رييس دانشگاه کلمبيا همچنين دستگيري هاله اسنفدياري و کيان تاجبخش وممنوع الخروج کردن پرناز عظيما را غيرقابل توجيه خواند. او با اشاره به اينکه هاله اسفندياري 105 روز درزندان انفرادي بوده است از حبس خانگي کيان تاجبخش به عنواني اقدامي اشتباه نام برد وخواستار بازگشت وي به امريکاشد. محمود احمدي نژاد در پاسخ با وجودي که اظهارات رييس دانشگاه کلمبيا را توهين به خود دانست، اما اعلام کرد ترجيح مي دهد به اين سخنان جواب ندهد و حرف هاي خود را بيان کند.
رئيس دانشگاه کلمبيا در ادامه سخنان خود ازاحمدي نژاد خواست اجازه بدهد تاجبخش ازايران خارج شود. وي همچنين افزود کيان تاجبخش، درترم آينده اين دانشگاه استاد افتخاري دانشکده برنامه ريزي شهري خواهد بود. اظهاراتي که با تشويق ممتد ششصد شرکت کننده دانشجو واساتيد دانشگاه همراه بود.
رييس دانشگاه کلمبيا سپس با خطاب قراردادن محمود احمدي نژاد گفت:" چرا شما درکشورتان مي ترسيد ازشما انتقاد کنند و روزنامه نگاران ومنتقدان را به زندان مي اندازيد؟"
او افزود طي سال گذشته تاکنون 210 نفر درايران دستگير وتحت تعقيب قرارگرفته اند وافراد زيادي درملاء عام اعدام شده اند وايران همچنان به نقض قوانين بين المللي ادامه مي دهد.
او همچنين به اعدام افراد زير هجده سال درايران اشاره کرد که طبق گزارش سازمان هاي حقوق بشري بيشترين تعداددرجهان به شمار ميرود. بازنشستگي زودرس دانشگاهيان موضوع ديگري بود که رييس دانشگاه کلمبيا از آن انتقاد کرد.
وي افزود: "چرا زنان و بهايي ها و همجنسگرايان درکشورشما مورد آزار قرارمي گيرند؟" رييس دانشگاه کلمبيا همچنين افزود همان طور که شما با آزادي اينجا آمديد و با مطبوعات ما مصاحبه کرديد، اجازه بدهيد يک هيات از دانشگاه کلمبيا ودانشجويان به ايران بيايد و به دانشگاه هاي مختلف بروند ودرمورد آزادي بيان صحبت کنند.
موضوع هولوکاست، مورد ديگري بود که مورد اشاره قرارگرفت. رييس دانشگاه کلمبيا خطاب به احمدي نژاد گفت: "شما گفته ايد هولوکاست يک "افسانه ساختگي" است. بعد هم کنفرانس هولوکاست را درتهران برگزار کرديد. شما يا بسيارآموزش ناديده هستيد و يا خيلي تحريک کننده؟ شما 12روزگذشته گفتيد اسراييل نمي تواند به حيات خودش ادامه بدهد وپيش ازاين گفته ايد که اين کشور بايد ازصحنه روزگار محود شود. 12 عضو هيات علمي اين دانشگاه در اسراييل زندگي مي کنند... آيا شما خواستار محو کردن ما ازروي زمين هستيد؟"
وي سپس از محمود نژاد پرسيد: "چرا شما از گروه هاي تروريستي درخاورميانه حمايت مي کنيد؟" او سپس از دخالت هاي ايران درلبنان وعراق و حمايت جمهوري اسلامي از هاي تروريستي سخن گفت. او آنگاه با اشاره به برنامه هسته اي ايران گفت: "چرا شما دربرابرجامعه بين المللي مبارزه طلبي مي کنيد ومردم کشورتان را دربرابرتهديدات بين المللي آسيب پذيرمي کنيد؟ به من گفته شده است اظهارات شما باعث خجالت بسياري ازايرانيان دراينجا شده است." وي سپس به احمدي نژاد گفت: "شک دارم که شما شجاعت روشنفکرانه داشته باشيد که پاسخ بدهيد."
رييس دانشگاه کلمبيا در سخنان خود همچنين با انتقاد ازکساني که خواسته بودند احمدي نژاد به اين دانشگاه دعوت نشودگفت سخنان آنها را مي فهمد اما درهاي دانشگاه بايد به روي آزادي بيان باز باشد: "من در ارتباط با کساني که احساس درد وناراحتي مي کند اظهار تاسف مي کنم، امااين سخنراني هيچ چيزي درخصوص سخنران ندارد، بلکه نشان دهنده حق ما براي شنيدن است. ما بايد بدانيم درچه دنيايي زندگي مي کنيم. ما به سطوح مختلف قدرت دسترسي نداريم ولي درکارساختن فکرهاهستيم."
پيش از وي جان کوتوروث رييس دانشکده اموربين المللي دانشگاه سخناني را ايراد کرد. کوتورث، چندين بار ازدانشجويان خواست صبور باشند و ازبلند شدن خودداري کنند.
احمدي نژاد اما بيشتر درخصوص خدا ،خانواده ومذهب صحبت کرد. به گفته خبرنگاران"پاسخ هاي او خام وناپخته بود ودرحد يک چهره سياسي بين المللي نبود."
حضور روزگذشته محمود احمدي نژاد درنيويورک همراه با شديدترين حملات رسانه هاي جمعي آمريکا، حضور صدها معترض به حضور وي دردانشگاه کلمبيا و همچنين افزايش اظهارات ضد ايراني بود.
درجلوي درب دانشگاه کلمبيا جايي که محمود احمدي نژاد قراربود ساعت يک ونيم بعد ازظهر به سخنراني بپردازد، گروه هاي مختلف دانشجويي وغيردانشجويي با دردست داشتن پلاکاردها وسردادن شعار برضد رييس جمهوري اسلامي ايران وهمچنين برضد برنامه هسته اي کشور، به ابراز مخالفت پرداختند.
ازجمله شعارهايي که روز گذشته در اين تجمعات عليه احمدي نژاد داده شده مي توان به "هيتلر هنوز زنده است"، "ايران را متوقف کنيد" به همراه عکس هايي به صورت "اس اس" که عکس احمدي نژاد برروي آن نقش بسته بود اشاره کرد.
ششصد نفر از اساتيد دانشگاه، دانشجويان ودانشجويان روزنامه نگاري در اين جلسه سخنراني حضورداشتند. شبکه سي ان ان هم بارها از محمود احمدي نژاد به عنوان رييس جمهوري "بدنام" ياد کرد.
حضور احمدي نژاد دردانشگاه کلمبيا طي روزهاي گذشته بحث زيادي را درخصوص اينکه آيا اين اقدام دانشگاه کلمبيا درست بوده يا نه برانگيخت.برخي ازکساني که مخالف حضور محمود احمدي نژاد درکلمبيا بودند حتي گفته اند کمک کنندگان به دانشگاه کلمبيا ممکن است دراهداي کمک هاي خود درآينده به خاطر اين اقدام رياست دانشگاه براي فرصت دادن به مردي که به گفته آنان "نهي کننده هولوکاست" وحامي "تروريسم" است، بازنگري کنند. برخي ديگراظهار داشته اند اين کار نشانه آزادي بيان است واو مي تواند اظهارات خود رابيان کند.
برخي از حاضران در اين جلسه و موافقان و مخالفان سخنراني احمدي نژاد، در گفت وگو با شبکه هاي مختلف تلويزيوني آمريکا که گزارش لحظه به لحظه از جلوي دانشگاه کلمبيا مي دادند، دلايل اين دعوت را از مواضع موافق و مخالف بررسي مي کردند. يکي از ميهمانان شبکه فاکس نيوز گفت که اگر به جاي يکي ازاعضاي يهودي هيات مديره دانشگاه بود، استعفا مي داد.
يکي ازدانشجويان دانشگاه کلمبيا درپاسخ اين سوال خبرنگاران که برطبق آزادي بيان که قانون اساسي امريکا آن را تضمين کرده ، احمدي نژاد هم بايد بتواند به بيان اظهارات خود بپردازد گفت:لازم نيست سخنان دروغ شنيده بشود.
احمدي نژاد درجريان پرسش وپاسخ خود گفت: "مي خواهم گلايه کنم ازکسي که بيانيه سياسي را قرائت کرد. ما درايران رسم مان اين است که وقتي کسي را براي سخنراني دعوت مي کنيم به اساتيد اعتماد و فکر مي کنيم نيازنيست قبل ازسخنراني با يک سري ادعاهاسخنران را مورد انتقاد قرار دهيم. براي همين به نظرم متني که خوانده شد بيشترازمن، توهين به اطلاعات شنوندگان بود. بخش هاي سخنراني مملو ازتوهين وغيردقيق بود وفکر مي کنم ايشان تحت تاثير رسانه ها بود که همراه با بي دقتي است. اگر چه من تحت تاثير اين رفتارغير دوستانه نيستم."
