تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی

اطلاعيه مطبوعاتي‎ ‎فدراسيون بين المللي حقوق بشر

به نقل از "روز آنلاین"

hoghoghbashar.jpg

فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران قوياً از دولتمردان جمهوري اسلامي مي خواهند ‏که در مورد مرگ آقاي ابراهيم لطف اللهي در زندان تحقيق و رسيدگي کنند. به علاوه، فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق ‏بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران مراتب نگراني شديد خود را نسبت به دستگيري هاي روزافزون فعالان دانشجويي و ‏مدافعان حقوق زنان طي ماه هاي اخير اعلام مي دارند. ‏

آقاي ابراهيم لطف اللهي، دانشجوي کرد رشته حقوق، روز 15 ژانويه 2008 در زندان سنندج فوت کرده است. او روز 6 ‏ژانويه 2008 به دلايل نامشخص دستگير شده بود. با توجه به گفته هاي مسؤولان جمهوري اسلامي، آقاي لطف اللهي خودکشي ‏کرده و اين درحالي است که خانواده او که چند روز قبل از مرگ وي به ملاقاتش رفته بودند چنين ادعاهايي را نمي پذيرند و ‏اظهار مي دارند که او در شرايط روحي خوبي بسر مي برده. آقاي لطف اللهي بدون اجازه خانواده اش که خواستار کالبد شکافي ‏جسد شده بودند دفن شده است. ‏

فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران يادآوري مي کنند که در سال 2007، مورد ‏ديگري از مرگ مشکوک در زندان رخ داده بود. خانم زهرا بني يعقوب، پزشک، روز 13 اکتبر 2007 در شهر همدان فوت ‏نمود و در آن مورد نيز مسؤولان ادعا کردند که او خودکشي کرده است. با اين حال، برادر وي اظهار داشت که در زمان ‏مکالمه تلفني با خواهرش [نيم ساعت قبل از مرگ او]، شرايط روحي وي کاملاً متعادل به نظر مي رسيد. خانم بني يعقوب روز ‏‏12 اکتبر به همراه نامزدش و به دليل "رابطه نامشروع" دستگير و بازداشت شد. با توجه به قوانين ايران، روابط آزاد بين زن و ‏مردي که ازدواج نکرده اند مستوجب مجازات است.‏

در حال حاضر، بيش از 50 دانشجو در ايران زنداني هستند. آقايان مجيد توکلي، احمد قصابان و احسان منصوري، سه تن از ‏فعالان دانشجويي، به جرم اهانت به اسلام در يک خبرنامه دانشجويي از ماه مه 2007 در زندان بسر مي برند. آقاي ياسر گلي، ‏يکي از اعضاي "اتحاديه دموکراتيک دانشجويان کرد" نيز از اوايل اکتبر 2007 به دلايل نامعلوم در زندان است.‏

خانم روناک صفارزاده و خانم حنا عبدي، دو تن از فعالان حقوق زنان و کمپين يک ميليون امضاء و از اعضاي "انجمن زنان ‏آذرمهر کردستان"، از ماه سپتامبر و اکتبر 2007 در زندان بسر مي برند. خانم فاطمه گفتاريا، مادر آقاي ياسر گلي و يکي از ‏اعضاي "انجمن آذرمهر" نيز اخيراً دستگير شده است. اين انجمن در حال حاضر تحت نظارت شديد نيروهاي امنيتي و انتظامي ‏قرار دارد.‏

فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران قويا از جمهوري اسلامي مي خواهند که ‏هرچه سريعتر مطابق با ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، به اقدامات سرکوب کننده خود برضد جامعه مدني و به ويژه ‏دانشجويان و فعالان حقوق زنان خاتمه دهد. ‏

فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران همچنين از مقامات جمهوري اسلامي مي ‏خواهند که در خصوص مرگ مشکوک آقاي لطف اللهي و خانم بني يعقوب به يک رسيدگي و تحقيق عادلانه دست يازند. ‏

منبع: فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر، 21 ژانويه‏
مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 0:18 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

در پي رد صلاحيت گسترده نامزدهاي اصلاح طلب در انتخابات مجلس هشتم توسط هيات‌هاي اجرايي
جبهه مشاركت: همراه با ساير گروه‌هاي ستاد ائتلاف براي حضور در انتخابات تصميم مي‌گيريم

به نقل از "پایگاه اطلاع رسانی نوروز"

 با رد صلاحيت گسترده و فله‌اي نامزدهاي انتخابات هشمين دوره مجلس از سوي هيات‌هاي اجرايي كه در پي آن اكثريت قريب به اتفاق نامزدهاي اصلاح طلب رد صلاحيت شده‌اند، جبهه مشاركت ايران اسلامي به عنوان يكي از اصلي ترين گروههاي ائتلاف اصلاح طلبان با صدور بيانيه نسبت به اين مسئله هشدار داده و خواستار اعاده حيثيت از نامزدهاي رد صلاحيت شده است.

متن كامل اين اطلاعيه به شرح زير است:

با اعلام نتايج اوليه بررسي صلاحيت‌هاي نامزدهاي نمايندگي هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي شاهد رد صلاحيت گسترده و بي‌سابقه نامزدهاي انتخاباتي توسط هيأت‌هاي اجرايي بوديم. بدون شك مي توان گفت كه اين ميزان رد صلاحيت كه علي‌العموم نه بر مدار قانون بلكه متأثر از اعمال نفوذ سليقه‌ها و گرايش‌هاي باندي و جناحي در هيأت‌هاي اجرايي بوده است تا كنون در هيچ يك از دوره‌هاي پيشين سابقه نداشته است و هيأت‌هاي اجرايي نامزدهاي غير همفكر با خود را تأييد مي‌كردند، همواره بار اصلي رد صلاحيت‌هاي گسترده جناحي و سليقه‌اي بر عهده هيأت‌هاي نظارت شوراي نگهبان بوده است.

با اين اتفاق دولت نهم به عنوان مجري انتخابات نشان داد نه فقط در امر اداره كشور و تأمين حداقل‌هاي معيشتي جامعه و مبارزه با ناكارآمدي‌ها و معضلات مديريتي و اقتصادي، تأمين منافع ملي در روابط خارجي، برخورد با مسائل اجتماعي هيچ نمره قابل دفاعي نگرفته است، بلكه در امر اجراي انتخابات و برگزاري سالم و بي‌مسأله انتخابات مجلس نيز از همين ابتدا مردود شده و صفحه‌اي ديگر بر صفحات قطور ناكارآمدي‌ها و بي‌تدبيري‌هاي پيشين خود افزوده است.

در هفت دوره پيشين انتخابات مجلس به طور معمول تلاش مي‌شد كه در انتخاب معتمدان و اعضاي هيأت‌هاي اجرايي گرايش‌هاي مختلف فكري و سياسي حضور داشته باشند تا تصميم‌گيري‌هاي يكسويه و پشت در‌هاي بسته موجب تضييع حقوق نامزدهاي انتخاباتي نشود.

اين بار اما همانگونه كه از پيش روشن بود با انتخاب يكسويه معتمدان و اعضاي هيأت اجرايي از ميان تندروترين افراد وابسته به جناح حاكم و در رأس آنها انتخاب يك فرمانده نظامي به عنوان رئيس ستاد انتخابات، تمام بار ردصلاحيت گسترده و فله‌اي نامزدهاي انتخابات تنها به جرم ناهمسويي با دولت نهم و جريان حاكم، توسط هيأت‌هاي اجرايي به جاي آورده شد و بر نگراني‌ها و دغدغه‌هايي كه پيش از اين بارها نسبت به آن هشدار داده بوديم صحه گذارد.

اقدامات غير قانوني هيأت‌هاي اجرايي در بررسي صلاحيت‌ها اعم از استعلام از مراجع غيرقانوني، مداخله سياسي نهادهاي غيرمسئول، دخالت مستقيم وزارت كشور در اعمال سليقه جهت رد نامزدها، ترتيب اثر دادن به گزارش‌هاي غير مستند و پرونده‌سازي‌هاي بي‌جهت سياسي امنيتي براي برخي از نامزدها و رد فله‌اي فعالان سياسي عضو گروه‌هاي شناخته‌شده، قانوني و رسمي كشور تنها به سبب نگاه انتقادي آنان به وضعيت موجود و دولت نهم و مجلس هفتم، همه و همه پيش از اين مورد توجه و هشدار و انذار قرار گرفته بود كه متأسفانه بي‌هيچ سد و مانعي مورد اعمال قرار گرفت و اكنون در بسياري از حوزه‌هاي انتخابيه عملا وضع به گونه‌اي است كه امكان رقابت و برگزاري انتخاباتي سالم و عادلانه نخواهد بود.

نتيجه اقدامات هيأت‌هاي اجرايي جناحي و يكسويه در انتخابات دوره هشتم مجلس در حوزه‌هاي انتخابيه مختلف نشان‌دهنده آن است كه تنها ملاك عملي براي اعمال نظر حذف نامزدهاي نه فقط اصلاح‌طلب بلكه صرفا ناهمسو و با گرايش متفاوت با دولت نهم كه امكان و احتمال رأي‌آوري را داشته‌اند، بوده است. طرفه اينكه رئيس دولت نهم مدعي است كه پس از روي كارآمدن ايشان آزادي مطلق در كشور حكمفرماست و كشورهاي ديگر را نيز دعوت مي‌كند كه آزادي و دموكراسي را از ايشان بياموزند.

جبهه مشاركت ايران اسلامي با ابراز تأسف از معمول داشتن چنين رويه‌هايي در نظام جمهوري اسلامي، ضمن محكوم كردن اقدامات غيرقانوني و غير حقوقي و دست‌اندازي هيأت‌هاي اجرايي جناحي، به حيثيت و عرض و آبروي بسياري از شخصيت‌ها و چهره‌هاي محترم، موجه و مورد اعتماد و اقبال مردم و ردصلاحيت فله‌اي و گسترده آنان، همه دلسوزان نظام و مسئولان عالي‌رتبه را به تلاش براي بازگرداندن روند انتخابات مهم مجلس هشتم بر مدار انتخاباتي عادلانه، آزاد و سالم و اعاده حق و حيثيت از نامزد‌هايي كه تنها بر مبناي تنگ‌نظري‌هاي باندي و سليقه‌اي صلاحيت‌ آنان رد شده است فرامي‌خواند و در اين جهت از هيچ كوششي فروگذار نكرده تمام راه‌هاي قانوني را براي بازگرداندن اعتبار به انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي پي‌مي‌گيرد و در كنار ساير مؤتلفان خود در ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در مورد سرنوشت اين انتخابات تصميم جمعي خواهد گرفت.

جبهه مشاركت ايران اسلامي
3/11/1386

بر اساس آخرين اخبار دريافتي صلاحيت شمار زيادي از داوطلبان اصلاح طلب انتخابات مجلس از حوزه تهران رد شده است . اسامي تعدادي از آنان بدين شرح است .

عيسي كلانتري (وزير كشاورزي دولت خاتمي)، احمد خرم (وزیر راه و ترابری دولت خاتمی)، ،جمیله کدیور(نماینده مجلس ششم ) ، محسن آرمین( نماینده مجلس ششم و سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ) ، داود سلیمانی ( نماینده مجلس ششم ) ،فاطمه راکعی ( نماینده مجلس ششم )، الياس حضرتي ( نماينده سابق مجلس ) ، علی مزروعی ( نماینده مجلس ششم) ، علي شكوري‌راد (نماینده مجلس ششم)، عباس میرزا ابوطالبی(قائم مقام حزب همبستگی) ، جهانبخش خانجاني (سخنگوي وزارت كشور دولت خاتمی )، مرتضی الویری(شهردار اسبق تهران) ، عبدالله ناصری (سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و مدیر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در دولت خاتمی) ، نجفقلی حبیبی( رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی). زهرا نژاد بهرام ( معاون سابق فرماندار تهران )، آذر منصوری ( عضو جبهه مشارکت) ، مجيد فراهاني( عضو جبهه مشارکت) ، يدالله اسلامي (دبير كل مجمع ادوار مجلس شوراي اسلامي) ، فرج کمیجانی (دبیرکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی)، علیرضا تابش( مدیر کل دفتر وزارتی وزارت ارشاد در دولت خاتمی ) ، سعید شریعتی ( عضو جبهه مشارکت ) ، كسري نوري (سردبیر روزنامه ایران در دولت خاتمی)، احمد شيرزاد(نماينده دوره ششم مجلس) ، شمس‌الدين وهابي (نماينده مجلس ششم) ، سهيلا جلودارزاده(نماينده فعلي مجلس) ، جواد اطاعت(نماینده سابق مجلس)، سید محمود میر لوحی (معاون پارلمانی وزارت کشور در دولت خاتمی) ، محمدجواد حق ‌شناس (مدیر کل سیاسی سابق وزارت کشور)، ،ابوالفضل شكوري (نماینده سابق مجلس ) ، حمیدرضا جلایی پور( فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت) ،علي اصغر خداياري(معاون وزیر علوم دولت خاتمی )،مسعود سلطاني فر (استاندار در دولت خاتمی) ، ملاوردي (عضو كميسيون زنان جبهه‌ي مشاركت)، محسن رهامی ( استاد دانشگاه )، فریده ماشینی ( عضو شورای مرکزی و ریئس کمسیون زنان جبهه مشارکت )، محسن رهامي ( استاد دانشگاه )، حميد رضا جلايي پور ( عضو جبهه مشارکت )،فخر السادان محتشمي پور ( عضو جبهه مشارکت )

همچنين گفته مي شود كه صلاحيت مصطفي تاج زاده ( معاون سیاسی وزارت کشور در دولت خاتمی و عضو جهبه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، محمد سلامتی(دبیرکل سازمان مجاهدین).بهزاد نبوی( نایب رئیس مجلس ششم و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، مرتضی حاجی (وزیر آموزش و پرورش دولت خاتمی) رد شده است اما هنوز به آنان ابلاغ نشده است .

