مقدمه:
حفظ و ترويج اصــول حقوق بشر ، اساس دغدغـــــــه های مــــشروع جامعـــــــــه بیـــن الـــــــمللی اســـت .
قواعد حمايت از حقوق بشر اگرچه طبيعتی جهان شمول يافته اما ، اجــــــرای واقـــــــعی آنـــــــها اساسا در
سطح حقوق داخلی جوامع ، امکان پذير است . دولتهای عـــــضو مــــــلل متحد مکلــــــف اند اين حــــــقوق
بنيادين را درباره تمام افراد مقيم در قلمرو و تابع حاکميتشان محتــــرم شـــــــــمرده و تضـــــمين نــــمايند .
بديهی است تنها در حاکميت يک ساخـــــــــتار دموکراتيک واقعی می توان بـــه توجه نهادهای حـــــکومت
به حقوق مردم و رعايت و احترام آنها چشم داشت .
حساسيت و بيداری در برابر انواع تجاوز به حقوق بشر ، تکليف انسانی آحاد ملت و خود ترويج و دفاع از حقوق بشری تـــــمام انسانها محسوب می شود . هدف " کانون مدافعان حقوق بشر " و وظيفه همه اعضای آن ، ترويج وتشويق رعايت حقوق بشر و آزاديهای اساسی و هوشياری دائمی در برابر موارد نقض حقوق بشر درهرجايی از کشــــــور است . کانون در ادامه سلسله گزارشهای فــــصلی خود از وضعيت حقوق بشـر در ايران ، با توجه به گزارشهای دريافتی از رويدادهای ناقض حقوق بشر گزارش سه ماهه آغازين ســال ۱۳۸۷ را تقديم می کند :
اول: وضعيت دانشجويان
دانشگاههای ايران از ابتدای تأسيس خود تا به حال ، نبض زنده تحـــــرکات اجتمـــــــاعی و سياسی و ميزان
الحراره حاکميتها نسبت به فضای آزاد عمومی جامعه بوده اند .
متأسفانه دولت نهم تغيير و بهبودی در رويکردهای به شدت تضييق آفرين خود نسبت به فعالين صنفی سياسی دانشجويی صورت نداده و هرچه بيشتر برتحميل سياستگذاريهای بسته و ناکارآمد و تشديد فضای فشار ، اصرار می ورزد .
فعالان دانشجويی بهار ۱۳۸۷را نيز با تلخکامی و ادامه ی معمول اين ساليان ، پشت سر گذاشتند ، از جمله:
- حدود ۸۰ مورد احضار دانشجويان به کميته های انضباطی ، ۱۰ مورد احضار به محاکم قضائی ،
- ۷ مورد بازداشت بوسيله ی نهادهای امنيتی ، ۳۷ مورد محروميت از تحصيل ، يک مورد اخراج قطعی،
۵ مورد محاکمه ، ۸ مورد محکوميت به زندان ، ۶ مورد توقيف نشريات دانشجوئی و ۱ مورد تعليق و
- لغو مجوز و دو مورد فيلتر سايتهای دانشجوئی .
موارد زير ، اخبار وضعيت دانشجويانی است که به کانون ، گزارش شده است :
احضار به کميته های انضباطی:
۱- ۲۳ نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز به کميته ی انضباطی احضار شدند . ( ۱۸/۱/۱۳۸۷ )
۲- ۱۲نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد شهر ری به کميته ی انضباطی احضار شدند . (۲۲/۱/۱۳۸۷)
۳- سلمان يزدان پناه دانشجوی دانشگاه تهران مجددا" به کميته ی انضباطی فراخوانده شد. (۲۶/۱/۸۷)
۴- ۶ دانشجوی دانشگاه شهيد رجايی به کميته ی انضباطی احضار شدند . ( ۲۹/۱/۸۷)
۵- ۲۰ نفر از دانشجويان دانشگاه امير کبير به کميته ی انضباطی احضار شدند . (۲۴/۲/۸۷)
۶- اعضای مؤسس انجمن اسلامی دانشگاه مازندران به کميته ی انضباطی فراخوانده شدند. (۲۵/۲/۸۷)
۷- امين نظری دبير سابق انجمن اسلامی دانشگاه همدان به کميته ی انضباطی احضار شد . ( ۳۱/۲/۸۷)
۸- محمد بنی ابراهيمی دانشجوی دانشگاه مفيد قم به کميته ی انضباطی احضار شد . ( ۹/۳/۸۷ )
۹- ۵ دانشجوی دانشگاه سيستان و بلوچستان به کميته ی انضباطی احضار شدند . ( ۱۶/۳/۸۷ )
احضار به محاکم قضايی:
۱- علی نيکو نسبتی ، علی عزيزی و محمد هاشمی ، ۳ عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت به دادگاه احضار شدند . ( ۲۴/۲/۸۷ )
۲- يونس مير حسينی ، دانشجوی دانشگاه شيراز به دادگاه انقلاب فراخوانده شد . ( ۱۹/۲/۸۷ )
۳- مجيد توکلی ، با گزارش قرارگاه ثارالله سپاه و شکايت دادستانی بارديگر به دادگاه فراخوانده شد . (۲۰/۲/۸۷ )
۴- ميلاد اسدی ، دانشجوی دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی به دادگاه انقلاب احضار گرديد .(۲۱/۳/۸۷)
۵- علی عزيزی ، به دادگاه انقلاب احضار شد . ( ۲۶/۳/۸۷ )
۶- ۳ تن از دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد به دادسرای انقلاب احضارشدند . ( ۲۷/۳/۸۷ )
بازداشت:
۱- اردشير کريمی خياوی ، مهدی کيانی و آيدين قره باغی ، سه دانشجوی دانشگاه اردبيل بازداشت شدند . ( ۲۳/۱/۸۷)
۲- مجتبی باستانی ، فعال دانشجويی در تهران بازداشت شد . ( ۲۶/۲/۸۷ )
۳- فرشاد دوستی پور ، دانشجوی دانشگاه بوعلی سينای همدان بازداشت شد . ( ۲۸/۲/۸۷ )
۴- عسگر اکبر زاده ، دانشجوی دانشگاه اردبيل بازداشت گرديد . ( ۲۲/۳/۸۷ )
۵- امير رضا اردلان ، در اصفهان بازداشت گرديد . ( ۲۸/۳/۸۷ )
احکام کميته های انضباطی:
۱- ۱۳ نفر از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائی از حق تحصيل محروم شدند . ( ۲۴/۱/۸۷ )
۲- رضا نگهداری و سلمان يزدان پناه از کوی دانشگاه تهران اخراج شدند . ( ۲۸/۱/۸۷ )
۳- حميد رضا امير خانی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد يک ترم از تحصيل در دانشگاه محروم گرديد . (۳۱/۱/۸۷)
۴- پيمان انجيدنی دبير سابق انجمن اسلامی دانشگاه سهند تبريز به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد . ( ۲/۲/۸۷ )
۵- از ادامه ی تحصيل سهيل آصفی دانشجوی روزنامه نگاری در دانشگاه سوره جلوگيری به عمل آمد.
( ۱۴/۲/۸۷ )
۶- ميثم فرخ روز دانشجوی دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی به يک ترم تعليق از تحصيل محروم شد . (۲۰/۲/۸۷ )
۷- حکم اخراج قطعی کاوه رضايی فعال دانشجويی دانشگاه بوعلی همدان صادر شد . ( ۲۳/۲/۸۷ )
۸- احکام محروميت از تحصيل ۲۰ نفر از دانشجويان دانشگاه امير کبير صادر شد . ( ۲۴/۲/۸۷)
۹- ۴ دانشجوی دانشگاه آزاد کاشان به علت مخالفت با دفن شهدا در دانشگاه ، از دانشگاه اخراج شدند!! (۷/۳/۸۷)
محاکمات انجام شده:
۱- پرونده پيمان عارف به دادگاه بدوی عودت داده شد . ( ۱۹/۱/۸۷ )
۲- دادگاه آرش خاندل عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه لرستان برگزار شد . ( ۲۱/۱/۸۷ )
۳- جلسه ی رسيدگی به اتهامات علی نيکو نسبتی عضو شورای مرکزی تحکيم وحدت برگزار شد . (۱۷/۲/۸۷)
۴- دادگاه ياسر گلی ، فعال دانشجوئی در بند برگزار شد . ( ۹/۳/۸۷ )
۵- حبيب الله لطيفی دانشجوی دربند در دادگاه محاکمه شد . ( ۳۱/۳/۸۷ )
احکام محاکم قضايی:
۱- حسين يوسفی و غفور حبيب پور دو دانشجوی دانشگاه تبريز هرکدام به ۶ ماه حبس محکوم شدند .(۱۸/۱/۸۷ )
۲- آرمان صداقتی به تحمل ۲ سال حبس محکوم گرديد . ( ۲۱/۱/۸۷ )
۳- زينب پيغمبرزاده دانشجوی دانشگاه تهران به ۲ سال حبس تعليقی محکوم گرديد . ( ۲۶/۱/۸۷ )
۴- احکام چندين سال حبس تعزيری سه دانشجوی دانشگاه امير کبير تأييد شد . ( ۲۷/۱/۸۷ )
۵- عابد توانچه به ۸ ماه حبس تعزيری محکوم گرديد . ( ۲۷/۱/۸۷ )
۶- حکم يک سال حبس تعزيری بابک زمانيان نقض گرديد . ( ۹/۳/۸۷ )
جلوگيری از فعاليت نهادهای دانشجوئی:
۱- به برگزاری نشست سراسری شوراهای صنفی دانشگاهها مجوز داده نشد . ( ۲۴/۱/۸۷ )
۲- دانشجويان دانشکده خبر به محدوديتهای ايجاد شده نسبت به فعاليتهای دانشجوئی اعتراض کردند . ( ۲۴/۱/۸۷ )
۳- فعاليت تشکل دانشجوئی آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان به مدت ۴ ماه تعليق گرديد . ( ۲۵/۱/۸۷)
۴- دفتر انجمن اسلامی دانشگاه هرمزگان پلمب گرديد . ( ۱۲/۲/۸۷ )
تعطيلی و توقيف نشريات دانشجوئی:
۱- از ادامه ی انتشار نشريه دانشجوئی " بولور" در دانشگاه آزاد مهاباد جلوگيری به عمل آمد . (۳۱/۱/۸۷)
۲- وب سايت کميته دانشجوئی گزارشگران حقوق بشر برای دومين بار فيلتر گرديد . ( ۱/۲/۸۷ )
۳- فعاليت نشريه دانشجوئی " ياغيش" در دانشگاه اروميه به حالت تعليق در آمد . ( ۳/۲/۸۷ )
۴- نشريه دانشجوئی "ايرانشهر" دانشگاه رازی کرمانشاه توقيف گرديد . ( ۳/۲/۸۷ )
۵- مجوز نشريه دانشگاهی "پاتوق " دانشکده خبر لغو گرديد . ( ۶/۲/۸۷ )
۶- نشريه دانشجوئی "طاق بستان" دانشگاه رازی کرمانشاه توقيف شد . ( ۱۲/۲/۸۷ )
۷- خبرنامه دانشجوئی دانشگاه امير کبير فيلتر گرديد . ( ۳۰/۲/۸۷ )
۸- نشريه دانشجوئی "پرومته" دانشگاه يزد توقيف شد . ( ۵/۳/۸۷ )
۹- نشريه دانشجوئی "وريا" در دانشگاه شيراز توقيف شد . ( ۱۳/۳/۸۷ )
۱۰- نشريه دانشجوئی "چرو" در دانشگاه رازی کرمانشاه توقيف شد . ( ۲۱/۳/۸۷ )
وضعيت نامناسب دانشگاهها و دانشجويان:
۱- علی کانطوری دانشجوی دربند زندان قزل حصار کرج همچنان در وضعيت نامناسبی نگهداری می شود . (۱۲/۱/۸۷ )
۲- برخی از دانشجويان ايرانی به علت عدم صدور ويزا به دلايل سياسی از حضور در مسابقات بين المللی محروم شدند . ( ۱۷/۱/۸۷ )
۳- وزارت اطلاعات و تيم امنيتی قضايی بر دادگاه تجديد نظر سه دانشجوی دانشگاه امير کبير به منظور محکوم ساختن آنها فشار شديدی وارد ساختند.( ۲۶/۱/۸۷ )
۴- يک دانشجوی مقطع دکترای شيمی دانشگاه شهيد بهشتی به علت رفتار اهانت آميز استادش به او در آزمايشگاه دانشکده خودکشی کرد . ( ۳۰/۱/۸۷ )
۵- ۸ دانشجوی دانشگاه سهند تبريز در اثر اعتصاب غذا روانه ی بيمارستان شدند . ( ۹/۲/۸۷ )
۶- اعضای انجمن اسلامی دانشگاه بيرجند مورد ضرب و شتم مأموران امنيتی قرار گرفتند . (۳۰/۲/۸۷)
۷- حبيب الله لطيفی دانشجوی زندانی در سنندج در وضعيت وخيم جسمانی به سر می برد.(۸/۳/۸۷)
۸- کوی دانشگاه تهران در آستانه سالگرد ۱۸ تير سال۷۸ تعطيل شد . ( ۱۰/۳/۸۷ )
۹- در پی برپائی تحصنی اعتراض آميز در دانشگاه تربيت معلم ، مسئولان دانشگاه برای ايجاد فشار بر متحصنين آب آشاميدنی دانشگاه را قطع کردند !! ( ۱۴/۳/۸۷ )
۱۰- برای کنترل رفتارهای دانشجويان در دانشگاه آزاد شهرری دوربين های مداربسته در محيط دانشگاه کار گذاشته شد . ( ۱۴/۳/۸۷ )
۱۱- حدود ۵۰۰ دانشجو در دانشگاه بوعلی همدان دچار مسموميت غذائی شده و روانه بيمارستان شدند. (۲۴/۳/۸۷)
۱۲- در پی تعرض معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه زنجان به حرمت يک دانشجوی دختر ، " دانشجو" دستگير شد !!( ۲۶/۳/۸۷ )
۱۳- دانشگاه زنجان به علت اقدام تعرض آميز معاونت دانشجوئی و فرهنگی حدود يک هفته نا آرام و تعطيل بود . ( ۲۷/۳/۸۷ )
دوم – وضعيت فعالان سياسی – اجتماعی دگر انديش:
اعمال فشار نهاد قدرت و تعقيب سياستها و رويکردهای امنيتی و قضايی در برخورد با دگر انديشان و مخالفان
وضع موجود به موضع مأنوس حاکميت تبديل شده است . آزاديهای مدنی و سياسی به آسانی تحديد می شوند و مراجع پشتيبان حقوق فردی و اجتماعی ملت از انجام وظايف قانونی خودغافل و ناتوان اند .
طبق گزارشات ، در بهار ۸۷ دست کم ۱۵۵ نفر از فعالان اجتماعی و سياسی به مراجع امنيتی و قضايی احضار شدند . حدود ۳۵۰ نفر بازداشت شدند و ۱۸ نفر نيز با محکوميتهای جزائی روبرو شدند .
در همان حال ، از برگزاری برخی از تجمعات و نشستهايی که در همه سالهای پيش بدون مشکل امنيتی و با مجوز همان نهادهای ناظر برگزار شده بود ، جلوگيری به عمل آمد و تحمل دگرانديشان به پائين ترين سطح ساليان اخير تنزل يافت ، موارد زير در اين ارتباط قابل بيان اند:
احضار:
۱- عبدالله مؤمنی سخنگوی سازمان ادوار تحکيم وحدت به دادگاه احضار شد .
۲- اکبر اعلمی نماينده مجلس در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی به علت انتقادات خود از دولت به دادگاه فراخوانده شد .
۳- حسن کامران ، فاطمه آجرلو و محمد دهقان نمايندگان مجلس شورای اسلامی در ارتباط با پرونده پاليزدار به دادگاه احضار شدند .
۴- ۱۵۰ نفر از فعالان حرکت ملی آذربايجان احضار و با اخذ تعهد کتبی آزاد شدند .
بازداشت:
۱- حسن سرداری ، فعال فرهنگی در کرمانشاه بازداشت شد .
۲- ايمان رضائی عضو انجمن شعر جوانان آمل و فعال حقوق بشر بازداشت شد .
۳- حميد اطهاری ، نسرين محمودی آذر و آرام ابراهيم خاص ، ۳ فعال مدنی در شهر اشنويه بازداشت شدند.
۴- ماموستا ايوب گنجی ، امام جماعت مسجد قبای شهرک بهاران شهر سنندج به علت انتقاد از حاکميت بازداشت شد .
۵- بهرام آبتين ، فعال ميراث فرهنگی ، بهروز عليزاده ، ودود سعادتی ، رقيه عليزاده همسر عباس لسانی ، رشيد رحمانی و فرهاد محسنی در اردبيل بازداشت گرديدند .
۶- عباس پاليزدار و ۱۱ نفر ديگر در ارتباط با پرونده افشاگريهای او بازداشت شدند .
۷- تعداد حدود ۲۵۰ نفر در جريان تجمع اعتراض آميز در رابطه با اظهارات پاليزدار در پارک ملت تهران و تعدادی ديگر در مشهد دستگير و بازداشت شدند .
۸- فريبا کمال آبادی ، جمال الدين خانجانی ، عفيف نعيمی ، سعيد رضائی ، بهروز توکلی و وحيد تيزفهم ، شش تن از رهبران جامعه بهائيان ايران بازداشت گرديدند .
۹- حسن ارک ، جمشيد زارعی ، حميد رضائی ، حجت تاری وئوديان ، احمد رضوی ، اکبر حسين زاده ، حسين ميرزاخانی و علی صديقی در جريان دومين سالگرد اعتراض ترکهای آذربايجان دستگير شدند .
۱۰- حجت الاسلام عبدالعزيز عظيمی قديم روحانی آذربايجانی بازداشت گرديد .
۱۱- همايون شکوهی علما زاده ، فريبا ناظميان پور ، امير حسين باب اناری ، فاطمه شناسا ، فاطمه علماءالدين حسين ، حميد علماءالدين حسين ، محمد علی علماءالدين حسين ، مجتبی علماء الدين حسين، محمود متين و آرش پنداری به اتهام تغيير مذهب به کيش مسيحيت در شيراز بازداشت شدند .
۱۲- رحيم غلامی فعال فرهنگی در اردبيل بازداشت شد .
احکام قضائی:
۱- دکتر جلال جلالی زاده نماينده اصلاح طلب شهرهای سنندج ، ديوائدره ، و کامياران در مجلس ششم شورای اسلامی به يک سال حبس تعزيری محکوم شد .
۲- سعيد متين پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر به ۸ سال زندان و صالح کامرانی وکيل مدافع او به ۱ سال حبس تعزيری محکوم شدند .
۳- عبدالله عباسی و محمد علی حيدری دو استاد دانشگاه ، نيز جليل نحنی لو ، عليرضا متين پور ، يعقوب سالکی نيا ، مير قاسم سيدين زاده ، بهروز صفری و ليلا حيدری هرکدام به يکسال حبس که به مدت ۵ سال به حالت تعليق خواهد در آمد ، محکوم شدند .
۴- زاهد محمد زاده به ۶ ماه زندان محکوم شد و دوران محکوميتش را در زندان مرکزی سنندج سپری ميکند.
۵- حکم اعدام عبدالواحد ( هيوا ) بوتيمار ، فعال کرد در دادگاه انقلاب تأييد شد .
۶- اميد عباسقلی نژاد به ۶ ماه حبس تعزيری ، عباس خرسندی دبير کل حزب دموکرات ايران به ۸ سال حبس تعزيری و امير حسين حشمت ساران دبير کل جبهه اعتماد ملی ايران به ۴ سال و ۳ ماه و يک روز حبس تعزيری و تحمل ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند .
۷- حکم زندان حجت الاسلام هادی قابل عضو جبهه مشارکت ايران اسلامی به اجرا در آمد .
۸- امير يعقوبعلی از اعضای کمپين يک ميليون امضا به تحمل يکسال حبس تعزيری محکوم شد .
ساير موارد:
۱- دادگاه ايمان جلالی دبير منطقه خراسان رضوی حزب کارگزاران سازندگی و ۳ نفر ديگر از اعضای اين حزب که از اعضای ستاد انتخاباتی حسين آفريده بودند ، برگزار شد .
۲- مجوز فعاليت انجمن " ژيار " کرمانشاه لغو گرديد .
۳- مقامت امنيتی از برگزاری مراسم سالگرد تأسيس نهضت آزادی ايران و حضور اعضای نهضت بر سر مزار آيت الله طالقانی جلوگيری به عمل آورد .
۴- از برگزاری ششمين سالگرد درگذشت دکتر يدالله سحابی در حسينيه ارشاد ممانعت به عمل آمد و به حاضران بر سر مزار او در بقعه امامزاده عبدالله اجازه برگزاری مراسم و سخنرانی داده نشد .
۵- مأموران حراست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان مانع ادامه سخنرانی محمد علی دادخواه عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر که در نمايشگاه مطبوعات اصفهان در حال سخنرانی – در مورد آزادی بيان در پيش از اسلام - بود شدند .
۶- آيت الله کاظمينی بروجردی همچنان در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين و در وضعيت نامناسب جسمی و روحی به سر ميبرد .
۷- کاوه عزيز پور که پيشتر به اتهام ارتباط با احزاب اپوزيسيون کرد بازداشت شده بود ، در سن ۲۵ سالگی در زندان درگذشت .
سوم – وضعيت کتاب و مطبوعات ، نويسندگان و روزنامه نگاران:
حمايت از آزادی عقيده و بيان ، از ارکان ضروری يک جامعه دموکراتيک است. پاسداری از اين آزادی و لوازم آن اعم از آزادی کسب و انتشار اطلاعات و افکار به تمام وسايل وبدون ملاحظات مرزی برای تحصيل و اعمال سايرآزاديهای اساسی ، پيش زمينه ای ضروری محسوب می شود .
کوشش حاکميت در تضعيف هرچه بيشتر مبانی اين حق بنيادين از طريق پيگردهای اجرايی و قضايی اصحاب مطبوعات و تسلط فضای ترس و خود سانسوری بر مطبوعات ، آزادی کسب و انتشار اطلاعات را به حداقل تقليل داده است .
در سه ماهه ی اول امسال ، دست کم ۷ نفر از اهالی مطبوعات و رسانه ها به محاکم احضار شدند ، ۴ نفر بازداشت ، ۱۸ نفر محاکمه و ۶ نفر نيز به موجب احکام محاکم به کيفرجزايی محکوم شدند . همچنين ۶ سايت اينترنتی غير همسوبا سياستهای حاکم به ترفند فيلترينگ گرفتار آمدند .گزارش زيرحاصل اينگونه برخوردها ست :
احضار به محاکم:
۱- کاوه اشتهاردی مدير مسئول روزنامه ی" ايران" به دادگاه احضار شد .
۲- ليلا مدنی مدير مسئول هفته نامه ی "کرفتو" به دادگاه احضار شد .
۳- حميد عطريانفر مدير مسئول هفته نامه ی " شهروند امروز" به دادگاه فراخوانده شد .
۴- عباس سليمی نمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران ، شورش گلکار، و رضا گلپور چمن کوهی نويسنده کتاب "شنود اشباح" به دادگاه فراخوانده شدند .
۵- مدير مسئول سايت "بهارستان ايران " و سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم به دادگاه فراخوانده شد.
محاکمات انجام شده:
۱- جلسه رسيدگی به اتهامات مرتضی فلاح ميبدی مدير مسئول روزنامه توقيف شده "اقبال" ، بهزاد روحی مدير مسئول ماهنامه "بهارتاش" ، مرتضی الويری مدير مسئول وقت روزنامه "همشهری" ، مسعود فخری طباطبائی مدير مسئول ماهنامه ی "سينمای امروز" ، اسرافيل عبادتی مدير مسئول روزنامه ی "کار و کارگر" ، حسين ضيائی مدير مسئول وقت روزنامه ی "ايران" ، علی اکبر مسگران مدير مسئول هفته نامه ی " ديروز، امروز، فردا "، قلی شيخی مدير مسئول روزنامه ی "توسعه " ، منصور جمشيدی مدير مسئول هفته نامه ی "صبح آزادی" ، الياس حضرتی مدير مسئوول روزنامه ی "اعتماد" ، جليل مقدم مدير مسئول روزنامه ی "اسرار" و محمد نعيمی پور مدير مسئول روزنامه ی توقيف شده "ياس نو" برگزار شد .
۲- جلسه ی رسيدگی به اتهامات کيوان صميمی بهبهانی مدير مسئول ماهنامه ی توقيف شده ی "نامه" ، محمد مهدی مظاهری مدير مسئول وقت روزنامه ی "جوان" ، مصطفی کواکبيان مدير مسئول روزنامه "مردمسالاری" ، حسين مختاريان مدير مسئول روزنامه ی توقيف شده "آزاد" ، حميد رضا زاهدی مدير مسئول نشريه ی توقيف شده دوران امروز ، تجديد و به وقت ديگری موکول شد .
۳- نجات علی شعبانی سردبير و سونيا عليزاده يکی از نويسندگان ماهنامه ی "بهارتاش" محاکمه شدند .
۴- جلسه ی رسيدگی به اتهامات رضا عباس زاده سردبير هفته نامه ی "صبح آزادی" برگزار شد .
۵- شيرکوجهانی اصل ، روزنامه نگار ، عکاس و فيلمساز در مهاباد محاکمه گرديد .
۶- جلسه ی رسيدگی به اتهام مسعود حيدری مدير عامل سابق ايلنا ( خبرگزاری کار ايران ) برگزار شد .
۷- کيفرخواست دادستان عليه علی صادقی مدير وقت سايت بازتاب صادر شد .
بازداشت:
۱- هوشنگ مظاهری نويسنده و مورخ به شعبه ۳۷ دادگاه عمومی اصفهان احضار شد و به دليل ناتوانی از توديع وثيقه بازداشت گرديد .
۲- اسماعيل جعفری ( وب نگار ) بازداشت شد .
۳- سيد ظهور نبوی چاشمی از نويسندگان مجله ی توقيف شده ی "سرزمين آريايی" بازداشت گرديد .
۴- مسعود رفيعی طالقانی ( روزنامه نگار ) بازداشت گرديد .
احکام قضايی:
۱- علی قنبری مدير مسئول هفته نامه ی " زاگرس" و نماينده دوره های پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی به پرداخت ۵ ميليون ريال جزای نقدی در حق دولت ، بدل از ۳ ماه و يک روز حبس ، و ۴ ماه محروميت از مسئوليتهای مطبوعاتی محکوم شد .
۲- سيد مرتضی نبوی مدير مسئول روزنامه ی "رسالت" به پرداخت ۱ ميليون ريال جزای نقدی در حق دولت ، بدل از ۳ ماه و يک روز حبس تعزيری محکوم شد .
۳- هومن خلج هدايتی مدير مسئول روزنامه ی "خوب انديش" به پرداخت ۲۰ ميليون ريال جزای نقدی و لغو مجوز انتشار محکوم شد .
۴- مدير مسئول روزنامه ی "شاخه ی سبز" از روزنامه های محلی قم به يک سال ونيم حبس تعزيری محکوم شد .
۵- حکم محکوميت محمد صديق کبودوند روزنامه نگار و مؤسس سازمان حقوق بشر کردستان به ۱۱ سال حبس تعزيری در دادگاه تجديد نظر تأييد شد .
۶- حکم ۱ سال حبس تعزيری داود ( کاوه ) جوانمرد فعال مطبوعاتی کرد در دادگاه تجديد نظر تأييدشد .
فيلترينگ سايتهای اينترنتی:
۱- سايتهای ميدان زنان ، مدرسه ی فمينيستی ، کانون زنان ايرانی ، تغيير برای برابری ، فرارو و چند وبلاگ فيلتر شدند .
۲- خبرگزاری فارس برای ۳ روز توقيف شد .
چهارم – وضعيت زنان:
حمايت از حقوق برابر زنان ، نفی تبعيض جنسی و گسترش زمينه های حصول برابری واقعی زنان با مردان از اهداف اساسی اسناد و معاهدات متعدد بين المللی و نهادها و فعاليتهای ملل متحد است .
به رغم موضع اسناد لازم الاجرای حقوق بشری و قانون اساسی ، متاسفانه نظام سياسی نه تنها اراده ای برای تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان ندارد بلکه، بلند شدن بانگ تغيير برای برابری را نيز بر نمی تابد .
شبح حبس و شلاق و زجر ، همچنان در تعقيب هواداران جنبشی است که در اعتراضی نجيب و آرام به دنبال "تغيير برای برابری" اند .
آخرين اخبار از احضار ۳ تن از اين فعالان ، بازداشت يک نفر و محکوميت جزائی ۳ نفر ديگر حکايت دارد :
احضار:
جلوه جواهری ، پروين اردلان و مريم حسين خواه ، از فعالين کمپين يک ميليون امضا ، به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب احضار شدند .
بازداشت:
خديجه مقدم از اعضای کميته مادران کمپين يک ميليون امضا در منزل خود دستگير و به دليل ناتوانی از پرداخت وثيقه بازداشت شد .
احکام قضايی:
۱- شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب ، ناهيد جعفری ، فعال جنبش زنان را به ۶ ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق محکوم کرد .
۲- پروين اردلان از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب به ۲ تا ۳ سال حبس تعليقی با احتساب ايام بازداشت قبلی محکوم گرديد .
۳- رضوان مقدم ، عضو کمپين يک ميليون امضا ، توسط شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب به ۶ ماه حبس تعليقی و ۱۰ ضربه شلاق ، که به مدت ۳ سال تعليق شده است محکوم شد .
ساير موارد:
۱- بيش از ۴۰۰ دانشجو و فعال زن ، به همراه بيش از ۳۰۰ دانشجو و فعال مرد ، با صدور بيانيه ای به اعمال سهميه بندی جنسيتی در دانشگاهها اعتراض کردند .
۲- ۵۰۰ فعال مدنی و سياسی با انتشار بيانيه ای نسبت به ادامه بازداشت ۷ ماهه روناک صفارزاده و هانا عبدی ، واکنش نشان دادند .
پنجم – وضعيت متهمين زير ۱۸ سال:
کودکان بعلت عدم تکامل رشد قوای بدنی و فکری به حمايتهای قانونی مناسب جهت رشد اجتماعی و اخلاقی خود نيازمندند . از نظر کنوانسيون حقوق کودک ( ۱۹۸۹ ) که دولت ايران نيز آنرا به تصويب رسانده است ، منظور از کودک ، افراد انسانی زير ۱۸ سال هستند .
ماده ۳۷ اين کنوانسيون ، اعدام کودکان زير ۱۸ سال را ممنوع کرده است .
بند ۵ ماده ۶ ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی نيز که بدون قيد و شرط مورد پذيرش و تصويب دولت ايران قرار گرفته است ، افراد زير ۱۸ سال را از شمول احکام اعدام خارج دانسته است .
با اين حال ، نظام قضائی ايران به کرات ، عدم پايبندی خود به اين تعهد حقوقی و اخلاقی را با اعدام يا قصاص ده ها نوجوان زير ۱۸ سال نشان داده است و همواره نيز در برابر چشمان شاهد جهانيان به انکار وقوع آنها پرداخته است .
در حال حاضر ، دست کم ۷۴ نفر از نوجوانانی که در هنگام ارتکاب جرم مستوجب کيفر مرگ ، کمتر از ۱۸ سال داشته اند ، در آستانه يا منتظر آويخته شدن از طناب دار هستند .
از اينگونه متهمين از ابتدای سال تا کنون ، دونفر زندگی خود را از دست داده اند :
۱- محمد حسن زاده ، نوجوانی که در سن ۱۵ سالگی به مرگ محکوم شده بود ، در بيست و يکم خرداد ماه ۱۳۸۷ ، در حالی در سنندج به دار آويخته شد که تنها حدود ۱۷ سال داشت .
۲- جواد شجاعی ، بخاطر جرمی که در هنگام ارتکاب آن فقط ۱۶ سال داشت ، به دار آويخته شد .
در آخرين اخبار ، در ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ ماه ، اخباری مبنی بر اعدام دو تن از نوجوانان ، بهنود شجاعی و محمد فدايی منتشر شد .
ششم – وضعيت معلمان:
شايد هيچيک از دولتمردان ايران در عالم نظر ، منکر اهميت نهاد آموزش و پرورش نباشد ، اما در عمل ، دستگاه عظيم آموزش و پرورش به يکی از کم اهميت ترين ، بی رمق ترين ، ضعيف ترين و بی پشتوانه ترين ساختارهای کشور تبديل شده است و حل دغدغه های معيشتی و منزلتی نقش آفرينان آن در پايين ترين سطوح توجه سياستگزاران و مجريان قرار دارد .
تحقق دو خواسته ی محوری فرهنگيان ، يعنی : اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق و مزايا برای کارکنان دولت و پرداخت مطالبات معوقه ، همچنان معوق و معطل مانده است و پيگيری اين خواسته ها ، به جای اجابت درخواست های قانونی ، پيامدهای اداری و کيفری را برای آنان به ارمغان آورده است.
گزارش وضعيت حقوق بشر در حوزه فرهنگيان در بهار ۱۳۸۷ به شرح زير است :
۱- گودرز شفيعيان دبير آموزش و پرورش شهرستان ممسنی توسط هیأت بدوی سازمان آموزش و پرورش استان فارس احضار شد . ( ۲۳/۲/۸۷ )
۲- محمود دهقان آزاد معلم نابينای عضو هیأت مديره کانون صنفی معلمان تهران به هیأت بدوی تخلفات اداری تهران احضار شد . ( ۲۴/۲/۸۷ )
۳- مير اکبر رئيس زاده عضو هیأت مديره کانون صنفی معلمان ايران بطور تلفنی به شعبه بازپرسی دادگاه انقلاب احضار شد . ( ۳۱/۲/۸۷ )
۴- آقايان حيدر زمان و رامين زندنيا از فعالين کانون صنفی فرهنگيان استان کردستان به حراست فرمانداری سنندج احضار شدند . ( ۱۰/۲/۸۷ )
۵- مجتبی ابطحی عضو کانون صنفی فرهنگيان خمينی شهر به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران احضار شد .
۶- محمود باقری به تحمل ۳ سال حبس محکوم شد که با توجه به وضعيت وی برای ۵ سال به حالت تعليق در آمد .
۷- مسعود کرد پور دبير در شهرستان بوکان، از سوی هیأتهای بدوی و تجديد نظر رسيدگی به تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش به ۲ سال تبعيد به شهرستان تکاب محکوم شد .
۸- نبی الله باستان ، عضو هیأت مؤسس کانون صنفی معلمان چهار محال و بختياری به يک سال زندان محکوم شد .
۹- محمد داوری عضو شورای مرکزی و مسئول کميته اطلاع رسانی سازمان معلمان ايران ، بعد از خروج از مدرسه ، بوسيله نيروهای امنيتی پايگاه هشتم نيروی انتظامی تهران دستگير و پس از بازجويی در قرارگاه ، قرار بازداشت و مجوز تفتيش از منزل او توسط قاضی کشيک دادسرا صادر شد . همزمان با اين اقدام ، دفتر سازمان معلمان نيز بدون حکم قضايی مورد تفتيش قرار گرفته و تمام اسناد و نشريات موجود در آن توقيف شده و کارکنان دفتر هم برای ۲۴ ساعت در بازداشت به سر بردند .
۱۰- نيروهای امنيتی طی تماسی با دبير کل سازمان معلمان ايران ، مانع شرکت اعضای شورای مرکزی در جلسه ی بزرگداشت روز معلم و کارگر که از طرف کانون مدافعان حقوق بشر برگزار می گرديد ، شدند .
۱۱- معلمان اردبيل در روزهای ۱۹ و ۲۰ فروردين در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات خود اعتصاب کردند .
۱۲- معلمان شهرستان رباط کريم تهران از روز چهارشنبه ۲۱ فرورين ۸۷ دست به اعتصابی نامحدود زدند .
۱۳- معلمان اسلامشهر و شهريار بخاطر عدم پرداخت اضافه تدريس های ۵ ماه آخر سال ۱۳۸۶ از رفتن به کلاسها خودداری کردند .
۱۴- معلمان شهرهای سنندج ، کرمانشاه ، مريوان ، خمينی شهر و سقز در روز ۱۲ ارديبهشت (روز معلم ) تجمعات اعتراض آميزی برگزار کردند .
۱۵- بيش از ۲۵۰۰ نفر از معلمان و بازنشستگان کرمانشاه ، در اعتراض به عدم پرداخت اضافه کاريها و پاداش پايان خدمت خود در مقابل سازمان آموزش و پرورش استان تجمع کردند.(۱۶/۲/۸۷)
۱۶- معلمان شهرستان ملاير در اعتراض به مشکلات معيشتی خود در محل سينما فرهنگيان اين شهرستان نشست ۲۰۰ نفره ای برگزار کردند . ( ۱۶/۲/۸۷ )
۱۷- ديوان عدالت اداری طرح پلکانی افزايش معکوس حقوق کارکنان دولت را خلاف برنامه ۲۰ ساله توسعه دانست و ابطال کرد .
۱۸- عده ای از مأموران نيروی انتظامی به بهانه ی دستگيری مجرمی ، بدون مجوز قانونی وارد هنرستان شهيد باهنر گناوه شدند که مورد اعتراض و مقاومت مسئولان هنرستان قرار گرفتند .
۱۹- عده ای از بازنشستگان سنندج در اعتراض به تبديل پاداش پايان خدمت خود به سهام عدالت ، در مقابل سازمان آموزش و پرورش کردستان تجمع کردند .
۲۰- عده ای از معلمان حق التدريسی در شيراز و در اعتراض به اظهارات وزيرآموزش و پرورش مبنی بر عدم استخدام آنها ، تجمع کردند .
۲۱- کانون صنفی معلمان تهران در حمايت از فرزاد کمانگر ، معلم کردی که سال پيش به اعدام محکوم شد ، بيانيه ای صادر کردند .
۲۲- وکيل مدافع فرزاد کمانگر ، در گفتگويی ( ۱۱/۳/۱۳۸۷ ) از وضعيت خطرناک نگهداری موکلش در بند ۵ زندان رجائی شهر کرج ابراز نگرانی کرد .
۲۳- اتحاديه جهانی معلمان در نامه ای به مقامات ايران ، لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر را خواستارشد.
هفتم – وضعيت اقتصادی و معيشتی مردم:
شرايط اقتصادی زندگی مردم بخشی از زير بنا و چارچوب لازم برای حفظ شئون حيات انسانی و در نتيجه تهيه پيش نيازهای لازم برای حفظ حقوق انسانی آحاد جامعه است . در مورد مؤلفه های اقتصادی که جامعه با آن روبرو است موارد زير از اهم نکات قابل تأمل محسوب می شود :
۱- با توجه به نتايج سرشماری ۱۳۸۵ که اخيرا" منتشر شده ، مشخص می شود که تعداد بيکاران بين دو سر شماری ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ افزايش يافته است . با توجه به تعريف دقيق بيکاری ، مبنی بر شاغل شمردن هرکس که در هفته قبل يک ساعت شاغل بوده است ، می توان دريافت که فشار بيکاری به جامعه بيش از آن چيزی است که آمارهای رسمی نشان می دهد . از آنجا که در بين سالهای ۱۳۸۵ تا کنون نيز شاهد تحرک قابل ملاحظه در امر سرمايه گذاری و توليد نبوده ايم و فشارهای اقتصادی خارجی نيز افزايش يافته ، می توان استنتاج کرد که تعداد بيکاران در سه سال اخير نيز کاهش نيافته است . اين امر خصوصا" با توجه به ساختار جوان جمعيت کشور و بالا بودن نرخ بيکاری در جوانان و خصوصا" در بين دختران جوان ، سنين فعاليت ، ابعاد و آسيبهای اجتماعی قابل ملاحظه ای را به همراه داشته است . آسيب های اجتماعی از نوع اعتياد جوانان به طور مشخص ارتباط مستقيم با بيکاری دارد .
۲- در سالهای اخير بهانه لازم برای اعمال فشارها ی خارجی از طريق برخی موضع گيری های غير ضرور بعضی مقامات اجرائی فراهم شده که از طريق تحريم های جديد ، شرايط اقتصادی کشور را با مشکلات بيشتری روبرو ساخته است . در اين مورد عکس العمل متعارف مسئولين انکار واقعيت ها و اجتناب از قبول مسئوليت بوده است .
۳- نابسامانی شرايط اقتصادی ، خود را در افزايش نرخ تورم ظاهر کرده است که طی سالهای اخير به حدود ۲۵ درصد رسيده و احتمال افزايش بيشتر آن نيز می رود . اين امر اکثر مردم و خصوصا" اقشار حقوق بگير را با مشکلات معيشتی و تنگنا روبرو ساخته است .
۴- توجه دولت به واردات کالا که از طريق هزينه کردن در آمدهای نفتی ايجاد شده است ، بخش های مختلف توليد داخلی را با مشکل فزاينده روبرو کرده ، به نحوی که امکان تداوم اشتغال گروههای بزرگی از نيروی کار با خطر روبرو بوده است . اين امر منجر به ظهور مکرر نا آرامی های کارگری شده است .
۵- بی توجهی به زير ساختهای اقتصادی کشور امر ارايه ی کالاها و خدمات زيربنايی را با نقصان و مشکل فزاينده روبرو کرده است ؛ قطعی گاز در زمستان و قطعی مکرر برق خود نشان از اين واقعيت است که ظرفيت های زير بنايی کشور دچار آسيب فرسايش و تنگنای اساسی است . در عين حال مسئولين امر وعده تداوم و تشديد اين شرايط را در آينده نزديک نيز مطرح می کنند .
۶- وابستگی در آمدهای بودجه به نفت ، و وابستگی واردات کشور به درآمدهای نفتی ، در حد بی سابقه ای قرار گرفته و اين امر کشور را در معرض خطر کردهای عمده از جانب نوسان قيمت نفت قرار داده است .
۷- چگونگی تدوين و اجرای بودجه يکی از ملاحظات تاريخی احقاق حقوق اجتماعی مردم جوامع مختلف و از جمله ملت ايران از نهضت مشروطه به بعد بوده است . شفاف بودن بودجه و پاسخ گويی دولتها در مورد چگونگی کسب و هزينه کردن منابع عمومی از ملاحظات محوری در قوانين اساسی و از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده است .اين وجه ، از وجوه برجسته در حفظ حقوق هر ملت تلقی ميشود . با انحلال سازمان برنامه و بودجه توسط دولت ، که نقش کارشناسی تنظيم بودجه و نظارت حين اجرا را به عهده داشت و همچنين تغيير در شکل بودجه ، شفافيت امر هزينه منابع عمومی به نحو بی سابقه ای دچار خدشه شده است . در همين ارتباط عدم آمادگی قوه مجريه در ارايه گزارش پيرامون چگونگی هزينه کردن درآمدهای حاصل از صادرات نفت ، طی سالهای اخير ، به ابعاد اين عدم شفافيت در چگونگی اداره و مصرف منابع عمومی نسلهای حال و آينده افزوده است .
۸- بانک ها امانت دار سپرده های مردم هستند و طبق قوانين جاری کشور بايستی سپرده های مردم را در بهترين زمينه ها سرمايه گذاری کرده و منافع سپرده گذار را محافظت نمايند . در حالی که طی سالهای اخير به نحو بی سابقه ای اين سپرده ها بر اساس تکاليف تعيين شده دولتی هزينه شده است ، به نحوی که در امر تخصيص منابع بانکها ، استانداری ها نيز دخيل شده اند . اين شيوه ها منابع بانکها را به نحو بی سابقه ای ضايع کرده و عدم باز پرداخت وامها را افزايش داده است . با توجه به تعيين دستوری سود سپرده در سطح پايين تر از نرخ تورم رسمی ، ارزش واقعی سپرده های مردم کاهش يافته و حقوق سپرده گذاران ، که اکثرا" از اقشار ضعيف جامعه هستند ، در حد وسيع ضايع شده است .
خاتمه:
کانون مدافعان حقوق بشر " با اعلام مجدد ايمان خود به حقوق بنيادين بشر ، حيثيت و ارزش شخصيت انسانی و تساوی حقوق ميان زن و مرد " و ابراز تأسف و ناخشنودی از وضعيت جاری نقض مداوم حقوق بشر در ايران وعدم عنايت برخی ازمسئوولين ذی ربط به تجديدنظر در رويکردها و سياستهای دولتی که هشدار می دهد : تحقق عدالت و آزادی فردی و اجتماعی در ايران امروز را به رؤيايی دوردست و ناممکن تبديل کرده است ، به ارکان قدرت يادآور می شود .
تحکيم صلح و امنيت داخلی و بين المللی ، تشنج زدايی در روابط خارجی ، همکاری متقابل دولتها و فراهم شدن زمينه های رشد همه جانبه ی اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ملت ايران ، همگی در پرتو تأکيد "عملی" بر اساس عدالت ، مساوات و شناسايی حق تعيين سرنوشت مردم ، امکان پذير می باشد.
