای اسلامی کار « آزمایشگاه بقراط » واقع در شرق تهران گفت : بیشتر کارگران قرار دادی از حقوق و مزایای قانونی * محروم هستند و در صورت پیگیری حقوق شان با مشکل مواجه می شوند. ( ایلنا 4/4/86 )

130 ـ یک عضو شورای اسلامی کار « کارخانه بافندگی خزر » مازندران گفت : 70 کارگر این واحد تولیدی مدت 8 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. وی افزود: به علت عدم پرداخت حق بیمه کارگران از سوی کارفرما به اداره تامین اجتماعی ، مشکلاتی در تمدید دفترچه های درمانی و سابقه کاری کارگران بوجود آمده است. (ایلنا 4/4/86 )

131 ـ خالد میخانی ، عطاالله حسینی ، کاوه حکیمی و رحیم حسینی کارگران خباز شهر سقز به علت اعتراض به زندانی شدن یکی از همکاران خود بنام محمود صالحی جهت محاکمه به شعبه 102 دادگاه جزایی سقز احضار شدند.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ( 4/4/86 )

132 ـ بر اثر سقوط جرثقیل در خیابان منوچهری تهران یک کارگر کشته شد. (جمهوری اسلامی 5/4/86 )

133 ـ علیرضا روز افرایی عضو شورای اسلامی کار آمل گفت: 88 کارگر کارخانه ریخته گری فولادین آمل مدت 4 ماه است که حقوق و بن 6 ماهه * سال گذشته را دریافت نکرده اند. همچنین بدلیل واریز نشدن حق بیمه کارگران از جانب کارفرما ، اداره تامین اجتماعی دفترچه های درمانی کارگران را تمدید نمی کند. ( ایلنا 5/4/86 )

134 ـ مراد احسانپور رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان لرستان گفت: 900 کارگر کارخانه پارسلیون خرم آباد مدت 3 ماه است که حقوق و عیدی سال 85 خود را دریافت نکرده اند. حدود 200 نفر از این کارگران برای اعتراض در مقابل استاندارای تجمع کردند. ( ایلنا 5/4/86 )

135 ـ فرامرز نقش افکن رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان غربی اعلام کرد : با تعطیلی کارخانه گونی بافی ارومیه 70 کارگر این کارخانه از کار بیکار شدند. ( ایلنا 10/4/86 )

136 ـ سعید ترابیان عضو سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران گفت : هیئت های حل اختلاف ادارات کار تهران حکم اخراج 4 کارگر را بدلیل عضویت در هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد تائید کردند. (ایلنا 10/4/86 )

137 ـ یک عضو شورای اسلامی کار ، کارخانه آونگان اراک گفت : 32 کارگر قرار دادی این واحد تولیدی از کار اخراج شدند. همچنین قرار است بزودی 80 کارگر دیگر این کارخانه از کار اخراج شوند. (ایلنا 10/4/86 )

138 ـ عوض سلطانی قائم مقام خانه کارگر پاکدشت گفت : 200 کارگر شاغل در شرکت « صنایع تولیدی چوب پونل» مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض در مقابل خانه کارگر تجمع کردند. ( ایلنا 11/4/86 )

139 ـ دبیر اجرایی خانه کارگر ساوه اعلام کرد : 32 نفر از کارگران شرکت « جهان رو » مدت 6 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین کارفرما حق بیمه این کارگران را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است.( ایلنا 11/4/86)

140 ـ رجبعلی شهسواری رئیس اتحادیه کارگران پیمانی و قرار دادی سراسر کشور گفت : روزانه 1000 کارگر قرار دادی و پیمانی در استان تهران از کار اخراج می شوند. دولت نیز از کارگران قرار دادی حمایت نمی کند. وی افزود : دولت مقصر اصلی در معضل عدم برقراری امنیت شغلی کارگران پیمانی و قرار دادی کشور است که در اثر بکارگیری شرکتهای پیمانکاری و خدماتی که با کمترین قیمت پیشنهادی در مناقصه شرکت می کنند، کارگران کشور را به دست قانون شکنان سودجو می سپارند. ( ایلنا 11/4/86 )

141 ـ حسین طاهرزاده دبیر اجرایی خانه کارگر استان سمنان گفت : 40 کارگر شرکت دیسکلنت مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. ( ایلنا 12/4/86 )

142 ـ مدیریت شرکت « ایران نیدل » واقع در شهر صنعتی رشت ، 210 کارگر را از کار اخراج کرد. مبلغ 800 میلیون تومان وام برای اشتغال کارگران از سوی دولت در اختیار کارفرما قرار گرفته بود. ( ایلنا 12/4/86 )

143 ـ ابراهیم مددی و سید رضا نعمتی نمایندگان سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ، که برای پیگیری مطالبات سندیکا به اداره کار استان تهران مراجعه کرده بودند، توسط ماموران نیروی انتظامی کلانتری بهارستان بازداشت و پس از 24 ساعت آزاد شدند. ( وبلاگ سلام دمکرات 13/4/86 )

144 ـ منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و جرح قرار گرفت و بازداشت شد. نامبرده به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران به 5 سال حبس محکوم شده بود. همسر این فعال کارگری گفت: در جریان پیگیری سرنوشت همسرش ، نیروی انتظامی با خشونت و با استفاده از باتوم ، با وی و برادر اسانلو برخورد کرده اند. ( نوروز 20/4/86 )

145 ـ شیث امانی رئیس اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران به همراه صدیق کریمی عضو هیئت مدیره اتحادیه ذکر شده به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی روز جهانی کارگر ، تجمع در مقابل زندان سنندج و تبلیغ به نفع « گروهک های ضد انقلاب » در دادگاه سنندج محاکمه شدند. همچنین در روز سه شنبه 19 تیر ماه جاری 11 نفر از فعالین کارگری به علت شرکت در مراسم روز جهانی کارگر به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی در دادگاه سنندج محاکمه شدند. ( سایت اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران 24/4/86 رادیو فردا 24/4/86 )

146 ـ علی سرحدی 27 ساله اهل بیجار کردستان ، کارگر سالن پرس شرکت خودرو سازی سایپا روز پنج شنبه 21/4/86 در ساعت 8 شب در حال کار با دستگاه پرس 500 تنی به زیر دستگاه پرس رفت و کشته شد. نامبرده 3 سال بود که در سالن پرس شرکت سایپا به عنوان پرسکار مشغول کار بود. او در حال تدارک مراسم عروسیش برای این هفته بود . متعاقب خبر مرگ این کارگر جوان مادر بزرگ وی بر اثر سکته فوت کرد. ( وبلاگ کارگر 25/4/86 )

147 ـ ابراهیم نظری جلالی معاون روابط کار وزیر کار و امور اجتماعی گفت : در سال گذشته 1047 نفر بر اثر حوادث ناشی از کار کشته شدند. وی افزود : در سال گذشته 11700 مورد حادثه در محیط کار روی داده است. به گفته وی بیش از 70 در صد این حوادث بدلیل رعایت نکردن اصول ایمنی از سوی کارفرما می باشد. ( خراسان 25/4/86 )

ـ * مزایا ی کارگری عبارتند از : بن کارگری، حق مسکن، حق عائله مندی و عیدی .

قتل مردم توسط نیروی انتظامی :
148 ـ غلامعلی توسلی معاون اجتماعی و ارشاد نیروی انتظامی استان کهکیلویه و بویر احمد اعلام کرد: جواد زمانی 21 ساله و سید رضا خادمی 25 ساله از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی بنزین بر اثر تیر اندازی نیروی انتظامی کشته شده اند. ( ایلنا 8/4/86 )

149 ـ محمد جلالی 25 ساله که در اعتراض به کوپنی شدن بنزین ، در مقابل پمپ بنزین فردیس تهران اقدام به خود سوزی کرده بود و بدن وی بشدت آسیب دیده بود ، توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بهداری زندان گوهر دشت منتقل گشت. وی به علت نبودن امکانات در زندان جان سپرد. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 13/4/86 )

150 ـ عبدالصمد نصیری 17 ساله بر اثر ضربات باتوم نیروهای امنیتی در مهاباد کشته شد. همچنین چند نفر از مردم مهاباد مجروح و عده ای بازداشت شدند. مردم مهاباد به مناسبت سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران اقدام به اعتصاب عمومی کرده و دست به تجمعات اعتراضی زده بودند. ( دویچه وله 25/4/86 )

زندانیان سیاسی محکوم به اعدام:
151 ـ عدنان حسن پور عضو هیئت تحریربه هفته نامه توقیف شده « آسو » و روزنامه نگار مستقل به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب مریوان محکوم به اعدام شد. نامبرده از تاریخ 5 بهمن 85 در زندان بسر می برد.
( خور هه لات نیوز 27/4/86 )

152 ـ عبدالواحد (هیوا ) بوتیمار عضو سازمان غیر دولتی دفاع از محیط زیست به اتهام ارتباط با گروههای مخالف نظام در دادگاه انقلاب مریوان محکوم به اعدام شد. نامبرده به همراه تعدادی دیگر به مناسبت روزجهانی محیط زیست مشغول جمع آوری زباله های شهرک « سرو آباد » در 35 کیلومتری مریوان بوده است که با مخالفت فرماندار « سرو آباد » مواجه می شود و توسط ماموران امنیتی بازداشت می گردد. وی چندین ماه است که در زندان بسر می برد. ( خور هه لات نیوز 27/4/86 )

قتل مشکوک :
153 ـ پس از انتشار خبر تجاوز معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه به مهسا نعمتی دانشجوی رشته شیمی ، در روز 18 تیر ظاهر ا نامبرده با طناب اقدام به خود کشی کرده است. هنوز مشخص نیست که آیا وی خودکشی کرده یا او را در دانشگاه به دار آویخته اند. ( کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت 27/4/86 )

اجرای حکم سنگسار:
154 ـ جعفر کیانی 47 ساله به اتهام زنای محصنه پس از تحمل 11 سال زندان به حکم قاضی اصحابی رئیس شعبه 101 دادگاه کیفری تاکستان در قبرستان روستای « آقچه کند » تاکستان توسط قاضی صادر کننده حکم و ماموران امنیتی سنگسار شد. علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: جعفر کیانی بر اساس ماده 83 قانون مجازات اسلامی سنگسار شده است. لازم به یاد آوری است ، مکرمه ابراهیمی 43 ساله متهم دیگر این پرونده به سنگسار در ملاء عام محکوم شده است. گفته می شود جعفر کیانی و مکرمه ابراهیمی حدود 13 سال پیش با هم شروع به زندگی کرده اند و دارای دو فرزند 11 و 4 ساله می باشند. اما قاضی پرونده ازدواج این دو تن را قبول نکرده و رابطه آنها را براساس علم خود زنا تشخیص داده است. (اعتماد ملی 18 و 19/4/86 )

محکومين به اعدام:
155 ـ احمد کیخسروی رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی اعلام کرد : 9 نفر به جرم قتل ، 6 نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر و 2 نفر به اتهام آدم ربایی به حکم دادگاه کیفری استان محکوم به اعدام شده اند. ( ایسنا 5/ 4/ 86 )

156 ـ اکبر 28 ساله به جرم قتل سرهنگ تقی قاسمی معاون پلیس اسلامشهر در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 5/4/86 )

157 ـ محمود 35 ساله به جرم قتل عباس 46 ساله در شعبه 1156 دادگاه جنایی تهران و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. حکم صادره به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شده است. نامبرده 7 سال است که در زندان بسر می برد. (اعتماد ملی 6/4/86 )

158 ـ یک مرد 22 ساله به جرم قتل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. (ایران 7/4/86 )

159 ـ زهرا 42 ساله به جرم قتل همسرش غلامرضا 43 ساله در شعبه 1601 دادگاه جنایی تهران و با تائید شعبه 24 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. نامبرده 5 سال است که در زندان بسر می برد. (اعتماد ملی 6/4/86 )

160 ـ بنیامین 20 ساله به جرم قتل حسین در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع جرم 16 ساله بوده است. ( ایسنا 11/4/86 )

161 ـ حسین 25 ساله و علیرضا 25 ساله به جرم قتل علی پدر بزرگ متهم ردیف دوم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شدند. ( ایسنا 13/4/86 )

162 ـ کیارش 32 ساله به جرم قتل محمود در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 14/4/86 )

163 ـ علیرضا به جرم قتل امیر شوهر خواهرش در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 14/4/86 )

164 ـ شهلا جاهد متهم به قتل لاله سحرخیزان برای سومین بار در شعبه سوم تشخیص دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 16/4/86 )

165 ـ سعید 20 ساله به جرم قتل علیرضا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی 16/4/86 )

166 ـ اصغر 27 ساله به جرم قتل همسرش مریم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی18/4/86 )

167 ـ کبری 38 ساله به جرم قتل دامادش احمد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 19/4/86 )

168 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: 20 نفر در تهران محکوم به اعدام شده اند ، طی چند روز آینده حکم اعدام آنها اجرا خواهد شد. ( ایسنا 19/4/86 )

169 ـ شادی صدر وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان ، پس از سنگسار شدن جعفر کیانی در تاکستان اعلام کرد: حداقل 8 زن در زندانهای کشور حکم سنگسار گرفته اند. دو زن در زندان اوین تهران ، دو زن در زندان سپیدار اهواز ، یک زن در زندان تبریز ، یک زن در زندان ورامین ، یک زن در زندان چوبین قزوین و یک زن در زندان ارومیه انتظار تلخی را روزانه تجربه می کنند. برخی از این زنان سالهاست که در زندان بسر می برند. ( اعتماد ملی 19/4/86 )

170 ـ مصلح زمانی 21 ساله به اتهام رابطه جنسی با دوست دخترش با شکایت مدعی العموم به حکم دادگاه سنندج و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور به ریاست محمدرضا بروجردی محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع حادثه 17 ساله بوده و شاکی خصوصی ندارد. ( انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر 20/4/86 )

171 ـ اصغر 27 ساله به جرم قتل همسرش مریم 25 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. این پرونده برای اجرای حکم به عصمت الله جابری قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارجاع شد. ( ایسنا 25/4/86 )

172 ـ داریوش 27 ساله به جرم قتل حمیدرضا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 25/4/86 )

173 ـ مجید کاووسی فر فرزند محمد تقی و حسین کاووسی فر فرزند محسن به جرم ترور قاضی حسن احمدی مقدس معاون دادستان تهران در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند. لازم به یاد آوری است که مجید پس از ترور حسن احمدی مقدس از ایران به ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی رفته و با مراجعه به سفارت امریکا درخواست پناهندگی کرده بود ولی مامورین پلیس سفارتخانه نامبرده را دستگیر و به پلیس ابوظبی تحویل دادند و آنها هم وی را به ایران تحویل دادند.(روز 26/4/86)

174ـ سینا پایمرد که در سن 16 سالگی مرتکب قتل شده از سه سال پیش در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برد، نامبرده را دو بار تاکنون به پای چوبه دار برده اند . اکنون 10 روز به خانواده او فرصت تهیه دیه داده شده است.(ایسنا 27/4/86 )
175 ـ یک مرد جوان به جرم تجاوز به دو خواهر و فیلمبرداری از آنها در شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران مستقر در کرج به ریاست قاضی صولتی محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 27/4/86 )

176 ـ فرهاد 34 ساله به جرم قتل مسعود 30 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. متهم در دادگاه اعلام کرد : من قاتل نیستم ، بر اثر شکنجه در اداره آگاهی تهران مسئولیت قتل را پذیرفتم. ( ایسنا 30/4/86 )

177 ـ حسین 32 ساله و ابوالفضل از اعضای شبکه « باغ خرمالو » به اتهام سرقت و تعرض به 17 زن و دختر در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی ساعی و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند.(اعتماد 31/4/86)

178 ـ علی باغی 34 ساله به جرم 9 فقره تعرض به کودکان در شعبه 5 دادگاه انقلاب تهران مفسد فی الارض شناخته شده و به اعدام محکوم گردید.(اعتماد 31/4/86)

احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
179 ـ قاضی موسی آصف الحسینی رئیس دادگاههای انقلاب کرج اعلام کرد: غفار معروف به « سنجرانی » به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار در زندان قزل حصار اعدام شد. ( ایران 3/4/86 )

180 ـ احمد کیخسروی رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی اعلام کرد : یک نفر به جرم قتل به حکم دادگاه کیفری استان اعدام شد. ( ایسنا 5/ 4/ 86 )

181 ـ مصطفی ش 33 ساله به جرم سرقت و تجاوز به عنف به حکم شعبه دوم دادگاه حقوقی خمینی شهر استان اصفهان و با تائید دیوان عالی کشور در میدان نماز شهرک منظریه در ملاء عام به دار آویخته شد. (جمهوری اسلامی 11/4/86 )

182 ـ اکبر الف 23 ساله به جرم تجاوز به 8 زن به حکم شعبه 16 دادگاه کیفری استان اصفهان و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور در زندان مرکزی اصفهان به دار آویخته شد.(جمهوری اسلامی 17/4/86)

183 ـ نوید پرهام 22 ساله به جرم قتل حجت الله شهبازی نژاد 28 ساله به حکم شعبه 122 دادگستری شیراز و با تائید شعبه 28 دیوان عالی کشور و رئیس قوه قضائیه در محل دروازه کازرون در ملاء عام به دار آویخته شد. (جمهوری اسلامی 19/4/86 )

184 ـ حسین مددی به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب اسلامی بیرجند و با تائید دادستان کل کشور در بیرجند اعدام شد.(جمهوری اسلامی 19/4/86 )

185 ـ عبدالله ف به جرم قتل خواهر و برادرش به حکم دادگستری فسا و با تائید دیوان عالی کشور در میدان مرکزی شهرستان فسا در ملاء عام به دار آویخته شد. ( ایرنا 21/4/86 )

186 ـ م ،م به جرم قتل مصطفی قاسمی و سرقت به حکم قوه قضائیه با حضور معاون دادستان عمومی و انقلاب اراک ، فرمانده نیروی انتظامی اراک و قاضی اجرای احکام در میدان جدید الاحداث خیابان هپکو در ملاء عام به دارآویخته شد.(ایران 25/4/86)

187 ـ حوریه 29 ساله ، رضا 24 ساله و فرهاد 23 ساله به جرم قتل محمد نجاتی 32 ساله همسر حوریه ، محمدرضا نجاتی 70 ساله ، زهرا گل محمدی 60 ساله و حسین نجاتی 36 ساله پدر ، مادر و برادر همسر حوریه به حکم شعبه 12 دادگاه کیفری تبریز و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور هرکدام پس از تحمل 173 ضربه شلاق در میدان پیش قدم محله مارالان تبریز در ملاء عام به دار آویخته شدند. ( جمهوری اسلامی 24/4/86 )

188 ـ مجید 27 ساله به جرم قتل مسعود 25 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )

189 ـ احمد به جرم قتل مهدی 25 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 26 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )

190 ـ مصطفی 26 ساله به جرم قتل امیر علی به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )

191 ـ « و ، ی » به اتهام قتل « ح ، ح » به حکم دادگستری خرم آباد و با تائید دیوان عالی کشور در شهر خرم آباد در ملاء عام به دار آویخته شد. ( اعتماد 30/4/86 )

192 ـ نعیم مولایی به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زابل و با تائید قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور پس از تحمل 100 ضربه شلاق در چهار راه شهربانی زابل در ملاء عام به دار آویخته شد. ( کیهان 31/4/86 )

193 ـ قاضی سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد: 12 نفر به اتهام تجاوز به عنف، شرارت، آدم ربایی و قاچاق مواد مخدر سحرگاه امروز در زندان اوین تهران به دار آویخته شدند. وی افزود: 4 نفر نیز هفته گذشته به اتهامات فوق در زندان اوین به دار آویخته شدند. همچنین برای 17 نفر دیگر نیز در خواست حکم اعدام شده است. خبرگزاری فارس اسامی اعدام شدگان امروز را به این شرح اعلام کرده است: حسین ـ ر ، ابوالفضل ـ ص ، فاضل ـ ر ، ابراهیم ـ الف ، حاجت مراد ـ م ، سیامک ـ د ، غلامحسین ـ ش ، بابک ـ د، سرور ـ س ، اکبر ـ ز ، رسول ـ الف و حمید ـ ت. (فارس 31/4/86)

اخبار مربوط به سرکوب عمومی :
194 ـ قاضی علی نمازی دادیار ویژه امنیت تهران اعلام کرد: 80 نفر از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی شدن بنزین توسط پلیس امنیت در تهران بازداشت و به زندان منتقل شدند. ( فارس 7/4/86 )

195 ـ 160 نفر از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی شدن بنزین توسط نیروی انتظامی و سپاه پاسداران دستگیر شدند و تعدادی مجروح شدند. ( ایلنا 8/4/86 )

196 ـ « کریمی » مدیر کل اداره اطلاعات استان کرمانشاه اعلام کرد: ماموران وزارت اطلاعات 20 نفر را به اتهام جاسوسی دستگیر کرده اند. ( فارس 18/4/86 )

197 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: در پی اعلام سهمیه بندی بنزین در تهران 100 نفر در تهران بازداشت شدند ، که 63 نفر از آنها به دادسرا معرفی شدند. ( ایسنا 19/4/86 )

اخبار مربوط به سرکوب عمومی زنان تحت عنوان مبارزه با بد حجابی :
198 ـ سردار حسین ذوالفقاری جانشین فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد: از ابتدای اجرای طرح گشت های نیروی انتظامی تاکنون به 527255 تن از افراد بد پوش تذکر داده شده ، 20363 نفر با اخذ تعهد آزاد و 2265 تن به مراجعه قضایی معرفی شده اند. همچنین نامبرده افزود: به 91535 نفر به عنوان مزاحم نوامیس تذکر داده شده ، 6204 نفر دستگیر شده ، 14821 دستگاه موتور سیکلت و 15000 دستگاه خودرو توقیف شده اند و طی این مدت 2936 نفر به اتهام اراذل و اوباش دستگیر شده اند. ( ایسنا 4/4/86 )

199 ـ سردار صدر السادات فرمانده نیروی انتظامی استان اصفهان گفت : از زمان آغاز اجرای طرح امنیت اجتماعی تاکنون به بیش از 118000 نفر تذکر شفاهی داده شده و بیش4700 تعهد کتبی دریافت شده و 242 نفر به اتهام اراذل و اوباش دستگیر شده اند. همچنین وی افزود: در بازرسی بیش از 39000 واحد صنفی ، 600 واحد پلمپ گردید. ( ایسنا 6/4/86 )

200 ـ سرهنگ داود نصیحتی رئیس پلیس اطلاعات و امنیت قزوین گفت : از اول خردادماه سال جاری پلیس به 3246 نفر به اتهام بدحجابی تذکر شفاهی داده ، 136 نفر از آنها را به پاسگاه منتقل و تعهد کتبی از آنان گرفته شده . وی افزود: با کافه نتها ، فروشگاههای لباس و آرایشگاههای زنانه برخورد شده است. ( نواندیش 21/4/86 )

201 ـ بیش از 100 دختر و زن جوان در مناطق سعادت آباد ، ونک ، شهرک غرب و سایر مناطق تهران به اتهام بدحجابی توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. در بازداشتگاه وزرا برای دختران و زنان دستگیر شده پرونده سازی می کنند و از آنها عکس و تعهد گرفته می شودو همچنین موظف به انگشت نگاری هستند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 28/4/86 )

اخبار اجتماعی :
202 ـ حدود 20 نفر از زندانیان زندان دیزل آباد کرمانشاه ، بیش از یکسال است که در بازداشت بسر می برند، در اعتراض به رسیدگی به پرونده دست به اعتصاب غذا زده اند. پرونده آنان در شعبه 38 دادگاه انقلاب کرمانشاه تحت نظر قاضی کریمی دزفولی می باشد. اسامی زندانیان اعتصاب غذا کرده به این شرح است: مهدی امیری ، عبدالخالق حاتمی نیا، داریوش جهانگیری ، کورش جهانگیری ، منوچهر جهانگیری ، انور محمدی ، محمد کریم کوشا ، بصیر کوشکی ، نادر ریسوند ، حسین کوهدری ، فردین هوکدری ، بهزاد اسدی ، بهزاد احمدی ، هوشیار معاض ، ایرج رمضانزاده ، علی اکبر داوری ، بهنام امیری و مظفر محمود . ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 17/4/86 )

203 ـ سه نفر آواز خوان رپ که از طریق اینترنت با هم ارتباط داشتند و در خیابان آواز می خواندند به همراه 3 نفر از طرفداران شان توسط مامورین نیروی انتظامی در خیابان سهروردی تهران دستگیر شدند. ( شرق 24/4/86 )

204 ـ محمود سالار کیا معاون دادستان تهران اعلام کرد: یک دختر بچه 13 ساله به علت داشتن موی بسیار کوتاه ، پوشیدن لباس پلنگی و تردد با پسر خاله اش در خیابان به اتهام جریحه دار کردن عفت عمومی توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر شد. ( ایسنا 23/4/86 )

205 ـ محمد جواد لاریجانی مشاور بین الملل رئیس قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر رژیم جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: لغو مجازات اعدام و سنگسار جزو تعهدات بین المللی ایران محسوب نمی شود. وی افزود : حکم سنگسار مبتنی بر احکام شریعت دین اسلام است. اجرای این حکم مخالفتی با تعهدات بین المللی ندارد. غربی ها بر اساس تفسیری که از حقوق بشر دارند ، با سنگسار مخالفت می کنند. ( جمهوری اسلامی 25/4/86 )

206 ـ علی اکبر یساقی رئیس سازمان زندانهای کشور اعلام کرد: تراکم زندانیان در زندانها یکی از مشکلات اساسی است. وی گفت: بطور میانگین 150000 نفر بطور دائم در زندان هستند. رقم زندانیان فعلی کشور 3 برابر ظرفیت زندانهاست ، ورودی سالیانه به زندانها رقمی معادل 600000 نفر می باشد. نامبرده افزود: در حال حاضر 130 زندان فرسوده وجود دارد که باید نوسازی و بازسازی شوند، ساخت 41 زندان امسال آغاز شده است و ساخت 32 زندان نیز از قبل در حال اجرا است.(ایسنا 29/4/86)

207 ـ نعمت الله صفری فرماندار دهلران اعلام کرد: بر اثر انفجار مین در نوار مرزی بین ایران و عراق 2 نفر کشته و 4 نفر زخمی شدند.(جمهوری اسلامی 31/4/86)

208 ـ اکیپ های گشتی پلیس مبارزه با مفاسد اجتماعی مشهد 23 مرد و 20 زن را به اتهام برقراری رابطه نامشروع بازداشت کردند. در طی یک هفته اخیر مجموعا 125 نفر به اتهام رابطه غیر اخلاقی توسط پلیس مشهد بازداشت شده اند.(ایسنا 31/4/86)

"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

ihrnena@gmail.com 31/04/1386 برابر با 22/07/2007
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253m@yahoo.com
اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
info@bashariyat.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
demokrasi5@yahoo.deکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
فعالان دفاع از حقوق بشر : Irantestimonyinfo@irantestimony.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

با گذشت یکسال از مرگ اکبر محمدی در پی اعتصاب غذا در زندان اوین و وعده های دستگاه قضایی مبنی بر پیگیری این پرونده و شناسایی عوامل مقصر در مرگ وی، با این حال تاکنون هیچ گونه کوششی از جانب مسئولان قضایی برای پیگیری دلایل مرگ محمدی مشاهده نشده است.