او افزود: "اگر هولولکاست درست بود چرا نمي گذارند محققين درمورد آن از جنبه هاي مختلف تحقيق کنند. سوال من اين بود چرا محققيني که مي خواهند تحقيق کنند بايد زنداني شوند؟ الان محققيني در اروپا که به دليل تحقيق در اين مورد درزندان هستند. چرا ما اجازه اين کار را مي دهيم. به من گفتند که به اندازه کافي تحقيق شده است اما مگر درمورد مباحث مربوط به فيزيک به اندازه کافي تحقيق نشده است؟"
"سوال دوم بود که فرض کنيم اين اتفاق افتاده است؟ اين اتفاق دراروپا اتفاق افتاده حالا مردم فسبطني چه گناهي کرده اند که بايد براي آن هزينه بپردازند. آنها درجنگ جهاني دوم نقشي نداشتند وبا جامعه يهوديان زندگي مي کردند. درحال حاضر يهوديان ومسيحيان ومسلمانان درسراسر جهان باهم زندگي مي کنند. چرا بايد با يک دانشگاهي مثل من با توهين مواجه شود؟ اين است آزادي بياني که از آن سخن مي گوييد؟"
او سپس درخصوص انرژي هسته اي گفت: "اساسنامه آژانس مي گويد همه کشورها حق دارند از انرژي هسته اي برخوردارباشند."
احمدي نژاد درپاسخ به بدرفتاري با همجنس گرايان هم گفت اين موضوع درايران اساسا وجود ندارد برخلاف کشور شما. اين سخن احمدي نژاد با خنده حاضرين وهو کردن مواجه شد.
در حاشيه جلسه
محمود احمدي نژاد در ساعت 13:30 ظهر در آمفي تاتر لورنا سخنراني داشت اما درب اصلي و محوطه دانشگاه از 10 صبح شلوغ بود.ماموران امنيتي به طور محسوس به غربال ورود افراد مشغول بودند و تنها خبرنگاران و افرادي که دانشجو يا استاد دانشگاه کلمبيا بودند اجازه ورود داشتند.
جلوي درب دانشگاه، تعداد بسيار زيادي از گروههاي مخالف احمدي نژاد گرد آمده بودندکه ضمن پخش اعلاميه و بروشور،به سخنراني هاي اعتراضي نيز مشغول بودند.
يک گروه از تظاهر کنندگان، جوانان ايراني بودند که با حمل عکس هاي اعدام هاي اخير در ايران،تصاوير دانشجويان زنداني و ..... مخالفت خود را با سفر و سخنراني احمدي نژاد اعلام مي کردند و خواستار آزادي هر چه سريعتر زندانيان بودند.
در ميان تجمع خبرنگاران در جلوي درب دانشگاه کلمبيا گروههاي يهودي نيز حضور داشتند که با در دست داشتن پرچم اسرائيل، احمدي نژاد را هيتلر زمانه مي خواندند و مخالف سخنراني احمدي نژاد بودند.
در ميان پلاکاردهاي ايرانيان جملاتي نظير: "احمدي نژاد رئيس جمهور مردم ايران نيست" ديده مي شد.
از درب ورودي دانشگاه که رد مي شدي تازه هجم مخالفت ها ديده مي شد. سرتاسر مسير با پلاکاردها و کاغذهاي بسيار در کف پياده رو ها، روي تيرهاي چراغ برق و ديوارها و درختها پوشيده شده بود که هر يک نشان ازگرايش فکري يک گروه دانشجويي داشت. يکي با جنگ ايران مخالف بود، ديگري نوشته بود احمدي نژاد بد است و بوش بدترين و ...
يکي از مراکز تجمع دانشجويان در مقابل کتابخانه بزرگ و تاريخي دانشگاه کلمبيا بود که هر يک به سخنراني مي پرداختند.يکي از آنان گروه بهائياني بودند که به اخراج دانشجويان بهايي از دانشگاههاي ايران اعتراض داشتند.
گروه ديگر مخالفان جنگ بودند که سخنگوي آنان مي گفت: امروز رئيس جمهور ترکمنستان نيز در اين دانشگاه سخنراني دارد. وي يکي ديگر از ديکتاتورهاي دوران ماست اما سخنراني وي اينچنين بازتابي نيافته است. دليل اين امر آماده سازي افکار عمومي براي جنگ به ايران است. ما نبايد اجازه دهيم اشتباه عراق دوباره تکرار شود و تعداد زيادي سرباز عراقي کشته شوند.
گروه طرفدار حقوق بشر در سخنراني خود به موارد مختلف نقض حقوق بشر در ايران اشاره مي کردند: "خبرنگاران در شرايط بسيار سخت به سر مي برند.افراد غير مسلمان شيعه دچار مشکلات فراوان هستند و اينهاي تنها به اين دليل است که اين آقا خودخواه است."
در اين ميان تعدادي از دانشجويان ايراني به گفت و گو با روزآنلاين پرداختند. کاري که جملگي با ديگر رسانه ها نيز کردند تا به گفته آنها"خفقان در ايران" به تصوير کشيده شود.
يکي از آنان موافق سخنراني احمدي نژاد است: "من موافق احمدي نژاد نيستم اما به نظرم بهتر است اجازه دهند وي سخنراني کند.اشکالش چيست. مگر نمي گويند اينجا کشوري آزاد است و آزادي بيان حاکم است پس چرا او صحبت نکند.
وي که دختري محجبه است ادامه داد: حداقلش آن است که دانشجويان از نزديک و به دور از جنجال سازي هاي رسانه اي به حرفهاي وي گوش مي دهند تا ببينند حرفش چيست.
دختر ديگري بحث را ادامه مي دهد: اينجا کشور آزادي است و آزادي بيان هم هست اما نه براي کسي که به آزادي بيان اعتقادي ندارد.اگر محمود احمدي نژاد به مخالفان خود نيز اجازه مي داد تا صحبت کنند و نظارتشان را بگويند او نيز شامل اين حق مي شد اما وقتي شخص وي به اين حقوق انساني اعتقادي ندارد چرا بايد شامل خود وي شود؟
پسر ايراني ديگري مي گويد: به نظر من بهتر بود حالا که کار از کار گذشته و از او دعوت شده از مخالفانش نيز دعوت مي شد تا به گفت و گو بپردازند.در آنصورت جلسه خوبي مي بود و کلمبيا حرکت ماندگاري انجام داده بود.
يک حياط جلوتر از محل سخنراني دانشجويان، در مقابل چمن بسيار وسيعي، نمايشگر بسيار بزرگي قرار داشت که سخنراني احمدي نژاد به صورت مستقيم از آنجا پخش مي شد . بيش از 2000 نفر در آنجا حاضر بودند.
پيش از آغاز مراسم، دانشجويان و اساتيد يهودي حاضر در دانشگاه حلقه اي تشکيل دادند و با هم سرود سلام اسرائيل را خواندند در حاليکه بر روي کاغذي بزرگ نوشته شده بود: "چه کسي مرد واقعي است؟ آنکه دروغ مي گويد و واقعيت را نمي بيند؟"
اما از سوي ديگر سخنان احمدي نژاد در خصوص فلسطين با تشويق حاضرين روبرو شد. وي در پاسخ به سوالي در خصوص نفي هولوکاست و خواست محو اسرائيل از روي کره زمين گفت: ما عاشق ملتها هستيم و با اسرائيل هم مشکلي نداريم حرف ما اين است که چرا ميليونها فلسطيني به مدت 60 سال بايد از حقوق انساني خود محروم باشند.
دانشجويان در چند مورد ديگر هم احمدي نژاد را مورد تشويق قرار دادند.يکي از آن موارد، دعوت احمدي نژاد از دانشجويان دانشگاه کلمبيا به ايران بود که گفت: من خودم چهره دانشگاهي هستم.شما را به ايران دعوت مي کنم تا به هر کدام از دانشگاههايي که خواستيد برويد و با دانشجويان صحبت کنيد تا چهره واقعي ايران را ببينيد.
احمدي نژاد در پاسخ به سئوال يکي از اهالي داخل سالن در خصوص وضعيت زنان در ايران گفت:" شما بايد به ايران سفر کنيد تا ببينيد که زنان ما در چه ميزان رضايت از زندگي به سر مي برند. ما هيچ مشکلي با زنانمان نداريم و تکريم به مادر يکي از رسوم سنتي ما محسوب مي شود که دست مادر را فرزندانش مي بوسند.
يکي از زنان ايراني حاضر در جلوي درب دانشگاه کلمبيا در اينجا به صداي بلند دليل آمدن خود به آنجا را قوانين ضد زن محمود احمدي نژاد عنوان کرد.