صلح و رفاه ملی تنها در چارچوب حاکميتی دموکراتيک که اساس خود را در تأمين حقوق و آزاديهای بنيادين مردم می داند ، دست يافتنی است .
کانون مدافعان ، مجموعه ی حاکميت را به ابتکار عمل و اتخاذ تدابير عاقلانه و خالی از تبليغات ميان تهی برای درمان بيماری مزمن نقض حقوق بشر و گشايش در تنگناهای سخت معيشـتی مردم و تـأمين شايسته ی آزادی و امنيت اجتماعی – طبق موازين قانون اساسی و استانداردهای جهانی حقوق بشر – فرا می خواند و درباره ی علايم نگران کننده و عواقب مخاطره آميز سلطه ی فضای مسموم یأس و نااميدی عمومی هشدار می دهد و آرزو می کند حاکمان کشور ، با درايت و هشياری ، مانع رويکرد ناراضيان از کوشش مدنی و مسالمت آميز ، به واکنش های خشونت بار شوند .
با آرزوی ظهور دنيايی که در آن ، آزادی بيان و عقيده و فراغت از ترس و فقر ، نه بالاترين آمال بشر، که واقعيت زندگی او باشد .
ديوان عالي کشور، حکم اعدام فرزاد کمانگر، علي حيدريان و فرهاد وکيلي، سه فعال کرد را که به "محاربه" متهم شده بودند، تاييد کرد. علاوه بر اين، علي حيدريان و فرهاد وکيلي قبل از اعدام به تحمل 10 سال حبس هم محکوم شدند. در اين ميان خطر اعدام قريب الوقوع فرزاد کمانگر، اعتراضات زيادي را دامن زد. سازمان عفو بين الملل، سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و نمايندگان کُرد در مجلس خواستار لغو اين حکم و بازنگري در پرونده آقاي کمانگر شدند و فعالان حقوق بشر با برپايي کمپيني به مقامات قضايي تلفن کردند تا بگويند"ما مخالف اجراي اين حکم هستيم". خود فرزاد کمانگر هم در پيامي از زندان رجايي شهر اظهار داشت"مسئولان اجراي احكام و زندان از من خواسته اند تا درخواست عفو بنويسم؛ اما من اساسا هيچ گناهي مرتكب نشده ام كه درخواست عفو بكنم".
اما هنوز دو روز از انتشار حکم اعدام فرزاد کمانگر نگذشته بود که دادگاه انقلاب، يک معلم کرد ديگر به نام "انور حسين پناهي" را به اتهام "محاربه " به اعدام محکوم کرد. آقاي حسين پناهي ساکن شهر دهگلان و از فعالان فرهنگي اين شهر محسوب مي شود. برادر آقاي حسين پناهي به خبرگزاري ديده بان حقوق بشر کردستان گفت: "در پي صدور اين حکم وضعيت جسماني خانواده، همسر و فرزندان انور مساعد نمي باشد. افزون بر اين فشار اطلاعات روي خانواده هر روز بيشتر مي شود. از سوي ديگر به دليل وضعيت وخيم جسماني انور حسين پناهي، 24 ساعت گذشته را در بيمارستان سنندج بستري بوده است".
و در اين هفته دستگاه قضايي صرفا احکام اعدام صادر نکرد، اجرا هم کرد. در سبزوار 6 مرد که دستگاه قضايي آنها را "شرور" معرفي کرد، در ملا عام به دار آويخته شدند. همچنين 4 نفر ديگر در شهر برازجان بوشهردر ملا عام حلق آويز شدند و از سنندج هم خبر رسيد که يک زنداني اعدام شده است. همه اينها در حالي است که سخنگوي قوه قضاييه پيشتر از "ممنوعيت اجراي احکام در ملا عام" خبر داده بود. سازمان عفو بين الملل در همين ارتباط با صدور بيانيه نسبت به اعدام در ملا عام اعتراض کرد. در بخشي از اين بيانيه قيد شده "اعدام در ملاء عام ظالمانه و غير انساني است و تنها مي تواند تاثيري غير انساني بر قرباني و کساني که شاهد صحنه هستند، داشته باشد".
در اين هفته، احضار و بازداشت دانشجويان نيز به بيشترين حد خود طي ماههاي گذشته رسيد. "بهاره هدايت" و "محمد هاشمي" دو تن از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت از سوي نيروهاي امنيتي بازداشت شدند. چند روز از بازداشت اين دو فعال دانشجويي نگذشته بود که خبرگزاري "ايرنا" از قول يک مقام ناشناس ادعا کرد که اتهامات بهاره هدايت و محمد هاشمي "ارتباط با گروههاي ضد انقلاب" است. دفتر تحکيم وحدت در بيانيه اي اعتراضي درباره بازداشت و طرح اين اتهامات عليه دو عضو بازداشتي خود نوشت: "ضمن رد اتهامات واهي وارده به اعضا اين اتحاديه، خواهان آزادي هرچه سريعتر دانشجويان دستگير شده روزهاي اخير به ويژه اعضا شوراي عمومي و شوراي مرکزي اين اتحاديه و همچنين پاسخگويي شفاف مسئولان قضايي و امنيتي در اين خصوص است و از مسئولان مي خواهد به جاي اتهام زني و تلاش براي حذف منتقدان در اهداف و روش هاي خود تجديد نظر نمايند".
همزمان با اين بازداشتها مسئولان شعبه 28 دادگاه انقلاب ضمن تماس با منزل "علي عزيزي" ديگر عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم، خواستار مراجعه وي به دادگاه شدند تا اينکه راي دادگاه را به وي ابلاغ کنند. همچنين "مسعود حبيبي" ديگر فعال دانشجويي به دادگاه انقلاب احضار شد.
علاوه بر فعالان دانشجويي، در اين هفته "نسرين ستوده" و "منصوره شجاعي" از فعالان حقوق زنان هم به دادگاه احضار شدند. و در همين حال، محبوبه کرمي ديگر فعال حقوق زنان همچنان در زندان ماند و خانواده اش قادر نشدند وثيقه 100 ميليوني را تامين کنند.
سرانجام ان که 500 روزنامه نگار ايراني با صدور بيانيه اي تحت عنوان "انجمن خانه ماست" به اعلام انحلال انجمن اعتراض کردند. در اين بيانيه آمده: "ما امضاکنندگان اين بيانيه ضمن اعلام حمايت قاطع از انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران که فراگيرترين و بزرگترين تشکل روزنامه نگاري کشور در تمام طول تاريخي روزنامهنگاري در ايران است، به کساني که تلاش مي کنند برسرراه فعاليت انجمن مانع ايجاد کنند، توصيه مي کنيم دست از اين اقدام برداشته و همگام با ديگراعضاي صنف روزنامه نگار، نيروي خود را صرف رفع مشکلات صنف و انجمن صنفي روزنامهنگاران کنند".
در چنين شرايطي و همزمان با همه اين موارد، با اعلام سردار رادان، فاز دوم طرح برخورد با "اراذل و اوباش" از سر گرفته شد.
کمیته گزارشگران حقوق بشر
با آغاز تعطیلات دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در ایران، طی هفته های گذشته حدود 20 دانشجو از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شده اند. در مشهد تعدادی از دانشجویان که کمیته ای را جهت مقابله با بازداشت های خودسرانه دانشجویی تشکیل داده بودند، دستگیر شده و پس از مدتی 5 تن از آنان آزاد شدند. در تهران نیز ابتدا 3 تن از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد به بازداشت نهادهای امنیتی درآمدند و سپس در روز 23 تیرماه مأموران وزارت اطلاعات با مراجعه به منازل بهاره هدایت و محمد هاشمی، این دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را دستگیر نمودند.
هرسال با فرارسیدن تابستان، دستگاه امنیتی در ایران با افزایش فشار بر فعالان دانشجویی اقدام به بازداشت شماری از آنان می نماید. این دستگیری های گسترده که در طول یک سال گذشته برای سومین بار تکرار شده است، درحالی صورت می گیرد که دستگاه قضایی تاکنون دربرابر افکار عمومی پیگیر، اتهامات دانشجویان بازداشت شده و علل بازداشت آنان را اعلام نداشته است.
پیش تر در تیرماه سال گذشته نیز وزارت اطلاعات اقدام به بازداشت حدود 20 تن از دانشجویان عضو دفتر تحکیم و ادوار تحکیم نمود و پس از آن در آذرماه، بیش از 50 دانشجوی طیف چپ روانه زندان شدند.
هم اکنون شمارزیادی از دانشجویان فعال و منتقد حکومت، دارای پرونده های مفتوح قضایی در دادگاه هستند. به گفته ی خانواده دانشجویان، با گذشت بیش از یک هفته از بازداشت سلمان سیما و مهدی خدایی، آنان تاکنون تماسی را با منزل برقرار نکرده اند و خانواده های این افراد در مراجعات خود به دادگاه انقلاب با پاسخ نامشخصی روبرو شده اند.
همچنین وزارت اطلاعات در اقدامی غیرقانونی، با تهدید خانواده دانشجویان، آنان را از اطلاع رسانی نسبت به شرایط فرزندانشان بازداشته است. مأموران اطلاعات با احضار پدر یکی از دانشجویان بازداشت شده، به وی اعلام کرده اند که در صورت پیگیری وضعیت پسرش و رسانه ای کردن موضوع، دخترش را نیز بازداشت خواهند کرد.
گفتنی است کلیه بازداشت شدگان روزهای اخیر در تهران به بند 209 انتقال یافته و در سلول انفرادی نگهداری می شوند.
کمیته گزارشگران حقوق بشر اقدام نهادهای امنیتی در بازداشت دانشجویان و نگهداری آنان در سلول انفرادی را امری خلاف قانون دانسته، و خواهان روشن شدن هرچه سریعتر وضعیت بازداشت شدگان است.
برگرفته از "گویا نیوز"
عريف دقيق جرم سياسی و پيرو آن زندانی سياسی در هيچ جای قاموس حقوقی - کيفری جمهوری اسلامی مشخص نشده که به تابع آن در مظان هرگونه اتهام ناسره و نامربوط قراردادن شخصی که طبق استانداردهای حقوقی معقول در جهان متهم سياسی به شمار می آيد امری رايج باشد ، اساساً در جايی که بعضی ها خود را فراتر از قانون ميدانند ، بدون داشتن تحصيلات آکادميک حقوقی يا سياسی خود را بهترين و نادرترين سياستمداران و عالمان علم قضا به حساب می آورند و عملکرد سياسی خود را نيز تنها آلترناتيو سياسی در زمان غيبت امام زمان (عج) دانسته و به طبع تمامی اقشار جامعه ايران را پيرو محض و مطيع سياستهای خود پنداشته و نتيجتاً هيچ مسلک و شيوه سياسی را به رسميت نشناخته و بالاتر از آن برای بقيه آحاد ملت نيز مجاز و روا نميدانند . بنابراين جای تعجب نيست که اين عده با فراق خاطر کامل کسی ديگر را به جز خود صاحب صلاحيت اظهار نظر در امور سياسی نداند مگر آنکه به تائيد يا تمجيد رياکارانه از آنها پرداخته و اظهار علنی هيستريک حمايت خود را از سياستهای رسمی اين طبقه دستمايه سودای رسوای خويش قرار دهد .
فعالبت سياسی به معنای مصطلح و رايج عصيان نيز از طرف اين گروهها تنها برای کسانی که از اسلام سياسی ، تمام جنبه های انسان ساز ، لطيف و روحانی با قوانين مدون و محکم جهت پی ريزی جوامع سالم و با نشاط بشری را يکجانبه به کناری گذاشته و بنا به گفته خود با تفکر ايام آغازين ظهور اسلام فقط " الجنة تحت ظلال السيوف " و " النصر بالرعب " را فرا گرفته اند ، بنابراين جای تعجب نيست که در نظام نظری و حقوقی اين عده مصاديق فعاليت سياسی ، جرم سياسی ، اتهام سياسی و زندانی سياسی احصا نشده است .
سخن کوتاه آنکه ، اينجانب فرزاد کمانگر بعنوان يک شهروند ايرانی دارای حقوق مشروع و عرفی پذيرفته شده در قانون ايران و جهان و بعنوان کسی که وزارتخانه آموزش و پروش همين حاکميت اينجانب را صاحب صلاحيت تعليم به فرزندان اين آب و خاک دانسته ، اکنون طبق رول معمول حقوق بين الملل ، طبق اعلاميه جهانی حقوق بشر و طبق تعاريف مقبول خردورزان سياسی در جهان خود را مصداق بارز و کامل يک زندانی سياسی ميدانم که از بد حادثه در بد زمان و بدمکانی که تعريف ساده از جرم سياسی در لفاف عناوين عجيب و شگفت ، نظير حرب با خدا ، افساد فی الارض ، اقدام عليه امنيت ملی به تنگ نظرانه ترين و غير دموکراتيک ترين وجه گرفتار آمدم ، توجه خوانندگان را به موارد مطروحه زير جلب مينمايم تا سير دادرسی در مورد پرونده من در دستگاه عدالت فعلی ايران روشن تر شود :
۱-اينجانب در تاريخ ۲۷/۵/۸۵ در شهر تهران به دليل تحت مظان قرار داشتن به فعاليت سياسی غير مجاز بازداشت شدم ، عليرغم تصريح قانون اساسی به حق متهم مبنی بر داشتن وکيل ۱۶ ماه از اين حق محروم بودم ، يعنی بعد از ۱۶ ماه تحمل سخت ترين انواع شکنجه تحت لوای بازجويی که برخلاف موارد مطروحه در قانون حفظ حقوق شهروندی بوده و شرح کوتاهی از آن را در رنجنامه ای که قبلاً نگاشتم ذکر شده است . البته لازم به ذکر است که در شهر کرمانشاه دادستان انقلاب وقت ضمن بی اعتنايی به اصل تفهيم اتهام با صدور دستور به ضابطين قوه قضائيه خواستار تداوم شکنجه و فشار بيشتر جهت پذيرش گناه مرتکب نشده اينجانب شد (که اگر بازپرس شعبه ۱۴ امنيت تهران دستور بازگشت ما را به تهران نميداد بی گمان زنده نبودم) و حتی کار را به آنجا رسانيدند که مراحل آغازين تشکيل پرونده به گفته خودشان انجام "تحقيقات فنی " هنگامی که نه جرمی ثابت شده و نه جلسه دادرسی برگزار شده و بدون داشتن وکيل هرگونه اتهامی را به اينجانب وارد می ساختند و صراحتاً و با کمال خوشحالی از صدور حکم اعدام من خبر ميدادند.
۲-در خلال دوره ۱۶ ماهه در کارخانه متحول سازی وزارت اطلاعات و بعد از اعزام از کرمانشاه به تهران دفعتاً وطی يک عمليات محيرالعقول عناوين اتهامی قبلی اينجانب نظير عضويت در حزب پزاک ، حمل مواد منفجره ، اقدام به شروع بمب گذاری و حتی بمبگذاری از نامه اعمال من محو شده و اتهام خلق الساعه جديدی به نام عضويت در حزب کارگران کردستان ترکيه ؟!!! برايم تجويز شد . البته بنا به عادت مافی السبق بدون هيچگونه مستند و مدرکی ، حتی جعلی و ظاهری .
۳-در همان ايام مذکور شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران معلوم نيست که چرا و چگونه ناگهان قرار عدم صلاحيت خود به طرفيت دادگاه انقلاب سنندج را صادر نمود.
۴-تحمل نزديک به دو ماه انفرادی همراه با شکنجه های وحشتناک توسط مسئول بازداشتگاه اطلاعات سنندج که مشخص نبود اعمال اين حجم عظيم فشار و شکنجه به چه جهت و در خدمت کدامين هدف و مقصود بود ؟ چرا که در طول اين مدت نه تفهيم اتهام جديدی شده بودم و نه حتی يکبار ، يک سئوال جديد هم از من پرسيده شد و سرانجام اين قصه صدور قرار عدم صلاحيت اين بار به طريق معکوس از طرف دادگاه انقلاب سنندج به طرفيت شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران تکرار شد ، گويا حضرات به اين نتيجه رسيده بودند که تنوعی در اعمال شکنجه اينجانب قرار دهند و طبعيت مهرپرور و مهرورز خود را در هر سه مرکز استان به من نشان داده و ترجيحاً به من فهمانده شود ، به هر کجا که روی "آسمان همين رنگ است"
۵-و بالاخره ميرسيم به اوج شاهکار اين سناريو امنيتی - قضائی ، يعنی مرحله تشکيل دادگاه ، مرحله تشکيل جلسه دادرسی و نهايتاً صدور حکم ، البته خواننده متوجه باشد که دستگاه قضائی در هجدهمين ماه پس از دستگيری به اين نتيجه رسيد که اتلاف فرصت ديگر کافی است و اين پرونده بايد سريعاً ختم به خير شود و اين نيت خيرخواهانه حتی به جلسه دادگاه نيز سرايت نمود و اينجانب در طی کمتر از ۷ دقيقه (بله درست خوانديد ، فقط هفت دقيقه) که ۳ دقيقه آن صرف قرائت کيفر خواست گرديد ، مستحق اعدام تشخيص داده شدم ، آنهم در دادگاهی که طبق نص صريح اصل ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی بايد به شکل علنی با حضور وکيل و در حضور هيئت منصفه برگزار ميگرديد ، که هيئت منصفه و علنی بودن دادگاه فوق هيچگونه مفهوم و وجود خارجی نداشته و حتی به وکيل اينجانب نيز قبل از دادگاه و در هنگام دادگاه اجازه صحبت کردن حتی در حد سلام و عليک با من را ندادند و حتی فرصت قانونی دفاع از من را نيز پيدا نکرد . قابل ذکر است در کيفرخواست فقط اتهام عضويت در پ.ک.ک در دادگاه به من ابلاغ شد.
۶-قاضی پرونده يکماه بعد، طی يک پروسه تشريفاتی هنگام ابلاغ حکم به اينجانب صراحتاً اعلام نمود که وزارت اطلاعات قبل از صدور حکم دادگاه محاربه تو را مسلم و قطعی تشخيص داده و حداقل حکم مورد انتظار را اعدام دانسته ، البته اين موضوع چندان برای من تازگی نداشت زيرا که تمامی بازجويان اطلاعات در هر سه شهر از همان روزهای آغازين بازجويی پيشاپيش تاکيد موکد داشتند که "ما تشخيص ميدهيم که چه کسی چه حکمی بايد بدهد و حکم تو نيز بايد اعدام باشد" (عين گفته بازجوهای پرونده)
توجه به موارد مشروحه فوق که فقط مشتی از خروار است برای عبرت گيرندگان مايه تاسف است ،چرا که دستگاه اطلاعاتی - امنيتی کشور با نقض مکرر و فاحش نص صريح قوانين مصوبه جمهوری اسلامی و در راس آن اصول قانون اساسی مانند اصل ۲۰ (يکسان بودن همه در برابر قانون)، اصل ۲۳ (ممنوعيت تفتيش عقايد) ، اصل ۳۵ (داشتن حق وکيل) ، اصل ۳۷ (اصل برائت) ، اصل ۳۸ (ممنوعيت شکنجه) ، اصل ۳۹ (ممنوعيت هتک حرمت و حيثيت ) ، اصل ۵۷ (استقلال قوا) ، و اصل ۱۶۶ (مستدل و مستند بودن احکام) ، اصل ۱۶۸ (علنی بودن دادگاه جرايم سياسی) و نقض قوانين حقوق شهروندی ، نقض آئين دادرسی و نقض آئين نامه داخلی سازمان زندانها ، از يکطرف ، يکسره خط بطلان برآنچه که در متن قوانين جمهوری اسلامی ذکر شده ميکشد و از طرف ديگر در مقام زننده اتهام - بازجو - بازپرس ، دادستان و قاضی قرار گرفته و نهاد به ظاهر زير مجموعه قوه مجريه بسی بالاتر از قوه قضائيه برای خود شان قائل است گويا "پريرو تاب مستوری ندارد ، در ار بندی سر از روزن درآرد"
چنين به نظر ميرسد صدور احکام سنگين برای فعالان مدنی در مناطق کردنشين مقابله ای جدی برای سرکوب اين حرکتهاست و صدور احکام اعدام ما نيز بنا به ملاحضات سياسی و مقاوله های سياسی با احزاب تازه به قدرت رسيده (شما بخوانيد تازه مسلمان) يکی از همسايگان غربی است که در کشتارهای قومی يد طولايی از ۱۹۱۵ تا کنون دارد ، اين حکم اعدام نوعی پيش کشی سياسی و کرنشی منفعلانه و ذليلانه از طرف يکی از شرکای همخوابگی ايدئولوژيکی به شريک ديگر است که البته عليرغم به ظاهر واحد در هدف ، و تبين مسير ، نظرات کاملاً متنافری از هم دارند .
حال با توجه به آنچه که شرحش دادم ، آيا من شايسته حکم اعدام بوده ام ؟ و آيا اينجانب جهت حفظ زندگی خود بايد تقاضای عفو نمايم ؟ عفو و عذر تقصير از چه و به که ؟ آيا آنانی که حتی قانون مکتوب خود را به کرات زير پا گذاشته و به قانون نانوشته و خودسرانه خود حکم به شکنجه و اعدام ميدهند ، در اين راه با دست و دلبازی تمام زندگی بخشش ميکنند به درخواست عفو مستحق تر نيستند ؟
فرزاد کمانگر
زندان رجايی شهر کرج
بند بيماران عفونی و متادونی
۲۵/۴/۸۷
به نقل از "خبرنامه ی گویا"
سحرگاه هجدهم تيرماه که نيروهای سياهپوش به خوابگاه دانشجويان يورش میبردند و دانشجويان را از خواب بيدار میکردند تا تن خوابآلودشان را زير باتوم بگيرند و خون از سر و رويشان جاری سازند، شايد خود نمیدانستند که يک بحران بزرگ را برای کشور کليد میزنند اما اگر اين پياده نظامها به تبعات و اندازه کار خود کاملاً آگاه نبودند همان موقع فرماندهان اين عمليات که دقايقی قبل فرمان حمله را صادر کرده بودند دقيقاً میدانستند چه اتفاقی دارد میافتد: آنها در همان لحظه عمليات بزرگی را عليه دولت خاتمی آغاز کرده بودند.
فرماندهی اين عمليات کار پرزحمتی بود. آنها تا صبح چشم بر هم نگذاشتند تا نتايج عملياتی که روزهای زيادی را صرف طراحیاش کرده بودند، ببينند و از دور با موبايل و بیسيم ، پياده نظام اين عمليات را برای روز نوزدهم تيرماه آماده کنند.
ما نمیدانيم چه کسی خبر پايان موفقيتآميز آن شبيخون را به اطلاع فرماندهان عمليات حمله به کوی دانشگاه رساند... آيا موفقيتآميز بود؟!
آنها به خوابگاههای ۱۴،۲۱،۲۰ و ۱۵ حمله کرده بودند، مواد آتشزا به درون اتاقها انداخته بودند، دانشجويان را تا سرحد مرگ کتک زده بودند.حداقل يک نفر را کشته بودند.کامپيوترها را شکسته بودند... پولهای دانشجويان را با خود برده بودند.. پاياننامهها، کتابها و جزوههای درسیشان را آتش زده بودند... تمام شيشههای مسجد را خرد کرده بودند. دانشجويی را که در حال خواندن نماز شب بود، مورد ضربوشتم قرار داده بودند (بعداً مشخص شد اين دانشجو فرزند شهيد بود)... آنها دانشجويان خارجی را نيز از حمله شبانه خود بینصيب نگذاشتند. تمام دلارهای آنها را به زور گرفتند و با خود بردند.آنها را نيز به شدت کتک زدند. وقتی کتک میخوردند فرياد میزدند: «ما ايرانی نيستيم» اما هيچ فايدهای نداشت. آيا اينها همان دانشجويانی بودند که قرار بود بخشی از کار صدور انقلاب به مدد آنها صورت گيرد؟
... آنها هر دانشجويی را که ديدند، کتک زدند: ايرانی و غيرايرانی فرقی نمیکرد.
ما نمیدانيم وقتی فرماندهان اين عمليات خبر پايان حمله شبانه را شنيدند چه کردند؟ اما میتوانيم تصور کنيم که: تا خورشيد نوزدهم تيرماه سربزند آنها بارها از سرشادی از جای خود جستند و غريو پيروزی سردادند... اما هرگز نمیتوانيم تصور کنيم که کف هم زده باشند و سوت هم کشيده باشند... به احتمال زياد آنها از کف و سوت خيلی بدشان میآيد... شايد آنها از همان روزی که دانشجويان برای رئيسجمهور خاتمی کف زدند و سوت کشيدند، فکر اين شبيخون را در سر میپروراندند (دو سال پيش بود؟)
اين فرمانده هان به خوبی میدانستند که قرار نيست عملياتشان در آن سحرگاه به پايان برسد: آنها روزهای پرمشغلهای را پيشرو داشتند. خدا میداند چند شب و روز ديگر بايد چشم بر هم نمیگذاشتند.
خيابان کارگرشمالی. شب بعد از حادثه
شب از نيمه گذشته بود. گروهی از دانشجويان داخل کوی دانشگاه بودند و گروهی ديگر در بيرون کوی در خيابان کارگرشمالی.
در مسجد کوی، مصطفی تاجزاده ،معاون وزير کشور دولت خاتمی برای دانشجويان سخن میگفت و کمی آنسوتر در حياط کوی، دانشجويان گرد يک وزير بر زمين نشسته بودند؛ او مصطفی معين بود: وزير فرهنگ و آموزش عالی که همچون دانشجويان روی زمين نشسته بود.
و اما در بيرون کوی وضع به ميدان نبرد شبيهتر بود تا يک خيابان دانشگاهی. خيابان اميرآباد شمالی سنگربندی شده بود... دانشجويان در يک سو و انصار حزبالله در مقابل يکديگر صفآرايی کرده بودند. دانشجويان مواضع استقرار خود را با نردههای سبز رنگی که از داخل کوی آورده بودند، مشخص کرده بودند.
و درست در مقابل اين ميلههای فلزی سبز رنگ در فاصلهای که حدوداً ۸۰متر بود نيز ديواری به رنگ سبز ديده میشد، ديواری که آدمها اجزاء تشکيلدهندهاش بودند: آدمهايی با لباس سبز... با باتوم و سپر... آنها پليس ضدشورش بودند... و در پشت اين سبزپوشان آدمهايی با لباس شخصی ديده میشدند. ما در ميان دانشجويان بوديم و از اين فاصله نمیشد تعداد تقريبیشان را حدس بزنيم.
دانشجويان در چند نقطه از محوطهای که در تصرف خودشان بود، آتش روشن کرده بودند. پرسيدم:
بچهها، چرا آتش روشن کردهايد؟
دانشجويی که صورتش را پوشانده بود، گفت: چشمهايمان خيلی میسوزد... نفسمان گرفته... برای مقابله با گاز اشک آور مجبوريم آتش روشن کنيم.
... به يکباره بچهها به طرف عقب فرار کردند... کسی فرياد میزد:
- بچهها! فرار کنيد دوباره گاز انداختند.
سوزش شديدی در چشمهايم احساس کردم، ناخودآگاه دستهايم را به طرف صورتم بردم. انگشتانم که پوست صورتم را لمس کرد، سوزش و درد چند برابر شد. دانشجويی که در کنارم ايستاده بود، فرياد زد:
- به صورتت دست نزن... همينطور به چشمهايت... هزار بار دردش بيشتر میشود.
- يک دانشجو با سر پانسمان شده گفت:
ما هنوز شب گذشته را فراموش نکردهايم. وقتی به اتاقهای ما يورش آوردند ما خواب بوديم... خواب بوديم که باتومها را بر سر و صورتمان فرود آوردند. همه چيز را خراب کردند، شکستند و دانشجويان را از پلهها به پايين پرتاب کردند. من با چشمان خودم ديدم که يکی از دوستانم را از طبقه چهارم به پايين پرت کردند.
... و باز باران سنگ، صدای شليک چند تير پياپی نيز شنيده شد. کسی فرياد زد:
- بچهها نترسيد «هوايی» است.
برای چند دقيقه آرامش حکمفرما شده بود. از آنسو گاز اشکآور پرتاب نمیشد، از اينسو هم کسی سنگ نمیزد. به آنسو نگاه کردم مردی بر شانههای کس ديگری ايستاده بود و برای ديگران سخن میگفت.
دانشجويی فرياد زد: - نگاه کنيد، يکی از رهبران انصار است، دارند سازماندهی میکنند و در اينسو در پشت نردههای سبز که خاکريز دانشجويان محسوب میشد، دانشجويی سخن میگفت (سخن نه ! فرياد میزد):
- «برادران و خواهران دانشجو! مراقب باشيد. جنبشهای دانشجويی همواره تبديل به حرکتهای تند و راديکالی شدهاند. ما نيز اين نوع حرکتها را در نخستين سالهای پس از انقلاب شاهد بوديم و ديديم که چه شد.بايد دقت کنيم. بعضیها دلشان میخواهد ما کاری کنيم که فضا کاملاً خشونتآميز شود. ما بايد هوشياری انقلابی خود را حفظ کنيم. ما با راههای خشونتآميز نمیتوانيم به نتيجه برسيم. خشونت فقط وضع را بدتر میکند... بچهها دقت کنيد...»
و بچهها حرفهايش را تأييد کردند، با فرستادن تکبير.
آنها چه کسانی بودند؟
کسانی از خط حائل (منطقهای که ميان نيروی انتظامی و دانشجويان قرار داشت) به اينسو آمدند: به طرف دانشجويان. کسی فرياد زد:
- اين «علی ربيعی» است.
- علی ربيعی ديگر کيست؟ (يک دانشجو پرسيد) و دانشجويی فرياد زد:
- بچهها! به او کاری نداشته باشيد، او مشاور رئيسجمهور است، مديرمسؤول روزنامه کاروکارگر هم هست. و يک دانشجو نيز گفت:
"او عضو کميته پيگيری قتلهای زنجيرهای است."
و بالاخره علی ربيعی به ميان دانشجويان آمد. او میخواست حرف بزند اما کسی به او فرصت صحبت کردن نمیداد. بچهها انتقاد میکردند و میپرسيدند: چرا چنين حوادثی بايد اتفاق بيفتد؟ چه کسی مسؤول اين فاجعه است؟ چه کسی بايد پاسخگو باشد؟
دانشجويان خشمگين بودند و از آنچه که از ديشب تا به حال بر آنها رفته بود. برای ربيعی میگفتند... و ربيعی آنها را به آرامش فرا میخواند. اما فايدهای نداشت، آنها آرام نمیشدند.
گفتوگوی ربيعی با دانشجويان
ربيعی بالاخره موفق شد با دانشجويان سخن بگويد. هر چند بارها صحبتش را قطع کردند.
ربيعی حرفهايش را با اين جمله آغاز کرد:
- بچهها، ما نگرانيم...
- ای بابا، چه کسی نگران ماست؟!
- بچهها، عزيزان من، ما فقط نگران شما نيستيم. ما نمیفهميم چه کسی از کجا تير میاندازد، ما نگرانيم... ما نمیدانيم چه خبر است؟
- ای آقا، يعنی واقعا شما نمیدانيد...
- ما نگرانيم يک آشوبی راه بيندازيد وضع را از اين بدتر کنند. من با آقای رييس جمهور(خاتمی) تلفنی صحبت کردم قرار ما اين شد من و چند نفر ديگر از دوستان به کوی بياييم. ما نيروی انتظامی را رد کنيم، انصار هم اگر ايستادند، دستگير شوند... شما هم به داخل خوابگاههايتان برگرديد...
- نه! آقای ربيعی، ما ديگر به اين حرفها اعتقاد نداريم. مگر ضاريان مهاجرانی و نوری را گرفتند که فردا عاملان اين جنايت را مجازات کنند... آقای ربيعی! بچههای ما بیگناه بودند، شما برويد ساختمان ۲۰ را ببينيد. آنها واقعاً هيچ تقصير و گناهی نداشتند اما ببينيد چه به روز آنها آوردند.
- آقای ربيعی! اگر میخواهيد با ما صحبت کنيد... خب اول آنطرفیها را رد کنيد، بروند... تا آنها را رد نکنيد ما با شما صحبت نمیکنيم... ما امنيت نداريم. اگر امشب دوباره به ما حمله کنند، چی؟... شما «انصار» را رد کنيد، بروند.
- بچهها! آنها میروند. همين حالا با آنها دارد اتمام حجت میشود.
- اگر نرفتند، چه؟
- آنها میروند... اگر نروند بازداشت میشوند. آنها که رفتند شما هم بايد به داخل کوی بازگرديد.
- آقای ربيعی، اگر دانشجويان نروند، چه میشود؟
- دانشجويان میروند... دانشجويان دوستان ما هستند. دانشجويان به دولت خاتمی وفا دارند.
و دانشجويان فرياد زدند: ما منتظر خاتمی هستيم... ما منتظر خاتمی هستيم.
- آقای ربيعی! برای اينکه خون بيشتری ريخته نشود شما بگوييد نيروی انتظامی و انصار بروند... آن وقت بچهها به داخل کوی دانشگاه برمیگردند.
- ما بايد بدانيم چه کسی از انصار حمايت میکند. تا نفهميم آرام نمیشويم... ديشب در حالی که ما را کتک میزدند، میگفتند دانشجويان نجس هستند. ما نجس هستيم آقای ربيعی؟
- نه بچهها! اين چه حرفی است. بچهها آرامش خودتان را حفظ کنيد. شما بايد برويد داخل کوی.
- آقای ربيعی! خوابگاههای ما را ديديد. به خدا در کربلا چنين فجايعی اتفاق نيفتاد... شما خونهايی را که بر زمين ريخته شده را ديديد؟
- ديدم...
- نديديد، اگر ديده بوديد به ما نمیگفتيد به خوابگاه برگرديد، تختها را شکستهاند... کف اتاقها خونی است. کجا برگرديم آقای ربيعی؟
- آقای ربيعی ،اگر راست می گوييد شما برويد جلو «انصار» را بگيريد. ما که اسلحه نداريم. آنها اين همه گاز اشکآور پرتاب میکنند، بچهها چشمهايشان سوخته، گلويشان گرفته... ميزان گاز اين قدر زياد است که بعضی از بچهها بيهوش بر زمين افتادهاند... اينها را نديديد؟
- ديديم بچهها... به خدا ديدم... شما بايد برگرديد داخل کوی. نيروی انتظامی و انصار هم میروند... آنها گفتهاند اگر شما تا «کوی» عقب برويد، آنها هم تا اتوبان «جلالآل احمد» عقب میروند.
- مگر شما زورتان به انصار میرسد. هيچکس زورش نمیرسد، هيچکس.
- آقای ربيعی! در ديالوگ ما شرکت کن... وزيرتان را زدند کاری نتوانستيد بکنيد، حالا برای ما میخواهيد چه کار کنيد؟
- بچهها، خوب به من گوش بدهيد .من میگويم راهش اين نيست. شما بايد به داخل کوی برويد.
- آقای ربيعی! «انصار» گاز اشکآور از کجا میآورد؟ مگر اينجا جبهه جنگ است؟
- آقای ربيعی! ديديد چه حکمی برای نقدی صادر کردند. پرونده ۱۲۳ ميلياردی چه شد؟ من پدرم روحانی است. عمويم روحانی است. دايیام نماينده ولی فقيه در يکی از ارگانهاست. من که ضد انقلاب نيستم. پدربزرگهايم هر دو روحانی بودند... من در ماجرای پارک لاله حضور داشتم ديدم که با زنجير بچهها را زدند، با چاقو زدند. من قبلاً فکر میکردم اينها دروغ است. من چهار خرداد هم اين آقايان را در پارک لاله ديدم که پس از پايان مراسم ساعت ۴ و ۴۵ دقيقه با نيروی انتظامی خوشوبش میکردند. همان افراد ديشب به خوابگاه ما حمله کردند.
گفتوگوی دکتر خاتمی با دانشجويان
کمی آنسوتر دکتر رضا خاتمی (معاون وزير بهداشت و درمان و برادر رئيسجمهوری) مشغول گفتوگو با دانشجويان بود. بچهها با او صميمانهتر سخن میگفتند. شايد به خاطر نسبتش با رئيسجمهوری.
دکتر خاتمی نيز دانشجويان را به آرامش فرا میخواند:
- بچهها شما بايد به داخل خوابگاه برگرديد. همين حالا... خشونت به نفع شما نيست. به نفع هيچکس نيست. بچهها! کسانی میخواهند آشوب به پا کنند و جريانهای خشونتآميز ايجاد کنند تا در ميان آشوب و خشونت به اهداف خود برسند.
- آقای دکتر! با کدام تضمين بايد برگرديم... از کجا معلوم همين که به اتاقهايمان برگرديم دوباره به ما حمله نکنند؟ ما امنيت نداريم.
- ما تا صبح همين جا پيش شما میمانيم. اما شما بايد برگرديد داخل کوی... و به صورت منطقی و با آرامش و با روشهای قانونمند خواستههای خود را پيگيری کنيد.
- ما هيچ جا نمیرويم... ما همين جا به خواستههای خود خواهيم رسيد، ما منتظر خاتمی هستيم، فقط خاتمی.
- آقای دکتر! اگر ما کوتاه بياييم اين پرونده هم میشود مثل آن همه پرونده ديگر که هرگز به نتيجه نرسيد... ضاريان آقای نوری و مهاجرانی چه شدند... برای ما میخواهيد چکار کنيد؟ دوم خردادیها برای ما چه کار میتوانند بکنند؟
- راهش اين نيست... ناآرامی و خشونت به نفع هيچکس نيست...
- آقای دکتر! در اتاقهای ما گاز اشکآور زدند... بچهها را توی خواب زير ضربههای باتوم گرفته بودند... همه چيز را آتش زدند، شما اين چيزها را ديديد؟
- ديدم...
- شماها زورتان به گروههای فشار نمیرسد.
- بچهها! خواهش میکنم شما برگرديد داخل کوی. آنوقت نيروی انتظامی و انصار هم میروند.
- اول بايد نيروی انتظامی و انصار بروند، بعد ما میرويم.
- آقای دکتر! برای اينکه اين حرکت به يک جريان خشونتآميز تبديل نشود بگوييد آنها بروند.
هيچکس نتوانست آنها را راضی کند
ساعت به چهار صبح نزديک میشد، گفتوگوی مسؤولان با دانشجويان ادامه داشت اما هنوز هيچ کس نتوانسته بود آنها را راضی کند که به خوابگاههای خود بازگردند. دانشجويان عصبانی بودند و بیاعتماد به وعدهها...
... ساعت از چهار بامداد هم گذشته بود. اما هنوز هيچ کدام از دولتمردانی که به ميان دانشجويان آمده بودند نتوانسته بودند دانشجويان را راضی کنند که داخل خوابگاهها بازگردند. آنها میگفتند که احساس امنيت نمیکنند. میگفتند که تضمين میخواهند... تضمين میخواهند که ديگر بار اين حوادث تکرار نشود.
يکی از آن ميان میگفت:
- اين چندمين بار است که «آنها» هر کار که میخواهند میکنند و بعد هم آب از آب تکان نمیخورد. چرا کسی به «آنها» چيزی نمیگويد؟ چرا «آنها» را مجازات نمیکنند... چرا؟
و من پرسيدم:
- «آنها» که میگوييد چه کسانی هستند؟
و دانشجويی با پرخاش پاسخم را داد (آن شب همه عصبانی بودند و کم تحمل):
- " شما نمیدانيد آنها چه کسانی هستند؟... آنها که هر جا ما تجمع و مراسمی داريم به ما حمله میکنند... آنها که در پارک لاله ما را کتک زدند، آن هم جلو چشمان نيروهای انتظامی... و کسی هم کاری به کارشان نداشت ... همانها ديشب به خوابگاه ما حمله کردند. به ما فحش دادند. فحشهای خيلی بد- به رئيسجمهور فحش دادند. فحشهای خيلی رکيک... ما را کتک زدند، با باتوم و چماق... و سايلمان را شکستند و جزوهها و کتابهايمان را آتش زدند."
دانشجويان تضمين میخواستند. مردان خاتمی چه ضمانتی میخواستند بدهند؟ بچهها منتظر بودند. مردان خاتمی بارها از دانشجويان خواستند که به کوی دانشگاه بازگردند و آرامش خود را حفظ کنند:
- ما تمام تلاشمان را میکنيم، ما ماجرا را با جديت پيگيری میکنيم... بچهها! ما شما را درک میکنيم، ما با شما احساس همدردی میکنيم... ما موضوع را پيگيری خواهيم کرد... مطمئن باشيد... به ما اطمينان داشته باشيد... اما شما بايد از راههای قانونی خواستههای خود را پيگيری کنيد.
- ما به شما اطمينان داريم آقای تاجزاده... اما شما زورتان به «آنها» نمیرسد. شما حريف «انصار» نمیشويد.
«مصطفی تاجزاده» معاون سياسی – اجتماعی وزير کشور که از ساعت هشت شب به ميان دانشجويان آمده بود، همچنان تلاش میکرد بحران را مهار کند و دانشجويان را به خوابگاههای خود بازگرداند. او از هفت ساعت پيش تلاش میکرد که دانشجويان را آرام کند. اما تلاشهايش پس از ساعتها گفتوگو هنوز نتيجه نداده بود.
تاجزاده خواهان آرامش بود. آرامش دانشجويان.
تاجزاده میگفت:
- توسعه سياسی برآمده از دوم خرداد فقط در سايه آرامش و جلوگيری از تنش به اهداف و مقاصد خود میرسد... ما فاجعه کوی دانشگاه را پيگيری میکنيم... به زودی تصميمهای مهمی در جلسه شورای امنيت ملی گرفته خواهد شد.
دانشجويان مدام صحبتهای تاجزاده را قطع میکردند.
- اين حرفها ديگر برای ما قابل قبول نيست. شما به جای اين حرفها بهتر است برويد جلوی «آنها» را بگيريد... همانها که همين حالا دارند به طرف بچههای ما گاز اشکآور پرتاب میکنند... زورتان به آنها نمیرسد... نه آقای تاجزاده؟
- به جای اينکه ما را به خوابگاه بازگردانيد. نيروهای انصار را از خيابانها جمع کنيد... چرا آنها به خاطر اعمال خلاف قانونشان هيچوقت مجازات نشدهاند؟... چرا به ما میگوييد به خوابگاه بازگرديم چرا به آنها نمیگوييد در خيابان به ضرب و شتم نپردازند... چرا به آنها نمیگوييد به ما حمله نکنند... چرا آقای تاجزاده؟ تاجزاده پاسخ داد:
- بچهها! شما دوستان ما هستيد... ما شما را اهل گفتوگو میدانيم... ما با آنها زبان تفاهيم نداريم... ما با گروههای فشار چه گفتوگويی داريم. ما با شما میتوانيم گفتوگو...
- حالا چه کسی گفت که برويد با آنها گفتوگو کنيد... بايد مجازاتشان کنيد!... گروههای فشار تا چه وقت میخواهند آزادانه ما را کتک بزنند، چرا آنها را به زندان نمیاندازيد؟... چرا آقای تاجزاده؟
- آقای تاجزاده! ما هيج جا نمیرويم... ما تا تحقق خواستههايمان همين جا میمانيم. بايد معلوم شود چه کسانی از انصار حمايت میکنند؟
و تاجزاده همچنان برای دانشجويان سخن میگفت:
- دوستان من! شما بايد از برخوردهای احساسی و غيرمنطقی پرهيز کنيد. شما بايد با دورانديشی و واقعبينی زياد خواستههای خود را دنبال کنيد... آن هم با روشهای قانونی... بچهها فراموش نکنيد که توسعه سياسی نيازمند آرامش است و بزرگترين دشمن آن «خشونت» است.
"آقای تاجزاده! روزنامهنگاران آزادی ندارند و دانشجويان هم امنيت ندارند. آخر اين چه جور توسعه سياسی است که «انصار» میتواند دست به هر کار غيرقانونی بزند. شماها نتوانستهايد امنيت ۱۲۵ متر نرده را حفظ کنيد (منظورشان نردههای محافظ کوی دانشگاه تهران بود) پس چگونه انتظار داريد ما به وعدههای شما اطمينان پيدا کنيم و با حفظ آرامش صحنه را ترک کنيم. چه تضمينی وجود دارد آقای تاجزاده؟ چه ضمانتی میدهيد که اينها دو روز ديگر، يک ماه ديگر و يا... دوباره همين کارها را تکرار نکنند. جواب بدهيد آقای تاجزاده... ما میدانيم که شما زورتان به انصار نمیرسد، ما میدانيم که ابزارهای لازم را برای کنترل خشونتطلبان رد اختيار نداريد... ما تا تحقق خواستههايمان همين جا میمانيم، ما به داخل خوابگاه باز نمیگرديم."