در روزهای اولیه پس از مرگ اکبر محمدی و پس از آنکه بسیاری از زندانیان سیاسی و هم بندان وی، کوتاهی رئیس زندان در رسیدگی به وضعیت جسمانی نامساعد محمدی و عدم صدور اجازه برای انتقال وی به بیمارستان را عامل مرگ محمدی دانستند و سخنگوی قوه قضائیه نیز در اظهار نظری اعلام کرد که دلایل مرگ وی را بررسی و با عوامل مقصر در این جریان برخورد خواهد کرد، اما علی رغم فرارسیدن سالگرد مرگ محمدی نه تنها هیچ مقام مسئولی در این مورد مورد مؤاخذه قرار نگرفت، بلکه تنها " خلیل بهرامیان" وکیل محمدی به دلیل پیگیریهای خود به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و "تشویش اذهان عمومی" متهم گشت و بارها به دادسرای کارکنان دولت احضار شد.

همچنین یکی از پزشکان شاغل در "پزشکی قانونی" نیز که به بررسی دلایل مرگ محمدی پرداخته بود، پس از چندی از سوی وزارت اطلاعات احضار و مورد تهدید قرار گرفت.( نام این پزشک به دلیل مسائل امنیتی نزد این کمیته محفوظ خواهد بود).

تنها یک ماه پس از مرگ اکبر محمدی، ولی الله فیض مهدوی زندانی سیاسی مجاهد نیز به دلایلی نامعلوم در زندان رجایی شهر درگذشت. وی نیز در اعتصاب غذا به سر می برد.

اکبر محمدی متهم ردیف دوم کوی دانشگاه تهران که از سوی دادگاه بدوی به اعدام و سپس با دو درجه عفو به 15 سال حبس محکوم شده بود، پس از سپری کردن 6 سال از دوران محکومیتش به دلیل وضعیت حاد جسمانی و به توصیه پزشکی قانونی به مرخصی استعلاجی فرستاده شد.

اما در شرایطی که پیش از آن " پزشکی قانونی" اعلام کرده بود، اکبر محمدی تحمل حبس را نداشته و در صورت ادامه نگهداری وی در زندان، جانش در خطر خواهد بود، وزارت اطلاعات با مراجعه به منزل محمدی در آمل، وی را بازداشت و در خرداد ماه 85 مجددا به زندان اوین انتقال داد.

اکبرمحمدی جهت پیگیری درمان خود بارها با نوشتن نامه هایی به مسئولان زندان خواهان مرخصی شد، اما پاسخ مساعدی را از سوی مسئولین زندان و دستگاه قضایی مشاهده نکرد و در روز اول مرداد در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولان زندان، دست به اعتصاب غذا زد و در شرایطی که در روز پنجم اعتصاب شرایط وی رو به وخامت گذارده و مسئول بهداری زندان اوین نیز دستور انتقال وی به بیمارستان را صادر نمود، ریاست وقت زندان اوین به نظریه پزشکی توجه نکرده و محمدی را مجددا به سالن 350 زندان منتقل کرد که در پی ایست قلبی، شامگاه 8 مرداد ماه جان باخت.

اکبر محمدی نماینده نسلی از دانشجویان بود که در 18 تیرماه 78 در جریان یورش نیروهای امنیتی به خوابگاه دانشجویان، دستگیر شدند و در بازداشتگاه توحید تحت شدید ترین شکنجه های جسمی قرار گرفتند.

یکسال پس از مرگ یک دانشجوی زندانی در زندان مشهور اوین، وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی حاکمیت، روند شدیدتری را در برخورد با فعالین دانشجویی در پیش گرفته اند. در طی یکسال گذشته علاوه بر صدها مورد برخورد با فعالان دانشجویی از سوی کمیته های انضباطی، بسیاری از دانشجویان نیز در مقاطع مختلف بازداشت و زندانی شده اند. کیوان انصاری، ابوالفضل جهاندار و سعید درخشندی سه فعال دانشجویی تابستان سال گذشته بازداشت و همچنان در زندان به سر می برند.

احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک در اردیبهشت ماه در جریان انتشار نشریاتی که حاوی مطالب توهین آمیز به مقدسات اسلامی بود، بازداشت شده و هم اکنون در بند 209 زندان اوین نگهداری می شوند.

16 دانشجو نیز در هشتمین سالگرد اعتراضات دانشجویی کوی دانشگاه تهران بازداشت شده اند.

6 عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت صبح روز 18 تیر، در اقدامی نمادین به نشانه اعتراض به بازداشت دانشجویان و نگهداری آنان در زندان، در برابر دانشگاه امیرکبیر دست به تحصن زدند که پس از ساعتی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

ساعتی پس از آن مأموران با حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان ( ادوار تحکیم) کلیه افراد حاضر در این محل را بازداشت کردند. که تمامی بازداشت شدگان هم اکنون در زندان اوین نگهداری می شوند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، ضمن گرامیداشت اولین سالگرد درگذشت اکبر محمدی، بر روشن شدن دلایل مرگ وی و محاکمه عوامل مقصر در این جریان پایفشاری می کند . این کمیته همچنین با غیرقانونی دانستن بازداشت دانشجویان و نگهداری آنان در بند امنیتی زندان اوین، خواهان آزادی فوری بی قید و شرط کلیه دانشجویان می باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

اکبر گنجي در نامه اي به ملت ايران
به نقل از "روز آنلاین"
اکبر گنجي روزنامه نگار معترض، در نامه اي که اختصاصا در اختيار "روز" گذاشته و خطاب به همه [ملت ايران] نوشته شده بر دردي انگشت نهاده که اين روزها بسياري از اهل انديشه و سياست از خود مي پرسند: "چرا کار ما به اين جا رسيد؟" گنجي در اين نامه با اشاره به اينکه" به محض واگذاري قدرت مطلق به يک تن ، اولين چيزي که از او ستانده خواهد شد قدرت عدالت ورزي است" مي نويسد: "وقتي دانشجويان سخن مي گويند، انسان مطمئن است که هيچ منفعت شخصي در پس سخنان آنان نهفته نيست. آنان نه حزبي دارند، نه قرار است به ثروت و قدرت دست يابند. مدتي دانشجويند، مبارزه مي کنند و تنها دستاوردشان اخراج از دانشگاه و رفتن به زندان است. اما ديگران که روي زندان را نمي بينند و فقط به قدرت چشم دوخته اند، هميشه در طي سالهاي گذشته به دانشجويان تاخته اند که شما عامل شکست ما بوديد."

متن اين نامه به شرح زير است:

ما را چه مي شود که بر زنداني شدن عزيزانمان چشم مي پوشيم؟ آن انساني که مي توانست بگريد کجا رفت؟ بر سر آن آرمانهاي شريف اخلاقي چه آمد؟ از کجا به کجا رسيده ايم؟ اين سقوط اخلاقي- معنوي که جز به مصرف به چيز ديگري نمي انديشد چگونه در ما پديد آمد؟ چرا اين همه دروغ مي بافيم؟ اين خود خواهي و خود بزرگ بيني بيمارگونه در ما چگونه پديد آمد؟ چرا کسي بي رحمانه ما را سرزنش نمي کند؟ چرا سکوت در مقابل ظلم و بيداد؟ قرنها سينه زني و عزاداري براي امام حسين توسط کساني که در مقابل چشمانشان فجايعي به مراتب بدتر از فاجعه کربلا روي مي دهد چه معنايي دارد؟ بايد بر سر و روي خود بکوبيم، اما نه براي امام حسين يا شهادت او و يارانش، که از فروريختن ارزشهاي اخلاقي و احساس پاک انساني نسبت به درد و رنج ديگر آدميان. اين "روح سازگاري ايراني" با نظام هاي استبدادي چه ارزشي دارد که کساني در زمينه آن داد سخن سر داده اند؟ تاريخ بلند ما، تاريخ برسر کار آوردن نظام هاي خودکامه و ساخت و پاخت با آنهاست. اگر غير از اين بود، نظام سلطاني تا اين حد در ميان ما پر دوام نبود (از کوزه همان برون تراود که در اوست). ما شاه پرستان حداکثر کارمان اين بوده که اگر از شاهي خسته شديم، شاه ديگري بر سر کار آورديم. به ديگران فخر فروخته ايم که فلان پادشاهمان "عادل" بوده است. آقاي خميني که از احوال ما کاملاً آگاه بود، "ولايت مطلقه ي فقيه عادل" را ارزاني مان کرد. غافل از اينکه به محض واگذاري قدرت مطلق به يک تن، اولين چيزي که از او ستانده خواهد شد، "قدرت عدالت ورزي" است. و اينچنين بود که فقيه عادل دستور قتل عام هزاران زنداني محکوم به حبس را صادر کرد. و ما هرگز از خود نپرسيديم چرا افرادي که در دادگاههاي غير علني، بدون وکيل، بدون هيأت منصفه محکوم به حبس شده بودند را فقيه عادل به قتل رساند و ما سکوت کرديم؟ امروز هم در بازخواني آن جنايت، به دنبال آمران و مجريان فاجعه مي گرديم تا مجازاتشان کنيم. اما دنبال محاکمه چه کسي هستيم؟ متهم اصلي اين فاجعه من و تو و ما بوديم و هستيم که آن روز سکوت کرديم و امروز هم سکوت مي کنيم و با سکوتمان جنايت و شکنجه و زندان و استبداد را تثبيت و تحکيم مي کنيم. ما اينها را بر سر کار آورديم و ما خواهان ادامه حکومت اينان، که محصول روحيه مستبد پسند مايند، هستيم. احمد قصابان، مجيد توکلي، احسان منصوري(بازداشتي هاي نشريات دانشگاه امير کبير، بازداشت شده در 13و19ارديبهشت و 26خرداد) بهاره هدايت، محمد هاشمي، علي نيکو نسبتي، مهدي عربشاهي، حنيف وقفي، علي وقفي ( بازداشتي هاي 18 تير درب اصلي دانشگاه امير کبير)، عبدالله مومني، بهرام فياضي، مرتضي اصلاح چي، مجتبي بيات، حبيب حاجي حيدري، مسعود حبيبي، سعيد حسيني نيا، آرش خاندل، اشکان غيوثوندي، عزت الله قلندري، محمد حسين مهرزاد( بازداشتي هاي 18 تير دفتر ادوار تحکيم) را رژيم جمهوري اسلامي با همکاري و مشارکت همه ما زنداني کرده است. از زير بار مسئوليت نمي توان شانه خالي کرد. فرزندام چگونه به من نگاه خواهند کرد، آنگاه که اين همه حقارت و پستي و زبوني را در من مي نگرند؟ آيا تاکيد بر " ساختار" هاي پايدارسياسي – اجتماعي، توجيه گر بي عملي من خواهد بود؟ مگر همچون ساختارگرايان آدمي را عروسک خيمه شب بازي ساختارهاي نامريي مي دانيم؟ فرزندانم به من پاسخ خواهند داد: چيزي به نام ساختار در جهان خارج وجود عيني ندارد، پستي و حقارت خود را با ساختارتوجيه مکن، "آدميان هستند که تاريخ خود را مي سازند ولي نه آن گونه که د لشان مي خواهد، يا در شرايطي که خود انتخاب کرده باشند، بلکه در شرايط داده شده اي که ميراث گذشته است".

طي سالهاي گذشته روزنامه نگاران، دانشجويان، کارگران، زنان، معلمان، وکلا، اقليت هاي مذهبي، اقليت هاي قومي، به دليل فعاليت هايشان، هزينه هايي پرداخت کرده اند. اما نوعي عدم تناسب ميان پرداخت هزينه و واکنش هاي جهاني و داخلي نسبت به گروه هاي مختلف ديده مي شود. دهه گذشته(1376-1386) ميزان و ملاک خوبي براي سنجش اين مدعا است. در اين دوره اقشار مختلف اجتماعي حول علائق و ترجيحات گوناگون هويت مي يابند. با معيارهاي مختلفي مي توان درباره ميزان فعاليت گروه ها و هزينه متعاقب آن قضاوت و داوري کرد. شايد زنداني شدن مهم ترين شاخص هزينه فعاليت هاي دگرانديشانه و دگرباشانه در ايران باشد. از اين رو مي توان زمان زنداني شدن اقشار مختلف فعال و واکنشي که متعاقب آن برانگيخته شده است را با يکديگر مقايسه کرد.

به عنوان مثال، واکنش بين المللي به بازداشت يک فعال کارگري گسترده است، براي آنکه مراکزبين المللي کارگري ونهادهاي مدني جهاني مدافع حقوق کارگران وجود دارد. زنان درموقعيت کاملا ويژه اي قرار دارند. اگر يک زن فعال بازداشت شود، واکنش سريع نهادهاي حقوق بشري و زنان فمينيست را به دنبال خواهد داشت. زنان فعال و مبارز، از چند روز تا حداکثر دو هفته بازداشت شده اند1 به محض آنکه زني بازداشت مي شود، نهادهاي حقوق بشري به طور هماهنگ به اين اقدام اعتراض مي نمايند. اما بازداشت دانشجويان که طي دهه گذشته، نسبت به ديگر اقشار، بيشترين مدّت زنداني (تا 7 سال) را تحمل کرده اند، اعتراض چنداني برنمي انگيزد. دلايل اين امر چيست؟

يکي از دلايل اين امر، عدم وجود جنبش هاي دانشجويي در جهان غرب، مشابه جنبش دانشجويي سال 1968 است. وقتي فعالان جنبش دانشجويي آلمان از مبارزات مردم جهان سوم دفاع کردند، هابرماس در تأئيد اين امر گوشزد کرد: "همدردي با رنجها و مشقتهاي مردم جهان سوم مبين حساسيت اخلاقي پيشرفته اي است که لازمه فهم ودرک ظلم و سرکوب به طور کلي است". چنان جنبشي اينک وجود ندارد تا از دانشجويان گرفتار رژيم هاي خودکامه دفاع نمايد.

دليل ديگر اين امر، روشن بودن اهداف ديگر اقشار اجتماعي است. آنها يک هدف خاص را تعقيب مي نمايند: کارگران براي تشکيل سنديکا و اتحاديه کارگري مستقل از دولت مبارزه مي کنند. زنان براي رفع تبعيض و برابري حقوقي با مردان مبارزه مي کنند. معلمان براي حقوق خود و منافع نهاد صنفي شان مبارزه مي کنند. روزنامه نگاران با اطلاع رساني و تحليل مردم را از حقايق مطلع مي سازند. اقليت هاي مذهبي براي حق حيات مذهبي، مستقل از مذهب شيعي حاکم، مبارزه مي کنند. اقليت هاي قومي براي رفع تبعيض قومي و برخورداري از منابع کشور که از آنها دريغ مي شود، مبارزه مي کننند. اما دانشجويان براي چه مبارزه مي کنند؟ هدف يا اهداف آنها چيست؟

دليل ديگر اين امر، ثبات نسبي شرکت کنندگان در فعاليت هاي خاص است. يک زن، هميشه يک زن است و هميشه مي تواند براي آرمان برابري زنان و مردان مبارزه نمايد. يک کارگر و يک معلم، تا بازنشستگي يک کارگر و يک معلم محسوب مي شوند. اگر هم موفق به تأسيس اتحاديه کارگري شوند، مبارزات شان تاره آغاز مي شود. يک کرد ايراني، تا آخر عمر يک کرد ايراني است. اما دانشجو، فقط چند سال دانشجو است، مي آيد ومي رود. و اگر نهادي وجود نداشته باشد که آن مبارزات را تداوم بخشد، شايد نامي هم از آنان به يادگار نماند.

اما شايد مهم ترين دليل، مسأله اهداف عام دانشجويان باشد. دانشجويان، نسبت به ديگر اقشار اجتماعي، تاکنون اهداف وسيع تري را تعقيب کرده اند: از نقد ساختاري قدرت گرفته تا دفاع از حقوق تمامي اقشار اجتماعي. اگر مکاني در اختيار داشته اند، صميمانه آن را در اختيار ديگران نهاده اند تا صداي خود را به گوش همگان برسانند. اگر نشريه اي داشته اند از آن به عنوان تريبون آزاد استفاده کرده اند. هر کس را بازداشت کرده اند، اينان اولين گروه معترض بوده اند. شجاعانه در مقابل خودکامگان ايستاده اند، و چون دنباله رو احزاب نشده اند، هميشه از سوي آنها که جز رفتن به مجلس و دولت هدف ديگري ندارند، متهم به تندروي و عبور از خطوط قرمز شده اند. عبدالله مومني هميشه مي گفت: اينان براي رسيدن به قدرت هر خفت و خواري را تحمل مي کنند، تمام شعارهاي آزاديخواهانه را کنار نهاده و براي آنکه توسط شوراي نگهبان تأييد شوند به شعارهاي دهه شصت بازگشته اند.

وقتي دانشجويان سخن مي گويند، انسان مطمئن است که هيچ منفعت شخصي در پس سخنان آنان نهفته نيست. آنان نه حزبي دارند، نه قرار است به ثروت و قدرت دست يابند. مدتي دانشجويند، مبارزه مي کنند و تنها دستاوردشان اخراج از دانشگاه و رفتن به زندان است. اما ديگران که روي زندان را نمي بينند و فقط به قدرت چشم دوخته اند، هميشه در طي سالهاي گذشته به دانشجويان تاخته اند که شما عامل شکست ما بوديد. دانشجويان هزينه استقلال و آزاديخواهي شان را مي پردازند. در شرايط کنوني آنچه اهميت دارد چگونگي گذار به نظام دموکراتيک ملتزم به آزادي و حقوق بشر است. مسأله اصلي دفاع از آزادي و حقوق بشر از طريق حمايت از ستم ديدگان است، نه به قدرت رسيدن کساني که در طول سالهاي گذشته هيچ گاه از حقوق ستم ديدگان دفاع نکرده اند و بلکه براي کسب قدرت و راضي کردن ارباب قدرت به ستم ديدگان تاخته اند. دفاع همه جانبه از مؤمني و ديگر دانشجويان و زندانيان وظيفه اخلاقي همه ماست. اما اين حمايت را نبايد به چند ياداشت و اطلاعيه محدود کرد. مگر دانشجويان فعالانه از کارگران و معلمان و زنان و غيره دفاع نکردند؟ پس چرا ما آنها را از حمايت خود محروم مي کنيم؟

اينک فرزندان آزاديخواه ما ايرانيان در سلولهاي انفرادي تحت فشار و شکنجه قرار دارند تا به جرم ناکرده اعتراف نمايند. سلول انفرادي به گور مي ماند. در ته تاريکي و تنهايي خود رها مي شوي. تو را از آنچه نشاني از زندگي و سرزندگي است مي گسلند. نه کتابي در کار است، نه روزنامه اي، نه راديو و تلويزيوني. نه مي تواني روي عزيزت را ببيني تا زخم روح مجروحت را به مرهم حضورش آرامش دهي، و نه حتّي مي تواني صدايش را ولو براي لحظه اي از وراي سيم تلفن بشنوي، مبادا که روح لگدمال شده ات در گرماي مهر سلام آشنايي براي لحظه اي از وحشت سياه غربت تنهايي زندان بياسايد. حتّي ديدار با وکيل را هم از تو دريغ مي دارند مبادا توّهم عدالت ولو براي لحظه اي خيال تو را خوش بدارد. تنها رهايت مي کنند اما براي آنکه مبادا آرامش تنهايي نصيبت شود دست بسته و بي پناه به چنگال بازجويان تند خو و درشت گو مي سپارندت. بازجو بر جسم و جان تو قدرتي خداگونه مي يابد، و از هر وسيله غيراخلاقي و فشار غيرانساني بهره مي جويد تا تو را درهم بشکند، و کرامت انساني تو را ويران کند. تو را ساعتهاي متمادي بي خواب نگه مي دارد، به زبان تهديد و تحقير با تو سخن مي گويد، به تو اتهامهاي ناروا نسبت مي دهد، تو را به براندازي نظام سياسي يا به کارهاي دون شأن و خلاف اخلاق متهم مي کند، و از تو مي خواهد که خود موارد اتهام خود را بيافريني و زحمت پرونده سازي را خود بر دوش بگيري. براستي چند تن از ما مي تواند چنين شرايط غيرانساني و ويرانگري را تاب بياورد؟ آيا تاکنون هيچ يک از ما را با چشم بند همچون حيواني که به مسلخ مي برند بر روي زمين کشانيده اند، و در حالي که مشت و لگد بر سر و رويمان مي بارد، روحمان را زير رگبار سخنان ناسزا و شرم آور تحقير و لگدمال کرده اند؟ هيچ مي دانيم روح بلند و شکننده انساني که به جرم حق خواهي و حق گويي لگدکوب تحقير رجاله هاي حقير مي شود و دهانش فقط به فرياد زيرآب گشوده مي شود چه رنجي را از سر مي گذراند؟ تجربه به ما آموخته است که سگهاي درنده آستان "سلطان" به کمتر از ويراني روح و شخصيت و کرامت اين جوانان حق جو و حق گو رضايت نخواهند داد. اين جوانان نازنين براي احقاق حق و کرامت من و تو، براي سربلندي و عزّت فرزندان من و تو، براي آزادي و عدالت در سرزمين من و تو بانگ و خروش برآوردند. آنها را در زندان اهرمن رها شده و بي پناه نپسنديم.

زيرنويس

1- سرکار خانم مهرانگيز کار و شهلا لاهيجي پس از بازگشت از کنفرانس برلين، به اتهام شرکت در آن کنفرانس، بازداشت و پس از 54 روز آزاد گرديدند. فريبا داودي مهاجر در اسفند ماه 1379 به مدت يکماه بازداشت شد، که آنهم با جنبش زنان ارتباط نداشت. بازداشت سرکارخانم شيرين عبادي هم به دليل دفاع از موکل صورت گرفت.هيچ يک از زناني که در يکي دوسال اخير به دليل شرکت در فعاليت هاي مربوط به زنان بازداشت شده اند، بيش از 15 روز زنداني نشده اند. البته 9 تن از زنان فعال در جنبش زنان اخيراً به حبس محکوم شده اند. اين هم شيوه ديگري است که رژيم از آن براي کنترل اجتماعي استفاده مي کند. طي چند سال اخير افراد زيادي احکام سنگين قطعي گرفته اند. اگر فرد همچنان به فعاليت مخالفت آميز ادامه دهد، حکم به اجرا گذارده خواهد شد.

 

دیدار دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت با دکتر بابک احمدی

به نقل از "ادوارنیوز"

صبح امروز اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت با دکتر بابک احمدی دیدار کردند. در این دیدار دانشجویان در ابتدا به بیان دغدغه‌ها و اخبار نگران‌کننده این روزها در مورد وضعیت دانشجویان بازداشت‌شده پرداختند.

بابک احمدی ضمن تأکید بر مقاومت دانشجویان به بیان دیدگاه‌ها و پیشنهادات خود در مورد نحوه عملکرد دانشجویان پرداخت. احمدی با بیان این‌که احزاب داخلی مانند مشارکت، مجاهدین انقلاب و اعتماد ملی می‌توانند با مقاومت خود تأثیرگذار باشند، گفت:" در هر صورت به نظر من فشارها ادامه خواهد یافت و این بستگی به مذاکرات با غرب دارد. ولی در هر صورت اگر نتیجه پیروزی غرب و غیر آن باشد، باز هم فشار را ادامه خواهند داد و باید در نظر داشت که غرب از موضع حقوق بشری خود در مقابل ایران عقب نشسته‌است. و فشارها ادامه خواهد یافت مگر این که مقاومت داخلی وجود داشته‌باشد و احزاب و افراد در داخل مقاومت کنند." و در مورد این‌که آیا اصلاح‌طلبان می‌توانند کاری برای آزادی دانشجویان صورت دهند یا نه، این امر را بسته به اهداف‌ اصلاح‌طلبان دانست ولی حضور اصلاح‌طلبان را مطلوب ارزیابی کرد. وی با بیان این‌که وحدت در عمل به معنی کنار گذاشتن اختلافات نیست، این وحدت را ضروری دانست و گفت:" الآن یک مسئله اخلاقی مطرح است و نیروهای لیبرال‌تر و رادیکال‌تر اصلاح‌طلبان می‌توانند با دانشجویان هماهنگ‌تر شوند. آن‌چه مهم است شما مواضع‌تان را آزادانه اعلام کنید و عقلاً شما باید وارد جریانی شوید که آزادی بیان‌تان را حفظ کنید."

وی در ادامه در مورد مذاکره با مسئولان نظام، مذاکره با مسئولان معتدل‌تر قوه قضاییه را مطلوب دانست. و گفت:" می‌توان با بزرگانی چون آقای منتظری هم دیدار کرد و آن‌ها را در این جریان فعال کرد. ضمن این‌که آقای منتظری عبدالله[ مؤمنی] را چون پسر خود دوست می‌دارد."

احمدی در ادامه با اشاره به اعتراف‌های پخش شده اخیر، بحث انقلاب فرهنگی را زمینه‌ای جهت اتهام‌سازی برای دیگران دانست و گفت:" با این‌که ارتباطی هم میان بازداشت‌شدگان و کسانی که اعتراف کرده‌اند وجود نداشته باشد احتمال نسبت دادن این اتهامات مثلاً به دانشجویان و به ویژه عبدالله مؤمنی به خاطر مواضع لیبرالی آن‌ها وجود دارد."