رنجنامه خانواده های مجید توکلی، احمد قصابان واحسان منصوری به همراه جزئیات تکان دهنده ای در مورد شکنجه دانشجویان، اميرکبير
به نقل از "خبرنامه ی گویا"
خانواده های مجید توکلی،احمد قصابان و احسان منصوری طی رنجنامه ای افشاگرانه خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی ،آنچه را که در زندان بر این سه دانشجو رفته است را آشکار نمودند.در این نامه که با گذشت ۸۰ روز از بازداشت این سه نفر نوشته شده است به آزارهای جسمی و روانی که در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاییه درخواست پیگیری این وضعیت شده است.
متن این نامه به شرح زیر می باشد.
بسمه تعالی
لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای هاشمی شاهرودی
با سلام و تحیت
این چهارمین نامه ای است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالی می نگاریم.
همان طور که می دانید طی نامه های گذشته نگرانی خود را نسبت به آزار و اذیت جسمی و روحی فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نمودیم و از حضرتعالی درخواست نمودیم به عنوان عالی ترین مقام قضایی کشور مانع از تحقق چینن روندی شوید.هم اینک از جمع هشت دانشجوی زندانی ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزیز ما همچنان در زندان می باشند.
جناب آقای شاهرودی
طی این مدت طولانی هر آنچه از وضعیت فرزندانمان در زندان شنیدیم،هیچ نگفتیم و به امید عدالت دستگاه قضایی و آزادی دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آمیز فرو بستیم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادی ۵ دانشجوی دیگر با شنیدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زیر به استحضار می رسانیم:
آزارهای روانی :
۱- بازجویی طولانی مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط یک تیم ۷ نفره و نیز بازجویی های گاه و بیگاه شامل نیمه های شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگیری ،ضرب و شتم و آزار اعضای خانواده و همچنین اخباری مبتنی بر بیماری(سکته قلبی) و انتقال اعضای خانواده به بیمارستان
۳- پخش صداهای آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوری که مانع خوابیدن دانشجویان می شده است.
۴- توهین های شدید و سخیف به فرد و اعضای خانواده
۵- اهانت به دانشجویان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهدید های مختلف اعم از تهدید به قتل و ضرب و جرح شدید و تهدید به آزار رساندن به اعضای خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدین از محل کار ، حکم قطعی شلاق ( ۸۰ ضربه ) برای فرد
۸- فرستادن دانشجویان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ی آزادی و تحویل کلیه وسایل دانشجویان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادی
آزار های جسمی :
۱- ضرب و شتم شدید توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بیهوشی و انتقال فرزندانمان به
بهداری بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سینه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتی که در اثر ضربه دانشجویان از روی صندلی سقوط کرده یا به شدت به دیوار برخورد می کردند .
۳- ضربه زدن روی دستبند به صورتی که آثار کبودی و تورم تا هفته ها روی دست آنها بوده است .
۴- نگهداری در سلول هایی با اندازه های کوچک بطوریکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداری در سلول هایی بدون زیر انداز و هیچگونه وسیله دیگری
۶- اجبار به ایستادن متوالی طولانی مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق برای ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجویان روی زمین و اذیت و آزار توسط تیم هفت نفره باز جویی از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ایستادن روی پا ها و کمر و نشستن روی پشت و کمر.
۹- اجبار به ایستادن روی یک پا بصورت متوالی به مدت طولانی ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتی که به دیوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شدید حین انتقال به زندان به صورتی که مسئولین بند ۲۰۹ از تحویل گرفتن فرد اجتناب می کردند .
۱۳- اجبار دانشجویان به خواندن مقالات موهن با صدای بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ویزیت دانشجویان توسط پزشک بند و استفاده از دارو های مورد نیاز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولانی از قبیل نشستن و بلند شدن متوالی ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …
جناب آقای شاهرودی
کلمه کلمه آنچه که در بالا آمده است همچون تیری بر قلب ما نشسته است وباز هم این سوال را تکرار می کنیم که مگر یک جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه میزان شکنجه و فشار را دارد،گرچه چنین فشارهایی آن هم طی ۸۰ روز برای هیچ کس قابل تحمل نیست .و بازاین سوال را مطرح می کنیم که آیا اعترافاتی که از طریق بدست آید قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنیتی تلاش دارد در حالی که چند جوان مسلمان خود توهین به ائمه(ع) و حجاب را محکوم می کنند با زور به آنها القا نماید که نشریات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگیرد.هدف از بررسی این پرونده یافتن حقیقت و ممانعت از تکرار مجدد چنین اتفاقاتی بوده است و یا متهم کردن چند دانشجوی بی گناه به هر قیمت.
آن چه روی داده است آنچنان با قوانین اساسی ،حقوقی، شهروندی ونیز دین و اخلاق فاصله دارد،که دیگر نه جایی برای شکوه کردن از نقض قانون ودین و اخلاق است و نه نایی برای ما برای تکرار مکررات پیشین.تنها این را می دانیم که هر آنچه که در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شدید ترین فشارهای روحی و جسمی که به بخشی از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هیچ یک از این اعترافات را قبول نداریم و سخنانی از آنها قابل قبول است که در فضای آزاد و بیرون از زندان گفته شود.
جناب آقای شاهرودی
ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جویانه جنابعالی هستیم تا بار دیگر بارقه امید به اجرای عدالت در دلهای سوخته مان روشن شود و باور کنیم که دانشجویان نخبه این کشور که آینده سازان فردای کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان میراث داران فردای ایران نگریسته می شوند و هرگز به کسی اجازه داده نمی شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نماید.
بی شک همه ما در پیشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوی همه اعمال خود خواهیم بود.درخواست ما از جنابعالی آن است که با پی گیری های ویژه، ضمن پایان این روند در بررسی پرونده نشریات دانشجویی جعلی در یکی از زیرمجموعه های دستگاه قضایی اجازه تضییع حق عزیزان دربندمان را ندهید و دستور آزادی آنان را صادر فرمایید.
با تشکر و تجدید احترام
خانواده های سه دانشجوی زندانی :مجید توکلی،احمد قصابان،احسان منصوری
جزئیات تکان دهنده دیگری از شکنجه دانشجویان بازداشت شده فاش شد
یک منبع آگاه جزئیات بیشتری از شرح شکنجه دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر جهت اعتراف گیری از ایشان فاش کرد. گفته می شود برخی از این موارد ابتدا در رنجنامه والدین احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری ذکر شده بود که بنا به ملاحظاتی در نهایت از این نامه حذف شد.
شنیده ها حاکی از آن است که دانشجویان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهای جنسی قرار گرفته اند. بازجوهای وزارت اطلاعات در طول مدت بازجویی، دانشجویان را به شیوه های مختلف مورد اذیت و آزارهای جنسی قرار می دادند. به عنوان نمونه دانشجویان را به پشت روی زمین می خواباندند و لباس هایشان را از تنشان خارج کرده و به شیوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و… آن ها را مورد تهدید قرار می دادند. شدت ضرب و شتم و شکنجه های روحی روانی دانشجویان به حدی بوده که صدای گریه و ناله های ایشان از اتاق های بازجویی و سلول های انفرادی به گوش دوستانشان که در اتاق های بازجویی یا سلول های مجاور قرار داشتند می رسیده است. در اثر آزار و اذیت دانشجویان توسط تیم بازجویی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوین چند نفر دانشجویان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی زده اند که آثار این عمل هنوز روی بدن آن ها قرار دارد.
گفتنی است دانشجویان بازداشت شده به صورت مداوم از برخی از اعضای بسیج دانشگاه امیرکبیر و کارکنان اداره کل فرهنگی به عنوان عامل اجرایی جعل نشریات دانشجویی و علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، به عنوان مسئول این قضیه نام می بردند که به محض نام بردن از دکتر رهایی و اعضای بسیج به شدت از سوی بازجویان مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند.
گزارش ها حکایت از آن دارد که دانشجویان بازداشت شده در عین حال که توسط یک تیم ۷ نفره در نیمه های شب بازجویی می شدند و طول زمان بازجویی گاها به بیش از ۱۲ ساعت می رسیده، در تمام طول این مدت اجازه صرف غذا یا نوشیدن آب نداشتند. مگر در مواردی که دانشجویان زیر شکنجه های طاقت فرسا بیهوش می شدند که بازجوها به کمک بهیاران بند ۲۰۹ اوین در حدی که دانشجویان دوباره به هوش بیایند به ایشان آب می دادند. همچنین در طول مدت بازجویی به دانشجویان اجازه رفتن به دستشویی نیز داده نمی شده به حدی که این دانشجویان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همین خاطر به شدت از سوی بازجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجویان به حدی بوده که گاه لباس های دانشجویان در حین بازجویی پاره می شده است.
