تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی

به نقل از "گزارش گران بدون مرز"

برای اولين بار اريتره به جای کره شمالي در آخرين رده قرار گرفته است

به جز روسيه هشت کشور بزرگ صنعتي جهان (جي ٨) پيشرفت داشته اند

در ايران (رده ١٦٦) روزنامه نگاران با برخورد بسيار تهاجمي حکومتگران که اجازه بيان هيچگونه انتقاد و يا خواست سياسي و اجتماعي را نمي دهند، مواجه اند.


گزارشگران بدون مرز امروز ٢٤ مهر ماه ١٣٨٦ ششمين رده بندی جهاني آزادی مطبوعات را که معياری برای سنجش آزادی مطبوعات در ١٦۹ کشور جهان است،منتشر کرد.

اريتره به جای کره شمالي در آخرين رده قرار گرفته است " اين امر تعجب آور نيست با آنکه همه ی موارد نقض آزادی مطبوعات در کره شمالي و يا در ترکمنستان که در رده هایي پيش ازارتيره قرار دارند، شناخته شده نيستند. اما در اين کشور که مطبوعات خصوصي مطرود شده اند و رهبران حکومتي نادر روزنامه نگاران منتقدی چون ايساس آفيورکي را که جرائت مي کنند ازرژيم انتقاد کنند، روانه سياهچال ها مي کند. ما مي دانيم که چهارتن از اين روزنامه نگاران در زندان به قتل رسيده اند و همه شواهد حاکي از آن است که خطر جان ديگر زندانيان را تهديد مي کند، اطن کشور لايق همين آخرين رده است."

در خارج از اروپا- که ١٤ کشور نخست رده بندی را از آن خود کرده است- هيچ منطقه ای در جهان نيست که دست اندرکاران رسانه ها از سانسور و خشونت بدور باشند.

٢٠ کشور آخرنشين رده بندی عبارتند از ٧ کشور آسيايي (پاکستان، سری لانکا، لائوس، ويتنام،چين، برمه، کره شمالي) ٥ کشور آفريقايي ( اتيوپي، گينه اکواتور، ليبي، سومالي، اريتره) ٤ کشور از خاورميانه (سوريه، عراق، سرزمين های خودمختار فلسطين، ايران) ٣ کشور از مجموعه شوروی سابق (روسيه سفيد، ازبکستان، ترکمنستان) و يک کشور در امريکا کوبا .

"ما به ويژه نگران وضعيت برمه (رده ١٦٤) هستيم. با سرکوب وحشيانه تظاهرات اخير توسط ژنرال های ديکتاتور که قدرت را دردست دارند، هيچ آينده ی روشني برای آزادی های بنيادین متصور نيست. روزنامه نگاران در زير چتر سانسوری همه جانبه ای به کار مشغولند که هيچ موضوعي حتا آگهي نيز از زير دست شان رد نمي شود. ما همچنان متاسفيم که چين (در رده ١٦٣) در قعر جدول جای گرفته است. به نظر مي رسد يک سال پيش از برگزاری بازی های المپيک ٢٠٠٨ وعده های مسئولان برای اصلاحات و آزادی روزنامه نگاران زنداني خيالي باطل باشد."

کشورهای بزرگ صنعتي جهان (جي ٨) به جز روسيه پيشرفت داشته اند

در حالي که طي سه سال گذشته روند سقوط کشورهای عضو جي ٨ از سقوط به رده های پائين ترادامه داشت، در رده بندی امسال اين کشورها چند رده صعود کرده اند. برای مثال فرانسه (رده ٣١) شش رده نسبت به سال گذشته بالاتر آمده است. روزنامه نگاران در سال جاری از خشونت هاي به وجود آمده در پي منازعات سنديکاها، در منطقه کورس و يا در طي تظاهرات های حومه ها بدور بودند. با اين همه نگراني هايي در باره ی مواردی از اعمال سانسور، بازرسي تحريريه ها از سوی مقامات قضايي و عدم تضمين برای پنهان نگاه داشتن منبع خبری وجود دارد.

در ايالات متحده امريکا (رده ٤٨) نقض آزادی مطبوعات کمتر شده است. جوش ولف وبلاگ نويس زنداني پس از ٢٢٤ روز بازداشت آزاد شد. در عوض بازداشت بدون اتهام خبرنگار سوداني شبکه الجزيره سامي الحج از ١٣ ژوئن ٢٠٠٢ و نگاهداری وی در اردوگاه گوانتانامو و قتل شونسي بايلي در اوکلاند در ماه اگوست ٢٠٠٧، مانع صعود اين کشور به رده های بالاتر رده بندی است.

"اين تحول خبر خوبي ست. شايد فراخواندن مکرر کشورهای دمکراتيک برای نشان دادن رفتاری الگو مانند به ثمر نشسته باشد. با اين حال بايد جانب احتياط را رعايت کرد و مواظب بود، هيچ دتاوردی از پيش تضمين شده نيست. ما اميدواريم که اين گرايش حفظ و حتا در سال آينده بيشتر شود. اما متاسفيم که بگويم تنها دو کشور از هشت کشورهای بزرگ صنعتي جهان کانادا (رده ١٨) و آلمان (رده ٢٠) در ميان ٢٠ کشور اول ليست رده بندی قرار دارند."

روسيه (رده ١٤٤) پيشرفتي نداشته است. قتل آناپوليتوکفسکاپا در اکتبر ٢٠٠٦ ، مصونيت از مجازات برای قاتلان روزنامه نگاران، نبود کثرت گرايي در رسانه ها به ويژه رسانه های صدا و تصويری، بر بيلان وضعيت آزادی بيان در روسيه سنگيني مي کند.

بلغارستان و لهستان محصلان بد اروپا

همه ی کشورهای اروپايي به استثنای بلغارستان(رده ٥١) و لهستان (رده ٥٦) در ميان ٥٠ کشور نخست ليست رده بندی هستند. در سوفيا روزنامه نگاران برای انجام وظايفشان مي توانند مورد ضرب و شتم قرار گيرند. در سال جاری از زماني که برای ماموران پليسي که روزنامه نگاری را مورد حمله قرار داده بودند، قرار منع تعقيب صادره شد ، وضعيت بدتر شده است. در آن سوی حکومتگران لهستان غير جزايي کردن جرايم مطبوعاتي را نمي پذيرند و دستگاه قضايي به شکل منظم برای روزنامه نگاران احکام زندان تعليقي صادر مي کند. از زمان به قدرت رسيدن لش کازنسکي در اکتبر ٢٠٠٥ و چند ماه بعد نخست وزير شدن برادرش يارسولوا، تعقيب قضايي عليه مطبوعات افزايش يافته است.

عدم تباث دمکراسي های جوان

تعداد ی از کشورهای غير اروپايي به ٥٠ کشور نخست ليست رده بندی پيوسته اند. از جمله موريتاني (رده ٥٠) که از سال ٢٠٠٤ به اين سو ٨٨ رده بالاتر آمده است. اورگوئه (رده ٣٧) و نيکاراگوئه (رده ٤٧) نيز در رتبه هايي بالاتر قرار گرفته اند.

"ما اميدواريم که اين رشد پايدار باشد. سال گذشته بوليوی صعودی تماشايي داشت که گويا متاسفانه رشدی مقطعي بود . در سال جديد به دليل خشونت عليه مطبوعات اين کشور جندين رده را ازدست داده است."

همچنين کشورهايي که به شکل سنتي در رده های بالای جدول بودند، عقب گردی محسوس طي کرده اند. از جمله بنين(رده ٥٢) و مالي (رده ٥٣) برای اولين بار پس از سالها در اين کشورها روزنامه نگاران به اتهاماتي چون " افترا" و يا " توهين به مقامات رسمي" زندانط شده اند. در قاره امريکا السالوادور (رده ٦٤) با از دست دادن ٣٦ رده کش.رهای صدر نشين را ترک کرده است.

وبلاگ نويسان نيز از سرکوب در امان نيستند

اينترنت بيش از پيش در زير آوار نقض آزادی بيان جای مي گيرد. امسال بسياری از کشورهای به دليل نقض فاحش و منظم آزادی تبادل اطلاعات بر روی وب در جدول رده بندی سقوط کرده اند.

مثلا در مالزی (رده ١٢٤) در تايلند (رده ١٣٥) و يا در ويتنام (رده ١٤٦) وبلاگ نويسان دستگير و سايت های اطلاع رساني توقيف و يا مسدود شده اند. ما از تعدد موارد سانسور بر روی اينترنت نگران هستيم. دولت ها بيش از پيش به نقش مهم اينترنت در مبارزه برای دمکراسي پي برده اند و با استفاده از ابزارهای مدرن سانسور را گسترش مي دهند. رهبران کشورهای سرکوبگر نيز با همان شدت که دست اندرکاران رسانه های سنتي را سرکوب مي کنند به وبلاگ نويسان و وب نگاران حمله کرده اند.

دست کم ٦٤ نفر در سراسر جهان برای ابراز عفايد خود بر روی اينترنت در زندان بسر مي برند. چين صدر نشيني خود را در مسابقه ی سرکوب با ٥٠ وب نگار معترض در زندان حفظ کرده است. هشت وب نگار معترض در ويتنام زنداني هستند، در مصر وب نگار جوان کارم امار برای انتقاد از رئيس جمهور و بنيادگرايان اسلامي در دانشگاه در وبلاگش به ٤ سال زندان محکوم شده است.

جنگ و صلح

جنگ مسئول اصلي جايگاه بد برخي از کشورها در رده بندی است. بروز دوباره جنگ در سومالي (رده ١٥۹) و در سری لانکا (رده ١٥٦) شرايط کار روزنامه نگاران را غير قابل تحمل کرده است. بسياری از آنها کشته شده اند و سانسور هر گاه که درگيری شدت مي گيرد روزمره مي شود. طرفين منازعه هيچ حقي برای دست انرکاران رسانه ها که آنها را به حمايت از اين يا آن گروه متهم مي کنند, قائل نيستند.

در سرزمين های فلسطين (رده ١٥٨) منازعه ميان جنبش حماس و فتح عامل اصلي نقض فاحش آزادی بيان است. گروگانگيری، بازداشت، حمله و تخريب دفاتر رسانه ها و .. ادامه دارد. روزنامه نگاران فلسطيني و نادر فرستادگان ويژه رسانه های خارجي از هر سو مورد تهديد قرار مي گيرند.

ايستايي در ايران، خشونت در عراق

در ايران (رده ١٦٦) روزنامه نگاران با برخورد بسيار تهاجمي حکومتگران که اجازه بيان هيچگونه انتقاد و يا خواست سياسي و اجتماعي را نمي دهند، مواجه اند. چون هرسال اين کشور بيشترين تعداد روزنامه نگاران را در خاورميانه زنداني کرده است. هم اکنون نه روزنامه نگار در ايران در بازداشت بسر مي برند. بسياری ديگر از روزنامه نگاران برای روشنگری در باره ی سنگسار و فساد و يا همکاری و مصاحبه با رسانه های خارجي بايد پاسخگوی اتهامات در اساس واهي اما "سنگيني" باشند که مي تواند به صدور احکام زندان برای آنها منجر شود.

در عراق (رده ١٥٧) روزنامه نگاران بيش از هر امری نگران گروه های مسلحي هستند که آنها را هدف قرار مي دهند بدون آنکه مقامات مسئول بتوانند راهي برای پايان دادن به اين مرثيه وحشت پيدا کنند. از آغاز جنگ در مارس ٢٠٠٣ تا امروز بيش از ٢٠٠ تن از کارکنان رسانه ها در عراق به قتل رسيده اند.

نااميدی در مغرب

بيلان کشورهای آفريقای جنوبي با صعود اندک الجزاير (رده ١٢٣) و تونس (رده ١٤٥) در جدول و سقوط نگران کننده مراکش (رده ١٠٦) و مصر (رده ١٤٦) به دليل تعدد تعقيب قضايي مطبوعات مستقل، مغشوش است. انتشار گزارش هايي در باره ی سواستفاده های ماموران پليس، اعمال دوباره ی شکنجه در بازجويي ها و يا در باره ی عدم استقلال دستگاه قضايي، مقامات حکومتي مصر را عصباني و موجب اعمال فشار بيشتر بر روزنامه نگاران مستقل شد.

با آنکه روزنامه نگاران مراکشي وضعيت بهتری از همکارانشان در مصر دارند، اما در طي سال گذشته مورد حملات مکرری قرار گرفتند که آمادگي آن را نداشتند. مصادره و توقيف روزنامه ها، احضار و بازداشت و محکوميت سنگين که آثار خود را بر کارکنان مطبوعات که ازآن پس به وعده های اصلاحات بي اعتماد شده اند، باقي گداشته است.

آرامش برای روزنامه نگاران خليج فارس

پيشرفت هايي در برخي از کشورهای حوزه خليج فارس کويت (رده ٦٣)، امارات متحده عربي (رده ٦٥) و قطر (رده ٧۹) ديده شده است. مقامات مسئول در اين کشورها در مواردی تمايل خود را به باز کردن فضا نشان داده اند در برخي موارد ابتکاراتي برای تغيير چارچوب قضايي در راستای آزادی های بيشتر انجام داده اند. با اين همه خودسانسوری در مطبوعات حضوری همه جانبه دارد.

عربستان سعودی (رده ١٤٨) برای اولين بار از ليست ٢٠ کشور آخرنشين ليست رده بندی خارج شده است. در طي سال گذشته روزنامه نگاران از آرامش نسبي برخوردار بوده اند. اما کنترل اعمال شده در هيات نظارت بر مطبوعات تحت مسئوليت وزارت اطلاعات مانع صعود عربستان به رده های بالاتر رده بندی است.

 

معلم شکنجه شده را دريابيد

در خواست کمک فرزندان زنداني

سامناک آقايي

به نقل از "روز آنلاین"

بيش از چهارده ماه از بازداشت خودسرانه فرزاد کمانگر، عضو انجمن صنفي معلمان استان کردستان و دو ‏تن از همکاران او با نام هاي فرهاد وکيلي و علي حيدريان مي گذرد. آخرين خبرهاي به دست آمده از ‏وضعيت و سرنوشت اين سه معلم دربند حاکي از آن است که هر سه نفر علاوه بر اينکه تحت فشارها و ‏شکنجه هاي شديد جسمي قرار گرفته اند، هنوز در سلول هاي انفرادي نگهداري مي شوند. طي روزهاي ‏گذشته خانواده فرزاد کمانگر چندين بار از سازمان ها و نهادهاي حقوق بشري و دفاع از حقوق زندان براي ‏مداواي فرزندشان که گفته مي شود از چندين قسمت به شدت آسيب ديده، درخواست کمک کرده اند. ‏

در گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در خصوص وضعيت فرزاد کمانگر آمده است:‏‎ ‎‏"بيش از 14 ‏ماه از بازداشت فرزاد کمانگر مي گذرد و در طول اين مدت وي در زندان هاي کامياران، سنندج، کرمانشاه و ‏بند 209 زندان اوين زنداني بوده است. وي هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سنندج زنداني است و تحت بي ‏رحمانه ترين شکنجه هاي جسمي قرار دارد و به ناراحتي هايي همچون سوختگي دست و ران چپ ناشي از ‏آب جوش، ناراحتي کليه ها و عفونت و خونريزي مجراي ادرار، دچار شده است."‏

اين گزارش در ادامه مي افزايد که سلامتي وي در معرض خطر جدي و اکنون سه هفته است که ممنوع ‏الملاقات مي باشد و بيم آن مي رود که هنوز تحت شکنجه باشد.‏

مراجع قضائي و امنيتي استان کردستان اتهامات اين معلم دربند را "محاربه" و "اقدام عليه امنيت ملي" ‏عنوان کرده اند، اما تا کنون فرزاد کمانگر هيچ يک از دو اتهام وارده به خود را نپذيرفته است.‏

خانواده اين معلم زنداني در مورد وضعيت فرزندشان مي گويند:‏‎ ‎‏"بعد از بيش از 14 ماه سرگرداني و پيگيري ‏ها و مراجعات مستمر به مراکز قضائي و امنيتي در چهار شهر کشور هنوز فرزندمان تحت فشار و شکنجه ‏هاي بيرحمانه قرار دارد. او اکنون از چند ناحيه به شدت آسيب ديده که آسيب ديدگي دست و ران چپ و ‏همچنين عفونت و خونريزي مجراي ادرار او کاملا جدي است و او به مداواي سريع و مراقبت هاي ويژه ‏پزشکي و هر روزه احتياج دارد. اين درحالي است که نه نتها مسئولين زندان هيچ توجهي به وضعيت وخيم و ‏نگران کننده فرزندمان ندارند و او را ممنوع الملاقات کرده اند، بلکه از مداواي او جلوگيري به عمل آورده و ‏همچنان او را با اين وضعيت در سلول انفرادي نگه داشته اند".‏

خانواده کمانگردر ادامه همچنين مي گويند که وضعيت جسمي پسرشان چنان وخيم و نگران کننده است که ‏چاره اي ندارند جز آنکه از نهادها و سازمان هاي دفاع از حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانيان درخواست ‏کمک کنند. خانواده اين زنداني از سازمان ها و نهادهاي حقوق بشري خواسته اند براي نجات جان فرزندشان ‏تلاش کنند و از مقامات قضائي بخواهند که هر چه سريعتر اين معلم شکنجه شده را تحت مداواي پزشکي قرار ‏دهند. ‏

از سوي ديگر برخي خبرها حاکي از آن است که فرهاد وکيلي و علي حيدريان، دو تن از همکاران فرزاد ‏کمانگر که تقريبا همزمان با او دستگير شده اند نيز تحت فشار و شکنجه هستند و همچنان در سلول انفرادي ‏بسر مي برند. ‏

دادگاه انقلاب سنندج چند روز پيش اعلام کرده بود که هنوز مشخص نيست اين سه معلم دستگير شده در کدام ‏شهر محاکمه خواهند شد. همچنين گفته شده که دادستاني کل کشور در حال بررسي پرونده آنان است و بزودي ‏محل برگزاري دادگاه آنان را اعلام خواهد کرد. در اين ارتباط هفته گذشته خليل بهراميان، وکيل مدافع فرزاد ‏کمانگر گفته بود که از سرنوشت و وضعيت موکل خود هيچ خبري ندارد.‏

فرزاد کمانگر سال گذشته در منزل شخصي خود توسط نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي دستگير و به مکان ‏نامعلومي انتقال داده شد. دست کم 4 ماه هيچ کس از محل نگهداري و علت دستگيري وي اطلاعي بدست ‏نياورد. با گذشت بيش از 4 ماه خانواده او با مراجعه هاي پي درپي به مراکز قضائي و امنيتي شهرهاي ‏کامياران، سنندج و کرمانشاه سرانجام دريافتند که وي را به همراه دو معلم ديگر بازداشت شده به بند 209 ‏زندان اوين تهران انتقال داده اند.‏

خانواده اين زنداني پس از گذشت هفت ماه توانستند براي اولين بار با وي ملاقاتي حضوري داشته باشند. او در ‏اولين ملاقات خود مي گويد در مدت 4 ماهي که در زندان اوين بوده سه بار براي بازجوئي به کرمانشاه و ‏سنندج انتقال داده شده است.‏

بعد از اين نيز او به همراه هر دو همکار خود به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه انتقال داده شد و به مدت دو ‏ماه در آنجا نيز تحت بازجوئي و شکنجه هاي بي رحمانه قرار گرفت. اين سه معلم بازداشت شده هم اکنون در ‏سلول انفرادي بازداشتگاه اطلاعات سنندج بسر مي برند و روزبروز وضعيت جسمي آنان وخيم تر و نگران ‏کننده تر مي شود. ‏

تاکنون که بيش از 14 ماه از بازداشت اين سه معلم استان کردستان مي گذرد هيچ گونه دادگاهي براي ‏رسيدگي به اتهامات انتسابي آنان برگزار نشده است. خليل بهراميان وکيل مدافع فرزاد کمانگر هنوز موفق به ‏ملاقات با وي نشده و به پرونده وي نيز دسترسي پيدا نکرده است.‏

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مهر1386ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

"فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی"
(عضو "ائتلاف جهانی برای لغو حکم اعدام" –
World Coalition against the death penalty )

وضعيت اعدام در ايران
گزارش سال 2007


به مناسبت 18 مهر (10 اکتبر)
روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام


مقدمه
به مناسبت هيجدهم مهر (10 اکتبر) روز جهانی مبازره با اعدام و در جهت انعکاس اخبار نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران، "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی" گزارش سالانه خود را پيرامون وضعيت اعدام در ايران به شرح زير به اطلاع عموم می رساند.
اين گزارش در برگيرنده مشخصات افرادی است که در فاصله زمانی مهر ماه 1385 (اکتبر 2006) تا شهريور 1386 (سپتامبر 2007) در ايران حکم اعدام در مورد آنها صادر و يا اجرا شده است. اطلاعات مندرج در اين گزارش عمدتاً مبتنی بر اخبار خبرگزاريها، روزنامه ها و سايت های خبری متفاوت داخل کشور و برخی منابع خارج از ايران است. با توجه به سانسور خبری حاکم بر منابع داخل کشور و عدم انتشار و يا انتشار ناقص خبرهای مربوط به اعدام شده گان و محکومين به اعدام؛ اين گزارش منعکس کننده بخشی از موارد اعدام در ايران است.

گزارش موجود حاوی دو ليست "اعدام شده گان" و " منتظرين اجرای حکم اعدام" به شرح زير است:
اعدام شده گان (ليست شماره 1):
بنا بر اين ليست؛
• مجموعاً حکم اعدام 265 نفر در فاصله زمانی یاد شده به اجرا در آمده است. که نسبت به سال قبل 140 درصد افزايش را نشان ميدهد.
• 3 نفر از آنها زن هستند.
• 34 نفر زندانی سياسی بوده اند. که تعداد آنها حدود شش برابر سال قبل است.
• اعدام در ملاء عام نسبت به سال گذشته بيش از دو برابر افزايش داشته است که به 100 مورد بالغ می گردد.
• يک نفر از محکومين به اعدام در ملاء عام سنگسار شده است.
• از 77نفر از اعداميان که سنشان در اين گزارش آمده است؛ 47 نفر آنها تا 30 سال سن و 30 نفر آنها از 30 سال به بالا هستند. بالاترين سن فرد اعدام شده 65 سال است.
• اطلاعات در باره هويت 57 نفر از آنها بطور ناقص بدست آمده است.


منتظرين اجرای حکم اعدام (ليست شماره 2):
بنا بر اين ليست؛
• 218 نفر منتظر اجرای حکم اعدام هستند، که حکم اعدامشان در فاصله زمانی اين گزارش صادر شده است. ضمناً طبق اطلاعات بدست آمده، حکم اعدام 39 نفر ديگر - که از سالهای پيش حکم اعدام دريافت کرده بودند - مجدداً به تاييد ديوان عالی کشور رسيده است. قابل ذکر است که اسامی اين افراد در اين ليست موجود نيستند.
• نسبت تعداد صدور احکام اعدام در مقايسه با سال قبل 60 درصد افزايش داشته است.
• 11 نفر به سنگسار محکوم شده اند .
• 26 نفر از آنها زن هستند.
• 5 نفر زندانی سياسی اند.
• از ميان 98 نفر که در مورد سنشان اطلاعاتی موجود بوده است؛ 4 نفر زير 18 سال سن، 63 نفر بين 18 تا 30 سال و 31 نفر بالاتر از 30 سال سن دارند. لازم به ذکر است که 7 نفر هنگام ارتکاب جرم زير 18 سال سن داشته اند.
• اطلاعات در باره هويت 76 نفر از آنها بطور ناقص بدست آمده است.
برای بازديد از گزارش کامل آدرس زير را کليک کنيد:
http://www.komitedefa.org/text/Ga07.pdf

ihrnena@gmail.com
1386/07/18 10/10/2007


"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
info@bashariyat.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران – آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
فعالان دفاع از حقوق بشر : Irantestimonyinfo@irantestimony.com


+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

به نقل از وبلاگ خبری "حقوق بشر"

http://humanrights.blogfa.com/

با درود

 آن چنان که واقفید

  ۱۰ اکتبر (۱۸ مهر) روز

  جهانی لغو حکم اعدام

  است

 و ایران مدتهاست بعلت

 تعداد اعدامیان در سال رتبه

 اول جهانی را دارد

از آن جائی که هم اکنون

 تعدادی از افراد در زندانهای

 ایران در انتظار  اجرای حکم

اعدام هستند

و بارها ثابت شده وقتی

مردم بصورت گسترده در

کارزار لغو حکم اعدام  افراد

شرکت کرده اند

موفق شده اند جان

عزیزیانی را از اعدام این

عمل ضد انسانی نجات

دهند

 خواهشمندیم به آدرس

  زیر رفته و یا با سرچ در گوگل

  و یافتن کارزار جهانی لغو

 حکم اعدام به آن ببیوندید

با سپاس 

محل امضا کمبین لغو حکم اعدام

 

http://www.worldcoalition.org/petitions/index.php?petition=3&signe=oui

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 1:19 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

به نقل از "ادوارنیوز"

دانشگاه تهران از صبح امروز دو شنبه 16 مهرماه صحنه ناآرامی و اعتراضات شدید دانشجویی به دنبال حضور محمود احمدی نژاد رییس جمهوری در این دانشگاه به منظور افتتاح سال تحصیلی جدید بود.

صدها تن از دانشجویان دانشگاه تهران و سایر دانشگاههای شهر تهران با وجود تدابیر شدید امنیتی و انتظامی که از صبح امروز در اطراف دانشگاه تهران اعمال می شود، با ورود به این دانشگاه در اعتراض به حضور احمدی نژاد دست به تجمع اعتراض آمیز زده و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند.