وی در ادامه در پاسخ به سؤال دانشجویان در مورد این‌که به جز برگزاری برنامه‌ها در اعیاد مذهبی هم‌چون سیزدهم و بیست و هفتم ماه رجب، چه راه‌کار عملی دیگری می‌توان ارائه کرد، اظهار داشت:" هر گاه ما از این پارادایم دینی خارج می‌شویم، سرکوب می‌شویم و مهم این است که چه حرفی در این برنامه‌ها مطرح شود. شما باید در نظر داشته‌باشید که چه‌قدر کارتان تأثیر دارد و چگونه می‌توانید مؤثرتر شوید. عنوان برنامه مهم نیست. اکنون دشمن شما خیلی قوی است و شما در موضع ضعف هستید. علت ضعف هم کوتاهی اصلاح‌طلبان بود که همین شعارهای ما را به کار بردند، از دموکراسی و حقوق بشر دم زدند و عملاً این شعارها را کند کردند. از این رو همواره نوعی عمل کنید که آن‌ها یک قدم به عقب نشینند. سخنی از تروتسکی هست که می‌گوید در دوره‌های سخت باید فقط سنت‌ها را حفظ کرد. و این سنت‌ها برای ما همان سنت‌های لیبرالی است."

دکتر احمدی در پاسخ به نگرانی دانشجویان در مورد اعمال فشار بیش‌تر حاکمیت و دست زدن به اعمالی چون ترور روشنفکران و فعالان مدنی، این امر را ناممکن دانست و شرایط دهه 60 را با شرایط فعلی بسیار متفاوت دانست و گفت:" امروز حاکمیت ابزار عملی برای آن کارها ندارد. شرایط هم کاملاً متفاوت است. آن زمان درگیری‌ها در جامعه پررنگ بود و معضلی چون کردستان وجود داشت. در آن زمان اتحاد در حاکمیت وجود داشت و یک بنیادگرایی متحد در کشور حاکم بود. رهبری کاریزماتیک آیت‌الله خمینی را داشت و از این رو مردم نیز از آن‌ها حمایت می‌کردند. اما امروز یک سری نیروهای بنیادگرا وجود دارند که به شدت متشتت‌‌اند و هر روز با هم درگیری دارند و حمایت مردم را هم در پشت سر خود ندارند که نمونه‌اش را در مورد موضوع بنزین دیدیم که با مخالفت مردم مواجه شدند." وی در ادامه حرکت و ماهیت نیروهای معترض آن زمان را هم با امروز متفاوت دانست و گفت:" آن زمان نیرویی بنیادگرا مانند مجاهدین خلق با نیروی بنیادگرای دیگر در تعارض بودند و می‌خواستند همان برنامه‌ها را در کشور پیاده کنند."

احمدی در ادامه نسبت به آینده کشور اظهار امیدواری کرد و با اشاره به ضعف جامعه مدنی و مردم در سامان‌دهی نیروهای اعتراضی خود، اظهار داشت:" امیدواری من از خود حاکمیت است. نیروهای آن‌ها به سمت دموکراسی و حقوق بشر می‌روند و برخی نیروها و احزاب بنیادگرای سابق امروز شعار دموکراسی و حقوق بشر سر می‌دهند. و این ریزش نیرو از حاکمیت بنیادگرا امیدوارکننده است."

 

وبلاگ نویسان به یاری دانشجویان می آیند
 
14مرداد روز همبستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان دربند

روز 14 مرداد سال 1386 باید شاهد جشن 101 سالگی مشروطه باشم در ایران .101 سال پیش از این اولین تلاشها ی مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت به ثمر نشست و نهالی به بار آمد که جنبش مشروطه بود. اولین گامها برای رسیدن به دمکراسی ایران را تکان داد و برای اولین بار پی رو خرد و کلان فارغ از هر طبقه ایی در کنار هم ایستادند و جنبشی را سامان دادند که آن را مشروطه نامیدند .


اکنون در 14 مرداد سال 1386 پس از گذشت بیش از 100 سال از آن تلاش تحصین برانگیز برای رسیدن به دمکراسی دانشجویان و آزادی خواهان تنها برای نیل به همان هدف غایی و بزرگ راهی زندان شده اند .
در طول تاریخ مشروطه و ازادی خواهی همواره قسمت بزرگی از مسیر برعهده دانش اموختگان و دانشجویان بوده است و اکنون بعد از گذشت 100 سال از آن تاریخ بار دیگر دانشجویان ایرانی در بند هستند .


در اعتراض به آنچه این روزها بر دانشگاه و دانشجو می گذرد و همچنین فشارهای روز افزون بر دانشجویان در بند وبلاگ نویسان  در یک حرکت جمعی تصمیم گرفته اند در سالگرد قیام مشروطه همگی با طرح این موارد در وبلاگهای خویش در یک حرکت سمبولیک روز 14 مرداد را روز "همبستگی وبلاگ نویسها با دانشجویان " نمگذاری کرده و نام های وبلاگ های خویش را به این نام تغییر دهند .


این حرکت در حالی آغاز گشته که اوج ان را باید در روز 14 مرداد یافت روزی که میبایست برای ملت ایران آزادی و دمکراسی می آورد و هنوز بعد از گذشت 100 سال این نهال بارور نشده است .اکنون باغبانها و نگهبانان این نهال در اوین هستند در انفرادی زیر شکنجه .پس به یاد محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجی‌حیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، محمدحسین مهرزاد، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی و به یاد همه باغبانهای این نهال که روزگاری را در زندان بودند و هستند روز 14 مرداد وبلاگهای خود را " همبستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان دربند " خواهیم نامید . شاید که نوری باشید در این تاریکی محض برای نهال آزادی ، عدالت و دمکراسی .

 

آدرس ویلاگ:http://14mordad.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 7:15 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

خانواده هاي زندانيان کرد در مصاحبه با روز

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

به نقل از "روز آنلاین"

پيرامون اثرات زنداني شدن عضوي از خانواده بر خانواده زنداني، گفتگويي کرده ايم با خانواده سه تن از زندانيان کرد، تونيا کبودوند دختر محمد صديق کبودوند، شاهو قوامي برادر اجلال قوامي و ليلي حسن پور خواهر عدنان حسن پور.مصاحبه در پي مي آيد.

دلم براي پدرم تنگ شده

تونيا کبودوند، تنها دختر "محمد صديق کبودوند" است.پدرش، رييس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، روز 10 تير ماه در دفتر کارش در تهران بازداشت شد. حالا نزديک يک ماه است که او در بند 209 اوين زنداني است.

تونيا کبودوند به روز مي گويد: "زنداني شدن پدر طبعا هم از لحاظ عاطفي و هم از لحاظ مادي فشار زيادي به ما وارد کرده است. ما مدت زيادي از او بي خبر بوديم. حالا هم شديدا نگرانيم؛ بخصوص اينکه او به بيماري ريوي مبتلاست. مادرم ظرف يک ماه گذشته تقريبا هر روز به دادگاه مراجعه کرده تا شايد بتواند يااز پدرم خبري بگيرد يا لااقل اجازه ملاقات با او را از بازپرس پرونده بگيرد، اما تا حالا هيچ نتيجه اي نگرفته. کسي به ما پاسخ شفافي نمي دهد.از نظر مالي ما تحت فشاريم. بسياري از وسائل پدرم را با خود برده اند، حتي نميتوانيم حقوق ايشان را دريافت کنيم.براي همين من و برادرم مجبور شده ايم در بيرون کار کنيم.از صبح زود تا آخر روز مشغول کاريم وفقط شبها همديگر را مي بينيم. وقتي که شب هم به خانه باز مي گرديم، همه خسته ايم.من، مادر و برادرم. در مجموع اين شرايط براي ما بسيار سخت است.سخت ترش اين است که دلم براي پدرم خيلي تنگ شده است".

تونيا کبودوند مي افزايد: "هر چه زمان بيشتري سپري مي شود زنداني شدن پدر برايمان سخت تر مي شود. البته ما مي دانستيم دير يا زود احتمال بازداشت او وجود دارد، اما هيچ وقت فکرش را نمي کردم که دوري از او اين قدر برايمان غير قابل تحمل باشد.من الان 30 روز است که پدرم را نديده ام.تا حالا سابقه نداشته که اين مدت از پدرم دور باشم.وي بعضي اوقات به ماموريت مي رفت اما لااقل مي توانستيم با او تماس بگيريم.اما الان در غياب او يک دنيا مشکل جلوي راهمان سبز شده و ما يکدفعه مجبور شده ايم با همه اين مشکلات دست و پنجه نرم کنيم.در مجموع در غياب پدر دچاربحران عاطفي شده ام و دلم براي آغوش پر از محبتش خيلي تنگ شده، ساير اعضاي خانواده هم همينطور؛ فضاي خانه بسيار خشک و سرد شده. خانه ي ما مثل ميزي شده که يک پايه اش شکسته."

وي در ادامه درباره عدم پاسخگويي مسئولان دادگاه و زندان چنين مي گويد: "برخورد مسئولان با ما خوب نيست و عدم پاسخگويي آنان بسيارناراحت کننده است.يکي از مسئولين دادگاه وقتي وضعيت پدرم را از او جويا شديم به ما گفت: دلتان خوش است شما! آمده ايد تا بعد از 10 روز به شما پاسخ بدهيم؟! وقتي که يکي از بازپرسها اتهام پدرم را از من پرسيد و من تنها اتهامش را انجام دادن فعاليتهاي مدني مسالمت آميز عنوان کردم، در جواب گفت که ما در ايران چنين عنواني براي متهم نداريم و حتما پدر شما مجرم است".

تونيا کبودوند در خاتمه مي گويد: "من احساس سربلندي و افتخار دارم از اينکه دختر فردي هستم که تنها هدفش بهبود وضعيت حقوق بشر و کارهاي انسان دوستانه بوده است.من فکر مي کنم راهي که پدرم انتخاب کرده کاملا درست است و از خداوند سپاسگزارم که چنين پدري به من داده".

در ميان مجرمان خطرناک

شاهو قوامي برادر کوچکتر روزنامه نگار دربند "اجلال قوامي" است که به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به 3 سال و نيم حبس تعزيري محکوم شده است.

شاهو قوامي از تاثير زنداني شدن برادرش بر زندگي چنين مي گويد: "به دنبال بازداشت برادرم، ما بيشتر روزها در دادگستري يا زندانيم و بسياري از کارهاي روزمره ما تحت الشعاع کارهاي برادرم قرار گرفته است.بازداشت وي شديدا وضعيت پدر و مادر پيرم را بدتر کرده. مادرم به بيماري قلبي مبتلا شده.درد زنداني شدن برادرم هر روز بيشتر ما را آزار مي دهد. حتي دفعه قبل که اجلال 67 روز در بازداشت بود، سختي روز آخر کمتر از روز اول بازداشتش نبود.جدا از اين از روز 18 تير امسال که برادرم بازداشت شده تا الان يک بار هم موفق نشده ايم حضورا او را ملاقات کنيم.حتي براي اينکه بتوانيم اجازه ملاقات تلفني هم بگيريم بايد وقت و انرژي زيادي را صرف کنيم، تازه پس از اين همه درد سر 10 دقيقه اجازه مي دهند تا در ملاقات تلفني با او صحبت کنيم".

برادر اجلال قوامي در ادامه به وضعيت برادرش در زندان مي پردازد: "اجلال وضعيتي جسماني مطلوبي ندارد.چشمهايش دچار عفونت شده و با وجود اينکه ما برايش دارو برده ايم، اما تاکنون داروها را تحويلش نداده اند.خودش در ملاقات تلفني بارها تاکيد کرده که وضعيت جسمانيش خوب نيست و به اين داروها احتياج دارد.بعلاوه آن چيزي که بر مشکلات برادرم در زندان افزوده، انتقال وي به بند 4 زندان سنندج است.بندي که بيشتر مجرمين خطرناک در آنجا زنداني هستند".

نگراني تا آزادي

ليلي حسن پور، خواهر روزنامه نگار کرد "عدنان حسن پور" که برادرش به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است نيز از شرايط خود و خانواده اش مي گويد: "متاسفانه بازداشت و سپس صدور حکم اعدام براي برادرم، به حدي من را درگير و ناراحت کرده که در اين مدت نتوانسته ام حتي به فرزند 19 ماهه ام برسم؛ براي همين بچه ام مريض شده و بيشتر اوقات پيش همسايه ها است.اين شرايط براي مادرمان بيشتر از خواهر و برادرها سخت است چون از يک سو مادر به بيماري قلبي و پوکي استخوان مبتلا است و از جهت ديگربخاطر اينکه عدنان تنها نان آور مادرم بوده، فشار زيادي بر او وارد مي شود."

ليلي حسن پور که خود ساکن سليمانيه است، در ادامه مي افزايد: "تا روزي که برادرمان آزاد نشود طبيعتا ما همچنان در نگراني بسر مي بريم.در حال حاضر بي اطلاعي از وضعيت و مکان نگهداري عدنان بيشتر به نگرانيهاي ما دامن زده است.هر چند که براي يک لحظه خانه ما خالي از مهمان نيست، اما فضاي خانه کاملا اندوهگين است. تنها صداي گريه و دعاي مادرم شب و روز در خانه مي پيچد."

وي در خاتمه مي افزايد "تنها چيزي که به ما تسکين مي دهد، حمايت هاي گسترده داخلي و بين المللي از برادرم است و اميدوارم تا ابطال اين حکم، مردم و نهادهاي حقوق بشري ما را تنها نگذارند".

بيانيه کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش‌آموختگان ايران پيرامون نقض گسترده ی حق حیات و صدور حکم اعدام برای عدنان حسن پور
به نقل از "ادوارنيوز"
کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش‌آموختگان ايران پيرامون نقض گسترده ی حق حیات و صدور حکم اعدام برای عدنان حسن پور بيانيه اي صادر كرد.

متن اين بيانيه به اين شرح است:

حق حیات در زمره ی حقوق بنیادین بشر یا به عبارت دقیق تر بنیادی ترین حق بشر است،به همین منوال تعرض به حق حیات نیز بارزترین و خشن ترین جلوه ی نقض حقوق بشر به شمار می آید.شکنجه، انواع مجازاتهای بدنی و در راس آنها اعدام از جمله مصادیق نقض حق حیات و نادیده انگاشتن حق بر تمامیت جسمانی افراد است.

1- صدور حکم سنگسار برای یک زن و مرد در شهرستان تاکستان و اجرای این حکم غیر انسانی در مورد متهم مرد این پرونده به نام «جعفر کیانی» یکی از موارد دردناك نقض حق حیات در ایران بوده است. «جعفر کیانی» به‌رغم دستور رییس قوه ی قضاییه ، مبنی بر توقف اجرای حکم، سنگسار شد و اکنون «مکرمه ی ابراهیمی» متهم دیگر این پرونده در معرض خطر سنگسار قرار دارد. همچنین طی ماه‌های اخیر موارد دیگری از صدور حکم سنگسار در دادگاه‌های ایران دیده شده است. به رغم تلاش قابل تحسین و حسن نیت رییس قوه ی قضاییه در جلو گیری از صدور حکم سنگسار، به‌دلیل وجود این مجازات در قانون مجازات اسلامی این تلاش‌ها که اکثرا در قالب دستور توقف اجرای حکم و صدور بخشنامه بوده است، عملا ناکام مانده است. اجرای حکم سنگسار جعفر کیانی از جمله نشانه های این ناکامی است. از این‌رو تنها راه واقعی جلوگیری از اجرای مجدد مجازات سخیف و خشن سنگسار، همان‌گونه که بسیاری از حقوق‌دانان برجسته ی کشور تاکید کرده اند، تغییر قانون و حذف این مجازات از مجموعه ی قوانین کشور است. به اين منظور پيشنهاد مي شود، در اولين گام، رييس قوه قضاييه بخشنامه‌اي را كه گفته مي شود در مورد ممنوعيت اجراي اين مجازات صادر كرده است، به‌طور علني منتشر سازند تا امكان استناد بدان براي وكلاي مدافع و قضات فراهم شود.

2- طی روزهای اخیر اخبار نگران کننده ای پیرامون صدور احکام گسترده ی اعدام برای افرادی که مقامات انتظامی از آنها به عنوان «اراذل و اوباش» یاد می کنند شنیده می شود. تا کنون خبر اعدام چهار تن در يك روز و دوازده تن در روز ديگري رسما تایید شده و بنابه گفته ی مقامات دادستانی تهران تعداد بسیار بیشتری در صف اعدام قرار گرفته اند. این در حالیست که روند دادرسی و وضعیت رعایت حقوق متهم در مورد این افراد به شدت مورد سئوال است. (سال گذشته در یک مورد فردی در زاهدان 48 ساعت پس از دستگیری با حکم دادگاه اعدام شد درحالي كه مطابق آيين دادرسي كيفري تنها در اولين مرحله تجديد نظر متهم بيست روز زمان براي درخواست تجديدنظر دارد- ماده 236آيين دادرسي كيفري.)

صدور بی رویه و گسترده ی حکم اعدام از سوی دادگاه‌های ایران نشان از بی توجهی مقامات قضایی به حق حیات و همچنین بیانگر رعایت‌نشدن اصل تناسب جرم و مجازات در دادگاه‌های ایران است. از اين رو کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان نسبت به صدور احکام گسترده ی اعدام و دادرسی‌های شبهه‌برانگیز منجر به صدور این احکام، عمیقا ابراز نگرانی می کند. قوانین بین‌المللی اعدام را منع می کنند و در حال حاضر مجازات اعدام در بسیاری از کشورها یا لغو شده است و یا تنها براي جرايم بسیار خطرناکی مانند قتل مجاز شمرده می شود. این درحالی‌است‌که در قوانین ایران جرايم متعددی وجود دارد که مجازات مرگ برای آنها تعیین شده است. همچنین ایران همواره در صدر فهرست کشورهای ناقض حق حیات، از طریق اعمال مجازات اعدام، قرار داشته است.

سیاست‌هاي غلط کیفری، بی توجهی به قواعد حقوق بشر و دادرسی‌های ناعادلانه، مهم‌ترین دلایل این مسأله هستند. کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ضمن ابراز نگرنی شدید نسبت به صدور احکام اعدام برای شهروندان ایرانی و ضمن دعوت دادگاه‌ها به خویشتن‌داری و رعایت اصل تناسب جرم و مجازات، از دولت جمهوری اسلامی می خواهد تا با پیوستن به پروتکل الحاقی میثاق حقوق مدنی – سیاسی براي لغو مجازات اعدام، این مجازات را اساسا از سیستم حقوقی کشور حذف کند. البته تا رسیدن به آن نقطه ی مطلوب، عمل به تعهد مندرج در بند 2 ماده 6 ميثاق حقوق مدني – سياسي درباره محدودکردن شدید دامنه ی جرایمی که برای آنها مجازات اعدام درنظر گرفته شده، گام بسیار مثبتی خواهد بود.

3- کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان همچنین نسبت به صدور حکم اعدام برای روزنامه نگاری به نام «عدنان حسن پور» ابراز نگرا نی می کند. صدور حکم اعدام برای یک روزنامه نگار و فعال سیاسی به‌هیچ‌وجه قابل تحمل نیست و با هیچ یک از معیارهای حقوق بشر هم‌خوانی ندارد. به‌دنبال صدور این حکم، همچنین اخبار متعددی پیرامون فشار بر فعالان سیاسی و مدنی کردستان ایران به گوش می رسد که با توجه به رویه ی خشن درپیش‌گرفته‌شده از سوی نهادهای امنیتی و قضایی سبب‌ساز نگرانی شدید است. کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ضمن هشدار نسبت به نقض احتمالي حق حیات آقای عدنان حسن پور، خواهان لغو هر چه سریع‌تر حکم اعدام ایشان و توقف روند شتابان نقض حقوق بشر در مناطق کرد نشین ایران است.

4-کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان وضعیت حقوق بشر در ایران را بسیار نگران‌کننده ارزیابی می کند. عملکرد حاکمیت طی ماه‌های گذشته، به‌لحاظ نقض گسترده ی حقوق بشر، در یک دهه ی اخیر بی سابقه بوده است. بی‌توجهی مجامع جهانی و نهادهای مدنی داخلی بدون شک موجبات وخیم‌ترشدن وضع حقوق بشر در ایران را فراهم خواهد کرد، این در حالی‌ست‌که دولت جمهوری اسلامی هیچ اراده ای برای پایان‌دادن به نقض حقوق بشر از خود نشان نداده است .

در چنین شرایطی نیاز به یادآوری تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی در قبال جامعه ی جهانی، پیرامون رعایت حقوق بشر و لزوم فشار بر این دولت جهت پایبندی به قواعد بین‌المللی حقوق بشر و رعایت فصل سوم از قانون اساسی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.

 

اعتراض بین المللی به حکم اعدام دو روزنامه نگار کرد

گروه دفاع از آزادی بیان در ایران

اطلاعیه در رابطه با کارزار برای نجات جان عدنان حسین پور و هیوا بوتیمار

به نقل از "ایران پرس نیوز"

رئیس کمیسیون سیاست خارجی پارلمان ایتالیا اومبرتو رانیری Umberto Ranieri، رئیس کمیسیون صنایع پارلمان ایتالیا دانیله کاپزونه Daniele Capezzone و دبیر کل سندیکای بین المللی خبرنگاران آیدان وایت Aidan White از جمله کسانی هستند که حمایت خود را از فراخوان مشترک \"گروه دفاع ازآزادی بیان در ایران\"، \"سازمان اطلاع رسانی و امنیت خبرنگاران\" و \"اصل 21\" برای نجات جان هیوا بوتیمار و عدنان حسین پور اعلام کردند.

رئیس کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا در نامه هایی خطاب به اتحادیه اروپا و پارلمان اروپایی خواهان اعتراض آنها به این احکام شد. در ایتالیا حمایت فدراسیون سراسری سندیکاهای خبرنگاران FNSI از این فراخوان باعث شد مطبوعات توجه لازم را نسبت به محکومیت این دو شهروند کرد ایرانی معطوف دارند.

روزنامه های متعددی، از جملهLa Stampa ،Il Manifesto ،La Nazione و L\'Unita اخبار مربوط به این کارزار را انعکاس دادند. خبرگزاری های رسمی و خصوصی ایتالیا چون Ansa, Adnkronos, AGI و Agenzia Radicale نیز اخبار این کارزار را به طور وسیعی انعکاس داده اند.

فراخوان نجات جان عدنان و هیوا در یکی از پربیننده ترین برنامه های شبکه اول تلویزیون دولتی Uno Mattina نیز خوانده شد. شبکه خبری 24 ساعته تلویزیون دولتی Rai News 24 و اخبار شامگاهی شنبه شبکه سومRai 3 در این رابطه برنامه هایی پخش کردند. بیش از یکصد سایت اینترنتی که در ایتالیا این فراخوان را انعکاس داده اند هزاران پیام پشتیبانی دریافت نموده اند که در بین آنها نام های مدیران بسیاری از رسانه ها، نویسندگان، اهل هنر و نمایندگان مجلس نیز به چشم می خورد. نهادهای مدنی بسیاری چون \"به قابیل دست نزنید\" که علیه مجازات اعدام در جهان مبارزه می کنند، و \"میز صلح\" که عمده گروه های طرفدار صلح ایتالیایی را دربرمی گیرد نیزبه جبهه پشتیبان این فراخوان پیوستند.

برای اطلاعات بیشتر با این آدرس تماس بگیرید:
iranfreepress@liberto.it

 

بیانیه تحلیلی شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در ارتباط با وقایع سیاسی اخیر

به نقل از "ادوارنیوز"

در حالي كه 21 روز از بازداشت 16 تن از فعالين دانشجويي و سياسي در هشمين سالگرد 18 تيرماه مي گذرد، خبرها حكايت از شكنجه و آزار قرون وسطايي دستگيرشدگان در بند 209 زندان اوين، در جهت تكميل سناريوي اعتراف گيري از فعالين داخلي و پيوند آن ها با پروژه امنيتي انقلاب مخملين دارد. پروژه ای که طي سال گذشته با دستگيري فيلسوف سرشناس ايراني، رامين جهانبگلو و تني چند از روزنامه نگاران داخلي به اتهام واهي ارتباط با بيگانگان و شركت در سمينارهاي تخصصي خارج از كشور آغاز شد و با پخش تلويزيوني اعترافات آمريكايي های ايراني تبار در روزهاي اخير نيز ادامه يافت و به گمان فعالين سياسي هنوز به پايان خود نرسيده است.


ايراد اتهامات كذب و دروغين به جنبش دانشجويي و ساير فعالين جامعه مدني در پخش اين اعترافات، حاكي از قصد حاكميت براي ادامه اين پروژه در ميان ساير فعالين دانشجويي و سياسي داخل است.بدين سبب شوراي عمومی دفتر تحكيم وحدت(اتحادیه انجمن های اسلامی سراسر کشور) به عنوان بخشي از جنبش دانشجويي ايران لازم مي داند نكاتي را پيرامون وقايع اخير متذكر شود.


بر كسي پوشيده نيست كه اعترافات پخش شده تلويزيوني كه در شرايط سخت و طاقت فرساي زندان اخذ گرديده محلي از اعراب نداشته، تا آنجا که حتي به اذعان قوه قضاييه هم بار حقوقي ندارد. پخش اين اعترافات در حالي كه اتهامات اين افراد هنوز در هيچ دادگاهي نيز ثابت نگرديده،يادآور پروژه هاي تكراري اعترافات تلويزيوني دهه گذشته رسانه دولتي صداوسيما است كه براي افكار عمومي به نمايشي كمدي بدل گرديده.


