تبليغاتX
هوای تازه
اخبار روزانه...تحلیل هفتگی
نگاه هفته 
پنجشنبه 11 مهر 1387 [2008.10.02]

مهرداد شيباني
m.shaibani@roozonline.com

برگرفته از "روز آنلاین"

http://www.roozonline.com

هواکمي سرداست و سردتر مي شود. تازه، هفته دوم پائيز است به سال 1387. يکي که نام رئيس جمهوري ايران را ‏دارد، از برابر ديوار شرم مي گذرد و پشت تريبون سازمان ملل مي رود.نمايندگان کشورهاي مختلف دنيا ـ حتي ‏فلسطيني ها- سالن را ترک مي کنند. حوصله شنيدن انشاي ديگري را ندارند.‏

دولت هاي ديگر کم بودند، حالا دارند کشورهاي عربي همسايه راکه به لحاظ تاريخي به خون ايرانيان تشنه اند، ‏تحريک مي کنند. يک مقام عالي رتبه پليس امارات متحده عربي درباره حضور نيروهاي مخفي ايران در کشورهاي ‏عربي حاشيه خليج فارس هشدار مي دهد. ژنرال ضاحي خلفان مي گويد: "ايران ممکن است بتواند به راحتي هسته هايي ‏از نيروهاي مخفي را در کشورهاي منطقه خليج فارس مستقر کند، در آن صورت کشورهاي عربي نيز قادرند اقدامي ‏مشابه در ايران انجام دهند. "‏

بي بي سي مي نويسد: "پيشتر از قول دو نماينده مجلس کويت نقل شده بود که نيروي قدس سپاه پاسداران در اين کشور ‏‏۲۵هزار عضو دارد."‏

در ميدان بهارستان که همفکران شيخ فضل اله نوري شيرهاي مشروطه اش رابرداشته اند، به مناسبت سالگرد آغاز ‏جنگ هشت ساله با عراق، موشک دوربرد موسوم به شهاب-۳ به نمايش عمومي گذاشته اند. و کم کم،گمان جهاني را ‏تائيد مي کنند که: "ايران به توانايي ساخت سلاح اتمي نزديک مي شود" و "ايران عليرغم پافشاري بر صلح آميز بودن ‏برنامه اتمي اش، به توانايي ساخت کلاهک اتمي نزديک مي شود."‏

البرادعي، که هاشمي رفسنجاني گزارش جديدش را "حركتي ظالمانه و فتنه‌اي جديد" خوانده بود با اشاره به توانمندي ‏بالقوه ايران براي توليد سلاح هسته‌اي مي گويد: "ايران کتاب‎ ‎آشپزي را دارد، اما مواد لازم براي آشپزي را نه‏‎!‎‏"‏
رويداد هاي بعدي نشان مي دهد که صاحبان "موادلازم" که قدرتهاي جهاني باشند، با استفاده از سياست "ماجراجويانه" ‏طالبان ايراني در راس قدرت، دارند براي ايران آشي مي پزند که رويش چند متر روغن ايستاده است.‏

روسيه درآغاز هفته مي گويد: "احتمالا در مذاکرات درباره ايران شرکت نمي کند" اما،بعد از مذاکره با خانم رايس ـ ‏وزير خارجه آمريکا - "ناگهان" در جلسه سران قدرت هاي جهاني براي صدور قطعنامه حضور مي يابد.‏

‏"چيني ها " ي نازنين دومين "متحد" جمهوري اسلامي که به نوشته "سايت امروز" ‏با همان روش روسيه عمل مي ‏کنند، تا جوهر امضاي دريافت 200درصد افزايش قيمت براي بزرگ راه تهران- شمال خشک مي شود، نرم نرمک به ‏جلسه مي روند. و قطعنامه چهارم تصويب مي شود. ‏

سعيد جليلي، دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران که انگار دارد تيتراول کيهان "برادر حسين" را مي خواند قطعنامه ‏جديد شوراي امنيت سازمان را "بيانيه‌اي چند خطي" و بدون نکته‌اي تازه توصيف مي کند.علي لاريجاني، رييس ‏مجلس شوراي اسلامي که سه قطعنامه چند صفحه اي براي ملت ايران به ارمغان آورده است، قطعنامه جديد را ‏‏"چرخش موذيانه" و "تفنن سياسي" گروه ۱+۵ مي نامد و نسبت به عواقب آن هشدار مي دهد.حتما سپاهي فيلسوف ‏مي داند که قطعنامه ها آنقدر کوتاه مي شود، تا به يک کلمه سه حرفي برسد:‏

‏- آتش...‏

و اوضاع نشان مي دهد او در اين فکر است تا با استفاده از تئوري جهانشمول "شکلات" جاي احمدي نژاد رابگيرد و ‏باکمک تجار موتلفه بجاي شکلات، اجناسي را مثل برنج وارد کند که ايران قرنها پيش صادرکننده اش به منطقه بود، ‏و يا درآن بخود کفائي رسيده بود مانند چاي و برنج و شکر. پارچه چادري سياه را هم بگذار همان کره وژاپن وارد ‏کنند که زنانشان از برکت "حجاب اجباري" محرومند.‏

‏ وقتي دبيرکل موتلفه درخواست "اعلام دخل و خرج دولت" را مي کند،علي لاريجاني مي گويد: "تقسيم پول نفت ميان ‏مردم، اقتصاد صدقه پروري است، کارهايي که جنبه‏‎ ‎شکلات براي اقتصاد دارد فقط سرگرمي است." و بعد به جلسه ‏مجلس مي رود که حرفهاي وزير نفت دارد را بشنود که: "براي واردات سوخت در شش ماه آينده به حدود هفت ميليارد ‏دلار بودجه نياز دارد."‏

و در همين حال، نامه طهماسب مظاهري که فقط چند روز است از رياست بانک مرکزي ايران، "رانده شده" منتشر ‏مي شود. به نوشته بي بي سي در اين نامه " وضعيت اقتصاد ايران دشوار و چشم انداز آينده نااميد کننده تصوير شده ‏است. در آن نسبت به رشد نرخ تورم، کاهش سرمايه گذاري، افزايش مصرف ارزي، کسري بودجه ابراز نگراني و ‏تاکيد شده که نرخ تورم در ايران به رکوردهاي جديدي رسيده و اين کشور «يکي از بزرگترين نرخ هاي تورم را در ‏بين کشورهاي دنيا» دارد."‏

‏ جمهوري اسلامي از اين دوش هاي آب سرد هم بخود نمي آيد. "ايران اسلامي" نخستين کشوري است دردنيا که به ‏استقبال جنگ مي رود؛ و تنهاکشور اسلامي که ماه رمضان را بجاي شادي و خنده ورقص، با اشک و اندوه برگزار مي ‏کند. در همه کشورهاي مسلمان با تکيه بر دانش و تقويم عيد فطر ازپيش معلوم است. درجمهوري اسلامي که رئيس ‏جمهورش با يک انشاي بچگانه تومار"ليبرال دمکراسي" را در هم مي پيچد، مردان عيا بدوشي که فقط دو سال از خود ‏خدا کوچکترند بر بام ها مي روند و با چشماني که خورشيد را نمي بيند، به جست و جوي ماه نو بر مي آيند. و تازه اين ‏روزهائي است که همه سخت سرگرمند. بعد از حراج و غارت ثروت بيکران کشور دارند بسرعت مقامات قدسي را ‏تقسيم مي کنند. مهدي خزعلي – که به نام پدرش شناخته است که قباي امام زمان را اول بار براي احمدي نژاد دوخت – ‏در نامه سرگشاده اي به رهبري مي نويسد: "شما که وارث آدم، نوح، ابراهيم، موسي، عيسي، محمد خاتم الانبياء ص ‏وعلي سيد الاوصياء ع مي باشيد"، "شما که از سلاله پاک پيامبران، اصلاب شامخه،ارحام مطهره و همنام مولاي ‏متقيان ابوالحسنين امام الکونين و الثقلين مي باشيد." ديگر اجازه ندهيد که تا مقام خدائي بالايتان ببرند که دارند مي ‏برند." و برادر حسين شريعتمداري که نمايندگي فروش دستمال يزدي را هم گرفته "در سر مقاله کيهان در باره ‏حضرتعالي" بنويسد: "بر دامن کبرياش ننشيند گرد!"‏

‏ "آيت اله خامنه اي" که سهل است، حتي آبدار چي کيهان هم به اين نامه جواب نمي دهد. خدا که معلوم شد، حتما احمدي ‏نژاد هم پيامبر است، چون منصوب خداست. بعد نوبت مي رسد به بقيه فرزندان امام زمان و اول ازهمه "عوض علي" ‏که بالاخره اعتراف مي کند مدرک دکترايش جعلي است. خبر جعلي بودن ليسانسش هم مي رسد. مي گويند حتي ديپلم هم ‏ندارد. "کميته چي" اسبق،اما زير سايه "بي بي" است که خود معادل فوق دکتراي جعل سند است و ضامن "سلامت" ‏انتخابات بعدي رياست جمهوري که محمد خاتمي اينهمه جوشش رامي زند.‏

بانک پاسارگاد هم درکشوري که "آزادي مطلق" در آن حاکم است، به افتخار شکل گيري "خلافت" اسلامي سکه مي ‏زند. آنهم سکه يک ميليون توماني تا روشن شود که نه تورمي در کار است و نه گراني. پشت سکه هم عکس تخت ‏جمشيد است. بد خواهان مي گويند که اين نقش ونگار به زبان بي زباني روحانيون جمهوري اسلامي را به مغ هاي ‏ساساني وصل مي کند که همين کارها را کردند و ايران را بر باد دادند. نبايد حرفشان را گوش کرد. واقعيت اين است ‏که بانک پاسارگاد هم چهار چنگولي مواظب ميراث ملي و تاريخي ايران است.، درست مثل شوراي شهر اصفهان ‏که"كانون مدافعان حقوق بشر" به آخرين شاهکارش اعتراض دارد: "تصميم و اعلام اخير شوراي شهر اصفهان مبني ‏بر عبور‎ ‎مترو از خيابان کهنسال چهارباغ برخلاف قانون و موازين کارشناسي حکايت مجـددي است از‏‎ ‎فاجعه قانون ‏گريزي و تـجاوز به منافع عمومي. اين تصميم، ميراث ملي و فرهنگي و‏‎ ‎تاريخي ايران را که اعتباري جهاني دارد، ‏مورد حمله قرار داده است‎.‎‏"‏

‏ اين حمله از داخل که سي سال است ادامه دارد، اخبار اين هفته بازهم از حمله خارجي مي گويد که فعلا تبليغاتي و ‏تدارکاتي است. ‏

آلمان و فرانسه اعلام مي کنند: "ايران به ماجراجويي اتمي خود پايان دهد." اين دو کشور بخشي ازمحور نظامي- ‏اقتصادي جديدي هستند که سرهنگ "مک کين" درمناظره خود با اوباما پيشنهاد کرد براي مبارزه با جمهوري اسلامي ‏شکل بگيرد و در گام اول شامل امريکا، فرانسه، آلمان، انگلستان مي شود. او اين محور را "جبهه کشورهاي داراي ‏سيستم دمکراسي" ناميد و تاکيد کرد که اين کشورها ارتش هاي مشترک، اقتصاد مشترک و آرمان هاي مشترک دارند. ‏
دو نامزد اصلي انتخابات آمريکا در اين مناظره که از تلويزيون هاي سراسري آمريکا پخش شد به شدت نسبت به ‏‏"خطر" برنامه اتمي ايران، بخصوص تهديد آن براي اسرائيل هشدار مي دهند.‏

مجلس نمايندگان آمريکا هم دراوج بحران مالي اين کشور، طرح جديدي با هدف گسترش و تشديد تحريم هاي اين کشور ‏عليه ايران تصويب مي کند که هدفش سرمايه گذاري خارجي در ايران است وتحريم هاي فعلي آمريکا را از صنعت ‏نفت و گاز فراتر مي برد و فهرست اقلام ممنوعه براي صادرات يا واردات را گسترش بيشتري مي دهد. ‏

مقامات اسرائيلي هم در روزهاي پاياني هفته مي گويند: "ايالات متحده اخيرا به اين کشور يک سيستم رادار پيشرفته ‏داده که در صورتي که ايران دست به حمله بزند، پيشاپيش به آنها هشدار خواهد داد. اين رادار قادر است حمله با ‏موشک هاي باليستيک را کمي بعد از پرتاب آن رديابي کند."‏

شايد هم براي مقابله بااين خطرات است که فرهاد رهبر با استفاده از تجارب امنيتي خود مشغول اعمال "محدوديت هاي ‏بي سابقه امنيتي در دانشگاه تهران واستقرار گيت هاي الكترونيكي براي کنترل عبور و مرور دانشجويان، اعضاي ‏هيات علمي و کارکنان دانشگاه" است، تا جائي که داد مصطفي تاج زاده را درمي آورد: "آقاي فرهاد رهبر! دانشگاه ‏پادگان نيست، گيت ها را جمع آوري کنيد. دانشگاه تهران را با وزارت اطلاعات مشابه گرفته ايد."‏

وبراي تکميل اين آش پر روغن، تنها خبرنگار فاکس نيوز کم است که او هم راه افتاده و بزودي به تهران مي رسد.‏
سر آشپزهاي امنيتي ماهر جمهوري اسلامي که اخيرا دفتر شبکه العربيه در تهران را به دليل "مواضع ضد ايراني" اش ‏تعطيل کرده اند و عليرغم تامين خواست هايشان توسط تلويزيون فارسي بي بي سي و ازجمله تعيين کادر تحريري، ‏هنوز به آن اجازه تاسيس دفتر در تهران را نداده اند،نه تنها به‎ ‎خبرنگار فاکس نيوز- متعلق به نئو کان ها - مجوز ‏فعاليت در ايران را داده اند، بلکه با نامه نگاري به برخي مراکز‏‎ ‎حساس کشور خواستار همکاري دستگاه هاي مختلف با ‏خبرنگار اين شبکه شده اند‎.‎

آش پر روغني است که در نيمه پائيز درحال جا افتادن است و زبانم لال اگرنوبت آوردنش بر سر سفره هاي مردم ‏شود،چنان دهاني از ايرانيان خواهد سوخت که حمله اعراب ومغولان پيشش به خربزه خراسان مي ماند.‏

رئيس جمهور اسرائيل در آغاز هفته ازپشت تريبون مجمع عمومي سازمان ملل مي گويد: "محمود احمدي‌نژاد خطري ‏براي مردم‎ ‎خود، براي منطقه، براي جهان است. او براي مردم و سنن ايران مايه شرم است‎."‎

ودر پايان هفته بايد پرسيد: "ما ايرانيان که حتي به اعراب و مغولان هم بي دفاع تسليم نشديم، چرانشسته ايم؟ چرا؟"‏

 

کردان؛ عين ديانت و سياست

نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com

noshabehamiri.jpg

آقاي علي کردان ـ يا شايد عوض علي کردان که از اين يکي پرونده فساد جنسي هم افشا شده و اتفاقا توسط برادر اقاي ‏احمدي نژاد ـ عاقبت در کمال‏‎ ‎‏"معصوميت" و البته "مصونيت" خبر از آن داد که "فريب" خورده و "رابط"ي براي او ‏مدرک قلابي گرفته است. اما اهميت اين ماجرا در "فريب"خوردگي آقاي کردان نيست، همه تاسف از آن است که امروز ‏‏"مصالح کشور" به سرنوشت اين "علي"ها و اين "رابط"ها گره خورده است. همان ها که سياست شان عين ديانت شان ‏و ديانت شان عين سياست شان است.‏

لازم نيست داستان آقاي کردان را تا روزهاي پيش از انقلاب پي بگيريم که تحقيقات نشان مي دهد، فوق ليسانس و ‏ليسانس و ديپلمي هم در کار نيست!او هم يکيست از همان ها که در روزهاي انقلاب، وقتي ديگران داشتند براي استقلال ‏و آزادي و رهايي زنداني سياسي و... جان مي دادند، به ضرب بازو، در کميته اي را هل دادند و وارد شدند و بر صندلي ‏کميته چي نشستند و ديگر برنخاستند.از اينان در همه جا بسيارند؛ آنچه پيگيري لازم دارد اين است که چگونه کار به ‏اينجا رسيد؟ ‏

چگونه سورنا هاشمي به جرم نشان دادن سند فساد مسئولي در دانشگاه زنجان، به زندان و محروميت از تحصيل ـ ‏تحصيلي که واقعيست ـ روبه رو مي شود، اما رسيدگي به جعل و دروغ يکي ازاين "علي" آقاها، که سال ها بر مسند ‏مهم ترين مشاغل در جمهوري اسلامي تکيه زده، گره مي خورد با "مصالح کشور"؟ ‏

چرا روستازاده اي محروم و بينوا، به جرمي جنسي از کوه پرت مي شود، اما سردار دستگير شده اي حين پيشنمازي ‏زنان عريان، حتي به سلولي کوچک "هدايت" نمي شود؟ چرا صدها و هزاران نفر به علت جرم هاي ريز مالي، نام شان ‏مي شود "مفسد في الارض" و بر دار مي شوند اما آِيت الله جنتي که سي سال است سرنوشت ميليون ها نفر را دگرگون ‏کرده، با يک "حلاليت طلبي متفرعنانه" مورد تمجيد و تحسين هم قرار مي گيرد؟ چرا...‏

بله؛ ما هم مانند آقاي کردان "به يكباره و با ناباورى كامل" اين روزها را مي نگريم و مي گوييم: "اين امر نه از جهت ‏اهميت مدرک مذكور" بلكه از بابت سياست و ديانتي که به اين روز افتاد، اهميت بسيار دارد؛ اهميتي در حد "مصالح ‏کشور". کشور ما. کشوري که در راس آن دولتي ست مکتبي که بي شک سر و ته داستان آقاي کردان را هم همان گونه ‏سر هم خواهد آورد که ديگرموارد را.‏

به ياد مي آورم پس از حادثه انفجار در دفتر نخست وزيري در دوران محمد علي رجايي و حجت السلام باهنر، آقاياني ‏از همين دست زير تابوت ها سينه مي زدند و گلو مي دريدند که: "دشمن در چه فکريه، ايران پر از کشميريه."‏

و کشميري همان کسي بود که بعدها خبر دادند در انفجار نقش داشته و پس از آن نيز از کشور گريخته است. آقايان اما ‏فکر مي کردند او نيز جزو "شهداي" انفجار دفتر نخست وزيريست و زير تابوت خاليش سينه مي زدند! اينک امروز ‏بايد گفت: حکومت "يکدست" پر از کردان هاست؛ همه هم از يکديگر سند و مدرک و فيلمي دارند براي باج خواهي و ‏‏"مذاکره". همه اسناد هم در صندوقخانه اين مجموعه مافيايي وجود دارد؛ از اسناد مربوط به فساد جنسي قاضي شهر، ‏سعيد مرتضوي تا اسناد فساد مالي مسئول توپخانه شهر، حسين شريعتمداري. از فهرست فسادهاي جنتي ها تا فيلم هاي ‏زارعي ها. ‏

حال در همين امروز که به گفته آقاي لاريجاني، اين "مطلب[پرونده جعل کردان ] ازنظرنمايندگان روشن شده" سئوال ‏اين است که آيا "مطلب" بر آنان نيز که گلو مي درند که سياست ما عين ديانت ماست، روشن شده؟ آنان نيز دريافته اند ‏که رسوايي اين طشت افتاده وهمه گيري صداي منحوسش، به جايي رسيده که بايد کاري کرد؟ فراتر از آن، با اين ‏نوبرها که هر روز از راه مي رسد و هنوز نوک کوه يخ ست، وقتي براي کاري کردن باقي مانده؟ ‏

آقايان! شما نيز مانند محسن کشميري، نه دفتر نخست وزيري، که ايران را به هوا فرستاده ايد؛پس بياييد و مانند او ‏مفتخر از کاري که کرده ايد، ايران ويران را به صاحبانش واگذاريد و بگذاريد زير تابوت هاي خالي تان کساني فرياد ‏بزنند: ايران پر از ديانت بود. پر از سياست بود. پر از مهرورزي، پر از اخلاق. پر از نوآوري، پر از شکوفايي، پر ‏از.....‏

باور کنيد بالاتر از اين سياهي، که خط به خطش را مديون شماييم، رنگي نيست. اگرآخرين شاه پهلوي مي گفت:حکومت ‏بر مشتي پابرهنه، افتخار نيست، حکومت به ياري مشتي کردان و زارعي و شريعتمداري و مرتضوي نيز افتخار نيست؛ ‏مگر آنکه همه کردان باشيد، همه زارعي، همه مرتضوي، همه شريعتمداري، همه جنتي، همه....‏

+ نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 2:9 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

نيما راشدان

نيما راشدان

برگرفته از "خبرنامه ی گویا"

http://news.gooya.com


روز سه شنبه آقای محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری اسلامی ايران و روز چهارشنبه آقای ون جيابو نخست وزير چين در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کردند.
کاش می شد که متن کامل اين دو سخنرانی در اختيار نمايندگان مجلس، فعالان سياسی، همه دولتمردان و تاثيرگذاران بر سياستهای جمهوری اسلامی قرار گيرد، تا آنها که به هر شکل مشغول نقش آفرينی در اين بازی خطرناک اند، بدانند که با خود، دوستان خود، همسايگان، شهروندان و هم ميهنان خود چه کرده و چه می کنند. آدمهايی که هر روز به سراغشان می آيند، دهها و صدها هزار ايرانی آبرومندی که از سر استيصال برای محمود احمدی نژاد و نمايندگان مجلس نامه سی دلاری گدايی می نويسند.
ون جيابو نخست وزير چين، دهها رهبر و نماينده حاضر در مجمع عمومی را مخاطب قرار داده چنين می گويد: ” رقم توليد ناخالص ملی چين در زمره بالاترين اقتصادهای جهان است، با اين حال، رتبه توليد ناخالص سرانه ما کمتر از يکصد کشور ديگر است، دهها ميليون چينی فاقد غذا و لباس کافی اند، چين هنوز يک کشور در حال توسعه است، سطح پايين توليد، کمبود منابع، انرژی و پيامدهای زيست محيطی تداوم روند توسعه را محدود می کند. “(۲)
کمی انصاف داشته باشيد! شما مشغول مطالعه نطق رهبران دو کشور از قاره آسيا هستيد. کشور نخست جمهوری خلق چين نام دارد، کشوری که فقط سال گذشته ۸۰۰ بيليون دلار سرمايه گذاری مستقيم خارجی جذب کرده است، سهم اقتصاد چين از سرمايه گذاری مستقيم خارجی ۱۲۶ برابر جمهوری اسلامی ايران است. چين که جای خود دارد، سهم جمهوری ترکيه ۱۷ برابر ايران است.(۱)
عنوان نطق نخست وزير « يک چين متعهد به اصلاحات، گشايش و توسعه صلح آميز » است. اصلاحات و توسعه اقتصادی دو کليد واژه نطق نخست وزير چين است. در نطق بسيار کوتاه آقای جيابو، واژه توسعه ۱۷ بار و واژه اصلاحات هشت بار تکرار شده است. نخست وزير چين زيربنای رشد اقتصادی چين را دو واژه و تنها دو واژه می داند : « اصلاحات و گشايش»
اجازه دهيد سخنرانی رئيس جمهوری اسلامی ايران را مرور کنيم؛ اولا: محمود احمدی نژاد تقريبا دو برابر و نيم نخست وزير چين سخن گفته است. (۳) ثانيا: آقای احمدی نژاد ۳۵ بار کلمه “خدا” را ذکر کرده و ۴۰ بار به واژه “خدا” ارجاع داده است. توجه کنيد هفته گذشته آقای خامنه ای نماز جمعه تهران را اقامه کرد ايشان مجموعا در دو خطبه طولانی نماز جمعه هيجدهم رمضان برای هزاران مومن روزه دار شيعه، ۲۴ بار واژه “خدا” را به کار برد، ايشان در آخرين ديدار خود با سفرای کشورهای اسلامی، تنها پنج بار از واژه “خدا” استفاده کرد، پنج بار ” خدا” در ديدار رهبر با نمايندگان کشورهای اسلامی و چهل بار خدا در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل در جمع ۱۹۲ کشور جهان. آقايان! می توانيد اين را توضيح دهيد؟ (۴)
نخست وزير چين، بزرگترين دارنده ذخاير ارزی در جهان، سرزمين خود را کشوری در حال توسعه -« a developing country» - می خواند که دهها ميليون نفر از مردمش با فقر و گرسنگی دست به گريبان اند و محمود احمدی نژاد کشوری که حتی توان تامين برق پايتخت خود را ندارد، کشور ايران را «country extremely and very developed and powerful»(۵) می خواند. من گمان نمی برم اين سخنان سخيف و مضحک برای خنداندن ديگران باشد، باور کنيد اعتياد به خودفريبی مهلکترين نوع اعتياد است.
خودفريبی چه دردی از شما دوا می کند؟ مشکل قطع برق و گاز را پايان می بخشد؟ پاسخ خشکسالی و نابودی جامعه کشاورزی است؟ راه حل مشکل واردات کالای ارزان و ورشکستگی صنايع داخلی است؟ آخر کدام حکومت فقط و فقط با اتکا بر دروغ و خودفريبی قادر به تداوم حيات خود شد که شما دومين اش باشيد؟
نخست وزير چين، يک کلمه و حتی کلمه، از تخاصم و تهديد نام نبرد؛ در نطق او واژه های صلح، اقتصاد جهانی، توسعه، همکاری و مشارکت بارها و بارها تکرار شد، کلمه به کلمه نطق وی درباره اقتصاد گلوبال و تاثير آن بر رشد چين و ديگر کشورهای درحال توسعه است. در مقابل رئيس جمهور ايران نطق خود را با آرزوی سلامتی برای امام مهدی شروع می کند و بلافاصله فوران واژه هايی نظير قتل، آدمکشی و نفرت آغاز می شود.
نخست وزير چين در نطق ۱۴۰۰ کلمه ای خود ۳۵ بار واژه چين را به کار برد.
رئيس جمهور ايران در سخنرانی ۳۲۰۰ کلمه ای خود فقط ۵ بار از کلمه “ايران” استفاده کرد که “۴″ بار آن تنها در يک پاراگراف برای توصيف فشار آژانس بين المللی انرژی هسته ای و حمايت مردم از انرژی هسته ای احمدی نژاد است، يعنی تنها جايی که او نيازمند نمايش کاذب حمايت ملی است. آيا نبايد نتيجه گرفت که رئيس جمهور ايران از بردن نام کشورش بيزار است؟ درست به همين دليل تنها “۶″ بار از ايرانيان ياد می کند و بازهم برای توصيف حمايت ايشان از برنامه هسته ای و ديگر هيچ. ۳۲۰۰ کلمه و تنها يک بار ذکر نام ايران، و آن هم به دليل موضوع انرژی هسته ای.
من نه از مخاطبان دائمی خود که از تحليلگران نزديک به نظام سوال می کنم؛ چرا يک رئيس جمهور بايد تا به اين حد از مردمی که به قول شما انتخابش کرده اند، متنفر و بيزار باشد؟ آيا ايشان و فردی که نطق ايشان را نوشته است و آن مقام عاليرتبه ای که ايشان را قبل از پرواز به حضور پذيرفته، و قطعا نطقشان را خوانده اند، همگی از سلامت عقلی و روانی برخوردارند؟
دومين واژه سخنرانی نخست وزير چين “چين” است، می دانيد اولين استفاده از واژه “ايران” چندمين لغت سخنرانی آقای احمدی نژاد است – واژه شماره ۱۸۱۰ او. و می دانيد واژه “فلسطين” چندمين واژه است؟ ۱۵۷ امين واژه . و می دانيد دردآور ترين بخش داستان کجاست؟ آنجا که همه رهبران سخنران مجمع عمومی، در نخستين دقيقه نطق با افتخار نام سرزمين خود را بردند، مانند رهبر چين. اما اين محمود احمدی نژاد بود که به عنوان تنها موجود حاضر در جلسه ۳۲۰۰ واژه غريب و غيرمعمول را بر زبان راند تا از تلفظ نام کشور خويش فرار کند.
نخست وزير چين حتی از يک کشور ديگر جهان به جز چين نام نبرد، رئيس جمهور ايران، فردی که تنها ۵ بار از کشور خودش نام برده است، ۶ بار واژه فلسطين، ۴ بار عراق، ۲ بار افغانستان و لبنان و شش بار صهيونيسم را به کار برد.
او حتی به اين بسنده نکرد و سراغ گرجستان و آبخازيای جنوبی رفت و سری هم به آفريقا زد و درباره استعمار آفريقا، آمريکای لاتين و کشورهای آسيايی سخن گفت، اما تنها از يک واژه مثل طاعون گريخت: ايران. و شرمگينانه بايد گفت که تنها يک موضوع در سخنان احمدی نژاد نيامد، ايران ، مردم ايران ، وضعيت مردم ايران و سرنوشت مردم ايران.
من می توانم برای دهها و صدها سطر، نتيجه گيری تکاندهنده خود از نطق رئيس جمهور ايران را ادامه دهم. می توانم فهم، شعور و درک او را با افرادی چون عبدالله گل و آصف علی زرداری و حتی روسای جمهور فقيرترين کشورهای آفريقايی مقايسه کنم. آنان که همه و همه آمده اند به نيويورک، تا با دست پر برگردند به کشورهای خويش و ثبات، توسعه اقتصادی و اشتغال برای مردمی که آنان را برگزيده اند، به ارمغان آورند. اما در اين ميان يک نفر و تنها يک نفر، با سودای ابلهانه رهبری جهان، جان و مال و زندگی هفتاد و پنج ميليون ايرانی را به بازی گرفته است.
دوستان من! دوستدار انقلاب اسلامی ايران باشيد يا معارض آن، چاره ای نداريد جز اذعان به اين حقيقت که از برکت افرادی نظير آقای ون جيابو، کشور چين ديروز نخستين فضانوردان خود را رهسپار کيهان کرد و حاصل شعور و کنش آدمهايی مثل احمدی نژاد، فروش نفت و صرف درآمد آن برای واردات کاندوم و سيب زمينی است. حاصل گفتمان احمدی نژاد قطع برق است، واردات سيب از مصر است و خودکشی کارگرانی که ماههاست حقوق دريافت نکرده اند.
قبول نداريد نطق نخست وزير چين آقای ون جيابو را با محمود احمدی نژاد مقايسه کنيد.(۶)

منابع :
۱- http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_received_FDI
۲- http://www.un.org/ga/63/generaldebate/china.shtml
۳- نخست وزير چين حدودا ۱۴۰۰ کلمه و محمود احمدی نژاد ۳۲۰۰ کلمه نطق کردند.
۴- http://www.leader.ir خطبه های نماز جمعه گذشته و ديدار خامنه ای با سفرای کشورهای اسلامی
۵- http://edition.cnn.com/TRANSCRIPTS/0809/23/lkl.01.html
۶- طبيعی است که نخست وزير يک حکومت سرکوبگر و مستبد نظير چين را انتخاب کردم تا نشان دهم حکومت ايران حتی عرضه و جربزه ديکتاتوری و تماميت خواهی را هم ندارند چه رسد به دمکراسی.

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

اظهارات عبدالله نوری در برابر روزنامه نگاران
شرکت در انتخابات وقتی صحیح است که رای موثر باشد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۵ مهر ۱٣٨۷ -  ۲۶ سپتامبر ۲۰۰٨


 گروهی از روزنامه نگاران در دیدار با عبدالله نوری از وی خواستند تا سکوت خود را بشکند و نقش فعال تری را در ارتباط با مسایل کشور بر عهده گیرد.
در برابر این درخواست ها عبدالله نوری گفت: بیش تر دوستان به روزه ی سیاسی و سکوت من اشاره کردند. البته واقعآً این طور نبوده، شاید رسانه ای نشده وگر نه جایی که ضرورتی پیش آمده یا حس کردم که لازم است حرفی گفته شود،گفته ام. اینکه در سخنان یکی از دوستان مطرح شد که شاید از طرف حکومت به من تذکری داده شده که ساکت باشم هیچکس در دوره پس از زندان با من کاری نداشته. من هم ان شاء الله از کسی نمی‌ترسم که به خاطر تهدیدش فعالیت بکنم یا نکنم. بحث شرایط است. اگر انسان بتواند در جهت توسعه و تعالی کشور گام بردارد و در جهت اصلاحات بنیادین کشور تأثیر گذار باشد موظف به اقدام است و تهدید طرف مقابل هم برای وی نباید هیچ اهمیتی داشته باشد. و حضور را یک وظیفه ی ملی باید تلقی کند.
عبدالله نوری در ادامه با تبیین مرز دموکراسی حقیقی با شبه دموکراسی و با تاکید بر اینکه که شبه دموکراسی را قبول ندارد گفت: در نظام های سیاسی دیکتاتوری، گروه هایی به دنبال شبه دموکراسی می روند در حالی که تلاش در جهت برقراری شبه دموکراسی نوعاً نتیجه بخش نخواهد بود و چه بسا شبه دموکراسی ها به نفع حاکمیت و به زیان مردم تمام شود. اما تاریخ سیاسی جهان نشان داده که هر کجا از همه ی توان در جهت برقراری دموکراسی واقعی استفاده شده و آمادگی برای پرداخت هزینه وجود داشته در نهایت دموکراسی حاصل گردیده است.
عبدالله نوری در بخش دیگری از سخنانش با به رسمیت شناختن تفاوت دیدگاه ها و اهداف در اردوگاه اصلاح طلبان و تقسیم بندی روش ها و نتایج خاطرنشان ساخت: به نظر می رسد رقیب یک دسته بندی اعتدالی و افراطی برای اصلاح طلبان ساخته و متاسفانه برخی اصلاح طلبان از این تقسیم بندی پیروی کرده و نه تنها روش های اعتدالی از دیدگاه خود را پیگیری نمی کنند که برای متهم به افراط نشدن، مواضع معتدلانه خود را به سمت تفریط تقلیل داده اند و مع الاسف برخی پس از هر بار نتیجه نگرفتن از تاکتیک های تفریطی خود، گناه آن را به گردن این و آن می اندازند و شکست خود را متوجه روش هایی می کنند که برچسب افراطی هم به آن زده اند. در خیلی از مسایل انسان فکر می کند که می شود گامی بیشتر و پیشتر بر داشت و با این کوتاه آمدن ها و تفریط ها به هیچ جا نمی توان رسید البته چنانچه با همین روش های اعتدالی، تفریطی هم یک گام به پیش روند، باید خوشحال شد.
عبدالله نوری سپس به تاریخ جنبش اصلاح طلبی در دوازده سال گذشته پرداخت و با ابراز تاسف از فرصتهای به وجود آمده گفت: از این فرصت ها بهره مناسب گرفته نشده است.
وی در ادامه گفت اگر بر سر همان برنامه های اعلام شده در دوره اصلاحات ایستادگی می شد شاید در جهت برقراری دموکراسی واقعی توفیق حاصل می گشت. تجربه امروز در کشور های مختلف جهان نشان می دهد که اگر سر آرمان ها و اصول تان بایستید، قدرت هر چه قدر هم مطلق باشد، عقب می رود اما وقتی شما مرتب از اهداف تان عقب تر بروید، این طرف مقابل است که جلو می آید و فضاها را یکی پس از دیگری می گیرد.
عبدالله نوری تاکید کرد : اگر امروز هم از جریان اصلاحات فردی قصد حضور در انتخابات را داشته باشد،باید با برنامه و اصول و خط قرمزی روشن بیاید و به مردم قول دهد که بر سر این عهد و پیمان ها خواهد ایستاد. اعتقاد دارم که باید به قولی که به مردم می‌دهیم پای‌بند باشیم، انسان باید سر اصولش ایستادگی کند، هزینه بدهد، از تهدیدها و تندی ها نهراسد و برای تحمل سختی ها و نا مردمی ها و حتی حوادث سنگین آمادگی داشته باشد.
وی در قسمت دیگری از سخنانش گفت: من حس می کنم عده کثیری در ایران به دنبال راه برون رفت می گردند اما این راه کدام است،خیلی روشن نیست. اگر در همان زمان، اصلاح طلبان از فرصت به وجود آمده و تمام ظرفیت های خود بهره می گرفتند شاید امروز به یک بن بست سیاسی دچار نمی شدند ظرفیت آن زمان یک واقعیتی بود. اگر بر سر همان برنامه های اعلام شده ایستادگی و همان ها اجرا می شد در برقراری دموکراسی واقعی و جامعه ی مدنی شاید توفیق حاصل می شد. انسان وقتی با مردم عهدی می بندد، نباید دچار تردید شود،این نمی شود که رای از مردم گرفت اما تعامل با دیگران کرد. اگر همان زمان ایستادگی می شد جناح اقتدارگرا تا یک جایی می توانست، کارشکنی کند و نهایتا مجبور به تمکین در برابر رای و خواست مردم می شد، اما فرصتهای از دست رفته بازگشتنی نیستند.
نوری در ادامه سخنانش گفت: انسان نسبت به اوضاع فعلی، تهدیدات و محدودیتهای بین المللی و نیز مشکلات اقتصادی، اجتماعی و ضعف ها و ناتوانیهای موجود و نگرش منفی که نسبت به ایران و ایرانی در سطح بین المللی با پیشینه و تمدن غرورآفرینش به وجود آمده نگران می شود. بنا بر این اگر وظیفه‌ی ملی حکم کند، همه دلسوزان و خیرخواهان باید حضور پیدا کنند. اما واقعآً الان برای من روشن نیست که چه موضعی به سود است، چه موضعی به زیان.
عبد الله نوری در پایان سخنانش و در پاسخ به سوال برخی از خبرنگاران در ارتباط با شرکت در انتخابات گفت: و اما در باره‌ی شرکت در انتخابات باید بگویم که مهم‌ تاثیرگذاریست، اگر احساس شود تک تک آراء مردم در نتیجه انتخابات تأثیر گذار است حضور وظیفه ملی می شود. و لکن چنانچه احساس شود که انتخابات و آراء مردم نمایشی بیش نیست چرا باید شرکت کرد؟ من چون برای رای خود در حد همان یک رأی ارزش قائلم زمانی رأی خواهم داد که رأیم در حد خودش تاثیرگذار باشد و گر نه در انتخابات شرکت نخواهم کرد. دوستان می توانند، هر چیزی خواستند نامش را بگذارند؛ عدم شرکت، تحریم یا انفعال. به اعتقاد من انسان باید برای رای خویش احترام قائل باشد.

سانسور سخنان عبدالله نوری در روزنامه ها و رسانه های نزدیک به اصلاح طلبان 
سخنان عبدالله نوری در جمع روزنامه نگاران که به منزله شکستن سکوت چندین ساله وزیر کشور دوران اصلاحات تلقی می شود، در روزنامه ها و سایت های نزدیک به اصلاح طلبان مجال انتشار نیافت.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز، روزنامه های کار گزاران، اعتماد ،خبرگزاری ها و سایت های نزدیک به اصلاح طلبان از درج متن سخنان نوری که روز دوشنبه انتشار یافته است خودداری کردند.
یک منبع آگاه نزدیک به عبدالله نوری در این خصوص گفت: به دنبال انتشارگزارشاتی گزینشی و جهت دار از سخنان آقای عبدالله نوری در جلسه عصر پنج شنبه با روزنامه نگاران، بنا بر هماهنگی صورت گرفته با ایشان، متن کامل این سخنان برای رسانه های جمعی ارسال شد که متاسفانه هیچ کدام از روزنامه ها اقدام به انتشار آن نکردند.
این منبع آگاه نزدیک به نوری از دلیل سانسور سخنان عبدالله نوری ابراز بی اطلاعی کرد.
با این وجود گفته می شود سخنان صریح عبدالله نوری مبنی بر لزوم ایستادگی در برابر قدرت و آمادگی برای پرداخت هزینه در این راه و همچنین انتقاد او به محمد خاتمی و اصلاح طلبان به دلیل از دست دادن فرصت ها و سرزنش آنان به دلیل"گرفتن رای از مردم و تعامل با دیگران"، یکی از دلایل اصلی عدم پوشش این خبر در رسانه های اصلاح طلبان بوده است.
این در حالی است که محمد خاتمی رییس جمهور سابق و رییس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در سخنانی در جمع اعضای جبهه اصلاحات هواداران خود را به دلیل سر دادن شعار "یا خاتمی، یا هیچ کس" سرزنش کرد.
با وجود انتشار سخنان کامل عبدالله نوری، در سایت های خبری مختلف، سایت یاری نیوز که برای پوشش اخبار و تبلیغ حضور خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری راه اندازی شده است در خبری کذب از پشتیبانی همه جانبه عبدالله نوری از نامزدی خاتمی خبر داده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

اخبار مربوط به زندانیان سیاسی:
۱۲۵ ـ فرزاد حسن میرزائی فعال مدنی و فیلم ساز ساکن بوکان که بدلیل حمایت از فرزاد کمانگر در تاریخ ۲ مرداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید، از سوی دادگاه انقلاب سنندج قرار بازداشت وی به مبلغ ٣۰ میلیون تومان وثیقه تبدیل گردید. نامبرده بدلیل عدم توانائی مالی جهت تودیع وثیقه صادره همچنان در زندان مرکزی سنندج بسر می برد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱/۶/٨۷)

۱۲۶ ـ مادر سجاد رادمهر، دانشجوی دانشگاه تبریز که از ٣۷ روز پیش در بازداشت نهادهای امنیتی بسر می برد، به علت مراجعه به دانشگاه تبریز و پیگیری وضعیت فرزندش، تلفنی از سوی نهادهای امنیتی مورد تهدید قرار گرفت. (امیرکبیر ۴/۶/٨۷)

۱۲۷ ـ منصور رادپور زندانی سیاسی که از تاریخ ۱۶ مرداد در سلول انفرادی زندان گوهردشت بسر می برد، در زندان مورد شکنجه قرار گرفت. سر و دست او باند پیچی شده و صورتش متورم گردیده و همچنان از تاریخ ۱۴ مرداد اعتصاب غذا کرده است. وی در شرایط جسمی بسیار بدی بسر می برد. کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان، نوید خدیوی معاون وی و محمود مغنیان رئیس بند ۴ در شکنجه نامبرده مستقیما نقش دارند. (فعالان حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۵/۶/٨۷)

۱۲٨ ـ علی عباسی زندانی سیاسی آذربایجان که به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم گردیده و در زندان مرکزی اردبیل بسر می برد. براثر حادثه ای انگشتان دست چپ اش در زندان شکسته شده است، بهداری زندان از معالجه وی امتناع می کند و مسئولان زندان از انتقال وی به مراکز درمانی خارج از زندان خودداری می نمایند. دست نامبرده دچار ورم و درد شدیدی گردیده است.(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۵/۶/٨۷)

۱۲۹ ـ حکم بازداشت فرهاد حاجی میرزائی فعال حقوق کودکان خیابانی و بی سرپرست در سنندج، برای مدت ۲ ماه دیگر از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تهران تمدید شد. نامبرده از ۱۲ دیماه سال پیش در اداره اطلاعات سنندج و زندان اوین تهران تحت شکنجه و بازجوئی قرار دارد. (انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ۱۶/۶/٨۷)

۱٣۰ ـ ایمان رضائی عضو انجمن شعر جوانان آمل که از ٣ ماه پیش در زندان بسر می برد، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری خود در زندان آمل دست به اعتصاب غذا زده است. نامبرده بدلیل سخنرانی در مراسم سالگرد اکبر محمدی بازداشت و در دادگاه به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۷/۶/٨۷)

۱٣۱ ـ ساسان بابائی معلم کامیارانی که در شهریور ماه سال ٨۵ به اتهام ارتباط با احزاب کردی به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، بدلیل کشف نامه ای از وی در حمایت از فرزاد کمانگر، از زندان مرکزی سنندج به اداره اطلاعات منتقل شد. وی به مدت ۴۵ روز در سلول انفرادی و تحت شکنجه قرار داشت.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۱٨/۶/٨۷)

۱٣۲ ـ بهروز جاوید تهرانی از زندانیان سیاسی به علت نوشتن نامه ای که در آن شرح شکنجه های اعمال شده در طول ۵۰ روز سلول انفرادی اخیر خود در زندان رجایی شهر کرج را داده است، توسط مسئولین زندان مدت یکماه است که از حق ملاقات با خانواده محروم گردیده است.(فعالان حقوق بشر در ایران ۱٨/۶/٨۷)

۱٣٣ ـ حمیدرضا محمدی زندانی سیاسی که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ۱۱ سال زندان محکوم شده، به دلیل تخطی از قوانین و عدم شرکت در برنامه صبحگاهی زندان، ممنوع الملاقات شد.
(کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۴/۶/٨۷)

۱٣۴ ـ ناجی سلمان کعبی فعال حقوق بشر در اهواز که برای دست یابی به حقوق برابر برای مردم عرب خوزستان تلاش می کند، مدت ٣ ماه است که در زندانهای اهواز تحت شکنجه قرار دارد، بطوری که خطر مرگ جان وی را تهدید می کند. نامبرده طی ٣ ماه گذشته ممنوع الملاقات بوده است. (ایران امروز ۲۵/۶/٨۷)

۱٣۵ ـ سهند علی محمدی، بخشعلی محمدی، عبادالله قاسمزاده، مهدی قاسمزاده و یونس آقایان از زندانیان پیرو مسلک اهل حق( علوی ـ علی اللهی) در زندان ارومیه بدلیل اعلام حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد به سلول انفرادی منتقل شدند.(کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد ۲۵/۶/٨۷)

۱٣۶ ـ هما نیکبخت و نسرین نیکبخت خواهران زندانی سیاسی، محمد نیکبخت توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان گلپایگان بازداشت و مورد بازجوئی قرار گرفتند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی ۲٨/۶/٨۷)

۱٣۷ ـ جمعی از زندانیان سیاسی و مدنی کرد در زندانهای ایران از روز ۴ شهریور حول ۶ خواسته ی زیر در اعتصاب غذا بسر می برند. ۱ ـ اعتراف حاکمیت به هویت سیاسی و مدنی این زندانیان و در پیش گرفتن رفتاری شرافتمدانه با آنان.۲ ـ تجدید نظر در اعدام دستجمعی زندانیان و توقف فوری اجرای احکام اعدام کلیه زندانیان سیاسی و مدنی.٣ ـ پایان دادن به شکنجه ، آزار و رفتارهای غیر انسانی نسبت به کلیه زندانیان. ۴ـ پایان دادن به تبعیض میان زندانیان سیاسی و مدنی و همچنین تبعید آنان و نیز بهبود شرایط زندان. ۵ ـ زندانهای سراسر ایران بدون هیچگونه محدودیتی تحت نظارت سازمانهای حقوق بشری داخلی و جهانی قرار گیرد. ۶ ـ دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جهت تحقق مبانی مسلم حقوق بشر و رعایت اصل انصاف ، مورد اصلاحات اساسی قرار گیرد. اسامی تعدادی از زندانیان که در اعتصاب غذا شرکت کرده اند به شرح ذیل می باشد. هانا عبدی ، روناک صفارزاده ، فاطمه گفتاری ، عدنان حسن پور ، حبیب لطیفی ، ارسلان اولیایی، رئوف ابراهیمی ، ساسان بابایی، یاسر پرویزی، انور حسین پناهی ، فرید عبدی، فریدون محمدی سمان ، جهاندار محمدی و شاکر در زندان سنندج. مسعود کرد پور ، هادی امینی ، کامل خاکنژاد و رسول در زندان مهاباد. هدایت غزالی، صباح نصری، فرهاد وکیلی، و متین ارجان در زندان اوین تهران. عبدالله حسینی ، عارف عبدالله زاده، شاخوان حسینی، علی قورد میلان و خلیل مصطفی رجب در زندان سقز. ثروت آذر نیوش، بختیار اشرفی کیا ، جهانگیر بادوزاده، جواد حاجی لو، محمد حمزه پور، غلامحسین خان عبدی ،داود دفاعی، علی رشیدی، رمضان سعیدی، فریدون سلامت، خلیل سیپان، حمید شبان ، مصطفی علی احمد، سجاد علیزاده ، یوسف آرساز، عادل آشیعانی، علی احمد سلیمان، ایوب ارگین باش، حسن توپوز، ، عزالدین توران ، عبدالرحمان چنگالی، مراد دغر ، یاسین قدیم آرویسی ، ادریس قنبری، شیخ موسی کارتش، کمال وردان ، شریف یاکان ، فواد یلماز ، توفیق نوجوان ، سلیمان عمویی میلان ، جمهور اوزگور ، عمر چاپراز و محمد سعادت در زندان ارومیه.
(کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد ۲٨/۶/٨۷)

نقض حقوق اقلیتهای مذهبی:
۱٣٨ ـ علیرضا منتظرصاحب متهم ردیف سوم پرونده آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی بازداشت گردید. نامبرده در دادگاه ویژه روحانیت به ۴ سال زندان توام با تبعید به زندان دیزل آباد کرمانشاه محکوم شده است. وی در مهرماه ٨۵ بازداشت و پس از ۱۱ ماه با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۹/۶/٨۷)

۱٣۹ ـ اسماعیل صلاحی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به اتهام توهین به خمینی و خامنه ای در شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی جزائی میبد به یکسال حبس محکوم شد. نامبرده مجدداٌ به اتهام تمرد از دستور ماموران امنیتی در دادگاه مورد بازجوئی قرار گرفت. (سایت مجذوبان نور ۱۰/۶/٨۷)

۱۴۰ ـ رامتین سودمند یک ایرانی مسیحی، ۱۲ روز پیش توسط اداره اطلاعات مشهد بازداشت شد. برادر وی به وزارت اطلاعات احضار شده است. پدر نامبرده، کشیش حسین سودمند، ۱٨ سال پیش در زندان مشهد بخاطر گرویدن به دین مسیحیت، به جرم ارتداد اعدام شد. خانواده ایشان با هر وکیلی تماس می گیرند، آن وکیل از سوی مقامات اطلاعات با تهدید روبرو شده و دیگر حاضر به پیگیری پرونده نمی شود. (ایران امروز ۱۱/۶/٨۷)

۱۴۱ ـ مدرسه دینی "ابوحنیفه" از مدارس اهل سنت در شهر زابل توسط نیروهای دولتی با لودر و ماشین آلات سنگین تخریب شد. این مدرسه با ۶۰۰ طلبه دومین مدرسه شورای هماهنگی مدارس اهل سنت استان سیستان و بلوچستان بود و از ۱۷ سال پیش رسماٌ بعنوان یکی از شعبه های حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان فعالیت می کرد. مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: من با یکی از مسئولان صحبت می کردم. به وی گفتم شما ما را در اداره کشور و استان سهیم نکردید، در نیروهای مسلح ما را پاکسازی کردید اما آزادی دینی را از ما نگیرید، سربازان و دانشجویان ما را وادار نکنید که سه وقت نماز را بخوانند زیرا به اعتقاد ما نماز آنها در پنج نوبت واجب است. (بی بی سی ۱۱/۶/٨۷)

۱۴۲ ـ هلاکو رحمانیان ۱۹ ساله که در کنکور سراسری سال ٨۶ با رتبه ۵۴ قبول شده به علت اعتقاد به دیانت بهائی به حکم سازمان سنجش از تحصیل محروم شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱٣/۶/٨۷)

۱۴٣ ـ محمود متین آزاد ۵٣ ساله و آرش بصیرت ۴۰ ساله دو مسیحی که در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ماه توسط مامورین وزارت اطلاعات در شیراز بازداشت شده اند از سوی دادسرای عمومی و انقلاب به ارتداد، تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب و اهانت به خمینی و خامنه ای و مسئولین نظام متهم شدند.
(رادیو فردا ۱۷/۶/٨۷)