محسن آرمين :مجلس ششم به اين زودي‌ها تكرارشدني نيست

محسن آرمين نايب رييس مجلس ششم و عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در گفت وگويي به روند اصلاحات در كشور پس از دوم خرداد و آسيب شناسي وقايع پس از آن ، تشكيل مجلس ششم ، نگاه حاكميت به آن ،اتفاقات رخ داده در زمان فعاليت مجلس ششم ، عملكرد مجلس ششم و انتقادات مطرح درباره فعاليت و عملكرد اصلاح طلبان در زمان مجلس ششم و نيزبررسي عملكرد مجلس هفتم پرداخت . وي در اين گفت وگو صريحا گفت كه مجلس ششم ديگر تكرار شدني نيست .

نايب رييس مجلس ششم و نماينده مردم تهران در اين مجلس با بيان اينكه دوم خرداد شوكي عجيب به جامعه وارد كرد يادآور شد:«هيچ‌كس انتظار پيروزي در آن سطح را نداشت و حتي پيش‌بيني آن براي خود ما هم كارراحتي نبود.افراد اميدوار به انتخاب آقاي خاتمي، معدود بودند.ما با اين انگيزه وارد انتخابات شديم كه بالاخره 4 يا 5 ميليون راي بياوريم تا رقيب پس از به قدرت رسيدن، به ما به چشم نيروي داراي 4 يا 5 ميليون نفر نگاه كند و فكر نكند مي‌تواند هر كاري انجام دهد.»دكتر محسن آرمين در گفت وگو يي اظهار داشت:«جرياني كه به نام جريان مقابل اصلاحات مطرح شد، اساسا خود را آماده كرده بود تا تمام مملكت را در اختيار داشته باشد و حتي تقسيم پست و مملكت كرده بودند.تا مدتي جبهه‌ي ضداصلاحات يا مقابل اصلاحات تحت تاثيراين شوك توان مديريت و برنامه‌ريزي را از دست داده بود. به تدريج اين جريان توانست خود را بازسازي و با طرح و برنامه حركت كند.شوك دوم خرداد اجازه نمي‌داد در يكي دو سال اول مقابله با اصلاحات مقابله كاملا سازمان‌يافته و برنامه‌ريزي شده باشد.»

وي ادامه داد:«در واقع اصلاحات تنها محدود به يك سري حزب و گروه سياسي نبود، بلكه به نيروي اجتماعي تبديل شده بود.همواره گفته‌ايم اگر واقعا بتوانيم خواسته‌هايمان را به نيروي اجتماعي تبديل كنيم مي‌توانيم آقايان را قانع كنيم كه در ديدگاه‌ها و تصميماتشان تجديدنظر كنند.اين نيروي اجتماعي يعني موازنه‌ي قوا در سطح جامعه كاملا به نفع اصلاح‌طلبان يعني دوم خردادي‌ها تغيير كرده بود.در چنين شرايطي شوراي نگهبان حتي اگر مي‌خواست، نمي‌توانست عملكردي جز اين داشته باشد. فضاي اجتماعي به گونه‌اي بود كه نمي‌شد در مقابل آن ايستادگي كرد، و گرنه عملكرد شوراي نگهبان به‌خصوص پس از انتخابات و در جريان اعلام نتايج نشان داد كه شوراي نگهبان اصلا از اين نتيجه راضي و موافق نيست و نمي‌خواهد نتيجه اين باشد.700 هزار راي تهران باطل شد.اين چيز كمي نبود!»وي افزود:«درانتخابات دوم خرداد هم اين‌گونه عمل كردند.آقاي خاتمي كانديداي شماره چهارم بود اما در انتهاي ليست قرار گرفت. شوراي نگهبان در قبال اين مسئله به انفعال افتاد تا توضيح دهد علت اينكار آنها چه بوده است.»

اصلاحات در كشور ما به هيچ وجه با همراهي و استقبال بخش‌هاي موثر در حاكميت همراه نشد
آرمين در ادامه اين گفت‌وگو با بيان اين‌كه تغيير معادله قوا در سطح جامعه اجازه نمي‌داد كه شوراي نگهبان بخواهد مثل سابق عمل كند، خاطرنشان كرد:«نمي‌توانم قبول كنم اقداماتي مثل ترور حجاريان يا برخوردهايي كه با بخش‌هاي مختلف اصلاحات شد اقداماتي پراكنده بوده است.نمي‌خواهم بگويم آن گروهي كه با مطبوعات برخورد كردند، همان ها بودند كه در ترور حجاريان نقش داشتند. اما صرف‌نظر از مصداق؛ جريان مقابل اصلاحات به اين نتيجه رسيده بود كه اصلاحات نقاط قوت كانوني از جمله بخش مطبوعات، دانشگاهي و برخي از چهره‌هاي موثر و تعدادي از احزاب و گروه‌ها دارد.بايد با اينها برخورد كرد. به نظر من بسته شدن مطبوعات، فشار روي بخش دانشجويي و برخورد با شخصيت‌ها و چهره‌هاي سياسي در قالب يك سناريوي كلان صورت مي‌گيرد.لزوما اين مسئله به آن معني نيست كه آن بخشي كه با مطبوعات برخورد مي‌كرد احساس مي‌كرده است كه در قالب اين سناريو ايفاي نقشي مي‌كند؛ اما به نظر من همه‌ي آن اقدامات يك هدف داشت و آن زمين‌گيركردن اصلاحات بود.»وي با بيان اين اعتقاد كه «در واقع اصلاحات در كشور ما به هيچ وجه با همراهي و استقبال بخش‌هاي موثر در حاكميت همراه نشد و تمام مشكل هم همين بود»ادامه داد:«ممكن است دلايل و عوامل مختلفي وجود داشته باشد، اما به هر حال اصلاحات با اقبال روبه‌رو نشد.اگر حتي در برخي از موارد بخشي از حوادثي كه در جريان جنبش دانشجويي به وجود آمد از طرف حاكميت پذيرفته شد مثل انتخاب آقاي خاتمي و مجلس ششم اين پذيرش از سر طيب خاطر يا استقبال نبود، بلكه ناخواسته بود و تحميل شده بود.لذا فقدان اين همراهي از طرف بخش‌هاي موثر و پوسته‌ي سخت حاكميت با اصلاحات موجب شد كار به اين‌جا بكشد.»

آرمين در پاسخ به اين‌كه مبناي اقبال مردم نسبت به ليست مشاركت چه بود، گفت:«پس از جنگ يك دوره‌ي سازندگي را تجربه كرديم.به دليل كمبودهاي ناشي از جنگ جامعه تحت فشار بود و مي‌خواست هرچه زودتر دوره‌ي سختي جنگ را پشت سر بگذارد و وضع نسبتا قابل قبول و مرفهي داشته باشد. آقاي هاشمي از همين فضا بهره برد و توانست آراي زيادي به خود اختصاص دهد و بالااخره دولتش را با همين شعار دوره‌ي سازندگي و پايان سختي‌ها و آغاز رفاه و آسايش و بيشتر با گرايش توسعه‌ي اقتصادي و مسايل اقتصادي پيش برد.در دوره‌ي دوم دولت آقاي هاشمي بخش سياسي و اجتماعي بيشتر مغفول ماند. در دوره‌ي دوم رياست جمهوري آقاي هاشمي تحت فشارهايي كه همان همراهان سابق ايشان داشتند مسايل فرهنگي و اجتماعي دولت دوم سازندگي مجبور شد از بسياري از اين مواضع عقب‌نشيني كند.»

آرمين اظهار همچنين با يادآوري اينكه مساله‌ي ياد شده در تركيب كابينه دوم دولت هاشمي قابل مشاهده است ، افزود:«در اين كابينه نهادهاي فرهنگي و وزارتخانه‌هاي فرهنگي همه از وزراي راست و موتلفه‌اي بودند. وزارت كشور هم كه سياسي‌ترين وزارتخانه بود به دست آقاي بشارتي افتاد! اين مسئله به معنا آن نبود كه اين تركيب مطلوب آقاي هاشمي است. آقاي هاشمي تحت فشارهايي كه آن جريان رقيب و متحد سابق به او آورد مجبور بود اين امتياز را بدهد تا بتواند به برنامه‌هاي اقتصادي‌اش برسد و در واقع تحت فشار عقب نشست. اين روند بخشي از نخبگان كشور را كه در واقع جزو طيف دوم خرداد بودند به اين نتيجه رسانده بود كه راه حل مشكلات اين جامعه راه حل اقتصادي نيست.»وي ادامه داد: «احساس مي‌شد ما احتياج به اصلاحي در ساختار سياسي سيستم تصميم‌يگري‌هاي سياسي داريم و بايد در كشور اصلاحي در مناسبات سياسي اتفاق بيافتد. نقطه‌ي كانوني آن‌جاست. تجربه‌ي آقاي هاشمي عده‌اي را به اين نتيجه رسانده بود كه نقطه‌ي ورود براي حل مشكلات كشور اقتصاد نيست بلكه سياست است و ساختارهاي سياسي و قدرت بايد اصلاح شود. به همين دليل است كه آقاي خاتمي با شعار جامعه‌ي مدني، دموكراسي و آزادي وارد ميدان شد. شعار آقاي خاتمي دموكراتيزه كردن نهادهاي نظام و اصلاح از داخل بود.»وي افزود:«اصلاح‌طلبان در اينكه اين نظام اصلاح‌پذير است و روابط حاكم بر نهادهاي تصميم‌گيرنده نظام روابط دموكراتيك نيست با هم اشتراك داشتند. اينكه اين نهادها بايد دموكراتيزه شوند و ما از درون به اصلاح اين نظام بپردازيم كه هم باعث قدرت و كارآمدي نظام و حل مشكلات جامعه شود. به همين دليل تاكيد روي وجه مشاركت مردم در اداره‌ي امور و امر سياست و قدرت وتعيين سرنوشت بحث جامعه‌ي مدني و ... هم ناظر به اين مساله بود.»

تا عرصه‌ي سياسي شفافي نداشته باشيم نمي‌توان به حل مشكلات اقتصادي پرداخت
آرمين در ادامه خاطرنشان كرد: به همين دليل آن تجربه به ما ديكته مي‌كرد كه راه حل مشكل اين است و البته اين شعار به معناي بي‌توجهي به مسايل اقتصادي نبود. برعكس به موجب اين شعاراصلاح‌طلبان معتقد بودند راه حل مشكلات اقتصادي آن‌جاست. تا ما عرصه‌ي سياسي شفافي نداشته باشيم و جامعه بر امر قدرت نظارت و كنترل نداشته باشد نمي‌توان به حل مشكلات اقتصادي و برخورد با فساد و ... خوشبين و اميدوار بود. به همين دليل عملكرد اقتصادي دولت آقاي خاتمي هم همين سمت و سو را داشت. در جهت شفاف كردن ضوابط اصلاح مناسبات اقتصادي از بين بردن برخي از ضوابط دست و پاگير كه فعاليت اقتصادي را محدود مي‌كرد.»وي ادامه داد: « جامعه چنين تجربه‌اي داشت و اين احساس را پيدا كرده بود. مجموعه‌اي كه اصلاح‌طلبان را تشكيل داده بودند توانستند جامعه را به اجماعي برسانند. نبايد از حق گذشت كه در دوره‌ي سازندگي كارهاي بزرگي انجام گرفت. اما هم‌چنان مشكلات پابرجا بود. فضاي فرهنگي سياسي بسته بود مردم احساس مشاركت در قدرت را نداشتند عرصه‌ي سياسي كاملا منفعل بود و ركودي بر آن حاكم بود. مطبوعات هم اين وضعيت را داشتند. جامعه آمادگي فهم اين منطق را داشتند. همان‌طور كه آقاي هاشمي بعد ازجنگ خوب نبض جامعه را شناخت و شعاري متناسب با احساس جامعه مطرح كرد. شعار آقاي خاتمي هم كاملا از طرف جامعه مورد اقبال قرار گرفت و جامعه گمشده‌ي خود را در آن ديد.»آرمين در ادامه يادآور شد: « وقتي مي‌خواهيم نگاه آسيب‌شناسانه نسبت به تجربه‌ي ناكامي كه داشتيم بيفكنيم بايد به دنبال علل و عوامل موثر برويم. بخش‌هايي در اصلاحات آوانگارد و راديكال بودند و از سوي ديگر بخش‌هاي محافظه‌كاري هم در اصلاحات داشتيم؛ چرا كه به هر حال اصلاحات يك طيف بود. قضاوت در مورد عملكرد اصلاحات بايد درباره‌ي عملكرد برآيند آن باشد نه بخش‌هاي افراطي و تفريطي كه در واقع در حاشيه‌ي اين جريان قرار داشتند. هر جنبش اجتماعي و سياسي بي‌شك گرفتار عملكرد و مواضع تند و افراطي است. هر جنبشي به ميزان گستردگي‌اش در آن حركت‌هاي متفاوتي مي‌بيند. در انقلاب، مگر حركت‌هاي افراطي كم اتفاق افتاد؟! اما وقتي مي خواهيم در مورد انقلاب قضاوتي بكنيم نمي‌آييم آن بخش راديكال و تندرو افراطي را ملاك قرار دهيم و در مورد كل انقلاب با توجه به آن قضاوت كنيم. در مورد اصلاحات هم همين است و بايد شاخص ارزيابي برآيند عملكرد بخش مياني، اصلاحات باشد.»