و باز هم تاجزاده دانشجويان را به حفظ آرامش فرا میخواند:
- دوستان عزيز من! اهداف دوم خرداد در يک محيط آرام و به دور از تشنج قابل حصول است. شما بايد حواستان جمع باشد. کسانی میخواند هرطور شده در جامعه تشنج ايجاد کنند. دشمنان جامعه مدنی در فضای خشونتآميز و پرتشنج به اهداف خود میرسند.
بچهها! مواظب باشيد، ممکن است کسانی بخواهند حرکت شما را به خشونت بکشاننند
دانشجويان هنوز خشمگين هستند، آنقدر خشمگين که با پرخاش و عصبانيت با تاجزاده صحبت میکنند:
- آقای تاجزاده! بس کنيد اين حرفها را... ما میخواهيم بدانيم گروه انصار از کجا تغذيه میشوند... به حريم خوابگاه ما تجاوز شده است.
- به ما اهانت شده است... به اسم اسلام به خوابگاه دانشجويان حمله کردهاند... وقتی ما را کتک میزدند، شعار «يا حسين، يا زهرا» میدادند... آقای تاجزاده تعدادی از دوستان ما الان در بيمارستان بستری هستند و حالشان خيلی وخيم است.
در چنين شرايطی شما ما را به آرامش فرامیخوانيد... ما تحملمان تمام شده... ما بيش از اين حاضر نيستيم به حرفهايتان درباره توسعه سياسی گوش کنيم... بس کنيد آقای تاجزاده...
دانشجويان عصبانی بودند. دانشجويان بر سر تاجزاده فرياد میزدند، دانشجويان به تاجزاده پرخاش میکردند. اما «تاجزاده» پرخاشها را تحمل میکرد و به تندی پاسخ دانشجويان را نمیداد. او با آرامش کامل سعی بر آرام کردن دانشجويان داشت. او همچنان به معجزه ء گفتوگو ايمان داشت:
- ما با ادامه سياست تشنجزاديی به اهداف و آرمانهای جنبش جامعه مدنی خواهيم رسيد. بچهها!در معجزه گفتوگو همين بس که اکنون ما با هم هستيم و اينجا میتوانيم به راحتی با هم گفتوگو داشته باشيم... دوستان! حرفهايتان را بگوييد، راحت باشيد. توسعه سياسی نيازمند اين گفتوگوهاست.
- آقای تاجزاده! ما آزادی را درست در زمانی طلب میکنيم که دولت همراه ما و طرفدار توسعه سياسی – فرهنگی است. اما نيروهای فشار، شبه نظاميان سياهپوش و... دشمن قسم خورده اين آزادی هستند. دانشجويان مظلوم چه گناهی کرده بودند که بعضی را در خواب و بعضی را در بيداری به خاک و خون کشيدند؟آقای تاج زاده آيا می دانيد ديشب دانشجويی که تا ديروقت در کتابخانه کوی مشغول مطالعه بود، به شدت مجروح شده...گناه او چه بود؟مطالعه؟"
*
و آنسوتر چند دانشجو در خانهها را میزدند:
- تو را به خدا کمکمان کنيد... سينهاش ديگر بالا و پايين نمیرود... غرق خون است..
بالاخره مردی از همسايهها به دادشان رسيد، اتومبيلش را از پارکينگ درآورد و آنها جسم از حال رفته همکلاسیشان را بر ماشين سوار کردند. يکی از بچهها گفت:
- آقا! عجله کنيد... برويم بيمارستان شريعتی...
*
در حياط کوی دانشگاه تهران گروهی از دانشجويان نيز مشغول گفتوگو با دکتر مصطفی معين وزير فرهنگ و آموزش عالی بودند، او نيز از نخستين ساعتهای شب بعد از حادثه در کوی در ميان دانشجويان بود.
معين بر زمين نشسته بود و دانشجويان گرد او میگفتند: ... ما جايی نمیرويم... ما همين جا به خواستههای خود خواهيم رسيد، چرا هميشه ما بايد کوتاه بياييم نه نيروهای انصار.
و معين نيز همانند ديگر مردان خاتمی دانشجويان را به آرامش دعوت میکرد:
- دانشجويان، عزيزان من! ما بايد با آرامش از اين سنگلاخ عبور کنيم.
- آقای معين! اين سنگلاخها را چه کسانی به وجود آوردهاند؟
- از ماست که برماست... سطح فرهنگ و آگاهی جامعه ما در اين موضوع مؤثر است. تلخ است اما واقعيت دارد... همه آن کسانی که مخالفند بايد بدانند حتی مخالفان هم حق ندارند به جان هم بيفتند. عزيزان! چارهای نيست جز اينکه معلومات و آگاهی سياسی خود را بالا ببريم. به عنوان يک دانشگاهی و يک دانشجو بايد بيشتر فکر کنيم... به عنوان يک عضو قشر تحصيل کرده بايد خود را در خدمت همبستگی ملی قرار دهيم... ما در معرض خطرات جدی هستيم... اين موقعيت را بی دليل انتخاب نکردهاند... شما بايد اين موقعيت را درک کنيد... آرامش خودتان را حفظ و به خوابگاههايتان برويد.
- آقای دکتر! ما احساس امنيت نمیکنيم.
- من امشب با شما میمانم. تا صبح جايی نمیروم...
- تمام دانشجويان اين خوابگاه شهرستانی هستند. جواب نگرانی خانواده اين بچهها را چه کسی خواهد داد؟
- ما جواب روشن و صريح میخواهيم... بايد حاميان انصار بهطور شفاف برای ما توضيح بدهند.
و معين همچنان برای دانشجويان سخن میگفت:
- دانشجويان عزيز، دقت کنيد. اگر وضع داخلی ما متشنج شود، وضع ما از «کوزوو» هم بدتر خواهد شد... بايد با آگاهی برخورد کنيم. همه ما...
گفتوگوی معين با دانشجويان تا صبح ادامه داشت.
«پاياننامهها را آتش زدند. رسالههای فوقليسانس و دکترا را سوزاندند. تمام زندگی دانشجويی بچهها را در هم شکستند، به کدام گناه؟ به دستور چه کسانی؟ يکی از دوستان من قرار بود پسفردا از رساله دکترايش دفاع کند... الان او کجاست؟وسط کدام مجروحان... کدام بيمارستان؟ چه بلايی سر ما میخواهند بياورند... آن وقت شما به ما میگوييد آرامش خود را حفظ کنيم... چگونه؟»
و يک دانشجو از عقب جمعيت به زحمت خود را به جلو کشاند، او پاسخ دوستانش را اينطور داد:
- بچهها! خواهش میکنم به حرفهای من گوش کنيد. ممکن است اين يک سناريو باشد که مخالفان دولت طراحی کردهاند... آنها در فکر ساقط کردن دولت محبوب ما هستند. ما نبايد به آنها بهانه بدهيم. بهانهای برای سرکوب جنبش جامعه معدنی... اين دقيقاً مشابه همان سناريويی است که سال گذشته در چنين روزهايی يک روزنامه به ظاهر تندرو اما غيرهمگام با جبهه دوم خرداد بهانههای لازم را برای به تعطيلی کشاندن مطبوعات دوم خردادی به دست منتقدان خشن دولت داد. نفوذیهای مطبوعات پس از تمام شدن تاريخ مصرفشان و تهيه بهانههای لازم، پاداش کافی نيز دريافت کردند و...يادتان هست بچهها؟... اينک نيز احتمال اجرای برنامهای مشابه برای دانشگاهها میرود... ما بايد مطالبات خود را از راههای قانونی پيگيری کنيم.
و باز تاجزاده رشته سخن رابه دست گرفت:
- دوست شما درست میگويد. ممکن است عناصر مشکوک در ميان شما بهانه لازم را به دست مخالفان جبهه دوم خرداد برای سرکوب فعاليتهای دانشجويی بدهند. بچهها! مراقب باشيد افراط و تندروی دشمن جامعه مدنی و توسعه سياسی است.
از تير ۱۳۸۶ تا خرداد ۱۳۸۷
به نقل از "خبرنامه ی گویا"
نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !
گزارش پيش رو منعکس کننده تصويری کلی از وضعيت دانشجويان در ايران است که بر اساس اخبار منتشر شده در مطبوعات رسمی در ايران تهيه گرديده است. از آنجائيکه سانسور خبری حاکم بر مطبوعات و عدم آزادی عمل مدافعان حقوق بشر در ايران از مشخصات حاکم بر جامعه ايران است، اين گزارش نمی تواند در برگيرنده تمامی موارد نقض حقوق شهروندی دانشجويان باشد.آمار زير بخوبی نشان می دهد که همچنان حقوق اوليه و انسانی دانشجويان در ايران بگونه ای گسترده ، مستمر و برنامه ريزی شده نقض می گردد.
خلاصه اين گزارش بدين شرح است:
•بازجوئی توسط نهادهای امنيتی - ۵۰ مورد
•بازداشت - ۱۴۹ مورد
•احضار به دادگاه های عمومی و انقلاب - ۵۴ مورد
•محاکمات انجام شده توسط دادگاه های عمومی و انقلاب - ۵۷ مورد
•احکام صادر شده توسط دادگاه های عمومی و انقلاب - ۴۰ مورد
(در مجموع ۴۸ سال زندان و ۱۸ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان جريمه نقدی حکم محکوميت صادره شده است)
•احضار به کميته های انضباطی دانشگاه ها - ۲۱۳ مورد
•احکام صادر شده توسط کميته های انضباطی دانشگاه ها - ۲۳۲ مورد
•اخراج از دانشگاه - ۱۷ مورد
•تعليق از تحصيل ( يک ترم )- ۸۳ مورد
•تعليق از تحصيل ( دو ترم) - ۴۵ مورد
•اخراج از خوابگاه - ۵ مورد
•جلوگيری از ورود به دانشگاه - ۳۴ مورد
•تذکر کتبی - ۶۴ مورد
•آزادی با صدور قرار وثيقه - ۵۵ مورد
(احکام صادره شده از ۲۰ ميليون تومان تا ۳۰۰ ميليون تومان است که در مجموع ۳۴۱۰ ميليون تومان برای آزادی دانشجويان از سوی دادگاه حکم صادر شده است)
• نشريات دانشجوئی توقيف شده - ۲۴ مورد
•سايت های دانشجويی مسدود شده - ۳ مورد
•جلوگيری از برگزاری مراسم توسط دانشجويان - ۱ مورد
•اعتصاب غذايی دانشجويان زندانی شده - ۴ مورد
•ضرب و شتم دانشجويان توسط نيروهای امنيتی - ۱۰ مورد
•قتل دانشجويان زندانی در بازداشتگاهها - ۲ مورد
بنابر اين گزارش نهادهای که در سرکوب دانشجويان نقش مستقيم داشته اند عبارتند از:
• نيرهای انتظامی
• وزارت اطلاعات و امنيت کشور
• دادگاه های عمومی و انقلاب
• حراست دانشگاه ها
• کميته های انضباطی دانشگاه ها
• هيئت نظارت برنشريات دانشجويی
• هيئت نظارت بر تشکل های دانشجوئی
• هيئت نظارت بر دانشگاه ها
• بسيج دانشجويی
نهادهای که بر اساس شکايت آنان دانشجويان مورد محاکمه، بازداشت، اخراج از دانشگاه و . . . قرار گرفته اند به شرح زير هستند:
• رياست دانشگاه ها
• معاونت دانشجويی دانشگاه ها
• بسيج دانشجويی
• امامان جمعه
• شورای نگهبان
• وزارت اطلاعات و امنيت کشور
• سازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی
• سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
• جامعه اسلامی دانشگاه
• نمايندگان ولی فقيه در دانشگاه ها
بر مبنای اين گزارش نهادهائی که در درون دانشگاه ها اقدام به سرکوب دانشجويان کرده اند عبارتند از:
• کميته های انضباطی
• هيئت نظارت بر نشريات دانشجويی
• هيئت نظارت بر تشکل های دانشجويی
• هيئت نطارت بر دانشگاه
• حراست دانشگاه
• بسيج دانشجويی
• رياست دانشگاه
• معاونت دانشجويی دانشگاه
• نمايندگی ولی فقيه در دانشگاه ها
• جامعه اسلامی دانشگاه
و نهادهائی که در بيرون از دانشگاه ها اقدام به سرکوب کرده اند به شرح زير می باشند:
• نيروهای انتظامی
• وزارت اطلاعات و امنيت کشور
• دادگاه های عمومی و انقلاب
• شورای نگهبان انقلاب اسلامی
• امامان جمعه
• سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
• صدا و سيمای جمهوری اسلامی
• وزارت کشور
مشروح گزارش:
۱ ـ جمعی از دانشجويان دانشگاه امير کبير در ملاقات با فراکسيون خط امام مجلس اعلام کردند: تمامی تشکلهای صنفی دانشجويی از حق فعاليت محروم شده اند. ۱۴ نشريه دانشجويی اين دانشگاه بدستور مقامات توقيف شده اند . تعدادی از دانشجويان بصورت مکرر به کميته انضباطی احضار شده اند. همچنين در اين ملاقات خانواده ۸ نفر از دانشجويان زندانی خواستار آزادی فرزندانشان شدند. ( اعتماد ملی ۷/۴/۸۶ )
۲ ـ برادر عباس حکيم زاده دانشجوی زندانی در مصاحبه با راديو فردا گفت: خواهرم از سوی نيروهای امنيتی تهديد شده است. به دليل اينکه مادرم ضعف جسمانی و سن بالايی دارد، خواهرم برای پيگيری وضعيت عباس با مادرم همراهی می کند، او را تهديد کرده اند که برای پاسخگويی به يک سری سوالات به وزارت اطلاعات برود. وی افزود: برای پيگيری وضعيت برادرم با رياست قوه قضائيه، معاون وی و کميسيون اقليت مجلس ملاقات داشته ايم، همه يا ابراز ناتوانی يا بی اطلاعی از پيگيری مسئله عباس حکيم زاده می کنند. محمد علی دادخواه وکيل مدافع عباس حکيم زاده گفت: موکلم در سلول انفرادی زندان اوين نگهداری می شود و تاکنون موفق به ملاقات با خانواده خود نشده است.(خبر نامه امير کبير ۲۳/۴/۸۶)
۳ ـ خانواده های دانشجويان زندانی «مجيد توکلی» ، «احمد قصابان» و «احسان منصوری» نامه ای سر گشاده خطاب به هاشمی شاهرودی رئيس قوه قضائيه اعلام کردند : در طی ۸۰ روزی که فرزندان آنها در بند ۲۰۹ زندان اوين بسر برده اند در سلول انفرادی و زير شکنجه روانی و جسمی برای اعتراف گرفتن از آنان به گناه ناکرده قرار داشته اند . بخشی از شکنجه های جسمی به شرح زير است :
ضرب و شتم شديد توسط ۷ بازجو بصورت همزمان که به بيهوشی و انتقال فرزندانمان به بهداری بند ۲۰۹ منجر شده است .
ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و ضرب شتم با مشت و لگد به سرو صورت و پاها .
ضربه زدن روی دستبند به صورتی که آثار کبودی و تورم تا هفته ها روی دست آنها بوده است .
نگهداری در سلولهايی در اندازه های کو چک به صورتی که امکان راه رفتن و يا دراز کردن پا در آن نبوده است .
نگهداری در سلولهای بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگری
اجبار به ايستادن طولانی به مدت ۴۸ ساعت
استفاده از کابل وشلاق برای ضرب و شتم
خواباندن دانشجويان روی زمين و اذيت و آزار
اجبار به ايستادن روی يک پا به مدت ۱۸ ساعت
ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت
پرتاب کردن و هل دادن به صورتی که به ديوار بر خورد کنند .
اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولانی از قبيل نشستن و بلند شدن متوالی و خم شدن و گرفتن مچ پا و غيره ..... (نوروز ۲/۵/۸۶ )
۴ ـ مجيد توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری دانشجويان دانشگاه امير کبير با انتشار نامه هايی اعلام کردند: بر اثر شکنجه های غير انسانی مجبور به اعترافات دروغين شده اند. در نامه مجيد توکلی آمده است: به صراحت اعلام می کنم کليه اعترافات بنده در طول مدتی که در سلول انفرادی نگهداری می شدم تحت آزار و اذيتهای فراوان و به دروغ از اينجانب اخذ شده است. در نامه احمد قصابان آمده است: به اطلاع همگان می رسانم که تحت شکنجه های فراوان و طاقت فرسا اينجانب و ديگر دانشجويان بازداشت شده چاره ای جز تبعيت از خواست و اراده بازجويان و اقرار دروغ عليه خود و ديگران نداشتيم . در اين نامه آمده است: بازجويان ما را تحت انواع و اقسام فشارهای روحی و جسمی شديد قرار دادند که اگر خود در اين شرايط قرار نمی گرفتيم باور نمی کرديم که برای اعتراف گيری دست به چه اعمالی می زنند. در هر صورت آن جا که فشارهای بازجويان از حد توان من و دوستان خارج شد ، مجبور به اعتراف دروغين شديم.(امير کبير ۲۲/۵/۸۶)
۵ ـ خانواده های احمد قصابان ، احسان منصوری و مجيد توکلی طی نامه ای سرگشاده ای خطاب به رئيس قوه قضاييه، گوشه ای از فشارها و اذيت و آزارهای غيرانسانی که دانشجويان در طول مدت بازداشت متحمل شده اند را شرح داده اند.
پس از انتشار نامه خانواده ها، تيم بازجويی با احضار اين سه خانواده به دفتر پيگيری های وزارت اطلاعات از ايشان خواستند لحن خود را در نامه ها و مصاحبه هايشان تغيير دهند و با انتشار نامه های خود در رسانه ها قاضی پرونده را عصبانی نکنند. ( امير کبير ۲۷/۵/۸۶ )
۶ ـ سازمان بهايی ها و دانشجويان بهايی اعلام کرده اند: مقامات مسئول در سازمان سنجش آموزش کشور، ۸۰۰ دانش آموز بهايی را از دسترسی به نتايج کنکور سراسری دانشگاههای دولتی محروم کرده اند. سازمان ديده بان حقوق بشر اظهار داشت :حکومت ايران بايد فورا به اقداماتی پايان دهد که با هدف ممانعت دانش آموزان بهايی از ورود به دانشگاهها اعمال می شوند. حکومت ايران بايد سريعا مشکل ۸۰۰ دانش آموز بهايی را حل کند.(سازمان ديده بان حقوق بشر ۲۹/۶/۸۶)
۷ ـ هانس گرت پوترينگ رئيس پارلمان اروپا، خواستار آزادی ۲٨ دانشجوی زندانی در ايران شد. رئيس پارلمان اروپا گفته است، مسئولان ايرانی بايد بطور کامل خانواده ها و وکيلان مدافع اين دانشجويان را از سرنوشت آنها مطلع کنند.(راديو دويچه وله ۲۷/۹/۸۶)
۸ ـ رئيس انجمن جامعه شناسی امريکا طی نامه ای خطاب به خامنه ای و ساير مقامات دولت ايران خواستار آزادی دانشجويان بازداشت شده گرديد. در اين نامه آمده است: دانشجويانی که اخيرا توسط نيروهای امنينی در تهران، تبريز، اهواز، شيراز و نقاط ديگر ايران دستگير و بازداشت شده اند، بسياری از اين دانشجويان هم اينک بخاطر اعتراض عليه حکومت ايران در زندان اوين نگهداری می شوند و ما آزادی آنان را الزامی می دانيم. اين انجمن بيش از ۱۴ هزار عضو دارد.(اخبار روز ۲۹/۹/۸۶)
۹ ـ سازمان ديده بان حقوق بشر اعلام کرد دولت ايران موظف است در رابطه با مرگ ناگهانی ابراهيم لطف اللهی دانشجوی دانشگاه پيام نور در زندان سنندج و دکتر زهرا بنی يعقوب در زندان همدان تحقيق کند. در هر دو مورد مقامات رسمی علت مرگ را خودکشی اعلام کرده اند. نايب رئيس بخش خاورميانه سازمان گفت: مرگ ناگهانی دو جوان ظاهرا سالم در زندان بشدت نگران کننده است و دولت ايران با سرعتی که در خودکشی دانستن اين مرگ ها به خرج می دهد فقط به نگرانی ما می افزايد.(ديده بان حقوق بشر ۲۹/۱۰/۸۶)
۱۰ ـ دانشجويان در کوی دانشگاه تهران در اعتراض به نحوه مديريت خوابگاهها، کيفيت بد غذا ، جدا سازی دختران و پسران در سرويس های رفت و آمد دست به تجمع زدند. از شب سوم تجمع ، خواست آزادی تمامی زندانيان سياسی به ويژه دانشجويان سياسی زندانی شده و توقف احضار دانشجويان به کميته های انضباطی به خواستهای دانشجويان معترض شد.در اين رابطه ۱۰ نفر از دانشجويان جهت بازجويی به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات احضار شدند. سه تا پنج نفر بازداشت شدند. بر اثر حمله نيروهای ضدشورش به تجمع دانشجويان در خوابگاه ۱۸ تن مجروح و به بيمارستان منتقل شدند. (راديو فردا ۱۰/۱۱/۸۶)
۱۱ ـ ديده بان حقوق بشر با انتشار بيانيه ای از مقامهای ايران در خواست کرد هرچه سريعتر گزارش های مربوط به شکنجه چهار دانشجوی بازداشتی بنامهای: پيمان پيران، علی کانتوری، مجيد پورمجيد و بهروز کريمی زاده توسط مامورين و بازجويان وزارت اطلاعات را مورد تحقيق قرار دهند و مسئولينی را که عامل اين آزار رسانی ها بوده اند تنبيه کنند. به گفته منابع مطلع، دانشجويان هنگام بازداشت تحت آزار و اذيت های جسمی و روانی قرار گرفته اند. وکلای اين دانشجويان هنوز به موکلين و يا پرونده آنها دسترسی نداشته اند. (ديده بان حقوق بشر ۲۲/۱/۸۷)
۱۲ ـ سه دانشجوی دختر يک دانشگاه در آذربايجان شرقی توسط يک فرد مسئول درحراست دانشگاه، يک استاد مسئول آزمايشگاه و يک راننده سرويس دانشگاهی در تبريز مورد تجاوز قرار گرفتند. سه دانشجوی دختر از ترس بی آبرويی، اخراج و تهديد مسئولان حراست حاضر به شکايت از عاملان اين حادثه نيستند.(دسترنج ۲۹/۲/۸۷)
۱۳ ـ پروانه خليلی دانشجوی ترم ششم رشته گياه پزشکی دانشگاه لرستان در پی بروز حادثه برق گرفتگی و نبود امکانات پزشکی و آمبولانس در خوابگاه در گذشت.(امير کبير ۲۹/۲/۸۷)
۱۴ ـ سازمان عفو بين الملل با صدور بيانيه ای از وضعيت فرشاد دوستی پور دانشجوی ۲۳ ساله ای که توسط اطلاعات سپاه پاسداران در ايوان غرب بازداشت گرديد ، ابراز نگرانی کرد . در اين بيانيه آمده است : دوستی پور که در طول بازداشت در زندان اوين دچار مشکلات ريوی شده است در حال حاضر احتمالا در معرض شکنجه قراردارد .جرم وی اطلاع رسانی در رابطه با کشته شدن ۳ نفری از مردم ايوان غرب بدست نيروهای امنيتی می باشد. (راديو زمانه ۴/۳/۸۷)
۱۵ ـ سازمان عفو بين الملل با انتشار بيانيه ای اعلام کرد: ناهيد کلهر ۲۱ ساله دانشجوی زيست شناسی دانشگاه آزاد قم و مسئول وبلاگ « آزادی بی بها نيست » به اتهام تماس با گروههای مخالف حکومت در خارج از کشور در روز ۱۲ خرداد توسط اداره اطلاعات قم بازداشت شده است. در اين اطلاعيه آمده است: اين دانشجو درمعرض خطر بدرفتاری و شکنجه قرار دارد. محل نگهداری او مشخص نيست و تماسی با خانواده خود و يا يک وکيل مدافع ندارد.(ايران امروز ۱۷/۳/۸۷)
۱۶ ـ دکتر حسين مددی رئيس هيات نظارت دانشگاه زنجان ، معاون دانشجويی و رئيس دانشکده ادبيات در حال تعرض به يکی از دانشجويان دختر توسط ساير دانشجويان دستگير شد . پيش از اين مسئولين حراست ، انتظامات دانشگاهها به دانشجويان دختر در دانشگاههای رازی کرمانشاه ، علامه طباطبايی ، سهند تبريز و ... تعرض کرده اند و هيچگاه محاکمه و مجازات نشده اند . (کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت ۲۶/۳/۸۷)
بازداشت دانشجويان :
۱۷ ـ شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت که برای پاسداشت سالگرد ۱۸ تير و اعتراض به بازداشت ۸ دانشجوی دانشگاه امير کبير تحصن کرده بودند، توسط ماموران امنيتی و نيروی انتظامی بازداشت شدند. عليرضا جمشيدی سخنگوی قوه قضائيه اتهامات دانشجويان بازداشتی را شرکت در تجمع غير قانونی ، تبانی برای اقدامات غير قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنيتی برشمرد. اسامی دانشجويان بازداشتی عبارتنداز : علی وفقی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف ، مهدی عربشاهی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی ، حنيف يزدانی دانشجوی دانشگاه شهر کرد ، علی نيکو نسبتی دانشجوی دانشگاه مفيد قم ، محمد هاشمی و بهاره هدايت دانشجويان دانشکده امور اقتصادی.( ايسنا و ادوارنيوز ۱۸و ۱۹/۴/۸۶ )
۱۸ ـ امير يعقوبعلی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبايی ، به علت جمع آوری امضاء برای « کمپين يک ميليون امضاء تغيير برای برابری » در پارک انديشه واقع در خيابان سهروردی تهران توسط ماموران امنيتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد. (امير کبير ۲۱/۴/۸۶ )
۱۹ ـ مهرداد بزرگ دانشجوی مهندسی کامپيوتر دانشگاه تهران ، کورش جنتی دانشجوی ادبيات دانشگاه علامه طباطبايی و حسين فياضی که برای شرکت در همايش « مشروطه ايرانی به حسينيه ارشاد رفته بودند، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند. ( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۲/۵/۸۶ )
۲۰ ـ صباح نصری دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سياسی دانشگاه تهران و مدير مسئول نشريه دانشجويی « روژامه» و هدايت غزالی دانشجوی سال آخر رشته روانشناسی دانشگاه تهران و عضو تحريريه نشر دانشجويی «روژامه» از هفته ها پيش توسط نيروهای امنيتی بازداشت و در اداره اطلاعات سنندج نگهداری ميشوند. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۲/۵/۸۶ )
۲۱ ـ ياسر گلی دانشجوی کارشناسی ارشد و از دانشجويان ستاره دار توسط نيروهای امنيتی در مقابل دانشگاه آزاد سنندج بازداشت شد. منزل وی مورد تفتيش قرار گرفت ، کيس کامپيوتر و دفترچه ياداشت اش توسط نيروهای امنيتی ضبط گرديد. ( امير کبير ۲۲/۷/۸۶ )
۲۲ ـ روزبه موسوی سرديير نشريه دانشجويی توقيف شده « آلترناتيو » جواد عليخانی ، راعی نيکزاد ، مهدی معصومی ، جواد توللی و فاطمه فرهای دانشجويان دانشگاه چمران اهواز به اتهام اقدام عليه امنيت ملی توسط مامورين اداره اطلاعات اهواز بازداشت شدند.( امير کبير ۴/۸/۸۶ )
۲۳ ـ سرهنگ نادر سرکاری رئيس پليس امنيت عمومی استان تهران گفت : ۱۱ دانشجوی دختر و ۲۱ دانشجوی پسر به علت شرکت در يک جشن توسط پليس کرج بازداشت شدند. دستگير شدگان همگی از دانشجويان دانشگاه تهران هستند که در جشن مدال آوری يکی از همکلاسی های خود که در يک المپياد جهانی مدال گرفته بود ، شرکت کرده بودند. ( ايسنا ۱۲/۸/۸۶ )
۲۴ ـ معصومه منصوری دانشجوی دانشگاه امير کبير بدستور متين راسخ بازپرس شعبه اول دادگاه انقلاب تهران در تاريخ سوم آبان ماه بازداشت شد. محمد علی منصوری پدر وی اوائل شهريور ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت گرديد. ماموران وزارت اطلاعات به منزل برادر اين دانشجوی بازداشتی مراجعه کرده و او را تهديد کرده اند، در صورت انتشار خبر دستگيری خواهرش ، وی و همسرش را نيز دستگير خواهند نمود.
( امير کبير ۱۲/۸/۸۶ )
۲۵ ـ علی عزيزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت بدستور قاضی حداد معاون امنيت دادستان تهران توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد و منزل پدرش مورد تفتيش قرار گرفت. ( ادوارنيوز ۱۴/۸/۸۶ )
۲۶ ـ پدرام رفعتی دانشجوی دانشگاه امير کبير توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.( ادوارنيوز ۱۶/۸/۸۶ )
۲۷ ـ آرمان صداقتی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير ، بهنام سپهرمند دانشجوی دانشگاه تهران و عضو شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت و مازيار سمعيی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی که در تجمع دانشجويی دفاع از استقلال دانشگاه توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بودند ، پس از ۱۰ روز با قرار وثيقه از زندان آزاد شدند. ( ايسنا ۱۸/۸/۸۶ )
۲۸ ـ محمود احمدی نژاد رئيس جمهور در دانشگاه تعطيل شده علم و صنعت برای اعضای بسيج دانشجويی دانشگاههای علامه ، امير کبير ، خواجه نصير و دانشجويان دانشگاههای امام صادق و امام حسين که به وسيله اتوبوس به اين دانشگاه انتقال يافته بودند، سخنرانی کرد. سه نفر از دانشجويان عضو انجمنهای اسلامی دانشجويان امير کبير و خواجه نصير توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند. ( ادوارنيوز ۲۱/۸/۸۶ )
۲۹ ـ انوشه آزاد فر دانشجوی دانشگاه تهران، بهروز کريمی زاده دانشجوی دانشگاه تهران، احسان آزاد فر، ياسر پيرحياتی دانشجوی دانشگاه شاهد،بهزاد باقری دانشجوی دانشگاه تهران، علی کلايی دانشجوی دانشگاه آزاد، بابک پاشا جاويد دانشجوی دانشگاه امير کبير، الناز جمشيدی دانشجوی دانشگاه آزاد ، مهدی گرايلو دانشجوی دانشگاه تهران، سعيد حبيبی عضو کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر، نادر احسنی دانشجوی دانشگاه مازندران، ميلاد عزيزی دانشجوی دانشگاه تهران، ميلاد معينی دانشجوی دانشگاه مازندران، اختای حسينی دانشجوی دانشگاه آزاد، بهرنگ زندی دانشجوی دانشگاه مازندران، آرش پاکزاد دانشجوی دانشگاه مازندران، حسن معارفی دانشجوی دانشگاه مازندران، کيوان امير الياسی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف، محسن ثقفی دانشجوی دانشگاه امير کبير، محسن غمين دانشجوی دانشگاه امير کبير، نسيم سلطان بيگی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی، روزبه صف شکن دانشجوی دانشگاه تهران، روزبهان اميری دانشجوی دانشگاه تهران، سارا خادمی دانشجوی دانشگاه مازندران، شوان مريخی دانشجوی دانشگاه مازندران، رضا عرب دانشجوی دانشگاه مازندران، آرمان رسول پور دانشجوی دانشگاه مازندران،حامد محمدی دانشجوی دانشگاه مازندران، امير مهرزاد دانش آموز پيش دانشگاهی، علی سالم دانشجوی فارغ التحصيل دانشگاه امير کبير، نيما نحوی دانشجوی دانشگاه مازندران، هادی سالاری دانشجوی دانشگاه رجايی، امير آقايی دانشجوی دانشگاه رجايی ، فرشيد فرهادی آهنگران دانشجوی دانشگاه رجايی، ميلاد عمرانی دانشجوی دانشگاه رجايی، پيمان پيران دانشجوی اخراجی، مجيد اشرف نژاد دانشجوی دانشگاه رجايی، حسين بابايی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف، کريم آسايش دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف، عابد توانچه ، روزبه فقيهی، روشنک غياثيان، مجتبی باستانی، سعيد رحمانی، رازا عيسايی، مهسا محبی ، سعيد آقام علی خليلی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی و.. از فعالان دانشجويی توسط ماموران دادستانی و امنيتی بازداشت شدند.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر، امير کبير، ادوار نيوز، خبرنامه دانشگاه مازندران، آوای دانشگاه، سلام دمکرات، وبلاگ دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب ۱۱ الی ۱۸/۹/۸۶)
۳۰ ـ فرشاد دوستی پور، سهراب کريمی، جواد عليزاده و محمد صالح ايومن چهار دانشجوی کردی که در تريبون آزاد دانشجويی دفتر تحکيم وحدت، تحت عنوان « دانشگاه آخرين سنگر آزادی » سخنرانی کرده بودند، شب گذشته توسط نيروهای امنيتی دستگير شدند. دانشجويان بازداشت شده به نمايندگی از دانشجويان کرد، به نقض گسترده حقوق شهروندی کردها اعتراض کردند و به صراحت اعلام کردندخواسته مردم کردستان داشتن حداقل رفاه اقتصادی و اجتماعی است. آنها با تاکيد بر تماميت ارضی کشور انتساب جدايی طلبی به کردها را مسئله انحرافی دانستند که توسط حاکميت جهت توجيه سرکوب گسترده کردها مطرح و دامن زده می شود.(امير کبير ۱۹/۹/۸۶)
۳۱ ـ سحر يزدانی پور دانشجوی سال سوم کتابداری و حمدالله نامجو دانشجوی علوم سياسی دانشگاه شيراز به علت شرکت در اعتراضات دانشجويی توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند.(ادوارنيوز ۲۰/۹/۸۶)
۳۲ ـ شيرزاد حاجيلو دانشجوی دانشگاه آزاد خوی به علت شرکت در تجمع روز جهانی زبان مادری در دادگاه تجديد نظر استان آذربايجان غربی به ۳ ماه و يک روز حبس تعزيری محکوم شده بود. وی توسط نيروی انتظامی بازداشت و به زندان منتقل گرديد.(امير کبير ۲۲/۹/۸۶)
۳۳ ـ پارسا کرمانجيان در دانشکده فنی دانشگاه کرمانشاه توسط نيروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد. نامبرده بدليل فعاليتهای دانشجويی از دانشگاه دولتی اخراج شده بود و در رشته معماری دانشگاه آزاد به تحصيل ادامه می دهد.(امير کبير ۲۴/۹/۸۶)
۳۴ ـ مهدی الهياری دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف به اتهام اقدام عليه امنيت داخلی در ۱۷ آذر توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به زندان اوين منتقل شده است.(امير کبير ۲۵/۹/۸۶)
۳۵ ـ بهرام شجاعی دانشجوی دانشگاه آزاد ـ واحد تهران جنوب پس از چندين روز بازجويی مجددا به دستور دادسرای انقلاب تهران بازداشت و روانه زندان اوين شد. نعمت احمدی وکيل مدافع اين دانشجو اعلام کرد: در جريان تجمع دانشجويان دانشگاه تهران موکل من به مدت دو شب در بازداشت بود.(ايسنا ۲۸/۹/۸۶)
۲۳ ـ عليرضا حيدری دانشجوی دانشگاه آزاد کرمانشاه که ۱۰ روز پيش جهت بازجويی به حراست دانشگاه احضار شده، از آن پس اطلاعی از وی در دست نيست.(امير کبير ۳۰/۹/۸۶)
۲۴ ـ يونس مير حسينی دانشجوی سال سوم حقوق دانشگاه شيراز که به اتهام اقدام عليه امنيت ملی توسط ماموران امنيتی مسلح مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بازداشت شده بود، پس از دو هفته با قرار وثيقه از زندان آزاد شد.(ايسنا۳۰/۹/۸۶)
۳۸ ـ ميثم مهرابيان و علی قادری دانشجويان عضو جبهه ملی ايران توسط ماموران امنيتی بازداشت شدند، از محل نگهداری آنها اطلاعی در دست نيست. (ادوار نيوز ۱۳/۱۰/۸۶)
۳۹ ـ مرتضی اصلاحچی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی ، بيتا صميمی زاد دانشجوی دانشگاه اميرکبير ، آناهيتا حسينی دانشجوی دانشگاه تهران ، محمد پور عبدالله دانشجوی دانشگاه تهران ، سروش ثابت دانشجوی دانشگاه شريف ، ساناز الهياری خواهر مهدی الهياری دانشجوی در بند ، سروش دشتستانی، امين قضايی ، بيژن صباغ ، کاوه عباسيان و مرتضی خدمتی لو از فعالين دانشجويی توسط ماموران امنيتی بازداشت شدند . (کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۵/۱۰/۸۶)
۴۰ ـ حبيب الله لطيفی اهل سنندج ، دانشجوی دانشگاه آزاد ايلام بيش از ۷۰ روز است که در وضعيت نامعلومی در بازداشت بسر می برد، هفته گذشته قرار بازداشت وی برای دو ماه ديگر تمديد شد. نامبرده تحت شديد ترين شکنجه ها قرار دارد و جان وی در خطر می باشد. وی بمدت دو روز به صورت وارونه از سقف آويزان شده و بارها طی بازجويی بر اثر فشارهای وارده بيهوش شده است. ملا ولی، عربيان و ده ده جانی از بازجويان اين دانشجو می باشند.(اميرکبير ۲۷/۱۰/۸۶ )
۴۱ ـ فرزاد حسن زاده و محمد زراعتی از دانشجويان چپ گرای دانشگاه فردوسی مشهد توسط مامورين امنيتی بازداشت شدند. (آوای دانشگاه ۴/۱۱/۸۶)
۴۲ ـ سلمان يزدان پناه دانشجوی علوم سياسی دانشگاه تهران در رابطه با تجمعات اخير کوی دانشگاه توسط ماموران امنيتی بازداشت شد. (امير کبير ۱۳/۱۱/۸۶ )
۴۳ ـ جمشيد بهرامی دانشجوی رشته هنر دانشگاه تبريز و سلام نباتی دانشجوی رشته روانشناسی دانشگاه پيام نور مريوان توسط نيروهای امنيتی در مريوان بازداشت شدند و منزل آنها مورد تفتيش قرار گرفت. (امير کبير ۱۸/۱۱/۸۶ )
۴۴ ـ رضا نگهداری دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تهران که پس از حوادث اخير کوی دانشگاه تهران چندين بار به کميته پيگيری وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجويی قرار گرفته بود از هفته پيش ناپديد شده ، احتمال می رود توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به زندان اوين منتقل شده باشد. ( امير کبير ۳۰/۱۱/۸۶ )
۴۵ ـ نيروی انتظامی و ماموران امنيتی لباس شخصی با حمله به تجمع ۳۰۰۰ نفری دانشجويان دانشگاههای شاهرود، ۲۶ نفر از دانشجويان را بازداشت کردند. دانشجويان خواستار استعفای علی مرادزاده رئيس دانشگاه شاهرود می باشند.(سرمايه ۶/۱۲/۸۶)
۴۶ ـ رضا داغستانی دانشجوی دانشگاه پيام نور نقده، وبلاگ نويس و روزنامه نگار آذربايجانی در روز دوم اسفند، روز جهانی زبان مادری توسط مامورين امنيتی در اروميه بازداشت گرديد.
(کميته دقاع از حقوق زندانيان سياسی آذربايجان ۷/۱۲/۸۶)
۴۷ ـ سعيد فيض الله زاده عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی با شکايت « سيدی » رئيس حراست دانشگاه و « دهقان» از معاونان حراست بدستور قاضی موسوی توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به زندان اوين منتقل گرديد. سيدی و دهقان به زندان اوين رفته و وی را مورد بازجويی قرار داده اند. نامبرده به دنبال اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۵ در کميته انضباطی به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شده بود، مديريت دانشگاه به محض پايان مدت محروميت از تحصيل وی، مجددا او را به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم کرد.(ادوار نيوز ۱۲/۱۲/۸۶)
۴۸ ـ محمد مهدی احمدی دبير انجمن های اسلامی دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم پزشکی، مسعود خيراتی سخنگوی شورای مرکزی، نادر ديناری دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده داروسازی و مهدی اميريان دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده پزشکی توسط مامورين اداره اطلاعات استان فارس بازداشت شدند. (امير کبير ۲۰/۱۲/۸۶)
۴۹ ـ سعادت دلفانی، مجتبی وکيلی، علی حسنی و محسن فخری دانشجويان دانشگاه شيراز توسط ماموران حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی بازداشت و بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و از آنجا به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شدند. همچنين ۱۲ نفر از فعالين دانشجويی دانشگاه شيراز به دادسرای انقلاب احضار شدند. (امير کبير ۲۰/۱۲/۸۶)
۵۰ ـ اسدالله شه بخشی دانشجوی دانشگاه آزاد زاهدان و عضو انجمن « جوانان صدای عدالت » توسط اداره اطلاعات زاهدان بازداشت گرديد. نامبرده به همراه ابراهيم مهر نهاد و فضل الرحمن چهراس ۲۰ روز پيش بازداشت شدند. (امير کبير ۲۶/۱۲/۸۶)
۵۱ ـ اردشير کريمی خياوی دانشجوی دانشگاه آزاد اردبيل، مهدی کيانی دانشجوی دانشگاه پيام نور اردبيل و آيدين قره باغی فعال دانشجويی توسط ماموران اداره اطلاعات اردبيل بازداشت شدند. نيروهای امنيتی پس از تفتيش و بازرسی خانه، کتابها و کامپيوتر شخصی آنها را نيز با خود بردند.(ساوالان سی ۲۳/۱/۸۷)
۵۲ ـ رضا اسدزاده ۲۸ ساله دانشجوی اخراجی دانشگاه تبريز در سال ۸۲، در تاريخ ۲۲ فروردين به وزارت اطلاعات احضار شد و پس از آن هيچ خبری از وی در دست نيست. ستاد خبری وزارت اطلاعات نيز از وضعيت وی اظهار بی اطلاعی می کند. نامبرده در جريان اعتراضات دانشجويی سال ۸۲ دانشگاه تبريز به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. وی در جريان انتخابات مجلس توسط مامورين اداره اطلاعات شهرستان شبستر برای مدت ۶ روز بازداشت گرديد.(اخبار روز ۲۸/۱/۸۷)
۵۳ ـ آرش کريمی دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه ايلام توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد.
(ادوار نيوز ۹/۲/۸۷)
۵۴ ـ فرشاد دوستی پور فعال دانشجويی دانشگاه بوعلی سينای همدان چهار روز پيش توسط نيروهای امنيتی استان ايلام بازداشت شد. نامبرده در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران از سوی دانشجويان کرد زبان سخنرانی کرده و به همين دليل در زندان اوين در بازداشت بود و سپس با قرار وثيقه از زندان آزاد شد. يکی از پزشکان ايلام که فرشاد دوستی پور عضو کميسيون دفاع از حقوق اقليتها ی دفتر تحکيم وحدت برای بيماری ريوی اش به او مراجعه می کرد، گفت: پس از حبس حدود ۲ ماهه ی اين فعال دانشجويی در زندان اوين، وی به بيماری شديد ريوی دچار شده است و می بايد تحت نظارت شديد پزشکی باشد. اين پزشک خواست که نامش اعلام نشود. تاکيد کرد: وضعيت سلامت ريوی فرشاد دوستی پور بحرانی است. گفته می شود نامبرده توسط اطلاعات سپاه پاسداران ايلام بازداشت شده است. (دسترنج ۲۹/۲/۸۷)
۵۵ ـ عسگر اکبرزاده دانشجوی دانشگاه پيام نور اردبيل و از فعالين آذربايجانی توسط ماموران اداره اطلاعات اردبيل بازداشت شد. وی قبلا به مدت ۴ ماه زندانی بوده و همچنين به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه به پرداخت ۶۰۰۰۰۰ تومان محکوم شده بود.(ساوالان سی ۲۱/۳/۸۷)
۵۶ ـ هود يازرلو ۲۱ ساله دانشجوی رشته مديريت دانشگاه معصوميه قم به علت سفر به عراق به همراه مادرش نازيلا دشتی بدستور قاضی سيد مجيد ضرغامی بازپرس شعبه ۲ امنيت دادگاه انقلاب در روز ۴ خرداد بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل گرديد.(کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی ۲۳/۲/۸۷)
۵۷ ـ خانواده امير رضا اردلان دانشجوی ترم آخر دانشگاه آزاد شهرضا در استان اصفهان، که دو روز پيش توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود، اعلام کردند: فرزندشان در بازداشت گاه امنيتی شديدا شکنجه شده است و قادر به راه رفتن و تکلم نبوده است. خانواده امير رضا اردلان به صورت تصادفی وی را در دادگستری شهرضا ملاقات کرده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۹/۳/۸۷)
بازجويی توسط کميته های انضباطی و يا ديگر نهاد های امنيتی :
۵۸ ـ علی عبدی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی شريف به اتهام برگزاری تجمع غير قانونی در روز جهانی زن در کميته انضباطی اين دانشگاه مورد بازجويی قرار گرفت . ( ايلنا ۲/۴/۸۶ )
۵۹ ـ صادق شجاعی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام ايجاد بلوا ، آشوب و تحريک دانشجويان در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفت.