متن اعترافات پخش شده، تمايل حاكميت را به سواستفاده از عنوان "انقلاب مخملين" و "براندازي نرم" به نمايش مي گذارد، آن هم انقلاب مخمليني از جانب موسسه بين المللي "سورس "كه با تمامي دول دنيا از جمله ايران مراودات مالي دارد. اتهام تلاش وحمايت مالي جهت براندازي نرم به موسسه اي زده مي شود كه برخی از نهاد هاي دولتی جمهوري اسلامي ايران به مانند ساير كشورها از حمايت مالي اين موسسه بهره مند می باشند و از قضا زمانی رئیس جمهوری سابق ایران نیز به عنوان نماینده دولت در اين موسسه به ايراد سخنراني پرداخته بود.
اما فراتر از این مسئله باید پرسید، از چه روي انقلاب مخملين وداشتن جامعه باز از طرف حكومت اینچنین نكوهش مي شود؟

 
انقلاب هاي مخملين يا بدون خشونت كه پديده اي نو در عرصه بين الملل و جايگزين انقلاب هاي خونين دوران معاصر محسوب مي شود، حاصل رشد جامعه مدني و تمايل شهروندان جوامع در استفاده از راه هاي مسالمت آميز جهت تغييرات اساسي و جابجايي در قدرت مي باشد.
انقلاب هاي مخملين كه در كشورهاي بلوك شرق تحت سيطره حكومت هاي استالينيستي و براي بركناري حكومت هاي مستبد و مخوف و غيرانساني اين كشورها صورت گرفته، نتيجه واكنش طبيعي و به حق مردم اين جوامع،به فضاي بسته سياسي و اجتماعي و تنگناهاي اقتصادي و معيشتي آنان و ماحصل ياس و نااميدي آن ها از اصلاح امور و تغيير اساسي رفتار حكومت هايشان بوده، كه در ضمن به روشي آرام و مسالمت آميزو بدون ايجاد معضلات انقلاب هاي خونين صورت مي گرفت.
ارتباط دادن اعترافات پخش شده اخير با انقلاب هاي مخملين و مرتبط ساختن كنش هاي مدني فعالين عرصه هاي سياسي و دانشجويي و صنفي جامعه امروز ايران با اين نوع از انقلاب ها تنها می تواند حمل بر دو موضوع باشد:
1.يا اينكه حاكميت برخي از مولفه هاي موجود در فضاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي ايران را منطبق با شرايط مذكور در انقلاب هاي مخملين يافته است، كه در اين صورت، اعترافات تلويزيوني پخش شده، در اصل، اعتراف خود حاكميت به ناكارآمدي و عدم توانايي اش در حل معضلات بي شمار اقتصادي و اجتماعي و سياسي جامعه ايران تلقی می شود، كه در چنین شرايطی اصلاح بنيادين امور و بازبيني اساسي روند فعلي را مي طلبد و برخورد با شهروندان ناراضي و به تنگ آمده از وضعيت زندگيشان و سركوب نهادينه نخبگان دانشگاهي و سياسي كشور چاره كار حاكمان نخواهد بود و از پاك كردن موقت صورت مسئله نیزفراتر نخواهد رفت.
2.يا اينكه اعترافات پخش شده كه بار حقوقي نيز نداشته، تنها بهانه اي براي سركوب فعالين صنفي وسياسي بوده در جهت سرعت بخشيدن به ايجاد فضاي رعب و وحشت و استقرار دولت پادگاني، که در این صورت به نظر می رسد، نهادهاي امنيتي حاكميت، خود،عدم احتمال وقوع انقلاب مخملين در ايران را زودتر و بهتر از ديگران دريافته و آن را تنها بهانه ای جهت سرکوب قرار داده اند .همانطور که ما هم معتقدیم، جامعه ایران، متفاوت از جوامع بلوک شرق می باشد و مولفه های الزامی انقلاب های مخملین از جمله نهادهای مدنی و احزاب قدرتمند و رسانه ها و قوه قضاییه مستقل در آن یافت نمی شود و بدین سبب، کوبیدن حاکمیت بر طبل تهی انقلاب مخملین را تنها بهانه ای جهت سرکوب می دانیم.
اينچنين است كه تحصن قانونی و به دور از خشونت و آشوب دانشجويان تحكيمي در روز 18 تيرماه با چنين خشونتي از سوی حاکمیت پاسخ داده مي شود و دستگيرشدگان به اقدام عليه امنت ملي متهم مي شوند، تا لكه ننگ ديگري بر دامان فاجعه آفرينان 18 تير 78 بنشيند.
بدين سبب شوراي عمومی دفتر تحكيم وحدت در ضمن محكوم نمودن دستگيري هاي 18 تيرماه و همچنين نمايش مضحك اعترافات تلويزيوني چند روز اخير، نگراني خود را در ارتباط با ادامه سناريوي اعتراف گيري تحت شكنجه هاي وحشتناك دانشجويان دربند ابراز مي دارد و خواهان آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیرشدگان می باشد.

بازگشت به شيوه هاي قديمي شكنجه

نحوه شكنجه دانشجويان، نشان تغييرات گسترده اطلاعات
نادر كرمي
به نقل از "روز آنلاین" 

دامنه اعتراض به بازداشت جمعي از دانشجويان و دانش آموختگان در سالگرد 18 تير به حدي گسترده شده است كه پس از واكنش احزاب اصلاح طلب و ميانه رو در روزهاي آغازين و سيد محمد خاتمي در چند روز گذشته، صداي انتقاد شيخ حسن روحاني رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام هم در آمد. وي اما در پرسش و پاسخ با خبرنگاران از مسوولان خواست در مواجهه با دانشجويان به گونه اي عمل کنند که حداقل هزينه را به دنبال داشته باشد و همچنين خواستار اين شد تا با نزديک شدن به زمان انتخابات، مسوولان تسامح بيشتري با مطبوعات نشان دهند. وي همچنين با دفاع از عملكرد خود در شوراي عالي امنيت ملي گفته است ما در جريانات دانشجويي مخالف بازداشت دانشجويان بوديم.

افشاي جزييات بيشتر از شكنجه دانشجويان

انتشار نامه افشاگرانه خانواده سه دانشجوي زنداني دانشگاه پلي تكنيك تهران خطاب به هاشمي شاهرودي در هفته گذشته اولين حركت خانواده‌هاي دانشجويان بازداشت شده در افشاي شكنجه هاي هاي وارده به فرزندانشان بود. در پي بي پاسخ ماندن اين نامه و انكار هرگونه فشاري به دانشجويان از سوي وزير اطلاعات در حاشيه جلسه هيات دولت، ‌مادر احسان منصوري در گردهمايي منزل عبدالله مومني مجدادا به اين شكنجه ها اشاره كرد و از وضعيت بسيار وخيم فرزندش بويژه در روزهاي ابتدايي بازداشت وي خبر داد. در اين شرايط خبرنامه اميرکبير به نقل از يک منبع آگاه دست به افشاي جزئيات بيشتري از نحوه شکنجه دانشجويان بازداشت شده دانشگاه اميرکبير جهت اخذ اعتراف زد. اين "جزييات بيشتر" به گفته اين سايت خبري از ابتدا در رنجنامه والدين احمد قصابان، مجيد توکلي و احسان منصوري ذکر شده بود که بعدا بنا به ملاحظاتي در نهايت از اين نامه حذف شد.

بنا بر اين گزارش "دانشجويان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهاي جنسي قرار گرفته اند. بازجوهاي وزارت اطلاعات در طول مدت بازجويي، دانشجويان را به شيوه هاي مختلف مورد اذيت و آزارهاي جنسي قرار مي دادند. به عنوان نمونه دانشجويان را به پشت روي زمين مي خواباندند و لباس هايشان را از تنشان خارج کرده و به شيوه هاي مختلف مانند بطري نوشابه، تخم مرغ داغ و… آن ها را مورد تهديد قرار مي دادند." اين گزارش مي افزايد: "شدت ضرب و شتم و شکنجه هاي روحي رواني دانشجويان به حدي بوده که صداي گريه و ناله هاي ايشان از اتاق هاي بازجويي و سلول هاي انفرادي به گوش دوستانشان که در اتاق هاي بازجويي يا سلول هاي مجاور قرار داشتند مي رسيده است. بازجويي گاها به بيش از ۱۲ ساعت مي رسيده و دانشجويان در تمام طول اين مدت اجازه صرف غذا يا نوشيدن آب نداشتند. مگر در مواردي که دانشجويان زير شکنجه هاي طاقت فرسا بيهوش مي شدند که بازجوها به کمک بهياران بند ۲۰۹ اوين در حدي که دانشجويان دوباره به هوش بيايند به ايشان آب مي دادند. همچنين در طول مدت بازجويي به دانشجويان اجازه رفتن به دستشويي نيز داده نمي شده به حدي که اين دانشجويان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همين خاطر به شدت از سوي بازجويان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجويان به حدي بوده که گاه لباس هاي دانشجويان در حين بازجويي پاره مي شده است." همچنين اين منبع آگاه به خبرنامه اميرکبير گفته است: "بازجوها در عين اين که دانشجويان را مجبور به انجام طاقت فرسا مانند خم شدن و گرفتن مچ پاها مي کردند، چند نفري روي کمر دانشجو سوار مي شدند. همچنين در مواردي که دانشجويان در اثر ايستادن هاي طولاني مدت کنترل خود را از دست داده و به روي زمين سقوط مي کردند، بازجوها با گرفتن موها و بلند کردن ايشان، آن ها را مجبور مي کردند دوباره سر پا بايستند. از جمله آزارهاي روحي رواني دانشجويان اين بوده که در مواردي ايشان را به بند اعضاي گروه تروريستي القاعده منتقل نموده اند. تيم بازجويي تلاش زيادي جهت گرفتن اعتراف دروغ مبني بر انتشار نشريات جعلي توسط دانشجويان بازداشت شده و همچنين ارتباط دادن اين غائله با احزاب اصلاح طلبي مانند حزب کارگزاران و سازمان مجاهدين انقلاب داشته اند. علاوه بر اين بازجويان تلاش وافري جهت ارتباط دادن غائله نشريات جعلي با انقلاب هاي مخلمين داشته اند".

از سوي ديگر ارتباط برقرار كردن ميان غائله نشريات دانشجويي اميركبير و احزاب اصلاح طلب بعلاوه شايعه مهيا بودن بخش‌هاي ديگري از اعترافات كيان تاجبخش يه ويژه عليه احزابي چون مشاركت و كارگزاران، ‌اين گمان را تقويت مي كند كه نمايشي از تلفيق اعترافات اتباع ايراني – آمريكايي و برخي از دانشجويان با نزديك‌تر شده با ايام انتخابات از صدا و سيما پخش شود. اين گمانه اي است كه خبر ديگري از دانشجويان بازداشت شده مبني بر فيلم برداري از اعترافات مجيد توکلي و احمد قصابان در محل فيلم برداري از هاله اسفندياري و کيان تاجبخش با موضوع انقلاب مخملي و نقش جريانات دانشجويي، آن را تقويت مي كند.

تهديدها و انكارهاي وزارت علوم

روز گذشته دبير كميته انضباطي وزارت علوم در گفتگو با ايسنا با رد افزايش احكام انضباطي پس از روي كار آمدن دولت نهم گفت: "آمار احكام انضباطي صادر شده در سال تحصيلي 85-84 كاهش 50 درصدي نسبت به سال 84-83 و تعداد احكام صادر شده در سال 86-85 كاهش 70 درصدي نسبت به سال 85-84 داشته است كه اين كاهش صدور احكام در تاريخ عملكرد كميته‌هاي انضباطي بي سابقه بوده و نشانه تحقق شعار مهرورزي دولت نهم در وزارت علوم است."

مسئول كميته انضباطي مركزي وزارت علوم با نسبت دادن اتهام بزرگنمايي احضار دانشجويان به كميته‌هاي انضباطي افزوده: "كاهش چشمگير آمار احكام صادر شده در طول خدمت دولت نهم، بهترين دليل بر كذب بودن ادعاي آنان است، به‌گونه‌اي كه مجموع كل احكام صادر شده در طول مدت دو سال خدمت اين دولت روي هم، كمتر از احكام صادر شده در طول يكسال دولت قبلي است."

نهمين همايش هم انديشي بسيج اساتيد کشور نيز طي روزهاي گذشته محلي بود تا مقامات وزارت علوم ضمن اعلام خطر نسبت به جريانات دانشجويي به تلاش خود براي آنچه آن را "ساماندهي تشكل‌هاي دانشجويي" مي خوانند، اذعان كنند.

باقر خرمشاد، معاون فرهنگي وزير علوم در اين همايش به افت اعتقادات ديني در دانشگاه هاي کشور اشاره و تاکيد کرد بايد با تفکرات "چه گوارائيستي" و چپ جديد در دانشگاه ها مقابله نرم شود. به گزارش خبرگزاري مهر وي در ادامه بحث خود به "برخورد نرم" اشاره کرد و گفت: "شرايط فعلي کشور همانند اوايل انقلاب است. در آن زمان سه گروه اسلامگرا، ليبرال و مارکسيست وجود داشتند که در حال حاضر نيز در فضاي دانشجويي ما شاهد تفکرات «چه گوارائيستي» و چپ جديد هستيم و وارد فضاي برخورد نرم شده ايم چرا که اين گروه ها در حال به چالش کشيدن اسلامگرا ها در نشريات شان هستند که اين برخورد نرم مقابله نرم را مي طلبد."

محمد زاهدي وزير علوم نيز علوم، نيز در اين همايش اظهار داشت: "در اين دو سال هيچ کس آمدن و رفتن ۱۸ تير را احساس نکرد در حالي که پيش از اين در سالگرد ۱۸ تير استرس فراواني داشتيم. فکر نکنيد که اين به راحتي به دست آمد اين برنامه ريزي هايي بود که در معاونت فرهنگي انجام داديم که البته در مورد برنامه ريزي ها و چگونگي انجام آن نمي توانم چيزي بگويم." وي همچنين گفت: "ساماندهي تشکل‌هاي دانشجويي بخصوص قسمت‌ سياسي کار سنگين، فشرده و استرس زا بوده که معاونت فرهنگي در اين زمينه بسيار موفق عمل کرده است".

همچنين حجت الاسلام محمديان مسئول نهاد رهبري در دانشگاه ها در سخنان خود به لزوم تغيير در متون درسي در راستاي اسلامي کردن دانشگاه ها، اشاره کرد و افزود: چرا اساتيد ما كه اساتيد بسيار بزرگي هستند حتي در زمينه حذف دروس اضافي كه نتيجه اي جز اتلاف وقت براي دانشجويان ندارند، تلاش نمي كنند؟ عده اي بايد جسارت كنند و در آموزش عالي كشور بازبيني انجام دهند؛ چرا كه دروس، وحي منزل نيستند پس شما بايستي كنكاش كنيد و سرفصل‌هاي جديد ايجاد نماييد.

وي با انتقاد از ايجاد رشته حقوق بشر در دانشگاه‌هاي ايران گفته است: "رشته‌هايي همچون مطالعات زنان، جوانان و حقوق بشر كاملا با تفكر فمينيستي مطابق هستند. ايجاد چنين رشته‌هايي باعث مي شود كه با پول جمهوري اسلامي مطالبي كه آمريكا مي‌خواهد بيان شود، را بيان كنيم."

آخرين اخبار از دانشجويان بازداشتي

اما آخرين اخبار از دانشجويان بازداشت شده حاكي است كه سرانجام پس از گذشت نزديك به بيست روز از بازداشت گسترده فعالان دانشجويي، واحد پاسخگويي دادسراي انقلاب حاضر شده است در پي مراجعات مكرر تعدادي از خانواده‌هاي اين دانشجويان رسما محل بازداشت اين دانشجويان را اعلام و شعبه رسيدگي كننده به پرونده آنها را اعلام كند. گفته مي شود براي تمامي بازداشت شدگان حداقل قرار يك ماهه بازداشت موقت صادر شده است و اين احتمال وجود دارد كه پس از طي اين مدت قرار برخي از اين دانشجويان به وثيقه تبديل شده و امكان آزادي تعدادي از آنها فراهم شود.

در عين حال روز گذشته مادران دو دانشجوي بازداشت شده عضو كمپين يك ميليون امضا يعني "امير يعقوب علي و بهاره هدايت"، با ارسال نامه سرگشاده اي خطاب به هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه خواستار رسيدگي وي به وضعيت فرزندانشان شدند.

در اين نامه آمده است: "مدت ۱۰ ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان براي ارتقاء فرهنگ عمومي و تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان به صورت دسته جمعي و با رعايت موازين قانوني، تلاش مي کنيم تا با جمع آوري يک ميليون امضا و تقديم به مجلس شوراي اسلامي گامي در برقراري عدالت در کشور عزيزمان برداريم تا جامعه اي سالم و خانواده هاي پايدار داشته باشيم که اين حرکت نه خلاف مباني اسلامي و نه مغاير با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسي است."

در بخش ديگري از اين نامه آمده است: "آقاي شاهرودي ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهي را که خود براي دستيابي به آن در انقلاب شرکت کرده بوديم ذره ذره به کالبد آنان دميديم تا آرمان هاي انسان دوستانه و برابري خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه اي که در هاي دنياي فساد بر آنان گشوده است و جنابعالي بيش از هر کس بر آن واقفيد فرزندان مان را پاک و با ايمان و متعهد پرورش داده ايم به طوري که ضمن تلاش براي برقراري عدالت و حد اقل براي استقرار عدالت جنسيتي، آنان در معتبرترين دانشگاههاي کشور مشغول تحصيل مي باشند. سوال ما از آن مقام اين است که به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند؟ و آيا بي خبري مادر از فرزند به مدت بيش از دو هفته پس از پيگيري ها و درخواست هاي مکرر، انساني، اخلاقي و اسلامي است؟"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

به اطلاع کلیه دوستان میرساند که بعلت تهدید های مکررعوامل رژیم جمهوری اسلامی و موانعی که سر راه ما ایجاد نموده اند مراسم یاد بود زنده یاد اکبر محمدی از روز جمعه دوازدهم مرداد ماه علیرغم در خواست ما به روز چهارشنبه دهم مرداد ماه تغییر یافته است

نا گفته نماند که رژیم تهدید کرده که چنانچه ما از دستور آنها سرپیچی کنیم آنها کلیه راه های منتهی به مراسم را خواهند بست و از ورود کلیه افراد به مراسم جلو گیری خواهند نمود و مانع برگزاری مراسم خواهند شد.

آنانکه به جای حل مسـأله صورت مسأله را پاک میکنند چه گمان کرده اند.

سال گذشته در چنین روزهایی زندابانان رژیم جمهوری اسلامی فرزند آزادیخواه ما، اکبر محمدی را در زندان اوین بطرز مشکوکی بقتل رسانده و در این باره هیچ یک از مراجع قانونی جمهوری اسلامی تا کنون حاضر به پاسخ گویی به سؤالات ما نشده اند.

اگر چه جسم زنده یاد اکبر محمدی از نزد ما برفت اما روح پایداری، استقامت و آزادیخواهی او همواره در دل میلیون ها ایرانی جوان و آزاده سرشاراست.

ما مقاوم تر از گذشته میرویم تا یاد و راه او را گرامی بداریم لذا بدین منظوربه اطلاع کلیه هم میهنان عزیز میرساند که مراسم بزرگداشت اولین سالگرد زنده یاد اکبر محمدی در ایران توسط خانواده محمدی در شهر آمل برگزار میشود

شرکت شما در این مراسم قدردانی از همه آنانی است که جان فدای رهایی ملت خویش از قید استبداد کرده اند.


زمان: ساعت 3 الی 6

روز: چهار شنبه ، دهم مرداد ماه

مکان: شهرستان آمل- خیابان امام رضا- جاده قدیم آمل به بابل- سرپیچ- روستای چنگ میان

تلفن تماس:
3398 326 0121-

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

نامه مادران امیر یعقوب علی و بهاره هدایت دو عضو بازداشت شده کمپین 1 میلیون امضا به هاشمی شاهرودی

به نقل از "ادوارنیوز"

مادران امیر یعقوب علی و بهاره هدایت دو عضو بازداشت شده کمپین 1 میلیون امضا با ارسال نامه سرگشاده ای خطاب به هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه خواستار رسیدگی وی به وضعیت فرزندانشان شدند. در این نامه آمده است:


مدت ۱۰ ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان براي ارتقاء فرهنگ عمومي و تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان به صورت دسته جمعي و با رعايت موازين قانوني، تلاش مي کنيم تا با جمع آوري يک ميليون امضا و تقديم به مجلس شوراي اسلامي گامي در برقراري عدالت در کشور عزيزمان برداريم تا جامعه اي سالم و خانواده هاي پايدار داشته باشيم که اين حرکت نه خلاف مباني اسلامي و نه مغاير با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسي است.”

ولي متاسفانه نيرو هاي انتظامي و امنيتي، فرزندان ما را دستگير و زنداني مي کنند در حالي که مي گويند ما با کمپين و خواسته هاي شما مساله اي نداريم.

در همين راستا امير يعقوبعلي دانشجوي ۲۰ ساله و سال سوم دانشگاه علامه که روز هاي جواني اش را صرف برابري خواهي و عدالت مي کند، در روز ۲۰ تيرماه ۸۶ در پارک انديشه هنگام صحبت با يکي از شهروندان در مورد قوانين تبعيض آميز، دستگير و به زندان اوين منتقل کرده اند و تاکنون حتي اجازه يک تلفن و يا يک ملاقات را هم نداشته است. همينطوربهاره هدايت يکي ديگر از اعضاء فعال کمپين يک ميليون امضا به خاطر يک تحصن کوچک دانشجويي از ۱۸ تير ماه تاکنون در زندان اوين است.

آقاي شاهرودي ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهي را که خود براي دستيابي به آن در انقلاب شرکت کرده بوديم ذره ذره به کالبد آنان دميديم تا آرمان هاي انسان دوستانه و برابري خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه اي که در هاي دنياي فساد بر آنان گشوده است و جنابعالي بيش از هر کس بر آن واقفيد فرزندان مان را پاک و با ايمان و متعهد پرورش داده ايم به طوري که ضمن تلاش براي برقراري عدالت و حد اقل براي استقرار عدالت جنسيتي، آنان در معتبرترين دانشگاههاي کشور مشغول تحصيل مي باشند.

سوال ما از آن مقام اينست که به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند ؟ و آيا بي خبري مادر از فرزند به مدت بيش از دو هفته پس از پيگيري ها و درخواست هاي مکرر، انساني، اخلاقي و اسلامي است؟

آيا چنين حرکت هاي مدني و مسالمت آميز و صلح طلبانه چه خطري براي کشور دارد که اين چنين به خشونت کشيده مي شود.

جناب آقاي شاهرودي ما به چنين فرزندان برومندي افتخار مي کنيم و از جنابعالي که در بالاترين مسند قضاوت کشور تکيه زده ايد مصرانه انتظار داريم دستور فرمائيد فرزندان ما را هر چه سريعتر آزاد کنند. 

 
 
انتقاد شدید هاشم اغاجری نسبت به رفتارهای حاکمیت
 
سیاستهای تهاجمی اقایان، کار دست این مملکت خواهد داد

 دکتر هاشم آغاجری استاد دانشگاه در سخنانی در منزل عبدالله مومنی سخنگوی بازداشت شده سازمان ادوار تحکیم و در جمع فعالان تحولخواه بشدت نسبت به رفتارهای حاکمیت انتقاد کرد:


آغاجری گفت: عبدالله مومنی نماینده ای از دانشجویان بازداشت شده است و ما با تجلیل از تمامی این دانشجویان متاسفیم که در کشور ایران فرزندان ایران را به جرم حق خواهی و آزادیخواهی به زندان می افکنند و خانواده های این دانشجویان باید به داشتن چنین فرزندانی افتخار کنند.
عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب گفت: آقایانی که در جعل اتهام و اتهام سازی ید طولایی دارند هنوز و بعد از گذشت 20 روز از بازداشت های 18 تیر دوم ، اتهامات این افراد را اعلام نکرده اند و این نشان می دهد که پرونده دانشجویان پرونده پاکی است.

آغاجری گفت: دوستان ما را نه به دلیل قانون شکنی بلکه بر اساس یک تحلیل بازداشت کرده اند و تحلیلشان همان چیزی است که در برنامه به اسم دموکراسی دیده اید. آقایان با صد زبان اعلام می کنند که ضعیف هستند چه ضعفی بالاتر که 6 دانشجوی مظلوم را که به آرامی تحصن کرده اند را بازداشت کرده اند.

آغاجری با اشاره به بازداشت منصور اسانلو و گرامیداشت یاد وی گفت: من احساس شرم و پوچی می کنم که در این کشور یک فعال کارگری را در دولتی که مدعی رفاه است به جرم تلاش برای استیفای حقوق کارگران می دزدند و بعد از چند روز می گویند که اسانلو در اوین است. اگر با دموکراسی و آزادی مشکلی دارید کارگران ما نان می خواهند آنها چه جرمی مرتکب شده اند.

آغاجری ادامه داد: زنان ما را به دلیل برابری خواهی و مخالفت با تبعیض زندانی می کنند و حکم سنگسار اجرا می کنند آیا اگر پیامبر خدا دوباره مبعوث می شد در حال حاضر سنگسار را اجرا میکرد؟

آغاجری گفت: اگر این رفتارها نشانه ضعف نیست پس نشانه چیست؟ اگر در دهه 60 مدعی بودید که با صدها هزار چریک مسلح مخفی در خانه های تیمی رودررو هستید امروز که دیگر طرف شما 4 دانشجو و 4 معلم و زن و کارگر که فعالیت علنی می کنند هستند.

آغاجری با تاکید بر ترس حاکمان گفت: هر کسی که بیشتر بترسد خطرناکتر می شود و اگر احساس کند که از هر سو به او حمله می کنند حتی ممکن است دست بر ماشه بفشارد .

آغاجری با اشاره به پخش برنامه به اسم دموکراسی گفت: اگر به صد زبان می گویید که از انقلاب مخملی در هراسید رسما استبداد و غیردموکراتیک بودن خود را اعلام می کنید چرا که این گونه اتفاقات در کشورهایی با نظامهای بسته و غیردموکراتیک می افتد اما شما مدعی هستید که مردمی ترین نظام دنیا هستید و امت حزب الله همه پشتیبان شما هستند.

آغاجری گفت: من دعا می کنم که اگر روزی انقلابی در این کشور اتفاق افتاد آرام و مخملی باشد اما با این رویه آقایان باید منتظر یک انقلاب کلنگی بود چرا که جامعه ما را کینه و نفرت پرکرده است .

آغاجری ادامه داد: من خود را لحظه ای بجای تحلیلگران حاکمان قرار دادم و سعی کردم با اندازه همان عقل آنها-البته اگر عقلی در کار باشد- برخوردهای 18 تیر را تحلیل کنم اما با هیچ منطقی نتوانستم ان را توجیه کنم نه منطق قانون، نه دین نه حتی قدرت.

آغاجری گفت: تنها منطقی که این رفتارها را توجیه می کند همان استراتژی تهاجمی و یا سیاست طلبکارانه در برابر دشمن است حال یک روز این دشمن آمریکا است و روزی دیگر عبدالله مومنی و دانشجویان تحکیمی و یک روز زنان و روز دیگر معلمان.

آغاجری با هشدار نسبت به این رفتارها گفت: آقایان بدانید که این سیاست طلبکارانه، کار دست این مملکت خواهد داد و تحلیلگرانی مانند حسین شریعتمداری که مدعی بحرین شده است کشور را به سمت نابودی خواهند برد. طراحان این سیاست یک روز مانند حسین شریعتمداری فرمان ماشین را بیرون می اندازند و یک روز مانند اقای احمدی نژاد ترمز را بیرون می اندازند.

