تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی

هزاران دانشجو در دانشگاه تهران به استقبال رييس دولت اصلاحات آمدند

به نقل از "نوروز"

http://norooznews.ir


نوروز- پرستو سرمدی: «سید محمد خاتمی» رییس جمهور سابق کشورمان بعد ازظهر امروز بعد از سه سال بار دیگر با شعار«صلی علی محمد؛ ناجی ملت آمد» هزاران دانشجو به دانشگاه تهران بازگشت.

به گزارش خبرنگار نوروز، استقبال از مراسم سخنرانی خاتمی که به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران برگزارشد،به گونه ای بود که علاوه بر پر شدن تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، راهروها و سالن طبقه اول این دانشگاه نیز مملو از داشجویان حامی خاتمی بود که سخنرانی وی را از طریق تلوزیون‌های مدار بسته مشاهده می کردند.

دانشجویان در تمامی زمان خاتمی، حمایت خود را از او با شعارهایی مانند «دانشگاه سنگراست خاتمی را یاور است»، «درود بر خاتمی، درود بر مصدق»، «سلام برخاتمی» و «صلی علی محمد؛ ناجی ملت آمد».همچنین عکس‌های خاتمی و پلاکاردهایی که این شعارها بر آن نقش بسته بود، در دست‌های دانشجویان دیده می‌شد.

دانشجویان با دادن شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور»، «دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد»، «دانشجو بیدار است، از استبداد بیزار است» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، اعتراض خود را به برخی سیاست‌های جناح حاکم و بازداشتهای اخیر دانشجویان اعلام کردند.

در این مراسم، جمعی از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت از جمله سيد محمدرضا خاتمی، الهه کولایی،علی شکوری‌راد، علی اصغرخدایاری و همچنین شهاب‌الدين طباطبایی رییس شاخه جوانان جبهه مشارکت حضور داشتند.

سید محمد خاتمی طی سخنانش خواستار آزادی کسانی شد که به دلیل بیان اندیشه خود گرفتارشده‌اند. وی همچنین به بررسی فضای سیاسی پیش از انقلاب پرداخت که بسته شدن روز به روز آن موجب فروکش حرکت‌های مسالمت‌آمیز و پیدایش جریانات چپ و حرکت‌های خشونت آمیزی که هزینه‌های زیادی را به همراه داشت.

خاتمی در سخنانش ضمن دفاع از عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات، بسیاری از دستاوردهای هسته‌ای که در زمان فعلی اعلام می‌شود را حاصل کار دولت اصلاحات خواند و از سیاستهای دولت احمدی نژاد در عرصه خارجی انتقاد کرد.

وی همچنین در پاسخ به سؤالی در مورد پرونده موسویان وی و تمامی تیم هسته‌ای سابق را افرادی دانست که در جهت منافع مردم عمل می‌کردند. ریيس‌جمهور سابق کشورمان همچنین با انتقاد از طرح امنیت اجتماعی، آن را از بین برنده امنیت اجتماعی و اهانت آمیز نسبت به زنان و مردان دانست.

پاسخ صریح خاتمی به جنتی و مصباح یزدی درباره «اسلامی شدن دانشگاه» و ردصلاحیتها

نوروز:«سید محمد خاتمی» رییس جمهور سابق کشورمان، به مناسبت 16 آذر در دانشكده فنی دانشگاه تهران حضور یافت و در جمع هزاران دانشجوی حامی خود سخنرانی کرد.

امیدوارم هیچ انسانی به جرم عقیده اش هزینه نپردازد

به گزارش خبرنگار «نوروز» ، خاتمی در ابتدای سخنانش ابتدا سالروز شهادت امام بزرگوار حضرت جواد (ع) را به همه دانشجویان و دوستداران حق و عدالت و آزادی تسلیت گفت و افزود: در بینش ما شیعیان، امام، معلم است، مربی است و مقتدا و آموزگار حقیقت و زیبایی و خیر و پرورش‌دهنده جان محسوب می‌شود و بر این اساس الگویی است كه باید براساس او خود را ساخت.

وی در ادامه سخنانش با گرامی داشتن یاد همه شهدا به خصوص شهدای دانشگاهی و بالاخص شهدای 16 آذر از این سه شهید به عنوان سه اخگر سوزانی كه در شب استیلای استبداد جان فسرده ملت استعمار و استبدادزده ما را گرم كردند یاد كرد و گفت: این سه شهید بر دیوار بلند ناكامی و یأس پنجره‌ای به سوی امید به آینده گشودند.

خاتمی در ادامه در واکنش به شعار دانشجویان که خواستار آزادی دانشجویان در بند بودند ضمن بیان اینکه امیدوار بودم در جمع ما و جامعه ما عزیزانی كه به جرم بیان و اندیشه گرفتار شده‌اند نیز حضور داشتند،گفت: آن‌چه در جلسات عمومی و خصوصی گفتم و یكی از شعارهای خوبی كه مطرح شد مسأله حقوق شهروندی بود. از نظر ضوابط خوب عمل شد و امیدوارم مسأله حقوق شهروندی در عمل نیز رعایت شود و در جهانی به سر ببریم كه هیچ انسانی به جرم بیان و اندیشه مجبور به پرداخت هزینه نشود.

ممنوع شدن جامعه از بیان حرفش زمینه‌ساز حركت‌های خشونت‌آمیز است

رییس جمهور سابق كشورمان سپس به بیان خاطراتی از دوران دانشجویی خود و حضور در انجمن اسلامی پرداخت و گفت:یك روز عصر زمستان سرد سال 1347 در كلاس درس تاریخ فلسفه نشسته بودم كه به خارج از كلاس احضار شدم و منشی رییس دانشگاه از قول رییس دانشگاه گفت كه شما به ساواك احضار شده‌اید و باید در فلان روز و فلان ساعت خود را در آن مكان معرفی كنید.در آن زمان علاوه بر فعالیت در انجمن اسلامی با بسیاری از دوستان یك سری فعالیت‌های مخفی و نیمه مخفی داشتیم اما من مطمئن بودم كه به خاطر آن فعالیت‌ها احضار نشده‌ام چون آن‌ها كه با من در این فعالیت‌ها همكاری می‌كردند سمت‌های بالاتری داشتند و طبیعتا باید ابتدا آن‌ها احضار می‌شدند ثانیا اگر برای آن فعالیت‌ها احضار می‌شد كار نباید به صورت احضار انجام می‌شد بلكه توقع می‌رفت ما را بازداشت كنند.

خاتمی ادامه داد: بالاخره تصمیم گرفتم در روز و ساعت مقرر در ساواك حاضر شوم. زمانی كه من رفتم دو دانشجوی دیگر از پزشكی و دانشكده علوم كه عضو شورای مركزی دانشگاه بودند نیز به ساواك احضار شده بودند. بعد از معطلی، معاون ساواك آمد و باب بحث را باز كرد. او محترمانه از وضع خطیری كه كشور دارد و تلاشی برای آبادانی می‌شود و حرف همیشگی كه دشمنان داخلی و خارجی خواهان پیشرفت نیستند سخن به میان آورد و با این مقدمه به این نتیجه رسید كه انجمن اسلامی دانشگاه باید تعطیل شود.

وی افزود: بعد از چند ساعت بحث در این جلسه اعلام كردیم كه ما به خودی خود كاری نمی‌كنیم و ساواك چنان‌چه می‌خواهد این انجمن تعطیل شود رأسا وارد عمل شود، بعد از 4 ساعت بحث جدا شدیم و تصمیم گرفتیم جلسه انجمن را كه معمولا بعد از ظهرهای جمعه بود طبق روال عادی برگزار كنیم، اطلاعیه‌ها و دعوت‌نامه ارسال كردیم اما روز قبل از برگزاری جلسه از طرف دانشگاه اعلام شد حق استفاده از سالن و امكانات را نداریم كه پیرو آن نیز ما اطلاعیه‌ای دادیم و با ذكر آن‌چه اتفاق افتاده بود عذرخواهی كردیم و گفتیم كه این جلسه برگزار نمی‌شود و با این عمل انجمن دانشگاه اصفهان به عنوان یكی از آخرین انجمن‌های اسلامی تعطیل شد.

خاتمی با بیان اینکه انجمن های اسلامی تعطیل شدند اما آیا حركت تحول‌آفرین درجامعه تعطیل می‌شود؟ ،گفت:به خصوص جوانان نمی توانند چنین وضعیتی را تحمل کنند و به همین دلیل سازمانهای پنهانی و حركت‌های تندتر و خشن‌تری بروز کرد.

وی با بیان اینكه جان تحول‌خواه جامعه به خصوص جوانان را نمی‌توان در استفاده در زمینه بیان اعتراضات‌شان ممنوع كرد، ممنوع شدن جامعه از بیان حرفش به طور مسالمت‌آمیز را زمینه‌ساز روی آوردن آن‌ها به حركت‌های خشونت‌آمیز به جای رفتارهای منطقی دانست و گفت: بر این اساس ما شاهد بودیم در سال 1349 اولین حركت‌های چریكی ابتدا از سیاهكل شروع شد و بعد گسترش یافت.

وی افزود: در آن مقطع حركت‌هایی را شاهد بودیم كه به صورت اسلامی و غیراسلامی در جامعه شكل گرفت و هزینه‌های فراوانی را برای جامعه و رژیم داشت. هر دو سوی این حركت‌ها چپ بود ،چپ به این معنا که تئوری در آن تولیدکنند عمل است ابتدا عملی صحیح به نظر می آید و سپس هرچه غیر از آن نادرست تلقی میشود.

خاتمی با بیان اینکه در آن موقع رژیم در اوج قدرت بود و از سازماندهی قدرتمند اطلاعاتی و ارتش تحت نظر آمریكا بهره‌مند بود ،تصریح کرد:رژیم تصور می‌كرد كه در درون مشكل ندارد و در عرصه بین‌المللی تحت حمایت قدرت‌های جهانی است لذا با روش‌های خشن می‌تواند راهش را ادامه دهد و جلوی تحول‌خواهی جامعه را بگیرد.

وی افزود:اما در عین حال رژیم می‌دانست كه جامعه و جوانان فرهیخته نیاز به تحرك و ابراز وجود دارند لذا به فكر فعالیت‌های ساختگی افتادند و انجمن جوانان شیر و خورشید، جامعه دانشگاهی، طرفدار سازمان ملل و احزاب ایران نوین و رستاخیز را ایجاد كردند اما نتیجه كار نفرت جامعه دانشگاهی از این جریانات و محدود شدن كسانی بود كه وابسته به این جریانات به حساب می‌آمدند.

بستن فضای جامعه راز موفقیت حركت‌های چپ در جهان سوم است

خاتمی آنچه در رژیم گذشته رخ داد را ناشی از عدم درك تحول خواهی به خصوص در جامعه فرهیختگان، جوانان، دانشگاهیان و تلاش برای حفظ وضع موجود دانست و گفت:همین امر یعنی بسته كردن فضا و نومید كردن جامعه، رمز و راز موفقیت و جذابیت حركت‌های چپ در جهان سوم بوده و هست و متاسفانه حركت‌ها همواره در جهان سوم تند و خشن بوده است به گونه‌ای كه معادله‌ای در جامعه شناسی جدید به وجود آمده كه انقلاب مساوی است با خشونت اما معتقدم انقلاب اسلامی این معادله را بر هم زد و نشان داد كه می‌توان انقلاب كرد اما بدون خشونت.

وی افزود: نكته بعد نقش ممتاز در حركت تحول خواهانه است و این‌كه دانشگاه همواره كانون تغذیه حركت‌های اجتماعی بوده است، جریانات مختلف اجتماعی چه چپ و چه راست عمده نیروهایشان از نیروهای جوان دانشگاهی منشا می‌گرفت و چنانچه نیروبخش انقلاب ما نیز چه در زمان براندازی حكومت پهلوی و چه در تاسیس انقلاب دانشجویان و جوانان بودند. در جنگ تحمیلی نیز كسانی كه موجب سرافرازی جمهوری اسلامی شدند نسل جوان و به خصوص دانشجویان بودند كه نقش ممتازی داشتند و دانشگاه در ایجاد، ادامه و تقویت حركت تحول خواهانه همواره موثر بوده است.

رییس جمهور سابق كشورمان دانشگاه را سدشكن، فروریزنده دیوار ترس و هراس در جوامع استبداد زده دانست و گفت: نمونه آن سه ستاره درخشانی بودند كه در ‌١٦ آذر ‌١٣٣٢ پس از استیلای فضای كودتا، ترس، خفقان، كشتار، دستگیری و شكنجه كه بر جامعه ما حاكم شده بود درخشیدند.امروز نیز دانشگاه زنده است و علی رغم همه موانع زنده است. امروز نبض زندگی اجتماعی در دانشگاه می‌تپد هر چند گاهی تند می‌تپد و به قلب جامعه فشار می‌آورد اما این نشانه زندگی است.

برخی دانشگاه را سرد ومرده می خواهند

خاتمی با بیان این‌كه بعضی‌ها دانشگاه را سرد و مرده می‌دانند اما این محال است، گفت: بعضی دیگر می‌كوشند پشت سر دانشگاه و وجاهت آن پنهان شوند تا هزینه‌های سنگینی که حرکت دارد به دانشگاه وارد شود البته آن وضع ناگوار با انقلاب دگرگون شد. انقلاب ما انقلاب دینی در محتوا، شكل با رهبری حضرت امام (ره) بود، دینی كه انقلاب مطرح كرد به خواست تاریخی مردم پاسخ گو بود و ناظر بر تحول در جهت این خواست و این چنین دانشگاه همه را برگرفت.

وی در ادامه سخنانش با طرح این سوال که آیا جنبشی به نام جنبش دانشجویی داریم یا نه؟گفت: من نمی‌خواهم به این سوال پاسخ دهم. اما می‌گویم هر جنبشی كه بخواهد وجود و تداوم داشته باشد باید با جنبش‌های اجتماعی همسو باشد كه همیشه وجود دارد اما گاه تند و گاه كند است. جنبش عبارت است از حركت از وضع موجود به وضع مطلوب. جنبش اجتماعی مردم ایران در ‌٥/١ قرن اخیر چگونه بوده و از كدام وضع می‌خواهد به كدام وضع برسد؟ معتقدم بزرگترین درد اجتماعی ما در دوره اخیر سه درد است یكی استبداد، دیگری وابستگی و سوم عقب ماندگی و حاصل آن محرومیت مادی، اقتصادی، فرهنگی و عقب ماندگی جامعه. ملت ما ‌١٥٠سال است كه می‌خواهد از قید استبداد، وابستگی، اسارت و عقب ماندگی رهایی یابد. جنبش، حركت از این وضع موجود است به وضع مطلوب و عبارت است از استقلال، آزادی و پیشرفت.