همچنین این منبع آگاه به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفت بازجوها در عین این که دانشجویان را مجبور به انجام طاقت فرسا مانند خم شدن و گرفتن مچ پاها می کردند، چند نفری روی کمر دانشجو سوار می شدند. همچنین در مواردی که دانشجویان در اثر ایستادن های طولانی مدت کنترل خود را از دست داده و به روی زمین سقوط می کردند، بازجوها با گرفتن موها و بلند کردن ایشان، آن ها را مجبور می کردند دوباره سر پا بایستند. از جمله آزارهای روحی روانی دانشجویان این بوده که در مواردی ایشان را به بند اعضای گروه تروریستی القاعده منتقل نموده اند.
تیم بازجویی تلاش زیادی جهت گرفتن اعتراف دروغ مبنی بر انتشار نشریات جعلی توسط دانشجویان بازداشت شده و همچنین ارتباط دادن این غائله با احزاب اصلاح طلبی مانند حزب کارگزاران و سازمان مجاهدین انقلاب داشته اند. علاوه بر این بازجویان تلاش وافری جهت ارتباط دادن غائله نشریات جعلی با انقلاب های مخلمین داشته اند.
بیانیه دیده بان حقوق بشر در باره ی پنج تن از زندانیان سیاسی در ایران
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
(واشینگتن دی سی، 31 شهریور 1386) – سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اظهار داشت که حکومت ایران باید به فوریت، علی شاکری را آزاد کند. وی یک ایرانی- آمریکایی است که بدون تفهیم اتهام بیش از چهار ماه است که در بازداشت به سر می برد.سازمان دیده بان حقوق بشر همجنین نگرانی خود را از بی اعتنایی مقامات مسئول ایرانی به حقوق اساسی شاکری و چهار روزنامه نگار دانشجوی ایرانی اعلام می دارد.
نیروهای امنیتی ایران، علی شاکری را در 18 اردیبهشت سال 1386 هنگامی بازداشت کردند، که وی می خواست از مرز هوایی فرودگاه مهرآیاد خارج شود. سپس او را به زندان اوین در تهران منتقل کردند و بدون هرگونه دسترسی به مشاوره حقوقی و مشخص کردن دلایل یازداشت و جرم ارتکابی روانه سلول انفرادی کردند.کاوه شاکری، پسر علی شاکری به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات مربوطه تاکنون به سئوالات متعدد خانواده شاکری پاسخ نداه اند که چرا علی شاکری دستگیر شده است و چه زمانی وی ممکن است آزاد شود.
جو استورک معاون رئیس خاور میانه سازمان دیده بان حقوق بشر گفت: "این ناعادلانه است که حکومت ایران علی شاکری را بیش از چهارماه در سلول انفرادی نگه داشته است. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران باید سریعا دستور دهد وی را آزاد کنند."
شاکری 59 ساله، یک واسطه معاملات ملکی و از بنیانگزاران نهاد "ابتکار شهروندان برای صلح" در دانشگاه کالیفرنیا شعبه شهر ارواین است. وی در 25 اسفند 1385 به تهران سفر کرد تا از مادرش که در بیمارستان بستری شده بود، عیادت کند. اما بعد از درگذشت وی برای ترتیب دادن مراسم خاکسپاری و ترحیم در ایران ماند.
در همان روزی که شاکری بازداشت شد، ماموران وزارت اطلاعات یک ایرانی- آمریکایی دیگر، هاله اسفندیاری را نیز بازداشت کردند. در 23 اردیبهشت، مسئولان سومین ایرانی- آمریکایی کیان تاجبخش را دستگیر کردند. حکومت نهایتا، هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش را به "جاسوسی" " برنامه ریزی برای براندازی نرم" و "اقدام بر علیه امنیت ملی" متهم کرد اما آنها در ازاء تودیع وثیقه به ترتیب در 30مرداد و 29 شهریور سال 1386 آزاد شدند.
(http://hrw.org/english/docs/2007/05/31/iran16025.htm)
سازمان دیده بان حقوق بشر همچنین اعتراض جدی خود را به حکومت ایران اعلام می کند که چرا حقوق اساسی چهار روزنامه نگار دانشجوی ایرانی، احمد قصابان، احسان منصوری، مجید توکلی و سهیل آصفی را که کماکان در زندان بسر می برند و از ملاقات با وکیل محروم هستند را نادیده گرفته است.
پلیس و نیروهای امنیتی در 9 مرداد 1386 با حکم تفتیش و بازرسی وارد منزل سهیل آصفی شدند و کامپیوتر، دست نوشته ها و وسایل شخصی او را ضبط کردند. در 13 مرداد پس از اینکه آصفی بر اساس احضاریه در شعبه دوم بخش ویژه بازرسی های امنیتی دادستانی عمومی تهران حضور یافت، توسط ماموران امنیتی بازداشت و بدون هر گونه تفهیم اتهامی روانه زندان اوین شد.
آصفی 24 ساله یک روزنامه نگار، دانشجوی رشته فیلم سازی و وبلاگ نویس است که با نشریه الکترونیک روز آن لاین همکاری داشته است. افرادی که در ایران با خانواده آصفی در تماس هستند به سازمان دیده بان حقوق بشر گقتند که مامورین مربوطه آصفی را در سلول انفرادی بازداشتگاه 209 زندان اوین نگاه می دارند، جایی که وی را بازجویی کرده و از ملاقات وی با وکیل و یا خانواده ممانعت به عمل می آورند.
مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری نیز از اردیبهشت ماه در بازداشتگاه 209 زندان اوین بسر می برند که ماموران وزارت اطلاعات آنها را به اتهامات "توهین به مقامات ارشد نظام" " تشویش اذهان عمومی" و " چاپ مطالب موهن و فتنه انگیز در نشریات دانشجویی" بازداشت کردند.
دانشجویان همواره مصرانه اعلام کردند که نشریات حاوی مطالب توهین آمیز جعلی است و آنها هیچ نقشی در انتشار آنها نداشته اند. خانواده های توکلی ، قصابان و منصوری در 2 مرداد 1386 طی نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضائیه، آیت الله هاشمی شاهرودی، اعلام کردند که فرزندانشان مورد اذیت و آزار جسمی و روانی در بازداشتگاه 209 قرار گرفته اند. (http://hrw.org/english/docs/2007/07/27/iran16512.htm)
جو استورک گفت: "حکومت نباید کسانی را به خاطر آنچه که نوشته اند، در زندان نگاه دارد. چهار دانشجو باید سریعا آزاد شوند."
این بیانه اینجا روی وبسایت سازمان دیده بان حقوق بشر قرار می گیرد:
http://hrw.org/persian/docs/2007/09/22/iran16938.htm
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با افراد زیر تماس بگیرید:
واشنگتن دی سی ، جو استورک ( انگلیسی) 4925-299-202 ( موبایل)
در نیورک سارا لی ویستون ( انگلیسی) 0172-362-718-1+( موبایل)
ادامه بازداشت ها و تهدید خانواده های قربانیان قتل عام ۶۷
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران در گزارشی که در روز ٣۱ شهریوز منتشر کرده اند، از ادامه ی بازداشت ها و فشار بر خانواده های قربانیان قتل عام سال سال ۶۷ خبر داده اند.
بنابر این گزارش تعداد اعضای خانواده های دستگیر شده قتل عام زندانیان سیاسی سال ۱٣۶۷ و شرکت کنندگان در ۱۹ مین سالگرد این مراسم به ۱۲ نفر رسیده است.
این گزارش می گوید: مامورین وزارت اطلاعات از روز ۱۱ شهریور ۱٣٨۶ یورش به منازل خانواده های قربانیان قتل عام زندانیان ۱٣۶۷ را آغاز کردند. این یورش ها در فاصله ی نیمه شب تا ساعت پنج صبح صورت گرفته است. بازرسی از منازل وحشیانه و غیرانسانی بوده و از آنجائی که بعضی از خانواده ها دارای بچه های خردسال و یا افراد مسنی که بعضی از آنها دارای ناراحتی قلبی هستند، موچب وحشت شدید کودکان و تشدید بیماری افراد مسن گردیده است. مامورین وزارت اطلاعات در پاسخ به اعتراضات همسایه ها، خود را از مامورین مبارزه با مواد مخدر معرفی کرده اند.