اغاجری گفت: مدیرمسئول روزنامه ای ،با همان توجیه استراتژی تهاجمی مدعی بحرین می شود و اعراب بر ضد ایران تحریک می شوند و دشمن اصلی خود را نه اسراییل بلکه ایران می بینند و آنوقت وزیر خارجه جمهوری اسلامی لابد در ادامه همین سیاست تهاجمی برای دلجویی به بحرین میرود. اغاجری گفت: این تفکر در نهایت خیال امپراتوری اسلامی را در سر دارد و اگر این تفکر روزی به بمب اتم برسد فاتحه این منطقه از جهان خوانده است.

این استاد دانشگاه در پایان تصریح کرد: عده ای از وجود دانشجو هم هراس دارند اما دانشجویان ما 18 تیر دوم را ایجاد کردند و علیرغم آنکه عده ای می خواهند خاطره 18 تیر را از میان ببرند این بازداشتها در تاریخ جنبش دانشجویی ایران ثبت و ماندگار شد

 

سخنان عضو هیئت رییسه شورای تهران تحکیم در مراسم روز پدر در منزل عبدالله مومنی

 صادق شجاعی عضو هیئت رییسه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در گردهمایی فعالان سیاسی در منزل عبدالله مومنی به نمایندگی از دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت سخن گفت متن سخنان وی به شرح زیر است:

امروز تولد تندیس همیشه پر شکوه عدالت، علی (ع) است. امروز تولد مردی است که در برابر منتقد و مخالفانش رواداری پیشه می ساخت ولی به خاطر ستم بر دختری یهودی آن چنان خشم می گرفت که چهاررکن هفت اقلیم خدا را بر می آشوبید. مردی که دشمنی دشمنانش را پیش از آن که سلاح در دست گیرند تاب می آورد اما با این همه صبوری و شکیبایی، ظلم را برنمی تابید.


امروز مردی دیده به جهان گشود که همه ی عدل و انصاف بود. مردی که پدری را به ظلم زندانی نکرد و مادری را چشم به راه فرزند بی گناه نگذاشت. در کشوری که مردمانش دل به محبت چنین مردی دارند و در هر فرصتی نامش را زیور لبهایشان می کنند و رؤسای حکومت و خصوصاً دستگاه قضایی اش مدعای عدالت به شیوه ی علی (ع) دارند، فرزندان عبدالله حق دارند بپرسند که اگر نام علی را به هر زبان و در هر جایگاه خرج می کنند، چرا بدن پدرمان لکه های کبودی دارد؟ چرا هر روز خبری از شکنجه های عهد جاهلیت و وحشیانه بر پدرمان و دیگر هم بندانش از دیوارهای اوین به بیرون درز می کند؟ چگونه و با چه جسارتی دستگاه قضاوتی که الگویش را علی می خواند، روز روشن دانشجویان بازداشتی را به دروغ غیر دانشجو می خواند؟ (و همین حرف را وزیر علومی هم تکرار می کند که خود به زور مدرک سازی و جعل افتخارات قلابی توانسته از مجلس رای اعتماد بگیرد و اکنون به جای دفاع از دانشجویان مظلوم، در پرونده سازی علیه آنان همکاری می کند.) بر کدام مبنای شرعی و قانونی، زندانیان را برای گفتن و نوشتن چیزی خلاف اعتقادشان و اعتراف به کارهای نکرده تحت فشار قرار می دهند؟
کودکان عبدالله حق دارند بپرسند مگر پدرمان و دیگر هم زنجیرانش چه کرده اند که باید در سلول های انفرادی اوین باشند؟ کدام سخن عبدالله علنی نبوده یا کدام موضع تحکیم مخفی بوده است؟
از کودکی آموخته ایم و با جانمان عجین شده: داد علی و بیداد معاویه، صداقت علی و نیرنگ معاویه، مظلومیت علی و شقاوت معاویه، راه دوری نیست، کافی است بشنویم از سلول انفرادی، شکنجه، فشار برای اعتراف گیری و از سخنگوی قوه ی قضاییه، از قاضی تحقیق و از وزیر علوم، تا قضاوت کنیم در کدام عصر زندگی می کنیم؟
فرزندان عبدالله اما دل داغدارشان روشن است، که از مولایشان علی بیاد دارند: "پندارنده یی می پندارد که دنیا اشتری است زانو بسته که رام بنی امیه است و سود خود را به آنان می دهد یا چشمه یی زلال که صافش را به کام آنان می ریزد و هرگز تازیانه و شمشیرشان از سر این امت برداشته نشود. این پنداری دروغ است. انگشتی عسل است که بر دهان آنها نهاده شده. اندکی کامشان را شیرین سازد و سپس تمامش را تف کنند".

 

بیانیه کانون نویسندگان کرد

خبرگزاری موکریان:

بیانیه کانون نویسندگان کرد در رابطه با برخوردهای اخیر با اعضاء این کانون

به نقل از "ایران پرس نیوز"

در پی بازداشت چند تن از اعضاء کانون نویسندگان کرد در روزها وماههای اخیر، این کانون طی بیانیه ای ضمن درخواست آزادی این افراد ، تصویر ذهنی نهادهای امنیتی را به بازنگری در شیوه اندیشیدن و گفتگو بر سر حقـوق نویسندگان ، روشن اندیشان و روزنامه نگاران دعوت نموده است.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است :

بیانیه ی کانون نویسندگان کرد
درباره تداوم بازداشت و تهدید اعضای کانون

دفاع خاص گرایانه از نویسندگان، نخبگان، روشن اندیشـان و روزنامه نگاران با این فرض آغاز می شود که در کـل، عضویت ها و تعلق ها علاوه بر اهمیت عقـلایی ، اهمیت اخـلاقی نیز دارند و به همین خاطر تعهد های عضویت در این گروهها از سایر تعهـدات، متفاوت و متمایز است و به همین خاطر ما این تعهد ها را می پذیریم و خود را عضوی در نظر می گیریم که به گروه خود، به جامعه، به اهل قلم و نخبگان احساس تعهـد و وفــاداری می کند .

تعهـد ما، احساس ما و اندیشیدن ما متضمن همان خاص گرایی عقـلایی – اخـلاقی است و از این رو ما می توانیم و باید از خود، از نویسندگان، از یاران قلم، از نویسندگان و از نخبگان در قبال همه اتهاماتی که خواستهای عقـلایی را در قالب پرونده سازی های مصلحت اندیش سیاسی و غیرعقـلایی شده در عرصه قلم به وادی بازداشت و اسارت و محکومیت – چه زندان های بلندمدت و چه سپردن به جوخه های مرگ محکوم نموده است – قلماً و قدماً – به مقاومت و دفاع برخیزیم .

اکنون که کانون نویسندگان کرد پس از بازداشت آقایان "محمدصدیق کبودوند" ، "منصور تیفوری" و سرانجام "آکو کردنسب" به عنوان اعضای کانون در هفته ها و روزهای اخیر و در کنار آن ، تهدیدات پی در پی سایر اعضا، درحال پرداخت بیشترین هزینه ها در دوران کنونی است بار دیگر ضمن درخواست آزادی "محمدصدیق کبودوند" و "آکو کردنسب" و نیز لغو احکام اعدام آقایان "عدنان حسن پور" و "هیوا بوتیمار" دگرباره و چندین باره تصویر ذهنی نهادهای امنیتی را به بازنگری در شیوه اندیشیدن و پذیرش قواعد بازی عقـلانیت ، گفتگو و چانه زنی بر سر حقـوق نویسندگان ، روشن اندیشان و روزنامه نگاران فرا می خوانیم و یاران قلم در سراسر جهان را به هم پیمانی با آرمان های مشترک فرامی خوانیم.


کانون نویسندگان کرد
4/5/86
http://www.nnkurd.blogfa.com

 

دانشجویان بازداشتی زیر فشارند!

گفتگوی مهيندخت مصباح با شيرين عبادی، صدای آلمان

به نقل از "دويچه وله"

 دو سازمان عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر، بیانیه هایی در مورد بازداشت‌های ۱۸ تیرماه ۸۶، خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی منتشر کرده‌اند. در این بیانیه‌ها از جمله خواسته شده که ماموران، نسبت به عدم آزار و شکنجه بازداشت شدگان ضمانت دهند و امکان ملاقات آنها با خانواده و وکلا و استفاده از امکانات پزشکی نیز برایشان مهیا شود.
شیرین عبادی در گفتگو با دویچه وله، به چند پرسش در مورد وضعیت دانشجویان دستگیرشده پاسخ داده است:

دویچه‌وله: در خبرها هست که بعضی دانشجویان دستگیرشده را به سلول‌های دومتری مخصوص اعضای القاعده برده‌اند. اگر این خبر صحت داشته باشد، چنین رفتاری از نظر قانونی موجه است؟
شیرین عبادی: من راجع به این مسئله نمی‌توانم صحبت کنم، چون اطلاعی در این زمینه ندارم. به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طور کلی می‌توانم بگویم که طبق اظهارات متعدد آقای شاهرودی، ریاست قوه قضاییه سلول‌های انفرادی همه از بین رفته و تبدیل به سوییت انفرادی شده که دستشویی و توالت داخل سلول است و امکانات کافی در آنها از قبیل تلویزیون و رادیو و یخچال گذاشته‌اند. من این سلول‌ها را ندیده‌ام اما استناد من به حرف‌های آقای شاهرودی است. اگرقرارباشد هنوز کسی در سلول انفرادی نگهداری شود که می‌گویند از بین رفته، این برخلاف قانون و برخلاف دستور آقای شاهرودی است.

خانواده‌‌های دانشجویان دستگیرشده با شما تماس دارند تا مسئله‌شان را از نظر حقوقی یا حتی حقوق بشری پیگیری کنید؟
اینها هم با من و هم با سایر اعضای کانون مدافعان حقوق بشر صحبت‌های زیادی داشته‌اند. تعداد زیادی از وکالت‌ها را همکاران من در کانون برعهده گرفته‌اند و متأسفانه تاکنون موفق نشده‌اند موکلین خود را ببینند.

از نظر حقوقی چقدر طول می‌کشد تا پرونده تکمیل شود و شما امکان دیدار با موکلین خود و رویت پرونده را پیدا کنید؟
اساسا هرکسی را که دستگیرمی‌کنند باید بلافاصله حق وکیل و حق دسترسی به وکیل داشته باشد اما می‌بینیم در محاکمات سیاسی تا زمانی‌که تحقیقات تکمیل نشود و به دادگاه نرود، به متهم اجازه داشتن وکیل نمی‌دهند. تکمیل تحقیقات هم گاه می‌تواند ماهها به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طول بیانجامد. مثلا در مورد آقای سلطانی هفت ماه طول کشید. خانم اسفندیاری تقریبا سه ماه است درسلول انفرادی است و حق دسترسی به وکیل ندارد. پرونده دانشجویان دستگیرشده در ۱۸ تیر هم هنوز تکمیل نشده‌است. این شیوه رفتار با متهمین بر خلاف حقوق بشر و برخلاف مقررات آیین دادرسی کیفری است. جای تأسف این نیز هست که قوه قضاییه با متهمان عادی مهربانانه تر و بهتر رفتار میكند. متهمان عادی به محض دستگیری اگر اعلام کنند که وکیل دارند، اجازه دسترسی به وکیل دارند، ولیکن در مورد متهمان سیاسی این‌چنین نیست.

دیده بان حقوق بشر بیانیه داده و خواستار آزادی ۱۹ فعال اجتماعی و دانشجویی شده است. شما صرفنظر از اینکه به‌عنوان وکیل امکان دسترسی به موکل و رویت پرونده را ندارید، از نظر حقوق بشری چه اقدام‌هایی کرده‌اید؟
در مورد خانم اسفندیاری، مراجعات مکرری به بازپرس پرونده و دادسرای مربوطه شده‌است. نامه به آقای شاهرودی نوشتیم که هیچکدام از این‌ها متاسفانه پاسخ داده نشده‌اند. من نامه‌ای به گزارشگر حقوق زن در سازمان ملل نوشته‌ام و درخواست کرده‌ام برای بررسی وضعیت حقوقی زنان و از جمله خانم اسفندیاری، گزارش مبسوطی از دولت ایران بخواهند. امیدوارم دولت اگر به من و سایروکلا جواب نمی‌دهد، حداقل به سازمان ملل جواب بدهد.

در مورد دانشجویان چه کرده‌اید؟
در مورد دانشجویان هم اقدام‌‌های مشابهی انجام شده است. باید توجه کنید که ما وکیل هستیم و امکانات قانونی متعددی را استفاده می‌کنیم تا موکلین خود را نجات دهیم، اما متأسفانه آن‌کس که باید تصمیم بگیرد، ما نیستم.

الان خانواده‌های دانشجویان دستگیرشده و دوستان‌شان نگرانند که مبادا پروژه اعتراف‌گیری در انتظار آنها باشد....
بر فرض هم که چنین اتفاقی بیفتد، همه می‌دانند اظهاراتی که تحت فشار بشود، فاقد اعتبار قانونی است. این مسئله‌ای است که دنیا به آن معتقد است.

مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح

 

۸ مرداد، روزهمبستگی ملی با زندانیان سیاسی

بیانیه جبهه متحد دانشجویی

به نقل از "اخبار روز" www.akhbar-rooz.com 


گرچه میزان زندانیان سیاسی شاخصه ای است که نمایانگردرجه عدم مشروعیت یک حکومت دربین ملتی است که برآن حکم روایی می کند اما استمراراین پدیده شوم درسالهای متمادی مبین کوتاهی یک ملت دربرابر ستم اقلیت حاکم است.
اگررژیم پیشین به جرم داشتن ۵ هزار زندانی سیاسی از سوی ملت ایران تحمل نشد چه شده است که واکنش پردامنه ویکپارچه ملت دربرابر ستم حکمرانان کنونی تکرارنمی شود. حال آنکه به اذعان برخی مقامات همین حکومت دست کم ۵ هزار زندانی سیاسی تنها در تابستان سیاه سال ۶۷ به جوخه های مرگ سپرده شدند. این جدای از آماری است که در سالهای پرالتهاب ابتدای دهه ۶۰ ونیز در بقیه سالها تا به امروززندانیان سیاسی به دست عوامل خونریزحکومت جان سپردند. و.. اکنون هنوز شمار نامعلومی از زندانیان سیاسی همچنان در زندان ها و سیاهچال های با نام یا بی نام و نشان این حکومت تنها به جرم باورهاشان تحت شرایط دشواربه بند کشیده شدند.
مرداد و شهریورهرسال برهه ای است که بیش ازهمیشه این حزن گران برقلب هامان سنگینی می کند. با سرزدن هرسپیده یاد دسته دسته گل های رفته برباد دراذهانمان جان می گیرد وتصور لحظه جان دادنشان موجب جاری اشک ها ست که دیگر تاب ماندن دردیدگان مان ندارند.
گرچه نسل امروزآگاهی برآنچه را که درآن روزهای سیاه برجوانان مبارزاین سرزمین رفت را درصفحه های تاریخ می جوید اما جنبش دانشجویی ۱٨ تیروجفایی که حکومت درحق دانشجویان بی گناه روا داشت بخوبی قابل لمس است. پرپرشدن گل های جنبش دانشجویی عزت ابراهیم نژاد ، فرشته علیزاده و اکبرمحمدی حکایت ازآن دارد که آن خون خشکیده سرد بردامن اوین وگوهردشت همچنان دراین سرزمین تازه گرم است.
جبهه متحد دانشجویی ضمن ارج گزاری به پیشنهاد نام نهادن ٨ مرداد سالروز جان سپردن اکبرمحمدی درزندان اوین به عنوان روزهمبستگی ملی با زندانیان سیاسی حمایت خود ازهرتلاش برای آزادی همه زندانیان سیاسی ازجمله زندانیان جنبش کارگری ازقبیل منصوراسانلو ومحمود صالحی وجنبش زنان وفرهنگیان وبه ویژه دانشجویان دربند:
بهروز جاوید تهرانی،احمد باطبی، مهدی عربشاهی ، محمد هاشمی، عبداله مومنی ، علی نیکو نسبتی ، بهاره هدایت ، حنیف یزدانی ، علی وفقی ، بهرام فیاضی ، حبیب حاج حیدری ، مجتبی بیات ، سعید حسین نیا ، مسعودحبیبی ، مرتضی اصلاحچی،احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری، ابوالفضل جهاندار، سعید درخشندی، دکتر کیوان انصاری، مقداد خلیل پور، محمدحسین مهرزاد، پویان محمودیان، سعید فیض الله زاده، مازیار سمیعی، سعید ایزدبخش اعلام می دارد.

زنده باد آزادی – گسسته باد زنجیر استبداد
برقرارباد دمکراسی
چهارم مرداد۱٣٨۶خورشیدی
جبهه متحد دانشجویی


+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

سازمان ديده بان حقوق بشر :
دانشجويان زندانی برای اخذ اعترافات اجباری تحت آزار و اذيت قرار گرفتند

به نقل از "ادوارنيوز"

ديده بان حقوق بشر در مورد نگراني از شكنجه دانشجويان بازداشت شده بيانيه اي صادر كرده است .

متن كامل اين بيانيه به اين شرح است:

(واشنگتن دی سی، ۲۷ ژوئيه ۲۰۰۷) - سازمان ديده بان حقوق بشر امروز با انتشار بيانيه ای گفت که دولت ايران بايد فورا نوزده فعال اجتماعی و دانشجوی زندانی را که درماه های می و ژوئن با انگيزه های ظاهرا سياسی دستگير کرده، آزاد کند. سازمان ديده بان حقوق بشر نگرانی خود را از اينکه مقامات ايرانی با آزار واذيت افراد ياد شده را وادار به اعترافات اجباری کنند، ابرازنگرانی کرده است.


دربيست وچهارم ماه ژوئيه، خانواده های زندانيان مجيدتوکلی، احمدقصابان واحسان منصوری نامه سرگشاده ای را برای آيت الله شاهرودی رييس قوه قضاييه درخصوص وضعيت آزار و اذيت فيزيکی وروانی فرزندان خود دربند ۲۰۹ زندان اوين، تهران ارسال کردند. اين بخش امنيتی زندان اوين است که سازمان ديده بان حقوق بشر موارد بسياری ازآزار واذيت زندانيان ازجمله شکنجه به منظور اخذ اعترافات اجباری را مستند کرده است.

بعدازملاقات با فرزندان خود، خانواده های زندانيان اظهارداشتند که مقامات رسمی آنها را وادار به بازجويی های ۲۴ ساعته، بی خوابی وبه اينکه خانواده هايشان صدمه خواهند ديد، تهديد کرده اند.خانواده ها همچنين گفتند که زندانيان به سلول زندانيان خطرناک فرستاده شده اند، با کابل و مشت مورد ضرب وشتم قرارگرفته اند و مجبورشده اند که برای مدت زمان زيادی بايستند.

جواستورک، معاون بخش خاورميانه وشمال آفريقای سازمان ديده بان حقوق بشر دراين زمينه گفت: " گزارش هايی که نشان می دهد مقامات ايرانی دانشجويان را موردضرب وشتم قرارداده و تهديد کرده اند برای اينکه اعترافات اجباری به دست بياورند با سوابقی که ما در موارد گذشته جمع آوری کرده ايم کاملا همسان است. دولت بايد فورا نوزده دانشجو وفعال اجتماعی دستگير شده را آزاد کند.

سه تن از دانشجويان ياد شده در زمره ۸ دانشجويی بودند که وزارت اطلاعات آنها را به جرم "توهين به مقام رهبری"، " تشويش اذهان عمومی"، و "انتشار مطالب موهن وتحريک آميز" در ماه می دستگير کرد. دانشجويان اعلام کردند که مطالب يادشده ساختگی است وآنها هيچ نقشی در توليد اين مطالب نداشته اند. درتاريخ ۱۸ ماه ژوئيه پنج تن از دانشجويان ياد شده با توديع وثيقه آزاد شدند.

شش دانشجوی ديگر درتاريخ نهم ژوئيه درجريان يک تجمع مسالمت آميز دراعتراض به دستگيری ها درخارج از درب اصلی دانشگاه اميرکبير دستگير شدند. آنها برای يادبود تظاهرات گسترده ماه ژوئيه ۱۹۹۹ دردانشگاه دست به تحصن زده بودند که دولت به صورت خشونت آميزی آن را سرکوب کرده بود. براساس گزارش ها از فعالان اجتماعی، پليس و مامورين امنيتی لباس شخصی شش تن از دانشجويان ياد شده را دستگير کردند و آنها را به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل کردند.

بعداز آن درهمان روز، درساعت يازدهم ونيم صبح، ماموران لباس شخصی وارد دفتر تحکيم وحدت و سازمان دانش آموختگان شدند. آنها قبل ازاينکه به زور وارد دفتر آنها شوند تيرهوايی شليک کردند و ده تن ازدانشجويان وفعالان اجتماعی را دستگير کردند. نيروی انتظامی سپس دفترياد شده را پلمپ کرد.

دفتر تحکيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ، به صورت قانونی براساس ماده ده قانون احزاب سياسی دروزارت کشور ثبت شده است. براساس قوانين ايران، برای بستن قانونی سازمان های ثبت شده، اخطار کتبی ويا دستوردادگاه لازم است.

درتاريخ دهم ژوئيه، عليرضا جمشيدی سخنگوی رسمی قوه قضاييه ايران، دستگيری های ياد شده را تاييد کرد. او اينکه هيچ يک ازافراد ياد شده دانشجو هستند را تکذيب کرد. و گفت که اتهاماتی که عليه اين افراد اقامه شده است "مسائل امنيتی" ازجمله "تجمعات غيرقانونی" و "توطئه برای اقدامات غيرقانونی" بوده است.

از زمان دستگيری های نهم ژوئيه، نيروهای امنيتی به خانه های هفت تن از زندانی های ياد شده يورش برده و متعلقات شخصی آنها را توقيف کردند.

درروزهجدهم ژوئيه، ماموران امنيتی، خانه عبدالله مومنی را جستجو کرده واو را به صورت دست بسته به خانه آوردند. براساس گفته های کسانی که خانواده های مومنی را پس از جستجوی ياد شده ملاقات کردند، درصورت وبدن مومنی علائم آشکارضرب وشتم ديده می شود و به نظر می رسيد وزن زيادی را طی نه روزی که در بازداشت بوده از دست داده است. ماموران امنيتی براساس گزارشها جستجوهای خانگی ديگری را به روشهای مشابه انجام داده اند.

براساس منابع درايران که درتماس با خانواده مومنی بوده اند، مقامات امنيتی تلاش کرده اند که او را اعتراف درخصوص کارهايی که انجام نداده است وادار کنند. موضوعاتی مانند اتصال با نيروهای خارج ازکشور که برای راه اندازی "انقلاب نرم" فعاليت می کنند.

قانون حقوق بشربين المللی، از زندانيان دربرابربدرفتاری ازجمله "اعترافات اجباری" حمايت می کند. کنوانسيون بين المللی حقوق سياسی ومدنی، که ايران يکی ازاعضای آن است، ازحقوق هر فرد برای اينکه مجبورنشود برعليه خودش شهادت بدهد ويا خودش را مجرم بنامد، دفاع می کند."

ديده بان حقوق بشر همچنين نگران وضعيت سلامتی اميريعقوب علی، دانشجوی نوزده ساله وازهواداران کمپين يک ميليون امضاء است که هدفش کاهش قوانين تبغيض آميز عليه زنان است.

شب هنگام يازدهم ژوئيه، يعقوب علی در پارک انديشه تهران واقع درخيابان شريعتی درحال جمع آوری امضا بود. ماموران امنيتی پس ازدستگيری وی دردفتر امنيت پارک، او را به قرارگاه ۱۰۴ پليس در ميدان نيلوفرانتقال دادند. ، جايی که او شب را آنجا سپری کرد. صبح روزبعد، ماموران او را به دادگاه انقلاب درخيابان معلم انتقال دادند، جايی که قاضی سبحانی دستور داد که او تا پايان يافتن تحقيقات پرونده اش همچنان دربازداشت باقی بماند. مادر وخواهر او طی اين مدت قادرنبودند که درخصوص وی اطلاعاتی را از قرارگاه نيروی انتظامی ويا دادگاه در روز يازدهم ژوئيه کسب نمايند. به محض بازگشت به دادگاه درروز دوازهم ژوئيه، قاضی سبحانی به آنها اطلاع داد که آنها دستور داده اند که يعقوب علی به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شود.

فعالان اجتماعی درايران به ديده بان حقوق بشر گفتند که مقامات به خصوص درباره هواداران کمپين برای حقوق زنان حالت کينه توزانه دارند. يک شاهد درباره تجمع هشتم ماه مارس سال ۲۰۰۶ درپارک دانشجوی تهران به ديده بان حقوق بشر گفت که نيروهای امنيتی ونيروی انتظامی برای متفرق کردن جمعيت با باتوم به زنان حمله کردند، آنها به شدت مردانی که درصحنه حاضر بودند را مورد ضرب وشتم قراردادند.


اسامی دانشجويانی که درتاريخ نهم ژوئيه درجلوی درب اصلی دانشگاه اميرکبيردستگيرشدند عبارت است از:

۱- بهاره هدايت
۲- محمدهاشمی
۳- علی نيکونسبتی
۴- مهدی عربشاهی
۵- حنيف وقفی
۶- علی وقفی

اسامی دانشجويان وفعالان اجتماعی که درتاريخ نهم ژوئيه دردفترانجمن فارغ التحصيلان دستگير شده اند عبارتند از:

۱- عبدالله مومنی
۲- بهرام فياضی
۳- مرتضی اصلاح چی
۴- مجتبی بيات
۵- حبيت حاجی حيدری
۶- مسعود حبيبی
۷- سعيد حسينی نيا
۸- آرش خاندل
۹- اشکان غيثوندی
۱۰- عزت الله قلندری
۱۱- محمد حسين مهرزاد

فعالان اجتماعی که درتماس با خانواده های افراد ياد شده بوده اند درگفت وگو با ديده بان حقوق بشر تاييد کردند که حداقل هشت تن از زندانيان دستگير شده درتاريخ نهم ژوئيه درزندان انفرادی نگهداری می شوند:

۱- بهاره هدايت
۲- مجتبی بيات
۳- عبدالله مومنی
۴- علی نيکونسبتی
۵- حنيف يزدانی
۶- علی وقفی
۷- مهدی عربشاهی
۸- محمدهاشمی

 
 
بیانیه سازمان عفو بین الملل در خصوص بازداشتهای 18 تیرماه86

 سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای نسبت به بازداشتهای گسترده در 18 تیرماه 86 واکنش نشان داد. در بیانیه این نهاد حقوق بشری آمده است:

بهاره هدایت، محمد هاشمی،علی وفقی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، مجتبی بیات ، حنیف یزدانی و عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران به همراه 7 نفر دیگر که اسامی آنها نیز در اختیار عفو بین الملل قرار دارد در 9 جولای همزمان با هشتمین سالگرد اعتراضات دانشجویی ایران در جولای سال 99 میلادی که به شدت توسط پلیس سرکوب شد، بازداشت شده اند. 8 فرد ذکر شده در بند 209 زندان اوین که توسط وزارت اطلاعات ایران اداره می شود در سلول انفرادی نگهداری می شوند. 7 زندانی دیگر هم در اوین نگهداری شده و ممکن است در زندان انفرادی باشند. عفو بین الملل این افراد را زندانیان سیاسی و عقیدتی تلقی می کند.