من اصلا اين منطق را كه چون يك عده حرف‌هايي زدند كه تند بود اصلاحات شكست خوردرا نمي‌پذيرم!
وي تاكيد كرد: « معتقدم اگر مواردي از تندروي‌ هم نبود بازهم اصلاحات موفق نمي‌شد؛ چرا كه اصلاحات اراده‌اي بود كه از بطن مردم برخاسته بود و اراده‌ي حاكميت با اراده‌ي جامعه در اين نقطه انطباق وهمپوشي نداشت. بخش‌هاي موثر در حاكميت و پوسته‌ي سخت حاكميت نمي‌توانست اصلاحات را بپذيرد. مشكل اصلي اين‌جا بود اگر واقعا چنين تفاهمي وجود داشت حل اين مساله ‌كه يك بخش‌هايي گرفتار تندروي هستند راحت بود.»

آرمين گفت: « بحث بازي تبليغاتي سياسي را كنار بگذاريد. مگر امروز كه آقاي كروبي از بخش‌هايي از اصلاح‌طلبان انتقاد مي‌كند چه‌قدر از جانب گروه مخالف اصلاحات پذيرفته مي‌شود؟ خود آقاي كروبي، فكر او و حضور او در قدرت و منشأ اثر بودنش آيا از سوي جريان مخالف اصلاحات پذيرفته شده است؟! آن بخش‌هايي از منتقدان اصلاحات كه صريح حرف مي‌زنند مي‌گويند كه اصلاح‌طلب، اصلاح‌طلب است! تند و كند همه يكي هستند! مساله اصلا اين نبود كه فكر آقاي خاتمي را پذيرفته باشند اگر آقاي خاتمي تنها بود و همه حرف آقاي خاتمي را مي‌زدند؛ مثلا اصلاحات هيچ مشكلي نداشت؟! اگر از جريان اصلاحي فقط حرف خاتمي بيرون مي‌آمد همه مي‌پذيرفتند و اصلاحات هيچ مشكلي نداشت و پيش مي‌رفت و چون يك عده حرف‌هايي زدند كه تند بود باعث شد اصلاحات شكست بخورد؟! من اصلا اين منطق را نمي‌پذيرم! احساس مي‌كنم كه اگر آن اقدامات نبود، فكر آقاي خاتمي و منطق اصلاحات را اين بخش از حاكميت حاضر نبود بپذيرد.»

وي گفت: « در دوره‌ي آقاي خاتمي هم حرف هايي از اين دست زياد ‌گفته مي شد كه عده‌اي از خاتمي سبقت گرفتند و عبور از خاتمي را مطرح مي‌كنند! تفكر آقاي خاتمي خوب است آنها مشكل دارند ! و ... اتفاقا آن زمان هم كه اين حرف‌ها را مي‌زدند در جهت اين هدف بود كه ميان اصلاح‌طلبان اختلاف ايجاد كنند. امروزهم آقاي خاتمي از سوي اين آقايان كه آن زمان مي‌گفتند خوب و معتدل است مورد چه قضاوت هايي قرار مي گيرد! عنوان مي شود آقاي خاتمي نماد سياست‌هاي واكنشي، از سر ترس، زبوني، كوتاه آمدن در برابر آمريكا، سياست‌هاي تحقيرآميز گفت‌وگوي تمدن‌هايش و چيزي به‌جز كرنش و كوتاهي در برابر آمريكايي‌ها نبوده .اين حرف‌ها را نشريه پرتو آقاي مصباح كه نمي‌زند كه بگوييم بخش افراطي جريان مخالف اصلاحات است. نه، آقاي الهام اين حرف‌ها را مي‌زند! آقاي احمدي‌نژاد اين حرف‌ها را مي‌زند! »

تعامل اصلاح‌طلبان در مقطع مجلس ششم با بخش‌هاي مذهبي جامعه
وي درباره‌ي تعامل اصلاح‌طلبان در مقطع مجلس ششم با بخش‌هاي مذهبي جامعه گفت: «هيات رييسه‌ي مجلس بعضا با علما ديدار داشت. غير از هيات رييسه آقاي كروبي ديدارهاي مرتب داشتند. اما اين را مي‌پذيرم كه اصلاح‌طلبان با بخش‌هاي مذهبي و سنتي ارتباطشان ضعيف شد. بخش مهمي از آن به اين علت بود كه اساسا پايگاه‌هاي مهم اصلاح‌طلبان را هدف گرفتند و اين پايگاه‌ها ضربه خورد. اما آيا واقعا علت شكست اصلاحات اين بود؟! اما وزن اين عامل در حد به شكست كشاندن اصلاحات نبود. آيا فكر مي‌كنيد كه اگر قرار بود 80 يا 90 نماينده رد صلاحيت شود مثلا مراجع تقليد واكنش نشان مي‌دهند كه شوراي نگهبان اين كار را نكند؟! كما اين‌كه امروز هم مي‌بينيم كه مگر مراجع تقليد از هر چيزي كه اتفاق مي‌افتد راضي هستند؟ اما اتفاق مي‌افتد و پيش هم مي‌رود.»وي تصريح كرد: «هسته‌ي اصلي مشكلات وجود يك اراده‌ي كاملا مخالف و مصمم عليه اصلاحات در سطح حاكم بود. قرارشده بود رسانه‌ي عمومي كشور اصلا خودش طراح سياست‌هاي تبليغاتي عليه دولت و مجلس اصلاحات شود و از آن طرف هم تمام كانال‌هاي ارتباطي اصلاحات با جامعه قطع و زده شود. روزنامه‌ها توقيف شوند. صدا و سيما هم كاملا عليه اصلاحات عمل كند. تمام موفقيت‌هايي كه اصلاحات براي كشور كسب كرده به فراموشي سپرده شود يا مورد بي‌توجهي قرار گيرد. مشكلات بزرگنمايي شود يا اگر مشكلي نيست مشكل‌آفريني نشود.»

دوران اصلاحات تمام تلاش صدا و سيما ايجاد سياه‌نمايي بود
آرمين گفت: « اگر صدا و سيما همين نسبتي را كه امروز با دولت دارد با دولت آقاي خاتمي داشت و عليه خاتمي نبود، آيا آن اشكالات و خطاها مي‌توانست در سطح بخش‌هاي مذهبي يا كانون‌هاي ديني و مذهبي نسبت به اصلاح‌طلبان ايجاد ترديد بكند؟ به هيچ و جه. لذا وزن عوامل را بايد در نظر گرفت. تمام تلاش صدا و سيما ايجاد سياه‌نمايي بود.»وي در ادامه با تاكيد بر سهم قدرت تبليغاتي در شكل‌دهي به افكار عمومي خاطرنشان كرد: « امروز به لحاظ اقتصادي تيره‌ترين افقي را كه مي‌شود در عرصه‌ي اقتصادي داشت داريم. تحريم و قطع روابط اقتصادي. بانك‌هاي دنيا با ما كار نمي‌كنند. نرخ تورم فوق‌العاده بالا رفته است. سال گذشته به دليل اين تحريم‌ها حداقل 15 ميليارد دلار ضرر مادي مستقيم ديديم. تمام سرمايه‌گذاري‌ها متوقف شده است. تعداد كاركنان عسلويه به يك چهارم تقليل پيدا كرده است. پروژه‌هاي اقتصادي خوابيده است. تورم بيداد مي‌كند. حجم نقدينگي در اين دو سال دو برابر شده است. شاخصه‌هايي را كه اگر كنار هم بگذاريم به معني ورشكستگي مطلق اقتصادي است. اما جامعه اين احساس را ندارد. چون تبليغات يكدست و با تمام ظرفيت در جهت حفظ فضاي رواني جامعه است. دوره‌ي آقاي خاتمي همين حجم از تبليغات با همين حدت و شدت در جهت ايجاد سياه‌نمايي بود.»سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران خاطر نشان كرد:«فكر نمي‌كنم جامعه‌ي ايران اگر در آن شرايط احساس مي‌كرد به لحاظ اقتصادي وضعيت بدتري پيدا كرده و مشكلاتش حل نشده و افق تيره‌اي در برابرش قرار دارد گناهي مرتكب شده باشد و ما حق داشته باشيم جامعه‌ي ايران را ملامت كنيم كه چرا چنين احساسي داشته است. وقتي تلويزيون هر شب بيغوله‌ها و حلبي‌آبادها را نشان مي‌دهد. جامعه‌اي كه اينها را مي‌بيند را نبايد ملامت كرد. خوب در اين جامعه وقتي اصلاح‌طلبان استعفا مي‌دهند معلوم است كه كسي فرياد نمي‌زند. جامعه‌اي كه موفقيت‌هاي اصلاحات را نمي‌بيند و در آن اشكالات چند برابر بزرگ‌نمايي مي‌شود. از آن سو هم دائم شاهد چالش و بحران است و مدام بحران‌هايي مثل ترور و توقيف و قتل‌هاي زنجيره‌اي و بازداشت‌ها به جامعه پمپاژ مي‌شود. تنش‌هاي مكرر. جامعه با اين حال حق دارد اين تصورها را داشته باشد!»

اصلاح طلبان اولويت بندي نداشتند
وي گفت: «معتقدم اصلاحات در اين مملكت ممتنع نيست هرچند از نوع سخت آن است. اگر بحث انتقاد نسبت به اصلاحات پيش آيد مي‌توان عنوان كرد كه چه انتقاداتي به اصلاح‌طلبان وارد بوده است. يكي از اين انتقادات اين بود كه در اهدافشان اولويت‌بندي روشني نداشته و نمي‌توانستند جامعه را روي اين اولويت‌ها قانع كنند. اگر اصلاح‌طلبان اين امكان و ظرفيت را داشتند كه بگويند ما مثلا سه هدف مشخص داريم و اهداف حداقلي را تعريف مي‌كردند شايد مي‌توانستيم فضاي بهتري داشت باشيم. لوايح دوگانه را هم اگر مي‌داديم موفق نمي‌شديم. بنا نيست در اين مملكت فعلا انتخابات آزاد نهادينه شود. البته اين به معني اين نيست كه لزوما ما اشتباه كرديم.»آرمين اضافه كرد:« ببينيد! بازرگان چرا در انقلاب دوام نياورد؟ آيا آدم بد و غيرملي بود؟ بازرگان به اين دليل دوام نياورد كه وقتي كه جو انقلابي يكپارچه و پرشور همه‌ي بخش‌هاي جامعه را در بر گرفته بود، گفت: من مثل يك فولكس واگن هستم، از من انتظار كاميون نداشته باشيد! مي‌خواست اهداف حداقلي را تعريف و اجرا كند؛ در حالي كه انتظاراتي كه در جامعه وجود داشت حداكثري بود، اين دو با هم نمي‌خواند. اگر واقعا وضعيت جامعه به گونه‌اي بود كه اصلاح‌طلبان مي‌توانستند دو سه هدف و فضاي حداقلي را تعريف كنند و جامعه هم پذيرش پيدا مي‌كرد مي‌توانستيم بگوييم اصلاحات مي‌ماند و موفق مي‌شد. اما چنين چيزي عملي نبود! جامعه دستخوش چنان شرايط احساسي بود كه نمي‌توانست اين شرايط حداقلي را بپذيرد.»

وي تاكيد كرد:« وقتي آقاي خاتمي پيروز شد از جمله مجموعه‌هايي كه معتقد بود ما بايد بياييم اهداف حداقلي را تعريف كنيم سازمان مجاهدين انقلاب بود. آقاي نبوي گفت 20 درصد قدرت دست خاتمي است. به اندازه‌ي 20 درصد قدرت از خاتمي انتظار داشته باشيد! جامعه نمي‌توانست اين را بپذيرد، چون احساس مي‌كرد حركتي خلق كرده است كه استحقاق دستيابي به اهداف خيلي بالايي دارد و اين با 20 درصد قدرت همخواني نداشت و جامعه و برخي از دوستان ما نمي‌توانستند آن را بپذيرند. همان موقع اين صحبت با انتقاد برخي دوستان ما مواجه شد. البته در اين‌جا من اين نقد را به دوستان اصلاح‌طلب خود دادم كه بايد نسبت به شرايط توجيه مي‌بودند و براي كنترل انتظارات در جامعه تلاش مي‌كردند. بعضي از دوستان ما اين كارها را نكردند بلكه برعكس به انتظارات و توقعات دامن زدند. بايد پرسيد آيا اصلاحات به خاطر تئوريك، تشكيلات و سازمان و فرماندهي اين انسجام را داشت كه بتواند روي دو يا سه هدف حداقلي به تفاهم برسند. آيا اين انتظار را مي‌توانستيم از جريان اصلاحات داشته باشيم يا نه! البته من معتقدم كه فكر كنيم اين انتظارات از اصلاحات منطقي بوده است. »