مطابق این گزارش مامورین وزارت اطلاعات ابتدا تماتی اعضای خانواده را در یک اطاق جمع کرده و سپس تمامی خانه را مورد بازرسی خود قرار می داده اند. بازرسی ها با درهم ریختن و شکستن لوازم منزل همراه بوده است. آنها پس از بازرسی و جمع آوری کامپیوترها، دست نوشته ها، کتابها و حتی کتابهای درسی دانشجویان، سی دی، دسته چک، پولهای نقد موجود در خانه که برای امرار معاش خانواده است و سایر لوازم شخصی را ضبط و همراه با افراد دستگیر شده با خود می برند. از آنجائی که در اکثر موارد سرپرست خانواده ها دستگیر شده اند و تمامی امکانات مالی خانواده را ضبط کرده اند، سایر اعضای خانواده را در تنگنای مالی شدیدی قرار داده اند. این وضعیت در آستانهی سال تحصیلی،د فشار را بر خانواده ها را مضاعف کرده است.
مامورین وزارت اطلاعات اعضای خانواده های دستگیر شده را تحت فشار قرار داده اند تا دستگیری اعضای خانواده شانرا فاش نکنند و تهدید کرده اند در غیر این صورت سایر اعضای خانواده را هم بازداشت خواهند کرد.
به خانواده ها اطلاع داده نشده که دستگیرشدگان را در کجا زندانی کرده اند. مراجعات خانواده ها به دادگاه انقلاب و زندان اوین برای پیگیری وضعیت عزیزانشان و محل نگهداری آنها روزها بدون پاسخ باقی می ماند.
گزارش می افزاید: آقای پیروز منصوری ۴۷ ساله در ساعت ۵ صبح ۱۱ شهریور ۱٣٨۶ با یورش به منزلش دستگیر و توسط ماموران به نقطه ی نامعلومی منتقل شد. مامورین وزارت اطلاعات کامپیوتر او و فرزند دانشجویش و سایر لوازم شخصی را ضبط و با خود بردند. مامورین وزارت اطلاعات خانوادهی آقای منصوری را تحت فشار قرار داده اند که دستگیری وی را اعلام نکنند و در غیر اینصورت با عواقب بدی مواجه خواهند شد. خانوادهی آقای منصوری بارها به دادگاه انقلاب و زندان اوین مراجعه کردند. راسخ بازپرس شعبهی ۱ دادکاه آنقلاب که در حال حاضر پرونده آقای منصوری را در دست دارد، برخوردی پرخاشگرانه و تهدید آمیز با بستگان وی داشته است.
گزارش می افزاید: راسخ از پازپرسانی است که زیر نظر سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد کار می کند. او بازجوئی از دستگیر شدگان اخیر سندیکای شرکت واحد را به عهده داشته و همچنین قرار بازداشتها و دستور انتقال زندانیان سیاسی را به سلول انفرادی را با مشورت حسن زارع دهنوی صادر می کند.
گزارش سپس اسامی تعداد دیگری از افراد دستگیر شده را به قرار زیر اعلام کرده است.
۱- آقای علی سارمی
۲- خانم طاهره سوداگری
٣ – فرشید سوداگری
۴ – آقای محسن نادری
تمامی زندانیان سیاسی فوق در بند ۲۰۹ اوین که تحت نظارت وزارت اطلاعات است، زندانی هستند. از زمان دستگیری تا به حال خانواده های آنها هیچگونه اطلاعی از وضعیت عزیزانشان ندارند.
مردم ايران به حمايت جهاني نياز دارند
متن نامه و اسامي امضا کنندگان نامه تقديمي گنجي به سازمان ملل 
هفته پيش اکبر گنجي، روزنامه نگار ايراني، نامه مشترک 300 تن از برجسته ترين نظريه پردازان و روشنفکران جهان در حمايت از جنبش دموکراسي خواهي مردم ايران را تقديم سازمان ملل متحد کرد. روشنفکران نامدار جهان طي اين نامه هر گونه حمله نظامي به ايران، به هر بهانه اي را رد کرده و خواهان توجه به نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر در ايران شده اند. در اين نامه ضمن اشاره به سرکوب روشنفکران، دانشجويان، روزنامه نگاران، معلمان، کارگران و زنان، از دبير کل سازمان ملل درخواست شده براي آزادي کليه زندانيان سياسي – عقيدتي ايران اقدام نمايد. نامه به دبير کل سازمان ملل، از سوي ديگر سياست هاي نظامي گرايانه و مداخله جويانه ي دولت آمريکا را محکوم کرده است.
متن اين نامه، که پيشتر خبر آن در روز و سايت هاي ديگر به چاپ رسيده بود، به شرح زير است:
عاليجناب بانکي مون، دبير کل محترم سازمان ملل
مردم ايران از نظر "موقعيت بين المللي" و "وضعيت داخلي" در شرايط ويژه اي به سر مي برند. از نظر بين المللي خطر حمله نظامي آمريکا و تحريم هاي گسترده شوراي امنيت آنان را تهديد مي کند و از نظر داخلي، يک حکومت خودکامه، از طريق سرکوب سازمان يافته، گسترده و مداوم آنها را در شرايط مرگ و زندگي زنداني کرده است.
دولت آمريکا طي نيم قرن گذشته نه تنها هيچگاه به رشد دموکراسي در ايران کمک نکرده است، بلکه در تمام طول اين سالها تمام سياست ها و اقداماتش به زيان نيروهاي دموکرات و آزاديخواه ايراني بوده است. کودتا عليه دولت ملي مصدق، و حمايت بي دريغ از رژيم خودکامه شاه به عنوان ژاندارم آمريکا در خليج فارس تنها گوشه اي از آن سياست نادرست است. رويارويي دولت هاي آمريکا و ايران طي سه دهه گذشته، شرايط را براي نيروهاي آزاديخواه و مدافع حقوق بشر ايراني بسيار دشوار کرده است. رژيم ايران در اين شرايط به بهانه خطرات ناشي از اقدامات دولت آمريکا، نيروهاي نظامي – امنيتي را بر سر کار آورده، تمامي منابع اطلاع رساني مستقل داخلي را تعطيل نموده، و فعالان حوزه حقوق بشر را به نام عوامل دشمن سرکوب مي نمايد. دولت آمريکا با تصويب بودجه اي براي کمک به دموکراسي در ايران که در واقع صرف هزينه هاي مربوط به نهادها و رسانه هاي رسمي وابسته به دولت آمريکا شده است، اين فرصت را براي دولت ايران فراهم آورده است که مخالفان خود را مزدور دولت آمريکا بخواند و با دستان گشوده آنها را سرکوب نمايد. از سوي ديگر، حتي سخن گفتن از "احتمال" حمله نظامي به ايران هم کار را بر آزاديخواهان و مدافعان حقوق بشر در ايران دشوار مي کند. هيچ ايراني اي حاضر نيست شرايطي مشابه عراق يا افغانستان براي ايران پيش آيد. همچنين نيروهاي دموکرات ايراني با نگراني عميقي حمايت برخي محافل آمريکايي را در حمايت از حرکتهاي تجزيه طلبانه در ايران شاهدند. حفظ تماميت ارضي ايران، براي تمامي مبارزان دموکراسي و حقوق بشر در ايران مهّم است. ما دموکراسي را براي ايران و تمام مردم ايران مي خواهيم. و در عين حال بر اين باوريم که تجزيه کشورهاي منطقه خاورميانه به آشوب هاي گسترده و طولاني مدّت منطقه اي دامن خواهد زد. دولت آمريکا براي کمک به فرايند دموکراتيک شدن منطفه خاورميانه مي تواند به برقراري صلحي عادلانه ميان اعراب واسرائيل کمک نمايد و امکان تشکيل يک دولت واقعاً مستقل فلسطيني را در کنار دولت مستقل اسرائيل فراهم آورد. حلّ عادلانه مسأله اعراب و اسرائيل و تشکيل دولت مستقل فلسطيني، بزرگترين ضربه را به بنياد گرايي و تروريسم در منطقه خاورميانه وارد خواهد آورد.