این تجمع با پرتاب گاز اشک آور از سوی پلیس ضد شورش به داخل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.

دانشجویان همچنین با نیروهای انتظامات و نیروهای بسیجی که از صبح امروز به دانشگاه تهران آورده شده بودند درگیر شدند.

هجوم دانشجویان داخل دانشگاه به قصد خرد کردن درب 16 آذر دانشگاه تهران و درب خیابان انقلاب این دانشگاه موجب شد نیروهای گارد ضد شورش در اقدامی کم سابقه ، برای متفرق ساختن دانشجویان دور کردن آنها از دربهای خروجی دانشگاه اقدام به پرتاب دو گاز اشک آور به داخل دانشگاه تهران کنند.

شعارهایی همچون مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر استبداد، محمود احمدی نژاد عامل هر فقر و فساد، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، حکومت زور نمی خوایم- پلیس مزدور نمی خوایم، نظامی حیا کن دانشگاه رو رها کن ، رییس جمهور فاشیست دانشگاه جای تو نیست، حکومتی فاشیستی نمی خوایم نمی خوایم از جمله شعار های سر داده شده توسط دانشجویان بود

دانشجویان همچنین با در دست داشتن پلاکاردهایی همچون "در کلمبیا آری در تهران نه؟ "و "اینجا هم کلمبیا است! "نسبت به عدم پاسخگویی رییس جمهور به مطالباتشان انتقاد کردند.

دانشجویان سپس به سمت سالن محل برگزاری سخنرانی رییس جمهور حرکت کردند این در حالی بود که رییس جمهور وزیر علوم و سایر میهمانان این مراسم از درب پشتی کتابخانه دانشگاه تهران و دور از چشم دانشجویان خشمگین به دانشگاه تهران وارد شده بودند.

نیروهای بسیجی و انتظامات نیز با تجمع در برابر محل برگزاری سخنرانی احمدی نژاد به رویارویی با دانشجویان پرداختند که این امر موجب درگیری دانشجویان و این افراد شد.

این تجمع در حالی در ساعت 13 پایان یافت که احمدی نژاد از قرار گرفتن در برابر سوالات دانشجویان طفره رفت و اجازه ورود دانشجویان معترض به سالن محل برگزاری مراسم داده نشد.


گزارش خبرنامه امیرکبیر:

نیروهای امنیتی از ساعات اولیه صبح امروز در اطراف، مقابل درب ها و داخل دانشگاه تهران حضور گسترده داشته و کوچکترین تحرکات را با دقت زیر نظر داشتند. مدیریت دانشگاه تهران به منظور کنترل هر چه بهتر فضای این دانشگاه در آستانه حضور رئیس جمهور، از نیروهای حراست و انتظامات دیگر دانشگاه های تهران درخواست کمک کرده بود. نیروهای حراست و انتظامات، محمداسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، دو نفر از دانشجویان امیرکبیر، را پیش از آغاز مراسم از دانشگاه بیرون انداختند. از صبح نیز افراد ناشناس زیادی در محوطه دانشگاه تهران قدم می زنند و داخل دانشگاه کارت دانشجویی افراد را چک می کنند. ساعت ۹:۳۰ امروز نیز افرادی که ظاهر بسیجی داشتند با اتوبوس به داخل دانشگاه آورده شده و مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، جایی که تالار علامه امینی، محل سخنرانی احمدی نژاد، در آن قرار دارد، پیاده شدند. در حالی که خبرنگاران ساعتی پیش وارد سالن محل سخنرانی شده بودند، بسیجیان از همان لحظه مقابل کتابخانه مرکزی تجمع کرده بودند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان از دانشگاه های مختلف شهر تهران به منظور شرکت در جلسه سخنرانی احمدی نژاد از صبح امروز به پردیس مرکزی دانشگاه تهران مراجعه کرده بودند. در حالی که بخشی از دانشجویان موفق شدند وارد دانشگاه شوند، بخشی دیگر نیز موفق به ورود به دانشگاه نشدند. انجمن سنتی دانشگاه تهران ابتدا تجمعی را مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ترتیب داده بود. برخی از دانشجویان حاضر در صحن دانشگاه با حضور در این تجمع خواستار شکل گیری تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، محل سخنرانی احمدی نژاد، شده اند که این مسئله با مخالفت انجمن سنتی دانشگاه تهران مواجه شد. دانشجویان به صورت خودجوش از مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به سمت کتابخانه مرکزی حرکت کرده و در آن جا تجمع کردند. دانشجویان شعار می دادند «توپ تانک بسیجی، دیگر اثر ندارد»، «حکومت حیا کن دانشگاه رو رها کن»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمی خوایم، پلیس مزدور نمی خوایم»، «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد»، «محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد» و… .

تجمع ۵۰۰ نفری دانشجویان در محاصره نیروهای امنیتی و دانشجویان بسیجی قرار داشت. نیروهای امنیتی از طبقه بالای کتابخانه در حال فیلمبرداری از تجمع و درگیری دانشجویان بودند. تعداد معدودی از دانشجویان بسیجی با تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن ها نوشته شده بود: «مرگ بر انگلیس»، «ما بیداریم» و… بسیجی ها شعار می دادند «مرگ بر آمریکا». بسیجی ها همچنین با فرستادن صلوات و سینه زدن شعار «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» را سر می دادند. بسیجی ها چندین بار با دانشجویان که قصد ورود به کتابخانه را داشتند به شدت درگیر شدند و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در این درگیری لباس های چند نفر از دانشجویان پاره شد و دانشجویان جراحاتی برداشتند. چند نفر از دانشجویان بعد از تجمع به بیمارستان مراجعه کردند. اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران سپس تریبون خود را به مقابل کتابخانه مرکزی انتقال دادند و در آن جا اقدام به برگزاری تریبون آزاد کردند. در این تریبون ابتدا انجمن سنتی اقدام به قرائت بیانیه خود به مناسبت آغاز سال تحصیلی نمودند.

یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در این تریبون گفت: «آقای احمدی نژاد که در دانشگاه کلمبیا ادعا کرده در دانشگاه های ما آزادی وجود دارد باید دوستان ما را از زندان آزاد کند. رئیس جمهور باید پاسخگوی این دروغگویی خود باشد. آقای احمدی نژاد شما باید دانشجویان و اساتید ما را بر سر کلاس های درس بازگردانید. اساتید ما به اتهام توهین به مقدسات از دانشگاه اخراج می شوند، آقای احمدی نژاد شما جزء مقدسات نیستید.» یکی دیگر از اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران در این تریبون گفت: «سه دوست پلی تکنیکی در بند ما باید آزاد بشوند. دانشجو نباید در زندان باشد. ما به صورت مسالمت آمیز می خواهیم از رئیس جمهور سوال بپرسیم، ما حق داریم از احمدی نژاد سوال بپرسیم.» اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در ادامه، سخنانی در تایید جمهوری اسلامی و مسالمت آمیز بودن تجمع ایراد کرد که مورد اعتراض عموم دانشجویان قرار گرفت.

در ادامه مجید شیخ پور، از دانشجویان شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر در مدت بازداشت در بند ۲۰۹، طی سخنانی گفت: «من برای دانشجویان دانشگاه تهران متاسفم که با ۳۰ هزار دانشجو نتوانستند یک تریبون آبرومند برگزار کنند. چیزی که به ما داده شده یک بوق است نه سیستم صوتی. شیخ پور همچنین گفت از نظر ما برگزار کنندگان این تریبون(اعضای انجمن سنتی)، خود منتسب حاکمیت هستند و نه نمایندگان دانشجویان.» اعضای انجمن اسلامی سنتی دانشگاه تهران در پاسخ به این اظهارات این دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با ضرب و شتم مجید شیخ پور او را پایین کشیدند و میکروفون را از دستش گرفتند. در ادامه تریبون محسن سیدین از اعضای قدیمی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر گفت: «من به نمایندگی از دانشجویان پلی تکنیک می گویم ما علیرغم تمام اختلاف نظرهایی که داریم امروز برای یک هدف اینجا جمع شدیم و آن هم افشاگری علیه دولتی است که خائن به منافع ملی است. احمدی نژاد سال گذشته به پلی تکنیک رفت که در آستانه انتخابات شوراها محبوبیت خودساخته ای را نمایش بگذارد و شوی تبلیغاتی پر کند که دانشجویان امیرکبیر او را مفتضح کردند. من می خواهم وضعیت سه دانشجوی مظلوم پلی تکنیک که الان بیش از ۴ ماه است که به جرم ناکرده در زندان به سر می برند و تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته اند و الان فریادرسی ندارند. مسئولین کشور اعم از سخنگوی قوه قضاییه، رئیس دادگستری فقط در مقابل اجحافی که در حق دانشجویان شده سر تکان دادند و ابراز تاسف کردند ولی هیچ کدام هیچ کاری برای آزادی آن ها انجام ندادند. افراد به اتهام جاسوسی، تجاوز به آب های ایران و… از زندان آزاد شدند و با هدایا به کشور خودشان رفتند. احمدی نژاد باید پاسخ دهد چرا سه دانشجوی امیرکبیر که به خاطر اعتراض و انتقاد به او دارند تاوان می دهند از زندان آزاد نمی شوند؟! آیا گناه آن ها از کسانی که به قول خودتان جاسوس و متجاوزند سنگین تر است؟!» دانشجویان شعار می دادند: «مرگ بر این دولت مردم فریب».

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه تریبون رشید اسماعیلی، یکی از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه علامه، طی سخنانی گفت: «دکتر سمتی، دکتر شاهنده، دکتر بشیریه و… هیچ گناهی جز استقلال ندارند. آقای احمدی نژاد گفته از شنیدن نام دموکراسی حالش به هم می خورد، من سوالم این است آیا از شنیدن نام حقوق بشر هم حالش به هم می خورد؟! ما امروز باید حرف ها و نظرات یکدیگر را تحمل کنیم. من از برخوردی که اعضای انجمن سنتی با دوستان ما داشتند، واقعا متاسفم.» دانشجویان تجمع کنندگان شعار می دادند: «دانشجو، دانشجو، اتحاد اتحاد». مجید شیخ پور بار دیگر به بالای تریبون آمد و سخنان قطع شده خود را ادامه داد. شیخ پور گفت: «دفتر تحکیم وحدت دو نوبت به آقای احمدی نژاد نامه نوشته، سوالاتی را مطرح کرده، ولی هیچ یک از عموم دانشجویان را اجازه ندادند به داخل سالن سخنرانی برود و سوالات دانشجویان را مطرح کند. فقط بسیجی های حامی خودشان را با دعوتنامه می برند داخل. در تابستان امسال ۲۱ نفر از جامعه دانشگاهی دستگیر شدند، ۴۳ تشکل دانشجویی لغو مجوز شده است، احمدی نژاد باید پاسخ بدهد وقتی در دانشگاه کلمبیا می گوید دانشگاه های ایران آزاد است، این حرف را بر اساس چه مدارکی و چه دلایلی می زند. احمدی نژاد به پلی تکنیک آمد. دانشجویان پلی تکنیک اجازه ندادند حتی دوربین صداوسیما تصاویر دلخواهش را از آن مراسم بگیرد. ما می خواهیم فقط یک نفر از این جمعیت در سالن حضور پیدا کند و سوالات ما را از رئیس جمهور بپرسد.»

در ادامه این برنامه دانشجویان راهپیمایی به سمت درب ۱۶ آذر انجام دادند و در آن جا تجمع کردند. در پی این حرکت نیروی انتظامی بلافاصله گارد ضد شورش مقابل درب دانشگاه مستقر کرد. سپس دانشجویان مطلع شدند اتومبیل حامل احمدی نژاد در حال خروج از دانشگاه است. دانشجویان به سرعت به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند. در حالی که دانشجویان مقابل سردر اصلی تجمع کرده بودند، گفته شد اتومبیل های حامل تیم همراه رئیس جمهور تغییر مسیر داده و از درب دیگری از دانشگاه خارج شد. نیروی انتظامی در انتها با استفاده از اسپری فلفل و گاز اشک آور سعی کرد دانشجویان را متفرق کند.

 

بیانیه دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران در آستانه حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران

به نقل از "ادوارنیوز"

آقای احمدی نژاد

 

با سلام 

 با خبر شدیم که حضرتعالی قصد حضور و سخنرانی در دانشگاه تهران – مهمترین دانشگاه کشور را دارید- ما از این حضور استقبال می کنیم نه از آن رو که موافق سیاستهای شما باشیم . بالعکس ما به عنوان منتقدین شما از حضورتان در دانشگاه تهران استقبال می کنیم تا این حضور مقدمه ای باشد جهت طرح پرسشهای اساسی پیرامون وضعیت کشور و سیاستهای نادرست جنابعالی و دولت تان.

 

سال گذشته در دانشگاه پلی تکنیک دانشجویانی که قصد طرح پرسش از شما را داشتند نه تنها موفق به طرح سئوالاتشان نشدند بلکه با گرفتار آمدن در یک سناریوی رسوا، همگی به زندان رفتند و در حال حاضر نیز 3 تن در شرایطی مشکوک و نا مشخص در زندان به سر می برند. آقای احمدی نژاد آیا تاوان پرسش از شما زندان است؟ شما چگونه می توانید ایران را آزادترین کشور دنیا بنامید در حالیکه دانشجویان و فعالین سیاسی اینجا به دلیل طرح انتقادات و سئوالاتشان به زندان می روند و مجبور به تحمل هفته ها و ماهها زندان انفرادی می شوند.

 

آقای احمدی نژاد!

 

 شما آیا می دانید سلول انفرادی چیست و چه شکنجه ایست؟ اگر نمی دانید سری به بند 209 زندان اوین – که تحت امر وزیر اطلاعات دولت شما اداره می شود- بزنید و از کسانی که تنها به جرم انتقاد و بیان نظرات در آنجا محبوس شده اند بپرسید. آقای احمدی نژاد با وجود توقیف بیش از صد نشریه، بازداشت مداوم فعالین سیاسی و فعالین حقوق بشر،اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید، سه ستاره شدن دانشجویان و صدور احکام محرومیت از تحصیل برای دانشجویان منتقد، و تحمیل سانسور وقیحانه ی خبری به رسانه های مستقل آیا صحبت کردن از آزادی بیان در ایران بیشتر شبیه یک شوخی نیست؟ وقتی که احزاب همه اینگونه تحت فشارند و مامورین تحت امر شما در روز روشن به دفتر یک حزب قانونی حمله ی مسلحانه می کنند و اعضای ان را به زننده ترین وجه ممکن بازداشت می کنند شما چگونه می توانید مدعی وجود آزادی در کشور شوید؟  شما چگونه خود را یک دانشگاهی می دانید در حالیکه دانشگاه بدترین و مهلک ترین ضربات ضد حقوق بشری را طی یکی دو دهه ی اخیر از ناحیه ی دولت شما متحمل شده است؟

 

از حقوق بشر گفتیم. آقای احمدی نژاد آیا تا کنون متن اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را مطالعه کرده اید؟ آیا به آن اعتقاد دارید؟ یک بار در اجتماع مردم استان فارس گفته بودید حالتان از شنیدن نام دموکراسی به هم می خورد با توجه به نوع عملکرد شما به نظر می رسد شما با مطالعه ی اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نیز به حالت تهوع شدید یا لااقل حساسیت جدی دچار شوید.

 

آقای احمدی نژاد!

 

شما اگر ذره ای به آزادی، دموکراسی و حقوق بشر اعتقاد داشتید هرگز به برخوردهای اینچنینی با مخالفین و منتقدین خود –خواه دانشجو و خواه غیر دانشجو- رضایت نمی دادید.

 

آقای احمدی نژاد!

 

مگر شما نبودید که گفتید «مدل مو و پوشش جوانان مسئله ی کشور نیست» پس چطور به سخیف ترین و توهین آمیز ترین برخوردهای نیروی انتظامی با جوانان به بهانه ی مدل مو و نوع پوششان رضایت دادید و بر این برخورهای ضد حقوق بشری مهر تایید زدید؟

 

آقای احمدی نژاد!

 

 آیا شما یک دروغگو هستید؟ ظواهر اینگونه نشان می دهد.

 

آقای احمدی نژاد!

 

ما پرسشهای مهمتری هم از شما داریم. ما پیرامون بیش از 120 میلیارد دلار در آمد نفتی دولت شما طی تنها دو سال و نحوه ی هزینه کردن آنها پرسشهای جدی داریم. آقای احمدی نژاد دولت شما در مدت 2 سال ، برابر با هفت سال دولت آقای هاشمی و شش سال دولت آقای خاتمی بودجه مصرف کرده است. این بودجه به کجا رفته است؟ چرا علیرغم این حجم از درآمد نفتی وضع اقتصادی مردم همچنان رو به وخامت است و بنابر آمار ، تعدا د افراد زیر خط فقر همچنان رو به گسترش است؟

 

آقای احمدی نژاد!

 

فرجام ماجرا جوییهای شما در پرونده ی هسته ای به کجا خواهد انجامید. مردم ایران چه گناهی کرده اند که باید با تحمل تحریم و به قیمت فقر بیشتر تاوان بلند پروازیهای هسته ای شما و دوستانتان را بدهند.

 

آقای احمدی نژاد!

 

آیا تضمین می دهید که این سیاست خارجی بی ترمز شما به جنگ و بد بختی بیشتر مردم ختم نشود؟ مردم ایران به هیچ وجه از انزوای بیشتر بین المللی استقبال نمی کنندچرا که ایران برای توسعه و آبادانی محتاج روابط عادی و به دور از تنش با جامعه ی بین المللی است، چیزی که شما با دروغ پردازیهایتان در مورد فاجعه ی هولوکاست و تحریک افکار عمومی جهانی هیچ امکانی برای آن باقی نگذاشته اید.

 

آقای احمدی نژاد!

 

شما از مهرورزی، عشق و عدالت می گویید در حالیکه معلمانی را که تنها حق خود را می خواستند به خشن ترین شکل سرکوب کردید. کارگرانی را که حق خو را می خواستند به زندان افکندید و دانشجویان و روشنفکرانی را که مخالف شما بودند یا متفاوت از شما می اندیشیدند را در زندانهایتان به زنجیر کشیدید.

 

آقای احمدی نژاد!

 

 ما مصرانه از شما می خواهیم که به نقض حقوق بشر در ایران و به تعقیب و آزار منتقدین خاتمه دهید. ما از شما می خواهیم که  به جای طرح شعارها و ادعا های تو خالی فکری جدی به حال اقتصاد بیمار دولتی و فقر فزاینده ی مردم کنید. ما از شما مصرانه می خواهیم که شبح جنگ و تحریم را از کشو ما دور  کنید.

  به امید ایرانی مرفه، آزاد و توسعه یافته

 

 

 

    دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

به نقل از "ادوارنیوز"
 
در حالی که قرار است احمدی نژاد روز دوشنبه به دانشگاه تهران برود دفتر تحکیم وحدت در دومین نامه سرگشاده خودضمن اشاره به برخی نکات  20 سوال را از وی پرسیده است .

متن نامه به شرح زیر است :

 

 

نامه سرگشاده شورای مرکزی  دفتر تحکیم وحدت به رئیس دولت نهم

جناب آقای احمدی نژاد

 

با سلام

 

هر چند سلام قبلی ما برخلاف فرهنگ ایرانی – اسلامیان پاسخ نداشت اما باز هم سلام می نماییم چون که تنها راه رسیدن به توسعه و دموکراسی را مدارا می دانیم لذا لازم می دانیم حتی به رئیس دولت نابردبار و ستیزه جوی نهم نیز سلام کنیم هرچند وی به سلامان پاسخ نداده باشد. و برای پاسخ ندادن به سوالات مان مراسم حضورش را در دانشگاه لغو کرده باشد تا بتواند در فرصتی بهتر و با هماهنگی از پیش تعیین شده که با هدف ممانعت از ورود منتقدان به مراسم صورت گرفته است، به دانشگاه بیاید.

 

 

آقای احمدی نژاد مطلع شدیم دوباره قرار است به دانشگاه بیایید در حالی که درخواستمان – طرح سوال ازسوی حتی یک نفراز اعضا شورای مرکزی این اتحادیه در جمع میهمانان گلچین شده ای که قرار است فردا به دانشگاه بیایند - بی پاسخ مانده است.

 

هر چند از دعوت رئیس جمهور امریکا به ایران برای سخنرانی و اصولا هر گفتگویی با کشورهای جهان استقبال می کنیم و آن را در جهت کاهش خطر جنگ مفید می دانیم اما برایمان جای سوال است که چه طور رئیس جمهور آمریکا می تواند به دانشگاههای ایران بیاید اما اساتید و دانشجوان منتقد حق اظهار نظر در دانشگاهها را ندارند؟ صدها درخواست صدور مجوز سخنرانی که در شورای فرهنگی دانشگاهها بایگانی شده است گواه ادعای ماست. چه استدلالی میتواند وجود داشته باشد که بوش می تواند در دانشگاه ما سخنرانی کند اما روشنفکران داخلی نه؟ چه توجیهی میتواند وجود داشته باشد که ملوانان انگلیسی که متجاوز می خواندی آزاد شوند اما اساتید و دانشجویان و کارگران و معلمان و روزنامه نگاران برای یک انتقاد ساده مجازات شوند؟

 

آقای احمدی نژاد از آنجا که مسئولان در تلاشند تا به هر نحو ممکن از ورود ما به سالن و حتی برگزاری مراسمی در حاشیه آن جلوگیری نمایند و نهادهای امنیتی تماسهای متعددی را با دانشجویان جهت جلوگیری از حضور آنها حتی در دانشگاه تهران در روز برگزاری مراسم برقرار نموده اند بنابراین از هم اکنون برخی از سوالاتمان را مطرح می نماییم به این امید که پاسخ آن را خودمان  در سالن برگزاری مراسم بشنویم و مابقی سوالاتمان را در سالن طرح نماییم .

 

دانشگاهیان

 

1- سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به نامهای احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان که از اعضای این اتحادیه نیز می باشند، به اتهام انتشار نشریاتی جعلی بیش از 5 ماه است که درزندان به سر می برند. بسیاری معتقدند انتشار نشریات جعلی توسط حامیان شما و برای انتقام گیری ازدانشجویان بوده است. در جلسه اخیر دادگاه این سه دانشجو موضوع انتقاد به جنابعالی در دانشگاه امیر کبیر مطرح شده است. با این وجود چه طور در دانشگاه کلمبیا ادعا نمودید که با دانشجویانی که در دانشگاه امیر کبیر به شما انتقاد نمودند برخوردی صورت نگرفته است؟

 

2- از آغاز به کار دولت نهم روند ستاره دار گشتن فعالین دانشجویی آغاز شد و دانشجویان ستاره دار از تحصیل محروم شدند. در سال جاری نیزاین امر به اقلیتهای قومی و مذهبی و معلمین شرکت کننده در آزمون دانشگاهها تسری یافت. به راستی بر اساس کدام یک از موازین حقوقی، اخلاقی و انسانی دانشجویان و سایر منتقدین واقلیتها توسط سازمانها و نهادهای تحت امر شما از ادامه تحصیل محروم می شوند؟

 

3- در کنکوراسراسری امسال تبعیض جنسیتی اعمال گردید و گروهی از دختران با وجود داشتن رتبه ای بهتر از پسران نتوانستند به دانشگاه راه یابند یا در دانشگاههای دور افتاده پذیرفته شدند. در مراجعات حضوری معترضان ابن امر توسط سازمان ذیربط (سازمان سنجش آموزش کشور) تایید گردید. اعمال تبعیض جنسیتی بر اساس کدام مستند حقوقی صورت میگیرد و اساسا این موضوع میتواند معنایی جز نقض آشکار حقوق زنان چه میتواند باشد؟

 

4 امسال با وجود افزایش 25درصدی دانشجویان- حتی بدون در نظر گرفتن تورم سالانه- بودجه جاری دانشگاههای کشور- بنا به گفته مسئولین وزارت علوم- کاهش یافت در نتیجه شاهد کاهش شدید امکانات رفاهی و آموزشی در دانشگاههای کشور هستیم. چرا و با چه منطقی با وجود افزایش شدید درآمدهای دولت باید شاهد کاهش بودجه در دانشگاهها باشیم؟

 

5- در دو سال زمامداری جنابعالی 550 تن از فعالان دانشجویی راهی کمیته های انضباطی شدند، 43 نهاد دانشجویی تعطیل گشت، بیش از 130نشریه دانشجویی توقیف گردید و بیش از 70 تن از اعضا این اتحادیه دستگیر گشتند و گناه تمامی این افراد و تشکلها و نشریات انتقاد به بی تدبیریهای و سوء مدیریتهای مسئولین دولت نهم بود. تقریبا در هیچیک دانشگاه کشور تشکلی منتقد دولت وجود ندارد. تمامی نهادهایی از این دست یا دچار تعلیق و انحلال گشته اند و یا در معرض آن هستند،به راستی آزادی بیان در نظر شما چه مفهومی دارد و و تبلور این آزادی بیان در کجاست که در دانشگاه کلمبیا وضعیت ایران را در زمینه آزادی بیان بی نظیر می دانید؟

 

6– در دوران دولت جنابعالی بیش از 100 تن از اساتید برجسته کشور به اجبار بازنشسته گشتند یا به ترفندهایی به ظاهرقانونی اخراج گشتند . برای اولین بار در تاریخ آموزش عالی شخصی بدون مدرک دانشگاهی به ریاست دانشگاه برگزیده شد و در استخدام اساتید میزان وفاداری به جناح حامی دولت به ملاکی تعیین کننده بدل گشت. به راستی در حالی که به گواه قاطبه کارشناسان دانشگاههای ایران از کمبود استاد رنج می برند و دانشگاههای ایران در میان 2000دانشگاه برتر جهان جایی ندارند، چنین رفتاری با اساتید می شود؟