در ادامه این بیایه آمده است: بهاره هدایت مسئول کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت بهمراه 5 عضو دیگر شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت آقایان: محمد هاشمی،علی وفقی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، ، حنیف یزدانی در جریان یک تحصن اعتراضی نسبت به بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران بازداشت شده اند.

همچنین 10 نفر دیگر در دفتر سازمان دانش اموختگان ایران دستگیر شده اند که در میان انان نام عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان دیده می شود. بازداشت شدگان از ضرب و شتم خود در هنگام بازداشت خبر داده اندو مطابق گزارشها پلیس در جریان این بازداشت از شلیک هوایی استفاده کرده است. پلیس همچنین کامپیوترها و اسناد موجود در دفتر این سازمان را ضبط کرده است. یک کارمند دفتر سازمان دانش اموختگان 5 روز بعد از این حمله آزاد شده است.

تعدادی از بازداشت شدگان موفق به تماس تلفنی با خانواده های خود شده اند اما هیچکدام موفق به دیدار وکیل و یا خانواده خود نشده اند. منزل برخی از بازداشت شدگان نیز تفتیش شده است. در جریان تفتیش منزل عبدالله مومنی ماموران وی را با دستهای بسته و در حالیکه آثار ضرب و شتم بر بدنش هویدا بوده است به منزل آورده اند. آقای مومنی گفته است او برای اعتراف گیری به شدت زیر فشار و تهدید قرار دارد.

یک سخنگوی قضایی نگهداری افراد ذکر شده در زندان اوین را تایید کرده و اتهاماتشان را اقدام علیه امنیت ملی و تجمع غیرقانونی اعلام کرده است.

در ادامه این بیانیه آمده است: سازمان دانش اموختگان ایران یک سازمان مجوز دار و رسمی است که عضویت در آن برای فارغ التحصیلان دانشگاههای ایران آزاد می باشد این سازمان در جهت پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر در ایران می کوشد. علی اکبر موسوی خوئینی دبیرکل این سازمان که در جریان تجمع ارام 22 ژوئن سال گذشته بازداشت شده و 4 ماه در زندان 209 بازداشت بوده است، از شکنجه و ضرب و شتم خود در این زندان خبر داده بود.

بهاره هدایت فعال جنبش زنان که یکبار دیگر نیز در تجمع 22 ژوئن بازداشت شده بود،به 2 سال زندان تعلیقی در جلسه دادگاهی بدون حضور وکیل محکوم شده و هم اکنون احتمال اجرای این حکم وی وجود دارد.
در10 اوریل وزیر اطلاعات ایران در سخنانی جنبش زنان و جنبش دانشجویی را متهم به تلاش برای اجرای اهداف دشمن بر ضد دولت ایران متهم کرد.

در پایان این بیانیه خواسته های زیر مطرح شده است:
آزادی بی قید و شرط بازداشت شدگان 18 تیر به دلیل آنکه این افراد زندانیان سیاسی و عقیدتی بوده که به دلیل ابراز حقوق طبیعی خود بازداشت شده اند.
ابراز نگرانی نسبت به گزارشهای منتشره در خصوص ضرب و شتم این افراد و درخواست از ماموران برای رسیدگی به این گزارشات و برخورد با عوامل ضرب و شتم دانشجویان
درخواست از ماموران برای ضمانت نسبت به عدم آزار و شکنجه این بازداشت شدگان
درخواست برای مهیا شدن امکان ملاقات این افراد با خانواده و وکلا و استفاده از امکانات پزشکی

این نامه برای مقام رهبری، رییس جمهور، رییس مجلس، وزیر اطلاعات و رییس قوه قضاییه ایران ارسال شده است.

 

جزئیات تکاندهنده از آزار اذیت و شکنجه دانشجویان پلی تکنیک


یک منبع آگاه جزئیات بیشتری از شرح شکنجه دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر جهت اعتراف گیری از ایشان فاش کرد. گفته می شود برخی از این موارد ابتدا در رنجنامه والدین احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری ذکر شده بود که بنا به ملاحظاتی در نهایت از این نامه حذف شد.

شنیده ها حاکی از آن است که دانشجویان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهای جنسی قرار گرفته اند. بازجوهای وزارت اطلاعات در طول مدت بازجویی، دانشجویان را به شیوه های مختلف مورد اذیت و آزارهای جنسی قرار می دادند. به عنوان نمونه دانشجویان را به پشت روی زمین می خواباندند و لباس هایشان را از تنشان خارج کرده و به شیوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و… آن ها را مورد تهدید قرار می دادند. شدت ضرب و شتم و شکنجه های روحی روانی دانشجویان به حدی بوده که صدای گریه و ناله های ایشان از اتاق های بازجویی و سلول های انفرادی به گوش دوستانشان که در اتاق های بازجویی یا سلول های مجاور قرار داشتند می رسیده است. در اثر آزار و اذیت دانشجویان توسط تیم بازجویی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوین چند نفر دانشجویان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی زده اند که آثار این عمل هنوز روی بدن آن ها قرار دارد.

گفتنی است دانشجویان بازداشت شده به صورت مداوم از برخی از اعضای بسیج دانشگاه امیرکبیر و کارکنان اداره کل فرهنگی به عنوان عامل اجرایی جعل نشریات دانشجویی و علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، به عنوان مسئول این قضیه نام می بردند که به محض نام بردن از دکتر رهایی و اعضای بسیج به شدت از سوی بازجویان مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند.

گزارش ها حکایت از آن دارد که دانشجویان بازداشت شده در عین حال که توسط یک تیم ۷ نفره در نیمه های شب بازجویی می شدند و طول زمان بازجویی گاها به بیش از ۱۲ ساعت می رسیده، در تمام طول این مدت اجازه صرف غذا یا نوشیدن آب نداشتند. مگر در مواردی که دانشجویان زیر شکنجه های طاقت فرسا بیهوش می شدند که بازجوها به کمک بهیاران بند ۲۰۹ اوین در حدی که دانشجویان دوباره به هوش بیایند به ایشان آب می دادند. همچنین در طول مدت بازجویی به دانشجویان اجازه رفتن به دستشویی نیز داده نمی شده به حدی که این دانشجویان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همین خاطر به شدت از سوی بازجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجویان به حدی بوده که گاه لباس های دانشجویان در حین بازجویی پاره می شده است.

همچنین این منبع آگاه به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفت بازجوها در عین این که دانشجویان را مجبور به انجام طاقت فرسا مانند خم شدن و گرفتن مچ پاها می کردند، چند نفری روی کمر دانشجو سوار می شدند. همچنین در مواردی که دانشجویان در اثر ایستادن های طولانی مدت کنترل خود را از دست داده و به روی زمین سقوط می کردند، بازجوها با گرفتن موها و بلند کردن ایشان، آن ها را مجبور می کردند دوباره سر پا بایستند. از جمله آزارهای روحی روانی دانشجویان این بوده که در مواردی ایشان را به بند اعضای گروه تروریستی القاعده منتقل نموده اند.

تیم بازجویی تلاش زیادی جهت گرفتن اعتراف دروغ مبنی بر انتشار نشریات جعلی توسط دانشجویان بازداشت شده و همچنین ارتباط دادن این غائله با احزاب اصلاح طلبی مانند حزب کارگزاران و سازمان مجاهدین انقلاب داشته اند. علاوه بر این بازجویان تلاش وافری جهت ارتباط دادن غائله نشریات جعلی با انقلاب های مخلمین داشته اند

منبع:خبرنامه امیرکبیر


 

گزارش مراسم بزرگداشت روز پدر و میلاد امام علی با حضور گسترده نیروهای سیاسی و مدنی در منزل عبداله مومنی
 مراسم بزرگداشت میلاد حضرت علی (ع) امام عدالت و روز پدر ، صبح روز شنبه در منزل عبدالله مومنی سخنگوی بازداشت شده سازمان ادوار تحکیم برگزار گردید. آقای مومنی تنها بازداشت شده روز 18 تیر است که صاحب فرزند می باشد به همین جهت فعالان سیاسی و دانشجویی و همچنین خانواده های سایر دانشجویان بازداشت شده در ماههای اخیر با حضور در منزل وی، با خانواده و فرزندان ایشان دیدار کردند.

این برنامه با استقبال گسترده شخصیتها و نمایندگان گروههای تحولخواه همراه بود؛ دکتر محمد ملکی، دکتر هاشم آغاجری، دکتر بابک احمدی، دکتر ابراهیم یزدی، دکتر حبیب الله پیمان، دکتر محسن کدیور, عبداله نوری، عباس عبدی، حسن یوسفی اشکوری، حسین انصاری راد، تقی رحمانی، عیسی سحرخیز، کیوان صمیمی، محمد بسته نگار، محمد جواد نکوروح، شاه حسینی، کورش زعیم، علیرضا رجایی به همراه فعالان جنبش زنان و اعضای ارشد سازمان ادوار تحکیم وحدت و دانشجویان عضو شورای عمومی و تهران دفتر تحکیم وحدت از جمله گروههای شرکت کننده در این مراسم بودند.

 
دکتر محسن کدیور: بازداشت شدگان اخیر مایه افتخار ما هستند

دکتر کدیور با اشاره به نقش مهم خانواده یک زندانی سیاسی گفت: در پشت یک زندانی سیاسی موفق یک خانواده قوی ایستاده است و در شرایط حاضر وظیفه همه ما تقویت روحیه خانواده ها است چرا که اگر خانواده ها ماند کوه بایستند و هیچ مشکلی را در دیدارها به بازداشت شدگان بروز نداده آنها را تشویق به مقاموت کنند، فرد بادزاشت شده به شکل بهتری امکان تحمل فشارها را خواهد داشت. کدیور امام علی را امام عدالت، حقانیت و آزادی دانست و گفت عبدالله مومنی حقانیت و ایثارگری خود را اثبات کرده است و او و تمامی دانشجویان بازداشتی مایه افتخار ما هستند حتی اگر آنها را به اعترافات ساختگی مجبور سازند


بابک احمدی: حاکمان ما از ملت خود میترسند

دکتر بابک احمدی با اشاره به فشارها و تهدیدهایی که در این روزها بر دانشجویان، زنان و معلمان وارد می شود گفت: ما امروز اینجا گردهم آمدیم تا در این روزهای سخت به خانواده بازداشت شدگان بگوییم که تنها نیستند. احمدی با اشاره به آشنایی نزدیک خود با عبدالله مومنی گفت: عبدالله جوانی ، فکر و عمل خود را در اختیار آرمانش یعنی دموکراسی و حقوق بشر نهاده است.
این نویسنده و روشنفکر تصریح کرد: امروز جمهوری اسلامی جمهوری وحشت است چرا که حاکمان ما از ملت خود می ترسند و می خواهند در دل مردم وحشت ایجاد کنند. آنها از ما می ترسند و به حق هم از ما می ترسند و به همین دلیل به روشهای استالینی همچون اعترافگیری و هتک حرمت و فشار روی می آورند در حالیکه این رویه ها جواب نخواهد داد.

احمدی گفت: ایستادن در برابر اهریمن استبداد و ارتجاع و شجاعت در برابر تلاش حاکمان برای مرعوب کردن ما وظیه ماست، وظیفه ملتی که 100 سال است برای آزادی و دموکراسی حرکت می کند.

 

دکتر ملکی: اعترافات اجباری بی اساس و غیرقابل استناد است

دکتر ملکی نیز در این نشست با اشاره به روند تکراری اعترافگیری از زندانیان سیاسی و یادآوری مسائلی در دهه 60 گفت: حتی در همان دهه 60 نیز این دست اعتبارات بی اعتبار بود و مردم آنها را باور نمی کردند.



خدیجه مقدم فعال جنبش زنان: به هیچ وجه از حقوق فرزندانمان نخواهیم گذشت

خدیجه مقدم فعال جنبش زنان نیز با اشاره به فشارهای فراوان وارده بر خانواده بازداشت شدگان گفت: متاسفانه خواهر بهاره هدایت دانشجوی بازداشت شده در هفته گذشته جنین 9 ماهه خود را سقط کرد و خانواده هدایت اکنون علاوه بر نگرانی بهاره مشغول پرستاری از خواهر دیگر او نیز هستند.

این فعال جنبش زنان ادامه داد: ما مادران فرزندانمان را در سالهای پس از انقلاب با خون جگر بزرگ کرده ایم و خوشحالیم همانگونه که خود در دوران شاه برای آزادی و برابری مبارزه می کردیم، این روح در فرزندانمان نیز زنده نگاه داشته شده و به انها افتخار می کنیم.
مقدم در عین حال گفت: ما به هیچ وجه از حقوق فرزندانمان نخواهیم گذشت و در برابر تضییع حقوق انسانی آنها سکوت نخواهیم کرد مقدم همچنین نسبت به وضعیت امیر یعقوب علی دانشجوی بازداشت شده دانشگاه علامه و فعال کمپین 1 میلیون امضا ابراز نگرانی کرد.

کورش زعیم: حاکمانی که خود را مقتدرترین دولتها می دانند از دانشجویان در هراسند.

مهندس کورش زعیم عضو هیئت اجرایی جبهه ملی ایران نیز با ابلاغ سلام مهندس عباس امیرانتظام که به دلیل بیماری موفق به حضور در این برنامه نگردیده بود گفت: باید به مومنی و دانشجویان بازداشتی تبریک گفت چرا که حاکمانی که خود را مقتدرترین دولتها می دانند از ایشان هراس دارند. حاکمانی که از تحصن 6 دانشجو در هراس است از حرکت زنان معلمان و کارگران در وحشت است مانند مشک هزار سوراخی است که نمی تواند وضعیت خود را حفظ کند. زعیم ادامه داد: متاسفانه دولت فعلی در سرازیری یک سرسره قرار گرفته و هیجان ناشی از لغزش در این سرسره قدرت تصمیم گیری و عملکرد معقولانه را از ایشان سلب کرده است .

ابراهیم یزدی: با زندانی کردن فعالان دانشجویی می خواهند ما را بترسانند.

دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت ازادی ایران گفت: تمامی فعالان دموکراسی و آزادی خواه باید امتحان پس بدهند چراکه دموکراسی نه در کلاسهای درس بلکه در کشمکشها آموخته می شود. یزدی تصریح کرد تمامی کشورهایی که دموکراسی و آزادی نسبی دارند هزینه آن را پرداخته اند.

یزدی گفت: بسیاری از حاکمان فعلی ما در دوران شاه به زندان رفتند و شکنجه شدند و در آن امتحان سربلند بودند اما بعد از انقلاب داغی کرسی قدرت آنها را مجذوب ساخت و از آرمانها منحرف شدند. یزدی گفت: کسانی که دانشجویان را به زندان می اندازند می خواهند ما را بترسانند در حالیکه بازداشت بچه ها کمترین شک و دودلی در میان دوستانشان و ما ایجاد نکرده است
یزدی گفت: اگر اعترافاتی از این جوانان منتشر شود همه می دانند که یک قران ارزشی نخواهد داشت.

یزدی گفت: نظام ما از درون احساس خطر می کند و این تزلزل و احساس خطر آنها را به چنین واکنشهایی بر می انگیزد.

مادر احسان منصوری: فرزند مرا شکنجه کرده اند.

مادر احسان منصوری دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر در سخنانی که حاضران را بشدت متاثر ساخت گفت: فرزندان ما قربانی یک برنامه از پیش تعیین شده هستند آنها هرچه بر بی گناهی خود اصرار کردند و اتهامات دروغین را انکار کردند کسی توجهی نکرد و می خواهند آنها را گناهکار معرفی کنند.
وی ادامه داد: متاسفانه دانشگاه محل تحصیل فرزندم با نهادهای امنیتی همکاری نزدیکی داشت و حتی برای بازداشت آنها همکاری می کرد.
مادر احسان منصوری ادامه داد: بچه مرا به بدترین شکل ممکن و با کتک و تیراندازی و با اعلام اینکه او دزد و سارق است دستگیر کردند و او را چنان مضروب کردند که خودش به من گفت: آنقدر مرا زدند که سرم بر بدنم لق می خورد و دستان دستبند خورده ام از لگد انها کبود بود و تمامی این موارد در بهداری زندان اوین موجود است.

خانم منصوری ادامه داد: ما بعد از اولین دیدار با فرزندانمان اصلا خوشحال نبودیم چرا که آن وضعیت بچه ها را دیدیم اما سکوت کردیم چرا که فرزندانمان را تهدید کرده بودند اگر چیزی بگویید دوباره شکنجه و انفرادی را آغاز می کنیم. ما به تمامی مقامات متوسل شدیم به آقای شاهرودی نامه نوشتیم اما هیچ کس هیچ جوابی به ما نداد و می گفتند به خانه برگردید و دعا کنید!

خانم منصوری گفت: حال که 5 تن دانشجو آزاد شده اند و بچه های ما را رها نکردند ما ساکت نمی نشینیم و تمامی موارد شکنجه و آزار را در نامه سرگشاده به آقای شاهرودی نوشتیم و از ایشان می خواهیم که یک گروه ویژه بازپرسی به 209 بفرستد و عملکرد آنهایی که بچه های ما را به این روز انداخته اند را بررسی کند. منصوری در پایان گفت: اعترافات مضحکی که به زور آن رفتار غیر انسانی از فرزندانمان ما گرفته اند هیچ ارزشی ندارد و انتشار آن نیز مضحک است.

عباس عبدی: عبدالله مومنی یک جوانمرد سیاسی است

عباس عبدی نیز در این برنامه با اشاره به ولادت امام علی و تبریک این روز به خانواده مومنی گفت: مدتی پیش در مطلبی نوشته بودم که خط بندیهای مرسوم سیاسی در کشور ما زیاد معنا ندارد و عیار تفاوت فعالان سیاسی ما مرد و نامرد بودن آنهاست. عبدی با اشاره به آشنایی نزدیکش به عبدالله مومنی گفت: مومنی در میان فعالان سیاسی این دوران به دلیل موضعگیریها و رفتار سیاسی اش در زمره جوانمردان قرار می گیرد.

تقی رحمانی: می خواهند با اعترافگیری اجباری دادانشجویان را از ما جدا کنند.

تقی رحمانی در این برنامه گفت: آنهایی که بر اعترافگیری اجباری تاکید می کنند، می خواهند دانشجویان بازداشت شده را از ما جدا کنند .
رحمانی با تاکید بر مظلومیت دانشجویان بازداشتی گفت: آنها در سخت ترین شرایط و با شدیدترین فشارها در تحکیم حضور داشتند و با دوری از قدرت و احزاب سیاسی و ضمن حفظ تمامی انتقادات خود بر گروههای سیاسی در حال پیدا کردن خود بودند و در این میان عبدالله مومنی پیشقراولی برای معقول ساختن داشجویان بود . این دانشجویان تحکیم را نجات دادند و حفظ کردند.

یوسفی اشکوری: آقایان اسم دموکراسی بر شما است، رسم دموکراسی را رعایت کنید

حسن یوسفی اشکوری در این برنامه ضمن یادآوری خاطراتی از 4 سال زندان خود در زندان اوین و بازداشتگاه 59 سپاه گفت: زمستان خواهد گذشت و دوستان ما آزاد خواهند شد و به فعالیت های خود ادامه خواهند داد. اشکوری در خصوص مومنی گفت: در ستالهای زندان از طریق رادیوهای خارجی و بعضی روزنامه ها شاهد موضعگیری های مومنی به عنوان دبیر تحکیم بودم و او را فردی راسخ و صادق دیدم.

اشکوری با اشاره به پخش برنامه به اسم دموکراسی گفت: متاسفانه این برنامه ها همواره اثر عکس دارد چرا که حاکمان ما خود اسم دموکراسی را یدک می کشند اما رسم آن را رعایت نمی کنند. اشکوری گفت: مرحوم امام خمینی می گفت دموکراسی در جمهوری اسلامی فراتر از همه دموکراسیها خواهد بود. ما نیز از مسئولین جمهوری اسلامی می خواهیم همین دموکراسی که وعده داده اند را رعایت کنند.

رضا شریفی: امیدواریم بازداشت شدگان هرچه سریعتر آزاد شوند

رضا شریفی مسئول شاخه جوانان جبهه مشارکت نیز در این نشست با تجلیل از خانواده مومنی  گفت:خانواده مومنی یک فرزند را در راه استقلال ایران از دست داده است و فرزند دیگر آنها به دلیل تلاش در راه آزادی ایران به زندان افتاده است. و ما امیدواریم ایشان و همه بازداشت شدگان بزودی آزاد شوند.

برادر عبدالله مومنی: گناه برادرم صداقت و بی ریایی در فعالیت سیاسی و دفاع از آرمانهایش است

برادر عبدالله مومنی در  این مراسم با خوشامد گویی به حاضران گفت: نظام ما می تواند با بالا بردن صبر و مدارا از این دست برخوردها خودداری کند و این کار سختی نیست در حالیکه اجبار افراد به اینکه یکسان بیاندیشند کار بسیار مشکلی است .

مهدی امینی زاده : گناه سازمان ادوارتحکیم بی اعتنایی و زیرپاگذاشتن مرزهای خودی و غیرخودی است

مهدی امینی زاده معاون دبیرکل سازمان ادوار تحکیم در مراسم بزرگداشت روز پدر در منزل عبدالله مومنی با بیان این مطلب گفت: سازمان دانش اموختگان ایران همواره تلاش داشته است با کنارگذاشتن مرزهای غلط خودی و غیرخودی که در نظام جمهوری اسلامی میان نیروهای سیاسی برقرار شده است با تمامی گروههایی که اشتراک نظر دارد ارتباط داشته باشد و این جرم اصلی ما چه در دوران عضویت در دفتر تحکیم وحدت در نسالهای گذشته و چه در حال حاضر است و به همین دلیل با آن صورت زشت به دفتر ادوار که محلی برای دور هم جمع شدن نیروهای دموکراسی خواه و آزادیخواه بود حمله می کنند و گلوله شلیک می کنند.

امینی زاده گفت: دوستان ما در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با تحصن آرام خود در برابر دانشگاه پلی تکنیک فریاد آزادی سر دادند و امروز که تمامی اعضای شورای مرکزی تحکیم در زندان هستند، دانشجویان بازهم خود را سازماندهی کرده و با تشکیل کمیته های مختلف پیگیر وضعیت دوستان خود هستند

امینی زاده ادامه داد: حاکمیت می خواهد به بهانه حضور برخی دوستان ما در خارج از کشور فعالیتهای دانشجویان را به آمریکا وصل کرده و با فعالان دانشجویی برخورد کند اما همین حضور یکپارچه ما در این مراسمها نشان می دهد که این تلاش کاملا بی ثمر است. ما در سازمان ادوار تحکیم علیرغم تمامی برخوردهای انجام شده اعلام می کنیم که بدون رادیکالیزه شدن در شعارها ، خود را یک سازمان قانونی می دانیم و برخوردهای انجام گرفته برخورد با یک سازمان قانونی و مجوز دار بوده است.

امینی زاده گفت: سیاستهای حاکمیت مبنی بر تلاش برای ایجاد وضعیتی است که منتقدین یا راه خروج از کشور را پیش گیرند و یا به دامان حاکمیت بازگردند اما ما علیرغم تمامی هزینه ها با اعتقاد به فعالیت سیاسی مسالمت آمیز و رفتار مدنی بر این سیاست خط بطلان کشیده ایم.

 

زمينه سازي براي اخراج دانشجويان زنداني

وزير علوم: اينها دانشجو نيستند

زهره عباسي‌نيا

به نقل از "روز آنلاین"

وضعيت نامشخص دانشجويان و دانش آموختگان بازداشت شده در روز 18 تير همچنان در صدر مهمترين اخبار دانشجويي كشور است. روز گذشته کميته پي گيري آزادي فعالان دانشجويي با انتشار اطلاعيه شماره يک خود اعلام كرد كه پي گيري آزادي اين دانشجويان و دانش آموختگان را انجام خواهد داد.

در خبر ديگري چهار تن از بازداشت شدگان روز گذشته در تماس‌هاي تلفني خود با خانواده‌هايشان اعلام كرده اند كه "سلامت هستند" . از اين چهار نفر عبدالله مومني ، بهرام فياضي و ‌محمد هاشمي پيش از اين نيز با خانواده هاي خود تماس داشته اند و حنيف يزداني عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت نيز روز گذشته براي اولين بار توانست با خانواده خود تماسي داشته باشد. به گزارش ادوارنيوز وي گفته است كه بازجويي ها به پايان رسيده است.

دانشجو يا غير دانشجو

به گزارش ايسنا بيش از دو هفته پس از بازداشت اعضاي شوراي مركزي و عمومي دفتر تحكيم وحدت محمدمهدي زاهدي وزير علوم در حاشيه جلسه هيات دولت به خبرنگاران گفته است: "بسياري از اين افراد دانشجو نبودند و برخي از سايت‌ها به دروغ همه آن‌ها را دانشجو معرفي كرده‌اند. اسامي آنها هست و مي‌توانيد از دانشگاهها بررسي كنيد". اظهارات زاهدي يك روز پس از آن منتشر شده است كه دانشكده امور اقتصادي كه اكنون دو دانشجو و يك دانش آموخته آن يعني محمد هاشمي (دبير تشكيلات دفتر تحكيم)، بهاره هدايت (عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم) و حبيب حاج حيدري (مسئول روابط عمومي سازمان دانش آموختگان ايران) در بازداشت به سر مي برند در توضيحي كه در جواب بيانيه سازمان ادوار تحكيم وحدت به روزنامه شرق ارسال كرده است عنوان داشته است كه محمد هاشمي و بهاره هدايت دانشجوي آن دانشكده نبوده و فارغ التحصيل شده اند.