آقاي دبير کل
موقعيت خطرناک بين المللي ايران و پيامد هاي نزاع دولت ايران با دنياي غرب، توجه جهاني، خصوصاً سازمان ملل را از شرايط غير قابل تحملي که رژيم ايران براي مردم ايران پديد آورده، به کلي منحرف کرده است. نزاع بر سر تعليق غني سازي اورانيوم نبايد موجب فراموشي اين نکته شود که انقلاب مردم ايران در سال 1979 اگرچه انقلابي مردمي بود اما به هيچ وجه به شکل گيري نظامي دموکراتيک و ملتزم به حقوق بشر نينجاميد. دولت ايران، يک دولت بنياد گراي مذهبي است که حوزه خصوصي را به رسميت نمي شناسد، جامعه مدني را سرکوب و حقوق بشر را پايمال کرده و مي کند. هزاران زنداني سياسي در دهه اول انقلاب بدون حق دسترسي به دادرسي عادلانه اعدام شدند و دهها دگرانديش و دگرباش طي دهه دوم پس از انقلاب اسلامي ترور گرديدند. مطبوعات مستقل بي وقفه توقيف و روزنامه نگاران راهي زندانها مي شوند. تمام سايت هاي اطلاع رساني فيلتر مي شود و کتاب ها يا اجازه انتشار نمي يابد يا پيش از انتشار به تيغ سانسور شديد سپرده مي شود. زنان ايراني در شرايط کاملاً نابرابر با مردان قرار دارند، و هنگامي که برابري حقوقي خود را مطالبه مي کنند، به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به انواع فشارها و مجازاتهاي غير قانوني از جمله زندان محکوم مي شوند. در دهه آغازين قرن بيست و يکم هنوز مجازات سنگسار(بدترين نوع شکنجه توأم با مرگ) از جمله مجازاتهايي است که مطابق قانون در حقّ پاره اي شهروندان ايراني اعمال مي شود. گروهي از معلمان ايراني که براي بهبود وضعيت معيشتي خود دست به اعتراضاتي مدني و مسالمت آميز زده بوده اند، از کار اخراج شده اند، و شماري از آنها به مناطق دورافتاده تبعيد و يا مظلومانه به زندان افکنده شده اند. کارگران ايراني ازحق تشکيل اتحاديه هاي کارگري مستقل از دولت محروم اند. کارگراني که براي احقاق حقوق صنفي خود تقاضاي تأسيس اتحاديه هاي کارگري را دارند مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند و به زندان افکنده مي شوند. دانشجويان ايراني طي سالهاي گذشته بيشترين هزينه ها را راه دفاع از آزادي و حقوق بشر پرداخته اند. دستگاههاي امنيتي وابسته به دولت از ورود جواناني که منتقد عقايد رسمي حکومت اند به دانشگاهها جلوگيري مي کند، و دانشجوياني که از صافي گزينشهاي عقيدتي و سياسي به سختي عبور مي کنند و به دانشگاه راه مي يابند حقّ هيچ گونه فعاليت ناقدانه مسالمت آميز عليه دولت را ندارند، و در صورتي که فعاليتهاي آنها مورد پسند صاحبان قدرت قرار نگيرد، از دانشگاه اخراج مي شوند، و حتّي در بسياري موارد به زندان افکنده مي شوند. همچنين جمهوري اسلامي قريب به يک ربع قرن است که اساتيد دگرانديش را از دانشگاهها اخراج کرده و همچنان مي کند. از سوي ديگر، در زندانهاي جمهوري اسلامي مخالفان را وادار مي کنند که به جرائم ناکرده اعتراف و از آنها ابراز ندامت نمايند، و آن اعترافات ساختگي را که تحت فشار انجام پذيرفته است به شيوه هاي استالينيستي در رسانه هاي عمومي به نمايش مي گذارند. در ايران انتخابات رقابتي، عادلانه و منصفانه وجود ندارد، و به جاي آن انتخاباتي فرمايشي و سرشار از تقلب برگزار مي شود. و حتّي کساني هم که به اين شيوه فرمايشي به پارلمان و قوّه مجريه راه مي يابند امکان و اختياري براي تغيير و تحول ندارند. تمام اختيارات قانوني و فراقانوني در دست رهبر است که به شيوه سلاطين خودکامه بر حکومت حکم مي راند.
آقاي دبير کل
آيا جنابعالي مطلع ايد که در ايران منتقدان و دگرانديشان و دگرباشان قانوناً از " حق حيات " محروم هستند؟ مطابق ماده 226 قانون مجازات اسلامي و تبصره 2 ذيل بند ج قسمت ب ماده 295 همان قانون هر کس هر شهروندي را مهدورالدم تشخيص دهد حق دارد او را به قتل برساند. طي ساليان گذشته دگرانديشان و دگرباشان بسياري با استناد به اين ماده به قتل رسيده اند و جنايتکاران در دادگاهها تبرئه شده اند. در اين شرايط هيچ دگرباش و دگرانديشي در ايران حق حيات ندارد. چون مطابق احکام فقهي و قوانين جمهوري اسلامي دايره " مهدور الدم" بسيار وسيع است.
آيا جنابعالي مطلع ايد که در ايران نويسندگان قانوناً ممنوع القلم مي شوند. مطابق تبصره 8 بند 2 ماده 9 قانون مطبوعات، نويسندگاني که به اتهام "تبليغ عليه نظام" متهم شود، تا آخر عمر "حق هيچ گونه فعاليت مطبوعاتي را ندارند". طي سالهاي گذشته تعداد زيادي از نويسندگان و روزنامه نگاران در دادگاهها به اتهام تبليغ عليه نظام محکوم شده اند. احکام دادگاهها حاکي از آن است که هرگونه انتقاد از نهادهاي حکومتي تبليغ عليه نظام محسوب مي شود.
آقاي دبير کل
مردم ايران و نيروهاي آزاديخواه ايراني در شرايط دشواري زندگي مي کنند. آنها به حمايت اخلاقي – معنوي آزاديخواهان جهان و دخالت مؤثر سازمان ملل نياز دارند. ما حمله نظامي به ايران، به هر دليل و بهانه اي، را رد مي کنيم. و در عين حال، از شما و تمام روشنفکران و آزاديخواهان جهان تقاضا و انتظار داريم که حکومت ناقض حقوق بشر در ايران را اخلاقاً محکوم نماييد، و خصوصاً از شخص جنابعالي به عنوان دبيرکل سازمان ملل متوقعيم که در جهت ايفاي وظيفه قانوني خود حکومت ايران را به واسطه نقض گسترده مواد اعلاميه جهاني حقوق بشر، و نيز ساير تعهدات بين المللي اش در رابطه با حقوق بشر مورد شماتت و توبيخ قرار دهيد. ما خصوصاً اميدواريم که با دخالت سريع جنابعالي تمام زندانيان سياسي – عقيدتي ايران که روز به روز در شرايط دشوارتر و مصيبت باري تري قرار مي گيرند از زندانها آزاد شوند. ملّت ايران از خود مي پرسند که آيا شوراي امنيت سازمان ملل فقط براي تعليق غني سازي اورانيوم قاطعيت و کارآيي دارد، اما زندگي مردم ايران که حقوق اساسي آنها روز به روز به نحو فزاينده مورد تعرض قرار مي گيرد از منظر آن شورا مهم تلقي نمي شود؟ آزادي، دموکراسي، و حقوق بشر حق مسلم مردم ايران است. ما اميدواريم که سازمان ملل و نيز تمام نهادها و افراد مدافع دموکراسي و حقوق بشر حمايت خود را از جنبش آزاديخواهي و دمکراسي طلبي مردم ايران دريغ نکنند.