 

حقوق بشر وآزادی بیان

 

7- آرشیو خبرگزاری های رسمی و دولتی نشان می دهد در دوسال ریاست شما، کارگران و معلمان بسیاری تنها به دلیل طلب کردن حق صنفی خود و اندکی افزایش حقوق به زندان افتادند واز کار بیکار شدند. لطفا پاسخ دهید حمایت شما از اقشار محروم کم درآمد جامعه در چه زمانی و چگونه قرار است محقق شود؟

 

8- مطبوعات وخبرگزاریهای گوناگونی با شکایت هیات دولت تعطیل و توقیف شدند. خبرگزاری کار ایران – ایلنا- با شکایت وزارت علوم و وزارت کار فیلتر شد ، سایت بازتاب با شکایت دولت توقیف گشت، روزنامه های شرق، هم میهن دارای شاکیانی دولتی بودند و توقیف شدند ،روزنامه های اعتماد و اعتماد ملی نیز دارای شاکیانی دولتی هستند. خبرنگارانی که در حوزه حقوق بشر، دانشجویی، اقوام و زنان مطلب می نویسند با فشارهای نهادهای متعدد امنیتی مواجه می شوند و وزارت ارشاد و اطلاعات فشاری خردکننده را بر مدیران رسانه ها وارد می نماید تا از انعکاس واقعیات خودداری نمایند. بنا به توصیه شورای عالی امنیت ملی، مطبوعات کشور از پرداختن به موضوعات مختلفی منع میشوند. روزنامه ایران به بولتن دولت تبدیل گشته اشت و مدیران خبرگزاری دانشجویان ایران – ایسنا- با فشاری مضاعف جهت سرپوش گذاشتن بر برخوردهای غیر قانونی صورت گرفته با دانشجویان مواجه شده اند. دلیل این همه فشار و سرکوب مطبوعات و خبرگزاریها چیست و تا به کجا مقرر است که ادامه پیدا کند؟

 

9- احزاب سیاسی منتقد کشور در دوران جنابعالی با بیشترین هجمه ها روبرو گشتند. دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحیکم وحدت) در یورشی مسلحانه پلمپ شد، پیگیری های مکرر اعضای آن نیز مؤثر واقع نگشته و هیچ استناد قانونی نیز ارائه نمیشود. یارانه احزاب قطع گردیده و وزارت ارشاد از دادن مجوز نشریه به احزاب اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خودداری می ورزد. در حالی که در جوامع امروزی همگان احزاب را به عنوان یکی از ارکان دموکراسی پذیرفته اند. از شما میخواهیم روشن کنید دموکراسی تهوع آور که چندی پیش عنوان کرده بودید چیست و تبیین کنید چه تفاوتی با دموکراسی که در آمریکا از آن دفاع کردید دارد. اصولا در نگاه شما دموکراسی بدون احزاب مستقل و پویا دست یافتنی است؟

 

10- صرف نظر از اعمال تبعیض جنسیتی بر علیه دختران شرکت کننده در کنکور سراسری، در حالیکه بیش از نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می دهند، دولت نهم با ارائه لایحه ای برای تدوین حقوق خانواده آشکارا حقوق زنان را نادیده گرفته است. این اقدام در حالی صورت گرفت که فعالین در عرصه حقوق زنان که مسائلی مانند دیه برابر ، ارث برابر و مخالفت با تعدد زوجات را پیگری می نمایند به بدترین وجهی مجازات شده و روانه زندان می شوند. حال سوال ما اینست این برخورد خصمانه با فعالین زن از یکسو و ارائه چنین لایحه ای که با مخالفت مجلس نیز همراه است از سوی دیگر، غیر ازنگاه کج اندیشانه به حقوق زنان چه معنایی می تواند داشته باشد؟

 

وضعیت اقتصادی :

 

11-شما با دو شعار آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و مبارزه با تبعیض و فساد در انتخابات شرکت کردید. اما در دو سال گذشته طبق اعلام مراجع معتبر فساد درمیان مسئولین ایرانی افزایش یافته است و ایران سقوطی 15 پله ای را در امر فساد تجربه کرده است. وضعیت معیشتی مردم نیز که اظهر من اشمس است . مشتاقیم بدانیم در حالی که کمتر از دو سال  به پایان ریاست شما باقی مانده وعده های انتخاباتی شما در چه زمان محقق خواهد شد؟

 

12- در حالی که درآمدهای نفتی کشور به واسطه افزایش قیمت نفت -که ارتباطی با سیاستهای شما نیز دارد- در دو سال اخیر تقریبا با درآمدهای 8 ساله دوران آقای خاتمی یا 8 سال آقای هاشمی رفسنجانی برابر است، با گزارشی کمی و نه کیفی بگویید این در آمدها چگونه صرف شده است؟ چند طرح عمرانی آغاز گشته و چند پروژه زیر بنایی به سر انجام رسیده است؟

 

13- در نتیجه سیاستهای غلط دولت با وجود این درآمد کلان نفتی رشد اقتصادی کشور 2 درصد کمتر از برنامه چهارم توسعه بوده است که در یک افق پنج ساله معنای آن ضرری 70 هزار میلیارد تومانی است، یعنی هر ایرانی تقریبا از درآمدی برابر با یک میلیون تومان محروم گشته است. آیا می دانید برخی از این مردم از تامین حداقلهای معیشتی خود نیز عاجزند و درآمد یک میلیون تومانی را در رویاهای شان نیز تصور نمی کنند و سود سهام عدالت که آن همه بر روی تبلیغات نمودید بسیار کمتر از این مقدار است؟ این در حالی است که تنها با سیصد میلیارد تومان کل کسر بودجه دانشگاه های کشور تامین می شود.

 

14- در نتیجه سیاستهای غلط دولت در بخش مسکن تورمی شدید را شاهد بودیم که به گفته مسئولین دولت نهم نتیجه سیاستهای غلط دولت بوده است .در نتیجه این سیاستها کار به جایی رسید که مسئولین اعلام می نمایند مردم در شهرهای بزرگ فکر مسکن دار شدن نباشند. آیا می دایند مشکل بسیاری از جوانان در زمینه ازدواج مسکن است؟

آیا میدانید در نتیجه این سیاستهای غلط مشکل مسکن امروز بزرگترین معضل گریبانگیر مردم است؟ شاید مسکن نیز در محله شما ارزان است؟

 

سیاست خارجی :

 

هرچند سیاست خارجی کشور نتیجه تاثیرات مراکز مختلف قدرت در ایران است، اما نقش دولت را در این میان نمی توان انکار نمود به خصوص سخنان نسنجیده و بی تدبیرانه شما هزینه ای گزافی برای کشور به همراه داشته است.

 

15- در حالی که کشتار یهیودیان در جنگ جهانی دوم واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است چرا شما تا این حد به این مساله می پردازید؟ آیا هولوکاست مهمترین معضل فراروی بشریت است؟ به فرض که هدف شما دفاع از مردم فلسطین است، آیا زیر سؤال بردن هولوکاست گرهی از مشکلات فلسطینیان حل می کند؟

 

16-سخنان جنجال برانگیز در مورد سیاست هسته ای که حتی مورد انتقاد همفکران شما نیز قرار گرفته است که گاه در تعارض با مواضع رسمی حاکمیت است و رسد کنندگان دیپلماسی کشور را دچار سردرگمی می کند با چه نیتی عنوان می شود؟ آیا غیر از این است که این سخنان تحریک برانگیز و نسنجیده نقشی اساسی در ارجاع پرونده ایران به سازمان ملل ایفا کرده است؟

 

17- سفرهای مدام به کشورهای آمریکای جنوبی و بذل و بخشش بی حساب به مردم آن کشورها از چه محلی و با چه هدفی صورت می پذیرد و چه دستاوردی برای کشور داشته است؟

 

18- علت سکوت در برابر باج خواهی های چین و روسیه و دادن امتیازات فراوان اقتصادی به آنها چیست؟ آیا غیر از این است که سیاستهای غلط شما در این مورد تنها منابع کشور را از بین می برد و در نهایت نیز هر دو کشور به قطعنامه های برضد ایران رای مثبت می دهند؟ همچنین دلیل فروش گاز به هند و پاکستان کمتر از حداقل قیمت موجود چیست؟

 

19- علت بازداشت و هزاران موضع گیری بر علیه ملوانان انگلیسی و آزادی یک دفعه آنان چه بود و چرا این امر به فاصله کوتاهی پس از تهدید نخست وزیر انگلیس صورت پذیرفت؟

 

20- اما سوال آخر اینکه در دانشگاه کلمبیا و سایر سخنرانی ها و مصاحبه های خارجی تان سخنانی را بیان نمودید که آشکارا با اهداف و رفتار و موضع گیریهای شما در تضاد بود. دلیل این تناقض در گفتار و رفتار  چه می تواند باشد؟ غیر از این می توان تصور کرد که اهداف و رفتار  شما قابل دفاع نیست و بی شک پیامدهایی مخرب تر از آنچه تا کنون پیش آمده به دنبال خواهد داشت؟ اساسا از این تناقض رفتار و گفتار  جز تحمیق مردم چه برداشتی می توان کرد؟

 

آقای احمدی نژاد بار دیگر تکرار می نماییم:

 

براستی اگر تمام سوالات و انتقادات و اعتراضهایمان را پاسخی هست، اجازه دهید در میان آن همه میهمان گلچین شده که با خود به درون سالن خواهید آورد، تنها یک نفر از اعضا شورای مرکزی این اتحادیه فردا به داخل سالن راه یابد و سوالات خود را از رئیس دولت آزادترین کشور جهان! بپرسد.

 

ما فردا پاسختان را انتظار می کشیم. بی شک همگان به نظاره برخورد مردی با هموطنانش خواهند نشست که عالمیان را برای پرسشگری به کشور خود فرا می خواند. به خاطر داشته باشید که آیندگان خواهند نوشت وی با دانشجویان کشور خود چه کرد.

 

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

15مهر1386

 

 

نامه مفصل محسن کدیور به جامعه مدرسین و دعوت مجدد به مناظره علمی

به نقل از "نوروز

 در پی انتشار اخباری مبنی بر انتقاد ونارضایتی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از قرائت مقاله‌ای از آثار حجه‌الاسلام والمسلمین کدیور در دانشگاه مفید و ارسال نامه اعتراض‌آمیز خطاب آیت الله موسوی اردبیلی، دکتر محسن کدیور با انتشار نامه‌ای به نایب رئیس این تشکل به برخی اعتراضات وابهامات پاسخ گفته و این تشکل را به مناظره فراخواند.

متن کامل این نامه در ادامه می‌آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله مقتدایی
نایب رئیس محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

سلام علیكم. در پاسخ به مصاحبه مورخ 7/7/1386 حضرتعالی با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ضمن تشكر از توضیحاتتان در باره نامه اعتراض اردیبهشت 86 جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم خطاب به مرجع محترم تقلید حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی در باره مقاله قرائت نشده اینجانب در همایش حقوق بشر دانشگاه مفید تحت عنوان «بازشناسی حق عقل، شرط لازم سازگاری اسلام و حقوق بشر» نكات ذیل را معروض می دارد:

1. در مصاحبه فوق از جنابعالی نقل شده است: «چندی قبل به جامعه مدرسین و هم‌چنین حوزه علمیه قم و فضلا و استادان خبری مبنی بر ارائه مقاله‌ای در باب آنچه ارجحیت منشور حقوق بشر بر حقوق بشر در اسلام و ادیان دیگر الهی خوانده شده، منتشر شد كه موجب ناراحتی آقایان مراجع شد.»

اولا، خبر مشار الیه (كه منبع آن ذكر نشده و با توجه به انتشار خبر نامه توسط یكی از سایتهای خبری مرتبط با برخی نهادهای امنیتی در 29/6/86، شناسائی آن چندان دشوار نیست) مخدوش است، زیرا در مقاله هرگز از «ارجحیت منشور حقوق بشر بر حقوق بشر در اسلام و ادیان دیگر الهی» بحثی به میان نیامده، بلكه از «رجحان اسناد بین المللی حقوق بشر بر قرائت سنتی از اسلام» مستدلا بحث شده است. واضح است كه قرائت سنتی و برداشت تاریخی از اسلام و دیگر ادیان الهی همانند اسناد بین المللی حقوق بشر اندیشه های بشری، خطاپذیر و قابل نقد هستند، برخلاف اسلام در لوح محفوظ و صقع ربوبی كه حقیقتی الهی، قدسی و مصون از خطا و نقصان و برتر از انسان می باشد. قرائت سنتی از اسلام به اصطلاح فنی همان «احكام ظاهری» است. این احكام ظنی بنا بر مبنای حق لزوما «حكم الله واقعی» نیستند. آنچه در مقاله با برهان اثبات شده مرجوحیت احكام ظاهری قرائت سنتی در حوزه حقوق بشر است، و آنچه در خبر به نویسنده نسبت داده شده مرجوحیت احكام الله واقعی است. هر فتوای جدید از سوی فقیهان مناقشه ای بر احكام ظاهری پیشین است. انتساب این مناقشات در احكام ظاهری به حكم الله واقعی قرینه قطعیه بر بی بهرگی تنظیم كنندگان خبر از حداقل معلومات دینی است.

ثانیا، مراجع عظام تقلید (اعلی الله كلمتهم) هرگز تحقیق نكرده و براساس یك گزارش خبری مشكوك ابراز نظر یا ناراحتی نمی كنند. ایشان به شیوه سلف صالح با رعایت احتیاط كامل ابتدا از صحت وسقم خبر جویا می شوند، سپس اصل مقاله را طلب می كنند و پس از قرائت متن كامل آن(نه حتی چكیده چند سطری آن) نظر علمیشان را بشكل فنی مرقوم می نمایند، یا فضلای حوزه استفتای خود را امر به نگارش نقد عالمانه مقاله و ارائه آن در همان همایش می كنند. فقهای بصیر نیك می دانند انتشار آراء متفاوت علمی ناراحتی ندارد، آنچه باعث آزردگی خاطر علمای ربانی است دفاع ناشیانه از مبانی متین اسلامی و سركوب منتقدان بنام حفظ بیضه اسلام است.

ثالثا، اینكه ناراحتی از ارائه مقاله در یك همایش علمی را به مراجع نسبت داده اید، ناتمام است، چرا كه بعضی مراجع عظام تقلید از جمله استاد اینجانب كه از آراء شاگردش مطلع است، از انتشار آنها ابراز ناراحتی نكرده است. یكی دیگر از این مراجع عظام كه فتاوای اخیرش در حوزه حقوق زنان خلاف مذاق حضرات آقایان است نیز به همین شرح ابراز ناراحتی ننموده است. بنابرین دقت علمی اقتضا دارد كه ابراز ناراحتی را بر فرض صحت تنها به بعضی مراجع نسبت می دادید.

2. در ادامه فرموده اید: « به دنبال این امر اعضای جامعه مدرسین نامه‌ای را خطاب به آقای موسوی اردبیلی مرقوم و نسبت به این مطلب ابراز ناراحتی كردند، هم‌چنین تأكید كردند كه این یك مطلب غیرحقی است و پاسخی روشن دارد، هم چنین گفتند چرا ‌چنین مباحث شبهه‌ناكی در دانشگاه شما (مفید) مطرح می‌شود و از شما و دوستان شما انتظار می‌رود كه از انتشار این‌گونه مطالب در دانشگاه جلوگیری كنی.»

اولا، از اینكه جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم (حفظهم الله) اهمیت مقاله مورد بحث را دریافته جای سپاس دارد. هرچند شیوه مناسبی برای مقابله با اندیشه مقابل اتخاذ نكرده است.

ثانیا، اینكه فرموده اید«این یك مطلب غیرحقی است» نیاز به اقامه دلیل دارد. من دیدگاه خود را به وضوح نوشته ام. جامعه محترم مدرسین نیز بطلان نظر مرا با براهین و شواهد منتشر نماید. ریاست عالیه دانشگاه مفید دام ظله به نقل دبیر محترم همایش یادشده پس از مطالعه متن كامل مقاله ضمن اینكه هیچ اشكال علمی برآن وارد ندیدند ، قرائت آنرا به دلیل پیش بینی عكس العمل آقایان به مصلحت ندانستند و نویسنده مطابق نظر معظم له عمل كرد و حتی به احترام ایشان مبادرت به انتشار مقاله ننمود، تا اینكه خبرِ نامه جنابعالی در سایت جهان منتشر شد.

ثالثا، از اینكه فرموده اید«پاسخی روشن دارد» بسیار خشنود شدم. اینجانب و بسیاری از علاقه مندان مباحث حقوقی و فقهی بی صبرانه منتظر استماع دیدگاه رسمی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره حقوق بشر هستیم. من از پاسخ آن جامعه محترم به شدت استقبال می كنم.

رابعا، اگر اینگونه مطالب به زعم شما «شبهه ناك» در یك دانشگاه علوم انسانی در شهر قم و در یك همایش علمی مطرح نشود و به فتوای آن جامعه محترم از انتشار آن جلوگیری شود، آیا در عصر انفجار اطلاعات با این شیوه می توان از قرائت مورد نظرتان از دین دفاع كرد؟ آیا این شیوه، مناسب مدرسه فاخر امام صادق(ع) است؟ اگر این فرزند حوزه در شهر فقاهت و اجتهاد امكان بیان آراء دینی و علمی خود را نداشته باشم آیا این افتخاری برای مذهب اهل بیت(ع) است؟ كجا سراغ دارید كه رسول الله (ص) و امیرالمؤمنین (ع) از ابراز نظر علمی منتقدان جلوگیری كرده باشند؟ صاحبان منطق قوی از انتشار آراء مخالف آن هم در محافل تخصصی و علمی واهمه ای ندارند. اگر در دانشگاه و حوزه به فتوای شما از انتشار آراء متفاوت علمی جلوگیری شود، به طریق اولی در فضای عمومی جامعه هم كه چنین امكانی نیست، صریحا بفرمائید ابراز آرای متفاوت با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مطلقا ممنوع است. بعید می دانم جنابعالی و بسیاری از علمای عضو جامعه مدرسین به چنین وضعی راضی باشید.

3.در ادامه فرموده اید: « مدتی پیش در یكی از سایت‌ها - كه نمی‌دانم آن نامه را از كجا آورده بودند- این نامه منتشر شد و بعد آقای كدیور در ارتباط با آن توضیحی داد و جامعه مدرسین را به مناظره دعوت و اعلام كرد حاضر است با آقایان جامعه مدرسین در مدرسه فیضیه كه پایگاه علم و نظر است مناظره كند.»

اولا، برخی از اعضای محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به صراحت در ناسازگاری اسلام (بخوانید برداشت ایشان از اسلام) با اسناد بین المللی حقوق بشر به عنوان یكی از فروع اندیشه لیبرالیستی غرب داد سخن داده اند. اینجانب در مقاله خود مدعای فوق (تعارض قرائت سنتی از اسلام با اسناد بین المللی حقوق بشر) را اثبات كرده ام. صد البته بر اساس مبانی علمی با ارائه برداشتی دیگر از اسلام بر سازگاری اسلام نواندیش با اندیشه حقوق بشر تأكید كرده ام.

ثانیا، از آنجا كه آن جامعه محترم نظر مرا صائب نیافته و حكم به منع انتشار آراء من داده است و بحمدالله برای اجرای این حكم عِدّه و عُدّه كافی نیز دارد، اینجانب حهت استیفای حقوق قانونی و شرعی خود سه پیشنهاد دارم:
اول، مناظره در حضور فضلا و طلاب حوزه در مناسب ترین مكان یعنی مدرسه فیضیه قم كه به فرموده شما پایگاه علم و نظر است.

دوم، مباحثه با اعضای محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در دفتر ایشان در قم پشت درهای بسته، شبیه آنچه دبیرخانه دائمی مجلس خبرگان رهبری در سالهای 75-1374 زیر نظر حضرت آیت الله شیخ ابراهیم امینی درباره بحث مهم ولایت فقیه انجام داد و اینجانب آراء متفاوت خود را در میان جمعی از خبرگان ابراز داشتم و آراء عرضه شده مورد نقد متقابل قرار گرفت و نتایج نیكوئی به بار آورد. متن مضبوط و مكتوب آن جلسات در دبیر خانه خبرگان موجود است. ای كاش این مباحث ارزنده بی كم و كاست منتشر شود.

سوم، انتشار نقد رسمی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. در این صورت پیشنهاد می شود این جامعه محترم به سؤالات ساده ذیل پاسخ دهد: مطابق فتاوای حضرات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آیا اسلام با اصول و مواد ارائه شده در اسناد بین المللی حقوق بشر سازگار است یا نه؟ اگر اسلام با این زائده های اندیشه متعفن لیبرالیستی اومانیستی غربی سازگار نیست، درباره نابرابری دینی، نابرابری مذهبی، نابرابری جنسیتی، نابرابری حقوقی احرار و عبید و اماء، نابرابری فقها و عوام در حوزه عمومی، آزادی عقیده و بیان و دین، و بالاخره مجازاتهای خشن و خودسرانه فتوای شرعی شما چیست؟ مراد از حقوق بشر در اندیشه فقهی شما دقیقا چیست؟

4. در پایان فرموده اید: «ما به ایشان توصیه می كنیم كه این موضوعی روشن و شفاف است. دخالت در امور عقلی و بیان اینگونه مسائل احتیاج به استاد دارد، و انسان فكر نكند هرآنچه را كه می گوید مطالب عقلی است و شرع را زیر سؤال ببرد. مطالب عقلی نیاز به استاد دارد، استادی با سابقه.»

اولا، اینكه «این موضوع روشن و شفاف است» را من باور ندارم. انتشار مباحث پیش گفته یا انجام مناظره یا برگزاری مباحثه یادشده یا نقد مكتوب نظریات من ادعای روشن و شفاف بودن موضوع را محك خواهد زد.

ثانیا، توصیه حضرت آیت الله مبنی بر نیاز به استاد دیدن برای ورود در هر عرصه ای به لحاظ كبروی متین است. برای استحضار ایشان به لحاظ صغروی متواضعانه به عرض می رساند:

اینجانب هفده سال(و بطور مشخص ده سال در مرحله خارج) از محضر مهمترین اساتید حوزه علمیه قم به شرح ذیل (به ترتیب طول تلمذ) بهره برده ام: در مرحله مقدمات و سطح مقدماتی: حضرات آیات مرحوم شیخ محمد علی افغانی(جامع المقدمات، سیوطی، باب اول مغنی، حاشیه ملا عبدالله، معالم الاصول، مطول)، شیخ علی پناه اشتهاردی (لمعتین، شرح باب حادی عشر، منیه المرید، اعتقادات صدوق و مجلسی)، شیخ صالحی افغانی(جلدین اصول فقه مظفر)، سید محسن موسوی گرگانی(مختصر، باب رابع مغنی).

مرحله سطح عالی: حضرات آیات مرحوم شیخ احمد پایانی(بخش اعظم بیع و خیارات مکاسب)، شیخ حسین اعتمادی تبریزی(بخش اعظم رسائل)، شیخ گنجعلی(کفایتین)، شیخ حسین راستی كاشانی(قوانین، اوایل رسائل)، مرحوم ستوده(بخشی از خیارات مکاسب)، سید حسن طاهری خرم آبادی(بخشی از بیع مکاسب).

در مرحله خارج منقول حضرات آیات عظام منتظری(زکات، ولایت فقیه و مکاسب)، مرحوم شیخ جواد تبریزی(کتاب طهارت، مباحث الفاظ، استصحاب، تعادل و تراجیح، لاضرر)، سید كاظم حائری(مباحث ظن، برائت، تخییر و احتیاط)، سید محمد روحانی(کتاب اجاره) و سید محمود شاهرودی (مباحث قطع و ظن).

در معقول: حضرات آیات شیخ عبدالله جوادی آملی(جلد اول اسفار، خارج اسفار جلد اول)، شیخ یحیی انصاری شیرازی (منظومه حکمت، شرح تجرید) و شیخ حسن حسن زاده آملی(شرح اشارات). علاوه بر این در ایام تعطیل حوزه (یعنی حداقل شش ماه از هر سال) به صورت غیر حضوری از دروس حضرات آیات شیخ شهید مرتضی مطهری(جلد سوم اسفار)، شیخ عبدالله جوادی آملی (مجلدات دوم، ششم، هفتم و نهم اسفار، تمهید القواعد)، شیخ محمد تقی مصباح یزدی(برهان و الهیات شفا، جلد هشتم اسفار، نهایه الحکمه) و شیخ غلامرضا فیاضی(بدایه الحکمه) استفاده و مباحثه کرده ام. ضمنا در تفسیر قرآن(سوره رعد، مقدمات تفسیر، سوره حمد، سوره بقره) از محضر آیت الله جوادی آملی بهره برده ام.

حضرت آیت الله، آیا این اساتید با سابقه هستند یا نه؟ خوشبختانه نتایج درخشان امتحانات شفاهی سالانه اینجانب در شورای مدیریت حوزه علمیه قم به شماره پرونده 5375 قابل مراجعه حضرات آقایان است. در امتحانات كتبی سراسری پایان مرحله سطح در خرداد سال 1367 كه امتحانات زیر نظر مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنكرانی برگزار شد نفر اول شدم و از مراجع عظام ازجمله مرحوم امام خمینی جایزه گرفتم. بعلاوه مدت چهارده سال از جمله در مدارس رضویه، مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی و فیضیه از آغاز مقدمات تا پایان سطح عالی و در معقول شرح باب حادی عشر، شرح تجرید، بدایه الحکمه، منطق و حکمت منظومه، نهایه الحکمه و الشواهد الربوبیه را تدریس كرده ام. فرزندان برخی از معاریف عضو جامعه مدرسین در دروس اصول این بنده شرف حضور داشته اند. در سال 1376در زمان مهاجرت به تهران نیز از مهمترین استادم حضرت آیت الله العظمی منتظری (دامت بركاته) موفق به اخذ اجازه اجتهاد شدم و لله الحمد.