اصلاحات دستاوردهاي بزرگي داشت
آرمين اضافه كرد: «هيچ‌كدام از اينها به معناي اصلاح‌ناپذيري يا امتناع از اصلاحات در كشور نيست. اتفاقا اصلاحات دستاوردهاي بزرگ داشت. آقاي خاتمي و مجموعه اصلاح‌طلبان تاثيرات فرهنگي و فكري عميقي در جامعه ايجاد كردند. جامعه ما الان به لحاظ آگاهي‌هاي اجتماعي و به ويژه مقولاتي مثل آگاهي به حقوق شهروندي اصلا با دوره‌ي قبل از اصلاحات قابل مقايسه نيست. نمي شود ديگر مثل دوره‌ي قبل بر جامعه حكومت كرد. اين خود يك مرحله از اصلاحات است. كافي است كه ما اين را درك كنيم و بتوانيم جامعه را قانع كنيم كه آن‌چه كه به دست آمده كم نيست و آن راهي كه رفته شده و ناتمام گذاشته شده هم‌چنان بايد ادامه پيدا كند.»اين نماينده مجلس در دور ششم تصريح كرد: « درمجلس ششم در بخش‌هاي لوايح اقتصادي آنها كه در جهت اصلاح ساختارهاي اقتصادي و مقررات‌زدايي‌ها بود علي‌رغم مخالفت‌هايي كه شوراي نگهبان داشت توانستيم موفقي شويم. شوراي نگهبان در مورد لايحه جلب سرمايه خارجي، اشكالات زيادي ايجاد مي‌كرد. اما بالاخره در آن‌ موارد مشكلات ما كمتر بود و توانستيم موفق شويم و اين از نقاط مثبت و موفقيت‌هاي مجلس ششم بود. لوايحي كه مجلس در اين زمينه تصويب كرد لوايح كمي نبود و ناظر به تحولات ساختاري و بنياني اقتصادي بود.»وي گفت:« در بخش‌هاي سياسي و حقوق شهروندي شوراي نگهبان البته موضع كاملا متصلبي داشت. حاضر نبود كمترين انعطافي نشان دهد. مسايلي كه يقينا با شرع و قانون اساسي مخالفتي نداشت. اين‌كه افراد بايد وكيل داشته باشند و وكيل در بازجويي وجود داشته است. اين اصلاحات در قانون اساسي اصلا چيزهايي نبود كه با شرع و دين مخالفتي داشته باشد. با منع شكنجه مخالفت كرد! من در آن‌ مقطع در مجلس گفتم آدم اين درد را كجا ببرد؟ ما مي‌خواهيم بگوييم شكنجه نيست شوراي نگهبان مي‌خواهد بگويد هست! آيا اين دفاع از نظام است؟! با اين حال اما ما در جاهايي موفق شديم. بالاخره قانون نحوه‌ي تشكيل هيات منصفه را از زير ضرب شوراي نگهبان درآورديم. البته با اصلاحات زياد. اما بالاخره رفت و مشخص شد كه هيات منصفه بايد جوري انتخاب شود كه دادستان يا رييس‌جمهور نتوانند در آن اعمال نفوذ كنند و در دادگاه مطبوعات هركس را كه خود مي‌خواهد بنشاند.»

مجلس ششم از همان ابتدا بايكوت بود
آرمين همچنين درباره‌ي برگزاري جلساتي در كميسيون امنيت ملي با موضوع رابطه با آمريكا گفت: « يكي از نقاط قوت مجلس ششم كميسيون امنيت ملي آن بود. كميسيون امنيت ملي مجلس ششم واقعا در قد و قواره‌ي يك كميسيون امنيت ملي ظاهر شده بود. هر چند كه باز بخش هايي از حاكميت حاضر نبودند آنرا به رسميت بشناسند و حتي رئيس كميسون امنيت ملي را در جلسات شوراي امنيت ملي دعوت نمي كردند و اين خلاف عرف بود. او به عنوان يك عضو بدون حق راي هم نمي توانست در جلسات شركت كند و از ابتداي مجلس هم اين گونه بود. اصلا مجلس ششم از همان ابتدا بايكوت بود! در عين حال اين كميسيون مقتدرترين كميسيون در طول تاريخ پس از انقلاب بود وبه لحاظ طرح ها و لوايحي كه مطرح كرد در كلاس يك كميسيون امنيت ملي قوي بود. طرح‌ها و لوايحي كه كميسيون امنيت مجلس ششم به صحن علني مجلس آورد طرح‌هاي بسيار اساسي و مهمي بود و در كلاس يك كميسيون امنيت ملي قوي ظاهر شد و به لحاظ ارتباطات سياسي با مجالس دنيا بيشترين تحرك سياسي بين كميسيون امنيت كشورمان با كميسيون‌هاي امنيت ملي ساير كشورها در دوره‌ي مجلس ششم اتفاق افتاد .»

لوايح دوگانه خاتمي حاكميت قانون و تضمين سلامت انتخابات بود
اين عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تصريح كرد: « اراده موجود در پوسته‌ي سخت حاكميت نمي‌خواست اصلاحات را بپذيرد؛ چرا كه احساس مي‌كرد نسبتش با اصلاحات نسبت تناقض و تضاد است. لوايح دوگانه آقاي خاتمي حاكميت قانون و تضمين سلامت انتخابات بود. منطق آقاي خاتمي اين بود كه اگر اين دو را بتوانيم تضمين كنيم و به هيچ‌يك از اهداف اصلاحي هم نرسيم اما مطمئن باشيم كه در اين مملكت انتخابات سالم برگزار مي‌شود و با ناقضان قانون برخورد مي‌شود، به اهداف اصلاحي خودمان رسيده‌ايم. اين پايه‌ي اصلاحات است. اگر نظامي آن را پذيرفت ما هم اگر نباشيم انتخابات آزاد و حاكميت قانون باشد اشكالي ندارد. اين چه اشكالي داشت كه آقايان حاضر نشدند حاكميت قانون و نهادينه شدن انتخابات آزاد را بپذيرند! چون بالاخره همين دو لايحه با موجوديت خيلي‌ها و بسياري از رفتارها و خودسري‌ها تضاد داشت. اين حداقل اصلاحات بود. دو تا انتقاد تند بهانه است. اين پيام صريح به آقاي خاتمي بود كه ما اصلا حاضر نيستيم اصلاحات را بپذيريم.» آرمين با بيان اينكه طرح و پيگيري پرونده زهرا كاظمي در مجلس مصالح يك عده‌اي را به خطر انداخت تصريح كرد: « مصالح يك عده كه در آن مقطع برآشفتند، مصالح نظام نيست! اتفاقا مصالح نظام اين‌گونه تامين مي‌شد ما اعتقادمان بر اين است.»

وي در خصوص چگونگي هماهنگي نمايندگان براي بيان نطق ها گفت:« البته ما نوعي هماهنگي را داشتيم كه نطق‌ها ناظر به مسائل مهم كشورباشد. اما اينگونه نبود كه تمام نطق‌هايي كه در مجلس صورت مي‌گيرد كاناليزه شده و با گذر از سيستمي باشد و درباره‌ي آن اظهار نظر شده باشد. نطق زهرا كاظمي را من اصلا نرفتم به كسي نشان دهم فقط به دوستان گفته بودم كه من اين كار را خواهم كرد و دوستان هم مخالفتي نكرده بودند. من هم فقط از اين جهت مطرح كردم كه در جريان باشند. خيلي از نطق‌ها همين گونه بود. اگر موضوع مهم بود مطرح مي‌كردند. اگر نبود مي‌رفتند و مي‌خواندند. اما برخي از نطق‌ها از قبل بيشتر بين همه مطرح مي‌شد و فراكسيون از قبل براي طرح آن در نطق‌هاي پيش از دستور برنامه‌ريزي مي‌كرد. نطق‌هايي پيش مي‌آمد كه مي‌خواست موضع‌گيري از جانب فراكسيون صورت گيرد اين موارد در جمع تنظيم مي‌شد اما در نهايت بايد گفت يكي از بزرگ‌ترين خدمت‌هاي مجلس ششم گسترش عرصه‌ي عمومي بود كه از اين جهت هيچ مجلسي با مجلس ششم قابل مقايسه نيست.»

تحليل و رويكرد مجلس نسبت به حوادثي مثل 11 سپتامبر
آرمين در ادامه اين گفت‌وگو درباره‌ي تحليل و رويكرد مجلس نسبت به حوادثي مثل 11 سپتامبر گفت: « تلقي ما اين بود كه اتفاق ويژه‌اي در دنيا افتاده است كه مي‌تواند منافع ملي ما را به خطر بيندازد. به همين علت صريح و سريع بايد در اين مورد موضع‌گيري و محكوم مي‌شد. البته قبل از اين‌كه ما فرصت اين بحث‌ها را پيدا كنيم خوشبختانه آقاي خاتمي اين كار را كرد و ايران اولين كشوري بود كه در اين مورد واكنش نشان داد . آقاي خاتمي در پيامش كه به نام ملت ايران صادر شده بود اين كار را خيلي سريع انجام داد. به نظر من اين يكي از عملكردها و تصميمات فوق‌العاده آقاي خاتمي بود. خيلي‌ها هم ناراحت بودند كه چرا آقاي خاتمي بايد به سرعت جلو بيفتد و محكوم كند. اما از منظر ملي اين كار آقاي خاتمي باعث شد كه يازده سپتامبر از معدود مواردي باشد كه انگشت اتهام طرف ايران نرفت و اين خيلي مهم است. لذا مجلس و حداقل موضع كميسيون امنيت ملي همين بود كاملا موضعي كه دولت اتخاد كرده را تاييد كرد.»

مسئله سهم ايران از درياي خزر در دوره‌ي اصلاحات قطعي شد
وي درباره‌ي بحث حريم درياي خزر گفت: « بحث 50 درصد ايران از حريم درياي خزر هيچ موقع وجود نداشت. حتي در توافق بين ايران و شوروي اين طور مطرح شده بود كه درياي خزر درياي مشترك بين دو كشور است و بحثي از درصد نيامده بود. هر چند كه در زمان شوروي سابق و رژيم شاه، ايران عملا به هيچ وجه از سهم 50 درصد برخوردار نبود. ايران حق حضور نظامي در درياي خزر را نداشت. شاه كشتي نظامي در درياي خزر نداشت و شوروي داشت و خيلي از موارد ديگر. بنابراين اصلا اين مسئله 50 - 50 نه در سندي مطرح شده بود و نه عملا اجرا مي‌شد. فروپاشي شوروي در دوره‌ي سازندگي اتفاق افتاد. آن موقع يك خطاي تاكتيكي سياسي صورت گرفت. نمي‌شود اسم آن را اشتباه گذاشت؛ بحث 20 درصد آن موقع از ناحيه ايران مطرح شد كه ما پنج كشور شديم و هر كشور 20 درصد از سهم دريا را داشته باشد. خطاي تاكتيكي از آن‌جا بود كه ما نبايد پيشنهاد دهنده مي‌بوديم. وزير خارجه‌ كه در آن زمان آقاي ولايتي بود اين خطاي تاكتيكي را كرد.»

آرمين اضافه كرد: « البته وضعيت جغرافيايي درياي خزر به گونه‌اي است كه امكان نداشت با به وجود آمدن كشورهاي مستقل جديد تازه استقلال يافته ايران 50 درصد سهم داشته باشد. چون در آن صورت حريم ما تا ساحل آذربايجان و ترركمنستان مي‌رفت و اصلا نمي‌شد. چون اين دريا خيلي باريك و دراز است. عملا 50 درصد ممكن نيست. وضعيت جغرافيايي و فيزيكي درياي خزر اصلا اين مسئله را جازه نمي‌دهد. اما ما نبايد پيشنهاد دهنده 20 درصد مي‌بوديم. آن‌ها بايد دنبال ما مي‌افتادند كه 20 درصد مطرح شود نه اين‌كه ما به دنبال آن‌ها بيفتيم كه به 20 درصد رضايت دهند! ما بايد دست بالا مي‌گرفتيم.»

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران در ادامه تصريح كرد: «مسئله سهم ايران از درياي خزر در دوره‌ي اصلاحات قطعي نشد و البته چيزي هم نيست كه به اين سادگي‌ها قطعي شود. اما خدمت دولت اصلاحات اين بود كه اجازه نداد در اين خصوص هيچ توافقي صورت بگيرد يا هيچ توافقي رسميت پيدا كند. آقاي خاتمي كه به اجلاس سران كشورهاي درياي خزر رفت توافقاتي روسيه با بعضي از كشورها كرده بود و نقشه متناسب با آن توافق‌ها در اتاق نصب شده بود. آقاي خاتمي گفت من تا قبل از اين كه نقشه اي كه در اتاق نصب شده است برداشته شود وارد اتاق نمي‌شوم و اگر بخواهد چنين مباحثي مطرح شود در اين اجلاس شركت نمي‌كنم. هم آن نقشه را برداشتند و هم آن بحث را از دستور كار خارج كردند. وضعيت ما در درياي خزر به گونه‌اي است كه راي ما 4 به يك است. زمينه‌ي رسيدن به توافق بين آن‌ها خيلي زياد است و زمينه توافقشان با ما كم است. اين ازهنر آقاي خاتمي اين بود كه اجازه نداد زمينه چنين توافقي ايجاد شود. اين اقدام دفاع از تماميت ارضي و مصالح كشور بود. آن زمان در مجلس خانم كولايي هم از آقاي خرازي انتقاد مي‌كرد كه چرا ادعاي 55 درصد نمي‌كنيد.»