۱۴۴ ـ پس از تخریب مدرسه دینی امام ابوحنیفه، ۹ نفر از جوانان اهل سنت توسط ماموران اداره اطلاعات زاهدان بازداشت شدند. اسامی بازداشت شدگان عبارتند از: عبدالرحمن شه بخش، نورمحمد شه بخش، عبدالقادر ناروئی، عزیزالله ناروئی، محمد حسین خلیلی مسئول موسسه فرهنگی خلیلی، محمدرضا رخشانی دستیار محمدحسین خلیلی، دوبرادر مولوی حافظ محمد علی مدیر مدرسه امام ابو حنیفه، عبدالکریم خواهرزاده حافظ محمدعلی. (سنی آنلاین ۱۹/۶/٨۷)

۱۴۵ ـ نیروهای امنیتی با یورش به نقاط مختلف در شهرهای زاهدان و زابل اقدام به دستگیری تعدادی از فعالان فرهنگی بلوچ نمودند. اسامی چهار نفر از بازداشت شدگان به این شرح است: مولوی یوسف اسماعیل زهی داماد مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان ، محمد عمر بلوچ شاعر جوانی که در هفته گذشته شعری را در مراسم نماز جمعه زاهدان خوانده بود ، محمود گله بچه مسئول انتظامات مسجد جامع اهل سنت زابل ، محمد علی گله بچه از فعالان فرهنگی زابل.(فعالان حقوق بشر در ایران ۲۰/۶/٨۷)

۱۴۶ ـ آرمین رحمانی، صمیم پزشکی، نوید خانجانی و حسام میثاقی دانشجویان بهائی محروم شده از تحصیل که به دفتر حجت الاسلام رهبر، نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی مراجعه کرده بودند، توسط نیروهای نظامی و امنیتی لباس شخصی که تماما مسلح به سلاح گرم بودند،به صف شده و با بستن درب و پنجره ها و بیرون نمودن سایر مراجعه کنندگان، اقدام به فضاسازی نموده و آنها را مورد تهدید و برخورد خشن قرار دادند.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۲۲/۶/٨۷)

۱۴۷ ـ پرهام اقدسی دانشجوی سابق رشته فیزیک اتمی مولکولی دانشگاه بوعلی سینای همدان که در کنکور سراسری سال ٨۵ موفق به ورود به دانشگاه شده بود، پس از یک ترم، با استناد به تصویب نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی، بعلت اعتقاد به دیانت بهائی از دانشگاه اخراج شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۵/۶/٨۷)

۱۴٨ ـ رها ثابت ، هاله روحی و ساسان تقوی به علت اعتقاد به دیانت بهایی به اتهام تشکیل دستجات غیر قانونی و تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام در دادگاه به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شدند. نامبردگان از ۱۰ ماه پیش در یکی از بازداشتگاههای اداره اطلاعات شیراز بسر می برند، این افراد بدلیل انجام خدمات اجتماعی و انساندوستانه در محلات فقیر نشین شیراز بازداشت شده اند. (فعالان حقوق بشر در ایران ٣۱/۶/٨۷)

اخبار فعالان جنبش زنان:
۱۴۹ ـ زینب بایزیدی ۲۶ ساله از فعالین کمپین یک میلیون امضاء که در ۱۹ تیر توسط اداره اطلاعات مهاباد بازداشت گردید، در شعبه ۱۰ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به ۴ سال زندان توام با تبعید به زنجان محکوم شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲/۶/٨۷)

۱۵۰ ـ محبوبه کرمی فعال جنبش زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضاء پس از ۷۰ روز بازداشت، با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. (تغییر برای برابری ۵/۶/٨۷)

۱۵۱ ـ فاطمه گفتاری دبیر کمیته مادران صلح و آشتی کردستان، عضو انجمن زنان آذر مهر کردستان و مادر دانشجوی زندانی، یاسر گلی، که به اتهام تبلیغ بر علیه نظام در دادگاه به ٣ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، بازداشت و به زندان مرکزی سنندج منتقل شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۹/۶/٨۷)

۱۵۲ ـ امیر یعقوبعلی از اعضای کمیته پسران کمپین یک میلیون امضاء در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به یکسال حبس که به مدت ۴ سال معلق گردیده، محکوم شد. همچنین نامبرده مکلف شده که هر ۴ ماه یکبار خود را به اداره اطلاعات محل زندگی خود معرفی کند. (تغییر برای برابری ۱۱/۶/٨۷)

۱۵٣ ـ پروین اردلان، جلوه جواهری، مریم حسین خواه و ناهید کشاورز از اعضای کمپین یک میلیون امضاء به دلیل نوشتن مقاله در سایت تغییر برای برابری و زنستان در شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شدند. (تغییر برای برابری ۱۲/۶/٨۷)

۱۵۴ ـ سولماز ایگدر خبرنگار وب سایت کانون زنان ایرانی، همکار سازمانهای غیر دولتی کودکان کار، زنان سرپرست خانوار و خانه کار بچه های شوش، دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد و دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور که در گورستان خاوران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، پس از تحمل ۱۲ روز زندان در سلول انفرادی با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (کانون زنان ایرانی ۱۹/۶/٨۷)

۱۵۵ ـ راحله عسکری زاده و نسیم خسروی از اعضای کمپین یک میلیون امضاء در شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و تبرئه شدند. (تغییر برای برابری ۱۴/۶/٨۷)

۱۵۶ ـ ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار، عضو کمپین یک میلیون امضاء و سردبیر وب سایت کانون زنان ایرانی، به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از فرمان پلیس، در شعبه یکم دادیاری امنیت دادسرای انقلاب تهران توسط بازپرس سبحانی مورد بازجوئی قرار گرفت. در جلسه بازجوئی از حضور مینا جعفری وکیل مدافع ژیلا بنی یعقوب جلوگیری بعمل آمد. بازپرس سبحانی گفت: پرونده موکلتان امنیتی است و حق ندارید در جلسه حضور داشته باشید. (کانون زنان ایرانی ۱۶/۶/٨۷)

۱۵۷ ـ معصومه ضیاء فعال جنبش زنان در شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران به یکسال حبس و ٣۵ ضربه شلاق با ۵ سال تعلیق محکوم شد. ( روز ۲۵/۶/٨۷)

۱۵٨ ـ مرضیه مرتاضی لنگرودی فعال جنبش زنان در شعبه ۱٣ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ۶ ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق و ۲ سال تعلیق محکوم شد. (روز ۲۵/۶/٨۷)

۱۵۹ ـ احترام شادفر عضو کمپین یک میلیون امضاء به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی در شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب و با تائید شعبه ۲۱ به ۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شد. مدت تعلیق ۲ سال می باشد. (تغییر برای برابری ۲۷/۶/٨۷)

۱۶۰ ـ شهناز غلامی روزنامه نگار و فعال جنبش زنان به اتهام تبلیغ علیه نظام با شکایت سپاه پاسداران استان آذربایجان شرقی و وزارت اطلاعات در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز به ۶ ماه زندان محکوم شد. نامبرده از سال ۱٣۶٨ تا ۱٣۷٣ بدلیل فعالیت سیاسی در زندان بسر برده است. (ساوالان سسی ۲۹/۶/٨۷)

اخبار کارگری:
۱۶۱ ـ قدیر سواعدی گفت: ۷۵۰ کارگر قراردادی و دائمی کارخانه لوله سازی خوزستان مدت ۴ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. بیش از ۵۰۰ نفر از کارگران در مقابل منزل عشقی سهامدار عمده این کارخانه در یکی از خیابانهای اهواز دست به تجمع زدند. (ایلنا ۲/۶/٨۷)

۱۶۲ ـ سیاوش قراگزلو مدیر کل دفتر آمار و محاسبات سازمان تامین اجتماعی، تعداد حوادث ناشی از کار در تهران بزرگ را در سال گذشته ٣۱۱۴ مورد اعلام کرد. نامبرده افزود: در سال ٨۵ خورشیدی ۲۴٨٨ مورد حوادث ناشی از کار در تهران بزرگ روی داده است. وی استان کردستان را دارای بیشترین رشد حوادث ناشی از کار دانست و گفت: در سال ٨۵ تعداد ۱۲۴ حادثه، و در سال گذشته ۲۱۵ حادثه رخ داده است که بیانگر رشد ۷٣ درصدی آن است. (ایلنا ۴/۶/٨۷)

۱۶٣ ـ سه کارگر معدن ذغال سنگ "باب نیزو" زرند کرمان به علت گازگرفتگی و ریزش آوار کشته شدند و ۵ کارگر مجروح گشتند. (ایران ۴/۶/٨۷)

۱۶۴ ـ کاظم زارعی عضو شورای اسلامی کار کارخانه چینی سروش گفت: ۱۲۰ کارگر این کارخانه مدت ۵ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. (ایلنا ۴/۶/٨۷)

۱۶۵ ـ منصور اسانلو رئیس سندیکای اتوبوسرانی تهران و حومه از زندان اوین به زندان رجائی شهر منتقل شد. وی قرار بود جهت معاینه چشم به بیمارستان لبافی نژاد منتقل شود. (ادوارنیوز ۴/۶/٨۷)

۱۶۶ ـ به گزارش ستاد اطلاع رسانی فرماندهی آتش نشانی شهرداری اصفهان دو کارگر ۲۵ ساله به نامهای محمد و هادی هنگام گودبرداری ساختمانی در چهارباغ بالای اصفهان کشته شدند. (کیهان ۷/۶/٨۷)

۱۶۷ ـ علی صحرانورد معاون خانه کارگر استان آذربایجان غربی اعلام کرد: ٣۵ کارگر شرکت گلفام مدت ۲ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. (ایلنا ٨/۶/٨۷)

۱۶٨ ـ دو کارگر ساختمان بنامهای رضا ۴۵ ساله و مجید ۱٨ ساله در حال گود برداری، بعلت ریزش آوار، در شهرک باغمیشه تبریز کشته شدند و یک کارگر ٣۵ ساله بنام رامین بشدت مجروح شد. (کیهان ۹/۶/٨۷)

۱۶۹ ـ در اعتراض به عدم دریافت ۲ ماه حقوق معوقه و برخی مزایای شغلی پرداخت نشده، ۲۰۰ کارگر کارخانه شماره یک صنایع فلزی ایران ۲ روز است که دست به اعتصاب زده اند. (ایلنا ۱۰/۶/٨۷)

۱۷۰ ـ حسین شجاعی رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان کرمان اعلام کرد: ۷۰۰ کارگر کارخانه قند بردسیر کرمان مدت ۱۰ ماه است که حقوق نگرفته اند. (ایلنا ۱۱/۶/٨۷)

۱۷۱ ـ کارگران کارخانه لاستیک البرز مدت ۴ ماه است که حقوق و مزایا دریافت نکرده، دفتر چه های تامین اجتماعی آنان از آبان ماه ٨۶ تمدید نشده و همچنین عیدی و پاداش سال ٨۶ آنها نیز پرداخت نشده است. ۴۰۰ نفر از این کارگران برای اعتراض در مقابل نهاد ریاست جمهوری تجمع کردند. (ایلنا ۱٣/۶/٨۷)

۱۷۲ ـ حسین طاهرزاده دبیر اجرائی خانه کارگر استان سمنان اعلام کرد: شرکت دریا فام تولید کننده انواع مواد شوینده تعطیل و ۲۰ کارگر شاغل از کار اخراج شدند. (ایلنا ۱٣/۶/٨۷)

۱۷٣ ـ محمد صالح کامیاری عضو هیئت بازگشائی سندیکای کارگران نقاش توسط نیروی انتظامی بازداشت شد. (سلام دمکرات ۱۴/۶/٨۷)

۱۷۴ ـ ناصر منصوری رئیس صنف سماور سازان گفت : در ۲ سال گذشته ۹۰درصد کارگاه های سماور سازی نعطیل شده اند و مابقی با ۱۰درصد ظرفیت کار می کنند. وی افزود : حدود ۱۵۰۰ نفر شغل خود را از دست داده اند. ( ایلنا ۱۵/۶/٨۷)

۱۷۵ ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرائی خانه کارگر طبس گفت: ٨۰ کارگر شهرداری طبس مدت ٣ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند و بیمه کارگران نیز چندین ماه است که قطع شده است اما کارگران بدلیل ترس از اخراج، سکوت کرده اند. (ایلنا ۱۷/۶/٨۷)

۱۷۶ ـ مجید آوری فرد رئیس سازمان کار و امور اجتماعی استان قم اعلام کرد: ۱۵۰ کارگر شاغل در شرکت صنعت یدک بدلیل افزایش ۲۵۰ درصدی قیمت آهن از کار اخراج شدند. (ایلنا ۱٨/۶/٨۷)

۱۷۷ ـ اقبال رضائی دبیر اجرائی خانه کارگر استان کردستان اعلام کرد: ۲۴ کارگر شرکت صنایع فرش غرب بافت بدون دریافت حقوق و سایر مزایا از کار اخراج شدند. کارگران اخراجی برای اعتراض در مقابل اداره کار و امور اجتماعی دست به تجمع زدند. (ایلنا ۲٣/۶/٨۷)

۱۷٨ ـ ۲۰۰ کارگر شرکت پیمانکاری فلات پارس که سازه های بتونی برای پتروشیمی هرسین کرمانشاه می سازد، ۶ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. (کانون مدافعان حقوق کارگر ۲۴/۶/٨۷)

۱۷۹ ـ حسین طاهرزاده دبیر اجرائی خانه کارگر استان سمنان اعلام کرد: حدود ۲۰۰ کارگر کارخانه رویال چینی سمنان مدت ٣ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین عیدی و پاداش سال ٨۶ کارگران پرداخت نشده است. (ایلنا ۲۵/۶/٨۷)

۱٨۰ ـ سیما ابراهیمی، سوسن رازانی، کیومرث بهشتی زاد، سمیه بهشتی زاد و «نه به ز» نصراللهی از فعالین کارگری سنندج به همراه محمود سلیمی، سعدالله محمدی و عثمان کریمی از فعالین کارگری بانه توسط نیروهای اطلاعاتی برای مدت ۲ روز بازداشت شدند. (کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری ۲۵/۶/٨۷)

۱٨۱ ـ غلامرضا غلامحسینی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی پس از ٨۲ روز بازداشت، با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (ایلنا ۲۶/۶/٨۷)

۱٨۲ ـ کریم صادق زاده دبیر اجرائی خانه کارگر تبریز طی نامه ای به مجمع نمایندگان آذربایجان شرقی در مجلس هشدار داد: در صورت ادغام سازمان تامین اجتماعی با وزارت کار و امور اجتماعی، حداقل ۷۲۰۰۰۰۰ کارگر و بازنشسته ضرر می کنند. نامبرده افزود: نباید امکانات و دارائی های سازمان تامین اجتماعی که به کارگران بیمه شده و بازنشستگان آن سازمان تعلق دارد، بابت جبران ناکارآمدیهای دیگران هزینه شود. بجای هزینه کردن اندوخته بیمه شدگان تامین اجتماعی، بدنبال بازپرداخت بدهی های چند صد میلیاردی دولت به سازمان تامین اجتماعی باشید. (ایلنا ۲۹/۶/٨۷)

قتل مردم توسط نیروهای انتظامی و امنیتی:
۱٨٣ ـ قادر مفصلی و ادریس خضری دوشهروند ساکن ارومیه در منطقه مرزی بر اثر تیراندازی سپاه پاسداران کشته شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱/۶/٨۷)

۱٨۴ ـ یک متهم نوجوان بر اثر تیراندازی ماموران گشت نیروهای انتظامی در خیابان دامپزشکی تهران کشته شد. (کارگزاران ۱۱/۶/٨۷)
۱٨۵ ـ بر اثر تیراندازی ماموران نیروی انتظامی در جاده مهاباد ـ سردشت، یک نفر بنام علی کشته و برادر وی بنام بایزید بشدت مجروح گردید. (موکریان نیوز ۲٨/۶/٨۷)

محکومین به سنگسار:
۱٨۶ ـ گیلان محمدی در بند زنان اصفهان و غلامعلی اسکندری در بند افاغنه ی زندان اصفهان از ۵ سال پیش در دادگاه محکوم به سنگسار شده اند و تا کنون هیچ تغییری در شرایط محکومیت آنها بوجود نیامده است.
(فعالان حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۲۱/۶/٨۷)

محکومین به اعدام:
۱٨۷ ـ محمد به جرم قتل پدرش قربانعلی در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی محکوم به اعدام شد. (اعتماد ملی ٣/۶/٨۷)

۱٨٨ ـ باباخان ولی پور به اتهام اختلاص، ارتشاء و کلاهبرداری در شعبه ۱۰۲ دادگاه خرم آباد محکوم به اعدام شد. (کیهان ۴/۶/٨۷)

۱٨۹ ـ بهمن سلیمیان ۲۷ ساله به جرم قتل مادر بزرگش در شعبه دوم دادگاه عمومی زرین شهر و با تائید دیوانعالی کشور و رئیس قوه قضائیه محکوم به اعدام شد. لازم به یادآوری است که پنج روانپزشک اعلام کردند که متهم بشدت دچار روانپریشی است و از افسردگی شدید رنج می برد. نامبرده در زمان ارتکاب جرم ۱۵ ساله بوده و پس از تحمل ۱۲ سال زندان محکوم به مرگ شده است. (اعتماد ۴/۶/٨۷)

۱۹۰ ـ یک زن ٣۴ ساله به جرم قتل شوهرش، در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۲۷ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد ۶/۶/٨۷)

۱۹۱ ـ احمد ۶۷ ساله به اتهام اغفال قریب ٣۷ زن و دختر در شعبه ۱۶ دادگاه کیفری اصفهان به ریاست قاضی حبیبی و با تائید دیوانعالی کشور به اعدام محکوم شد. (ایران ۷/۶/٨۷)

۱۹۲ ـ سرهنگ اردشیر غلامی فرمانده نیروی انتظامی شهرستان دشتستان در استان بوشهر اعلام کرد: ۱۵۰ متهم به قتل در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند. سرهنگ غلامی با اشاره به حکم اعدام چهار نفر که ۲۰ تیر ماه در یکی از میدانهای شهر برازجان اجرا شد، گفت: ۱۵۰ قاتل در زندان منتظر اجرای حکم قصاص هستند. آنچه اهمیت دارد علنی اعدام کردن است. با اجرای این حکم ها در ملاء عام مردم متوجه می شوند که اگر کسی مرتکب قتل می شود قانون او را مجازات خواهد کرد. (اعتماد ملی ۹/۶/٨۷)

۱۹٣ ـ محسن ۲۴ ساله و مهدی ۲۶ ساله به جرم قتل اسدالله ٣۵ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام شدند. (اعتماد ملی ۱۲/۶/٨۷)

۱۹۴ ـ هانی خواندار و حامد اکبری از متهمان طرح موسوم به ارتقای امنیت اجتماعی پس از تحمل ۱۷ ماه بازداشت در دادگاه محکوم به اعدام شده اند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱٣/۶/٨۷)

۱۹۵ ـ حسین به اتهام قتل در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ۱۰۰ ضربه شلاق و اعدام محکوم شد .
(اعتماد ۱٣/۶/٨۷)

۱۹۶ ـ صفرعلی ۷۰ ساله که به جرم قتل همسرش در دادگاه و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شده، مدت ۲۴ سال است که بصورت بلاتکلیف در زندان بسر می برد، زیرا اولیای دم قادر به پرداخت تفاضل دیه برای اجرای حکم نبودند. (ایران ۱۴/۶/٨۷)

۱۹۷ ـ حسین ۱۹ ساله به جرم قتل علی ٣۰ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و با تائید شعبه ٣۱ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان ارتکاب جرم ۱۷ ساله بوده است. (ایسکانیوز ۱٨/۶/٨۷)

۱۹٨ ـ میثم ۲۰ ساله به جرم قتل علی ۲۲ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست فرید محمدی محکوم به اعدام شد. (کارگزاران ۲۰/۶/٨۷)

۱۹۹ ـ مرتضی به جرم قتل پدربزرگ و مادربزرگش در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد ۲۱/۶/٨۷)

۲۰۰ ـ صفر ۱۷ ساله به جرم قتل مهدی در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد ۲۱/۶/٨۷)

۲۰۱ ـ دو نفر به نامهای آزاد و مصطفی به اتهام قاچاق مواد مخدر در شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب شاهرود و با تائید دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شدند. (کارگزاران ۲۱/۶/٨۷)

۲۰۲ ـ سعید به جرم قتل موسی در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد ۲۱/۶/٨۷)

۲۰٣ ـ میثم ۱٨ ساله و رضا به جرم قتل محمدرضا ٣۵ ساله در شعبه ۱۷ دادگاه کیفری اصفهان محکوم به اعدام شدند. (کارگزاران ۲٣/۶/٨۷)

۲۰۴ ـ زهرا به جرم قتل همسر ۴۲ ساله اش در شعبه ۱۶۰۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ٣۴ دیوانعالی کشور به اعدام محکوم شد. (کاگزاران ۲۵/۶/٨۷)

۲۰۵ ـ اسماعیل ۲۵ ساله به جرم قتل شهرام ٣۲ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عریر محمدی محکوم به اعدام شد. (ایران ۲۵/۶/٨۷)

۲۰۶ ـ رحیم احمدی به جرم قتل رضا ۱۵ ساله در دادگاه شیراز و با تائید دیوانعالی کشور و رئیس قوه قضائیه محکوم به اعدام شد. رحیم در زمان ارتکاب جرم ۱۵ ساله بوده است. (اعتماد ۲۵/۶/٨۷)

۲۰۷ ـ بنیامین رسولی به جرم قتل حسین در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی تردست محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان ارتکاب جرم ۱۶ ساله بوده است. (روز ۲۵/۶/٨۷)

۲۰٨ ـ غلامحسین اسماعیلی دادستان مشهد اعلام کرد: در حال حاضر در زندان مشهد، ۵۰۰ متهم مواد مخدر محکوم به اعدام وجود دارد. (ایسنا ۲۶/۶/٨۷)

۲۰۹ ـ یک جوان دانشجو به جرم قتل یک دانشجوی دیگر در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی محکوم به اعدام شد. (قدس ۲۷/۶/٨۷)

۲۱۰ ـ مهدی به جرم تجاوز به فروزان به حکم دادگاه کیفری همدان و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد ۲٨/۶/٨۷)

احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها:
۲۱۱ ـ علی به جرم قتل افشین ۲۵ ساله، به حکم دادگاه کیفری بجنورد و با تائید شعبه ۴۱ دیوانعالی کشور در زندان بجنورد بدار آویخته شد. (ایران ۲/۶/٨۷)

۲۱۲ ـ احیاء مدهنی به اتهام محارب، افساد فی الارض، سرقت مسلحانه و قطاع الطریق به حکم شعبه دوم دادگاه انقلاب خرم آباد و با تائید دیوانعالی کشور در زندان خرم آباد به دار آویخته شد. (کیهان ۴/۶/٨۷)

۲۱٣ ـ بهنام زارع به جرم قتل مهرداد به حکم شعبه ۵ دادگاه کیفری استان فارس و با تائید شعبه ٣٣ دیوانعالی کشور در زندان شیراز به دار آویخته شد. نامبرده در زمان ارتکاب جرم ۱۵ ساله بوده است. (اعتماد ۶/۶/٨۷)

۲۱۴ ـ پنج نفر به نامهای شبنم ٣۲ ساله به جرم قتل همسرش مجتبی، امین ۲٨ ساله به جرم قتل محمدرضا، مجید به جرم قتل یک پسر بچه ۵ ساله، نجف ۲۶ ساله به جرم قتل برادر همسرش حسین و وحید به جرم قتل محمدرضا، به حکم دادگاه و با تائید دیوانعالی کشور در زندان اوین تهران بدار آویخته شدند. (ایران ۷/۶/٨۷)

۲۱۵ ـ علی رستمی فرمانده نیروهای انتظامی شهرستان نوشهر اعلام کرد: ح.پ.الف به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه نوشهر و با تائید دیوانعالی کشور در زندان نوشهر به دار آویخته شد. (فارس ۱۰/۶/٨۷)

۲۱۶ ـ حسینعلی شهرکی، مجتبی مظفری و حبیب الله پیرولی به جرم قاچیق مواد مخدر، به حکم دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید مراجع عالی قضائی در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. (جمهوری اسلامی ۱۰/۶/٨۷)

۲۱۷ ـ یک مرد به جرم قتل همسرش به حکم دادگاه اراک و با تائید دیوانعالی کشور در زندان مرکزی اراک به دار آویخته شد. (اعتماد ۱٣/۶/٨۷)

۲۱٨ ـ محمد حسین ب به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب اسلامی سمنان و با تائید مراجع عالی قضائی در زندان مرکزی سمنان بدار آویخته شد. (ایران ۱۶/۶/٨۷)



اخبار اجتماعی :
۲۱۹ ـ بر اساس گزارش سازمان تامین اجتماعی در سال ۱٣٨۶، بیست و چهار هزار و هفتاد و پنج نفر در ایران دچار حوادث ناشی از کار شده اند که ۱۱۷ نفر در این حوادث جان خود را از دست داده اند. بر اساس این آمار تعداد حوادث ثبت شده نسبت به سال ۱٣٨۵ هزار نفر بیشتر شده است. این حوادث به دلایلی همچون بی احتیاطی، وسائل بی حفاظ و معیوب، اعلام شده است. (بی بی سی ٣۱/۵/٨۷)

۲۲۰ ـ فاطمه قاسم زاده عضو هیات موسس شبکه یاری کودکان کار و خیابان اعلام کرد: بیش از ۴۰۰ هزار کودک کار در سطح استان تهران وجود دارد. کودکان کار ایرانی بدلیل فشارهای سنگین مالی در تامین هزینه خانواده از کمترین آموزشهای علمی و اجتماعی بهره مند می شوند و بیش از ۹۰ درصد آنها حتی سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند. (ایلنا ٣/۶/٨۷)

۲۲۱ ـ ماموران پلیس امنیت اجتماعی دو دختر جوان را به دلیل رعایت نکردن مصادیق حجاب بازداشت کردند. یک پلیس زن و چهار پلیس مرد، یکی از دختران را که مقاومت می کرد بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و بارها سرش را به جداره بالای خودرو کوبیدند. نیروی انتظامی همچنان موبایل دو پسر جوان را که از حادثه فیلمبرداری کرده بودند را گرفت. (کانون زنان ایرانی ٣/۶/٨۷)

۲۲۲ ـ معاون عملیات اورژانس کشور گفت: بر اثر انفجار یک مین در نزدیکی بیمارستان شهدای سرپل ذهاب دو کودک ۱٣ و ۱۵ ساله کشته و پنج نفر مصدوم شدند. (کارگزاران ۴/۶/٨۷)

۲۲٣ ـ سردار محمود بت شکن رئیس پلیس فرودگاههای کشور اعلام کرد: در راستای اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی و برخورد با هرگونه پوشش بد ، پلیس از سفر ۱۲٨ نفر بدلیل بدحجابی جلوگیری کرده، به ۱۷۱۱۵۱ نفر تذکر داده و از ۶۷۹۹ نفر تعهد کتبی گرفته است. ( ایسنا ۱۰/۶/٨۷)

۲۲۴ ـ دکتر فقیه رئیس سازمان بهزیستی کشور در قم اعلام کرد: طی سال گذشته ٨ میلیون پرونده در قوه قضائیه به ثبت رسیده و انکار آسیب ها نادرست است . وی گفت ٨۰درصد زنان خیابانی که در مراکز بهزیستی نگهداری می شوند بین ۱۵ تا ۲۴ ساله می باشند .( امیرکبیر ۱٣/۶/٨۷)

۲۲۵ ـ سرهنگ مهدی احمدی رئیس مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد: تعداد ۱٣ آرایشگاه مردانه بعلت آرایش غیر متعارف مشتریان خود، توسط پلیس تهران پلمپ شد. (مهر ۱٣/۶/٨۷)

۲۲۶ ـ بدستور اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان خانمهای مراجعه کننده و کارمندان این اداره حق پوشیدن لباس با رنگهای تند و زننده مانند قرمز، زرد و سفید را ندارند. (آفتاب ۱٣/۶/٨۷)

۲۲۷ ـ بدستور مدیر کل راه و ترابری استان کرمان و معاونت راه سازی این اداره کل ورود ارباب رجوع زن به این اداره ممنوع شد. نگهبانان این اداره طبق دستور از ورود زنان که عمدتا نمایندگان شرکتهای پیمانکاری و مهندسین مشاور طرف قرارداد اداره کل راه و ترابری استان کرمان هستند به ساختمان معاونت راه سازی جلوگیری کردند. (تغییر برای برابری ۱۷/۶/٨۷)

۲۲٨ ـ سردار حسین ذوالفقاری جانشین فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد: ۶۵۰۰ نفر در هفته گذشته در ارتباط با ماه رمضان مورد تذکر واقع شده اند. از این تعداد ۷۵۷ نفر از اصناف و ۷۶۶ نفر از رانندگان بوده اند. در این ارتباط ۱۰۲۹ پرونده تشکیل ۲۷۷ حکم قضائی صادر و ۲۰٨ واحد صنفی پلمپ شدند. (اعتماد ملی ۱۹/۶/٨۷)

۲۲۹ ـ سردار رادان رئیس پلیس تهران بزرگ گفت: پلیس با درخواست شهروندان در سه محور جمع آوری معتادان، اراذل و اوباش و افراد بد پوشش و مانکن در حوزه امنیت تفرجگاه ها اقدام می کند. در همین رابطه بیش از ۷ هزار نفر از معتادان پایتخت شناسائی و دستگیر شده اند. (کارگزاران ۱۹/۶/٨۷)

۲٣۰ ـ به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نیروی انتظامی ایلام یک نفر از کارکنان شرکت پیش تازان عمران پارس بر اثر انفجار مین در منطقه دهلران کشته و یک نفر مجروح شد. از مجموع ۱۷۰۰۰۰۰ هکتار اراضی آلوده به مین در دوران جنگ عراق و ایران بیش از ۴۰۰۰۰۰ هکتار آن پاکسازی نشده است. (جمهوری اسلامی ۱۹/۶/٨۷)

۲٣۱ ـ روابط عمومی فرمانداری شهرستان سرپل ذهاب گزارش داد: بر اثر انفجار گلوله خمپاره برجای مانده از زمان جنگ بهمن حاتمی، برهم کاکائی، ادریس دارابی و میلاد پالانی جافی کشته شدند. سن آنان بین ۱۶ تا ۱٨ سال اعلام شده است. همچنین دو نفر مجروح شدند. (کیهان ۱۹/۶/٨۷)

۲٣۲ ـ یک پسر نوجوان ۱۷ ساله به علت اینکه خود را رابط امام زمان معرفی کرده بود، توسط نیروهای انتظامی شهرستان ماهنشان از توابع استان زنجان بازداشت شد. چندی پیش ولی ٣۷ ساله در یکی از روستاهای ساری که خود را رابط امام زمان اعلام نموده بود، توسط پلیس بازداشت گردید. (ایسکانیوز ۲۰/۶/٨۷)

۲٣٣ ـ سازمان پزشکی قانونی ایران اعلام کرد: در ماههای تیر و مرداد سال جاری ۲۲۷ نفر در آبهای استان گیلان، مازندران و خوزستان در اثر غرق شدگی جان خود را از دست داده اند. مازندران ۱۱۹ نفر خوزستان ۵٨ نفر و گیلان ۵۰ نفر غرق شده اند. (ایرنا ۲۴/۶/٨۷)

۲٣۴ ـ حسن عابدی رئیس سازمان پزشکی قانونی گفت: در ۴ ماهه اول سال جاری ٨۱٨٨ نفر بر اثر حوادث ترافیکی در کشور کشته شده اند و ۹٣۰۰۰ نفر مجروح گشته اند. (فارس ۲۴/۶ ٨۷)

۲٣۵ ـ یحیی میرزا محمدی دادستان عمومی و انقلاب تبریز اعلام کرد: با گذشت ۲۰ روز از ماه رمضان حدود ۵۰ روزه خوار در تبریز بازداشت و طبق قانون متحمل ضربات شلاق شده اند. وی افزود: در روزهای آینده اگر ضرورت ایجاب کند احکام صادره از سوی مراجع قضایی علیه روزه خواران در ملاء عام اجرا خواهد شد.(فارس ٣۱/۶/٨۷)




"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

ihrnena@gmail.com       ٣۱/۰۶/۱٣٨۷ برابر با ۲۱/۰۹ /۲۰۰٨

انجمن فعالان حقوق بشر در ایران ـ کانادا: FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com:انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران –   فرانسه
اتحادیه برای دمکراسی در ایران ـ ایتالیا: updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا: adhri۱@yahoo.com
info@bashariyat.de کانون دفاع از حقوق بشر در ایران – آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان:
HRIRNL@gmail.com: کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com:کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران(کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ):
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de: کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
mnrecht@hotmail.comفعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
فعالان دفاع از حقوق بشر: Irantestimonyinfo@irantestimony.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱ مهر ۱٣٨۷ -  ۲۲ سپتامبر ۲۰۰٨

نهادهای مدافع حقوق بشر !
ایرانیان مدافع حقوق بشر !

در این گزارش بخش بسیار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را که توسط این شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانیم:

بین المللی:
۱ ـ سازمان عفو بین الملل به مناسبت بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ اطلاعیه ای صادر کرد. در این اطلاعیه آمده است: بیست سال پس از این که مقامات وقت ایران موجی از اعدامهای گروهی و شتابزده و عمدتأ پنهانی را در مرداد ۶۷ آغاز کردند، عفو بین الملل فراخوان خود را برای به محاسبه کشاندن کسانی که مسئول قتل عام زندانیان بوده اند تجدید می کند. در مورد نقضهای فاحش حقوق بشری از این قبیل، صرف نظر از ارتکاب آنها، هیچ مصونیتی از مجازات نباید وجود داشته باشد. این سازمان همچنین از حکومت ایران می خواهد که از حضور بازماندگان قربانیان در گورستان خاوران در جنوب تهران در روز ۲۹ اوت یا حوالی آن به منظور یادآوری این سالگرد و دادخواهی برای عزیزانشان، جلوگیری نکند. صدها نفر از کسانی که شتابزده اعدام شدند در این گورستان و بسیاری از آنان در گورهای دستجمعی بی نام و نشان دفن شده اند. قوانین بین المللی حقوق بشر ایجاب می کند که مقامات ایران در مورد نقض حق حیات، مانند موارد ارتکابی درباره قتل عام زندانیان تحقیقاتی جامع و بی طرفانه انجام دهند و مسئولان آنرا شناسائی و تسلیم عدالت کنند. کوتاهی در این مورد تاکنون و مدت زمانی که از این کشتار گذشته است، به هیچ عنوان از این مسئولیت نمی کاهد. کسانی که مسئول این کشتار بوده اند، که یکی از بدترین تعدیات ارتکابی در ایران بشمار می رود، باید تحت تعقیب قرار بگیرند و در دادگاهی که قانونی وعادی تشکیل شود، با رعایت همه تضمین های رویه ای لازم، بر اساس استانداردهای بین المللی دادرسی های عادلانه محاکمه شوند. باور بر این است که در مجموع ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر در این جریان اعدام شده اند. (گویا ۱/۶/٨۷)

۲ ـ سازمان جهانی مبارزه با شکنجه و فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر در اطلاعیه ای نسبت به وضعیت مسعود کردپور، خطاب به مقامات ایران، خواهان این شدند که تحت هر شرایطی سلامت روحی و جسمانی وی تضمین و محل زندان وی بصورت عموم اعلام شود و همچنین هر چه سریعتر و بدون هیچگونه قید وشرطی وی را آزاد کنند و اقدامات تهدیدآمیز و آزاردهنده در سطوح قضائی، در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند. (موکریان نیوز ۲/۶/٨۷)

٣ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای نگرانی خود را از وضعیت سلامت و شرایط بازداشت عمادالدین باقی اعلام کردند. در این اعلامیه آمده است: عمادالدین باقی هزینه آزادی بیان خود را در انتقاد از مسئولان حکومتی می پردازد. مسئولانی همچون غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور که هر دو از متهمان قتلهای زنجیره ای و امروز در عالیترین مقامات قضائی و دولتی مشغول بکارند. این روزنامه نگار که از وضعیت جسمی نامناسبی برخوردار است، بی رحمانه از سوی مقامات امنیتی-قضائی مورد بدرفتاری و آزار قرار گرفته است. عمادالدین باقی سردبیر روزنامه های توقیف شده "فتح" و "جمهوریت" و عضو انجمن دفاع از حقوق زندانیان، به سلول انفرادی در بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده است. (گزارشگران بدون مرز ۴/۶/٨۷)

۴ ـ اتحادیه اروپا با صدور بیانیه ای اعدام رضا حجازی در زندان اصفهان را بشدت محکوم کرد. رضا حجازی در ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده بود. کنوانسیون حقوق کودک و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که هر دو به تصویب ایران رسیده است، اعدام افرادی را که در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱٨ سال داشته اند را ممنوع می داند. در این بیانیه یادآوری شده است که اتحادیه اروپا روز نوزدهم اوت قویاٌ از جمهوری اسلامی خواسته بود که تمهیدی بیندیشد تا برای بزهکاران نوجوان شیوه هایی نظیر دادگاه اطفال، محکومیت هایی با هدف آموزش و همچنین کمک به توانبخشی اجتماعی آنان در نظر گرفته شود. (رادیو فردا ۴/۶/٨۷)

۵ ـ کنگره اتحادیه های کارگری انگلستان طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد نسبت به صدور احکام دادگاهی بر علیه فعالان کارگری در ایران و همچنین نحوه برخورد با اتحادیه های کارگری اعتراض کرد. در این اطلاعیه همچنین نسبت به صدور احکام اعدام برای فعالان سیاسی-مدنی از جمله فرزاد کمانگر و دستگیری حسن قربانی و کاوه رستمی اعتراض نمودند. در پایان خواهان آزادی منصور اسانلو رئیس سندیکای اتوبوسرانی تهران و حومه، لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر شده اند. (اخبار روز ۵/۶/٨۷)

۶ ـ سازمان دیده بان حقوق بشر با انتشار بیانیه ای، اعدام بهنام زارع نوجوان ۱۹ ساله ایرانی را محکوم کرد. نامبرده در سن ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده و در سن ۱۶ سالگی به اعدام محکوم شده بود. محمد مصطفائی وکیل مدافع بهنام زارع اعلام کرد: بدون اطلاع قبلی به وکیل و خانواده متهم، وی در زندان شیراز به دار آویخته شد. دیده بان حقوق بشر با ابراز نگرانی از اعدام بهنام زارع و دیگر نوجوانان در ایران، از دستگاه قضائی جمهوری اسلامی خواسته است تا در احکام ۱٣۰ زندانی محکوم به اعدام که در نوجوانی مرتکب جرم شده اند، تجدید نظر کند. در این بیانیه آمده است: ایران از سال ۲۰۰۵ تاکنون دست کم ۲۶ نفر را که همگی پیش از رسیدن به سن قانونی مرتکب جرم شده بودند را اعدام کرده است. (بی بی سی ۶/۶/٨۷)

۷ ـ گزارشگران بدون مرز با صدور اطلاعیه ای اعتراض خود را نسبت به حکم زندان برای روزنامه نگار و نویسنده عرب تبار ایرانی، یوسف عزیزی بنی طرف، اعلام کرد. در این اطلاعیه آمده است: دولت رئیس جمهور محمود احمدی نژاد برای سرکوب روزنامه نگاران اقلیتهای قومی و ملی از دستگاه قضائی سوءاستفاده می کند.از ۷ روزنامه نگار زندانی، ۶ نفر کرد و عرب هستند. پیشبرد این سیاست خفقان باید از سوی همه مدافعان آزادی بیان برای ایران محکوم شود. یوسف عزیزی بنی طرف به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است. (گزارشگران بدون مرز ۶/۶/٨۷)

٨ ـ استوارت هوارد دبیر کل فدراسیون بین المللی حمل و نقل، با انتشار بیانیه ای بازداشت علیرضا ثقفی را محکوم کرد.( رادیو فردا ۷/۶/٨۷)

۹ ـ عفو بین الملل طی اطلاعیه ای در مورد وضعیت پزشکی و سلامتی آیت الله کاظمینی بروجردی ابراز نگرانی کرد. در این اطلاعیه ضمن اشاره به نحوه دستگیری و پروسه دادرسی ایشان، تاکید نمود که پزشک معالج وی با ارسال نامه ای به مقامات قضائی ایران، آنها را از وضعیت وخیم بیماری وی آگاه نموده است. آیت الله بروجردی در اول سپتامبر ۲۰۰٨ بدون اطلاع قبلی توسط دادگاه ویژه روحانیت احضار شد. دادگاه ایشان را به انجام مصاحبه ای مبنی بر تکذیب بیانات خود در روزنامه های دولتی و طلب عفو از مقام رهبری، وادار کرد. (بام آزادی ۱۰/۶/٨۷)

۱۰ ـ حزب چپ سوئد و شماری از نمایندگان این حزب در پارلمان سوئد طی اطلاعیه ای حمایت خود را از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد در ایران اعلام کرده و خواهان این شدند که با جمع آوری یک نیروی گسترده و فشار بر جمهوری اسلامی، او را مجبور به رعایت حقوق بشر نمائیم. لارش اولی دبیر اول این حزب و جانشین وی آلیسه اوسترم از امضاءکنندگان این اطلاعیه هستند.
(کمیته حمایت از اعتصاب غدای زندانیان سیاسی و مدنی کرد ۱۰/۶/٨۷)

۱۱ ـ پل مویست رئیس اتحادیه کارگران خدمات عمومی کانادا طی نامه ای به رئیس جمهور ایران اعلام کرد: اخبار مربوط به صدور احکام تازه زندان و شلاق علیه فعالین کارگری در ایران انزجار ما را برانگیخته است. سوسن رازانی، شیوا خیرآبادی، عبدالله خانی، سید غالب حسینی و خالد حسینی فعالان کارگری به زندان و شلاق محکوم شده اند. در این نامه همچنین درخواست شده که منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد از زندان آزاد شود. در این نامه آمده است: ما از شما می خواهیم همه اتهامات و احکام علیه فعالین کارگری در ایران را پس بگیرید. (اخبار روز ۱۱/۶/٨۷)

۱۲ ـ روبرت کالویل سخنگوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور حقوق بشر گفت: ما از دولت ایران می خواهیم که اعدام محمد فدائی و امیر امراللهی را بدلیل مغایرت آن با موازین بین المللی لغو کرده و از صدور احکام جدید اعدام برای نوجوانان خودداری کند. نامبرده افزود: ایران از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون بیش از ۲۲۰ نفر را اعلام کرده است و در میان آنها، نام ۶ نفر از افرادی که در نوجوانی مرتکب قتل شده اند، وجود دارد. کمیساریای عالی سازمان ملل در امور حقوق بشر همچنین از اعدام بهنام زارع و رضا حجازی که بجرم ارتکاب قتل در زیر ۱٨ سالگی در شیراز و اصفهان بدار آویخته شدند، ابراز نگرانی کرده است. (رادیو فردا ۱۲/۶/٨۷)

۱٣ ـ کمیساریای عالی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد از اعدام نوجوانان در ایران انتقاد کرد. یک سخنگوی کمیساریای عالی شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو اعدام « رضا حجازی» و « بهنام زارع» را نقض حقوق بین المل از سوی ایران توصیف کرد.این دو نوجوان در سن ۱۵ و ۱۶ سالگی مرتکب قتل شده بودند. حکم اعدام هر دوی این جوان ، بدون اطلاع وکیل و خانواده های آنها اجرا شده است. سخنگوی شورای حقوق بشر سازمان ملل می گوید : اعدام این دو نوجوان نقض کنوانسیون حقوق کودک است که دولت ایران آن را امضاء کرده و ملزم به اجرای آن است. ماده ٣۷ کنوانسیون بین المللی حقوق کودک می گوید : حکم اعدام و حبس ابد ، نباید برای جرایمی صادر شود که افراد زیر ۱٨ سال مرتکب شده اند.( دویچه وله ۱۲/۶/٨۷)

۱۴ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای محکومیت چهار وب نگار فمنیست به زندان را محکوم کردند. در این اطلاعیه آمده است: پروین اردلان، جلوه جواهری، مریم حسین خواه و ناهید کشاورز به اتهام تبلیغ علیه نظام، برای نوشتن در سایتهای تغییر برای برابری و زنستان که از حقوق زنان دفاع می کنند، هرکدام به ۶ ماه زندان تعزیری محکوم شده اند. گزارشگران بدون مرز اعلام کردند: تنها جرم این چهار وب نگار انتشار مقالات و نظرات خود بر روی اینترنت است. وب نگاران فمنیست با احضارها و بازجوئی های مکرر قربانی سخت گیری های ناموجه مقامات قضائی هستند. ما خواهان توقف صدور احکام زندان و احضار و آزار وب نگاران و روزنامه نگاران هستیم. (گزارشگران بدون مرز ۱٣/۶/٨۷)

۱۵ ـ فدارسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه با انتشار اطلاعیه ای نگرانی شدید خود را در خصوص محکومیت چهار تن از اعضای کمپین یک میلیون امضاء اعلام کردند. در این اطلاعیه آمده است : دادگاه انقلاب تهران خانم ها پروین اردلان، ناهید کشاورز ، جلوه جواهری و مریم حسین خواه را به اتهام تبلیغ علیه نظام و نوشتن مقالاتی برای دو روزنامه اینترنتی ( زنستان و تغییر برای برابری ) که از حقوق زنان در ایران دفاع می کنند ، به ۶ ماه حبس محکوم کرد. این دو سازمان مراتب نگرانی عمیق خود را نسبت به محکومیت هایی که بر ضد این مدافعان حقوق زنان انجام شده و همچنان نشان دهنده ادامه سرکوب های شدید از سوی دولتمردان جمهوری اسلامی در قبال مدافعان حقوق بشر ، به ویژه فعالان حقوق بشر زنان در کمپین یک میلیون امضاء است اعلام می دارند .(عصر نو ۱۵/۶/٨۷)

۱۶ ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه با انتشار بیانیه ای مراتب نگرانی شدید خود را در خصوص اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد اعلام کردند. در این بیانیه با اشاره به اسامی تعدادی از زندانیان آمده است: این افراد که در زندانهای متفاوت محبوس هستند، نسبت به شرایط نامناسب خود اعتراض دارند و از جمله عدم امکان ملاقات با وکیل مدافع و خانواده و دور نگاه داشته شدن از دیگر زندانیان. اینان همچنان اعتراض خود را نسبت به محاکمه های غیر قانونی شان اعلام می دارند. در این بیانیه از دولت جمهوری اسلامی خواسته شده که شرایط حبس این زندانیان را مطابق با عهدنامه های بین المللی ضمانت کنند. به هر گونه اقدام تهدیدآمیز و آزاردهنده در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند. (گویا ۱۵/۶/٨۷)

۱۷ ـ اتحادیه اروپا با صدور بیانیه ای به رفتار حکومت ایران با عمادالدین باقی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر اعتراض کرد. نامبرده از مهر ماه سال گذشته در زندان بسر می برد. اتحادیه اروپا از مقامات ایرانی خواسته است تا تضییقات علیه عمادالدین باقی را متوقف کنند. آقای باقی باید در بیمارستانی خارج از زندان معالجه شود. همچنین در این بیانیه آمده است: دیگر فعالان حقوق بشر نیز در ایران زیر فشار و آزار و اذیت قضائی قرار دارند. دولت ایران با اقدامات خود پیمان های بین المللی را نقض می کند. (دویچه وله ۱۹/۶/٨۷)

۱٨ ـ سازمان دیده بان حقوق بشر با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد: اگر تنها پنج کشور دیگر به اعدام افرادی که در هنگام کودکی مرتکب جرم شده اند پایان دهند، اجرای پیمان منع اعدام نوجوانان جهانی می شود. در ادامه این اطلاعیه آمده است: از ژانویه ۲۰۰۵ تاکنون ٣۲ مجرم نوجوان در این کشورها اعدام شده اند. ایران ۲۶ مورد، عربستان سعودی ۲ مورد، سودان ۲ مورد، پاکستان ۱ مورد و یمن ۱ مورد. اکثریت اعدامهای مجرمین نوجوان در ایران رخ می دهد. در این کشور قضات می توانند مجازات اعدام را در صورتی که فرد به سن بلوغ رسیده باشد، که بر اساس قوانین ایران ۹ سال برای دختران و ۱۵ سال برای پسران است، اجرا کنند. گفته می شود ایران از آغاز سال ۲۰۰٨ تاکنون ۶ مجرم نوجوان را اعدام کرده که دو مورد از آنها در اوت انجام شده است. بهنام زارع در ۲۶ اوت ۲۰۰٨ و سیدرضا حجازی در ۱۹ اوت ۲۰۰٨. در خال حاضر بیش از ۱٣۰ مجرم نوجوان دیگر به اعدام محکوم شده اند. (دیده بان حقوق بشر ۱۹/۶/٨۷)

۱۹ ـ دیده بان حقوق بشر ، اتحادیه بین المللی سازمانهای غیر دولتی و دانشکده حقوق دانشگاه پنسیلوانیا امریکا خواستار آزادی فوری مهدی ذاکریان شدند. مهدی ذاکریان استاد اسبق دانشگاه تهران، استاد دانشگاه آزاد پیش از دستگیری، مدیر گروه اسرائیل شناسی در مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، رئیس هیئت تحریریه فصلنامه مطالعات منطقه ای: اسرائیل شناسی-امریکا شناسی، عضو هیئت مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران در دوره چهارم گفتگوهای حقوق بشری ایران و اتحادیه اروپا و رئیس مرکز آموزش های کاربردی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خاجه که در انتظار ویزای خود برای سفر به امریکا جهت تدریس در دانشکده حقوق دانشگاه پنسیلوانیا بسر می برد، توسط وزارت اطلاعات در اواسط ماه اوت بازداشت گردید. (رادیو فردا ۱۹/۶/٨۷)

۲۰ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای خواهان آزادی روزنامه نگار زندانی، محمود پورکرد شدند. در این اطلاعیه آمده است: تنها جرم این آموزگار و مدافع حقوق بشر، مصاحبه با رسانه های بین المللی و رسانه های محلی درباره تشدید سرکوب در کردستان و وخامت وضعیت حقوق بشر در این استان در چند سال اخیر است. گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی فوری مسعود کردپور و ۵ روزنامه نگار زندانی در ایران هستند.
(گزارشگران بدون مرز ۲۰/۶/٨۷)

۲۱ ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار یک بیانیه مطبوعاتی نگرانی خود را از وضعیت زندانیان سیاسی و مدنی کرد که در زندانهای ایران به اعتصاب غذا دست زده اند، اعلام کرد: این سازمان خواستار توقف شکنجه، فشار و رفتار غیر انسانی علیه زندانیان و آزادی بدون شرط تمام زندانیان عقیدتی شد. بیش از ۵۰ زندانی کرد، هم اینک در اعتراض به شکنجه، اعدام و نقض مستمر حقوق بشر، از ۴ شهریور دست به اعتصاب غذا زده اند. سازمان عفو بین الملل در پایان خواهان لغو تمام احکام اعدام شده است. (اخبار روز ۲۲/۶/٨۷)

۲۲ ـ دیده بان حقوق بشر طی فراخوانی، خواهان توقف اعدام نوجوانان در ایران شد. این فراخوان توسط سازمان عفو بین الملل، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر ، سازمان جهانی مبارزه با شکنجه وکمپین بین المللی حقوق بشر در ایران حمایت می شود. تاکنون بیش از ٣۲۰ سازمان و افراد مدافع حقوق بشر و کودک در سراسر جهان این بیانیه را امضاء و اعلام حمایت کرده اند. (گویا ۲۷/۶/٨۷)

اخبار دانشجویی:
۲٣ ـ جمال انصاری رئیس دادگستری استان زنجان اعلام کرد: دختر دانشجوئی که حسین مددی معاون دانشگاه زنجان قصد تعرض به وی را داشته، ۴۲ روز در بازداشت بسر برده است. که به داشتن روابط نامشروع با دکتر مددی متهم می باشد. همچنین در حال حاضر وی و خانواده حاضر به شکایت از دانشجویانی هستند که جریان تعرض دکتر مددی را فیلمبرداری کرده بودند. لازم به یادآوری است که وی در اظهارات قبلی خود اعلام کرده بود که بین دختر دانشجو و دکتر مددی صیغه محرمیت جاری بوده و وی حاضر به شکایت از دانشجویان نیست. (ادوارنیوز ۹/۶/٨۷)