واضح است كه مهمترین معرف علمی هر كس كتب و مقالات اوست و اگر حضرتعالی متعرض اساتید ابنجانب نمی شدید، نیازی به ذکر بلند فهرست اسامی ایشان نبود. ضمنا طبیعی است كه شاگرد با اساتیدش اختلاف نظر یا اختلاف مبنا داشته باشد، آنچنانكه رأی فقهی حضرتعالی با رأی استادتان در مسئله شطرنج تفاوت داشت. برخی از این اختلافات علمی در ضمن بحث نافع بررسی و نقد نظریه تکامل معرفت دینی در سال 1371 که گزارشی از آن در کتاب «شریعت در آینه معرفت» حضرت استاد آیت الله جوادی آملی (دامه ظله) منعکس شده است، قابل ذکر است. نمی دانم به نظر جامعه محترم مدرسین چنین سابقه علمی مجوز اظهار نظر شرعی در زمینه حقوق بشر هست یا نه؟!

ثالثا، آنچه در این مقاله و دیگر مقالات و كتبم نوشته ام، كوششی متواضعانه برای فهم دین خدا در زمانه ماست. حرف آخر نیست، اما تفننی هم نوشته نشده، خدمتی مشفقانه با بضاعت مزجات است. دست هركس كه نقدی عالمانه برآراء ابراز شده ام بنویسد می بوسم و شجاعت پس گرفتن رأی ابطال شده نیز دارم. اما تا زمانی كه نقدی در خور نشنیده ام محكم و استوار از آنچه با برهان به آن رسیده ام دفاع می كنم.

5. در پایان مناسب می دانم بخشی از مقدمه کتاب حق الناس (اسلام و حقوق بشر) به این قلم که چهار ماه است در انتظار مجوز انتشار از وزارت فخیمه ارشاد به سر می برد، برای ایضاح بیشتر آراء اینجانب درباره نسبت اسلام و حقوق بشر به محضرتان تقدیم دارم:

«نزدیک نیم قرن است کتب متعددی درباره «اسلام و حقوق بشر» در ایران منتشر شده‌است. مضمون اغلب این کتب در دو نکته ذیل قابل تخلیص است:
اول، حقوق بشر حرف تازه‌ای نیست. مضامین آن از دیرباز در متون دینی ما به‌وفور یافت می‌شود. آن‌گاه شواهد متعددی از کتاب و سنت بر این مدعا ارائه شده‌است. اصولاً آموزه‌های الهی دینی ما را از امثال اعلامیه جهانی حقوق بشر بی‌نیاز می‌کند، هرچند مسلمانان از توجه به این آموزه‌ها غفلت کرده‌اند.

دوم، حقوق بشر در اسلام بسیار غنی‌تر و گسترده‌تر از اعلامیه جهانی حقوق بشر است. شارع مقدس حقوق واقعی آدمیان‌را به‌طور کامل در احکام دینی لحاظ کرده‌است، در حالی که در اعلامیه یادشده تنها برخی از حقوق انسان‌ها آن هم به‌طور ناقص و بر مبنای غیرالهی ذکر شده‌است. ضمناً در اسلام علاوه بر حقوق انسان‌ها، حقوق خداوند، حقوق حیوانات و نباتات و جمادات نیز رعایت شده ‌است.

این کتاب ضمن احترام به دیدگاه فوق (که از آن به اسلام تاریخی یا اسلام سنتی یاد می‌شود) از منظری دیگر به «مسئله نسبت اسلام و حقوق بشر» نگریسته‌است. این منظر را در نکات ذیل می‌توان تخلیص کرد:
یک، حقوق بشر یکی از بزرگترین دستاوردهای جدید بشر در قرون اخیر است، و به این معنی، عمق و گستره دغدغه انسان دیروز نبوده‌است.
دو، اگرچه در ادیان الهی به‌ویژه اسلام موارد قابل توجهی از آن‌چه امروزحقوق بشر خوانده‌می‌شود، صریحاً یا ضمناً مورد توجه و عنایت واقع شده‌است، اما در قرائت سنتی از ادیان یا در دین تاریخی به‌ویژه در بخش شریعت و فقه، موارد تعارض با نظام حقوق بشر، اساسی و غیر‌قابل اغماض است.
سه، اسلام در اسلام تاریخی یا قرائت سنتی آن خلاصه نمی‌شود. اسلام معنوی یا غایت‌گرا که روایتی نواندیشانه یا روشنفکرانه از اسلام است، با نظام حقوق بشر سازگار است.

«حقّ‌النّاس» تحلیل انتقادی قرائت سنتی یا روایت تاریخی از اسلام در نسبت با حقوق بشر از یک‌سو، و کوششی متواضعانه برای ارائه طریق و یافتن راه‌حل مشکل نسبت اسلام و حقوق بشر از منظر قرائت معنوی یا روایت غایت‌گرایانه از اسلام از سوی دیگر است. پیام نهایی کتاب گزاره ذیل است:
ایمان به خدا، باور آخرت و پیروی از تعالیم پیامبر اسلام(ص)، در ذات خود هیچ تعارضی با رویکرد انسانی حقوق بشر ندارد. می‌توان از صمیم دل مسلمان بود و واقعا از اندیشه حقوق بشر دفاع کرد.

چارچوب پژوهشی این کتاب مبتنی بر نکات ذیل است:
آ، اگرچه اندیشه حقوق بشر امری عادلانه، اخلاقی و عقلائی است؛ اما همچون هر اندیشه دیگر بشری خطاپذیر، قابل نقد و ارزیابی است.
ب، اگرچه نظام حقوق بشر توسط انسان غربی تدوین شده‌است، اما جغرافیا ندارد و دستاورد تجربه بشری و رهاورد خرد جمعی آدمیان است.
ج، برداشت‌های دینی روایتی انسانی از تعالیم الهی است، و به اعتبار انسانیش قابل نقد و ارزیابی است. اختلاف آراء علمای دین و تفاوت مکاتب مختلف مذهبی و انتقادات متقابل آن‌ها بر همین منوال است. لذا اگرچه مسلمانی تسلیم محض حق متعال بودن است، اما هیچ برداشت انسانی از حقیقت وحیانی مافوق نقد نیست.» (کتاب حق الناس، انتشارات کویر، تهران، 1386، صفحات 8 و 9)
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مبارك رمضان بویژه لیالی متبرك قدر
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته
محسن كدیور 
مهر 1386

رونوشت: حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی (مد ظله

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

نقض مستمر و برنامه ریزی شده ی حقوق بشر در ایران

گزارش شهریور ماه فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

نهادهای مدافع حقوق بشر !
ایرانیان مدافع حقوق بشر !

در این گزارش بخش بسیار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را که توسط این شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانیم:   
   
بین المللی :
۱ ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر با انتشار بیانیه ای از دولت ایران در خواست کرد تا به سرکوب روز افزون مدافعان حقوق زن ، جنبش دانشجویی ، روزنامه نگران و سندیکالیست ها پایان دهد.این نهاد حقوق بشری خواستار توقف اعدام و سنگسار در ایران شد. در این بیانیه آمده است ، ما به طور موکد از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهیم که به موج سرکوب کنونی در قبال جامعه مدنی ایران پایان دهند. از اجرای حکم اعدام برای جرائم سیاسی یا جنسی خود داری کنند. ما از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهیم که به تعهدات خویش در رعایت موازین بین المللی حقوق بشر و عهد نامه های بین المللی که به آنها پیوسته است ، احترام بگذارد. ( گویا نیوز ۱۴/۶/٨۶ )

۲ ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای از اعدام ۲۱ نفر در روز چهارشنبه ۱۴ شهریور در ایران ابراز انزجار کرد. این سازمان اعلام کرد: از آغاز سال ۲۰۰۷ تاکنون حداقل ۲۱۰ نفر در ایران اعدام شده اند. عفو بین الملل ده ها مورد دادرسی ناعادلانه را ثبت کرده است، حوزه جرم هایی که مجازات اعدام در پی دارد ، در ایران به طرز غیر عادی گسترده است که با واژ ه های گنگی همچون "محارب با خدا" و "مفسد فی الارض" بیان می گردد. (اخبار روز ۱۵/۶/٨۶)

٣ ـ نماینده پرتقال در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل به نمایندگی از ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا گفت: ما شدیدا از وضعیت حقوق بشر در ایران ، به ویژه افزایش مجازات اعدام نگران هستیم . همچنین نماینده کانادا در این نشست گفت: وضعیت حقوق بشر در ایران روز به روز بدتر می شود. همچنین لوئیس آربور کمیسر حقوق بشر سازمان ملل گفت: در مذاکرات هفته گذشته خود با مقامهای ایرانی، موضوع نگرانیهای بین المللی از افزایش مجازات اعدام در ایران را به مقامهای ایرانی اطلاع داده است. (رادیو فردا ۲٣/۶/٨۶)

۴ ـ سازمان بهایی ها و دانشجویان بهایی اعلام کرده اند: مقامات مسئول در سازمان سنجش آموزش کشور، ٨۰۰ دانش آموز بهایی را از دسترسی به نتایج کنکور سراسری دانشگاههای دولتی محروم کرده اند. سازمان دیده بان حقوق بشر اظهار داشت :حکومت ایران باید فورا به اقداماتی پایان دهد که با هدف ممانعت دانش آموزان بهایی از ورود به دانشگاهها اعمال می شوند. حکومت ایران باید سریعا مشکل ٨۰۰ دانش آموز بهایی را حل کند.(سازمان دیده بان حقوق بشر ۲۹/۶/٨۶)   

دانشجویان محاکمه:
۵ ـ ۴۶ دانشجوی دانشگاه آزاد شهر ری به اتهام عدم رعایت شئونات دانشجویی و عدم رعایت پوشش مناسب در کمیته انضباطی این دانشگاه محکوم شدند. تنها ٣ نفر از این دانشجویان به کمیته انضباطی احضار و محاکمه شده اند، ۴٣ دانشجوی دیگر به صورت غیابی و بدون اینکه فرصت دفاع از خود را داشته باشند محکوم شده اند. اسامی دانشجویان به این شرح است: شیدا زرین ، فاطمه افرند،ریحانه نعمتی کش، مهرو ستاد، کلثوم غریب نواز، معصومه اکبر نژاد، فاطمه احمدی ، سارا اینانلو دوقوز، نسیبه فاضلی حشمت، میثم یوسفی، محسن جورابلو، حیدر ناهید قره شیرازی، حسن اکبری، صادق خدادادی، روح الله فیروز اردکانی، حمید رضا هژبری، علیرضا سعیدی، امیر حاجی احمدی، جواد آذرخش، مهدی مرادی، میثم فریدونی، پور اقدم پورناکی، مهدی خانی زاده، محمد عزیزی، سید رضا احمدی، محمد صادق دارابی، محسن روحی میاب، جواد سبحانی، مجتبی زارع خرمیزی، بهزاد بهروزپور عسگر آباد، اردشی فلاح مهر، حسین عباسیان، محمد علی کرمی، مرتضی زمانی، مجید محمد ابراهیم، رضا عابدی، مهدی خطیبی، سید رمضان حسینی، امیر کریمی، سعید ناهیدی، محمد رضا دهقان نظری، علیرضا مهربانی، آقای نوذریان و آقای طالبی.(روزانه تهران جنوب ٣/۶/٨۶)

۶ ـ امین بزرگیان دانشجوی سابق دانشگاه تهران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، هیاهو و جنجال برای برهم زدن نظم و سنگ پرانی به ماموران نیروی انتظامی با شکایت مدعی العموم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایسنا ۲٨/۶/٨۶ )

دانشجویان: احضار و بازجویی
۷ ـ شیرزاد حاجیلو دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد خوی جهت محاکمه برای بار پنجم به دادگاه انقلاب خوی احضار شد. ( ساولان سسی ۱۷/۶/٨۶ )

دانشجویان: احکام صادر شده
٨ ـ رضا ریخته گر قیاسی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی تبریز به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه در کمیته انضباطی محکوم به تذکر کتبی و درج در پرونده شد. ( ایسنا ٣/۶/٨۶ )

۹ ـ علیرضا ولیان دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان در محاکمه تجدید نظر کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ایسنا ۱۲/۶/٨۶ )

۱۰ ـ میثم گلستانی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به علت شرکت در تجمع روز دانشجو در دادگاه به یکسال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا ۱۲/۶/٨۶ )

۱۱ ـ امیر حسین اعتمادی فارغ التحصیل دانشکده فنی دانشگاه تهران ، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شد. نامبرده در جریان اعتراضات دانشجویی خرداد ٨۲ توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت گردید و مدت ۵۵ روز در سلول انفرادی بسر برد . ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ۱۵/۶/٨۶ )

۱۲ ـ سعید قاسمی نژاد دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام تحریک به اغتشاش و اقدام علیه امنیت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شد. نامبرده در جریان اعتراضات دانشجویی خرداد ٨۲ به مدت ۲۰ روز بازداشت گردید. ( ادوارنیوز ۱۷/۶/٨۶ )

فیلتر کردن سایتهای خبری و منحل کردن نهادهای مدنی :
۱٣ ـ مصطفی فقیهی مدیر مسئول سایت خبر"انتخاب" اعلام کرد: برای چهارمین بار این خبرگزاری توسط مرکز فیلترینگ مخابرات فیلتر شد. وی گفت: چون سایت انتخاب خطر جریان متحجرین دینی به رهبری جناب مصباح یزدی را به خوبی تشخیص داده از این باب، آژیر خطر را به صدا در آورده است و شناخت هدف این جریان از سوی ما باعث مسدود شدن سایت"انتخاب" شده است.نامبرده افزود، در سه بار گذشته به هرجا شکایت بردیم ارجاع شدیم به سازمانی دیگر. قوه قضائیه ما را به مخابرات ارجاع داد، مخابرات ما را به کمیته تعیین مصادیق وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارجاع داد و این کمیته نیز، ما را دنبال نخود سیاه فرستاد.(انتخاب ۱۶/۶/٨۶)
   
۱۴ ـ مجوز فعالیت کانون صنفی معلمان کرمانشاه بدستور مدیر کل سیاسی انتظامی وزارت کشور و مصوبه کمیسیون ماده ده احزاب و تشکلها باطل شد و هرگونه فعالیت تحت عنوان کانون یاد شده ممنوع گردید.
( سلام دمکرات ۱٨/۶/٨۶ )

۱۵ ـ انجمن صنفی روزنامه نگاران کرج و حومه بدستور وزارت کار و امور اجتماعی منحل شد و اعلام گردید از این پس فعالیت انجمن مزبور وجاهت قانونی ندارد. ( سلام دمکرات ۱۹/۶/٨۶ )

۱۶ ـ سایتهای گوگل، جی میل و بلاگفا بدستور مقامات فیلتر شدند. حجت الاسلام حمید شهریاری دبیر شورای عالی اطلاع رسانی کشور فیلترینگ سایتها را تائید کرد. گوگل و جی میل پس از ۲۴ ساعت آزاد شدند اما بلاگفا یکی از بزرگترین مجموعه های وبلاگ فارسی همچنان مسدود می باشد.(امروز ۲۶/۶/٨۶)

۱۷ ـ مجوز فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهرود به حکم هیات نظارت مرکزی وزارت علوم لغو گردید. ( اعتماد ۲٨/۶/٨۶ )

مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
۱٨ ـ مدیران مسئول نشریات « توسعه » ، « سینمای امروز » و « جایزه » جهت محاکمه به شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران احضار شدند. ( ایسنا ۱۲/۶/٨۶ )
   
۱۹ ـ کیوان صمیمی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده « نامه » به اتهام نشر مطالب خلاف موازین اسلامی ، ترویج مطالبی که بر اساس جمهوری اسلامی ایران لطمه وارد می کند ، تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت ، حیثیت و منافع نظام ، افتراء به مقامات ، نهادها و ارگانها و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی که حرمت شرعی دارند با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران احضار شد.(ایسنا ۱٨/۶/٨۶ )

۲۰ ـ رضا کفاش تهرانی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده « کیان » به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت مدعی العموم جهت بازجویی به شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران احضار شد. ( ایسنا ۲۰/۶/٨۶ )

۲۱ ـ ساناز الله بداشتی خبرنگار روزنامه "اعتماد ملی" به علت سوال در مورد نقض حقوق شهروندی از جلسه مصاحبه علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه با خبرنگاران بدستور نامبرده اخراج شد. گفته می شود لیست سیاه خبرنگاران توسط سعید مرتضوی دادستان تهران تهیه شده است. لیست سیاه شامل خبرنگاران و روزنامه نگارانی است که در حوزه حقوق بشر ، دانشجویان ، اقوام و روشنفکران مطالب انتقادی می نویسند. همچنین مرتضوی از مدیران مسئول روزنامه های اعتماد ، اعتماد ملی و کارگزاران خواسته است از درج مطالب مرتبط با مسائل حقوق بشر و اخبار دانشجویی بخصوص اخبار مربوط به دانشجویان زندانی دانشگاه امیر کبیر خود داری نمایند.(ادوار نیوز ۲۱/۶/٨۶)

مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران
۲۲ ـ غلامحسین کرباسچی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « هم میهن » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، و افتراء به مقامات و نهادها با شکایت مدعی العموم برای هشتمین بار در شعبه دوم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت. ( آفتاب ۲۶/۶/٨۶ )

مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
۲٣ ـ سید محمد صفی زاده مدیر مسئول روزنامه « ابرار اقتصادی » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و انتشار مطالب خلاف واقع با شکایت اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران ، وزارت نفت ، شرکت مخابرات ایران ، شرکت سرمایه گذاری غدیر ، وزارت جهاد کشاورزی و ... در شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد. ( ایسنا ۱٨/۶/٨۶ )

۲۴ ـ آکو کرد نسب مسئول بخش خبر هفته نامه « کرفتو » به اتهام جاسوسی ، اقدام علیه امنیت ملی ، بحران سازی برای براندازی از طریق مطبوعات و همکاری با احزاب و گروههای اپوزسیون بصورت غیر علنی در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شد. نامبرده در تیر ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید. ( موکریان نیوز ۲۰/۶/٨۶ )

۲۵ ـ علی صالح آبادی مدیر مسئول روزنامه « همبستگی » در شعبه ۷۹ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی شایسته محاکمه شد. ( آفتاب یزد ۲۵/۶/٨۶ )   

مطبوعات: بازداشت روزنامه نگاران
۲۶ ـ فرشاد قربانپور خبرنگار روزنامه های "هم میهن"، "اعتماد ملی" و هفته نامه "شهروند امروز" که در تاریخ ۹ مرداد ماه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(نوروز ۶/۶/٨۶)

۲۷ ـ احمد بادیران مدیر اجرایی روزنامه « فجر آذربایجان » که به اتهام پخش شبنامه علیه مقامات در تاریخ ۲۵ مرداد ماه توسط ماموران ستاد خبری دادستانی تبریز بازداشت شده بود ، با قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.( ایسنا ۱٣/۶/٨۶ )

مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
۲٨ ـ آسو صالح عضو شورای نویسندگان هفته نامه کردی ـ فارسی « دیدگاه » به اتهام نشر اکاذیب در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. (اخبار روز ٣/۶/٨۶ )

۲۹ ـ الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه « اعتماد » به اتهام نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، پخش شایعات و مطالب خلاف واقع ، تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت ، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی با شکایت مدعی العموم در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدرضا صارمی به پرداخت ۴۲ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد. ( ایسنا ۱٣/۶/٨۶ )

٣۰ ـ محمد حسین دریاباری مدیر مسئول هفته نامه « گویه » چاپ استان قم به اتهام تشویش اذهان عمومی و جریحه دار کردن عفت و اخلاق عمومی در شعبه یک دادگاه تجدید نظر استان به پرداخت ۲۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد. عباس حاتمی عضو تحریریه این نشریه به علت نوشتن مقاله ای با عنوان « چرا مجلس خبرگان رهبری مهم است » به اتهام تشویش اذهان عمومی به پرداخت ۱۵۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد. همچنین رضا نوروزی به اتهام مشارکت در جریحه دار کردن عفت و اخلاق عمومی از طریق همکاری با نویسنده داستان « زیر جیر جیر بولدزر » به پرداخت ۱۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد.(ایسنا ۱٣/۶/٨۶ )

٣۱ ـ مسعود باستانی روزنامه نگار جهت اجرای حکم به دادسرای اجرای احکام فرودگاه احضار شد. نامبرده به پرداخت ٣۵۰۰۰۰ جریمه نقدی و شلاق محکوم شده است. ( ایسنا ۱۶/۶/٨۶ )

اخبار مربوط به فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
٣۲ ـ دکتر حسین بشیریه ، دکتر هادی سمتی ، دکتر بهزاد شاهنده اساتید دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و دکتر جلال الدین کزازی استاد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی به بهانه غیبت غیر موجه از کار اخراج شدند. گفتنی است که طی ۲ سال گذشته بسیاری از استادان دانشگاهها بازنشسته و یا از کار اخراج شده اند. ( اعتماد ملی ۲/۶/٨۶ )

٣٣ ـ جاوید اسد زاده وبلاگ نویس بعلت افشاگری علیه مافیای زمین و مسکن در ارومیه، شب هنگام مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته، به گونه ای که دندانها و فک وی شکسته شده است. نامبرده پیش از این از مدیران سازمان مسکن و شهر سازی بوده که به دلیل پیگیری پرونده زمین خواران از کار بیکار شد.(عصر ایران ۶/۶/٨۶)

٣۴ ـ دکتر احمد قاضی زاده ، فراست اردلان ، مظفر فیروزمنش ، هوشنگ زندی و پروین مناسکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه کردستان اجبارا بازنشسته شدند.
( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱٣/۶/٨۶ )

٣۵ ـ خانمها عطیه طاهری همسر سعید متین پور و مینا کامرانی همسر صالح کامرانی به جرم مصاحبه با رسانه های گروهی در رابطه با وضعیت همسرانشان در زندان ، توسط وزارت اطلاعات تهدید به بازداشت شدند. ( وبلاگ حقیقت ۱۴/۶/٨۶ )

٣۶ ـ دکتر جعفری استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان از کار اخراج شد. ( اعتماد ملی ۱۴/۶/٨۶ )

٣۷ ـ عمادالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان طی نامه ای سر گشاده خطاب به احزاب اصلاح طلب حکومتی و غیر حکومتی خواستار گردید تا در رابطه با موج اعدامهای اخیر ساکت و بی تفاوت نباشند. وی اعلام کرد : طی ۷ ماه اخیر دست کم ۱۷۰ نفر در ایران اعدام شده اند، آمار اعدامها نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۰۰% افزایش داشته اند. اعدامهای اخیر که بسیاری از آنها مرتکب هیچ قتل نفسی نشده بودند و بنابر اقرار برخی از متولیان، صرفا به قصد ارعاب انجام شده است. عده زیادی از اعدام شدگان یا فاقد وکیل بوده اند و یا بدون فرصت فرجام خواهی اعدام شده اند، یا اساسا جرم اعلام شده مجازات اعدام نداشته است.(نوروز ۱۵/۶/٨۶)

احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
٣٨ ـ علی پورسلیمان عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرایمی بر ضد امنیت ، تمرد از دستور پلیس ، اخلال در نظم و آسایش عمومی جهت محاکمه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. ( ایسنا ۱٨/۶/٨۶ )

٣۹ ـ نادر قدیمی ، یوسف رفاهیت ، یوسف زارعی ، علی صادقی ، هادی غلامی ، جلال نادری ، علی نجفی ، مجید فروزانفر و محمود جلیلیان اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان همدان جهت محاکمه به شعبه ۱۰۶ دادگاه انقلاب اسلامی همدان احضار شدند. ( کانون صنفی معلمان ایران ۲۰/۶/٨۶ )

۴۰ ـ اکبر گنجی نویسنده کتاب «مجمع الجزایر زندان گونه» ، مدیر انتشارات «طرح نو » بعنوان ناشر کتاب و مدیر کل کتاب و کتابخوانی وزارت ارشاد در کابینه خاتمی جهت بازجویی به شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران احضار شدند. ( اعتماد ملی ۲۷/۶/٨۶ )

محاکمه فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
۴۱ ـ عباس لسانی از فعالین حرکت ملی آذربایجان با شکایت نیروی انتظامی در شعبه ٨ دادگاه عمومی اردبیل محاکمه شد.نامبرده قبلا در شعبه ۱۰۵ دادگاه جزایی اردبیل به ۱۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده و در زندان بسر می برد. ( ایسنا ۵/۶/٨۶ )

۴۲ ـ حمید پوروثوقی عضو کانون صنفی معلمان ایران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. وی با قرار وثیقه ٣۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود. ( ایسنا ۹/۶/٨۶ )

۴٣ ـ محمدرضا رضایی گرکانی عضو کانون صنفی معلمان ایران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایسنا ۱٣/۶/٨۶ )

۴۴ ـ حسین نصیری ، نورالله حسینیان ، ابراهیم فرج زاده ، جواد سلمانی و ابوالفضل نصیریان از فعالین حرکت ملی آذربایجان در شعبه ٣ دادگاه انقلاب تبریز محاکمه شدند. هر کدام از این فعالین قبلا به مدت ٨۲ روز در بازداشت بوده اند.دو نفر اول هرکدام با قرار وثیقه ٣۰ میلیون تومانی و بقیه هرکدام با قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بودند.( ساوالان سسی ۱٨/۶/٨۶ )

۴۵ ـ علیرضا اکبری نبی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایسنا ۱۹/۶/٨۶ )