خاتمی در پاسخ به این بحث که كدام اندیشه می‌تواند راهنمای جنبش دانشجویی و تقویت‌كننده‌ و پیروزكننده آن باشد؟ گفت: اندیشه‌ای كه با خواست تاریخی ملت ایران، آشنا و با هویت تاریخی ملت ایران همراه باشد، می‌تواند راهنمای این جنبش باشد. جامعه ما هویت دینی دارد اگر بخواهیم به آزادی، استقلال و پیشرفت برسیم این حركت باید مبتنی بر دین باشد زیرا در غیر این صورت یا پدید نمی‌آید یا در صورت پدید آمدن ادامه نخواهد یافت.

وی افزود: سنت‌پرستان مخالف ترقی و تحول هستند و دینی كه آن‌ها عرضه می‌كنند پاسخگوی نیازهای جنبش دانشجویی نیست.دین‌ستیزان نیز چون با هویت تاریخی مردم آشنا نیستند از برقراری ارتباط با جامعه محروم هستند.هیچ جنبشی بدون ارتباط با متن جامعه به نتیجه نمی‌رسد.یكی از شگفتی‌های انقلاب اسلامی ایران این است كه دین‌ستیزان و سنت‌پرستان هر دو در این نقطه مشترك شدند كه دین و آزادی با هم سازگار نیستند.

اصلاحات در چارچوب قانون اساسی معنا دارد

خاتمی هم‌چنین با اشاره به مطالب عنوان‌شده در جلسه كه در آن نام وی در كنار افرادی چون مصدق، طالقانی، بازرگان و . . . آورده شد، اظهار داشت: به عنوان یك روحانی كوچك كه نام من را در كنار نام این فرهیختگان و شخصیت‌های بلند آوردید اعلام می‌كنم، من فرد كوچكی از دریای عظیم ملت ایران هستم و به عنوان یك روحانی به دین‌داری خود افتخار می‌كنم.

وی افزود: به عنوان یك انسان كوچك كه دلبسته اسلام و خواهان عزت این ملت بزرگوارم می‌گویم اگر بتوانیم آزادی را نهادینه و استقلال را دور از عوام‌زدگی پایدار كنیم و اگر بتوانیم پیشرفت مادی و معنوی برای همه افراد، اقوام و گروهها و صنوف فراهم آوریم از جمهوری اسلامی دفاع كرده‌ایم.

رییس دولت اصلاحات در ادامه سخنانش به بیان اصولی پرداخت كه حركت اصلاحی مورد خواست ملت ایران باید از آن پیروی كند. خاتمی حركت در چارچوب فانون اساسی را از جمله این اصول برشمردو گفت:در قانون اساسی حقوق ملت و حدود قدرت تعریف شده است، قانون اساسی كشورمان برخاسته از خواست ملت در زمینه آزادی، استقلال و پیشرفت است و اصول مندرج در آن تثبت‌كننده یك جامعه مردمسالار و دموكراتیك است.

خاتمی با بیان اینكه اصول قانون اساسی در عین منطبق بودن با موازین شرعی تضمین‌كننده دموكراسی در جامعه گفت: بخش‌هایی از این قانون در زمینه تأمین حقوق برابر برای همه اقوام، تضمین آزادی بیان، آزادی تشكل‌ها و اجتماعات ودرمان درد تاریخی ملت در زمینه استعمار و استبدادزدگی است.

وی افزود: البته این قانون مطلق نیست. در این قانون سازوكارهای تغییر آن نیز پیش‌بینی شده كه در این‌جا باید خاطرنشان كنم كه این قانون اساسی كشورمان ظرف یك بار مصرف هم نیست. جامعه هزینه بسیار سنگینی در انقلاب پرداخته كه صاحب نظامی مستقل شود و قانون اساسی نیز ناظر به این مسأله است.

رییس جمهور سابق كشورمان در ادامه سخنانش بر اختلاف دیدگاهش با كسانی كه در دوران ریاست جمهوری‌اش سخن از عبور از قانون اساسی گفتند تاكید كرد.

خاتمی در ادامه خاطرنشان كرد: هركسی مخالف تشكل و حركت‌های سیاسی شناسنامه‌دار و دارای اندیشه كه در چارچوب قانون اساسی كار می‌كنند است مخالف بدیهی مردم‌سالاری محسوب می‌شود حالا هر شعاری كه می‌خواهد، بدهد.

اقتصاد صدقه‌ای عدالت نیست

رییس‌جمهور سابق كشورمان در ادامه با تاكید براینكه عدالت، بزرگترین پیام و آموزش پیامبران خدا و بزرگترین اصلی است كه همه مصلحان آن را اعلام كرده‌اند و باید آشكار باشد اظهار داشت: نباید ظاهرپرست بود؛ عدالت را در عدالت اقتصادی خلاصه كردن كه متاسفانه ناشی از چپ‌زدگی همه ماست و نیز این‌كه عدالت اقتصادی را در اقتصاد صدقه‌ای، خلاصه كردن تخریب معنای عدالت است. چنین عدالتی است كه انبان ملت را كه باید صرف قدرتمند و ثروتمند شدن و آنگاه توزیع عادلانه ثروت شود را خالی كرده و فقر را توزیع می‌كند و طبیعی است كه همه مردم حق دارند از زندگی اقتصادی مطمئن و غیر محروم برخوردار باشند.

وی تصریح كرد: باید شعار عدالت اقتصادی بدهیم و خواستار رفع محرومیت و تبعیض باشیم اما حق مهم‌تر حق حاكمیت انسان بر سرنوشت خویش است. دفاع از حق حاكمیت مردم بر سرنوشت خویش در كنار عدالت اقتصادی یعنی اصلاحاتی كه مردم می‌خواهند. این ملت، ملت بزرگی است و نباید در دنیا خوار و عقب مانده باشد، اعتلای جایگاه ایران فرصتی برای رفع تبعیض‌هاست.

خاتمی در ادامه بر لزوم توجه به خلا دنیای مدرن یعنی معنویت كه می‌توانیم برخورداری مادی را در كنار آن داشته باشیم تاكید كرد. وی در پایان سخنرانی خاطرنشان كرد: اگر جنبش دانشجویی، همراه با خواست جامعه ایران و متناسب با هویت تاریخی او در جهت قانون اساسی باشد، جنبشی پایدار است ، در همه حال حیات جنبش دانشجویی به نقد است و نقد است و نقد است اما این نقد برپایه تفكر ، حس مسوولیت شناسی و پایبندی به مصالح ملی و تمامیت ارضی كشور است.

كسانی كه می گویند دانشگاهها اسلامی نیستند بیخود می گویند

به گز ارش خبرنگار نوروز، سید محمد خاتمی در ادامه برنامه به سوالات دانشجویان پاسخ گفت. خاتمی در پاسخ به پرسش دانشجویی که با اشاره به اظهارات اخیر مصباح یزدی پرسیده بود که چرا برخی می‌گویند دانشگاه ما اسلامی نیست؟ گفت:این افراد بیخود میكنند.اما با این كه بی خود می كنند از ما كه با خود می كنیم، چاقویشان برنده تر است.

در دولت اصلاحات معدل حضور زنان در مدیدیت میانی از سه درصد به 16درصد رسید

وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر این كه با توجه به این كه عده‌ای در این دو سال، ‌١٦ سال گذشته را خیانت می‌دانند، ما باید كدام را یك باور كنیم؟ به دفاع از عملكرد شت ساله دولت اصلاحات پرداخت و گفت: البته گفت‌وگو درباره عملكرد ‌١٦ ساله و تجزیه و تحلیل وضع كنونی در مجال این جلسه نیست، بلكه باید میزگردهایی تشكیل شود با حضور كسانی كه امروز متصدی هستند و كسانی كه دیروز در دولت گذشته متصدی بودند. من از ‌٨ سال خودم می‌گویم در عین این كه معتقدم در ‌٨ سال سازندگی نیز كارهای بزرگی انجام شد.

وی گفت: معتقدم در این ‌٨ سال بر معیارهایی تكیه كردیم و امروز هم می‌كنیم و آن آزادی بیان، آزادی تشكل‌ها و آزادی مطبوعات است كه علی‌رغم تمام موانع، فضایی كه ایجاد شده و سخت‌گیری‌ها، هنوز هم این فضا ادامه دارد. ما در قانون بودجه برای مطبوعات و احزاب ردیف داشتیم، هر چند كه كم بود، اما به هر حال هم از گروه های راست و هم گروه‌های چپ از آن استفاده می‌كردند. شعار مردم سالاری هم مطرح شد كه مراد من از آن مردم‌سالاری سازگار با دین بود. این شعار شعاری بود كه جا افتاد و نیز بسیاری از كارها قانونی شد، یعنی علاوه بر این كه با حركت و جریان وحشتناك قتل‌های زنجیره‌ای برخورد شد، دیگر این جریان امكان پا گرفتن ندارد.

وی ادامه داد: در زمانی كه من روی كار آمدم معدل مدیران میانی از زنان حدود ‌٣ درصد بود و وقتی دولت را ترك كردم به ‌١٦ درصد رسید، البته هنوز حق زنان ادا نشده است؛ اما از سه به ‌١٦ رسید و این نشان‌دهنده جهت‌گیری‌ای بود كه انجام شد. از نظر اقتصادی به طور متوسط درآمد نفتی‌ ما - كه متاسفانه بزرگترین پشتوانه مالی دولت است و بودجه ما عمدتا با آن بسته می‌شود و این نشانه بیماری اقتصاد ماست- حدود ‌٢٢ دلار در هر بشكه بود كه در سال حدود ‌٢٢ یا ‌٢٣ میلیارد دلار بسته می‌شد و در هشت سال بودجه براساس نفت حدود ‌١٨٠ میلیارد دلار بود، علاوه بر خشك‌سالی كه اتفاق افتاد در دوره دوم ریاست‌جمهوری من نفت به بشكه‌ای زیر ده دلار هم رسید كه این برابر با ‌٣ میلیارد دلار از درآمد نفتی بود.

وی افزود: در زمانی كه من آمدم زندهاد دكتر نوربخش می‌گفت با وجود آن كه آقای هاشمی برنامه خوبی داشتند اما به دلیل مسائل مختلفی كه وجود داشت، می‌گفت برای ‌٢٠٠ میلیون دلار از هر كجا از دنیا قرض خواستیم به ما قرض ندادند. وقتی من آمدم ریسك اقتصادی ‌٧ درصد بود و وقتی دولت را ترك كردم ریسك اقتصادی ‌٥ / ‌٣ درصد شد و هیچ محدودیتی در دادن اعتبار نداشتیم. تنها در نفت و گاز متجاوز از ‌٢٠ میلیارد دلار قرارداد بسته شد و حدود ‌١١ میلیارد دلار آن سرمایه گذاری شد. وقتی من آمدم درآمد ما از تولیدات پتروشیمی ‌٥٠٠ میلیون دلار بود؛ اما اخیرا طبق اعلام صادرات ما از ‌٣ میلیارد دلار تجاوز كرده است.

وی با بیان این كه در دوره وی طرح‌های مختلف اقتصادی انجام شد كه در عین حال حتما متوجه عدالت اجتماعی بوده است، گفت: از جمله اصلاح قانون مالیات‌ها دقیقا در جهت عدالت اجتماعی و برای كمك به بخش خصوصی در جهت تولید و اشتغال بود. ایجاد وزارت رفاه و تامین اجتماعی و نیز گسترده‌شدن تامین اجتماعی از جمله كارهای مهمی بود كه در عرصه عدالت اقتصادی انجام شد.

در انتخابات كاندیدا نمی شوم

خاتمی در ادامه‌ در پاسخ به این سوال كه نظرتان در مورد انتخابات مجلس چیست آیا همچنان می گویید ایستاده‌ام چون شمع نترسان زآتشم گفت: باید خوشحال باشیم كه در كشوری هستیم كه هنوز اصل انتخابات وجود دارد؛ هر چند در عمل صد در صد رعایت نمی‌شود. انسان تا در درون حكومت است باید برای عملی كردن خواسته‌های جامعه از امكانات استفاده كند.

وی با انتقاد از برخی سازوكارهای غلط در اجرای انتخابات ، گفت: من همواره بر برگزاری انتخابات آزاد تأكید كرده و می‌كنم.برگزاری انتخابات ر از آن جهت كه مردم به واسطه آن می‌توانند نماینده خود را برگزینند، دلگرم‌كننده و حضور گسترده مردم در انتخابات باطل‌السحر خواهد بود، در مقابل روش‌هایی كه جلوی حضور نمایندگان مطلوب مردم را می‌گیرند.

خاتمی با تاكید بر این كه در انتخابات آتی كاندیدا نخواهد شد، گفت: اما دیگران را برای شركت در انتخابات تشویق می‌كنم تا نیروهای سالم، معرفی و مردم در انتخاباتی سالم بتوانند نمایندگان خود را برگزینند.

رییس‌جمهور سابق كشورمان در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این‌كه چگونه از دموكراسی می‌توان به عدالت رسید، دموكراسی را بالاترین مظهر عدالت خواند و گفت: كسانی كه در عرصه حیات اجتماعی، عدالت می‌خواهند باید از حاكمیت مردم بر سرنوشت‌شان و مردمسالاری حمایت كنند. آن وقت عدالت در عرصه‌های مختلف ظهور می‌یابد.یكی از افتخارات جمهوری اسلامی این است كه در مقابل مسأله انتخاب عنوان خلافت یا امامت، جمهوری اسلامی را برگزید. عدالت در یك جامعه دموكرات و مردم‌سالار بیشتر تأمین می‌شود.

خاتمی هم‌چنین در پاسخ به سوال دیگری در این نشست مبنی بر اینكه آیا هر بار اصلاحات با انقلاب همراه است؟ گفت: یك نمونه نشان دهید. اصلاحات درست كه در چارچوب موازین است مانع بروز انقلاب می‌شود و یكی از اشتباهات رژیم طاغوت جلوگیری از اصلاحات و حركت‌های مردمی تداوم‌بخش حیات طبیعی جامعه بود.

دوازده نفر چه حقی دارند به جای مردم تصمیم بگیرند

خاتمی در ادامه در پاسخ به سوالی درباره اظهارات اخیر احمد جنتی دبیر شورای نگهبان درباره اصل برائت نامزدهای انتخابات ، گفت: اصل برائت یكی از مهمترین اصول فقهی اسلام و روش و منش پیامبر و بزرگان اسلام است و اگر بخواهیم مصادیق روشن آن را ببینیم فرمان هشت ماده‌ای حضرت امام است كه متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته و در آن بر اصل برائت تاكید شده است.