در واكنش به اظهارات وزير علوم و نامه دانشكده امور اقتصادي، يک عضو هيئت رييسه شوراي تهران دفتر تحکيم به ادوارنيوز گفته است: متاسفانه بعد از گذشت 16 روز از بازداشت دانشجويان و فعالان دانشجويي در 18 تيرماه ، وزير علوم و مجموعه وزارت علوم ماموريت يافته اند تا سخنان سخنگوي قوه قضاييه مبني بر غير دانشجو بودن بازداشت شدگان را محقق سازند و از اينرو احتمالا در روزهاي آينده هم شاهد تکذيبيه هايي از ساير دانشگاههاي کشور مبني بر غير دانشجو بودن تعدادي از بازداشت شدگان خواهيم بود.

اين فعال دانشجويي افزوده: آقاي هاشمي و خانم هدايت از نظر قوانين دانشگاهي دانشجو محسوب مي شوند، اما مجموعه وزارت علوم ماموريت اخراج آنها را با يافتن بهانه هاي مختلف يافته است. وي همچنين با يادآوري اخراج مهدي اميني زاده و پيمان عارف كه در مقطع فوق ليسانس به يكباره فاقد صلاحيت تشخيص داده شده اخراج گرديدند مي گويد: 3 تن از بازداشت شدگان از جمله آقايان مهدي عربشاهي و علي وفقي دو عضو ديگر شوراي مرکزي تحکيم و مجتبي بيات در مقطع کارشناسي ارشد مشغول به تحصيل هستند و ما از هم اکنون نسبت به محروميت از تحصيل ايشان توسط وزارت علوم هشدار مي دهيم .

شکنجه دانشجويان

در همين حال، نامه اخير خانواده سه دانشجوي دربند مانده خطاب به هاشمي شاهرودي پرده در مورد شكنجه فرزندان خود در زندان، بازتاب هاي زيادي در سطح افکار عمومي داشته است. آنها در اين نامه از جمله نمونه هاي شکنجه، به موارد زير اضافه کرده بودند: "ضرب و شتم شديد دانشجويان با زدن ضربات مداوم و وحشيانه كابل و شلاق به كمر و پشت آنان، ضربات شديد مشت و لگد به سر و صورت دانشجويان به نحوي كه منجر به شكستگي سر و بيهوشي آنان و انتقال به بهداري اوين شد، ايستادن 7 نفر از بازجويان بر روي بدن(كمر، سر و صورت) دانشجويان توام با زدن لگدهاي مداوم به بدن آنان، سرپا نگه داشتن اجباري و مداوم به مدت چند شبانه روز همراه با ضرب وشتم، تهديد به قتل اعضاي خانواده و خود دانشجويان، نگهداري در سلول هاي 1×1 به صورت طولاني مدت ،گرسنگي دادن چند روزه،ضرب وشتم شديد در هنگام دستگيري به نحوي كه مسئول بند 209 از تحويل دانشجويان خودداري مي كند و ... "

اين در شرايطي است كه غلامحسين محسني‌اژه‌اي در حاشيه جلسه هيات دولت گفته :"شرايط زندان و نوع رفتار زندان‌بان‌ها چنين چيزي كه به قول برخي فشار به خصوص به دانشجويان باشد، نيست."

برخورد با دانشجويان نشانه ضعف حكومت است

در همين حال دانشجويان عضو دفتر تحكيم همچنان به ديدار خود با فعالان سياسي و روشنفكران پيرامون وضعيت دوستان بازداشت شده خود ادامه مي دهند. در همين راستا کمیته‌ پی‌گیری دفتر تحکیم وحدت به دیدار مهندس عباس امیرانتظام- سخنگوی دولت موقت و قدیمی‌ترین زندانی سیاسی- رفتند. در این دیدار اظهار داشت:"من همان آدمی هستم که پیشنهاد رفراندوم را مطرح کردم و اکنون هم دنبال آن هستم و از این رو از دانشجویانی که روز 18 تیر ماه تحصن کردند کاملاً دفاع می‌کنم."

در واكنش ديگري اعظم طالقانی فرزند آيت الله طالقاني از رهبران انقلاب اسلامي و دبير كل جامعه زنان انقلاب اسلامي نامه سرگشاده اي به شورای امنیت ملی و رییس قوه قضاییه در خصوص برخوردهای انجام شده با فعالان دانشجویی منتشر كرده است.

اعظم طالقاني در نامه اش با يادآوري اينكه "رژیم گذشته در مقابل کوچکترین حرکت یا اعتراضی اقدام به خشونت و دستگیری‌ می‌نمود" اين سوال را مطرح كرده است كه "آیا فقط همین تجربه تاریخی برای مسئولین نظام درس عبرتی نیست؟ آیا اداره‌کنندگان و سیاستگزاران حاکمیتی که معتقدند که آنقدر توانمندند که در مصاف بین‌المللی پیروز خواهند شد به دلیل اینکه پشتوانه توده مردم را در پی خود دارند؛ چگونه است که با تحصن تعدادی دانشجو یا کارگر یا زنان و یا ... عکس‌العمل‌های شدیدی که ناشی از ضعف مدیریت می‌باشد از خود بروز می‌دهند و دست به خشونت و تهمت به مردم و جوانان این مرز و بوم می‌زنند."

دبير كل جامعه زنان انقلاب اسلامي با اشاره به بازداشت دانشجويان، ‌اعضاي سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) و پلمپ دفتر این تشکل سیاسی در هفته‌های اخیر در نامه خود آورده است : "اطلاعات منتشر شده در جراید و خبرگزاری‌ها نیز نشان می‌دهد که این افراد علاوه بر نگهداری در سلول‌های انفرادی، هنگام دستگیری و پس از آن نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. به راستی اکنون این سوال مطرح است چه کسانی مروج خشونت هستند؟ براندازان کیستند؟ آیا یک حکومت قوی به جنگ جامعه و نهادهای مدنی آمده است و قصد نابودی آن را دارد؟ آیا یک حکومت قوی، بی‌نیاز از پشتیبانی مردم است؟"

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 7:52 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

بیانیه مطبوعاتی گزارشگران بدون مرز

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

گزارشگران بدون مرز نگرانی عمیق خود را از صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد عدنان حسن پور و عبدالواحد بوتیمار، توسط دادگاه انقلاب اسلامی مریوان اعلام می کند.

" صدور این احکام مرگ اقدامی شرم آور و فضاحت بار است. همزمان هم نشانگر بی توجهی جمهوری اسلامی ایران به موازین جهانی بشر دوستانه و هم استفاده از هر وسیله ای برای به سکوت وادار کردن روزنامه نگاران منتقد و مدافعان حقوق بشر است. ما جامعه ی جهانی را فرا می خوانیم تا از ایران بخواهند در تصمیم خود تجدیدنظر و از اعدام این دو روزنامه نگار که تنها جرم شان انجام وظیفه ی اطلاع رسانی ست، صرف نظر کند. ایران با ۹ روزنامه نگار زندانی در حال تبدیل شدن به بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان است."

عدنان حسن پور روزنامه نگار هفته نامه توقیف شده آسو توسط دادگاه انقلاب اسلامی مریوان به اعدام محکوم شده است. این روزنامه نگار در تاریخ ٢٢ خرداد در دادگاهی غیر علنی و بدون حضور وکیل خود به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی"، " جاسوسی" و "محاربه" محاکمه و در تاریخ ٢٦ تیرماه حکم صادره به خانواده و یکی از وکلایش آقای سیروان هوشمندی ابلاع شده است. از جمله اتهامات عدنان حسن پور مصاحبه با رادیو صدای امریکا بوده است.
عبدالواحد (هیوا) بوتیمار همکار نشریه آسو و عضو فعال انجمن غیر دولتی سبزچیا نیز توسط دادگاه انقلاب اسلامی مریوان به مجازات اعدام محکوم شده است.
عدنان حسن پور و عبدالواحد (هیوا) بوتیمار از تاریخ ٢۹ تیرماه به زندان اطلاعات سنندج انتقال یافته اند.

گزارشگران بدون مرز دستگیری آکو کردنسب روزنامه نگار هفته نامه کرفتو را در روز ٣٠ تیرماه توسط ماموران وزارت اطلاعات در دفتر این نشریه محکوم می کند. این روزنامه نگار که علت دستگیری اش هنوز اعلام نشده است، پس از تفهیم اتهام در شعبه چهار دادگاه سنندج به زندان اطلاعات این شهر انتقال یافته است.

سه روزنامه نگار کرد دیگر در زندانهای ایران بسر می برند:
اجلال قوامی روزنامه نگار هفته‌‏نامه توقیف شده ی پیام مردم کردستان در تاریخ ١٨ تیرماه پس از احضار به دادگاه دستگیر و روانه زندان شد. علت بازداشت این روزنامه نگار رسما اعلام نشده است اما وی در ١۹ خرداد ماه از سوی شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب سنندج، به سه سال زندان محکوم شده بود.

محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده ی صدای مردم کردستان توسط ماموران وزارت اطلاعات در ١٠ تیر ماه دستگیر شده است. ماموران امنیتی پس از تفتیش منزل و ضبط نوشته های شخصی، کتاب ها، و سی دی و دیسک های کامپیوتر، این روزنامه نگار را با خود به زندان اوین بردند. دلیل دستگیری وی هنوز اعلام نشده است اما در شهریورماه ۱۳۸۴ حکم محکومیت محمد صدیق کبودوند از سوی دادگاه تجدیدنظر استان کردستان تائید شد. وی به اتهاماتی چون « نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و ایجاد اختلاف بین اقشار جامعه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی» به یک سال حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از شغل روزنامه‌‏نگاری محکوم شده بود. محمد صدیق کبودوند با همکاری برخی روزنامه نگاران از دو سال پیش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را تاسیس کرده است که سایت اطلاع رسانی آن بارها از سوی مقامات ایران مسدود شده است.
کاوه جوانمرد روزنامه نگار هفته نامه کرفتو در تاریخ ٢٧ اردیبهشت ماه از سوی شعبه شش دادگاه سنندج و در پشت درهای بسته به دو سال زندان محکوم شد، وی از تاریخ ٢٦ آذر ماه ١٣٨٥ در زندان بسر می برد. این روزنامه نگار برای طی مدت محکومیت خود به مراغه تبعید شده است. و در دادگاه از داشتن وکیل و دفاع قانونی محروم بوده است.
با ۹ روزنامه نگار زندانی، ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه و از جمله ١٠ کشور سرکوبگر جهان در عرصه ی آزادی مطبوعات است. محمود احمدی نژاد رئیس جمهور از جمله ٣٤ رهبر و مقام دولتی در جهان است که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزیده شده اند. مطبوعات و روزنامه نگاران به ویژه در کردستان ایران در وضعیت دشوارتری بسر می برند.

 

قطعنامه ی انجمن جهانی قلم درباره ی ایران

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

همایش نمایندگان پن بین المللی در هفتادوسومین کنگرهء جهانی خود در داکار، سنگال، از ۴ تا ۱۱ ژوئیهء ۲۰۰۷ (۲۰ – ۱٣ تیر ۱٣٨۶)،
o با نگرانی شدید از فقدان پیشرفت در شناسایی و تعقیب قانونی عوامل مسئول در شکنجهء و قتل عکاس - روزنامه نگار ایرانی – کانادایی زهرا کاظمی؛ و کوتاهی در اجرای عدالت در بارهء کسانی که در اواخر دههء ۱۹۹۰ دستور قتل های زنجیره ای نویسندگان و روشنفکران ایرانی را صادر کردند؛
o با حیرت از محکومیت روزنامه نگار آزاد امور اقتصادی علی فرحبخش به اتهام جاسوسی در ۲۶ مارس ۲۰۰۷، که به سه سال زندان محکوم شد؛ و دو سال حکم زندان برای روزنامه نگار کرد ایرانی کاوه جوانمرد در ۱۷ مه ۲۰۰۷، نیز تداوم بازداشت روزنامه نگاران و فعالان فرهنگی کرد ایرانی عدنان حسن پور و محمد صدیق کبودوند و روزنامه نگاران و فعالان فرهنگی آذربایجانی ایرانی سعید متین پور و عباس لسانی؛ نیز احکام زندان سه سال و دوسال و نیم دادگاه بدوی برای روزنامه نگاران کرد ایرانی اجلال قوامی و سعید ساعدی در ۹ ژوئن ۲۰۰۷؛
o با نگرانی از این که سازمان های امنیتی در پنج سال گذشته مانع از برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران و انتخاب هیأت دبیران آن شده اند؛
o با نگرانی عمیق از این که مقامات انتشار صدها کتاب از جمله کتاب هایی را که یک یا چندین بار منتشر شده اند، ممنوع کرده و این سیاست را برای اعمال فشار بر ناشران مستقل به کار گرفته اند؛ برخی از فیلم ها را ممنوع کرده و چندین سازمان فرهنگی و هنری را تعطیل کرده اند؛
o به علاوه با ابراز نگرانی از این که نویسندگان، روزنامه نگاران و اشخاص دیگری که برخلاف حق آزادی بیان بازداشت شده اند، در حضور قضات شکنجه شده اند، هفته ها در سلول انفرادی به سر برده اند و از حقوق اولیهء قانونی محروم شده اند؛
o با توجه به این که ایران دارای بیشترین تعداد روزنامه نگاران زندانی در خاورمیانه است، حق آزادی بیان و محاکمهء عادلانهء آنها را نقض می کند و غالباً مدت های طولانی آنها را در حبس انفرادی و بدون دسترسی به مراقبت پزشکی کافی نگهداری می کند؛
o با تاسف از این که مقامات قضایی تعداد رو به افزایشی از روزنامه نگاران را از سفر به کشورهای دیگر منع کرده اند؛ و تعداد قابل توجهی از روزنامه نگاران را در هنگام بازگشت از دوره های آموزشی در خارج به ایران مورد آزار و اذیت قرار داده اند؛
o با ناراحتی از سرکوب دولتی فعالان زن و نویسندگان و روزنامه نگاران زن که منجر به بازداشت خودسرانهء ده ها نفر شده و حداقل هشت نفر از آنها با اتهاماتی روبرو هستند، از جمله روزنامه نگاران و نویسندگان شاخص زن، شادی صدر، محبوبه عباسقلی زاده، ژیلا بنی یعقوب و ناهید کشاورز؛ و احکام زندان صادره برای روزنامه نگاران نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، سوسن طهماسبی و فریبا داودی مهاجر؛
o با در نظر داشتن این که قوهء قضاییه تعدادی از روزنامه های مستقل، بیش از ٣۰ هفته نامه و نشریات دیگر، غالباً در شهرستانها، و ده ها نشریه دانشجویی را در طی سال گذشته تعطیل کرده است؛ ده ها روزنامه نگار و روشنفکر را احضار و بسیاری از آنها را بر اساس مفاد بازدارندهء قانون مطبوعات و قانون مجازات تحت تعقیب قرار داده است؛
o با نگرانی از مصوبه های دولت در نوامبر ۲۰۰۶ به منظور تسهیل کنترل بر اینترنت در ایران، که از آن پس برای ممانعت از دسترسی به تارنماهای بی شمار به کار گرفته شده و در نتیجهء آنها هزاران تارنما سانسور و روزنامه نگاران اینترنتی مورد آزار و اذیت شده اند و به شرکت های خصوصی تأمین کنندهء خدمات اینترنتی (آی اس پی) دستور داده شده که یا به کار خود خاتمه دهند یا تحت کنترل دولت قرار بگیرند؛ و نیز سرکوب چندین «وبلاگ نویس» ایرانی که مطالب خود را در اینترنت منتشر می کنند، از جمله نویسندهء شاخص اینترنتی آرش سیگارچی، که به ۱۴ سال زندان محکوم شد و سپس حبس او در مرحلهء تجدید نظر در فوریه ۲۰۰۵ به ٣ سال کاهش یافت؛
o با محکوم کردن جو خودسانسوری ناشی از سرکوب نظام یافتهء کسانی که نظریات انتقادی یا مخالفشان را علیه اعتقادات رسمی سیاسی و مذهبی ابراز می کنند؛
o با ملاحظهء همراه با نگرانی این که نمایشگاه کتاب بین المللی تهران از ۱۲ – ۱ مارس ۲۰۰۷ تنها به ناشران مورد تایید دولت ایران اجازهء شرکت داد و ناشران بین المللی را از ناشران داخلی جدا کرد که در نتیجهء آن امکان یک گفت وگوی واقعی فرهنگی بین ناشران ایرانی و خارجی کاهش یافت؛
o با احساس خطر از این که گروه های قومی ایرانی از جمله کردها، آذربایجانی ها، عرب ها و بلوچ ها از تدریس و آموزش به زبان خود منع هستند؛
o به علاوه با احساس خطر از سرکوب نظام یافتهء مخالفت های مردمی و روشنفکری در ایران؛

دولت ایران را فرا می خواند:
• تمام زندانیان سیاسی از جمله سیامک پورزند و علی فرحبخش را که به خاطر استفادهء قانونی از حق آزادی بیان، سازمان دهی و اجتماع محکوم شده اند، و نیز تمام زندانیانی را که در تناقض با مادهء ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی – که ایران یکی از امضا کنندگان آن است – بازداشت شده اند آزاد کند و اتهامات علیه آنها را پس بگیرد؛
• قانون مطبوعات، قانون مجازات و سانسور بر نشر کتاب را مورد بازبینی قرار دهد با این هدف که تمام مقررات کیفری مانع بیان مسالمت آمیز عقیده را ملغا کند؛
• سازمان های قضایی و نیروهای امنیتی را ملزم و مقید به انجام محاکمات مبتنی براستانداردهای بین المللی عدالت و الغای شکنجه کند؛ و کسانی را که دستور کشتن زهرا کاظمی و قربانیان قتل های زنجیره ای را در اواخر دههء ۱۹۹۰ صادر کردند به دست عدالت بسپارد؛
• ممنوعیت روزنامه ها و نشریات را لغو کند و مصوبه هایی را که سانسور اینترنت را در اشکال مختلف مجاز می سازند، فسخ کند و جریان آزاد اطلاعات را در اینترنت تضمین نماید؛
• تحقیق کاملی در مورد زندان های سری خود انجام دهد و امکان دسترسی کامل به آنها را برای ناظران بین المللی فراهم کند؛
• اقدامات لازم را به عمل آورد تا نویسندگان و روزنامه نگاران بتوانند آزادانه از حق آزادی اجتماع و سازمان دهی استفاده کنند؛
• اقدامات مشخصی برای تضمین کامل و بدون مانع حق آزادی بیان در ایران به عمل آورد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

تا تعيين تکليف نهايي ادامه مي دهيم

 چهارشنبه 3 مرداد 1386 [2007.07.25]

به نقل از "روز آنلاین"

گروهي از دوستان و نزديکان فعالان دانشجويي دستگير شده توسط نهادهاي امنيتي، که تحت عنوان "کميته پي گيري آزادي فعالان دانشجويي" به پي گيري وضعيت آنان مي پردازند، ديروز با صدور اطلاعيه اي به گزارش آخرين تحولات مرتبط با وضعيت اين فعالان پرداختند. متن بيانيه به شرح زير است:

هم وطنان گرامي

بيش از 15 روز از بازداشت 6 نفر از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت (که در سالگرد 18 تير ماه و در اعتراض به بازداشت دانشجويان دانشگاه امير کبير تحصن آرام و قانوني را برگزار کرده بودند) ومتعاقب آن ورود غير قانوني نيروهاي انتظامي و امنيتي به دفتر سازمان دانش اموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم وحدت) و بازداشت 11 نفر از اعضاء و همکاران اين سازمان مي گذرد . طي اين مدت عليرغم پي گيري هاي متعدد خانوده ، دوستان و همفکران، انجمن ها و احزاب و فعالان سياسي و اجتماعي، مقامات امنيتي و قضايي از هر گونه پاسخ گويي به انبوه سوالات درباره علت بازداشت، اتهام، محل بازداشت، دستگاه مسئول بازداشت و وضعيت جسمي و روحي بازداشت شدگان خودداري کرده اند.

به همين دليل هر لحظه نگراني خانواده ها و هم فکران فعالان سياسي- اجتماعي بازداشت شده افزايش يافته و نسبت به انگيزه ها و اهداف بازداشت هاي اخير، نحو برخورد با افراد مذکور در بازداشتگاه، دغدغه تضييع حقوق شهروندي شان ، در مخاطره افتادن سلامت جسمي و رواني آنان، ابهامات و سوالات جدي مطرح مي شود.

براين اساس با اتکاء به ياري حق و به استناد اصول هشتم، نهم، بيستم، بيست و دوم تا بيست و چهارم ، بيست و هفتم ، سي و دوم و سي ونهم قانون اساسي و بر پايه مواد يکم، سوم، پنجم تا دوازدهم، هيجدهم تا بيستم اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق حقوق مدني و سياسي آن، تشکيل کميته پيگيري آزادي فعالان دانشجويي را اعلام داشته و تا آزادي دانشجويان نامبرده و تعيين تکليف آنها و خانوده هايشان کليه اقدامات قانوني را در دستور کار خود قرار داده و مجدانه پيگيري خواهيم کرد.

اسامي بازداشت شدگان :

مرتضي اصلاح چي
مجتبي بيات
مجيد توکلي
حبيب حاج حيدري
مسعود حبيبي
سعيد حسين نيا
آرش خاندل
مهدي عربشاهي
اشکان غياسوند
بهرام فياضي
احمد قصابان
احسان منصوري
محمد حسين مهرزاد
عبدالله مومني
علي نيکونسبتي
علي وفقي
محمد هاشمي
بهاره هدايت
حنيف يزداني

 

مهندس امیرانتظام در دیدار اعضای دفتر تحکیم وحدت
 
از دانشجویانی که روز 18 تیر ماه تحصن کردند کاملاً دفاع می‌کنم
سه‌شنبه، 2 امرداد 1386

به نقل از "ادوارنیوز"

کمیته‌ پی‌گیری دفتر تحکیم وحدت برای وضعیت دانشجویان در بند به دیدار مهندس عباس امیرانتظام- سخنگوی دولت موقت و قدیمی‌ترین زندانی سیاسی- رفتند. در این دیدار که در منزل مهندس امیرانتظام شکل گرفت، دانشجویان به بیان دغدغه‌های خود پرداختند و مهندس امیرانتظام به عنوان قدیمی‌ترین زندانی سیاسی، به تحلیل شرایط سیاسی کشور و مشکلات موجود پرداخت و با حمایت از حرکت دانشجویان بازداشت‌شده در روز 18 تیر ماه، از بیانیه دانشجویان حمایت کرد و دیدگاه‌های خود را مطرح کرد، که خلاصه‌ای از آن را در ادامه می‌خوانید:

در آغاز مهندس امیرانتظام با بیان این‌که در مرخصی استعلاجی به سر می‌برد، گفت:" بار پیش که به مرخصی طولانی مدت آمدم مربوط به سال 1375 می‌شود، آن زمان شرایط کشور خیلی آرام‌تر بود و اکنون که باز هم برای معالجه در خارج زندان به سر می‌برم، شرایط را خیلی بدتر می‌بینم." در ادامه مهندس امیرانتظام با بیان این‌که طرز تفکری وجود دارد که می‌گوید با تشکیلات گسترده می‌توانند تحول عظیمی در کشور ایجاد کنند، عمل تشکیلاتی گسترده در حکومت‌های توتالیتری مانند ایران را کاری غیرممکن دانست و دانشجویان را از هزینه‌های بی‌فایده و احساسی‌گری بر حذر داشت. وی شروط شکل‌گیری تحول در هر کشوری را آگاهی مردم و شرایط سیاسی جهان دانست و گفت اگر این هر دو با هم باشند، تحول صورت می‌گیرد. با تبصره‌ای که در برخی از کشورها مانند شیلی، عراق و اندونزی شکل گرفت و تشکیلات خارجی منجر به تحول شدند.

 وی با بیان این‌که عده‌ای همواره به دنبال این هستند که احساسات مردم را تحریک کنند، این عمل را بزرگترین خیانت دانست و نشانی از تحریک احساسات را در گفتمان کسانی دانست که در کسوت روحانیت همواره مردم را علیه افراد و کشورهای خارجی تحریک می‌کنند و بیان کرد:" مشت نمی‌تواند مقابل موشک بایستد. اما این امر باز هم باعث نمی‌شود که بنشینیم و بگذاریم آن‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند. تنها باید ببینیم که چه زمانی باید عمل کنیم و چگونه عمل کنیم." و با توجه به اقدامات دولتمردان، اظهار داشت:" در چنین شرایطی وظیفه ما آگاه کردن خودمان و ملت‌مان به شرایط خود و جهان است و نباید بنشینیم که اگر این طور بود، 27 سال پیش تسلیم می‌شدم و در زندان نمی‌ماندم، اما باید حقی را که می‌توانیم بگیریم."

وی در ادامه با توجه به اتهامات واهی که در سناریوسازی‌های حکومتی شکل می‌گیرد، اظهار داشت:" اگر آن‌ها بخواهند به اتهامات دانشجویان بیافزایند و زندان‌ها را پر کنند، به جایی نمی‌رسیم. راه حل نجات ایران این است که ما شرایط را بشناسیم و از این رو باید جمع‌های فکری دانشجویی شکل گیرد و با این جمع‌ها کار کرد." وی هم‌چنین در مورد موضع خود در مورد حرکت‌های اکنون جنبش دانشجویی، اظهار داشت:" من همان آدمی هستم که پیشنهاد رفراندوم را مطرح کردم و اکنون هم دنبال آن هستم و از این رو از دانشجویانی که روز 18 تیر ماه تحصن کردند کاملاً دفاع می‌کنم."

وی در ادامه با بیان این‌که اکنون حکومت در مقابل شرایط جهانی و جوهای روانی آن‌ها قرار دارد، دانشجویان را از هزینه بر حذر داشت و گفت:" در این شرایط باید کم‌ترین هزینه را داد و افراد بی‌جهت به زندان نروند. من 27 سال هزینه داده‌ام و افتخار هم می‌کنم. از هزینه ابایی ندارم و اکنون 27 سال است خانواده‌ام را ندیده‌ام و تا کنون 27 عمل جراحی داشته‌ام و اکنون هم نمی‌گویم بنشینیم و استراحت کنیم. اما باز هم نباید درگیر احساسات شویم. زمانی آقای خاتمی از لاجوردی تقدیر کرد و به او و نظام حمله کردم و 5 سال هزینه دادم. و نمی‌گویم بنشینیم، در مورد همه مسائل اظهار نظر کنید، جمع‌های کوچک تشکیل دهید و عمل‌کرد حکومت را نقد کنید. اما درگیر احساسات نشوید."