۴۶ ـ علی اصغر منتجبی و محمد تقی فلاحی از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تحریک و تشویق فرهنگیان به تحصن و تجمع اعتراض آمیز ، صدور بیانیه و انتشار آن در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شدند. ( ایسنا ۲۰/۶/٨۶ )

۴۷ ـ رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان ایران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ، اخلال در نظم عمومی و تمرد در مقابل ماموران در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایسنا ۲۱/۶/٨۶ )

۴٨ ـ محمد کیانوش راد ، حمید کهرام و عیسی قلی احمدی نیا نمایندگان اهواز و ایذه در دوره ششم مجلس شورای اسلامی در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند. ( مهر ۲۱/۶/٨۶ )

بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
۴۹ ـ لیلا حیدری که برای ملاقات با همسر زندانی اش بهروز صفری به اداره اطلاعات زنجان مراجعه کرده بود توسط ماموران بازداشت گردید. همچنین علیرضا متین پور توسط ماموران اطلاعاتی در محل کارش دستگیر و به زندان اطلاعات زنجان منتقل گردید، برادر وی سعید متین پور از ٣ ماه پیش در بازداشت بسر می برد.
(وبلاگ حق ۱٣/۶/٨۶)

۵۰ ـ سعید شریف پور ، هیوا شریفی، مهران سلیمی، هاوری کیخسروی و عارف عبدالله زاده به اتهام ارتباط با یک حزب کردی اپوزیسیون به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب سقز ، دادگاه تجدید نظر استان کردستان و با تائید دیوان عالی کشور به زندان محکوم شدند. احکام صادره به این شرح است: ٣ نفر اول هرکدام به ۲ سال حبس تعلیقی ، متهم چهارم به ۴ سال حبس تعلیقی و متهم پنجم به ٣۰ ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۴/۶/٨۶)   

۵۱ ـ جواد رجب زاده از فعالین حرکت ملی آذربایجان روز شنبه ۱۷ شهریور ماه توسط سپاه پاسداران بازداشت گردید.( ساوالان سسی ۲۱/۶/٨۶ )

۵۲ ـ حجت اسلام هادی قابل عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی توسط ماموران دادگاه ویژه روحانیت در تهران بازداشت و به زندان قم منتقل گردید. پنج مامور امنیتی به مدت یک ساعت اقدام به تفتیش همه وسایل خانه و جمع آوری برگه ها و کاغذها نمودند همچنین کیس کامپیوتر را نیز همراه خود بردند. ( نوروز ۲۱/۶/٨۶ )

۵٣ـ سپیده پور آقایی فعال حقوق بشر، قاسم شیرزادیان وبلاگ نویس، عباس خرسندی، منصور فرجی، میثم رودکی و بهرام راسخی فر از فعالان سیاسی توسط نیروهای امنیتی در استان تهران بازداشت شدند. منزل نامبردگان مورد تفتیش قرار گرفت و لوازم شخصی آنها ضبط گردید.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ۲۲/۲/٨۶)

۵۴ ـ مریم بیگ زاده همتی، امین صابری، مهدی قوانلو، حسین بارانیان، رضا بخش کلاکی، مهدی احمدیان، محسن آقا بابایی از فعالین جنبش دانشجویی به اتهام عضویت و یا همکاری با "جبهه اتحاد ملی و میهنی ایران" و همچنین حسن نادر معابر، واحد روحانی، علی قائم خواه، احمد مختاری بفرویی و مجتبی یوسفی به اتهام فوق در ماههای تیر و مرداد سال جاری در شهر های تهران، شیراز و کرمانشاه توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲٣/۶/٨۶)   

۵۵ ـ اقبال موسوی شهروند سقزی به اتهام ارتباط با یک حزب کردی اپوزیسیون توسط نیروهای امنیتی در شهرستان مریوان بازداشت و به زندان اداره اطلاعات مریوان منتقل گردید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۵/۶/٨۶)

۵۶ ـ حجت اسلام محمود درد کشان عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بدلیل سخنرانی در استان اصفهان بدستور دادگاه ویژه روحانیت قم بازداشت و به زندان لنگرود قم منتقل گردید. دادگاه ویژه روحانیت برای نامبرده حکم ممنوعیت سخنرانی صادر کرده بود، بر اساس حکم صادره در صورت سخنرانی مبلغ ۲۰۰۰۰۰ تومان جریمه خواهد شد. ( نوروز ۲۶/۶/٨۶ )

۵۷ ـ طاهره سوداگری،فرشید سوداگری، محسن نادری،علی سارمی و پیروز منصوری به علت شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. ماموران وزارت اطلاعات به منازل خانوادهایی که فرزندان آنها در تابستان سال ۱٣۶۷ اعدام شدند یورش برده و تا به حال دوازده خانواده دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده اند. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ٣۱/۶/٨۶ )

فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
۵٨ ـ گشتاسب واثقی و محمود اصلانی از متهمان پرونده تجمع مقابل زندان اردبیل برای اعتراض به نقض حقوق انسانی عباس لسانی ، به اتهام جاسوسی بدون برخورداری از وکیل و بصورت غیر علنی در دادگاه انقلاب به ۴ سال حبس محکوم شدند. نامبردگان در زمان تجمع توسط ماموران امنیتی دستگیر و به مدت ۱۰۵ روز در بازداشت بسر برده ، سپس با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند. ( ساوالان سسی ۲۵/۵/٨۶ )

۵۹ ـ مظفر ریحانی به اتهام همکاری با احزاب کرد اپوزسیون در دادگاه انقلاب به ۲ سال حبس محکوم گردید و به زندان مراغه تبعید شد. نامبرده بیش از ۶ ماه است که در زندان بسر می برد. ( موکریان نیوز ۱/۶/٨۶ )

۶۰ ـ احمد شیرزاد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و نماینده اصفهان در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افتراء با شکایت مدعی العموم در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به صورت غیابی به حبس و پرداخت جریمه نقدی محکوم شد. ( ایسنا ۱۲/۶/٨۶ )

۶۱ـ ۲۴ نفر از فعالین حرکت ملی آذربایجان به اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی ، ایجاد هیاهو و جنجال ، شرکت در تجمع غیرقانونی و تخریب اموال دولتی و عمومی در شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی و جزایی شهرستان اهر به ریاست قاضی مولایی به زندان و شلاق محکوم شدند. احکام صادره به این شرح است: فرهاد حیدری ٣۰ ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق تعزیری ، کریم کارگر ، افشین بزارقدیم ، مرتضی شکری سرقینی ، و عوض حسن پور هرکدام به ۶ ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق تعزیری، انوشیروان طهماسبی ، رامین ایل غمی ، رامین بخشی ، حسین صفرنیا ، فرید برزگر ، مهرداد حیدرپور ، محمد جعفری ، مهدی سلیمانی،ابوالفضل اسدزاده ، پرویز باقری،جلال اسفندیاری،رضا سلمانزاده، نادر آخشی ، ابوالفضل دوست محمدی ، رضا سلیمانی ، پرویز قانع ، ابراهیم زلفی ، امید سیفی و مجتبی جاملو هریک به ۶ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند. احکام صادره به مدت ۵ سال به حالت تعلیق درآمد. ( ساولان سسی ۱٣/۶/٨۶ )

۶۲ ـ شورش گلکار از فعالان فرهنگی مطبوعاتی سنندج به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه تجدید نظر استان کردستان به چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد، نامبرده توسط ماموران نیروی انتظامی بازداشت و روانه زندان گردید. ( موکریان نیوز ۱۵/۶/٨۶ )

۶٣ ـ وریا تدین به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزسیون در دادگاه انقلاب سنندج به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده حدود ۶ ماه است که در زندان بسر می برد. ( موکریان نیوز ۱۹/۶/٨۶ )

۶۴ ـ لقمان صداقت معلم بانه ای به اتهام رعایت نکردن شئونات اسلامی بدستور اداره حراست آموزش و پرورش شهرستان بانه از کار اخراج شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۵/۶/٨۶)

۶۵ ـ رحیم رحیم زاده به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزیسیون در دادگاه انقلاب مهاباد به ٣ سال حبس محکوم شد. نامبرده بیش از دو ماه است که در زندان بسر می برد.( موکریان نیوز ۲۵/۶/٨۶ )

۶۶ ـ مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی به اتهام نشر اکاذیب به قصد شویش اذهان عمومی و افتراء با شکایت مدعی العموم در شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان به پرداخت ٣۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی و ۱۰۵ روز انفصال از خدمات دولتی محکوم شد.(ایسنا ۲۷/۶/٨۶ )

۶۷ ـ ۱۰۰۰ نفر از معلمانی که در تجمع اعتراضی ۲٣ اسفند ٨۵ در مقابل مجلس شورای اسلامی شرکت کرده بودند بازداشت و برای آنها پرونده تشکیل دادند. در دادگاه انقلاب و هیات تخلفات اداری حدود ٣۰۰ معلم محاکمه شده اند و معلمان به احکامی همانند اخراج، بازنشستگی، انفصال، تبعید، صدور قرار وثیقه، جریمه نقدی و زندان محکوم شده اند.(نوروز ۲٨/۶/٨۶)

اخبار مربوط به زندانیان سیاسی :
۶٨ ـ دکتر هاله اسفندیاری پژوهشگر ایرانی ـ امریکایی که در تاریخ ۱٨ اردیبهشت ماه سال جاری به اتهام تلاش برای براندازی نرم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، با قرار وثیقه ٣۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. نامبرده پس از خروج از ایران اعلام کرد مدت ۱۰۵ روز در انفرادی به سر برده و حدود ۱۹ کیلو وزن کم کرده است. (آفتاب ۲/۶/٨۶)

۶۹ ـ دکتر عباس شیر رضا از زندانیان امنیتی در بند ٣۵۰ زندان اوین که پیش از این به اتهام جاسوسی تاسیسات اتمی به ۲۵ زندان محکوم شده بود، مجددا به اتهام تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام محاکمه شد.(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۱/۶/٨۶)

۷۰ ـ سمکو قادر پور زندانی سیاسی که به ۱۱ سال زندان محکوم شده و مدت ۲ سال است که در زندان بسر می برد، با طرح اتهامات جدیدی از قبیل تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب مهاباد به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد.( موکریان نیوز ۱۲/۶/٨۶ )

۷۱ ـ همایون جابری از بازداشت شدگان مقابل منزل منصور اسانلو با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.( ایسنا ۱۹/۶/٨۶ )

۷۲ ـ هادی آماده باش که در تاریخ ۲۶ تیر ماه به اتهام بدعت در مذهب و توهین به مقدسات بدستور دادگاه ویژه روحانیت ، توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود پس از ۵۰ روز بازداشت در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به اندرزگاه ۷ سالن ۵ زندان اوین منتقل گردید. ( فعالان حقوق بشر در ایران ۱۷/۶/٨۶ )

۷٣ ـ مهندس ارژنگ داودی زندانی سیاسی که به زندان بندرعباس تبعید شده است ، با تشکیل پرونده ای جدید به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، فعالیت تبلیغی بر علیه نظام و تبانی علیه نظام به زندان اوین منتقل و مورد بازجویی قرار گرفت. نامبرده به مدت ۵ ماه در انفرادی بسر برده و مدت ۲٣ روز اعتصاب غذا کرده است.
( فعالان حقوق بشر در ایران ۲۱/۶/٨۶ )

۷۴ ـ محمدوحید رضاپور که به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران در خرداد ماه سال جاری بازداشت شده بود، به مدت ٣ ماه در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تحت شکنجه های جسمی و روحی ماموران وزارت اطلاعات قرار داشته است. نامبرده برای اعتراض مدت ۱۰ روز در اعتصاب غذا بسر برده است. همچنین سید مصظفی علوی جدایی استاد دانشگاه، کوروش فلاح و پیمان فتاحی از اعضای گروه فرهنگی رام الله پس از تحمل ماهها سلول انفرادی در بند ۲۰۹، به بند عمومی منتقل شدند.( فعالان حقوق بشر در ایران ۲۴/۶/٨۶ )
   
۷۵ ـ دکتر سعید ماسوری و غلامحسن کلبی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که از سال ۱٣٨۰ زیر حکم اعدام بسر می بردند ، به حبس ابد محکوم شدند. ( فعالان حقوق بشر در ایران ۲۵/۶/٨۶ )

۷۶ ـ پرناز(نازی) عظیما گزارشگر رادیو فردا که از پنجم بهمن سال ٨۵ به اتهام اقدام علیه امنیت نظام از طریق فعالیت در رادیو فردا و نشر مطالب کذب علیه نظام ممنوع الخروج شده بود، با قرار وثیقه ۵۱۰ میلیون تومانی توانست از کشور خارج شود. لازم به یادآوری است که نازی عظیما برای همکاری با وزارت اطلاعات و استعفا از رادیو فردا تحت فشار قرار داشت.(فارس ۲۷/۶/٨۶)

۷۷ ـ یحیی کیان تاجبخش که به اتهام براندازی نرم و جاسوسی حدود ۴ ماه پیش بازداشت شد ، با قرار وثیقه صد میلیون تومانی از زندان آزاد شد. ( ایسنا ۲۹/۶/٨۶ )

اخبار فعالان جنبش زنان :
۷٨ ـ شهناز غلامی فعال جنبش زنان و عضو انجمن روزنامه نگاران زن ایران پس از ۲۲ روز بازداشت با قرار وثیقه ده میلیون تومانی بطور موقت از زندان آزادشد. نامبرده در زندان به اتهام اهانت به رئیس جمهور ، اخلال در نظم عمومی و تحریک اذهان عمومی علیه جمهوری اسلامی مورد بازجویی قرار گرفته و تا مشخص شدن نتیجه محاکمه ممنوع الخروج می باشد. وی در دهه شصت به مدت ۴ سال در زندان بسر برده است.
(کانون زنان ایرانی ۲۴/۶/٨۶)

۷۹ ـ رضا دولتشاه ، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور از فعالان اجتماعی خرم آباد به همراه ۲۲ نفر دیگر از شرکت کنندگان در جلسه" کمپین یک میلیون امضاء تغییر برای برابری" توسط ماموران انتظامی و اطاعاتی خرم آباد پس از ضرب و شتم بازداشت شدند. منصوره شجاعی، جلوه جواهری، زارا امجدیان و نفیسه آزاد از اعضای کمپین یک میلیون امضاء که برای برگزاری کارگاه حقوق زنان به منزل رضا و مهتاب دولتشاه سفر کرده بودند، با حمله ماموران امنیتی مواجه شدند که طی آن ۱۴ زن و ۱۱ مرد شرکت کننده در این جلسه توسط ماموران مذکور بازداشت شدند. به غیر از رضا دولتشاه ، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور بقیه بازداشت شدگان پس از بازجویی آزاد شدند.(سایت تغییر برای برابری ۲۵/۶/٨۶)
   
٨۰ ـ منصور شجاعی و طلعت تقی نیا از فعالان جنبش زنان جهت بازجویی به شعبه یک امنیت دادگاه انقلاب تهران احضار شدند. چندی پیش نامبردگان برای شرکت در یک کارگاه آموزشی روزنامه نگاری قرار بود عازم کشور هند شوند، انجام سفر بدستور مقامات امنیتی لغو گردید. ( کانون زنان ایرانی ۲۶/۶/٨۶ )

٨۱ ـ معصومه ضیاء فعال جنبش زنان از شرکت کنندگان در تجمع مقابل دادگاه انقلاب تهران به اتهام اخلال در نظم عمومی جهت محاکمه به شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ایسنا ٣۰/۶/٨۶)

اخبار کارگری :
٨۲ ـ سید داود رضوی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به اتهام تبلیغ علیه نظام ، تبانی و اجتماع علیه امنیت کشور در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( اعتماد ۱/۶/٨۶ )

٨٣ ـ فلاحی رئیس ایستگاه ۱۰۵ آتش نشانی تهران گفت : یک کارگر ٣۰ ساله در خیابان زرتشت غربی به علت ریزش آوار در یک ساختمان در حال تخریب کشته شد. ( جمهوری اسلامی ۱/۶/٨۶ )

٨۴ ـ عطا باباخانی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایسنا ۵/۶/٨۶ )

٨۵ ـ یک کارگر ۲٣ ساله به نام علیرضا در حال انتقال مصالح ساختمانی بر اثر سقوط از طبقه چهارم در منطقه فلاح تهران کشته شد.(فارس ۱۲/۶/٨۶)

٨۶ ـ علی اکبر شورگشتی کارگر انبار ریخته گری شرکت ایران خودرو براثر سقوط پالت از روی لیفتراک کشته شد. این کارگر قربانی سیاستهای غلط مدیریت شرکت ایران خودرو گردید که کار رانندگی را به شرکتهای پیمانکاری سپرده است، این شرکتها بدون هیچگونه نظارت و آموزش و بدون رعایت استانداردهای رانندگی در محیط کاری مشغول بکار هستند. ( اخبار روز ۱۹/۶/٨۶ )

٨۷ ـ کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه در اعتراض به عدم دریافت حقوق دست به اعتصاب زدند. بیش از ۵۰۰۰ کارگر شاغل در این شرکت چندین ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۲۱/۶/٨۶ )

٨٨ ـ سعید ترابیان عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایسنا ۲۴/۶/٨۶ )

٨۹ ـ محسن شاکری مدیر کل تامین اجتماعی تهران بزرگ اعلام کرد: حدود ۶۰۰۰۰۰ کارگر در استان تهران از دریافت خدمات بیمه ای محروم هستند. ترس از اخراج شدن و یا تقلیل حقوق توسط کارفرما از علل اصلی ممانعت این کارگران از اطلاع دادن به سازمان تامین اجتماعی از وضعیت شان است. ( ایسنا ۲۵/۶/٨۶ )

۹۰ ـ علی امامی کارگر ۲۶ ساله در سالن پرس شماره ٣ شرکت ایران خودرو بر اثر برخورد با قالب کشته شد.( وبلاگ کارکو ۲۷/۶/٨۶ )

۹۱ ـ علیار علایی ۴۵ ساله کارگر قراردادی شرکت "تیام زرین" از شرکتهای پیمانکار فولاد مبارکه اصفهان در حین کار کردن کشته شد. یکی از نکات حفاظتی برای کارگران نظافت صنعتی، کار دو نفره است که یک نفر مسئول ایمنی می باشد و در مواقع بروز خطر، با قطع برق دستگاه را خاموش می کند ولی در این حادثه به علت کمبود تعداد پرسنل شرکت تیام زرین، کارگر به تنهایی کار می کرده است. این شرکت هرسال کارگران زیادی را به صورت موقت استخدام می کند.(وبلاگ کارگر ٣۱/۶/٨۶)   

قتل مردم توسط نیروی انتظامی :
۹۲ ـ بر اثر تیر اندازی نیروی انتظامی به سرنشینان یک خودرو ، دو نفر به نامهای ناصر محمودی و ابوبکر محمودی کشته شدند. یک نفر بنام اعظمی بشدت مجروح گردید. (انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ۲۹/۵/٨۶ )

۹٣ ـ خالد عبداللهی و مراد عبداللهی بر اثر تیر اندازی نیروی انتظامی در مناطق مرزی شهرستان پیرانشهر کشته و دو نفر مجروح شدند ( انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ۱٣/۶/٨۶ )

۹۴ ـ امیر داودی اهل روستای « شیناوی » از توابع شهرستان پیرانشهر براثر تیراندازی ماموران نیروی انتظامی کشته شد. ( موکریان نیوز ۱٣/۶/٨۶ )

۹۵ ـ ایرج سجادی بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی در سنندج کشته شد.( موکریان نیوز ۲۷//۶/٨۶ )

قطع اعضای بدن :
۹۶ ـ پیمانی راد معاون دادستان مشهد گفت : چهار نفر به نامهای « ع ک » ، « ح ف » ، « م د » و « غ ر » به اتهام سرقت به حکم دادگاه قطع ید شدند. ( ایسنا ۲۱/۶/٨۶ )

محکومین به اعدام:
۹۷ ـ علی به جرم قتل اردشیر در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ٣٣ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی ٣/۶/٨۶ )

۹٨ ـ یک مرد به جرم قتل احمد هوشیاری در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم حسینی کوه کمره ای و با شعبه ۱۱ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران ۴/۶/٨۶ )

۹۹ ـ محمد مصطفایی وکیل مدافع ۱۲ نفر از نوجوانان زیر ۱٨ سال که به اعدام محکوم شده اند ، طی نامه ای خطاب به محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه با استناد به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی خواستار توقف اجرای حکم اعدام افراد زیر ۱٨ سال شد. نامبرده اسامی موکلین محکوم به اعدام را به این شرح اعلام کرد: سعید ۱۷ ساله ، رضا ۱۶ ساله ، حسین ۱۶ ساله صفر ۱۷ ساله ، حسین ۱۶ ساله ، علی ۱۷ ساله ، (محبوس در زندان رجایی شهر کرج ) رضا ۱۷ ساله ، محمد ۱۶ ساله بهنام ۱۵ ساله ، (محبوس در زندان عادل آبادشیراز ) دل آرا ۱۷ ساله ، مهیار ۱۷ ساله (محبوس در زندان رشت ) و محمد ۱۵ ساله محبوس در زندان ساوه . از میان این افراد اذن به اجرای قصاص بهنام زارع ۱٨ ساله داده شده و هر لحظه امکان دارد نامبرده به دار آویخته شود . وی در زمان وقوع جرم ۱۵ ساله بوده است. ( اعتماد ملی ٣/۶/٨۶ )
۱۰۰ ـ حمید رضا ۲۲ ساله به جرم قتل فریدون در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( ایسنا ۴/۶/٨۶ )

۱۰۱ ـ اردلان و ناصر به جرم قتل بختیار ۶۰ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ۴۲ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شدند. ( ایسنا ۱۴/۶/٨۶ )

۱۰۲ ـ محمد به جرم قتل اکرم همسر صیغهی اش در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ٣٣ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایسنا ۴/۶/٨۶ )

۱۰٣ ـ شهریار به جرم قتل علی در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ۴۰ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایسنا ۱۴/۶/٨۶ )

۱۰۴ ـ علی ٣۱ ساله به جرم قتل خلیل در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی ۱۴/۶/٨۶ )

۱۰۵ ـ یک مرد به جرم قتل « س ـ ب » مامور بازنشسته نیروی هوایی در دادگاه کیفری استان هرمزگان به ریاست هوشنگ آبروشن و با تائید شعبه ۱۱ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایسنا ۱۴/۶/٨۶ )

۱۰۶ ـ مصطفی به جرم قتل آمنه همسرش و ابوالقاسم پدر همسرش در شعبه ۱۷ دادگاه کیفری استان اصفهان و با تائید شعبه ۱۶ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ۱۶/۶/٨۶ )

۱۰۷ ـ حمید ۲۲ ساله به جرم قتل حسین ٣۲ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ٣۹ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی ۲۴/۶/٨۶ )

۱۰٨ ـ سجاد ۱٨ ساله به جرم قتل وحید در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ۲٨ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران ۲۵/۶/٨۶ )

۱۰۹ ـ ساسان۲۷ ساله به جرم قتل محمد در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ۲۵/۶/٨۶ )

۱۱۰ ـ رضا به جرم قتل اکبر به حکم دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایسنا ۲۵/۶/٨۶ )

۱۱۱ ـ رضا و یک مرد دیگر به جرم تجاوز به عنف و قتل حامد ۹ ساله و کریم ۱۰ ساله در شعبه دوم دادگاه انقلاب کیفری استان فارس به ریاست قاضی عیسی عرفانی زاده محکوم به اعدام شدند. ( ایران ۲۵ ۶/٨۶ )

۱۱۲ ـ مهدی ۲۷ ساله به جرم قتل یک زن و شوهر بنامهای امید ٣۴ ساله و هانیه ۲۶ در شعبه ۱۷ دادگاه کیفری استان اصفهان به ریاست قاضی رضایی به دو بار اعدام محکوم شد. ( اعتماد ۲۶/۶/٨۶ )

۱۱٣ ـ داود ٣٣ ساله به جرم قتل علی در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ۱۱ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایسنا ۲۷/۶/٨۶ )

۱۱۴ ـ جواد ۲٣ ساله به جرم قتل همسرش صغرا ۲۰ سال در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. ( ایسنا ۲۷/۶/٨۶ )

۱۱۵ ـ هاشم ک ٣۵ ساله تبعه افغانستان به جرم قتل ۵ نفر در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به پنج بار اعدام محکوم شد. ( ایسنا ۲۷/۶/٨۶ )

۱۱۶ ـ مجید ۲۹ ساله به جرم قتل سعید ۵ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ٣۹ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ۲٨/۶/٨۶ )

۱۱۷ ـ فرامرز ح ۱۷ ساله به جرم قتل محمد الف ۱۷ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ۲٨ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. متهم در زمان وقوع جرم ۱۶ ساله بوده است. ( اعتماد ۲٨/۶/٨۶ )

۱۱٨ ـ مجتبی ر ۲٣ ساله به جرم قتل خواهرش بتول ۱۹ ساله و منصور ۴ ساله در شعبه ۱۷ دادگاه کیفری استان اصفهان به ریاست قاضی رضایی و با تائید شعبه ۲۷ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایسنا ۲٨/۶/٨۶ )


اعدام زندانیان سیاسی :
۱۱۹ ـ به گزارش خبر گزاری ایرنا ، موسی پیریایی دادستان عمومی و انقلاب اهواز اعلام کرد : ٣ نفر از « متهمان بمب گذاریهای سال ٨۴ » در اهواز اعدام شدند. اسامی اعدام شدگان عبارتند از : عبدالرضا نواصری ٣٣ ساله ،دو برادر بنامهای محمد علی سواری ٣٨ ساله معلم و جعفر سواری ۲٣ ساله دانشجو . عبدالرضا نواصری از سال ۱٣۷۹ در زندان بسر می برد ، نامبرده به ٣۵ سال حبس در تبعید محکوم شده بود و در زندان طبس دوران محکومیت خود را می گذراند. مهدی نواصری برادر کوچکتر وی به همین اتهام در سال ٨۴ اعدام گردید. ( رادیو فردا ۲۲/۶/٨۶ )

احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
۱۲۰ ـ به گزارش خبر گزاری فرانسه دو نفر به نامهای شکر الله کردی تمندانی و حسین چوبی به دستور قوه قضائیه در زندان زاهدان به دار آویخته شدند. به گزارش این خبر گزاری تعداد کسانی که در سال جاری در ایران اعدام شده اند حداقل ۱۶۶ نفر می باشند.(سازمان مجاهدین خلق ایران ٣۱/۵/٨۶)

۱۲۱ ـ الله قلی ق به جرم قتل خیرالله ع به حکم قوه قضائیه در چهار راه شاهزاده قاسم شیراز در ملاء عام به دار آویخته شد. ( اعتماد ٣/۶/٨۶ )

۱۲۲ ـ امیر حسین روح افزا ۲٨ ساله به جرم ترور جواد جعفرپور رئیس شعبه ۱۰٣ دادگاه عمومی قرچک و ورامین به حکم قاضی نورالله عزیز محمدی رئیس شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوانعالی کشور ، در مقابل دادگستری قرچک در ملاء عام به دار آویخته شد. ( کیهان ۱۲/ ۶/٨۶ )

۱۲٣ ـ محمد قاسمی ، علیرضا برآهوئی ، گزآو محمودزهی و عبدالرسول قربانزاده به اتهام« شرارت » ، نگهدار ی مواد مخدر و مقابله مسلحانه با ماموران دادگاه انقلاب شیراز ، به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز و با تائید دیوانعالی کشور در محله دروازه سعدی شیراز در ملاء عام به دار آویخته شدند. همچنین قاضی عبدالنبی نجیبی معاون قضایی دادگستری استان فارس اعلام کرد: از ابتدای سال جاری هرهفته بطور متوسط یک یا دو نفر با اتهامات گوناگون در استان فارس اعدام شده اند. ( ایسنا ۱۴/۶/٨۶ )

۱۲۴ ـ سرهنگ عالی پور سخنگوی مرکز فوریتهای پلیس کشور و حسین ناصری مسئول روابط عمومی اداره کل زندانهای استان خراسان رضوی اعلام کرد: ۱۷ نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر به عنوان مفسد فی الارض شامگاه سه شنبه در زندان مشهد به دار آویخته شدند. اسامی اعدام شدگان عبارتند از : معصومه آرمیده ،رهندل شیری،غلامحسین سلجوقی ،حسین غلامی،سیدحسین حسینی ،رضا داوودی، محسن افشار برجی، محمد برقانی،حسن رضا سعیدی ،اسماعیل خوش کردار، شرف الدین گل مجدی، محمود حافظی فر، محمد سارایی، جواد خیاط آزاد ، رضا جعفری زاده، علی نادریان و محمد سعید ذبیح الله حبیبی. ( واحد مرکزی خبر ۱۴ /۶/٨۶ )

۱۲۵ ـ علی د ۲۴ ساله و کریم ط به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم دادگستری استان هرمزگان و با تائید دیوانعالی کشور در زندان بندرعباس به دار آویخته شدند. ( ایران ۱۷/ ۶/٨۶ )

۱۲۶ ـ محمدرضا شجاعی نیکو ۴۰ ساله به اتهام قتل چند مامور نظامی ـ امنیتی در ۲۲ سال پیش به حکم دیوانعالی کشور در زندان اورمیه به دارآویخته شد.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۹/۶/٨۶ )

۱۲۷ ـ محمد حسین زاده ابرجسی ۴۹ ساله رمال فالگیر به اتهام تجاوز به عنف به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب قم و با تائید شعبه ٣۲ دیوانعالی کشور در خیابان نوبهار قم در ملاء عام به دار آویخته شد. ( فارس ۲۰/۶/٨۶ )

۱۲٨ ـ یک نفر معروف به « جواد کثیف » به اتهام تجاوز به عنف به حکم شعبه ۵ دادگاه کیفری استان خراسان رضوی و با تائید شعبه ۴۱ دیوانعالی کشور در زندان مشهد در مقابل زندانیان سابقه دار به دار آویخته شد. ( اعتماد ۲۰/ ۶/٨۶ )

۱۲۹ ـ علی سالاری رئیس دادگاه عمومی و انقلاب بخش ماهان واقع در استان کرمان اعلام کرد : هفت نفر بنامهای علی اورنگ ، داود طالبی ، مجید برزکار ، مجید منعمی ، محمد بامری ، عمر بامری ، مهدی پورشیخعلی ، به اتهام « شرارت » و قاچاق مواد مخدر به حکم قوه قضائیه در ملاء عام به دار آویخته شدند. ( فارس ۲۱/۶/٨۶ )

اخبار مربوط به سرکوب عمومی :
۱٣۰ ـ انصار حزب الله گرگان با اشغال محل برگزاری کنسرت پری زنگنه و با خواندن نماز و دعای کمیل مانع از برگزاری این کنسرت مجوز دار شدند. پری زنگنه به دعوت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گلستان جهت اجرای کنسرت به گرگان سفر کرده بود. ( نوروز ۲۱/۶/٨۶ )

۱٣۱ ـ حجت اسلام اسدالله جعفری دادستان انقلاب اسلامی استان مازندران اعلام کرد: ٣۵ دختر و پسر به علت شرکت در جشن توسط ماموران نیروی انتظامی در ساری بازداشت شدند. ( کیهان ۲۲/۶/٨۶ )


اخبار اجتماعی :
۱٣۲ ـ علی اکبر غفاریان مدیرکل زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی استان مازنداران گفت: در حال حاضر ۵۲۰۰ نفر زندانی در استان وجود دارد که نسبت به سال قبل ۱۲۰۰ نفر افزایش داشته است، با این افزایش آمار زندانیان در برخی از زندانهای استان چهار برابر ظرفیت اساندارد آن است. ( ایسنا ۴/۶/٨۶ )

٣٣ ـ موسی الرضا ثروتی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت : ۴۰ در صد جمعیت کشور در حال حاضر از خدمات بیمه اجتماعی محروم هستند و بهره مندی از خدمات بیمه اجتماعی حق قانونی مردم است و مشخص نیست چرا دولت طی سالهای گذشته به این امر توجهی نکرده است. وی تصریح کرد: روستائیان جز بیشترین اقشار محروم از خدمات بیمه اجتماعی محسوب می شوند. ( مهر ۱٨/۶/٨۶ )

۱٣۴ ـ دکتر مسعود گلچین عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم کرج اعلام کرد : سالانه بیش از ٣۰۰۰ نفر در ایران خودکشی می کنند ، سن پرخطر خودکشی در ایران بین ۱۵ تا ۲۵ سال است. در سال ٨٣ استانهای قم با ۶۶۰ خودکشی ، اصفهان با ۵۵۰ خودکشی ، همدان و هرمزگان هرکدام با ۴٨۰ خودکشی مردان بیشترین سهم را داشته اند. در استانهای کرمانشاه ، ایلام و کردستان زنان بیشترین سهم خودکشی را دارند. ( اعتماد ۱۹ /۶/٨۶ )


"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

ihrnena@gmail.com       ٣۱/۰۶/۱٣٨۶ برابر با ۲۲/۰۹/۲۰۰۷
انجمن فعالان حقوق بشر در ایران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران –   فرانسه
انجمن مدافعین حقوق بشر در ایران ـ بلژیک : kanon۲۵٣m@yahoo.com
اتحادیه برای دمکراسی در ایران ـ ایتالیا : updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri۱@yahoo.com
info@bashariyat.de   :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران – آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
فعالان دفاع از حقوق بشر : Irantestimonyinfo@irantestimony.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

به نقل از "روز آنلاین"

ahmadicolombia.jpg

جلسه سخنراني احمدي نژاد دردانشگاه کلمبياي نيويورک، تبديل به جلسه محاکمه رييس جمهوري اسلامي ايران توسط رييس اين دانشگاه شد. لي بولينجر با اشاره به سخنان احمدي نژاد طي دوسال گذشته، به انتقاد ازوضعيت حقوق بشر درايران پرداخت واو را" ديکتاتوربي رحم کوچک" خطاب کرد.

رييس دانشگاه کلمبيا همچنين دستگيري هاله اسنفدياري و کيان تاجبخش وممنوع الخروج کردن پرناز عظيما را غيرقابل توجيه خواند. او با اشاره به اينکه هاله اسفندياري 105 روز درزندان انفرادي بوده است از حبس خانگي کيان تاجبخش به عنواني اقدامي اشتباه نام برد وخواستار بازگشت وي به امريکاشد. محمود احمدي نژاد در پاسخ با وجودي که اظهارات رييس دانشگاه کلمبيا را توهين به خود دانست، اما اعلام کرد ترجيح مي دهد به اين سخنان جواب ندهد و حرف هاي خود را بيان کند.

رئيس دانشگاه کلمبيا در ادامه سخنان خود ازاحمدي نژاد خواست اجازه بدهد تاجبخش ازايران خارج شود. وي همچنين افزود کيان تاجبخش، درترم آينده اين دانشگاه استاد افتخاري دانشکده برنامه ريزي شهري خواهد بود. اظهاراتي که با تشويق ممتد ششصد شرکت کننده دانشجو واساتيد دانشگاه همراه بود.

رييس دانشگاه کلمبيا سپس با خطاب قراردادن محمود احمدي نژاد گفت:" چرا شما درکشورتان مي ترسيد ازشما انتقاد کنند و روزنامه نگاران ومنتقدان را به زندان مي اندازيد؟"

او افزود طي سال گذشته تاکنون 210 نفر درايران دستگير وتحت تعقيب قرارگرفته اند وافراد زيادي درملاء عام اعدام شده اند وايران همچنان به نقض قوانين بين المللي ادامه مي دهد.

او همچنين به اعدام افراد زير هجده سال درايران اشاره کرد که طبق گزارش سازمان هاي حقوق بشري بيشترين تعداددرجهان به شمار ميرود. بازنشستگي زودرس دانشگاهيان موضوع ديگري بود که رييس دانشگاه کلمبيا از آن انتقاد کرد.

وي افزود: "چرا زنان و بهايي ها و همجنسگرايان درکشورشما مورد آزار قرارمي گيرند؟" رييس دانشگاه کلمبيا همچنين افزود همان طور که شما با آزادي اينجا آمديد و با مطبوعات ما مصاحبه کرديد، اجازه بدهيد يک هيات از دانشگاه کلمبيا ودانشجويان به ايران بيايد و به دانشگاه هاي مختلف بروند ودرمورد آزادي بيان صحبت کنند.

موضوع هولوکاست، مورد ديگري بود که مورد اشاره قرارگرفت. رييس دانشگاه کلمبيا خطاب به احمدي نژاد گفت: "شما گفته ايد هولوکاست يک "افسانه ساختگي" است. بعد هم کنفرانس هولوکاست را درتهران برگزار کرديد. شما يا بسيارآموزش ناديده هستيد و يا خيلي تحريک کننده؟ شما 12روزگذشته گفتيد اسراييل نمي تواند به حيات خودش ادامه بدهد وپيش ازاين گفته ايد که اين کشور بايد ازصحنه روزگار محود شود. 12 عضو هيات علمي اين دانشگاه در اسراييل زندگي مي کنند... آيا شما خواستار محو کردن ما ازروي زمين هستيد؟"

وي سپس از محمود نژاد پرسيد: "چرا شما از گروه هاي تروريستي درخاورميانه حمايت مي کنيد؟" او سپس از دخالت هاي ايران درلبنان وعراق و حمايت جمهوري اسلامي از هاي تروريستي سخن گفت. او آنگاه با اشاره به برنامه هسته اي ايران گفت: "چرا شما دربرابرجامعه بين المللي مبارزه طلبي مي کنيد ومردم کشورتان را دربرابرتهديدات بين المللي آسيب پذيرمي کنيد؟ به من گفته شده است اظهارات شما باعث خجالت بسياري ازايرانيان دراينجا شده است." وي سپس به احمدي نژاد گفت: "شک دارم که شما شجاعت روشنفکرانه داشته باشيد که پاسخ بدهيد."

رييس دانشگاه کلمبيا در سخنان خود همچنين با انتقاد ازکساني که خواسته بودند احمدي نژاد به اين دانشگاه دعوت نشودگفت سخنان آنها را مي فهمد اما درهاي دانشگاه بايد به روي آزادي بيان باز باشد: "من در ارتباط با کساني که احساس درد وناراحتي مي کند اظهار تاسف مي کنم، امااين سخنراني هيچ چيزي درخصوص سخنران ندارد، بلکه نشان دهنده حق ما براي شنيدن است. ما بايد بدانيم درچه دنيايي زندگي مي کنيم. ما به سطوح مختلف قدرت دسترسي نداريم ولي درکارساختن فکرهاهستيم."

پيش از وي جان کوتوروث رييس دانشکده اموربين المللي دانشگاه سخناني را ايراد کرد. کوتورث، چندين بار ازدانشجويان خواست صبور باشند و ازبلند شدن خودداري کنند.

احمدي نژاد اما بيشتر درخصوص خدا ،خانواده ومذهب صحبت کرد. به گفته خبرنگاران"پاسخ هاي او خام وناپخته بود ودرحد يک چهره سياسي بين المللي نبود."

حضور روزگذشته محمود احمدي نژاد درنيويورک همراه با شديدترين حملات رسانه هاي جمعي آمريکا، حضور صدها معترض به حضور وي دردانشگاه کلمبيا و همچنين افزايش اظهارات ضد ايراني بود.

درجلوي درب دانشگاه کلمبيا جايي که محمود احمدي نژاد قراربود ساعت يک ونيم بعد ازظهر به سخنراني بپردازد، گروه هاي مختلف دانشجويي وغيردانشجويي با دردست داشتن پلاکاردها وسردادن شعار برضد رييس جمهوري اسلامي ايران وهمچنين برضد برنامه هسته اي کشور، به ابراز مخالفت پرداختند.

ازجمله شعارهايي که روز گذشته در اين تجمعات عليه احمدي نژاد داده شده مي توان به "هيتلر هنوز زنده است"، "ايران را متوقف کنيد" به همراه عکس هايي به صورت "اس اس" که عکس احمدي نژاد برروي آن نقش بسته بود اشاره کرد.

ششصد نفر از اساتيد دانشگاه، دانشجويان ودانشجويان روزنامه نگاري در اين جلسه سخنراني حضورداشتند. شبکه سي ان ان هم بارها از محمود احمدي نژاد به عنوان رييس جمهوري "بدنام" ياد کرد.

حضور احمدي نژاد دردانشگاه کلمبيا طي روزهاي گذشته بحث زيادي را درخصوص اينکه آيا اين اقدام دانشگاه کلمبيا درست بوده يا نه برانگيخت.برخي ازکساني که مخالف حضور محمود احمدي نژاد درکلمبيا بودند حتي گفته اند کمک کنندگان به دانشگاه کلمبيا ممکن است دراهداي کمک هاي خود درآينده به خاطر اين اقدام رياست دانشگاه براي فرصت دادن به مردي که به گفته آنان "نهي کننده هولوکاست" وحامي "تروريسم" است، بازنگري کنند. برخي ديگراظهار داشته اند اين کار نشانه آزادي بيان است واو مي تواند اظهارات خود رابيان کند.

برخي از حاضران در اين جلسه و موافقان و مخالفان سخنراني احمدي نژاد، در گفت وگو با شبکه هاي مختلف تلويزيوني آمريکا که گزارش لحظه به لحظه از جلوي دانشگاه کلمبيا مي دادند، دلايل اين دعوت را از مواضع موافق و مخالف بررسي مي کردند. يکي از ميهمانان شبکه فاکس نيوز گفت که اگر به جاي يکي ازاعضاي يهودي هيات مديره دانشگاه بود، استعفا مي داد.

يکي ازدانشجويان دانشگاه کلمبيا درپاسخ اين سوال خبرنگاران که برطبق آزادي بيان که قانون اساسي امريکا آن را تضمين کرده ، احمدي نژاد هم بايد بتواند به بيان اظهارات خود بپردازد گفت:لازم نيست سخنان دروغ شنيده بشود.

احمدي نژاد درجريان پرسش وپاسخ خود گفت: "مي خواهم گلايه کنم ازکسي که بيانيه سياسي را قرائت کرد. ما درايران رسم مان اين است که وقتي کسي را براي سخنراني دعوت مي کنيم به اساتيد اعتماد و فکر مي کنيم نيازنيست قبل ازسخنراني با يک سري ادعاهاسخنران را مورد انتقاد قرار دهيم. براي همين به نظرم متني که خوانده شد بيشترازمن، توهين به اطلاعات شنوندگان بود. بخش هاي سخنراني مملو ازتوهين وغيردقيق بود وفکر مي کنم ايشان تحت تاثير رسانه ها بود که همراه با بي دقتي است. اگر چه من تحت تاثير اين رفتارغير دوستانه نيستم."

او افزود: "اگر هولولکاست درست بود چرا نمي گذارند محققين درمورد آن از جنبه هاي مختلف تحقيق کنند. سوال من اين بود چرا محققيني که مي خواهند تحقيق کنند بايد زنداني شوند؟ الان محققيني در اروپا که به دليل تحقيق در اين مورد درزندان هستند. چرا ما اجازه اين کار را مي دهيم. به من گفتند که به اندازه کافي تحقيق شده است اما مگر درمورد مباحث مربوط به فيزيک به اندازه کافي تحقيق نشده است؟"

"سوال دوم بود که فرض کنيم اين اتفاق افتاده است؟ اين اتفاق دراروپا اتفاق افتاده حالا مردم فسبطني چه گناهي کرده اند که بايد براي آن هزينه بپردازند. آنها درجنگ جهاني دوم نقشي نداشتند وبا جامعه يهوديان زندگي مي کردند. درحال حاضر يهوديان ومسيحيان ومسلمانان درسراسر جهان باهم زندگي مي کنند. چرا بايد با يک دانشگاهي مثل من با توهين مواجه شود؟ اين است آزادي بياني که از آن سخن مي گوييد؟"

او سپس درخصوص انرژي هسته اي گفت: "اساسنامه آژانس مي گويد همه کشورها حق دارند از انرژي هسته اي برخوردارباشند."

احمدي نژاد درپاسخ به بدرفتاري با همجنس گرايان هم گفت اين موضوع درايران اساسا وجود ندارد برخلاف کشور شما. اين سخن احمدي نژاد با خنده حاضرين وهو کردن مواجه شد.

در حاشيه جلسه

محمود احمدي نژاد در ساعت 13:30 ظهر در آمفي تاتر لورنا سخنراني داشت اما درب اصلي و محوطه دانشگاه از 10 صبح شلوغ بود.ماموران امنيتي به طور محسوس به غربال ورود افراد مشغول بودند و تنها خبرنگاران و افرادي که دانشجو يا استاد دانشگاه کلمبيا بودند اجازه ورود داشتند.

جلوي درب دانشگاه، تعداد بسيار زيادي از گروههاي مخالف احمدي نژاد گرد آمده بودندکه ضمن پخش اعلاميه و بروشور،به سخنراني هاي اعتراضي نيز مشغول بودند.

يک گروه از تظاهر کنندگان، جوانان ايراني بودند که با حمل عکس هاي اعدام هاي اخير در ايران،تصاوير دانشجويان زنداني و ..... مخالفت خود را با سفر و سخنراني احمدي نژاد اعلام مي کردند و خواستار آزادي هر چه سريعتر زندانيان بودند.

در ميان تجمع خبرنگاران در جلوي درب دانشگاه کلمبيا گروههاي يهودي نيز حضور داشتند که با در دست داشتن پرچم اسرائيل، احمدي نژاد را هيتلر زمانه مي خواندند و مخالف سخنراني احمدي نژاد بودند.

در ميان پلاکاردهاي ايرانيان جملاتي نظير: "احمدي نژاد رئيس جمهور مردم ايران نيست" ديده مي شد.

از درب ورودي دانشگاه که رد مي شدي تازه هجم مخالفت ها ديده مي شد. سرتاسر مسير با پلاکاردها و کاغذهاي بسيار در کف پياده رو ها، روي تيرهاي چراغ برق و ديوارها و درختها پوشيده شده بود که هر يک نشان ازگرايش فکري يک گروه دانشجويي داشت. يکي با جنگ ايران مخالف بود، ديگري نوشته بود احمدي نژاد بد است و بوش بدترين و ...

يکي از مراکز تجمع دانشجويان در مقابل کتابخانه بزرگ و تاريخي دانشگاه کلمبيا بود که هر يک به سخنراني مي پرداختند.يکي از آنان گروه بهائياني بودند که به اخراج دانشجويان بهايي از دانشگاههاي ايران اعتراض داشتند.

گروه ديگر مخالفان جنگ بودند که سخنگوي آنان مي گفت: امروز رئيس جمهور ترکمنستان نيز در اين دانشگاه سخنراني دارد. وي يکي ديگر از ديکتاتورهاي دوران ماست اما سخنراني وي اينچنين بازتابي نيافته است. دليل اين امر آماده سازي افکار عمومي براي جنگ به ايران است. ما نبايد اجازه دهيم اشتباه عراق دوباره تکرار شود و تعداد زيادي سرباز عراقي کشته شوند.

گروه طرفدار حقوق بشر در سخنراني خود به موارد مختلف نقض حقوق بشر در ايران اشاره مي کردند: "خبرنگاران در شرايط بسيار سخت به سر مي برند.افراد غير مسلمان شيعه دچار مشکلات فراوان هستند و اينهاي تنها به اين دليل است که اين آقا خودخواه است."

در اين ميان تعدادي از دانشجويان ايراني به گفت و گو با روزآنلاين پرداختند. کاري که جملگي با ديگر رسانه ها نيز کردند تا به گفته آنها"خفقان در ايران" به تصوير کشيده شود.

يکي از آنان موافق سخنراني احمدي نژاد است: "من موافق احمدي نژاد نيستم اما به نظرم بهتر است اجازه دهند وي سخنراني کند.اشکالش چيست. مگر نمي گويند اينجا کشوري آزاد است و آزادي بيان حاکم است پس چرا او صحبت نکند.
وي که دختري محجبه است ادامه داد: حداقلش آن است که دانشجويان از نزديک و به دور از جنجال سازي هاي رسانه اي به حرفهاي وي گوش مي دهند تا ببينند حرفش چيست.

دختر ديگري بحث را ادامه مي دهد: اينجا کشور آزادي است و آزادي بيان هم هست اما نه براي کسي که به آزادي بيان اعتقادي ندارد.اگر محمود احمدي نژاد به مخالفان خود نيز اجازه مي داد تا صحبت کنند و نظارتشان را بگويند او نيز شامل اين حق مي شد اما وقتي شخص وي به اين حقوق انساني اعتقادي ندارد چرا بايد شامل خود وي شود؟

پسر ايراني ديگري مي گويد: به نظر من بهتر بود حالا که کار از کار گذشته و از او دعوت شده از مخالفانش نيز دعوت مي شد تا به گفت و گو بپردازند.در آنصورت جلسه خوبي مي بود و کلمبيا حرکت ماندگاري انجام داده بود.

يک حياط جلوتر از محل سخنراني دانشجويان، در مقابل چمن بسيار وسيعي، نمايشگر بسيار بزرگي قرار داشت که سخنراني احمدي نژاد به صورت مستقيم از آنجا پخش مي شد . بيش از 2000 نفر در آنجا حاضر بودند.

پيش از آغاز مراسم، دانشجويان و اساتيد يهودي حاضر در دانشگاه حلقه اي تشکيل دادند و با هم سرود سلام اسرائيل را خواندند در حاليکه بر روي کاغذي بزرگ نوشته شده بود: "چه کسي مرد واقعي است؟ آنکه دروغ مي گويد و واقعيت را نمي بيند؟"

اما از سوي ديگر سخنان احمدي نژاد در خصوص فلسطين با تشويق حاضرين روبرو شد. وي در پاسخ به سوالي در خصوص نفي هولوکاست و خواست محو اسرائيل از روي کره زمين گفت: ما عاشق ملتها هستيم و با اسرائيل هم مشکلي نداريم حرف ما اين است که چرا ميليونها فلسطيني به مدت 60 سال بايد از حقوق انساني خود محروم باشند.

دانشجويان در چند مورد ديگر هم احمدي نژاد را مورد تشويق قرار دادند.يکي از آن موارد، دعوت احمدي نژاد از دانشجويان دانشگاه کلمبيا به ايران بود که گفت: من خودم چهره دانشگاهي هستم.شما را به ايران دعوت مي کنم تا به هر کدام از دانشگاههايي که خواستيد برويد و با دانشجويان صحبت کنيد تا چهره واقعي ايران را ببينيد.

احمدي نژاد در پاسخ به سئوال يکي از اهالي داخل سالن در خصوص وضعيت زنان در ايران گفت:" شما بايد به ايران سفر کنيد تا ببينيد که زنان ما در چه ميزان رضايت از زندگي به سر مي برند. ما هيچ مشکلي با زنانمان نداريم و تکريم به مادر يکي از رسوم سنتي ما محسوب مي شود که دست مادر را فرزندانش مي بوسند.

يکي از زنان ايراني حاضر در جلوي درب دانشگاه کلمبيا در اينجا به صداي بلند دليل آمدن خود به آنجا را قوانين ضد زن محمود احمدي نژاد عنوان کرد.