دانشجویان: بازداشت شده
۲۴ ـ پلیس امنیت ۷ دانشجوی پسر و ۵ دانشجوی دختر را به اتهام اجتماع غیر قانونی در پارک لاله تهران بازداشت کردند. اسامی ۵ نفر از بازداشت شدگان عبارتند از: بیتا صمیعی زاد، الهام احسنی، نیما نحوی، حامد محمدی و نادر احسنی. تعدادی از بازداشت شدگان با قید ضمانت آزاد شده اند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی ۲/۶/٨۷)

۲۵ ـ فاروق معروفی و مصلح فتاح پور دانشجویان دانشگاه تربیت معلم پس از احضار به دادگاه انقلاب کرج بازداشت شدند. (ایلنا ٣/۶/٨۷)

۲۶ ـ رضا نگهداری دانشجوی دانشگاه تهران پس از ۷۲ ساعت بازداشت و بازجوئی از زندان نیروهای امنیتی در شهرستان ملایر آزاد شد. وی به اتهام شرکت در تجمعات کوی دانشگاه تهران به ۲ ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است. (امیرکبیر ۷/۶/٨۷)

۲۷ ـ انور ساعد موچشی دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین اللمل دانشگاه بهشتی تهران خبرنگار هفته نامه های آسو و کرفتو ، عضو کانون نویسندگان کرد و عضو کمیته دفاع از حقوق بشر استان کردستان به همراه یعقوب ساعد موچشی فعال حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت شدند .( روژ هلات ۷/۶/٨۷)

۲٨ ـ مجید ماکوئی دانشجوی دانشگاه مالک اشتر اصفهان و از فعالین آذربایجانی، توسط نیروهای امنیتی در شهرستان خوی بازداشت گردید. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۱/۶/٨۷)

۲۹ ـ مهدی خسروی، امین ریاحی و حمیدرضا امیر خانی از فعالین دانشجوئی دانشگاه فردوسی مشهد که قبلاٌ در کمیته انضباطی هرکدام به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. جرم این دانشجویان چاپ نشریه ای انتقادی بنام "محاوره" می باشد. (امیرکبیر ۱٣/۶/٨۷)

٣۰ ـ محمد صیادی عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان و سردبیر نشریه دانشجوئی "روزها" توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. نامبرده قبلا ۴ بار در کمیته انضباطی دانشگاه به علت فعالیتهای دانشجوئی مورد بازجوئی قرار گرفته بود. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲٣/۶/٨۷)

٣۱ ـ امین شجاع دانشجوی دانشگاه تربیت معلم که به حکم دادگاه انقلاب کرج بازداشت شده بود، پس از ۴ روز با قرار کفالت از زندان آزاد شد. (امیرکبیر ۲۴/۶/٨۷)

٣۲ ـ محمد شریفی ، سیوان فرخزادی و امین آریا دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران که بدستور دادگاه انقلاب کرج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند، با قرار کفالت از زندان آزاد شدند. (امیرکبیر ٣۰/۶/٨۷)

٣٣ ـ سهراب سگوند دانشجوی رشته باستان شناسی دانشگاه دزفول و وبلاگ نویس، توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان شوش بازداشت شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۹/۶/٨۷)

٣۴ ـ هستی خضروی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر و عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت بدستور دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوین منتقل گردید.(ادوارنیوز ٣۱/۶/٨۷)

توقیف سایتها و نشریات دانشجویی:
٣۵ ـ نشریه دانشجوئی "راه سوم" پس از انتشار یک شماره به علت درج اخبار مربوط به دانشگاه زنجان و نشریه دانشجوئی "بانو" پس از انتشار دو شماره بدلیل چاپ عکس بدون روسری از سوسن تسلیمی، جهت بازجوئی به کمیته ناظر بر نشریات دانشجوئی دانشگاه علوم پزشکی شیراز احضار شدند. (خبرنامه شیراز ۱٣/۶/٨۷)




دانشجویان: احضار :
٣۵ ـ مهران عباس زاده دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم اعلام کرد: بیش از ۴۰ نفر از دانشجویان به علت شرکت در تحصن ۴۰۰۰ نفری دانشجویان جهت محاکمه به کمیته انضباطی احضار شده اند. (امیرکبیر ۱/۶/٨۷)

٣۶ ـ علی کانتوری از فعالان دانشجوئی چپ جهت محاکمه به شعبه ۲ دادگاه انقلاب احضار شد. نامبرده در آذر ماه بازداشت و پس از ٣ ماه از زندان اوین آزاد شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱/۶/٨۷)

٣۷ ـ شبنم مددزاده، فیروزه صداقتی، رقیه سعیدی، امین شجاع، امین آریا، عباس رشیدی، امیر سالاری، محمد شریفی و سیروان فرخزادی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم با شکایت رئیس دانشگاه جهت محاکمه به دادگاه انقلاب کرج احضار شدند. (امیرکبیر ٣/۶/٨۷)

٣٨ ـ مرتضی اصلاحچی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبائی جهت محاکمه به دادگاه انقلاب احضار شد. نامبرده سال گذشته در ۱٨ تیر و در آذر ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. (ادوارنیوز ۴/۶/٨۷)

٣۹ ـ مهران عباس زاده دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم جهت بازجوئی به دادگاه انقلاب کرج احضار شد. (امیرکبیر ۲۴/۶/٨۷)

۴۰ ـ اشکان مدنی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود جهت بازجوئی به اداره اطلاعات شاهرود احضار شد. نامبرده یکماه پیش به دادسرای انقلاب شاهرود احضار شده بود.(امیرکبیر ۲۵/۶/٨۷)

۴۱ ـ احسان مازندرانی دانشجوی دانشکده خبر دانشگاه جامع به کمیته انضباطی احضار شد.(ادوارنیوز ۲۷/۶/٨۷)

۴۲ ـ مجتبی بیات عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت جهت بازجوئی به شعبه اول بازپرسی دادسرای امنیت، دادگاه انقلاب تهران احضار شد. (ایلنا ۲۷/۶/٨۷)

۴٣ ـ طیبه جهانگیرفام مسئول کمیته زنان و حقوق بشر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و یاسر رحمانی مسئول کمیته سیاسی انجمن جهت بازجوئی به کمیته انضباطی احضار شدند. (اعتماد ۲٨/۶/٨۷)

دانشجویان: بازجویی
۴۴ ـ خانمها صادقی، رهپرور و فیض و آقای سجاد، دانشجویان دانشگاه لرستان به علت حضور در تجمع اعتراضی اردیبهشت ٨۷ در کمیته انضباطی دانشگاه مورد بازجویی قرار گرفتند. (امیرکبیر ٣۱/۶/٨۷)

دانشجویان: محاکمات
۴۵ ـ انوشه آزادبر دانشجوی سابق دانشگاه تهران در دادگاه محاکمه شد. نامبرده ضمن رد تمامی اتهامات موجود، گفته های خود را در جریان بازجوئی، بدلیل فشارهای شدید روحی روانی در زمان بازداشت دانست. وی از جمله دانشجویان چپ بود که در ۱۱ آذر ٨۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۶/۶/٨۷)

دانشجویان: احکام صادر شده
۴۶ ـ صباح نصری دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران و هدایت غزالی دانشجوی روانشناسی دانشگاه علامه طباطبائی به اتهام فعالیت علیه نظام و شرکت در تجمع غیر قانونی در شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سادات، هر کدام به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شدند. این دو دانشجو از ۱٣ ماه پیش در زندان بسر می بردند. (اعتماد ۴/۶/٨۷)

۴۷ ـ محمد مهدی حبیبی دانشجوی دانشکده مهاجر اصفهان و از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پس از ۲۰ روز بازداشت با پرداخت ۵۰۰ هزار تومان جزای نقدی از زندان دستگرد اصفهان آزاد شد.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۵/۶/٨۷)

۴٨ ـ ابراهیم رشیدی شاعر و نویسنده آذربایجانی، مدیر مسئول اسبق نشریه دانشجوئی "الدوز"، سردبیر نشریه "بولوت" و عضو هیئت مدیره تحریریه نشریات "باخیش" و "اویانیش" به اتهام عدم صلاحیت عمومی و بدستور سازمان سنجش از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شد. نامبرده در حال سپری کردن ۵ ماه محکومیت خود در زندان ارومیه می باشد. (امیرکبیر ۹/۶/٨۷)

۴۹ ـ پویان محمودیان، علی صابری و ناصر پویافر بدلیل فعالیتهای دانشجوئی از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند. پویان محمودیان دانشجوی دانشگاه امیرکبیر قبلا بمدت ۷۴ روز در بازداشت بوده و سپس با قرار وثیقه ٨۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. نامبرده در آزمون کارشناسی ارشد سال ٨۷ شرکت کرده و با وجود اخذ کارنامه و موفقیت در کسب رتبه ممتاز ۶ از ادامه تحصیل محروم شده است. (امیرکبیر ۱۶/۶/٨۷)
۵۰ ـ حمید ضیائی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی با شکایت مدعی العموم در دادگاه انقلاب ایلام به پرداخت ۵۰۰۰۰ تومان جریمه نقدی محکوم شد. (امیرکبیر ۱٨/۶/٨۷)

۵۱ ـ فرشید آذرنیوش دانشجوی رشته فقه و حقوق اسلامی دانشگاه بین المللی خمینی قزوین، بصورت غیابی در کمیته انضباطی دانشگاه به یک ترم تعلیق از تحصیل، بدون احتساب سنوات محکوم شد. (امیرکبیر ۲۲/۶/٨۷)

۵۲ ـ خضر رسول مروت دانشجوی رشته ادبیات دانشگاه ارومیه که در تاریخ ۲۴ مرداد بر اثر تیراندازی سپاه پاسداران مجروح و بازداشت شده بود، در دادگاه انقلاب مهاباد به ٣ سال حبس تعزیری محکوم گردید.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۲۴/۶/٨۷)

۵٣ ـ علی داوودی دانشجوی حسابداری دانشگاه اصفهان و از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به همراه مازیار معصومی دیگر دانشجوی دانشگاه اصفهان، از سوی کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شدند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ٣۰/۶/٨۷)

۵۴ ـ زینب کوشکی، محمد کریمی و محمد نوروزی دانشجویان دانشگاه لرستان از سوی کمیته انضباطی این دانشگاه به علت حضور در تجمع اعتراضی اردیبهشت ماه ٨۷ که بدنبال مرگ یک دختر دانشجو در خوابگاه دخترانه فاطمیه صورت گرفت، بترتیب به دو ترم و یک ترم محرومیت از تحصیل و استفاده از امکانات رفاهی دانشگاه محکوم شدند. (امیرکبیر ٣۱/۶/٨۷)

دانشجویان صدور قرار وثیقه:
۵۵ ـ ودود اسدی دانشجوی رشته زمین شناسی دانشگاه آزاد رشت و از فعالان آذربایجانی پس از ٣۴ روز بازداشت با قرار وثیقه ۶ میلیون تومانی از زندان لاکان رشت آزاد شد. (ساوالان سسی ٣/۶/٨۷)

۵۶ ـ فرزاد حسن زاده از دانشجویان بازداشتی با قرار وثیقه ٣۰۰ میلیون تومانی از زندان مشهد آزاد شد. وی و توحید دولتشناس از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، در ایام بازداشت، از دانشگاه اخراج شدند. (اعتماد ۴/۶/٨۷)

۵۷ ـ مجید اسدی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبائی پس از ۵۰ روز بازداشت با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. (ادوارنیوز ۴/۶/٨۷)

۵٨ ـ شقایق طباخ دانشجوی دانشگاه تهران که در پارک لاله تهران بازداشت شده بود، با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. (خبرنامه شیراز ۶/۶/٨۷)

۵۹ ـ محمد زراعتی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد، پس از ۴۵ روز بازداشت با قرار وثیقه ٣۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (امیرکبیر ۷/۶/٨۷)

۶۰ ـ محمد حسن جنیدی از دانشجویان چپ دانشگاه زنجان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی و تحریک به تجمع غیر قانونی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، پس از ۵۷ روز با قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (ادوارنیوز ۱۲/۶/٨۷)

۶۱ ـ فاروق معروفی و مصلح فتاح پور دانشجویان دانشگاه تربیت معلم پس از ۱۰ روز بازداشت با قرار وثیقه از زندان کرج آزاد شدند. (امیرکبیر ۱۲/۶/٨۷)

۶۲ ـ امین ریاحی و مهدی خسروی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد که با شکایت اطلاعات سپاه مشهد و بدستور دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند. (ادوارنیوز ۱٨/۶/٨۷)

۶٣ ـ سورنا هاشمی دانشجوی دانشگاه زنجان، که در تاریخ ۲۲ مرداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (ادوارنیوز ۱۹/۶/٨۷)

۶۴ ـ امیر امیر قلی دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین که در برابر گورستان خاوران، محل دفن زندانیان سیاسی اعدام شده در تابستان ۶۷ بازداشت شده بود، پس از ۱۲ روز با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. در مراسم سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی دستکم ۲۰ تن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.(ادوارنیوز ۲۰/۶/٨۷)

۶۵ ـ بهرام واحدی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان پس از تحمل ٣۶ روز بازداشت با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. وی به مدت ۲۱ روز در بازداشتگاه انفرادی اداره اطلاعات زنجان زندانی بود. پیش از وی پیام شکیبا و حسن جنیدی هر کدام با قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بودند.
(امیرکبیر ۲۱/۶/٨۷)
۶۶ ـ جواد علیخانی دانشجوی دانشگاه چمران اهواز که از ۲٨ مهر ٨۶ در بازداشت بسر می برد، پس از ۱۱ ماه بلاتکلیفی با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. نامبرده مدتها در سلول انفرادی بازداشت بود. (امیرکبیر ۲۴/۶/٨۷)

فیلتر کردن سایتهای خبری، جلوگیری از برگزاری مراسم و منحل کردن نهادهای مدنی:
۶۷ ـ نیروهای امنیتی از سخنرانی دکتر حبیب الله پیمان دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز در انجمن حامیان حقوق بشر اصفهان با عنوان "حقوق بشر از نظر تا عمل" جلوگیری به عمل آوردند. (ادوارنیوز ۲/۶/٨۷)

۶٨ ـ سایت "مدرسه فمنیستی" برای پنجمین بار بدستور کمیته فیلترینگ، متشکل از وزارتخانه های: اطلاعات، فرهنگ و ارشاد اسلامی، دادگستری و ارتباطات و فن آوری اطلاعات، فیلتر شد. (کانون زنان ایران ۴/۶/٨۷)

۶۹ ـ هوشنگ کامکار سرپرست گروه موسیقی کامکارها اعلام کرد: بیشتر از ۲ ماه است که درخواست خود را برای اجرای کنسرت در شیراز به دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه داده ایم اما تا امروز به ما هیچ پاسخی نداده اند. حتی پس از آنکه چندین بار نیز موضوع را پیگیری کردیم، باز هم جوابی دریافت نکردیم و به ما مجوز نمی دهند. وی افزود: برای اینکه در خارج از کشور کنسرتی برگزار کنیم هیچ مشکلی نداریم اما برای دریافت مجوز و اجرای کنسرت در داخل کشور با مشکل مواجهیم. (خبرگزاری میراث فرهنگی ۴/۶/٨۷)

۷۰ ـ مجوز فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم به حکم حجت الاسلام مباشری، نماینده نهاد رهبری در هیئت نظارت بر دانشگاه لغو گردید. (ایسنا ۱۰/۶/٨۷)

۷۱ ـ سایت تغییر برای برابری برای چهاردهمین بار و سایت تصویر برابری برای سومین بار فیلتر شدند. همچنین وبلاگ های چهره زن هنرمند در جوانی، اشکها و ترسها و پرنده خارزار فیلتر شدند.(تغییر برای برابری ۱۲/۶/٨۷)

۷۲ ـ بعد از بازدید مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی از زورخانه و مرکز یادمان "شهید حسین همه کسی" در سفر اخیر به همدان، بدستور محاکم قضائی ماموران اداره اماکن نیروی انتظامی اقدام به پلمپ زورخانه نمودند. (ادوارنیوز ۲۴/۶/٨۷)

۷٣ ـ پنجمین و ششمین آدرس وب سایت خبرنامه امیرکبیر همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید بدستور دولت فیلتر شد. (امیرکبیر ۲۵/۶/٨۷)

مطبوعات: اخبار
۷۴ ـ یوسف علویان جانشین مدیر مسئول هفته نامه "عصرظهور" توسط دو نفر مسلح به چاقو و زنجیر مورد حمله قرار گرفت و بشدت مجروح شد. نامبرده جانباز ۷۰ درصدی جنگ می باشد. (نواندیش ۲٨/۶/٨۷)

مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
۷۵ ـ محمد مهدی فقیهی مدیر عامل سایت "انتخاب" به اتهام نشر اکاذیب با شکایت شورای عالی امنیت ملی و استانداری فارس جهت محاکمه به شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران احضار شد. (ایسنا ۶/۶/٨۷)

۷۶ ـ سعید حقی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "ملت" و رضا تهرانی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده کیان جهت محاکمه به شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران احضار شدند. (ایسنا ۱۷/۶/٨۷)

۷۷ ـ محمودرضا امینی مدیر عامل خبرگزاری "موج" به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، جهت محاکمه به شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران احضار شد. (ایسنا ۲۵/۶/٨۷)

۷٨ ـ محسن میردامادی مدیر سایت "نوروز" سایت خبری جبهه مشارکت ایران اسلامی به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت وزارت کشور، جهت محاکمه به شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران احضار شد. (نوروز ۲۶/۶/٨۷)

۷۹ ـ صدیق مینائی روزنامه نگار و همکار هفته نامه توقیف شده "آسو" با شکایت اداره کل اطلاعات استان کردستان، دادسرای سنندج و مدیرکل ارشاد استان جهت محاکمه به شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری سنندج احضار شد. (موکریان نیوز ۲۶/۶/٨۷)

مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران
٨۰ ـ مدیر مسئول نشریه "لیان" در دادسرای کارکنان دولت مورد بازجوئی قرار گرفت. (ایسنا ۱۰/۶/٨۷)

٨۱ ـ مدیر مسئول هفته نامه "شهروند امروز" با شکایت وزارت بازرگانی در شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجوئی قرار گرفت. (ایسنا ۱۱/۶/٨۷)

مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
٨۲ ـ مدیر مسئول نشریه لغو امتیاز شده "بیداری" در شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد. (ایسنا ۱۹/۶/٨۷)

٨٣ ـ اجلال قوامی عضو تحریریه هفته نامه توقیف شده "پیام مردم" به اتهام تحریک مردم به تخریب اماکن دولتی در جریان اعتراضات مردمی تابستان ٨۴، در شعبه ۱۰٣ دادگاه عمومی سنندج به ریاست قاضی جمال آبادی محاکمه شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۰/۶/٨۷)

مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاهها
٨۴ ـ مدیر سایت اینترنتی "انجمن اندیشمندان ایران اسلامی" به اتهام افتراء و نشر اکاذیب با شکایت سازمان بازرسی کل بانک مرکزی در شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان به ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. همچنین دستور فیلترینگ سایت از سوی دادگاه صادر گردید. (ایلنا ۱۹/۶/٨۷)

٨۵ ـ نعمت احمدی وکیل مدافع روزنامه "اعتماد" اعلام کرد: این روزنامه به اتهام نشر اکاذیب با شکایت مدعی العموم در شعبه ۱۰٨٣ به پرداخت ۶۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد. (ایلنا ۲۵/۶/٨۷)

مطبوعات: بازداشت روزنامه نگاران
٨۶ ـ منزل شخصی مهندس علیرضا صرافی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده دیلماج و عضو شورای ملی صلح که از ٨ روز پیش در بازداشت بسر می برد، توسط ماموران امنیتی به مدت ۴ ساعت مورد تفتیش قرار گرفت. کامپیوتر و لب تاپ فرزند وی و چندین کارتن کتاب و اسناد تاریخی را ضبط کرده و با خود بردند.
(ساوالان سسی ۲٨/۶/٨۷)

اخراج روزنامه نگاران:
٨۷ ـ بدنبال انتشار روزنامه "خورشید" به جای هفته نامه "آتیه" وابسته به سازمان تامین اجتماعی بسیاری از نیروهای با سابقه این هفته نامه از کار اخراج شدند. خبرنگاران اخراجی دارای قریب به ۱۵ سال سابقه فعالیت مطبوعاتی در حوزه بیمه ای و تامین اجتماعی هستند. (اعتماد ملی ۲/۶/٨۷)

اخبار مربوط به فعالین سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی:
٨٨ ـ در حالی که طی روزهای گذشته بازنشستگی اجباری ۲۱ استاد برجسته دانشگاه تهران اعتراضات جمعی از دانشجویان را به همراه داشت، مسئولان دانشگاه تهران در روزهای گذشته گیتهای امنیتی را در ورودی دانشگاه و خوابگاه ها تعبیه کرده اند. بر اساس این طرح، دانشجویان در هنگام ورود به خوابگاه و دانشگاه، کارت الکترونیک دانشجوئی خود را وارد دستگاه می کنند و بر این اساس کلیه اطلاعات ورود و خروج و مدت حضور آنها در دانشگاه و یا خوابگاه ثبت می شود. (اعتماد ملی ۲/۶/٨۷)

٨۹ ـ دکتر محمد مهدی گرگانی مدیر گروه حقوق بشر و حقوق عمومی دانشکده حقوق علامه طباطبائی بدون درخواست خود بازنشسته گردید. (روز ۴/۶/٨۷)

٨۹ ـ تمامی راه های منتهی به گورستان خاوران توسط نیروهای امنیتی و انتظامی مسدود شده است و کلیه افرادی که برای یادبود بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی به خاوران رفته بودند، ازجمله خانواده های قربانیان ، برگردانده شده اند . همچنین کارت شناسایی و گواهینامه ی افرادی را که برای ورود به جاده منتهی به گلراز خاوران اصرار می ورزید ه اند، ضبط کرده و دستور داده اند که خود را به پلیس امنیت در میدان سپاه معرفی کنند. از جمله افرادی که می بایست خود را معرفی نمایند رضا اقدسی و صبحناز عمرانی می باشند.( سلام دمکرات ٨/۶/٨۷)

۹۰ ـ شعبه دوم دادگاه نظامی ارومیه به ریاست حافظ غفاری رای نهایی خود را در خصوص شکایت چهار خانواده ای که در جریان تیراندازی ماموران انتظامی به تظاهرات مردمی خرداد ٨۵ کشته شده بودند ، را صادر کرد. براساس این حکم به خانواده های توحید آذریون ۲۵ ساله ، همت اسمرزاده ٣۵ ساله، عسگر قاسمی ٣۹ ساله و حسین فتحی ۱۷ ساله از بیت المال دیه پرداخت می شود . همچنین بر اساس حکم صادره به ۴ نفر از مصدومین بنامهای بهرام رمضانی، پرویز عزتی ، میرحبیب رضوی و علیرضا مهران نیز دیه پرداخت می شود .
(ساوالان سسی ۱۲/۶/٨۷)

احضار فعالین سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی به دادگاهها:
۹۱ ـ نیروهای امنیتی در مهاباد جهت بازداشت فاروق سامانی، طراح و کارگردان فیلمهای انیمیشن و ادریس خلیقی وبلاگ نویس، شاعر و مترجم، به منزل نامبردگان مراجعه کرده بودند اما بدلیل عدم حضور نتوانستند آنها را دستگیر کنند. اتهام این دو فعال مدنی، شرکت در تجمع اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران اعلام شده است. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱٨/۶/٨۷)

۹۲ ـ کسری علاسوند عضو مجموعه فعالان حقوق بشر جهت محاکمه به شعبه ۴ دادگاه انقلاب اهواز احضار شد. نامبرده در ۲۲ آبان ٨۶ به اتهام اخلال در نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام بازداشت و پس از ۲ هفته با قرار وثیقه ۷۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱۹/۶/٨۷)

بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی:
۹٣ ـ در پی تجمع اعتراضی مردم مریوان در مقابل دادگستری این شهر نسبت به شایعه مبنی بر آزادی علی نجاتی پدر فرشته نجاتی که بعنوان قتل ناموسی، اقدام به بریدن گلوی دختر ۱٨ ساله اش نموده بود. سی تن از تجمع کنندگان توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. آرش عزیزی، ماردین رحمان نژاد، توفیق سروش و شاهد عزیزی از جمله بازداشت شدگان این تجمع هستند که هویت آنها تاکنون شناسائی شده است.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۲/۶/٨۷)

۹۴ ـ دکتر مهدی ذاکریان ۴۰ ساله دانش آموخته دانشگاه امام صادق ، استاد یار حقوق بشر دانشگاه آزاد اسلامی، رئیس انجمن ایرانی روابط بین الملل، مدیر مسئول فصلنامه مطالعات منطقه ای و مدیر مسئول نشریه مطالعات بین الملل، بیش از دو هفته است که در بازداشت وزارت اطلاعات بسر می برد. مقامات قضائی و امنیتی از اعلام اتهامات وارد شده به وی امتناع کرده اند. (ادوارنیوز ۵/۶/٨۷)

۹۵ ـ علیرضا ثقفی خراسانی عضو کانون نویسندگان ایران، عضو کانون مدافعان حقوق کارگران و سر دبیر ماهنامه توقیف شده "راه آینده" توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. همچنین هاله صفرزاده همسر، و محسن پسر بزرگ نامبرده جهت بازجوئی به مرکز پیگیری وزارت اطلاعات احضار شدند. (رادیو فردا ۶/۶/٨۷)

۹۶ ـ کورش احمدی از فعالان سیاسی کرج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ٣ انفرادی سپاه پاسداران در زندان رجائی شهر منتقل گردید. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۹/۶/٨۷)

۹۷ ـ جعفر اقدامی از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر که برای تهیه گزارش از مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی، به گورستان خاوران مراجعه کرده توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. نامبرده به عنوان زندانی سیاسی قبلا به مدت ۴ سال در زندان رجائی شهر بسر برده است.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۱٨/۶/٨۷)

۹٨ ـ احمد حسین پور فعال آذربایجانی ۲۱ ساله، ۱۰ روز پیش توسط نیروهای امنیتی در تبریز بازداشت شده و تاکنون از سرنوشت و محل نگهداری وی اطلاعی در دست نیست. (ساوالان سسی ۱۹/۶/٨۷)

۹۹ ـ علی افرازا ٣۰ فعال سیاسی با ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت شد. کامپیوتر و دست نوشته های وی نیز توسط مامورین امنیتی ضبط گردید . (فعالان حقوق بشر در ایران ۱۹/۶/٨۷)

۱۰۰ ـ پیام حسینی فعال دانشجوئی، ژیان مظفری فعال مدنی در سنندج و سروه محمدی در مهاباد ناپدید شده اند و جستجوی خانواده های آنها تاکنون به نتیجه ای نرسیده است. (روز ۲۱/۶/٨۷)

۱۰۱ ـ نیروهای امنیتی با یورش به مراسم افطاری در منزل صیاد محمدیان از فعالان آذربایجانی، ۱٨ تن از فعالین شناخته شده آذربایجانی را دستگیر کردند. اسامی بازداشت شدگان به شرح زیر می باشد: مهندس علیرضا صرافی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده دیلماج و عضو شورای ملی صلح ، سعید محمدی (موغانلی) سردبیر نشریه ادبی یاشماق و ناشر ، حسین حیدری مسئول نشریه دانشجوئی اولوس ، مهدی نعیمی اردبیلی شاعر و مدرس زبان ترکی در دانشگاهها ، اکبر آزاد نویسنده مجله وارلیق ، مهندس حسن راشدی نویسنده مجله وارلیق ، مهندس محمد عباسپور ، شهباز ابراهیم نژاد ، یوسف هشیار ،فرهاد رضائی ، رباب عظیمی ، صیاد محمدیان ، عباس نعیمی خوئی ، اکرم نجاری گیوی دبیر سابق خانه فرزندان آذربایجان ،رقیه علیزاده همسر عباس لسانی فعال مدنی زندانی به همراه ٣ فرزندش. لازم به ذکر است که رقیه علیزاده و ٣ فرزندش پی از چند ساعت آزاد شدند اما از مکان سایر بازداشتشدگان اطلاعی دردست نیست. (ساوالان سسی ۲۱/۶/٨۷)

۱۰۲ ـ مهندس حسن رحیمی از فعالان حقوق بشر آذربایجان و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۲/۶/٨۷)

۱۰٣ ـ محمود امانی به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون، دو هفته پیش توسط نیروهای امنیتی در سقز بازداشت گردید. (موکریان نیوز ۲۴/۶/٨۷)

۱۰۴ ـ علی صدیقی ٣۵ ساله فارغ التحصیل رشته ریاضی دانشگاه تبریز، مدیر مسئول اسبق نشریه دانشجوئی "یورد" و از فعالین مدنی آذربایجانی توسط مامورین اداره اطلاعات تبریز بازداشت شد. نامبرده در اردیبهشت سال جاری به مدت یک ماه توسط اداره اطلاعات بازداشت و سپس با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (ساوالان سسی ۲۴/۶/٨۷)
   
۱۰۵ ـ تعدادی از نمایندگان تشکلهای صنفی معلمان سراسر کشور در تهران توسط نیروهای امنیتی و انتظامی بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. اسامی تعدادی از معلمین بازداشت شده به شرح ذیل می باشد: اسماعیل عبدی، مهدی نیک نژاد، پیمان نودینیان، محمود دهقان، محمدتقی فلاحی، مسعود زینال زاده، علی صفر منتجبی، احمد سوری، عباس معارفی، مهدی بهلولی، علی اکبر باغانی، رمضانی، محمود بهشتی لنگرودی، توفیق مرتضی پور، مصطفی سپهرنیا، حمید حمیدی، دارابی، محمد قهرمانی، بهرام اسلامی، سماجت، اسماعیل ریحانی، رضا حاتمی، محمدحسین داوودی، مجتبی ابطحی، ستار زارعی، نورالله برخوردار، نادر قدیمی، گودرز شفیعیان، فرزانفر و ... (انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران ۲۶/۶/٨۷)

۱۰۶ ـ مهدی واحدی مسئول غرفه محصولات فرهنگی آذربایجان در نمایشگاه توانمندیهای استان آذربایجان شرقی توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان میانه بازداشت شد. (ساوالان سسی ۲٨/۶/٨۷)

فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
۱۰۷ ـ دکتر مصطفی علوی که از اسفند ٨۵ در بازداشت بسر میبرد، در دادگاه انقلاب به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی ٣/۶/٨۷)

۱۰٨ ـ علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان ایرانی به جرم شرکت در تجمع اعتراضی معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شد. (ایلنا ۵/۶/٨۷)

۱۰۹ ـ عبدالله محمدی ۵۰ ساله به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون در دادگاه انقلاب پیرانشهر به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی در زندان ارومیه بسر میبرد. (موکریان نیوز ۱۰/۶/٨۷)

۱۱۰ ـ کریم قشقاوی عضو کانون صنفی معلمان ایران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور در دادگاه تجدید نظر به ٣ سال حبس تعلیقی محکوم شد. (امیرکبیر ۱٨/۶/٨۷)

۱۱۱ ـ ابراهیم بایرزاده به اتهام همکاری با احزاب مخالف در دادگاه انقلاب مهاباد به تحمل ۲ سال حبس و تبعید به زندان مراغه محکوم شد. علی بایرزاده به اتهام همکاری با احزاب مخالف در دادگاه انقلاب مهاباد به تحمل ۲ سال حبس و تبعید به زندان تبریز محکوم گردید. نامبردگان از ٣ ماه پیش در بازداشت بسر می برند.
(موکریان نیوز ۲۲/۶/٨۷)

۱۱۲ ـ مهرداد امین وزیری عضو کمیته دفاع از محمود صالحی، که به بهانه گرفتن عکس از محمود صالحی در بیمارستان توحید سنندج توسط ماموران انتظامی بازداشت شده بود، در دادگستری سنندج به پرداخت ٣۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم شد. گوشی تلفن موبایل وی توسط دادگاه ضبط گردید.
(کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری ۲۲/۶/٨۷)

۱۱٣ ـ سالار یاره فعال سیاسی که در تاریخ ۲۴ مرداد بر اثر تیراندازی سپاه پاسداران مجروح و بازداشت شده بود، در دادگاه انقلاب مهاباد به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۴/۶/٨۷)

۱۱۴ ـ پورسلیمان عضو کانون صنفی معلمان و از فرهنگیان بازداشت شده در دادگاه تجدید نظر استان تهران به یکسال زندان و ٣۵ ضربه شلاق با ۵ سال تعلیق محکوم شد. (روز ۲۵/۶/٨۷)

۱۱۵ ـ محمد هاشمی عضو کانون صنفی معلمان در دادگاه تجدید نظر به پرداخت یک میلیون و پانصدهزار تومان جزای نقدی بدل از حبس محکوم شد. (روز ۲۵/۶/٨۷)

۱۱۶ ـ ابراهیم مهرنهاد ۱۶ ساله برادر یعقوب مهرنهاد (روزنامه نگاری که در تاریخ ۱۶ مرداد اعدام شد) به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بدون داشتن وکیل در دادگاه زاهدان به ٣ سال حبس تعزیری و ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شد. وی در زندان مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته است.
(دیده بان حقوق بشر بلوچستان ۲۶/۶/٨۷)

۱۱۷ ـ عطاالله فتحی از فعالان سیاسی منطقه دهگلان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق هواداری از احزاب اپوزسیون در دادگاه انقلاب سنندج به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲٨/۶/٨۷)

۱۱٨ ـ شمس الدین شادی اهل کامیاران که به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون، ۹ ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید، در ۲۴ مرداد در شعبه ۱ دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شد. تاکنون رائی برای نامبرده صادر نشده و در زندان مرکزی سنندج در انتظار حکم دادگاه بسر می برد. (موکریان نیوز ۲٨/۶/٨۷)

۱۱۹ ـ حسن اسدی از فعالان مدنی آذربایجانی که به اتهام عضویت در گروه های مخالف نظام و تبلیغ علیه نظام از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز و با تائید دادگاه تجدید نظر به شش ماه زندان محکوم شده بود، بازداشت و به زندان تبریز منتقل گردید. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۹/۶/٨۷)
۱۲۰ ـ مسعود کردپور ٣۷ ساله، بنیانگذار بنیاد دمکراسی و حقوق بشر کردستان ایران، روزنامه نگار و عضو انجمن دفاع از محیط زیست که در ۱۷ مرداد بدستور قوه قضائیه توسط ماموران اطلاعات بازداشت شده بود. به اتهام تبلیغ علیه نظام، به نفع گروه های مخالف نظام به وسیله مصاحبه با رادیو های بیگانه در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به ریاست قاضی چابک محاکمه شد. برای آزادی وی در رابطه با دو پرونده ی موجود قرار وثیقه ۷۰ میلیون تومانی صادر گردید. (تبریز نیوز ٣۰/۶/٨۷)

صدور قرار وثیقه برای آزادی زندانیان سیاسی:
۱۲۱ ـ مهدی فراهانی شاندیز از آموزگاران مدارس غیر انتفاعی به جرم جمع آوری امضاء برای آزادی منصور اسانلو، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، پس از ٨۰ روز بازداشت با قرار وثیقه ٨۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱/۶/٨۷)

۱۲۲ ـ خانم سما بهمنی اهل بندرعباس از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر که از تاریخ دوم مرداد به علت تلاش برای تهیه گزارشاتی از نقض حقوق بشر در منطقه کردستان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان مرکزی سنندج آزاد شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۰/۶/٨۷)

۱۲٣ ـ مسعود حسین پناهی و شمس الدین حسین پناهی که در تاریخ ۱۹ مرداد به علت شرکت در تجمع مقابل دادگستری سنندج برای اعتراض به حکم اعدام انور حسین پناهی به اتهام اخلال در نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام بازداشت شده بودند، هر کدام با قرار وثیقه ۷۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۶/۶/٨۷)

۱۲۴ ـ حبیب بهمنی اهل بندرعباس عضو مجموعه فعالان حقوق بشر، توسط مامورین اداره اطلاعات در سنندج بازداشت شده بود، پس از ۵۴ روز زندان با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۶/۶/٨۷)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

کميته گزارشگران حقوق بشر

برگرفته از"خبرنامه ی گویا"

تظاهرات دانشجويی تيرماه ۷۸ که در اعتراض به توقيف روزنامه سلام آغاز شده و با حمله نيروهای ناشناس به خوابگاه دانشجويان شدت يافته بود، پس از ۵ روز با سرکوب گسترده نيروهای امنيتی و بازداشت شمار زيادی از دانشجويان و شرکت کنندگان در تظاهرات خاتمه يافت.

هفته های پس از اين قيام، وزارت اطلاعات با صدور اطلاعيه هايی با معرفی چهره هايی به عنوان عوامل اصلی تدارک اين اعتراضات، تعدادی از بازداشت شدگان را به مقابل دوربين های تلويزيونی آورد و آنان اعتراف کردند که کليه اين تحرکات با برنامه ی قبلی طرح ريزی شده بود.

به فاصله چند ماه پس از آن، دادگاهی فرمايشی به محاکمه عوامل حمله به کوی دانشگاه تهران پرداخت که طی آن فرمانده نيروی انتظامی تهران-تنها متهم پرونده- از کليه اتهامات تبرئه شده و زمان دادگاه به يافتن عامل ربايش يک ريش تراش گذشت.


 

در اين مدت شمار زيادی از دانشجويان بازداشت شده در تهران و شهرستان ها در بازداشتگاه توحيد تحت شديدترين شکنجه های جسمی قرار گرفتند و علاوه بر احکام سنگين حبس، ۶ تن از بازداشت شدگان از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شدند. اين حکم سپس در پی اعتراضات گسترده بين المللی، با يک درجه عفو از سوی رهبری به حبس ابد تقليل يافت و پس از آن به ۱۵ سال زندان تبديل شد.

اکبرمحمدی از جمله دانشجويانی بود که به اتهام سازماندهی اعتراضات تيرماه ۷۸، حکم اعدام دريافت کرد. دانشجويان بازداشت شده در جريان اين وقايع می گويند که در بازداشتگاه توحيد، محمدی به دلايلی نامعلوم بيش از سايرين مورد شکنجه قرار می گرفت.

اکبر محمدی دانشجوی مددکاری دانشگاه شهيدبهشتی که در زندان اوين نگهداری می شد، به همراه ساير متهمان اين پرونده تا حدود ۳ سال پس از دستگيری، حق استفاده از مرخصی را پيدا نکرد و علی رغم وعده دستگاه قضايی مبنی بر آزادی دانشجويان زندانی، هيچ يک از محکومان کوی دانشگاه از زندان آزاد نشدند.

محمدی به دليل شرايط نامناسب جسمانی و امراض مختلفی که در اثر شکنجه های جسمی در ايام بازداشت متحمل شده بود، در فاصله سال های ۸۲-۸۴ چندين بار در بيمارستان های مختلف تحت عمل جراحی قرار گرفت. پزشکان معالج به او توصيه کرده بودند که بهتر است ادامه درمان خود را در خارج از کشور دنبال نمايد. وی از ناحيه کمر به شدت احساس ناراحتی می کرد.

در سال ۸۴ نامه ای از سوی پزشکی قانونی ضميمه پرونده اکبر محمدی شد که طی آن، پزشکی قانونی وی را فاقد توان لازم برای تحمل حبس تشخيص داده و از دادگاه تقاضای آزادی وی را کرده بود. طبق اين نامه ، موجود در پرونده محمدی، جان وی در صورت ادامه بازداشت در زندان در مخاطره ی جدی قرار می گرفت.

در پی اين نامه، دادگاه انقلاب با اعطای مرخصی استعلاجی نامحدود به محمدی موافقت کرد. وی در طول حدود ۶ ماه از ايام مرخصی خود، يکبار تحت عمل جراحی قرار گرفت. با اين حال پس از انتشار کتابی حاوی خاطرات وی در ايام بازداشت، در خارج از کشور، نيروهای وزارت اطلاعات در خردادماه ۸۵ با مراجعه به منزل محمدی در آمل وی را بازداشت و مستقيما به زندان اوين انتقال دادند.

محمدی در فاصله خردادماه تا شروع اعتصاب غذايش، چندين بار با نگارش نامه های مختلف و ملاقات با رياست زندان، خواهان اعطای مرخصی و ادامه درمانش در خارج از زندان شد.

زندانيان سياسی در زندان اوين می گويند که او پس از بازگشت دوباره به زندان از وضعيت جسمانی نامناسبی برخوردار بود و به سختی قادر به راه رفتن بوده است.

اکبر محمدی پس از مشاهده عدم پاسخگويی مسئولان به درخواستش، در روز اول مرداد ماه با نوشتن نامه ای اعلام اعتصاب غذا نمود. وی دليل اعتصاب غذايش را عملکرد غيرقانونی وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب در عدم اعطای مرخصی دانست.

۲ روز پس از شروع اعتصاب، وی از سوی وزارت اطلاعات به بند ۲۰۹ احضار و در آنجا تهديد شد که به اعتصاب غذايش پايان دهد. اکبر محمدی در شرح آنچه در ۲۰۹ گذشت، گفته بود:" مأموران وزارت اطلاعات گفته اند که حتی در صورتی که در جريان اعتصاب، بميرد ، برای آنان اهميتی نخواهد داشت."

با اين وجود، محمدی بر ادامه اعتصاب خود اصرار ورزيد و علی رغم اينکه وضعيت جسمانی اش از روز پنجم رو به وخامت رفت. از شکستن اعتصاب خود امتناع نمود. وی در طی مدت ۱۰ روز، دو بار به بهداری اوين انتقال يافت که بار دوم به مدت دو روز در بهداری بستری شد. اما از دريافت سرم خودداری کرد.

عصر نهم مردادماه، وی توسط برانکارد به بند ۳۵۰ انتقال يافت. زندانيان سياسی در تماس هايی جداگانه وضعيت جسمانی او را وخيم دانستند. ساعت ۹ شب پس از آنکه وضعيت او رو به وخامت رفت، زندانيان او را به بهداری اوين منتقل کردند، اما در ميانه راه وی دچار ايست قلبی شد و جان باخت.

پيکر وی که برای تشخيص علل مرگش به پزشکی قانونی انتقال يافته بود، ۲ روز پس از مرگ، بدون اطلاع خانواده اش به روستای چنگه ميان منتقل و به خاک سپرده شد. پدر و مادر اکبرمحمدی که در زمان مرگ وی در کشور ترکيه به سر می بردند، به محض ورود به تهران در فرودگاه از سوی مأموران بازداشت شده، و مستقيما به آمل انتقال يافتند.

نيروهای امنيتی در روزهای پس از مرگ محمدی با تهديد فعالان دانشجويی، آنان را از برگزاری مراسم برای وی بازداشتند.

همچنين بيش از ۴۰ تن از دانشجويان و فعالان سياسی که برای شرکت در مراسم اکبرمحمدی، عازم شهر آمل بودند در ميانه راه توسط نيروهای انتظامی بازداشت شده و از شرکت آنان در مراسم بزرگداشت محمدی خودداری شد.

پس از آن نيز، وزارت اطلاعات از برگزاری مراسمی که قرار بود از سوی دفتر تحکيم وحدت در مسجدی در تهران برگزار شود، جلوگيری کرده و مراسم را لغو نمود.

اکنون با گذشت دو سال از مرگ ناگهانی اکبر محمدی در زندان اوين، هنوز دادگاه از بررسی علل مرگ وی و معرفی عاملان آن خودداری می کند. خليل بهراميان، وکيل وی در اين مدت به دليل آنچه " نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومی" عنوان شد، در دادگاه عمومی تهران مورد محاکمه قرار گرفت.

کميته گزارشگران حقوق بشر، ضمن گراميداشت ياد اکبر محمدی، همچنان بر درخواست خود مبنی بر تشکيل دادگاه صالح جهت روشن شدن علل مرگ اکبر محمدی اصرار می ورزد.

توضيح : مراسم دومين سال درگذشت اين فعال دانشجويی، فردا"جمعه ۱۱ مرداد" ساعت ۴ بعدازظهر بر سر مزار وی در روستای چنگه ميان برگزار خواهد شد.

کميته گزارشگران حقوق بشر

 

دومین سالگرد شهادت اکبر محمدی


بیانیه جبهه متحد دانشجویی

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ٨ مرداد ۱٣٨۷ -  ۲۹ ژوئيه ۲۰۰٨

دو سال ازجان دادن مشکوک زندانی سیاسی اکبرمحمدی درمحبس اوین گذشت. اکبررا به جرم زنده بودن یعنی اعتراض به ظلم حکومت درفاجعه ۱٨ تیر ۷٨ بازداشت کردند. ابتدا مستوجب اعدام خواندند تا زنده بودن را از او بگیرند اما حمایت مستمردانشجویان ومدافعان حقوق انسان ها موجب گشت تا محکومیت وی را دو درجه تقلیل دهند.
اکبرمحمدی ظرفیت اصلاح پذیری حکومت را باورنداشت. بازی دادن مردم با الفاظ استحاله شده دردست جناح های حکومت را نمی پذیرفت.درپی آن نبود تا ازدفع فقر،حقوق بشر، صلح طلبی ورهایی از اختناق ابزاری برای تن دادن به انتخابات فرمایشی و سهیم شدن درقدرت حاکمه بیابد. اکبرمحمدی ازنگاه واردوگاه اصلاح طلبان حکومتی همانقدر غیرخودی بود که درمنظرو بلوک اقتدارگرایان حاکم.او به جمهوری عاری ازتعلقات ایدئولوژیک و حاکمیت لاییسیته باورداشت . اکبردربرابرسرکوب بی امان جنبش های اجتماعی همچون جنبش دانشجویی، جنبش زنان، جنبش کارگران ومعلمان ساکت نمی نشست . اکبرنمادی اززنده بودن جنبش همیشه بیداردانشجویان بود.
حکومتگران مانع ازتداوم تحقیق قضایی درخصوص کیفیت جان سپردنش دربستربیماری درزندان اوین شدند. آنها مانع ازتشییع پیکر وفرصت یافتن اعضای خانواده ویارانش برای آخرین دیداراوشدند. آنها مانع ازبرگزاری مراسم سوگ و سالگردش شدند. آنها اکبررا هم سرنوشت با دیگر شهید کوی دانشگاه عزت ابراهیم نژاد ساختند. وقتی که با تمام آزار و شکنجه ها ، حبس ها و اعمال فشارها نتوانستند اراده اکبربرای ظلم ستیزی را بشکنند،به زعم باطلشان با سپردن اکبردرزیر خروارها خاک گور می خواستند زنده بودن را ازاو بگیرند. اما راه اکبرمحمدی ، نامش ، خاطره اش ومزارش جان بخش همه آزادی خواهان وانسان هایی است که درهردوران دربرابرظلم وجفا ایستادگی کنند.
جبهه متحد دانشجویی ضمن محکوم کردن بازداشت های گسترده دانشجویان درفصل تعطیلات دانشگاه وپروژه سازی های رسوای حکومتگران برضد این جنبش باردیگربرتداوم راه زنده یاد اکبرمحمدی عضوفقید شورای مرکزی این تشکل تاکید می نماید.

زنده باد آزادی – گسسته باد زنجیراستبداد – برقرارباد دمکراسی
هشتم مرداد ۷٨
جبهه متحد دانشجویی

 

اعتصاب غذای عابد توانچه

 
اخبار روز:
www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۰ مرداد ۱٣٨۷ -  ٣۱ ژوئيه ۲۰۰٨

کمپین حمایت از عابد توانچه از اعتصاب غذای وی در زندان به دنبال تهدید خانواده ی این زندانی سیاسی از سوی مقامات امنیتی خبر داد. در اطلاعیه ی این کمپین آمده است:


ارعاب و تهدید خانواده ی عابد توانچه را به شدت محکوم می کنیم !
دست از آزار و اذیتِ خانواده ی عابد بردارید !
روز دهم مرداد سال هشتاد و هفت٬ عابد توانچه در اعتراض به شدت یافتن آزار و اذیت خانواده اش از سوی نهادهای امنیتی دست به اعتصاب غذا زد. در ادامه ی آخرین تماس عابد توانچه از زندان پیش از انتقال احتمالی او به بند قرنطینه٬ اعلام کرد: تا پایان یافتن تهدیدات نهادهای امنیتی و اتمام فراهم سازی موجبات آزار و اذیت و توقف تداوم سلب آسایش برای خانواده ی وی٬ اعتصاب غذای تر خود را ادامه خواهد داد و به نوشیدن ِتنها روزی یک لیوان آب بسنده خواهد کرد. عابد توانچه اظهار داشت: در صورت عدم توقف این امر٬ از روز بیست و یکم اعتصاب ِ خود٬ خوردن یک لیوان آب در روز را هم قطع خواهد کرد و اعتصاب غذای خشک خود را آغاز خواهد کرد. در هفته ی جاری٬ خانواده ی عابد توانچه بارها و بارها مورد تهدیدات تلفنی و حضوری نهادهای امنیتی قرار گرفته اند و اعلام داشته اند که در صورت مصاحبه ی خانواده ی عابد توانچه با رسانه ها٬ مدت حبس او تشدید خواهد شد و بر مدت زمان زندان او خواهند افزود. خواهر بزرگ عابد توانچه٬ همسر او و پسر عموی کوچک وی به دفعات تهدید شده اند و به آنها گفته شده است که در صورت درج اخبار و انتشار خبر مربوط به چگونگی وضعیت عابد توانچه در زندان٬ از کار خود اخراج خواهند شد. شایان ذکر است٬ همسر خواهر عابد توانچه٬ روز شنبه برابر دوازدهم مرداد ماه٬ برای معرفی خود به اداره ی کل اطلاعات استان مرکزی٬ واقع در خیابان هپکوی اراک احضار شده است. تمامی اقدامات اخیر نهادهای امنیتی غیر قانونی است و از کمترین وجاهت قانونی برخوردار نمی باشد. کمپین حمایت از آزادی عابد توانچه ضمن محکوم ساختن این برخوردهای غیرقانونی و ضدانسانی با خانواده ی محترم عابد توانچه از سوی نهادهای امنیتی٬ درخواست توقف فوری این امر را دارد و اعلام می دارد در صورت به خطر افتادن سلامت جسمی عابد توانچه بر اثر اعتصاب غذای او در زندان و ادامه ی روند برخوردهای نادرست و ضد بشری با خانواده ی او ٬ دست به اقدامات قانونی لازم خواهد زد و تا نیل به مقصود دست از تلاش خود بر نخواهد داشت.