( ايلنا ۳/۴/۸۶ )
۶۰ ـ هانيه بردبار ، شيما فرزاد منش ، عسل اخوان ، مريم السادات سيدکريمی ، احسان محمدی ، عماد برقه ای ، صادق شجاعی ، امير يعقوبعلی و سعيد فيض الله زاده دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام ايجاد اخلال در نظم دانشگاه ، ايجاد بلوا و آشوب ، عدم رعايت مقررات دانشگاه و توهين به مسئولان در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفتند. اين دانشجويان به اتهامات گوناگون هرکدام چندين پرونده دارند.
( ايسنا ۱۲/۴/۸۶ )
۶۱ ـ مهردادحسينی دبير سابق واحد سياسی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه رازی کرمانشاه به اتهام ارتباط با گروههای معاند نظام در شعبه ۱۰ دادگستری کرمانشاه مورد بازجويی قرار گرفت و با قرار وثيقه آزاد شد. ( ايسنا ۱/۵/۸۶ )
۶۲ ـ در پی انتقاد علی خضريان عضو شورای مرکزی اتحاديه انجمنهای اسلامی دانشجويان مستقل از دانشگاه آزاد اسلامی به اتهام نشر اکاذيب ، توهين و تشويش اذهان عمومی در شعبه ششم باز پرسی دادسرای کارکنان دولت تفهيم اتهام شد .(خبر گزاری فارس ۲۸/۵/۸۶ )
۶۳ ـ کاظم رضايی ، آرش روستايی و يونس مير حسينی دانشجويان دانشگاه شيراز به علت گرفتن روزه سياسی در حمايت از حقوق انسانی دانشجويان زندانی دانشگاه امير کبير در کميته انضباطی دانشگاه شيراز مورد بازجويی قرار گرفتند. ( نوروز ۷/۷/۸۶)
۶۴ ـ مجتبی تقوی نژاد ، نيما رضايی ، محمد باقر نيا ، و حکيم تقی زاده دانشجويان دانشگاه ياسوج به اتهام تشويش اذهان عمومی با شکايت مديرکل مخابرات استان کهگيلويه و بوير احمد در شعبه سوم دادياری ياسوج مورد بازجويی قرار گرفتند و با ضمانت آزاد شدند. ( ايسنا ۲/۸/۸۶ )
۶۵ ـ سجاد سلمان زاده دانشجوی دانشکده مهندسی و مدير مسئول نشريه دانشجويی توقيف شده « آلترناتيو » ، محمد امين عندليبی دانشجوی دامپزشکی و زهرا ابراهيمی دانشجوی دانشکده ادبيات دانشگاه چمران اهواز در اداره اطلاعان مورد بازجويی قرار گرفتند. ( امير کبير ۴/۸/۸۶ )
۶۶ ـ هشت دانشجوی دختر دانشگاه امير کبير ساکن خوابگاه دانشجويی ناجيان به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه و خوابگاه در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفتند. ( امير کبير ۷/۸/۸۶ )
۶۷ ـ سيده فهيمه ميرلوحی ، جواد صفدری و سيد اشکان مدنی دانشجويان دانشگاه شاهرود به اتهام همکاری با گروههای منحله ، انجام اعمالی به نفع گروههای مخالف نظام ، برگزاری تجمعات غير قانونی ، و صدور بيانيه در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفتند. ( ادوارنيوز ۲۰/۸/۸۶ )
۶۸ ـ مهدی اللهياری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف و سردبير نشريه دانشجويی « طلوع » به علت پخش نشريات « آرمان » و « طلوع » توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد بازجويی قرار گرفت. ( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۲/۸/۸۶ )
۶۹ ـ سليمان محمدی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی در دادگاه انقلاب مورد بازجويی قرار گرفت .
( ادوارنيوز ۲۳/۸/۸۶ )
۷۰ ـ محمد هاشمی دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت و آرش خاندل عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه لرستان به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه بازپرسی دادسرای امنيت مورد بازجويی قرار گرفتند. اين دانشجويان در ۱۸ تير سال جاری توسط نيروهای امنيتی برای مدتی بازداشت شدند.( ايسنا ۲/۱۱/۸۶)
۷۱ ـ ناهيد افراسيابی ، سحر يزدانی، حمدالله نامجو و اسماعيل جليل وند دانشجويان دانشگاه شيراز و مديران مسئول نشريات دانشجويی « رهگذر» ، « قاصدک» ، « متن » و « عصيان » به اتهامات گوناگون مورد در کميته انضباطی دانشگاه شيراز مورد بازجويی قرار گرفتند. ( ايسنا ۱۲/۱۱/۸۶ )
۷۲ ـ پيمان عارف دانشجوی دانشگاه تهران به مدت ۵ ساعت توسط اداره اطلاعات تبريز مورد بازجويی قرار گرفت. علت بازجويی تشکيل جلسات ماهانه سخنرانی جبهه ملی در تبريز بوده است. ماموران امنيتی در صورت برگزاری سخنرانی هفته آينده که قرار بود با حضور دکتر داود باوند برگزار گردد، با بانيان مراسم برخورد خواهند کرد. اداره اطلاعات به پيمان عارف گفته است، فعاليت های جبهه ملی در تبريز موجب تحريک فعالان قومی گرديده و باعث می شود، آنان نيز بر شدت فعاليت خود بيفزايند، لذا مليون در شهر تبريز اجازه هيچ گونه فعاليتی را ندارند.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۸/۱/۸۷)
۷۳ ـ مجيد توکلی دانشجويی که از ۱۹ ارديبهشت سال قبل در زندان بسر می برد، بعنوان مدير مسئول نشريه دانشجويی توقيف شده "خط صفر" به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی با شکايت معاونت اطلاعات قرار گاه ثارالله سپاه پاسداران در شعبه ۹ بازپرسی دادسرای کارکنان دولت بدون حضور وکيل مورد بازجويی قرار گرفت.(اميرکبير ۲۰/۲/۸۷)
احضار به کميته های انضباطی:
۷۴ ـ موسويان عضو شورای صنفی دانشگاه هنر تهران گفت: ۱۰ دانشجوی دختر اين دانشگاه به اتهام پوشش نامناسب جهت بازجويی به کميته انضباطی اين دانشگاه احضار شدند. ( ايسنا ۶/۴/۸۶ )
۷۵ ـ بيست و سه نفر از دانشجويان دانشگاه امير کبير جهت بازجويی به کميته انضباطی اين دانشگاه احضار شدند. اسامی دانشجويان احضار شده عبارتند از: مهری کريمی ، مريم سليمی ، بيتا صميمی زاد، هادی پلاور ، بهزاد موسوی ، بامداد غلامی ، محسن غمين ، فرهاد نوری، وحيد سراجيان ، بابک آذرفر ، بهروز عباسی ، سياوش اسداللهی ، مهدی عباسی ، مجتبی کلانتری ، مرتضی ورمزيار ، سينا صداقت نژاد، علی صابری ، محسن گرامی ، حسين ترکاشوند ، کورش لطيفی ، محمد معتمدی ، احسان خير خواه و مسعود قدسی .
( ايسنا ۱۷/۴/۸۶ )
۷۶ ـ ۱۲ دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی گرگان به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه ، برهم زدن امنيت ملی و مخالفت با احکام اسلامی به کميته انضباطی احضار شدند. ( روزانه تهران جنوب ۲۳/۵/۸۶ )
۷۷ ـ دانشجويان عضو انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود با فشار مسعود الماسی نماينده خامنه ای در دانشگاه جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( ادوارنيوز ۳/۷/۸۶ )
۷۸ ـ نجمه موسوی ، سياوش حاتم ، رضا جعفريان ، و محمد صيادی از فعالين جنبش دانشجويی دانشگاه بوعلی سينای همدان به اتهام توهين به دولت کريمه محمود احمدی نژاد جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( ادوارنيوز ۱/۸/۸۶ )
۷۹ ـ در روز برگزاری تربيون آزاد دانشجويی « ستاره ها در اوين » که در اعتراض به صدور احکام سنگين حبس برای سه دانشجوی دانشگاه امير کبير برگزار شد . محمد رضا سرلک ، هادی پلاور ، مهدی مشايخی و جمعی ديگر از دانشجويان جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( امير کبير ۷/۸/۸۶ )
۸۰ ـ ادريس صالحی ، مهدی عباس زاده ، مجيد خمسه و کامياب گيوکی از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه خواجه نصير و يک دانشجوی ديگر جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (ايسنا ۱۳/۸/۸۶ )
۸۱ ـ بابک فتح اللهی دانشجوی دانشگاه بوعلی سينای همدان به علت انتشار بيانيه ای در رابطه با مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی يعقوب در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شد. ( ايسنا ۱۳/۸/۸۶ )
۸۲ - شش تن از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.
( ادوارنيوز ۲۳/۸/۸۶ )
۸۳ ـ پنج عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه ابو علی سينای همدان به علت بر پايی مراسم شب هفت برای دکتر زهرا بنی يعقوب که به شکل مشکوکی در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان خود کشی کرد، به کميته انضباطی احضار شدند. (ادوارنيوز ۶/۹/۸۶)
۸۴ ـ علی وفقی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف و عضو شورای مرکزی دفتر تخکيم وحدت به اتهام شرکت در تجمع غير قانونی و ايجاد خسارت به اموال دانشگاه امير کبير جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شد . (ادوارنيوز ۷/۹/۸۶)
۸۵ ـ پوريا شريفيان، مهدی جمالوند و مهدی مسافر دانشجويان دانشگاه بوعلی سينا به اتهام شرکت در تجمعات صنفی جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.(خبرنامه بوعلی سينا ۲۲/۹/۸۶)
۸۶ ـ محسن خسروی، حسن حسنی، حسام سعيدی و محمود هادی پور از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه کرمان به علت برگزاری تربيون آزاد دانشجويی به مناسبت روز دانشجو به اتهام توهين به شعائر اسلامی، و ايجاد آشوب و بلوا جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (امير کبير ۲۵/۹/۸۶)
۸۷ ـ بيش از ۳۰ نفر از دانشجويان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شيراز به بهانه شرکت در مهمانی مختلط و عدم رعايت شئونات اسلامی جهت محاکمه به کميته انضباطی احضار شدند.(امير کبير ۲۷/۹/۸۷)
۸۸ ـ امير حسين نوربخش و عادل تاعنی از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير و محمد ميزبان از دانشجويان چپ جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.(امير کبير ۲۷/۹/۸۷)
۸۹ ـ سامان فيروزی، مسعود قربانی نژاد، سيد مهدی چاووشيان و مسعود نظری فر دانشجويان دانشگاه شاهرود در آستانه ی امتحانات جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (ايسنا ۱۱/۱۰/۸۶)
۹۰ ـ الهام السادات موسوی ، مجتبی نظری ، امين خسروی و محسن موسوی دانشجويان دانشگاه ياسوج به علت اعتراض به ضرب و شتم يک دانشجوی دختر ،جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. اين دانشجويان از سوی معاونت دانشجويی دانشگاه تهديد به دو ترم تعليق از تحصيل شده اند. حراست دانشگاه در اقدامی، خانواده های اين دانشجويان را به دانشگاه فراخوانده و از آنها خواسته اندکه به فرزندانشان اجازه ی فعاليت سياسی ندهند.(ايسنا ۱۱/۱۰/۸۶ )
۹۱ ـ ميلاد عزيزی و حافظ رستمی دانشجويان دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع اعتراضی ۲۱ آذر در اعتراض به بازداشت ميلاد عزيزی جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. در حالی که تجمع ۲۱ آذر در اعتراض به بازداشت ۴ روزه ميلاد عزيزی صورت گرفته و اساسا اين دانشجو در تجمع شرکت نداشته ، مشخص نيست بر اساس چه دلايلی وی را احضار و متهم به شرکت در تجمع نموده است.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۳/۱۰/۸۶)
۹۲ ـ سحر رضازاده ، احسان دولت شاه و آرش پهلوان دانشجويان دانشگاه تهران جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( ادوارنيوز ۱۶/۱۰/۸۶ )
۹۳ ـ سيد علی هاشمی عضو شورای مرکزی و دبير سياسی انجمن اسلامی دانشکده ادبيات و کيوان امام وردی دبير شورای صنفی و دبير جامعه فرهنگی دانشکده ادبيات دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمعات ۱۸و ۲۱ آذر در دانشگاه تهران جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (امير کبير ۱۶/۱۰/۸۶)
۹۴ ـ سارا کرمانيان و زينب پيغبرزاده ، دو فعال دانشجوی دانشگاه تهران ، جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند . (امير کبير ۲۴/۱۰/۸۶)
۹۵ ـ پگاه حمزه ای، حسام سلامت، هيوا مجيد زاده و مرتضی مساکنی از دانشجويان دانشگاه تهران جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( ادوارنيوز ۳/۱۱/۸۶ )
۹۶ ـ کوثر عطلايی، ديمن رحمت اللهی، بهروز محمودی ، فرزاد عطايی، کاوه ناصری و علی رمضانی دانشجويان کرد دانشگاه اروميه در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفتند. اين دانشجويان مورد تهديد قرار گرفته اند در صورت احضار مجدد از دانشگاه اخراج خواهند شد.( فعالان حقوق بشر در ايران۹/۱۱/۸۶ )
۹۷ ـ سلمان يزدان پناه و رضا نگهداری فعالين دانشجويی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به اتهام تخريب اموال عمومی، تحريک دانشجويان به تجمع غير قانونی، توهين به نيروی انتظامی و توهين به مسئولان نظام جمهوری اسلامی جهت محاکمه به کميته انضباطی احضار شدند. (کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲/۱۲/۸۶)
۹۸ ـ فرزاد حسن زاده به علت شرکت در تجمع دانشجويی به کميته انضباطی احضار شد. (امير کبير ۳/۱۲/۸۶)
۹۹ ـ ۳۰ نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز بنامهای ناهيد افراسيابی، سحر يزدانی، نسيم دالوند، ندا ضيغمی، عباس رحمتی، هادی عسگری، لقمان قديری، اسماعيل جليل وند، کاظم رضايی، محسن گوهری نيا، سعيد کوشکی، عبدالله داوديان، محسن زرين کمر، احسان هاشمی، سعيد خسرو آبادی، هادی الم لی، اکبر حسن پور، رحيم سليمانی، امين درستی، سجاد فتاحی، سعيد خلعتبری، سعيد آشنايی، سعيد لطفی، مجتبی شيخيان، رضا فولادی، يونس مير حسينی، محمد رضا دهقان، هاشم حسين پور، محسن بخشنده و علی شيدايی به علت شرکت در تجمع دو هفته ای اسفندماه، جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.
(امير کبير ۲۰/۱/۸۷)
۱۰۰ ـ مسعود ولی خانی، امير زندی، محمد زحمتکش، رضا مشهدی، مجيد ديجوجين، محمد رضا طلايی نژاد، مهدی آقاجانی، محمود حسينی، مهدی درب اماميه، حسنعلی مير موسوی و فريبرز بابانژاد دانشجويان دانشگاه آزاد شهر ری به اتهام عدم رعايت شئونات دانشجويی جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.
(امير کبير ۲۲/۱/۸۷)
۱۰۱ ـ روح الله دماوندی، هادی صادقی، ياسر ريگی، کيومرث فتحی، احمد کرمی و آرمان زاهدی از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه رجايی به اتهام شرکت در تحصنهای آذر و اسفند ۸۶ جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (اعتماد ۲۹/۱/۸۷)
۱۰۲ ـ سه تن ازدانشجويان دانشگاه صنعتی خواجه نصيرالدين طوسی به کميته انضباطی احضار شدند. (ادوارنيوز ۲۰/۲/۸۷)
۱۰۳ ـ پس از برگزاری تريبون آزاد "در حسرت عدالت" در اعتراض به صدور حکم ناعادلانه برای ۳ ترم دانشجوی در بند دانشگاه امير کبير، ۲۰ نفر از دانشجويان به کميته انضباطی احضار شدند. (امير کبير ۲۴/۲/۸۷)
۲۷ ـ رضا عرب، مهدی داوديان، ميلاد حسينی کشتان، آرنوش ازرحيمی و سياوش صفوی اعضای هيئت موسس انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه مازندران جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. همچنين عادل اسلامی دبير شورای صنفی دانشکده علوم و محمد فکری مدير مسئول نشريه دانشجويی"رويداد" جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.(امير کبير ۲۵/۲/۸۷)
۱۰۵ ـ امين نظری دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه همدان به اتهام ايجاد اخلال جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شد.( خبرنامه بوعلی سينا ۳۱/۲/۸۷)
۳۱ ـ محمد نبی ابراهيمی دانشجوی دانشگاه مفيد قم به علت اعتراض به سايت های فرهنگی دانشگاه به کميته انضباطی احضار شد. دانشگاه مفيد يکی از دانشگاههای همکار با سازمان ملل در جهت طرح ارتقای حقوق بشر و دسترسی به عدالت است که هرساله سازمان ملل بودجه های بسياری را برای برپايی همايش ها و کنفرانس ها به اين دانشگاه اختصاص می دهد. دانشجويان دانشگاه مفيد حق داشتن موبايل دوربين دار، تلويزيون شخصی، لب تاپ و کامپيوتر را در خوابگاه ندارند.(امير کبير ۹/۳/۸۷)
۱۰۷ ـ مديران مسئول نشريات دانشجويی"پنجره"،"شورا"،سردبير نشريه دانشجويی "کاغذ اخبار" و دو دانشجوی ديگر دانشگاه سيستان و بلوچستان به کميته انضباطی احضار شدند. دانشجويان احضار شده در ائتلافی به نام"هم پيمانان" در انتخابات شورای صنفی دانشگاه شرکت کرده بودند.(ايران امروز ۱۵/۳/۸۷)
احکام صادر شده توسط کميته های انضباطی :
۱۰۸ ـ فهميه شجاع عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شد. ( ايلنا ۱/۴/۸۶ )
۱۰۹ ـ چهارده تن از دانشجويان دانشگاه تبريز به اتهام شرکت در تجمعات غير قانونی داخل دانشگاه به قصد ايجاد بلوا و آشوب در محيط دانشگاه به صورت مکرر در کميته انضباطی دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجويان و مدت محکوميت انها به اين شرح است: نعيم احمدی ، بابک رحمتی ، مقصود عهدی ، فراز ذهتاب ، آيدين خواجه ای ، وحيد دهقانی ، هادی بهادری ، آيدين غفارنژاد ، امين امامی و علی داور هر يک به دو ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند. همچنين حامد توفيق ، بهنام زالی ، منصور امينيان و ابراهيم زينالی هر يک به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند. ( ادوارنيوز ۱۳/۴/۸۶ )
۱۱۰ ـ شش دانشجوی دانشگاه امير کبير در کميته انضباطی اين دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجويان و مدت محکوميت هر يک از آنان به اين شرح است : نريمان مصطفوی و ناصر پويافر يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات. ابراهيم رحمانی و موفق کاتب يک ترم تعليق از تحصيل. آرمان صداقتی يک ترم تعليق از تحصيل با محروميت از امکانات رفاهی . اسماعيل سلمان پور دو ترم تعليق از تحصيل . ( ايسنا ۱۷/۴/۸۶ )
۱۱۱ ـ مقداد بريمانی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده مهندسی دانشگاه سيستان و بلوچستان در کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شد. ( ايسنا ۱۹/۴/۸۶ )
۱۱۲ ـ عليرضا وليان دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه کاشان به دليل اظهار نظر و انتقاد از دولت در کميته انضباطی به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ايسنا ۲۴/۴/۸۶ )
۱۱۳ ـ بهنام ترکانپور عضو شورای مرکزی تشکل آرمان دانشجو به اتهام توهين به کارمندان دانشگاه در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. (وبلاگ آرمان دانشجو ۲۴/۴/۸۶ )
۱۱۴ ـ سليمان محمدی دبير شورای صنفی دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه ، ايجاد بلوا و آشوب در کميته انضباطی به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. نامبرده دو ماه پيش نيز به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شده بود. ( ايسنا ۱۵/۵/۸۶ )
۱۱۵ ـ امير يعقوبعلی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه ، عدم رعايت موازين دانشگاه و ايجاد بلوا و آشوب در دانشگاه در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. نامبرده چند روز پيش با قرار وثيقه ۲۰ ميليون تومانی از زندان آزاد گرديد.
( ايسنا ۲۱/۵/۸۶ )
۱۱۶ ـ مانا تابان ، فاضله خليل نژاد و رضل بلبلی دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامی گرگان به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه ، برهم زدن امنيت ملی و مخالفت با احکام اسلامی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شدند. ( روزانه تهران جنوب ۲۳/۵/۸۶ )
۱۱۷ ـ شجاعی دبير منتخب انتخابات اخير برگزار شده دانشگاه علامه طبا طبايی اعلام کرد : عماد برقعی فعال دانشجويی دانشکده علوم اجتماعی اين دانشگاه از سوی کميته انضباطی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه ايجاد آشوب و بلوا و عدم رعايت موازين دانشگاه به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد.
(ايسنا ۲۷/۵/۸۶ )
۱۱۸ ـ حامد محقق دبيرانجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تبريز گفت: چندی پيش احکام انضباطی اوليه و ثانويه ۱۰ نفر از دانشجويان با هم صادر شد و در هفتهی گذشته احکام ثانويه بدون تغيير، مجددا برای دانشجويان صادر شد.وی افزود که در تايخ ۶۰ ساله دانشگاه تبريز صدور چنين احکامی برای دانشجويان بی سابقه بوده است و همچنين امکان ندارد احکام اوليه و ثانويه با هم صادر شود، اما چندی پيش شاهد بوديم برای دانشجويان دانشگاه تبريز اين دو حکم با يکديگر صادر شد و مسوولان پس از پی بردن به اشتباه شان احکام ثانويه را مجددا صادر کردند. ( اميرکبير ۲۸/۵/۸۶ )
۱۱۹ ـ پيمان عارف دانشجوی ممنوع التحصيل کارشناسی ارشد دانشگاه تهران گفت : با وجود رای نخستين ديوان عدالت اداری به نفع بنده در تاريخ ۳۰ مهر ماه گذشته که دستور به بازگشت به تحصيلم را داده بود ، متاسفانه در طی اين مدت شيخ عباسعلی عميد زنجانی (رياست دانشگاه تهران) در برابر رای ايستاد و از تمکين بدان و بازگشت به تحصيلم جلو گيری نمود که ۴ ماه پيش طی شکايتی به ديوان خواهان انفصال از خدمت وی به دليل استنکاف از رای قاضی شريعت رئيس شعبه ۲ ديوان شديم . متاسفانه عميد زنجانی اخيرآ طی مذاکراتی توانست به اعمال نفوذ در پرونده بپردازد قاضی شريعت از رياست شعبه بر کنار و حجت الاسلام گوهری به رياست منصوب گرديد . قاضی جديد نيز با نقص رای اوليه رای به نفع متشاکيان ـ وزارت علوم و دانشگاه تهران ـ داده حکم اخراج از تحصيل من از کارشناسی ارشد به دليل نداشتن صلاحيت سياسی و عقيدتی را که به خواست وزارت اطلاعات صورت گرفته بود تاييد کرد . اين فعال دانشجويی گفت : همچنين قاضی گوهری از رسيدگی به شکايت انفصال عميد زنجانی نيز خودداری نموده پرونده را مختومه اعلام کرد . عارف تاکيد کرد : متاسفانه رای صادره ، نهايی و غير قابل تجديد نظر خواهی است . بدين ترتيب واپسين مرحله حقوقی اعتراض به اخراج و آخرين امکان بازگشت به به تحصيل نيز نافرجام ماند .(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۸/۵/۸۶ )
۱۲۰ ـ رضا ريخته گر قياسی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تبريز و علوم پزشکی تبريز به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه در کميته انضباطی محکوم به تذکر کتبی و درج در پرونده شد. ( ايسنا ۳/۶/۸۶ )
۱۲۱ ـ عليرضا وليان دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه کاشان در محاکمه تجديد نظر کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ايسنا ۱۲/۶/۸۶ )
۱۲۲ ـ مسعود منصوری و شمال رستمی دانشجويان دانشگاه تربيت دبير رجايی به اتهام دعوت دانشجويان به اعتراضات صنفی ، انتشار نشريه دانشجويی و عدم التزام به احکام اسلامی توسط هيئت های گزينش آموزش و پرورش از دانشگاه اخراج شدند.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۵/۷/۸۶ )
۱۲۳ ـ رشيد اسماعيلی دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبايی و عضو کميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی در کميته انضباطی و تجديد نظر به رياست حجت اسلام شريعتی رئيس دانشگاه به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. نامبرده طی سخنانی در کانون مدافعان حقوق بشر گفت: سرکوب ، بازداشت و شکنجه دانشجويان پلی تکنيک ، حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان و فشار بر اين حزب قانونی ، قتل زهرا کاظمی و محروم کردن دانشجويان از تحصيل با صدور احکام تعليقی و سه ستاره کردن آنها تنها بخشی از سريال بی پايان نقض حقوق بشر است. وی با اشاره به نقض گسترده حق حيات و حقوق زنان نقض حقوق بشر را سازمان يافته ، برنامه ريزی شده و نهادين توصيف کرد.
( ادوارنيوز ۹/۷/۸۶ )
۱۲۴ ـ آرش پاکزاد دانشجوی دانشگاه مازندران در کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات و توبيخ کتبی با درج در پرونده محکوم شد. مرضيه شفيعی و حامد محمدی به توبيخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند و برای سارا خادم ، مينا باطبی ، صادق حکيم زاده و ميلاد معينی حکم تذکر شفاهی صادر گرديد.( ايسنا ۱۸/۷/۸۶ )
۱۲۵ ـ آيدين اخوان عضو سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه ، ايجاد بلوا و آشوب در دانشگاه و برهم زدن نظم دانشگاه در کميته انضباطی به ۱۸ ماه تعليق از تحصيل محکوم شد.(ايسنا ۱۸/۷/۸۶)
۱۲۶ ـ در روز برگزاری تربيون آزاد دانشجويی « ستاره ها در اوين » که در اعتراض به صدور احکام سنگين حبس برای سه دانشجوی دانشگاه امير کبير برگزار شد ، بدستور کميته انضباطی عباس حکيم زاده ، علی صابری ، مجيد شيخ پور ، اصغر سپهری ، مهيار عبدالصمدی ، مجتبی کلانتری ، پويان محموديان و کورش دانشيار ممنوع الورود به دانشگاه شدند. ( امير کبير ۷/۸/۸۶ )
۱۲۷ ـ علی محمدی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی بدستور کميته انضباطی ممنوع الورود به دانشگاه شد.
( ايسنا ۹/۸/۸۶ )
۱۲۸ ـ مجيد موسوی دانشجوی دانشگاه مازندران در کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل و تذکر کتبی با درج در پرونده محکوم شد.همچنين صادق رحمتی از تحصيل در ترم بعد تعليق و از هم اکنون از خوابگاه دانشگاه اخراج شده است. ( ايسنا ۹/۸/۸۶ )
۱۲۹ ـ نريمان مصطفوی و کورش دانشيار از فعالين جنبش دانشجويی دانشگاه امير کبير در کميته انضباطی هرکدام به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند. ( ايسنا ۱۳/۸/۸۶ )
۱۳۰ ـ فرخنده بختيارزاده عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شاهرود به اتهام همکاری با گروههای منحله ، ممنوع الورود شد. حکم محروميت از تحصيل وی تائيد شده و نيروهای حراست از ورود نامبرده به دانشگاه جلوگيری کردند. قبل از اين کارت سلف سرويس فرخنده بختيار زاده مسدود گشته و دستور ترک خوابگاه داده شد. ( ادوارنيوز ۲۰/۸/۸۶ )
۱۳۱ ـ سليمان محمدی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی که به حکم کميته انضباطی به رياست حجت اسلام شريعتی به ۳ ترم تعليق از تحصيل يا احتساب سنوات محکوم شده بود .( ادوارنيوز ۲۳/۸/۸۶ )
۱۳۲ ـ علی قلی زاده سخنگوی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شاهرود به اتهام توهين، تهديد، نشراکاذيب، افتراء ، انجام اعمالی به نفع گروههای غير قانونی و انجام اعمالی بر ضد نظام در کميته انضباطی به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد.( ادوارنيوز ۵/۹/۸۶)
۱۳۳ - امين نظری دبير اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه ابو علی سينای همدان به اتهام توهين به مقدسات و شعائر محکوم به توبيخ کتبی با درج در پرونده شد. (ادوارنيوز ۶/۹/۸۶)
۱۳۴ ـ داود خداکرمی دانشجوی رشته رياضی، دبير «جمعيت اسلامی» دانشگاه زنجان و مدير مسئول نشريه دانشجويی « آچيق سوز » از دانشگاه اخراج شد.(اميرکبير ۱۹/۹/۸۶)
۱۳۵ ـ فرهنگ اسلامی و مهربان کشاورز دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. همچنين هنگامه مظلومی و عارف روشنايی به توبيخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند. (اعتماد ۲۲/۹/۸۶)
۱۳۶ ـ بهنام نور محمدی دانشجوی عمران دانشگاه اروميه و سردبير نشريه دانشجويی « اويانيش » بدستور کميته انضباطی از دانشگاه اخراج گرديد.(امير کبير ۲۲/۹/۸۶)
۱۳۷ ـ سه دانشجوی دانشگاه شاهرود در کميته انضباطی محکوم شدند. مدت محکوميت دانشجويان به اين شرح است: اشکان مدنی دو ترم محروميت از تحصيل بدون احتساب سنوات، فهيمه مير لوحی و جواد صفدری به توبيخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند.(ايسنا ۱۱/۱۰/۸۶)
۱۳۸ ـ کورش جنتی دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده اقتصاد و مازيار سميعی در کميته انضباطی هر کدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت ۱۲/۱۰/۸۶)
۱۳۹ ـ سلمان يزدان پناه دانشجوی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع اعتراضی به دليل صدور حکم حبس برای سه دانشجوی دانشگاه امير کبير ، با شکايت عليرضا رهايی رئيس دانشگاه امير کبير ، در کميته انضباطی دانشگاه تهران به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شد.اين در حالی است که اين فعال دانشجويی ، پيش تر نيز به دليل سازماندهی اعتراضات دانشجويی دانشگاه تهران به حضور محمود احمدی نژاد در اين دانشگاه به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم گرديده بود.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۳/۱۰/۸۶)
۱۴۰ ـ رضا نگهداری دانشجوی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، به اتهام برگزاری تجمع غير قانونی در کميته انضباطی دانشگاه تهران به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد.(امير کبير ۱۴/۱۰/۸۶)
۱۴۱ـ نجمه موسوی، فاطمه معصومی، سيروس محمدی، وهاب کريمی نژاد و ساسان منبری دانشجويان دانشگاه بوعلی سينای همدان در کميته انضباطی به توبيخ کتبی و درج در پرونده محکوم شدند. (ايسنا ۱۶/۱۰/۸۶)
۱۴۲ ـ محسن خسروی ، حسن حسينی، محمود هادی پور، حسام سعيدی ، وحيد زارع و دو دانشجوی ديگر از دانشجويان فنی و مهندسی دانشگاه باهنر کرمان به اتهام توهين به مقدسات ملی و ميهنی در کميته انضباطی مجموعا به ۱۴ ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شدند. اين دانشجويان از دست اندرکاران برگزاری مراسم جشنی با مجوز دانشگاه بوده اند.(امير کبير ۱۶ /۱۰/۸۶)
۱۴۳ ـ رضا جعفريان ، پوريا شريفيان ،مهدی جمالوند و محمد صيادی از اعضای مجمع عمومی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه بوعلی سينای همدان به جرم شرکت در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران به توبيخ کتبی و درج در پرونده محکوم شدند.(بوعلی سينا ۱۶/۱۰/۸۶)
۱۴۴ ـ سياوش حاتم ، محمد صيادی و مهدی جمالوند از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه بوعلی سينای همدان به اتهام توهين به نظام و اقدام برای براندازی به حکم کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شدند.(ايسنا ۱۶/۱۰/۸۶)
۱۴۵ ـ مازيار معصومی، ارسلان صادقی دانشجويان دانشگاه اصفهان در کميته انضباطی هرکدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. همچنين علی رهنما و عليرضا داودی به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(امير کبير ۱۶/۱۰/۸۶)
۱۴۶ ـ تينا حسينی از دانشجويان طيف چپ دانشگاه فردوسی مشهد به اتهام عدم رعايت کامل حجاب اسلامی، استفاده از لوازم آرايشی و فعاليت سياسی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت معلق از تحصيل محکوم گرديد.(وبلاگ دانشجويان آزادی خواه و برابرای طلب ۱۸/۱۰/۸۶)
۱۴۷ ـ محمد کريم آسايش دانشجوی علوم سياسی دانشگاه تهران به علت شرکت در تجمعی به مناسبت روز جهانی زن و فعاليت در کارزار دفاع از کارگران زندانی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. همچنين حميد ملک زاده به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم گرديد. (وبلاگ آوای دانشگاه ۱۸/۱۰/۸۶)
۱۴۸ ـ بيش از ۳۰ دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شيراز به اتهام شرکت در ميهمانی مختلط و عدم رعايت شئونات اسلامی در کميته انضباطی محکوم شدند . احکام دانشجويان شامل يک ترم محروميت مشروط از تحصيل ، محروميت از امکانات رفاهی دانشگاه تا پايان تحصيلات ، توبيخ کتبی با درج در پرونده ، و تذکر کتبی با درج در پرونده می باشد . (اميرکبير ۲۳/۱۰/۸۶)
۱۴۹ ـ زينب پيغبرزاده حکم قطعی دو ترم محروميت از تحصيل دريافت کرده بود .(امير کبير ۲۴/۱۰/۸۶)
۱۵۰ ـ خانم روزيتا تشکر بعد از قبولی در آزمون سال ۸۵ دانشگاهها، در رشته مترجمی زبان دانشگاه پيام نور واحد دولت آباد اصفهان، در مهر همان سال پذيرفته می شود و بمدت سه هفته اجازه حضور در کلاس را پيدا می کند. اواسط آبان ماه خانم تشکر به حراست دانشگاه پيام نور منطقه سه اصفهان احضار و تنها به دليل اعتقاد به آيين بهائيت از دانشگاه اخراج می شود. نامبرده بعد از اخراج نامه نگاريهای زيادی را به سازمانهای دولتی از قبيل دانشگاه پيام نور ، سازمان سنجش، وزارت علوم، شورای عالی انقلاب فرهنگی، ستاد حقوق بشر قوه قضائيه، حراست کل وزارت علوم و ديوان عدالت اداری شکايت می کند که باز هم بی نتيجه می ماند. (فعالان حقوق بشر در ايران ۲۶/۱۰/۸۶)
۱۵۱ ـ دکتر عطايی پور معاون دانشجويی دانشگاه امير کبير اعلام کرد: دو دانشجوی اين دانشگاه در کميته انضباطی به دو ترم محروميت قطعی از تحصيل محکوم شدند. همچنين سه دانشجوی ديگر نيز حکم قطعی يک ترم محروميت از تحصيل را دريافت کردند.( ايسنا ۸/۱۱/۸۶ )
۱۵۲ ـ ابراهيم رحمانی مجددا به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. وی ترم پيش نيز حکم قطعی محروميت از تحصيل داشت و به دانشگاه ممنوع الورود بود. مهدی ابوالحسنی دبير شورای صنفی دانشگاه در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. همچنين بدستور حراست ، انتظامات دانشگاه از ورود نريمان مصطفوی نايب دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير به دانشگاه جلوگيری بعمل آورد. ( مير کبير ۱۶/۱۱/۸۶)
۱۵۳ ـ ميلاد عزيزی دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع غير قانونی ۲۱ آذر در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. لازم به ذکر است که در روز ۲۱ آذر وی در بازداشت بسر می برده است. همچنين دو دانشجوی ديگر بنامهای حافظ موسوی و احسان دولتشاه در کميته انضباطی به توبيخ کتبی و درج در پرونده محکوم شدند.(ادوارنيوز ۲۱/۱۱/۸۶ )
۱۵۴ ـ سحر رضا زاده و مارال پيله ور از فعالين دانشجويی دانشگاه تهران در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(ادوار نيوز ۵/۱۲/۸۶)
۱۵۵ ـ کاوه رضايی دانشجوی دانشگاه بوعلی سينای همدان به حکم کميته انضباطی از دانشگاه اخراج شد. سال گذشته وی به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شده بود.(خبر نامه دانشگاه بوعلی سينا ۵/۱۲/۸۶)
۱۵۶ ـ کارو صديقيانی از اعضای هيئت موسس اتحاديه دمکراتيک دانشجويان کرد در دانشگاههای ايران که مشغول به تحصيل در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی مکانيک دانشگاه علم و صنعت ايران در ترم چهارم بود، به حکم وزارت علوم از تحصيل محروم و از دانشگاه اخراج شد.(ادوار نيوز ۱۲/۱۲/۸۶)
۱۵۷ ـ زينب پيغمبرزاده دانشجوی دانشگاه تهران به علت شرکت در تجمع ۱۸ آذر دانشجويان در دانشگاه تهران در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل بدون احتساب سنوات محکوم شد. وی سال گذشته نيز به دليل شرکت در تجمع خرداد ماه دانشگاه تهران به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شده بود.(اعتماد ۱۴/۱۲/۸۶)
۱۵۸ ـ دکتر اسدی معاون فرهنگی و رئيس گروه فقه و حقوق دانشگاه آزاد ورامين، ۹ نفر از دانشجويان دختر را به خاطر پوشش غير چادر از کلاس درس اخراج کرده و اجازه ورود به آنها نمی دهد. اين استاد به دانشجويان گفته است هيچ کس در کلاس درس حق ندارد بدون چادر حاضر شود.(کميسيون زنان تحکيم وحدت ۱۵/۱۲/۸۶)
۱۵۹ ـ شيما فرزاد منش، نگين فرزامند ، مهديه گلرو ، امير رئيسيان، مهربان کشاورز، امير يعقوبعلی و فرهنگ اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی در کميته انضباطی دو ترم از تحصيل محروم شدند. همچنين عسل اخوان و صادق شجاعی با دو ترم تعليق مواجه هستند. به علاوه چهار نفر ديگر از دانشجويان هم جمعا ۶ ترم از تحصيل تعليق شده اند. کميته انضباطی در شرايطی اين احکام را صادر کرده است که در سال گذشته صدور ۴۰ ترم تعليق دانشجويان از تحصيل را در کارنامه خود دارد. همچنين دانشجويان معلق از تحصيل شامل رشيد اسماعيلی، امير رئيسيان، عليرضا ارشادی فر، عليرضا موسوی، مجيد دری و مهديه گلرو هم اکنون ممنوع الورود هستند و اجازه تردد در دانشگاه علامه را ندارند. اين احکام به امضای حجت الاسلام صدرالدين شريعتی رئيس دانشگاه علامه رسيده است.(اعتماد ۲۴/۱/۸۷)
۱۶۰ ـ سحر يزدانی پور مدير مسئول نشريه "قاصدک" ، ناهيد افراسيابی مدير مسئول نشريه"رهگذر" ، اسماعيل جليل وند مدير مسئول نشريه"عصيان" و حمدالله نامجو مدير مسول نشريه"متن" از سوی کميته انضباطی دانشگاه شيراز هرکدام به دو ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند.(کارگزاران ۲۷/۱/۸۷)
۱۶۱ ـ رضا نگهداری دانشجوی ترم ۴ حقوق و سلمان يزدان پناه دانشجوی ترم ۸ علوم سياسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به اتهام رهبری تجمع بهمن ماه کوی دانشگاه تهران توسط حراست از خوابگاه دانشگاه اخراج شدند. (امير کبير ۲۸/۱/۸۷)
۱۶۲ ـ حميدرضا امير خانی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شده و ممنوع الورود اعلام شد.(امير کبير ۳۱/۱/۸۷)
۱۶۳ ـ پيمان انجيدنی دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه سهند تبريز در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شد.(ادوار نيوز ۲/۲/۸۷)
۱۶۴ ـ زهرا توحيدی، عليرضا خوشبخت داوطلبين آزمون کارشناسی ارشد در رشته علوم سياسی، مرتضی حسين زاده داوطلب آزمون کارشناسی ارشد در رشته علوم اجتماعی و يحيی صفی آريان داوطلب آزمون کارشناسی ارشد در رشته علوم ارتباطات اجتماعی، دانشجويان محروم از تحصيل در دوره کارشناسی ارشد در سال ۸۶ طی نامه ای خطاب به محمد مهدی زاهدی وزير علوم، تحقيقات و فن آوری خواستار دريافت کارنامه شرکت در آزمون کارشناسی ارشد خود شدند.(امير کبير ۱۶/۲/۸۷)
۱۶۵ ـ ميثم فرخ روز، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی خواجه نصيرالدين طوسی و مدير مسئول نشريه دانشجويی"داروگ" به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات و محروميت از تسهيلات رفاهی دانشگاه محکوم شد. نشريه "داروگ" قبلا بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی توقيف گرديد. (ادوارنيوز ۲۰/۲/۸۷)
۱۶۶ ـ پگاه حمزه ای، مارال لطيفی،ميلاد عزيزی، مرتضی مساکنی و رضا زاده دانشجويان دانشگاه تهران به دليل شرکت در تريبون آزاد حمايت از دانشجويان زندانی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. همچنين دو دانشجوی ديگر که نمی خواهند اسمی از آنها برده شود به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. حسام سلامت،رضا قاضی نوری و رضايی نيا در کميته انضباطی به توبيخ کتبی محکوم شدند. شيوا مجيدزاده و رضا علی نيا در انتظار حکم بسر می برند.(آفتاب ۲۱/۲/۸۷)
۱۶۷ ـ علی شجاعی دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه هرمزگان، به حکم مقامات دانشگاه حق ورود به خوابگاه دانشجويی را ندارد.(امير کبير ۲۲/۲/۸۷)
۱۶۸ـ کاوه رضايی شيرازی، فعال سياسی ـ دانشجويی دانشگاه همدان در پی احکام تعليقی متوالی صادره از سوی کميته انضباطی، حکم اخراج قطعی و معافيت تحصيلی دريافت کرد.(خبر نامه بوعلی سينا ۲۳/۲/۸۷)
۱۶۹ ـ سجاد ويس مرادی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. وی پيش از اين نيز به علت شرکت در مراسم و تريبون آزادی به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات و محروميت از تسهيلات رفاهی تا پايان تحصيل محکوم شده بود.(امير کبير ۲۴/۲/۸۷)
۱۷۰ ـ احمد توکلی دانشجوی مجازی دانشگاه خواجه نصير الدين طوسی و مدير مسئول وبلاگ"همکلاسی" در کميته انضباطی به منع موقت از تحصيل به مدت نيم سال تحصيلی بدون احتساب سنوات محکوم شد. اتهامات وی عبارتند از: راه اندازی وبلاگ دانشجويی، دعوت عمومی به تجمع دانشجويان مجازی در سازمان مرکزی، اقدام به برگزاری اردوی دانشجويی بدون هماهنگی با مسئولين دانشگاه، اقدام به جو سازی عليه حراست دانشگاه، توهين به دين اسلام و اهانت به حجاب خواهران دانشجو. همچنين يکی ديگر از دانشجويان به علت برگزاری اردوی دانشجويی به اخطار کتبی همراه با درج در پرونده محکوم شد.(ادوار نيوز ۲۷/۲/۸۷)
۱۷۱ ـ محمد دهقان دانشجوی دانشگاه بوعلی سينای همدان و مدير مسئول نشريه دانشجويی"فرياد سکوت" به اتهام توهين به دولت، توهين به شورای نگهبان و تشويق دانشجويان به تحريم انتخابات مجلس هشتم، در کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شد.(دسترنج ۲۷/۲/۸۷)
۱۷۲ ـ سازمان سنجش وزارت علوم از ارائه کارنامه به ناصر پويافر و علی صابری از دانشجويان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه اميرکبير خود داری کرده همچنين نتيجه آزمون مجيد شيخ پور را نيز تغيير داده است. فريدون مشيری نماينده بندرعباس در مجلس شورای اسلامی گفت : تقلب برای نورچشمی هاست اما دانشجويان ستاره دار مورد غضب هستند و از لحاظ قانونی امسال دست آنها به جايی بند نيست. وی افزود: در سالهای ۸۵ و ۸۶ اوراق دانشجويان ستاره دار تصيح شده بود و برخی از آنها رتبه يک تا دو رقمی داشتند اما با تمام پيگيريها و رای ديوان عدالت اداری ، وزارت علوم حاضر به ثبت نام اين دانشجويان نشد . اما امسال وضعيت متفاوت بود و اوراق اين دانشجويان به هيچ وجه تصحيح نشد . نامبرده اعلام کرد: مافيای مالی در سازمان سنجش وجود دارد ، با خريد و فروش سوالات کنکور سالانه ۴۰۰ميليون تومان پول رد و بدل می شود .(اميرکبير ۲/۳/۸۷)
۱۷۳ ـ سينا جهانبخش مدير مسئول نشريه دانشجويی « گونش» بدليل چاپ ويژه نامه ای با عنوان گذری بر حماسه خرداد آذربايجان در سال ۸۵ به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه علم و صنعت برای مدت ۹ ماه از مدير مسئولی محروم شد.(وبلاگ حق ۵/۳/۸۷)
۱۷۴ ـ يک دانشجوی دانشگاه آزاد کاشان به دليل مخالفت با دفن شهيد در اين دانشگاه از دانشگاه اخراج شد و ۳ دانشجوی ديگر به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند.(امير کبير ۷/۳/۸۷)
۱۷۵ ـ هشت تن از دانشجويان دختر دانشگاه صنعتی شيراز به اتهام "بدحجابی در محيط دانشگاه" در کميته انضباطی هرکدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(امير کبير ۹/۳/۸۷)
۱۷۶ ـ ناهيد بابازاده، صمد پاشايی، نادر مهدقره باغ و امين امامی دانشجويان دانشگاه تبريز به اتهام فعاليت سياسی به حکم اداره گزينش استاد و دانشجو وزارت علوم از تحصيل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند. همچنين سجاد راد مهر دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانيک به کميته انضباطی احضار شد. نامبرده بدليل ممانعت مسئولين امنيتی دانشگاه تبريز از برگزاری جلسه دفاع پايان نامه ارشد خود محروم شده بود.