 

رنجنامه خانواده های مجید توکلی، احمد قصابان واحسان منصوری به همراه جزئیات تکان دهنده ای در مورد شکنجه دانشجویان، اميرکبير

به نقل از "خبرنامه ی گویا"

خانواده های مجید توکلی،احمد قصابان و احسان منصوری طی رنجنامه ای افشاگرانه خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی ،آنچه را که در زندان بر این سه دانشجو رفته است را آشکار نمودند.در این نامه که با گذشت ۸۰ روز از بازداشت این سه نفر نوشته شده است به آزارهای جسمی و روانی که در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاییه درخواست پیگیری این وضعیت شده است.


متن این نامه به شرح زیر می باشد.
بسمه تعالی
لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم

ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای هاشمی شاهرودی
با سلام و تحیت
این چهارمین نامه ای است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالی می نگاریم.
همان طور که می دانید طی نامه های گذشته نگرانی خود را نسبت به آزار و اذیت جسمی و روحی فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نمودیم و از حضرتعالی درخواست نمودیم به عنوان عالی ترین مقام قضایی کشور مانع از تحقق چینن روندی شوید.هم اینک از جمع هشت دانشجوی زندانی ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزیز ما همچنان در زندان می باشند.

جناب آقای شاهرودی
طی این مدت طولانی هر آنچه از وضعیت فرزندانمان در زندان شنیدیم،هیچ نگفتیم و به امید عدالت دستگاه قضایی و آزادی دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آمیز فرو بستیم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادی ۵ دانشجوی دیگر با شنیدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زیر به استحضار می رسانیم:
آزارهای روانی :
۱- بازجویی طولانی مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط یک تیم ۷ نفره و نیز بازجویی های گاه و بیگاه شامل نیمه های شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگیری ،ضرب و شتم و آزار اعضای خانواده و همچنین اخباری مبتنی بر بیماری(سکته قلبی) و انتقال اعضای خانواده به بیمارستان
۳- پخش صداهای آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوری که مانع خوابیدن دانشجویان می شده است.
۴- توهین های شدید و سخیف به فرد و اعضای خانواده
۵- اهانت به دانشجویان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهدید های مختلف اعم از تهدید به قتل و ضرب و جرح شدید و تهدید به آزار رساندن به اعضای خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدین از محل کار ، حکم قطعی شلاق ( ۸۰ ضربه ) برای فرد
۸- فرستادن دانشجویان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ی آزادی و تحویل کلیه وسایل دانشجویان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادی
آزار های جسمی :
۱- ضرب و شتم شدید توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بیهوشی و انتقال فرزندانمان به
بهداری بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سینه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتی که در اثر ضربه دانشجویان از روی صندلی سقوط کرده یا به شدت به دیوار برخورد می کردند .
۳- ضربه زدن روی دستبند به صورتی که آثار کبودی و تورم تا هفته ها روی دست آنها بوده است .
۴- نگهداری در سلول هایی با اندازه های کوچک بطوریکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداری در سلول هایی بدون زیر انداز و هیچگونه وسیله دیگری
۶- اجبار به ایستادن متوالی طولانی مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق برای ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجویان روی زمین و اذیت و آزار توسط تیم هفت نفره باز جویی از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ایستادن روی پا ها و کمر و نشستن روی پشت و کمر.
۹- اجبار به ایستادن روی یک پا بصورت متوالی به مدت طولانی ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتی که به دیوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شدید حین انتقال به زندان به صورتی که مسئولین بند ۲۰۹ از تحویل گرفتن فرد اجتناب می کردند .
۱۳- اجبار دانشجویان به خواندن مقالات موهن با صدای بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ویزیت دانشجویان توسط پزشک بند و استفاده از دارو های مورد نیاز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولانی از قبیل نشستن و بلند شدن متوالی ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …

جناب آقای شاهرودی
کلمه کلمه آنچه که در بالا آمده است همچون تیری بر قلب ما نشسته است وباز هم این سوال را تکرار می کنیم که مگر یک جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه میزان شکنجه و فشار را دارد،گرچه چنین فشارهایی آن هم طی ۸۰ روز برای هیچ کس قابل تحمل نیست .و بازاین سوال را مطرح می کنیم که آیا اعترافاتی که از طریق بدست آید قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنیتی تلاش دارد در حالی که چند جوان مسلمان خود توهین به ائمه(ع) و حجاب را محکوم می کنند با زور به آنها القا نماید که نشریات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگیرد.هدف از بررسی این پرونده یافتن حقیقت و ممانعت از تکرار مجدد چنین اتفاقاتی بوده است و یا متهم کردن چند دانشجوی بی گناه به هر قیمت.
آن چه روی داده است آنچنان با قوانین اساسی ،حقوقی، شهروندی ونیز دین و اخلاق فاصله دارد،که دیگر نه جایی برای شکوه کردن از نقض قانون ودین و اخلاق است و نه نایی برای ما برای تکرار مکررات پیشین.تنها این را می دانیم که هر آنچه که در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شدید ترین فشارهای روحی و جسمی که به بخشی از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هیچ یک از این اعترافات را قبول نداریم و سخنانی از آنها قابل قبول است که در فضای آزاد و بیرون از زندان گفته شود.

جناب آقای شاهرودی
ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جویانه جنابعالی هستیم تا بار دیگر بارقه امید به اجرای عدالت در دلهای سوخته مان روشن شود و باور کنیم که دانشجویان نخبه این کشور که آینده سازان فردای کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان میراث داران فردای ایران نگریسته می شوند و هرگز به کسی اجازه داده نمی شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نماید.
بی شک همه ما در پیشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوی همه اعمال خود خواهیم بود.درخواست ما از جنابعالی آن است که با پی گیری های ویژه، ضمن پایان این روند در بررسی پرونده نشریات دانشجویی جعلی در یکی از زیرمجموعه های دستگاه قضایی اجازه تضییع حق عزیزان دربندمان را ندهید و دستور آزادی آنان را صادر فرمایید.
با تشکر و تجدید احترام

خانواده های سه دانشجوی زندانی :مجید توکلی،احمد قصابان،احسان منصوری

جزئیات تکان دهنده دیگری از شکنجه دانشجویان بازداشت شده فاش شد

یک منبع آگاه جزئیات بیشتری از شرح شکنجه دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر جهت اعتراف گیری از ایشان فاش کرد. گفته می شود برخی از این موارد ابتدا در رنجنامه والدین احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری ذکر شده بود که بنا به ملاحظاتی در نهایت از این نامه حذف شد.

شنیده ها حاکی از آن است که دانشجویان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهای جنسی قرار گرفته اند. بازجوهای وزارت اطلاعات در طول مدت بازجویی، دانشجویان را به شیوه های مختلف مورد اذیت و آزارهای جنسی قرار می دادند. به عنوان نمونه دانشجویان را به پشت روی زمین می خواباندند و لباس هایشان را از تنشان خارج کرده و به شیوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و… آن ها را مورد تهدید قرار می دادند. شدت ضرب و شتم و شکنجه های روحی روانی دانشجویان به حدی بوده که صدای گریه و ناله های ایشان از اتاق های بازجویی و سلول های انفرادی به گوش دوستانشان که در اتاق های بازجویی یا سلول های مجاور قرار داشتند می رسیده است. در اثر آزار و اذیت دانشجویان توسط تیم بازجویی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوین چند نفر دانشجویان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی زده اند که آثار این عمل هنوز روی بدن آن ها قرار دارد.

گفتنی است دانشجویان بازداشت شده به صورت مداوم از برخی از اعضای بسیج دانشگاه امیرکبیر و کارکنان اداره کل فرهنگی به عنوان عامل اجرایی جعل نشریات دانشجویی و علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، به عنوان مسئول این قضیه نام می بردند که به محض نام بردن از دکتر رهایی و اعضای بسیج به شدت از سوی بازجویان مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند.

گزارش ها حکایت از آن دارد که دانشجویان بازداشت شده در عین حال که توسط یک تیم ۷ نفره در نیمه های شب بازجویی می شدند و طول زمان بازجویی گاها به بیش از ۱۲ ساعت می رسیده، در تمام طول این مدت اجازه صرف غذا یا نوشیدن آب نداشتند. مگر در مواردی که دانشجویان زیر شکنجه های طاقت فرسا بیهوش می شدند که بازجوها به کمک بهیاران بند ۲۰۹ اوین در حدی که دانشجویان دوباره به هوش بیایند به ایشان آب می دادند. همچنین در طول مدت بازجویی به دانشجویان اجازه رفتن به دستشویی نیز داده نمی شده به حدی که این دانشجویان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همین خاطر به شدت از سوی بازجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجویان به حدی بوده که گاه لباس های دانشجویان در حین بازجویی پاره می شده است.

همچنین این منبع آگاه به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفت بازجوها در عین این که دانشجویان را مجبور به انجام طاقت فرسا مانند خم شدن و گرفتن مچ پاها می کردند، چند نفری روی کمر دانشجو سوار می شدند. همچنین در مواردی که دانشجویان در اثر ایستادن های طولانی مدت کنترل خود را از دست داده و به روی زمین سقوط می کردند، بازجوها با گرفتن موها و بلند کردن ایشان، آن ها را مجبور می کردند دوباره سر پا بایستند. از جمله آزارهای روحی روانی دانشجویان این بوده که در مواردی ایشان را به بند اعضای گروه تروریستی القاعده منتقل نموده اند.

تیم بازجویی تلاش زیادی جهت گرفتن اعتراف دروغ مبنی بر انتشار نشریات جعلی توسط دانشجویان بازداشت شده و همچنین ارتباط دادن این غائله با احزاب اصلاح طلبی مانند حزب کارگزاران و سازمان مجاهدین انقلاب داشته اند. علاوه بر این بازجویان تلاش وافری جهت ارتباط دادن غائله نشریات جعلی با انقلاب های مخلمین داشته اند.

 

بیانیه دیده بان حقوق بشر در باره ی پنج تن از زندانیان سیاسی در ایران

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

(واشینگتن دی سی، 31 شهریور 1386) – سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اظهار داشت که حکومت ایران باید به فوریت، علی شاکری را آزاد کند. وی یک ایرانی- آمریکایی است که بدون تفهیم اتهام بیش از چهار ماه است که در بازداشت به سر می برد.سازمان دیده بان حقوق بشر همجنین نگرانی خود را از بی اعتنایی مقامات مسئول ایرانی به حقوق اساسی شاکری و چهار روزنامه نگار دانشجوی ایرانی اعلام می دارد.

نیروهای امنیتی ایران، علی شاکری را در 18 اردیبهشت سال 1386 هنگامی بازداشت کردند، که وی می خواست از مرز هوایی فرودگاه مهرآیاد خارج شود. سپس او را به زندان اوین در تهران منتقل کردند و بدون هرگونه دسترسی به مشاوره حقوقی و مشخص کردن دلایل یازداشت و جرم ارتکابی روانه سلول انفرادی کردند.کاوه شاکری، پسر علی شاکری به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات مربوطه تاکنون به سئوالات متعدد خانواده شاکری پاسخ نداه اند که چرا علی شاکری دستگیر شده است و چه زمانی وی ممکن است آزاد شود.

جو استورک معاون رئیس خاور میانه سازمان دیده بان حقوق بشر گفت: "این ناعادلانه است که حکومت ایران علی شاکری را بیش از چهارماه در سلول انفرادی نگه داشته است. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران باید سریعا دستور دهد وی را آزاد کنند."

شاکری 59 ساله، یک واسطه معاملات ملکی و از بنیانگزاران نهاد "ابتکار شهروندان برای صلح" در دانشگاه کالیفرنیا شعبه شهر ارواین است. وی در 25 اسفند 1385 به تهران سفر کرد تا از مادرش که در بیمارستان بستری شده بود، عیادت کند. اما بعد از درگذشت وی برای ترتیب دادن مراسم خاکسپاری و ترحیم در ایران ماند.

در همان روزی که شاکری بازداشت شد، ماموران وزارت اطلاعات یک ایرانی- آمریکایی دیگر، هاله اسفندیاری را نیز بازداشت کردند. در 23 اردیبهشت، مسئولان سومین ایرانی- آمریکایی کیان تاجبخش را دستگیر کردند. حکومت نهایتا، هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش را به "جاسوسی" " برنامه ریزی برای براندازی نرم" و "اقدام بر علیه امنیت ملی" متهم کرد اما آنها در ازاء تودیع وثیقه به ترتیب در 30مرداد و 29 شهریور سال 1386 آزاد شدند.
(http://hrw.org/english/docs/2007/05/31/iran16025.htm)

سازمان دیده بان حقوق بشر همچنین اعتراض جدی خود را به حکومت ایران اعلام می کند که چرا حقوق اساسی چهار روزنامه نگار دانشجوی ایرانی، احمد قصابان، احسان منصوری، مجید توکلی و سهیل آصفی را که کماکان در زندان بسر می برند و از ملاقات با وکیل محروم هستند را نادیده گرفته است.

پلیس و نیروهای امنیتی در 9 مرداد 1386 با حکم تفتیش و بازرسی وارد منزل سهیل آصفی شدند و کامپیوتر، دست نوشته ها و وسایل شخصی او را ضبط کردند. در 13 مرداد پس از اینکه آصفی بر اساس احضاریه در شعبه دوم بخش ویژه بازرسی های امنیتی دادستانی عمومی تهران حضور یافت، توسط ماموران امنیتی بازداشت و بدون هر گونه تفهیم اتهامی روانه زندان اوین شد.

آصفی 24 ساله یک روزنامه نگار، دانشجوی رشته فیلم سازی و وبلاگ نویس است که با نشریه الکترونیک روز آن لاین همکاری داشته است. افرادی که در ایران با خانواده آصفی در تماس هستند به سازمان دیده بان حقوق بشر گقتند که مامورین مربوطه آصفی را در سلول انفرادی بازداشتگاه 209 زندان اوین نگاه می دارند، جایی که وی را بازجویی کرده و از ملاقات وی با وکیل و یا خانواده ممانعت به عمل می آورند.

مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری نیز از اردیبهشت ماه در بازداشتگاه 209 زندان اوین بسر می برند که ماموران وزارت اطلاعات آنها را به اتهامات "توهین به مقامات ارشد نظام" " تشویش اذهان عمومی" و " چاپ مطالب موهن و فتنه انگیز در نشریات دانشجویی" بازداشت کردند.

دانشجویان همواره مصرانه اعلام کردند که نشریات حاوی مطالب توهین آمیز جعلی است و آنها هیچ نقشی در انتشار آنها نداشته اند. خانواده های توکلی ، قصابان و منصوری در 2 مرداد 1386 طی نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضائیه، آیت الله هاشمی شاهرودی، اعلام کردند که فرزندانشان مورد اذیت و آزار جسمی و روانی در بازداشتگاه 209 قرار گرفته اند. (http://hrw.org/english/docs/2007/07/27/iran16512.htm)

جو استورک گفت: "حکومت نباید کسانی را به خاطر آنچه که نوشته اند، در زندان نگاه دارد. چهار دانشجو باید سریعا آزاد شوند."

این بیانه اینجا روی وبسایت سازمان دیده بان حقوق بشر قرار می گیرد:
http://hrw.org/persian/docs/2007/09/22/iran16938.htm

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با افراد زیر تماس بگیرید:
واشنگتن دی سی ، جو استورک ( انگلیسی) 4925-299-202 ( موبایل)
در نیورک سارا لی ویستون ( انگلیسی) 0172-362-718-1+( موبایل)

 

ادامه بازداشت ها و تهدید خانواده های قربانیان قتل عام ۶۷

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران در گزارشی که در روز ٣۱ شهریوز منتشر کرده اند، از ادامه ی بازداشت ها و فشار بر خانواده های قربانیان قتل عام سال سال ۶۷ خبر داده اند.
بنابر این گزارش تعداد اعضای خانواده های دستگیر شده قتل عام زندانیان سیاسی سال ۱٣۶۷ و شرکت کنندگان در ۱۹ مین سالگرد این مراسم به ۱۲ نفر رسیده است.
این گزارش می گوید: مامورین وزارت اطلاعات از روز ۱۱ شهریور ۱٣٨۶ یورش به منازل خانواده های قربانیان قتل عام زندانیان ۱٣۶۷ را آغاز کردند. این یورش ها در فاصله ی نیمه شب تا ساعت پنج صبح صورت گرفته است. بازرسی از منازل وحشیانه و غیرانسانی بوده و از آنجائی که بعضی از خانواده ها دارای بچه های خردسال و یا افراد مسنی که بعضی از آنها دارای ناراحتی قلبی هستند، موچب وحشت شدید کودکان و تشدید بیماری افراد مسن گردیده است. مامورین وزارت اطلاعات در پاسخ به اعتراضات همسایه ها، خود را از مامورین مبارزه با مواد مخدر معرفی کرده اند.
مطابق این گزارش مامورین وزارت اطلاعات ابتدا تماتی اعضای خانواده را در یک اطاق جمع کرده و سپس تمامی خانه را مورد بازرسی خود قرار می داده اند. بازرسی ها با درهم ریختن و شکستن لوازم منزل همراه بوده است. آنها پس از بازرسی و جمع آوری کامپیوترها، دست نوشته ها، کتابها و حتی کتابهای درسی دانشجویان، سی دی، دسته چک، پولهای نقد موجود در خانه که برای امرار معاش خانواده است و سایر لوازم شخصی را ضبط و همراه با افراد دستگیر شده با خود می برند. از آنجائی که در اکثر موارد سرپرست خانواده ها دستگیر شده اند و تمامی امکانات مالی خانواده را ضبط کرده اند، سایر اعضای خانواده را در تنگنای مالی شدیدی قرار داده اند. این وضعیت در آستانه‍ی سال تحصیلی،د فشار را بر خانواده ها را مضاعف کرده است.
مامورین وزارت اطلاعات اعضای خانواده های دستگیر شده را تحت فشار قرار داده اند تا دستگیری اعضای خانواده شانرا فاش نکنند و تهدید کرده اند در غیر این صورت سایر اعضای خانواده را هم بازداشت خواهند کرد.
به خانواده ها اطلاع داده نشده که دستگیرشدگان را در کجا زندانی کرده اند. مراجعات خانواده ها به دادگاه انقلاب و زندان اوین برای پیگیری وضعیت عزیزانشان و محل نگهداری آنها روزها بدون پاسخ باقی می ماند.
گزارش می افزاید: آقای پیروز منصوری ۴۷ ساله در ساعت ۵ صبح ۱۱ شهریور ۱٣٨۶ با یورش به منزلش دستگیر و توسط ماموران به نقطه ی نامعلومی منتقل شد. مامورین وزارت اطلاعات کامپیوتر او و فرزند دانشجویش و سایر لوازم شخصی را ضبط و با خود بردند. مامورین وزارت اطلاعات خانواده‍ی آقای منصوری را تحت فشار قرار داده اند که دستگیری وی را اعلام نکنند و در غیر اینصورت با عواقب بدی مواجه خواهند شد. خانواده‍ی آقای منصوری بارها به دادگاه انقلاب و زندان اوین مراجعه کردند. راسخ بازپرس شعبه‍ی ۱ دادکاه آنقلاب که در حال حاضر پرونده آقای منصوری را در دست دارد، برخوردی پرخاشگرانه و تهدید آمیز با بستگان وی داشته است.
گزارش می افزاید: راسخ از پازپرسانی است که زیر نظر سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد کار می کند. او بازجوئی از دستگیر شدگان اخیر سندیکای شرکت واحد را به عهده داشته و همچنین قرار بازداشتها و دستور انتقال زندانیان سیاسی را به سلول انفرادی را با مشورت حسن زارع دهنوی صادر می کند.
گزارش سپس اسامی تعداد دیگری از افراد دستگیر شده را به قرار زیر اعلام کرده است.
۱- آقای علی سارمی
۲- خانم طاهره سوداگری
٣ – فرشید سوداگری
۴ – آقای محسن نادری
تمامی زندانیان سیاسی فوق در بند ۲۰۹ اوین که تحت نظارت وزارت اطلاعات است، زندانی هستند. از زمان دستگیری تا به حال خانواده های آنها هیچگونه اطلاعی از وضعیت عزیزانشان ندارند.

 

مردم ايران به حمايت جهاني نياز دارند

متن نامه و اسامي امضا کنندگان نامه تقديمي گنجي به سازمان ملل ganjinamemelal.jpg

هفته پيش اکبر گنجي، روزنامه نگار ايراني، نامه مشترک 300 تن از برجسته ترين نظريه پردازان و روشنفکران جهان در حمايت از جنبش دموکراسي خواهي مردم ايران را تقديم سازمان ملل متحد کرد. روشنفکران نامدار جهان طي اين نامه هر گونه حمله نظامي به ايران، به هر بهانه اي را رد کرده و خواهان توجه به نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر در ايران شده اند. در اين نامه ضمن اشاره به سرکوب روشنفکران، دانشجويان، روزنامه نگاران، معلمان، کارگران و زنان، از دبير کل سازمان ملل درخواست شده براي آزادي کليه زندانيان سياسي – عقيدتي ايران اقدام نمايد. نامه به دبير کل سازمان ملل، از سوي ديگر سياست هاي نظامي گرايانه و مداخله جويانه ي دولت آمريکا را محکوم کرده است.

متن اين نامه، که پيشتر خبر آن در روز و سايت هاي ديگر به چاپ رسيده بود، به شرح زير است:

عاليجناب بانکي مون، دبير کل محترم سازمان ملل

مردم ايران از نظر "موقعيت بين المللي" و "وضعيت داخلي" در شرايط ويژه اي به سر مي برند. از نظر بين المللي خطر حمله نظامي آمريکا و تحريم هاي گسترده شوراي امنيت آنان را تهديد مي کند و از نظر داخلي، يک حکومت خودکامه، از طريق سرکوب سازمان يافته، گسترده و مداوم آنها را در شرايط مرگ و زندگي زنداني کرده است.

دولت آمريکا طي نيم قرن گذشته نه تنها هيچگاه به رشد دموکراسي در ايران کمک نکرده است، بلکه در تمام طول اين سالها تمام سياست ها و اقداماتش به زيان نيروهاي دموکرات و آزاديخواه ايراني بوده است. کودتا عليه دولت ملي مصدق، و حمايت بي دريغ از رژيم خودکامه شاه به عنوان ژاندارم آمريکا در خليج فارس تنها گوشه اي از آن سياست نادرست است. رويارويي دولت هاي آمريکا و ايران طي سه دهه گذشته، شرايط را براي نيروهاي آزاديخواه و مدافع حقوق بشر ايراني بسيار دشوار کرده است. رژيم ايران در اين شرايط به بهانه خطرات ناشي از اقدامات دولت آمريکا، نيروهاي نظامي – امنيتي را بر سر کار آورده، تمامي منابع اطلاع رساني مستقل داخلي را تعطيل نموده، و فعالان حوزه حقوق بشر را به نام عوامل دشمن سرکوب مي نمايد. دولت آمريکا با تصويب بودجه اي براي کمک به دموکراسي در ايران که در واقع صرف هزينه هاي مربوط به نهادها و رسانه هاي رسمي وابسته به دولت آمريکا شده است، اين فرصت را براي دولت ايران فراهم آورده است که مخالفان خود را مزدور دولت آمريکا بخواند و با دستان گشوده آنها را سرکوب نمايد. از سوي ديگر، حتي سخن گفتن از "احتمال" حمله نظامي به ايران هم کار را بر آزاديخواهان و مدافعان حقوق بشر در ايران دشوار مي کند. هيچ ايراني اي حاضر نيست شرايطي مشابه عراق يا افغانستان براي ايران پيش آيد. همچنين نيروهاي دموکرات ايراني با نگراني عميقي حمايت برخي محافل آمريکايي را در حمايت از حرکتهاي تجزيه طلبانه در ايران شاهدند. حفظ تماميت ارضي ايران، براي تمامي مبارزان دموکراسي و حقوق بشر در ايران مهّم است. ما دموکراسي را براي ايران و تمام مردم ايران مي خواهيم. و در عين حال بر اين باوريم که تجزيه کشورهاي منطقه خاورميانه به آشوب هاي گسترده و طولاني مدّت منطقه اي دامن خواهد زد. دولت آمريکا براي کمک به فرايند دموکراتيک شدن منطفه خاورميانه مي تواند به برقراري صلحي عادلانه ميان اعراب واسرائيل کمک نمايد و امکان تشکيل يک دولت واقعاً مستقل فلسطيني را در کنار دولت مستقل اسرائيل فراهم آورد. حلّ عادلانه مسأله اعراب و اسرائيل و تشکيل دولت مستقل فلسطيني، بزرگترين ضربه را به بنياد گرايي و تروريسم در منطقه خاورميانه وارد خواهد آورد.