کمپین حمایت از عابد توانچه

 

سانسور اینترنت برای آماده سازی "انتخابات ریاست جمهوری"


اطلاعیه ی مطبوعاتی گزارشگران بدون مرز

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۰ مرداد ۱٣٨۷ -  ٣۱ ژوئيه ۲۰۰٨

گزارشگران بدون مرز صدور حکم سه ماه و یک روز زندان برای مسعود حیدری روزنامه نگار و مدیر سابق ایلنا (خبرگزاری کار ایران) و مسدود سازی سایت اطلاع رسانی انتخاب نزدیک به اصولگرایان، را محکوم می کند.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند " سانسور تحمیل شده بر رسانه‌های ایران از سوی مقامات مسوول هر روز شدید‌تر می‌شود. رسانه‌های محافظه‌کاران نیز هدف قرار گرفته‌اند. هر چه به تاریخ انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نزدیک‌تر می شویم، تحمل انتقاد از سوی رئیس جمهور احمدی‌‌نژاد کمتر می شود. ما از مقامات مسوول می‌خواهیم سایت انتخاب از مسدود شدن خارج و اعمال فشار بر وب‌نگاران منتقد را متوقف کنند."
٧ مرداد ماه شعبه ١٠٨٣ دادگاه عمومی و جنایی تهران روزنامه نگار مسعود حیدری مدیر مسوول سابق ایلنا (خبرگزاری کار ایران) را به اتهام " افترا و نشر اکاذیب" به سه ماه و یک روز زندان و پانزده میلیون ریال جریمه نقدی و ده ضربه شلاق محکوم کرد. وزارت کار و بهداشت و دانشگاه امیر کبیر از جمله شاکیان این روزنامه نگار بودند.
ایلنا (خبرگزاری کار ایران) فعالیت خود را در سال ١٣٨١ آغاز کرد. مسعود حیدری ا ز جمله بنیان‌گذاران این خبرگزاری بود که در تاریخ ١٤ تیرماه ١٣٨٦، پس از ماه ها اعمال فشار دولت بر این رسانه، مجبور به استعفا شد. ایلنا تا پیش از تعطیلی تنها رسانه ای بود که اخبار سرکوب جنبش های اعتراضی در ایران همچون جنبش زنان، دانشجویان و کارگران را تحت پوشش خبری قرار می داد.به همین دلیل از سوی مقامات دولتی مورد غضب قرار و قربانی تضعیقاتی چون ممنوعیت شرکت در مراسم و کنفرانس های رسمی دولتی و آزار و اذیت خبرنگاران اش شد. سایت خبرگزاری ایلنا در تاریخ ٢٠ تیرماه ١٣٨٦ از سوی دستگاه قضایی مسدود شد. این خبرگزاری در ٢٧ تیر ماه سال جاری فعالیت خود را از سر گرفت.
از سوی دیگر سایت خبری انتخاب (http://www.tiknews.info) برای پنجمین بار در دو سال گذشته مسدود شده است. انتخاب نزدیک به جناحی از محافظه‌کاران ایران است که از سیاست های دولت اصولگرای احمدی نژاد و حامیان روحانی اش انتقاد می‌کند.
مصطفی فقیهی مدیر مسئول سایت انتخاب در هفته گذشته برای چندمین بار به دادگاه احضار و با سپردن وثیقه ١٥ میلیون تومانی آزادی شد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، استاندار فارس، یک عضو شورای شهر تهران و یکی از وزاری کابینه آقای هاشمی رفسنجانی از جمله شاکیان سایت اتنخاب بوده اند.
این سایت در تاریخ ۱۷ خرداد ماه مقاله ای در حاشیه سخنان حجت الاسلام محتشمی وزیر کشور سابق و یکی از نزدیکان آیت اله خمینی منشر کرد که در آن نوشته شده بود «تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام» نیست. آیت اله محمد تقی مصباح یکی از روحانیون با نفوذ و مشهور به پدر روحانی محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران است. به گفته‌ی مصطفی فقیهی " هر بار که ما مقاله ای انتقادی از آیت اله مصباح منتشر می کنیم سایت مسدود می شود و هیچ نهادی هم مسئولیت آن را بر عهده نمی گیرد و به ما پاسخ نمی‌دهد."
گزارشگران بدون مرز یاد آور می شود که ایران یکی از سرکوبگر ترین کشورهای خاورمیانه در عرصه اینترنت است و در لیست کشورهای "دشمنان اینترنت" در جهان قرار دارد. در این کشور در طی سال گذشته ده‌ها وبلاگ‌نویس و وب‌نگار بازداشت شده‌اند. ایران همچنین در رده بندی آزادی مطبوعات در کشورهای جهان در رده ١٦٦ از میان ١٦۹ کشور قرار دارد.

 

احمدی نژاد و یک گاف جدید

برگرفته از "سایت احمد شیرزاد"

http://www.shirzad.ir

هرچند گاف دادن های آقای احمدی نژاد مسبق به سابقه است و هنوز کسی پاسخ صریح نداده است که فیلم های اظهارات ایشان در زمینه ی هاله ی نور و یا غنی سازی اورانیوم توسط یک دختر شانزده ساله در زیرزمین خانه شان از چه منطقی برخوردار بوده، اما گاهی نکات عبیبی توسط ایشان مطرح می شود که اگر کمی دقت کنیم از تعجب درمی مانیم چه بگوییم.

چند شب پیش (دوشنبه 7/5/87) به قصد تماشای یکی از سریال های کمدی شبکه یک سیما بچه ها تلویزیون را روشن کردند. حوالی 10 شب مصاحبه خبرنگار شبکه ان- بی- سی آمریکا با احمدی نژاد را نشان می داد که مربوط به چندروز قبل از آن بود. در آخرین فراز، خبرنگار راجع به قصد ایران برای تولید سلاح هسته ای پرسید. آقای احمدی نژاد ضمن تکذیب این مطلب، اعتراض کرد که چرا شما غربی ها انرژی هسته ای را معادل با سلاح هسته ای می دانید. تا اینجایش صحبت ها طبیعی بود. سپس جناب ایشان شروع کرد در منقبت انرژی هسته ای داد سخن دادن و گفت: " ببینید انرژی هسته ای یک انرژی تجدید شونده و پاک است که همه ملت ها حق دارند از آن استفاده کنند..." از تعجب خشکم زد.

بگذریم از بحث هایی که در باب پاک بودن انرژی هسته ای مطرح است، که در کشور ما بنا به موضع رسمی حکومت همه باید معتقد باشند مشکلی به نام زباله های هسته ای و خطرات نیروگاه های هسته ای وجود ندارد و این انرژی مثل آب پاک است. اما «تجدید پذیر» بودن انرژی هسته ای کشف جدیدی است که بدون تردید باید به نام آقای احمدی نژاد ثبت شود، چون تا به حال از هیچ عالم و دانشمندی نظیر این سخن شنیده نشده است.

حتی اگر فرض کنیم کثرت اشتغالات و گرفتاری های ناشی از خدمت به مردم باعث شده باشد آقای احمدی نژاد فیزیک دوره ی دبیرستان را هم فراموش کرده باشد، باز هم به سختی می توان پذیرفت که جناب ایشان معنی و مفهوم کلمه «تجدید پذیر» را متوجه نباشند و همین طوری این کلمه از دهانشان در رفته باشد. مزید اطلاع خوانندگان عزیز عرض می کنم طبقه بندی شکل های محتلف انرژی در طی دروس علوم راهنمایی و حتی ابتدایی چندین بار تکرار می شود و در کتاب فیزیک سال اول دبیرستان (فصل اول بخش 7 تحت عنوان منابع انرژی ) می گوید: " در یک نگاه کلی منابع انرژی را می توان به دو دسته ی تجدید پذیر و تجدید ناپذیر تقسیم بندی کرد" و ادامه می دهد:" انرژی های تجدید ناپذیر تنها یک بار قابلیت مصرف دارند و منابع آن ها محدود است و پس از مدتی تمام می شوند. سوخت های فسیلی و سوخت های هسته ای از جمله ی این منابع محسوب می شوند...."

هر چند معمولاً بچه های با استعداد، آموخته های اصلی دوره ی نوجوانی را دیرتر فراموش می کنند اما فرض کنیم دوره ی دبیرستان به نحوی طی شده که ایشان مفهوم تجدید شوندگی منابع انرژی را فراموش کرده باشند. سؤال این است که آیا در دانشگاه علم و صنعت که ایشان هرسه مقطع تحصیلی لیسانس، فوق لیسانس و دکتری را طی کرده اند کسی فیزیک عمومی تدریس نکرده و یا مبحث انرژی از درس فیزیک عمومی یک (سال اول دانشگاه) حذف شده است و یا این که برخی از دانشجویان از آموختن این مباحث معاف بوده اند؟ تا جایی که بنده مطلعم دراین دانشگاه معتبر به غیر از دکتر بهبهانی (وزیر محترم راه فعلی و معاون سابق شهرداری در زمان احمدی نژاد ) که دکترای شهرسازی را به آقای احمدی نژاد تقدیم کرده اند، استادان برجسته و باسواد زیادی وجود دارند و نمی توان خجالت و شرمساری از این که یک دانش آموخته ی دکترای این دانشگاه نمی داند منابع انرژی هسته ای تجدیدپذیر نیست را به گردن برنامه آموزشی دانشگاه علم و صنعت انداخت. مشکل را باید جای دیگری جست و جو کرد.

حالا از همه ی این ها بگذریم و فرض کنیم یک دکترای شهرسازی لازم نیست چیزی از مفهوم انرژی بداند. اما سوال این جاست که اگر یک نفر به عنوان یک تحصیل کرده ی دانشگاهی رئیس جمهور کشوور شد و قرار شد تا در کنار سایر مسایل مبتلابه کشور در زمینه برنامه ریزی نظام مصرف و تولید انرژی کشور نیز تصمیم گیری کند، باز هم ضرورت ندارد حداقل فرق منابع تجدید شونده و تجدید ناپذیر انرژی را بداند؟ آیا جناب ایشان قبل از انحلال و ادغام شوراهای عالی مهم کشور از جمله شورای عالی انرژی، که رئیس جمهور ریاست آن را دارد، حداقل یک بار در بکی از جلسات این شورا شرکت نکردند تا لا اقل با تعاریف اولیه آشنا شوند؟ آیا ایشان در طی سه سالی که رئیس جمهور بودند لااقل یک گزارش دوصفحه ای از منابع انرژی کشور خوانده اند که در یک مصاحبه حساس تلویزیونی که نوار آن نیز دست خارجی هاست چنین گافی ندهند؟ آیا اگر فرض کنیم کثرت سفرهای استانی و ملاقات های مردمی به ایشان شناخت کافی از مشکلات مردم داده باشد، می توان پذیرفت رئیس جمهوری کشور را اداره می کند که خبر ندارد منابع انرژی هسته ای تمام شدنی هستند و هیچ سازوکاری در طبیعت اطراف ما وجود ندارد که بتواند آن ها را باز تولید کند؟

در همین مصاحبه ی ذکر شده، آقای احمدی نژاد با ژست متفکرانه و لبخند ملیح شان به خبرنگار ان بی سی می گفتند: " آیا اگر الان هزار نیروگاه هسته ای در جهان مشغول کار بود باز هم شاهد افزایش بی رویه قیمت نفت در جهان بودیم؟". بگذریم از این که ایشان در جاهای دیگر، همین قیمت فعلی نفت را هم پایین و غیرعادلانه اعلام کرده اند، اما این دلسوزی ایشان برای مصرف کنندگان انرژی در جهان و حسرت خوردن شان از کم بودن تعداد نیروگاه های هسته ای نشان می دهد که توصیفی که از «تجدید شونده» بودن انرژی هسته ای کرده اند واقعاً اتفاقی نبوده است و ایشان جداً تصور می کنند منابع محدود عناصر رادیواکتیو در زمین لایزال است و مثل انرژی باد، انرژی خورشید ی یا انرژی هیدرواستاتیک همواره با میزان تقریباً یکسانی در دسترس بشر هستند. وگرنه اطلاع از این که همپای قیمت نفت خام، بهای کیک زرد نیز به عنوان ماده خام و محدود تولید انرژی بالا رفته است کار چندان دشواری نیست.
این را صادقانه عرض می کنم که اگر مسئله به کم اطلاعی و کم مایگی یک مسئول بالای کشور ختم می شد که گهگاه باعث گاف های کلامی می شود مشکلی وجود نداشت. ما اصراری روی این که رئیس جمهور حکیمانه و از سر اطلاع حرف بزند نداریم. اگر هم موضوع به درک ناصحیح و غیر واقعی توده ی مردم از واقعیت ها منحصر می شد باز هم مشکل به نحوی قابل تحمل بود. اما فاجعه این جاست که برخی از مسئولان کشور خودشان هم به صحبت های کارشناسی نشده و ناشی از کم اطلاعی خویش ایمان دارند و برهمان مبنا تصمیم های کلان می گیرند. حکایت آش نذری ملاست که خودش شایعه ساخت و بعد از اندکی خودش باور کرد که آن سوتر آش می دهند. اگر آقای احمدی نژاد واقعاً بر این تصور باشد که منابع انرژی هسته ای در طبیعت تجدید پذیرند و بر همین مبنا برای کشور تصمیم بگیرد، فاتحه مان خوانده است.

فکر می کنم مقصر این قبیل گاف ها ی آقای احمدی نژاد نه معلمین و دبیران دوران دبیرستان ایشان هستند و نه مدرسین دانشگاه علم و صنعت. به نظر من اگر تقصیری هست هم اش گردن مهدی کلهر (مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور) است. کلهر را در برخی جلسات دیده ام. رشته اصلی اش نقاشی ومعماری است اما از هر علمی یک قدری بلد است. فکر می کنم او می داند منابع تجدید شونده انرژی یعنی چه. شاید اگر به جای قهر کردن روزی یک ساعت برای احمدی نژاد کلاس بگذارد ثوابش بیشتر باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

مسعود نقره کار

برگرفته از "خبرنامه ی گویا"

 

حکومت اسلامی می رود تا ششمين موج کشتار دگرانديشان و مخالفان اش را در داخل و خارج کشور آغاز کند. ما، تبعيدی ها، می بايد اين بار مساله را جدی بگيريم، ساده انديشی سبب خواهد شد تا بار ديگر شاهد "ذبح اسلامی" يکديگر باشيم

پيشگفتار

احساس خطر از دست دادن قدرت, حکومت اسلامی را وحشی تر از آنی که هست , می کند. در تاريخ سی سا له ی اين حکومت چنين ويژگی ای را بارها تجربه کرده ايم.
نخستين کشتار حکومت اسلامی اواخر سال ۵۷ و طی سال ۵۸ رخ داد , اين کشتارسرآغاز واکنش حکومت اسلامی به ترس ناشی از دست دادن حکومت " غصبی" اش می نمود. هراس از بازگشت سلطنت طلبان به قدرت, سبب شد که حکومت اسلامی دست به کشتار جمعی و وحشيانه ی آن ها بزند. دومين موج کشتار به سال های ۶۲-۶۰ برمی گردد. بحران درون حکومتی و نيز مقاومت و مبارزه ی مسلحانه ی بخشی از نيروهای مخالف حکومت, حضرات ترس خورده را به واکنشی ددمنشانه واداشت , آنگونه که گاه روزانه بيش از ۳۰۰ اسير جوان و نوجوان را , که برخی از آن ها " جرم" شان فروش روزنامه های سازمان های سياسی بود , به جوخه اعدام می سپردند.
سومين موج کشتار همراه با نوش جان کردن زهر" صلح " توسط آيت الله خمينی در تابستان سال ۱۳۶۷ اتفاق افتاد. از ميان رفتن بهانه ی جنگ برای سرپوش نهادن بر بحران های اقتصادی و اجتماعی , گسترش نارضايتی در جامعه , تشديد بيماری خمينی , مقاومت و فعاليت نيروهای مخالف رژيم , تعميق اختلاف های درون حکومتی ترسی به جان خمينی و حکومتيان انداخت که جز با قتل عام هزاران اسير در زندان ها فروکش نمی کرد.
چهارمين موج کشتار به سال های باصطلاح " سازندگی" و" اصلاحات " و " جامعه مدنی " برمی گردد . طرح اين واژگان در سطح جامعه حکومت را تا آستانه " زهره ترک " شدن , پيش برد , تا آن حد که برای خلاصی از اين هراس به سراغ نماد های مدنيت جامعه , يعنی اهل قلم , رفت و بر پرونده ی خود کشتار " قتل های زنجيره ای " را افزود.
در طی اين سی سال حکومت اسلامی تنها به کشتار مخالفان خود و دگرانديشان درايران بسنده نکرد, و در خارج از ايران نيز از همان سال ۱۳۵۸ ترور و کشتار دگرانديشان و مخالفان تبعيدی را آغاز کرد , موجی از ترور ها و کشتارهايی که نشان از تلاش حکومت برای ايجاد فضای رعب و وحشت در ميان مخالفان و دگرانديشان در داخل و خارج از کشور داشت. انتخاب افراد برای ترور,هول و هراس حکومت از به تزلزل افتادن اريکه قدرت اش از سوی برخی از اين قربانيان را نيز نشان می داد.

پيشينه ی کشتار تبعيدی ها

حکومت اسلامی در زمره ی معدود حکومت هايی ست که مخالفان خود و دگرانديشان را در خارج از مرزهای خود به قتل رسانده است :
".....گروه حقوق بشر پارلمان انگليس در ماه مارس ۱۹۹۴ گزارشی در باره ترورها ی جمهوری اسلامی در خارج از کشور منتشر کرد. در مقدمه اين گزارش آمده است که : قرن ها يکی از اصول حقوق بين المللی حمايت از قربانيانی بود که برای فرار از سرکوب در کشورهای ديگر پناه می جستند. در قرن بيستم، قربانيان هيتلر، استالين، موسولينی، پل پوت، سوهارتو، گالتيری، استرونسر، نی وين و چائوشسکو همگی در پناهندگی از امنيت برخوردار شدند. برای اولين بار در تاريخ، يک کشور برای کشتن مخالفان خود که در تبعيد هستند در سراسر جهان اقدام می کند....." . اين گزارش مجموعه ای است که اعضای پارلمان و علاقمندان را در جريان جزييات اقدام های دولت ايران قرار می دهد. گزارش به قطعنامه سوکميسيون حمايت از حقوق اقليت ها مورخ ۱۷ اوت ۱۹۹۳ اشاره می کند وبه اقدام ها و تحقيقات پروفسور گاليندوپل، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد، می پردازد و سپس سازماندهی دستگاه ترور ايران را معرفی می کند و به ترتيب در مورد پرونده آدم ربايی مهندس مجتهدزاده، قتل دکتر عبدالرحمن قاسملو، بهمن جوادی، حسين (غلام) کشاورز، ترور ناموفق حسين ميرعابدينی، ترور دکتر کاظم رجوی، سيروس الهی، عبدالرحمن برومند، دکتر شاهپور بخيتار، علی اکبر قربانی، صادق شرفکندی و دوستانش، محمد حسين نقدی، محمد حسن ارباب، طه کرمانج به تفصيل و با استناد حدود صد و پانزده گزارش و سند گوناگون بحث می کند. در جمع بندی با ذکر اين که "سال ۹۳ با تسليم دو تروريست مظنون به قتل دکتر کاظم رجوی به ايران خاتمه يافت"، مداخله شورای امنيت ملل متحد را برای تسليم آمران و عاملان اين آدم کشی ها به دادگاه های صالحه درخواست می کند..."
ترورها و کشتار هايی که به برخی از آن ها در اين گزارش اشاره شده با برقراری حکومت اسلامی آغاز شد, حکومتی که بر اثر بيداد وستمگری های اش در تمامی ابعاد حيات سياسی , اجتماعی, اقتصادی , فرهنگی و مذهبی ميهنمان , ميليون ها ايرانی را به ناگزير از وطن شان راند.اين حکومت بر راندن و تبعيد کردن
دگرانديش و مخالف اش اکتفا نکرد و به دست "سربازان امام خمينی و امام زمان" اش در خارج از کشور جان ده ها تن از آنان را ربود..

******

نخستين قربانيان کشتارها در خارج از کشور شهريار شفيق وعلی اکبر طباطبايی بودند. طباطبايی در تابستان سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۸) به دست يک سياه پوست مسلمان در واشنگتن دی سی به قتل رسيد , گفته شد طباطبايی از کارمندان " ساواک " بود.. قاتل به ايران گريخت و بعد ها در نقش پزشکی انسان دوست در فيلمی از محسن مخملباف هنرپيشگی کرد!
در ادامه ی قتل های فوق , زنجيره ی کشتار ها با قتل ارتشبد غلامعلی اويسی, فرماندار نطامی تهران, پيش از انقلاب , و برادرش حسين اويسی در يکی از خيابان های پاريس ادامه يافت .( سال ۱۹۸۴ - روز شنبه ۱۸ بهمن سال ۱۳۶۲) . حميد رضا چيتگر (بهمنی) ( عضو کميته مرکزی و دفتر سياسی حزب کار ايران ) در سال ۱۹۸۷ در وين به قتل رسيد. عبدالرحمن قاسملو رهبر حزب دموکرات کردستان در ماه جولای سال ۱۹۸۹ همرا با عبدالله قادری و فاضل رسول در حين مذاکره با فرستادگان رييس جمهور ايران , هاشمی رفسنجانی , در وين به قتل رسيدند. فرستادگان رييس جمهور ايران, عاملين اين جنايت, محمدجعفری صحرارودی ,حاجی مصطفوی لاجوردی و امير منصور بزرگيان بودند. کاظم رجوی از اعضای سازمان مجاهدين خلق در سال ۱۹۹۰ در سوييس ترور شد. از سوی بازپرس تحقيق در سوييس ۱۳ تن از کارکنان رسمی دولت جمهوری اسلامی متهم به شرکت در قتل کا ظم رجوی شدند. سه ماه بعد از کشتن عبدالرحمن برومند ( ریُيس هياُت اجرایُيه نهضت مقاومت ملی ايران , که آدمکشان جمهوری اسلامی روز ۲۹ فروردين ۱۳۷۰ برابر ۱۸ آوريل ۱۹۹۱، او را از پای در آوردند.) شاپور بختيار آخرين نخست وزير رژيم شاهنشاهی و دستيارش کتيبه سروش نيز به دست مامورين حکومت اسلامی با ضربات کارد در پاريس به قتل رسيدند, پليس فرانسه با ارايه شواهدی قاتلين اين دو را فرستادگان جمهوری اسلامی اعلام کرد . ۶ سپتامبر ۱۹۹۲ فريدون فرخزاد شاعر, خواننده و شومن آزاده , که در برنامه های اش حکومت اسلامی را مورد انتقاد قرار می داد ، با ۱۷ صربه ی کارد به طرز فجيعی در آلمان کشته شد. پس از چندی صادق شرفکندی دبيرکل حزب دموکرات کردستان، فتاح عبدلی، همايون اردلان و نوری دهکردی به تاريخ ۲۶ شهريور ماه سال ۱۳۷۱ ( ۱۷ سپتامبر۱۹۹۲) در برلين به دست ماموران و مزدوران حکومت اسلامی به قتل رسيدند.
بر سياهه جنايات فوق , کشتار ها زير را نيز بايد افزود.
رضا مظلومان (کورش آريا منش)(۱) , س. ميثاقی , بيژن فاضلی، م. ع. حسين پور، ا. ذوالانوار، ا. رحيمی طالقانی، ، ع. مرادی، ا. مرادی طالبی، م. اهری، م. بای احمدی، حاج بلوچ خان، ک. منصور مقدم، ، س. يزدان پناه، محمد حسين ارباب کاظمی، حامد منفرد، محمد قادری، آزادفر، طاما کرمانج، غفورحمزه ای، علی اکبر قربانی (۲)، عباس عاقلی زاده، دلاوير، هيبت ناروئی، حميد عزيزمرادی، بهروز شاهوردی لو، فرزانه احمد حامد، محمد حسن منصوری، علی اکبر ناصر مرجانابی، منصور امينی، فاضل رسولی، سيروس الهی، محمد حسين نقدی، م. کاشف پور، ا. قاضی، م. نخعی، غلام کشاورز(۳) – بهمن جوادی- ، م. حسن پور، صديق کمانگر ، ن. رفيع زاده، س. سليمانپور، ک. منصور مقدم , اکبر محمدی ( خلبان سابق رفسنجانی که در سال ۱۹۸۷ در هامبورگ ترور شد) و ..... برخی ديگر از قربانيان حکومت اسلامی در خارج از کشور هستند.
چند تن از قربانيان ترورنيز جان سالم به در بردند، و يا با زخمی همه ی عمر سر کرده اند. که برای نمونه می توان از رافيک ، ابوبکر (کامران) هدايتی، مهدی حائری، حسين ميرعابدينی، مهندس مجتهدزاده و...نام برد.
نه فقط در اروپا و امريکا , در ديگر کشور های همجوار ايران نيز ماشين کشتار حکومت اسلامی قربانيان فراوانی گرفته است(۴)

به عنوان يک هشدار

ترورها و کشتار های حکومت اسلامی در خارج کشور به امر و فتوی رهبران و روحانيون طراز اول حکومتی و بدست کارمندان اطلاعاتی دولت اسلامی و قاتلان حرفه ای و مزدور انجام شد ه است . در برخی موارد نيز عاملان و قاتلان دستگير شدند . اما اکثر اينان , که مقر شان سفارت خانه های حکومت اسلامی بود ,به ياری امکانات حکومتی از چنگ عدالت گريخته اند. شواهد, اسناد و مدارکی که از سوی مسؤلين کشورهايی که ترور ها و کشتار ها در آن کشورها رخ داد, ترديدی برجای نگذاشته اند که آمران و عاملان قتل ها چه کسانی هستند.
البته اينکه آمرين و مفتی يان اين کشتارها رهبران و روحانيون طراز اول حکومتی بوده و هستند , پوشيده نبود ونيست. حضرات بارها با افتخار اوامر و فتاوی جنايتکارانه شان را آشکارا اعلام , و از آن ها دفاع کرده اند :
از آيت الله خمينی می توان ده ها فتوی , امر و رهنمود در باره محسنات کشتار دگرانديشان و مخالفان اش نمونه آورد , و به دنبال او بسيارند آخوند ها ی معمم و غير معمم که راه امام شان را رفته و می روند. اين ها دو سه نمونه اند:
آيت الله خلخالی , حاکم شرع و رييس دادگاه انقلاب اسلامی تهران , به سال ۱۳۵۸در يک مصاحبه مطبوعاتی در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی ......ضمن تاکيدحقانيت احکام صادره از سوی دادگاه های انقلابی اعلام داشت : " شاه مخلوع , فرح , فريده ديبا( مادر فرح), غلامرصا پهلوی , اشرف , شاپور بختيار , ارتشبد ازهاری , شريف امامی , ارتشبد اويسی , سپهبد پاليزبان,هوشنگ نهاوندی , اردشير زاهدی و شعبان بی مخ , که از نظر ملت ايران مجرم شناخته شده اند, محکوم به مرگ اند و هر ايرانی که يکی از اين افراد را در کشور های خارجی اعدام کند, عامل اجرای حکم دادگاه محسوب خواهد شد."(۵)
فلاحيان , وزير اطلاعات و امنيت کشور که در دوران وزارتش حداقل بيش از يکصد عمليات تروريستی در داخل و خارج کشور انجام شد, در ۳۰ اگوست ۱۹۹۲ در يک مصاحبه تلويزيونی گفت :
"ما رد پای آنها ( مخالفين رژيم) را در خارج نيز تعقيب می کنيم. ما آنها را تحت نظر داريم و سال گذشته موفق شديم که ضربه های سنگينی به اعضای برجسته آنها بزنيم" (۶)
فلاحيان در باره کشتارمخالفان حکومت اسلامی در برلين گفت , اين " نتيجه منطقی اقدامات متقابل عليه مخالفان رژيم ايران , بويژه حزب دموکرات کردستان ايران است."(۷)
روح الله حسينيان, رييس مرکز اسناد انقلاب اسلامی, در تاييد جنايت های سعيد امامی ( اسلامی), طراح و مجری برخی از کشتارها در داخل و خارج کشور, در مدرسه حقانی گفت :
" شايد صدها عمليات برون مرزی ....خيلی عمليات داشت و اعتقادش همين بود...." (۸)
البته روح الله حسينيان اين روز ها تلاش می کند قتل ها را به گردن مشتی عامل و قاتل بياندازد و صورت مساله را که فتاوی مفتی يان است پاک کند.
امروز مجموعه ای از همين افراد و ديگرانی که خون دگرانديشان و مخالفان سياسی و عقيدتی خود را ريخته اند, در بيت ولی فقيه, مجلس اسلامی , قوه قضاييه اسلامی ,دولت " امام زمانی " و جماعت همراه دولت و ار گان های ريز و درشت سرکوبگر انجام تکليف و وظيفه می کنند.
*****
ترور و کشتار تبعيديان در خارج از کشور پس از کشتار " ميکونوس" - برلين - , به دليل مبارزات و افشاگری های اپوزيسيون خارج کشور , محافل بين المللی و پاره ای افراد و محافل داخل کشور به طور موقت , بويژه در اروپا, متوقف شد . می نويسم " به طور موقت" چرا که ترديد نبايد داشت حکومت اسلامی بنا به ماهيت اش , بويژه در قدرت سياسی , از اين کار دست نخواهد برداشت. حکومت اسلامی ايران نشان داده است برای پاسداری از بيضه اسلام و قدرت سياسی اش به کشتارشهروندان اش , حتی آنان که تن و جان به تبعيد داده اند, نياز دارد . اين حکومت بدون کشتار, زندان , شکنجه و ايجاد ارعاب و وحشت ساقط و سقط خواهد شد. دليل نيز روشن است : حکومت اسلامی , حاکميت تحجر, توهم ,هذيان و روان پريشی ست , بديهی ست چنين حکومت بيماری توان و ظرفيت تحمل دگرانديشی , مخالفت وپاسخگويی به نيازهای شهروند ان اش, و نيز مسايل جهانی نداشته باشد و برقامت زمانه و جهان ناقص الخلقه ترين پاره باشد. با چنين ويژگی هايی ست که حکومت اسلامی می پندارد برای حفظ سلامت و قدرت بيضه ی اسلام و حکومت اش , و گريز از نابهنگامی اش , اقدامی موثرتر و کارا تراز ايجاد رعب و وحشت و ترور , آنهم به وحشيانه ترين و سبعانه ترين شکل وجود ندارد , فکر وروشی که اسلام از بدو پيدايی اش به کار بسته و بهره ها برده است.
پس از مدتی وقفه درترور و کشتار در اروپا و امريکا , در سال ۲۰۰۵ کسری وفادری از فعالين فرهنگی و اقليت زرتشتی در پاريس به قتل رسيد , از هنگام قتل کسری وفاداری تا نيمه دوم سال ۲۰۰۷ , در حد اطلاعات من , قتل مشکوکی در ميان تبعيديان در اروپا و امريکا رخ نداد. به نظر می رسد فکر و عمل برای سازماندهی جديد ترور , و نيز شرايط بين المللی می توانند از عوامل بروز اين وقفه باشند .
پاره ای رخداد ها اما طی چند ماه گذشته نشان از آغاز حرکت ماشين کشتار حکومت در خارج کشور دارد, که می بايد هشداری به ما تبعيدی ها باشد:
فرود فولادوند از منتقدان اسلام و حکومت اسلامی همراه چند تن از همفکران اش مفقود الاثر شد ه است , احتمال اينکه اينان توسط ماموران حکومت اسلامی فريب خورده, وپس از ربود شدن به ايران برده شده باشند, مطرح است . منوچهر فرهنگی, ازفعا لين فرهنگی و اقليت زرتشتی در مادريد با ضربات کارد به قتل رسيد , بهرام مشيری نويسنده و پژوهشگر از طرحی که حکومتی يان برای قتل او کشيده بودند , پرده برداشته است . انتشار ليست ششصد نفره " مفسدين فی الارض" از سوی پاسداران اسلام و فعال تر شدن باند روح الله حسينيان و فاطمه رجبی و دفاع آشکار اينان از سعيد امامی , تهديدهای فرماندهان ارگان های سرکوبگر به بهانه ی احتمال حمله نظامی اسراييل ( و امريکا) به ايران ( همچون خط و نشان کشيدن های جعفری در رابطه با تهديد کنندگان امنيت سياسی و فرهنگی ), و بازجويی از افراد خانواده ی هنرمندان تبعيدی در ايران و ومصادره ی اموال آنان( ۱۰) , برای ما تبعيدی ها می بايد زنگ خطر باشد.
حکومت اسلامی در شرايط کنونی تلاش خواهد کرد ميزان وحشت اش را از تهديد های خارجی و بحران های داخلی , در قالب بکارگيری رفتار سبعانه با دگرانديشان و مخالفان در داخل و خارج کشور کاهش دهد , و ضمن حذف مخالفان اش , زهر چشمی نيز از مخالفان خارج و داخل کشور و مردم معترض و جان به لب رسيده بگيرد.
اين حکومت می رود تا ۶ امين موج کشتارش را به شکلی گسترده در ميان دگرانديشان و مخالفان اش در داخل و خارج کشور آغاز کند. ما , تبعيدی ها , می بايد اين بار مساله را جدی بگيريم , به آن فکر کنيم و آماده باشيم تا بار ديگرشاهد " ذبح اسلامی " يکديگر نباشيم .


زير نويس و منابع:

۱- دکتر رضا مظلومان , معاون وزير آموزش و پرورش در دوران شاه , و ناشر مجله " ما آزادگان" در ۲۷ ماه مه ۱۹۹۶ در پاريس به قتل رسيد.( ر.ک به بخشی از تاريخ جنبش روشنفکری ايران , مسعود نقره کار , جلد ۳ , صص ۶۷۵-۶۷۴ )
۲- "....بنا به اعترافات يکی از تروريست های ترک که در ربودن و قتل مجاهد شهيد علی اکبر قربانی در ترکيه شرکت داشت..... تروريست ترک در اعترافاتش گفته بود که قاتلان قربانی، مجاهد شهيد، از شکنجه دادن او نوار ويدئو هم می گرفتند. تروريست ها، قربانی را پس از دادن انواع شکنجه ها، از جمله قطع آلت تناسلی، قطعه قطعه کرده بودند. ( برگرفته از نشريه " ايران زمين")
۳- غلام کشاورز را مامورين جمهوری اسلامی در برابر چشم خانواده اش در قبرس به قتل رساندند. آدمکشان خانواده کشاورز را که از ايران برای ديدار او به قبرس آمده بودند , تعقيب کرده بودند.
۴- دفتر نمايندگی کومه له در خارج از کشوراسامی ۲۱۰ تن از افراد اپوزيسيون ايرانی را که در فاصله سال های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۷ در کردستان عراق مورد سوء قصد عوامل جمهوری اسلامی ايران قرار گرفتند را اعلام کرده است . ( ر.ک به کتاب جنگل شوکران, نامه ها و وصيت نامه ها, از مهدی اصلانی و مسعود نقره کار , انتشارات آرش, پاريس)
برخی ديگر از منابع:
- مسعود نقره کار , مقدمه ای بر کشتار دگرانديشان در ايران, نشر پيام , نشر البرز ( فرانکفورت ) ۲۰۰۷
- مسعود نقره کار , بخشی از تاريخ جنبش روشنفکری ايران , جلد ۳ , نشر باران ۲۰۰۲
- در باره کشتار برلين ر . ک. به: سند افشاگرانه سازمان اطلاعات داخل آلمان در رابطه با دادگاه ميکونوس در برلين پيرامون قتل صادق شرفکندی و همراهانش: گزارش گروه کار ايران، سازمان اطلاعات داخلی آلمان ، در مورد فعاليت های سازمان های اطلاعاتی ايران (۱۹۹۴-۱۹۹۳)، انتشارات سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران.
- در باره کشتار برلين , ايران تايمز ,شماره۱۱۱۴ , جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۷۱
- خنياگر درخون ( در شناخت و بزرگداشت فريدون فرخزاد) , به کوشش ميرزا آقا عسگری ( مانی) , چاپ دوم , شرکت کتاب , لس آنجلس,
۶- خاطرات آيت الله خلخالی , ايام انزوا , نشر سايه , ۱۳۸۰
۷- تعقيب مخالفين رژيم در خارج ,علم و جامعه ( واشنگتن دی.سی ) ,شماره ۱۱۴, آذر ماه ۱۳۷۲
۸و۹- منبع شماره ۷
۱۰. ميرزا آقا عسگری ( مانی), به جرم دگرانديشی مجازات شديم , سايت ادبيات و فرهنگ / سايت نويسا , ۲۹ بهمن ۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

برگرفته از "خبرنامه ی گویا"


مقدمه:

حفظ و ترويج اصــول حقوق بشر ، اساس دغدغـــــــه های مــــشروع جامعـــــــــه بیـــن الـــــــمللی اســـت .
قواعد حمايت از حقوق بشر اگرچه طبيعتی جهان شمول يافته اما ، اجــــــرای واقـــــــعی آنـــــــها اساسا در
سطح حقوق داخلی جوامع ، امکان پذير است . دولتهای عـــــضو مــــــلل متحد مکلــــــف اند اين حــــــقوق
بنيادين را درباره تمام افراد مقيم در قلمرو و تابع حاکميتشان محتــــرم شـــــــــمرده و تضـــــمين نــــمايند .
بديهی است تنها در حاکميت يک ساخـــــــــتار دموکراتيک واقعی می توان بـــه توجه نهادهای حـــــکومت
به حقوق مردم و رعايت و احترام آنها چشم داشت .
حساسيت و بيداری در برابر انواع تجاوز به حقوق بشر ، تکليف انسانی آحاد ملت و خود ترويج و دفاع از حقوق بشری تـــــمام انسانها محسوب می شود . هدف " کانون مدافعان حقوق بشر " و وظيفه همه اعضای آن ، ترويج وتشويق رعايت حقوق بشر و آزاديهای اساسی و هوشياری دائمی در برابر موارد نقض حقوق بشر درهرجايی از کشــــــور است . کانون در ادامه سلسله گزارشهای فــــصلی خود از وضعيت حقوق بشـر در ايران ، با توجه به گزارشهای دريافتی از رويدادهای ناقض حقوق بشر گزارش سه ماهه آغازين ســال ۱۳۸۷ را تقديم می کند :

اول: وضعيت دانشجويان

دانشگاههای ايران از ابتدای تأسيس خود تا به حال ، نبض زنده تحـــــرکات اجتمـــــــاعی و سياسی و ميزان
الحراره حاکميتها نسبت به فضای آزاد عمومی جامعه بوده اند .
متأسفانه دولت نهم تغيير و بهبودی در رويکردهای به شدت تضييق آفرين خود نسبت به فعالين صنفی سياسی دانشجويی صورت نداده و هرچه بيشتر برتحميل سياستگذاريهای بسته و ناکارآمد و تشديد فضای فشار ، اصرار می ورزد .
فعالان دانشجويی بهار ۱۳۸۷را نيز با تلخکامی و ادامه ی معمول اين ساليان ، پشت سر گذاشتند ، از جمله:
- حدود ۸۰ مورد احضار دانشجويان به کميته های انضباطی ، ۱۰ مورد احضار به محاکم قضائی ،
- ۷ مورد بازداشت بوسيله ی نهادهای امنيتی ، ۳۷ مورد محروميت از تحصيل ، يک مورد اخراج قطعی،
۵ مورد محاکمه ، ۸ مورد محکوميت به زندان ، ۶ مورد توقيف نشريات دانشجوئی و ۱ مورد تعليق و
- لغو مجوز و دو مورد فيلتر سايتهای دانشجوئی .
موارد زير ، اخبار وضعيت دانشجويانی است که به کانون ، گزارش شده است :


احضار به کميته های انضباطی:

۱- ۲۳ نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز به کميته ی انضباطی احضار شدند . ( ۱۸/۱/۱۳۸۷ )
۲- ۱۲نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد شهر ری به کميته ی انضباطی احضار شدند . (۲۲/۱/۱۳۸۷)
۳- سلمان يزدان پناه دانشجوی دانشگاه تهران مجددا" به کميته ی انضباطی فراخوانده شد. (۲۶/۱/۸۷)
۴- ۶ دانشجوی دانشگاه شهيد رجايی به کميته ی انضباطی احضار شدند . ( ۲۹/۱/۸۷)
۵- ۲۰ نفر از دانشجويان دانشگاه امير کبير به کميته ی انضباطی احضار شدند . (۲۴/۲/۸۷)
۶- اعضای مؤسس انجمن اسلامی دانشگاه مازندران به کميته ی انضباطی فراخوانده شدند. (۲۵/۲/۸۷)
۷- امين نظری دبير سابق انجمن اسلامی دانشگاه همدان به کميته ی انضباطی احضار شد . ( ۳۱/۲/۸۷)
۸- محمد بنی ابراهيمی دانشجوی دانشگاه مفيد قم به کميته ی انضباطی احضار شد . ( ۹/۳/۸۷ )
۹- ۵ دانشجوی دانشگاه سيستان و بلوچستان به کميته ی انضباطی احضار شدند . ( ۱۶/۳/۸۷ )

احضار به محاکم قضايی:

۱- علی نيکو نسبتی ، علی عزيزی و محمد هاشمی ، ۳ عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت به دادگاه احضار شدند . ( ۲۴/۲/۸۷ )
۲- يونس مير حسينی ، دانشجوی دانشگاه شيراز به دادگاه انقلاب فراخوانده شد . ( ۱۹/۲/۸۷ )
۳- مجيد توکلی ، با گزارش قرارگاه ثارالله سپاه و شکايت دادستانی بارديگر به دادگاه فراخوانده شد . (۲۰/۲/۸۷ )
۴- ميلاد اسدی ، دانشجوی دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی به دادگاه انقلاب احضار گرديد .(۲۱/۳/۸۷)
۵- علی عزيزی ، به دادگاه انقلاب احضار شد . ( ۲۶/۳/۸۷ )
۶- ۳ تن از دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد به دادسرای انقلاب احضارشدند . ( ۲۷/۳/۸۷ )

بازداشت:

۱- اردشير کريمی خياوی ، مهدی کيانی و آيدين قره باغی ، سه دانشجوی دانشگاه اردبيل بازداشت شدند . ( ۲۳/۱/۸۷)
۲- مجتبی باستانی ، فعال دانشجويی در تهران بازداشت شد . ( ۲۶/۲/۸۷ )
۳- فرشاد دوستی پور ، دانشجوی دانشگاه بوعلی سينای همدان بازداشت شد . ( ۲۸/۲/۸۷ )
۴- عسگر اکبر زاده ، دانشجوی دانشگاه اردبيل بازداشت گرديد . ( ۲۲/۳/۸۷ )
۵- امير رضا اردلان ، در اصفهان بازداشت گرديد . ( ۲۸/۳/۸۷ )

احکام کميته های انضباطی:

۱- ۱۳ نفر از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائی از حق تحصيل محروم شدند . ( ۲۴/۱/۸۷ )
۲- رضا نگهداری و سلمان يزدان پناه از کوی دانشگاه تهران اخراج شدند . ( ۲۸/۱/۸۷ )
۳- حميد رضا امير خانی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد يک ترم از تحصيل در دانشگاه محروم گرديد . (۳۱/۱/۸۷)
۴- پيمان انجيدنی دبير سابق انجمن اسلامی دانشگاه سهند تبريز به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد . ( ۲/۲/۸۷ )
۵- از ادامه ی تحصيل سهيل آصفی دانشجوی روزنامه نگاری در دانشگاه سوره جلوگيری به عمل آمد.
( ۱۴/۲/۸۷ )
۶- ميثم فرخ روز دانشجوی دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی به يک ترم تعليق از تحصيل محروم شد . (۲۰/۲/۸۷ )
۷- حکم اخراج قطعی کاوه رضايی فعال دانشجويی دانشگاه بوعلی همدان صادر شد . ( ۲۳/۲/۸۷ )
۸- احکام محروميت از تحصيل ۲۰ نفر از دانشجويان دانشگاه امير کبير صادر شد . ( ۲۴/۲/۸۷)
۹- ۴ دانشجوی دانشگاه آزاد کاشان به علت مخالفت با دفن شهدا در دانشگاه ، از دانشگاه اخراج شدند!! (۷/۳/۸۷)


محاکمات انجام شده:

۱- پرونده پيمان عارف به دادگاه بدوی عودت داده شد . ( ۱۹/۱/۸۷ )
۲- دادگاه آرش خاندل عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه لرستان برگزار شد . ( ۲۱/۱/۸۷ )
۳- جلسه ی رسيدگی به اتهامات علی نيکو نسبتی عضو شورای مرکزی تحکيم وحدت برگزار شد . (۱۷/۲/۸۷)
۴- دادگاه ياسر گلی ، فعال دانشجوئی در بند برگزار شد . ( ۹/۳/۸۷ )
۵- حبيب الله لطيفی دانشجوی دربند در دادگاه محاکمه شد . ( ۳۱/۳/۸۷ )


احکام محاکم قضايی:

۱- حسين يوسفی و غفور حبيب پور دو دانشجوی دانشگاه تبريز هرکدام به ۶ ماه حبس محکوم شدند .(۱۸/۱/۸۷ )
۲- آرمان صداقتی به تحمل ۲ سال حبس محکوم گرديد . ( ۲۱/۱/۸۷ )
۳- زينب پيغمبرزاده دانشجوی دانشگاه تهران به ۲ سال حبس تعليقی محکوم گرديد . ( ۲۶/۱/۸۷ )
۴- احکام چندين سال حبس تعزيری سه دانشجوی دانشگاه امير کبير تأييد شد . ( ۲۷/۱/۸۷ )
۵- عابد توانچه به ۸ ماه حبس تعزيری محکوم گرديد . ( ۲۷/۱/۸۷ )
۶- حکم يک سال حبس تعزيری بابک زمانيان نقض گرديد . ( ۹/۳/۸۷ )


جلوگيری از فعاليت نهادهای دانشجوئی:

۱- به برگزاری نشست سراسری شوراهای صنفی دانشگاهها مجوز داده نشد . ( ۲۴/۱/۸۷ )
۲- دانشجويان دانشکده خبر به محدوديتهای ايجاد شده نسبت به فعاليتهای دانشجوئی اعتراض کردند . ( ۲۴/۱/۸۷ )
۳- فعاليت تشکل دانشجوئی آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان به مدت ۴ ماه تعليق گرديد . ( ۲۵/۱/۸۷)
۴- دفتر انجمن اسلامی دانشگاه هرمزگان پلمب گرديد . ( ۱۲/۲/۸۷ )


تعطيلی و توقيف نشريات دانشجوئی:

۱- از ادامه ی انتشار نشريه دانشجوئی " بولور" در دانشگاه آزاد مهاباد جلوگيری به عمل آمد . (۳۱/۱/۸۷)
۲- وب سايت کميته دانشجوئی گزارشگران حقوق بشر برای دومين بار فيلتر گرديد . ( ۱/۲/۸۷ )
۳- فعاليت نشريه دانشجوئی " ياغيش" در دانشگاه اروميه به حالت تعليق در آمد . ( ۳/۲/۸۷ )
۴- نشريه دانشجوئی "ايرانشهر" دانشگاه رازی کرمانشاه توقيف گرديد . ( ۳/۲/۸۷ )
۵- مجوز نشريه دانشگاهی "پاتوق " دانشکده خبر لغو گرديد . ( ۶/۲/۸۷ )
۶- نشريه دانشجوئی "طاق بستان" دانشگاه رازی کرمانشاه توقيف شد . ( ۱۲/۲/۸۷ )
۷- خبرنامه دانشجوئی دانشگاه امير کبير فيلتر گرديد . ( ۳۰/۲/۸۷ )
۸- نشريه دانشجوئی "پرومته" دانشگاه يزد توقيف شد . ( ۵/۳/۸۷ )
۹- نشريه دانشجوئی "وريا" در دانشگاه شيراز توقيف شد . ( ۱۳/۳/۸۷ )
۱۰- نشريه دانشجوئی "چرو" در دانشگاه رازی کرمانشاه توقيف شد . ( ۲۱/۳/۸۷ )


وضعيت نامناسب دانشگاهها و دانشجويان:

۱- علی کانطوری دانشجوی دربند زندان قزل حصار کرج همچنان در وضعيت نامناسبی نگهداری می شود . (۱۲/۱/۸۷ )
۲- برخی از دانشجويان ايرانی به علت عدم صدور ويزا به دلايل سياسی از حضور در مسابقات بين المللی محروم شدند . ( ۱۷/۱/۸۷ )
۳- وزارت اطلاعات و تيم امنيتی قضايی بر دادگاه تجديد نظر سه دانشجوی دانشگاه امير کبير به منظور محکوم ساختن آنها فشار شديدی وارد ساختند.( ۲۶/۱/۸۷ )
۴- يک دانشجوی مقطع دکترای شيمی دانشگاه شهيد بهشتی به علت رفتار اهانت آميز استادش به او در آزمايشگاه دانشکده خودکشی کرد . ( ۳۰/۱/۸۷ )
۵- ۸ دانشجوی دانشگاه سهند تبريز در اثر اعتصاب غذا روانه ی بيمارستان شدند . ( ۹/۲/۸۷ )
۶- اعضای انجمن اسلامی دانشگاه بيرجند مورد ضرب و شتم مأموران امنيتی قرار گرفتند . (۳۰/۲/۸۷)
۷- حبيب الله لطيفی دانشجوی زندانی در سنندج در وضعيت وخيم جسمانی به سر می برد.(۸/۳/۸۷)
۸- کوی دانشگاه تهران در آستانه سالگرد ۱۸ تير سال۷۸ تعطيل شد . ( ۱۰/۳/۸۷ )
۹- در پی برپائی تحصنی اعتراض آميز در دانشگاه تربيت معلم ، مسئولان دانشگاه برای ايجاد فشار بر متحصنين آب آشاميدنی دانشگاه را قطع کردند !! ( ۱۴/۳/۸۷ )
۱۰- برای کنترل رفتارهای دانشجويان در دانشگاه آزاد شهرری دوربين های مداربسته در محيط دانشگاه کار گذاشته شد . ( ۱۴/۳/۸۷ )
۱۱- حدود ۵۰۰ دانشجو در دانشگاه بوعلی همدان دچار مسموميت غذائی شده و روانه بيمارستان شدند. (۲۴/۳/۸۷)
۱۲- در پی تعرض معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه زنجان به حرمت يک دانشجوی دختر ، " دانشجو" دستگير شد !!( ۲۶/۳/۸۷ )
۱۳- دانشگاه زنجان به علت اقدام تعرض آميز معاونت دانشجوئی و فرهنگی حدود يک هفته نا آرام و تعطيل بود . ( ۲۷/۳/۸۷ )


دوم – وضعيت فعالان سياسی – اجتماعی دگر انديش:

اعمال فشار نهاد قدرت و تعقيب سياستها و رويکردهای امنيتی و قضايی در برخورد با دگر انديشان و مخالفان
وضع موجود به موضع مأنوس حاکميت تبديل شده است . آزاديهای مدنی و سياسی به آسانی تحديد می شوند و مراجع پشتيبان حقوق فردی و اجتماعی ملت از انجام وظايف قانونی خودغافل و ناتوان اند .
طبق گزارشات ، در بهار ۸۷ دست کم ۱۵۵ نفر از فعالان اجتماعی و سياسی به مراجع امنيتی و قضايی احضار شدند . حدود ۳۵۰ نفر بازداشت شدند و ۱۸ نفر نيز با محکوميتهای جزائی روبرو شدند .
در همان حال ، از برگزاری برخی از تجمعات و نشستهايی که در همه سالهای پيش بدون مشکل امنيتی و با مجوز همان نهادهای ناظر برگزار شده بود ، جلوگيری به عمل آمد و تحمل دگرانديشان به پائين ترين سطح ساليان اخير تنزل يافت ، موارد زير در اين ارتباط قابل بيان اند:


احضار:

۱- عبدالله مؤمنی سخنگوی سازمان ادوار تحکيم وحدت به دادگاه احضار شد .
۲- اکبر اعلمی نماينده مجلس در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی به علت انتقادات خود از دولت به دادگاه فراخوانده شد .
۳- حسن کامران ، فاطمه آجرلو و محمد دهقان نمايندگان مجلس شورای اسلامی در ارتباط با پرونده پاليزدار به دادگاه احضار شدند .
۴- ۱۵۰ نفر از فعالان حرکت ملی آذربايجان احضار و با اخذ تعهد کتبی آزاد شدند .