وی افزود: مردم می‌خواهند به كسانی كه مورد توجهشان هستند رأی دهند،چه حقی داریم به جای مردم تصمیم بگیریم و كسانی كه مورد تأیید مردم هستند را از آن‌جا كه صلاحیت‌شان برای شش یا ‌١٢ نفر احراز نشده ردصلاحیت كنیم.

خاتمی با بیان این‌كه جرم و انحراف باید ثابت شود نه عدم انحراف، تأكید كرد: پس چه قدر باید به مردم بی‌اعتنا باشیم كه بگوییم اكثریت اشتباه می‌كند و چهار نفر درست می‌گویند؛ اصل بر برائت است و اصل بر برائت نشانه اعتماد به مردم است. اصل دموكراسی هم با اصل برائت مستحكم می‌شود و من امیدوارم كه به این مسأله در انتخابات توجه شود.

درباره جزایر سه گانه مذاکره کنیم

خاتمی در ادامه در پاسخ به سوال دیگری در موردارزیابی وی از حضور احمدی نژاد در كنفرانس شورای همكاری خلیج فارس ، گفت: به نظرم سفر كار خوبی بود. باید روابط را گسترده‌تر كنیم و از دیگران رفع نگرانی كنیم. ایران كشوری است كه هیچ‌گاه نظر سوئی نسبت به دیگران نداشته و در ‌٢٠٠ سال اخیر هیچ‌گاه تجاوزی به دیگر كشورها نداشته و این مسأله در دوران جمهوری اسلامی بیشتر مشاهده می‌شود.

وی افزود: مسأله جزایر سه‌گانه نیز مسأله اختلافی بوده كه از گذشته وجود داشته و هنوز هم وجود دارد و ما حاضریم برای رفع سوءتفاهمات مذاكره كنیم. دعوت از رییس جمهور برای شركت در اجلاس شورای همكاری خلیج فارس دعوت خوبی بود و خوب بود كه اجابت كردند.

طرح امنیت اجتماعی ضدامنیت اجتماعی است

رییس جمهور سابق كشورمان هم‌چنین با انتقاد از طرح امنیت اجتماعی، تصریح كرد: به نظر من هر كاری كه به امنیت اجتماعی بینجامد خوب است اما باید سعی كنیم به نام امنیت اجتماعی، امنیت اجتماعی از بین نرود. به نظر من برخی از برخوردها، برخوردهای نامناسبی است كه اهانت به مردان و زنان جامعه اسلامی محسوب می‌شود. البته امیدوارم با حسن نیتی كه دست‌اندركاران طرح امنیت اجتماعی دارند، تلاش‌های مناسبی را انجام دهند تا برخورد نامناسبی با زنان و مردان ایرانی انجام نشود.

در 18 تیر دانشجو مظلوم واقع شد

رییس‌جمهور سابق كشورمان هم‌چنین در پاسخ به سوالی در مورد حادثه 18 تیر ، حادثه ‌١٨ تیر را یكی از تلخ‌ترین حوادث دوران مسوولیتش عنوان كرد و گفت: مظلوم بزرگ این حادثه دانشجو و دانشگاه بود. البته به دنبال حادثه دانشگاه یك سری آشوب‌های اجتماعی نیز ایجاد شده بود كه هیچ ربطی به دانشگاه و دانشجو نداشت و البته باید گفت كه هیچ حكومتی اجازه نمی‌دهد چنین آشوب‌هایی شكل بگیرد.آن دسته از آشوب‌های اجتماعی با كمك نیروهای نظامی و انتظامی به درستی و بدون این‌كه حتی یك گلوله شلیك شود پایان یافت، آن آشوب‌ها ربطی به دانشجو نداشت و دانشجو و دانشگاه در این جریان مظلوم واقع شد و در بخش استیفای حقوق دانشجو نیز درست عمل نشد.

وی در ادامه به گزارشی كه شورایعالی امنیت ملی وقت كشور از حادثه ‌١٨ تیر تهیه كرده بود و در آن بی‌گناهی جامعه دانشگاهی تأیید شده بود، برخورد با عواملی را كه باعث هتك حرمت دانشگاه شدند در حیطه وظایف قوه قضاییه معرفی كرد و گفت:در مرحله پیگیری پرونده 18 تیر نیز دانشجویان مظلوم واقع شدند.

باید از عدالت صدقه ای عبور کرد

محمد خاتمی در ادامه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان در دانشگاه تهران افزود: من معتقدم اگر بخواهیم از عدالت صدقه‌ای عبور كنیم، باید به صورت سازمان‌ نهادی، امنیت و جامعه را به لحاظ امكانات بهداشتی، معیشتی، مادی و آموزشی تامین كنیم؛ وگرنه این مساله پیش می‌آید كه به آن اشاره كردم.

وی هم‌چنین یكی از مهم‌ترین اقدامات انجام‌شده در دوران اصلاحات را تاسیس حساب ذخیره ارزی دانست و گفت: در این مدت حدود 10 میلیارد دلار و حدود چهار میلیارد دلار از پول نفت در اختیار بخش خصوصی قرار گرفت؛ در حالی كه از اول انقلاب همواره به مراتب كمتر از چهار میلیارد دلار بخش خصوصی استفاده كرده بود.

خاتمی افزود: ما برای نقاط محروم كشور از جمله خط لوله از جنوب به شمال و تعداد زیادی از پالایشگاه‌های پتروشیمی سرمایه‌گذاری كردیم كه خوشبختانه شهرهایی مانند ایلام، سنندج و ارومیه یعنی محروم‌ترین نقاط كشور امروز صاحب تشكیلات اقتصادی هستند و خود می‌توانند مشكلات را حل كنند.

برخوردهای امنیتی با دانشجویان به نفع نظام نیست

خاتمی هم‌چنین در پاسخ به پرسشی مبنی بر این كه چه پیامی برای دانشجویان زخم‌خورده و رنج‌دیده‌ای دارد كه به فعالیت سیاسی در دانشگاه علاقه‌مند هستند اما در زندان حضور دارند؟ گفت: امكانات من در این حد است كه فقط حرف بزنم. من به هیچ وجه برخی رفتارها را نمی‌پسندم. اما خیلی‌ها حتی تاب شنیدن حرف زدن را هم ندارند، پس در برابر عمل چه می‌كنند؟.

خاتمی افزود: در مورد دانشجویان زندانی همواره گفته‌ام و باز هم می‌گویم كه این گونه برخوردها را با دانشجویان به نفع نظام و جامعه نمی‌بینم. نباید عقیده و بیان و حركت در چارچوب بیان عقیده، هزینه داشته باشد. این شرط اول دموكراسی است.

وی با اشاره به لایحه حقوق شهروندی رییس قوه قضاییه گفت: یكی از كارهای خوب كه الحمدالله توسط آقای هاشمی شاهرودی انجام شد و در همان زمان در مجلس ششم نیز به تصویب رسید، اگر رعایت می‌شد و بشود وضع ما بهتر از این می‌شد.امیدوارم هم این دانشجویان آزاد شوند و هم روزی برسد كه هیچ گرفتاری برای بیان اندیشه وجود نداشته باشد، از این رو می‌گویم كسی نباید برای بیان اندیشه دستگیر شود، اگر هم شد چون ما كه نمی‌دانیم، اگر مجرم بود، باید طبق موازین قانونی با وی برخورد شود و هیچ كس حق بی‌احترامی و فشارآوردن نابجا به او را ندارد. باید پس از 24 ساعت یا 48 ساعت تفهیم اتهام و آزاد شود و طبق ضوابط قانونی با او برخورد شود. اگر نشود باید از كسانی كه این كارها را می‌كنند بازخواست كرد.

خاتمی گفت: در عین حال ما باید هوشیار باشیم و منافع و امنیت نظام را در نظر داشته باشیم و ان‌شاءالله همه با هم بتوانیم به اعتلای بیشتر جامعه كمك كنیم.

در ادامه یكی از دانشجویان دختر حاضر در جمع گفت: ما دخترانی كه حجاب داریم و چادر سرمان می‌كنیم مورد بی‌احترامی قرار می‌گیریم و امنیت نداریم. خاتمی در پاسخ گفت: رعایت موازین دینی اصل است و هر كس به آن اهانت كند محكوم است. ما مخلص شما خانم‌های محجبه و چادری هستیم.

بسیاری از دستاوردهای هسته ای حاصل تلاش دولت اصلاحات است

رییس‌جمهور سابق كشورمان، در پاسخ به پرسش دیگری درباره پرونده هسته ای كشور گفت: به هر حال من معتقدم وضعیت ما خیلی خوب نیست؛ اما این امر به این معنا نیست كه ما باید از ارزش‌هایمان دست برداریم. خواهران و برادران! بسیاری از دستاوردهای هستهی حاصل تلاش دولت قبل است. دولت فعلی هم البته تلاش‌هایی می‌كند اما ما تلاش‌مان این بود كه به شورای امنیت نرویم نه این كه از حق‌مان بگذریم. در سال 82 برای اولین دفعه در قطعنامه شورای حكام علاوه بر اصل NPT كه استفاده از تكنولوژی صلح‌آمیز هسته‌ای را حق هر كشوری می‌داند، آمد كه ایران حق استفاده از تكنولوژی صلح‌آمیز هستهی را ندارد؛ البته خوشبختانه هنوز این حق را از ما نگرفته‌اند، بنابراین این جور نیست كه در سال‌های قبل از حق ایران گذشته می‌شد و امروز دفاع می‌شود. ما حتی یك گام هم عقب ننشستیم و در هر دو دوره چه این دوره و چه دوره گذشته از این حق استفاده می‌شد. ما نباید دنیا را تحریم كنیم، باید بایستیم، نباید از تهدید استقبال كنیم. در عین حال نباید بگذاریم حرمت‌ها از دست برود. حتما این دولت هم این كار را می‌كند و ما از هیچ یك از حقوق ملت دست برنداشته و نمی‌داریم.

موسویان از دیپلمات‌های جدی و تلاشگر جامعه ماست

خاتمی هم‌چنین در پاسخ به پرسشی درباره پرونده موسویان و این كه آیا اظهارنظرها ی محمود احمدی نژاد در این مورد دخالت در قوه قضاییه هست یا نه؟ گفت: البته هر كسی در اظهارنظر آزاد است و من نمی‌خواهم وارد این مقوله شوم؛ اما آقای موسویان یكی از دیپلمات‌های جدی و تلاشگر جامعه ماست و بسیار متاسفم كه قبل از هر دادگاهی ایشان را محاكمه كردند.

در این لحظه یكی از دانشجویان درباره سیروس ناصری رسید كه خاتمی گفت: ایشان نیز یكی دیگر از دیپلمات‌های خوب كشورمان بودند. اگر مسئله به دادن آدرس جاسوسان باشد كه لیستی از آنها دارم اما به شما نمی‌دهیم.

وی افزود: من بداخلاقی را كه به نام اسلام و انقلاب می‌شود نمی‌پذیرم و اینجور متهم كردن و آبرو بردن را قبول ندارم. به نظر من بازجو و بازپرس آقای موسویان نظرش درست است و ما باید بگذاریم مراحل قانونی خود را طی كند. آقای ظریف، آقای ناصری و آقای موسویان از كسانی بودند كه برای كشور تلاش كردند و من نه ادعا می‌كنم كه همه برنامه‌های ما بی‌عیب بوده و نه این كه می‌گویم امروز عیب دارد. بگذاریم مصلحت نظام تامین شود.

رییس‌جمهور سابق كشورمان، هم‌چنین در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت سیاست خارجی كشور در دولت اصلاحات، گفت: معتقدم در سیاست خارجی بدون آن كه یك ذره از منافع ملی عبور كنیم، حرمت ایران را بالا بردیم، اما بسیاری از كمبودها را نیز داشتیم كه بخشی از آن این بود كه نتوانستیم در برخی موارد درست تشخیص بدهیم و اجرا كنیم و بخش دیگر نیز به دلیل موانعی بود كه پیش ‌روی ما وجود داشت، ولی در عین حال كه معتقدم گذشته را باید نقد كرد، بر این اعتقاد نیز هستم كه نفی آن بزرگ‌ترین خیانت به این ملت است. وی اظهار امیدواری كرد كه دولت فعلی و دولت‌های آینده در زمینه اقتدار، عزت و پیشرفت كشور گام بردارند.

وی در پاسخ به سوال دیگری با اشاره به اعمال سیاست تنش‌زدایی در دولتش گفت: در آن زمان گروه‌های خاصی كه از حرف زدن می‌ترسند به نام اسلام، توریست‌های آمریكایی را مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ یعنی برای ناامن نشان دادن جامعه. بله حرف زده‌ایم و شاید نتوانسته‌ایم خیلی از آنها را عملی كنیم. از مردم عذرخواهی می‌كنم اما باید اول حرف زد و آن را در جامعه جا انداخت و كاری كرد كه آن حرف‌ها عملی شود.

اصلاحات همان است که امام می گفت

خاتمی در پاسخ به پرسشی مبنی بر این كه آیا زیر پا گذاشتن بایدها و نبایدهای دینی به نظر شما كه در مقام روحانیت هستید جزء اصلاحات است، گفت: ابدا. این اصلاحاتی كه من می‌گویم آن چیزی است كه حضرت امام (ره) نیز بیان كردند. هر كس بایدها و نبایدهای دینی را زیر پا بگذارد از اسلام جداست؛ اما چه كسی می‌تواند تشخیص دهد و رسالت دولت‌ها چیست؟ دولت‌ها باید تامین‌كننده آزادی، عدالت و پیشرفت مردم باشند و این بهترین خدمت به اسلام است.

ایسنا از افتخارات دانشجویان است

رییس‌جمهور سابق كشورمان، هم‌چنین در پاسخ به پرسشی درباره تفسیرهای مختلف از اصول قانون اساسی، گفت: هر كس آزاد است از قانون اساسی برداشت خود را داشته باشد اما برداشت برخلاف سایر اصول و روح قانون اساسی حتی اگر از سوی شورای نگهبان باشد، پذیرفته شده نیست. حتی در برخی موارد دوستان تفاسیری دارند كه با روح قانون اساسی مطابقت ندارد؛ اما به هر حال باید از نظر شورای نگهبان تبعیت كنیم و ان‌شاءالله با كارهایی كه انجام می‌شود شاهد تفاسیری نخواهیم بود كه مطابق روح قانون اساسی نباشد.