اسامي امضاء کنندگان نامه
1- يورگن هابرماس
2- چارلز تيلور(دانشگاه مک گيل)
3- نوام چامسکي(دانشگاه ام.آي .تي)
4- رونالد دورکين(دانشگاه نيويورک)
5- رابرت بلا (دانشگاه کاليفرنيا،برکلي)
6- السدر مک اينتاير( دانشگاه نتردام)
7- اورهان پاموک (برنده ي جايزه نوبل ادبيات 2006)
8- جي.ام.کوتزي(برنده جايزه نوبل ادبيات 2003)
9- سآموس هآني( برنده جايزه نوبل ادبيات1995)
10- ناداين گوردايمر(برنده جايزه نوبل ادبيات 1991)
11- مريد کوريگال-ناگيره (برنده جايزه صلح نوبل 1976)
12- امبرتو اکو( نويسنده ، ايتاليا)
13- ماريو وارگاس يوسا ( نويسنده، پرو)
14- ايزابل آلنده( رمان نويس، شيلي)
15- رابرت دال(دانشگاه ييل)
16- مايکل والتسر(دانشگاه پرينستون)
17- شيلا بن حبيب (دانشگاه ييل)
18- کرونل وست(دانشگاه پرينستون)
19- مايکل سندل( دانشگاه هاروارد)
20- اريک هابسباوم(کالج بيربک، دانشگاه لندن)
21- نانسي فريزر(دانشگاه نيواسکول)
22- فيليپ پتيت (دانشگاه پرينستون)
23- اسلاوي ژيژک(دانشگاه لوبليانا )
24- دانيل بل (دانشگاه سينگ هي يو)
25- نيکي کدي(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
26- مارشال برمن(دانشگاه شهر نيويورک)
27- هيلري پاتنام (دانشگاه هاروارد)
28- رابرت پاتنام(دانشگاه هاروارد)
29- آلن راين(دانشگاه اکسفورد)
30- زيگموند باومن(دانشگاه ليدز)
31- ريچارد جي. برنشتاين (دانشگاه نيواسکول)
32- نيکولاس ولستروف(دانشگاه ييل)
33- طلال اسد (دانشگاه شهر نيويورک)
34- جاشوا کوهن دانشگاه استنفورد)
35- اندرو آراتو( دانشگاه نيواسکول)
36- خوزه کوزونوا( دانشگاه نيواسکول)
37- چارلز تيلي(دانشگاه کلمبيا)
38- ديويد هلد (دانشگاه ال.اس.اي )
39- جوزف راز( دانشگاه کلمبيا)
40- کلاوس اوفه(دانشگاه هومبولت ، برلين)
41- اگسل هونت(دانشگاه فرانکفورت)
42- خالد ابوالفضل(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
43- نصر حامد ابوزيد( دانشگاه ليدن)
44- عبداللهي النعيم (دانشگاه اموري)
45- سعد الدين ابراهيم(دانشگاه آمريکايي قاهره)
46- عبدالقادر طيب( دانشگاه کيپتاون)
47- زکيا سليم(دانشگاه ايالت ميشيگان )
48- استنلي هافمن(دانشگاه هاروارد)
49- هنري لوئيس گيتس (دانشگاه هاروارد)
50- چالرز اس. مير(دانشگاه هاروارد)
51- سارا روي(دانشگا هاروارد)
52- ويليام ا. گراهام(دانشگاه هاروارد)
53- الين برنارد(دانشگاه هاروارد)
54- الکساندر کيسار(دانشگاه هاروارد)
55- فريد ايزاک(دانشگاه هاروارد)
56- هاروي کاکس(دانشگاه هاروارد)
57- عمران گورشي (دانشگاه هاروارد)
58- جان ترومپ بور(دانشگاه هاروارد)
59- ريچارد فالک(دانشگاه پرينستون)
60- کوامه آنتوني آپايا(دانشگاه پرينستون )
61- آلکساندر نهامز(دانشگاه پرينستون)
62- آنه ماري اسلاتر(دانشگاه پرينستون)
63- جفري استوت(دانشگاه پرينستون)
64- ميرهام کانکلر(دانشگاه پرينستون)
65- پارسا کترجي(دانشگاه کلمبيا)
66- تاد گيتلن(دانشگاه کلمبيا)
67- اکيل بيلگرامي (دانشگاه کلمبيا)
68- ساشکيا ساسن(دانشگاه کلمبيا)
69- ناديا اوربيناتي(دانشگاه کلمبيا)
70- آرتور دانتو(دانشگاه کلمبيا)
71- کلودي لومينيتز(دانشگاه کلمبيا)
72- ليلا ابو لوقود( دانشگاه کلمبيا)
73- گااوري ويسواناتان(دانشگاه کلمبيا)
74- ويليام ار.رف(دانشگاه کلمبيا)
75- آلفرد استپان(دانشگاه کلمبيا)
76- استفن هولمز(دانشگاه نيويورک)
77- تيموتي ميچل(دانشگاه نيويورک)
78- توني جوت ( دانشگاه نيويورک)
79- زکري لاکمن(دانشگاه نيويورک)
80- آدام پرتزورسکي (دانشگاه نيويورک)
81- دي پش چاکرابارتي(دانشگاه شيکاگو )
82- فرد دونر(دانشگاه شيکاگو)
83- مانوئلا کارنيرو دا کونها (دانشگاه شيکاگو)
84- جان اسپوزيتو(دانشگاه جورج تاون)
85- نورمن بيرباون(دانشگاه جورج تاون )
86- سامر شهاتا( دانشگاه جورج تاون )
87- جوديت تکر(دانشگاه جورج تاون)
88- جوآن راپاپورت(دانشگاه جرج تاون)
89- آريستيد زولبرگ(دانشگاه نيو اسکول
90- ارجون آپادورايي(دانشگاه نيواسکول)
91- کورتني يونگ(دانشگاه نيواسکول)
92- سيمون کريچلي(دانشگاه نيواسکول)
93- الزبيتا ماتينا(دانشگاه نيواسکول)
94- آليس امسدن( دانشگاه ام. آي.تي)
95- استفن ون اورا( دانشگاه ام.آي.تي)
96- شارون استنتون راسل(ام.آي.تي)
97- آوي شلام ( دانشگاه اکسفورد)
98- ريچارد کاپلان( دانشگاه اکسفورد)
99- آلن مک فارلن ( دانشگاه کمبريج)
100- ارنستو لکلاو(دانشگاه اسکس، انگليس)
101- جان کين(دانشگاه وست مينستر، لندن)
102- ماري کالدور(دانشگاه ال.اس.اي لندن)
103- پاول گيل روي(مدرسه اقتصادي لندن)
104- ريچارد سنت(مدرسه اقتصادي لندن)
105- لزلي اسکلر(مدرسه اقتصادي و سياسي لندن)
106- سامي زوبيدا(بيربک کالج، دانشگاه لندن)
107- ضيا الدين سردار(دانشگاه شهر لندن)
108- روآن جاياشکارا(ويراستار ايندکس آنسن شيپ،لندن)
109- يان آرت شولت(دانشگاه وارويک، انگليس)
110- مارتين شاو(دانشگاه ساسکس، انگليس)
111- کريستوفر نوريس( دانشگاه کارديف، انگليس)
112- سايمن تورمي(دانشگاه ناتينگهام، انگليس)
113- طارق مودود(دانشگاه بريستول،انگليس)
114- کولين رووات(دانشگاه برمينگ هم ، انگليس )
115- وينا داس ( دانشگاه جان هاپکينز)
116- ويليام کونلي (دانشگاه جان هاپکينز)
117- ريچارد ولين(دانشگاه شهر نيويورک)
118- استنلي آرونو ويتز(دانشگاه شهر نيويورک)
119- فرد دالماير(دانشگاه نتردام)
120- شريف باسيوني(دانشگاه دپال)
121- بنيامين باربر(دانشگاه مريلند)
122- آريل دورف من ( دانشگاه دوک )
123- هاوارد زين(دانشگاه بستون)
124- استفن لوئيس )دانشگاه مک مستر)
125- مايکل بروبي(دانشگاه ايالت پنسيلوانيا)
126- استيون نادلر(دانشگاه ويسکانسين)
127- شنتال موفه (دانشگاه وسمينستر)
128- اشلي بمبه(دانشگاه ويتواتراسلند، افريقاي جنوبي)
129- ديک هاوارد(دانشگاه استوني بروک)
130- رونالد آرنسون(دانشگاه ايالت وين استيت)
131- مارک کينگ ول(دانشگاه تورنتو)
132- ازيوماردي عزرا(دانشگاه اسلامي شريف هداية الله، جاکارتا)
133- ديويد شوويک کارت (دانشگاه لا يولا، شيکاگو)
134- يوهان کول(دانشگاه ميشيگان)
135- کارلوس فورمنت( )
136- رونالد باينر(دانشگاه تورنتو)
137- ديويد اي. استنارد(دانشگاه هاوايي)
138- مورات بلگي(دانشگاه بيلگي، استانبول ترکيه)
139- توماس مک کارتي(دانشگاه ييل)
140- داگلاس کاسل(دانشگاه نتردام)
141- نيلوفر پذيرا( رئيس پن کانادا)
142- مارتين اسپادا(دانشگاه ماساچوست)
143- داگلاس کلنر(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
144- ويليام شپرد(دانشگاه کانتربري ، نيوزلند)
145- ديويد اينگرام(دانشگاه لويالاي شيکاگو)
146- گاوين کيچينگ( دانشگاه نيوست ولز، استراليا)
147- جول راجرز(دانشگاه ويسکانسي)
148- کارل باگس(دانشگاه ملي لس آنجلس)
149- احمد رشيد(روزنامه نگار لاهور)
150- داگلاس آلن(دانشگاه مين)
151- توماس کينان(کالج بارد)
152- رفيا زکريا(دانشگاه ايندانا)
153- شاديا دروري(دانشگاه رجانا،کانادا)