بازداشت:

۱- حسن سرداری ، فعال فرهنگی در کرمانشاه بازداشت شد .
۲- ايمان رضائی عضو انجمن شعر جوانان آمل و فعال حقوق بشر بازداشت شد .
۳- حميد اطهاری ، نسرين محمودی آذر و آرام ابراهيم خاص ، ۳ فعال مدنی در شهر اشنويه بازداشت شدند.
۴- ماموستا ايوب گنجی ، امام جماعت مسجد قبای شهرک بهاران شهر سنندج به علت انتقاد از حاکميت بازداشت شد .
۵- بهرام آبتين ، فعال ميراث فرهنگی ، بهروز عليزاده ، ودود سعادتی ، رقيه عليزاده همسر عباس لسانی ، رشيد رحمانی و فرهاد محسنی در اردبيل بازداشت گرديدند .
۶- عباس پاليزدار و ۱۱ نفر ديگر در ارتباط با پرونده افشاگريهای او بازداشت شدند .
۷- تعداد حدود ۲۵۰ نفر در جريان تجمع اعتراض آميز در رابطه با اظهارات پاليزدار در پارک ملت تهران و تعدادی ديگر در مشهد دستگير و بازداشت شدند .
۸- فريبا کمال آبادی ، جمال الدين خانجانی ، عفيف نعيمی ، سعيد رضائی ، بهروز توکلی و وحيد تيزفهم ، شش تن از رهبران جامعه بهائيان ايران بازداشت گرديدند .
۹- حسن ارک ، جمشيد زارعی ، حميد رضائی ، حجت تاری وئوديان ، احمد رضوی ، اکبر حسين زاده ، حسين ميرزاخانی و علی صديقی در جريان دومين سالگرد اعتراض ترکهای آذربايجان دستگير شدند .
۱۰- حجت الاسلام عبدالعزيز عظيمی قديم روحانی آذربايجانی بازداشت گرديد .
۱۱- همايون شکوهی علما زاده ، فريبا ناظميان پور ، امير حسين باب اناری ، فاطمه شناسا ، فاطمه علماءالدين حسين ، حميد علماءالدين حسين ، محمد علی علماءالدين حسين ، مجتبی علماء الدين حسين، محمود متين و آرش پنداری به اتهام تغيير مذهب به کيش مسيحيت در شيراز بازداشت شدند .
۱۲- رحيم غلامی فعال فرهنگی در اردبيل بازداشت شد .


احکام قضائی:

۱- دکتر جلال جلالی زاده نماينده اصلاح طلب شهرهای سنندج ، ديوائدره ، و کامياران در مجلس ششم شورای اسلامی به يک سال حبس تعزيری محکوم شد .
۲- سعيد متين پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر به ۸ سال زندان و صالح کامرانی وکيل مدافع او به ۱ سال حبس تعزيری محکوم شدند .
۳- عبدالله عباسی و محمد علی حيدری دو استاد دانشگاه ، نيز جليل نحنی لو ، عليرضا متين پور ، يعقوب سالکی نيا ، مير قاسم سيدين زاده ، بهروز صفری و ليلا حيدری هرکدام به يکسال حبس که به مدت ۵ سال به حالت تعليق خواهد در آمد ، محکوم شدند .
۴- زاهد محمد زاده به ۶ ماه زندان محکوم شد و دوران محکوميتش را در زندان مرکزی سنندج سپری ميکند.
۵- حکم اعدام عبدالواحد ( هيوا ) بوتيمار ، فعال کرد در دادگاه انقلاب تأييد شد .
۶- اميد عباسقلی نژاد به ۶ ماه حبس تعزيری ، عباس خرسندی دبير کل حزب دموکرات ايران به ۸ سال حبس تعزيری و امير حسين حشمت ساران دبير کل جبهه اعتماد ملی ايران به ۴ سال و ۳ ماه و يک روز حبس تعزيری و تحمل ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند .
۷- حکم زندان حجت الاسلام هادی قابل عضو جبهه مشارکت ايران اسلامی به اجرا در آمد .
۸- امير يعقوبعلی از اعضای کمپين يک ميليون امضا به تحمل يکسال حبس تعزيری محکوم شد .


ساير موارد:

۱- دادگاه ايمان جلالی دبير منطقه خراسان رضوی حزب کارگزاران سازندگی و ۳ نفر ديگر از اعضای اين حزب که از اعضای ستاد انتخاباتی حسين آفريده بودند ، برگزار شد .
۲- مجوز فعاليت انجمن " ژيار " کرمانشاه لغو گرديد .
۳- مقامت امنيتی از برگزاری مراسم سالگرد تأسيس نهضت آزادی ايران و حضور اعضای نهضت بر سر مزار آيت الله طالقانی جلوگيری به عمل آورد .
۴- از برگزاری ششمين سالگرد درگذشت دکتر يدالله سحابی در حسينيه ارشاد ممانعت به عمل آمد و به حاضران بر سر مزار او در بقعه امامزاده عبدالله اجازه برگزاری مراسم و سخنرانی داده نشد .
۵- مأموران حراست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان مانع ادامه سخنرانی محمد علی دادخواه عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر که در نمايشگاه مطبوعات اصفهان در حال سخنرانی – در مورد آزادی بيان در پيش از اسلام - بود شدند .
۶- آيت الله کاظمينی بروجردی همچنان در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين و در وضعيت نامناسب جسمی و روحی به سر ميبرد .
۷- کاوه عزيز پور که پيشتر به اتهام ارتباط با احزاب اپوزيسيون کرد بازداشت شده بود ، در سن ۲۵ سالگی در زندان درگذشت .

سوم – وضعيت کتاب و مطبوعات ، نويسندگان و روزنامه نگاران:

حمايت از آزادی عقيده و بيان ، از ارکان ضروری يک جامعه دموکراتيک است. پاسداری از اين آزادی و لوازم آن اعم از آزادی کسب و انتشار اطلاعات و افکار به تمام وسايل وبدون ملاحظات مرزی برای تحصيل و اعمال سايرآزاديهای اساسی ، پيش زمينه ای ضروری محسوب می شود .
کوشش حاکميت در تضعيف هرچه بيشتر مبانی اين حق بنيادين از طريق پيگردهای اجرايی و قضايی اصحاب مطبوعات و تسلط فضای ترس و خود سانسوری بر مطبوعات ، آزادی کسب و انتشار اطلاعات را به حداقل تقليل داده است .
در سه ماهه ی اول امسال ، دست کم ۷ نفر از اهالی مطبوعات و رسانه ها به محاکم احضار شدند ، ۴ نفر بازداشت ، ۱۸ نفر محاکمه و ۶ نفر نيز به موجب احکام محاکم به کيفرجزايی محکوم شدند . همچنين ۶ سايت اينترنتی غير همسوبا سياستهای حاکم به ترفند فيلترينگ گرفتار آمدند .گزارش زيرحاصل اينگونه برخوردها ست :


احضار به محاکم:

۱- کاوه اشتهاردی مدير مسئول روزنامه ی" ايران" به دادگاه احضار شد .
۲- ليلا مدنی مدير مسئول هفته نامه ی "کرفتو" به دادگاه احضار شد .
۳- حميد عطريانفر مدير مسئول هفته نامه ی " شهروند امروز" به دادگاه فراخوانده شد .
۴- عباس سليمی نمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران ، شورش گلکار، و رضا گلپور چمن کوهی نويسنده کتاب "شنود اشباح" به دادگاه فراخوانده شدند .
۵- مدير مسئول سايت "بهارستان ايران " و سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم به دادگاه فراخوانده شد.


محاکمات انجام شده:

۱- جلسه رسيدگی به اتهامات مرتضی فلاح ميبدی مدير مسئول روزنامه توقيف شده "اقبال" ، بهزاد روحی مدير مسئول ماهنامه "بهارتاش" ، مرتضی الويری مدير مسئول وقت روزنامه "همشهری" ، مسعود فخری طباطبائی مدير مسئول ماهنامه ی "سينمای امروز" ، اسرافيل عبادتی مدير مسئول روزنامه ی "کار و کارگر" ، حسين ضيائی مدير مسئول وقت روزنامه ی "ايران" ، علی اکبر مسگران مدير مسئول هفته نامه ی " ديروز، امروز، فردا "، قلی شيخی مدير مسئول روزنامه ی "توسعه " ، منصور جمشيدی مدير مسئول هفته نامه ی "صبح آزادی" ، الياس حضرتی مدير مسئوول روزنامه ی "اعتماد" ، جليل مقدم مدير مسئول روزنامه ی "اسرار" و محمد نعيمی پور مدير مسئول روزنامه ی توقيف شده "ياس نو" برگزار شد .
۲- جلسه ی رسيدگی به اتهامات کيوان صميمی بهبهانی مدير مسئول ماهنامه ی توقيف شده ی "نامه" ، محمد مهدی مظاهری مدير مسئول وقت روزنامه ی "جوان" ، مصطفی کواکبيان مدير مسئول روزنامه "مردمسالاری" ، حسين مختاريان مدير مسئول روزنامه ی توقيف شده "آزاد" ، حميد رضا زاهدی مدير مسئول نشريه ی توقيف شده دوران امروز ، تجديد و به وقت ديگری موکول شد .
۳- نجات علی شعبانی سردبير و سونيا عليزاده يکی از نويسندگان ماهنامه ی "بهارتاش" محاکمه شدند .
۴- جلسه ی رسيدگی به اتهامات رضا عباس زاده سردبير هفته نامه ی "صبح آزادی" برگزار شد .
۵- شيرکوجهانی اصل ، روزنامه نگار ، عکاس و فيلمساز در مهاباد محاکمه گرديد .
۶- جلسه ی رسيدگی به اتهام مسعود حيدری مدير عامل سابق ايلنا ( خبرگزاری کار ايران ) برگزار شد .
۷- کيفرخواست دادستان عليه علی صادقی مدير وقت سايت بازتاب صادر شد .


بازداشت:

۱- هوشنگ مظاهری نويسنده و مورخ به شعبه ۳۷ دادگاه عمومی اصفهان احضار شد و به دليل ناتوانی از توديع وثيقه بازداشت گرديد .
۲- اسماعيل جعفری ( وب نگار ) بازداشت شد .
۳- سيد ظهور نبوی چاشمی از نويسندگان مجله ی توقيف شده ی "سرزمين آريايی" بازداشت گرديد .
۴- مسعود رفيعی طالقانی ( روزنامه نگار ) بازداشت گرديد .


احکام قضايی:

۱- علی قنبری مدير مسئول هفته نامه ی " زاگرس" و نماينده دوره های پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی به پرداخت ۵ ميليون ريال جزای نقدی در حق دولت ، بدل از ۳ ماه و يک روز حبس ، و ۴ ماه محروميت از مسئوليتهای مطبوعاتی محکوم شد .
۲- سيد مرتضی نبوی مدير مسئول روزنامه ی "رسالت" به پرداخت ۱ ميليون ريال جزای نقدی در حق دولت ، بدل از ۳ ماه و يک روز حبس تعزيری محکوم شد .
۳- هومن خلج هدايتی مدير مسئول روزنامه ی "خوب انديش" به پرداخت ۲۰ ميليون ريال جزای نقدی و لغو مجوز انتشار محکوم شد .
۴- مدير مسئول روزنامه ی "شاخه ی سبز" از روزنامه های محلی قم به يک سال ونيم حبس تعزيری محکوم شد .
۵- حکم محکوميت محمد صديق کبودوند روزنامه نگار و مؤسس سازمان حقوق بشر کردستان به ۱۱ سال حبس تعزيری در دادگاه تجديد نظر تأييد شد .
۶- حکم ۱ سال حبس تعزيری داود ( کاوه ) جوانمرد فعال مطبوعاتی کرد در دادگاه تجديد نظر تأييدشد .


فيلترينگ سايتهای اينترنتی:

۱- سايتهای ميدان زنان ، مدرسه ی فمينيستی ، کانون زنان ايرانی ، تغيير برای برابری ، فرارو و چند وبلاگ فيلتر شدند .
۲- خبرگزاری فارس برای ۳ روز توقيف شد .


چهارم – وضعيت زنان:

حمايت از حقوق برابر زنان ، نفی تبعيض جنسی و گسترش زمينه های حصول برابری واقعی زنان با مردان از اهداف اساسی اسناد و معاهدات متعدد بين المللی و نهادها و فعاليتهای ملل متحد است .
به رغم موضع اسناد لازم الاجرای حقوق بشری و قانون اساسی ، متاسفانه نظام سياسی نه تنها اراده ای برای تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان ندارد بلکه، بلند شدن بانگ تغيير برای برابری را نيز بر نمی تابد .
شبح حبس و شلاق و زجر ، همچنان در تعقيب هواداران جنبشی است که در اعتراضی نجيب و آرام به دنبال "تغيير برای برابری" اند .
آخرين اخبار از احضار ۳ تن از اين فعالان ، بازداشت يک نفر و محکوميت جزائی ۳ نفر ديگر حکايت دارد :

احضار:

جلوه جواهری ، پروين اردلان و مريم حسين خواه ، از فعالين کمپين يک ميليون امضا ، به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب احضار شدند .

بازداشت:

خديجه مقدم از اعضای کميته مادران کمپين يک ميليون امضا در منزل خود دستگير و به دليل ناتوانی از پرداخت وثيقه بازداشت شد .


احکام قضايی:

۱- شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب ، ناهيد جعفری ، فعال جنبش زنان را به ۶ ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق محکوم کرد .
۲- پروين اردلان از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب به ۲ تا ۳ سال حبس تعليقی با احتساب ايام بازداشت قبلی محکوم گرديد .
۳- رضوان مقدم ، عضو کمپين يک ميليون امضا ، توسط شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب به ۶ ماه حبس تعليقی و ۱۰ ضربه شلاق ، که به مدت ۳ سال تعليق شده است محکوم شد .

ساير موارد:

۱- بيش از ۴۰۰ دانشجو و فعال زن ، به همراه بيش از ۳۰۰ دانشجو و فعال مرد ، با صدور بيانيه ای به اعمال سهميه بندی جنسيتی در دانشگاهها اعتراض کردند .
۲- ۵۰۰ فعال مدنی و سياسی با انتشار بيانيه ای نسبت به ادامه بازداشت ۷ ماهه روناک صفارزاده و هانا عبدی ، واکنش نشان دادند .

پنجم – وضعيت متهمين زير ۱۸ سال:

کودکان بعلت عدم تکامل رشد قوای بدنی و فکری به حمايتهای قانونی مناسب جهت رشد اجتماعی و اخلاقی خود نيازمندند . از نظر کنوانسيون حقوق کودک ( ۱۹۸۹ ) که دولت ايران نيز آنرا به تصويب رسانده است ، منظور از کودک ، افراد انسانی زير ۱۸ سال هستند .
ماده ۳۷ اين کنوانسيون ، اعدام کودکان زير ۱۸ سال را ممنوع کرده است .
بند ۵ ماده ۶ ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی نيز که بدون قيد و شرط مورد پذيرش و تصويب دولت ايران قرار گرفته است ، افراد زير ۱۸ سال را از شمول احکام اعدام خارج دانسته است .
با اين حال ، نظام قضائی ايران به کرات ، عدم پايبندی خود به اين تعهد حقوقی و اخلاقی را با اعدام يا قصاص ده ها نوجوان زير ۱۸ سال نشان داده است و همواره نيز در برابر چشمان شاهد جهانيان به انکار وقوع آنها پرداخته است .
در حال حاضر ، دست کم ۷۴ نفر از نوجوانانی که در هنگام ارتکاب جرم مستوجب کيفر مرگ ، کمتر از ۱۸ سال داشته اند ، در آستانه يا منتظر آويخته شدن از طناب دار هستند .
از اينگونه متهمين از ابتدای سال تا کنون ، دونفر زندگی خود را از دست داده اند :
۱- محمد حسن زاده ، نوجوانی که در سن ۱۵ سالگی به مرگ محکوم شده بود ، در بيست و يکم خرداد ماه ۱۳۸۷ ، در حالی در سنندج به دار آويخته شد که تنها حدود ۱۷ سال داشت .
۲- جواد شجاعی ، بخاطر جرمی که در هنگام ارتکاب آن فقط ۱۶ سال داشت ، به دار آويخته شد .
در آخرين اخبار ، در ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ ماه ، اخباری مبنی بر اعدام دو تن از نوجوانان ، بهنود شجاعی و محمد فدايی منتشر شد .

ششم – وضعيت معلمان:

شايد هيچيک از دولتمردان ايران در عالم نظر ، منکر اهميت نهاد آموزش و پرورش نباشد ، اما در عمل ، دستگاه عظيم آموزش و پرورش به يکی از کم اهميت ترين ، بی رمق ترين ، ضعيف ترين و بی پشتوانه ترين ساختارهای کشور تبديل شده است و حل دغدغه های معيشتی و منزلتی نقش آفرينان آن در پايين ترين سطوح توجه سياستگزاران و مجريان قرار دارد .
تحقق دو خواسته ی محوری فرهنگيان ، يعنی : اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق و مزايا برای کارکنان دولت و پرداخت مطالبات معوقه ، همچنان معوق و معطل مانده است و پيگيری اين خواسته ها ، به جای اجابت درخواست های قانونی ، پيامدهای اداری و کيفری را برای آنان به ارمغان آورده است.
گزارش وضعيت حقوق بشر در حوزه فرهنگيان در بهار ۱۳۸۷ به شرح زير است :
۱- گودرز شفيعيان دبير آموزش و پرورش شهرستان ممسنی توسط هیأت بدوی سازمان آموزش و پرورش استان فارس احضار شد . ( ۲۳/۲/۸۷ )
۲- محمود دهقان آزاد معلم نابينای عضو هیأت مديره کانون صنفی معلمان تهران به هیأت بدوی تخلفات اداری تهران احضار شد . ( ۲۴/۲/۸۷ )
۳- مير اکبر رئيس زاده عضو هیأت مديره کانون صنفی معلمان ايران بطور تلفنی به شعبه بازپرسی دادگاه انقلاب احضار شد . ( ۳۱/۲/۸۷ )
۴- آقايان حيدر زمان و رامين زندنيا از فعالين کانون صنفی فرهنگيان استان کردستان به حراست فرمانداری سنندج احضار شدند . ( ۱۰/۲/۸۷ )
۵- مجتبی ابطحی عضو کانون صنفی فرهنگيان خمينی شهر به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران احضار شد .
۶- محمود باقری به تحمل ۳ سال حبس محکوم شد که با توجه به وضعيت وی برای ۵ سال به حالت تعليق در آمد .
۷- مسعود کرد پور دبير در شهرستان بوکان، از سوی هیأتهای بدوی و تجديد نظر رسيدگی به تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش به ۲ سال تبعيد به شهرستان تکاب محکوم شد .
۸- نبی الله باستان ، عضو هیأت مؤسس کانون صنفی معلمان چهار محال و بختياری به يک سال زندان محکوم شد .
۹- محمد داوری عضو شورای مرکزی و مسئول کميته اطلاع رسانی سازمان معلمان ايران ، بعد از خروج از مدرسه ، بوسيله نيروهای امنيتی پايگاه هشتم نيروی انتظامی تهران دستگير و پس از بازجويی در قرارگاه ، قرار بازداشت و مجوز تفتيش از منزل او توسط قاضی کشيک دادسرا صادر شد . همزمان با اين اقدام ، دفتر سازمان معلمان نيز بدون حکم قضايی مورد تفتيش قرار گرفته و تمام اسناد و نشريات موجود در آن توقيف شده و کارکنان دفتر هم برای ۲۴ ساعت در بازداشت به سر بردند .
۱۰- نيروهای امنيتی طی تماسی با دبير کل سازمان معلمان ايران ، مانع شرکت اعضای شورای مرکزی در جلسه ی بزرگداشت روز معلم و کارگر که از طرف کانون مدافعان حقوق بشر برگزار می گرديد ، شدند .
۱۱- معلمان اردبيل در روزهای ۱۹ و ۲۰ فروردين در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات خود اعتصاب کردند .
۱۲- معلمان شهرستان رباط کريم تهران از روز چهارشنبه ۲۱ فرورين ۸۷ دست به اعتصابی نامحدود زدند .
۱۳- معلمان اسلامشهر و شهريار بخاطر عدم پرداخت اضافه تدريس های ۵ ماه آخر سال ۱۳۸۶ از رفتن به کلاسها خودداری کردند .
۱۴- معلمان شهرهای سنندج ، کرمانشاه ، مريوان ، خمينی شهر و سقز در روز ۱۲ ارديبهشت (روز معلم ) تجمعات اعتراض آميزی برگزار کردند .
۱۵- بيش از ۲۵۰۰ نفر از معلمان و بازنشستگان کرمانشاه ، در اعتراض به عدم پرداخت اضافه کاريها و پاداش پايان خدمت خود در مقابل سازمان آموزش و پرورش استان تجمع کردند.(۱۶/۲/۸۷)
۱۶- معلمان شهرستان ملاير در اعتراض به مشکلات معيشتی خود در محل سينما فرهنگيان اين شهرستان نشست ۲۰۰ نفره ای برگزار کردند . ( ۱۶/۲/۸۷ )
۱۷- ديوان عدالت اداری طرح پلکانی افزايش معکوس حقوق کارکنان دولت را خلاف برنامه ۲۰ ساله توسعه دانست و ابطال کرد .
۱۸- عده ای از مأموران نيروی انتظامی به بهانه ی دستگيری مجرمی ، بدون مجوز قانونی وارد هنرستان شهيد باهنر گناوه شدند که مورد اعتراض و مقاومت مسئولان هنرستان قرار گرفتند .
۱۹- عده ای از بازنشستگان سنندج در اعتراض به تبديل پاداش پايان خدمت خود به سهام عدالت ، در مقابل سازمان آموزش و پرورش کردستان تجمع کردند .
۲۰- عده ای از معلمان حق التدريسی در شيراز و در اعتراض به اظهارات وزيرآموزش و پرورش مبنی بر عدم استخدام آنها ، تجمع کردند .
۲۱- کانون صنفی معلمان تهران در حمايت از فرزاد کمانگر ، معلم کردی که سال پيش به اعدام محکوم شد ، بيانيه ای صادر کردند .
۲۲- وکيل مدافع فرزاد کمانگر ، در گفتگويی ( ۱۱/۳/۱۳۸۷ ) از وضعيت خطرناک نگهداری موکلش در بند ۵ زندان رجائی شهر کرج ابراز نگرانی کرد .
۲۳- اتحاديه جهانی معلمان در نامه ای به مقامات ايران ، لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر را خواستارشد.


هفتم – وضعيت اقتصادی و معيشتی مردم:

شرايط اقتصادی زندگی مردم بخشی از زير بنا و چارچوب لازم برای حفظ شئون حيات انسانی و در نتيجه تهيه پيش نيازهای لازم برای حفظ حقوق انسانی آحاد جامعه است . در مورد مؤلفه های اقتصادی که جامعه با آن روبرو است موارد زير از اهم نکات قابل تأمل محسوب می شود :

۱- با توجه به نتايج سرشماری ۱۳۸۵ که اخيرا" منتشر شده ، مشخص می شود که تعداد بيکاران بين دو سر شماری ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ افزايش يافته است . با توجه به تعريف دقيق بيکاری ، مبنی بر شاغل شمردن هرکس که در هفته قبل يک ساعت شاغل بوده است ، می توان دريافت که فشار بيکاری به جامعه بيش از آن چيزی است که آمارهای رسمی نشان می دهد . از آنجا که در بين سالهای ۱۳۸۵ تا کنون نيز شاهد تحرک قابل ملاحظه در امر سرمايه گذاری و توليد نبوده ايم و فشارهای اقتصادی خارجی نيز افزايش يافته ، می توان استنتاج کرد که تعداد بيکاران در سه سال اخير نيز کاهش نيافته است . اين امر خصوصا" با توجه به ساختار جوان جمعيت کشور و بالا بودن نرخ بيکاری در جوانان و خصوصا" در بين دختران جوان ، سنين فعاليت ، ابعاد و آسيبهای اجتماعی قابل ملاحظه ای را به همراه داشته است . آسيب های اجتماعی از نوع اعتياد جوانان به طور مشخص ارتباط مستقيم با بيکاری دارد .
۲- در سالهای اخير بهانه لازم برای اعمال فشارها ی خارجی از طريق برخی موضع گيری های غير ضرور بعضی مقامات اجرائی فراهم شده که از طريق تحريم های جديد ، شرايط اقتصادی کشور را با مشکلات بيشتری روبرو ساخته است . در اين مورد عکس العمل متعارف مسئولين انکار واقعيت ها و اجتناب از قبول مسئوليت بوده است .
۳- نابسامانی شرايط اقتصادی ، خود را در افزايش نرخ تورم ظاهر کرده است که طی سالهای اخير به حدود ۲۵ درصد رسيده و احتمال افزايش بيشتر آن نيز می رود . اين امر اکثر مردم و خصوصا" اقشار حقوق بگير را با مشکلات معيشتی و تنگنا روبرو ساخته است .
۴- توجه دولت به واردات کالا که از طريق هزينه کردن در آمدهای نفتی ايجاد شده است ، بخش های مختلف توليد داخلی را با مشکل فزاينده روبرو کرده ، به نحوی که امکان تداوم اشتغال گروههای بزرگی از نيروی کار با خطر روبرو بوده است . اين امر منجر به ظهور مکرر نا آرامی های کارگری شده است .
۵- بی توجهی به زير ساختهای اقتصادی کشور امر ارايه ی کالاها و خدمات زيربنايی را با نقصان و مشکل فزاينده روبرو کرده است ؛ قطعی گاز در زمستان و قطعی مکرر برق خود نشان از اين واقعيت است که ظرفيت های زير بنايی کشور دچار آسيب فرسايش و تنگنای اساسی است . در عين حال مسئولين امر وعده تداوم و تشديد اين شرايط را در آينده نزديک نيز مطرح می کنند .

۶- وابستگی در آمدهای بودجه به نفت ، و وابستگی واردات کشور به درآمدهای نفتی ، در حد بی سابقه ای قرار گرفته و اين امر کشور را در معرض خطر کردهای عمده از جانب نوسان قيمت نفت قرار داده است .

۷- چگونگی تدوين و اجرای بودجه يکی از ملاحظات تاريخی احقاق حقوق اجتماعی مردم جوامع مختلف و از جمله ملت ايران از نهضت مشروطه به بعد بوده است . شفاف بودن بودجه و پاسخ گويی دولتها در مورد چگونگی کسب و هزينه کردن منابع عمومی از ملاحظات محوری در قوانين اساسی و از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده است .اين وجه ، از وجوه برجسته در حفظ حقوق هر ملت تلقی ميشود . با انحلال سازمان برنامه و بودجه توسط دولت ، که نقش کارشناسی تنظيم بودجه و نظارت حين اجرا را به عهده داشت و همچنين تغيير در شکل بودجه ، شفافيت امر هزينه منابع عمومی به نحو بی سابقه ای دچار خدشه شده است . در همين ارتباط عدم آمادگی قوه مجريه در ارايه گزارش پيرامون چگونگی هزينه کردن درآمدهای حاصل از صادرات نفت ، طی سالهای اخير ، به ابعاد اين عدم شفافيت در چگونگی اداره و مصرف منابع عمومی نسلهای حال و آينده افزوده است .
۸- بانک ها امانت دار سپرده های مردم هستند و طبق قوانين جاری کشور بايستی سپرده های مردم را در بهترين زمينه ها سرمايه گذاری کرده و منافع سپرده گذار را محافظت نمايند . در حالی که طی سالهای اخير به نحو بی سابقه ای اين سپرده ها بر اساس تکاليف تعيين شده دولتی هزينه شده است ، به نحوی که در امر تخصيص منابع بانکها ، استانداری ها نيز دخيل شده اند . اين شيوه ها منابع بانکها را به نحو بی سابقه ای ضايع کرده و عدم باز پرداخت وامها را افزايش داده است . با توجه به تعيين دستوری سود سپرده در سطح پايين تر از نرخ تورم رسمی ، ارزش واقعی سپرده های مردم کاهش يافته و حقوق سپرده گذاران ، که اکثرا" از اقشار ضعيف جامعه هستند ، در حد وسيع ضايع شده است .


خاتمه:

کانون مدافعان حقوق بشر " با اعلام مجدد ايمان خود به حقوق بنيادين بشر ، حيثيت و ارزش شخصيت انسانی و تساوی حقوق ميان زن و مرد " و ابراز تأسف و ناخشنودی از وضعيت جاری نقض مداوم حقوق بشر در ايران وعدم عنايت برخی ازمسئوولين ذی ربط به تجديدنظر در رويکردها و سياستهای دولتی که هشدار می دهد : تحقق عدالت و آزادی فردی و اجتماعی در ايران امروز را به رؤيايی دوردست و ناممکن تبديل کرده است ، به ارکان قدرت يادآور می شود .
تحکيم صلح و امنيت داخلی و بين المللی ، تشنج زدايی در روابط خارجی ، همکاری متقابل دولتها و فراهم شدن زمينه های رشد همه جانبه ی اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ملت ايران ، همگی در پرتو تأکيد "عملی" بر اساس عدالت ، مساوات و شناسايی حق تعيين سرنوشت مردم ، امکان پذير می باشد.
صلح و رفاه ملی تنها در چارچوب حاکميتی دموکراتيک که اساس خود را در تأمين حقوق و آزاديهای بنيادين مردم می داند ، دست يافتنی است .
کانون مدافعان ، مجموعه ی حاکميت را به ابتکار عمل و اتخاذ تدابير عاقلانه و خالی از تبليغات ميان تهی برای درمان بيماری مزمن نقض حقوق بشر و گشايش در تنگناهای سخت معيشـتی مردم و تـأمين شايسته ی آزادی و امنيت اجتماعی – طبق موازين قانون اساسی و استانداردهای جهانی حقوق بشر – فرا می خواند و درباره ی علايم نگران کننده و عواقب مخاطره آميز سلطه ی فضای مسموم یأس و نااميدی عمومی هشدار می دهد و آرزو می کند حاکمان کشور ، با درايت و هشياری ، مانع رويکرد ناراضيان از کوشش مدنی و مسالمت آميز ، به واکنش های خشونت بار شوند .
با آرزوی ظهور دنيايی که در آن ، آزادی بيان و عقيده و فراغت از ترس و فقر ، نه بالاترين آمال بشر، که واقعيت زندگی او باشد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 11:59 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

هفته اعدام و بازداشت و احضار

برگرفته از "روز آنلاین"
اين هفته به نوعي هفته اعدام و بازداشت و احضار بود. 11 نفر اعدام شدند، حکم اعدام 4 نفر در ديوان عالي کشور ‏تاييد شد، دو عضو دفتر تحکيم بازداشت شدند، و دو فعال دانشجويي و دو فعال حقوق زنان به دادگاه احضار شدند. ‏

ديوان عالي کشور، حکم اعدام فرزاد کمانگر، علي حيدريان و فرهاد وکيلي، سه فعال کرد را که به "محاربه" متهم شده ‏بودند، تاييد کرد. علاوه بر اين، علي حيدريان و فرهاد وکيلي قبل از اعدام به تحمل 10 سال حبس هم محکوم شدند. در ‏اين ميان خطر اعدام قريب الوقوع فرزاد کمانگر، اعتراضات زيادي را دامن زد. سازمان عفو بين الملل، سازمان دفاع ‏از حقوق بشر کردستان و نمايندگان کُرد در مجلس خواستار لغو اين حکم و بازنگري در پرونده آقاي کمانگر شدند و ‏فعالان حقوق بشر با برپايي کمپيني به مقامات قضايي تلفن کردند تا بگويند"ما مخالف اجراي اين حکم هستيم". خود ‏فرزاد کمانگر هم در پيامي از زندان رجايي شهر اظهار داشت"مسئولان اجراي احكام و زندان از من خواسته اند تا ‏درخواست عفو بنويسم؛ اما من اساسا هيچ گناهي ‏مرتكب نشده ام كه درخواست عفو بكنم". ‏

اما هنوز دو روز از انتشار حکم اعدام فرزاد کمانگر نگذشته بود که دادگاه انقلاب، يک معلم کرد ديگر به نام "انور ‏حسين پناهي" را به اتهام "محاربه " به اعدام محکوم کرد. آقاي حسين پناهي ساکن شهر دهگلان و از فعالان فرهنگي ‏اين شهر محسوب مي شود. برادر آقاي حسين پناهي به خبرگزاري ديده بان حقوق بشر کردستان گفت: "در پي صدور ‏اين حکم وضعيت جسماني خانواده، همسر و فرزندان انور مساعد نمي باشد. افزون بر اين فشار اطلاعات روي خانواده ‏هر روز بيشتر مي شود. از سوي ديگر به دليل وضعيت وخيم جسماني انور حسين پناهي، 24 ساعت گذشته را در ‏بيمارستان سنندج بستري بوده است". ‏

و در اين هفته دستگاه قضايي صرفا احکام اعدام صادر نکرد، اجرا هم کرد. در سبزوار 6 مرد که دستگاه قضايي آنها ‏را "شرور" معرفي کرد، در ملا عام به دار آويخته شدند. همچنين 4 نفر ديگر در شهر برازجان بوشهردر ملا عام حلق ‏آويز شدند و از سنندج هم خبر رسيد که يک زنداني اعدام شده است. همه اينها در حالي است که سخنگوي قوه قضاييه ‏پيشتر از "ممنوعيت اجراي احکام در ملا عام" خبر داده بود. سازمان عفو بين الملل در همين ارتباط با صدور بيانيه ‏نسبت به اعدام در ملا عام اعتراض کرد. در بخشي از اين بيانيه قيد شده "اعدام در ملاء عام ظالمانه و غير انساني ‏است و تنها مي تواند تاثيري غير انساني بر قرباني و کساني که شاهد صحنه هستند، داشته باشد". ‏

در اين هفته، احضار و بازداشت دانشجويان نيز به بيشترين حد خود طي ماههاي گذشته رسيد. "بهاره هدايت" و "محمد ‏هاشمي" دو تن از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت از سوي نيروهاي امنيتي بازداشت شدند. چند روز از ‏بازداشت اين دو فعال دانشجويي نگذشته بود که خبرگزاري "ايرنا" از قول يک مقام ناشناس ادعا کرد که اتهامات ‏بهاره هدايت و محمد هاشمي "ارتباط با گروههاي ضد انقلاب" است. دفتر تحکيم وحدت در بيانيه اي اعتراضي درباره ‏بازداشت و طرح اين اتهامات عليه دو عضو بازداشتي خود نوشت: "ضمن رد اتهامات واهي وارده به اعضا اين ‏اتحاديه، خواهان آزادي هرچه سريعتر دانشجويان دستگير شده روزهاي اخير به ويژه اعضا شوراي عمومي و شوراي ‏مرکزي اين اتحاديه و همچنين پاسخگويي شفاف مسئولان قضايي و امنيتي در اين خصوص است و از مسئولان مي ‏خواهد به جاي اتهام زني و تلاش براي حذف منتقدان در اهداف و روش هاي خود تجديد نظر نمايند". ‏

همزمان با اين بازداشتها مسئولان شعبه 28 دادگاه انقلاب ضمن تماس با منزل "علي عزيزي" ديگر عضو شوراي ‏مرکزي دفتر تحکيم، خواستار مراجعه وي به دادگاه شدند تا اينکه راي دادگاه را به وي ابلاغ کنند. همچنين "مسعود ‏حبيبي" ديگر فعال دانشجويي به دادگاه انقلاب احضار شد. ‏

علاوه بر فعالان دانشجويي، در اين هفته "نسرين ستوده" و "منصوره شجاعي" از فعالان حقوق زنان هم به دادگاه ‏احضار شدند. و در همين حال، محبوبه کرمي ديگر فعال حقوق زنان همچنان در زندان ماند و خانواده اش قادر نشدند ‏وثيقه 100 ميليوني را تامين کنند. ‏

سرانجام ان که 500 روزنامه نگار ايراني با صدور بيانيه اي تحت عنوان "انجمن خانه ماست" به اعلام انحلال انجمن ‏اعتراض کردند. در اين بيانيه آمده: "ما امضاکنندگان اين بيانيه ضمن اعلام حمايت قاطع از انجمن صنفي روزنامه ‏نگاران ايران که فراگيرترين و بزرگترين تشکل روزنامه نگاري کشور در تمام طول تاريخي روزنامه‌‌نگاري در ايران ‏است، به کساني که تلاش مي کنند برسرراه فعاليت انجمن مانع ايجاد کنند، توصيه مي کنيم دست از اين اقدام برداشته و ‏همگام با ديگراعضاي صنف روزنامه نگار، نيروي خود را صرف رفع مشکلات صنف و انجمن صنفي ‏روزنامه‌نگاران کنند". ‏

در چنين شرايطي و همزمان با همه اين موارد، با اعلام سردار رادان، فاز دوم طرح برخورد با "اراذل و اوباش" از سر ‏گرفته شد. ‏

اعتراض نسبت به بازداشت های گسترده دانشجویی

کمیته گزارشگران حقوق بشر

با آغاز تعطیلات دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در ایران، طی هفته های گذشته حدود 20 دانشجو از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شده اند. در مشهد تعدادی از دانشجویان که کمیته ای را جهت مقابله با بازداشت های خودسرانه دانشجویی تشکیل داده بودند، دستگیر شده و پس از مدتی 5 تن از آنان آزاد شدند. در تهران نیز ابتدا 3 تن از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد به بازداشت نهادهای امنیتی درآمدند و سپس در روز 23 تیرماه مأموران وزارت اطلاعات با مراجعه به منازل بهاره هدایت و محمد هاشمی، این دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را دستگیر نمودند.

هرسال با فرارسیدن تابستان، دستگاه امنیتی در ایران با افزایش فشار بر فعالان دانشجویی اقدام به بازداشت شماری از آنان می نماید. این دستگیری های گسترده که در طول یک سال گذشته برای سومین بار تکرار شده است، درحالی صورت می گیرد که دستگاه قضایی تاکنون دربرابر افکار عمومی پیگیر، اتهامات دانشجویان بازداشت شده و علل بازداشت آنان را اعلام نداشته است.

پیش تر در تیرماه سال گذشته نیز وزارت اطلاعات اقدام به بازداشت حدود 20 تن از دانشجویان عضو دفتر تحکیم و ادوار تحکیم نمود و پس از آن در آذرماه، بیش از 50 دانشجوی طیف چپ روانه زندان شدند.

هم اکنون شمارزیادی از دانشجویان فعال و منتقد حکومت، دارای پرونده های مفتوح قضایی در دادگاه هستند. به گفته ی خانواده دانشجویان، با گذشت بیش از یک هفته از بازداشت سلمان سیما و مهدی خدایی، آنان تاکنون تماسی را با منزل برقرار نکرده اند و خانواده های این افراد در مراجعات خود به دادگاه انقلاب با پاسخ نامشخصی روبرو شده اند.

همچنین وزارت اطلاعات در اقدامی غیرقانونی، با تهدید خانواده دانشجویان، آنان را از اطلاع رسانی نسبت به شرایط فرزندانشان بازداشته است. مأموران اطلاعات با احضار پدر یکی از دانشجویان بازداشت شده، به وی اعلام کرده اند که در صورت پیگیری وضعیت پسرش و رسانه ای کردن موضوع، دخترش را نیز بازداشت خواهند کرد.

گفتنی است کلیه بازداشت شدگان روزهای اخیر در تهران به بند 209 انتقال یافته و در سلول انفرادی نگهداری می شوند.

کمیته گزارشگران حقوق بشر اقدام نهادهای امنیتی در بازداشت دانشجویان و نگهداری آنان در سلول انفرادی را امری خلاف قانون دانسته، و خواهان روشن شدن هرچه سریعتر وضعیت بازداشت شدگان است.

 

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

طلب عفو از چه و به که؟

نامه فرزاد کمانگر از زندان رجايی شهر

برگرفته از "گویا نیوز"

عريف دقيق جرم سياسی و پيرو آن زندانی سياسی در هيچ جای قاموس حقوقی - کيفری جمهوری اسلامی مشخص نشده که به تابع آن در مظان هرگونه اتهام ناسره و نامربوط قراردادن شخصی که طبق استانداردهای حقوقی معقول در جهان متهم سياسی به شمار می آيد امری رايج باشد ، اساساً در جايی که بعضی ها خود را فراتر از قانون ميدانند ، بدون داشتن تحصيلات آکادميک حقوقی يا سياسی خود را بهترين و نادرترين سياستمداران و عالمان علم قضا به حساب می آورند و عملکرد سياسی خود را نيز تنها آلترناتيو سياسی در زمان غيبت امام زمان (عج) دانسته و به طبع تمامی اقشار جامعه ايران را پيرو محض و مطيع سياستهای خود پنداشته و نتيجتاً هيچ مسلک و شيوه سياسی را به رسميت نشناخته و بالاتر از آن برای بقيه آحاد ملت نيز مجاز و روا نميدانند . بنابراين جای تعجب نيست که اين عده با فراق خاطر کامل کسی ديگر را به جز خود صاحب صلاحيت اظهار نظر در امور سياسی نداند مگر آنکه به تائيد يا تمجيد رياکارانه از آنها پرداخته و اظهار علنی هيستريک حمايت خود را از سياستهای رسمی اين طبقه دستمايه سودای رسوای خويش قرار دهد .
فعالبت سياسی به معنای مصطلح و رايج عصيان نيز از طرف اين گروهها تنها برای کسانی که از اسلام سياسی ، تمام جنبه های انسان ساز ، لطيف و روحانی با قوانين مدون و محکم جهت پی ريزی جوامع سالم و با نشاط بشری را يکجانبه به کناری گذاشته و بنا به گفته خود با تفکر ايام آغازين ظهور اسلام فقط " الجنة تحت ظلال السيوف " و " النصر بالرعب " را فرا گرفته اند ، بنابراين جای تعجب نيست که در نظام نظری و حقوقی اين عده مصاديق فعاليت سياسی ، جرم سياسی ، اتهام سياسی و زندانی سياسی احصا نشده است .

سخن کوتاه آنکه ، اينجانب فرزاد کمانگر بعنوان يک شهروند ايرانی دارای حقوق مشروع و عرفی پذيرفته شده در قانون ايران و جهان و بعنوان کسی که وزارتخانه آموزش و پروش همين حاکميت اينجانب را صاحب صلاحيت تعليم به فرزندان اين آب و خاک دانسته ، اکنون طبق رول معمول حقوق بين الملل ، طبق اعلاميه جهانی حقوق بشر و طبق تعاريف مقبول خردورزان سياسی در جهان خود را مصداق بارز و کامل يک زندانی سياسی ميدانم که از بد حادثه در بد زمان و بدمکانی که تعريف ساده از جرم سياسی در لفاف عناوين عجيب و شگفت ، نظير حرب با خدا ، افساد فی الارض ، اقدام عليه امنيت ملی به تنگ نظرانه ترين و غير دموکراتيک ترين وجه گرفتار آمدم ، توجه خوانندگان را به موارد مطروحه زير جلب مينمايم تا سير دادرسی در مورد پرونده من در دستگاه عدالت فعلی ايران روشن تر شود :
۱-اينجانب در تاريخ ۲۷/۵/۸۵ در شهر تهران به دليل تحت مظان قرار داشتن به فعاليت سياسی غير مجاز بازداشت شدم ، عليرغم تصريح قانون اساسی به حق متهم مبنی بر داشتن وکيل ۱۶ ماه از اين حق محروم بودم ، يعنی بعد از ۱۶ ماه تحمل سخت ترين انواع شکنجه تحت لوای بازجويی که برخلاف موارد مطروحه در قانون حفظ حقوق شهروندی بوده و شرح کوتاهی از آن را در رنجنامه ای که قبلاً نگاشتم ذکر شده است . البته لازم به ذکر است که در شهر کرمانشاه دادستان انقلاب وقت ضمن بی اعتنايی به اصل تفهيم اتهام با صدور دستور به ضابطين قوه قضائيه خواستار تداوم شکنجه و فشار بيشتر جهت پذيرش گناه مرتکب نشده اينجانب شد (که اگر بازپرس شعبه ۱۴ امنيت تهران دستور بازگشت ما را به تهران نميداد بی گمان زنده نبودم) و حتی کار را به آنجا رسانيدند که مراحل آغازين تشکيل پرونده به گفته خودشان انجام "تحقيقات فنی " هنگامی که نه جرمی ثابت شده و نه جلسه دادرسی برگزار شده و بدون داشتن وکيل هرگونه اتهامی را به اينجانب وارد می ساختند و صراحتاً و با کمال خوشحالی از صدور حکم اعدام من خبر ميدادند.
۲-در خلال دوره ۱۶ ماهه در کارخانه متحول سازی وزارت اطلاعات و بعد از اعزام از کرمانشاه به تهران دفعتاً وطی يک عمليات محيرالعقول عناوين اتهامی قبلی اينجانب نظير عضويت در حزب پزاک ، حمل مواد منفجره ، اقدام به شروع بمب گذاری و حتی بمبگذاری از نامه اعمال من محو شده و اتهام خلق الساعه جديدی به نام عضويت در حزب کارگران کردستان ترکيه ؟!!! برايم تجويز شد . البته بنا به عادت مافی السبق بدون هيچگونه مستند و مدرکی ، حتی جعلی و ظاهری .
۳-در همان ايام مذکور شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران معلوم نيست که چرا و چگونه ناگهان قرار عدم صلاحيت خود به طرفيت دادگاه انقلاب سنندج را صادر نمود.
۴-تحمل نزديک به دو ماه انفرادی همراه با شکنجه های وحشتناک توسط مسئول بازداشتگاه اطلاعات سنندج که مشخص نبود اعمال اين حجم عظيم فشار و شکنجه به چه جهت و در خدمت کدامين هدف و مقصود بود ؟ چرا که در طول اين مدت نه تفهيم اتهام جديدی شده بودم و نه حتی يکبار ، يک سئوال جديد هم از من پرسيده شد و سرانجام اين قصه صدور قرار عدم صلاحيت اين بار به طريق معکوس از طرف دادگاه انقلاب سنندج به طرفيت شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران تکرار شد ، گويا حضرات به اين نتيجه رسيده بودند که تنوعی در اعمال شکنجه اينجانب قرار دهند و طبعيت مهرپرور و مهرورز خود را در هر سه مرکز استان به من نشان داده و ترجيحاً به من فهمانده شود ، به هر کجا که روی "آسمان همين رنگ است"
۵-و بالاخره ميرسيم به اوج شاهکار اين سناريو امنيتی - قضائی ، يعنی مرحله تشکيل دادگاه ، مرحله تشکيل جلسه دادرسی و نهايتاً صدور حکم ، البته خواننده متوجه باشد که دستگاه قضائی در هجدهمين ماه پس از دستگيری به اين نتيجه رسيد که اتلاف فرصت ديگر کافی است و اين پرونده بايد سريعاً ختم به خير شود و اين نيت خيرخواهانه حتی به جلسه دادگاه نيز سرايت نمود و اينجانب در طی کمتر از ۷ دقيقه (بله درست خوانديد ، فقط هفت دقيقه) که ۳ دقيقه آن صرف قرائت کيفر خواست گرديد ، مستحق اعدام تشخيص داده شدم ، آنهم در دادگاهی که طبق نص صريح اصل ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی بايد به شکل علنی با حضور وکيل و در حضور هيئت منصفه برگزار ميگرديد ، که هيئت منصفه و علنی بودن دادگاه فوق هيچگونه مفهوم و وجود خارجی نداشته و حتی به وکيل اينجانب نيز قبل از دادگاه و در هنگام دادگاه اجازه صحبت کردن حتی در حد سلام و عليک با من را ندادند و حتی فرصت قانونی دفاع از من را نيز پيدا نکرد . قابل ذکر است در کيفرخواست فقط اتهام عضويت در پ.ک.ک در دادگاه به من ابلاغ شد.
۶-قاضی پرونده يکماه بعد، طی يک پروسه تشريفاتی هنگام ابلاغ حکم به اينجانب صراحتاً اعلام نمود که وزارت اطلاعات قبل از صدور حکم دادگاه محاربه تو را مسلم و قطعی تشخيص داده و حداقل حکم مورد انتظار را اعدام دانسته ، البته اين موضوع چندان برای من تازگی نداشت زيرا که تمامی بازجويان اطلاعات در هر سه شهر از همان روزهای آغازين بازجويی پيشاپيش تاکيد موکد داشتند که "ما تشخيص ميدهيم که چه کسی چه حکمی بايد بدهد و حکم تو نيز بايد اعدام باشد" (عين گفته بازجوهای پرونده)
توجه به موارد مشروحه فوق که فقط مشتی از خروار است برای عبرت گيرندگان مايه تاسف است ،چرا که دستگاه اطلاعاتی - امنيتی کشور با نقض مکرر و فاحش نص صريح قوانين مصوبه جمهوری اسلامی و در راس آن اصول قانون اساسی مانند اصل ۲۰ (يکسان بودن همه در برابر قانون)، اصل ۲۳ (ممنوعيت تفتيش عقايد) ، اصل ۳۵ (داشتن حق وکيل) ، اصل ۳۷ (اصل برائت) ، اصل ۳۸ (ممنوعيت شکنجه) ، اصل ۳۹ (ممنوعيت هتک حرمت و حيثيت ) ، اصل ۵۷ (استقلال قوا) ، و اصل ۱۶۶ (مستدل و مستند بودن احکام) ، اصل ۱۶۸ (علنی بودن دادگاه جرايم سياسی) و نقض قوانين حقوق شهروندی ، نقض آئين دادرسی و نقض آئين نامه داخلی سازمان زندانها ، از يکطرف ، يکسره خط بطلان برآنچه که در متن قوانين جمهوری اسلامی ذکر شده ميکشد و از طرف ديگر در مقام زننده اتهام - بازجو - بازپرس ، دادستان و قاضی قرار گرفته و نهاد به ظاهر زير مجموعه قوه مجريه بسی بالاتر از قوه قضائيه برای خود شان قائل است گويا "پريرو تاب مستوری ندارد ، در ار بندی سر از روزن درآرد"
چنين به نظر ميرسد صدور احکام سنگين برای فعالان مدنی در مناطق کردنشين مقابله ای جدی برای سرکوب اين حرکتهاست و صدور احکام اعدام ما نيز بنا به ملاحضات سياسی و مقاوله های سياسی با احزاب تازه به قدرت رسيده (شما بخوانيد تازه مسلمان) يکی از همسايگان غربی است که در کشتارهای قومی يد طولايی از ۱۹۱۵ تا کنون دارد ، اين حکم اعدام نوعی پيش کشی سياسی و کرنشی منفعلانه و ذليلانه از طرف يکی از شرکای همخوابگی ايدئولوژيکی به شريک ديگر است که البته عليرغم به ظاهر واحد در هدف ، و تبين مسير ، نظرات کاملاً متنافری از هم دارند .
حال با توجه به آنچه که شرحش دادم ، آيا من شايسته حکم اعدام بوده ام ؟ و آيا اينجانب جهت حفظ زندگی خود بايد تقاضای عفو نمايم ؟ عفو و عذر تقصير از چه و به که ؟ آيا آنانی که حتی قانون مکتوب خود را به کرات زير پا گذاشته و به قانون نانوشته و خودسرانه خود حکم به شکنجه و اعدام ميدهند ، در اين راه با دست و دلبازی تمام زندگی بخشش ميکنند به درخواست عفو مستحق تر نيستند ؟

فرزاد کمانگر
زندان رجايی شهر کرج
بند بيماران عفونی و متادونی
۲۵/۴/۸۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط آریا  | 

گزارشی از حوادث کوی دانشگاه

ژيلا بنی‌يعقوب

روزنامه صبح امروز، تابستان ۱۳۷۸

به نقل از "خبرنامه ی گویا"

سحرگاه هجدهم تيرماه که نيروهای سياهپوش به خوابگاه دانشجويان يورش می‌بردند و دانشجويان را از خواب بيدار می‌کردند تا تن خواب‌‌آلودشان را زير باتوم بگيرند و خون از سر و رويشان جاری سازند، شايد خود نمی‌دانستند که يک بحران بزرگ را برای کشور کليد می‌زنند اما اگر اين پياده نظام‌ها به تبعات و اندازه کار خود کاملاً‌ آگاه نبودند همان موقع فرماندهان اين عمليات که دقايقی قبل فرمان حمله را صادر کرده بودند دقيقاً می‌دانستند چه اتفاقی دارد می‌افتد: آن‌ها در همان لحظه عمليات بزرگی را عليه دولت خاتمی آغاز کرده بودند.

فرماندهی اين عمليات کار پرزحمتی بود. آن‌ها تا صبح چشم بر هم نگذاشتند تا نتايج عملياتی که روزهای زيادی را صرف طراحی‌اش کرده بودند، ببينند و از دور با موبايل و بی‌سيم ، پياده نظام اين عمليات را برای روز نوزدهم تيرماه آماده کنند.