(ادوار نيوز ۱۱/۳/۸۷)
۱۷۷ ـ عباس رشيدی، مصلح ستار پور، سيوان فرخزادی، امين آريا، فاروق معروفی، امير سالاری و امين شجاع دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران به جرم شرکت در تحصن و اعتصاب غذا در کميته انضباطی به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شدند. بيش از ۲۰۰۰ دانشجو در تحصن و ۹۱ دانشجو در اعتصاب غذا بسر می برند. اداره حراست و مسئولين دانشگاه برای سرکوب تحصن دانشجويان خطوط اينترنت دانشگاه را قطع نموده و در خطوط موبايل اختلال ايجاد کرده اند. آب را به مدت يک روز قطع کردند. با خانواده های متحصنين تماس برقرار کرده و اتهام پراکنی مبنی بر اين که دانشجويان با گروه های بيگانه در ارتباط هستند و افزايش نيروهای امنيتی در لباس حراست و ........(دسترنج ۱۷/۳/۸۷)
۱۷۸ ـ فرزاد حسن زاده، مهدی خسروی و امين رياحی دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد به دليل چاپ مطالب انتقادی نسبت به برخی اقدامات دولت احمدی نژاد در نشريه دانشجويی « محاوره » در کميته انضباطی هر کدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(بوعلی سينا ۲۱/۳/۸۷)
احضار به دادگاه ها و ديگر نهادهای امنيتی:
۱۷۹ ـ حسن طالبی، ميثم گلستانی و محمد صادقی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و توهين به خامنه ای جهت محاکمه به شعبه ۴ دادگاه انقلاب اصفهان احضار شدند. لازم به ياد آوری است که ۱۶ نفر از اعضای سابق تشکل ذکر شده از ۲ سال پيش در دادگاه انقلاب اصفهان دارای پرونده مفتوح می باشند.( ادوارنيوز ۲۹/۴/۸۶ )
۱۸۰ ـ شيرزاد حاجيلو دانشجوی رشته کامپيوتر دانشگاه آزاد خوی جهت محاکمه برای بار پنجم به دادگاه انقلاب خوی احضار شد. ( ساولان سسی ۱۷/۶/۸۶ )
۱۸۱ ـ مجتبی تقوی نژاد، نيما رضايی ، محمد باقرنيا و حکيم تقی زاده دانشجويان دانشگاه ياسوج به اتهام تشويش اذهان عمومی با شکايت مدير عامل مخابرات استان کهگيلويه و بوير احمد جهت محاکمه به دادگاه انقلاب احضار شدند. (ايسنا ۲۷/۷/۸۶)
۱۸۲ ـ بابک زمانيان مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير با شکايت دکتر عليرضا رهايی رئيس دانشگاه جهت محاکمه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. وی در ارديبهشت ماه با شکايت رئيس دانشگاه به مدت ۴۰ روز در بند ۲۰۹ زندان اوين در بازداشت بود. ( امير کبير ۱۶/۸/۸۶ )
۱۸۳ ـ امير يعقوبعلی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام اقدام عليه امنيت کشور از طريق فعاليت تبليغی عليه نظام جهت محاکمه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايسنا ۱۹/۹/۸۶)
۱۸۴ ـ ناهيد افراسيابی، سحر يزدانی، اسماعيل جليل وند و حمدالله نامجوی دانشجويان دانشگاه شيراز ، بعلت اعتراض به بازداشت يونس مير حسينی ، جهت بازجويی به اداره اطلاعات شيراز احضار شده بودند.
(امير کبير ۱۱/۱۰/۸۶)
۱۸۵ ـ مسعود حبيبی از دانشجويان بازداشت شده در ۱۸ تير سال جاری جهت بازجويی به شعبه اول دادسرای امنيت تهران احضار شد. وی با قرار وثيقه ۳۰ ميليون تومانی ازاد شد.( ايسنا ۸/۱۱/۸۶)
۱۸۶ ـ بهاره هدايت عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و از بازداشت شدگان تجمع ۱۸ تير سال جاری جهت بازجويی به شعبه اول بازپرسی دادسرای امنيت تهران احضار شد. (ادوارنيوز ۱۰/۱۱/۸۶)
۱۸۷ ـ اشکان قيسوندی عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه زنجان و از بازداشت شدگان ۱۸ تير سال جاری جهت بازجويی به دادگاه انقلاب احضار شد. ( امير کبير ۱۹/۱۱/۸۶ )
۱۸۸ ـ محمد زراعتی، مازيار شاهچراغی، ايمان اصفهانی و تينا حسينی به اتهام توهين به مامور دولت جهت بازجويی به دادگاه احضار شدند. (امير کبير ۳/۱۲/۸۶)
۱۸۹ ـ معصومه منصوری دانشجوی دانشگاه امير کبير جهت محاکمه به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. نامبرده در آبان ماه به علت پيگيری وضعيت پدرش که در شهريور بازداشت شده بود، توسط ماموران امنيتی بازداشت و پس از ۳ هفته با قرار کفالت از زندان آزاد شد.(امير کبير ۶/۱۲/۸۶)
۱۹۰ ـ بدنبال تجمع ۷ روز پيش، بيش از ۲۰۰۰ نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز حول خواستهای عزل رئيس دانشگاه، عزل شورای صنفی دست نشانده، برچيده شدن دوربين های مدار بسته در دانشگاهها، فراهم آوردن امکان دسترسی به اينتر نت در دانشکده فنی، تجهيز و توسعه خوابگاههای دختران، جذب اساتيد کار آمدو ....۱۳ نفر از دانشجويان جهت بازجويی به اتهام اخلال در نظم به دادسرای عمومی و انقلاب شيراز احضار شدند. اسامی دانشجويان احضار شده عبارتند از : عباس رحمتی، کاظم رضايی، محسن گوهری نيا، اسماعيل جليل وند، هادی عسگری، لقمان قديری، عبدالله داوديان، سعيد کوشکی، محسن روزی طلب ، مجتبی بخشنده ، حميد رضا حجتی دو دانشجوی ديگر که نخواستند نام آنها فاش شود.(ادوار نيوز ۱۳/۱۲/۸۶)
۱۹۱ ـ پدرام رفعتی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير جهت محاکمه به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. (امير کبير ۲۱/۱/۸۷)
۱۹۲ ـ محمد هاشمی وعلی عزيزی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت جهت محاکمه به دادگاه احضار شدند. (امير کبير ۴/۲/۸۷)
۱۹۳ ـ دوازده نفر از دانشجويان دانشگاه تهران بنامهای اميد حسنی، امجد کرد نژاد، ميلاد چگينی، محسن ذاکری، محمد وريا عبداللهی، يونس توانا راد، بهزاد گرمرودی، امير فلاح، موسی عظيمی مهر، بهمن گلچين، سلمان يزدان پناه و رضا نگهداری جهت بازجويی به کلانتری احضار شدند.(امير کبير ۴/۲/۸۷)
۱۹۴ ـ يونس مير حسينی دانشجوی سال سوم رشته حقوق دانشگاه شيراز به اتهام اقدام عليه امنيت ملی جهت محاکمه به دادگاه انقلاب شيراز احضار شد. نامبرده در ۱۴ آذر بازداشت و در ۲۸ آذر سال گذشته با قرار وثيقه ۲۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. طی دو ماه سال گذشته بيش از ۵۰ نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز به کميته های انضباطی و يا دادگاهها احضار شده اند.(امير کبير ۱۹/۲/۸۷)
۱۹۵ ـ ميلاد اسدی دانشجوی دانشگاه خواجه نصير و مدير مسئول نشريه دانشجويی توقيف شده "درنگ" جهت محاکمه به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. (ادوار نيوز ۲۰/۳/۸۷)
۱۹۶ ـ مهدی خسروی و حميد رضا اميرخانی دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد جهت بازجويی به شعبه ۲۰۱ دادسرای انقلاب مشهد احضار شدند. ( امير کبير ۲۷/۳/۸۷)
۱۹۷ ـ امين رياحی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در شعبه ۲۰۱ دادسرای انقلاب مشهد مورد بازجويی قرار گرفت. (امير کبير ۳۰/۳/۸۷)
محاکمات:
۱۹۸ ـ آسو صالح فعال دانشجويی دانشگاه کردستان و عضو هيئت تحريريه هفته نامه « ديدگاه » به اتهام اقدام عليه امنيت ملی ، فعاليت تبليغی عليه نظام ، تحريک جوانها به شرکت در تجمع غير قانونی روز جهانی زن در سنندج و ارتباط با گروههای معاند جمهوری اسلامی ايران در شعبه پنجم دادياری سنندج مورد بازجويی قرار گرفت. پرونده وی برای محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج ارجاع شد.( ايلنا ۳/۴/۸۶ )
۱۹۹ ـ ۴۶ دانشجوی دانشگاه آزاد شهر ری به اتهام عدم رعايت شئونات دانشجويی و عدم رعايت پوشش مناسب در کميته انضباطی اين دانشگاه محکوم شدند. تنها ۳ نفر از اين دانشجويان به کميته انضباطی احضار و محاکمه شده اند، ۴۳ دانشجوی ديگر به صورت غيابی و بدون اينکه فرصت دفاع از خود را داشته باشند محکوم شده اند. اسامی دانشجويان به اين شرح است: شيدا زرين ، فاطمه افرند،ريحانه نعمتی کش، مهرو ستاد، کلثوم غريب نواز، معصومه اکبر نژاد، فاطمه احمدی ، سارا اينانلو دوقوز، نسيبه فاضلی حشمت، ميثم يوسفی، محسن جورابلو، حيدر ناهيد قره شيرازی، حسن اکبری، صادق خدادادی، روح الله فيروز اردکانی، حميد رضا هژبری، عليرضا سعيدی، امير حاجی احمدی، جواد آذرخش، مهدی مرادی، ميثم فريدونی، پور اقدم پورناکی، مهدی خانی زاده، محمد عزيزی، سيد رضا احمدی، محمد صادق دارابی، محسن روحی مياب، جواد سبحانی، مجتبی زارع خرميزی، بهزاد بهروزپور عسگر آباد، اردشی فلاح مهر، حسين عباسيان، محمد علی کرمی، مرتضی زمانی، مجيد محمد ابراهيم، رضا عابدی، مهدی خطيبی، سيد رمضان حسينی، امير کريمی، سعيد ناهيدی، محمد رضا دهقان نظری، عليرضا مهربانی، آقای نوذريان و آقای طالبی.(روزانه تهران جنوب ۳/۶/۸۶)
۲۰۰ ـ امين بزرگيان دانشجوی سابق دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت کشور ، هياهو و جنجال برای برهم زدن نظم و سنگ پرانی به ماموران نيروی انتظامی با شکايت مدعی العموم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ايسنا ۲۸/۶/۸۶ )
۲۰۱ ـ ميثم رشيدی دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت کشور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. (امير کبير ۳۰/۹/۸۶)
۲۰۲ ـ محمد ورزنده دانشجوی سابق دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت کشور ، شرکت در تجمعات غيرقانونی و برهم زدن نظم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد . (ايسنا ۰۳/۱۰/۸۶)
۲۰۳ ـ بابک زمانيان عضو انجمن اسلامی دانشجوی دانشگاه امير کبير به اتهام اقدام عليه امنيت ملی بصورت غير علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. نامبرده در خردا ماه سال جاری پس از ۳۸ روز حبس انفرادی با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شده بود.( امير کبير ۲۳/۱۱/۸۶)
۲۰۴ ـ احمد قصابان، احسان منصوری و مجيد توکلی دانشجويان دانشگاه امير کبير که از ارديبهشت ماه در زندان بسر می برند، در شعبه ۴۴ دادگاه تجديد نظر استان تهران به رياست قاضی ساعدی بصورت غير علنی محاکمه شدند. اين دانشجويان به اتهام تبليغ عليه نظام ، نشراکاذيب عليه بسيج و نيروهای امنيتی در شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران و شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی تهران به زندان محکوم شده اند.( ايسنا ۲۸/۱۱/۸۶ )
۲۰۵ ـ سهراب کريمی عضو اتحاديه دمکراتيک دانشجويان کرد ، که از روز ۱۶ آذر در بازداشت بسر می برد بدون حضور وکيل و بصورت غير علنی محاکمه شد. آسو صالح ۲۹/۱۱/۸۶ )
۲۰۶ ـ آرش خاندل عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه لرستان و از بازداشت شدگان ۱۸ تير ۸۶ در محل دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت، به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنيت کشور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. نامبرده در تير ماه به مدت يک ماه در بازداشت بسر برد و سپس با قرار وثيقه ۱۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد.(ايسنا ۲۱/۱/۸۷)
۲۰۷ ـ ياسر گلی دانشجويی که از مهر ماه سال گذشته به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق هواداری از گروه پژاک در زندان بسر می برد، در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به رياست قاضی طياری محاکمه شد.
(موکريان نيوز ۸/۳/۸۷)
احکام صادر شده توسط دادگاهها :
۲۰۸ ـ بهرام اسماعيل بيگی عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام تبليغ عليه نظام ، برگزاری تجمعات غير قانونی و توهين به خمينی در شعبه ۴ دادگاه انقلاب اصفهان به ۲ سال حبس تعزيری محکوم گرديد، که برای مدت ۵ سال به حالت تعليق در آمد.
( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۹/۴/۸۶ )
۲۰۹ ـ يونس زارعيون دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامی تبريز اعلام کرد: به دنبال شکايت يکی از استادان دانشگاه مبنی بر آنچه که بر هم ريختن جو دانشگاه از سوی بنده ناميده می شد به دادگاه احضار شدم و طی حکمی از سوی دادگاه به شش ماه حبس تعزيری محکوم شدم . ( ايسنا ۲۹/۵/۸۶ )
۲۱۰ ـ ميثم گلستانی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به علت شرکت در تجمع روز دانشجو در دادگاه به يکسال حبس تعليقی محکوم شد. ( ايسنا ۱۲/۶/۸۶ )
۲۱۱ ـ امير حسين اعتمادی فارغ التحصيل دانشکده فنی دانشگاه تهران ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضی صلواتی به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. نامبرده در جريان اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۲ توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت گرديد و مدت ۵۵ روز در سلول انفرادی بسر برد . ( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۵/۶/۸۶ )
۲۱۲ ـ سعيد قاسمی نژاد دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام تحريک به اغتشاش و اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضی صلواتی به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. نامبرده در جريان اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۲ به مدت ۲۰ روز بازداشت گرديد. ( ادوارنيوز ۱۷/۶/۸۶ )
۲۱۳ ـ ابوالفضل جهاندار و سعيد درخشندی از فعالين سابق جنبش دانشجويی در شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران و شعبه ۲۶ دادگاه تجديد نظر استان تهران به ۵/۲ سال و ۵/۳ سال حبس تعزيری محکوم شدند. نامبردگان از شهريور سال ۸۵ در زندان بسر می برند. ( ايسنا ۶/۷/۸۶ )
۲۱۴ ـ شيرزاد حاجيلو دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی خوی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و ارتباط با گروههای پان ترکيست در دادگاه انقلاب خوی به حکم قاضی نوروزی به يکسال حبس تعزيری محکوم شد.
( ساوالان سسی ۱۰/۷/۸۶ )
۲۱۵ ـ امين بزرگيان از فعالان سابق دانشجويی دانشگاه تهران و از بازداشت شدگان اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۲ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال حبس تعليقی محکوم شد. (ايسنا ۱۸/۷/۸۶)
۲۱۶ ـ پنج دانشجوی سابق دانشگاه امام حسين، به عنوان مسئولين سايت « يک خبر » به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه تجديد نظر هريک به پرداخت ۳ ميليون تومان جريمه نقدی محکوم شدند.(ايسکانيوز ۲۲/۷/۸۶)
۲۱۷ ـ مهناز محمدزاده شاعر و دانشجوی تربيت بدنی دانشگاه اروميه به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و ترويج پان ترکيسم در شعبه يک دادگاه انقلاب اروميه به ۶ ماه حبس تعزيری محکوم شد.
(کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ۲۲/۷/۸۶ )
۲۱۸ ـ اکبر پاشايی دانشجوی رشته فيزيک و دبير کانون دانشجويی « استاد شهريار » دانشگاه اروميه در شعبه اول دادگاه انقلاب اروميه به رياست قاضی درويشی به يکسال حبس تعليقی محکوم شد. وی در سال جاری به مدت ۴۰ روز در بازداشت بود و توسط نيروهای امنيتی مورد بازجويی قرار گرفت و در اعتراض به رفتار آنها به مدت ۴ روز دست به اعتصاب غذا زده بود.(اميرکبير ۱۹/۹/۸۶)
۲۱۹ ـ ابراهيم دهقان فعال دانشجويی دانشگاه اروميه و مدير مسئول نشريه دانشجويی توقيف شده «ياشيل يول» به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه انقلاب به دو سال حبس تعليقی محکوم شد.(امير کبير ۲۱/۹/۸۶)
۲۲۰ ـ بهنام نور محمدی، قهرمان سلطانی، پرويز سلطانی و بهروز خورشيدزاده از فعالين دانشجويی آذربايجانی به علت دعوت مردم به شرکت در مراسم روز جهانی زبان مادری در دادگاه انقلاب شبستر به يکسال حبس تعليقی محکوم شدند. (امير کبير ۲۲/۹/۸۶)
۲۲۱ ـ محمدرضا عوض پور دانش آموز ۱۶ ساله تبريزی به اتهام عضويت در جمعيت ها و دسته هايی که هدف شان برهم زدن امنيت کشور می باشد، در شعبه ۱۱٨ دادگاه جزايی تبريز به رياست قاضی نياکار به ۵ ماه حبس تعزيری محکوم شد. نامبرده در پرونده ای ديگر به ۴ ماه حبس تعزيری محکوم شده بود. وی در خردادماه توسط بسيج بازداشت و پس از ۴۰ روز با قيد وثيقه از زندان تبريز آزاد شد.(امير کبير ۲۲/۹/۸۶)
۲۲۲ ـ عبيد زارعی دانشجوی سنندجی به اتهام اخلال در نظم در دانشگاه و همکاری با يکی از احزاب اپوزيسيون در دادگاه انقلاب سنندج به يکسال حبس تعليقی محکوم شد . (موکريان نيوز ۴/۱۰/۸۶)
۲۲۴ ـ محمد ورزنده دانشجوی سابق دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به دو سال حبس تعليقی محکوم شد.( ايسنا ۱۰/۱۱/۸۶ )
۲۲۵ـ عسگر اکبرزاده دانشجوی دانشگاه پيام نور اردبيل به اتهام تبليغ عليه نظام در دادگاه به ۴ ماه حبس تعزيری محکوم شد. نامبرده برای گذراندن دوران محکوميت اش به زندان اردبيل فرستاده شد.(ساوالان سسی ۴/۱۲/۸۶)
۲۲۶ ـ بابک زمانيان عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضی صلواتی به يکسال حبس محکوم شد.(ايسنا ۱۳/۱۲/۸۶)
۲۲۷ ـ علی شاکری دانشجوی پيام نور سنندج به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه انقلاب سنندج به دو سال و نيم حبس تعزيری محکوم شد. (امير کبير ۱۸/۱۲/۸۶)
۲۲۸ ـ حسين يوسفی و غفور حبيب پور دانشجويان رشته حقوق دانشگاه تبريز به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه دوم دادگاه انقلاب تبريز به رياست قاضی حملد به ۶ ماه حبس محکوم شدند.(ساوالان سسی ۹/۱/۸۷)
۲۲۹ ـ آرمان صداقتی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. جرم وی اعتراض به بازداشت ۳ دانشجوی دانشگاه امير کبير می باشد. نامبرده سال قبل در آبان ماه برای مدتی در بازداشت بود.(امير کبير ۲۱/۱/۸۷)
۲۳۰ ـ عابد توانچه دانشجوی دانشگاه امير کبير به اتهام توهين به خامنه ای، اقدام عليه امنيت کشور و تشکيل گروه غير قانونی معاند نظام در دادگاه انقلاب اراک به ۸ ماه حبس تعزيری محکوم شد.(اخبار روز ۲۷/۱/۸۷)
۲۳۱ ـ عليرضا جمشيدی سخنگوی قوه قضائيه اعلام کرد: سه دانشجوی زندانی دانشگاه امير کبير، مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری به اتهام تبليغ عليه نظام، اهانت به مقدسات و نشر اکاذيب در شعبه ۴۴ دادگاه تجديد نظر تهران به رياست قاضی ساعدی به زندان تعزيری محکوم شدند. اين دانشجويان در ارديبهشت سال گذشته توسط ماموران امنيتی بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفته اند. آنها بصورت غير علنی محاکمه شده اند. احکام صادره به شرح ذيل می باشد: مجيد توکلی ۳۰ ماه حبس، احمد قصابان ۲۶ ماه حبس، احسان منصوری ۲۲ ماه حبس قطعی و غير قابل تجديد نظر محکوم شدند.(ايسنا ۲۷/۱/۸۷)
۲۳۲ ـ آرش خاندل عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه لرستان و از بازداشت شدگان ۱۸ تير ۸۶ در محل دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت، به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنيت کشور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. نامبرده در تير ماه به مدت يک ماه در بازداشت بسر برد و سپس با قرار وثيقه ۱۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد.(ادوار نيوز ۲۴/۲/۸۷)
۲۳۳ ـ علی نيکو نسبتی مسئول روابط عمومی دفتر تحکيم وحدت به علت شرکت در تجمع ۳۰ مهر ۸۶ در دانشگاه امير کبير به اتهام اخلال در نظم عمومی با شکايت مدعی العموم در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی تهران به ۵ ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شد. به علت فقدان سابقه کيفری متهم حکم فوق به پرداخت ۵۰۰۰۰۰ تومان جريمه نقدی بدل از حبس و شلاق تبديل گشت. نامبرده آبان سال گذشته توسط نيروهای امنيتی به مدت ۳۰ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين (بند مربوط به وزارت اطلاعات) در بازداشت بسر برد و سپس با قرار وثيقه از زندان آزاد شد.(امير کبير ۳۰/۲/۸۷)
۲۳۴ ـ امير يعقوبعلی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی و عضو کمپين يک ميليون امضا به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق فعاليت تبليغی عليه نظام در دادگاه به يکسال حبس تعزيری محکوم شد.
(تغيير برای برابری ۵/۳/۸۷)
۲۳۵ ـ پارسا کرمانيان و عليرضا حيدری از دانشجويان دانشگاه آزاد کرمانشاه به اتهام تبليغ عليه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه هرکدام به ۷ ماه حبس تعزيری و پنج ماه حبس تعليقی محکوم شدند. اين دانشجويان در مراسم روز دانشجو به مدت يک هفته توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بودند.(امير کبير ۱۲/۳/۸۷)
صدور قرار وثيقه :
۲۳۶ ـ از سوی قاضی حداد معاون امنيت دادستان تهران برای آزادی مجيد شيخ پور، پويان محموديان، مقداد خليل پور و علی صابری دانشجويان زندانی قرار وثيقه صادر شد، برای آزادی هر دانشجو مبلغ ۸۰ ميليون تومان قرار وثيقه صادر شده است. (ايسنا ۲۵/۴/۸۶)
۲۳۷ ـ عباس حکيم زاده دانشجوی دانشگاه امير کبير که پس از تحمل ۴۵ روز حبس با قيد وثيقه ۸۰ ميليون تومان از زندان آزاد شد، از شکنجه های روحی و جسمی وارده بر خود و ساير دانشجويان پرده برداشت ، فشارهايی که در رابطه با خود او منجر به شدت گرفتن لکنت زبان و آسيب ديدگی ستون فقراتش شده است. وی از فشارهای جنسی وارده بر دانشجويان و مشاهده آثار کابل و شلاق و بر روی بدن يکی از دانشجويان و همچنين اقدام به خود کشی سخن گفت . ( خبر نامه اميرکبير ۸/۵/۸۶ )
۲۳۸ ـ سعيد حسين نيا از دانشجويان بازداشت شده در ۱۸ تير سال جاری در دفتر سازمان دانش آموختگان ايران با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. ( ايسنا ۱۲/۵/۸۶ )
۲۳۹ ـ آرش خاندل عضو شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت از دانشجويان بازداشت شده در ۱۸ تير با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. ( ادوارنيوز ۱۴/۵/۸۶ )
۲۴۰ ـ بهاره هدايت ، مهدی عربشاهی ، حنيف يزدانی ، محمد هاشمی ، مجتبی بيات ، علی نيکونسبتی، علی وفقی ، بهرام فياضی و عبدالله مومنی از اعضای بازداشت شده دفتر تحکيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران در ۱۸ تير پس از تحمل يکماه حبس هرکدام با قرار وثيقه ۳۰ تا ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شدند. (ادوار نيوز ۱۹/۵/۸۶)
۲۴۱ ـ آرش پاکزاد دانشجوی دانشگاه بابلسر که در روز ۱۲ آذر توسط مامورين وزارت اطلاعات بازداشت شده بود . با قرار وثيقه ۲۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد، همچنين روزبهان اميری دانشجوی دانشگاه تهران که در روز ۱۳ آذر توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود با قرار وثيقه از زندان آزاد شد . (اميرکبير ۲۶/۱۰/۸۶)
۲۴۲ ـ امير مهرزاد دانش آموز ۱۷ ساله ای که در روز ۱۳ آذر توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد . وی به مدت ۴۵ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندانی بود . (کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۶/۱۰/۸۶)
۲۴۳ ـ برای دانشجويان بازداشت شده در آذرماه وثيقه های سنگين از ۳۰ تا ۱۰۰ ميليون تومان صادره شده است.با گذشت بيش از ۴۵ روز از بازداشت دانشجويان طيف چپ از سوی دادگاه انقلاب به خانواده دانشجويان گفته شده که جهت تهيه وثيقه برای دانشجويان اقدام کنند. تعدادی از مبالغ تعيين شده جهت وثيقه به اين شرح است: انوشه آزادبر ۳۰ ميليون تومان، الناز جمشيدی ۱۰۰ ميليون تومان، نسيم سلطان بيگی ۵۰ ميليون تومان، محسن غمين ۸۰ ميليون تومان و ميلاد عمرانی ۱۰۰ ميليون تومان.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۷/۱۰/۸۶)
۲۴۴ ـ روزبه صف شکن و فرشيد فرهادی آهنگران دانشجويان زندانی پس از ۵۰ روز بازداشت به ترتيب با قرار وثيقه های ۱۵۰ و ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. (آوای دانشگاه ۱/۱۱/۸۶)
۲۴۵ ـ يک مقام قضايی گفت: هادی سالاری ، سيد محمد کهنه پوش، روزبهان اميری، امير حسين مهرزاد ، و امير آقايی از دانشجويان بازداشت شده در آذر ماه ، با قرار وثيقه از زندان آزاد شدند. (ايسنا ۳/۱۱/۸۶ )
۲۴۶ ـ کيوان امير الياسی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف پس از تحمل حدود دو ماه زندان با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومانی از زندان شد. (ادوارنيوز ۸/۱۱/۸۶)
۲۴۷ ـ علی سالم دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه امير کبير پس از تحمل حدود دو ماه زندان با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان شد. همچنين علی کلايی دانشجوی دانشگاه آزاد واحد شهريار با قيد وثيقه از زندان آزاد شد. (ادوارنيوز ۹/۱۱/۸۶)
۲۴۸ ـ شعبه دوم دادسرای انقلاب تهران برای آزادی نادر احسنی دانشجوی دانشگاه مازندران قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی صادر کرد. وی ۵۸ روز پيش توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد.(ايسنا ۱۰/۱۱/۸۶ )
۲۴۹ ـ يک مقام قضايی گفت: برای ۳ تن از دانشجويان بازداشتی بنامهای ياسر پير حياتی ، عبدالمجيد اشرف نژاد و علی کلايی با قرار های وثيقه ۵۰ تا ۱۰۰ تومانی از زندان آزاد شدند. ( ايسنا ۱۱/۱۱/۸۶ )
۲۵۰ ـ بهرام شجاعی دانشجوی دانشگاه آزاد ـ واحد تهران جنوب پس از ۴۵ روز بازداشت با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان ازاد شد. (ايسنا ۱۳/۱۱/۸۶)
۲۵۱ ـ فرشاد دوستی دانشجوی کرد دانشگاه بوعلی سينای همدان پس از ۵۵ روز بازداشت با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. بدستور مقامات قضايی و امنيتی نامبرده در طول مدت بازداشت از حق انتخاب وکيل و ملاقات با خانواده محروم بود. ( امير کبير ۱۴/۱۱/۸۶ )
۲۵۲ ـ مهدی گرايلو دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفيزيک دانشگاه تهران پس از ۶۶ روز بازداشت با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. (امير کبير ۱۸/۱۱/۸۶)
۲۵۳ ـ سعيد حبيبی عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت پس از ۷۲ روز بازداشت با قرار وثيقه ۱۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. (ادوارنيوز ۲۳/۱۱/۸۶)
۲۵۴ ـ مرتضی اصلاحچی دبير اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی و عضو شورای تهران دفتر تحکيم وحدت پس از يک ماه بازداشت با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد.( ايسنا ۲۸/۱۱/۸۶)
۲۵۵ ـ جواد عليزاده دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبايی با قرار وثيقه ۸۰ ميايون تومانی از زندان آزاد شد. (آسو صالح ۲۹/۱۱/۸۶ )
۲۵۶ ـ آناهيتا حسينی و بيتا صميمی زاده از دانشجويان چپگرای دانشگاههای تهران و امير کبير پس از ۴۰ روز بازداشت هر کدام با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد شدند. (ادوار نيوز ۳/۱۲/۸۶)
۲۵۷ ـ بيژن صباغ دانشجوی رشته مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل پس از حدود ۴۰ روز بازاشت با قرار وثيقه ۸۰ ميليوت تومانی از زندان اوين آزاد شد. (خبر نامه دانشگاه مازندران ۵/۱۲/۸۶)
۲۵۸ ـ سهراب کريمی دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سياسی که در مراسم روز دانشجو در ۱۸ آذر به اتهام اقدام عليه امنيت ملی توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود پس از ۷۸ روز با قرار وثيقه ۱۵۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد گرديد. (ادوار نيوز ۶/۱۲/۸۶)
۲۵۹ ـ محمد صالح ايومن دانشجوی کرد که در مراسم روز دانشجو در ۱۸ آذر توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود پس از ۸۰ روز با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد شد. (امير کبير ۸/۱۲/۸۶)
۲۶۰ ـ امير بهنام معصومی وکيل مدافع دانشجوی زندانی بهروز کريمی زاده اعلام کرد: از سوی بازپرسی شعبه ۲ امنيت دادسرای انقلاب تهران برای آزادی موکلم مبلغ ۳۰۰ ميليون تومان قرار وثيقه صادر شد. بهروز کريمی زاده دانشجوی دانشگاه تهران از ۱۲ آذر به اتهام اقدام عليه امنيت داخلی در بازداشت انفرادی بسر می برد.
(ايسنا ۱۳/۱۲/۸۶)
۲۶۱ ـ مهدی اللهياری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف پس از ۸۱ روز بازداشت با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان اوين تهران آزاد شد. اللهياری سر دبير نشريه دانشجويی "طلوع" در کميته انضباطی به اتهام بر هم زدن نظم دانشگاه به اخراج از خوابگاه دانشجويی محکوم شد.
(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۴/۱۲/۸۶)
۲۶۲ ـ بهزاد باقری دانشجوی دانشگاه تهران و از دانشجويان "آزاديخواه و برابری طلب" پس از ۵۹ روز بازداشت با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی از زندان اوين تهران آزاد شد. (فعالان حقوق بشر در ايران ۲۵/۱۲/۸۶)
۲۶۳ ـ سعيد فيض الله زاده دانشجوی محروم از تحصيل دانشگاه علامه طباطبايی پس از ۲۵ روز بازداشت با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد شد. (ادوار نيوز ۸/۱/۸۷)
۲۶۴ ـ رضا داغستانی دانشجوی دانشگاه پيام نور نقده، وبلاگ نويس و روزنامه نگار آذربايجانی که در روز دوم اسفند، روز جهانی زبان مادری توسط ماموران امنيتی در اروميه بازداشت شده بود با قرار وثيقه ۴۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. (کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ۱۵/۱/۸۷)
۲۶۵ ـ اردشير کريمی خياوی دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامی اردبيل و مدير مسئول نشريه دانشجويی"خزر" پس از ۳ هفته بازداشت با قرار وثيقه ۳۰ ميليون تومانی بطور موقت از زندان اردبيل آزاد شد. (امير کبير ۱۱/۲/۸۷)
۲۶۶ ـ پيمان پيران از فعالان طيف چپ پس از ۵ ماه بازداشت و تحمل سلولهای انفرادی و شکنجه با وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از بند ۳۵۰ زندان اوين آزاد شد.(فعالان حقوق بشر در ايران ۱۲/۲/۸۷)
توقيف نشريات دانشجويی :
۲۶۷ ـ نشريه دانشجويی « شورا » به مدير مسئولی ميلاد معينی به علت درج اخبار مربوط به بازداشت دانشجويان پس از انتشار سه شماره به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه مازندران برای مدت يکسال توقيف گرديد. ( ايلنا ۱/۴/۸۶ )
۲۶۸ ـ امتياز نشريه دانشجو يی « سربداران » به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه سيستان و بلوچستان لغو گرديد. ( ايسنا ۶/۴/۸۶ )
۲۶۹ ـ نشريه دانشجويی « صبح » به مدير مسئولی الهام شهسوارزاده بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه علم و صنعت تهران برای مدت ۳ ماه توقيف گرديد. ( ايسنا ۲۹/۴/۸۶ )
۲۷۰ ـ نشريه دانشجويی "تريا" به مدير مسئولی سجاد درويش به اتهام نشر مطالب خلاف عفت عمومی پس از انتشار يک شماره بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه علم و صنعت تهران توقيف گرديد.
(ايسنا ۳۱/۴/۸۶)
۲۷۱ ـ نشريه دانشجويی « درفش کاويانی » به مدير مسئولی فرزاد حسن زاده به حکم هيئت نظارت بر نشريات دانشجويی دانشگاه فردوسی مشهد توقيف گرديد. ( آوای دانشگاه ۱۱/۷/۸۶ )
۲۷۲ ـ نشريه دانشجويی « آدديم» که توسط دانشجويان آذربايجانی دانشگاه پيام نور شهرستان گرمی منتشر می شد، بدستور هيئت نظارت بر نشريات دانشجويی توقيف گرديد. ( ساوالان سسی ۳/۸/۸۶ )
۲۷۳ ـ نشريه دانشجويی « قلم » به مدير مسئولی معصومه شفيعی به علت چاپ عکس دانشجويان زندانی احسان منصوری ، مجيد توکلی و احمد قصابان و اعتراض به صدور حکم زندان برای آنها ، توسط اعضای بسيج دانشجويی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب جمع آوری شد.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۶/۸/۸۶ )
۲۷۵ ـ رضا عرب سر دبير نشريه دانشجويی "مهر هفتم" گفت: طبق بخشنامه معاونت فرهنگی دانشگاه مازندران به مديران مسئول نشريات دانشجويی، انتشار اين نشريات ممنوع اعلام شده است. معاونت فرهنگی دانشگاه چاپ نشريات را منوط به شرکت مديران مسئول و سر دبيران اين نشريات در دوره آموزشی روزنامه نگاری کرده است. اين دستور شامل تمامی نشريات اعم از سياسی، فرهنگی، هنری و... می شود.
(امير کبير ۲۹/۹/۸۶)
۲۷۶ ـ امتياز نشريه دانشجويی "بولود" به مدير مسئولی حميد قربان عليزاده پس از انتشار هفت شماره بدستور حجت الاسلام راعی نماينده خامنه ای در دانشگاه آزاد مهاباد لغو گرديد.(ساوالان سسی ۲۹/۱/۸۷)
۲۷۷ ـ نشريه دانشجويی "ايرانشهر" به مدير مسئولی اکرم شيخ پور بدليل انتشار مطالبی در مورد زنان و مشکلات آزادی زنان در ايران به اتهام توهين به مقدسات تحت فشار نمايندگی ولی فقيه و حراست دانشگاه رازی بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه توقيف شد.(امير کبير ۳/۲/۸۷)
۲۷۸ ـ امتياز ماهنامه"پاتوق" که از سوی تعدادی از دانشجويان دانشکده خبر انتشار می يافت بدستور رئيس دانشگاه لغو گرديد. لازم به يادآوری است که احمدزاده کرمانی ۲۹ ساله رئيس دانشکده خبر فارغ التحصيل دانشگاه امام صادق و دانشجوی مقطع دکترا در دانشگاه آزاد است.(ادوار نيوز ۶/۲/۸۷)
۲۷۹ ـ نشريه دانشجويی"طاق بستان" به مدير مسئولی اشکان مسيبيان پس از انتشار ۲ شماره به اتهام نشر اکاذيب با شکايت حراست دانشگاه بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی برای مدت ۳ ماه به تعليق از فعاليت محکوم شد.(امير کبير ۱۲/۲/۸۷)
۲۸۰ ـ نشريه دانشجويی"شاليزار" که از سال ۸۴ توسط تعدادی از دانشجويان در دانشگاه گيلان منتشر می شد، بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه توقيف گرديد. شاليزار بصورت ماهانه و در ۲۴ صفحه بصورت مرتب منتشر می شد و هر ساله به مناسبت روز جهانی زن، روز جهانی کارگر و روز جهانی کودک ويژه نامه هايی را منتشر می کرد.(تغيير برای برابری ۲۰/۲/۸۷)
۲۸۱ ـ مامورين حراست دانشگاه يزد مانع پخش نشريه دانشجويی"انديشه سبز" شدند و نشريات را با خود بردند. اين مامورين مدتی پيش نيز مانع پخش نشريه دانشجويی"پرومته" به مدير مسئولی فرخ باستانی شده بودند و نشريات را با خود برده بودند. ماموران امنيتی با تلفن به خانواده های اين دانشجويان اعلام کرده اند که اگر فرزندان شان از مدير مسئولی نشريات کناره گيری نکنند بازداشت خواهند شد.(امير کبير ۲۲/۲/۸۷)
۲۸۲ ـ دو سايت خبری تحليلی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اراک توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فيلتر شدند.(آفتاب ۲۶/۲/۸۷)
۲۸۳ ـ امتياز نشريه دانشجويی"ياغيش" به مدير مسئولی حسين اسداللهی پس از انتشار يک شماره به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه اروميه لغو گرديد. همچنين نشريه دانشجويی"سهند" به مدير مسئولی اميد هاشمی توقيف شد. در ضمن هشتمين شماره نشريه دانشجويی"بولود" توسط ماموران حراست دانشگاه آزاد مهاباد جمع آوری شد.(ساوالان سی ۲۸/۲/۸۷)
۲۸۴ ـ نشريات دانشجويی"هوال" و "نيسير" که توسط دانشجويان دانشگاه رجايی منتشر می شد به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی توقيف شدند.(اعتماد ۲۹/۲/۸۷)
۲۸۵ ـ سايت خبری امير کبير به علت درج خبری مبنی بر فشارهای وارده به قاضی دادگاه تجديد نظر جهت تائيد حکم حبس ۳ دانشجوی بيگناه دانشگاه امير کبير برای چهارمين بار فيلتر شد.(امير کبير ۲۹/۲/۸۷)
۲۸۶ ـ نشريه دانشجويی"پرومته" به مدير مسئولی فرخ باستانی به علت چاپ مقالاتی در نقد اعدام و سنگسار به اتهام توهين به اسلام پس از انتشار ۲ شماره به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه يزد بطور دائم توقيف گرديد. قبلا نشريات دانشجويی"زمستان"و"بيان آزاد" هم در دانشگاه يزد توقيف شده بودند.
(امير کبير ۵/۳/۸۷)
۲۸۷ ـ نشريه دانشجويی"وريا" به مدير مسئولی نويد غفاری به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه شيراز به اتهام انتقاد از دولت احمدی نژاد برای مدت يکسال توقيف گرديد.(امير کبير ۱۳/۳/۸۷)
۲۸۸ ـ نشريه دانشجويی"تريفه" به مدير مسئولی رزگار خضری با شکايت استاندار مازندران به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه مازندران توقيف گرديد.(امير کبير ۱۹/۳/۸۷)
۲۸۹ ـ نشريه دانشجويی"چرو" به مدير مسئولی عباس توفيقی که به زبان کردی منتشر می شد به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه توقيف گرديد.(امير کبير ۲۱/۳/۸۷)
قتل دانشجو براثر شکنجه در زندان:
۲۹۰ ـ ابراهيم لطف اللهی۲۷ ساله دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پيام نور سنندج، زير شکنجه بازجويان اداره اطلاعات سنندج کشته شد. اميری معاون دادستان سنندج و مهدی مولا ولی با نام مستعار"هاتفی" جانشين رئيس اطلاعات سنندج و مسئول گزينش وزارت اطلاعات در استان کردستان از مسئولين بازجويی اين دانشجو بوده اند. ابراهيم لطف اللهی دانشجوی ترم هفت دانشگاه بدستور شعبه سوم بازپرسی سنندج بعد از خروج از جلسه امتحان در روز يکشنبه۱۶/۱۰/۸۶ بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. پس از گذشت ۹ روز از بازداشت نامبرده، سه شنبه شب ۲۵ ديماه از اداره ستاد خبری سنندج به خانواده اين دانشجو اطلاع می دهند برای گرفتن جنازه او به گورستان سنندج مراجعه کنند.خانواده لطف اللهی به گورستان سنندج مراجعه می کنند تا جنازه را تحويل بگيرند به آنها می گويند: "ما جنازه را دفن کرديم و احتياجی به شما نيست" پس از آن ، مسئولين امنيتی برای جلوگيری از پخش اين خبر خانواده ابراهيم لطف اللهی را تحت فشار قرار می دهند.(امير کبير ۲۷/۱۰/۸۶)
۲۹۱ ـ پزشکی قانونی شکنجه شدن ابراهيم لطف اللهی دانشجو يی که در ۱۶ دی بازداشت و در ۲۵ دی در زندان بر اثر شکنجه به قتل رسيد را مورد تائيد قرار داد. شکستگی بينی ، جمجمه و آثار کبودی بر بدن نامبرده پيش از مرگ تاييد شده است. قاضی پرونده ضمن مخالفت با در خواست وکيل پرونده برای نبش قبر ابراهيم لطف اللهی گفته است: اين کار خلاف شرع است. ( امير کبير ۱۷/۱۱/۸۶ )
۲۹۲ ـ سميه کاکاوند دانشجوی رشته حقوق دانشگاه ميبد يزد، روز ۲۹ آذر از دانشگاه ربوده و به قتل رسيد. جنازه وی ۱۸ دی در ۳ کيلو متری دانشگاه توسط مردم کشف شد. مادر نامبرده اعلام کرد: دخترش توسط يک عضو نيروی انتظامی به نام روح الله. د. ف به قتل رسيده است. اين عضو نيروی انتظامی خواستار ازدواج با سميه کاکاوند بوده است، ولی چون متاهل بوده، با پاسخ منفی سميه کاکاوند روبرو می شود و سپس وی را ربوده و به قتل رسانده، برادر قاتل مسئول کميته انضباطی دانشگاه ميبد بوده و سميه را تهديد به اخراج از دانشگاه می کرده است.(روز ۱/۱۲/۸۶)
ضرب و شتم دانشجويان توسط حراست:
۲۹۳ ـ بدنبال تحصن و اعتصاب غذای اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير در مسجد اين دانشگاه با خواست آزادی ۸ تن از دانشجويان بازداشتی اين دانشگاه، بدستور دکتر رهايی رئيس دانشگاه،۳۰ نفر از نيروهای حراست به فرماندهی واعظ در ساعت ۳ نيمه شب با قطع کردن برق مسجد به دانشجويان متحصن حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.(ادوار نيوز ۵/۴/۸۶)
۲۹۴ ـ رشيد اسماعيلی دانشجوی محروم از تحصيل دانشگاه علامه طباطبايی و عضو شورای سياستگذاری سازمان دانش آموختگان که بنابر در خواست وزارت علوم به اداره آموزش دانشکده محل تحصيل خود برای دريافت يک ابلاغيه از کميسيون بررسی صلاحيت استاد و دانشجو مراجعه کرده بود، توسط چهار نفر از ماموران حراست دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفت. (ادوارنيوز ۲۱/۹/۸۶)
۲۹۵ ـ علی سماواتيان عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعت آب و برق عباسپور توسط حراست دانشگاه مورد فحاشی و ضرب و شتم قرار گرفت.(ادوارنيوز ۲۷/۹/٨۶)
۲۹۶ ـ يک دختر دانشجو بنام علوی مدير مسئول نشريه دانشجويی « هرگز » به معنای باران در دانشگاه ياسوج مورد ضرب وشتم قرار گرفت . (اميرکبير۲/۱۰/۸۶)
اعتصاب غذای دانشجويان زندانی:
۲۹۷ ـ ابوالفضل جهاندار عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی و عضو شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت که در شهريور ۸۵ توسط مامورين وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل گرديد، در اعتراض به عدم انتقالش به خارج از بند ۲۰۹ از روز ۲۳/۴/۸۶ دست به اعتصاب غذا زده است.