154- ويني لال(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
155- ملسا ويليامز( دانشگاه تورنتو)
156- ساندرا بارتکي(دانشگاه الينويز شيکاگو)
157- توماس شيهن(دانشگاه استنفورد)
158- جيمز توله(دانشگاه ويکتوريا)
159- آسما افسرالدين(دانشگاه نتردام)
160- ريک سالوتين(ستون نويس گلوب اندميل، تورنتو)
161- مارتين بک ماتوشتيک(دانشگاه پردو)
162- استفن زونز(دانشگاه سانفرانسيسکو)
163- استفن کينزر(دانشگاه نورث وسترن)
164- جيمز ريلي(دانشگاه تورنتو)
165- عايشه جلال(دانشگاه تافت)
166- اسماعيل پونه والا(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
167- اليزابت هورد(دانشگاه نورث وسترن)
168- مايکل مان(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
169- پاتريشيا اسپرينگ بورگ(دانشگاه آزاد بلزانو، ايتاليا)
170- هنري مان سون(دانشگاه مين)
171- چارلز کورزمن(دانشگاه کاروليناي شمالي)
172- استاديس، ن. کالي واس(دانشگاه ييل)
173- ماري آن تترالت(دانشگاه ترينيتي، تگزاس)
174- روبرت جنسن(دانشگاه تگزاس در آستين)
175- رشيد بگ(دانشگاه استلنبوچ،آفريقاي جنوبي)
176- روکسان ال. ايبن(کالج وز لي )
177- پيتر منداويل(دانشگاه جورج ميسن)
178- ادوارد فريدمن (دانشگاه ويسکانسين)
179- اينگريد متسون(دانشگاه هاردفورد)
180- مقتدر خان (دانشگاه دلاور)
181- دونکن اويسن(دانشگاه سيدني، استراليا)
182- ميشل براوز(دانشگاه ريک فورست)
183- رونالد جي. هيل(دانشگاه دوبلين، ايرلند)
184- گرگوري بائوم(دانشگاه مک گيل)
185- تامارا سان(کالج ويليام و مري، ويرجينيا)
186- صبا محمود(دانشگاه کاليفرنيا، برکلي)
187- مارک يورگنزماير(دانشگاه کاليفرنيا،سانتا باربارا)
188- لوکاس سوين(کالج دارموت)
189- چارلز باترورس(دانشگاه مريلند)
190- کرول پيتمن (دانشگاه کارديف)
191- امريتا باسو(کالج آمهرست)
192- فاواز گرگز(کالج سارا لورنز)
193- يونگ- باک کيم(دانشگاه آسيا پاسفيک)
194- آن نورتون(دانشگاه پنسيلوانيا)
195- سيسيليا لينچ(دانشگاه کاليفرنيا، ايرواين)
196- سوزان باک – مورس( دانشگاه کورنل)
197- حاجيت بورر(دانشگاه کاليفرنياي جنوبي)
198- دنيس جي. اشميت (دانشگاه ايالتي پن)
199- جان راستون شائول( نويسنده ، کانادا)
200- کوري برت اشنايدر(دانشگاه بران)
201- تيمور کوران(دانشگاه دوک)
202- پاول چامبرز(دانشگاه گلامگورن)
203- روبرت ار. ويليامز(دانشگاه اليانو شيکاگو)
204- نيکولاس زنوس(دانشگاه ماساچوست)
205- دبليو. دي. هارت(دانشگاه اليانو شيکاگو)
206- لوئيس آنتوني(دانشگاه ماساچوست)
207- راما مانتنا(دانشگاه اليانو شيکاگو)
208- سام بلاک( دانشگاه سيمون فراسر،کانادا)
209- جنويو فوجي جانسن(دانشگاه سيمون فراسر،کانادا)
210- شلي دين(کالج بودون)
211- کر گ کامپل (دانشگاه ادوارد)
212- مونا ال گباشي(کالج برنارد)
213- جاکو استوبل( دانشگاه تئولوژي ،تنسي)
214- ديويد مدنيکوف(دانشگاه ماساچوست)
215- ار. ايي.جنينگز(دانشگاه سيمون فراسر،کانادا)
216- وليد مبارک( دانشگاه آمريکايي لبنان)
217- نيکلا پرات ( دانشگاه اينگلياي شرقي)
218- يورليکا مارتين سون( دانشگاه علوم و تکنولوژي،نروژ)
219- جيليان شودلر ( دانشگاه ماسوچوست)
220- رابرت لي ( کالج کلرادو )
221- متو گاتمن(دانشگاه بران)
222- لوئيس کانتوري(دانشگاه مريلند)
223- کاترين لوتز(دانشگاه بران)
224- عزّالدين لاياچي(دانشگاه جونز)
225- کاتارزينا جارکا (دانشگاه جولونيان ،لهستان)
226- چ.سي. اريک ميدل فورت(دانشگاه ورجينيا)
227- ادموند برک( دانشگاه کاليفرنيا)
228- مايکل اوربان( دانشگاه کاليفرنيا)
229- سوزان مولر(دانشگاه مريلند)
230- لوري جي.سيرز(دانشگاه واشينگتن)
231- مارگريت لوي(دانشگاه واشينگتن)
232- ابراهيم موسي(دانشگاه دوک)
233- رابرت وار(دانشگاه کالگري،کانادا)
234- جان انتليز(دانشگاه فردهم)
235- جوآن لينز(دانشگاه ييل)
236- ماليش رودون(نويسنده ،اسکاتلند)
237- چارلز دربر(کالج بوستون)
238- ماتيو اونجليستا(دانشگاه کورنل)
239- کارول گولد( دانشگاه تمپل)
240- نوبر هاوسپيان(دانشگاه چپمن)
241- بتينا آودکر( دانشگاه کاليفرنيا )
242- يان ندرن وين پيترز(دانشگاه الينيوس)
243- آدو شوکلنک(دانشگاه کوئينز)
244- اليستاير م. ماکلود ( دانشگاه کوئينز)
245- نانسي گالاکر (دانشگاه کاليفرنيا )
246- جيمي مايرفيلد(دانشگاه واشنگتن)
247- ويليام .ا جيمزسون( کالج بوستون)
248- مايکل گلدمن(دانشگاه ميني سوتا )
249- کون کوچ (دانشگاه ليدن)
250- مورتن وينستون ( کالج نيوجرسي)
251- مايکل پري ( دانشگاه اموري)
252- توني اسميت ( دانشگاه تافت)
253- دبليو. ريچارد بوند(دانشگاه براک ،کانادا)
254- آدري کوسروف ( کالج مايکل ، )
255- نسيم مانادوکارن(دانشگاه دالهوسي،کانادا)
256- جاستين تي والد( دانشگاه سانفرانسيسکو)
257- استا اسوينسدتر( دانشگاه سانفرانسيسکو)
258- فيزي بابن( دانشگاه ترنت،کانادا)
259- بورلي ميلتون- ادواردز(دانشگاه کوئينز بلفاست)
260- اود حلبي (دانشگاه رايت استيس )
261- آرتور گلداسميت(دانشگاه پن استيت )
262- پيتر ريلتون( دانشگاه ميشيگان )
263- نامي کلين ( نويسنده ، کانادا)
264- پاول آرتس( دانشگاه آمستردام)
265- توماس مرتز(دانشگاه کاليفرنيا،لس آنجلس)
266- ساموئل ريک لس(دانشگاه کاليفرنيا، ساندياگو)
267- آدام هاش چايلد ( نويسنده ، آمريکا)
268- خاخام مايکل لرنر( ويراستار،مجله چکون )
269- آشيس ناندي ( مرکز مطالعات کشورهاي در حال توسعه، هندوستان )
270- دبليو.جي.تي. ميچل(ويراستار مجله پژوهش انتقادي)
271- روبرت بويرز(ويراستار سلاما گوندي )
272- جو ساکو( نويسنده )
273- آدام شاتز(مجله نيشن)
274- مارکوس راسکين(موسسه مطالعات سياسي )
275- استفن اريک برونر(دانشگاه روتگرز،نيوجرسي)
276- کاتا پوليت(مجله نيشن)
277- چارلز گلاس(نويسنده،پاريس) ماتيو
278- راس چايلد(سردبير مجله پروگرسز)
279- آنتوني بارنت(مجله اپن دموکراسي)
280- جاناتان روزنبام( منتقد فيلم، شيکاگو ريدر)
281- مايکل تامسون(مجله لوگوس)
282- ايان ويليامز(گاردين، ستون نويس آن لاين)
283- مايکل توماسکي(ويراستار،گاردين امريکا)
284- دانيل بورن(ويراستار،کامن رويو)
285- دوسن وليک کوويچ (نويسنده ،بلگراد)
286- کريس تون سينگ)پژوهشگر خاورميانه)
287- فرانک بارنابي(ويراستار مجله بين المللي حقوق بشر)
288- انريکو کرزو(ويراستار مجله ليبرال، مکزيکوسيتي)
289- حسين ايبيش(موسسه حالا سلام مقصود، واشگتن)
290- کرگ کالون(رئيس موسسه تحقيقات علوم اجتماعي)
291- حمزه يوسف( موسسه زيتونه، سانفرانسيسکو )
292- زينپ اريکانلي(موسسه مطالعات سياسي، فرانسه)
293- آدام ميکنيک( نويسنده، لهستان)
294- دني پاستل(نويسنده،آمريکا)
295- مريم سي. سعيد(همسر ادوارد سعيد)
296- ريک سالوتين(ستون نويس گلوب اندميل، تورنتو)
297- ريک سالوتين(ستون نويس گلوب اندميل، تورنتو)
298- کريس هجز (نويسنده ،آمريکا)
299- نورمن فينکل اشتين(دگر انديش يهودي )
300- ادواردو گاليآنو(نويسنده، اروگوئه)