وی در پایان در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینكه با توجه به روز دانشجو نظرتان راجع به تغییراتی كه ایسنا اعمال شده و تغییر مدیریت‌های پیاپی این رسانه چیست؟ گفت: من پیام خود را به ایسنا دادم. ایسنا از افتخارات جمهوری اسلامی و دانشجویان است و توانست با رعایت مصلحت نظام به عنوان یك رسانه مستقل و آزاداندیش عمل كند و یكی از كارهای بزرگی كه خدا را شكر می‌كنم شما دانشجویان در دوره من انجام دادید، تاسیس ایسنا بود. ایسنا باید مستقل و آزاد باشد و تحت تاثیر جریان‌های مختلف نباشد. تغییر مدیر اشكالی ندارد اگر در جهت بهبود، آزادی و استقلال بیشتر این جریان باشد؛ اما اگر در این جهت نباشد اصلا خوب نیست. فقط می‌گویم آقایان فاتح، نادعلی‌زاده و حسن‌زاده از افراد قابل احترام كشور ما بوده و هستند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 آذر1386ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

بیانیه های جبهه ی ملی ایران و دبیرخانه حزب ملت ایران


به نقل از "اخبار روز"

 www.akhbar-rooz.com

جبهه ی ملی ایران:
بزرگداشت ۱۶ آذر، روز ملی دانشجو

جبهه ملی ایران سالروز شانزدهم آذر ۱٣٣۲، روزی که مبارزه دانشجویی علیه استبداد و فساد سیاسی در ایران آغاز شد، را گرامی میدارد. در روز پانزدهم آذر پس از کودتای ۲٨ مرداد، دانشجویان به محاکمه دکتر محمد مصدق، نخست وزیر ملی و محبوبشان به اعتراض پرداختند. در روز شانزدهم، کماندوهای نظامی به دانشگاه حمله کرده چندین دانشجو را زخمی و سه دانشجوی دانشکده فنی: احمد قندچی، مصطفی بزرگ نیا و مهدی شریعت رضوی را به شهادت رساندند.
دانشگاه همیشه پیشرو اعتراضات مدنی و دموکراسی خواهی بوده، و اکنون بیش از نیم قرن است که دانشجویان آزادیخواه ایران دلاورانه علیه خودکامگی، انحصارگری، و فساد دولتی در مبارزه هستند. ولی در همه این سالها، هیچگاه مبارزه علیه خودکامگی و خفقان مهمتر، حیاتی تر و به تناسب خطرناکتر از امروز نبوده است.
دانشگاه که جایگاه فرهیختگان و اندیشمندان و دانش آموزی است، اکنون محل فعالیت های مکتبی شده و به علت پاکسازی های گسترده و بازنشستگی های اجباری استادان باتجربه، فرهیخته، و دانشمند، افت شدید کیفی مدیریتی و علمی پیدا کرده است. محیط دانشجویی نیز به علت احضار، اخراج و تعلیق دانشجویان فعال و آگاه، جلوگیری از فعالیت‌ نهادها و نشریه های مستقل دانشجویی، از پویایی افتاده و کیفیت آموزشی به شدت سقوط کرده است. افزون بر این، زندانی شدن ها، کشته شدن ها و فوت های مشکوک دانشجویان همگی حاکی از آن است که حکومت ستیزگری خود را با دانش و پیشرفت علمی در کشور آشکار ساخته است.
جبهه ملی ایران نگرانی شدید خود را از شرایط حاکم شده بر دانشگاهها اعلام می کند و پیامد آن را برای کشور بسیار خطرناک می داند و هشدار می دهد که:
اقدامات پادگانی و یکسونگری در دانشگاهها هرچند کیفیت آموزش را آسیب جبران ناپذیری خواهد زد، ولی هرگز جوشش و اعتراضات جامعه دانشجویی را خاموش نخواهد کرد. تجربه های تاریخی آذر ٣۲، بهمن ۴۰، آبان ۵۷ ، تیر ۷٨ و انقلاب فرهنگی، ثابت کرده اند که نه‌تنها سرکوب و خشونت تا کنون نتوانسته به خاموشی جامعه دانشگاهی بیانجامد، بلکه همیشه ‌روسیاهی را برای استبدادگران به ارمغان آورده و بردامنه نفوذ و تأثیر دانشگاه در جامعه افزوده است.
فشارها و دخالتهای ایدئولوژیک حکومت در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، افزون بر غیراخلاقی وغیر دینی بودن، غیرقانونی نیز می باشد و محکوم به شکست است. این اقدامات نه تنها از شکوفا شدن استعدادها و باروری دانشگاه جلوگیری می کند، در شرایطی که کشور با توجه به فرار مستمر مغزها در طی سه دهه گذشته بیش از همیشه نیازمند برخورداری از نیروی انسانی دانا و توانا است، آینده سازندگی در کشور را با تردید و ابهام روبرو ساخته، آسیبهای جبران ناپذیری بر جامعه علمی کشور تحمیل خواهد کرد.
جبهه ملی ایران، ضمن ابراز نگرانی شدید ازپیامدهای رفتارحکومت برای آینده کشور ودر اعتراض به رفتارغیراخلاقی، غیرقانونی و غیردینی حکومت دردانشگاهها،‌ خواستار پایان دادن به این اعمال وسپردن امور دانشگاهها به دست دانشگاهیان می باشد. ما به حکومت هشدار می‌دهیم که واپس نگری و خودمحوری و دخالت در امور آموزش عالی، چنان زیانهایی برای کشور و بدنامی برای خود آنها فراهم خواهد ساخت که در تاریخ ایران بی سابقه خواهد بود. ما همچنین خواستار آزاد کردن بی قید و شرط همه دانشجویان زندانی، لغو همه حکم های ستمگرانه علیه دانشجویان و رفع فشارهای امنیتی در محیط های آموزشی هستیم.
جبهه ملی ایران
۱۶ آذر ۱٣٨۶


حزب ملت ایران:
جنبش دانشجویی ۱۶ آذر روز مقاومت

هم میهنان ، دانشجویان گرامی :
      در چنین روزی در ۵۴ سال پیش جوانان آرمانخواه میهن هواداران مصدق که از شبیخون عوامل بیگانه به حریم دانشگاه سخت خشمگین بودند سینه های پرمهر خود را که سرشار از عشق به آزادی و استقلال ایران بود سپر گلوله های مزدوران کودتاچی ها قرار دادند و خون پاک سه دانشجوی دانشکده فنی مصطفی بزرگ نیا ، مهدی شریف رضوی و احمد قندچی درخت تناور ولی آسیب دیده جنبش ملی ایرانیان را آبیاری کرد . از آن هنگام فصلی نو در رزم بی امان فرزندان میهن پدید آمد و آن روز را که طلایه داران روشنایی در برابر یورش ددمنشانه ی قراولان تاریکی بپا خاستند ، روز ایستادگی خونین دانشجویان نام گرفت و این روز و روزهای یکم بهمن و هیجدهم تیرماه سال ۱٣۷٨ از درخشانترین جلوه های رویارویی با سلطه و سلطه گری شد و فرصت ستیز برای درهم شکستن جو اختناق در راستای یاری رسانی به پیکارهای رهایی بخش ملی .
   هم میهنان   ، امسال در شرایطی ما مصادف با ۱۶ آذر می شویم که تمامی ارزش های ملی این کانون های نگهداشت استقلال و آزادی آماج تهاجم واپسگرایی به زشت ترین شیوه ها قرار گرفته است به گونه ای که از یکسوی شاهد تدوام رویکردهای حذفی دولت به جریانات مستقل به ویژه در حوزه دانشجویی ، فرهنگیان ، زنان ، کارگران و کارمندان هستیم ، ادامه بازداشت دانشجویان فعال ، احضار به کمیته های انضباطی ، صدور احکام سنگین محرومیت ، توقیف نشریات همه و همه نشانگر اراده ی جدی در ساختار قدرت است که با تمام توان برای خاموشی هر صدای اعتراضی در دانشگاه های کشور تلاش می کند . از دیگر سوی در ادامه ی بحران آفرینی های خود به سرعت به سوی جنگ به پیش می تازد و بی توجه به خطرهای فراوانی که کشور را تهدید می کند ، می کوشند با دست آویزی چون جنگ هرچه بیشتربه نظامی کردن ساختار قدرت خود بیافزایند و توجیهی برای افزایش سرکوب چهره ها و گروه های منتقد و نیز فرار از پاسخگویی به مطالبات اقتصادی ( گرانی سرسام آور و تورم روز افزون ) ، اجتماعی و فرهنگی مردم بیابند و برای نیل به مقصود ، اجرای سیاست حکومت برپایه وحشت افزایی در دستور کار قرار گرفته است .
   هم میهنان آنگاه که جامعه در اوج نابسامانی و تباهی اجتماعی قرار گیرد و فضای اندیشه حتی در مراکز علمی و آموزشی   بسته و بسته تر شود پیامدهایی چون فرار مغزها ، رشد بیکاری اعتیاد ، افزایش سرخوردگی اجتماعی آنهم در زمانه ای که ایران روزگار سخت و حساسی را می گذراند به جای دعوت به اتحاد ،رفع تبعیض ، هم بستگی ملی به تاراندن مردم و بگیر و به بند جوانان می پردازند و در چنین شرایطی سیاست های ارتجاعی استعمارگران نیز در منطقه در ادامه ی مواجهه گریزناپذیر با رژیم سیاسی نامتعارف ایران و تحمیل تحریم های سنگین اکنون به مرحله هراس انگیز حمله ی نظامی چنگ و دندان نشان می دهد . دولت هم به جای روی آوردن به تامین منافع ملی ، خود را هر روز از ترس مار غاشیه ( غرب ) به دامان عقرب جرار ( روسیه ) نزدیک می کند و غافل از تاریخ مستند ۱۵۰ ساله و روابط خصمانه روس ها در بزنگاه های حساس تاریخی با ایران است .
   حزب ملت ایران ، تنها راه برون رفت از این مخمصه را نه سرکوب دانشجویان ، زنان کارگران و اعمال تبعیض های ناروا نسبت به اقوام ایرانی و به گیر و به بند کشیدن آنان می داند و نه در همسویی با کشور هایی که فقط به دنبال منافع خود هستند همچون روس و ونزوئلا و .... بلکه در استقرار حاکمیت ملی و مردم سالاری و اجرای عدالت اجتماعی می داند . کاربدستان جمهوری اسلامی باید بدانند که نمی توان اندیشه را به بند کشید که حقانیت هر نظام سیاسی در نحقق خواستهای ملی ، برابری کامل شهروندان و فضای باز سیاسی برخوردار از ایمنی قضا می باشد و بس .

درود بر دانشجویان مبارز ایران
پیروز باد ملت
برچیدن زندان سیاسی یک خواست ملی است

دبیرخانه حزب ملت ایران
تهران ۱۶ آذر ۱٣٨۶

 

غرب معيارهاي دوگانه را کنار بگذارد

گزارشي از مراسم اهداي جايزه ي جان همفري به گنجي

به نقل از "روز آنلاین"


ganjijayezehj.jpg

بعد از ظهر روز سه شنبه 4 دسامبر 2007 طي مراسمي در شهر اوتاوا جايزه ي حقوق بشر جان همفري به اکبر گنجي ‏اهدا شد.‏‎ ‎در اين مراسم، که در محل "موزه ي کانادايي تمدن" برگزار گرديد، تعدادي از نمايندگان مجلس کانادا، قضات، ‏نمايندگان نهادهاي مدني، شخصيت هاي فرهنگي از جمله مايکل ايگناتيف استاد پيشين دانشگاه هاروارد و پرينستون و ‏کانديداي رهبري حزب ليبرال کانادا شرکت داشتند.‏

در ابتداي مراسم، مارک اونيل رئيس موزه به حاضران خوشامد گفت و گوشزد کرد که مبارزه براي دموکراسي و حقوق ‏بشر محدود به ديگر کشورها نيست، ما نيز در کانادا بايد براي تعميق دموکراسي و رفع تبعيض مبارزه کنيم. خصوصا بايد ‏براي حقوق اقليت ها ي کانادا مبارزه و از دولت انتقاد کنيم. پس از آن رئيس جديد بنياد حقوق و دموکراسي، درباره ي ‏فعاليت هاي بنياد حقوق و دموکراسي و اهميت جايزه ي جان همفري، نويسنده ي پيش نويس اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، ‏سخن گفت.‏

وي با تبريک به گنجي به خاطر دريافت جايزه، افزود که: بسيار خوشنودم که اولين روز کار من با اهداي جايزه به يکي از ‏مبارزان راه آزادي و دموکراسي آغاز مي شود. سپس، خانم جنيس استين، رئيس کميته ي تصميم گيرنده در خصوص ‏کانديداها، دلايل انتخاب گنجي را توضيح داد. به گفته ي وي، سعدالدين ابراهيم مبارز مصري که سالها زنداني و شکنجه ‏شده، يکي از کانديداهاي امسال بود، ولي با جديت و احساس بسيار به تصميم گيرندگان گفت: به جاي من اين جايزه را به ‏گنجي بدهيد، او بهترين انتخاب است. به گفته خانم استين، گنجي طي سه هفته به بسياري از شهرهاي کانادا سفر کرد و از ‏طريق سخنراني و مصاحبه هاي مطبوعاتي گوناگون، با کانادائيان و ايرانيان در خصوص مبارزات مردم ايران سخن گفت. ‏من در سخنراني وي در تورنتو حضور داشتم که بسيار خوب بود، مطمئنم که امشب هم سخنان خوبي از او خواهيم شنيد. ‏پس از آن دو تن از ايرانيان با اجراي موسيقي سنتي، تشويق فراوان حاضران را برانگيختند.‏

سپس سعدالدين ابراهيم جهت اهداي جايزه به پشت تريبون رفت. او به حضار گفت: من و گنجي وجوه اشتراک بسياري ‏داريم. گنجي دو ماه زودتر از من به زندان رفت. پس از سه سال من از زندان آزاد شدم، اما گنجي سه سال ديگر هم در ‏زندان ماند. در تمام دوران زندان، گنجي در قلب و ذهن من بود و من به عنوان الگوي خود به او مي نگريستم و به من قوت ‏قلب مي داد. آنگاه سعدالدين ابراهيم، گنجي را در آغوش گرفت و لوح و نشان جايزه جان همفري را به او تقديم کرد. پس از ‏آن، فيلمي که به مناسبت دريافت جايزه ي مارتين آنالز در باره گنجي ساخته شده بود، به نمايش در آمد. پس از آن مجري ‏جلسه اعلام کرد که يک فيلم ديگر هم براي نمايش آماده ي پخش است. اين فيلم هديه ديگري براي گنجي است.‏