( فعالان حقوق بشر در ايران ۲۵/۴/۸۶ )
۲۹۸ ـ مجيد توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری از دانشجويان بازداشتی دانشگاه امير کبير در زندان اوين در اعتراض به فشارهای وارده و وضعيت مبهم پرونده خود از روز ۲۳/۴/۸۶ دست به اعتصاب غذا زده اند. (اميرکبير ۲۶/۴/۸۶)
تفتيش منازل دانشجويان :
۲۹۹ ـ چند تن از ماموران امنيتی با مراجعه به منزل بهاره هدايت دانشجوی عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت که از ۱۸ تير در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتيش منزل نامبرده نمودند. وسائل شخصی وی همچون سی دی ، کتاب ، دست نوشته ها ، جزوه ها و آلبوم عکس او را با خود بردند. ( ادوارنيوز ۲۴/۴/۸۶ )
۳۰۰ ـ ماموران امنيتی با مراجعه به منزل بهرام فياضی دانشجوی کارشناسی ارشد پيام نور تهران و عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ايران که از تاريخ ۱۸ تير در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتيش منزل وی نمودند. وسائل شخصی و رايانه او را با خود بردند. ماموران برای بازرسی منزل ، بهرام فياضی را از زندان به همراه خود آورده بودند. نامبرده گفته در روزهای اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تاکنون از امکان هواخوری نيز محروم بوده است. ( ادوارنيوز ۲۸/۴/۸۶ )
۳۰۱ ـ ماموران امنيتی با مراجعه به منزل محمد هاشمی دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت که از تاريخ ۱۸ تير در بازداشت بسر می برد اقدام به تفتيش منزل وی نمودند. مقداری از وسايل شخصی، دست نوشته ها و کيس کامپيوتری او را با خود بردند و از تمامی خانه و اطاقهای خواب فيلمبرداری کرده و دفترچه تلفن همسر نامبرده و دفتر تلفن منزل وی را با خود بردند. در ضمن ماموران امنيتی با مراجعه به منزل علی نيکو نسبتی يکی ديگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت که از تاريخ ۱۸ تير در بازداشت بسر می برد، اقدام به تفتيش منزل وی نمودند و از منزل نامبرده فيلمبرداری بعمل آوردند.(ادوار نيوز ۳۱/۴/۸۶)
جلوگيری از اجرای مراسم :
۳۰۲ ـ محمد رضا خسروی دبير تشکيلات شاخه گيلان سازمان ادوار تحکيم وحدت اعلام کرد : " بر اساس مصوبه شورای مرکزی سازمان ادوار گيلان، بنا بود به مناسبت بزرگداشت روز مشروطه مراسمی با محوريت نقش گيلان در نهضت مشروطه، با همکاری مجمع اسلامی فرهنگيان استان گيلان برگزار شود که بعد از مکاتبه رسمی با فرماندار شهرستان رشت و ارجاع نامه به حوزه معاونت سياسی استانداری گيلان، پس از تاخيری نسبتاٌ طولانی به صورت شفاهی اعلام نمودند که مجوز برگزاری اين مراسم صادر نشده است. " وی افزود: " در مذاکره ای که با درزی، معاون سياسی و امنيتی استانداری گيلان داشتيم ايشان صراحتا اعلام نمودند که تا زمان تعيين تکليف وضعيت پلمپ دفتر مرکزی سازمان ادوار تحکيم وحدت، هيچ گونه مجوزی به مراسم و برنامه های اين سازمان داده نخواهد شد و سازمان ادوار از نظر وزارت کشور فعلا در وضعيت تعليق به سر می برد. " (ادوار نيوز ۲۸/۵/۸۶)
"فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی"
ihrnena@gmail.com
۱۸/۰۴/۱۳۸۷ برابر با ۰۸/۰۷ /۲۰۰۸
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا: FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com:انجمن مدافعين حقوق بشرو دمکراسی در ايران – فرانسه
اتحاديه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا: updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ايران – واشنگتن – آمريکا: adhri۱@yahoo.com
info@bashariyat.de کانون دفاع از حقوق بشر در ايران – آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ايرانی در آلمان:
HRIRNL@gmail.com: کانون دفاع ازدمکراسی در ايران– هلند
info@komitedefa.org : کميته دفاع از حقوق بشر در ايران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com:کميته دفاع از حقوق بشر در ايران – کاليفرنيا – آمريکا
komitenoran@yahoo.noکميته نوران(کميته دفاع از حقوق بشر در ايران – نروژ):
yebarak@yahoo.ca : سازمان ايرانيان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de: کميته دفاع از زندانيان سياسی ايران- برلين
mnrecht@hotmail.comفعالين ايرانی حقوق بشر- سوئيس:
فعالان دفاع از حقوق بشر: Irantestimonyinfo@irantestimony.com
وبلاگ یار دبستانی
به نام يزدان پاك
درود بر روح اكبر محمدي ، عزت ابراهيم نژاد و گرامي باد ياد شان .... .
تقديم به تمامي ياران دبستاني ، احمد باطبي ، منوچهر محمدي ، بهروز جاويد تهراني و ...
تقديم به تمام آزاديخواهان ايراني و تمامي دانشجويان .
ما را به خاطر بياور
شعري از شهيد كوي دانشگاه عزت ابراهيم نژاد
ما را كه تازه جواناني بيست و دو ساله بوديم
شور عشق در سينه داشتيم و
پيش از آنكه عاشق شويم ، سينه بر خاك سوده مرديم
ما را كه سينه سرخاني خنياگر بوديم و دَه به دَه
نه در آسمان و نه در كوهسار و نه بر شاخسار
كه در بازار ، پيش از آنكه آواز خوان شويم
بر شاخه اي تكيده از تكيه گاه خويش جان واسپرديم
به خاطر دارم پيامتان را ، سرنوشتتان را
آري
و هميشه در گذرگاه خاطرم در گذر است
آوازهاي صامت سينه سرخان سينه بر سيخ و
تجسد آرزوهاي بيست و دوسالگان سينه بر سنگ
و از تكرار يادشان شايد پيش از آنكه شاعر شوم
بيست و دوساله بميرم . آمين
رسول منتجبنيا در «اعتمادملي» روز سهشنبه نوشت:
اين مطلب به دنبال طرح برخي مباحث خرافهگرايانه در سالهاي اخير در كشور نگارش يافته و به نقد اين انديشهها پرداخته است. كه در ادامه آن با طرح چند سوال از رئيسجمهور و استمداد از علما و مراجع تقليد آفات رواج اين خرافات گوشزد شده است. بدون شك علماي بزرگوار شيعه در طول تاريخ تشيع، پاسداران حريم عقايد و احكام اسلام و مذهب شيعه بوده و در برابر هرگونه كجانديشي و كجروي به شدت مقابله كرده و در اين راه جمع زيادي از بهترين آنان به شهادت رسيدهاند.
يكي از انحرافات و كجانديشيهاي ديني، ظهور بدعت در دين و افزودن به مفاهيم و احكام اسلام و مذهب توسط شيادان و فرصتطلبان بوده است كه به حكم «اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه و الا فعليه لعنه الله» عالمان ديني با تمام قدرت بدعتها و نوآوريهاي غيرديني به نام دين را زدوده و دست پليد بدعتگذاران را كوتاه كردهاند. از اين رو، سلاطين، پادشاهان و قدرتهاي جهاني تاكنون نتوانستهاند ساحت مقدس اسلام، تشيع و اهل بيت عصمت و طهارت را ملكوك و مخدوش سازند. يكي از عقايد شيعه كه ميتوانست وسيله سوءاستفاده شيادان واقع شود اعتقاد به اصل مهدويت و انديشه مترقي و حركتساز انتظار فرج است كه همه طرفداران اديان آسماني به نحوي اين عقيده را داشته و در انتظار منجي عالم بشريت ميباشند. در روايات رسيده از ائمه طاهرين عليهم السلام، ضمن تاكيد فراوان بر اصل مهدويت و بشارت قطعي به ظهور حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف، به منظور پيشگيري از هرگونه انحراف و سوءاستفاده افراد از اين عقيده ريشهدار، توصيههاي اكيدي به عمل آمده است، از جمله:
1- نهي از تعيين زمان ظهور آن حضرت و بيان اينكه اين امر از اسرار الهي است و كسي جز خداوند نسبت به آن آگاهي ندارد با اين عبارت كه «ما اهل بيت هرگز زمان ظهور را تعيين نخواهيم كرد» يا «دروغ ميگويند تعيينكنندگان زمان براي ظهور حضرت ! دروغ ميگويند...! دروغ ميگويند...!»
2- توصيه به تكذيب هر كسي كه ادعاي مشاهده و زيارت حضرت مهدي(عج) را بكند و او را كاذب و افترازننده معرفي كردن. ما در يادداشت قبلي برخي از روايات فوق را بهطور مستند از كتابهاي معتبر روايي نقل كرديم. نقل قولها و شايعات: از زمان روي كار آمدن آقاي احمدينژاد و دولت ايشان، در ميان خواص و اخيرا عامه مردم، يعني مردم كوچه و بازار مطالبي به نقل از رئيسجمهور و برخي معاونين و نزديكان ايشان، روي زبانها جاري است و بسياري از آن مطالب به صورت مستند و با ذكر زمان و مكان و گويندههاي آنها نقل ميشود. از باب مثال:
الف: در سال اول رياستجمهوري آقاي احمدينژاد، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعدههاي دهها ميليارد توماني به هر شهر داده ميشود، گفته است: «نگران نباشيد دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور ميكند و همه مشكلات را حل ميكند.»
ب: نمايندهاي از شوراي اسلامي، نقل ميكرد روزي در ملاقات رئيسجمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: «كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفتهاند» و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: «ايشان تصور ميكند من رئيسجمهور او هستم، من رئيسجمهور امام زمان(عج) ميباشم.»
ج: پس از سفر به نيويورك و شركت در اجلاس سازمان ملل، در ملاقات با آيتالله جواديآملي، اظهار كرده است: «هنگام سخنراني هالهاي از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان ميخكوب شده و مجذوب من گرديدند» كه مورد انتقاد و بياعتنايي آيتالله جواديآملي قرار گرفت و سيدي اين ملاقات در سطح وسيع در ميان مردم پخش شده است.
د: بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار ميكنند اين براي آقا امام زمان است.
هـ: شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيسجمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجادهاي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف ميآورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است.
و: اخيراً بارها در اظهارات رئيسجمهور، معاونين، مشاورين و... اين جمله فراوان به كار ميرود كه اين دولت را امام زمان(عج) مديريت يا اداره ميفرمايد. و موارد فراوان ديگر.
ز: در روزهاي گذشته آقاي رئيسجمهور كساني را كه هاله نور را انكار ميكنند به مخدوش بودن عقيده متهم كرده است و مشاور رئيسجمهور در امور روحانيت طي مصاحبهاي، از تقدير و تشكر مراجع عظام و علما و روحانيون از رئيسجمهور در خصوص مورد عنايت ولي عصر(عج) بودن و استقبال فضلا از سخنان رئيسجمهوري، حكايت كرده و منتقدان را به «مشكل داشتن در اصل مهدويت» و «ترديد در اعتقاد به ولي عصر (عج)» متهم كرده و دستور داده است كه «بايد در اعتقادات خود تجديدنظر كنند.»
چند سوال از رئيسجمهور:
صرفنظر از اينكه چنين شايعاتي چگونه اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعيف ميكند و مورد استهزا و تمسخر دستگاههاي تبليغاتي بيگانه و دشمنان اسلام و تشيع قرار گرفته است و قطع نظر از اينكه نتيجه اين سخنان، انتساب همه ضعفها، كاستيها، سوءمديريتها، افزايش تورم و گراني و... به حضرت وليعصر(عج) ميباشد و اين بزرگترين ظلم و جفا و توهين به ساحت آن حضرت است.
1- آيا اين نقل قولها و شايعات در محافل خصوصي و عمومي راست است يا دروغ؟ خواهش ميكنيم خيلي صريح و شفاف پاسخ دهيد و از كليگويي يا فرافكني يا متهم كردن ديگران پرهيز كنيد.
2- اگر حتي يك مورد آن راست و صادق است شما اين عقيده را كه برخلاف نظريه همه علماي شيعه از صدر تاكنون است، از كجا آوردهايد و در برابر آن همه روايت معتبر و فرمايشات بزرگان شيعه چه پاسخي داريد؟
3- اگر راست است، مقصود شما از بيان اين مطالب غيرواقعي چيست؟ آيا تصور ميكنيد اين سخنان، ميتواند نارضايتي و اعتراضات مردم را نسبت به گراني، تورم و سوءمديريت دولت توجيه كند؟
4- اگر راست است، پس از گذشت 3 سال و كذب بودن اين وعدهها، مسوول مخدوش شدن عقايد مردم و جوانان چه افرادي خواهند بود؟!
چند سوال از مراجع تقليد و فضلا:
1- آيا دستور فرمودهايد درباره اين نقلقولهاي شايع و رايج بررسي كنند؟!
2- آيا به نظر مبارك آقايان تمامي اين نقلها دروغ و كذب است؟!
3- اگر حتي يك مورد از اين ادعاها، صحت نقل داشته باشد، آيا جاي آن نيست كه در برابر آن با شدت و قاطعيت ايستادگي كنيد و از حريم عقايد اسلامي و شيعي ناب پاسداري فرماييد؟
4- آيا نقل قول مشاور رئيسجمهور، مبني بر "استقبال فضلا از سخنان رئيسجمهوري و تقدير مراجع عظام، علما و روحانيون از رئيسجمهور در خصوص مورد عنايت حضرت وليعصر(عج) بودن" صحيح است يا دروغ؟
5- اگر صحيح است چرا؟ و اگر دروغ و تهمت است چرا تكذيب نميفرماييد؟!
انتشار از فعالان حقوق بشر در ایران
بندی بند 209
نامه ای از فرزاد کمانگر
نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود "¹
هنگامي که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوين را خواندم آنچه را از اين زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و يا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه "خون ارغوانها"²در ذهنم تجلي دوباره يافت . خيلي دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهاي 209 و انفرادي هاي آن بويي غريب و ناآشنا را حس ميکردم با خودم گفتم شايد اين بوي زندان ، بوي خفقان و بيداد باشد .
چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند .
209 يعني انفرادي ، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه کتابهاي قانون ماست يعني توهين ، تحقير ، بازجويي هاي چندين و چند ساعته ، بي خبري مطلق ، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن ، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي . انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب ، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد . اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي !
و هر روز که از اتاق بازجويي به سلولت برميگردي هر آنچه در سلولت هست زير و رو شده است يا بهتر بگويم شخم زده شده است ، خمير دندان ، صابون ، شامپو ، پتوهاي سياه بد بويت ، موکت رنگ و رفته و حتي ليوان چندبار مصرفت را بدنبال چيزي جابجا کرده اند . شايد به دنبال ردي از لبخند ، اميد ، شادي ، آرزو و خاطره ميگردند تا مبادا پنهان کرده باشي ، و هر شب که تو در روياي ديدن دوباره مهتاب به ديوار سلولت چشم ميدوزي چيزي مانند شبح از دريچه کوچک سلولت سرک ميکشد و تو را زير نظر ميگيرد ، مبادا به "خواب شيرين" رفته باشي و يا در روياي شبانه ات مادر بر بالين فرزند آمده باشد و در آن تاريکستان لالايي را مرهم زخمهاي فرزند نموده باشد.
به ديوارها که چشم ميدوزي به يادگاريهايي که ميهمانان قبلي سلولت از خود به جا گذاشته اند از عرب و ترک و کرد و بلوچ و معلم و کارگر و دانشجو گرفته تا فعال حقوق بشر و روزنامه نگار ، همه به اينجا سري زدند . گويي درون 209 عدالت در حق همه به طور مساوي اعمال شده است چون اينجا فارغ از قوميت ، فازغ از جنسيت ، فارغ از مذهب و فارغ از هرگونه طبقه اي همه به گونه اي مساوي به زندان مي آيند .
از سلولهاي انفرادي تا سلولهاي عمومي تنها بيست تا سي متر فاصله است که بعضي ها چند ساله و بعضي ها چند ماهه طي ميکنند ، سلول عمومي يعني ديدن و حرف زدن با انسانهايي شبيه خودت يعني شنيدن صداي انسانهايي که بايد صدايشان شنيده شود ، سلول عمومي يعني نوشيدن يک ليوان چاي داغ يعني رفتن به حمام به دلخواه خودت ، سلول عمومي يعني اجازه اصلاح سر و صورت و براي بعضي ها يعني اجازه ديدن چشمان نگران عزيزان ، پشت ديوارهاي شيشه اي و براي من يعني رفتن به هواخوري بعد از ماهها ، بعد از ماهها براي اولين بار به هواخوري رفتم ، هقته اي سه بار و هر بار 20 دقيقه ، هواخوري اتاق کوچکي بود با ديوارهاي بلند و سقفي نرده کشي شده و مشبک ، براي من که آسمان و خورشيد را هر روز از دامن زاگرس عاشقانه نگريسته بودم اينجا گويي آسمان را پشت ميله ها زنداني کرده بودند .خورشيد دزدکي به گوشه اي از هواخوري سرک کشيده بود و انگار او هم ميدانست که نبايد به ديوارهاي امنيت ملي نزديک شد ، دوربيني هم بالاي سرمان تند و تند ميچرخيد تا همه جا را زير نظر داشته باشد ، مبادا با خورشيد خانم نگاهي رد و بدل کنيم و چشمکي بزنيم که به حساب "ارتباط با بيگانگان" گذاشته شود و يا به نسيم بگوييم "حال همه ما خوب است" و اين خبر موجب "تشويش اذهان عمومي" گردد و ديوارهاي هواخوري نيز آنقدر لکه هاي ناشيانه رنگ بر آنها ديده ميشد که ديوارها را بد منظر کرده بود "هر چند که زيباترين ديوارها اگر ديوار يک زندان باشند باز شايسته تخريبند" .
ديوارهاي 209 رسالت خطير خود يعني جدا کردن زندانيان از يکديگر را به خوبي انجام نداده بودند . اينجا ديوارها قاصد دوستي و نامه رسان شده بودند ، پس بايد مجازات ميشدند و هر هفته بر تن ديوار رنگ تيره تر ميکشيدند تا در نهايت روزي با سنگ سياه نقش پوشش کردند . ديوارهاي هواخوري براي زندانيان تخته سياه ، روزنامه ديواري و حتي ترک ديوار نقش صندوق پست را ايفا ميکرد و پيام زندانيان را به هم ميرساند . ديوارها پر بود از خبرها و اسامي دانشجوها ، آنها که از تير ماه 78 ، نه نه...!! ، دورتر... از 16 آذر آمده بودند ، آنها که سالهاست پاي ثابت انفراديها هستند و با جسارت تمام مينوشتند "دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد" و اسم دانشگاه خود را زيرش مينوشتند . جوان ديگري آرم ان جي اويشان را با ظرافت تمام روي ديوار طراحي ميکرد هر چند بار رنگ ميزدند اما او دوباره و چند باره ميکشيد و کساني هم طلب اخبار ميکردند . من هم روزي بر ديوار هواخوري نوشتم سلام ، با خودم گفتم "سلامت را نخواهند پاسخ گفت" ولي خيلي زود نوشتند ، "سلام شما؟!" و دوستي هايمان آغاز شد ، از دانشجوها گرفته تا زنداني القاعده اي که بعدها در رجايي شهر معلم زبان انگليسي ام شد ، کلي دوست "ديوارگي" پيدا کرده بود و روزي که انفراديها پر شده بود و جا براي تازه واردها کم آمد به ناچار خيلي ها را در يک سلول جمع کردند و انگار سالها بود که همديگر ار ميشناختيم . پلي تکنيکي ها ، تحکيم وحدت ، مسيحي ها ، ترک ، بلوچ ، کرد و... ، انگار سالها بود همديگر را ميشناختيم ، يکي آرايشگر ميشد يکي آشپز ، تا صبح مي نشستيم و از دردهاي جامعه ميگفتيم ، هر چند دردهايمان مشترک بود اما تا صبح صحبت ميکرديم و صبح ما را صداي گريه سيد ايوب زنداني بلوچ بغل دستي که سالها اينجا بود به خود مي آورد ، آنقدر کسي فريادش را نشنيده بود که به خدا نامه مينوشت و در هواخوري ميگذاشت و با صداي گريه او سکوتي سنگين بحث ما را خاتمه ميداد و گاهي صداي پاشنه کفش زني ما را به سکوت وادار ميکرد ، از فرط خوشحالي و هيجان از سوراخ کوچک در ، يا از لاي پره هاي رادياتور سلول 121 به بيرون نگاهي مي انداختيم ، زني بود که با چشماني بسته به سوي اتاق بازجويي ميبردنش ، چادري به سر داشت که دهها ترازو بر چادرش نقش بسته بود ، قامت او ترازوهاي عدالت را کج و معوج و نابرابر نشان ميداد . اين صداي آشناي پا، اعلام حضوري موقرانه بود تا به ما بگويد اينجا هم زندگي و مبارزه بي صداي پاشنه هاي بلند معنايي ندارد ، کمي تامل و ساعتي فکر کردن ميخواهد تا متوجه شوي همه يکي بوديم .
اتاق بازجويي مان همان اتاقي بود که راننده هاي شرکت واحد و معلم ها بازجويي شده بودند ، ميز بازجويي همان ميزي بود که دانشجوها بر روي آن يادگاري نوشته بودند و تختي که من روي آن ميخوابيدم ، همان تختي بود که "عمران" جوان بلوچ قبل از اعدام رويش نوشته بود دلم براي کوير تنگ شده ، چشم بندمان هم همان چشم بندي بود که اعضاي کمپين يک ميليون "فرياد خاموش" به چشم داشتند ، پس نبايد غريبگي کرد و نبايد همديگر را فراموش کرد ، اينها همه يک جورهايي آشنايند ، اينجا همه چون شمايند ، راستي ، فکر کن شايد فردا نوبت تو باشد...
معلم و فعال حقوق بشري محکوم به اعدام
بند بيماران عفوني (5) زندان رجايي شهر کرج
فرزاد کمانگر - 10/3/87
1-برتولت برشت - در هنگامه نازيها
2-"خون ارغوانها" سروده اي است از ارغوان هميشه سرخ بيژن جزني
3-شعر زيباي " سلام " سروده شاعر معاصر آقاي سيد علي صالحي
گزارش خردادماه نقض مستمر حقوق بشر در ایران
فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۱ تير ۱٣٨۷ - ۲۱ ژوئن ۲۰۰٨
نهادهای مدافع حقوق بشر!
ایرانیان مدافع حقوق بشر!
در این گزارش بخش بسیار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را که توسط این شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانیم:
بین المللی:
۱ ـ رئیس حزب چپ سوئد طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نوشت: ما از وضعیت فرزاد کمانگر مطلع شده ایم، یک معلم و فعال حقوق بشر کرد بشدت مورد شکنجه قرار گرفته است. فرزاد کمانگر بدون هیچ شانسی برای دفاع در مقابل اتهامات نابجا به مرگ محکوم شده است. شیوه رفتار با مردم بشدت بی رحمانه و آزار گرایانه است و بر خلاف قانون و معاهدات بین المللی حقوق بشر است. ما قویا در مقابل رفتار بسیار ناعادلانه با فرزاد کمانگر معترض هستیم. او بایستی فورا آزاد شده و برای معالجات پزشکی به بیمارستان برده شود.(فعالان حقوق بشر در ایران ۲/٣/٨۷)
۲ ـ معاون رئیس حزب چپ سوئد طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نسبت به مرگ کاوه عزیزپور فعال سیاسی در مهاباد اعتراض کرد و نوشت : حزب چپ سوئد قویا رفتار پلیس امنیتی را در مورد کاوه عزیزپور محکوم می کند. همچنین قویا فقدان امنیت قانونی در جمهوری اسلامی ایران را محکوم می کند و تقاضا می کند که همه زندانیان سیاسی در ایران باید آزاد شوند .(اخبار روز ۲/٣/٨۷)
٣ ـ سازمان عفو بین الملل با ارسال نامه ای خطاب به محمود هاشمی شاهرودی رئیس قو قضائیه در خواست کرد تا از برگزاری هر چه سریعتر دادگاه تجدید نظر شش فعال امور زنان ، اطمینان حاصل کند . در این نامه آمده است : اگر دادگاه تجدید نظر حکم این افراد را تایید کند، این سازمان درخواست تجدید نظر مجدد را ارائه خواهد کرد . مرضیه مرتاضی لنگرودی ، نسرین افضلی ، پروین اردلان ، زینب پیغمبرزاده ، ناهید جعفری و رضوان مقدم از جمله فعالان حقوق زنان هستند که به احکام تعلیقی حبس و شلاق محکوم شده اند . در نامه سازمان عفو بین الملل آمده است : این زنان تنها به دلیل عقاید شان محکوم شده اند .( رادیو فردا ٣/٣/٨۷)
۴ ـ اتحادیه اروپا از دولت ایران درخواست کرد تا حکم اعدام بهنود شجاعی و سعید جزی که در سنین کودکی مرتکب قتل شده اند ، را لغو کند. این اتحادیه صدور حکم اعدام برای این دو نوجوان ایرانی و دیگر افرادی را که در کمتر از سن قانونی مرتکب جرم شده اند . نقض تعهدات بین المللی ایران اعلام کرده است .ماده ٣۷ کنوانسیون حقوق کودک که دولت ایران از امضاء کنندگان آن است ، مجازات مرگ یا حبس ابد را در مورد افراد زیر ۱٨ سال ممنوع کرده است.(بی بی سی ۴/٣/٨۷)
۵ ـ سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای از وضعیت فرشاد دوستی پور دانشجوی ۲٣ ساله ای که توسط اطلاعات سپاه پاسداران در ایوان غرب بازداشت گردید ، ابراز نگرانی کرد . در این بیانیه آمده است : دوستی پور که در طول بازداشت در زندان اوین دچار مشکلات ریوی شده است در حال حاضر احتمالا در معرض شکنجه قراردارد .جرم وی اطلاع رسانی در رابطه با کشته شدن ٣ نفری از مردم ایوان غرب بدست نیروهای امنیتی می باشد. (رادیو زمانه ۴/٣/٨۷)
۶ ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه (OMCT) طی نامه ای خطاب به مقامات حکومت ایران نگرانی عمیق خود را نسبت به صدور حکم زندان برای امیر یعقوبعلی از اعضای « کمپین یک میلیون امضاء» اعلام کردند . در این نامه از مقامات دولت ایران خواسته شده است : تحت هر شرایطی سلامت روحی و جسمانی امیر یعقوبعلی و دیگر فعالان « کمپین یک میلیون امضاء» را تضمین کنند. اطمینان دهند که دادگاه تجدید نظر نامبرده کاملا بی طرف و واجد صلاحیت خواهد بود تا بدین ترتیب از وی رفع اتهام گردد . به علاوه، کاملا مشخص است که ایراد این اتهامات خودسرانه بدلیل فعالیتهای وی در زمینه حقوق بشر است . هر چه سریعتر به هرگونه اقدام تهدید آمیز و آزار دهنده ، حتی در سطوح قضایی ، در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند. به مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر، تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در ۹ دسامبر ۱۹۹٨ احترام گذاشته و آنرا را رعایت کنند . بطور کلی تحت هر شرایطی اطمینان دهند که مفاد حقوق بشر و آزادیهای اصلی در ایران مطابق با اعلامیه جهانی حقوق و دیگر عهد نامه های بین المللی و منطقه ای که ایران نیز آنها را به رسمیت شناخته رعایت خواهند شد . (عصرنو ٨/٣/٨۷)
۷ ـ سازمان عفو بین الملل گزارش سالانه خود از وضعیت حقوق بشر در جهان را منتشر کرد ،در بخش مربوط به ایران عفو بین الملل می نویسد که دولت این کشور همچنان به سرکوب منتقدان ادامه داد و دگراندیشان ، روزنامه نگاران ، نویسندگان ، پژوهشگران و فعالان مدافع حقوق زنان و حقوق اقلیت های قومی و مذهبی با فشارهایی شامل بازداشت خودسرانه ، محدودیت سفر؛ تعطیلی سازمانهای غیر دولتی و آزار و ارعاب و تهدید مواجه بودند. در بخش دیگری از این گزارش آمده است: تبعیض علیه زنان در قوانین و روش های جاری باقی ماند ، شکنجه و سوء رفتار در زندانها و بازداشتگاههای دولتی رواج داشت و در ماه اوریل ، برخورد شدید با مخالفان با افزایش چشمگیر شمار اعدامها همراه شد به نحوی که طی سال میلادی ،مجازات اعدام در مورد ٣٣۵ نفر، از جمله ۷ محکوم خردسال به اجرا درآمد . عفو بین الملل می نویسد که دادگاههای ایران در سال گذشته به صدور احکام سنگسار ، قطع اندامها و شلاق مبادرت ورزیدند و برخی از این احکام به اجرا گذشته شد . به گزارش عفو بین الملل و خامت وضعیت اقتصادی باعث شد ، تعداد بیشتری ازایرانیان با فقر روبرو شوند.(بی بی سی ٨/٣/٨۷)
٨ ـ خانم سوهیر باالحسن رئیس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و آقای جو استارک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقا دیده بان حقوق بشر طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نگرانی شدید خود را از سرنوشت ۷ تن از اعضای جامعه بهائیان که در زندان بسر می برند، اعلام کردند . فریبا کمال آبادی ، مهوش ثابت ، عفیف نعیمی ، جمال الدین خانجانی ، سعید رضایی ، بهروز توکلی و وحید تیز فهم اعضای گروه هماهنگ کننده ملی بهائیت در ایران هستند که با اطلاع حکومت تاسیس شده و هدف آن کمک به جامعه ٣۰۰هزار نفری بهائیان در کشور است .در این نامه آمده است : ما از مسئولین جمهوری اسلامی ایران مصرانه می خواهیم مکان حبس این هفت نفر ، اتهامات دقیقی که علیه آنها مطرح شده و تارخ محاکمه آنها را به اطلاع برسانند. ما همچنین از شما مصرانه می خواهیم به ناظران مستقل بین الملی اجازه دهید بر محاکمه آنها نظارت داشته باشند . حق محاکمه عادلانه شامل جلسه استماع علنی ، منع تبعیض دینی و حق آزادی مذهب است . این حقوق همگی در میثاق حقوق مدنی و سیاسی که توسط ایران تصویب شده آمده است .
( دیده بان حقوق بشر ۱۲/٣/٨۷)
۹ ـ کمیسیون بین المللی حقوقدانان در رابطه با بازداشت اعضاء گروه هماهنگ کننده ملی بهائیان ایران طی نامه ای خطاب به اولیاء حکومت ایران اعلام نمود: بهائیان بطور خودسرانه دستگیر شده و در وضعیت ممنوع الملاقات نگهداری می شوند ، باید بلافاصله آزاد گردند یا به لحاظ حقوقی به جرمی مشخص متهم شوند . کمیسیون بین المللی حقوقدانان از اولیاء حکومت ایران می خواهد منطبق با وظایف و تکالیف حقوق بشر بین المللی عمل نمایند و تضمین دهند که این افراد بر مبنای اعتقادات خود در بازداشت بسر نمی برند . آزادی دین و وجدان بهائیان به شدت محدود است و این محدودیت در تجاوز واضح از میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اعمال می گردد که ایران مهر تایید بر آن نهاده و ملزم به رعایت آن است . کمیسیون از اولیاء حکومت ایران می خواهد تضمین نمایند که کلیه افراد بازداشت شده از هرگونه شکنجه و سوء رفتار مصون هستند، امکان دسترسی به خانواده ها و وکلای خود را دارند و در صورت لزوم از مراقبت های پزشکی بهره مندند.( گویا ۱۵/٣/٨۷)
۱۰ ـ دیده بان حقوق بشر با انتشار بیانیه ای از مقامات دولت ایران درخواست کرد: آیت الله کاظمینی بروجردی، عماالدین باقی و محمد صدیق کبود وند را بسرعت تحت مراقبتهای پزشکی قرار دهند. مدیر خاورمیانه و شمال آفریقا در دیده بان حقوق بشر گفت:" این بسیار ظالمانه است که سلامت این اشخاص بدون هیچ دلیل روشنی به مخاطره انداخته شده است". وی افزود:"مقام های ایران تاکنون مدرکی درباره علت زندانی شدن آنها ارائه نکرده اند، و اکنون از ارائه مراقبتهای پزشکی به آنها خودداری می کنند." همچنین در این اطلاعیه آمده است:حداقل مقررات استاندارد سازمان ملل متحد برای رفتار با زندانیان،"زندانیانی که نیاز به معالجات ویژه دارند باید به موسسات تخصصی و یا بیمارستان غیر نظامی منتقل شوند". مدیر خاور میانه و شمال افریقای این سازمان اعلام کرد:"مسئولین ایرانی مسئول سلامت این زندانیان هستند."(دیده بان حقوق بشر ۱۶/٣/٨۷)
۱۱ ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: ناهید کلهر ۲۱ ساله دانشجوی زیست شناسی دانشگاه آزاد قم و مسئول وبلاگ « آزادی بی بها نیست » به اتهام تماس با گروههای مخالف حکومت در خارج از کشور در روز ۱۲ خرداد توسط اداره اطلاعات قم بازداشت شده است. در این اطلاعیه آمده است: این دانشجو درمعرض خطر بدرفتاری و شکنجه قرار دارد. محل نگهداری او مشخص نیست و تماسی با خانواده خود و یا یک وکیل مدافع ندارد.(ایران امروز ۱۷/٣/٨۷)
۱۲ ـ سازمانهای دیده بان حقوق بشر ، فدارسیون بین المللی جامعه دفاع از حقوق بشر، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران و کانون مدافعان حقوق بشر در ایران اعلام کردند ، دولت ایران باید با نهادهای حقوق بشری سازمان ملل متحد برای پرداختن به وضعیت بسیار وخیم حقوق بشر در ایران همکاری کند . این نهادهای حقوق بشری اعلام کردند : ایران رتبه اول را در اعدام افراد زیر ۱٨ سال دارد که این امر نقض تعهدات این کشور در قبال پیمان حقوق کودک است . حداقل ۱۰۷ نفر بخاطر خطاهایی که ادعا می شود قبل از سن ۱٨ سالگی مرتکب شده اند در انتظار اعدام بسر می برند .ایران در کنار کره شمالی، ترکمنستان ، سوریه ، برمه و کوبا یکی از معدود کشورهایی است که مانع حضور سازمانهای مستقل بین المللی حقوق بشر در کشور می شود . ایران همچنان به اعدام به روش سنگسار ادامه می دهد و حداقل ده زن و دو مرد در انتظار اجرای حکم اعدام به روش سنگسارند. مجازاتهای ظالمانه و غیرانسانی ازجمله قطع دست و پا (۵مورد در دی ماه ٨۶ در استان سیستان و بلوچستان اجرا شد) و احکام شلاق همچنان اجرا می شوند. دولت ایران مرتبا فعالان حقوق زن ، دانشجویان و فعالان حقوق کارگران را بخاطر فعالیتهای مسالمت آمیزشان سرکوب می کنند .(دیده بان حقوق بشر ۱۷/٣/٨۷)
۱٣ ـ سازمان عفو بین الملل در رابطه با بازداشت فعالان مدنی آذربایجانی با انتشار اعلامیه ای از مقامات دولت ایران درخواست کرد: علی صدیقی ، حسن اسدی ، حجت تاریوردیان، اکبر حسین زاده، احد رضوی، امیر محمد بنایی صادق و سایر فعالان مدنی آذربایجانی در زندان مورد شکنجه و بد رفتاری قرار نگیرند . امکان دسترسی فوری و مرتب زندانیان به خانواده خود و وکیل مورد نظر خودشان و هر نوع مداوای پزشکی که لازم داشته باشند. این سازمان خواستار آزادی فوری و بی قید شرط بازداشت شدگان شده است، مگر اینکه به جرمهای جنایی مشخصی متهم شده و تحت محاکمه فوری و منصفانه ای قرار گیرند. (ساوالان سی ۱۷/٣/٨۷)
۱۴ ـ دبیر کل فدارسیون جهانی اتحادیه معلمان طی نامه ای خطاب به مقامات دولت ایران خواستار توقف حکم اعدام فرزاد کمانگر شده است . فدراسیون جهانی اتحادیه های معلمان بیش از ٣۰ میلیون عضو را در ۱۷۱ کشور نمایندگی می کند و دفتر مرکزی آن در بروکسل پایتخت بلژیک می باشد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۱/٣/٨۷)
۱۵ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای صدور احکام حبس سنگین برای دو روزنامه نگار سعید میتن پور و یعقوب سالکی نیا را محکوم کرد. در این اطلاعیه آمده است: « چنانکه در ایران رسم است پیگرد قضایی و محاکمه روزنامه نگاران در ابهام و ناروشنی انجام می گیرد. به قاعده تبدیل شدن برگزاری دادگاههای غیرعلنی و مخفی و بدون رعایت موازین قضایی نگران کننده است.» ( گزارشگران بدون مرز ۲۲/٣/٨۷)
۱۶ ـ سازمان عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، سازمان جهانی مبارزه با شکنجه و ٣٣ سازمان مدافع حقوق بشر و حقوق زنان با انتشار بیانیه ای مشترک همبستگی خود را با زنان ایران اعلام کردند. در این بیانیه آمده است: ما از دولت ایران می خواهیم که آزار و اذیت مدافعان حقوق برابر را متوقف کند، همه اتهامات وارده علیه فعالانی که حقوق بشر زنان را بطور مسالمت آمیز ترویج می کنند بویژه فعالان کمپین یک میلیون امضاء را لغو کنند. به فعالان حقوق زن برای استفاده از ابزار مدنی در بیان نگرانی هایشان از قوانین تبعیض آمیز در ایران و افزایش آگاهی عمومی در این زمینه اجازه فعالیت دهند. در نهایت ما به مسئولین در ایران توصیه می کنیم که برای تطبیق قوانین حاکم بر حیات زنان با معیارهای بین المللی حقوق بشر و در راستای تعهدات بین المللی ایران گامهای مشخصی بردارد.(گویا ۲۲/٣/٨۷)
۱۷ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای اعمال فشار و سخت گیری بر وب نگاران فمنیست و مدافعان حقوق زنان را محکوم کرد . گزراشگران بدون مرز اعلام کردند: «مقامات امنیتی – قضایی ایران باز هم راه سرکوب علیه مدافعان حقوق زنان و وب نگاران فمنیست را برگزیدند،فعالانی که اینترنت به تنها وسیله ی بیان خواستهایشان در ایران تبدیل شده است . افزایش سخت گیری و سرکوب از سوی دولت نشان وحشت آنها از گسترش جنبش برابرخواهی زنان است.» ماموران امنیتی ژیلا بنی یعقوب، جلوه جواهری، فریده غائب، نفیسه آزاد، ناهید میرحاج و عالیه مطلب زاده روزنامه نگاران و وب نگاران سایتهای مدافع حقوق زنان « کانون زنان ایران » ، « مدرسه فمنیستی » ، « تغییر برای برابری » و نسرین ستوده وکیل بسیاری از روزنامه نگاران و مدافعان حقوق زنان را بازداشت کردند . گزارشگران بدون مرز یادآور می شوند که ایران یکی از سرکوبگرترین کشورهای خاورمیانه در عرصه اینترنت است و در لیست کشورهای « دشمنان اینترنت » در جهان قرار دارد. ایران همچنین در رده بندی آزادی مطبوعات در کشورهای جهان در رده ۱۶۶ از میان ۱۶۹ کشورقرار دارد.(گزارشگران بدون مرز ۲٣/٣/٨۷)
۱٨ ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای به دار آویخته شدن محمد حسن زاده ۱۷ ساله را در سنندج محکوم کرد . به گزارش عفو بین الملل محمد حسن زاده در سن ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده بود ، پس از دستگیری در سال ٨۵ به کانون اصلاح و تربیت سنندج منتقل شد و سال گذشته حکم اعدام او صادر شد . سازمان عفو بین الملل ضمن محکوم کردن این اعدام در بیانیه خود نوشته است : « مورد اخیر اعدام نوجوان متهم به قتل ، یکی دیگر از موارد بی اعتنایی مقامات ایران از تعهدات بین المللی خود به کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق کودکان است که بر اساس آن افرادی که در سن زیر هجده سال مرتکب جرم می شوند، نباید اعدام شوند.» سازمان عفو بین الملل در گزارش خود از ٨۵ نوجوان مجرم دیگر که در انتظار اجرای حکم اعدام هستند، نام برده و ابراز نگرانی کرده است . (بی بی سی ۲٣/٣/٨۷)
۱۹ ـ بودیل سه بالئوس نماینده حزب سبزها در پارلمان سوئد به نیابت از حزب طی نامه ای خطاب احمدی نژاد رئیس جمهور ایران خواستار آزادی فعالان جنبش زنان شد . نامبرده نوشت : تمایل دارم به نیابت از حزب سبزهای سوئد نگرانی خود را از وضعیت فعلی در ایران ابراز نمود و نسبت به روشهای خشن و گاها وحشیانه تشکیلات و مقامات ایرانی در شکستن تجمعات صلح طلبانه برای حقوق انسانی و حقوق برابر اعتراض نمایم . چنین رفتاری نه قابل پذیرش و نه قابل تحمل می باشد . از دولت ایران مصرا می خواهم لطفا همه ۹ فعال جنبش زنان را که در سالروز روز ملی همبستگی زنان ایرانی دستگیر شده اند را آزاد نمائید . آیدا سعادت، ناهید میرحاج ، نسرین ستوده ، ژیلا بنی یعقوب ، نفسیه آزاد، سارا لقمانی، جلوه جواهری، فریده غائب و عالیه مطلب زاده از فعالین کمپین یک میلیون امضاء می باشند که توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند .
(مقصود رنجبر نماینده حزب سبزها در شورای شهر اروبرو ۲۴/٣/٨۷)
۲۰ ـ اولیا علی بیگی نایب رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار که به نمایندگی از سوی وزارت کار در اجلاس سازمان بین المللی کار(ILO) شرکت کرده بود، اعلام کرد : امسال نیز مانند سالهای گذشته اعتراضاتی نسبت به ایران شد . در اجلاس امسال ایرادی به ایران گرفتند که مربوط به زندانی شدن منصور اسانلو و تشکل سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بود. در این اجلاس بیانیه ای علیه ایران در مورد زندانی بودن منصور اسانلو ، آزاد نبودن تشکلهای مستقل کارگری و اخراج فعالین سندیکایی امضا شد.(ایسنا ۲۶/٣/٨۷)
۲۱ ـ "جامعه دفاع از خلقهای تهدید شده" با انتشار گزارشی به جمهوری اسلامی ایران بخاطر سرکوب بهائیان اعتراض کرد. در این گزارش آمده است که از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد تاکنون ٣۵۰ هزار بهائی مقیم ایران مورد فشار شدید تری قرار گرفته اند. این سازمان حقوق بشری در گزارش خود تاکید می کند که حمله به بهائیان و دستگیری گسترده آنان سیستماتیک انجام می شود و از جانب حکومت برنامه ریزی شده است. در این گزارش به دستگیری هفت تن از فعالان بهائی اشاره شده است.(دویچه وله ٣۰/٣/٨۷)
۲۲ ـ نمایندگان پارلمان اروپا اعدام نوجوانان در جمهوری اسلامی را بشدت محکوم کردند. نمایندگان پارلمان اروپا در مصوبه خود تاکید کرده اند، که اعدام نوجوانان مغایر است با پیمانهای بین المللی که از جانب حکومت ایران نیز تائید شده اند. پارلمان اروپا از مقامات جمهوری اسلامی خواست، حکم اعدام چهار نوجوان که قرار است بزودی بدار آویخته شوند را لغو کند. نمایندگان پارلمان اروپا به اعدام محمد حسن زاده ۱۷ ساله در زندان سنندج اشاره کرده اند و از کشورهای اروپایی خواسته اند، پناهجویان ایرانی را که در معرض خطر اعدام هستند، به کشورشان باز نگردانند.(دویچه وله ٣۰/٣/٨۷)
اخبار دانشجویی:
۲٣ ـ دکتر حسین مددی رئیس هیات نظارت دانشگاه زنجان ، معاون دانشجویی و رئیس دانشکده ادبیات در حال تعرض به یکی از دانشجویان دختر توسط سایر دانشجویان دستگیر شد . پیش از این مسئولین حراست ، انتظامات دانشگاهها به دانشجویان دختر در دانشگاههای رازی کرمانشاه ، علامه طباطبایی ، سهند تبریز و ... تعرض کرده اند و هیچگاه محاکمه و مجازات نشده اند . (کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ۲۶/٣/٨۷)
دانشجویان: بازداشت شده
۲۴ ـ عسگر اکبرزاده دانشجوی دانشگاه پیام نور اردبیل و از فعالین آذربایجانی توسط ماموران اداره اطلاعات اردبیل بازداشت شد. وی قبلا به مدت ۴ ماه زندانی بوده و همچنین به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه به پرداخت ۶۰۰۰۰۰ تومان محکوم شده بود.(ساوالان سی ۲۱/٣/٨۷)
۲۵ ـ هود یازرلو ۲۱ ساله دانشجوی رشته مدیریت دانشگاه معصومیه قم به علت سفر به عراق به همراه مادرش نازیلا دشتی بدستور قاضی سید مجید ضرغامی بازپرس شعبه ۲ امنیت دادگاه انقلاب در روز ۴ خرداد بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید.(کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ۲٣/۲/٨۷)
۲۶ ـ خانواده امیر رضا اردلان دانشجوی ترم آخر دانشگاه آزاد شهرضا در استان اصفهان، که دو روز پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، اعلام کردند: فرزندشان در بازداشت گاه امنیتی شدیدا شکنجه شده است و قادر به راه رفتن و تکلم نبوده است. خانواده امیر رضا اردلان به صورت تصادفی وی را در دادگستری شهرضا ملاقات کرده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۹/٣/٨۷)
توقیف سایتها و نشریات دانشجویی:
۲۷ ـ نشریه دانشجویی"پرومته" به مدیر مسئولی فرخ باستانی به علت چاپ مقالاتی در نقد اعدام و سنگسار به اتهام توهین به اسلام پس از انتشار ۲ شماره به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه یزد بطور دائم توقیف گردید. قبلا نشریات دانشجویی"زمستان"و"بیان آزاد" هم در دانشگاه یزد توقیف شده بودند.
(امیر کبیر ۵/٣/٨۷)
۲٨ ـ نشریه دانشجویی"وریا" به مدیر مسئولی نوید غفاری به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه شیراز به اتهام انتقاد از دولت احمدی نژاد برای مدت یکسال توقیف گردید.(امیر کبیر ۱٣/٣/٨۷)
۲۹ ـ نشریه دانشجویی"چرو" به مدیر مسئولی عباس توفیقی که به زبان کردی منتشر می شد به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه رازی کرمانشاه توقیف گردید.(امیر کبیر ۲۱/٣/٨۷)
٣۰ ـ نشریه دانشجویی"تریفه" به مدیر مسئولی رزگار خضری با شکایت استاندار مازندران به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه مازندران توقیف گردید.(امیر کبیر ۱۹/٣/٨۷)
دانشجویان: احضار و بازجویی
٣۱ ـ محمد بنی ابراهیمی دانشجوی دانشگاه مفید قم به علت اعتراض به سایت های فرهنگی دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شد. دانشگاه مفید یکی از دانشگاههای همکار با سازمان ملل در جهت طرح ارتقای حقوق بشر و دسترسی به عدالت است که هرساله سازمان ملل بودجه های بسیاری را برای برپایی همایش ها و کنفرانس ها به این دانشگاه اختصاص می دهد. دانشجویان دانشگاه مفید حق داشتن موبایل دوربین دار، تلویزیون شخصی، لب تاپ و کامپیوتر را در خوابگاه ندارند.(امیر کبیر ۹/٣/٨۷)
٣۲ ـ مدیران مسئول نشریات دانشجویی"پنجره"،"شورا"،سردبیر نشریه دانشجویی "کاغذ اخبار" و دو دانشجوی دیگر دانشگاه سیستان و بلوچستان به کمیته انضباطی احضار شدند. دانشجویان احضار شده در ائتلافی به نام"هم پیمانان" در انتخابات شورای صنفی دانشگاه شرکت کرده بودند.(ایران امروز ۱۵/٣/٨۷)
٣٣ ـ میلاد اسدی دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر و مدیر مسئول نشریه دانشجویی توقیف شده "درنگ" جهت محاکمه به شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ادوار نیوز ۲۰/٣/٨۷)
٣۴ ـ مهدی خسروی و حمید رضا امیرخانی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد جهت بازجویی به شعبه ۲۰۱ دادسرای انقلاب مشهد احضار شدند. ( امیر کبیر ۲۷/٣/٨۷)
٣۵ ـ امین ریاحی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در شعبه ۲۰۱ دادسرای انقلاب مشهد مورد بازجویی قرار گرفت.(امیر کبیر ٣۰/٣/٨۷)
دانشجویان محاکمه:
٣۶ ـ یاسر گلی دانشجویی که از مهر ماه سال گذشته به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق هواداری از گروه پژاک در زندان بسر می برد، در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی طیاری محاکمه شد.
(موکریان نیوز ٨/٣/٨۷)
دانشجویان: احکام صادر شده
٣۷ ـ سازمان سنجش وزارت علوم از ارائه کارنامه به ناصر پویافر و علی صابری از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه امیرکبیر خود داری کرده همچنین نتیجه آزمون مجید شیخ پور را نیز تغییر داده است. فریدون مشیری نماینده بندرعباس در مجلس شورای اسلامی گفت : تقلب برای نورچشمی هاست اما دانشجویان ستاره دار مورد غضب هستند و از لحاظ قانونی امسال دست آنها به جایی بند نیست. وی افزود: در سالهای ٨۵ و ٨۶ اوراق دانشجویان ستاره دار تصیح شده بود و برخی از آنها رتبه یک تا دو رقمی داشتند اما با تمام پیگیریها و رای دیوان عدالت اداری ، وزارت علوم حاضر به ثبت نام این دانشجویان نشد . اما امسال وضعیت متفاوت بود و اوراق این دانشجویان به هیچ وجه تصحیح نشد . نامبرده اعلام کرد: مافیای مالی در سازمان سنجش وجود دارد ، با خرید و فروش سوالات کنکور سالانه ۴۰۰میلیون تومان پول رد و بدل می شود .(امیرکبیر ۲/٣/٨۷)
٣٨ ـ امیر یعقوبعلی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو کمپین یک میلیون امضا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام در دادگاه به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.
(تغییر برای برابری ۵/٣/٨۷)
٣۹ ـ سینا جهانبخش مدیر مسئول نشریه دانشجویی « گونش» بدلیل چاپ ویژه نامه ای با عنوان گذری بر حماسه خرداد آذربایجان در سال ٨۵ به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت برای مدت ۹ ماه از مدیر مسئولی محروم شد.(وبلاگ حق ۵/٣/٨۷)
۴۰ ـ یک دانشجوی دانشگاه آزاد کاشان به دلیل مخالفت با دفن شهید در این دانشگاه از دانشگاه اخراج شد و ٣ دانشجوی دیگر به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند.(امیر کبیر ۷/٣/٨۷)
۴۱ ـ هشت تن از دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی شیراز به اتهام "بدحجابی در محیط دانشگاه" در کمیته انضباطی هرکدام به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند.(امیر کبیر ۹/٣/٨۷)
۴۲ ـ ناهید بابازاده، صمد پاشایی، نادر مهدقره باغ و امین امامی دانشجویان دانشگاه تبریز به اتهام فعالیت سیاسی به حکم اداره گزینش استاد و دانشجو وزارت علوم از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند. همچنین سجاد راد مهر دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک به کمیته انضباطی احضار شد. نامبرده بدلیل ممانعت مسئولین امنیتی دانشگاه تبریز از برگزاری جلسه دفاع پایان نامه ارشد خود محروم شده بود.
(ادوار نیوز ۱۱/٣/٨۷)
۴٣ ـ پارسا کرمانیان و علیرضا حیدری از دانشجویان دانشگاه آزاد کرمانشاه به اتهام تبلیغ علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه هرکدام به ۷ ماه حبس تعزیری و پنج ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. این دانشجویان در مراسم روز دانشجو به مدت یک هفته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.(امیر کبیر ۱۲/٣/٨۷)
۴۴ ـ عباس رشیدی، مصلح ستار پور، سیوان فرخزادی، امین آریا، فاروق معروفی، امیر سالاری و امین شجاع دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران به جرم شرکت در تحصن و اعتصاب غذا در کمیته انضباطی به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات محکوم شدند. بیش از ۲۰۰۰ دانشجو در تحصن و ۹۱ دانشجو در اعتصاب غذا بسر می برند. اداره حراست و مسئولین دانشگاه برای سرکوب تحصن دانشجویان خطوط اینترنت دانشگاه را قطع نموده و در خطوط موبایل اختلال ایجاد کرده اند. آب را به مدت یک روز قطع کردند. با خانواده های متحصنین تماس برقرار کرده و اتهام پراکنی مبنی بر این که دانشجویان با گروه های بیگانه در ارتباط هستند و افزایش نیروهای امنیتی در لباس حراست و ........(دسترنج ۱۷/٣/٨۷)
۴۵ ـ فرزاد حسن زاده، مهدی خسروی و امین ریاحی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به دلیل چاپ مطالب انتقادی نسبت به برخی اقدامات دولت احمدی نژاد در نشریه دانشجویی « محاوره » در کمیته انضباطی هر کدام به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند.(بوعلی سینا ۲۱/٣/٨۷)
فیلتر کردن سایتهای خبری، جلوگیری از برگزاری مراسم و منحل کردن نهادهای مدنی:
۴۶ ـ سایت خبری"تبریز نیوز" به مدیریت پیمان پاک مهر برای چندمین بار فیلتر شد. این سایت از اردیبهشت ٨۵ آغاز بکار کرده است.(تبریز نیوز ۲/٣/٨۷)
۴۷ ـ مجوز فعالیت انجمن"ژیار" در کرمانشاه به اتهام برقراری ارتباطات سیاسی و عدول از خطوط قرمز و ممنوعه ی فعالیت تشکلهای زیر مجموعه سازمان ملی جوانان بدستور مدیر کل امور اجتماعی سازمان ملی جوانان کشور لغو گردید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۴/٣/٨۷)
۴٨ ـ به حکم اردشیر خزائی رئیس دانشگاه بوعلی سینا و رئیس هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی دانشگاهیان کلیه فعالیتهای جامعه اسلامی دانشجویان به علت دعوت از عباس پالیزدار برای سخنرانی با موضوع"گزارشی از پرونده های مفاسد اجتماعی" برای مدت ٣ ماه لغو گردید. عباس پالیزدار در این سخنرانی اسامی ۴۴ نفر از مسئولین دولتی منجمله ۹ نفر روحانیون را نام برده بود.(فارس ۱٨/٣/٨۷)
۴۹ ـ مجوز فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان به حکم دکتر حسین مددی رئیس هیات نظارت دانشگاه لغو گردید .(ادوار نیوز ۲۴/٣/٨۷)
۵۰ ـ وبسایت اطلاع رسانی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان برای هفتمین بار طی ٣ سال گذشته بدستور مقامات قضایی فیلتر شد.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ٣۰/٣/٨۷)
مطبوعات: توقیف شده
۵۱ ـ روزنامه"شاخه سبز" چاپ قم با شکایت حجت الاسلام رسائی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، بدستور دادستان عمومی و انقلاب قم برای مدت ۱۰ روز توقیف گردید.(ایسنا ۲۲/٣/٨۷)
اخراج روزنامه نگاران:
۵۲ ـ نه نفر از اعضای تحریریه روزنامه "مردم نو" چاپ زنجان با ۲ تا ۵ سال سابقه از کار اخراج شدند.
(دسترنج ٨/٣/٨۷)
۵٣ ـ جانشین دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری «برنا» وابسته به سازمان ملی جوان به علت حضور در تجمعات دانشجویی و خوانده شدن خطبه عقد وی توسط سید محمد خاتمی ، در جریان گزینش توسط ماموران اداره حراست خبرگزاری ایرنا رد صلاحیت شد . گزینش خبرگزاری «برنا» زیر نظر حراست «ایرنا» می باشد .
(دسترنج ۲۷/٣/٨۷)
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
۵۴ ـ قلی شیخی مدیر مسئول روزنامه"توسعه" به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شد.(ایسنا ۱۲/٣/٨۷)
۵۵ ـ علی اکبر مسگران مدیر مسئول هفته نامه"دیروز، امروز،فردا" به اتهام نشر مطالب خلاف واقع بصورت غیابی در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شد.(ایسنا ۱۲/٣/٨۷)
۵۶ ـ رضا عباس زاده سر دبیر و منصور جمشیدی خبرنگار هفته نامه"صبح آزادی" به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شدند.(ایسنا ۱۲/٣/٨۷)
۵۷ ـ الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه"اعتماد" به اتهام تبلیغ علیه نظام، انتشار مطالب خلاف واقع، انتشار مطالب خلاف عفت عمومی، استفاده ابزاری از تصویر زن، تحریک و تشویق افراد و گروهها برای ارتکاب اعمال علیه امنیت و حیثیت جمهوری اسلامی با شکایت مدعی العموم و معاونت اطلاعات پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ در شعبه ۱۰٨٣ به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد.(ایسنا ۱۹/٣/٨۷)
۵٨ ـ محمد نعیمی پور مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « یاس نو » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین به مسئولان ، اهانت و هتک حرمت با شکایت مدعی العموم در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شد . چاپ نظرات مصطفی تاج زاده ، عبدالکریم سروش ، عباس عبدی ، سعید رضوی فقیه ، هاشم آغاجری ، محمد موسوی خوئینها ، رجبعلی مزروعی ، محمدرضا خاتمی و متن نامه نمایندگان متحصن مجلس ششم خطاب به خامنه ای و بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از جرائم وی می باشد . ( ایسنا ۲۶/٣/٨۷)
احضار فعالین سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی به دادگاهها:
۵۹ ـ بهاالدین ملکی عضو هیات مدیره انجمن صنفی معلمان کردستان به اتهام نشر مطالب خلاف واقع جهت بازجویی به شعبه ۴ دادسرای سنندج احضار شد. نامبرده قبلا در حراست فرمانداری سنندج و ستاد خبری اداره اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته بود.(موکریان نیوز ۷/٣/٨۷)
۶۰ ـ شورش گلکار نویسنده و فعال مدنی که در دو پرونده جداگانه توسط دادگاه انقلاب مریوان و دادگاه انقلاب سنندج به ۷ ماه زندان محکوم شده، به شعبه اول اجرای احکام دادگستری سنندج احضار شد.
(موکریان نیوز ۵/٣/٨۷)
۶۱ ـ طی هفته های گذشته دهها تن از اعضا و هواداران جریان مذهبی"مکتب قرآن" جهت بازجویی به دادگاهها احضار شد ه اند. اسامی تعدادی از احضارشدگان به شرح زیر است:
پنج شهروند سقزی بنامهای غفور مولائی، محمد عباسی، طه حسینی، ناصر زمانی و جمال هبکی به دادگاه ویژه روحانیت همدان احضار شدند.ده شهروند بوکانی بنامهای مصطفی نادری، حسین شاویردی، طاهر کریمی، نادر بایزیدی، ابراهیم اسماعیل پور، خالد خدا کرمی، علی رسول نژاد، اسماعیل ادیب حسامی، ناصر حاجی پیروتی، محمد کریمی به دادسرای انقلاب مهاباد احضار شدند.شش شهروند دهگلانی بنامهای فاروق محمدزاده، امجد کرمی، حسن علم خواه، احمد فتاحی نیا، رضا خالدیان و حسن قادر مرزی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شدند. صلاح معروفی به دادسرای انقلاب بانه احضارشد. همچنین پنج شهروند دیواندره ای هم به دادگاه ویژه روحانیت همدان احضار شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۷/٣/٨۷)
۶۲ ـ عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران جهت محاکمه به شعبه امنیت دادگاه انقلاب تهران احضار شد. نامبرده در ۱٨ تیر ماه سال گذشته برای مدت یکماه در بازداشت بسر برد.(ادوار نیوز ۲۰/٣/٨۷)
۶٣ ـ رضا گلپور چمن کوهی نویسنده کتاب « شنود اشباح » با شکایت وزارت اطلاعات جهت محاکمه به شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران احضار شد. ( ایسنا ۲٨/٣/٨۷ )
بازجویی فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی:
۶۴ ـ مهندس محمد رضا مختاری فعال آذربایجانی صاحب مغازه موسیقی توقیف شده"ائل سسی" و کاندیدای رد صلاحیت شده در دور سوم شورای شهر میانه به مدت ۶ ساعت در اداره اطلاعات میانه مورد بازجویی قرار گرفت.(ساوالان سی ٣/٣/٨۷)
۶۵ ـ عماالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان به علت موضع گیری درباره دانشجویان ستاره دار (دانشجویان محروم از تحصیل) با شکایت دادیار دادگاه انقلاب، برای دومین بار طی یک ماه اخیر از زندان به دادگاه احضار و مورد بازجویی قرارگرفت.(اعتماد ٨/٣/٨۷)
۶۶ ـ عبدالله ناصری مسئول سایت بهارستان و سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی با شکایت سردار علیرضا افشار رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور در شعبه ۱۲ دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت . ( ایسنا ۲۶/٣/٨۷)
۶۷ ـ محمد صدیق کبودوند رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده «پیام مردم» که از یکسال پیش در زندان بسر می برد، در پرونده جدید ارجاعی دادسرای انقلاب مهاباد به علت چاپ کتابچه ای درباره زنان به اتهام تبلیغ علیه نظام با شکایت اداره اطلاعات و پیگیری دادستانی مهاباد، در شعبه ٣ بازپرسی نیابتی دادگاه انقلاب منطقه ۱۲ تهران مورد بازجویی قرار گرفت.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۶/٣/٨۷)
محاکمه فعالین سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی به دادگاهها:
۶٨ ـ حمید دفاطی، امین مزروعی، رمضان عمره و محمد دلف لوینی به اتهام تشکیل جمعیت غیر قانونی، اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز محاکمه شدند، نامبردگان در سال ٨۵ توسط نیروی اطلاعات بازداشت و پس از مدتی با قید ضمانت از زندان آزاد شدند.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۲/٣/٨۷)
۶۹ ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول نشریه توقیف شده"پیام مردم" و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بصورت غیر علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. نامبرده از یکسال پیش در زندان بسر می برد. وکیل مدافع نامبرده با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی موکل خود و با اشاره به اینکه وی در زندان به دلیل گرفتاریهای ناشی از بازداشت طولانی مدت دچار سکته قلبی شده است.(سرمایه ۶/٣/٨۷)
بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی:
۷۰ ـ همایون شکوهی غلامزاد ۴٨ ساله ، فریبا ناظمیان ، امیرحسین باب اناری ۲۵ ساله ، فاطمه شناسا ۲۵ ساله ، حمید علاالدین حسین و ٣ فرزندش بنامهای فاطمه ۲٨ساله ، محمد ۲۷ ساله ، مجتبی ۲۱ ساله، محمود متین و آرش پنداری به علت گرویدن به دین مسیحیت توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتند. ۶ نفر از بازداشت شدگان با قید ضمانت و کفالت آزاد شدند . و چهار نفر همچنان در زندان بسر می برند .(فعالان حقوق بشر در ایران ٣/٣/٨۷)
۷۱ ـ قدرت حسن زاده و فردین محمدی از فعالین سیاسی سنندج به اتهام همکاری با یک حزب مخالف حدود ٣ ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.(موکریان نیوز ۷/٣/٨۷)
۷۲ ـ علی جان گرای از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ ، به همراه همسرش شهناز گرای در ۱۷ فروردین توسط مامورین وزارت اطلاعات در کرج بازداشت شدند. سپس در ۲۲ فروردین دو فرزند این خانواده بنامهای محسن گرای ۱۹ ساله و آزاده گرای ۲۵ ساله توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شدند. نامبردگان پس از بازجویی به زندان گوهر دشت منتقل شده اند. بدنبال بازداشت خانم آزاده گرای سه فرزند خرد سال ایشان از جمله یک کودک سه ساله بدون مادر در منزل باقی مانده اند.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۷/٣/٨۷)
۷٣ ـ همزمان با دومین سالگرد اعتراضات مردمی در آذربایجان بیش از ۱۰۰ نفر از فعالان سیاسی ، فرهنگی ، روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر در شهرهای آذربایجان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. بازجویی ها بدون حضور وکیل و حق دسترسی به وکیل انتخابی در جریان است . امکان ملاقات با خانواده ها برای آنها فراهم نشده است . اسامی تعدادی از بازداشت شدگان در تبریز عبارتند از : حسن اسدی ٣۰ساله ، علی صدیقی ٣۵ ساله ، جمشید زارعی، حجت تاریوردیان ۴۰ ساله ، ایرج حسنی ۴۰ساله ، اکبر حسین زاده ، محمد راهنما ، علی خاکپور، احد رضایی ، حمید رضایی ٣۵ ساله ، محمد فرهادی ۲۰ ساله ، حسین میرزاخانی ۲۴ ساله ، صمد محمد جعفری ۲۰ساله یاسر حیدر نژاد ۲٣ ساله ، حجت مختارزاده ۲۱ ساله ، ولی عبدالله پور ۲۲ ساله مهدی دهقان ۲۶ساله ، مرسل بخشی ، حجت سیفی نژاد، اصغر نعیمی ، عبدالعجب تاریوردیان، حجت ولی پور ، محمد نادرپور ، کمال اشرف فرشی ، حسن حسین زاده ، رحمان قاسمی، اسماعیل فتحی ، امیر محمد بنائی صادق ، حسن طوری ، رشید مصطفائی ، وحید رضایی ، مهدی نجاری ، ابراهیم و بهروز. فعالانی که طی روزهای گذشته بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده اند ، عبارتند از : محمد رحمانی ، ابراهیم طلوعی ، حسن بعثت پور ، عزیز لیمانی ، صمد فروتنی ، کریم محمدزاده ، فیروز عباس قلیزاده ۱۷ ساله، رضا عباس قلیزاده ، وحید هاشم پور و سعید هاشم پور در تبریز . حجت عراقی ، سلمان عراقی ، سالار عراقی ، اکبر عبداللهی و پیام علمقلی لو در خوی و خدایار تیمری و ائلیاز یئکانی در ارومیه. (ساوالان سی ۷/٣/٨۷)
۷۴ ـ هوشمند طالبی، مهران زینی مسئولین جامعه بهائیان ویلا شهر اصفهان و فرهاد فردوسیان از اعضای جامعه بهائیان توسط نیروی امنیتی بازداشت و به زندان اصفهان منتقل شدند.(فعالان حقوق بشر در ایران ٨/٣/٨۷)
۷۵ ـ مهران بندی مدیر شرکت کامپیوتری « کمند» به علت اعتقاد به آئین بهائیت توسط نیروهای اداره اطلاعات یزد بازداشت شد . منزل و شرکت وی مورد تفتیش قرار گرفت و شرکت وی توسط نیروی انتظامی پلمپ گردید . ( فعالان حقوق بشر در ایران ۱۱/٣/٨۷ )
۷۶ ـ شورش طهماسبی ۲۵ ساله فعال مدنی توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت شد. ماموران پس از دستگیری، منزل نامبرده را تفتیش کرده کامپیوتر و وسایل شخصی وی را با خود بردند.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۲/٣/٨۷)
۷۷ ـ محمد میرزاخوانی ٣۷ ساله از دستگیر شدگان تجمع مقابل سفارت امارات متحده عربی در تهران پس از ۱۰ روز همچنان در بازداشت بسر می برد . پس از حمله نیروی انتظامی به تظاهرکنندگان وی در دفاع از خود با سرهنگ نژاد ابراهیمی از مسئولان نیروی انتظامی درگیر شد ، ماموران او را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کردند. بیم آن می رود که او زیر شکنجه باشد.( کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ۱۴/٣/٨۷)
۷٨ ـ حسین سعیدی معلم و سرپرست گروه"کوهنوردی دهگلان" که در تاریخ ۱۱/٣/٨۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، سرانجام بعد از چند بازداشت توام با بی خبری از زندان آزاد شد.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۲۰/٣/٨۷)
۷۹ ـ حسن سرداری فعال فرهنگی اهل کرمانشاه، توسط نیروهای امنیتی در نقده بازداشت و به زندان ارومیه منتقل گردید.(موکریان نیوز ۲۴/٣/٨۷)
٨۰ ـ خسرو سیفی ۵۰ ساله معلم بازنشسته مهابادی به اتهام همکاری با یک حزب مخالف نظام توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان مهاباد منتقل گردید .(موکریان نیوز ۲۵/٣/٨۷)
٨۱ ـ بشیر ریاحی ، غلامعلی کریمی ، صادق حیاتی ، سید علی فاضلی مقدم ، مرتضی شریفی دارانی ، مرتضی حیدری فارسانی ، عبدالرحیم علاف ، علی معظمی گودرزی ، ابوالحسن طاهریان ، هاشم اجاقی ، علیرضا سیف ، منصور مرعشی ، محمدعلی جان نثار و عباس سخاوت سلیمی از دراویش گنابادی که درحمله نیروهای امنیتی به حسینیه شریعت قم بازداشت شده بودند ، توسط شعبه ۱۱۲ دادگاه جزایی قم به ریاست قاضی پور موسوی به زندان ، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند . حکم صادره در رابطه با دراویش به مرحله اجرا در آمد . ( کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۵ /٣/٨۷ )
٨۲ ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: عباس پالیزدار و شش نفر به اتهام معاونت و مباشرت با شکایت مدعی العموم بازداشت شده اند. عباس پالیز دار بعنوان دبیر هیئت تحقیق و تفحص با همکاری همدستان خود با نفوذ در برخی ارگانها تحت پوشش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه، اسناد طبقه بندی شده و بعضا اسناد ارزیابی نشده و گزارشات مردمی بی نام ونشان را از سیستم های دولتی خارج کرده اند و میزانی از این موارد را در استانهای مختلف مخفی کرده اند.(ایسنا ۲٨/٣/٨۷)
فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
٨٣ ـ کاوه پرویزی به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در یک حزب اپوزیسیون در دادگاه انقلاب سنندج و با تائید دادگاه تجدید نظر استان کردستان به ۴ سال زندان محکوم شد. نامبرده در زندان مرکزی سنندج بسر می برد.
(موکریان نیوز ۱/٣/٨۷)
٨۴ ـ اسماعیل قردویی میلان به اتهام همکاری با « حزب حیات آزاد کردستان» در دادگاه به ۵ سال زندان محکوم و به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.همچنین منصور جلی بگلو به همین اتهام به ۶ ماه زندان محکوم و به زندان رجایی شهر کرج تبعید گردید.(فعالان حقوق بشر در ایران ۴/٣/٨۷)
٨۵ ـ حسن عبدالحسین طفاه وکیل و فعال سیاسی ٨۱ ساله با تابعیت دوگانه ایرانی ـ عراقی به اتهام ارتباط با دولت متخاصم ایران در دادگاه به ۱۵ سال حبس در تبعید و پرداخت ۱٣۰ میلیون تومان به دولت محکوم شد. نامبرده بدلیل فعالیتهای سیاسی مخالف دولت عراق در چندین نوبت مدت ۱۵ سال از عمر خود را در زندانهای عراق سپری کرده است. وی در مرداد ماه سال گذشته بازداشت و پس از تحمل ٣ ماه انفرادی در سلول های ۲۰۹ وزارت اطلاعات به بند عمومی زندان اوین منتقل گردید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۶/٣/٨۷)
٨۶ ـ اکبر لکستانی فعال سیاسی و منتخب اول شورای اسلامی شهر شوط در دوره دوم به اتهام توهین به خامنه ای و تبلیغ علیه نظام در دادگاه به ٣ سال زندان محکوم گردید . نامبرده سال قبل به مدت یک ماه در بازداشت بود و سپس با قرار وثیقه ۴۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد .(ساوالان سی ۷/٣/٨۷)
٨۷ ـ بدستور ستاد اجرایی اصل ۴۹ قانون اساسی تمام اموال دکتر رویا طلوعی روزنامه نگار و فعال جنبش زنان ضبط و مصادره شد. ستاد اجرایی دستور مصادره سه دانگ از آزمایشگاه متعلق به خانم طلوعی در سنندج را صادر کرده است، سه دانگ دیگر این آزمایشگاه متعلق به دکتر حاجی زاده همسر وی می باشد. چندی پیش مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان از سوی همسر خانم طلوعی به حساب دادگستری واریز شده بود تا وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آنها رفع بازداشت شود.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۷/٣/٨۷)
٨٨ ـ فاطمه گفتاری مادر دانشجوی زندانی یاسر گلی، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، اهانت به مامورین، نشر اکاذیب و شرکت در مراسم تعزیه، جان باختگان و شرکت در جلسات کمیته مادران صلح در شعبه ۱۰٣ دادگاه عمومی سنندج به ٨ ماه حبس تعزیری محکوم شد.(فعالان حقوق بشر در ایران ۷/٣/٨۷)
٨۹ ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: علی حیدریان و فرهاد وکیلی به اتهام عضویت در حزب"حیات آزاد کردستان" در دادگاه انقلاب هرکدام به ۱۰ سال زندان محکوم شدند.(ایران ٨/٣/٨۷)
۹۰ ـ تنها مسجد اهل سنت در شهر قصبه در نزدیکی آبادان توسط نیروهای امنیتی تعطیل شد، شیخ عبدالحمید دوسری ۵۷ ساله امام جماعت این مسجد به اتهام پخش افکار سلفیت و وهابی گری در دادگاه به ۷ سال زندان محکوم گردید.(میزان نیوز ۱۲/٣/٨۷)
۹۱ ـ هادی امینی اهل روستای"کانی ره ش" از توابع بوکان به اتهام عضویت در یک حزب مخالف نظام در دادگاه انقلاب مهاباد به ۵ سال زندان محکوم شد. نامبرده از ۷ ماه پیش در زندانهای مهاباد، سردشت و ارومیه بسر می برد و انگشتان دستهای وی بشدت آسیب دیده است.(موکریان ۲۰/٣/٨۷)
۹۲ ـ ایمان رضایی عضو انجمن شعر جوانان آمل و فعال حقوق بشر به علت سخنرانی در مراسم سالگرد اکبر محمدی، که به اتهام ایجاد اغتشاش و توهین به رهبری در دادگاه به ۶ ماه زندان تعزیری محکوم شده بود، بازداشت و به زندان آمل منتقل گردید.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ۲۰/٣/٨۷)
۹٣ ـ سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام ارتباط با بیگانگان و تبلیغ علیه نظام به ٨ سال حبس تعزیری محکوم شد. صالح کامرانی فعال حقوق بشر و وکیل مدافع زندانیان سیاسی آذربایجانی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعزیری محکوم گردید. همچنین لیلا حیدری، بهروز صغری، عبدالله عباسی جوان، دکتر محمد علی حیدری، جلیل غنی لو، علیرضا متین پور، یعقوب سالکی نیا و میر قاسم سیدین زاده فعالین سیاسی، فرهنگی و روزنامه نگاران آذربایجانی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعلیقی محکوم شدند.(ادوار نیوز ۲۱/٣/٨۷)
۹۴ ـ زاهد محمدزاده به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب به ۶ ماه زندان محکوم شد، وی هم اکنون در زندان مرکزی سنندج دوران محکومیت خود را سپری می کند.(موکریان نیوز ۲۱/٣/٨۷)
۹۵ ـ ساعد بنفشی به اتهام همکاری با یک حزب مخالف نظام در دادگاه انقلاب سنندج به ۱٨ماه حبس محکوم شد. نامبرده هم اکنون در زندان سنندج بسر می برد (موکریان نیوز ۲۲/٣/٨۷)
۹۶ ـ جلال جلالی زاده استاد دانشگاه تهران و نماینده سنندج در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی شهرستان آق قلا واقع در استان گلستان به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.(موکریان نیوز ۲٣/٣/٨۷)
۹۷ ـ یاسر پرویزی به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون در دادگاه تجدید نظر استان به ٣۰ ماه زندان محکوم شد . نامبرده حدود ٣ ماه است که در زندان سنندج بسر می برد . ( موکریان نیوز ۲۶/٣/٨۷)
۹٨ ـ محمدرضا عوض پور دانش آموز تبریزی به اتهام توهین به خامنه ای در شعبه ۱۱٨ دادگاه جزایی تبریز به ریاست قاضی نیاکار به ۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شد. (وبلاگ حق ۲٨/٣/٨۷)
صدور قرار وثیقه برای آزادی زندانیان سیاسی:
۹۹ ـ بشیر رستمی ۲۴ ساله که به اتهام طرفداری از یکی از احزاب سیاسی کرد مخالف رژیم و اقدام علیه امنیت ملی ۱٣ روز پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود ، با قرار وثیقه ۴۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد . ( فعالان حقوق بشر در ایران ۲۷/٣/٨۷)
اخبار مربوط به زندانیان سیاسی:
۱۰۰ ـ کاوه جوانمرد خبرنگار هفته نامه توقیف شده "کرفتو" که از ۱٨ ماه پیش در زندان بسر می برد، در زندان مراغه به بیماری کبد مبتلا شده و سلامتی جسمی وی در معرض خطر است. نامبرده به اتهام محاربه در دادگاه انقلاب سنندج به ۲ سال حبس و تبعید به زندان مراغه محکوم شده است.(موکریان نیوز ۶/٣/٨۷)
۱۰۱ ـ منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که از تیرماه سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در زندان بسر می برد طی نامه ای سرگشاده خطاب به نهادهای بین المللی در رابطه با نقض حقوق بشر نوشت : از لحظه ربوده شدن توسط ماموران امنیتی لباس شخصی مورد شدیدترین ضرب و شتم و هتاکی و فحاشی قرار گرفته ام . نامبرده افزود: هیچ یک از دادگاههای اعضای سندیکا به صورت علنی و با حضور هئیت منصفه ، خبرنگاران و مردم برگزار نشده و در پشت در بسته شبیه به اتاق های بازجویی بند ۲۰۹ اطلاعات بوده است. اسانلو اعلام کرد: دولت سعی می کند با انواع روش های تهدید آمیز و ایجاد رعب و وحشت برای فعالان کارگری، تلاش های آنان را متوقف و به سازمانهای جهانی اعلام کند که شهر در امن و امان است و هیچ کارگری ، هیچ خواسته سندیکایی ندارد . مهدی کوهستانی نژاد مسئول آسیا و اقیانوسیه کنگره کار کانادا گفت : فدارسیون جهانی کارگران حمل ونقل و کنوانسیون بین المللی اتحادیه های کارگری طی شکایت نامه ای به سازمان بین المللی کار شکنجه های اعمال شده علیه اسانلو را گزارش داده اند . یکی از دلایل اصلی ناراحتی هایی که آقای اسانلو در قلب ، کمر و چشم خود پیدا کرده است، به سه سال و نیم گذشته باز می گردد ، یعنی عوارض کتک خوردن ها و شکنجه هایی است که بر وی اعمال شده است. گذاشتن برق زیر ناخن ها ، شوک الکتریکی و ساعت ها بازجویی همراه با بی خوابی از مواردی است که در شکایت نامه آمده است . (رادیو فردا ۲۱/٣/٨۷)
۱۰۲ ـ بدنبال اعتصاب غذای سراسری در بند ۵۰۰ زندان اوین ویژه روحانیت ، مامورین امنیتی وارد بند شده و زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و تلفن های بند را قطع کردند. اعتصاب کنندگان خواسته های خود را اعتراض به ستم مدیریت زندان و تاکید بر حق برخورداری از حقوق اولیه انسانی و همچنین امکان ملاقات با نمایندگان تشکلات مدافع حقوق بشری و بازدید آنان از بند ۵۰۰ اعلام نموده اند.( فعالان حقوق بشر در ایران ۲٣/٣/٨۷)
۱۰٣ ـ فرهاد حاج میرزایی بیش از شش ماه است که در بند ۲۰۹ زندان اوین بسر می برد. نامبرده در ۲٨ دی توسط مامورین وزارت اطلاعات در سنندج بازداشت شد. وی به مدت ٣ ماه در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ بسر برده و شدیدا مورد شکنجه قرار گرفته است. بر اثر شکنجه پاهای او دچار آسیب جدی شده و قادر به راه رفتن نبوده و کارهای شخصی خود را با کمک دیگران انجام می داده. مامورین وزارت اطلاعات در سنندج پدر ۷۰ ساله او را مورد ضرب و شتم قرار داده و برای مدت ۴٨ ساعت بازداشت کرده اند. پرونده فرهاد حاج میرزایی در دست موسوی رئیس شعبه ۲ امنیت دادگاه انقلاب است که دستورات قاضی سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد را اجرا می کند. یکی از دست یاران اسدالله لاجوردی (رئیس سابق زندان اوین و دادستان انقلاب مرکز )بنام سید مجید ضرغامی بعنوان معاون شعبه ۲ امنیت دادگاه انقلاب مسئولیت بازجویی را بعهده دارد.(فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران ۲۶/٣/٨۷)
۱۰۴ ـ نازنین داودی همسر ارژنگ داودی زندانی سیاسی که مدت ۶۰ روز است در اعتصاب غذا بسر می برد، اعلام کرد: پس از یکماه موفق به ملاقات با همسرم شدم ، او را با ویلچر به سالن ملاقات آوردند، در حالی که به سختی قادر به حرف زدن بود. با وجود شرایط جسمانی خطرناک ارژنگ داودی در زندان ، تاکنون هیچ گونه واکنشی از سوی دستگاه قضایی و مسئولان زندان نسبت به شرایط او صورت نگرفته است.این فعال سیاسی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و مدت ۵ سال است که در زندان بسر می برد.(کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ۲۷/٣/٨۷)
۱۰۵ ـ کریم علیمحمدی که به اتهام همکاری با حزب دمکرات کردستان ایران در دادگاه به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود پس از ۱٣ سال و ده ماه حبس از زندان سقز آزاد شد.( موکریان نیوز ۲٨/٣/٨۷)
اخبار فعالان جنبش زنان:
۱۰۶ ـ پروین اردلان فعال جنبش زنان بخاطر فعالیت در سایتهای"تغییر برای برابری" و "زنستان" به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جهت محاکمه به شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.
(تغییر برای برابری ۵/٣/٨۷)
۱۰۷ ـ محبوبه حسین زاده از فعالان جنبش زنان و از بازداشت شدگان ۱٣ اسفند ٨۵ جهت محاکمه به دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(تغییر برای برابری ۷/٣/٨۷)
۱۰٨ ـ مریم حسین خواه فعال جنبش زنان به علت فعالیت در سایتهای زنستان و تغییر برای برابری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جهت محاکمه به شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب تهران احضار شد . نامبرده سال گذشته در رابطه با همین پرونده بازداشت و مدت ۴۵ روز در زندان اوین بسر برد.
(تغییر برای برابری ۹/٣/٨۷)
۱۰۹ ـ نه نفر از فعالان جنبش زنان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. به مناسبت ۲۲ خرداد روز همبستگی زنان قرار بود مراسمی در گالری راه ابریشم تهران برگزار شود که به علت فشار نیروهای امنیتی مراسم لغو گردید. ژیلا بنی یعقوب روز نامه نگار و مسئول سایت کانون زنان ایرانی، نسرین ستوده وکیل دادگستری، جلوه جواهری، آیدا سعادت، فریده غائب، ناهید میر حاج، سارا لقمانی، نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده عکاس از فعالان کمپین یک میلیون امضاء پس از یک شب بازداشت و بازجویی با قید ضمانت آزاد شدند.(کانون زنان ایرانی ۲۴/٣/٨۷)
۱۱۰ ـ محبوبه کرمی از اعضای کمپین یک میلیون امضاء در نزدیکی پارک ملت تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.( تغییر برای برابری ۲۵/٣/٨۷)
۱۱۱ ـ هانا عبدی ۲۱ ساله دانشجوی دانشگاه پیام نور بیجار، عضو انجمن زنان آذر مهر کردستان و عضو کمپین یک میلیون امضا که از ۱۱ مهر سال گذشته در زندان سنندج بسر می برد، به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت ملی در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به ۵ سال حبس و تبعید به زندان شهرستان گرمی واقع در استان آذربایجان شرقی محکوم شد.(تغییر برای برابری ۲۹/٣/٨۷)
۱۱۲ ـ سایت تغییر برای برابری متعلق به فعالین جنبش زنان برای یازدهمین بار طی ۱٨ ماهه گذشته بدستور مقامات قضایی فیلتر شد.( تغییر برای برابری برای ٣۰/٣/٨۷)
اخبار کارگری:
۱۱٣ ـ محمد حیدری مهر ، علی نجاتی ، فریدون نیکوفر ، جلیل احمدی و رمضان علیپور از فعالین کارگری شرکت کشت نیشکر هفت تپه به همراه ابوالفضل عابدینی نصر خبرنگار به اتهام تبلیغ علیه نظام و تحریک کارگران به اعتصاب در شعبه اول دادگاه انقلاب دزفول به ریاست قاضی اندی محاکمه شدند .
(فعالان حقوق بشر در ایران ٣۱/۲/٨۷)
۱۱۴ ـ ٣٣۰ کارگر کارخانه روغن نباتی "گلنار" کرمان از کار اخراج شدند.(دسترنج ۱/٣/٨۷)
۱۱۵ ـ علی طالبی دبیر اجرایی خانه کارگر قم اعلام کرد: ٣۰۰ کارگر شاغل در دو واحد تولیدی"ایران ترمه" و "تهران پتو" مدت ٨ ماه است که حقوق نگرفته اند.(دسترنج ۱/٣/٨۷)
۱۱۶ ـ خالد صالحی ٣۵ ساله کارگر جوشکاری به علت نبود تجهیزات ایمنی بر اثر سقوط از طبقه چهارم ساختمانی واقع در شهرک دانشگاه سقز کشته شد.(دسترنج ۶/٣/٨۷)
۱۱۷ ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس گفت: ٣٨ کارگر تصفیه خانه آب طبس از کار اخراج شدند.(دسترنج ۷/٣/٨۷)
۱۱٨ ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس اعلام کرد: کارگران شرکت « سد سازی کریت » مدت ۴ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند.(دسترنج ۷/٣/٨۷)
۱۱۹ ـ پس از واگذاری کارخانه صنایع اراک به بخش خصوصی حق شیفت، مزایای شغلی و طرح طبقه بندی کارگران حذف شد. ۱٨۰ کارگر شاغل در این کارخانه با راهپیمایی در مسیر ۱٣ کیلومتری کارخانه تا اداره کار اراک به خصوصی سازی اعتراض کردند.(دسترنج ۷/٣/٨۷)
۱۲۰ ـ بیش از ٨۰۰ کارگر شاغل در ٣۰ کوره آجر پزی قرچک ورامین در اعتراض به کمی دستمزد از دو هفته پیش در اعتصاب بسر می برند.(دسترنج ٨/٣/٨۷)
۱۲۱ ـ نصرالله دریا بیگی دبیر اجرایی خانه کارگر استان مازندران اعلام کرد: کارگران کارخانه"حریر" مازندران وابسته به سازمان بازنشستگی مدت ۵ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین کارگران کارخانه "کرم کرمیکال" مازندران مدت ۴ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند.(دسترنج ٨/٣/٨۷)
۱۲۲ ـ ۵٣ کارگر کارخانه صنایع چوب طالقانی مدت ۱۷ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض به همراه خانواده هایشان در محوطه ساختمان وزارت کار و امور اجتماعی متحصن شدند.