ما نمی‌دانيم چه کسی خبر پايان موفقيت‌آميز آن شبيخون را به اطلاع فرماندهان عمليات حمله به کوی دانشگاه رساند... آيا موفقيت‌آميز بود؟!

آن‌ها به خوابگاه‌های ۱۴،۲۱،۲۰ و ۱۵ حمله کرده بودند، مواد آتش‌زا به درون اتاق‌ها انداخته بودند، دانشجويان را تا سرحد مرگ کتک زده بودند.حداقل يک نفر را کشته بودند.کامپيوترها را شکسته بودند... پول‌های دانشجويان را با خود برده بودند.. پايان‌نامه‌ها، کتاب‌ها و جزوه‌های درسی‌شان را آتش‌ زده بودند... تمام شيشه‌های مسجد را خرد کرده بودند. دانشجويی را که در حال خواندن نماز شب بود، مورد ضرب‌وشتم قرار داده بودند (بعداً مشخص شد اين دانشجو فرزند شهيد بود)... آن‌ها دانشجويان خارجی را نيز از حمله شبانه خود بی‌نصيب نگذاشتند. تمام دلارهای آن‌ها را به زور گرفتند و با خود بردند.آن‌ها را نيز به شدت کتک زدند. وقتی کتک می‌خوردند فرياد می‌زدند: «ما ايرانی نيستيم» اما هيچ فايده‌ای نداشت. آيا اين‌ها همان دانشجويانی بودند که قرار بود بخشی از کار صدور انقلاب به مدد آن‌ها صورت گيرد؟

... آن‌ها هر دانشجويی را که ديدند، کتک زدند: ايرانی و غيرايرانی فرقی نمی‌کرد.

ما نمی‌دانيم وقتی فرماندهان اين عمليات خبر پايان حمله شبانه را شنيدند چه کردند؟ اما می‌توانيم تصور کنيم که: تا خورشيد نوزدهم تيرماه سربزند آن‌ها بارها از سرشادی از جای خود جستند و غريو پيروزی سردادند... اما هرگز نمی‌توانيم تصور کنيم که کف هم زده باشند و سوت هم کشيده باشند... به احتمال زياد آن‌ها از کف و سوت خيلی بدشان می‌آيد... شايد آن‌ها از همان روزی که دانشجويان برای رئيس‌جمهور خاتمی کف زدند و سوت کشيدند، فکر اين شبيخون را در سر می‌پروراندند (دو سال پيش بود؟)

اين فرمانده هان به خوبی می‌دانستند که قرار نيست عملياتشان در آن سحرگاه به پايان برسد: آن‌ها روزهای پرمشغله‌ای را پيش‌رو داشتند. خدا می‌داند چند شب و روز ديگر بايد چشم بر هم نمی‌گذاشتند.

خيابان کارگرشمالی. شب بعد از حادثه

شب از نيمه گذشته بود. گروهی از دانشجويان داخل کوی دانشگاه بودند و گروهی ديگر در بيرون کوی در خيابان کارگرشمالی.

در مسجد کوی، مصطفی تاج‌زاده ،معاون وزير کشور دولت خاتمی برای دانشجويان سخن می‌گفت و کمی آن‌سوتر در حياط کوی، دانشجويان گرد يک وزير بر زمين نشسته بودند؛ او مصطفی معين بود: وزير فرهنگ و آموزش عالی که همچون دانشجويان روی زمين نشسته بود.

و اما در بيرون کوی وضع به ميدان نبرد شبيه‌تر بود تا يک خيابان دانشگاهی. خيابان اميرآباد شمالی سنگربندی شده بود... دانشجويان در يک سو و انصار حزب‌الله در مقابل يکديگر صف‌آرايی کرده بودند. دانشجويان مواضع استقرار خود را با نرده‌های سبز رنگی که از داخل کوی آورده بودند، مشخص کرده بودند.

و درست در مقابل اين ميله‌های فلزی سبز رنگ در فاصله‌ای که حدوداً ۸۰متر بود نيز ديواری به رنگ سبز ديده می‌شد، ديواری که آدم‌ها اجزاء تشکيل‌دهنده‌اش بودند: آدم‌هايی با لباس سبز... با باتوم و سپر... آن‌ها پليس ضدشورش بودند... و در پشت اين سبزپوشان آدم‌هايی با لباس شخصی ديده می‌شدند. ما در ميان دانشجويان بوديم و از اين فاصله نمی‌شد تعداد تقريبی‌شان را حدس بزنيم.

دانشجويان در چند نقطه از محوطه‌ای که در تصرف خودشان بود، آتش روشن کرده بودند. پرسيدم:

بچه‌ها، چرا آتش روشن کرده‌ايد؟

دانشجويی که صورتش را پوشانده بود، گفت: چشم‌هايمان خيلی می‌سوزد... نفسمان گرفته... برای مقابله با گاز اشک آور مجبوريم آتش روشن کنيم.

... به يکباره بچه‌ها به طرف عقب فرار کردند... کسی فرياد می‌زد:

- بچه‌ها! فرار کنيد دوباره گاز انداختند.

سوزش شديدی در چشم‌هايم احساس کردم، ناخودآگاه دست‌هايم را به طرف صورتم بردم. انگشتانم که پوست صورتم را لمس کرد، سوزش و درد چند برابر شد. دانشجويی که در کنارم ايستاده بود، فرياد زد:

- به صورتت دست نزن... همين‌طور به چشم‌هايت... هزار بار دردش بيشتر می‌شود.

- يک دانشجو با سر پانسمان شده گفت:

ما هنوز شب گذشته را فراموش نکرده‌ايم. وقتی به اتاق‌های ما يورش آوردند ما خواب بوديم... خواب بوديم که باتوم‌ها را بر سر و صورتمان فرود آوردند. همه چيز را خراب کردند، شکستند و دانشجويان را از پله‌ها به پايين پرتاب کردند. من با چشمان خودم ديدم که يکی از دوستانم را از طبقه چهارم به پايين پرت کردند.

... و باز باران سنگ، صدای شليک چند تير پياپی نيز شنيده شد. کسی فرياد زد:

- بچه‌‌ها نترسيد «هوايی» است.

برای چند دقيقه آرامش حکمفرما شده بود. از آن‌سو گاز اشک‌آور پرتاب نمی‌شد، از اين‌سو هم کسی سنگ نمی‌زد. به آن‌سو نگاه کردم مردی بر شانه‌های کس ديگری ايستاده بود و برای ديگران سخن می‌گفت.

دانشجويی فرياد زد: - نگاه کنيد، يکی از رهبران انصار است، دارند سازماندهی می‌کنند و در اين‌‌سو در پشت نرده‌های سبز که خاکريز دانشجويان محسوب می‌شد، دانشجويی سخن می‌گفت (سخن نه ! فرياد می‌زد):

- «برادران و خواهران دانشجو! مراقب باشيد. جنبش‌های دانشجويی همواره تبديل به حرکت‌های تند و راديکالی شده‌اند. ما نيز اين نوع حرکت‌ها را در نخستين سال‌های پس از انقلاب شاهد بوديم و ديديم که چه شد.بايد دقت کنيم. بعضی‌ها دلشان می‌خواهد ما کاری کنيم که فضا کاملاً خشونت‌آميز شود. ما بايد هوشياری انقلابی خود را حفظ کنيم. ما با راه‌های خشونت‌آميز نمی‌توانيم به نتيجه برسيم. خشونت فقط وضع را بدتر می‌کند... بچه‌ها دقت کنيد...»

و بچه‌ها حرف‌هايش را تأييد کردند، با فرستادن تکبير.

آن‌ها چه کسانی بودند؟

کسانی از خط حائل (منطقه‌ای که ميان نيروی انتظامی و دانشجويان قرار داشت) به اين‌سو آمدند: به طرف دانشجويان. کسی فرياد زد:

- اين «علی ربيعی» است.

- علی ربيعی ديگر کيست؟ (يک دانشجو پرسيد) و دانشجويی فرياد زد:

- بچه‌ها! به او کاری نداشته باشيد، او مشاور رئيس‌جمهور است، مديرمسؤول روزنامه کاروکارگر هم هست. و يک دانشجو نيز گفت:

"او عضو کميته پيگيری قتل‌های زنجيره‌ای است."

و بالاخره علی ربيعی به ميان دانشجويان آمد. او می‌خواست حرف بزند اما کسی به او فرصت صحبت کردن نمی‌داد. بچه‌ها انتقاد می‌کردند و می‌پرسيدند: چرا چنين حوادثی بايد اتفاق بيفتد؟ چه کسی مسؤول اين فاجعه است؟ چه کسی بايد پاسخگو باشد؟

دانشجويان خشمگين بودند و از آنچه که از ديشب تا به حال بر آن‌ها رفته بود. برای ربيعی می‌گفتند... و ربيعی آن‌ها را به آرامش فرا می‌خواند. اما فايده‌ای نداشت، آن‌ها آرام نمی‌شدند.

گفت‌وگوی ربيعی با دانشجويان

ربيعی بالاخره موفق شد با دانشجويان سخن بگويد. هر چند بارها صحبتش را قطع کردند.

ربيعی حرف‌هايش را با اين جمله آغاز کرد:

- بچه‌ها، ما نگرانيم...

- ای بابا، چه کسی نگران ماست؟!

- بچه‌ها، عزيزان من، ما فقط نگران شما نيستيم. ما نمی‌فهميم چه کسی از کجا تير می‌اندازد، ما نگرانيم... ما نمی‌دانيم چه خبر است؟

- ای آقا، يعنی واقعا شما نمی‌دانيد...

- ما نگرانيم يک آشوبی راه بيندازيد وضع را از اين بدتر کنند. من با آقای رييس جمهور(خاتمی) تلفنی صحبت کردم قرار ما اين شد من و چند نفر ديگر از دوستان به کوی بياييم. ما نيروی انتظامی را رد کنيم، انصار هم اگر ايستادند، دستگير شوند... شما هم به داخل خوابگاه‌هايتان برگرديد...

- نه! آقای ربيعی، ما ديگر به اين حرف‌ها اعتقاد نداريم. مگر ضاريان مهاجرانی و نوری را گرفتند که فردا عاملان اين جنايت را مجازات کنند... آقای ربيعی! بچه‌های ما بی‌گناه بودند، شما برويد ساختمان ۲۰ را ببينيد. آن‌ها واقعاً هيچ تقصير و گناهی نداشتند اما ببينيد چه به روز آن‌ها آوردند.

- آقای ربيعی! اگر می‌خواهيد با ما صحبت کنيد... خب اول آنطرفی‌ها را رد کنيد، بروند... تا آن‌ها را رد نکنيد ما با شما صحبت نمی‌کنيم... ما امنيت نداريم. اگر امشب دوباره به ما حمله کنند، چی؟... شما «انصار» را رد کنيد، بروند.

- بچه‌ها! آن‌ها می‌روند. همين حالا با آن‌ها دارد اتمام حجت می‌شود.

- اگر نرفتند، چه؟

- آن‌ها می‌روند... اگر نروند بازداشت می‌شوند. آن‌ها که رفتند شما هم بايد به داخل کوی بازگرديد.

- آقای ربيعی، اگر دانشجويان نروند، چه می‌شود؟

- دانشجويان می‌روند... دانشجويان دوستان ما هستند. دانشجويان به دولت خاتمی وفا دارند.

و دانشجويان فرياد زدند: ما منتظر خاتمی هستيم... ما منتظر خاتمی هستيم.

- آقای ربيعی! برای اينکه خون بيشتری ريخته نشود شما بگوييد نيروی انتظامی و انصار بروند... آن وقت بچه‌ها به داخل کوی دانشگاه برمی‌گردند.

- ما بايد بدانيم چه کسی از انصار حمايت می‌کند. تا نفهميم آرام نمی‌شويم... ديشب در حالی که ما را کتک می‌‌‌‌‌‌‌‌زدند، می‌گفتند دانشجويان نجس هستند. ما نجس هستيم آقای ربيعی؟

- نه بچه‌ها! اين چه حرفی است. بچه‌ها آرامش خودتان را حفظ کنيد. شما بايد برويد داخل کوی.

- آقای ربيعی! خوابگاه‌های ما را ديديد. به خدا در کربلا چنين فجايعی اتفاق نيفتاد... شما خون‌هايی را که بر زمين ريخته شده را ديديد؟

- ديدم...

- نديديد، اگر ديده بوديد به ما نمی‌گفتيد به خوابگاه برگرديد، تخت‌ها را شکسته‌اند... کف اتاق‌ها خونی است. کجا برگرديم آقای ربيعی؟

- آقای ربيعی ،اگر راست می گوييد شما برويد جلو «انصار» را بگيريد. ما که اسلحه نداريم. آن‌ها اين همه گاز اشک‌آور پرتاب می‌کنند، بچه‌ها چشم‌هايشان سوخته، گلويشان گرفته... ميزان گاز اين قدر زياد است که بعضی از بچه‌ها بيهوش بر زمين افتاده‌اند... اين‌ها را نديديد؟

- ديديم بچه‌ها... به خدا ديدم... شما بايد برگرديد داخل کوی. نيروی انتظامی و انصار هم می‌روند... آن‌ها گفته‌اند اگر شما تا «کوی» عقب برويد، آن‌ها هم تا اتوبان «جلال‌آل احمد» عقب می‌روند.

- مگر شما زورتان به انصار می‌رسد. هيچ‌کس زورش نمی‌رسد، هيچ‌کس.

- آقای ربيعی! در ديالوگ‌ ما شرکت کن... وزيرتان را زدند کاری نتوانستيد بکنيد، حالا برای ما می‌خواهيد چه کار کنيد؟

- بچه‌ها، خوب به من گوش بدهيد .من می‌گويم راهش اين نيست. شما بايد به داخل کوی برويد.

- آقای ربيعی! «انصار» گاز اشک‌آور از کجا می‌آورد؟ مگر اينجا جبهه‌ جنگ است؟

- آقای ربيعی! ديديد چه حکمی برای نقدی صادر کردند. پرونده ۱۲۳ ميلياردی چه شد؟ من پدرم روحانی است. عمويم روحانی است. دايی‌ام نماينده ولی فقيه در يکی از ارگان‌هاست. من که ضد انقلاب نيستم. پدربزرگ‌هايم هر دو روحانی بودند... من در ماجرای پارک لاله حضور داشتم ديدم که با زنجير بچه‌ها را زدند، با چاقو زدند. من قبلاً فکر می‌کردم اين‌ها دروغ است. من چهار خرداد هم اين آقايان را در پارک لاله ديدم که پس از پايان مراسم ساعت ۴ و ۴۵ دقيقه با نيروی انتظامی خوش‌وبش می‌کردند. همان افراد ديشب به خوابگاه ما حمله کردند.

گفت‌وگوی دکتر خاتمی با دانشجويان

کمی آن‌سوتر دکتر رضا خاتمی (معاون وزير بهداشت و درمان و برادر رئيس‌جمهوری) مشغول گفت‌وگو با دانشجويان بود. بچه‌ها با او صميمانه‌تر سخن می‌گفتند. شايد به خاطر نسبتش با رئيس‌جمهوری.

دکتر خاتمی نيز دانشجويان را به آرامش فرا می‌خواند:

- بچه‌ها شما بايد به داخل خوابگاه برگرديد. همين حالا... خشونت به نفع شما نيست. به نفع هيچ‌کس نيست. بچه‌ها! کسانی می‌خواهند آشوب به پا کنند و جريان‌های خشونت‌آميز ايجاد کنند تا در ميان آشوب و خشونت به اهداف خود برسند.

- آقای دکتر! با کدام تضمين بايد برگرديم... از کجا معلوم همين که به اتاق‌هايمان برگرديم دوباره به ما حمله نکنند؟ ما امنيت نداريم.

- ما تا صبح همين جا پيش شما می‌مانيم. اما شما بايد برگرديد داخل کوی... و به صورت منطقی و با آرامش و با روش‌های قانونمند خواسته‌های خود را پيگيری کنيد.

- ما هيچ جا نمی‌رويم... ما همين جا به خواسته‌های خود خواهيم رسيد، ما منتظر خاتمی هستيم، فقط خاتمی.

- آقای دکتر! اگر ما کوتاه بياييم اين پرونده هم می‌شود مثل آن همه پرونده ديگر که هرگز به نتيجه نرسيد... ضاريان آقای نوری و مهاجرانی چه شدند... برای ما می‌خواهيد چکار کنيد؟ دوم خردادی‌ها برای ما چه کار می‌توانند بکنند؟

- راهش اين نيست... ناآرامی و خشونت به نفع هيچ‌کس نيست...

- آقای دکتر! در اتاق‌های ما گاز اشک‌آور زدند... بچه‌ها را توی خواب زير ضربه‌های باتوم گرفته‌ بودند... همه چيز را آتش زدند، شما اين چيزها را ديديد؟

- ديدم...

- شماها زورتان به گروه‌های فشار نمی‌رسد.

- بچه‌ها! خواهش می‌کنم شما برگرديد داخل کوی. آن‌وقت نيروی انتظامی و انصار هم می‌روند.

- اول بايد نيروی انتظامی و انصار بروند، بعد ما می‌رويم.

- آقای دکتر! برای اينکه اين حرکت به يک جريان خشونت‌آميز تبديل نشود بگوييد آن‌ها بروند.

هيچ‌کس نتوانست آنها را راضی کند

ساعت به چهار صبح نزديک می‌شد، گفت‌وگوی مسؤولان با دانشجويان ادامه داشت اما هنوز هيچ کس نتوانسته بود آن‌ها را راضی کند که به خوابگاه‌های خود بازگردند. دانشجويان عصبانی بودند و بی‌اعتماد به وعده‌ها...

... ساعت از چهار بامداد هم گذشته بود. اما هنوز هيچ کدام از دولت‌مردانی که به ميان دانشجويان آمده بودند نتوانسته بودند دانشجويان را راضی کنند که داخل خوابگاه‌ها بازگردند. آن‌ها می‌گفتند که احساس امنيت نمی‌کنند. می‌گفتند که تضمين می‌خواهند... تضمين می‌خواهند که ديگر بار اين حوادث تکرار نشود.

يکی از آن ميان می‌گفت:

- اين چندمين بار است که «آن‌ها» هر کار که می‌خواهند می‌کنند و بعد هم آب از آب تکان نمی‌خورد. چرا کسی به «آن‌ها» چيزی نمی‌گويد؟ چرا «آن‌ها» را مجازات نمی‌کنند... چرا؟

و من پرسيدم:

- «آن‌ها» که می‌گوييد چه کسانی هستند؟

و دانشجويی با پرخاش پاسخم را داد (آن شب همه عصبانی بودند و کم تحمل):

- " شما نمی‌دانيد آن‌ها چه کسانی هستند؟... آن‌ها که هر جا ما تجمع و مراسمی داريم به ما حمله می‌کنند... آن‌ها که در پارک لاله ما را کتک زدند، آن هم جلو چشمان نيروهای انتظامی... و کسی هم کاری به کارشان نداشت ... همان‌ها ديشب به خوابگاه‌ ما حمله کردند. به ما فحش دادند. فحش‌های خيلی بد- به رئيس‌جمهور فحش دادند. فحش‌های خيلی رکيک... ما را کتک زدند، با باتوم و چماق... و سايلمان را شکستند و جزوه‌ها و کتاب‌هايمان را آتش زدند."

دانشجويان تضمين می‌خواستند. مردان خاتمی چه ضمانتی می‌خواستند بدهند؟ بچه‌ها منتظر بودند. مردان خاتمی بارها از دانشجويان خواستند که به کوی دانشگاه بازگردند و آرامش خود را حفظ کنند:

- ما تمام تلاشمان را می‌کنيم، ما ماجرا را با جديت پيگيری می‌کنيم... بچه‌ها! ما شما را درک می‌کنيم، ما با شما احساس همدردی می‌کنيم... ما موضوع را پيگيری خواهيم کرد... مطمئن باشيد... به ما اطمينان داشته باشيد... اما شما بايد از راه‌های قانونی‌ خواسته‌های خود را پيگيری کنيد.

- ما به شما اطمينان داريم آقای تاج‌زاده... اما شما زورتان به «آن‌ها» نمی‌رسد. شما حريف «انصار» نمی‌شويد.

«مصطفی تاج‌زاده» معاون سياسی – اجتماعی وزير کشور که از ساعت هشت شب به ميان دانشجويان آمده بود، همچنان تلاش می‌کرد بحران را مهار کند و دانشجويان را به خوابگاه‌های خود بازگرداند. او از هفت ساعت پيش تلاش می‌کرد که دانشجويان را آرام کند. اما تلاش‌هايش پس از ساعت‌ها گفت‌وگو هنوز نتيجه نداده بود.

تاج‌زاده خواهان آرامش بود. آرامش دانشجويان.

تاج‌زاده می‌گفت:

- توسعه سياسی برآمده از دوم خرداد فقط در سايه آرامش و جلوگيری از تنش به اهداف و مقاصد خود می‌رسد... ما فاجعه کوی دانشگاه را پيگيری می‌کنيم... به زودی تصميم‌های مهمی در جلسه شورای امنيت ملی گرفته خواهد شد.

دانشجويان مدام صحبت‌های تاج‌زاده را قطع می‌کردند.

- اين حرف‌ها ديگر برای ما قابل قبول نيست. شما به جای اين حرف‌ها بهتر است برويد جلوی «‌آن‌ها» را بگيريد... همان‌ها که همين حالا دارند به طرف بچه‌های ما گاز اشک‌آور پرتاب می‌کنند... زورتان به ‌آن‌ها نمی‌رسد... نه آقای تاج‌زاده؟

- به جای اينکه ما را به خوابگاه بازگردانيد. نيروهای انصار را از خيابان‌ها جمع کنيد... چرا آن‌ها به خاطر اعمال خلاف قانونشان هيچ‌وقت مجازات نشده‌اند؟... چرا به ما می‌گوييد به خوابگاه بازگرديم چرا به آن‌ها نمی‌گوييد در خيابان به ضرب و شتم نپردازند... چرا به آن‌ها نمی‌گوييد به ما حمله نکنند... چرا آقای تاج‌زاده؟ تاج‌زاده پاسخ داد:

- بچه‌ها!‌ شما دوستان ما هستيد... ما شما را اهل گفت‌وگو می‌دانيم... ما با آن‌ها زبان تفاهيم نداريم... ما با گروه‌های فشار چه ‌گفت‌وگويی داريم. ما با شما می‌توانيم گفت‌وگو...

- حالا چه کسی گفت که برويد با آن‌ها گفت‌وگو کنيد... بايد مجازاتشان کنيد!... گروه‌‌های فشار تا چه وقت می‌خواهند آزادانه ما را کتک بزنند، چرا آن‌ها را به زندان نمی‌اندازيد؟... چرا آقای تاج‌زاده؟

- آقای تاج‌زاده! ما هيج جا نمی‌رويم... ما تا تحقق خواسته‌هايمان همين جا می‌مانيم. بايد معلوم شود چه کسانی از انصار حمايت می‌کنند؟

و تاج‌زاده همچنان برای دانشجويان سخن می‌گفت:

- دوستان من! شما بايد از برخوردهای احساسی و غيرمنطقی پرهيز کنيد. شما بايد با دورانديشی و واقع‌بينی زياد خواسته‌های خود را دنبال کنيد... آن‌ هم با روش‌های قانونی... بچه‌ها فراموش نکنيد که توسعه سياسی نيازمند آرامش است و بزرگترين دشمن آن «خشونت» است.

"آقای تاج‌زاده! روزنامه‌نگاران آزادی ندارند و دانشجويان هم امنيت ندارند. آخر اين چه‌ جور توسعه سياسی است که «انصار» می‌تواند دست به هر کار غيرقانونی بزند. شماها نتوانسته‌ايد امنيت ۱۲۵ متر نرده را حفظ کنيد (منظورشان نرده‌های محافظ کوی دانشگاه تهران بود) پس چگونه انتظار داريد ما به وعده‌های شما اطمينان پيدا کنيم و با حفظ آرامش صحنه را ترک کنيم. چه تضمينی وجود دارد آقای تاج‌زاده؟ چه ضمانتی می‌دهيد که اين‌ها دو روز ديگر، يک ماه ديگر و يا... دوباره همين کارها را تکرار نکنند. جواب بدهيد آقای تاج‌زاده... ما می‌دانيم که شما زورتان به انصار نمی‌رسد، ما می‌دانيم که ابزارهای لازم را برای کنترل خشونت‌طلبان رد اختيار نداريد... ما تا تحقق خواسته‌هايمان همين ‌جا می‌مانيم، ما به داخل خوابگاه‌ باز نمی‌گرديم."

و باز هم تاج‌زاده دانشجويان را به حفظ آرامش فرا می‌خواند:

- دوستان عزيز من! اهداف دوم خرداد در يک محيط آرام و به دور از تشنج قابل حصول است. شما بايد حواستان جمع باشد. کسانی می‌خواند هر‌طور شده در جامعه تشنج ايجاد کنند. دشمنان جامعه مدنی در فضای خشونت‌آميز و پرتشنج به اهداف خود می‌رسند.

بچه‌ها! مواظب باشيد، ممکن است کسانی بخواهند حرکت شما را به خشونت بکشاننند

دانشجويان هنوز خشمگين هستند، آن‌‌قدر خشمگين که با پرخاش و عصبانيت با تاج‌زاده صحبت می‌کنند:

- آقای تاج‌زاده! بس کنيد اين حرف‌ها را... ما می‌خواهيم بدانيم گروه انصار از کجا تغذيه می‌شوند... به حريم خوابگاه‌ ما تجاوز شده است.

- به ما اهانت شده است... به اسم اسلام به خوابگاه دانشجويان حمله کرده‌اند... وقتی ما را کتک می‌زدند، شعار «يا حسين‌،‌ يا زهرا» می‌دادند... آقای تاج‌زاده تعدادی از دوستان ما الان در بيمارستان بستری هستند و حالشان خيلی وخيم است.

در چنين شرايطی شما ما را به آرامش فرامی‌خوانيد... ما تحمل‌مان تمام شده... ما بيش از اين حاضر نيستيم به حرف‌هايتان درباره توسعه سياسی گوش کنيم... بس کنيد آقای تاج‌زاده...

دانشجويان عصبانی بودند. دانشجويان بر سر تاج‌زاده فرياد می‌زدند، دانشجويان به تاج‌زاده پرخاش می‌کردند. اما «تاج‌زاده» پرخاش‌ها را تحمل می‌کرد و به تندی پاسخ دانشجويان را نمی‌داد. او با آرامش کامل سعی بر آرام کردن دانشجويان داشت. او همچنان به معجزه ء گفت‌وگو ايمان داشت:

- ما با ادامه سياست تشنج‌زاديی به اهداف و آرمان‌های جنبش جامعه مدنی خواهيم رسيد. بچه‌ها!در معجزه گفت‌وگو همين بس که اکنون ما با هم هستيم و اينجا می‌توانيم به راحتی با هم گفت‌وگو داشته باشيم... دوستان! حرف‌هايتان را بگوييد، راحت باشيد. توسعه سياسی نيازمند اين گفت‌وگوهاست.

- آقای تاج‌زاده! ما آزادی را درست در زمانی طلب می‌کنيم که دولت همراه ما و طرفدار توسعه سياسی – فرهنگی است. اما نيروهای فشار، شبه نظاميان سياهپوش و... دشمن قسم خورده اين آزادی هستند. دانشجويان مظلوم چه گناهی کرده بودند که بعضی را در خواب و بعضی را در بيداری به خاک و خون کشيدند؟آقای تاج زاده آيا می دانيد ديشب دانشجويی که تا ديروقت در کتابخانه کوی مشغول مطالعه بود، به شدت مجروح شده...گناه او چه بود؟مطالعه؟"

*

و آنسوتر چند دانشجو در خانه‌ها را می‌زدند:

- تو را به خدا کمکمان کنيد... سينه‌اش ديگر بالا و پايين نمی‌رود... غرق خون است..

بالاخره مردی از همسايه‌ها به دادشان رسيد، اتومبيلش را از پارکينگ درآورد و آن‌‌ها جسم از حال رفته همکلاسی‌شان را بر ماشين سوار کردند. يکی از بچه‌ها گفت:

- آقا! عجله کنيد... برويم بيمارستان شريعتی...

*

در حياط کوی دانشگاه تهران گروهی از دانشجويان نيز مشغول گفت‌وگو با دکتر مصطفی معين وزير فرهنگ و آموزش عالی بودند، او نيز از نخستين ساعت‌های شب بعد از حادثه در کوی در ميان دانشجويان بود.

معين بر زمين نشسته بود و دانشجويان گرد او می‌گفتند: ... ما جايی نمی‌رويم... ما همين جا به خواسته‌های خود خواهيم رسيد، چرا هميشه ما بايد کوتاه بياييم نه نيروهای انصار.

و معين نيز همانند ديگر مردان خاتمی دانشجويان را به آرامش دعوت می‌کرد:

- دانشجويان، عزيزان من! ما بايد با آرامش از اين سنگلاخ عبور کنيم.

- آقای معين! اين سنگلاخ‌ها را چه کسانی به وجود آورده‌اند؟

- از ماست که برماست... سطح فرهنگ و آگاهی جامعه ما در اين موضوع مؤثر است. تلخ است اما واقعيت دارد... همه آن کسانی که مخالفند بايد بدانند حتی مخالفان هم حق ندارند به جان هم بيفتند. عزيزان! چاره‌ای نيست جز اينکه معلومات و آگاهی سياسی خود را بالا ببريم. به عنوان يک دانشگاهی و يک دانشجو بايد بيشتر فکر کنيم... به عنوان يک عضو قشر تحصيل کرده بايد خود را در خدمت همبستگی ملی قرار دهيم... ما در معرض خطرات جدی هستيم... اين موقعيت را بی دليل انتخاب نکرده‌اند... شما بايد اين موقعيت را درک کنيد... آرامش خودتان را حفظ و به خوابگاه‌هايتان برويد.

- آقای دکتر! ما احساس امنيت نمی‌کنيم.

- من امشب با شما می‌مانم. تا صبح جايی نمی‌روم...

- تمام دانشجويان اين خوابگاه شهرستانی هستند. جواب نگرانی خانواده اين بچه‌ها را چه کسی خواهد داد؟

- ما جواب روشن و صريح می‌خواهيم... بايد حاميان انصار به‌طور شفاف برای ما توضيح بدهند.

و معين همچنان برای دانشجويان سخن می‌گفت:

- دانشجويان عزيز، دقت کنيد. اگر وضع داخلی ما متشنج شود، وضع ما از «کوزوو» هم بدتر خواهد شد... بايد با آگاهی برخورد کنيم. همه ما...

گفت‌وگوی معين با دانشجويان تا صبح ادامه داشت.

«پايان‌نامه‌ها را آتش زدند. رساله‌های فوق‌ليسانس و دکترا را سوزاندند. تمام زندگی دانشجويی بچه‌ها را در هم شکستند، به کدام گناه؟ به دستور چه کسانی؟ يکی از دوستان من قرار بود پس‌فردا از رساله دکترايش دفاع کند... الان او کجاست؟وسط کدام مجروحان... کدام بيمارستان؟ چه بلايی سر ما می‌خواهند بياورند... آن وقت‌ شما به ما می‌گوييد آرامش خود را حفظ کنيم... چگونه؟»

و يک دانشجو از عقب جمعيت به زحمت خود را به جلو کشاند، او پاسخ دوستانش را اين‌طور داد:

- بچه‌ها! خواهش می‌کنم به حرف‌های من گوش کنيد. ممکن است اين يک سناريو باشد که مخالفان دولت طراحی کرده‌اند... آن‌ها در فکر ساقط کردن دولت محبوب ما هستند. ما نبايد به آن‌ها بهانه بدهيم. بهانه‌ای برای سرکوب جنبش جامعه معدنی... اين دقيقاً مشابه همان سناريويی است که سال گذشته در چنين روزهايی يک روزنامه به ظاهر تندرو اما غيرهمگام با جبهه دوم خرداد بهانه‌های لازم را برای به تعطيلی کشاندن مطبوعات دوم خردادی به دست منتقدان خشن دولت داد. نفوذی‌های مطبوعات پس از تمام شدن تاريخ مصرفشان و تهيه بهانه‌های لازم، پاداش کافی نيز دريافت کردند و...يادتان هست بچه‌ها؟... اينک نيز احتمال اجرای برنامه‌ای مشابه برای دانشگاه‌ها می‌رود... ما بايد مطالبات خود را از راه‌های قانونی پيگيری کنيم.

و باز تاج‌زاده رشته سخن رابه دست گرفت:

- دوست شما درست می‌گويد. ممکن است عناصر مشکوک در ميان شما بهانه لازم را به دست مخالفان جبهه دوم خرداد برای سرکوب فعاليت‌های دانشجويی بدهند. بچه‌ها! مراقب باشيد افراط و تندروی دشمن جامعه مدنی و توسعه سياسی است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

گزارش سالانه وضعيت دانشجويان در ايران، به مناسبت سالگرد ۱۸

فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی

از تير ۱۳۸۶ تا خرداد ۱۳۸۷

به نقل از "خبرنامه ی گویا"

نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !


گزارش پيش رو منعکس کننده تصويری کلی از وضعيت دانشجويان در ايران است که بر اساس اخبار منتشر شده در مطبوعات رسمی در ايران تهيه گرديده است. از آنجائيکه سانسور خبری حاکم بر مطبوعات و عدم آزادی عمل مدافعان حقوق بشر در ايران از مشخصات حاکم بر جامعه ايران است، اين گزارش نمی تواند در برگيرنده تمامی موارد نقض حقوق شهروندی دانشجويان باشد.آمار زير بخوبی نشان می دهد که همچنان حقوق اوليه و انسانی دانشجويان در ايران بگونه ای گسترده ، مستمر و برنامه ريزی شده نقض می گردد.

خلاصه اين گزارش بدين شرح است:

•بازجوئی توسط نهادهای امنيتی - ۵۰ مورد
•بازداشت - ۱۴۹ مورد
•احضار به دادگاه های عمومی و انقلاب - ۵۴ مورد
•محاکمات انجام شده توسط دادگاه های عمومی و انقلاب - ۵۷ مورد
•احکام صادر شده توسط دادگاه های عمومی و انقلاب - ۴۰ مورد
(در مجموع ۴۸ سال زندان و ۱۸ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان جريمه نقدی حکم محکوميت صادره شده است)
•احضار به کميته های انضباطی دانشگاه ها - ۲۱۳ مورد
•احکام صادر شده توسط کميته های انضباطی دانشگاه ها - ۲۳۲ مورد
•اخراج از دانشگاه - ۱۷ مورد
•تعليق از تحصيل ( يک ترم )- ۸۳ مورد
•تعليق از تحصيل ( دو ترم) - ۴۵ مورد
•اخراج از خوابگاه - ۵ مورد
•جلوگيری از ورود به دانشگاه - ۳۴ مورد
•تذکر کتبی - ۶۴ مورد
•آزادی با صدور قرار وثيقه - ۵۵ مورد
(احکام صادره شده از ۲۰ ميليون تومان تا ۳۰۰ ميليون تومان است که در مجموع ۳۴۱۰ ميليون تومان برای آزادی دانشجويان از سوی دادگاه حکم صادر شده است)
• نشريات دانشجوئی توقيف شده - ۲۴ مورد
•سايت های دانشجويی مسدود شده - ۳ مورد
•جلوگيری از برگزاری مراسم توسط دانشجويان - ۱ مورد
•اعتصاب غذايی دانشجويان زندانی شده - ۴ مورد
•ضرب و شتم دانشجويان توسط نيروهای امنيتی - ۱۰ مورد
•قتل دانشجويان زندانی در بازداشتگاهها - ۲ مورد


بنابر اين گزارش نهادهای که در سرکوب دانشجويان نقش مستقيم داشته اند عبارتند از:

• نيرهای انتظامی
• وزارت اطلاعات و امنيت کشور
• دادگاه های عمومی و انقلاب
• حراست دانشگاه ها
• کميته های انضباطی دانشگاه ها
• هيئت نظارت برنشريات دانشجويی
• هيئت نظارت بر تشکل های دانشجوئی
• هيئت نظارت بر دانشگاه ها
• بسيج دانشجويی

نهادهای که بر اساس شکايت آنان دانشجويان مورد محاکمه، بازداشت، اخراج از دانشگاه و . . . قرار گرفته اند به شرح زير هستند:

• رياست دانشگاه ها
• معاونت دانشجويی دانشگاه ها
• بسيج دانشجويی
• امامان جمعه
• شورای نگهبان
• وزارت اطلاعات و امنيت کشور
• سازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی
• سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
• جامعه اسلامی دانشگاه
• نمايندگان ولی فقيه در دانشگاه ها

بر مبنای اين گزارش نهادهائی که در درون دانشگاه ها اقدام به سرکوب دانشجويان کرده اند عبارتند از:

• کميته های انضباطی
• هيئت نظارت بر نشريات دانشجويی
• هيئت نظارت بر تشکل های دانشجويی
• هيئت نطارت بر دانشگاه
• حراست دانشگاه
• بسيج دانشجويی
• رياست دانشگاه
• معاونت دانشجويی دانشگاه
• نمايندگی ولی فقيه در دانشگاه ها
• جامعه اسلامی دانشگاه

و نهادهائی که در بيرون از دانشگاه ها اقدام به سرکوب کرده اند به شرح زير می باشند:

• نيروهای انتظامی
• وزارت اطلاعات و امنيت کشور
• دادگاه های عمومی و انقلاب
• شورای نگهبان انقلاب اسلامی
• امامان جمعه
• سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
• صدا و سيمای جمهوری اسلامی
• وزارت کشور


مشروح گزارش:

۱ ـ جمعی از دانشجويان دانشگاه امير کبير در ملاقات با فراکسيون خط امام مجلس اعلام کردند: تمامی تشکلهای صنفی دانشجويی از حق فعاليت محروم شده اند. ۱۴ نشريه دانشجويی اين دانشگاه بدستور مقامات توقيف شده اند . تعدادی از دانشجويان بصورت مکرر به کميته انضباطی احضار شده اند. همچنين در اين ملاقات خانواده ۸ نفر از دانشجويان زندانی خواستار آزادی فرزندانشان شدند. ( اعتماد ملی ۷/۴/۸۶ )

۲ ـ برادر عباس حکيم زاده دانشجوی زندانی در مصاحبه با راديو فردا گفت: خواهرم از سوی نيروهای امنيتی تهديد شده است. به دليل اينکه مادرم ضعف جسمانی و سن بالايی دارد، خواهرم برای پيگيری وضعيت عباس با مادرم همراهی می کند، او را تهديد کرده اند که برای پاسخگويی به يک سری سوالات به وزارت اطلاعات برود. وی افزود: برای پيگيری وضعيت برادرم با رياست قوه قضائيه، معاون وی و کميسيون اقليت مجلس ملاقات داشته ايم، همه يا ابراز ناتوانی يا بی اطلاعی از پيگيری مسئله عباس حکيم زاده می کنند. محمد علی دادخواه وکيل مدافع عباس حکيم زاده گفت: موکلم در سلول انفرادی زندان اوين نگهداری می شود و تاکنون موفق به ملاقات با خانواده خود نشده است.(خبر نامه امير کبير ۲۳/۴/۸۶)

۳ ـ خانواده های دانشجويان زندانی «مجيد توکلی» ، «احمد قصابان» و «احسان منصوری» نامه ای سر گشاده خطاب به هاشمی شاهرودی رئيس قوه قضائيه اعلام کردند : در طی ۸۰ روزی که فرزندان آنها در بند ۲۰۹ زندان اوين بسر برده اند در سلول انفرادی و زير شکنجه روانی و جسمی برای اعتراف گرفتن از آنان به گناه ناکرده قرار داشته اند . بخشی از شکنجه های جسمی به شرح زير است :
ضرب و شتم شديد توسط ۷ بازجو بصورت همزمان که به بيهوشی و انتقال فرزندانمان به بهداری بند ۲۰۹ منجر شده است .
ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و ضرب شتم با مشت و لگد به سرو صورت و پاها .
ضربه زدن روی دستبند به صورتی که آثار کبودی و تورم تا هفته ها روی دست آنها بوده است .
نگهداری در سلولهايی در اندازه های کو چک به صورتی که امکان راه رفتن و يا دراز کردن پا در آن نبوده است .
نگهداری در سلولهای بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگری
اجبار به ايستادن طولانی به مدت ۴۸ ساعت
استفاده از کابل وشلاق برای ضرب و شتم
خواباندن دانشجويان روی زمين و اذيت و آزار
اجبار به ايستادن روی يک پا به مدت ۱۸ ساعت
ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت
پرتاب کردن و هل دادن به صورتی که به ديوار بر خورد کنند .
اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولانی از قبيل نشستن و بلند شدن متوالی و خم شدن و گرفتن مچ پا و غيره ..... (نوروز ۲/۵/۸۶ )

۴ ـ مجيد توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری دانشجويان دانشگاه امير کبير با انتشار نامه هايی اعلام کردند: بر اثر شکنجه های غير انسانی مجبور به اعترافات دروغين شده اند. در نامه مجيد توکلی آمده است: به صراحت اعلام می کنم کليه اعترافات بنده در طول مدتی که در سلول انفرادی نگهداری می شدم تحت آزار و اذيتهای فراوان و به دروغ از اينجانب اخذ شده است. در نامه احمد قصابان آمده است: به اطلاع همگان می رسانم که تحت شکنجه های فراوان و طاقت فرسا اينجانب و ديگر دانشجويان بازداشت شده چاره ای جز تبعيت از خواست و اراده بازجويان و اقرار دروغ عليه خود و ديگران نداشتيم . در اين نامه آمده است: بازجويان ما را تحت انواع و اقسام فشارهای روحی و جسمی شديد قرار دادند که اگر خود در اين شرايط قرار نمی گرفتيم باور نمی کرديم که برای اعتراف گيری دست به چه اعمالی می زنند. در هر صورت آن جا که فشارهای بازجويان از حد توان من و دوستان خارج شد ، مجبور به اعتراف دروغين شديم.(امير کبير ۲۲/۵/۸۶)

۵ ـ خانواده های احمد قصابان ، احسان منصوری و مجيد توکلی طی نامه ای سرگشاده ای خطاب به رئيس قوه قضاييه، گوشه ای از فشارها و اذيت و آزارهای غيرانسانی که دانشجويان در طول مدت بازداشت متحمل شده اند را شرح داده اند.
پس از انتشار نامه خانواده ها، تيم بازجويی با احضار اين سه خانواده به دفتر پيگيری های وزارت اطلاعات از ايشان خواستند لحن خود را در نامه ها و مصاحبه هايشان تغيير دهند و با انتشار نامه های خود در رسانه ها قاضی پرونده را عصبانی نکنند. ( امير کبير ۲۷/۵/۸۶ )

۶ ـ سازمان بهايی ها و دانشجويان بهايی اعلام کرده اند: مقامات مسئول در سازمان سنجش آموزش کشور، ۸۰۰ دانش آموز بهايی را از دسترسی به نتايج کنکور سراسری دانشگاههای دولتی محروم کرده اند. سازمان ديده بان حقوق بشر اظهار داشت :حکومت ايران بايد فورا به اقداماتی پايان دهد که با هدف ممانعت دانش آموزان بهايی از ورود به دانشگاهها اعمال می شوند. حکومت ايران بايد سريعا مشکل ۸۰۰ دانش آموز بهايی را حل کند.(سازمان ديده بان حقوق بشر ۲۹/۶/۸۶)

۷ ـ هانس گرت پوترينگ رئيس پارلمان اروپا، خواستار آزادی ۲٨ دانشجوی زندانی در ايران شد. رئيس پارلمان اروپا گفته است، مسئولان ايرانی بايد بطور کامل خانواده ها و وکيلان مدافع اين دانشجويان را از سرنوشت آنها مطلع کنند.(راديو دويچه وله ۲۷/۹/۸۶)

۸ ـ رئيس انجمن جامعه شناسی امريکا طی نامه ای خطاب به خامنه ای و ساير مقامات دولت ايران خواستار آزادی دانشجويان بازداشت شده گرديد. در اين نامه آمده است: دانشجويانی که اخيرا توسط نيروهای امنينی در تهران، تبريز، اهواز، شيراز و نقاط ديگر ايران دستگير و بازداشت شده اند، بسياری از اين دانشجويان هم اينک بخاطر اعتراض عليه حکومت ايران در زندان اوين نگهداری می شوند و ما آزادی آنان را الزامی می دانيم. اين انجمن بيش از ۱۴ هزار عضو دارد.(اخبار روز ۲۹/۹/۸۶)

۹ ـ سازمان ديده بان حقوق بشر اعلام کرد دولت ايران موظف است در رابطه با مرگ ناگهانی ابراهيم لطف اللهی دانشجوی دانشگاه پيام نور در زندان سنندج و دکتر زهرا بنی يعقوب در زندان همدان تحقيق کند. در هر دو مورد مقامات رسمی علت مرگ را خودکشی اعلام کرده اند. نايب رئيس بخش خاورميانه سازمان گفت: مرگ ناگهانی دو جوان ظاهرا سالم در زندان بشدت نگران کننده است و دولت ايران با سرعتی که در خودکشی دانستن اين مرگ ها به خرج می دهد فقط به نگرانی ما می افزايد.(ديده بان حقوق بشر ۲۹/۱۰/۸۶)

۱۰ ـ دانشجويان در کوی دانشگاه تهران در اعتراض به نحوه مديريت خوابگاهها، کيفيت بد غذا ، جدا سازی دختران و پسران در سرويس های رفت و آمد دست به تجمع زدند. از شب سوم تجمع ، خواست آزادی تمامی زندانيان سياسی به ويژه دانشجويان سياسی زندانی شده و توقف احضار دانشجويان به کميته های انضباطی به خواستهای دانشجويان معترض شد.در اين رابطه ۱۰ نفر از دانشجويان جهت بازجويی به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات احضار شدند. سه تا پنج نفر بازداشت شدند. بر اثر حمله نيروهای ضدشورش به تجمع دانشجويان در خوابگاه ۱۸ تن مجروح و به بيمارستان منتقل شدند. (راديو فردا ۱۰/۱۱/۸۶)

۱۱ ـ ديده بان حقوق بشر با انتشار بيانيه ای از مقامهای ايران در خواست کرد هرچه سريعتر گزارش های مربوط به شکنجه چهار دانشجوی بازداشتی بنامهای: پيمان پيران، علی کانتوری، مجيد پورمجيد و بهروز کريمی زاده توسط مامورين و بازجويان وزارت اطلاعات را مورد تحقيق قرار دهند و مسئولينی را که عامل اين آزار رسانی ها بوده اند تنبيه کنند. به گفته منابع مطلع، دانشجويان هنگام بازداشت تحت آزار و اذيت های جسمی و روانی قرار گرفته اند. وکلای اين دانشجويان هنوز به موکلين و يا پرونده آنها دسترسی نداشته اند. (ديده بان حقوق بشر ۲۲/۱/۸۷)

۱۲ ـ سه دانشجوی دختر يک دانشگاه در آذربايجان شرقی توسط يک فرد مسئول درحراست دانشگاه، يک استاد مسئول آزمايشگاه و يک راننده سرويس دانشگاهی در تبريز مورد تجاوز قرار گرفتند. سه دانشجوی دختر از ترس بی آبرويی، اخراج و تهديد مسئولان حراست حاضر به شکايت از عاملان اين حادثه نيستند.(دسترنج ۲۹/۲/۸۷)

۱۳ ـ پروانه خليلی دانشجوی ترم ششم رشته گياه پزشکی دانشگاه لرستان در پی بروز حادثه برق گرفتگی و نبود امکانات پزشکی و آمبولانس در خوابگاه در گذشت.(امير کبير ۲۹/۲/۸۷)

۱۴ ـ سازمان عفو بين الملل با صدور بيانيه ای از وضعيت فرشاد دوستی پور دانشجوی ۲۳ ساله ای که توسط اطلاعات سپاه پاسداران در ايوان غرب بازداشت گرديد ، ابراز نگرانی کرد . در اين بيانيه آمده است : دوستی پور که در طول بازداشت در زندان اوين دچار مشکلات ريوی شده است در حال حاضر احتمالا در معرض شکنجه قراردارد .جرم وی اطلاع رسانی در رابطه با کشته شدن ۳ نفری از مردم ايوان غرب بدست نيروهای امنيتی می باشد. (راديو زمانه ۴/۳/۸۷)

۱۵ ـ سازمان عفو بين الملل با انتشار بيانيه ای اعلام کرد: ناهيد کلهر ۲۱ ساله دانشجوی زيست شناسی دانشگاه آزاد قم و مسئول وبلاگ « آزادی بی بها نيست » به اتهام تماس با گروههای مخالف حکومت در خارج از کشور در روز ۱۲ خرداد توسط اداره اطلاعات قم بازداشت شده است. در اين اطلاعيه آمده است: اين دانشجو درمعرض خطر بدرفتاری و شکنجه قرار دارد. محل نگهداری او مشخص نيست و تماسی با خانواده خود و يا يک وکيل مدافع ندارد.(ايران امروز ۱۷/۳/۸۷)

۱۶ ـ دکتر حسين مددی رئيس هيات نظارت دانشگاه زنجان ، معاون دانشجويی و رئيس دانشکده ادبيات در حال تعرض به يکی از دانشجويان دختر توسط ساير دانشجويان دستگير شد . پيش از اين مسئولين حراست ، انتظامات دانشگاهها به دانشجويان دختر در دانشگاههای رازی کرمانشاه ، علامه طباطبايی ، سهند تبريز و ... تعرض کرده اند و هيچگاه محاکمه و مجازات نشده اند . (کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت ۲۶/۳/۸۷)


بازداشت دانشجويان :

۱۷ ـ شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت که برای پاسداشت سالگرد ۱۸ تير و اعتراض به بازداشت ۸ دانشجوی دانشگاه امير کبير تحصن کرده بودند، توسط ماموران امنيتی و نيروی انتظامی بازداشت شدند. عليرضا جمشيدی سخنگوی قوه قضائيه اتهامات دانشجويان بازداشتی را شرکت در تجمع غير قانونی ، تبانی برای اقدامات غير قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنيتی برشمرد. اسامی دانشجويان بازداشتی عبارتنداز : علی وفقی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف ، مهدی عربشاهی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی ، حنيف يزدانی دانشجوی دانشگاه شهر کرد ، علی نيکو نسبتی دانشجوی دانشگاه مفيد قم ، محمد هاشمی و بهاره هدايت دانشجويان دانشکده امور اقتصادی.( ايسنا و ادوارنيوز ۱۸و ۱۹/۴/۸۶ )

۱۸ ـ امير يعقوبعلی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبايی ، به علت جمع آوری امضاء برای « کمپين يک ميليون امضاء تغيير برای برابری » در پارک انديشه واقع در خيابان سهروردی تهران توسط ماموران امنيتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد. (امير کبير ۲۱/۴/۸۶ )

۱۹ ـ مهرداد بزرگ دانشجوی مهندسی کامپيوتر دانشگاه تهران ، کورش جنتی دانشجوی ادبيات دانشگاه علامه طباطبايی و حسين فياضی که برای شرکت در همايش « مشروطه ايرانی به حسينيه ارشاد رفته بودند، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند. ( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۲/۵/۸۶ )

۲۰ ـ صباح نصری دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سياسی دانشگاه تهران و مدير مسئول نشريه دانشجويی « روژامه» و هدايت غزالی دانشجوی سال آخر رشته روانشناسی دانشگاه تهران و عضو تحريريه نشر دانشجويی «روژامه» از هفته ها پيش توسط نيروهای امنيتی بازداشت و در اداره اطلاعات سنندج نگهداری ميشوند. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۲/۵/۸۶ )

۲۱ ـ ياسر گلی دانشجوی کارشناسی ارشد و از دانشجويان ستاره دار توسط نيروهای امنيتی در مقابل دانشگاه آزاد سنندج بازداشت شد. منزل وی مورد تفتيش قرار گرفت ، کيس کامپيوتر و دفترچه ياداشت اش توسط نيروهای امنيتی ضبط گرديد. ( امير کبير ۲۲/۷/۸۶ )