فيلم بعدي، پيام ويدئويي خانم لوئيس آربور، رئيس شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد بود که به مناسبت اهداي جايزه به ‏گنجي، براي وي و حاضران فرستاده شده بود. برنامه بعدي، سخنراني اکبر گنجي به مناسبت دريافت جايزه، براي حاضران ‏بود، که تحسين و همدلي بسياري را در ميان حاضران برانگيخت. در پايان، دو هنرمند ايراني، با نواختن قطعاتي از ‏موسيقي سنتي ايران، شکوه خاصي به مراسم که در محلي تاريخي فرهنگي برگزار مي شد آفريدند و موجب تشويق بسيار ‏حاضران گرديدند. ‏

عنوان سخنراني گنجي به مناسبت دريافت جايزه ي جان همفري، " مرزهاي خون آلود و معيارهاي دوگانه ي ضد حقوق ‏بشري" بود.‏

‎متن سخنراني اکبر گنجي‏‎


خانم ها، آقايان، مسؤولان محترم بنياد حقوق و دموکراسي

مايه افتخار است که جايزه اي را دريافت مي کنم که به نام جان همفري نگارنده پيش نويس اعلاميه جهاني حقوق بشر نام ‏گذاري شده است. از شما سپاسگزارم که مرا به عنوان يک ايراني شايسته دريافت اين جايزه مهم تشخيص داده ايد. براي ما ‏بسيار مغتنم است که جامعه جهاني نسبت به درد و رنج مردم ايران و مبارزاتشان با يک دولت خودکامه سرکوبگر و ‏بنيادگرا ابراز همدلي مي کند. آرماني که الهام بخش جان همفري، حقوق دان برجسته کانادايي، و ساير فعالان حقوق بشر ‏بوده است اين است که انسانها به صرف انسان بودن و صرفنظر از رنگ، نژاد، مذهب، جنسيت، و محلّ جغرافيايي که در ‏آن زيست مي کنند از حقوقي اساسي و سلب ناشدني برخوردارند. آرمان حقوق بشر، عدالت، و برابري انسانها همواره براي ‏من نيز الهام بخش بوده است، و فعاليتهاي سياسي من يکسره به شوق تحقق اين آرمانهاي انساني صورت گرفته است. مبناي ‏فعاليتها و اقدامات سياسي و اجتماعي من هرگز ضديت با دولتي خاص، يا حمايت از يک دولت در برابر دولتهاي ديگر ‏نبوده است. آرمان الهام بخش فعاليتهاي سياسي و اجتماعي من همواره اين بوده است که انسانها جملگي بتوانند از حقوق ‏برابر در برخورداري از امنيت، آزادي، صلح، و زندگي شرافتمندانه بهره مند شوند. ‏

مايه خوشوقتي است که رفته رفته اين باور که انسانها در عين تفاوتهاي نژادي، ديني، جنسي، قومي، زباني، ملّي، منطقه ‏اي، در گوهر انسانيت شريک اند، و درد و رنج يهوديان، مسيحيان، مسلمانان، بوداييان، هندوها و خداناباوران همه به يک ‏اندازه دل آزار و ناخواستني است، به باوري فراگير و جهانشمول تبديل مي شود. اين تحوّل هم از تکامل عقلاني ما حکايت ‏مي کند و هم از تکامل اخلاقي ما. نبايد فراموش کرد که بزرگترين شکست رژيمهاي سرکوبگر، شکست اخلاقي آنها نزد ‏مردم خود، و جامعه مدني جهاني است. تجليل از آزاديخواهان و مدافعان حقوق بشر به معناي اعلام شکست اخلاقي ‏رژيمهاي خودکامه و نشانه فقدان مشروعيت آنها در چشم جامعه جهاني است. ‏

به گمان من يکي از مهمترين بنيانهاي اخلاقي حقوق بشر اين است که انسانها در ذات خود ارزشمند هستند و هرگز نبايد به ‏ايشان به چشم ابزاري صرف براي برآوردن نيازها و خواسته هاي ديگران نگريست. يکي از تراژديهاي تاريخ انساني اين ‏است که ارزش ذاتي انسان واقعي و گوشت و خون دار به آساني ناديده گرفته مي شود و آدميان در پاي آرمانهاي مبهم و ‏مشکوک يا آيين ها و ايدئولوژيها قرباني مي شوند. اديان و ايدئولوژيها بايد در خدمت انسانها باشند، نه انسانها در خدمت ‏آنها. آيين ها و ايدئولوژيها در اصل براي کاستن از درد و رنج انسانها بوده اند، اما به مرور زمان جاي خادم و مخدوم تغيير ‏کرده است، و رفته رفته به بهانه ي پاسداري از اين برساخته ها، انسانهاي واقعي قرباني شده اند. بسياري از رهبران سياسي ‏جهان نيز انسانهاي واقعي را قرباني ايدئولوژيهاي موهوم و ناکجاآبادي خود کرده اند. براي مثال، رهبر جمهوري اسلامي ‏ايران، مردم را به ابرازي صرف براي دستيابي به رهبري جهان اسلام، عظمت طلبي اتمي، و تحقق باورهاي بنيادگرايانه ‏اش تبديل کرده است. بنيادگرايان يهودي، مسيحي، و مسلمان هم زمين را به جهنم تبديل مي کنند تا خود به بهشت بروند. ‏مرزهاي ملّي کشورها هم از جمله امور اعتباري بوده است که ميليونها انسان در طول تاريخ قرباني آن شده اند. انسان ‏واقعي و گوشت و خون دار چندان عزيز و ارزشمند است که مرزهاي جغرافيايي و مقوله حاکميت ملّي هم نمي تواند بهانه ‏اي براي نقض حقوق اساسي او باشد. تمامي مرزهاي ديني، ايدئولوژيک و سرزميني از جان آدميان مايه گرفته و به شدت ‏خون آلودند. ما هرگز نبايد اين اصل مهم را از ياد ببريم که تمام اين آيينها، ايدئولوژيها، قراردادها، و از جمله دموکراسي، ‏براي آن است که نهايتاً انسانها بتوانند آزادانه و به صلاحديد خود زندگي کنند، نه آنکه زندگي يگانه و تکرارناشدني شان ‏قرباني آرمانهاي مبهم يا مقاصد و بلندپروازيهاي زمامداران پدرسالار شود. ‏

اصل راهنماي‎(regulative principle)‎‏ انديشه، زندگي و عمل سياسي و اجتماعي من احترام به آزادي و اصل برابري ‏شهروندان است، و به گمان من عدالت نيز فرزند آزادي و به رسميت شناختن برابري شهروندان است. اين اصل راهنماست ‏که مرا به مخالفت و مبارزه با تبعيض و ستمگري الزام مي کند. مخالفت و مبارزه ي من با رژيم حاکم بر ايران را بايد در ‏چارچوب همين باور و اصل راهنما ملاحظه کرد. اما اصل آزادي و برابري اصل راهنماي موضعگيريها و رفتارهاي ما در ‏صحنه بين المللي نيز هست. اقتضاي آن اصل فقط مبارزه و مخالفت با رژيم ايران نيست، بلکه لازمه آن مخالفت و مبارزه با ‏تمام اشکال تبعيض نامنصفانه، و نقض حقوق انسانها در جوامع ديگر، از جمله مخالفت با جنگ و اشغال سرزمينهاي ‏ديگران در هر نقطه دنيا، و نيز مخالفت با آپارتايد و آواره کردن مردم از سرزمين شان هم هست. کسي که صادقانه پرواي ‏حقوق بشر، آزادي و عدالت را دارد نبايد از معيارهاي دوگانه پيروي کند. نقض حقوق بشر فقط در مرزهاي ايران و توسط ‏رژيم حاکم بر ايران بد نيست، در هرکجاي دنيا هم که حقوق انسانها نقض مي شود، کاري ناپسند و در خور ملامت انجام ‏مي پذيرد. ‏

من اميدوارم که دولتهاي غربي با مسأله حقوق بشر بر مبناي معيارهاي دوگانه عمل نکنند. من دموکراسي هاي غرب را ‏بهترين گزينه واقعي از ميان اشکال واقعاً موجود حکومت و نحوه سازمان دهي قدرت مي دانم. اما به عنوان يک فعال حقوق ‏بشر از دولتهاي غربي متوقعم که از معيارهاي دوگانه پيروي نکنند. معيارهاي دوگانه برتري اخلاقي دموکراسي هاي واقعاً ‏موجود را از ميان مي برد، و به حاکمان خودکامه در سراسر جهان از جمله منطقه ي خاورميانه و نيز ايران اين امکان را ‏مي دهد که بتوانند در مبارزه تبليغاتي عليه نيروهاي دموکرات خود را در وضعيت بهتري قرار دهند. چگونه مي توان ‏حاکمان خودکامه را به رعايت حقوق بشر الزام کرد وقتي که حقوق بشر توسط قدرتهاي مسلط جهاني نقض مي شود؟ ‏آزاديخواهان جوامع پيراموني چگونه مي توانند از ديکتاتورهاي مسلط بر کشورشان توقع داشته باشند که قواعد دموکراتيک ‏را رعايت کنند وقتي که ارزشهاي دموکراتيک توسط رهبران جوامع دموکراتيک ناديده گرفته مي شود؟ دولتهاي غربي ‏نقض گسترده حقوق بشر و دموکراسي را توسط متحدان خود ناديده مي گيرند، اما نقض حقوق بشر توسط دشمنان خود را با ‏حساسيت و گاه بزرگنمايي تعقيب مي کنند. سياست دفاع از حکومت هاي استبدادي منطقه ي خاورميانه به دليل اتحاد آنها با ‏دولت هاي غربي اقدام نادرستي است که نتايج زيانبار آن را امروز آشکارا مشاهده مي کنيم. يکي از پيامدهاي فاجعه بار اين ‏سياست نادرست اين است که در بعضي کشورها بنيادگرايان به تنها گزينه ي بديل دولت هاي منطقه تبديل شده اند و حتي در ‏يک انتخابات کاملاً آزاد بر رقباي سکولار خود پيروز مي شوند و دولت هايي به مراتب فاسد تر و خودکامه تر را بنيان مي ‏نهند که علاوه بر حوزه سياسي، تمام ساحات اجتماعي را سرکوب خواهد کرد. ‏

ما نبايد فراموش کنيم که در جهاني کاملاً به هم پيوسته زندگي مي کنيم، و آنچه در گوشه اي از اين جهان رخ مي دهد مستقيم ‏يا غير مستقيم ساير نقاط جهان را نيز تحت تأثير خود قرار مي دهد. بنابراين، يکي از عواملي که پيشرفت دموکراسي را، ‏براي مثال، در ايران به مخاطره مي اندازد، برخورد دوگانه دموکراسيهاي غربي با مسأله نقض حقوق بشر است. اما اين ‏تنها چيزي نيست که در عرصه جهاني مانع گسترش دموکراسي در کشورهاي پيراموني از جمله ايران مي شود. يکي از ‏مهمترين عواملي که در جهان به هم پيوسته امروزين مانع گسترش دموکراسي و رعايت حقوق بشر است، بي عدالتي دامن ‏گستري است که در جهان وجود دارد. گسترش صلح و دموکراسي در گرو تحقق عدالت در رابطه ميان ملّت- دولتها و نيز ‏در روابط بين الملل است. مقتضاي عدالت در سطح ملّي اين است که آزاديهاي پايه، يعني آزاديهاي سياسي (مانند حقّ رأي ‏دادن، و حقّ اشغال مناصب عمومي)، آزادي بيان، آزادي انديشه، آزادي وجدان، آزادي اجتماعات، آزاديهاي شخصي (مانند ‏آزادي از سرکوب رواني و تعرض جسماني)، حقّ تملک شخصي، و آزادي از بازداشت خودسرانه، به طور برابر ميان ‏همه افراد جامعه جامعه توزيع شود. برابري فرصتها از جمله ارکان عدالت است. بر اين مبنا، فرصت احراز مناصب و ‏مشاغل امتيازآفرين اقتصادي و اجتماعي بايد به روي همگان گشوده باشد. منابع ثروت، قدرت، اطلاعات، و منزلت بايد به ‏طور مساوي ميان تمام آحاد جامعه توزيع شود مگر آنکه توزيع نابرابر آنها گروههايي را که کم نصيب تر هستند در ‏موقعيتي بهتر قرار دهد. بنابراين، در سطح ملّي ساختار پايه جامعه بايد به نحوي سامان يابد که منابع کمياب، يعني قدرت، ‏ثروت، معرفت، و منزلت، در جهت کاستن از درد و رنج محرومترين اقشار اجتماعي به کار گرفته شود. اما اين اصل ‏تبعيض مثبت را بايد در سطح روابط بين الملل و به نفع کشورهاي جنوب نيز حاکم کرد. ‏

اين درست است که منطقه خاورميانه به دموکراسي و صلح نيازمند است. اما انساني که با فقر و گرسنگي دست و پنجه نرم ‏مي کند و درحال مرگ است تا چه حدّ مي تواند دموکراسي و حقوق بشر را جدّي بگيرد، و در راه تحقق آنها بکوشد؟ انساني ‏که در نهايت فقر و فلاکت زندگي مي کند، اين قبيل مفاهيم را تزييني و دستمايه دعواهاي بي حاصل روشنفکرانه تلقي خواهد ‏کرد. جامعه اي که در آن فقر و بي سوادي يا کم سوادي غوغا مي کند محصولي جز ديکتاتوري به بار نخواهد آورد. ‏فقرزدايي و گسترش سواد به تمام اقشار اجتماعي بخش مهمي از فرايند گذار به دموکراسي است. البته اين درست است که ‏يکي از مهمترين عوامل فقر و گرسنگي در کشورهاي پيراموني سوء مديريت حاکمان بومي است. اما اين نکته را هم نبايد ‏فراموش کرد که دولتهاي غربي در غالب موارد از طريق حمايت مستقيم يا غير مستقيم از اين حاکمان نالايق در پيدايش فقر ‏و فلاکت در آن جوامع نقش مؤثري ايفا کرده اند، و لذا تاحدّ قابل ملاحظه اي در پيدايش آن وضعيت ناگوار مسؤول هستند. ‏