پرونده‌ي اصلاح‌طلبان نقاط مثبت زيادي دارد
وي افزود: « موضع مجلس ششم در قبال درياي خزر منفعلانه نبود. موضع منفعلانه را امروز بايد ببينيد. چرا كه وقتي معمولا اجلاس منطقه‌اي در كشور برگزار مي‌شود عرف است كه كشوري كه ميزبان برگزاري اجلاس بين‌المللي است بيشترين سهم را از مصوبات آن مي‌گيرد. ما در اين جا اصلا يك كلمه در مورد سهممان در درياي خزر صحبت نكرديم در حالي كه ميزبان بوديم و بايد از امتياز ميزباني‌مان استفاده مي‌كرديم. حتي رييس‌جمهور تركمنستان وقتي در مورد تقسيمات صحبت نابجايي مي‌كند ما هيچ گونه بحثي راجع به آن نكرديم. سكوت كرديم و از كنار آن رد شديم. آن فرد در كشور ما آمده و بر خلاف نظر ما حرف مي‌زند و ما اصلا به آن پاسخي نمي‌دهيم و سكوت مي‌كنيم! فقط به خاطر اين‌كه موضع بين‌المللي ضعيفي داريم و احتياج داريم كه يك اجلاس در ايران برگزار شود كه بگوييم بله؛ ايران مركز رفت و آمدهاي ديپلماتيك است و مثلا پوتين هم به ايران مي‌آيد! لذا از اين جهت فكر مي‌كنم در پرونده‌ي اصلاح‌طلبان و دولت اصلاحات نه تنها نقطه‌ي منفي نيست بلكه نقطه‌ي مثبتي زيادي هم دارد.»

از يك مجلس مستقل انتظار مي‌رود بله قربان گوي تصميم چهار نفر نباشد
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ادامه داد: « از جمله كارهاي بسيار خوبي كه اين كميسيون انجام داد طرح علمي بحث روابط ايران و آمريكا بود. واقعا از يك مجلس مستقل اين انتظار مي‌رود كه بله قربان گوي تصميم چهار نفر نباشد و چهار نفر براي كل يك مملكت تصميم نگيرند. همان‌طور كه در مجلس هفتم وقتي در كميسيون بحث مي‌شود تا رييس كميسيون مي‌گويد از بالا گفته‌اند؛ همه ساكت مي‌شوند و مباحث خاتمه مي‌يابد! بحث در مورد روابط ايران و آمريكا را ما به عنوان يك سلسله مباحث مطرح كرديم. درست مثل تمام مجالس مستقل و موفق دنيا كه اين كار را مي‌كنند؛ از صاحب‌نظران و آشنايان با مباحث سياسي دعوت كرديم نظراتشان را بدهند كميسيون آن‌جا نظر خاصي نداشت. ما فقط مي‌خواستيم موضوع را به بحث بگذاريم و ديدگاه‌هاي مختلف مطرح شود تا بتوانيم نهايتا از جمع‌بندي نظرات استدلالات و گفت‌وگوها به نتيجه‌اي برسيم و حتي در مقطعي تصميم داشتيم اين سلسله گفت‌وگوها را چاپ كنيم و منتشر نماييم.»

زمانيكه ما بحث مذاكره با آمريكا را مطرح كرديم مثل امروز نبود كه ما بگوييم مذاكره مي‌كنيم و بوش اعلام كند حاضر نيست مذاكره كند!

وي تصريح كرد:« كميسيون امنيت ملي البته در مقامي نبود كه بخواهد در مورد روابط ايران و آمريكا تصميم‌گيري كند و سياستي اعلام نمايد. اين بايد در شوراي عالي امنيت ملي انجام مي‌شد. اما فكر مي‌كرديم كاري كه شوراي عالي امنيت ملي نمي‌كند و از يك كميسيون امنيت ملي قوي در مجلس انتظار مي‌رود را ما بايد انجام دهيم. آن زمان البته مذاكره با آمريكا كفر بود و مثل حالا نبود كه حركت انقلابي محسوب شود بلكه ضدانقلابي محسوب مي‌شد! مثل امروز نبود كه ما بگوييم مذاكره مي‌كنيم و بوش اعلام كند حاضر نيست كه مذاكره كند!»

آرمين ادامه داد:« در اين جلسات هم از همه‌ي طيف‌ها دعوت مي‌كرديم اما بعضي‌ها نمي‌آمدند. چون جريان مخالف اصلاحات و راست نسبت به اين‌گونه ابتكارات موضع منفي داشتند. از نظر آقايان اين كارها بدعت محسوب مي شد و فضولي بود كه مجلس بخواهد وارد اين مباحث شود. رسم و سنت اين بود كه در شوراي عالي امنيت ملي تصميم مي‌گيرند مجلس هم بايد فقط راي بدهد و هورا بكشد. لذا حاضر نبودند در آن مشاركت كنند. در عين حال ما هم بين سخنرانانمان از افراد مختلف دعوت كرديم. فشاري هم نبود؛ چون ما اصلا به اين چيزها توجه نداشتيم و كار خودمان را مي‌كرديم.»

وي درباره‌ي اطلاعيه‌ي دادگستري در مورد منع اظهارنظر درباره‌ي رابطه با آمريكا گفت: « اطلاعيه‌ي روابط عمومي دادگستري جوك بود اصلا چيزي نبود كه قابل اعتنا باشد.»آرمين درخصوص گزارش‌هاي تحقيق و تفحصي كه در مجلس ارايه شد خاطرنشان كرد: « دو مورد پرونده‌ي تحقيق و تفحص بود كه به نتيجه نرسيد. به دليل مستندهاي زيادي كه بود گزارشش تهيه نشد. يكي پرونده‌ي نوارسازان و ديگري عملكرد دادگستري تهران بود كه پس از نطق من بررسي عملكرد مرتضوي در دستور قرار گرفت و تصويب شد. اين دو مورد از جمله تحقيق و تفحص‌هايي بود كه روي آن بسيار كار شد. جلسات تحقيق و تفحص‌هاي متعدد و دعوت از مطلعين، شهود و ... كه به مرحله‌ي تدوين گزارش و ارايه به مجلس نرسيد. اما در بقيه‌ي موارد تحقيق و تفحص‌هاي خوبي بود و ارايه هم شد.»

وي گفت: « طرح تحقيق و تفحص از صدا و سيما يك اقدام واكنشي نبود. اولين لايحه بودجه‌اي كه به مجلس وارد شد. مساله‌ي بودجه‌ي صدا و سيما در آن بحث‌انگيز شد. برآورد ما اين بود كه صدا و سيما حدود 120 ميليارد تومان درآمد از محل آگهي‌هاي تبليغاتي دارد و خود صدا و سيما مدعي بود كه اين مبلغ حدود 20 ميليارد تومان است و خواهان يك بودجه‌ي كلاني بود. البته مواضع صدا و سيما هم ما را تشويق مي‌كرد. يك پول هنگفتي به صدا و سيما داده شود كه عليه مجلس تبليغ كند؟! اين كه معني نداشت! اما به واقع انگيزه‌ي ما اين نبود. ما نمي‌خواستيم بودجه‌ي صدا و سيما را نسبت به آن‌چه كه نياز داشت كم كنيم. احساس مي‌كرديم بودجه‌هايي خارج از محاسبه خرج چيزهاي ديگر مي‌شود. خرج مواردي مثل انتخابات، پخش نوارهاي عصر عاشورا در سراسر كه كشور و ... . ما احساس مي‌كرديم اين بودجه‌ها بايد حساب و كتاب داشته باشد.»

صدا و سيما در اعلام درآمدهايش پنهان‌كاري مي‌كند
آرمين يادآور شد:« برآورد ما اين بود و استدلال هم داشتيم كه درآمد صدا و سيما از محل آگهي‌هاي تبليغاتي در ايستگاه‌هاي راديويي و شبكه‌هاي مختلف تلويزيوني به مراتب بيشتر از آن چيزي است كه صدا و سيما مطرح مي‌كند و هنوز هم معتقديم كه صدا و سيما در اعلام درآمدهايش پنهان‌كاري مي‌كند و برخورد شفافي نمي‌كند و درآمدهاي واقعي‌اش را به هيچ وجه نمي‌گويد. بر اين اساس از بودجه‌ي صدا و سيما كم كرديم و به بودجه‌ي بخش‌هاي عمراني افزوديم. شوراي نگهبان با آن لايحه مخالفت كرد كه به مجمع تشخيص مصلحت رفت و چون بودجه‌اي كه از دولت آمده بود زياد بود و آقاي خاتمي بايد آن را كم مي‌كرد مجمع هم راي داد كه به بودجه‌ي دولت برگردد. در واقع به همان چيزي كه صدا و سيما مي‌خواست برگرداند. اين براي ما سابقه‌اي بود كه در صدا و سيما بودجه‌هايي جابه‌جا مي‌شود و صرف چيزهايي مي‌شود كه با وظايف ذاتي صدا و سيما اصلا تناسبي ندارد. به‌ويژه اين‌كه تلقي ما اين بود كه آقاي لاريجاني در جبهه مخالف اصلاحات به شدت فعال است و طراح و برنامه‌ريز است و كار مي‌كند و يك امكانات گسترده‌اي هم مثل صدا و سيما در اختيار دارد. گزارش‌هايي هم مي‌رسيد مبني بر صرف بخشي از آن بودجه در مسير انتخابات. ما فقط به خاطر جنبه‌هاي مالي وارد اين تحقيق و تفحص شديم.»

وي گفت:« صدا و سيما هم اصلا همراهي نكرد. ما فقط توانستيم 5 تا از حساب‌هاي صدا و سيما را بررسي كنيم. فقط در بررسي 5 پرونده 500 ميليارد گزارش درآورديم كه معلوم نيست چگونه خرج شده است. بقيه حساب‌ها معلوم نيست كه چه مشكلي داشت كه صدا و سيما اصلا در اختيار ما نگذاشت. البته صدا و سيما تكذيب كرد. اما اي كاش كه قوه‌ي قضاييه كه اين‌قدر نسبت به اين مسايل بعدها حساسيت نشان داد و ستادهاي مبارزه با رانت و فساد را مطرح كرد اي كاش اين حساسيت آن موقع هم وجود داشت. حداقل اين گزارش بررسي مي‌شد. دادگاه براي آن تشكيل مي‌شد تا در دادگاه روشن شود كه چه خبر است.»

در مساله نوارسازان قوه‌ي قضاييه هيچ‌گونه همكاري با مجلس نداشت
آرمين خاطرنشان كرد: « در مساله نوارسازان قوه‌ي قضاييه هيچ‌گونه همكاري با مجلس نداشت و گارد كاملا بسته جلوي ما گرفت. در حالي كه ما واقعا قصد برخورد با قوه‌ي قضاييه نداشتيم. فكر مي‌كرديم يك بخش‌هايي در قوه‌ي قضاييه است كه با پرونده‌ها برخورد سياسي مي‌كند. با رييس دادگستري تهران كه آقاي عليزاده بود صحبت كرديم اما فقط با يك نمايش روبه‌رو شديم، كه بله، من حرفي ندارم ولي قاضي بايد اجازه دهد. مي‌خواستيم در جلسه حضور پيدا كنيم اما حتي اجازه‌ي حضور در دادگاه هم داده نمي‌شد. يعني براي اولين بار در اين مملكت قاضي آن‌قدر مستقل شده بود كه تصميم مي‌گرفت! البته آن قاضي هم بعدا بركنار شد و معلوم شد كه اين قاضي مستقل چه مشكلاتي دارد. مساله بسيار عجيب بود. فردي به نام فرشاد ابراهيمي ادعاهايي كرده بود و گفته بود چنين باندي وجود دارد. دست به چنين كارهايي مي‌زند با بعضي از بزرگاني در ارتباط است و خط مي‌گيرد و فلان وزير را مي‌زند و فلان جا را سرقت مي‌كند. اين يك ادعا بود. بهترين كار اين بود كه دادگاه شفافي برگزار شود و بگويد بر اساس چه اسناد و مداركي اين حرف‌ها را مي‌زنيد. ديگران بيايند شهادت بدهند و اصلا معلوم شود كه دروغ است يا نه و با آن برخورد كند. اما قوه‌ي قضاييه در اين زمينه اصلا امتحان خوبي پس نداد. نتيجه‌ي آن دادگاه اين شد كه از بعضي از آقايان كه خدمتشان رسيدند و از آنها توضيح خواستند هيچ‌كدام به دادگاه احضار نشدند و بعد خود مدعي محكوم شد و به زندان رفت. وكيل مدعي هم به زندان رفت. آقاي رهامي متهم شد كه كمك كرده است و نوار ساختگي بوده است و سرانجام هم بعد از يك سال كه زندان رفت تبرئه شد و تمام چيزهايي كه در مورد او گفته شده بود به اثبات نرسيد و معلوم شد كه كذب محض است. اين از تجربيات بد قوه‌ي قضاييه بود.»

آرمين درخصوص تعامل اقليت و اكثريت در مجلس ششم شوراي اسلامي گفت: « در هر مجلسي بحث‌هايي درخصوص نحوه‌ي تعامل اقليت و اكثريت هست. ساخت مجلس يك ساخت كاملا دموكراتيك است و تشكيل كميسيون‌ها كاملا به صورت دموكراتيك صورت مي‌گيرد. افراد براي كميسيون‌ها ثبت نام مي‌كنند بر اساس رشته تخصصي‌شان. البته هيچ‌گاه هم اين تناسب حفظ نمي‌شود؛ چون بعضي از كميسيون‌ها اصلا مشتري ندارند. بعضي از كميسيون‌ها خيلي مشتري دارند. اين است كه اصلا امكان اين هم وجود ندارد. وقتي پاي راي‌گيري به ميان مي‌آيد بخشي كه اكثريت را دارد رايش غالب است و بهره‌ي بيشتري از كميسيون‌ها مي‌برد. جناح اقليت چون كمتر است تمام خواسته‌هايش تامين نمي‌شود.»