آقاي دبير کل

موقعيت خطرناک بين المللي ايران و پيامد هاي نزاع دولت ايران با دنياي غرب، توجه جهاني، خصوصاً سازمان ملل را از شرايط غير قابل تحملي که رژيم ايران براي مردم ايران پديد آورده، به کلي منحرف کرده است. نزاع بر سر تعليق غني سازي اورانيوم نبايد موجب فراموشي اين نکته شود که انقلاب مردم ايران در سال 1979 اگرچه انقلابي مردمي بود اما به هيچ وجه به شکل گيري نظامي دموکراتيک و ملتزم به حقوق بشر نينجاميد. دولت ايران، يک دولت بنياد گراي مذهبي است که حوزه خصوصي را به رسميت نمي شناسد، جامعه مدني را سرکوب و حقوق بشر را پايمال کرده و مي کند. هزاران زنداني سياسي در دهه اول انقلاب بدون حق دسترسي به دادرسي عادلانه اعدام شدند و دهها دگرانديش و دگرباش طي دهه دوم پس از انقلاب اسلامي ترور گرديدند. مطبوعات مستقل بي وقفه توقيف و روزنامه نگاران راهي زندانها مي شوند. تمام سايت هاي اطلاع رساني فيلتر مي شود و کتاب ها يا اجازه انتشار نمي يابد يا پيش از انتشار به تيغ سانسور شديد سپرده مي شود. زنان ايراني در شرايط کاملاً نابرابر با مردان قرار دارند، و هنگامي که برابري حقوقي خود را مطالبه مي کنند، به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به انواع فشارها و مجازاتهاي غير قانوني از جمله زندان محکوم مي شوند. در دهه آغازين قرن بيست و يکم هنوز مجازات سنگسار(بدترين نوع شکنجه توأم با مرگ) از جمله مجازاتهايي است که مطابق قانون در حقّ پاره اي شهروندان ايراني اعمال مي شود. گروهي از معلمان ايراني که براي بهبود وضعيت معيشتي خود دست به اعتراضاتي مدني و مسالمت آميز زده بوده اند، از کار اخراج شده اند، و شماري از آنها به مناطق دورافتاده تبعيد و يا مظلومانه به زندان افکنده شده اند. کارگران ايراني ازحق تشکيل اتحاديه هاي کارگري مستقل از دولت محروم اند. کارگراني که براي احقاق حقوق صنفي خود تقاضاي تأسيس اتحاديه هاي کارگري را دارند مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند و به زندان افکنده مي شوند. دانشجويان ايراني طي سالهاي گذشته بيشترين هزينه ها را راه دفاع از آزادي و حقوق بشر پرداخته اند. دستگاههاي امنيتي وابسته به دولت از ورود جواناني که منتقد عقايد رسمي حکومت اند به دانشگاهها جلوگيري مي کند، و دانشجوياني که از صافي گزينشهاي عقيدتي و سياسي به سختي عبور مي کنند و به دانشگاه راه مي يابند حقّ هيچ گونه فعاليت ناقدانه مسالمت آميز عليه دولت را ندارند، و در صورتي که فعاليتهاي آنها مورد پسند صاحبان قدرت قرار نگيرد، از دانشگاه اخراج مي شوند، و حتّي در بسياري موارد به زندان افکنده مي شوند. همچنين جمهوري اسلامي قريب به يک ربع قرن است که اساتيد دگرانديش را از دانشگاهها اخراج کرده و همچنان مي کند. از سوي ديگر، در زندانهاي جمهوري اسلامي مخالفان را وادار مي کنند که به جرائم ناکرده اعتراف و از آنها ابراز ندامت نمايند، و آن اعترافات ساختگي را که تحت فشار انجام پذيرفته است به شيوه هاي استالينيستي در رسانه هاي عمومي به نمايش مي گذارند. در ايران انتخابات رقابتي، عادلانه و منصفانه وجود ندارد، و به جاي آن انتخاباتي فرمايشي و سرشار از تقلب برگزار مي شود. و حتّي کساني هم که به اين شيوه فرمايشي به پارلمان و قوّه مجريه راه مي يابند امکان و اختياري براي تغيير و تحول ندارند. تمام اختيارات قانوني و فراقانوني در دست رهبر است که به شيوه سلاطين خودکامه بر حکومت حکم مي راند.

آقاي دبير کل

آيا جنابعالي مطلع ايد که در ايران منتقدان و دگرانديشان و دگرباشان قانوناً از " حق حيات " محروم هستند؟ مطابق ماده 226 قانون مجازات اسلامي و تبصره 2 ذيل بند ج قسمت ب ماده 295 همان قانون هر کس هر شهروندي را مهدورالدم تشخيص دهد حق دارد او را به قتل برساند. طي ساليان گذشته دگرانديشان و دگرباشان بسياري با استناد به اين ماده به قتل رسيده اند و جنايتکاران در دادگاهها تبرئه شده اند. در اين شرايط هيچ دگرباش و دگرانديشي در ايران حق حيات ندارد. چون مطابق احکام فقهي و قوانين جمهوري اسلامي دايره " مهدور الدم" بسيار وسيع است.

آيا جنابعالي مطلع ايد که در ايران نويسندگان قانوناً ممنوع القلم مي شوند. مطابق تبصره 8 بند 2 ماده 9 قانون مطبوعات، نويسندگاني که به اتهام "تبليغ عليه نظام" متهم شود، تا آخر عمر "حق هيچ گونه فعاليت مطبوعاتي را ندارند". طي سالهاي گذشته تعداد زيادي از نويسندگان و روزنامه نگاران در دادگاهها به اتهام تبليغ عليه نظام محکوم شده اند. احکام دادگاهها حاکي از آن است که هرگونه انتقاد از نهادهاي حکومتي تبليغ عليه نظام محسوب مي شود.

آقاي دبير کل

مردم ايران و نيروهاي آزاديخواه ايراني در شرايط دشواري زندگي مي کنند. آنها به حمايت اخلاقي – معنوي آزاديخواهان جهان و دخالت مؤثر سازمان ملل نياز دارند. ما حمله نظامي به ايران، به هر دليل و بهانه اي، را رد مي کنيم. و در عين حال، از شما و تمام روشنفکران و آزاديخواهان جهان تقاضا و انتظار داريم که حکومت ناقض حقوق بشر در ايران را اخلاقاً محکوم نماييد، و خصوصاً از شخص جنابعالي به عنوان دبيرکل سازمان ملل متوقعيم که در جهت ايفاي وظيفه قانوني خود حکومت ايران را به واسطه نقض گسترده مواد اعلاميه جهاني حقوق بشر، و نيز ساير تعهدات بين المللي اش در رابطه با حقوق بشر مورد شماتت و توبيخ قرار دهيد. ما خصوصاً اميدواريم که با دخالت سريع جنابعالي تمام زندانيان سياسي – عقيدتي ايران که روز به روز در شرايط دشوارتر و مصيبت باري تري قرار مي گيرند از زندانها آزاد شوند. ملّت ايران از خود مي پرسند که آيا شوراي امنيت سازمان ملل فقط براي تعليق غني سازي اورانيوم قاطعيت و کارآيي دارد، اما زندگي مردم ايران که حقوق اساسي آنها روز به روز به نحو فزاينده مورد تعرض قرار مي گيرد از منظر آن شورا مهم تلقي نمي شود؟ آزادي، دموکراسي، و حقوق بشر حق مسلم مردم ايران است. ما اميدواريم که سازمان ملل و نيز تمام نهادها و افراد مدافع دموکراسي و حقوق بشر حمايت خود را از جنبش آزاديخواهي و دمکراسي طلبي مردم ايران دريغ نکنند.

اسامي امضاء کنندگان نامه
1- يورگن هابرماس
2- چارلز تيلور(دانشگاه مک گيل)
3- نوام چامسکي(دانشگاه ام.آي .تي)
4- رونالد دورکين(دانشگاه نيويورک)
5- رابرت بلا (دانشگاه کاليفرنيا،برکلي)
6- السدر مک اينتاير( دانشگاه نتردام)
7- اورهان پاموک (برنده ي جايزه نوبل ادبيات 2006)
8- جي.ام.کوتزي(برنده جايزه نوبل ادبيات 2003)
9- سآموس هآني( برنده جايزه نوبل ادبيات1995)
10- ناداين گوردايمر(برنده جايزه نوبل ادبيات 1991)
11- مريد کوريگال-ناگيره (برنده جايزه صلح نوبل 1976)
12- امبرتو اکو( نويسنده ، ايتاليا)
13- ماريو وارگاس يوسا ( نويسنده، پرو)
14- ايزابل آلنده( رمان نويس، شيلي)
15- رابرت دال(دانشگاه ييل)
16- مايکل والتسر(دانشگاه پرينستون)
17- شيلا بن حبيب (دانشگاه ييل)
18- کرونل وست(دانشگاه پرينستون)
19- مايکل سندل( دانشگاه هاروارد)
20- اريک هابسباوم(کالج بيربک، دانشگاه لندن)
21- نانسي فريزر(دانشگاه نيواسکول)
22- فيليپ پتيت (دانشگاه پرينستون)
23- اسلاوي ژيژک(دانشگاه لوبليانا )
24- دانيل بل (دانشگاه سينگ هي يو)
25- نيکي کدي(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
26- مارشال برمن(دانشگاه شهر نيويورک)
27- هيلري پاتنام (دانشگاه هاروارد)
28- رابرت پاتنام(دانشگاه هاروارد)
29- آلن راين(دانشگاه اکسفورد)
30- زيگموند باومن(دانشگاه ليدز)
31- ريچارد جي. برنشتاين (دانشگاه نيواسکول)
32- نيکولاس ولستروف(دانشگاه ييل)
33- طلال اسد (دانشگاه شهر نيويورک)
34- جاشوا کوهن دانشگاه استنفورد)
35- اندرو آراتو( دانشگاه نيواسکول)
36- خوزه کوزونوا( دانشگاه نيواسکول)
37- چارلز تيلي(دانشگاه کلمبيا)
38- ديويد هلد (دانشگاه ال.اس.اي )
39- جوزف راز( دانشگاه کلمبيا)
40- کلاوس اوفه(دانشگاه هومبولت ، برلين)
41- اگسل هونت(دانشگاه فرانکفورت)
42- خالد ابوالفضل(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
43- نصر حامد ابوزيد( دانشگاه ليدن)
44- عبداللهي النعيم (دانشگاه اموري)
45- سعد الدين ابراهيم(دانشگاه آمريکايي قاهره)
46- عبدالقادر طيب( دانشگاه کيپتاون)
47- زکيا سليم(دانشگاه ايالت ميشيگان )
48- استنلي هافمن(دانشگاه هاروارد)
49- هنري لوئيس گيتس (دانشگاه هاروارد)
50- چالرز اس. مير(دانشگاه هاروارد)
51- سارا روي(دانشگا هاروارد)
52- ويليام ا. گراهام(دانشگاه هاروارد)
53- الين برنارد(دانشگاه هاروارد)
54- الکساندر کيسار(دانشگاه هاروارد)
55- فريد ايزاک(دانشگاه هاروارد)
56- هاروي کاکس(دانشگاه هاروارد)
57- عمران گورشي (دانشگاه هاروارد)
58- جان ترومپ بور(دانشگاه هاروارد)
59- ريچارد فالک(دانشگاه پرينستون)
60- کوامه آنتوني آپايا(دانشگاه پرينستون )
61- آلکساندر نهامز(دانشگاه پرينستون)
62- آنه ماري اسلاتر(دانشگاه پرينستون)
63- جفري استوت(دانشگاه پرينستون)
64- ميرهام کانکلر(دانشگاه پرينستون)
65- پارسا کترجي(دانشگاه کلمبيا)
66- تاد گيتلن(دانشگاه کلمبيا)
67- اکيل بيلگرامي (دانشگاه کلمبيا)
68- ساشکيا ساسن(دانشگاه کلمبيا)
69- ناديا اوربيناتي(دانشگاه کلمبيا)
70- آرتور دانتو(دانشگاه کلمبيا)
71- کلودي لومينيتز(دانشگاه کلمبيا)
72- ليلا ابو لوقود( دانشگاه کلمبيا)
73- گااوري ويسواناتان(دانشگاه کلمبيا)
74- ويليام ار.رف(دانشگاه کلمبيا)
75- آلفرد استپان(دانشگاه کلمبيا)
76- استفن هولمز(دانشگاه نيويورک)
77- تيموتي ميچل(دانشگاه نيويورک)
78- توني جوت ( دانشگاه نيويورک)
79- زکري لاکمن(دانشگاه نيويورک)
80- آدام پرتزورسکي (دانشگاه نيويورک)
81- دي پش چاکرابارتي(دانشگاه شيکاگو )
82- فرد دونر(دانشگاه شيکاگو)
83- مانوئلا کارنيرو دا کونها (دانشگاه شيکاگو)
84- جان اسپوزيتو(دانشگاه جورج تاون)
85- نورمن بيرباون(دانشگاه جورج تاون )
86- سامر شهاتا( دانشگاه جورج تاون )
87- جوديت تکر(دانشگاه جورج تاون)
88- جوآن راپاپورت(دانشگاه جرج تاون)
89- آريستيد زولبرگ(دانشگاه نيو اسکول
90- ارجون آپادورايي(دانشگاه نيواسکول)
91- کورتني يونگ(دانشگاه نيواسکول)
92- سيمون کريچلي(دانشگاه نيواسکول)
93- الزبيتا ماتينا(دانشگاه نيواسکول)
94- آليس امسدن( دانشگاه ام. آي.تي)
95- استفن ون اورا( دانشگاه ام.آي.تي)
96- شارون استنتون راسل(ام.آي.تي)
97- آوي شلام ( دانشگاه اکسفورد)
98- ريچارد کاپلان( دانشگاه اکسفورد)
99- آلن مک فارلن ( دانشگاه کمبريج)
100- ارنستو لکلاو(دانشگاه اسکس، انگليس)
101- جان کين(دانشگاه وست مينستر، لندن)
102- ماري کالدور(دانشگاه ال.اس.اي لندن)
103- پاول گيل روي(مدرسه اقتصادي لندن)
104- ريچارد سنت(مدرسه اقتصادي لندن)
105- لزلي اسکلر(مدرسه اقتصادي و سياسي لندن)
106- سامي زوبيدا(بيربک کالج، دانشگاه لندن)
107- ضيا الدين سردار(دانشگاه شهر لندن)
108- روآن جاياشکارا(ويراستار ايندکس آنسن شيپ،لندن)
109- يان آرت شولت(دانشگاه وارويک، انگليس)
110- مارتين شاو(دانشگاه ساسکس، انگليس)
111- کريستوفر نوريس( دانشگاه کارديف، انگليس)
112- سايمن تورمي(دانشگاه ناتينگهام، انگليس)
113- طارق مودود(دانشگاه بريستول،انگليس)
114- کولين رووات(دانشگاه برمينگ هم ، انگليس )
115- وينا داس ( دانشگاه جان هاپکينز)
116- ويليام کونلي (دانشگاه جان هاپکينز)
117- ريچارد ولين(دانشگاه شهر نيويورک)
118- استنلي آرونو ويتز(دانشگاه شهر نيويورک)
119- فرد دالماير(دانشگاه نتردام)
120- شريف باسيوني(دانشگاه دپال)
121- بنيامين باربر(دانشگاه مريلند)
122- آريل دورف من ( دانشگاه دوک )
123- هاوارد زين(دانشگاه بستون)
124- استفن لوئيس )دانشگاه مک مستر)
125- مايکل بروبي(دانشگاه ايالت پنسيلوانيا)
126- استيون نادلر(دانشگاه ويسکانسين)
127- شنتال موفه (دانشگاه وسمينستر)
128- اشلي بمبه(دانشگاه ويتواتراسلند، افريقاي جنوبي)
129- ديک هاوارد(دانشگاه استوني بروک)
130- رونالد آرنسون(دانشگاه ايالت وين استيت)
131- مارک کينگ ول(دانشگاه تورنتو)
132- ازيوماردي عزرا(دانشگاه اسلامي شريف هداية الله، جاکارتا)
133- ديويد شوويک کارت (دانشگاه لا يولا، شيکاگو)
134- يوهان کول(دانشگاه ميشيگان)
135- کارلوس فورمنت( )
136- رونالد باينر(دانشگاه تورنتو)
137- ديويد اي. استنارد(دانشگاه هاوايي)
138- مورات بلگي(دانشگاه بيلگي، استانبول ترکيه)
139- توماس مک کارتي(دانشگاه ييل)
140- داگلاس کاسل(دانشگاه نتردام)
141- نيلوفر پذيرا( رئيس پن کانادا)
142- مارتين اسپادا(دانشگاه ماساچوست)
143- داگلاس کلنر(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
144- ويليام شپرد(دانشگاه کانتربري ، نيوزلند)
145- ديويد اينگرام(دانشگاه لويالاي شيکاگو)
146- گاوين کيچينگ( دانشگاه نيوست ولز، استراليا)
147- جول راجرز(دانشگاه ويسکانسي)
148- کارل باگس(دانشگاه ملي لس آنجلس)
149- احمد رشيد(روزنامه نگار لاهور)
150- داگلاس آلن(دانشگاه مين)
151- توماس کينان(کالج بارد)
152- رفيا زکريا(دانشگاه ايندانا)
153- شاديا دروري(دانشگاه رجانا،کانادا)
154- ويني لال(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
155- ملسا ويليامز( دانشگاه تورنتو)
156- ساندرا بارتکي(دانشگاه الينويز شيکاگو)
157- توماس شيهن(دانشگاه استنفورد)
158- جيمز توله(دانشگاه ويکتوريا)
159- آسما افسرالدين(دانشگاه نتردام)
160- ريک سالوتين(ستون نويس گلوب اندميل، تورنتو)
161- مارتين بک ماتوشتيک(دانشگاه پردو)
162- استفن زونز(دانشگاه سانفرانسيسکو)
163- استفن کينزر(دانشگاه نورث وسترن)
164- جيمز ريلي(دانشگاه تورنتو)
165- عايشه جلال(دانشگاه تافت)
166- اسماعيل پونه والا(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
167- اليزابت هورد(دانشگاه نورث وسترن)
168- مايکل مان(دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس)
169- پاتريشيا اسپرينگ بورگ(دانشگاه آزاد بلزانو، ايتاليا)
170- هنري مان سون(دانشگاه مين)
171- چارلز کورزمن(دانشگاه کاروليناي شمالي)
172- استاديس، ن. کالي واس(دانشگاه ييل)
173- ماري آن تترالت(دانشگاه ترينيتي، تگزاس)
174- روبرت جنسن(دانشگاه تگزاس در آستين)
175- رشيد بگ(دانشگاه استلنبوچ،آفريقاي جنوبي)
176- روکسان ال. ايبن(کالج وز لي )
177- پيتر منداويل(دانشگاه جورج ميسن)
178- ادوارد فريدمن (دانشگاه ويسکانسين)
179- اينگريد متسون(دانشگاه هاردفورد)
180- مقتدر خان (دانشگاه دلاور)
181- دونکن اويسن(دانشگاه سيدني، استراليا)
182- ميشل براوز(دانشگاه ريک فورست)
183- رونالد جي. هيل(دانشگاه دوبلين، ايرلند)
184- گرگوري بائوم(دانشگاه مک گيل)
185- تامارا سان(کالج ويليام و مري، ويرجينيا)
186- صبا محمود(دانشگاه کاليفرنيا، برکلي)
187- مارک يورگنزماير(دانشگاه کاليفرنيا،سانتا باربارا)
188- لوکاس سوين(کالج دارموت)
189- چارلز باترورس(دانشگاه مريلند)
190- کرول پيتمن (دانشگاه کارديف)
191- امريتا باسو(کالج آمهرست)
192- فاواز گرگز(کالج سارا لورنز)
193- يونگ- باک کيم(دانشگاه آسيا پاسفيک)
194- آن نورتون(دانشگاه پنسيلوانيا)
195- سيسيليا لينچ(دانشگاه کاليفرنيا، ايرواين)
196- سوزان باک – مورس( دانشگاه کورنل)
197- حاجيت بورر(دانشگاه کاليفرنياي جنوبي)
198- دنيس جي. اشميت (دانشگاه ايالتي پن)
199- جان راستون شائول( نويسنده ، کانادا)
200- کوري برت اشنايدر(دانشگاه بران)
201- تيمور کوران(دانشگاه دوک)
202- پاول چامبرز(دانشگاه گلامگورن)
203- روبرت ار. ويليامز(دانشگاه اليانو شيکاگو)
204- نيکولاس زنوس(دانشگاه ماساچوست)
205- دبليو. دي. هارت(دانشگاه اليانو شيکاگو)
206- لوئيس آنتوني(دانشگاه ماساچوست)
207- راما مانتنا(دانشگاه اليانو شيکاگو)
208- سام بلاک( دانشگاه سيمون فراسر،کانادا)
209- جنويو فوجي جانسن(دانشگاه سيمون فراسر،کانادا)
210- شلي دين(کالج بودون)
211- کر گ کامپل (دانشگاه ادوارد)
212- مونا ال گباشي(کالج برنارد)
213- جاکو استوبل( دانشگاه تئولوژي ،تنسي)
214- ديويد مدنيکوف(دانشگاه ماساچوست)
215- ار. ايي.جنينگز(دانشگاه سيمون فراسر،کانادا)
216- وليد مبارک( دانشگاه آمريکايي لبنان)
217- نيکلا پرات ( دانشگاه اينگلياي شرقي)
218- يورليکا مارتين سون( دانشگاه علوم و تکنولوژي،نروژ)
219- جيليان شودلر ( دانشگاه ماسوچوست)
220- رابرت لي ( کالج کلرادو )
221- متو گاتمن(دانشگاه بران)
222- لوئيس کانتوري(دانشگاه مريلند)
223- کاترين لوتز(دانشگاه بران)
224- عزّالدين لاياچي(دانشگاه جونز)
225- کاتارزينا جارکا (دانشگاه جولونيان ،لهستان)
226- چ.سي. اريک ميدل فورت(دانشگاه ورجينيا)
227- ادموند برک( دانشگاه کاليفرنيا)
228- مايکل اوربان( دانشگاه کاليفرنيا)
229- سوزان مولر(دانشگاه مريلند)
230- لوري جي.سيرز(دانشگاه واشينگتن)
231- مارگريت لوي(دانشگاه واشينگتن)
232- ابراهيم موسي(دانشگاه دوک)
233- رابرت وار(دانشگاه کالگري،کانادا)
234- جان انتليز(دانشگاه فردهم)
235- جوآن لينز(دانشگاه ييل)
236- ماليش رودون(نويسنده ،اسکاتلند)
237- چارلز دربر(کالج بوستون)
238- ماتيو اونجليستا(دانشگاه کورنل)
239- کارول گولد( دانشگاه تمپل)
240- نوبر هاوسپيان(دانشگاه چپمن)
241- بتينا آودکر( دانشگاه کاليفرنيا )
242- يان ندرن وين پيترز(دانشگاه الينيوس)
243- آدو شوکلنک(دانشگاه کوئينز)
244- اليستاير م. ماکلود ( دانشگاه کوئينز)
245- نانسي گالاکر (دانشگاه کاليفرنيا )
246- جيمي مايرفيلد(دانشگاه واشنگتن)
247- ويليام .ا جيمزسون( کالج بوستون)
248- مايکل گلدمن(دانشگاه ميني سوتا )
249- کون کوچ (دانشگاه ليدن)
250- مورتن وينستون ( کالج نيوجرسي)
251- مايکل پري ( دانشگاه اموري)
252- توني اسميت ( دانشگاه تافت)
253- دبليو. ريچارد بوند(دانشگاه براک ،کانادا)
254- آدري کوسروف ( کالج مايکل ، )
255- نسيم مانادوکارن(دانشگاه دالهوسي،کانادا)
256- جاستين تي والد( دانشگاه سانفرانسيسکو)
257- استا اسوينسدتر( دانشگاه سانفرانسيسکو)
258- فيزي بابن( دانشگاه ترنت،کانادا)
259- بورلي ميلتون- ادواردز(دانشگاه کوئينز بلفاست)
260- اود حلبي (دانشگاه رايت استيس )
261- آرتور گلداسميت(دانشگاه پن استيت )
262- پيتر ريلتون( دانشگاه ميشيگان )
263- نامي کلين ( نويسنده ، کانادا)
264- پاول آرتس( دانشگاه آمستردام)
265- توماس مرتز(دانشگاه کاليفرنيا،لس آنجلس)
266- ساموئل ريک لس(دانشگاه کاليفرنيا، ساندياگو)
267- آدام هاش چايلد ( نويسنده ، آمريکا)
268- خاخام مايکل لرنر( ويراستار،مجله چکون )
269- آشيس ناندي ( مرکز مطالعات کشورهاي در حال توسعه، هندوستان )
270- دبليو.جي.تي. ميچل(ويراستار مجله پژوهش انتقادي)
271- روبرت بويرز(ويراستار سلاما گوندي )
272- جو ساکو( نويسنده )
273- آدام شاتز(مجله نيشن)
274- مارکوس راسکين(موسسه مطالعات سياسي )
275- استفن اريک برونر(دانشگاه روتگرز،نيوجرسي)
276- کاتا پوليت(مجله نيشن)
277- چارلز گلاس(نويسنده،پاريس) ماتيو
278- راس چايلد(سردبير مجله پروگرسز)
279- آنتوني بارنت(مجله اپن دموکراسي)
280- جاناتان روزنبام( منتقد فيلم، شيکاگو ريدر)
281- مايکل تامسون(مجله لوگوس)
282- ايان ويليامز(گاردين، ستون نويس آن لاين)
283- مايکل توماسکي(ويراستار،گاردين امريکا)
284- دانيل بورن(ويراستار،کامن رويو)
285- دوسن وليک کوويچ (نويسنده ،بلگراد)
286- کريس تون سينگ)پژوهشگر خاورميانه)
287- فرانک بارنابي(ويراستار مجله بين المللي حقوق بشر)
288- انريکو کرزو(ويراستار مجله ليبرال، مکزيکوسيتي)
289- حسين ايبيش(موسسه حالا سلام مقصود، واشگتن)
290- کرگ کالون(رئيس موسسه تحقيقات علوم اجتماعي)
291- حمزه يوسف( موسسه زيتونه، سانفرانسيسکو )
292- زينپ اريکانلي(موسسه مطالعات سياسي، فرانسه)
293- آدام ميکنيک( نويسنده، لهستان)
294- دني پاستل(نويسنده،آمريکا)
295- مريم سي. سعيد(همسر ادوارد سعيد)
296- ريک سالوتين(ستون نويس گلوب اندميل، تورنتو)
297- ريک سالوتين(ستون نويس گلوب اندميل، تورنتو)
298- کريس هجز (نويسنده ،آمريکا)
299- نورمن فينکل اشتين(دگر انديش يهودي )
300- ادواردو گاليآنو(نويسنده، اروگوئه)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط آریا  |