اما علاوه بر همه اين موارد، امروز مسأله ديگري هم وجود دارد که جنبش دفاع از حقوق بشر و دموکراسي خواهي را در ‏ايران بشدّت به مخاطره انداخته است. آن مسأله به موضوع سلاحهاي اتمي مربوط است. من شخصاً با تسليح ايران به ‏سلاحهاي اتمي مخالفم. اما چون در اين مخالفت خود از معيارهاي دوگانه پيروي نمي کنم، با مسابقه تسليحاتي، گسترش ‏سلاحهاي اتمي، و تحميل سياستهاي يکجانبه با اتکاي به قدرت ناشي از تهديدات هسته اي، به طور مطلق و در هر گوشه ‏دنيا که رخ مي دهد مخالفت دارم. براي برقراري ثبات و امنيت در منطقه خاورميانه بايد به مسابقه تسليحاتي در اين منطقه ‏خاتمه داد، و براي ايجاد خاورميانه اي عاري از سلاحهاي هسته اي، ميکروبي، و شيميايي کوشيد. پايبندي کامل به معاهده ‏ان. پي. تي. نقطه آغاز خوبي براي تمام کشورهاي جهان است براي آنکه از پديد آمدن قدرتهاي هسته اي جديد جلوگيري ‏کنند و نيز سلاحهاي هسته اي موجود را از ميان ببرند. ‏

اما خطر جنگ که اکنون به بهانه احتمال دستيابي ايران به سلاحهاي اتمي بر ايران سايه افکنده است، نهايتاً به زيان ‏جريانات طرفدار دموکراسي و حقوق بشر در ايران مي انجامد. دولت ايران هر انتقادي را که از سوي مخالفانش ابراز مي ‏شود "خيانت"، "براندازي نرم"، و "انقلاب مخملي" قلمداد مي کند. در شرايطي که جامعه جهاني خطر حمله نظامي به ‏ايران را احتمالي جدّي ارزيابي مي کند، بنيادگرايان جمهوري اسلامي با دست گشوده تري مي توانند قدرت را در قبضه ‏خود بگيرند، و به بهانه خطر "دشمن" جامعه مدني نوپاي ايران را سرکوب نمايند. جنبش دموکراسي خواهي ايران، در ‏وضعيت امنيتي – اضطراري، در شرايطي که خطر جنگ هر لحظه مي تواند به واقعيت تبديل شود، در شرايط کاملاً دو ‏قطبي سياسي که حکومت مي کوشد همه مخالفان خود را "مزدور دولت آمريکا" معرفي کند، به شدت آسيب خواهد ديد. در ‏چنين شرايطي، مدافعان حقوق بشر و فعالان جامعه مدني خود را در موقعيت ناخواسته اي مي يابند که آنها را ناگزير مي ‏کند ميان حکومت خودکامه و بنيادگراي حاکم بر ايران و وضعيتي نظير آنچه در عراق مي گذرد يکي را برگزينند. کوبيدن ‏بر طبل جنگ، حتي در حدّ يک سناريوي روي ميز، لاجرم چنان دوراهي اي را بر مردم ايران، از جمله فعالان جامعه ‏مدني، مدافعان دموکراسي، و آزاديخواهان، تحميل خواهد کرد. و از قضا اين دقيقاً خواست و آرزوي زمامداران بنيادگراي ‏حاکم بر ايران است که از آن سوي ديگر مدام بر طبل جنگ مي کوبند. از اين روست که به گمان من بايد حمله نظامي به ‏ايران را تحت هر عنوان و بهانه اي محکوم کرد. آزاديخواهان و دموکراسي خواهان ايراني از دولت کانادا انتظار دارند که ‏تصميم عاقلانه و شجاعانه ي عدم ورود به جنگ عراق را، با در دست گرفتن پرچم مخالفت با حمله ي نظامي به ايران ‏تکرار کند و نشان دهد که با ويراني زيرساخت هاي يک کشور و کشتار زنان و کودکانش نمي توان به صلح و دموکراسي ‏دست يافت. در عين حال، ما با هرگونه تحريمي هم که بر درد و رنج مردم بي گناه ايران بيفزايد مخالف هستيم. نبايد به جاي ‏مجازات زمامداران بنيادگراي حاکم بر ايران، مردم ايران مجازات شوند. در عوض مي توان کيفرخواستي عليه تمام ‏زمامداران حاکم بر ايران که در شکنجه، ترور، و قتل عام دگرانديشان و دگرباشان دست داشته اند، تشکيل داد، و آنها را در ‏اوّلين فرصت ممکن بازداشت کرد و در دادگاهي بين المللي به جرم جنايت سازمان يافته عليه بشريت محاکمه نمود. جامعه ‏جهاني بايد به دولت هاي سرکوبگر براي رعايت حقوق بشر و گذار به دموکراسي فشار وارد آورد، اما اين فشار، مجموعه ‏اي از تشويق ها و تنبيه هاست. بسته پيشنهادي اتحاديه اروپا به دولت ترکيه، آنقدر مي ارزيد که دولت آن کشور براي ‏عضويت در اتحاديه اروپا، چند هزار قانون خود را تغيير داد، مجازات اعدام را لغو کرد، و به شهروندان ترکيه اين حق را ‏داد اگر در دادگاهي در ترکيه محکوم شدند، از دادگاه اروپا درخواست تجديد نظر در حکم صادره را بنمايد. سرمايه گذاري ‏گسترده در ايران، ارسال تکنولوژي پيشرفته به ايران، در نظر گرفتن منافع منطقه اي ايران و پذيرش نقش فعال ايران در ‏جامعه جهاني، مي تواند بخشي از بسته پيشنهادي براي رعايت حقوق بشر و گذار به دموکراسي باشد. از سوي ديگر اگر ‏حاکمان ايران به رعايت حقوق بشر و روند دموکراتيک کردن ايران تن ندادند مي توان مجازاتهاي متعددي را براي ايشان ‏درنظر گرفت. ‏

حکومت ايران، حکومت اقليتي است که اراده خود را بر اکثريت جامعه ايران، از جمله جوانان، زنان، و کارگران به زور ‏تحميل مي کند. اين حکومت حقوق دموکراتيک مردم، تنوع سليقه ها و عقايد ديني و سياسي و سبک هاي زندگي را ناديده ‏مي گيرد و عقايد، سليقه ها و رفتارهاي متفاوت با الگوي مورد تجويز خود را سرکوب مي کند. اين حکومت مخالفان سياسي ‏خود را که حامي برابري همه شهروندان (صرف نظر از مذهب، قوميت، جنسيت، وعقيده سياسي) و خواهان آزادي بيان و ‏عقيده و حذف امتيازات ويژه حاکمان و اقليت اندک طرفدار حکومت هستند، سرکوب مي کند. اين حکومت حقوق برابر ‏زنان در عرصه هاي سياسي و اقتصادي و حقوقي و حق برخورداري برابر از قدرت تصميم گيري در امور خانواده را ‏ناديده مي گيرد. حکومت بنيادگراي حاکم بر ايران نوعي آپارتايد سياسي را به نام حقّ نظارت استصوابي توسط شوراي ‏نگهبان منتخب رهبر جمهوري اسلامي اعمال مي کند. اين منتخبان رهبري هم قدرت سياسي را حق ويژه و مادام العمر ‏همان رهبر مي دانند. حکومت ايران مخالفان سياسي و عقيدتي خود را خودسرانه بازداشت مي کند، به مدت نامحدود در ‏بازداشت نگاه مي دارد و آنها را از حق دسترسي به وکيل و ملاقات با خانواده هاي خود محروم مي کند. بسياري از ‏بازداشت شدگان در سلول هاي انفرادي نگهداري مي شوند، و مورد آزار جسمي و روحي قرار مي گيرند تا عليه عقايد و ‏دوستان خود و نيز ساير فعالان سياسي مخالف حکومت "اعتراف" کنند. بر اين فهرست مي توان از جمله نقض حقوق اقليت ‏هاي قومي، ديني، و جنسي را نيز افزود. دخالت بشر دوستانه ي بين المللي بايد تقويت جامعه و مردم ايران را در برابر اين ‏اعمال سرکوبگرانه مد نظر قرار دهد تا نگراني درباره تغيير موازنه ي قواي نظامي به ضرر اين يا آن قدرت منطقه اي يا ‏جهاني در خاورميانه. ايران قدرتمند دموکراتيک، موازنه ي قوا را به نفع دموکراسي در کل خاورميانه تغيير خواهد داد. ‏مجازات ايران، براي تأمين برتري نظامي و استراتژيک دولت اسرائيل در منطقه، بر شکاف جهان اسلام و جهان غرب ‏خواهد افزود و موجب گسترش بنيادگرايي در منطقه خواهد شد. اما مجازات شديد رژيم بنيادگراي حاکم بر ايران، زماني که ‏زنان مدافع برابري حقوقي را به زندان مي اندازد، يا کارگران را به خاطر تشکيل اتحاديه ي مستقل کارگري مجازات مي ‏کند، يا دانشجويان را با نيروهاي نظامي و شبه نظامي سرکوب و در زندانها شکنجه مي کند، يا در شبه انتخابات غير رقابتي ‏و غير آزادش هم صلاحيت هزاران رقيب اصلاح طلب را رد مي کند، به گسترش دموکراسي و حقوق بشر در ايران ياري ‏مي رساند. ايران کليد منطقه است، دموکراتيزاسيون ايران، دموکراتيزاسيون منطقه را به دنبال خواهد آورد. ‏

حمايت از دموکراسي و حقوق بشر در ايران وظيفه اخلاقي دولت ها و نهادهاي جامعه مدني در کشورهاي غربي است. من ‏از حمايت اخلاقي- معنوي اي که نهادهاي مطبوعاتي، سازمانها و نهادهاي مدافع حقوق بشر، و نمايندگان مردم در همه ‏سطوح سياسي در کشورهاي غربي (خصوصاً نهادهاي مدافع حقوق بشر کانادايي) از جنبش دموکراسي خواهي در ايران ‏ابراز داشته اند به سهم خود تقدير و تشکر مي کنم. بزرگترين قوّت دمکراسي، نيروي الهام بخش و برتري اخلاقي آن است. ‏از مؤسسه حقوق و دمکراسي و همه کساني که به پايدار ماندن اين نيروي الهام بخش و اين قدرت برتر اخلاقي ياري مي ‏رسانند از صميم قلب تشکر مي کنم. ‏

دستگيري فله اي دانشجويان

يک هفته با حقوق بشر
سامان رسول پور
s. rasoulpour@gmail. com

در هفته اي که گذشت، دانشجويان زيادي بازداشت شدند، فشار بر روزنامه نگاران زنداني تشديد شد و بازداشت دنباله ‏دار فعالان زن ادامه يافت. ‏

دور جديد برخورد با دانشجويان از آنجا آغاز شد که شماري از فعالان دانشجويي "آزادي خواه وبرابري طلب" ‏فراخواني صادر کردند و از دانشجويان دعوت به عمل آوردند تا در تجمع روز دانشجو شرکت کنند. پيش از برگزاري ‏هر تجمعي، اولين واکنش به اين فراخوان از سوي نيروهاي امنيتي صورت گرفت؛ به اين شکل که برخي از فعالان ‏دانشجويي تهديد شدند، سپس احضار وچند روز که گذشت، بازداشت ها آغاز شد. به اين ترتيب، پيش از فرا رسيدن 16 ‏آذر، در سراسر گشور 28 دانشجو دستگير شدند. ‏

با وجود بازداشت ها، در بسياري از دانشگاهها گردهمايي هايي برگزار شد و در جريان آن ادامه ي بازداشت ‏دانشجويان و فشار بر فعالان دانشجويي محکوم گرديد. ‏

آن سوتراز دانشگاه، در اين هفته نيز دستگيري دنباله دار فعالان زن ادامه يافت و اين بار "جلوه جواهري" پس از ‏احضار به دادگاه انقلاب، بازداشت و يکراست روانه ي زندان اوين گرديد. مريم حسين خواه ديگر فعال زنان، چون ‏هنوز نتوانسته وثيقه ي 100 ميليوني تامين کند، باز در زندان ماند و روناک صفازاده و هانا عبدي هم هفته هاست تحت ‏بازجويي هستند. ‏

رضا ولي زاده که به دليل درج مطلبي پيرامون خريداري 4 سگ (براي محافظت از رييس جمهور) در هفته ي گذشته ‏بازداشت شده بود، در زندان وبلاگش را آپديت کرد و با حذف گزارش "سگها" از وبلاگش، توضيح کوتاهي را ‏جايگزين آن کرد. ‏

در هفته اي که گذشت، در سنندج اميد احمد زاده بازداشت شد، وي با روزنامه هاي آسو و ديدگاه همکاري داشته و دليل ‏بازداشتش هنوز مشخص نيست. بعلاوه، عمادالدين باقي در حالي که ديگر به بازجوها جواب پس نمي دهد، ممنوع ‏الملاقات گرديد. اجلال قوامي هم به دليل عفونت چشم، وضع وخيمي پيدا کرده و نامه نگاري به رييس قوه ي قضايي ‏هنوز راه به جايي نبرده و در صورت تعلل بيشتر، به گفته ي برادر اين روزنامه نگار"اجلال به مرور نابيناييش را از ‏دست مي دهد". ‏

انجمن صنفي روزنامه نگاران طي نامه اي به آيت الله شاهرودي، خواستار آزادي مريم حسين خواه و رضا ولي زاده ‏شد و باز هم در همين پيوند، جمعي از روزنامه نگاران بيانيه اي صادر کردند و به تداوم بازداشت روزنامه نگاران و ‏نيز ادامه ي توقيف خبرگزاري "ايلنا" اعتراض کردند. همزمان، دو نشريه ي "آشتي" و "ارزش" هم لغو امتياز شدند. ‏

و بالاخره در ايتاليا، جايزه ي "آزادي بيان" امسال به "عدنان حسن پور" و "هيوا بوتيمار" تعلق گرفت و خواهر عدنان ‏و برادر هيوا به نيابت از اين دو زنداني محکوم به اعدام، جايزه را دريافت کردند. ‏

ماکوان مولودزاده علیرغم نظر هاشمی شاهرودی اعدام شد
به نقل از "ادوار نیوز"

وکیل مدافع ماکوان مولودزاده، مردی که به اتهام ارتکاب جرمی در کودکی در زندان به سر می برد، اعلام کرد که موکلش روز چهارشنبه بر خلاف نظر رییس قوه قضاییه، اعدام شده است.

