نماز جمعه 26 تير هاشمي رفسنجاني ادامه نماز جمعه 29 خرداد خامنه اي است .با زور نشد با تزوير . اين ها حربه هاي رژيم هاي ديكتاتوري است . همه شاهد بوديم در نماز جمعه 29 خرداد خامنه اي شمشير را از رو بسته خطبه اي شداد و غلاظ ايراد كرد . براي زدن و بستن و سوختن و كشتن خط و نشان كشيد و آخر سر هم با بغض در گلو و تظاهر به ارادت به امام زمان به خطبه اش خاتمه داد . خامنه اي كه از فصل الخطاب اطلاعيه تبريك و تاييد خود در تاريخ 23 خرداد به رئيس جمهوري كه از تقلب انتخاباتي بر آمده بود طرفي نبست و سر افكنده بيرون آمد و با حضور مردم در خيابان ها پرونده فصل الخطاب او بعد از 20 سال شلتاق بسته شد در 29 خرداد با برهان قاطع به نماز جمعه آمد . اما ديديم كه فرداي آن روز ،30 خرداد را مردم در تاريخ مبارزات ملي خود رقم زدند . هر چند ملت را به خاك و خون كشيدند اما متوجه شدند كه اين حربه هم كهنه شده است و كاري از پيش نمي برد . اگر قرار بود با كشتن سر و ته اعتراضات ملي و مبارزات آزاديخواهي بسته شود از همان روز هاي اول كه حضرات معممين بنا را بر تهديد و كشتار گذاشتند بسته شده بود و در پي آن 18 تير و ديگر مبارزاتي كه همه شاهد بوديم شكل نمي گرفت .
حضور مردم در صحنه دو بال فصل الخطاب و برهان قاطع ! رهبر را سوزاند وجناح طالباني نظام را در وحشتي جدي فرو برد . با ملتي كه نه با فصل الخطاب مي شود به تمكينشان وا داشت و نه با تهديد شفاهي و عملي از ميدان به در مي روند چه بايد كرد ؟ در اين مدت خيلي به اين در و آن در زدند ، از نامه سرلشكر به امام زمان و ننه غريبن بازي هاي تهوع آور تا اعتراف گيري هاي مشمئز كننده استاليني هيچكدام نگرفت . وقتي از ملتي نسبت به حكومت حاكم سلب اعتماد شود مگر به اين سادگي مي شود درستش كرد ؟ به همين دليل بود كه سران طالباني رژيم بار ديگر هاشمي لازم شدند . آن هم بر اساس گماني قديمي كه هر جا كم مي آوردند هاشمي را مي فرستادند تا با زبان ريختن و حيله كردن بحران پديدار شده را فيصله بدهد . غافل ازاينكه اين تو بميري از آن تو بميري ها نيست و وضع متفاوت و اوضاع بيش ار حد تصور قاراش ميش است . هيچ آچاري بر پيچ از رزوه خارج شده فضاحتي كه با بار آورده اند كارگر نخواهد افتاد .
اما چه مي شود كرد ؟ مي گويند مي زنيم ! تيري است در تاريكي شايد زد و به هدف نشست !
مي خواهندهاشمي را راهي نماز جمعه كنند تا ناني كه خامنه اي در نماز جمعه 29 خرداد به او قرض داد و از سر تا پاي آلوده به رانت و سوء استفاده او و فاميلش را باآب ولايت شست را پس بگيرند .
هاشمي را راهي نماز جمعه مي كنند تا اين بار از زبان كسي كه خود را حامي اصلاح طلبي و مير حسين موسوي قبل و در جريان انتخابات معرفي كرده بود ! تخطئه كردن موسوي و موج سبز را اعلام نمايند و از فرداي آن در بوق و كرنا كنند كه حتي حامي بزرگ هم به توطئه پس پرده براندازي و انقلاب مخملي اعتراف كرد !
هاشمي را به نماز جمعه مي فرستند تا يكي به ميخ و يكي به نعل بزند و آخر سر مكارانه بگويد هر چند در انتخابات بد اخلاقي هايي صورت گرفت و نگراني هايي به وجود آورد اما مشكل حادث شده را جرياني موذي و خطرناك كه از اول انقلاب تا كنون شيطنت كرده است تصميم گرفت به نفع خود مصادره كند و مطالبه كلاه گروهي را به قيمت بر باد رفتن سر نظام تمام نمايد ! هر چند مردمي كه واقعا در مورد انتخابات سوال دارند بخشي از ملت شريف هستند اما متاسفانه جريان هايي خطرناك بدون اين كه معترضين متوجه باشند خود را در مسير اعتراضات به حق آن ها قرار دادند تا همه چيز را به نفع خود مصادره كنند و اين است خطر بزرگي كه حكم مي كند در شرايط خطير حاضر عليرغم گلايه هاي شديدي كه داريم براي اين كه لطمه اي به اصل نظاممان نخورد سكوت كنيم و حق خود را خيلي آرام و طبق قانون پيگيري نماييم !
هاشمي مي آيد تا در نماز جمعه 26 تير ماه جاري اين حرف ها را بزند . و مگر کار دیگری هم می تواند بکند و حرف دیگری هم می تواند بزند آن هم از تریبون نماز جمعه که ملک طلق رهبر است و اهمیت آن از حضور در صدا و سیما اگر بیشتر نباشد کمتر نیست . اگر قرار بود هاشمی حرف دلش را بزند همان قدر که به او اجازه دادند در صدا و سیما از آبروی به باد رفته خود و خانواده اش پس از تهمت های احمدی نژاد دفاع کند در اینجا هم اجازه می دادند ؟هاشمي مي آيد تا انگشتري رياست جمهوري را با اين بهانه به انگشت احمدي نژاد كند ! بسوزد اين سياست كه پدر مادر ندارد !