۲۲ ـ روزبه موسوی سرديير نشريه دانشجويی توقيف شده « آلترناتيو » جواد عليخانی ، راعی نيکزاد ، مهدی معصومی ، جواد توللی و فاطمه فرهای دانشجويان دانشگاه چمران اهواز به اتهام اقدام عليه امنيت ملی توسط مامورين اداره اطلاعات اهواز بازداشت شدند.( امير کبير ۴/۸/۸۶ )

۲۳ ـ سرهنگ نادر سرکاری رئيس پليس امنيت عمومی استان تهران گفت : ۱۱ دانشجوی دختر و ۲۱ دانشجوی پسر به علت شرکت در يک جشن توسط پليس کرج بازداشت شدند. دستگير شدگان همگی از دانشجويان دانشگاه تهران هستند که در جشن مدال آوری يکی از همکلاسی های خود که در يک المپياد جهانی مدال گرفته بود ، شرکت کرده بودند. ( ايسنا ۱۲/۸/۸۶ )

۲۴ ـ معصومه منصوری دانشجوی دانشگاه امير کبير بدستور متين راسخ بازپرس شعبه اول دادگاه انقلاب تهران در تاريخ سوم آبان ماه بازداشت شد. محمد علی منصوری پدر وی اوائل شهريور ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت گرديد. ماموران وزارت اطلاعات به منزل برادر اين دانشجوی بازداشتی مراجعه کرده و او را تهديد کرده اند، در صورت انتشار خبر دستگيری خواهرش ، وی و همسرش را نيز دستگير خواهند نمود.
( امير کبير ۱۲/۸/۸۶ )

۲۵ ـ علی عزيزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت بدستور قاضی حداد معاون امنيت دادستان تهران توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد و منزل پدرش مورد تفتيش قرار گرفت. ( ادوارنيوز ۱۴/۸/۸۶ )

۲۶ ـ پدرام رفعتی دانشجوی دانشگاه امير کبير توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.( ادوارنيوز ۱۶/۸/۸۶ )

۲۷ ـ آرمان صداقتی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير ، بهنام سپهرمند دانشجوی دانشگاه تهران و عضو شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت و مازيار سمعيی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی که در تجمع دانشجويی دفاع از استقلال دانشگاه توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بودند ، پس از ۱۰ روز با قرار وثيقه از زندان آزاد شدند. ( ايسنا ۱۸/۸/۸۶ )

۲۸ ـ محمود احمدی نژاد رئيس جمهور در دانشگاه تعطيل شده علم و صنعت برای اعضای بسيج دانشجويی دانشگاههای علامه ، امير کبير ، خواجه نصير و دانشجويان دانشگاههای امام صادق و امام حسين که به وسيله اتوبوس به اين دانشگاه انتقال يافته بودند، سخنرانی کرد. سه نفر از دانشجويان عضو انجمنهای اسلامی دانشجويان امير کبير و خواجه نصير توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند. ( ادوارنيوز ۲۱/۸/۸۶ )

۲۹ ـ انوشه آزاد فر دانشجوی دانشگاه تهران، بهروز کريمی زاده دانشجوی دانشگاه تهران، احسان آزاد فر، ياسر پيرحياتی دانشجوی دانشگاه شاهد،بهزاد باقری دانشجوی دانشگاه تهران، علی کلايی دانشجوی دانشگاه آزاد، بابک پاشا جاويد دانشجوی دانشگاه امير کبير، الناز جمشيدی دانشجوی دانشگاه آزاد ، مهدی گرايلو دانشجوی دانشگاه تهران، سعيد حبيبی عضو کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر، نادر احسنی دانشجوی دانشگاه مازندران، ميلاد عزيزی دانشجوی دانشگاه تهران، ميلاد معينی دانشجوی دانشگاه مازندران، اختای حسينی دانشجوی دانشگاه آزاد، بهرنگ زندی دانشجوی دانشگاه مازندران، آرش پاکزاد دانشجوی دانشگاه مازندران، حسن معارفی دانشجوی دانشگاه مازندران، کيوان امير الياسی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف، محسن ثقفی دانشجوی دانشگاه امير کبير، محسن غمين دانشجوی دانشگاه امير کبير، نسيم سلطان بيگی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی، روزبه صف شکن دانشجوی دانشگاه تهران، روزبهان اميری دانشجوی دانشگاه تهران، سارا خادمی دانشجوی دانشگاه مازندران، شوان مريخی دانشجوی دانشگاه مازندران، رضا عرب دانشجوی دانشگاه مازندران، آرمان رسول پور دانشجوی دانشگاه مازندران،حامد محمدی دانشجوی دانشگاه مازندران، امير مهرزاد دانش آموز پيش دانشگاهی، علی سالم دانشجوی فارغ التحصيل دانشگاه امير کبير، نيما نحوی دانشجوی دانشگاه مازندران، هادی سالاری دانشجوی دانشگاه رجايی، امير آقايی دانشجوی دانشگاه رجايی ، فرشيد فرهادی آهنگران دانشجوی دانشگاه رجايی، ميلاد عمرانی دانشجوی دانشگاه رجايی، پيمان پيران دانشجوی اخراجی، مجيد اشرف نژاد دانشجوی دانشگاه رجايی، حسين بابايی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف، کريم آسايش دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف، عابد توانچه ، روزبه فقيهی، روشنک غياثيان، مجتبی باستانی، سعيد رحمانی، رازا عيسايی، مهسا محبی ، سعيد آقام علی خليلی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی و.. از فعالان دانشجويی توسط ماموران دادستانی و امنيتی بازداشت شدند.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر، امير کبير، ادوار نيوز، خبرنامه دانشگاه مازندران، آوای دانشگاه، سلام دمکرات، وبلاگ دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب ۱۱ الی ۱۸/۹/۸۶)

۳۰ ـ فرشاد دوستی پور، سهراب کريمی، جواد عليزاده و محمد صالح ايومن چهار دانشجوی کردی که در تريبون آزاد دانشجويی دفتر تحکيم وحدت، تحت عنوان « دانشگاه آخرين سنگر آزادی » سخنرانی کرده بودند، شب گذشته توسط نيروهای امنيتی دستگير شدند. دانشجويان بازداشت شده به نمايندگی از دانشجويان کرد، به نقض گسترده حقوق شهروندی کردها اعتراض کردند و به صراحت اعلام کردندخواسته مردم کردستان داشتن حداقل رفاه اقتصادی و اجتماعی است. آنها با تاکيد بر تماميت ارضی کشور انتساب جدايی طلبی به کردها را مسئله انحرافی دانستند که توسط حاکميت جهت توجيه سرکوب گسترده کردها مطرح و دامن زده می شود.(امير کبير ۱۹/۹/۸۶)

۳۱ ـ سحر يزدانی پور دانشجوی سال سوم کتابداری و حمدالله نامجو دانشجوی علوم سياسی دانشگاه شيراز به علت شرکت در اعتراضات دانشجويی توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند.(ادوارنيوز ۲۰/۹/۸۶)

۳۲ ـ شيرزاد حاجيلو دانشجوی دانشگاه آزاد خوی به علت شرکت در تجمع روز جهانی زبان مادری در دادگاه تجديد نظر استان آذربايجان غربی به ۳ ماه و يک روز حبس تعزيری محکوم شده بود. وی توسط نيروی انتظامی بازداشت و به زندان منتقل گرديد.(امير کبير ۲۲/۹/۸۶)

۳۳ ـ پارسا کرمانجيان در دانشکده فنی دانشگاه کرمانشاه توسط نيروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد. نامبرده بدليل فعاليتهای دانشجويی از دانشگاه دولتی اخراج شده بود و در رشته معماری دانشگاه آزاد به تحصيل ادامه می دهد.(امير کبير ۲۴/۹/۸۶)

۳۴ ـ مهدی الهياری دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف به اتهام اقدام عليه امنيت داخلی در ۱۷ آذر توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به زندان اوين منتقل شده است.(امير کبير ۲۵/۹/۸۶)

۳۵ ـ بهرام شجاعی دانشجوی دانشگاه آزاد ـ واحد تهران جنوب پس از چندين روز بازجويی مجددا به دستور دادسرای انقلاب تهران بازداشت و روانه زندان اوين شد. نعمت احمدی وکيل مدافع اين دانشجو اعلام کرد: در جريان تجمع دانشجويان دانشگاه تهران موکل من به مدت دو شب در بازداشت بود.(ايسنا ۲۸/۹/۸۶)

۲۳ ـ عليرضا حيدری دانشجوی دانشگاه آزاد کرمانشاه که ۱۰ روز پيش جهت بازجويی به حراست دانشگاه احضار شده، از آن پس اطلاعی از وی در دست نيست.(امير کبير ۳۰/۹/۸۶)


۲۴ ـ يونس مير حسينی دانشجوی سال سوم حقوق دانشگاه شيراز که به اتهام اقدام عليه امنيت ملی توسط ماموران امنيتی مسلح مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بازداشت شده بود، پس از دو هفته با قرار وثيقه از زندان آزاد شد.(ايسنا۳۰/۹/۸۶)

۳۸ ـ ميثم مهرابيان و علی قادری دانشجويان عضو جبهه ملی ايران توسط ماموران امنيتی بازداشت شدند، از محل نگهداری آنها اطلاعی در دست نيست. (ادوار نيوز ۱۳/۱۰/۸۶)

۳۹ ـ مرتضی اصلاحچی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی ، بيتا صميمی زاد دانشجوی دانشگاه اميرکبير ، آناهيتا حسينی دانشجوی دانشگاه تهران ، محمد پور عبدالله دانشجوی دانشگاه تهران ، سروش ثابت دانشجوی دانشگاه شريف ، ساناز الهياری خواهر مهدی الهياری دانشجوی در بند ، سروش دشتستانی، امين قضايی ، بيژن صباغ ، کاوه عباسيان و مرتضی خدمتی لو از فعالين دانشجويی توسط ماموران امنيتی بازداشت شدند . (کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۵/۱۰/۸۶)

۴۰ ـ حبيب الله لطيفی اهل سنندج ، دانشجوی دانشگاه آزاد ايلام بيش از ۷۰ روز است که در وضعيت نامعلومی در بازداشت بسر می برد، هفته گذشته قرار بازداشت وی برای دو ماه ديگر تمديد شد. نامبرده تحت شديد ترين شکنجه ها قرار دارد و جان وی در خطر می باشد. وی بمدت دو روز به صورت وارونه از سقف آويزان شده و بارها طی بازجويی بر اثر فشارهای وارده بيهوش شده است. ملا ولی، عربيان و ده ده جانی از بازجويان اين دانشجو می باشند.(اميرکبير ۲۷/۱۰/۸۶ )

۴۱ ـ فرزاد حسن زاده و محمد زراعتی از دانشجويان چپ گرای دانشگاه فردوسی مشهد توسط مامورين امنيتی بازداشت شدند. (آوای دانشگاه ۴/۱۱/۸۶)

۴۲ ـ سلمان يزدان پناه دانشجوی علوم سياسی دانشگاه تهران در رابطه با تجمعات اخير کوی دانشگاه توسط ماموران امنيتی بازداشت شد. (امير کبير ۱۳/۱۱/۸۶ )

۴۳ ـ جمشيد بهرامی دانشجوی رشته هنر دانشگاه تبريز و سلام نباتی دانشجوی رشته روانشناسی دانشگاه پيام نور مريوان توسط نيروهای امنيتی در مريوان بازداشت شدند و منزل آنها مورد تفتيش قرار گرفت. (امير کبير ۱۸/۱۱/۸۶ )

۴۴ ـ رضا نگهداری دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تهران که پس از حوادث اخير کوی دانشگاه تهران چندين بار به کميته پيگيری وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجويی قرار گرفته بود از هفته پيش ناپديد شده ، احتمال می رود توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به زندان اوين منتقل شده باشد. ( امير کبير ۳۰/۱۱/۸۶ )

۴۵ ـ نيروی انتظامی و ماموران امنيتی لباس شخصی با حمله به تجمع ۳۰۰۰ نفری دانشجويان دانشگاههای شاهرود، ۲۶ نفر از دانشجويان را بازداشت کردند. دانشجويان خواستار استعفای علی مرادزاده رئيس دانشگاه شاهرود می باشند.(سرمايه ۶/۱۲/۸۶)

۴۶ ـ رضا داغستانی دانشجوی دانشگاه پيام نور نقده، وبلاگ نويس و روزنامه نگار آذربايجانی در روز دوم اسفند، روز جهانی زبان مادری توسط مامورين امنيتی در اروميه بازداشت گرديد.
(کميته دقاع از حقوق زندانيان سياسی آذربايجان ۷/۱۲/۸۶)

۴۷ ـ سعيد فيض الله زاده عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی با شکايت « سيدی » رئيس حراست دانشگاه و « دهقان» از معاونان حراست بدستور قاضی موسوی توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به زندان اوين منتقل گرديد. سيدی و دهقان به زندان اوين رفته و وی را مورد بازجويی قرار داده اند. نامبرده به دنبال اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۵ در کميته انضباطی به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شده بود، مديريت دانشگاه به محض پايان مدت محروميت از تحصيل وی، مجددا او را به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم کرد.(ادوار نيوز ۱۲/۱۲/۸۶)

۴۸ ـ محمد مهدی احمدی دبير انجمن های اسلامی دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم پزشکی، مسعود خيراتی سخنگوی شورای مرکزی، نادر ديناری دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده داروسازی و مهدی اميريان دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده پزشکی توسط مامورين اداره اطلاعات استان فارس بازداشت شدند. (امير کبير ۲۰/۱۲/۸۶)

۴۹ ـ سعادت دلفانی، مجتبی وکيلی، علی حسنی و محسن فخری دانشجويان دانشگاه شيراز توسط ماموران حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی بازداشت و بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و از آنجا به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شدند. همچنين ۱۲ نفر از فعالين دانشجويی دانشگاه شيراز به دادسرای انقلاب احضار شدند. (امير کبير ۲۰/۱۲/۸۶)

۵۰ ـ اسدالله شه بخشی دانشجوی دانشگاه آزاد زاهدان و عضو انجمن « جوانان صدای عدالت » توسط اداره اطلاعات زاهدان بازداشت گرديد. نامبرده به همراه ابراهيم مهر نهاد و فضل الرحمن چهراس ۲۰ روز پيش بازداشت شدند. (امير کبير ۲۶/۱۲/۸۶)

۵۱ ـ اردشير کريمی خياوی دانشجوی دانشگاه آزاد اردبيل، مهدی کيانی دانشجوی دانشگاه پيام نور اردبيل و آيدين قره باغی فعال دانشجويی توسط ماموران اداره اطلاعات اردبيل بازداشت شدند. نيروهای امنيتی پس از تفتيش و بازرسی خانه، کتابها و کامپيوتر شخصی آنها را نيز با خود بردند.(ساوالان سی ۲۳/۱/۸۷)

۵۲ ـ رضا اسدزاده ۲۸ ساله دانشجوی اخراجی دانشگاه تبريز در سال ۸۲، در تاريخ ۲۲ فروردين به وزارت اطلاعات احضار شد و پس از آن هيچ خبری از وی در دست نيست. ستاد خبری وزارت اطلاعات نيز از وضعيت وی اظهار بی اطلاعی می کند. نامبرده در جريان اعتراضات دانشجويی سال ۸۲ دانشگاه تبريز به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. وی در جريان انتخابات مجلس توسط مامورين اداره اطلاعات شهرستان شبستر برای مدت ۶ روز بازداشت گرديد.(اخبار روز ۲۸/۱/۸۷)

۵۳ ـ آرش کريمی دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه ايلام توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد.
(ادوار نيوز ۹/۲/۸۷)

۵۴ ـ فرشاد دوستی پور فعال دانشجويی دانشگاه بوعلی سينای همدان چهار روز پيش توسط نيروهای امنيتی استان ايلام بازداشت شد. نامبرده در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران از سوی دانشجويان کرد زبان سخنرانی کرده و به همين دليل در زندان اوين در بازداشت بود و سپس با قرار وثيقه از زندان آزاد شد. يکی از پزشکان ايلام که فرشاد دوستی پور عضو کميسيون دفاع از حقوق اقليتها ی دفتر تحکيم وحدت برای بيماری ريوی اش به او مراجعه می کرد، گفت: پس از حبس حدود ۲ ماهه ی اين فعال دانشجويی در زندان اوين، وی به بيماری شديد ريوی دچار شده است و می بايد تحت نظارت شديد پزشکی باشد. اين پزشک خواست که نامش اعلام نشود. تاکيد کرد: وضعيت سلامت ريوی فرشاد دوستی پور بحرانی است. گفته می شود نامبرده توسط اطلاعات سپاه پاسداران ايلام بازداشت شده است. (دسترنج ۲۹/۲/۸۷)

۵۵ ـ عسگر اکبرزاده دانشجوی دانشگاه پيام نور اردبيل و از فعالين آذربايجانی توسط ماموران اداره اطلاعات اردبيل بازداشت شد. وی قبلا به مدت ۴ ماه زندانی بوده و همچنين به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه به پرداخت ۶۰۰۰۰۰ تومان محکوم شده بود.(ساوالان سی ۲۱/۳/۸۷)

۵۶ ـ هود يازرلو ۲۱ ساله دانشجوی رشته مديريت دانشگاه معصوميه قم به علت سفر به عراق به همراه مادرش نازيلا دشتی بدستور قاضی سيد مجيد ضرغامی بازپرس شعبه ۲ امنيت دادگاه انقلاب در روز ۴ خرداد بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل گرديد.(کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی ۲۳/۲/۸۷)

۵۷ ـ خانواده امير رضا اردلان دانشجوی ترم آخر دانشگاه آزاد شهرضا در استان اصفهان، که دو روز پيش توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود، اعلام کردند: فرزندشان در بازداشت گاه امنيتی شديدا شکنجه شده است و قادر به راه رفتن و تکلم نبوده است. خانواده امير رضا اردلان به صورت تصادفی وی را در دادگستری شهرضا ملاقات کرده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۹/۳/۸۷)

بازجويی توسط کميته های انضباطی و يا ديگر نهاد های امنيتی :
۵۸ ـ علی عبدی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی شريف به اتهام برگزاری تجمع غير قانونی در روز جهانی زن در کميته انضباطی اين دانشگاه مورد بازجويی قرار گرفت . ( ايلنا ۲/۴/۸۶ )

۵۹ ـ صادق شجاعی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام ايجاد بلوا ، آشوب و تحريک دانشجويان در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفت.
( ايلنا ۳/۴/۸۶ )

۶۰ ـ هانيه بردبار ، شيما فرزاد منش ، عسل اخوان ، مريم السادات سيدکريمی ، احسان محمدی ، عماد برقه ای ، صادق شجاعی ، امير يعقوبعلی و سعيد فيض الله زاده دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام ايجاد اخلال در نظم دانشگاه ، ايجاد بلوا و آشوب ، عدم رعايت مقررات دانشگاه و توهين به مسئولان در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفتند. اين دانشجويان به اتهامات گوناگون هرکدام چندين پرونده دارند.
( ايسنا ۱۲/۴/۸۶ )

۶۱ ـ مهردادحسينی دبير سابق واحد سياسی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه رازی کرمانشاه به اتهام ارتباط با گروههای معاند نظام در شعبه ۱۰ دادگستری کرمانشاه مورد بازجويی قرار گرفت و با قرار وثيقه آزاد شد. ( ايسنا ۱/۵/۸۶ )

۶۲ ـ در پی انتقاد علی خضريان عضو شورای مرکزی اتحاديه انجمنهای اسلامی دانشجويان مستقل از دانشگاه آزاد اسلامی به اتهام نشر اکاذيب ، توهين و تشويش اذهان عمومی در شعبه ششم باز پرسی دادسرای کارکنان دولت تفهيم اتهام شد .(خبر گزاری فارس ۲۸/۵/۸۶ )

۶۳ ـ کاظم رضايی ، آرش روستايی و يونس مير حسينی دانشجويان دانشگاه شيراز به علت گرفتن روزه سياسی در حمايت از حقوق انسانی دانشجويان زندانی دانشگاه امير کبير در کميته انضباطی دانشگاه شيراز مورد بازجويی قرار گرفتند. ( نوروز ۷/۷/۸۶)

۶۴ ـ مجتبی تقوی نژاد ، نيما رضايی ، محمد باقر نيا ، و حکيم تقی زاده دانشجويان دانشگاه ياسوج به اتهام تشويش اذهان عمومی با شکايت مديرکل مخابرات استان کهگيلويه و بوير احمد در شعبه سوم دادياری ياسوج مورد بازجويی قرار گرفتند و با ضمانت آزاد شدند. ( ايسنا ۲/۸/۸۶ )

۶۵ ـ سجاد سلمان زاده دانشجوی دانشکده مهندسی و مدير مسئول نشريه دانشجويی توقيف شده « آلترناتيو » ، محمد امين عندليبی دانشجوی دامپزشکی و زهرا ابراهيمی دانشجوی دانشکده ادبيات دانشگاه چمران اهواز در اداره اطلاعان مورد بازجويی قرار گرفتند. ( امير کبير ۴/۸/۸۶ )

۶۶ ـ هشت دانشجوی دختر دانشگاه امير کبير ساکن خوابگاه دانشجويی ناجيان به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه و خوابگاه در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفتند. ( امير کبير ۷/۸/۸۶ )

۶۷ ـ سيده فهيمه ميرلوحی ، جواد صفدری و سيد اشکان مدنی دانشجويان دانشگاه شاهرود به اتهام همکاری با گروههای منحله ، انجام اعمالی به نفع گروههای مخالف نظام ، برگزاری تجمعات غير قانونی ، و صدور بيانيه در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفتند. ( ادوارنيوز ۲۰/۸/۸۶ )

۶۸ ـ مهدی اللهياری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف و سردبير نشريه دانشجويی « طلوع » به علت پخش نشريات « آرمان » و « طلوع » توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد بازجويی قرار گرفت. ( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۲/۸/۸۶ )

۶۹ ـ سليمان محمدی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی در دادگاه انقلاب مورد بازجويی قرار گرفت .
( ادوارنيوز ۲۳/۸/۸۶ )

۷۰ ـ محمد هاشمی دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت و آرش خاندل عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه لرستان به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه بازپرسی دادسرای امنيت مورد بازجويی قرار گرفتند. اين دانشجويان در ۱۸ تير سال جاری توسط نيروهای امنيتی برای مدتی بازداشت شدند.( ايسنا ۲/۱۱/۸۶)

۷۱ ـ ناهيد افراسيابی ، سحر يزدانی، حمدالله نامجو و اسماعيل جليل وند دانشجويان دانشگاه شيراز و مديران مسئول نشريات دانشجويی « رهگذر» ، « قاصدک» ، « متن » و « عصيان » به اتهامات گوناگون مورد در کميته انضباطی دانشگاه شيراز مورد بازجويی قرار گرفتند. ( ايسنا ۱۲/۱۱/۸۶ )

۷۲ ـ پيمان عارف دانشجوی دانشگاه تهران به مدت ۵ ساعت توسط اداره اطلاعات تبريز مورد بازجويی قرار گرفت. علت بازجويی تشکيل جلسات ماهانه سخنرانی جبهه ملی در تبريز بوده است. ماموران امنيتی در صورت برگزاری سخنرانی هفته آينده که قرار بود با حضور دکتر داود باوند برگزار گردد، با بانيان مراسم برخورد خواهند کرد. اداره اطلاعات به پيمان عارف گفته است، فعاليت های جبهه ملی در تبريز موجب تحريک فعالان قومی گرديده و باعث می شود، آنان نيز بر شدت فعاليت خود بيفزايند، لذا مليون در شهر تبريز اجازه هيچ گونه فعاليتی را ندارند.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۸/۱/۸۷)

۷۳ ـ مجيد توکلی دانشجويی که از ۱۹ ارديبهشت سال قبل در زندان بسر می برد، بعنوان مدير مسئول نشريه دانشجويی توقيف شده "خط صفر" به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی با شکايت معاونت اطلاعات قرار گاه ثارالله سپاه پاسداران در شعبه ۹ بازپرسی دادسرای کارکنان دولت بدون حضور وکيل مورد بازجويی قرار گرفت.(اميرکبير ۲۰/۲/۸۷)

احضار به کميته های انضباطی:
۷۴ ـ موسويان عضو شورای صنفی دانشگاه هنر تهران گفت: ۱۰ دانشجوی دختر اين دانشگاه به اتهام پوشش نامناسب جهت بازجويی به کميته انضباطی اين دانشگاه احضار شدند. ( ايسنا ۶/۴/۸۶ )

۷۵ ـ بيست و سه نفر از دانشجويان دانشگاه امير کبير جهت بازجويی به کميته انضباطی اين دانشگاه احضار شدند. اسامی دانشجويان احضار شده عبارتند از: مهری کريمی ، مريم سليمی ، بيتا صميمی زاد، هادی پلاور ، بهزاد موسوی ، بامداد غلامی ، محسن غمين ، فرهاد نوری، وحيد سراجيان ، بابک آذرفر ، بهروز عباسی ، سياوش اسداللهی ، مهدی عباسی ، مجتبی کلانتری ، مرتضی ورمزيار ، سينا صداقت نژاد، علی صابری ، محسن گرامی ، حسين ترکاشوند ، کورش لطيفی ، محمد معتمدی ، احسان خير خواه و مسعود قدسی .
( ايسنا ۱۷/۴/۸۶ )

۷۶ ـ ۱۲ دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی گرگان به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه ، برهم زدن امنيت ملی و مخالفت با احکام اسلامی به کميته انضباطی احضار شدند. ( روزانه تهران جنوب ۲۳/۵/۸۶ )

۷۷ ـ دانشجويان عضو انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود با فشار مسعود الماسی نماينده خامنه ای در دانشگاه جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( ادوارنيوز ۳/۷/۸۶ )

۷۸ ـ نجمه موسوی ، سياوش حاتم ، رضا جعفريان ، و محمد صيادی از فعالين جنبش دانشجويی دانشگاه بوعلی سينای همدان به اتهام توهين به دولت کريمه محمود احمدی نژاد جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( ادوارنيوز ۱/۸/۸۶ )

۷۹ ـ در روز برگزاری تربيون آزاد دانشجويی « ستاره ها در اوين » که در اعتراض به صدور احکام سنگين حبس برای سه دانشجوی دانشگاه امير کبير برگزار شد . محمد رضا سرلک ، هادی پلاور ، مهدی مشايخی و جمعی ديگر از دانشجويان جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( امير کبير ۷/۸/۸۶ )

۸۰ ـ ادريس صالحی ، مهدی عباس زاده ، مجيد خمسه و کامياب گيوکی از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه خواجه نصير و يک دانشجوی ديگر جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (ايسنا ۱۳/۸/۸۶ )

۸۱ ـ بابک فتح اللهی دانشجوی دانشگاه بوعلی سينای همدان به علت انتشار بيانيه ای در رابطه با مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی يعقوب در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شد. ( ايسنا ۱۳/۸/۸۶ )

۸۲ - شش تن از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.
( ادوارنيوز ۲۳/۸/۸۶ )

۸۳ ـ پنج عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه ابو علی سينای همدان به علت بر پايی مراسم شب هفت برای دکتر زهرا بنی يعقوب که به شکل مشکوکی در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان خود کشی کرد، به کميته انضباطی احضار شدند. (ادوارنيوز ۶/۹/۸۶)

۸۴ ـ علی وفقی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف و عضو شورای مرکزی دفتر تخکيم وحدت به اتهام شرکت در تجمع غير قانونی و ايجاد خسارت به اموال دانشگاه امير کبير جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شد . (ادوارنيوز ۷/۹/۸۶)

۸۵ ـ پوريا شريفيان، مهدی جمالوند و مهدی مسافر دانشجويان دانشگاه بوعلی سينا به اتهام شرکت در تجمعات صنفی جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.(خبرنامه بوعلی سينا ۲۲/۹/۸۶)

۸۶ ـ محسن خسروی، حسن حسنی، حسام سعيدی و محمود هادی پور از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه کرمان به علت برگزاری تربيون آزاد دانشجويی به مناسبت روز دانشجو به اتهام توهين به شعائر اسلامی، و ايجاد آشوب و بلوا جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (امير کبير ۲۵/۹/۸۶)

۸۷ ـ بيش از ۳۰ نفر از دانشجويان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شيراز به بهانه شرکت در مهمانی مختلط و عدم رعايت شئونات اسلامی جهت محاکمه به کميته انضباطی احضار شدند.(امير کبير ۲۷/۹/۸۷)

۸۸ ـ امير حسين نوربخش و عادل تاعنی از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير و محمد ميزبان از دانشجويان چپ جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.(امير کبير ۲۷/۹/۸۷)

۸۹ ـ سامان فيروزی، مسعود قربانی نژاد، سيد مهدی چاووشيان و مسعود نظری فر دانشجويان دانشگاه شاهرود در آستانه ی امتحانات جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (ايسنا ۱۱/۱۰/۸۶)

۹۰ ـ الهام السادات موسوی ، مجتبی نظری ، امين خسروی و محسن موسوی دانشجويان دانشگاه ياسوج به علت اعتراض به ضرب و شتم يک دانشجوی دختر ،جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. اين دانشجويان از سوی معاونت دانشجويی دانشگاه تهديد به دو ترم تعليق از تحصيل شده اند. حراست دانشگاه در اقدامی، خانواده های اين دانشجويان را به دانشگاه فراخوانده و از آنها خواسته اندکه به فرزندانشان اجازه ی فعاليت سياسی ندهند.(ايسنا ۱۱/۱۰/۸۶ )

۹۱ ـ ميلاد عزيزی و حافظ رستمی دانشجويان دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع اعتراضی ۲۱ آذر در اعتراض به بازداشت ميلاد عزيزی جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. در حالی که تجمع ۲۱ آذر در اعتراض به بازداشت ۴ روزه ميلاد عزيزی صورت گرفته و اساسا اين دانشجو در تجمع شرکت نداشته ، مشخص نيست بر اساس چه دلايلی وی را احضار و متهم به شرکت در تجمع نموده است.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۳/۱۰/۸۶)

۹۲ ـ سحر رضازاده ، احسان دولت شاه و آرش پهلوان دانشجويان دانشگاه تهران جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( ادوارنيوز ۱۶/۱۰/۸۶ )

۹۳ ـ سيد علی هاشمی عضو شورای مرکزی و دبير سياسی انجمن اسلامی دانشکده ادبيات و کيوان امام وردی دبير شورای صنفی و دبير جامعه فرهنگی دانشکده ادبيات دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمعات ۱۸و ۲۱ آذر در دانشگاه تهران جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (امير کبير ۱۶/۱۰/۸۶)

۹۴ ـ سارا کرمانيان و زينب پيغبرزاده ، دو فعال دانشجوی دانشگاه تهران ، جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند . (امير کبير ۲۴/۱۰/۸۶)

۹۵ ـ پگاه حمزه ای، حسام سلامت، هيوا مجيد زاده و مرتضی مساکنی از دانشجويان دانشگاه تهران جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. ( ادوارنيوز ۳/۱۱/۸۶ )

۹۶ ـ کوثر عطلايی، ديمن رحمت اللهی، بهروز محمودی ، فرزاد عطايی، کاوه ناصری و علی رمضانی دانشجويان کرد دانشگاه اروميه در کميته انضباطی مورد بازجويی قرار گرفتند. اين دانشجويان مورد تهديد قرار گرفته اند در صورت احضار مجدد از دانشگاه اخراج خواهند شد.( فعالان حقوق بشر در ايران۹/۱۱/۸۶ )

۹۷ ـ سلمان يزدان پناه و رضا نگهداری فعالين دانشجويی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به اتهام تخريب اموال عمومی، تحريک دانشجويان به تجمع غير قانونی، توهين به نيروی انتظامی و توهين به مسئولان نظام جمهوری اسلامی جهت محاکمه به کميته انضباطی احضار شدند. (کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲/۱۲/۸۶)

۹۸ ـ فرزاد حسن زاده به علت شرکت در تجمع دانشجويی به کميته انضباطی احضار شد. (امير کبير ۳/۱۲/۸۶)

۹۹ ـ ۳۰ نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز بنامهای ناهيد افراسيابی، سحر يزدانی، نسيم دالوند، ندا ضيغمی، عباس رحمتی، هادی عسگری، لقمان قديری، اسماعيل جليل وند، کاظم رضايی، محسن گوهری نيا، سعيد کوشکی، عبدالله داوديان، محسن زرين کمر، احسان هاشمی، سعيد خسرو آبادی، هادی الم لی، اکبر حسن پور، رحيم سليمانی، امين درستی، سجاد فتاحی، سعيد خلعتبری، سعيد آشنايی، سعيد لطفی، مجتبی شيخيان، رضا فولادی، يونس مير حسينی، محمد رضا دهقان، هاشم حسين پور، محسن بخشنده و علی شيدايی به علت شرکت در تجمع دو هفته ای اسفندماه، جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.
(امير کبير ۲۰/۱/۸۷)

۱۰۰ ـ مسعود ولی خانی، امير زندی، محمد زحمتکش، رضا مشهدی، مجيد ديجوجين، محمد رضا طلايی نژاد، مهدی آقاجانی، محمود حسينی، مهدی درب اماميه، حسنعلی مير موسوی و فريبرز بابانژاد دانشجويان دانشگاه آزاد شهر ری به اتهام عدم رعايت شئونات دانشجويی جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.
(امير کبير ۲۲/۱/۸۷)

۱۰۱ ـ روح الله دماوندی، هادی صادقی، ياسر ريگی، کيومرث فتحی، احمد کرمی و آرمان زاهدی از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه رجايی به اتهام شرکت در تحصنهای آذر و اسفند ۸۶ جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. (اعتماد ۲۹/۱/۸۷)

۱۰۲ ـ سه تن ازدانشجويان دانشگاه صنعتی خواجه نصيرالدين طوسی به کميته انضباطی احضار شدند. (ادوارنيوز ۲۰/۲/۸۷)

۱۰۳ ـ پس از برگزاری تريبون آزاد "در حسرت عدالت" در اعتراض به صدور حکم ناعادلانه برای ۳ ترم دانشجوی در بند دانشگاه امير کبير، ۲۰ نفر از دانشجويان به کميته انضباطی احضار شدند. (امير کبير ۲۴/۲/۸۷)

۲۷ ـ رضا عرب، مهدی داوديان، ميلاد حسينی کشتان، آرنوش ازرحيمی و سياوش صفوی اعضای هيئت موسس انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه مازندران جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند. همچنين عادل اسلامی دبير شورای صنفی دانشکده علوم و محمد فکری مدير مسئول نشريه دانشجويی"رويداد" جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شدند.(امير کبير ۲۵/۲/۸۷)

۱۰۵ ـ امين نظری دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه همدان به اتهام ايجاد اخلال جهت بازجويی به کميته انضباطی احضار شد.( خبرنامه بوعلی سينا ۳۱/۲/۸۷)

۳۱ ـ محمد نبی ابراهيمی دانشجوی دانشگاه مفيد قم به علت اعتراض به سايت های فرهنگی دانشگاه به کميته انضباطی احضار شد. دانشگاه مفيد يکی از دانشگاههای همکار با سازمان ملل در جهت طرح ارتقای حقوق بشر و دسترسی به عدالت است که هرساله سازمان ملل بودجه های بسياری را برای برپايی همايش ها و کنفرانس ها به اين دانشگاه اختصاص می دهد. دانشجويان دانشگاه مفيد حق داشتن موبايل دوربين دار، تلويزيون شخصی، لب تاپ و کامپيوتر را در خوابگاه ندارند.(امير کبير ۹/۳/۸۷)
۱۰۷ ـ مديران مسئول نشريات دانشجويی"پنجره"،"شورا"،سردبير نشريه دانشجويی "کاغذ اخبار" و دو دانشجوی ديگر دانشگاه سيستان و بلوچستان به کميته انضباطی احضار شدند. دانشجويان احضار شده در ائتلافی به نام"هم پيمانان" در انتخابات شورای صنفی دانشگاه شرکت کرده بودند.(ايران امروز ۱۵/۳/۸۷)

احکام صادر شده توسط کميته های انضباطی :
۱۰۸ ـ فهميه شجاع عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شد. ( ايلنا ۱/۴/۸۶ )

۱۰۹ ـ چهارده تن از دانشجويان دانشگاه تبريز به اتهام شرکت در تجمعات غير قانونی داخل دانشگاه به قصد ايجاد بلوا و آشوب در محيط دانشگاه به صورت مکرر در کميته انضباطی دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجويان و مدت محکوميت انها به اين شرح است: نعيم احمدی ، بابک رحمتی ، مقصود عهدی ، فراز ذهتاب ، آيدين خواجه ای ، وحيد دهقانی ، هادی بهادری ، آيدين غفارنژاد ، امين امامی و علی داور هر يک به دو ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند. همچنين حامد توفيق ، بهنام زالی ، منصور امينيان و ابراهيم زينالی هر يک به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند. ( ادوارنيوز ۱۳/۴/۸۶ )

۱۱۰ ـ شش دانشجوی دانشگاه امير کبير در کميته انضباطی اين دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجويان و مدت محکوميت هر يک از آنان به اين شرح است : نريمان مصطفوی و ناصر پويافر يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات. ابراهيم رحمانی و موفق کاتب يک ترم تعليق از تحصيل. آرمان صداقتی يک ترم تعليق از تحصيل با محروميت از امکانات رفاهی . اسماعيل سلمان پور دو ترم تعليق از تحصيل . ( ايسنا ۱۷/۴/۸۶ )

۱۱۱ ـ مقداد بريمانی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده مهندسی دانشگاه سيستان و بلوچستان در کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شد. ( ايسنا ۱۹/۴/۸۶ )

۱۱۲ ـ عليرضا وليان دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه کاشان به دليل اظهار نظر و انتقاد از دولت در کميته انضباطی به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ايسنا ۲۴/۴/۸۶ )

۱۱۳ ـ بهنام ترکانپور عضو شورای مرکزی تشکل آرمان دانشجو به اتهام توهين به کارمندان دانشگاه در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. (وبلاگ آرمان دانشجو ۲۴/۴/۸۶ )

۱۱۴ ـ سليمان محمدی دبير شورای صنفی دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه ، ايجاد بلوا و آشوب در کميته انضباطی به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. نامبرده دو ماه پيش نيز به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شده بود. ( ايسنا ۱۵/۵/۸۶ )

۱۱۵ ـ امير يعقوبعلی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه ، عدم رعايت موازين دانشگاه و ايجاد بلوا و آشوب در دانشگاه در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. نامبرده چند روز پيش با قرار وثيقه ۲۰ ميليون تومانی از زندان آزاد گرديد.
( ايسنا ۲۱/۵/۸۶ )

۱۱۶ ـ مانا تابان ، فاضله خليل نژاد و رضل بلبلی دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامی گرگان به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه ، برهم زدن امنيت ملی و مخالفت با احکام اسلامی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شدند. ( روزانه تهران جنوب ۲۳/۵/۸۶ )

۱۱۷ ـ شجاعی دبير منتخب انتخابات اخير برگزار شده دانشگاه علامه طبا طبايی اعلام کرد : عماد برقعی فعال دانشجويی دانشکده علوم اجتماعی اين دانشگاه از سوی کميته انضباطی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه ايجاد آشوب و بلوا و عدم رعايت موازين دانشگاه به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد.
(ايسنا ۲۷/۵/۸۶ )

۱۱۸ ـ حامد محقق دبيرانجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تبريز گفت: چندی پيش احکام انضباطی اوليه و ثانويه ۱۰ نفر از دانشجويان با هم صادر شد و در هفته‌ی گذشته احکام ثانويه بدون تغيير، مجددا برای دانشجويان صادر شد.وی افزود که ‌در تايخ ۶۰ ساله دانشگاه تبريز صدور چنين احکامی برای دانشجويان بی سابقه بوده است و همچنين امکان ندارد احکام اوليه‌ و ثانويه‌ با هم صادر شود، اما چندی پيش شاهد بوديم برای دانشجويان دانشگاه تبريز اين دو حکم با يکديگر صادر شد و مسوولان پس از پی بردن به اشتباه ‌شان احکام ثانويه را مجددا صادر کردند. ( اميرکبير ۲۸/۵/۸۶ )

۱۱۹ ـ پيمان عارف دانشجوی ممنوع التحصيل کارشناسی ارشد دانشگاه تهران گفت : با وجود رای نخستين ديوان عدالت اداری به نفع بنده در تاريخ ۳۰ مهر ماه گذشته که دستور به بازگشت به تحصيلم را داده بود ، متاسفانه در طی اين مدت شيخ عباسعلی عميد زنجانی (رياست دانشگاه تهران) در برابر رای ايستاد و از تمکين بدان و بازگشت به تحصيلم جلو گيری نمود که ۴ ماه پيش طی شکايتی به ديوان خواهان انفصال از خدمت وی به دليل استنکاف از رای قاضی شريعت رئيس شعبه ۲ ديوان شديم . متاسفانه عميد زنجانی اخيرآ طی مذاکراتی توانست به اعمال نفوذ در پرونده بپردازد قاضی شريعت از رياست شعبه بر کنار و حجت الاسلام گوهری به رياست منصوب گرديد . قاضی جديد نيز با نقص رای اوليه رای به نفع متشاکيان ـ وزارت علوم و دانشگاه تهران ـ داده حکم اخراج از تحصيل من از کارشناسی ارشد به دليل نداشتن صلاحيت سياسی و عقيدتی را که به خواست وزارت اطلاعات صورت گرفته بود تاييد کرد . اين فعال دانشجويی گفت : همچنين قاضی گوهری از رسيدگی به شکايت انفصال عميد زنجانی نيز خودداری نموده پرونده را مختومه اعلام کرد . عارف تاکيد کرد : متاسفانه رای صادره ، نهايی و غير قابل تجديد نظر خواهی است . بدين ترتيب واپسين مرحله حقوقی اعتراض به اخراج و آخرين امکان بازگشت به به تحصيل نيز نافرجام ماند .(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۸/۵/۸۶ )

۱۲۰ ـ رضا ريخته گر قياسی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تبريز و علوم پزشکی تبريز به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه در کميته انضباطی محکوم به تذکر کتبی و درج در پرونده شد. ( ايسنا ۳/۶/۸۶ )

۱۲۱ ـ عليرضا وليان دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه کاشان در محاکمه تجديد نظر کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ايسنا ۱۲/۶/۸۶ )

۱۲۲ ـ مسعود منصوری و شمال رستمی دانشجويان دانشگاه تربيت دبير رجايی به اتهام دعوت دانشجويان به اعتراضات صنفی ، انتشار نشريه دانشجويی و عدم التزام به احکام اسلامی توسط هيئت های گزينش آموزش و پرورش از دانشگاه اخراج شدند.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۵/۷/۸۶ )

۱۲۳ ـ رشيد اسماعيلی دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبايی و عضو کميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی در کميته انضباطی و تجديد نظر به رياست حجت اسلام شريعتی رئيس دانشگاه به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. نامبرده طی سخنانی در کانون مدافعان حقوق بشر گفت: سرکوب ، بازداشت و شکنجه دانشجويان پلی تکنيک ، حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان و فشار بر اين حزب قانونی ، قتل زهرا کاظمی و محروم کردن دانشجويان از تحصيل با صدور احکام تعليقی و سه ستاره کردن آنها تنها بخشی از سريال بی پايان نقض حقوق بشر است. وی با اشاره به نقض گسترده حق حيات و حقوق زنان نقض حقوق بشر را سازمان يافته ، برنامه ريزی شده و نهادين توصيف کرد.
( ادوارنيوز ۹/۷/۸۶ )

۱۲۴ ـ آرش پاکزاد دانشجوی دانشگاه مازندران در کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات و توبيخ کتبی با درج در پرونده محکوم شد. مرضيه شفيعی و حامد محمدی به توبيخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند و برای سارا خادم ، مينا باطبی ، صادق حکيم زاده و ميلاد معينی حکم تذکر شفاهی صادر گرديد.( ايسنا ۱۸/۷/۸۶ )

۱۲۵ ـ آيدين اخوان عضو سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه ، ايجاد بلوا و آشوب در دانشگاه و برهم زدن نظم دانشگاه در کميته انضباطی به ۱۸ ماه تعليق از تحصيل محکوم شد.(ايسنا ۱۸/۷/۸۶)

۱۲۶ ـ در روز برگزاری تربيون آزاد دانشجويی « ستاره ها در اوين » که در اعتراض به صدور احکام سنگين حبس برای سه دانشجوی دانشگاه امير کبير برگزار شد ، بدستور کميته انضباطی عباس حکيم زاده ، علی صابری ، مجيد شيخ پور ، اصغر سپهری ، مهيار عبدالصمدی ، مجتبی کلانتری ، پويان محموديان و کورش دانشيار ممنوع الورود به دانشگاه شدند. ( امير کبير ۷/۸/۸۶ )


۱۲۷ ـ علی محمدی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی بدستور کميته انضباطی ممنوع الورود به دانشگاه شد.
( ايسنا ۹/۸/۸۶ )

۱۲۸ ـ مجيد موسوی دانشجوی دانشگاه مازندران در کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل و تذکر کتبی با درج در پرونده محکوم شد.همچنين صادق رحمتی از تحصيل در ترم بعد تعليق و از هم اکنون از خوابگاه دانشگاه اخراج شده است. ( ايسنا ۹/۸/۸۶ )

۱۲۹ ـ نريمان مصطفوی و کورش دانشيار از فعالين جنبش دانشجويی دانشگاه امير کبير در کميته انضباطی هرکدام به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند. ( ايسنا ۱۳/۸/۸۶ )

۱۳۰ ـ فرخنده بختيارزاده عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شاهرود به اتهام همکاری با گروههای منحله ، ممنوع الورود شد. حکم محروميت از تحصيل وی تائيد شده و نيروهای حراست از ورود نامبرده به دانشگاه جلوگيری کردند. قبل از اين کارت سلف سرويس فرخنده بختيار زاده مسدود گشته و دستور ترک خوابگاه داده شد. ( ادوارنيوز ۲۰/۸/۸۶ )

۱۳۱ ـ سليمان محمدی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی که به حکم کميته انضباطی به رياست حجت اسلام شريعتی به ۳ ترم تعليق از تحصيل يا احتساب سنوات محکوم شده بود .( ادوارنيوز ۲۳/۸/۸۶ )

۱۳۲ ـ علی قلی زاده سخنگوی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شاهرود به اتهام توهين، تهديد، نشراکاذيب، افتراء ، انجام اعمالی به نفع گروههای غير قانونی و انجام اعمالی بر ضد نظام در کميته انضباطی به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد.( ادوارنيوز ۵/۹/۸۶)

۱۳۳ - امين نظری دبير اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه ابو علی سينای همدان به اتهام توهين به مقدسات و شعائر محکوم به توبيخ کتبی با درج در پرونده شد. (ادوارنيوز ۶/۹/۸۶)

۱۳۴ ـ داود خداکرمی دانشجوی رشته رياضی، دبير «جمعيت اسلامی» دانشگاه زنجان و مدير مسئول نشريه دانشجويی « آچيق سوز » از دانشگاه اخراج شد.(اميرکبير ۱۹/۹/۸۶)

۱۳۵ ـ فرهنگ اسلامی و مهربان کشاورز دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. همچنين هنگامه مظلومی و عارف روشنايی به توبيخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند. (اعتماد ۲۲/۹/۸۶)

۱۳۶ ـ بهنام نور محمدی دانشجوی عمران دانشگاه اروميه و سردبير نشريه دانشجويی « اويانيش » بدستور کميته انضباطی از دانشگاه اخراج گرديد.(امير کبير ۲۲/۹/۸۶)

۱۳۷ ـ سه دانشجوی دانشگاه شاهرود در کميته انضباطی محکوم شدند. مدت محکوميت دانشجويان به اين شرح است: اشکان مدنی دو ترم محروميت از تحصيل بدون احتساب سنوات، فهيمه مير لوحی و جواد صفدری به توبيخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند.(ايسنا ۱۱/۱۰/۸۶)

۱۳۸ ـ کورش جنتی دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده اقتصاد و مازيار سميعی در کميته انضباطی هر کدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت ۱۲/۱۰/۸۶)

۱۳۹ ـ سلمان يزدان پناه دانشجوی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع اعتراضی به دليل صدور حکم حبس برای سه دانشجوی دانشگاه امير کبير ، با شکايت عليرضا رهايی رئيس دانشگاه امير کبير ، در کميته انضباطی دانشگاه تهران به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شد.اين در حالی است که اين فعال دانشجويی ، پيش تر نيز به دليل سازماندهی اعتراضات دانشجويی دانشگاه تهران به حضور محمود احمدی نژاد در اين دانشگاه به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم گرديده بود.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۳/۱۰/۸۶)

۱۴۰ ـ رضا نگهداری دانشجوی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، به اتهام برگزاری تجمع غير قانونی در کميته انضباطی دانشگاه تهران به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد.(امير کبير ۱۴/۱۰/۸۶)

۱۴۱ـ نجمه موسوی، فاطمه معصومی، سيروس محمدی، وهاب کريمی نژاد و ساسان منبری دانشجويان دانشگاه بوعلی سينای همدان در کميته انضباطی به توبيخ کتبی و درج در پرونده محکوم شدند. (ايسنا ۱۶/۱۰/۸۶)

۱۴۲ ـ محسن خسروی ، حسن حسينی، محمود هادی پور، حسام سعيدی ، وحيد زارع و دو دانشجوی ديگر از دانشجويان فنی و مهندسی دانشگاه باهنر کرمان به اتهام توهين به مقدسات ملی و ميهنی در کميته انضباطی مجموعا به ۱۴ ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شدند. اين دانشجويان از دست اندرکاران برگزاری مراسم جشنی با مجوز دانشگاه بوده اند.(امير کبير ۱۶ /۱۰/۸۶)

۱۴۳ ـ رضا جعفريان ، پوريا شريفيان ،مهدی جمالوند و محمد صيادی از اعضای مجمع عمومی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه بوعلی سينای همدان به جرم شرکت در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران به توبيخ کتبی و درج در پرونده محکوم شدند.(بوعلی سينا ۱۶/۱۰/۸۶)

۱۴۴ ـ سياوش حاتم ، محمد صيادی و مهدی جمالوند از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه بوعلی سينای همدان به اتهام توهين به نظام و اقدام برای براندازی به حکم کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شدند.(ايسنا ۱۶/۱۰/۸۶)

۱۴۵ ـ مازيار معصومی، ارسلان صادقی دانشجويان دانشگاه اصفهان در کميته انضباطی هرکدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. همچنين علی رهنما و عليرضا داودی به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(امير کبير ۱۶/۱۰/۸۶)

۱۴۶ ـ تينا حسينی از دانشجويان طيف چپ دانشگاه فردوسی مشهد به اتهام عدم رعايت کامل حجاب اسلامی، استفاده از لوازم آرايشی و فعاليت سياسی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت معلق از تحصيل محکوم گرديد.(وبلاگ دانشجويان آزادی خواه و برابرای طلب ۱۸/۱۰/۸۶)

۱۴۷ ـ محمد کريم آسايش دانشجوی علوم سياسی دانشگاه تهران به علت شرکت در تجمعی به مناسبت روز جهانی زن و فعاليت در کارزار دفاع از کارگران زندانی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. همچنين حميد ملک زاده به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم گرديد. (وبلاگ آوای دانشگاه ۱۸/۱۰/۸۶)