بعضي از قضاوت‌ها در مورد مجلس ششم با بغض همراه است
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با تاكيد بر اينكه بعضي از قضاوت‌ها در مورد مجلس ششم با بغض همراه است افزود: « كميسيون اصل 90 كه هيچ‌كس حاضر نبوده وارد آن شود چون همواره توام با درگيري است قوي‌ترين چهره‌هاي دوم خردادي در مجلس وارد آن شدند. آقاي نعيمي‌پور، خاتمي، انصاري و ... در حالي كه آنها مي‌توانستند وارد كميسيون‌هاي مهم شوند. يكي از مهم‌ترين كميسيون‌ها كميسيون اقتصادي، در خدمت جناح راست قرار گرفت»

آرمين در ادامه درخصوص پيش‌بيني از چگونگي تركيب مجلس هشتم شوراي اسلامي گفت: « مجلس ششم از جمله حوادثي است كه به اين زودي‌ها تكرارشدني نيست. نقاط عطف در تاريخ كشور يك بار اتفاق مي‌افتاد و تا سال‌هاي بعد فعلا جزو مجالسي است كه بايد در تاريخ انقلاب دنبال آن گشت و راجع به آن بحث كرد. تركيب مجلس هشتم و اتفاقات آن بستگي به عوامل متعدد دارد. هنوز مشخص نيست كه شوراي نگهبان چگونه عمل خواهد كرد و انتخابات آزاد باشد يا نه .»

مجلس هفتم حساسيت‌هاي مجلس ششم را در مقابل حقوق شهروندي نداشت!
آرمين در ادامه اين گفت‌وگو با انتقاد به عملكرد مجلس هفتم ادامه داد:« بايد گفت اولين كاري كه مجلس هفتم كرد اين بود كه اقداماتي كه در مجلسس ششم انجام شد را معلق كرد. بنابراين دوستان از حالت تعارفي كه در حاكميت به وجود آمد استفاده كردند. بين شوراي نگهبان و آقاي شاهرودي. مجلس هفتم اصلا وارد اين حوزه‌ها نمي‌شود و كاري به حقوق شهروندي و اين چيزها ندارد. در وزارت علوم اين همه دانشجو ستاره دار شدند، مجلس هفتم چه‌كار كرد؟! دولت هم كار خود را كرد! نه سوالي نه مواخذه‌اي و نه چيزي! آن حساسيت‌هايي كه مجلس ششم در مقابل حقوق شهروندي داشت مجلس هفتم اصلا نداشت!»

وي در ادامه برخورد شوراي نگهبان با مجلس هفتم را همدلانه ارزيابي كرد و گفت: « وقتي ما مي‌خواستيم قانون فروش ماشين‌هاي اسقاطي نيروي انتظامي را تصويب كنيم شوراي نگهبان مخالفت ‌كرد و آن را مخالف شرع دانست! اما چگونه است كه الان ديگر آن حرف‌ها نيست! چرا شوراي نگهبان آن حساسيت را ندارد و مجلس هم كاملا آن تفكر را پذيرفته است. اگر شوراي نگهبان مي‌خواست عرصه‌ي استقلال مجلس را در نظام محدود كند مجلس هفتم عملا آن را از پيش پذيرفته است و وقتي پذيرفته هيچ مشكلي پيش نمي‌آيد.»

تركيب مجلس هشتم تركيب متكثري خواهد بود
وي در پايان گفت:« اين اوضاع و شرايط داخلي و خارجي مي‌تواند به گونه‌اي پيش رود كه سياست‌هاي كنترلي و سخت‌گيرانه در انتخابات اعمال شود يا مي‌تواند به سمت و سويي پيش رود كه آقايان ناگزير شوند مقداري فضا را بازتر كنند. در فرض‌هاي مختلف بايد گفت چه اتفاقي مي‌افتد. اما اگر شرايط همين باشد كه امروز هست يعني اين هشدارها و خط و نشان كشيدن‌ها براي ردصلاحيت‌ها و وضع نارضايتي جامعه و وضعيت اصلاح‌طلبان و جناح مقابل اين‌گونه باشد تصورم اين است كه جريان حاكم اقتدارگرا مثل انتخابات شوراها بازنده‌ي قضيه است اما به هر حال تركيب مجلس تركيب متكثري خواهد شد. اگر همين امروز انتخابات برگزار شود مجلس هشتم هيچ فراكسيون اكثريت قاطع كه بتواند نظر خود را بر بخش‌هاي ديگر مجلس تحميل كند به وجود نخواهد آمد و ساختار متكثري خواهد داشت.

در پي رد صلاحيت گسترده كانديداهاي اصلاح طلب توسط هيات هاي اجرايي ، دكتر محمد رضا عارف از احتمال انصراف اصلاح طلبان براي شركت در انتخابات مجلس هشتم خبر داد.

دكتر عارف معاون اول رييس جمهور در دولت خاتمي كه خود از حوزه انتخابيه تهران براي انتخابات مجلس هشتم كانديدا شده است در گفتگو با خبرنگار سايت ائتلاف اصلاح طلبان تهران با اعلام اين مطلب گفت : اصلاح طلبان انتخابات را تحريم نمي كنند اما احتمال شركت نكردن كانديداهاي باقي مانده در انتخابات مطرح هست ، چرا كه ما با نظام قهر نمي كنيم ولي شركت نكردن كانديداهاي اصلاح طلب در اين انتخابات باعث خواهد شد تا مردم نتيجه عملكرد محافظه كاران را شفاف تر ببينند.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت : حضور يك نظامي در راس ستاد انتخابات و حضور متعدد نظاميان در هيات هاي اجرايي بر خلاف فرمايشات حضرت امام ( ره ) است . وي افزود : رد صلاحيت گسترده كانديداهاي اصلاح طلب براي اولين بار نيست كه اتفاق مي افتد اما اين دفعه حادتر  است .

دكتر عارف گفت : تدبير اين است كه تا جايي كه مي توان با رايزني و توضيح ، تعداد زيادي از رد صلاحيتها اصلاح شود چون انتخابات يك دست به ضرر نظام است .

وي تصريح كرد : برداشت ما اين است كه هيات هاي اجرايي خواسته اند هزينه رد صلاحيت توسط هياتهاي نظارت را كم كنند و آنها سنگر اول رد صلاحيت شده اند . وي هر گونه رد صلاحيت كانديداها بدون استناد به استعلام مراجع 4 گانه را  فاقد وجاهت قانوني  دانست و گفت :‌شوراي نگهبان به استناد قانون نظارت استصوابي رد صلاحيت مي كند اما بحث ما اين است كه حتي هيات هاي اجرايي فراتر از قانون عمل كرده اند .

دكتر عارف گفت : ما ساكت نمي شويم اما بنايمان هم  براين نيست كه خيلي جنجال كنيم.

 

اينجا خدا وجود ندارد؛ گزارش مستند از جنايات رژیم در زندان گوهردشت

فعالان حقوق بشر در ايران

آقاي بابک دادبخش زنداني سياسي تبعيدي به زندان رجايي شهر( گوهردشت کرج ) که تنها به دليل تبليغ و همکاري در جمع آوري مستندات مربوط به کتاب لانه فساد و ارائه ان به بازرساني که جهت بازرسي از آنچه که در کتاب لانه فساد شرح داده شده بود به زندان مراجعه کرده بودند هم اکنون در زندان گوهردشت از حق ملاقات با خانواده و تماس تلفني محروم است نامبرده در اعتراض به وضعيت مذکور بيش از 7 روز است که با اعلام اعتصاب غذا اقدام به دوختن لبان خود نموده است.

مسئولين زندان در تدوام اعمال فشار بر اين زنداني سياسي وي را به خطرناکترين نقطه زندان ، سالن 13 اندرزگاه 5 منتقل نموده اند.

اين مجموعه با ارائه گزارشي مستند از وقايع رخ داده از 18 ماه اخير در اين مسلخ انساني توجه سازمان ها و مدافعان حقوق انساني را نسبت به در خطر بودن جان بابک دادبخش چه به لحاظ شرايط خطرناک و فقدان امنيت جاني و چه به لحاظ تدوام اعتصاب غذاي نامبرده در وضعيت نامساعد جسمي وي جلب مي نمايد .

آنچه در زير مي آيد وقايع روي داده در 18 ماه در سالن 13 اندرزگاه 5 که تنها ظرفيت نگهداري 150 زنداني را دارد مي باشد.

کساني که در درگيري هاي 18 ماه گذشته اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر به قتل رسيدند :
1- مسعود نقي
2- سعيد محمدي
3- اصغر فوقاني
4- حسين ارجمندي
5- فرهاد درويشي
6- داوود بقايي
7- مهران محمدي (مهران محمدي در اثر داشتن چاقويي که خودش مدعي بوده رئيس زندان به وي داده است تا يکي از زندانيان را به قتل برساند به دليل تحريک زندانيان وي را به قتل رساندند و با زدن 60 ضربه چاقو سرش را از بدنش جدا کردند/50 روز پيش )
8- مهرداد سبک دست
9- غلام بزرگ زاده
10- عباس اسکندري
11- احمد نوروزي
12- حاج عبدالرضا
13- ابراهيم گلشني

اسامي خودکشي ها در اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر :
1- محمد تيمسار
2- سيد مرتضي
3- رضا زندي
4- سيد جواد
5- شهبازي
6- فريدون دراز
7- رضا شاه حسيني
8- بابک خوانساري

مرگ هاي مشکوک در اندرزگاه 5 سالن 13 که با نام خودکشي صورت گرفته است :
1- سيامک بنده لو ( بر اثر تزريق آمپول بي هوشي در بهداري به قتل رسيده است)
2- علي شريفي ( به دليل توهين به رئيس زندان و رئيس سابق حفاظت آقاي خادم با لباس زير در انفرادي حلق آويز شده است)
3- محمد عظيمي ( حلق آويز در انفرادي )
4- اصغر نصيري ( شيوه قتل وي به شکل حلق آويز بوده است و پس از حلق آويز با خوراندن قرص هاي روانگردان قتل وي را خودکشي جلوه داده اند)
5- منصور قزويني ( حلق آويز در انفرادي )
6- محمد رنجبر ( حلق آويز در انفرادي )
7- اصغر کرمي ( حلق آويز در انفرادي)
8- محمد فلاح ( حلق آويز در انفرادي)
9- حميد رحيمي ( در حين اعتصاب غذا و براي شکستن اعتصاب شکنجه شده است و بر اثر شکنجه ها فوت کرده است)
10- سيد محمد رسولي ( به بهانه حمل مواد مخدر در زندان به شدت شکنجه شده است و بر اثر شکنجه ها طحال وي پاره شده است وکليه هاي او دچار خونريزي شده و فوت کرده است در گزارش زندان عنوان شده است که به دليل بلعيدن مواد فوت شده است)
11- مرتضي جعفري ( 45 روز پيش ابتدا خفه شده و سپس حلق آويز شده است )
12- مهدي نادري ( پس از 11 سال در درگيري بهداري زندان مجروح شده است و در انجا نيز فوت کرده است)
13- فرهاد ( بر اثر عدم رسيدگي پزشکي فوت کرده است)

اسامي کساني که در سالن 13 اندرزگاه 5 بر اثر شکنجه ها دچار شکستگي استخوان شده اند :
1- احد سکوئيان (توسط محمد علي پور و کاظم لنکراني از ناحيه ساق پا و دست دچار شکستگي شده است )
2- محمد علي پور ( از ناحيه صورت ، گونه و بيني شکسته شده است و سپس به زندان سنندج منتقل شده است)
3- شاهين ترکي ( از ناحيه دست دچار شکستگي شده است )
4- فريدون سميعي ( از ناحيه پا دچار شکستگي شده است )
5- احمد الياسي ( رئيس کنوني زندان که زماني رئيس حفاظت بوده است به وسيله دسته کلنگ پاهاي وي را از ناحيه ساق شکسته است و پس از پيگيري هاي خانواده الياسي از سوي مراجع قضايي ديه دريافت شده است )
6- حميد علي نبي ( در حالي که گلوله به وي اثابت کرده است مدتها در سلول انفرادي تحت شکنجه قرار گرفته است )
7- سيد ابوالفضل اعتمادي ( در بيرون از زندان با رئيس زندان مشکل شخصي داشته اند بدون حکم قضايي به اندرزگاه 5 منتقل شده و با تحريک زندانيان وي را با چاقو مورد ضرب و شتم قرار دادند )
8- بهمن معصومي ( در بيرون از زندان با رئيس زندان مشکل شخصي داشته اند بدون حکم قضايي به اندرزگاه 5 منتقل شده و با تحريک زندانيان وي را با چاقو مورد ضرب و شتم قرار دادند )
9- جواد سلطاني ( از ناحيه دست دچار شکستگي شده است )
10- ناصر رجبي ( از ناحيه دست و پا دچار شکستگي شده است )
11- همت قنبري ( آقاي خادم رئيس سابق حفاظت با ميله فلزي دست پاي وي را شکسته است و سپس با زدن ضربات باتوم باعث اختلال حواس اين زنداني شده است بطوري که در مقابل دستشويي و يا بر روي موزايک هاي سرد سالن مي خوابد )