سعید اقبال، وکیل آقای مولودزاده به رادیو فردا گفت: «حکم اعدام ماکوان مولودزاده، صبح روز چهارشنبه و بدون طی شدن مراحل قانونی اجرا شد. حتی من به عنوان وکیل او و خانواده اش از اینکه قرار است حکم اجرا شود، اطلاع نداشتیم.»
به گفته آقای اقبال، این متهم سال گذشته دستگیر شده بود و طی مراحل بازجویی «یک بار اعتراف کرده بود که در سن ۱۳ سالگی با پسر نوجوان دیگری، رابطه جنسی داشته»، و قضات با استناد به همین اعتراف حکم اعدام را صادر و اجرا کرده اند.

اعدام به رغم تمامی اعتراض ها

سازمان دیده بان حقوق بشر طی بیانیه ای از دولت ایران خواسته بود که از اجرای حکم اعدام مکوان مولودزاده خودداری کند.

در بخشی از این بیانیه آمده بود: «مکوان مولودزاده برای جرائمی که در زمان ارتکاب آنها ۱۳ ساله بوده، به مرگ محکوم شد.مقامات قضایی استان کرمانشاه باید دستور اعاده دادرسی پرونده از سوی رییس قوه قضاییه را اجرا کنند».

«شعبه هفت دادگاه جنایی شهر کرمانشاه در۱۷ خرداد ماه ۱۳۸۶ مکوان مولود زاده را به دلیل تجاوز به سه کودک در سال ۱۳۷۹ به اعدام محکوم کرد بدون توجه به اینکه هر سه شاکی ادعاها و شکوائیه های شان علیه وی را پس گرفتند و او نیز اعترافاتش را به دلیل اینکه تحت فشار پلیس اخذ شده بودند ، رد کرد.»

به گزارش دیدبان حقوق بشر مکوان مولود زاده به عنوان یک نوجوان حکم دریافت کرده است زیرا جرائمی که به وی منتسب شده است، هنگامی به وقوع پیوسته اند که سن وی کمتر از ۱۸ سال بوده است.

آیت الله هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه پس از اینکه دیوان عالی کشور حکم فوق را تایید کرد، اعلام کرد که این حکم با قانون شرع اسلام تعارض دارد.

طبق این گزارش، آقای شاهرودی در تاریخ دوازدهم آبان ماه ۱۳۸۶ به شعبه نظارت و پیگیری قضاییه دستور داد تا در مورد این پرونده تحقیق کند و سپس نتیجه را به دادگاه کیفری کرمانشاه برای رسیدگی مجدد ارجاع دهد.

وکیل مکوان مولود زاده در ۱۲ آذر سال جاری به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت که از شعبه مربوطه در دادگاه کرمانشاه به وی اطلاع داده بودند که حکم اعدام می تواند اکنون اجرا شود حتی اگر تکلیف تقاضای اعاده دادرسی مشخص نگردد.

منبع:رادیو فردا

 

نامه سازمان مجاهدين انقلاب به آيت الله يزدی

به نقل از "خبرنامه گویا"


سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران اعلام کرد که به دنبال انتشار مطلبی با عنوان « مبانی نظری صدور حکم عدم مشروعيت سازمان مجاهدين انقلاب » از سوی برخی منابع خبری که از آخرين شماره خبرنامه واحد مديريت سياسی جامعه مدرسين حوزه علميه قم نقل شده بود، با ارسال نامه‌ای سرگشاده به آيت‌الله شيخ محمد يزدی، دبير کل جامعه مدرسين حوزه علميه قم، به مطالب مندرج در اين گزارش پاسخ داده است.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، در بخشی از اين نامه با اشاره مفاد مقاله « سخنی با آيت‌الله يزدی» در پی

تکرار موضع جامعه مدرسين درباره سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران، چاپ‌شده در هفته‌نامه «عصر نو» ارگان اين سازمان، آمده است: انتظار ما اين بود که جامعه مدرسين در صورت تمايل به آغاز باب گفت‌وگوهای بين‌الاحزابی با احزاب رقيب از جمله سازمان، در پاسخ خود به اصلی‌ترين مسائل و ابهاماتی که درباره فعاليت سياسی، ديدگاه‌ها و جايگاه اين تشکل در عرصه سياسی کشور وجود دارد، می‌پرداخت و در روشنگری و شفاف‌سازی در اين عرصه می‌کوشيد، اما مع‌الاسف جامعه مدرسين در پاسخ در يکی از طولانی‌ترين مکتوبات تاريخ فعاليت خود، تحت عنوان «مبانی نظری صدور حکم عدم مشروعيت سازمان مجاهدين انقلاب» به نحو ابهام‌انگيزی از کنار اين همه به سکوت گذشت، و به ذکر مطالبی تکراری همراه با مواردی از اهانت اکتفا کرد.

در ادامه اين نامه با انتقاد از آنچه عدم پاسخگويی جامعه مدرسين به پرسش‌های مطرح‌شده درباره فعاليت سياسی آن خوانده شده آمده است: انتظار ما با مشاهده تيتر مکتوب اخير آن بود که از مبانی نظری و فقهی موضعی که جامعه مدرسين همواره مدعی دينی و شرعی بودن و غيرسياسی بودن آن است، آگاه شويم. اما اولين نکته‌ای که پس از مطالعه اين بيانيه نظر هر خواننده‌ای را به خود جلب می‌کند، اين است که با يک بيانيه سياسی روبروست و در آن تنها چيزی که يافت می‌نشود، مبانی نظری و فقهی موضعی است که جامعه مدرسين مدعی شرعی و دينی بودن آن است.

در ادامه اين نامه ابراز عقيده شده است که مکتوب اخير حاصل موافقت جمعی اعضای جامعه نيست؛ چه اگر جز اين بود به صورت بيانيه رسمی منتشر می‌شد و نه مکتوبی فاقد عنوان بيانيه و نامه آن هم در خبرنامه داخلی جامعه مدرسين.

نويسندگان نامه هم‌چنين خطاب به آيت‌الله يزدی آورده‌اند: شما يک فقيه هستيد، ما اگر در مواضع سياسی شما ترديد داشته باشيم، در آگاهی شما از مبانی استنباط فقهی ترديدی نداريم. از اين رو توصيه می‌کنيم يک بار بيانيه خود را مطالعه کنيد. در اين بيانيه با استناد به عباراتی گزينش شده از مقالات و سخنرانی‌های دکتر آقاجری تلاش شده است مشروعيت و حقانيت موضع‌گيری جامعه مدرسين عليه وی و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران توجيه شود. ما در اين جا در صدد بحث درباره صحت و سقم محتوای اين عبارات نيستيم، فرض را براين می‌گذاريم آرايی که بيان شده جملگی صحيح نباشد. همچنين از تقطيع‌ها و تحريف‌هايی که در نقل اين عبارات صورت گرفته، صرفنظر کرده و فرض می‌کنيم در نقل آن‌ها انصاف و تقوای شرعی رعايت شده است. به نظر شما که يک فقيه و اهل استنباط هستيد آيا اين عبارات به لحاظ فقهی و شرعی می‌تواند مستند صدور حکم عدم مشروعيت عليه يک فرد يا جمع قرار گيرد؟ هم‌چنين در بيانيه گروه شما برای توجيه صدور اطلاعيه عدم مشروعيت سازمان به سخنان آقای کروبی و افرادی ديگر در نقد سخنان آقای آقاجری استناد کرده‌ايد. خوب است بفرماييد حوزه‌های علميه از چه زمانی سخنان جناب آقای کروبی را جزو مبانی نظری صدور يک حکم شرعی قلمداد کرده‌اند. آيا آن زمانی که دوستان همفکر شما آقای کروبی را طلحه و زبير می‌ناميدند نيز نظرات ايشان برای شما اين قدر مهم بود؟ همچنين جهت اطلاع مخاطبان خوب است بفرماييد آيا نظر ديگر آقای کروبی در مورد پرونده آقاجری که حکم اعدام عليه وی را «حکم ننگين» خواندند نيز از نظر شما در حدی هست که جزو مبانی نظری حکمی له و يا عليه ديگران قرار گيرد؟

در بخش ديگر اين نامه هم‌چنين با اشاره به اين که بسياری از سوالاتی که در مقاله « عصر نو» مطرح شده بود بی‌پاسخ مانده، برخی از پرسش‌ها به صورتی مبسوط تر مطرح شده و آمده است: مقصود شما از نامشروع بودن سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران چيست؟ قطعاً مقصود شما آن نبوده است که سازمان را کافر و زنديق بدانيد؛ زيرا انتساب عناوين کفر و زندقه به يک شخصيت حقوقی و اعتباری بی‌معناست، بنابراين لابد مقصود شما آن بوده است موجوديت سازمان فاقد مشروعيت است و همکاری شهروندان با آن مشروع نيست. در اين صورت دو فرض قابل تصور است. يا از نظر شما سازمان تشکيلاتی قانونی اما نا مشروع و همکاری با آن نيزقانونی اما نامشروع است يا اين که سازمان غير قانونی و غير مشروع و همکاری با آن نيز غير قانونی و نامشروع است؟ درصورت فرض اول خوب است بفرماييد آيا از نظر شما در جمهوری اسلامی امری رسمی و قانونی اما نامشروع وجود دارد و شما معتقديد برخی از قوانين و ترتيبات قانونی در جمهوری اسلامی نامشروع بوده و مسئولان قضايی و دولتی که شما استاندارش را شيفته خدمت به مردم می‌دانيد و مجلسی را که به قول مرحوم آقای مشکينی نام نمايندگانش به امضای امام زمان(ع) رسيده و بر فعاليت احزاب نظارت دارند، با قانونی قلمداد کردن تشکلی که از نظر شما نامشروع است مرتکب حرام شده‌اند؟

در صورت فرض دوم (يعنی غيرقانونی و غير مشروع بودن سازمان و همکاری با آن) لطفاً توضيح فرماييد چه شأنی برای خود و همفکرانتان در جامعه مدرسين قائل هستيد؟ آيا شما خود را فوق قوای مقننه و قضائيه و مجريه می‌دانيد و معتقديد تشکيلات متبوع شما اين صلاحيت را دارد که امری قانونی را در جمهوری اسلامی غيرقانونی اعلام کند؟

در ادامه اين نامه هم‌چنين با اشاره به روند صدور حکم برای هاشم آقاجری در پی سخنانی وی در همدان، و برخوردهای جامعه مدرسين در اين ارتباط آمده است: به راستی اين چه استدلالی است که مجازات قوه قضاييه نمی‌تواند به عنوان مجازات يک جرم تلقی شود و پيش از رسيدگی به پرونده نياز به اقدام مستقلی از سوی تشکلی غير رسمی و غير دولتی دارد؟ اگر از نظر شما قانون مجازات اسلامی، اسلامی است و به جرايم بر اساس احکام شرع رسيدگی می‌شود، اين سخن که از پيش معتقد باشيد مجازات قوه قضاييه کافی نيست، به چه معناست؟ آيا معتقديد قوه قضاييه و مقررات قضايی، اسلامی نيست، و بنابراين احکام آن کافی به نظر نمی‌رسد و يا اين که حکم اسلامی را برای مجازات کافی تلقی نمی‌کنيد؟

آقای يزدی شما فقيه هستيد. بياييد فرض کنيم سخنان آقاجری واقعاً مجرمانه بوده است و نه بيان يک اعتقاد ولو غلط در کنار ديگر عقايد. با اين فرض لطفاً يکبار اين عبارت صريح و روشن را در بيانيه جامعه مدرسين بخوانيد«محکوميت و يا تعقيب قضايی نامبرده ... به هر حال نمی‌توانست به عنوان سزای سناريوی هتاکی تلقی شود» به عبارت ديگر شما در آن زمان مطمئن بوديد قوه قضاييه آقاجری را محکوم خواهد کرد. طبيعتاً هم اين محکوميت نمی‌توانست خارج از قانون مجازات اسلامی مصوب مجلس و مستند قوه قضاييه باشد؛ بنابراين به چه ملاکی اين محکوميت از نظر شما نمی‌توانست« به عنوان سزای سناريوی هتاکی تلقی» شود؟

قطعاً اين ادعا که قوه قضاييه ممکن بود تحت تأثير فضاسازی‌های سياسی نتواند حکم واقعی صادر کند، از شما پذيرفته نخواهد بود؛ زيرا اولاً هنوز حکمی صادر نشده بود تا قصاص قبل از جنايت شود و ثانياً خوشبختانه يا متأسفانه در ماجرای دکتر آقاجری به ويژه آن روزهايی که شما و دوستانتان به انتشار آن اطلاعيه اقدام کرديد، فضای کشور تحت‌الشعاع حملات هماهنگ از سوی همفکران شما بود که از قوه قضاييه اعدام آقاجری را طلب می‌کردند.

هم‌چنين در بيانيه اخير فرموده‌ايد :« سخنان وی[آقاجری] به همراه سابقه ذهنی که جامعه از ساير سخنان و اظهارنظرات وی و همفکرانش ـ نظير محسن آرمين، بهزاد نبوی، سعيد حجاريان،‌ تاج‌زاده و ... ـ در سازمان مذکور در خاطر داشت موجب گشت که موج محکم و استواری از غيرت اسلامی در جامعه ايران اسلامی بر پا گردد. در اين ميان روحانيت اصيل، علما و متدينين از هتاکی به ساحت دين اين لوای سياست و باصطلاح روشنفکری غضبناک گشته و از هر سو خواستار برخورد جدی با هتاکان شدند».

ممکن است بفرماييد جامعه مورد نظر شما چه سابقه ذهنی از همفکران دکتر آقاجری از جمله «محسن آرمين و بهزاد نبوی و حجاريان و تاجزاده و...» دارند که غيرتشان به جوش آمد ؟ آيا شرع چنين اجازه‌ای داده است که بدون کمترين مدرکی و سندی ديگران را رجماً بالغيب متهم به فسق و «هتاکی به دين در لوای سياست و روشنفکری» کنيم؟ در اين صورت با اين آيه قرآن چه می‌کنيد که می‌فرمايد:«بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» « بد نامی است نام‏کردن [مردم‏] به بدکرداری پس از ايمان آوردن [آنها]. و هر که توبه نکرد پس اينانند ستمکاران».

در بيانيه سياسی و رسمی يک تشکل سياسی- مذهبی برخلاف سخنرانی برای عوام‌الناس بايد حساب شده و دقيق سخن گفت. سخنان غير مستند و ادعاهای شعاری و نادرست آن هم در توجيه اتهامی بزرگ نظير عدم مشروعيت ديگران کمترين ضررش اين است که مردم در صحت استنباطات دينی و شرعی نيز ترديد ‌کنند و با خود بينديشند لابد استنباطات فقهی برخی نيز به همين استواری و استحکام و تا همين حد به دور از مطامع و اغراض است.