وی با اشاره به برخوردی که اکنون با دانشجویان می‌شود، این اقدامات را حرکتی در جهت ایجاد رعب و وحشت برای مردم و خانواده‌های این دانشجویان دانست و این قضیه با توجه به شرایط خانواده‌های ایرانی که تمام آمال خود را در فرزندان خود می‌بینند اهمیت بیشتری می‌یابد و نیروی آن‌ها را تحلیل می‌برند.

وی در پایان با تأکید بر این که ایجاد تشکیلات در حال و آینده در کشورهای توتالیتر که حکومت اجازه نمی‌دهد تشکیلاتی مقابل‌اش شکل گیرد، به دانشجویان توصیه کرد، کارهای خود را به شکل علنی و با حفظ روابط‌شان با دوستان خود، علی‌رغم کنتر‌های موجود، انرژی خود را حفظ کنند و بر آگاهی خود بیافزایند و با شناخت شرایط خود و کشور به نقد عمل‌کرد حکومت بپردازند. و در مورد اتهاماتی که به دانشجویان وارد می‌شود، گفت:" ورود به سیاست همواره با این مسائل همراه است. مهم این است که آنچه می‌ماند، پاکی شما در تاریخ است."

نامه سرگشاده اعظم طالقانی به شورای امنیت ملی و رییس قوه قضاییه در خصوص برخوردهای انجام شده با فعالان دانشجویی
سه‌شنبه، 2 امرداد 1386

به نقل از "ادوارنیوز"
 
اعظم طالقانی، دبیر کل جامعه زنان انقلاب اسلامی در پی اقدامات اخیر نهاد های امنیتی در برخورد با فعالان سیاسی و دانشجویی در نامه سرگشاده ای به شورای عالی امنیت ملی و رئیس قوه قضاییه تاکید نمود بجای جای ستیز و یورش مسلحانه به محفل کوچک چند فعال سیاسی و دانشجویی،مسئولان بهتر است به فکر مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح برای مشکلات کشور باشند متن این نامه مهم به این شرح است:

نهاد «شورای امنیت ملی» و «قوه قضائیه» نقش تعیین کننده‌ای در تحقق آرمان‌های انقلاب به ویژه اصول استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی دارند. این آرمان‌ها در قالب اصول قانون اساسی بارها مورد تأکید قرار گرفته است و هیچ فردی نمی‌تواند به بهانۀ تأمین استقلال، آزادی مردم را دچار خدشه سازد. با یادآوری این وظایف و مسئولیت‌ها، این نامه را در دفاع از حقوق اساسی ملت ایران برای ادای وظیفه به پیشگاه خداوند به حضورتان ارسال می‌دارم تا حداقل مسئولیت خود را در قبال اعتقادات مذهبی و ملت شریف ایران به پاس رنج‌های فراوانی که متحمل می‌شوند و صدالبته فریادشان به جایی نمی‌رسد، به انجام برسانم.

در زمان رژیم گذشته نظام و حاکمیتی که اساسش پوسیده بود در مقابل کوچکترین حرکت یا اعتراضی اقدام به خشونت و دستگیری‌ می‌نمود. این برخوردها بر پوسیدگی‌اش می‌افزود و آنچنان ترس و نگرانی از فروپاشی بر اندامش مستولی گشته بود که حتی تذکرات اربابانش را مبنی بر رفتار با ملت او را هوشیار نمی‌ساخت و خود با رفتارهای خشونت‌آمیز به فروپاشی سرعت می‌داد. آیا فقط همین تجربه تاریخی برای مسئولین نظام درس عبرتی نیست؟! آیا اداره‌کنندگان و سیاستگزاران حاکمیتی که معتقدند که آنقدر توانمندند که در مصاف بین‌المللی پیروز خواهند شد به دلیل اینکه پشتوانه توده مردم را در پی خود دارند؛ چگونه است که با تحصن تعدادی دانشجو یا کارگر یا زنان و یا ... عکس‌العمل‌های شدیدی که ناشی از ضعف مدیریت می‌باشد از خود بروز می‌دهند و دست به خشونت و تهمت به مردم و جوانان این مرز و بوم می‌زنند. و این در حالی است حکومت‌هایی که هم اکنون ادعای چندانی هم در مصاف بین‌المللی ندارند و خود را قدرتمند نمی‌دانند، شاهد تحصن، تظاهرات و اعتصاب دانشجویان و قشرهای مختلف هستند اما این حاکمیت‌ها با آنها اینگونه برخورد نمی‌کنند و فرو هم نمی‌ریزند.

تغییر و جابجایی، قانون جبری آفرینش است اگر مسئولین عمر نوح داشته باشند بالاخره طبق سنن آفرینش دار فانی را وداع خواهند گفت و قدرتی را که ناشی از زور و اسلحه و خشونت و بی‌تحملی در مقابل مخالفین یا منتقدین و حتی در مقابل دشمنان به دست آورده‌اند، به جایگزین خود واگذار خواهند کرد. از این روست که هیچگاه افکار عمومی و نیروهای سیاسی این کشور با کمک گرفتن از بیگانه راهی برای تغییر نظام با روش‌های ناهنجاری که تا کنون حاکمیت داشته است نگشوده است. من این نکته را بطور قاطع عرض می‌کنم، چون ایرانی آن اندازه که نسبت به شرف معنوی و ملی خود پایبند است به چیز دیگری پایبند نیست. بنابراین در نزد مردم و نیروهای سیاسی، رفتار خشن بگیر و بند دولت ما را ناشی از ضعف می‌دانند و بس.

امید است که سیاستمداران، سیاستگزاران و گردانندگان امور سیاسی- امنیتی کشور به خود آیند و بدانند بقا در تعاون و همیاری و تساهل و دوراندیشی است و به عکس آن اسباب نابودی را فراهم می‌آورد.

در هفته‌های اخیر شاهد برخوردهای نامعقول حاکمیت در حمله به تحصن آرام دانشجویان در مقابل دانشگاه امیرکبیر به مناسبت 18تیر و دادخواهی مظلومانه آنان برای آزادی دانشجویان و همفکران در بندشان بودیم. همچنین در ادامه این رفتارهای ناعادلانه شاهد یورش مسلحانه، دستگیری تعدادی از اعضای سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) و پلمپ دفتر این تشکل سیاسی هستیم. اطلاعات منتشر شده در جراید و خبرگزاری‌ها نیز نشان می‌دهد که این افراد علاوه بر نگهداری در سلول‌های انفرادی، هنگام دستگیری و پس از آن نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. به راستی اکنون این سوال مطرح است چه کسانی مروج خشونت هستند؟ براندازان کیستند؟ آیا یک حکومت قوی به جنگ جامعه و نهادهای مدنی آمده است و قصد نابودی آن را دارد؟ آیا یک حکومت قوی، بی‌نیاز از پشتیبانی مردم است؟ بی‌تردید چنین اراده‌ای، نه با آموزه‌های دینی همخوانی دارد نه از ناحیه آرمان‌های انقلاب پشتیبانی می‌شود و نه مبنای درست سیاسی دارد. آقایان اگر در پی تحکیم پایه‌های قدرت خویش هستند به جای ستیز و یورش مسلحانه به محفل کوچک چند فعال سیاسی و دانشجویی بهتر است به فکر مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح برای مشکلات کشور باشند تا به جای آنکه شاهد نارضایتی و بی‌اعتمادی روزافزون مردم نسبت به سیاست‌ها و اقدامات خود باشند، حمایت و پشتیبانی آنها را جلب نمایند.

در پایان ضمن یادآوری مسئولیت‌های خطیر دو نهاد «شورای امنیت ملی» و «قوه قضاییه» تأکید می‌کنم، امید است مسئولین شورای امنیت و قوه قضاییه به عنوان ارکان اصلی تأمین امنیت در کشور با دوراندیشی ضمن برخورد با کسانی که فعالان بی‌دفاع سیاسی این کشور را با روش‌های نابهنجار مورد تعرض قرار داده‌اند، زمینه آزادسازی هر چه سریعتر آنها را از بازداشت فراهم نماید و با صداقت و عدالت روش برخورد با منتقدان را اصلاح نمایید.

اعظم طالقانی

مرداد 1386

بالا^^
 

حکم اعدام به خاطر فعاليت فرهنگي

همسر هيوا بوتيمار در مصاحبه با روز
سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

به نقل از "روز آنلاین"

هيرو دانش همسر 19 ساله "هيوا بوتيمار" است؛ فعال مدني مريواني که به اتهام "محاربه" به اعدام محکوم شده است.وقتي با وي تماس گرفتم تا قرار مصاحبه را بگذاريم، صدايش هنوز رنگ اشک داشت. اشگي خشک نشده. مي خواستم با ايميل پرسشها را برايش ارسال کنم، از تعطيلي شهر گفت واعتراض مردم بخاطر صدور حکم اعدام براي همسرش. هيرو دانش دانشجوي رشته رياضي است و در حال حاضر با پدر و مادرش زندگي مي کند. او به روز گفت: "حتي اگر قبل از ازدواج مي دانستم براي همسرم حکم اعدام صادر مي کنند، باز هم با او ازدواج مي کردم؛ ما عاشق يکديگريم".

خانم بوتيمارهمسرتان را به اعدام محکوم کرده اند. فکر مي کنيد علتش چيه؟
براي بازداشت و محکوم کردن روشنفکران در ايران دليل خاصي وجود ندارد. از نظر من هيچ دليلي براي صدور چنين حکمي وجود ندارد و نخواهد داشت.قاضي اي که‌ اين حکم را صادر کرده‌ بدون توجه‌ به‌ پرونده‌ متهم دست به‌ چنين عملي زده‌؛‌ يکي از بارزترين تناقضات اين حکم با پرونده‌ موردي است که‌ قاضي در حکم به‌ مجرد بودن هيوا اشاره‌ دارد در حالي که‌ وي متاهل است. جرم همسرم تنها کارهاي فرهنگي و مدني بوده‌ که‌ انجام داده‌ است.

چه کسي اين خبر را به شما داد؟
خبر را از وکيل هيوا شنيدم.

با شنيدن اين خبر چه حالي پيدا کرديد؟
ابتدا باورم نمي شد، اما با تکرار آن و حرفهاي وکيلمان کم کم بدنم سرد شد، دلم شروع به‌ تپيدن کرد، و لبهايم خشک شد.

آخرين بار کي همسرتان را ملاقات کرديد؟
سه‌ هفته‌ پيش، يک هفته‌ قبل از اينکه‌ از زندان مريوان منتقل شود.

از زندگيتان بگوييد.کي با هم ازدواج کرديد؟ چطور با هم آشنا شديد؟
ما دو سال قبل از ازدواجمان با هم آشنا شديم و 4 سال پيش هم ازدواج کرديم. زندگي بسيار خوبي داشتيم. در طي زندگيمان با پشتکار فوق العاده همسرم به‌ تحصيل ادامه‌ دادم و توانستم بسيار موفق باشم. همسرم در دوران زندگي مشترکمان در شرکتي مشغول کار بود، همچنين به‌ عنوان هيئت مديره‌ انجمن سبز شهر فعاليت مي کرد.

اگر آن موقع مي دانستيد که براي شريک زندگيتان حکم اعدام صادر مي کنند، باز هم با هيوا بوتيمار ازدواج مي کرديد؟
قطعا! همسرم هر کاري که‌ کرده در راه فرهيختگي مردم و آگاه کردن بيشتر جامعه‌ در مورد مسائل فرهنگي بوده‌ است.

در حال حاضر با چه کسي زندگي مي کنيد؟برخورد فاميل و دوستان در شرايط کنوني با شما چطور است؟
در خانه‌ پدريم هستم. برخورد مردم بسيار خوب است، همه‌ من را به‌ عنوان همسر شخصي بارز و فعال در زمينه‌هاي فرهنگي مي شناسند و من را به‌ خاطر داشتن چنين همسري تحسين مي کنند.

اين حکم در زندگي شما چه اثري گذاشته؟ از کارهاي روزانه تان بگوييد.
زندگيم بسيار تغيير کرده‌، بيشتر اوقات در دادگاه و زندان سرگرم کارهاي همسرم هستم، در طول ترم نيز به‌ دانشگاه مي رفتم.

مادر عدنان حسن پور مي گفت که شما خيلي تنهاييد. اينطور است؟
ممنون از همدردي مادر عدنان، کاملا طبيعي است که‌ در غياب شوهرم احساس تنهايي کنم اما باز وجود دوستان دلسوز در بهبود وضعيت روحيم موثر بوده‌ است.

واکنش اطرافيان شما نسبت به اين حکم چي بوده؟
کردستان، منطقه‌ جغرافيايي که‌ ما در آن زندگي مي کنيم در طول تاريخ خيلي اوقات از طرف قدرتهاي مرکزي و حکومتهاي ديگر مورد تهاجم و برخوردهايي همچون اعدام و قتل عام قرار گرفته‌ است. پدران و مادران ما چه‌ داستانها تعريف مي کنند از اعدامهاي صحرايي جوانانشان، ولي به‌ هر حال اين اعدامهاي اخير طبيعتا واکنشهاي نگران کننده اي را به‌ دنبال داشته‌ است، چرا که‌ در قرن 21 تصور اعدام نويسندگان و روشنفکران واقعا سخت است.

شما به عنوان همسر هيوا، از خصوصيات او بگوييد. از زندگي با او راضي بوده ايد تا حالا؟
هيوا شخصي مسئوليت پذير عاشق خانواده‌ و همسرش بود، و جمع دوستان را به تنهايي ترجيح مي داد، بسيار خوش اخلاق بود و هميشه‌ براي موفقيت من تلاش مي کرد. زندگي با هم را بسيار دوست داشتيم و خواهيم داشت. چون عاشق هم هستيم.

فرض کنيد حکم اعدام هيوا لغو بشود و امکان آزاديش فراهم آيد.با آزادي هيوا، زندگي شما چه تغييري مي کند؟ تاثير ازادي هيوا بر آينده شما چه خواهد بود؟
چيزي که تغيير نمي کند زندگي فرهنگي و فعاليتهاي مدني ما است، فکر نمي کنم تغيير بنياديني در زندگي ما به‌ وجود آيد.

و اگر حکم تاييد بشود؟
در اين مورد نمي توانم اظهار نظر کنم.

چه سخني با قاضي اي داريد که حکم را صادر کرده؟
حکم صادر شده‌ براي همسرم از طرف اين قاضي برابر هيچ يک از قوانين بشري و همچنين قوانين تصويب شده‌ در ايران نمي باشد، بنابراين اگر قاضي حتي مطابق قوانين ايران قضاوت مي کرد قطعا اين حکم صادر نمي شد، از قاضي مي خواهم که‌ براي پرونده‌هاي ديگر قضاوتي عادلانه‌ داشته‌ باشد.

به عنوان همسر يک زنداني که به اعدام محکوم شده، از چه کساني و چه انتظاراتي داريد؟
از تک تک انسانهاي، انساندوست و عدالت خواه جهان انتظار حمايت و همدردي دارم و همچنين از همه‌ نهادها و سازمانهاي مربوطه‌ درخواست رسيدگي مجدد به پرونده‌ همسرم را دارم.

پدر و مادر هيوا از صدور حکم اعدام مطلعند؟
بله، پدر و مادر همسرم پيرزن و پيرمردي 70 ساله‌ هستند که‌ دردهاي زيادي به‌ خاطر بچه‌هايشان چشيده‌اند چرا که‌ بچه‌هايشان هيچوقت نخواسته‌اند در برابر وقايع پيرامون سکوت کنند.

و آخرين جمله اي که دوست داريد بگوييد؟
همسر من بي گناه است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

به نقل از خبرنامه امیرکبیر

رنجنامه افشا گرانه خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان واحسان منصوري خطاب به رياست قوه قضاييه نوشته شده :

خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان و احسان منصوري طي رنجنامه اي افشاگرانه خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي ،آنچه را كه در زندان بر اين سه دانشجو رفته است را آشكار نمودند.در اين نامه كه با گذشت ۸۰ روز از بازداشت اين سه نفر نوشته شده است به آزارهاي جسمي و رواني كه در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاييه درخواست پيگيري اين وضعيت شده است.
متن اين نامه به شرح زير مي باشد.

بسمه تعالي
لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم

رياست محترم قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي هاشمي شاهرودي
با سلام و تحيت
اين چهارمين نامه اي است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالي مي نگاريم.
همان طور که مي دانيد طي نامه هاي گذشته نگراني خود را نسبت به آزار و اذيت جسمي و روحي فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نموديم و از حضرتعالي درخواست نموديم به عنوان عالي ترين مقام قضايي کشور مانع از تحقق چينن روندي شويد.هم اينک از جمع هشت دانشجوي زنداني ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزيز ما همچنان در زندان مي باشند.

جناب آقاي شاهرودي
طي اين مدت طولاني هر آنچه از وضعيت فرزندانمان در زندان شنيديم،هيچ نگفتيم و به اميد عدالت دستگاه قضايي و آزادي دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آميز فرو بستيم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادي ۵ دانشجوي ديگر با شنيدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول هاي انفرادي بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زير به استحضار مي رسانيم:

آزارهاي رواني :
۱- بازجويي طولاني مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط يک تيم ۷ نفره و نيز بازجويي هاي گاه و بيگاه شامل نيمه هاي شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگيري ،ضرب و شتم و آزار اعضاي خانواده و همچنين اخباري مبتني بر بيماري(سکته قلبي) و انتقال اعضاي خانواده به بيمارستان
۳- پخش صداهاي آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوري که مانع خوابيدن دانشجويان مي شده است.
۴- توهين هاي شديد و سخيف به فرد و اعضاي خانواده
۵- اهانت به دانشجويان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهديد هاي مختلف اعم از تهديد به قتل و ضرب و جرح شديد و تهديد به آزار رساندن به اعضاي خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدين از محل کار ، حکم قطعي شلاق ( ۸۰ ضربه ) براي فرد
۸- فرستادن دانشجويان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ي آزادي و تحويل کليه وسايل دانشجويان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادي

آزار هاي جسمي :
۱- ضرب و شتم شديد توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بيهوشي و انتقال فرزندانمان به
بهداري بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتي که در اثر ضربه دانشجويان از روي صندلي سقوط کرده يا به شدت به ديوار برخورد مي کردند .
۳- ضربه زدن روي دستبند به صورتي که آثار کبودي و تورم تا هفته ها روي دست آنها بوده است .
۴- نگهداري در سلول هايي با اندازه هاي کوچک بطوريکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداري در سلول هايي بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگري
۶- اجبار به ايستادن متوالي طولاني مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق براي ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجويان روي زمين و اذيت و آزار توسط تيم هفت نفره باز جويي از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ايستادن روي پا ها و کمر و نشستن روي پشت و کمر.
۹- اجبار به ايستادن روي يک پا بصورت متوالي به مدت طولاني ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتي که به ديوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شديد حين انتقال به زندان به صورتي که مسئولين بند ۲۰۹ از تحويل گرفتن فرد اجتناب مي کردند .
۱۳- اجبار دانشجويان به خواندن مقالات موهن با صداي بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ويزيت دانشجويان توسط پزشک بند و استفاده از دارو هاي مورد نياز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولاني از قبيل نشستن و بلند شدن متوالي ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …

جناب آقاي شاهرودي
كلمه كلمه آنچه كه در بالا آمده است همچون تيري بر قلب ما نشسته است وباز هم اين سوال را تكرار مي كنيم كه مگر يك جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه ميزان شكنجه و فشار را دارد،گرچه چنين فشارهايي آن هم طي ۸۰ روز براي هيچ كس قابل تحمل نيست .و بازاين سوال را مطرح مي كنيم كه آيا اعترافاتي كه از طريق بدست آيد قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنيتي تلاش دارد در حالي كه چند جوان مسلمان خود توهين به ائمه(ع) و حجاب را محكوم مي كنند با زور به آنها القا نمايد كه نشريات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگيرد.هدف از بررسي اين پرونده يافتن حقيقت و ممانعت از تكرار مجدد چنين اتفاقاتي بوده است و يا متهم كردن چند دانشجوي بي گناه به هر قيمت.
آن چه روي داده است آنچنان با قوانين اساسي ،حقوقي، شهروندي ونيز دين و اخلاق فاصله دارد،كه ديگر نه جايي براي شكوه كردن از نقض قانون ودين و اخلاق است و نه نايي براي ما براي تكرار مكررات پيشين.تنها اين را مي دانيم كه هر آنچه كه در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شديد ترين فشارهاي روحي و جسمي كه به بخشي از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هيچ يك از اين اعترافات را قبول نداريم و سخناني از آنها قابل قبول است كه در فضاي آزاد و بيرون از زندان گفته شود.

جناب آقاي شاهرودي
ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جويانه جنابعالي هستيم تا بار ديگر بارقه اميد به اجراي عدالت در دلهاي سوخته مان روشن شود و باور کنيم که دانشجويان نخبه اين کشور که آينده سازان فرداي کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان ميراث داران فرداي ايران نگريسته مي شوند و هرگز به کسي اجازه داده نمي شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نمايد.

بي شک همه ما در پيشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوي همه اعمال خود خواهيم بود.درخواست ما از جنابعالي آن است که با پي گيري هاي ويژه، ضمن پايان اين روند در بررسي پرونده نشريات دانشجويي جعلي در يکي از زيرمجموعه هاي دستگاه قضايي اجازه تضييع حق عزيزان دربندمان را ندهيد و دستور آزادي آنان را صادر فرماييد.
با تشكر و تجديد احترام

خانواده هاي سه دانشجوي زنداني :مجيد توكلي،احمد قصابان،احسان منصوري

 

اعترافات!

به نقل از وبلاگ بهزاد مهرانی

www.behzadmehrani.blogfa.com

سیمای جمهوری اسلامی مبادرت به نمایش اعترافات کیان تاجبخش و هاله اسفندیاری و رامین جهانبگلو نمود. این سه تن در این برنامه بر ، نامه سیاه خود مبنی بر مخالفت با نظام مقدس صحه نهادند و معترف شدند که با مدد بیگانگان قصد ایجاد انقلاب مخملین در ایران را داشته اند.

نشان دادن اعترافات منتقدین که به ناگاه و آن هم پس از بازداشت دچار تحولات عمیق فکری و روحی شده اند ! امر تازه ای نیست.احسان طبری پس از یک عمر تئوری پردازی مارکسیست ناگهان متحول شده ! و تبر بر ریشه گمراهی خود می زند و به تفسیر مبانی شریعت می پردازد و از " کژراه " ای می نویسد که عمری در آن گام برداشته است. سعیدی سیرجانی پس از بازداشت در می یابد که نه تنها عمری به انقلاب و اسلام خیانت کرده است ، بلکه با تفاسیر ناراستش از فردوسی سال ها روح او را در گور لرزانده است. علی افشاری پس از بازداشت دست به افشای خود می زند، و متوجه می شود که سال هاست قصد براندازی داشته و خود از آن بی خبر بوده است. عزت الله سحابی، پیرانه سر در می یابد که به خطا رفته است و آنگاه در سپهر اندیشه اش، سحاب رحمت باریدن می گیرد و طعم خوش رستگاری را می چشد و به راه راست رهنمون می شود. – البته او هم پس از بازداشت -. سیامک پور زند و دیگران بسیاری را می توان به این فهرست بلند بالا افزود.

و اکنون سه نفر دیگر پس از سال ها ضلالت! دعای " حول حالنا الی احسن الحال " شان مستجاب شده و پس از بازداشت دریافته اند که ناخواسته در مسیر منافع دشمنان گام برداشته اند و سالیان سال از نعمت هدایت بی بهره بوده اند.دریافتند که تا کنون نرم نرمک در حال براندازی نرم بوده اند.

با توجه به اینکه دانشجویان و فعالین سیاسی و اجتماعی و کارگری و حقوق زنان و بسیاری افراد دیگر امروز در بندند و هر که اندیشه می کند، پاسخش تیشه است و این روز و روزگار چندان دل و دماغ سخن گفتن باقی نگذاشته است، تنها یک پرسش در حاشیه اعترافات تازه پخش شده دارم و آن اینکه اگر این اعترافات حقیقت محض باشد و این افراد دانسته و یا نادانسته قصد ایجاد انقلاب نرم داشته اند و اگر انقلاب مفهوم و عملی قبیح و مطرود است، آیا انقلاب اسلامی 57 نیز مشمول این قبح و طعن می شود؟ اگر پاسخ منفی است که هست و انقلاب اسلامی مطعون و مردود نیست و حق مردم بوده است درمی یابیم که انقلاب بر یک نظام ناحق امری خیر و پسندیده است و اگر انقلاب – حتا از نوع آرام و مخملین آن – امری مذموم باشد، آن انقلاب علیه نظامی بر حق است و اصولا از این منظر است که زشتی و پلشتی کار اعتراف کنندگان که قصد انقلاب مخملین داشته اند آشکار می شود، زیرا که ما – حکومت گران – حقیقت مطلق و مطلق حقیقتیم و هر انتقاد و اعتراضی خروج از نهج مستقیم هدایت و گام نهادن در وادی ضلالت است.

آیا در تاریخ، هیچ حاکمیتی خود را ناحق دانسته است؟ به قول سعدی " همه کس را عقل خود به کمال است و فرزند خود به جمال".

(مبنای مشروعیت هر نظامی در جهان امروز، مقبولیت آن نظام نزد مردم است که به طرق مختلف و به صورت دموکراتیک و آرام بیان می شود؟)

دولت مردان عزیز برحق و فرشته خصالان بی عیب و نقص و مردان ملکوتی!، گاهی پس از طی طریق روحانی خویش گامی بر این خاکدان بشری نهید و بر سر سفره بی نان و نفت ما بنشینید و صدای ما تردامنان آلوده را نیز بشنوید. بشنوید که ولله این بگیر و ببندها درمان دردهایتان نیست. شما به طبیبان مشفق نیازمندید. طبیبان و حکیمان را نسزد که لگام بر دهان زنید. امروز پیام ها را بشنوید، پیش از آن که دیر شود. باور کنید بسیار زود، دیر می شود. این که می کنید مرهم زخم های چرکین شما نخواهد بود بلکه سرکنگبینی است که صفرا خواهد افزود.

از قضا سرکنگبین صفرا فزود
روغن بادام خشکی می نمود

از هلیله قبض شد اطلاق رفت
آب ، آتش را مدد شد همچو نفت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط آریا  |