اسامي کساني که در اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر فراموش شده اند :
1- فيروز شهابي 27 سال زندان
2- يحيي مجاوري 27 سال زندان (بيش از 60 سال سن دارد)
3- صلاح الدين قرباني 23 سال زندان (بيش از 60 سال سن دارد)
4- صلاح دادخواه 23 سال زندان (بيش از 60 سال سن دارد)
5- غلام جابري 18 سال زندان
6- زيدان ويسي 20 سال زندان
7- نادر صادقي 14 سال زندان
8- فرامرز تورنگ 17 سال زندان
9- مجيد کتاني 14 سال زندان
10- محمود ترابي 15 سال زندان ( فقط به خاطر 2ميليون بدهي )
11- بابا ارسلان قرباني 23 سال زندان (بيش از 70 سال سن دارد و ايام زندان خود را بدون ملاقات سپري نموده است)
12- حميد ابوالحسني ، 20 سال زندان
13- سعيد علم دار ، 16 سال زندان
14- رحمت گودرزي ، 7 سال زندان ( به حالت جنون رسيده است )
15- رضا صدري ، 13 سال زندان
16- عباس همداني ، 8 سال زندان ( به حالت جنون رسيده است ، تکنسين برق)
17- سيد فخرالدين صدر افشار ، 15 سال زندان ( به حالت جنون رسيده است )
18- مسعود حبيبي ، 10 سال زندان ( به خاطر 10 ميليون تومان ديه )
19- رسول خادمي ، 6 سال زندان ( به خاطر 10 ميليون تومان ديه )

برخي فجايعي که دراندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر در طول يک سال گذشته رخ داده است :

1- حسن ترکي ( به حالت جنون رسيده و آنقدر نماز خوانده است که اکنون خود را پيغمبر مي نامد )
2- علي فتح الهي ( در درگيري تا پاي مرگ رفته و شب در خواب مورد اصابت بيش از 30 ضربه چاقو قرار گرفته و از تمام نقاط بدن که مورد جراحت واقع شده است ريه هاي چپ و راست دچار شکاف شده است و بيش از 7 روز از اين صدمات نگذشته است )
3- بهروز شريعتي ( شاکي پرونده به دليل عدم توانايي در پرداخت ديه وي را به زندان سپرده است اما مسئولين زندان با اعمال سليقه شخصي و با جمع آوري مبلغ ديه وي را اعدام کردند )
4- ابراهيم ايلام لو ( برادرش را که زنداني اعدامي بود در حياط زندان در مقابل چشمان وي اعدام کردند ولي به دليل پاره شدن طناب زنداني از چوبه دار به زمين افتاده است و سپس به گوش اي از حياط پناه برده ، مسئولين زندان وي را کشان کشان به پاي چوبه دار بردند و وي را مجددا اعدام کردند و اين حادثه باعث ديوانگي و جنون ابراهيم ايلام لو شده است )
5- دو زنداني اعدامي در سال 84 با يک طناب دار در زندان اعدام شد و برخي از زندانيان را نيز به زور به محل اعدام منتقل کردند تا صحنه اعدام را ملاحظه کنند .
6- جمشيد مال مير و فردي به نام اکبري از متوليان اجراي حکم اعدام که از پاهاي يک زن اعدامي آويزان شدند تا وي سريعتر و با شدت درد بيشتري اعدام شود.
7- اعتاي ملاقات خصوصي يا شرعي با اعمال سليقه از سوي متوليان زندان براي افرادي صادر مي شود که حاضر هستند با دستور مسئولين زنداني را در زندان به قتل برسانند و يا ضرب و شتم کنند ، شهادت دروغ به نفع مسئولين زندان بدهند ، جاسوسي ساير زندانيان را براي مسئولين انجام دهند و ....

توضيح1 : برخي از قتل هايي که در اينگونه بند ها با دستور مقامات زندان انجام ميگيرد اکثرا در حياط زندان بوده است و براي آنکه مدرکي از درگيري وجود نداشته باشد دوربين هاي مدار بسته زندان را به سمت آسمان هدايت مي کنند ، اين آمار تنها از اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر ( گوهردشت ) کرج مي باشد و امار سالن هاي ديگر و يا بند هاي ديگر زندان مدنظر قرار نگرفته است ، لازم به ذکر است به غير از دو مورد تمامي موارد در فاصله زماني 18 ماه گذشته در اين سالن رخ داده است.

توضيح2: اينجا خدا وجود ندارد
نام اين گزارش مستند از جمله قصار معروف علي محمدي معاونت قضائي زندان رجايي شهر که همواره در بدو ورود زندانيان به اين زندان طوطي وار به صورت " از بهشت به جهنم خوش آمديد ، خداي رجايي شهر با خداهاي ديگر فرق دارد ، اينجا خدا وجود ندارد " بيان ميشود برداشته شده است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

درخواست رسمی اصلاح‌طلبان:

دولت درباره مرگ دانشجوی سنندجی پاسخ دهد

دکتر «جلال جلالی‌زاده» دبیر شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان کرد و عضو شورای مركزی جبهه مشاركت از دولت خواست بصورت شفاف درباره چرایی مرگ این جوان سنندجی گزارش رسمی دهد.

وی به پايگاه اطلاع‌رسانی ائتلاف اصلاح‌طلبان كردستان گفت: آنچه فضای کردستان را امنیتی می‌کند، رفتارهایی از این دست است که بدون اطلاع‌رسانی شفاف واعلام جزییات آن وهمچنین عدم برخورد با عاملان مرگ یک شهروند متهم، ماجرا درهاله‌ای از ابهام پایان می‌یابد.

دکتر «محمدعلی توفیقی» عضوشورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران نیز خواستار برخورد قضایی وعلنی با عاملان مرگ دانشجوی سنندجی شد و گفت: این دانشجو تا مرحله مرگ صرفا یک متهم بوده وهیچگونه اتهامی در مورد وی در هیچ مرجع قضایی ثابت نشده است و از لحاظ قانونی حرمت و حفظ کلیه حقوق شهروندی او برعهده دولت است.

توفیقی گفت: ما متاسفیم که کردستان باید همچنان تاوان بی‌تدبیری وبی‌مسئولیتی افرادی را بدهد که ناتوان ازبرخورد صحیح، انسانی وقانونی با یک متهم هستند. این پرونده محک خوبی برای اثبات برابری خون وحقوق شهروندی کردها با دیگر ایرانیان است وما به نظاره خواهیم نشست تا ببینیم که حقوق انسانی واساسی خانواده لطف‌اللهی از سوی حاکمان ایران وکردستان كه مدعی عدالت‌گستری، مهرورزی واصولگرایی هستند، چگونه ادا خواهد شد؟

همچنین سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه كردستان، بیانیه‌ای در این زمینه صادر كرد كه در آن آمده است:
مردم شریف كردستان!
خبر تاسف‌بار مرگ مشكوك و ابهام‌برانگیز مرحوم ابراهیم لطف‌اللهی دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور در بازداشتگاهی درسنندج، موجی از اندوه و غم جانكاه را در سطح استان و كشور ایجاد نموده است. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران- شاخه كردستان- ضمن تسلیت به خانواده آن مرحوم، دانشجویان و مردم شریف كردستان، مواردی را جهت تنویر افكار عمومی و در راستای دفاع از حقوق انسانی هم میهنان و تكریم حقوق شهروندی به اطلاع عموم می‌رساند:
1- طی هفته‌های اخیر متاسفانه شاهد موج جدیدی از بازداشت دانشجویان و فعالان سیاسی و برخورد با تشكل‌ها و مطبوعات كردی بوده‌ایم كه نگرانی‌های جدی را در خصوص تشدید فضای امنیتی در كردستان و تقویت حركت‌های خشونت‌آمیز مخصوصا در مقطع حساس كنونی كه درآستانه انتخابات مجلس هشتم قرار داریم، بوجود آورده است. به نظر می‌رسد دولت مدعی اصولگرایی و بهره‌مند از مزایای حاكمیت یكدست كه نه تنها در عمل به شعارهایی مانند آوردن نفت به سر سفره‌های مردم ناتوان بوده بلكه در نتیجه سیاست‌ها و اقدامات غیركارشناسی و شعاری با وجود دستیابی به درآمدهای سرشارنفتی كه در طول تاریخ معاصر ایران بی‌نظیر بوده است، كشور را با تورم كمرشكن، بیكاری فاجعه‌آمیز و گسترش فقر و فساد مواجه و در عرصه سیاست خارجی نیزعواقب راهبردها و سیاست‌های اشتباه و احساسی، ایران را با شرایط مخاطره‌آمیزی روبرو نموده است. در چنین شرایطی مدعیان اصولگرایی برای سرپوش گذاشتن بر ناكارآمدی شدید و همه‌جانبه خود در اداره امور جامعه، سیاست «مشت آهنین» را جایگزین شعار اولیه «مهرورزی» كرده‌اند.

2- اعمال فشار مضاعف بر جنبش دانشجویی با هدف ایجاد انفعال در دانشجویان از یكسو و رادیكالیزه نمودن آن از دیگر سو، صورت می‌پذیرد. مواجهه هوشمندانه با این ریكرود زیانباراقتدارگرایان بمنظور خنثی‌سازی اهداف آنان در سركوب آزادی، سدنمودن جریان اصلاحی و جلوگیری از تعمیق فرآیند مردم‌سالاری در جامعه بسیار مهم و حیاتی خواهد بود.

3- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (شاخه كردستان) ضمن محكوم نمودن هرگونه نقض حقوق شهروندی مانند بازداشت‌های خودسرانه، عدم امكان دسترسی به وكیل، طولانی شدن دوران بازداشت موقت و اعمال فشارهای روحی و فیزیكی بر زندانیان و یا خانواده آنان، خواستار آزادی سریع و بی‌قید و شرط تمامی دانشجویان در بند ورعایت حقوق شهروندی ومدنی این قشر گرانسنگ جامعه است. چراكه تجربیات گذشته نشان می‌دهد هرگونه حركت اصلاحی و پویا بدون حضور فعال وگسترده نسل جوان غیرممكن است.

4- با توجه به انتظار و درخواست به‌حق، قانونی و انسانی خانواده ابراهیم لطف‌اللهی در خصوص روشن شدن علت مرگ آن مرحوم، این سازمان نیزبر ابهام‌زدایی شفاف از ذهن جامعه در این مورد اصرار ورزیده و از مسئولان امر به تاكید می‌خواهد كه با اطلاع‌رسانی دقیق، سریع و مستند پزشكی زمینه‌های رفع نگرانی از افكار عمومی و برطرف نمودن شایعات موجود را فراهم نمایند و نسبت به معرفی ومحاكمه مسببان احتمالی این قضیه اقدام نمایند. مردم كردستان چشم انتظار اعمال عدالت نسبت به متخلف درهر لباس و جایگاهی هستند و درسالی كه به نام «اتحاد ملی» نامیده شده است، زدودن گرد ابهام وتردید از ذهن مردم، یك وظیفه جدی بر دوش مسئولان امر است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران – شاخه كردستان 30/10/8۶

جلالی‌زاده خبر داد:
ممانعت از نبش قبر و برگزاری مراسم يادبود دانشجوی سنندجی

نوروز: تقاضای نبش قبر مرحوم «ابراهیم لطف‌اللهی» دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور كه در بازداشتگاهی در سنندج به طور مشكوكی به قتل رسیده است، هنوز با پاسخ روشنی مواجه نشده است.

«جلال جلالی‌زاده» دبیر شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان کرد و عضو شورای مركزی جبهه مشاركت، با اعلام این خبر به خبرنگار نوروز گفت: روز یكشنبه خانواده مرحوم لطف‌اللهی و وكیل آنها نامه‌ای را به منظور شكایت از به خاك سپردن پنهانی فرزندشان و تقاضای نبش قبر او به دادستانی سنندج داده‌اند. دادستان هم آن نامه را به بازپرسی ارجاع داد، اما بازپرسی از پذیرش آن خودداری كرد.

وی افزود: همچنین قرار بود مجلس یادبودی برای این دانشجو در مسجد ادب سنندج برگزار شود كه متاسفانه ازآن ممانعت به عمل آمد.

در همين زمينه:
کشته شدن یک دانشجو در زندان و تشنج در فضای سنندج
گفت وگوی «نوروز» با وکیل دانشجوی کشته شده

آماده باش در سنندج؛ وضعیت شهر بسیار متشنج

گزارش دریافتی: امروز ساعت 3 مراسمی برای دانشجوی شهید، ابراهیم لطف اللهی در مسجد ادب شهر سنندج برگزار می شود.

طبق خبرهای رسیده از سنندج، از صبح امروز تاکنون نیروهای انتظامی در سطح شهر پراکنده و در حال آماده باش کامل به سر می برند. در اطراف مسجد ادب شمار نیروها و نیروهای لباس شخصی به حداکثر خود می رسد. همچنین از شب گذشته تا کنون سرویس پیام کوتاه یا SMS در شهر سنندج قطع می باشد.

شایان ذکر است این مراسم از سوی اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد برگزار و تا ساعاتی دیگر آغاز می شود. هر لحظه امکان لغو مراسم و برخورد با دانشجویان وجود دارد.

***

بیانیه ی کانون نویسندگان کرد درباره ی شرایط کنونی کردستان

آن سان که از نگاه اخلاقی می اندیشیم و می دانیم که انسان می تواند جهان آزاد را تکریم کند و خود نیز به خاطر آزاد بودن تکریم شود, جهانی که ما را به پرستش آزادی می خواند, جهانی که پیوسته در اندیشه ی اثبات برترین گوهر_آزادی- است و انسانهایش پیوسته در تکاپویند با مقتضیات شریف خود,به سوی آرمان های انسانی حرکت کنند, تمنای شور و شوق, تلاش و کوشش, بلندپروازی,راست پنداری, راست گفتاری, راست کرداری و حق جویی در وجودمان زبانه می کشد.