از اين ناصواب‌تر مقايسه آن بيانيه با حکم تحريم تنباکو است. آنجا که مرقوم فرموده‌ايد: « نظاير اين حکم البته در تاريخ به وفور قابل مشاهده و رديابی است. چنان‌چه ميرزای شيرازی اعلی‌الله مقامه الشريف هنگامی که مشاهده نمود دولت انگليس استعمارگر در حال بهره‌برداری از منابع ايران اسلامی است و حکومت وقت نيز سرمايه‌های ملت را به يد بيگانگان سپرده است، با صدور حکمی پشت انگليس را به خاک ماليد».

اجازه بدهيد در دوران پر فتنه‌ای که عملکرد برخی، بسياری از اذهان را درباره برخی از احکام شرع و بلکه اساس شرع و آخرت و حساب و کتاب به ترديد انداخته است، دست کم افتخاراتی نظير حکم تحريم تنباکو را که عالمان پرهيزکار و بی تفاوت به دنيا برای اسلام و مردم اين سرزمين آفريده‌اند، همچنان پاک و قابل احترام باقی بماند. به راستی چه نسبتی ميان آن فتوای تاريخی که استعمار را لرزاند و ايران را به حرکت درآورد با اطلاعيه تشکل متبوع شما عليه يک رقيب حزبی وجود دارد؟

همچنين در بيانيه خود معرفی جمعی از بزرگان حوزه علميه را به عنوان مرجعيت پس از ارتحال آيت‌الله العظمی اراکی(ره) ، از جمله «صلاحيت‌های ذاتی» جامعه مدرسين و دليلی بر نقش و کارکرد دينی و ماهيت غير حزبی اين تشکل ذکر فرموده‌ايد.

توضيحاً عرض می‌کنيم براساس مسلمات شيعه در باب مرجعيت و تقليد، تعيين مرجعيت برعهده هيچ نهاد و فردی نيست و برخلاف آنچه فرموديد هيچ نهاد و فردی در اين خصوص «صلاحيت ذاتی» ندارد و برای اظهار نظر و ارايه نظر مشورتی و نه «معرفی» و «تعيين»، تنها شهادت دو خبره عادل در حد مجتهد متجزی و يا در حدی که قدرت تشخيص اعلم از غير اعلم را داشته باشند، کافی است. اما صرفنظر از اين که اظهارنظر در باره اعلميت اين يا آن عالم دينی امری عادی است که صدها سال در حوزه‌های شيعه جريان دارد و هيچ کس تا کنون در اين زمينه ادعای صلاحيت انحصاری و «ذاتی» نکرده است،‌ ايراد و انتقاد ما به اين اقدام مثبت جامعه مدرسين نيست. سخن ما با شما اين بود که اين نقش و نقش‌هايی از اين دست با نقش حزبی و ورود به ائتلاف‌های سياسی به نفع اين يا عليه آن حزب تعارض دارد و در صورت اصرار بر ادامه اين روند، مردم ديگر به نقش و کارکرد دينی نظير اظهار نظر در باره اعلميت و مرجعيت که جامعه مدرسين برای خود تعريف کرده است، اعتماد نخواهند کرد و نظر جامعه را در اين زمينه متأثر از گرايش‌های سياسی خواهند دانست.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران در بخش پايانی نامه خود زنده‌کردن موضوع اين سازمان را سياسی دانسته و افزوده‌ است: شرايط کنونی کشور، مسئوليت تاريخی و الهی سنگينی برعهده همگان و به ويژه عالمان دين قرار داده است. در چنين شرايطی از عالمان دين انتظارمی‌رود با درک عميق نسبت به حساسيت اوضاع از پرداختن به مسائل حاشيه‌ای خودداری کنند و با نگاهی ملی و معطوف به مصالح عالی جامعه و نظام به مسئوليت تاريخی خود که قطعاً مورد رضای ذات حضرت باری است ، در جهت پاسخگويی به نيازها و اقتضائات مبرمی که با سرنوشت يک ملت پيوند خورده است، عمل کنند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

سامان رسول پور

به نقل از "ایران پرس نیوز"

قطع نامه ی جدید، وثیقه های سنگین

در این هفته، سازمان ملل هم به جمع معترضان نقض حقوق بشر در ایران پیوست، درخود ایران جنبش صلح خواهی اعلام موجودیت کرد، قوه ی قضاییه برای سه فعال فعال دربند وثیقه های سنگین صادر نمود و باز هم برای آزادی زندانیان عقیدتی تلاشهایی صورت پذیرفت.

از یک سو، کمیته ی حقوق بشر سازمان ملل پیش نویس قطعنامه ای را به تصویب رساند که در آن از جمهوری اسلامی به دلیل نقض گسترده ی حقوق بشر در ایران انتقاد شده است و قرار است این پیشنویس برای صدور قطع نامه علیه ایران، در مجمع عمومی سازمان ملل به رای گذاشته شود.

همزمان در داخل ایران، به ابتکار شیرین عبادی «کمیته ی موقت صلح» با شعار "جنگ نه، صلح و حقوق بشر آری" در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر اعلام موجودیت کرد تا به گفته ی بانی آن، از راههای صلح جویانه برای کاهش تنشهای بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده ی آمریکا و دور شدن از سایه ی جنگ فعالیتهایش را آغاز کند.

در حالی که هفته ها از بازداشت روناک صفا زاده و هانا عبدی گذشت، در دادگاه انقلاب تهران مریم حسین خواه، روزنامه نگار و مسئول سایت زنستان هم بازداشت و به بند عمومی زندان اوین منتقل شد. بلافاصله بدنبال دستگیری وی، اعتراضات نهادهای حقوق بشری به سوی قوه ی قضاییه سرازیر شد و نتیجه این شد که همسر این زندانی، روز گذشته از تعیین وثیقه ی 100 میلیون تومانی برای آزادی همسردربندش خبر داد و عدم تواناییش در پرداخت این وثیقه را اینچنین بر زبان آورد "کدام روزنامه نگاري درکشور وجود دارد که بتواند سند يک صدميليون توماني تهيه کند؟".

در این هفته، وثیقه های سنگین تری هم برای سهراب رزاقی و محمد صدیق کبودوند تعیین شدند. وثیقه ای معادل 200 میلیون تومان برای آزادی رزاقی و 150 میلیون برای آزاد شدن کبودوند. برادر سهراب رزاقی از تامین وثیقه گفت و از آزادی برادرش در روزهای آینده. اما دختر محمد صدیق کبودوند از ناتوانیشان برای تهیه ی وثیقه خبر داد. تبدیل قرار این دو زندانی هم در حالی صورت گرفت که 715 فعال سیاسی و مدنی با انتشارنامه ای خواستار آزادی سهراب رزاقی شده بودند و پن بین المللی هم برای آزادی کبودند بیانیه داده بود.

همین موضوع یعنی آزادی روزنامه نگاران و فعالان مدنی، محور همایشی شد در دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران. همایشی با عنوان" پاسداشت آزادی بیان" و با حضور دهها فعال و روزنامه نگار سرشناس. سخنرانان این جلسه، از افزایش چشمگیر برخوردها با فعالان مدنی در اقصی نقاط کشور ابراز نگرانی کردند و آزادی عماد الدین باقی و دیگر زندانیان عقیدتی را از قوه ی قضاییه مطالبه کردند.

در عرصه ی کارگری هم در این هفته اعتراضاتی رخ داد. در تهران و برخی شهرستانها، هزاران کارگر در سالروز تصویب قانون کار تجمع برپا کردند و نسبت به اصلاح قانون کار اعتراض نشان دادند هم امنیت شغلی خود را خواستار شدند وهم استعفای وزیر کار دولت نهم را.

پس از ماهها سکوت، مهرنوش سلوکی فیلم ساز ایرانی الاصل که به اتهام "ساخت فیلم تبلیغاتی علیه نظام" ممنوع الاخروج شده، نامه ای منتشر کرد و ضمن اعتراض به محدودیتهای خود درایران نوشت "من مي خواهم ايران را ترک کنم و مجدداً زندگي و امنيت جاني و رواني خود را به دست آورم. من مي خواهم فعاليت هاي حرفه ‏اي خود را از سرگيرم"

و بالاخره در سنندج پس از بازداشت یاسر گلی-فعال دانشجویی- بیش از دو هفته است که مسئولان دادگاه انقلاب، حتی ورود خانواده ی این زندانی را به دادگاه ممنوع کرده اند، در حالی که 43 روز از دستگیری وی می گذرد و بیماری قلبی این دانشجوی زندانی خانواده اش را بسیار نگران کرده است و به قول مادر او "طوری رفتار می کنند که انگار تروریست گرفته اند".

 

جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد فروهرها

سایت دویچه وله: به گفته پرستو فروهر از ساعت‌های آغازین صبح، دو طرف کوچه‌ی خانه و قتلگاه فروهرها که قرار بود در آنجا مراسم ‌ نهمین سالگرد قتل‌شان برگزار شود، توسط نیروهای امنیتی‌ - انتظامی بسته و نرده گذاری شده بود.

به همین مناسبت و طبق سنت هرساله، فرزندان و اقوام آنان از چند روز قبل اعلام کردند که مراسم سالگرد در منزل شخصی آنها در خیابان هدایت تهران برگزار خواهدشد. ولی امسال نیز مانند سال گذشته، نیروهای انتظامی از ساعات اولیه روز، خیابان محل سکونت فروهرها را بسته و مانع ورود و خروج افراد از آن شدند.

دویچه وله: خانم فروهر، آیا مراسم سالگرد خانم و آقای فروهر، طبق قرار قبلی برگزار شد؟

پرستو فروهر: متاسفانه امروز از ساعتهای آغازین صبح، دو طرف کوچه‌ی خانه و قتلگاه داریوش و پروانه‌ی فروهر را که قرار بود امروز ما مراسم بزرگداشت‌شان را در نهمین سالگرد قتل‌شان برگزار بکنیم، نیروهای امنیتی‌­ انتظامی بسته‌اند، نرده گذاشته‌اند دو طرف و از ورود تمام کسانی که می‌خواهند در این مراسم شرکت بکنند، از نیمساعت پیش، حتا از صبح هم نگذاشتند که آشنایان یا اقوام ما به این خانه وارد بشوند.

دویچه وله: شما تماسی با آنها داشتید، یا احیانا در این روزهای اخیر تماسی با شما داشتند، اخطاریه‌‌ای، چیزی به شما دادند در این زمینه؟

پرستو فروهر: ببینید امروز صبح که آمدند به من گفتند که نخواهند گذاشت و دستور آمده و بهرصورت این نیروی انتظامی‌ است و دستوری که آمده بایستی اجرا بکند. قبلا هم بله، وزارت اطلاعات به من گفته بود که موافقتی با برگزاری این مراسم ندارند، ولی به طور رسمی اعلام نشده بود که مراسم ممنوع خواهد بود.

دویچه وله: اطلاعی از بیرون منزل دارید، می‌دانید الان کسانی آمده‌اند، نیامده‌اند، کجا ایستاده‌اند و یا احیانا درگیریی بین مردم و نیروهای انتظامی بوجود آمده است یا نه؟

پرستو فروهر: آنچه من می‌دانم اینکه هستند، آمده‌اند، از کوچه‌های اطراف هم زنگ می‌زنند و می‌گویند که ما آمده‌ایم. ولی خب اجازه‌ی ورود به این کوچه به هیچ‌کس داده نشده است. من تا بحال خبری خوشبختانه از هیچ نوع درگیری نشنیده‌ام. امیدوارم که هیچ درگیریی نشده باشد.

دویچه وله: دیگر اهالی کوچه، همسایگان شما چی؟ آیا اینها هم اجازه‌ی رفت‌وآمد در کوچه را ندارند؟

پرستو فروهر: همسایگان را مشایعت می‌کنند نیروهای انتظامی تا دم در خانه‌ی‌شان، وقتی که می‌گویند می‌خواهند بروند به خانه‌ای در داخل این کوچه.

دویچه وله: این دقیقا اتفاقی‌ست که سال گذشته هم افتاد. احتمالا ‌شما هم پیش‌بینی می‌کردید که امسال هم همینطور بشود. آیا تلاشی نکردید برای اینکه به یک مرجعی شکایتی ببرید یا شکواییه‌ای که شما در منزل شخصی‌تان می‌خواستید برای پدر و مادرتان مراسم سالگرد بگیرید، و این نه احتیاجی به مجوز داشته نه چیزی؟

پرستو فروهر: بله، دقیقا همینطور است. به همین دلیل هم می‌دانید به لحاظ قانونی برای برگزاری مراسم در خانه، ما به‌هیچ‌وجه نیازی به مجوز نداریم. به همین دلیل هم من امیدوار بودم که امسال مانند سال گذشته نباشد. من هم بسیار متاسفم از این قضیه، ولی خب متاسفانه شرایط امروز مملکت ما این است که حتا برای مراسم بزرگداشت در خانه هم به ما اجازه نمی‌دهند.

دویچه وله: خانم فروهر، ۹ سال است که شما هرسال با جدیت سعی می‌کنید مراسمی در خور شأن پدر و مادرتان برگزار کنید و هرسال سر راه شما مانع‌تراشی می‌کنند. من خیلی ساده می‌خواهم ازتان بپرسم، تا کی می‌خواهید به این اصرار و پافشاری‌تان، در مقابل انکار آنها، ادامه بدهید؟

پرستو فروهر: تا وقتی زنده هستم. به مامورین وزارت اطلاعات هم گفتم، من تا وقتی هستم، هرسال خواهم آمد، هرسال سعی خواهم کرد برای پدر و مادرم مراسم بگیرم، هرسال سعی خواهم کرد یاد آنها را زنده نگهدارم. و من تنها فرد کوچکی هستم میان بسیار بسیار تعداد آدمهای زیادی که در این تلاش سهیم‌اند. منتها بعنوان فرزند آنها قدم اول را برمی‌دارم. ولی همین امروز، اینجا، تلفن‌های بسیاری من داشتم که می‌گفتند، ما از فلان شهرستان نزدیک آمده‌ایم تا در این مراسم شرکت کنیم، متاسفانه نمی‌توانیم بیاییم. کسانی که از کوچه‌های اطراف زنگ می‌زنند که ما تا ساعت ۵ این اطراف خواهیم بود، بدانید که با شما هستیم. پس بنابراین این تلاشها نشان می‌دهد که یاد آنها زنده خواهد بود. من هم سهم خودم را در این مورد، تا هستم، سعی می‌کنم ادا کنم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 آذر1386ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط آریا  |