(دسترنج ۱۲/٣/٨۷)
۱۲٣ ـ حدود ۱۰۰ نفر از کارکنان شرکت صنایع پتروشیمی کرمانشاه در اعتراض به شرایط سخت و ساعات طولانی کار، کاهش حقوق و عدم پرداخت کامل عیدی امسال و معوقات سال گذشته خود و نیز کیفیت نامطلوب خدمات و سرویس دهی نامناسب دست به اعتصاب غذا زدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۲/٣/٨۷)
۱۲۴ ـ اکبر اکبری فرمانده ایستگاه ۱۰٨ آتش نشانی تهران گفت: به علت گود برداری غیر اصولی و فروریختن دیوارهای بتونی ساختمان در حال ساخت دو کارگر در میدان فاطمی کشته شدند.(دسترنج ۱٣/٣/٨۷)
۱۲۵ ـ دختری بنام گلاویژ سلطان نیا فرزند عبدالله از اهالی شهر مهاباد که به همراه پدر خود در یک کارگاه آجرپزِی در شهر همدان مشغول بکار بوده، از سوی ابراهیم الیاسی صاحب کارخانه مورد اذیت و آزار قرار می گیرد، وی به علت فشارهای روحی اقدام به خودکشی از راه خود سوزی می نماید و پس از ۱٨ ساعت در بیمارستان فوت نمود.(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۴/٣/٨۷)
۱۲۶ ـ بیش از ۵۰ کارگر شاغل در دو واحد تولیدی صنعتی استان قزوین بنامهای « بلورک» و « پاد سانیج» از کار اخراج شدند . (دسترنج ۱۹/٣/٨۷)
۱۲۷ ـ عیدعلی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین اعلام کرد: بیش از ۴۰۰ کارگر شرکت فرنخ و مه نخ در اعتراض به عدم دریافت حقوق ، عیدی و پاداشت مدت ۶روز است که دست به اعتصاب زده اند . مدت ۲ سال است که لباس و کفش کار به کارگران این واحد تولیدی داده نشده است . (دسترنج ۲۰/٣/٨۷)
۱۲٨ ـ محمد حسن قوامی دبیر اجرایی خانه کارگر لارستان گفت: ۵۰ کارگر شاغل در کارخانه"شیرین طعم" از کار اخراج شدند.(دسترنج ۲۰/٣/٨۷)
۱۲۹ ـ محمد حسن قوامی دبیر اجرایی خانه کارگر لارستان گفت: ۱۵۰ کارگر شاغل در شرکت حفاری"راه سر" مدت ۶ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند.(دسترنج ۲۰/٣/٨۷)
۱٣۰ ـ فرماندار شهرستان شازند در آخرین گزارش خود تعداد کارگران فوت شده بر اثر آتش سوزی در دو کارخانه مواد شیمیایی « کیمیاگران امروز» و « کیمیاگستر» را ٣۴ نفر اعلام کرد . غلامرضا مرادی فعال کارگری در اراک گفت : ٣۰ کارگر مجروح در بیمارستانهای قم ، اراک ، اصفهان ، تهران و اراک نگهداری می شوند .این دو کارخانه در تاریخ پنجم خرداد دچار آتش سوزی شدند. (دسترنج ۲۰/٣/٨۷)
۱٣۱ ـ بختیار رحیمی عضو "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" و کریم داتوپر که از تیرماه سال گذشته به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در زندان بسر می بردند، هرکدام با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۱/٣/٨۷)
۱٣۲ ـ محمد گودرزی دبیر اجرایی خانه کارگر بروجرد اعلام کرد: ۵۰۰ کارگر شاغل در کارخانه "سامان کاشی" مدت ٣ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(دسترنج ۲۱/٣/٨۷)
۱٣٣ ـ بیش از ۱۰۰۰ کارگر کارخانه لاستیک البرز مدت ۴ ماه حقوق و عیدی سال ٨۶ خود را دریافت نکرده اند . کارگران برای اعتراض مجددا دست به اعتصاب زده اند. (دسترنج ۲۱/٣/٨۷)
۱٣۴ ـ کارگران کارخانه"ریسندگی خاور" رشت مدت ۱۲ تا ۱۷ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض با تجمع و آتش زدن لاستیک جاده فومن به رشت را مسدود کردند.(دسترنج ۲۱/٣/٨۷)
۱٣۵ ـ محمد گودرزی دبیر اجرایی خانه کارگر بروجرد گفت: بیش از ۵۰۰ کارگر از کارخانه و واحدهای تولیدی و صنعتی از ابتدای سالجاری تاکنون از کار اخراج شده اند.(دسترنج ۲۱/٣/٨۷)
۱٣۶ ـ یک کارگر ۵۰ ساله بنام رستمی بر اثر ریزش دیوار مترو در اصفهان در عمق ۲۰ متری کشته شد.
( کیهان ۲۶/٣/٨۷)
۱٣۷ ـ محمد صالح حسینی فعال کارگری در سقز گفت : بیش از ۴۰ کارگر شاغل در کارخانه نوشابه گازدار سقز مدت ٣ماه است که حقوق دریافت نکرده اند . (دسترنج ۲۶/٣/٨۷)
۱٣٨ ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس گفت : ۵۰ کارگر معدن « چیروک طبس » در اعتراض به عدم طرح طبقه بندی مشاغل دست از کار کشیدند . ( دسترنج ۲۶/٣/٨۷)
۱٣۹ ـ عبدالله صالحی رئیس شورای اسلامی شهرستان خواف اعلام کرد: حقوق کارگران معدن سنگان پرداخت نشده است و کارگران برای اعتراض تجمع کرده بودند که نیروی انتظامی تعدادی از کارگران را بازداشت کرده است . وی افزود : یک کارگر در زیر آوار کشته شده است ، همچنین دست یک کارگر در حین کار قطع شده است . مولا یعقوبی رئیس شورای اسلامی بخشداری سنگان گفت : سنگ های برداشت شده توسط کارگران تنی ۶ تا ۱۰ هزار تومان توسط شرکتهای خصوصی خریداری می شود و شرکتها همین سنگها را تنی ۱۲۰ هزار تومان به فروش می رسانند . وی افزود : تعدادی از کارگران معترض بازداشت شده اند .( دسترنج ۲۶/٣/٨۷)
۱۴۰ ـ بیش از ٣۰۰۰ کارگر کوره پزخانه های ارومیه که از ۲۰روز پیش در اعتراض به پایین بودن دستمزدها و شرایط نامطلوب محل کار در اعتصاب بسر می برند، در روز ۲۴ خرداد با حمله نیروهای انتظامی مواجه شدند.نیروی انتظامی برای در هم شکستن اعتصاب کارگران کوره پزخانه ها حداقل ۲۴ نفر را بازداشت کردند. کارگران بازداشتی مورد بازجویی قرار گرفته و با سپردن تعهد آزاد شدند . ( دسترنج ۲۷/٣/٨۷)
۱۴۱ ـ فرشیدیان رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان فارس اعلام کرد : تنها در یک ماهه سال جاری ۱٨ کارگر ساختمانی بدلیل نبود وسایل ایمنی و سهل انگاری کارفرمایان کشته شده اند . وی افزود : دست کم روزی یک کارگر ساختمانی در استان فارس جان خود را بدلیل نبود ایمنی کار از دست می دهد . نامبرده ادامه داد متاسفانه نیرو و ناظر مستقیم محل کار و ایمنی ساختمان محل اشتغال کارگران ساختمانی را مورد بازرسی قرار نداده و کارشناسان پس از وقوع حادثه در محل بروز حادثه حاضر می شوند . (دسترنج ۲۷/٣/٨۷)
۱۴۲ ـ کارگران شرکت نیشکر هفت تپه شوش به همراه خانواده هایشان در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق معوقه و سایر خواسته ها ، اقدام به بستن جاده ترانزیتی اهواز – اندیمشک در منطقه سه راه خوانساری شوش نمودند . نیروی امنیتی و اطلاعاتی با آوردن ماشین های آب پاش آتش نشانی کارگران و خانواده های آنها را در محاصره خود قرار داده اند . خواسته های کارگران معترض عبارتند از: پرداخت حقوق معوقه ٣ ماه اخیر، حق داشتن سندیکای مستقل کارگری، پایان دادن به پرونده سازیها و احضار فعالین کارگری به دادگاه انقلاب، برکناری آخوند یعقوب شفیعی مدیر عامل شرکت و سایر اعضای هئیت مدیره شرکت، و برکناری رئیس حراست شرکت. لازم به یادآوری است که هفته قبل نیز ۴ نفر از فعالین کارگری بنامهای نجات دهلی، احمد راجی ، ایرج عابدینی و محمد لیثی توسط نیروهای اطلاعات شوش بازداشت شدند . (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۲٨/٣/٨۷)
۱۴٣ ـ جوانمیر مرادی و طاها آزادی از اعضای هیات مدیره « اتحادیه آزاد کارگران ایران » که در روز جهانی کارگر در عسلویه واقع در استان بوشهر بازداشت شده بودند، پس از ۴۷ روز هر کدام با قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شدند. (دسترنج ۲٨/٣/٨۷)
۱۴۴ ـ نعمت الله محمدی رئیس انجمن صنفی کارگران تخلیه و بار گیری بندر خمینی اعلام کرد: تحریم اقتصادی امنیت شغلی ۲۰۰۰ کارگر تخلیه و بارگیری را در معرض تهدید قرار داده است. نامبرده گفت: در سه ماهه اول سال ٨۶، ۲۴۴ کشتی وارد بندر خمینی شدند که این میزان با کاهش ۵۰% در سه ماهه نخست سال جاری به کمتر از ۱۵۰ کشتی رسیده است. وی افزود: کاهش ورود کشتی به این بندر طی ماه گذشته باعث بیکاری ۲۰۰۰ کارگر در ساعاتی از شبانه روز شده که این مهم کاهش حقوق دریافتی کارگران را به همراه داشته است.(دسترنج ۲٨/٣/٨۷)
۱۴۵ ـ میر بلوچ زهی رئیس شورای اسلامی کار شرکت کشت و صنعت خاش گفت: ٣۰ کارگر قرار دادی مدت یکسال است که حقوق دریافت نکرده اند. وی افزود: ۱۰۰ کارگر رسمی مدت ٨ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند. عیدی، پاداش و بن کارگری این کارگران نیز پرداخت نشده است. این واحد تولیدی زیر نظر بنگاه تعاون صنایع زندانهای کشور اداره می شود.(دسترنج ۲٨/٣/٨۷)
۱۴۶ ـ محسن ٣۲ ساله کارگر چاه کن که در یک ساختمان نیمه کاره در تهران مشغول بکار بود بر اثر قطع برق هواکش خفه شد.(فارس ۲۹/٣/٨۷)
۱۴۷ ـ ٣۲ کارگر شرکت ساختمانی گسترش سازه ماد مدت چهار ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. عیدی و پاداش تعدادی از کارگران پرداخت نشده است.دسترنج ۲۹/٣/٨۷)
۱۴٨ ـ کارگران شرکت صنایع مخابراتی راه دور ایران مدت چهار ماه است که حقوق دریافت نکرده اند، جمعی از کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری فارس دست به تجمع زدند.(آفتاب ۲۹/٣/٨۷)
قتل مردم توسط نیروی انتظامی:
۱۴۹ ـ مهدی فتحی ۱۷ساله بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی در منطقه مرزی شهرستان بانه کشته شد .
( فعالان حقوق بشر در ایران ۱۲/٣/٨۷ )
۱۵۰ ـ سپاه پاسداران برای غصب ۲۰۰ هکتار زمین مرغوب در کناره رود ارس به تجمع اعتراضی اهالی روستاهای بیوک خانلو ، قره داغلو، خلیل کندی، ایازکندی و سلمان کندی در غرب پارس آباد مغان واقع در استان آذربایجان شرقی حمله کرده و بر اثر تیراندازی نورالدین در گاهی پسر حاج حمزه درگاهی کشته شده، بابک مرادی شدیدا مجروح شده و عده ای از مردم مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تعدادی بازداشت شده اند . (دویچه وله ۲۶/٣/٨۷)
۱۵۱ ـ حسین علیپور شهروند بوکانی بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی کشته شد . ( موکریان نیوز ۲۶/٣/٨۷)
۱۵۲ ـ عبدالله ابراهام مشهور به عبدالله قوت بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی در بخش خلیفان شهرستان مهاباد کشته شد.(موکریان نیوز ۲۹/٣/٨۷)
مرگ مشکوک در زندانها:
۱۵٣ ـ فرهاد محسنی نگارستان ۲۵ ساله فرزند رحیم فعال سیاسی آذربایجانی که در اعتراضات اول خرداد توسط نیروهای وزارت اطلاعات در تبریز بازداشت شده بود، در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بطور مشکوکی در گذشت. نامبرده در تظاهرات اول خرداد ٨۵ مردم تبریز بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی مجروح و بازداشت شده و بصورت غیر علنی محاکمه شده بود.(ساوالان سی ۲۲/٣/٨۷)
زندانیان سیاسی محکوم به اعدام:
۱۵۴ ـ محمد پالش ۶۰ ساله اهل روستای"شیخ عسگر" از توابع شهرستان ماکو که از ۷ ماه پیش در زندان بسر می برد، در دادگاه به اتهام محاربه محکوم به اعدام شد. نامبرده به علت عضویت فرزندش درحزب"حیات آزاد کردستان" بازداشت گردیده است.(فعالان حقوق بشر در ایران ۶/٣/٨۷)
۱۵۵ ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: فرزاد کمانگر ٣٣ ساله،دبیر دبیرستان کارو دانش شهرستان کامیاران و عضو انجمن صنفی فرهنگیان کردستان که از ۲۲ ماه پیش در زندان بسر می برد در دادگاه انقلاب به عنوان محارب محکوم به اعدام و ۱۰ سال حبس شده است.(ایران ٨/٣/٨۷)
محکومین به اعدام:
۱۵۶ـ نیما به جرم قتل احسان در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد.(ایران ۲/٣/٨۷)
۱۵۷ ـ زینب ۲٨ ساله به جرم قتل همسرش موسی ۴۱ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۵/٣/٨۷)
۱۵٨ ـ محمد مصطفایی عضو کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری و وکیل مدافع ۲۷ نفر از محکومین به اعدام که در زمان ارتکاب جرم سنشان کمتر از ۱٨ سال بوده است طی نامه ای سرگشاده خطاب به محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه نوشت : همانطور که مستحضرید هم اکنون حدود ۱۰۰ نفر در زندانهای کشورمان در حبس بسر می برند، که سنشان در زمان ارتکاب جرم، زیر ۱٨ سال بوده و با صدور احکام اعدام روز و شب را در بدترین شرایط می گذرانند . نیز مستحضرید که ایران در سال ۱٣۷۲ کنوانسیون حقوق کودک را پذیرفته و در سال ۱٣۵۴ به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی پیوسته، در هر دو سند بین المللی به صراحت دولتها از اعمال مجازات مرگ برای اطفالی که در زمان ارتکاب جرم سنشان کمتر از ۱٨ سال بوده، منع شده اند. در بخش دیگر نامه آمده است: حتی بعضا طبق نظر پزشکی قانونی در حین ارتکاب جرم فاقد رشد عقلانی و فکری بوده اند ( همانند محمد لطیف و حجت حیدری) و بعضا خود مرتکب جرم قتل نشده و جرم را به گردن گرفته اند و حال مرگ در انتظارشان است (همانند محمدرضا حدادی و دل آرا دارابی). در میان این افراد، اطفالی مشاهده می شوند که بعضا در دفاع از جان خود مرتکب جرم شده اند ولی در اثبات ادعای خود به گونه ای عاجز شده و یا قضات رسیدگی کننده به پرونده، دلایل آنان را نادیده انگاشته اند (همانند رضا علی نژاد و حسین ترنج) و تمامی آنها بدون قصد و نیت قبلی مرتکب عملی شده اند که عملشان قتل دیگری را در بر داشته است . در ادامه آمده است: شما اجرای احکام اعدام برای ٣ نوجوان بنامهای بهنام زارع ، بهنود شجاعی و سعید جزی از موکلان اینجانب را که در سن زیر ۱٨ سال دستگیر شده و در دادگاهها به اعدام محکوم شده اند را تنفیذ نموده و اذن به اجرای احکام آنها داده اید. محمد مصطفایی در پایان خواستار توقف صدور و اجرای حکم اعدام برای کودکان شده است. (ادوارنیوز ۶/٣/٨۷)
۱۵۹ ـ محمد فدایی ۲۱ ساله به جرم قتل سعید ۲۱ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۲۷ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع جرم ۱۷ ساله بوده است.(اعتماد ٨/٣/٨۷)
۱۶۰ ـ احمد ۵۴ ساله به جرم قتل همسرش نسرین در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۱۱/٣/٨۷)
۱۶۱ ـ منصور ۲٣ ساله به جرم قتل مجید ۲٣ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ۲۷ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ایران ۲۰/٣/٨۷)
۱۶۲ ـ فخرالدین جعفرزاده سرپرست دادسرای امور جنایی تهران گفت: بدستور رئیس قوه قضائیه اجرای حکم اعدام بهنود شجاعی و محمد فدائی یک ماه به تعویق افتاد . نامبردگان در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱٨ سال سن داشته اند. (ایسنا ۲۱/٣/٨۷)
۱۶٣ ـ ابومسلم سهرابی ۲۴ ساله به جرم قتل امین ۲۵ساله در شعبه ۱۰۱ دادگاه جنایی فیروزآباد و با تایید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد . نامبرده در زمان وقوع جرم ۱۷ساله بوده و از سوی مقتول مورد تجاوز قرار گرفته بود .(روز ۲۷/٣/٨۷)
۱۶۴ ـ صلاح تاسه فرزند نامق که در سن ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده در دادگاه محکوم به اعدام شد. نامبرده پس از رسیدن به سن ۱٨ سال از کانون اصلاح و تربیت نوجوانان جهت اجرای حکم به زندان سنندج منتقل گردید. قرار است وی در طی یک ماه آینده اعدام شود.(فعالان حقوق بشر در ایران ۲۹/٣/٨۷)
۱۶۵ ـ اسامی و مشخصات ۱۱۴ متهم نوجوان که در انتظار اعدام بسر می برند از سوی « کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران» منتشر شد. این اولین بار است که چنین لیستی در دسترس قرار گرفته و به طرح جزئیات اعدام متهمین به ارتکاب جرم زیر ۱٨ سال پرداخته است. این کار نتیجه تحقیقات اولیه عماالدین باقی فعال حقوق بشر در ایران می باشد. این لیست بخشی از کتاب چاپ نشده عماالدین باقی به نام « حق حیات ۲ » را شامل می شود. در این لیست از صدور دست کم ۱۷۷ حکم اعدام زیر ۱٨ سال و ٣۴ حکم اجرا شده و ۱۱۴ نفر منتظر اجرای حکم خبر داده است. به این کتاب بدلیل وجود سانسور در جمهوری اسلامی ایران اجازه چاپ داده نشد.
(کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران ۲۹/٣/٨۷)
۱۶۶ ـ محمود سالار کیا معاون دادستان تهران در امور زندانها اعلام کرد: چهار نفر به اتهام "اراذل و اوباش" در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شده اند.(مهر ۲۹/٣/٨۷)
زندانیان سیاسی که اعدام شدند:
۱۶۷ ـ علیرضا براهویی معروف به عبدالله دایر به اتهام محاربه و افساد فی الارض از طریق عضویت در گروه جندالله به حکم دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید مراجع عالی قضایی در زندان زاهدان اعدام شد.(کیهان ۲٨/٣/٨۷)
۱۶٨ ـ یونس رحماندوست به اتهام افساد فی الارض به حکم دادگاه انقلاب چابهار و با تائید مراجع عالی قضایی در زندان چابهار اعدام شد.(کیهان ۲٨/٣/٨۷)
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها:
۱۶۹ ـ رضا ٣۵ ساله تبعه افغانستان به جرم قتل منیژه ۵۰ ساله در شعبه ۱۷ دادگاه کیفری اصفهان و با تائید دیوانعالی کشور در زندان اصفهان به دار آویخته شد.(اعتماد ۱/٣/٨۷)
۱۷۰ ـ رضا به جرم تجاوز به عنف به حکم شعبه ٨ دادگاه تجدید نظر استان قم و با تائید شعبه ٣۲ دیوانعالی کشور در زندان قم به دار آویخته شد.(ایران ٨/٣/٨۷)
۱۷۱ ـ رمضان به جرم قتل ٣ تن از خانواده اش به حکم دادگاه کیفری استان مازندران و با تائید دیوانعالی کشور در محوطه کلانتری بابل به دار آویخته شد.(ایران ٨/٣/٨۷)
۱۷۲ ـ موسی نارویی و کلبعلی چراغی به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید مراجع عالی قضایی در زندان زاهدان اعدام شدند.(جمهوری اسلامی ۱٣/٣/٨۷)
۱۷٣ ـ رحیم پشابادی ۶۰ ساله فرزند حسین به اتهام قتل به حکم قوه قضائیه در زندان مرکزی سنندج اعدام شد . (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۱/٣/٨۷)
۱۷۴ ـ کیارش ٣۲ ساله به جرم قتل نادر به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ٣٣ دیوان عالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)
۱۷۵ ـ علیرضا ۲٨ ساله به جرم قتل روح الله به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۴۰ دیوان عالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)
۱۷۶ ـ عبدالحمید ٣۴ ساله به جرم تجاوز به ٣ دختر دانشجو به حکم شعبه ۷۹ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ٣۹ دیوانعالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)
۱۷۷ ـ علی اکبر به جرم قتل به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ٣٣ دیوانعالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)
۱۷٨ ـ محمد ۲۷ ساله به جرم قتل محمد حسین ۲۱ ساله به حکم شعبه ۱۱۵۷ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۱۶ دیوانعالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)
۱۷۹ ـ دو پسر عمو بنامهای علی و علی به جرم تجاوز به یک دختر ۲٣ ساله به حکم شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ٣٣ دیوانعالی کشور در زندان بدار آویخته شدند.(فارس ۲۲/٣/٨۷)
۱٨۰ ـ فرهاد ٣۱ ساله به جرم قتل سعید به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۱۱ دیوانعالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)
۱٨۱ ـ محمد مصطفایی وکیل دادگستری اعلام کرد: من به شعبه اول اجرای احکام سنندج رفتم و دادیار اجرای احکام تائید کرد که در روز ۲۱ خرداد، محمد حسن زاده در سن ۱۷ سالگی در محوطه زندان سنندج بدار آویخته شده است. اتهام او قتل یک کودک ۱۰ ساله در سن ۱۵ سالگی بوده است.(اعتماد ملی ۲۴/٣/٨۷)
اخبار مربوط به سرکوب عمومی:
۱٨۲ ـ سردار نصرتی فرمانده نیروی انتظامی استان آذربایجان شرقی اعلام کرد: طی دو ماه گذشته ۵۷۵ زن و مرد به اتهام داشتن رابطه ناسالم طی دو ماه گذشته دستگیر شدند. وی در مورد رعایت حجاب در چهار چوب طرح ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی گفت: از اول سال جاری به ۱۴۵۶۰ نفر تذکر داده شد و ۱٨ مرد و ۴۹ زن دستگیر شد ه اند.(امیر کبیر ۱۱/٣/٨۷)
۱٨٣ ـ علیرضا اکبر شاهی رئیس پلیس استان تهران اعلام کرد: طی دو ماه گذشته ۱۰۹٨ زن به اتهام بدحجابی در تهران دستگیر شده اند که از این تعداد ۹۵۴ نفر با اخذ تعهد کتبی آزاد و تعداد ۱۱۴ نفر نیز با تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شدند.(نواندیش ۱۲/٣/٨۷)
۱٨۴ ـ علیرضا آوایی رئیس کل دادگستری استان تهران اعلام کرد: ۲۰۰ نفر از شرکت کنندگان در تظاهرات پارک ملت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.(ایسنا ۲۵/٣/٨۷)
۱٨۵ ـ سرهنگ احمدی رئیس مرکز اطلاع رسانی ستاد نیروی انتظامی در باره فعالیتهای گشت نیروی انتظامی با نام ارشاد گفت: در تهران ٣۲ واحد صنفی شامل آرایشگاهها و فروشنده پوشاک نامتعارف توسط مامورین نیروی انتظامی پلمپ شدند. همچنین سرنشینان ۲۱ خودرو که پوششهای نامتعارف به تن داشتند توقیف شدند.
(فارس ۲۷/٣/٨۷)
۱٨۶ ـ بیش از ۲٣۰ تن از تجمع کنندگان در بلوار وکیل آباد مشهد در بازداشت بسر می برند و هیچ خبری از آنان در دست نیست. تنها ۵ دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد آزاد شدند. نیروهای امنیتی لباس شخصی و یگان ویژه ضد شورش با استفاده از گاز اشک آور ، زنجیر، قمه، باطوم و شوک الکتریکی تظاهر کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کردند. بر اثر تیراندازی یک نفر مجروح شد و تعدادی از مجروحین در بیمارستانهای قائم و امام رضای شهر مشهد بستری می باشند. حال دو تن از مجروحان وخیم گزارش شده است.
(امیر کبیر ۲٨/٣/٨۷)
اخبار اجتماعی :
۱٨۷ ـ سرهنگ شعبانی معاون اجتماعی و فرماندهی انتظامی استان قزوین اعلام کرد: طی دو ماه گذشته ۹۵ زن به اتهام عدم رعایت حجاب اسلامی توسط پلیس دستگیر شده اند. همچنین پلیس به ۲۰۰۰ زن بدپوشش تذکر داده است.(نواندیش ۵/٣/٨۷)
۱٨٨ ـ جواهری معاون امور بانوان استان مرکزی اعلام کرد: در سال گذشته بیش از ۶۰۰۰ زن معتاد در استان مرکزی دستگیر شده اند که میانگین سنی آنها بین ۱٨ تا ۲۵ سال است . وی افزود: ٣۰ درصد معتادان دختر و ۷۰ درصد آنان را زنان تشکیل می دهند نامبرده گفت : ۲۱ مورد خودکشی موفق و ۴۰۷ مورد خودکشی ناموفق و ٣۲ مورد قتل و ۷۲ مورد دستگیری دختران فراری در استان به ثبت رسیده است. (امیرکبیر ۷/٣/٨۷)
۱٨۹ ـ علیرضا اکبر شاهی رئیس پلیس استان تهران گفت: ۱۵٣۴ نفر به اتهام عرضه"محصولات ضد فرهنگی" بازداشت شده و تحویل مراکز قضایی شدند. همچنین ۶۴۱۴ نفر به اتهام ایجاد مزاحمت برای زنان در استان تهران دستگیر شدند.(فارس ۱۲/٣/٨۷)
۱۹۰ ـ نیروهای پلیس ساختمان شهرداری همدان سر پناه نمازگزاران دروایش سلسله نعمت اللهی گنابادی را در حیاط منزل فرمانپور شیخ این گروه در همدان تخریب کردند.(دسترنج ۱۶/٣/٨۷)
۱۹۱ ـ سهراب سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران گفت: ۱۱۰۰ زن در زندانهای استان تهران نگهداری می شوند. (امیر کبیر ۲۲/٣/٨۷)
۱۹۲ ـ عابدی رئیس سازمان پزشکی قانونی اعلام کرد: ۱۴۱۴ نفر در سال ٨۶ براثر شلیک گلوله کشته شده اند. همچنین ۱۵۴٨ نفر در سال ٨۵ بر اثر شلیک گلوله کشته شده اند.(اعتماد ملی ۲٣/٣/٨۷)
۱۹٣ ـ قاضی فلاح رئیس یکی از شعب اجرای احکام در دادگستری شهرستان بیجار که چندی پیش در حال تجاوز به پسر بچه ۱٣ ساله به همراه دو تن دیگر بازداشت شده بودند در زندان خودکشی نمود.(روز ۲٨/٣/٨۷)
۱۹۴ـ وزارت بهداشت با نزدیک شدن فصل گرما اعلام کرد: سال گذشته ۱۲۲۰ نفر در دریا غرق شدند.
(فارس ۲۹/٣/٨۷)
"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"
ihrnena@gmail.com ٣۱/۰٣/۱٣٨۷ برابر با ۲۰/۰۶ /۲۰۰٨
انجمن فعالان حقوق بشر در ایران ـ کانادا: FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com:انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
اتحادیه برای دمکراسی در ایران ـ ایتالیا: updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا: adhri۱@yahoo.com
info@bashariyat.de کانون دفاع از حقوق بشر در ایران – آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان:
HRIRNL@gmail.com: کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com:کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران(کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ):
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de: کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
mnrecht@hotmail.comفعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
فعالان دفاع از حقوق بشر: Irantestimonyinfo@irantestimony.com
آغاز و فرجام یک پرونده و پیامد انجام وظایف نمایندگی!
اکبر اعلمی
در یکی از روزهای سال 1385 ، فتحعلی زاده رابط سابق آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه در مجلس شورای اسلامی، با مراجعه به من و در حضور چند تن از نمایندگان عضو کمیسیون امنیت ملی، به نقل از فیروزی دادستان سابق تبریز از تلاش برخی از مقامات محلی برای منحرف کردن یک پرونده و فشار برای حذف دادستان انقلاب و عمومی تبریز خبر داد. پس از شنیدن گزارش وی قرار شد که دیداری با دادستان تبریز داشته باشیم تا وی جزئیات بیشتری را در مورد این پرونده ارائه کند. فیروزی دو بار در مجلس و یکبار نیز در محل اقامت اینجانب در تبریز با من ملاقات کرده و به تفصیل از نحوه دستگیری کسانی که یک دختر را ربوده و قصد داشتند که با او عمل منافی عفت انجام دهند سخن گفت و توضیح داد که در اثر پیگیری این پرونده و پرونده های مشابه از سوی وی که انگشت اتهام را متوجه برخی از شخصیت های سیاسی و روحانی کرده است، هجمه گسترده ای از سوی افراد متنفذ استان علیه وی صورت گرفته تا جائیکه در اثر این فشارها قرار است که او را از پست کنونی اش برکنار نمایند.(گرچه این اظهارات در حضور چند تن از شهود از جمله رابط قوه قضائیه در مجلس صورت گرفته است،فتحعلی زاده می گفت که اخیرا با دادستان پیشین تبریز در این خصوص تلفنی صحبت کرده است و او که پس از برکناری از سمت دادستانی هم اکنون معاونت رئیس دادگستری آذربایجانشرقی را بر عهده دارد، اعلام کرده است که اگر از من اسم برده شود همه چیز را تکذیب و انکار خواهم کرد!!). گرچه از قدیم گفته اند که دیوار حاشا بلند است، اما گاهی بدلیل وجود قرائن و شواهد مختلف، انکار واقعیت ها قدری دشوار خواهد بود؛
1-هفته نامه ساقی در شماره 137 مورخه دوم آبانماه 1385 خود زیر عنوان:"دستگیری پسر یکی از مدیران ارشد دولتی در استان بدلیل مسائل اخلاقی و سوء استفاده از موقعیت شغلی پدرش" می نویسد: "فرزند یکی از مدیران ارشد دولتی در استان به اتهام تجاوز به عنف و سوء استفاده از موقعیت شغلی پدرش دستگیر و روانه زندان شده است. طبق این گزارش، فرد دستگیر شده فرزند یکی از مدیران ارشد و باصطلاح اصولگرای استان بوده که با همکاری دو نفر دیگر که یکی از آنها نیروی قرار دادی شهرداری و دیگری فرزند یک روحانی سرشناس می باشد با سوء استفاده از امکانات دولتی و کارت شناسائی یک نهاد مقدس و نظامی، دختران جوان را باتهام رابطه با پسران دستگیر و به بهانه ارشاد و امر بمعروف به محل خلوت کشانده و از آنها سوء استفاده می کردند... به گفته یک منبع آگاه... متهمین هفته قبل با کشاندن دختر جوانی به محل خلوت قصد آزار وی را داشتند که با هوشیاری ماموران انتظامی در این کار ناکام ماندند. طبق این گزارش متهمان طی تعقیب و گریزی که داشتند با اسلحه کلت کمری که یکی از متهمان به عنوان ضابط قضائی در اختیار داشته به طرف پلیس شلیک می کند که در نهایت یکی از آنها دستگیر و دو نفر دیگر متواری می شوند.گفته می شود که متهمین در هنگام ارتکاب جرم از خودروی شهرداری منطقه 7 استفاده کرده اند...یکی از متهمین که هم اکنون فراری است طی سال های گذشته و بطور متمادی با منتسب کردن خود به شخصیت های سیاسی، مذهبی و یک نهاد مقدس، سوء استفاده های گسترده ای را انجام داده است که مقامات قضائی استان سرسختانه پیگیر موضوع هستند. همچنین به گفته یک منبع آگاه فرد دستگیر شده و منتسب به مدیر ارشد دولتی، قبل از دستگیری در دستگاه کلان دولتی که پدرش از مدیران ارشد آنجاست برای خودش برو بیائی راه انداخته و یکی از محرمان اسرار به شمار می رفت. این فرد در زمانی که پدرش در یکی از کارخانجات وابسته به یک نهاد دولتی مدیر بود، سوء استفاده های کلان مالی نیز کرده است."
2- اهمیت و حساسیت این پرونده در محافل مختلف تا جائی بالا گرفت که حتی یکی از سرکرده های گروه فشار تبریز درجمع همفکران خود به آن اذعان کرده و گفت:"متاسفانه عده ای با استفاده از موقعیت خود کار را بجائی می رسانند که فرزندان یا وابستگان مدیران استانی خط قرمز عفت عمومی را شکسته و با جعل عنوان، آدم ربائی و تعرض به نوامیس مردم حیثیت دولت عدالت را زیر سوال می برند...فرزند مدیر ارشد را چه و عیاشی و شرکت در باند فساد را چه؟...حال این مساله مطرح است که یک مدیر الگوی مردم است. چنین فردی که آقازاده اش چنین جنایت وقیحی انجام داده است در حکومت اسلامی نباید الگو معرفی شود."*
3- نشریه آذر اندیش در شماره 131 مورخه 27 تیر ماه 1386 خود نوشت: معاون ...استانداری آذربایجانشرقی که پسرش چند ماه قبل به همراه (ع-خ) وابسته به یکی از نهادهای ارزشی به دلیل مسائل اخلاقی دستگیر شده بود گفت: "پسرم بی گناه است و اتهام واهی به وی نسبت داده اند و هیچ خلافی از او سر نزده است. وی با اشاره به این نکته که فرزندش هم اکنون با وثیقه آزاد است گفت: عده ای برای پسرم پرونده سازی کرده اند، متهم اصلی (ع-خ) می باشد. دوستی من با (ع-خ) باعث شده عده ای به خاطر مسائل شخصی پای فرزند مرا نیز وسط بکشند...وی فشار مدیریت استان را برای تغییر دادستان تبریز رد کرد و گفت: مدیریت استان در اینگونه مسائل دخالت نمی کند و خود دادستان هم این مساله را تکذیب کرده است...اخیرا هفته نامه آراز به نقل از دادستان تبریز آورده بود بعضی از افراد در دادسرا منافع دارند، چون منافع آنها را قطع کرده و اهل معامله نیستم می خواهند حذفم کنند. وی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به این سوال خبرنگار آراز که پرسیده بود علت مخالفت مسئولین عالی اجرائی استان با استمرار فعالیت شما چیست، گفته است وقتی فرزند یکی از مسئولین استان به دلیل موارد اخلاقی از سوی دادسرا بازدداشت گردید این مخالفت ها شروع شد...،مصاحبه دادستان باعث واکنش مدیریت استان شد به گونه ای که از هر طرف به دادستان فشار وارد کردند تا مصاحبه خود را تکذیب نماید..."
4- نشریه محلی آذراندیش در شماره 139 تاریخ 28 شهریور ماه 1386 خود زیر عنوان "گفتگوئی صریح و بی پرده با دادستان عمومی و انقلاب تبریز"، گفتگوئی با فیروزی دادستان سابق عمومی و انقلاب تبریز انجام داده است. در بخشی از این گفتگو خبرنگار از دادستان سابق می پرسد: "از جمله پر سر و صداترین پرونده های دوران مدیریت شما در دادستانی، پرونده مربوط به برخی آقازاده ها بود که رد پای فرزند یکی از مدیران ارشد اجرائی نیز در آن دیده شد. در خصوص آخرین وضعیت این پرونده به ویژه پرونده مربوط به متهم ردیف اول به نام ع-خ توضیحاتی می دهید؟ آیا خبر صدور حکم اعدام برای نامبرده صحت دارد؟ فیروزی در پاسخ می گوید:"این پرونده در دو بخش مورد رسیدگی قرار گرفت، یکی اتهام جعل عنوان، استفاده از سلاح غیر مجاز و گاز اشک آور و باتوم و آدم ربائی بود که در حیطه وظایف محاکم جزائی و عمومی بررسی و منجر به صدور حکم زندان برای متهمان شد. بخش دیگر اتهام تجاوز به عنف بود که در محاکم کیفری و به عنوان پرونده استنادی در حال بررسی و مفتوح است و مراحل نهائی بررسی خود را طی می کند. تا کنون هیچ حکمی صادر نشده اما برابر قانون حکم جرم تجاوز به عنف اعدام است. منتهی فعلا در حال طی مراحل نهائی است چون تعدادی شکایت دیگر از سوی برخی زنان با همین عنوان به محاکم کیفری واصل شده است که در حال بررسی است". در ادامه این گفتگو خبرنگار می پرسد: "آیا فشارهای بیرونی و حتی سیاسی برای اعمال نفوذ در پرونده مذکور وجود داشته است؟" فیروزی در پاسخ می گوید:"بله به شعبات بررسی کننده، برخی تماس ها و فشارها وارد آمده، اما گزارش تمامی این مسائل از سوی شعبات به دست ما رسیده و اجازه نداده ایم این مسائل در روند بررسی پرونده خللی وارد آورد و هیچکس نمی تواند در این خصوص اعمال نفوذ کند." در ادامه این گفتگو دادستان سابق در پاسخ به سوال خبرنگار که از او پرسیده بود وضعیت دیگر متهمان این پرونده در چه مرحله ای است ؟ آیا نفر سوم که متواری بود دستگیر شده است؟ می گوید:"پرونده در مورد متهم ردیف دوم نیز در حال بررسی و نیازمند تحقیقات بیشتری در خصوص میزان مشارکت نامبرده است اما هنوز نفر سوم متواری است و هویت وی برای ما مشخص نیست که در حال بررسی هستیم"!
5- در دیداری که باتفاق دادستان و چند نفر از همراهانم از زندان تبریز داشتیم، دادستان در حضور چند تن از همراهانم با اشاره به اینکه یکی از افراد دستگیر شده هم اکنون در زندان بسر می برد،گفت وی قبلا قول همکاری داده بود اما اخیرا به من اعلام کرده است که قرار است مرا هم آزاد کنند، زیرا اگر مرا آزاد نکنند همه را لو خواهم داد!
لاجرم پس از آگاهی از محتویات این پرونده بر حسب وظیفه قانونی خود در تیر ماه 86 وزیر کشور را جهت پاسخگوئی در مورد صحت و سقم پرونده مذکور به مجلس فرا خواندم . متن سوال از وزیر کشور که در کمیسیون امنیت ملی مطرح شد به شرح زیر بود:
"سه نفر که در میان آنها فرزند یکی از مدیران ارشد استان و یکی از محافظان یکی از افراد با نفوذ تبریز و همچنین یکی از کسانی که به نحوی مرتبط با پرونده مربوط به ربایش یک پرستار در تهران بوده، حضور داشتند، مبادرت به ربودن مسلحانه دختر نوجوانی در یکی از خیابانهای تبریز کرده و پس از انتقال وی به نقطه ای خلوت قصد داشتند که با او عمل منافی عفت انجام دهند که پس از آگاهی ماموران، اقدام به فرار می کنند. بگفته دادستان عمومی و انقلاب تبریز،علیرغم دستور وی مبنی بر تعقیب یادشدگان، ماموران انتظامی از بیم تهدیدات و اعمال نفوذهای صورت گرفته از تعقیب و دستگیری افراد مذکور خودداری کرده که لاجرم با دخالت مستقیم دادستان و شلیک به چرخ اتومبیل افراد مذکور، خودروی حامل این اشرار متوقف و سرنشینان آن دستگیر و روانه بازداشتگاه شده اند. ظاهرا بر اثر اعمال فشار برخی از مقامات سیاسی و بانفوذ، به جز یک نفر از بازداشت شدگان، بقیه با سپردن وثیقه آزاد شده؛ اما قرائن حاکی است که اعمال فشار برای منحرف کردن پرونده موصوف همچنان ادامه دارد.
نظر به مسبوق به سابقه بودن شرارت برخی از دستگیرشدگان و با توجه به نسبت و ارتباط افراد مذکور با برخی از مقامات مسوول استان، پاسخ فرمایید برای جلوگیری از اعمال نفوذ مقامات یاد شده و مجازات بدون تبعیض متهمان و سیر طبیعی و قانونی پرونده و تسویه اشخاص یاد شده در استانداری آذربایجان شرقی، چه تدابیری اندیشیدهاید؟ضمنا برای جلوگیری از باندبازیهای مخرب و تحت حمایت برخی از مقامات استان چه اقداماتی به عمل آمده است؟"
اکنون دادستان تبریز از سمت خود برکنار و عهده دار مسئولیت دیگری شده است و از سرنوشت این پرونده و افراد دستگیر شده نیز اطلاعی در دست نیست. اما سوال بنده گرچه به برکناری مدیری منتهی شد که فرزندش متهم به سوء استفاده از موقعیت پدر بود، با این وصف بر خلاف قانون و در یک حرکت رو به جلو دستاویزی هم شد تا بخاطر انجام وظیفه نمایندگی، مبنا و محتویات یکی از چهار پرونده ای را تشکیل دهد که اخیرا در دادسرای کارکنان دولت علیه اینجانب گشوده شده است!
6- دادنامه ... مورخ 30/7/86 دادگاه شعبه ... کیفری استان حاکی است که افرادی با اتهام زنای به عنف تحت تعقیب واقع و حتی با رای اقلیت هیات مستشاری برای برخی از آنان تقاضای اعدام شده است.
با وجود اینکه در پیگیری پرونده مذکور و طرح سوال از وزیر کشور نام کسی ذکر نشده است،اما طرح این شکایت حاکی است که ضمیر مرجع خود را یافته است و متهم منصوب به یکی از مدیران سابق استانداری با استناد به سوال قانونی مطرح شده در کمیسیون امنیت ملی به شرحی که بیان شد، علیه اینجانب طرح شکایت کرده است!
گرچه به موجب اصل 84 قانون اساسی، هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی اظهار نظر نماید و طبق اصل 86 همین قانون در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند تعقیب یا توقیف کرد و همچنین ماده 76 آئین نامه داخلی مجلس نیز ضمن تاکید بر اصول فوق در تبصره ذیل خود بحث های داخل مجلس و اظهار نظراتی که برای اعمال اصل 84 قانون اساسی و سایر موارد نظارتی و قانونی انجام می شود را جزء وظایف نمایندگی به شمار آورده و غیر قابل تعقیب محسوب می کند، با این وصف اگر قرار است که حقیقت پشت ابرها پنهان نماند، قهرا این شکایت غیر قانونی را که وسیله ای خواهد شد برای تاباندن نور به زوایای تاریک پرونده مورد اشاره، به فال نیک می گیرم و امیدوارم که با این حرکت رو به جلوی شاکی به عنوان یکی از طرف های پرونده موصوف، نظر رئیس قوه قضائیه و سایر مسئولان مربوطه به آغاز و فرجام این پرونده معطوف شود.
گفتنی است که مدیر مذکور از افراد نزدیک به یکی از ائمه جمعه، یکی از نمایندگان تبریز ( که هر دو به شدت نسبت به اینجانب خصومت و کینه دارند) و نیز یکی از اعضای هیات رئیسه هفتمین و هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی است که با حمایت آنها هم به عنوان یکی از مدیران ارشد استان آذربایجانشرقی منصوب شده بود و جالب اینجاست که در هنگام طرح سوال از وزیر کشور نماینده مزبور از تبریز نیز در کمیسیون امنیت ملی حضور فعال داشت!