ما نیز بر این باوریم که سرچشمه ی ارزشگذاری های ملت ما در این جدول ارزشی به روشنی نمود یافته است و هم از این روست که اینگونه مورد هجمه ی تاریک اندیشان و متجاوزان فکری قرار گرفته ایم. و چون به این باور رسیده ایم که عدالت, ارتقای انتقام جویی است و سعادت انسان ها را در فضیلت و ارتقای آن جستجو می کنیم, این سان به اخلاق آزادمنشی, آزادی خواهی و آزادی باوری ایمان آورده ایم.عزت و شرف, شناسایی همسان و برابر در برابر قدرت و آزادی ثمره ی انسانیت است.

"کانون نویسندگان کرد" ضمن ارزشگذاری آزادی به عنوان بالاترین معیار انسانیت, با محکوم کردن شهادت"ابراهیم لطف اللهی" و شناسایی آن به عنوان "جنایت علیه بشریت" و همچنین انتقاد شدید به تلاش های گسترده برای عملی ساختن "پروژه ی سرکوب در کردستان", خواست های صریح خود را به این شرح اعلام می کند:

1.اعزام کمیته های ویژه ی حقیقت یاب مرکب از وکلای مستقل,پزشکان و کارشناسان جرم شناسی برای کشف علل مرگ "شهید ابراهیم لطف اللهی"

2.شناسایی, معرفی, محاکمه و مجازات آمران و عاملان این جنایت در دادگاه صالحه

3.عذرخواهی رسمی مقامات عالی اجرایی کشور از مردم مناطق کردنشین

4.تعهد و ضمانت اجرا برای عدم ارتکاب اینگونه جنایات در آینده

5.آزادی بی قید و شرط تمامی بازداشت شده گان و زندانیان سیاسی ایران

6.لغو مجازات اعدام"عدنان حسن پور" روزنامه نگار کرد

7.تغییر مدیریت اجرایی مناطق کردنشین به دلیل فقدان کارایی و ناتوانی سیاسی, اقتصادی و فرهنگی و تشدید نارضایتی های عمومی


کانون نویسندگان کرد1/11/86

 

 

درپي بداخلاقي‌ها و تبليغات سازمان يافته اخير انتخاباتي عليه اصلاح طلبان در نامه‌اي سرگشاده به مقام رهبري انجام شد:
اعتراض شديد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به عملكرد روزنامه كيهان

امروز: درپي بداخلاقي ها و تبليغات سازمانيافته اخير انتخاباتي عليه اصلاح طلبان، سازمان مجاهدين انقلاب نامه اي خطاب به رهبري ارسال كرد كه متن آن در ادامه مي آيد:

مقام معظم رهبری
حضرت آیت الله خامنه‌ای
با عرض سلام
احتراماً؛ حضرتعالی چندی قبل بر پرهیز جناح‌های سیاسی از بداخلاقی در تبلیغات انتخاباتی تأکید فرمودید. بدیهی است بداخلاقی به معنای ارتکاب رفتار و گفتار خلاف ادب و موازین انسانی و تعالیم دینی ، از سوي هر فرد و نهادی ،چه حزب سیاسی و چه مسئولان نظام و چه محافل و مراکزی که وابسته به نهادهای حاکمیتی هستند، امری ناپسند و مذموم است. به گمان ما بداخلاقی نهادها و محافل حاکمیت یا وابسته به حاکمیت به مراتب بیش از بداخلاقی احزاب و جریان‌های سیاسی شناخته شده و اسم و رسم دار ، به عرصة رقابت سیاسی و چهره و آبروی نظام لطمه می‌زند. بنابراین رعایت اخلاق انتخاباتی از سوی محافل حاکمیت و یا وابسته به حاکمیت ، ضروری تر و شایسته‌تر است.

متأسفانه درآستانة مهلت قانونی ثبت نام نامزدهای انتخاباتی و در حالی که هنوز دو ماه به زمان رقابت انتخاباتی باقی است، شاهد موج گسترده و سازمان یافته‌ای از تخریب و افترا و اهانت علیه اصلاح طلبان هستیم. تأسف‌بارتر این که در رأس این حرکت ، روزنامه کیهان به مدیریت نمایندة حضرتعالی و تریبون نماز جمعه تهران قرار دارند. در این حملات تخریبی تلاش می‌شود اصلاح طلبان وابسته و مزدور و عامل آمریکا معرفی شوند. بی‌پردگی و پرده‌دری تا بدان حد است که برخلاف تبلیغات گذشته که سعی می‌شد با دوگانه‌سازی‌های کاذبی چون تندرو و کندرو یا افراطی و معتدل میان اصلاح‌طلبان تفکیک قائل شوند،‌ در موج جدید و به عنوان یک نمونه در سرمقاله روزنامه کیهان مورخ( 23دي 86 ) اصلاح‌طلبان همگی مزدور و توطئه‌گر و برانداز و خائن و اصلاح‌طلبی ما هیتاًً تفکری دشمن ساخته معرفی می‌شود، به ترتيبي‌که حتی اعلام برائت ایشان از بیگانگان کفایت نمی‌کند و باید از هویت و گذشتة خود توبه کنند. تأسف‌بارتر این كه پرچمداران این حرکت، محورهای تبلیغاتی خود را به سخنان اخیر حضرتعالی مستند می‌کنند.

ماهیت این حرکت بر ما و آشنایان به عرصة سیاست و قدرت در ایران پوشیده نیست. ما نیک می‌دانیم کارنامة نامطلوب و دستان خالی حاکمان کنونی در عرصه‌های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی و نیز دیپلماسی کشور و همچنین مدیریت ناکار‌آمد و بحران زده که خسارات مالی و انسانی فراوان و تعطیلی و بلاتکلیفی کشور در بارندگی‌های اخیر تنها یکی از نمونه‌های آن است، علت اصلی این حرکت جدید به شمارمی‌آید. ما می‌دانیم در آستانة برگزاری انتخابات که علی القاعده جامعه برای تصمیم‌گیری و اعلام رأی و ارادة خود به عملکرد دولت‌مردان توجه ویژه‌ای مبذول می‌دارد،‌ کسانی را که از اقناع مردم ناامید و از چگونگی انتخاب مردم نگران هستند، ناگزیر می‌سازد با طرح سوژه‌های کاذب و بی‌پایه اما جنجالی، در انحراف افکار عمومی از مسائل اصلی کشور بکوشند وگرنه کیست كه نداند خط مشی تبلیغاتی سیاسی ایجاد نظام‌های دموکراتیک درکشورهای منطقه، پس از ۱۱سپتامبر در دستور کار دولت آمریکا قرار گرفت، حال آن که حرکت اصلاحی در ایران، سال‌ها پیش ازآن از متن جامعه سربرآورده و بیانگر خواست و ارادة ملت ایران مبنی بر حاکمیت قانون،‌ نظارت و مشارکت نهادینه و واقعی جامعه در ادارة امور و نفی ماجراجویی‌ها و خودسری‌هایی بوده است که کشور را همواره با بحران مواجه کرده و می‌کند. کیست که نداند همان گونه که حضرتعالی چندی پیش اشاره فرمودیـد، پیروزی اصلاح‌طلبـان ،کشور را از خطر حتمی و وارد آمدن خسارات سنگين به ملت نجات داد و کیست که نداند در آن زمان اگر به جای اصلاح طلبان ، تفکر حاکم کنونی به پیروزی می‌رسید و به جای خط مشی تنش زدایی و صلح طلبی، شعارهای ستیزه‌جویانه و تحریک‌آمیز در دستور قرار می‌گرفت، اشغال عراق به بعد از پروژة ایران موکول می‌شد و امروز کشور وضعی دیگر ‌داشت. به گمان ما استفاده کنندگان از این حربة ، منطقی دوگانه دارند. آنجا که اقدام یا عمل بیگانگان به تثبیت موقعیت ایشان بینجامد حتی اگر گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا باشد، آن را بزرگترین پیروزی تاریخ معاصرو موفقیتی به بزرگی خدا تعبیر می‌کنند و آنجا که یک اظهار نظر ولو غیر مستقیم به نفع رقبای ایشان باشد، آن را دلیلی بر وابستگی و مزدوری رقبا تبلیغ می‌کنند. این شیوه استدلال و نتیجه گیری را بیش و پیش از هرکس قرآن کریم مردود شمرده است، آنجا که می‌فرماید: «یا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ»(حجرات: ۶). بنابراین ما شکوه به پیشگاه قرآن می‌بریم و امید داریم که قرآن کریم میان ما و ایشان داوری کند

حضرتعالی مستحضر هستید که حربة استناد به اظهارات بیگانگان برای بدنام کردن رقیب، حربه‌ای دو دم است. اگر اظهارنظر اخیر بوش را که دستمایة حمله به اصلاح‌طلبان شده، این گونه تحلیل کنیم که جنگ طلبان آمریکایی برای توجیه سیاست‌های خود به وجود یک رقیب افراطی و تند رو نیاز دارند، از این رو در آستانة انتخابات با چنین اظهار نظرهایی ، شرایط مناسبی برای افراطیون به منظور تحت فشار قرار دادن و از میدان به درکردن اصلاح طلبان فراهم می‌آورند، آنگاه تصویر کاملاً وارونه خواهد شد. نیازی به تمسک به تئوری توطئه نیست، افراطیون در هرکجا و از هرملیتی که باشند به یکدیگر احتیاج دارند و وجود هریک توجیه‌گر وجود دیگری است. فراموش نکرده‌ایم که بن لادن درست در آستانة برگزاری انتخابات ریاست جمهوری گذشته آمریکا طی بیانیه‌ای مردم آن كشور را تهدید به حملاتی جدید کرد. همین بیانیه کافی بود تا سیاست‌های جنگ طلبانه بوش وجمهوری خواهان در افغانستان و عراق در نظر جامعة آمریکا موجه جلوه کرده و بوش برای دور دوم به ریاست جمهوری انتخاب شود.

با توجه به آنچه عرض شد مشکل، اعتبار و مصداقیت این تهمت ‌ها و افتراها نیست، زیرا چنان که معروض داشتیم اتهامات و اهانت‌هایی از این دست، بیش از هرچیز بیانگر آن است که تمسک کنندگان به آن از کارنامه‌ای قابل دفاع و مواضعی مبتنی بر منطقی استوار محرومند. یا مسئله این است که این بد اخلاقی اولاً نه از سوی احزاب و تشکل‌های سیاسی بلکه از سوی نهادهای وابسته به حاکمیت و به ویژه روزنامة تحت مدیریت نمایندة حضرتعالی صورت می‌گیرد و محدود به یکی دو مورد هم نیست و ثانیاً با نزدیک شدن به انتخابات به نفع احزاب متحد و حامی دولت و علیه احزاب اصلاح‌طلب ،رادیکال تر و خصمانه‌تر می‌شود.

به عنوان نمونه‌ای دیگر ، به پیوست تصویر خبر روزنامه کیهان مورخ (15 دي 86 ) دربارة بیانیة انتخاباتی اخیر سازمان را به همراه اصل بیانیه خدمتتان تقدیم می‌کنیم. چنان که ملاحظه می‌فرمایید صرفنظر از نحوة تنظیم خبر و تحریف‌های لفظی و معنوی موجود در آن که در حرفة روزنامه‌نگاری خود پدیده‌ای قابل مطالعه بوده و در هیچ رسانه و نشریة وزین و دارای هویتی نمی‌توان برای آن نظیری یافت، تهمت‌‌ها و اهانت‌های آشکاری که مسئولان کیهان درتنظیم خبر متوجه سازمان کرده‌اند، یکی از بارزترین مصادیق بی رسمی و بی اخلاقی است. چنان که ملاحظه‌ می‌فرمایید تیترها و محتوای مطالب این صفحه جملگی مشحون از اهانت و افترا و زشت گویی علیه اصلاح طلبان است. با قاطعیت می‌توان گفت که این حد از بداخلاقی و زشت‌خویی را در نشریات وابسته به هیچ‌یک از احزاب شناسنامه‌دار و ریشه‌دار در این کشور نمی‌توان سراغ گرفت.

تأسف‌بارتر این که این همه در شرایطی است که در آستانه رقابت‌های انتخاباتی، برخی از مهم‌ترین تشکل‌های سیاسی شناخته‌شده و با سابقه اصلاح‌طلب برخلاف قانون از داشتن نشریه‌ای برای انعکاس دیدگاه‌ها و مواضع خود محرومند و جامعه محکوم است تا از مواضع آن‌ها به روایت کیهان و به شرحی که گذشت مطلع شود. با توجه به این شرایط نابرابر و ناعادلانه، احتمالاً به ما حق خواهید داد که نتوانیم انتخابات آینده را عادلانه و به دور از شبهات بدانیم.

در پایان صادقانه عرض می‌کنیم که فعالیت و پرچمداری منابر جمعه و رسانة ملی و به ویژه روزنامة کیهان که به وسیله نماینده حضرتعالی اداره می‌شود در تخریب اصلاح طلبان، تحمل حقایق تلخ سابق الذکر را بر ما دشوارتر می‌سازد. بدون شک این روش و منش جز وهن رهبری و دامن زدن به شائبه‌ها و بدبینی‌ها در جامعه نتیجه دیگری ندارد. به گمان ما نهادها و مؤسساتی نظیر روزنامة‌ کیهان که در جامعه به انعکاس مواضع بیت رهبری مشهورند، باید رفتار و عملکردی به مراتب مسئولانه‌تر از این داشته باشند و حرمت و احترام این نهاد با فخامت را بیش از دیگران پاس‌ بدارند.

با پوزش از تصديع
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران
27/10/86

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط آریا  |