۱۴۸ ـ بيش از ۳۰ دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شيراز به اتهام شرکت در ميهمانی مختلط و عدم رعايت شئونات اسلامی در کميته انضباطی محکوم شدند . احکام دانشجويان شامل يک ترم محروميت مشروط از تحصيل ، محروميت از امکانات رفاهی دانشگاه تا پايان تحصيلات ، توبيخ کتبی با درج در پرونده ، و تذکر کتبی با درج در پرونده می باشد . (اميرکبير ۲۳/۱۰/۸۶)

۱۴۹ ـ زينب پيغبرزاده حکم قطعی دو ترم محروميت از تحصيل دريافت کرده بود .(امير کبير ۲۴/۱۰/۸۶)

۱۵۰ ـ خانم روزيتا تشکر بعد از قبولی در آزمون سال ۸۵ دانشگاهها، در رشته مترجمی زبان دانشگاه پيام نور واحد دولت آباد اصفهان، در مهر همان سال پذيرفته می شود و بمدت سه هفته اجازه حضور در کلاس را پيدا می کند. اواسط آبان ماه خانم تشکر به حراست دانشگاه پيام نور منطقه سه اصفهان احضار و تنها به دليل اعتقاد به آيين بهائيت از دانشگاه اخراج می شود. نامبرده بعد از اخراج نامه نگاريهای زيادی را به سازمانهای دولتی از قبيل دانشگاه پيام نور ، سازمان سنجش، وزارت علوم، شورای عالی انقلاب فرهنگی، ستاد حقوق بشر قوه قضائيه، حراست کل وزارت علوم و ديوان عدالت اداری شکايت می کند که باز هم بی نتيجه می ماند. (فعالان حقوق بشر در ايران ۲۶/۱۰/۸۶)

۱۵۱ ـ دکتر عطايی پور معاون دانشجويی دانشگاه امير کبير اعلام کرد: دو دانشجوی اين دانشگاه در کميته انضباطی به دو ترم محروميت قطعی از تحصيل محکوم شدند. همچنين سه دانشجوی ديگر نيز حکم قطعی يک ترم محروميت از تحصيل را دريافت کردند.( ايسنا ۸/۱۱/۸۶ )

۱۵۲ ـ ابراهيم رحمانی مجددا به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. وی ترم پيش نيز حکم قطعی محروميت از تحصيل داشت و به دانشگاه ممنوع الورود بود. مهدی ابوالحسنی دبير شورای صنفی دانشگاه در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. همچنين بدستور حراست ، انتظامات دانشگاه از ورود نريمان مصطفوی نايب دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير به دانشگاه جلوگيری بعمل آورد. ( مير کبير ۱۶/۱۱/۸۶)

۱۵۳ ـ ميلاد عزيزی دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع غير قانونی ۲۱ آذر در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. لازم به ذکر است که در روز ۲۱ آذر وی در بازداشت بسر می برده است. همچنين دو دانشجوی ديگر بنامهای حافظ موسوی و احسان دولتشاه در کميته انضباطی به توبيخ کتبی و درج در پرونده محکوم شدند.(ادوارنيوز ۲۱/۱۱/۸۶ )

۱۵۴ ـ سحر رضا زاده و مارال پيله ور از فعالين دانشجويی دانشگاه تهران در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(ادوار نيوز ۵/۱۲/۸۶)

۱۵۵ ـ کاوه رضايی دانشجوی دانشگاه بوعلی سينای همدان به حکم کميته انضباطی از دانشگاه اخراج شد. سال گذشته وی به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شده بود.(خبر نامه دانشگاه بوعلی سينا ۵/۱۲/۸۶)

۱۵۶ ـ کارو صديقيانی از اعضای هيئت موسس اتحاديه دمکراتيک دانشجويان کرد در دانشگاههای ايران که مشغول به تحصيل در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی مکانيک دانشگاه علم و صنعت ايران در ترم چهارم بود، به حکم وزارت علوم از تحصيل محروم و از دانشگاه اخراج شد.(ادوار نيوز ۱۲/۱۲/۸۶)

۱۵۷ ـ زينب پيغمبرزاده دانشجوی دانشگاه تهران به علت شرکت در تجمع ۱۸ آذر دانشجويان در دانشگاه تهران در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل بدون احتساب سنوات محکوم شد. وی سال گذشته نيز به دليل شرکت در تجمع خرداد ماه دانشگاه تهران به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شده بود.(اعتماد ۱۴/۱۲/۸۶)

۱۵۸ ـ دکتر اسدی معاون فرهنگی و رئيس گروه فقه و حقوق دانشگاه آزاد ورامين، ۹ نفر از دانشجويان دختر را به خاطر پوشش غير چادر از کلاس درس اخراج کرده و اجازه ورود به آنها نمی دهد. اين استاد به دانشجويان گفته است هيچ کس در کلاس درس حق ندارد بدون چادر حاضر شود.(کميسيون زنان تحکيم وحدت ۱۵/۱۲/۸۶)

۱۵۹ ـ شيما فرزاد منش، نگين فرزامند ، مهديه گلرو ، امير رئيسيان، مهربان کشاورز، امير يعقوبعلی و فرهنگ اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی در کميته انضباطی دو ترم از تحصيل محروم شدند. همچنين عسل اخوان و صادق شجاعی با دو ترم تعليق مواجه هستند. به علاوه چهار نفر ديگر از دانشجويان هم جمعا ۶ ترم از تحصيل تعليق شده اند. کميته انضباطی در شرايطی اين احکام را صادر کرده است که در سال گذشته صدور ۴۰ ترم تعليق دانشجويان از تحصيل را در کارنامه خود دارد. همچنين دانشجويان معلق از تحصيل شامل رشيد اسماعيلی، امير رئيسيان، عليرضا ارشادی فر، عليرضا موسوی، مجيد دری و مهديه گلرو هم اکنون ممنوع الورود هستند و اجازه تردد در دانشگاه علامه را ندارند. اين احکام به امضای حجت الاسلام صدرالدين شريعتی رئيس دانشگاه علامه رسيده است.(اعتماد ۲۴/۱/۸۷)

۱۶۰ ـ سحر يزدانی پور مدير مسئول نشريه "قاصدک" ، ناهيد افراسيابی مدير مسئول نشريه"رهگذر" ، اسماعيل جليل وند مدير مسئول نشريه"عصيان" و حمدالله نامجو مدير مسول نشريه"متن" از سوی کميته انضباطی دانشگاه شيراز هرکدام به دو ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند.(کارگزاران ۲۷/۱/۸۷)

۱۶۱ ـ رضا نگهداری دانشجوی ترم ۴ حقوق و سلمان يزدان پناه دانشجوی ترم ۸ علوم سياسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به اتهام رهبری تجمع بهمن ماه کوی دانشگاه تهران توسط حراست از خوابگاه دانشگاه اخراج شدند. (امير کبير ۲۸/۱/۸۷)

۱۶۲ ـ حميدرضا امير خانی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شده و ممنوع الورود اعلام شد.(امير کبير ۳۱/۱/۸۷)

۱۶۳ ـ پيمان انجيدنی دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه سهند تبريز در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شد.(ادوار نيوز ۲/۲/۸۷)

۱۶۴ ـ زهرا توحيدی، عليرضا خوشبخت داوطلبين آزمون کارشناسی ارشد در رشته علوم سياسی، مرتضی حسين زاده داوطلب آزمون کارشناسی ارشد در رشته علوم اجتماعی و يحيی صفی آريان داوطلب آزمون کارشناسی ارشد در رشته علوم ارتباطات اجتماعی، دانشجويان محروم از تحصيل در دوره کارشناسی ارشد در سال ۸۶ طی نامه ای خطاب به محمد مهدی زاهدی وزير علوم، تحقيقات و فن آوری خواستار دريافت کارنامه شرکت در آزمون کارشناسی ارشد خود شدند.(امير کبير ۱۶/۲/۸۷)

۱۶۵ ـ ميثم فرخ روز، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی خواجه نصيرالدين طوسی و مدير مسئول نشريه دانشجويی"داروگ" به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات و محروميت از تسهيلات رفاهی دانشگاه محکوم شد. نشريه "داروگ" قبلا بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی توقيف گرديد. (ادوارنيوز ۲۰/۲/۸۷)

۱۶۶ ـ پگاه حمزه ای، مارال لطيفی،ميلاد عزيزی، مرتضی مساکنی و رضا زاده دانشجويان دانشگاه تهران به دليل شرکت در تريبون آزاد حمايت از دانشجويان زندانی در کميته انضباطی به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. همچنين دو دانشجوی ديگر که نمی خواهند اسمی از آنها برده شود به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. حسام سلامت،رضا قاضی نوری و رضايی نيا در کميته انضباطی به توبيخ کتبی محکوم شدند. شيوا مجيدزاده و رضا علی نيا در انتظار حکم بسر می برند.(آفتاب ۲۱/۲/۸۷)

۱۶۷ ـ علی شجاعی دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه هرمزگان، به حکم مقامات دانشگاه حق ورود به خوابگاه دانشجويی را ندارد.(امير کبير ۲۲/۲/۸۷)

۱۶۸ـ کاوه رضايی شيرازی، فعال سياسی ـ دانشجويی دانشگاه همدان در پی احکام تعليقی متوالی صادره از سوی کميته انضباطی، حکم اخراج قطعی و معافيت تحصيلی دريافت کرد.(خبر نامه بوعلی سينا ۲۳/۲/۸۷)

۱۶۹ ـ سجاد ويس مرادی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. وی پيش از اين نيز به علت شرکت در مراسم و تريبون آزادی به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات و محروميت از تسهيلات رفاهی تا پايان تحصيل محکوم شده بود.(امير کبير ۲۴/۲/۸۷)

۱۷۰ ـ احمد توکلی دانشجوی مجازی دانشگاه خواجه نصير الدين طوسی و مدير مسئول وبلاگ"همکلاسی" در کميته انضباطی به منع موقت از تحصيل به مدت نيم سال تحصيلی بدون احتساب سنوات محکوم شد. اتهامات وی عبارتند از: راه اندازی وبلاگ دانشجويی، دعوت عمومی به تجمع دانشجويان مجازی در سازمان مرکزی، اقدام به برگزاری اردوی دانشجويی بدون هماهنگی با مسئولين دانشگاه، اقدام به جو سازی عليه حراست دانشگاه، توهين به دين اسلام و اهانت به حجاب خواهران دانشجو. همچنين يکی ديگر از دانشجويان به علت برگزاری اردوی دانشجويی به اخطار کتبی همراه با درج در پرونده محکوم شد.(ادوار نيوز ۲۷/۲/۸۷)

۱۷۱ ـ محمد دهقان دانشجوی دانشگاه بوعلی سينای همدان و مدير مسئول نشريه دانشجويی"فرياد سکوت" به اتهام توهين به دولت، توهين به شورای نگهبان و تشويق دانشجويان به تحريم انتخابات مجلس هشتم، در کميته انضباطی به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شد.(دسترنج ۲۷/۲/۸۷)

۱۷۲ ـ سازمان سنجش وزارت علوم از ارائه کارنامه به ناصر پويافر و علی صابری از دانشجويان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه اميرکبير خود داری کرده همچنين نتيجه آزمون مجيد شيخ پور را نيز تغيير داده است. فريدون مشيری نماينده بندرعباس در مجلس شورای اسلامی گفت : تقلب برای نورچشمی هاست اما دانشجويان ستاره دار مورد غضب هستند و از لحاظ قانونی امسال دست آنها به جايی بند نيست. وی افزود: در سالهای ۸۵ و ۸۶ اوراق دانشجويان ستاره دار تصيح شده بود و برخی از آنها رتبه يک تا دو رقمی داشتند اما با تمام پيگيريها و رای ديوان عدالت اداری ، وزارت علوم حاضر به ثبت نام اين دانشجويان نشد . اما امسال وضعيت متفاوت بود و اوراق اين دانشجويان به هيچ وجه تصحيح نشد . نامبرده اعلام کرد: مافيای مالی در سازمان سنجش وجود دارد ، با خريد و فروش سوالات کنکور سالانه ۴۰۰ميليون تومان پول رد و بدل می شود .(اميرکبير ۲/۳/۸۷)

۱۷۳ ـ سينا جهانبخش مدير مسئول نشريه دانشجويی « گونش» بدليل چاپ ويژه نامه ای با عنوان گذری بر حماسه خرداد آذربايجان در سال ۸۵ به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه علم و صنعت برای مدت ۹ ماه از مدير مسئولی محروم شد.(وبلاگ حق ۵/۳/۸۷)

۱۷۴ ـ يک دانشجوی دانشگاه آزاد کاشان به دليل مخالفت با دفن شهيد در اين دانشگاه از دانشگاه اخراج شد و ۳ دانشجوی ديگر به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم شدند.(امير کبير ۷/۳/۸۷)

۱۷۵ ـ هشت تن از دانشجويان دختر دانشگاه صنعتی شيراز به اتهام "بدحجابی در محيط دانشگاه" در کميته انضباطی هرکدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(امير کبير ۹/۳/۸۷)

۱۷۶ ـ ناهيد بابازاده، صمد پاشايی، نادر مهدقره باغ و امين امامی دانشجويان دانشگاه تبريز به اتهام فعاليت سياسی به حکم اداره گزينش استاد و دانشجو وزارت علوم از تحصيل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند. همچنين سجاد راد مهر دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانيک به کميته انضباطی احضار شد. نامبرده بدليل ممانعت مسئولين امنيتی دانشگاه تبريز از برگزاری جلسه دفاع پايان نامه ارشد خود محروم شده بود.
(ادوار نيوز ۱۱/۳/۸۷)

۱۷۷ ـ عباس رشيدی، مصلح ستار پور، سيوان فرخزادی، امين آريا، فاروق معروفی، امير سالاری و امين شجاع دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران به جرم شرکت در تحصن و اعتصاب غذا در کميته انضباطی به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شدند. بيش از ۲۰۰۰ دانشجو در تحصن و ۹۱ دانشجو در اعتصاب غذا بسر می برند. اداره حراست و مسئولين دانشگاه برای سرکوب تحصن دانشجويان خطوط اينترنت دانشگاه را قطع نموده و در خطوط موبايل اختلال ايجاد کرده اند. آب را به مدت يک روز قطع کردند. با خانواده های متحصنين تماس برقرار کرده و اتهام پراکنی مبنی بر اين که دانشجويان با گروه های بيگانه در ارتباط هستند و افزايش نيروهای امنيتی در لباس حراست و ........(دسترنج ۱۷/۳/۸۷)

۱۷۸ ـ فرزاد حسن زاده، مهدی خسروی و امين رياحی دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد به دليل چاپ مطالب انتقادی نسبت به برخی اقدامات دولت احمدی نژاد در نشريه دانشجويی « محاوره » در کميته انضباطی هر کدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.(بوعلی سينا ۲۱/۳/۸۷)

احضار به دادگاه ها و ديگر نهادهای امنيتی:
۱۷۹ ـ حسن طالبی، ميثم گلستانی و محمد صادقی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و توهين به خامنه ای جهت محاکمه به شعبه ۴ دادگاه انقلاب اصفهان احضار شدند. لازم به ياد آوری است که ۱۶ نفر از اعضای سابق تشکل ذکر شده از ۲ سال پيش در دادگاه انقلاب اصفهان دارای پرونده مفتوح می باشند.( ادوارنيوز ۲۹/۴/۸۶ )

۱۸۰ ـ شيرزاد حاجيلو دانشجوی رشته کامپيوتر دانشگاه آزاد خوی جهت محاکمه برای بار پنجم به دادگاه انقلاب خوی احضار شد. ( ساولان سسی ۱۷/۶/۸۶ )

۱۸۱ ـ مجتبی تقوی نژاد، نيما رضايی ، محمد باقرنيا و حکيم تقی زاده دانشجويان دانشگاه ياسوج به اتهام تشويش اذهان عمومی با شکايت مدير عامل مخابرات استان کهگيلويه و بوير احمد جهت محاکمه به دادگاه انقلاب احضار شدند. (ايسنا ۲۷/۷/۸۶)

۱۸۲ ـ بابک زمانيان مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير با شکايت دکتر عليرضا رهايی رئيس دانشگاه جهت محاکمه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. وی در ارديبهشت ماه با شکايت رئيس دانشگاه به مدت ۴۰ روز در بند ۲۰۹ زندان اوين در بازداشت بود. ( امير کبير ۱۶/۸/۸۶ )

۱۸۳ ـ امير يعقوبعلی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام اقدام عليه امنيت کشور از طريق فعاليت تبليغی عليه نظام جهت محاکمه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايسنا ۱۹/۹/۸۶)

۱۸۴ ـ ناهيد افراسيابی، سحر يزدانی، اسماعيل جليل وند و حمدالله نامجوی دانشجويان دانشگاه شيراز ، بعلت اعتراض به بازداشت يونس مير حسينی ، جهت بازجويی به اداره اطلاعات شيراز احضار شده بودند.
(امير کبير ۱۱/۱۰/۸۶)

۱۸۵ ـ مسعود حبيبی از دانشجويان بازداشت شده در ۱۸ تير سال جاری جهت بازجويی به شعبه اول دادسرای امنيت تهران احضار شد. وی با قرار وثيقه ۳۰ ميليون تومانی ازاد شد.( ايسنا ۸/۱۱/۸۶)

۱۸۶ ـ بهاره هدايت عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و از بازداشت شدگان تجمع ۱۸ تير سال جاری جهت بازجويی به شعبه اول بازپرسی دادسرای امنيت تهران احضار شد. (ادوارنيوز ۱۰/۱۱/۸۶)

۱۸۷ ـ اشکان قيسوندی عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه زنجان و از بازداشت شدگان ۱۸ تير سال جاری جهت بازجويی به دادگاه انقلاب احضار شد. ( امير کبير ۱۹/۱۱/۸۶ )

۱۸۸ ـ محمد زراعتی، مازيار شاهچراغی، ايمان اصفهانی و تينا حسينی به اتهام توهين به مامور دولت جهت بازجويی به دادگاه احضار شدند. (امير کبير ۳/۱۲/۸۶)

۱۸۹ ـ معصومه منصوری دانشجوی دانشگاه امير کبير جهت محاکمه به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. نامبرده در آبان ماه به علت پيگيری وضعيت پدرش که در شهريور بازداشت شده بود، توسط ماموران امنيتی بازداشت و پس از ۳ هفته با قرار کفالت از زندان آزاد شد.(امير کبير ۶/۱۲/۸۶)

۱۹۰ ـ بدنبال تجمع ۷ روز پيش، بيش از ۲۰۰۰ نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز حول خواستهای عزل رئيس دانشگاه، عزل شورای صنفی دست نشانده، برچيده شدن دوربين های مدار بسته در دانشگاهها، فراهم آوردن امکان دسترسی به اينتر نت در دانشکده فنی، تجهيز و توسعه خوابگاههای دختران، جذب اساتيد کار آمدو ....۱۳ نفر از دانشجويان جهت بازجويی به اتهام اخلال در نظم به دادسرای عمومی و انقلاب شيراز احضار شدند. اسامی دانشجويان احضار شده عبارتند از : عباس رحمتی، کاظم رضايی، محسن گوهری نيا، اسماعيل جليل وند، هادی عسگری، لقمان قديری، عبدالله داوديان، سعيد کوشکی، محسن روزی طلب ، مجتبی بخشنده ، حميد رضا حجتی دو دانشجوی ديگر که نخواستند نام آنها فاش شود.(ادوار نيوز ۱۳/۱۲/۸۶)

۱۹۱ ـ پدرام رفعتی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير جهت محاکمه به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. (امير کبير ۲۱/۱/۸۷)

۱۹۲ ـ محمد هاشمی وعلی عزيزی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت جهت محاکمه به دادگاه احضار شدند. (امير کبير ۴/۲/۸۷)

۱۹۳ ـ دوازده نفر از دانشجويان دانشگاه تهران بنامهای اميد حسنی، امجد کرد نژاد، ميلاد چگينی، محسن ذاکری، محمد وريا عبداللهی، يونس توانا راد، بهزاد گرمرودی، امير فلاح، موسی عظيمی مهر، بهمن گلچين، سلمان يزدان پناه و رضا نگهداری جهت بازجويی به کلانتری احضار شدند.(امير کبير ۴/۲/۸۷)

۱۹۴ ـ يونس مير حسينی دانشجوی سال سوم رشته حقوق دانشگاه شيراز به اتهام اقدام عليه امنيت ملی جهت محاکمه به دادگاه انقلاب شيراز احضار شد. نامبرده در ۱۴ آذر بازداشت و در ۲۸ آذر سال گذشته با قرار وثيقه ۲۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. طی دو ماه سال گذشته بيش از ۵۰ نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز به کميته های انضباطی و يا دادگاهها احضار شده اند.(امير کبير ۱۹/۲/۸۷)

۱۹۵ ـ ميلاد اسدی دانشجوی دانشگاه خواجه نصير و مدير مسئول نشريه دانشجويی توقيف شده "درنگ" جهت محاکمه به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. (ادوار نيوز ۲۰/۳/۸۷)

۱۹۶ ـ مهدی خسروی و حميد رضا اميرخانی دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد جهت بازجويی به شعبه ۲۰۱ دادسرای انقلاب مشهد احضار شدند. ( امير کبير ۲۷/۳/۸۷)

۱۹۷ ـ امين رياحی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در شعبه ۲۰۱ دادسرای انقلاب مشهد مورد بازجويی قرار گرفت. (امير کبير ۳۰/۳/۸۷)

محاکمات:
۱۹۸ ـ آسو صالح فعال دانشجويی دانشگاه کردستان و عضو هيئت تحريريه هفته نامه « ديدگاه » به اتهام اقدام عليه امنيت ملی ، فعاليت تبليغی عليه نظام ، تحريک جوانها به شرکت در تجمع غير قانونی روز جهانی زن در سنندج و ارتباط با گروههای معاند جمهوری اسلامی ايران در شعبه پنجم دادياری سنندج مورد بازجويی قرار گرفت. پرونده وی برای محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج ارجاع شد.( ايلنا ۳/۴/۸۶ )

۱۹۹ ـ ۴۶ دانشجوی دانشگاه آزاد شهر ری به اتهام عدم رعايت شئونات دانشجويی و عدم رعايت پوشش مناسب در کميته انضباطی اين دانشگاه محکوم شدند. تنها ۳ نفر از اين دانشجويان به کميته انضباطی احضار و محاکمه شده اند، ۴۳ دانشجوی ديگر به صورت غيابی و بدون اينکه فرصت دفاع از خود را داشته باشند محکوم شده اند. اسامی دانشجويان به اين شرح است: شيدا زرين ، فاطمه افرند،ريحانه نعمتی کش، مهرو ستاد، کلثوم غريب نواز، معصومه اکبر نژاد، فاطمه احمدی ، سارا اينانلو دوقوز، نسيبه فاضلی حشمت، ميثم يوسفی، محسن جورابلو، حيدر ناهيد قره شيرازی، حسن اکبری، صادق خدادادی، روح الله فيروز اردکانی، حميد رضا هژبری، عليرضا سعيدی، امير حاجی احمدی، جواد آذرخش، مهدی مرادی، ميثم فريدونی، پور اقدم پورناکی، مهدی خانی زاده، محمد عزيزی، سيد رضا احمدی، محمد صادق دارابی، محسن روحی مياب، جواد سبحانی، مجتبی زارع خرميزی، بهزاد بهروزپور عسگر آباد، اردشی فلاح مهر، حسين عباسيان، محمد علی کرمی، مرتضی زمانی، مجيد محمد ابراهيم، رضا عابدی، مهدی خطيبی، سيد رمضان حسينی، امير کريمی، سعيد ناهيدی، محمد رضا دهقان نظری، عليرضا مهربانی، آقای نوذريان و آقای طالبی.(روزانه تهران جنوب ۳/۶/۸۶)

۲۰۰ ـ امين بزرگيان دانشجوی سابق دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت کشور ، هياهو و جنجال برای برهم زدن نظم و سنگ پرانی به ماموران نيروی انتظامی با شکايت مدعی العموم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ايسنا ۲۸/۶/۸۶ )

۲۰۱ ـ ميثم رشيدی دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت کشور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. (امير کبير ۳۰/۹/۸۶)

۲۰۲ ـ محمد ورزنده دانشجوی سابق دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت کشور ، شرکت در تجمعات غيرقانونی و برهم زدن نظم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد . (ايسنا ۰۳/۱۰/۸۶)

۲۰۳ ـ بابک زمانيان عضو انجمن اسلامی دانشجوی دانشگاه امير کبير به اتهام اقدام عليه امنيت ملی بصورت غير علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. نامبرده در خردا ماه سال جاری پس از ۳۸ روز حبس انفرادی با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شده بود.( امير کبير ۲۳/۱۱/۸۶)

۲۰۴ ـ احمد قصابان، احسان منصوری و مجيد توکلی دانشجويان دانشگاه امير کبير که از ارديبهشت ماه در زندان بسر می برند، در شعبه ۴۴ دادگاه تجديد نظر استان تهران به رياست قاضی ساعدی بصورت غير علنی محاکمه شدند. اين دانشجويان به اتهام تبليغ عليه نظام ، نشراکاذيب عليه بسيج و نيروهای امنيتی در شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران و شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی تهران به زندان محکوم شده اند.( ايسنا ۲۸/۱۱/۸۶ )

۲۰۵ ـ سهراب کريمی عضو اتحاديه دمکراتيک دانشجويان کرد ، که از روز ۱۶ آذر در بازداشت بسر می برد بدون حضور وکيل و بصورت غير علنی محاکمه شد. آسو صالح ۲۹/۱۱/۸۶ )

۲۰۶ ـ آرش خاندل عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه لرستان و از بازداشت شدگان ۱۸ تير ۸۶ در محل دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت، به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنيت کشور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. نامبرده در تير ماه به مدت يک ماه در بازداشت بسر برد و سپس با قرار وثيقه ۱۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد.(ايسنا ۲۱/۱/۸۷)

۲۰۷ ـ ياسر گلی دانشجويی که از مهر ماه سال گذشته به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق هواداری از گروه پژاک در زندان بسر می برد، در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به رياست قاضی طياری محاکمه شد.
(موکريان نيوز ۸/۳/۸۷)

احکام صادر شده توسط دادگاهها :
۲۰۸ ـ بهرام اسماعيل بيگی عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام تبليغ عليه نظام ، برگزاری تجمعات غير قانونی و توهين به خمينی در شعبه ۴ دادگاه انقلاب اصفهان به ۲ سال حبس تعزيری محکوم گرديد، که برای مدت ۵ سال به حالت تعليق در آمد.
( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۹/۴/۸۶ )

۲۰۹ ـ يونس زارعيون دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامی تبريز اعلام کرد: به دنبال شکايت يکی از استادان دانشگاه مبنی بر آنچه که بر هم ريختن جو دانشگاه از سوی بنده ناميده می شد به دادگاه احضار شدم و طی حکمی از سوی دادگاه به شش ماه حبس تعزيری محکوم شدم . ( ايسنا ۲۹/۵/۸۶ )

۲۱۰ ـ ميثم گلستانی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به علت شرکت در تجمع روز دانشجو در دادگاه به يکسال حبس تعليقی محکوم شد. ( ايسنا ۱۲/۶/۸۶ )
۲۱۱ ـ امير حسين اعتمادی فارغ التحصيل دانشکده فنی دانشگاه تهران ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضی صلواتی به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. نامبرده در جريان اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۲ توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت گرديد و مدت ۵۵ روز در سلول انفرادی بسر برد . ( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۵/۶/۸۶ )

۲۱۲ ـ سعيد قاسمی نژاد دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام تحريک به اغتشاش و اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضی صلواتی به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. نامبرده در جريان اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۲ به مدت ۲۰ روز بازداشت گرديد. ( ادوارنيوز ۱۷/۶/۸۶ )

۲۱۳ ـ ابوالفضل جهاندار و سعيد درخشندی از فعالين سابق جنبش دانشجويی در شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران و شعبه ۲۶ دادگاه تجديد نظر استان تهران به ۵/۲ سال و ۵/۳ سال حبس تعزيری محکوم شدند. نامبردگان از شهريور سال ۸۵ در زندان بسر می برند. ( ايسنا ۶/۷/۸۶ )

۲۱۴ ـ شيرزاد حاجيلو دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی خوی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و ارتباط با گروههای پان ترکيست در دادگاه انقلاب خوی به حکم قاضی نوروزی به يکسال حبس تعزيری محکوم شد.
( ساوالان سسی ۱۰/۷/۸۶ )

۲۱۵ ـ امين بزرگيان از فعالان سابق دانشجويی دانشگاه تهران و از بازداشت شدگان اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۲ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال حبس تعليقی محکوم شد. (ايسنا ۱۸/۷/۸۶)

۲۱۶ ـ پنج دانشجوی سابق دانشگاه امام حسين، به عنوان مسئولين سايت « يک خبر » به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه تجديد نظر هريک به پرداخت ۳ ميليون تومان جريمه نقدی محکوم شدند.(ايسکانيوز ۲۲/۷/۸۶)

۲۱۷ ـ مهناز محمدزاده شاعر و دانشجوی تربيت بدنی دانشگاه اروميه به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و ترويج پان ترکيسم در شعبه يک دادگاه انقلاب اروميه به ۶ ماه حبس تعزيری محکوم شد.
(کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ۲۲/۷/۸۶ )

۲۱۸ ـ اکبر پاشايی دانشجوی رشته فيزيک و دبير کانون دانشجويی « استاد شهريار » دانشگاه اروميه در شعبه اول دادگاه انقلاب اروميه به رياست قاضی درويشی به يکسال حبس تعليقی محکوم شد. وی در سال جاری به مدت ۴۰ روز در بازداشت بود و توسط نيروهای امنيتی مورد بازجويی قرار گرفت و در اعتراض به رفتار آنها به مدت ۴ روز دست به اعتصاب غذا زده بود.(اميرکبير ۱۹/۹/۸۶)

۲۱۹ ـ ابراهيم دهقان فعال دانشجويی دانشگاه اروميه و مدير مسئول نشريه دانشجويی توقيف شده «ياشيل يول» به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه انقلاب به دو سال حبس تعليقی محکوم شد.(امير کبير ۲۱/۹/۸۶)

۲۲۰ ـ بهنام نور محمدی، قهرمان سلطانی، پرويز سلطانی و بهروز خورشيدزاده از فعالين دانشجويی آذربايجانی به علت دعوت مردم به شرکت در مراسم روز جهانی زبان مادری در دادگاه انقلاب شبستر به يکسال حبس تعليقی محکوم شدند. (امير کبير ۲۲/۹/۸۶)

۲۲۱ ـ محمدرضا عوض پور دانش آموز ۱۶ ساله تبريزی به اتهام عضويت در جمعيت ها و دسته هايی که هدف شان برهم زدن امنيت کشور می باشد، در شعبه ۱۱٨ دادگاه جزايی تبريز به رياست قاضی نياکار به ۵ ماه حبس تعزيری محکوم شد. نامبرده در پرونده ای ديگر به ۴ ماه حبس تعزيری محکوم شده بود. وی در خردادماه توسط بسيج بازداشت و پس از ۴۰ روز با قيد وثيقه از زندان تبريز آزاد شد.(امير کبير ۲۲/۹/۸۶)

۲۲۲ ـ عبيد زارعی دانشجوی سنندجی به اتهام اخلال در نظم در دانشگاه و همکاری با يکی از احزاب اپوزيسيون در دادگاه انقلاب سنندج به يکسال حبس تعليقی محکوم شد . (موکريان نيوز ۴/۱۰/۸۶)

۲۲۴ ـ محمد ورزنده دانشجوی سابق دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به دو سال حبس تعليقی محکوم شد.( ايسنا ۱۰/۱۱/۸۶ )

۲۲۵ـ عسگر اکبرزاده دانشجوی دانشگاه پيام نور اردبيل به اتهام تبليغ عليه نظام در دادگاه به ۴ ماه حبس تعزيری محکوم شد. نامبرده برای گذراندن دوران محکوميت اش به زندان اردبيل فرستاده شد.(ساوالان سسی ۴/۱۲/۸۶)

۲۲۶ ـ بابک زمانيان عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضی صلواتی به يکسال حبس محکوم شد.(ايسنا ۱۳/۱۲/۸۶)

۲۲۷ ـ علی شاکری دانشجوی پيام نور سنندج به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در دادگاه انقلاب سنندج به دو سال و نيم حبس تعزيری محکوم شد. (امير کبير ۱۸/۱۲/۸۶)

۲۲۸ ـ حسين يوسفی و غفور حبيب پور دانشجويان رشته حقوق دانشگاه تبريز به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه دوم دادگاه انقلاب تبريز به رياست قاضی حملد به ۶ ماه حبس محکوم شدند.(ساوالان سسی ۹/۱/۸۷)

۲۲۹ ـ آرمان صداقتی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. جرم وی اعتراض به بازداشت ۳ دانشجوی دانشگاه امير کبير می باشد. نامبرده سال قبل در آبان ماه برای مدتی در بازداشت بود.(امير کبير ۲۱/۱/۸۷)

۲۳۰ ـ عابد توانچه دانشجوی دانشگاه امير کبير به اتهام توهين به خامنه ای، اقدام عليه امنيت کشور و تشکيل گروه غير قانونی معاند نظام در دادگاه انقلاب اراک به ۸ ماه حبس تعزيری محکوم شد.(اخبار روز ۲۷/۱/۸۷)

۲۳۱ ـ عليرضا جمشيدی سخنگوی قوه قضائيه اعلام کرد: سه دانشجوی زندانی دانشگاه امير کبير، مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری به اتهام تبليغ عليه نظام، اهانت به مقدسات و نشر اکاذيب در شعبه ۴۴ دادگاه تجديد نظر تهران به رياست قاضی ساعدی به زندان تعزيری محکوم شدند. اين دانشجويان در ارديبهشت سال گذشته توسط ماموران امنيتی بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفته اند. آنها بصورت غير علنی محاکمه شده اند. احکام صادره به شرح ذيل می باشد: مجيد توکلی ۳۰ ماه حبس، احمد قصابان ۲۶ ماه حبس، احسان منصوری ۲۲ ماه حبس قطعی و غير قابل تجديد نظر محکوم شدند.(ايسنا ۲۷/۱/۸۷)

۲۳۲ ـ آرش خاندل عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه لرستان و از بازداشت شدگان ۱۸ تير ۸۶ در محل دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت، به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنيت کشور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. نامبرده در تير ماه به مدت يک ماه در بازداشت بسر برد و سپس با قرار وثيقه ۱۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد.(ادوار نيوز ۲۴/۲/۸۷)

۲۳۳ ـ علی نيکو نسبتی مسئول روابط عمومی دفتر تحکيم وحدت به علت شرکت در تجمع ۳۰ مهر ۸۶ در دانشگاه امير کبير به اتهام اخلال در نظم عمومی با شکايت مدعی العموم در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی تهران به ۵ ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شد. به علت فقدان سابقه کيفری متهم حکم فوق به پرداخت ۵۰۰۰۰۰ تومان جريمه نقدی بدل از حبس و شلاق تبديل گشت. نامبرده آبان سال گذشته توسط نيروهای امنيتی به مدت ۳۰ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين (بند مربوط به وزارت اطلاعات) در بازداشت بسر برد و سپس با قرار وثيقه از زندان آزاد شد.(امير کبير ۳۰/۲/۸۷)

۲۳۴ ـ امير يعقوبعلی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی و عضو کمپين يک ميليون امضا به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق فعاليت تبليغی عليه نظام در دادگاه به يکسال حبس تعزيری محکوم شد.
(تغيير برای برابری ۵/۳/۸۷)

۲۳۵ ـ پارسا کرمانيان و عليرضا حيدری از دانشجويان دانشگاه آزاد کرمانشاه به اتهام تبليغ عليه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه هرکدام به ۷ ماه حبس تعزيری و پنج ماه حبس تعليقی محکوم شدند. اين دانشجويان در مراسم روز دانشجو به مدت يک هفته توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بودند.(امير کبير ۱۲/۳/۸۷)

صدور قرار وثيقه :
۲۳۶ ـ از سوی قاضی حداد معاون امنيت دادستان تهران برای آزادی مجيد شيخ پور، پويان محموديان، مقداد خليل پور و علی صابری دانشجويان زندانی قرار وثيقه صادر شد، برای آزادی هر دانشجو مبلغ ۸۰ ميليون تومان قرار وثيقه صادر شده است. (ايسنا ۲۵/۴/۸۶)

۲۳۷ ـ عباس حکيم زاده دانشجوی دانشگاه امير کبير که پس از تحمل ۴۵ روز حبس با قيد وثيقه ۸۰ ميليون تومان از زندان آزاد شد، از شکنجه های روحی و جسمی وارده بر خود و ساير دانشجويان پرده برداشت ، فشارهايی که در رابطه با خود او منجر به شدت گرفتن لکنت زبان و آسيب ديدگی ستون فقراتش شده است. وی از فشارهای جنسی وارده بر دانشجويان و مشاهده آثار کابل و شلاق و بر روی بدن يکی از دانشجويان و همچنين اقدام به خود کشی سخن گفت . ( خبر نامه اميرکبير ۸/۵/۸۶ )

۲۳۸ ـ سعيد حسين نيا از دانشجويان بازداشت شده در ۱۸ تير سال جاری در دفتر سازمان دانش آموختگان ايران با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. ( ايسنا ۱۲/۵/۸۶ )

۲۳۹ ـ آرش خاندل عضو شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت از دانشجويان بازداشت شده در ۱۸ تير با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. ( ادوارنيوز ۱۴/۵/۸۶ )

۲۴۰ ـ بهاره هدايت ، مهدی عربشاهی ، حنيف يزدانی ، محمد هاشمی ، مجتبی بيات ، علی نيکونسبتی، علی وفقی ، بهرام فياضی و عبدالله مومنی از اعضای بازداشت شده دفتر تحکيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران در ۱۸ تير پس از تحمل يکماه حبس هرکدام با قرار وثيقه ۳۰ تا ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شدند. (ادوار نيوز ۱۹/۵/۸۶)

۲۴۱ ـ آرش پاکزاد دانشجوی دانشگاه بابلسر که در روز ۱۲ آذر توسط مامورين وزارت اطلاعات بازداشت شده بود . با قرار وثيقه ۲۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد، همچنين روزبهان اميری دانشجوی دانشگاه تهران که در روز ۱۳ آذر توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود با قرار وثيقه از زندان آزاد شد . (اميرکبير ۲۶/۱۰/۸۶)

۲۴۲ ـ امير مهرزاد دانش آموز ۱۷ ساله ای که در روز ۱۳ آذر توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد . وی به مدت ۴۵ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندانی بود . (کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۶/۱۰/۸۶)

۲۴۳ ـ برای دانشجويان بازداشت شده در آذرماه وثيقه های سنگين از ۳۰ تا ۱۰۰ ميليون تومان صادره شده است.با گذشت بيش از ۴۵ روز از بازداشت دانشجويان طيف چپ از سوی دادگاه انقلاب به خانواده دانشجويان گفته شده که جهت تهيه وثيقه برای دانشجويان اقدام کنند. تعدادی از مبالغ تعيين شده جهت وثيقه به اين شرح است: انوشه آزادبر ۳۰ ميليون تومان، الناز جمشيدی ۱۰۰ ميليون تومان، نسيم سلطان بيگی ۵۰ ميليون تومان، محسن غمين ۸۰ ميليون تومان و ميلاد عمرانی ۱۰۰ ميليون تومان.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۲۷/۱۰/۸۶)

۲۴۴ ـ روزبه صف شکن و فرشيد فرهادی آهنگران دانشجويان زندانی پس از ۵۰ روز بازداشت به ترتيب با قرار وثيقه های ۱۵۰ و ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. (آوای دانشگاه ۱/۱۱/۸۶)

۲۴۵ ـ يک مقام قضايی گفت: هادی سالاری ، سيد محمد کهنه پوش، روزبهان اميری، امير حسين مهرزاد ، و امير آقايی از دانشجويان بازداشت شده در آذر ماه ، با قرار وثيقه از زندان آزاد شدند. (ايسنا ۳/۱۱/۸۶ )

۲۴۶ ـ کيوان امير الياسی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف پس از تحمل حدود دو ماه زندان با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومانی از زندان شد. (ادوارنيوز ۸/۱۱/۸۶)

۲۴۷ ـ علی سالم دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه امير کبير پس از تحمل حدود دو ماه زندان با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان شد. همچنين علی کلايی دانشجوی دانشگاه آزاد واحد شهريار با قيد وثيقه از زندان آزاد شد. (ادوارنيوز ۹/۱۱/۸۶)

۲۴۸ ـ شعبه دوم دادسرای انقلاب تهران برای آزادی نادر احسنی دانشجوی دانشگاه مازندران قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی صادر کرد. وی ۵۸ روز پيش توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد.(ايسنا ۱۰/۱۱/۸۶ )

۲۴۹ ـ يک مقام قضايی گفت: برای ۳ تن از دانشجويان بازداشتی بنامهای ياسر پير حياتی ، عبدالمجيد اشرف نژاد و علی کلايی با قرار های وثيقه ۵۰ تا ۱۰۰ تومانی از زندان آزاد شدند. ( ايسنا ۱۱/۱۱/۸۶ )

۲۵۰ ـ بهرام شجاعی دانشجوی دانشگاه آزاد ـ واحد تهران جنوب پس از ۴۵ روز بازداشت با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان ازاد شد. (ايسنا ۱۳/۱۱/۸۶)

۲۵۱ ـ فرشاد دوستی دانشجوی کرد دانشگاه بوعلی سينای همدان پس از ۵۵ روز بازداشت با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. بدستور مقامات قضايی و امنيتی نامبرده در طول مدت بازداشت از حق انتخاب وکيل و ملاقات با خانواده محروم بود. ( امير کبير ۱۴/۱۱/۸۶ )

۲۵۲ ـ مهدی گرايلو دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفيزيک دانشگاه تهران پس از ۶۶ روز بازداشت با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. (امير کبير ۱۸/۱۱/۸۶)

۲۵۳ ـ سعيد حبيبی عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت پس از ۷۲ روز بازداشت با قرار وثيقه ۱۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. (ادوارنيوز ۲۳/۱۱/۸۶)

۲۵۴ ـ مرتضی اصلاحچی دبير اسبق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی و عضو شورای تهران دفتر تحکيم وحدت پس از يک ماه بازداشت با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد.( ايسنا ۲۸/۱۱/۸۶)

۲۵۵ ـ جواد عليزاده دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبايی با قرار وثيقه ۸۰ ميايون تومانی از زندان آزاد شد. (آسو صالح ۲۹/۱۱/۸۶ )

۲۵۶ ـ آناهيتا حسينی و بيتا صميمی زاده از دانشجويان چپگرای دانشگاههای تهران و امير کبير پس از ۴۰ روز بازداشت هر کدام با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد شدند. (ادوار نيوز ۳/۱۲/۸۶)

۲۵۷ ـ بيژن صباغ دانشجوی رشته مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل پس از حدود ۴۰ روز بازاشت با قرار وثيقه ۸۰ ميليوت تومانی از زندان اوين آزاد شد. (خبر نامه دانشگاه مازندران ۵/۱۲/۸۶)

۲۵۸ ـ سهراب کريمی دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سياسی که در مراسم روز دانشجو در ۱۸ آذر به اتهام اقدام عليه امنيت ملی توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود پس از ۷۸ روز با قرار وثيقه ۱۵۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد گرديد. (ادوار نيوز ۶/۱۲/۸۶)

۲۵۹ ـ محمد صالح ايومن دانشجوی کرد که در مراسم روز دانشجو در ۱۸ آذر توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود پس از ۸۰ روز با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد شد. (امير کبير ۸/۱۲/۸۶)

۲۶۰ ـ امير بهنام معصومی وکيل مدافع دانشجوی زندانی بهروز کريمی زاده اعلام کرد: از سوی بازپرسی شعبه ۲ امنيت دادسرای انقلاب تهران برای آزادی موکلم مبلغ ۳۰۰ ميليون تومان قرار وثيقه صادر شد. بهروز کريمی زاده دانشجوی دانشگاه تهران از ۱۲ آذر به اتهام اقدام عليه امنيت داخلی در بازداشت انفرادی بسر می برد.
(ايسنا ۱۳/۱۲/۸۶)

۲۶۱ ـ مهدی اللهياری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف پس از ۸۱ روز بازداشت با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان اوين تهران آزاد شد. اللهياری سر دبير نشريه دانشجويی "طلوع" در کميته انضباطی به اتهام بر هم زدن نظم دانشگاه به اخراج از خوابگاه دانشجويی محکوم شد.
(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۴/۱۲/۸۶)

۲۶۲ ـ بهزاد باقری دانشجوی دانشگاه تهران و از دانشجويان "آزاديخواه و برابری طلب" پس از ۵۹ روز بازداشت با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی از زندان اوين تهران آزاد شد. (فعالان حقوق بشر در ايران ۲۵/۱۲/۸۶)

۲۶۳ ـ سعيد فيض الله زاده دانشجوی محروم از تحصيل دانشگاه علامه طباطبايی پس از ۲۵ روز بازداشت با قرار وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد شد. (ادوار نيوز ۸/۱/۸۷)

۲۶۴ ـ رضا داغستانی دانشجوی دانشگاه پيام نور نقده، وبلاگ نويس و روزنامه نگار آذربايجانی که در روز دوم اسفند، روز جهانی زبان مادری توسط ماموران امنيتی در اروميه بازداشت شده بود با قرار وثيقه ۴۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد. (کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ۱۵/۱/۸۷)

۲۶۵ ـ اردشير کريمی خياوی دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامی اردبيل و مدير مسئول نشريه دانشجويی"خزر" پس از ۳ هفته بازداشت با قرار وثيقه ۳۰ ميليون تومانی بطور موقت از زندان اردبيل آزاد شد. (امير کبير ۱۱/۲/۸۷)

۲۶۶ ـ پيمان پيران از فعالان طيف چپ پس از ۵ ماه بازداشت و تحمل سلولهای انفرادی و شکنجه با وثيقه ۸۰ ميليون تومانی از بند ۳۵۰ زندان اوين آزاد شد.(فعالان حقوق بشر در ايران ۱۲/۲/۸۷)

توقيف نشريات دانشجويی :
۲۶۷ ـ نشريه دانشجويی « شورا » به مدير مسئولی ميلاد معينی به علت درج اخبار مربوط به بازداشت دانشجويان پس از انتشار سه شماره به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه مازندران برای مدت يکسال توقيف گرديد. ( ايلنا ۱/۴/۸۶ )

۲۶۸ ـ امتياز نشريه دانشجو يی « سربداران » به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه سيستان و بلوچستان لغو گرديد. ( ايسنا ۶/۴/۸۶ )

۲۶۹ ـ نشريه دانشجويی « صبح » به مدير مسئولی الهام شهسوارزاده بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه علم و صنعت تهران برای مدت ۳ ماه توقيف گرديد. ( ايسنا ۲۹/۴/۸۶ )

۲۷۰ ـ نشريه دانشجويی "تريا" به مدير مسئولی سجاد درويش به اتهام نشر مطالب خلاف عفت عمومی پس از انتشار يک شماره بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه علم و صنعت تهران توقيف گرديد.
(ايسنا ۳۱/۴/۸۶)

۲۷۱ ـ نشريه دانشجويی « درفش کاويانی » به مدير مسئولی فرزاد حسن زاده به حکم هيئت نظارت بر نشريات دانشجويی دانشگاه فردوسی مشهد توقيف گرديد. ( آوای دانشگاه ۱۱/۷/۸۶ )

۲۷۲ ـ نشريه دانشجويی « آدديم» که توسط دانشجويان آذربايجانی دانشگاه پيام نور شهرستان گرمی منتشر می شد، بدستور هيئت نظارت بر نشريات دانشجويی توقيف گرديد. ( ساوالان سسی ۳/۸/۸۶ )

۲۷۳ ـ نشريه دانشجويی « قلم » به مدير مسئولی معصومه شفيعی به علت چاپ عکس دانشجويان زندانی احسان منصوری ، مجيد توکلی و احمد قصابان و اعتراض به صدور حکم زندان برای آنها ، توسط اعضای بسيج دانشجويی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب جمع آوری شد.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر ۱۶/۸/۸۶ )

۲۷۵ ـ رضا عرب سر دبير نشريه دانشجويی "مهر هفتم" گفت: طبق بخشنامه معاونت فرهنگی دانشگاه مازندران به مديران مسئول نشريات دانشجويی، انتشار اين نشريات ممنوع اعلام شده است. معاونت فرهنگی دانشگاه چاپ نشريات را منوط به شرکت مديران مسئول و سر دبيران اين نشريات در دوره آموزشی روزنامه نگاری کرده است. اين دستور شامل تمامی نشريات اعم از سياسی، فرهنگی، هنری و... می شود.
(امير کبير ۲۹/۹/۸۶)

۲۷۶ ـ امتياز نشريه دانشجويی "بولود" به مدير مسئولی حميد قربان عليزاده پس از انتشار هفت شماره بدستور حجت الاسلام راعی نماينده خامنه ای در دانشگاه آزاد مهاباد لغو گرديد.(ساوالان سسی ۲۹/۱/۸۷)

۲۷۷ ـ نشريه دانشجويی "ايرانشهر" به مدير مسئولی اکرم شيخ پور بدليل انتشار مطالبی در مورد زنان و مشکلات آزادی زنان در ايران به اتهام توهين به مقدسات تحت فشار نمايندگی ولی فقيه و حراست دانشگاه رازی بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه توقيف شد.(امير کبير ۳/۲/۸۷)

۲۷۸ ـ امتياز ماهنامه"پاتوق" که از سوی تعدادی از دانشجويان دانشکده خبر انتشار می يافت بدستور رئيس دانشگاه لغو گرديد. لازم به يادآوری است که احمدزاده کرمانی ۲۹ ساله رئيس دانشکده خبر فارغ التحصيل دانشگاه امام صادق و دانشجوی مقطع دکترا در دانشگاه آزاد است.(ادوار نيوز ۶/۲/۸۷)

۲۷۹ ـ نشريه دانشجويی"طاق بستان" به مدير مسئولی اشکان مسيبيان پس از انتشار ۲ شماره به اتهام نشر اکاذيب با شکايت حراست دانشگاه بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی برای مدت ۳ ماه به تعليق از فعاليت محکوم شد.(امير کبير ۱۲/۲/۸۷)

۲۸۰ ـ نشريه دانشجويی"شاليزار" که از سال ۸۴ توسط تعدادی از دانشجويان در دانشگاه گيلان منتشر می شد، بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه توقيف گرديد. شاليزار بصورت ماهانه و در ۲۴ صفحه بصورت مرتب منتشر می شد و هر ساله به مناسبت روز جهانی زن، روز جهانی کارگر و روز جهانی کودک ويژه نامه هايی را منتشر می کرد.(تغيير برای برابری ۲۰/۲/۸۷)

۲۸۱ ـ مامورين حراست دانشگاه يزد مانع پخش نشريه دانشجويی"انديشه سبز" شدند و نشريات را با خود بردند. اين مامورين مدتی پيش نيز مانع پخش نشريه دانشجويی"پرومته" به مدير مسئولی فرخ باستانی شده بودند و نشريات را با خود برده بودند. ماموران امنيتی با تلفن به خانواده های اين دانشجويان اعلام کرده اند که اگر فرزندان شان از مدير مسئولی نشريات کناره گيری نکنند بازداشت خواهند شد.(امير کبير ۲۲/۲/۸۷)

۲۸۲ ـ دو سايت خبری تحليلی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اراک توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فيلتر شدند.(آفتاب ۲۶/۲/۸۷)

۲۸۳ ـ امتياز نشريه دانشجويی"ياغيش" به مدير مسئولی حسين اسداللهی پس از انتشار يک شماره به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه اروميه لغو گرديد. همچنين نشريه دانشجويی"سهند" به مدير مسئولی اميد هاشمی توقيف شد. در ضمن هشتمين شماره نشريه دانشجويی"بولود" توسط ماموران حراست دانشگاه آزاد مهاباد جمع آوری شد.(ساوال